PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مقالات صنایع نساجی و پوشاک



Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:18 AM
مقالات صنایع نساجی و پوشاک

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:19 AM
از سال ۸۰ که طرح بازسازی و نوسازی صنایع نساجی با اختصاص سرمایه ای ۵۰۰ میلیون دلاری از حساب ذخیرهٔ ارزی آغاز شد تا به حال، تنها حدود ۲۲۰ میلیون دلار از این صندوق گشایش اعتبار شده، این طرح که با هدف به روز کردن این صنعت از دو سال پیش، آغاز شد گرچه توانست تعداد زیادی از واحدهای فرسودهٔ کشور را از آن شکل قدیمی و کم بازده تغییر دهد و صنعتی که در آن زمان، حدود ۴۰ درصد دستگاه های فرسوده داشت نوسازی شود؛ اما با وجود این، هنوز واحدهای نساجی با مشکلات فراوانی روبه رو هستند.












<img alt="افزایش قیمت یورو و کاهش رغبت واحدهای نساجی از صندوق ذخیرهٔ ارزی" border="0">











واردات کالاهای چینی، افزایش نرخ یورو، کانون تجمیع عوارض و ... وضعیت این صنعت را با وجود اختصاص این تسهیلات در حالتی کم بازده قرار داده و هنوز هم بحران در نساجی به رغم برخی تغییرات، نمایان است.بخش خصوصی به دلیل اینکه نرخ یورو به حدود ۱۱۷۰ تومان رسیده دیگر تمایل به استفاده از صندوق ذخیرهٔ ارزی ندارد و این در حالی است که تا کنون تنها ۵۲ واحد نساجی از این صندوق، وام گرفته و حدود ۳۰۰ میلیون دلار از میزان اعتبار هنوز استفاده نشده، در ابتدای اختصاص این تسهیلات، نرخ یورو ۷۳۰ تومان بود و صعود نرخ یورو دیگر نه تنها استفاده از این صندوق بلکه طرح های نوسازی صنایع نساجی را تحت الشعاع خود قرار داده است.
واردات
واردات محصولات نساجی در مقایسه با سایر صنایع، رقمی بسیار بالاتر است. میزان تعرفه ها، هزینهٔ تولید پائین این محصولات در سایر کشورها و طراحی ضعیف لباس در ایران، همگی سبب شده به عنوان نمونه واردات محصول پارچه طی ۸ ماه نخست سال جاری به اندازهٔ کل واردات این محصول، در سال گذشته باشد. گلنار نصرالهی مدیر کل دفتر نساجی وزارت صنایع و معادن می گوید: برخی محصولات با قیمتی پائین تر از نخی که در آن جنس به کار رفته به داخل کشور وارد می شود که این مسئله، مشکلاتی بسیار جدی را برای صنعت ایران ایجاد کرده است. وی معتقد است: اجراء تعیین سقف دلاری برای واردات محصولات نساجی که به تازگی در گمرکات اجراء می شود، می تواند تا اندازهٔ زیادی از کم اظهاری در گمرکات بکاهد. واردات در این صنایع، تنها منتهی به مبادی گمرکی نمی شود. پارچه و لباس به آسانی قابل حمل است و با توجه به مرزهای گستردهٔ کشور، از جهت قاچاق پذیری از ریسک پائینی برخوردار است. در واقع با وجود اینکه قوانین گمرکی تغییر می کند و دستورالعمل هائی نظیر کفّ دلاری برای جلوگیری از واردات بیش از حد و دامپینگ این محصولات اجراء می شود. اما پتانسیل بالای قاچاق پذیری این محصول، تمامی این قوانین جدید را ناکارآمد کرده و به هر حال حتی اگر تعرفه افزایش یابد واردات محدودتر شود، محصولات نساجی با قیمتی پائین تر از گذشته و به میزان بیشتر به شکل قاچاق وارد خواهد شد. ورود کالای چینی به ایران نیز از توان رقابت تولیدکنندگان این صنعت کاسته و در حالی که دولت چین هرگونه حمایت و تعرفه ای را از تولیدکنندگان این کشور برای ورود به بازارهای هدف به کار گرفته است در مقابل بهرهٔ بانکی، پرداخت ۳۰ درصد خدمات بیمه ای و قانون کار، وضعیت صنایع ایران را در حالت بحران قرار داده است. ایران در زمینهٔ صادرات محصولات نساجی به دلیل طراحی نامناسب حضور شایانی ندارد. بازارهای جهانی هر روز جویای جنس متنوع و طراحی و زیبائی یکی از اولویت های اساسی انتخاب بازار مصرف است، طراحی ضعیف لباس در ایران، تا حدودی بازار داخلی را نیز از دسترس تولیدکننده دور کرده است. در این زمینه تولیدکننده نیز چاره ای جز الگوبرداری از نوع خارجی نداشته است. با وجود فراوانی لباس های ایرانی با الگوی خارجی در بازارهای کشور، طبیعی است مصرف کننده به جای استفاده از نوع بدلی، خواستار خرید مارک اصلی است. در واقع تا دانش طراحی لباس در ایران جدی گرفته نشده حتی در صورت با کیفیت بودن مواد اولیه، در جلب نظر مشتری همچنان ناموفق خواهد بود. از سوی دیگر، از حدود یک سال پیش جوایز صادراتی پرداخت نشده است، این جوایز که انگیزهٔ زیادی برای صادرکنندگان به وجود آورده بود، عدم پرداخت آن سبب شد در ۳ ماه نخست سال جاری حدود ۷ درصد نسبت به سال گذشته، کاهش صادراتی رخ دهد. در حال حاضر نیز هرچند حدود ۱۰ صادرات محصولات نساجی به عنوان جایزهٔ صادراتی در نظر گرفته شده است، این اقدامات نیز برای افزایش انگیزهٔ صادرات به تنهائی کافی نیست.
نوسازی واحدهای نساجی
طبق آمارها تا کنون حدود ۶۰ واحد نساجی کشور که در مراکز پرجمعیت شهری قرار داشتند نوسازی شده اند. طبق برآوردهای اولیه، اصلاح ساختاری در صنعت نساجی که از سال ۱۳۷۸ آغاز شد و در سال ۱۳۸۰ قانون و مصوبات آن، تدوین شد عمدتاً ۳ محور اصلاح ساختار فنی، اصلاح ساختار نیروی انسانی و اصلاح ساختار مالی داشت. با وجود این، استراتژی به دلیل برخی مسائل مانند هزینهٔ تولید بالا، واردات و نوسانات نرخ ارز اصلاح ساختار نتوانست طبق برنامه ریزی های صورت گرفته پیش رود و اولویت رقابت در این صنعت که از اهداف این استراتژی بود هنوز در واحدهای نساجی، مشهود نیست. این صنایع در مقابل واردات، آسیب پذیر هستند و قدرت رقابت را در بیشتر موارد ندارند. این موارد، در گفتگوها و اظهار نارضایتی صاحبان این صنعت نیز به وضوح نمایان است. گلنار نصراللهی در این خصوص می گوید: در خصوص نوسازی صنایع نساجی، کارهائی در داخل بنگاه ها انجام شده که البته کار به اتمام نرسیده و آن طور نیست که هیچ مشکلی درون بنگاه های ما نباشد. هنوز واحدهای نساجی در زمینهٔ بهره وری نیروی کار، مشکل دارند و مسائل داخلی درون بنگاهی ۱۰۰ درصد حل نشده است ولی آنچه را که ممکن بود از طریق این قانون، اصلاح شود تا به حال اصلاح کرده ایم.
مصرف سرانهٔ پارچه
مصرف سرانهٔ پارچه در کشور به طور معمول ۱۷ متر در نظر گرفته می شود و اگر جمعیت ۶۳ میلیون نفر برآورد شد حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار متر پارچه مصرف خواهد شد. در این خصوص، حدود ۹۰۰ میلیون متر در داخل تولید شده و حدود ۲۰۰ میلیون دلار از خارج کشور وارد می شود.
هزینهٔ تولید و مواد اولیه
جمشید بصیری دبیر انجمن صنایع نساجی معتقد است: به دلیل موانع تولید و سرمایه گذاری و مشکلات مختلف قانونی و اداری که هم اکنون در کشور وجود دارد، قیمت تمام شده محصولات نساجی در ایران ۳۰ درصد بالاتر از سایر کشورهای جهان است. وی می گوید: قیمت مواد اولیه تورم، نیروی انسانی و بالا بودن هزینه های سربار را از دیگر مشکلات این صنعت می داند و تصریح می کند: موانع یاد شده، موجب کاهش بهره وری از یک طرح و بالا رفتن قیمت تمام شده از سوی دیگر خواهد شد که همین امر زمینهٔ عدم توان رقابت محصولات داخلی با مشابه خارجی را فراهم می کند. وی اضافه می کند: قیمت گرانول به عنوان یک مادهٔ اولیهٔ موردنیاز کارخانه های فرش ماشینی و موکت نسبت به سال گذشته افزایش یافته و همچنین قیمت چسب و مونواتیلن و مواد دیگر نیز بالا رفته است. گفته های دبیر انجمن صنایع نساجی حاکی از آن است که قیمت مواد اولیه در سال های اخیر، رشد قابل ملاحظه ای داشته که به طور قطع هزینهٔ تولید محصول نهائی صنایع نساجی، تحت الشعاع این موضوع قرار خواهد گرفت. افزایش هزینهٔ تولید در ایران، عوامل متعددی دارد که نرخ سود بانکی، قانون تجمیع عوارض و هزینهٔ مواد اولیه از دیگر عوامل اثرگذار است. در دنیای امروز، صنعت نساجی روندی را پیش گرفته که تولیدکنندگان به سمت استفاده از مواد اولیهٔ طبیعی پیش می روند. استفاده از پنبه، ابریشم و نخ های طبیعی از استقبال بیشتری در بازار مصرف برخوردار است و ذوق مصرف کننده به خصوص در بازارهای خارجی به جای این مواد طبیعی به هیچ وجه به استفاده از پلاستیک و نایلون گرایش ندارد. مدتی است تولیدکنندگان ایرانی به دلیل دسترسی مشکل به پنبه و برخی مواد دیگر طبیعی، تمایل بیشتری به استفاده از مواد مصنوعی پیدا کرده اند و این مسئله برای تولید کیفی محصولات نساجی ایرانی خطری به حساب می آید.

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:19 AM
با وجود صادرات ۳۰۵ میلیون دلاری محصولات نساجی طی سال گذشته كه از رشدی معادل ۲ درصد نسبت به سال ۱۳۸۲ خبر می دهد، وضعیت پیشرفت این صنعت با توجه به سیل واردات منسوجات چینی و تركیه ای تقریبا به بن بست رسیده است. این در حالیست كه دستگاه های دولتی نیز به طور غیرمستقیم از واردات اجناس خارجی به كشور حمایت می كنند.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/ff737134757eb3d216ed183b369c52a0.jpg











با وجود صادرات ۳۰۵ میلیون دلاری محصولات نساجی طی سال گذشته كه از رشدی معادل ۲ درصد نسبت به سال ۱۳۸۲ خبر می دهد، وضعیت پیشرفت این صنعت با توجه به سیل واردات منسوجات چینی و تركیه ای تقریبا به بن بست رسیده است. این در حالیست كه دستگاه های دولتی نیز به طور غیرمستقیم از واردات اجناس خارجی به كشور حمایت می كنند.نكته جالب توجه آن است كه با توجه به برچیده شدن سقف تجارت پوشاك در ژانویه ۲۰۰۵ میلادی، كشورهای آمریكا و اروپا یی دور جدیدی از تحقیقات را پیرامون چندین قلم منسوجات چینی آغاز كردند تا به این نتیجه برسند كه آیا واردات فوق، لطمه ای جدی به بازار داخلی پوشاك و بیكاری شاغلان در این صنعت در كشورهای ذكر شده خواهد زد.در واقع چین كه در سال ۲۰۰۳ میلادی تنها ۱۷ درصد صادرات نساجی جهان را به خود تخصیص داده بود، با بهره گیری از نیروی كار ارزان قیمت و هزینه نازل تولید، تا سال ۲۰۰۶ میلادی حداقل ۵۰ درصد صادرات جهانی را به خود تخصیص خواهد داد.در این میان با توجه به اخذ ---------- های بازدارنده برای واردات منسوجات چینی و تركیه ای به نقاط مختلف دنیا، توجه جدی به این مقوله برای جلوگیری از افول صنعت نساجی در ایران با سیل واردات این محصولات به داخل بیشتر احساس می شود.وقتی از دبیر انجمن صنایع نساجی در مورد علت عدم توفیق صنعت نساجی كشور در كسب بازارهای بین المللی سوال می كنیم، وی نیز مانند بسیاری از دست اندركاران بخش صنعت به موانع متعدد تولید، سرمایه گذاری و مشكلات مختلف قانونی و اداری اشاره می كند.جمشید بصیری كه تا همین چند سال پیش در پاسخ به پرسش خبرنگاران با صدایی بلند و پر از انرژی در اعتراض به وضع موجود سخن می گفت، گویی از اعلام مكرر نقطه نظراتش پیرامون مشكلات این بخش از صنعت و عدم حل آنها از سوی مسئولان خسته شده و دیگر مانند گذشته با آب و تاب در این باره سخن نمی گوید.وی می گوید: به علت افزایش هزینه های كارگری، هزینه های انرژی و حمل و نقل و قوانین دست و پاگیری مانند قانون تجمیع عوارض و حتی واردات پنبه قیمت محصولات نساجی در ایران ۳۰ درصد بالاتر از سایر نقاط جهان است. وی تصریح می كند: در چنین شرایطی چگونه می توانیم بخشی از بازار بین المللی را به خود اختصاص دهیم.وی بر این باور است كه مشتریان داخلی به دنبال خرید كالاهای ارزان با كیفیت مناسب هستند. وقتی تولید پنبه كه ماده اولیه مورد نیاز منسوجات است در داخل كم بوده و فاقد كیفیت لازم نیز هست، طبیعی است كه متقاضیان، گرایش بیشتری به سمت خریداری منسوجات خارجی با قیمت كمتر پیدا كنند، چرا كه حتی اگر این منسوجات فاقد كیفیت باشند، حداقل از مشابه داخل ارزان ترند.
مدیر كل صنایع نساجی وزارت صنایع از استراتژی صنعت نساجی كه بر تولید محصولات نساجی با فناوری روز و دارای ارزش افزوده بالاتر تاكید دارد، سخن می گوید.گلناز نصراللهی براین باور است كه محصولات نساجی جزو كالاهای مصرفی كم دوام بوده و از جمله نخستین رشته های صنعتی است كه برای آن استراتژی تهیه شده است
عدم موفقیت استراتژی صنعت نساجی
در این میان مدیر كل صنایع نساجی وزارت صنایع نیز از استراتژی صنعت نساجی كه بر تولید محصولات نساجی با فناوری روز و دارای ارزش افزوده بالاتر تاكید دارد، سخن می گوید.
گلناز نصراللهی براین باور است كه محصولات نساجی جزو كالاهای مصرفی كم دوام بوده و از جمله نخستین رشته های صنعتی است كه برای آن استراتژی تهیه شده است.نصراللهی نمی گوید كه این استراتژی تا چه حد در توفیق این صنعت كارساز بوده و تا چه حد موضوعاتی چون ادغام ها، كوچك سازی ها، توسعه بخش خصوصی و حتی طراحی مد مطابق با فرهنگ كشور كه در آن لحاظ شده، تاكنون اجرایی گردیده است.آیا صرف پرداخت وام ارزی معادل ۲۳۰ میلیون دلار از ۵۰۰ میلیون دلار در نظر گرفته شده از حساب ذخیره ارزی، برای نوسازی ۵۱ طرح مربوط به صنایع نساجی تا پایان برنامه سوم توسعه، می توانست راه گشایی در این عرصه باشد؟وی وجود هر نوع بی برنامگی در صنعت نساجی را رد می كند، اما نمی گوید برای آگاهی از توان صادراتی، نیاز داخلی و جذب بازارهای بین المللی چه تلاشی تاكنون صورت گرفته است؟نصراللهی امسال نیز مانند سال های گذشته اظهار امیدواری می كند كه واردات محصولات نساجی به كشور به حد معقول تر برسد، موضوعی كه نه تنها تحقق نیافته، بلكه با افزایش حجم ورودی، زمینه تعطیلی واحدهای تولیدی، بیكاری افراد و كاهش گرایش به خرید منسوجات داخلی را فراهم آورده است.
وی نیز مانند وزیر صنایع كه بخش خصوصی را به تنبلی و اخذ پول از دولت و فقدان كارآیی متهم می كند، به وجود برخی از افراد در كشور اشاره دارد.افرادی كه براساس رانت سرمایه گذاری می كنند و با نرسیدن به اهداف خود بحث بی برنامگی در تولید و نبود ---------- درست در این خصوص را مطرح می كنند. اما باز هم وی نامی از این افراد ذكر نمی كند.
پاسخ مسئولان قانع كننده نیست
یكی از مشكلات اساسی موجود در اقتصاد كشور را می توان عدم برنامه ریزی جدی در حل مشكلات و زدن انگ اتهام از سوی مسئولان ذی ربط به یكدیگر برای توجیه عدم كارآیی مناسب در بخش های گوناگون دانست.چنانچه با توجه به اینكه هم اكنون حدود ۸ هزار واحد نساجی در كشور وجود دارد كه بیش از ۷۵ واحد آنها تعطیل شده اند، در پاسخ به این پرسش كه وضعیت اشتغال كارگران این واحدها كه به طور متوسط بین ۸۰۰ تا ۲ هزار نفر هستند، چگونه خواهد شد، جوابی دریافت نمی شود. این در حالیست كه در هفدهمین مجمع انجمن نساجی كه چندی پیش در محل اتاق بازرگانی برگزار شد اعضای انجمن با استناد به آمار غیررسمی از تعطیلی نیمی از كارخانجات نساجی در كل كشور، تعطیلی تمام واحدهای ریسندگی در استان اصفهان و تعطیلی ۴۲ كارخانه پرده بافی خبر دادند.همچنین آنان اعلام كردند در صورتی كه دولت كف قیمتی برای تعرفه گمركی واردات پتو تعیین نكند واردات پتوی دو نفره چینی به نرخ ۵ دلار باعث تعطیلی كارخانجات تولیدكننده پتو تا حداقل ۳ ماه آینده نیز خواهد شد.
شاید به همین دلیل است كه وقتی رئیس كمیته صنعت و معدن كمیسیون صنایع مجلس اخیرا در صحن علنی مجلس از وزیر صنایع پرسید كه چرا علی رغم طرح نوسازی صنایع، عده زیادی از كارگران از طرق قانونی بیكار شده اند، اسحاق جهانگیری به گفتن یك جمله بسنده كرد: «تعدیل نیروی انسانی از مشكلات این صنعت است كه در این زمینه از سال ۱۳۸۱ اقدامات وسیعی انجام گرفته» اقداماتی كه وزیر از اشاره به آنها خودداری می كند.نكته جالب توجه آن است كه دست اندركاران به جای حل مشكلات بیشتر در پی متهم كردن یكدیگرند. وقتی سیدمحمود ابطحی علت رشد ۵۱ درصدی صنعت نساجی طی یك دوره پنج ساله را مد نظر قرار می دهد و آن را در قیاس با سایر كشورها بسیار پایین می داند، جهانگیری گناه را به گردن بخش خصوصی غیركارآمد می اندازد.وزیر صنایع اشاره ای به ---------- گذاری وزارتخانه و برنامه ریزی های انجام شده از سوی كمیته بازسازی صنایع نساجی نمی كند و نمی گوید در زمینه تعیین تكلیف مطالبات واحدهای نساجی گیرنده وام از حساب ذخیره ارزی با توجه به افزایش نرخ یورو از ۷۴۰ تومان به ۱۱۲۶ تومان چه اقداماتی انجام شده است. به عبارتی دیگر برای حل مشكل بازپرداخت وام با سود ۳۳ درصد به جای ۳درصد اولیه چه تمهیداتی اندیشیده شده است.
وزیر صنایع نمی گوید نحوه اخذ اعتبارات از سیستم بانكی چرا ۳ ماه مانده به اتمام برنامه سوم توسعه با توقف روبرو شده است. در حالی كه بانك ها تا پایان برنامه سوم موظف به اعطای وام از حساب ذخیره ارزی به متقاضیان در بخش نساجی بوده اند؟جهانگیری نمی گوید آیا برخوردی با واحدهای اخذكننده وام كه در زمینه نوسازی اقدامات سازنده ای انجام نداده اند، شده است؟ اصلا آیا كمیته بازسازی صنایع نساجی بازرسانی دارد كه به این مقوله رسیدگی كنند؟
و در نهایت وزیر صنایع نمی گوید اقدام اساسی و سازنده برای حل مشكلات صنعت نساجی و نیل به توسعه در این راستا كه قرار بود با شناخته شدن این صنعت به عنوان صنعت بااولویت انجام گیرد به كجا رسید.شاید او نیز پایان دولت فعلی و مشخص نبودن كابینه دولت آینده را توجیهی برای عدم پاسخگویی دقیق به پرسش های فوق می داند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








روزنامه همشهری

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:20 AM
فرش به عنوان یكی از شریف ترین هنرهای صناعی و نیز به عنوان یكی از برجسته ترین مظاهر هنر دینی از سمبل های ملی ایران به شمار می رود . فرش به عنوان یكی از صور تمدنی پرارزش كه بسیار متعالی و از طرفی هم دارای جنبه كاربردی و مصرفی است می تواند از دیدگاههای فرهنگی ـ هنری و علمی مورد بررسی قرار گیرد . ...










فرش به عنوان یكی از شریف ترین هنرهای صناعی و نیز به عنوان یكی از برجسته ترین مظاهر هنر دینی از سمبل های ملی ایران به شمار می رود . فرش به عنوان یكی از صور تمدنی پرارزش كه بسیار متعالی و از طرفی هم دارای جنبه كاربردی و مصرفی است می تواند از دیدگاههای فرهنگی ـ هنری و علمی مورد بررسی قرار گیرد . بی شك همه علوم ، صناعات و تمدن های بشری جلوه ای از انحنا، تفكر می باشند كماینكه بینش توحیدی و حكمت انسی كامل ترین انواع تفكر دینی و بقیه علوم ، عارض و تابعی از حكمت انسی بوده است . همراهی و یوستگی هنر در پیدایی و استمرار و تكامل خویش در طی ادوار تاریخی با صنایع و دیگر اقسام تمدن به قدری است كه انفكاك آن غیر قابل تصور بوده و لذا همواره در لسان قدما هنر با پسوند صنعت و یا مشابه آن قرین گردیده به گونه ای كه اطلاق واژه هنر صناعی نیز از همین باب بوده است . در بخش غیر صنعت نیز هنر بیشتر در خدمت مفاهم متعالی و غیر معین قرار می كیرد و این در حالی است كه در دوره ی معاصر بهره وری از هنر به عنوان امر غیر ضروری و تفننی و یا برداشتهای متفاوت هنر برای هنر و هنر غیر كاربردی تحت تاثیر تفكر مادی و غرب زدگی رایج می گردد . همین امر سبب می شود تا فارغ التحصیلان این گونه هنرها هنرهای سنتی را خصوصاً نوع كاربردی آن به عنوان هنر را منكر شده چرا كه دیگر تلقی آنان از هنر با تلقی قدما كه در گذشته همواره صنعت و تمدن بشری سبب می شود تا نگرش به هنرهای سنتی نسبت به گذشته تغییر كرده و هنرهای صناعی ماهیت خویش را از دست داده و به تدریج به فراموشی سپرده شوند . غرض از هنرهای صناعی همواره با توجه به عالمی كه در آن مندرج می باشد ذكر و تذكری است به حقیقت فرهنگ و نقش تربیتی آن چرا كه آن چیزی كه صنایع مستظرفه ما را ایجاد كرده صرفاً مواد مختلف و ... رنگ و یا ابتكارات خاص آن نبوده ... هنرمند در آثار خود جهانی را ابداع نموده كه ما هر چه قدر از این جهان فاصله گرفته ایم به همان نسبت نیز این آثار از بین رفته و هنرهای سنتی نابود شده اند .لذا این جنبه های اقتصادی و مسائل اقتصادی نیست كه این صنعت را به سمت نابودی سوق می دهد مسئله اصلی نابودی صنایع مستظرفه به فرهنگ دستی ما برمی گردد و ما به همان نسبتی كه این فرهنگ سنتی كه همواره توام با آداب معنوی است را از دست می دهیم و از آن دور می شویم قادر نیستیم تجربه های نوینی را داشته باشیم صنایع سنتی ما زمانی احیا خواهند شد كه ساحت تفكر معنوی جهان سنتی ما احیا گردد .بحران های اخیر جهانی جهانی كه ناشی از تاثیر عواملی مختلف چون صنعت و تمدن مدرن و تغییر اكوسیستم های طبیعی و بهم خودن نسبت انسان با طبیعت و حقیقت همراه با نگرانیهای جدی آن و از طرفی وابستگی انحصاری به صدور تك محصولاتی چون نفت می باشد ، ضرورت رجعت و احیاء هنرهای سنتی و صناعی را هم از جهت استقلال اقتصادی و فرهنگی و هم از جهت حفض هویت ملی و اشتغال بر تمامی دست اندركاران و معماران اصلی جامعه آشكار نموده است .در این میان هنرهای سنتی بخصوص فرش كه یكی از اصلی ترین هنرهای صناعی است و كاربردی وسیع در جهت رفع نیاز بشری داشته و در تمامی جهان بویژه در ایران مطرح است از اهمیت ویژه ای برخوردار می گردد .با توجه به اهمیت اقتصادی هنر فرش در طی قرون و اعصار كشورمان با در نظر داشتن میلیون ها نفر دست اندركار
(به صورت مستقیم و غیر مستقیم) پراكندگی اشتغال و تولید آن در سطح كشور (تمامس شهرها ، اكثر روستاها و همه جوامع عشایری) چندین میلیون متر مربع تولید سالیانه به همراه سهم و نقش مهم و تعیین كننده ی فرش در تامین نیازهای داخلی و تامین بخشی از درآمد ارزی با توجه به توسعه و اهمیت صاردات غیر نفتی و قطع وابستگی اقتصاد كشور از طریق صدور فرش و بافته های دیگر كه ۳۹ درصد صادرات غیر نفتی را تشكیل می دهد و علاوه بر آن تامین استقلال اقتصادی و ارزآوری و صادرات بیشتر آن با توجه به تولید سالیانه در حدود چندین میلیون متر مربع موجب گردیده تا فرش این هنر صناعی مستقل و بومی و كاربردی ترین هنر شناخته شده در ایران و دیگر ممالك جهان در مقام و موقعیتی خاص و استثنایی قرار گیرد . لذا ضررت دارد مستئل و مشكلات ، تنگناها و موانع رشد و توسعه آن به گونه ای اصولی و منطقی و با معیارها و موازین علمی مورد بررسی و تدقیق واقع شود تا شاخص ترین هنر سنتی و برجسته ترین صنعت كشور همچنان و به مانند ادوار پیشین در سطح جهان و در تمامی بازارهای بین المللی مطرح و جایگاه خود را در رفیع ترین مكان (همان طور كه شایسته آن است) حفظ نماید .وجودمیلیون ها نفر دست اندر كار فرش كه به طور مستقیم و غیر مستقیم و همچنین به صورت اصلی و جنبی در تمامی شهرها ـ اكثر روستاها و همه جوامع عشایری (كه عاملی برای كمك به كنترل بی رویه مهاجرت نیز به شمار می آید) از درآمد حاصل از این رهگذر ارتزاق نموده و یا لااقل بخشی از درآمد مورد نیاز خود را تامین می كنند ایجاب می نماید كه با توجه به پایین بودن میزان سرمایه گزاری سرانه به اشتغال و ارزش افزوده ی بالا در صنعت فرش ، موراد مربوط به حفظ اشتغال ، تداوم و گستردگی تولید و كلاً اقتصاد فرش همراه با ظرایف و دقایق آن ، به طور مستمر مورد بررسی و امعان نظر كارشناسی قرار گیرد تا برای مسائل و مشكلات مبتلا به آن راه حلهای علمی و كاربردی ارائه گردد .حضور در عرصه رقابت بین المللی و موفقیت در این زمینه ها تنها در گرو استفاده اصولی از مزیتهای نسبی است لذا لازمه استفده و گرفتن سهمی شایسته از انك جهانی ۱۵ میلیارد دلاری فرش توسط كشوری كه می تواند رساترین سخن را به مدد ویژگیهای استثنایی زیراندازهای سنتی خود داشته باشد ایجاب می نماید تا مسایل و موارد چگونگی این حضور از ابعاد مختلف و با توجه به جنبه ها مترتب بر آن از لحاظ قوانین و مقررات ارزیابی و كارشناسی ، گمرك ، بیمه ، حمل و نقل ، بازاریابی و شناخت بازارهای جهانی و ... در مركزی علمی و معتبر توسط خبرگان و اهل فن موردعنات و بررسی قرار گیرد . تا با استفاده از دستاوردهای آن زمینه های حضوری شایسته در بازارهای جهانی كه خود لازمه تداوم اشتغال و تولید نیز می باشد فراهم گدد .با توجه به نكات مطروحه نسبت به لزوم برگزاری رشته كارشناسی فرش به نظر می رسد این ضرورت به حدی است كه هرگونه تاخیر در انجام آن سبب حضور وسیعتر اغیار و دیگانی كه حاشیه نشین این میدان بوده اند ، خواهد شد كما اینكه با برنامه ریزی وسیعی كه در ناحیه كشورهای نواحی مختلف بخصوص كشورهای شرق مثل چین و هند پاكستان و بنگلادش و تركیه انجام گرفته و یا حتی در كشوری مانند چین دانشگاهی با عنوان فرش تاسیس می گردد . اگر ما هنرهای سنتی بخصوص فرش را در مقطع عالی نبینیم چگونه توقع داشته باشیم كه در جایگاه و مقامی عالی دیده شود . راه تعالی و حفظ برتری فرش ایران و اشاعه گستردگی و سلامت آن در حد مطلوب میسر نخواهند شد مگر آنكه این هنر و صنعت را در مقع عالی آموزشی و پژوهشی و به صورت آكادمیك كلاسیك و با برنامه ریزی دقیق و جامع تمامی جهات دیده شود . ادامه فعالیت فرش در كشور با روند كنونی آن ، نه تنها سبب گسترش و حفظ جایگاه آن در جهان نخواهد شد بلكه سبب افول بیشتر و انحراف و زوال آن خواهد گردید .ضروری ترین و لازم ترین كار آن است كه در یك تشكل دانشگاهی در مقاطع مختلف كارشناسی ، كارشناسی ارشد و دكترا در تمامی ابعاد آن از تكنیك و هنر گرفته تا اقتصاد ، برنامه ریزی كامل و جامع شود تا هم سبب حفظ مواریث گذشته ، اصالتهای فرهنگی و ملی و هم موجبات گسترش و فراگیری آن را در همه نقاط ایران از طریق تربیت نیروهای متخصص و كاردان و ایجاد موفقیت برتر در بازارهای جهانی و در نهایت استقلال اقتصادی و فرهنگی را فراهم نماید .
ضرورت پرداخت به مسائل فنی و تكنیكی ، هنری و فرهنگی و اجتماعی فرش ایجاب نموده است تا رشه كارشناسی فرش در ۵ گرایش به شرح زیر دیده شود :
ـكارشناسی فرش با گرایش طراحی قالی
ـ كارشناسی با گرایش رنگرزی
ـ كـارشناسی فرش با گرایش تكمیل و مرمت
ـ كارشناسی فرش با گرایش بافت
ـ كارشناسی فرش با گرایش باسایرزیراندازها (گلیم و گبه و غیره)
تدوین برنامه های درسی گرایشهای فوق به گونه ای است مه دانشجویان پس از گذراندن دروس مشترك اصلی و پایه . در سال آخر دروس تخصصی هر یك از گرایشها را كه بر اساس علاقه انتخاب نموده اند الزاماً
می گذراند :
بدیهی است با عنایت خاص مسئولین نسبت به این امر و لزوم سامان دهی ، تشكل و نظام درآوردن و تعالی هنرهای كاربردی در جایگاه واقعی خویش و نقش آن در فرهنگ ، هنر ، اقتصاد ، اشتغال ، ارتباط جهانی و انتقال فرهنگ اسلامی و هویت ملی انجام این مهم با همه پاكدلان میهن اسلامی و استعانت خداوندی به تحقق برسد .
۱ـ تعریف و هدف:
دوره آموزش كارشناسی فرش یكی از دوره های آموزش عالی است كه هدف از برگزاری این دوره تربیت افراد متخصص و آشنا به مبانی عملی و نظری فرش كه مظهری از فرهنگ اسلامی و هنر ملی كشور ماست .
۲ ـ اهیمت و ضرورت :
۱ . حفظ و تقویت فرهنگ بومی و ملی باتوجهبه اصالتهای نقش ـ رنگ و بافت هر منطقه .
۲. بالا بردن كیفیت بافت متناسب با كمیت و قانونمند شدن روشهای آموزشی و توسعه و رونق قالی بافی با استفاده ا مناسب ترین روشها .
۳. احیاء ، حفظ و ترویج هنر فرش به منظور اشاعه فرهنگ و هنر اصیل اسلامی ایران در متن زندگی مردم .
۴. اشاعه فرهنگ معنوی و انتقال مفاهیم هنری ، دینی ، ملی از طریق گسترش هنر فرش در سایر جوامع بشری .
۵. آموزش علوم و نظری این هنر شریف به منظور تربیت هنرمندان و كارشناسان آگاه و متعهد در جهت حفظ حریم میراثهای فرهنگی .
۶. حفظ اصالتها و مقابله با بدعت های نادرست كه تحت تاثیر
فرهنگ های بیگانه و هنر وارداتی غرب در بعضی از مناطق ایران رایج شده است .
۷. شناخت فرش به عنوان یكی از مهمترین هنرهای صناعی و مواریث و ودایع معنوی ایران و شناخت سیر تحول و تطور آن در ادوار مختلف فرهنگی این مرز وبوم .
۸. شناخت فرهنگ تصویری فرش (نقش و رنگ)به عنوان جلوه ای از تفكر و حكمت اسلامی .
۹.ایجاد زمینه مطالعاتی و تحقیقاتی به منظور بررسی همه جوانب ان هنر در دوره های كارشناسی ارشد و دكتری .
۱۰. حفاظت و صیانت از این صنعت و هنر ملی با توجه به نقش اقتصادی ـ فرهنگی و ---------- آن .
۴ ـ طول دوره و شكل نظام درسی :
طول دوره كارشناسی فرش ۴ سال تمام است كه برای دانشجویان تمام وقت به ۸ ترم تحصیلی (حداقل طول دوره) تقسیم می شود . طول هر ترم تحصیلی ۱۸ هفته و معادل یك نیم سال تحصیلی است . زمان تدریس هر واحد درسی از نوع نظری یم ساعت در هفته و از نوع عملی ۲ ساعت در هفته و از نوع كارگاهی ۳ ساعت در هفته است .
۵ ـ تعداد و نوع واحدهای درسی :
برنامه دوره كارشناسی فرش ۱۳۵ واحد درسی به شرح زیر است :
۱ـ دروس عمومی معارف اسلامی پیشنهادی شورای عالی برنامه ریزی ۲۰واحد .
۲ـ دروس پایه ۳۹واحد
۳ـروس اصلی ۳۸ واحد
۴ـ دروس تخصصی با گرایش های زیر :۳۰ .احد
الف . كارشناسی فرش با گرایش سایر زیراندازها
ب. كارشناسی فرش با گرایش مرمت و تكمیل
ج . كارشناسی فرش با گرایش رنگرزی
د. كارشناسی فرش با گرایش طراحی قالی
ه . كارشناسی فرش با گرایش بافت
۵. دروس اختیاری(دانشجو می تواند از تعداد واحد ارائه شده ۸ واحد را انتخاب نماید )
تبصره : دانشجو می تواند حداكثر ۷ واحد درسی از دروس گرایشی خود را از گرایشهای تخصصی دیگر انتخاب كند .
منبع:وزارت آموزش عالی









http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








انتخابی از منابع گوناگون

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:20 AM
مهمترین عامل تعیین كننده قیمت انواع كیف ها مدت زمان صرف شده برای طراحی شان است كه این مسئله بیشتر در مورد كیف های زنانه وجود دارد.مدل های جدید و پرطرفدار معمولا گرانترند...












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/07775ef63ec1ac7a6fd4dabf6a864e2e.jpg











در گذشته های دور كه هنوز چیزی به عنوان واسطه مبادله به طور مشخص تعیین نشده بود، مردم از طریق مبادله كالا به كالا به داد و ستد می پرداختند. بعد از آن در جوامع مختلف، اشیای متفاوتی از قبیل ماهی خشك شده، صدف، سنگ های قیمتی، پوست حیوانات و سرانجام طلا و نقره به دلیل ارزش ذاتی و نیز دوام و سهولت جابه جایی، نقش پول را یافتند.پول علاوه بر دو مزیت بالا، دارای قابلیت ذخیره سازی ارزش است و به دلیل قابل تبدیل بودن به هر كالایی، می تواند نماینده عمومی انباشت ثروت در جامعه باشد. پول مهمترین وسیله پرداخت است.مجموعه این خصایص توانسته پول را از زمان های دور تا دوران اقتصادهای پیچیده و پیشرفته كنونی در جایگاه یكی از مهمترین عوامل تنظیم كننده فعالیت های اقتصادی قرار دهد.
پول رایج درهركشور شامل اسكناس و سكه هایی است كه مردم در مبادلات روزمره از آن استفاده می كنند.نگهداری تعدادی اسكناس و سكه كه دائما در حال كم و زیاد شدن هستند و دارنده آن در هر لحظه ای ممكن است مجبور به استفاده از آنها شود، این الزام را ایجاد می كند كه هر شخص، یك كیف پول كوچك داشته باشد. كیف های پول، در انواع زنانه و مردانه و در سایزهای مختلف در بازار موجودند. این كیف ها ممكن است از جنس چرم طبیعی، چرم مصنوعی، پارچه، برزنت و... باشند.در این میان، كیف پول هایی كه از چرم طبیعی ساخته شده اند دارای بهترین دوام و كیفیت بوده و در سه نوع چرم گاوی، بزی و گوسفندی در بازار موجودند.مشخصه اصلی چرم طبیعی این است كه پشت آنها حالت مخمل مانند دارد. انواع چرم مصنوعی این مشخصه را ندارند، اما اخیرا انواع خارجی چرم های مصنوعی هم به بازار عرضه شده كه شباهت بسیار زیادی به كیف پول هایی از جنس چرم طبیعی دارد. اما انواع مختلف كیف هایی كه از چرم مصنوعی تهیه شده اند لایه داخلی و پشتی آنها معمولا پارچه ای، برزنتی و تار و پوددار است.
مشخصه دیگر چرم های طبیعی، نرم بودن آنهاست كه باز هم بسته به اینكه گاوی، بزی یا گوسفندی باشد درجه نرمی و زمختی شان متفاوت است.چرم های گوسفندی نرم ترین چرم ها هستند كه از آنها معمولا برای تهیه كیف پول های ظریف زنانه استفاده می شود. درجه نرمی چرم های بزی از انواع گوسفندی كمتر است، ولی بازهم برای كیف های زنانه مناسب تر هستند و اما چرم های گاوی نسبت به دو نوع دیگر، كمی زمخت هستند و اغلب برای ساخت كیف پول های مردانه استفاده می شوند.طراحی كیف آقایان در دو سایز جیبی و كتی معمول است. پول در كیف های كتی بدون تاخوردگی قرار می گیرد، پس سایز آنها معمولا از انواع جیبی بزرگتر است. كیف پول های مردانه نسبت به زنانه از تنوع پایینی برخوردار است. آقایان در انتخاب كیف پول، معمولا دو نكته را مدنظر قرار می دهند، فضای كافی برای قرار دادن كارت و اسكناس. آنها معمولا ترجیح می دهند كیف شان جایی برای سكه یا همان پول خرد نداشته باشد. تنوع رنگ كیف های مردانه هم نسبت به زنانه ها بسیار كمتر است. مشكی، قهوه ای، كرم و بژ كه البته رنگ های مشكی و قهوه ای طرفدار بیشتری دارند و از طرفی چون تنوع در این زمینه زیاد نیست، كیف پول افراد جوان و مسن طراحی های متفاوت از هم ندارد. كیف مردها معمولا از چرم گاوی تهیه می شود و از آنجایی كه آقایان نسبت به خانم ها تقریبا دقت كمتری در نگهداری از وسایل خود دارند، این نوع چرم به خاطر دوام و ضخامت بیشتری كه دارد برای آنها مناسب تر است.و اما كیف پول های زنانه كه معمولا از چرم های گوسفندی و بزی تهیه می شوند در مقایسه با انواع مردانه از تمام جهات متنوع ترند.انواع زنانه در بیش از ۳۰ رنگ در بازار موجودند و طراحی های متفاوتی دارند كه همه روزه هم انواع جدیدتری به بازار عرضه می شوند، در سه سایز كوچك، متوسط و بزرگ.
دختران جوان معمولا ترجیح می دهند از كیف های كوچك تر با رنگ های روشن استفاده كنند و به علت نرمی و ظرافت، چرم های گوسفندی را انتخاب می كنند. خانم های میانسال و مسن بیشتر طرفدار كیف های تیره و بزرگ هستند. البته در این میان استثنا هم وجود دارد، یعنی ممكن است خانم های مسن كیف های كوچك و رنگ روشن را انتخاب كنند، اما معمولا به طرف رنگ های گرم تیره می روند.غیر از موارد بالا، جادار بودن كیف و داشتن جای عكس زیاد و پول خرد برای خانم ها، حائز اهمیت است.آنها در انتخاب كیف پول به خاطر تنوع بیشتری كه وجود دارد نسبت به آقایان سختگیرترند، اما قیمت كیف پول هایی كه از چرم طبیعی ساخته شده اند بسته به چندعامل، متفاوت است.
مهمترین عامل تعیین كننده قیمت این نوع كیف ها مدت زمان صرف شده برای طراحی شان است كه این مسئله بیشتر در مورد كیف های زنانه وجود دارد.مدل های جدیدتر و مدل هایی كه طرفدار بیشتری دارند معمولا گران تر هستند. در این میان میزان چرم به كار رفته، چندان در قیمت كیف ها نقش تعیین كننده ای ندارد. قیمت كیف های مردانه چرم طبیعی از ۷ تا ۱۲ هزار تومان متفاوت است.اما انواع زنانه با قیمت ۸ تا ۱۷ هزار تومان به دست مشتری می رسند.خانم ها در انتخاب كیف، الگو و ظرافت به كار رفته را مورد توجه قرار می دهند و این فاكتور در تعیین قیمت كیف تاثیر گذار است.ممكن است كیف سایز كوچكی داشته باشد، اما به خاطر دارا بودن طراحی پیچیده و مدت زمان زیادی كه صرف آن شده، به نسبت انواع بزرگتر قیمت بیشتری پیدا می كند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








روزنامه همشهری

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:21 AM
دفتر صنایع ماشین سازی و نیروی محركه وزارت صنایع و معادن اعلام كرد: ۳۸۹ هزار و ۴۹۸ دستگاه انواع خودرو سبك و سنگین در پنج ماه نخست سال جاری در كشور تولید شد كه در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۲۳ درصد افزایش داشت.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/a70d237487a6149ba232542a936d14d6.jpg











دفتر صنایع ماشین سازی و نیروی محركه وزارت صنایع و معادن اعلام كرد: ۳۸۹ هزار و ۴۹۸ دستگاه انواع خودرو سبك و سنگین در پنج ماه نخست سال جاری در كشور تولید شد كه در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۲۳ درصد افزایش داشت. حدود یك قرن پیش زمانی كه اولین ماشین آلات و كارخانه های نساجی وارد ایران شد، پارچه بافی از حالت دستی خارج و كارخانه های تولید پارچه با تولید انبوه جایگزین دست های هنرمندان ایرانی شد و پارچه های ابریشمی اعلا در كشور به تولید بالا رسید و تولیدكنندگان را در مورد صادر كردن پارچه به كشورهای مختلف به فكر انداخت و ایران به دلیل كیفیت بالای پارچه های خود، بهترین صادركننده این صنعت شناخته شد. در آن زمان جاده ابریشم كه محل عبور و مرور كالا بود، شاهد صادرات بالای این كالا از كشور به سایر نقاط دنیا بود ولی در حال حاضر، جاده های ترانزیتی كشور شاهد واردات پارچه های چینی، هندی و تركیه ای به كشور هستند. این در شرایطی است كه ما قدرت و موقعیت تولید خوب را در كشور داریم و در صورت حمایت دولت از این صنعت، همانند كاهش تعرفه، بالا بردن كیفیت پنبه در كشور و یا آزاد كردن واردات پنبه مرغوب به كشور، می توانیم باز هم در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم. در صورت از بین رفتن مشكلات صنعت نساجی و پوشاك این صنایع می توانند یكی از تكیه گاه های اصلی اقتصاد كشور برای رهایی از وابستگی به درآمدهای نفتی باشند. صنایع نساجی با پیشینه طولانی، حجم انبوه سرمایه گذاری نرخ بالای ارزش افزوده، پیوند ریشه دار با سایر صنایع و اقتصاد ملی، توان اشتغالزایی بسیار زیاد و كسب درآمدهای ارزی و نیروی انسانی بزرگی كه در اختیار دارد از امكانات بالقوه بسیاری برای رشد و بالندگی اقتصاد كشور برخوردار است. در حال حاضر، حدود هشت هزار واحد نساجی در كشور وجود دارد كه متاسفانه بیش از ۷۵ واحد آنها تاكنون تعطیل شده اند. ازجمله مشكلات كنونی صنعت نساجی، انباشته شدن كالای تولید شده در انبار كارخانه ها و افزایش هزینه های تولید در مقایسه با كاهش قیمت فروش است كه باعث می شود تولیدكنندگان زیر ظرفیت اسمی خود تولید كنند. در حال حاضر، اغلب واحدها از ۴۵ درصد ظرفیت اسمی و برخی از حدود ۲۵ درصد ظرفیت اسمی خود استفاده می كنند و این در حالی است كه طبق استانداردهای جهانی باید ۸۰ تا ۹۰ درصد ظرفیت اسمی یك واحد صنعتی فعال باشد. این معضل باعث ركود سرمایه گذاری ها، اتلاف منابع مالی، افزایش هزینه های تولید، گران شدن محصول نهایی، كمبود نقدینگی در واحدها، افزایش زیاندهی آنها و سرانجام كاهش تولید شمار قابل توجهی از واحدها شده است كه این روند همچنان ادامه دارد. صنعت نساجی ما در شرایطی باید با كشورهایی همانند چین رقابت كند كه این كشور در سال ۲۰۰۳ حدود پنج میلیارد دلار وام بدون بهره به صنعت نساجی خود اختصاص داد، اما ایران حدود ۲۷۰ میلیون دلار برای نوسازی صنعت نساجی خود اختصاص داد، درحالی كه دریافت كنندگان این وام در زمان دریافت با ارز ۷۲۰ تومانی روبرو بودند ولی در حال حاضر، نرخ دلار افزایش بسیاری پیدا كرده و دریافت كنندگان وام مجبور به پرداخت مابه التفاوت وام هستند.به دلیل افزایش هزینه های كارگری، هزینه های انرژی و حمل و نقل و قوانین دست و پاگیر مانند قانون تجمیع عوارض و حتی واردات پنبه، قیمت محصولات نساجی در ایران ۳۰ تا ۳۵ درصد بالاتر از كشورهای همسایه است و در مقابل قیمت منسوجات چینی در حد بسیار پایینی قرار دارد. در شرایطی كه مشتریان داخلی ما به دنبال خرید كالاهای ارزان قیمت با كیفیت مناسب هستند و اجناس داخلی به دلیل پایین بودن كیفیت پنبه، مرغوبیت لازم را جهت جذب مشتریان داخلی ندارند، متقاضیان تمایل بیشتری به خرید منسوجات خارجی با قیمت كمتر پیدا می كنند چرا كه حتی اگر این منسوجات فاقد كیفیت باشند، حداقل از اجناس داخلی ارزان قیمت تر هستند. در چنین شرایطی چگونه می توانیم بخشی از بازار بین المللی را به خود اختصاص دهیم.این در حالی است كه مدیر كل دفتر نساجی، كاهش تعرفه منسوجات را منوط به تعیین چگونگی اظهار قیمت ها در گمرك و تعیین حداقل قیمت های پایه منسوجات می داند و گفته است: چنانچه قیمت در گمرك درست و بر اساس ارزش حقیقی كالا اظهار شود، تعرفه و حقوق گمركی را مقداری كاهش می دهیم. این در حالی است كه تعرفه پوشاك و پارچه در حال حاضر به ترتیب ۷۰ و ۴۰ درصد و تعرفه نخ و الیاف نیز به ترتیب ۲۰ تا ۲۵ درصد و ۵ تا ۱۰ درصد است. طبق گزارش صندوق بین المللی پول، ایران چهارمین كشور خاورمیانه است كه نرخ تعرفه ای بالایی دارد و با اینكه در ۸ سال گذشته تعرفه در ایران ۳/۵ درصد كاهش یافته ولی باز هم رقم تعرفه در كشور بالاست. یكی دیگر از مشكلات ورود كالا به كشور قاچاقچیان هستند كه ۷۰ درصد بازار فراورده های نساجی را در دست دارند. عدم كنترل مرزهای كشور در ورود سرسام آور كالای قاچاق بدون مالیات، سبب زوال در تولید صنعت نساجی شده و اقتصاد كشور را مختل كرده است. كالاهای قاچاق با كیفیت نسبتا بهتر و قیمتی كمتر از محصولات كشور باعث افت و سرخوردگی تولید در كارخانه های بزرگ و كوچك نساجی در ایران شده است و همچنین عمر بالای ماشین آلات و كارخانه های نساجی كه حدود یك قرن از عمر آنها می گذرد و برخوردار نبودن از طرح های نوین و مدرن باعث می شود كه مشتریان از فراورده های آن استقبال چندانی نكنند و این دلایل این صندوق را به خودی خود دچار عقب ماندگی كرده است. در این خصوص با رئیس انجمن نساجی علی محمد شریفی گفت و گویی داشتیم كه در زیر می خوانید:
در ابتدا در خصوص عمده مشكلات صنعت نساجی كشور توضیح دهید؟
حدود ۱۰ سال پیش در بازارهای جهانی یكی از رقیبان تولیدی محسوب می شدیم اما در حال حاضر به دلیل فرسوده شدن ماشین آلات نساجی، بالا رفتن قیمت تمام شده مواد اولیه و نبود طرح های متنوع و جدید باعث شد كه بازار را از دست بدهیم. در گذشته رقابت بین تولیدكنندگان داخلی بود ولی در حال حاضر با بالا رفتن قیمت مواد اولیه صنعت نساجی یعنی ۴ برابر شدن قیمت پنبه در شرایطی كه قیمت مواد اولیه در بازارهای بین المللی در همان حد باقی ماند و همچنین پایین بودن بهره بانكی تولید در سایر كشورها كه حدود ۴ درصد و این رقم در ایران ۱۷ درصد است، مشكلات قانون كار، نبود استفاده كامل از ظرفیت تولید، بالا بودن حق بیمه و اجرای غلط در پرداخت یارانه های دولتی، صنایع كشور را با مشكل مواجه كرده است.
راه حل های پیشنهادی شما برای این مشكلات چیست؟
بیشتر مشكلات صنعت به دلیل رقابت پذیر نبودن صنایع است كه برای حل آن باید هزینه های تولید را كاهش داد یكی از راه حل های كاهش هزینه ها مهار تورم است كه باعث افزایش قیمت مواد اولیه می شود، با كاهش بهره بانكی می توان زمینه های رشد سرمایه گذاری در كشور را افزایش داد، تسهیل قانون كار، بالا بردن ظرفیت تولید و نیز كاهش نرخ بیمه از جمله راه حل های مشكلات صنایع است.وی در ادامه افزود: مساله تجمیع عوارض هم از عمده مشكلات تولید است كه باید كارشناسی شده و مشكل حل شود.
درخصوص كم كردن كاهش تعرفه چه اقداماتی صورت گرفته است؟
یكی از شرایط پذیرش در WTO كاهش تعرفه های وارداتی است كه در صورت پذیرش، ما هم مجبور هستیم تعرفه های خود را طبق ضوابط موجود كاهش دهیم.
وضعیت صادرات كشور را چگونه ارزیابی می كنید؟
به دلیل افزایش بیش از حد قیمت تمام شده، تولیدكنندگان تمایلی برای صادرات ندارند و دلیل آن هم ورود ما به تجارت جهانی است اگر ورود ما به WTO ۱۰ سال پیش صورت می گرفت، شرایط ما خیلی راحت تر بود و آمادگی بیشتری در این صنعت داشتیم ولی با طولانی شدن پذیرش ما در WTO كار ما مشكل تر شده است.
میزان تضمین سرمایه در كشور ما چقدر است؟
تضمین سرمایه گذاری دركشور ما نسبت به كشورهای همسایه خیلی كمتر است. ما باید بستر مناسبی ایجاد كنیم كه سرمایه گذاران با امنیت بیشتری در كشور سرمایه گذاری كنند.
چه انتظاری از دولت جدید دارید؟
ما توانایی و استعداد تولید را داریم و از وزرای صنایع و معادن، بازرگانی، كار و بانك مركزی انتظار داریم مشكلات تولید را حل كنند، البته كار مشكلی است ولی می توانیم و چاره ای هم نداریم. از وزارت كشاورزی هم انتظارداریم، حال كه با عنوان حمایت از پنبه كاران داخلی اجازه ورود پنبه به كشور را نمی دهد، با پرداخت یارانه به پنبه كاران، قیمت این محصول را ثابت نگه می دارد و نیز كیفیت پنبه های تولید داخلی را افزایش می دهد.
مژگان میرزایی
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:21 AM
هند به زودی به دومین خریدار بزرگ ماشین آلات آلمان پس از چین بدل می شود. در حال حاضر هند چهارمین واردكننده بزرگ ماشین آلات نساجی از آلمان است. این كشور در نیمه نخست سال ۲۰۰۵، بیش از ۱۰۸ میلیون یورو ماشین آلات نساجی از آلمان وارد كرده است. واردات آمریكا و تركیه در همین مدت به ترتیب ۱۷۳ و ۱۷۰ میلیون یورو بوده است.چین همچنان در صدر فهرست واردكنندگان ماشین آلات نساجی آلمان است و در نیمه نخست سال جاری میلادی، ۳۶۱ میلیون یورو ماشین آلات از این كشور وارد كرده است.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/52d53d816d0c76a569ef777e968b393a.jpg











هند به زودی به دومین خریدار بزرگ ماشین آلات آلمان پس از چین بدل می شود. در حال حاضر هند چهارمین واردكننده بزرگ ماشین آلات نساجی از آلمان است. این كشور در نیمه نخست سال ۲۰۰۵، بیش از ۱۰۸ میلیون یورو ماشین آلات نساجی از آلمان وارد كرده است. واردات آمریكا و تركیه در همین مدت به ترتیب ۱۷۳ و ۱۷۰ میلیون یورو بوده است.چین همچنان در صدر فهرست واردكنندگان ماشین آلات نساجی آلمان است و در نیمه نخست سال جاری میلادی، ۳۶۱ میلیون یورو ماشین آلات از این كشور وارد كرده است. راگنار استراوچ مدیر بازرگانی خارجی انجمن تجاری ماشین آلات نساجی آلمان (VDMA) در این باره گفت: صادرات ماشین آلات نساجی آلمان به هند در سال ۲۰۰۴ با ۳۰ درصد افزایش به ۱۴۰ میلیون یورو رسید. این رشد در سال جاری به ۸۴ درصد رسید و VDMA در نظر دارد صادرات ماشین آلات نساجی به هند را تا ۲۰۰ میلیون یورو در درازمدت افزایش دهد.
كاهش صادرات به چین
۱۳۰ عضو گروه صنعتی ماشین آلات نساجی آلمان همگی بر این عقیده هستند كه اخیرا صادرات ماشین آلات نساجی این كشور به چین در حال كاهش است. این گروه به دنبال راه هایی هستند كه سهم بازار هند را افزایش دهند. آنها هند را به عنوان بازار بالقوه آینده مهمترین محل جایگزین خارجی برای صادرات ماشین آلات نساجی می دانند. استراوچ ادامه داد: بازار چین رو به ركود است و ممكن است این سقوط تا مدتی محدود ادامه یابد. او همچنین اشاره كرد: مجموع حمل و نقل ماشین آلات نساجی آلمان در نیمه نخست سال جاری میلادی برابر با یك میلیارد و ۷۵۵ میلیون یورو بوده است. واردات چین با ۳۶۱ میلیون دلار نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۰ درصد افت نشان می دهد و تنها واردات ماشین آلات نخ ریسی در همین مدت ۴۵ درصد كاهش یافته است. این در حالی است كه واردات ماشین آلات نخ ریسی توسط هند امسال با ۳۶۷ درصد افزایش به ۵۲ میلیون یورو رسید و ماشین آلات تكمیل هم با ۳۸ درصد افزایش بر ۹ میلیون یورو بالغ شد. به گفته یكی از اعضای VDMA پنج سال پیش صادرات ماشین آلات نساجی به چین معادل ۵۰۰ میلیون یورو بود. بخشی از كاهش واردات چین ناشی از رسیدن به ثبات در تقاضای ماشین آلات ونیز بی ثباتی بازار با توجه به مقررات سهمیه بندی و منع واردات محصولات نساجی چین به اروپا و آمریكاست.
مزایای سهمیه بندی واردات چین
تولید پارچه در صنعت نساجی هند بر مبنای پنبه صورت می گیرد و ممكن است با سرمایه گذاری بیشتر بر ماشین های نخ ریسی همین روند ادامه پیدا كند. اما هند به عنوان جایگزینی در تجارت صنعت نساجی و اهمیت آن در بازارهای پیچیده ای مانند آمریكا و اتحادیه اروپا این كشور را مجبور خواهد كرد كه علاوه بر افزایش كیفیت برای تنوع محصولاتش هم چاره اندیشی كند. بنابراین هند باید ماشین آلات نساجی خود را به روز كند و نیز ظرفیت های خود را افزایش دهد و كارخانه های جدید احداث كند. استراوچ در این باره افزود: دولت هند در بخش نساجی برای صادرات ۵۴ میلیارد دلار محصول برنامه ریزی كرده كه هدف بسیار بزرگی است. صنایع ماشین آلات نساجی آلمان قصد دارد در این فرصت سهیم شود. VDMA با توجه به همین شرایط هفته گذشته كارگاه آموزشی دو روزه ای با عنوان تكنولوژی نساجی آلمان با تمركز بر ویژگی های صنعت نساجی هند برگزار كرد. این دومین كارگاهی است كه انجمن ماشین آلات نساجی آلمان در ۸ سال اخیر در هند برگزار می كند. هدف از این كارگاه به روز كردن صنایع نساجی هند منطبق بر آخرین تكنولوژی های روز دنیا در بخش های نخ ریسی، بافت ها، رنگ و تكمیل پارچه بود. ۳۶ تولیدكننده ماشین آلات نساجی آلمان و ۴۰ استاد در همین زمینه در این كارگاه شركت كردند.
نوشین دیانتی
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:22 AM
هووارد شافر در نظر دارد راه رفتن در مسافت های طولانی را برای جهانیان آسان كند. به همین دلیل است كه در دورانی كه بیشتر كارخانه های صنعت كفش آمریكا تولید خود را به كارخانه های كشورهای دیگر منتقل می كنند، او پیشرفته ترین امكانات تولید كفش را در آمریكا تاسیس كرده است. شافر از روش تولید كامپیوتری استفاده می كند اما به گفته والی هاردین مالك یك فروشگاه كفش در تگزاس كفش های «اوتابو»ی او مانند كفش های دست دوز قالب پا هستند در حالی كه قیمت آن مانند كفش های كارخانه ای است.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/0cbb98f50dc047af07df09bcf19a4c9f.jpg











هووارد شافر در نظر دارد راه رفتن در مسافت های طولانی را برای جهانیان آسان كند. به همین دلیل است كه در دورانی كه بیشتر كارخانه های صنعت كفش آمریكا تولید خود را به كارخانه های كشورهای دیگر منتقل می كنند، او پیشرفته ترین امكانات تولید كفش را در آمریكا تاسیس كرده است. شافر از روش تولید كامپیوتری استفاده می كند اما به گفته والی هاردین مالك یك فروشگاه كفش در تگزاس كفش های «اوتابو»ی او مانند كفش های دست دوز قالب پا هستند در حالی كه قیمت آن مانند كفش های كارخانه ای است. هاردین نخستین نماینده فروش شافر است كه دو سال پیش در دیداری از فلوریدا از این موضوع آگاه شد و برای بازدید از كارخانه اوتابو سفر كرد. شافر نخستین كسی نیست كه دست به تولید كفش های تك با طراحی و تولید كامپیوتری و با استفاده از روبات می زند. لیوایز هم با موفقیت محدودی این كار را در مورد شلوار جین انجام داده بود. اما اگر این موضوع عملی شود شافر از نخستین افراد موفق در این صنعت خواهد بود.هاردین در این باره گفت: هدف این كارخانه این است كه كفشی تولید كند كه اندازه آن تنظیم شده باشد. با اینكه مردان آمریكایی در دهه های اخیر از كفش های ورزشی تولید شده در خارج استفاده می كردند هنوز بازار مناسبی برای كفش های چرمی با كیفیت بالا باقی مانده است. شافر در این باره گفت: مصرف كنندگان آمریكایی به طور تقریبی سالانه ۵۰ میلیارد دلار صرف خرید انواع كفش می كنند. باب كلارك معاون فروش شركت كفش آلدن كه كفش های آن در آمریكا تولید می شود و هزینه ای بین ۳۲۵ تا ۴۷۵ دلار دارند، عقیده دارد این صنعت آشكارا شبیه به یك كسب و كار واقعی است. او گفت: ما هرچه تولید می كنیم، می فروشیم.با اینكه اوتابو هنوز تاثیر عمده ای در بازار نگذاشته است، مارك كروگر عضو فروشگاه های پوشاك مردانه گفت: فروشگاه او طی یك سال و نیم گذشته حدود ۱۷۵ جفت از این كفش ها فروخته است. شافر گفت: یك سوم از خریداران آمریكایی كفش مشكلات پا دارند و برای كسانی مانند گرك اسنلسون كفش های اوتابو بسیار مناسب هستند. اسنلسون آرتروز دارد و مدت هاست كه از كفش های مخصوص آرتروز استفاده می كند. او بین ۲۹۵ تا ۳۱۵ دلار برای یك جفت كفش آلن ادموندز و ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار برای كفش دیگری پرداخته است. اما او كیفیت و راحتی كفش های تولید انبوه اوتابو را حدود ۴۰۰ دلار ارزیابی می كند. اسنلسون گفت: راحتی این كفش ها را تحت تاثیر قرار داد. فرایند اندازه گیری با گذاشتن پای خریدار در اسكنر كامپیوتری در یكی از ۲۰ فروشگاهی كه این كفش ها را می فروشند، آغاز می شود. این فروشگاه ها تاكنون در آریزونا، فلوریدا، جورجیا، ایلینویز، كانزاس، لوییزیانا، اورگون، پنسیلوانیا و ویرجینیا و نیز در انگلستان افتتاح شده اند. اسكنر حدود ۲۰۰ هزار «نقطه اطلاعاتی» پا را شناسایی می كند و تصویر سه بعدی ایجاد می كند كه خریدار می تواند ظرف چند لحظه آن را در مونیتور فروشگاه مشاهده كند. خریداران مدل و چرم رویه كفش را انتخاب می كنند. سفارش ها از طریق ارتباط ویژه DSL به كارخانه فلوریدا ارسال می شوند. به جز مواقع حوادث طبیعی مانند طوفان هایی كه اخیرا باعث شدند برق كارخانه موقتا قطع شود، معمولا كفش آماده دو هفته بعد به خریدار تحویل داده می شوند. شافر اوایل دهه ۸۰ میلادی كار خود را در صنعت كفش با «نایك» در چین آغاز كرد. او در آن زمان دفتری در چین تاسیس كرد و یكی از نخستین آمریكایی هایی بود كه در سال ۱۹۸۶ با چینی ها جویت ونچر ایجاد كرد. او تا سال ۱۹۸۹، چهار كارخانه در چین راه اندازی كرد و ماهانه ۸۰۰ هزار جفت كفش برای شركت هایی نظیر كندیز، نایك و تیمبرلند تولید می كرد. كسب و كار بسیار پررونق بود اما شافر، كه چینی را بسیار روان صحبت می كند، تصمیم به فروش كارخانه ها و بازگشت به آمریكا گرفت. شافر با سرمایه گذاری شخصی حدود ۲۰ میلیون دلار در سواحل پومپانو فروشگاهی باز كرد. او كه خود اصلاحات نهایی نرم افزار ساخت كفش را انجام داده می گوید: باید كاملإ؛ به سابقه كار مسلط باشید، باید تولید را تحت كنترل بگیرید، همه چیز حول اندازه ها شكل می گیرد. شافر برای دستیابی به اندازه مناسب از استادكاران ایتالیایی خواست تا هزاران قالب طراحی كنند، قالب هایی به شكل پا كه چرم كفش دور آنها پیچیده می شود و در طول فرایند تولید دوخته می شود. معمولا یك كفش سفارشی واقعی پیرامون قالبی ساخته می شود كه برای آن مشتری خاص درست شده است. به همین دلیل است كه هزینه یك جفت كفش سفارشی معمولا بیش از سه هزار دلار است. شافر برای هر سفارش قالب جداگانه تهیه نمی كند اما به خریدار اندازه ای بسیار نزدیك به شماره پای او تحویل می دهد. اوتابو كفش های مردانه با سایز بین ۶ تا ۱۶ در اندازه های كامل و نیم شماره، با ۱۰ پهنای مختلف و هزاران تنوع ممكن عرضه می كند.هنگامی كه تولید شروع می شود چرم با جریان سریع و دیجیتالی آب بریده می شود. شافر درباره تولید این كفش ها گفت: اینها هنوز هم كفش های تولید انبوه هستند نه سفارشی. اما ما تلاش می كنیم اندازه ها را دقیق پیاده كنیم. ما تلاش می كنیم بیش از كفش سفارشی باشیم. او می تواند هزینه ها را پایین نگه دارد زیرا نیاز چندانی به استخدام كفاش دوزان بسیار با تجربه ندارد كه تعدادشان هم روز به روز در آمریكا كمتر می شود. او كارمندانی با مهارت های كامپیوتری بسیار بالا استخدام می كند و حقوق متوسطی معادل ۱۳ تا ۱۴ دلار در ساعت به آنها می پردازد. چرم جدید زیره كفش كارخانه شافر را هیجان زده كرده است. این زیره ها در آلمان با فرایندی كاملا طبیعی در مدت ۱۸ ماه دباغی شده اند. همچنین مدل های جدید به خصوص كفش بدون بند منگوله داری كه برگرفته از مدل های بسیار گران قیمت ایتالیایی است او را بسیار خوشحال كرده است. شافر درباره كفشی كه شبیه به صندل های بندی راهبان است گفت: تا شش ماه دیگر باید كفش بندی راهب ها را تولید كنیم. ما حتی توانایی دوخت چكمه های كابویی را هم داریم. شافر می خواهد كفش های ساقدار فرانسوی و همچنین كفش دو و میدانی تولید كند و حتی در خارج از كشور كفش های خود را به فروش برساند. به گفته او چالش های بعدی برای شركت ناامیدكننده است. ظرفیت تولید این كارخانه روزانه ۴۰۰ تا ۶۰۰ جفت كفش است اما آنها روزانه تنها ۱۶ جفت كفش تولید می كنند.شافر برای ارتقای فروش خود به دنبال ۲۰ میلیون دلار سرمایه است تا بازار تولیداتش را بهبود بخشد. او هنوز به بازار كفش های زنانه وارد نشده است. شافر در این باره گفت: مردها تقریبا سلایق مشابهی دارند اما زن ها اینطور نیستند.

نوشین دیانتی
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:22 AM
ایران با مصرف سالانه حدود ۳۰ میلیون متر مربع پارچه چادر مشكی، یكی از بزرگترین استفاده كنندگان این محصول در جهان به شمار می رود، ولی شاید باورش كمی سخت باشد كه عمده چادر مشكی موجود در ایران از كره و ژاپن تامین می شود. این در حالی است كه واردات رسمی پارچه چادر مشكی به كشور سالانه حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون متر گزارش شده است؛ البته واردات غیررسمی این محصول نیز از طریق مسافران صورت می گیرد و تقریبا تمام نیاز داخل از طریق محصولات وارداتی تامین می شود.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/2d5a86e2ccfc42221a299e821f1768ed.jpg











ایران با مصرف سالانه حدود ۳۰ میلیون متر مربع پارچه چادر مشكی، یكی از بزرگترین استفاده كنندگان این محصول در جهان به شمار می رود، ولی شاید باورش كمی سخت باشد كه عمده چادر مشكی موجود در ایران از كره و ژاپن تامین می شود. این در حالی است كه واردات رسمی پارچه چادر مشكی به كشور سالانه حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون متر گزارش شده است؛ البته واردات غیررسمی این محصول نیز از طریق مسافران صورت می گیرد و تقریبا تمام نیاز داخل از طریق محصولات وارداتی تامین می شود. حال این كه چرا تاكنون برای این مساله از سوی مسوولان و دست اندركاران امر فكری نشده و اصولا چه موانعی بر سر این راه وجود دارد، موضوعی است كه جای تامل دارد. پس از آن كه وزارت صنایع و معادن طرح راه اندازی پنج كارخانه را در سال ۱۳۶۷ برای تولید پارچه چادر مشكی ارائه و ارز مورد نیاز را نیز به آنها اختصاص داد، در نهایت یكی از آن پنج كارخانه در سال ۱۳۷۸ در كرمانشاه به بهره برداری رسید، اما كیفیت تولیدات آن به حدی پایین بود كه ترجیح داده شد بی نام روانه بازار شود. كارخانه دوم هم در بروجرد احداث شد ولی متاسفانه كالایش مورد استقبال قرار نگرفت و مجبور به تولید منسوجات دیگر شد. به عبارت دیگر شاید بتوان گفت مافیای قاچاق چادرمشكی در كشورمان چنان قدرتمند است كه اجازه قدرت نمایی به هیچ تولیدكننده ای را نمی دهد.به طور كلی از هر یك كیلو و ۲۰ گرم نخ نایلونی مخصوص تولید پارچه چادر مشكی حدود ۹ متر پارچه چادری مرغوب تولید می شود و قیمت این مقدار نخ در بازارهای جهانی یك دلار و ۶۰ سنت است در حالی كه همین پارچه چادری در ایران تا ۶۰ هزار تومان نیز به فروش می رسد.در حال حاضر، پارچه چادر مشكی تولیدی ژاپن ، كره، تایلند و اندونزی در بازار ایران به ترتیب بالاترین كیفیت و قیمت را به خود اختصاص داده اند. گفته می شود كه این پارچه ها با قیمت ۸ تا ۶۰ هزار تومان به دست مصرف كننده ایرانی می رسد، در حالی كه قیمت تولیدی آن در كشورهای تولیده كننده ۳ دلار است!در ۱۰ سال گذشته بیش از ۳۰۰ میلیون دلار صرف واردات پارچه چادر مشكی شده است، در حالی كه با همین پول می توانستیم حداقل ۱۰ كارخانه تولید پارچه چادر مشكی با كیفیت را راه اندازی كنیم. البته ناگفته نماند كه سود حاصل از واردات این نوع پارچه به قدری بالاست كه سالانه بیش از ۲۰۰ مورد اقدام برای واردات این كالا در كمرگات ایران به ثبت می رسد و جالب این كه عمده این واردات از طریق دبی و دیگر شیخ نشینان خلیج فارس انجام می شود. شاید ارائه این آمار هم بد نباشد كه در سال ۷۷ حدود ۱۵ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار ، در سال ۷۵ بیش از ۵۴ میلیون دلار و در سال ۸۳ بیش از ۴۰ میلیون دلار برای واردات پارچه چادر مشكی هزینه شده است.
انصراف ژاپنی ها از تولید چادر مشكی در ایران
حدود ۲ سال پیش گروهی از سرمایه گذاران ژاپنی به ایران آمدند تا با مطالعه بازار چادر مشكی ، با یكی از دو شركت ایرانی تولید كننده این كالا سرمایه گذاری مشتركی را آغاز كنند و در حالی كه تحقیقات ژاپنی ها نشان می دهد ایران در بین كشورهای مسلمان جهان جزو پرفروش ترین كشورها در زمینه چادر مشكی است، اما گروهی از سرمایه گذاران این كشور به دلیل ناكارآمدی قانون كار و بالا بودن هزینه تمام شده محصولات در ایران از سرمایه گذاری و احداث كارخانه تولید چادر مشكی در ایران منصرف شدند. چندی پیش قرارداد اولیه ای برای تولید چادر مشكی بین شركت فرش پارس و یك شركت ژاپنی امضا شد كه به دلیل واردات پارچه های ارزان قیمت نهایی نشد و دو طرف از ادامه مذاكرات منصرف شدند. سرمایه گذاری مشترك ژاپن برای تولید چادر مشكی می توانست علاوه بر در نظر گرفتن سلایق مصرف كننده ایرانی این كالای نساجی در تولید چادر مشكی، ارزش افزوده زیادی را نصیب صنعت نساجی كشورمان كند كه هرگز چنین نشد.
پیچیدگی تكنولوژی ساخت و توجیه ناپذیری تولید چادر مشكی
باوجود مصرف بالای پارچه چادر مشكی در كشور، سرمایه گذاران داخلی به دلیل واردات ارزان قیمت این محصول و نبود توجیه اقتصادی، تمایلی به تولید این نوع پارچه ندارند. در حال حاضر ۹۰ درصد پارچه چادر مشكی عرضه شده در بازار ایران، خارجی است كه از طریق قاچاق و یا گمرك وارد كشور می شود و تولیدات داخل از نظر قیمت تمام شده قابل رقابت با این محصولات نیستند. همچنین تولید پارچه چادر مشكی نیازمند دانش فنی و تكنولوژی پیشرفته ای است كه باید با مشاركت شركت های خارجی امكان ورود این دانش و تكنولوژی به كشور فراهم شود. مدیركل صنایع نساجی وزارت صنایع و معادن با تاكید بر لزوم كیفی بودن پارچه چادر مشكی و مناسب بودن قیمت آن به منظور رقابت پذیر بودن با تولیدات خارجی توضیح می دهد: « دلیل بالابودن قیمت تمام شده پارچه چادر مشكی تولید داخل در مقایسه با محصولات وارداتی، اختصاص ظرفیت عمده كارخانه ها به تولید پارچه های رنگی است كه با تولید انبوه پارچه چادر مشكی مشكل اقتصادی نبودن آن برطرف خواهد شد.» وی با بیان این كه پارچه چادر مشكی وارداتی با قیمتی پایین تر از قیمت تولید در داخل فروخته می شود، به تكنولوژی خاص موردنیاز در تولید پارچه چادر مشكی به ویژه در بخش رنگرزی این محصول اشاره كرده و می گوید: « تولید پارچه چادر مشكی نیازمند تكنولوژی خاصی است كه در ایران به عنوان بزرگترین مصرف كننده این چادر وجود ندارد. ضمن این كه تهیه رنگ و الیاف ظریف چادر مشكی، نیازمند دانش فنی خاصی است كه در صورت شروع به تولید باید وارد كشور شود.»مهندس گلنار نصرالهی با تاكید بر این كه پیچیدگی تكنولوژی ساخت و نبود توجیه اقتصادی دو عامل مهم در تولید نشدن پارچه چادر مشكی در ایران است، به وضعیت صنایع نساجی هند اشاره كرده و تصریح می كند: « این كشور ظرف ۱۰سال گذشته ۷۵۰ میلیون دلار برای بازسازی ۱۵ تا ۲۰ كارخانه بخش دولتی خود هزینه كرده و از این مقدار ۴۵۰ میلیون دلار را صرف بازنشستگی كارگران خود كرده است.»
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:23 AM
در سال ۱۹۱۳ ماریو پرادا و برادرش مارتینو، یک خانه مد در میلان ایتالیا بنا کردند و نام آن را Fratelli Prada یا همان «برادران پرادا» گذاشتند.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/076034450aeac48000fefb69cf1424d3.jpg











در سال ۱۹۱۳ ماریو پرادا و برادرش مارتینو، یک خانه مد در میلان ایتالیا بنا کردند و نام آن را Fratelli Prada یا همان «برادران پرادا» گذاشتند. آنها در ابتدا چمدان های بزرگ و کیف های دستی چرمی تولید می کردند و سپس به تهیه لباس های بسیار شیک و زیبا از جنس چرم برای افراد ثروتمند پرداختند.
ماریو علاقه ای به استخدام زنان نشان نمی داد و عقیده داشت آنها نباید نقشی در شرکتش داشته باشند، لذا زنان خانواده پرادا را از ورود به دفتر خود منع می کرد. جالب آنکه پسر ماریو نیز هیچ گاه به کمک پدر نرفت و حتی پس از بازنشسته شدن ماریو، دخترش لوئیزا جانشین او شد و برای مدت ۲۰ سال این شرکت خانوادگی را اداره کرد.
در سال ۱۹۷۸ موچیا پرادا (Miuccia Prada) دختر لوئیزا، این کمپانی را به ارث برد و آن را به یکی از گرانقیمت ترین و معروف ترین مارک های دنیا مبدل کرد. او در ملاقاتی که با «پاتریزیو برتلی» طراح ایتالیایی که در سن ۱۷ سالگی تجارت چرم خود را آغاز کرده بود داشت، به پیشنهادهایش علاقه مند شده بود و پس از به دست آوردن شرکت، با به کار گیری پیشنهادهای او، برتلی را به مدیر کاری خود تبدیل کرد. اولین تولیدات موچیا کیف های ساده براقی از پارچه های نایلونی مخصوص ساخت چتر نجات بودند که ماریو از آنها به عنوان روکش چمدان استفاده می کرد.
آنها در ابتدا به دلیل تبلیغات کم و قیمت بالا، فروش پایینی داشتند؛ اما با ادامه تولید، تبلیغات را نیز آغاز کرده و همچنین شروع به عمده فروشی محصولات خود در فروشگاه های بزرگ اروپا کردند. در سال ۱۹۸۳ پرادا دومین شعبه خود را در میلان و در پاساژ شیشه ای «ویتوریو امانوئل گالری» افتتاح کرد که بسیار مدرن و چشم نواز بود. یک سال بعد پرادا با معرفی کوله پشتی های نایلونی خود و افتتاح خط تولید کفش، شروع به تاسیس شعبه هایی در فلورانس، پاریس، مادرید و نیویورک کرد.
در سال ۱۹۸۵ استقبال فراوان از کیف های دستی موچیا، سکوی پرتاب وی شد. او اولین نمایش مد لباس های شب را در سال ۱۹۸۹ برگزار کرد. موچیا با استعداد ذاتی که از پدربزرگش ماریو به ارث برده بود، توانست طرح های تجملی و زیبای خود را به بازار ارائه کند. او طرح های شیک و زیبایی برای لباس های مردانه و زنانه داشت و لوازم با کیفیت خود را در یک قالب هماهنگ با بازار عرضه می کرد.
موچیا این موفقیت را مدیون شناخت بالای خود از مواد اولیه و کاربرد آنها بود و می گفت: «پارچه، پارچه است. آن چه می تواند شما را به عنوان یک طراح خلاق به دیگران معرفی کند این است که چگونه پارچه ها را با هم ترکیب کنید و در قالب یک لباس به دیگران نشان دهید».
این موفقیت زمانی که دنیای مد توجه ویژه ای به کیفیت تولید، مواد اولیه مرغوب و رنگ های جذاب پرادا داشت، دوچندان شد. مجله تایم نیز پرادا را «مجموعه ای از آداب و رسوم خوب سنتی و زرق و برق صنعت فوق مدرن امروزی» خواند و از آن روز پرادا روز به روز اوج گرفت و به یکی از معروف ترین خانه های مد ایتالیایی تبدیل شد. یکی از ویژگی ها خاص پرادا این بود که درست بر خلاف زمان ماریو، همه کارمندان شرکت را زنان تشکیل می دادند و موچیا یک کیف زنانه خاص را به عنوان یونیفرم کارمندان شرکت انتخاب کرده بود.
در سال ۱۹۹۲ آنها برند «میو میو» را برای جوانان و افراد مشهور روانه بازار کردند و در سال بعد جایزه ویژه تولید لوازم جانبی را از شورای طراحان مد ایتالیا دریافت کردند. از آن پس تولید لباس های مردانه نیز در پرادا آغاز شد و طراحی لباس های مراسم اسکار نیز در زمره کارهای پرادا قرار گرفت.
در سال ۱۹۹۸ وقتی برتلی ۱۰ درصد از سهام گوچی را خریداری کرد، تحلیل گران بر این باور بودند که پرادا قصد دارد گروه گوچی را از آن خود کند. برتلی با فروش سهم خود به «برنارد آرنالت»، رییس گروه لویی ویتان، به این شایعه ها پایان داد، ولی از سوی دیگر شروع به خرید شرکت های دیگر و ادغام با آنها برای گسترش پرادا شد. خرید ۵۱ درصد سهام «هلموت لانگ» در نیویورک، به دست آوردن شرکت «جیل ساندر» در آلمان، «کمپانی چرچ» در انگلستان برای تولید کفش و گروه دریگو برای تولید عینک از جمله این اقدامات بود. در سال ۱۹۹۹ پرادا با پیوستن به گروه لویی ویتان، گوچی را در خرید شرکت فندی ناکام گذاشت.
در سال ۲۰۰۳ رمانی با نام «شیطان پرادا می پوشد» توسط لورن وایزبرگر نوشته شد که ساخت فیلم هالیوودی آن تا ۳۰ ژوئن ۲۰۰۶ به پایان رسید و با فروش بالای ۳۰۰ میلیون دلار، محبوبیت پرادا را بیش از پیش افزایش داد.
در سال ۲۰۰۶ چندین برند پرادا از جمله هلموت لانگ و جیل ساندر فروخته شد و برنامه های مختلفی برای سودآوری شرکت پیشنهاد شد. این شرکت در سال ۲۰۰۷ همکاری خود را با LG برای تولید گوشی های موبایل آغاز کرد.
امروزه پرادا نه تنها یک مارک شناخته شده برای کیف و کفش است، بلکه لباس ها، عطر، نوشت افزار، وسایل تزئینی، موبایل و بسیاری از وسایل ساخت این کمپانی نیز علاقه مندان خاص خود را در سراسر دنیا داشته و این شرکت سالانه درآمدی بالغ بر ۲ میلیارد دلار دارد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









کوشان غلامی




روزنامه دنیای اقتصاد ( www.donya e eqtesad.com )

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:23 AM
حمایت، نظارت و کنترل دولت می تواند اعتماد از دست رفته پوشاک ایرانی در مقابل پوشاک خارجی را بازگرداند و صنعت نساجی و پوشاک را از این سردرگمی نجات دهد.










امروزه در جامعه ما نظرات مختلفی در مورد مد ابراز می شود که برگرفته از سن و موقعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نظردهندگان است. درصد بالائی از جمعیت کشورمان را جوانان تشکیل می دهند.
اکنون بازار پوشاک مملو از اجناس استوک، چینی، ترک و... و یا وازده های پوشاک اروپائی است. یکی از تولیدکنندگان خوب کشورمان در این باره حرف بسیار جالبی زده است. وی گفت: ما با رقابت در صنعت پوشاک مخالف نیستیم، رقابت در بازار باعث ترقی و رشد کیفیت و نوآوری می شود ما مخالفتی نداریم که در این مبارزه اقتصادی، طرح، رنگ، پارچه و... شرکت کنیم و معتقدیم پوشاک داخلی می تواند با پوشاک وارداتی مقابله کند ولی یک اما وجود دارد و آن اینکه پوشاکی که به ایران می آید باید تحت کنترل و با عوارض تعریف شده گمرکی وارد کشور بشود و به شکل قاچاق وارد نشود، در آن زمان است که یک رقابت سالم به وجود خواهد آمد.
قبل از اینکه کشور همسایه ما، ترکیه به جایگاه فعلی و پررونق خود برسد کشور ما جزء صادرکنندگان پوشاک به کشورهای اروپائی بود و اکنون هم حرف های بسیاری برای گفتن دارد. به طوری که پوشاک ما در بخش های تولید و پوشاک به سفارش برخی برندهای خارجی و داخلی تولید و صادر می شود.
حمایت های کافی و لازم دولت از صنعت نساجی ترکیه باعث شد که ترکیه در دو دهه اخیر جزء کشورهای مطرح در تولید پوشاک با کیفیت قابل قبول شود. تا جائی که شرکت های بزرگ پوشاک ایتالیا و امریکا... سفارش های خود را به تولید کنندگان برتر ترکیه بدهند.
در کشور عزیزمان ایران، بستر مناسب و پتانسیل های بسیار موجود است که با حمایت و تشویق دولت از تلاش گران این صنعت و بستن راه های قاچاق کالا می شود این صنعت را که بعد از صنایع غذائی بیشترین خریداران را دارد به جایگاه حقیقی اش رسانید. راهکارهای زیادی برای دولت وجود دارد که بتواند اعتماد از دست رفته تولید کنندگان و مصرف کنندگان را جلب کند در وهله اول این موضوع را می توان با فرهنگ سازی و ایجاد تعصب ملی در خرید پوشاک به وجود آورد.
حمایت، نظارت و کنترل دولت می تواند اعتماد از دست رفته پوشاک ایرانی در مقابل پوشاک خارجی را بازگرداند و صنعت نساجی و پوشاک را از این سردرگمی نجات دهد.
از جمله راهکارهائی که می توان برای بهبود وضعیت فعلی ارائه داد عبارتند از:
۱. کنترل شدید گمرکی بر واردات پوشاک.
۲. حمایت و تشویق دولت از تولیدکنندگان که مطابق استانداردهای جهانی کار می کنند.
۳. ارائه تسهیلات و وام های بلندمدت بانکی به تولید کنندگان صنعت نساجی
۴. تشویق صادراتی تولیدات داخلی که مطابق استانداردهای بین المللی تولید می کنند.
۵. معافیت واردات ماشین آلات جدید مرتبط در صنعت نساجی و دوخت و دوز از تعرفه های گمرکی.
۶. قیمت گذاری پوشاک با نظرات کارشناسانه.
۷. اختصاص تخفیف های مالیاتی به تولید کنندگان و فروشندگان پوشاک.
۸. برگزاری نمایشگاه اختصاصی پوشاک در هر فصل و معرفی بهترین طراحان لباس و کفش
۹. فرهنگ سازی برای ترویج مصرف پوشاک ایرانی
۱۰. حمایت و تضمین خرید دولت از پنبه کاران که پشتیبان صنایع نساجی هستند.

ابوالفضل رزم آرا









http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله اقتصاد و زندگی

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:24 AM
با وجود تلاش های صورت گرفته برای حل مشکل صنعت نساجی و تخصیص منابعی از حساب ذخیره ارزی برای نوسازی و بازسازی کارخانه های نساجی، هنوز هم این صنعت با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/78cf66730582554a13156a6e95c37121.jpg











با وجود تلاش های صورت گرفته برای حل مشکل صنعت نساجی و تخصیص منابعی از حساب ذخیره ارزی برای نوسازی و بازسازی کارخانه های نساجی، هنوز هم این صنعت با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند.مشکلات این صنعت طی چند سال اخیر آنقدر افزایش یافته است که رئیس جمهوری دولت گذشته در اواخر دوره ریاست جمهوری خود در نامه ای خطاب به وزیران صنایع و بازرگانی وقت، خواستار بررسی مشکل صنعت نساجی شده بود.در همان ایام با وجود آن که وزیر بازرگانی وقت وعده تشکیل جلسه ای مشترک با حضور وزیر صنایع برای بررسی مسایل مربوط به این صنعت را داد، اما به علت فشردگی فعالیت ها در پایان دوره دولت گذشته و به روی کارآمدن دولت جدید عملاً این جلسه برگزار نشد.از طرف دیگر در مرداد ماه سال جاری پیگیری وضعیت اسفناک برخی از واحدهای نساجی در دستور کار کمیسیون صنایع و معادن مجلس قرار گرفت.نتیجه بررسی ها آن شد که دولت مکلف گردد تا برنامه ای مدون با توجه به اهداف سند چشم انداز ۲۰ ساله برای صنعت نساجی تهیه کند تا با نظارت مستمرمجلس به اجرا برسد. برنامه ای که ظاهراً هنوز تدوین نشده است.معضل قاچاق کالا همچنان گریبان اقتصاد ایران را گرفته است. تقریباً در طول سال، بارها و بارها به نقل از تولیدکنندگان گوناگون از تولیدکنندگان لوازم برقی گرفته تا تولیدکنندگان پارچه می شنویم که واردات بی رویه محصولات مشابه خارجی با کیفیت پایین وقیمتی ارزان تر از داخل باعث تعطیلی کارخانجات تولیدکننده شده است.البته این مشکل در خصوص صنعت نساجی جدی تر و حادتر است چنان که کارشناسان صنعت نساجی معتقدند اجرای طرح ورود موقت کالا در مناطق آزاد تجاری که در ابتدا با هدف توسعه اقتصادی مطرح شد ضربه بزرگی به صنعت نساجی وارد کرد. از یک سو با واردات پارچه به این مناطق برخی اقدام به تولید پوشاک و عرضه آن با مارک های خارجی کردند و حتی برخی تولیدکنندگان عمده خارجی با راه اندازی نمایندگی هایی در این مناطق اقدام به تولید انبوه و عرضه محصولات خود در سراسر کشور با استفاده از مناطق آزاد تجاری کردند. این در حالیست که تولیدکنندگان داخلی می توانند با سرمایه گذاری مشترک با طرف های خارجی برای تولید پوشاک در داخل اقدام کنند. همچنین مطلوب است که نمایندگی های فروش فعلی در صنعت نساجی کشور با راه اندازی نمایندگی های تولید پوشاک داخلی از این عرصه خارج شوند.جای بسی تأسف است که بیش از ۷۰ درصد از بازار پوشاک ایران به واردات مربوط می شود. در واقع تجارت چمدانی، ورود کالاهای قاچاق و حتی واردات رسمی انواع پوشاک در کمتر از یک دهه گذشته وضعیت تولیدکنندگان داخلی را روز به روز وخیم تر کرد.به گفته دبیر انجمن نساجی ایران حدود ۱۰ میلیون دلار از کالاهایی که به شکل قاچاق به کشور وارد میشوند مربوط به منسوجات هستند. جمشید بصیری در این زمینه می گوید: جالب این جاست که در گروه صنایع نساجی برخی اقلام حتی به صورت رسمی به کشور وارد می شوند چنانچه از میزان ۱۶ میلیارد دلار کالایی که از ابتدای امسال به کشور به شکل رسمی وارد شده است می توان به ۱۵۰۰ تن پتوی وارداتی اشاره کرد. وی معتقد است دولت از صنعت نساجی حمایت جدی نمی کند و حتی امور را به نحو مطلوب به بخش خصوصی واگذار نمی نماید. از سوی مسئولان وزارت صنایع و بازرگانی نیز ---------- گذاری های اساسی به منظور افزایش صادرات و کاهش واردات انجام نگرفته است.به گفته وی به همین دلیل است که ایران با وجود داشتن پتانسیل های لازم نمی تواند به ویژه در عرصه نساجی اقدام به صدور محصولات تولیدی خود کند. چه بسا قیمت تمام شده منسوجات در ایران با توجه به افزایش قیمت مواد اولیه و دستمزد کارگران در قیاس با مشابه خارجی تا ۳۵ درصد گران تر است.وی با اشاره به این که صنعت نساجی کشور ۳۲ رشته تخصصی به غیر از پلیمرها را در اختیار دارد، می گوید: واقعاً جای تأسف است که اکثر تولیدکنندگان داخلی منسوجات برای این که بتوانند حداقل سهم ۱۰ درصدی خود از بازار داخلی را از دست ندهند اجناس تولیدی خود را با مارک های خارجی به فروش می رسانند چرا که به اشتباه در میان مردم این نکته جا افتاده است که جنس خارجی با کیفیت تر از جنس داخلی است.
●واردات سالانه ۲۵ میلیون متر مربع پارچه چادر مشکی به داخل
ایران یکی از بزرگترین کشورهای استفاده کننده پارچه چادر مشکی در منطقه خاورمیانه است. این در حالیست که متأسفانه به علت عدم سرمایه گذاری لازم در صنعت نساجی و عدم توان در پاسخگویی به نیاز داخلی قسمت اعظمی از این کالا از سایر کشورها به ویژه کشورهای آسیای شرقی به ایران وارد می شود. بصیری در این رابطه معتقد است ایجاد کارخانه جدید تولید پارچه چادر مشکی در کشور با ظرفیت تولید ۲۵ میلیون متر مربع در سال نیازمند ۵۰ میلیون دلار سرمایه گذاری است. به گفته وی با صرف بیش از یک میلیون دلار امکان تغییر ماشین آلات کارخانه های موجود برای تولید این محصول وجود دارد.نکته قابل تأمل آن است که هم اکنون هر قواره شش متری چادر مشکی در داخل بین ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان در کشور به فروش می رسد که اغلب نیز از کشور ژاپن و کره به ایران وارد می شوند، حال آن که قیمت واقعی تمام شده این محصول بسیار پایین تر است و با تولید انبوه محصول فوق در داخل به راحتی می توانیم هر قواره شش متری را به قیمت حدود ۴ هزار تومان عرضه کنیم. در واقع با این اقدام مانع خروج قابل توجهی ارز از کشور خواهیم شد.دبیر انجمن صنایع نساجی ایران میزان واردات پارچه چادر مشکی را از کشورهای شرق آسیا سالانه حدود ۲۵ میلیون متر مربع عنوان می کند و می افزاید: نیاز داخل به این نوع پارچه حدود ۳۰ میلیون متر مربع است که تنها بخشی از آن در داخل تأمین و مابقی از طریق رسمی و غیررسمی به کشور وارد می شود.در واقع طی ۱۰ سال گذشته بیش از ۳۰۰ میلیون دلار صرف واردات پارچه مشکی شده است. این در حالیست که با همین پول می توانستیم حداقل ۱۰ کارخانه تولید پارچه چادر مشکی با کیفیت راه اندازی کنیم.از طرف دیگر احداث یک کارخانه جدید تولید پارچه چادر مشکی به ظرفیت ۱۰ میلیون متر مربع نیازمند ۳۰ میلیون دلار سرمایه گذاری است.با وجود آن که دولت برای برداشت ارز از حساب ذخیره ارزی و واگذاری آن به بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در این بخش از صنعت نساجی موافقت کرده است اما شناور بودن ارز تخصیصی به صنایع و بازپرداخت وام های دریافتی که با توجه به نوسانات نرخ یورو مدام در حال تغییر است از تمایل بخش خصوصی در سرمایه گذاری در زمینه تولید پارچه چادر مشکی و سایر پارچه ها کاسته است.
●تولید پارچه چادر مشکی در داخل توجیه اقتصادی ندارد
در مرداد ماه سال جاری مدیر کل دفتر صنایع نساجی وزارت صنایع و معادن اعلام کرد که جلساتی میان تولیدکنندگان صنعت نساجی و مسئولان وزارت صنایع برای تولید چادر مشکی برگزار خواهد شد تا پس از شنیدن نظر تولیدکنندگان، در زمینه تولید پارچه چادر مشکی با کیفیت مطلوب اقدام شود.هنوز مشخص نیست که آیا تولیدکنندگان در ارائه اطلاعات به وزارت صنایع کوتاهی کرده و می کنند و یا این که مسئولان وزارت صنایع فرصت بررسی و رسیدگی به مشکلات مربوطه را در حد قابل انتظار نداشته و ندارند. گلناز نصراللهی در مورد علت تولید محدود پارچه چادر مشکی در داخل می گوید: قیمت تمام شده پارچه چادر مشکی در داخل در قیاس با محصولات وارداتی گران تر است چرا که ظرفیت عمده کارخانه های داخلی به تولید پارچه های رنگی اختصاص دارد.از طرف دیگر پیچیدگی تکنولوژی ساخت و نبود توجیه اقتصادی عامل مهم در عدم تولید پارچه چادر مشکی در کشور هستند.
●لزوم نظارت دقیق بر واردات رسمی و غیررسمی پارچه به کشور
تاکنون احیای بیش از ۸۰ درصد کارخانه های نساجی کشور با استفاده از منابع حساب ذخیره ارزی انجام گرفته است. گلناز نصراللهی در این زمینه می گوید: میزان وامی که قرار بود از این محل به صنعت نساجی تخصیص یابد (۵۰۰ میلیون دلار) کافی بوده است. وی در پاسخ به این پرسش که اگر این مبلغ کافی بوده است چرا با وجود تخصیص ۲۸۰ میلیون دلار از آن باز هم مشکل صنعت نساجی پا برجاست اظهار می کند. در بعد نوسازی و بازسازی واحدهای نساجی تلاش های مقتضی انجام گرفته است اما حل بحران نساجی در کنار حل واردات قاچاق و رسمی محصول و ارتقای کیفی تولیدات داخلی محقق خواهد شد.در واقع به صرف اعطای مبالغی از حساب ذخیره ارزی به واحدهای تولید کننده نساجی نباید انتظار حل کامل مشکلات این بخش از صنعت را داشته باشیم.وی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر این که آیا بر عملکرد واحدهای دریافت کننده وام ارزی نظارتی هم انجام می گیرد، می افزاید: وام های پرداختی با هماهنگی استان ها صورت می گیرد و سازمان های صنایع و معادن استان ها نیز نظارت کافی بر عملکرد کارخانه ها دارند.
وی ادامه می دهد: برخی از تولید کنندگان به دلیل افزایش نرخ یورو یا دلار نسبت به زمانی که در حساب ذخیره ارزی گشایش اعتبار کرده اند تا حدودی دچار مشکل شده اند، اما نظارت کافی بر عملکردشان وجود دارد.
●مسئولان بیشتر حمایت کنند
با وجود آن که میزان صادرات منسوجات در ایران در سال گذشته به ۳۰۵ میلیون دلار رسید ، در قیاس با سال ۱۳۸۰ که ۱۶۷ میلیون دلار بود نشانگر رشد ۱۴۸ میلیون دلاری است که البته برای ۳ سال رقم اندکی است، اما کماکان در قیاس با سایر کشورها به ویژه چین در بعد صادرات منسوجات بسیار عقب هستیم.از طرف دیگر به صرف مدرن کردن ماشین آلات نمی توانیم انتظار تولیدات با کیفیت و افزایش صادرات را داشته باشیم چرا که ماشین آلات مدرن در کنار برنامه ریزی اصولی در این عرصه ها می تواند راه گشا برای حل مشکل نساجی قلمداد شود.اخیراً اقداماتی از سوی دولت برای جلوگیری از واردات بی رویه منسوجات به ویژه چین انجام گرفته است، چنانچه در نمایشگاه منسوجات خانگی و ماشین آلات نساجی و چرم که شهریور ماه در تهران برگزار شد عملاً چینی ها از ورود به نمایشگاه منسوجات خانگی محروم شدند.هرچند که این ممنوعیت را می توان مثبت ارزیابی کرد اما نوش داروی بعد از مرگ سهراب چندان هم کارساز نخواهد بود. به عبارتی دیگر مسئولان باید در همان ابتدای ورود بی رویه منسوجات به کشور جلوی این اقدام را می گرفتند و نمی گذاشتند تا عده ای با واسطه گری هم پول قابل ملاحظه ای به جیب بزنند و هم بازار داخلی را برای تولیدکنندگان کشورمان تنگ کنند.متأسفانه در بسیاری از زمینه های تولیدی وقتی صدای اعتراض تولیدکنندگان بلند می شود اظهار نظریه هایی دال بر حمایت از آن بخش از سوی مسئولان مطرح می شود که البته اغلب در حد شعار باقی می ماند و در بهترین حالت هم منجر به رفع یک دهم از مشکلات می شود.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








روزنامه همشهری

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:24 AM
تولیدکنندگان کفش چین در اقدام بعدی تلاش خواهند کرد تا ثابت کنند خرید مواد اولیه برای محصولات چینی هیچ ضرری برای صنعت اروپا ندارد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/fd8fab21e30f0f2f0265ca27c1ceb645.jpg











مقامات صنعتی اتحادیه اروپا هفته گذشته با اشاره به این که انکار صنعت کفش چین به عنوان یک رقیب غلط بوده اذعان کردند تصمیم اتحادیه اروپا به ضرر اقتصاد این اتحادیه است.
پیش از این اتحادیه اروپا درخواست تولیدکنندگان کفش چینی را برای ایجاد بازار اقتصادی در شرایط ضددامپینگ به میزان بیش از ۷۸۰ میلیون دلار رد کرد. این حرکت شرایط را برای اتحادیه اروپا آسانتر می کند تا عوارض بالاتری بر کفش های وارداتی اعمال کند و درگیری تجاری را که در حال حاضر هم بالا گرفته، شدت بخشد.
این تصمیم بدان معناست که قیمت تولید کفش در چین باید با تولیدکنندگان سایر کشورها مانند برزیل که هزینه های تولیدشان بیش از چین است، هماهنگ شود. به این ترتیب احتمالا صادرات چین در برابر عوارض ضددامپینگ مسئولیت بیشتری خواهد داشت.
وانگ، یک مقام رسمی در اتاق بازرگانی بخش صادرات و واردات کالاهای سبک صنعتی و صنایع دستی، در این باره گفت: آنها به نتیجه این تصمیم امیدوارند زیرا دولت های اتحادیه اروپا تحت فشار شدید ایتالیا و اسپانیا قرار گرفته اند و آنها می خواهند واردات کفش از آسیا کاهش یابد.
وانگ ادامه داد: اما هنوز جای تعجب دارد که حتی یک شرکت چینی هم برای ایجاد بازار اقتصادی کمکی دریافت نکرده است. به طور حتم اتحادیه اروپا به این واقعیت بی توجه است که صنعت در چین بدون کنترل یا حمایت دولت عمل می کند.
وانگ افزود: تولیدکنندگان کفش چین در اقدام بعدی تلاش خواهند کرد تا ثابت کنند خرید مواد اولیه برای محصولات چینی هیچ ضرری برای صنعت اروپا ندارد. اتحادیه اروپا برای اثبات دادخواست ضددامپینگ خود باید نشان دهد که شرکت ها محصولاتشان را زیر قیمت تمام شده می فروشند و این که واردات کفش های چینی به صنایع کفش داخلی ضرر رسانده است.
نمایندگان برندهای کفش نظیر تیمبرلند و ولورین بلافاصله بعد از این تصمیم به دیدار مقامات اتحادیه اروپا رفتند تا تاکید کنند اقدامات ضددامپینگ به تولیدکنندگان داخلی اعم از مصرف کنندگان و فروشندگان کمک خواهد کرد.
گرد راهبک کلمنسن، قائم مقام خرده فروشی دانمارکی اکو در این باره گفت: اتفاقی که خواهد افتاد این است که به صنایع اروپا که با این دنیای جدید خو گرفته اند اجحاف می شود.
چن گوئورونگ مدیر دونگئی شوز واقع در ونزو که واردکننده ماشین آلات تولید کفش و مواد موردنیاز از اروپاست گفت: واقعیت این است که اگر اتحادیه اروپا با توجه به شرایط ضددامپینگ قوانینی تصویب کند، تعداد بیشتری متضرر می شوند. چین سالانه ۳۰۰ میلیون دلار چرم و ۵۰ میلیون دلار ماشین آلات تولید کفش از اروپا وارد می کند.
تصمیم اتحادیه اروپا به عدم ایجاد اقتصاد بازار شرکت های چینی پس از تلاش های مقامات تجاری چین برای توقف نرخ عوارض بالا اتفاق افتاد.
گائوهوشنگ، معاون وزیر بازرگانی چین هفته گذشته با مقامات اتحادیه اروپا و نمایندگان صنعت چندین نشست برگزار کرد. او اخطار کرد افزایش عوارض بر کفش های صادراتی چین ممکن است عواقب خطرناکی به دنبال داشته باشد که به تخریب روابط چین و اروپا خواهد انجامید. اتحادیه اروپا سهم واردات کفش چین را از آغاز سال ۲۰۰۵ میلادی کاهش داد ولی از آن زمان تاکنون واردات افزایش یافته است.
اتحادیه اروپا طبق قوانین خود باید تا اوایل آوریل (اواسط فروردین آینده) تحریم های موقتی را اعمال کند و تا اواسط اکتبر (آبان آینده) تعرفه ها را افزایش دهد. این تعرفه ها تا سال ۲۰۱۱ اعتبار خواهند داشت. کفش های وارداتی چین هم اکنون تحت تعرفه کمتر از ۱۰ درصد به اروپا صادر می شوند. گروه های خرده فروشی اعلام کرده اند این تصمیم قیمت هر جفت کفش را تا ۱۰ یورو (۱۲/۰۵ دلار) افزایش خواهد داد.

