PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تاریخ طراحی صنعتی



HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:00 PM
باهاوس؛ مدرسه ای که یک سبک معماری شد باهاوس نام یک مکتب معماری است که از نام مدرسه هنر و معماری باهاوس در آلمان گرفته شده است. این مدرسه معماری که از سال 1919 تا 1933 فعالیت می کرده است، پیشگام مدرنیسم در معماری بود و دستاوردهای آن هنوز نیز در رشته های هنر و معماری به دانشجویان تدریس می شود. ساختمان و کارگاه های این مدرسه در دو شهر دسائو و وایمار آلمان از سال 1996 در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
http://www.newdesign.ir/images/17-4-2007-28419131bauhaus.jpgمدرسه معماری باهاوس که در زبان آلمانی به معنی «خانه معماری» است، در دوران فعالیت چهارده ساله خود در آلمان، در سه شهر مختلف و تحت نظر سه آرشیتکت بزرگ که مدیریت باهاوس را نیز بر عهده داشته اند، فعالیت کرده است. این مدرسه ابتدا از سال 1919 تا 1925 در شهر وایمار، سپس از سال 1925 تا 1932 در دسائو و بالاخره از سال 1932 تا 1933، یعنی زمانی که این مدرسه به دستور حکومت نازی آلمان تعطیل شد، در برلین فعالیت می کرد. مدیریت این مدرسه نیز به ترتیب بر عهده والتر گروپیوس (1919 تا 1928)، هانیس مه یر (1928 تا 1930) و میس وان دروهه (1930 تا 1933) بود.
باهاوس در سال 1919 توسط والتر گروپیوس در شهر سنتی و قدیمی وایمار تأسیس شد. هدف اولیه از تأسیس مدرسه باهاوس، ایجاد مکانی بود که ترکیبی از مدارس معماری، صنایع دستی (چون نجاری، آهنگری و...) و آکادمی هنری بود.
گروپیوس اعتقاد داشت که با پایان جنگ جهانی اول، دوره جدیدی از تاریخ آغاز شده است و قصد داشت در مدرسه باهاوس، سبک معماری جدیدی را که بازتابی از این دوران باشد، به وجود بیاورد. به اعتقاد گروپیوس، این سبک معماری که می شد اصول آن را به تمام کالاهای مصرفی تعمیم داد، باید ارزان، کارکردگرا و سازگار با تولید انبوه می بود. گروپیوس برای دستیابی به این هدف، می خواست هنرمندان و صنعت گران را با هم متحد کند تا به محصولی کارکردی و قابل استفاده، و در عین حال با ارزش از لحاظ هنری، دست یابد. این ایده در بیانیه افتتاحیه مدرسه باهاوس به خوبی مشخص است: «ما در پی آنیم که جامعه تازه ای از هنرمندان پدید آوریم تا در میان آن ها دیگر تعصب حرفه ای که اکنون چون دیواری بلند هنرمندان و صنعتگران را از هم جدا می سازد، وجود نداشته باشد.»
برنامه ریزان مدرسه باهاوس هنرهای زیبا را از صنایع دستی کاربردی ممتاز و متفاوت نمی دانستند و بر این باور بودند که هنر و معماری مدرن باید پاسخگوی نیازها و اقتضائات جامعه صنعتی مدرن باشد و طراحی خوب باید از عهده آزمون های زیباشناختی و مهندسی برآید. ویژگی عمده سبک باهاوس تکیه هر چه بیشتر بر کارکردگرایی، بهره گیری بهینه از خواص مواد و مصالح صنعتی، احتراز از تزئینات تجملی در نمای ساختمان ها و فرآورده های صنعتی بود. دستیابی به نوعی هماهنگی بین ضرورت های کارکردی و کیفیت زیباشناختی، خوش ساختی و خوش ترکیبی محصولات صنعتی از دیگر اهداف موسسان مدرسه باهاوس بود.

استادان باهاوس بر روی بام باهاوس در دسائو
http://www.newdesign.ir/images/17-4-2007-2860659bauhausteachers.jpg
برای دیدن نام هر استاد، نشانگر ماوس را روی تصویر آن فرد نگه داریداستادان باهاوس به شاگردان خود یاد می دادند که همه چیز را بر مبنای نیازها طراحی کنند و از هیچ عنصری که فاقد کارکرد باشد و تنها جنبه زیباشناسانه داشته باشد استفاده نکنند. در مدرسه باهاوس تاریخ معماری جایی میان دروس دانشجویان نداشتند، چرا که در باهاوس قرار بود همه چیز بر مبنای اصول اولیه معماری و بدون توجه به آثار گذشتگان ساخته شود.
باهاوس در ابتدا برای تأمین بودجه خود به سوبسیدی که از جمهوری وایمار می گرفت وابسته بود. اما بعد از ایجاد تغییراتی در حکومت محلی وایمار، این مدرسه در سال 1925 به شهر دسائو که بافت صنعتی و شهری بیشتری داشت و با ایده های مدرن مدرسه ی باهاوس هم خوان بود، منتقل شد. پس از انتقال مدرسه باهاوس به دسائو، بخش طراحی صنعتی این مدرسه که مشکل کمتری با حکومت محافظه کار محلی داشتند، در وایمار باقی ماندند. مدرسه طراحی صنعتی باهاوس بعدها نام خود را به دانشکده فنی معماری و مهندسی عمران تغییر داد و از سال 1996 به بعد نیز به نام دانشکده باهاوس آلمان خوانده می شود.
در سال 1927 سبک باهاوس و آثار آرشیتکت های مشهور آن نمایشگاه معماری اشتوتگارت را که با موضوع خانه سازی برگزار می شد، به شدت تحت تأثیر خود قرار داد. پس از گروپیوس، مدیریت باهاوس را هانس مه یر و سپس میز وان دروهه به عهده گرفتند. با قدرت رسیدن رژیم نازی ها در آلمان و افزایش فشار سیاسی بر این مدرسه، باهاوس در سال 1933 تعطیل شد. حزب نازی و دیگر گروه های فاشیستی آلمان از ابتدا با فعالیت مدرسه باهاوس مخالف بودند و آن را سنگر کمونیسم می دانستند. نویسندگان نازی چون ویلهلم فریک و آلفرد روزنبرگ نیز در نوشته هاشان باهاوس را «غیرآلمانی» می نامیدند و سبک مدرن آن را به باد انتقاد می گرفتند. در واقع باهاوس یکی از مظاهر «هنر منحط» بود که هیتلر و حزب نازی آلمان کمر به نابودی آن بسته بودند.
از جمله مهم ترین ساختمان ها و آثاری که در طول فعالیت مدرسه باهاوس عمدتاً به دست استادان و مدیران مدرسه ساخته شد می توان به عمارت سامرفیلد و خانه اوته در برلین، خانه اوئرباخ در یانا و برج تریبیون در شیکاگو (که مدرسه باهاوس پس از برنده شدن در یک مسابقه بین المللی طراحی آن را بر عهده گرفت) اشاره کرد. اما مهم ترین بنایی که سبک معماری باهاوس در این دوره در آن متجلی شده است، ساختمان خود مدرسه در دسائو است که توسط والتر گروپیوس، مدیر وقت باهاوس، طراحی شده است.
پس از به قدرت رسیدن نازی ها و تعطیلی مدرسه باهاوس، مدیران و استادان مدرسه که همه از معماران طراز اول آن زمان بودند، به کشورهای مختلف در اروپای غربی، آمریکا و همچنین اسرائیل مهاجرت کردند. همچنین شماری از معماران باهاوس که به شیکاگو رفته بودند، باهاوس جدید را در این شهر تأسیس کردند و به تربیت معماران جوان ادامه دادند.
این مسئله کمک قابل توجهی به ترویج سبک معماری باهاوس در سراسر جهان کرد و آن را به گفتمان مسلط در معماری و طراحی صنعتی مدرن تبدیل کرد، چنان که این مکتب هنری امروز نیز همچنان نفوذ جهانی خود را حفظ کرده است.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:01 PM
تاریخچه طراحی صنعتی از صنایع دستی سنتی تا هنر صنعتی طراحی صنعتی در اواخر قرون وسطی:
آغاز طراحی صنعتی را می توان با جدایی طراحی از فرایندهای ساخت هم زمان دانست که در دوره های پیش از انقلاب صنعتی صورت گرفته بود. در واقع ریشه های آن را می توان دراواخر قرون وسطی و در جهت ایجاد اولین تشکیلات صنعتی سرمایه داری متکی بر تولید به شیوه های سنتی دانست. نخستین فعالیت های طراحی صنعتی در این دوره در غرب اروپا و در جهت منافع دربار، کلیساها و تجار بوده است. اما با رشد سریع تجارت و گسترش موقعیت های بازرگانی رقابت هایی ما بین واحدهای تولیدی به وجود آمد که موجب توجه به نوآوری در محصول برای جلب علاقه مشتریان شد و طراحی صنعتی بیش از پیش مطرح گردید.

طراحی صنعتی درقرن شانزدهم:
طراحان صنعتی در اواخر قرن شانزدهم در ایتالیا و آلمان فعالیت های مفیدی را در جهت جلب علاقه مشتریان انجام دادند که منجر به تولید کتاب های الگو گردید. این کتاب ها شامل مجموعه ای از تصاویر گراوری بودند و طرح هایی به عنوان نمونه برای صنایع نساجی و صنعت قفسه سازی داشتند که می توانستند در موارد مختلف مورد استفاده قرار گیرند. کتاب های الگو برای نخستین بار طراحی را به عنوان فعالیتی مستقل از روش های ساخت مطرح کردند.
طراحی صنعتی درقرن هفدهم:
در قرن هفدهم کشورهایی با حکومت های متمرکز سلطنتی به مراکز قدرت تبدیل شدند که الگویشان فرانسه عهد لویی چهاردهم بود. لویی چهارده در دوره سلطنت هنرمندان و صنعتگران را مورد حمایت بی دریغ خود قرار داد که منجر به تشکیل کارگاه های بزرگی شد.
مهم ترین کارگاه این دوره گوبلن است که در سال 1667 تأسیس شد و مهم ترین فعالیت های آن درزمینه فرشینه، قفسه سازی و فلزات ظریفه بوده است. طرح های این کارگاه توسط شارل لوبرن Charles le Brun تهیه شده است.
طراحی صنعتی در نیمه اول قرن هجدهم:
در قرن هجدهم دولت ها به حمایت گسترده از هنرمندان پرداختند. در این دوره سرمایه گذاری های عظیمی در زمینه چینی سازی انجام شد که به تأسیس کارگاه های بزرگ چینی سازی انجامید.
نخستین کارگاه این دوره کارگاه میسن Meissen است که در سال 1709 تأسیس شد. در این کارگاه برای طراحی از هنرمندانی چون یوهان ژاکوب ایرمینگر کمک گرفته می شد و همچنین از کتاب های الگو استفاده می شد. مهم ترین فعالیت های میسن در زمینه طراحی ظروف، نمادهای تزئینی و پیکره های کوچک بوده است. مهم ترین آنها پیکره های کالو Callot figures هستند که از کتاب الگوی ژاک کالو Jaques Callot در طراحی آن استفاده شده است.
طراحی صنعتی در نیمه دوم قرن هجدهم:
در نیمه دوم قرن هجدهم بزرگ ترین مراکز طراحی صنعتی دنیا در بریتانیا قرار داشتند. در بریتانیا مالکیت خصوصی و ارزش های اقتصادی از طرف پارلمان حمایت می شد. در نتیجه هنرمندان و طراحان این دوره بازرگانان مبتکر هستند. فعالیت های غالب در این دوره تولید دگمه، سگک و گیره است که به زیورآلات ارزان مشهور بودند.
ماتیو بولتن Matthew Boulton نمونه ای از این بازرگانان مبتکر است که در سال 1761 کارگاه سوهو Soho را تأسیس نمود. فعالیت های عمده این کارگاه دو دسته بودند:
1- تولید اشیای مد روز و ارزان قیمت که اهداف تجاری داشتند.
2- اشیای گران قیمت و خاص برای مشتریان ویژه.

http://www.newdesign.ir/images/27-6-2007-32boulton.jpg
از نمونه طراحی های ماتیو بولتن اما سیاست های این کارگاه بر پایه ضرورت های تجاری و بازار بین المللی گذارده شده بود. بنابراین تولید انبوه در تولید اشیای مد روز متمرکز بود. طراحان برجسته ای چون جان فلکسمن John flaxman، جیمز یات James wyatt، رابرت و جیمز آدام Robert & James Adam در طراحی محصولات سوهو مشارکت داشته اند.
سوهو در طراحی اکثر محصولات خود از سبک نئوکلاسیک استفاده کرده است که به علت سادگی خطوط و استفاده از نمادهای کلاسیک دارای طرفداران زیادی بوده است.

http://www.newdesign.ir/images/27-6-2007-35wedgwood.jpg
از نمونه محصولات کارخانه وج وودهم زمان با سوهو کارگاه سفالگری یوشیا Josiah با ریاست وج وود Wedgwood آغاز به کار می کند. در این کارگاه نیز ظروف به دو دسته مفید و تزئینی تقسیم شده بودند و از موادی چون بازالت و ژاسپ در تهیه ظروف استفاده شده است. طراحان برجسته ای چون جان فلکسمن، جرج استابز Jeorge stubbs و جوزف رایت مسئولیت طراحی ها را بر عهده داشته اند. از برجسته ترین آثار یوشیا تولید ظروفی به نام سرویس ملکه Queen's ware است که انقلابی در صنعت چینی سازی برپا کرد. سبک غالب آثار یوشیا نئوکلاسیک بوده است. سیاست های یوشیا زیبایی، کاربردی بودن و سادگی بوده است.
طراحی صنعتی در قرن نوزدهم:
در بریتانیای قرن 19 با شدت گیری انقلاب صنعتی، فاصله بین طراحی و تولید به منتها درجه خود رسید. صنایع به صورت متنوع تر و تخصصی تر فعالیت می کردند و هدف اصلی تجاری کردن تولید بود. با گسترش تولید تجاری، محصولات با شیوه های ساده به شکل اشیای گران بها تولید شدند که در مواردی سبب استفاده ناشیانه از تزئینات و نادیده گرفتن کاربرد محصولات شد. منتقدانی چون پاگین، جان راسکین و ویلیام موریس به مخالفت با این شیوه تولید برخاستند.
اما رویداد بزرگ این دوره برپایی نمایشگاه بزرگ کریستال پالاس در سال 1851 بود. هنری کول Henry cole نقش عمده ای در برپایی این نمایشگاه داشت و برای نخستین بار مسئله وفق دادن ارزش های هنری با جنبه های کاربردی و تجاری محصول را مطرح نمود. وی برای متحقق ساختن این اصل فعالیت های ارزنده ای انجام داد. از جمله بنیان گذاشتن مجله طراحی Jornal of design که با ارائه طرح های نمونه در هر ماه، مبلغ این دیدگاه بوده است. نمونه ای از این طرح ها اجاق و آتشدان چدنی با طراحی آلفرد استیونس برای شرکت هول و شرکا Hoole & co. بوده است که در نمایشگاه بزرگ نیز به نمایش گذاشته شد. این محصول نمونه ای از تطبیق تزئین با کارآیی است.

http://www.newdesign.ir/images/27-6-2007-550dresser.jpg
طرح کریستوفر درسرهنرمند دیگری که تحت تأثیر این قواعد فعالیت می کرد اون جونز است. وی نویسنده کتابی با عنوان قواعد تزئینات در همین مورد است. کریستوفر درسر Christopher Dresser که از شاگردان اون جونز بود، در سال 1860 در کارخانه های درشفیلد و بیرمنگام مشغول به کار شد. درسر موفق به خلق طرح هایی تازه، ساده، زیبا و کاربردی شد. وی در کار خود استفاده بهتر از مواد و کاهش هزینه های تولید را مد نظر قرار داد و امکان نوسازی ارزش ها و روش های سنتی را در عمل مطرح نمود.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:03 PM
انقلاب صنعتی The Industrial Revolution انقلاب صنعتی چه بود؟
مجموعه دگرگونی های فنی، صنعتی، اقتصادی و اجتماعی که از سال 1750 تا 1850 در انگلستان به وجود آمده و به کشورهای دیگر راه یافت، انقلاب صنعتی نامیده می شود.

http://www.newdesign.ir/images/2010-1-1-industrialrevoloution.jpgدر این مدت اقتصاد وابسته به کشاورزی و صنایع دستی به اقتصاد وابسته به صنعت و تولیدات ماشین تبدیل شد. به عبارت دیگر به تدریج نیرو و کار ماشین جای نیروی کار انسان و حیوانات بارکش را گرفت. پیش از انقلاب صنعتی، حدود 90 درصد مردم در روستاها زندگی می کردند و به کشاورزی و کارهای دستی روستایی مشغول بودند. در شهرها هم کارگاه های کوچک وجود داشت. در بعضی جاها هم از نیروی باد و آب استفاده می شد. انقلاب صنعتی به دنبال استفاده عملی از یافته های علمی نیز ثروت و سرمایه های هنگفتی که از مستعمرات به انگلیس منتقل می شد، در آن کشور به وجود آمد.
انگلیس از معادن زغال سنگ و آهن بسیار غنی بهره می برد و همین دو ماده ی اساسی سبب تولید فراورده های صنعتی فراوانی شد که پیشرفت بازرگانی و اختراع وسایل حمل و نقل و سود سرشار کارخانه داران را در پی داشت. اختراع ماشین ریسندگی و بافندگی، ماشین بخار، لوکوموتیو بخاری و موتورهای الکتریکی در حمل و نقل، کشاورزی و روابط اجتماعی دگرگونی هایی وسیع به وجود آورد. دامنه ی این تغییرات ابتدا کشورهای اروپا و سپس امریکا را گرفت و اکنون سراسر کره زمین را در برگرفته است.

انقلاب صنعتی (1830-1760):
در مورد سرآغاز انقلاب تکنولوژی به داستان پسری خیال پرداز اشاره می شود که با مشاهده ی حرکت سرپوش کمتری در حال جوشش به نیروی بخار پی برد یا با بافنده ایی فقیر که به چرخ ریسندگی همسرش خیره شده بود و با تعجب مشاهده کرد که چرخ حتی پس از معلق شدن بر روی زمین در حال تاب خوردن است.
این دوره در عین حال که از مخترع حمایت می کرد و برای یک دوره ی زمانی معین امتیازها و حقوقی ویژه را برای او در نظر گرفت، راه را بر نو آوری های جدیدتر می بست. برای مثال، جیمز وات توانست به مدت ربع قرن مهندسان دیگر را از ساختن انواع جدید ماشین بخار حتی اگر امتیاز آنها به خودشان تعلق داشت، باز دارد.
در سده ی هجدهم و اوایل سده نوزدهم کار فرمایان بسیاری بودند که به سرعت عوامل تولید را به شیوه ای جدید ترکیب می کردند مشتاق کشف بازارهای تازه بودند و از هر فکر جدید استقبال می کردند. دکتر جانسون درباره ی این دوره می نویسد: دوره، دوره ی نو سوادی است تمام امور جهان به شیوه ای نو انجام می شود، اعدام ها به روش تازه صورت می گیرد.
بارز ترین عرصه ی تحول در انقلاب صنعتی، قرار گرفتن ماشین در خدمت تولید بود که شیوه تولید را از تولید دستی به تولید کارخانه ای متحول کرد.
بیشتر اختراعات به دنبال رشته ای طولانی از آزمایش ها و خطاها پدید آمده است و در بسیاری از آنها از دو یا چند فکر یا فرایند مستقل پیشین استفاده شده و ذهن مخترع از ترکیب آنها با یکدیگر مکانیسمی کم و بیش کار آمد تر و پیچیده تر به وجود آورده است. برای مثال، کرامبتن از ترکیب ماشین بافندگی جنی با ماشین بافندگی استوانه ای ماشین بافندگی مول را به وجود آورد. ریل آهن که از مدت ها پیش در معادن زغال مورد استفاده بود به لوکوموتیو وصل گردید و راه آهن به وجود آمد. در این قبیل موارد که با جهش های به اصطلاح برشی یا ترکیبی روبه رو هستیم، نقش عامل شانس و تصادف تقریبا بسیار ناچیز است. برآوردهای نادرست دیگری هم از پیدایش انقلاب صنعتی به عمل آمده که همگی گمراه کننده است، می گویند اختراع ها دستاورد افراد نابغه است و نه محصول فرایند اجتماعی.
انقلاب صنعتی از دید کارل مارکس:
کارل مارکس در تحلیل چگونگی رخ دادن انقلاب صنعتی و ورود جهان به عصر صنعت سیر زیر را پیش رو می نهد. مارکس می گوید تغییرات اقتصادی در جوامع فئودالی که با ایجاد شهرهای کوچک و بزرگ و رونق تجارت و صنعت همراه بود، سبب تغییر در نیروهای تولید جوامع فئودالی، که پیش از آن به صورت ارباب دهقان بود به سرمایه دار (کارخانه دار) کارگر شد و با پیدایش این نظام اقتصادی جدید و رشد طبقه سرمایه دار، تضاد طبقاتی سرمایه دار زمین دار شکل گرفت که با برتری سرمایه داری روبه رو شد. (مانند انقلاب 1789 فرانسه).
انگلیس، ملت قدرتمند:
اولین انقلاب صنعتی در بریتانیا به وقوع پیوست، زیرا که این کشور واجد تمامی شرایط لازم نظیر: اختراعات جدید، زغال سنگ، آبراه، پول، بازار مناسب و کشاورزی پیشرفته بود. بریتانیا ثروتمندترین کشور دنیا شد زیرا که اولین انقلاب صنعتی آنجا روی داد. در سال 1850 نیمی از کشتی های اقیانوس پیمای دنیا، متعلق به بریتانیا و نیز طول راه آهن بریتانیا برابر طول تمامی خطوط راه آهن در سرتاسر دنیا بود. ولی کشورهای دیگر نظیر آلمان و ایالات متحده که بعدها انقلاب صنعتی در آنها شروع شد، در اواخر دهه 1880 میلادی از لحاظ صنعت از بریتانیا جلوتر بودند.
اختراع عمدتا در جامعه ای صورت می گیرد که به جای توجه صرف به هدف های مادی در صدد ایجاد مخازن فکری باشد. جریان اندیشه ی عملی انگلیس از آموزش های فرانسیس بیکن آغاز گردید و نبوغ بویل و نیوتن موجبات گسترش آن را فراهم ساخت.
چرا انقلاب صنعتی زودتر به وقوع نپیوست؟
در نیمه نخست سده ی هجدهم ابتکار و نو آوری زیادتر بود اما زمان لازم بود تا این اختراعات به ثمر بنشیند. بعضی از نخستین اختراع ها ناکام ماند، زیرا درباره ی آنها به درستی فکر نشده بود. اما ناکامی تعدادی بیشتر از نوآوری ها بدان دلیل بود که مواد مناسب برای تحقق بخشیدن آنها در دسترس نبود، مهارت لازم وجود نداشت، کارگران خود را با ان دمساز نمی کردند یا اجتماع در برابر دگرگونی مقاومت به خرج می داد. صنعت ناچار بود در انتظار بماند تا سرمایه به مقدار کافی فراهم شود چون این امر از پیش شرط های ضروری ایجاد جامعه های صنعتی است. صنعت ناچار بود در انتظار بماند تا تفکر ترقی و پیشرفت از حالت بسته در ذهن عده ای محدود به حالت باز در ذهن عده ای زیادی از مردم فراگیر شود. در سالهای 17001760 در بریتانیا، انقلابی چه در زمینه شیوه تولید و ساختار صنعت و چه در حوزه ی زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم به وقوع نپیوست.
انقلاب صنعتی را نباید به عنوان دوره ای از زمان در نظر گرفت. این انقلاب جنبشی است که خواه در انگلستان پس از سال 1760 روی داده باشد یا در ایالات متحده امریکا و آلمان پس از سال 1870 یا در کانادا و ژاپن و روسیه در زمان ما، در هر حال دارای آثار و ویژگی های همانند است.
در همه جا، با رشد جمعیت با به کارگیری علوم در صنعت و با استفاده شدید و گسترده از سرمایه همراه نبوده است و تبدیل جماعت روستایی به شهری و پیدایش طبقه های اجتماعی جدید را به همراه داشته است.
آینده انقلاب صنعتی:
تاریخ دان کلود فولن می نویسد: «انقلاب صنعتی پدیده ی مستمری است که در جلوی چشمان ما جریان دارد، ما باید در یابیم که این فرایند که آغاز شد هیچ حد و مرزی نمی شناسد».
در بخش هایی از آسیا، امریکای جنوبی و آفریقا انقلاب صنعتی تازه باید آغاز شود. این کشورهای توسعه نیافته، مشهور به جهان سوم، از تاریخی رنج می برند که در آن در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم کشورهای اروپایی و ایالت متحده از آنها به عنوان منابع مواد خام استفاده کردند. کشورهای صنعتی شده فعالانه از پیدایش صنعت داخلی در جهان سوم جلوگیری کردند چون نمی خواستند رقبا منافع مورد نیاز کارخانه های خودشان را از دست آنها خارج کنند.
منابع:
انقلاب صنعتی، جیمز آ. کوریک / ترجمه مهدی حقیقت خواه
انقلاب صنعتی، ت، س، اشتن/ ترجمه احمد تدین

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:03 PM
باهاوس Bauhaus http://www.newdesign.ir/images/24-11-2007-99bahaus-logo.jpgباوهاوس در زبان آلمانی Bauhaus و به معنی خانه معماری است. مکتب طراحی و هنری باهاوس تأثیر عمیقی بر فرهنگ تجسمی در سده ی اخیر گذاشت، این مکتب درسال 1919،روزهای پر آشوب پس از شورش های انقلابی آلمان پی ریزی شد، که در پی شکست این کشور در جنگ جهانی اول رخ داد. این مکتب و مدرسه نقش مهمی در برقراری پیوند میان طرح و فن ایفا کرد. آموزه های آن پیش و پس از انحلال به عنوان نماد مدرنیته شناخته شد. ادعا می شود، روش آموزش در آنجا منحصرا متناسب با طراحی صنعتی تحول یافته است و این موسسه را مهد طراحی صنعتی مدرن می دانند. مدرسه در سه شهر آلمان، در سه دوره زمانی (وایمار از 1919 تا 1925، دسائو از 1925 تا 1932 و برلین از 1932 تا 1933) و تحت مدیریت سه معمار (والتر گروپیوس از 1919 تا 1927، هانس مه یر از 1928 تا 190 و لودویگ میس ون دروهه از 1930 تا 1933) به فعالیت پرداخت.
والترگروپیوس:
والتر گروپیوس در سال 1919 با ادغام آکادمی هنرهای زیبا و مدرسه هنرها و پیشه ها، مدرسه باوهاوس را در وایمار بنیان نهاد. او در نخستین بیانیه خود، نظر ویلیام ماریس درباره تعالی صنایع دستی را با فکر وحدت همه ی هنرها درآمیخت و مرزبندی میان جنبه های تزیینی و کاربردی در هنرها را مردود شمرد؛ نخستین مانیفست آن مزین شده بود به گراوری چوبی اثر لیونل فینینگر با عنوان کاتدرال و اینگونه آغاز می شود: «هدف نهایی همه هنر های تجسمی ساختمان کامل است» و در ادامه آمده: «ما در پی آنیم که جامعه تازه ای از هنرمندان پدید آوریم تا در میان آن ها دیگر تعصب حرفه ای که اکنون چون دیواری بلند هنرمندان و صنعتگران را از هم جدا می سازد، وجود نداشته باشد». از نظر سوسیالیست انگلیسی ویلیام موریس کاتدرال های سدهای میانه نشانه ای از وحدت هنر و حرفه، ترکیب هماهنگ مغز و بازو، فرد و جامعه اند. گروپیوس هم چنین پایان انزواجویی هنر و بازگشت به سوی پیشه گری را طی یک تلاش جمعی عظیم اعلام کرد، ایدئولوژی باهاوس در سال های ابتدایی آن ضد سرمایه داری رمانتیک بود.

http://www.newdesign.ir/images/24-11-2007-786gropius.jpg
والتر گروپیوساولین مرحله ساختار آموزشی، دوره ابتدایی بود که یوهانس ایتن آن را بنا نهاد. سپری کردن این دوره برای تمام هنرجویان اجباری بود. در این دوره، یادگیری حالت عملی داشت. در حین کار عملی، شکل، رنگ، ماده و بافت بر پایه مطالعات نظری بررسی و ترکیب می شدند. پس از آن نوبت آموزش در کارگاه فرا می رسید که شامل دو رشته دروس هنری و حرفه ای می شد و از سال 1924 رشته معماری نیز به آن افزوده شد. در این دوره برای تدریس کارهای تخصصی، همان شیوه دوره ابتدایی به کار گرفته می شد.
در زمان ایتن به نگرش متافیزیکی (انتزاعی) اهمیت می دادند و بر تجربه به مثابه ابزاری برای خودیابی تأکید می کردند. پس از کناره گیری ایتن در سال 1923، لازلو موهولی-ناگی و یوزف آلبرس، مدریت دوره ابتدایی را به عهده گرفتند. آنها بر عینیت فنی و اقتصاد، و به دست آوردن حداکثر نتیجه با حداقل تلاش، تأکید می ورزیدند که بار دیگر به اشکال هندسی و انتزاعی منجر شد که ریشه در یک نظریه ایدئالیست افلاطونی داشت.
گروپیوس 1923 ایده "هنر و تکنولوژی به عنوان یک واحد نو" را تبلیغ می کرد. منظور واقعی از این ایده در سال 1926 در رساله ای تحت عنوان " اصول تولیدی باوهاوس" چنین خلاصه شده بود: کارگاه های باوهاوس اساسا آزمایشگاه هایی هستند که در آنها نمونه هایی از محصولاتی که برای تولید انبوه و زمان ما مناسب هستند، به دقت تولید و به طور مداوم اصلاح می شوند. باوهاوس قصد دارد در این آزمایشگاه ها متخصصانی برای صنایع و حرفه های مختلف تربیت کند که در تکنولوژی و فرم به یک اندازه تبحر داشته باشند. برای خلق مجموعه ای از نمونه های استاندارد که به تمام ضرورت های اقتصاد، تکنولوژی و فرم بپردازد لازم است بهترین، همه فن حریف ترین و فرهیخته ترین افرادی ر انتخاب کرد که در زمینه کار کارگاهی مجرب باشند و از عناصر طراحی و مکانیک و قوانینی که در آنها نهفته است اطلاع کامل داشته باشند. پس از آن کارگاه های باوهاوس به صورت آزمایشگاه های ساخت پیش نمونه برای تولید ماشینی درآمدند و بسیاری از فرآورده های این کارگاه ها (به خصوص میز و صندلی، منسوجات و لوازم چراغ برقی) با موافقت صاحبان صنایع در خط تولید کارخانه ای قرار گرفتند. سبک فرآورده های باوهاوس خصلت هندسی و ساده داشت و به سبب صرفه جویی در وسایل و مطالعه در کیفیت مواد از پالودگی خط و شکل برخوردار بود. ویژگی عمده سبک باهاوس تکیه هر چه بیشتر بر کارکردگرایی، بهره گیری بهینه از خواص مواد و مصالح صنعتی، احتراز از تزئینات تجملی در نمای ساختمان ها و فرآورده های صنعتی بود. دستیابی به نوعی هماهنگی بین ضرورت های کارکردی و کیفیت زیباشناختی، خوش ساختی و خوش ترکیبی محصولات صنعتی از دیگر اهداف موسسان مدرسه باهاوس بود. استادان باهاوس به شاگردان خود یاد می دادند که همه چیز را بر مبنای نیازها طراحی کنند و از هیچ عنصری که فاقد کارکرد باشد و تنها جنبه زیباشناسانه داشته باشد استفاده نکنند. در مدرسه باهاوس تاریخ معماری جایی میان دروس دانشجویان نداشتند، چرا که در باهاوس قرار بود همه چیز بر مبنای اصول اولیه معماری و بدون توجه به آثار گذشتگان ساخته شود.
باهاوس در ابتدا برای تأمین بودجه خود به سوبسیدی که از جمهوری وایمار می گرفت وابسته بود. اما بعد از ایجاد تغییراتی در حکومت محلی وایمار، این مدرسه در سال 1925 به شهر دسائو منتقل شد (از همان آغاز این مدرسه جدید با دانشجویان رادیکالی که جذب کرده بود از طرف مردم و دولت وایمار مورد سوء ظن بود و بعدها هم از سوی دولت تحت فشار قرار گرفت) ساختمان جدید باهاوس که توسط گروپیوس طراحی شد، سبک و خصلت صنعتی جدیدی را منعکس می کند. در این دوران مدرسه باهاوس منزلتی جهانی یافت و اساتید فرم به مقام پرفسوری ارتقا یافتند. عقلانی سازی و استاندارد سازی به شعارهای جدید تبدیل شدند. پس از انتقال مدرسه باهاوس به دسائو، بخش طراحی صنعتی این مدرسه که مشکل کمتری با حکومت محافظه کار محلی داشتند، در وایمار باقی ماندند. مدرسه طراحی صنعتی باهاوس بعدها نام خود را به دانشکده فنی معماری و مهندسی عمران تغییر داد و از سال 1996 به بعد نیز به نام دانشکده باهاوس آلمان خوانده می شود.
با قدرت رسیدن رژیم نازی ها در آلمان و افزایش فشار سیاسی بر این مدرسه، باهاوس در سال 1933 تعطیل شد. حزب نازی و دیگر گروه های فاشیستی آلمان از ابتدا با فعالیت مدرسه باهاوس مخالف بودند و آن را سنگر کمونیسم می دانستند. نویسندگان نازی چون ویلهلم فریک و آلفرد روزنبرگ نیز در نوشته هاشان باهاوس را «غیرآلمانی» می نامیدند و سبک مدرن آن را به باد انتقاد می گرفتند. در واقع باهاوس یکی از مظاهر «هنر منحط» بود که هیتلر و حزب نازی آلمان کمر به نابودی آن بسته بودند. پس از تعطیلی مدرسه مدیران و استادان مدرسه که همه از معماران طراز اول آن زمان بودند، به کشورهای مختلف در اروپای غربی، آمریکا و... مهاجرت کردند. همچنین شماری از معماران باهاوس که به شیکاگو رفته بودند، باهاوس جدید را در این شهر تأسیس کردند و به تربیت معماران جوان ادامه دادند. این مسئله کمک قابل توجهی به ترویج سبک معماری باهاوس در سراسر جهان کرد و آن را به گفتمان مسلط در معماری و طراحی صنعتی مدرن تبدیل کرد، چنان که این مکتب هنری امروز نیز هم چنان نفوذ جهانی خود را حفظ کرده است.
تاریخ باهاوس به هیچ معنا خطی نیست.تغییرات در مدیریت و نیز مدرسان هنری از خارج از مدرسه در ترکیب با موقعیت سیاسی که تجربه باهاوس ظهور کرد، به تغییراتی مدام منجر شد؛ پیامدهای بیشمار این تجربه هنوز در زندگی معاصر جریان دارد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:03 PM
تاریخچه تولید انبوه و طراحی صندلی در طراحی دکوراسیون، مبلمان همواره یکی از مهم ترین بخش هاست و برخلاف تصور برخی شامل بسیاری از وسایل و نه فقط مبل راحتی اتاق نشیمن یا مبل رسمی اتاق پذیرایی است. یکی از مهم ترین المان های مبلمان در بیشتر فضاها صندلی است که در واقع توجه به طراحی آن، سرآغاز گرایش به طراحی مبلمان هم هست. «صندلی» یا شاید هم «سندلی» در تعریف، همان چهارپایه کوچک پشتی داری است که روی آن می نشینند. گرچه صندلی های امروز در زندگی ما گاهی چهارپایه، گاهی پشتی و گاهی هم هیچ کدام را ندارند، حتی گاهی بر روی آن نمی نشینند.
صندلی یک از قدیمی ترین محصولاتی است که به دست بشر ساخته شده و از صدها سال پیش تا امروز به هزاران فرم مختلف درآمده و مورد استفاده انسان قرار گرفته است. در این مقاله به بررسی تعدادی از معروف ترین و متفاوت ترین صندلی های مدرن می پردازیم که بسیاری از آنها را بدون آنکه بشناسیم، در خانه یا محل کار استفاده می کنیم. صندلی به دلیل کاربرد بسیار و انعطاف پذیری عجیبی که در تغییر فرم، شکل، رنگ و جنس دارد یکی از نخستین اشیایی است که یک طراح را برای طراحی جلب می کند. از این رو تنوع در آن از بسیاری محصولات دیگر بیشتر است. بررسی محصولی چون صندلی در طول چند دهه، جدا از ایده های فراوانی که می دهد، می تواند چیزهای زیادی در مورد ارزش ها و علایق مردمی که در گذشته می زیسته اند، درباره روش های استفاده آنها از تکنولوژی زمانه و درباره اولویت ها و مسوولیت های طراحی آن زمان به ما بگوید.
اینکه صندلی چگونه و توسط چه قومی اختراع شده بحث ما نیست. برخی ایرانی ها را مبدع صندلی می دانند. وجود چندین صندلی با نقوش ایرانی در تخت جمشید و کاخ صدستون به اثبات رسیده است. همچنین آثاری نیز پیش از آن پیدا شده. اما با گذر از این بحث و چشم پوشی از روند تغییرات صندلی نزد اقوام و فرهنگ های مختلف تا قرن بیستم باید به این نکته اشاره کرد که صندلی هم مثل بسیاری محصولات دیگر در قرن نوزدهم مورد توجه اروپاییان قرار گرفت و یک سده پس از انقلاب صنعتی با پی بردن به ارزش طراحی در صنعت، تحول چشم گیری در طراحی و تولید آن و به طور کلی مبلمان ایجاد شد.
ساخت صندلی به روش تولید انبوه در اواخر قرن نوزدهم، یعنی موقعی که صندلی های دست ساز لویی شانزدهم فرانسه و صندلی های دوره ویکتورین انگلستان عمرشان به پایان رسیده بود، معمول شد. در این زمان به تدریج جنبش های هنری در طراحی شکل می گرفتند. یکی از این جریان ها Art Nouveau بود.
آرت نوو به معنی (هنر نو) حرکتی بین المللی بود که در هر کشوری از اروپا با ویژگی های خاص خودش شناخته می شد. آرت نوو بسیاری از اصول جنبش های پیشین در طراحی مانند استفاده از مواد طبیعی، روش های صنعتی و تهی کردن سطوح از تزئینات را به کار می برد. گرچه مبلمان آرت نوو کمی بیشتر از طرح های تزئین شده استفاده می کرد اما معتقد بود که نباید در این کار زیاده روی کرد؛ هرچند محصول می بایست بیانگر احساسات سازنده اش باشد.
در سال 1897 یک معمار و طراح اسکاتلندی به نام "چارلز رنه مکینتاش" یک صندلی ناهارخوری طراحی کرد که نشان دهنده استفاده ظریفی از مواد، فرم و سمبلیسم بود. صندلی از چوب ساخته شده بود اما استفاده از فضاهای منفی و عناصر باریک و مخروطی، برخلاف محصولات سنگین ماقبل، سبکی و حرکتی بصری ایجاد می کرد. مکینتاش برخلاف جریان های پیشین، مبلمان خود را رنگ آمیزی کرده است (سیاه یا سفید) و بدین گونه به ترکیب بصری عناصر ساختاری بیش از نمایش سطح اصیل مواد اهمیت می داد.

http://www.newdesign.ir/images/22-10-2007-322Mackintosh_Chair_1897.jpg
چارلز رنه مکینتاش 1897از صندلی های مشهور دیگر در این دوره می توان به صندلی ناهارخوری "دارکین" که در امریکا و با طراحی "فرانک لویدرایت" معمار برجسته آمریکایی ساخته شد و همچنین صندلی "کافه فلادرموس" اثر "جوزف هافمن" در اتریش اشاره کرد. این صندلی برخی از ویژگی های صندلی مکینتاش را داشت اما نسبت به آن انتزاعی تر و مهندسی تر بود. گرچه صندلی از چوب ساخته شده بود اما به نظر می رسید که فرم های استانداردشده بیشتری برای تولید صنعتی داشت.

http://www.newdesign.ir/images/22-10-2007-211lloyd-chair.jpg
صندلی ناهارخوری - فرانک لوید رایتhttp://www.newdesign.ir/images/22-10-2007-446hoffman-fledermaus.jpg
جوزف هافمن - صندلی برای کافه فلادرموسصندلی مشهور بعدی "صندلی قرمز و آبی" با طراحی "گریت ریتولد" بود. این صندلی در سال های 1917-1918 توسط او که یک کابینت ساز هلندی بود و بعدها به معماری و طراحی روی آورد، با توجه بیشتر بر روی ترکیب بندی بصری ساخته شد. او پس از طراحی این صندلی با کارهای نقاشی پیت موندریان آشنا شد و این صندلی را طوری رنگ کرد که مانند کارهای او به نظر برسد. هر دو این کارها از مستطیل هایی با رنگ های اولیه و کادرهای مشکی تشکیل شده اند. این طور به نظر می رسد که صندلی ریتولد البته غیر از پشتی مورب آن، سه بعدی شده تابلوی موندریان است. این صندلی به عنوان نماد جنبش داِستیل De stijl شناخته شد.

