توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : همه چیز در مورد ازدواج موقت ( صیغه یا متعه )
LastSOLDIER
Sunday 2 November 2008-1, 07:44 PM
فرق ازدواج موقت با زنا
امام علی (علیه السلام ) : اگر عمر ازدواج موقت را حرام نکرده بود ، جز بدبخت ترین انسانها کسی دست به زنا نمی زد
پیامبر اعظم (صلوات الله علیه و آله) می فرمایند :
ای جوان
ازدواج کن و زنا مکن ، زیرا زنا ایمان را از قلب تو بیرون می برد .
آیا فرق ازدواج موقت با زنا ، فقط خواندن صیغه عقد است ؟
خیر ،بعضی از فرق های ازدواج موقت با زنا :
1 - در ازدواج موقت رضایت زن شرط اصلی است اما می توان زنی را مجبور به زنا کرد .
2 - در ازدواج موقت امکان آمیزش جنسی دسته جمعی نیست ، اما در زنا هر تعداد پسر می توانند با یک دختر آمیزش کنند و بر عکس .
3 - در ازدواج موقت اگر فرزندی متولد شود حلال زاده است در صورتی که در زنا اگر فرزندی به دنیا بیاید حرام زاده است.
4 - در ازدواج موقت پس از پایان زمان مقرر زن و مرد به هم نا محرم می شوند اما در زنا زن و مرد می توانند تا ابد به هم محرم باشند.
5 - در ازدواج موقت مهریه باید پرداخته شود اما در زنا مرد می تواند بدون پرداخت مهریه به کار خود مشغول شود .
6 - در ازدواج موقت در صورتی که نزدیکی صورت بگیرد ، پس از تمام شدن مدت ، زن باید چهل و پنج روز و یا به اندازه دو حیض کامل ، عده نگه دارد ( از ازدواج با مردان دیگر پرهیز نماید ) اما در زنا زن پس از اتمام نزدیکی می تواند با مرد دیگری نزدیکی کند .
7 - در ازدواج موقت ، صیغه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود ، که نشاندهنده تسلیم بودن آنها در برابر خداوند است ، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار است.
8 - در ازدواج موقت دختران باکره زیر 9 سال ( نابالغ ) و دختران باکره دیوانه ، نیاز به اجازه پدر یا جد پدری است ، اما در زنا دختران دیوانه و نابالغ به راحتی راضی به همبستری مخفیانه می شوند .
9 – ازدواج موقت در بعضی از موارد ، زمینه ازدواج دائم می شود ، اما یک مرد هیچ گاه حاضر نیست با زنی که زنا کرده است ، پیمان وفاداری ببندد و بر عکس .
10 – کسی که ازدواج موقت می کند ، هم ثواب می کند و هم خود را از گناه نجات می دهد ، اما کسی که زنا می کند ، زشتی گناه از چشم او می افتد و نفس او برای پذیرش گناهان دیگر نیز آماده می شود .
11 - ..............
ادامه دارد .............
LastSOLDIER
Monday 3 November 2008-1, 06:59 PM
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند : دو نفری که ازدواج موقت می نمایند هنگامی که با هم صحبت می کنند ، کلام آنها تسبیح خداوند است و هنگامی که دست همدیگر را گرفتند ، گناهانشان از میان انگشتانشان فرو می ریزد . هنگامی که یکی از آنان دیگری را می بوسد ، خداوند برای هر بوسه ، ثواب یک حج و عمره را می دهد و هنگامی که از هم جدا می شوند خداوند برای هردوی آنان به هر لذت و شهوتی که برده اند ، حسنه ای به بزرگی کوههای بسیار بلند در نامه عملشان می نویسد و هنگامی که بلند شده و غسل کردند ، خداوند گناهان آنها را می بخشد و آبی بر مویی از موهایشان مرور نمی کند ، مگر اینکه خداوند برای هر یک از آنها ده ثواب نوشته و ده گناه محو کرده و ده درجه بالا می برد . پس پیامبر (ص) فرمودند : و برای هرکسی که پیوند بین آنها را ایجاد کرده باشد ، همین ثواب ها خواهد بود . و در ادامه فرمودند یک درهم ( خرج برای ) متعه ، از هزار درهمی که در راه خدا خرج شود برتر است ، به خدا سوگند که متعه برتر است و آن چیزی است که قرآن درباره آن سخن گفته و سنت بر آن جاری شده است .
لثانی اللخبار ج1 ص 244
در حدیثی از امام باقر (ع) نقل شده که از حضرت سوال کردند : آیا بر کسی که ازدواج موقت میکند ثوابی هم می دهند ؟ و آن حضرت در پاسخ فرمودند :
هر گاه کسی به خاطر رضایت خدا و مخالفت با تحریم کننده آن . زنی را به عقد موقت خود درآورد . به خاطر هر کلمه ای که با آن زن سخن بگوید . برایش حسنه نوشته می شود . دستش را به سوی او دراز نمی کند مگر اینکه خداوند به خاطر آن ثوابی برای او ثبت می کند . واگر به او نزدیک شد خداوند به میمنت آن . گناهی از او می بخشد . پس اگر غسل جنابت نمود . به عدد موهای بدنش که آب غسل از روی آن جریان پیدا می کند خداوند . گناه از او می بخشد .
راوی با تعجب می پرسد : به تعداد موها؟؟؟
حضرت فرمودند : بله به تعداد موها.
geegooloo
Monday 3 November 2008-1, 07:08 PM
اگه شرایطش رو میدونی اینم بنویس
مثلا چند نفر شاهد می خواد
وایا خود طرف هم میتونه صیغه رو بخونه یا نه؟
مرسی
REZA
Monday 3 November 2008-1, 07:16 PM
خوب ديگه پس خونه عفاف رو بايد بنا كنيم ، تا همه از اين ثواب كه از حج هم بالاتره!!! بهره ببرن .
LastSOLDIER
Monday 3 November 2008-1, 07:20 PM
تو کمک مالی کن رضا
من حمایت روحی میکنم
.................................................. ...........
شاهد نیاز نیست
رضایت پدر یا جد پدری دختر باکره شرط است البته فتوای مرجع تقلیدت رو تو این زمینه حتما باید بدونی
جمله صیغه رو دختر باید بخونه که باید حتما به لهجه کامل عربی بخونه و معنای هر کلمه رو بصورت جداگانه بدونه ( بازم میگم فتوای مرجع تقلیدت رو باید بدونی این چیزی که میگم کلیه )
زوجتک نفسی فی المده المعلومه علی المهر المعلوم سپس مرد بلافاصله میگوید :قبلت
مثلا آقای سیستانی میفرمایند که :
آيا ميشود صيغه عقد را به زبان فارسی بيان کرد؟ وفقط به عنوان مثال گفت : من تورا به مدت 1 ساعت ميخواهم به مبلغ فلان مقدار؟
اگر عربی بلد نباشيد اشکال ندارد ودر اينصورت زن به مرد ميگويد : تورا به ازدواج خود در آوردم برای يک ساعت (مثلا ً) به فلان مبلغ وسپس مرد ميگويد : قبول کردم.
دختر یا زن باید اهل کتاب باشد مسیحی یا یهودی یا مسلمان ( اینجا هم فتوای مرجعت رو باید بدونی )
LastSOLDIER
Monday 3 November 2008-1, 07:32 PM
شاهد نیاز نیست
رضایت پدر یا جد پدری دختر باکره شرط است البته فتوای مرجع تقلیدت رو تو این زمینه حتما باید بدونی
جمله صیغه رو دختر باید بخونه که باید حتما به لهجه کامل عربی بخونه و معنای هر کلمه رو بصورت جداگانه بدونه ( بازم میگم فتوای مرجع تقلیدت رو باید بدونی این چیزی که میگم کلیه )
زوجتک نفسی فی المده المعلومه علی المهر المعلوم سپس مرد بلافاصله میگوید :قبلت
مثلا آقای سیستانی میفرمایند که :
آيا ميشود صيغه عقد را به زبان فارسی بيان کرد؟ وفقط به عنوان مثال گفت : من تورا به مدت 1 ساعت ميخواهم به مبلغ فلان مقدار؟
اگر عربی بلد نباشيد اشکال ندارد ودر اينصورت زن به مرد ميگويد : تورا به ازدواج خود در آوردم برای يک ساعت (مثلا ً) به فلان مبلغ وسپس مرد ميگويد : قبول کردم.
دختر یا زن باید اهل کتاب باشد مسیحی یا یهودی یا مسلمان ( اینجا هم فتوای مرجعت رو باید بدونی )
در کل برید پیش عاقد بهتره هم صیغه نامه مینویسه که خدای نکرده بعدها به مشکل بر نخورید پول زیادی هم نمیگیره همه جا هم هر آخوندی این کار رو انجام میده از طرف دختر وکیل میشه و پسر میگه قبلت
مهریه در صیغه واجب است یعنی حتی یک شاخه گل باید به عنوان مهر تعیین شود
اگه سوال دیگه ای بود بپرسید اگرم خواستید مرجعتون رو بگید شرایطش رو بگم
asal-90
Monday 3 November 2008-1, 08:23 PM
خوبه سایتمون یه حاج آقا هم داره..خب خودت یه صیغه واسه ی اونایی که (مثل آقایونی که در بالا پست زدن!) میخوان بخون..کار آقا پسرای سایت رو راحت کن!ما هم یه عروسی میفتیم!!
LastSOLDIER
Monday 3 November 2008-1, 08:41 PM
ما که تو فکرش نیستیم فعلا فقط درسو بچسبیم هنر کردیم
قبول
بیاید من قرائت میکنم برید صفا کنید
خانوماش هنوز پیدا نشده
geegooloo
Monday 3 November 2008-1, 09:47 PM
سو تفاهم پیش نیاد
من سوال کردم
منظورم این بود که اینو بنویس که هر مردی زنی رو صیغه کنه
باید بعد از تاریخ انقضا عده ی دختره رو نگه داره
همین
LastSOLDIER
Monday 3 November 2008-1, 10:11 PM
سو تفاهم پیش نیاد
من سوال کردم
منظورم این بود که اینو بنویس که هر مردی زنی رو صیغه کنه
باید بعد از تاریخ انقضا عده ی دختره رو نگه داره
همین
گناه که نکردی عزیز سوال کردی
حالا به فرض هم این کار رو بکنی چه اشکالی داره
برو حالتو بکن منتها مراقب باش اسراف نکنی
متاسفانه تو جامعه ما اینطور جا افتاده که هر کی دختر بلند میکنه( اصطلاحا ) بهش میگن دمش گرم عجب آدم زرنگیه
ولی یه بدبخت که میره صیغه میکنه میگن عجب آدم فلان فلان شده ی چش چرونیه
geegooloo
Tuesday 4 November 2008-1, 09:40 PM
اومدی درست کنی
زدی کاسه کوزه ها رو شکستی
آخه چرا ادم رو تو عمل انجام شده قرار میدید
LastSOLDIER
Tuesday 4 November 2008-1, 10:53 PM
نوش جــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــونت :icon_pf(19):
LastSOLDIER
Friday 7 November 2008-1, 02:51 PM
زیاده روی در ازدواج موقت و هوسرانی مردان
متعه حلال است برای کسی که خداوند متعال بوسیله زوجه دائم او را بی نیاز نکرده باشد و یا از حضور نزد زوجه اش غایب باشد .
اسلام = تعادل در همه امور
در دین اسلام ، کم روی و زیاده روی در امور جنسی نهی شده است چراکه اسلام فقط دین تعادل است
احادیث ائمه اطهار (ع) و فتوای علما
حضرت امام موسی کاظم (ع) می فرمایند :
نسبت به متعه گرفتن اصرار نکنید و از زنان دائم خود رویگردان نشوید تا آنها از شما بیزاز شوند و نفرین کنند به کسی که امر به متعه نموده است و او را لعنت کنند .
حضرت امام رضا (ع) می فرمایند :
متعه حلال است برای کسی که خداوند متعال بوسیله زوجه دائم او را بی نیاز نکرده باشد و یا از حضور نزد زوجه اش غایب باشد .
علی بن یقطین که در دربار هارون الرشید کار می کند و وضع مالی خوبی هم دارد ، با وجود اینکه زوجه دائم دارد و در مسافرت به سر نمی برد ، هوس گرفتن متعه نموده ، از امام هفتم (ع) در این باره سوال می کند .
حضرت امام موسی کاظم (ع) می فرمایند : ترا با متعه چه کار ؟ تو که زوجه دائمی در اختیار داری !
حضرت آیت الله مکارم شیرازی :
احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر خود را در ازدواج موقت نیز ترک نکند.
وای بر مردی که
با زیاده روی درازدواج موقت حق زن دائم خود را پایمال کند
مردان متاهل و زیاده روی در ازدواج موقت
دین مبین اسلام برای کمیت ازدواج موقت مردان ، حد قائل شده است ، و با وجود اینکه مردان متاهل را نیز به ازدواج موقت امر نموده است اما زیاده روی در ازدواج موقت را بر آنان حرام کرده است .
ازدواج موقت در دو صورت بر مردان متاهل مستحب است و به جا آوردن سنت رسول اکرم (ص) شمرده می شود :
1 – زوجه دائم مرد از لحاظ جنسی ناقص باشد ، بطوریکه مرد نتواند از او بهره جنسی ببرد .
2 – مرد برای مدتی از زوجه دائم خود دور باشد ( مثلا در مسافرت کاری باشد )
اما ازدواج موقت برای مردی که زوجه دائم سالم و در دسترس دارد ، جائز نیست .
( البته استثناء هم دارد ، مثلا ممکن است مرد بخواهد به قصد محرمیت با زنی ، با دختر صغیره اش ازدواج موقت کند ، که در این صورت مادرِ دخترِصغیره تا ابد به عنوان مادرزن بر مرد محرم می باشد ، یاد آور میشوم که ازدواج موقت به قصد اینگونه محرمیت برای زن نیز امکان پذیر است ، مثلا دختر می تواند برای محرم شدن به شوهر خاله خویش با پسر خاله اش برای مدت کوتاهی ازدواج موقت کند ، که در این صورت شوهر خاله اش تا ابد برای او حکم پدر شوهر را دارد )
مردان مجرد و زیاده روی در ازدواج موقت
مردان مجرد نیز نباید در آن واحد ، بیش از حد زوجه موقت اختیار کنند ، چون در صورتی که حق زوجه موقت پایمال شود ( نزدیکی با زوجه موقت بیش از 4 ماه ترک شود ) بر مرد گناه نوشته خواهد شد .
دختران و زنان بیوه
دختران و زنان بیوه می توانند به هر تعداد که مایل هستند ازدواج موقت کنند و دین اسلام در این مورد هیچ گونه محدودیتی برای زنان تعریف نکرده است .
منبع احادیث :
کتاب بهشت خانواده ۲ ، نوشته : مرحوم استاد سید جواد مصطفوی
REZA
Friday 7 November 2008-1, 05:36 PM
من تا حالا اين حرفايي كه تو پستاي قبلي زده بودي رو قبول نداشتم ولي وقتي اين پست آخري رو زدي يه جورايي بهتر شد !
چه خوبه كه آدم اگه چيزي رو ميگه نقيضش رو هم اگه هست كنارش بزاره . وقتي تو ازدواج موقت هم زياده روي بشه بازم تو شهر هرج و مرج عجيبي پيش مياد و ديگه سنگ رو سنگ بند نميشه.
مرسي
LastSOLDIER
Tuesday 11 November 2008-1, 09:44 PM
و ما ینطق عن الهوی و (پیامبر) هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید (سوره مبارکه نجم ، آیه 3)
=
پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم): هیچ کس دراسلام ایمانش زیاد نمی شود مگر آن که محبت او به زنان بیشتر باشد.
=
پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم): هر مومنی که با همسرش آمیزش نماید، هفتاد هزار فرشته بال هایشان را برای آنها می گسترانند و رحمت خدا بر آنان نازل می گردد ( مستدرک الوسائل ج 14 ص 154 )
=
امام صادق(علیه السلام): هیچ مباح و حلالی نزد خداوند ، دوست داشتنی تر از آمیزش با هم نیست . پس زمانی که مومن با همسرش نزدیکی و غسل جنابت می کند ، شیطان به گریه می افتد و می گوید : ای وای ! این بنده از پروردگارش اطاعت نموده و گناهانش بخشیده شده است . ( وسائل الشیعه ج2 ص 179 )
=
پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) در خطاب به مردان فرمودند: چنانچه حیوانات بر جفت های خویش می جهند بر همسرانتان نجهید ، بلکه پیش از آن با بوسه و سخن گفتن وی را برای عمل آماده سازید .
=
امام صادق(علیه السلام) در خطاب به مردان فرمودند: اگر یکی از شما به همسرش نزدیک شود و سپس برخیزد و او را ارضا نکند همسر او اگر به یک سیاه زنگی دست یابد به او متوسل می شود ، پس به هنگام نزدیکی(S*e*x) شوخی و ملاعبه کنید که لذت بخش و بهتر است و زن بهتر ارضا می شود .(مکارم اخلاق )
=
امام علی(علیه السلام): چون یکی از شما خواست با همسرش آمیزش کند، از شتاب کردن در این کار پرهیز نماید که زنان نیز نیازهایی (جنسی) دارند . (خصال صدوق)
=
از امام صادق(علیه السلام) درباره آمیزش از مقعد پرسیدند حضرت فرمود: همسرت عروسک و عشق زندگی توست پس او را با این کار اذیت مکن .( وسائل الشیعه ج20 ص143)
=
=
=
=
LastSOLDIER
Thursday 11 December 2008-1, 05:59 PM
احکام ازدواج موقت از نگاه آیت الله سیستانی
حدود صیغه محرمیت تا چه اندازه می باشد ، و ربواط و محدوده حجاب تا حدی از لحاظ شرعی مجاز می باشد ؟
صیغه محرمیت همان عقد موقت است که زن در روابط مثل زوجه است .
آیا دختر و پسر که با هم ارتباط دارند خودشان می توانند صیغه محرمیت بخوانند ؟
با اجازه پدر یا جدّ پدری اشکال ندارد .
ایا میتوان دختری را که بدلیل خطا بکارت خود را از دست داده بدون اذن پدر صیغه کرد ؟
اذن لازم است.
در ازدواج موقت با زنان اهل کتاب حکم صیغه باید خوانده شود چون آنها که این حکم را نمی دانند ؟ و آیا ازدواج موقت با فواحش در صورت عدم دخول جایز است ؟
1 ـ خواندن صیغه و لو به زبان غیر عربی بهر حال لازم است و به طرف مقابل باید معنای ازدواج موقت تفهیم بشود .
2 ـ اگر از زنانی باشد که مشهور به زنا است به احتیاط واجب قبل از توبه با او ازدواج نکند حتی اگر قصدش عدم دخول باشد .
آیا میشود صیغه عقد را به زبان فارسی بیان کرد؟ وفقط به عنوان مثال گفت : من تورا به مدت 1 ساعت میخواهم به مبلغ فلان مقدار؟
اگر عربی بلد نباشید اشکال ندارد ودر اینصورت زن به مرد میگوید : تورا به ازدواج خود در آوردم برای یک ساعت (مثلا ً) به فلان مبلغ وسپس مرد میگوید : قبول کردم.
1 ـ برای فردی که در یک کشور غربی زندگی می کند آیا متعه یک زن غیر مسلمان حلال است ؟
چنانچه وی تمایل به اسلام پیدا کرد :
2 ـ چه نکاتی را در عمل به ازدواج موقت باید رعایت نمود تا به گناه آلوده نشود ودر عین حال نیاز شرعی خود را نیز بر آورده ساخت ؟
3 ـ آیا با توجه به در دسترس نبودن روحانی برای خواندن صیغه خود فرد میتواند اقدام کند .
4 ـ آیا جمله خاصی لازم است گفته شود ؟
5 ـ آیا باید به زبان عربی باشد یا به زبان دیگر هم کفایت می کند ؟ 1 ـ اگر همسر دائمی مسلمان نداشته باشد با زن مسیحی ویهودی جایز است .
2 ـ پس از تشخیص جواز ازدواج با مورد خاص وتعیین مهر ومدت با دقت می تواند به زن بگوید با توازدواج موقت می کنم به این مقدار مهر وتا این مدت زمان واوبگوید پذیرفتم واگر به زبان عربی نمی تواند به غیر عربی بگویند اشکالی ندارد .
3 و4 و5 ـ جواب روشن شد .
اگر دختر و پسر ندانند که اجازه ی پدر دختر برای عقد موقت لازم است و بعد از جاری شدن عقد متوجه آن موضوع بشوند عقد آنها چه حکمی دارد ؟
عقد باطل است .
ایا در ازدواج موقت با زن اهل کتاب عده نگه داشتن لازم است؟
بله لازم است.
آیا ازدواج موقت به زبان فارسی نیز قبول است یا نه؟
خیر باید سعی کند به عربی خوانده شود و اگر نتوانست کلمه (قبلت) را به عربی بگوید.
آیا صحیح است که اگر دختری بالغ باشد از نظر فکری وسنی ، می تواند بدون اطلاع پدر صیغه پسری شود که بعد ها قصد ازدواج دارند؟
صحّت ندارد واذن پدر لازم است حتی اگر مستقل در شؤون زندگی باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت.
آیا زن و مرد می توانند دو بار صیغه عقد دائم را جاری سازند؟ یک بار خودشان و بعد از مدتی با ثبت و موازین قانونی؟
اشکال ندارد، عقد دومی صوری وظاهری است.
ازدواج با زنان اهل کتاب چه حکمی دارد؟
عقد دائم به احتیاط واجب جایز نیست وعقد موقت اشکال ندارد.
من دختری 23 سال هستم که که مدت 6سال است خواستگاری دارم که 24 سال دارد و هر دو نسبت به هم دارای عشق پاکی هستیم و فقط به ازدواج فکر می کنیم اما چون در حال حاضر سرباز است و نمی توان تا 6 ماه آتی به صورت رسمی مطرح کرد آیا میتوان بدون آگاهی پدر صیغه محرمیت بخوانیم اما شرط شود که باکره بمانم در ضمن مادرم در جریان میباشد راهنماییم کنید?
بدون رضایت پدر حرام است جایز نیست ، و چیزی به نام صیغه محرمیت نداریم .
اگر دختر و پسر ندانند که اجازه ی پدر دختر برای عقد موقت لازم است و بعد از جاری شدن عقد متوجه آن موضوع بشوند عقد آنها چه حکمی دارد ؟
عقد با طل است .
آیا زنی را که زنا کرده است را میتوان به عقد غیر دائم خود در اورده یا باید ان زن عده نگه دارد ؟ آیا زنی که به مدت یک یا دو ساعت به عقد غیر دائم دراید عده دارد یاخیر؟
1-عده لازم نیست ولی اگر زن از زنهای مشهور به زنا است به احتیاط واجب وی را عقد نکند مگر بعد از توبه کردن.