نوشین دیانتی
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:25 AM
قرن ها از زمانی که بشر به این نتیجه رسید که به جای پوشاندن سطح زمین با چرم و محافظت از پاهایش به همان چرم گرفتن پاها بسنده کند، می گذرد. پاپوش های مصنوع دست آدمی این روزها از انواع و اقسام مواد مصنوعی و طبیعی تهیه می شوند که چرم تنها بخش نه چندان بزرگی از آن را تشکیل می دهد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/fde25ce2549ee31f5cdff67dfbd044b5.jpg











قرن ها از زمانی که بشر به این نتیجه رسید که به جای پوشاندن سطح زمین با چرم و محافظت از پاهایش به همان چرم گرفتن پاها بسنده کند، می گذرد. پاپوش های مصنوع دست آدمی این روزها از انواع و اقسام مواد مصنوعی و طبیعی تهیه می شوند که چرم تنها بخش نه چندان بزرگی از آن را تشکیل می دهد. تولید کفش در ایران اگرچه از سال ها قبل آغاز شده است اما هیچ گاه خود را به صورت یک صنعت سرپا و قابل اطمینان نشان نداده است. هرگاه نام تولید صنعتی کفش در کشور به میان می آید، اذهان بی اختیار به سمت چند کارخانه تولید کفش وطنی می رود که در راس آنها کارخانه های کفش ملی قرار دارد. ال هاست که نشانه فیل بر سردر فروشگاه های کفش ملی کشور نقش بسته است و البته در فصولی مانند زمان بازگشایی مدارس به حوزه تبلیغات تلویزیونی هم وارد می شود. اما تعداد خریداران و کاربران کفش ملی، سال هاست که فزونی نیافته و هرچه می گذرد به نظر کمتر هم می شود. این روزها، کالای کفش ملی حتی مطلوب و برآورده کننده انتظارات طبقه متوسط شهری هم نیست و همین مساله باعث می شود تا فضا برای بررسی تولیدات کفش صنعتی ایران آماده شود. کیفیت یکی از عواملی است که در انتخاب کفش از سوی خریداران همواره مورد توجه قرار می گیرد. کفش ملی اگرچه در طی سالیان گذشته همواره کوشیده است تا بر میزان کیفیت کفش های تولیدی خود بیفزاید، ولی در این کار، عملا توفیقی به دست نیاورده است. کفش های کفش ملی همواره در کنار کفش های خارجی که روز به روز هم بر تعداد آنها افزوده می شود، عرضه می شوند و همین مساله، امکان مقایسه و انتخاب خریداران را راحت تر و در کنار آن، کار تولیدکنندگان را در تولید کفش ملی مشکل تر می کند. اما از کیفیت کفش های صنعتی تولید داخل کشور که بگذریم،باید پذیرفت که کفش، کالایی تابع مد و سلیقه افراد است. به ندرت پیش می آید که یک طرح از کفشی بیش از چند ماه در صدر پرخریدارها قرار گرفته باشد و همین مساله، لزوم تنوع در طراحی و رنگ بندی کفش ها را بیش از پیش نشان می دهد. سال هاست که قالب های تکراری، فضای تولید کفش های ایرانی را به تسخیر خود درآورده اند و باعث شده است تا پاره ای از خریداران که کیفیت کفش های ایرانی آنها را راضی می کند نیز از این بازار روی گردان شوند.
●بی توجهی به یک بازار بزرگ
بخش عمده خریداران کفش را خانم ها تشکیل می دهند. خانم ها به دلیل علاقه بسیار به تنوع کالاهای پیش روی شان، همواره بخش بزرگی از خریداران کفش را تشکیل داده اند که این رویه همچنان نیز ادامه دارد. با مراجعه به چند فروشگاه کفش ملی، متوجه دونکته خواهید شد. اول آنکه همان مراجعه به یک فروشگاه برای بررسی تنوع کفش های تولیدی این واحد تولیدی، کافی به نظر می رسد و دیگر اینکه کفش های زنانه، در میان کفش های این فروشگاه ها کمترین سهم را به خود اختصاص داده اند. مقایسه همین تنوع اندک، طرح و مدل با مدل های مشابه در بازار اصلی کفش کشور هم نشان می دهد که کفش های زنانه کفش ملی، اغلب به مدل های کلاسیک کفش اختصاص دارند که بیشتر سنین بالا یعنی حجم کمتری از خریداران کفش را به خرید مجاب می کند. یکی از خانم ها در بیان نداشتن توجه این قشر به سمت کفش ملی می گوید: یکی از علت های موفق نبودن کفش ملی، چیدمان ویترین و قفسه های فروشگاه های کفش ملی است. این نکته کوچک اما قابل توجه و مهم نیز با نگاهی به ویترین و قفسه بندی فروشگاه های این شرکت به خوبی نمایان می شود. بدیهی است، کفش های مردانه و زنانه، چکمه های لاستیکی و دمپایی های پلاستیکی در کنار هم نه تنها جلب مشتری نمی کند، بلکه از میزان آن نیز می کاهد.
●آرزویی به نام صادرات
بررسی بازار تولید کفش ایران نشان می دهد که مفهوم منسجمی به نام صادرات، در این صنعت وجود ندارد. هر از گاهی یکی از شرکت های تولیدکننده کفش که اغلب هم تولیدکننده کفش های ورزشی سالنی هستند در اقدامی خودجوش، بخشی از تولیدات خود را صادر می کند، اما همین روند پیوستگی و انسجام مطلوب را ندارد و در نهایت به آنجا می رسیم که صنعت کفش نتوانسته در صادرات غیرنفتی کشور، جایی برای خود باز کند. البته در طول سالیان گذشته و بخصوص دهه ۷۰ هجری شمسی، فرایندی از صدور کفش ایرانی به خارج از کشور آغاز شد. مقصد اصلی این صادرات، کشورهای آسیای میانه و در پاره ای موارد هم کشورهای عربی و حوزه خلیج فارس بودند. اما با وجود وضعیت صادرات کفش ایرانی، این کفش ها چگونه توانستند نزدیک به یک دهه در امر صادرات توانا باشند؟ شاید نام کفش برای آنها کمی بیشتر از ارزش واقعی شان باشد زیرا این اجناس که در اصطلاح به آنها کفش های ماشینی هم می گویند، چیزی بیش از دمپایی های پلاستیکی نیستند. به هر ترتیب، دمپایی های پلاستیکی تا به امروز بالاترین سهم صادرات پاپوش ایرانی را به خود اختصاص داده اند اما پیش از آنکه این امر را در داخل جست و جو کنیم، باید به کشورهای واردکننده دمپایی های پلاستیکی توجه کنیم. همان گونه که عنوان شد، کشورهای آسیای میانه، مقصد اصلی محصولات صادراتی کارخانه های دمپایی سازی ایران بودند. در دهه هفتاد، این کشورها که به تازگی استقلال خود را به دست آورده بودند، نه توان تولید داخلی و نه قدرت اقتصادی برای وارد کردن اجناس اروپایی را داشتند. این مساله در کنار نیاز روزافزون آنها به کفش و دمپایی باعث شد تا از نزدیکترین کشور همسایه که قیمت های قابل قبولی داشت، نیازهای خود را برطرف کنند. اگرچه کارخانه های دمپایی پلاستیکی یا همان کفش های ماشینی در تمامی نقاط کشور احداث و راه اندازی شدند، اما بدون شک می توان استان قم را قطب تولید کفش ماشینی کشور به حساب آورد. در سال های پس از پایان جنگ تحمیلی تا اواسط دهه هفتاد هجری شمسی، بیش از ۶۰۰ واحد تولید دمپایی پلاستیکی در قم و شهرک های صنعتی اطراف آن راه اندازی شدند که هدف از تمامی آنها صادرات کفش ماشینی بود. اما به مرور زمان این صنعت سودآور رو به افول گذاشت. این اتفاق در حالی رخ داد که اکنون بیش از ۱۵ هزار نفر به طور مستقیم، دمپایی های پلاستیکی تولید وعرضه می کنند. مدیر کل صنایع و معادن استان قم در این زمینه می گوید کمبود مواد اولیه نزدیک به ۲۸۰ واحد، تولید کفش های ماشینی را در خطر ورشکستگی و تعطیلی دائم قرار داده است. وی با بیان این مطلب می گوید: در گذشته ۹۵ درصد از صادرات کفش ماشینی ایران از استان قم انجام می شد که به دلیل برخی ---------- های اقتصادی، امروزه ۸۰ درصد این صادرات از دست رفته است. یکی از تصمیماتی که به عقیده مسؤولان صنایع و معادن استان قم بر تولید واحدهای تولیدی کفش ماشینی این استان تاثیر منفی گذاشته است، کمبود مواد اولیه ناشی از کاهش سهمیه ها و صادرات آن است. مدیرکل صنایع قم می گوید: سهمیه پی وی سی مورد نیاز واحدهای تولیدی اکنون به سختی تامین می شود در حالی که ما این مواد را به چین صادر می کنیم و آنها پس از تبدیل آن به کفش، دوباره به خودمان می فروشند. از این موارد که بگذریم به نظر می رسد، یکی دیگر از دلایل کاهش صادرات و در نتیجه کاهش تولید کارخانه های تولیدکننده دمپایی پلاستیکی، تغییر شرایطی باشد که چندان در دست ما نیست. عواملی مانند افزایش توان اقتصادی کشورهای واردکننده این کفش ها از ایران، که باعث شده به سمت وارد کردن کفش ها و دمپایی هایی از دیگر نقاط جهان روی آورند، کفش هایی که احتمالا کیفیت بهتری از تولیدات ایرانی دارند.
●دردسرهای واردات
هرچند صادرات کفش ایرانی تعریف چندانی ندارد، واردات آن بسیار پررونق و پرطرفدار است. این تجارت چندان سودآور است که بسیاری از تولیدکنندگان کوچک، این روزها ترجیح داده اند به جای تولید کفش، تنها پخش کننده یا فروشنده کفش های وارداتی از خارج کشور باشند. در گفت و گو با چند تن از این افراد، آنها دلایل تغییر شغل خود را در بازار تهران، هزینه های مواد اولیه، کارگر و کارگاه عنوان کرده اند. حقیقت هم همین است که تولید کفش های اسپرت از توان واحدهای صنفی کوچک خارج است و به خریداری ماشین آلات و سرمایه گذاری بزرگ نیاز دارد و تولید کفش های مجلسی و غیرورزشی نیز در مقایسه با انواع خارجی بسیار گران تمام می شود و خریداری برای آن پیدا نمی شود. بازار کفش ایران در حال حاضر بین دو کشور ترکیه و چین تقسیم شده است. بر اساس یک قاعده نانوشته بازار کفش های ورزشی و اسپرت ایران در دست چین و بازار کفش های رسمی و مجلسی در اختیار ترکیه قرار گرفته است.بخش زیادی از این واردات از مبادی غیرقانونی و قاچاق وارد کشور می شود که علاوه بر ضربه به تولیدات داخلی، زیان دو چندانی را به دلیل پرداخت نکردن حقوق و عوارض گمرکی تحمیل می کند.
●یک بازار ویژه
کشورهایی نظیر چین در کپی کردن اجناس معتبر و فروش آنها سابقه ای طولانی دارند. کفش های اسپرت یکی از این کالاهای هدف برای کپی برداری هستند. برندهای معتبری مانند نایک و آدیداس که در زمینه تولید کفش های اسپرت و ورزشی فعالیت می کنند، همواره از سوی کشورهای شرق آسیا و چین مورد حمله قرار گرفته اند. به دلیل قوانین سخت گیرانه و محکمی که برای کپی رایت دردیگر کشورها وجود دارد، کشورهایی نظیر ایران که قوانین کپی رایت در آنها چندان سفت و سخت نیست و جدی گرفته نمی شود، به بازاری ویژه برای عرضه این محصولات تبدیل شده اند. به عنوان نمونه، کفش های نایک و آدیداس قیمت هایی بین ۷۰ تا یکصد هزار تومان در انواع معمولی دارند ولی اگر سری به خیابان مولوی بزنید، در میان بازار فروش مرغ و خروس و دیگر حیوانات خانگی، به یک بازار دیگر برمی خورید که اگر چه چندان متشکل نیست، اما به جای خود پرمشتری و مورد توجه است. در دالان های تو در توی منشعب از خیابان مولوی مغازه های کوچکی وجود دارد که انواع و اقسام کفش های اسپرت خارجی را در قفسه های کوچک خود جای داده اند. شما می توانید در این مغازه ها کفش های طرح نایک چینی را با همان آرم و طراحی نمونه های اصلی با قیمت هایی بین ۲۰ تا ۲۵ هزار تومان خریداری کنید.درحالی که اگر این کفش ها در بازار آلمان یا هر کشور دیگر دارای قوانین کپی رایت عرضه شود، می تواند دیگر مناسبات تجاری و اقتصادی را نیز با خطر رو به رو کند. با این وصف، قابل پیش بینی است که بازار کفش های اسپرت وطنی مانند همیشه خراب باشد. دلیل آن هم همان دلیل سنتی این صنعت یعنی قدیمی بودن مدل ها و بی تنوعی قالب ها است. یکی از فروشندگان می گوید: با آنکه سالهاست از دوران کفش های چسبی گذشته است و دیگر خریداری برای آن وجود ندارد، اما نمی دانم چه اصراری وجود دارد که کارخانه های تولیدکننده داخلی هنوز به دنبال تولید و عرضه این مدل منسوخ شده هستند. به دلیل وجود فرهنگ پوشیدن کفش های اسپرت در کشور، چه به عنوان کفش پیاده روی، چه کفش رسمی محیط کار و چه کفش میهمانی، بازار کفش های اسپرت همواره از رونق خوبی برخوردار است و در این میان سود اصلی را تنها اژدهای زرد می برد.
رهام وزیری
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:25 AM
تولیدکنندگان جوراب عقیده دارند بازار جوراب زنانه از سال ۸۱ به این طرف خراب شده است. آنها می گویند این جوراب ها حتی زمستان ها هم خریداری ندارند چون بیشتر دخترها و خانم ها دیگر جوراب به پا نمی کنند و اگر هم بپوشند جوراب های فانتزی را انتخاب می کنند نه جوراب های نازک و شیشه ای.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/3eb6070f714c16d75be4fe527cea53d3.jpg











حتما شما هم وقتی از میدان ها و چهارراه های شلوغ شهر می گذرید توجهتان به بساط جوراب فروشی »۳ تا ۱۰۰۰ تومان« جلب شده و شاید هم چند دقیقه ای را صرف زیر و رو کردن جوراب های رنگ و وارنگشان کرده اید. شاید هم اصلا مشتری آنها باشید.
اما آیا تا به حال با خود فکر کردید چرا بعضی جوراب ها به این قیمت عرضه می شوند و برای خرید بعضی دیگر باید چند تا از اسکناس های آبی رنگ مدل جدید را خرج کرد؟
برای روشن شدن موضوع خوب است کمی با روش بافت جوراب آشنا شویم. دستگاه جوراب بافی حداقل دو دوک دارد که در هرکدام یکی از دو نوع نخ موسوم به S و Z گذاشته می شود. جوراب خوب باید با هر دو نوع نخ S و Z بافته شود در غیر این صورت جوراب در پا راست نمی ایستد و پیچ می خورد. البته بافت جوراب با دو نخ S یا دو نخ Z خیلی سریعتر است و سرعت یعنی سود و پول بیشتر. ناگفته پیداست که قریب به اتفاق جوراب های »۳ تا ۱۰۰۰ تومان« از این دست هستند.
سیلندر دستگاه جوراب بافی هم در بافت آن اهمیت دارد. هرچه سیلندر دستگاه بافنده بالاتر باشد کیفیت و دوام جوراب بیشتر است. کمترین تعداد لازم برای بافت جوراب نازک زنانه ۲۸۰ تا ۴۲۰ سیلندر است. دستگاه لازم برای این جوراب ها خارجی است و معمولا از کره یا ایتالیا وارد می شود. قبلا این دستگاه ها را از روسیه می خریدند. اما دستگاه بافت جوراب های مردانه، بچه گانه و جوراب های کلفت زنانه در ایران و با کیفیت عالی ساخته می شود. این دستگاه ها از ۷۲ تا ۱۸۰ سیلندر دارند. در ماشین های جوراب بچه گانه هم سیلندر از ۷۰ تا ۱۱۰ متغیر است.
تعداد سیلندرها در هر دستگاه قابل تنظیم است و همین مسئله راه تقلب را باز می کند. کافیست صاحب کار بی انصاف زنجیر چند سیلندر را باز کند. در این صورت دستگاهی که روزانه ۷۰ جین جوراب نازک زنانه تولید می کند می تواند در روز یکصد یا حتی ۱۲۰ جین جوراب تولید کند. از همین جاست که نباید به ارزان ترها اعتماد کرد چون استحکام آنها خیلی کمتر است.
نخ جوراب هم انواع مختلف دارد. در جوراب های شیشه ای زنانه نخ ۱۰ به کار برده می شود؛ در حقیقت دو نخ ۵، یکی S و یکی Z که به هم تابیده شده اند. جوراب معروف به پاریزین با نخ ۲۰، جوراب نازک اداره ای با نخ ۴۰، جوراب کلفت با نخ ۷۰ و جوراب بسیار ضخیم با نخ ۱۰۰ بافته می شوند. نخ ۱۰۰ بسیار گران است و برای بافت آن باید دور ماشین خیلی پایین آورده شود وگرنه سوزن دستگاه می شکند.
قیمت نخ برحسب گرم محاسبه می شود. هر دوک نخ حدود یکصد هزار تومان درمی آید. تولیدکنندگان جوراب، کیفیت نخ ایرانی را کاملا تأیید می کنند. قیمت نخ ایرانی کیلویی بین ۲۴۰۰ تا ۴۵۰۰ تومان است در حالیکه قیمت نخ خارجی از ۶۵۰۰ تومان به بالاست و به کیلویی ۱۸ هزار تومان هم می رسد. این نخ های گران معمولا از ترکیه یا روسیه وارد می شوند. نخی که در بافت جوراب نازک زنانه به کار می رود همیشه سفید است و جوراب پس از بافته و زیگزال شدن مشکی یا رنگ دیگر می شود. جوراب های مردانه و بچه گانه و جوراب زنانه به غیر از نازک ها، از نخی به نام اسپانتکس بافته می شوند. در اسپانتکس کش به کار می رود که به آن حالت ارتجاعی می دهد. نخ های اسپانتکس رنگی هستند و جوراب های آن از ابتدا رنگی بافته می شوند. این نخ کیلویی حدود ۱۴ هزار تومان است.
قیمت رنگرزی هر جین جوراب نازک به رنگ های روشن مثل کرم، دودی یا موشی بین ۵۰ تا ۷۰ تومان است. رنگ مشکی ایرانی برای هر جین فقط ۳۰ تومان درمی آید اما زود بور می شود و تولیدکنندگان مجبورند برای به دست آوردن رنگ ثابت برای هر جین ۷۰ تومان هزینه رنگرزی با رنگ های ژاپنی و چینی را بپردازند. در رنگ کردن جوراب هم تجربه و هم انصاف دخیل است. جوراب های روشن باید با آب سرد رنگ شوند وگرنه کش آنها فاسد می شود و وامی رود. جوراب های مشکی باید با آب داغ رنگ شوند تا رنگ را خوب به خود بگیرند. زیگزال دوزها هم برای دوخت هر جین جوراب نازک زنانه ۲۵ تا ۳۰ تومان دستمزد می گیرند. اما حرف اول را در جوراب بافی، کار آخر یعنی بسته بندی می زند. قیمت بسته بندی جوراب زنانه جینی بین ۷۰ تا ۳۰۰ تومان است. یعنی در بعضی موارد تولیدکننده باید تقریبا معادل کل قیمت تمام شده جوراب برای بسته بندی هزینه پرداخت کند. البته صرف هزینه برای بسته بندی در نهایت به نفع تولیدکننده است به عنوان مثال تولیدکننده ای جوراب نازک زنانه تولید و آن را در جعبه های مقوایی بزرگ بسته بندی کرده بود. این جوراب ها مدت زیادی روی دستش مانده بود تا اینکه آنها را سه تا سه تا در جعبه های طلقی بسته بندی کرد و همه را به قیمتی بالاتر از قبل به فروش رساند.
ارزانترین جوراب نازک زنانه، البته با نخ، سیلندر و بافت صحیح هر جین حدود ۷۰۰ تومان و گرانترین آنها حدود ۳۸۰۰ تومان به فروشندگان سطح شهر عرضه می شود. قیمت عمده فروشی و توزیع کننده حدود ۱۰ درصد پایینتر از این قیمت هاست. البته سود جوراب های نازک زنانه که قیمت تمام شده پایینی دارند معمولا درصدی محاسبه نمی شود بلکه بسته به شرایط بازار روی جوراب های ارزان تر ۵۰ تا ۲۵۰ و برای جوراب های گرانتر ۳۰۰ تا ۵۰۰ تومان روی هر جین سود دریافت می شود. یعنی کمتر از ۱۰ درصد. جوراب های کلفت و مردانه گرانتر هستند. قیمت فروش هر جین جوراب مردانه ارزان ۱۵۰۰ و بهترین جوراب مردانه حدود ۱۲ هزار تومان است و سود آنها هم بالطبع بالاتر.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:26 AM
جورجیو در سال ۱۹۶۴ مسلح به دانش وسیعی از پارچه و طرح، در شرکت Mitmam به عنوان طراح لباس Nino Cerruti برای آقایان، مشغول به کار شد. بلافاصله پس از آن همین سمت را در Zegna و Ungaro برعهده گرفت. در سال ۱۹۷۴، آرمانی مارک لباس مردانه خود را معرفی کرد و یک سال بعد در همین عرصه به طراحی لباس برای بانوان مشغول شد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/183ff36c3d7ee8d077fc2dfb8421a3ba.jpg











جورجیو آرمانی، یکی از مشهورترین و با نفوذترین طراحان لباس، در سال ۱۹۳۴ در ایالت پیاچنزای ایتالیا متولد شد. اما ورود او به دنیای مد و لباس در سال های دهه شصت کاملاً تصادفی بود. وی که فرزند یک خانواده از قشر متوسط جامعه بود، تحصیلات اولیه خود را در یک مدرسه عمومی گذراند و در حالی که به سینما و تئاتر عشق می ورزید، به مدت دوسال در دانشکده پزشکی دانشگاه میلان مشغول به تحصیل شد و در عرصه هنر عکاسی نیز دست و پنجه نرم کرد. او پس از به پایان رساندن دوره نظام وظیفه در سال ۱۹۵۷، در یک فروشگاه بزرگ لباس به نام ”لاریناسنت“، به عنوان طراح ویترین مشغول به کار شد. او بعدها این نکته را فاش کرد که اصالت کارهایش در این دوره ریشه گرفت و پرورش یافت. در این زمان، در رابطه با کارش اغلب به انگلستان سفر می کرد. او اعتقاد دارد که ”انگلستان“ مهم ترین مرکز تأثیرپذیری و الهام برای او بود، و در این باره می گوید: ”وقتی که در لاریناسنت کار می کردم، برای مشاهده فروشگاه ها و دریافت طرح های جدید و متفاوت به لندن مسافرت می کردیم در یکی از این دفعات چند تا ژاکت کش بافت پشمی زرد در یک بوتیک کوچک دیدم و آنها را به لاریناست آوردم. همه فکر می کردند دیوانه ام. ژاکت های کش بافت زردی که فقط دوک ویندسدور می توانست بپوشد، نه یک فرد معمولی از قشر متوسط جامعه. اساساً ایده چنین طرح لباسی اغراق شده، گل چین شده و بیش از اندازه انگلیسی مأب بود.“
جورجیو در سال ۱۹۶۴ مسلح به دانش وسیعی از پارچه و طرح، در شرکت Mitmam به عنوان طراح لباس Nino Cerruti برای آقایان، مشغول به کار شد. بلافاصله پس از آن همین سمت را در Zegna و Ungaro برعهده گرفت. در سال ۱۹۷۴، آرمانی مارک لباس مردانه خود را معرفی کرد و یک سال بعد در همین عرصه به طراحی لباس برای بانوان مشغول شد.
از سال ۱۹۷۵ تاکنون کمپانی آرمانی در حیطه طراحی لباس های کودک (Giorgio Armani Junior)، لباس زیر، لباس شنا و الحاقات لباس شاهد پیشرفت و گسترش روزافزونی بوده است و با سرمایه گذاری بر روی محصولات خود، اولین مجموعه از فروشگاه هائی را که محصولات ارزان تر به فروش می رساندند افتتاح کرد: Empori Armani و Armani Jeans آرمانی در سال ۲۰۰۰ آرایشی جدید به محصولات خود توسط پت مک گریت داد. امروزه امپراطوری آرمانی با حدود ۲۰۰۰ فروشگاه در سرتاسر جهان با فروش سالانه یک میلیارددلار در حال گسترش است. نمایش های Fashion لباس او اغلب شلوغ و از جمعیت اشخاص مشهوری که به تماشا می آیند پر شده است؛ روبرت دنیرو، اسپایک لی، مارک والبرگ، مارتین اسکورسیزی، سوفیا لورن و ویکلیف رین به دیدار آثار او می آیند. با این همه آرمانی سعی دارد که بیشتر برای مردم عادی کوچه و بازار طراحی کند چرا که بر این باور است که لباس برای پوشیدن است نه تنها برای نمایش دادن. او از مهارت خود در طراحی لباس آقایان برای طراحی لباس بانوان نیز استفاده می کند. در واقع او استاندارد لباس را بنیا ن گذاری کرده است: لباس های راحت برای زنان که به دقت بریده شده و استادانه خیاطی شده اند و لباس های کارآمد و قابل پوشیدن در امور روزمره هستند. خود او همواره از اصطلاح لباس ”مهم“ (important) پرهیز کرده و نسبت به آن ابراز نفرت می کند.
در سال ۲۰۰۰، مجله Forbes جورجیو آرمانی را به عنوان موفق ترین طراح لباس جهان با درآمد شخصی ۱۳۵ میلیون دلار در سال ۱۹۹۹، اعلام کرد. در سال ۲۰۰۱، همین مجله او را نوزدهمین نفر در طبقه بندی خود (بعد از خانواده Bulgari و قبل از Pradas) از لیست آریستوکرات های جدید طراحی لباس قرار داد.

مترجم: مریم علاءامجدی
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله اقتصاد و زندگی

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:26 AM
کربن فعال به عنوان یک جاذب دارای کاربردهای مهم و حیاتی می باشد. این ماده از پیرولیز موادگیاهی حاوی کربن تولید می شود و تحت عملیات فعال سازی قرار می گیرد.










کربن فعال به عنوان یک جاذب دارای کاربردهای مهم و حیاتی می باشد. این ماده از پیرولیز موادگیاهی حاوی کربن تولید می شود و تحت عملیات فعال سازی قرار می گیرد. با توجه به نوع موادخام مصرفی، کربن های فعال دارای اندازه منفذ و شکل های متفاوت هستند و از طرفی با توجه به اندازه منفذ و توزیع اندازه دارای کاربردهای گسترده و ویژه ای می باشند. در این مقاله مراحل تولید کربن فعال و ساختار منفذی انواع کربن فعال مورد بررسی قرار می گیرد.
● مقدمه
کربن فعال به گروهی از مواد اطلاق می شود که مساحت سطح داخلی بالا، تخلخل و قابلیت جذب گازها و مایعات شیمیائی را دارند. کربن های فعال به عنوان جاذب های حیاتی در صنایع شناخته شده اند و کاربردهای گسترده ای با توجه به قابلیت جذب گازها و مایعات مزاحم دارند و می توان از آنها برای تصفیه و پاکسازی و حتی بازیافت موادشیمیائی استفاده نمود. کربن های فعال به دلیل ویژگی های منحصربه فرد و همچنین قیمت پائین در مقایسه با جاذب های غیرآلی مانند زئولیت از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. کربن های فعال شده به دلیل مساحت گسترده آنها، ساختار منفذی، ظرفیت جذب بالا و قابلیت فعال سازی مجدد سطح، یک ماده منحصربه فرد می باشند. کاربرد مهم و قابل اهمیت آنها در جداسازی بو، رنگ، مزه های غیردلخواه از آب در عملیات های خانگی و صنعتی، بازیافت حلال، تصفیه هوا به ویژه در رستوران ها، صنایع غذائی و شیمیائی می باشد، همچنین با موادغیرآلی به عنوان کاتالیست نیز استفاده می شوند. در داروسازی نیز برای مبارزه با یک نوع باکتری خاص مورد استفاده قرار می گیرند و به عنوان جداکننده اسیدهای آروماتیک از حلال در داخل اسیداستیک نیز می توان از کربن فعال استفاده کرد.کربن های فعال شده محصولات پیچیده ای می باشند و به تبع طبقه بندی براساس رفتار، مشخصات سطح و روش آماده سازی آنها مشکل می باشد، هر چند یک سری طبقه بندی براساس مشخصات فیزیکی آنها انجام شده است.
۱. کربن فعال پودری (دارای اندازه ای کمتر از ۱۰۰ نامومتو و میانگین قطری بین ۱۵ تا ۲۵ میکرومتر)
۲. کربن فعال گرانولی (دارای اندازه ای بزرگ تر از کربن فعال شده پودری می باشد)
۳. کربن فعال کروی
۴. کربن تزریق شده
۵. کربن روکش شده با پلیمرها
استاندارد جذب برای کربن فعال مورد استفاده این است که بتواند تا حدود ۲۰% وزنی گاز GB و یا سیانوژن کلراید جذب نماید. اگر کربن فعال تازه باشد و در معرض رطوبت قرار نگرفته باشد خواهد توانست تا ۴۰% وزنی GB جذب نماید. تعداد زیادی از گازهای سمی را می توان با گذراندن از کربن فعال شده از هوا جدا کرد، این خاصیت برای مواد شیمیائی با وزن مولکولی بالا از قبیل مواد شیمیائی GB مؤثر می باشد، گازهای سبک از قبیل کربن یا سیانوژن کلراید را نمی توان به راحتی سایر گازها جدا نمود، منواکسید کربن یکی از موادی است که به سختی می توان به کمک کربن فعال جذب نمود ولی می توان با استفاده از تزریق یک سری از موادشیمیائی به کربن فعال، قابلیت جذب این گونه مواد را در کربن فعال ایجاد نمود و قدرت بازدارندگی کربن فعال را بالا برد. موادی که بدین منظور می توان استفاده نمود نمک های نقره، مس و کرم می باشد.
● مراحل تولید
کربن فعال شده از پیرولیز موادکربنی از قبیل چوب، زغال سنگ و هسته میوه ها یا پلیمرهای مصنوعی از قبیل ریون، پلی اکریلونیتریل یا فنولیک حاصل می گردد و در مراحل بعدی تحت عملیات فعال سازی قرار می گیرد. پیرولیز موادکربنی، بدون حضور هوا، باعث تخریب مولکول های غیرآلی می شود که یک ماده قیری شکل حاوی موادگازدار خواهد بود و در نهایت یک جسم جامد کربنی از آن ایجاد خواهد شد. جسم تولیدشده دارای تعداد زیادی حفره های بزرگ و دارای سطح ویژه ای در حد چندین مترمربع برگرم می باشد.
۱. موادخام
از نظر اقتصادی، ترجیحاً موادی با کربن بالا و موادآلی کم برای تولید کربن فعال شده انتخاب می شود، ماده تشکیل شده جامد حاصل از عملیات پیرولیز باید دانسیته بالا و همچنین دارای گازهای فرار کافی باشند، آزادسازی گازهای فرار در مرحله پیرولیز باعث ایجاد منافذ در کربن می شود. دانسیته بالا باعث می شود کربن از استحکام و ساختار محکمی برخوردار گردد موادخام مورد استفاده به ترتیب اهمیت آنها از نظر ظرفیت تولید کربن متخلخل، مشخصات نهائی و مقدار مصرف عبارتند از: چوب، زغال سنگ، سیگمنت (نوعی زغال سنگ)، پوست نارگیل و تورب.
۲. کربونیزاسیون
در حین کربونیزاسیون اجزاء غیرکربنی از قبیل هیدروژن و اکسیژن به صورت گاز از مواداولیه خارج می شوند و کربن های آزاد نیز به صورت گروهی، بلورهای گرافیت تشکیل می دهند. به دلیل وجود منافذ در بین بلورها آرایش یافتگی بلورها از دو طرف به صورت نامنظم می باشد. این فرآیند معمولاً در درجه حرارتی زیر ۸۰۰ درجه سانتیگراد در یک محیط حاوی یک جریان ورودی از اتمسفر صورت می گیرد، پارامترهای مهم تعیین کننده کیفیت محصول تولید شده عبارتند از:
۱. نرخ حرارت دادن
۲. دمای نهائی
۳. مدت زمان خیساندن
ساختار ریز منافذ کربن در دمای در حدود ۵۰۰ درجه سانتیگراد شکل می گیرد. بعضی از این منافذ به وسیله ماده قیری آزاد شده در حین فرآیند پیرولیز مسدود می شود که می توان با حرارت دادن مجدد در ۸۰۰ درجه سانتیگراد دوباره این منافذ را ایجاد کرد. افزایش دما تا ۱۰۰ درجه سانتیگراد و بیش از آن باعث سخت شدن ساختار کربن و کاهش درجه تخلخل می شود.
۳. فعال سازی
کربن ها را با توجه به آرایش یافتگی بلورهای آن به صورت گرافیت یا غیرگرافیت تعریف کرده اند. کربن های گرافیتی دارای بلورهائی با سه بعد یکسان می باشند در صورتی که در کربن های غیرگرافیتی اینگون نمی باشد. براساس توضیحات داده شده، در حین کربونیزاسیون سه فضای خالی در کربن ایجاد می وشد که در حین کربونیزاسیون به وسیله کربن های غیرآرایش یافته ”آمورف“ مسدود می شود. محصولات مرحله کربونیزاسیون دارای ظرفیت جذب خیلی کمی می باشند و احتمالاً این مسئله به دلیل کربونیزاسیون در دمای پائین و وجود ماده قیری باقیمانده در منافذ بین بلورها و روی سطح آنها می باشد. بعضی از محصولات کربونیزه شده را می توان با خارج ساختن موادقیری به وسیله حرارت دادن در بخار یا تحت گاز و یا عمل خالص سازی به کمک حلال و یا واکنش های شیمیائی فعال کرد. عمل فعال سازی باعث بزرگ شدن قطر حفره هائی می شود که در حین فرآیند کربونیزاسیون ایجاد شده اند و همچنین باعث ایجاد یک سری حفره ریز نیز خواهد شد و بدین گونه می توان به یک ساختار حفره ای با مساحت سطح داخلی بالا دست پیدا کرد. پدیده فعال سازی به دو روش انجام می شود.
الف ـ فعال سازی شیمیائی: در ابتدا ماده خام با یک محلول غلیظ از مواد فعال کننده اشباع می شود و با این عمل، مواد سلولزی از بین می روند و تحت عملیات حرارتی در دمای بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ درجه سانتیگراد قرار می گیرند، مواد پرولیز شده سرد می شوند و به منظور خارج ساختن مواد فعال کننده، تحت عملیات شستشو قرار می گیرند و سپس مواد فعال کننده عبارتند از: اسید فسفریک، کلرید روی، اسید سولفوریک و یدید پتاسیم.
ب ـ فعال سازی فیزیکی: در این فرآیند به کمک محصولات کربونیزه شده، ابعاد و ساختار مولکولی منافذ گسترش می یابد و مساحت سطحی آنها افزایش می یابد، این عملیات در دمائی بین ۸۰۰۰ الی ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد با حضور مواد گازی اکسیدکننده مناسب مانند دی اکسید کربن و هوا انجام می گیرد. برای تبدیل مواد کربونیزه شده به گاز به وسیله بخار و دی اکسید کربن از واکنش های زیر استفاده می شود:
(C+H۲O=Co+H۲ (۲۹ kcal
(C+Co۲=۲Co (۳۹ kcal
(Co+H۲O=H۲ (۱۰ kcal
مولکول آب کوچک تر از مولکول دی اکسیدکربن می باشد و در نتیجه سرعت نفوذ آن به داخل منافذ کربن بیشتر می باشد و سرعت واکنش با بخار بیشتر از سرعت واکنش با گاز دی اکسیدکربن می باشد.
● ساختار منافذ کربن
منافذ در کربن های فعال شده دارای اندازه و شکل های متفاوتی می باشند. منافذ براساس اندازه آنها به سه دسته تقسیم بندی می شوند.
۱. ماکرومنافذ: دارای میانگین قطری بیشتر از ۵۰ نانومتر می باشند.
۲. مزومنافذ: دارای قطری برابر با ۲ الی ۵۰ نانومتر می باشند.
۳. میکرومنافذ: دارای قطری کمتر از ۲ نانومتر می باشند که خود نیز به سوپر و آلترا میکرو تقسیم می شوند.
بعضی از کربن فعال ها با توجه به نوع موادخام مصرفی، شکل منفذ موجود در کربن فعال تولید شده متفاوت می باشد.
● جذب به وسیله کربن فعال شده
جذب عبارت است از قرارگیری لایه ای مولکول های گاز یا مایع از یک فاز در حال حرکت بر روی سطح یک جسم جامد به کمک نیروی جاذبه مولکولی واندروالس. اتم های سطحی جسم جامد کربن فعال در مقایسه با اتم های داخلی دارای انرژی موازنه نشده ای می باشند و مولکول های خارجی سعی بر موازنه کردن این انرژی دارند و بر سطح جذب می شوند این مولکول ها لایه تکی روی سطح جسم جامد را تشکیل می دهند. ● کربن های فعال پیشرفته
علاوه بر کاربردهای عمومی کربن های فعال، کربن های فعال پیشرفته ای با کنترل مخصوص بر روی ساختار منافذ در چند دهه اخیر برای کاربردهای خاص، ایجاد شده اند.
۱. غربال کننده های مولکولی کربنی (CMS)
غربال های کربنی یک کلاس ویژه از کربن های فعال می باشند که دارای منفد با اندازه کوچک و با یک محدوده توزیع کوچک در حدود میکرو منافذ می باشند.این کربن ها برای جداسازی و جذب گاز و مایع در محیط هائی با غلظت های خیلی کم مورد استفاده قرار می گیرند. مشابه جذب گاز اتیلن برای تازه نگه داشتن میوه و سبزیجات، اغلب کاربرد کربن های CMS در سیستم های جداسازی گاز می باشد. اندازه منفذ در کربن های CMS با اندازه مولکول های جذب شونده نیتروژن و هیدروژن قابل مقایسه می باشد. دمای جذب نیز سرعت جذب یک گاز را تحت تأثیر خود قرار می دهد، در دمای بالا سرعت جذب نیز بالاتر می باشند. کربن های CMS برای جداسازی نیتروژن و اکسیژن مورد استفاده قرار می گیرند.
۲. الیاف کربن فعال
تکنولوژی تولید الیاف کربن فعال شده ترکیبی از تولید الیاف کربن به علاوه مراحل فعال سازی آن می باشد. تا هنگامی که خصوصیات مکانیکی بالا مورد نیاز نباشد ترجیح داده می شود که الیاف کربن با ساختار آمورف تولید شود. بنابراین فرآیند تولید الیاف کربن فعال شده شامل توسعه الیاف کربن آمورف در دمائی در حدود ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد صورت می گیرد. در الیاف کربن حاصل از قیر می توان بالاترین مساحت ویژه ای در حدود ۲۵۰m^۲/g و بیشترین حجم میکرو منافذ در حدود ۶۱/۱ ml/g را به دست آورد.
مهندس حسین بارانی
(عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند)









http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:27 AM
در این مقاله ویژگی های مربوط به ساختار پارچه های حلقوی تاری تقویت شده دو محوری و چندمحوری ارائه می شود و موارد استفاده از آنها مورد بررسی قرار می گیرد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/c8540115b256411cab33cc87faeb53b0.jpg











● مقدمه
امروزه منسوجات صنعتی در زمینه های گوناگون اهمیت روزافزونی کسب نموده اند. برطبق ارزیابی های انجام شده توسط مراکز اقتصادی، موادکامپوزیتی حدود ۵/۴۱ میلیون یورو در جهان درآمدزائی داشته اند. بیشترین استفاده از منسوجات فنی در بخش صنایع اتومبیل سازی (۲۳%)، مهندسی ساختمان (۲۱%)، صنایع هواپیماسازی (۱۷%) و تجهیزات ورزشی (۱۱%) است. پیش بینی می شود که تا سال ۲۰۰۸ نرخ رشد این مواد حدود ۵ـ۲ درصد باشد و در این بین سهم بخش انرژی بادی ۲%، صنایع هوائی ۹%، صنایع اتومبیل سازی ۷% و صنایع کشتی سازی ۷% باشد.
با توجه به روش تولید، منسوجات به گروه های تاری ـ پودی، بی بافت، حلقوی تاری و حلقوی پودی تقسیم می شوند. شایان ذکر است که در صورت استفاده از منسوجات در کاربردهای صنعتی، منسوجات باید با ملاک ها و معیارهائی متفاوت از معیار مورد استفاده برای ارزیابی منسوجات معمولی مورد بررسی قرار گیرند. به عنوان مثال چنانچه این منسوجات به عنوان حامل یا مواد تقویت کننده به کار برده شوند، استحکام، قابلیت نفوذ، آویزش پارچه، پایداری و ثابت و پارامترهائی از این نوع بیش از خواص ظاهری منسوج نظیر رنگ، زیردست و خواص پوششی از اهمیت برخوردار خواهد بود.یکی از خصوصیات ویژه این گونه کالاها آن است که باید قادر به جذب نیروهای اعمال شده در جهت های مختلف باشند. که در این راستا پارچه را می توان به پارچه های تک محوری، دومحوری و چندمحوری دسته بندی نمود
تمام روش های تولید منسوجات دارای ویژگی های خاص خود هستند و با توجه به خصوصیات موردنظر جهت تولید یک پارچه انتخاب می شوند. به هر حال بافندگی حلقوی تاری، خواص و ویژگی های مثبت فراوانی برای تولید پارچه های صنعتی دارا است. از آنجائی که در این روش دسته های نخ در مسیرهای مستقیم درون یک کامپوزیت قرار می گیرند، لذا منسوج در برابر ازدیاد طول مقاومت مطلوبی دارد. بهره وری بالای ماشین های حلقوی تاری از مزایای دیگر این سیستم به حساب می آید.
با توجه به خصوصیات مصرف نهائی یک منسوج، پارچه های حلقوی را می توان با ساختارهای متنوعی از جمله بسته، باز، کشسان، ابعاد ثابت، سه بعدی، لوله ای شکل و غیره تولید کرد. بنابراین روش های متنوعی جهت تولید ساختارهای تقویت شده با توجه به کاربرد نهائی یک منسوج وجود دارد.
● ساختارهای دومحوری
این نوع منسوجات به وسیله ماشین های حلقوی تاری Copcentra HS.ST، با سیستم های پودگذاری افقی و این ـ لی صفر تولید می شوند. برای تولید این منسوجات بعضی از سازندگان ماشین آلات نظیر لیبا و نایلا ماشین آلاتی با نرخ پودگذاری تا ۱۸۰۰ رج بر دقیقه و مخزنی برای پودگذاری تا ۳۰ نخ در یک سوم اینچ تاری را ارائه کرده اند؛ در این سیستم یک گیره قابل اطمینان برای نگهداری نخ های پود تعبیه شده است.
علاوه بر این ضایعات نخ پود با این ماشین ها بسیار کم بوده و نخ های این ـ لی صفر با عملکردی ملایم در جای خود قرار می گیرند. علاوه بر مزایای فنی، پارچه های حلقوی تاری با عناصر تقویت کننده دومحوری نسبت به پارچه های تاری ـ پودی مقرون به صرفه نسبت به پارچه های تاری ـ پودی مقرون به صرفه تر می باشند.
سیستم پودگذاری مخزنی و نیز امکان تولید پارچه های دارای عرض زیاد در ماشین های بافندگی حلقوی تاری، امکان دستیابی به راندمان تولید بالاتری را نسبت به ماشین های بافندگی تاری ـ پودی فراهم می سازد. همچنین در مقایسه با ماشین های بافندگی تاری ـ پودی به نخ های تقویت کننده نیروهای بسیار کمی وارد می شود؛ در نتیجه امکان استفاده از نیمچه نخ های الیاف شیشه در جهت طول پارچه فراهم می شود. این پارچه ها که دارای نخ های تقویت کننده در جهت های صفر و ۹۰ درجه هستند، عمدتاً در موارد زیر استفاده می شوند:
● تقویت کننده گچ های ساختمان
این گروه دارای ساختمان شبکه ای از جنس شیشه هستند که به وسیله اکریلات پوشیده شده اند. ابعاد شبکه ها بین ۸ـ۴ میلیمتر در جهت طول است. این منسوجات که به عنوان حامل گچ به کار می روند، معمولاً در سیستم های کامپوزیتی عایق حرارتی به مصرف می رسند. در حال حاضر در هنگام ساخت ساختمان ها، معمولاً از صفحات پلی استایرن (استایروفوم) به عنوان مواد ایزوله یا عایق کننده استفاده می شود که به دیوار متصل می گردند. منسوج توری ساخته می شود که به دیوار متصل می گردند. منسوج توری ساخته شده از الیاف شیشه ابتدا روی صفحات فلزی چسبانده می شوند تا لایه خارجی گچ (عمدتاً رزین مصنوعی است) قابلیت چسبیدن به آن را پیدا کند. وجود منسوج از ترک برداشتن گچ جلوگیری می کند. بنابراین اهمیت نخ های تقویت کننده مستقیم در پارچه مشخص می شود.
نخ های تقویت کننده در منسوج حلقوی تاری بلافاصله نیروهای اعمال شده را بدون هیچ گونه کشش اولیه، جذب می نماید. پارچه های حلقوی تاری تقویت شده بزرگ با استفاده از نیمچه نخ های الیافت شیشه که نمره آنها تا ۳۱۰ تیکس می تواند باشد، تولید می شود. با استفاده از نیمچه نخ های ظریف تر با نمره ای در محدوده ۳۶ـ۳۴ تکس می توان پارچه های ظریف تر جهت کاربرد در تعمیرات تولید کرد.
● ژئوگریدها
این منسوجات سنگین و شبکه مانند با ساختار باز، اغلب به وسیله قیر یا PVC لایه گذاری می شوند و در بخش ژئوتکستایل به عنوان مواد تقویت کننده در جاده سازی، تثبیت خاکریزها، سنگ چینی اطراف رودخانه ها و نیز به عنوان دیوارهای حایل برای سنگ چینی جاده های آبی و نیز در جلوگیری از ریزش کوه ها استفاده می شوند. اندازه شبکه ها می تواند متفاوت باشد اما طول آنها معمولاً در حدود ۳۰ ـ ۱۵ میلیمتر است. این تنوع موجب انعطاف پذیری در استفاده از نخ هائی با ظرافت های مختلف جهت تحمل نیروهای وارده می گردد، بنابراین پارچه هائی با استحکام های مختلف را می توان تولید کرد و استحکام کششی تا ۱۰۰۰ کیلونیوتن بر متر در راستای طول و عرض قابل دستیابی می باشد.
در مقایسه با ژئوگریدهای ریسیده شده یا بافته شده و جهت طراحی مهندسی منسوجی که دارای عرض زیاد و درجه بالائی از ثبات ابعادی با توجه به کاربرد نهائی آن باشد وب را مستقیماً با استفاده از سیستم تغذیه درون پارچه حلقوی تاری حاوی نخ های تقویت کننده دومحوری می توان قرارداد و درون ساختمان شبکه ثابت کرد. وب در پارچه حلقوی تاری سپس برای جداسازی قطعات سنگ از خاکریزها و نیز به منظور فیلتراسیون و یا برای زهکشی، بسته به نیاز، استفاده می شود. از منسوجات حلقوی تاری که در آنها نیمچه نخ های الیاف شیشه دارای نمره ۲۴۰۰ ـ ۱۲۰۰ تکس به کار رفته، در جاده سازی استفاده می شود. در حالی که از منسوجاتی که در تولید آنها از الیاف پلی استر دارای مقاومت بالا و ظرافت ۱۱۰۰ دسی تکس استفاده شده است برای مقاوم سازی و نیز تثبیت خاکریزها (شیب ها) استفاده می گردد.
● تابلوهای تبلیغاتی
امروز در سراسر دنیا تابلوهای تبلیغاتی ساخته شده از منسوجات به شکل روزافزون استفاده می شوند. این تابلوها ممکن است در فضای باز و در معرض باد شدید و یا شرایط بد آب و هوائی قرار داشته باشند. الیاف پلی استر مقاوم با ظرافتی حدود ۲۸۰۰ ـ ۱۱۰۰ دسی تکس برای تولید منسوجات به کار رفته در این تابلوهای تبلیغاتی استفاده می شوند و ساختار منسوج مورد استفاده می تواند متراکم تا نیمه متراکم باشد. پارچه های حلقوی تاری تقویت شده دومحوری به دلیل دارا بودن استحکام در برابر پارگی اولیه و همچنین مقاومت در برابر نیروهای پس از آن، دارای مزایای بارزی جهت استفاده در تابلوهای تبلیغاتی هستند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:27 AM
بحث های دو هفته گذشته در خصوص مقابله با تولیدكنندگان پوشاكی كه لباس های مناسب تولید نمی كنند، به بروز نگرانی هایی میان تولیدكنندگان پوشاك تبدیل شده است .












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/031567f72b93bc75513c3350f010830c.jpg











بحث های دو هفته گذشته در خصوص مقابله با تولیدكنندگان پوشاكی كه لباس های مناسب تولید نمی كنند، به بروز نگرانی هایی میان تولیدكنندگان پوشاك تبدیل شده است .
اتفاقاتی كه طی دو هفته گذشته در مجلس درباره برخورد با پدیده بدحجابی رخ داد كه در نهایت برخی از نمایندگان بر لزوم برخورد با تولیدكنندگان پوشاك نامناسب تاكید كردند، به بروز نگرانی هایی میان تولیدكنندگان پوشاك منجر شده است . این برای دومین بار است كه طی چند سال گذشته بر ضرورت مبارزه با تولیدكنندگان پوشاك كه لباس های نامناسب تولید می كنند، تاكید می شود.
در تابستان ۱۳۸۲ صدور دستورالعملی درباره ممنوع بودن فروش لباس های كوتاه منجر به حراج مانتوهایی شد كه تولیدكنندگان پوشاك قصد داشتند پیش از آغاز اجرای این دستورالعمل از ضررهای وارده به خود جلوگیری كنند. اكنون هم وضعیت مشابهی پیش آمده و این بار مجلسیان اصولگرا بر لزوم برخورد با پدیده بدحجابی در كنار برخورد با تولیدكنندگان چنین لباس هایی تاكید می كنند.
تحولات در هفته گذشته در شرایطی رخ داد كه چند سالی است بسیاری از تولیدكنندگان به خصوص صاحبان صنایع كوچك از سیل كالاهای ارزان قیمت چینی به بازارهای ایرانی ابراز نگرانی كرده و در مواردی هشدار داده اند كه اگر فكری به حال تولیدكنندگان ایرانی نشود، باید فاتحه صنایع كوچك ایران را خواند. این نگرانی ها در بخش صنعت نساجی ، تولید پوشاك و كفش بیشتر محسوس است . كمیسیون صنایع مجالس ششم و هفتم به این مساله حساسیت نشان داده اند و تاكنون جلسات متعددی با صاحبان این صنایع و مقامات دولتی برگزار كرده اند و بر ضرورت حمایت از تولیدكنندگان داخلی در برابر سیل واردات كالاهای ارزان قیمت چینی تاكید كرده اند. به این ترتیب همزمان با اظهارنظر تعدادی از نمایندگان مبنی بر لزوم برخورد با تولیدكنندگان پوشاك غیراسلامی ، برخی نیز عنوان می كنند ممكن است از لابه لای این مسائل مباحثی بیرون بیاید كه لزوما به نفع تولیدكنندگان پوشاك نباشد و آنان را با مشكلات عدیده یی مواجه كند و به پیچیدگی اوضاع بیفزاید.
مشكل از آن جا بروز پیدا كرده است كه تولیدكنندگان پوشاك با حضور در كمیسیون های فرهنگی و صنایع عنوان كرده اند به نفع آنان نیست تا به دنبال تولید یك مد خاص بروند زیرا استقبال از آن كم است و اكثریت مردم ترجیح می دهند از همین لباس هایی استفاده كنند كه مد روز محسوب می شوند.
یكی از مهمترین مباحثی كه در كمیسیون فرهنگی مجلس درباره طرح ساماندهی مد و لباس به عمل آمده ، همین ویژگی های اقتصادی طرح است . عماد افروغ ، رییس كمیسیون فرهنگی مجلس در این زمینه گفت : «وقتی ما به طراحان مد و لباس می گوییم به دنبال الگوی ایرانی و اسلامی آن باشید تولیدكنندگان و طراحان می گویند، این كار مقرون به صرفه نیست و صرفه اقتصادی ما در تولید انبوه همین مدها و طرح هایی است كه امروزه به بازار عرضه می شود.»در نهایت كمیسیون فرهنگی مجلس با اذغان به این مشكل ، طرح ساماندهی مد و لباس را هم به كمیسیون صنایع مجلس فرستاد تا درباره جنبه های اقتصاد و صنعتی آن هم بحث شود. در واقع بر مبنای این طرح قرار است از الگوهای لباس و پوشاك متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی حمایت به عمل بیاید و كمیته یی متشكل از ۹ عضو در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این مسئولیت را برعهده بگیرند. عماد افروغ معتقد است : «تولیدات انبوهی كه امروزه در بازار پوشاك ایران عرضه می شود، بیشتر مبتنی بر الگوی برگرفته از كشورهای اروپایی ، امریكا، پاكستان و برخی كشورهای عربی است .» به اعتقاد افروغ عدم حمایت از تولیدكنندگان مد و طرح لباس ایرانی باعث شده تا تولید پوشاك متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی مقرون به صرفه نباشد و در نتیجه تولیدكنندگان ترجیح می دهند به سمت تولید همان مدهای غربی بروند و از این راه به سود اقتصادی برسند كه البته آثار و عوارض آن هم بر پوشش جوانان ایرانی همین وضعیتی است كه امروزه در سطح شهرهای ایران می بینیم .
● قدرت رقابت تا چه حد؟
اما سوالی كه در این زمینه مطرح است بر فرض اینكه مد و لباس ایرانی به بازار عرضه شد اما قدرت رقابت این لباس ها با نمونه های مشابه غربی ، پاكستانی و عربی تا چه حد است ؟ به خصوص كه در این زمینه تجربه های چندان موفقی را هم نداریم . چند سال پیش برخی طراحان و تولیدكنندگان عروسك ایرانی به فكر افتادند به منظور جلوگیری از اشاعه فرهنگ غربی بین كودكان به طراحی عروسك های ایرانی به جای عروسك های غربی كه به باربی مشهور هستند، بپردازند. در همین زمینه عروسك های ایرانی به نام دارا و سارا طراحی ، تولید و به بازار عرضه شد. اكنون چند سال از این اقدام می گذرد اما نتیجه این اقدام نشان می دهد دارا و سارا نتوانسته اند به رقابت با باربی ها بپردازند، در واقع در این راه شكست سنگینی را متحمل شده اند و مردم همچنان ترجیح می دهند باربی های چشم آبی و موبور را برای فرزندان خود بخرند.
به این ترتیب سوالی كه مطرح است این است كه آیا با طراحی و تولید مد و لباس ایرانی این اقدام هم به سرنوشت دارا و سارا دچار نخواهد شد؟ به خصوص این كه طراحان پوشاك حاضر نیستند در این زمینه ریسك كرده و تولیدات خود را به سمت مد و لباس ایرانی سوق بدهند. آنان ترجیح می دهند ریسك نكرده و همان لباسی را تولید كنند كه در بازار مشتری دارد و مصرف كنندگان بدون تامل آن را خریداری و استفاده می كنند.
در جلسات كمیسیون فرهنگی و كمیسیون صنایع هم بر روی این مساله مباحثی صورت گرفت . عماد افروغ می گوید: «اگر می بینیم دارا و سارا قدرت رقابت با باربی ها را ندارند به خاطر این است كه حمایت نمی شوند و بسیار گران تر هستند.» به اعتقاد افروغ اگر از طراحان دارا و سارا حمایت دولتی می شد شاید وضعیت الان به این صورت نبود و دارا و سارا هم جای خود را میان خانواده ها بازمی كردند.
افروغ با اعتراف به چنین مشكلی می گوید: «دقیقا به همین دلیل است ما می گوییم باید از طراحان مد و لباس ایرانی حمایت كرد، زیرا آنان بضاعت مالی لازم را ندارند و در نتیجه قادر به عملی كردن ایده هایشان نیستند.» افروغ می گوید: «در دانشگاه الزهرا و سایر مراكز فرهنگی كشور طراحانی وجود دارند كه بهترین لباس های ایرانی اسلامی را طراحی كرده اند و از تنوع در مد هم برخوردارند اما بخاطر اینكه از آنها حمایت نمی شود قادر به تولید لباس ایرانی نیستند. افروغ معتقد است : «اگر از طراحان و تولیدكنندگان لباس ایرانی اسلامی به اندازه یی حمایت شود تا بتوانند قد علم كرده و به حیات خود ادامه بدهند نه تنها تولیدات آنها در بازارهای ایرانی فروش انبوه خواهد داشت بلكه حتی به بازارهای جهانی هم راه پیدا خواهد كرد و با فروش اقتصادی و مقرون به صرفه مواجه خواهد شد.»
افروغ می گوید: «در حال حاضر تولیدات انبوه پوشاك های غربی ، پاكستانی و عربی به بازارهای جهانی عرضه می شود و بخاطر اینكه این لباس ها با تولید انبوه و قیمت پایین به بازار عرضه می شوند، در نتیجه تولیدكننده ایرانی نمی تواند به رقابت با این مدها بپردازد و از همین رو آنان نیز ترجیح می دهند به تولید انبوه مدهای موجود در بازار روی بیاورند. افروغ می گوید: «الان كه به بازار می رویم تنوع در مد نیست و فقط حق انتخاب یك نوع لباس بویژه لباس های زنانه را داریم و این لباس ها هم غالبا برگرفته از مدهای غربی تولید شده اند. سخنان افروغ نشان می دهد او بر این اعتقاد است كه وضعیت پوشش كنونی جوانان ایران نتیجه عدم حمایت دولت از تولیدكنندگان طرح و مد ایرانی است و اگر دولت از طراحان ایرانی حمایت كند آنان بتدریج می توانند با عرضه لباس ایرانی به مقابله با مدهای غربی و غیراسلامی بپردازند و حتی بخش هایی از بازارهای جهانی بخصوص بازارهای شرقی را در اختیار بگیرند.
استدلال افروغ برای نفوذ لباس های ایرانی به بازارهای شرقی این است كه فرهنگ شرق به مقوله پوشش حداقلی توجه بیشتری دارد و عریانی كه در غرب هست در شرق نیست . وی می گوید: «لباس ایرانی پوشیده تر از لباس غربی است و همین مساله هم باعث جلب توجه مردمان مشرق زمین می شود زیرا مشرق زمینیان به پوشش توجه بیشتری نشان می دهند و اگر می بینید در شرایط فعلی به این وضعیت گرفتار شده ایم بخاطر این است كه در بازار الگوی دیگری غیر از الگوهای غربی نیست .
افروغ از همین رو بشدت از اینكه به این مقوله با رویكرد اقتصادی نگاه می شود انتقاد می كند و معتقد است : «یك اقتصادزدگی غالب وجود دارد كه می خواهند همه چیز را از منظر اقتصاد ببینند و برای یكسری توجیهات و پندارهای غلطی هم كه در این خصوص به كار می گیرند، هیچ توجیهی ندارند.» وی می گوید: «مدتی است كه شاهد غلبه یك نگاه اقتصاد زده بر كشور هستیم كه تلاش می كنند فرهنگ و ---------- را هم از زاویه اقتصاد ببینند.» افروغ می گوید: «شخص می خواهد برود یك لباس معمولی تهیه كند اما قیمت آن هنگفت است ولی یك مانتوی جلف را می شود با قیمت سه یا چهار هزار تومان خرید. به همین دلیل از روز اولی كه به مجلس هفتم آمدیم ، طرحی را دادیم تحت عنوان ساماندهی مد و لباس و هدفمان این بود تا از طراحان ایرانی حمایت كنیم و در واقع وقتی به خانمی می گوییم حجابت را رعایت كن ، همزمان به او هم الگو داده باشیم .»
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








روزنامه اعتماد

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:28 AM
نساجی به عنوان یكی از صنایع استراتژیك و اشتغال زای كشور در سال های اخیر به دلیل ورود بی رویه محصولات خارجی به ویژه از كشورهای چین و استرالیا با ركود روبه رو شده است.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/12b672bd502e0b4bfe29cf20f1cbd3f1.jpg











پایین بودن قیمت محصولات وارداتی در مقابل فرسودگی ماشین آلات نساجی داخلی و درنتیجه گران بودن تولیدات داخلی، تمایل مردم را به خرید محصولات خارجی افزایش داده است. از سوی دیگر اخذ عوارض نامتعارف، بالا بودن نرخ بهره بانکی، کمبود نقدینگی وقوانین دست و پاگیرصادرات نیز از جمله موانع تولید منسوجات در کشور محسوب می شود. پتو نیز به عنوان یكی از منسوجات تولیدی در كشور مدتی است كه تولید آن با ركود مواجه شده ؛ به طوری كه این بحران تعطیلی ۲۰ واحد تولیدكننده پتو را به همراه داشته است و از بهمن ماه سال گذشته تاكنون برخی از تولیدكنندگان پتو تنها با ۲۰ تا ۳۰ درصد راندمان خود كار می كنند؛ ضمن این كه تعدادی از تولیدكنندگان پتو نیز اقدام به تغییر ساختار كرده و دیگر پتو تولید نمی كنند.
اگرچه طی سال های اخیر كیفیت پتوهای ایرانی روند رو به رشدی را طی می كرد، ولی به یك باره این صنعت دچار بحران های ناشی از واردات پتوهای خارجی شد، به طوری كه در حال حاضر از ۵۰۰ كارگاه و كارخانه پتوبافی كه تا دو سال پیش در كشور فعال بودند، تنها تعداد كمی از آنها با ظرفیت بسیار پایین مشغول به فعالیت هستند و مابقی نیز در آستانه تعطیلی قرار دارند. این در حالی است كه با تعطیلی این واحدها بیش از ۴۰ هزار شغل مستقیم از میان رفته و یك هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان سرمایه ملی نیز به هدر خواهد رفت.
هم اكنون حدود ۹۵ كارخانه تولید پتو در كشور وجود دارد كه فقط ۱۰ واحد آنها پتوی سیلك (پتوی مخملی) و مطابق خواست مشتریان تولید می كنند و این درحالی است كه تقاضایی برای خرید پتوی مینك (نوع قدیمی پتو) در كشور وجود ندارد و پتوی "راشل" خریدار بیشتری دارد. قابل توجه است كه پتوی از نوع مینك فقط توسط برخی از كشورهای توسعه نیافته مانند زیمبابوه، تانزانیا، افغانستان، پاكستان و عراق خریداری می شود و البته تا ۱۰ سال دیگر مشتری برای این محصول نیز وجود نخواهد داشت. گرچه فرا رسیدن فصل سرما و بروز زلزله در پاكستان عاملی برای افزایش فروش پتو در كشور بود، ولی این مسئله راه حل كلی و همیشگی نیست و رفع مشكل این صنعت نیازمند نوسازی تجهیزات وبه روز كردن آنها به منظور تولید محصول مد روز و خواست مشتری است.
● واردات بی رویه
واردات محصولات نساجی به عنوان یك معضل همیشگی مهم ترین مانع پیش روی محصولات داخلی بوده و هست و سردمدار محصولات وارداتی هم كشوری نیست جز چین و تا حدودی استرالیا؛ به طوری كه سال گذشته بیش از یک میلیون تخته پتو چینی وارد کشور شده و تمام بازاررا قبضه کرده و همین امر موجب شده كه تولید یکی از بهترین واحدهای تولید کننده پتو با ۲۰۰۰ کارگر متوقف شود. عامل اصلی متوقف شدن فعالیت این کارخانه پتوبافی نبود انباربرای کالاهاست، زیرا هم اکنون تمام انبارهای موجود از پتوهای چینی وارداتی انباشته شده مورد استفاده مناسب نیستند و از کیفیت بسیارنازلی هم برخوردارند. ادامه این روند در كنار افزایش ۳۵ درصدی قیمت مواد اولیه موجب ایجاد بحران در صنعت نساجی و واحدهای پتوبافی زیر مجموعه این صنعت و عدم توانایی آنها در رقابت با محصولات مشابه خارجی شده است كه ادامه وضع فوق موجب هدررفتن ۱۵۰۰ میلیارد تومان سرمایه ملی خواهد شد. هم اكنون آمار دقیقی از میزان مصرف و تولید این محصول در كشور وجود ندارد كه این مساله یكی از بزرگترین مشكلات موجود در صنعت پتو است.
● بالابودن قیمت مواد اولیه و محصولات داخلی
قیمت كف واردات هر كیلو پتو به كشور هفت دلار است، در حالی كه واردكنندگان، آن را با قیمت اظهار نامه ای ۲ دلار وارد می كنند و این به ضرر تولیدكنندگان داخلی است. پرداخت عوارض سه درصدی توسط تولیدكنندگان پتو از محل قانون تجمیع عوارض نیز از دیگر مشكلات موجود در صنعت پتو كشور است. براساس قانون، این عوارض باید از مصرف كننده دریافت شود، در حالی كه پتو تولید داخل، یا خریداری ندارد و یا این كه به قیمت پایین به واسطه ها فروخته می شود. قیمت مواد اولیه تولید پتو پیش از افزایش قیمت نفت حدود هفت تا هشت هزار تومان بود كه این رقم با افزایش ناگهانی قیمت نفت، بالا رفته و هم اكنون به ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان رسیده است.
به گفته كارشناسان، در حال حاضر قیمت محصولات نساجی ایران ۳۰ تا ۳۵ درصد بالاتر از محصولات پاكستان، تركیه و بنگلادش است و این مسئله تمایل مردم را به خرید تولیدات داخل كاهش داده است.
از سوی دیگر، مشكلات موجود در صنعت كشور از جمله بالابودن نرخ بهره بانكی و همچنین بالابودن قیمت مواد اولیه باعث شده كه قیمت تمام شده هر پتو در كشور هزار تومان بالاتر ازقیمت فروش آن باشد. هم اكنون قیمت مواد اولیه حدود ۳۵ درصد افزایش یافته و همین امرموجب می شود كه قیمت تمام شده هر پتو در كشور هزار تومان بالاتر از قیمت فروش آن باشد. در حال حاضر محصولات اكثر واحدهای پتوبافی ایران از نوع مینك است و تغییر نوع تولیدات این كارخانه ها و حركت به سمت تولید پتوی سیلك نیازمند تغییر اساسی در تجهیزات و ماشین آلات آنهاست كه این كار به سرمایه گذاری بالایی نیازمند است؛ به طوری كه این رقم برای هر كارخانه پتوبافی بین دو تا سه میلیارد تومان است. در این زمینه امكان دریافت وام ارزی از سوی تولید كنندگان محصولات جدید برای استفاده از ماشین آلات پیشرفته نیز كم رنگ می شود، زیرا وقتی محصولات چینی بدون پرداخت عوارض و مالیات در كشور فروخته می شوند، سرمایه گذاران، امیدی به دریافت وام ارزی ندارند؛ آن هم وامی كه باید به نرخ روز ارز بازپرداخت شود. هم اكنون آمریكا و اروپا (طراحان سازمان تجارت جهانی) علاوه بر اعمال مالیات ۴۰۰ درصدی، هر روز موانعی جدی بر سر راه ورود محصولات چینی به كشورشان قرار می دهند، اما كشور ما هنوز مرزهایش بر روی محصولات ارزان قیمت و بی كیفیت چینی باز است.
در حال حاضر حدود ۷۰ درصد از پتوی تولید داخل از نوع مینك است كه با مشكل فروش مواجه است و معمولا در انبارها انباشته می شوند، ولی تولیدكنندگان به دلیل سرمایه گذاری كه در كارخانه های خود انجام داده اند، امكان توقف تولید را ندارند. از سوی دیگر در شرایط فعلی، نیاز كشور به پتو سالانه حدود ۷۰ میلیون تخته و این در حالی است كه تولید پتو در كشور دو برابر میزان مصرف آن است، ولی به دلیل ركود موجود در بازار، كارخانه های تولیدكننده پتو در حال تعطیل شدن هستند.
● افزایش تعرفه
همزمان با بحرانی شدن صنعت نساجی كشور، دولت در اقدامی تعرفه ۶۵ درصدی برای واردات پتو در نظر گرفت و در حالی این اقدام دولت می توانست كمكی برای تولیدكنندگان داخلی این محصول باشد، ولی با سهل انگاری گمرك بی اثر مانده است، زیرا پتوهای ۱۴ دلاری در گمرك با قیمت ۵/۷ دلاری اظهار می شوند كه در چنین شرایطی اعمال ۶۵ درصد تعرفه ورودی عملا فقط ۴ هزار تومان بر روی قیمت هر پتو اثر می گذارد كه این رقم بسیار ناچیز است. در این باره می توان گفت فقط در صورتی كه قیمت پتوهای وارداتی درست اظهار شوند، این تعرفه تا حدی می تواند كارساز باشد.
●ستاد بحران و سكوت وزارت صنایع
تغییر نوع تولیدات كارخانه ها و حركت به سمت تولید پتوی سیلك، نیازمند تغییر اساسی درتجهیزات و ماشین آلات آنهاست و این كار سرمایه گذاری بالایی ( برای هر كارخانه پتوبافی بین دو تا سه میلیارد تومان) را نیاز دارد كه حمایت دولت در این زمینه می تواند كارساز باشد. اگرچه تمامی مسئولان و برنامه ریزان كشور بر اهمیت صنعت منسوجات تاكید می كنند، اما در آستانه سال جدید، ۹۰ درصد كارخانه های پتوبافی مورد بی توجهی قرار گرفته است.
سکوت وزارت صنایع و معادن چه در دوره جهانگیری (وزیر سابق) و چه در دوره وزیر فعلی در مورد بحران صنعت پتو تا حدودی جای تعجب دارد. به رغم شعارهای حمایت از تولید در دولت جدید تاکنون وزارت صنایع و معادن به کمک واحدهای تعطیل شده یا درشرف تعطیل شدن نشتافته است؛ به طوری كه اغلب کارخانه ها در حال حاضر مشغول فروش محصولات خود زیر قیمت تمام شده برای آغاز شغلی دیگر هستند.
●تولید پتوی نامرغوب در كارگاههای كوچك
این موضوع از دیگر مشكلات موجود در صنعت پتوی كشور محسوب می شود. در حال حاضر حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد پتو موجود در بازار توسط این كارگاه ها و بدون پرداخت مالیات و عوارض و با قیمت تمام شده پایین تر از كارخانه ها تولید می شوند. این محصولات علاوه بر این كه از نظر كیفیت در حد پایینی قرار دارند، مانعی برای فروش رفتن پتوهای تولید كارخانه ها نیز محسوب می شوند. از سوی دیگر تولید پتو در كارگاه های كوچك عاملی برای تشدید بحران صنعت پتو در كشور نیز هست؛ به طوری كه حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد پتو موجود در بازار توسط این كارگاه ها و بدون پرداخت مالیات و عوارض و با قیمت تمام شده پایین تر از كارخانه ها تولید می شوند كه از نظر كیفیت در حد پایینی قرار دارند.
●تاخیر در پرداخت جوایز صادراتی
تاخیر در پرداخت جوایز صادراتی نیز از جمله موارد موثر در ركود تولید در صنایع مختلف بویژه صنعت پتو محسوب می شود. جوایز صادراتی در كشورهای رقیب ایران از جمله پاكستان و تركیه به موقع پرداخت می شود، ولی این مسئله در كشور ما با تاخیر مواجه است و تاكنون محاسبات سال ۸۱ و ۸۲ در این مورد تمام نشده و تولیدكننده داخلی هنوز نمی داند كه در سال جاری جوایز صادراتی منظور می شود یا خیر. ضمن این كه نبود تضمین سرمایه گذاری و نبود آمار واطلاعات كافی جهت تدوین استراتژی صنعت نساجی نیزاز دیگرعوامل تاثیرگذار درعقب ماندن صنعت نساجی محسوب می شود.
از آنچه كه گفته شد می توان به این نتیجه رسید كه دریافت عوارض نامتعارف، فرسودگی ماشین آلات، بالابودن نرخ بهره بانكی، كمبود نقدینگی و قوانین دست و پاگیر صادرات و ... از مهم ترین عوامل ایجاد بحران در واحدهای پتوبافی است. از طرف دیگر نرخ بهره بانكی جرایم دیركرد و عدم فروش كالای تولیدشده جمعا ۴۲ درصد قیمت كالا را تشكیل می دهند كه خود رقم بالایی است. در واقع با این روند فعالیت تولیدی به ویژه در صنعت نساجی هیچ سودی برای سرمایه گذاران نخواهد داشت. چنانچه هم اكنون اكثر واحدهای پتوبافی مشغول فروش محصولات موجود در انبار خود با قیمتی بسیار پایین تر از قیمت تمام شده هستند. در این میان فقط تعداد اندكی از واحدها با كمتر از۲۵ درصد ظرفیت خود فعالیت می كنند و با روند فعلی ۵۰۰ واحد پتوبافی در آستانه تعطیل شدن كامل قرار گرفته اند. هرچند كه وزارت صنایع برای بهبود این وضعیت اقداماتی از قبیل كاهش سود تسهیلات در برداشت از حساب ذخیره ارزی، انتشار فراخوان و ... را انجام داده است، ولی به نظر می رسد محقق شدن این ها زمان بر باشد. بهبود وضعیت صنعت نساجی به اقدامی عملیاتی و زودبازده نیاز دارد، زیرا در غیر این صورت سریال نساجی به درازا خواهد كشید.
حسین غلامی
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:28 AM
هندسه ریسندگی نقش حیاتی را در ماشین رینگ ایفا کرده و مثلث ریسندگی ناحیه اصلی و بحرانی در این روش به شمار می رود، با تغییر هندسه ریسندگی احتمال تغییر خواص نخ وجود دارد. در این تحقیق ایده ریسندگی با یک مسیر مورب نخ و تأثیر آن بر خواص نخ به ویژه موئینگی ارزیابی می شود.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/0359cf3da57ead1c3261a49080febd2f.jpg











● چکیده
هندسه ریسندگی نقش حیاتی را در ماشین رینگ ایفا کرده و مثلث ریسندگی ناحیه اصلی و بحرانی در این روش به شمار می رود، با تغییر هندسه ریسندگی احتمال تغییر خواص نخ وجود دارد. در این تحقیق ایده ریسندگی با یک مسیر مورب نخ و تأثیر آن بر خواص نخ به ویژه موئینگی ارزیابی می شود. بر این اساس هر دو حالت انحناء به چپ و انحناء به راست بر روی ۲۴ چشمه ماشین ریسندگی Cognetex FLC رینگ مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج آزمایش موینگی حاصل از دستگاه آزمایش کننده زوئیگل نشان داد که انحناء به راست مسیر نخ اثر بهتری در تمامی گروه های طولی موئینگی دارد. یکنواختی و استحکام نخ حساسیت زیادی نسبت به تغییر مسیر نخ از خود نشان داد. همچنین آزمایش سرعت متوسط اسپندل (MSS) در پارگی انجام و مشاهده شد که با تغییر مسیر نخ به طرف راست راندمان ریسندگی کاهش پیدا می کند. نتایج حاصل از این تحقیق را جهت تشریح ساختمان و تغییرات نخ های تولیدشده بر روی ماشین های رینگی که اجزاء ریسندگی در یک خط نیستند، می توان به کار برد.
● مقدمه
در تولید نخ های پشمی، تعداد قابل توجهی از الیافت به طور کامل به دور ساختمان نخ پیچیده نمی شوند و سرهای الیاف و هم چنین حلقه های بیرون آمده از بدنه نخ، سطح آن را موئینه می کنند. موئینگی نخ تأثیر بارزی بر استحکام نخ، راندمان ریسندگی، شرایط بافندگی نخ و هم چنین خصوصیات پارچه تولیدی از جمله نایکنواختی جذب رنگ و تمایل به پرزدهی دارد. با این وجود هنوز هم نخ های رینگ به عنوان نخ هائی که دارای خواص بهینه هستند، به وسیله متخصصین انتخاب می شود؛ ضمناً این سیستم تنها گزینه برای تولید نخ های ظریف است. علیرغم مزایای خاص این نخ ها، هنوز هم شرایط زیادی برای بهبود خواص این نخ ها وجود دارد. اگر نخ رینگ را به صورت میکروسکوپی بررسی کنیم، مشاهده می شود تعداد زیادی الیاف در ساختمان نخ قرار نگرفته اند؛ الیاف بیرون آمده از سطح نخ نقشی در استحکام و ازدیاد طول نخ ندارند. این الیاف هم چنین در مراحل بعدی تولید مشکل ساز می شوند که از جمله به وجود پرز در سالن ریسندگی و مراحل بعدی تولید می توان اشاره کرد. بنابراین کاملاً واضح است که نخ های رینگ متداول از نظر ساختمان و کیفیت در حد ایده آل نیستند، از این رو تحقیق در زمینه افزایش کیفیت نخ های رینگ به ویژه در مورد کاهش موئینگی ضروری است.
در سال های اخیر، شرکت های اصلی سازنده ماشین آلات در اروپا نظیر ریتر و زینسر، سرمایه گذاری زیادی را جهت بهبود و توسعه ریسندگی متراکم کننده جهت تولید نخ های با موئینگی پائین، کرده اند. در این روش ها با کاهش ابعاد مثلث ریسندگی و بهبود مشارکت الیاف در ساختمان نخ موئینگی کاهش می یابد. در مجموع نکات فوق اهمیت هندسه ریسندگی را نشان می دهد. عنوان هندسه ریسندگی شامل تمامی فواصل، زوایا و انحناهای جریان الیافت از نقطه ورود به ناحیه کشش تا نقطه پیچش بر روی بسته است. کلین ادعا کرد که مثلث ریسندگی و زاویه ریسندگی به طور بارزی بر پارگی الیاف تأثیر می گذارد، در حالی که مثلث ریسندگی بر ساختمان نخ نیز تأثیرگذار است.از نظر تئوری مثلث ریسندگی به صورت متقارن فرض می شود ولی در حقیقت متقارن نیست.برای یک نخ با تاب z، الیاف سمت راست مثلث ریسندگی تحت تأثیر یک پیچش اولیه قرار گرفته و در ساختمان نخ احاطه می شوند، در حالی که الیاف سمت چپ مثلث ریسندگی کمتر کنترل شده و کشش کمتری بر آنها اعمال می شود و اغلب این الیاف (الیاف سمت چپ مثلث ریسندگی) در ساختمان نخ به صورت پرز ظاهر می شوند. یک ایده جهت رفع این مشکل این است که با کاهش مسافتی که الیاف سمت چپ رشته الیاف قبل از رسیدن به نقطه هم گرائی طی می کنند، بتوان موئینگی را کاهش داد. دو روش برای این کار وجود دارد، روش اول افزایش تاب و در نتیجه تشکیل یک مثلث ریسندگی کوچکتر و روش دوم اصلاح مسیر نخ است. محققین زیادی نشان دادند که نخ ها با تاب بالاتر، موئینگی کمتری دارند. در این تحقیق نیز تأثیر انحراف مسیر نخ به سمت چپ و راست بر روی کیفیت نخ و نرخ نخ پارگی بررسی می شود.
● تجربیات
● روش کار
در حالت مورب بودن نخ به سمت چپ، رشته بیرون آمده از ناحیه کشش به وسیله واحد برداشت هم راستای آن جمع نمی شود بلکه به وسیله واحد برداشت سمت چپ آن جمع می شود و در حالت مورب بودن نخ به سمت راست ، نخ به وسیله واحد برداشت سمت راستی بر روی بسته پیچیده می شود.
● مواداولیه و تنظیمات
جهت فرآوری نخ های پشمی خالص، از ماشین ریسندگی رینگ Cognetex FLC با ۲۴ سرچشمه استفاده شد. کشش اعمال شده در ماشین رینگ ۲۷/۲۳ واحد، دور اسپیندل ۷۰۰۰ دور بر دقیقه، نمره شیطانک ۲۵ و جهت تاب اعمال شده z بود. قبل از شروع آزمایش تمامی شیطانک ها تعویض شد. به منظور بررسی تأثیر ریسندگی با مسیر مورب بر روی کیفیت و راندمان ریسندگی آن یک مجموعه از آزمایش ها برای موئینگی نخ (دستگاه اندازه گیری موئینگی زوئیگل G۶۵۶)، یکنواختی نخ (دستگاه اوستر ۴) و در نهایت استحکام (دستگاه اوستر تنسورپید) طراحی شد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:37 AM
پیش بینی ثبات نور به طور صحیح گاهی اوقات می تواند باعث یک موفقیت یا شکست برای یک تاجر (بازرگان) بشود، محصول جدیدی که رنگش به سرعت تغییر کند می تواند صدمه زیادی به شهرت کارخانه وارد سازد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/da84fed7fbca6c10049c900a5e66d185.jpg











● مقدمه
از بین تمامی انواع آزمایشات ارزیابی ثبات رنگ ها، آزمون عکس العمل منسوجات در مقابل نور یکی ازمهمترین روش ها می باشد. چگونگی رفتار پارچه در هنگام شستشو، خشکشوئی، سایش، تعرق و یا در مقابل انواع مختلف آب از اطلاعات ضروری برای تولیدکنندگان منسوجات می باشند، ولی تأثیر نور نیز برای تولیدکنندگان بسیار حائز اهمیت و غیرقابل پیش بینی است. به طوری که وجود یک روش آزمون دقیق و قابل اطمینان برای آن بسیار ضروری است.
پیش بینی ثبات نور به طور صحیح گاهی اوقات می تواند باعث یک موفقیت یا شکست برای یک تاجر (بازرگان) بشود، محصول جدیدی که رنگش به سرعت تغییر کند می تواند صدمه زیادی به شهرت کارخانه وارد سازد. به عنوان مثال لباس شنائی را تصور کنید که در مقابل آفتاب رنگ آن از بین می رود و یا روکش صندلی اتومبیل که با قرارگیری در معرض آفتاب رنگ پارچه آن تغییر نماید.
● بهترین روش برای آزمایش
برای بسیاری از صنایع، آزمایش ثبات نوری یکی از بخش های اساسی واحد تحقیق و توسعه و کنترل کیفیت می باشد این آزمایش همچنین از سخت ترین آزمایشات به حساب می آید، زیرا برای به دست آوردن نتیجه، نمونه ها باید در مقابل نور معمولی خورشید قرار گیرند. این روش غیرکاربردی می باشد زیرا برای بعضی ازمواد این آزمایش می توان ماه ها و حتی سال های طول بکشد، تا نتایج مشخص شوند.
در عوض، بسیاری از تولیدکنندگان امروزه از دستگاه های آزمایشگاهی استفاده می کنند. این دستگاه ها نور طبیعی را شبیه سازی کرده و به فرآیند آزمایش سرعت می بخشند. تکنولوژی که این عملیات را با موفقیت انجام می دهد، تشعشع قوس های گاز زنون می باشد، این تنها روش موجود برای شبیه سازی طیف نور خورشید می باشد، در این روش از فیلترهای نوری مختلفی استفاده می شود تا پرتوهای خاصی از نور را باز گردانند و نور تابیده شده را دقیقاً همانند خورشید سازند.
http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/f65517d96dd40ad772423684d175ccdb.jpghttp://www.aftabir.com/images/zoom.gif


● تنها مشاهده نور کافی نیست
قراردادن یک نوع ماده در زیر نوع خاصی از نور و مشاهده رفتار آن آسان نیست. دما و رطوبت نیز باید در معادله دخالت داده شوند، زیرا تنشی که آنها در بسیاری از مواد به وجود می آورند می تواند اثرات عمیقی را در عکس العمل مواد در برابر نور برجای بگذارد. در نتیجه دستگاه های آزمایشگاهی ثبات نوری باید قادر به کنترل فاکتورهای محیطی خود باشند تا بتوانند شرایط مطلوب را برای هر آزمایشی ایجاد کرده و آنها را ثابت و پایدار حفظ کنند.
اگر ماده مورد آزمایش در محیط بیرون استفاده خواهد شد، نوع آب و هوا خصوصاً باران بسیار حائز اهمیت است. دستگاه آزمایشگاهی باید مجهز به آب پاش باشد تا ریزش باران را شبیه سازی کند و بتواند طوری تنظیم شود که شرایط اقلیمی مناطق مختلف جهان را شبیه سازی کند.
● اندازه گیری و کنترل
در این آزمایش احتیاج است تا از طریقی مشخص شود که ماده به مقدار کافی در معرض نور قرار گرفته است. سالیان متمادی ”استاندارد مرجع ثبات نوری پشم آبی رنگی“ برای مشخص ساختن اتمام آزمایش و درجه بندی استفاده می شده است. امروزه، برای وسایل آزمایشگاهی اندازه گیری و کنترل میزان تابش (میزان تشعشع) بسیار آسان گشته است و به همین دلیل آزمایش هنگامی اتمام می یابد که حد مشخص از تشعشع حاصل شود. مدل های پیشین تکنولوژی پیچیده تری داشته اند: در بهتری سیستم ها، یک شناساگر، نور را اندازه گیری کرده و سپس به طور اتوماتیک توان لامپ را به گونه ای تنظیم می کند که نور خروجی همواره ثابت باقی بماند. هر دوی این روش ها طرفدارهای خاص خود را دارند، در نتیجه تجهیزات بسیار عالی آزمایشگاهی به گونه ای هستند که امکان استفاده از هر دو روش استاندارد پشم های آبی و کنترل میزان تشعشع را فراهم می کنند (به طور مجزا و هم ترکیبی).
● چه کسی این آزمایش را انجام می دهد؟
تا امروز، تولیدکنندگانی که می خواستند آزمایش ثابت رنگ نوری برای مواد آنها صورت بگیرد باید همه مواد را به آزمایشگاهی تخصصی می فرستادند. این یک فرآیند پیچیده بود، اما امروزه پیشرفت های تکنولوژیکی به تجهیز و توسعه تجهیزات آزمایشگاهی و دستگاه هائی که تهیه و استفاده از آنها بسیار ساده تر می باشد منجر شده است. این بدان معنی است که شرکت هائی که در عرصه صنعت فعال هستند می توانند این آزمایشات را خودشان انجام دهند.
● بهینه ساختن تکنولوژی
http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/3a1d9618abd1016539697eca6b0b0aa4.jpghttp://www.aftabir.com/images/zoom.gif


نمونه جدید از این تجهیزات جدید دستگاهی است به نام Apollo که توسط شرکت جیمز ایچ هیل ساخته شده است. با سال ها تجربه در زمینه ساخت دستگاه آزمایشگاهی برای انواع ثبات رنگ نوری، این شرکت نیاز مبرم به تکنولوژی آسان تر و کاربری آسان را بدین منظور دریافت . دستگاه Apollo مزیت های تکنولوژیکی بسیار زیادی دارد لامپ زنونی عمودی به همراه نگهدارنده نمونه ای از مزایائی این دستگاه هستند که دائماً می چرخد و با این کار ثابت دمائی را تضمین کرده و به طور یکنواختی نمونه را در معرض منبع نور قرار می دهد. عمل دوران عمودی نمونه گیر این دستگاه به معنی تقابل نمونه با هوای مطلوب است، در این دستگاه نمونه ها مکرراً از شرایط یکسان عبور داده می شوند که در نتیجه آن تغییرات شرایط آزمایش کاهش یافته و نتایج قابل تکرار بیشتری به دست می آید.
قابلیت کنترل دقیق رطوبت و دما در آزمایش سنجش ثبات نوری بسیار مهم است. تجهیزات آزمایشگاهی به روشی احتیاج دارند تا اثراتی را که این فاکتورها بر روی یکدیگر می گذارند، پیش بینی کند. دستگاه Apollo مجهز به سیستم کنترلی بر مبنای منطق فازی می باشد که می تواند بر تمامی این نوسانات غلبه کند و به تنظیمات مطلوب دست یابد بدون آنکه یک فاکتور را توسط فاکتور دیگر از تعادل خارج سازد.
حس گرهای کنترل کننده میزان تشعشع دستگاه Apollo با نام Solar Sens دقیقاً در جهتی که نمونه در حال آزمایش می چرخد، دوران می کند. این بدان معنی می باشد که حس گر دقیقاً همان میزان نوری را می خواند که نمونه دریافت می کند، در نتیجه کنترل دقیق تری را انجام می دهد. همچنین Solar Sens قادر است تا سه طول موج مختلف از نور را بخواند که این خاصیت این امکان را به دستگاه می دهد تا بر طبق دامنه وسیعی از استانداردهای آزمایشگاهی رفتار کند.
● آزمایش را قابل دسترس تر ساخته است
بزرگ ترین مزیت تازه ترین دستگاه های آزمایشگاهی ثابت نوری این است که به آسانی می توان با آنها کارکرد و از آنها مراقبت کرد. به طور مثال، با وجود کنترل های آسان و ورود داده ها به صورت فهرست وار از طریق صفحه های کنترل، کاربر به آموزش بسیار کمی احتیاج دارد و طراحی عالی آن این امکان را فراهم ساخته است تا تمامی تنظیمات و تعمیرات از طریق جلو ماشین صورت بگیرد. لامپ ها و فیلترهای نوری به راحتی تعویض می شوند. به همین دلیل این دستگاه نه تنها با قیمت کم قابل تهیه است، بلکه نگهداری آن نیز کم هزینه است.
آزمایش ثبات نوری برای بسیاری از محصولات ضروری است، از پوشاک تا روکش صندلی ماشین، چادرهای سفری تا برزنت. اگر چه این فرآیند تا حدودی پیچیده است، ولی به تکنولوژی تخصصی کمتری نیاز دارد. تجهیزات جدید، با عملکرد آسان امروزه در دسترس بسیاری از تولیدکنندگان قرار گرفته اند و تولیدکنندگان، دیگر نیازی به آزمایشگاه های خارجی ندارند بلکه خودشان می توانند در مواقع لزوم این آزمایشات را انجام دهند و دیگر هیچ بهانه ای برای از بین رفتن رنگ لباس شنا باقی نمی ماند.
ترجمه: نازنین فرداسماعیل پور
(دانشجوی کارشناسی مهندسی نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر)
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:38 AM
گلایه از بازار داخلی پوشاك افزایش یافته، عدم تناسب میان خواسته های گروهی از خریداران با آنچه به عنوان لباس پشت ویترین فروشگاه ها چیده می شود، سبب شده تا نارضایتی خریداران بیشتر شود.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/07e5d952afe67408a07535ddd8962e2f.jpg











گلایه از بازار داخلی پوشاك افزایش یافته، عدم تناسب میان خواسته های گروهی از خریداران با آنچه به عنوان لباس پشت ویترین فروشگاه ها چیده می شود، سبب شده تا نارضایتی خریداران بیشتر شود.غیبت فارغ التحصیلان طراحی لباس در میان زنجیره تولید پوشاك یكی از دلایل نارضایتی خریداران است. حذف آهسته آهسته لباس ایرانی، دردسرهای جدیدی را برای مردم ایجاد كرده، دردسرهایی كه به گلایه «لباس مناسب گیر نمی یاد» تبدیل شده است.همزمان با تصویب طرح ساماندهی مد ولباس از سوی مجلس شورای اسلامی با صدیقه پاك بین، عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا كه ۲۰ سال سابقه تدریس طراحی لباس و پارچه دارد، دلایل غیبت فارغ التحصیلان رشته طراحی لباس را بررسی كرده ایم.
▪فارغ التحصیلان این رشته درچه نهاد واصنافی وارد بازار كار می شوند؟
گاهی جذب تولیدی پوشاك می شوند، مدتی از آنها كار می كشند، ولی چون هیچ تشكل حمایتی ندارند پس از مدت كوتاهی عملاً به حال خود رها شده و اخراج می شوند. همین چرخه ناقص كاری سبب بروز سرخوردگی های جدی می شود.از سالی كه این رشته ایجاد شده همین ماجرا برای فارغ التحصیلان رخ داده است. هر چند پیدا كردن كار مناسب به توانایی های افراد نیز بستگی دارد، گروهی از فارغ التحصیلان علاقه مندند كه فقط كار طراحی انجام بدهند و هیچ تمایلی به وارد شدن به كارگاه ندارند.
▪شما دانشجویی داشتید كه بعد از فارغ التحصیلی از بازار كار گله كند؟
خیلی.
▪در واقع همه افسوس می خورند كه ۵ سال وقت صرف كردند؟
بله، گله دارند از اینكه نتوانستند جذب محیط كار شوند، یا اگر كاری پیدا كرده اند اجازه طراحی لباس نداشتند. در واقع به عنوان طراح پذیرفته نمی شوند. یك اتاق طراحی در اختیارشان قرار می دهند و یك لباس خارجی را به عنوان نمونه به آنها می دهند و از آنها می خواهند لباس را باز كنند الگو بردارند و كپی كاری كنند، كپی كاری هم یكی از دلایل یأس و سرخوردگی فارغ التحصیلان طراحی لباس است.
▪یعنی عموماً از متخصصان ما در بازار كار فقط تقاضای كپی كاری می شود؟
فقط كپی كاری.
▪و خواسته فارغ التحصیلان چیز دیگری است؟
بله، فارغ التحصیلان مایلند طراحی كنند، خلاقیت به خرج دهند و طرح های متناسبی ارائه كنند كه به تولید انبوه برسد.
▪یعنی در واقع از بیكاری و سری كاری به ستوه آمده اند؟
كار بدون خلاقیت، جوانان را سرخورده می كند.
* شما فكر می كنید همه كارگاه های تولید لباس كپی كاری می كنند؟
ممكن است تعداد اندكی كارخانه از خلاقیت متخصصان استفاده كنند، ولی آنچه رایج است كپی كاری و سری دوزی است.
▪ راه حل شما برای حمایت از نیروی متخصص چه بوده؟
با تأسیس انجمن طراحان لباس در سال ۱۳۸۳ امیدوارم كه بخشی از این مشكلات حل شود. با توجه به استقبالی كه صاحبان صنایع از تشكیل این انجمن داشتند گمان می كنم به زودی تشكل قدرتمندی برای دفاع از طراحان وطنی داشته باشیم.
▪ با گذشت یك سال و اندی چه كارهایی انجام داده اید؟
با برگزاری جلسات متعدد در دانشگاه هنر، سوره، جهاد دانشگاهی ،نمایشگاه بین المللی، خانه هنرمندان و دانشگاه الزهرا اهداف انجمن را توضیح دادیم. به ویژه سعی كردیم با صاحبان صنایع ارتباط خوبی برقرار كنیم، از صاحب نام های بخش پوشاك دعوت به همكاری كردیم.
▪ واكنش صاحبان صنایع چه بود؟
خوشحال شدند و از همكاری با انجمن استقبال كردند و سعی دارند همكاری های لازم در زمینه بهبود وضعیت پوشاك ایرانی و گسترش خلاقیت در این زمینه انجام دهند.
▪ این خلاقیت هزینه دارد. فكر می كنید صاحبان صنایع حاضر به پرداخت هزینه هستند؟
گاهی طرح هایی از آن سوی مرز وارد می شود به تصور اینكه با استقبال روبه رو خواهد شد، ولی باید توجه داشت كه ما ایرانی هستیم و هویت ایرانی داریم، طرح های متناسب با اندام و روحیه ایرانی با استقبال بیشتری روبه رو خواهد شد و هویت فرهنگی و ملی مان را حفظ كرده ایم.
▪ فكر نمی كنید الان از هویت ملی در قالب لباس حرف زدن خیلی دیراست؟
نه دیر نیست، من فكر می كنم، می تونیم با یك حركت هماهنگ هویت مان را در لباس هایمان احیا كنیم.
▪و با استقبال روبه رو خواهد شد؟
اگر بتوانیم رقابت كنیم، استقبال خوبی به عمل می آید.
* چه مشكلی بر سر راه این رقابت هست؟
در بازارهای مد حرفه ای، طراح پارچه و لباس ارتباط تنگاتنگی دارند و همزمان پارچه مورد نیاز طراح لباس آماده شده از سوی دیگر كفش و كیف متناسب با طراحی لباس و پارچه پیش می رود، از همه مهمتر ملحقات یا آكسسوار لباس یعنی در جاهای دیگر متناسب با مدلی كه طراح در نظر دارد آماده خواهد شد.
▪ در واقع گروه های گوناگون تبادل اندیشه دارند؟
بله، گروه ها با همكاری و هماهنگی یكدیگر كار را آماده و تحویل می دهند.
▪ و تبلیغات؟
ما هم می توانیم همزمان با شروع كار طراحی گروهی و بهره گیری از تبلیغات كار را به مردم معرفی كنیم.
▪مشكل اصلی؟
این هماهنگی نیازمند پشتوانه مالی است كه بتوان تمام این همكاری ها را ایجاد كرد و در عین حال به دانشجو آموزش بدهیم كه با توجه به خصوصیت های ایرانی ها با اجناس وارداتی هم رقابت كند.
▪ یعنی با نگاهی به آن سو طراحی كنیم؟
بله با یك نگاه مسلط كه خیلی هم در طراحی عقب نمانیم. به هر حال، یك نسل جوان در كشور داریم كه به لباس شان اهمیت می دهند و نگاه خاصی به لباس دارند. طراحی لباس برای این گروه كه مهمترین مخاطبان بازار لباس هستند باید با ظرافت و دقت انجام پذیرد. در عین حال یك حركت هایی هم داشته باشیم كه خیلی به اون سمت گرایش پیدا نكنند.
▪ با چه حركت هایی؟
یك سری نمادهای سنتی در طراحی لباس هایمان داشته باشیم.
▪ترمه هم از آن سو آمد و همه گیر شد؟
بله، زمانی كه ما بحث بر سر نمادهای سنتی در لباس را دنبال می كنیم. گروه هایی كه از توانایی اجرایی بالایی برخوردارند همین طرح ها را به تولید انبوه می رسانند و بازار جهانی را تسخیر می كنند.
▪ منظور شما این هست كه هسته اولیه تفكر مال ماست؟
درباره طرح های سنتی ایران، بله.
▪ و در زمینه پارچه هم همین عقیده را دارید؟
شاهد این ماجرا پارچه های خارجی موجود در بازار است. شما با كمی نازك بینی، طرح های كپی شده از زربفت های ایران باستان را به راحتی می توانید در پارچه های خارجی ردیابی كنید.
▪ شما فكر می كنید ما فرصت هایمان را از دست داده ایم؟
ما فرصت های زیادی را از دست داده ایم، به ویژه در سال های اخیر بسیاری از سوژه ها را از دست داده ایم. باید همه دست به دست هم بدهیم تا این تأخیر جبران شود.
▪ فكر كنید همه شرایط مهیاست، دانشجوی فارغ التحصیل شده برای طراحی لباس به چه نكاتی توجه می كند؟
اگر برای كارخانه ها طراحی كنند چارچوب مشخصی دارد.
▪ مستقل از همه ضوابط نیروی آموزش دیده شما چه كار خواهید كرد؟
آموزشی كه در دانشگاه دیده او را به سوی الهام گرفتن از طراح های سنتی سوق می دهد. در واقع او به سوی نقوش سنتی هدایت شده است كه با توجه به طرح هایی كه در دست دارد، خلاقیت به خرج داده و طراحی می كنند. هر چند نمی توان انكار كرد كه بسیاری از فارغ التحصیلان نیز برداشت های خود از اینترنت را به عنوان پایه قرار دهند.
▪ در دانشگاه ها به دانشجویان طراحی یاد می دهند كه قبل از شروع طراحی به چه چیزهایی باید توجه كنند؟
بله.
▪بیشتر پایان نامه هایی كه در دفتر شما بود طراحی لباس براساس نقوش كهن بود، فكر می كنید ما طرح های كهنی داریم كه باید همان ها را به روز كنیم؟
نه. اصلاً این طور نیست.
▪ پس دلیل این همه تأكید بر نقوش باستانی در پایان نامه ها چیست؟
ما در ابتدا نقوش باستانی را به دانشجویان یاد می دهیم.
▪ ما ساعتی پیش همراه شما كار پایانی یكی از دانشجویانتان را دیدیم، یك لباس عروس كه با سلیقه امروزی بازار همخوانی نداشت. نظر شما چیست؟
هزینه های سرسام آور سبب می شود كه دانشجویان از برخی كارها صرف نظر كنند. در نمونه ای كه ما دیدیم به دلیل گرانی پارچه دانشجو نتوانسته پارچه ای با بافت دلخواهش پیدا كند. به ناچار ما هم كوتاه می آییم.
▪ وقتی ما توانایی پرداخت هزینه كارهای عملی دانشجویان را نداریم، به چه دلیل این همه دانشجو می پذیریم؟
این برمی گردد به كنكور سراسری، دانشجو این رشته را بین انتخاب های متعددش جای می دهد و غالباً وقتی وارد دانشگاه می شود هیچ علاقه ای به این رشته ندارد.
▪ دانشجویانتان غالباً دیپلمه هنرند؟
اكثراً دانشجوهای ما دیپلمه ریاضی اند و چون فراگیری شان خوب بوده چند تا كتاب هنر هم خوانده اند و در كنكور هنر شركت می كنند. ترم اول در مواجهه با دانشجویان جدید درمی یابیم كه علاقه ای به این رشته ندارند.
▪چند درصد از دختران در كل جامعه ما به خیاطی علاقه مندند؟
بیشتر دخترها بی علاقه اند.
▪ مگر قرار نیست دانشجویان این رشته خیاطی بكنند؟
بله، ولی خیاطی را دوست ندارند و فقط دوست دارند طرح بزنند.
▪ به نظر شما ممكنه؟
نه، دقیقاً غیرممكن است. یك طراح باید دوزنده ماهری باشد و به دوخت های تزئینی نیز علاقه مند باشد.
▪فكر نمی كنید دلیل پس زدن بازار كار نداشتن مهارت كافی است؟
می توان گفت یكی از مهم ترین دلایلی كه فارغ التحصیلان ما نمی توانند جذب بازار كار شوند همین است كه مهارت های لازم را ندارند.
▪تعریف بازار كار از نیروی ماهر چیست؟
توی بازار كار به افرادی نیاز دارند كه هم الگو بدونه، هم نمونه های دوخت رو بدونه، هم پروگیری بلد باشد و در عین حال بتواند نمونه دوخت را به طور كامل دربیاورد و در آخر سر طرح تمام شده با خلاقیت متمایز كند.
▪فكر نمی كنید وقتی محصول نهایی [طراح] موفق نیست بهتر است این همه دانشجو نگیریم؟
این موضوع به سازمان سنجش مربوط می شود.
▪ به نظر می رسد در لباس های موجود در بازار قبل از تولید به سلیقه یابی خریدار توجه ویژه ای شده. شما به یك طراح چقدر داده اجتماعی می دهید تا سلیقه مخاطب را بیابد و طراحی كند؟
عملاً داده اجتماعی در اختیار طراح قرار نمی گیرد.
▪ چطور انتظار داریم بدون در نظر گرفتن داده های اجتماعی، نیازسنجی مخاطب و سلیقه یابی، طراحان موفقی داشته باشیم؟
پاسخ به این سوال قدری مشكل است.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