http://www.newdesign.ir/images/22-10-2007-515Gerrit-Rietveld-De-Stijl-Chair.jpg
صندلی قرمز - آبی طراحی گریت ریتولدصندلی "واسیلی" اثر "مارسل بروئر" که در سال 1925 و در آلمان طراحی شد نیز یکی دیگر از صندلی های معروف است.

http://www.newdesign.ir/images/22-10-2007-83breuer-vassily.jpg
صندلی واسیلی - مارسل بروئر 1925"صندلی پایمو" با طراحی آلوار آلتو هم از مهم ترین این صندلی ها است. آلتو یک بیمارستان برای بیماران مبتلا به سل به سبک مدرن بین المللی طراحی کرده بود و می خواست که برای اتاق های بیماران و استراحتگاه ها مبلمان طراحی کند. او تحت تأثیر صندلی واسیلی قرار گرفت اما می خواست صندلی ای کاملاً مدرن بدون استفاده از لوله های فلزی طراحی کند. هوای فنلاند خنک بود و مردم مبلمانی را دوست داشتند که هنگام لمس آن احساس گرما کنند. همچنین فنلاند سرزمینی سرشار از جنگل های انبوه بود. بنابراین آلتو طرحی مبتنی بر اصول مدرنیسم و فرم کاملاً کاربردی ارائه کرد که از پروسه جدیدی در ورقه ورقه کردن چوب استفاده می کرد. صندلی آلتو دارای منحنی ارگانیک بود و ارزش زیادی از نظر ارگونومی داشت. آلتو در تحقیقات خود در مورد بیماران مسلول به این نتیجه رسید که بهترین زاویه پشتی برای نشستن زاویه 110 درجه است و این بهترین حالت برای تنفس فردی با ریه های گرفته است.

http://www.newdesign.ir/images/25-8-2007-92No31-Aalto.jpg
آلوار آلتو - صندلی 110 درجه برای بیمارستاناما آخرین صندلی انتخابی ما صندلی "کیف لوبیاست". صندلی ای که تقریباً هیچ کدام از معیارهای "صندلی بودن" را ندارد. در سال 1961 فردی به نام "راشل کارسون" کتابی نوشت با عنوان «بهار خاموش» که برای اولین بار آمریکاییان را با این حقیقت آشنا کرد که کارخانجات در حال آلوده سازی محیط زیست هستند. پاگیری این مساله از سویی و پیشرفت فناوری پلاستیک در اوایل دهه 60 از سوی دیگر ایده های جدیدی را آشکار کرد. در این هنگام ایتالیا پرچمدار طراحی فرم های مبلمان جدیدی شد که فردگرا و معنی دار بودند. گروهی از طرفداران ایتالیایی صندلی کیف لوبیا را طراحی کردند که تصور قبلی از صندلی به عنوان یک ساختار سخت و محکم را کنار گذاشت.

http://www.newdesign.ir/images/22-10-2007-377Bean_Bag_Chairs.jpg
صندلی Bean Bagاین صندلی در حقیقت کیفی از جنس وینیل بود که با گلوله های پلی اورتان پر شده بود. این صندلی هیچ فرمی نداشت بلکه فرم بدن شخصی را می گرفت که روی آن می نشست. بنابراین بسیار فردگرا بوده و فرم متغیر آن تقلیدی از روابط اجتماعی متغیر آن دوره بود. این مساله که صندلی باعث می شد فرم در ارتفاع کم و نزدیک به زمین بنشیند و تمام حالت های بدن را پوشش دهد به این معنی بود که با رفتار اجتماعی و سیاسی غیرجدی آن دوره نیز هماهنگ بود.
از آن زمان تاکنون طراحی صندلی های متفاوت همچنان ادامه دارد. از پرکاربردترین صندلی های چندین سال اخیر می توان به صندلی"آیرون" با طراحی "دون چادویک" و "بیل استامپ" در سال 94 و کارهای "کریم رشید" و "مارک نیوسن" اشاره کرد که هر کدام از این صندلی ها می توانند زینت بخش محل کار و محیط زندگی ما باشند.
برای مطالعه تاریخچه طراحی صندلی در قرن 18 به زبان انگلیسی اینجا کلیک کنید
برای مطالعه خلاصه تاریخ طراحی صندلی به زبان انگلیسی اینجا کلیک کنید
منبع: سایت aftab.ir به نقل از روزنامه شرق، مازیار رضایی

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:04 PM
تأثیر رکود اقتصادی در تاریخ تولید انبوه اتومبیل در دهه 1950 اتومبیل های آمریکایی بسیار شبیه به هم بودند و این مورد نیز به کارکرد مربوط نمی شد. همه تولیدکنندگان به سبک ناب Pure Style روی آوردند. سبکی که مشتریان نسبت به آن مشتاقانه واکنش نشان می دادند. در شرکت های اروپایی به کارگیری اشکال ساده و مقرون به صرفه تر مانند طرح های لوی برای اشتودبیکر Studebaker و اتومبیل های کوچکی مانند مدل متروپولیتن ناش با موفقیت چندانی روبه رو نشد، زیرا اتومبیل های امریکایی در نتیجه رقابت، بزرگ تر، قدرتمند، با شکوه و پرزرق و برق شده بودند. کادیلاک دو در سال 1948 که گروهی از طراحان جنرال موتورز تحت ریاست هارلی ارل آن را طراحی کرده بودند، اولین اتومبیلی بود که در قسمت عقب تیغه های دمی شکل داشت. این تیغه ها به بحث انگیزترین ویژگی طراحی در این زمان تبدیل شدند و بعد در سال 1955 در کادیلاک مدل «الدورادو» به اوج تکامل خود رسیدند.

http://www.newdesign.ir/images/2008-1-7-Cadillac-Eldorado.jpg
کادیلاک Eldoradoبا این حال تیغه ها فقط بخشی از روند شبیه سازی اتومبیل به جت برای ایجاد تصویری از سرعت بود. حتی گاهی بدنه خیلی پایین قرار داشت و لوله اگزوز شبیه لوله اگزوز جت بود. این اتومبیل ها تصویری از ثروت و قدرت آمریکایی ها در دوران رونق پس از جنگ بود و تمکن مالی، امکان استفاده از وسایل تفننی و خیال انگیز را برای همه میسر ساخت.
رکود اقتصادی سال 1958 پایان رویا پردازی و شروع بازگشت به واقعیات اجتماعی بود. درست در همین زمان بود که شرکت فورد که در سال های قبل به موفقیت های عظیمی دست یافته بود مدل ادسل Edsel را تولید کرد و متحمل زیان های وحشتناکی شد.

http://www.newdesign.ir/images/2008-1-7-ford_1958_edsel.jpg
فورد Edselاین اتومبیل خلاصه ای از روندهای سبک شناختی اواسط دهه 1950 را دربر گرفته بود و هزینه ساخت آن بالغ بر 250 میلیون دلار شد. شرکت های اتومبیل سازی دیگر نیز شدیداً صدمه دیدند؛ چرا که آنها نیز همگی به تولید همان نوع و همان سبک پرداختند. با رکود اقتصادی و روی گردانی از وسایل نقلیه بزرگ و گران قیمت، اتومبیل های کوچک تر وارد شده از اروپا و بعدها ژاپن که مفاهیم متفاوتی از شکل و کارکرد را ارائه می دادند بازار را قبضه کردند.
استفاده از طرح های غیر متعارف برای اتومبیل های امریکایی در دهه 1950 مشکلات اساسی جوامع مصرف کننده رانشان داد. طراحی محصولات به همان مقدار که نشان دهنده کارکردها و فواید واقعی است، بیانگر آرزوهای خودآگاه و ناخودآگاه مصرف کنندگان نیز هست.
منبع : دانشنامه رشد

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:05 PM
تقویم فشرده طراحی صنعتی در قرن بیستم - دهه 1900 پیش از آمیزش هنر و صنعت:
بیان قواعد ویلیام موریس درباره هنر و صنعت و پذیرش آن از طرف عموم / جایگزینی پیشینه گرایی با جنبش (Art Nouvav) توسط (Jugen destijl) و شکوفایی و ظهور چهره هایی چون آنتونی / هنری وندلو / اتوواردنر / فرانک لویدرایت که همگی محصولات و آثاری تمام عیار از خود در تاریخ به جای گذاشتند، و در رأس همه آنها "پیتر برنس" قرار داشت که بنیان گذار جنبش کارگری آلمان بود و اولین بار در سال 1907 اولین نمونه پنکه را برای شرکت AEG طراحی کرد.
اتفاقات سال های 1900 به طور کلی:
1901: بیان نظریه هنر / صنعت / ماشین، توسط فرانک لوید رایت.
1902: طراحی ظروف و لیوان توسط هنری واندالو برای شرکت میسن.
1903: طراحی و ساخت اولین عروسک اسباب بازی (Teddy bear)، توسط مارگارت استیف.
1905: نظریه نسبیت انشتین / اولین قطار استریم لاین در فرانسه.
1907: طراحی محصولات مدرن برقی (کتری و پله برقی)، توسط پیتربرنس برای شرکت AEG / برنامه ریزی برای شکل گیری اولین هویت سازمانی.
1908: آغاز حمل و نقل عمومی، توسط فورد مودلتی / ظهور فیلم شفاف (سلوفن).
1909: اختراع توستر برقی در امریکا / انتشار نظریه آینده گرایی / تولید اولین فیلم توسط فیلیپو توماسورینی در کالیفرنیا.

- دهه 1910:
به وجود آمدن آوانگارد (پیشرو): طراحان پیشرو کسانی هستند که مرزهای زمان و مکان را به هم می ریزند و خارج از قالب های کلیشه ای به کار می پردازند. در پاریس اولین نمایشگاه مکتب کوبیسم (پایتخت هنرمندان آوانگارد)، در هلند ظهور اولین مکتب دستیل (Destiyl)، تأسیس مدرسه هنری باهاوس.
1911: اولین نمایشگاه کوبیسم در پاریس / طراحی کارخانه فاگوس توسط والتر گروپیوس.
1912: غرق شدن کشتی تایتانیک در اقیانوس اطلس. (مظهر صنعت آن دوران)
1913: ساخت پرتوتایپ دوربین "LEICA "، توسط اسکار بارنک / افتتاح اولین خط تولید اتومبیل، توسط هنری فورد / تأسیس سیتروان.
1914: اولین ظرف نشکن PIREX / انجمن های گرافیکی در آمریکا / آغاز جنگ جهانی اول / برگزاری جنبش کارگری آلمان.
1915: تشکیل انجمن طراحی در صنعت در انگلستان به تقلید از جنبش کارگری.
1916: انتشار بیانیه دادائیست ها در زوریخ / ساخت اولین دست مصنوعی برای سربازان جنگ.
1917: شکل گیری مکتب Destijl، توسط پیت موندریان / تئو وندنسبرگ / انقلاب روسیه / اولین سوپر مارکت آمریکا.
1919: تأسیس مدرسه باهاوس در وایمار / ریموند لوئی به آمریکا رفت و باعث آغاز جنبش های زیادی در آمریکا شد.

- دهه 1920:
ظهور مکاتبی چون مدرنیسم (در فاصله 2 جنگ جهانی) و فانکشتالیسم (عملکردگرایی)؛ در این مکتب معتقد بودند فرم از عملکرد تبعیت می کند. فرانک لوید رایت هم دنباله رو آن بود. طراحی صندلی با استفاده از لوله سمبل این گرایش شد. در فرانسه نیز مکتب " آرت دکو" شکل گرفت.
1921: عطرNO.5 chanel وارد بازار شد توسط coco chanel / شکل گیری لوازم خانگی (Alessi) السی در ایتالیا.
1923: تولید اولین یخچال برای استفاده شخصی.
1925: صندلی واسیلی، توسط مارسل برور (لوله ای) / انتقال باهاوس به دسو.
1926: تأسیس بخش هنرو رنگ در شرکت General motors / هنری ارال به عنوان اولین طراح اتومبیل در دنیا به ثبت رسید.
1928: پلکسی گلاس به بازار آمد.
1929: طراحی و ساخت دستگاه کپی شرکت جستدنر توسط ریموند لوئی.

- دهه 1930: "دهه استریم لاینینگ"
فرم ها شبیه به قطره آب شد تا حالتی سیال در فضا داشته باشند.
هنری دریفوس، ریموند لوئی، والتردورنیگ تیگ، راسل رایت برای بحران آمریکا نسخه شفا بخش (طراحی مواج پویا = استریم لاینینگ) را ارائه دادند و فروش و حیات را به آمریکا باز گرداندند و آن را از ورطه نابودی نجات دادند.
والتر گروپیوس، هنری بایر، لازلوموهولی نگی به آمریکا رفتند دستاوردشان " Function a lism " یا عملکرد گرایی بود.
1930: تأسیس " Art centre collegeof design " در کالیفرنیا (بزرگ ترین و بهترین مدرسه طراحی صنعتی دنیا).
1931: طراحی مبل "پیامیو" توسط آرو آلتو.
1933: به قدرت رسیدن هیتلر و تعطیلی باهاوس.
1934: طراحی یخچال معروف colds paisuper 6 توسط ریموند، تأسیس شرکت Bertone یکی از 4 شرکت غول طراحی خودرو (طراحان برجسته ایتالیایی در طراحی خودرو اول هستند، ماشین های آلفلرومئو، لامبورگینی، اپل آسترا، اسپرو، زانتیا).
1935: هواپیمای استریم لاین Dc3 (جنگی، باری، مسافری) توسط شرکت Macdonald daglas / اولین ضبط صوت مغناطیسی توسط شرکت AEG.
1936: دوربین Kodak توسط Dorwin.
1937: اولین دستگاه فتوکپیث زیراکس / تأسیس نیوباهاوس در شیکاگو.
1938: ساخت Prototype فولکس واگن توسط فردینال پورشه (رکورددار تولید اتومبیل در دنیا) / مهاجرت طراحان اروپایی به آمریکا.
1939: حرکت قطار Lux قرن بیستم بین شیکاگو و نیویورک Henry Dreyfos / پرتوتایپ 2cv (ژیان).

- دهه 1940: "جنگ جهانی دوم"
به خاطر جنگ جهانی دوم رکود طراحی بود، Organic Design؛ طراحی با فرم های منحنی توسط طراحان بزرگی از جمله آلتو / برگزاری نمایشگاه ارگانیک مبلمان در نیویورک / اسکچ های اولیه اتومبیل جیپ.
1941: طراحی بسته سیگار لاکی استراک Lucky str توسط ریموند.
1943: تأسیس انجمن طراحی صنعتی آمریکا IDSA / افتتاح اولین راکتور اتمی در اورک ریج.
1944: شورای صنعتی.
1945: ساخت اولین ابر کامپیوتر / پایان جنگ جهانی دوم.
1946: موتور سیکلت افسانه ای "وسپا" طراحی شد، توسط Coradi noda
1947: اولین اسپریک بکر چمپیون توسط ریموند لوئی.
1948: ساخت پرتوتایپ دوربین Hasel Blod توسط سیکستین ساسون.

- دهه 1950: نقطه عطف در طراحی اتومبیل / تأسیس مدرسه الم در آلمان.
ماکس بیل، هانس گاجلوت، هتل آیخه تأثیر بزرگی در این دوران داشتند. در واقع دوران جنگ سرد شاهد رونقی بی پایان در اروپا و آمریکا بود. دهه 50 شاهد طراحی اتومبیل هایی برای عموم مردم بود. مثل سیترون 2cv و موریس مینی (مینی ماینر) توسط Alec eassigonis" الک ایزی گونیس " / فیات 500 که این رونق توسط مثلثی متشکل از ایتالیا، اسکاندیناوی و آمریکا به وجود آمده بود، و نمایشگاه سه سالانه میلان عرصه قدرت نمایی آن بود.
1950: پورشه Speed ster 356 توسط فردینال پورشه.
1951: اولین کنفرانس طراحی صنعتی در آمریکا / اولین تلوزیون رنگی در آمریکا.
1952: اختراع P.P (پلی پروپیلن)
1953: تولید انبوه اولین شورلت کوروت / شروع تدریس مدرسه ULM.
1954: اسباب بازی LEGO.
1955: سیترون DS19 توسط Bertone.
1956: آلفا رومئو توسط Pinin Farina / موسیقی Rock & Roll در آمریکا مورد استقبال قرار گرفت.
1957: Saint louran توسط Alec Issigonis.
1959: طراحی موریس مینی توسط الکسی / تیوپ پلاستیکی Holahop.

- دهه 1970:
دهه بحران نفت / احتیاج به خلاقیت طراحان / طراحی اتومبیل با موتور کم حجم برای صرفه جویی در مصرف بنزین / جنبش ضد آیندوپانکسیم /Fashion راحت طلبانه آمریکا (شلوار جین و تی شرت توسط کوین کلین).
1970: ماشین تایپ valentiae توسط Ettore sotsass.
1971: بوتیک Let it Rak توسط وست وودومک لارن.
1972: کتاب تاریخی "Design for the real world" توسط "victor papanek".
1973: پایان جنگ ویتنام.
1974: VWGOLF توسط جرجتو جیارو "Giorge the Giogiaro" / اولین مد برای مردان توسط جرجیو آرمانی.
1975: چارلز جیمز رواج واژه پست مدرنیسم / موسسه مدیران طراحی "DMI".
1976: گروه طراحان آلچیمینا "Sub Service or Alchymina" (یکی از موسسانش Ettore sotsass بود). فستیوال Punk در آلمان.
1977: افتتاح ساختمان هنری ژرژ پنلید و به سبک هایتک.
1978: اولین قهوه جوش " ریچارد شپر " توسط شرکت Alessi.
1979: معرفی Walk man توسط Sony / اختراع CD مشترکا توسط فلیپس و سونی / ساخت اولین پرینتر لیزری توسط IBM.

- دهه 1980:
دهه طغیان / به وجود آمدن جنبش ممفیس با آرزوی رواج Good Design.
1981: شروع به کار شبکه MTv در آمریکا.
1982: تشکیل گروه Memphis توسط Sotsass.
1983: تشکیل آکادمی Damoss در میلان.
1984: تأسیس شرکت Swatch.
1985: کامپیوتر مکینتاچ توسط Apple (اولین کامپیوتر با mouse).
1986: تأسیس استودیو در لندن توسط جسپر موریسون.
1988: ساعت جلی فیش توسط Swatch.
1989: فروریزی دیوار برلین.

- دهه 1990:
تضاد در دیزاین / جنبش بی طرفی توسط جسپر موریسون / داستان تشکیل دهکده جهانی.
1990: آب میوه گیری جوسی سلیف توسط philipstarck.
1991: تلفن موبایل دیجیتال توسط اریکسون.
1994: کتابخانه Book warm توسط Ron Arad.
1997: جیانی ورساچی (Versace) به قتل رسید.
1998: Newbitel در آمریکا طراحی شد.
1999: تلفیق مرسدس بنز و کرایسلر.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:05 PM
تاریخچه تولید صنعتی و مدیریت تولید تولید صنعتی تا سال 1850:
1. انقلاب صنعتی
2. فروپاشی اقتصاد ملکی و سیستم فئودالی
3. متخصص کردن نیروی کار
4. قابلیت تعویض قطعات
5. جابه جایی سیستم کارخانه ای با صنعتگران مستقل و صنایع روستایی
6. تک واحدی ها، کارخانه های تک محصولی با حجم بالا
7. کارخانه هایی که توسط صاحبان دارای صلاحیت لازم از نظر فنی و سرکارگران توانمند اداره می شدند.
8. عملیات مرکزی، توانایی کنترل فرایند را افزایش می داد.
9. تساوی سرعت کارگران و سرعت ماشین
تولید انبوه (1850 تا 1975):
1. تیلوریسم و مدیریت علمی
2. توسعه سریع بازار
3. حمل و نقل بهبود یافته
4. سوگیری به سمت ارتباط انسانی
5. رشد کاربرد کامپیوتر
6. رشد اندازه کارخانه و خروجی آنها
7. کارخانه های چند واحدی، کارخانه های چند محصولی
8. خطوط مونتاژ و فرایند جریان مستمر
9. فرایند اتوماتیک
10. ایجاد کارکنان متخصص و مدیریت عملیات برای اداره کردن پیچیدگی رو به افزایش عملیات
11. ارتباط متضاد نیروی کار - مدیریت؛ ابتدا می کوشد که نیروی کار را تشویق نماید.
12. تأکید بر کاهش هزینه و کنترل فرایند.
تولید انعطاف پذیر (ناب) از 1975 به بعد:
1. رشد محدود بازار
2. اختصاصی شدن بازارها
3. رقابت جهانی
4. سرعت زیاد معرفی محصولات جدید و فرایندهای جدید
5. جابه جایی هزینه با کیفیت قابل پذیرش نیست.
6. توسعه خدمات
7. فرایندهای انعطاف پذیر برای تطبیق با محصولات متنوع با حجم کم.
8. تکنولوژی های نرم افزار گرا
9. شرکت های یکپارچه کامپیوتری
10. اطلاعات به عنوان منبع شرکت
11. عملیات از دیدگاه اسلحه رقابتی
12. افزایش دخالت مدیریت ارشد در تصمیمات فنی
13. نگاه کارگران به عنوان شرکا
سهم نواحی وظیفه ای مختلف در فرایند طراحی محصول:
1. بازار یابی:
• نیاز های مشتری
• اطلاعاتی در مورد رقبا و محصولاتشان
• آینده مطلوب یک خصوصیت محصولی خاص
2. مهندسی فرایند:
• امکان سنجی تولید
3. عملیات:
• انعطاف پذیری و منابع
• سرویس پذیری محصول
• قابلیت های فرایند
4. مالی:
• سرمایه های نقدی در دسترس
• امکان سنجی تولید
• هزینه های تولید درونی پیش بینی شده
5. خرید:
• در دسترس بودن و هزینه مواد و اجزا
• تامین کنندگان دارای قابلیت طراحی
6. تحقیق و توسعه:
• پیشرفت های تکنولوژیکی
7. مهندسی محصول:
• طراحی محصول
• ایمنی محصول
• نمونه های اولیه
8. قانون:
• قوانین محیط زیست
• حق امتیاز
واقعیات جدید بازار:
• پیشرفت سریع در تکنولوژی و علوم بیولوژیکی و فیزیکی، صنایعی با مواد، محصولات و نیازهای بازار جدید را ایجاب می نماید. به طوریکه بیش از 90% پیشرفت های علمی ثبت شده در سال های اخیر اتفاق افتاده.
• با عرضه بیشتر محصولات جدید، دوره عمر اکثر محصولات در حال کاسته شدن می باشد. امروزه در لوازم مصرفی برقی و الکتریکی، به دلیل تکنولوژی های جدید آهنگ رشد و تغییر بسیار بالا و عمر محصولات به شدت کوتاه است.
• کاهش مستمر هزینه های حمل و نقل و ارتباطات باعث تشدید مضاعف رقابت جهانی می شود.
• رقابت جهانی با حذف قوانین حمایتی و گسترش مناطق آزاد بزرگ تشدید شده است.
• به طور کلی بازارها به عوض گسترش، در حال اختصاصی تر شدن (fragmented) هستند. مشتریان متقاضی محصولات با کیفیت بالا و قیمت منطقی می باشند تا نیازهایشان را برآورده سازند. در این شرایط مشتریان در صورت نارضایتی، محصولات دیگر را انتخاب می کنند. درواقع کیفیت بر مبنای مشتری گرایی تعیین می شود.
• توجه رو به افزایش بین المللی به محیط زیست، منجر به ایجاد قوانین سخت گیرانه تر شده است. منابع انرژی موجود متناهی هستند و همچنین قابلیت جهان، جهت بازیابی محصولات و پردازش محصولات بازیافته شده بی پایان نمی باشد.
• استتیک های خنثی تر، منجر به مدهای با دوام تر می شوند که این یکی از اصولی است که بسیار مورد توجه طرفداران گرین دیزاین واقع شده است.
• همزمان با جهانی شدن، خواسته های مصرف کنندگان رو به تغییر و پیچیدگی است و اهمیت جایگاه اجتماعی کالا چند برابر شده است.
منبع: کتاب مدیریت تولید و عملیات / انتشارات سازمان مدیریت صنعتی

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:06 PM
تاریخچه تأسیس پورشه
http://www.newdesign.ir/images/2008-4-23-PORSCHE.jpgFerdinand Anton Ernest Porsche پسر فردیناند پورشه معروف در 19 سپتامبر 1909 در دهکده Wiener Neustadt از توابع وین به دنیا آمد. او در سال 1923 به همراه خانواده به اشتوتگارت نقل مکان کرد؛ چرا که پدر باید در کارخانه دایملر مشغول به کار می شد. فری پورشه همانند پدر خود علاقه شدیدی به اتومبیل داشت و همین علاقه بود که به خلق یک شاهکار دیگر در دنیای اتومبیل ها منجر شد.
فردیناند پورشه پدر در سال 1931 کارخانه Dr.Ing.hc.f.Porsche GmbH را در اشتوتگارت تأسیس کرد تا در آن به طراحی و ساخت اتومبیل مشغول شود. فری ریاضیات را در مدرسه و مکانیک را در کارگاه پدر آموخت.
دوران جوانی فری مصادف بود با به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان و فراخوان او برای بازسازی صنایع. هیتلر می خواست که آلمان سریع ترین اتومبیل ها را بسازد. بنابراین کارخانه های اتومبیل سازی را از کمک های دولتی برخوردار کرد. فردیناند پورشه پدر نیز از این مساعدت ها سهمی برد و توانست مدیریت کارخانه هایی چون Auto Union و Wanderer را بر عهده گیرد. در سال 1933 اولین اتومبیل پورشه با یک موتور 16 سیلندر 4.5 لیتری و شاسی آلومینیومی ساخته شد.
قرارداد پورشه با Auto Union در سال 1938 به اتمام رسید و او بیشتر وقت خود را صرف طراحی ماشین آلات جنگی کرد.
با پایان جنگ، پدر و پسر به اسارت فرانسوی ها درآمدند. فرانسوی ها برای آزادی هرکدام از پورشه ها 500 هزار فرانک مطالبه کردند ولی بضاعت مالی خانواده پورشه تنها اجازه پرداخت وثیقه یکی را می داد بنابراین پسر در ماه جولای 1946 آزاد شده و به اتریش بازگشت ولی پدر در اسارت فرانسوی ها باقی ماند. فری پس از بازگشت سعی کرد تا کارخانه پدری خود را بازسازی کند ولی از سوی نیروهای اشغالگر منع شد.
این امر باعث شد تا وی به شهر Carinthia/Gmnd در اتریش برگردد تا با کمک خواهر خود کارخانه جدید برای ساخت پمپ آب و لوازم لوله کشی تأسیس کند. عقد قرارداد با برخی کارخانه های اتومبیل سازی باعث شد تا وسوسه ساخت یک اتومبیل به جان فری بیافتد.

http://www.newdesign.ir/images/2008-4-23-Ferdinand-Porsche.jpgدر ذهن فری چیزی از قلم افتاده بود و آن رویای پدر برای طراحی یک اتومبیل اسپرت بر مبنای فولکس واگن قورباغه ای بود.
اتومبیلی که بدین شکل در سال 1947 طراحی شد Porsche Type 356 نام گرفت. این مدل از یک موتور چهار سیلندر هوا خنک با قدرت 35 اسب بخار نیرو می گرفت که در قسمت عقب اتومبیل نصب شده بود.

http://www.newdesign.ir/images/2008-4-23-Porsche-Model.jpgPorsche Type 356 اولین اتومبیلی بود که به نام پورشه مزین گشت. فری در سال 1949 به اشتوتگارت برگشته و کارخانه پورشه را در آنجا بنیان نهاد.فری برای کارخانه خود آرم شهر اشتوتگارت را انتخاب کرد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:06 PM
تاریخچه تأسیس تویوتا تویوتا را باید بنیان گذار صنعت اتومبیل سازی ژاپن دانست. این خودروساز که امروز دومین تولید کننده اتومبیل در جهان است در سال 1933 از کارخانه نساجی Toyoda Automatic Loom زاده شد.
Toyoda Automatic Loom کارخانه ای بود که در شهر Toyoda و توسط آقای Sakichi Toyoda بنا نهاده شده بود تا با استفاده از ابریشمی که در این شهر به وفور یافت می شد به تولید وصادرات پارچه بپردازد.

http://www.newdesign.ir/images/2008-4-26-Sakichi.jpg http://www.newdesign.ir/images/2008-4-26-Kiichiro_Toyoda.jpg
Sakichi Toyoda و KichiroToyodaبا کاهش تقاضا برای پارچه های ابریشمی آقای تویودا به این فکر افتاد تا با تولید وسایل وماشین آلات دیگر خط تولید کارخانه خود را زنده نگاه دارد بنابراین به پسر خود Kichiro سفارش کرد تا در گوشه ای از کارخانه به تولید اولین اتومبیل تویوتا مشغول شود.
اولین اتومبیل سواری ساخت این کارخانه در سال 1935 وبا نام A1 و اولین کامیون در همان سال وبا نام G1 تولید شدند.
Toyota Motors در سال 1937 به عنوان یک کارخانه مستقل ثبت شد. اگرچه نام موسس این کارخانه Toyoda بود، ولی نام Toyota برای آن انتخاب شد تا زندگی شخصی و کاری آقای تویودا از هم تفکیک شود. انتخاب این نام دو دلیل دیگر نیز داشت:
اول سهولت در تلفظ چون نام تویوتا آسان تر از تویودا است و دوم اعتقاد به خوش یمن بودن این نام چون برای نوشتن کلمه تویوتا در زبان ژاپنی باید هشت بار قلم را از روی کاغذ برداشت. عدد هشت در خاور دور عدد خوش یمنی است و آقای تویودا اعتقاد داشت که با انتخاب این نام کارخانه وی شروع موفقی خواهد داشت.

http://www.newdesign.ir/images/2008-4-26-Toyota.jpgآرم کارخانه تویوتا عبارت است از دو بیضی که در درون یک بیضی بزرگتر یکدیگر را قطع کرده اند.
این نشان شاید در نگاه اول کره زمین وجهان را تداعی کند ولی اگر با دقت بیشتری به آن نگاه کنید تمامی حروفی که کلمه تویوتا را تشکیل داده اند را در آن خواهید یافت.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:06 PM
روز جهانی طراحی صنعتی http://www.newdesign.ir/images/2008-6-29-WORLD-INDUSTRIAL-DESIGN-DAY.jpg
انجمن جهانی طراحی صنعتی ICSID روز 29 ژوئن (9 تیر) را به عنوان روز جهانی طراحی صنعتی اعلام کرد. علت انتخاب این روز، پنجاهمین سالگرد تولد انجمن جهانی طراحی صنعتی است.
هدف از انتخاب روز مشخص برای طراحی صنعتی، توجه بیشتر به اهمیت حرفه طراحان در جامعه و توجه بیشتر طراحان به نوآوری و ایده پردازی اعلام شده است.
بسیاری از کشورها از جمله کانادا، شیلی، فنلاند، آلمان، مجارستان، هند، ژاپن، فیلیپین، تایوان، تایلند، ترکیه و انگلستان برای این روز برنامه های متعددی فراهم کرده اند که از جمله آنها ورود رایگان برای عموم مردم به موزه Reddot در آلمان و موزه International design center در ژاپن است.
همچنین کنفرانس جهانی طراحان معمار از سراسر جهان در این روز در شهر تورینو برگزار خواهد شد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:08 PM
آشنایی با انواع اتاقک های کاروان تاریخچه پیدایش کاروان دراروپا و سفر با آن، بر می گردد به زمانی که کولی های مسافر و افرادی که برای نمایش از شهری به شهر دیگر می رفتند و بیشتر زندگیشان را در کاروان هایی که توسط اسب ها کشیده می شدند، می گذراندند.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-3-old-caravan.JPG
نمونه ای از کاروان های نمایشی قدیمیاولین کاروان با طول 18 فوت در 1880 به منظور تفریح و سپری کردن اوقات فراغت، بر اساس واگن های توصیف شده در کتاب عهدعتیق توسط کارخانه Bristol Carriage برای دکتر Gordon-Stables ساخته شد و دکتر آن کاروان را wanderer به معنای "آواره" نامید.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-3-Gordon-Stables-Caravan.JPG
کاروان دکتر Gordon Stablesمحبوبیت سفر با کاروان، با بهتر شدن کیفیت کاروان ها و سایت های مخصوص کمپینگ روز به روز بیشتر می شود.امروزه کاروان های مدرن در سایزهای مختلفی ساخته می شوند. از انواع بدون توالت و صرفاً با امکانات اصلی آشپزخانه گرفته تا انواع بزرگ با دو محور و 6 تختخواب و....
کاروان معمولاً در امریکاو کانادا Travel Trailer خوانده می شود و تاریخچه آن به اوایل دهه 1920 برمی گردد. با گذشت زمان این تریلرها دارای قابلیت های بیشتری برای سکونت شدند و در 1930 و 1940 به House Trailer معروف شدند.
در دهه های 1950 و 1960 صنعت کاروان سازی به دو بخش Recreational Vehicle یا RV و خانه های متحرک (mobile home) تفکیک شد.
کاروان های نوع RV به اقسام motorhomes، fifth wheel trailers، pop-up trailers و truck campers دسته بندی می شود.
مشخصات کلی RV ها:
یک RV حداقل دارای تختخواب، یک میز، قسمت آماده سازی غذا و مکان هایی برای انبار و ذخیره سازی می باشد.
مدل های بزرگ تر دارای حمام و دستشویی، یخچال، محل نشیمن، اتاق خواب و... هستند. بعضی مدل ها بسیار پیچیده و با جزئیات هستند، با تلویزیون، ماهواره و امکانات دسترسی به اینترنت، قسمت هایی از بدنه به منظور افزایش حجم به سمت بیرون می روند و سایبان ها و یا محلی برای قراردادن وسایل نقلیه کوچک (مثل موتور سیکلت) و... هستند.
قیمت RV ها:
قیمت RV ها از کمتر از 10000$ تا بیشتر از 1500000$ می باشد. برای مثال موتورهوم های کلاس A در سطح خیلی بالا قیمتی بین 100000 تا 650000 دلار دارند. در سال 2006 شرکت FeartherLine Luxury Coaches مدل FeatherLine Vantare Platinum Plus را ارائه کرد که یک موتورهوم پر از تجملات (کف سنگ مرمر، مجهز به تردمیل و...) با قیمت 2.5 ملیون دلار بود.
Motorhome:
به گروهی از کاروان ها گفته می شود که اتاقک کاروان، بخشی از خود خودرو است و نمی توان آن را به صورت کاملا جدا در نظر گرفت و از این رو اتاقک موتوری یا motorhome نام گرفته است. البته نام motorhome گاهی به صورت عمومی برای تمام انواع کاروان نیز به کار می رود.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-3-motorhome.jpg
MotorhomeClss A Motorhome:
این نوع موتورهوم روی شاسی یک تراک یا اتوبوس یا شاسی مخصوصی که برای آن طراحی می شود ساخته می شود.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-4-A-class-motorhome.jpg
Class A MotorhomeBus Conversion:
یک اتوبوس مسافربری است که به RV تبدیل شده و به صورت سفارشی با اجزاء لوکس ساخته شده است. این مدل بزرگ ترین نوع موتورهوم ها می باشد.
Class B CamperVan:
این نوع با استفاده از یک ون معمولی ساخته می شودکه معمولاً یک سقف متحرک به آن اضافه می شود. و قسمت عقب آن با بدنه غیر شفاف تعویض می شود.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-4-Campervan.jpgClass C Motorhome:
این مدل روی شاسی تراک ساخته می شود با قسمت راننده به صورت مجزا در قسمت جلو که ممکن است روی بیس ون یا تراک یا حتی بزرگ تر ساخته شود.
Folding Trailer:
این مدل همچنین به نام های Pop Up، Tent Camper معروف است. یک یونیت سبک وزن با دیواره های غیر مستحکم که برای کشیده شدن توسط انواع اتومبیل مناسب می باشد. انتهای آن برای کاهش وزن و همچنین کاهش مقاومت در برابر باد، بریده شده است.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-4-Folding-Trailer.jpgTravel Trailer:
یک یونیت با دیواره های مستحکم که برای کشیده شدن با وسایل نقلیه کمی بزرگ تر طراحی شده است. این مدل در زبان انگلیسی بریتانیایی به کاروان مشهور است.
Tear drop Trailer:
یک کاروان جمع و جور و سبک با ظاهری شبیه به قطره اشک که گاهی بعضی از موتورسیکلت ها هم می توانند آن را بکشند.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-4-Tear-drop.jpgPark Model یا Vacation/Resort Cottage:
این مدل یک Travel Trailer استاندارد است که فقط برای استفاده در سایت های کمپینگ ساخته شده و به راحتی جابجا می شود اما به علت نداشتن ذخیره آب فقط باید در پارک های مخصوص مورد استفاده قرار گیرد.
Toter Home:
این نوع، مدلی غیرمتداول است که روی شاسی نیمه تراک ساخته می شود و می تواند تریلرهای بزرگ و سنگین را بکشد.
Toy Hauler:
کاروانی که قسمتی از آن برای زندگی و قسمتی برای حمل بارهایی مثل موتورسیکلت و... در نظر گرفته شده است.
Fifth wheel trailer:
نوعی از کاروان است که به جای اتصال به انتهای خودرو، به وسط بدنه خودروهای Pickup متصل می شود و فضای زیادی دارد. این نوع از کاروان برای کسانی که مدت زیادی در کاروان به سر می برند مناسب تر است. البته به دلیل پهنای زیاد، بیشتر در آمریکا با جاده های پهناور مورد استفاده قرار گرفته است.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-3-fifth-Wheel.JPG
Fifth wheel trailerTruck camper:
نوعی از کاروان است که علاوه بر فضای مورد نیاز حمل وسایل، اتاقک بزرگ تری نیز دارد که با قرار گرفتن کاروان بر روی بدنه اصلی خودرو به وجود آمده است. این نوع کاروان برای شکارچیان یا افرادی که حیواناتی مانند اسب را حمل می کنند مناسب است.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-3-truck-camper.jpg
Truck camper

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:09 PM
تاریخچه اختراع انواع ساعت ساعت با فرم نوین 24 ساعتی حداقل از قرن پانزدهم مورد استفاده بوده است؛ حدود شش قرن قبل از میلاد، بابلی ها «در عصر امپراطوری دوم» چند مورد ابداعی از خود به جای گذاشته اند که امروزه نیز مورد استفاده کلیه کشور هاست. مرسوم داشتن هفت روز هفته و تعیین عدد پایه 60 برای ساعت، از یادگارهای بابلی ها بشمار می رود. بابلی ها عقیده داشتند چون عدد 60 به اعداد 1، 2، 3، 5، 6، 10، 15، 20، 30 قابل تقسیم است. لذا، این عدد را پایه در نظر گرفته و مبنای تقسیم بندی ساعت قرار دادند. همچنین تقسیم بندی دایره به 360 درجه «مضربی از 60» از کارهای بابلی ها می باشد.
انواع ساعات ابتدائی:
بد نیست بدانیم که در گذشته بشر برای دانستن وقت و ایام، با توجه به تجربه و دانش زمانه، ساعت هائی را اختراع کرده و مورد استفاده قرار داده است که مهم ترین آنها عبارت است از:
ساعت سایه ای:مصریان قدیم ساعتی ساختند که به آن ساعت سایه ای می گفتند. این ساعت به گونه ای بود که سایه قطعه ای چوب عمودی برروی یک قطعه چوب افقی می افتاد و زمان را با ان اندازه می گرفتند.
ساعت آبی: ساعت آبی نیز توسط مصریان اختراع شد. در این نوع ساعت، از جریان یک نواخت آب استفاده می شده، به این ترتیب که داخل ظرف مدرج سوراخ دار را با آب پر می کردند که آب قطره قطره از سوراخ کوچک می چکیده و با توجه به مقدار آب خروجی، زمان تا حدودی معلوم می شده است.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-8-clock1.jpg
نمونه ساعت آبیساعت آفتابی: در ساعت خورشیدی، میله ای عمودی بر سطح افقی نصب می شده است که با اندازه گیری سایه آن میله، زمان معلوم می شده است (در ادامه به این نوع ساعت بیشتر پرداخته شده است).