2-اگر این عمل بعد از عقد شرعی بوده عده دارد .
3-اگر با وی نزدیکی بشود عده دارد .
آیا من میتوانم وقتی که به شهر یا کشور دیگری برای مدت یک هفته میروم در آنجا خانمی را برای مدت 1 ساعت صیغه کنم ؟حتی اگر به شهر ها یا کشورهای زیارتی بروم؟
اشکال ندارد ولی اگر شما همسر مسلمان دارید نمیتوانید زنی را که از اهل کتاب است مثلا مسیحی صیغه کنید و اگر همسر شما هم به آن راضی باشد به احتیاط واجب نباید این کار را بکنید.
با چه شرایطی میتوان زن غیر مسلمان را صیغه کرد ؟
در صورتی که مرد زن مسلمان نداشته باشد و بقیه شرایط که در عقد موقت با زن مسلمان معتبر است در عقد با وی هم لازم است .
آیا صیغه دختره باکره بدون اذن پدر با شرط عدم ودخول ضمن عقد جایز است یا خیر ؟
جائز نیست حتی اگر دختر مستقل در شوًون زندگی باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت .
در چه صورت و شرایطی اذن والد نیاز نیست در ازدواج موقت ؟
دختره باکره اگر در شؤون زندگی مستقل نباشد اذن لازم است و اگر مستقل باشد هم بنابر احتیاط واجب لازم است .
برای شخصی که مقدمات ازدواج به هیچ وجه برایش فراهم نیست و پیدا کردن زن عفیفه برای متعه ازدواج موقت کردن هم مقدورنیست آیا متعه با زنی که مشهور به فساد است جایز است؟
ازدواج با زن مشهور به زنا به احتیاط واجب جایز نیست و میتوانید در این مساله به اعلم بعد رجوع کنید .
آیا خواندن صیغه توسط مرد و زن کافی است یا بایستی شخص دیگری صیغه را جاری کند ؟ خواندن صیغه چگونه است؟
خود زن و مرد بخوانند کافی است و اگر عربی بلد نیستند میتوانند به زبان دیگر بخوانند بعد از تعیین مدت و مبلغ مهر به طور دقیق زن میگوید :زوجتک نفسی فی المده المعلومه علی المهر المعلوم سپس مرد میگوید :قبلت .
ضمن سلام نظر حضرت عالی در مورد عده زنان فاحشه را بفرمائید ایا ازدواج موقت با انها مشکل دارد ؟
ازدواج با انها بنا بر احتیاط واجب جایز نیست ولی زنا عده ندارد .
بازنی که در ازدواج موقت دیگری بوده ازدواج کرده و دخول صورت گرفته بدون آنکه از همسر داشتن او خبر داشته باشم آیا بعدا ً می توانم با اوازدواج کنم؟
بنابر احتیاط واجب بر شما حرام ابدی شده است.
آیا می توان با دختری که قبلا به طور رسمی ازدواج نکرده و در جایی ثبت نشده و اینکه آن دختر باکره نباشد ازدواج موقت کرد ؟
اگر ازدواج سابق شرعی بوده برای عقد دوم اذن پدر لازم نیست .
من با دختری دوستم میتوانم فقط برای گفتن و خندیدن او را عقد کنم یعنی نه برای قصد جنسی فقط برای اینکه بتوانم با او راحت بگویم و بخندم .
با اذن پدر یا جدّ پدری اشکال ندارد .
چه نکاتی را در عمل به ازدواج موقت باید رعایت نمود تا به گناه آلوده نشود و در عین حال نیاز شرعی خود را نیز بر آورده ساخت ؟
پس از تشخیص جواز ازدواج با مورد خاص و تعیین مهر و مدت با دقت می تواند به زن بگوید با تو ازدواج موقت می کنم به این مقدار مهر و تا این مدت زمان و او بگوید پذیرفتم و اگر به زبان عربی نمی تواند به غیر عربی بگویند اشکالی ندارد .
برای فردی که در یک کشور غربی زندگی می کند آیا متعه یک زن غیر مسلمان حلال است ؟
اگر همسر دائمی مسلمان نداشته باشد معه با زن مسیحی و یهودی جایز است .
بنده در کشور ژاپن زندگی میکنم که اکثر مردم آن یا بودائی هستند یا دینی ندارند. من برای اینکه به گناه نیفتم نیاز شدید به ازدواج موقت دارم. لذا با عرض معذرت به سوالات زیر پاسخ دهید:
۱ - آیا لازم است که قبل از ازدواج در مورد دینشان سوال شود؟
۲ - آیا لازم است که سوال شود و جواب دادند که دینی انتخاب نکرده ام چه باید کرد؟
۳ - اگر گفتند بودائی هستم چه حکمی دارد؟
۴ - آیا در صورت منفی بودن سوالات فوق میتوان آنها را بعنوان کنیز برای مدت مشخصی خرید؟ (خود آنها راغب هستند).
۱ - اگر مسیحی یا یهودی بودن وی ثابت نشود - و لو به اعتراف خود - ازدواج موقت با وی جایز نیست.
۲ - جایز نیست مگر اینکه عرفاٌ مسیحی یا یهودی باشد.
۳ - جایز نیست.
۴ - جایز نیست.
آیا کسی می تواند با خواهر زن خود به صورت موقت یا دائم ازدواج کند ؟
بعد از طلاق همسر خود و گذشت عدّه وی می تواند با خواهر او ازدواج دائم یا موقت بکند و قبل از آن جایز نیست و عقد باطل است .
اگر زن و مرد بخواهند متعه کنند و در متعه شرط نمایند که هر نوع تلذذ از همدیگر را داشته باشند به استثناء دخول آیا در این نوع متعه اذن پدر لازم است ؟
لازم است اگر بکر باشد .
آیا متعه با کسی که نمی خواهیم با او نزدیکی کنیم و فقط برای ایجاد محرمیت متعه می کنیم به اجازه ولی نیاز دارد ؟
اگر بکر باشد اجازه ولی دراینصورت هم لازم است .
در چه صورتی اجازه پدر برای زن در صیغه عقد موقت لازم است ؟
در هر عقدی اجازه پدریا جد پدری در ازدواج زنی که ازدواج نکرده لازم است و این حکم در صورتی که زن در شئون زندگی مستقل باشد مبنی بر احتیاط است .
آیا اگر زن بگوید که شوهر ندارد کفایت می کند یا باید تحقیق کرد ؟
کفایت می کند .
آیا زن و مرد خودشان می توانند صیغه عقد موقت را جاری کنند ؟
می توانند .
آیا برای صیغه عقد موقت شاهد لازم است؟
لازم نیست .
آیا صیغه عقد موقت را می توان به فارسی خواند ؟
اگر بتوانند به احتیاط واجب باید عربی بخوانند و اگر نتوانند به زبانهای دیگر اشکال ندارد مثلاً پس از تعیین دقیق مهر و زن به مرد بگوید خود را به ازدواج تو درمدت یادشده معلوم به مهر یه یاد شده معلوم در میآورم ومدر بگوید قبول کردم .
آیا در صیغه عقد موقت رضایت ظاهری طرفین بدون جاری کردن صیغه کافی است ؟ یا باید صیغه عقد موقت خوانده شود ؟
باید صیغه عقد موقت خوانده شود .
لطفاً مفهوم عده متعه را بیان فرمایید.
عده متعه بنابر احتیاط واجب دو حیض کامل است و اگر مقصود معنای عدّه و متعه است ، عده یعنی مدتی که زن پس از مفارقت شوهر یا آمیزش شبهه باید از ازدواج دوری کند و احکام عده را مراعات نماید . و متعه یعنی ازدواج موقت .
در مذهب مسیحیت طلاق را به رسمیت نمی شناسند. ازدواج موقت با زن مسیحی که قانوناً مطلقه است چه حکمی دارد ؟
اگر در عرف آنها به عنوان مطلقه شناخته شود جایز است .
آیا با خواهر زن می توان صیغه موقت خواند ؟
جایز نیست تا وقتی که خواهر او همسریا درعدهٌ شما است .
ازدواج دائم یا موقت با اهل کتاب (مسیحی، یهودی)چگونه است؟
ازدواج دائم مرد مسلمان با اهل کتاب بنابر احتیاط واجب جایز نیست ولی ازدواج موقت جایز است مشروط بر اینکه همسر مسلمان نداشته باشد و گرنه بدون رضایت او صحیح نیست بلکه با رضایت هم بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
اگر دختری پدر وجدّ پدری اش فوت کرده باشند آیا می توان آن دختر را صیغه کرد (در صورت رضایت خود دختر) یا نه ؟
اگر دختر دارای رُشد فکری باشد یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد مانعی ندارد .
اگر ضمن عقد منقطع، شرط نفقه شده باشد آیا این شرط صحیح است و بر فرض صحت تاییدیّه نفقه از ناحیه زوج وتحقق تخلف شرط آیا زوجه می تواند تقاضای انحلال نکاح را بنماید؟
شرط صحیح است وبر زوج واجب است بپردازد واگر نپرداخت زوجه می تواند با مراجعه به حاکم شرع بلکه به محاکم عرفی او را ملزَم به پرداخت کند ولی نمی تواند عقد را فسخ کند.
اگر دختر و پسری بخواهند با هم ازدواج کنند ولی برای شناخت و آشنایی بخواهند قبل از ازدواج دائم ازدواج موقتی داشته باشند ولی پدر دختر اجازه ندهد آیا دختر و پسر می توانند بدون اذن پدر دختر به عقد موقت یکدیگر در ایند ؟
جایز نیست و عقد باطل است .
ازدواج موقت و یا دائم مرد و یا زن مسلمان شیعه با زن و یا مرد زرتشتی چه حکمی دارد ؟
ازدواج زن مسلمان با مرد زرتشتی جایز نیست و همچنین ازدواج مرد مسلمان با زن زرتشتی بنا بر احتیاط واجب جایز نیست .
آیا می شود با زن فاحشه ازدواج موقت کرد؟
مانعی ندارد ولی بنابر احتیاط واجب بعد از توبه اش باشد وتوبه اش به این معلوم میشود که او را به زنا دعوت کنی اگر قبول نکرد توبه کرده است.
لطفاً متن خطبه ازدواج موقت را بفرمایید. (بنده را وکیل کرده اند).
اگروکیل شده اید که زن را برای خود عقد موقت کنید کافی است با تعیین مهر و مدت به وکالت از زن بگوئید (انکحت موکلتی نفسی فی المدة المعلومة علی الصداق المعلوم) سپس از طرف خود بگویید (قبلت النکاح لنفسی فی المدة المعلومة علی الصداق المعلوم) البته در هر دو طرف باید با قصد انشاء عقد موقت و قبول آن باشد.
واگر وکیل ازطرفین هستید بگوئید (انکحت موکلتی موکلی فی المدة المعلومة علی الصداق المعلوم ) سپس بگوئید (قبلت النکاح لموکلی کذلک).
آیا می شود با رضایت دختر ازدواج موقت کرد؟
اذن ولی دختر (پدر یا جد پدری) لازم است و اگر دختر در شؤون زندگی خود مستقل است اذن ولی او ـ بنابر احتیاط واجب ـ لازم است.
آیا با زنان غیر اهل کتاب بدون هرگونه متعه نزدیکی کرد؟
جایز نیست.
اگر با زنی که شوهر ندارد نزدیکی کند و با این نیت که صیغه بخواند و اگر فراموش کند در صورتی که هر دو راضی باشند آیا حکم زنا دارد؟ و اگر دارد راه بخشش آن چیست؟
اگرخواندن صیغه را فراموش کند وطی به شبهه است و اگر نه زنا است و باید توبه کند.
خانمی را به عقد موقت خود درآورده ام قبل از عقد پرسیدم در عقد یا عده کسی نیست با صراحت تمام جواب منفی داد. الان شک دارم که شاید با کسی رابطه داشته است که از زمان و کیفیت آن اطلاعی ندارم اما به گمان غالب اگر رابطه ای داشته بدون عقد بوده است آیا عقد من درست است؟
عقد صحیح است.
بدلیل مسافرتهای خارجی متعدد اضطراب از به گناه افتادن دارم آیا می توانم بدون اذن همسرم در مسافرتها ازدواج موقت با اهل کتاب بکنم ؟
جایز نیست مگر آنکه مسلمان شود .
بنده به علت شغل 3 ماه بدون همسرم باید در کشور ژاپن زندگی کنم . جنابعالی صیغه زن غیر اهل کتاب را جایز ندانسته اید و صیغه اهل کتاب را با رضایت همسر دائمی جایز دانسته اید آیا در شرایط اضطرار صیغه زن کافر بدون رضایت همسر جایز است یا خیر ؟
ایشان در عقد موقت با اهل کتاب برای مردانی که با رضایت همسر مسلمان خود قصد ازدواج موقت دارند احتیاط واجب می کنند شما می توانید در این مساله به غیر (با مراعات الاعلم فالاعلم) مراجعه کنید .
می توان زن شوهردار را صیغه کرد ؟
جایز نیست و از گناهان بزرگ است وحرمت ابدی می آورد.
آیا متعه کردن دختر بالای 22 سال و مستقل به شرط عدم زوال بکارت جایز است ؟
جایز است و بنا برا احتیاط واجب اذن پدر با جد پدری لازم است .
آیا می شود با یک دختر ازدواج موقت کرد و اگر با یک دختر در مکان خلوت باشیم و احتمال گناه برود آیا می شود بدون اجازه والد دختر او را صیغه کرد ؟
اذن پدر حتی در فرض سوال لازم است .
آیا برای ازدواج موقت در صورتیکه هر دو طرف بالغ باشند لزومی دارد کسی شاهد باشد یا حضور دو طرف کافی است ؟
در عقد موقت و دائم حضور شاهد لازم نیست ولی درازدواج با دختری که شوهر نکرده اذن ولی شرط است .
آیا دختری که سن آن 31 سال است و از نظر مالی مستقل است را به شرط عدم دخول میتوان صیغه کرد بدون اجازه پدر ؟
بنا بر احتیاط واجب جایز نیست .
من یک ایرانی هستم که در خارج از کشور زندگی می کنم آیا می شود با زنی با مشخصاتی مانند زنی مسیحی که حدود یک سال از شوهرش جدا شده ولی از نظر قانون آن کشور هنوز منتظر طلاق می باشد ولی از نظر مذهبی خودشان جدا شده اند می شود ازدواج متعه کرد ؟
اگر از نظر شرع آنها و عرف مطلقه می باشد مانعی ندارد بشرطی که شما همسر مسلمان نداشته باشید .
خواندن صیغه عقد در ازدواج موقت با زنان یهود و یا مسیحی در صورتی که دسترسی به زبان انگلیسی و یا زبان های دیگر جایز است یا خیر ؟
مانعی ندارد بلکه درصورت امکان باید صیغه بعربی خوانده شود واز زن وکالت گرفته شود واگر ممکن نشد به زبان دیگر صیغه را بخوانند.
من دختری را به عقد موقت خود در اورده ام آیا بدون دخول با مادرش محرم هستم یا خیر ؟
بلی محرم هستید و نظر ایشان هم همین است .
ازدواج موقت با زن بودائی چه حکمی دارد ؟
جایز نیست .
ازدواج متعه یعنی چه ؟
یعنی ازدواج موقت که مانند ازدواج دائم است از نظر احکام به استثناء بعضی از آنها .
اگر دختر و پسری بخواهند با هم ازدواج کنند ولی برای شناخت و آشنایی بخواهند قبل از ازدواج دائم ازدواج موقتی داشته باشند ولی پدر دختر بدلیل فرهنگ غلط جامعه اجازه ندهد آیا دختر و پسر می توانند بدون اذن پدر دختر به عقد موقت یکدیگر در ایند ؟
جایز نیست و عقد باطل است .
در شرح کتاب شریف (من لا یحضره الفقیه) در ذیل ازدواج مو قت مسأله ای را بدینگونه طرح گشته است که اگر ازدواج موقت انجام گیرد با دختری باکره و قید شود که تلذذ جسمی و دخول صورت نپذیرد و صرفاً به صحبت و گفتگو بسنده شود دیگر نیازی به اذن پدر نیست. نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟
حضرت آیت الله اذن پدر را شرط می داند مطلقاً.
آیا مرد می تواند در مسافرت بدون اجازه زن دایم خود زنی را صیغه نماید؟
می تواند زن مسلمان را متعه نماید.
آیا در صیغه اجازه همسر لازم است؟
خیر.
آیا تفاوتی بین صیغه و ازدواج موقت است؟
خیر.
1 ـ در ازدواج موقت می توان لفظ صیغه را فارسی خواند و به چه صورت خوانده می شود؟
2 ـ آیا دختر را می شود صیغه موقت کرد.
1 ـ در صورت عدم تمکن از عربی خواندن ، فارسی خواندن ایرادی ندارد.
2 ـ ازدواج موقت با دختر باید با اجازه پدر یا جد پدری باشد هرچند اگر دختر در شؤون زندگی خود مستقل باشد (بنابر احتیاط در این صورت).
آیا احکام رجوع عقد دائم و موقت یکی است؟ مثلا : اگر مدتی از زمان متعه باقی باشد ومرد بدلایلی زمان باقی مانده را ببخشد آیا می تواند مجددا رجوع نماید و نیت رجوع کافی است یا اینکه باید دو باره صیغه عقد جاری شود؟
رجوع در متعه مورد ندارد و باید عقد جدید خوانده شود.
آیا متعه با زنی که دین ندارد جایز است ؟ متعه با زنی که کافر است چه حکمی دارد ؟
با کافر غیر کتابی جایز نیست وهمچنین با زردشتی بنابر احتیاط واجب ومُتعه کردن با زن یهودی و مسیحی جایز است به شرط آنکه همسر مسلمان نداشته باشد .
در ازدواج موقت بعد از بذل مدت یا انقضای مدت برای نکاح با خواهر چنین زنی آیا لازم است عده به پایان برسد یا نیازی به پایان رساندن عده نیست ؟
بنابر احتیاط واجب باید عده منقضی شود.
اگر بانوان از راههای جلوگیری از قبیل ( قرص، آمپول، کاندوم و ...) استفاده کنند به طوری که مسلماً حامله نشوند آیا لازم است در ازدواج موقت عده نگه دارند؟
برفرض تحقق دخول بلی عده لازم است حتی اگر از حامله شدن جلوگیری کنند.
منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی ایت الله سیستانی
LastSOLDIER
Friday 19 December 2008-1, 11:35 PM
اسلام تعدد زوجات را بدون قيد و شرط و نامحدود قبول ندارد. با بررسى وضع محيطهاى مختلف قبل از اسلام به اين نتيجه مىرسيم كه تعدد زوجات به طور نامحدود، امر عادى بوده و قبل از اسلام جريان داشته؛ تعدد زوجات از ابتكارات اسلام نيست، بلكه دين آن را در چارچوب ضرورتهاى زندگى انسان محدود ساخته و براى آن قيد و شرايط سنگين قرار داده است.
قوانين اسلام براساس نيازهاى واقعى بشراست، نه احساسات، زيرا ممكن است هر زنى از آمدن رقيب (در زندگى ناراحت بشود، ولى وقتى مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به كنار بگذاريم، فلسفه تعدد زوجات روشن مىشود. هيچ كس نمىتواند انكار كند كه مردان در حوادث گوناگون زندگى، بيش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگها و حوادث ديگر، قربانيان اصلى را آنها تشكيل مىدهند.
نيز نمىتوان انكار كرد كه بقاى غريزه جنسى مردان از زنان طولانىتر است، زيرا زنان در سن معينى، آمادگى جنسى خود را از دست مىدهند، در حالى كه در مردان چنين نيست.
هم چنين زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتى از دوران حاملگى، عملاً ممنوعيت آميزش دارند، در حالى كه در مردان اين ممنوعيت وجود ندارد.
از همه گذشته زنانى هستند كه به علل گوناگونى همسران خود را از دست مىدهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها بايد براى هميشه بدون همسر باقى بمانند.
با درنظر گرفتن اين واقعيتها در اين گونه موارد (كه تعادل ميان مرد و زن به هم مىخورد) ناچاريم يكى از سه راه ذيل را انتخاب كنيم.
أ) مردان تنها به يك همسر در همه موارد قناعت كنند و زنان بيوه تا پايان عمر بدون همسر باقى بمانند و تمام نيازهاى فطرى و خواستههاى درونى و احساسى خود را سركوب كنند.
ب) مردان فقط داراى يك همسر قانونى باشند، ولى روابط آزاد و نامشروع جنسى را با زنانى كه بى شوهر ماندهاند، به شكل معشوقه برقرار سازند.
ج) كسانى كه قدرت دارند بيش از يك همسر را اداره كنندو از نظر جسمى و مالى و اخلاقى مشكلى براى آنها ايجاد نمىشود، نيز قدرت بر اجراى كامل عدالت ميان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود كه بيش از يك همسر انتخاب كنند.
حال اگر بخواهيم راه اول را انتخاب كنيم، بايد گذشته از مشكلات اجتماعى كه به وجود مىآيد، با فطرت و غرائز و نيازهاى روحى و جسمى بشر به مبارزه برخيزيم. هم چنين عواطف و احساسات اين گونه زنان را ناديده بگيريم اما اين مبارزهاى است كه پيروزى در آن نيست. به فرض كه اين طرح عملى بشود، جنبههاى غير انسانى آن بر هيچ كس پوشيده نيست.
تعدد همسر را در موارد ضرورت نبايد تنها از دريچه چشم همسر اول مورد بررسى قرار داد، بلكه از دريچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضيات اجتماعى بايد مورد مطالعه قرار داد. آنها كه مشكلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان مىكنند، كسانى هستند كه يك مسئله سه زاويهاى را تنها از يك زاويه نگاه مىكنند، زيرا تعدد همسر هم از زاويه ديد مرد و هم از زاويه ديدهمسر اول، نيز از زاويه ديد همسر دوم بايد مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در اين باره قضاوت كنيم.
اگر راه دوم را انتخاب كنيم، بايد فحشا را به رسميت بشناسيم. تازه زنانى كه به عنوان معشوقه مورد بهره بردارى جنسى قرار مىگيرند، نه تأمين دارند و نه آيندهاى. چنان كه شخصيت آنها پايمال شده است. اينها امورى نيست كه انسان آگاه آن را تجويز كند.
بنابراين تنها راه سوم مىماند كه هم به خواستههاى فطرى و نيازهاى غريزى زنان پاسخ مثبت داد و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانى زندگى اين دسته از زنان بركنار ماند و جامعه را از گرداب گناه بيرون برد.