روزنامه همشهری

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:38 AM
اولین ظهور كفشهای نایك در مسابقات مقدماتی رقابتهای المپیك ۱۹۷۲ بود كه به ورزشكاران در تمرینات آزمایشی كفشهای جدید ارائه شد و این كفشها پس از انجام مسابقات دربین هفت مورد مقام چهارم را كسب كرد، و آدیداس نیز اول شد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/db8b7e607eac7b16d7a8ae563b07600c.jpg











در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ شركت نایك رتبه اول را در صنایع كفش ورزشی به دست آورد و آدیداس را پشت سر گذاشت. این شركت از المپیك سال ۱۹۳۶ یعنی موقعی كه آقای «اونس» كفشهای آدیداس را پوشید و درجلو هیتلر، ملت آلمان و جهان، مدالها را تصاحب كرد، پیروز محسوب می گردید.
در اوایل دهه ۸۰ شركت ری بوك به عنوان رقیب اصلی ظاهر شد و با رشد بی نظیر، رتبه اول را در صنایع كفش ورزشی به دست آورد. سه سال بعد نایك مجدداً موقعیت خود را در رتبه بالا كسب كرد و حریف را در نیمه دوم دهه كنار زد.
● سابقه ری بوك
پیشینه ری بوك به دهه ۹۰ قرن نوزدهم برمی گردد كه شخصی به نام جوزف ویلیام فاستر خود را به عنوان اولین سازنده كفشهای ورزشی میخدار معرفی كرد. تا سال ۱۸۹۵ كفشهای او به صورت دست دوز برای دوندگان مشهور ساخته می شد، ولی به زودی كمپانی فلدینگ، فاستر و پسران، كفشهای خود را به كلیه ورزشكاران سرتاسر جهان عرضه كرد. در سال ۱۹۵۸ دو نوه بنیانگذار كفش دوزی، شركتی را ایجاد و نام آن را با الهام از یك غزال آفریقایی، ری بوك نامیدند كه درنهایت با كمپانی فاستر و پسران ادغام گردید.
در سال ۱۹۸۱، جمع فروش ۵/۱ میلیون دلار بود و نقطه عطف در سال بعد به وجود آمد كه ری بوك اولین كفش ورزشی طراحی شده برای بانوان را عرضه كرد. كه به نام كفشهای فری استایل معروف گردید. در سال بعد به طور غیرمنتظره با بیش از سه برابر افزایش به ۹۱۹ میلیون دلار در سال ۱۹۸۶ رسید. میزان فروش در سال ۱۹۸۷ به ۴/۱ میلیارد دلار و در سال ۱۹۹۱ به ۷/۲ میلیارد دلار بالغ گردید و به عنوان بهترین و نوآورترین شركت سازنده وسایل ورزشی در جهان شناخته شد.
● جابه جایی موقعیت رقابتی ری بوك
در سال ۱۹۸۷ در صنعت كفشهای ورزشی ارزش سهام ری بوك از رقیب اصلی خود یعنی نایك به لحاظ فروش ۴/۱ میلیارد دلاری نسبت به میزان فروش ۹۰۰ میلیون دلاری نایك بالاتر رفت. سپس سرعت رشد فروش ری بوك كم شد و در سال ۱۹۹۰ شركت نایك با فروش حدود ۲۳ میلیون دلار در مقابل فروش حدود ۲۲ میلیون دلار از آن جلوتر افتاد. در این زمان ناگهان ری بوك شروع به از دست دادن تدریجی موقعیت خود در بازار كرد، و زمینه نگرانی سهامداران را فراهم ساخت.
بخشی از جابه جایی موقعیت رقابتی ری بوك به لحاظ سرمایه گذاری سنگین نایك در تبلیغات و استفاده از دوستاره ورزشی گران قیمت نظیر مایكل جردن و پته سامپراس بود.
● تهاجم ری بوك
فایرمن ابتدا به جبهه بسكتبال شركت نایك حمله كرد. سهم نایك در كفشهای بسكتبال تقریبا"۵۰ درصد و سهم بازار ۱۵ درصد بود. در این زمان، مایكل جردن در بسكتبال بازنشسته شد و در غیاب مایكل جردن كه در فروش كفشهای نایك تاثیر زیادی داشت، ری بوك با ستاره معروف یعنی شاكیلا – اونیل قراردادی امضا و شروع به تخریب استیلای نایك در بازار كرد.
فشار روی نایك در جریان مسابقات NBA فوریه۱۹۹۴ و عرضه كفشهای طرح جدید و بدون بند و قابل شارژ به وسیله گاز كربنیك ری بوك افزایش یافت. قیمت این كفشها ۱۳۰ دلار بود كه بسیار معقول تعیین شد و فایرمن انتظار داشت كه با این نوآوری سهم بازار را ۱۰ درصد در طول سه سال افزایش دهد. او همچنین به جبهه قوی دیگری از نایك در رابطه با كفشهای بنددار حمله كرد كه ۸۰ درصد فروش نایك را تشكیل می دهد. در ژانویه ۱۹۹۳ ری بوك كفشهای بنددار مخصوص را، برای ورزشكاران دبیرستان عرضه كرد. فایرمن پیش بینی كرد كه با سه برابر افزایش میزان فروش آن به ۴۵ میلیون بالغ شود. او همچنین در سال ۱۹۹۴ در بازار هاكی با ۱۲ نوع كفش و انتظار فروش ۱۰۰ میلیون دلار وارد شد.
●● نتایج
متاسفانه تلاشهای گسترده فایرمن برای نوسازی شركت برای مقابله با شركت نایك و نیل به پیشگامی در بازار با اقبال مواجه نشد و پاره ای مشكلات ظاهر گردید. مثلاٌ در رابطه با قرارداد با شاكیلا اونیل كفشهای مدل شاك آتاك مقبول نوجوانان واقع نشد و موجب پاره ای نارسائیها گردید. به طور مثال، این كفشها دارای رنگ سفید با حاشیه و خطوط آبی،۱۳۰ دلار قیمت داشت درصورتی كه در آن زمان كفش سیاه مدروز بود و بخش بزرگی از نوجوانان قادر به پرداخت ۱۳۰ دلار برای كفش دیگر نبودند. در شش ماهه اول ۱۹۹۳ نیز كفشهای بسكتبال علی رغم تبلیغات شاكیلا ۲۰ درصد كاهش یافت. تا سال ۱۹۹۵ هزینه های عملیاتی شركت به۳۲/۷ درصد فروش در مقابل با ۲۴/۴ درصد سال ۱۹۹۷ یعنی فراتر از ۲۷ درصد میانگین صنعت افزایش یافت. ری بوك پذیرفت كه بخشی از افزایش هزینه ها ناشی از عقد قرارداد با ستارگان ورزشی و پرداخت پاره ای هزینه های مسابقات است. به طور مثال، برخلاف چهار سال قبل و به جای ۴۰۰ نفر ری بوك با ۳۰۰۰ ورزشكار برای پوشیدن كفشهای ری بوك در جریان المپیك ۱۹۹۶ آتلانتا قرارداد منعقد كرد. ازطرف دیگر با مسئولان سان فرانسیسكو و فدراسیون های تیم ها و ستارگان بسكتبال برای پوشیدن كفش ری بوك قراردادهای جداگانه بست.
● تلاش برای پیروزی
تا سال ۱۹۹۵ «وول ورت» با ۲۸۰۰ فروشگاه بزرگترین فروشنده كفشهای ورزشی بود. این كمپانی از بازار ۵/۶ میلیارد دلاری ۵/۱ میلیارد دلار سهم یعنی حدود ۲۳ درصد را داشت. شركت نایك توانسته بود كه با ۳۰۰ میلیون دلار در مقام بعدی و ر ی بوك نیز با كسب ۲۲۸ میلیون دلار در رده سوم قرار گیرد. دو سال بعد فروش كفشهای نایك به ۷۵۰ میلیون دلار افزایش یافت ولی ری بوك ۱۲۲ میلیون دلار به دست آورد.
مشكل دیگر ری بوك نوع مشتریان كفاشی ها بود كه عمدتا" نوجوان كه حاضر به پرداخت ۸۰ تا ۹۰ دلار بودند درصورتی كه قیمت اقلام ری بوك برای مشتریان قدیمی پذیرفتنی بود و نوجوانان و افراد معمولی قادر به پرداخت قیمت بالا نبودند.
● سوابق نایك
اولین ظهور كفشهای نایك در مسابقات مقدماتی رقابتهای المپیك ۱۹۷۲ بود كه به ورزشكاران در تمرینات آزمایشی كفشهای جدید ارائه شد و این كفشها پس از انجام مسابقات دربین هفت مورد مقام چهارم را كسب كرد، و آدیداس نیز اول شد.
در صبح یكی از روزهای یكشنبه در سال ۱۹۷۵ «باورمن» شروع به آزمون تركیب آهن متخلخل با لاستیك اوره ای كرد و در جریان آزمایش، به لاستیك خاصی دست یافت كه علی رغم ضخامت كم دارای خاصیت جهندگی بیشتر نسبت به اقلام مشابه در بازار بود. «نایت» و «باورمن» با این لاستیك مخصوص شانس جدیدی را تصاحب كردند و میزان فروش خود را از دو میلیون دلار در سال ۱۹۷۲ به ۱۴ میلیون دلار افزایش دادند.
شركت نایك به اتكای تلاش زیاد و تحقیق و توسعه دقیق به پیشگام در صنعت كفش سازی و ارائه مدلهای جدید تبدیل گردید.
در پایان دهه، این شركت دارای ۱۰۰ نفر پرسنل در قسمت تحقیق و توسعه بود و بیش از ۱۴۰ مدل مختلف توأم با نوآوری و فناوری پیشرفته در بازار عرضه كرده است. این تنوع شامل طراحی مدلهای مختلف برای انواع پاها، وزنها، سرعتهای دو، برنامه های تمرین، زن، مرد و مهارتهای مختلف می شود.
تا سال ۱۹۸۱ نایك هدایت بازار كفش قهرمانی را با تصاحب ۵۰ درصد دراختیار داشت و سهم بازار كفش آدیداس با چندین دهه قدمت به كمتر از سهم نایك كاهش یافت.
در سال ۱۹۸۰ نایك وارد بورس شد و «نایت» میلیونر توسط مجله فوربس به عنوان شاخص در بین ۴۰۰ سهام آمریكایی با ثروت تقریبی كمتر از ۳۰۰ میلیون دلار اعلام گردید. «باورمن» نیز در ۷۰ سالگی اكثر سهام خود را واگذار و دو درصد سهام شركت به ارزش ۹/۵ میلیون دلار را تصاحب كرد.
در چهارم ژانویه ۱۹۸۲ فوربس درگزارش خود تحت عنوان گزارش سالانه صنایع آمریكا، نایك را ازنظر سودآوری حائز رتبه اول در طرح پنج سال گذشته و جلوتر از سایر صنایع معرفی كرد. اما، متعاقب دهه ۸۰ ، ری بوك به عنوان رقیب اصلی نایك ظاهر، و آن را تهدید كرد. دلیل عمده آن بهادادن نایك به توانایی رقیب بود. درنتیجه در بازار روبه توسعه، فرصت از دست رفت و ری بوك با عرضه كفشهای نرمشی، بازار كشور را قبضه كرد.
● تحلیل
این موردكاوی، ماجرای دو رقیب اصلی در صنعت كفش ورزشی را كه دامنه صنعت آنها ازحد كفش فراتر رفته است، نشان می دهد. نایك ابتدا آدیداس كهنه كار را از میان برد و در نیمه دوم دهه ۸۰ با ری بوك مواجه شد و از فرصت جدید بهره برداری نكرد. به هرحال، نایك مجددا" قوی تر از قبل ظاهر شد و دلایل آن به اشتباه ری بوك و عملكرد مناسب نایك بعداز تلخكامی موقتی برمی گردد.
بزرگترین فاكتور قابل كنترل در موقعیت بی نظیر نایك، شیوه برخورد با مشتریان است. نایك تمام مشتریان بویژه عاملان بزرگ نظیر كفش فروشی ها را غنی ساخت در صورتی كه ری بوك در ایجاد روابط مناسب نه تنها تلاش نكرد بلكه با آنها برخورد خودپسندانه داشت. واقعاٌ این اشتباه بزرگی است كه یك شركت سازنده خود را سلطان درنظر بگیرد و نسبت به مشتریان و عاملان خود مستبدانه و خودسرانه برخورد كند.
اما، دنیای مد می تواند زودتر از این، وضعیت را نابود سازد و برنده امسال را در سال دیگر در انتهای لیست قرار دهد. مشابه آنچه درمورد كفشهای شاك – آتاك و تاییدیه های ستاره گران قیمت ورزشی اونیل شاهد هستیم.
عامل دیگر در موفقیت شركت نایك، استفاده از ورزشكاران موفق تازه به دوران رسیده، و استفاده بهتر از شعار معروف «JUST DO IT» است، كه مورداستقبال جوانان قرارگرفت.
● چه چیزی می توان یاد گرفت؟
هیچ كس از اشتباه مصون نیست و هر موفقیت، تداوم آن را تضمین نمی كند. بعضی از مدیران خود را گول می زنند و فكر می كنند كه هر موفقیت، موفقیت دیگر را به دنبال می آورد. این طور نیست، هیچ شركتی اعم از پیشگام یا معمولی نمی تواند به تحولات محیط و تهاجمات رقبای كوچك بی اعتنا باشد. آدیداس همانند شركت كامپیوتری IBM بر صنعت كفش ورزشی در بازار تسلط داشت اما توسط رقیب تازه واردی به نام نایك از میدان به در رفت. زیرا آدیداس سپر خود را در لحظات حساس زمین گذاشت. به طریق مشابه نایك از تهاجم تازه وارد دیگر غفلت كرد و با كم بهادادن به آن در عرضه كفشهای نرمشی، از رقیب عقب ماند.
اهمیت جلب مشتریان عمده. هر شركت باید شیوه های جلب رضایت مشتریان بویژه مشتریان بزرگ و طرف حسابهای اصلی را كه اهمیت حیاتی دارند، پیدا كند. نمونه بارز اثربخشی و یا عدم اثربخشی و جلب رضایت مشتریان اصلی را می توان در نحوه برخورد ارتباطی ری بوك و نایك با زنجیره فروشندگان كفش شاهد بود. هرگاه تولیدكننده، خواسته مشتریان اصلی را برآورده نسازد باید آنها را مجاب و یا بخشی از بازار خود را به دیگران واگذار كند.
آیا تناسبی برای بهره گیری از ورزشكار در تبلیغ وجود دارد؟ امروزه ورزشكاران پولهای هنگفت برای تبلیغ كالا درخواست می كنند. آیا پرداخت چنین مبالغ ارزش دارد؟ باید قراردادهای استفاده از ورزشكاران برای بهره برداریهای تبلیغاتی محدود شود زیرا استفاده از ورزشكاران حتی مایكل جردن دیگر تضمین ندارد. برخی از شركت نایك انتقاد دارند كه در استفاده از ورزشكاران برای تبلیغات خود فراتر رفته و هزینه های زیادی را پرداخت كرده است. باید توجه داشت استفاده بیش از حد از ورزشكاران برای تبلیغ كالا ضمن اتلاف پول ممكن است با تبعات منفی همراه باشد زیرا رفتار خارج از شئونات همان ورزشكار می تواند اثر منفی روی فروش آن به وجود آورد.
آیا نقش مدیریت عالی كلیدی است؟ آیا احیای مجدد شركت نایك و تنزل ری بوك به لحاظ برتریهای «فیل نایت» نسبت به «فایرمن» است؟ آیا موفقیت یك شركت تقریبا" به تواناییهای مدیر آن بستگی دارد؟ چنین پرسشهایی بستر بحثهای طولانی توسط خبرگان است. چندین مؤلفه در این رابطه حائزارزش است. مورد عدم صلاحیت كاملا" آشكار و غیرقابل تشخیص است. هر مدیر شركت بزرگ ممكن است گرفتار وضعیت دشوار باشد و درچنین صورت به عنوان یك فرد صلاحیت دار با اتخاذ تصمیمات لازم از سازمان خود دفاع كند. سوالی كه در این میان مطرح است فرق و تمایز بین صلاحیت و عدم صلاحیت است. ارزیابی درست از آینده، آگهی و تبلیغات و شعار صحیح و پیداكردن موردهای ناب جهت روند جدید از ویژگیها و صلاحیت یك مدیر است.
ما می دانیم كه «نایت» موفقیت زیادی را كسب كرده است. بعد از مغلوب ساختن آدیداس، نایك را به عنوان بزرگترین سازنده كفشهای ورزشی برای دومین بار در جایگاه بالای بازار قرار داد. آیا تواناییهای او به عنوان مدیرعالی شركت نایك بیشتر از «فایرمن» است؟ آیا غیبت او به فروپاشی نایك منجر خواهدشد؟
ممكن است سوال اساسی این باشد كه آیا یك شخص می تواند متمایز باشد؟ شاید اگر شخص مصون از خطا باشد. اما «نایت» مصون از خطا نبود. او در اواسط دهه ۸۰ خطاهایی داشت.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه تدبیر

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:39 AM
سلولز یکی از پرمصرف ترین مواد طبیعی جهت تولید کاغذ، منسوج و غیره می باشد. با توجه به محدودیت منبع اصلی سلولز که همان چوب می باشد و حفظ منابع طبیعی، محققان در زمینه تولید سلولز غیرطبیعی و یا جایگزین نمودن آن تلاش های بسیار انجام داده اند.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/ad7ad8df73d09929365fe06a1993712e.jpg











● چکیده
سلولز یکی از پرمصرف ترین مواد طبیعی جهت تولید کاغذ، منسوج و غیره می باشد. با توجه به محدودیت منبع اصلی سلولز که همان چوب می باشد و حفظ منابع طبیعی، محققان در زمینه تولید سلولز غیرطبیعی و یا جایگزین نمودن آن تلاش های بسیار انجام داده اند.
یکی از روش های بسیار جالب تولید سلولز مصنوعی روش باکتریائی یا میکروبی می باشد که سلولز حاصله را سلولز باکتریائی میکروبی می نامند. جهت این امر از باکتری های مختلفی بهره می برند که در میان آنها Acetobacter بسیار مشهور بوده و مورد استفاده قرار گرفته است. این گونه باکتری ها از طریق فرآیند بیولوژیکی (تخمیر) با استفاده از گلوکز و یا انواع دیگر شکرهای موجود، گیسرول و یا حتی موادآلی دیگر تولید زنجیره های سلولز می نمایند.
● مقدمه
سلولز بیوپلیمر اصلی زمین است و از نظر اقتصادی اهمیت فراوانی دارد. سلولز سازنده اصلی پنبه (بیش از ۹۴%) و چوب (بیش از ۵۰%) می باشد. بنابراین پنبه و چوب درختان منابع اصلی برای همه محصولات سلولزی مانند کاغذ، منسوجات، مواد ساختمانی و مقوا می باشد. با افزایش جمعیت و افزایش تقاضا در مورد مصرف سلولز ممکن است یک ضربه مستقیم به چرخه کربنی زمین وارد شود، چرخه کربنی زمین یک فعل و انفعال وسیع ما بین دی اکسید کربن هوا و موادآلی در گیاهان است که نور خورشید صورت گرفته و منجر به تولید سلولز می شود. میزان تولید سالیانه سلولز که به مصرف می رسد در حدود ۱۱ تن برآورده شده است.
جهت خالص سازی سلولز و به دست آوردن سلولزی تمیز و سفید از فرِآیندهای فیزیکی و شیمیائی مختلفی نظیر عملیات سفیدگری بهره می گیرند که می تواند بر پیکره سلولز آسیب های شدید و جبران ناپذیری وارد نمایند و باعث افت خصوصیات ذاتی سلولز نظیر استحکام و دوام شود.
یکی از راهکارهای ارائه شده جهت جایگزین منابع متداول و رایج سلولز، تولید سلولز میکروبی می باشد. که می تواند آسیب رسانی به منابع چوبی را کاهش داده و در زمان، هزینه، انرژی و همچنین حفظ خصوصیات سلولز بسیار مؤثر باشد. علاوه بر آن فرآیند تولید سلولز تحت کنترل بوده و می توان تغییرات جزئی لازم را بر سلولز حاصله اعمال نمود.Acetpbacter Xylinum یکی از مشهورترین باکتری هائی است که تاکنون جهت سنتز سلولز به کار رفته است.
در محیط کشت باکتری Acetobacter Xylinum که نوعی باکتری گرم منفی، هوازی و میله ای است. سلولز در سطح مشترک مایع محیط کشت با هوا تولید می شود. این سلولز حاصله به خودی خود خالص بوده و عاری از لیگنین و همی سلولز (دو ناخالصی اصلی سلولز طبیعی) می باشد، دارای درجه پلیمریزاسیون بالائی می باشد و نیازی به انجام فرآیند نظیر پخت و سفیدگری ندارد، ضمن آنکه توسط این باکتری امکان تولید سلولز رنگی، مشتقات سلولز و نیز سلولزی با قابلیت های خاص نیز می باشد.
● کشت میکروب جهت ایجاد سلولز
برای ایجا سلولز خالص نیاز است تا باکتری تولیدکننده سلولزی در محیطی مناسب کشت شود و با دادن زمان به فرآیند کشت، زنجیره های سلولزی تک به تک شکل یافته و سلولز حاصل خواهد شد.سلولز باکتریائی را از نژادهای مختلفی می توان تهیه کرد، تعدادی از این نژادهای معروف به شرح زیر است
(Acetobacter Xylinum NQ۵ (ATCC۵۳۵۸۲
(Acetobacter Xylinum BPR۲۰۰۱ (Sucro fermentans
Acetobacter Xylinum BPR۳۰۰۱E
Bcetobacter Xylinum ATCC۲۳۷۶۹
● انواع محیط های کشت باکتری
جهت کشت باکتری از دو نوع محیط کشت استفاده شده است:
۱. محیط کشت ایستا (ساکن):
که منجر به انباشتگی یک غشاء ژلاتینی سلولزی مناسب خواهد شد.
۲. محیط کشت محرک:
که سلولز در عمق متوسط در سوسپانسیون های لیفی، به شکل قرص، یا جرم های نامعین سنتز می شود.
طی چندین بررسی انجام شده مشخص گردیده که محیط کشت ایستا میزان سلولز بیشتری را در ازاء زمان معینی نسبت به محیط کشت محرک تولید می کند، اما در واقع سلولزی که در محیط کشت محرک تولید شده است خواص مطلوب تری را نسبت به سلولز حاصل از ایستا دارد. البته این شرایط به عوامل مختلفی از جمله شرایط تخمیرنژاد تولیدکننده سلولز و سیستم تخمیر آن بستگی دارد. بهینه سازی فرآیند تخمیر موجب انجام فرآیند بیوسنتز سلولز با راندمان تولید بیشتر خواهد شد. در این رابطه می توان سیستم تخمیز Air Lift reactor که یکی از مناسب ترین تخمیرکننده های صنعتی می باشد را نام برد.
● بررسی ساختار سلولز میکروبی تولیدشده در محیط های کشت ایستا و محرک
چندین تحقیق در زمینه های گوناگون بر روی محصولات سلولزی حاصل از باکتری ها صورت گرفته است، یکی از این بررسی ها که توسط محققین دانشکده میکروبیولوژی انجام شده است، به شرح زیر است:
در این بررسی هدف اصلی مشاهده تفاوت ظاهری و خصوصیات فیزیکی و شیمیائی سلولز کشت شده در محیط کشت ایستا و محرک می باشد.
میکروارگانیسم مورد استفاده نژاد (Acetobacter Xylinum NQ۵ (ATCC۵۳۵۸۲ از بخش جمع آوری مولکول های ژنتیکی و میکروبیولوژیکی دانشگاه ای اندبی تگزاس، برای انجام این فرآیند استفاده شده است.
●محیط کشت میکروب
محیط شارم ـ هیسترین بدون تغییرات PH که در همه مراحل آزمایش به جزء موارد خاص از جمله شستشو، مصرف شده است.
●شرایط محیط کشت
سلول ها در فلاکس های ثابت یا بر روی یک صفحه لغزنده چرخان با افزودن ۱/۰% آنزیم سولاز به مدت ۳ روز در دمای ۲۸ درجه سانتیگراد کشت شده اند سپس سلو ل ها توسط سانتریفوژ و یا نیروی گریز از مرکز جمع آوری شده و آنها را مجدداً در محیط کشت تازه معلق نمودند (به حالت سوسپانسیون درآوردند) این محیط تازه درون ظروف فلاکس مانند ثابت یا بر روی یک لغزنده چرخان با سرعت های گردش مختلف (در حدود ۹۰ تا ۲۵۰rpm) برای ۷ روز در دمای ۲۸ْc رشد داده شدند. سلولز سنتز شده در محیط کشت توسط ---------- کردن، جداسازی شده است. مقدار سلولز تولید شده به صورت جرم خالص پلیمر بعد از شستشو توسط هیدروکسید سدیم ۲%، ۳ مرتبه با آب مقطر نیز شسته شدند، تا برای جابه جائی و ورود به محیط سلولزی، آماده گردند.
● مشاهدات
بررسی میکروسکوپی محصولات در این فرآیند در جهت مقایسه سلولز تولید شده در محیط کشت ایستا و سلولز تولید شده در محیط کشت محرک از نظر ساختمان سطحی و داخلی، صورت گرفت است. این بررسی ها شامل مشاهدات میکروسکوپ های الکترونیکی پویشی (SEM) و نوری بوده است.سنتز سلولز در ازاء زمان عمل آوری در هر دو محیط کشت ایستا و محرک در شکل ۲ نشان داده شده است.
با گذشت هفت روز از شروع کار محیط کشت، مقدار سلولزی که تولید شده است، پس از چندین روز فراز و نشیب سرانجام در محیط کشت ایستا بیشتر بوده است.
در این آزمایش پس از گذشت ۱۶ روز افزایش قابل توجهی در سنتز سلولز در محیط کشت محرک پیدا نشد، در حالی که غشاء نازکی در محیط کشت ایستا جرم حجمی خشک در حدود ۱۰g/lit رشد پیدا کرد. یکی از استدلال های محتمل می تواند آن باشد که در محیط کشت ایستا، راه های مختلف پخش اکسیژن و نفوذ آن در اجزاء در حین رشد، تمرکز می یابد. زمانی که مکانیسم شکل گیری پلیمر و پروفیل اکسیژن از تحقیقات اخیر حاصل شد، توجه زیادی به تجمع سلولز در شرایط محیط کشت محرک صورت نگرفت. فرم کره های کوچک (گویچه ها) سلولز که توسط نژاد NG۵ در سیست کشت محرک حاصل شده اند در شکل ۳ نشان داده شده است.
قسمت های موجود که بیشتر سلول ها در سطح گویچه ها ایجاد شده اند و فقط کمی از آنها به درون پخش شده اند. سلول هائی که در محیط تازه و جدید هستند تا زمانی که به سطح نزدیک هستند و دسترسی به هوای تازه و اکسیژن دارند رشد می کنند . در این حالت گویچه ها به هم پیوسته و تشکیل نوارهای سلولزی مناسب را می دهند. به این ترتیب یک سطح سلولزی با ابعاد ظروف محیط کشت پدید خواهد آمد.در یک فرضیه که به توصیف سطح سلولز می پردازد، پیشنهاد شده است که سلولز فقط در سطح سنتز گردد و اینکه سلول های زیرین از بین می روند، به این دلیل که در غشاء نازکی که از محیط کشت ایستا (ساکن) حاصل شده است، سنتز فقط بر روی سطح صورت گرفته است. شاید تنش های برشی در سیستم کشت محرک، در اثر تحرک سلول ها، باعث جداشدن آنها از سطح گویچه ها شوند. در یک فرضیه دیگر، سلول ها ممکن است یک فاز سنتز دوره ای داشته باشند که توسط آن سلول ها واقعاً یک چرخه سنتز دارند، جداسازی گویچه ها به معنای برخورد با گویچه های دیگر است و سنتز نواری سلولزی را به همراه دارد. این فرضیه می تواند روشن کند که چرا این گویچه های سلولزی طوری حاصل می شوند که دارای مرکزی متراکم تر از سطحشان باشند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:39 AM
دستگاه آزمایش Dynafil ME ساخته شده توسط شرکت تکس تکنو یک وسیله اندازه گیری حساس و انعطاف پذیر جهت تحلیل خصوصیات نخ، مخصوصاً نخ های BCF می باشد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/9e8a19f7a77c9da7f096c92357ba2780.jpg











دستگاه آزمایش Dynafil ME ساخته شده توسط شرکت تکس تکنو یک وسیله اندازه گیری حساس و انعطاف پذیر جهت تحلیل خصوصیات نخ، مخصوصاً نخ های BCF می باشد. مهمترین مسئله کیفی نخ های BCF اختلاف در خصوصیات جمع شدگی و تجعد و در نتیجه عدم یکنواختی کف پوش تولیدی از نظر خصوصیات حجمی نخ و نیز رنگ پذیری آن (برای نخ هیا پلی آمیدی) است. در روش تکسچرایزینگ تاب مجازی نیز کیفیت نخ های تکسچره شده و پارچه های تولیدی از آن بسیار حائز اهمیت می باشد.
دستگاه Dynafil ME در آزمایش نخ های تکسچره شده بسیار مؤثر عمل می کد به طوری که قادر است مقادیر واقعی خصوصیات تجعد و جمع شدگی نخ را در طی یک سری آزمایشات مداوم ارائه دهد و در نتیجه جایگزین روش قدیمی بافندگی و رنگرزی که هنوز شیوه بسیار رایج آزمایش جهت تشخیص بسته های نخ معیوب می باشد. گردد. کارائی و انعطاف پذیری این دستگاه را می توان با اضافه کردن تجهیزاتی جهت اندازه گیری میزان اصطکاک، تعداد درگیری ها، تعداد فیلامنت های پاره شده، دانسیته خطی و یکنواختی جرمی نخ افزایش داد.
● تعیین عیوب نخ های تکسچره
دستگاه Dynafil ME به منظور انجام پروژه علمی و تحقیقاتی توسط شرکت های آلمانی TWD واقع در دگندورف و بارمگ واقع در رمشاید مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور نخ های تکسچره با استفاده از ۱۳ گونه تنظیمات روی ماشین تکسچرایزینگ AFK ۷ HTI دارای هیتر از نوع دمای بالا (HT) تولید گردیدند. این تنظیمات شامل تغییر روی درجه حرارت هیتر اول (HT) و هیتر دوم (SET) بوده که از یک تنظیم اولیه شروع می شد. بر این اساس بسته های نخ با تعدادی از انواع عیوب فرآیند تکسچرایزینگ نظیر دیسک های اصطکاکی آسیب دیده و نخ پیچیده شده به دور تاب دهنده یا ایجاد ناپایداری سرجینگ تولید گردیدند. جهت ارزیابی تغییرات حین تنظیمات ویژه ماشین، سه بسته نخ در هر تنظیم تولید شد و تمامی پارامترهای دیگر نظیر کیفیت نخ، POY، سرعت تکسچرایزینگ، نسبت کشش و d/y ثابت نگه داشته شدند.
http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/0bbb0925f68daa50e5a5c61e33228169.gifhttp://www.aftabir.com/images/zoom.gif
شکل ۱


روش متداول جهت اندازه گیری میزان تفاوت بین نخ ها، اندازه گیری نیرو (تنش نخ) در یک نرخ ثابت ازدیاد طول یا تعزیه اضافه در حین افزایش مرحله ای سرعت و ثابت نگهداشتن دمای هیتر Dynafil می باشد. از آنجائی که دمای نخ نسبت عکس با سرعت نخ خواهد داشت، این اندازه گیری ها اطلاعاتی را راجع به وابستگی متغیرهای اندازه گیری شده به درجه حرارت خواهد داد. به علاوه امکان انجام آزمایشاتی در درجه حرارت های خاص نخ با انتخاب سرعت مناسب بدون تغییر در درجه حرارت هیتر نیز وجود دارد.
در شکل ۱ منحنی های نیرو ـ سرعت تمامی ۳۹ بسته ارزیابی شده با تغذیه اضافی ۵% نشان داده شده است. در سرعت صفر متر در دقیقه دمای نخ با دمای هیتر برابر است (۳۴۰ درجه سانتیگراد) اما با افزایش سرعت نخ تا محدوده ۲۵۰ m/min دمای نخ تا حد ۸۰ درجه سانتیگراد افت می کند. لازم به ذکر است که این آزمایش بر روی نخ پلی استر با نمره ۱۶۷ دسی تکس در هیتر با دمای ۲۴۰ درجه سانتیگراد انجام پذیرفت.
تمامی منحنی ها روند خاص و یکسانی را نشان می دهند. با افزایش سرعت یا به عبارت دیگر کاهش دمای نخ، نیرو به طور قابل ملاحظه ای تا حدود سرعت ۱۲۰ m/min کاهش می یابد. در فراتر از این نقطه نیروها در محدوده کم و بیش ثابتی باقی می مانند. با این حال روش تشخیص بین دو بخش از منحنی نیرو ـ سرعت که یکی نشان دهنده نیروهای جمع شدگی ناشی از دماهای بالاتر یعنی سرعت کمتر نخ و دیگری نیروی تجعد ناشی از دماهای کمتر یعنی سرعت بالاتر نخ است میسر می گردد .
تحقیقات اخیر نشان می دهد که با انتخاب سرعت مناسب برای هر بخش، می توان به طور قابل ملاحظه ای منحنی ها را از یکدیگر متمایز کرد. جهت مشخص نمودن خصوصیات تجعد و جمع شدگی نخ دو راه وجود دارد یکی اندازه گیری نیروهای کششی در نخ که از قابلیت جمع شدگی و تجعد ناشی می گردند در سرعت و میزان تغذیه اضافه ثابت، و دیگری اندازه گیری و تجزیه و تحلیل مقادیر جمع شدگی و انقباض موج برحسب درصد در یک نیروی ثابت و معین. به منظور انجام این پروژه هر دو روش به کار گرفته شد و سرعت مناسب جهت آزمایش انتخاب گردید.

http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/87f1b99f794b77a5353a8e150a0c17ca.gifhttp://www.aftabir.com/images/zoom.gif
شکل۳

● تأثیر تنظیمات ماشین تکسچرایزنیگ روی جمع شدگی و تجعد

http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/068fd5094f3a790962e6aca0f789af7f.gifhttp://www.aftabir.com/images/zoom.gif
شکل۲

● تأثیر تنظیمات ماشین تکسچرایزنیگ روی جمع شدگی و تجعد
شکل ۲ نتایج آزمایشات تعیین نیروی جمع شوندگی و خودمیزان جمع شدگی را به عنوان تابعی از درجات حرارت هیتر اولیه با دمای بالا و هیتر ثانویه نشان می دهد که برحسب درصد تفاوت نسبت به بوبین مرجع بیان شده اند، کاملاً آشکار است که نیروی جمع شدگی و همچنین میزان جمع شدگی با افزایش درجه حرارت هیتر کاهش می یابد. این نتایج با توجه به نتایج اندازه گیری های نیرو تأیید می گردد.نیروی تجعد و میزان انقباض موج با افزایش دمای هیتر دوم کاهش می یابد اما ملاحظه می شود که این دو پارامتر با افزایش درجه حرارت هیتر اول افزایش می یابند.
باتوجه به تغییرات دمای هیتر دوم، اندازه گیری نیرو به طور قابل ملاحظه ای نتایج بارزتری را نشان می دهد و با توجه به تغییرات دمای هیتر اول به نظر می رسد نتایج اندازه گیری درصد میزان تجعد و نیروی جمع شدگی بیشتر قابل وضوح باشد، در نتیجه می توان اشاره کرد که تغییرات دمای هیتر دوم سبب ایجاد تغییرات مشابه در خصوصیات تجعد و جمع شدگی خواهد شد در صورتی که تغییرات دمای هیتر اول تغییرات معکوسی را در این پارامترها ایجاد خواهند کرد.
تغییرات این یافته ها قابل کاربرد عملی بوده و براساس نمونه های تولید شده در شرایط کارخانه ای مشخص گردیده اند. این عیوب می توانند توسط آزمایشات اندازه گیری نیروی جمع شدگی و تجعد مشخص گردند. از آنجائی که هر دو منحنی روند یکسانی را نشان می دهند می توان استنتاج کرد که مشکلی در هیتر دوم سبب ایجاد عیوبی در نخ گردد باید روند معکوسی در نمودار نیروی تجعد و نیروی جمع شدگی مشاهده شود.
http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/8b5642781e4f562ea2a032b04d6553ce.gifhttp://www.aftabir.com/images/zoom.gif
شکل ۶


آشکار است که ناپایداری سرجینگ منجر به ایجاد تفاوت های بسیار واضحی نسبت به نخ مرجع خواهد شد. کاهش بیش از ده درصدی در نیروهای جمع شدگی و تجعد و همچنین میزان جمع شدگی در این شکل ملاحظه می شود. از لحاظ میزان انقباض موج نیز اختلافی متجاوز از ۴۰% قابل مشاهده است. دیسک های اصطکاکی معیوب و نخ پیچی در واحد تاب دهنده تنها سبب انحرافات کوچکی از نمونه مرجع خواهد شد. البته در این موارد مقادیر انقباض موج و نیروی تجعد لحاظ شده است، زیرا آنها تا ۱۰% مقادیر بالاتری در مقایسه با نخ مرجع داشته اند.
http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/60b625cd8851020d4ed6b4113c4d966c.gifhttp://www.aftabir.com/images/zoom.gif
شکل ۵


آشکار است که ناپایداری سرجینگ منجر به ایجاد تفاوت های بسیار واضحی نسبت به نخ مرجع خواهد شد. کاهش بیش از ده درصدی در نیروهای جمع شدگی و تجعد و همچنین میزان جمع شدگی در این شکل ملاحظه می شود. از لحاظ میزان انقباض موج نیز اختلافی متجاوز از ۴۰% قابل مشاهده است. دیسک های اصطکاکی معیوب و نخ پیچی در واحد تاب دهنده تنها سبب انحرافات کوچکی از نمونه مرجع خواهد شد. البته در این موارد مقادیر انقباض موج و نیروی تجعد لحاظ شده است، زیرا آنها تا ۱۰% مقادیر بالاتری در مقایسه با نخ مرجع داشته اند.
http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/ad1a6cb1e8ae5592d19d3eaf4bfe478f.gifhttp://www.aftabir.com/images/zoom.gif
شکل ۴


آشکار است که ناپایداری سرجینگ منجر به ایجاد تفاوت های بسیار واضحی نسبت به نخ مرجع خواهد شد. کاهش بیش از ده درصدی در نیروهای جمع شدگی و تجعد و همچنین میزان جمع شدگی در این شکل ملاحظه می شود. از لحاظ میزان انقباض موج نیز اختلافی متجاوز از ۴۰% قابل مشاهده است. دیسک های اصطکاکی معیوب و نخ پیچی در واحد تاب دهنده تنها سبب انحرافات کوچکی از نمونه مرجع خواهد شد. البته در این موارد مقادیر انقباض موج و نیروی تجعد لحاظ شده است، زیرا آنها تا ۱۰% مقادیر بالاتری در مقایسه با نخ مرجع داشته اند.
● انجام عمل تصحیح با اندازه گیری میزان جمع شدگی و انقباض موج در حالت استاتیک
برای کاربردی که از دستگاه Dynafil ME استفاده می کند، مهمترین مسئله میزان انطباق نتایج این روش با نتایج روش بسیار متداول اندازه گیری میزان جمع شدگی و تجعد در حالت استاتیک (مطابق استاندارد DIN ۵۳۸۶۶ , DIN ۵۳۸۴۰) می باشد. بدین منظور تمامی بسته های نخ با دستگاه Texturmat ME مورد آزمایش اندازه گیری میزان جمع شدگی و انقباض موج قرار گرفتند و نتایج آن با نتایج دستگاه Dynafil ME مقایسه شد. در شکل ۶، ضریب تصحیح بین مقادیر نیروی جمع شدگی حاصل از دستگاه Dynafil و مقادیر درصد جمع شدگی حاصل از دستگاه Texturmat می تواند برای مقادیر نیروی جمع شدگی و نیروی تجعد در تمامی سرعت های مورد آزمون دستگاه Dynafil نیز محاسبه گردد. به سادگی می توان متوجه شد که هر دو ناحیه جمع شدگی و تجعد به طرز بسیار مطلوبی با یک مقدار حداکثر کاملاً مشخص تصحیح شده اند. مطابقت سرعت های آزمون، انتخاب سرعت های مورد آزمون مطابق با منحنی های سرعت ـ نیرو را تأیید می نماید. انجام عمل تصحیح با آزمون قدیمی بافت و رنگرزی پارچه های بافته شده هنوز به عنوان یک روش متداول جهت آزمون تعیین بسته های نخ معیوب تلقی می شود. این روش طاقت فرسا، وقت گیر، پرهزینه و به طور قابل ملاحظه ای وابسته به تجربیات شخصی فرد کنترل کننده است. معیار ارزیابی بصری عبارتست از میزان جذب رنگزا که با خصوصیات جمع شدگی ارتباط دارد. به علاوه حجم نخ نیز با خصوصیات تجعد می تواند ارتباط داشته باشد. نتایج جذب رنگزا و حجم نخ با بیان میزان اختلاف آن با بسته های نخ مرجع در محدوده ۵ الی ۵+ مشخص می گردند.بیش از هر چیز دیگر یک ارتباط جالب بین خصوصیات جمع شدگی و رنگ با تغییرات دمای هیتر اول و هیتر دوم جلب توجه می کند. بررسی خصوصیات تجعد و یافتن ارتباط آنها با حجم نخ منجر به یافتن یک رابطه نسبتاً خوب با تغییرات دمای هیتر دوم می گردد. زمانی که دمای هیتر تغییر می کند اندازه گیری نیروی تجعد و انقباض موج به طور آشکاری از ارزیابی بصری حجم حساس تر می گردد. همانطور که از شکل نیز مشخص است اختلاف بین تنظیمات مختلف بسیار آشکارتر از تفاوت بین نمونه های مختلف است. بسته هائی که توسط آزمون های رنگرزی و بافندگی مطابق با معیارهای استاندارد (TWD) با توجه به جذب رنگ با حجم مرتب گردیده اند توسط ستون های با رنگ تیره نشان داده شده اند. مطابق با نتایج آزمایش نیروی جمع شدگی به جزء ۲ نمونه در مابقی نمونه های اختلاف با بسته نخ مرجع بسیار زیاد است، بنابراین امکان دارد ارائه یک معیار با در نظر گرفتن مقادیر بحرانی (۲۵%+ و ۱۷% انحراف از بسته نخ مرجع) برای نیروی جمع شدگی منجر به ترتیب دهی یکسان، همانند ارزیابی بصری گردد. شکل ۱۰ همان دیاگرام را با توجه به انقباض موج نشان می دهد. مجدداً بسته های معیوب مطابق با ارزیابی بصری را نیز می توان توسط انحراف از مقادیر بحرانی (%۱۸+ و %۱۱ انحراف از بسته نخ مرجع) مربوط به انقباض موج نیز مشخص نمود. از میان بسته های تولید شده با عیوب فرآیندی نظیر دیسک های آسیب دیده و غیره تنها آن بسته هائی که با ناپایداری سرجینگ در نخ تولید شده اند همانند آزمون بافندگی و رنگرزی مرتب شده بودند. از این نتایج می توان این گونه استنباط کرد که آزمایش با دستگاه Dynafil با انحرافاتی در محدوده %۱۰+ نسبت به این گونه از عیوب از حساسیت بیشتری برخوردار است.همچنین این گونه استنتاج می گردد که آزمایش خصوصیات تجعد و جمع شدگی که توسط دستگاه Dynafil ME انجام می گردد دارای قابلیت جایگزینی به جای آزمایشات رنگرزی و بافندگی می باشد.
● جمع بندی
با دستگاه Dynafil ME اندازه گیری بسیار انعطاف پذیر خواهد بود و تحلیل خصوصیات نخ های تکسچره شده با صرف زمان کوتاه و دقت خوبی صورت می گیرد. با هدف انجام کارهای تحقیقاتی ویژه، ارتباط اولیه بین پارامترهای عملیات تکسچرایزینگ و خصوصیات ترمومکانیکی ایجاد شده در نخ می تواند به خوبی حاصل گردد. با انجام آزمون بافندگی و رنگرزی مقایسه ای جزئیات ارزیابی بصری رنگ و حجم می تواند بهبود یابد. با نصب تجهیزاتی نظیر حس گرهای تشخیص یکنواختی سیستم Textechno جدید با قابلیت تحلیل و مقایسه نمونه ها از لحاظ لعاب تکسچرایزینگ همچنین سیستم شمارش گره جهت نخ های اینترمینگل با قابلیت آزمایش استحکم گره و تعویض اتوماتیک بسته های نخ تا ۲۰ عدد دستگاه Dynafil ME قادر است آزمایش کاملی از مهمترین خصوصیات نخ را به طور همزمان انجام دهد.

ترجمه: مهندس رضا چراغی
(کارشناس ارشد کنترل فرآیند شرکت الیاف)
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:40 AM
كلین كلاث، شركت آسیایی تولیدكننده پوشاك ورزشی، گزارشی را كه آكسفام، دیگر شركت این حوزه، درباره وضعیت و حقوق كارگران شاغل در كارخانجات تولیدی لباس های ورزشی آسیا تهیه كرده تایید كرد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/1ccbcc335a25c887ab0e5c1e2daadd26.jpg











كلین كلاث، شركت آسیایی تولیدكننده پوشاك ورزشی، گزارشی را كه آكسفام، دیگر شركت این حوزه، درباره وضعیت و حقوق كارگران شاغل در كارخانجات تولیدی لباس های ورزشی آسیا تهیه كرده تایید كرد. در این گزارش كه با نام »آفساید« ارائه شده نتیجه گیری شده كه شركت های تولیدكننده لباس های ورزشی در تامین حق آزادی تشكیل انجمن های صنفی برای كارگرانشان موفق عمل نكرده اند. بعضی شركت ها در این ارتباط گام های مثبتی برداشته اند كه منجر به بهبود وضعیت كارگران در برخی كارخانه ها شده اما هنوز رویكرد كلی این صنعت درباره حقوق تشكل های صنفی و تجاری متناقض است.
در آگوست سال ۲۰۰۴، درست قبل از آغاز بازی های المپیك آتن، سه شركت كلین كلاث، آكسفام و گلوبال یونیونز تصمیم گرفتند گام رإ؛ ازتلاش های جداگانه ای كه هر یك برای بهبود وضعیت كاركنان زنجیره تامین خود كرده بودند فراتر بگذارند و در این كار الگویی برای سایر شركت های صنعت پوشاك ورزشی شوند.
با گذشت دو سال، گزارش اخیر برداشته شدن گام های مثبت را تایید می كند اما می افزاید: متاسفانه وضعیت كارگران تغییر محسوسی نشان نمی دهد. به عقیده كلی دنت، یكی از دست اندركاران تهیه این گزارش، حق كارگران برای تشكیل اتحادیه برای دستیابی به پیشرفت های اساسی در كارخانه ها ضروری است اما بسیاری مارك های معروف هنوز اشتیاقی به شركت در این بازی از خود نشان نداده اند.
گزارش آكسفام تحقق برنامه ای موسوم به ورك را دنبال می كند كه انجمن بازی های دوستانه در سال ۲۰۰۴ به شركت های ورزشی پیشنهاد كرد. این برنامه شركت های هدف مانند پوما، آسیكس، لوتو، كاپا، اومبرو، فیلا، میزونو، نیوبالانس، آدیداس، نایك، ریبوك و اسپیدو را دربرمی گیرد. به این ترتیب این گزارش منبع اطلاعات بسیار موثقی درباره اتفاقاتی است كه تاكنون رخ نداده اند.
گزارش یاد شده بهبودهایی را در وضعیت كارگران نشان داده اما بر اساس تحقیقات همین گزارش، كارگران شركت های تولیدكننده لباس ورزشی تحت شرایط سخت و برای ساعات متمادی كار می كنند كه اغلب آنها را با مشكلات و خطرات بسیاری رو به رو می كند كه آشفتگی در اعمال یكی از آنهاست. انجمن حقوق صنفی آنها به ندرت به این مسائل رسیدگی می كند ودر برخی موارد هم آنها را با خشونت جواب می كند. دستمزد آنها در قبال ساعت كاری استاندارد هفتگی بسیار پایین است و آنها نمی توانند با این حقوق حتی نیازهای اولیه خانواده هاشان را برطرف كنند. تلاش برای بهبود دستمزد و سایر شرایط كاری در بسیاری موارد به تغییرات قابل ملاحظه ای منجر نمی شود مگر آن كه به كارگران اجازه داده شود تشكیلات خاص خود را تشكیل بدهند و برای رسیدن به خواسته های خود به صورت گروهی با كارفرمایان به توافق برسند.
شركت فیلا هنوز در انتهای فهرست واقع شده و خودداری آنها در رسیدگی به موضوعات حقوق كارگران از طرف گزارش آكسفام محكوم شده است. چندی پیش كارخانه تائه هوآ كه یكی از تامین كنندگان كفش های ورزشی فیلا در اندونزی است و كارگران آن در بدترین وضع به سر می بردند، ناگهان و بدون اخطار قبلی تعطیل شد. یك سال گذشت و هنوز هیچ یك از ۳۵۰۰ كارگر این كارخانه مبلغی به عنوان حمایت یا انفصال از خدمت دریافت نكرده اند. فیلا هم از آشكار كردن نقش خود در بسته شدن این كارخانه طفره می رود ومسئولیت این كارگران را برعهده نمی گیرد.
این گزارش كه در آستانه جام جهانی فوتبال آلمان منتشر شده باز هم نشان دهنده تقابل سخت بین كارگرانی كه كفش و لباس ورزشی تولید می كنند با ورزشكارانی است كه در زمین فوتبال بازی می كنند. صنعت تولید لباس ورزشی كسب و كار بزرگی است ومارك های تجاری نظیر نایك، ریبوك، آدیداس، پوما، آسیكس و فیلا درآمد سرشاری از آن دارند ومیلیون ها یورو برای بازاریابی و دستیابی به حمایت مالی ورزشكاران صاحب نام خرج می كنند. در همین حال، كارگران آسیایی كه كفش ها و لباس های ورزشی تولید می كنند شرایط سختی دارند. آنها برای تامین نیازهای اولیه خانواده هاشان با مشكلات بسیاری دست و پنجه نرم می كنند و بسیاری از آنها از امكانات تشكیل یا پیوستن به اتحادیه های كارگری بدون تبعیض، اخراج یا خشونت بی بهره اند.
كارخانه پاناروب نزدیك جاكارتا در آستانه جام جهانی فوتبال برای دیوید بكام و فرانك لمپارد از انگلستان، زین الدین زیدان و پاتریك ویه را از فرانسه، رائول از اسپانیا و كاكا از برزیل و نیز آرین روبن از هلند، كوین كورانی از آلمان و زی روبرتو از برزیل كفش آدیداس پریداتور پالس آماده كرده است. با این حال، آدیداس از كمك به ۳۰ كارگر اخراجی برای بازگشت به كار امتناع می كند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:40 AM
ورود بی رویه منسوجات خارجی به داخل به ویژه از كشورهای چین، استرالیا، دبی و تركیه از چند سال گذشته تاكنون به نوعی زمینه ساز زمین خوردن صنایع نساجی داخلی شده است.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/d3db47a5422d1288e9f7b5f219922b9f.jpg











ورود بی رویه منسوجات خارجی به داخل به ویژه از كشورهای چین، استرالیا، دبی و تركیه از چند سال گذشته تاكنون به نوعی زمینه ساز زمین خوردن صنایع نساجی داخلی شده است. این در حالی است كه همواره گلایه دست اندركاران صنعت نساجی كشور از این روند مطرح بوده و هست، اما راهكار اساسی برای جلوگیری از این همه واردات تاكنون عملیاتی نشده است. هم اكنون حدود ۶۰هزار واحد صنعتی در سطح كشور وجود دارد كه حدود ۱۰درصد از این واحدها یعنی ۶هزار واحد در حالت بحرانی به سر می برند كه عملاً اعطای وام از طریق طرح بازسازی و نوسازی صنایع نیز چندان برای آنها كارساز نبوده است. چرا كه طرح فوق با سرمایه ۵۰۰میلیون دلاری و بهره ۳درصدی به منظور حل مشكل واحدهای نساجی و تقویت این صنعت تهیه شده اما عملاً ۸۰درصد آن از طریق واحدهای بزرگ دولتی جذب شد.
یكی از مشكلات صنعت نساجی داخل به شرایط دشوار اخذ وام مربوط می شود، هم اكنون در كشورهای رقیب بهره وام صنایع ۳ تا ۴ درصد است، آن هم با شرایط سهل پرداختی. این در حالی است كه اكثر دست اندركاران بخش نساجی در داخل از قدیمی بودن دستگا ه های نساجی خود با عمر ۴۰ ساله گلایه دارند، اما از یكسو در صورت اخذ وام در قالب حساب ذخیره ارزی باید بر فرض نرخ یورو را كه زمان تحویل با احتساب ۷۰۰تومان دریافت كرده اند به هنگام بازپرداخت با قیمت ۱۱۳۰ تومان بازپرداخت كه همین موضوع باعث شد تا مسئولان این قبیل واحدها یا در كارخانه خود را ببندند و یا اینكه ترجیح دهند با همان دستگاه های قدیمی به تولید و رقابت با رقبای مجهز به دستگاه های جدید بپردازند.
البته مقرر شده بود كه دولت در زمان بازپرداخت وام فقط ما به التفاوت ارز را تا ۱۰درصد از صنایع دریافت كند كه عملاً این امر محقق نشد و صنایع در زمان بازپرداخت ملزم به پرداخت اصل و بهره مبالغ شدند.
دبیر انجمن نساجی در این زمینه معتقد است: شرایط كنونی كشور عامل سردرگمی سرمایه گذاران و ترس از ورشكستگی در صورت سرمایه گذاری در این بخش شده است. به گفته جمشید بصیری در سال ۲۰۰۳میلادی حدود یكصد میلیون دلار سرمایه گذاری در كشورمان انجام گرفت كه نسبت به ۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری انجام شده در همان زمان در كشور چین بسیار ناچیز است.
وی روند نزولی سرمایه گذاری در این بخش را ناشی از افزایش قاچاق محصولات نساجی و ---------- های نادرست وزارت صنایع در این عرصه می داند و می گوید: استمرار قاچاق محصولات نساجی باعث خواهد شد تا رقم قاچاق این بخش از ۱۲میلیون دلار فعلی فراتر رود.
وی می افزاید: صنعت نساجی داخلی فقط با حمایت دولت و واگذاری امور به بخش خصوصی می تواند راه صعود و نفوذ به بازارهای منطقه را پیدا كند.وی تأكید می كند: طی سال گذشته ۲۰میلیون دلار كالا به طور رسمی به كشور وارد شده است كه ۲۰۰۰ تن آن فقط پتو بوده است.
هدرروی ۱۵۰۰میلیاردتومان سرمایه ملی
پایین بودن قیمت محصولات وارداتی در مقابل فرسودگی ماشین آلات نساجی داخلی و در نتیجه گران بودن تولیدات ایرانی، تمایل مردم را به خرید محصولات خارجی افزایش داده است.
پتو نیز در این میان مدتی است كه از ركود حاكم رنج می برد و نتیجه این بحران هم چیزی نبوده است جز تعطیلی ۲۰واحد تولید كننده پتو. در حقیقت طی سال گذشته بسیاری از واحدهای تولیدكننده پتو تنها با ۲۰تا۳۰ درصد راندمان خود كار می كنند.
در حال حاضر از ۵۰۰ كارگاه و كارخانه پتوبافی كه تا ۲سال پیش در كشور فعال بودند تنها تعداد كمی با ظرفیت پایین فعالند و مابقی نیز در آستانه تعطیلی قرار دارند. با تعطیلی این واحدها بیش از ۴۰هزار شغل مستقیم از میان می رود و یكهزار و ۵۰۰ میلیارد تومان نیز سرمایه گذاری ملی به هدر خواهد رفت.
از سوی دیگر هم اكنون حدود ۹۵ كارخانه تولید پتو در كشور وجود دارد كه فقط ۱۰واحد آنها پتوی سیلك(پتوی مخملی) و مطابق خواست مشتریان تولید می كنند، حال آن كه برخی واحدها اقدام به تولید پتوی مینك (نوع قدیمی پتو) می كنند كه خریداری برای آنها در سطح كشور وجود ندارد.
از سوی دیگر سیل واردات پتو از سایر كشورها به داخل خود زمینه ساز ورشكستگی واحدهای فعال در این عرصه شده است، چرا كه قیمت كف واردات پتو به كشور ۱۴ دلار است، حال آن كه واردكنندگان آن را با قیمت اظهار نامه ای ۵/۷دلاری وارد می كنند كه این امر خود به زیان تولید كنندگان داخلی تمام می شود.در همین زمینه عضو كمیته صنایع پتو نیز می گوید: افزایش ۳۵درصدی قیمت مواد اولیه باعث شده است تا قیمت تمام شده پتو بالا رود كه این موضوع خود به نوعی باعث كاهش تمایل عموم به خرید پتوی داخلی می شود.
علی اكبر سالاری می افزاید: پرداخت عوارض ۳درصدی توسط تولید كنندگان پتو از محل قانون تجمیع عوارض از دیگر مشكلات موجود در صنعت پتوی كشور است. طبق قانون تجمیع عوارض این عوارض باید از مصرف كننده دریافت شود، حال آن كه پتوی تولید داخل یا خریداری ندارد و یا اینكه به قیمت پایین تر به واسطه ها فروخته می شود.
وی معتقد است: كشور سالانه نیازمند ۷۰میلیون تخته پتو است. این در حالی است كه علاوه بر مازاد تولید پتو در داخل با مشكل واردات این محصول نیز روبه رو هستیم.
در حقیقت به طور كلی تولید كنندگان پتو معتقدند كه وزارت صنایع و معادن توجه كافی به صنعت پتوی كشور ندارد و فقط طی سال گذشته بیش از یك میلیون تخته پتوی ارزان قیمت چینی به داخل وارد شده است.
●كاهش۸۵ درصدی صادرات منسوجات
طی سال گذشته میزان صادرات نخ، پارچه از الیاف مصنوعی، فرش ماشینی و البسه با كاهش همراه بوده است به نحوی كه براساس آمار دفتر امور صادرات وزارت صنایع و معادن صادرات این گروه ۹/۲۲۲ میلیون دلار بوده است كه ۵/۸درصد كاهش را نشان می دهد. سهم این گروه در صادرات صنعتی و معدنی ۷/۴درصد بوده است.
دبیر اتحادیه صادركنندگان صنایع نساجی و پوشاك در همین زمینه می گوید: متأسفانه كالاهای تولید داخل هم با برچسب خارجی در بازار به فروش می رسند كه این امر نشانگر كیفیت محصولات داخلی تلقی می گردد.
نادرسیف معتقد است: صنعت نساجی دارای ارزش افزوده بالایی است و هم اكنون ۵۰۰هزار نفر شاغل را تحت پوشش خود دارد كه با سیل واردات بی رویه زمینه بی كار شدن عده ای از آنها مهیا شده است، وی با اظهار تأسف می گوید: اینكه بر روی منسوجات داخلی برچسب چینی چسبانده شود و مردم هم آن را خریداری كنند واقعاً جای تأسف دارد، چرا كه مسلماً تولید كنندگان داخلی با اندكی حمایت از سوی دولت می توانند اجناسی به مراتب با كیفیت تر از چین تولید كنند.
●لزوم بخشودگی مالیاتی
وقتی می گوییم تقریباً۴۰ درصد نیاز كشور به محصولات نساجی از طریق قاچاق و واردات تأمین می شود كه این موضوع هر سال میلیاردها دلار به اقتصاد ملی ضرر می زند، با توجه به سایر مشكلات مطرح شده در صنعت نساجی، آیا درخواست بخشودگی مالیاتی به مدت ۳ تا۴ ماه را می توان انتظار زیادی دانست؟
رئیس انجمن نساجی و چرم بر لزوم بخشودگی مالیاتی در صنعت نساجی تأكید دارد و می گوید: این امر باعث رونق تولیدات، تشویق كارخانه ها به نوسازی و بازسازی و فعال شدن ظرفیت های غیرفعال كارخانه های نساجی خواهد شد.
به گفته حسن پروینی، به این ترتیب حدود نیمی از فعالان صنعت نساجی كه در حال حاضر از فعالیت بازماند ه اند دوباره به چرخه تولید بازخواهند گشت.
وی با اشاره به بالا بودن میزان قاچاق محصولات نساجی به كشور اظهار می كند: ادامه این روند و در كنار آن دریافت مالیات و افزایش سطح دستمزد كاركنان باعث تضعیف صنعت نساجی خواهد شد و سرمایه گذاری های آینده را به خطر خواهد انداخت.وی معتقد است: عدم توجه به این صنعت تحقق سند چشم انداز ۲۰ساله كشور را با مشكل مواجه خواهد كرد.
●كاهش ۲۰۰میلیون متری تولید پارچه
هرچند برای حل قسمتی از مشكلات صنعت نساجی هم اكنون كمیته بحرانی به منظور شناسایی واحدهای مشكل دار راه اندازی شده است، اما روند طولانی شناسایی این واحدها و معرفی آنها به سازمان های صنایع و معادن استان ها و اخذ تأییدیه لازم از سوی سازمان های فوق و سپس معرفی مجدد به كمیته بحران استان ها و نهایتاً معرفی به كمیته بحران مستقر در وزارت صنایع، خود باعث شده است كه روند اعطای وام به واحدهای مشكل دار با كندی پیش رود. شاید به همین دلیل هم هست كه طی یك سال گذشته كمتر از ۵۰ واحد توانسته اند از وام این كمیته استفاده كنند.
از سوی دیگر ظرفیت فعلی تولید پارچه در كشور كه طی ۴سال گذشته ۸۰۰ میلیون متر بود هم اكنون به ۶۰۰میلیون متر به علت رشد قاچاق كاهش یافته است.
همچنین حدود ۶ كارخانه بزرگ نساجی كشور كه سالانه حدود ۲۰میلیون متر پارچه تولید می كردند هم تعطیل شده اند و این روند كماكان ادامه دارد به همین دلیل این پرسش باقی است كه چرا یك اقدام اصولی از سوی دست اندركاران ذیربط برای حل معضل این صنعت انجام نمی گیرد تا بتوانیم امیدی به بهبود اوضاع در شرایط فعلی داشته باشیم.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









افروز پورهاشمی




روزنامه همشهری

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:41 AM
شركت صنایع نساجی ایران در سال ۱۳۶۲ به منظور تأمین ماشین آلات تولید محصولات نساجی تحت نظارت و به عنوان یكی از شركت های تابعه سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران تأسیس شد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/4f7742316bccfc1d3953425dbb1fbf27.jpg











شركت صنایع نساجی ایران در سال ۱۳۶۲ به منظور تأمین ماشین آلات تولید محصولات نساجی تحت نظارت و به عنوان یكی از شركت های تابعه سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران تأسیس شد. در همان سال، قراردادی با شركت سوسن آلمان به امضا رسید تا دستگاه های ریسندگی سوسن ابتدا به صورت قطعات وارد شود و به مرور با انتقال دانش فنی، تولید بخش عمده این قطعات در كشور صورت گیرد. تا سال ۱۳۶۷ واردات قطعات به صورت CKD جسته و گریخته ادامه یافت اما متأسفانه به دلیل عدم انتقال دانش فنی و بنا به صلاحدید مدیران وقت سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، همكاری با شركت سوسن ادامه نیافت و در عوض قرارداد جدیدی با شركت زینسر آلمان منعقد شد؛ با تأكید بر این موضوع كه حداقل ۷۵ درصد قطعات این ماشین آلات ریسندگی ساخت داخل شود، اما باز به دلایل متعدد ازجمله حمله عراق به ایران و بروز جنگ طولانی، این قرارداد هم به بار ننشست. دستگاه هایی كه در آن زمان انتخاب شده بود، كاملاً به روز و از كارایی بسیار بالایی برخوردار بود اما به مرور بر اثر ضعف در ارائه خدمات پس از فروش، شركت صنایع نساجی ایران در مسیری قرار گرفت كه رو به افول، كاهش تولید و افزایش بیكاری گذاشت؛ تا این كه در سال ۱۳۷۸ همزمان با ركود عمده در صنعت نساجی و در شرایطی كه شركت صنایع نساجی ایران به یك شركت زیان ده تبدیل شده بود، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران تصمیم گرفت شركت های زیان ده را به شركت های خودروسازی واگذار كند تا امكان استفاده از پتانسیل های این شركت ها در جهت تولید قطعات خودرو فراهم آید و آنها بتوانند به سوددهی بازگردند و در مسیر پیشرفت و تعالی قرار گیرند. به همین منظور در سال ۱۳۷۸ شركت نساجی ایران به گروه خودروسازی سایپا واگذار شد و تحت پوشش شركت مگاموتور درآمد. در حال حاضر ۸۹ درصد سهام آن به مگاموتور از سایپا تعلق دارد، یك درصد از آن به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و ۱۰ درصد از سهام متعلق به كارگران است. در حال حاضر سهام آن در بورس معامله نمی شود چون سال های متمادی زیان ده بوده است.
مهندس خوش فهم فارغ التحصیل كارشناسی ارشد متالورژی از دانشگاه صنعتی اصفهان از سال ۱۳۸۳ به عنوان مدیرعامل این شركت انتخاب شده است تا سه هدف عمده را در آن پیگیری كند: افزایش تولید قطعات خودرو، افزایش بهره وری و كاهش هزینه ها. وی برای نجات این شركت از ورشكستگی، طرح بازنشستگی افراد بالای ۲۵ سال خدمت را پیاده كرد تا ضمن جوان سازی نیروهای شركت، كاهش هزینه و افزایش بهره وری به طور عملی اتفاق بیفتد.
خوش فهم تا سال ۱۳۷۰ در بخش های اجرایی ارگان های دولتی مشغول به كار بود و از سال ۱۳۷۰ به سمت رشته تحصیلی خود بازگشت و در صنعت مشغول به كار شد. طی سال ای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۴ مدیر كارخانه گداز ایران بود كه قطعات خودرو و ماشین آلات صنعتی تولید می كرد و از سال ۱۳۷۴ به صورت رسمی در ساپكو مشغول به كار شد. تا سال ۱۳۷۸ در ساپكو بود و از آن به بعد همكاری اش را با صنایع ریخته گری ایران آغاز كرد و در سال ۱۳۸۰ به گروه خودروسازی سایپا پیوست. از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ مدیر شركت صانع، تولیدكننده موتورهای بنزینی و دیزلی بود و از خرداد سال ۱۳۸۳ به عنوان مدیرعامل شركت صنایع نساجی ایران انتخاب شد. طرح بازنشستگی پرسنل با سابقه ۲۵ سال به بالا در شركت صنایع نساجی ایران تا حدودی به بهره وری و كار آمدتر شدن این شركت كمك كرد. سال گذشته ۲۶ نفر از پرسنل قدیمی بازنشسته شدند تا جایگزینی نیروهای كارآمد، جوان و تحصیلكرده امكان پذیر شود. با اجرای این طرح، تولید شركت ۲۷ درصد و فروش آن ۱۵ درصد افزایش یافته است.
تبریز همیشه به عنوان یكی از قطب های صنعتی كشور مطرح بوده است و شركت های عظیمی مانند تراكتورسازی ایران، ماشین سازی ایران، موتوژن، چرخشگر، ایدم، پیستون سازی تبریز و غیره نقش چشمگیری در صنعت و اقتصاد كشور بازی كرده و می كنند. بخش اعظم نیروی محركه خودروهای سبك و سنگین و خودروهای تجاری نیز در تبریز تولید می شود. به عنوان مثال ایدم تولیدكننده موتور و چرخشگر سازنده گیربكس خودروست. خود شركت تراكتورسازی تبریز مشتمل بر چند شركت تابعه است كه از ریخته گری تا پوسته های موتور و قطعات چدنی در همان شركت تولید می شوند. شركت صنایع نساجی ایران هم قطعات فورج خود را از شركت تراكتورسازی تأمین می كند. شركت پیستون سازی نیز عهده دار تأمین برخی از قطعات موتور است.
در حال حاضر گروه خودروسازی سایپا در تبریز سه شركت دارد كه عبارتند از: شركت صنایع نساجی ایران، شركت صانع و شركت ساخت ادوات سایپا كه قبلاً به مركز تحقیقات صنایع سنگین معروف بود. صانع پوسته موتور پراید و شركت ادوات سایپا كلیبرهای سایپا را تولید می كند. هر سه این شركت ها به لحاظ اهمیت در یك سطح و اندازه اند؛ البته شركت صنایع نساجی ایران امتیازات ویژه ای دارد، ازجمله این كه سالن های آن بسیار وسیع و قابل توسعه است. حتی اگر بخواهند، می توانند در سالن های این شركت خطوط تولید خودرو دایر كنند. سالن اصلی این شركت ۱۶ هزار متر مربع است كه در مساحتی به وسعت ۷۰ هزار مترمربع ساخته شده و ۲۴ هزار متر از این مساحت مسقف است.
ماشینكاری قطعاتی كه در مالیبل سایپا ریخته گری می شوند، در صانع تبریز صورت می گیرد.
مدیرعامل شركت صنایع نساجی ایران درباره فعالیت اصلی این شركت می گوید: با آن كه نام نساجی بر روی این شركت باقی مانده است اما دیگر ماشین آلات نساجی تولید نمی كنند؛ به جای آن ۸ نوع دنده از دنده های گیربكس خودرو در شركت نساجی ایران تولید می شود، ازجمله دنده های یك، دو، سه، چهار، پنج، عقب، كرابمیل و دنده هرزگرد. در حال حاضر ماشینكاری قطعات فورج برای ساخت این دنده ها در شركت نساجی انجام می شود اما شركت دنده فن آور، این قطعات را دنده زنی می كند و دوباره از تهران بازمی گردد و به شركت پیستون سازی تبریز می رود تا عملیات حرارتی بری كسب سختی لازم روی آن صورت گیرد قرار است برای حذف فرایندهای طولانی و پرهزینه، بخش دنده زنی نیز در شركت نساجی ایران انجام شود. البته این موضوع به مساعدت سایپا بستگی دارد چون امكانات دنده زنی و سابقه آن در خود شركت صنایع نساجی ایران وجود دارد. حتی قراردادی میان شركت نساجی و چرخشگر منعقد شده است كه بر اساس آن دنده زنی قطعات شفت ورودی نیسان در شركت نساجی انجام می شود.
شركت نساجی ایران به تازگی موفق به دریافت تأییدیه ISO/TS ۱۶۹۴۹:۲۰۰۲ از شركت DQS شده و این در حالی است كه تا دو سه سال پیش این شركت با مشكل ركود در بازار مواجه بود و پیش از آن كه تحت پوشش مگاموتور درآید، حقوق و مزایای پرسنل را سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران می داد و بعد از واگذاری سایپا، مگاموتور عهده دار آن شد. در حقیقت تغییر كاربردی از تولید ماشین آلات نساجی به تولید قطعات خودرو، به صرف زمان و هزینه نیاز داشت.
خوش فهم در مورد زمانی كه مدیریت عامل این شركت را بر عهده گرفت می گوید: "زمانی كه بنده این شركت را تحویل گرفتم، با معضلات كارگری بسیاری مواجه بودم و شكایت های متعدد از طرف كارگران از وزارت كار مطرح بود. خوشبختانه تعامل با تشكل ها و نهادها و ارگان های رسمی استان و بهره گیری از كمك های فكری شورای اسلامی كار به حل و فصل بسیاری از پرونده ها منجر شد. همچنین در سال ۱۳۸۳ تعداد ۳۶ نفر از پرسنل را بدون ایجاد نارضایتی و تنش بازنشسته كردیم و در سال ۱۳۸۴ حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد كاهش نیروی قدیمی اتفاق خواهد افتاد، تا جا برای افراد جوان، تازه نفس، باسواد و جویای كار باز شود."
وی درباره حل معضل پرونده مالیاتی شركت صنایع نساجی ایران توضیح می دهد: "این شركت دو پرونده مالیاتی تقریباً ۲ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومانی داشت. در جلسه ای با حضور قلعه بانی مدیرعامل سایپا، نجم الدین مدیرعامل مگاموتور، استاندار تبریز و مدیركل امور مالیاتی استان موضوع دو پرونده مطرح شد. اساساً این شركت از این مالیات معاف بود و با ارائه ادله، ۹۰ درصد جرایم مالیاتی مشمول بخشودگی شد و در حال حاضر پرونده در دیوان عدالت مفتوح است تا ادله نهایی ارائه شود. مطابق قانون، شركت های تولیدی از زمان بهره برداری به مدت هشت سال از مالیات معاف هستند و پروانه بهره برداری شركت نساجی ایران در سال ۱۳۷۳ صادر شده است و مبلغ تعیین شده برای مالیات به همین سال ها بازمی گردد. با اقامه این دعوی، شركت نساجی امیدوار است معافیت كلی از مالیات را برای دو پرونده مذكور دریافت كند. در حقیقت با حل این معضل، یكی از مهمترین مشكلات شركت نساجی ایران مرتفع می شود و با حل مشكلات مشابه، شركت نساجی ایران به تدریج خود را برای توسعه و سرمایه گذاری های جدید آماده می كند."
خوش فهم به این پرسش كه مشكل اصلی شركت هایی كه به زیان دهی دچار می شوند چیست و آیا می توان آن را به فقدان استراتژی نسبت داد، چنین پاسخ می دهد: "توسعه چه در صنعت و چه در فرهنگ یك شبه اتفاق نمی افتد. اگر نگاهی به شركت ها یا كشورهای توسعه یافته بیندازید، خواهید دید كه همه بخش های آن با هم توسعه یافته اند. شركتی كه رو به رشد است، تمامی عوامل آن ــ از كارگر صفر گرفته تا مدیریت و بخش استراتژیك ــ رو به رشد است و شركت رو به افول هم به همین ترتیب. به طور قطع تمام عوامل به نوعی سهم خود را در رشد یا افول ایفا می كنند. به عنوان مثال امسال موفق به دریافت گواهینامه ایزو تی اس شده ایم و این فقط به دلیل تلاش های بنده به عنوان مدیرعامل نبود؛ اگر مدیران ارشد و میانی اتفاق نظر نداشتند و فعالیت نكرده بودند و این فرهنگ در پیكره سازمان تسری نمی یافت و عوامل و پیكره سازمان به آن اهمیت نمی دادند و در اجرای آن حساس نبودند، این كار هرگز صورت نمی گرفت. یكی از مهمترین دلایل زیان دهی شركت ها، نبود نظارت است. نظارت محدودیت نیست؛ به هر حال كسی كه بنده را به عنوان مدیرعامل منصوب كرده باید بر عملكرد من نظارت كند. "
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه اندیشه گستر سایپا

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:41 AM
کرک به معنای الیافی است که از سطح نخ و پارچه بیرون زده باشد.پرزدار شدن شامل تراکم کرکی پرز های شل چسبیده به سطح پارچه میشود.پرزدار شدن ممکن است در حین تغییر و تحول پارچه به وجود بیاید و یا در حین پوشیدن یا خشکشویی البسه.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/b536daa4b0d8a14d28d357043bce763f.jpg











●●مقدمه:
بایوپولیشینگ یک نوع عمل آوری آنزیم است که ایجاد شده است برای ارتقا کیفیت پارچه.
این عمل آوری مزایای زیر را در بر دارد:
مقاومت در برابر پرز دار شدن
ساختار سطحی تمیزتر و بدون کرک و ضایعات
نرمی و قابلیت تزئین با پارچه
این تاثیرات با دوام هستند و مصرف کننده متوجه ارتقای کیفیت خواهد شد.خصوصا پس از پوشیدن و خشکشویی کردن مکرر.
کرک به معنای الیافی است که از سطح نخ و پارچه بیرون زده باشد.پرزدار شدن شامل تراکم کرکی پرز های شل چسبیده به سطح پارچه میشود.پرزدار شدن ممکن است در حین تغییر و تحول پارچه به وجود بیاید و یا در حین پوشیدن یا خشکشویی البسه.
بایوپولیشینگ پارچه های سلولزی از قبیل پنبه کتانی ریون و لایوسل شامل عملیات با یک آنزیم سلولزی میشود که انتهای الیاف بیرون زده از سطح پارچه را (شل)میکند. عمل مکانیکی آرام اما مکرر این انتهای شل شده را از پارچه جدا میکند.
بایو پولیشینگ پارچه های پنبه ای:فرایند بایوپولیشینگ میتواند در هر زمانی در طی فرایند عمل نمودن تر انجام شود اما راحت ترین زمان هنگام پس از سفیدگری است.مزیت انجام بایوپولیشینگ در این مرحله آن است که پارچه تمیز و آبدوست(Hydrophillic)و برای سلولازها قابل دسترسی تر است.غلظت بالاتر آنزیم برای پارچه خام لازم است.اگر بایوپولیشینگ پس از رنگرزی انجام شود خطر تغییر سایه رنگ وجود خواهد داشت.همینطور ماده رنگی ممکن است عملکرد آنزیم ها را کاهش دهد و غلظت بالاتری از آنزیم مورد نیاز باشد.رنگهای با عکس العمل به خاطر تاثیر بازدارنده بر سلولازها معروف هستند.
●بایوپولیشینگ به این موارد نیاز دارد:
▪تجهیزات از قبیل جت دایر و استوانه تارکشی نخ
▪مقدار آنزیم ۱ ۲ %(بر حسب وزن پارچه)
▪ph ۴.۵ ۵.۵
▪دمای بین ۴۰ ۵۵ درجه سانتیگراد
▪۳۰ ۶۰ دقیقه زمان
PH مایع عمل آوری با استفاده از بافر استات یا سیترات پایین تر از حد نهایی نگاه داشته میشود.
پس از بایوپولیشینگ معمولا با افزایش حرارت به بیش از ۸۰ درجه سانتیگراد یا PH بالای ۱۰ با خاکستر قلیا انجام میپذیرد.
تولیدات بر پایه مواد چند جزئی(Multicomponent) طراحی شده اند تا سلولز پنبه را هیدرولیز کنند به گلوکز.لذا طیفی از سلولاز های مختلف را در بر میگیرند:چهار اندوگلوکاناز و یک سلو بایاز.
تولیدات بر پایه مواد یک جزئی(monocomponent) که شکل گرفته اند تا تاثیر به خصوصی را به دست بیاورند شامل تنها یک سلولاز میشود معمولا یک اندوگلوکاناز.اخیرا فناوری DNA با صفات ارثی متشکل و جدید اجازه دستکاری ژن های قارچ سلولاز را داد و هم اکنون ارزیابی ترکیبات سلولزی جدید که در آن یک یا دو جز غنی شده ویا حذف شده اند ممکن است.
این ترکیبات میتوانند بهینه سازی شوند تا خواص خاص تکمیلی را در دستگاهها یا انواع خاص پارچه بدست بیاورند.
از آنجا که آماده سازی آنزیم تک جزئی از چند جزئی شدت کمتری دارد این امکان وجود دارد که پرز زایی همان مقدار کاهش در پرز زایی رابا استفاده از سلوسافت آلترا به جای سلوسافت L با کاهش کمتر وزن به دست آوریم.
از لحاظ بینایی پارچه های عمل آوری شده سطح تمیز تری دارند که این به دلیل از بین رفتن کرک در آنها است.از آنجا که بایوپولیشینگ انتهای بیرون زده الیاف را از بین میبرد کاهش چشمگیری در پرز زایی به دست میآید چرا که الیاف بیرون زده که به عنوان لنگر برای گرفتن سایر الیاف عمل میکند و چند گروه پشت سر هم برداشته میشوند.
●بایوپولیشینگ لایوسل:
▪لایوسل خاصیتی یگانه دارد:گرایشی به سوی رشته رشته شدن دارد.فیبریلاسیون(رشته رشته شدن) در واقع شکافته شدن طولی یک لیف تر مجزا است به ریز لیف ها که به دلیل فشار مکانیکی حادث میشود.بنابراین همه فرایند هایی که فیبر لایوسل را در شرایط نمناک میساید مقداری فیبریلاسیون ایجاد خواهد کرد.
فرایند های عمل نمودن تر(wet processing) مثل آهارگیری رنگرزی و سفیدشویی باعث رشته رشته شدن خواهد شد.بنابراین لازم است که سطح را از تمام لیفک ها پاک کرد.با این وجود ابتدا یک فرایند پیش از رشته رشته شدن انجام میشود که در آن سطح تا حداکثر مقدار ممکن رشته رشته میشود.این فرایند میتواند با آهارگیری انجام شود.
پس از رشته رشته شدن اولیه پارچه یا لباس میتواند با استفاده از یک سلولاز از لحاظ آنزیمی ذیفیبریله(بایوپولیش) شود.سلولاز با تضعیف انتهای الیاف بیرون زده شده از پارچه عمل میکند و فشار مکانیکی الیاف ضعیف شده را جدا میکند.
بایوپولیشینگ لایوسل تحت تاثیر بعضی از عوامل عمل میکند:
▪انتخاب دستگاه آلات:هر چه سطح عمل مکانیکی بالاتر باشد زمان ایجاد فرایند(incubation) با آنزیم کوتاهتر خواهد بود.
▪نسبت محلول: در نسبت بسیار بالای محلول به پارچه یک موقعیت رقیق به وجود میآید . فعالیت آنزیمی کمتر
▪PH:فعالیت آنزیمی تحت تاثیر PHاست.اگر از حداکثر PH استفاده شود از حداکثر فعالیت آنزیمی برخوردار خواهیم بود لذا زمان ایجاد فرایند(incubation) و مخارج مربوط به انرژی و آنزیم را میتوان در حداقل نگاه داشت.
▪حرارت:اگر حرارت از حداکثر بیشتر شود آنگاه مقدار آنزیم یا زمان ایجاد فرایند را باید تنظیم کرد.
تولیدات چند جزئی بازده بالاتزی برای غیر کرک دار کردن لایوسل دارند.
ترکیب"سلوسافت پلاس" طراحی شده تا ۱۰۰% الیاف لایوسل را هیدرولیز کند و بازده بالاتری از سایر سلولازهای چند جزئی داشته باشد.
با این حال وقتی فرایند لایوسل انجام میشود خصوصا با لیف گیاهی رامی و کتان یک فراورده یک جزئی مثل سلوسافت آلترا باید به کار برده شود چرا که وقتی از سلولاز چند جزئی استفاده شده به الیاف آسیب شدید وارد شده نیروی زیادی از دست رفت.
این احتمالا بدان خاطر است که رامی و کتان برای هیدرولیز سلولازی بیشتر در دسترس هستند.بنابراین سلوسافت یا سلوسافت پلاس برای بایوپولیشینگ مناسب شناخته شد و سلوسافت آلترا برای البسه و پارچه های لایوسل پیشنهاد شد.
●عمل آوری پارچه های پشمی بوسیله آنزیم
شماری از عملآوری های آنزیمی برای ارتقا کیفیت راحتی و ظاهر پشم ایجاد شده اند.(NOVO NORDISK).از یک آماده سازی آنزیمی که به نام نوولان شناخته شده میتوان برای عمل آوری پشم استفاده کرد.نوولان به پشم یک نرمی با دوام میدهد و پرزی بودن آن را که معمولا در مورد پارچه های پشمی سراغ داریم کاهش میدهد.نوولان پروتازی است با PHحداکثر ۸.۵ و حرارت حداکثر ۵۵ درجه سانتیگراد.
فعالیت نوولان با کلرینه سازی افزایش مییابد و اگر بعد از فرایند های سفیدسازی بیش از حد کلرین باقی بماند میتواند منجر به از دست رفتن وزن شود.
بهتر است از مخلوط کردن مکانیکی بیش از حد در حین فرایند با آنزیم اجتناب کنیم.این سه گام را برای پشم فاستونی بافته کلرینه شده و رنگرزی شده پیشنهاد میکنیم:
۱)عمل آوری آنزیمی:
مقدار نوولان ۰.۵ ۱% L owf
مقدار ماده دارای فعالیت سطحی غیر یونی ۱ g/l
نسبت محلول(L/kg پارچه) ۱ :۴۰ ۱۰
PH ۸.۶
pvhvj ۴۵ ۵۵c
زمان واکنش:۳۰ دقیقه
۲)پایان فرایند:
PH ۴
نسبت محلول(L/kg پارچه) ۱ ۴۰ ۱۰
حرارت ۷۵ c
زمان واکنش ۵ دقیقه
سرد کردن و آبکشی کردن
۳)نرم کردن
مقدار نرم کننده سیلیکون:۱ ۲% owf
۶.۰ P
حرارت ۳۰ c
زمان واکنش ۲۰ دقیقه
عصاره گیری و خشک کنی
*از نوولان همچنین میتوان برای بی پرز کردن پیش از رنگرزی استفاده کرد.این سه مرحله برای پشم کلرینه و بافته شده پیشنهاد میشود:
۱)عمل آوری آنزیمی:
مقدار نوولان(owf( %۰.۵ ۱ L%
مقدار ماده دارای مقاومت سطحی(surfactant(غیر یونی ۱ g/l
نسبت محلول(L/kg) ۱۰ ۴۰:۱
\آ ۸.۵
حرارت ۴۵ ۵۵c
زمان واکنش:۳۰ دقیقه
۲(رنگرزی:
اضافه کردن رنگهای کمی به محلول آنزیم
اضافه کردن رنگ
فرایند رنگرزی مناسب انجام شود
سرد کردن و آبکشی کردن
۳)نرم کردن:
مقدار نرم کننده سیلیکون ۱ ۲% OWF
ph ۶
حرارت ۳۰ C
زمان واکنش:۲۰ دقیقه
عصاره گیری و خشک کردن
نرمی حس لمس کاربرد در پارچه و ظاهر سطح با کیفیت بالا را میتوان با استفاده از نوولان بر البسه بافته شده و پشمی بدست آورد و کم پرزی را نیز بر پارچه های پشمی بافته شده.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








انتخابی از منابع گوناگون

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:42 AM
صنایع نساجی و پوشاك در سراسر جهان بیش از ۴۳۹۵ میلیارد دلار گردش مالی سالانه دارد كه ۶۰ درصد آن مربوط به پوشاك و ۴۰ درصد آن مربوط به نساجی است. تجارت جهانی پارچه و پوشاك آماده اكنون ارزشی بالغ بر ۳۶۵ میلیارد دلار دارد و پیش بینی می شود تا سال ۲۰۱۰ به ۶۰۰ میلیارد دلار بالغ شود.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/fcc9244294a1323f63e7185131709878.jpg











پس از برچیده شدن توافقنامه مولتی فایبر (MFA) در روز اول ژانویه ۲۰۰۵ كه باعث آزاد شدن قطعی تجارت جهانی نساجی شد، شور و اشتیاق بسیار شدیدی در هند درباره نقشی كه این بخش می تواند ایفا كند به پا شد؛ به خصوص با توجه به صادرات و این كه چگونه صنعت نساجی می تواند بر كل اقتصاد هند تاثیر بگذارد. بدون شك پتانسیل فراوانی در صنعت نساجی هند نهفته است اما چقدر از آن می تواند به واقعیت بدل شود؟
صنایع نساجی و پوشاك در سراسر جهان بیش از ۴۳۹۵ میلیارد دلار گردش مالی سالانه دارد كه ۶۰ درصد آن مربوط به پوشاك و ۴۰ درصد آن مربوط به نساجی است. تجارت جهانی پارچه و پوشاك آماده اكنون ارزشی بالغ بر ۳۶۵ میلیارد دلار دارد و پیش بینی می شود تا سال ۲۰۱۰ به ۶۰۰ میلیارد دلار بالغ شود. بخش عمده این افزایش احتمالا مربوط به پوشاك می باشد چرا كه برنامه ریزی شده از ۱۹۹ میلیارد دلار به ۴۰۰ میلیارد دلار برسد.
مصرف تولیدات این صنایع بیشتر در ایالات متحده و اتحادیه اروپاست. این كشورها در مجموع ۶۴ درصد پوشاك و ۳۹ درصد پارچه تولید شده در سال ۲۰۰۴ را مورد مصرف قرار دادند. بازار امریكا به تنهایی ۱۵ میلیارد دلار گردش مالی داشت كه در عرض یك سال ۵ درصد رشد نشان می دهد. در میان سایر كشورها ژاپن، استرالیا و نیوزلند مصرف كنندگان بزرگ تولیدات نساجی هستند.
صنعت نساجی هند یكی از بزرگترین و مهمترین بخش های اقتصادی این كشوردر بخش تولید، درآمدهای ارزی و اشتغال است. در سال ۲۰۰۵، صنعت نساجی هند ۲۰ درصد از تولید صنعتی، ۹ درصد از مالیات غیرمستقیم جمع آوری شده، ۱۸ درصد از اشتغال در بخش صنعت و حدود ۲۰ درصد از كل درآمد صادراتی كشور و ۴ درصد از مجموع تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده بود. این بخش حدود ۳۵ میلیون نفر را در استخدام خود دارد كه دومین صنعت هند از نظر تعداد اشتغال است. صنعت نساجی هند پیوند مستقیمی هم با اقتصاد روستایی و مصرف محصولات و صنایع نخی مانند پنبه، پشم، ابریشم، پارچه بافی دستی دارد كه میلیون ها نفر از كشاورزان و پیشه ورزان مناطق روستایی و شبه شهری را به خود مشغول كرده است. برآورد شده است كه از هر ۶ نفر خانوار هندی، یكی مستقیم یا غیرمستقیم با صنعت نساجی سر و كار دارد.
هند در صنعت نساجی چند مزیت رقابتی دارد كه از آن جمله می توان به دسترسی فراوان به ماده خام و كارگر اشاره كرد. هند دومین رتبه را در تجارت جهانی پنبه به خود اختصاص داده است. بیشترین سطح زیر كشت پنبه در جهان با حدود ۹ میلیون هكتار مربوط به هند و سومین تولیدكننده بزرگ نخ پنبه ای در جهان است. این كشور چهارمین تولیدكننده نخ خام و پلی استر تابیده هم هست.
تولید پوشاك در هند بیشتر در كارخانه های كوچك صورت می گیرد. اغلب واحدهای تولید پوشاك از فناوری روز بهره می گیرند. حجم عمده لباس در هند توسط ۷۷ هزار واحد كوچك تولید می شود كه می توان آنها را به تولیدكنندگان برای مصرف داخل، صادركنندگان و تولیدكنندگان قراردادی تقسیم كرد.
در سال های آخر دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ میلادی كه نرخ بهره سر به آسمان می سایید صنایع نساجی هند یكی از بخش هایی بود كه به شدت آسیب دید. این صنعت كه آن زمان كاملا زیر بار قرض فرورفته بود تاكنون شاهد تحولات بسیار بوده است. نرخ های بهره پایین تر، بسته های بازسازی از موسسات مالی و برچیده شدن سهمیه ها كمك كرده اند كه این بخش امروز برای استفاده از فرصت های رشد كاملا آماده باشد.
صادرات پارچه و پوشاك هم طی ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر رشد چشمگیری داشته است. صادرات پارچه و پوشاك هندی از سال ۱۹۹۲ سالانه ۷/۷ درصد رشد نشان داده و در سال ۲۰۰۲ به ۱۳/۴ میلیارد دلار رسیده كه ۴ درصد از كل مبادلات جهانی در این صنعت بوده است. در سال ۲۰۰۲ هند پنجمین صادركننده و از نظر سود خالص دومین صادركننده پارچه و پوشاك جهان شناخته شد. عمده صادرات را تولیدات پنبه ای تشكیل می دادند.
●بازارهای هدف
عمده برای صادرات پارچه و لباس های هندی امریكا و اروپا بوده اند كه در سال ۲۰۰۳ مجموعا حدود ۸۳ درصد از صادرات هند به این مناطق بوده است. از وقتی توافقنامه MFA ملغی شد صادرات به امریكا افزایش یافت. تحلیلگران آمارهای تجاری اعلام كرده اند كه صادرات هند به امریكا پس از MFA در سال ۲۰۰۵ نسبت به سال ۲۰۰۴ حدود ۲۷ درصد افزایش یافته است. بر اساس آمار منتشر شده توسط راهنمای عمومی آمار و اطلاعات بازرگانی دولت هند صادرات نساجی این كشور در دوره آوریل تا دسامبر ۲۰۰۵ حدود ۲۰ درصد افزایش نشان می دهد.
●مشكلات رودرروی نساجی هند
به رغم عوامل مطلوب و رشد بی سابقه اخیر هنوز موانع متعددی وجود دارد كه باعث می شود صنعت نساجی هند نتواند به ظرفیت كامل خود دست یابد.
●قوانین نامناسب كار
قوانین بازدارنده كار در هند راه را بر توسعه سریع صنعت نساجی این كشور بسته اند. در غیاب ---------- های واقعی كار، این صنعت بإ؛ اعتصاب های متعدد فلج شده و عملكرد مناسبی ندارد. قوانین كار منسوخ و بدون انعطاف در بسیاری از فعالیت های كوچك باعث شده این بخش به توسعه و مدرنیزاسیون مورد نظردست نیابد.
▪تعهدات تداركاتی: هند به دلیل موقعیت جغرافیایی اش نقاط ضعفی هم دارد؛ این كشور نسبت به رقبایی نظیر مكزیك، تركیه و چین از بازارهای عمده دورتر است و این رقیبان به ترتیب به امریكا، اروپا و ژاپن نزدیك تر هستند. این مسئله باعث افزایش هزینه حمل و نقل می شود. همچنین در داخل هند هم ارتباطات جاده ای ضعیف و تعداد كم بنادر و سایر زیرساخت های صادراتی تاثیر سویی بر رقابت پذیری صنعت نساجی هند دارند.
به گفته یك نماینده هندی مستقر در دوبی، تا ۲۵ روز طول می كشد تا محموله پارچه به هند، به خصوص بمبئی یا دهلی، برسد در حالیكه این زمان برای سریلانكا ۱۵ روز است. گرفتن مجوز گمركی هم دشوار است. این كار ممكن است در بعضی بنادر ۳ روز طول بكشد در حالیكه در بمبئی ممكن است ۱۰ روز طول بكشد كه بستگی به پر یا نصفه بودن كانتینر دارد و بعد از آن هم نوبت راهپیمایی های طولانی است: مذاكرات درباره موانع داخل استانی، مالیات ورودی داخلی، پست های بازرسی و جاده ها.
مجموعه مشكلات مشابهی هم در ارتباط با صادرات صدق می كند كه البته زمانی كه در گمركات صرف می شود در این مورد كمتر است. در مجموع صادركنندگان لباس در هند معمولا از نظر تداركاتی ۱۵ تا ۲۱ روز عقب هستند. جای تعجب نیست كه این مسئله باعث شده سرمایه گذاری مستقیم خارجی در صنایع نساجی هند كمتر انجام شود.
مقررات منسوخ: به رغم برچیده شدن محدودیت های سهمیه ای، دست اندركاران صنعت نساجی هند هنوز با مشكل مقررات منسوخ دولتی نظیر »دستور اندوخته دست بافت« و »دستور اجباری كلاف تابیده« دست به گریبان هستند.
كمبود نیروی كار ماهر: پژوهش جدیدی از كمیته نساجی متذكر شده است كه تنها ۶ درصد از نیروی كار شاغل در صنایع پوشاك هند آموزش رسمی دیده اند. در سطح نظارتی، تنها دو درصد از نیروی كار آموزش دیده اند. مسلما این تصویر برای بخشی كه نیروی محركه رشد آینده مجموعه صنایع نساجی برای آن پیش بینی شده خیلی ناامیدكننده است.
بنابر سیاستگذاری صنعت نساجی قرار است بخش پوشاك هند از ۱۲ میلیارد دلار كنونی در سال ۲۰۱۰ به ۲۵ میلیارد دلار برسد. به نظر می رسد با توجه به كیفیت كنونی نیروی كار و زیرساخت های موجود، توقع بیش از حدی باشد. نبود آموزش ضربه جبران ناپذیری به بهره وری كل وارد می كند حتی با این وجود كه هند به این می نازد كه یكی از ارزانترین منابع تامین نیروی كار جهان است.
هند سال ها از منافع كارگر ارزان قیمت بهره مند شده است. اما اكنون تغییر در فناوری مورد استفاده نیاز به تغییر در قابلیت های نیروی كار را هم به دنبال دارد. تقاضای نیروی كار فنی و ماهر جهش بزرگی نشان می دهد درحالیكه نیاز به كارگر ساده ممكن است در آینده متناسب با آن رشد نكند. این اختلاف فزاینده به توجه فوری نیاز دارد. قوانین موجود كار بر مجموعه تامین نیروی كار تاثیر گذاشته و توسعه رو به رشد گذشته صنعت كشور را كند كرده است. وقت آن رسیده كه دولت هند مكانیسم جایگزینی را برای این موضوع پیچیده پیشنهاد كند.
راه حل كاملا واضح ارتقای سیستم آموزشی است اما حركت اخیر دولت برای ترمیم اساسی این وضعیت تحت برنامه مركز ارتقای آموزش نساجی هنوز به نتایج دلخواه نرسیده است. این فرایند خیلی آرام حركت می كند. باید به این تلاش فوریت بیشتری داد تا صنعت نساجی بتواند پاسخگوی تقاضای رو به رشد جهانی باشد. به نظر می رسد این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد چرا كه در دو دهه گذشته یا بیشتر وضعیت آشفته صنعت نساجی هند بر تامین كارگر ماهر برای این صنعت تاثیر سو گذاشته است.
فشار هزینه: به جز كارگر ارزان قیمت، سایر عواملی كه بر رقابت پذیری تاثیر می گذارند عبارتند از هزینه بهره نسبی، تعرفه انرژی، نابهنجاری های ساختاری و سطوح بهره وری (كه از فرسودگی فناوری ها نشات می گیرد). پژوهشی كه فدراسیون تولیدكنندگان بین المللی صنعت نساجی انجام داده است نشان می دهد هزینه انرژی در هند بالاست كه می توان آن را مشابه كشورهایی مانند برزیل، چین، ایتالیا، كره جنوبی، تركیه و امریكا دانست. سهم انرژی از مجموع هزینه تولید شامل ریسیدن، تابیدن و بافتن در هند بین ۱۰ تا ۱۷ درصد است كه از كشورهایی مانند برزیل، كره جنوبی و چین بالاتر است. هزینه های سرمایه ای به عنوان درصدی از كل هزینه تولید هم در هند بالا و بین ۲۰ تا ۲۹ متغیر است. درحالیكه این رقم در چین بین ۱۲ تا ۲۶ درصد است.
فشار فناوری: افزایش ناگهانی صادرات لباس بدون سهمیه بندی هنوز در بخش نساجی هند تحقق نیافته است. كمبود پیشرفته ترین فناوری جدی ترین چالش تلاش هند در راه افزایش صادرات است. مجموع دستگاه های بافندگی بدون ماسوره نسبت به كل دستگاه های بافندگی هند در سال ۲۰۰۳ حدود ۹/۵ درصد بود درحالیكه به گزارش وزارت نساجی هند این عدد در امریكا ۹۴/۸ و در اتریش ۹۲/۵ درصد بوده است. درصد دستگاه های بافندگی بدون ماسوره هند نسبت به كل دستگاه های بافندگی در این كشور پس از پاكستان با ۷/۶ درصد در جهان كمترین است.
دولت هند در سال ۱۹۹۹ طرح سرمایه گذاری برای ارتقای فناوری در صنعت نساجی را به مرحله اجرا گذاشت اما عملكرد مسئولانی كه این طرح را اجرا می كردند همچنان ثابت بود و می توان از روی آمار و ارقام مشاهده كرد كه سرمایه گذاری ها در طول ۵ سال اولیه تنها به میزان ۷۰ میلیارد روپیه (۱/۵۳ میلیارد دلار) تخصیص داده شد درحالیكه هدف تعیین شده ۲۵۰ میلیارد روپیه بود. همچنین مفهوم ارتقای فناوری با اجازه واردات ماشین آلات دست دوم كه شركت های خارجی می فروختند و بیش از ماشین آلات مدرن نصب می كردند، كمرنگ شد.
تولید جزیره ای: طبیعت جدا از هم صنایع نساجی هند، دست اندركاران را از دستیابی به مزایای كار در مقیاس وسیع به خصوص در مقایسه با چین دور نگه می دارد. این دلیل بسیار مهم است و بر همین اساس تولیدكنندگان چینی پارچه مزایای بعد از برداشته شدن سهمیه بندی را به نفع خود درو كردند. این میراث ---------- هند در بخش نساجی برای دست اندركاران كوچك است كه رشد را محدود كرد. حتی كارخانه های بزرگ نساجی هم ترجیح می دادند چند شركت كوچكتر تاسیس كنند تا این كه یك یا دو تشكیلات بزرگ به راه بیندازند و این كار فقط برای صرفه جویی در مالیات ها در مجموع هزینه برای حفظ رقابت پذیری جهانی انجام می شد. در هند تعداد خیلی كمی صادركننده به سمت تسهیلات تولید تركیبی پیش رفته اند.
شایان ذكر است كشورهایی كه برای حفظ رقابت پذیری جهانی دست به ادغام زده اند مانند كره جنوبی، چین، تركیه، پاكستان و مكزیك زنجیره تامین كالای خود را بسیار مستحكم كرده اند. برعكس، به جز ریسیدن فعالیت هایی مانند بافتن، عمل آوری و دوخت در هند به صورت جدا جدا وجود دارند.
علاوه بر جزیره ای بودن زنجیره تامین در صنعت نساجی هند گلوگاهی است كه رشد این بخش را كاهش می دهد. در نتیجه، زمان متوسط تحویل (از آماده سازی تا بافت پارچه و حمل لباس) هنوز هم بین ۴۵ تا ۶۰ روز طول می كشد. درحالیكه زمان بین المللی برای متوسط حمل به ۳۰ تا ۳۵ روز كاهش یافته و هند برای باقی ماندن در بازار باید زمان چرخه تولید خود را كاهش دهد.
بهره وری پایین: با این كه هند یكی از تولیدكنندگان عمده نخ و پارچه پنبه ای است، بهره وری تولیدات پنبه ای، بر اساس محصول به واحد زمین، كمتر از بسیاری كشورهای دیگر است. سطح بهره وری در چین، تركیه و برزیل بیش از یك تن در هكتار است درحالیكه این رقم در هند تنها ۳۰۰ كیلوگرم در هر هكتار است.
در بخش نخ دست ساز، ظرفیت هند در جایگاه پنجم است. با این حال ظرفیت و فناوری این بخش باید از نظر تغییر مصرف نخ در جهان سنجیده شود. سهم تقاضای نخ پنبه ای در جهان از حدود ۵۰ درصد (۱۳/۳۴ میلیون تن) در سال ۱۹۸۲ به ۳۸ درصد (۱۸/۲۵ میلیون تن) در سال ۲۰۰۳ كاهش یافته است درحالیكه سهم نخ دست ساز در همین مدت از ۴۴ درصد (۱۱/۸۸ میلیون تن) به حدود ۶۰ درصد (۲۸/۸۱ میلیون تن) افزایش یافته است. به علاوه سطح فناوری در بخش بافندگی نسبت به سایر كشورهای جهان پایین است. به این ترتیب به نظر می رسد هند ظرفیت بالقوه تبدیل شدن به بزرگترین تولیدكننده نساجی جهان در دهه های آینده را دارد اما برای رسیدن به این هدف باید بر مشكلات گفته شده غلبه كند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









نوشین دیانتی




مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:43 AM
اتحادیه صادركنندگان صنایع نساجی و پوشاك به عنوان یكی از اتحادیه های صادراتی وابسته به اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران كه در اردیبهشت سال ۱۳۷۸ تاسیس شد , جایگزین اتحادیه ای است كه قبلا“ تحت عنوان (( كشبافان صادركننده )) فعالیت می كرد .