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-8-clock2.jpg
ساعت آفتابیساعت شنی یا ماسه ای: از دو حباب شیشه ای چسبیده به هم تشکیل می شده که میان آن، سوراخ باریکی برای رد شدن شن یا ماسه تعبیه می کردند تا شن ها بتدریج از حباب بالا به حباب پایین جمع شود. بعد ظرف را وارونه می کردند و همان عمل تکرار می شد. با معلوم شدن تعداد دفعات جابجا شده شن ها در حباب ها، حدود تقریبی زمان مشخص می گردید.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-8-clock3.gif
نمونه ساعت شنیساعت شمعی: در این نوع ساعت، بدنه شمع مدرج می شد و با سوختن شمع و کوتاه شدن آن زمان را محاسبه می کردند.
انواع جدیدتر ساعت:
با پیشرفت علم و دانش بشری، به تدریج ساعت های دقیق تر مکانیکی، وزنه ای، فنردار، برقی، باطری دار و کامپیوتری جای ساعت های آبی، آفتابی و ماسه ای را گرفتند. مخصوصا از زمان استفاده انسان از فنر جهت راه انداختن چرخ های دندانه دار، که به ساعت شمار و دقیقه و حتی ثانیه شمار متصل هستند، سنجش دقیق زمان برای همه به طور ساده امکان پذیر گردید. در اوایل قرن شانزدهم اولین ساعت مچی آهنی، که نسبتا زمخت بوده، توسط یک نفر آلمانی ساخته شد. بعدها در اواخر قرن هجدهم با استفاده از فنر و چرخ دنده های بسیارکوچک، امکان ساختن ساعت های مچی ظریف به وجود آمد، به طوری که اولین ساعت های مچی شبیه ساعت های امروزی، در کشور سوئیس «از سال های 1790 به بعد» ساخته شد.
بین سال های 1865 تا 1868 بزرگ ترین، حجیم ترین و جسیم ترین ساعت دیواری جهان، در کلیسای سن پیر در فرانسه نصب گردید. ارتفاع ساعت 1/12 متر عرض آن 09/6 متر و ضخامتش 7/2 متر بوده که از 90000 قطعه تشکیل شده است. در مقابل بزرگ ترین ساعت، ظریف ترین ساعت دنیا فقط 98/0 میلی متر قطر دارد.
ساعت هایی با تکنولوژی های جدید:
تکنولوژی امروزی، انسان را قادر ساخته ساعت های بسیار ظریف و دقیق مکانیکی، تمام الکترونیکی، کامپیوتری و حتی اتمی بسازد.
ساعت آفتابی:
توالی فصل ها و تأثیر آن بر زندگی انسان ها از زمان های دور، دانش تقویم را به نیازی اصلی برای انسان در تمدن های بزرگ تبدیل کرد. موضوع اصلی تقویم سنجش و اندازه گیری زمان بود و در این میان دانستن مدت روز و داشتن زمان آن بسیار مهم می نمود. حضور خورشید در آسمان و تکرار روز و شب اندیشهٔ ساخت نخستین ابزار برای سنجش زمان را در انسان ایجاد کرد و به این ترتیب ساعت های آفتابی به عنوان اولین ساعت ها ساخته شد و با درک بهتر انسان از کارایی کرهٔ آسمانی پیشرفت بیشتری کرد. براساس نوشته های هرودوت قدمت این ساعت ها به 5000 سال قبل برمی گردد و او ساخت این ابزار را به سومری ها و کلدانی ها نسبت می دهد، اقوامی که در منطقهٔ بین النهرین می زیستند.
بر مبنای مدارک موجود نخستین کسی که به محاسبات نظری ساعت های آفتابی توجه کرد و باعث رواج آن ها شد، آنکسیماندر اهل ملطیه در قرن 6 پیش از میلاد بود. در این دوران بود که ساعت های آفتابی در نقاط مختلف امپراطوری یونان گسترش یافت. خارج از تمدن یونان، در حدود 340 سال پیش از میلاد ستاره شناسی کلدانی به نام بروسوس نخستین ساعت آفتابی کروی را طراحی کرد. در این ساعت آفتابی جذاب شاخص درون نیمکره ای واقع بود که علاوه بر نشان دادن زمان بر حسب یک تقسیم بندی 12 ساعتهٔ طول روز، بلندای سایه و نیز فصل ها را مشخص می کرد.
نخستین ساعت های آفتابی که شاید حتی پیش از این اقوام نیز بوده است، تنها گذر خورشید را از نصف النهار ناظر مشخص می کرد که همان ظهر شرعی است. سومری ها این ساعت را گسترش دادند و اولین نمونه ساعت های آفتابی عمودی را ساختند. در این ساعت ها که ساده ترین نوع ساعت های آفتابی است، یک شاخص عمودی سایه ای بر صفحه ای می اندازد که تقسیم بندی آن نشانگر ساعت های روز است.
ساعت آفتابی وسیله ای است که زمان را با استفاده از مکان خورشید در آسمان می سنجد. معمول ترین نوع ساعت آفتابی از میله ای ساخته شده است که روی صفحه ای قرار دارد و ساعت های شبانه روز روی صفحه نشانه گذاری شده اند. وقتی مکان خورشید در آسمان عوض می شود، مکان سایهٔ میله هم روی صفحه جابه جا می شود و ساعت را نشان می دهد.

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-8-clock5.jpg
نمونه ای از یک ساعت آفتابیhttp://www.newdesign.ir/images/2008-9-8-clock6.jpg
یک ساعت آفتابی در فرانکفورت آلمان

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-8-clock7.jpg
ساعت آفتابی در مقابل دانشکدهٔ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف تهرانساعت های آفتابی در فرهنگ مردم:
در بیشتر شهرهای بزرگ این ساعت ها در میدان اصلی نصب می شد تا مردم ساعت را بدانند. نمونه های بسیاری از اولین ساعت های آفتابی تا امروز وجود دارد که با پیشرفت علم و دانش انسان در زمینهٔ ریاضیات، کامل تر و دقیق تر شده است و امروزه این ساعت ها به عنوان نمادی از تمدن هر سرزمین مورد توجه قرار می گیرند.
دقت ساعت های آفتابی:
بیشتر ساعت های آفتابی تزئینی برای عرض جغرافیایی 45 درجه طراحی می شوند. اگر بخواهیم چنین ساعت هایی را برای عرض های جغرافیایی دیگر به کار ببریم، باید صفحهٔ ساعت را کج کنیم تا محور ساعت (راستای میلهٔ ساعت) موازی با محور چرخش زمین قرار بگیرد و راستایش (در نیم کرهٔ شمالی) به سمت قطب شمال باشد. ساعت های آفتابی معمولی، زمان ظاهری خورشیدی را نشان می دهند. این زمان با زمانی که از ساعت می خوانیم کمی فرق دارد و در طول سال تا حدود 15 دقیقه جابه جا می شود. این ساعت ها تنها 4 روز در طول سال با ساعت های مکانیکی مطابقت دارند (16 آوریل، 14 ژوئن، 2 سپتامبر و 25 دسامبر). این پدیده به این خاطر است که راستای محور چرخش زمین به دور خود کاملاً ثابت نیست و زمین هنگام چرخش به دور خود کمی تاب می خورد. ساعت های آفتابی دقیق همیشه جدول یا نموداری در کنار خود دارند که این اختلاف زمان را در ماه های مختلف سال تصحیح می کند. برخی دیگر از ساعت های آفتابی پیچیده نیز با خمیده کردن خط ساعت ها روی صفحهٔ خود یا با روش های دیگر مستقیماً ساعت درست را نشان می دهند.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:09 PM
تاریخچه اختراع سرنگ در زندگی روزمره از وسایل و ابزارهایی استفاده می کنیم که از فرط استفاده، وجودشان ‏برایمان کاملا عادی شده است و شاید گاه تصور کنیم این ابزارها به خودی خود به وجود ‏آمده اند. دانستن تاریخچه ابداع و اختراع این وسایل و روند پیشرفت در آنها می تواند برای ‏هر کسی جالب باشد، چندان تقاوتی نمی کند که این وسیله «چرخ» باشد و یا یک ‏‏«پردازنده» پیشرفته کامپیوتر.‏
قبل از اینکه درباره تاریخچه اختراع سرنگ مطلبی گفته شود، باید تعریفی کوتاه از این وسیله ‏داشته باشیم. این روزها هرگاه نام سرنگ را می شنویم، در وهله اول به یاد سرنگ ‏پزشکی می افتیم که تشکیل شده از یک پمپ پیستونی که می تواند با فشار دست در ‏یک استوانه به جلو عقب برود و در انتهای آن استوانه کوچکی قرار دارد که در ‏محل آن می تواند به یک سوزن ظریف میان تهی متصل شود و برای تزریق و یا کشیدن مایعات ‏و گازها مورد استفاده قرار گیرد. اما اگر شکل های ابتدایی سرنگ ها را مد نظر قرار دهیم، ‏تارخچه سرنگ به میزان زیادی متفاوت می شود:‏
‏129 تا 200 سال قبل از میلاد مسیح: جالینوس، طبیب یونانی، شکلی ابتدایی از ‏سرنگ را ایجاد کرده بود که به یاری آن در هنگام تشریح مردگان می توانست خون را به ‏رگ های مغزی تزریق کند.‏
قرن نهم میلادی: پزشکی عراقی- مصری به نام علی الموصلی از یک شیشه ‏استوانه ای میان تهی برای ساکشن و برداشتن کاتاراکت استفاده کرد.‏
سال 1760: اشکال ابتدایی تزریق درون وریدی و انفوزیون مایعات شروع شد.‏
سال 1844: یک پزشک ایرلندی به نام دکتر فرانسیس رایند، سوزن میان تهی را اختراع ‏کرد.‏
سال 1853: در این سال دکتر الکساندر وود (متولد سال 1817)، نوعی از سرنگ را که ‏می توانست برای تزریقات زیرجلدی به کار رود اختراع کرد. دکتر وود از سال 1850 دبیری ‏کالج سلطنتی ادینبورگ را برعهده داشت. وی با قرار دادن یک سوزن میان تهی در انتهای ‏یک پیستون فلزی توانست شکلی تقریبا امروزی از سرنگ را اختراع کند. وی در آن سال ‏در مجله پزشکی مقاله کوتاهی با این عنوان چاپ کرد: "روشی تازه برای درمان نورالژی با ‏استفاده مستقیم از مخدرها در نقاط دردناک". در این مقاله وی به این مطلب اشاره کرده ‏بود که شیوه وی می تواند برای تزریق سایر داروها هم مورد استفاده قرار بگیرد و منحصر ‏به تزریق مخدرها نیست. ‏درست در همین زمان و به طور جداگانه یک پزشک فرانسوس به نام دکتر چارلز پراواز، ‏اختراع کاملا مشابهی انجام داد و توانست یک سرنگ فلزی ایجاد کند. وی از اختراعش ‏برای درمان آنوریسم استفاده کرد. دکتر پراواز یک ارتوپد بود و گرچه به خاطر اختراع ‏سرنگ مشهور شد ولی کارهای بسیار جالبی در درمان اسکولیوز و دررفتگی مادرزادی ‏مفصل هیپ هم انجام داد.‏

http://www.newdesign.ir/images/2008-9-8-Syringe.jpg
سرنگ فلزی قرن 19- موزه علوم لندنسرنگ های واکسناسیون: مخترع سرنگ های ویژه واکسناسیون شخصی به نام بنجامین ‏روبین بوده است.‏
سال 1949: در این سال سرنگ های یک بار مصرف به وسیله آرتور اسمیت اختراع شد.‏
سال 1954: سرنگ های یک بار مصرف به تولید انبوه رسیدند و در این سال به وسیله ‏دکتر جوناس سالک برای تزریق واکسن پولیوی جدید سالک به یک میلیون کودک ‏آمریکایی مورد استفاده قرار گرفتند. این سرنگ ها برای اولین بار شیشه ای بودند.‏
سال 1955: شرکت ‏Roehr‏، سرنگ پلاستیکی یک بار مصرف تولید کرد.‏
سال 1956: یک فارماکولوژیست نیوزیلندی به نام کولین مورداک، امتیاز سرنگ های ‏پلاستیکی یک بار مصرف را به ثبت رساند.‏
سوزن های میکرو: سوزن میکرو یک ابزار بدون درد جهت تزریق محسوب می شود. یک ‏سوزن میکرو از 400 سوزن سیلیکونی میکروسکوپی تشکیل شده است. شکل ابتدایی ‏این وسیله به وسیله ‏Mark Prausnitz‏ استاد مهندسی شیمی انستیتوی فن آوری ‏جورجیا و یک مهندس الکترونیک به نام مارک الن اختراع شد.‏

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:10 PM
چه کسی تلفن همراه را اختراع کرد؟ http://www.newdesign.ir/images/2008-9-11-Martin-cooper.jpgمارتین کوپر (Martin Cooper)، مخترع تلفن همراه است که به او لقب پدر تلفن همراه را داده اند.
دکتر مارتین کوپر به عنوان مهندس الکترونیک در شرکت موتورولا کار می کرد که اولین گوشی قابل حمل را ساخت و اولین کسی بود که با گوشی تلفن همراه یک کیلوگرمی در 3 آوریل 1973 صحبت کرد. ایده ساخت گوشی تلفن همراه را هم از یک مجموعه پر بیننده تلویزیونی گرفت. در یکی از صحنه های مجموعه تلویزیونی علمی - تخیلی " پیشتازان فضا "، کاپیتان کرک (یکی از شخصیت های اصلی این سریال) با گوشی بی سیمی حرف می زد. با دیدن این صحنه، ایده تلفن همراه به ذهن کوپر الهام شد و تصمیم گرفت روی عملی کردن این قضیه کار کند.
او موسسه خودش Array Comm را مدیریت می کند که در زمینه فناوری آنتن های هوشمند و بهبود کیفیت شبکه های بی سیم فعالیت می کند، چیزی که فکر می کند در بهبود وضعیت دنیای تلفن همراه نقش اساسی خواهد داشت. او نسبت به وضعیت امروز تلفن همراه شاکی است: ما هنوز رویای اصلی را محقق نکرده ایم، این که در هر جا و هر زمانی بتوانی از تلفن همراه استفاده کرد.

دکتر کوپر می گوید:
ایده ساخت یک گوشی تلفن بی سیم در اواخر دهه 1960 محقق شد. آن موقع فقط یک شرکت در امریکا، انگلیس و ژاپن وجود داشت. شرکت تلفن امریکا ATT - که بزرگ ترین شرکت تلفن دنیا محسوب می شود- چیزی را اختراع کرده بودند که به آن cellular می گویند. اختراعشان تلفن های ماشین بود. می توانید تصور کنید؟ ولی ما عقیده داشتیم که مردم نمی خواهند به ماشین ها زنگ بزنند. بلکه آنها می خواهند به بقیه مردم تلفن کنند. تنها راهی هم که در شرکت کوچک آن زمان - موتورولا - برای اثبات حرفمان به دنیا داشتیم، این بود که در عمل نشان دهیم که می توانیم یک تلفن همراه بسازیم، یک تلفن شخصی همراه. چیزی که با آن بشود یک شماره را نه به یک مکان، نه به یک میز و نه به یک خانه، بلکه به یک شخص اختصاص داد.
از سال 1973 که اولین تلفن همراه را به نمایش گذاشتیم تا سال 1983 که اولین سرویس تجاری تلفن همراه شروع به کار کرد، ما در عمل 5 مدل از گوشی تلفن همراهمان را ساختیم. هر کدام کوچک تر از قبلی و وزنشان هم از یک کیلوگرم به 450 گرم رسید.
تصورش را بکنید که اولین گوشی ها در سال 1983، 3500 دلار قیمت داشتند که به قیمت الان می شود 7000 دلار. البته ما این رویا را داشتیم که یک روزی تلفن اینقدر کوچک می شود که بتوان آن را به گوش آویزان یا حتی زیر پوست جاسازی کرد.
با این که من این تصور تلفن همراه را ممکن کردم، ولی رویای تلفن همراهی که امروز محقق شده است، نتیجه کار صدها آدم مختلف است. این رویا هنوز کامل نیست و ما هنوز داریم روی آن کار می کنیم تا این رویا را بهتر بسازیم.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:10 PM
چه کسی موبایل دوربین دار را اختراع کرد؟ http://www.newdesign.ir/images/2008-9-13-Philippe-Kahn.jpgدر منابع مختلف، مخترع موبایل دوربین دار، فیلیپ کان معرفی شده است. فیلیپ کان در سال 1952 در فرانسه به دنیا آمد. تحصیلاتش را در ریاضیات در نیس فرانسه به پایان رساند. اما علاوه بر ریاضیات، فیلیپ کان، در هنرستان هنرهای زیبای سوئیس مطالعاتی در زمینه موسیقی و به خصوصی فلوت زنی کلاسیک هم دارد. وی به موسیقی کلاسیک و جاز علاقه زیادی دارد و نواختن فلوت را دوست دارد. وی چندین آلبوم موسیقی هم منتشر کرده است که ترکیبی هستند از موسیقی کلاسیک و جاز. کان به قایقرانی مسابقه ای هم می پردازد و رهبری یک تیم قایقرانی را هم برعهده دارد. همچنین وی یکی از حمایت کنندگان آزادی بیان به شمار می رود. کان در زمینه فعالیت های بشردوستانه هم فعال است و یک بنگاه خیریه دارد که در زمینه ارتقای دسترسی مردم به مراقبت های بهداشتی و آموزش فعال است.
از سال 1982 تا به حال، کان چهار شرکت کامپیوتری تأسیس کرده است: Borland و Starfish Software و Light Surf Technologies و Full power Technologies.
ایده یک پارچه سازی گوشی دوربین با موبایل یا وسایل دیگر و مهیا کردن امکاناتی برای اشتراک عکس با دیگران، البته یک چیز تازه نبود و پیش از اینکه به فکر کان برسد، چندین کمپانی به این فکر افتاده بودند:
- در سال 1995 شرکت اپل، وسیله ای را در نمایشگاه Macworld به نمایش گذاشته بود، که ترکیبی از یک PDA، دوربین و موبایل به حساب می آمد و Apple Videophone/PDA نام داشت.
- شرکت الیمپوس هم در سال 94 دوربینی درست کرده بود که می توانست از طریق موبایل عکس ها را منتقل کند و OLYMPUS DELTIS VC-1100 نام داشت.
- اما نخستین موبایل مجهز به دوربین در سال 1997 توسط همین آقای فیلیپ کان ساخته شد. در همین سال، کان شرکت استارفیش را تأسیس کرد که فعالیتش در زمینه نرم افزارهای گوشی همراه بود.
- نخستین نمونه تجاری موبایل دوربین دار به وسیله شرکت شارپ ژاپن ساخته شد.
فیلیپ کان در ساخت این گوشی با شرکت شارپ همکاری داشت. این گوشی J-SH04 نام داشت و به وسیله آن می شد از طریق اینترنت عکس ها را ارسال کرد.
در واقع فکر اصلی اختراع موبایل دوربین دار نه در اختراع مطالعه به فکر کان رسید و نه در دفتر شرکت استارفیش، محل چنین فکر بکری اتاق انتظار یک بیمارستان بود!
همسر آقای کان - سونیا لی - برای وضع حمل به بیمارستان آمده بود و در حال گذراندن ساعات زایمان خود بود که 18 ساعت به طول کشید، کان مشغول دلداری دادن همسرش بود، ولی خانم لی در آن ساعات پردرد حوصله صحبت ها و دلسوزی های کان را نداشت. پس آقای لی مجبور شد روی یک نیمکت بنشیند و انتظار بکشد. وی لپ تاپ، موبایل و دوربینش را همراه آورده بود. با دیدن تجهیزاتش ناگهان به این فکر افتاد که چقدر مسخره است که برای به اشتراک گذاشتن عکس ها با دوستانش مجبور باشد مراحل طولانی گرفتن عکس، ارسال آن به هارد کامپیوتر و بعد میل کردن عکس ها را به دوستانش انجام دهد، چقدر خوب می شد اگر با فشار یک دکمه می شد عکس گرفت و همزمان آن را به گوشی موبایل دیگران فرستاد. در همان حال که همسر کان مشغول زایمان بود، او روی ایده اش مشغول کار شد، سخت افزار وسایلش را دستکاری کرد و کدنویسی را هم شروع کرد. وقتی دختر کان به دنیا آمد وی توانست با وسایل دستکاری شده اش یک عکس را به صورت بی سیم به دوستانش بفرستد.
نا گفته نماند که خانم سونیا لی که ما اختراع موبایل های دوربین دار را تا حدی به زایمان طولانی وی مدیون هستیم، خود یک پژوهشگر و مؤسس شرکتی است که در زمینه صنایع بی سیم فعالیت می کند. وی همچنین طراح خوبی هم به حساب می آید.
نخستین بار موتورولا علاقه پیدا کرد که شرکت استارفیش را بخرد و بخت آن را داشت که نخستین شرکتی باشد که گوشی موبایل دروبین دار را به بازار بفرستد ولی این شرکت در آن زمان مدیرعامل جدیدی پیدا کرده بود و دوره آشفته ای را طی می کرد و در حال کار روی یکی از پروژه های ناموفق بود. پس کان شرکت جدیدی به نام Light Surf ایجاد کرد و با همکاری شارپ، نخستین نسل گوشی های دوربین دار را روانه بازار کرد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:11 PM
تاریخچه اختراع تلفن "ما همیشه از مخترعان به عنوان قهرمانانی که با نبوغ فوق العاده خود مشکلات اجتماعی را حل می کنند یاد می کنیم، در واقع بزرگ ترین مخترعان در هنگام تعمیر وسایل شخص خود با این فکر که چرا و چگونه به نتایج جالبی دست یافته اند. تصمیمات و عملکرد آنها ممکن است برای شما نیز سودمند باشد." (جیر دیاموند)
در دهم مارس 1876 الکساندر گراهام بل از ماساچوست بُستُن موفق به اختراع تلفن گردید. توماس واستون دستیار بل اینگونه می گوید: ساختار ساده تلفن آقای بِل که از یک قسمت محکم چوبی شکل، قسمتی قیفی شکل و یک باتری اسیدی و نیز مقداری سیم مسی ساخته شده بود و همچنین اولین پیام مخابره شده توسط این سیستم که البته یک پیام ساده امری بود به شرح (آقای واستون بیا اینجا با تو کار دارم) شروع شد. در همین زمان خانم الیت گِری نیز همراه با انجام اختراع بِل دستگاه خود را به ثبت رسانید ولی با توجه به ثبت اختراع آقای بِل در فاصله زمانی کوتاه تر (حدود 3 هفته) امتیاز ثبت تلفن به گراهام بل داده شد. البته طرح های ارائه شده بل کامل تر به نظر می رسید؛ به ویژه اطلاعات ویژه او درباره اصوات و علم مطالعه آنها و نیز اطلاعاتی درباره الکتریسیته از اهم این موارد بود

http://www.newdesign.ir/images/2008-10-27-AlexanderGrahamBell.jpg
الکساندر گراهام بلدیگر مخترعان به خوبی با الکتریسیته آشنا بودند، ولی اطلاعات آنان درباره علم مطالعه اصوات کافی نبود. به طور حتم انجام طرح تلفن توسط بسیاری از پیشگامان این امر اجرا شده ولی اختصاص اعتبار و هدایای مربوطه قابل تقسیم نبود. بنابراین بهتر است به داستان اختراع تلفن دقت نمایید.
کلمه تلفن ترکیبی از دو واژه تله (فاصله دور) و فون (صدا) می باشد. بنابراین هر وسیله ای که توانایی انتقال صدا را از نقطه ای به نقطه ای دیگر داشته باشد را تلفن می گویند. تلفن های سیمی، بلوری، حرارتی از نقطه نظر علمی اختراعات قابل ملاحظه ای نبودند، چرا که این ابزار صوت را به صورت مکانیکی و نه به صورت الکتریکی انتقال می دادند.
واژه تلفن در فرهنگ های لغت به وسیله ای گفته می شود که توسط سیمی نازک برای انتقال امواج الکتریکی صوتی، باعث ارتباط افراد را در فاصله ای دور نسبت به هم می شود. دو عامل مهم ارتباط صوتی و عملکرد تلفن بسیار مهم می باشد. بیایید با هم نگاهی به تاریخچه تلفن بیندازیم.
نیاز به تلفن همراه با پیدایش انسان همراه بوده است. مردم همیشه در فکر ارتباط با فواصل دورتر بودند. مردم برای انجام این موضوع از موارد ارتباطی مانند دود، آیینه، طبل، کبوترهای نامه رسان و پرچم استفاده می کردند، ولی تلفن موضوعی جدید بود. بعضی ها می گویند: که فرانسیس بیکن این موضوع را در 1627 پیش بینی کرده بود. اگرچه در کتاب کشور ایده آل (مدینه فاضله) تنها به وسیله ای مشابه اشاره شده است.
اختراع تلفن حقیقی تا هنگام پیدایش انرژی الکتریکی ممکن نبود. نظریه انتقال صوت در 1831 ارائه شده ولی تا سال 1854 که آقای بدرسول پیشنهاد انتقال اصوات الکتریکی را ارائه نمود این نظریه عملی نشد. این نظریات 22 سال بعد در سال 1876 به حقیقت پیوست. پیدایش تلفن قبل از پیدایش انرژی الکتریکی غیرممکن می نمود.
آن هنگام که داوینچی و جولزوِرن پیش بینی هایی درباره پرواز و جابه جایی مکانی ارائه دادند، ساخت و انتقال صدا آرزویی غیرقابل دسترس می نمود. چگونه می توانستند؟ با سطح آگاهی بسیار پایین مردم آن زمان درباره الکتریسیته و نحوه انتقال آن چگونه مردم به آینده تلفن امیدوار می بودند؟ چه کسی در قرن پانزدهم فکر می کرد که روزی تلفن های سکه ای در کنار خیابان ها و یا تلفن های رومیزی ساخته خواهد شد؟ ساخت اینگونه تلفن ها با اطلاعات موجود در آن زمان و اختراعات انجام شده امری غیر ممکن بود، به طوری که می توان توسعه و ساخت تلفن را می توان مهم ترین واقعه قرن دانست.
استیفان گِری شیمیدان انگلیسی در سال 1729 توانست الکتریسیته را در یک سیم انتقال دهد. او توانست انرژی الکتریکی را در مسافتی به اندازه 300 پا انتقال دهد. سال ها بعد ماسچنبروک هلندی و جورج دان آلمانی در سال 1746 به طور مجزا بر روی این طرح فعالیت نمودند. این انرژی الکتریکی برای چند روز قابل ذخیره و انتقال بود. برای سال ها این اختراع در آزمایشات، سخنرانی ها و نمایش های بیشماری استفاده می شده در 1753 یک نویسنده بی نام، شاید فیزیکدانی با نام چارلز نظریه ای با این عنوان که شاید از طریق الکتریسیته بتوان پیغام ها را انتقال داد را در مجله اسکاتلندی به چاپ رسانید. او بر این عقیده بود که انرژی الکتریکی به صورت الکتریسیته از قسمت ابتدایی سیم شروع شده و در پایان آن به اتمام می رسد. به منظور انتقال پیغام های متعدد نیازمند به چندین سیم بود. تا سال 1800 این آزمایشات در میان مخترعین رواج داشت متأسفانه تجهیزات در این زمینه ناکافی بود.
الکساندِر وُلتا در سال 1800 موفق به ساخت اولین باطری شد. باطری ولتا توانایی ذخیره و تولید انرژی با قیمت بالا را داشتند. باطری ساخته شده به سرعت توسعه و نمونه ای برای آزمایشات دانشمندان شد. متأسفانه هنوز تا آن زمان دو مورد الکتریسیته و مغناطیس کشف نشده بودند تا بتوان علاوه بر انرژی موفق به انتقال صوت نیز شد.
سال 1820 فیزیکدان دانمارکی کریستین اُرسِتد موفق به کشف الکترومغناطیس شد. نظریه ای که مبنای توسعه انرژی الکتریکی و در نتیجه ارتباط شد. اُرسِتد یکی از آزمایشات مشهورش را در کلاس درس دانشگاه کُپنهاگِن انجام داد، در این آزمایش او قطب نمایی را در معرض انرژی الکتریکی قرار داد. این عامل باعث شد که عقربه قطب نما جهت خود را تغییر داده به سمت شمال متمایل شود. اُرسِتد دریافت که انرژی الکتریکی می تواند عاملی جهت به وجود آوردن انرژی مغناطیسی باشد. ولی آیا این مورد در حالت بالعکس هم ممکن بود؟ اگر اینگونه بود یک انرژی جدید با عنوان الکترومغناطیس خلق شده بود. عاملی که منجر به انتقال صوت و ارتباط کلامی می شد.
در سال 1821 مایکل فارادِی کلیه آزمایشات اُرسِتد را عکس نمود. او با این مقایسه دریافت که انرژی مغناطیسی توانایی خلق انرژی الکتریکی را دارد. فارادِی با این آزمایش توانست موفق به خلق اولین ژنراتور الکتریکی شود. انرژی ماشینی که توانایی تبدیل به انرژی الکتریکی را داشت. این عامل یک موضوع بسیار مهم بود. فارادِی به مدت ده سال بر روی انواع مختلف انرژی های الکتریکی آزمایشاتی را انجام داد. او نتایج آزمایشات خود را در سال 1831 به چاپ رسانید.
از سال 1857 تلاش های دانشمندان برای استفاده از این دستاوردها کم کم به ثمر نشست تا اینکه در سال 1876 گراهام بل موفق شد برای نخستین بار به کمک انرژی الکتریکی، صوت را منتقل کند. قبل از آن «تلفن سیمیاوی» که طرحش را « ادیسون » ریخته بود، «تلفن بلوری نیکولسون» و تلفن «نیمه هادی باکند اشاتور» به وسیله « رالک » و « جونون» « تلفن حرارتی» اختراع شده بود، ولی هیچ کدام به اندازه دستاورد "بل" ارتباطات را متحول نکرد. درسال 1880 ازترکیب «فرستنده کربنی» و «گوشی بل»، تلفن های امروزی ساخته شد.
درسال 1895 تلفن رومیزی ساخته شد و با رشد تجارت و گسترش ارتباطات درسال 1905 تلفن شمعدانی به بازارآمد. باپیشرفت پلاستیک و اختراع فرستنده های پیشرفته درسال 1929 تلفنهای مدرن به بازارعرضه شد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:11 PM
تاریخچه ساخت مبل و آشنایی با سبک های اصیل ساخت صندلی یکی از شاخصه های رشد تمدن، تغییر و تحول در نگرش انسان نسبت به زندگی بوده است و به طبع آن تغییر در طراحی در کلیه اسباب و لوازم مورد استفاده در زندگی از طراحی در لباس تا معماری و دکوراسیون داخلی منازل و... ظهور صنعت در قرن نوزدهم، تغییراتی بنیادین در تفکر و تولید ایجاد کرد و انتقال و تغییر صور و اشکال از معماری سنگین و مکعبی شکل به صور منحنی شکل، یکی از عوامل زمینه ساز در طراحی مبلمان بوده است. به عبارتی معماری و دکوراسیون را اساساً نمی توان از هم تفکیک کرد.
مبلمان از تغییر شکل و تحول چهارپایه ها، نیمکت ها... و میزهای ساده حاصل شد و این تغییرات تدریجاً و در طول زمان حاصل شد و این تغییرات تدریجاً و در طول زمان حاصل شد زمان ساخت نخستین مبل های اولیه را، به علت عدم دستیابی به نام سازندگانشان دقیقاً نمی توان مشخص کرد. بعد از قرن 15 بود که اولین مبل هایی که شناسایی شده اند نام سازندگان و صنعتگران خود را به همراه داشته اند. در قرن 18 میلادی مبلمان حجیم و پر زینت، انعکاسی از معماری و اماکن مذهبی آن دوران بود، قطعات قطور و خشک و خشن به مدد کنده کاری های حجیم همراه با نصب قطعات فلزی گران قیمت و سنگ ها و چوب های کمیاب تزیین می شدند و این مخصوص دورانی است که هنوز مهارت های فنی و تکنولوژی ماشینی نتوانسته بود توان سازندگان را افزایش دهد. در عصر رنسانس، مهارت های فنی فوق العاده موجب پیدایش کنده کاری های بسیار عالی و بدیع نخست در ایتالیا و بعدها در آلمان، اسپانیا، فرانسه و بالاخره انگلستان گردید و دقیقاً مبل های دوره رنسانس از خطوط معماری ساختمان ها پیروی می کردند. سبک های آن دوره به نام سلاطین نام گذاری شده بودند که از آن میان مبل های تئودور، الیزابت، ژاکوبی، ویلیام، ماری، ملکه آن و لوئی فرانسه را می توان نام برد. و در برخی دیگر از نام سازندگان خود مایه گرفته بودند که از آن میان مبل های چیپندل Chippendale، (هپل وایت) Hepple white، آدام (ADAM) و شراتون (Sheraton) معروف ترین آنان هستند.
از قرن 18 میلادی به بعد مبل های سنتی گسترش پیدا کرد و ارزش خود را در دهه های بعدی نیز حفظ نمود و حتی امروزه بعد از چندین قرن هنوز از این سبک ها استفاده می شود.
به منظور هماهنگ شدن با معماری تحول یافته مبلمان نیز بتدریج نه تنها از طریق فرم و سبک بلکه از نوع مواد و چوب نیز تغییر یافت. چوب های مختلفی مثل بلوط، سرو، آبنوس، گردو، شاه بلوط بتدریج جایگزین چوب گردو و ماهاگونی شدند.
در اواخر قرن 17 از چوب گردو و به میزان قابل ملاحظه ای در ساخت مبلمان استفاده می شد. تزئینات مبلمان در گذشته غالباً در تداخل با مفهوم کاربردی و استفاده و اتلاف وقت قرار می گرفت. این امر هنرمندان سازنده را به سمتی سوق داد که بتوانند به صرف انرژی و وقت قرار می گرفت. این امر هنرمندان سازنده را به سمتی سوق داد که بتوانند با صرف انرژی و وقت کمتر، محصولاتی مقاوم و زیبا و حتی المقدور به صورت ماشینی خلق کنند و در واقع از مصالح به کار رفته حداکثر استفاده را به عمل آوردند.
عمل اتصال و مونتاژ قطعات چوبی از مهارت های مربوط به کنده کاری نشات می گرفت. از خراطی چوب جهت سبک کردن مبلمان های سنگین و تغییر شکل از قطعات مکعبی مستطیل به استوانه ای استفاده شد. پس از اختراع ماشین های تراش و با افزایش راندمان کاری فرآیند هایی مانند خم کردن چوب، ورقه ورقه کردن و مونتاژ مکانیکی قطعات به سازندگان این مدد را رساند که بتوانند زیباترین و مقاوم ترین مبل ها را در کوتاه ترین زمان ممکن با تناسبات بدیع و بر مبنای ابعادی استاندارد بیافرینند و همچنین تحول در علم شیمی و فرآورده های شیمیایی صنعتی، در قیاس با گذشته انواع مواد جلا دهنده مصنوعی و مقاومی را در اختیار سازندگان قرار دارد تا بتوانند به مبل ها، نمای دلپذیرتری بدهند. از آنجا که صندلی ها در تاریخچه مبلمان جای ویژه یی دارند و به عبارتی صندلی های قدیمی از اجداد مبلمان های امروزی محسوب می شوند در ذیل به معرفی چند سبک صندلی می پردازیم.

http://www.newdesign.ir/images/2008-11-13-Jacobean.jpg
مبلمان به سبک ژاکوبی سبک ژاکوبی Jacobean Style:
ژاکوبی یک سبک مبلمان انگلیسی است که در فاصله سال های 1603 تا 1688 شکل گرفته است صندلی بلوطی با پشتی بلند و با پایه های کنده کاری شده ظریف و تشکچه با پوشش مخمل اسپانیایی معرف کلیه تناسب ها و خطوط این نوع مبلمان است. از تشکچه نرم مبلمان ژاکوبی اولیه، مبلمان با پوشش پارچه سبک استوارت Stewart Style پدید آمد در این سبک شکوه سبک و ظرافت فوق العاده کار نتیجه پیشرفت های درودگری بود به نام گرین لینگ گینبز. Grinling Gibbons
http://www.newdesign.ir/images/2008-11-13-queen-anne.jpgسبک ملکه آن:
در عصر ملکه آن مبلمان خانگی از مشخصات و خصوصیات کنده کاری که معرف سبک های گذشته بود فاصله گرفت. این سبک اولین نوع مبلمان در انگلستان بود که در آن ترکیب توامان زیبایی و راحتی مطرح بود. دسته های صندلی و پشتی های آن مناسب با بدن انحنای داده شده بود، روکش های پارچه ای جای کنده کاری را گرفت و پایه های پنجه شیری خطوط منحنی و نیز گوشه های گرد شده در این سبک پدیدار و چوب بیست پایه های صندلی ناپدید شدند. پشتی های مجلل و مرتفع سبک های قبلی به ارتفاع کوتاه تری نزاع پیدا کردند. در این دوره بود که برای اولین بار در انگلستان از چوب ماهاگونی استفاده شد. صندلی های سبک ملکه آن، پشتی های تو رفته یا صاف داشته و صندلی روکش پارچه ای داشته و غالباً قابل برداشتن از روی صندلی بوده است.
سبک چینپدل Chippendale Style:
توماس چینپدل در فاصله 1775 - 1750 سرآمد کابینت سازهای لندن بود با ورود ماهاگونی به صحنه حرفه درودگری، چینپدل مبادرت به تهیه طرح هایی نمود که اختصاصاً با این چوب جدید انطباق داشتند در کار خود منحصراً به کنده کاری های ظریف تکیه کرده و از منبت کاری پرهیز می نمود. پایه های کروی و پنجه های موجود در جرح های اولیه وی در طرح های بعدی کنار گذاشته شده و در عوض از پایه های راست در کارهای بعدی استفاده گردید.

http://www.newdesign.ir/images/2008-11-13-Chippendale.jpg
سبک توماس چیپندلسبک رابرت آدام Robert Adam style:
رابرت آدام، معمار تعداد زیادی از قصرها و خانه های باشکوه لندن بود. در سبک وی نفوذ گنجینه های کلاسیک را که در پمپی Pompe و هرکولونوم Herculaneum حفاری گردیدند منعکس است. صندلی های رابرت آدام تنوع فوق العاده ای را داشته است ولی شاید بتوان صندلی با پشتی بیضوی را نمونه بارز این سبک دانست. ارتفاع این صندلی ها برای حفظ کنتراست بین پانل های عمودی و پنجره های بلند معماری وی کوتاه گرفته می شد.

http://www.newdesign.ir/images/2008-11-13-Robert-adam.jpg
سبک رابرت آدامhttp://www.newdesign.ir/images/2008-11-13-hepplewhite.jpgسبک جرج هپل وایت George Hepplewhite style:
هپل وایت، یک کابینت ساز بادید عملی قوی بود که کارهای خود را ابتدا به سبک آدام ساخت. بعدها صندلی با پشت بیضوی و سپری سبک آدام را اصلاح و تکمیل نمود. این صندلی جدید با طرح شاخه گندمی و دکوراسیون باز، نمونه ای از طرح شیک و سبک طرح های زیبا و فوق العاده متقارن وی بود هپل وایت معتقد بود که زیبایی خط در انحنای آن است و به همین دلیل از طرح های با خط مستقیم پرهیزمی نمود. او به چوب ماهاگونی و خصوصیت مقاوم آن که به کمک آن می توانست کارهای سبک وزنی بسازد عشق می ورزید. در کارهای خود برای پیدایش سایه روشن مشخص تر در قسمت های کنده کاری شده از جلای روشن استفاده می کرد. کتاب راهنمای کابینت ساز و دوزندگان مبل The cabinet makers & upholsterer به وسیله همسرش (آلیس) طبع گردید.



http://www.newdesign.ir/images/2008-11-13-Sheraton_chair.jpgسبک توماس شراتون (1806- 1751) Thomas Sheraton:
شراتون یکی از مهم ترین طراحان مبلمان در نیمه دوم قرن 18 محسوب می گردد و با اینکه خود مبل ساز بود احتمالاً هرگز یکی از طرح های خود را نساخت. بیشتر صندلی های وی ظاهری با ظرافت زنانه داشتند ولی به علت دانش مبل سازی وی همه آن ها از استحکام قابل ملاحظه ای برخوردار بودند. شراتون فسمتی از اطلاعات خود را از سبک فرانسوی لوئی شانزدهم به عاریت گرفت ولی نفوذ آن بر روی طرح، فوق العاده بود. کتاب ترسیمی کابینت سازها و مبل سازها The cabinet makers & upholsterers drawing book در سال 1793 چاپ شد. در این زمان ماهاگونی به نفع چوب اقاقیا و چوب مخطط و چوب لاله درختی امریکایی، کنار گذاشته شد. منبت کاری با چوب های روشن تر نیز در کارهای وی وجود داشت.