در پايان چند نكته را ذكر مىكنيم:
1 - جواز تعدد زوجات با اين كه در بعضى موارد يك ضرورت اجتماعى است و از احكام مسلم اسلام محسوب مىشود، اما شرايط آن با گذشته تفاوت بسيار كرده است، زيرا زندگى درگذشته، يك شكل ساده داشت و رعايت عدالت بين زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمىآمد، ولى در زمان ما بايد كسانى كه مىخواهند از اين قانون استفاده كنند، مراقب عدالت همه جانبه باشند. اگر قدرت بر اين كار دارند، چنين اقدامى بنمايند. اساساً اقدام به اين كار از روى هوى و هوس نبايد باشد.
2 - تمايل پارهاى از مردان را به تعدد همسر نمىتوان انكار كرد. اين تمايل اگر جنبه هوس داشته باشد، مورد تأييد نيست، اما گاه عقيم بودن زن و علاقه شديد مرد به داشتن فرزند، اين تمايل را منطقى مىكند، يا گاهى بر اثر تمايلات شديد جنسى و عدم توانايى همسر اول براى برآوردن خواسته عزيزى، مرد خود را ناچار به ازدواج دوم مىبيند. حتى اگر از طريق مشروع انجام نشود، از طريق نامشروع اقدام مىكند. در اين گونه موارد نمىتوان منطقى بودن خواسته مرد را انكار كرد.(1)
گاهي مسئله تعدد زوج در يك خانه موجب كينه و دشمني مي شود اما اين اشكال برافراد وارد است كه دشمني مي ورزند، نه بر اسلام و تعاليمش، زيرا دين قانون تعدد زوجات را به طور وجوبي وضع نكرده است. در واقع تعدد زوجات در اسلام يك قاعده نيست، بلكه يك استثنا است و تنها حكم به جواز داده شده، نه الزام؛ يعنى براى برخى كه مشكلاتى پيش آمده و مجبور به ازدواج مجدد هستند، اجازه داده شده است، چنان كه براى آن شرطى گذاشته شده و آن اطمينان مرد به اين است كه مىتواند ميان زنان به عدالت عمل كند، اما اگر مردانى باشند كه بدون توجه به اين شرط و بدون توجه به سعادت خود و خانواده و فرزندان، در پى ازدواج مجدد باشند ازدواج دوم روا نيست، مثلاً هدفشان شهوت باشد و زن در نظرشان مفهومى جز موجودى كه براى لذت و شهوت آفريده شده نباشد. اسلام با اين افراد كارى ندارد و ازدواج بيش از يك زن را به آنها اجازه نمىدهد.(2)
اما سؤال از اين كه چرا اسلام اين حق را نسبت به زنان قائل نشده و چرا اسلام چند شوهري را اجازه نداده ، زيرا در اين نوع زناشويي رابطه پدر با فرزند عملاٌ نا مشخص است، هم چنان كه در كمونيسم (اشتراك) جنسي رابطه پدر با فرزندان نامشخص است.
همان طور كه كمونيسم نتوانست براي خود جا باز كند، چند شوهري نيز نتوانست مورد پذيرش باشد، زيرا زندگي خانوادگي و ايجاد آشيانه براي نسل آينده و ارتباط قطعي ميان نسل گذشته و آينده، خواسته غريزه و طبيعت بشر است. چند شوهري نه تنها با طبيعت انحصار طلبي و فرزند دوستي مرد نا موافق است، كه با طبيعت زن نيز مخالفت دارد. تحقيقات روانشناسي ثابت كرده است كه زن بيش از مرد خواهان تك همسري است. (3)
از جهت ديگر زن از مرد فقط عاملي براي ارضاي غريزه جنسي خود نمي خواهد كه گفته شود هرچه بيشتر، براي زن بهتر. زن از مرد موجودي مي خواهد كه قلب او را در اختيار داشته باشد ؛ حامي و مدافع او باشد؛ براي او فداكاري نمايد و غمخوار او باشد.
زن در چند شوهري هرگز نمي توانسته حمايت و محبت و عواطف خالصانه و فداكاري يك مرد را نسبت به خود جلب كند، از اين رو چند شوهري نظير روسپي گري همواره مورد تنفر زن بوده است. چند شوهر داشتن نه با تمايلات و خواسته هاي مرد موافقت داشته است و نه با خواسته ها و گرايش هاي زنان.(4) علاوه بر اين ، يكي ديگر از مشكلاتي كه در صورت چند همسري براي زنان ذكر شده، مشخص نبودن پدر براي فرزند مي باشد.
مسئله تعلق فرزند و معين شدن پدر فرزند، اگر چه تحقيقات امروزي و آزمايش هاي پزشكي آن را مشخص مي كند، اما از نظر رواني همچنان مسئله حل نشدني است؛ زيرا اولاٌ: همان گونه كه دانشمندان مي گويند: نتايج آزمايشهاي تجربي صد در صد نيست و احتمال خطاي اشتباه انساني يا ... وجود دارد.
ثانياٌ: مسئله اقناع روحي و رواني پدر و مادر و فرزند چيزي نيست كه با آزمايش قابل حل باشد. فرزند مي خواهد اطمينان قلبي و دروني يابد كه پدر و مادر او واقعي هستند و همين طور پدر و مادر. تا زماني كه اقناع و اطمينان قلبي و دروني صورت نگيرد ، به همان نسبت رابطه و پيوند عاطفي بين پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. مطمئنا در صورت تعدد شوهر براي زن ، اين اطمينان و رابطه عاطفي حاصل نمي شود.
واحد پاسخ به سوالات پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامي دفتر تبليغات اسلامي .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پىنوشتها:
1 - تفسير نمونه، ج3، ص 256 - 260؛ مجموعه آثار، مطهرى، ج19، ص 357 - 361.
2 - الميزان، ج4، ص 319. 3 – مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج19، ص 302.
4 – همان ، ص 311.
LastSOLDIER
Sunday 18 January 2009-1, 11:35 PM
از نظر فقهی نزدیکی از پشت با همسر چه حکمی دارد ؟
در صورت امکان دلیل آن را نیز بفرمایید .
وطی در دبر (عقب) زن به فتوای برخی از مراجع حرام است(1) و به فتوای بعضی کراهت شدید دارد.(2)
برخی فرموده اند: اگر زن راضی نباشد، حرام است و اگر راضی باشد، کراهت شدید دارد.(3)
و بنا بر فتوای آیت الله خامنه ای این عمل کراهت شدید دارد
و احتیاط در ترک آن است مخصوصا اگر زن راضی نباشد
و در صورتی که موجب اذیت او شود حرام است .(4)
بنابر فتوای آیت الله تبریزی آمیزش با همسر از عقب ، بنابر احتیاط واجب جائز نیست.(5)
به فتوای کسانی که این کاررا جایز نمی دانند، اگر کسی مرتکب شد، باید استغفار و توبه نماید.
اگر در حال حیض این کار صورت گرفت، خوب است کفّاره بدهد.
کفّاره آن اگر در ابتدای ایام حیض باشد، هجده نخود طلای سکّه دارو اگر در وسط عادت باشد، نُه نخود
و قسمت آخرت حیض 5/4 نخود طلای سکه دار باید به فقیر بدهد.
البته اگر ناخواسته و سهواً نزدیکی صورت گرفته اشکال ندارد..
به هر حال چه این عمل جایز باشد و چه نباشد ، باید توجه داشت که این کار عملی غیر طبیعی است
و چه بسا تکرار آن مشکلاتی را در سیستم گوارش و دفع مدفوع برای زن به وجود آورد .
بنابراین اطاعت از شوهر در این مسئله لازم نیست
به توضیحات ذیل توجه فرمایید :
رابطه جنسی از طریق مقعد و احکام شرعی در مورد آن :
این رابطه از نظر شرعی اگر هم جایز باشد ،عملی ناپسند و مردود است و نباید انجام گیرد .
در قوانین مجازاتهای اسلامی آمده است اگر مردی همسر خود را مجبور به انجام چنین رابطه ای با وی کند
زوجه ( زن) می تواند از شوهر خود شکایت کند.
کما اینکه هر چیزی که از نظر اسلام مردود شناخته شود حتما به ضرر انسان می باشد
که امروزه از نظر پزشکی نیز ثابت شده که این رابطه یک رابطه پرخطر است .
بررسی رابطه جنسی از نوع مقعد و آسیبهای جسمانی آن از منظر پزشکی :
هیچ پزشکی چنین رابطه ای را توصیه نمی کند
و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سالم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده ،
بر عکس این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده .
پزشکان گفته اند : دستگاه گوارشی دارای دو نوع اسفنکتر sphincter که
یکی از آنها داخلی و غیر ارادیست و دریچه ورودی غذا به معده و خروج آن می باشد
و یکی دیگر از این اسفنکتر ها خارجیست که این یکی ارادیست
وقتی که غذا بلعیده می شود ، از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود .
در محل ورود و خروج معده ، عضلات حلقوی وجود دارند که به آنها
اصطلاحا "اسفنکتر"( sphincter ) گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می¬کنند.
زمانی که شما احساس می کنید که نیاز به عمل خروج مدفوع از دریچه مقعد را دارید
این زمانیست که اسفنکتر داخلی 2 باز شده و همانطور که گفته شد غیر ارادیست .
اما عمل باز کردن دریچه مقعد ( اسفنکتر خارجی) و در کل دفع مدفوع ارادیست و دست شما می باشد
یعنی از زمانی که احساس کردید نیاز به WC دارید و خودتان را نگه می دارید تا به محل مناسب برسید
و سپس به اراده خودتان باعث خارج شدن مدفوع می شود
این نگه داشتن و این عمل خارج کردن مدفوع توسط اسفنکتر خارجی که ارادیست انجام می شود .
این مسائل را مطرح کردیم که به اینجا برسیم که رابطه جنسی از راه مقعد
یا کلا وارد شدن هر شئی در درون مقعد باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده
و باعث می شود که دریچه خروجی مقعد یا همان آنال به درستی کار خودش را انجام ندهد یعنی از قدرت ارادی خارج می شود.
پس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست می دهید .
در این صورت نا خواسته و غیر ارادی مدفوع از درچه مقعد خارج می شود
در این صورت همیشه لکه هایی از مدفوع در لباس زیر مشاهده می گردد.
که خب مسلما این برای هیچ آدمی خوشایند نیست.
از جهتی دیگر سایر بیمارهای عفونی ، ویروسی همانند هپاتیت، ایدز، سفلیس
و سایر بیماری های مقاربتی از طریق مقعد راحتتر منتقل می شوند .
خیلی از افراد تصور می کنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند
که باید عرض شود اتفاقا چون درون مقعد حاوی باکتریهای زیادی می باشد،
انتقال ویروسهایی نظیر ایدز و ... راحتتر انجام می گیرد. این باکتریها با شستشو از بین نمی روند .(6)
پی نوشت ها :
(1) آیات عظام: خویی، اراکی و سیستانی؛ توضیح المسائل مراجع، مسئلة 450 و ذیل آن.
(2) امام خمینی ، همان .
(3) آیت الله فاضل ،همان.
(4) - آیت الله خامنه ای ، پاسخ سوال های مورد ابتلا س 65 .
(5) آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، س 1463.
(6) ر.ک: طب در قرآن، ص.181و 182
LastSOLDIER
Thursday 19 February 2009-1, 06:41 PM
عواقب مرگبار انحرافات جنسى
يكى از مهمترين مسائلى كه جوانان با آن روبه رو هستند، و راه پيشگيرى افراد غير آلوده، و درمان آلوده ها!
چگونه انحرافات جنسى و اعتياد به پاره اى از آنها مى تواند جوانان را به صورت موجودى زبون، ناتوان، مأيوس عقب مانده، و بيمار درآورد، و تا سرحدّ جنون» و «مرگ» پيش ببرد.بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را عصر مسائل س...ك...س...ى نام نهاده اند، بسيارى از نويسندگان بى هدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهميّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشايند بعضى از منحرفان آن را يك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمايند!!دسته اى هم كه مى دانيم و مى دانيد دامن زدن به اين مسأله را وسيله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پيدا كردن سوژه هاى داغ جنسى و تهيه عكس هاى تحريك آميز، زمين و زمان را زير پا گذارده، و از هيچ دروغى هم پروا ندارند!
* * *
زيان هاى استمنا
در هر حال جوانان بايد با سرپنجه عقل و فكر خودشان، اين پرده هاى جهل و جنايت را كه بر وى حساسترين حقايق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك حقيقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدير و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشينند و حقايق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمايند و سرانجام اين انحرافات مرگبار را با چشم خود ببينند.
ما نخست در اين جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سال ها از عمر خود را صرف مطالعه در پيرامون اين گونه مسائل كرده اند نقل نموده، و سپس به تجزيه و تحليل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با اين اعتيادهاى ننگين را شرح مى دهيم.يكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زيان هاى عادت ننگين «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به اين شرح نقل مى كند:«هوفمان»مى گويد: «جوانى را ديدم كه از پانزده سالگى گرفتار اين اعتياد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود.او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گرديد كه هنگامى كه مى خواست كتابى را بخواند چشمهايش سياهى رفته سرش درد مى گرفت، حالتى شبيه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگيجه شده بود، حدقه هاى چشم او بيش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شديدى احساس مى كرد.مشاهدات دكتر هوچين سون (huotchinson) ثابت مى كند عموم ناراحتى هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى هاى شبكيه چشم و مشيميه از آن سرچشمه مى گيرد .نويسنده مزبور اضافه مى كند:نخستين نتيجه عادت به اين كار شنيع اين است كه قوت و شفافيت چشم ها زايل مى گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پژمرده مى شود، در نگاه هاى مبتلايان به اين كار هوش و ذكاوت اوّلى ديده نشده حالت گرفتگى در سيماى آنها ظاهر مى گردد، چشم هاى آنها با حلقه هاى كبودرنگى احاطه مى شود. بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مى شود.نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، تغيير اخلاق و مزاج به طور غير قابل توضيح، حسادت، غم و كدورت، ماليخوليا، فكر گوشه گيرى و تنهايى از نتايج شوم ابتلاى به اين انحراف جنسى است.اين طبيب در جاى ديگر از كتاب خود اضافه مى كند اين عمل موجب فقرالدم (كم خونى) و ضايع شدن قواى جسمى و روحى مى گردد و باعث دوران سر، صداى گوش ها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مى شود، و بر اثر رابطه نزديكى كه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مى گذارد. عادت به اين انحراف شوم جنسى مخصوصاً نيروى مقاومت بدن را در برابر بيمارى ها كم مى كند و به طورى كه پزشك مزبور تصريح مى نمايد:اشخاصى كه به اين عادت مذموم مبتلا هستند به محض گرفتارى به يكى از بيمارى هاى وخيم به آسانى نمى توانند گريبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند.او سپس از قول يكى از نويسندگان نقل مى كند كه:
جوانى را مى شناختم كه مبتلا به اين عادت شوم بود او گرفتار يكى از بيمارى هاى تب دار شد در روز ششم بيمارى كه كاملا ضعيف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در كام خود فرو كشيد!و نيز نقل مى كند:يكى از مبتلايانى كه به يك نوع از اين عادت شوم، مداومت مى نمود رفته رفته ضعف شديدى در خود احساس كرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و ران هاى او به طور محسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مى داد ادامه اين عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گرديد و پس از شش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گريبان بود در آغوش مرگ فرو رفت!مخصوصاً ابتلاى به اين عادت شوم براى مجروحين و آنهايى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوق العاده خطرناك مى باشد.كوتاه سخن اين كه به گفته همان «پزشكى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مى گردد!
* * *
استمنا قابل كنترل نيست
به هر حال زيان هاى اين گونه انحراف بيش از آن است كه در اين مختصر شرح داده شود.و يكى از هولناك ترين خطرات آن اين است كه اين عادت شوم به هيچ وجه قابل كنترل نيست و با توسعه روزافزون خود، اراده را تضعيف مى كند و به صورت افراطى عجيبى گسترش يافته هر گونه محدوديت را در هم مى شكند.درست است كه هر گونه افراط در امور جنسى حتى از طريق مشروع (از طريق ازدواج) نيز ممكن است خطرات فراوانى در بر داشته باشد. ولى گذشته از تفاوت هاى اصولى كه ميان اشباع طبيعى اين غريزه و اشباع از طرق غير طبيعى وجود دارد (و بعداً تشريح خواهد شد) فراهم شدن شرايط اشباع مشروع و طبيعى آن در همه حال ممكن نيست در حالى كه اين عادت شوم نياز به فراهم شدن شرايط خاصى ندارد و لذا به صورت خطرناكى در زندگى مبتلايان رخنه كرده و ريشه مى دواند.با توجه به حقايق فوق و با توجه به اهميّت فوق العاده اى كه اين مسأله در سرنوشت جوانان از نظر جسمى، فكرى، اخلاقى و اجتماعى و مذهبى دارد لازم است همه جوانان به دقت نكاتى را كه براى «پيشگيرى» از اين عادات شوم اعلام مى كنيم به كار بندند.
مبتلايان نيز بايد بدانند كه براى ترك اين عادت هيچ موقعى دير نيست. قبل از هر چيز «تصميم» و سپس به كار بستن دقيق دستورهايى كه در صفحات آينده اين كتاب ذكر خواهد شد لازم است و با انجام اين برنامه ترك اين عادات مشكل نخواهد بود.
منبع : كتاب مشكلات جنسي جوانان نوشته آيت الله مكارم شيرازي
LastSOLDIER
Thursday 19 February 2009-1, 07:17 PM
يك اشتباه بزرگ در موردانحرافات جنسى
مى خواهم خون گريه كنم امّا قطره اشكى مژگان مرا مرطوب نمى كند؟مى خواهم فرياد بكشم امّا آه هم از سينه بر نمى خيزد.مى خواهم بينديشم امّا به چه چيز؟ به كدام بدبختى و نافرجامى؟ مگر مغز انديشمندى هم در برابر اين ناملايمات برجا مى ماند؟!بيچاره و تنها، ويلان و سرگردان، هراسان و بيمناك از آنچه هستم و خواهم بود، متنفر از همه كس و همه چيز و از اين محيط آلوده و ننگين!21 ساله هستم، ده سال تمام از حساس ترين ايّام عمرم را تنهاى تنها گذراندم، ناملايمات زندگى و رنگ هاى زننده چهره اجتماع مرا فوق العاده رنج مى دهد...نفهميدم چه شد چند سال قبل كه هنگام مطالعه كتابىبى اراده به يك عادت شوم جنسى آشنا شدم، آن موقع گذشت و كسى به من نگفت كه جوانى چه دوران حساس و خطرناكى است؟ اندام هاى برهنه زنان و دخترانى كه در آتش شهوت و هوس مى سوختند به هيجان درونى من دامن مى زد.بلى من عادت كردم و اكنون مريض جسمى هستم و روحم نيز بيمار شده است، دارم به ورطه جنون پا مى گذارم آن قدر ناراحتم كه در انديشه نمى گنجد...مرااز طول دادن نامه ببخشيد اين ناله ها و استغاثه ها از من نيست كه به گوش شما مى رسد مى دانم بسيارى از جوانان مثل من بيچاره اند.ناگفته نماند در اوان جوانى در سنين 16 يا 17 سالگى بود ه دو مرتبه به خودكشى دست زده ام. امّا اجازه مردن هم به ما بيچاره ها نمى دهند! اكنون خيلى ضعيف شده ام و مدّت كوتاهى است كه با كمال معذرت بى اراده از من قطرات... دفع مى گردد! اكنون در ميان طوفان مرگبارى به اين سو و آن سو مى روم، شايد هم يك سويش نابودى باشد!...س - ب از مشهد
* * *
به اين ترتيب نامه دردآلود و غم انگيز ديگرى را كه مربوط به جوان گرفتارى است كه از ذكر نام صريح او خوددارى مى شود، ورق زديم و صحنه ديگرى از صحنه هاى اندوهبار اين اجتماع آلوده را از نظر گذرانديم.اكنون اجازه دهيد رشته سخن را درباره عادت شوم و خطرناك «استمنا» يا masturdation و چگونگى مبارزه با آن را دنبال كنيم، شايد بتوانيم اين سيلاب خطرناك را تا حدودى مهار كنيم.
همان طور كه گفتيم متخصّصان اين فن در كتاب هايى كه در اين زمينه نوشته اند موضوع اعتيادآور بودن اين عمل شوم را صريحاً يادآور شده و جوانان را از آن برحذر داشته اند.
نكته ديگرى كه بايد به اين موضوع اضافه كرد اين است كه وسايل آلوده شدن به اين عمل بسيار ساده است، يعنى در حقيقت وسايلى نمى خواهد و در هر گونه شرايطى و در همه حال امكان آن هست و كنترلى هم در آن نيست و بدبختانه چون در دوران «طغيان غريزه جنسى» مخصوصاً ميان سال هاى 16 تا 20 به سراغ جوانان مى آيد خيلى زود ممكن است به صورت يك عادت ريشه دار درآيد، در حالى كه آميزش جنسى هرگز چنين ساده نيست و زن و مردى كه همسر يكديگرند در شرايط خاصى چنين امكانى را پيدا مى كنند.كسانى كه زيان هاى آن را دست كم گرفته اند حتماً توجّه به مسأله «اعتياد» به آن، و ساير اوضاع و احوال خاص اين مسأله ننموده اند.وگرنه چگونه مى توان اين حقيقت حسى را انكار كرد كه بسيارى از جوانان آلوده تا سرحدّ مرگ و جنون و ناتوانى مطلق و فلج و از دست دادن همه چيز خود پيش مى روند مگر مشاهدات حسى را مى توان منكر شد؟!اتفاقاً در ميان اين دسته بسيارند كسانى كه مى گويند هرگز به زيان اين عادت شوم هم آشنا نبوديم و از ضررهاى آن آگاهى نداشتيم.