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/c3e945aeedd43fb42bdc8762100ef4bb.jpg











اتحادیه صادركنندگان صنایع نساجی و پوشاك به عنوان یكی از اتحادیه های صادراتی وابسته به اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران كه در اردیبهشت سال ۱۳۷۸ تاسیس شد , جایگزین اتحادیه ای است كه قبلا“ تحت عنوان (( كشبافان صادركننده )) فعالیت می كرد .
اتحادیه كشبافان صادركننده در سال ۱۳۶۳ تاسیس شد در آن زمان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در پی ایجاد تشكیل های تخصصی اعضای خود كه در حیطه فعالیتهای صادراتی عمل می كردند پوشاك ( پنبه ای , پشمی تریكو ) و پارچه های تاری تاسیس كرد كه دبیرخانه آن در محل اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران مستقر شد .
در آن موقع به دلیل الزام صادركنندگان به عضویت قبلی در یكی از تشكیلهای صادراتی جهت اخذ كارت بازرگانی و رونق صادرات به اتحادیه جماهیر شوروی استقبال از عضویت در اتحادیه چشمگیر بود لیكن با گذشت زمان و با لغو قرارداد بازرگانی تهاتری بین ایران و شوروی و عدم الزام به عضویت در اتحادیه بدین ترتیب اتحادیه های صادراتی از جمله اتحادیه كشبافان صادركننده با شرایط تازه ای روبرو گشت .
بدنبال شرایط مذكور و ركود فعالیتهای اتحادیه بود كه در اردیبهشت ماه ۱۳۷۸ مجمع عمومی فوق العاده تشكیل و نام اتحادیه را به اتحادیه صادركنندگان صنایع نساجی و پوشاك تغییر داد و زمینه فعالیت تازه ای فراهم آورد .
هیئت مدیره جدید از بدو فعالیت در این صدد بر آمده است كه با كارآمدترین سیستم اداری اتحادیه در جهت رسیدگی به مسائل مختلف كه مبتلا به صادركنندگان می باشد و با توسعه اطلاع رسانی به اعضاء و تماسهای مستقیم با آنها , مسائل موجود در عارصه صادرات نساجی و پوشاك را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد .
دستاوردهای یكسال اخیر در كارنامه فعالیت اتحادیه حائز اهمیت است سال گذشته اتحادیه در مورد مختلف اقدامات موثری را به منظور روان سازی صادرات و كاهش مشكلات اداری آنها به انجام رساند .
همانطوری كه گفته شد اتحادیه از طریق تماسهای مستقیم با اعضاء , تماسهای لازم با سازمانهای مسئول در امر صادرات , انعكاس اطلاعات به اعضاء و دریافت مشكلات آنها , مسائل مختلف را در هیئت مدیره تجزیه و تحلیل كرده در جهت حل مسائل موجود به صورت كارشناسانه اقدام می كند. بطور كلی اتحادیه وظیفه دارد , مسائل و مشكلات صادرات را بررسی كرده و با ارائه نظرات كارشناسی و مذاكره با مسئولان در جهت حل و فصل آنها اقدام نماید .
توسعه صادرات ایجاب می كند كه برای ایفای نقش بیشتر در یاری رساندن به صادركنندگان , اتحادیه وظایف تازه ای را عهده دار شود .
مطالعه بازار جهانی منسوجات و ارائه مشورت به صادركنندگان در جهات مختلف با منظور حضور موثر تر آنها در مقاصد صادراتی از اهداف عمده این اتحادیه است . اتحادیه از طریق مقتضی اعضای خود را در جریان آخرین تصمیمات مروبط به صادرات و قوانین و مقررات حاكم بر صدور كالاهای غیر نفتی قرار می دهد .
تاریخ تاسیس : اردیبهشت ۱۳۷۸
شماره ثبت : ۲۶۵۸
مركز اتحادیه : تهران
حوزه فعالیت : سراسر ایران
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








انتخابی از منابع گوناگون

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:44 AM
Levi Strauss , ۱۸۲۹ ۱۹۰۲ بلو جین به عنوان یکی از مهم ترین تولیدات صنعت پوشاک آمریکا در سال ۱۸۷۳ توسط ژاکوب دیویس (Jacob Davis) و لوی استراوس (Levi Strauss) اختراع شد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/f4a1df1c5e8497464b75da675e18b8a0.jpg











Levi Strauss , ۱۸۲۹ ۱۹۰۲ بلو جین به عنوان یکی از مهم ترین تولیدات صنعت پوشاک آمریکا در سال ۱۸۷۳ توسط ژاکوب دیویس (Jacob Davis) و لوی استراوس (Levi Strauss) اختراع شد. این دو مهاجر با استفاده از پارچه کتانی، قیطان و نوعی پرچ فلزی، مردمی ترین محصول پوشاک را ساختند. اولین لباس های جین ساخته شده ، لباس کار نامیده می شد. لغت جین در سال ۱۹۶۰ وقتی نسل جوان نام "بلو جین" را بر روی شلوار های مورد علاقه اش گذاشت، رایج شد.
● تاریخچه
اولین شلوارهای جین دو مدل بودند، شلوارهای آبی نیلی رنگ و شلوارهای کتان قهوه ای شسته شده. شلوارهای کتان چون نرم و راحت نبود به تدریج از دور خارج شد. هر چند سال های سال به عنوان لباس کار استفاده می شد.
لوی استراوس (Levi Strauss) سال ۱۸۵۳ در سن بیست و چهار سالگی به سانفرانسیسکو آمد. برادر او در نیویورک به تجارت کالا مشغول بود و لوی استراوس شعبه جدیدی برای تجارت او در این شهر احداث کرد. او که آلمانی تبار بود، پس از مهاجرت به آمریکا چندین سال در نیویورک مشغول فراگیری روش های تجارت بود. در طی بیست سال او به یکی از تاجران موفق پارچه تبدیل شد.
یکی از مشتریان لوی استراوس خیاطی به نام ژاکوب دیویس (Jacob Davis) اهل لاتویا (Latvia) بود. او که در نوادا (Nevada) زندگی می کرد، از شرکت استراوس به صورت عمده پارچه خریداری می کرد. در میان مشتریانش شخصی بود که دائما جیب های شلوارهایی که ژاکوب برایش می دوخت را پاره می کرد. ژاکوب به فکر راه حلی برای دوام بیشتر شلوارهای این مشتری بود، روزی به فکرش رسید که شاید با استفاده از نوعی پرچ فلزی در نقاطی از شلوار که پاره شده یا آسیب دیده، مثل گوشه های جیب ها و در زیر دکمه های شلوار، بتواند باعث استحکام بیشتر برای شلوار شود.
مشتریان ژاکوب خیلی سریع از این شلوارهای پرچ دار استقبال کردند. او نگران شد که شاید کسی این ایده ماهرانه اش را بدزدد، بنابراین تصمیم گرفت حق امتیاز این کار را به نام خود ثبت کند. اما ۶۸ دلاری که برای کارهای اداری لازم بود را نداشت. بنابراین به عنوان شریک تجاری فوراً به فکر لوی استراوس افتاد.
در سال ۱۸۷۲ طی نامه ای که به لوی استراوس نوشت، به او پیشنهاد کرد که حق امتیاز این کار متعلق به هر دو نفرشان باشد. استراوس که یک تاجر خبره بود، با دیدن این محصول جدید، بلافاصله پیشنهاد ژاکوب را پذیرفت. در بیستم ماه مه سال ۱۸۷۳، این دو نفر حق امتیازی به شماره ۱۳۹,۱۲۱ را در آمریکا به نام خود ثبت کردند. این تاریخ امروزه به عنوان تاریخ تولد رسمی بلوجین شناخته شده است.
از آنجا که رنگ نیلی به دلیل تیرگی دیرتر کثیف می شد و برای لباس های کار نیز انتخاب بهتری بود، مهم ترین و پرطرف دارترین رنگ در میان مردم بود. لوی استراوس، ژاکوب را به عنوان سرپرست تولید این شلوارهای جدید در شرکت خود استخدام کرد. این شرکت تا سال ۱۸۷۵ به تولیدات خود ادامه داد و دو کارخانه دیگر در سانفرانسیسکو راه اندازی کرد.
پارچه های کتان برای دوخت این شلوارها از یکی از معروفترین کارخانه های پارچه سازی منچستر تامین می شد. در مدت زمانی کوتاه، تمام کارگران ازاین شلوارهای جدید استفاده می کردند. قیمت یک دست لباس کار با دوام تولید شرکت لوی استراوس ۱.۲۵ دلار بود، رقمی کاملا باور نکردنی!
حق امتیاز این محصول تا بیست سال منحصراً در اختیار شرکت استراوس بود. در سال ۱۸۹۰ این شلوارها مدل ۵۰۱ نام گرفت که هنوز هم با این نام در بازار به فروش می رسد. با به پایان رسیدن حق انحصار این محصول، بسیاری از کارخانجات تولید پوشاک از این محصول پرطرفدار شرکت لوی استراوس کپی برداری کردند.
تا سال ۱۹۵۰ دانش آموزان دبیرستانی به عنوان اعتراض به بزرگترها که این شلوارها را نمی پوشیدند و برای اینکه متفاوت تر به نظر برسند، شروع به پوشیدن این شلوارها کردند. در سال ۱۹۷۰ شلوارجین بیش از همیشه طرفدار پیدا کرد.
از زمانی که مردم لغت لیوایز(Levis) را برای این شلوارها به کار بردند، شرکت لوی استراوس نیز این لغت را به عنوان علامت تجاری اش ثبت کرد.
● چرا پارچه جین آبی رنگ است ؟
در اواخر قرن نونزدهم قبل از ابداع رنگ های مصنوعی از رنگ های گیاهی طبیعی برای رنگ کردن پارچه ها استفاده می شد. از آنجا که رنگ نیلی به دلیل تیرگی دیرتر کثیف می شد و برای لباس های کار نیز انتخاب بهتری بود، مهم ترین و پرطرف دارترین رنگ در میان مردم بود. از آن زمان این رنگ روی پارچه های جین باقی ماند.
● قرن هجدهم : استفاده از پارچه کتانی
در قرن هجدهم ، با رونق گرفتن کشاورزی، کارگران برای کار در مزرعه لباس های جین می پوشیدند، زیرا استحکام بیشتری داشت و به آسانی از بین نمی رفت.
برای محکم تر شدن نقاطی از شلوار که زودتر دچار پارگی دوخت می شدند از نوعی پرچ استفاده شد.
● قرن نونزدهم : معادن طلا در کالیفرنیا
کارگران معادن طلای کالیفرنیا به لباس هایی با دوام و محکم نیاز داشتند. برای اولین بار در سال ۱۸۵۳ شخصی به نام استراوس تولید انبوه لباس کار با مشخصات فوق را شروع کرد.
● سال ۱۹۳۰
گاوچران ها در اکثر فیلم های وسترن شلوار جین به پا داشتند. این کار باعث رواج شلوار های جین در آن سال ها بین مردم شد.
● سال ۱۹۴۰
در زمان جنگ دوم جهانی، سربازان آمریکایی شلوار جین می پوشیدند. بعد از جنگ تولید کننده های معروف پوشاک از قبیل رانگلر (wrangler) و لی (lee) شروع به رقابت با لوی (levi) برای در دست گرفتن بازار جهانی کردند.
● سال ۱۹۵۰
شلوار جین با تبلیغات تلویزیونی و فیلم ها بین نسل جوان رایج شد. ( جیمز دین در فیلم شورش بی دلیل ) پوشیدن این شلوارها سمبل طغیانگری بین نسل جوان بود.
● سال های ۱۹۷۰۱۹۶۰: هیپی ها و جنگ سرد
مدل های مختلف شلوار جین به بازار آمد. جین های گل دوزی شده و جین های رنگی . در کشورهای غیر غربی جین به عنوان سمبل فساد غرب تبدیل شده بود.
● سال ۱۹۸۰ و پس از آن
جین به لباس مد روز تبدیل شد. طراحان معروف لباس شروع به طراحی مدل های مختلف جین با مارک های اختصاصی خود کردند. فروش جین دائما رو به افزایش بود.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








سایت فریا

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:44 AM
صنعت نساجی كشور همچون صنعت جهانگردی از مسیر درست خود كه سودآوری اقتصادی است، منحرف شده و مشكلاتی را نیز ایجاد كرده است.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/214f2483bb65307b13d86b669f72bdc0.jpg











صنعت نساجی در كشور ما سابقه یی طولانی دارد. به گونه یی كه قدمت آن به سالهای قبل از میلاد بازمی گردد. اما آیا داشتن سابقه طولانی در هر صنعتی به معنای توسعه و پیشرفت آن است؟ در شرایطی كه كشورهایی بدون چنین قدمتی، توانسته اند بازارهای جهانی نساجی و پوشاك را به خود اختصاص دهند!
ایرانیان شاید نخستین تمدنی در جهان بودند كه كشف كردند طراحی و دوختن یك لباس زیبا همانقدر اهمیت دارد كه خلق یك اثر نقاشی یا شنیدن یك موسیقی دل انگیز. امید عطایی، نویسنده كتاب «شگفتیهای باستانی ایران» در بخشی از كتاب خود، تحت عنوان «جامه های عجیب» به آن دسته از شواهد تاریخی می پردازد كه نشاندهنده توجه و اهتمام ایرانیان به نساجی و پوشاك است. او می نویسد: «شلوار و ردای بلند، جامه شاهانه امپراتوران بیزانس، تاج پاپ، لباس خلیفگان ترك و عرب، جامه جنگی شوالیه های اروپایی، پوشش دربار هند و ... ارمغان ایران به جهان بوده است. گفته می شود چارلز دوم پادشاه انگلستان، به اندازه یی از جامه های ایرانی خوشش آمده بود كه تا مدتی لباس رسمی دربار این كشور، مانند جامه ایرانیان بود. »
او سپس به نمونه هایی از جامه های جالب ایرانیان اشاره می كند. از آن جمله جامه «آینه یی» است كه از قطعات آینه و فلز درست شده بود و هنگام جنگ وقتی نور خورشید در آن می افتاد، نور كوركننده یی از آن ساتع می شده و به چشم دشمن می افتاده وتوان جنگیدن را از او می گرفته است.
رستم دارای جامه یی به نام «ببربیان» بوده كه آن را به هنگام نبرد می پوشیده و به گفته شاهنامه، نه در آتش می سوخت و نه در آب خیس می شد. نمونه هایی از این دست در تاریخ ایران فراوانند. اما واقعیت این است كه مسائل و مشكلاتی كه امروزه گریبان صنایع كشور را گرفته، انحصارات و قاچاق مصنوعات نساجی خارجی و ... منجر به ركود چندساله صنعت نساجی و كاهش كیفیت محصولات آن شده است. براساس آمار و در بررسی كارگاههای بزرگ صنعتی كشور شاخص تولید صنایع منسوجات در سه ماه نخستین سال۷۹ نسبت به سه ماه نخست سال۷۸رقم ۳دهم درصد افزایش و تولید پوشاك چرم به ترتیب ۲۹درصد و ۱۹ /۵درصد كاهش داشته است. این مسأله در شرایطی است كه بخش قابل توجهی از نیروی فعال كشور در صنعت نساجی و تولید پوشاك مشغول به كارند. در حالی كه صنعت نساجی با توجه به پتانسیل موجود خود و سرمایه گذاریهایی كه در این بخش انجام گرفته و همچنین پایین بودن نرخ انرژی در ایران می توانست یكی از بزرگترین محصولات صادراتی كشور باشد، اما به نظر می رسد این صنعت نیز همچون صنعت جهانگردی از مسیر درست خود كه سودآوری اقتصادی برای كشور است منحرف شده و مشكلاتی را نیز ایجاد كرده است. دكتر امیرعباس تفضلی، استاد اقتصاد دانشگاه می گوید: «ایران در آینده یی نه چندان دور مجبور به عضویت و ورود به سازمان تجارت جهانی (W. T. O) خواهد بود. در نتیجه حفظ و حمایت از صنایع داخلی باید برای دولت از جمله اولویت های اصلی باشد. در این میان شاید اگر صنایع نساجی و پوشاك مورد حمایت و توجه بیشتری قرار گیرد، بتواند راهی در جهان امروزی برای خود باز كند. مشكلات ساختاری در صنایع وابسته نساجی چنان عمیق است كه این سؤال را پیش می آورد كه آیا بهتر نبود، اصلاًسرمایه یی در این بخش هزینه نمی شد؟ چرا كه هزینه های اصلاح و به روز كردن این بخش از توان بخش خصوصی و دولتی خارج است! » نبود نیروی متخصص و كارآمد در صنعت نساجی و پوشاك كه بتواند به وسیله دانش روز چرخ این صنعت را به جلو ببرد، از جمله مهمترین مشكلات پیش روی صنعت نساجی كشور است.
افرادی كه در این صنعت مشغول به كارند، غالباً فاقد برنامه و هدف منسجم و دقیقی در امر تولیدند و عملكرد معدود شركتهایی كه توانسته اند در این زمینه صادراتی انجام داده و وارد بازار جهانی شوند، مقطعی بوده و مانند جرقه یی در تاریكی، تنها زمان كوتاهی توانسته اند از امكانات خود استفاده بهینه را ببرند. دكترتفضلی معتقد است: «اغلب كسانی كه در زمینه پوشاك و تولید آن مشغول فعالیتند، فاقد دانش و تحصیلات كارشناسی خاص این رشته اند و نگاهی كاسبكارانه دارند. به عبارت دیگر بیشتر این افراد به این دلیل كه فكر می كردند كار در زمینه پوشاك ساده است و احتیاج به تخصص ندارد، وارد این حرفه شدند.
البته این حكم كلی نیست، اما شكل غالب است. از سوی دیگر به نظر من این ایراد به جایی است كه دست اندركاران صنعت نساجی بر دولت و متولیان اقتصادی می گیرند كه چرا دولت با اینكه صنایع مونتاژ خودرو دارای سودآوری موقت و صرفاً یك مسكن است، تا این اندازه به این صنعت بها می دهد و صنعتی را كه می تواند در داخل كشور در سطح گسترده ایجاد شغل كرده و بازارهای منطقه و آسیا را تسخیر كند، مورد بی اعتنایی قرار می دهد. » پایین بودن كیفیت محصولات تولید شده نیز از جمله نقص های صنعت نساجی كشور است، این در حالی است كه قیمت پوشاك تولیدی در داخل كشور تفاوت زیادی با اجناس مشابه خارجی كه اغلب از كیفیت بالایی برخوردار است، ندارد. حمید مولایی كه زمانی در زمینه صادرات پوشاك به آسیای میانه و آلمان فعالیت داشته، مقایسه میان تولیدات صنایع نساجی داخل كشور، توزیع و كیفیت این محصولات با محصولات كشورهایی نظیر فرانسه، ایتالیا و بلژیك كار بی فایده یی است. او معتقد است چنین مقایسه یی تنها منجر به اظهار تأسف و ناامیدی بیشتر می شود. هر چند به نظر این صادركننده، این مشكل تنها مربوط به تولیدات پوشاك ما نیست: «این عقب ماندگی نه تنها در صنایع نساجی مشهود است، بلكه در صنایع غذایی نظیر كمپوت، رب و. . كه با یك سرمایه گذاری درست، براحتی می تواند جای نفت را بگیرد، نیز قابل لمس است.
اما ما هنوز در جهان امروز حیرانیم و نمی دانیم چه می كنیم و چه جایگاهی داریم؟ زمانی برای پیشبرد صنایع سرمایه گذاری می كنیم كه كشورهای رده دوم از نظر پیشرفت در شرق آسیا سالها قبل به آن دست پیدا كرده اند و ما هنوز سرگردانیم! » گویا این سرگردانی و حیران ماندن در صنایع كشور ما امری عادی است. وقتی در جمع یك گروه از تولیدكنندگان سنتی پوشاك صحبت از تلفیق صنعت و هنر به میان می آید، هاج و واج به یكدیگر نگاه می كنند! یكی از همین افراد كه شاید بتوان او را جزو گروه موج نوی صنعتی پوشاك كشورمان به شمار آورد، به نكته جالبی اشاره می كند: «اگر دولت به ما امكانات بدهد می توانیم از روی تمام ژورنالهای مد لباس، پوشاك دوخته را به بازار عرضه كنیم و در زمزه كشورهایی مانند تركیه و تایلند قرار بگیریم. » چنین انگیزه هایی شاید در لحظه اول برای نجات صنایع پوشاك كشور ضروری به نظر برسد، اما مانند این می ماند كه بگوییم برای پیشرفت در موسیقی و نقاشی، امكاناتی نظیر ساز، بوم و قلم مو در اختیار كسی قرار دهند تا او تابلوی «لبخند ژوكوند» یا «شام آخر» را نقاشی كند و یا مثل «پاروتی» و «اریك كلاپتون» بخواند! ! تلفیق هنر و صنعت در زمینه پوشاك مقوله یی نیست كه اهمیت آن بر كسی پوشیده باشد. اما راهبرد عملی برای آن شاید در این مقطع زمانی كمی زود به نظر برسد. بویژه آنكه نگرانیهای دست اندركاران این صنعت چنان زیاد است كه جایی برای مقوله های زیبایی شناسانه باقی نمی گذارد. گلنار نصراللهی، مدیركل صنایع نساجی و پوشاك وزارت صنایع و معادن می گوید: «از جمله عواملی كه در افزایش كیفیت محصولات صنعت نساجی و رفع بسیاری از مشكلات آن مؤثر است، این است كه برای چنین محصولاتی عمر مفیدی در نظر گرفت و این همان مسأله «مد» است. یعنی زمینه تقاضای داخلی در كشور را به گونه یی ایجاد كنیم كه به رشد و تقویت صنعت نساجی ما كمك كند. »
بدون تردید ما زمانی می توانیم در زمینه پوشاك و مدهای لباس پیشرفت كنیم كه حرفی برای گفتن داشته باشیم. امید عطایی، محقق در تاریخ ایران باستان همچنان معتقد است: «در تاریخ پوشاك ایران كه مربوط به هزاران سال پیش است، طرحهایی وجود دارد كه با اندكی تلفیق با شرایط امروز، می تواند بهترین مرجع برای معرفی مدهای جدید باشد. اگر كارشناسان و افراد مطلع در زمینه پوشاك رویكردی تاریخی به این موضوع داشته باشند و با كمك برنامه های كامپیوتری جامه های باستانی را بازسازی كنند، می توانند به نیاز امروز جامعه پاسخ بگویند. در این صورت ایران موجی از مدلها و طرحهای لباس و پارچه را به دنیا خواهد فرستاد. »
صنعت نساجی و بویژه پوشاك در حال حاضر به منزله نوعی هنر است. وجود سایتهای مد بر روی اینترنت و كانالهای مد ماهواره یی اهمیت تلفیق میان هنر و صنعت را نشان می دهد و این كه مردم جهان تا چه حد به مقوله مد، لباس و ظاهر خود اهمیت می دهند. به گونه یی كه بیشترین هزینه در شوروی (سابق) مربوط به خرید یا تولید پوشاك بوده است. در كشور ما به دلیل مسایل ---------- بعد از انقلاب، مسأله پوشاك جایگاه واقعی خود را درمیان صنایع كشور از دست داد، اما اینك بارقه هایی از تجدید حیات این صنعت ـ هنر می درخشد. این حركت تسریع می شود، مشروط بر آنكه فاصله میان حرف تا عمل را در این صنعت كاهش داد و افق های پیش رو را تقویت كرد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









گزارش: فاطمه امیری




سازمان آموزش و پرورش استان خراسان

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:45 AM
در حال حاضر چین به عنوان یکی از تولیدکنندگان اصلی پوشاک در جهان توانسته با تولید محصولات با کیفیت متفاوت و قیمت تمام شده پایین بخش بزرگی از بازار پوشاک دنیا به ویژه آسیا را در دست بگیرد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/8f6c943c844353785c37ad38a8ea3cd7.jpg











لباس های زمستانی از ابتدای پاییز در بوتیک ها خودنمایی می کنند. هر سال با توجه به جمعیت جوان ایران و سلایق متفاوتی که در نوع پوشش وجود دارد بازار پوشاک از تنوع بیشتری برخوردار می شود. صنعت پوشاک عظیم ترین سیستم عرضه و تقاضا را در جهان داراست و بیشترین کارگر در این صنعت در راستای جلب نظر مشتریان مشغول به کار هستند.
هرچند تلقی عمومی جامعه ایرانی نسبت به اجناس خارجی مثبت تر از گونه های داخلی است اما در چند سال گذشته صنایع پوشاک ایرانی با توجه به سلیقه جامعه جوان کشور البته الگوبرداری از نمونه های خارجی سهم بیشتری از بازار را تحت پوشش قرار داده است، جدا از کارگاه های تولید پوشاک که به شیوه سنتی اداره می شوند این صنایع بزرگ پوشاک هستند که سعی در رقابت با رقبای خارجی مثل چین و ترکیه دارند.
اما در حال حاضر چین به عنوان یکی از تولیدکنندگان اصلی پوشاک در جهان توانسته با تولید محصولات با کیفیت متفاوت و قیمت تمام شده پایین بخش بزرگی از بازار پوشاک دنیا به ویژه آسیا را در دست بگیرد.
این در حالی است که چندی پیش اتحادیه اروپا به منظور حمایت از تولید داخلی از ورود لباس های چینی به این کشورها ممانعت به عمل آورده که این مساله سبب جمع آوری انبوهی از لباس های چینی در بنادر کشورهای اروپایی و همچنین نگرانی تولیدکنندگان چینی از فروش نرفتن محصولاتشان شد، گرچه در نهایت این پوشاک وارد بازارها می شد ولی این اتفاق عزم اتحادیه اروپا را در جهت حمایت از تولیدات کشورهای اروپایی و سعی در ممانعت از رکود بازار این محصولات نشان داد. با نگاهی گذرا به بازار پوشاک اروپا، به سراغ بازار داخلی می رویم. بازار لباس با شروع فصل سرما از رونق خاصی برخوردار است اما ورود کالاهای چینی با ضرر تولیدکنندگان داخلی و پر شدن انبار کارخانه ها همراه است.
در حال حاضر صنعت نساجی یکی از صنایعی است که با مشکل رکود مواجه شده و در وضعیت بحرانی قرار دارد، به گفته برخی از کارشناسان تنها ۱۰ درصد صنایع نساجی در کشور مشغول فعالیت هستند و ۹۰ درصد پارچه های مورد استفاده در پوشاک، وارداتی هستند. فرهنگ نادرست توجه به محصولات خارجی و تمایل به خرید این کالاها دلیلی برای گرایش مردم به سمت خرید پوشاک خارجی بود.
بسیاری از افراد جامعه حاضر به خرید لباس های مارک دار و بی کیفیت چینی به جای برخی محصولات مرغوب ایرانی هستند در واقع استفاده از لباس های خارجی بین جوانان به یک ارزش تبدیل شده و این مساله تا جایی پیش رفته که جوانان طالب مد و لباس های مارک دار خارجی اگر توان مالی لازم برای خرید پوشاک موردنظر را نداشته باشند به خرید لباس های دست دوم خارجی اقدام می کنند از طرفی گرایش به سمت خرید پوشاک خارجی باعث فروش پوشاک ایرانی به نام محصول خارجی و مارک های دیگر کشورها شده است.
برخی از کارشناسان معتقدند که ۷۰ درصد پوشاک خارجی موجود در بازار ایران ماهیت ایرانی دارند. توجه بازار فعلی پوشاک ایران نشانگر این امر است که این محصولات علاوه بر اینکه در داخل از اقبال مناسبی برخوردار نیستند بلکه خارجی ها نیز تمایلی به خرید آنها ندارند چرا که قیمت تمام شده بالا و عدم توجه کافی تولیدکنندگان به مدل های متداول سبب کاهش تقاضا شده است. از طرفی پایین بودن تعرفه واردات پوشاک خارجی و عرضه این محصولات با قیمت پایین نیز از عوامل کاهش تقاضای پوشاک ایرانی است.
یکی از طراحان شرکت های بزرگ معتقد است «با اینکه مواد اولیه ارزان و تجهیزات پیشرفته رقبای خارجی کار را برای ما سخت کرده است اما چون با سلیقه مردم آشنایی بهتری داریم از آنها یک گام جلوتریم. به عنوان مثال ما هیچ وقت پالتو یا مانتو رنگ سبز فسفری به بازار عرضه نمی کنیم چون می دانیم این رنگ در بازار ما مورد استقبال قرار نمی گیرد، چون تیراژ تولیدی ما بالاست سعی در تولید پوشاکی داریم که با کمترین دافعه از سوی خریداران مواجه شود.» اما شاید همین عدم تنوع در محصولات سبب گرایش خریداران به خصوص جوانان، به پوشاک خارجی باشد. یکی دیگر از طراحان لباس نیز می گوید؛ «متقاضیان خرید پوشاک متفاوت هستند برخی از خریداران حتی اگر پوشاک مورد نظرشان را با بالاترین کیفیت و پایین ترین قیمت اما با مارک ایرانی ببینند امکان ندارد آن را خریداری کنند چرا که به نظر آنها خرید کالای ایرانی به خصوص آنچه با ظاهرشان سروکار دارد یک ضدارزش به حساب می آید.»
پس از عبور از بحث مارک نوبت به لباس های فصل سرما رسید. امسال وقت رنگ های گرم برای لباس های زمستانی است، پالتو، اورکت و کاپشن جزء مهمترین ها به شمار می روند، امسال کاپشن های ضخیم و کوتاه در بازار بیشتر به چشم می خورد، در میان بلوز و سویی شرت ها هم تنوع بیشتری از نظر رنگی وجود دارد و البته قیمت ها در هر منطقه متفاوت است. اگر شما یک کاپشن با پارچه چینی را در بازاری چون چهارراه استانبول بین ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان خریداری کنید هرچه به سمت بازارهای شمال شهر حرکت کنید به قیمت آن افزوده می شود.
با عبور از بازار تهران، سری به بازار اصفهان به عنوان یکی کلان شهرها می زنیم بازار پوشاک این شهر مملو از اجناس غیرایرانی است البته همان طور که اشاره شد این اتفاق تنها در اصفهان رخ نداده بلکه چینی ها تمام بازار پوشاک ایران را تسخیر کرده اند. برخی فعالان بازار اعتقاد دارند که ادامه این روند صدمات جبران ناپذیری به صنعت پوشاک کشور وارد می آورد.
رئیس اتحادیه پوشاک اصفهان ضمن اشاره به نحوه تامین پوشاک اصفهان گفت؛ پوشاک اصفهان به چند طریق تامین می شود، یکسری اجناس از تهران وارد می شود و دسته یی هم در اصفهان تولید می شوند یک قسمتی هم به اجناس وارداتی اختصاص دارد که از چین، هند، پاکستان و ترکیه به بازار راه می یابند. البته حجم انبوهی از پوشاک وارداتی به چین و ترکیه تعلق دارد، که اخیراً رشد خوبی هم در فروش پوشاک خارجی به وجود آمده و حتی نمایندگی چند کمپانی مطرح در شهر دفاتر خود را دایر کرده اند.
وی در ادامه افزود؛ بیشتر تجار به خصوص تهرانی ها با چینی ها قرارداد همکاری منعقد می کنند و به واحدهای صنفی کوچک تر می فروشند، در واقع واحدهای صنفی هیچ سهمی از تجارت پوشاک ندارند و تنها در هنگام خرید از عمده فروشان سلیقه آنها اعمال می شود تا پوشاک مد روز به کشور وارد شود چرا که در غیر این صورت کالاهای وارداتی بدون خریدار باقی می ماند.
رئیس اتحادیه پوشاک اصفهان با بیان اینکه تولید داخلی پوشاک این شهر ۲۰ درصد است توضیح می دهد؛ اگر تولیدکننده تشویق می شد از ۲۰ درصد تولید به ۸۰ درصد می رسید ولی به دلیل اینکه بخش عمده یی از نیاز بازار توسط خارجی ها تامین می شود خلایی در بازار از نظر کاهش حجم تولید احساس نمی شود. در حال حاضر یک پنجم نیاز پوشاک کشور در تولیدی های داخلی تامین می شود و مابقی واردات از خارج است. اینها اثبات می کند که زمینه تولید در کشور کم است. در خیلی از کشورهای دیگر تولیدکنندگان علاوه بر تامین نیازهای خود صادرات نیز انجام می دهند با این حساب چرا ما باید تنها یک پنجم از نیاز بازار خود را تولید کنیم و مابقی را در اختیار خارجی ها قرار دهیم.
وی با تاکید بر اینکه ایرانی ها به تنهایی در بازار پوشاک موفق نخواهند شد، لذا باید از علم و تکنولوژی خارجی ها استفاده کرد، افزود؛ تکنولوژی تولید پوشاک به طور تمام و کمال در کشور وجود ندارد و از سوی دیگر افراد کارآزموده زیاد نیستند. بنابراین اگر ایرانی ها به تنهایی کار کنند به سمت بازارهای جهانی نمی توانند بروند، در واقع باید شرکت های چندملیتی به وجود آید. هر روز نیاز بازار عوض می شود و تولیدکننده باید آنقدر شناخت داشته باشد تا بتواند خود را با نیاز بازار هماهنگ کند؛ بنابراین در کنار تجهیز کارخانجات به تکنولوژی روز باید افراد متخصص نیز وارد این عرصه شوند.
رئیس اتحادیه پوشاک تصریح کرد؛ کار پوشاک به خصوص در طراحی و تولید نیاز به جامعه شناس و رابطه با کشورهای صاحب سبک دارد؛ در واقع تولیدکننده پوشاک باید یک رابطه علمی و تکنولوژیکی با پیشگامان این صنعت در خارج از کشور داشته باشد.
مباحث مطرح شده، بیانگر ضرورت نگاهی عمیق تر به بازار پوشاک را دوچندان می کند. شاید بتوان معضل کاهش خرید لباس های ایرانی و تسخیر بازار توسط پوشاک خارجی را از طریق اعمال کردن ---------- های حمایت مالی دولت و بازسازی کارخانه های نساجی موجود به منظور تولید پارچه های باکیفیت و مطابق مد و کنترل واردات برطرف کرد. در واقع صنعت پوشاک به واسطه حجم گسترده واردات جایی برای مدرن سازی و همگامی با بازارهای جهانی ندارد. لذا باید با اصلاح تعرفه واردات منسوجات و پوشاک خارجی و اعمال قیمت های کف گمرکی، اعطای تسهیلات به صنعتگران بخش، جلوگیری از ورود و محصولات قاچاق و سوق دادن مصرف کنندگان به استفاده از پوشاک مرغوب داخلی گام موثری در بهبود وضعیت این صنعت برداشت.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









زهره کمیزی




روزنامه اعتماد

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:45 AM
رشد این صنعت به گونه یی بود که در پایان اولین برنامه عمرانی کشور در قبل از انقلاب اسلامی ۵۱ واحد نساجی تاسیس شد که ۴۱ واحد آن در صنعت نساجی پنبه یی فعالیت داشتند.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/81bc36042aef235041ecf3e1928f3f5e.jpg











صنعت نساجی قدیمی ترین صنعت کشور است که در اواخر حکومت قاجار در ایران با ایجاد صنایع نخ ریسی و پنبه پاک کنی موجودیت یافت. اولین واحد نساجی در کشور در سال ۱۲۸۱ شمسی در تهران و بعدی در سال ۱۲۸۸ در تبریز آغاز به کار کرد. رشد این صنعت به گونه یی بود که در پایان اولین برنامه عمرانی کشور در قبل از انقلاب اسلامی ۵۱ واحد نساجی تاسیس شد که ۴۱ واحد آن در صنعت نساجی پنبه یی فعالیت داشتند.
در حال حاضر هم ۶۷۶۷ واحد در زمینه تولید منسوجات در ایران فعال هستند.حاتم که چندی است معاونت تولید وزارت صنایع را برعهده دارد درباره صنعت نساجی می گوید؛ آمار و ارقام به ما می گوید چیزی نزدیک به ۱۰ هزار واحد نساجی، چرم و پوشاک در کشور هست که بخش عمده یی از آن در نساجی و پوشاک (حدود ۸۰ درصد) بوده و ارزش سرمایه گذاری ریالی آن چیزی بیش از ۴۰۰۰ میلیارد تومان است. البته نه به ارزش امروز.
اگر به ارزش امروز برآورد کنیم چندین برابر می شود. بین سال های ۸۰ تا ۸۴ چیزی نزدیک به ۶ برابر ارزی که صنعت نساجی از محل صندوق ذخیره ارزی دریافت کرد را صادر کرده است. با زبان اطلاعات آماری، این نشان می دهد که ما مزیت خیلی خوبی در صنایع نساجی و پوشاک داریم. بنابراین، ما مزیت های بالقوه و بالفعل زیادی داریم. در بحث اشتغال هم ما هزینه متوسط سرمایه گذاری مان برای هر نفر کمتر از هزینه متوسط اشتغال در سایر صنایع است. یعنی اگر هزینه متوسط اشتغال را در سایر صنایع ضریب ۵/۲ در نظر بگیریم در صنعت نساجی حدود ۹/۱ است.»
● تولید و چالش های نساجی در ایران
تولید محصولات نساجی اکنون به یکی از مهم ترین منابع درآمدی کشورهای در حال توسعه مبدل شده است. این صنعت امروزه به یکی از مهم ترین مسیرهای توسعه صنعتی مبدل شده است. با این حال این صنعت در ایران از وضعیت چندان مطلوبی برخوردار نیست و تولید آن با فراز و نشیب های فراوانی همراه است. در ادامه روند تولید محصولات عمده و مهم صنعت نساجی را طی دوره ۷۶ تا ۸۴ بررسی کرده ایم.
سال ۱۳۷۶ در ایران ۳۰ میلیون مترمربع فرش ماشینی تولید شده که تولید این محصول با ۸۵/۴ درصد رشد در سال ۸۴ به ۷/۳۹ میلیون تن در سال ۸۴ رسیده است. همچنین تولید نخ پنبه یی و الیاف نیز با رقم ۱۶۸ هزار تن تولید در سال ۷۶ با ۱۶ درصد رشد به ۲/۲۰۱ هزار تن در سال ۸۴ رسیده است. تولید این محصول در سال های ۸۰ تا ۸۳ به ترتیب ۶/۱۸۹ ، ۵/۱۹۵، ۵/۱۹۹ و ۴/۲۰۰ بوده است. در زمینه تولید پارچه پنبه یی و الیاف نیز تولید ایران در سال ۷۶ حدود ۸۰۸ میلیون مترمربع بوده که این عدد در سال ۸۴ به ۷/۹۴۷ میلیون مترمربع رسیده است.
در تولید پتو هم آمار نشان می دهد که در سال ۷۶ ، ۱/۱۰ میلیون تخته پتو تولید شده است و در نهایت در سال ۸۴ این مقدار به ۴/۱۱ میلیون تخته رسیده است. در زمینه تولید نخ هایبالک هم آمار نشان می دهد در سال ۷۶ تولید این محصول حدود ۸/۲۶ هزار تن بوده است اما در سال ۸۲ این رقم به حدود ۳۰ هزار تن رسیده و بالاخره در سال ۸۴ شاهد هستیم که حدود ۳/۳۰ هزار تن از این محصول در کشور تولید شده است.
تولید پارچه فاستونی ایران در سال ۷۶ حدود ۴۰ میلیون مترمربع بوده است و در سال ۸۴ نیز از این محصول ۵/۴۵ میلیون مترمربع تولید شده است. تولید موکت کشور نیز در سال ۷۶ حدود ۵۹ میلیون مترمربع بوده است که تولید این محصول با رشد نسبتاً خوبی در سال ۸۲ به حدود ۸/۸۳ میلیون مترمربع می رسد و بالاخره در سال ۸۴ نیز حدود ۵/۸۴ میلیون مترمربع موکت در ایران تولید شده است. از سوی دیگر تولید پوشاک ایران هم از ۳/۳۱ میلیون دست در سال ۷۶ با رشد سالانه ۲/۶ درصد به ۴۵ میلیون دست در سال ۸۲ رسید.
حاتم به برخی از مشکلات و مسائل مربوط به بحث تولید در صنعت نساجی اشاره کرده و می گوید؛ در ذهن بعضی صنعت نساجی ما یک صنعت ورشکسته تداعی شد، اما من مخالف این حرف هستم. همانگونه که اشاره شد بیش از ۱۰ هزار واحد نساجی، چرم و پوشاک در کشور داریم، تعدادی دچار مشکل هستند و آمارش مشخص است، واحدهای بزرگی هم در میان آنها هست که دچار بحران هستند ولی صنعت نساجی ما پویا و رو به رشد است و البته در مقاطعی مشکلاتش اوج گرفته است. خیلی از این مشکلات، مشکلات درون صنعت نساجی نیست ولی بخشی هم مشکلات درون صنعت نساجی است. بعضی از صنایع ما همانند نساجی به دلیل ویژگی های خاصی که از لحاظ حاشیه سود و حاشیه ارزش های افزوده دارند خیلی تاثیرپذیرتر از عوامل بیرونی هستند.
اگرچه یکسری از مشکلات در همه صنایع مشترک است ولی اثرپذیری نساجی بیشتر از دیگران است. حاتم در ادامه به بررسی مشکلات موجود پرداخته و ادامه می دهد؛ یکی از مسائلی که گریبان همه صنایع و به خصوص نساجی را گرفته است بحث تسهیلات بانکی است. واحدهای صنعتی ما به خصوص نساجی زیر متوسط و نرم جهانی قادر به استفاده از تسهیلات بانکی هستند. این یک چالش عمده برای صنعت کشور است.
شما در کشورهای پیشرفته می بینید که درصد بالایی از سرمایه در گردش را تسهیلات بانکی تشکیل می دهد ولی در کشور ما این سهم پایین است. به خصوص وقتی وارد بحث نقدینگی می شویم این مشکل بیشتر نمایان است. این یکی از چالش هاست و گریزی هم نیست. بنابراین، بحث سرمایه مهم است. در بحث نقدینگی و سرمایه در گردش بحث وثیقه هم به این مساله دامن میزند. چون در کشور ما آن چیزی که بانکها ارزش گذاری می کنند و قیمت می گذارند فقط آیتم های فیزیکی است در حالی که در کشورهای پیشرفته اینطور نیست.
«برند» و دارایی های نامشهود سهم عمده یی دارد. معاون تولید وزارت صنایع به یکی دیگر از مشکلات صنعت نساجی اشاره کرده و می گوید؛ «فرسودگی ماشین آلات هم یکی دیگر از مشکلات در صنایع ماست که همچنان هم به چشم می آید اما با تسهیلاتی که در حوزه صندوق ذخیره ارزی برای بازسازی و نوسازی ماشین آلات در نظر گرفته شد بسیاری از واحدها بازسازی شده اند و الان هم مشغول به تولید هستند و آمار و ارقام آن هم موجود است. بعد از سال ۸۰، حدود ۷۰۰ میلیون دلار تسهیلات صندوق ذخیره بود. ۶۰۰ میلیون دلار تسهیلات صندوق ذخیره به بازسازی و نوسازی صنعت نساجی اختصاص یافته و این حرکت همچنان ادامه دارد.
● مصرف الیاف صنعت نساجی ایران
چگونگی مصرف الیاف در صنعت نساجی ایران نشانگر وضعیت این صنعت است چرا که از نوع الیاف مصرفی به راحتی می توان به ماهیت تولید و سلایق موجود پی برد. ایران طی سال های اخیر در مصرف الیاف روند خاصی را دنبال کرده است. در بعضی موارد بالاترین رشد سرانه را در دنیا داشته و در بعضی دیگر روند مصرف الیافی خاص در ایران نسبت به دنیا کاملاً متفاوت است.
مصرف الیاف پلی استر در ایران از ۸۰۰ هزار تن در سال ۷۶ با نوسانات متعدد به بیش از ۱۷۰ هزار تن در سال ۸۲ رسید. مصرف الیاف اکریلیک از ۹۰ هزار تن در سال ۷۶ با نوسانات عمده به بیش از ۱۵۵ هزار تن در سال ۸۲ رسید. مصرف پنبه طی سال های ۷۶ تا ۸۲ با روندی نزولی همراه بوده و از حدود ۱۳۰ هزار تن در سال۷۶ به کمتر از ۱۱۰ هزار تن در سال ۸۲ رسیده است. همچنین مصرف کنف از حدود ۲۳ هزار تن در سال ۷۶ با جهشی که در سال ۸۰ پیدا می کند به حدود ۳۷ هزار تن در سال ۸۲ می رسد.
مصرف الیاف ویسکوز نیز به رغم کاهشی که در سال ۷۷ برای آن رخ می دهد از رقم ۱۷ هزار تن در سال ۷۶ به ۲۰ هزار تن در سال ۸۲ می رسد. همچنین طی سال های ۷۶ تا ۸۲ مصرف پشم نیز با صعودی که در سال ۷۸ دارد از رقم حدود ۱۸ هزار تن در سال ۷۶ به حدود ۴۰ هزار تن در سال ۷۹ می رسد و در ادامه در سال ۸۲ این رقم حدود ۳۲ هزار تن کاهش می یابد.
در میان الیاف مصرفی رشد مصرف پلی پروپیلن طی این سال ها بیش از دیگر الیاف بوده است چرا که روند مصرف این الیاف با رشد بالنسبه کمی از حدود ۷۵ هزار تن در سال ۷۶ در سال ۸۰ به حدود ۹۰ هزار تن می رسد اما به یک باره با جهش چشمگیر میزان مصرف پلی پروپیلن به حدود ۱۵۰ هزار تن می رسد و در سال ۸۲ نیز این رقم به بیش از ۱۵۵ هزار تن افزایش می یابد. در مجموع هم مصرف الیاف پنبه یی و مصنوعی طی این سال ها با رشد متوسط سالانه ۱۱ هزار و ۶۰۰ تن از ۲۵۰ هزار تن در سال ۷۶ به ۳۲۰ هزار تن در سال ۸۲ می رسد.
مصرف کل الیاف در ایران هم طی این سال ها با روندی صعودی از حدود ۴۶۰ هزار تن در سال ۷۶ به ۷۰۰ هزار تن در سال ۸۲ رسیده است. در مقایسه با آمار جهانی نیز سهم صنعت نساجی ایران از رشد مصرف الیاف طی سال های ۷۶ تا ۸۲ به مراتب بیش از مصرف جهانی بوده است البته مصرف پنبه از این قضیه مستثنی است. به عبارت دیگر سهم مصرف ایران از رشد جهانی طی دوره موردنظر ۴۱/۲ درصد بوده است.
صنعت نساجی ایران در سطح جهان یکی از بالاترین نرخ های رشد مصرف الیاف را تجربه کرده است. چرا که طی دوره ۷۶ تا ۸۲ متوسط نرخ رشد سالانه مصرف الیاف جهان ۲۲/۳ درصد بوده و این مقدار برای ایران ۲۹/۷ درصد است. البته شایان ذکر است که این ارقام متعلق به مصرف الیاف مصنوعی است. از دیگر نکات قابل ذکر راجع به مقایسه میزان مصرف الیاف در ایران و جهان می توان به موارد زیر اشاره کرد؛ رشد مصرف اکریلیک صنعت نساجی ایران بالاترین نرخ رشد در جهان را داشته است البته باید به این نکته هم توجه کرد که طی این سال ها رشد مصرف اکریلیک جهان نزدیک به صفر بوده است.
درواقع روند مصرف الیاف در صنایع نساجی ایران همانند مصرف اکریلیک عکس مصرف در جهان است. همچنان که روند جهانی تولید نخ های ریسیده الیاف کوتاه رو به رشد و الیاف بلند ثابت است اما در مورد صنعت نساجی ایران خلاف این روند اتفاق افتاده یعنی تولید الیاف بلند رو به رشد و الیاف کوتاه تقریباً ثابت است. مورد قابل توجه دیگر در بحث مصرف، مساله مصرف سرانه الیاف است. روند مصرف سرانه الیاف در ایران عمدتاً صعودی بوده است اما طی سال های ۷۸ تا ۸۰ این روند نزولی شده است.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









سید حمزه حسینی




روزنامه اعتماد

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:45 AM
كارشناسان معتقدند وام هایی كه به بخش صنعت داده می شود، فاقد هدفمندی و نتیجه مطلوب است و موجب شده كه برخی صنایع مثل نساجی همیشه چشم انتظار دریافت این گونه وام ها باشند.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/18bde755efe409e2b6146fce48a70eee.jpg











در عین حال باید دید اعطای برخی وام ها با چه هدفی صورت می گیرد. اگر با دادن وام به یك بخش نتیجه ای حاصل نشد، نباید دوباره به اعطای آن وام ها اقدام كنیم. صنعتی كه نتوانسته است خود را در بازار رقابت با حمایت دولت به جایگاه مناسب برساند، باید با بررسی كارشناسی بر روی مشكلات آن بخش به ویژه نساجی، به ارائه راهكارهای منطقی و درست روی آورد و پیش از سرمایه گذاری و اعطای تسهیلات بسترسازی كند.
آنها می گویند: صنعت نساجی كشور ما هنوز نتوانسته خود را با معیارهای جهانی منطبق كند و همانند كودكی است كه نیاز به حمایت و پشتیبانی همه جانبه دارد. این صنعت با گذشت سال ها نتوانسته خود را به حداقل استانداردهای جهانی و منطقه ای برساند و بیشترین تلاش آن برای حفظ ظاهر است و به فكر صادرات و افق های دور نیست. با این حال دولت و مسوولان وظیفه دارند كه با اعطای وام به صنایع، آنها را در جهت تولید كار و كارآفرین حمایت كنند، اما زمانی كه این پشتیبانی و حمایت به عادت تبدیل شود و صنعت موردنظر در برطرف كردن كوچكترین نیازش محتاج كمك و حمایت دیگران باشد، نباید انتظار دیگری از آن داشت. به نظر می رسد صنعت نساجی كشور ما نیازمند یك طراحی جدید است و الگوی جدیدی برای این صنعت باید كشیده شود. صنعتی كه نتواند در بازار داخلی رقابت كند، چطور می تواند با پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی ( WTO) موقعیت خود را حفظ كند. از طرفی صاحبان این صنعت نیز معتقدند :سیستم بانكی كشور صنعت نساجی را یك صنعت از پا افتاده می داند كه قادر به بازپرداخت تعهدات خود نیست و به این ترتیب واحدهای نساجی به هیچ عنوان قادر به دریافت وام از بانكهای داخلی نیستند. در حالی كه زمانی در كشور نرخ سود تسهیلات بانكی برای بخش صنعت ۱۵ درصد و برای بخش تجارت و خدمات ۲۴ درصد بود، دولت اقدام به تعیین نرخ سود ۱۶ درصدی برای هر دو بخش كرد و به این ترتیب نرخ سود تسهیلات در بخش تولید یك درصد افزایش و نرخ سود در بخش تجارت و خدمات ۸ درصد كاهش یافت.
● ضرورت تغییررویكرد
اما طی سال های گذشته بحث های گسترده ای دررابطه با نوسازی صنایع نساجی كشور مطرح می شد كه البته از همان ابتدا نیز با منتقدانی همراه بود. در این راستا دبیر انجمن صنایع نساجی می گوید: هیچكدام از طرحهای نوسازی و بازسازی واحدهای صنایع نساجی با نرخ یورو ۱۲۰۰ تومانی جواب نمی دهد و توجیه پذیر نیست.
جمشید بصیری تهرانی در ارتباط با تصمیم دولت برای تمدید مهلت واحدهای نساجی برای استفاده از باقیمانده تسهیلات در نظر گرفته شده برای این واحدها از محل حساب ذخیره ارزی، معتقد است: واحدهای نساجی خواستار آن هستند تا نرخ تسهیلاتی كه از محل حساب ذخیره ارزی به این واحدها اختصاص می یابد، ۷۰۰ تومان در نظر گرفته شود و نه ۱۲۰۰ تومان.
وی خاطرنشان می كند: در حال حاضر شرایط دولت برای پرداخت تسهیلات از محل حساب ذخیره ارزی به واحدهای نساجی، طبق روال شرایط سابق قرار دارد، به نحوی كه ریسك ناشی از نوسانات نرخ ارز به عهده خود واحدهای نساجی است. او می گوید: واردات ماشین آلات دست دوم مهم ترین عاملی است كه ما را در صنعت نساجی عقب انداخته و موجب نابودی صنعت شده است.
بصیری، با تاكید بر پیشرفت روز به روز تكنولوژی، تصریح می كند: ماشینی كه بیش از ده سال از عمرش گذشته باشد، نمی تواند محصولی با كیفیت و در سطح توقع مصرف كننده تولید كند.دبیر انجمن صنایع نساجی، با اشاره به كهنه بودن علم امروز در صنعت نساجی، اظهارمی كند: این امر به معنای هدر دادن پول و سرمایه ملی است.
بصیری می افزاید: طی ۴۴ سالی كه از عمر انجمن صنایع نساجی می گذرد، بارها از وزارت صنایع در هر دولتی درخواست كرده ایم، تا برای مشكلات این صنعت چاره ای بیاندیشد.در حال حاضر عمده ترین مشكل پیش روی صنعت نساجی سرمایه گذاری صنعت گران در رشته های پول ساز با واردات ماشین آلات دست دوم بود كه این امر ضربه سنگینی به صنعت وارد كرد.
هرچند بارها از سوی مسولان وزارت صنایع ومعادن اعلام شده كه رفع مشكلات موجود در صنعت نساجی نیازمند جذب اعتبارات مالی در حد یك میلیارد دلار است اما با این وجوداز رقم ۵۰۰ میلیون دلاری كه برای اختصاص به صنعت نساجی در طول برنامه سوم توسعه درنظر گرفته شده بودتنها ۲۸۰میلیون دلار از آن هزینه شده بود ودر حال حاضر حدود ۲۲۰ میلیون دلاراز آن باقی مانده كه به نظر می رسد اولویت پرداخت آن باطرح هایی است كه برای دریافت وام در بانك با مشكل مواجه شده اند. بااین حال مسولان قول داده اند كه پس از تخصیص كل تسهیلات ۵۰۰ میلیون دلاری، جهت دریافت تسهیلات جدید و تكمیل نوسازی و بازسازی كارخانه های باقی مانده تقاضا ارائه خواهند كرد.
● اجرای نادرست قوانین
درهمین زمینه یك عضو هیات رئیسه كمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی معتقد است:در گذشته اجرای بد قانون نوسازی صنایع كه قرار بود ابتدا به شكل الگو در صنعت نساجی به اجرا درآمده و سپس به سایر بخشهای صنعت تعمیم داده شود، كمر صنایع نساجی را شكست. سید محمود ابطحی در خصوص آثار اجرای قانون نوسازی صنایع خاطرنشان می كند: قانون نوسازی صنایع در مجلس پنجم مطرح و اوایل مجلس ششم مصوب شد و دولت نیز اعتباراتی را به اجرای آن تخصیص داد.
او با اشاره به این كه نوسازی صنایع فرسوده و از جمله صنایع نساجی نیاز به لایحه ای مستقل داشت كه مورد توجه قرار نگرفت، می گوید: بر این اساس از قانون نوسازی صنایع كه امتیازات خوبی را به صنعت نساجی می داد، برای نوسازی این صنعت استفاده كردند. متاسفانه از این قانون برای رفع برخی ازمشكلات مقطعی و زود گذر و برای كوتاه مدت استفاده شد و بر این اساس ضربه شدیدی به صنعت نساجی وارد آمد. اوتصریح می كند: قانون نوسازی صنایع به واحد های دچار مشكل اجازه داده بود با استفاده از اعتباراتی كه این قانون در اختیارشان قرار می داد، نیروهای انسانی مازاد در واحد های نساجی را در اختیار صندوق بیمه بیكاری قرار دهند و طی یك فرصت زمانی ۳ ساله نسبت به بازسازی كارخانه اقدام كنند. در عین حال این قانون به صنایع اجازه می داد بخشی از نیروی انسانی موجود در كارخانجات را با توافقی كه بین واحد صنعتی و كمیته ناظر به عمل می آمد بازخرید كنند تا حجم نیروی انسانی صنعت نساجی كه به شدت بالا و غیراقتصادی بود، كاهش پیدا كند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









احمدبروغنی




مجله گسترش صنعت

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:46 AM
اینکه در بحبوحه بمباران و جنگ به تولید و حضور در کارخانه ادامه داد و به این امر اعتقاد راسخ داشت که ما پشت سنگر به ایران خدمت می کنیم، مهم ترین و باید گفت چشم گیرترین نکته ای بود که مورد اشاره مهندس شفیعی قرار گرفت پس همین امر بهانه ای شد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/48f9f7a327206b61c0a16de1c9ed294f.jpg











● گفت وگو با مهندس غلام علی شفیعی کرمانی مدیرعامل شرکت خزرریس
اینکه در بحبوحه بمباران و جنگ به تولید و حضور در کارخانه ادامه داد و به این امر اعتقاد راسخ داشت که ما پشت سنگر به ایران خدمت می کنیم، مهم ترین و باید گفت چشم گیرترین نکته ای بود که مورد اشاره مهندس شفیعی قرار گرفت پس همین امر بهانه ای شد. برای آغاز یک اشاره و انتخاب یک تیتر متولد ۱۳۳۴ در تهران هستم. دوران تحصیل ابتدائی و متوسطه را در مدارس ارجمندی، روزبه، مروی و آذر تهران گذرانده و دیپلم ریاضی خود را در سال ۱۳۵۲ از دبیرستان آذر تهران گرفتم، در سال ۱۳۵۲ در کنکور ورودی دانشگاه شرکت نموده و به علت نداشتن تجربه آزمون کنکور در آن سال در رشته مهندسی و دلخواه خود قبول نشدم و مجدداً در سال ۱۳۵۳ در آزمون ورودی دانشگاه ها شرکت نموده و در رشته مهندسی نساجی پلی تکنیک تهران قبول شدم.
زمانی که وارد دانشگاه شدم به دنبال تغییر رشته بودم و سعی می کردم نمرات بالا کسب کنم که از نساجی به یکی از رشته های ساختمان، مکانیک و یا برق تغییر رشته دهم اما به تدریج که با نساجی آشنا شدم با وجود کسب شرایط لازم برای تغییر رشته از این کار منصرف شدم.
اساتید آن دوره دکتر سید اصفهانی، دکتر شیرسوار، دکتر نورپناه، دکتر بهزادان و... و هم دوره ایهای من مرحوم مهندس عالی دائی، مهندس شهرابی، مهندس معمار طلوعی، مهندس اشرفی و... بودند که هنوز ارتباط خود را با بسیاری از هم دوره ای ها حفظ کرده ام. البته تعدادی از آنها به خارج از کشور مهاجرت کرده اند و عده ای هم در صنعت نساجی فعالیت نمی کنند.
در حال حاضر به دلیل مشغله کاری زیاد با دانشگاه ارتباط چندانی ندارم. آن زمان محیط پلی تکنیک بیشتر مردانه بود اما در حال حاضر درصد پذیرفته شدگان دختر افزایش پیدا کرده و از آن حالت انحصار مردانه سال های گذشته بیرون آمده است.
● پس از تحصیل
دوران کار آموزیم را در شرکت الیاف تهران سپری کردم. مدتی نیز در شرکت پلی اکریل بخش خدمات فنی بودم. تقریباً اواخر دوران تحصیلم با وقوع انقلاب اسلامی و وقایع تبریز و قم در سال ۱۳۷۵ مصادف شد و به همین دلیل من هم مانند سایر دانشجویان به عنوان اعتراض به رژیم پهلوی در برخورد نامناسب با مردم آن دو شهر در امتحانات شرکت نکردم. شهریور ۱۳۵۷ هم که حادثه ۱۷ شهریور میدان شهدا رخ داد و وضعیت حادتر شد، سرانجام بعد از پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷، دانشگاه ها مجدداً به فعالیت خود ادامه داده و امتحانات در فروردین اردیبهشت سال ۵۸ برگزار گردید و فارغ التحصیل شدم.
در ابتدای انقلاب، کارخانجات وضعیت نابسامانی داشتند، بسیاری از سرمایه گذاران از کشور مهاجرت کرده و تعدادی نیز در بلاتکلیفی به سر می بردند و اکثر کارخانه ها از بخش خصوصی در اختیار سازمان صنایع ملی قرار گرفتند و وضعیت کارخانجات در آن سال با خروج سرمایه گذاران و متخصصین از کشور مناسب نبوده و به علت نداشتن فعالیت مناسب و بی برنامگی به گونه ای نبود که به استخدام نیروی کار بپردازند، متخصصان نیز با دیدن شرایط وخیم و خاص انقلاب از ایران رفتند. اواخر سال ۵۸ به جز دوران کارآموزی، تجربه کاری نداشتم. مدتی بعد با معرفی یکی از دوستانم که در سازمان صنایع ملی ایران مشغول بود به عنوان مدیر کارخانه و عضو هیأت مدیره شرکت مالی تکس (نساجی پرتو) منصوب شده و به استخدام آن شرکت درآمدم. پس از گذشت ۳ ماه با پیشنهاد کار در شرکت نساجی غرب که در حال نصب و راه اندازی ماشین آلات ریسندگی فاز یک توسط کارشناسان لهستانی بود.
موافقت کرده و به استخدام آن شرکت درآمدم پس از مدتی تصمیم گرفتم از رده های پائین تر کار را شروع کنم تا بتوانم با کسب تجربه بیشتری به کار بپردازم بنابراین از سمت مدیریت کارخانه استعفا داده و به عنوان رئیس سالن و معاون مدیر تولید شرکت نساجی غرب در آن شرکت به کسب تجربه پرداختم. امروز هم که به آن روزها فکر می کنم به این نتیجه می رسم که تصمیم درستی اخذ کرده ام. هرچند حقوق و مزایای شغلی ام در ابتدا اندک بود اما باعث شد به طور دقیق بامسائل فنی ماشین آلات و نصب و راه اندازی، مسائل کارگری و مشکلات خاص آنان آشنا شوم که در آینده برایم بسیار مفید بود. شهریور ماه سال ۵۹ که جنگ تحمیلی آغاز شد کرمانشاه و اطراف کارخانه نساجی غرب دائماً مورد حمله هوائی دشمن قرار می گرفت و کارشناسان لهستانی که در کارخانه ها کار می کردند و حدود ۱۲ نفر بودند به تهران و یا کشورشان رفتند و ما ماندیم و تعدادی پرسنل که تا حدودی به کار با ماشین آلات آشنا بودند و ما با کمک چند نفر از تکنسین های با تجربه ایرانی وضعیت کارخانه را به حال عادی درآورده و تولید در آن کارخانه به حال معمولی ادامه پیدا کرد.
کارخانه نساجی غرب در منطقه جنگی قرار داشت و مرتباً مورد بمباران قرار می گرفتند زیرا با فرودگاه و هوا نیروز فاصله چندانی نداشت و یکبار هم کارخانه هدف قرار گرفته و بخشی از تأسیسات و انبار کارخانه از بین رفت ولی به سرعت بخش های آسیب دیده را ترمیم و به کار ادامه دادیم. در اواسط سال ۶۰ توسط مدیر وقت شرکت پاکریس که در آن مقطع در حال تکمیل تأسیسات ساختمانی و مکانیکی خود بود به عنوان مدیر نصب ماشین آلات به کار مشغول شدم و با تجربه ای که در نساجی غرب کسب کرده بودم توانستم تا سال ۶۳ کارهای ساختمانی و تأسیساتی و نصب ماشین آلات ریسندگی پاکریس اتمام و در آن سال ریسندگی پاکریس با ۵۰ هزار دوک راه اندازی گردید. در آن زمان بسیاری از کارشناسان صنایع ملی معتقد بودند کادر فنی پاکریس توانمندی ادامه حرکت و راه اندازی ماشین آلات را ندارد اما توانستیم به عنوان یکی از واحدهای موفق نساجی در آن سال ها شناخته شویم. مدت ۱۰ سال در شرکت پاکریس به ترتیب به عنوان مدیر نصب ماشین آلات، مدیر تولید و مدیر کارخانه مراتب شغلی را طی کردم. در این مدت سالن بافندگی پاکریس با ۱۰۰۰ دستگاه ماکوئی و ده دستگاه پروژکتایل سولرز راه آندازی شده و شرکت تحت پوشش بنیاد مستضعفان و جانبازان قرار گرفت.
در سال ۱۳۷۰ در سفری که مهندس رفیق دوست رئیس وقت بنیاد به کرمان داشت، ۵۱ درصد سهام شرکت نساجی بافته های کرمان را از شرکت تعاونی مجتمع صنعتی شهید باهنر برای بنیاد مستعضفان خریداری نمود. من هم به عنوان نماینده بنیاد و مدیرعامل به آنجا رفتم. در آن سال ها کارخانه نساجی بافته های کرمان در حال احداث سالن های تولید و جنبی بوده و این کارخانه با تغییر سهام داران و کسب بودجه جهت تکمیل تأسیسات و نصب ماشین آلات در سال ۱۳۷۲ با موفقیت راه اندازی و بخشی از محصولات مان را نیز به کشورهای ایتالیا، آلمان، ژاپن، پرتقال و... صادر می نمودیم.
در اوایل سال ۷۶، با ارتقاء شغلی مهندس صدرالفروس و مأموریت ایشان به شرکت الیاف من به عنوان جانشین نامبرده به سمت مدیرعامل شرکت پاکریس منصوب شدم. این کارخانه در آن زمان حدود ۲۲۰۰ نفر پرسنل داشت و طی مدت مدیریت من موفق شدیم که سالن رنگرزی و چاپ کارخانه پاکری را نیز احداث و نصب و راه اندازی کنیم. پس از افتتاح رسمی سالن رنگرزی و چاپ پارچه و در سال ۱۳۷۹ ترجیح دادم که در بخش خصوصی مشغول به فعالیت نمایم.
البته این نقل دلیل دیگری نیز داشت. در آن سال ها به این نتیجه رسیده بودم که دیگر کارخانجات دولتی به دلائل مختلف از قبیل بی انگیزگی مدیران و کارکنان آن، عدم تصمیم گیری به موقع و مشکلات تصمیم گیری در معاملات (خرید و فروش) و سرمایه گذاری و... در مقایسه با بخش خصوصی توان رقابتی نداشته و در آینده نزدیک همگی با مشکل روبه رو شده و ادامه حیات این گونه شرکت ها به خطر خواهد افتاد.
تصمیم گیری در بخش خصوصی به آسانی صورت می گیرد اما در بخش دولتی مدت ها به طول می انجامد از سال ۱۳۷۹ تاکنون در بخش خصوصی یعنی شرکت نساجی کویر سمنان و سپس در شرکت مهاباد ریس و شرکت خزرریس به ترتیب در سمت های عضو هیأت مدیره و مدیریت عامل مشغول به کار هستم و در این مدت نیز در بخش خصوصی تجربه جدید به دست آورده و به طور کلی از فعالیت هایم و سهامدار شرکت و نسبتاً راضی هستیم.
● چه چیزی باعث شد در بحبوحه جنگ و قرار گرفتن در منطقه جنگی که اشاره کردید، بمانید و به تولید ادامه دهید و مانند بسیاری صحنه را ترک نکردید؟
بله درست است بسیاری در آن سال ها از کارخانه رفتند اما من با بعضی از همکاران در کارخانه ماندیم و حتی شب ها نیز در آنجا می خوابیدیم. شاید تعصب ما کارخانه را سرپا نگه می داشت. در سال های جنگ این اعتقاد را داشتم که یک عده از هموطنان مان در جبهه مقابل دشمن می جنگند ما هم در پشت جبهه در آن شرایط سخت به تولید ادامه می دادیم و آن را رها نکردیم و ایستادگی ما در مقایسه با سربازان و بسیجیانی که در جنبه رو در روی دشمن و مستقیماً می جنگیدند حداقل کاری بود که ما می توانستیم جهت دفاع از کشور و انقلاب خود انجام دهید.
● مقایسه وضعیت صنعت نساجی پیش از انقلاب، دوران انقلاب و... امروز؟
پیش از انقلاب من مستقیماً در صنعت نساجی کار نمی کردم و اظهاراتی که در مقایسه بیان می نمایم با توجه به اظهارات دوستان با تجربه تر و دورانی است که درآن مطقع من به عنوان کار آموز در شرکت های الیاف و پلی اکریل کار نموده و از طرف شرکت پلی اکریل به عنوان کادر خدمات فنی پس از فروش به شرکت های مختلف از قبیل ایران نیتینگ سابق (پوشینه باف) و مدار و... مراجعه و فعالیت آنان را مشاهده می نمود. پیش از انقلاب که دوران کارآموزی خود را می شنیدم که کارخانجات وضعیت مطلوبی دارند و از پیشرفت مثبتی برخوردار هستند. اکثر کارگران کارخانه ها در آن زمان، کره ای بودند. جالب اینجاست که در آن زمان نیروی کار کم داشتیم و آن را از خارج تأمین می کردیم (یعنی کاملاً برعکس شرایط امروز!!!) کارگران کره ای ۱۲ ساعت به طور مداوم کار می کردند و به طور کلی صنعت نساجی رشد خوبی داشت. وقوع انقلاب و جنگ لطمات فراوان و گاهی جبران ناپذیری به صنعت نساجی وارد ساخت، کمبودها و کوپنی کردن اجناس باعث شد تولیدکنندگان و اصولاً مردم به فکر کیفیت نباشند و به این ترتیب مسأله کیفیت و توجه به آن پس از کمیت قرار گرفت.
در آن زمان هرچه تولید می شد به مصرف می رسید و صف انبوه خریداران کالاها بسیار طولانی تر از عرضه محصولات بود. مسأله بهره وری مانند کیفیت مورد اهمیت چندانی قرار نداشت. با توجه به یارانه هائی که دولت در آن مقطع به صنایع می داد اقتصادی بودن و یا عدم صرفه اقتصادی فعالیت شرکت ها مطرح نبود و شرکت ها با نیروی انسانی مازاد بر نیاز خود به کار ادامه می دادند.
پس از جنگ و حذف یارانه های دولت به صنعت، وضعیت به تدریج به حالت طبیعی خود برگشت. شرکت هائی که در این مدت توانستند ادامه حیات دهند که خود را با شرایط جدید منطبق کردند. در این مدت اکثر شرکت های ناتوان متوقف شده اند که بیشتر آنها دولتی و یا وابسته به دولت و نهادها بودند.
● پشیمان از انتخاب نساجی؟
از انتخاب، تحصیل و فعالیت در رشته نساجی پشیمان نیستم. طی سال ها فعالیت تجربه خوبی کسب کرده ام و از آن راضی هستم. تا امروز در نصب، راه اندازی و اجراء پروژه ۵ ۴ کارخانه و ایجاد شغل بسیار و جذب بیکاران موثر بوده و خوشحالم که عمرم را تلف نکرده ام و فعالیت کاری من منشأ خدمات بسیاری در کشور بوده است.
● وزنه و مهره ارزشمند صنعت نساجی کشور
تعداد این افراد کم نیست و نام بردن از شخص خاصی بی لطفی به خیلی هاست ولی از میان استادانم دکتر شیرسوار یکی از چهره های ارزشمند صنعت نساجی هستند.
● وپایان؟
صنعت نساجی بحران زده نیست، هرچند در این زمینه بسیاری از قوانین جاری کشور از قبیل قوانین کار، تأمین اجتماعی، قوانین گمرکی و... ایراداتی وارد است، اما به نظرم در این شرایط نیز می توان به فعالیت در صنعت نساجی ادامه داده و موفق هم بود. در وحله اول می بایست مشکلات مدیریت ها برطرف گردد. با همین شرایط بسیاری از شرکت ها بسیار خوب کار نموده و دائماً توسعه می یابند ولی بسیاری هم در حال تعطیلی هستند. پس تفاوت آنها در نحوه اداره کردن شرکت هاست نه قوانین.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:46 AM
دو ماه پیش بود كه رئیس شورای اصناف كشور از یك انقلاب در خصوص نحوه تولید و توزیع كالا خبر داد. در آن زمان او قویا از آغاز طرح كدینگ كالا در تیرماه سخن گفت و آن را عاملی برای ساماندهی بازار قلمداد كرد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/389b82a92c46209a8bb59dc8db7fb339.jpg











دو ماه پیش بود كه رئیس شورای اصناف كشور از یك انقلاب در خصوص نحوه تولید و توزیع كالا خبر داد. در آن زمان او قویا از آغاز طرح كدینگ كالا در تیرماه سخن گفت و آن را عاملی برای ساماندهی بازار قلمداد كرد.
محمد آزاد از طرحی آرمانی سخن می گفت كه اجرای آن قاچاق كالا را در محاق فرو می برد. او با هیجان چنین جملاتی را به زبان جاری كرد: «از ابتدای تیرماه همه پوشاك دارای كد و نشانه تجاری می شوند و باید پوشاك از این تاریخ به صورت شناسنامه دار عرضه شود».
خاستگاه این طرح، قانون ساماندهی مد و لباس مصوب مجلس شورای اسلامی است. براساس این قانون شورای اصناف كشور به همراه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین وزارت بازرگانی مسوول ترویج لباس های اسلامی شدند. وزارت بازرگانی با همكاری شورای اصناف طرح جلوه حجاب را نیز در همین راستا به اجرا درآورد. اما اجرای كدینگ كالا آن هم به این سرعت كار ساده ای نبود كه در طول چند ماه محقق شود. محمد آزاد در این خصوص می گوید: «پس از حدود یك سال از تصویب طرح ساماندهی مد و لباس توسط مجلس شورای اسلامی و ابلاغ آن به وزارتخانه های ارشاد و بازرگانی هم اكنون شورای اصناف كشور به عنوان مسوول ساماندهی واحدهای صنفی تولیدكننده و فروشنده پوشاك در سطح كشور مشغول به كار شده است».
محمد آزاد بر لزوم ایجاد فرهنگ مد و لباس اشاره می كند: «مردم ما بر اصول فرهنگی كشور پایبند هستند ولی وقتی در فروشگاه ها لباس های نامتعارف عرضه می شود به نوعی باعث تبلیغ آن لباس و استقبال مردم می شود. در حالی كه وقتی به واحدهای صنفی می گوییم چرا این نوع لباس ها را می فروشید می گویند مردم می خرند». آزاد با جدیت تمام از اجرای دقیق طرح كدینگ كالا سخن می گفت: «پوشاك باید مورد تایید اتحادیه قرار گیرد و كدگذاری شوند ضمن اینكه تولیدكننده آن نیز باید مشخص و دارای كد شود. به این ترتیب تولیدكنندگان غیرمجاز كه مبادرت به تولید لباس های مبتذل می كنند و بر فرهنگ مردم ضربه می زنند از دور فعالیت خارج می شوند». اما این طرح با آن جدیتی كه رئیس شورای اصناف بر آن تاكید كرده بود به اجرا در نیامد تا رویای ساماندهی كلیه پوشاك آن هم در سراسر كشور نیمه تمام باقی بماند».
اجرای چنین طرحی از همان ابتدا هم آرمانی به نظر می رسید اما آزاد به چنین دیدگاهی قائل نبود: «از اواخر سال گذشته بخشنامه هایی را به تمام اتحادیه های پوشاك سراسر كشور ارسال كرده ایم و این طور نیست كه به یكباره دستور اجرای آن از اول تیر را داده باشیم. فقط اجرای رسمی آن از ابتدای تیر آغاز شده است».
رئیس شورای اصناف در آن زمان واحدهای صنفی را تهدید به جمع آوری پوشاك بدون شناسنامه از ابتدای تیرماه كرد: «در صورتی كه فروشگاهی لباس بدون شناسنامه داشته باشد جمع آوری و ضبط می شود ضمن اینكه پوشاك بدون شناسنامه كالای قاچاق محسوب شده و طبق قوانین به آن جریمه تعلق می گیرد».
آزاد با اشاره به همكاری نیروی انتظامی با شورای اصناف گفت: «نیروی انتظامی به علاوه سازمان بازرسی وزارت بازرگانی در تمام استان ها و بازرسان مجامع امور صنفی در شهرستان ها اجرای این طرح را تضمین كرده اند».
اما پس از پلمب شدن چند واحد صنفی در تهران به واسطه عرضه پوشاك غیراسلامی و اعتراض اهالی صنوف به شورای اصناف به خاطر عدم حمایت از واحدهای صنفی، عقب نشینی در كدام روسای شورای اصناف معنا پیدا کرد به طوری كه دیگر از برخورد با واحدهای صنفی سخنی به میان نیامد. زمانی كه معاون بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی از برخورد با واحدهای صنفی متخلف در طرح كدینگ كالا توسط نیروی انتظامی سخن گفت محمد آزاد خواستار تعدیل در برخورد با واحدهای صنفی شد: «از وزارت بازرگانی درخواست كرده ایم در تیرماه فقط به تذكر بسنده كنند و برخورد را در مرحله بعدی در دستور کار قرار دهند.» این نوع اظهارنظر خود نشانه ای برای تاخیر در اجرای چنین طرحی بود.
اما محمدصادق مفتح، توقف در اجرای این طرح را قبول ندارد: «طرح كدینگ با موفقیت در حال پیشروی است، اطلاع رسانی در سراسر كشور انجام شده است و واحدهای صنفی نحوه فعالیت صحیح را تجربه می كنند.» این درحالی است كه برخی از نمایندگان شهرستانی شورای اصناف كشور از این طرح ابراز بی اطلاعی كردند. صدیقی علا نماینده تبریز در این خصوص می گوید: «من كه عضو شورای اصناف هستم از جزئیات این طرح اطلاع ندارم چه رسد به وام های صنفی كه با این شرایط می خواهند واحدهای متخلف را نیز پلمب كنند.»
او به اعتراض خود اینچنین ادامه می دهد: «شورای اصناف باید حامی حقوق اصناف باشد نه اینكه اجراكننده صرف دستورات وزارت بازرگانی. مسوولان شورای اصناف باید به نفع اصناف عمل كنند و خواسته های وزارت بازرگانی را دربست نپذیرند.» محمد آزاد درخصوص طرح كدینگ پا را فراتر گذاشته بود، او وعده داده بود از ابتدای تیرماه پوشاكی كه از خارج كشور وارد می شوند هم پس از عبور از گمرك توسط اتحادیه پوشاك كدگذاری می شود: «یك نمونه از لباس وارداتی به اتحادیه می رود و پس از تایید اتحادیه و همگون بودن آن با فرهنگ ایرانی و اسلامی كد وارداتی می گیرد. این گونه علاوه بر ساماندهی تولیدكننده های داخلی قاچاق پوشاك نیز ورچیده می شود.» شاید محمد آزاد رویاپردازانه از متوقف شدن قاچاق پوشاك سخن می گفت چرا كه حتی رئیس مجمع امور صنفی تولیدی تهران نیز چنین موضوعی را محقق شدنی نمی داند: «قرار شده است با كدینگ كالا فعالیت تولیدكننده های غیرمجاز متوقف شود و واحدهای پروانه دار و دارای كد پوشاك فروشگاه ها را تامین كند اما صحبتی درخصوص كدگذاری پوشاك وارداتی نبوده است.»
محمد پورمزرعه كه خود عضو هیات رئیسه و خزانه دار شورای اصناف است دنباله كلامش را این گونه می گیرد: «ساماندهی و كدگذاری پوشاك وارداتی فعلاً دور از دسترس به نظر می رسد چرا كه كار بزرگی باید در این زمینه صورت گیرد.» پورمزرعه روند اجرای طرح كدینگ را موفقیت آمیز می داند: «این طرح در حال اجرا است و متوقف نشده است و منتظر نتایج مثبت آن هستیم.»
● شكست در عمل
طرح كدینگ كالا كه با محوریت وزارت بازرگانی و اصناف قرار بود از اول تیرماه در مرحله اول در سطح تهران و بازار پوشاك اجرایی شود گویا به دلیل گستردگی بازار و پراكندگی مراكز فروش پوشاك و افزایش رقم قاچاق و ورود پوشاك از مبادی غیررسمی، این طرح را در عمل با شكست مواجه كرده است. در حال حاضر بیش از ۶۳۰۰ واحد فروش پوشاك در تهران اقدام به دریافت باركد ملی از اتحادیه پوشاك كرده اند كه با توجه به تعداد بالای فروشگاه های پوشاك در سطح شهر تهران این میزان بسیار اندك می نماید.
طرح كدینگ كالا قرار بود با هدف مبارزه با پوشاك نامناسب و خارج از عرف جامعه و قاچاق اجرا شود.
اما گزارش ها از بازارهای مهم فروش پوشاك در تهران حكایت دیگری دارد. فروشندگان بدون هیچ دردسر و مزاحمتی اقدام به فروش انواع پوشاك خارجی و بدون باركد ملی می كنند. گویا اجرای این طرح نیازمند صرف نیرو و هزینه و زمان بالایی از سوی نیروی انتظامی، شورای اصناف و وزارت بازرگانی بوده است.
برخی از فروشندگان پوشاك عدم مشورت با مسوولان اصلی این طرح كه در واقع فروشندگان هستند و نیز بدون كارشناسی بودن طرح كدینگ را از جمله دلایل شكست این طرح دانستند. مسعود میركاظمی، وزیر بازرگانی چندی پیش در یك نشست خبری در خصوص جمع آوری كالاهای قاچاق اظهار كرده بود؛ «ستاد مبارزه با قاچاق كالا طرح جدیدی را برای برخورد با كالای قاچاق در مبادی ورودی كشور به دولت ارائه كرده است.»
محمد آزاد، رئیس شورای اصناف نیز گفته بود: «در طرح كدینگ كالا پوشاك نامناسب و قاچاق كه بدون باركد مخصوص و شناسایی باشند از واحدهای صنفی جمع آوری خواهد شد و واحدهای صنفی باید در جهت اصلاح یا كدگذاری آنها تلاش كنند.»
● زمینه ساز یكسانی قیمت ها
اما طرح كدینگ ملی كالا فراتر از چیزی است كه تا امروز وزارت بازرگانی و شورای اصناف قصد اجرای آن را داشته اند، هر چند كه می توان كدینگ پوشاك را زمینه ساز اجرای كدینگ ملی كالا در ایران عنوان كرد.
ضرورت توسعه صادرات كالاهای غیرنفتی، حضور ایران در مجامع و بازارهای منطقه ای و بین المللی، بهبود وضع تجارت داخلی خارجی، ساماندهی بازار نقاط مختلف كشور، یكسان سازی قیمت یك كالا در مناطق مختلف و نیز آمادگی برای تجارت الكترونیكی، دست اندركاران تنظیم بازار و تجارت ایران را برآن داشت تا اجرای طرح كدینگ ملی كالا را در ایران به طور جدی در دستور كار خود قرار دهند.
سیستم كدینگ ملی كالا، نسخه توسعه یافته سیستمی به نام سماپل (سیستم مدیریت اطلاعات پشتیبانی و آماد) است كه سابقه مطالعه، تحقیق و بررسی آن توسط متخصصان كشورمان به ۱۵ سال پیش بر می گردد.
سیستم كدینگ ملی با گردآوری، سازماندهی و نشر اطلاعات صحیح و كنترل شده از همه محصولات و خدماتی كه در بازارهای كشور مبادله می شود، دیدگاهی جامع و فراگیر از اقتصاد و تجارت ملی ارائه می كند، به نحوی كه با توسعه این سیستم در سطح واحدهای تولیدی و بازرگانی، تنوع اقلام عرضه شده به بازارهای كشور و اینكه در عرضه كالا و هر دسته كالایی چه تعداد مرجع عرضه كننده وجود دارد، مشخص می شود. سیستم كدینگ ملی با شناسنامه دار كردن شركت های تولیدی و بازرگانی كه تولیدات خود را به زنجیره تامین عرضه می كنند، نقش مهمی در سلامت و شفافیت نظام اقتصادی ایفا می كند، ضمن اینكه از طریق ساز و كارهای پیش بینی شده در این سیستم ، هر واحد یا مرجع عرضه كننده به عضویت سیستم درآمده و مشخصات كامل خود، نمایندگی ها و محصولاتش را در پرتال ملی اطلاع رسانی، ارائه می كند. خریداران كالا با استفاده از این پرتال و با مطالعه دقیق مشخصات كالا و مقایسه آنها با یكدیگر، بهترین گزینه را انتخاب می كنند كه این امر نیز رقابت سالم را افزایش داده و تامین كالا را با اطمینان ممكن می سازد.
كد ملی كالاها و اجناس از ۱۶ رقم و سه واحد تشكیل شده است. واحد نخست از ۷ رقم تشكیل شده است و اطلاعات ماهیتی كالا ها را ارائه می دهد.
واحد دوم كه ۵ رقمی است ، كد عضویت مركز تولید كالا است و قسمت سوم هم ۴ رقم را شامل می شود و اطلاعات شركتی كالا و اجناس (قیمت ، سال تولید، انقضا، كیفیت و رسته عرضه كننده) را در برمی گیرد.
احمد غلامزاده ، مدیرعامل مركز ملی شماره گذاری كالا در این باره می گوید: طرح كدینگ موجب جلوگیری از ورود و خروج كالاهای قاچاق به كشور یا از كشور می شود، به طوری كه آنچه از مجاری متداول و مرسوم انجام می شود، می تواند با استفاده از این سیستم پشتیبانی اطلاعات شود، به این معنا كه صادركنندگان و واردكنندگان مجاز و معتبر كالا، می توانند عضو سیستم كدینگ ملی شده و اطلاعات خود و محصولات مربوطه را در پرتال این سیستم ارائه كنند.
وی می افزاید: سیستم كدینگ كالا، نمایشگاهی دائمی برای كالاها و خدمات عرضه شده در كشور ایجاد می كند كه در این نمایشگاه اطلاعات كامل و سازمان یافته ای از تمام محصولات قرار می گیرد. مدیرعامل مركز ملی شماره گذاری كالا اضافه می كند: در سیستم كدینگ ملی، همه واحدهای اقتصادی اطلاعات كامل و ساختار یافته محصولات خود را ارائه می دهند و این در نهایت منجر به انتخاب و ترجیح بعضی محصولات بر برخی دیگر می شود.
حسن قدیریان، استاد دانشگاه و كارشناس بازار نیز در این باره معتقد است: سیستم كدینگ ملی كالا موجب می شود همه مواد اولیه و كالاهای تجاری را كه توسط عرضه كنندگان اعم از تولیدكننده ، واردكننده و توزیع كننده به بازار كشور ارائه می شود، دارای كد شناسه شود.
وی با تاكید بر اینكه به كارگیری این سیستم موجب افزایش بهره وری و صرفه جویی در اقتصاد كشور می شود، می افزاید: طرح كدینگ در مجموع ساماندهی كاملی در تولید و عرضه كالاها و اجناس كشور ایجاد می كند.
زبان مشترك، سرعت دادن و ایجاد اطمینان در تبادل اطلاعات و دسترسی به آن ، فراهم آمدن آمار و اطلاعاتی كه پیش نیاز فعالیت های تصمیم گیری ، برنامه ریزی و سیاستگذاری است ، ایجاد سیستم های اطلاع رسانی فراگیر در سطح ملی نظیر شبكه اطلاع رسانی بازرگانی كشور، جلوگیری از دوباره كاری در طراحی سیستم های طبقه بندی، انتقال سریع و دقیق اطلاعات مربوط به مراكز تهیه ، تولید و فروش كالا، توسعه تجارت الكترونیكی ، كاهش هزینه های مبادله و نیز جلوگیری از اتلاف منابع مالی و انسانی كه در اثر اشتغال در كارهای یكسان و موازی به وجود می آید، مهم ترین مزایای طرح كدینگ كالاست.
تدوین نهایی طرح كدینگ ملی كالا در دولت نهم و توسط چهار گروه متخصص به پایان رسیده و قرار است این طرح كه بزرگ ترین زیرساخت اطلاعاتی تجارت كشور است به زودی توسط رئیس جمهور به بهره برداری می رسد.
● به دنبال هرج و مرج
كسانی كه با طرح نظام كدینگ كالا مخالف هستند، به دنبال ایجاد هرج و مرج هستند تا از این طریق بتوانند به سوءاستفاده های خود ادامه دهند. موسی الرضا ثروتی، عضو كمیسیون اجتماعی مجلس با بیان این مطلب می گوید: كدگذاری كالا امری موثر است و در رابطه با آن هم قانونی داشته ایم كه هیچ كالایی بدون برگه فروش و كد به فروش نرسد كه البته وزارت بازرگانی در اجرای این امر كمی سهل انگاری كرده است. وی ادامه می دهد: وزارت بازرگانی باید با توجه جدی تر به طرح كدینگ كالا سعی در اجرای آن در كالاهای داخلی و خارجی داشته باشد.
ثروتی خاطرنشان می سازد: یك هدف حائز اهمیت این طرح، شناسایی تولیدكنندگان كالا و درج سوابق آنها روی محصولات است تا بتوان از بروز ضعف ها جلوگیری كرد.
عضو كمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به دیگر شاخصه ها و مزایای طرح كدینگ در جلوگیری و كاهش چشمگیر قاچاق كالا می افزاید: كسانی كه با طرح نظام كدینگ كالا مخالف هستند به دنبال ایجاد هرج و مرج هستند تا بتوانند به سوءاستفاده های خود ادامه دهند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








روزنامه تهران امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:47 AM
از آنجا كه پوشاك به عنوان یكی از اقــلام اساسی مـورد نیاز در سبد مصرفی خـــانوارهـــای ایـرانی، نقش مهمی در مسائــل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هم از بعد مصـرف خانوار و هم از بعد تـولیـد و اشتغال ایفـا می كند، بــا مسائل و مشـكلات فراوانــی در عرصه تولید و عرضه دست به گریبان است كــه در ذیل به اهم آنها اشاره خواهد شد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/dc3ed7c213aa86b0f5633093dff847e6.jpg











از آنجا كه پوشاك به عنوان یكی از اقــلام اساسی مـورد نیاز در سبد مصرفی خـــانوارهـــای ایـرانی، نقش مهمی در مسائــل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هم از بعد مصـرف خانوار و هم از بعد تـولیـد و اشتغال ایفـا می كند، بــا مسائل و مشـكلات فراوانــی در عرصه تولید و عرضه دست به گریبان است كــه در ذیل به اهم آنها اشاره خواهد شد: در حال حاضر در تولید پوشاك داخلی بسیـــاری از استــانــداردهــای مربوط به حقوق مصرف كنندگان رعایت نمی گردد، یكی از ایـن مـوارد عـرضه پـوشـاك و لباس هایی است كه بدون برچسب معرفی ویژگی های آن كالا و یــا بــه عبــارت دیگــر بــدون شنــاسنــامـه (Brand) در بــازار توزیع می شوند، نكته قابل توجه دیگر اینكه اغلب تولید كنندگان پوشاك در كشور نام و نشان خاص ندارند و كالای اكثر آنان بدون نصب نام و علامت تجاری است كه تعداد انگشت شماری از آنها مبادرت به نصب نام تجاری خود بر پوشاك تولید شده می کنند.
این امر تا جایی است كه تولید لباس در كارگاه های تولید پوشاك داخلی و نصب مارك های خارجی بر آنها به یك عرف رایج تبدیل شده است.
از طرف دیگر عدم توجه واحدهای صنفی تولیدی و توزیعی در داخل كشور به مساله رنگ، طرح و مدل های روز، همچنین وابسته تر شدن مصرف كنندگان به بازار مد، تقلبی بودن یا بی كیفیت بودن پوشاك تولید شده و متفاوت بودن قیمت فروش در فروشگاه های پوشاك نقاط مختلف شهر، تبلیغات گسترده و خلاف واقع بعضی از فروشندگان لباس درخصوص پوشاك، عدم وجود این امكان برای مصرف كننده یا خریدار كه بتواند جنس معیوب یا دارای اشكال خود را تعویض كرده یا پس دهد، به طور كلی منجر به نارضایتی و ناخشنودی مردم از تولید و عرضه پوشاك در كشور شده است. وجود این شرایط موجب شده تا نه تنها مصرف كنندگان علی رغم صرف هزینه و زمان لازم مطلوبیت كافی از خرید خود كسب ننمایند بلكه موجب ضرر و زیان های فراوانی برای تولیدكنندگان و توزیع كنندگان خواهد شد.
علاوه بر مشكلات پیش گفته در خصوص صنعت فعلی پوشاك، می توان به هجوم پوشاك وارداتی نامرغوب و بعضاً دست دوم به بازار به خصوص پوشاك چینی، پاكستانی و هندی اشاره داشت.
البته علل و عوامل مختلفی در ایجاد مسائل و مشكلات پیش روی صنعت پوشاك و البسه دخیل می باشند كه در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.
بالا بودن نرخ تورم و به تبع آن افزایش هزینه های مربوط به عوامل و نهادهای به كار گرفته شده در تولید پوشاك داخلی و در عین حال ثبات نسبی نرخ ارز و اجباری نبودن رعایت استاندارد موجب گردیده تا واردات پوشاك خارجی از تولید پوشاك در داخل ارزان تر تمام شود. حال اگر این پوشاك وارداتی از نوع نامرغوب یا بدون رعایت استانداردهای تولید باشد، ارزان تر نیز تمام خواهد شد. در نتیجه تولید كننده داخلی ضرر خواهد كرد و سرمایه گذاران نیز رغبت به سرمایه گذاری در چنین صنعتی را نخواهند داشت.
اجباری نبودن رعایت اصول و استانداردهای دوخت، ویژگی های كالا و تولید كننده در بخش عمده ای از تولیدات پوشاك كشور به خصوص واحدهای صنفی، استفاده از مارك ها و مدل های خارجی در طراحی و دوخت بسیاری از تولیدات، عدم توجه به ایجاد و گسترش واحدهای تولیدی و سازمان های صنفی به منظور تحقیق، مطالعه و انجام امور طراحی و مدل سازی با توجه به معیارهای فرهنگی، اجتماعی و مذهبی مورد پذیرش جامعه، غیر شفاف بودن قوانین موجود در خصوص تولید و توزیع و عدم وجود قوانین حامی حقوق مصرف كنندگان، از دیگر مشكلات پیش روی تولید پوشاك داخلی است. نكته قابل توجه دیگری كه در این راستا مطرح است، وجود سازمان های صنفی متعدد در نظام تهیه، تدارك و توزیع پوشاك كشور است، به طوری كه در حال حاضر فقط در شهر تهران سوای شمیرانات و شهرری و سایر استان های كشور ۴ اتحادیه مرتبط و همگن با عناوین:
۱) اتحادیه صنف تولیدكنندگان و فروشندگان پوشاك
۲) اتحادیه صنف پیراهن دوز
۳) اتحادیه صنف خیاطان
۴) اتحادیه صنف كشباف و دو مجمع امور صنفی دخیل می باشند. البته مشكل وجود دو مجمع امور صنفی در كلیه شهرهای بزرگ در بیش از ۲۰ هزار واحد صنفی وجود دارد. وجود ۴ اتحادیه همگن و دو مجمع امور صنفی و به تبع آن تعدد متولیان به منظور تصمیم گیری، برنامه ریزی، نظارت و كنترل، نظم را برهم زده و منجر به تقابل و موازی كاری دو مجمع رودرروی یكدیگر می گردد. این امر موجب شده تا اتحادیه های صنفی فعال در حوزه تولید و توزیع نیز كه باید با توجه به همگن بودن ماهیت اغلب كالاهای خود یكی باشند، دوگانه و بعضاً چندگانه عمل كرده و اینگونه بخشی نگری ها باعث ایجاد چند اتحادیه یك شكل شده است، لذا برای رفع مشكلات پیش روی صنعت پوشاك اعم از واردات پوشاك خارجی بنجل و بی كیفیت كه فاقد استانداردهای سلامت و همچنین معیارهای فرهنگی اجتماعی جامعه هستند و همچنین ركورد وضعیت تولید داخل، نه تنها اعمال نفوذ و سیاستگذاری های دولت در حوزه تولید و واردات از جمله اعمال كنترل بر ورود پوشاك خارجی فاقد استاندارد و وضع تعرفه های مناسب به منظور محدودیت ورود كالاهای خارجی، امری اجتناب ناپذیر خواهد بود، بلكه اعمال ---------- های فرهنگی و فرهنگ سازی برای احیای الگوهای بومی و مدل سازی با توجه به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی، امری مهم و ضروری قلمداد می گردد.
در حیطه تولید نیز دولت می تواند با حمایت از تولیدات استاندارد و دارای مشخصات مناسب از طریق سیاستگذاری های درست و ارائه انواع كمك های مستقیم و غیرمستقیم به تولیدكنندگان داخلی و همچنین اتخاذ ---------- های اقتصادی مناسب در زمینه اجباری نمودن نصب اطلاعات مربوط به شناسایی ویژگی های كالاهای تولیدی و وارداتی تحت عنوان لیبل یا(Brand) اقدام نماید. به علاوه در خصوص تعدد اتحادیه ها و مجامع امور صنفی مرتبط با تولید و توزیع پوشاك نیز باید گفت ایجاد انسجام و یكپارچگی در ساماندهی واحدهای صنفی تولیدی و توزیعی و قراردادن تنها یك سازمان صنفی برای انجام برنامه ریزی و نظارت بر امور مربوط به آنها هم آسیب پذیری این بازار را تا حدی كاهش می دهد و هم موجبات رقابت پذیری تولیدات ایرانی با تولیدات خارجی را فراهم می سازد و در ضمن امكان تخلف از مقررات توسط واحدهای صنفی را كاهش داده و نظارت و مدیریت را قوی تر و منسجم تر می نماید.
یكی از پیشنهاداتی كه در این خصوص قابل طرح است ادغام اتحادیه های تولیدی و توزیعی با یكدیگر است. به همان نحوی كه در قانون نظام صنفی مصوب سال ۱۳۵۰ پیش بینی شده بود.
بدین ترتیب كه یك اتاق اصناف در هر شهر مسوولیت رسیدگی به امور را بر عهده گیرد. به عبارت دیگر اتحادیه های همگن و مشابه برای انسجام بیشتر و ایفای نقش موثر در تنظیم بازار و استفاده از دانش روز و فناوری و نظارت و برقراری توازن و هماهنگی در بخش پوشاك ادغام شوند و مركز امور اصناف و بازرگانان و معاونت توسعه بازرگانی داخلی نیز به نمایندگی از سوی دولت اعمال نظارت و سیاستگذاری نمایند. در این ارتباط ادغام مجامع امور صنفی توزیعی خدماتی و تولیدی خدمات فنی در شهرهایی با بیش از ۲۰ هزار واحد صنفی نیز می تواند مدنظر قرار گیرد تا بدین ترتیب به جای موازی كاری ها و تقابل این دو مجمع با هدف بخشی نگری نسبت به یكدیگر، وظیفه ساماندهی، نظارت و هدایت واحدهای صنفی زیرمجموعه به درستی صورت گیرد و به جای تشكیل اتحادیه ها براساس كالاهای مورد فعالیت توسط واحدهای صنفی همانند همه جای دنیا، اتحادیه ها براساس گروه های كالایی كه مجموعه بزرگ تری است تشكیل گردند تا افراد صنفی به سمت و سوی فروشگاه های بزرگ پوشاك تشویق و برای انجام امور مربوطه از جمله دریافت جواز كسب مجبور نباشند به چندین اتحادیه مختلف مراجعه نمایند كه نمونه های موفقی هم وجود دارد، همچون اتحادیه صنف كفاش، اتحادیه صنف درودگران و اتحادیه صنف طلا و جواهر كه رسته های تولید و فروش آن در یك اتحادیه صنفی مدیریت می شود كه بسیار موفق و موثرند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