مبل فرانسوی- دوره لویی پانزدهم (1774- 1715):
شاخص مبل دوره لوئی چهاردهم، کنده کاری ها و خطوط متقارن پیچیده ای بود آندره شارل بول Andre charles Boulle که یک هنرمند جهانی در حرفه درودگری محسوب می گردید. سبکی با دکوراسیون گران قیمت ابداع کرد. مبلمان این دوره، حجیم و سنگین بودند. در دوره لوئی پانزدهم زندگی درباری در نهایت شکوه و جلال بود. مبلمان در اواخر این دوره، دکوراسیون بیش از حدی را داشته ولی نسبت به مبلمان اوائل دوره کوچک تر و راحت تر بوده است.

http://www.newdesign.ir/images/2008-11-13-boulle.jpg
مبل طراحی شده توسط آندره شارل بولدر طرح لوئی شانزدهم از هنر هنرمندان گذشته استفاده شد و به کار زیبایی و سادگی بیشتری داده شد. در این دوره خطوط راست جای سبک های کنده کاری شده شلوغ را گرفتند طراح مشهور، دو امپراطور آخر این دوره، جی ریزنر J.H.Riesener بود. طرح های رمی که در معماری فرانسه به کار می رفتند بر روی طراحی مبلمان این دوره نیز تأثیر گذارده است.
سبک دانکن فایف Duncan phyfe style سالهای 1768- 1874:
دانکن فایف در اسکاتلند به دنیا آمد ولی اولین طراح مشهور مبلمان در امریکا گردید. در کارهای اولیه وی نفوذ سبک های آدام و سبک شراتون منعکس است. در طرح های فایف،تعادل، استقامت ساختمانی و جنبه های اقتصادی پیش بینی شده است. مشخصات بارز طرح های وی عبارتند از استفاده از شکل چنگ به عنوان پشتی، کنده کاری های تو رفته و برآمده ی استوانه ای و روی پایه ها و دسته ها، پایه های پنجره ای برنجی و کنده کاری های برگی و تکه ی بارز دیگر در سبک وی را می توان انحنای رو به خارج پایه های صندلی ها و میزها دانست.

http://www.newdesign.ir/images/2008-11-13-Duncan-phyfe.jpg
سبک دانکن فایفسبک های مدرن Modern Styles:
پس از جنگ جهانی دوم، طراحان مبلمان با مطالعه و بررسی کار روی سبک های گذشته توانستند از نقطه نظر هنری و کار روی چوب های متعدد و مفاهیم کاربردی آن ها، طرح های زیبایی بیافرینند که تداوم این امر در مبلمان های امروزی همچنان ادامه دارد.
منابع:
1- درودگری و شناخت چوب:W.D.Wolansky، C.H.Groneman، E.R.Glazener، ترجمه: غلامرضا حقانی- داریوش شباهنگ
2- معنی هنر، هربرت رید، ترجمه: نجف دریا بندری
3- هنر در گذر زمان، هلن گاردنر، ترجمه: محمد تقی فرامرزی

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:12 PM
تاریخچه دگمه از عصر برنز تا امروز اختراع دگمه در عصر برنز:
بیش از سه هزار سال قبل از میلاد، در دوران برنز، اولین دگمه اختراع شد. دگمه یا اشیایی شبیه دگمه از دوره سند باستان متعلق به 2600 تا 2800 سال قبل از میلاد، و مکان هایی ازعصر برنز در چین (1500 تا 2000 سال قبل از میلاد) و همچنین رم باستان کشف شده است. دگمه هایی که در دره سند باستان کشف شده است، از صدف ساخته شده و برای تزئین استفاده می شده است. برخی از دگمه ها مانند اشکال هندسی تراشیده شده است و سوراخ هایی دارد که می توانسته با نخ به لباس دوخته بشود.


http://www.newdesign.ir/images/2008-12-17-button-1.jpgدر این دوران با وجود اختراع دگمه، مردم از آن به عنوان وسیله ای برای بستن لباس استفاده نمی کردند و دگمه را تنها به عنوان تزئین به کار می بردند. مردان و زنان خوش پوش آن دوران از دگمه هایی که از استخوان، چوب، شاخ حیوانات، فلز یا صدف درست می شد، برای آراستن لباس و پوشش خود استفاده می کردند. در حقیقت بدون وجود جادگمه، دگمه ها مانند یک سنجاق سینه دوخته شده به لباس بودند.

http://www.newdesign.ir/images/2008-12-17-button-8.jpgدر آن زمان مردم از سنجاق، گیره و کمربند برای بستن لباس های خود استفاده می کردند و حتی در بدترین شرایط آب و هوایی، کاربرد خاصی برای دگمه وجود نداشت. بنابراین می شود گفت که در دوران باستان، دگمه فقط وجود داشت و کاربرد مهمی نداشت.

دگمه کاربردی جایگزین دگمه تزئینی:
یونانی ها اگرچه لغت خاصی برای دگمه به کار نمی بردند، اما مانند رومی ها از دگمه برای تزئین لباس خود استفاده می کردند. سرانجام بعضی افراد فکر کردند که می شود از دگمه به عنوان وسیله ای برای بستن لباس استفاده کرد. در نهایت دگمه از یک حلقه کوچک نخی رد شد و همانند سنجاق و سنجاق سینه برای بستن لباس استفاده شد، درنتیجه کاربردی برای دگمه خلق شد. از آنجایی که لباس ها با کمک دگمه بهتر بسته می شد و نسبت به سنجاق باعث صدمه و آسیب کمتری می شد، دگمه و حلقه مورد استقبال قرار گرفت.
اولین جادگمه سوراخ های بزرگی درون پارچه بود تا دگمه از آن عبور کند و این مقدار کافی بود تا لباس بسته بشود و الهام بخش تحولی در دنیای فشن و لباس باشد.
ظهور دگمه در اروپا:
حدود سال 1200 میلادی دگمه به اروپا رسید. دگمه های کاربردی به همراه جادگمه، نخستین بار در قرن سیزدهم به آلمان وارد شد. این دگمه ها به سرعت در سراسر اروپا پخش شد و مورد استفاده قرار گرفت.

http://www.newdesign.ir/images/2008-12-17-button-2.jpgاروپایی ها خودشان دگمه را اختراع نکردند بلکه ایده آن را از ترک ها و مغول هایی که در طول سفرهای خود با آنها برخورد داشتند، وام گرفتند. به هر حال دگمه و جادگمه به عاملی مهم و موثر در طراحی لباس بدل شد.
لغت انگلیسی دگمه (button) درهمین دوران به وجود آمد. این کلمه از دو لغت فرانسوی bouton به معنای دگمه و جوانه وbouter به معنای فشار، گرفته شده است.
فرانسه خیلی سریع اهمیت دگمه را کشف کرد و در حدود سال 1250 میلادی انجمن سازندگان دگمه را تأسیس کرد. این انجمن با هنرمندی زیاد دگمه های زیبایی را می ساخت که بیشتر برای استفاده و لذت طبقه اشراف بود. دهقانان و طبقات پایین، حتی اگر توانایی خرید این دگمه های با ارزش را داشتند، اجازه استفاده از این دگمه ها برای بستن لباس خود را نداشتند. طبقه اشراف قانونی را تصویب کرد تا عموم مردم تنها مجوز استفاده از دگمه های پارچه ای و نخی را داشته باشند. در نتیجه دگمه به نمادی از اشرافیت و طبقات برتر اجتماعی بدل شد؛ دیگر دگمه تنها برای بستن لباس به کار نمی رفت، بلکه باردیگر به عنوان تزئین استفاده می شد.
دگمه؛ دام شیطان:
در اواسط قرن چهاردهم میلادی دگمه به تجارت بزرگی تبدیل شد. خیاط ها لباس هایی می دوختند که یک ردیف دگمه به همراه جادگمه اندازه و متناسب با آن داشت. فرانسه در این زمان مرکز دگمه اروپا بود و انجمن سازندگان دگمه این کشور، سود قابل توجهی از ساخت دگمه برای کت، پیراهن و سایر لباس ها به دست می آوردند. اروپایی ها چنان شیفته دگمه شده بودند که کلیسا هم وارد صحنه شد و دگمه ها را «دام شیطان» خواند؛ ظاهرا این عنوان با توجه به دگمه جلوی پیراهن خانم ها به آنها داده شده بود.

http://www.newdesign.ir/images/2008-12-17-button-3.jpgاین علاقه شدید به دگمه باعث شد تا برخی از لباس ها با هزاران دگمه تزئین بشود که همگی جادگمه های خود را داشتند. علاقه مفرط به دگمه کاهش نیافت و در سال 1520 پادشاه فرانسه در ملاقات با هنری هشتم، پادشاه انگلستان، لباسی با 13600 دگمه تزئینی به تن کرده بود.

دگمه الماس و طلا:
پوریتان ها (فرقه ای از پروتستان های انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودند و طرف دار سادگی در نیایش بودند) استفاده از دگمه را گناه دانستند، بنابراین در قرن شانزدهم محبوبیت دگمه کمی کاهش یافت.

http://www.newdesign.ir/images/2008-12-17-button-4.jpgدر قرن شانزدهم سازندگان دگمه در پاسخ به نیازجامعه، دگمه های پرکار و ظریفی که جزئیات زیادی داشت را تولید کردند. این صنعت گران دگمه های تجملی خود را از مواد گران قیمتی مانند طلا، عاج و حتی الماس تهیه می کردند.
در سال 1620 دوک اول کاخ باکینگهام درحالیکه کت و بالاپوشی پوشیده از دگمه های الماس به تن داشت، در نظر عموم مردم ظاهر شد، البته این دگمه ها کاملا تزئینی بودند. کسی توانایی تهیه چنین لباس مجللی را نداشت، بنابراین سازندگان دگمه از نقره، سرامیک و ابریشم هم استفاده می کردند. حتی هنرمندان زمان زیادی را صرف می کردند تا پرتره یا منظره ای را روی دگمه نقاشی کنند.

http://www.newdesign.ir/images/2008-12-17-button-5.jpgدر قرن هفدهم هم دگمه اهمیت زیادی داشت. خیاطان فرانسوی جنگ دگمه را آغاز کردند و با استفاده از دگمه های نخی در نخستین حمله پیروز شدند. این دگمه ها توپ های کوچک نخی بودند که به شکل جالبی به عنوان دگمه به کار می فت. سازندگان دگمه عصبانی شدند و دولت را مجبور کردند تا از آنها حمایت کند. قانون تصویب شد و خیاط ها برای تولید دگمه جریمه سختی شدند. در این دوران آمریکا، انگلستان و آلمان به بازار پر سود سازندگان دگمه فرانسه وارد شدند.

ناپلئون و دگمه های آستین:
در اواخر قرن هیجدهم دگمه های فلزی بزرگ رایج شد و در یونیفورم ها و لباس هایی که دگمه کمتری نیاز داشت، استفاده می شد. ظاهرا ناپلئون دگمه های آستین را در کت های کوتاه مد کرد. البته این موضوع موجب توقف توسعه کت های دو طرف دگمه دار نشد. این کت ها بیشتر شبیه لباس سرآشپزان امروزی بود. زمانی که بیرون کت چرک و کثیف می شد فقط کافی بود دگمه های لباس را باز کرد و سطح کثیف را داخل قرار داد، سپس دگمه رویه تمیز کت را بست. این شیوه خیلی کاربردی بود.

قرن نوزدهم و تنوع دگمه:
از قرن نوزدهم به بعد دگمه ها در حجم وسیعی تولید می شد، اما این موضوع ارزش انواع مختلف دگمه های موجود را کاهش نمی داد: دگمه های نخی با دگمه های استخوانی و فلزی رقابت می کرد.

http://www.newdesign.ir/images/2008-12-17-button-6.jpgدر دهه 1860 یک محموله کشتی از ژاپن، دگمه های سفید مرواریدی را به بازار دگمه اروپا سرازیر کرد و این امر مستقیما موجب افزایش دگمه و تزئینات مروارید در لباس ملکه ها و شاهان لندن شد.

با این وجود محبوب ترین و متداول ترین دگمه در قرن نوزدهم، دگمه های شیشه ای مشکی بود که اکثرا به شکل مروارید بود. پس از اینکه ملکه ویکتوریا بعد از مرگ پرنس آلبرت از دگمه مرمری سیاه استفاده کرد، این دگمه ها برای مردم سطوح پایین جامعه تولید شد.
تنوع طرح و جنس دگمه ها:
در قرن بیستم دگمه های طرح دار و جدید بسیار زیاد و مد شد. دیگر لازم نبود که با دست روی دگمه ها نقاشی بشود. انواع دگمه ها در انواع سایز و شکل تولید شد، از سر روباه گرفته تا شکل چکمه یا توت فرنگی. با ابداع پلاستیک و تولید دگمه های پلاستیکی، این اشیای قیمتی دیگر خیلی ارزشمند و گران قیمت نبودند.

http://www.newdesign.ir/images/2008-12-17-button-7.jpgدر حال حاضر دگمه ها همانند لباس ها در انواع سایز و شکل موجود است. قالب اصلی بیشتر دگمه ها چهارگوش یا سه گوش است. دگمه ها دو، سه یا چهار دگمه دارند یا پایه دار و بدون سوراخ هستند. دگمه ها از مواد مختلف از مواد طبیعی مانند استخوان، شاخ گوزن، صدف، عاج فیل و چوب گرفته تا مواد مصنوعی از قبیل شیشه، فلز، سلولید و پلاستیک ساخته می شود. اما پلاستیک فشرده رایج ترین ماده مورد استفاده در تولید دگمه است.
علی رغم وجود قزن قفلی و زیپ ها، آینده دگمه روشن و مطمئن به نظر می رسد، شاید به این دلیل که بستن هر چیزی با دگمه بهتر و راحت تر است.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:13 PM
تاریخچه کفش و ارتباط آن با جایگاه اجتماعی http://www.newdesign.ir/images/2008-12-25-shoe1.jpgنزدیک به پنج هزارسال پیش، مصری ها چیزهایی شبیه کفش ساخته بودند. البته بهتر است به آنها بگوییم پوشینه پا، نه کفش. از کفش های مصری های قدیم می شود طرز زندگی و طبقات اجتماعی در آن زمان را فهمید. تمدن ایران، یونان و رم پوشینه های دیگری درست کردند که نشان دهنده طبقه اجتماعی فرد و میزان قدرت او بود. نام بسیاری از این پوشینه ها هنوزهم استفاده می شود. مثل سندلیوم که الان به آن صندل می گویند.
درقرن چهارم و پنجم میلادی امپراتوری روم به بیزانس منتقل شد. کم کم تفکرات مسیحی روی کفش ها تأثیر گذاشت. چون مسیحی ها اعتقاد داشتند کفش باید کاملاً پوشاننده باشد به همین دلیل کفش ها در مغرب زمین ازحالت صندل به شکل روبسته درآمد.
در قرن دهم و دوازدهم میلادی، اروپایی ها در جریان جنگ های صلیبی از علم و دانش مسلمانان حتی برای کفش هایشان استفاده کردند. در قرن چهاردهم، با پیشرفت صنایع، آرام آرام پارچه و چرم دباغی شده نازک وارد کفش سازی شد. بسیاری قرن چهاردهم را قرن آغاز مد می نامند.
اواخر قرن چهاردهم هم کفش های نوک تیز مد شد. مردم به هر زحمتی که بود، پنج تا انگشتشان را در پنجه های نوک تیز می کردند تا ثابت کنند چه قدر با شخصیت هستند. شروع این مد از هلند بود؛ جایی که عذاب شست پا و پا درد را برای مردم قرن چهارده میلادی به ارمغان آورد.
اواخر قرن پانزدهم میلادی، وقتی کفش نوک تیز از مد افتاد، کفش نوک پهن مد شد؛ البته بیشتر در شمال اروپا ذهن ها هر روز محصولات تازه تر و عجیب تری بیرون می داد. از نمونه های آن، کفش های ونیزی بود که برای خانم ها مد شد. این کفش ها، یک کفه تخت داشت که زیرش کاملاً پربود و ارتفاعش گاهی به شصت سانتی متر می رسید. از مشکل راه رفتن که بگذریم، وزن این کفش ها احتمالاً خیلی زیاد بوده است؛ مثل این که راه رفتن در آن سال ها با مشقت و بلای بسیار همراه بوده است.
در قرن هفدهم، این پاشنه های وحشتناک از کفش ها حذف شد و پاشنه های معقول تری به کفش های زنانه و مردانه اضافه شد. قرن هفدهم، دراروپا قرن آدم های پرافاده بود. جامعه خیلی طبقاتی شده بود و همه می خواستند به هم فخر بفروشند و بهترین راهی که به ذهن مردم رسید، پوشیدن لباس های خاص بود. مردمی که اهل پز دادن بودند، کفش های پاشنه بلندی می پوشیدند که روی آن را با حریر بافته بودند. هر چه پاشنه بلندتر بود. موقعیت آن فرد بالاتر می رفت؛ مثل این که در آن زمان کسانی که از بالا به همه چیزهای اطراف نگاه می کردند، احساس قدرت زیادی می کردند.
در قرن هیجدهم هم اوضاع همان طوری ماند و فقط شکل پاشنه ها تغییر کرد. به جای حریر نیز از چرم رنگی استفاده کردند که به نظرشان بسیار زیبا بود. اما درهمین قرن، اتفاق خیلی مهمی افتاد. سال 1792 مردم از دست پاشنه های بلند و کفش های حریر خسته شدند و بر ضد جامعه طبقاتی در فرانسه انقلاب کردند. انقلاب کبیر فرانسه، نتایج خیلی مهمی داشت. بعد از آن، مردم که دیگر به دنبال تساوی و برابری بودند پاشنه های بلند را حذف کردند و همه کفش ها از نظر ارتفاع یک شکل شد. قرن نوزدهم، قرن همه گیر شدن مد بود.

http://www.newdesign.ir/images/2008-12-25-shoe2.jpgبازار مد داغ بود. راستی علتش چه بود؟ جوابش خیلی ساده است. چون با وجود چرخ خیاطی و پارچه های مصنوعی، کفش خیلی ارزان شد و همه توانستند از کفش های خوب استفاده کنند. از نمونه های مد آن سال ها، مد کفش پنجه مربعی است که نزدیک به پنجاه سال عمر کرد. سال 1850 پوتین خیلی رواج پیدا کرد. گویا همه متوجه شدند که برای کار و فعالیت باید کفش های راحتی به پا داشته باشند.
سال 1914، همزمان با آغاز جنگ جهانی اول، کفش های راحتی اختراع شد. مطمئناً آدم ها نمی توانستند زیر بمب و باروت، بچه هایشان را بغل کنند وبا کفش هایی که پاشنه های بلندی داشت این طرف و آن طرف بروند.
از سال 1910 هم که تجارت جهانی شکل گرفت و کشتی ها و هواپیماها محموله ها را از این سر دنیا به آن طرف می بردند، فرهنگ کفش دنیا نیز درهم و برهم شد و کفش ها شکل بین المللی به خود گرفتند. از آن به بعد کفش هم داخل صنعت های دیگر شد. هنوز هم در خیلی از کشورها مردم به دلیل گرمی هوا، پابرهنه راه می روند، مثل هندی ها، بنگال ها یا مردم اوگاندا.
کفش تأثیر زیادی از محیط اطرافش می گیرد. برای مثال کفش مردم آلاسکا با عرب ها فرق دارد. حتی بعد از ظهور اسلام چون مسلمانان عقیده دارند پیش از ورود به مسجد باید کفش هایشان را دربیاورند. کفش هایی اختراع شد که دیواره پشت را نداشت.
همین گیوه خودمان کفش بسیار محکمی است که خیلی خنک است و پا از لای درزهایش به راحتی نفس می کشد مردم ژاپن هم با ساقه های برنج، برای خودشان کفش درست می کنند تا بتوانند موقع کار در مزرعه برنج راحت باشند.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:13 PM
تاریخچه تأسیس شرکت سیتروئن http://www.newdesign.ir/images/2009-1-19-CITROEN.jpgکمپانی خودروسازی سیتروئن در سال 1919 توسط آندره سیتروئن تأسیس شد. این کمپانی از سال 1976 بخشی از گروه صنعتی PSA پژو سیتروئن شد. سیتروئن در سال 1934 با اختراع Traction Avant اولین تولید انبوه اتومبیل های چرخ محرک جلو در سطح جهانی را پایه گذاری کرد.

سیتروئن طراح اتومبیلی بود که به رانندگی هیچ علاقه ای نداشت. آندره سیتروئن مالک و سازنده فرانسوی سیتروئن از تبار یهودی - هلندی در سال 1878 در پاریس به دنیا آمد. پدر آندره هنگامی که او تنها 2 سال داشت خودکشی کرد.
آندره در سال 1894 با نمرات عالی از دبیرستان فارغ التحصیل شد و توانست وارد مدرسه تخصصی پلی تکنیک شود. بعد از اتمام تحصیلاتش در دانشگاه به عنوان افسر مهندس وارد ارتش فرانسه شد. در آن زمان بسیاری از یهودی تباران اروپایی در صنایع مختلف نفوذ زیادی داشتند، سیتروئن با کمک گرفتن از اقوامش توانست در صنایع پارچه سازی هلند استخدام شود. طی سفرش به هلند توانست با تعمیرات چرخ های دندانه دار آشنا شود. با بازگشت به پاریس در سال 1904 با کمک 2 نفر از دوستانش کارگاه ساخت چرخ دنده های حلزونی شکل (double - helical gearweals) را ساخت.

http://www.newdesign.ir/images/2009-1-19-andre-citroen.jpgورود او به صنعت اتومبیل سازی با کمک برادران مورس بود. این دو سازنده اتومبیل های مسابقه در فرانسه بودند. برادران مورس با آگاهی از استعداد آندره در تولید انبوه از او برای تولید و بازاریابی محصولاتشان دعوت به کار کردند. با ورود سیتروئن تولید اتومبیل های برادران مورس افزایش یافت.

درسال 1912 سیتروئن شرکت چرخ دنده های سیتروئن را تأسیس کرد. همزمان با تأسیس این شرکت سیتروئن رئیس فدراسیون کارفرمایان اتومبیل شد. پیش از شروع جنگ اول جهانی آندره به ایالات متحده سفر کرد و در آنجا با هنری فورد ملاقات کرد. با شروع جنگ آندره با عنوان کاپیتان دوم توپخانه فرانسه به ارتش پیوست. کمبود امکانات در توپخانه او را وادار ساخت که یک کارخانه کوچک توپ سازی برای ارتش فرانسه بسازد. در سال های پایانی جنگ، کارخانه سیتروئن بیش از 24 میلیون توپ جنگی ساخت. بعد از اتمام جنگ کارخانه سیتروئن مجددا خودروسازی را آغاز کرد. کارخانه وی اولین خودرو سازی دنیا بود که تولید انبوه را آغاز کرد. تا این زمان آندره هیچ چیز را به نام خود نکرده بود، ماشین و خانه اش اجاره ای بود. او هیچ علاقه ای به پول نداشت.

سیتروئن در سال 1919 کارخانه اتومبیل سازی سیتروئن را پایه گذاری کرد. کارخانه او تا اوایل دهه 30 میلادی چهارمین اتومبیل سازی بزرگ دنیا بود. در سال 1934 تامین هزینه های کارخانه با مشکلات زیادی رو به رو بود. با افزایش مشکلات مالی، بخشی از سهام سیتروئن را بخش خصوصی و بخشی را بانک خریداری کرد.

یک سال بعد آندره سیتروئن در حالی که برای تولید، پول کافی نداشت بر اثر سرطان در گذشت. مشهورترین اتومبیل های سیتروئن، ژیان و CX می باشد. کمپانی سیتروئن یکی از نخستین مبتکران طرح های ساخت اتومبیل های آیرودینامیک بود. در سال 1963، مدیران سیتروئن تصمیم گرفتند محصولاتشان را مشترکا با پژو تولید کنند. دو سال بعد با شکست توافق پژو - سیتروئن، مذاکره با خودرو سازی پنهارد را آغاز کردند. مدیران سیتروئن امیدوار بودند تا بتوانند از دانش پنهارد در زمینه تولید اتومبیل های متوسط به منظور تکمیل روند تولید خودروهای کوچک و ارزانشان استفاده کنند.

طی چند سال سیتروئن بخشی از سهام خود را به فیات ایتالیا فروخت. در سال 1973 بحران انرژی باعث ضرر و کاهش سرمایه ناگهانی در سیتروئن شد. طی سه سال فیات مشارکت خود با سیتروئن را برهم زد. با جدایی از فیات سیتروئن در آستانه ورشکستگی قرار گرفت. دولت فرانسه برای کنترل بازار کار و جلوگیری از ضرر بیشتر سیتروئن پیشنهاد الحاق سیتروئن به پژو را داد. در سال 1974، پژو 38.2 در صد از سهام سیتروئن را خریداری کرد و خودروسازی PSA پژو - سیتروئن در سال 1976 با کمک دولت فرانسه تأسیس شد.

منبع: هفته نامه دنیای خودرو- شماره 100 - فرناز خطیبی.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:14 PM
داستان اختراع واکمن و سابقه آن در ایران و جهان http://www.newdesign.ir/images/2009-1-29-walkman.jpgشاید شما هم تصور می کنید که شرکت «سونی»، مخترع نخستین وسیله قابل حمل پخش موسیقی از کاست یعنی «واکمن» است، ولی ظاهرا این طور نیست!
داستان رایجی که تا به حال در مورد اختراع واکمن خوانده بودیم، این بود:
واکمن در سال 1978 به وسیله یکی از مهندسین سونی به نام «نبوتوشی کیهارا» برای رئیس وقت شرکت یعنی آقای «موریتا» ساخته شد. از آنجا که موریتا به صورت مرتب سفرهای طولانی هوایی بر فراز اقیانوس انجام می داد، دوست داشت که بتواند در طی این سفرها به موسیقی گوش کند. موریتا از نام «واکمن» متنفر بود و دوست داشت که این نام تغییر کند، اما از آنجا که تبلیغات این وسیله با نام واکمن قبلا شروع شده بود و تغییر تبلیغات بسیار گران می شد، از عوض کردن نام صرف نظر کرد.
نخستین واکمن تولید شده، مدل TPS-L2 نام داشت و به رنگ آبی و نقره ای بود. فروش عمومی این وسیله، دقیقا از اول جولای سال 1979 شروع شد.
اما داستان شکل گیری ایده واکمن، چیز دیگری است:
نخستین وسیله قابل حمل پخش کننده نوارهای کاست صوتی، Stereobelt نام دارد. این وسیله در سال 1972، یعنی 6 سال قبل به بازار آمدن واکمن اختراع شد. آندره اس پاول Andreas Pavel، مهندس آلمانی-برزیلی، مخترع این وسیله بود.

http://www.newdesign.ir/images/2009-1-29-Stereobelt.jpg
Stereo Beltآندره اس پاول در آلمان متولد شد، در 6 سالگی پدر پاول، کاری در یک گروه صنعتی در برزیل به دست آورد و به همین خاطر آنها خانوادگی به برزیل مهاجرت کردند. در سال های پایانی دهه 1960، پاول و دوستانش مرتبا در خانه اش در سائو پائولو گرد هم می آمدند و در مورد سیاست و فلسفه صحبت می کردند و در این بین به موسیقی های مختلفی از جمله باخ و Janis Joplin گوش می کردند. در طی این ملاقات ها و صحبت ها آنها به کرات آرزو می کردند که ای کاش راهی پیدا می شد که بتوانند موسیقی مورد علاقه خودشان را با خود به هر جایی که می خواهند، ببرند.
پاول به عنوان مدیر اجرایی سابق تلویزیون و ویرایش گر کتاب، «استرئو بلت» را تحت تأثیر همین آرزوهای محفل دوستانه، اختراع کرد.
نخستین بار در فوریه سال 1972، در کوهستان «سنت مورتیز» سوئیس این وسیله مورد آزمایش قرار گرفت. وقتی پاول دکمه play را فشار داد، نخستین ترانه ای که پخش شد، ترانه Push Push با صدای Herbie Mann و Duane Allman بود. در این لحظه، پاول حس کرد که در فضای کوهستان زیبای سنت مورتیز، شناور شده است.
پاول، حس کرد که وسیله اش واقعا کاربردی است و مورد استقبال مردم قرار می گیرد، به همین خاطر به شرکت های متعددی از جمله ITT، گروندیک، یاماها و فیلیپس مراجعه کرد تا استرئوبلت را به تولید انبوه برساند، اما هیچ کدام از این شرکت ها از طرح او استقبال نکردند. آنها عقیده داشتند که مردم حاضر نمی شوند برای گوش کردن موسیقی در محیط عمومی، هدفون به گوش بگذارند!
گرچه برای ما عجیب به نظر می رسد که چرا این شرکت ها از چنین طرحی استقبال نکردند، اما باید تا حدی هم حق را به آنها بدهیم. خود آقای پاول در مصاحبه ای با نیویورک تایمز گفته است که در آن سال ها هر وقت در بیرون، استرئو بلت را به همراه می برد و به موسیقی گوش می کرد، مردم مثل یک دیوانه به او خیره می شدند!
پاول گرچه ناامید شد، اما برای محافظت ایده اش، چند سال بعد، یعنی در سال 1977، در ایتالیا، اختراعش را ثبت کرد. برای محکم کاری سال بعد هم اختراعش را در کشورهای آلمان، انگلیس، آمریکا و ژاپن ثبت کرد.
سونی فروش عمومی واکمنش را از سال 1979 آغاز کرد، اینجا بود که پاول معترض شد و بعد از 8 سال مذاکره بین پاول و سونی، سرانجام در سال 1986، سونی حاضر شد که بابت فروش دستگاه البته فقط در آلمان حق امتیاز به پاول بپردازد.
اما بعد از این، دور دوم جدال های قانونی بین پاول و سونی، این بار در انگلیس، شروع شد، که سرانجام منجر به این شد که سونی مجبور شد سه میلیون دلار دیگر در سال 1996 به پول پرداخت کند.
موضوع به همین جا ختم نشد، در سال 2003، پاول، سونی را تهدید کرد که در سایر کشورهایی هم که دستگاه را ثبت اختراع کرده است، اقدام به شکایت قانونی کند. به همین خاطر سونی برای خاتمه دادن به این دردسر، حاضر شد، 10 میلیون دلار دیگر به پاول بپردازد!
اما اگر از وسیله های پرتابل پخش کننده موسیقی از نوار کاست صرف نظر کنیم، ایده و آرزوی به همراه داشتن موسیقی در همه جا اصلا چیز تازه ای نیست. در ایران خودمان هم جوانان به طور خاص و همچنین عموم مردم به دنبال راهی برای بردن موسیقی به دل طبیعت و همه جا بودند؛ اوایل دهه 40، دوران صفحه های 45 دور و عصر گرام های صحرایی (برق و باطری) «توپاز» از راه رسید. این گرامافون ها دو تکه داشت؛ در، شامل بلند گو و بدنه که اصل دستگاه بود. صدای خوانندگان را می شد هرجا شنید. به خصوص مثل اینکه این گرام ها را برای سیزده به در ساخته بودند.
جستجویی در اینترنت با کلید واژه Portable Gramophone، نشان می دهد که در سال های دهه 1930 استفاده از چنین گرامافون های قابل حملی رواج داشت، احتمالا گرامافون های صحرایی یا توپاز هم این چنین ساختمانی داشتند:

http://www.newdesign.ir/images/2009-1-29-Portable-Gramophone.jpg
ساختمان گرامافون قابل حملهمین سال ها گرام ماشین هم رایج شد: صفحه را در شکافی فرو می کردی و به موسیقی مورد علاقه ات گوش می کردی، اما این نوع گوش کردن موسیقی، برای بعضی از مسافران تاکسی و خطی عذاب الیم هم بود. چون سلیقه ها جور نبود. شوفرهای خط شمیران - مثلاً- عادت داشتند صدای ضبط را بلند کنند …
اوایل دهه 50 وسیله دیگری مد شد به نام «کارتریج» که از نظر اندازه و شکل به نوارهای ویدیویی بتاکم شبیه بود. یک حلقه نوار دو ساعتی بود که خود به خود به اول برمی گشت و تعدادی کار را پشت هم در خود داشت. این نوارها زمانی که بی ام و های 1800 و،2000 آلفارومئو، پیکان جوانان در خیابان ها راه افتادند مد شد. کارتریج خیلی دوام نیافت. چون روزگار طلایی کاست باید فرا می رسید.
کارتریج ها در دو مدل ابتدا چهار ترک و بعدها 8 ترک ساخته شدند، نختسین بار در سال 1952، برناردو کوسینو، کارتریج را اختراع کرد. کارتیج یک قرقره داشت که یک نوار پلاستیکی آغشته به اکسید فلزات را می گرداند. در اینجا ساختمان درونی یک کارتریج 8 ترکه را مشاهده می کنید:

http://www.newdesign.ir/images/2009-1-29-8track_inside.jpgو البته افراد دیگری هم برای داشتن موسیقی در همه جا ابتکاراتی به خرج داده بودند. دیدن عکس وسیله پرتابل پخش رادیویی آقای «پل جانسون» شاید برایتان جالب باشد. او این وسیله را که با دو باطری خشک کار می کرد در سال 1957 اختراع کرد تا بتواند طی کار باغبانی به ایستگاه های رادیویی مورد علاقه خود، گوش کند!

http://www.newdesign.ir/images/2009-1-29-headwork_garden.jpgدر عصر آی پاد و MP3های متنوع، در زمانه ای که همه موبایل ها کارکردهای چندگانه از جمله پخش موسیقی یافته اند و در هنگامه ای که می توان به به کمک سایت هایی مثل پاندورا به میلیون های قطعه موسیقی دلخواه گوش کرد یا آنها را دانلود کرد، گاهی فراموشمان می شود که همین یک دهه قبل، وضعیت مان به چه ترتیب بود!

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:15 PM
صندلی شماره 14 مایکل تونت http://www.newdesign.ir/images/2009-4-2-thonet14.jpgهنگامی که مایکل تونت نجار، طراح و کارخانه دار آلمانی در سال 1859، "صندلی مصرفی شماره ی 14" خود را عرضه کرد، حتی ذره ای هم در تصورش نمی گنجید که این محصول او، زمانی به پرتولید ترین و پرفروش ترین صندلی جهان بدل شود.
میشائل تونت (متولد 1796) را می توان بدون شک، پیشگام بزرگ طراحی صنعتی دانست. اگر چه تونت پیش از عرضه ی "صندلی شماره ی 14"، میز و صندلی های متفاوتی ساخته و به ثبت رسانده بود، اما این اثر او بود که به سراسر جهان راه یافت و پای خود را به همان اندازه در خاور دور باز کرد که در قاره ی آمریکا.
نخستین ایستگاه موفقیت این صندلی سبک و ساده اما قاره ی اروپا بود. تونت "صندلی شماره ی 14" را که امروزه به "شماره ی 214" تغییر نام یافته، برای قشر وسیع مردم و به ویژه برای کافه ها، رستوران ها و هتل ها طراحی کرد. این صندلی مجموعا از شش قطعه و چند پیچ و مهره تشکیل شده و به راحتی و به سرعت می توان آن را مونتاژ کرد، حتی ساده تر از محصولات امروزی شرکت معروف IKEA.
نوآوری بزرگ مایکل تونت، استفاده از چوب های خمکاری شده بود. او برای خم کردن چوب های خراطی شده، روشی ویژه ابداع کرد و به ثبت رساند که در طی آن چوب در دیگ های بخار آب با دمای 106 درجه سانتی گراد نرم شده و سپس در قالب های آلومینیومی، به شکل دلخواه درآمده و بعد از خشک شدن در ساخت مبلمان مورد استفاده قرار می گیرند.

http://www.newdesign.ir/images/2009-4-2-thonet14-3.jpg
قابلیت مونتاژ و حمل و نقل آسان صندلی شماره 14"موتسارت" صندلی های دنیا:
"صندلی شماره ی 14" که بیش از همه به رنگ سیاه تولید شده، از تکیه گاه خمکاری شده برخوردار است و نشیمنگاه آن حصیری است. این صندلی که هنوز هم ذره ای از جذابیت خود را از دست نداده و از آثار کلاسیک طراحی صنعتی محسوب می شود، ویژگی های متفاوتی دارد که او را به گونه ای جاودانه ساخته اند تا آن حد که از آن به عنوان "موتسارت" صندلی ها یاد می کنند.
نخست باید از وزن سبک این صندلی یاد کرد که از به کارگیری چوب سبک و در عین حال محکم و طبیعتا حصیری بودن نشیمنگاه سرچشمه می گیرد. آلوارو سیزا، مهندس معماری و طراح معروف پرتغالی، در این باره می گوید: «یک پیرمرد یا یک کودک می تواند بدون هیچ زحمتی این صندلی را حمل کند. مهندس های معماری معروف پیشنهاد های مختلفی برای بهبود طرح این صندلی به ظاهر "گمنام" ارائه کرده اند. صندلی شماره ی 14 یک صندلی است و ظاهر یک صندلی را هم دارد، اما باید گفت که در واقع "مادر" صندلی ها است.»
دومین ویژگی مهم، ظاهر شکیل این صندلی است؛ به ویژه آنکه تکیه گاه آن از خمیدگی های لطیفی برخوردار است. "صندلی شماره ی 14" علیرغم استحکام فوق العاده اش زیبایی و ظرافتی خاص دارد که به دوره و زمان مشخصی محدود نمی شود و هنوز هم پایدار است. کیفیت "شماره ی 14" نیز چنان بالاست که نمونه هایی از این صندلی می توان یافت که در قرن نوزدهم ساخته شده و علیرغم پشت سرگذاشتن چند نسل هنوز هم از آنها استفاده می شود.
در باره ی استحکام این صندلی هم حکایت های فراوانی وجود دارد، از جمله این حکایت افسانه ای که در زمانی که برج ایفل در پاریس احداث شده و قرار بوده که رستوران آن مبلمان شود، برای آزمایش، یک "صندلی شماره ی 14" از ارتفاع 57 متری این برج به پایین پرتاب شده، اما پس از برخورد با زمین صدمه ای ندیده است.
از دیگر ویژگی های مهم این صندلی، می توان به اندازه و جمع و جور بودن آن اشاره کرد. همانگونه که گفته شد، شش قطعه و چند پیچی که در ساخت "صندلی شماره ی 14" به کار رفته اند، به راحتی در داخل کارتنی مقوایی جا می شوند و این امر خود، نقش مهمی در ارسال آن به نقاط مختلف جهان بازی می کرده است، تا آنجا که برای ایرانیان هم چهره ای آشناست، هر چند که به اشتباه آن را "صندلی لهستانی" می نامند.
شاید جالب باشد که بدانید، که در المپیاد رشته ی طراحی صنعتی در سال 1385، یکی از ده پرسش بخش تئوری به "صندلی شماره ی 14" مربوط می شد و شرکت کنندگان باید می گفتند که طراح آن چه کسی بوده و نکته ی قابل توجه در طراحی آن چه بوده است.
میشائل تونت "صندلی شماره ی 14" را در سال 1859 روانه ی بازار کرد و شرکت او، یعنی برادران تونت، تا سال 1930 توانست 50 میلیون عدد از این صندلی را در سراسر دنیا به فروش برساند. بعد از آن نیز 10 میلیون عدد دیگر فروخته شده است.

http://www.newdesign.ir/images/2009-4-2-michaelthonet.jpg
مایکل تونت، طراح "صندلی شماره ی 14"البته این رقم 60 میلیونی تنها صندلی های اصل شماره ی 14 (بعدها 214) تونت را در برمی گیرد. علاوه بر این تعداد، شمار زیادی نمونه های مشابه چوبی، فلزی و پلاستیکی با الهام از این طرح ساخته و عرضه شد که رقم مشخصی از آنها در دست نیست.
در این میان نباید جنبه ی مالی و اقتصادی "صندلی شماره ی 14" را از یاد برد. مایکل تونت با ارائه ی این صندلی قصد داشت که محصولی برای قشر وسیع مردم تولید کند و از این رو نیز قیمت این صندلی در آن زمان بسیار پایین بود، به طوری که مدت زیادی به "صندلی 3 گیلدری (گیلدر: واحد پول هلند)" معروف شده بود.
ناگفته نماند که میشائل تونت، برای حفظ جایگاهش در بازار، مدت های مدیدی قیمت این صندلی را ثابت نگاه داشته بود. "صندلی شماره ی 14" هنوز از محبوبیت خاصی برخوردار است، اما قیمت آن امروزه دیگر با گذشته فاصله ی زیادی دارد و دوست داران این کالای جذاب باید برای به دست آوردن آن 500 یوروی ناقابل بپردازند.
تاریخ مبل سازی مدرن با "صندلی شماره ی 14" شروع می شود و با توجه به ویژگی ها و رکوردهای آن، جای تعجب نیست که لوکوربوزیه، مهندس معماری، طراح و هنرمند برجسته ی سوئیسی قرن بیستم از "بزرگ منشی و وقار" این صندلی سخن گفته است.
منبع: روزنامه قدس - شنبه - 17 دی 1387

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:15 PM
نگاهی به پنج جنبش هنری در اوایل قرن بیستم هم زمان با شکل گیری عقاید مربوط به استاندارد کردن و بهینه سازی، جنبش های هنری متفاوتی در تلاش بودند تا تعریفی جدید برای شکل و زیبایی شناسی و کارکرد آن در دنیای متمدن صنعتی بیابند. ریشه بسیاری از عناصر مهم در این فرایند ارزش یابی دوباره زیبایی شناسی را می توان در فلسفه های ضد صنعتی جان راسکین و ویلیام موریس یافت. در بریتانیا، تأثیر افکار آنان به بیزاری از صنعت و به راه افتادن جنبش هنرها و صنایع دستی منجر شد. جنبشی که از ارزش های دوران صنایع دستی حمایت می کرد. در اروپا نظر انتقادی بریتانیایی ها طرف داران زیادی پیدا کرد، اما موضع ضد صنعتی تعدیل شد و به منظور رسیدن به ایده آال های زیبایی شناختی و اجتماعی، سرانجام به نوعی پذیرش ماشینی کردن تغییر یافت. از نظر صوری، این تغییر با انتقال تأکید از تزئین و دکوراسیون بر عناصر ساختاری و کارکردی مشخص می شد.