* * *
راه ها و دستورهاى پيشگيرى اكنون كه اين حقايق روشن شد توجه عميق همه جوانان عزيز را به نكات زير جلب مى كنيم، براى پيشگيرى از بروز اين عادت و اگر خداى نكرده آلوده شده اند براى درمان آن:
گام نخست
نخستين مطلبى كه مبتلايان بايد به آن توجّه كنند اين است كه اين عادت شوم جنسى با تمام آثار مرگبارى كه دارد قابل معالجه و درمان است، و به گواهى پزشكان و بسيارى از افرادى كه آلوده بوده اند اگر از طريق صحيحى وارد شوند مانند هر عادت و اعتياد غلط ديگر به طور حتم برطرف خواهد گرديد.قابل توجّه اين كه بيشتر آثار شومى كه به واسطه آن به وجود آمده در مدت نسبتاً كوتاهى پس از قطع آن برطرف خواهد گرديد، زيرا نشاط و نيروى جوانى مى تواند بيشتر ضايعات گذشته را جبران نمايد (نمى گوييم همه آن را،مى گوييم، بيشتر آن را) آن دسته از جوانان مبتلا كه از بهبودى خود مأيوس و يا در ترديدند سخت در اشتباه هستند، و همين يأس و ترديد بزرگ ترين سد راه آنهاست بنابراين نخستين و لازم ترين موضوعى كه آنها بايد به آن توجه و ايمان داشته باشند همان امكان سريع ترك اين عادت شوم و ننگين و رهايى يافتن از بسيارى عواقب آن است.اكنون كه گام نخستين برداشته شد و با ايمان و اميدوارى كامل به سوى درمان اين مبتلايان پيش مى رويم بايد خود را براى به كار بستن نخستين دستور آماده كنند
2
پزشكان عموماً معتقدند براى ترك هر نوع اعتياد قبل از هر چيز اراده و تصميم لازم است، تصميمى قاطع و جدى و محكم.ممكن است شما اين موضوع را يك موضوع ساده و معمولى تلقى كنيد امّا ما به شما مى گوييم بيش از آنچه تصوّر نماييد اين موضوع مهم و مؤثّر است.براى گرفتن تصميم بايد نخست به زيان هاى ادامه اين عمل خطرناك انديشيد و آنچه از زيان هاى آن در بحث هاى گذشته يادآور شديم با دقت چندين مرتبه از نظر گذراند. و عواقب شومى كه در انتظار معتادان است در نظر مجسم ساخت، و با توجّه به شخصيت و قدرت فوق العاده اى كه در هر انسانى نهفته شده - مخصوصاً در جوانان - بايد تصميم گرفت، تصميمى آهنين و خلل ناپذير.حتماً مى دانم در اين جا بعضى از جوانان مبتلا، به من ايراد مى كنند كه ما قادر به تصميم گرفتن هم نيستيم و نيروى تصميم از ما سلب شده، بارها تصميم گرفته ايم و باز هم شكسته ايم!ما به اين ايراد شما كاملا توجّه داريم امّا شما هم به پاسخ ما كاملا توجّه و دقّت كنيد:من از اين گونه افراد مى پرسم: آيا هرگز شده در پيش روى پدر و مادر و برادر، دبير و يا شخص محترم ديگرى آشكارا دست به اين كار بيالاييد هر قدر هم ناراحت باشيد؟...حتماً خواهيد گفت: نه.مى پرسم چرا؟مى گوييد آخر چنين كارى شرم آور است!مى گوييم: معناى سخن شما اين است چون اين كار شرم آور است ما تصميم گرفته ايم در پيش روى آنها انجام ندهيم!اين موضوع به خوبى ثابت مى كند كه شما هرگز آن طور كه خيال مى كنيد بى اراده و بى اختيار به سوى اين عمل كشانده نمى شويد، اگر بى اختيار و فاقد اراده بوديد براى شما حضور اين افراد و عدم آن كوچك ترين تفاوتى نداشت!شما بايد بكوشيد اين اراده نيرومند خود را كه در چنين مواردى به كار مى اندازيد به همه جا گسترش دهيد، اين سرمايه در وجود شما هست پس چرا از آن استفاده نمى كنيد؟اين را هم فراموش نكنيد كه خدا در همه جا حاضر و ناظر اعمال شماست و شما در همه جا در حضور او هستيد آيا شايسته است در حضور چنين پروردگارى دست به چنين آلودگى بزنيد؟!جالب توجّه اين كه در يكى از سخنان پيشوايان بزرگ اسلام امام صادق عليه السلام مى خوانيم: روزى يك نفر به خدمتش عرض نمود: بيچاره فلان كس مبتلا به يك نوع انحراف جنسى شده (نوع ديگرى غير از اين عادت) و از خود هيچ گونه اراده اى ندارد!حضرت با عصبانيت فرمود: چه مى گويى؟! آيا حاضر است اين عمل را پيش روى مردم هم انجام دهد؟!عرض كردند: نه.فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختيار خود اوست...و امّا اين كه بعضى مى گويند: بارها تصميم گرفته ايم و شكسته ايم ما به اين افراد صريحاً اعلام مى كنيم: شكستن تصميم به معناى از بين رفتن همه آثار آن در وجود انسان نيست، همين تصميم شكسته شده رسوباتى در اعماق دل و روح انسان باقى مى گذارد و زمينه را براى تصميم نهايى بيش از گذشته، آماده مى سازد.
بنابراين اگر ده بار هم تا كنون تصميم گرفته ايد و شكسته ايد هم اكنون آماده يك تصميم قاطع و جدّى و آهنين براى ترك هر نوع اعتياد غلط شويد و تمام نيروهاى معنوى خود - مخصوصاً ايمان به خدا - را بسيج كنيد و اين گفتار پيشواى بزرگ ما امام على عليه السلام را فراموش نكنيد آن جا كه مى فرمود: افراد با ايمان همچون كوه سرسخت و با استقامتند.
اكنون كه تصميم نهايى خود را گرفتيد دستورات ديگر آينده را دقيقاً به كار بنديد.
منبع: كتاب مشكلات جنسي جوانان نوشته آيت الله مكارم شيرازي
LastSOLDIER
Friday 20 February 2009-1, 01:44 AM
دستورهاى ده گانه
گفتيم خطر و زيان انحرافات جنسى مخصوصاً استمنا(masturdation)كه گاهى به تناسب يك افسانه تاريخى «اونانيسم» نيز ناميده مى شود. اگر چه غير قابل انكار است، زيرا به زودى شكل اعتياد به خود مى گيرد، اعتيادى ريشه دار و كشنده تا آن جا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبين خود را آلوده مى سازد،و حتّى طبق اعتراف صريح بعضى از مبتلايان گاهى كارشان به جايى مى رسد كه تنها با تصوّر و فكر! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مى گردد.ولى از آن خطرناك تر يأس و نوميدى از مبارزه با اين اعتياد است، زيرا اين نوميدى بزرگ ترين سدّ راه نجات مبتلايان خواهد شد و واكنش هاى فوق العاده نامطلوب روحى در آنها ايجاد خودهد كرد.مبتلايان بايد اطمينان كامل داشته باشند كه اگر بخواهند مى توانند در مبارزه با اين عادت شوم پيروز گردند، و حتّى عمده آثار آن را از وجود خود برچينند، خواه دوران اين مبارزه كوتاه يا طولانى باشد.آنها هرگز نبايد به خود تلقين كنند كه اين اعتياد تا آخر عمر از آنها دست بردار نيست و يا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند.منتها بايد با هوشيارى كامل و تصميم قاطع و به كار بستن دستورهاى آينده به مبارزه پى گيرى برخيزند.كسانى كه از چنگال اين عادات شوم نجات يافته اند بايد قدر پاكى خود را بدانند، و در حفظ آن نهايت مراقبت را بنمايند، از هر گونه وسوسه شيطانى در اين راه بپرهيزند، و با هيچ قيمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند.همان طور كه سابقاً هم اشاره كرديم شرط پيروزى قطعى در مبارزه با هر نوع اعتياد غلط - اعم از اعتيادهاى خطرناك جنسى يا اعتيادهاى ديگر - پس از «اميدوارى و اطمينان به پيروزى» داشتن تصميم قاطع است.تصميمى آهنين و محكم و متّكى به ايمان و شخصيت و شرافت و وجدان.تصميمى راسخ و غير قابل عدول.حتّى اگر به عللى اين تصميم ده بار هم شكسته شد مجدداً، بلكه قاطع تر و راسخ تر بايد تصميم بگيرند و با همان اميدوارى و ايمان تصميم خود را تجديد كنند.زيرا سرانجام آثار اين تصميم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامى كه روى هم متراكم شد تأثير خود را خواهد بخشيد.امّا مسلّماً و بدون ترديد اگر اين تصميم شكسته نشود خيلى زودتر آثار اين عادات شوم از روح و جسم آنها برچيده خواهد شد.بديهى است اين گونه افراد اگر رابطه و پيوند نزديكى با خداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدّس او استمداد جويند، و به لطف او اميدوار و دلگرم باشند در پرتو اين ايمان مذهبى خيلى زودتر نتيجه خواهند گرفت.
* * *
اكنون كه اين مراحل پيموده شد بايد امور زير را دقيقاً به كار بندند.ممكن است اين امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولى هنگام عمل روشن مى شود كه اثر معجزه آسايى دارد...
1. اجتناب از هر گونه تحريك مصنوعى
اگر جوانان انتظار داشته باشند كه هر شب در سينما يا در برابر تلويزيون ناظر صحنه هاى هوس آلود فيلم هاى سكسى باشند، و همه روز قسمت مهمى از وقت گران بهاى خود را به مطالعه رمان هاى عشقى و تماشاى عكس هاى شهوت انگيز مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در كوچه و خيابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز كنند،و با اين همه باز هيچ گونه آلودگى پيدا نكنند سخت در اشتباهند.اين گونه تحريكات مصنوعى كه هيچ گونه ضرورتى هم ندارد، مسير فكر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغيير مى دهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد و طغيانگر، مى كشاند.شب و روز، آنها را در يك حال اضطراب دائمى عصبى كه آثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سايه خواهد افكند نگه مى دارد.همه جوانان عزيز - مخصوصاً آنهايى كه داراى پاره اى از عادت هاى غلط جنسى هستند - بايد به شدت از اين گونه امور بپرهيزند، از ديدن اين فيلم ها، و مطالعه آن رمان ها و هر گونه چشم چرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فكرى خود را بى جهت بر هم نزنند، و اعصاب نيرومند خود را با هيجان هاى دائمى تضعيف نكنند.براى موفقيت در اين قسمت لازم است سرگرمى هاى سالم و مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمايند و به كمك دوستان خود برنامه هاى صحيحى براى اين اوقات تنظيم كنند.اين سرگرمى ها ممكن است:ورزش هاى فردى و دسته جمعىپياده روى در هواى آزادمطالعه كتب سودمند و مفيدپرورش گل در منزل و به طور كلى كارهاى كشاورزى،كارهاى دستىجمع آورى اشعارتهيه كلكسيون هاى عكس و تمبر و مانند اينها.شركت در انجمن هاى گوناگون و كنفرانس هاى علمى يا اخلاقى، باشد.()
* * *
2- تهيه برنامه فشرده و تمام وقت
جوانان بايد بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظيم كنند به طورى كه يك ساعت وقت بيكار و بدون برنامه نداشته باشند.نمى گوييم مرتباً درس بخوانند يا كار كنند، بلكه مى گوييم اگر تفريح يا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و يك ساعت خالى از برنامه نباشد.جوانان بايد بدانند بزرگ ترين بدبختى براى يك جوان اين است كه وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد.ممكن است جوانى بيكار باشد و جوياى كار، امّا در عين حال براى شب و روز خود برنامه اى تهيه كند، اعم از مطالعه و تفريح و استراحت و مانند آن.حتى اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را كمى بيش از مقدار وقتشان تنظيم كنند به طورى كه فكر آنها حتى يك لحظه بيكار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زيرا اشتغالات فراوان فكرى، اثر عميقى در انصراف فكر از آن عادات شوم دارد.بسيار ديده شده كه افراد معتاد به سيگار در روزهاى تعطيلى چند برابر روزهايى كه مشغول كار هستند سيگار دود مى كنند، اين تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فكر و اعصاب و بدن به كارهاى مثبت و انصراف از كارهاى بيهوده يا زيان آور در ايّام غير تعطيلى است.خلاصه افرادى كه گرفتار اعتيادهاى غلط جنسى هستند اگر برنامه مشغول كننده اى براى تمام وقت خود نداشته باشند به آسانى نمى توانند اين عادت را از سر خود دور كنند، و تهيه چنين برنامه اى از مؤثرترين عوامل ترك اعتياد است، و مطمئناً با تهيه چنين برنامه اى قسمت مهمى از مشكلات ترك اين اعتياد را پشت سر خود خواهند گذاشت.
3- توجّه مخصوص به ورزش
معروف است ورزشكاران نسبت به مسائل جنسى كم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فكرى آنها را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل ديگر كم مى كند.به همين دليل براى جلوگيرى از تحريكات زياد جنسى لازم است جوانان برنامه هاى وسيع و متنوع ورزشى انتخاب كنند.مبتلايان به اين عادت شوم غالباً افرادى گوشه گير، منزوى كم تحرك و خمود هستند و همين گوشه گيرى و انزوا و عدم تحرك وضع آنها را تشديد مى كند، و اگر از اين وضع به كلى در آيند و زندگى خود را با تحرك زياد بياميزند اثر عميقى در بهبود حال آنها و ترك عادتشان خواهد بخشيد.اين گونه افراد معمولا اعصاب ضعيف و ناتوانى دارند، و ورزش هاى متنوع و مناسب در تقويت اعصاب آنها فوق العاده مؤثّر است.اين افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند بايد به بازى هاى گوناگون ورزشى و يا پياده روى در هواى آزاد تخصيص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز يابند و هم قسمتى از انرژى هاى جسمى و فكرى آنها متوجه اين قسمت گردد.به همان اندازه كه تحرّك و ورزش هاى فردى و دسته جمعى براى آنها مفيد است، انزوا و به گوشه اى خزيدن و در فكر فرو رفتن براى اين قبيل افراد سم مهلك است كه بايد به هر قيمتى شده از آن دورى گزينند.اين توصيه را فراموش نكنيد و آثار معجزه آساى آن را ببينيد، در روز آن قدر ورزش كنيد كه خسته شويد و شب هنگام به محض اين كه در بستر آرميديد در خواب عميقى فرو خواهيد رفت و از شر بسيارى از خيالات و افكار مضر و كشنده كه در اين موقع به سراغ جوانان مى آيد در امان خواهيد بود
!* * *
4- بايد عادتى جانشين عادتى گردد
روانشناسان مى گويند: براى ترك يك عادت بد حتماً بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود.مثلا كسانى كه عادت به قمار دارند، و با اين كه تمام زيان هاى آن را مى بينند و حس مى كنند، باز حاضر نيستند آن را ترك گويند، و به گفته خودشان وقت قمار كه مى رسد نمى فهمند چه نيرويى آنها را مانند يك اسير و برده به سوى اين عمل كه عقل و وجدانشان آن را محكوم ساخته مى كشاند؟!، چنين كسانى براى اين كه بر اين عادات غلط پيروز شوند حتماً بايد در همان ساعات، بازى صحيحى را (مانند يك مسابقه ورزشى سالم) جانشين بازى قمار كنند تا اين عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد.و به عبارت ديگر انرژى خاصى كه تحت تأثير انگيزه عادت در آن حال تحريك مى گردد به اين سمت كشيده شود و مصرف گردد بدون اين كه هيچ گونه واكنش نامطلوبى داشته باشد .در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مى شود به سراغ برنامه خاصى براى چنين ساعتى از قبل پيش بينى كرده اند بروند، به سراغ مسابقه علمى، ورزشى، مسابقه هوش، مطالعه يك اثر جالب، يك ورزش مورد علاقه مانند كوهنوردى، اسب سوارى و... اين كار را آن قدر ادامه دهند كه جانشين عادت بد سابق گردد.
* * *
5- پرهيز مطلق از تنهايى
اين گونه افراد بايد حتماً و بدون هيچ گونه قيد و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب كنند.هرگز تنها نباشند در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها نخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند.و به محض اين كه در محيطى احساس كردند تنها هستند از آن محيط بيرون بروند.اين گونه افراد مخصوصاً بايد اين نكته را فراموش نكنند كه به مجرد اين كه نخستين تحريك را در خود حس مى كنند بلافاصله برخيزند و سرگرم كار ديگرى شوند. فراموش كردن اين تذكر غالباً گران تمام مى شود.تنهايى، محيط كاملا مساعدى است براى پرورش ميكرب اين اعتياد در فكر هر جوان، و تمام جوانانى كه مى خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظيم استمنا در امان باشند بايد از تنهايى بپرهيزند.
* * *
6- ازدواج در نخستين فرصت
اين افراد اگر امكاناتشان اجازه مى دهد بايد در نخستين فرصت ازدواج كنند حتى اگر امكانات آنها «تنها» براى انتخاب نامزد (البتّه نامزد مشروع كه عقد شرعى آن اجرا شده باشد) فراهم است بايد اين فرصت را نيز از دست ندهند.خلاصه ازدواج تأثير قابل توجّهى در مبارزه با اين انحراف جنسى دارد و در صورتى كه دامنهة توقّعات را كوتاه و تشريفات زايد و بيجا را از آن حذف كنند كارى است بسيار سهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه يك سلسله اوهام و قيود غلط، دست و پاى غالب طبقات را - اعم از تحصيل كرده و بى سواد - در اين قسمت بسته است.بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى اين وحشت كاملا بى اساس است زيرا با به كار بستن دستورها هم ترك اين اعتياد آسان است و هم پيروزى در تمام مراحل ازدواج و زناشويى.
* * *
7- تلقين و تقويت اراده«تلقين»
نيز در مبارزه با اين عادت رُل مهمى را بازى مى كند.افراد معتاد بايد مرتباً به خود تلقين كنند كه به خوبى قادر هستند اين عادت زشت را ترك گويند.براى اين كه تلقين در آنها اثر قوى و سريع ببخشد آن طور كه يكى از اطباى روانشناس دكتر «ويكتور پوشه فرانسوى» مى گويد: - بايد تلقين را به صورت زير چندين روز پشت سر هم ادامه دهند - همه روز در محل آرامى كه چيزى فكر آنها را به خود مشغول نسازد، فكر خود را متمركز ساخته و با كلمات شمرده و محكم اين جمله را تكرار كنند: «من به خوبى قادر هستم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم»! تكرار اين تلقين ساده اثر عجيبى در تقويت روحيه و ترك اين عادت و هر عادت بدى دارد. (مى توانيد آزمايش كنيد).علاوه بر اين بايد براى تقويّت اراده از مطالعه كتاب هاى روانى كه براى تحكيم و رشد شخصيت و تقويت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زيرا همان طور كه دانستيم - و همه معتادانى كه موفق به ترك اين عادت بد و ساير اعتيادهاى ناپسند شده اند اعتراف دارند - نخستين گام در اين راه «اراده و تصميم» است.
* * *
8- پرهيز كاملا از معاشرت و همنشينى با افراد منحرف و مبتلا به اين عادت بد،
در همه اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، بايد به طور مطلق دورى جست همان طور كه از مبتلايان به «وبا» فرار مى كنند. علاوه بر اين بايد زيان ها و عواقب دردناك و مرگبار اين عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگيز اين و آن ندهند.نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به اين انحراف، و ادامه آن، بسيار عجيب است آنها براى اين كه كمتر احساس گناه و بدبختى كنند سعى دارند افراد ديگرى را نيز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگيز خود گرفتار نمايند، لذا همواره مى كوشند با سخنان وسوسه انگيز اين عمل شوم و زشت را لذت بخش و كم ضرر جلوه دهند، ولى جوانان بيدار هرگز در دام وسوسه هاى شيطانى آنها نمى افتند.
* * *
9- تقويت عمومى و رژيم غذايى
داشتن يك رژيم غذايى كامل و سالم كه موجب تقويت عمومى بدن گردد نيز در مبارزه با اين عادت كه در بسيارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گيرد و يا خود عامل ضعف اعصاب است تأثير قابل توجّهى دارد.استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى كه وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نيز كمك مؤثرى به اين گونه افراد مى تواند بنمايد.همچنين اين گونه افراد بايد به شدت از پوشيدن لباس هاى تنگ و چسبان كه عامل مؤثّرى براى تحريك مصنوعى است بپرهيزند، اين گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زيان بخش و حتى گاهى خطرناك است هم به نمو و رشد طبيعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگيز و تحريك آميز است.
* * *
10- استمداد از نيروى ايمان و عقايد مذهبى
نيروى ايمان و عقيده مذهبى مى تواند بزرگ ترين كمك را به اين مبتلايان كند و آنها را به زودى از چنگال اين عادت بد نجات بخشد.اين گونه افراد هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلكه بايد به لطف خداوند بزرگ كاملا اميدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز كه سر به سجده گذاشته و با آفريننده مهربان و بخشنده خود راز و نياز مى كنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خويش از او بخواهند كه آنها را در ترك اين عادت زشت يارى كند و از چنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّه نمايند، لطف خداوند مهربان به يارى آنها خواهد شتافت و در اين مبارزه حياتى پيروز خواهند شد.و نيز بايد در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پيشگاه مقدّس او دست به چنين كار خلافى بزنند.ما اطمينان كامل داريم اگر مبتلايان دستورهاى بالا را دقيقاً فقط براى يك ماه به كار بندند از شر اين انحراف رهايى خواهند يافت.
منبع : كتاب مشكلات جنسي جوانان نوشته آيت الله مكارم شيرازي
پايان
LastSOLDIER
Wednesday 17 June 2009-1, 07:58 PM
شرع مقدس میگوید باید تمهیداتی فراهم شود که زن پس از بیوه یا مطلقه شدن از نظر مالی تأمین شود، تجربه نشان داده برخی زنان بعد از طلاق آواره و بیپناه میشوند و حتی ممکن است به فساد کشیده شوند...
شواهد حکایت از آن دارد که ازدواج موقت از نظر فرهنگی در جامعه ما جا نیفتاده علیرغم این که وجود دارد و اتفاق میافتد.
به گزارش«شفاف» مخبر کمیسیون حقوقی و قضای مجلس گفت: ما در خصوص ازدواج موقت از نظر شکلی مقررات نداریم، اما از لحاظ ماهیتی در قانون مدنی تمهیداتی اندیشیده شده است به گونهای که عقد نکاح دو قسم است دایم و موقت و این موضوع حتی به عقدنامهها نیز راه یافته است.
امین حسین رحیمی افزود: ما در لایحه حمایت از خانواده در صدد تدوین مقرراتی برای ازدواج موقت هستیم اما شواهد حکایت از آن دارد که ازدواج موقت از نظر فرهنگی در جامعه ما جا نیفتاده علیرغم این که وجود دارد و اتفاق میافتد. ازدواج موقت از نظر شکلی قانونمند خواهد شد.
رحیمی درباره طرح خانوادههای نیمه مستقل که سازمان ملی جوانان، دنبال آن است،اظهار داشت:
ازدواج زمانی در جامعه افزایش مییابد که زیرساختهای آن از قبیل اشتغال، مسکن و غیره فراهم شده باشد در غیر این صورت در مرحله شعار باقی میماند، درگذشته خانوادهها به واسطه داشتن مسکن بزرگتر میتوانستند پسر یا دخترشان را با این روند تحمل کنند اما اکنون آپارتمانهای 50، 60 متری اجازه چنین طرحهای شعارگونهای را نمیدهد.