روزنامه تهران امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:47 AM
تغییر ذائقه و پسند مشتری به واسطه اصول علمی، سخنی بجا و منطقی است. امروزه تنوع طلبی به عنوان یكی از ویژگی های انسان ها به شمار می رود كه چنانچه ارتباط میان آن و قیمت كالا برای تولیدكنندگان به خوبی تبیین نشده باشد، می تواند در روند بازار تاثیر عمیقی بر جای گذارد. معمولا روحیه تنوع طلبی با قیمت بالای اجناس ارتباط عكس دارد، یعنی هر اندازه افراد تنوع طلب تر می شوند، دوست دارند كالایی با قیمت پایین تر بخرند، مدتی استفاده كنند و سپس دور بیندازند.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/37e4b1168f2deebdf1e954e0b460aa36.jpg











تغییر ذائقه و پسند مشتری به واسطه اصول علمی، سخنی بجا و منطقی است. امروزه تنوع طلبی به عنوان یكی از ویژگی های انسان ها به شمار می رود كه چنانچه ارتباط میان آن و قیمت كالا برای تولیدكنندگان به خوبی تبیین نشده باشد، می تواند در روند بازار تاثیر عمیقی بر جای گذارد. معمولا روحیه تنوع طلبی با قیمت بالای اجناس ارتباط عكس دارد، یعنی هر اندازه افراد تنوع طلب تر می شوند، دوست دارند كالایی با قیمت پایین تر بخرند، مدتی استفاده كنند و سپس دور بیندازند.
لباس هم از این قاعده مستثنا نیست. هم اكنون مانتوهای زنانه ای كه از آن سوی مرزها با نازل ترین قیمت وارد می شوند ۱۳ تا ۲۰ هزار تومان قیمت دارند، در حالی كه برای یك مانتوی دوخت ایرانی ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان قیمت گذاشته می شود، بنابراین در این شرایط مشتری ترجیح می دهد همان كالای خارجی را مصرف كند. صدیقه پاك بین، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا، دبیر انجمن طراحان لباس و پارچه ایران كه خود سال هاست در خصوص پوشاك ایرانی تحقیق می كند در خصوص لزوم ساماندهی لباس معتقد است در وهله اول برگزاری جشنواره ها و همایش های پوشاك برای تحرك بخشیدن به پوشاك ایرانی گامی موثر است.
او با بیان اینكه در حال حاضر طراحان لباس در جامعه ما جایگاهی ندارند، می گوید: تا پیش از اینكه صحبتی از لزوم ساماندهی لباس در میان باشد، كسی با طراحان آشنا نبود و حتی صاحبان صنایع هم رغبتی برای به كارگیری آنها از خود نشان نداده بودند. حتی فارغ التحصیلان رشته طراحی لباس و پارچه یا فعالیت نمی كنند یا اگر فعال باشند به صورت كارگاه های كوچك تولیدی یا در رشته های غیرمرتبط با تخصص خود مثل گرافیك در حال كار هستند.
پاك بین با بیان اینكه تولید پوشاك زنانه در ایران فاقد فناوری است، ادامه می دهد: بیشتر لباس های ارائه شده نتیجه كپی برداری از مدل های اروپایی است كه تولیدكننده بسیار ناشیانه در آن دست می برد؛ چراكه بیشتر لباس های موجود با سایز زنان ایرانی مطابقت ندارد. از سوی دیگر الگوهای لباس ما هم بسیار مشكل دارند؛ همچنین جای تزئین و طرح های ایرانی و سنتی روی پارچه ها و لباس های ما بسیار خالی است و كمتر به این ویژگی لباس توجه می شود. دبیر انجمن طراحان لباس و پارچه ایران تصریح می كند: ما برای تولیدات خود حتی فاقد مواد اولیه پوشاك مثل پارچه هستیم. بیشتر پارچه های موجود در بازار وارداتی هستند و پارچه های مخصوص پوشاك زنانه در ایران تولید نمی شود مگر در موارد استثنایی و كم.
مدیر گروه طراحی پارچه و لباس دانشگاه الزهرا از كمبود ارتباط میان دانشگاه و صنعت گله می كند و می گوید: رشته طراحی پارچه و لباس هرچه سریع تر باید به صنعت وارد شود، این ارتباط در حدود ۴۰ درصد ایجاد شده اما باید با استمرار این حركت نقش دانشگاه در صنعت در زمینه طراحی لباس و پارچه پررنگ تر شود.
صدیقه پاك بین در این گفت وگو ضمن بیان تاریخچه رشته طراحی پارچه و لباس در دانشگاه الزهرا می گوید: در سال ۱۳۴۵ در دانشگاه الزهرا كه آن زمان با نام موسسه آموزش عالی دختران شناخته می شد، رشته خیاطی راه اندازی شد و در سال ۱۳۵۲ به رشته طراحی پارچه و لباس تغییر نام یافت. از سال ۶۸ـ۶۷ نیز به دو گرایش مجزا تقسیم گردید. البته رشته بافت نیز برای مدتی تدریس می شد اما به دلیل عدم استقبال درخور دانشجویان، تنها یك دوره فارغ التحصیل داشت و مجددا دو گرایش طراحی پارچه و لباس باقی ماند. وی افزود: اخیرا با توجه به تغییر سرفصل و محتوای برخی دروس، علاقه مندی دانشجویان بیشتر شده است. سعی كرده ایم رشته طراحی لباس و پارچه كاربردی تر شود به همین منظور از اساتید دانشگاه های مختلف دعوت به عمل آوردیم و دروسی مانند چاپ، بافت و... به دروس اضافه شد.
زیرا این دو رشته مكمل یكدیگر هستند و بهتر است در كنار هم قرار گیرید تا بازدهی كار بیشتر و كیفیت آموزش نیز ارتقا یابد. پاك بین در خصوص تغییرات صورت گرفته در دروس تخصصی رشته طراحی پارچه و لباس می افزاید: برنامه دروس باید هر دو سال یك بار تغییر كند و بازبینی شود زیرا دانش امروز در دنیا به سرعت تغییر پیدا می كند. ما به این نتیجه رسیده ایم كه حركت این رشته به سوی صنعت باید سریع تر صورت گیرد. در حال حاضر تصمیم داریم رشته طراحی لباس مردانه را برای شاخه كار و دانش طراحی نماییم. دبیر انجمن طراحان پارچه و لباس تاكید كرد: تقریبا ۳ـ۲ سالی است كه این رشته جایگاه مناسب و بهتری پیدا كرده است. با كارخانجات و واحدهای صنعتی متعددی ارتباطات مثبتی برقرار شده است.
او تعصب خاصی به این رشته كاری و درسی اش دارد و از سال ۶۴ به برنامه ریزی پیرامون طراحی لباس و پارچه می پردازد و می گوید: به دلیل همین تعصب سعی می كنم از واحدهایی كه در زمینه این رشته در سایر كشورها وجود دارند كسب اطلاع نمایم و آنها را در جهت علمی تر و تخصصی تر شدن رشته طراحی پارچه و لباس به كار گیرم.
پاك بین یادآور می شود: دبیرخانه ای در زمینه طراحی لباس تشكیل شده است اما تصور می كنم افرادی كه در این زمینه كار می كنند حتی اطلاع ندارند كه در دانشگاه الزهرا رشته طراحی پارچه و لباس وجود دارد و اساتید ارزشمندی نیز در آن تدریس می كنند كه می توانند نظرات سازنده ای در مورد لباس ملی ارائه نمایند.
او در ادامه می افزاید: در مورد لباس ملی باید عرض كنم آنطور كه برخی تصور می كنند لباس ملی تنها یك نوع لباس نیست. ممكن است دو یا چند لباس ملی داشته باشیم كه معرف و نماد ایران و ایرانی در مجامع بین المللی باشد. پاك بین اشاره ای نیز به انجمن طراحان پارچه و لباس می نماید و تصریح می كند كه مدت ها بود كه در فكر ایجاد یك انجمن برای طراحان پارچه و لباس در ایران بودم. این موضوع را با همكاران و دوستان در میان گذاشتم و سرانجام اقدامات اولیه جهت ثبت انجمن صورت گرفت. اعضای هیات موسس از میان كارشناسان انتخاب شدند و پس از كش وقوس های فراوان و طی مراحل قانونی این انجمن به وجود آمد. در حال حاضر نیز در صدد انتشار خبرنامه انجمن هستیم.
او با اشاره به مساله مد می گوید: همان طوری كه می دانید در داخل كشور خط دهنده مد نیستیم و اكثر قریب به اتفاق مد پارچه و لباس از سایر كشورها اقتباس می شود و مورد استفاده تولیدكنندگان و مصرف كنندگان داخل كشور قرار می گیرد. دبیر انجمن طراحان پارچه و لباس درباره هدف تشكیل چنین انجمنی می گوید: با تشكیل انجمن طراحان پارچه و لباس قصد داریم در ایران خط دهنده باشیم زیرا توانمندی های فراوانی در این زمینه داریم. بحث پوشاك از اهمیت فراوانی برخوردار است زیرا پوشش تنها محافظ انسان در برابر سرما و گرما نیست بلكه می تواند بعد اقتصادی، فرهنگی، ---------- و... نیز داشته باشد. خوشبختانه پوشش مشاغل و سازمان های مختلف در شهر جدی گرفته شده به طوری كه اكثر سازمان هایی كه برای آنان پوشش خاصی در نظر گرفته شده است، از این موضوع رضایت كافی دارند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








روزنامه تهران امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:48 AM
گفت وگو با مهندس تقی گرجی نیا ـ مدیر عامل صندوق غیر دولتی توسعه صادرات صنایع نساجی و پوشاک ایران












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/4601974b0db23c8749ca6918c2be458f.jpg











صندوق غیر دولتی توسعه صادرات صنایع نساجی و پوشاک به اتکا به بند هـ ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با هدف تحقق تفکر جهش صادرایت و به منظور سامان بخشیدن به صنعت نساجی و پوشاک در تاریخ ۴/۱۱/۸۳ پس از یک سال و نیم تلاش گروهی افتتاح شده است.
با هدف آشنائی بیشتر با فعالیت ها و عملکرد این صندوق جهت افزایش صادرات محصولات نساجی و پوشاک کشور و اطلاع از وضعیت آن با مدیر عامل صندوق گفت وگوئی انجام داد یم که ملاحظه می کنید:
▪ صندوق غیر دولتی توسعه صادرات صنایع نساجی و پوشاک با چه اهدافی تشکیل شده است؟
ـ بهتر است قدری به فضای سالن های گذشته برگشته که در آن سال ها موضوع صادرات از مقولات مغفول در چرخه اقتصاد کشور بود اشاره کنم. تیم اقتصادی دولت به هنگام تدین برنامه سوم توسعه با رویکرد مبتنی بر تجمع توانمندی کشور با هدف تعمیم اندیشه تشکل گرائی در صدد برآمدند تا با استفاده از خرد جمعی و نگاهی برون گرا به اقتصاد و در راستای لزوم به ایجاد موازنه در مراودات اقتصادی، دستیابی پایدار به بازارهای هدف را سرلوحه فعالیت تجاری کشور قرار دهند و با طرح بند ـ در ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه کشور با انگیزه تحقق استراتژی جهش صادرایت که موضوع تأسیس صندوق هیا غیر دولتی توسعه صادرات با گرایش تخصصی و گستره فعالیت هفت صندوق به صورت ملی و سه صندوق با محدوده استانی بوده که از جمله صندوق توسعه صادرات صنایع نساجی و پوشاک ایران است که با حوزه کار در سطح کشور به مرکزیت مشهد مقدس می باشد و این صندوق در تاریخ ۳۰/۹/۱۳۸۳ با ماهیت غیر دولتی با شخصیت حقوقی برگرفته از تصمیم صاحبان سهام که عمدتاً واحدهای تولیدی و صادرکنندگان صنایع نساجی و پوشاک هستند تأسیس گردید و در بهمن ماه سال ۱۳۸۳ با پیام وزیر وقت بازرگانی که ایده بدیع حیات صندوق ها رهین نگرش آن بزرگوار و همکاران خصوصاً ریاست وقت سازمان توسعه تجارت ایران و معاون کل سازمان باامعان نظر به تجارت ارزشمند کشورهای پیشر و در امر صادرات بود در جوار بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا (ع) افتتاح گردید که امید است در پرتو الطاف حضرتش، مشنا خدمات ارزنده به تولید و صادرات در سطح کشور قرار گیرد و عموماً نگاه قانون گذار به وجود صندوق لزوماً هم افزائی در چارچوپ بنگاهی اقتصادیبوده تا در قالب ارتقاء تأثیر بخش خصوصی در تصمیم سازی و هدایت راهبردی توان صادراتی کشور نقش مؤثر ایفا کنند.
صندوق همسان دیگر صندوق های توسعه صادرات می بایست با مطالعه بازار و تسهیل روابط با مؤسسات و نهادهای اقتصادی دیگر کشورها و نیز روانسازی ارتباطات با دستگاه های ذیربط در امر صادرات گام بردارد. از جمله فعالیت های صندوق، اتخاذ تمهیدات به منظور گسترش فعالیت اعضاء در کشورهای بازار هدف نساجی و پوشاک می باشد که در یادداشت تفاهم دولت های ایران و تاجیکستان نیز ایجاد مرکزی تجاری جمهوری اسلامی ایران در شهر دوشنبه به صندوق توسعه صادرات صنایع نساجی و پوشاک ایران واگذار گردیده و در صدد بهره گیری از اعانت بازرگانان ایرانی در تاجیکستان بوده تا در یادداشت تفاهم دولت های ایران و قرقیزستان نیز صندوق مسئولیت یافته تا به توسعه روابط اقتصادی بنگاه ها اهتمام کند.
طبعاً با نگرش به منویات مقام معظم رهبری و تأکید به اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی (هر چند خوش آیند برخی اندک از مدیران میانی دولتی نمی باشد) ولیکن اراده مدیران ارشد کشور خصوصاً ریاست جمهوری اسلامی ایران و دولت عدالت محور به نقش سکانداری در ساختار اقتصادی نویدی بر نقش پذیری بخش خصوصی در مراودات اقتصادی است که در چشم انداز ۲۰ ساله کشور نیز مورد نظر قرار گرفته است، باید دید تشکل گرائی رواج یابد و تشکل ها خاستگاه بخش خصوصی در تعامل با دولت تلقی و ترغیب به پرهیز از فردگرائی در صحنه اقتصاد زیرا ساز و کار موفقیت امروز در نظام اقتصاد جهانی است و طبعاً موقعیت صندوق ها به لحاظ تعاریف قانونی می تواند مضاف بر ارتقاء قابلیت واحدها و صادرکنندگان در اخذ مطالبات صنفی تأثیر شگرف بر تأمین نظر یکایک کارآفرینان و تجار داشته باشد و آئین نامه حمایت از صندوق ها، مؤید روشنائی افق حیات تشکل ها و پویائی در آینده باشد.
بی شک نقش رسانه ها و ارباب جراید در تحلیل موضوعات و هدایت فکری جامعه به لزوم اهتمام به توسعه صادرات که راه گشای رکود اقتصادی بوده و اشتغال در گروه فعال سازیتولید است و برآینده اشتغال امنیت عمومی اجتماعی و رفاه همگانی آحاد جامعه را به دنبال دارد حائز اهمیت می باشد که انتظار دارد با همفکری و گسترش همکاری در ایفای رسالت خطیر خدمتگزاری توفیق مضاعف عاید گردد.
▪ وظایف و ---------- های صندوق غیر دولتی صادرات از صنایع نساجی و پوشاک چیست؟
ـ صندوق های توسعه صادرات عمدتاً با هدف گسترش صادرات با رویکردی علمی و عملی با حوزه کاری مشتمل بر تعمیم ایده تولیدی مطلوب صادرات با استفاده از برآیند مطالعات میدانی در بازارهای هدف و نیز در قالب بنگاه های اقتصادی مترصد تجمیع و هدایت توانمندی واحدهای غیر کارآ در زمینه صادرات راه اندازی می شود.
این صندوق ها در قالب نگاهی همگرا با دیگر تشکل های تخصصی نسبت به رفع موانع و روانسازی در امر صادرات اهتمام داشته و در اعزام هیئت های بازاریابی و نمایشگاهی و نیز پذیرش هیئت های اقتصادی با دیدگاهی مبنی بر شناساندن قابلیت و ظرفیت تولید واحدها و نیز کمک به نوسازی صنایع به منظور ارتقاء متدولوژی و بهره گیری از تکنولوژی متداول در کشورهای پیشرفته صنعتی و نیز آموز و تربیت نیروی کار ماهر و استفاده بهینه از داشته های وطنی با استفاده از آموزه های مدرن مدیریت تولید و تلاش برای رسیدن به خودباوری ملی از اهم وظایف صندوق بوده و در دستور کار قرار دارد تا با برنامه ریزی در راستای به روز نمودن صنعت و آسیب شناسی و همچنین بازشناسی قوت و ضعف در تولید و آگاهی به نیاز مشتریان در بازارهای هدف در برنامه پنج ساله همگام با اهداف توسعه دولت قدم بردارد.
با توجه به قدمت دیرینه صنعت نساجی در ایران دور از ذهن نیست که با داشته ها و گستره تولید در ایران و نوآوری در تولید با افزایش کیفیت و تنزل قیمت ها، قابلیت رقابت پذیری را فراهم آورد.
در آینده نزدی به سهم مطلوب دست یافته و در تراز تجاری با کشورهای طرف تجاری و توازنی متناسب با قابلیت کشور رسیده و نیل به آرمان بلند دستیابی مان به بازارهای هدف که مستلزم عزم همگانی است فراهم آید. فارغ از منافع فردی به مصالح ملی اندیشیده و فرا منطقه ای از تجارب یکدیگر بهره جسته و در اندیشه اعتلای نام ایران و هنر ایرانی در سراسر گیتی تلاش عمومی شود.
▪ در زمینه صادرات، محصولات نساجی ایران چه جایگاهی دارد و با چه مشکلاتی در این زمینه مواجه است؟
ـ صادرات به لحاظ ساختاری و نفس عمل نمی تواند به صورت دستوری توسعه یابد بلکه می بایست زیر ساخت ها اعم از سرمایه گذاری ها و تعمیم آموزه های تولیدی را رویکردی برون گرا و تنویر افکار به لزوم توسعه صادرات و خلاصه این که اراده همگانی به تولیدی مقبول بازارهای هدف با قابلیت رقابت پذیری معطوف شود.
در دنیای امروز تولید و صادرات با نگاهی سنت گرا منسوخ و الزاماً می بایست همسو با کاروان تجارت جهانی و فارغ از مرزبندی جغرافیائی به امر تجارت پرداخت و صرفاً اتکا به ابزار حمایت نمی تواند روند رو به رشد صادرات را موجب شود. هرچند که تشویق ها در کوتاه مدت با هدف ترغیب و تغییر نگرش تولید مؤثر است و تصدی گری دولت با تدوین مقررات خلق الساعه و بعضاً غیر عملی و همچنین نگاه گذاری برخی تولیدکنندگان و صادرکنندگان به بازارهای هدف از عمده موانع پویائی صادرات بوده که نتیجه ماندگاری صادرات خصوصاً صنایع نساجی و پوشاک در بازارهای هدف منطقه ای به حداکثر ۲ سال انجامیده که روند مطلوبی استاندارد بر کیفی سازی تولیدات و سایر مؤلفه ها از جمله رقابت پذیری قیمت ها که در گروه تعدیل دستمزدها و نرخ خدمات دولتی مشتمل بر آب، برق، گاز و بیمه کارگری و... است و همچنین تأمین نقدینگی به موقع و استمهال تسهیلات واحدها و ارتقاء سطح علمی تولید با تداوم آموزش و نیز گسترش آمد و رفت های مدیران به کشورهای صاحب موقعیت در تولید و صادرات و روانسازی روابط اداری در دستگاه های مرتبط و نهایتاً این که تقویت جایگاه تشکل ها توام با اثرپذیری در اتخاذ تصمیم ها در کلان اقتصاد راه کارهای تسهیل امر صادرات بوده و صنعت نساجی و پوشاک نیز از قاعده کلی مستثنی نیست. خوشبختانه در سنوات اخیر که روحیه هم گرائی و فعالیت جمعی تا حدودی گسترش یافته صادرات نیز فزونی گرفته و در شش ماهه اول سال جاری نیز میزان ارزی و وزنی صادرات نساجی و پوشاک در قیاس با کلیت صادرات این صنعت در سال ۱۳۸۴ از رشد برخوردار بوده است.
▪ صندوق جهت رفع این مشکلات چه اقداماتی انجام داده است؟
ـ صندوق به اقتضای ماهیت ذاتی در انعکاس مشکلات به صاحبان تصمیم، تلاش وافر داشته است. از جمله رفع گرفتاری صادر کنندگان در موضوع حمل ریلی که راه آهن جمهوری اسلامی ایران به میزان ۵/۶۲ درصد به نرخ حمل افزوده با انتقال نظرات صادر کنندگان و طرح پیامدهای نامطلوب مترتب بر صادرات که خوشبختانه منتهی به لغو بخش نامه افزایش تصرف حمل و نرخ توقف تصاعدی واگن ها گردید، همچنین با ایجاد آزمایشگاه ودیته در گمرک مشهد و تسهیل ارائه خدمات به صادرکنندگان با مقوله تولیدی کیفی همت گمارده و با بسط مواردی مستمر با دستگاه های ذی ربط از جمله سازمان توسعه تجارت ایران، وزارت بازرگانی و کمیته توسعه صادرات وزارت بازرگانی و کمیته توسعه صادرات وزارت صنایع و معادن و گمرکات کشور و دیگر نهادها درصدد رفع مشکل صادر کنندگان بوده است.
فرصت را مغتنم شمرده از واحدهای تولیدی صنایع نساجی و پوشاک در سراسر کشور و صادرکنندگان صنایع فوق الذکر دعوت به عضویت در صندوق توسعه صادرات صنایع نساجی و پوشاک می نمایم و صریحاً اعلام می دارم که صندوق مامن و ماوای یکایک آن عزیزان بوده و حضور هر یک از کارآفرینان و صادرکنندگان می تواند بر روشنای فعالیت بیافزاید و تشکل فراگیر و صاحب ایده خواهد توانست تا بر مشکلات صنفی صادرات فائق آید تا در آینده نزدیک تجمع دست اندرکاران صنعت نساجی و پوشاک و چرم را در فضای همدلی با باوری برگرفته از ایمان راسخ به برکات هم آوائی و توسعه فعالیت در گسترده ترین و اشتغال زاترین خانواده صنعتی کشور شاهد بوده و طبعاً تحولی شگرف منطبق با دیدگاه اجرائی تولید کنندگان و صادرکنندگان رقم خواهد خورد.
▪ آیا صندوق در زمینه پرداخت جوایز صادراتی به صادر کنندگان نساجی نقشی ایفا می کند؟
ـ صندوق در زمینه پرداخت جوایز صادراتی نقش ندارد بلکه با کلان موضوع از جمله تعیین نرخ محاسبه ارزی صادرات و نیز یارانه های صادراتی در قالب بسته های حمایتی و تبیین نظرات هدف و صاحبان ایده در امر صادرات به ایفای نقش مؤثر اهتمام داشته و در تعمیم اندیشه جهش صادراتی با اعزام هیئت های اقتصادی به کشورهای روسیه، ترکیه، بنگلادش و... برگزاری نمایشگاه های تخصصی در کشورهای مطرح در صنعت نساجی و پوشاک، اصرار به ارتباط بدون واسطه اعضا در چرخه اقتصادی جهانی داشته و طراحی وب سایت صندوق با هدف شناساندن واحدها و صادرکنندگان و تعریف تجارت الکترونیکی از جمله خدمات صندوق است که امید می رود با حرکت به سوی بازارهای هدف با نقش غیر تصدی گرا در توسعه روابط اعضا با بازارهای جهانی توفیق مضاعف عاید گردد.
▪ آیا صندوق تسهیلاتی برای صادرکنندگان نساجی و پوشاک در نظر گرفته است؟
ـ صندوق با نگاهی جهانشمول در نظر دارد تا زمینه ساز رقابت پذیری و ارتقاء توان اعضا در بازارهای هدف باشد و با اشاره به این که اکنون ۱۵۱ کشور با قافله سازمان تجارت جهانی پیوسته اند و در کشور ایران نیز درصدد پیوستن به WTO می باشد و اگر امروز به زیر ساخت ها و تغییر نگرش مدیریت درون گرا و سنتی مداقه نشود و در فردای تجارت جهانی از حلکت باز خواهیم ایستاد و پیشرفت به سوی تجارت عادی از حمایت های مستقیم دولت ها و محدودسازی واردات که به بهانه حمایت از تولید داخلی در برخی کشورها رایج است و تأمل به مبادلات تعرفه بندی غیر توجیهی اقتصادی بازنگری در تولید، به روزسازی تکنولوژی، بهینه سازی و بهره وری مطلوب و سایر مؤلفه های متداول در ساختار تجارت جهانی می نماید.
این صندوق با ترغیب به لزوم تشکل گرائی با نگرش هم گرایانه در صدد تجمیع توانمند و واحدی از سراسر کشور بوده و با تبیین ساختاری مبتنی بر نگاهی علمی به توسعه صنعت در قالب برنامه ۵ ساله با آسیب شناسی و تحقیقات به تعریف نقاط قوت و ضعف پرداخته و در صدد ایجاد هم گرائی با مقررات سازمان تجارت جهانی می باشد، همچنین به منظور تسهیل در تحقیق اهداف نیز مترصد ایجاد بنگاهی مالی جهت رفع دغدغه مالی اعضا می باشد که خوشبختانه اتفاق نظر مدیران ارشد کشور با هدف بهره گیری از منابع مالی خارجی با هدف بهره گیری از منابع مالی خارجی در چارچوب تعاریف حقوقی مبتنی بر اصول تجارت در دستور کار صندوق قرار دارد.
ایجاد ارتباط در قالب اعزام هیئت های اقتصادی و بازاریابی، مطالعات بازار، پذیرش هیئت های اقتصادی با انگیزه شناساندن قابلیت تولیدی کشور، برگزاری همایش ها و کنفرانس های اقتصادی با انگیزه شناساندن قابلیت تولیدی کشور، برگزاری همای ها و کنفرانس های علمی با رویکرد بهره گیری از آموزه ای صاحبان علم و تجربه در صحنه اقتصاد بین الملل و تولید، تحقیقات R&D در مقولات مختلف تولید و تجارت بین المللی، تعدیل مقررات بازدارنده در گسترش صادرات، اعتلای فرهنگ تولیدی مطلوب صادرات (که نیاز بازار داخلی را نیز شامل شود و از شوق مصرف کنندگان داخلی به خرید کالاهای خارجی بکاهد) نیز از سایر اهداف به شمار می آید.
نکته دیگر این که تصمیم داریم تا شعب صندوق در مراکز استان های اصفهان، آذربایجان شرقی، یزد و برخی دیگر از استان های مرتبط با صادرات نساجی و پوشاک ایجاد گردد و طبعاً ره آوری بر عمومیت بخشیدن به گستره فعالیت تخصصی تلقی و در تسهیل امر تولید و صادرات مؤثر خواهد بود.
ضمناً صندوق در توافق بامدیریت محترم منطقه ویژه اقتصادی سرخش در حال واگذاری زمین در منطه ویژه اقتصادی با تسهیلات خاص به اعضاء جهت ایجاد واحدهای تولیدی می باشد. منطقه ویژه اقتصادی سرخش با موقعیت ژئوپلتیکی نقطه و اتصال منطقه آسیای میانه و مرکزی به حوزه خلیج فارس و کریدور شمال به جنوب می باشد و در آینده به بارانداز منطقه بدل و با بهره گیری از مقررات حمایتی مناطق ویژه اقتصادی می تواند بستر مناسبی برای توسعه صادرات کشور تلقی گردد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:48 AM
این جملات پیشنهاد دکتر کاردان جهت شروع گفت وگو بود. پیش از انجام گفت وگو می دانستیم وی تأکید فراوانی به روی مواد اولیه نساجی به ویژه پنبه دارد و ترجیح می دهد به جای پرداختن به دیروز از مسائل امروز و جاری صنعت نساجی صحبت به میان آورد. (همین طور هم می شود!)












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/795db5338a4300f6d6d7591f3abffc1a.jpg











”سرانجام مدیری را دیدیم که معتقد است صنعت نساجی با مشکلی مواجه نیست و بهترین صنعت کشور می باشد. حتی بارها تأکید می کند، بحرانی در این صنعت وجود ندارد“. این جملات پیشنهاد دکتر کاردان جهت شروع گفت وگو بود. پیش از انجام گفت وگو می دانستیم وی تأکید فراوانی به روی مواد اولیه نساجی به ویژه پنبه دارد و ترجیح می دهد به جای پرداختن به دیروز از مسائل امروز و جاری صنعت نساجی صحبت به میان آورد. (همین طور هم می شود!)
پس از صحبت های مقدماتی زمانی که از رواب دوستانه و صمیمانه با کارگرانش سخن می گوید، نگاهمان با تیترهای کوچک و بزرگ روزنامه های روی میز گره می خورد که مشکلات کارگران، قانع کار، اعتصاب های کارگری و عدم پرداخت به موقع حقوق کارگران درج شده است!
▪ دوران کودکی و تحصیلات
ـ متولد ۱۳۲۲ در استان اصفهان هستم. دوران دبستان و دبیرستان را در همین شهر سپری کردم. پس از اخذ دیپلم رشته ریاضی، وارد دانش سرای عالی شدم و جهت ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و در آنجا موفق به اخذ مدار کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکترا و فوق دکترای مدیریت با گرایش روابط انسانی و روان شناسی صنعتی شدم. سال ۱۳۵۵ به ایران بازگشتم و به مدت ۲۵ سال در دانشگاه علامه طباطبائی به تدریس پرداختم تا ۴ سال پیش که باز نشسته شدم. البته همزمان با تدریس، فعالیت در صنعت نساجی را هم شروع کردم.
▪ نحوه آشنائی و شناخت با صنعت نساجی؟
ـ پدرم نساج بود و به صورت سنتی با حوله بافی و لنگ بافی آشنا بود. اما در همان سال ها پیش از انقلاب با مرحوم فرقانی ارتباطاتی پیدا کردم و مرا به عنوان مدیر کارخانه ایران ترمه و تهران پتو استخدام نمود (سال ۱۳۵۶) تا ۳ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در این کارخانجات به فعالیت ادامه می دادم. پس از مدتی با همکاری دوستانم، طرح تأسیس یک کارخانه را در نظر گرفتم و سرانجام موفق شدیم شرکت ریسندگی رسول اصفهان را راه اندازی کنیم. به تدریج این شرکت را توسعه دادیم و مدتی بعد شرکت قالی سلیمان هم تأسیس شد و بدین صورت بافندگی فرش را هم به مجموع تولیدات اضافه کردیم. سپس ریسندگی نطنز راه اندازی گردید وچند سال بعد نساجی کویر سمنان را احداث کردیم. در حال حاضر ۴ واحد بزرگ نساجی با حدود یک هزار و ۵۰۰ کارگر به تولید ادامه می دهند. طی این سال ها و کار در صنعت نساجی به تدریس در دانشگاه هم می پرداختم.
من موفقیت نسبی در کارم را مدیون دروسی می دانم که در دانشگاه تدریس کرده ام. خوشبختانه همیشه با افرادی روبه رو بوده ام که به نحوی در زندگیم راهنمایم بوده اند و فلسفه های خاصی را به من در حوزه روابط انسانی آموختند. به همین دلیل کارخانجات ما حداقل از نقطه نظر روابط کارگری و از این قبیل در زمره موفق ترین ها محسوب می شوند و با مسائلی مانند اعتصابات محسوب می شوند و با مسائلی مانند اعتصابات کارگری، مشکلات قانون کار، نگرانی کارگر بابت دستمزد و... مواجه نبوده و نیستیم. زیرا در درجه نخست به کارگران بسیار احترام می گذاریم و آنها را از صمیم قلب دوست داریم و این علاقه دو سویه می باشد.
▪ محبت های دو سویه باعث سوء استفاده نمی شود؟
ـ هرگز و تا به حال در مسائل کارگری موردی نداشتیم، تمام همکاران و شرکایم در ابتدا (سال های پیشین) اظهار می دارند که این روش باعث سوء استفاده می شود اما اعتماد به کارگران باعث شده به کار علاقه داشته باشند و با انگیزه به تولید ادامه داشتند دهند. در روش ما سیستم حضور و غیاب وجود ندارد و تا کنون کارگری از این روش سوء استفاده نکرده اند.
یکی از واحدهای ما حدود ۲۷ سال قدمت دارد، اما وقتی وارد آن می شوید اصلاً متوجه قدمت آن نمی شوید زیرا همیشه مرتب و تمیز نگاه داشته می شود. کارگران، کارخانه را برای خود می دانند و تمام تلاش خود را جهت افزایش تولید و ارتقای کیفیت محصولات به عمل می آورند.
با کارگران ارتباط نزدیک و بسیار صمیمانه ای دارم. با آنها نشست و برخاست دارم همراه آنها چای می نوشم و در ناهارخوری با کارگران غذا می خورم. در ایام عید اگر فرصتی شود به منازل آنها می روم و ارتباطات خد را با آنها توسعه می دهم. این نوع روابط در دفتر تهران و پرسنل تحصیل کرده کمتر وجود دارد.
تمام افرادی که با ما کار می کنند به خوبی می دانند که باید احترام کارگران را حفظ نمایند. اصولاً در کارخانجات ما روش کار گرمداری مطرح است. وضعیت صنعت نساجی در سال های پیش از انقلاب سال ۵۵ و ۵۴ که وارد صنعت نساجی شدم، نسبتاً وضعیت خوبی در این صنعت حکم فرما بود و صادرات موفقی نیز داشتیم. این وضعیت تا چند سال پس از انقلاب نیز وجود داشت، اما به مرور وضعیت تغییر یافت.
در حال حاضر نیز اوضاع چندان نامساعد نیست. بسیاری از کارخانجات که براساس یک تفکر منطقی و مدیریت منسجم حرکت می کنند موفق هستند و به صادرات نیز می پردازند. به عقیده من تنها مشکل صنعت نساجی مواد اولیه است. اگر دولت به جای تمرکز و فکر کمک های مالی به سوی مواد اولیه متمرکز شود مشکلات صنعتگران نساجی کاهش خواهد یافت.
در آن زمان های گذشته این صنعت با مشکل مواد اولیه روبه رو نبودیم، برای مثال تولید پنبه به ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تن می رسید در حالی که این رقم در حال حاضر به ۶۰ تا ۸۰ هزار تن کاهش یافته است. توجه کنید که تمام این میزان هم در صنعت نساجی قابل مصرف نمی باشد و مقداری از آن صرف مصارف دیگر می گردد.
گوئی دولت به گفته های ما توجهی نشان نمی دهد. ما با کمبود ۷۰ هزار تنی پنبه در ایران مواجهیم. پس از کش و قوس های طولانی سرانجام اجازه واردات پنبه از ازبکستان صادر شد اما قسمت آن نیز بالاست. در واقع تاجران انگلیسی و سوئیسی در ازبکستان زمانی که از نیاز ما به پنبه آگاه شد قیمت پنبه تولیدی خود را افزایش می دهند.
صنعتگران نساجی به پنبه ایران علاقه مند هستند و استفاده از پنبه تولید کشاورز ایرانی را به خارجی ترجیح می هند اما به شرط کیفیت بالا و قیمت مناسب آن. آیا چنین مسئله ای انتظار بی جائی است؟
▪ اثرات انقلاب و جنک بر صنعت نساجی دنیا
ـ بی تأثیر نبود، جنگ بر روی تمام ابعاد کشور اثر نامطلوب گذاشت و چند سال پیشرفت و توسعه ایران را متوقف ساخت.
در دوره جنگ فشارهای زیادی را تحمیل کردیم اما به تدریج خودمان را احیا ساختیم. در طول ۸ سال جنگ باید به پیشرفت های زیادی دست می یافتیم. اما تمام تلاش ها صرف مبارزه و حفظ استقلال کشور شد.
▪ چگونه از نظر فنی و تکنولوژی خود را با صنعت نساجی همگام کردید با توجه به این که رشته تحصیلی شما نساجی نبود؟
ـ همیشه تلاش می کردم تا زودتر با صنعت نساجی و تکنیک های فنی آن آشنا شوم. مشکلات را با دوستان نساجی مطرح می کردم، به خاطر دارم مرحوم فرقانی هرگز مرا در دفتر کار مشاهده نکرد بلکه همیشه در سالن و با کارگران سر ماشین آلات می دید و از نزدیک با فعالیت و نحوه کار ماشین ها آشنا می شدم. در واقع خودم را وارد جریان کار کردم و به تدریج اصول و تکنیک صنعت نساجی را آموختم. ضمن این که پدرم نیز نساج بود و از کودکی به کار وی علاقه مند بودم. انسان زمانی که به چیزی علاقه مند باشد زودتر آن را فرا می گیرد و به دنبالش می رود. زمانی که کارخانه رسول را راه اندازی کردم با تمام اصول فنی این صنعت آشنا شده بودم. در آن سال ها هفته ای ۴ روز به کارخانه و ۲ روز به دانشگاه می رفتم.
تفاوت های ماشین آلات و تکنولوژی آن سال ها تفاوت چندانی ندارد. ما هنوز ماشین آلات ۳۰ سال پیش را در کارخانه مورد استفاده قرار می دهیم. حتی می توانم بگویم ماشین آلات قدیمی از بعضی جهات به مراتب بهتر از ماشین آلات جدید کار می کنند، زیرا از آنها با دقت نگهداری می نمائیم. تنها تفاوت ماشین آلات قدیمی و جدید در سرعت بیشتر ماشین آلات جدید می باشد. اما در تولید فرش ماشینی هنوز ماشین آلات قدیمی در داخل سالن ها فعال اس و تولید موفقی نیز داریم.
به نظرم مهمترین عامل تولید، نیروی انسانی است و به نیروی انسانی بیش از کارکرد ماشین آلات معتقد هستم. اگر نیروی انسانی توانمند و دارای انگیزه قوی باشد از ماشین آلات قدیمی با دقت و وسواس بیشتری استفاده می کند. مگر ماشین آلات فاستونی بافی انگلیسی همه جدید هستند؟ ما تمام موفقیت خود را مدیون زحمات و تلاش پرسنل هستیم.
▪ سوء مدیریت در صنعت نساجی؟
ـ با هیچ مشکل مدیریتی در مجموعه خود مواجه نیستیم. اگر سایر صنعتگران و همکاران ما به پرسنل و کارگران بیشترین اهمیت را بدهند، خود به خود مشکلات مدیریتی شان مرتفع خواهد شد. پرسنل نیازمند احترام هستند و در روند تولید احترام و شخصیت دادن به کارگران بسیار مهم و مؤثر می باشد.
بنده هر ماه با کارگران جلسه عمومی برگزار می کنم و آنان تمام مشکلات خود را مطرح می کنند. سرپرست سالن ها و مدیران کارخانه نیز احترام خاصی برای کارگران قائل می باشند.
فکر می کنم رمز موفقیت کارخانجات بنام و معتبر نساجی این است که مدیران به زیردستان و کارگران احترام می گذارند، شخصیت آنان را بالا می برند و به کارگران اعتماد می کنند. اگر مدیران ما این فوت کوزه گری را رعایت کنند با هیچ مشکلی مواجه نخواهند شد. با مهندسین و تکنسین ها نیز مشکلی نداریم اما آنها این حقیقت را پذیرفته اند که اهمیت بیشتری برای کارگران قائل هستیم. بعضی اوقات به شوخی اظهار می دارند کاش ما هم یک کارگر ساده بودیم! پرسنل را از صمیم قلب دوست دارم و آنان نیز پاسخ این محبت و علاقه را در کار خود نشان می دهند.
▪ وجود بحران در صنعت نساجی؟
ـ به نظرم هیچ بحرانی در صنعت نساجی وجود ندارد و این صنعتی صنعتی پر رونق، سودآور و اشتغال زا است. یکی از مهمترین مشکلات صنعت نساجی مواد اولیه می باشد. در صورت رفع این مشکل، صنعت نساجی تبدیل به یکی از بهترین صنایع کشور تبیدل خواهد شد. باید آزاد عمل داشته باشیم تا از هر کجا که خواستیم مواد اولیه خود را (پنبه) خریداری کنیم و با محدودیتی روبرو نشویم. انتظار بی جائی نیست که دولت اجازه دهد قیمت پنبه خریداری ما از داخل یا ازبکستان یا سایر کشورها قیمت مصرفی پنبه در سایر کشورها باشد.
▪ پشیمان از انتخاب نساجی؟
ـ به صنعت نساجی علاقه مند هستم. زمانی که کویر سمنان راه اندازی شد و مبالغی جهت آن سرمایه گذاری کردم بعضی از دوستانم با همان سرمایه وارد ساختمان سازی شدند و در حال حاضر صد برابر من درآمد دارند، اما بسیار خوشحالم توانسته ام صدها شغل مستمر ایجاد کنم و از این بابت پشیمان نیستم.
▪ وزنه گرانقدر صنعت نساجی؟
ـ بدون شک مهندس جمشید بصیری که بیش از هر کسی دلسوز این صنعت است.
▪ و نکته پایانی؟
ـ بار دیگر تکرار می کنم که صنعت نساجی بحران زده نیست و حتی می تواند جهش و رشدی مانند ترکیه داشته باشد. بسیاری از کشورهای صنعتی دنیا حتی چین نیز به پیشرف خود را از این صنعت آغاز کرده اند. دولت باید کمک کند تا در مقابل هند، پاکستان و ترکیه به خصوص چین دوام بیاوریم در این صورت قادر خواهیم بود به حیات خود ادامه دهیم و در عرصه های جهانی موفق باشیم.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









گفت وگو با دکتر حسن کاردان، مدیرعامل شرکت ریسندگی و بافندگی رسول اصفهان (قالی سلیمانلان)




ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:49 AM
گفت وگو با مهندس محمد نیکوخصال، مدیر عامل گروه صنعتی نیکو ابهر












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/8d4bcf5f7e4ab2e636e924200829aab2.jpg











شرکت ابهر رئیس فعالیت خود را در زمین تولید الیاف بهداشتی پلی پروپیلن، پلی استرالیاف دو جزئی و منسوخ نبافته در استان زنجان آغاز نموده است.
ابهر رئیس که از واحدهایتابعه گروه صنعتی نیکوابهر می باشد. علاوه بر تولید الیاف مصنوعی، منسوجات نبافته اسپان لیس و ترموباندینگ به تولید پلیمرهای سینیکونی، انواع نخ های ظریف پنبه ای شانه شده، انواع نخ های متراکم و ابریشم نیم تاب، لایکرا و بازیافت انواع پلیمرها نیز می پردازد.
این شرکت در سال جاری توانسته عنوان صادر کننده نمونه را به کارنامه سایر موفقیت های خود اضافه نماید. به همین دلیل گفت وگوئی با مدیر عامل این شرکت انجام دادیم اگرچه مصاحبه های نمابری! هرگز لطف مصاحبه های شفاهی و دررو را ندارد!
ـ در مورد مشخصات محصولات تولیدی این شرکت توضیحاتی ارائه نمائید.
ـ الیاف پلی پروپیلن و پلی استر در ظرافت های ۷/۱ و ۲/۲ و ۳/۳ و ۷/۶ دسی تکس
ـ الیاف دو جزئی Bicomponent از پلیمرهای پلی پروپیلن، پلی استر، پلی اتیلن در ظرافت های ۷/۱ و ۲/۲ و ۳/۳ و ۷/۶ دسی تکس
ـ منسوجات نبافته ترموباندینگ در عرض ها و گرماژهای مختلف از الیاف پلی استر و پلی پروپیلن.
از موارد مصرف محصولات فوق می توان به صنایع بهداشتی، آرایشی تولید پوشاک بچه، و حرارتی فیلترهای مختلف، پرکننده ها و جذب کننده های روغن اشاره نمود.
این شرکت دارای آزمایشگاه مجهز به مدرنترین وسایل آزمایشگاهی بوده و کلیه آزمون های مربوط به انواع گرانول های پلیمری، الیاف و منسوجات بی بافت را در کوتاه ترین زمان و با بالا بردن سطح دقت انجام می دهد.
▪ به عقیده شما چه ویژگی هائی باعث انتخاب ابهر رئیس به عنوان صادر کننده نمونه سال ۸۵ شد؟
ـ از اصول برجسته این گروه که آن را در وضعیت صنعت نساجی امروز کشور و جهان همچنان موفق وسربلند نگاه داشته است می توان به این موارد اشاره نمود: مدیریت توانمند با تخصص مرتبط با این صنعت، استفاده از پرسنل تحصیلکرده جوان و فعال درکنار بهره گیری از افراد با تجربه و متخصص فعالیت برمبنای برنامه ریزی ەای بلند مدت، حرکت همگام با صنعت روز دنیای و استفاده از تکنولوژی مدرن در امر تولید، ارتباط مستمر مدیریت و پرسنل متخصص گروه با پیشگامان و خبرگان خارجی این صنعت، نوآوری در محصول و کیفیت بالای تولیدات مطابق با استانداردهای جهانی، اخذ پروانه بهداشتی استانداردهای داخلی و گواهینامه های بین المللی تضمین کیفیت ISO ۹۰۰۱، حضور پررنگ در نمایشگاه های داخلی و خارجی و انجام به موقع تعهدات خریداران خارجی می باشد.
▪ صادرات ابهر رئیس به کدام کشورها انجام می شود و مشکلات صادراتی شرکت چیست؟
ـ صادرات این شرکت بیشتر به کشورهای اروپائی مانند آلمان، ایتالیا، فرانسه و کشورهای ترکیه، آذربایجان، ارمنستان و... می باشد. از مشکلات صادراتی می توان به
۱) عدم پرداخت به موقع جوائز صادراتی اشاره نمود به طوری که این جوائز گاهی با ۵/۱ تا ۲ سال تأخیر به دست صادر کننده می رسد و عملاً تأثیرات خود را از دست می دهد.
۲) عدم وجود سنخیت میان نرخ تورم داخلی با میزان جوایز صادراتی در نظر گرفته شده از دیگر مشکلات است.دقت فرمائید این مبلغی که تحت عنوان جایزه صادراتی به صادر کننده پرداخت می گردد در واقع جبران بخشی از خسارت وارده بهصادر کننده از بابت تثبیت نرخ ارز می باشد و نه جایزه.
به هر حال به نظرم میزان جایزه صادراتی می باید حداقل به میزان ما به التفاوت نرخ ارز تعیین شده با میزان تورم سالیانه محاسبه و پرداخت گردد.
۳) پرداخت تسهیلات صادراتی به صادرکنندگان به مبنای نرخ بهره جهانی (Libor)
۴) ایجاد تسهیلات ویژه به صادرکنندگان در قالب پرداخت بخشی از هزینه های حمل و نقل، حضور در نمایشگاه های خارجی، بازاریابی و... می توان مفید باشد.
۵) واقعی کردن و بروز نمودن نرخ های پایه اقلام صادراتی
۶) کاهش نرخ تعرفه مواد اولیه وارداتی به منظور کاهش قیمت تمام شده کالاهای ساخته شده صادراتی
۷) برقراری روابط ویژه و حسن همجواری با کشورهای همسایه و همچنین اتحادیه های منطقه ای و جهانی به منظور کاهش و یا حذف موانع تعرفه ای صدور کالاهای ایرانی
استحضار دارید که صادرکنندگان ایراین در شرایط مساوی از نظر کیفیت و قیمت به دلیل موانع تعرفه ای اعمال شده از سوی بریخ کشورها قادر به رقابت با صادرکنندگان سایر کشورها نمی باشند. انعقاد قراردادهای دو جانبه در خصوص حذف این موانع می تواند کمک بزرگی به صادرکنندگان ایرانی باشد و در نهایت دخالتدادن تشکل های صنفی و صادرایت در تدوین قوانین و مقررات صادراتی و حضور یک نماینده از این تشکل ها در شورای عالی صادراتی و یا سایر مراجع تصمیم گیرنده دیگر
▪ آیا بابت این انتخاب تسهیلات یا مزایای خاصی به ابهر ریس تعلق گرفته است؟
ـ در خصوص تسهیلات اختصاص یافته به صادرکنندگان بدون شک انتخاب یک شرکت به عنوان صادر کننده نمون در سطح کشور، یک افتخار بزرگ بوده و دارای مزیت ها ویژه ای می باشد. بخشی از این مزیت ها مربوط به بخش اقتصادی و تجاری می شود. از قبیل تسهیلاتی که برای این شرکت ها از نظر گشایش اعتبار، تسهیلات بانکی، ترخیص کالا، اولویت قائل شده در اعطای جوایز صادراتی، تسهیلا بازرسی کالا و... قائل می گردند که در جای خود بسیار مفید و قابل اعتنا می باشد.
اما بخشی دیگر آن از نظر اعتباری و حیثیتی می باشد که به نظر من اهمیت آن از بخش اول آن اگر بیشتر نباشد کمتر نیز نخواهد بود.
▪ برنامه های آتی شرکت در جهت توسعه بازارهای خارجی چیست؟
ـ همان طور که می دانید که شرکت ابهر رئیس یکی از زیر مجموعه های گروه صنعتی نیکو می باشد و هم اینک در مجموعه نیکو چندین طرح و پروژه جدید Hi Tech در مرحله راه اندازی آزمایشی می باشد و یا در حال نصب ماشین آلات است که می توان از افتتاح فاز یک پروژه اسپان لیس یاد نمود که دارای ظرفیت روزانه ۲۵ تن می باشد و هم اینک فاز دوم این پروژه نیز در دست نصب می باشد که پس از تکمیل آن جمع تولید این پروژه به روزانه ۷۵ تن بالغ خواهد شد.
ضمناً این پروژه در خاورمیانه منحصر به فرد و در جهان از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی نماید و یا می توان به پروژه تولید الیاف Bicomponrnt و یا الیاف Hollow اشاره نمود که در حال گذراندن تولیدات آزمایشی خود می ابشد که این تکنولوژی نیز بسیار پیشرفته و در ایران جدید می باشد، تولید نخ های بسیار ظریف Compact در سیستم ریسندگی رینگ را می توان نام برد مجموع تمامی این کارخانجات در گروه صنعتی نیکو امکان تولید روزانه حداحقل یکصد و بیست تن انواع محصول از قبیل انواع نخ های رینگ واپن اند و الیاف مصنوعی، منسوج نبافته، گرانول بازیافت شده و... را شامل می گردد که اولا خود به صورت یک شهرک در صنعت نساجی با محصولات متنوع تبدیل گردید است و ثانیا این حجم از تولیدات قابل جذب در بازارهای داخلی نمی باشد چه از نظر حجم تولیدات و چه از نظر تنوع محصول، لذا این گروه چاره ای ندارد جز این که با توسعه بازارهای هدف صادراتی خود نسبت به فروش حداقل ۷۵ درصد از کل تولیدات خود در سطح جهانی بازاریابی اقدام نماید و هم اینک نیز اقدامات مقیدی در این راستا به عمل آمده و با تأسیس دفاتر در کشورهای آلمان و امارات متحده عربی در جهت تحقق این هدف گام برمی داریم و امیداواریم در سال های آینده به هدف صادراتی سالیانه تا ۵۰ میلیون دلار برسیم.
▪ در شرایطی که از بحران و رکود صنعت نساجی به کرات یاد می شود، ابهر رئیس با اتخاذ چه تصمیماتی موفق عمل می نماید؟
ـ بنده چندان با وجود بحران و رکود در صنعت نساجی موافق نیستم. نظرم می توان شرکت های نساجی را در دو بخش تعریف نمود بخش اول آن دسته از کارخانجات نساجی که توانسته اند خود را با تکنولوژی و قوانین تجاری روز هماهنگ سازند و به موقع ساختارهای مالی و نیوری انسانی خود را بازسازی نموده و خود را با دنیای روز تطبیق نمایند به نظر من این دسته از کارخانجات که تعدادشان کم هم نیست نه تنها با بحران و رکورد به روبه رو نیستند بلکه به خوبی شرکت خود را اداره می کنند و به تولید و صادرات هم می پردازند و به خوبی نیز می توانند خود را توسعه دهند.
بخش دوم آن دسته از کارخانجاتی هستند که به موقع نتوانسته اند خود را با شرایط روز تطبیق دهند که البته تعدادشان کمتر از بخش اول است و طبیعتاً مشکل دار هم هستند و این کاملاً طبیعی است و در تمام دنیا هم نمونه هائی از این بنگاه ها را می توان سراغ گرفت و مشکلات این بخش را نباید به کل صنعت نساجی تعمیم داد.
ابهر ریس و سایر کارخانجات گروه صنعتی نیکو از آن بخش کارخانجاتی هستند که توانسته اند در سایه مدیریت علمی و نوین در فرصت مناسب خود را بازسازی کرده و از قافله صنعت جهانی عقب نماندند.
البته هنوز هم قوانین دست و پاگیر و در مواردی ضد تولیدی وجود دارد که مانع از این حرکت رو به جلو با سرعت مناسب می گردد ولی اراده ای قوی در بین مسئولین محترم صنعت کشور در جهت از بین برداشتن این مشکلات وجود دارد که امیدوار کننده بوده و افق های روشن تری را برای این صنعت ترسیم می نماید.
در خاتمه از مسئولین محترم مجله نساجی امروز که مسائل و مشکلات صنعت نساجی را با علاقه و دلواپسی خاص پیگیری می نمایند تشکر می کنم و به این عزیزان به خاطر انتشار مجموعه ای که با هم بار علمی و تحقیقی دارد و هم مسائل مربوط به صنعت را به خوبی مطرح و تجزیه و تحلیل می نماید، تبریک می گویم.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:49 AM
گفت وگو با مهندس سعید حسین زاده نایب رئیس اتحادیه صادر کنندگان صنایع نساجی و پوشاک












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/1087e5bb7e81e619a2540c1eb39df3bc.jpg











▪ وضیت فعلی صادرات صنایع نساجی و پوشاک چگونه است؟
ـ با توجه به اینکه ۶ ماه دوم سال هزینه حمل و نقل گرانتر است لذا همه سعی می کنند سفارشات خود را در ۶ ماه ابتدائی سال تکمیل نمایند، لذا صادرات در ۶ ماه نخست سال رشد بیشتری دارد اما متأسفانه امسال افت چشمگیری در زمینه صادرات پوشاک داشتیم.
عمده ترین دلیلی که باعث افت صادرات شده، قیمت تمام شده بالائی است که روز به روز افزایش می یابد و از توان صادر کنندگان پوشاک خارج می شود. در حال حاضر ۷ ۸ ماه از سال سپری شده اما هنوز هیچ دستورالعملی برای سال آینده نداریم و هنوز صادر کننده نمی داند سال آینده چه اتفاقی برای صادرات محصولاتش رخ خواهد داررد. زمانی که صادر کننده از کم و کیف چگونگی صادرات اطلاعاتی ندارد و نمی داند چه اساسی و با چه قیمیت به صادرات بپردازد هرگز نمی تواند برنامه ریزی منسجم و صحیحی برای صادرات محصولاتش اتخاذ نماید. در حال حاضر بسیاری از صادر کنندگان قدیمی که سرمایه ملی ما محسوب می شوند مرتباً به اتحادیه برنامه ارسال می کنند مبنی بر این که دیگر امکان صادرات بر ایمان وجود ندارد و مجبوریم آن را متوقف کنیم. این امر برای صنایع پوشاک کشور بسیار خطرناک است. بارها به مسئولین یادآور شده ایم که اگر می خواهید صادرات صنعت نساجی و پوشاک روند صعودی را طی کنند باید برنامه طولانی مدتی تهیه و به اتحادیه ابلاغ کنید تا صدر کننده حداقل در یک دوره زمانی ۴ ساله بداند به چه ترتیبی به صادرات بپردازد. هر سال حدود ۲۵ ۲۰ درصد نرخ تورم داریم و از سوی دیگر تشویق های صادرات هم هر سال کاهش پیدا می کند در مورد هزینه های مختلف صحبت می شود اما هیچ کدام قطعیت ندارد و نمی توان براساس آن جهت صادرت برنامه ریزی داشت.
بالاترین مشکلی که بار دیگر به آن اشاره می کنم، قیمت تمام شده بالاتس که باید آن را به هر ترتیب و صورتی کاهش دهیم. تا زمانی که قیمت هایمان را رقابتی کنیم به هیچ گونه جایگاهی در بازارهای جهان دست نخواهیم یافت. در حال حضار تمام کشورها با اروپا تعرفه صفر درصد دارند اما برای ایران تعرفه های بسیار سنگین حکم فرماست باید راه چاره ای پیدا کنیم ضمن این که قیمت محصولاتمان رقابتی شود باید تعرفه ها هم در قیمت ها لحاظ نمائیم.
صادرات، فعالیت دشواری است لذا در تمام دنیا به صادرکنندگان یارانه و تسهیلات تعلق می گیرد و احترام فوق العاده ای به آنان گذاشته می شود اما ما برای صادرکنندگان چه می کنیم؟ صادرکنندگان تا چه میزان مورد حمایت و احترام قرار دارند؟ در دنیائی که همه چیز به صورت یک مجموعه علمی درآمده و به صادرات نیز از این قاعده مستثنی نیست و باید با آن به صورت علمی برخورد کرد در غیر این صورت نمی توانیم در بازارهای جهانی موفق باشیم.
▪ اتحادیه صادرگنندگان صنایع نساجی و پوشاک در زمینه جوایز صادراتی چه نقشی دارد؟
ـ تعیین ۵ درصدی را که برای صادرات سال ۸۵ در نظر گرفته اند، حاصل تلاش مستمر و پیگیری مداوم اتحادیه می باشد. در حال حاضر هم رسیدگی به پرونده های صادراتی سال ۸۴ به اتحادیه و انجمن صنایع نساجی سپرده شده است که مورد بررسی ما قرار دارد. اتحادیه مرتباً درد صادر کنندگان را به مسؤولین ذیربط منعکس می کند. از مسؤولین می خواهیم به هر ترتیبی که شده قانون طولانی مدت حداقل ۴ سال را برای ساماندهی وضعیت قوانین و مقررات صنایع نساجی و پوشاک تدوین کنند.
صادر کننده هزینه سنگینی را برای بازاریابی تقبل می نماید زیرا کسب بازارهای هدف هزینه زیادی را می طلبد اما نمی توان این بار را با هزینه سنگین بدست آورد اما فقط برای یکسال یا یک دوره تا برنامه طولانی مدتی تدوین شود در این امر موفق نخواهیم شد. در حال حاضر، اتحادیه در صدد برگزاری همایشی تحت عنوان ”راهکارهای رقابتی شدن محصولات“ در بهمن ماه سال جاری می باشد. می خواهیم به دولت نشان دهیم چه عواملی می تواندجهت نفوذ در بازارهای هدف و صادرات اثر گذار باشد. کمیته ای را مشخص کرده ایم که مطالعات کارشناسی را با دقت انجام می دهند. زیرا از اتحادیه خواسته شده که استراتژی صادرات صنعت نساجی و پوشاک را تدوین کنند.
به هر حال تلاش خود ادامه خواهیم داد اما اگر به ما مساعدتی نشود آینده روشنی برای صادرات صنعت نساجی و پوشاک متصور نخواهیم بود.
▪ ارتباط اتحادیه با انجمن صنایع نساجی در این راستا چگونه است؟
ـ اتحادیه خود را با انجمن صنایع نساجی یکسان و همسو می داند. فکر می کنم تمام تشکل هائی که به صنعت نساجی و پوشاک مربوط می شود باید عمل کردی هماهنگ و همسو با یکدیگر داشته باشند. تمام تشکل های نساجی یک هدف دارند و آن ارتقاء جایگاه صنعت نساجی و پوشاک است.
امیدواریم با توجه به تغییراتی که در مدیریت سازمان توسعه تجارت و دفتر صنایع نساجی و پوشاک به وجود آمده است هرچه زودتر سر و سامانی به این وضعیت داده شود تا از این پست های موجود رهائی پیدا کنیم.
به نظرم هرچیزی را می توان از ابتدا آغاز کرد اما بازار صادراتی را که از دست بدهیم دیگر نمی توانیم به دست آوریم و باید سال ها تلاش کنیم تا به نقطه ای که بودیم، برسیم. زیرا به محض اینکه یک گاه به طرف عقب حرکت کنید،گآن یک قدم را بلافاصله سایر رقیبان پر خواهند کرد. پس باید حرکت خود را سریعتر نمائیم و بازارهای بیشتری را بدست آوریم. این امر مستلزم داشتن توان مالی بالائی است.
در صنعت پوشاک، نیروی انسانی از عومل انکارناپذیر و مؤثر محسوب می شود، به هر حال تمام دولت ها برای اینکه بتوانند بیکاری را به نحوی مهار کنند به این صنعت اشتغال زا و کارگر بر بها می دهند. پس تشکل ها باید از این پتانسیل ها استفاده کنند و هرچه سریعتر کارخانه هائی که آمادگی سرمایه گذاری دارند راه اندازی شود تا بتوانیم در زمینه صادرات موفق باشیم.
▪ به مراحل پرداخت جوایز صادراتی اشاره می کنید؟
ـ ابتدا از سوی سازمان توسعه تجارت ابلاغیه ای به اتحادیه صادر می شود مبنی بر اینکه می توانیم پرونده های صادرکنندگان را دریافت کنیم، با مشورت و سماعدت سازمان، توانسته ای زمان بیشتری را برای دریافت پرونده های صادراتی که در دورترین نقاطه کشور هستند یا در اختیار خود صادرکنندگان نیست، اختصاص می دهیم. سپس فراخوان را برای تمام واحدها ارسال می شود و چندین نوبت در روزنامه های کثیرالانتشار هم اعلام می گردد. سپس به ترتیب مراجعه صادرکنندگان، مطالعات کارشناسی به درستی پرونده ها آغاز می شود و مواردی مانند بررسی (نه محاسبات) مانند همراه داشتن بارنامه، تکمیل اظهارنامه و مدارک و... به دقت مورد پیگیری قرار می گیرد. فکر می کنم که تا یک ماه آینده رسیدگی به پرونده ها را به اتمام برسانیم.
▪ آیا صادرکنندگان جهت دریافت جوایز صادراتی باید ویژگی خاصی داشته باشند و اینکه محدودیتی در این زمینه وجود دارد؟
ـ هیچ محدودیتی در امر صادرات وجود ندارد هر اظهارنامه ای با هر مبلغی می تواند پذیرش شود. حتی از یک سقفی به بالا و طبق دستورالعمل امسال تشویقی مشاعف در نظر گرفته اند. سال گذشته حدود ۳۲۰ میلیون دلار میزان جوایز صادراتی بوده است و امسال هنوز رقم آن مشخص نیست.
▪ آیا بدهی معوقه نیز وجود دارد؟
ـ بله اما میزان آن اندک است و سازمان توسعه تجارت قول مساعد مبنی بر اعطای تمام مطالبات صادر کنندگان داده است البته مطالباتی مربوط به نیمه اول سال ۸۰ وجود دارد که قرار است به وضعیت پرداخت نحوه آن هم رسیدگی شود. طبق قانون در سال ۸۰، ۲۰ درصد، سال ۸۱، ۱۵ درصد و سال ۸۲، ۱۰ درصد پرداخت جایزه صادراتی داشتیم اما در سال ۸۰ این جایزه از نیمه دوم سال پرداخت گردید. همان طور که اشاره کردم پرداخت این بدهی ها توسط سازمان توسعه تجارت، مورد موافقت قرار گرفته است. در انتخاب شرکت های نساجی به عنوان صادر کننده نمونه اتحادیه و به طور کلی تشکل های نساجی و پوشاک چه نقشی ایفا می کنند؟
اتحادیه یکی از بخش هائی است که نسبت به انتخاب صادر کنندگان نمونه اعمال نظر دارد. البته پیش از این هم اعلام کرده بودیم که طریقه انتخاب مورد پذیرش و قبول ما نیست و فکر می کنم باید شیوه آن تغییر یابد. در حال حاضر شرط حجم صادرات یکی از شروط مهم محسوب می شود. اما تولید کنندگانی که بازاری یک میلیون دلاری در اروپا دارد باید از حوایز ویژه ای برخوردار شود نسبت به تولید کننده ای که صادرات ۲ میلیون دلاری به عراق دارد. متأسفانه در این فرصت اندک نتوانستیم نقطه نظر خود را به سازمان توسعه تجارت بیان کنیم اما به دنبال آن هستیم که شرط حجم صادرات لغو شود به همین دلیل سال گذشته نتوانستیم تولید کننده ای را در زمینه صادرات پوشاک معرفی نمائیم. زیرا شروطی را که سازمان توسعه تجارت تعیین کرده است مورد رضایت و رغبت هیچ کدام از صادر کنندگان صنعت پوشاک نبود تا خود را به عنوان نامزد دریافت عنوان صادرکننده نمونه معرفی نمایند. یکی دیگر از تلاش ها این است که صنعت نساجی و صنعت پوشا به دلیل جایگاه و گستردگی خاصی که دارند باید و می توانند نامزدهای بیشتری در این زمیننه داشته باشند به همین دلیل اتحادیه تلاش دارد تعداد آنها را افزایش دهد و به رشته های مختلف صنعت نساجی بپردازد. البته امسال فرش ماشینی و موکت از صنعت نساجی جدا شده بودند که اتحادیه آن را غیر عادلانه می داند. زیرا هر کدام از این دو محصول جایگاه شناخته شده ای دارند.
▪ کیفیت محصولات در انتخاب صادر کننده نمونه چه میزان مؤثر است؟
ـ صددرصد مؤثر است. اگر در صادرات کیفیت را لحاظ نکنیم، شکست و سقوط ما در بازارهای جهانی قطعی خواهد بود به جز کفیت عواملی مانند تکنولوژی به کرا رفته، بازارهای هدف و.... نیز مورد توجه قرار می گیرد. به عقیده بنده نمراتی که به صادرکنندگان تعلق می گیرد باید مورد بازبینی قرار بگیرند تا صادر کننده ای که صادرات شرکتی است اما از بازارهای قویتری مانند اروپا که در آن رقابت بسیار تنگاتنگ و فشرده است، مورد تشویق و حمایت قرار بگیرد.
▪ در حال حاضر مهمترین بازارهای صادراتی محصولات نساجی ایران چه کشورهائی است؟
ـ عمدتاً بازاراهای اروپائی را در بر می گیرد. البته بازارهای آفریقائی نیز بسیار حائز اهمیت می باشند که متأسفانه به دلیل مسافت طولانی و گران بودن هزینه های حمل و نقل، ارقام بالائی را به خود اختصاص می دهد.
▪ در مورد شرکت بافران که تحت مدیریت شما اداره می شود، توضیحاتی ارائه دهید.
ـ بافران به گردبافی و تولید تی شرت و سوئی شرت می پردازد. همیشه راجع به همه چیز صحبت می کنیم به جز خودمان! ماه پیش یکی از مسؤولین از صادرات شرکت پرسید، پاسخ دادم که متأسفانه تا پایان سال شرکت را تعطیل اعلام خواهم کرد. اما زمانی که از صادر کنندگان بحث به میان می آید، فکر می کنم کم لطفی باشد که در مورد خودمان حرفی بزنیم.
واحد بزرگی را در نظر آباد ایجاد کرده ایم که آماده بهره برداری است اما برای دریافت وام با مشکل مواجه هستیم. به دلیل مشکلاتی که داریم امسال نتوانستیم صادرات خوبی داشته باشیم. واحدی که زمانی ۷ میلیون دلار صادرات داشت و امروز رو به افول می رود حدود ۱۷ سال است که در امر صادرات فعال هستم ام در حال حاضر هیچ مرجعی به ما کمک نمی کند و احساس می کنم خیلی تنها هستیم و نیازمند نگاه ویژه دولت می باشیم.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:50 AM
عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا و مدیر گروه رشته طراحی پارچه و لباس كه اتفاقاً اهل قلم و مقاله هم هست و مقالات متعددی از او در مجلات داخلی و خارجی به چاپ رسیده. او علاوه بر تمام مشغله هایی كه در عالم لباس و پارچه دارد محقق و پژوهشگری پیگیر و طراحی خلاق است.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/6ce8273b5272defc1b0ac19d8dabbb8f.jpg











عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا و مدیر گروه رشته طراحی پارچه و لباس كه اتفاقاً اهل قلم و مقاله هم هست و مقالات متعددی از او در مجلات داخلی و خارجی به چاپ رسیده. او علاوه بر تمام مشغله هایی كه در عالم لباس و پارچه دارد محقق و پژوهشگری پیگیر و طراحی خلاق است. از جمله طراحی های معروف او می توان به طراحی لباس آتش نشانان وزارت كشور و طراحی استاندارد سایزبندی پوشاك بانوان اشاره كرد. صدیقه پاك بین همچنین بنیانگذار و دبیر انجمن طراحان پارچه و لباس و همین طور بانی برگزاری بسیاری از ورك شاپ های لباس و پارچه در دانشگاه الزهرا و دانشگاه های دیگر نیز هست.
▪ سال گذشته ورك شاپ بسیار خوبی در دانشگاه الزهرا با كمك شما و انجمن طراحان مد، لباس و پارچه برگزار شد كه با استقبال خیلی خوب عموم مردم مواجه شد. چرا برگزاری ورك شاپ های لباس و پارچه ضروری است؟
با توجه به اینكه امروز درباره پوشش زنان ایرانی بحث های بسیاری بر سر زبان ها هست و سازمان ها و ارگان ها و وزارتخانه های مختلف در ارتباط با این موضوع مطرح هست و اخیراً هم چنانكه می دانید مباحث جدی در مجلس شورای اسلامی درباره لباس ملی توسط نمایندگان محترم مجلس در حال پیگیری است، این ورك شاپ ها می توانند دغدغه های خودشان را در خصوص این موضوع به صورت عملی اجرا كنند و در معرض دید عموم قرار بدهند. در واقع این ورك شاپ ها مهمل خیلی خوبی برای طراحان لباس و پارچه بود تا بتوانند نظرات و دیدگاه های خود را در عرصه عمل به محك آزمایش بگذارند. گرچه حركت هایی پیش از این در باب پوشاك و پوشش خانم ها در ایران صورت گرفته بود. اما متاسفانه این حركت ها بیشتر مقطعی و محدود به شرایط زمانی خاصی بوده تا اینكه به موضوع پوشش خانم ها به شكلی زیربنایی نگاه شده باشد. ما احساس كردیم كه باید برای ساماندهی این موضوع نگاه اساسی تری داشته باشیم و به عنوان اولین گام تصمیم گرفتیم تا كارگاه های آموزشی را در ارتباط با دانشجویانی كه به هرحال قرار است به عنوان طراحان آینده در جامعه مشغول شوند برگزار كنیم.
▪ قبول دارید كه در جامعه ای مثل جامعه ما، فرآیند طراحی لباس و پارچه در آن فرآیندناقص الخلقه ای است؟
چطور؟
مثلاً دانشجو در دانشگاه طراحی می كند، ایده ای را پرورش می دهد و بارور می كند اما هرگز به معرض دید و قضاوت عمومی نمی رسد. در نتیجه هم جامعه از دست یافتن به طرح های بكر و نو باز می ماند و هم خلاقیت در بسیاری از طراحان ما كشته می شود.
قبول دارم. چون معمولاً ارتباط خوبی میان جامعه علمی ما با جامعه صنعتی وجود ندارد. برای همین هم من برای برگزاری كارگاه های آموزشی با حضور مردم و صنعت گران اصرار دارم.
▪ چرا؟
چون معمولاً در جامعه ما جایی نیست كه طرح ها و ایده های بعضاً خیلی خوب جوانان دیده شود. برگزاری كارگاه هایی نظیر آنچه كه ما در سال گذشته در دانشگاه الزهرا برگزار كردیم می تواند مقدمه خوبی برای ارائه طرح ها و ایده های جوانان باشد.
▪ بنابراین فكر می كنید برگزاری چنین كارگاه هایی می تواند پل ارتباطی طراحان جوان با بخش صنعت باشد؟
تاحدی چرا تا حدی؟
اجازه بدهید در این باره كمی بیشتر توضیح بدهم. البته ترجیح می دهم كه برای میزان موفقیت كارگاه ها در رسیدن به اهداف مورد نظرش درصدی را بیان نكنم. با این همه برگزاری این قبیل كارگاه ها نشان داده كه مطلوب ما كه همانا رسیدن به طرح های نو و بكر مورد پسند جامعه است، عملی و شدنی است و این گام بسیار مهمی است كه با برپایی این كارگاه ها ما به آن دست یافتیم و حتی حساب این را هم كرده بودیم كه برخی از طرح های ارائه شده در این كارگاه ها قابلیت رسیدن به تولید انبوه را هم دارد.
▪ به نظر شما چرا فاصله بین طراحی مد یا لباس و استقبال بخش خصوصی و بخش صنعتی همچنان در جامعه ما زیاد و پر نشدنی است و چرا نگاه بخش صنعتی ما هنوز هم كه هنوز است به خارج از مرزها و مدل ها و طرح های آنهاست و چرا طرح ها و مدل هایی كه توسط طراحان داخلی پرداخته می شود چندان مورد استقبال تولیدكنندگان وطنی قرار نمی گیرد؟
به نظر من پر شدن این فاصله نیاز به زمان بیشتری دارد. در واقع گام اول برای پر شدن این فاصله امر همه فرهنگ سازی كه در بدو هر حركتی باید انجام شود. بخصوص در مقوله لباس و پوشاك ایران و ایرانی این فرهنگ سازی ضرورتش بیشتر حس می شود. در واقع تا این فرهنگ سازی هم در بخش طراحان و هم در بخش تولید كنند صورت نگیرد اعتماد دو طرف به یكدیگر جلب نخواهد شد. به نظر من تولیدكنندگان حق دارند. چون معمولاً طراحان به آن شكلی كه باید در جامعه حضور داشته باشند حضور نداشتند و اگر هم می خواستند در بخش تولید فعالیت كنند موفق به جلب اعتماد تولید كنندگان نشده اند و در نتیجه تولید كنندگان ما همواره نگاهشان چنانكه جنابعالی اشاره كردید معطوف به آن طرف مرزها بوده تا لااقل زمین نخورند و بتوانند در این همه سال سر پا بمانند و به فعالیت اقتصادی خودشان ادامه دهند. از طرف دیگر در تمام این سال ها این طراحان بین المللی بودند كه توانستند اعتماد تولیدكنندگان ما را با طرح ها و ایده های خود جلب كنند. با این همه خوشبختانه رفته رفته با انجام برخی اقدامات از جمله تشكیل انجمن طراحان مد و لباس و پارچه، برخی ارتباط ها با این بخش در حال شكل گیری و برقراری است و اتفاقاً می خواهم به شما بگویم كه خیلی از تولیدكنندگان بزرگ داخلی وقتی متوجه شدند كه چنین كارگاه هایی در دانشگاه الزهرا و سایر دانشگاه ها برگزار شده است بسیار مشتاق بودند تا از آثار ارائه شده در این كارگاه دیدن كنند و این به نظر من گام بسیار مهمی است و در حال حاضر هم خیلی از این تولیدكنندگان مشتاق هستند تا هرچه زودتر از نتایج برگزاری این ورك شاپ باخبر شوند و از آن دیدن كنند. من فكر می كنم و این احساس را دارم كه برای جلب اعتماد تولیدكنندگان توسط نهادهایی چون انجمن ما به مدتی زمان نیاز است و این روند و فرآیند البته طبیعی است.
▪ در واقع شما معتقدید كه پر شدن این فاصله نیازمند یك سری اعتماد سازی میان طرفین ماجراست. اعتمادی كه سالیان مدیدی در این بین وجود نداشته و برای برقراری مجدد آن به مقداری زمان نیاز است. به نظر شما آیا اساساً طراحان ما توانایی ارائه مد ها و مدل های مطلوب و مورد پسند جامعه را دارند؟
بله صد در صد. من مطمئنم كه طراحان ما توانایی های بالقوه و بالفعل بسیاری دارند كه به دلیل فقدان همین ارتباطی كه بحث شد میان آنها و مخاطبان آنها تاكنون متاسفانه بسیاری از آنها دیده نشده است.
▪ یعنی به نظر شما طراحان ما قدرت ارائه طرح هایی كه مورد استقبال فراگیر جامعه قرار بگیرد را دارند؟
بله و به ویژه عرض می كنم طراحان ما قدرت جلب افكار عمومی و بخصوص نسل جوان را دارند. همان طور كه می دانید برای راضی نگه داشتن نسل جوان باید خیلی كار كرد و زحمت كشید.
▪ اتفاقاً نكته مهمی را اشاره فرمودید چرا كه به نظر من دلیل اصلی ناكامی فرهنگ سازان در برقراری ارتباط با نسل جوان جامعه عدم تشخیص ذائقه نسل جوان توسط آنها بوده است. به نظر شما طراحان لباس و مد و پارچه چطور می توانند این ذائقه را كشف و شناسایی كنند؟ آنها چطور می توانند متوجه شوند كه الان سلیقه من جوان چیست و دوست دارم چطور بگردم و لباس بپوشم؟ آیا باید نگاهمان به غرب باشد؟ آیا فرهنگ ایرانی و شرقی خود ما این توانایی و قابلیت را ندارد كه بتواند باب میل جوانان را كشف و آنها را سیراب كند؟
ببینید جوانان اساساً خواسته های بسیار متنوعی دارند، آن هم جوانان امروزی. اكثراً هم ساده پوشی را به هر چیز دیگر ترجیح می دهند. چون من خودم در تحقیقی كه در همین رابطه انجام داده ام به عینه و از نزدیك متوجه شدم كه نگاه آنها واقعاً به ساده بودن و راحتی لباس است. آنها در عین حالی كه دوست دارند لباسی را بپوشند كه ساده و راحت باشد در عین حال به زیبایی و چشم نوازی لباس و طرح و رنگش هم اهمیت فراوانی می دهند. ما نباید فكر كنیم كه جوانان ما چیزهای عجیب و غریبی را دوست دارند كه بپوشند. نه اصلاً این طور نیست. جوانان ما دوست دارند وقتی كه به خیابان می روند و بوتیك ها و لباس فروشی ها و محصولاتی كه از بخش صنعت به صورت انبوه تولید و استخراج شده را می بینند با لباس هایی مواجه شوند كه اقسام و انواع رنگ ها و طرح ها را داشته باشد. متاسفانه طی سال های گذشته ما تنوع رنگ را از جوانانمان دریغ كرده ایم و امروزه می بینید كه لباس ها و پوشاكی كه برای جوانان در بازار عرضه می شود از تنوع رنگ چندانی برخوردار نیست. در حالی كه طبع جوان طبع شاد و سركشی است. او دوست دارد تندترین رنگ ها را بپوشد. داغ ترین رنگ ها را به تن كند كه متاسفانه در بازار های ما به چنین تنوعی نمی رسد. به علاوه محصولات توزیع شده در بازارها از كیفیت و مرغوبیت چندانی هم برخوردار نیست.
▪ ممكن است مثالی عینی بزنید؟
مثلاً من خودم بارها دیده ام كه محصولاتی كه به رنگ های سبز و آبی تولید می شوند اصلاً تنوع بین این دو رنگ را لحاظ نكرده اند. درحالی كه رنگ های بسیار متنوعی در میان همین دو طیف رنگ وجود دارد كه متاسفانه برخی از تولیدكنندگان ما از ارائه آنها به بازار به دلایل مختلفی پرهیز می كنند.
▪ یعنی همیشه باید جوانان ما سبز بپوشند و یا آبی؟
دقیقا، در واقع یك رنگ خالص. و كسی هم حاضر نیست كمی همت كند و این تنالیته رنگی و طیف رنگی را از بین رنگ های متنوع استفاده كنند. البته در این جا این نكته گفتنش ضروری است كه تنها طراح پارچه مقصر نیست، بلكه طراح لباس هم باید در كنار طراح پارچه قرار بگیرد. یعنی باید این رنگ بندی توسط طراح پوشاك هم اعمال شود.
▪ در واقع معتقدید كه بخش طراحی پوشاك و پارچه باید پا به پای هم حركت كنند؟
البته.
من فكر می كنم كه علاوه بر این باید فكری هم به حال راحتی و زیبایی لباس جوانان هم كرد. چون شما مستحضرید كه به هرحال ابعاد فرهنگی جوامعی مثل جامعه ما كه از آداب و سنن شرقی تبعیت می كند پوشیدگی و پوشیده بودن لباس پارامتری غیر قابل انكار است. با این حال متاسفانه می بینیم كه عمده لباس هایی كه برای جوانان ما طراحی می شود، این ویژگی را اگر هم داشته اند خیلی دست و پا گیر و به اصطلاح پر دردسر بوده. یعنی به نظرم از یك مقطع زمانی به بعد دیگر اتفاق خاصی در پوشش سنتی ما رخ نداده و شما بین دو گزینه امروزی پوشیدن و دیروزی پوشیدن گیر افتاده ای. اگر امروزی بپوشی آن ارزش فرهنگی پوشش و پوشیدگی از بین می رود و اگر دیروزی بپوشی باید پوششی صعب و دشوار را تحمل كنی. آیا نمی توان میان این دو ایده اتفاق نظری پیدا كرد؟ منظورم خلق پوششی است كه در عین حالی كه آن اصل كهنه و در ما نهادینه شده پوشیدگی را حفظ كند، در عین حال زیبا و راحت و جذاب باشد؟
البته كه می شود. فقط باید طراحی خلاقانه ای وجود داشته باشد و انتخاب درست پارچه و تركیب صحیح رنگ ها در تولید لباس به همراه همجواری مناسب رنگ ها در كنار هم یا خرج كار مناسب و استفاده از تزئینات مناسب وجود داشته باشد تا چنین ایده آلی در عرصه پوشاك ما اتفاق بیفتد.
▪ آیا خلق چنین پوششی برای تولیدكننده و مصرف كننده گران تمام نخواهد شد؟
اتفاقاً ما در این كارگاه آموزشی كه در دانشگاه الزهرا برگزار شد یكی از اهداف اصلی مان كه برای آینده در نظر گرفتیم همین موضوع بود. در واقع ساده پوشی، راحتی لباس برای تولید انبوه، كیفیت و تزئینات پارچه و صد البته زیبایی آن از جمله اهدافی بودند كه در این كارگاه ما دنبالش بودیم. من معتقدم این ویژگی ها نقیض یكدیگر نیستند و می شود لباس ها و پارچه هایی را طراحی كرد كه تمام این ویژگی ها را در خود داشته باشند و در عین حال با قیمتی مناسب به جوانان و مصرف كنندگان عرضه كرد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








روزنامه تهران امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:50 AM
گفتگو با غلامرضا کاظم زاده مدیر تولیدی پوشاک رکود












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/8f26d278af830dad4f3b0f891cad2a03.jpg











اگرچه به هنگام مصاحبه در مورد وضعیت پوشاک همواره تولیدکنندگان وضعی قوانین را از جمله موانع تولید بیان می کنند ولی برخی موارد گلایه از اجرای قوانین و موانع پیش رو در این زمینه بسیار شدید است. غلامرضا کاظم زاده مدیر واحد تولیدی رکورد قوانین را در برخی موارد مانع سیستم تولید و در جهت ورشکستگی و حذف تولیدکنندگان می داند. اشاره کاظم زاده به بحث تعدیل در قانون چک طی سال های اخیر و قاچاق پوشاک خارجی می باشد که بسیاری از تولیدکنندگان را به خروج از این فعالیت واداشته است. آنچه می خوانید حامل گفت وگوی ما با ایشان است.
▪ مواد اولیه مورد استفاده را نام برده و تناسب قیمت و کیفیت مواد اولیه ایرانی و خارجی را بیان کنید؟
ـ ما بیشتر از مواد اولیه ایرانی استفاده می کنیم که شامل حریر سمنان و تترون می باشد که کارخانجات مختلفی از جمله بروجرد و پارچه مشهد این مواد اولیه را تولید می کنند. در نوع پارچه خارجی نیز از آرو استفاده می کنیم. در مورد تناسب قیمت و کیفیت پارچه های داخلی و خارجی به اعتقاد من چندان از نظر کیفی تفاوتی ندارند ولی تفاوت این دو محصول در آناست که پارچه های خارجی از نظر رنگ و طرح تنوع بسیار بیشتری دارند. میزان بهائی که ما بابت این تفاوت برای پارچه های خارجی می پردازیم به نظر من در حد معقولی است.
▪ مکانیزم عرضه محصولات تولیدی شما به بازار مصرف چگونه است؟ آیا از طریق بنکدار محصول خود را عرضه می کنید؟
ـ ما محصولات تولیدی خود را از طریق بازاریاب هائی که با ما همکاری دارند به طور مستقیم به فروشگاه های مصرف عرضه می کنیم و برای این کار تعاملی با بنکدارها نداریم ضمن این که به هر حال در مقاطع خاصی که نمایشگاه برپا می شود از این طریق نیز به طور مستقیم محصولات خود را به بازار مصرف عرضه می کنیم.
▪ تأثیر قوانین را بر تولید چگونه ارزیابی می کنید؟
ـ تأثیبر بسیار نامطلوبی داشته و در برخی موارد شرایط فلاکت بار است که این موضوع از زوایای مختلف و در بخش های مختلف قابل بررسی است یکی از مشکلات مربوط به تعدیل برخورد با صادرکنندگان چک بلامحل است که موجب گردیده چک تا حد یک کاغذ باطله کاهش اعتبار پیدا نماید در شرایط کنونی ما با مشکلات متعدد محصول را تولید کرده و آماده عرضه به بازار می نمائیم با توجه به شرایط بازار تقریباً فروش نقدی در کار نیست فروش مدت دار نیز از طریق چک انجام می شود، پس از چند ماه با برگشت چک مواجه می شویم مواردی که می گویم مستندا باری خود بنده اتفاق افتاده است. پس از شکایت ما برای ۶ ماه بعد وقت داده می شود و متوجه می شویم که متشاکی در دادگاه حوضر ندارد مجدداً برای چندین ماه بعد وقت قرار صادر می شود که این دو مرحله ممکن است به یک سال برسد و نهایتاً افراد متشاکی با قرار پرداخت ماهیانه ۵۰ هزار تومان دادگاه را ترک می کنند این وضعیت کارکرد یک تولید کننده است در بحث دارائی و بیمه نیز مشکلات خاص آن موجود است. کارگری که به طور آزمایشی یک هفته با ما همکاری می کند اسم او برای بیمه رد شده و مشکلات بعدی گریبانگیر ما می شود. بنده دفتری در طبقه ششم یک پاساژ دارم که سال گذشته ۴۰۰ هزار تومان از طریق آنجا فروش محصول نداشته ام ولی معادل همین مبلغ مالیات برای آن وضع شده است. بحث مشکلات اخذ تسهیلات بانکی نیز یکی زا مطالبات حل نشده طی سال های اخیر است، در کنار همه اینها قاچاق بی رویه کالاها و عرضه آن با قیمت غیر قابل رقابت تولیدکنندگان را در بسیاری موارد به وضعی فلاک و ورشکستگی سوق داده است.
▪ برای طراحی محصولات خود از چه منابعی بیشتر استفاده می کنید؟
ـ اصولاً در بخش پیراهن مردانه و پسرانه طرح ها چندان تنوع ندارد و تغییرات جزئی در مدل ەا را بیشتر خود ما با توجه به تجربه خود و درخواست مشتریان اعمال می کنیم ولی همان گونه که قبلاً نیز بیان کردم تنوع در نوع پارچه ها از نظر طرح و رنگ اهمیت بالائی دارد و ما در این زمینه از انواع طرح ها و مدل ها استفاده می کنیم.
▪ نقدینگی مورد نیاز برای استمرار فعالیت خود را از چه منابعی تأمین می کنید؟
ـ این موضوع تقریباً برای اکثر تولید کنندگانی که دچار مشکل نقدینگی می شوند حالت یکسانی دارد به عبارتی ما ناچار هستیم به خاطر مشکلات و بوروکراسی موجود در بانک ها جهت اخذ تسهیلات بیشتر از طریق بازار و با بهره های کلان نقدینگی را تأمین کنیم و یا این که در مقاطعی مجبور شده ایم برخی از اموال مانند اتومبیل خود را فروخته و با آن مشکل خود را مرتفع نمائیم. عدم استفاده از این روش ها موجب تعطیلی واحد تولیدی خواهد شد.
▪ برای تولید محصولات تا چه میزان از مارک های تجاری خارجی استفاده می کنید؟
ـ البته در گذشته در مقاطعی از مارک های خارجی استفاده می کردیم ولی حدود ۵ سال است که محصولات خود را فقط با مارک اختصاصی واحد خود به بازار عرضه می کنیم ما به این نتیجه رسیدیم که وقتی به کیفیت محصولات خود اعتقاد داریم تا جائی که در نمایشگاه با ضمانت کتبی محصولات را عرضه می کنیم چه دلیلی دارد از مارک های خارجی استفاده کنیم، لذا با صرف زمان و فعالتی روی مارک خود آن را در بازار مطرح کرده و اکنون نیز با این روش فعالیت می کنیم در زمینه استفاده از مارک های خارجی باید توجه داشت که این موضوع به فرهنگی باز می گردد که سال ها در کشور ما نهادینه شده و رفع آن مستلزم یک اراده جمعی است که رسانه های گروهی از جمله رادیو، تلویزیون و مطبوعات می توانند به گونه ای مؤثر در این زمینه اثرگذار باشند تا به مرور فرهنگ استفاده از مارک های ایرانی جایگزین خارجی شود.
▪ نقش تشکل های صنفی و اتحادیه ها و بر تولید چگونه می بینید؟
ـ اگرچه تشکل ها در موارد متعددی فعالیت کرده و اثرگذاری مثبت دارند ولی اگر مشخصاً بنده در این تشکل ها حضور داشتم در برخی موارد از جمله هماهنگی بین تولید کنندگان اقدام می کردم. توجه داشته باشید که در حال حاضر افراد به راحتی نسبت به ورود به این عرصه اقدام می کند و بعضاً بدون داشتن مجوز برخلاف رویه معمول در بازار فعالیت می کنند که از آن جمله عرضه محصولات با قیمت های غیر واقعی است که بازار را دچار مشکل می کند در حالی که ما مجوز داریم بیمه و مالیات می پردازیم و احترام قانون داریم از رهگذار آنها دچار مشکل می شویم. بنده فکر می کنم جا دارد در این زمینه تدابیر مناسب را اندیشده و اجرا نماید.
▪ و حرف ناگفته؟
ـ با اندکی تأمل در قیمت پوشاک خارجی خصوصاً چینی در بازار ایران می توان پی برد که امکان عرضه محصولات با این قیمت فقط در سایه حمایت از تولید کنندگان در کشور مبدأ امکان پذیر است به عنوان مثال ما محصولی را با قیمت تمام شده ۵ هزار تومان تولید می کنیم حال آن که ما همان محصول را با قیمت ۱۸۰۰ تومان در بازار مشاهده می کنیم طبیعی است که با این رویه ادامه فعالیت مشکل خواهد بود، لذا از متولیان می خواهیم حمایت بیشتری از تولیدکنندگان و صادرکنندگان این محصولات داشته باشند.
در برخی موارد نیز ---------- یک بام و دو هوا مشاهده می شود به عنوان مثال به ما اجبار می کنند که حق استفاده از کارگر خارجی را ندرایم به همین دلیل بنده بعضاً نیروئی را که بسیار مؤثر و مثبت فعالیت می کرد اخراج نموده ام ولی پس از چند ماه مشاهده می کنم که این افراد همچنان در جامعه ما حضور دارد اگر قصد اخراج اینها از کشور نبود چرا تولیدکننده رادر این زمینه در فشار می گذاشتند. بنده این موضوع را با بخش اتباع خارجی وزارت کشور نیز مطرح کرده و گلایه خود را ابراز داشته ام که امیدوارم در این زمینه یکپارچگی وجود داشته باشد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:51 AM
گفت وگو با مهندس علی رضا مهاجر ـ مدیر کل دفتر پنبه و دانه های روغنی وزارت جهاد کشاورزی












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/8f2092360894171d2c51888926535c9b.jpg