هنر نو Art Nouveau movement:
جنبش هنر نو در دهه 1890 شکل گرفت. فعالیت های این جنبش در آغاز بیشتر به معیارهای صنایع دستی مربوط می شد تا به تولید صنعتی؛ اما ظهور این جنبش، مرحله مهمی درگرایش به سوی کارکردگرایی بود.
ویژگی بارز این جنبش در فرانسه، بلژیک و ایتالیا، استفاده از اشکال طبیعی و انتزاعی و نیروی پرپیچ و خم خط و قالب ریزی سه بعدی بود که عناصر تشکیل دهنده طرح را در یک کل منسجم درهم می آمیخت. اما در جنبش هنر نوی آلمان به طریق دیگری عمل می کردند. در مونیخ هنرمندان و طراحانی چون آگوست اندل August Endell، هرمان ابریست Herman Obrist، پیتر بیرنس و ریشارد ریمراشمیت Richard Riemerschmid، ابتدا خطوط منحنی بدون شکستگی را کنترل و مهار و سپس آنها را تبدیل به اشکال هندسی ترکیبی کردند. این تحول در وین با جدیت بیشتری دنبال شد، جایی که ژوزف هوفمان Josef Hoffmann، آغاز به کار نمود. دامنه وسیعی از اشیای آهنی مشبکی که وی طراحی کرد، دارای اشکال مستطیلی و زاویه دار بودند.

http://www.newdesign.ir/images/2009-4-12-hofman1.jpg
نمونه محصول طراحی شده توسط هافمنبه طور کلی هنرمندان طرفدار هنر نو در مقابل گوناگونی یا آن طور که خود می گفتند، سردرگمی زمانه خود واکنش نشان می دادند. آنها استفاده از اشکال گذشته را رد کرده، تلاش می کردند تا سبکی عمومی و نو خلق کنند که تمام جنبه های محیط بصری را در یک شیء کامل با هم هماهنگ کنند. یک کار هنری کامل که مظهر وحدت اجتماعی و فرهنگی باشد.
با این حال در جنبش هنر نو معضلی بنیادی وجود داشت که از تحقق این آرمان ها جلوگیری می کرد. این نکته درآثار و نوشته های یک بلژیکی ماهر به نام هنری وان د ولده نشان داده شده است. او در نوشته هایش آینده نگر و متجدد است. او طرفدار طراحی و تولید انبوه معقولانه بود. با وجود این فردگرایی، او در عمل تزئینات را به کلی کنار نمی گذاشت، بلکه استفاده معقولانه از آن را برای بیان ماهیت و هدف شیء منظور می داشت.

http://www.newdesign.ir/images/2009-4-12-velde1.jpg
نمونه صندلی طراحی شده توسط ون د ولدهتصور وی از کارخانه، کارگاه بزرگی بود که خودش در سال 1898 آن را در نزدیکی بروکسل برپا کرد و تولید انبوه برای او به معنی تولید مکرر شیء به شیوه های سنتی بود. وی شدیدا تحت تأثیر راسکین و موریس بود و گرچه حسرت علنی آنان برای دوران گذشته را نمی پذیرفت، اما در صدد بسط اصول اخلاقی و اجتماعی آنان بود و چنین استدلال می کرد که اشیا را نباید جدای از فرایندهای تولید و مصرف بررسی کرد و هنرمندان باید عوامل موثر را کنترل کنند تا مطمئن شوند که نیازهای انسانی در اولویت قرار می گیرند. به همین دلیل بود که وی کارگاه خودش را برپا کرد. این حرکت در مراکز دیگر نیز رخ داد و به تأسیس کارگاه فراینیگته Vereinigte Werkstatten در مونیخ و کارگاه وینرWiener Werkstatten در وین منجر شد که متعلق به هوفمان و کلمان موزر Koloman Moser بود. تولید کارگاهی نشان داد که طراحان نو با همان معضل ویلیام موریس مواجه بودند، بدین معنی که محصولات آنان به دلیل کیفیت عالیشان گران قیمت بودند و فقط مشتریان متمول از آن بهره مند می شدند.
وان د ولده تأکید می کرد که اگر هنرمندان توجه خود را صرفا به اشکال جدید معطوف سازند ممکن است از آنها به طور نابجا استفاده کنند و البته نگرانی او بیهوده نبود. طرح های هنر نو از میان سبک های بسیار دیگر، انتخاب و در تولید انبوه صنعتی به کار گرفته شد تا سلیقه مد پسند رایج را ارضا کند. از جمله کارخانه هایی که از این طرح ها استفاده کردند می توان کارخانه سفال گری رویال دالتون در انگلستان و کارخانه ورتمبورگیشه Wurtemburgische در آلمان را که از فلز پرس شده، ظروف و وسایل توخالی می ساخت مثال زد.

دویچه ورک بوند Deutche Werkbund:
سازمان دویچه ورک بوند (انجمن کار آلمان) در سال 1907 و در نتیجه روابط گروهی از طراحان، صنعت گران، روزنامه نگاران و مقامات مختلف تأسیس شد که هدف اصلی آن آشتی دادن هنر و صنعت بود. وان د ولده از نخستین طراحانی بود که به این گروه پیوست و بعدها به عنوان یکی از شخصیت های برجسته این سازمان مطرح شد. در سال 1906، روند تفکر این گروه در مقاله ای به قلم مولف و سیاست مداری به نام فردریش ناومان Friedrich Naumann مطرح شد. ناومان بر ضرورت اتخاذ رویکردی جدید برای رویارویی با مشکلات ناشی از صنعت تأکید می ورزید. وی استدلال می کرد که بیش از هر چیز باید به دنبال زیبایی شناسی جدیدی بود، چرا که استفاده صنایع ماشینی از طرح های آماده شده برای صنایع دستی، امکانات بالقوه ماشین ها را تضعیف می کرد.
این مضمون در اساس نامه ورک بوند بسط داده شد. به این صورت که گفتند هدف این تشکیلات عبارتست از "بهبود اوضاع کار حرفه ای از طریق ایجاد همکاری بین هنر، صنعت ماشینی و صنایع دستی از راه آموزش و تبلیغات." هدف، صرفا بهبود معیارهای زیبایی شناختی نبود. "معیارهای هنری تا وقتی اعتبار دارند که با آرمان های فرهنگی و اجتماعی زمانه ما هماهنگ باشند و کار و زندگی را با هم تلفیق کنند."
با این همه دیری نپایید که نگرش های متفق از بین رفت. طرز فکر اعضا بسیار متفاوت بود و قطب بندی شدیدی حول عقاید دو نفر ایجاد شده بود. این دو، وان د ولده و معماری به نام هرمان موته زیوس Hermann Muthesius بودند. موته زیوس مسئولیت آموزش هنرهای کاربردی را در آلمان بر عهده داشت. وی که در شکل گیری ورک بوند نقش مهمی ایفا کرده بود، با استفاده از تجارب زیاد و موقعیتش شدیدا اعمال نفوذ می کرد. به نظر او، هنر کاربردی در آن واحد شامل جنبه های هنری، فرهنگی و اقتصادی بود. وی معتقد بود " اشکال جدید نه به عنوان هدف بلکه به عنوان جلوه ای مرئی از نیروی محرکه زمانه ضرورت دارند. وی همچنین اظهار داشت که "در زیبایی شناسی، برای ایجاد یک فرهنگ ملی و هماهنگ کردن سلیقه ها به تعریف انواع یا استانداردها می پردازند."
وان د ولده در مورد امکان پیوند هنر و صنعت به سود اقتصاد ملی، چندان خوش بین نبود. به عقیده او پیوند این دو به معنای در هم آمیختن ایدئال و واقعیت بود که به نابودی ایدئال منجر می شد. او بعید می دانست که بتوان درصنعت، ارزش موفقیت مادی را نادیده شمرد و بر موضع اخلاقی پیشین خود پا می فشرد که "نباید فکر کرد که در صنعت می توان زیبایی و کیفیت محصول را قربانی افزایش سود کرد."
در سال 1914 موته زیوس به کنفرانس ورک بوند در کلنی یادداشتی ارائه داد که عقاید خود را در آن خلاصه کرده بود. وان د ولده شدیدا با نظریات او مخالفت کرد و درگیری آغاز شد. پس از بحث و رای گیری، گروه وان د ولده اکثریت عظیمی از آراء را به دست آورد و یادداشت کنار گذاشته شد. بیشتر اعضا هنوز خود را هنرمند می دانستند و تأکید موته زیوس بر استانداردهای صوری و تجارت را به معنای تهدیدی برای استقلال و شخصیتشان تعبیر می کردند.
مشکل اساسی ورک بوند ناتوانیش در از بین بردن شکاف بین هنر و صنعت و شکستش در برنامه ریزی دقیق در مورد سبک و وظیفه طراحان بود. ورک بوند جدای از کارهای پیتر بیرنس برای شرکت آ.ا.گ. و دریافت سفارش هایی از دو شرکت کشتی رانی، نقش خاصی در صنایع بزرگ ایفا نکرد. بیشتر شرکت هایی که به اعضای ورک بوند سفارش کار می دادند، شرکت هایی معمولی بودند و اغلب صاحبان آنها خود عضو آنجا بودند.
در سال 1916 ورک بوند با همکاری دورربوند Durerbund که یک سازمان فرهنگی وابسته به مجله کونشتوارت Kunstwart متعلق به فردیناند آوناریوس بود، جزوه دویچه وارنکونده Deutsche Warenkunde (کالاهای هنری آلمان) را که شامل طرح های پیشنهادی برای لوازم خانگی از قبیل سرویس های چای و قهوه خوری، ظروف شیشه ای و وسایل آشپزخانه بود، منتشرکرد. داشتن تزئینات ساده، کارآیی و قیمت های مناسب از ویژگی های بارز این لوازم بود. دویچه وارنکونده اولین نمونه از انبوه نشریاتی بود که تلاش می کردند استانداردهای طراحی را تعریف کرده و ترویج دهند.
در طول جنگ، ورک بوند چندین نمایشگاه در کشورهای بی طرف برپا کرد که اساسا فعالیت های تبلیغی محسوب می شدند و از آن زمان به بعد بیشتر به مسائل داخلی پرداخت. تفکر جهان وطنی آن، جای خود را به پذیرش واقع بینانه موقعیت اقتصادی موجود و تأکید بر طراحی به عنوان ابزاری در خدمت بهبود وضعیت اقتصاد ملی داد. توسعه صنعت آلمان به صورت تشکیلاتی بزرگ و بازار محور، عامل بزرگی در از بین رفتن عناصر هدف مند و در عوض تأکید بر مزیت های تجاری طراحی بود.

طراحان بزرگ ورک بوند:
پیتر بروکمان Peter Bruckmann، رئیس موسسه ورک بوند، ریچارد ریمراشمیت را برای طراحی کارد و چنگال در شرکت خانوادگی اش درهیلبرون استخدام کرد.
کارل اشمیت Karl Schmidt عضو موسس دیگر ورک بوند، در سال 1906 کارگاهی را درهلرآو تحت عنوان دویچه ورک اشتاتن (کارگاه آلمانی) تأسیس کرد که بعدها ریمراشمیت نیز به او پیوست و با هم کارخانه ای بسیار مجهز تأسیس کردند که بخشی از آن به کارهای دستی اختصاص داشت، اما بخش بزرگ تر آن به تولید سریال مبلمان و خانه های پیش ساخته کوچک می پرداخت.
اتاق خواب و نشیمنی که طبق طرح های سال 1907 ریمراشمیت ساخته شده بود، نمونه موفقی از تولید انبوه مبلمان ماشینی در هلرآو بود، مبلمانی بی پیرایه، با قطعات ساده و سطوح همسطح و روکش دار. کارخانه ای در برمن نیز طراحان ورک بوند را استخدام کرد و به وان د ولده، پیتر بیرنس و یوزف هوفمان برای طراحی الگوهایی به منظور تولیدات و با عنوان تجاری آنکر Anker سفارش هایی داد.

http://www.newdesign.ir/images/2009-4-12-riemer.jpg
صندلی طراحی شده توسط ریمر اشمیتیکی دیگر از طراحان فعال و همه کاره آلفرد گرناندر Alfred Grenander بود که کارهای سفارشی زیادی برای کارخانه مبل سازی برلین، انجام داد و بعدها ایستگاه ها و واگن هایی برای تراموای مرتفع برلین طراحی کرد. یکی از طرح های گرناندر برای فضای داخلی تراموا که در کتاب سال 1914 ورک بوند چاپ شد، نشان دهنده یکپارچگی منسجم و ریزه کاری های بسیار عالیست.
در سال 1914 در یکی از نمایشگاه های بزرگ ورک بوند در کلنی، وسایل نقلیه بسیاری درغرفه حمل و نقل به نمایش گذاشته شد و واگن غذاخوری ای که طراح آن آگوست اندل بود نیز یکی از آنها بود. آشپزخانه و محل سرو غذای این واگن دارای خصوصیاتی بود که در طراحی آپارتمان در دوران پس از جنگ تأثیر فراوانی گذاشت. از جمله این خصوصیات، مجهز بودن آن به گنجه های دیواری و سطوح کار یکپارچه بود.
طرح کوپه های خواب والتر گروپیوس Walter Gropius برای واگن های مسافربری میتروپا نیز به طور مشابهی، نهایت استفاده از فضای محدود را به نمایش می گذاشتند.

http://www.newdesign.ir/images/2009-4-12-braque.jpgکوبیسم:
در نقاشی و مجسمه سازی، آزادی نسبی هنرمندان سبب می شد که عقاید پیشرو سریع تر به حقیقت بپیوندند. جنبش های هنری این دوره از لحاظ مفاهیم بنیادین با هم وجوه مشترکی داشتند. علی رغم تفاوت درتأکیدات و بافت های ملی، مجموعه ای از ویژگی ها از قبیل انکار وسیع هنر برای هنر و تأکید بر نقش اجتماعی هنر، بین المللی بود. تأکید برنقش اجتماعی هنر، رد ذهن گرایی فردی و تلاش برای قرار دادن خلق و درک هنر بر پایه های عینی و حتی علمی را در بر داشت. شالوده این گرایش را نفوذ سنت های فلسفی آرمان گرا و جستجو برای اشکال ایدئال افلاطونی که نماد واقعیتی ورای تغییرات زودگذر جهان خارج بودند تشکیل می داد که در گرایش به سوی انتزاع و به خصوص اشکال هندسی جلوه گر می شد. توازن این اشکال با زیبایی شناسی ماشینی، به آنها امکان می داد تا به صورت اشکال همیشگی و در عین حال به طور بی نظیری مدرن جلوه کنند. جنبش کوبیسم در فرانسه در آغاز اهمیتی حیاتی در برانگیختن این عقاید داشت. در دوره کوبیسم تحلیلی از سال 1909 تا 1913، پیکاسو و براک Braque انتزاعی کردن موضوعات ناتورالیست را آغاز کردند. موضوعاتی که بعدا در مرحله کوبیسم ترکیبی، به طور شدیدتری به سوی هندسی شدن و زیبایی شناسی ماشینی سوق یافتند. درهر حال درک جدیدی از هنر پدید آمد که کمتر به رابطه اش با جهان خارج، آن طور که بینده یا مصرف کننده آن را درمی یابد، وابسته بود و بیشتر بر تفسیر هنرمند استوار بود.
فوتوریسم ایتالیایی Futurist:
این جنبش از نظر تأثیر در جایگاه بعد از کوبیسم قرار داشت. این جنبش که بنیان گذار آن فیلیپو مارینتی Fillippo Marinetti است، حمله ای خشم گینانه و تحریک آمیز علیه سنگینی سنت بود که ایتالیا را به عصر جدید فرا می خواند. برای آنها تجدد به معنای ماشین و تکنولوژی بود. مارینتی در اولین بیانیه 1909 فوتوریست ها چنین نوشت: "یک اتومبیل پر سر و صدا که ظاهرا سوار بر گلوله های توپ است، از مجسمه ویکتوری زیباتر است." تحرک، اصل غالب هنری بود که در پی نشان دادن سرعت، حرکت و احساسات زندگی مدرن بود. در هر حال، طبق نظریه آنها هنر بی تحرک به مثابه یک اثر هنری ناقص به شمار می رفت.

تأثیر فوتوریسم عمدتا در قلمرو نظریات بود و تصویر آن از هنر و جامعه دگرگون شده با ماشین در سراسر اروپا پراکنده و شناخته شده بود. جینو سورینی Gino Severini رابطه مهمی بین فوتوریسم و کوبیسم ایجاد کرد.

http://www.newdesign.ir/images/2009-4-12-severini.jpg
اثر فوتوریستی سورینیدر مدت نمایش آثارش درپاریس (سال 1916) رابطه نزدیکی با اعضای پیشگامان پاریسی Parisian avant-garde به خصوص با آمادئی اوزانفان Amadee Ozanfant برقرار کرد که حاصلش رد تحرک و توجه بیشتر به ماشین و کارآیی و کاربرد آن بود، ایدئال ایستایی که از دقت و هماهنگی ناشی می شد. سورینی در سال 1917 نوشته است "ساختن ماشین دقیقا شبیه خلق یک اثر هنری است."

ناب گرایی Purism:
اوزانفان و معماری بنام لوکوربوزیه، ایدئالیسم افلاطونی را با عقاید مربوط به ماشینی کردن و نوگرایی درآمیختند و به این ترتیب عقاید سورینی را گسترش دادند. آنها نظام خود را ناب گرایی نامیدند و نظریاتشان را در مجله ای که در سال 1920 به نام لسپری نوو L'esprit Nouveau بنیان گذاشته بودند، تشریح می کردند. آنها سلسله مراتب اشکال هندسی و درجه بندی های رنگی را که از لحاظ ترکیب بندی به وسیله قوانین نسبت تقسیم طلایی Golden Section کنترل می شدند مطرح کردند. این قوانین در تعیین تناسب های هندسی ای نیز به کار می رفتند که با یک نظام مدولار به یکدیگر مربوط می شدند.
لوکوربوزیه اولین کسی بود که از این نظریات در معماری و طراحی استفاده کرد. نظریات نابگرایی بر مفهوم خاصی از انسان استوار بود. در این دیدگاه انسان ساختاری است که به وسیله فرایندهای انتخاب طبیعی تکامل یافته و طبق اصول اقتصاد عمل می کند. این کمال در اشیای کاربردی ای انعکاس می یافت که انسان آنها را طبق همین اصول می ساخت. تعریف خانه به صورت "ماشینی که در آن زندگی می کنند" از همین جا ناشی می شود. در نظر آنان، خانه، سازه ای کاملا عملکردی بود که نیازهای کارکردی انسان را برآورده می کرد. اشیایی که به کامل ترین وجه نیازهای انسان را رفع می کردند، اشیای نمونه نامیده می شدند که کاملا کاربردی و استاندارد بودند. در مجموع، رابطه انسان و ماشین به صورت واکنشی نسبت به اصول تغییر ناپذیر تعریف می شد و به نوعی زیبایی شناسی منجر می شد که از نظم و وضوح کلاسیک برخوردار بود.

http://www.newdesign.ir/images/2009-4-12-lecorbusier.jpg
صندلی استراحت کارکردی لوکوربوزیهدر سال 1925 در نمایشگاه بین المللی هنرهای تزئینی پاریس، لوکوربوزیه این ایدئال ها را در غرفه هنر نو تجسم بخشید. این غرفه که در محلی تنگ و کوچک برپا شده بود، خانه کوچکی بود که نهایت استفاده از فضای قابل دسترس را نشان می داد و با استفاده کامل از اسباب و اثاثیه استاندارد، تصویری از امکانات زندگی مدرن را ارائه می کرد. چهارچوب بدنه، دیوارها، پنجره ها و کف آن همگی از قطعات استاندارد بود. درهای فلزی را کارخانه مبلمان دفتری رونئو ساخته بود. قطعات و گنجه های نصب شده همگی بر طبق نظام مدولار بودند که قسمت های مختلف را منظم و یکپارچه می کرد. مبلمان و اثاثیه آن در زمره اشیای نمونه قرار داشتند که از آن جمله می توان صندلیهای تونت Thonet را که از چوب خمیده ساخته شده بودند، مثال زد. لوکوربوزیه با این غرفه و اشاعه نظریاتش از طریق مجله لسپری نوو، شاخصترین چهره جنبش های هنری بین المللی دهه 1920 شد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:16 PM
تاریخچه پخش کننده های موسیقى http://www.newdesign.ir/images/2009-5-25-player-1.jpgاز زمان متداول شدن استفاده از نوار کاست و ضبط صوت در دنیا، اندیشه ساخت ضبط صوت هاى کوچک قابل حمل هم در ذهن گردانندگان شرکت هاى بزرگ صنعتى شکل گرفت. اما سونى اولین شرکتى بود که در سال 1979 واکمن را روانه بازار کرد. واکمن ها به سرعت جاى خود را در بازار باز کردند و سود بسیار زیادی براى سازندگان خود به ارمغان آوردند.
لذت گوش کردن به موسیقى در هر زمان و مکان چیزى نبود که مردم و به خصوص نسل جوان از آن صرف نظر کنند. واکمن ها به تدریج مدرن تر و کوچک تر شدند و امکانات مختلفى براى ضبط صدا و رادیو هم به آن ها اضافه شد.


تصویر: واکمن شرکت سونی ساخته شده در سال 1979اما سلطه واکمن هاى سنتى از اواخر دهه 1990 به پایان رسید. جایگزین شدن استاندارد دیجیتال به جاى استاندارد آنالوگ و ظهور رایانه ها و وسایل الکترونیک مدرن باعث شد تا نوارهاى کاست و سیستم هاى پخش آن ها کم کم به خاطره مبدل شوند.
اولین دستگاه پخش صوت دیجیتال غیرمکانیکى در جهان توسط شرکت SeaHan Information Systems در سال 1997 تولید شد و پس از آن MP Man ساخته شد.
الف) Mp Man: استفاده از واکمن هاى دیجیتال یا همان mp3 Playerها با اختراع این فرمت براى ذخیره سازى موسیقى در اواخر دهه 90 بسیار متداول شد.

http://www.newdesign.ir/images/2009-5-25-player-2.jpg
Mp Manشاید یکى از مشهورترین mp3 Player هاى نسل اول، MP Man باشد که در سال 1998 عرضه شد. این دستگاه که اولین mp3 Player جهان نیز بود 250 دلار قیمت داشت و حافظه آن تنها 32 مگابایت بود. با این حساب این دستگاه حداکثر مى توانست هشت قطعه موسیقى چهار دقیقه اى را در خود جاى دهد. البته آن هایى که از ظرفیت این دستگاه ناراضى بودند مى توانستند با پرداخت 77 دلار حافظه دستگاه را به 64 مگابایت ارتقا دهند.
ب) Diamond Rio PMP 300: این دستگاه از موفقیت تجارى مناسبى برخوردار بود و باعث شد زمینه براى سرمایه گذارى و ساخت محصولات این چنینى هموار شود. Rio PMP 300 تنها چند ماه پس از عرضه MP Man به بازار آمد و مانند مئل قبل تنها 32 مگابایت حافظه داشت. فروش فوق العاده این دستگاه در ایام کریسمس سال 98 هنوز از خاطره ها نرفته است.

http://www.newdesign.ir/images/2009-5-25-player-3.jpg http://www.newdesign.ir/images/2009-5-25-player-4.jpgموفقیت این دستگاه دست اندرکاران صنعت موسیقى دیجیتال را به این نتیجه رساند که این صنعت، صنعتى آینده دار است. جالب آنکه دست اندرکاران صنعت موسیقى در آمریکا که اتحادیه اى موسوم به RIAA را در اختیار دارند و هرچند روز یک بار فرد یا افرادى را به خاطر به اشتراک گذارى غیرقانونى موسیقى تحت تعقیب قرار مى دهند، شرکت سازنده این mp3 Player به نام Diamond را تحت تعقیب قرار دادند، زیرا معتقد بودند شرکت مذکور با ساخت دستگاه جدیدش به نقض کپى رایت قطعات موسیقى کمک کرده است. خوشبختانه این شکایت به جایى نرسید و RIAA در دادگاه باخت.
ج) Sensory Science Rave MP2100: این mp3 Player که در تابستان سال 1999 روانه بازار شد، اولین دستگاه از این نوع بود که حافظه آن از همان ابتدا 64 مگابایت بود و لذا شانزده قطعه موسیقى چهار دقیقه اى را در خود جاى مى داد. حافظه این دستگاه به راحتى قابل ارتقا به 96 مگابایت بود. Rave MP همچنین مجهز به میکروفن براى ضبط صدا هم بود. قابلیتى که در آن زمان بسیار چشمگیر به حساب مى آمد.

http://www.newdesign.ir/images/2009-5-25-player-5.jpgد) I-Jam IJ 100: طول این mp3 Player تنها حدود هفت سانتى متر و ضخامت آن کمتر از 5/1 سانتى متر بود. I-Jam با وزن ناچیزش (کمتر از 100 گرم) به سرعت جاى خود را در میان علاقه مندان به mp3 Playerها باز کرد.

http://www.newdesign.ir/images/2009-5-25-player-6.jpg
رادیوى FM از دیگر امکانات این دستگاه بود. I-Jam براى اولین بار در پنج رنگ مختلف عرضه شد تا خریداران حق انتخاب بیشترى داشته باشند. متاسفانه شرکت سازنده این محصول به علت مشکلات مالى در سال 2002 تعطیل شد، وگرنه انتظار ساخت محصولات بدیع ترى از آن مى رفت.
ه) Creative Labs Nomad: این دستگاه mp3 Player قابل حمل 32 مگابایت ظرفیت دارد و در ژوئن سال 1999 به قیمت 429 دلار عرضه شد. این محصول هم مجهز به امکانات ضبط صدا و رادیوى FM بود.

http://www.newdesign.ir/images/2009-5-25-player-7.jpgو) Juke Box PJB-100: تا پاییز سال 1999 تمامى دستگاه هاى mp3 Player عرضه شده 32 یا 64 مگابایت حافظه داشتند و حداکثر مى توانستند هفت تا بیست قطعه موسیقى را در حافظه شان جاى دهند. این مهم ترین مشکل دستگاه هاى این چنینى بود.

http://www.newdesign.ir/images/2009-5-25-player-8.jpgاما شرکتى به نام Remote Solutions از ایده اى هوشمندانه براى حل این مشکل استفاده کرد. این شرکت به جاى حافظه هاى فلاش که ظرفیت پایینى داشتند از هارد درایوهاى لپ تاپ به عنوان حافظه استفاده و با این کار Jukebox را طراحى کرد که 8/4 کیگابایت حافظه داشت و مى توانست حدود 1200 قطعه موسیقى را در خود جاى دهد. قیمت این محصول 799 دلار بود.
PJB-100 اگرچه بزرگ و سنگین بود، اما نوع طراحى و حافظه بالاى آن موجب شده که مردم از آن استقبال کنند. طى سال هاى بعد مدل هاى متنوعى از Jukebox با حافظه هاى بیشتر عرضه شد. این mp3 Player به نوعى پدربزرگ ipod اپل هم به حساب مى آید.
اما با گذشت این دوره اولیه در سال 2000 شرکت iRiver اولین وسیله صوتى دیجیتال خود را عرضه کرد. سال 2001 نیز نقطه عطفى در این زمینه بود. شرکت اپل و مغز متفکر آن استیو جابز، iPod و نرم افزار iTunes را عرضه کردند. با عرضه iTunes براى اولین بار بارگذارى قانونى موسیقى ممکن شد. این دو محصول به گسترش بازار موسیقى و افزایش تعداد علاقه مندان به این مقوله کمک فراوانى کردند. از آن زمان به بعد ده ها دستگاه Mp3 Player عرضه شد و سازندگان بسیارى از آن ها هم مدعى شدند که iPod را به زمین خواهند کوبید اما طى پنج سال اخیر iPod کماکان قدرت خود را حفظ کرده است.
در سال 2004، مایکروسافت فناورى جدیدى موسوم به DRM (Digital Rights Management) را اختراع کرد. این فناورى به کاربران امکان مى داد تا قطعه موسیقى مورد علاقه خود را از سرویس هاى به اشتراک گذارى قانونى موسیقى مانند Napster، Rhapsody و Yahoo Music Unlimited کرایه کنند و سپس آن ها را به دستگاه هاى mp3 player سازگار منتقل کنند.
در سال 2006، شرکت MSI اولین دستگاه دیجیتال پخش موسیقى که با انرژى خورشیدى کار مى کند را طراحى و عرضه کرد. این محصول اولین بار در نمایشگاه سبیت آلمان به نمایش درآمد.
هم اکنون سه نوع دستگاه دیجیتال پخش موسیقى در جهان وجود دارد.
الف:MP3 CD Playe این دستگاه ها توانایى پخش CD را دارند و اغلب هم براى گوش دادن به محتویات CDهاى صوتى و هم براى شنیدن CDهاى حاوى MP3 یا دیگر فایل هاى صوتى دیجیتال به کار گرفته مى شوند.
ب: Player هاى فلاش: در این نوع دستگاه ها، فایل هاى صوتى دیجیتال روى انواع کارت هاى حافظه ذخیره مى شوند. به علت محدودیت هاى فنى، ظرفیت این Playerها معمولا پایین بوده و از 128 مگابایت تا شش گیگابایت در نوسان است. مهم ترین مزیت این Playerها آن است که مى توان به سادگى به ظرفیت شان افزود و مانند Playerهاى مجهز به هارد درایو محدودیت ندارند. Playerهاى یاد شده معمولا با Key Driveهاى USB هم سازگار هستند. انتظار مى رود ظرف چند سال آینده ظرفیت Playerهاى فلاش از ظرفیت Playerهاى مجهز به هارد درایو بیشتر شود.
ج) Hard-Drive Players یا Jukeboxهاى دیجیتال: این وسایل توانایى خواندن فایل هاى صوتى دیجیتال از روى هارد درایو را دارند. این Playerها از ظرفیت بیشترى برخوردارند که از 5/1 تا 100 گیگابایت در نوسان است. با این حساب مجموعه هاى فراوانى از mp3هاى مختلف را مى توان روى آن ها ذخیره کرد. با توجه به ظرفیت و حجم فیزیکى، توانایى پخش تصویر و فایل هاى ویدئویى در این نوع Playerها به یک استاندارد متداول مبدل شده است. دستگاه iPod شرکت اپل و Zen شرکت Creative نمونه هایى از Jukeboxهاى محبوب دیجیتال به حساب مى آیند.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:16 PM
کنسرو و کنسرو بازکن http://www.newdesign.ir/images/2009-8-8-can-opener-1.jpgهدف در این مقاله توضیحاتی درباره ی در کنسرو بازکن است -که البته در حیطه ی محصولات خانگی می گنجد- که به این بهانه درباره ی تاریخچه ی مختصری از کنسرو نیز پیش از آن، برای درک احساس نیاز به این وسیله، توضیحاتی خواهد آمد.
معادل انگلیسی این دو کلمهcan و can opener می باشد و در فرهنگ های لغات گوناگون هر یک از اسباب های گوناگون جهت بازکردن در بطری و کنسرو، «در بازکن » معنا شده است. کنسرو طبق فرهنگ دهخدا «ماده ی خوراکی است که آن را به صورت استریلیزه در قوطی یا محفظه ی کاملا مسدود نگه داری می کنند»
چگونگی اختراع کنسرو:
در الزامات جنگ های ناپلئون، نکته ای که مورد توجه ی شیمی دان ها قرار گرفت این بود که سربازان مخصوصا ملوانان همواره دچار مضیقه ی غذایی بودند. اینان معمولا مجبور بودند برای مسافرت های دوردست مقداری مواد غذایی همراه ببرند. از آنجا که ممکن نبود همواره گوشت تازه در اختیار داشته باشند، از قدیم راضی بودند که به گوشت خشک یا نمک سود و یا دودی قناعت کنند. گوشت نمک سود، مربا و پنیر تنها غذاهایی بودند که می شد مدت مدیدی نگه داشت و برای مسافرت های دور دست مناسب می نمود.
مشکلات بسیاری که از مصرف رژیم غذایی محدود ایجاد می شد و اختلالاتی که در حالت سربازان به وجود می آمد وقتی به خوبی محسوس شد که جنگ تعمیم یافت و خطوط ارتباطی طویل تر شد و به حکم اجبار از سریازان می خواستند که مواد غذایی را برای مدت بیشتری به همراه داشته باشند. دولت ناچار رو به سوی مخترعین آورد و پاداشتی به مبلغ 12000 فرانک، برای کسی که بتواند وسیله ای به دست آورد که گوشت و سبزی ها خاصیت غذایی و تارگی خود را در مدت چند ماه کاملا حفظ کنند، معین کرد.
این جایزه در سال 1810 نصیب نیکلا آپر گردید. این شخص که سابقا در کوچه ی لومبار، دکان شیرینی فروشی داشت، در نتیجه ی الزامات حرفه ی خویش و هم در نتیجه ی تجاربی که از چند سال شاگردی در سرداب های شربت سازی ناحیه ی شامپانی به دست آورده بود، به فکر افتاد تا راه جدیدی برای حفظ مواد غذایی به دست آورد. این شخص با خود اندیشید که چون عموما مواد مخمر باعث فساد غذایی یا نباتی می شوند، آیا نمی توان با گرم کردن آن مواد غذایی مخمرهای مربوطه را معدوم کرد؟ این الهام باعث شد که آپر از سال 1795 به بعد برای حفظ مواد غذایی آنها را در شیشه هایی قرار دهد و سر شیشه ها را با نهایت دقت می بست و آنگاه شیشه ها را در دیگ قرار می داد و می جوشاند.
تصادفات جنگ باعث شد که برخی از این شیشه ها به دست سربازان انگلیسی بیفتد. متخصصان انگلیسی این شیشه ها را با نهایت دقت مورد امتحان قرار دادند و در سال 1812 کارخانه ای برای تهیه کنسرو با همین روش تأسیس کردند. اما مردم انگلیس که بیش از فرانسویان اهل عمل بودند خیلی زود متوجه شدند که شیشه برای این کار مناسب نیست، زیرا شیشه جسمی سنگین، وزین و شکننده. پس در صدد بر آمدند که فلز را جانشین آن کنند و در سال 1814 اولین قوطی های کنسرو با آهن سفید از کارخانه ی دونکین و هان خارج شد.
اما این جعبه ها آنقدر مستحکم بودند که باز کردن آنها بیشتر کار پیشه وران آهنکار بود تا خانه داران، و برای باز کردن آنها، قطعا باید مجهز به پتک و قیچی سنگ بری می بودند. برای حل این مشکل در طی سال ها در بازکن های متفاوتی تولید و به بازار عرضه شده است و شاهد یک روند تکاملی در آنها می باشیم.
http://www.newdesign.ir/images/2009-8-8-can-opener-2.jpgانواع در کنسرو باز کن:
نوعی از این سری محصولات که امروزه نیز هنوز در طی سال ها استفاده می شود، به صورت یک اهرم برش است. نوعی دیگر با داشتن چرخ دنده و مهره ی خروسکی از لبه ی کنسرو مانند ریل قطار استفاده می کند، پیش می رود و آن را گرد تا گرد می برد.این وسیله از دید طراحی، یک حرکت رو به جلو بود زیرا باعث شد نیروی لازم برای باز کردن قوطی کنسرو به مقدار زیادی کاهش یافت و سادگی طراحی، این اطمینان را ایجاد کرد که محصولی ارزان آماده ی تولید است.
در قوطی بازکن پلاستیکی لیفت اف (lift off can opener) جهش بلندتری در نوآوری طراحی بود. نکته کلیدی در طراحی این وسیله ی، دسته ی دو تکیه آن است که از یک چرخ دنده و دیسکی گردنده با قدری خارج از مرکزی نسبت به هم، تشکیل شده است. در نتیجه وقتی دو قسمت دسته کاملا" باز شوند، لبه های برش هم از یکدیگر فاصله می گیرند و با نزدیک شدن دو قسمت دسته به هم، لبه ها با همدیگر تماس پیدا می کنند.
نوع جدید تر این محصول با نیروی برق کار می کند و دارای قابلیت های دیگری همچون چاقو تیز کن نیز می باشد. از آنجا که این محصول برقی است بیشتر مایلیم تا آن را در گروه لوازم خانگی جای دهیم. انواع مختلف آن به صورت محصولات واردی در بازار وجود دارد.
در رابطه با خصوصیات کلی که از این محصول انتظار می رود می توان گفت در کنسرو باز کن باید:
- دارای فرم و ساختاری مناسب و زیبا برای هماهنگی با سایر محصولات آشپزخانه (مقوله ی ست شدن)
- با توجه به استفاده گر خاص خود (خانم خانه دار) به حداقل انرژی عضلانی نیاز داشته باشد.
- دارای قیمتی مناسب باشد
- دارای رنگ و فرمی مناسب مخصوصا جهت تمیز کردن و نظافت باشد
- دارای طراحی مناسب برای ایمنی و حفاظت برای کودکان باشد
- پدیده ی پرستیژ در محصولات برقی آن رعایت شود.
نویسنده: پردیس بهمنی، کارشناس ارشد آموزشی طراحی صنعتی، دانشگاه علم و صنعت ایران
منابع:
- روسو، پی یر، تاریخ صنایع و اختراعات، ترجمه حسن صفاری
- محمدی نژاد، فرامرز، فرایند طراحی محصول، انتشارات بامداد کتاب، 1381
- هاوکس، باری، طراحی محصول، ترجمه سید رضا مرتضایی، دانشگاه هنر 1382

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:17 PM
طراحی صنعتی در آمریکا جنگ جهانی اول، افزایش توانایی تولیدی آمریکا را که پس از سال 1918 به غولی مصرفی تبدیل شده بود، موجب گشت. همراه با رشد تولید انبوه بر پایه سرمایه گذاری های عظیم، تلاشی مداوم به منظور یافتن راهی برای کاهش هزینه ها و افزایش فروش صورت می گرفت. استاندارد کردن و بهینه سازی، روش های تولیدی را بهبود بخشیده و مواد جدید تا اندازه زیادی هزینه محصول تمام شده را کاهش می داد، حال آنکه توجه به شکل ظاهری به همان اندازه عاملی مهم در افزایش فروش به شمار می رفت. چرا که همراه با رشد تبلیغات، بیشتر شکل مطرح می شد تا کیفیت محصول.
به هر حال در سال 1927 رکود آغاز شد. بسیاری از شرکت های کوچک ورشکست شدند یا در شرکت های بزرگ تر ادغام شده، روند بزرگ تر شدن شرکت ها را تشدید کردند. در این شرایط اقتصادی بود که نسل جدیدی از طراحان صنعتی پدیدار شد. آنان سوابق گوناگونی داشتند و روش ها و دستاوردهایشان بسیارمتنوع بود، اما در نتیجه کار آنها، به ضرورت وجود بخش تخصصی طراحی در فعالیت های صنعتی و تجاری پی بردند و آن را برای فروش و تولید انبوه لازم دانستند.

بسیاری از طراحان صنعتی سوابقی در کارهای تبلیغی و نمایشی همچون هنرهای بازرگانی، نمایشگاهی و یا طراحی صحنه داشتند، در نتیجه با کار گروهی در زمینه های تجاری و تصمیم گیری هایی که مستلزم رفع اختلافات عقاید مختلف بود، آشنا بودند. در نتیجه همین سوابق، طراحان با تشکیلات و روش های موسسات مشاوره ای که برای طیف گوناگونی از ارباب رجوع کار می کردند، سازگار بودند.