مخبر کمیسیون قضایی درپاسخ به این توضیح که«بنابراین به بالا رفتن سن ازدواج در جامعه، ما هم از پاسخگویی به مسایل جنسی جوانان درماندهایم»گفت: ازدواج موقت در تشیع برای چنین روزهایی توصیه شده است، اما فرهنگ آن در جامعه ما وجود ندارد. شما ملاحظه میکنید که برخی دختر و پسرها با هم دوستی غیرمشروع دارند وقتی به آنها میگویید این دوستی را به ازدواج موقت تبدیل کنید موضع میگیرند، راهحل اساسی پاسخگویی به مسایل جنسی در جامعه ازدواج دایم است، اگر زیرساختها فراهم نبود باید سراغ ازدواج موقت رفت در غیر این صورت راهحل شرعی دیگری وجود ندارد.
وی که با هفته نامه«امید جوان» گفت وگو کرده، ادامه داد: شرع مقدس میگوید باید تمهیداتی فراهم شود که زن پس از بیوه یا مطلقه شدن از نظر مالی تأمین شود، تجربه نشان داده برخی زنان بعد از طلاق آواره و بیپناه میشوند و حتی ممکن است به فساد کشیده شوند، در اینجا باید حاکمیت و دولت تدبیر کنند و برای کسانی که بعد از طلاق، حمایت و پشتیبانی ندارند، سرپرستی نمایند. پروندههای قضایی میگوید آنهایی که در دام فساد و تباهی افتادهاند کسانی بودهاند که پس از بیوه یا مطلقه شدن، دچار فقر شدهاند و نیاز، آنان را به سوی کارهای خلاف کشانده است.
منبع:
LastSOLDIER
Tuesday 23 June 2009-1, 05:15 PM
دستور خواندن صیغه عقد موقت
برای خواندن صیغه عقد موقت کافی است بعد از آن که مدت و مهر معین شد،
زن بگوید : « زَوَّجْتُکَ نَفْسی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُوم » (من خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم)
مرد نیز بگوید : « قَبِلْتُ » ( قبول کردم) یا این که وکیل زن بگوید : « مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتی مُوَکِلَکَ فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُوم» ( موکله خودم را به ازدواج موکل تو در مدت معین با مهر معین درآوردم) وکیل مرد نیز بگوید : « قَبِلْتُ لِمُوَکِّلی هکَذَا » ( قبول کردم برای موکل خودم همینطور) .
برخی قوانین حقوقی و احکام شرعی مربوط به ازدواج موقت
هر نوع ازدواج، اعم از موقت یا دائم بر اساس قانون نیازمند اجازه از همسر اول است.
در ازدواج (دائم و موقت) زوجین مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.
حقوق مالی در ازدواج موقت از این قرار است که زوجه حق نفقه ندارد مگر در ضمن عقد شرعی انقطاعی شرط شود و یا این که این ازدواج بر این اساس محقق شده باشد، که در این صورت زوجه در طول مدت زناشوئی، یا حین فسخ و یا در پایان مدت مقرر می تواند نفقه خویش را مطالبه کند.
زوجین از یکدیگر ارث نمیبرند یعنی در صورت فوت یکی از زوجین دیگری حقی در ما ترک متوفی ندارد، خواه متوفی ورثهای داشته یا نداشته باشد. البته در صورت وصیت متوفی از باب وصیت بر غیر مطابق احکام وصیت عمل خواهد شد.
محرمیت حاصل از ازدواج موقت همانند ازدواج دائم است، یعنی محارم سببی برای هر یک از زوجین از فرزندان، والدین، عروس و داماد ایجاد خواهد شد و نیز حرمت ازدواج با این محارم همانند احکام ازدواج با محارم در ازدواج دائم است.
زوجه در تمامی کارها و فعالیتهای شخصی خود از قبیل اشتغال در منزل و یا خارج از منزل و نیز ادامه تحصیل و یا حق سکونت و نیز رفت و آمدها آزاد و مستقل است و رضایت و اجازه زوج موقت در امور شخصی شرط نیست مگر اموری که با حق تمتع زوج مزاحمت داشته باشد که در این صورت میتوانند قرارها و ملاقاتها را به گونهای برنامهریزی کنند که از حقوق طرفین رفع مزاحمت بشود.
زوجین میتوانند هنگام وقوع عقد برای یکدیگر شرایطی به عنوان شرط ضمن عقد یا شرط خارج لازم بگذارند که لازم الوفاء است.
رعایت شرائط مذکور در بند 6 واجب است، اما اگر از طرف هر یک از زوجین یا هردو تخلفی از شرط صورت پذیرد عقد باطل نمیشود اما شخص متخلف مرتکب کار حرام شده است.
زوجین هر زمان که بخواهند میتوانند شرائط مذکور در بند 6 را ملغی کرده و آن را برداشته و اعلام کنند که دیگر شرطی نباشد و یا به تقاضای طرف دیگر بر بلا اثر بودن شرط رضایت بدهند.
اگر پیش از موعد مقرر بخواهند ازدواج موقت و شرعی را فسخ و منحل کنند باید به عاقدی مراجعه کنند و مسئولیت شرعی آن را به وی واگذار کنند. اگر به هر دلیل نخواهند و یا نتوانند به عاقدی مراجعه کنند لازم است پس از روشن کردن وضعیت مهریه، زوج بقیه مدت را به زوجه ببخشد (یعنی این طور بگوید: من باقی مدت را به شما بخشیدم).
اگر به عاقد مراجعه کنند ضمن ثبت بذل مدت و قبض و اقباض و یا بذل مهریه در مورد بارداری و عدم بارداری زوجه نیز حسب اقرار و یا گواهی از آزمایشگاه و پزشک مربوطه و تحریر مراتب فوق در اسناد موجود نسبت به انحلال ازدواج شرعی اقدام میشود.
احکام عده در ازدواج موقت از این قرار است:
عده وفات؛ در صورت فوت زوج، چهار ماه و ده روز است .
عده انحلال نکاح (در پایان مدت مقرر و یا با بذل مدت پیش از پایان مدت) چند حالت دارد؛
الف) برای زنانی که پریود میشوند دو طهر (و پاکی) است.
ب) برای زنانی که به هر علت پریود نمیشوند اما در سن و سال زنانی هستند که باید عادت بشوند به مدت 45 روز است.
ج) برای زنانی که از شوهر خویش در ازدواج موقت باردار شدهاند تا زمان وضع حمل و زایمان است.
د) زنانی که در دوران یائسگی هستند عده ندارند.
و) اگر صرفا خطبه ازدواج موقت جاری شده، اما رابطه خاص زناشوئی انجام نگرفته باشد عده ندارد.
ازدواج (دائم و موقت) زنی که شوهر (دائم یا موقت) دارد باطل و حرام است و نیز ازدواج زنی که در عده باشد باطل و حرام است و جرم تلقی شده و مجازات دارد.
اگر با زنی که شوهر دارد و یا در عده بسر میبرد خطبه عقد خوانده شود ازدواج باطل است و این زوجین بر یکدیگر حرام ابدی میشوند یعنی پس از اجرای طلاق و یا انقضای عده نیز نمیتوانند با یکدیگر ازدواج (دائم یا موقت) کنند.
فرزند حاصل از این ازوداج فرزند شرعی و قانونی زوجین بوده و میتوانند برای وی شناسنامه بگیرند که در قانون پیش بینی شده است.
*طبق حقوق مدنی جمهوری اسلامی ایران در صورتی که دختر باکره رشیده قصد ازدواج موقت کند باید از پدر خود اجازه بگیرد، همچنین ازدواج موقت برای دختران باکره، طبق نظر اکثر مراجع معظم تقلید باید با اذن پدر و یا جد پدری وی باشد.
روش انجام ازدواج موقت به صورت خلاصه و کاربردی
نیت قلبی برای انجام ازدواج موقت.
تعیین مدت ازدواج.
تعیین مهریه زوجه.
خواندن صیغه عقد به زبان عربی و بصورت صحیح (بهتر است صیغه به زبان عربی خوانده شود اما اگر نمیتوانند به عربی صحیح بخوانند، میتوانند بصورت فارسی صیغه را بخوانند).
نحوه خواندن صیغه عقد موقت به زبان عربی:
ابتدا دختر بگوید: زَوَّجْتُکَ نَفْسی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُوم .
و سپس پسر بگوید: قَبِلْتُ.
نحوه خواندن صیغه عقد به زبان فارسی:
ابتدا دختر بگوید: من خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم.
و سپس پسر بگوید: قبول کردم.
البته زوج و زوجه با گفتن این جملات تمام مسئولیتها و محدودیتهای ازدواج موقت را میپذیرند ، بطور مثال پس از خوانده شدن خطبه عقد زوج تا ابد نمیتواند با مادر همسرش و پس از اولین نزدیکی تا ابد نمیتواند با دختر همسر خود ازدواج (دائم، موقت) نماید. اگر فرزندی متولد شود مسئولیت آن با پدر و مادرش است و از هردوی آنها ارث میبرد و در صورتی که در مدت ازدواج، نزدیکی انجام بگیرد اگر دختر خون میبیند به مدت دو حیض کامل و اگر خون نمیبیند به مدت 45 روز کامل باید عده نگه دارد ، مگر آنکه یائسه باشد. و ......
با وجود اینکه از دیدگاه برخی مراجع معظم تقلید کسب اجازه از پدر برای ازدواج موقت دختر باکره رشیده الزامی نیست اما طبق حقوق مدنی جمهوری اسلامی ایران در صورتی که دختر باکره رشیده قصد ازدواج موقت کند باید از پدر خود اجازه بگیرد، همچنین یادآور میشود که تعداد دیگری از مراجع نیز ازدواج دختر باکره را الزاما با اجازه پدر و یا جد پدری مجاز میدانند.(به رساله توضیح المسائل مرجع خود رجوع کنید)
ثبت ازدواج موقت از دیدگاه شرع اسلام لازم نیست اما طبق حقوق مدنی جمهوری اسلامی ایران، ازدواج موقت باید ثبت گردد البته در خیلی از موارد زن و شوهرها ازدواج موقت خود را ثبت نمیکنند و هیچ مشکلی برای ایشان پیش نمیآید اما اکیدا توصیه میشود حتما ازدواج موقت را ثبت نمایید، یکی از فواید ثبت ازدواج موقت این است که در مواقعی که همسر موقت شما تخلفی نمود میتوانید از حقوق ضایع شده خود به صورت قانونی دفاع نمایید .
لازم به ذکر است که ازدواج موقت در شناسنامه ثبت نمی شود .
عده چیست ؟
مدت زمانی پس از ازدواج است که زن باید در این مدت از ازدواج با مرد دیگر خودداری نماید البته زن میتواند در مدت عده با شوهری که در عده او می باشد دوباره ازدواج نماید.
منبع : وبسایت خوبان
LastSOLDIER
Tuesday 14 July 2009-1, 09:53 PM
خدا دوست دارد از آزاديهايي که داده استفاده شود همانطور که دوست دارد اوامرش انجام شود
در عقد موقت ، ذکر مهريه و مدت لازم است و چنانچه عمداً(حياء/…) يا سهواً (فراموشي/غفلت/…) ذکر نشود ، عقد باطل است.
لازم به ذکر است که زمان شروع محرمیت هم زمان شروع خطبه است. (هر چند تعداد اندکی از فقهاء این قول را داردند که میتوان در عقد ، ابتدای محرمیت را زمانی بعد از خطبه تعیین کنند.) زمان اتمام (زمان حرام شدن طرفین به يکديگر) هم باید دقیقا مشخص شود ، در غیر اینصورت عقد باطل است.
اگر شرط ضمن عقدي هم دارند (مثلا محدوده روابط) ميتوانند عبارت «وَ بِالشَّرْط» را اضافه کنند و در نتيجه عبارت چنين ميشود : زَوَّجتُکَ نفسي في المدةالمعلومةِ علي المهر المعلوم و بالشّرط
اگر فرد ديگري را براي خواندن آن وکيل شود (وکالت دادن لازم نيست لزوما لفظي باشد يا عربي) بسته به اينکه هر کدام يک فرد مجزا را وکيل کنند يا هر دو يک نفر را وکيل کنند يا مثلا مرد از جانب زن وکيل شود ، به الفاظ مختلفي ميتوان صيغه عقد را جاري کرد که به ذکر يک نمونه از دو حالت اخير اشاره ميشود :
اگر هر دو به يک فرد سوم ، وکالت دهند ، وکيل ميگويد :
A المـُـدَةِ الْـمَعلومَةِ عَـلَـى الْـمَـهْـرِ الْـمَـعْـلُـومِ">
و اگر مرد از زن وکالت بگيرد که وي را به عقد خود درآورد (که براي کاراي دونفري بيشتر به کار مياد!) کافي است بگويد :
يا قَبِلتُ لِنَفْسي يا قَبِلتُ لِنَفْسي هاکذا يا قَبِلتُ التَّزويجَ لِنَفْسي فِي المـُـدَةِ الـمَعلومَةِ عَلَى الْمَـهـرِ الْـمَـعْـلُـومِ
در صورتي که عقد بدليلي مثل غلط خواندن صيغه يا عدم تعيين مهر و مدت صحيح ، باطل باشد ، و نزديکي صورت گيرد ، يک دردسر جديد بنام «وطئ به شبهه» بوجود مي آيد که بموجب آن :
الف) «مهرالمثْل» يا مهريه معادل خانم ها در عرف ، « بايد » به ايشان پرداخته شود.
(مثلا مهريه معمول دويست تومان باشد ولي خانمي راضي شد به ماهي صد تومان ، اما بعدا معلوم شد که عقد به دليلي باطل بوده ، بايد مهريه معمول ، پرداخته شود.)
ب) بعد از علم به باطل بودن عقد ، خانم لازم است عدّه نگه دارد! (وطئ به شبهه ، عدّه دارد اما اگر زنا مرتکب شده بود عدّه نداشت.)
لذا براي محکم کاري يکي از 2 توصيه زير را انجام دهيد :
1- به يک فرد مطمئن ، وکالت دهند تا برايشان بخواند.
2- علاوه بر عربي ، فارسي را هم اضافه کنند چون برخي فقهاء مثل آقاي بهجت ، فارسي را به تنهايي کافي ميدانند و اکثر ايشان فارسي را در صورتي که عربي بخوانند و درست نشود کافي مي دانند.
براي مثال ؛ دختر بگويد : خودم را همسر موقت شما قرار دادم در مدت معلوم و بر مهر معلوم و بر شرط.
و پسر بگويد : قبول کردم اين متعه را.
و يا پسر با گرفتن وکالت از دختر ميگويد : خانم فلان را همسر موقت خود قرار دادم در مدت معلوم و بر مهر معلوم و بر شرط و قبول کردم از براي خود.
کلا کار از محکم کاري عيب نميکند!!!
براي بخشيدن مدت نيز کافي است مرد به زن بگويد : مدت را بخشيدم يا بگويد : وَهَـبـْتـُکِ الـْـمُدََّة
آنچه در بالا گفته شد ، قدر متيقن اکثريت فقهاء بود و شما ميتوانيد در مورد هر يک از نکات فوق مجددا از مراجع خود سوال کنيد. شايد مراجع شما در يکي از اين امور فتاواي ساده تري نيز داشته باشد. همچنين برای جلوگيري از اشتباه در خواندن صيغه عقد ، ميتوانيد اين دو تصوير را روی موبايل خود داشته باشيد!!! : طرز خواندن صيغه عقد توسط طرفين () ، طرز خواند صيغه عقد توسط پسر با وکالت از دختر ()
منبع : وبلاگ من و متعه ام
LastSOLDIER
Wednesday 22 July 2009-1, 02:24 AM
( lc3MuY29tLzIwMDkvMDEvMTkvbW90YWhhcmktNC8%3D&b=5)امام صادق(علیه السلام): من هرگز در بیان موضوع ازدواج موقت تقیه نخواهم كرد.
به نام خدا
عسی ربه ان طلقکن ان یبد له ازواجا خیرا منکن مسلمات مومنات قائنات تائبات عابدات سائحات ثیبات و ابکارا
امید است که اگر پیغمبر شما را طلاق داد خدا زنانی بهتر از شما به همسری او در آورد که همه با مقام تسلیم و ایمان و خضوع و اطاعت اهل توبه و عبادت رهسپار باشند ، شوهردیده و باکره .
(آیه ی 5 سوره ی مبارکه تحریم)
در آیه ی فوق، خداوند در بیان صفات زنان برتر برای ازدواج، زنان شوهر دیده را بر دختران باکره مقدم شمرده است، اگر مفهوم این تقدم، برتری زن شوهر دیده نسبت به دختر باکره نباشد، لااقل می توان به جرئت گفت که خداوند صراحتا در این آیه زن شوهر دیده را با دختر باکره برابر شمرده و بکارت را در انتخاب هسمر ملاک نمی داند.
این در حالی است که بسیاری از مردان ایرانی برای توجیه ِ علاقه مندی ای که به بکارت دارند، محبوبیت بکارت را به اسلام نسبت داده و این ویژگی نفسانی ِ برخواسته از خودبرتربینی را شرعی جلوه می دهند.
برخی نیز در مقابل این آیه حدیثی می آورند از رسول اکرم(ص) در باب محبوبیت بکارت!
تزوجوا الا بکار فانهن اطیب شی افواها
ازدواج کنید با دختران باکره چراکه دارای خوشبوترین دهانها هستند.
وسائل الشیعه، جلد 20، باب 17، شماره ی 25021
اولا چنانچه حدیثی نقض کننده ی آیه ی قرآن باشد مسلما جعلی است، و هیچگاه نمی توان با حدیث، آیه ای از آیات قرآن را زیر سوال برد، ثانیا این حدیث تنها استحباب ِ ازدواج با دختر باکره را مطرح می کند.
بر مبنی این حدیث می توان گفت که ازدواج با دختر باکره ثواب دارد، اما نمی توان گفت ازدواج با زن شوهر دیده ثواب ندارد یا اینکه مکروه(ناپسند) است چه برسد به اینکه حرام بودن با زن شوهر دیده را استنباط نماییم.
حال آنکه برخی از مردان، با وجود اینکه زبانا وصلت با زن شوهر دیده را جایز می دانند اما در عمل هیچگاه حاضر نیستند با زن شوهر دیده ازدواج نمایند، یعنی عملا ازدواج با زن شوهر دیده را بر خود حرام کرده اند، و به خاطر همین دیدگاههاست که زن ها بعد از فوت شوهر یا بعد از طلاق، خود به خود از جامعه طرد شده و ارزشمندی خویش را برای ازدواج مجدد از دست می دهند، هستند افرادی که معتقدند اینگونه زن های بی ارزش شده باید به صورت فاحشه و یا به صورت متعه، تا انتهای عمر در خدمت غریضه ی جنسی مردان باشند.
آیا واقعا اینگونه دیدگاه نسبت به زنان شوهر دیده برخواسته از حدیثی است که تنها استحباب ازدواج با دختر باکره را مطرح می نماید؟
خیر، قطعا اینطور نیست، بلکه مسلمانان عادت کرده اند که زشتیهای اخلاقی خویش را پشت نقاب اسلام مخفی نموده و گاها عقاید متکبرانه ی خود را شرعی و مستحب جلوه دهند.
دین متعادل اسلام، هیچ گاه ارزشمندی زن را وابسته به یک پرده ی نازک نخواهد کرد!
نویسنده : حمید توکلی کرمانی
وبسایت رابطه
LastSOLDIER
Thursday 20 August 2009-1, 02:49 PM
قرآن و ازدواج موقت
متن مقاله:
"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة..."
گویا ضمیر در کلمه (به) به چیزی بر میگردد که از جمله "و احل لکم ماوراء ذلکم" استفاده میشود، و آن عبارت است از رسیدن به کام شهوت، و یا هر تعبیری که این معنا را برساند، در نتیجه کلمه (ما) برای توقیف - و به معنای هر زمانی که - خواهد بود، و جار و مجرور (منهن) متعلق استبه جمله (استمتعتم)، و معنای جمله این است که هر زمانی که از زنان با گرفتن کام تمتع بردید فریضة و وجوبا باید اجرت ایشان را به خود ایشان بدهید.
البته ممکن است کلمه (ما) را موصوله بگیریم، و جمله (استمتعتم) را صله آن و ضمیر در (به) را راجع به موصول، و جار و مجرور (منهن) را بیانگر موصول بدانیم، که در این صورت معنا چنین میشود (و از زنان با هر یک که به وسیله همخوابگی استمتاع کردید باید اجرتش را بدهید).
و این جمله به دلیل اینکه حرف « فا » بر سرش آمده تفریع و نتیجهگیری از سخنان قبل است.
تفریع بعض بر کل، و یا بگو تفریع جزئی بر کلی، و در این معنا هیچ شکی نیست، چون مطلب قبلی این بود که با اموال خود در جستجو و طلب همسر باشید، به شرطی که عفت را رعایت نموده سفاح و زنا نکنید، و این سخن همانطور که بیانش گذشت هر دو نوع کامگیری را یعنی نکاح دائم و تمتع از کنیز را شامل میشود، پس تفریع جمله"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن"بر آن جمله قطعا از باب تفریع جزء بر کل و یا تفریع بعضی از اقسام جزئی بر مقسم کلی خواهد بود.
و این قسم تفریع در کلام خدای تعالی بسیار آمده، مانند آیه شریفه"ایاما معدودات فمن کان منکم مریضا او علی سفر" (1) که در آن بعضی از افراد مسلمین که حالت غیر عادی دارند تفریع شده استبر کل مسلمین، و آیه شریفه: "فاذا امنتم فمن تمتع بالعمرة الی الحج" (2) که یک قسم از اقسام سهگانه حج را بر اصل مقسم متفرع کرده است، و آیه شریفه: "لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله" (3) که یک طایفه از مردم مکلف به انتخاب یکی از دو راه رشد و غی را متفرع کرده بر کل آن مردم و از این قبیل است آیات دیگر.
آیه"فما استمتعتم..."در باره متعه است
و بدون شک مراد از استمتاع مذکور در آیه نکاح متعه است، چون آیه شریفه در مدینه نازل شده، زیرا در سوره نساء واقع شده، که در نیمه اول بعد از هجرت نازل شده و بیشتر آیاتش بر آن شهادت میدهد، و این نکاح یعنی نکاح متعه و یا بگو نکاح موقت، در آن برهه از زمان در بین مسلمانان معمول بوده، و در آن نیز هیچ شکی نیست - اخبار بر مسلم بودن آن توافق و اتفاق دارد - ، حال چه اینکه اسلام آن را تشریع کرده باشد و چه از تاسیسات شارع اسلام نباشد، - بلکه قبل از اسلام هم معمول بوده باشد - پس اصل وجود چنین نکاحی در زمان رسول خدا (ص)و در پیش چشم و گوش آن جناب جای تردید نیست، و نیز جای شک نیست که در آن ایام نام این نوع ازدواج همین نام بوده و از آن جز به عنوان متعه تعبیر نمیکردند، پس چارهای جز این نیست که جمله: (فما استمتعتم به منهن)را حمل بر همین نوع نکاح نموده و از آن جمله این قسم نکاح را بفهمیم، همچنانکه سایر رسوم و سنتهائی که در عهد نزول قرآن به اسماء خودش معروف و شناخته میشده آیات قرآن بر آن معنای معهود حمل میشده، مثلا اگر آیهای در باره حکمی راجع به یکی از آن اسما نازل میشده آن عنوان را امضا میکرده و یا رد و تخطئه مینموده، یا در باره آن عنوان امر میکرده و یا نهی مینموده، چارهای جز این نبوده که آن اسما و عناوین را بر همان معانی معروف آنروزش حمل کنند، و هرگز سابقه ندارد که با وجود چنین زمینهای اسم نامبرده را بر معنای لغویش - که در آن روز متروک شده بوده - حمل کرده باشند.