▪ در حال حاضر وضعیت تولید پنبه در کشور چگونه است؟
ـ دلایل مختلفی برای کاهش تولید پنبه در کشور وجود دارد. عدم صادرات پنبه یا به عبارتی عدم حمایت از صادرات پنبه در گذشته (۱۰ سال پیش) و عدم حمایت همه جانبه از تولید پنبه در داخل کشور مانند سایر کشورها، باعث شد پنبه در سال ۸۳ و ۸۴ از پنبه کاران ایرانی خریداری نشود و پنبه روی دست آنها باقی بماند. با این که بیشتر از نیاز تولید کرده بودیم اما حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار تن محلوج پنبه بدون پرداخت تعرفه از خارج کشور وارد شد و همین امر موجب کردید که در سال ۸۵ کشاورزان از کاشت پنبه خودداری نمایند.
▪ بحران پنبه از چه زمانی شروع شد؟
ـ از زمان واردات آن یعنی سال ۸۳، پیش از آن نیازی به واردات نداشتیم، هر چند در حال حاضر هم نیازمند واردات نیستم. یعنی پنبه جزء محصولاتی است که همیشه تولید آن بیش از نیاز می باشد.
▪ پنبه کاران با چه مشکلاتی مواجه هستند؟
ـ پنبه محصول پر مشقتی است، طول زمان کاشت و برداشت آن طولانی می باشد و در زمین بیشتر از یک محصول نمی توان کاشت، کشاورز پنیه کار نیز ۹ ماه در سال به روی این محصول زحمت می کشد طبیعی است باید به اندازه زحماتش درآمد هم داشته باشد که معمولاً در سیستم قیمت گذاری کشور این موضوع رعایت نمی شود و به همین دلیل کشاورزان با توجه به سایر محصولات علاقه ای به کشت پنبه از خود نشان نمی دهند.
▪ وزارت جهاد کشاورزی چه مساعدت ها و تسهیلاتی برای پنبه کاران در نظر گرفته است؟
ـ همان طور که اشاره شد مشکلات متعددی برای کاهی محصولات پنبه وجود دارد بعضی از مسائل مانند برداشت محصولاست که به صورت دستی، کند، پرهزینه و طاقت فرسا می باشد. وزارت جهاد کشاروزی در این راستا تصمیم گرفته که برداشت دستی و سنتی را به برداشت امروزی و مدرن با استفاده از ماشین آلات و تکنولوژی های جدید تبدیل نماید، لذا اقدام به واردات کمباین برداشت محصول پنبه نموده است که امسال در گرگان آن را مورد آزمایش قرار دادیم که به نتایج مطلوبی هم دست یافته ایم. اگر این اتفاق بیافتد حدود ۲۰ درصد از هزینه ای کاشت، داشت و برداشت پنبه کاهش پیدا می کنند. اقدام بعدی وزارت جهادکشاورزی، در مورد افزایش تولید در سطح می باشد. در حال حاضر کشور ما جزو کشورهای توانمند تولید کننده پنبه است به طوری که در میان ۲۰ کشور رتبه ۸ و ۷ را به خود اختصاص می دهد. اما می خواهیم سطح خود را به کشورهای با رتبه بالا برسانیم لذا در مؤسسه تحقیقاتی پنبه کشور وزارت جهاد کشاورزی تکثیر اقلام پر محصول و با کیفیت را مورد توجه قرار داده ایم. امسال قصد داریم بذور تولید شده را دلینته نمائیم. بذوری که تاکنون میان کشاورزان تقسیم می شد کرک داشتند و این ترک مانع خوب سبز شدن بذر پنبه می شد و میزان مصرف بذر را بالا می برد از سوی مانع ضدعفونی بذرها هم می شد و جهت مقابله با آفات و بیماری های پنبه، ما را دچار مشکل می کرد لذا ۴ کارخانه دلینته یا کرک زدا در گرگان، کاشمر، داراب و اردبیل که مدت ها مورد استفاده قرار نگرفته اند را در نظر گرفته ایم و تاکنون ۲ کارخانه را فعال کرده ایم و مابقی نیز فعال خواهند شد. تصمیم داریم کل بذوری که به کشاورز می دهیم دلنته شوند و با قیمت پائین و پرداخت یارانه به آنان ارائه دهیم.
نکته دیگر این که کارخانجات نساجی از نوع بسته بندی پنبه تولیدی کشور ناراضی بودند و تا اندازه ای نیز حق را به آنها می دهیم. ما نیز تصمیم گرفتیم این نقیصه را برطرف کنیم. لذا کلیه کارخانجات پنبه پاک کنی را مؤظف کردیم که تمام روپوش های عدل پنبه و میل گردهای مورد استفاده که زنگ زده بودند را تعویض نمایند. خوشبختانه اکثر کارخانجات پنبه پاک کنی این اقدام را انجام دادند.
تغییر روپوش عدل ها دو امتیاز بزرگ داشت. نخست این که روپوش هائی که تا امسال مصرف می شد کنفی بودند که پرزهای کنف وارد پرزهای پنبه می شد و موجب کاهش الیاف پنبه می گردید. این امر حتی رنگرزی و نخ ریسی را دچار مشکل می کرد. دوم این که در کشور کنف تولید نمی شود و جهت استفاده از آن کنف وارد می شد با تعویض روپوش های کنفی به روپوش های پنبه ای تولید داخل، مانع خروجی ارز از کشور شدیم. در ضمن از همین پنبه تولید داخل که برای پارجه بافی مناسب نیست روپوش های عدل پنبه تولید گردید.
این امر موجب استقبال صنعت گران نساجی شد، اگرچه در ابتدا با مقاومت کارخانجات پنبه پاک کنی مواجه شدیم و حتی علیه بنده نیز جوسازی هائی صورت گرفته ام به خواست خدا و تلا ش همکاران توانستیم این اقدام را انجام دهیم و از امسال عدل های پنبه استاندارد شد.
▪ ممکن است آماری از میزان تولید پنبه در کشور و نیاز به واردات آن ارائه دهید؟
ـ میزان نیاز صنعت نساجی ۱۳۵ هزار تن پنبه محلوج است. یعنی اگر ۱۶۰ هزار هکتار پنبه داشته باشیم نیاز داخل کشور تأمین خواهد شد. در سال های گذشته بیش از این میزان پنبه در کشور تولید می شد، اما به دلیل عدم اتخاذ ---------- های صحیح و تمایل صنعت نساجی به خرید با قیمت پائین از کشاورزان، مازاد تولید در دست کشاورزان باقی می ماند.
دولت های دیگر با توجه به این که پنبه محصولی پر مشقت است و برای رقابت آن با سایر محصولات زراعی به صورت مستقیم و غیر مستقیم یارانه (در تولید و در صادرات) پرداخت می کنند. یارانه های مستقیم که رقمی را به عنوان یارانه به کشاورزان اختصاص می دهند. یارانه های غیر مستقیم که در قالب ارائه کود، سم، بذر، ماشین آلات و... صورت می گیرد. تمام کشورها به تولید پنبه کمک می کنند و در صادرات نیز ثارانه مستقیم پرداخت می نمایند اما متأسفانه به غیر از مسائل خیلی جزئی در ایران این یارانه پرداخت نمی شود به همین دلیل قیمت جهانی محلوج پنبه از قیمت داخلی نسبتاً کاهش پیدا کرد.
نکته دیگر بحث خرید داخل از خارج کشور به صورت یوزانس می باشد. این مسأله باعث شد صنعت نساجی، پنبه تولید خارجی را به بهانه کیفیت بالای آن خریداری نماید، البته تولید داخل هم با کیفیت می باشد اما چون بهانه ای برای واردات وجود نداشت این بهانه برای صنعت نساجی ایجاد شد، دلیل اصلی آن پائین بودن قیمت محصولات خارجی و پرداخت به صورت یوزانس بود که خرید را از خارج انجام می دادند و سال بعد هزینه آن پرداخت می شد و بدین صورت از محل فروش آن محصول در داخل به تجارت و... می پرداختند.
صنعت نساجی به بهانه های متعددی تولید داخلی را خریداری نکردند و کشاورزان با خسارتی مواجه شدند. یکی از بهانه های صنعت نساجی در مورد پنبه تولید داخل، طول الیاف آن است به طور کلی ۳ نوع طول الیاف وجود دارد که عبارتند از طول کار بلند، کوتاه و متوسط، طول تار بلند معمولاً ۳۳ میلیمتر به بالاست این الیاف در بعضی از کشورها مانند مصر و آمریکا به میزان کم تولید می شود زیرا قیمت گزافی دارند. یعنی تولید می شود زیرا قیمت گزافی دارند. یعنی پنبه الیاف طول تار بلند حداقل ۵/۲ و حداکثر تا ۵/۳ دلار است. (یک کیلو پنبه طول تار بلند حدود ۳۰/۲ تا ۴۰/۳ سنت می باشد).
در صورتی که پنبه طول تار متوسط که اکثر تولید کنندگان دنیا از جمله ایران را تحت پوشش قرار می دهد، حدود ۲/۱ تا ۳/۱ دلار است. طبق آزمایشات انجام شده کل پنبه وارداتی به شکور به بهانه طول تار بلند حدود ۲۸ تا ۳۰ میلیمتر است یعنی مشابه پنبه داخلی اما در اظهارنامه معمولاً پنبه طول تار بلند می نویسند که تعرفه ای پرداخت نکنند. از گمرک اسناد و مدارک این مسأله را گرفتیم و همه را متقاعد کردیم که این اتفاق افتاده است، لذا تعرفه ۲۰ درصدی (طول تار متوسط) را به ۱۵ درصد کاهش دادیم، اما تفکیکی میان پنبه طول تار بلند و متوسط صورت نپذیرفت، زیرا امکان تولید پنبه طول تار بلند در ایران وجود ندارد. نخی که از این نوع پنبه به دست می آید برای پارچه های بسیار گران قیمتی مصرف می شود که صنعت نساجی ما توان خرید آن را ندارد.
واقعیت این است که صنعت نساجی به دنبال صفر کردن تعرفه ها هستند، اگر اتفاق رخ دهد، با چالش بسیار عظیمی مواجه خواهیم شد. به طوری که پنبه در کشور از بین خواهد رفت، ۱۰۶ کارخانه پنبه پاک کنی دچار خسارات جبران ناپذیری می شوند، صنایع دفاعی کشور که نیاز شدیدی به پنبه دارد با بحران مواجه می گردد، کارخانجات روغن کشی، صنعت دام و طیور، صنایع مبلمان سازی و به طور کلی ۷۰ تا ۸۰ صنعتی که از ضایعات، الیاف، کنجاله، کرک، لینتر، زیرجینی و... پنبه استفاده می کنند دچار بحران می شوند. در دنیا هیچ محصول طبیعی به اندازه پنبه اشتغال زا نیست و مواد اولیه سایر صنایع را تأمین نمی نماید.
▪ به رقیبان محصولات پنبه مانند گندم، کلزا و... که کشاورزان تمایل بیشتری جهت کاشت آنها دارند اشاره نمائید. علت این تمایل چیست؟
ـ یکسری از محصولات زراعی مانند گندم، دانه های روغنی، ذرت، جو و چغندر قند استراتژیک هستند متأسفانه به اندازه ای بر علیه پنبه صحبت شده که آن را محصول استراتژیک نمی دانند در حالی که در دنیا جزو محصولات استراتژیک می باشد.
ما در محصولات دیگر به شدت نیازمند افزایش سطح زیر کشت هستیم، اما پنبه نیاز چندانی به سطح زیر کشت بالا ندارد. اگر در سال گذشته ۱۶۰ ۱۵۰ هزار هکتار کاشت داشتیم، امسال نیز این میزان حفظ شود، نیاز کشور را برطرف می کنیم، اما اگر ۳۰۰ هزار هکتار کشت پنبه داشته باشیم به هیچ محصول دیگری فشار وارد نمی شود، بلکه موجب تقویت آنها میظگردد. در صورت داشتن ۳۰۰ هزار هکتار کشت پنبه قادر خواهیم بود به یک میلیون تن وش بپردازیم، در این صورت کارخانجات پنبه پاک کنی و روغن کشی به صورت تمام وقت فعال خواهند شد، نیاز صنایع داخلی برطرف می گردد، ۴۳۰ هزار تن محلوج پنبه صادر می کنیم و حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار صادرات خواهیم داشت. البته این ارقام را تا چند سال گذشته در اختیار داشتیم اما به دلیل عدم توجه آن را از دست دادیم و می خواهیم مجدداً این میزان را به دست آوریم. بنده قول می دهم در صورت حمایت، تا سال ۱۳۸۸، یک میلیون تن وش پنبه تحویل دهم.
▪ منظوتان از حمایت چیست؟
ـ یعنی واردات صورت نگیرد و به صادرات مانند سایر کشورها یارانه پرداخت شود زیرا کشاورزان با کشت پنبه و زیر ساخت های آن به خوی آشنا هستند و توانائی این میزان تولید را دارند.
در این صورت می توانیم ۱۳۰ تا ۱۵۰ هزار تن محلوج صادر کنیم که ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار خواهد شد، از این یک میلیون تن، ۵۵۰ تا ۶۵۰ هزار تن تخم پنبه تولید می شود و قادر خواهیم بود ۴۵۰ تا ۴۰۰ هزار تن کنجاله (که در حال حاضر وارد می شود) تولید نمائیم در واقع مانع خروج ارز از کشور خواهیم شد.
▪ در حال حاضر بیشترین استان های پنبه خیز کشور کدام است؟
ـ زمانی استان گلستان بیشترین و با کیفیت ترین تولید را در اختیار داشت و میزان آن گاهی به ۱۸۰ هزار هکتار می رسید، اما امروز این رقم ۱۳ هزار هکتار رسیده است.کاهش این امر به واردات پنبه، محصولات رقیب، هزینه بالای تولدی پنبه و عدم مکانیزاسیون آن اشاره کرد. در حال حاضر استان خراسان رضوی بیشترین میزان تولید پنبه را در اختیار دارد.
گفتنی است سال ۸۴ حدود ۳۰ هزار تن واردات داشتیم و ارزش دلاری آن ۳۶ میلیون و ۸۳۱ هزار دلار بوده است.
▪ در ابتدای گفت وگو به واردات کمباین اشاره کردید، همان طور که می دانید کمباین در زمینه های کوچک کارائی چندانی ندارد این مسأله را چگونه تبیین می کنید؟
ـ بله، در حال حاضر یکی از معضلات کشاورزی، کوچک شدن اراضی است. هر اندازه اراضی کوچکتر شود مکانیزاسیون پذیری آن کاهش می یابد پس یا باید زمین ها را بزرگ نمود یا نوع مکانیزاسیون آن را تغییر داد. در وزارت جهادکشاورزی پیرامون این قضیه مطالعات صورت داده ایم و به دنبال واردات کمباین مخصوص اراضی کوچک هستیم.
▪ یکی دیگر از مسائل موجود در پنبه آفات و امراض آن است، این مسئله موجب افزایش واردات پنبه نمی شود؟
ـ پنبه در دنیا جزء محصولات آفات گیر است ، آفات و امراضی به دلیل لطافت پنبه به آن نفوذ می نمایند. لذا وزارت جهاد کشاورزی ورود بسیاری از سموم دفع آفات نباتی را آزاد کرده است.
▪ برنامه ها و اهداف آینده دفتر پنبه و دانه های روغنی وزارت جهاد کشاورزی پیرامون تولید پنبه چیست؟
ـ دفتر ما دو وظیفه اساسی وارد یکی این که منابع مورد نیاز صنعت نساجی و کارخانجات پنبه پاک کنی را تأمین نماید و نکته دوم این که به دلیل استراتژیک بودن پنبه به سوی تولید یک میلیون تن وش حرکت نماید. اگر دولت ساز و کار لازم را در اختیار ما قرار دهد، صنعت نساجی و کارخانجات پنبه پاک کنی همراهی نماید، قادر به افزایش تولید و صادرات پنبه خواهیم بود در این صورت مانع خروج مقادیر فراوانی ارز از کشور خواهیم شد.
▪ موضوع پنبه تا چه میزان در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی مورد توجه قرار دارد؟
ـ به همان نسبتی که تولید در کشور مرود بی مهری قرار گرفته در دانشگاه ها نیز با عدم استقبال روبه رو بوده است. البته مؤسسه تحقیقات پنبه راه اندازی شده که از ۱۰ سال پیش در مورد پنبه مطالعاتی و تحقیقاتی صورت می دهد. در وزارت جهاد کشاورزی نیز به پنبه بیش از صنایع دیگر توجه شده است.
▪ با دفتر صنایع نساجی وزارت صنایع ارتباطاتی برقرار شده است؟
ـ بله، از زمان تصدی مهندس قادریان تعاملات خوبی با این دفتر برقرار کرده ایم. در جلسات کار گروه پنبه به طور مؤثر حاضر شده ایم. به طور کلی هماهنگی مطلوبی میان این دو دفتر ایجاد شده است که باید آن را به فال نیک گرفت.
▪ و نکته آخر؟
ـ رسانه ها در روشنگری مسائل و کمک به تصمیم گیری صحیح مسئولین نقش اساسی ایفا می کنند. در پنبه، دانه های روغنی و محصولات کشاورزی ---------- کاری جایگاهی ندارد. مطبوعات باید به دور از مسائل گروهی و جناحی به تولید کشور با عمق بیشتری بپردازند تا تولید در کشور سر و سامان پیدا کنند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:51 AM
لغت بازاریابی به معنی کلیه فعالیت هائی است که یک شرکت برای طراحی، تولید، توزیع و فروش کالا یا خدمات به مصرف کننده نهائی و جلب رضایت او متحمل می شود. در مورد بازاریابی لباس این فعالیت ها از تحقیقات اولیه تا خریداری نخ و پارچه، طراحی، تبلیغات، بسته بندی و فروش ادامه دارد. تمامی این فعالیت ها می بایست براساس یک برنامه ریزی منسجم صورت گیرد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/6312ef79349b65314cb0eb2e47fafcc9.jpg











ـ گفت وگو با پونه عسکریان، طراح و بازاریاب لباس و مددارای مدرک از دانشگاه University of the Arts London
پونه عسکریان تحصیلات خود را در زمینه طراحی و بازاریابی لباس در کانادا و انگلستان به اتمام رسانده است و همزمان با تعدادی از طراحان بین المللی همکاری داشته است. وی پیش از گرایش بهاین رشته در رشته فیزیک دانشگاه علوم و تحقیقات تهران تحصیل کرده است. هم اکنون ایشان در ایران مشغول به فعالیت در زمینه طراحی و بازاریابی لباس با شرکت های تولیدی از جمله چرم مشهد می باشد و عضوی از جامعه متخصصین نساجی ایران می باشد. با وی در در مورد رشته بازاریابی لباس که در دنیا به تازگی مورد استقبال فراوانی قرار گرفته است. گفت و گوئی صورت گرفت که از نظرتان می گذرد.
▪ بازاریابی لباس به چه معناست؟
ـ لغت بازاریابی به معنی کلیه فعالیت هائی است که یک شرکت برای طراحی، تولید، توزیع و فروش کالا یا خدمات به مصرف کننده نهائی و جلب رضایت او متحمل می شود. در مورد بازاریابی لباس این فعالیت ها از تحقیقات اولیه تا خریداری نخ و پارچه، طراحی، تبلیغات، بسته بندی و فروش ادامه دارد. تمامی این فعالیت ها می بایست براساس یک برنامه ریزی منسجم صورت گیرد.
از نظر من مهمترین پروسه بازاریابی تحقیقاتی اولیه است. بدین معنی که تولید کننده پیش از تولید بیاد با مقولاتی مانند شناخت بازار، شناخت خریدار، شناخت رقبا و تطابق خصوصیات کالا با نیازهای بازار هدف آشنائی داشته باشد تا بتواند کالای خود را به بهترین وجه عرضه کند.
▪ قدمت بازاریابی لباس چه مدت است؟
ـ در کل بازاریابی علم جوانی است که سابقه پیدایش آن از قرن بیستم عقب تر نمی رود و در ایران این سابقه بسیار کوتاه تر و شاید از پنجاه سال فراتر نرود.
اما در مورد صنعت پوشاک، بازاریابی شاید با عناوین دیرگ همواره همراه آن بوده است. امروزه براساس نیاز بازار تعریف خاص تری برای آن به وجود آمده است و طبق تعریف سلسله فعالیت هائی که ”بازاریابی“ نامبرده می شود با طبق برنامه ریزی و زمان بندی خاصی انجام گیرد. در صنعت پوشاک احساس نیاز به بازاریابی به گونه ای بود که دانشگاه های معتبر جهان اقدام به افزودن رشته ای با نام ”بازاریابی لباس و مد“ به رشته های خود کردند.
▪ دروس این رشته با رشته طراحی پوشاک مشترک بود؟
ـ بله، دروس مشترکی داشتیم، اما توجه کنید که در رشته طراحی لباس خلاقیت و نوآوری حرف اول و آخر را می زند. هر اندازه طرح زیباتر و خلاق تر باشد موفقیت در این رشته بیشتر است. اما در رشته بازاریابی لباس خلاقیت و نوآوری نقش کم رنگ تری را به خود اختصاص می دهد. انجام تحقیقات جهت شناخت بازار، میزان تقاضا و... در این رشته بسیار مهم می باشند. بدین معنا که زیبائی و قابل اجرا بودن طرح فقط با شناخت کامل از خریدار صورت می پذیرد فهم عوارض فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در شناخت کامل خریدار بسیار مؤثر می باشند.
▪ با صنعت نساجی نیز ارتباط داشتید؟
ـ بله، ماهی یکبار از کارخانجات و تولیدی های مختلف بازدید می کردیم و از نزدیک با روند تولید و تقاضای بازار آشنا می شدیم. در آنجا به روند طراحی، تحقیقات لباس و شناخت بازار اهمیت بسیار قائل می شوند و این امر ۵۰ درصد کل کار را در بر می گیرد. اما در ایران اکثر تولیدی ها در این مورد سرمایه گذاری انجام نمی دهند و تمامی توجه خود را به تولید معطوف می کنند.
همچنین کشورهائی که هم اکنون حرف اول را در صنعت پوشاک و مد می زنند به جزئی ترین مسائل مانند مدنخ نیز اهمیت می دهند. برای مثال در فلورانس ایتالیا، ۳ بار در سال نمایشگاه مد نخ برگزار می شود.
▪ تا چه میزان با صنعت نساجی و طراحی لباس در ایران آشنائی دارید؟
ـ طی بازدید و تحقیقات از تولیدات در ایران متوجه شده ام که فرسودگی ماشین آلات در بسیاری از مواد به چشم می خورد که این امر باعث افزایش ضایعات و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصول می شود. همچنین به نظر می رسد که اگر هم ماشین آلاتی خریداری می شود، معمولاً بدون برنامه ریزی بلند مدت می باشد. پس چون در تولید،ابزار امل نمی باشند بخش بازاریابی و طراحی فراموش می شوند. همچنین این واحدها از نظر محاسبه قیمت تمام شده مراحل مختلف تولید کامل نمی باشد. در صورتی که این مسئله نیز از مواردی می باشد که در سایر کشورها دارای اهمیت زیادی می باشد. خریداری ماشین آلات جدید نیز از نظر اقتصادی معمولاً با مشکل مواجه می شوند بنابراین کالاهای ما قابل رقابت با کشورهائی نظیر ترکیه و چین از نظر کیفیت و تنوع در طرح و رنگ و ... نمی باشند.
در مورد طراحی لباس در ایران به نظرم در سال ۸۵ سیستم های دولتی و خصوصی فعالیت بیشتری از خود نشان داده اند و نمایشگاه هائی نیز در این زمینه دایر شده اند. اما همچنان به نظر می رسد که تمرکز بیشتر روی تهران نسبت به شهرستان ها می باشد. در دانشگاه ها نیز بهتر است که تدریس طراحی لباس همواره هماهنگ با آخرین شیوه های آموزشی در دانشگاه های معتبر جهان انجام گیرد.
▪ چه کشورهائی در زمینه طراحی لباس و مد پیشتاز هستند؟
ـ اروپا در این زمینه بیشترینقدمت را دارد. لندن، پاریس، میلان و نیویورک مراکز طراحی مد دنیا محسوب می شوند. اگرچه تمام کشورها حرکت خود را به سوی مد آغاز کرده اند مثلاً شهرهائی مانند دوسلدورف در آلمان، تورنتو در کانادا و توکیو در ژاپن به پیشرفت های خوبی نیز دست یافته اند. کشورهائی مانند هند و چین نیز در زمینه تولید هم اکنون حرف اول را می زنند. به طور کلی پوشاک یکی از نیازهای اولیه انسان است و صنعت اشتغال زائی به شمار می آید لذا بسیاری از کشورها بر روی آن سرمایه گذارهائی کلانی صورت می دهند.
▪ آینده این رشته در ایران چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا به مرحله ای خواهد رسید که در دنیا از طراحی و مد ایرانی صحبت کنند؟
ـ به هر حال مبحث طرای و بازاریابی مد در ایران نسبت به کشورهای دیگر نوپا است. اگرچه در چند سال اخیر این امر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و مسلماً هر امری در شروع دارای نواقصی می باشد و به مرور زمان ثمربخش خواهد بود. عواملی مانند تأسیس شرکت های طراحی و بازاریابی و تقویت آنها، ارتباط بین دانشگاه و صنعت، برنامه ریزی و خرید به موقع ماشین آلات نساجی می تواند به نتیجه گیری سریع تر کمک کند. اما همواره به یاد داشته باشیم که ایران از نظر داشتن طرح های سنتی بسیار غنی می باشد و امروزه مبحث مد و طراحی لباس دنیا در سطح گسترده ای به تم های شرقی روی آورده است. پس این شانس برای ما وجود دارد که با الهام از هنر زیبای ایرانی جایگاهی در زمینه مد پیدا کنیم.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:52 AM
گفت وگو با توماس والدمان مدیر عامل اتحادیه تخصصی صنعت نساجی انجمن سازندگان کارخانجات و ماشین آلات آلمان (VDMA) آویگن اگتن مایر قائم مقام مدیر عامل شرکت نمایشگاه های بین المللی مونیخ.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/ed0bf1e3edd3558716cd920fb56c64ed.jpg











پس از برگزاری جلسه پیرامون نمایشگاه ایتما، فرصتی مهیا شد تا با میهمانان خارجی این جلسه گفت وگوئی پیرامون ایتمای مونیخ و صنعت نساجی دنیا انجام دهیم. جا دارد از همکاری صمیمانه سرکار خانم پنکار در انجام این گفت وگو کمال تشکر را به عمل آوریم.
▪ به عنوان مقدمه و پیش از پرداخت به بحث اصلی از سوابق شغلی و تحصیلاتی خود گفت و گو را شروع کنیم.
ـ اگتن مایز: هدایت و رهبری برگزاری نمایشگاه های مربوط به کالاهای صنعتی را بر عهده دارم همچنین مسئول فعالیت های بین المللی نمایشگاه های مونیخ هستم.
فعالیت های شرکت ما محدود به صنعت نساجی نمی شود و در سبد نمایشگاهی خود ۴۰ موضوع را جا داده ایم. این موضوعات تولید ماشین آلات و کالاهای سرمایه ای را در بر می گیرد همچنین بزرگترین نمایشگاه مصالح ساختمانی را در اروپا برگزار می کنیم.
ضمناً نمایشگاه هائی با موضوعات حمل و نقل، محیط زیست، و سایر جنبه های تکنولوژی و فناوری، کالاهای مصرفی مانند لوازم ورزشی و ... را هم برگزار می کنیم، فعالیت های نمایشگاهی ما معطوف به شهر مونیخ هم نمی شود و در سراسر جهان مانند اروپای شرقی، آسیا (با تمرکز به روی چین و هند) و خلیخ فارس نمایشگاه برگزار می نمائیم.در ایران نیز نمایشگاه مصالح ساختمانی و نمایشگاه محیط زیست برپا کرده ایم. توماس والدمان: مدیر عامل بخش صنعت نساجی انجمن ماشین سازان آلمان (VDMA) هستم که این انجمن حدود ۳ هزار شرکت عضو دارد.
من در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کرده ام و به خاطر دارم در روزهای دانشجوئی، دانشجویان ایرانی در همان دانشگاه (خصوصاً رشته عمران) به تحصیل می پرداختند. فعالیتم را در VDMA از سال ۱۹۹۴ شروع کرده ام.
▪ بسیاری از مدیران ایرانی معتقدند که نمایشگاه ITM به دلیل هزینه های کمتر و وسعت زیاد، رقیب جدی ایتما برای جذب ایرانی ها می شود، دیدگاه شما در این مورد چیست؟
ـ والدمان: در ITM شرکت کرده ام و با غرفه داران ؟آن گفت وگوهائی انجام دادم متوجه شدم این نمایشگاه نتوانسته انتظارات شرکت کنندگان را برآورده نماید. مثلاً انتظار داشتند بازدید کنندگان استقبال بیشتری به عمل آورند معتقدم ITM در نوع خود نمایشگاه خوبی است ولی از ایتما متفاوت می باشد، ایتما محلی فراتر از یک نماشیگاه است و تلاش دارد آنچه در ۴ سال گذشته در زمینه نوآوری ها پیش آمده به صورت آینه به صنعت گران انعکاس دهد و در جائی قرار گرفته است که مهد پیشرفت های صنعتی و فناوری می باشد لذا ایتما بیش از یک نمایشگاه در ابعاد ITM است.
نکته دیگری که مایلم اضافه نمایم این است که تفاوت ایتما با نماشگاه های ملی مانند ITM این می باشد که ایتما کاملاً بی طرفانه و بدون هیچ جانبداری از تمام نقاط دنیا میهمان دعوت می کند ومیان آنها هیچ گونه تبعیضی قائل نمی شود. در ITM عملاً تبعیض میان غرفه گذاران آن کشور با شرکت کنندگان سایر کشورها وجود دارد.
ویژگی دیگر ایتما ایناست که صرفاً اجازه ورود را به تولید کنندگان می هد نه به نمایندگان و واسطه ها.
▪ ایتما یک رویداد مهم در صنعت نساجی دنیا محسوب می شود. مانند جام جهانی فوتبال، کشورها سعی می کنند با آخرین توانمندی و نوآوری در آن حاضر شوند و قدرت خود را به تمام دنیا نشان دهند، دیدگاه شما پیرامون استقبال قاره آسیا (به ویژه حضور ایرانی ها) در ایتما چیست؟
ـ اگتن مایر: تجربه نشان می دهد که شاهد
۱) Thomas Waldman
۲) Eugen Egetenmeir
افزایش خوبی در زمینه حضور مستمر و مؤثر آسیائی ها در ایتما خواهیم بود (این افزایش از بعد بازدیدکننده و هم غرفه گذار خواهد بود). کشورهای چین و هند بسیار با انگیزه در ایتما ظاهر می شوند اما در مورد ایرانی ها باید بگویم، طبق آمار حدود ۸۰۰ نفر از ایتمای بیرمنگام بازدید کرده اند، اما در مورد ایتمای مونیخ طبق پیش بینی ها این تعداد به ۱۵۰۰ شرکت کننده ایرانی خواهد رسید.
▪ در مورد غرفه گذاران هم شاهد حضور ۳ نماینده ایران هستیم که در سال های گذشته فقط یک نماینده حضور داشت.
ـ والدمان: در ایتما شاهد افزایش قابل ملاحظه استقبال چینی ها هستیم (حدود ۵ ۴ درصد افزایش) تعداد غرفه گذاران چینی نسبت به ایتمای قبلی افزایش داد. همچنین هند نیز افزایش قابل ملاحظه ای خواهد داشت. نکته جالب دیگر حضور بسیار توانمند سازندگان ماشین آلات نساجی ترکیه در ایتما می باشد. این امر نشان می دهد که ترکیه هم ایتما را به عنوان نمایشگاهی بسیار معتبر و جهانی می شناسد.
اگتن مایر: عامل دیگر که موجب خوش بینی ما نسبت به افزایش حضور ایرانی ها است، حضور ایرانی ها است، حضور چین، رقیب قدرتمند تولیدکنندگان ایرانی می باشد. تولیدکنندگان ایرانی با یافته های جدید ماشین سازی آشنا شوند و قابلیت رقابت خود را افزایش دهند یقیناً از چنین فرصتی استفاده خواهند کرد تا به این مهم دست یابند و با یافته های به روز دنیا آشنا شوند.
▪ تاکنون از نمایشگاه های ایرانی بازدید کرده اید؟ نظرتان در این زمینه چیست؟
ـ اگتن مایر: بله، صراحت باید بگویم ۴ ۳ سال گذشته وضعی برگزاری نمایشگاه در ایران بهتر از امروز بود. نکته مشخص است این که در سال های گذشته خارجی ها علاقه بیشتری جهت حضور در نمایشگاه ایران داشتند و امروز شاهد رکود حضور آنان هستیم. به نظرم نمایشگاه ها آئینه ای هستند که نشان دهنده پویائی و فعالیت صنایع کشورها محسوب می شوند واما به دلایل مختلف علاقه خارجی ها برای حضور در نمایشگاه های ایران کاهش یافته است.
شرکت ما تنها شرکت نمایشگاهی خارجی در ایراناست که در ایران به برگزاری نمایشگاه می پردازد. زیرا ما به آینده خوش بین هستیم و معتقدیم با گذشت زمان وضعیت خواهد شد. صنعت نمایش گاهی صنعتی است که نیازمند گذر زمان می باشد که تا به بالندگی دست یابد. پس ما باقی می مانیم تا وضعیت بهتر شود.
▪ وجه تمایز ایتمای مونیخ نسبت به ایتمای بیرمنگام چیست؟
ـ والدمان: نکته مسلم این که تفاوت های بسیاری در این زمینه وجود دارد. تمرکز صنعتی این دو شهر از یکدیگر متفاوت می باشد. معتقدم نمایشگاه ایتمای بیرمنگام موفق نشد تمام حوزه های صنعت نساجی را به خود جذب نماید و در این کار به صورت ناتمام عمل کرد. علاوه بر این، تولیدکنندگان ماشین آلات تولید پوشاک و پارچه های تخت بافی برای حضور در ایتمای مونیخ اقبال بیشتری نشان داده اند. در ایتمای مونیخ، بازدیدکنندگان و شرکت کنندگان نه تنها تولید ناسجی را ملاحظه می کنند بلکه با دستاوردهای جدید و به روزترین های این صنعت هم آشنا می شوند. نکته دیگر مسئله تحقیقات و آموزش رد صنعت نساجی می باشد که در ایتمای مونیخ مدنظر قرار گرفته است.
▪ به پوشش خبری و اطلاع رسانی ایتمای مونیخ هم اشاره نمائید.
ـ اگتن مایر: برای رویدادهای بزرگ مانند ایتما پوشش خبری و تبلیغات یک الزام است ما نیز با همکاری مجلات معتبر سعی داریم بیشترین پوشش خبری را به عمل آوریم. ارتباطات نزدیکی هم با مجلات تخصصی نساجی پیرامون انجام تبلیغات برقرار کرده ایم.
خبرنامه هائی نیز منتشر کرده ایم که در آن آخرین اخبار و اطلاعات ایتما مونیخ درج شده است. میزگردهائی را با حضور از پایان رسانه ها و مطبوعات با هدف تحت پوشش قرار دادن بیشتر این رویداد برگزار می کنیم. علاوه بر این در نمایشگاه های مرتبط سعی می کنیم حضور داشته باشیم تا مخاطبان بیشتری را پیدا نمائیم.
در نمایشگاه مکان های مناسبی را برای دسترسی خبرنگاران به اینترنت و... در نظر گرفته ایم، در نمایشگاه، کنفرانس ەای خبری برگزار خواهند کرد و اطلاعات شرکت را در اختیار روزنامه نگاران قرار می دهند.
▪ یک سئوال خارج از ایتما، صنعتگرانی که در زمینه پلیمر فعالیت می کنند وضعیت نابسامانی در سال های اخیر (به خصوص بخش POY) دارند، با توجه به مزیت نسبی ایران در تولید پلیمر، وضعیت ایران را در چهار سال آینده چگونه ارزیابی می کنید؟
ـ والدمان: البته اطلاعی از ساختار دقیق بازار ایران را ندارم با توجه به این که مواد خام بیشترین میزان در تولید را تشکیل می دهد باید استراتژی به سمت تولید این مواد در داخل کشور حرکت کنید تا بتوان مشکلات تولید کننده ها را رفع نمود.
▪ فکر می کنید در زمینه الیاف مصنوعی و منسوجات بی بافت تا چه میزان ایتمای مونیخ برای ایرانیان جذابیت خواهد داشت؟
ـ والدمان: با توجه به افزایش ۴۰ درصدی حضور منسوجات بی بافت، جذابیت لازم را ایتما برای این دسته از صنعت نساجی دارد. اما این که صنعتگران شرکت کنند یا خیر بستگی به استراتژی شرکت های ایرانی دارد. اگر می خواهند رقابت را به رحریف واگذار نمایند و از صحنه کنار روند، طبیعتاً نیازی نیست در ایتما حضور پیدا کنند اما اگر استراتژی آنان موافق این چالش می باشد بهتر است از ایتما بازدید نمایند و در جراین سرمایه گذاری های منسوجات بی بافت قرار بگیرند و بدانند سایر گزینه های تکنولوژی تولید این محصولات چیست و آن را به کار گیرند.
▪ بخش نساجی VDMA نقشی در هدایت و ترغیب صنعتگران نساجی جهت حضور در ایتما ایفا می نماید؟
ـ والدمان: البته نقش هدایت را بیش از ترغیب انجام می دهیم به این ترتیب که حداقل در سال ۲ بار اطلاعات لازم نمایشگاه های دنیا را در اختیار اعضا قرار دهیم و از پشتیبانی وزارت خانه های اقتصاد و تجارت نیز برخوردار هستیم. کشورهائی را انتخاب و در آنها سمپوزیم های برگزار می کنیم. VDMA یک شرکت غیر دولتی و NGO است و فقط از ناحیه حق عضویت اعضا، منابع خود را تأمین می کند.
▪ پیشنهاد شما برای رشد و توسعه صنعت نساجی ایران چیست؟
ـ والدمان: پاسخ این سئوال دشوار است. باید بررسی کرد انگیزه های اصلی برای تولید نساجی در دنیا چیست، یکی جمعیت رو به رشد دنیا و موارد مصرف جدید و دیگراین که افزایش در آمد بین المللی که قدرت خرید افراد را افزایش داده است.
ایران کشور جوانی می باشد که مطمئناً دغدغه های زیادی را برای کار در صنعت نساجی دارد از جمله این که با توجه به جوان بودن باید به بخش پوشاک توجه نشان دهد اگر چه چین در این زمینه بسیار فعال می باشد و محصولات آن به صورت قاچاق یا واردات رسمی وارد ایران می شود و مبارزه با این امر دشوار است از طرفی هم به دلیل عدم توسعه لازم، سرانه مصرف نیز افزایش لازم را پیدا نکرده است. در چند سال گذشته وزارت صنایع ایران سرمایه گذاری در صنعت خودرو را ۲ برابر افزایش داده است که این امر نویدی برای صنعت نساجی محسوب می شود، زیرا به این صنعت نیز پرداخته خواهد شد.
از طرفی باید صنعت نساجی ایران منتظر مصرف های گذشته نبوده و در پی یافتن کاربردهای جدید، نوآوری های به روز باشد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:52 AM
صنایع نساجی اندونزی تقریباً در هر بخش از زنجیره تولید محصولات نساجی از تولید الیاف مصنوعی گرفته، به خصوص پلی استر، نایلون و ریون، ریسندگی الیاف مصنوعی و بافندگی و کشبافی تا رنگرزی، چاپ و تکمیل و تولید پوشاک هماهنگی و احاطه دارد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/7c106c0e6a2a8a6456e0cb77ce5fb90a.jpg











مجمع الجزایر جمهوری اندونزی مشتمل بر ۱۷۵۰۸ جزیره بین اقیانوس هند و اقیانوس آرام، (که ۶۰۰۰ از آن جزایر دارای سکنه می باشد) تعدادی از وقایع متحول کننده را در خلال دهه گذشته تجربه نموده است. بحران مالی آسیا در سال های ۹۹ ۱۹۹۷، تغییرات ---------- اخیر و تسونانی در دسامبر ۲۰۰۴ (که موجب مرگ بیش از ۱۰۰،۰۰۰ نفر و ۴ میلیارد دلار آمریکا خسارت گردید) از جمله وقایعی است که تأثیر خود را بر روی این جمهوری و صنایع نساجی آن باقی گذاشته است. صنایع نساجی اندونزی، با پیش گرفتن راهبرد بازسازی، نوسازی و توسعه،جهت به حداکثر رسانی قابلیت رقابت آن، اقداماتی را جهت حصول اطمینان از این که می تواند چالش ها ی همواره رو به گسترش اقتصاد جهانی را پشت سر بگذارد، به انجام می رساند.
● زیر ساخت صنایع
صنایع نساجی اندونزی تقریباً در هر بخش از زنجیره تولید محصولات نساجی از تولید الیاف مصنوعی گرفته، به خصوص پلی استر، نایلون و ریون، ریسندگی الیاف مصنوعی و بافندگی و کشبافی تا رنگرزی، چاپ و تکمیل و تولید پوشاک هماهنگی و احاطه دارد، طبق گزارش اتحادیه نساجی اندونزی (API)، که مرکز آن در جاکارتا، پایتخت این جمهوری واقع است، بخش ناسج و پوشاک شامل ۲۶۶۱ شرکت در سال ۲۰۰۴ بوده است. در آن سال، ۲۴ شرکت در بخش الیاف مصنوعی؛ ۲۰۴ شرکت در نخ ریسی؛ ۱۰۴۴ شرکت در بافندگی، کشبافی و تکمیل و ۸۶۱ شرکت در تولید لباس وجود داشتند. در سال ۲۰۰۵، اکثر آن شرکت ها (۵۷ درصد آنها) در منطقه جاوه غربی، پس از آن جاکارتا، (۱۷ درصد)، جاوه مرکزی، (۱۴ درصد) و جاوه شرقی، (۶ درصد) واقع شده بودند، دیگر مناطق با شرکت هائی مرتبط با نساجی شامل بالی، سوماترا و یوگیاکارتا می باشند.
صنایع نساجی به عنوان بزرگترین کارفرما در بخش صنعتی و تولیدی اندونزی، در سال ۲۰۰۵، ۸/۱ میلیون کارگر را به طور مستقیم در مقیاس بزرگ و کوچک و ۷/۳ میلیون نفر را به طور غیر مستقیم در عملیات مرتبط به آن به خدمت گرفته بود. تولید لباس (بخشی که سریع ترین رشد را داشت است) طبق API بیشترین تعداد کارگر، که بالغ بر بیش از ۳۵۳،۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۴ می شدند را در استخدام خود داشته است و به دنبال آن بخش بافندگی، کشبافی و تکمیل، با تعداد تقریبی ۳۴۴،۰۰۰ کارگر قرار دارد. کارگران صنعت نساجی مجموعاً ۹/۱ درصد از افراد استخدام شده در این جمهوری را تشکیل می دهند.
بنا به گزارش آمار بین اللملی حمل و نقل ماشین آلات نساجی در سال ۲۰۰۵ که از سوی فدراسیون بین المللی تولید کنندگان نساجی (ITMF) واقع در کشور سوئیس، ظرفیت ماشین آلات ریسندگی نصب شده در صنایع نساجی در سال ۲۰۰۴ بالغ بر ۸/۷ اسپیندل الیاف کوتاه، ۱۰۳۰۰۰ اسسپیندل الیاف پلیمر و ۹۰۰۰۰ روتور اپن اند گردیده اند. با مقایسه این جمهوری با دیگر صنایع در آسیا و اقیانوسیه، معلوم می گردد که ظرفیت الیاف کوتاه کشور اندونزی در سال ۲۰۰۴ رتبه چهارم را پس از چین، هند و فیلیپین کسب نموده است. ظرفیت های الیاف بلند و اپن اند این صنایع به ترتیب هفتم و پنجم بوده است.
در سال ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ ظرفیت های بخش بافندگی بالغ بر ۲۹۰۰۰ ماشین بافندگی بدون ماکو، ۱۹۷،۰۰۰ ماشین بافندگی با ماکو و ۳۴،۰۰۰ ماشین بافندگی فیلامنتی بوده است. در مقایسه با دیگر صنایع در آسیا و اقیانوسیه، ظرفیت بدون ماکو در سال ۲۰۰۴ رتبه چهارم طبق گزارش جداگانه ای از کشور چین که توسط ITMF صورت گرفته است، پس از کشورهای چین، تایلند و تایوان بدست آورده است و ظرفیت با ماکو آن کشور رتبه سوم را پس از چین و پاکستان به دست آورده است.
در بخش الیا مصنوعی، انجمن تولید کنندگان الیاف مصنوعی اندونزی واقع در جاکارتا (APSYFI)، کل ظرفیت های تولید را برای الیاف کوتاه پلی استر ۵۰۰۰۰۰ تن، برای نخ فیلامنتی نایلونی ۳۰۰۰۰ تن گزارش می نماید. APSYFI نماینده ۱۴ تولید کننده الیاف مصنوعی در این جمهوری می باشد.
بیشتر کالاهای تولید شده در زنجیره تولید محصولات نساجی اندونزی در سال گذشته در داخل کشور مورد مصرف قرار گرفته اند API یادآور می شود که مجموعاً ۷۵۲۰۰۰ تن الیاف تولید شده است که از آن مقدرا ۵۵۹۶۲۱ تن جهت استفادهداخلی و ۱۹۲۳۷۹ تن صادر گردیده است. از ۶/۱ میلیون تن نخ تولیدی در صنایع ریسندگی، ۵۱ درصد صادر گردیده است. در بخش بافندگی ۶۳ درصد (۴۵۱/۵۹۱ تن) از کالاهای تولیدی در داخل استفاده شده است و ۷۴۸/۳۴۴ تن صادر گردیده است. نهایتاً، بخش پوشاک و دیگر محصولات نساجی ۶۳ درصد از ۶۹۰۸۶۰ تن از محصولات تولیدی را صادر نموده است و برای ۲۷۳۲۳۸ تن از محصولات نهائی خریداران داخلی یافته است. اکثر بیشتر محصولات پارچه و نخ مصرفی در اندونزی در همان کشور تولید می شود.
در ارتباط با واردات صنایع ریسندگی اندونزی ۹۸ درصد از پنبه ای که در سال ۱۹۹۵ تبدیل به نخ نموده است را وارد نموده است. کمیسیون تجارت بین المللی آمریکا در گزارش خود در سال ۲۰۰۳ تحت عنوان، ”منسوجات و پوشاک: ارزیابی رقابت تولیدکنندگان خارجی در بازار آمریکا یادآور می شود که پنبه تولید شده در داخل آن کشور تکافوری کمتر از ۴ درصد از مصرف کشور را تأمین می نماید.
● تأثیر اقتصادی
جهت حصول اطمینان، صنایع نساجی اندونزی به ارتباط اقتصادی با داخل و در سطح جهانی ادامه می دهد. به نقل از API، صادرات محصولات نساجی و لباس بالغ بر ۶/۸ میلیارد دلار آمریکا یا تقریباً ۳ درصد از تولید ناخالصی ملی این جمهوری در سال ۲۰۰۵ می شود که در کل به طور تقریبی ۲۸۰ میلایدر دلار با استفاده از نرخ رسمی ارز، می باشد. این رقم ۵/۱۲ درصد افزایش در سال ۲۰۰۴ و ۳/۳۲ درصد افزایش در سال ۲۰۰۳ را نشان می دهد. در سال گذشته، این صنایع مازاد تجاری معادل ۷ میلیادر دلار پس از واردات کالا به ارزش ۶/۱ میلیارد دلار داشته است. تنها پس از صنایع معدن، بخش نساجی و پوشاک یکی از بزرگترین صادر کنندگان اصلی در اندونزی می باشد.
به نقل از API و به استناد سازمان تجارت جهانی (WTO)، کشور اندونزی رتبه یازدهم در میان صادرکنندگان عمده جهان و ۱/۶ درصد از کل سهم بازار در سال ۲۰۰۴ را بدست آورده است. همچنین این کشور رتبه نهم در میان صادرکنندگان بزرگ پوشاک، را با بدست آوردن ۷/۱ درصد از کل سهم بازار کسب نموده است. همچنین این جمهوری هنوز هم تولید کننده عمده محصولات نساجی و پوشاک در جامعه کشورهای جنوب شرقی آسیا محسوب می شود. چهار مقصد عمده برای محصولات این صنایع در سال ۲۰۰۵ شامل ایالات متحده، (وارد کننده ۳۶ درصد از محصولات نساجی و پوشاک اندونزی)، اتحادیه اورپا (EU)، (۱۶ درصد)، ژاپن (۵ درصد) و امارات متحده عربی، (۴ درصد) می گردد. به نقل از API، صادرات محصولات نساجی اندونزی به آمریکا از ۴/۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۳ به ۱/۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۵ افزایش یافته است، علاوه بر این، به گزارش اداره نمایندگی تجارت آمریکا این جمهوری، پنجمین تأمین کننده عمده محصولات نساجی و پوشاک ایالات متحده به لحاظ ارزش می باشد.
در گزارش ارسال کنندگان عمده، که در وزارت بازرگانی آمریکا، دفتر محصولات نساجی و لباس مورخ ۸ سپتامبر ۲۰۰۶ موجود است، اندونزی ۹۳/۳ درصد به میلیون دلار و ۹۶/۲ درصد برحسب متر مربع معادل از کل واردات محصولات نساجی و پوشاک به آمریکا به خود اختصاص داده است.
● رویاروئی با چالش، نگاه به آینده
همان گونه که تولیدکنندگان محصولات نساجی در جهان با آن مواجه می باشند، کشور اندونزی نیز با رقابتی جدید در صنایع جهانی نساجی به خصوص در بازارهای آمریکا و اتحادیه اروپا روبه رو می باشد. به نقل از API، چین با محصولات ارزان قیمت خود بر بازار آمریکا مسلط گردیده است، اما رقبای حقیقی اندونزی، هند، ویتنام و بنگلادش برای پوشاک، تایلند و برزیل برای پارچه و پاکستان برای نخ می باشند. در تلاش برای جلوگیری از ارسال غیرقانونی محصولات نساجی و لباس از طریق اندونزی به آمریکا، این دو کشور اخیراً یادداشت تفاهم امضاء نموده اند و خواستار همکاری جهت جلوگیری از ارسال چنین محموله هائی شد ه اند. در بازار اتحادیه اروپا، اندونزی سهم بازار را از دست داده و از رقابت با چین و اروپای شرقی بازماند. در داخل کشور، این صنایع ۳۹ درصد از سهم بازار را در سال ۲۰۰۵ نسبت به ۲۰۰۴، عمدتاً به واردکنندگان غیرقانونی همچنین درصد کوچکی از وارد کنندگان رو به رشد قانونی واگذار نمود. چالش دیگری که این صنایع با آن روبه رو است و موجب کاهش کاربری آن می شود، ماشین آلات کهنه، به خصوص در بخش ریسندگی و بافندگی می باشد. API متذکر می شود که در سال ۲۰۰۵، بخش های الیاف، ریسندگی و بافندگی و لباس، به ترتیب ۶۹ درصد، ۶۷ درصد، ۵۴ درصد و ۵۷ درصد از ظرفیت های نصب شده خود استفاده کردند. همچنین در همان سال، ۶۶ درصد از ماشین آلات بافندگی عمری بالای ۲۰ سال، ۲۶ درصد عمری معادل ۱۰ تا ۲۰ سال و ۸ درصد عمری کمتر از ۸ سال داشتند. در ارتباط با ماشین آلات ریسندگی، ۳۵ درصد عمری بالای ۲۰ سال، ۶۰ درصد عمری معادل ۱۰ تا ۲۰ سال و ۵ درصد عمری کمتر از ۱۰ سال داشتند. وزارت صنایع اندونزی عنوان نموده است که نیمی از کارخانجات تولید محصولات نساجی اندونزی عمری بالای ۱۵ سال دارند.
با وجود چنین چالش هائی، APIگزارش می دهد که این صنایع راه کار بازسازی و نوسازی ظرفیت های موجود را در پیش گرفته اند از آن جمله ارتقاء ۵/۲ میلیون ماسوره در بخش ریسندگی و تعویض ۲۰۰۰۰۰ ماشین بافندگی با ماکو با ماشین های بدون ماکو و اضافه نمودن ۲۰ واحد تولیدی الیاف مصنوعی، ۴/۲ میلیون دوک، ۶۳۵۰۰ ماشین بافندگی بی ماکو ۱۶۶۰۰ ماشین بافندگی، ۲۲۱ واحد تکمیل و ۱۷۹۰۰۰ ماشین های دوخت می باشند.
API پیش بینی می کند که این راهکار موجب افزایش صادرات به ۱۴ میلیارددلار تا سال ۲۰۱۰، اضافه شدن ۴۶۹۰۰۰ کارگر به جمع نیوری کار و هزینه تخمینی معادل ۱۹/۵ میلیارد دلار که نیاز به پشتیبانی مالی از سوی بخش بانکی دارد. هدف افزایش ظرفیت تولید در کل طول زنجیره عرضه محصولات نساجی می باشد. همچنین این صنایعنقاط قوت خود مانند هزینه ەای پائین کار و انرژی، و ساختار هماهنگ خود و به حداکثر رسانی مزیت های سهمیه ها که بر روی محصولات نساجی چیناثر بگذارد، موافقت نامه های تجارتآزاد و ابتکارات مزایای تجاری شامل سیستم عمومی مزیت های اتحادیه اروپا، منطقه آزاد تجاری ASEAN و موافقت نامه شراکت اقتصادی ژاپن اندونزی که در حال حاضر تحت مذاکره می باشد جهت تلاشی برای رقابتی ماندن به طور وسیع تبلیغ می نماید.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









مترجم: مهندس راضیه تقویان آذری
کارشناس صنایع، وزارت صنایع
مأخذ:
Textile World Asia Des.۲۰۰۶.




ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:54 AM
تولید پوشاک اکثراً در کارگاه های کوچک انجام می گیرد و پوشاک پنبه ای تولیدی بیشتر به کشورهای همسایه اتحاد جماهیر شوروی سابق صادر می شود که در سال گذشته ۱۰ درصد رشد داشته است.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/22fea609da837c7cdbe5c3332b6c3ad1.jpg











پیش از این ایران یکی از صادرکنندگان پنبه بوده است با این حال این کشور در غرب به خوبی شناخته شده نیست. این بازار می تواند به زودی گشوده شود و سرمایه گذاران خارجی مشتاق هستند تا در مورد چشم اندازها در کشوری که از مزایای تجاری بیشتری نسبت به امارات متحده عربی رو به ترقی برخوردار است اطلاعاتی به دست آورند. به دست آوردن اطلاعات قابل اعتماد در مورد صنایع نساجی و پوشاک ایران کارآسانی نمی باشد. آنچه می دانیم آن است که این صنت بسیار گسترده است به وطوری که برای بیش از ۴% میلیون کارگر اشتغال ایجاد نموده است و کشوری است که کیفیت فرش آن در جهان شناخته شده است و پر کیفیت ترین و پررونق ترین فرش در جهان را در دست دارد.
به گزارش هفته نامه Turkish تولید پوشاک اکثراً در کارگاه های کوچک انجام می گیرد و پوشاک پنبه ای تولیدی بیشتر به کشورهای همسایه اتحاد جماهیر شوروی سابق صادر می شود که در سال گذشته ۱۰ درصد رشد داشته است.
گمان می رود استفاده از تجهیزات قدیمی از بزرگترین موانع تولید دراین کشور است و تجارت رونق یافته ای در کاربرد ماشین آلات مستعمل به وسیله شرکت هائی مثل نیماتکس و نساجی زرین وجود دارد.
تنها منبع اطلاعاتی جامع، کتاب آمار سالیانه ایران می باشد، با این حال تفسیر ارقام مورد استفاده در این نشریه دولتی برای مقایسه با کشورهای فعال در این زمینه بسیار سخت می باشد.
سازمان گسترش تجارت کتابچه بازرگانی مفیدی را منتشر کرده است که در آن فهرستی از شرکت های ریسندگی و بافندگی بزرگتر مانند شرکت نساجی بروجرد وجود دارد. یک معادل اینترنتی از این کتابچه راهنما به آدرس اینترنتی www.Iranianyellowpages.com موجود می باشد و جامعه صادر کنندگان صنایع نساجی و پوشاک (Nima@parspake.com) تنها نمای محدودی از بخش کوچکی از کل این صنعت را نشان می دهد.
چند دهه است که مشکل انزوای دیپلماتیک مانع از سرمایه گذاری مستقیم خارجی شده که این صنعت بسیار به آن نیازمند است. در حالی که سال ها است موضوع غنی سازی هسته ای موجب بحث و جدل شده، در نهایت منجر به اتخاذ تحریم های تجاری سخت گیرانه ای از سوی اکثر کشورهای صنعتی در قبال ایران گردید. امسال نیز انواع اتهامات در مورد جنگ در لبنان آب را بیشتر گل آلود نموده است. تنها اقدام ملایم تری که اخیراً تهران در مورد عراق همراه با امکان همکاری با کشورهای حاشیه خلیج فارس در عربستان سعودی آغاز نموده، امید اندکی را ایجاد کرده است. این خوش بینی از این حقیقت ناشی می شود که می توان تولید داخلی پنبه ایران را مجدداً بازسازی نمود (این کشور قبلاً یکی از تأمین کنندگان عمده اتحادیه اروپا بوده است، اما در دهه ۱۹۹۰ موقعیت خود را از دست داد)، صنایع الیاف مصنوعی به مواد خام تولید داخل دسترسی دارد و با این میزیت ها، سرانجام صادرات تجاری نخ و پارچه را در کشوری با استعداد تولید الیاف در این اندازه می توان پایه گذاری نمود. به علاوه فرصت های عمده و مهمی در زمینه واردات در ایران وجود دارد.
شرکت بروجرد، شرکتی شناخته شده در غرب می باشد، به این دلیل که از معدود شرکت هائی است که وب سایت خود را حفظ نموده است. این شرکت در سال ۱۹۸۳ به عنوان شرکت سهامی عام تأسیس گردید، اکنون بیش از ۱۱۰۰ کارگر را در استخدام خود دارد. ظرفیت تولید سالیانه ای در حدود ۲۰ میلیون متر مربع پارچه های پنبه ای، پلی استر و ویسکوز را دارد که اکثراً به کشل تمام شده فروش می رود.
بروجرد نخ مورد نیاز خود را ریسندگی می کند و صادرات قابل توجهی به کشور ایتالیا دارد. شرکت های نساجی بزرگ دیگر که می دانیم مشغول به کار می باشند، شامل ریسندگی و بافندگی فخر ایران، شرکت نساجی قائم شهر و پارس بافت شیراز می باشند. به این لیست می توان تولیدکنندگان عمده پوشاک، مانند شرکت پیراهن آزادگان و ایران پوپلین را نیز اضافه نمود.
جهت کسب اطلاعات بیشتر، به بازرگانان توصیه می شود که تحقیق خود را از طریق اینترنت انجام دهند. سازمان رسمی صادرات که مرکز ترویج صادرات ایران است به آدرس اینترنتی www.iran export.com می باشد که توسط وزارت بازرگانی ایران اداره می شود و منبع اخبار خوبی است که اصولاً به منظور جذب تجارت از خارج طراحی شده، در حالی که اطلاعات کافی درباره چگونگی بستن قرارداد و انجام معاملات انفرادی را عرضه می کند، اما اطلاعات چندانی در مورد فرصت های خاص موجود در صنایع نساجی و پوشاک در اختیار نمی گذارد. همانگونه که در بالا یادآور شدیم، این امر بدان علت است که این ها اطلاعاتی است که اصولاً در مورد بازار داخلی تنظیم شده به طوری که جزئیات مربوط به این بخش تا حد زیادی ناشناخته می باشد. این فصت های سرمایه گذاری که بیشتر از همه مورد نیاز هستند به ٔلیل این که ایران به عنوان رقیب بالقوه مرکز تجاری با بنادر رو به رشد امارات متحده عربی، محسوب می شود به خصوص آنکه این کشور ارتباط مناسبی با کشورهای شوروی سابق دارد. امسال تهران ناظرین رسمی به جلسه سازمان جدید همکاری شانگ های که رقیب شرقی با گروه معروف جی ۸ می باشد فرستاد به علت مازاد انرژی، این کشور در حال برقراری ارتباط تجاری قوی با کشور چین می باشد. فرصت های فراوانی برای سرمایه گذاری و انتقال فناوری در تجارت نساجی و پوشاک وجود دارد، اگرچه هزینه ەای نسبتاً بالای کار و قوانین محدود کننده استخدام را باید در گام نخست مورد بررسی قرار داد.
وب سایت تکمیلی توسط اتاق بازرگانی ملی و مستقل به آدرس اینترنتی www.iran export.com/country/p۲.htm به زور می شود. این وب سایت با توجه به توزیع مناسب صنایع تولید پوشاک در مراکز صنعتی سراسر کشور مثل قزوین، اصفهان و زابل دارای اطلاعات مفیدی است و اتاق کار گروهی ملی، تکنولوژی های غربی را برای حفظ ارتباط با آنچه که در این استان ها در جریان می باشد، استفاده می کند.
اکثر منابع راهنمای تجاری، تنها یک آدرس تماس در پایتخت ثبت کرده اند در حالی که آنها اخبار کمی از مکانی که در اصل تولید در آنجا انجام می گیرد در اختیار می گذارند. این مسائل جزئیاتی است که تولیدکنندگان ماشین آلات به آنها نیاز دارند.
در حقیقت برای کسب آخرین اخبار در مورد آنچه که در شرکت های بزرگتر فعال در صنایع نساجی (به ویژه) و پوشاک رخ می دهد باید مرتباً در روزنامه های سراسری ایران جست وجو کرد.
روزنامه Tehran Times را می توان بر روی اینترنت به زبان انگلیسی به آدرس www.tehrantimes مطالعه نمود، اما باید مکرراً این روزنامه را مطالعه نمود زیرا به ندرت اخبار خاصی در مورد تحولات مربوط به نساجی و پوشاک در آن وجود دارد. سایت مشابه دیگری را می توان به آدرس www.iran.daily.com مورد مطالعه قرار داد. این سایت منابع اطلاعاتی خوبی در مورد قانون گذاری که در مجلس صورت می گیرد در اختیار می گذارد؛ زیرا سرمایه گذاران نساجی جهان بیشتر به فرصت های آتی علاقه مند می باشند تا موضوعات جاری.
یک منبع خارجی مشابه که به کامل بودن شهرت دارد، کتاب حقایق جهانی CIA می باشد، اگرچه این کتاب در واقع منعکس کننده دیدگاه بدبینانه دولت مردان متوالی آمریکا می باشد، بخش مربوط به ایران را می توان در آدرس اینترنتی www.cia.gov/publications/factbook مطالعه نمود. شگفت آور این که، ایران جهت باز کردن باب مذاکرات تجاری الکترونیک، کشور جالب توجهی است، این مسأله بدین دلیل است که انجام مذاکرات به صورت متداول در این کشور مشکل می باشد، علی رغم تصویر پنهان شده بسیاری از شرکت های تجاری در ایران، مانند شرکای آنها در کشور چین، از آخرین اطلاعات و فناوری های ارتباطی با اشتیاق استفاده می کنند. هرچند که راه های ارتباطی از بهترین نوع آن نمی باشد.
یک نقطه مناسب جهت شروع، بخش ایرانیاست که در آدرس اینترنتی www.ebusinessforum.com آن را می توان پیدا نمود.
دو سایت اینترنتی که فهرست فرصت های صادراتی خاص را ارائه می نمایند. شامل www.neda.net و www.iran export.com/staticindex.htm می باشد که اولین آدرس، اطلاعاتی خوبی در مورد تحولات جاری و آتی در اختیار می گذارد در حالی که دومین آدرس آخرین آمار تجارت بین المللی را ارائه می نماید. این وب سایت، نشان می دهند که مجموع صادرات نساجی ایران اکنون بالغ بر ۲۰۰ میلیون دلار آمریکا در سال می شود که بیش از نیمی از آن به صورت البسه آماده، با فرصت هائی بسیار خوبی که برای واردات ماشین آلات ریسندگی، بافندگی و تولید پوشاک هم اکنون موجود می باشد.
نمایشگاه تجاری نساجی و پوشاک خاصی در ایران مشخص نیست، اما نمایشگاه سالیانه تجاری صنعتی در تاریخ ۲ ۱ اکتبر سال آینده در تهران برگزار خواهد شد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









مترجم: مهندس راضیه تقویان آذری
کارشناس صنایع، وزارت صنایع




ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:54 AM
شرکت آرشام کوشا در سال ۱۳۷۷ راه اندازی شده است. هدف از تأسیس این شرکت تولید محصولات و سرویس های فناوری اطلاعات به ویژه در بخش صنعت می باشد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/1bbf7caf50374b041badaa3ff19b5548.jpg











شرکت آرشام کوشا در سال ۱۳۷۷ راه اندازی شده است. هدف از تأسیس این شرکت تولید محصولات و سرویس های فناوری اطلاعات به ویژه در بخش صنعت می باشد. طی سالیان گذشته این شرکت دارای واحدهای مختلف در حوزه های گوناگون صنعت تجارت و الکترونیک می باشد که در قالب شخصیت های حقوقی مستقل به ارائه خدمات می پردازد.
این شرکت در سال جاری موفق شده به عنوان صادرکننده نمونه در رده شرکت های نرم افزاری شناخته شود. به دلیل اینظکه آرشام کوشا در زمینه نرم افزارهای صنایع نساجی و پوشاک فعال می باشد، گفت وگوئی پیرامون فعالیت شرکت و این انتخاب انجام دادیم که ملاحظه می کنید:
▪ ابتدا به زمینه های فعالیت آرشام کوشا اشاره نمائید؟
ـ آرشام کوشا به طراحی، تهیه و ارائه نرم افزارهای CAD/CAM/CIM/CAE صنایع مختلف به ویژه صنعت نساجی و پوشاک، تولید سیستم گلدوزی هوشمند خانگی، طراحی و ساخت سیستم های خاص منظوره کنترلی یا مانیتورینگ صنعتی (قسمت نرم افزاری و سخت افزاری، اتوماسیون صنعتی و...) می پردازد.
▪ به صادرات محصولات شرکت نیز اشاره کنید و در این زمینه با چه مشکلاتی مواجه هستید؟
ـ صادرات آرشام کوشا در سال جاری به کشورهای آلمان، مکزیک، ونزوئلا، ازبکستان، مصر، امارات، عربستان، بحرین، قطر، دومنیکن، مصر، امارات، عربستان، بحرین، قطر، دومنیکن، هند و چین انجام می گیرد و به طور کلی حجم صادرات در سال ۸۴، معادل ۴ مییون و ۱۰۰ هزار دلار بوده است.
در زمینه صادرات با مشکلاتی مانند عدم اعطای به موقع جوایز و یارانه های صادراتی به شرکت ها، تحریم آمریکا و عدم توانائی شرکت ها در انتقال پول از طریق سیستم بانکی، ناشناخته بودن صادرات نرم افزار و کانال های مرتبط در گمرک و سایر سازمان های مرتبط با صادرات و عدم حمایت مالی مناسب از سوی مؤسسات اعتباری مواجه هستیم.
▪ ممکن است به سایر صنایع که شرکت آرشام کوشا به ارائه محصولات خود می پردازد هم اشاره نمائید؟
ـ یکسری از محصولات شرکت به صورت عمومی هستند و در تمام صنایع کاربرد دارند مانند سیستم های مانیتورینگ و سیستم های سرویس و نگهداری (PM)، خریداری عمده ای در صنایع سیمان، فولاد نفت و پتروشیمی و موادغذائی داریم. در حال حاضر تقاضای داخلی برای محصولات قدیمی شرکت کاهش یافته است اما برای محصولات جدید با تقاضاهای متعددی روبه رو هستیم. در مورد صنعت نساجی نیز باید بگویم مخاطب جدید ما بیشتر صنعت پوشاک شده است.
▪ فرآیند انتخاب آرشام کوشا به عنوان یکی از صادرکنندگان نمونه سال ۸۵ چگونه بود؟
ـ ابتدا سازمان توسعه تجارت فراخوانی جهت انتخاب صادر کننده نمونه اعلام نمود. لازم به ذکر است که آرشام کوشا در سال ۸۳ نیز این عنوان را از آن خود کرده بود.
در انتخاب شرکت ها، شاخصه های کمی و کیفی متعددی لحاظ می شود، حجم صادرات، کیفیت محصولات صادر شده، نحوه و چگونگی بازاریابی، میزان رعایت استاندازدهای بین المللی و... از این شاخصه ها محسوب می گردند. براساس موارد مذکور اطلاعات شرکت ها به سازمان توسعه تجارت ارسال می شود و طبق قانون بیش از ۵۰ صادر کننده نمی توانند انتخاب شوند. اشرکت ها طبق گروه صنعتی خود در کمیته ای مرکب از ۱۲ عضو با حضور نمایندگان سازمان مدیریت و برنامه ریزی، اتحادیه صنفی ذی ربط، وزارت صنایع، وزارت بازرگانی، وزارت راه، وزارت اقتصاد و امور دارائی، نهاد ریاست جمهوری، بانک مرکزی، گمرکات کشور و... مورد ارزیابی قرار می گیرند، رأی گیری می شود و در نهایت یک شرکت از هر گروه به عنوان صادر کننده نمونه تعیین می گردد.
ما نیز در گروه نرم افزاری همراه یک شرکت دیگر به مرحله انتخاب نهائی رسیدیم و در پایان به دلیل کسب امتیاز بیشتر صادر کننده نمونه شناخته شدیم. آن شرکت دارای شریک بود و صدور سیستم جامع صدور قبوض برق به افغانستان را بر عهده داشت اما آرشام کوشا شرکت کاملاً خصوصی است و به صورت مستقل به فعالیت می پردازد. این عوامل نیز از فاکتورهائی بود که موجب انتخاب شرکت ما شد.
▪ آیا بابت این انتخاب تسهیلات یا مزایای خاصی به آرشام کوشا تعلق گرفته است؟
ـ کارتی به صادرکنندگان نمونه ارائه دادند که بر مبنای آن می توانند بدون نوبت در نهادهای دولتی و وزارت خانه ها کار خود را انجام دهند، بر این اساس شرکت هواپیمای جمهوری اسلامی، ۳۰ درصد بلیت صادرکنندگان را به صورت یارانه متقبل می شود، اما عملاً هیچ کدام از موارد فوق رعایت نشده است. یک لوح تقدیر و ۱۰ میلیون تومان نیز به عنوان جایزه پرداخت کردند.
▪ در خصوص انتخاب صادر کننده نمونه، اتحادیه ها و تشکل ها چه نقشی دارند؟
ـ طبیعتاً نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. اما کارهائی باید انجام دهند با فعالیت هائی که انجام می دهند، دو مقوله متفاوت از یکدیگر می باشد. دولت باید کار مردم را به یکسری نهادهای مردمی، نهادهای مدنی و تشکل های مردمی واگذار کند و به تعامل با دولت بپردازند. تسهیل مقررات به نفع اعضا، گرفتن حق اعضا، شرکت در جلسات مختلف و تبیین جایگاه تشکل از مهمترین وظایف و کارکردهای اتحادیه ها و تشکل های صنفی است. این تشکل ها در واقع سخنگو و نماینده اعضا باید باشند.
▪ هنگامی که لوح تقدیر و جایزه را از رئیس جمهور دریافت کردید، اگر زمان فرصت می داد چه نکته ای را با ایشان در میان می گذاشتید؟
ـ مطلب خاصی نمی گفتم! به نظرم دولت دقیقاً می داند مشکلات چیست و از راه حل های آن هم مطلع می باشد. در جلسات مختلف که برگزار می شود مشکلات مطرح شده همه تکراری است. پیشنهاد می کنم به جای برگزاری این همه جلسه، کمیته ای جهت پیشگیری چگونگی رفع مشکلات از سوی دولت تشکیل شود، به هر حال معتقدم دولت می داند صورت مسئله مشکلات چیست و راه حل ها را هم می داند.
▪ اما عنوان صادر کننده نمونه، بار معنائی ارزشمند و مقبولی دارد و حداقل در معرفی و تبلیغات آنها مؤثر نیست؟
ـ بله، فلسفه انتخاب صادر کننده نمونه این است که افراد فعال و موفق در صادرات به عنوان شخص به افراد معرفی شوند. البته بحث قهرمان پروری نیست و به فرهنگ سازی باز می گردد. یعنی می خواهند به مردم، صادر کننده را به عنوان شاخص نشان دهند و آنان را به فرهنگ صادرات تشویق کنند.
این که صادر کنندگان نمونه مورد تقدیر رئیس جمهور قرار می گیرد، نامشان در رسانه ها و مطبوعات منتشر می شود، در جلسات مختلف از آنها دعوت به عمل می آید و نظرات و دیدگاه هایشان را جویا می شوند، در خارجاز کشور زمانی که متوجه می شوند به عنوان صادر کننده نمونه در ایران مورد احترام و توجه قرار دارید، ساده تر ارتباط برقرار می کنند و...
از مزایای معنوی این انتخاب است، اگرچه صادرکننده نمونه شدن برای من هدف نیست و اگر به این عنوان هم نایل نشوم به فعالیت های خود ادامه خواهم داد.
▪ برنامه های آتی شرکت در جهت توسعه بازارهای خارجی چیست؟
ـ تصمیم داریم به ارائه نسخه های جدید سیسم مونیتورینگ صنعتی، ۲ نرم افزار جدید، حضور در نمایشگاه های تخصصی بین الملی برگزاری سمینار و همایش های تخصصی، توسعه نمایندگی های فروش، انجام تبلیغات الکترونیکی، حضور مؤثر در مجلات و رسانه های معتبر بین المللی، همکاری باانجمن های تخصصی و تعامل با سفارتخانه های ایران در کشورهای مختلف و بالعکس بپردازیم.
▪ در شرایطی که از بحران و رکود صنعت نساجی به کرات یاد می شود، آرشام با اتخاذ چه تدابیری موفق عمل می نماید؟ رمز موفقیت شرکت چیست؟
ـ به طور خلاصه می توانم به تقابل با دانشگاه های معتبر داخلی و خارجی، گسترش بازار هدف از داخل به خارج کشور، عدم وابستگی به ---------- های دولت و در نتیجه مصون ماندن از تغییرات مداوم آن، گسترش بخش تحقیق و توسعه و ارائه محصولات جدید، استفاده بیشتر از امکانات تجارت الکترونیک و اینترنت و برخورداری از روش های نوین بازاریابی و حضور مستمر در رخدادهای بین المللی، اشاره کنم.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز





صنعت‌نساجی

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:55 AM
با وجود مزیت های نسبی فراوان در صنعت نساجی که می توان به عنوان نقطه مثبتی در تامین نیاز داخلی به منسوجات و پوشاک و دستیابی به بازارهای صادراتی و ارز آوری مناسب تلقی شود با تداوم مشکلات قبلی و شکل گیری مشکلات تازه، روند نزولی این صنعت همچنان ادامه دارد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/c9c501ea3d7c9cc2d8c792c40735e6c7.jpg











با وجود مزیت های نسبی فراوان در صنعت نساجی که می توان به عنوان نقطه مثبتی در تامین نیاز داخلی به منسوجات و پوشاک و دستیابی به بازارهای صادراتی و ارز آوری مناسب تلقی شود با تداوم مشکلات قبلی و شکل گیری مشکلات تازه، روند نزولی این صنعت همچنان ادامه دارد.
در سال های گذشته تعطیلی پی در پی واحدهای نساجی در کشور را شاهد بوده ایم و نابسامانی های این صنعت موجب شده تا برخی صاحبان صنایع نساجی ورشکسته و از گردونه تولید خارج و کارگران بسیاری بیکار شوند.
اما با وجود اقدامات و وعده های دستگاه های ذیربط برای رفع موانع تولید و رونق دوباره این صنعت، اکنون نیز تولیدکنندگان علاوه بر چالش هایی که در زمینه فرسودگی ماشین آلات و تامین مواد اولیه تولید منسوجات داشته اند، اکنون نیز به سختی می توانند ادامه حیات دهند.
این در حالی است که کشورهای رقیب صنعت نساجی ایران به یکه تازی در میدان رقابت مشغول بوده و منسوجات کشورمان حتی در بازارهای داخلی نیز از جایگاهی برخوردار نیستند.
در سیزدهمین نمایشگاه بین المللی نساجی که از ۲۴ تا ۲۷ مرداد ماه در محل دائمی نمایشگا ه های بین المللی برگزار شد نیز شرکت های خارجی از کشورهایی مانند ترکیه نسبت به تولید کنندگان داخلی حضور پررنگ تری داشتند.
با تغییر و تحولات اخیر در وزارت صنایع، سرپرست این وزارتخانه در مراسم معارفه خود نگاه جامع و بدون تبعیض و برتری های نسبی را یکی از محورهای مد نظر خود در این وزارتخانه دانست و اعلام کرد، همانطور که فولاد مهم است نساجی و صنایع سلولزی نیز اهمیت دارند.
علی اکبر محرابیان ورشکستگی صنعت نساجی و پوشاک را ناشی از ---------- های گذشته دانسته و نگاه صنفی به صنعت را آفت قلمداد کرد. همچنین از سوی دیگر دبیر انجمن صنایع نساجی نیز حضور وی در نمایشگاه نساجی برخلاف وزرای سابق را نشانه ای از امید به رفع مشکلات این صنعت قلمداد می کند، با این وجود باید دید آیا سیاستگذاری های جدید این وزارتخانه قادر به ساماندهی وضعیت نامطلوب صنعت نساجی کشور است یا با تداوم روند کنونی سایر تولیدکنندگان این بخش نیز ورشکست خواهندشد.
با این وجود طی سال های گذشته، ضعف برنامه ریزی، نبود هماهنگی در ---------- گذاری ها و ضعف مدیریتی در برخی بنگاه ها که نتیجه آن کاهش کیفیت محصولات و دوری از استانداردهای جهانی بوده، باعث شده تا صنعت نساجی به سمت نابودی کامل پیش رود.
کاهش بهره وری و از دست دادن بازارهای داخلی و خارجی با وجود رقبایی مانند چین و هند، تایلند و غیره بسیاری از فرصت های صنعت نساجی کشور را از بین برده است اگر چه بسیاری از مسئولان عامل اصلی این روند را بی تدبیری صاحبان این صنعت و اعمال نشدن مدیریت اصولی قلمداد می کنند اما ضعف قوانین و مقررات تولید در کشور ریشه اصلی این مشکلات است.
این موضوعی است که با مقایسه کشورهای رقیب و مزیت ها و حمایت هایی دولت ها از صاحبان صنایع به خوبی مشخص می شود. طی ۴۰ سال گذشته دولت نقش تعیین کننده ای در شکل گیری ساختار صنعتی کشور داشته است. این امر ناشی از سرمایه گذاری مستقیم بخش دولتی در بخش های مختلف صنعت و سیاستگذاری های متعدد بوده است.
در حال حاضر کشورهای رقیب ایران در صنعت نساجی از قوانین با ثباتی در حوزه صنعت و اقتصاد بهره می برند، به طوری که مجموعه مالکیت ها در راستای حمایت از تولید برای صادرات است در حالی که در ایران سرمایه گذاران و تولیدکنندگان هیچ اطمینانی ندارند تا براساس قانون مشخص اقدام به سرمایه گذاری کنند.
● دیوار تعرفه ای و مشکلات صادرات و واردات
طی سال های گذشته اتخاذ ---------- های تعرفه ای متغیر برای واردات و صادرات کالاهای مختلف از جمله مشکلات صنایع داخلی بوده است. این امر در بخش منسوجات و ماشین آلات نساجی نیز موجب شده تا در شرایطی که تولیدکنندگان منسوجات کشورهای رقیب ایران به دلیل عضویت در سازمان تجارت جهانی مجبور به پرداخت تعرفه های بالای واردات ماشین آلات صنعتی و مواد اولیه تولید از جمله پنبه نیستند، در کشورمان وضع تعرفه بر واردات به بهانه حمایت از تولید داخل موجب شده تا صنعت نساجی در تنگنا ه های بیشتری قرارگیرد.
همچنین اخیراً با وضع تعرفه های شناور و فصلی، برای واردات مواد اولیه تولید، تولیدکنندگان نیز مجبور هستند تا مبلغ تعرفه پرداختی بابت واردات مواد اولیه را به قیمت تمام شده کالا بیافزایند و بدیهی با افزایش قیمت تمام شده منسوجات داخلی این کالا ها قدرت رقابت پذیری کمتری نسبت به کالاهای مشابه حتی در بازار های داخلی خواهند داشت و در شرایط کنونی و قاچاق و واردات بی رویه منسوجات به کشومان دیگر کالای تولید شده داخلی توجیه اقتصادی نداشته و محکوم به فنا است.
از سوی دیگر به دلیل عضو نبودن ایران در سازمان تجارت جهانی، بسیاری از تولیدکنندگان داخلی برای صدور کالاهای خود به بازارهای جهانی، مجبور به پرداخت تعرفه مضاعف به ویژه برای مبادلات تجاری با کشو رهای اروپایی و آمریکا هستند که این موضوع توان رقابتی آنان را در مقایسه با کشورهای که از هزینه تمام شده و تکنولوژی تولید مناسب تری برخوردار هستند، کاهش می دهد.
دبیر انجمن صنایع نساجی با اشاره به تعرفه ۱۵ درصدی واردات پنبه و تعرفه ۱۰ درصدی واردات نخ می گوید: این ---------- موجب شده تا اکنون برخی کارخانجات ریسندگی یا محصول تولیدی را به بازار عرضه نکرده و با امید آینده و جلوگیری از ورشکستگی به تولید ادامه دهند و از سوی دیگر بیشتر کارخانجات به دلیل کمتر بودن تعرفه واردات ماده اولیه(پنبه) از ماده تولید شده(نخ) به واردات نخ از کشورهایی مانند هندوستان و عرضه آن با برچسب تجاری خود در بازار بپردازند.
جمشید بصیری، با بیان این که در هیچ جای دنیا تعرفه واردات مواد اولیه از تعرفه واردات کالای ساخته شده کمتر نیست می افزاید: وزارت صنایع بارها پیشنهاد کاهش تعرفه واردات پنبه و افزایش تعرفه واردات نخ را به وزارت بازرگانی ارایه کرده و حتی این موضوع در کتاب تعرفه سال ۸۶ نیز پیش بینی شد اما در مردادماه سال جاری مدیر کل صادرات و واردات وزارت صنایع اعلام کرد کتاب سال جاری ارزش قانونی نداشته و ملاک عمل همان کتاب تعرفه سال گذشته است. که با این روند عملا افزایش تعرفه واردات نخ و کاهش تعرفه واردات پنبه پذیرفته نشده است.
● نرخ ارز، وعده ای که محقق نشد
تفاوت نرخ ارز تسهیلات ارزی پرداختی برای نوسازی صنایع نساجی که با هدف احیای دوباره این صنعت صورت گرفته خود به معضلی برای این صنایع تبدیل شده است چرا که در زمان پرداخت این تسهیلات نرخ یورو ۵۸۰ تومان و مقرر شده بوده نساجان این تسهیلات را به نرخ ۷۲۰ تومان به بانک ها بازپرداخت کنند این امر باعث شده تا این مابه التفاوت نرخ تسهیلات ارزی دریافتی خود به معضل بزرگی تبدیل شود که در حال حاضر این صنایع را با بحران مواجه کرده است.
در واقع این شیوه سیاستگذاری موجب شده که تفاوت نرخ ارزی است که از محل پرداخت تسهیلات ارزی برای نوسازی این صنایع حاصل شده و در نظر است تا دولت آن را تامین و پرداخت کند، به یکی از مشکلات این صنعت تبدیل شود.
گرچه با نامه ۱۷۰ نماینده مجلس به رئیس جمهوری و درخواست دریافت نکردن این مابه التفاوت امید می رفت این مشکل مرتفع شود اما با گذشت چندین ماه از این درخواست، ابلاغ دستورالعمل رئیس جمهوری به وزارت امور اقتصادی و دارایی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و بانک مرکزی، تشکیل کمیته ای متشکل از مسئولان دولت، نمایندگان مجلس و انجمن صنایع نساجی ایران برای تدوین راهکار برون رفت از این بحران، هنوز هیچ اقدامی از سوی مسئولان در این زمینه صورت نگرفته و تفاوت نرخ ارز پرداختی هزینه های سنگینی را برای این صنعت به بار آورده است.
گرچه به دلیل این مابه التفاوت صنایع نساجی از دریافت همه این تسهیلات نیز خودداری کردند اما افزایش یک باره نرخ یورو در بازارهای جهانی باعث شد تا بانک ها ---------- های جدیدی را برای صنایع نساجی اتخاذ نموده و با این روند در واقع این تسهیلات به جای کمک به رونق نساجی، خود عاملی در ایجاد مشکلات بیشتر شده است به نحوی که در حال حاضر این معضل موجب شده تا ادامه فعالیت بسیاری از واحدهایی که از این تسهیلات استفاده کرده اند، غیر ممکن شود. تفاوت نرخ ارز پرداختی از یک سو و افزایش بدهی های این صنایع به بانک ها، امکان ادامه تولید را سلب کرده است.
دبیر انجمن صنایع نساجی، در این زمینه می گوید: هیچ کس جوابگوی دستور رئیس جمهوری در این زمینه نیست و با این روند ۶۳ کارخانه نساجی که با سرمایه گذاری ۲۸۳ میلیون یورویی دولت از محل تسهیلات حساب ذخیره ارزی بازسازی شده نیز به صف ورشکستگان این صنعت ملحق می شوند. باید رحمی به این صنعت شود تا با یوروی نرخ ۷۲۰ تومانی و استفاده از بقیه ۵۰۰ میلیون تسهیلات ارزی صنایع نساجی بازسازی و به حیات خود ادامه دهند.
● پنبه، معضلی دیگر
در سال های اخیر کاهش کمی و کیفی تولید پنبه نیز به عامل دیگری برای مشکلات بیشمار صنعت نساجی تبدیل شده و می توان گفت، هم اکنون پنبه به عنوان مهمترین ماده اولیه صنعت نساجی، چالش تازه ای در این بخش به وجود آورده است.
از یک سو پنیه تولید داخلی با طول الیاف کوتاه از کیفیت مناسب برای صنعت نساجی برخوردار نبوده و از سوی دیگر ---------- های حمایت از تولید داخل این محصول، افزایش قیمت تمام شده پنبه وارداتی و افزایش هزینه تولید منسوجات را به دنبال داشته است.
همچنین پنبه تولید داخل قادر به تامین نیاز صنایع نساجی نیست. در حالی که حدود ۴۰ سال پیش و با کشاورزی سنتی تولید پنبه در ایران ۲۵۰ هزار تن بوده در حال حاضر این میزان به کمتر از ۸۰ هزار تن رسیده و روند رو به کاهش تولید پنبه در کشور همچنان ادامه دارد است.
هر چند پیشنهاد انجمن صنایع نساجی برای مساعدت بیشتر دولت در بهبود کمی و کیفی تولید پنبه در داخل کشور با استقبال بسیاری از کارشناسان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی روبرو شده، اما هنوز از سوی دولت هیچ اقدامی اصولی در این بخش صورت نگرفته و تامین پنبه مورد نیاز صنعت نساجی همچنان به عنوان یکی از مشکلات کارخانه های ریسندگی مطرح است.
بصیری در این زمینه و وضعیت کنونی صنعت نساجی می گوید: در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته، اکنون بازار به شدت راکد است همچنین تولید پنبه به شدت کاهش یافته و به ۱۵ هزار تن رسیده و کارخانجات ریسندگی برای تامین پنبه به دلیل تعرفه پایین این محصول نسبت به نخ تمایلی به واردات پنبه نداشته و بیشتر واردات نخ را به صرفه می دانند. این شرایط موجب شده تا اکنون وجود منسوجات قاچاق در بازار مشکل صنعت نساجی تلقی نشده و تولید کنندگان برای جلوگیری از ورشکستگی به تولید می پردازند.
● تنش های ---------- و چالش های جدید مالی
با تغییر و تحولات انجام شده در مباحث ---------- مطرح پیرامون مسایل هسته ای کشورمان، دردی ماه سال گذشته انجمن نساجی طی مکاتباتی با وزارت صنایع و معادن و سایر مسئولان ذیربط در زمینه مقابله با آثار محدودیت های بانکی در بخش صنعت هشدار داد.
بخش عمده ای از سرمایه در گردش صنعت از محل اعتبارات ریفاینانس(تامین دوباره مالی) تامین می شود و از آنجا که برخی بانک های خارجی این اعتبارات را در اختیار بانک مرکزی و بانک های ایرانی قرار داده و در نهایت بانک های ایران به مدت یک سال برای صنایع گشایش اعتبار می کردند.
با قطعنامه شورای امنیت و اعمال محدودیتهای بانکی، اکنون تقریباً ۹۹ درصد این اعتبارات متوقف شده است به نحوی که در حال حاضر هیچ یک از بانک ها امکان تامین اعتبارات اسنادی یک ساله را ندارند.
این محدودیت ها در شرایطی اعمال می شود که اکنون صنایع نساجی باید بدهی های گذشته ناشی از خرید مواد اولیه را بازپرداخت کرده و از سوی دیگر در سال جاری نیز مواد اولیه مورد نیاز این واحدها را به صورت نقدی از فروشندگان خارجی خریداری کنند.
با این روند به نظر می رسد دولت و وزارت صنایع و معادن باید راه میان بری برای رفع این مشکل در نظر گرفته و با تامین اعتبار مور نیاز این صنایع از محل حساب ذخیره ارزی اعتبار مورد نیاز برای خرید مواد اولیه را تامین کنند.
این در حالی است که طبق دستورالعمل ها دولت موظف است اعتبارات دخیره ارزی را فقط در قالب طرح توسعه، بازسازی صنایع و ... هزینه کند اما با توجه به شرایط بحرانی صنایع نساجی، دولت می تواند با رفع مشکل کنونی زمینه بقای این صنایع را فراهم کند.
در غیر این صورت و با تشدید این فشارها در بخش تولید، بیشترین فشارها متوجه وزارت صنایع و معادن و وزارت کار خواهد شد اما با وجود ارایه راهکارهای مختلف از سوی انجمن صنایع نساجی متاسفانه تا کنون هیچ اقدام جدی صورت نگرفته است.
اکنون مشکل تامین سرمایه در گردش به یکی از بزرگترین مشکلات صنایع کشور تبدیل شده این در حالی است که در کشوری مانند کره جنوبی گردش سرمایه ۲۲ بار در سال اما در ایران ۲/۱ بار در سال است و از آنجا که صنعت نساجی همیشه در این زمینه با مشکل مواجه بوده است باید برای رفع مشکلات فراوان تامین مواد اولیه مورد نیاز چاره ای اندیشیده شود.
● مشکل قوانین کار و امور اجتماعی
در سال های گذشته دولت ها نه تنها قوانین دست و پاگیر موجود در بخش صنعت را حذف نکرده بلکه شرایطی را فراهم آورده اند تا همواره از اقتدار صنعتگران کاسته شود. قوانین کار یکی از عمده ترین این مشکلات است. وجود تعطیلات سالیانه بیش از اندازه هزینه تولید را افزایش داده است.
در حالی که حداقل دستمزد در کشورهای شرق آسیا به طور متوسط ۷۰ دلار در ماه برآور شده در ایران طبق دستورالعمل ابلاغ شده از سوی دولت حداقل دستمرد ۲۷۰ دلار در ماه است. به علاوه در کشورهای یاد شده برای ۱۲ ماه کامل کاری در سال فقط ۱۲ ماه حقوق، اما در ایران برای ۹ ماه کار در سال حداقل ۱۵ ماه حقوق پرداخت می شود.
همچنین در این کشورها مالیات بر درآمد ۱۳ درصد است اما در ایران دو برابر آن یعنی ۲۵ درصد مالیات پرداخت شده و در زمینه بیمه نیز از ۳۳ درصد حق بیمه پرداختی ۲۳ درصد توسط کارفرما، ۷ درصد توسط کارگر وتنها ۳ درصد توسط دولت پرداخت می شود.
دبیر انجمن صنایع نساجی در این زمینه می گوید: سهم بیمه کارگر در نساجی کشور هندوستان ۱۶ درصد است که از این میزان ۸درصد توسط کارفرما و همین میزان توسط کارگر پرداخت می شود، این در حالی است که در کشورمان دولت حتی از پرداخت سهم ۳ درصدی خود در تامین اجتماعی کارگران خودداری می کند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









علی ابراهیمی




روزنامه همشهری

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:55 AM
گفت وگو با مدیر شرکت پوشاک فتحی












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/8d79277418e807c0f82a3a706776dc92.jpg











شرکت تولیدی پوشاک فتحی نزدیک به ۴۰ سال پیش تأسیس شده است. محور فعالیت این شرکت تولید پوشاک ورزشی است اگر چه در مقاطعی بنا به سفارش نهادها و شرکت های دیگر محصولات دیگری را نیز تولید کرده است.
مؤسس این شرکت عطاکش فتحی است که از پیشکسوتان و افراد با سابقه در تولید پوشاک ورزشی می باشد. برای تولید پوشاک در این واحد از مواد اولیه خارجی و داخلی استفاده می شود، مواداولیه خارجی و داخلی استفاده می شود، مواد اولیه خارجی مورداستفاده اغلب تاسلون، شمی و میکرو می باشد و پارچه های داخلی مورد استفاده از جنس پلی استر و پنبه می باشد. مدیر شرکت فتحی در زمینه مواد اولیه می گوید: خوشبختانه با پیگیری های به عمل آمدهدر استفاده از مواد اولیه داخلی به نتایج مطلوبی دست یافته ایم ازجمله نوعی پارچه که محصول تمام شده خارجی آن به قیمت ۱۷۰ هزار ریال عرضه می شود با مواد اولیه داخلی که با تعامل با بافنده پارچه داخل به کیفیت خاریج نزدیک نمودیم با قیمت ۴۲ هزار ریال به تولید رساندیم همچنین به طور کلی در تعامل با چند واحد تولید پارچه مواد اولیه مشابه خارجی را به تولید رسانده ایم که این امر نشان می دهد اگر بسترسازی مناسب صورت بگیرد امکان تولید پارچه های مرغوب در کشور وجود دارد.
این تولید کننده با سابقه در زمینه تأثیر قوانین بر تولید تصریح می کند که در بحث تسهیلات بانکی میزان بهره و بوروکراسی اخذ آن از جمله مشکلات موجود است و موجب شده حتی الامکان از این تسهیلات استفاده نکنند و برای تأمین نقدینگی مورد نیاز مجبور شده واحد ساختمانی را که ساخته بود به فروش برساند و در تولید سرمایه گذاری نماید. وی می افزاید: دریافت تجمیع عوارض از مشکلاتی است که طی سال های اخیر به دیگر مشکلات تولیدکنندگان افزوده شده است، محصولاتی که در واحد پوشاک فتحی تولید می شود منابع طراحی مختلفی دارد که از جمله آنها استفاده از نظرات طراحان، اینترنت و سفارش مشتری می باشد.
یکی از معضلات در پوشاک کشور استفاده از برند خارجی در تولید محصولات است مدیر شرکت تولیدی فتحی در این مورد می گوید: طی سال های فعالیت فقط حدود ۳ سال پیش محصولاتی را با برند خارجی به بازار مصرف عرضه کردیم ولی به این نتیجه رسیدیم که اگر کیفیت محصولاتمان پائین است که باید آن را ارتقاء دهیم و اگر کیفیت آن بالا می باشد چرا مبلغ برند خودمان نباشیم در حالی که سال ها در این صنعت فعالیت کرده ایم، لذا مجدداً به تولید با برند فتحی روی آوردیم.
عطاکش فتحی در ادامه از افزایش دستمزدها در سال جاری گفته و خاطرنشان می کند: این موضوع دو بعد دارد اول این که با توجه به نرخ تورم اگر پایه حقوق ها به ۲۰۰ هزار تومان هم برسد امرار معاش کارگران باز مشکل دارد، لذا نمی توان گفت که میزان مصوب پایه حقوق ها بالا سات ولی بعد دیگر نیز این است که اگر حقوق ها افزایش یابد طبیعی است که قیمت تمام شده محصول تولیدی دچار افزایش می گردد و اگر قیمت محصول افزایش بیابد منجر به زیان تولید کننده است و اگر افزایش یابد با توجه به حضور محصولات قاچاق و چینی در بازر امکان رقابت مشکل تر از گذشته خواهد بود. مدیر این شرکت تصریح می کند که البته حقوق پرسنل شان با توجه به نوع فعالیت عموماً از پایه حقوق وزارت کار بیشتر است.
مکانیزم عرضه محصولات تولیدی این شرکت بیشتر از روش عرضه مستقیم بهره می برد و مسئولان آن کمتر اعتقاد به تعامل با بنکداران دارند ضمن این که با توجه به قدمت شرکت فتحی بسیاری از مشتریان بخش خصوصی و دولتی همچنین نهادها با مراجعه مستقیم محصولات مورد نیاز خود را خریداری می نمایند.
آموزش پرسنل در این شرکت اهمیت ویژه ای دارد و افراد پس از اشتغال تحت آموزش قرار می گیرند. همچنین از روش تشویق برای نیروهای کاری استفاده می گردد تا در جهت تولید محصول مرغوب تر جدیت بیشتری انجام شود.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:56 AM
هر چند بررسی این موضوع که صنعت نساجی چرا به شرایط فعلی رسیده است، نیازمند گزارشی مفصل تر است، اما تردیدی نیست که در شرایط فعلی نیز راهکارهای مؤثری برای “برون رفت پایدار” از بحران و رسیدن به ساحل ثبات، برای صنعت نساجی وجود دارد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/8937d30b2ab0f4535587e4a604104f57.jpg











صنعت نساجی ایران با وجود حمایت های گسترده دولت از جمله اعطای وام های کم بهره از محل حساب ذخیره ارزی، همچنان درگیر معضلات و مشکلات پرشماری است. گفته می شود استمرار بحران های این صنعت، می رود تا یکی از کهن ترین رشته های صنعتی فلات دیرپای ایران را از مدار توجیه اقتصادی و مزیت سنجی خارج کند.
هر چند بررسی این موضوع که صنعت نساجی چرا به شرایط فعلی رسیده است، نیازمند گزارشی مفصل تر است، اما تردیدی نیست که در شرایط فعلی نیز راهکارهای مؤثری برای “برون رفت پایدار” از بحران و رسیدن به ساحل ثبات، برای صنعت نساجی وجود دارد. ای کاش تصمیم گیران اقتصادی کشور در زمان اخذ تصمیم برای پرداخت وام از محل حساب ذخیره ارزی، راه حل هایی دوراندیشانه و تأثیرگذارتر که البته انجام آنها هم بسیار سهل و آسان تر بود اتخاذ می کردند. اگر چنین بود، شاید امروز سرنوشت صنعت نساجی کشورمان در موقعیتی بسیار متفاوت قرار می گرفت.
آنچه مسلم است، وضعیت امروز صنعت نساجی کشور بیش از سال های ابتدایی دهه ۸۰ شمسی نیاز به ممارست و حمایت دولت دارد، چرا که در صورت قطع حمایت دولت یا تغییر زاویه نگاه آن، همه رشته های حمایتی گذشته پنبه خواهد شد. در بررسی کارنامه عملکرد گذشته صنعت نساجی کشور، به نقاط درخشانی برمی خوریم که حاکی از وجود توانمندی ها و قابلیت های فراوان این صنعت است. اما توفیق در برنامه های صادراتی و کسب سهم مطلوب از بازارهای مصرف جهانی، آن هم در شرایط پررقابت امروز اقتصاد جهان، جز با تدوین و طراحی راهبردی و برقراری امنیت اقتصادی در مسیر تولید به صادرات، میسر نخواهد بود.
در این میان، یکی از عملی ترین راهبردهای خارج شدن صنعت نیمه جان نساجی از وضعیت "کمایی" که هم اکنون به آن دچار شده است، افزودن حلقه ای مؤثر و راهبردی بر چرخه حیات آن است این حلقه راهبردی، صنعت پرمزیت پوشاک و بخش های وابسته به آن است.
تولید نهایی و حصول کالای قابل مصرف، همواره بیش از تولید کالای خام و فرآوری نشده، حاوی ارزش افزوده اقتصادی است. با این اصل می توان "منسوج نبافته" حاصل از عملیات نساجی را کالایی خام و عمل آوری نشده محسوب کرد که فرآوری و منتج شدن آن به تولید “البسه و پوشاک،” می تواند تولید کالای مصرفی نهایی و سرشار از ارزش افزوده و انتفاع اقتصادی قلمداد شود، در حالی که در صنعت نساجی ایران همواره تولید پارچه، نماینده کل صنعت بوده و جای خالی بخش پر ارزش پوشاک در بررسی قابلیت های این صنعت پرمزیت، خالی مانده است. شاید به همین دلیل است که بسیاری از افراد، با اتکا به آمار و داده های پردازش نشده، صنعت نساجی کشورمان را فاقد توجیه اقتصادی لازم برای تداوم حمایت های دولت می دانند. حال آنکه، این صنعت را اگر متصل به صنعت پوشاک بدانیم و آن را تنها تولید پارچه محسوب نکنیم، بسیار بیش از برخی رشته های مشمول حمایت دولت، ارزش اقتصادی دارد. پای صحبت قدیمی های صنعت نساجی که بنشینیم، حرف و حدیث های جذابی از ایرانی بودن پارچه های فلان برند لباس و تن پوش مشهور و معروف اروپایی دارند. این گفته ها هیچیک گزافه نیست. اما این واقعیت ها گویا در لابه لای تصمیم گیری ها و نظرات کارشناسی، مغفول مانده است و همین غفلت پرهزینه، برنامه های حمایتی و توسعه ای از صنعت نساجی را به جایی سوق داده که اتصال حیاتی آن با صنعت پوشاک، نادیده انگاشته شده و این مسأله، کل صنعت نساجی را به سراشیبی سقوط فاجعه باری کشانده است. اما واقعیت این است که هنوز هم امکان نجات صنعت نساجی از طریق اتصال عملی آن به صنعت پوشاک و اجرای برنامه های پرقدرت صادراتی وجود دارد. ایران روزگاری نه چندان دور، شهره صنعت نساجی جهان بود و پارچه لباس ایرانی، افتخار قامت و مایه فخر و مباهات مصرف کنندگان آن در چهار سوی عالم به حساب می آمد.
● چهار قدم
به راستی، این یک دروغ بزرگ است اگر گفته شود ایران امکان رقابت پرتوان در عرصه صنعت نساجی جهان را ندارد. نگاهی به کارنامه بزرگان فعلی صنعت نساجی و پوشاک جهان نشان می دهد که درست در همان دوره ای که آنها سعی داشتند به هر شکل ممکن، صنعت تولید پارچه را با صنعت پوشاک خود هماهنگ و همنوا کنند، ما دیوار بلندی میان این دو صنعت ایجاد کردیم و با توجیه فرسودگی ماشین آلات نساجی، پارچه نامرغوب تولید ایران را دلیل و برهان رواج پارچه خارجی در صنعت پوشاک کشور دانستیم. درست در همان زمانی که ترکیه و چین سعی در کاهش هزینه های تولید صنعتی داشتند، در ایران به دلیل شیوع یک بیماری اقتصادی هولناک، هزینه تولید هر روز سر به ثریا می کشید و واحدهای صنعتی نساجی یکی پس از دیگری به مغاک خاک درمی افتادند. از این دست دلایل و عوامل، بسیار است. ولی هدف این است که راهبردی قابل عمل برای خروج نساجی ایران از بحران فعلی به مدیران و برنامه ریزان کشور پیشنهاد کنیم. این راهبرد که باید به سرعت و با مطالعه و سنجش به اجرا درآید، هماهنگی و همدلی طیف وسیعی از فعالان و سازمان های مرتبط با صنعت نساجی و پوشاک را می طلبد. در ذیل برخی از اقدامات لازم پیشنهاد شده است.
پنبه، مهم ترین ماده اولیه مورد نیاز صنعت نساجی است. اکنون سال ها است که وزارت جهاد کشاورزی با شعار حمایت از پنبه کاران، بر ممنوعیت ورود این محصول از طریق ایجاد دیوارهای بلند تعرفه ای و آزمایش های فنی پای می فشارد. این گونه ممنوعیت ها باید بدون قید و شرط برداشته شده و امکان تهیه پنبه مورد نیاز واحدهای نساجی از سایر کشورهای جهان با تعرفه نزدیک به صفر فراهم شود. اجرای این راهبرد، بهای تولید پارچه حاصل از پنبه ارزان و مرغوب وارداتی را به شدت کاهش می دهد. به موازات، محصول نهایی (پوشاک) تولید شده از چنین پارچه ای، ارزش افزوده مضاعفی خواهد داشت که در تفاوت نرخ پارچه نهفته است. شاید اجرای چنین روشی، ظلم مسلم به کشتکاران پنبه تلقی شود، ولی دولت با یک برنامه حمایتی کوتاه مدت مثلا سه ساله می تواند یارانه نقدی را برای حمایت از این افراد اختصاص دهد و در همان دوره، آنها را به سوی جایگزین کردن یک محصول مزیت دار دیگر (نظیر انواع دانه های روغنی) هدایت کند. اجرای این روش، نه تنها اختلالی در نظام کشاورزی کشورمان ایجاد نخواهد کرد، بلکه در بلند مدت می تواند از خسارت های وارده به عرصه کشاورزی، صنایع تبدیلی و غذایی و حتی صنعت نساجی به شدت بکاهد.
با حمایت دولت واحدهای تولید پوشاک باید از طریق اعطای تسهیلات ارزان قیمت ریالی (متعلق به شبکه بانکی و نه حساب ذخیره ارزی)، به صورت خوشه های صنعتی در راستای مدار تولید پارچه ، ایجاد و تقویت شوند.
این واحدها باید بکوشند قیمت تمام شده صنعت نساجی ایران را کاهش دهند.
هزینه های بازاریابی و نمایشگاه های مرتبط با پوشاک باید به صورت کامل از سوی دولت پرداخت شود تا شرکت های ایرانی تولید پوشاک و پارچه بتوانند بدون دغدغه در عرصه های مختلف بازاریابی کالاهای تولید شده خود حاضر شوند. اجرای مشابه چنین برنامه ای در کشور ترکیه، موجب رشد چشمگیر صنعت پوشاک این کشور شده است.
برقراری سازوکارهای تشویقی همچون اعطای جوایز صادراتی، ایجاد مناطق ویژه نساجی و پوشاک با شرایط خاص، ایجاد شهرک های صنعتی تخصصی در تولید و صادرات پوشاک و تولید برای عرضه به بازار داخل، به گونه ای که نیازمندی های واقعی بازارهای مصرف به خوبی تشخیص داده شده و برای هر بازاری، پوشاک و پارچه جذاب آن تولید شود.
بی تردید، با اجرای همین پنج بند راهبرد اصلاحی، می توان ضمن خارج ساختن صنعت پرمزیت نساجی از بحران، گامی مهم در مسیر کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و کاستن از شمار لشگر بیکاران کشور برداشت. اگر باور داریم که توسعه صادرات غیرنفتی و اشتغال زایی و کارآفرینی از اهداف پراهمیت مجموعه نظام اقتصادی کشور است، باید بدانیم که بخشی از این اهداف مبارک، با مدیریت صحیح حمایت های دولتی از صنایعی نظیر صنعت نساجی، قابل تحقق است.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه اقتصاد ایران

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:56 AM
گفتگو با محمد سرتیپی، مدیر عامل شرکت الوا ریس












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/0a326e74324dd49e48a20ef65db2d3f6.jpg











کارخانه شرکت الوان ریس در سال ۱۳۷۶ با حضور رئیس جمهور وقت (آقای هاشمی رفسنجانی) افتتاح گردید. کارخانه این شرکت در زمینی به مساحت ۵۵۰۰ احداث گردیده که ۳۵۰۰ متر آن سالن تولید است. شرکت الوان ریس در زمینه تولید نخ اکرینیک مخصوص پتوی مینک فعالیت می کند و مؤسس و مدیر عامل آن محمد سرتیپی است این شرکت در اصفهان واقع است.
در مورد بخش فنی شرکت محمد سرتیپی می گوید: در زمان راه ندازی کارخانه با دو خط ریسندگی فعالیت را آغاز نمودیم ولی در حال حاضر توان این خطوط به عدد ۵ افزایش یافته است. وی در زمینه مواد اولیه تصریح می کند. مواد اولیه مورد استفاده شرکت مواد آکرولیک می باشد که مقداری از آن از شرکت پلی اکریل اصفهان تهیه شده و بقیه از شرکت بایر آلمان خریداری می گردد.
مدیر عامل الوان ریس در زمینه تناسب قیمت و کیفیت مواد اولیه داخلی و خارجی معتقد است که قیمت ها بسیار نزدیک به یکدیگر است و ما به التفاوت گران بودن مواد اولیه خارجی به خاطر تعرفه ای است که بابت واردات آن گرفته می شود. یکی از دلایل مهمی که متولیان شرکت از خارج نیز مواد اولیه خریداری می کنند این است که معمولاً در زمان خرید از پلی اکریل از نظر تأمین نیازهای شرکت در اسرع وقت با مشکل مواجه می شوند لذا منبع تأمین مواد اولیه را از دو جا انتخاب نموده اند.
مدیر عامل شرکت الوان رئیس در زمینه تأثیر قوانین بر تولید می گوید: اصولاً تولید کنندگان یکی از مشکلاتی را که همواره با آن روبرو هستند بحث نقدینگی برای تولید است و بانک ها با توجه به میزان بهره تسهیلات و بوروکراسی موجود تعامل چندان مناسبی با تولیدکنندگان ندارند همچنین تغییر مکرر قوانین بیمه و تأمین اجتماعی و عدم اجراء صحیح آن از چالش های موجود در بخش تأمین اجتماعی می باشد. به گفته سرتیپی اگر تسهیلات ارزان قیمت به شرکت داده شود قطعاً امکان افزایش پرسنل وجود دارد. محصولاتی که در شرکت الوان ریس تولید می گردد بیشتر به صورت مستقیم به واحدهای پتوبافی عرضه می گردد و با توجه به کیفیت این محصولات و روندی که طی سالیان گذشته سپری شده این شرکت در بازار شناخته شده بوده و مشتریان با مراجعه مستقیم محصولات مورد نیاز خود را خریداری می نمایند.
در زمینه تعدیل قانون چک در سال های اخیر این تولید کننده معتقد است به جزء مواردی که افراد باهدف قبلی کلاه برداری وارد بازار می شوند دیگر معاملاتی که با چک انجام می شود اگر بازار رونق داشته باشد قطعاً چالش نیز وجود نخواهد داشت و به نوعی برگشت چک های تولید کنندگان و فعالان در عرص اقتصاد، ریشه در رکود موجود در بازار دارد. در حالتی که رونق بازار وجود داشته باشد بدیهی است که مشکلات چک چه با تعدیل چه غیر تعدیل وجود نخواهد اشت.
سرتیپی که تجربیاتی در عرصه سالامبور نیز دارد در پایان سخنان خود اشاره می کند که اگر این محصول قبل از صادر شدن از آفت های مرتبط محفوظ باشد که این کار چندان هزینه بر هم نیست قطعاً با قیمت بهتری می توان آن را صادر نمود چرا که با حفاظت در مقابل آفت ها این محصول با کیفیت بیشتری صادر می گردد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:57 AM
گفتگو با مهندس آزیتا آسایش، مجری طرح تولید رگ مصنوعی در کشور