طراحی صنعتی حرفه ای درامریکا:
http://www.newdesign.ir/images/2009-9-3-tig.jpgوالتر داروین تیگ:
سازگاری با زمینه های مختلف طراحی های هنری، در کار والتر داروین تیگ، گرافیست موفقی که در اواسط دهه 1920 به کسب تجربه در زمینه طراحی سه بعدی پرداخت، به خوبی به تصویر کشیده شده است. در سال 1927، وی از سوی شرکت ایستمن کداک ماموریت یافت تا برای دوربین و بسته بندی آن طرح هایی ارائه دهد و در سال 1928، با دوربین وانیتی کداک، مدل جدیدی را معرفی کرد. در این مدل، بدنه و اتاقک تاشو به رنگ های مختلف تولید شد و دارای تزئینات فلزی با روکش کروم بود و جعبه آن نیز خطوط ابریشم نما داشت. او در کار بعدی خود توجه بیشتری به عوامل فنی نشان داد. مدل Bantam Special که در سال 1936 تولید شد، دوربین کوچک دستی ای بود که برای سهولت در استفاده فقط شامل عناصر اصلی بود.
توانایی تیگ در حل مسائل فنی به کمک اشکال زیبایی شناختی باعث شد که همکاری او با کداک تا آخر عمر ادامه داشته باشد. هنگامی که این شرکت، پس ازجنگ بخش طراحی خود را برپا کرد، او در مورد تشکیلات آن نظر داد و به عنوان مشاور عالی به کار خود ادامه داد.
یکی دیگر از کارهای اولیه تیگ طراحی ماشین های اداری برای شرکت امریکایی فروش کتاب و ماشین آلات سنگین صنعتی هیلد بود. درهر دو مورد او با همکاری مهندسان شرکت، شلوغی چرخ دنده ها، اهرم ها، پیچ ها، شیارها و برآمدگی ها را کاهش داد و به دستگاه ها شکلی یکپارچه تر و منظم تر بخشید که هم از نظر ظاهر جذاب تر بود و هم به دلیل توجه به قسمت های اساسی متحرک و کنترل کننده، استفاده از آنها آسان تر بود. در نتیجه سفارشات محوله به او مدام بیشتر می شد و حوزه فعالیتش گسترش می یافت.
http://www.newdesign.ir/images/2009-9-3-coldspot.jpgریموند لوی:
ریموند لوی مردی فرانسوی بود که پس از خدمت زمان جنگ به آمریکا رفت و در آنجا موقعیت خود را به عنوان گرافیست و طراح نمایشگاهی تثبیت کرد. در سال 1929 زیگموند گشتتنر از وی خواست تا طرح یک ماشین فتوکپی را اصلاح کند و به او برای این کار پنج روز فرصت داد. آنچه در این مدت کوتاه امکان داشت فقط ساده کردن شکل ظاهری بود، اما گشتتنر که تحت تأثیر قرار گرفته بود، به او پیشنهاد کرد که مدل های بعدی را به طور اساسی مجددا طراحی کند. در این طرح ها نیز بهبود وضع ظاهر و کارآیی هم زمان مورد توجه قرار گرفته بودند.
یخچال مدل کلداسپات Coldspot لوی در سال 1935 که برای شرکت سیرز، روباک طراحی شده بود، تأثیر عمیق طراحی را در فروش نشان داد. این مدل روند جدیدی در طراحی یخچال ایجاد کرد و فروش سالانه را درعرض پنج سال از 15 هزار دستگاه به 275 هزار دستگاه رساند.
فعالیت لوی به سرعت افزایش یافت. در سال 1947 وی 77 مشتری داشت که در زمینه های مختلفی چون ساختمان سازی، لوازم فروشگاهی، طراحی تولید، وسایل نقلیه و بسته بندی فعالیت می کردند.
هنری دریفوس Henry Dreyfuss:
هنری دریفوس در ابتدا طراح صحنه بود اما در سال 1929 تغییر رویه داد و یک موسسه طراحی صنعتی باز کرد. یک سال بعد او یکی از ده هنرمندی بود که شرکت تلفن بل به آنها برای طراحی تلفن های آینده هزار دلار پیشنهاد کرده بود. دریفوس معتقد بود که درست نیست که طرح را به طور حدسی و فقط برحسب شکل ظاهری طراحی کرد و این شیوه باید کنار گذاشته شود و بر ضرورت همکاری با مهندسان شرکت بل و توجه به مکانیسم داخلی دستگاه در طراحی شکل ظاهری اصرار می کرد.
http://www.newdesign.ir/images/2009-9-3-dreyfuss1.jpgاز آنجا که در مورد تلفن فشار بازار وجود نداشت، ساخت دستگاه های جدید می بایست با عملکرد بهتر و کاهش هزینه در تولید توجیه می شد و شکل آنها باید طوری طراحی می شد که به زودی از مد نیفتد. شرکت بل ابتدا یک نوع گوشی را که مهندسان شرکت طراحی کرده بودند، در سال 1927 برای جایگزینی مدل های عمودی ارائه داد. در سال 1937، گوشی ترکیبی Combined Handset دریفوس جای این مدل را گرفت. این مدل درآغاز از فلز و از اوایل دهه 1940 از پلاستیک ساخته می شد. آن را طوری طراحی کرده بودند که دست و پا گیر نباشد و برای استفاده درهمه جا، در منزل یا دفتر کار مناسب باشد. بنابراین فقط شامل قسمت های اساسی بود. آزمایش ها و مطالعات بسیار دقیق نشان دادند که استفاده از این گوشی کاملا سهل و آسان است. سادگی شکل، امکان تمیز کردن و استفاده را فراهم کرده، احتمال آسیب دیدن را به حداقل رسانده بود. دریفوس با ارائه این طرح جالب به عنوان مشاور بل استخدام شد و سال های زیادی روی تمام محصولات این شرکت که در سال 1950 بیش از یکصد قطعه دستگاه را شامل می شد، کار کرد.
نکته اساسی در موفقیت دریفوس، اعتقاد وی به این مساله بود که ماشین هایی برای مردم مناسبند که بیشترین کارآیی را داشته باشند. در طول سال های متمادی، وی اطلاعاتی در مورد بدن انسان، تناسبات و توانایی های آن جمع آوری کرد و در کتاب خود به نام اندازه های انسان The Measure of Man آنها را خلاصه کرد. این کار به تثبیت ارگونومی به عنوان ابزاری اساسی در طراحی، کمک فراوانی نمود.

http://www.newdesign.ir/images/2009-9-3-geddes2.jpgطراحان صنعتی حرفه ای شیکاگو:
شیکاگو، با وجود طراحان بسیاری چون دیو چاپمن جک لیتل و پیتر مولر مانک، مرکز مهمی به شمار می رفت. برپایی نمایشگاه قرن پیشرفت در سال 1934 که باعث استخدام تعداد زیادی طراح نمایشگاهی جوان شد، اهمیت خاصی داشت. این طراحان بر اثر تجاربی که آنجا کسب کردند و با ملاقات های مفیدی که انجام دادند، به طراحان صنعتی ارتقا پیدا کردند. نمونه بارز این گروه جین رایناک بود که در سال 1935 با شرکت جیم بارنز Barnes موسسه ای افتتاح کرد و مشتریان زیادی را مجذوب کار خود ساخت. ماندنی ترین طرح رایناک در عین حال کوچک ترین آنها نیز بود: یک جاچسبی برای شرکت نوارچسب اسکاچ.
طراحی صنعتی حرفه ای در صنعت مبل سازی امریکا:
صنعت مبل سازی آمریکا زمینه تجربی قابل توجهی برای طراحان حرفه ای فراهم ساخت. در اوایل قرن بیستم، این صنعت در آمریکا از نظر ماشینی شدن و تطابق با نظام تولید انبوه، از همه جهان جلوتر بود و بسیاری از کارخانه ها دارای کارگاه های طراحی بودند.
راسل رایت:
یکی از حرفه ای ترین طراحان کارگاه های مبل سازی راسل رایت بود که تعلیم نقاشی دیده بود و پیش از آنکه به کار مبلمان بپردازد برای نمایشخانه ها طراحی می کرد. طرح های مجموعه مدرن آمریکایی او را کونانت بال ازسال 1935 به تولید انبوه رساند. این مجموعه را از چوب افرای بی رنگ شده ساخته بودند و شامل قطعاتی هماهنگ برای تمام قسمت های خانه بود. استفاده از قطعات مستطیلی شکل و ساده ای که زوایایشان با شعاع وسیعی خمیده بود، باعث می شد تمام این وسایل یکسان و هماهنگ شوند.
در سالی که این مجموعه پدید آمد، رایت با ایروینگ ریچاردز که تاجری علاقه مند به طراحی مدرن بود شریک شد. رویای رایت برای اصلاح تمام طرح های موجود، در مشارکت با ریچاردز که به اهمیت بازاریابی واقف بود، تعدیل شد. رایت برای شرکت، مجموعه ای از ظروف آلومینیومی را طراحی کرد که هم برای طبخ و هم برای سرو غذا قابل استفاده بود. و پس از آن طرح چراغ های آلومینیومی و ظروف غذاخوری سفالی ای را ارائه داد که همگی عنوان مدرن آمریکایی داشتند. ویژگی این طرح ها شکل های ساده و بی پیرایه و تأکید بر کیفیت عالی مواد به کار گرفته شده بود.
طراحی صنعتی حرفه ای در صنعت اتومبیل سازی آمریکا:
بخش طراحی مدل در کارخانه های اتومبیل سازی نیز مکان مهمی برای استخدام و تربیت طراحان بود، زیرا می توانستند همچنان که این کارخانه ها به زمینه های دیگر تولیدی روی می آورند، آنان نیز حوزه فعالیت خود را گسترش دهند. به عنوان نمونه، جنرال موتورز General Motors در سال 1919 یک کارخانه یخچال سازی را با نام جدید فریجیدر Frigidaire خریداری کرد. در سال 1936 یک شرکت کوچک تر اتومبیل سازی به نام ناش Nash در شرکت کلویناتور Kelvinator، تولید کننده لوازم خانگی، ادغام شد. به علاوه هنگامی که شرکت سیرز، روباک بخش طراحی را برای طیف وسیع محصولات خود برپا کرد، اعضای آن را از دیترویت و به خصوص از جنرال موتورز انتخاب کرد.
در سال 1928 هارلی. تی. ارل به سرپرستی بخش جدید هنر و رنگ جنرال موتورز انتصاب شد و در سال 1938 این بخش گسترش یافت و به بخش طراحی مدل تبدیل شد. داشتن سیصد نفر کارمند کاملا نشان دهنده اهمیت این بخش است. ارل به عنوان رئیس بخش طراحی مدل بزرگ ترین مجتمع صنعتی جهان، در ظاهر محصولات مدرن صنعتی تأثیر فراوانی گذاشت و در تثبیت مرتبه طراحان در شرکت های مختلف چهره برجسته ای به شمار می رفت.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:19 PM
نگاهی به ده فناوری مهم و تاریخچه آنها بشر سال های دراز مغرور بود که از نیاکان نخستین خود، باهوش تر است. البته‎ ‎بشر نخستین آتش را کشف کرد، چرخ را اختراع کرد و زبان را پدید آورد، اما‎ ‎هر چه باشد بشر امروز عرضه کننده فناوری است. امروزه می دانیم تعداد بسیار‎ ‎زیادی از اختراع های پیشرفته و پیچیده فناوری، پیش از این هم ابداع شده‎ ‎بود. دانستن تاریخچه این ابداع ها حداقل حسنی که دارد این است که نشان می‎ ‎دهد گذشتگان هم چندان با مفهوم فناوری بیگانه نبودند و فناوری چیزی نیست‎ ‎که در 100 سال اخیر عرضه شده باشد‎.

1- ‎آی پاد‎
برخی فکر می کنند آی پاد در سال 2001 ابداع شده است و برخی هم آن را به ‎سال 1997 و پیش از زمان استیو جابز نسبت می دهند. اما واقعیت این است که‎ ‎آی پاد در سال 1979 ابداع شد.


http://www.newdesign.ir/images/2009-9-15-ipod2.jpghttp://www.newdesign.ir/images/2009-9-15-ipod.jpgدر این سال کین کرامر و دوستش جیمز کمپبل‎ ‎تصمیم گرفتند یک دستگاه پخش موسیقی همراه بسازند که به اندازه یک جعبه‎ ‎سیگار باشد. این دستگاه‎ IXI ‎نام داشت که موسیقی را به شیوه دیجیتال روی یک‎ ‎تراشه ضبط می کرد، مجهز به یک صفحه نمایش بود و دکمه یی داشت که با‎ ‎استفاده از آن می شد آهنگ ها را پخش کرد. آنها حتی پنج نمونه اولیه از این‎ ‎دستگاه ساختند تا نظر مساعد سرمایه گذاران را جلب کنند. با توجه به صدای‎ ‎عالی این دستگاه، آنها امتیاز اختراع خود را فروختند. از این پس هر کس می‎ ‎توانست به آهنگ هایی که خودش دانلود کرده است، گوش دهد. اما این دستگاه یک‎ ‎عیب اساسی داشت؛ حافظه دستگاه کم بود و فقط می توانست سه و نیم دقیقه‎ ‎موسیقی را ضبط کند. از طرف دیگر از آنجا که در آن روزگار کسی کامپیوتر‎ ‎شخصی نداشت، کرامر پیشنهاد کرد پایانه هایی از فروشگاه های موسیقی نصب شود‎ ‎که از راه یک تلفن به یک سرور مرکزی موسیقی وصل شود و کاربران بتوانند‎ ‎موسیقی دلخواه شان را در فروشگاه بخرند و دانلود کنند. در نظر داشته باشید‎ ‎برای دانلود یک قطعه موسیقی با استفاده از مودم های 1979، شخص باید غذای‎ ‎کافی می داشت و چند روزی را در فروشگاه چادر می زد تا بتواند موسیقی‎ ‎دلخواهش را دانلود کند‎.
2- ‎خودرو‎
برخی گمان می کنند خودرو انتهای قرن نوزدهم یا ابتدای قرن بیستم ابداع شد،‎ ‎اما واقعیت این است که یک مخترع فرانسوی به نام نیکلا جوزف کاگنو پیش از‎ ‎انقلاب امریکا توانسته است یک خودرو بسازد. در زمانی که مردم جن و پری را‎ ‎عامل شیوع بیماری ها می دانستند، کاگنو فکر بزرگی در سر داشت؛ دلیجانی‎ ‎بسازد که نیاز به اسب نداشته باشد. وی در نهایت در سال 1769 دلیجان بی ‎ ‎اسبش را ساخت. این دلیجان به یک موتور بخار مجهز بود. این دلیجان می ‎ ‎توانست چهار تن بار را حمل کند و با سرعت چهار کیلومتر بر ساعت به حرکت‎ ‎درآید.

http://www.newdesign.ir/images/2009-9-15-car2.jpg http://www.newdesign.ir/images/2009-9-15-car3.jpgاگر خودرو در سال 1769 اختراع شد، پس چرا ما چیزی در مورد حمله‎ ‎ارتش خودروهای ناپلئون به انگلستان نشنیده ایم؟ واقعیت این است که این‎ ‎اختراع مشکلاتی هم داشت. وقتی کاگنو در سال 1771 ماشینش را امتحان می کرد، ‎ ‎تصادف کرد. البته امروزه تصور تصادف کردن ماشینی که با سرعت 5 یا 10 ‎ ‎کیلومتر در ساعت حرکت می کند، خنده دار است، اما اگر خودتان را جای راننده‎ ‎آن بگذارید، این تصادف چندان هم مضحک نیست. هر چند اهمیت این اختراع‎ ‎غیرقابل انکار است، اما عیب هایی هم داشت؛ از جمله اینکه سنگین و کند و‎ ‎رانندگی آن دشوار بود. کاگنو تصمیم گرفت با صرف پول، اختراعش را بهتر کند‎ ‎و در حالی که دولت فرانسه هم به این موضوع علاقه مند بود، انقلاب فرانسه‎ ‎روی داد و همه چیز به پایان رسید. کاگنو به بلژیک فرار کرد و در فقر و‎ ‎تنگدستی به زندگی اش ادامه داد. یک نکته جالب اینکه در زمان کاگنو 600 تا 700 ‎ ‎میلیون نفر در جهان بودند ولی امروز همین تعداد خودرو در جهان هست‎.
3- ‎پرتوهای حرارتی‎
در سال 2007 اعلام شد ارتش ایالات متحده اسلحه یی ابداع کرده است که می ‎ ‎تواند موجب افزایش دما در هدف شود. این اسلحه شرکت اکتیودانیل سیستمی شبیه‎ ‎خودروهای تجهیزات مخابرات دارد و می تواند پرتوهای حرارتی را به سمت افراد‎ ‎بفرستد تا دمای پوست آنها به بالای 50 درجه سانتی گراد برسد. شاید این‎ ‎مقدار دما کم باشد، اما به خاطر داشته باشید از این ابزار برای متفرق کردن‎ ‎یک گروه استفاده می شود نه برای سوزاندن آنها‎.

http://www.newdesign.ir/images/2009-9-15-heat2.jpgاما واقعیت این است که تاریخ این اختراع در 400 سال پیش از میلاد عرضه شده ‎ ‎است. در آن زمان صفحه های جلایافته را برای متمرکز کردن نور خورشید و‎ ‎سوزاندن چوب استفاده می کردند. اما شاید کاربرد این پرتو در سال 212 پیش ‎ ‎از میلاد از مهم ترین کاربردهای آن باشد. در آن سال ارشمیدس با ساخت‎ ‎ابزاری و متمرکز کردن پرتوها، کشتی های دشمن را سوزاند و با این وسیله از‎ ‎شهر سیراکیوز دفاع کرد. البته در مورد اینکه واقعاً ارشمیدس توانسته باشد‎ ‎چنین وسیله یی را ساخته باشد، شک و تردیدهایی وجود داشت تا آنکه یک مهندس‎ ‎یونانی در سال 1973 آزمایشی انجام داد و عملاً نشان داد انجام چنین کاری‎ ‎در زمان ارشمیدس ممکن بود. وی به جای آنکه همانند دیگران در آزمایش ناموفق‎ ‎از یک آینه بزرگ استفاده کند، از 50 آینه کوچک برنزی هم اندازه انسان ‎استفاده کرد و طی مدت کوتاهی قایق های کوچک را سوزاند‎.
4- ‎کامپیوتر‎
برخی گمان می کنند کامپیوتر حوالی جنگ جهانی دوم اختراع شده است، مخترع آن‎ ‎را هم آلن تورینگ یا کنراد زاس تصور می کنند. اما واقعیت آن است که‎ ‎کامپیوتر در سال 1833 اختراع شد. چارلز بابیج از اشتباه متنفر بود به همین‎ ‎دلیل تصمیم گرفت دستگاهی بسازد تا از اشتباه در انجام محاسبه های ریاضی‎ ‎بکاهد‎.

http://www.newdesign.ir/images/2009-9-15-computer2.jpgبابیج در سال 1822 ایده ساخت محاسبه گرهای مکانیکی که بتواند عمل های اصلی ‎ ‎ریاضی را انجام دهد، عرضه کرد. دولت بریتانیا (به عبارت صحیح تر مسوولانی‎ ‎که هنگام توضیحات بابیج در مورد دستگاه خواب شان نبرد) پول زیادی به وی‎ ‎پرداختند تا ساخت دستگاه را آغاز کند. 10 سال بعد آنها متوجه شدند بابیج ‎ ‎اصلاً تصمیم ندارد ساخت این دستگاه را تمام کند، چون درگیر یک مساله مهم‎ ‎تری شده است. وی به فکر ساخت ماشینی افتاد که بتوان آن را برای انجام همه‎ ‎انواع محاسبه های ریاضی، برنامه ریزی کرد و به این ترتیب فکر طراحی و ساخت‎ ماشین تحلیل گر را در سرش پروراند و در نهایت توانست چنین چیزی را بسازد‎. ‎آخرین نمونه از ماشین هایی که وی ابداع کرده بود می توانست برنامه ها و‎ ‎اطلاعات پانچ شده روی یک صفحه مقوایی را بخواند و حافظه یی داشت که می‎ ‎توانست هزار عدد 50 رقمی را ذخیره کند. وی تا زمان مرگ خود در سال 1878 هم ‎ ‎در فکر بهبود عملکرد دستگاه خود بود. یک نکته جالب آنکه اختراع بابیج به‎ ‎ابداع یک زمینه تحقیقاتی دیگر منجر شد، یعنی برنامه نویسی کامپیوتری. یکی‎ ‎از اولین برنامه های کامپیوتری برنامه محاسبه عدد برنولی بود که برای‎ ‎کامپیوتری نوشته شد که هیچ گاه ساخت آن به پایان نرسید‎.
5-‎ زیردریایی‎
برخی گمان می کنند زیردریایی در جنگ جهانی اول اختراع شد. برخی هم فکر می‎ ‎کنند ایده اولیه زیردریایی سال 1870 ارائه شد که ژول ورن کتاب بیست هزار‎ ‎فرسنگ زیردریا را نوشت، ولی ایده ساخت اولین زیردریایی که بدون توسل به جادو و جمبل کار کند، در سال 1580 ارائه شد.

http://www.newdesign.ir/images/2009-9-15-submarine2.jpg http://www.newdesign.ir/images/2009-9-15-submarine4.jpgدر این سال ویلیام بورن یک‎ ‎مهمانخانه دار انگلیسی کشتی طراحی کرد که چگالی آن کم و زیاد می شد. اما‎ ‎برای تامین هوای لازم برای تنفس افراد درون این کشتی لازم بود تا سال 1623 ‎ ‎صبر کنند تا اولین زیردریایی واقعی ساخته شود. زیردریایی کورنلیوس دربل‎ ‎هلندی، می توانست تا عمق پنج متری زیر آب برود. اما‎ ‎برای آنکه اولین زیردریایی جنگی ساخته شود باید 30 سال دیگر هم صبر می کردند. در سال 1776 ازرا لی زیردریایی را که دیوید بوشنل ساخته بود، هدایت‎ ‎کرد. این زیردریایی تارتل نام داشت و مجهز به یک مته بود که می توانست‎ ‎حفره یی در بدنه کشتی های دشمن ایجاد کند و بمبی ساعتی را درون حفره‎ ‎ایجادشده قرار دهد‎.
6- ‎بازی ویدئویی‎ برخی گمان می کنند بازی های ویدئویی برای اولین بار در سال 1972 عرضه شد، ‎ ‎اما واقعیت آن است که بازی ویدئویی در سال‎ ‎ 1948 ‎ ‎ابداع شده بود. در آن سال‎ ‎توماس گلد اسمیت استاد فیزیک دانشگاه فورمن ابزاری ابداع کرد که آن را‎ ‎ابزار سرگرمی پرتو لوله کاتدی نامید‎.
طرز کار دستگاه وی بر مبنای طرز کار صفحه نمایش رادارهای نظامی قدیمی بود‎ ‎و فقط از چند نقطه روی یک صفحه تشکیل شده بود. طراحان این بازی تصویرهایی‎ ‎را از آدم فضایی ها روی صفحه نمایشگر نصب می کردند و به این ترتیب یک بازی‎ ‎ویدئویی ساده شکل می گرفت و کاربر می توانست به سمت آدم بدهای ماجرا شلیک‎ ‎کند. هرچند این دستگاه بسیار ابتدایی بود، اما قیمت زیادی داشت و تنها چند‎ ‎نمونه اولیه از آن ساخته شد و هرگز به بازار تجارت راه پیدا نکرد. سه سال‎ ‎بعد دومین بازی ویدئویی عرضه شد. شرکت الکترونیکی فرانتی که انگلیسی بود،‎ NIMROD ‎را عرضه کرد که فقط یک بازی داشت که همان بازی کلاسیک‎ NIM ‎بود. این‎ ‎بازی امروز هم در شبکه موجود است و علاقه مندان می توانند با مراجعه به آن‎ ‎این بازی را انجام دهند. از جمله مهم ترین عیب های این بازی آن بود که به‎ ‎کامپیوترهایی نیاز داشت که همانند کامپیوترهای آن روزگار بسیار بزرگ بودند‎.
7- ‎درب اتوماتیک‎
برخی گمان می کنند درب اتوماتیک را دی هورتن و لیو هویت در سال 1954 اختراع ‎ ‎کردند. این دو مدت ها در این فکر بودند که درب اتوماتیک بسازند و پس از‎ ‎عرضه اولین درب ها، با تعجب و شک و تردید عابران روبه رو شدند. این دو پس از‎ ‎موفقیت در عرضه اولین درها، شرکت هورتن اتوماتیکز را راه انداختند که هنوز‎ ‎هم یکی از بزرگ ترین شرکت های ساخت درهای اتوماتیک در جهان است و از معروف‎ ‎ترین مشتری های آن می توان از شرکت مک دونالد نام برد.
اما واقعیت آن است که اولین در اتوماتیک را هرو اهل اسکندریه در سال 50 ‎ ‎پیش از میلاد ساخت. هرو یک مهندس، ریاضی دان، مخترع و معلم یونانی بود که‎ ‎اختراع های بسیاری را به وی نسبت می دهند که از جمله مهم ترین آنها یک‎ ‎نمونه اولیه ماشین بخار است. از این وسیله در میهمانی ها و مراسم پرشکوه‎ ‎استفاده می شد تا بر ابهت آن بیفزاید. وی با استفاده از آب و آتش و لوله و‎ ‎چرخ دنده دستگاهی ساخت که می توانست در یک معبد را باز و بسته کند و این‎ ‎طور به ذهن مردم القا می کرد که در به خواست خدایان معبد باز و بسته می‎ ‎شود. هرو ابزاری ساخت که با مکانیسمی مشابه در یک ترومپت می دمید و هنگام‎ ‎باز و بسته شدن در معبد، از این ترومپت نیز صدایی به گوش می رسید، گویی‎ ‎خدایان در این ترومپت می دمند‎.
8- ‎شعله فشان‎
برخی گمان می کنند آلمانی ها در سال 1901 شعله فشان را اختراع کردند. ‎ریچارد فیدلر شعله فشان را در ابتدای قرن بیستم و درست در زمانی که به یک‎ ‎سلاح مهیب و ترسناک نیاز بود، عرضه کرد. اما این اختراع تا زمان جنگ جهانی‎ ‎دوم کامل نشد. در این سال امریکایی ها شعله فشانی عرضه کردند که می توانست‎ ‎جریانی پیوسته از سوخت ایجاد کند و در نتیجه شعله پایداری نیز داشت. این‎ ‎اختراع تأثیر روانی بسیار مخربی روی سربازان نازی داشت، به طوری که دستور‎ ‎دادند سربازان مسلح به شعله فشان را در اسرع وقت و در محل اعدام کنند. اما‎ ‎در حقیقت این سلاح در قرن هفتم پس از میلاد در یونان ابداع شده بود. حوالی‎ ‎سال 672 پس از میلاد یک مهندس سلاحی ساخت که به آتش بار یونانی معروف شد. این سلاح طراحی محرمانه ای داشت و از آن برای آتش زدن کشتی های دشمن در‎ ‎جنگ های دریایی و کشتن نیروهای دشمن در جنگ های زمینی استفاده می شد. در‎ ‎ابتدا نمونه هایی از این سلاح را روی کشتی ها نصب می کردند و پمپ هایی که‎ ‎با نیروی دست کار می کرد، شعله را پرتاب می کرد. البته بعدها نمونه های‎ ‎کوچک تر و قابل حملی از این سلاح نیز ساخته شد. این سلاح عیب هایی هم داشت‎ ‎از جمله اینکه از راه دور کارایی نداشت و تنها زمانی موثر بود که شعله آتش‎ ‎با هدف تماس داشته باشد‎.
9- ‎باتری‎
برخی گمان می کنند الساندرو ولتای ایتالیایی در 1800 آن را اختراع کرد. 9 ‎ ‎سال پیش از وی لوئیجی گالوانی ایتالیایی دو تکه فلز را به ران یک قورباغه ‎ ‎مرده وصل کرد و دریافت به رغم آنکه قورباغه مرده است، پایش تکان می خورد‎. وی نتیجه گرفت حیوانات الکتریسیته تولید می کنند. البته گالوانی فکر می‎ ‎کرد تنها و تنها حیوانات می توانند از خود الکتریسیته تولید کنند. اما‎ ‎ولتا به جای استفاده از قورباغه، صفحه های فلزی را درون آب نمک غوطه ور کرد و به این ترتیب چیزی را ابداع کرد که گمان می رود اولین باتری های‎ ‎جهان باشد‎.
اما واقعیت این است که اولین باتری ها در سال 200 پیش از میلاد ساخته شد. ‎در سال 1938 ویلهلم کونیک باستان شناس آلمانی تعدادی بطری سفالی پیدا کرد‎ ‎که ما امروزه آنها را با نام کوزه یا باتری بغداد می شناسیم. سر این کوزه‎ ‎ها را با قیر پوشانده بودند. درون لایه قیر یک میله آهنی قرار داشت و‎ ‎پیرامون این میله آهنی هم یک صفحه مسی بود. آزمایش ها نشان داد اگر درون‎ ‎این کوزه ها را با یک ماده اسیدی همانند سرکه پر کنیم، این کوزه ها می‎ ‎توانند اختلاف پتانسیلی حدود 8/0 تا دو ولت ایجاد کنند. یافتن باتری های‎ ‎موثر و کارآمدی از 200 سال پیش از میلاد، پرسش های فراوانی را موجب شد که ‎ ‎هنوز پاسخ دقیقی برای آنها ارائه نشده است. اصلاً در آن زمان چه وسیله‎ ‎برقی وجود داشت که به باتری نیاز باشد؟ برخی می گویند از این باتری ها‎ ‎برای شوک های الکتریکی و کاهش درد استفاده می شد، اما دیگران می گویند شوک‎ ‎الکتریکی در برابر مسکن هایی همانند هروئین و حشیش (که آن زمان در دسترس‎ ‎بود) مسکن چندان مناسبی نیست. یکی از بهترین توضیح ها برای یافتن چنین‎ ‎باتری هایی این است که از آن برای آب طلاکاری برخی ابزارهای فلزی استفاده‎ ‎می شد‎.
10- ‎دستگاه فروش خودکار‎
برخی فکر می کنند دستگاه فروش خودکار در دهه 1880 اختراع شد. دستگاه های‎ ‎فروش سکه یی اولین بار در لندن و برای فروش کارت پستال و کتاب عرضه شد‎. ‎اما بعدها شرکت امریکایی توماس آدامز دستگاه های فروش خودکار را در‎ ‎ایستگاه های مترو نصب کرد که چیپس و آدامس می فروخت. بعدها این دستگاه ها‎ ‎فراگیر شد و در همه جا می شد آنها را دید که محصولات مختلفی عرضه می‎ ‎کردند؛ از سیگار و شکلات گرفته تا جوراب‎.

اما واقعیت آن است که این دستگاه حدود 100 سال پیش از میلاد و باز هم توسط ‎ ‎هرو اهل اسکندریه ساخته شد. هدف از ساخت این دستگاه فروش آب مقدس در معابد‎ ‎مصر بود. طرز کار آن دستگاه هم تا حدود زیادی شبیه دستگاه های فروش خودکار‎ ‎امروزی بود؛ شخص سکه را از بالا وارد دستگاه می کرد و از پایین می توانست‎ ‎مقدار مشخصی آب مقدس را برای شست وشو دریافت کند. در پایان روز سکه های‎ ‎دستگاه را خالی و آن را از آب مقدس پر می کردند. البته می توان تصور کرد‎ ‎که کار این دستگاه چندان هم دقیق و مطمئن نبوده است. شاید گاهی پیش می‎ ‎آمده که شخصی سکه را درون دستگاه می انداخت، اما چیزی از آن خارج نمی شد و ‎ ‎وی در حالی که زیر لب بد و بیراه می گفت، دستگاه را به شدت به عقب و جلو‎ ‎هل می داد یا به آن ضربه می زد‎.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:20 PM
جرقه های تولید انبوه در اروپا هرچند الگوی پیشرفت حرفه طراحی در اروپا وجوه تشابهی با الگوی پیشرفت ایالات متحده داشت، اما به طور کامل به آن شبیه نبود. شرایط و نگرش های گوناگون، فرصت ها و محدودیت های متفاوتی را ایجاد می کرد. هرچند طراح و مشاور به معنای امریکاییش تا پس از جنگ جهانی دوم در اروپا وجود نداشت، امکانات طراحی صنعتی کلا درمحدوده کارهای تخصصی تر رایج در اروپا گسترش یافته بود.
ویلهلم وگنفلد Wilhelm Wagenfeld
یکی از برجسته ترین طراحان آلمانی که به تولید انبوه روی آورد، ویلهلم وگنفلد، شاگرد و مربی سابق باوهاوس بود. وی اظهار کرد که طراحی صنعتی فعالیتی گروهی است و هیچ شباهتی به کار هنرمندان ندارد. او انکار کرد که کارکرد تعیین کننده شکل است و آن را نه یک هدف غایی بلکه پیش شرطی برای طراحی خوب می دانست.
http://www.newdesign.ir/images/2009-10-15-wegenfeld.jpgدر سال 1929 وگنفلد چند سفارش صنعتی از شیشه سازی ینا Jena و صنایع مبل و چینی آلات دریافت کرد و موفقیتش در همین کارهای نخستین سبب شد تا در سال 1935 به سمت مدیر هنری کارخانه لوزیتسر گلاسفراین Lausitzer Glasverein منصوب شود و موظف شد تا کیفیت را در تمام سطوح بهبود بخشد. ظروف شیشه ای ظریف او به دلیل داشتن خطوط منحصر به فرد با استقبال بین المللی روبرو شد. اما بیشتر طرح های او برای شیشه پرس شده تهیه شده بود و او در این زمینه صدها کالای ارزان قیمت مانند لیوان های مختلف برای رستوران ها، بطری و شیشه های دهن گشاد برای مصارف تجاری، لوازم خانگی و بشقاب و ظروف مدولار برای آشپزخانه، از جمله مجموعه کوبوس Kubus را طراحی کرد. این اشیاء همگی ساده و بی پیرایه بودند و در ساخت آنها خطوط صاف و اشکالی با انحنای کم به کار رفته بود که با استفاده محدود از خاصیت انعطاف پذیری شیشه ایجاد شده بودند. پس از جنگ، وی طراح مستقلی شد و سفارش هایی که دریافت کرد شامل کارد و چنگال برای کارخانه ورتمبورگیشه متال فابریک Wurtemburgische Metalfabrik و تعدادی لوازم روشنایی برقی عالی برای لیندنر بامبرگ Lindner of Bamberg بود که در آنها شکل بی روح و هندسی حباب لامپ با شکل پوشش پلاستیکی اتصالات برقی که حالتی طبیعی و غیرهندسی داشت، تعدیل شده بود.
والتر ماریا کرشتینگ Kersting
یکی از طراحانی که از پیشگامان مهم طراحی صنعتی آلمان بشمار می رود، والتر ماریا کرشتینگ است که در طراحی ها و تدریسش به دنبال یکپارچه کردن عناصر هنری با عوامل فنی و تجاری بود. وی در کتابی به نام فرم زندگی The Living Form عقاید خود را بیان نموده است. وی معتقد بود که ساختار باید آنقدر ساده باشد که افراد غیر آشنا به مسائل مکانیکی نیز فوری آن را درک و به طور صحیح از آن استفاده کنند. وی این رویکرد را در طرحی که برای جعبه رادیو در سال 1928 تهیه کرده بود نشان داد. طرح، مواد و شکل همگی در این رادیو به طور چشم گیری مبتکرانه بود. جعبه پلاستیکی که اجزای رادیو را دربر می گرفت و وضوح و سادگی پیچ های کنترل از خصوصیاتی بودند که بعدها در سطحی وسیع در محصولات تجاری به کار گرفته شد.
مخالفت کرشتینگ با حکومت نازی ها موجب شد توانایی های او تا پس از جنگ جهانی دوم ناشناخته بماند، هرچند این قضیه مانع استفاده حکومت از طرح رادیوی او در پایه گذاری رادیوی مردم، فولکزمپفانگر Volksempfanger، نشد. رادیوی مردم رادیوی استاندارد شده و ارزان قیمتی بود که به ابتکار دولت و برای تبلیغ تولید می شد. خلاقیت و مهارت های مختلف کرشتینگ مدت ها بعد، در دهه 1950، با ارائه طرح های زیادی برای لوازم روشنایی و آشپزی، تلفن، چرخ خیاطی و ماشین آلات صنعتی و دستگاه های برقی مجال جلوه یافت.
طراحی صنعتی حرفه ای در بریتانیا
والتر گروپیوس و مارسل بروئر پس از مهاجرتشان از آلمان در سال 1934، تفکرات حاکم در باوهاوس را به بریتانیا بردند. درآنجا گروهی از طرفداران باوهاوس آنها را به گرمی پذیرفتند. یکی ازاعضای این گروه جک پریچارد بود که قبلا برای شرکت ونستا Venesta، وارد کننده کالاهایی از جنس تخته سه لایی از استونی و فنلاند، کار کرده و لوکوربوزیه را برای طراحی غرفه نمایشگاهی، برای آنان استخدام کرده بود. پریچارد بعدها شرکت مبل سازی خودش را به نام ایزوکون تأسیس کرد که بروئر برای آن چندین مدل بسیار عالی را طراحی کرد.
خارجی های دیگری که تأثیراتی در بریتانیای آن زمان به وجود آوردند، ولز کواتز Coates، متولد کانادا و سرگئی چرمایف روسی بودند. هر دوی آنها معمارانی بودند که به طراحی روی آوردند و جعبه های جدیدی را برای رادیوی شرکت اکو Ecko، و استودیوها و دفاتری برای بی بی سی، طراحی کردند. گروپیوس، بروئر و چرمایف همگی دراواخر دهه 1930 به ایالات متحده رفتند، زیرا احساس می کردند آنجا امکان بیشتری برای نوآوری وجود دارد.
نفوذ جنبش هنرها و صنایع دستی هنوز دراروپا به قدرت خود باقی مانده بود و با صنعت تطبیق یافته بود. در بریتانیا، گوردون راسل، طراح و سازنده مبلمان ظریفه، دراوج کار خود تغییر رویه داد و همراه با برادرش راسل R. D. Russell برای شرکت مورفی چندین جعبه رادیو که به طور انبوه تولید می شدند طراحی کرد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:21 PM
تاریخچه بسته بندی و انواع آن تاریخ نشان داده است که در ابتدای تمدن بشری نیازی به بسته بندی مواد غذایی نبود، بلکه مردم برای به دست آوردن غذا از محلی به محل دیگر می رفتند تا زمانی که پناهگاه های دایمی برای خود پیدا کردند. در چنین شرایطی ناچار بودند غذا را از محل های مختلف جمع آوری کنند و به محل سکونت خود بیاورند. این نیاز باعث شد که اولین انواع بسته بندی نظیر کدوهای خشک شده، صدف ها، برگ ها، پوست حیوانات و دیگر مواد طبیعی مورد استفاده قرار بگیرند. برای انتقال آب، شیر، ماست، روغن یا دوغ از پوست حیوانات استفاده می شد. از شاخ حیوانات برای حمل و نقل و ذخیره غذا و محصولات کشاورزی استفاده کردند (هنوز در مناطق استوایی از بامبو برای ذخیره سازی مواد غذایی استفاده می شود).
ظهور انقلاب صنعتی به راستی تحول اساسی در نظام تولید کالایی ایجاد کرد. انقلاب صنعتی، جهان را با فوران کالاهای گوناگون صنعتی روبرو کرد. تنوع کالاها و رقابت فشرده میان تولید کنندگان و بازرگانان به تدریج هند را نیز علاوه بر علوم دیگر وارد مجموعه سیستم بسته بندی کرد. با پیشرفت بیشتر، علوم دیگری نظیر روان شناسی فردی، اجتماعی و ارگونومی به این مجموعه اضافه شد. توسعه بسته بندی سبب مستقل شدن این صنعت از مجموعه صنایع دیگر شد و رقابت و نیاز سبب گردید که صنایع بسته بندی سهمی قابل توجه از بودجه های شرکت های تولیدی را به خود اختصاص دهد.
امروزه صنایع بسته بندی تبدیل به یک تکنولوژی قدرتمند شده است. تاریخچه بسته بندی فلزی نیاز به بسته بندی بهتر و مقاوم تر منجر به پیدایش و توسه ظروف فلزی گردید. قوطی سازی از زمان ناپلئون شروع شد. برای مدت مدیدی قوطی های کنسرو با دست ساخته می شد. از اوایل قرن بیستم، قوطی های فلزی که شکلی بهداشتی داشت رواج یافت و این امکان به وجود آمد که بتوان از تجهیزات سریع تری برای ساخت، پر کردن و بستن درب قوطی های فلزی استفاده نمود. تاریخچه بسته بندی کاغذی و مقوایی تاریخچه و سیر تکاملی بسته بندی با مقوا و کاغذ به تاریخچه ساخت کاغذ بر می گردد، اگرچه چوب و محصولات فرعی دیگر آن از دیر باز در خدمت بشر بوده، ولی بسته بندی به صورت مقوایی و کاغذی پس از پیدایش کاغذ به وجود آمد و روند تکمیلی خود را تاکنون به سرعت طی نموده است.
همان طور که می دانیم اولین بار در سه هزار سال قبل از میلاد مسیح، مصریان قدیم که در آن زمان یکی از مراکز مهم بشری محسوب می شدند، برای نوشتن از پاپیروس (Papyrus) استفاده می کردند. نخستین کارخانه کاغذ سازی در قرن ششم توسط چینی ها در سمرقند توسط اعراب این هنر به آنها آموخته شد. سپس اعراب کارخانه ای در بغداد تأسیس کردند که در این کارخانه نخستین بار به جای بامبو از پارچه های سفید استفاده شد.
نخستین کارخانه کاغذ اروپا در اسپانیا به وجود آمد. اسپانیایی ها برای تولید خمیر از آسیاب های آبی استفاده نمودند و کم کم توری سیمی جایگزین توری های بامبو که به وسیله چینی ها به کار می رفت، بعد ها این هنر وارد کشورهایی دیگر نظیر فرانسه و هلند شد. در ایران بعد از کارخانه سمرقند که توسط چینی ها اداره می شد، اولین کارخانه کاغذ سازی در سال 1328 در کهریزگ احداث شد که کاغذ های باطله را برای تولید کاغذ و مقوا استفاده می کرد، بعد از آن تعدادی واحد تولیدی دیگر در سایر نقاط ایران به وجود آمد. اولین کارخانه مدرن ایران در سال 1349 در «هفت تپه خوزستان» برای تولید کاغذ های تحریر با استفاده از تفاله نیشکر (baggasse) احداث شد. متعاقب آن کارخانه چوب و کاغذ ایران (چوکا) با استفاده از خمیر های وارداتی و خمیر های داخلی، کاغذ های کرافت و بسته بندی را تولید نمود. تاریخچه بسته بندی پلاستیکی توسعه صنعت پلاستیک به سال 1843 برمی گردد، وقتی دکتر Montgomeric جراح آفریقایی گزارش داد که می توان با استفاده از ماده اولیه کائوچو (Percha gutta) دسته خوبی برای چاقو ساخت. بعد از این که شرکت gutta Percha شکل گرفت جوهردان و توپ بیلیارد نیز تهیه گردید.
در رابطه با صنعت بسته بندی با اختراع پلی اتیلن پیشرفت غیر منتظره ای در انگستان رخ داد. در دسامبر 1935 شیمی دان های انگلستان طی واکنشی، تحت فشار زیاد و با تغییر دادن میزان به ماده جدیدی به نام اتیلن دست یافتند که خواص عایق حرارتی خوبی داشت.