مانند کلمه(حج)و کلمه(بیع)، و(ربا)، و(ربح)، و(غنیمت)، و کلماتی دیگر از این قبیل که یک معنای لغوی دارند و یک معنای معروف در بین اهل زمان مثلا کلمه(حج)در اصل لغتبه معنای قصد کردن بوده ولی معنای معروفش در بین مردم عرب زیارت خانه کعبه بوده، و ممکن نیست کسی ادعا کند که در قرآن کریم کلمه(حج)به معنای قصد است، و همچنین سایر عناوین قرآنی، و نیز تعبیرات و عناوینی که در لسان رسول خدا(ص) برای موضوعات میآمده نظیر کلمه(صلات)و(زکات)و(حج تمتع)و امثال اینها که در اصل لغت معنائی داشته ولی در لسان شارع، استعمالش در معنائی دیگر و یا مصداق معینی از آن معنا شایع شده، (مانند کلمه «صلات» که در اصل لغتبه معنای دعا بوده و شارع مقدس آن را در مصداق خاصی از دعا یعنی در نماز استعمال کرد، و این استعمال آنقدر شایع شد که هر جا کلمه صلات شنیده میشد معنای نماز به ذهن میرسید، نه معنای دعا، و با تحقق و جا افتادن چنین نامگذاری دیگر مجالی نیست، برای اینکه ما الفاظی را که از صلات و زکات و غیره که در قرآن آمده بر معانی لغویش حمل کنیم، با اینکه نسبتبه معنای جدیدش آنقدر شهرت یافته که در واقع معنای حقیقی کلمه شده است، حال یا به دست شارع چنین وضعی را به خود گرفته که در این صورت حقیقتی شرعی خواهد بود، و یا این که شهرتش در آن معنا در آغاز آنقدر نبوده که معنای لغوی به ذهن کسی نیاید، ولی در اثر اینکه متشرعه، یعنی مسلمانان کلمه نامبرده را در معنای جدید بسیار استعمال کردهاند.به حد معنای حقیقی رسیده است، که در این صورت از آن تعبیر میکنیم به حقیقت متشرعه).
پس متیقن و مسلم شد که باید استمتاع در جمله مورد بحث را، بر نکاح متعه حمل کنیم، چون در ایام نزول آیه، لفظ متعه به همین معنا بر سر زبانها دوران مییافته، حال چه اینکه(به اعتقاد شیعه بگوئیم نکاح متعه هم اکنون نیز به قوت و اعتبار خودش باقی است)، و چه اینکه(به گفته اهل سنت)بگوئیم حکم نکاح متعه به وسیله آیهای دیگر و یا به وسیله سنت - کلام رسول خدا(ص) - نسخ شده، چون این مطلبی دیگر است که در جای خودش بحث میشود.
و کوتاه سخن اینکه آنچه از آیه مورد بحث استفاده میشود، حکم نکاح متعه است و بس و همین معنا از قدمای مفسرین یعنی مفسرین از صحابه و تابعین چون ابن عباس، و ابن مسعود، و ابی بن کعب، و قتاده، و مجاهد، و سدی، و ابن جبیر، و حسن، و دیگران نیز استفاده میشود، و مذهب ائمه اهل بیت(علیهم السلام)هم در مساله متعه همین است.
از همین جا روشن میشود که گفتار بعضی از مفسرین که ذیلا نقل میشود تا چه پایه از بطلان و فساد است، او در تفسیر این آیه گفته: مراد از کلمه(استمتاع)همان نکاح است، زیرا ایجاد علقه نکاح هم نوعی طلب تمتع است، کسی که زنی را برای خود نکاح میکند، میخواهد از او تمتع ببرد.و چه بسا بعضی دیگر در تایید این گفتار گفته باشند که دو حرف (سین - تاء)در استمتاع - برای تاکید است - و معنای استمتاع همان تمتع است.
وجه بطلان این سخن این است که متداول بودن نکاح متعه - به این اسم - ، و معروفیت آن در بین مردم آن روز به هیچ وجه مجالی باقی نمیگذارد برای این که شنونده آیه، از کلمه استمتاع معنای لغوی آن به ذهنش بیاید.
علاوه بر اینکه به فرضی که نظریه این مفسرین درستباشد، و معنای طلب بر مورد نکاح دائمی منطبق گردد، و یا بر عکس کلمه(استمتعتم)معنای طلب نداشته اصولا معنائی که این مفسرین برای کلمه مذکور کردهاند، با جزائی که در آیه برای شرط آورده شده یعنی جمله (فاتوهن اجورهن)سازگار نیست، زیرا در نکاح دائم(اجرتی در کار نیست، و آنچه داده میشود مهریه و صداق است)و از این مهمتر آنکه در جمله مورد بحث، استمتاع شرط دادن اجرت قرار گرفته فرموده: اگر از زنی استمتاع بردید واجب است اجرت وی را بدهید، در حالی که در عقد دائمی استمتاع شرط نیست، وقتی مردی زنی دائمی را برای خود عقد میکند به محض تمام شدن عقد مهریه او به ذمهاش میآید، چنانچه دخولی صورت بگیرد، باید همه مهر را بدهد، و اگر صورت نگیرد نصف مهر را باید بپردازد.
پس در عقد دائمی دادن مهر واجب است، و مشروط بر این نیست که تمتعی واقع شده باشد، و یا مرد در طلب تمتع باشد، هر چند که ما صرف مراسم خواستگاری و اجرای عقد و ملاعبه و مباشره را تمتع بدانیم، بلکه همانطور که گفتیم نصف مهریه با خواندن عقد واجب میشود، و نصف دیگرش با دخول.
از این هم که بگذریم آیاتی که قبل از این آیه نازل شده مساله وجوب دادن مهر در همه فرضهایش را به طور مستوفی و کامل بیان کرده بود، دیگر حاجتی نبود که در آیهای دیگر آن را تکرار کند، در آیات قبل فرموده بود: "و آتوا النساء صدقاتهن نحلة. .." (4) و نیز فرموده بود: "و ان اردتم استبدال زوج مکان زوج و آتیتم احدیهن قنطارا فلا تاخذوا منه شیئا" (5) تا آخر دو آیه، و
نیز فرموده بود: "لا جناح علیکم ان طلقتم النساء مالم تمسوهن او تفرضوا لهن فریضة و متعوهن علی الموسع قدره و علی المقتر قدره متاعا تا آنجا که فرمود - و ان طلقتموهن من قبل ان تمسوهن و قد فرضتم لهن فریضة فنصف ما فرضتم" (6).
و اینکه بعضی از این مفسرین احتمال دادهاند که آیه مورد بحثیعنی جمله"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة"برای تاکید باشد، این اشکال بر آن وارد است که لحن آیاتی که قبلا نازل شده بود، و مادر بالا آنها را نقل کردیم، و مخصوصا سیاق ذیل آیه: "و ان اردتم استبدال زوج"(تا آخر دو آیه)برای تاکید، شدیدتر از جمله مورد بحث است، پس هیچ زمینهای برای احتمال نامبرده نمیماند.
آیه متعه نسخ نشده است نه با آیات دیگر و نه با سنت
و اما اینکه کسی بگوید: بله آیه مورد بحث در مورد متعه یعنی نکاح مدتدار نازل شده بود، ولی به وسیله آیه: "و الذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون" (7) نسخ شده، چون فرموده(هر کس با غیر همسر یا کنیزش نزدیکی کند - تجاوزگر است)و اگر بگوید(کما اینکه گفتهاند)به وسیله آیه: "یا ایها النبی اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن" (8) (ای پیامبر چون زنان را طلاق میدهید با رعایت عده طلاق دهید)به ضمیمه آیه: " و المطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثة قروء" (9) (زنان طلاقی تا سه نوبتحیض دیدن و پاک شدن عده نگه بدارند)، نسخ شده، چون در این دو آیه جدا شدن زن از شوهر منحصر شده در طلاق و عده، و در نکاح موقت نه طلاق هست نه عده سه حیض.
و اگر گفته شود - کما اینکه گفتهاند - به وسیله آیه ارث نسخ شده، چون در آن آیه فرموده: "و لکم نصف ما ترک ازواجکم" (10) ، (شما نصف ما ترک همسرتان را ارث میبرید)، چون در نکاح متعه ارث نیست(نه از طرف مرد و نه از طرف زن).
و اگر گفته شود - کما این که گفتهاند - به وسیله تحریم که فرموده: "حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم..."نسخ شده، چون این آیه در باره نکاح است.
و یا بگوید - کما اینکه گفتهاند - به وسیله آیه تعدد زوجات نسخ شده، چون در آن آمده: " فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع..." (11) (از زنان به عقد خود در آورید دو به دو و سه به سه و چهار به چهار)و نفرموده متعه نیز میتوانید بکنید و در متعه بیش از چهار زن نیز جایز است.
و یا بگوید - همچنان که گفتهاند - به وسیله سنت - یعنی کلام رسول الله(ص) - نسخ شده، چون رسول خدا(ص)در سال جنگ خیبر و به گفته بعضی دیگر در سال فتح مکه و به گفته بعضی دیگر در حجة الوداع آن را نسخ کرد.
و اگر گفته شود درست است که متعه زنان مباح شد، ولی در دو نوبت و یا سه نوبت از آن نهی شد، که آخرین نوبت که در آن حکم متعه استقرار یافت نهی تحریمی شد.
پاسخ این گفتار را یک به یک از نظر خواننده میگذرانیم.
اما اینکه گفتند حکم متعه به وسیله آیه مؤمنون نسخ شده.
جوابش این است که آیه نامبرده صلاحیت این نسخ را ندارد، برای اینکه معنا ندارد آیه ناسخ قبل از آیه منسوخ نازل شود، و آیه مؤمنون در مکه نازل شده، در روزگاری که متعه تشریع نشده بود، و آیه متعه در مدینه نازل شد، علاوه بر اینکه کلمه(ازواجهم)که در آیه مؤمنون آمده شامل متعه نیز میشود، و با آیه متعه هیچ تعارضی ندارد تا بگوئید ناسخ آن است، مگر زن متعه همسر آدمی نیست؟و مگر عقدی که به این منظور خوانده میشود نکاح نیست؟و چرا نباشد با اینکه در اخبار صادره از مقام نبوت، و در کلمات مسلمانان دست اول و دوم یعنی صحابه و تابعین، متعه، نکاح نامیده شده، و آن را نکاح مدتدار خواندهاند، و این اشکال که اگر نکاح باشد باید چنین زن و شوهری از یکدیگر ارث ببرند، و اگر بخواهند از یکدیگر جدا شوند به وسیله طلاق جدا شوند، با اینکه در متعه نه ارث هست و نه طلاق، جوابش به زودی خواهد آمد انشاء الله.
و اما اینکه گفتند حکم متعه به وسیله آیات ارث و طلاق و آیه تعدد زوجات نسخ شده.
جوابش این است که نسبتبین آن آیات و بین متعه، نسبت ناسخ و منسوخ نیست، تا آنها ناسخ این باشند، بلکه نسبتشان نسبت عام و خاص، و یا مطلق و مقید است، چون آیه میراث مثلا حکم کلی و عمومی کرده به اینکه همه زنان چه دائمی و چه موقت از شوهر ارث میبرند و شوهران از آنان ارث میبرند و سنتیعنی کلام رسول خدا(ص)این عموم را تخصیص زده فرموده الا زن موقت که از شوهر ارث نمیبرد، و شوهر از او ارث نمیبرد، و همه زنان وقتی بخواهند از شوهر جدا شوند به وسیله طلاق جدا میشوند، به استثنای همسر موقت که طلاق لازم ندارد، و مردان از زنان بیش از چهار نفر نمیتوانند بگیرند، به جز نکاح متعه، که بیش از چهار نیز جایز است، و شاید این مفسرین به خاطر این که نتوانستهاند بین نسبت عام و خاص و نسبت ناسخ و منسوخ فرق بگذارند دچار چنین اشتباهی شدهاند، و پنداشتهاند بین آیات نامبرده و آیه متعه نسبت، ناسخ و منسوخ است.
بله در مورد عام و خاص بعضی از اصولیین نظرشان این است که در بعضی صور عام ناسخ و خاص منسوخ میشود، و آن در صورتی است که اول دلیل خاص از ناحیه شارع صادر شود، بعد دلیل عام، که در این فرض دلیل عام اگر در اثبات و نفی مخالف دلیل خاص باشد ناسخ آن خواهد شد، لیکن هم اصل این نظریه در جای خود باطل است، و در فن اصول پنبهاش زده شده، و هم اینکه، مورد بحث ما را شامل نمیشود، چون آیات طلاق که عام است در سوره بقره قرار دارد، و این سوره اولین سورهای است که در مدینه طیبه نازل شده، و آیه متعه که خاص است، در سوره نساء قرار دارد، که بعد از سوره بقره نازل شده، و همچنین آیه تعدد زوجات که هر چند در سوره نساء قرار دارد - لیکن قبل از آیه متعه واقع شده، و نیز آیه ارث که آن نیز در سوره نساء قبل از آیه متعه قرار دارد، و اتفاقا سیاق و زمینه آیات در این سوره متحد است، و پیدا است که آیاتش یکی پس از دیگری نازل شده"پس نمیتوان احتمال داد که آیه متعه قبل از آیه تعدد زوجات و قبل از آیه طلاق نازل شده باشد، ولی به حسب دستور بعد از آن آیات قرار گرفته باشد(مترجم)".
پس حاصل این شد که در بحث ما خاص که همان آیه متعه استبعد از عام قرار دارد، سبتبه بعضی از عمومات در سورهای قرار دارد که بعد از سوره آن عام نازل شده، و نسبتبه بعضی دیگر گو اینکه عام و خاص در یک سوره قرار دارند، اما خاص بعد از عام قرار گرفته.
و اما اینکه گفتند آیه متعه به وسیله آیه عده سه حیض نسخ شده باشد، بطلانش از بطلان احتمالهای گذشته روشنتر است، برای اینکه مگر کسی گفته: نکاح متعه عده ندارد تا بگوئی با آیه عده نسخ شده؟البته در متعه نیز عده هست، هر چند که مقدار زمان عده در عقد دائم و عقد موقت مختلف است، و برگشت این اختلاف به تخصیص است، نه نسخ، در نتیجه مجموع دلیل متعه و دلیل عده چنین میشود: هر زنی که از شوهر جدا میشود، باید سه حیض و یا سه طهر عده نگه دارد، بجز متعه که او باید فلان مقدار عده بگیرد.
و اما اینکه گفتند حکم متعه به وسیله آیه تحریم که چند صفحه قبل تفسیر شد، و میفرمود ازدواج شما با مادران و خواهران و غیره حرام است نسخ شده، از حرفهای عجیبی است که در این مقام زده شده برای اینکه اولا آیه متعه دنبال آیه تحریم، و هر دو در یک زمینه و یک سیاق قرار دارند، و اجزاء هر دو بهم مربوط و ابعاضشان به یکدیگر متصل است، و با این حال چگونه تصور دارد که آیه متعه قبل از آیه تحریم باشد، و چگونه ممکن است گویندهای که دارد در یک زمینه سخن میگوید صدر کلامش ناسخ ذیل آن باشد؟.
و ثانیا آیه تحریم کجایش از نکاح موقت نهی کرده؟و حتی اشارهای به این معنا کرده است؟(وجدانا ما هر چه فکر میکنیم)نه صریح آن نهی از نکاح موقت است، و نه حتی ظهوری در این باره دارد، تنها چیزی که آیه شریفه در مقام بیان آن است اصنافی از زنانند که ازدواجشان با مردانی حرام است، در آخر این را بیان میکند که غیر از این اصناف ازدواجشان و اگر کنیزاند خریدنشان اشکال ندارد، و ازدواج موقت نیز به بیانی که گذشت ازدواج است، و ذیل آیه تحریم دلالتبر بی اشکالی آن دارد نه اینکه. از آن نهی کرده باشد، پس بین آیه تحریم و آیه متعه نسبت تباینی وجود ندارد، تا در مقام جمع بین آن دو گفته شود یکی ناسخ دیگری است.
بله چه بسا گفته باشند که جمله: "و احل لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین"از آنجا که حلیت زنان را مقید به مهر و به احصان بدون سفاح کرده شامل متعه نمیشود، چون در متعه که ازدواج موقت است احصان نیست، - زیرا احصان عبارت است از ازدواج رسمی و دائمی - و به همین جهت است که اگر مردی با داشتن زن متعه، زنا کند سنگسار نمیشود، چون زنای او زنای مرد دارای همسر نیست، پس همین دلیل نمیگذارد جمله"و احل لکم ماوراء ذلکم"شامل متعه شود.
لیکن این سخن نیز باطل است، دلیل بطلانش همان معنائی است که ما برای کلمه احصان کرده گفتیم هر چند در سه معنا استعمال میشود، لیکن در آیه شریفه منظور از آن احصان عفت است، نه احصان تزوج، زیرا این کلام همانطور که شامل نکاح میشود، شامل ملک یمین کنیز خریداری نیز میشود، و به فرضی هم که قبول کنیم مراد از احصان، احصان تزوج است، تازه میگوئیم حکم عمومی سنگسار در مورد مرد دارای متعه تخصیص خورده، و مجموع دو دلیل چنین معنا میدهد، هر مردی که دارای احصان تزوج است - که این کلی دو فرد دارد یکی دارنده زن دائمی، و دیگر دارنده متعه - اگر زنا کند باید سنگسار شود، الا مردی که زنش متعه باشد، نه دائمی که به حسب سنت اعدام نمیشود، و اما کتاب خدا اصلا متعرض مساله نشده است.
و اما اینکه گفتند حکم متعه به وسیله سنت نسخ شده، - علاوه بر اینکه چنین نسخی از اصل باطل است، به خاطر اینکه مخالف اخبار متواترهای است که دستور میدهد برای تشخیص روایت صحیح از غیر صحیح آن را عرضه بر کتاب کنید، اگر مخالف کتاب بود به دیوارش بزنید، و به کتاب مراجعه کنید - اشکالی دارد که در بحث روایتی انشاء الله میآید.
پی نوشت :
1) روزه ایامی معین بر شما واجب شده پس کسی که از شما مریض یا در سفر باشد...سوره بقره آیه 184.
2) و چون از بیماری و دشمنی ایمنی یافتید، آنهائی که عمره تمتع آوردهاند و تا رسیدن احرام حج کامروائی کردهاند چنین و چنان کنند...سوره بقره آیه 196.
3) در دین هیچ اکراهی نیست راه رشد و راه ضلالت روشن شد پس کسی که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد...سوره بقره آیه 256.
4) سوره نساء آیه 4.
5) سوره نساء آیه 20.
6) و اگر طلاقشان دادید قبل از آنکه با ایشان همخوابگی کنید نصف آن مهریهای که معین کردهاید باید بدهید، تا آخر دو آیه، سوره بقره آیه 236 - 237.
7) سوره مؤمنون آیه 5 - 6 - 7
8) سوره طلاق آیه 1.
9) سوره بقره آیه 228.
10) سوره نساء آیه 12.
(11) سوره نساء آیه 3.
منبع : ترجمه المیزان ج 4 ، علامه طباطبایی؛
وبسایت خوبان
منبع:
LastSOLDIER
Thursday 20 August 2009-1, 02:53 PM
ازدواج موقت، حکمتها و ضرورتها
ازدواج موقت که به متعه و صیغه نیز شهرت دارد، از قوانین درخشان و کارساز اسلام است که شیعیان آن را باقی نگه داشتهاند و در مواقع ضروری به کار میبندند. این نوع ازدواج در برابر عقد دائم قرار میگیرد و نقاط مشترکی نیز با آن دارد
متن مقاله:
در این نوشتار، به دو مسئله مهم درباره ازدواج موقت میپردازیم: نخست چیستی و ماهیت این نوع پیوند زناشویی را بررسی میکنیم و سپس ضرورتهای آن را یادآور میشویم.
چیستی و چرایی عقد متعه یا همان ازدواج موقت را از چند منظر میتوان بررسی کرد؛ از چشماندازهای جامعهشناختی گرفته تا نگاه شریعتمدارانه. اما در این مختصر، کوشیدهایم بیشتر از زوایای شرعی و اجتماعی به این مسئله بنگریم. به هر روی، در بخش نخست درباره ماهیت شرعی و آثار اجتماعی ازدواج موقت سخن خواهیم گفت و سپس درباره ضرورتهای روانشناختی و اجتماعی آن بحث میکنیم.
ازدواج موقت چیست؟
ازدواج موقت که به متعه و صیغه نیز شهرت دارد، از قوانین درخشان و کارساز اسلام است که شیعیان آن را باقی نگه داشتهاند و در مواقع ضروری به کار میبندند. این نوع ازدواج در برابر عقد دائم قرار میگیرد و نقاط مشترکی نیز با آن دارد. اشتراکات و اختلافات آن دو به شرح زیر است:
الف. تمایزها
1. اولین اختلاف عقد موقت با عقد دائم، در زمانبندی آنهاست. در عقد موقت، زن و مرد برای مدت معینی بر یکدیگر حلال میشوند و پس از سررسیدن زمان مذکور در عقد، خودبهخود پیوند زناشویی آنان قطع میشود، مگر آنکه به تمدید آن اقدام کنند.
2. در عقد موقت، مسئولیتهای کمتری نسبت به یکدیگر دارند و بالطبع هر دو از آزادیهای بیشتری برخوردارند. در ازدواج دائم مرد در مقابل خوراک، پوشاک، رفاه، درمان، مسکن، مخارج روزانه و... تعهد دارد؛ اما در عقد کوتاه یا موقت، مرد جز آن مقدار که پیمان بسته و عقد را به آن مشروط کردهاند، وظیفهای ندارد.
3. تمکین و اطاعت زن در مقابل مرد در عقد موقت، محدود به مقداری است که قرارداد بستهاند؛ اما در ازدواج دائم، زن موظف به پیروی از همسر خود در حدود مصالح خانوادگی است.