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/1fff1105023b3bc61c4de7a21af3472d.jpg











رگ های مصنوعی لوله هائی هستند که جایگزین بخشی از رگ های طبیعی می شوند که در اثر بیماری های عروقی مانند گشاد شدگی دیواره رگ (آنوریسم) و گرفتگی عروق (آترواسکلروز) قادر به انجام وظیفه خود به عنوان مجراء خون نیستند. پیوند رگ های مصنوعی امروزه در دنیا بسیار متداول است. این پیوند در کشور ایران نیز صورت می گیرد اما تاکنون فن آوری تولید رگ های مصنوعی در کشور وجود نداشته است و برای اولین بار در ایران به تکنولوژی تولید رگ های مصنوعی دست یافته ایم. آزیتا آسایش کارشناس ارشد نساجی و دانشجوی دکترای در دانشگاه صنعتی امیرکبیر مجری این طرح بوده است که خبر ساخت آن به گونه ای وسیع در کشور مطرح گردید. برای آگاهی از این طرح و چگونگی اجراء آن گفت وگوئی به این دانشجوی خلاق ترتیب داده ایم که به استحضارتان می رسانیم:
● در مورد چگونگی انتخاب رشته نساجی باری تحصیل و همچنین فعالیت پژوهشی در زمینه رگ های مصنوعی توضیح دهید.
▪ بنده در زمان تعیین رشته به خاطر علاقه اولیه و همچنین اطلاعاتی که از برخی اطرافیان گرفته بودم بین رشته های صنعتی مختلف، نساجی را انتخاب نموده و مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد را در دانشگاه پلی تکنیک به اتمام رساندم و در حال حاضر در مقطع دکتری تحصیل می کنم.
علت فعالیت من در عرصه پژوهش رگ مصنوعی به این خاطر بود که بنده به دلیل علاقمندی به مبحث منسوجات پزشکی، به طور پراکنده در این زمینه مطالعاتی انجام داده بودم. با توجه به کاربرد گسترده نساجی در پزشکی تصمیم گرفتم تا روی یک کاربرد خاص متمرکز شده و در قالب پروه دکتری به مطالعه و تحقیق هدفمند در این زمینه بپردازم. به این ترتیب از میان موضوعات مختلف، مطالعه در زمینه رگ های مصنوعی را انتخاب کردم.
● در مورد طرح خود و کاربرد رگ های مصنوعی توضیح دهید.
▪ رگ های مصنوعی به عنوان جایگزین رگ های طبیعی آسیب دیده استفاده می شوند. با توجه به این که همیشه امکان پیوند عروق طبیعی به جای عروق آسیب دیده وجود ندارد، اهمیت پیوند رگ های مصنوعی مشخص می شود. یکی از مشکلات مصنوعی، خستگی رگ ها با گذشت زمان است. به این ترتیب که در اثر عبور جریان ضربانی خون از داخل رگ، دیواره رگ در معرض بارگذاری سیکلی مداوم قرار گرفته، خواص مکانیکی رگ مصنوعی تغییر کرده و دچار افت می شود و این مسئله منجر به مشکلات عمده در ناحیه پیوند می شود. با توجه به اهمیت مسأله خستگی در رگ ها مصنوعی و همچنین تأثیر تراکم بافت پارچه بر خستگی آنها مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر در این پروژه هدف اصلی بررسی ساختار رگ ەای مصنوعی در ارتباط با خوصا مکانیکی آنهاست.
به منظور تولید پارچه های لوله ای بدون درز (دوخت) با قطر کم، پس از بررسی ماشین آلات بافندگی موجود در برخی واحدهای نساجی و عدم دستیابی به ماشین مناسب جهت تولید نمونه های مذکور، تصمیم گرفتیم برای تولید این نمونه ها از ماشین بافندگی تاری ـ پودی با ماکو موجود در دانشکده استفاده کنیم. به طور کلی ماشین آلات بافندگی تاری ـ پودی موجود، برای تولید پارچه های با عرض زیاد و به صورت صاف (تخت مناسب) هستند، لذا جهت تولید پارچه لوله ای بدون دردز و با قطر کوچک روی ماشین مذکور نیاز به ایجاد تغییرات و اصلاحات عمده در ساختار ماشین بود. به این ترتیب پس از حدود ۲ سال فعالیت توانستیم نمونه مورد نظر را تولید نمائیم.
● سرمایه گذاری در این زمینه از طریق چه منابعی صورت گرفت و وضعیت پشتیبانی مراکز و نهادها از شما چگونه بود؟ آیا تعاملی با پزشکان هم داشتید؟
▪ کلیه هزینه این پروژه از محل گرنت استاد راهنما و مبلغی که بابت پروژه دکتری بنده اختصاص داده شده بود توسط دانشگاه تأمین شد. در مورد پشتیبانی نهادها باید به استحضار برسانم پس از معرفی طرح بنده و تولید نمونه اولیه تماس هائی با بنده گرفته شد ولی هنوز همکاری قطعی انجام نشده است. تاکنون تعامل بنده با پزشکان در قالب مشاوره های مقدماتی و تهیه نمونه های خارجی رگ های مصنوعی بوده است اما در مراحل تکمیلی طرح به منظور بررسی عمل کرد نمونه تولیدی در محیط بیولوژیکی نیاز به همکاری و مشارکت بیشتر از سوی پزشکان وجود خواهد داشت. لازم به ذکر است که از راهنمائی های دکتر محمد تفضلی (استادیار دانشکده مهندسی پزشکی) که مشاور بنده در پروژه دکتری هستند نیز بهره برده ام.
● در جهت معرفی طرح خود در جامعه و سازمان ها و نهادها چه اقداماتی داشته اید؟ آیا مساعدت هائی با شما صورت گرفته است؟
▪ شخصاً در مقطع کنونی قصد معرفی طرح و نمونه تولید شده خود را نداشتم ولی بنا به دعوت انجام شده و مصاحبه با نشریه داخلی دانشگاه آنها با صدا و سیما هماهنگ نموده و تولید این محصول در داخل کشور تحت پوشش خبری وسیع قرار گرفت. پس از معرفی طرح برخی از مرازک تحقیقاتی و پزشکی اعلام آمادگی کردند که پشتیبانی های لازم را جهت تولید این محصول انجام دهند ولی هنوز این رایزنی ها نتیجه قطعی را در برنداشته است. لازم به توضیح است اگر چه مجری این طرح بنده بودم ولی در این طرح از مساعدت و هم فکری دکتر علی اصغر اصغریان جدی (استاد راهنما) و مهندس سعید حمزه (مشاور فنی طرح) استفاده کردم که در این جا از این عزیزان و تکنیسین هائی که در تولید نمونه ها با من همکاری داشتند قدردانی می نمایم.
● در راه بالفعل نمودن ایده خود با چه مشکلایت مواجه بودید؟
▪ مهمترین مشکل ما این بود که ماشین آلاتی که ما در اختیار داشتیم برای تولید پارچه های با عرض زیاد و به صورت صاف (تخت) مناسب هستند، لذا تولید پارچه لوله ای بدون درز و با قطر کوچک روی این ماشین ها اقدامی غیر متعارف بود و ما برای ایجاد تغییرات روی این دستگاه ها با مشکلات مختلفی مواجه بودیم. در واقع نزدیک به ۲ سال زمانی که برای تولید این محصول به طول انجامید بیشتر برای آماده سازی دستگاه بود و شرایط به گونه ای بود که وقتی مشکلی مرتفع می گردید با مشکل دیگری مواجه می شدیم.
● آیا در داخل کشور رقبائی برای شما وجود دارند که برای تولید این نمونه تلاش کرده باشند؟
▪ البته در گذشته توسط پژوهشکده پلیمر و پتروشیمی روی نمونه های خارجی فعالیت هائی صورت گرفته بود ولی این پژوهش در تولید محصول جدید نبوده بلکه در زمنیه تکمیل سطحی مشابه خارجی بوده است ولی پژوهش ما تولید این محصول برای اولین بار در ایران بود و تا کنون چنین پژوهشی در کشور انجام نشده است.
● کشورهائی که در این زمینه مطرح هستند کدامند؟
▪ آمریکا، انگلیس، آلمان، روسیه، ایتالیا و لهستان در این زمینه فعالیت می نمایند.
● برنامه آینده شما چیست؟
▪ در زمینه دستیابی به تکنولوژی تولید رگ های مصنوعی اگر چه پژوهش های من به نتایج مثبت رسیده است ولی قطعاً تا تولید نهائی این محصول و تجاری شدن آن فعالیت های بیشتری را می طلبد که طبیعتاً آن را ادامه خواهم داد. به منظور تولید تجاری رگ های مصنوعی نیاز است که ماشین بافندگی مناسب جهت تولید آنها طراحی و ساخته شود و پس از تولید نمونه ها با ساختار مناسب و انجام آزمون هائی جهت تأئید خواص مکانیکی آنها، آزمون هائی به منظور بررسی زیست سازگاری و عمل کرد این رگ ها در محیط بیولوژیکی صورت گیرد. تحقق این مهم نیز در گرو مشارکت و حمایت گروهی است. باید اشاره کنم استقبالی که از این پژوهش و نتایج کسب شده به عمل آمده موجب تقویت انگیزه ام برای فعالیت بیشتر شده است و امیدوارم استقبال های به عمل آمده در حد شعار نبوده و عملاً در آینده شاهد پشتیبانی آنان باشیم.
● انتظار شما از مسئولان و متولیان چیست؟
▪ بنده از متولیان می خواهم به ایده های دانشجویان اهمیت داده و آنها را مورد حمایت قرار دهند، چرا که آنها همواره ایده های بکر و مناسبی دارند که با حمایت بالفعل می شود.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:57 AM
داشتن یک برند مطرح در سطح جامعه و حفظ اعتبار آن امری بسیار مهم و در عین حال دشوار است برای مطرح کردن یک مارک تجاری باید از مرحله تهیه و تولید یک محصول تا فروش آن استانداردسازی شود و ضمناً برندی موفق است که در حوزه فرهنگ نیز حرف برای گفتن داشته باشد و صرفاً دیدگاه اقتصادی برای آن مطرح نباشد و در تولید و عرضه محصولات باید یک هدف فکری نیز در آن مستتر باشد تا آن برند ماندگار شود.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/5acd9805ec411e5a930467c4e715157e.jpg











شرکت آرا پوشش به طور رسمی در سال ۱۳۸۱ افتتاح شده است ولی سابقه متولیان آن از ۲۰ تا ۲۵ سال پیش می باشد. فعالیت های این شرکت در حوزه تولید هم چنین بازرگانی است در بخش تولید محور فعالیت شرکت عمدتاً تولید پوشاک مردانه است که از جمله، پیراهن، تیشرت و شلوار می باشد بخشی از تولیدات شرکت نیز به صورت سفارش توسط دیگر تولیدکنندگان انجام می شود و در این زمینه شرکت آرا پوشش به طور مستقیم و غیرمستقیم در اشتغال نیروهای کار تأثیرگذاری دارد. فعالیت های بازرگانی شرکت نیز وارد کردن مواد اولیه مورد نیاز هم چنین داشتن نمایندگی برخی شرکت های تولید کننده نخ می باشد. مدیران شرکت آرا پوشش رکن موفقیت خود را مواردی هم چون توجه به نیازهای جامعه در طراحی محصولات و استفاده از مواد اولیه مرغوب براساس استانداردهای بین المللی می دانند. مجموعه آرا پوشش اعم از واحدهای اداری و تولیدی در حدود ۴۰۰ نفر اشتغال زائی مستقیم داشته و اشتغال زائی غیر مستقیم آن بالغ بر هزار نفر است. مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره شرکت آرا پوشش محسن سلیمانی است.
وی در زمینه استفاده از مارک های تجاری خارجی در تولیدات محصولات می گوید: داشتن یک برند مطرح در سطح جامعه و حفظ اعتبار آن امری بسیار مهم و در عین حال دشوار است برای مطرح کردن یک مارک تجاری باید از مرحله تهیه و تولید یک محصول تا فروش آن استانداردسازی شود و ضمناً برندی موفق است که در حوزه فرهنگ نیز حرف برای گفتن داشته باشد و صرفاً دیدگاه اقتصادی برای آن مطرح نباشد و در تولید و عرضه محصولات باید یک هدف فکری نیز در آن مستتر باشد تا آن برند ماندگار شود. برندهای مورد استفاده در تولیدات آرا پوشش تابعی از بازار بوده و حسب سفارش مشتریان از آنها استفاده می گردد. محصولاتی که در آرا پوشش تولید می گردد با استفاده از مکانیزم بنکدار و فروشگاه های تک فروشی به بازار مصرف عرضه می گردد. شرکت آرا پوشش دارای کارخانه ای است که دارای بخش های دوزندگی، رنگرزی، واحد شستشو، واحد آزمایشگاه، رادو و واحد پرس می باشد. مواد اولیه مورد استفاده با سفارش شرکت و نظارت بر تولید و کیفیت آن در کارخانجات داخلی و خارجی تولید می گردد و مدیران شرکت بر فرایند آماده سازی مواد اولیه نظارت کامل دارند و اگرچه این شرکت هنوز گواهی نامه ISO را دریافت نکرده ولی به گفته مدیر عامل آرا پوشش ضوابط مربوط به ISO در تمامی بخش های شرکت وجود دارد.
سلیمانی مدیر عامل شرکت آرا پوشش در مورد نقش تشکل های صنفی بر تولید معتقد است که اگرچه تشکل ها حضور دارند ولی اثرگذاری آنان چندان پررنگ نبوده و به نوعی از وظایف خود دور شده اند که دلیل آن تا حدی به نوع تلاش آنها و مقداری نیز به خاطر شرایط دیگری است که شاید خارج از اختیارات آنها باشد. مدیر عامل این شرکت در زمینه نقش قوانی بر تولید معتقد است که قوانی اجزائی است که در صورت وجود و کارکرد منطقی و علمی آنها است که تولید می تواند پویا باشد در غیر این صورت به هر میزان که از قوانین دچار مشکل بوده و در اجرا به خوبی مدیریت نشوند تأثیر منفی خود را بر تولید خواهند گذاشت و در واقع می توان تولید را به یک ساختمان و قوانین را به اجزای آن تشبیه کرد که در صورتی که هر کدام از اجزاهای ساختمان و در مراحل آن اشکال وجود داشته باشد به همان میزان تأثیر منفی در ساخت آن خواهد داشت. این تولید کننده در ادامه می گوید: هماهنگی کامل بین نهادهای مختلف وجود ندارد و در برخی موارد هر اداره تنها به هدف خود نگریسته و در راستای دیگر نهادها فعالیت می کند که این امر موجب بروز تولیدکنندگان می شود.
آموزش پرسنل در شرکت آرا پوشش از اهمیت به سزائی برخوردار است و زمینه ای فراهم شده تا نیروهائی که با ماشین آلات کار می کنند ابتدا شناخت کافی از ماشین آلات پیدا کرده و سپس طریقه تولید محصول با کیفیت را فرا می گیرند هم چنین مدیران رده میانی آموزش های مورد لزوم را فرا می گیرند. سلیمانی معتقد است که مدیریت منابع انسانی امروزه از اهمیت به سزائی برخوردار بوده و باید افراد در هر بخشی که فعالیت می کنند رشد نمایند تا تأثیر مثبتی بر تصمیم خود داشته باشند. یکی از شاخص های مورد توجه شرکت آرا پوشش هماهنگی مستمر و از بخش واحد فروش، طراحی البسه در انتقال نظریات مشتریان خویش و حمایت مدیران ارشد مجموعه از طرح ها و حرکت های خلاقانه می باشد و زمینه ای را فراهم می نماید تا افراد با استفاده از محصولات این شرکت نیازهای خود را تأمین نمایند. در بخش تولید شلوار در این شرکت از مواد اولیه شامل کتان و جین استفاده می شود و در دو گروه کلاسیک و اسپرت این محصولات تولید می گردد و تنوع طرح های ارائه شده در این واحد به طور متوسط بین ۱۰ تا ۱۵ طرح متفاوت و رنگ بندی های مختلف در ماه می باشد. پیراهن های تولیدی شرکت نیز در دو بخش کلاسیک و اسپرت می باشد و در این بخش پارچه های مورد استفاده اغلب ترکیه ای می باشد که به طور انحصاری در اختیار شرکت آرا پوشش می باشد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:57 AM
اکثر پنبه هائی که در سرتاسر دنیا کشت می شوند پنبه های سفید هستند که جهت مصارف پوشاک و کالاهای مصرفی به صورت شیمیائی رنگرزی می گردند. پنبه های خود رنگ از هزاران سال پیش در اکثر کشورها وجود داشته اند.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/d5aaa3c1f022921b18add3799b916cd0.jpg











استفاده از الیاف پنبه خودرنگ موضوع جدید محسوب نمی شود. این الیاف در فام های سبز و قهوه ای و قرمز از هزاران سال قبل در مناطق مختلف جهان می رویند. امروزه کشاورزان با استفاده از روش های سنتی و یا نوین به پرورش این الیاف می پردازند. به هر حال هر دوی این روش ها نتایج زیست محیطی مطلوبی به دنبال دارند، زیرا این الیاف نیازی به فرآیند رنگرزی بعدی ندارند. الیاف پنبه خود رنگ دارای خصوصیات و فواید منحصر به فردی نسبت به الیاف پنبه سفید هستند. برخی از این الیاف نسبت به الیاف پنبه سفید کوتاه تر، ضعیف تر و ظریف تر می باشند.
این خصوصیات نامطلوب در مقابل خصوصیات جالبی نظیر زیر دست بسیار نرم، قابلیت انعطاف پذیری زیاد و جلا و درخشندگی مناسب این الیاف کمتر به چشم می آید. کوتاه بودن الیاف پنبه خود رنگ غالباً در فرآیند ریسندگی مرسوم مشکل آفرین می باشد، لذا دانشمندان درصدد می باشند تا روش های جدید و مناسبی برای تبدیل این الیاف به نخ و پارچه هائی با خصوصیات عالی ابداع نمایند. نتایج این تحقیقات می تواند در مورد الیاف پنبه سفید فامرغوب نیز به کار گرفته شده و منافع اقتصادی زیادی به همراه داشته باشد.
● مقدمه
اکثر پنبه هائی که در سرتاسر دنیا کشت می شوند پنبه های سفید هستند که جهت مصارف پوشاک و کالاهای مصرفی به صورت شیمیائی رنگرزی می گردند. پنبه های خود رنگ از هزاران سال پیش در اکثر کشورها وجود داشته اند. این گیاهان الیاف بسیار زیبا و جذاب با فام های خاکی تولید می کنند ولی متأسفانه این الیاف کوتاه تر و ضعیف تر از انواع سفید پنبه می باشند. فام الیاف خود رنگ پنبه شامل کرم، برنزی، قهوه ای، قرمز و سبز می باشد ولی فام های صورتی، بنفش، ارغوانی، خاکستری و مشکی نیز گزارش شده است. الیاف پنبه خود رنگ به دلیل مناسب نبودن برای فرآیندهای ریسندگی مرسوم در گذشته چندان مورد توجه قرار نگرفته اند به هر حال دانشمندان توانسته اند با کمک علم ژنتیک خصوصیات این الیاف را بهبود بخشیده و ریسندگی آنها در ماشین الات مرسوم را امکان پذیر نمایند. با این وجود الیاف پنبه خود رنگ برای ایجاد سهولت در فرآیند و کاهش هزینه با الیاف سفید مخلوط می شوند. این کار سبب از بین رفتن شدت رنگ و زیبائی ظاهری الیاف خود رنگ می گردد. در نتیجه با استفاده از روش های فرآیند ریسندگی موجود نمی توان از ویژگی های الیاف خود رنگ به طور کامل سود برد.
طبق تحقیقات به عمل آمده، دسته Gossypium شامل انواع مختلفی از پنبه های خود رنگ می باشد. برخی از الیاف خود رنگ واقعاً کوتاه بوده و بقیه تا حدودی بلندتر می باشند. در مورد ظرافت الیاف نیز الیاف بسیار ظریف و الیاف بسیار ضخیم مشاهده شده است. تنوع الیاف پنبه خود رنگ چه در دنیای قدیم و چه در دنیای جدید بسیار زیاد بوده و این تنوع به مناطق جغرافیائی وابسته می باشد. به عنوان مثال در کشور پرو انواع مختلفی از گیاهان پنبه که به طور وحشی در جنگل ها و دشت ها می روند شناخته شده است. اعتقاد بر این است که از میان الیاف پنبه خود رنگ امروز شناخته شده اند، سری G.barbadense به آمریکای جنوبی و سری G.hirsutum به آمریکای مرکزی تعلق دارند اگرچه این گونه ها را امروزه در هر کجای دنیا می توان پرورش داد. در حال حاضر مهمترین الیاف پنبه خود رنگ که در آمریکا می روید G.hirsutum یا پنبه Upland می باشد.
● ویژگی ها
تعداد مقاله هائی که در مورد خصوصیات الیاف پنبه خود رنگ منتشر شده بسیار محدود می باشد. دلیل امر این است که بررسی ویژگی های این الیاف با استفاده از دستگاه هائی که برای الیاف سفید طراحی و کالیبره شده اند بسیار دشوار می باشد. دانشمندان مرکز تحقیقات کشاورزی آمریکا موفق شده اند انواع مختلفی از الیاف پنبه خود رنگ که در آمریکا یا کشورهای دیگر می روید را جمع آوری کنند. این نمونه ها توسط دستگاه های HVI شرکت اوستر مطابق با روش آزمون استاندارد ASTM D۵۸۶۷ مورد آزمایش قرار گرفته اند. همچنین نتایج تحقیقات بر روی رنگ این الیاف به وسیله دستگاه اسپکتروفتومتر دیتا کالر مطابق با روش آزمنون استاندارد ۱۹۸۵ ـ ۱۵۳ AATCC بار نور استاندارد D۶۵ و مشاهده کننده استاندارد ۱۰ درجه به دست آمده است. برای محافظت دستگاه اسپکتروفتومتر در مقابل الیاف آزاد کالیبراسیون و اندازه گیری های رنگی از طریق یک صفحه کوارتز انجام شده است. الیاف آزمایشی شده از شامل گونه های G.barbadense و G.hirsuyum می باشند. به منظور مقایسه های بعدی، خصوصیات الیاف پنبه سفید آمریکائی به صورت زیر طبقه بنید گردید: الیاف کوتاه تر از ۹۹/۰ اینچ به عنوان الیاف کوتاه، الیاف بین ۱۱/۱ و ۲۶/۱ اینچ الیاف بلند، الیاف دارای استحکام کمتر از ۱۷ گرم برتکس الیاف بسیار ضعیف، الیاف دارای استحکام بین ۲۲ تا ۲۵ گرم برتکس به عنوان الیاف دارای استحکام میانگین، الیاف دارای میکرونر کمتر از ۳ تا ۹/۳ الیاف ظریف، الیاف دارای میکرونر ۵ تا ۹/۵ الیاف ضخیم و الیاف دارای میکرونر بیشتر از ۵/۹ الیاف بسیار ضخیم در نظر گرفته شدند. میکرونر بین ۴ تا ۹/۴ به عنوان ظرافت میانگین در نظر گرفته شده است.
● پیشینه تاریخی الیاف پنبه خود رنگ
بسیاری از افراد با الیاف پنبه خود رنگ آشنائی ندارد و از این موضوع که این الیاف از روزگاران بسیار قدیم وجود داشته اند آگاه نیستند.
اولین نمونه های پنبه در حدود ۴۵۰۰ سال پیش در سواحل پرو کشف گردید. الیاف پنبه خود رنگ در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در هندوستان به طور ۴۰۰۰ سال پیش در هندوستان به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گرفت. استفاده از این الیاف در شوروی سابق و چین نیز گزارش شده است.
به هر حال مراجع تاریخ اندکی در مورد کشت این الیاف در سایر کشورها به جزء پرو موجود است. این الیاف در کشور پرو از جنبه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و داروئی بسیار حائز اهمیت بوده است. گفته می شود که نوع مشخصی از این الیاف درایا خواص شفابخش بوده و انواع دیگر برای پوشاندن اجساد مومیائی که هزاران سال دوام دارند استفاده می شده است. به نظر می آید که الیاف پنبه خود رنگ از مکزیک به آمریکا آورده شده است. در مکزیک الیاف پنبه خود رنگ توسط بردگان در مزارع ریسیده و بافته می شد. تا سال ۱۷۰۰ میلادی در می سی سی پی و لوئیزیانای آمریکا ریسیدن و بافتن این الیاف همچنان رونق داشته است تا قبل از آغاز جگ جهانی دوم الیاف پنبه خود رنگ در بخش هائی از ایالات متحده، آمریکائی مرکزی و جنوبی، بریتانیا، هندوستان و شوروی سابق می روئیده است. در نیمه دوم قرن بیستم پس از رایج شدن الیاف پنبه الیاف پنبه خود رنگ اهمیت خود را از دست دادند.
اخیراً قانون ممنوعیت کشت گونه های بومی الیاف خود رنگ در پرو به اجراء درآمده است و متأسفانه سبب منقرض شدن برخی از انواع این الیاف شده است. خوشبختانه کشورهای دیگر به کشت این الیاف ادامه داده و در مقابل این قوانین مقاومت می کنند.
● محصولات جدید
در ده سال گذشته الیاف پنبه خودرنگ باز هم در کانون توجه قرار گرفته اند. در ابتدا این الیاف محبوبیت زیادی در بین ریسندگان دستی پیدا کردند. از میان این افراد سالی فوکس کسی بود که از الیاف خود رنگ برای تولید و تجارت استفاده نمود. بعدها او با همکاری مرکز تحقیقات نساجی بین المللی نشان داد که می توان الیاف پنبه خود رنگ را با ماشین آلات مدرن امروزی ریسید.
آزمایشات، امکان پذیر بودن این کار را نشان دادند و محصولات مصرفی متنوعی تولید گردید. پرورش دهنده دیگر الیاف پنبه خود رنگ مرکز تحقیقات پنبه کالیفرنیا می باشد. کشاورزان زیاید برای تولید الیاف پنبه خود رنگ با یان شرکت قرارداد امضا کرده اند. محققین و تولید کننده های بذر نیز با انگیزه های علمی و اقتصادی به پرورش این الیاف دست زده اند. عده اندکی نیز با دید هنری و سرگرمی به این الیاف نگاه می کنند و در مزارع کوچک به پرورش این الیاف مبادرت می ورزند. سازمان های زیادی وجود دارد که به صورت بین المللی به پرورش الیاف خود رنگ اشتغال دارند. شرکت پاکوچوپاکس در سال ۱۹۹۴ تحت مدیریت جمز وری لند در پرو آغاز به کار نمود.
شرکت کوچکتری نیز با نام آلگودونس مایاس در گواتمالا با مدیریت هوراسیو ویلا ویسنسیو وجود دارد. در استرالیا جفت و مریلن بیدستراپ از شرکت بیدستراپ فارمینگ اقدام به کشت الیاف پنبه خود رنگ نموده اند. هر یک از این شرکت ها درایا نمایندگی فروش پوشاک تولید شده از این الیاف نیز هستند. شرکت های دیگری نیز در چین، استرائیل، هندوستان و فرانسه نیز به تولید این الیاف مشغولند. میزان تولید الیاف پنبه خود رنگ در ایالات متحده تنها بخش کوچکی (یک درصد) از تولیدات کشاورزی این کشور یعنی بین ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ جریب از مجموع ۱۶ میلیون جریب زمین کشاورزی کشت شده می باشد. عوامل مختلفی در کاهش زمین های کشاورزی اختصاص داده شده به این الیاف مؤثر می باشند.
● رنگ و ژنتیک
اخیراً کورانه و والگمور مقاله ای درباره ژنکتیک الیاف پنبه خود رنگ منتشر کرده اند. آنها در این مقاله عنوان کرده آند که ۲ تا ۳ ژن و تعداد زیادی ژن اصلاح شده در تنوع رنگی الیاف خود رنگ موثر می باشند. در اوایل سال ۱۹۰۰ فلچر عنوان کرد که به هنگام بررسی قوانین وراثت مندل بر روی پنبه به این موضوع پی برده است که ژن رنگی بودن نسبت به ژن سفید بودن ژن غالب به حساب می آید. هاتچینسون گزارشی در مورد یک ژن موجود در الیاف خود رنگ قهوه ای ارائه نمود و ۳ عامل مؤثر در کنترل رنگ الیاف را برشمرد که بعدها توسط سیلوو مورد تائید قرار گرفت. کوهل توانست به وسیله تفکیک ژنی رنگ های الیاف خود رنگ را جداسازی نماید. این رنگ ها پلی پنتیک یا چند ژنی بودند و هر رنگ داریا ۲ تا ۳ ژن کنترل کننده بود. شوتز تنها در مورد رنگ سبز ۶ ژن مؤثر و کنترل کننده رنگ را شناسائی و معرفی نمود.
● تنوع گزارشات
باید این نکته را مورد توجه قرار داد که طبقه بندی الیاف خود رنگ بیسار متنوع و گوناگون می باشد. برخی از محققان بنی خانواده های قرمز . قهوه ای فرق قایل می شوند در حالی که برخی دیگر قرمز را زیر مجموعه قهوه ای می دانند. مشاهده شده است که الیاف سبز و قهوه ای از نظر طبیعت و محل قرارگیری فیزیکی رنگدانه ها در آنهابا یکدیگر اختلاف دارند.
استفر الیاف قهوه ای را در محلول هیدروکید سدیم قرار داد و رنگدانه هائی با غلظت متفاوت را در ناحیه لومن الیاف مشاهده نمود که به وسیله حلال ها قابل استخراج نبود. رایسر و دیگر محققین در مقالات خود عنوان کرده اند که رنگ دانه های الیاف سبز در دیواره سلولی قرار گرفته اند.
مطالعات گسترده مشخص ساخته است که الیاف پنبه خود رنگ سز و قهوه ای شامل لایه های متناوب و مرکزی سلولز و واکس های چرب می باشند. به هر حال لازم به ذکر است که تمام الیاف قهوه ای و سبز مشابه یکدیگر نمی باشند. این موضوع تحقیق و بررسی بر روی الیاف پنبه خود رنگ رامشکل ساخته و خاطر نشان می کند که نتایج به دست آمده در مورد یک گونه نباید به تمام الیاف آن گونه تعمیم داده شود.
● رنگ در مقابل کیفیت
تنوع بسیار زیاد الیاف پنبه خود رنگ و پیچیدگی های ژنتیکی آنها شناخت و گسترش روش های مناسب پرورش و بهبود خواص این الیاف را با مشکل روبه رو کرده است.
ریچموند یک رابطه معکوس میان رنگی بودن و کیفیت الیاف گزارش کرده است. وی همچنین متوجه شده است که ژن های کنترل کننده رنگ های سبز و قهوه ای رشد الیاف را متوقف می کنند. اگرچه محققین روش های اصلاح ژنتیکی مختلفی را ارائه نموده اند ولی پرورش دهندگان این الیاف بر این عقیده اند که استفاده از این روش ها سبب ایجاد تغییر رنگ و کاهش شدت رنگی الیاف می گردد.
● مزایا و معایب الیاف پنبه خود رنگ:
▪ جایگزین رنگرزی
یک مزیت زیست محیطی استفاده از الیاف پنبه خود رنگ عدم نیاز به رنگرزی این الیاف است. در این صورت هزینه تولید بین ۱ تا ۲ دلار در هر پوند کاهش می یابد. قیمت میانگین الیاف خود رنگ در هر پوند ۵/۱تا ۲ دلار یعنی ۲ تا ۳ برابر این الیاف میزان کمتر محصول را برای کشاورزان جبران می کند.
▪ مزایای کاربردی
خصوصیات منحصر به فرد برخی از گونه های الیاف خود رنگ در مقایسه با الیاف سفید آنها را به شدت سودمند کرده است. به عنوان مثال بسیاری از الیاف پنبه خود رنگ بسیار ظریف هستند و میکرونر آنها در حد ۵/۲ تا ۵/۳ می باشد. در نتیجه دارای زیر دست نرم و مطلوبی و جلا و درخشندگی خیره کننده ای هستند.
اختلاف بین استحکام الیاف سفید و الیاف خود رنگ را می توان تا حدودی با افزایش استحکام نخ تولید شده جبران نمود. کیمل مشاهده کرده اند که الیاف پنبه خود رنگ از گونه G.hirsutum که ۳۵ تا ۵۰ ذرصذ ضغیف تر از الیاف سفید هستند در رسیندگی چرخانه ای نخ هائی تولید می کنند که تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد ضعیف تر از نخ های تولید شده به وسیله الیاف سفید می باشد. علت امر وجود الیاف بیشتر و ظریف تر در سطح مقطع نخ در نمره نخ یکسان نسبت به الیاف سفید می باشد.
تولید نخ های دو جزئی مغزی دار سبب افزایش استحکام و دیگر خصوصیات کاربردی نخ می شود. بنابر نتایج تحقیقات کیمل این چنین نخ هائی تا حدود ۴ تا ۱۰۰ درصد از نخ های تولید شده با الیاف تمام رنگی در سیستم چرخانه ای از استحکام بیشتری برخوردارند.
▪ مشکلات تجاری
تلاش های انجام شده برای تجاری کردن این الیاف علاوه بر محدودیت تولید با فشاری ---------- و رقابت های قانون مواجه شده است. این مشکلات ناشی از نگرانی کشاورزان از آلوده شدن پنبه سفید در اثر گرده افشانی ژنتیکی با پنبه های رنگی و از بین رفتن پنبه سفید می باشد. نگرانی از آلوده شدن پنبه های سفید در اثر مخلوط کردن مکانیکی الیاف در حین عملیات جین کردن، لیفتر زدائی، حمل و نقل و جابه جائی بذر نیز یکی دیگر از دلایل بروز مشکل بر سر راه تجاری کردن الیاف خود رنگ می باشد حمایت کنندگان از الیاف پنبه خود رنگ ایجاد واحدهای جداگانه برای فرآیند بر روی الیاف پنیه سفید و رنگی را پیشنهاد می کنند. قوانین جدید پرورش و جین کردن الیاف پنبه خود رنگ را در کالیفرنیا و آریزونا محدود کرده است.
● تحقیقات علمی
▪ ثبات رنگی:
تحقیقات زیادی بر روی ثبات رنگی الیاف پنبه خود رنگ صورت گرفته است. اکثر این تحقیقات بر روی ثبات رنگی این الیاف در برابر نور خورشید و نورهای مصنوعی، فرآیندهای شست وشوی خانگی و مواد شیمیائی تکمیل کننده متمرکز شده است. الیاف پنبه خود رنگ سبز پائین ترین ثبات رنگی را در بین دیگر الیاف رنگی از خود نشان می دهند. الیاف قهوه ای و بژ طبق تحقیقات به عمل آمده نسبت به الیاف قرمز و سبز از ثبات رنگی بهتری برخوردارند. برخلاف منسوجات رنگرزی شده که در اثر شست وشو رنگ خود را از دست می دهند، شدت رنگ الیاف خود رنگ در اثر شستشو افزایش می یابد. نتایج گزارش شده در مورد تعداد سیکل شستشو جهت رسیدن به بیشترین شدت رنگی بسیار متفاوت است. طبق گزارشات، آب داغ و شوینده های فسفات سبب بیشترین افزایش شدت رنگ در الیاف می شوند. عملیات تکمیلی به وسیله آمونیاک که سبب تغییر رنگ شدیدی در الیاف می گردد.
▪ خصوصیات فیزیکی:
دیکرسون خصوصیات فیزیکی پارچه های بافته از الیاف خود رنگ قهوه ای، سبز و قرمز را در مقابل خصوصیات پارچه های پنبه سفید و مخلوط این الیاف مورد ارزیابی قرار داده است. مقاومت پارگی الیاف خود رنگ کمتر از الیاف سفید بوده ولی فرآیند شست وشوی خانگی اثر کمتری بر کاهش مقاومت پارگی الیاف خود رنگ در مقایسه با الیاف سفید دارد. پارچه های بافته شده از الایف قهوه ای دارای ثبات ابعادی بهتری نسبت به الیاف قرمز و سبز دارند. پارچه های پنبه سفید و پارچه های الیاف قهوه ای از ثبات یکسانی در مقابل پرزدهی برخوردارند. ثبات در برابر پرزدهی تمام پارچه ها حتی پس از ۲۰ سیکل شست وشوی خانگی قابل قبول می باشند. چن پس از انجام آزمایشات اسپکتروسکوپی رطوبت محتوی کمتر و بلورینگی بیشتر الیاف قهوه ای را گزارش داده است. طبق گزارشات الیاف قهوه ای میزان نیتروژن و گروه های کروبوکسیل بیشتری نسبت به الیاف دیگر دارند و از این رو مقاومت آنها در برابر سوختن بیشتر می باشد. برخی از الیاف قهوه ای بدون استفاده از مواد ضد آتش در استانداردهای ضد اتش ایالات متحده پذیرفته شده اند. مک دانیل ادعا کرده است که الیافی به وسیله پیوند ژنتیکی بین دو نوع گیاه پنبه خود رنگ تولید نموده که دارای مقاومت حرارتی بسیار عالی می باشد. الیاف با طول ۲۹ میلیمتر و استحکام ۲۹ گرم بر تکس و میکرونر ۳ تا ۵/۵ را می توان از لحاظ خصوصیات فیزیکی در حد الیاف سفید در نظر گرفت.
کوپر ادعا کرده است که موفق به تولید الیافی با طول، استحکام و ظرافت قابل قبول شده است. اگرچه استحکام این الیاف در مقایسه با الیاف سفید کمتر می باشد.
● مصارف و کاربرد:
الیاف پنبه خود رنگ برای تولید انواع مختلف پارچه تاری پودی و حلقوی پودی مورد استفاده قرار می گیرد. به هر حال به نظر می رسد این الیاف در زمینه منسوجات بی بافت نیز جایگاه مناسبی دارند. از الیاف خود رنگ غالباً در تولید پتوهای سوزن زده شده (به ویژه آنهائی که توسط پارچه آستری یا الیاف اتصال دهنده استحکام بخشیده شده اند) دارای ثبات ابعادی و حرارتی مناسب استفاده می گردد. با توجه به فواید زیست محیطی الیاف خود رنگ، استفاده از آنها افزایش چشم گیری داشته است. در حال حاصر محصولات مصرفی متنوعی مانند کاغذ، حوله، تی شرت و جوراب از این الیاف تهیه می گردد.
● کاربردی کردن الیاف پنبه خود رنگ:
محققین در تلاشند تا روش هائی برای تبدیل الیاف خود رنگ موجود به نخ و پارچه هائی مستحکم تر و با کارآئی بالاتر ارائه دهند. نتیجه این تلاش ها تولید نخ های دو جزئی مغزی دار با روشی به مراتب ساده تر و متفاوت از روش های شناخته شده قبلی می باشد. استفاده از الیاف مصنوعی در قسمت داخلی نخ و استفاده از الیاف مصنوعی در قسمت داخلی نخ و استفاده از الیاف خود رنگ در قسمت خارجی نخ محصولی با زیر دست نرم و ظاهری زیبا و نیز با کارآئی بالا تولید می نماید.
هدف حفظ و نگهداری خصوصیات مطلوب پنبه است در عین حال از مزایای الیاف مغزی نیز استفاده می گردد. نتایج این تحقیقات می تواند در مورد الیاف پنبه سفید نامرغوب نیز به کار گرفته شود.
● انتخاب مصرف کنندگان
اگرچه امروزه محصولات تولید شده از الیاف خود رنگ چندان در بازار رایج نمی باشند ولی این محصولات در حجم اندک در شکل پوشاک و منسوجات خانگی مورد استفاده قرار می گیرد. علاوه بر موضوع ایمنی اکثر مصرف کنندگان به ظاهر بصری منسوجات توجه خاصی دارند. این موضوع هنگامی که مصرف کننده بخواهد پول زیادی پرداخت کند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اکثر تحقیقات انجام شده بر روی الیاف پنبه خود رنگ بر روی اثر مواد شیمیائی یا روش های اعمال مواد شیمیائی بر الیاف متمرکز شده است. نتایج این تقیقات بیان می دارند که کیفیت الیاف خود رنگ در اثر شست وشو افزایش می یابد. همچنین با ارائه بر چسب های نگهداری پوشاک به مصرف کننده می توان از حفظ کیفیت این محصولات اطمینان حاصل نمود.
● نتیجه گیری کلی
الیاف پنیه خود رنگ دارای ویژگی ها و خصوصیات بسیار متنوعی هستند. اگرچه در مقایسه با الیاف سفید، الیاف خود رنگ ضعیف تر و کوتاه تر هستند ولی برخی از گونه های این الیاف دارای طول و استحکام قابل قبولی می باشند. محدوده نمره این الیاف بسیار گسترده و متنوع می باشد. به هر حال ارتباط بین رشد و نمره این الیاف نیاز به بررسی بیشتر دارد. برخی از گونه های الیاف خود رنگ آپلند بسیار ظریف و نرم می باشند. ویژگی های فیزیکی منحصر به فرد این الیاف از جمله زیر دست، قابلیت پوشش، نرمی و رنگ استفاده از آنها را در منسوجات مناسب نموده است.
امروزه با توجه به مسائل بهداشتی و زیست محیطی استفاده از الیاف خود رنگ رو به فزونی گذاشته است. اگرچه مشکلات زیادی بر سر راه تجاری کردن این الیاف وجود دارد ولی به خاطر خصوصیات منحصر به فرد این الیاف می توان امید داشت جایگاه خود را در ویترین مغازه ها حفظ نمایند. در حالی که پرورش دهندگان این الیاف به پرورش گیاهان پنبه با رنگ های متنوع تر و خصوصیات فیزیکی مطلوب تر می پردازند، دانشمندان نیز به گسترش روش های مناسب برای تبدیل این الیاف به نخ و پارچه می اندیشند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









ترجمه: مهندس سیدعباس قافله باشی
کارشناس مهندسی شیمی نساجی و علوم الیاف، شرکت آرتاتاک
مأخذ:
Day, M., Kimmel, B., "New Life for on old fi ber Attributes and advantages of naturally colored citton", AATCC Review, October. ۲۰۰۱, PP.۳۲ ۳۵.




ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:58 AM
واحدهائی که الیاف staple مصرف می کنند جهت حمایت از شرکت پلی اکریل بایستی ۱۰ درصد عوارض ورودی بدهند، زمانی پلی اکریل خط اول او تعهد تولید الیاف پتو بود امروزه خط جدید تولید الیاف فرشی بوده و در بخش پتو هم الیاف فرشی و الیاف ۳ دنیر برای پتوی راشل تولید نموده و علاقه ای به تولید الیاف staple نداشته و قادر به تولید الیاف ۱/۵ دنیری هم نبوده است.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/c8cae4f29d9fdd50b51988df35962fd6.jpg











اولین جلسه کار گروه صنعت پتو در وزارت صنایع و معادن با حضور صاحبان صنایع توسط مسئولین دولیت مدعو و مدیرکل دفتر صنایع نساجی و پوشاک با نام و یاد خداوند متعال تشکیل و موارد مطروحه در دستور جلسه شامل:
۱) مواد اولیه (کمی و کیفی)
۲) فرآیند تولید
۳) صادرات
۴) بازارهای هدف
۵) تعرفه پتو
مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و مدیرکل دفتر صنایع نساجی و پوشاک ضمن خیرمقدم به افرادی که از مناطق دور و نزدیک شرکت نمودند، هدف از تشکیل کار گروه را در راستای شناسائی بهتر مشکلات و انعکاس آنها به مسئولین ذیربط از طریق مبادی قانونی و تلاش در جهت رفع آنها با کمک و یاری فرهیختگان این شاخه صنعتی و استفاده از تجربیات مفید انجمن های تخصصی برشمرد.
سپس توسط حاضرین در جلسه پیرامون مسائل و مشکلات صنایع نساجی از جمله کمبود مواد اولیه، عدم موافقت با کاهش تعرفه واردات مواد اولیه مورد نیاز، عدم قبول ضمانت های ارزی برای برخی از گمرکات کشور، استمرار تجمیع عوارض و عواقب بسیار سوء آن در عرصه پتو، اعمال دریافت کارمزد برای برچسب پتو توسط مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی کشور، ورود پتوهای ارزان قیمت و بدون کیفیت چینی، بررسی استاندارد نیروی کار در واحد پتوبافی، تعیین حقوق و دستمزد کارگران برای سال آتی، کاهش هزینه ها و بیمه های اجتماعی و مشکلات مواد اولیه اشاره گردید.
در ادامه مطلب ذکر شده در دستور جلسه مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
۱) مواد اولیه:
واحدهائی که الیاف staple مصرف می کنند جهت حمایت از شرکت پلی اکریل بایستی ۱۰ درصد عوارض ورودی بدهند، زمانی پلی اکریل خط اول او تعهد تولید الیاف پتو بود امروزه خط جدید تولید الیاف فرشی بوده و در بخش پتو هم الیاف فرشی و الیاف ۳ دنیر برای پتوی راشل تولید نموده و علاقه ای به تولید الیاف staple نداشته و قادر به تولید الیاف ۱/۵ دنیری هم نبوده است.
امروزه مواد اولیه پلی اکریل را به قیمت C+F بندرعباس + هزینه ترخیص + هزینه حمل و نقل + ۱۰% عوارض ورودی خریداری می کنیم، چگونه می توان الیافی را که ۶۰% قیمت تمام شده ما را تشکیل می دهد تهیه، صادر و با محصولات کشورهای دیگر رقابت نمود. از طرفی نخ پلی استر POY که مورد مصرف کارخانجات پتوی سیلک می باشد در ایران تولید نمی شود و شرکت پلی اکریل هم قادر به تولید نبوده بایستی با تعرفه ۲۰ درصد وارد کرد که برای کارخانجات این تعرفه بسیار بالا بوده و بایستی اصلاح گردد.
۲) فرآیند تولید:
تفاوت نرخ ارز یکی از دغدغه های تولید کننده می باشد، در اوایل انقلاب دولت سوبسیدهائی به صنایع تحت عنوان ارز ارزان قیمت پرداخت و تولید کننده از این راه مشکلات خود را مرتفع می نمود، اما با حذف آن و یکسان شدن نرخ ارز روند تولید با مشکل روبه رو و کند گردید.
از طرفی قیمت تمام شده محصولات داخلی ۳۰ درصد بیشتر از کشورهای چین، پاکستان، تایوان، ترکیه و ژاپن می باشد در صورتی که بهره بانکی محصولات چینی ۵ درصد و در ایران ۱۴ درصد ـ تأمین اجتماعی آنها ۵ درصد و در ایران ۲۳ درصد بوده و نرخ بهره وری در ایران زیر ۵۰ درصد می باشد و تولید کننده قادر به رقابت با محصولات خارجی نمی باشد.
لذا با توجه به وجود بهترین ماشین آلات تولید پتو مخصوصاً پتوی راشل در ایران و مقایسه کیفیت تولیدات آن با محصولات کشورهای دیگر که به صورت قاچاق یا توسط کالای ته لجنی وارد کشور می شوند، فرآیند تولید از نظر کمی و کیفی در مملکت ما نقایص قابل توجهی نداشته و در صورت حمایت منطقی از تولید کننده محصولات داخلی می تواند همانند سال های گذشته در صحنه های بین المللی رقبای خود را کنار گذاشته و به فتح بازارهای جدید بپردازد.
در خصوص حساب ذخیره ارزی، صنایع نساجی از حساب مذکور با نرخ یورو مبلغ ۶۰۰ الی ۷۰۰ تومان استفاده و باز پرداخت آن به نرخ یورو به مبلغ ۱۲۰۰ تومان می باشد که به عنوان حمایت از صنایع نساجی مقام محترم وزارت در هیئت دولت پیگیر برطرف کردن این مشکل هستند.
۳) صادرات:
جوائز صادراتی در نساجی ۵ درصد ولی در بخش پتو ۴ درصد می باشد و جرائم تأخیر ۶ درصد است که پیشنهاد گردید در امر ارائه تسهیلات صادراتی تجدید نظر گردد. چند سال پیش پتوهای راشل را به قیمت ۱۷ ـ ۱۸ دلار به کشورهای مختلف از جمله ایتالیا صادر و در بازارهای جهانی به راحتی قادر به رقابت بوده اما با افزایش ۲۰ الی ۳۰ درصدی هزینه ها قدرت رقابت محصولات داخلی کاهش یافته است.
تسهیلاتی که توسط بانک توسعه صادرات به صادر کنندگان تعلق می گیرد مشکلاتی از جمله شرایط بانکی، فروش توسط LC بایستی انجام شود که هیچ یک از پتو بافان به خصوص در بخش تولید مینک که ۹۵ درصد محصولات خود را به کشورهای عراق و افغانستان صادر می کنند نمی توانند با شرایط مذکور فروش و از تسهیلات بانکی استفاده نمایند.
۴) بازارهای هدف:
امروزه از کشور چین کالاهائی تحت عنوان پتوهای دولایه راشل با کیفیت بسیار نازل و غیر استاندارد از گمرک خارج و وارد کشور می گردد که به دلیل تأمین وزن داخل آن ضایعات صددرصد فاسد ریخته که برای سلامتی و تنفس بسیار مضر و خطرناک بوده وتخته ای ۳۵۰۰ تومان در بازار به دلیل ظاهر خوب و قیمت ارزان به فروش می رسد. بحث تجمیع عوارض که دولت ماده ۱۳۱ مالیات را اصلاح و از ۶۵ درصد به ۲۵ درصد تغییر داد تجمیع آنها نسبت به بالاترین مالیات پرداختی در سال هائی که تولید و کار بود و سود هم داشت بین ۳ تا ۵/۳ برابر شده است.
۳ درصد فروش یعنی اگر سود معقول صنعت ۱۰ یا ۱۵ درصد باشد که در صنعت پتو مطلقاً نیست ۱۸ تا ۲۱ درصد فروش داشته یعنی ۶ تا ۷ برابر شده و از ۸۰ کارخانه تولید پتو فقط ۲۳ کارخانه باقی مانده، در اوایل سال قرار بود بخش تجمیع عوارض مشمول همه محصولات نساجی بشود ولی به یکباره فقط شامل پوشاک گردید که تصمیماتی بدون هماهنگی با صاحبان صنایع و دست اندرکاران تولید گرفته می شود.
▪ مشکل محیط زیست:
مبنی بر این که ۱ درصد عوارض از شرکت های آلاینده توسط دارائی وصول می شود اگر شرکتی در سال ۸۴ آلاینده بوده و در فروردین ۸۵ رفع آلایندگی نموده بایستی این عوارض را بپردازد حتی اگر مبالغی هزینه نموده و نامه ای دال بر رفع آلایندگی دریافت کرده باشد مجبور به پرداخت تا آخر سال مالی می باشد.
از طرفی همین محصولات چینی بدون کیفیت به آسانی و بدون کنترل وارد کشور شده، اما محصولات داخلی که کیفیت آنها به مراتب بهتر است برای هر بار صادرات و گرفتن مجوز، انجام آزمایشات و پلمپ کانتینرها زمان زیادی وقت صرف کرده تا اداره استاندارد و تحقیقات صنعتی برچسب تولید داده شود که علی رغم پرداخت مبالغی به عنوان تجمیع عوارض مجدداً در قبال ۲ در هزار فروش مبالغی مطالبه تا برچسب مذکور داده شود.
در مورد قاچاق کالا قرار بود کسانی که در کار لنج بوده و از این طریق جنس وارد می کنند فقط در محدوده استان خودشان فروش کنند که این امر نه تنها عملی نشد بلکه ورود اجناس قاچاق بیشتر و بیشتر هم شد، به هر کانتینری یک میلیون و دویست هزار تومان پرداخت نموده و اجناس قاچاق خود را در تهران تحویل گرفته و به این طریق قاچاق وارد کشور می گردد و پتوی برجسته چینی به قیمت ۱۸ ـ الی ۲۰ هزار تومان در بازار به فروش می رسد. در مجموع هفته ای ۱۰ تا ۱۲ کانتینر پتوی وارداتی به قیمت ۱۸۰۰ تومان دونفره ـ ۱۲۰۰ تومان یک نفره وارد کشور می شود یعنی در سال دو میلیون تخته پتوی راشل وارد و ظرفیت کارخانجات داخلی کم و چون فروش نداشته جهت حفظ بقایای خود قیمت را کاهش داده در نتیجه قیمت پتوی مینک به قیمت پتوی راشل رسیده در صورتی که پتوی چینی با تعرفه ۹۵ درصد با برگ سبز وارد می گردد.
۵) تعرفه پتو:
پتو با قیمت مواد اولیه و کم اظهاری وارد کشور شده و این امر باعث افزایش قاچاق گردیده است سال گذشته با حمایت وزارت صنایع و معادن پایه تعرفه ۹۵ درصد گذاشته شد که یک حرکت مثبت در جهت جلوگیری از ورود پتو به داخل کشور گردید اما از طرف دیگر سود سرشاری نصیب قاچاقچیان نمود.
قوانین دست و پا گیر وزارت کار، وزارت دارائی (که برخورد سلیقه ای با محصولات نموده و با قدرت وصولی که دارد واحدها را از پای در آورده) از یک طرف، تعطیلات رسمی زیاد از طرف دیگر و تعرفه پتو باعث افزایش قیمت تمام شده گردیده که قرار بود پس از ارزیابی و کارشناسی ۵۶ درصد نزخ پتو را تعرفه بگیرند که متأسفانه با کم اظهاری ها این محق انجام نگردیده و پتو با قیمت مواد اولیه وارد کشور می گردد.
در پایان مطلب عنوان شده فوق جمع بندی و مقرر گردید:
۱) تولید کنندگانی که تمایل دارند مسائل و مشکلات خود را شخصاً با رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس و نمایندگان محترم مطرح نمایند، اعلام تا با هماهنگی های انجام شده در جلسات آتی کار گروه بررسی مشکلات صنایع نساجی که در مجلس برگزار می گردد حضور به هم رسانند.
۲) در خصوص بند ۴ مقرر گردید نامه ای همراه با نمونه ارسالی پتوهای دولایه چینی که داخل آن با ضایعات صددرصد فاسد پوشیده شده تهیه و جهت اقدامات بعدی به گمرک فرستاده شود.
در این خصوص نماینده گمرک ایران مشکل ورود پتو را مشکل گمرک ندانسته و مبادی آن را گمرک قشم که منطقه آزاد تجاری کالا و دولت جهت افزایش صادرات آن را احداث نموده و نه به مبادی خروجی داشته و از طرفی اداده استاندارد و تحقیقات صنعتی مسئول نظارت و کنترل کیفیت نازل محصولات خارجی می باشد و در حال حاضر گمرک در ارزش ها بسیار سخت گیری می نماید.
به منظور نظارت و کنترل دقیق کیفی محصولات خارجی مقرر گردید پیگیری های لازم توسط دبیر کل گروه از طریق اداره استاندارد و تحقیقات صنعتی انجام پذیرد.
در خصوص استرداد بازارچه پرویزخان، بخشنامه ای صادر و به موجب آن مجوز برای بازارچه پرویزخان و گمرک میر ۷۳ حذف گردید و هر واحد تولیدی می تواند کالای خود را در هر گمرکی اظهار نموده مستقیماً خارج نماید.
۳) مقرر گردید واحدهائی که صادرات می نمایند می توانند مواد اولیه ای را که واردات نموده اند را در ردیف ۴۴ اظهارنامه قید و عنوان شود که این کالای صادراتی در قبال مواد اولیه ای بوده که صادر نموده اند.
۴) با توجه به این که در دنیا بانک در خدمت صنعت است اما ظاهراً در ایران صنعت در خدمت بانک است، قرار شد ضمن انتقال مسائل بانکی به مسئولین ذیربط پیشنهاد شود، نرخ بهره بانکی که به صنعت گر داده می شود حداقل نصف بهره ای باشد که از تجار گرفته و این طرح فقط در جهت حمایت از صنعت گر و تولیدات داخلی می باشد.
۵) در رابطه با بخشی از قانون کار، کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی مواردی از قانون کار را در دستور کار خود قرار داده و تصمیماتی اخذ از جمله ماده ۲۷ قانون کار را اصلاح که تغییرات اساسی در آن ایجاد شده است.
۶) تسهیلات بانکی که به موقع بازپرداخت نشود مشمول ۶ درصد جریمه تأخیر می گردد، زیرا یکی از منابع مهم بانک ها وصول مطالبات آنها است که چنان چه این تعهدات به موقع انجام نشود گردش پول در بانک ها طولانی خواهد شد. بانک صنعت و معدن به عنوان یک سازمان اقتصادی سازمان های متعدد بازرسی، نظارت و حسابرسی بر کار آن کنترل می نماید، از منابع بند ۷ تبصره ۲، بانک صنعت و معدن میزان ۵/۱ میلیارد دلار منابع در اختیار داشته که ۲/۱ میلیارد دلار آن بابت سرمایه ثابت بوده و از این میزان که تاکنون تصویب شده صنایع نساجی در آن نقشی نداشته و درخواستی ننموده است.
۷) در خصوص بند ۳: با توجه به مصوبه اخیر هیئت امناء حساب ذخیره ارزی شرایط صادرات از طریق LC حذف و پرداخت این تسهیلات خارج از آن امکان پذیر می باشد. هم چنین بابت ۳۰۰ میلیون دلار صادراتی صنایع نساجی هم می تواند درخواست نماید شرایط آن هم بسیار آسان می باشد.
۸) در بخش حمایت از صادرات در بودجه سال ۸۴ ـ ۸۵ بند ۷ تبصره ۲ منابعی را جهت بانک توسعه صادرات و بانک صنعت و معدن (۸/۱ میلیارد دلار به بانک صنعت و معدن) اختصاص که در بخش سرمایه در گردش و سرمایه گذاری به متولیان صادرات واگذار گردد، نرخ تسهیلات تصویب شده ۷ درصد و متقاضیان از طریق توجیهی صادراتی در قبال صادرات امانی یا اعتبار اسنادی با قراردادهای موسوم تقاضا نمایند.
پیگیری موارد تا حصول نتیجهٔ نهائی به عهده دبیر کار گروه می باشد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









دبیر کار گروه ـ مینو فضائلی
ارسالی از طرف دفتر نساجی و پوشاک وزارت صنایع




ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:58 AM
گفت وگو با مهندس قادریان، مدیر کل دفتر صنایع نساجی و پوشاک وزارت صنایع و معادن












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/51a91e60307169da8f5aa8652ab1ec4a.jpg











● تجمیع عوارض چه تأثیراتی بر صنعت نساجی کشور گذاشته است؟ با این دیدگاه موافق هستید که وضعیت تولیدکنندگان دشوارتر شده است؟
▪ بی تأثر نیست، حتی یک دهم درصد تجمیع عوارض نیز تأثیر زیادی روی صنعت نساجی دارد. صنعت نساجی و پوشاک بیشتر متأثر از وضع قوانین و مقررات بانکی، وزارت کار، تأمین اجتماعی، وزارت اقتصاد و دارائی جهت اخذ مالیات است و در کنار آن ورود بی محابای منسوجات و پوشاک خارجی (چه همراه مسافر، چه به صورت رسمی یا قاچاق) البته این واردات به صورت رسمی کاهش یافته اما واردات قاچاق ادامه دارد و روند رو به رشدی نیز داشته است.
● در سایر کشورها قانون تجمیع عوارض نیز وجود دارد؟
▪ تا جائی که اطلاع دارم،دریافت هر نوع عوارض مالیاتی در کشورهای صنعتی از مصرف کننده نهائی اخذ می شود. مسئولین ما هم این هدف گذاری را در نظر گرفته اند، اما رسیدن به این مرحله زمان بر است. به نظر می آید سایر کشورها حرکات به مراتب مثبت تری نسبت به ما دارند. مصرف کننده کالا به ازاء مصرف بیشتر باید مبلغ بیشتری نیز ارائه کند نه این که تمام عوامل به روی تولیدکننده قرار گیرد. به نظر غیرمنطقی است که پرداخت کننده مالیات، کسی باشد که تولید، اشتغال زائی و افزایش ارزش افزوده را در اقتصاد کشور بر عهده دارد.
● آیا تجمیع عوارض صرفاً از تولیدکنندگان اخذ می شود یا واردکنندگان ماشین آلات و بخش خدمات و بازرگانی را هم شامل می شود؟
▪ این قانون بیشتر متوجه تولیدکنندگان است ولی واردکنندگان کالا و تولیدکنندگان خدمات هم بایستی پرداخت کنند البته کالاهائی که امکان استفاده آنها در محصول نهائی وجود دارد و شامل حقوق گمرکی، مالیات، حق ثبت سفارش کالا می شود معادل ۴۰ درصد ارزش گمرکی کالا تعیین می شود.
● قانون تجمیع عوارض شامل چه مواردی از شاخه های صنعت نساجی می شود؟
▪ پوشاک و کفش از فهرست پرداخت عوارض حذف شده اند، فهرست کالاهائی که مشمول تجمیع عوارض می شوند شامل: انواع فرش ماشینی، موکت و زیراندازهای ماشینی، انواع پرده، نوار پرده، حاشیه پرده، ریل و میل پرده، رومیزی، روتختی، روبالشی، ملحفه، روبان، سرویس پارچه ای و حوله آماده، انواع پتو، لحاف، متکا، بالش، کوسن، جلیقه نجات، پرچم، انواع تشک و کیسه خواب، انواع کلاه و کمربند ایمنی ( به استثنای کمربند ایمنی خودرو)، انواع محصولات چرمی، جیر، نبوک (به استثنای پوشاک و کفش) انواع کیف، ساک و چمدان.
● با حذف این قانون تا چه میزان موافق هستید؟
▪ به نظرم صنعت گر باید مورد تشویق قرار بگیرد، نه تنها پرداختی صورت ندهد بلکه با دریافت کمک های یارانه ای مورد حمایت قرار گیرد. این موارد در دستور کار متولیات صنعت قرار دارد اما تا رسیدن به مراحل نهائی خود را طی نماید و سپس مرحله ظهور و بروز، مسیر طولانی در پیش دارد. وزیر صنایع و معادن بر این مطالب وقوف کامل دارد و به دنبال ساماندهی امور می باشد. اگر عوارض و مالیاتی هم دریافت می شود، به میزان منطقی، صحیح و متعارف باید صورت گیرد.
● دفتر صنایع نساجی و پوشاک وزارت صنایع و معادن جهت رفع مشکلات مربوط به قانون تجمع عوارض با مسئولین و دست اندرکاران یا صنعت گران جلسانی برگزار کرده است؟
▪ در جلسات کار گروه ها که برگزار شد، دستور ویژه مسئله تجمیع عوارض بود ما اطلاعات را اخذ کردیم و از طریق معاونت تولید به حضور محترم وزیر صنایع رساندیم. این مطلب که در حال حاضر لایحه به مجلس رفته و عملیاتی شده است به دلیل توصیه های آقای وزیر می باشد.
● کاهش عوارض از ۳ درصد به یک درصد را چگونه تبیین می کنید؟
▪ بالتبع هر اندازه صنعت گر و تولیدکننده هزینه های کمتری ارائه دهد با آسودگی خاطر و اقبال بیشتری به تولید می پردازد، محصولاتش نیز قابل رقابت می شود. این امر که اشاره کردید اثر مستقیمی به روی کاهش قیمت تمام شده محصولات نساجی خواهد گذاشت. کاهش یا رفع موانع تولید یک فرآیند است که بخشی از آن مربوط به نارسائی زیرساخت های اقتصادی مخارج کشور می شود. تمام نکات و اطلاعاتی که در این مورد جمع آوری می شود را به معاونت وزارت خانه منتقل می کنیم و آن را مورد پیگیری قرار می دهیم. البته نارسائی هائی نیز در صنعت نساجی و پوشاک وجود دارد. مثلاً مردم، اقبال مورد انتظار صنعت را نسبت به تولیدات داخلی ندارند. بسیاری از تولیدات کشور در سطح داخلی با عناوین خارجی عرضه می شود. این امر برای صنعت گر ما دردآور است که کیفیت تولیداتش در ردیف بهترین تولیدات به روز دنیا باشد اما مجبور است آن را به عنوان محصولات خارجی عرضه نماید.
قیمت تمام شده بالا و مورد اقبال قرار نگرفتن منسوجات و پوشاک داخلی توسط هم وطنان، نبود شرایط یکسان رقابتی، ورود بی رویه کالای قاچاق، فقدان اشتغال برای ساکنین مناطق مرزی جهت جلوگیری از گرایش آنان به قاچاق محصولات و عواملی از این قبیل، تولید داخلی در کشور را به حاشیه می راند. البته برای استیلا بر تمام این نارسائی ها برنامه های مدون از طرف همکاران این دفتر و سایر دفاتر تخصصی تهیه شده که پس از تأیید نهائی معاونت تولید و اصلاحات لازم از طریق مجاری قانونی پیگیری خواهد شد، از جمله تعیین راهکارهای عملیاتی برای رسیدن به استراتژی تعریف شده در سند چشم انداز و راهبرد توسعه صنعتی که پس از انجام بسیاری از آنها، مشکلات خاتمه خواهد یافت.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:59 AM
گفت وگو با اصغر حاج حسینی ـ مدیر عامل شرکت تولیدی حاج حسینی












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/53cbea72182959c4f96b2608d116fd22.jpg











امروزه کار پوشاک با گذشته تفاوت زیادی کرده است و بیشتر از کیفیت یک جنس، رنگ و طرح جدید آن مطرح است و جوان ها به ویژه در لباس های اسپرت به این موضوع اهمیت زیادی می دهند. پارچه های ایرانی نسبت به انواع ترک، از تنوع کمتری برخوردارند، به همین دلیل پارچه های خارجی قیمت بیشتری را نسبت به تولیدات داخلی دارند. در این زمینه گفت وگوئی را با اصغر حاج حسینی، یکی از تولیدکنندگان با سابقه پوشاک انجام داده ایم:
● آیا مواد اولیه خارجی کیفیت بهتری نسبت به مواد اولیه ایرانی دارند؟
▪ همه آنها کیفیت خوبی ندارند. پارچه های ایرانی از مشابه پاکستانی و هندی بهتر است ولی اجناس ترک به دلیل تنوع رنگ و طرح ۳۰ تا ۴۰ درصد از پارچه های دیگر قیمت بیشتری دارند.
● آیا پارچه های خارجی با توجه به گران بودن، با صرفه هستند؟
▪ به دلیل رنگ های متنوع و طرح های جدید و مد روز جوان ها علاقه بیشتری نسبت به خرید، نشان می دهند. در گذشته بیشتر به کیفیت پوشاک اهمیت می دادند، اما امروزه طرح های جدید، طرفدار بیشتری دارند.
● محصولات تولیدی خودتان را از چه طریقی به بازار انتقال می دهید؟
▪ ما بیشتر با تک فروشی ها در تهران و شهرستان ها کار می کنیم. و دو بنکدار با ۵ درصد تخفیف ویژه پخش، از ما خریداری می کنند. و در واقع مصرف کننده با ۵ درصد بیشتر از قیمت واقعی از ما خرید می کنند. و بر اساس سابقه زیاد در این زمینه از شهرهای دور مانند زابل نیز خریدارانی داریم.
● برای صادرات چه اقداماتی انجام داده اید؟
▪ ما دو مرتبه به دوبی صادرات داشتیم که به دلیل وجود اسکناس چینی متأسفانه یا جنس ها مرجوع شدند و یا هنوز خریداران به ما بدهکار مانده اند.
● چه مشکلاتی برای کار با بنکدار وجود دارد که شما ترجیح می دهید تا به طور مستقیم با مصرف کننده در ارتباط باشید؟
▪ اجناسی که بنکدار از ما تهیه می کند با مبلغ بیشتری به فروش می رساند. اما با فروش مستقیم اجناس، ارزان تر به دست مصرف کننده می رسد. دلیل دیگر این که، خریداران جهت خرید بیشتری که از بنکدار می کنند، چک ها را با زمان بیشتری پرداخت می کنند و این موضوع سبب ایجاد مشکل بین ما و بنکدار می شود به همین علت کار با مصرف کننده بهتر است.
● تأثیر قوانین بیمه، مالیات و بهره بانکی را بر تولید چگونه می بینید؟
▪ یکی از مشکلاتی که اغلب همکاران ما با آن روبه رو هستند، عدم اطلاع از سلسله مراتب اداری است و بیمه از این مسئله استفاده زیادی می کند. به طور مثال به دلیل عدم گزارش به موقع در مورد ترک محل کار یک کارگر، متحمل جریمه های سنگین می شوند. که این موضوع تا به حال سبب تعطیلی تعدادی از کارگاه ها شده است. و برای استفاده از وام متأسفانه در بانک ها روابط، تأثیر زیادی دارد و اگر بانک وامی با بهره کم در اختیار تولید کنندگان قرار بدهد، خیلی در پیشبرد کار کمک می کند.
● کمبود نقدینگی را از چه منابعی تهیه می کنید؟
▪ به دلیل ضعیف شدن این صنف، تولید کنندگان که سرمایه بیشتری دارند و یا از بانک ها وام می گیرند، شرایط بهتری دارند. اما در صورت استفاده از پول بهره دار حتماً با مشکلات زیادی روبه رو می شوند.
● نقش تشکل ها و اتحادیه ها در صنف شما به چه شکلی است؟
▪ تا آن جائی که قانون به آنها اختیار داده است برای حل مشکلات اقدام می کنند.
● آیا در تولید محصولاتتان از برنده های خارجی استفاده می کنید؟
▪ محصولات ما با مارک های شرکت تولید می شوند. مگر به صورت موردی و به درخواست مشتری از مارک های خارجی استفاده می کنیم.
● و سخن آخر؟
▪ از مسئولان درخواست می کنم تا قانون چک را به صورت اولیه بازگردانند، زیرا ترس از قانون باعث اجرای آن می شود.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 07:59 AM
مطابق گزارش ۲۰۰۶ IGATEX که در کراچی بزرگ ترین شهر پاکستان واقع شده است صنعت نساجی و پوشاک عمومی پاکستان را شامل بخش های جین، ریسندگی، الیاف بشر ساخت، بافندگی، تکمیل، پوشاک، حوله، عایق های رطوبتی، برزنت و تریکو می گردد.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/3fc48363d89a9a3b9a52b8113a96cfb6.jpg











صنعت نساجی و پوشاک به عنوان ستون فقرات جمهوری اسلامی پاکستان شناخته می شود. در این جمهوری آسیای جنوبی ـ که با چین در شمال، هند در شرق و ایران و افغانستان در غرب هم مرز است و در جنوب غربی به دریای عمان منتهی می گردد ـ تولید منسوجات پنبه ای و پوشاک در طول تاریخ به عنوان عمده تمرکز صنایع این کشور شناخته می شوند. خصوصاً این که مقادیر عمده ای پنبه در این کشور کشت می گردد. در واقع پاکستان در ساله های اخیر به عنوان چهارمین تولید کننده جهانی پنبه و سومین مصرف کننده جهانی پنبه دسته بندی گردیده است ـ که میزان تولید پنبه آن ۹/۹ میلیون عدل ۴۸۰ پوندی و میزان مصرف آن ۸/۱۱ میلیون عدلی ۴۸۰ پوندی پنبه می باشد این آمار برابر آمار منتشره مورخ دسامبر ۲۰۰۶ مؤسسه کشاورزی آمریکا بخش اقتصادی ماهنامه بازار پنبه می باشد. با این وجود کمیته تجارت بین الملل آمریکا در گزارش ۲۰۰۳ خود متذکر شده است که: ”در بخش نساجی و پوشاک رقابت تولید کنندگان خارجی در بازار آمریکا کاملاً قابل پیش بینی می باشد.“ تولید کنندگان نساجی پاکستان محصولاتشان را به گونه ای متنوع و گوناگون کرده اند که این محصولات اکنون شامل نخ های بشرساز، پارچه ها و پوشاک مخلوط پنبه مطابق با تغییر خاص جهانی به سوی پوشاک مخلوط پنبه در برابر پوشاک کاملاً پنبه ای می شود. فاکتورهای اقتصادی اخیر سبب شده که صنعت نساجی پاکستان تلاش مجدانه ای برای حفظ رقابت پذیری جهانی را آغاز کند.
● ظرفیت ساختار صنعت نساجی
مطابق گزارش ۲۰۰۶ IGATEX که در کراچی بزرگ ترین شهر پاکستان واقع شده است صنعت نساجی و پوشاک عمومی پاکستان را شامل بخش های جین، ریسندگی، الیاف بشر ساخت، بافندگی، تکمیل، پوشاک، حوله، عایق های رطوبتی، برزنت و تریکو می گردد. صنعت نساجی و پوشاک مجموعاً حدود ۴۰ درصد اشتغال صنعتی و ۴۶ درصد مجموع تولید پاکستان را به خود اختصاص داده آند. در پاکستان ۱۲۲۱ واحد جین پنبه مستغرند که با ظرفیت در حال افزایش در آینده ظرفیت تولید ۲۰ میلیون عدل پنبه را برای آن پیش بینی می کنند. ۴۰۸ واحد تولیدی در بخش ریسندگی فعالند که ظرفیت در حال نصب ۱۵۷۱۴۳ روتور اپن اند و ۵۰ واحد ترکیبی (رینگ و اپن اند) و ۱/۱۰ میلیون دوک رینگ نیز را باید در آینده نزدیک به آن افزود. ۱۰ واحد تولید الیاف بشر ساخت موجود نیز ظرفیت تولید ۶۶۰ هزار تن الیاف مصنوعی دارد. با وجود این که مسئولان IGATEX به تعداد دقیق واحدهای بافندگی در پاکستان اشاره نکرده اند، حوزه تحقیقات دولتی پاکستان واحدهای بافندگی این کشور را بدین شرح اعلام کرده است:
۴۲۵ واحد کوچک و ۱۲۴ واحد بزرگ با ظرفیت تولید ۴/۴ میلیارد متر مربع پارچه. هم چنین IGATEX در گزارش خود به ظرفیت نصب شده در ۱۰۶ واحد تکمیل در بخش کارخانه ای و منظم نساجی و ۶۲۵ واحد تکمیل در اندازه کوچک اشاره نکرده است لیکن حوزه تحقیقات مجموع ظرفیت تکمیل این واحدها را ۴ میلیارد متر مربع پارچه اشاره کرده است. با توجه به حجم کالاهای نساجی تکمیل شده، به نصب ۴۵۰ هزار چرخ خیاطی در ۵ هزار واحد تولید پوشاک در گزارش IGATEX اشاره شده است. ظرفیت نصب شده دستگاه گردباف ۱۲ هزار دستگاه گزارش شده. ظرفیت تولید برزنت و عایق های رطوبتی نیز یکصد میلیون متر مربع گزارش شده است، هم چنین این ظرفیت برای تولید حوله ۷۵۰۰ دستگاه می باشد. در مقایسه با گزارش IGATEX فدراسیون تولید کنندگان نساجی بین المللی (ITMF) واقع در سوئیس در گزارشی آماری میزان دستگاه های در حال نصب نساجی در سال ۲۰۰۵ در پاکستان را بدین صورت گزارش کرده است ۵/۹ میلیون دوک الیاف کوتاه، ۳۵ هزار دوک الیاف بلند، ۱۵۰۷۰۰ روتور اپن اند. در مقایسه با دیگر صنایع نساجی موجود در آسیا و اقیانوسیه ظرفیت تولید در بخش ریسندگی الیاف کوتاه پاکستان رتبه سوم را پس از چین و هند کسب نمود. در حالی که ظرفیت تولید در بخش اپن اند این کشور چهارمین ظرفیت را در این منطقه پس از چین، هند و ازبکستان کسب می کند. ظرفیت تولید در بخش ریسندگی الیاف بلند مقام یازدهم را همانند مالزی کسب می کند. دستگاه های بافندگی بدون ماکوی نصب شده در پاکستان مطابق گزارش سال ۲۰۰۴ ITMF، ۲۴ هزار دستگاه می باشد و هم چنین ۲۲۵ هزار دستگاه با ماکو و ۵۰ هزار دستگاه بافت فیلامنت نیز در حال فعالیت می باشد.
میزان تولید پارچه با دستگاه های بدون ماکو در پاکستان در سال ۲۰۰۴ در آسیا و اقیانوسیه در مقام ششم می باشد و حجم تولید دستگاه های بافندگی با ماکوی این کشور مقام دوم را دارا است که پس از چین قرار می گیرد. هم چنین ظرفیت بافت فیلامنت نیز مقام دوم را پس از چین کسب می کند. انجمن صنایع نساجی پاکستان (APTMA) واقع در کراچی که یک انجمن بازرگانی بین المللی است در حال بهسازی ۳۶۰ واحد نساجی ریسندگی، بافندگی و کارخانجات ترکیبی در بخش کارخانجات بزرگ می باشد. هم چنین کل ظرفیت نصب شده در انجمن خود را ۸/۸ میلیون دوک رینگ، ۶۵۵۸۰ روتور اپن اند و حدوداً ۱۰۰۰ دستگاه بافندگی گزارش کرده است. این انجمن شامل ۲۹۲ کارخانه ریسندگی، ۴۰ کارخانه بافندگی و ۲۸ کارخانه ریسندگی ـ بافندگی می باشد که این کارخانجات در آینده تمامی امکانات را به طور کامل در یک جا جمع آوری خواهند کرد. هم چنین کارخانجات تولیدی APTMA شامل خطوط اپن اند، ریسندگی، بافندگی، چاپ و رنگرزی پارچه و خطوط تولید تشک و بالش می باشد.
● نقش اقتصادی
در حالی که بخش صنعت در پاکستان مطابق با محاسبات سال ۲۰۰۵، مجموعاً حدود ۲۵ درصد تولید ناخالص ملی (GDP) برابر ۲/۳۹۵ میلیارد دلار را تشکیل می دهد. در این حال صنعت نساجی ۱۱ درصد تولید ناخالص ملی را بر عهده دارد. به علاوه حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد مجموع صادرات این کشور از سوی صنایع نساجی پنبه ای و پوشاک آن که به عنوان بزرگ ترین صنعت پاکستان شناخته می شود صورت می پذیرد.
The Business Recorder یک روزنامه اقتصادی واقع در کراچی در گزارش جولای ۲۰۰۶ خود آورده که ارزش افزوده صنعت نساجی بیشتر از ۹ درصد تولید ناخالص ملی را تشکیل می دهد. مطابق با اسناد بانک جهانی، ارزش صادرات محصولات نساجی پاکستان در ربع اول سال مالی ۲۰۰۷ که از جولای ۲۰۰۶ آغاز و محاسبه می شود برابر ۵/۲ میلیارد دلار بوده است. این میزان در مقایسه با مدت مشابه سال ۲۰۰۶ کاهش ۳/۰ درصدی نشان می دهد، لیکن به نسبت مشابه سال ۲۰۰۵ افزایش ۲/۲۲ درصدی نشان می دهد. سه محصول عمده صادراتی صنعت نساجی پاکستان در ربع اول سال ۲۰۰۶، ۳۰۳ میلیون دلار ارزش داشته با افزایش ۵/۱۹ درصدی در سال جدید روبه رو بوده است.
روزنامه Business Recorder هم چنین اشاره کرده که پاکستان بر روی اتحادیه اروپا و آمریکا به عنوان بازار اصلی محصولات نساجی و پوشاک خود حساب می کند. پاکستان ۳ درصد سهام بازار اتحادیه اروپا را در سال ۲۰۰۵ کسب کرده است. سهم پاکستان از بازار آمریکا به ۲/۰ درصد در سال ۲۰۰۵ افزایش یافته است. واردات محصولات نساجی پاکستان به آمریکا ۷ درصد از کل سهم (به نسبت متر مربع) و ۵/۳ درصد از کل سهم (به نسبت دلار) را به خود اختصاص داده است. نخ های پنبه کارد و پارچه ساتن از میان محصولات پاکستانی سهم عمده ای در بازار واردات آمریکا دارند.
● عبور از مشکلات
با کاهش اخیر میزان صادرات نساجی و (کاهش) تجارت که در دو ماه اولیه سال مالی ۲۰۰۷ به ۱/۲ میلیارد دلار رسیده است صنعت نساجی پاکستان اخیراً باید موانع اقتصادی جدید را پشت سر بگذارد.
روزنامه اقتصادی Dawn در گزارش نوامبر ۲۰۰۶ خود آمده که صنعت نساجی ـ شامل ریسندگی، بافندگی، پوشاک و بخش نساجی خانگی ـ شروع به کاهش نیروی کار خود کرده اند.
هم چنین صنعت نساجی پاکستان برای رقابت با کالاهای چینی و هندی و بنگلادشی مجبور به کاهش شدید قیمت می باشند. در دسامبر ۲۰۰۶ کمک ۷۲۰ میلیون دلاری در جهت پشتیبانی از صنعت نساجی پاکستان از سوی وزارت نساجی این کشور اختصاص داده شده است.
از سوی این وزارت خانه، عواملی که بر صنعت نساجی تأثیر گذارند از قبیل رژیم تجارت جهانی، پارامترهای تولیدی و قیمت ها مورد بررسی قرار گرفته اند. در آنالیز بخش به بخش، مدیران ارشد در هر بخش به بررسی ضعف و قدرت آن بخش، با هدف ارتقاء یک استراتژی و افزایش راندمان، تأثیرپذیری و رقابت پذیری هزینه ها پرداخته شده است، هم چنین نتیجه گیری این واقعیت است که تا زمانی که تولید کنندگان منسوجات پاکستان در برابر فشارهای ناشی از افزایش هزینه قرار دارند کشورهای مجاور و رقیب از حمایت ها استفاده مطلوب خواهند کرد.
با وجود این موانع، ایده های گسترده ای در خصوص ایفای نقش اساسی از سوی صنعت نساجی در اقتصاد پاکستان در حال و آینده وجود دارد.
در همایش بازرگانان سپتامبر ۲۰۰۶، نعیم مختار، مدیر عامل بانک (ABL) پاکستان پیش بینی صادراتی در حدود ۵۰ میلیون دلار برای سال ۲۰۱۶ کرد و اطمینان داد که این صادرات سبب بهبود اقتصاد پاکستان خواهد گردید.
وی در محاسبه با Business Recorder از اعطای وام های با بازپرداخت ۵/۷ و ۱۰ ساله جهت نوسازی این صنعت و جایگزینی ماشین آلات نو با ماشین آلات فرسوده خبر داد.
او افزود: صنعت مدرن و ارزش افزوده کلید رقابت با چین و هند می باشد.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif









ترجمه: علی سمیعی (Ali Samiei)، کارشناس ارشد مهندسی نساجی




ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 08:00 AM
آمار می گوید که کشور ما در سال، ۷۰ هزار تن تولید پشم دارد در حالی که فراوری صحیحی از این میزان مواد وجود ندارد در این خصوص با یکی در دوستان که متخصص ریندگی در آلمان بودند مشورت نمودم و ایده خود را که جداسازی الیاف پشمی از ناخالصی های آن بود بیان کردم ایشان گفت که اگر این فراوری صورت بگیرد اقدام بزرگی خواهد بود و از آن جا بود که من تحقیقات را شروع نموده و با صنعت نساجی رابطه مستقیم پیدا کردم.












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/114140c98c6e4f900663d938c6b234e5.jpg











ایده ها و نوآوری ها در ابتدا به صورت یک اندیشه مطرح استو طبیعتاً بالفعل شدن این اندیشه نیاز به سرمایه گذاری های مالی دارد که متأسفانه در کشور ما بهائی برای اندیشه ها پرداخت نمی شود و این حلقه مفقوده ای است که مرتبط با فرار مغزها به خارج از کشور می باشد. این سخنان مربوط به مخترعین است که اندیشه او پس از زحمات بسیار به عنوان سیصدوشصت وپنجمین اختراع جهانی در کانون مخترعین بین المللی در سوئیس به ثبت رسیده است. مهندس مجتبی زندی پور دوره مهندسی الکترونیک را در دانشگاه شیراز گذرانده است و هم چنین فارغ التحصیل مهندسی اتوماسیون صنعتی از کشور آلمان می باشد این مخترع طرح خط تولید احیاء الیاف پشم به روش الکترواستاتیک را با موفقیت اجرا نموده است که در نوع خود بی نظیر است مشروح مصاحبه با زندی پور ذیلاً به استحضارتان می رسد:
● چه طور شد که وارد دنیای الکترونیک شده و ارتباط شما با صنعت نساجی چگونه انجام شد؟
▪ بنده همواره به رشته الکترونیک به عنوان یک رشته و صنعت مادر نگاه می کنم امروزه اگر اراده کنید که در هر رشته ای از علوم تحصیل بکنید ممکن نیست که الکترونیک در آن جا حضور نداشته باشد مثلاً در علوم کامپیوتر بخش سخت افزار آن ارتباط مستقیم با الکترونیک دارد. رشته الکترونیک گرایش های مختلفی دارد که از جمله اتوماسیون صنعتی می باشد و حود این رشته در مقطعی که ما تحصیل می کردیم گرایش نساجی داشت که پس از صنعت مواد غذائی با اهمیت ترین رشته ها در صنایع می باشد بنده تخصص های مختلفی را در کشورهای اروپائی از جمله سوئد، آلمان و بلژیک گذرانده ام از این طریق با شرکت هائی چون زینسر ـ اشونبرگ و ... آشنا شدم در مقطعی که در بلژیک بودم این موضوع مطرح شد که از سیستم فرش ما چیزی باقی نمانده است و با وجود ماشین های بافندگی اتوماتیک، الیاف و رنگ های مصنوعی بایر تنها با کارگر ایرانی تولید فرش هدایت می شود برای بنده این سئوال پیش آمد که چرا ما نمی توانیم از الیاف پشم در انواع کف پوش ها استفاده کنیم. آمار می گوید که کشور ما در سال، ۷۰ هزار تن تولید پشم دارد در حالی که فراوری صحیحی از این میزان مواد وجود ندارد در این خصوص با یکی در دوستان که متخصص ریندگی در آلمان بودند مشورت نمودم و ایده خود را که جداسازی الیاف پشمی از ناخالصی های آن بود بیان کردم ایشان گفت که اگر این فراوری صورت بگیرد اقدام بزرگی خواهد بود و از آن جا بود که من تحقیقات را شروع نموده و با صنعت نساجی رابطه مستقیم پیدا کردم.
● در مورد طرح و ایده خود توضیح دهید.
▪ قبل از طرح بنده و تاکنون جداسازی الیاف موئی شکل و روده و افزایش خاصلی پشم گوسفندان به این شکل بود که در یک پروسه که چند دهه به طول می انجامید با انجام اصلاحات نژادی در دام ها و هم چنین توجه به نوع تغذیه نتیجه مورد نظر حاصل می شد در حالی که در طرح من احیای الیاف موئی شکل و مرده از الیاف پشمی به صورت الکترواستاتیک انجام می شود. در کشور خودمان برای خالص کردن الیاف پشم از روش سنتی استفاده می شود که با استفاده از آب انجام می گردد. به علت وجود فضولات حیوانی و مواد زائد گیاهی در این روش بوی بسیار نامطلوبی پدید می آید ضمن این که مصرف بالائی از آب را نیز در پی دارد چراکه فیلتراسیون نمودن این مواد بسیار هزینه بر می باشد در روشی که بنده اختراع کردم از طریق باردار کردن ذرات و مواد ضمن این که این عمل جداسازی بدون استفاده از آب و خشک انجام می گردد بوی نامطلوب نیز ندارد و این امکان را فراهم می سازد که مواد جداشده از الیاف قابل استفاده برای موارد دیگر نیز باشد از جمله الیاف مرده و موئی شکل می تواند به عایق های حرارتی صنعتیتبدیل شود که قابلیت جایگزینی برای عایق های فعلی که سرطان زا هستند را دارد.
هم چنین برخی ناخالصی ها به کود کشاورزی تبدیل شده و صرفه اقتصادی چربی حاصل از آن نیز وجود دارد. در مورد تفاوت الیاف صنعتی از الیاف موئی شکل و مرده باید به ساختار آن اشاره کنم که الیاف حقیقی از نظر زبری، شکنندگی، میزان مجعد بودن و رنگ پذیری تفاوت هائی با الیاف ناخالص و موئی آن دارد. وقتی ۸۰ درصد از ناخالصی ها جدا می شود ۲۰ درصد چربی باقی می ماند که همان گونه که گفتم تاکنون به مرحله اقتصادی آن در کشورمان توجه نشده و امروزه می توان آن را مدنظر قرار داد. بنده بخش هائی از تحقیقات خود را در خارج به انجام رساندم و پس از مراجعت به ایران روی این موضوع فعالیت نمودم که مکانیزمی را پدید بیاورم تا عمل جداسازی ناخالصی ها از پشم انجام گردد در این روش مهم ترین ویژگی تفکیک الیاف مرده از الیاف صنعتی و در نتیجه آن تولید تاپس پشمی برای اولین بار از پشم گوسفندان بومی می باشد.
مدون کردن استاندارد تولید تاپس پشمی از گوسفندان بومی در اردیبهشت ماه ۸۵ توسط مؤسسه استاندارد ایران انجام شد و در واقع مجوز استاندارد این محصول صادر گردید. توجه داشته باشید که در الیاف پشم به خاطر وجود زبری ریسیدن آن فقط به صورت کلفت ریسی امکان پذیر می باشد که در قالی از آن استفاده می شود و این الیاف شکننده بوده و رنگ پذیر نیز نبودند که این کیفیت نخ خام قالی را پائین می آورد ولی در روشی که بنده ابداع نمودم با تهیه تاپس پشمی امکان تهیه نخ های ظریف نیمه فاستونی فراهم گردیده است که موجب می شود ارزش افزوده بسیار بیشتری وجود داشته باشد. برای این که میزان ارزش افزوده آن ملموس باشد توجه نمائید که می توان از نخ نمره ۸ متریک تا ۱۸ را تهیه نمود و در این روش نخ های ظریف خامه قالی تهیه می شود که قبلاً از خارج وارد می شد. با تولید ۱۵۰۰ تن خامه مرغوب مواد مصرفی تهیه می گردد که این مواد منجر به تولید ۳۰۰ هزار متر مربع فرش دستباف می گردد و زمینه اشتغال ۷۵ هزار نفر فراهم می شود. در کشور ما سالیانه ۷۰ هزار تن پشم تولید می شود که نشان دهنده پتانسیل بالای آن می باشد. در طرح بنده که به مرحله نهائی خود رسیده است کلیه اهداف و ویژگی های مورد نظر برای طرح های قرن ۲۱ از جمله اقتصاد آب، استفاده بهینه از انرژی، توجه به محیط زیست، بازیافت، ناخالصی ها و صرفه اقتصادی نانولین طی یک روند تولید صنعتی تأمین می شود.
● برای معرفی طرح خود و انجام سرمایه گذاری در این طرح چه فرایندی صورت گرفت و پیگیری های شما چه نتیجه ای داشت؟
▪ ایده ها در ابتدا به صورت یک اندیشه مطرح است و طبعاً نیاز دارد که با حمایت مالی به سوی بالفعل شدن حرکت نماید بنده طرح خود را به مؤسسه استاندارد، مرکز جهاد دانشگاهی، مرکز تحقیقات علوم دامی جهاد کشاورزی ارائه نمودم ضمن این که این طرح در جشنواره خوارزمی مطرح شد و بنده از آقای خاتمی رئیس جمهور وقت لوح تقدیر دریافت نمودم نهایتاً باید به این نکته اشاره کنم اگر اگرچه در هر نهادی که این طرح مطرح شد تأئید گردیده و از آن استقبال می شد ولی همه این ها در حد شفاهی بود وقتی به بانک کشاورزی مراجعه می کردم وثیقه می خواستند و دیگر سرمایه گذاران نیز نتیجه آن را در همان لحظه می خواستند رؤیت کنند. در غیر این صورت ترجیح می دادند در بخشی چون برج سازی و ساختمان سرمایه گذاری نمایند. در کشور ما کسی حاضر نیست بر روی اندیشه سرمایه گذاری نماید بنده در مقطعی در بهترین کشورهای اروپائی به تحصیل و زندگی مشغول بودم که از جمله آلمان، بلژیک و سوئد است و با رها نمودن آنها به ایران آمدم ولی حمایت عملی را ندیدم.
بنده پیشنهاد می کنم صندوقی تحت عنوان حمایت از اندیشه و کارآفرینی تأسیس شود تا با حمایت از صاحبان ایده و اندیشه زمینه ای فراهم شود آنها بدون این که دغدغه تأمین هزینه های جاری زندگی را داشته باشند به تولید فکر بپردازند ما هم شاهدیم که از نخبگان دوران گذشته تحت عنوان چهره ماندگار قدردانی می شود حال آن که جوانانی که ایده های خلاق دارند به دنبال حمایت کنندگان هستند بنده طرح خود را در هر مرحله ای که عرضه می کردم تا برای رسیدن به مرحله بعدی پشتیبانی شود با این سئوال مواجه می شدم که مگر این طرح امکان پذیر است؟! تا این که در حال حاضر آن را نهائی نموده ام بنده ریسندگی را با پرداخت هزینه در یک واحد و بافندگی آن را نیز به همین منوال در واحدی دیگر به انجام رساندم تا نمونه نهائی دولتی و وابسته و بخش خصوصی عرضه کردم ولی حمایت عملی از آن نشد و شخصاً تمام زندگی خود را روی این طرح گذاشتم و ناچار شدم تعهدات بسیاری را برعهده بگیرم و حمایت خاصی از من صورت نگرفت.
● آیا در دنیا رقیبی که در این زمینه با شما رقابت کند دارید؟
▪ به طور کلی تهیه الیاف مرغوب در دنیا در کشورهائی چون استرالیا و نیوزلند انجام می شود که درآمدزائی بسیاری از طریق دام ها و به تبع آن پشم گوسفندان دارند و این کار به صورت اصلاح نژزاد دام ها که ده ها سال به طول می انجامد هم چنین توجه به تغذیه دام ها صورت می گیرد ایده فراروی پشم در کشورمان با روش الکترواستاتیک امری بی سابقه در جهان بوده و به عنوان اختراع ۳۶۵ در کانون بین المللی مخترعین در ژئوسوئیس به ثبت رسیده است از این نظر این عمل در نوع خود بی نظیر بوده و چون به سرانجام نهائی رسیده اصولاً زمینه ای برای رقابت در آن وجود دارد یا خیر ـ با اندکی تفکر و بررسی در ساختار فیزیکی پشم مشخص می شود که از چه خلقت پیچیده ای برخوردار است به این شکل که در درون ساختمان ۱ تار آن به میزان ۲۲ میکرون تارهای دیگری وجود دارد که در داخل آنها حباب هوا وجود دارد و همین موجب می شود که مانع از عبور هوای سرد و گرم بشود نهایتاً با این شعر گفته خود را به پایان می رسانم که:
هرکس که ترا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 08:00 AM
گزارشی از اولین سمپوزیوم ماشین آلات شرکت (SSM (Scharer Schweiter Mettler .....