تاریخچه بسته بندی شیشه ای پیش از اواخر قرن نوزدهم، نه تنها آب جو بلکه آب معدنی، سس، ترشی، مربا، و محصولات دیگر که پیش از این به صورت آزاد فروخته می شدند، برای فروش در ظرف های شیشه ای بسته بندی می شدند. بطری هنوز با روشی به نسبت عقب مانده تولید می شد. بطری هایی که به روش باد کردن در قالب، در این دوره تولید می شدند از آن چنان اشکال عجیب و غریبی برخوردار بودند که تا پیش از جنگ جهانی اول، هر شیشه ای که می شناختند و یک روزنه داشت، بطری می گفتند. اما در طول قرون گذشته، تولید بطری به تدریج رو به اصلاح گذاشت. با ساخت و تولید انبوه بطری و تنوع در ابعاد و حجم آن بشر کنونی توانسته است در بسته بندی ها ظروف شیشه ای را یک امر مهم به حساب آورد و تا حدودی نقش آن را آشکار سازد. امروزه بیش از صدها نوع از اجناس و مواد در بسته های شیشه ای بسته بندی می شوند و با کیفیت برتر به بازار فروش عرضه می شوند. البته باید متذکر شد که علم شیشه و شیه گری در ایران نیز از زمان های قبل بوده و هم اکنون نیز رو به رشد است.
استفاده از شیشه برای امور بسته بندی بعد از جنگ جهانی دوم همواره سیر صعودی داشته است. چرا که شیوه های تولید سریع و پیوسته و اتوماسیون تولید بطری ها و پرکردن آنها به تولیدکنندگان این امکان را داده که از پس تقاضاها بر آیند و قیمت آنها را پایین نگه دارند. در نتیجه پژوهش گران راه هایی برای اصلاح هر چه بیشتر مقاومت مکانیکی و شیمیایی ظروف شیشه ای پیدا کردند و می کنند.

به طور کلی باید گفت شیشه ماده ایده آلی برای ظروف بسته بندی یا ترکیبی از کارایی، بهداشتی، و زیبایی آن است. به عنوان یک مثال زنده می توان اذعان داشت که در بسیاری از کشورهای پیشرفته عمده ترین تولید کنندگان مواد غذایی (به خصوص غذای کودکان) استفاده از ظروف شیشه ای را در روش کار خود قرار داده اند. با تمام اینها هرچند که شیشه ماده مناسبی برای بسته بندی بعضی مواد است برای برخی کالاهای خاص بهترین ماده بسته بندی است.

پلی اتیلن:
الف) LDPE پلی اتیلن با دانسیته کم
ب) HDPE پلی اتیلن با دانسیته زیاد
این دو پلیمر با وجود آنکه فرمول شیمیایی یکسانی دارند ولی مجموعه ویژگی های آن از نقطه نظر کاربردی کاملا متفاوتند.
LDPE: معمولا به صورت فیلم های نازک انعطاف پذیر مورد استفاده قرار می گیرد. دو ویژگی مهم آن که کاربرد وسیع تر آن را به ویژه در صنعت بسته بندی محصول غذایی موجب می شود عبارتند از:
1) خنثی بودن آن یعنی عدم واکنش با محصول
2) قابلیت دوخت حرارتی آن
به همین دلیل لازم است حداکثر بسته بندی های چند لایه به عنوان لایه درونی و در تماس مستقیم با محصول از فیلم نازک LDPE استفاده می شود. این فیلم شفاف بوده و قابل نفوذ به نور. بنابراین در موارد نیاز به همراه آلومینیوم فویل به کاربرده می شود. کاربرد مشخص LDPE در بسته بندی های تتراپک Tetra Pack برای شیر استریل و آب میوه، پیورپک برای بسته بندی شیر پاستوریزه و ماست، تری پک برای بسته بندی های کیسه ای، سه لایه برای شیر پاستوریزه و پنج لایه برای شیر استریل است.
HDPE: این ماده پلیمری سختی است که از استحکام آن و ویژگی ممانعت کنندگی بهتر آن و عدم شفافیت آن استفاده می شود. نمونه بارز کاربرد HDPE انواع بطری شیر است که جهت بهبود ممانعت کنندگی در مقابل نفوذ نور، رنگ سفید (تینانیوم دی اکساید) به آن اضافه می شود.
پلی پروپلین:
الف) Plan P.P ساده که برای تولید انواع درب پلاستیکی بطری ها از آن استفاده می شود. برای تولید بطری ها نیز در بعضی موارد از این P.P استفاده می شود.
ب) Biorient P.P خطی شده این ماده در حین فرایند تولید تحت نیروی کششی در دو جهت عمود بر هم قرار داده می شود و در نتیجه فیلم نازک شفاف و با ویژگی ممانعت کنندگی مناسب تر تولید می گردد که برای بسته بندی انواع چیپس، پفک، ماکارونی، بادام زمینی و مجموعا Snack Foods مناسب می باشد.
ج) Pearlized Borient P.P این فیلم،فیلم نازک انعطاف پذیری است به رنگ سفید صدفی جایگزین مناسبی است. برای کاغذ در بسته بندی ویفر، شکلات، پودر سوپ مورد استفاده قرار می گیرد تا حدودی پوشاننده لکه چربی است و از این نقطه نظر کاربرد بیشتری در چنین محصولات دارا می باشد.
http://www.newdesign.ir/images/2009-10-18-PET.jpgPET یا Poly ethylene terephthalate:
در بسته بندی نوشابه و روغن مایع به شکل بطری مورد استفاده قرار می گیرد و شیوه خاص شکل دهی این نوع بطری ها باعث ویژگی های زیر می شود:
1- شفافیت بطری
2- ویژگی ممانعت کنندگی برتر آن به خصوص در مقابل نفوذ گازها.
3- سبک بودن بطری و مقاومت مکانیکی زیاد آن تامین می گردد.
از این ماده پلیمری به صورت فیلم نازک نیز استفاده می گردد و در این مورد فیلم PET استحکام لازم بسته را تامین می کند. نمونه آن در بسته بندی آب میوه جات مانند محصولات ساندیس و گلدیس است.
پلی استایرن Poly Styrene:
این ماده به صورت ساده و شفاف بوده و نیز شکننده است و برای تولید ظروف یکبار مصرف یا سینی به کاربرده می شود و در عین حال نوع خاصی از پلی استایرن ضربه پذیر یا مقاوم به ضربه یا می باشد که در تولید این نوع پلی استایرن از نوعی پلاستیک به نام H.I.PS استفاده می شود که باعث مقاومت در مقابل ضربه می شود.
از این نوع برای تولید ظروف ماست و مرباهای یک نفره استفاده می گردد. نوع دیگر آن به نام پلی استایرن حجیم شده Foomeel Poly Styren است که بعضی اوقات به آن Expanded نیز گفته می شود. در فرایند تولید این ماده بسته بندی از گازهای فراری استفاده می شود که موجب انبساط بافت پلیمری و ایجاد سلول های بسته توخالی در بافت ماده پلیمری می گردد. چنین بافتی اولا ضربه را به محصول منتقل نمی کند بنابراین برای محصولات شکننده مناسب می باشد مثل تخم مرغ؛ ثانیا عایق حرارتی خوبی است و برای عرضه محصولات گرم آماده مناسب می باشد. ثالثا سبک بودن ماده پلیمری، آن را در موارد حمل و نقل مناسب تر می کند.
نایلون:
نایلون در فرآورده های گوشتی انواع سوسیس، کالباس کاربرد وسیعی دارد همین طور پلی آمید همراه با پلی اتیلن در بسته بندی های تحت خلاء گوشت تازه و پنیر استفاده وسیعی دارد.
PVDC یا Poly Vinily dene choloricle:
این ماده پلیمری از نظر ویژگی ممانعت کنندگی در مقابل نفوذ گازها و رطوبت بهترین نوع ماده پلیمری است. فیلم بسیار نازک از آن می تواند ممانعت کنندگی لازم را تامین کند. انعطاف آن بسیار خوب است. به همین دلیل برای بسته بندی فرآورده های گوشتی و به طور مشخص برای بسته بندی گوشت به صورت عمده فروشی کاربرد وسیعی دارد. به عبارت دیگر در بسته بندی های تحت خلاء، از نوعی که فیلم پلیمری کاملا به سطح محصول می چسبد از این ماده پلیمری استفاده می شود.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:21 PM
رویدادهای مهم هنری قرن بیستم http://www.newdesign.ir/images/2009-11-11-art-history.jpgآمریکا:
1905: فرانک لوید رایت طراح آمریکایی و پیرو نهضت ورک بوند برای اولین بار به ژاپن سفر کرد.
1913: اولین مدل T از ماشین های فورد بر روی سیستم خط تولید ساخته شد.
1919: تأسیس شرکت تولیدی لوازم خانگی به نام لیود لووم (Iiod Loom) توسط فردی آمریکایی به نام Marshal B. Liod
1925: تأسیس آکادمی هنر Cran Book توسط George C. Booth ناشر روزنامه کانادایی الاصل.
1926: یک شرکت حمل و نقل، اولین مقواهای نازک بسته بندی را ارائه و گسترش داد.
1928: یکی از طراحان پیشروی آمریکایی به نام Richard Buckminster Fuller یکی از ایده های خود را به نام Dymaxion House به مرحله ساخت رساند.
1929: تأسیس موزه هنرهای مدرن Museum Modern Art در نیویورک به نام MOMA که درآن به مطالعه هنرهای ساختاری و عملی در زندگی می پرداختند و به گفته Alfred H. Bak این مکان اولین حوزه ای بود که درآن بخش های مورد علاقه معماران و طراحان صنعتی وجود داشت.
1932: تشکیل نمایشگاه MOMA به نحوی که این موزه یک منبع بسیار قوی از جنبش مدرن محسوب می شود که اولین نمایشگاه های آن در این سال عبارتند از: سبک بین المللی National Style، هنر ماشین Machine Art.
1934: ریموند لوئی Raymond Loewy طرح یخچال های منسوب به نقطه سرد سوپر 6 را برای شرکت Sears و Roebuck گسترش داد.
1937: هارلی ارل Harley Earl ماشین بیوک Buick مدل 'Y' Job را طراحی کرد.
1939: نمایشگاه جهانی نیویورک.
1942: در نمایشگاه Museum of Modern Art به مبلمان منزل با طراحی سازمند توجه شده است.
1948: کتاب مکانیزه کردن تسلط می یابد، توسط زیگفرید گیدیون Sigfried Giedion مهندس اهل پراگ انتشار یافت. نشر این کتاب وی را هم طراز نیکلاس پوزنر Nikolaus Pevsner و رینر بانهام Reyner Banham به عنوان اشکال بسیار مهم در امر مطالعه تاریخ طراحی صنعتی در قرن بیستم نمود.
1949: باکمینستر فولر Buckminster Fuller به ادغام دیدگاه های بشری از طراحی با علوم و یافته های ریاضی ادامه می دهد و ساخت گنبدهایی با باریکه های فلزی مشبک در ساختارش را گسترش داد Foedestic Dome به نحوی که این ساختار به راحتی قابل جابه جایی و مونتاژ بود که به کمک تکنولوژی شناخته شده معاصر قابل ساخت بود.
1951: آغاز نمایشگاه های یک هفته ای در آسپن Aspen درکلورادو Colorado که برای طراحان کاملا شناخته شده است. در این نمایشگاه طراحان و معماران بین المللی گرد می آیند تا بر روی یک نظریه متفق القول بحث کنند. بنیان گذاران این مجمع والتر پائپک Walter Paepke از گروه آمریکا بود.
1956: سائول باس Saul Bass گرافیست معروف، زمینه جدیدی را در ردیف های اعتباری و تبلیغات فیلم کشف کرد. سمبل وی مردی با بازوهای طلایی بود که در زمینه های مختلف مورد استفاده قرار می گرفت.
1966: رابرت ونتوری robert Venturi معمار مشهور آمریکایی که به پدر پست مدرنیسم نیز معروف است، کتاب خویش را به نام ترکیب و تضاد در معماری مدرن منتشر ساخت و مطالب کتاب را به صورت سخنرانی های ممتد در موزه هنر مدرن در نیویورک ارائه نمود.
1971: ویکتور پاپانک Victor Papanek معمار و طراح صنعتی، کتابی تحت عنوان طراحی برای دنیای واقعی را منتشر کرد که به 21 زبان برگردانده شده و به عنوان منطقی ترین کتاب طراحی در دنیا شناخته شده است.
1972: رابرت ونچوری Venturi به کمک دو تن از معماران به نام های Denise Scot Braun و Steven Izenour نوشته ای را تحت عنوان یادگیری از لاس وگاس منتشر کردند که در آن از جنبش مدرن و سبک بین المللی صحبت به میان آمده و اینکه معماری و طراحی باید دیدگاه های التقاطی را آماده در دست داشته باشند.
میانه دهه 80: موج نوی کالیفرنیا که متشکل از طراحان گرافیک بود از جمله: April Greiman و Lu Cille Tenazas، گرافیست های مجله Emigre.

بریتانیای کبیر و ایرلند:
1898: Ambrose Heal اولین کاتالوگ خود به نام Plain Oak Furniture را در مورد دوباره سازی مبلمان ملکه Anne منتشر کرد.
1902: مدرسه و انجمن صنعت گران دستی که موسس آن Charles Robert Ashbee بود به Chiping Canpden واقع در Cotswolds منتقل شد. قبل از این سال این مدرسه درلندن واقع شده بود.
1907: موسسه Oryad توسط Harry Peach در Leicester انگلستان تأسیس شد. این موسسه بر مبنای اصول جنبش هنر و پیشه بنیان نهاده شد که هدف آن خوشایند کردن تأثیر محصولات بدون ایجاد ظاهری بیگانه با زحمت فراوان بود.
1913: تعمیرگاه Omega توسط Roger Fry هنرمند، منتقد و نویسنده در منطقه Bloombury لندن تأسیس شد.
Ambrose Meal سردبیر کاتالوگ و مجله مبلمان Meal شد و کمپانی را تبدیل به یکی از مترقی ترین مشاغل در انگلستان نمود.
1915: انجمن طراحی و صنایع یا Design and Industries Assiciation این انجمن از مهم ترین پیشروان طراحی در بریتانیا بود که در سال 1944 به انجمن طراحی صنعتی مبدل گشت و در سال 1960 زیرگروه انجمن طراحی شد. این انجمن متشکل از اعضای جوان حاضر در نمایشگاه مهارت های هنری و صنعتی در سال 1914 بود که علاوه بر ایشان افرادی چون Ambrose Heal و Harry Peach پس از بازدید از نمایشگاه Cologne Deutsche به آنها ملحق شدند. در سال 1915 نمایشگاهی از کالاهای استرالیائی و آلمانی با کیفیت بالا تشکیل شد که هدف آن پاسخی به سازندگان بریتانیایی بود. هدف انجمن طراحی و صنایع، ارتقاء طراحی در صنعت بود که این موضوع در آن سال ها ازهیچیک از اهداف ورک بوند پیروی نمی کرد و این در حالی بود که این انجمن خود نیز از پیشروان هنر مدرن بود و این حالت تا سال های 1930 ادامه یافت تا اینکه در سال 1932 با حمایت از Gordon Russel برای بررسی های مدرنیستیک درمدرنیزم رسوخ کردند. انتشار کوتاه مدت مجله این گروه به نام طراحی در صنعت ابتدا در سال 1933 منتشر شد و در سال 35-1933 به نام طراحی برای امروزانتشار یافت و در سال 1936 مجله ای به نام گرایش نیز منتشر شد که همگی در ارتقاء مدرنیزم نقش به سزایی داشتند. با وجود شکست تدریجی این انجمن در ارتباط با هنرها و مهارت های سنتی، اجتماع هنرمندان صنعتی که به نحوی فرزندان این انجمن محسوب می شوند، در سال 1930 و 1933 از مهم ترین راهنمایان و پیشگامان در پیشرفت طراحی در بریتانیا محسوب می شوند.
1922: Stenley Morison به اتحادیه چاپ گران بریتانیا به عنوان مشاور چاپ گرافیکی ملحق شد.
1929: کمپانی سفال Susie Cooper شکل گرفت. وی در شهر سفال بریتانیا یعنی Staffordshire متولد شده بود و در مدرسه هنر Burslem تحصیل کرده بود.
1931: نشر کتابی در مورد چاپ توسط Eric Ghill's تحت عنوان رساله ای در مورد چاپ با دیدگاه هایی از صنعت گرایی، مذهب، قدرت و سیاست که در این کتاب نهفته بود.
1031: شرکت Pel سازنده اسباب و اثاثیه با ساختار لوله های استیل در بریتانیا به شهرت رسید.
1932: گروه MARS یا Modern Architectural Research Group از شاخه های CIAM یا Congres International in Architecture Modern در بریتانیا بود که سعی در گسترش مدرنیزم داشت.
1932: نقشه دیاگرامی قطار زیرزمینی لندن توسط Henry Beck طراحی شد.
1935: در این سال گروهی از هنرمندان و نویسندگان به عنوان همراهی طراحی صنعتی مطرح شدند که از گروه Bassetl Gray بودند و Misha Black نیز که یکی از هنرمندان خلاق انگلیسی بود به این گروه پیوست.
1936: کتاب پیشروان جنبش مدرن توسط Nikolaus Pevsner نوشته شد. این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است.
1941: اسباب و اثاثیه و پارچه های Utility از سال 1941 تا 1951 در بریتانیا پاسخگوی بسیاری از نیازهای جامعه جنگ بودند.
1943: DRU یا Design Research Unit واحد منتج از بخش فعالیت ها و دستورالعمل های طراحی در ارتش بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم بود. این واحد توسط هربرت رید با دیدگاه هایی از معماری، طراحی و مهندسی و با کمک Misha Black و میلز گری بنیان نهاده شد.
1946: در این سال نمایشگاهی در بریتانیا برگزار شد.
1950: Ernest Race صندلی معروفش را به نام Antlope & Springboke طراحی کرد که به طور مشخص از سبک سنتی مبلمان انگلیسی متمایز بود.
1951: فستیوال بریتانیا.
1952: شکل گیری گروه استقلال یا Independent Group که گروهی مشتمل بر هنرمندان، معماران و هنرشناسان بود. از جمله Reyner Banham که موسسه هنرهای معاصر لندن را در طول سال های 1950 بنیان نهاد.
1959: طراحی به نام Alec Issigonis که متولد ترکیه بود، در سال 1922 به انگلیس مهاجرت نموده بود و به عنوان مهندس به ادامه تحصیل پرداخت. در این سال اتومبیل Mini را طراحی نمود.
1960:کتاب تئوری و طراحی در اولین دوره ماشین توسط Reyner Banham نوشته شد.
1963: Archigran مجموعه ای از معماران، طراحان و محققین محیط زیست بود که توسط Pete Cook در لندن بنیان نهاده شد.
1964:اولین فروشگاه سرگرمی ها گشوده شد.
1964: موسسه Minale Tatlersfield توسط Marcello Minak و Brian Tatlersfield بنیان گذاشته شد که به استفاده از مینیمم عملکردهای ضروری و حل مشکلات توسط طراحی معتقد بودند.
1965: KDW یا Kikenny Design Workshops توسط دولت جمهوری ایرلند در پاسخگویی به نیازهای طراحی صنعتی افتتاح شد. این تعمیرگاه به پیروی از یک گزارش که توسط یک گروه میهمان از اسکاندیناوی مستقر در آنجا تهیه شده بود، ایجاد شد و به ساخت بافت های رنگی و دوخته شده، سرامیک ها، اشیاء فلزی و تغییر و تبدیل چوب می پرداخت.
1972: استودیوی طراحی پنتاگرام در لندن تشکیل شد که چند قانونه بود و بر روی پایه های دولت مرکزی غیرقابل کنترل بنا نهاده شد. به نحوی که 50 عضو با یکدیگر بر روی پروژه های مختلف فعالیت می کردند و به تیم هایی وابسته به طبیعتشان تقسیم می شدند.
1981: MPG یا Michael Peters Grous گروهی از طراحان که توسط میخائیل پیترز و همراهانش شکل گرفت.
همچنین استودیوی طراحی Ron Arad به نام One Off تأسیس شد. وی در تل آویو متولد شد و سپس به موسسه معماری لندن رفت. وی یکی از شاگردان Peter Cook بود که این استودیو را به عنوان مرکز تعمیرات و نمایشگاه مبلمان افتتاح کرد.
بلژیک، هلند، فرانسه:
1904: ژان فرانسیس ون روین به عضویت موسسه هلندی PTT یا (Poste،Telegraph،Telephone) درآمد.
1905 تا 1911: قصر استاکلت Stocelt توسط Josef Hoffman در بروکسل طراحی و ساخته شد.
1913: طراحی سیتروئن.
1917: سبک دی استیل De Stijl فعالیت خود را آغاز کرد.
1922: Eileen Groeg یکی از طراحان زن فرانسوی، طراحی به نام Jean Desert را در پاریس ملاقات کرد.
1923: معمار معروف لوکوربوزیه Le Corbusier فعالیت خود را آغاز کرد.
1925: نمایشگاه هنرهای دکوراتیو و صنعت در فرانسه.
1927: W.H. Gispen ساخت لامپ Giso را آغاز کرد.
1928: اولین کنگره بین المللی معماری مدرن در پاریس Congres Internationaux D'architecture Moderne.
1932: مجله هلندی De & En opbouw که کار دو گروه از معماران آمستردامی و شهرهای مختلف هلند را به نمایش می گذاشت.
1937: نمایشگاه جهانی پاریس یا نمایشگاه بین المللی که رویاروئی سبک بین المللی و سبک های مختلف ملی را که در برهه ای از زمان قبل از جنگ جهانی مطرح بودند، به نمایش می گذاشت.
1939: سیتروئن مدل 2CV ساخته شد.
1957: سیتروئن مدل DS ساخته شد.
1963: گروه Total Design به عنوان گروه مشاورین منضبط در آمستردام تشکیل شد. موسسین این گروه Win Crouel، Friso Kramer و Bennon Wissing بودند.
1969: مرکز خلاقیت صنعتی در پاریس افتتاح شد که در سال 1972 به مرکز پومپیدو منتقل شد.
1985:موسسه Plan Creatif توسط Chrles Brounstein و Clement Rousseau پس از تعطیل شدن موسسه PA در پاریس آغاز به کار نمود. کار این موسسه تبلیغات بین المللی و مشاوره طراحی بود.
1990: فیلیپ استارک Philip Stark طراح فرانسوی، آب لیمو گیری ملقب به احوال پرسی آب دار را برای مرکز طراحی السی Alessi طراحی نمود.
اسکاندیناوی:
1904: کارگاه و تعمیرگاه جورج جنسن George Jensen در کپنهاک به راه افتاد.
1929: آلوارآلتو Alvar Aalto چهارپایه های قابل انباشته شدن روی یکدیگر را طراحی نمود.
1931: شروع فعالیت دن پرمننت Den Permanente در کپنهاگ به عنوان طراح.
1939: از این تاریخ کشورهای عربی به عنوان بزرگ ترین تولیدکنندگان خاک چینی برای اروپا مطرح شدند.
1943: کمپانی مبلمان و اثاثیه Ikea توسط Ingmar Kamprad در سوئد تأسیس شد و هدف آن ساخت اثاثیه ساده و قابل تفکیک بود.
1946: Tapio Wirkkala طراح و مجسمه ساز، گلدان معروف Kantarell را طراحی کرد که در شوی اختصاصی وی در میلان نیز به نمایش گذاشته شد.
1949: Finn Juhl صندلی مدیر کلی را طراحی نمود.
1950: Mans Wegner صندلی معروف به E. Legged را طراحی کرد.
1972: Jacob Jensen دستگاه موسیقی معروف به Beogram 4000 را طراحی نمود.
1979:تشکیل گروه ارگونومی در سوئد که کار آنها مشاوره طراحی بر طبق اصول ارگونومی بوده است.
آلمان، سوئیس، اطریش:
1897: انشعاب وین
1903: کارگاه وین که زمینه ای اطریشی داشت و از چندین کارگاه هنری و صنایع دستی تشکیل شده بود و اکثر هنرمندان آن وابسته به انشعاب وین بودند، آغاز به کار کرد.
1904: خانه انگلیسی Hermann Muthesius توسط فیلسوف برلینی که پس از مدتی معمار شد، طراحی شد.
1905: Peter Behrens علامت اختصاری شرکت AEG را طراحی کرد.
1907: سبک ورک بوند Werkbund Deutsche که مجموعه ای از طراحان و صنعت گران بود، برای ماشینی و مدرنیزه شدن سریع آلمان آغاز به کار کرد.
1916: جنبش دادائیسم در زوریخ.
1919: باوهاس در وایمار افتتاح شد.
1925: روش Isotype یا در واقع International System of Typographic Picture Education که یک سیستم بین المللی برای آمارگیری به کمک تصویر بود، توسط Olto Neurath فرموله شد.
باوهاس به دسائو منتقل شد.
1927: شهرک Weissenhof در اشتودگارت توسط ورک بوند برای برگزاری نمایشگاه ها بنا نهاده شد.
اروپای شرقی:
1902: مدرسه هنری Cracow در لهستان تأسیس شد. و کارگاه های هنری Godolo به راه افتاد.
1911: کوبیسم چکسلواکی آغاز به کار کرد.
1915: Kasinir Malevich سبک سوپرماتیسم یا نقاشی واقع گرایانه نو را در پتروگراد برقرار کرد.
1917: کانستراکتیویسم یا ساختارگرایی در روسیه نمایان شد.
1920: گروه Devets متشکل از طراحان، معماران، هنرمندان و نویسندگان آوانگارد در چکسلواکی آغاز به کار نمودند.
مدرسه Vkhutemas که مدرسه آوانگاردها در مسکو بود افتتاح شد.
1920: محصول گرائی در روسیه برقرار شد.
1921: موسسه زنیت Zenit در یوگوسلاوی آغاز به کار نمود.
1926: گروه Praesense که نشات گرفته از مدرنیسم بود در لهستان شکل گرفت.
1949: سوسیالیزم- رئالیسم شوروی در سراسر اروپا گسترش یافت.
1960: مجموعه طراحی و صنعت از علم زیبائی شناسی منتج شد.
1964: اولین نمایشگاه بین المللی پوستر در ورشو برگزار شد.
1983: استودیوی Rubik در بوداپست تأسیس شد.
ایتالیا، اسپانیا:
1899: تولید اتومبیل فیات.
1902: Stile Liberty در نمایشگاه بین المللی تورین Turin موفقیت بسیاری به دست آورد.
1908: موسسه Olivetti توسط Canillo Olivetti تأسیس شد.
1909: بیانیه Futurist عنوان شد.
اتومبیل آلفارومئو.
1919: کارخانه فیات لینگوتو تولید خود را آغاز کرد.
1923: اولین نمایشگاه Triennal در مونزای ایتالیا برگزار شد.
1927: موسسه Cassina توسط سزار کازینا در میلان آغاز به کار کرد.
1928: آغاز چاپ مجله داموس Domus.
1930: تولید اتومبیل Pininfarina.
1933: تأسیس استودیوی Boggeri.
1946: موتورهای دوچرخ وسپا توسط Piaggio ساخته شد.
1953: آغاز کارمجله ایتالیایی Stile Industria توسط Alberto Rosselli که در انگلستان نیز منتشر می شد.
1956: صندلی های ثابت برای کازینو توسط Gio Ponti طراحی شدند.
1956: فیات 600 و نوای 500 تولید شدند.
1957: Etlore Sottsass همکاری خود را با اولیوتی آغاز کرد.
1964: مجموعه تلویزیون های Algro II توسط Marco Zanuso و Richard Sapper برای موسسه Brionvega طراحی شد.
1965: موسسه بین المللی یونیمارک Unimark در میلان تأسیس شد.
1966: سوپراستودیو Superstudio در فلورانس آغاز به کار کرد.
آرکی زوم Archizoom در فلورانس تأسیس شد.
1968: کتاب برخلاف یک معمار توسط Oriol Bohigas انتشار یافت که یکی از تئوریسین های مشهور اسپانیایی بود.
1972: نمایشگاه دیدگاه های جدید طراحی محیط زیست ایتالیا درنیویورک برگزار شد.
1974: فولکس واگن گلف توسط Giorgietto Giugiaro طراحی شد.
1979: استودیوی Alchymia در میالن آغاز به کار کرد.
1981: گروه ممفیس Memphis در میلان پس از Alchymia توسط سوتساس تشکیل شد.
1983: برنامه 6 السی که در آن از هنرمندانی چون مندینی و گراوز برای طراحی مجموعه چای خوری و قهوه خوری دعوت شده بود، برگزار شد.
1988: Javier Mariscat علامت شانس در المپیک بارسلون را طراحی نمود.
ژاپن:
1898: کمپانی تویودا که بعدا به تویوتا Toyota تبدیل شد، آغاز به کار کرد.
1918: آغاز کاربزرگ ترین سازنده کالاهای الکتریکی در دنیا به نام Matsushita.
1948: آغاز کار هوندا.
1957: آغاز کارسازمان طراحی صنعتی GK، مشتق از Group Koike.
1970: قفسه هایی با فرم های بی قاعده توسط Shiro Kurumata طراحی شد.
1972: هوندا سیویک به راه افتاد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:23 PM
پیش کسوتان صنعت خودرو از زمانی که "نیکولاس اتو" نخستین موتور چهار زمانه را ساخت تا امروز 132 سال بیشتر نمی گذرد اما در این مدت، صنعت خودروسازی در جهان پیشرفت های بسیاری کرده و هر روز بر دامنه نوآوری های آن در همه عرصه ها افزوده شده است. صنعت خودروسازی سال به سال چهره های برجسته ای را به جهان عرضه می کند که به نوعی مسیر حرکت تاریخ را در این صنعت تعیین می کنند.

http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-1.jpg
"نیکولاس اتو" (1832 تا 1891) مخترعی است که نه فقط مطالعات ارزشمندی درمورد موتور گاز انجام داد بلکه در سال 1876 موفق شد موتور درون سوز چهار زمانه را برای نخستین بار بسازد. او به این ترتیب، هسته اصلی حرکت وسایل نقلیه بعدی نظیر خودروها، قطارها، کشتی ها و هواپیماها را ایجاد کرد. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-2.jpg
"گاتلیب دایملر" (1834 - 1900) کسی است که مهم ترین توفیق او، ساخت یک سری موتورهای سبک بود که اندکی بعد، آنها را در اولین سری موتورسیکلت ها به کار گرفتند. او در سال 1886 یک خودرو با یک سیلندر و قدرت نیم اسب بخار ساخت. این خودرو می توانست حداکثرتا 30 کیلومتر در ساعت حرکت کند. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-3.jpg
"کارل بنز" (1844 - 1929) یک مهندس آلمانی بود که از مخترعان خودرو به شمار می رود. او در43 سالگی ساخت موتورهای صنعتی را آغاز کرد و اندکی بعد، اولین خودروی سه چرخ را که حاوی یک موتور تک سیلندر با حدود یک اسب بخار قدرت بود، ساخت. نام او اکنون زینت بخش تولیدات یکی ازبهترین کارخانجات خودروسازی جهان استhttp://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-4.jpg
"رودلف دیزل" (1825 - 1913) مخترعی است که موتورهای احتراقی با بازده بالا را توسعه داد. در آغاز موتوری که او ساخته بود، "موتور نفت" خوانده می شد اما اندکی بعد، نام فامیلی او یعنی "موتور دیزل" را گرفت. او در عین حال یک فیلسوف نیز بودhttp://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-5.jpg
"هنری فورد" (1863 - 1947) بنیانگذار یک کمپانی خودروسازی است که نام او را به عنوان پدیدآورنده تولید انبوه خودروها با خود یدک می کشد. با تولد فورد T که در شیوه زندگی انسان ها و کار شهروندان و شهرها، یک انقلاب پدید آورد، محصولات کارخانه فورد همواره از محبوبیت برخوردار بوده است. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-6.jpg
"روبرت بوش" (1861 - 1942) در 25 سالگی یک تعمیرگاه مکانیکی و الکتروتکنیکی بنیان گذاشت که در میان فعالیت های اصلی اش، توسعه مخازنی با قابلیت احتراق از طریق برق موتور قرار داشت. او علاوه بر این اختراعات، به دلیل توجه به کارکنانش از طریق پرداخت حقوق های خوب و کاهش مدت کار آنها به 8 ساعت در روز فرد مورد احترامی است. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-7.jpg
"والتر پی. کرایسلر" (1875 - 1940) ابتدا کارش را در صنعت قطار آغاز کرد اما بعد به خودروسازی روی آورد و به جنرال موتورز رفت تا جایی که به ریاست آن رسید. او در 1920 با شرکت ویلیز - اورلند شریک شد و پنج سال بعد، کمپانی خودش را به نام "کرایسلر" بنیان گذاشت و تا زمان مرگ در 1940 ریاست آن را در دست داشت. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-8.jpg
"جیووانی و جیانی آنیلی" (1866 - 1945 و 1921 - 2003) پدر بزرگ و نوه هستند. اولی، شرکت خودروسازی فیات را در ایتالیا پایه گذاری کرد و دومی این شرکت را به یکی از مهم ترین سازندگان خودرو در جهان مبدل ساخت. مدل های فیات همچون 600، 500 و 1100 در بحران اقتصادی دهه های 70 و 90 میلادی از شهرتی بسیار برخوردارند. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-9.jpg
"لوییس رنو" (1877 - 1944) وقتی که هنوز نوجوان بود، موفق به ساخت اولین خودرویش شد که از طریق مجموعه ای از اقدامات فنی همچون مکانیسم انتقالی به آن دست یافته بود. او چند ماه بعد، مسئولیت ساخت اولین نمونه های این خودرو را بر عهده گرفت و با این کار، کمپانی رنو تولد یافت.http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-10.jpg
"آندره سیتروئن" (1878 - 1935) علاوه بر آنکه یک مهندس نخبه بود، پایه گذار یک مارک خودروسازی نیز هست. تلاش او در جهت ایجاد یک کمپانی نمونه بود که ویژگی آن، ایجاد شبکه ای رسمی برای خدمات به مشتریان باشد. این ایده او با انتشار گسترده یک آگهی در همه مطبوعات فرانسه در اولین روز بهار جامه عمل پوشید و به این ترتیب، کمپانی خودروسازی سیتروئن فروش خود را اعلام کرد. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-11.jpg
"فردیناند و فردی پورشه" (1875 - 1952 و 1909 - 1998) پدر و پسر هستند. هر دو، مهندسان ممتازی بودند. اولی، بخاطر ساخت "فولکس واگن قورباغه ای" در خاطره ها ماندگار شد و دومی، به دلیل ایجاد یک مارک در خودروسازی که نام پدرش را بر پیشانی خود دارد و یکی از پر فروش ترین خودروهای جهان است. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-12.jpg
"انزو فراری" (1898 - 1988) یکی از چهره های اسطوره ای صنعت خودروسازی است. او در ده سالگی در یک مسابقه اتومبیلرانی در بولونیای ایتالیا شرکت کرد و با پیروزی در آن، برای همیشه نام خود را ماندگار ساخت. او پس از آن تصمیم گرفت به یک راننده تبدیل شود و در طول 11 سال در رقابت های اتومبیل رانی شرکت می کرد. با تولد اولین فرزندش، عرصه رقابت ها را ترک کرد و در سال 1947 نخستین خودرویی که نام او را بر خود داشت، وارد بازار شد. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-13.jpg
"ادوارد میشلن" (1859 - 1940) مخترع فرانسوی لاستیک های بادی است که شرکتی را بنیان گذاشت که از همان زمان تاکنون، نخستین کارخانجات جهان را در این عرصه در اختیار دارد. http://www.newdesign.ir/images/2010-2-10-14.jpg
"نوچیو برتونه" (1914 - 1997) فرزند "جیووانی برتونه" قطعه ساز بود که یک شرکت خانوادگی را که پدرش در سال 1912 ایجاد کرده بود، گسترش داد. موفقیت بزرگ این شرکت زمانی به دست آمد که "آلفا رومئو" طراحی مدل جدید خودروی آن را بر عهده گرفت. از جمله مدل های معروف این شرکت، "لامبورگینی میورا"، "لانچیا استراتوس"، "فیات ریتمو"، "سیتروئن ویزا" و "زانتیا" است.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:23 PM
تاریخچه اتومبیل رولز رویس Rolls Royce اتومبیل رولزرویس از بهترین اتومبیل های لیموزین در جهان است. مهندس "رویس" همواره بهترین معیارها و استانداردها را برای ساخت اتومبیل های خود در نظر می گرفت. رولزرویس در سال 1906به عنوان شرکت ساخت موتور های بادی (موتورهایی که باجریان هواکار می کند) توسط هنری رویس و چارلز استوارت، تأسیس شد. در سال 1971بخش اتومبیل سازی این شرکت تحت عنوان رولزرویس موتور از کارخانه مادر که ساخت موتور پیشرفته جت 211RB ضرر زیادی به آن زده بود جدا شد و هویت مستقلی به خود گرفت. از این تاریخ تا سال 1987 مالکیت رولزرویس تحت نظر دولت قرار گرفت تا اینکه در همین سال به عنوان سرکت سهامی عام رولز رویس به بخش خصوصی سپرده شد.

http://www.newdesign.ir/images/2010-3-15-Rolls-Royce_Phantom_Coupe_2009.jpg
رولز رویس فانتوم کوپه"فردریک هنری رویس" "Frederick Henry Royce" در 27 می 1863 میلادی در آلوتن نزدیک پترزبورگ به دنیا آمد. او پسر یک آسیابان بود که در کارش ورشکست شده بود. وی که کوچک ترین فرزند خانواده بود، بعد از ورشکستگی شرکت اجاره ای پدر و مرگ نابهنگام وی، تامین بخشی از هزینه چهار خواهر و برادر دیگر خود را به عهده گرفت. در اوایل دوران زندگی خود مشاغل متعددی از قبیل روزنامه فروشی و پادویی و تلگراف خانه داشت که این کارها موجب شد که وی تنها یک سال به مدرسه برود. قبل از اینکه او در خط آهن بزرگ شمال شاگردی و نوآموزی را شروع کند، مخارج زندگی اش به وسیله عمه اش پرداخت می شد. مشکلات و مصائب مادی به طور ناگهانی و خیلی زودرس، تعلیمات کارآموزی اش را فسخ نمود و او را مجبور کرد که در یک شرکت تولید کننده ابزار استخدام شود.
وی در اوقات فراغتش به مطالعه دروس مهندسی برق می پرداخت و این مطالعه و گرایش به سوی مسایل فنی سبب گردید تا با یک شرکت مهنسی برق رابطه برقرار کند. سه سال بعد از گذراندن مدت کوتاهی در یک شرکت قطعه سازی به لندن بازگشت و در شرکت نور و قدرت الکتریکی استخدام شد. وظیفه وی در این شرکت تامین روشنایی و نور خیابان های لیورپول بود. قبل از تأسیس شرکت مهندسی برق و الکتریکی خود، در منچستر با سرمایه اندکی که پس انداز کرده بود - حدود70 پوند - شرکتی برای تامین برق در کارگاه ها به نام FH رویس را پایه گذاری و تأسیس کرد. در این شرکت بود که دینام و جرثقیل های الکتریکی را ساخت و با سرمایه به دست آمده توانست کارخانه خود در منچستر را تأسیس کند و توجه خود را معطوف ساخت موتور اتومبیل کند. اولین اتومبیل رویس، یک چهارچرخه فرانسوی ناقص بود که جانشین یک مدل فرانسوی دیگر شد. در طی سال های 1901 تا 1903 میلادی، موتور های مدل دو سیلندر Decauville و دودیون را ساخت. این اتومبیل یک مدل دو سیلندر ناصاف و خشن و پر سر و صدا بود که در طرح آن رویس تغییرات قابل توجهی به وجود آورد و پس از آن اولین اتومبیلش به نام رویس با موتور دو سیلندر و 10 اسب بخار را در سال 1904 ساخت.