4. در ازدواج دائم زن و مرد بهطور طبیعی از یکدیگر ارث میبرند؛ اما در زناشویی کوتاهمدت اینگونه نیست.
5. همسرانی که براساس عقد دائم با هم زندگی میکنند، در جلوگیری از بچهدار شدن نیاز به اجازه یکدیگر دارند؛ اما در عقد موقت جلب رضایت طرف مقابل ضرورت ندارد، مگر آنکه در ضمن عقد شرط کرده باشند.
«پس تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در این است که ازدواج موقت از لحاظ قیود آزاد است؛ یعنی وابسته به اراده و قرارداد طرفین است. حتی موقت بودن آن نیز در حقیقت نوعی آزادی به طرفین میبخشد و زمان را در اختیار آنها قرار میدهد.»
ب. تشابهات
دوام و توقیت زمان عقد، تأثیری بر برخی مسئولیتهای زن و مرد نسبت به یکدیگر ندارد. همچنانکه زمانمندی عقد، آزادیهایی را به طرفین میبخشد، مسئولیتهایی را نیز پدید میآورد که هیچیک نمیتوانند از زیر بار آن شانه خالی کنند. در زیر پارهای از تعهدات زن و مرد که در هر دو نوع عقد (دائم و منقطع) یکسان است، اشاره میکنیم:
1. فرزندی که از ازدواج موقت متولد میشود، هیچگونه تفاوتی با فرزند عقد دائم ندارد؛ هم به لحاظ مشروعیت و هم به جهت حقوق و... .
2. پرداخت مهر به زن در هر دو نوع ازدواج، واجب است؛ اگر چه ذکر وتعیین مقدار آن، در عقد دائم ضروری نیست. اگر مهر در عقد منقطع ذکر و تعیین نگردد، موجب بطلان آن میشود؛ اما عدم ذکر و تعیین مهر، عقد دائم را باطل نمیکند، بلکه مهر المثل جای آن مینشیند.
3. در ازدواج موقت مادر و دختر زوجه بر زوج و پدر و پسر زوج حرام میگردد. این حکم عینا در عقد دائم نیز وجود دارد.
4. خواستگاری از زنی که همسر دارد، حرام است؛ خواه در عقد دائم همسرش باشد، خواه موقت.
5. زنا با زنی که همسر دائمی یا منقطع دارد، او را بر زانی حرام ابدی میکند.
6. عده بر زنی که همسر خود را ـ بر اثر فوت یا طلاق یا تمام شدن مدت عقد ـ از دست داده، واجب است؛ اما عده زن دائم، سه نوبت عادت ماهانه است و عده همسر موقت، دو نوبت یا چهل و پنج روز. تفصیل آن در بخش احکام آمده است.
7. ازدواج همزمان با دو خواهر جایز نیست؛ نه در دائم و نه در موقت.
سخن استاد مطهری
استاد شهید مرتضی مطهری رحمهالله در کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» پس از بیان پارهای از احکام فقهی عقد دائم و موقت، نظر صریح خود را درباره این نوع پیوند زناشویی، چنین اعلام میکند:
«این است آن چیزی که به نام ازدواج موقت یا نکاح منقطع در فقه شیعه آمده و قانون مدنی ما نیز عین آن را بیان کرده است.
بدیهی است که ما طرفدار این قانون با این خصوصیات هستیم؛ اما اینکه مردم ما به نام این قانون سوءاستفادههایی کرده و میکنند، ربطی به قانون ندارد. لغو این قانون، جلو آن سوءاستفادهها را نمیگیرد، بلکه شکل آن را عوض میکند؛ به علاوه صدها مفاسد دیگری که از لغو قانون برمیخیزد.
ما نباید آنجا که انسانها را باید اصلاح و آگاه کنیم، به دلیل عدم عُرضه و لیاقت در اصلاح انسانها مرتبا به جان مواد قانونی بیفتیم، انسانها را تبرئه کنیم و قوانین را مسئول بدانیم.»
وی سپس درباره علل شرعی و فواید اجتماعی متعه سخن میگوید که ما در بخش دوم این نوشتار از منظری دیگر بدان خواهیم پرداخت؛ ولی یکی از نکات بدیع و شنیدنی استاد در این زمینه، نقل نمونههایی ازتوصیههای دانشمندان غربی به ازدواجهای کوتاهمدت است. سپس میافزاید از آنجا که این قانون (ازدواج موقت) یک میراث شرقی است، آماج تیرهای خشم و نقد قرار گرفته است؛ اما اگر یک تحفه غربی محسوب میشد، امروز همایشها و سمینارهای بسیاری در کشف کرامات و درک فضائل آن برگزار میکردند. اما اندکاندک مغربزمینیان نیز به سودمندی این نوع پیوند آگاه شده، کسانی همچون برتراند راسل علنا از آن سخن گفتهاند.
ازدواج موقت و ضرورت ساماندهی جنسی در جامعه
میان انسان و دیگر جانداران، تفاوتهای بسیاری است. خرد، ایمان، نطق و زندگی اجتماعی، برخی از سرمایههای اختصاصی انسان است که او را با هر جاندار دیگری متفاوت میکند؛ اما در میان صفات و خصال آدمی، ویژگیهای دیگری را نیز میتوان یافت که در غیر او دیده و شناخته نشده است. یکی از این مختصات و صفات ویژه، دوام میل جنسی در اکثر روزها و ماهها و سالهای زندگی اوست. اکثر موجودات زنده، در غیر ایام جفتگیری از خود تمایلی به جنس مخالف نشان نمیدهند. جانوران، جز برای تولید مثل و تداوم نسل که آن نیز به حکم غریزه است، کنار هم نمیآیند و از همسری با یکدیگر لذت نمیبرند؛ اما میل جنسی در آدمی، از ماههای بلوغ آغاز میشود و تا آخرین سالهای عمر او ادامه مییابد.
نیز باید توجه داشت که اسلام گرامی هرگز پاسخگویی به نیازهای جنسی را منکر نشمرده، بلکه هماره به اجابت صحیح و آبرومندانه آن توصیه فرموده است. هیچ دین و مرامی را نمیتوان یافت که به اندازه آیین حیاتبخش اسلام، بر نیازهای طبیعی بشر صحه گذاشته و برای آنها برنامههای عملی داشته باشد.
انسان سالم و بالغ، هماره با تمایلات طبیعی و غرایز جنسی خود درگیر است و تا به آنها پاسخ نگوید، آرامش نمییابد. راههایی که انسانها برای پاسخ به این نیاز مستمر و بیوقفه خود یافتهاند، دو نوع است:
1. راههای مقبول و سالم؛
2. کژراهههای ناهنجار و آسیبزا.
انواع ازدواجهای شرعی و قانونمند، در شمار راههای مقبول و سالم قرار میگیرند؛ اما هر گونه زناشویی که تحت هیچگونه قانون و ضابطهای قرار نگیرد، آسیبهای جدی بر فرد و جامعه وارد میسازد. این آسیبها به گسترش فحشا و منازعات خانوادگی و بیماریهای جسمی محدود نمیشود؛ زیرا محرومیتهای جنسی و ارضای ناهنجار غرایز طبیعی، بیماریهای جسمی و روحی بسیاری میآفریند که ربط برخی از آنها به مسائل جنسی هنوز ناشناخته است. بزهکاری، بروز انواع بحرانهای اجتماعی، استرسهای مزمن، افراط و تفریط در امور عادی زندگی، حساسیتهای بیجا، خستگی، افسردگی، زودرنجی، عصبیتهای آزاردهنده، نامهربانی با اطرافیان و.... شماری اندک از آثار و پیامدهای اختلالات جنسی است.
بدین روست که باید به ساماندهی جنسی در جامعه خود بیش از پیش بیندیشیم و از میزان آسیبهایی که از این رهگذر گریبان اخلاقیات اجتماعی را میگیرد، بکاهیم. نیاز انسانها به زناشویی، از نوع نیازهای آنان به تفریح یا از نوع احتیاجات فصلی و دورهای نیست؛ بلکه همچون خوردن و آشامیدن، هماره وجود دارد و نادیده گرفتن آن نیز دردی را دوا نمیکند.
خداوند در سوره بقره میفرماید که ما زناشویی را در شبهای روزه بر شما حلال کردیم؛ زیرا به حتم اگر چنین نمیکردیم، شما خیانت کرده، حکم الهی را زیر پا میگذاشتید:
«أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَی نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ اَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتَانُونَ اَنْفُسَکُمْ»؛ «آمیزش جنسی با زنانتان در شبهای روزه بر شما حلال شد آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها؛ خداوند میدانست که شما به خود خیانت میکردید.»
درباره شأن نزول این آیه گفتهاند: ابتدا همبستری همسران در شبهای ماه رمضان، فقط تا پیش از وقت نماز عشاء جایز بود؛ اما تخلفات به قدری بود که این حکم تغییر کرد و خداوند همه ساعات شب را تا پیش از اذان صبح، برای این کار، مجاز اعلام کرد.
در این زمینه، جوامع بشری بیش از پند و نصیحت، نیاز به ارائه راهکارهای عملی دارند تا بتوانند طبیعیترین غرایز جسمانی خود را پاسخ گویند و در زیر فشارهای روحی قرار نگیرند. اکنون در همه کشورهایی که برخوردار از مدیریتهای علمی و توانمندند، طرح جامعی تحت عنوان «ساماندهی جنسی» در حال اجرا میباشد. این طرحها بالطبع با عقاید و مقبولات آنان هماهنگ است و نمیتوان در کشورها و جوامع مختلف از یک طرح جامع پیروی کرد. آنچه پیداست، اهتمام و کوشش خستگیناپذیر مدیران و حاکمان کشورهای گوناگون برای حل این مسئله است و تقریبا هیچیک از آنها به منع و نهی اکتفا نکردهاند؛ بلکه کوشیدهاند از طرحها و برنامههای ایجابی ـ نه سلبی ـ سود جویند.
این در حالی است که معمولاً در کشورهای غیر اسلامی، حساسیت و سختگیریهای کمتری در مسائل جنسی وجود دارد؛ زیرا در محیطهای لائیک و سکولار، آمیزش ممنوع، مصادیق بسیار اندکی دارد. با وجود این، آنان کوشیدهاند هنجارها و فرهنگ خود را در ا ین عرصه نیز حاکم کنند و آمیزشهای نامتعارف را به حداقل برسانند.
اما در محیطهای دینی و اسلامی، به رغم حساسیتهای ویژهای که در اینباره وجود دارد، هنوز طرح جامع و کارسازی ارائه و عملی نشده است! چرا؟ شاید از آنرو که هنوز در مسیر فرهنگسازی مناسب و قدرتمند حرکت نکرده، همچنان به نهی و نهیبهای اخلاقی بسنده میکنیم. در جامعهای که بستر حرام گسترده است و راهکارهای مقبول و حلال در محاق فراموشی قرار گرفتهاند، طبیعی است که نابههنجاریها بیداد کنند و فواره آمارهای منفی هماره رو به بالا باشد. صاحب تفسیر عیاشی، از طریق محمد بن مسلم، از امام باقر علیهالسلام روایت میکند که آن حضرت فرمود: «روزی جابر بن عبد اللّه از سیره رسول خدا صلیاللهعلیهوآله سخن میگفت؛ از جمله نقل کرد: من و یارانم با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به جنگ میرفتیم. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله عمل متعه را بر ما حلال کرد و تا زنده بود حرامش نکرد.»
و علی علیهالسلام بارها میفرمود: «اگر پسر خطاب، قبل از من خلافت را به دست نمیگرفت احدی جز شقی مرتکب زنا نمیشد.»
آشکار است که نمیتوان ازدواج دائم را دوای همه دردها و تنها درمان فراگیر دانست؛ زیرا:
1. اگر چنین بود نباید اکنون شاهد بزهکاریهای جنسی در سطحی گسترده باشیم. پدیده زشت و نامبارک زنان خیابانی، حکایت از آن دارد که ازدواج دائم برای همگان میسور نیست و برخی از زنان و مردان، نیازهای فوریتر و موقتی دارند که اگر اجابت نشود، کشوری را با خود غرق خواهند کرد.
2. زناشویی، فقط به منظور تولید مثل نیست و آدمیان نیازهای متفاوت دیگری نیز به ازدواج دارند. زناشویی رسمی و دائمی، در صورتی رخ میدهد که زن و مرد علاوه بر ارضای جنسی، به امور دیگری مانند زندگی خانوادگی و ارتقای سطح روابط خود با جامعه نیز بیندیشند. اما گاه فقط اطفای آتش شهوت، آنان را به سمت جنس مخالف میکشد و به دلائل گوناگون راضی به تشکیل خانواده یا اموری مانند آن نیستند. آری، میتوان این گروه از مردان و زنان را سرزنش کرد و آنان را به دلیل خودداری از تشکیل خانواده، انسانهای ناقص و ضعیف النفس شمرد؛ اما نمیتوان وجودشان را انکار کرد و حتی از شمارشان کاست.
جامعه سالم اگر چه باید به وضعیت مطلوب و آرمانی خود بیندیشد، اما نباید از مدیریت بحرانهای موجود و مقدمهسازی برای دوران گذار غافل بماند. آنچه مسلم است وجود پدیده فحشا و روابط ناسالم در اجتماع است. انکار و نادیده گرفتن این پدیده هیچ کمکی به حل آن نمیکند، بلکه بر وخامت آن خواهد افزود و مرزهای آن را گسترش میدهد.
3. بنابر آمار رسمی، سن ازدواج در ایران افزایش یافته و در پسران از مرز 30 سال گذشته است. آمارهای دیگری نیز وجود دارد که توجه به آنها چراغهای خطر را در سرتاسر کشور روشن میکند. اعداد و ارقام زیر، پرده از برخی واقعیتهای جامعه شهری ایران برمیدارد و نشان میدهد که در زیر پوست شهر چه میگذرد:
25 میلیون نفر از جمعیت کشور، جوانان بالای 15 سال هستند و ما در هیچ دورهای با این کمیت برای برنامهریزی مواجه نبودیم. (روزنامه جام جم، ش 700، 18/7/81، ص 1.)
فاصله سن بلوغ تا تأهل و شاغل شدن جوانان از 5 سال به 15 سال افزایش یافته است. (همان)
عدم توازن نسبتهای جنسی افراد ازدواج نکرده در دهه 65 تا 75 به رشد فزاینده زنان ازدواج نکرده انجامیده است. (افق حوزه، ش 18، ص 6.)
جمعیت دختران در سن ازدواج (در سال 1382)، 790 هزار نفر بیش از پسران است و در شش سال گذشته بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر از دسترسی به ازدواج محروم ماندند. (همان، ش 37، ص 6.)
از 3 میلیون و 300 هزار جوان در سن ازدواج، سالانه 2 میلیون نفر موفق به ازدواج نمیشوند. (همان، ش 19.)
سازمان ملّی جوانان اعلام کرد: یک میلیون و 250 هزار دخترِ 20 تا 29 ساله ایرانی، به احتمال قوی بدون همسر باقی خواهند ماند. بر اساس گزارش تحقیقی این سازمان، تعداد دختران 20 تا 29 ساله حدود 6 میلیون، و تعداد پسران 25 تا 34 ساله، حدود 4 میلیون و 800 هزار نفر است. با در نظر گرفتن این واقعیت که پسران به ازدواج با دخترانِ در گروه سنی پایینتر تمایل بیشتری نشان میدهند، نتیجه گرفته میشود که یک میلیون و دویست و پنجاه هزار دختر شانس ازدواج نخواهند داشت و اگر به این ارقام، تعداد دختران بالای 29 سال را نیز اضافه کنیم، شاید به رقمی بالغ بر 7 میلیون نفر دست یابیم! (ماهنامه سراج، سال 82، ش 3، ص 55.)
آمار طلاق 29% و آمار ازدواج 7% افزایش یافته است. (افق حوزه، ش 30، سال 82، ص 16.)
4. اگر سنت مقدس و مبارک ازدواج دائم، قادر به حل همه مسائل و مشکلات جنسی جامعه بود، پدیده ازدواج موقت در اسلام تشریع نمیشد. اگر چه پارهای از مذاهب اسلامی به مخالفت با این نوع پیوند شرعی شهرت دارند، اما اکنون عملاً به سوی آن میروند و فتواهایی جدید صادر میکنند. تا کنون فقط شیعیان به پیروی از اولیای معصوم خود از عقد موقت (متعه) حمایت میکردند؛ اما اندکاندک سایر فرق اسلامی نیز تمایلاتی به این نوع عقد از خود نشان میدهند. بیگمان ارباب مذاهبی که به مخالفت با متعه (ازدواج موقت) شهره هستند، اگر راه دیگری برای حل مسائل جامعه خود مییافتند، به این سو نمیآمدند و سابقه تاریخی خود را در مخالفت با نکاح موقت، زیر سؤال نمیبردند.
آنچه اکنون تحت عناوین جعلی و جدید ـ مانند «مسیار» ـ در جهان اهل سنت رایج شده است، همان عقد موقتی است که شیعیان به استناد قرآن و روایات، در قرون گذشته از آن دفاع میکردند و در عصر حاضر نیز بر آن پای میفشارند.
جوامع غیر دینی، برای حل مسائل گوناگون خود، بیشتر بر تجربهها و رهیافتهای بشری تکیه دارند؛ اما جهان اسلام برای دستیابی به مدیریت صحیح و کارآمد اجتماع، گریزی از مراجعه به متون و نصوص کهن ندارد.
بدین رو، بر دانشمندان اسلامی است که بیش از پیش به سنتهای اصیل و مستند مراجعه کنند و درمان را در آنها بجویند. شاید همین مراجعات و امعان نظرها موجب گشته است که اکنون کمابیش شاهد فتواهایی هستند که از مفتیان اهل سنت صادر میشود و به نوعی ازدواج کوتاه مدت را تأیید میکنند. چندی پیش مجمع فقهی مکه فتوا به جواز عقدی داد که اگر چه عنوان آن «مسیار» است، اما تفاوت چندانی با عقد موقت شیعی ندارد. افزون بر آن گاهی از ازدواجهای عرفی و رفاقتی نیز یاد میکنند که بیشتر مربوط به محیطهای غیر دینی یا لائیک است. به هر حال، هیچ جامعهای بینیاز از نوعی ازدواج زمانمند نیست؛ زیرا این واقعیت را باید پذیرفت که نیازهای انسان فراتر از تشکیل خانواده و تکثیر نسل است.
در پایان این بخش از گفتار، جا دارد سخن شهید مطهری را نیز در اینباره بخوانیم:
«ازدواج موقت از آن جهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهایی قادر نبوده است که در همه شرائط و احوال، احتیاجات بشر را رفع کند و انحصار به ازدواج دائم، مستلزم این بوده است که افراد یا به رهبانیت موقت مکلف گردند و یا در ورطه کمونیسم جنسی غرق شوند. بدیهی است که هیچ پسر یا دختری آنجا که برایش زمینه زناشویی دائمی همیشگی فراهم است، خود را با یک امر موقتی سرگرم نمیکند.»
دلائل مخالفت با ازدواج موقت
دست کم میتوان سه دلیل یا علت برای مخالفتهای فردی و صنفی با پیوندهای موقت یافت:
1. ناهمراهی جهان اهل سنت که اکثریت مسلمانان را تشکیل میدهند، با متعه، از عمدهترین دلائل تضعیف این حکم الهی است. همچنان که گاهی برخی از شیعیان فقط برای اثبات تشیع خود اقدام به چنین ازدواجی میکنند، پیروان دیگر فِرَق اسلامی نیز متقابلاً خود را موظف به مخالفت و مبارزه با این مسئله میدانند. تبلیغات و بدگویی آنان کمابیش در عامه شیعیان نیز کارگر افتاده و آنان را به پرهیز از آن وادار نموده است.
2. افراط و شیوههای نادرست در استفاده از این حکم دینی، سوءظن برخی را برانگیخته و در مجموع چهرهای منفی از آن تصویر کرده است. در گذشته و هماکنون نیز گروهی از مردان و زنان بیشتر به انگیزه تنوعطلبی و هوسرانی سراغ این نوع ازدواج رفتهاند. آزادیهای فراوان در ازدواج موقت و آسانگیری شرع در این موضوع، بسیاری را به زیادهروی در آن واداشته است؛ حال آنکه دست کم در روزگار ما نباید ازدواج موقت به ابزاری برای فرار از ازدواج دائم یا افراط در ارضای غرایز جنسی تبدیل شود.
برخلاف اینکه برخی گمان میکنند ازدواج کوتاه و موقت، نوعی ولنگاری در امور جنسی است، واقعبینانهتر آن است که این شیوه زناشویی را نوعی کنترل غرایز جنسی بدانیم؛ زیرا اگر چه اسلام در برقراری عقد موقت، کمابیش آسانگیری کرده است، اما به این وسیله محدودیتهای بسیاری نیز پدید آورده است. آنگاه که زن و مردی به عقد دائم یا موقت یکدیگر درمیآیند، ناگزیر محدودیتهایی را نیز پذیرفتهاند؛ مثلاً زن نمیتواند همزمان با چند مرد ارتباط داشته باشد و وقتی پیوند با مردی را پذیرفت، باید از ارتباط با مردان دیگر پرهیز کند.
بدین ترتیب، زنان مجرد و جویای نکاح، خطر کمتری رابرای جامعه پدید میآورند. اما ا گر آنان بخواهند از طریقی غیر از ازدواج شرعی موقت، غرایز خود را ارضاء کنند، آزادیهایی خواهند داشت که برای جامعه بسیار مضر است.
از سوی دیگر، وقتی که هر یک از زنان، خود را کاملاً و سراپا متعلق به یک مرد میدانست، مردان نیز امکان دسترسی به زنان متعدد نخواهند داشت. بنابراین، خودبهخود کنترل و انضباط بیشتری بر اجتماع حاکم میشود.
3. سیاستهای غلط و فقدان زمینههای لازم، یکی دیگر از موانع گسترش پیوندهای زمانمند است که تنها به همت فرهنگسازان و رسانههای همگانی قابل رفع میباشد. در جامعه شیعی ایران، بیشترین مخالفت با این سنت اسلامی، از سوی تشکلهای زنان و برخی روزنامهنگاران فعال در زمینه مسائل زنان و فمنیستهای ایدهآلگرا صورت گرفته است. آنان پیوند موقت را که فقط به منظور پاسخگویی به غرایز جنسی و گاه نیازهای مالی است، خلاف شأن و مکانت زن میدانند و از اینرو، به شدت با هر گونه زمینهسازی در این جهت مخالفت میکنند.