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/ea7590918f6af9d877af7d8a39b77687.jpg











اولین سمپوزیوم ماشین آلات شرکت SSM با همکاری شرکت خدمات مهندسی کیانا صنعت افزار و شرکت مهندسی و بازرگانی نیکونسج در هتل هما برگزار شد.
در این سمپوزیوم مواردی مانند ماشین آلات شل پیچی و بوبین برگردان جهت رنگرزی فیلامنت، استیپل و نخ های صنعتی، ماشین آلات چندلاکنی جهت الیاف استیپل، فیلامنت و نخ های صنعتی، ماشین آلات بوبین پچی و ماسوره پیچی جهت نخ دوخت، ماشین استرچ برای نخ نایلون و پلی پروپیلن بسیار ظریف DTY، ماشین های تکسچره هوا بر کلیه نخ های فیلامنتی ATY و ماشین آلات روکش لایکر (کاورینگ) A/C: مورد اشاره قرار گرفت.
در ابتدای سمپوزیوم Urs Kull ـ مدیر کل فروش SSM ـ به معرفی این شرکت پرداخت و اظهار داشت: شرکت از ۳ بخش اصلی تشکیل شده اند و ۳ فعالیت عمده دارد و یک بخش آن مختص ماشین آلات نساجی است.
کول افزود: ۳۷۵ میلیون دلار گردش مالی این شرکت در سال ۲۰۰۶ بود که بخش ماشین آلات نساجی ۸۵ میلیون دلار را به خود اختصاص می دهد.
مدیر فروش SSM خاطر نشان ساخت: در سال ۱۹۸۶، ۳ شرکت عمده Sch a rer schweifer Mettler با یکدیگر شرکت SSM را راه اندازی کردند. تا سال ۱۹۹۸ بیتشر در بخش نساجی فعال بودند و سپس وارد سایر بخش های دیگر صنعتی نیز شدند. وی با اعلام این مطلب که شرکت SSM از نظر مالی توانمند است افزود: به وام های بانکی وابستگی نداریم و طبیعتاً این عدم وابستگی باعث ثبات فعالیت های ما شده است. همین مسئله SSM را قادر ساخته همکاری های بسیار خوبی با گروه های مختلف صنعتی از جمله صنعت نساجی داشته باشیم.
کول در بخش دیگر سخنان خود به ارائه توضیحات فنی و تکنیکی پیرامون ماشین آلات تولیدی این شرکت پرداخت که در این مورد دو تن دیگر از نمایندگان شرکت SSM نیز همکاری داشتند.
در زمان پذیرائی و استراحت فرصتی دست داد تا با کول گفت و گوئی داشته باشیم، وی مهندسی مکانیک است و حدود ۳ سال در این شرکت به فعالیت می پردازد.
کول در مورد صنعت نساجی ایران گفت: به نظرم صنعت نساجی ایران از نظر مواد اولیه بسیار غنی و توانمند است و ما فکر می کنیم در آینده صنعت نساجی ایران در منطقه خاورمیانه و آسیا حرف هائی برای گفتن داشته باشد زیرا ایران متوجه شده برای پیشرفت و توسعه صنعتی باید تلاش نماید و با تکیه به ذخایر طبیعی که دارد، به حرکت ادامه دهد.
کول ادامه داد: موقعیت ایران از نظر صنعت نساجی بسیار عالی است و به بازارهای اروپا جهت صادرات محصولات، بسیار نزدیک می باشد. ما ایران را از این نظر کشور توانمند می دانیم که پیشرفت آن حتمی خواهد بود.
مدیر فروش شرکت SSM تصریح کرد: نساجی ایران در زمینه ریسندگی، فیلامنت و... پیشرفت های خوبی داشته است و از ماشین آلات مدرن این صنعت استفاده می کند.
به گفته وی، همان طور که می دانید امروزه بیشترین تولید در آسیا انجام می پذیرد زیرا تولید با توجه به گران بودن دستمزد کارگران در اروپا چندان مقرون به صرفه نیست. البته این گفته به معنی ضعف تولید کنندگان آسیائی نمی باشد اما بسیاری از تکنولوژی ها هنوز در اروپا تولید و به آسیا عرضه می شود. برخی از کشورهای آسیائی مانند چین و هند، تولیدات فراوانی دارند و اغلب کیفیت محصولات آنها مطلوب می باشد.
کول گفت: در حال حاضر اروپا به روی تولید محصولات Hi tech و تولید پارچه های خاص متمرکز شده است و روز به روز به ارتقاء محصولات خود از نظر تکنولوژیکی فکر می کند.
مهندس مهران زهتاب ـ مدیرعامل شرکت خدماتی مهندسی کیانا صنعت افزار ـ نیز در گفت وگوئی پیرامون هدف برگزاری این سمپوزیوم اظهار داشت: ظرف مدت ۲ سال گذشته اقدام به واردات ماشین آلات نساجی اروپائی کاملاً با رکود مواجه شده بود. علت نیز بسیار واضح می باشد، به دلیل التهابات اجتماعی منطقه و نامشخص بودن جهت گیری اقتصادی کشور، روحیه ریسک سرمایه گذاری به منظور تولیدات جدید و یا افزایش ظرفیت واحدهای موجود با افت محسوس مواجه بوده است.
وی افزود: در این گونه موارد که کم نظیر هم نبوده است، اثبات سودآوری و توجیه پذیری یک رشته از صنعت و همچنین توصیف وضعیت رو به رشد فروشنده ماشین آلات مربوط به آن صنعت نسبت به رقبا، به تولید کننده و یا وارد کننده، جسارت وارد شدن در عرصه سرمایه گذاری و یا توسعه مجموعه خویش را می دهد. در عین اینکه فروشنده ماشین آلات را نسبت به دیگران در وضعیت بالاتری قرار می دهد. لذا هدف اصلی غایب نبودن در این عرصه بوده است. بدیهی است با حضور بیشتر نسبت به رقبای غایب با وجه به کیفیت بالای ماشین آلات ارائه شده، در صورت ادامه و یا حدوث بازار جدید برای بخش مربوطه به ما، اولین سرمایه گذاران به این طرف گرایش خواهد یافت، علی رغم از همه گران بودن!!
مهندس زهتاب افزود: حضور شرکت کنندگان تحسین برانگیز نیست اما بسیار مفید می باشد. صرفاً ۶۰ درصد مدعوین حضور یافتند. علت را جویا شدیم و متوجه غفلت خود شدیم. زمان سمپوزیوم همزمان با برگزاری نمایشگاه دموتکس است و دو سوم غایبین درگیر نمایشگاه مزبور شده اند. غیبت بقیه قابل توجیه و طبیعی است اما خوشبختانه تمام حضار پیگیر مطالب عنوان شده هستند و غفلتی از مطالب و محتوای سخنرانی ها ندارند. خصوصاً عمیق شدن بخشی از شرکت کنندگان غیر فنی در مباحث کاملاً فنی برایم قابل توجه است.
وی در مورد دیدگاه میهمانان خارجی گفت: خارجی ها (غربی ها) دنبال منافع خودهستند. تعارفاتی که نثار ما و یا خریداران به عمل می آوردند را کاملاً تکراری می دانم و مطلقاً آنها را به حافظه نمی سپارم!!! لذا به تحسین آنها نسبت به خوب برگزار شدن و یا کیفیت حضار و یا حتی ظواهر مملکتی بهتر است توجهی ننمود زیرا الزاماً از درون این تعارفات واقعیتی حاصل نمی شود. دیدگاه آنان کاملاً مثبت است زیرا آنچه به دنبالش هستند را به دست آوردند و تقاضای تکرار سمپوزیوم را در آینده دارند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 08:00 AM
گفت وگو با مارکس ابرل (Markus Eberle) مدیر فروش شرکت Lasser












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/e65d19d5a139c56ae0b55da6eddf5132.jpg











● به عنوان مقدمه کمی از تاریخچه و تولیدات شرکت LASSER بفرمائید.
▪ این شرکت در سال ۱۹۵۴ توسط آقای لسر راه اندازی شد و در ابتدا تولید کننده ماشین آلات برودوی نبود بلکه صرفاً تغییراتی را به روی این گونه ماشین آلات انجام می داد اما سرانجام در سال ۱۹۸۳ توانست نخستین ماشین آلات برودری را تولید نماید و به اتریش بفروشد. LASSER از آن تاریخ به بعد به طور مداوم به ارائه طرح ها و ماشین آلات جدید این صنعت می پردازد و در حال حاضر حدود ۱۸۰ دستگاه ماشین برودری تولید سالیانه این شرکت است. گردش مالی آن ۹۰ میلیون فرانک سوئیس می باشد و تعداد پرسنل آن ۲۲۰ نفر است این شرکت در کشورهائی مانند ترکیه، تایلند و هندوستان که بازار بزرگ برودری محسوب می شوند، نمایندگی هائی را راه اندازی کرده است. تمام قطعات LASSER در سوئیس تولید می شود و می توان گفت ماشین آلات آن صددرصد سوئیسی است.
اکثر کمپانی های برودری سوئیس تولید کارخانجت خود را به کشورهای آسیائی که نیروی کارگر ارزان تری دارد منتقل کرده آند، در نتیجه تعداد اندکی در سوئیس باقی مانده اند، شاید حدود ۳۰ دستگاه از این ۱۰۰ دستگاه در سوئیس مورد استفاده قرار می گیرد. لباس های مد شب دنیا اکثر با این ماشین آلات (که قیمت گزافی هم دارند) تولید می شود. شرکت هائی که در حال حاضر در سوئیس فعال هستند، به روی تولیدات بسیار با کیفیت متمرکز شده اند و کشورهای آسیائی هنوز نتوانسته اند به این حد از کیفیت دست یابند.
تاریخه برودری به گلدوزی زنان به صورت دستی باز می گردد و در آن زمان محصول خاصی بوده است و هر کسی نمی توانست کارهای گلدوز را خریداری کند و مختص طبقه اشراف بود. حدود سال ۱۹۰۰ به تدریج گلدوزی حالت ماشینی پیدا کرد، اما در ابتدای کار، یک کارگر مقابل دستگاه می ایستاد و برای هر ی کوک ماشین را حرکت می داد و آن کوک دوخته می شد بدین ترتیب، تولید با دشواری و کندی انجام می گرفت هرچند سرعت تولید آن ۲ برابر گلدوزی دستی بود. تولید انبوه برودری به تدریج سرعت گرفت و ماشین آلات مدرن با سعرت بیشتر و کیفیت بهتر طراحی و تولید شد و با ورود سیستم الکترونیک و کامپیوتر، دستگاه های مکانیکی کنار گذاشته شدند. هنوز بروردری تولید خاصی محسوب می شود که نه جز بافت است و نه جز رنگرزی و چاپ، اما می توانید آن را لمس کنید، حالت سه بعدی دارد و به دلیل کاهش قیمت هرکسی می تواند آن را تهیه کند.
● در حال حاضر بزرگترین تولید کنندگان برودری در دنیا چه کشورهائی هستند؟
▪ چین و هندوستان. البته هندوستان بیشتر برای بازار داخلی خود و تولید ”ساری“ از برودری استفده می کند و چین حدود ۳۰ ـ ۴۰ از محصولاتش را فقط برای نیجریه و قاره آفریقا تولید می کند زیرا در این قاره طبق آداب و رسوم، لباس افراد حالت گلدموزی دارد. در واقع یکی از بزرگترین بازارهای پارچه و لباس برودری نیجریه است. برای محصولات پرده ای هم، بزرگترین تولید کننده ترکیه می باشد. امیدوارم ایران نیز بتواند تولید کننده بزرگی در این زمینه شود. زیرا سلیقه ایرانی هم پارچه های برودری را می پسندد.
در حال حاضر ایران برای اینکه بتواند بازار را پوشش دهد مجبور است به واردات از ترکیه اقدام نماید زیرا هنوز میزان تولیدات داخلی کافی نیست.
خوشبختانه در خواست برای تولید محصولات برودری رد ایران بسیار است و این موضوع می تواند زمینه گسترش تولید محصولات مذکور در ایران را افزایش دهد و ایران را تبدیل به کشوری صاحب نام در زمینه برودری نماید.
● طرح های جدید ماشین الات را از چه منابعی به دست می آورید؟ آیا در این زمینه با دستگاه ها ارتباط برقرار می کنید؟ تکنولوژی ساخت این ماشین آلات را چگونه تأمین می کنید؟
▪ خیر از دانشگاه ها تأمین نمی کنیم، تمام سیستم برودری از یکصد سال پیش تغییر چندانی پیدا نکرده است. تنها عاملی که تغییر یافته سرعت و کیفیت بهتر است. تمام طراحی های جدید توسط آقای لسر ـ صاحب شرکت لسر ـ صورت می گیرد. وی به عنوان یکی از نوابغ صنعت برودری در دنیا شناخته می شوند که دائماً در حال اختراع یک سیستم جدید است.
وی حتی در مواردی که به ایجاد بازار می پردازد. یعنی منتظر نمی ماند بداند بازار چه محصولی می خواهد خودش نیاز را در بازار به وجود می آورد. شرکت LASSER، ماشین آلات جدیدی را تولید کرده که قرار است در ایتمای مونیخ آن را به معرض نمایش بگذارد.
به مهم ترین رقیبان شرکت LASSER اشاره نمائید. بزرگترین و مهم ترین رقیب ما شرکت زاورر است. در دنیا ۲ شرکت معظم برودری وجود دارد که عبارتند از زاورر و لسر.
زاورر در حدود یکصد سال سابقه تولید برودری را دارد و از بزرگان و صاحب نامان صنعت نساجی دنیا محسوب می شود. در ابتدا مدیران این شرکت، LASSER را شوخی می پنداشتند و چندان جدی نمی گرفتند در واقع معتقد بودند LASSER فقط تغییراتی به روی ماشین آلات برودری انجام می دهد و امکان ندارد بتوانند به تولید ماشین آلات بپردازد اما امروز همه چیز تغییر کرده است. در دنیا حدود ۲۰۰ دستگاه ماشین برودری مورد نیاز می باشد و زاوور و لسرمجبورند تأمین این نیاز را با یکدیگر قسمت کنند زیرا هیچ کدام به تنهائی توان رفع این نیاز را ندارند. به دلیل تغییرات مستمری که آقای لسر به روی ماشین آلات اعمال می کند و کیفیت آن را ارتقا می دهد، می توانیم ادعا کنیم رهبری دستگاه های برودری دنیا در اختیار ماست و این شرکت هنوز یک کمپانی خانوادگی است. و خوشبختانه هنوز به صورت شرکت سهامی عام و... تبدیل نشده است.
● اشاره کردید که در ابتدای فعالیت، شرکت زاوورر، LASSER را به عنوان رقیب نمی شناخت و به اصطلاح آن را دست کم گرفته بود، چگونه شرکتی که امید چندانی به موفقیت آن نمی رفت، در حال حاضر رهبری یکی از شاخه های صنعت نساجی را برعهده گرفته است؟ رمز موفقیت این شرکت چیست؟
▪ همیشه سعی کرده ایم تولیدات با کیفیت و بادوامی ارائه نمائیم تا کارخانه خریدار برای سال های متمادی بتواند با آن به تولید ادامه دهد. هنوز ماشین آلات قدیمی شرکت خرید و فروش می شود. مسأله بعدی اینکه،آقای لسر دائماً اختراعاتی و ابداعاتی می کند و آن را سریعاً به ثبت می رساند در نتیجه زاورر نمی تواند از آن کپی کند.
● پس در واقع موفقیت شرکت مرهون خلاقیت آقای لسر است؟
▪ بله، ما یک گروه بسیار بزرگ صنعت نساجی نیستیم و فقط در زمینه برودری به فعالیت می پردازیم، شرکت LASSER، خانوادگی است و مشتری وقتی از ما ماشین آلات خریداری کند تبدیل به یکی از اعضاء آن می شود. خریداری برای ما صرفاً یک شماره پرونده نیست. دقیقاً وی را می شناسیم و به عنوان عضوی از یک خانواده صنعتی مورد حمایت قرار می دهیم و اجازه نمی دهیم ماشین آلات تولیدی وی دچار مشکل و نقص فنی شود. در حال حاضر با تمام خریداران ارتباطات صمیمانه ای برقرار کرده ایم و این مسأله یکی از دلایل موفقیت ماست.
● این مطالب که طراحی ماشین آلات جدید فقط بر پایه خلاقیت یک نفر باشد در بلند مدت شرکت را دچار مشکلاتی نخواهد ساخت؟ اگر به دلایلی آقای لسر نتوانست به کار در شرکت ادامه دهد، پیشرفت، ابدا و نوآوری این شرکت متوقف نخواهد شد؟ در واقع شرکت به یک نفر وابسته نیست؟
▪ به نظرم این اتفاق رخ نخواهد داد که پس از آقای لسر شرکت دچار لغزش و رکود شود. اگر چه در حال حاضر رهبری شرکت در اختیار وی است اما خانواده لسر حامیو پشتیبان وی هستند دو فرزند پسر آقای لسر دنباله رو وی خواهند بود، برادر و خواهر آقای لسر و فرزندان ایشان هم در شرکت حضور دارند طراحی های ماشین آلات را بر عهده دارند. خانواده لسر هرگز اجازه افت و کاهش کیفیت تولیدات رادر غیاب آقای لسر نمی دهند.
● با صنعت برودری ایران تا چه میزان آشنا هستید؟
▪ هنوز شناخت عمیقی از این صنعت در ایران به دست نیاورده ام زیرا مرتبه دوم است که به ایران سفر می کنم. اما می دانم ایران بازار بسیار وسیعی برای ماشین آلات بروردری دارد اما هنوز شرایط صددرصد مهیا نیست که بتوانیم ماشین آلات را به ایران بفروشیم و ترمزهائی مانند مسائل مربوط به LC، وام های پرداخت شده به خریداران و مشکلات در بازپرداخت آن، نوسان نرخ ارز و... وجود دارد.
محصولات LASSER گران قیمت است اما کیفیت آن بسیار بالا می باشد و عمر طولانی دارد. محصولات چینی ارزان هستند اما کیفیت چندانی ندارد. اکثر تولید کنندگان ایرانی ترجیح می دهد از شرکت LASSER ماشین آلات مورد نیاز خود را تأمین کنند زیرا عمر طولانی دارند و محصول شناخته شده ای در دنیا هستند.
نخستین بار که به ایران آمدم از سازمان دهی فوق العاده کارخانجات ایرانی، مدیریت بخش خصوصی و وجود ماشین آلات مدرن شگفت زده شدم. در مجموع ایران یک گام از کشورهای آسیائی جلوتر است. افرادی که در شرکت ها به فعالیت می پردازند دلسوز و متعهد هستند و به فکر افزایش تولید و ارتقاء بهره وری می باشد در حالی که در سایر کشورهای آسیائی کارگران فقط به فکر گرفتن دستمزد هستند و دلبستگی چندان به تولید و کار خود ندارند.
به نظرم ایران زا لحاظ سازمان دهی، مدیریت و سیستم کاری بسیار شبیه به ترکیه است، البته ترکیه سواب بیشتری در تولدی صنعتی دارد و ایران از سابقه کمتری برخوردار است. تنها مشکلی که ایران با آن مواجه است، مسائل ---------- می باشد که ترمزهائی را برای کارخانه داران و صنعتگران به وجود آورده است در ترکیه اینترمزها وجود ندارد و کارخانه داران از نظر واردات مواد مورد نیاز خود مانند نخ و... برودری آزاد هستند.
در ایران سرمایه گذاران از سرمایه گذاری در صنعت هراس دارند و نگران شرایط موجود در تجارت هستند. در حال حاضر همکاری با ایران ریسک پذیر است و اکثر مشتریان ترجیح می دهند با ترکیه همکاری و تعامل برقرار نمایند که این امر موجب رونق اقتصادی و صنعتی ترکیه شده است.
● و توصیه برای صنعتگران این رشته از صنایع نساجی در ایران؟
▪ به نظرم اگر تجارت آزاد شود و افراد بتوانند تکنولوژی های برتر از آزادانه انتخاب کنند تا به تولید بهترین محصولات بپردازند؛ موفق خواهند شد.
شرکت LASSER برای تولید محصولات بهترین قطعات را مورد استفاده قرار می دهد تا محصول نهائی با کیفیت و بادوام باشد در عین حال به فکر کاهش هزینه های تولید هم هست.
● و نکته پایانی؟
▪ پرده های برودری نیاز نیست بلکه مد می باشد و این مد در کشورهای مختلف یکسان نیست.در اروپا چندان از برودری استفاده نمی شود و پارچه های ساده را جهت پرده می پسندند. اما هنوز در آسیا و بسیاری از کشورها برودری مورد توجه بسیار قرار دارد و آن را به کرکره، لوردراپه را ترجیح می دهند. ممکن است در بعضی از کشورها اگر پرده برودری رایگان هم به مردم ارائه کنید، خریداری نداشته باشد چون علاقه ای به آن ندارند اما در کشورهای دیگر فروش محصولات برودری سرسام آور باشد. در ایران پرده برودری مشتریان متعددی دارد. در نیجریه لباس برودری طرفداران زیادی دارد و یکی از بزرگترین بازارهای برودری است.
نکته پایانی این که ایران مردمانی با محبت دارد و از حضور در ایران راضی هستم. اگرچه برخی از امکانات رفاهی آن طی ۳۰ سال تغییر عمده ای پیدا نکرده است!!! اما در ایران احساس آرامش می کنم، احساس آرامشی که در برخی از کشورهای همسایه ایران نداشته ام.
با تشکر فراوان از مهندس حق نژاد (مدیر عامل محترم شرکت غزال نمایندگی LASSER در ایران) که جهت هماهنگی و انجام این مصاحبه با ما همکاری داشتند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 08:01 AM
گفت وگو با مهندس امیررضا افشاری مدیرعامل شرکت Nedtex .....












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/be25c3135575011a63c47693ca871b62.jpg











شرکت Nedtex نماینده انحصاری تعدادی از کارخانجات معتبر تولیدکننده ماشین آلات و قطعات نساجی دنیا می باشد که به ارائه خدمات مشاوره ای به صنعتگران نساجی می پردازد. مهندس افشاری در این گفت وگو اشاره می کند که دولت نهم علی رغم تمام مسائل و بحث هائی که پیرامون آن صورت می گیرد از صنعت نساجی حمایت می کند... مشروح این گفت و گو از نظرتان می گذرد:
● در حال حاضر ارزیابی شما از وضعیت صنعت نساجی کشور چیست؟
▪ یکی از مهمترین مسائلی که به نظرم در صنعت نساجی باید مدنظر قرار بگیرد این است که واردات کالاهائی که در ایران تولید می شوند ممنوع و یا محدود شود. این مسأله حتی با افزایش تعرفه هم امکان پذیر است. ابتدا باید زمینه هر اقدام و فعالیتی مهیا شود. زمانی که تولید کننده داخلی مشاهده می کند مشابه محصول وی از خارج کشور وارد می شود، به تدریج به واردات تمایل پیدا می کند. در حال حاضر کارخانجاتی در صنعت نساجی به فعالیت می پردازند که از چین پارچه وارد و با مارک خارجی آن را به بازار عرضه می کنند، زیرا می دانند که تولیدات چینی با محصولاتشان قابل رقابت و حتی از آنها بهتر است.
زمانی که جلوی واردات بی رویه محصولات چینی گرفته شود تقاضای بازار افزایش می یابد پس کارخانجات داخلی باید پاسخگوی تقاضای داخلی باشند. به نظرم نباید به صنعت نساجی کوچک نگاه کرد. نساجی دومین صنعت بزرگ کشور است. این مطلب بارها و بارها گفته شده اما متأسفانه در حد یک شعار باقی مانده است. در تمام دنیا ”اتاق فکر“ وجود دارد، این اتاق یکسری تفکران موافق مخالف را دور هم جمع می کند حتی ممکن است اختلاف نظراتی هم به وجود آید اما در نهایت به یک نتیجه گیری منطقی منتهی می شود. چرا در صنعت نساجی چنین اتاقی وجود ندارد؟ تئوریسین های توانمندی در کشور وجود دارد اما در اجراء این تئوری ها با ضعف هائی مواجه هستیم. این اتاق فکر می تواند متشکل از اعضاء با تجربه انجمن صنایع نساجی، دفتر صنایع نساجی وزارت صنایع و معدن و صنعتگران توانمند باشد.
نکته دیگر اینکه هنوز سرمایه گذاری داخلی را نتوانسته ایم جذب کنیم چگونه می توانیم به دنبال جذب سرمایه گذاری خارجی باشیم؟ اکثر سرمایه گذاری ها در برج سازی و مسکن صورت می گیرد اما در صنعت نساجی کمتر سرمایه گذاری مشاهده می شود که اقدام به راه اندازی کارخانه نساجی نماید.
اخیراً طی بازدید از یکی از کارخانجات نساجی مشاهده کردم که از ماشین آلات سال ۱۹۶۰ به تولید می پردازند وقتی به مدیران کارخانه پیشنهاد نوسازی ماشین آلات را ارائه دادم، گفتند: مردم که متوجه نمی شوند ماشین آلات متعلق به سال ۱۹۶۰ یا ۲۰۰۷ است!!!! این گفته شاید ۵ سال پیش مصداق داشت اما در حال حاضر مردم، کیفیت محصولات را به دقت مورد بررسی قرار می دهند و سپس اقدام به خرید آن می کنند. در واقع ایران از انزوای ۱۳ ـ ۱۴ سال پیش خارج شده است و فرهنگ و تفکر مردم ارتقاء یافته است. برای مثال اگر قرار باشد یک تی شرت چینی را به قیمت نازل خریداری کنند اما به دلیل کیفیت نامطلوب، فقط بتوانند دو بار از آن استفاده کنند ترجیح می دهند تی شرتی را خریداری کنند که شاید گران باشد اما کیفیت به مراتب بهتری دارد و بارها می توانند آن را مورد استفاده قرار دهند.
امروزه کارخانجاتی وجود دارند که به روی محصولات خود مارک خارجی می زنند زیرا فرهنگ مردم این مسأله را پذیرفته که جنس خارجی کیفیت بهتری دارد البته تفکر کاملاً نادرستی نیست اما می توان این فرهنگ را اصلاح نمود و مردم را جهت استفاده از تولید داخل تشویق کرد. البته معتقدم دولت نهم علی رغم تمام بحث ها و مسائلی که پیرامون آن صورت می گیرد از صنعت نساجی حمایت می کند.
این روزها به دفعات از اصل ۴۴ قانون اساسی و اجراء خصوصی سازی شنیده ایم باید بگویم تأثیرات این اصل به روی صنعت نساجی صددرصد مثبت است اما باید کار را به کاردان سپرد اگر قرار باشد شرکت ها و کارخانجات دولتی طی یکسری رابطه و بدون ضابطه به بخش خصوصی واگذار شوند این خصوصی سازی بی فایده خواهد بود، البته به نظرم در روند اجراء اصل ۴۴ دولت به طور کام کنار نخواهد رفت بلکه امور اجرائی را به بخش خصوصی واگذار خواهد کرد. بخش خصوصی اگر در اجراء امور از وجود اتاق فکر بهره مند شود، صددرصد موفق خواهد بود.
● تا برپائی نمایشگاه نساجی تهران زمان زیادی باقی نمانده است، دیدگاه شما در مورد نمایشگاه های نساجی کشور چیست؟ آیاد در آن شرکت خواهید کرد؟
▪ بنده ابتدا به این نکته اشاره می کنم که شرکت Nedtex ظرف ۲۴ ماه گذشته در چهار نمایشگاه معتبر نساجی ایران به عنوان شرکت کننده و اعضاء آن از پنج نمایشگاه برگزار شده در اقصی نقاط جهان بازدید داشته است، لذا از دیدگاه کارشناسانه باید عرض کنم که نمایشگاه های ما در جمهوری اسلامی ایران متأسفانه به هیچ عنوان چه از نظر بازدید کننده و چه از نظر شرکت کننده قابل مقایسه با نمایشگاه های برگزار شده در دیگر نقاط جهان نمی باشد.
به عقیده من نمایشگاه در هر صنعتی نقطه اوج و عطف شرکت کننده و حضور بازدید کنندگان نشان از شادابی و دیدگاه مثبت آنان به آن شاخه صنعتی است. همان طور که قبلاً اشاره کردم حضور در نمایشگاه به معنای نتیجه گیری از یک سال فعالیت و همین طور برنامه ریزی جهت فعالیت کاری سال آینده می باشد. زمانی که گرانی مواد اولیه فرسودگی ماشین آلات، قوانین دست و پاگیر، معضلات کارگری و سوء مدیریت و... وجود دارند چگونه می توان به یک نمایشگاه پررنگ فکر کرد، نمایشگاه های برگزار شده در ایران حتی در خاورمیانه هم حرفی برای گفتن ندارند. در عضو تکنولوژی و ارتباطات چگونه است که نمایشگاه های ایران و برگزار کنندگان آن حتی نیم نگاهی به تقویم نمایشگاهی جهان ندارد. آیا این طور نیست که در هر نقطه از جهان زمانی که یک نمایشگاه نساجی معتبر برگزار می شود برگزارکنندگان آن اتحادیه و حیث صنف نساجان یک قاره هستند؟ چرا باید در ایران فقط نام انجمن ها، یا لوگو و آرم آنان درج شود در حالی که هیچ گونه قدمی حتی برای دعوت از فعالان این صنعت توسط آنان برداشته نمی شود؟ آیا مصداق کار را باید به کاردان سپرد در این صنعت فرق می کند؟
جهت ارتقاء نمایشگاه های نساجی کشور ابتدا باید خودمان ارتقاء پیدا کنیم. نمایشگاه را به تعبیری می توان به شکوفه های یک درخت تشبیه کرد که بعد از آن شکفته و تبدیل به گل می شوند. هنگامی که درختی ریشه پوسیده دارد، چگونه می توان انتظار داشت که باروری آنرا دید؟
چهار عنصر اصلی تولید یعنی مواد اولیه با کیفیت، نیروی انسانی حرفه ای انرژی و ماشین آلات همگی در قیمت تمام شده کالا نقش اساسی دارند. نگاه کنیم در این بازار رقابتی در کجا قرار گرفته ایم و چقدر می توانیم خود را با شرایط روز تطبیق دهیم در حالی که توان خردی مردم کاهش یافته، قیمت های تمام شده افزایش پیدا کرده است. از سوی دیگر در برخی تولیدات با اشباع بازار روبرو هستیم. اگر قرار است به سازمان تجارت جهانی بپیوندیم، آبا صنعت ما توان رقابت را دارد یا خیر؟ آیا تولید ما صادراتی است و به این صنعت می توان با دید ارز آوری نگریست؟ ما امسال هم در نمایشگاه های داخلی و خارجی حضور خواهیم داشت ولی آیا این حضور فقط به آن معنا نخواهد بود که ما هنوز هستیم و در انتظار شگفتن؟؟
زمانی که تولیدات ما حتی استاندارد آسیائی را نیز ندارد، چگونه می توان انتظار بازدید کننده خارجی را داشت؟ شرکت کنندگان خارجی نیز جدا از این بحث نیستند زمانی که سرمایه گذاری صورت نمی گیرد و حتی اگر وقتی این امر اتفاق بیفتد متأسفانه معضلات و مشکلات بانکی، عدم اعتماد مقابل و... به میان می آید، آیا می توان انتظار داشت که تولیدکننده خارجیدر نمایشگاه شرکت کند؟ به چه امیدی؟ آنها برای حضور در نمایشگاه هم برنامه ریزی دارند، به تقویم جهانی نگاه می کنند و به سوابق حضور خود در این نمایشگاه ها مراجعه می نمایند.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 08:01 AM
گفتگو با مهندس میرمحمدتقی دانائی هوشیار ...












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/40fa57dfdcff6ffe5bf8b9d00dfbc0f1.jpg











مهندس دانائی فارغ التحصیل رشته شیمی نساجی و علوم الیاف از دانشگاه صنعتی اصفهان می باشد. وی فعالیت خود را در صنعت نساجی از سال ۱۳۶۹ آغاز کرده است و سابقه حضور در واحدهائی مانند فومنات، فخر ایران، ترومل، بافت ایرانشهر، حجاب شهرکرد، نساجی وال، الوان ثابت و... را دارد. قرار بود این گفت وگو یکی از مجموعه مصاحبه هائی باشد که به موضوع بررسی عملکرد دفتر صنایع نساجی و پوشاک وزارت صنایع و تأثیرات ---------- و اجتماعی دولت نهم برکارکرد صنایع نساجی کشور باشد اما به دلایلی انجام تمام آن گفتگوها میسر نشد، لذا انتشار این مصاحبه نیز به آینده (امروز) موکول گردید.
● ارزیابی شما از عملکرد دفتر صنایع نساجی و پوشاک وزارت صنایع چیست ؟
▪ اگر بخواهیم به قضاوتی درست و اصولی دست یابیم، باید به جای برش عرضی به عملکرد این دفتر، برشی طولی بزنیم و عملکرد آن را از نقاط آغازین تاکنون بررسی کنیم.
ذات دفتر صنایع نساجی، تولیت و حمایت از صنایع نساجی و پوشاک کشور است اما این متولی گری نیازمند وجود ابزار بسیاریست که شاید برخیاز این ابزار در اختیار نباشد. نکته مسلم این است که این دفتر می بایست در ابتدا امراض و عارضه های صنعت نساجی را شناسائی کند و پس از آن با بررسی های دقیق آماری، عارضه ها را تحلیل کند و به گزارش آن بپردازد و به انضمام این گزارشات و با بهره گیری از تجارب و نقطه نظرات پیشکسوتان و موفقان این صنعت راه کارهای اجرائی را پیشنهاد کند و در نهایت به سیاستگزاری برساند و بر اجراء این سیاستگزاری نظارت تام و تمام داشته باشد.
پس از گذشت حدود سی سال از تغییر ساختاری نظام حکومتی کشور، ببینیم که در صنعت نساجی چه رخ داده است و ما به کجا رفته ایم؟ قبل از انقلاب یکی از صادرکنندگان پنبه بودیم ولی پس از آن با نیل به تولید کالاهای استراتژیک مانند گندم و دانه های روغنی و جایگزین کردن این تولیدات به جای پنبه، به وارد کننده پنبه هم تبدیل شدیم!!
صنعت نساجی به چهار مورد اساسی وابسته است: الیاف، رنگ و مواد کمکی، ماشین آلات و فن آوری و ما در هیچ کدام از این موارد درست عمل نکرده ایم.
● پنبه، ویسکوز، پشم، پلی استر، اکریلیک و.. همه وارداتیست و این بازرگانی بیرون مرزهاست که بر صنعت ما حکومت می کند و هر تحول اقتصادی و ---------- بیرونی قیمت های این الیاف را تغییر می دهد و همواره رو به رشد هم تغییر می کند. چه سیاستگزاری اساسی و اصولی سراغ دارید که این وابستگی حداقل کم شده باشد؟
▪ در تأمین رنگ و مواد کمکی هم با مشکل مواجه هستیم. در چند سال اخیر شرکت های متعددی در زمینه تهیه این موارد رشد کرده اند اما به تولید چه محصولاتی می پردازند؟ آیا به جزء صابون و آهار و نفوذ دهنده محصول دیگری هم تولید می کنند؟ تولید کنندگان که به جزء این را عرضه می کنند اکثراً وارد کننده مواد غلیظ (کنستانتره) هستند که با رقیق کردن آنها محصولات خود را عرضه می کنند البته به عنوان گام نخست عملی صحیح است چرا که سایر کشورها به سادگی دانش فنی تولید خود را ارائه نمی کنند و باید از خرید محصولاتشان شروع کرد ولی آیا این خرید کردن ها به دریافت دانش فنی هم منجر شده است؟ تا آنجائی که می دانم خیر.
در مورد رنگ هم سه شرکت قدیمی مشغول تولید محدوده بسیار محدودی از رنگ های اسیدی و مستقیم و متال کمپلکس بودند که به اهتمام بازار خاص رنگ دو شرکت از این سه شرکت تعطیلند و شرکت سوم که حدود سه سال پیش به بخش خصوصی واگذار شده با تلاش فراوان و اقدامات متعد توانسته حرکت هائی را ایجاد ند که در صورتی که بتواند به اندازه تمام ظرفیتش مواد اولیه وارد کند (که جالب است بدانید از مواد پائین دستی پتروشیمی خودمان است که در چین تولید می گردد!!) هنوز هم سهم بسیار کوچکی در تأمین نیازمندی های صنعت کشور خواهد داشت.
وضعیت ماشین آلات از این هم بدتر است چرا که با صدور مجوز واردات ماشین آلات دست دوم سال هاست که غوغائی به پا شده است که دیدنیست. دستگاه های تولیدی سال ۱۹۸۰ به بعد در بازار خرید و فروش ماشین آلات ایران کولاک کرده اند و بعد از ۲۵ سال کارکرد در کشورهای اروپائی و دوبار مستهلک شدن با افتخار در بسیاری از کارخانجات ما راه اندازی و افتتاح می شوند. آیا به این فکر شده که این ماشین آلات مستهلک در حساب های شرکت ها چگونه عمل می کنند؟ آیا به این فکر شده که صرف نظر از عقب ماندگی ذهنی و تکنولوژیکی این ماشین آلات نسبت به تولیدات روزجهان، نیروی انسانی اختصاص داده شده چگونه باید تأمین مالی شوند؟
● و دفتر صنایع نساجی و پوشاک به عنوان مفسر رسمی این صنعت در برابر تمام این موارد چه سیاستگزاری و ترفندی را اتخاذ نموده است؟
▪ یکی دیگر از مشکلات این صنعت عدم باور مرگ است. چرا نباید باور کنیم عمر جهان چیت، چیت بهشهر، بافکار و امثالهم تمام شده است؟ و حالا چرا عمر این واحدها تمام شده؟ در یک عبارت: چون نخواستیم در زمان بودنشان در کنارشان کاری انجام بدهیم. همه ساله در پایان سال مالی ارقام بسیار بزرگی را با سرفصل استهلاک به قیمت تمام شده اضافه می کنیم و بعد از گذشت ۷ تا ۱۰ سال، دستگاه ها به ارزش دفتری صفر می رسند. ولی این مبالغ هنگفت آیا واقعاً جائی ذخیره می شوند؟ یا برای نوسازی و بهسازی ماشین آلات هزینه می شوند؟ خیر!!!! بلکه به عنوان سرمایه در گردش در اختیار مدیران به مصرف می رسند.
ما ابتدا عمل می کنیم و مدت ها این عملکرد را توجیه می کنیم و پس از آن فکر می کنیم که اگر این طور نمی کردیم و یا آن طور می کردیم چه اتفاقی رخ می داد؟!؟!؟!؟! نمونه بارز آن وضعیت صنعت فرش است که در تمام کوچه پس کوچه های کاشان فرش ماشینی تولید می شود و همه مجوز دارند و همه قادر نیستند که بفروشند و ناچارند که اکریلیک را PP جایگزین کنند و به جای نخ پنبه، ضایعات مصرف کنند و امثالهم.
اینجاست که نقش سیاستگزاری ها و کنترل ها و نظارت های دفتر صنایع نساجی و پوشاک به وضوح تعیین کننده می شود. تنها رسالت این سیستم ایجاد اشتغال نیست و این اشتغال اگر پایا و مانا نباشد، خود سرمنشاء فساد و ناامنی وسیعی خواهد بود.
متأسفانه جنس برخورد با صنعت نساجی مناسب و متناسب نبوده است چرا که همواره به این صنعت به چشم بیماری که در بخش مراقبت های ویژه بستریست نگاه شده است و به محض بروز خطر مرگ چند واحد آدرنالین درست به وسط قلبش تزریق شده و شوکی وارد کرده و بیمار جانی گرفته ولی به جای مداوا دوباره این بیمار رها شده و فقط به اقوام بیمار نشان داده شده ببینید که بیمارتان را زنده کردیم!! اعطای وام و تسهیلاتی که مانند گوشت قربانی جلوی این صنعت انداخته شد، حتی اگر از نوع کم بهره بود، فقط گذرانی بود برای مدتی کوتاه، نه معالجه و مداوا و باز اینجاست که دفتر صنعت نساجی و پوشاک می تواند بسیار قدرتمند حاضر گردد و با به کارگیری نیروهای سازمان صنایع در استان ها و شهرها به جمع آوری اطلاعات واقعی و آمار حقیقی پرداخته و با اعمال سیاستگزاری های اساسی و اصولی چاره کار را ارائه دهد.
امروز تنها درد ما، نیاز به سیاستگزاری صحیح، منطقی و همه جانبه است و اعطای وام های کم بهره، بلند مدت، وارد کردن اعتباری مواد اولیه و... هیچ کدام مشکل گشای ما نخواهد بود و حتی ممانعت از واردات سنگین منسوجات و پوشاک مشکل ما را حل نخواهد کرد گرچه کنترل این وارد لازم است.
با وجود بازار ۶۰ میلیونی ایران چرا باید بیاندیشیم که وضعیت صنعت نساجی خراب است؟ چند درصد مردم منسوج لوکس مصرف می کنند؟ چنددرصد مردم برای برطرف کردن نیازهای خود محصولات تولید شده با تکنولوژی برتر را مصرف می کنند؟ بنابراین چند درصد نیازمندی ها در توان تولید داخلی نیست و این نیازمندها چه هستند و چگونه برطرف می شوند و چه راه هائی برای انتقال تکنولوژی آنها وجود دارد؟ اینها نیازمند اطلاعات و آماریست که دفتر صنایع نساجی و پوشاک باید به صورت اصولی بدان بپردازد. کارگروه هائی تشکیل شده و اقداماتی انجام شده ولی هیچگاه سرعت و حجم این اقدامات با نیازمندی ها تطابق نداشته و همواره زمان اثربخشی آن تلف شده است.
● نقش و تأثیر تحولات سیاسی، اجتماعی دولت نهم برصنعت نساجی را چگونه ارزیابی می کنید؟
▪ بحث دولت خاصی نیست، بحث این است که روند ---------- جهانی به کدام سوی و سمت پیش می رود تا رخوردهای بین المللی چگونه تعریف شوند و نتایج آن چگونه بر اقتصاد جهان مؤثر شود. طبیعی است ایران به عنوان بازاری بزرگ برای کشور های تولید کننده جهان جذاب است، به عنوان منبعی بزرگ از معادن مواد اولیه و انرژی برای کشور های مصرف کننده این موارد مورد توجه ویژه است، به عنوان کشوری با موقعیت استراتژیک خاص در منطقه دارای اهمیت ویژه است، به علت نوع نگرش و ایدئولوژی و پیامدهای آن دارای حساسیت خاص است و این همه بر دقت نظر دیگران بر این کشور می افزاید و هیچ جای تعجب نیست که مورد هجمه های گوناگون واقع شود ولی آنچه که تجربه نشان داده است این است که فشارهای بیرونی بر این ملت موجبات رشد و ترقی آنان را نیز فراهم نموده است و گرچه مصائب و مشکلات این فشارها همواره چشمگیر بوده ولی تعالی و ترقی حاصله نیز چشمگیر نمودار شده است.
در شرایط دشوار همواره می توان انتظار پیشرفت را هم داشت و مردم ایران ثابت کرده اند که می توانند ایستادگی کنند و در هر شرایطی قادر به پیشرفت هستند و در شرایط دشوارتر می توان انتظار پیشرفت بیشتر را هم داشت مشروط بر اینکه برنامه ریزی صحیح داشته باشیم و به صورت مقطعی، احساسی، آرمانگرائی و شعاری به قضایا نگاه نکنیم.
علی رغم تمام مشکلات و مسائل موجود، به آینده این صنعت امیدوارم و فکر می کنم اگر برنامه ریزی درستی اعمال گردد، صنایع بسیار بیمار زودتر تعطیل شوند تا سرمایه های ملی اتلاف نشوند، صنایع قابل اصلاح به دست مدیران توانمند سپرده شوند تا زودتر به چرخه مثبت اقتصادی برگردند، سیاستگزاری ها براساس واقعیت ها و با برنامه های مناسب مدت طراحی و اجرائی شوند این صنعت سال ها فرصت برای ادامه راه خواهد داشت.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 08:02 AM
گفت وگو با مهندس سید شجاع الدین امامی رئوف مدیرعامل جامعه متخصصین نساجی ایران ...












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/8a95c8242cd7393b8e73879a0de4ca01.jpg











خبرها و گزارش های مربوط به عملکرد جامعه متخصصین نساجی ایران بیانگر این واقعیت است که هیئت مدیره جامعه عزم خود را جزم کرده تا در این دوره فصل نوینی از دوران عملکرد جامعه را ورق بزند. حضور مستمر در نمایشگاه ها و کنفرانس های نساجی، انتشار منظم گزارش و عملکرد، حضور مؤثر در سایر شهرها جهت تأسیس شعبات جامعه، تدوین بانک اطلاعات متخصصین نساجی، برقراری سیستم مکانیزه عضوگیری و خدمت رسانی، برقراری ارتباط مؤثر با سازمان ها و نهادهای مختلف و برنامه ریزی و پیگیری های مستمر برای تأسیس سازمان نظام مهندسی و تعاونی مسکن متخصصین نساجی موید این واقعیت است که جامعه متخصصین نساجی ایران اکنون در دوران رشد و توسعه و پیشرفت خود قرار دارد و کسب موفقیت در این دوره جزء با حمایت، پشتیبانی و همراهی متخصصین نساجی کشور ممکن نیست و شاید همین دلیل است که مدیر عامل جوامن جامعه تنها راه موفقیت و پیشرفت این تشکل جوان را حمایت و همکاری مؤثر اعضاء می داند.
آنچه ذیلاً می خوانید ماحصل این گفتگوی مفصل است.
● به اقدامات دوره جدید هیئت مدیره جامعه متخصصین نساجی اشاره نمائید
▪ دوره جدید هیئت مدیره از مهرماه ۸۵ آغاز شد، در واقع انتخابات هیئت مدیره تیرماه برگزار گردید اما به دلیل مسائل اداری وزارت کشور دوره جدید از مهرماه سال ۸۵ فعالیت خود را شروع کرد هرچند که هنوز پروانه فعالیت توسط وزارت کشور صادر نشده و مشمول طی مسیر اداری است. در این مدت فعالیت های جامعه را به چند دوره می توان تقسیم کرد. دوره اول، دوره تحویل جامعه متخصصین از هیئت مدیره قبل بود که شامل بررسی وضعیت موجود آن زمان می شد. مقداری بدهی از دوره قبل وجود داشت که باید پرداخت می گردید، از سوی دیگر باید سیستم منظمی در دبیرخانه جامعه برای اطلاعات اعضاء و شرکت هائی که با جامعه همکاری می کنند، تدوین می شد در دوره سه ماهه اول فعالیت، جلسات متعددی با شکرت های نساجی، سازمان های دولتی و افرادی که فکر می کردیم بتوانند به جامعه متخصصین در رسیدن به اهداف مانند برگزاری دوره های آموزشی اسپانسری برخی فعالیت های جامعه، اخذ تسهیلات و خدمات رفاهی و ورزشی برای اعضاء و... یاری نمایند، برگزار کردیم که بخشی از این جلسات مؤثر و مفید بود برخی هم با جواب منفی مواجه شد و به نتیجه مفیدی نرسید.
● بخش اول: سه ماهه اول دوره جدید
▪ شاید بتوان گفت در سه ماه اول فعالیت هیئت مدیره جدید، عمدتاً به معرفی جامعه متخصصین به نهادها و سازمان های مرتبط متمرکز شدیم. از جمله اقداماتی که در این مدت انجام شد، بازدید از دانشکده های نساجی کشور بود، تقریباً تمامی شهرهائی که دانشکده نساجی در آنها وجود دارد را به اتفاق اعضاء هیئت مدیره بازدید کرده ایم، جلسات اختصاصی با اعضاء هیئت علمی گروه های نساجی برگزار شد و از آنها جهت مشارکت در زمینه های پژوهشی، تحقیقاتی، آموزشی و... با جامعه متخصصین یاری خواستیم. برنامه هائی هم برای معرفی جامعه به دانشجویان داشتیم که تقریباً مورد استقبال آنان قرار گرفت.
مورد بعدی تدوین بانک جامعه اطلاعات متخصصین نساجی ایران است تا بتوانیم تحول در سیستم عضو گیری جامعه ایجاد کنیم. پیش از این سیستم عضوگیری گیری جامعه به صورت دستی بود و نام تمام اعضاء در یک بایگانی دستی نگهداری می شد طبیعی است هر زمان که می خواستیم تعداد اعضاء را محاسبه کنیم و یا گزارش های موردی و خاص تهیه کنیم باید به ناچار تمام این فهرست را از ابتدا مورد بررسی قرار می دادیم و با سیستم دستی و با استفاده از نیروی انسانی این کار صورت می گرفت. یکی دیگر از مشکلاتی که با آن روبه رو بودیم تعداد اندک اعضاء جامعه بود، به طوری که گروهی از متخصصین در مجمع عمومی به عضویت جامعه در آمده بودند و غیر از این گروه، تعداد اعضاء جامعه بسیار ناچیز بود. برنامه ریزی هائی انجام دادیم و با تصویب هیئت مدیره، سیستم بانک جامع اطلاعات متخصصین نساجی ایران را طراحی کردیم. در این بانک برای هر مهندس نساجی که عضو جامعه می شود یک کد اختصاص داده می شود که این کد برای همیشه تعلق به وی خواهد بود که همان شماره عضویت شخص نیز خواهد بود. پیش از این، شماره گذاری ها اساس و نظم متفاوتی داشت و شماره عضویت ها چندین رقمی بود. در حال حاضر سیستم جامعه این گونه می باشد که هر عضو یک کد منحصر به فرد دارد، اگرچه ممکن است عضویت وی بسته به اینکه حق عضویت پرداخت کرده است یا خیر زمانی معتبر یا غیر معتبر باشد، طبیعی است اعضاء مادامی که حضور عضویت سالانه پرداخت نکنند به عنوان عضو غیر معتبر شناخته خواهند شد.
تمام تلاش سیستم عضوگیری و دبیرخانه ما بر پایه بانک اطلاعاتی جامعه است. این بانک شامل اطلاعات پرسنلی افراد می شود که فراخوان آن را برای ۶۵۰۰ آدرسی که در اختیار داشتیم، ارسال کرده ایم. البته هنوز باز خورد این فراخوان را به تمام متخصصین نساجی ارسال کنیم. این فراخوان غیر از فرم های عضویت و مشارکت و همکاری و فرم عضویت در بانک اطلاعات متخصصین نساجی شامل درخواست همکاری و ارائه پیشنهاد و انتقاد و راهنمائی نسبت به فعالیت های جمعه متخصصین، نیازها ـ انتظارات و توقعات آموزشی و تخصصی اعضاء است که می تواند مبنای برنامه ریزی های هیئت مدیره قرار گیرد.
بخش طراحی و برنامه نویسی نرم افزار بانک اطلاعات جامعه تقریباً به اتمام رسیده و به متخصصین عضو جامعه کدی اختصاص یافته است. تمام اطلاعات اعضاء از دوره های گذشته وارد سیستم جدید شده است و با آنان مکاتبه ای پیرامون وضعیت عضویت آنها و اطلاعات موجود در بانک آنها انجام دادیم و اظهار داشتیم اگر این اطلاعات تغییر کرده است با جامعه در میان بگذارید تا تغییرات را ثبت کنیم. حسن این کار جمع آوری اطلاعات متخصصین در بلند مدت می باشد، ممکن است در هر دوره تعداد اعضاء معتبر شما که حق عضویت پرداخت کرده اند زیاد نباشد اما شما یک بانک اطلاعات جامع از افرادی خواهید داشت که در گذشته عضو جامعه بوده اند و مشخصات و اطلاعات آنها در اختیار شما هست و ممکن است یک روزی مجدداً با پرداخت حق عوضیت به جمع اعضاء معتبر شما اضافه شوند و بدیهی است با این روش در طول سال های آینده جامعه موفق به شناسائی بخش عظیمی از متخصصین نساجی خواهد شد. نکته دیگر پیوستن دانشجویان به عنوان عضو غیر پیوسته در جامعه متخصصین است. شاید در نگاه اول عده ای اظهار کنند که عضویت دانشجویان برای افزایش درآمد جامعه است، اما واقعیت این است که اگر امروز بتوانیم در دانشکده های نساجی دانشجویان را جذب نمائیم و اطلاعات پرسنلی آنها را در بانک جامع خودمان داشته باشیم و به آنها کد عضویت اختصاص دهیم بسیار کم هزینه تر و پر بهره تر از آن است که بخواهیم آنها را چهار یا پنج سال بعد در جامعه شناسائی و جذب کنیم ضمن اینکه به هر حال دانشجویان بخشی از مخاطبین جامعه متخصصین نساجی هستند و نیروهای آینده آن را تشکیل می دهند. پس چه خوبست که از حالا با این مجموعه ارتباط برقرار کنند و با فعالیت ها و نحوه عملکرد آن آشنا شوند و تجربه ای از کارهای گروهی داشته باشند. اما اگر دانشجویان را به عنوان عضو جامعه نپذیریم چند سال آینده که این افراد فارغ التحصیل می شوند به شهرهای خود باز می گردند و هر کدام در یکی از استان های کشور به فعالیت می پردازند و این امر دسترسی به آنان را دشوار می سازد و یافتن نام و نشان افراد بسیار زمان بر و پرهزینه تر خواهد بود. در حال حاضر جامعه متخصصین با پذیرفتن عضویت دانشجویان به صورت غیر پیوسته اطلاعات آنان را ثبت می نماید، ضمن این که در طول سال های تحصیل با جامعه متخصصین بیشتر آشنا می شوند و از نزدیک فعالیت های جامعه را مشاهده نمایند و ممکن است برایشان ایجاد انگیزه کند که پس از فارغ التحصیلی هم، عضویت خود را تمدید کنند و حتی علاقمند باشند در کادر هیئت مدیره و امور اجرائی جامعه فعالیت هائی را انجام دهند.
● بخش دوم: سه ماهه دوم دوره جدید
▪ در سه ماهه دوم که از زمستان سال گذشته آغاز شد، به دنبال برنامه ریزی جهت برگزاری دوره های آموزشی بودیم چرا که با فعالیت هائی که انجام شده بود و اطلاع رسانی هائی که صورت گرفته بود سطح توقع متخصصین از عملکرد جامعه بالا رفته بود و همه منتظر این بودند که جامعه در عمل هم کاری انجام دهد. فعالیت های مقدماتی را انجام داده ایم و با شرکت های مختلف مذاکراتی پیرامون مباحث آموزشی صورت داده ایم، مجموعه فعالیت ها دسته بندی شده است اما متأسفانه به جمع بندی نرسیده ایم که دوره های آموزشی نساجی برگزار کنیم، لذا با مؤسسات آموزشی و تجربه آموزش آنها را بررسی کردیم فهرست کاملی از اساتید مطرح در سطح مؤسسات آموزشی را استخراج کردیم همچنین نحوه تدوین دوره های آموزشی و مراحل اجرائی برگزاری دوره های آموزشی را مورد بررسی قرار دادیم، مکان های مختلف آوزشی که امکان برگزاری دوره های آموزشی در آنها وجود ندارد را شناسائی کردیم و بانک اطلاعات نرم افزاری کاملی را در این خصوص به وجود آورده ایم که امکان استفاده های مختلف از آن فراهم است.
همچنین در مرحله اول سعی کردیم تفاهم نامه هائی را با این مؤسسات امضاء کنیم که امکان استفاده از دوره های آموزشی آنها با تخفیف مناسب فراهم شود که فهرست این تخفیف ها که در حدود ۲۵ درصد از مؤسساتی نظیر موسسه مطالعات پژوهش های بازرگانی، مجتمع فنی تهران، مؤسسه مطالعات بهره وری، دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، سازمان مدیریت صنعتی و... است در سایت جامعه موجود می باشد و علاقه مندان می توانند از آنها استفاده کنند. در مرحله بعدی با شناسائی اساتید و امکانات آموزشی مقدمات برگزاری دوره های آموزشی توسط جامعه متخصصین را بررسی کردیم و اکنون آمادگی کامل داریم تا آن دوره ها را تحت سه عنوان ۱. مدیریت حرفه ای ۱ ، ۲. مدیریت حرفه ای ۲، ۳. مدیریت حرفه ای۳، که هر یک شامل ۱۲ عنوان دوره آموزشی کوتاه مدت است را با کیفیت مناسب برگزار کنیم.
در پایان کلیه دوره ها گواهینامه هائی به شرکت کنندگان در دوره اعطاء خواهد شد و علاقه مندان می توانند فهرست کامل و زمان برگزاری این دوره ها را در سایت جامعه مشاهده نمایند.
البته این دوره هائی که خدمتتان عرض کردم دوره های آموزش مدیریت، است اما نیازهای آموزشی متخصصین نساجی صرفاً نیازهای آموزشی مدیریتی نیست بلکه بسیار از اعضاء ما علاقمند به برگزاری دوره های تخصصی نساجی هستند و معتقدند که وظیفه اصلی جامعه حرکت در این مسیر است برای نیازهای آموزشی تخصصی نساجی اعضاء شاید بتوان تقسیم بندی های مختلفی را لحاظ کرد:
۱) برگزاری دوره های تخصصی نساجی برای مدیران ارشد با هدف ارتقاء دانش فنی و تخصصی آنها در سطح دانش و تکنولوژی روز دنیا
۲) برگزاری دوره های آموزشی کاربرد برای ارتقاء مهارت های تخصصی اعضاء و متخصصین و افزایش کارآئی و بهره وری در استفاده از تکنولوژی
۳) برگزاری دوره آموزشی برای سرمایه گذاران جهت اشتغال با فضاهای جدید سرمایه گزاری در صنایع نوین نساجی
۴) برگزاری دوره آموزشی برای سرپرستان و تکنسین های نساجی جهت ارتقاء دانش فنی و مهارت های کاربردی آنها
۵) برگزاری دوره آموزش کاربردی برای دانشجویان و اساتید جهت برقراری ارتباط بیشتر با صنعت و درک نیازهای آنها همان طور که مشاهده می کنید بازه بزرگی را می توان برای فعالیت و عملکرد جامعه در حوزه آموزش در نظر گرفت که تازه این بحث خارج از مجموعه مباحث ارتباط با مراکز آموزشی خارج از کشور با ایجاد انسجام در بحث آموزش کلام نساجی در سطح متون دانشگاهی و... است.
حال شما به این تنوع و گستردگی تقسیم بندی فضاهای آموزشی، تنوع سلیقه ها و تنوع نیازها و تنوع توقعات اعضاء جامعه را هم اضافه کنید بدین معنی که مخاطبین ما در سطوح مختلف دانش، مهارت و اطلاعات قرار دارند و برخی از آنها در صنایع ریسندگی ـ برخی در صنایع فرش و.... کار می کنند و طبیعتاً علاقمندند که در زمینه تخصصی خود سطح مهارت های خود را افزایش دهند حال در نظر بگیرید که سطح مهارت های آن متخصصین هم با یکدیگر متفاوت است و این موضوعی است که با آن مواجه بودیم و طبیعتاً برای برنامه ریزی در این حوزه باید نیازسنجی مناسب را در حوزه آموزش مورد بررسی قرار می دادیم لذا سعی کردیم با اساتید شرکت های مختلف نساجی، متخصصین علاقمند و با تجربه در این حوزه مشورت کنیم و از مجموع این جلسات به این نتیجه رسیدیم که در چند موضوع باید حساسیت داشته باشیم.
۱) انتخاب عنوان دوره
۲) انتخاب استاد مناسب برای دوره
۳) انتخاب محتوای آموزشی مناسب
۴) نیازسنجی و شناخت کامل مخاطبین دوره
چرا که عموماً اعضا توقع دارند در نهایت پس از طی دوره آموزشی دانش و مهارت های آنها ارتقاء یافته باشد پس باید در این موارد دقت ویژه داشت. همان طور که می دانید بین آنچه یک استاد دانشگاه در کلاس های درس برای دانشجویان خود می گوید با آنچه که باید برای یک مهندس با ۱۵ سال یا ۲۰ سال سابقه کار مستقیم در سالن های ریسندگی بگوید بسیار متفاوت است همان طور که اداره کردن این دو کلاً هم با یکدیگر متفاوت می باشد. طبیعی است استادی که برای این دوره ها انتخاب می شود باید از ویژگی های خاصی برخوردار باشند که از آن جمله تجربه کاری مرتبط ، اطلاع از دانش و تکنولوژی روز دنیا و مهارت مناسب در برقراری ارتباط و اداره کلاس و نیز منابع آموزشی مناسب و این دقیقاً موضوعی است که کار را مشکل تر می کند.
شما می دانید که اطلاعات کتب دانشگاهی برای مهندسین نساجی تکراری است زیرا یک بار آن را در طول تحصیل فرا گرفته و در حین کار هم با مسائل دیدی روبرو شده اند، پس مدرس دوره ها باید اطلاعات بسیار جامع و کاملی داشته باشد، سئوال اینجاست که چه اساتیدی را در صنایع مختلف نساجی می توان یافت؟ استادی که خود، دارای تجارب کاری متعدد باشد و ضمن اینک اطلاعات فنی و تکنولوژیکی مناسبی در حوزه آموزش نیز سابقه تدریس داشته باشند. طی بررسی ها برای یافتن اساتید، افرادی را یافتیم که تجربی کار هستند اما متأسفانه این سته از افراد، سوابق آموزشی و تدریس ندارند و تجربیات آنان به صورت یک سیستم منظم و مدون آموزشی نیست یعنی گرچه آنها به کار خود مسلط هستند و هر مشکل فنی را به نوعی می توانند حل کنند و تجربه مناسبی دارند لیکن متأسفانه این تجربه به صورت منظم و مکتوب و در قالب یک برنامه آموزشی دوین نشده است و در نتیجه امکان تدریس این دانش تجربی به صورت متون آموزشی میسر نیست. دسته دوم افراد حاضر در دانشگاه ها هستند که اطلاعات آموزش و متون و منابع آموزشی کافی در اختیار دارند اما فاقد تجربیات عمل هستند و ممکن است به ریزه کاری ها و مسائل کاربردی و تجربی آشنا نباشند. حال وقتی که این اساتید می خواهند برای مهندسین و تکنسین های نساجی درس را تدریس کنند با انبوهی از مشکلات فنی و تجربی مواجه می شوند که باید برای آن پاسخی داشته باشند، تکنولوژی های روزی که ما در دانشگاه از آن بهره مند نیستیم اما در صنعت، انتخاب استاد جهت دوره های آموزشی برایمان دشوار و در زمینه برگزاری این دوره ها تأخیر به وجود آمد.
نکته دیگر پیوستن دانشجویان به عنوان عضو غیر پیوسته در جامعه متخصصین است. شاید درنگاه اول عده ای اظهار کنند که عضویت دانشجویان برای افزایش درآمد جامعه است، اما واقعیت این است که اگر امروز بتوانیم در دانشکده های نساجی دانشجویان را جذب نمائیم و اطلاعات پرسنلی آنها را در بانک جامع خودمان داشته باشیم و به آنها کد عضویت اختصاص دهیم بسیار کم هزینه تر و پربهره تر از آن است که بخواهیم آنها را چهار یا پنج سال بعد در جامعه شناسائی و جذب کنیم.
البته اگر شعبات جامعه قبلاً راه اندازی شده بود، این مشکل در شعبات چندان بروز پیدا نمی کرد چرا که سطح توقع و حساسیت متخصصین در شعبات کمتر از مرکز است. اما در ابعاد جامعه متخصصین مرکز، اگر بخواهیم دوره آموزشی برگزار کنیم باید تبلیغات عمومی انجام دهیم و برنامه ریزی ها به صورت کلان باشد. در نتیجه طبیعی است که سطح توقع متخصصین از جامعه بالاتر است و همین موضوع را برای ما دشوارتر ساخت چرا که دوره ها باید حرفی برای گفتن داشته باشد.
● پس با این وجود هیچ دوره آموزشی برگزار نمی شود زیرا شرایط آن تحقق نمی یابد و توقعات اعضاء خیلی بالاست؟
▪ من معتقدم که ما با تنوع سلایق، توقعات و نیازها مواجهیم که اول باید برای این موضوع برنامه ریزی می کردیم همان طور که می دانید. در دوره گذشته جامعه ”دوره آموزشی منسوجات بی بافت“ با حضور پروفسور پوردیهیمی ـ رئیس دپارتمان منسوجات بی بافت دانشگاه کارولینای شمالی ـ را برگزار کرد. برگزاری این دوره آموزشی مشکلات بسیاری داشت و پس از برگزاری دوره اظهار نظرهای مختلفی هم وجود داشت برخی برگزاری این دوره را خوب و برخی بد عنوان کردند. برخی گفتند این دوره به درد نخورد، برخی گفتند عالی بود و برخی گفتند تمام ظرفیت جامعه فقط این بود که یک دوره برگزار کند؟! این موضوع دقیقاً نتیجه همان تنوع و عدم یکپارچگی است و ما باید این تنوع را کاهش دهیم یا به گونه ای برنامه ریزی کنیم که برای این تنوع پاسخی مناسب پیدا کنیم. در طول چند ماه گذشته پس از رایزنی و مشورت به این نتیجه رسیدیم که دوره ها را در قالب سمینارهای آموزشی چند روزه برای زیر صنعت های مختلف صنایع نساجی برگزار کنیم.
● جامعه تصمیم دارد دوره های آموزشی را به صورت مداوم برگزار نماید و به یک دوره بسنده نکند تا بتواند تمام بخش های صنعت را تحت پوشش قرار دهد لذا دوره های آموزشی را تقسیم بندی کردیم تا برای هر صنعت یک دوره مجزا برگزار کنیم.
▪ همان طور که می دانید صنعت نساجی، صنعتی گسترده است و از تولید الیاف تا فرش ماشینی، پتو، فاستونی، تریکو، موکت و کفپوش را در بر می گیرد همان طور که می دانید صنایع مختلف نساجی نقاط مشترکی با هم دارند. برای مثال در صنعت فرش ماشینی، ریسندگی نخ وجود دارد، در صنعت فاستونی ریسندگی فاستونی وجود دارد و... در واقع اگر بخواهیم دوره آموزشی ریسندگی برگزار کنیم باید به صورت خردتر و جزئی تر عمل نمائیم و ریسندگی پنبه ای، فاستونی و... را مجزا از هم در نظر بگیریم، یا در مورد بافت، ماشین آلات بافندگی یکسان است اما بافت پارچه های پیراهنی با بافت فاستونی و رومبلی و... متفاوت است در نتیجه دوره هائی هم که برای متخصصین برگزار می شود باید متناسب با تخصص آنها باشد و این گونه نیست که اگر مثلاً دوره تکمیل برگزار کردیم برای تمام متخصصین فعال در فرش ماشینی، فاستونی، رومبلی و جین و... یکسان باشد. به عنوان مثال در دوره تکمیل ممکن است افراد از شاخه های مختلف نساجی حضور پیدا کنند و طبیعی است در این دوره ها مباحث کلی و عمومی ارائه می شود، اطلاعاتی کلی که همگان با آن آشنا هستند، پس باید اطلاعاتی بدست آورد که متخصصان را در فعالیت تخصصی خود ارتقاء دهند، این اطلاعات زمانی کسب می شود که دوره های آموزشی به صورت تخصصی برگزار شود. با عنایت به این مسائل تصمیم گرفتیم دوره ها را به صورت تخصصی برنامه ریزی کنیم. گرفتیم دوره ها را به صورت تخصصی برنامه ریزی کنیم. به عنوان مثال صنعت جین شامل ریسندگی نخ های مورد مصرف، بافت، تکمیل و دوخت پارچه های جین می شود. در دوره آموزشی جین، علاقه مندان و متخصصین جین حضور پیدا می کنند و طبیعی است که می توانند با آخرین تکنولوژی و دانش فنی در حوزه صنعت جین آشنا شوند.
این دوره با مشارکت شرکت های سازنده ماشین آلات ریسندگی و بافندگی و تکمیل کالای جین و نیز تولید کنندگان مواد اولیه مصرف در این صنعت برگزار می شود در واقع با نمایندگی های شرکت های نظیر ریتر، ساویو، پیکانول، دای استار، تونلوو و.... مذاکره کرده ایم تا با حضور مدیران فنی خود در آن سمینار حضور یابند و ضمن معرفی آخرین تکنولوژی های خود و طرح مزیت ها و قابلیت های محصولات خود نکات آموزشی در راستای ارتقاء مهارت های فنی و تکنولوژیکی را به شرکت کنندگان در دوره منتقل نمایند.
و هم برای شرکت خود تبلیغات می کنند؟؟!!
بهتر است بحث تبلیغات را فعلاً فاکتور بگیرید، چون موضوع مفصلی است که باید در جای خود بررسی شود.
اما فکر می کنیم مهمترین عامل که شرکت های خارجی حاضر شوند دوره آموزشی برگزار کنند (صرف نظر آموزش)، معرفی بیشتر ماشین آلات خود به منظور فروش بیشتر است.
بله مسئله تبلیغات وجود دارد، اما ما نگاه دیگری داریم و تبلیغات به این شیوه مستقیم که اشاره گردید، نیست. هرکدام از این شرکت ها می توانند برای خود دوره ای برگزار کنند و تبلیغات خاص خود را انجام دهند اما زمانی که حاضر به همکاری با جامعه می شوند، بعد آموزش مسئله بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. ما معتقدیدم این شرکت ها باید فعالیت خود را توضیح دهند و در واقع تبلیغ خود را با توضیح ماشین آلات و تکنولوژی ساخت آن و قابلیت و توانمندی های آن،ارائه دهند. به هر حال ماشین آلات شرکت های شرکت های نظیر ساویو، ریتر و... در داخل ایران به وفور وجود دارند و متخصصین بسیاری با آن ها کار می کنند حال چه بهتر که از قابلیت ها و پیشرفت های آن مطمئن باشند. برگزاری دوره آموزشی با همکاری این شرکت ها بیشتر جنبه آموزشی دارد تا تبلیغاتی حسن دیگر برگزاری دوره های آموزشی این است که متخصصین با مشخصات و ویژگی های ماشین آلات آشنا می شوند و ماشین های شرکت های مختلف مورد مقایسه قرار می دهند و همچنین با آخرین تکنولوژی ها و نوآوری های آنها آشنا می شوند ضمن اینکه محل مناسبی است برای یافتن پاسخ سئوالاتی که سال هاست در کار با این ماشین آلات داشته اند.
قرار نیست دوره های تبلیغاتی برگزار کنیم که هر کدام از سازندگان ماشین آلات و... به تبلیغ تولیدات خود بپردازند بلکه بنا داریم هیئت برگزاری از نمایندگان شرکت هائی که در این پروژه قرار است مشارکت نمایند، تشکیل شود. هیئت برگزاری دوره آموزشی متفق القول هستند که دوره های آموزشی با هدف ارتقاء تخصصی متخصصین نساجی برگزار می شود و بحث تبلیغات به صورت غیر مستقیم مطرح است. (مانند نصب پوستر، پلاکارد و... در حاشیه برگزاری دوره آموزشی)
محور برگزاری دوره های آموزشی، آشنائی با آخرین تکنولوژی های روز دنیا در حوزه این صنعت است مثلاً در حوزه جین، آخرین تکنولوژی که سولزر، پیکانول و... در ایتمای ۲۰۰۷ ارائه خواهند داد، معرفی شود.
● اساتید دوره های آموزشی هم از خارج کشور تأمین خواهند شد؟
▪ بعضی از شرکت ها مانند ساویو معتقدند که متخصصین ایرانی این شرکت قابلیت های لازم جهت آموزش را دارند اما بخریاز شرکت ها مانند سولرز، پیکانول و... مدیران فنی خارجی خود را جهت دوره آموزشی اعزام می کنند. این امر بستگی به تصمیم شرکت ها دارد، البته معمولاً شرکت های خارجی در کشورهای مختلف دوره های آموزشی برگزار می کنند و ما می خواهیم برگزاری دوره های آموزشی نساجی را در کشور ایران نیز ساماندهی کنیم و به این دلیل گام های مؤثرتری برداشته ایم. تصمیم داریم برای تریکوبافی، فرش ماشینی، تولید الیاف، حوله، پتو، پارچه های پیراهنی، منسوجات خانگی و... هم دوره های آموزش برگزار کنیم که یک برنامه یک ساله و نیم را به خود اختصاص خواهند داد.
همان طور که می دانید شرکت های اروپائی برنامه کاری خود را از سال قبل میلادی تنظیم می کنند، یعنی اگر جامعه تصمیم بگیرد برای سال ۲۰۰۹ میلادی دوره آموزشی برگزار کند باید از سال ۲۰۰۸ مذاکراتی را انجام دهد تا شرکت های خارجی حضور در دوره آموزشی ایران را در برنامه کاری و سایت خود قرار دهند، به همین دلیل فهرستی از دوره های آموزشی تهیه کرده ایم وتصمیم داریم آنها را اعلام نمائیم. در واقع جامعه متخصصین در برنامه ریزی آموزشی خود یکسال جلوتر را برنامه ریزی خواهد کرد تا ان شاالله دراین خصوص فرصت سوزی نشود همان طور که می دانید تمرکز اکثر شرکت ها امسال بر روی ایتما است و لذا ما هم نتوانستیم برای قبل از ایتما برنامه ریزی مناسبی داشته باشیم.
● به هزینه های دوره های آموزشی اشاره نمائید.
▪ می دانید که هر دوره آموزشی هزینه های خاص خود را دارد که این هزینه ها شامل پذیرائی، محل برگزاری، تبلیغات، پوستر، اساتید و منابع آموزشی و... است. بخشی از هزینه های اساتید را شرکت های مشارکت کننده، متقبل خواهند شد. اما به هر حال برگزاری دوره هزینه هائی خواهد داشت که باید آن را تأمین کنیم. تصمیم داریم تا جائی که بتوانیم از منابع و امکانات موجود استفاده کنیم و مبالغی را هم از طریق اعضاء تأمین نمائیم که برای دوره یک روزه در حدود هشتاد هزار تومان و برای دوره های سه روزه در حدود دویست هزار تومان خواهد بود.
● این مبلغ سنگین نیست؟ به خاطر داریم در مجمع عمومی گذشته که برگزار شد جهت تصویب مبلغ حق عضویت و کاهش هرچه بیشتر آن!!! چه مسائلی عنوان شد... آیا افرادی که پرداخت ۱۸ هزار تومان حق عضویت سالیانه برایشان سخت است، جهت حضور در دوره آموزش ۲۰۰ هزار تومان تقبل می کنند؟
▪ ممکن است در نگاه اول این مبلغ سنگین باشد اما وقتی با سایر دوره های آموزشی مقایسه کنیم. قیمت ها چندان بالا نیست. وقتی قیمت متعادل باشد، تعداد متقاضیان با تخصص آن دوره متناسب خواهد شد. به هر حال جامعه متخصصین یک NGO است و منبع مالی مستقلی ندارد گرچه تعدادی از متخصصین حاضر می شوند در کادر هیئت مدیره بدون دریافت حقوق و درآمدی حاضر شوند و زمانی را جهت پرداختن به امور جامعه اختصاص دهند اما برای هر کاری باید هزینه ای پرداخت و نمی توان توقع داشت این گروه هزینه های دوره های آموزشی را نیز از خود پرداخت کنند. اما در کجای دنیا یک تشکل هیچ مبلغی از اعضا دریافت نمی کند اما در مقابل خدمات ارائه می دهد؟ بالاخره هر تشکلی باید حامی مالی داشته باشد و حق عضویتی از اعضاء دریافت کند. حتی مؤسسات خیریه هم از حامیان مالی برخوردار هستند.
جامعه متخصصین تشکلی جوان است و باید برای خود درآمد زائی کند، این درآمدزائی از طریق برگزاری دوره های آموزشی از طریق کمک های مالی اعضاء و از طریق حق عضویت ها، از طریق تورهای تخصصی، از طریق ارائه خدمات مشاوره ای تأمین خواهد شد. و طبیعتاً هرچقدر جامعه توانمندتر شود خدمات بیشتری ارائه خواهد داد و می تواند در آینده دوره های پربارتری هم برگزار نمایند تا متخصصین بهره بیشتری از آن ببرند.
در واقع الفبای موفقیت تشکل ها این است که اعضاء با ---------- ها و اهداف آن تشکیل هماهنگ شوند و بپذیرند اگر عضو جامعه هستند باید از آن حمایت کنند زیرا جامعه متعلق به خودشان است. متأسفانه در سال های گذشته در جامعه متخصصین، عادت ناپسندی مرسوم شده مبنی بر اینکه تمام افراد می گویند: مگر جامعه برای ما چه کرده است؟ ببینید، یکجامعه قرار نیست برای هر فردی کار خاصی انجام دهد. جامعه متخصصین یک NGO است که حق عضویت اعضاء در مقابل فهرست هزینه ها و فعالیت هائی که انجام می شود، ناچیز است این NGO در بلند مدت منافع اعضاء را دنبال می کنند و سعی می کنند در سیاستگزاری های کلان مؤثر باشد و از این طریق به اعضاء خدمت کند. در سال های گذشته آن قدر میزان حق عضویت مورد چانه زنی قرار گرفته که قضیه لوث شده است، هرچند هیئت مدیره فعلی چشمداشتی به حق عضویت ها ندارد اما به هر حال حق عضویت امری ضروری و لازم است و رقم سالیانه ۱۸ هزار تومان هم رقم مناسبی به نظر می رسد اما به نظر من دوره های آموزشی بحث دیگری است، هر فردی که می خواهد در این دوره ها شرکت کند باید هزینه آن را بپردازد متأسفانه این نگرش هم وجود دارد که دوره های آموزشی باید برای اعضاء رایگان باشد. اگر با این دید نگاه کنیم (که متأسفانه خیلی ها هم چنین نگرشی دارند!!) اعضاء تصور می کنند زمانی که ۱۸ هزار تومان حق عضویت پرداخت کرده اند یعنی باید تمام دوره های آموزشی، تورهای نمایشگاهی و... برایشان رایگان باشد؟؟!!. این نگرش فاقد منطق و برآمده از یک سوء تفاهم است. به عنوان مثال برای ایتما ما بسیار کوشیدیم تا هم خدمات هم قیمت مناسبی را بتوانیم فراهم کنیم که در مقایسه با سایر شرکت ها قیمت های مناسب تری ارائه داده ایم اما باز هم برخی توقع دارند که جامعه تسهیلات بیشتری برایشان فراهم کند خوب سئوال بنده اینست که این تخفیف یا تسهیلات بیشتر از کجا باید تأمین شود وقتی ما ۱۸ هزار تومان حق عضویت پرداخت کرده ایم نباید توقع داشته باشیم جامعه در هر فعالیتی، خدمات رایگانی ارائه دهد. به عنوان مثال برای ایتما غیر از قیمت و کیفیت مناسب تور بخشی از هزینه ها را هم پرداخت کند یا مثلاً در برگزاری دوره های آموزشی دوره ای معادل یکصد هزار تومان است را رایگان برگزار کنیم. به هر حال برگزاری هر دوره ای هزینه هائی دارد و تلاش جامعه هم بر این است که حتی المقدور هزینه های دوره را کم کند و کیفیت را بالا ببرد و چنانچه بتواند با جذب کمک های مالی هزینه ها را کاهش دهد اما نمی تواند کل دوره را رایگان برگزار کند.
بحث مجمع عمومی و حق عضویت ها مطرح شد. فکر می کنم تشکل ها، عموماً از این حالت رنج می برند که اعضاء چندانی ندارند یا می دانند چه باید کنند؟ تعریف خدمات را به درستی نمی شناسند یا اعضاء آن انتظارات زیادی نسبت به تشکل دارند جامعه متخصصین نساجی هم در برخی زمینه واقعاً ضعیف عمل کرده است، مثلاً در یک مجمع عمومی صد نفر عضو جامعه شده اند، اما پس از گذشت دو سال هنوز کارت عضویت آنها ارسال نشده است!! اصلاً بودن این تشکل که کارت عضویت خود را پس از دو سال هم به دست اعضاء نمی رساند، چه ضرورتی دارد؟ شاید این طرز تفکر در میان همه افراد نباشد که از خدمات جامعه به صورت رایگان استفاده کنند، بسیاری از کارخانجات و واحدهای نساجی و صنعتگران برای حضوردر دوره های آموزشی هزینه هائی در نظر می گیرند و شاید ۱۸۰ هزار تومان برای آنان رقم گزافی نباشد و حتی با فراغ بال مبلغ را بپردازند... ببینید، در بحث عضوگیری جامعه با مشکلاتی مواجه بوده و بسیاری از متخصصین نارضایتی هائی داشته اند، به عنوان مثال فردی در سال ۸۲ حق عضویت را پرداخت کرده اما در سال های بعدی آنرا تمدید نکرده و مجدداً در سال ۸۵ مبلغ حق عضویت را پرداخت نموده است، جامعه این مبلغ را به حساب سال ۸۳ گذاشته و بدین ترتیب وی در سال های ۸۴ و ۸۵ بدهکار شده است!! موارد مشابهی هم بوده است اما مشکلات در تجربیات اول جامعه وجود دارد و طبیعی است که نباید انتظار داشت در دوره های اول عملکرد بدون نقص داشته باشیم، اما برای جلوگیری از تکرار مشکلات، برنامه ریزی کلان و جامعی را انجام دادیم و در گام اول طراحی نرم افزار بانک اطلاعات را به عنوان یک گام اصلی مورد توجه قرار دادیم و سعی کردیم تا با بهره گیری از یک مکانیزم مشخص و استفاده از تجربیات گذشته به سمتی حرکت کنیم که کمترین مشکل را در سیستم عضوگیری داشته باشیم این نرم افزار ضمن اینکه بانک اطلاعات متخصصین نساجی است اطلاعات پرسنلی و نحوه عضویت، تاریخ اعتبار، نوع عضویت و سایر مشخصات عضویت اعضاء را دارد هرچند در شروع کار با یک وقفه ای مواجه بودیم و به لحاظ تغییرات در فرم های عضویت، تغییرات در طراحی کارت ها و شماره عضویت ها و تطبیق اعضاء قدیم با شرایط جدید مجبور شدیم کارت های عضویت را در یک دوره ای دیرتر صادر کنیم اما اکنون به سمتی حرکت کرده ایم که کارت اعضائی که به صورت حضوری مدارک را تحویل می دهند بلافاصله در همان لحظه صادر و تحویل می دهیم که بیانگر همین مکانیزم سالمی است که ایجاد شده است.
لازم به توضیح است که ما برای کلیه اعضاء سابق جامعه هم کارت جدید با مشخصات و شماره عضویت های جدید صادر و ارسال کرده ایم و در حال حاضر دو دسته عضو داریم که یکسری عضو پیوسته هستند و هر کدام از این دو نوع عضو می توانند به صورت یکساله، سه ساله، پنج ساله و ده ساله عضو جامعه متخصصین نساجی شوند. با این سیستم فعلی ما قدر خواهیم بود در مجامع عمومی اعضاء پیوسته را از یکدیگر تمییز دهیم و به همین طریق تشخیص دهیم که چه کسانی حق عضویت پرداخت کرده اند و عضویتشان اعتبار دارد را که شما می دانید طبق اساسنامه تنها اعضاء پیوسته که حق عضویت آنها اعتبار داشته باشد حق رأی در مجمع را دارند و تشخیص این قضیه بسیار ضروری است.
● به بحث آموزش اشاره کردید. همان طور که مطلعید متخصصین نساج گذشته از آموزش هائی که در دانشگاه ها فرا می گیرند نیاز به یکسری آموزش های عمومی مانند آموزش های مدیریتی، اقتصادی و مالی و... در حد نیاز خود دارند که این آموزش ها در دانشگاه ها تدریس نمی شود. به نظر می رسد مسائل مدیریتی یکی از نیازهای اساسی متخصصین نساجی می باشد در این خصوص چه نظری دارید آیا در این مورد اقداماتی در جامعه متخصصین انجام شده است؟
▪ اگر چنین نیازی وجود دارد متخصصین باید آنرا اعلام کنند. ما برای تمام متخصصینی که اطلاعاتی از آنها در اختیار بوده است فراخوان ارسال کردیم که اگر به برگزاری دوره خاصی علاقمند هستند آن را اعلام کنند، اما به هیچ پاسخی دست نیافتیم. پس در نگاه اول می توان گفت هیچ نیاز آموزشی وجود ندارد.
موضوع دیگر این اگر متخصصین واقعاً به چنین حرکاتی اعتقاد داشته باشند، با عضویت در جامعه به این تشکیلات کمک کنند وقتی تعداد اعضاء زیاد باشد به برداشتن گام های بعدی امیدوار خواهیم شد اما زمانی که در بانک اطلاعاتی ۱۰ هزار نفر وجود دارند که هیچ کدام در مقابل فراخوان ها عکس العمل نشان نمی دهند و برایشان مهم نیست جامعه دوره آموزشی برگزار کند یا خیر، پس جامعه نیز در قبال انجام فعالیت های آموزشی و... اقدامی انجام نمی دهد.
به هر حال وظیفه هیئت دیره این است که برای آموزش برنامه هائی در نظر بگیرند. در مورد موضوعات عمومی مدیریت نیز با تعدادی از سازمان های برگزار کننده این قبیل دوره ها مانند سازمان مدیریت صنعتی، مجتمع فنی تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی و... مذاکراتی انجام داده ایم و تخفیفاتی دریافت کردیم. دوره هائی نیز جامعه در این زمینه برگزار خواهد کرد. سرفصلی تحت عنوان مدیریت حرفه ای ۳ـ۲ـ۱ در نظر داریم که عموماً مهندسی و مدیریتی هستند و شامل ۳۶ دوره آموزش کوتاه مدت مدیریتی است که فهرست کامل این دوره ها در سایت جامعه قابل دسترسی است و به زودی ثبت نام این دوره آغاز خواهد شد.
● شعبات جامعه متخصصین با چه اهداف و کارکردهائی راه اندازی شده اند؟
▪ ما در هیئت مدیره به این نتیجه رسیدیم که جامعه متخصصین شعباتی را در استان های نساجی خیر کشور دایر نماید و این مسئله در اساسنامه جامعه هم قید شده است، سعی کردیم این بند از اساسنامه را جامعه عمل بپوشانیم تا مشارکت متخصصین را افزایش دهیم، چرا که همیشه این مشکل وجود داشته که دفتر مرکز جامعه در تهران بوده و کمتر ارتباطی با سایر شهرها بوده است و این مسافت جغرافیائی باعث شده که عملاً خدماتی به متخصصین سایر شهرها کشور ارائه نشود ضمن اینکه معتقدیم پتانسل در شهرهای کوچکتر بسیار بیشتر می تواند باشد البته این نکته را هم عرض کنم که این درخواست وجود داشته است و ما فقط برای آن پاسخی پیدا کرده ایم و خوشبختانه الان خود شعبات در شهرهای یزد، مشهد، ساری، کاشان، اصفهان و قزوین مشتاقانه موضوع را پیگیری می کنند.
● ”مشارکت متخصصین را افزایش دهیم“ به چه معناست؟
▪ یعنی متخصصین را درگیر فعالیت های جامعه کنیم. شاید در تهران برگزاری یک مجمع عمومی دشوار باشد اما در سایر استان ها این کار ساده است مثلاً برگزاری یک گردهمائی در کاشان هم ساده تر است و هم مورد استقبال قرار می گیرد.
● پس مشارکت یعنی حضور در جلسات و مجامع عمومی؟
▪ یعنی برقراری ارتباط بیشتر متخصصین نساجی با جامعه متخصصین در واقع متخصصین نساجی احساس کنند که یک شکلی فراگیر دارند می تواند مفید باشد و پائین ترین سطح مشارکت این است که تعدادی عضو به عنوان هیئت مدیره شعب جامعه انتخاب می شوند یعنی تعدادی نیروی همکار در شهرستان های ایران پیدا کرده ایم.
● آیا شعبات مکان خاصی دارند؟
▪ ببینید، طبیعتاً وقتی جامعه متخصصین در تهران مکانی ندارد در سایر شهرها نیز مکانی ندارد در واقع جامعه متخصصین محلی نیست که افراد از آن حقوقی دریافت کنند و... بلکه مکانی است که با تلاش افراد و اختصاص زمان به آن باید حرکت نماید و خدماتی برای دیگران تعریف کند. برای مثال در استان خراسان کارخانجات بزرگی وجود دارند که می توان جلسات هیئت مدیره را در آنجا برگزار نمود و دفتر موقت جامعه را آنجا دایر نمود و همین طور در سایر شهرها اما ما به عنوان هسته مرکزی با شهرک های صنعتی و پارک های فناوری این مناطق مذاکراتی صورت داده ایم و طبق آن اتاقی برای جامعه متخصصین نساجی اختصاص می یابد.
● در مورد تدوین نظام مهندسی نساجی اقداماتی انجام داده اید؟
▪ بله، موفق شده ایم این موضوع را بالاخره تنظیم نمائیم و جلسات معتددی را جهت تدوین این نظام برگزار کردیم. پیش نویس آن در هیئت مدیره مورد تصویب قرار گرفته است و به مهندس قادریان ـ مدیر کل دفتر صنایع نساجی و پوشاک وزارت صنایع و معدن ـ جهت پیگیری روال اداری کار ارائه داده ایم نکته دیگر این که یکی از ---------- های دوره دوم، برقراری ارتباطات بیشتر با متخصصین نساجی کشور است. برای این منظور از مجلات تخصصی نساجی مخصوصاً ”نساجی امروز“ و ”صنعت نساجی“ جهت اطلاع رسانی استفاده کردیم که این دو مجله با ما همکاری صمیمانه ای نمودند تا اطلاعیه و مقاله های مربوط به جامعه منتشر شود. یکی دیگر از اقدامات جامعه شرکت در نمایشگاه های نساجی است. جامعه تاکنون در نمایشگاه نساجی تهران (مرداد ۸۵)، نمایشگاه ماشین آلات دست دوم اصفهان (آبان ۸۵)، کنفرانس ملی مهندسی نساجی و نمایشگاه جانبی آن (اردیبهشت ۸۶)، نمایشگاه نساجی یزد (اردیبهشت ۸۶)، نمایشگاه نساجی مشهد (اردیبهشت ۸۶) شرکت کرده و جزء برگزار کنندگان نمایشگاه نساجی تهران (مرداد ۸۶) خواهیم بود. در حالی که در سال های گذشته حتی جامعه غرفه ای در این نمایشگاه نداشت اما امسال جزء برگزار کنندگان هستیم و نشان جامعه در پوسترها و بروشورهای نمایشگاه درج شده است.
● یعنی جامعه برای نمایشگاه مرداد ماه برنامه خاصی دارد؟
▪ بله، البته ما هم معتقدیم بهتر بود نمایشگاه امسال مرداد ماه برگزار نمی شد زیرا شهریور ماه ایتمای مونیخ برگزار خواهد شد و طبعاً نمایشگاه تهران با کیفیت پائین تر (از نظر حضور و تعداد شرکت کنندگان) برگزار خواهد شد، اما با وجود این شرایط و تلاش آقای مرادی ـ مجری برگزار کننده نمایشگاه ـ باید جهت برگزاری بهتر و پربارتر این نمایشگاه در زمینه معرفی شرکت ها جهت اجاره غرفه و مشارکت برای دعوت از متخصصین به منظور بازدید از نمایشگاه همکاری می نمودیم که تمام تلاش مان را کردیم.
● طبق شنیده ها قرار است دوره های آموزشی نیز طی ایام برگزاری نمایشگاه تهران برگزار شود، آیا این مسئله صحت دارد؟
▪ بله یکی از فعالیت هائی که مهندس قادریان و آقای مرادی از جامعه در خواست نموده بودند برگزاری دوره آموزشی بود، تصمیم گرفتیم از همان شرکت هائی که در نمایشگاه حضور دارند، بخواهیم به معرفی محصولات خود نظر علمی و آموزشی بپردازند.
البته با توجه به اینکه این دوره ها هر کدام یک جلسه یک ساعت و نیمه است نمی توان توقع زیادی از آن داشت. شاید بیشتر شبیه به یک سمینار آموزشی باشد تا دوره آموزشی. اما به هر حال مرسوم است که در اکثر نمایشگاه های بین المللی شرکت های حاضر در نمایشگاه در قالب سمینارهائی به معرفی بیشتر خود و محصولاتشان می پردازند و این برای اولین بار است که در نمایشگاه های نساجی چنین اتفاقی می افتد. طبیعتاً جامعه هم به دنبال سطح علمی خیلی بالائی در این سمینارها نیست اما آنچه مهم است نیازسنجی آموزشی و کسب تجربه برای دوره های بعدی است.
● به حاشیه اشاره کردید، یکی از حاشیه ها نمی تواند این مسأله باشد که شما هم مدیر عامل جامعه و هم مدیر مسئول ماهنامه نساجی امروز هستید، آیا این امر برایتان مشکل به وجود نیاورده است آیا از امکانات و منابع یکی از این موارد به نفع آن دیگری استفاده کرده اید؟
▪ عملکرد جامعه و مجله نساجی امروز از یکدیگر متفاوت است. نساجی امروز یک رسانه است و به اطلاع رسانی می پردازد، جامعه متخصصین هم تشکل است و بنده نهایتاً ۳ـ۲ سال مدیر عامل این جامعه خواهم بود و فرد دیگری جایگزین خواهد شد. گره زدن این دو مورد دور از ذهن است زیرا این دو اهداف و مسیرهای متفاوتی دارند.
در مورد این که اشاره کردید از منافع یکی به نفع دیگری استفاده کرده ام، احساس می کنم که به لحاظ زمانی کمتر به مسائل نساجی امروز می پردازم و بخش بیشتری از وقت من را فعالیت در جامعه به خود اختصاص می دهد، در حال حاضر این مسئله به وجود آمده که سرفصل های مجله جهت پوشش دادن اخبار جامعه تغییراتی کرده است و بی نظمی هائی در ساختار مجله ایجاد شده است.
● اگر به خاطر داشته باشید در چند شماره گذشته نساجی امروز، مصاحبه هائی پیرامون انجمن صنایع نساجی و جامعه انجام دادیم اما در اکثر آنها نوعی محافظه کاری وجود داشت و مصاحبه شوندگان اظهار می کردند جامعه و انجمن رقیب همدیگر نیستند و... اما به نظر می رسد واقعیت چیز دیگری است، دیدگاه شما در این زمینه چیست؟
▪ واقعیت این است که هر دو تشکل نیت مشترکی دارند و هیچ تشکلی برای ضربه زدن به نساجی عمل نمی کنند و هر دو برای خدمت به این صنعت به وجود آمده اند. اما ممکن است اختلاف سلیقه و اختلاف روش هائی وجود داشته باشد. ماهیت این دو تشکل متفاوت است زیرا ماهیت انجمن انجمن کارفرمائی است و توقعات اعضاء انجمن از هیئت مدیره دقیقاً مشخص است و آن هم توجه و پیگیری مسائل و مشکلات کلان صنعت نساجی می باشد و جامعه هم تشکلی صنفی تخصصی است که اعضاء آن مهندسین و مدیران شاغل در صنعت هستند و نگاهی متفاوت و نیازهای متفاوت با نیازهای کلان واحدهای نساجی دارند. هرچند که حل مشکلات و مسائل کلان صنایع نساجی به طور قطع در وضعیت شاغلین این صنعت تأثیرگذار است اما وظایف جامعه متخصصین توجه مستقیم و مؤثر به خصوصیات علمی و فنی متخصصین و کمک به ارتقاء مهارت های آنها و نیز بهبود وضعیت اشتغال متخصصین و نیز ارتقاء و اعتلاء صنایع نساجی با تمرکز بر فعالیت های تخصصی، علمی و مطالعاتی است.
بدون تردید تمام آقایانی که در هیئت مدیره این تشکل هستند نیت خیر و خدمت دارند وخدای ناکرده هیچ کدام قصد تخریب یا ضربه زدن به صنعت نساجی را ندارند لذا معتقدم این موضوعی که مطرح کردید صحت ندارد و اگر مواردی هم در گذشته وجود داشته مربوط به اختلاف سلیقه ها یا اختلاف برداشت ها بوده است.
خوشبختانه در حال حاضر هر دو مجموعه هیئت مدیره های خیلی خوبی دارند از یک طرف در جامعه متخصصین با حضور شخصیت هائی چون دکتر آیت اللهی و دکتر نورپناه میانگین سنی و تجربه ای جامعه بالاتر رفته و از طرفی با حضور نیروهای جوان و خوش فکر در مجموعه هیئت مدیره انجمن میانگین سنی این مجموعه هم کمی جوانتر شده است که به هر حال در حسن ارتباط و تفاهم این دو مجموعه بی تأثیر نیست.
زمانی صنعت نساجی می تواند موفق شود که مجموع برآیند نیروهای موجود در صنعت نساجی هم جهت شوند و در پیشرفت این صنعت مؤثر واقع گردند. نباید این خود بینی را داشته باشیم که جامعه یا انجمن یا... باید رهبر این قضیه باشند بلکه هر تشکل به نوبه خود باید در پیشرفت نساجی سهیم باشند. متأسفانه از گذشته تاکنون بدبینی میان انجمن و جامعه به وجود آمده است، شبهاتی مانند اینکه جامعه می خواهد جای انجمن را اشغال نماید یا جامعه ممکن است با نهادهای دولت مثل وزارت صنایع متحد شود و بر علیه انجمن عمل کند، یا جامعه به دنبال تضعیف انجمن است و... وجود دارد، اما در دوره جدید هیئت مدیره تلاش می کنیم حاشیه نداشته باشیم (حاشیه با هر شخصیت حقیقی یا حقوقی). سعی کرده ایم اموری که به انجمن مربوط می شود را انجام ندهیم و تا جائی که بتوانیم تنش ها را کاهش دهیم. حسن نیت خود را نشان داده ایم تا به هم نزدیک شویم. طبعاً با نزدیکی این دو، انجمن مسائل کلان را در نظر می گیرد و جامعه به عنوان بازوی متخصصی انجمن عمل می نماید، هیچ درگیری میان انجمن و جامعه وجود ندارد البته ممکن است سوء تفاهم و سوء برداشت هائی وجود داشته باشد که ناشی از طرز بیان هاست.
● به سایت جامعه هم اشاره می کنید و اینکه آیا سایت قابل استفاده و اتکاء است؟
▪ سایت جامعه جزو نقاط ضعف است و هنوز مشکلات آن برطرف نشده است. اگر سایت مخاطب فراوانی داشته باشد جهت ارتقاء سایت دارای انگیزه می شویم البته قرار بود یکی از شرکت های نساجی در این زمینه مساعدت هائی صورت دهد که این امر به تأخیر افتاده امیدواریم تا مجمع عمومی آینده، سایت جامعه مجهزتر شود.
● و نکته پایانی؟
▪ از زحمات و حمایت های بی دریغ و حضور مؤثر و مستمر اعضاء محترم هیئت مدیره جامعه در جلسات هیئت مدیره و زمانی را که برای پیشبرد برنامه ها و فعالیت های جامعه صرف می کنند تشکر می کنم امیدوارم این تلاش ها به ثمر بنشیند و باز هم دست همکاری و همیاری متخصصین نساجی کشور را به گرمی می فشاریم.
http://www.aftabir.com/images/article/break.gif








ماهنامه نساجی امروز

Bauokstoney
Friday 18 March 2011-1, 08:03 AM
گفتگو با مهندس شهلائی عضو هیئت مدیره انجمن صنایع نساجی ایران ....












http://www.aftabir.com/articles/economy_marketing_business/textile/images/296d790b5fc91f5516739c3f8f01c906.jpg











● عده ای معتقدند پنبه، مسأله ای آشکار است و نیازی نیست در مورد آن به بحث و بررسی بپردازیم؛ دیدگاه شما در این مورد چیست؟
▪ مگر مسئله پنبه حل شده است؟ باید بدانیم زنجیره نخست صنعت نساجی، ریسندگی می باشد که ۸۰ درصد آن با پنبه سروکار دارد. در واقع پنبه شاهرگ صنعت نساجی است. البته من واحد تولید ریسندگی ندارم اما دفاعم از صنعت ریسندگی بسیار قوی است. موضوع دیگر اینکه اگر بپذیریم مطبوعات ستون چهارم هستند نمی توان و نباید تا مسئله ای را حل نکرد، دست از پیگیری برداشت. به عنوان یک مجله صنعتی و تخصصی که به دنبال مسائل صنعت نساجی هستید و تا زمانی که مسائل آن مرتفع نشده باید پیگیری خود را ادامه دهید، در این راه باید صنعت نساجی و انجمن صنایع نساجی از شما حمایت نماید.
مصاحبه ای که در شماره های گذشته در مورد پنبه منتشر کرده بودید، بحث انگیز بود اما یکی از افرادی هستم که معتقدم مجله یک تریبون آزاد است. البته گروهی نیز معتقد بودند نساجی امروز به عنوان یک رسانه تخصصی باید از جامعه نساجی حمایت نماید و دیدگاه شما بایددر راستای حمایت از صنعت نساجی باشد.
به نظر من نباید در مورد مسئله پنبه ---------- عمل کرد بلکه باید تخصصی رفتار کنیم. اگر شعار دولت اشتغالزائی است پس باید حرکات و تصمیماتش مبنی بر ایجاد اشتغال باشد. در واقع سیستم حمایتی خود را در صنعتی متمرکز نماید که زیرساز ایجاد بیشترین حجم اشتغال است. مانند صنعت نساجی که چرخه بسیار بزرگی را از کشت پنبه تا عرضه محصول نهائی در فروشگاه ها در بر می گیرد.
● البته گرفتن زمان برای گفت وگو با صنعتگران نساجی چندان ساده نیست، از فهرستی که جهت مصاحبه تهیه شد شاید تعداد کمی حاضر به انجام گفت وگو شدند.
▪ شاید انتخاب مصاحبه شوندگان درست نبوده است.
● اما در این فهرست افرادی انتخاب شدند که وقتی موضوع پنبه پیش می آید، نوشتن نام آنها الزامی و جزو ضروریات بود...
▪ بله این مسأله وجود دارد، اما مثلاً اگر فردی مصرف کننده پنبه است اما از سوی دیگر به واردات نخ هم می پردازد حاضر به انجام گفت و گو نیست. ببینید، سئوال اینجاست که مگر کشت پنبه تحت نظر وزارت صنایع و معادن است؟ باید ورود و خروج پنبه را آزاد گذاشت. بنده طرفدار پنبه داخلی هستم و البته یکسری فعالیت ها در جهت افزایش کیفی تولید پنبه داخلی صورت گرفته است اما چرا باید بار مالی پنبه را صنعت نساجی که خودش هزاران گرفتاری دارد، تحمل کند؟ اگر به طور صحیح مثل دیگر کشورها یارانه در اختیار کشاورز پنبه کار قرار گیرد، تولید این محصول به ۲۵۰ هزار تن هم خواهد رسید.
در حال حاضر دولت از خودروسازی دفاع می کند. اما اگر نرخ بنزین لیتری ۶۰۰ـ۵۰۰ تومان شود، فروش اتومبیل کاهش چشمگیری پیدا می کند و کارخانه های خودروسازی ورشکست می شوند زیرا توان صادراتی ندارند.
از سوی دیگر آیا کشاورز پنبه کار زمانی که در زمین خود پنبه نمی کارد، اقدام به کاشت محصول دیگری نمی کند؟ آیا زمینش بایر باقی می ماند؟ از سوی دیگر آیا صنعتگری که میلیاردها تومان سرمایه گذاری کرده و زمینه اشتغال چند صد نفر را به وجود آورده، حق ندارد مواد اولیه مورد نیازش را انتخاب و نسبت به واردات آن اقدام کند؟
● این یعنی توجیه واردات پنبه؟
▪ خیر، طرفدار واردات پنبه نیستم. اگر قرار است وارد دهکده جهانی شویم و به رقابت بپردازیم باید برنامه ریزی توأم با منطق داشته باشیم. در این زمینه باید تعرفه های صنعت نساجی منطقی باشند و مسیر مشخصی را طی نماید.
زمانی پارچه های تولید ایران حتی در نمایشنامه های شکسپیر هم مورد توجه قرار داشت. اما امروزه این موقعیت را از دست داده ایم.
مزیت نسبی یعنی شرایطی را ایجاد نمائیم که در آن به موفقیت دست یابیم. دولتمرد باید تصمیم نهائی خود را اتخاذ نماید که برای کشور اتومبیل سازی مزیت نسبی دارد یا صنعت نساجی. چرا باید محصولات و تولیدات چین را تقویت کنیم؟ این مسائل باعث زجر و اندوه صنعتگران نساجی می شود. باور کنید برای این مصاحبه احساساتی صحبت نمی کنم اما زمانی که مشاهده می کنم تولید یک شرکت موفق دو برابر و نیم افزایش یافته و فروش آن هم روند صعودی داشته است اما سود کسب شده به نصف کاهش پیدا کرده است، چه باید گفت؟ این امر یعنی تورم هائی که به واحدهای تولیدی کشور تزریق می شود مانند افزایش حقوق کارگران، وجود تعطیلات رسمی بیش از اندازه و... جالب است بدانید در سایر کشورها مانند آمریکا برای روزهای تعطیل حقوقی پرداخت نمی شود و فقط ۶ روز در سال تعطیلی وجود دارد که برای این ایام نیز حقوقی در نظر گرفته نمی شود.
نخستین حلقه زنجیره تولید، مواد اولیه است. اکثر صنایع ریسندگی و تریکوباف ها رو به تعطیلی می روند زیرا دیگر تولید برایشان مقرون به صرفه نیست.
دو هفته ای است که از شرایط موجود ناراحت هستم. بسیاری می گویند برج سازی در حال حاضر بهترین و سودآورترین فعالیت است، این دیدگاه تفکر غالب جامعه ماست. در این شرایط تمام فشارها بر روی تولید کننده وارد می شود.
● نیاز سالیانه صنعت نساجی به پنبه چه میزان است؟
▪ طبق گفته ها امسال حدود ۷۰ هزار تن پنبه از مزارع داخلی برداشت شده است. اما پنبه مناسب حدود ۵۵ ـ ۵۰ هزار تن می باشد.
● منظورتان از پنبه مناسب چیست؟
▪ یعنی طول الیاف حداقل باید بالای ۲۷ میلی متر برای تولید نخ های ضخیم و ۲۹ میلی متر برای تولید نخ های ظریف باشد.امکان تولید این پنبه را وزارت جهاد کشاروزی دارد و مرکز تحقیقات پنبه نیز اقداماتی هم در این زمینه انجام داده است اما باید فعالیت خود را گسترده تر نماید تا صنعت نیز نتایج آن را مشاهده نماید.
نیاز به پنبه در حال حاضر حدود ۱۵۰ـ۱۳۰ تن است. یکسری واحد جدید راه اندازی شده که نیاز فراوانی به پنبه دارند. آیا این صنعتگران نباید خود رابه سهولت برطرف سازند؟
به نظرم پنبه برای خود مافیا دارد. پول فروش پنبه به جیب کشاورز پنبه کار نمی رود. بسیاری از آنان پیش از کشت پنبه، محصولات خود را به دلال ها می فروشند و با قیمت روز کار می کنند اگر قیمت پنبه کاهش یابد این ضعف به کشاورز پنبه کار منتقل می شود. به همین دلیل کشاورز ترجیح می دهد محصول دیگری را در زمین کشاورزی خود به کارد. چگونه یک کشاورز می تواند اگر کاشت پنبه برایش مقرون به صرفه نبود محصول دیگری بکارد اما صنعتگری که وام دریافت کرده و با مشکلات متعددی مواجه است حق ندارد نیاز خود را توسط واردات برطرف سازد؟ اگر کیفیت پنبه داخل خوب است پس باید وارد بورس شود، اگر کیفیت مطلوبی ندارد پس باید کیفیت آن را ارتقاء داد.
● صنعت نساجی محور توسعه تمام کشورهای توسعه یافته مانند انگلیس، آلمان، ایتالیا و فرانسه، ژاپن، کره و کشورهای در حال توسعه ای مانند پاکستان، هند و چین است اما چرا در ایران صنعت خودروسازی محور توسعه است؟
▪ کشوری مانند آمریکا که از نظر Hi tech رتبه نخست را به خود اختصاص داده است چرا به پنبه کاران خودیارانه اختصاص می دهد؟ یا چرا در اسپانیا، یونان و... یارانه پنبه وجود دارد؟ زیرا این کشورها اعتقاد دارند پنبه یک کالای استراتژیک و حیاتی است پس ما هم باید این اعتقاد را پیدا کنیم.
نیاز به صنعت نساجی و پوشاک همیشگی است زیرا انسان به دوران اولیه که باز نمی گردد. امروزه یکی از جدیدترین و سودآورترین صنایع دنیا، صنعت مد است که مورد توجه بسیار زیادی قرار دارد. متأسفانه در کشور ما ---------- ها و تزها معکوس است. چرا متولیان اجازه ورود برنج به کشور را می دهد؟ اگر فرض کنیم در مورد پنبه ا