دلائل و انگیزههای آنان گاهی منطقی نیز به نظر میرسد؛ اما گویا ایشان ولنگاریهای جنسی و بیمبالاتیهای شرعی را چندان خلاف شأن اجتماع سالم نمیبینند و حساسیتی نسبت به آمیزشهای حرام ندارند. آیا پدیده زشت زنان خیابانی یا بهره کشی جنسی از زنان در گوشه و کنار شهر یا شیوع ایدز که چهارمین عامل مرگ و میر در میان انسانها شناخته شده است، از عقدهای قانونی و ضابطهمند شرعی قابل تحملتر است؟! ازدواج موقت، به مثابه یک ضرورت اجتماعی که در عین حال از حقوق زن و مرد به یکسان دفاع میکند، چه زیانی به مناعت و نجابت زن میرساند؟ مخالفان باید با خود بیندیشند که تن ندادن به این توصیه شرعی و منطقی که قادر به تأمین حقوق طرفین است، موجبات گردن نهادن به هزار نوع بزهکاری را فراهم میکند که یقینا خواسته هیچ کس نیست. وقتی که نباید و نمیتوان غرایز طبیعی و نیرومند انسان را انکار کرد و هنگامی که فحشا را خطرناکترین و نیرومندترین دشمن جوانان میدانیم، چارهای جز گشودن راههای شرعی و سالم نداریم و گرنه، آن خواهد شد که اکنون شده است و بسا که وضعی هولناکتر در پیش است.
این گروهها پیش از هر گونه مخالفت با چنین راهی که سراپا قانونمند و با پشتوانههای شرعی است، باید پیشنهادهای جایگزین خود را طرح و از عملی بودن آن دفاع کنند. آنان بیشتر از دیگران میدانند که برای حل چنین معضل خانمانسوزی نمیتوان بیش از این دست روی دست گذاشت و چارهای نیندیشید. از سوی دیگر، همین گروهها بیش از دیگر تشکلّهای رسمی کشور قادر به زمینهسازی و حل روشمند این مشکلاند.
افزون بر اشکالات فوق، نقدهای دیگری نیز بر عقد منقطع وارد ساختهاند که استاد شهید مرتضی مطهری به تفصیل و هوشمندانه در کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» درباره آنها سخن گفته است. مهمترین پاسخ شهید مطهری آن است که تمام نقدها در صورتی بر عقد موقت وارد است که بخواهیم آن را جانشین ازدواج دائم کنیم؛ حال آنکه اکنون باید به این سنت دینی به چشم راهحلی برای درمان نارساییهای جنسی در جامعه نگریست، نه وسیلهای برای ارضای زیادهخواهی مردان و هوسرانی تنوعطلبان.
نیز میافزایند که این نوع زناشویی، به هیچ وجه تحقیر زن را در پی ندارد؛ بلکه آنچه اکنون در استفاده ابزاری از زنان رایج شده است، موجبات تحقیر و ناارجمندی زن را فراهم آورده است. وی بر این باور است که زناشویی کوتاهمدت، ضرورتی است که نمیتوان به هیچ بهانهای از آن صرف نظر کرد و باب آن را به روی آحاد جامعه بست.
سخن آخر
ازدواج موقت را باید به مثابه یک ضرورت اجتماعی نگریست و نخست زمینههای ذهنی و فرهنگی آن را فراهم آورد. نگاههای غلط و بیمبنا به این راهکار شرعی نیز باید تعدیل و اصلاح شود. برخی از تفسیرهای نادرست از این سنت راهگشا عبارتاند از:
1. ارضای تنوعطلبی مردان و گشودن راه استفاده ابزاری از زنان که نوعی استثمار جنسی از آنان است؛
2. گسترش تفریحات و افزایش رفاه متموّلان؛
3. ایجاد شغلی جدید در میان زنان مجرد و بیسرپرست؛
4. اثبات شیعه بودن. گفتنی است که شیعیان برای اثبات تشیع خود راههای بسیاری دارند که متعه یکی از دورترین آنهاست.
اگر چه برخی از این اصل دینی، گاه استفادههای تنوعطلبانه میکنند، اما دست کم در زمان ما نباید چنین دریافتی از این نوع پیوند داشت. آنچه زمانه ما را محتاج انواع عقدهای شرعی میکند، ضروریاتی است که همچون زخم بر پیکر جامعه دینی نشسته است و ظاهرا راه دیگری برای درمان آنها نیست. اینکه برخی از مردان و زنان نتوانستهاند از این سنت شرعی درست و بهجا استفاده کنند، نباید موجب مخالفت با اصل و اساس آن شود.
تا نباشد راست کی باشد دروغ
آن دروغ از راست میگیرد فروغ
چنانکه گفتیم، ازدواج دائم در پاسخگویی به همه نیازهای جنسی مهمترین پاسخ شهید مطهری آن است که تمام نقدها در صورتی بر عقد موقت وارد است که بخواهیم آن را جانشین ازدواج دائم کنیم؛ حال آنکه اکنون باید به این سنت دینی به چشم راهحلی برای درمان نارساییهای جنسی در جامعه نگریست، نه وسیلهای برای ارضای زیادهخواهی مردان و هوسرانی تنوعطلبان
جامعه با چنان مشکلات و موانعی روبهرو است که دیگر نمیتوان آن را تنها راه موجود تلقی کرد؛ اگر چه بهترین راه است. همچنین از مقدمات بالا چنین برمیآید که باید به سوی راهکاری دیگر نیز رفت که به حتم یکی از موجهترین آنها عقد موقت است؛ بهویژه آنکه در متون دینی و روایات معصومان علیهمالسلام هماره بر آن تأکید و سفارش شده است. ناگفته نماند که پیش از هر اقدامی، لازم است آسیبشناسی جدی و عمیقی صورت گیرد تا اقدامات احتمالی به نقض غرض نینجامد. همچنین ضروری است همه رسانهها و شخصیتهای مؤثر دینی در گسترش این نوع پیوند بکوشند و جوّ مناسبی را برای طرح جامع ساماندهی جنسی در جامعه پدید آورند.
توجه
بحث از ازدواج موقت توسط مبلغان گرامی در میان مردم باید متناسب با شرایط، نیازها و ظرفیتهای محل تبلیغ انجام شود. و به نظر میرسد از مسائل بسیار مهمی است که در فرهنگ سازی جهت اصلاح آسیبهای موجود ضروری است.
منبع:سایت حوزه
برگرفته از وبسایت خوبان
منبع:
LastSOLDIER
Sunday 13 June 2010-1, 05:38 PM
راسل و نظریه ازدواج موقت
من نمیدانم چرا اگر زنی با شرائط آزاد با یک مرد بطور موقت ازدواج کند زن کرایهای محسوب میشود. اما اگر زنی در یک عروسی یا شبنشینی در مقابل چشمان حریص هزار مرد و برای ارضاء تمایلات جنسی آنها حنجره خود را پاره کند و هزار و یک نوع معلق بزند تا مزد معینی دریافت دارد زن کرایهای محسوب نمیشود؟
متن مقاله:
" برتراند راسل " فیلسوف معروف انگلیسی در کتاب زناشوئی و اخلاق میگوید " . . . در واقع اگر درست بیندیشیم، پی میبریم که فواحش، معصومیت کانون خانوادگی و پاکی زنان و دختران ما را حفظ میکنند. هنگامی که این عقیده را " لکی " در بحبوحه عصر " ویکتوریا " ابراز کرد اخلاقیون سخت آزرده شدند ، بی آنکه خود علت آنرا بدانند . اما هرگز نتوانستند خطای عقیده " لکی " را به ثبوت رسانند . زبان حال اخلاقیون مزبور با تمام منطقشان این است که " اگر مردم از تعلیمات ما پیروی میکردند دیگر فحشاء وجود نمیداشت " اما ایشان بخوبی میدانند که کسی توجه به حرفشان نمیکند". اینست فرمول فرنگی چارهجوئی خطر مردان و زنانی که قادر بازدواج دائم نیستند و آن بود فرمولی که اسلام پیشنهاد کرده است . آیا اگر این فرمول فرنگی بکار بسته شود و گروهی زن بدبخت بایفای این وظیفه اجتماعی . اختصاص داده شوند آنوقت زن بمقام واقعی و حیثیت انسانی خود رسیده است و روح اعلامیه حقوق بشر شاد شده است ؟ برتراند راسل رسما در کتاب خود فصلی تحت عنوان ازدواج تجربی باز کرده است . وی میگوید : " قاضی لیندزی ، که سالیان متمادی مأمور دادگاه دنور بوده و در این مقام فرصت مشاهده حقایق زیادی داشته پیشنهاد میکند که ترتیبی بنام " ازدواج رفاقتی " داده شود . متأسفانه پست رسمی خود را ( در امریکا ) از دست داد . زیرا مشاهده شد که او بیش از ایجاد حس گناهکاری در فکر سعادت جوانان است . برای عزل او کاتولیکها و فرقه ضد سیاه پوستان از بذل مساعی خودداری نکردند.
پیشنهاد ازدواج رفاقتی را یک محافظه کار خردمند کرده است و منظور از آن ایجاد ثباتی در روابط جنسی است . لیندزی متوجه شده که اشکال اساسی در ازدواج ، فقدان پول است . ضرورت پول فقط از لحاظ اطفال احتمالی نیست ، بلکه از این لحاظ است که تأمین معیشت از جانب زن برازنده نیست .و به این ترتیب نتیجه میگیرد که جوانان باید مبادرت بازدواج رفاقتی کنند که از سه لحاظ با ازدواج عادی متفاوت است:
اولا منظور از ازدواج تولید نسل نخواهد بود .
ثانیا مادام که زن جوان فرزندی نیاورده و حامله نشده طلاق با رضایت طرفین میسر خواهد بود.
ثالثا زن در صورت طلاق مستحق کمک خرجی برای خوراک خواهد بود . . . من هیچ تردیدی در مؤثر بودن پیشنهادات لیندزی ندارم و اگر قانون آنرا میپذیرفت تأثیر زیادی در بهبود اخلاق میکرد " .
آنچه لیندزی و راسل آنرا ازدواج رفاقتی مینامند گرچه با ازدواج موقت اسلامی اندک فرقی دارد ، اما حکایت میکند که متفکرانی مانند لیندزی و راسل باین نکته پی بردهاند که تنها ازدواج دائم و عادی وافی بهمه احتیاجات اجتماع نیست . مشخصات قانون ازدواج موقت و ضرورت وجود آن را عدم کفایت ازدواج دائم بتنهائی برای رفع احتیاجات بشری بالاخص در عصر حاضر مورد بررسی قرار گرفت . اکنون میخواهیم باصطلاح آنطرف سکه را مطالعه کنیم . ببینیم ازدواج موقت چه زیانهائی ممکن است در برداشته باشد . مقدمه میخواهم مطلبی را تذکر دهم:
در میان تمام موضوعات و مسائل و زمینههای اظهار نظر که برای بشر وجود داشته و دارد هیچ موضوع و زمینهای باندازه بحث در تاریخ علوم و عقائد و سنن و رسوم و آداب بشری گنگ و پیچیده نیست . و بهمین جهت در هیچ موضوعی بشر باندازه این موضوعات ، یاوه نبافته است و اتفاقا در هیچ موضوعی هم باندازه این موضوعات شهوت اظهار نظر نداشته است .
از باب مثال اگر کسی اطلاعاتی در فلسفه و عرفان و تصوف و کلام اسلامی داشته باشد و آنگاه پارهای از نوشتههای امروز را که غالبا اقتباس از خارجیها و یا عین گفتههای آنها است خوانده باشد میفهمد که من چه میگویم. مثل اینست که مستشرقین و اتباع و اذنابشان ، برای اظهار نظر در اینگونه مسائل همه چیز را لازم میدانند مگر اینکه خود آن مسائل را عمیقا بفهمند و بشناسند. مثلا در اطراف مسئلهای که در عرفان اسلامی بنام "وحدت وجود" معروف است، چه حرفها که زده نشده است، فقط جای یک چیز خالی است و آن اینکه وحدت وجود چیست و قهرمانان آن در عرفان اسلامی از قبیل محی الدین عربی و صدرالمتالهین شیرازی چه تصوری از وحدت وجود داشتهاند؟ من وقتی که برخی اظهار نظرهای مندرج در چند شماره مجله زن روز را درباره نکاح منقطع خواندم بی اختیار بیاد مسئله وحدت وجود افتادم . دیدم همه حرفها بمیان آمده است جز همان چیزی که روح این قانون را تشکیل میدهد و منظور قانونگذار بوده است.
البته این قانون چون یک "میراث شرقی" است، این اندازه مورد بی مهری است و اگر یک " تحفه غربی " بود اینطور نبود . قطعا اگر این قانون از مغرب زمین آمده بود ، امروز کنفرانسها و سمینارها داده میشد که منحصر کردن ازدواج به ازدواج دائم با شرائط نیمه دوم قرن بیستم تطبیق نمیکند، نسل امروز زیر بار اینهمه قیود ازدواج دائم نمیرود ، نسل امروز میخواهد آزاد باشد و آزاد زندگی کند و جز زیر بار ازدواج آزاد که همه قیود و حدودش را شخصا انتخاب و اختیار کرده باشد نمیرود . . . و بهمین دلیل اکنون که این زمزمه از غرب بلند شده و کسانی امثال "برتراند راسل" مسئلهای تحت عنوان "ازدواج رفاقتی" پیشنهاد میکنند پیش بینی میشود که بیش از آن اندازه که اسلام خواسته استقبال شود و ازدواج دائم را پشت سر بگذارد و ما در آینده مجبور بشویم از ازدواج دائم دفاع و تبلیغ کنیم .
معایب و مفاسدی که برای نکاح منقطع ذکر شده از این قرار است :
1 - پایه ازدواج باید بر دوام باشد ، و زوجین از اول که پیمان زناشوئی میبندند باید خود را برای همیشه متعلق بیکدیگر بدانند و تصور جدائی در مخیله آنها خطور نکند ، علیهذا ازدواج موقت نمیتواند پیمان استواری میان زوجین باشد . اینکه پایه ازدواج باید بر دوام باشد بسیار مطلب درستی است ، ولی این ایراد وقتی وارد است که بخواهیم ازدواج موقت را جانشین ازدواج دائم کنیم و ازدواج دائم را منسوخ نمائیم .بدون شک هنگامیکه طرفین قادر به ازدواج دائم هستند و اطمینان کامل نسبت بیکدیگر پیدا کردهاند و تصمیم دارند برای همیشه متعلق بیکدیگر باشند پیمان ازدواج دائم میبندند . ازدواج موقت از آنجهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهائی قادر نبوده است که در همه شرائط و احوال رفع احتیاجات بشر را بکند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم این بوده است که افراد یا به رهبانیت موقت مکلف گردند و یا در ورطه کمونیسم جنسی غرق شوند . بدیهی است که هیچ پسر یا دختری آنجا که برایش زمینه یک زناشوئی دائم و همیشگی فراهم است خود را با یک امر موقتی سرگرم نمیکند .
2 - ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ایرانی که شیعه مذهب میباشند استقبال نشده است و آنرا نوعی تحقیر برای خود دانستهاند ، پس افکار عمومی خود مردم شیعه نیز آنرا طرد میکند . جواب اینست که اولا منفوریت متعه در میان زنان ، مولود سوء استفادههائی است که مردان هوسران در این زمینه کردهاند و قانون باید جلو آنها را بگیرد و ما درباره این سوء استفادهها بحث خواهیم کرد . ثانیا انتظار اینکه ازدواج موقت باندازه ازدواج دائم استقبال شود در صورتیکه فلسفه ازدواج موقت ، عدم آمادگی یا عدم امکان طرفین با یکطرف برای ازدواج دائم است انتظار بیجا و غلطی است .
3 - نکاح منقطع . بر خلاف حیثیت و احترام زن است ، زیرا نوعی کرایه دادن آدم و جواز شرعی آدم فروشی است . خلاف حیثیت انسانی زن است که در مقابل وجهی که از مردی میگیرد وجود خود را در اختیار او قرار دهد . این ایراد از همه عجیبتر است .
اولا ازدواج موقت با مشخصاتیکه در مقاله پیش گفتیم چه ربطی باجاره و کرایه دارد و آیا محدودیت مدت ازدواج موجب میشود که از صورت ازدواج خارج و شکل اجاره و کرایه بخود بگیرد؟. آیا چون حتما باید مهر معین و قطعی داشته باشد کرایه و اجاره است ؟ که اگر بدون مهر بود و مرد چیزی نثار زن نکرد، زن حیثیت انسان خود را باز یافته است ؟ ما درباره مسئله مهر جداگانه بحث خواهیم کرد . از قضا فقها تصریح کردهاند و قانون مدنی نیز بر همان اساس مواد خود را تنظیم کرده است که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرارداد هیچگونه تفاوتی با هم ندارند و نباید داشته باشند . هر دو ازدواجند و هر دو باید با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگیرند و اگر نکاح منقطع را با صیغههای مخصوص اجاره و کرایه بخوانند باطل است .
ثانیا از کی و چه تاریخی کرایه آدم منسوخ شده است ؟ تمام خیاطها و باربرها تمام پزشکها و کارشناسها ، تمام کارمندان دولت از نخست وزیر گرفته تا کارمند دون رتبه ، تمام کارگران کارخانهها آدمهای کرایهای هستند .
ثالثا زنی که به اختیار و اراده خود با مرد بخصوصی عقد ازدواج موقت میبندد آدم کرایهای نیست و کاری بر خلاف حیثیت و شرافت انسانی نکرده است ، اگر میخواهید زن کرایهای را بشناسید ، اگر میخواهید بردگی زنرا ببینید باروپا و امریکا سفر کنید و سری بکمپانیهای فیلمبرداری بزنید تا ببینید زن کرایهای یعنی چه ؟ ببینید چگونه کمپانیهای مزبور حرکات زن ، ژستهای زن ، اطوار زنانه زن ، هنرهای جنسی زن را بمعرض فروش میگذارند . بلیطهائی که شما برای سینماها و تاترهای میخرید در حقیقت اجاره بهای زنهای کرایهای را میپردازید . ببینید در آنجا زن بدبخت برای اینکه پولی بگیرد تن به چه کارهائی میدهد ؟ مدتها تحت نظر متخصصان کار آزموده و شریف باید رموز تحریکات جنسی را بیاموزد ، بدن و روح و شخصیت خود را در اختیار یک مؤسسه پول درآوری قرار دهد برای اینکه مشتریان بیشتری برای آن مؤسسه پیدا کند . سری به کابارهها و هتلها بزنید ببینید زن چه شرافتی بدست آورده است و برای اینکه مزد ناچیزی بگیرد و جیب فلان پولدار را پرتر کند چگونه باید همه حیثیت و شرافت خود را در اختیار مهمانان قرار دهد . زن کرایهای آن مانکنها هستند که اجیر و مزدور فروشندگیهای بزرگ میشوند و شرف و عزت خود را وسیله پیشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار میدهند.
زن کرایهای آن زنی است که برای جلب مشتری برای یک مؤسسه اقتصادی با هزاران اطوار که اغلب آنها تصنعی و بخاطر انجام وظیفه مزدوری است روی صفحه تلویزیون ظاهر میشود و بنفع یک کالای تجارتی تبلیغ میکند. کیست که نداند امروز در مغرب زمین زیبائی زن، جاذبه جنسی زن، آواز زن، هنر و ابتکار زن ، روح و بدن زن و بالاخره شخصیت زن ، وسیله تحقیر و ناچیزی در خدمت سرمایهداری اروپا و امریکا است؟ و متأسفانه شما دانسته یا ندانسته زن شریف و نجیب ایرانی را بسوی اینچنین اسارتی میکشانید. من نمیدانم چرا اگر زنی با شرائط آزاد با یک مرد بطور موقت ازدواج کند زن کرایهای محسوب میشود. اما اگر زنی در یک عروسی یا شبنشینی در مقابل چشمان حریص هزار مرد و برای ارضاء تمایلات جنسی آنها حنجره خود را پاره کند و هزار و یک نوع معلق بزند تا مزد معینی دریافت دارد زن کرایهای محسوب نمیشود؟ آیا اسلام که جلو مردان را از اینگونه بهرهبرداریها از زن گرفته است و خود زن را باین اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع کرده است مقام زن را پائین آورده است یا اروپای نیمه دوم قرن بیستم؟ اگر روزی زن بدرستی آگاه و بیدار شود و دامهائی که مرد قرن بیستم در سر راه او گذاشته و مخفی کرده بشناسد، علیه تمام این فریبها قیام خواهد کرد و آنوقت تصدیق خواهد کرد یگانه پناهگاه و حامی جدی و راستگوی او قرآن است و البته چنین روزی دور نیست .
مجله زن روز در شماره 87 صفحه 8 رپورتاژی از زنی بنام مرضیه و مردی بنام رضا تحت عنوان " زن کرایهای " تهیه کرده است و بدبختی زن بیچارهای را شرح داده است. این داستان طبق اظهارات رضا از خواستگاری زن آغاز شده . یعنی برای اولین بار از فورمول 40 پیشنهاد پیروی شده است و زن بخواستگاری مرد رفته است . بدیهی است داستانی که از خواستگاری زن از مرد آغاز گردد پایانی بهتر از آن نمیتواند داشته باشد. اما طبق اظهارات مرضیه مردی هوسران و قسی القلب ، زنی را بعنوان اینکه میخواهد او را زوجه دائم خود قرار دهد و از او و فرزندان او حمایت و سرپرستی کند اغفال کرده و بدون آنکه زن بدبخت خواسته باشد او را بنام اینکه صیغه کرده است مورد کامجوئی و سپس بی اعتنائی قرار داده است . اگر این اظهارات صحیح باشد ، عقدی است باطل . مردی قسی ، زنی بی خبر و بی اطلاع از قانون شرعی و عرفی را مورد تجاوز قرار داده و باید مجازات شود. قبل از اینکه امثال رضاها مجازات شوند ، باید تربیت شوند و قبل از آنکه رضاها مجازات یا تربیت شوند باید مرضیهها آگاهانیده شوند . جنایتی که از قساوت مردی و بیخبری و غفلت زنی سرچشمه گرفته است چه ربطی به قانون دارد که مجله زن روز قیافه حق بجانب به رضا میدهد و بعد نیز تیغ خود را متوجه قانون میکند.
آیا اگر قانون ازدواج موقت نمی بود ، رضای قسی القلب مرضیه غافل و بی خبر را آرام میگذاشت؟
چرا از زیر بار تربیت و آگاهانیدن زن و مرد شانه خالی میکنید، حقوق و وظایف شرعی زن و مرد را کتمان میکنید و زنان بیچاره را اغفال کرده یگانه قانون حامی و راستگوی زن را دشمن او معرفی میکنید و با دست خود او میخواهید یگانه پناهگاه او را بکوبید؟
نظام حقوق زن در اسلام
متفکر شهید استاد مرتضی مطهری
برگرفته از وبسایت خوبان
vBulletin® v4.2.1, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.