http://www.newdesign.ir/images/2010-3-15-charles-stewart-rolls.jpg http://www.newdesign.ir/images/2010-3-15-frederick-henry-royce.jpg
Frederick Henry Royce Charles Stewart Rolls رویس، اتومبیل دو سیلندری ساخت که هر چند موفقیت تجاری ویژه ای را نصیبش ننمود ولیکن عالی تر از مدل های مشابه فرانسوی اش بود. هنری با معرفی یکی از مدیران نمایشگاه دارش با چارلز رولز آشناشد. "چالز استوارت رولز" "Charles Stewart Rolls"متولد لندن پسر اول بارون لانگتوک بود که از فروش کالسکه های بدون اسبش موفقیت و پیشرفت قابل توجهی کسب کرده و فرد نسبتا مرفهی بود، چرا که درشکه هایش را به طبقه اعیان و اشراف می فروخت. او اشتباهات زیادی در ابتدای کار مرتکب شد ولی بعدها این اشتباهات را اصلاح کرد. چارلز رولز از دوران کودکی به تعمیر موتورهای ماشین علاقه بسیاری داشت. وی در سال 1902 کار خود درزمینه خودرو را با صادر و وارد کردن اتومبیل های فرانسوی شروع کرد. چارلز اولین اتومبیلش را در سن 18 سالگی قبل از ورود به دانشگاه کمبریج ساخت.
با ساخت و تولید اتومبیل، وی اقدام به فروش انواع اتومبیل نمود. لیکن پس از اینکه هنری رویس اتومبیل استثنایی خود را تولید کرد، رولز در هتل Midland منچستر ترتیب ملاقاتی را با وی داد. نتیجه این مذاکره عقد پیمانی بین این دو مرد بود که به اتومبیل رویس توسط سرمایه و پول رولز رونق بخشید. رویس پنج نوع اتومبیل متفاوت را تولید کرد، یک اتومبیل با قدرت 10 اسب بخار، یک اتومبیل با قدرت 15-20 (با موتور و شاسی مشابه) و یک اتومبیل شش سیلندر با 30 اسب بخار قدرت و اتومبیلی با همین قدرت و چهار سیلندر.

http://www.newdesign.ir/images/2010-3-15-rolls-royce-10hp.jpg
تصویر نخستین نمونه های رولزرویس با قدرت 10 اسب بخاراتومبیل های فوق در ماه دسامبر 1904 میلادی در نمایشگاه پاریس به نمایش درآمدند. این دو، همکاریشان با هم در زمینه تولید اتومبیل را در سال 1906 آغاز کردند. در همان زمان "رولز" و "رویس" موافقت کردند که اتومبیل های تولیدی شان را از این به بعد تحت عنوان "رولزرویس" بسازند و بفروشند. این شراکت در واقع با نام "رولزرویس" به طور عملی قوت یافت. رویس امور تفکیکی رابر عهده داشت و رولز امور بانکی و تجاری را بر عهده و سرمایه لازم برای ساخت اتومبیل چهار سیلندر را فراهم کرد.

http://www.newdesign.ir/images/2010-3-15-cooke-street.jpg
کارگاه اولیه رولزرویس در منچستراولین اتومبیلی که با نام "رولزرویس" به فروش رسید مدل Silver Chost با موتور شش سیلندر خطی بود که در سال 1906 تولید و در کمتر از یک سال به عنوان بهترین اتومبیل سال دنیا برگزیده شد. همکاری این دو همکار با هم بیش از 6 سال طول نکشید. زیرا چارلز در سن 32 سالگی در 12 جولای 1910 میلادی در سانحه هوایی درگذشت. وی اولین بریتانیایی بود که بر اثر سقوط هواپیمایی درگذشت. بعد از مرگ وی هنری رویس به تنهایی هدایت کارخانه رابر عهده گرفت. طی جنگ جهانی اول، رویس برای ارتش انگلستان موتورهای هوا پیما تولید می کرد. بعد از اتمام جنگ تولید موتور و شاسی اتومبیل را دوباره آغاز کرد. وی به خاطر خدمات شایانی که در زمینه ساخت موتور هواپیما و اتومبیل انجام داده بود در سال 1930 لقب شوالیه را آن خود کرد. رولزرویس یکی از پیشرفته ترین کارخانه ها در زمینه ساخت موتور هواپیما است تا جایی که موتور هواپیمای کنکورد توسط این کارخانه ساخته شدند.
http://www.newdesign.ir/images/2010-3-15-Rolls-Royce_Logo.jpgپس از این اتفاق، رویس بنتلی موتور را خریداری کرد. وی در سن 70 سالگی در حالی که مشغول کشیدن طرح های جدیدی برای افزایش سرعت اتومبیل هایش بود درگذشت. هنری رویس بسیار کار می کرد و مشهور بود و به این دلیل هیچ گاه به خانواده خود نمی رسید که به همین دلیل همسرش نیز او را رها کرد هیچ گاه یک وعده غذای کافی نداشته و به همین علت جسم ضعیفی داشت. رویس که در اواخر عمرش به کلی ناتوان و علیل گردیده بود. در نهایت کار زیاد سرانجام در تاریخ 22 آوریل 1933 چشم از جهان فرو بست. حال کارخانه ای که این مرد رنجور آن را پایه گذاری کرده برای ثروتمندان خودروهای گران قیمت می سازد.
آرم کارخانه "رولزرویس" عبارت است از یک زمینه سیاه که در آن دو عدد حرف R انگلیسی بر روی هم نوشته شده است. این دو حرف معرف نام آقای رولز و رویس هستند. بر روی جلو پنجره تمامی رولز رویس هایی که از سال 1911 به بعد ساخته شده اند مجسمه یک فرشته از جنس طلا قرار گرفته که امیلی نام دارد و به عقیده بسیاری این فرشته تمثال دختری است که آقای رویس به آن دل بسته بود ولی هرگز موفق به ازدواج با او نشد. برخی هم معتقدند این فرشته سمبل آرامش است و The Spirit of Extacy نام دارد. این مجسمه از طلای 24 عیار و به روش ریخته گری سنتی ساخته می شود که این باعث می شود تا هیچ کدام از این مجسمه ها کاملا شبیه به هم نباشند.
آرم تمامی مدل های "رولز رویس" تا سال 1933 با لعاب قرمز پوشیده بود و سپس به رنگ سیاه تغییر پیدا کرد و این تغییر رنگ دلیلی جز درگذشت رویس در آن سال نداشت که به احترام مقام والا و بزرگش، مسئولین کمپانی برای همیشه آرم اتومبیل را سیاه کردند.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:24 PM
سبک استریم لاینینگ در قطارهای مسافربری در طول سال های بین دو جنگ جهانی، گسترش وسایل حمل و نقل مانند اتومبیل، اتوبوس و هواپیما سبب شده بود که شرکت های راه آهن به طور جدی مسافران خود را از دست بدهند. در نتیجه آنها به وسایل جدید تولید نیروی محرکه از قبیل موتورهای دیزلی و برقی و ایجاد تصویری از سرعت و نوگرایی روی آوردند. برای این منظور از سبک استریم لاینینگ در سطحی وسیع استفاده شد. در مورد قطارها نیز مثل اتومبیل در ابتدا برای به کارگیری سبک استریم لاینینگ، نمونه هایی به طور شهودی تهیه شد.

طراحی قطارهای مسافربری در اروپا:
رویداد جالبی که در اواخر دهه 1920 در آلمان به وقوع پیوست قطار پروانه دار ریل-زپلین Rail-Zeppelin بود که کنت کروکنبرگ، طراح برجسته هواپیما و طراح بالن موتوردار، آن را طراحی کرده بود. تأثیر شغل سابق وی در شکل باریک و سیگار مانند و پروانه عقبی قطار کاملاً مشهود بود. با اینکه این وسیله برای مصارف عمومی نامناسب بود، اما نشان داد که می توان هم ساختمان سبک بدنه و هم موتورهای دیزلی بالن ها را در ساخت قطار به کار برد.

http://www.newdesign.ir/images/2010-3-30-Zeppelin.jpg
Rail Zeppelinاین موارد در قطارهای دیزلی-برقی ای تجسم یافت که راه آهن دولتی آلمان در سال 1933 تولید کرد. این قطارها واحدهای دوقلوی سریع السیری بودند که اولین آنها به نام فلایینگ هامبورگر The Flying Hamburger فاصله بین برلین و هامبورگ را (حدوداً 180 مایل) در عرض دو ساعت و نیم طی می کرد. طرح آن، با قوس ملایمی که به جلو و عقب وسیله داده بودند و پوشیدگی شاسی و سطوح صاف و نوارهای بنفش و شیری رنگ بدنه، کاملاً یکپارچه و متناسب بود.

http://www.newdesign.ir/images/2010-3-30-flying-hamburger.jpg
The Flying Hamburger مورد پیشرفته تری که باز هم طراح آن کنت کروکنبرگ بود، یک قطار سه واگنه تولید شده در سال 1937 بود و با شکل اژدر مانند به سبک استریم لاینینگ باز هم تأثیر طراحی هواپیما را نشان می داد. گنجایش این قطار صد نفر بود و واگن های مجهز به تهویه مطبوع آن برای کاهش سر و صدا، شیشه های دولایه داشتند. با وجود این شروع جنگ مانع از آن شد که به طور انبوه تولید شود.

در آلمان و هلند سبک استریم لاینینگ را در شکل هایی سازمند و یکدست به کار می بردند. ظریف ترین وسایل نقلیه دیزلی دهه 1940 در این دو کشور ساخته شد. برعکس، قطارهایی که اتوره بوگاتی Ettore Bugatti برای راه آهن دولتی فرانسه طراحی کرد زاویه دار بودند و جلو و عقب آنها به شکل گوه بود. سه عنصر قوس محدب سطوح جلو و عقب، شکل گلوله یا اژدر مانند و شکل گوه مانند قسمت جلو، غالب ترین عناصر استفاده شده در قطارهایی به سبک استریم لاینینگ بودند.
شرکت های زیادی به نیروی بخار متکی ماندند. اما آنها هم سبک استریم لاینینگ را به کار گرفتند. راه آهن لندن و شمال شرقی، نیگل گرسلی Sir Nigel Gresley، یکی از برجسته ترین طراحان لوکوموتیو دوران را در اختیار داشت. تجارب چندین ساله او در مورد شکل های جدید، در سال 1935 در قطارهای مدل A4 که برای خط سریع السیر لندن ادینبورو در نظر گرفته شده بود به اوج خود رسید. این قطارها کاملاً به سبک استریم لاینینگ ساخته شده بودند، تصویر نیمرخ آنها به شکل گوه محدب بود و گرسلی نهایت تلاش خود را کرده بود تا شکل آنها نه فقط از لحاظ عملکرد، بلکه از همه نظر توجیه شده باشد. شکل اشکی بدنه روی سیلندرها و چرخ ها به دلیل سهولت در نظافت دارای یک پله وسیع در قسمت فوقانی بود. موتور آنها بسیار قوی بود و یکی از آنها به نام مالارد در سال 1938 رکورد 126 مایل در ساعت را برای لوکوموتیوهای بخار برجای گذاشت.

http://www.newdesign.ir/images/2010-3-30-sir-nigel-A4.jpg
A4 طراحی نیگل گرسلیبا این همه، ارزش های سنتی هنوز قدرتمند بود و گرایش طراحان قطار به سوی سبک استریم لاینینگ در اروپا گاهی با تردید همراه بود. گرسلی سعی می کرد طبق شیوه بریتانیایی ها، زیبایی لوکوموتیو را از عناصر کارکردی آن اخذ کند. بعضی از طرح های سنتی او در حد عالی بودند و او در تحقیر بدنه های قوطی مانند کاملاً محق بود.
لوکوموتیو سریع السیر مدل «05» آلمانی دارای یکی از جامع ترین بدنه های زمان بود که با پوشاندن تقریباً کامل چرخ ها، شکلی وزین، پیچیده و شبیه موجودات زنده ایجاد می کرد.
طراحی قطارهای مسافربری در آمریکا:
در آمریکا، در اوایل دهه 1930 سبک استریم لاینینگ روز به روز متداول تر می شد و شرکت ها در تهیه طرح با هم مسابقه گذاشته بودند. شرکت راه آهن یونیون پاسیفیک Union Pacific در فوریه سال 1934 با ارائه یک قطار سه واگنه به نام سیتی آو سالینا City of Salina (شهر سالینا) که در شرکت پولمن Pullman ساخته شده بود، راه را برای دیگران گشود. این قطار به دلیل داشتن مرکز ثقل پایین، سرعت زیادی داشت و نیروی محرکه آن از یک موتور درون سوز بزرگ تامین می شد. بخش های داخلی، همان طور که از سازندگانش انتظار می رفت، بسیار راحت بود و تهویه مطبوع و دو ردیف صندلی فنری روکش دار داشت که به صورت تختخواب در می آمد. با این حال طرح بیرونی آن حالت خاصی نداشت.

http://www.newdesign.ir/images/2010-3-30-City-of-Salina-Zypher.jpg
لوکوموتیو City of Salina - لوکوموتیو Zephyrدو ماه بعد شرکت راه آهن شیکاگو، برلینگتون و کویینسی Burlington and Quincy با هیاهو و تبلیغات فراوان، قطاری به نام زفیر برلینگتون Zephyr تولید کرد که تأثیر شگفت انگیزی بر جای گذاشت. این قطار نیز سه واگنه و مفصل دار بود و با داشتن موتور دیزلی ابتکاری ساخت جنرال موتورز به حدی سبک و قدرتمند بود که از آن برای سفرهای سریع السیر استفاده می کردند. بدنه آن با استفاده از روش جدید جوشکاری فولاد ضد زنگ که توسط سازنده اش، شرکت تولیدی باد Budd ابداع شده بود، ساختاری محکم و سبک داشت. رنگ آمیزی لزومی نداشت، زیرا برق فولاد صیقلی خود سطح درخشانی فراهم می کرد. قسمت جلو خمیده و کمی نوک تیز بود، شبیه کلاهخودهای اتروریایی، حال آنکه قسمت عقب آن دارای یک واگن بیضی شکل مخصوص تماشا با صندلی های راحتی بود. سطح موج دار بالا و پایین پنجره ها ساختار واگن را مستحکم کرده، در همان حال موتیف واحدی در سراسر طول قطار ایجاد می کرد.
در مدت شش هفته سفر نمایشی بیش از نیم میلیون نفر از قطار زفیر دیدن کردند. این قطار زمانی عرضه شد که امید بود پس از سختی های دوران رکور اقتصادی، تجدید حیات کشور آغاز شود و مثل هواپیمای دی سی 3، شکل جدید این قطار به نمادی از پیشرفت و اوضاع بهتر آینده تبدیل شد. حتی یک فیلم بلند سینمایی نیز به نام درخشش نقره ساخته شد که زفیر نقش مهمی در آن داشت.
عیب زفیر این بود که قسمت مفصل بندی آن ثابت بود و نمی شد واگن های اضافی به آن متصل کرد. در مدل های بعدی این مساله با استفاده مجدد از طرح لوکوموتیو جداگانه و واگن های هم شکل و هم رنگ قابل اتصال، به سادگی حل شد. اولین نمونه از این نوع، قطارهای ربل Rebels در سال 1935 بود که اتو کوهلر آنها را برای شرکت راه آهن گلف، موبایل و شمال طراحی کرد. شکل آنها اطمینان بخش و ساده بود؛ پنجره های بزرگ آن بخوبی مفصل بندی شده و دودکش ها تقریباَ از دید مخفی بود. چراغ ها نیز طوری مخفی شده بودند که ظاهری صاف و یکپارچه ایجاد کند.
قطارهای استریم لاینی دیزلی موفقیت بزرگی محسوب می شدند و تعداد زیادی از آنها ساخته شد. آنها سریع و کارآمد، خوش ترکیب و راحت بودند. بالاتر از همه، آنها به راه آهن جلوه ای نو بخشیدند و به این ترتیب توانستند چندین سال با شکل های دیگر حمل ونقل رقابت کنند.
در آمریکا، شخصیت هایی چون تیگ، دریفوس و لوی از طرف شرکت های مختلف راه آهن استخدام شدند تا موتورهایی به سبک استریم لاینینگ طراحی کنند. این شرکت ها می خواستند بدون ایجاد تغییر زیاد در نیروی محرکه قطارهایشان، ظاهر آنها را مدرن جلوه دهند. نتایج گاه هیچ ربطی به شکل موتور نداشت اما طرح جدیدی که لوی در سال 1931 برای قطار مدل k4 شرکت راه آهن پنسیلوانیا ارائه داد بر اساس شکل استوانه ای دیگ بخار، دقیقاً به شکل گلوله طرح ریزی شده بود تا ویژگی موتور بخار را در چهارچوب سبک استریم لاینینگ حفظ کند.

http://www.newdesign.ir/images/2010-3-30-Loewy-K4.jpg
قطار K4 طراحی ریموند لویقطارهای بسیاری با طرح های عالی در سراسر جهان وجود داشت که کمتر شناخته شده بودند. شرکت راه آهن جنوب منچوری در سال 1934 لوکوموتیو زیبا از نوع پاسیفیک را عرضه کرد که شرکت کاوازاکی آن را ساخته بود. شرکت کاوازاکی بعدها در سطح بین المللی معروف شد. بدنه موتور به دقت طرح ریزی شده و سطحی صاف و ساده ایجاد کرده بود و قسمت های متحرک آن که به نظافت و تعمیر مکرر نیاز داشت کاملآًدر دسترس بود، ویژگی ای که اغلب نادیده گرفته می شد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:25 PM
طراحی صنعتی در آلمان در این مطلب، طراحی آلمان را از دو منظر یعنی دوره ی جمهوری فدرال آلمان و جمهوری دموکرات آلمان بررسی شده است. برای ساده تر شدن کار از نظر زمانی چندین دهه به جلوتر آمده ایم و طراحی آلمان در زمانی که تحت قلمرو پادشاهی و دوک ها و... بود برررسی نشده است.
جمهوری فدرال آلمان:
در آلمان دو رکن مدرسه ی باهاوس و محصولات براون طی سال های 1960 تا 1970 فرهنگ و زبان طراحی آلمان را خیلی سریع ارتقاء بخشیدند تا جایی که لغت استاندارد طراحی آلمانی به صورت فراگیر بر زبان ها افتاد. در سرتاسر جهان شرکت های زیادی هستند که اصول و الگوهای طراحی آلمانی را به کار می برند.

http://www.newdesign.ir/images/2010-4-18-Bauhaus.jpgاصول طراحی آلمانی:
در محصولات آلمانی عمدتاً چند فاکتور مشترک مشاهده می شود: بهترین کارکرد، بهترین عملکرد، اقتصادی بودن، ظاهر ساده، بی تکلف و طبیعی و همچنین احساس رضایت بخشیدن به مصرف کننده.
این ساده بودن، طبیعی بودن، احساس رضایت بخشیدن که علاوه بر جنبه ی هنری از ادبیات آلمان نیز سرچشمه می گیرند، سنگ محک و معیار بخش بزرگی از صنعت آلمان محسوب می شود. بسیاری از موسسات معتبر و کمپانی های مشهور آلمانی مثل داینو ساملونگ در مونیخ، دیزاین سنتر در اشتوتگارت، و اینترنشنال فروم دیزاین (که احتمالاً اسمش را با نام IF Design شنیده اید) موسساتی بوده اند که در دراز مدت نقش کاملاً کلیدی در ترویج و انتشار good design داشتند و باعث شدند زحماتی که طی سال های 1960 تا 1970 خیلی ها متقبل شدند تا به استانداردهای طراحی آلمانی برسند، به عنوان طراحی آلمانی بین فرهنگ توده ی مردم جا باز کند.
طراحان آلمانی یک عقیده ی جالب دارند که بر اساس آن معتقدند یک طراح صنعتی خوب باید از "ده فرمان" پیروی کند تا بتواند یک محصول صنعتی خوب یا فرایند تولید یک محصول ویژه را برای کشورش یا برای جهان طراحی کند:
1- محصولی طراحی کن که بالاترین درجه ی مفید بودن را داشته باشد.
2- به انداره ی کافی امن باشد.
3- چرخه ی عمر طولانی داشته باشد و از اعتبارش کم نشود.
4- با فاکتورهای انسانی و ارگونومیکی منطبق باشد.
5- فرم مستقل داشته باشد و از دانش فنی برخوردار باشد.
6- با محیط و فضا ارتباط برقرار کند.
7- مخرب محیط زیست نباشد.
8- بالاترین کیفیت طراحی را داشته باشد.
9- به راحتی تجسم شود و تجسمش مفید باشد.
10- تحریک کننده ی احساسات و تفکر باشد.
البته این موضوع را در نظر داشته باشیم که بر اساس محصولی که طراحی می شود یا حوزه ای که طراح در آن فعالیت می کند، ویژگی های دیگری نیز می تواند جایگزین مواردی بالا شده و یا به آنها اضافه شود و مهم تر از آن اینکه درجه اهمیت هریک از "ده فرمان" بسته به محصولات با عملکردهای متفاوت فرق می کند. به عنوان یک مثال خیلی پیش پا افتاده، ضوابط و استانداردهایی که برای طراحی یک جام نوشیدنی شیشه ای در نظر گرفته می شود با استانداردهایی که برای طراحی ظرف نوشیدنی شیشه ای بیماران روانی استفاده می شود بسیار متفاوت است. بنابراین باید بر روی این موضوع تأکید بشود که بعضی استانداردها ثابت نیستند و به مرور زمان دستخوش تغییر و تحول می شوند.
کشوری مثل آلمان که محصولات صنعتی آن بر اساس چنین اصول و معیارهایی طراحی می شود می تواند بر پیشرفت دانش فنی، تغییرات اجتماعی، اقتصاد واقعی و پیشرفت و توسعه ی معماری، هنر و طراحی جامعه خودش و چه بسا کشورهای جهان سوم که در حال توسعه هستند تأثیر بگذارد.
تا دهه ی 1980 طراحان آلمانی به این جمله ی معروف ایمان داشتند که فرم تابع عملکرد می باشد. اصولاً وظیفه ی اصلی طراحی این بوده است که راه حل هایی را ارائه کند که محصولات بر اساس آن ها حداکثر عملکرد را منطبق بر نیازهای جامعه بر خوردار باشند. این دیدگاه طراحی کانسپت را محدود کرد و فقط آن را در حوزه ی فنی و آزمایشات محصولات جا می داد و عمدتاً مدیران کمپانی های اصلی آلمانی سیاست های خود را بر مبنای عملکردگرایی محصولات اتخاذ می کردند.
معرفی چند از کمپانی های معروف آلمان و سیاست های طراحی آنها:
AEG:
این کمپانی در سال 1883 در برلین تأسیس شد و یکی از نقش های پیشگام در آغاز قرن بیستم و در حوزه ی طراحی محصولات خانگی را بر عهده داشت و اکثر موفقیت های خود را زمانی کسب کرد که پیتر بیرنس را به عنوان مشاور و طراح انتخاب کرد. آقای بیرنس طراحی ساختمان ها، محصولات و کارهای هنری و گرافیکی AEG را بر عهده داشت و یکی از معدود افرادی است که استانداردهای طراحی را برای قرن بیستم تدوین کرده است. طی سال های 1960 تا 1970 محصولاتی که این کمپانی ارائه می کرده است از یک مفهوم روشنفکرانه و عقلانی برخوردار بوده و تا حدی توسعه پیدا می کنند که اصول طراحی آن در آن زمان مثل یک زبان رسمی شناخته می شود. در نهایت هم سال 1990 به کمپانی الکترولوکس سوئد ملحق می شود که در حال حاضر از برندهای معروف بازار لوازم خانگی است.
آئودی:
از سال 1960 آئودی بخشی از گروه ولکس واگن شده است. اما به صورت کاملاً مستقل از کمپانی مادر فعالیت می کند. در کنار تمام محصولات منحصر به فرد این کمپانی که همیشه با سایر کمپانی ها مخصوصاً BMW در رقابت بوده است، خودروی A2 یکی از محصولات این کمپانی، بدنه ای کاملاً از جنس آلومینیوم دارد که جزو نسل جدید وسایل نقلیه محسوب می شود و به صورت فراگیر در سایر کمپانی ها هم استفاده شده است.
پورشه:
یکی از کمپانی های با حیثیت خودروسازی است که مثال خوبی برای این مدعاست که چگونه سیاست های طراحی در یک محصول می تواند طی چندین دهه سازگاری خودش را با محیط و کاربر حفظ کند.
وولکس واگن:
تا به حال در صنعت آلمان هیچ محصولی به اندازه ی بیتل ساخت شرکت وولکس واگن، بر فرهنگ آلمان تأثیر نداشته است. بیش از 21 میلیون دستگاه از این خودرو به عنوان نماد طراحی صنعت آلمان به فروش رسید.

طراحی در جمهوری دموکرات آلمان بر اساس سه خصیصه ی اصلی شناخته می شود:
1- حمایت متمرکز دولت از طراحان که دقیقاً بعداز جنگ جهانی دوم آغاز شد.
2- اهداف دراز مدت و شفاف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در حوزه ی طراحی.
3- طرح سوالات نظری متمرکزی که در رابطه با معناشناسی عملکرد محصولات و تولیدات از اوایل دهه ی 1980 مطرح شد.
توسعه و پیشرفت در آلمان شرقی از نظر وضعیت اجتماعی با آلمان غربی متفاوت می باشد. در بخش اول مطالب طراحی آلمانی بدین صورت تعریف شد که عمدتاً برای عموم مردم جامعه است و حرکت رو به آینده دارد. اقتصاد آلمان شرقی کشاورزی محور بوده است و عمدتاً محصولاتی که طراحی و ساخته می شده است، محصولات صنعتی سنگین بوده اند. البته از نیمه ی دهه ی 1960 این موضوع تشدید شد چرا که دولت وقت به تولید درست و استاندارد کالای مصرفی مردم پا فشاری داشته است.
این مشکل تاریخی یعنی تشخیص و طراحی کالای مصرفی مردم که از گذشته گریبان گیر طراحان آلمانی ها بوده است وقتی به اوج خودش رسید که آلمان شرقی و غربی با هم متحد می شوند.
سال 1980 آقای گانتر هُن با دقت خیلی زیاد موفق می شود اسنادی را آرشیو کند که درآن لیست تمام محصولاتی که در آلمان شرقی و متناسب با فرهنگ آن طراحی می شده است را جمع آوری کند. نتیجه ی تحقیقات وی که در حوزه ی طراحی کلاسیک محصولات آن دوره بوده، همه را متحیر می کرد. زیرا تحقیقاتش این موضوع را افشاء کرد که بسیاری از محصولات مصرفی که روزانه به راحتی در دسترس مردم نیست، مخصوصاً در همان حوزه ی کشاورزی، عمدتاً انحصار کاملش در دست شرکت های تجاری آلمان غربی بوده و در آن جا مراحل طراحی و ساخت و تولیدش انجام می شده و بدتر از آن اینکه محصولاتی که به صورت بومی طراحی کرده اند، مدل سازی مستقیم و به اصطلاح الان مهندسی معکوس از محصولات آمریکایی، ایتالیایی و اسکاندیناوی بوده است و بسیاری از محصولات معروف و با اهمیت طراحی شده ی آن دوران مثل دوربین جمع و جور ویزور دار PEnti، ماشین تحریر Erika، تیغ اصلاح الکترونیکی bebo sher، جایگاه خوبی را در رتبه بندی محصولات طراحی شده نمی توانند کسب کنند.
در سال 1972 به وضعیت طراحی آلمان شرقی رسیدگی می شود، و با تأسیس اداره ی طراحی صنعتی، وضعیت طراحی محصولات هم ارتقاء پیدا می کند. این اداره نماینده ی تام الختیار در حوزه ی product design بوده و دستورهای لازم و قوانین لازم در این حوزه را وضع می کرده است و به طور کلی بازار محصولات خانگی در کشور و در حوزه ی صادرات را در اختیار می گیرد. در حال حاضر این اداره با حدود 2000 کارمند یکی از بزرگ ترین موسسات طراحی دولتی در سرتاسر جهان محسوب می شود.(AIF)
با تأسیس اداره ی طراحی صنعتی بالطبع رابطه ی بین هنر و صنعت اهمیت پیدا می کند. در شهر لایپزیگ آلمان شرقی یک نمایشگاه بین المللی بسیار بزرگ دائر می شود با عنوان Good Design که در این نمایشگاه از طراحی پارچه، گرافیک محصولات و نقاشی روی محصولات گرفته تا محصولات صنعتی کوچک تا ماشین آلات سنگین و طراحی محصولات داخلی منازل همگی حضور پیدا می کنند و به عالی ترین طرح از نظر طراحی جایزه ی بزرگی می داده اند. کلاً این نمایشگاه از نظر اقتصادی برای آلمان شرقی به شدت مهم بوده است و از جمله حوادث مهم تاریخ آلمان شرقی محسوب می شود.
یکی از خصیصه های طراحی آلمان شرقی این بود که اصولش خشک نبود، یا به اصطلاح سرگشاده بود. آقای کلس دی ال که رئیس انجمن هنرهای بصری آلمان شرقی بود، دوباره این اصول را از نو تدوین و بازسازی کرد. هدف او این بود قوانین طراحی را طوری وضع کند تا محصولاتی که طراحی می شوند را نسبت به محیطی که در آن مصرف می شوند مسئولیت پذیر کند. یعنی اینکه قوانین کوتاه مدت و به اصطلاح Fashion نباشند. قوانین او از همان موقع تا الان ثبات داشته است. این قوانین آزاد و انعطاف پذیر، وقتی سر و سامان گرفتند نتیجه اش این شد که علم طراحی، تکنیک فنی طراحی و به دنبال آن خواسته ها و نیازها و سلیقه های مردم به کلی عوض شد. مردم سخت گیر شدند، نکته بین شدند، دقیق شدند، هر محصولی را انتخاب نمی کردند، طراحان هم مدام این حس را تقویت می کردند، و اینگونه شد که طراحی و صنعت آلمان آرام آرام ریشه دواند. این قوانین طراحی آزاد یا به اصطلاح openness در آن زمان جنبه ی بین المللی پیدا کرد.
آقای کلس دی ال و دوست او لاتز رادلف دو تن از مشهورترین طراحان آلمان شرقی بوده اند. برای اینکه به عظمت نقش یک طراح پی ببرید باید گفت که در وصف این دو نفر گفته شده است که در آن قسمت از دریای ذهن مردم که مرکز طراحی و مرکز خلق قوانین ایدیو لوژی است، نقش یک شناگر را داشته اند که مروارید گمشده ی حس رضایت را از دیدن محصولات و کالاها به چشم های مردم تقدیم می کردند. این دو نفر آرزویشان این بوده است که از طریق فرم خارجی محصولات روی لایه های داخلی جامعه تأثیر بگذارند و موفق هم شدند و به آرزوی خود رسیدند! محصولاتی که طراحی می شد با کاربر خود interact یا تعامل بسیار خوبی برقرار می کرد.
طراحی آلمان شرقی کلاً یک مثالی منحصر به فرد از این موضوع است که چگونه قدرت یک فرم می تواند به طراح قدرت بدهد و به عبارت دیگر چطور یک طراحی فاقد اقتدار با یک فرم ویژه قدرت پیدا می کند.
دهه ی 1950 اوج زمانی بود که طراحی کاربردی از حداقل اهمیت در آلمان شرقی برخوردار بود و عمدتاً هدف طراحان این بود که برای قشر متوسط جامعه محصولات زیبا طراحی کنند. برای مدت زیادی تقلید از اصولی که باهاوس بنیان گذاشته بود برای طراحان آلمانی به اصطلاح حرام بود. که این موضوع تا دهه ی 1960 که آلمان شرقی اعلام کرد که اصول طراحی کاربردی را بر اساس سنت ها و فرهنگ جامعه ی خودش از باهاوس اقتباس کرده و به طور مستقل برای بخش صنعت و ساخت و ساز کشور خودش به کار می برد ادامه داشت.
در سال های 1976، 1979، 1983، 1986 در یک ابتکار خوب سمیناری بین المللی در وایمار آلمان برگزار شد که انعکاس دستاوردهای باهاوس را از نظر تاریخی، هنری، اجتماعی، آموزشی و بین المللی را نشان می داد. این سلسله کنفراس ها باعث شد که بین نظریه پردازان و منتقدان طراحی تعدادی سوال های نظری در حوزه ی طراحی پیش بیاید که به یک کنفرانس با عنوان طراحی عملکردگرایی در اداره ی طراحی صنعتی آلمان منجر بشود. از این کنفرانس چنین نتیجه گیری شد که اصول طراحی عملکردی رابطه ی نزدیک تری با زندگی مردم در یک جامعه ی سوسیالیست دارد. طراحی عملکردی یک سبک کاری نبود و اصولاً با این هدف روی آن مطالعه نشده بود و فقط به عنوان یک متد کاری مطرح گردید.
طی سخنرانی هایی که سال 1985 با عنوان پست مدرنیسم و طراحی عملکردی برگزار شد، آقای بورنو فی ارل در یک انتقاد صریح به این نکته اشاره کرد که برنامه هایی که برای طراحی عملکردی چه از نظر آزمایشات تئوری و چه تمرینی تدوین می شود با کمبود متریال ایده آل مواجه می شود، بنابراین نمی شود عملکرد مطلوب را استخراج کرد. و به عنوان مثال کشورهایی مثل آلمان شرقی و ایتالیا کاملاً استبدادی با این مساله برخورد می کنند.
منتقد دیگری به اسم هینز هیردینا نیز معتقد بود که با طراحی پست مدرن مخالفت می شود و کاملاً ارتجاعی با آن برخورد می شود چرا که در حال حاضر طراحی آلمان به صورت یک سبک بسط داده شده و تغییر این روال که محصولات با مکانیزم خاص با تبلیغات و بسته بندی های خاص تغییر کنند کار ساده ای نیست. آقای هیر دینا معتقد بود که طراحی پست مدرن را عامل بحرانی برای تعین ارزش کالا در نظر نگیریم بلکه بیاییم بر روی این موضوع سرمایه گذاری کنیم که عملکرد هم به عنوان بخشی از زیبایی محصول شناخته بشود، در غیر این صورت محصولات خیلی زود از مد خارج می شوند.
در بخش انتهایی مطلب باید از فردی به نام هُرست اُلک صحبت کنیم،که نقش بسیار به مهمی در شکل گیری طراحی آلمان شرقی دارد. بر خلاف سایر نظریه پردازان آقای اُلک به طور عمیق محصولات مختلف را از حیث معناشناسی و مفهوم مورد مطالعه قرار داد، یعنی زبان محصولات مختلف در شرایطی که جامعه با آن مواجه است.
با فرو ریختن دیوار برلین و اتحاد بین آلمان غربی و شرقی فصل جدیدی در تاریخ طراحی آلمان آغاز شد که از همان طراحی مدرن و پست مدرن آلمان است که به صورت عرف در فرهنگ طراحی توده ی مردم آلمان پذیرفته شد.
لیست تعدادی از کمپانی های آلمانی:
کمپانی طراحی محصولات روشنایی Bega
کمپانی تولید چرم Bree
کمپانی طراحی محصولات روشنایی Erco
کمپانی تولید تأسیسات الکتریکی Gira
کمپانی تولید جواهرآلات Niessing
کمپانی تولید لوازم خانگی Rowenta
کمپانی تولید وسایل برقی Siemens
کمپانی تولید خودرو DaimlerChrysler
کمپانی تولید خودرو Opel
کمپانی تولید لنز دوربین Carl Zeiss
کمپانی تولید لوازم خانگی Braun
کمپانی تولید محصولات ورزشی و پوشاک Adidas
منابع ترجمه:
1: کتاب Design History، Theory and practice of product Design نوشته Bernhard E. Bürdek
2: http://www.goethe.de/kue/des/prj/des/enindex.htm
3: german design standards Volume 2
4: (سلسله مقاله های German Design History (Ron Ihrig

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:26 PM
طراحی صنعتی در فرانسه http://www.newdesign.ir/images/2010-5-11-French-flag.gifبرای مدت زمان زیادی فرانسه ی قدرتمند، در زمینه ی هنرهای زیبا و مد تأثیرات اندکی بر روی طراحی به جا گذاشت. در دهه ی 1930 یعنی عصر آرت دکو، صنعتگران و معماران فرانسوی اولین نقطه ی اوج خود را در هنرهای تزئینی تجربه کردند.
طراحی داخلی آپارتمان ها، بناهای عمومی و حتی کشتی های مسافر بری حوزه ای بود که طراحان آلمانی آن را تجربه می کردند و به طور خلاصه طراحی امروز فرانسه میراثی است که سبک آرت دکو برای این کشور به جا گذاشته است. طراحان نامداری همچون Philippe Starck، Garouste و Bonetti از جمله این میراث هستند.
- ویژگی آثار استارک که به طور مکرر بر روی آن ها تأکید کرده است عبارتند از: زیبایی و ظرافت، تناسب و پویایی؛ در کنار بیش از صد محصولی که او با چنین ویژگی هایی طراحی و به تولید رسانده است، به طور ویژه در حوزه ی طراحی داخلی برای هتل ها و کافه ها و... نیز فعالیت داشته است.
- ریموند لو وی نیز یکی دیگر از طراحان پرآوازه ی فرانسوی در سال 1919 به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا به موفقیت های بزرگی رسید، در سال 1956 بار دیگر به فرانسه بازگشت و اداره ی طراحی خود را تأسیس کرد و در حوزه ی graphic design تمرکز نمود.
- Jacques Vienot دفتر پذیرش پروژه های طراحی خود را در سال 1952 و در پاریس تأسیس کرد. این نمایندگی پروژه هایی را در حوزه ی طراحی صنعتی و گرافیک به مرحله ی اجرا می رساند.
- Lucien Lepoix اداره ی Forms Techniques Internationals را در سال 1956 و در پاریس تأسیس کرد.

http://www.newdesign.ir/images/2010-5-11-Lepoix_bmw.jpg
Lucien Lepoix- Roger Tallon نیز شهرت بین المللی خود را به واسطه ی طراحی مبلمان، لامپ وساعت های گوناگون و به خصوص با اجرای پروژه هایی که تصور زندگی مدرن را القاء می کرد به دست آورد که از آن جمله می توان به متروی مکزیک اشاره کرد.
بر خلاف سایر کشورهای اروپایی فرانسه تا اوایل سال 1960 با مسئله ی جدی طراحی صنعتی مواجه نشد و زمانی که این اتفاق افتاد مهم ترین نقش را موسسه ی Centre de Creation Industrial ایفا نمود که در سال 1969 تأسیس شد. با برپایی نمایشگاه طراحی، طی سال های 1960 - 1990 سبک طراحی این کشور در حوزه ی بین المللی جای گرفت.
در همین دوران بود که گروهی از طراحان جوان فرانسوی همچون Nemo، Totem، Olivier و Pascal Morgue و در راس آن فیلیپ استارک به عنوان نمایندگان طراحی جدید فرانسه برخواستند.
تحت تأثیر نظریات فیلسوفان پست مدرنیست فرانسه همچون Jean Baudrillard و François Lyotard طراحی و تولید محصولات فرانسوی با استفاده از متریال گوناگون جهش صعودی پیدا کرد و عموماً تمرکز بر روی ساخت محصولاتی از جنس پلاستیک، شیشه و آهن بود. محصولاتی نفیس ولی بسیار معمولی.
طراحی جدید فرانسه بیشتر در اسباب و وسایل منازل، بارها و فروشگاه های کوچک نمود یافت و نمونه های بسیار مشهور از آن را می توان در Café Costes و در طراحی داخلی کاخ الیزا در پاریس (1982) که توسط فیلیپ استارک و به دستور رئیس جمهور وقت انجام شده است را نام برد.

http://www.newdesign.ir/images/2010-5-11-Cafe-Coste.jpg
Café Costes - استارک در دهه ی 1980 جایگاه خود را به عنوان یکی از مشهورترین طراحان جهان تثبیت کرد و بر خلاف طراحان آوانگارد ایتالیایی که در سبک ممفیس فعالیت می کردند راه خود را جداگانه برگزیده بود. از استارک با احترام زیاد به عنوان یکی از نظریه پردازان اصلی طراحی در اواخر قرن بیستم نام برده می شود. او با بیش از صد محصولی که طراحی کرده است نقش بزرگی در معناشناسی طراحی محصولات ایفا کرد.
اصلی ترین نقش را در ارتقاء جایگاه طراحی جدید فرانسه را Valorisation de l’Innovation dans l’Ameublement بر عهده داشته است، این موسسه با سازماندهی کردن سلسله مسابقات طراحی در حوزه ی اسباب و سایل منزل، برگزاری نمایشگاه و کارهای تبلیغاتی و گرد هم آوردن طراحان با استعداد در اجرای کارهای تولیدی، نقش خود را در پرورش و توسعه ی طراحی جدید فرانسه ایفا کرد.
همچنین وزیر صنایع فرانسه نیز به بازار بالقوه طراحان توجه بسیاری داشت و با برگزاری دیدارها و جلسات منظم نقش خود را در ارتقاء جایگاه طراحان به درستی ایفا کرد همچنین با سرمایه گذاری لازم برای ساخت نمونه ی اولیه یا پرتوتایپ طرح های منتخب کمپانی های مختلف در طی چند سال بیش از صد طرح به تولید انبوه رسیدند و به بازار رقابت راه یافتند.
در بحث طراحی فرانسه نام آندره پوتمن (Andrée Putmann) را نباید از قلم انداخت. آندره پوتمن را می توان به عنوان یکی از برترین طراحان زن جهان معرفی کرد.
سال 1990 تعدادی از طراحان جوان فرانسوی جنبش جدیدی ایجاد کردند. تقریباً تمام آن ها در حوزه ی طراحی داخلی فعالیت می کردند و بنابراین بار دیگر سبک دکوراتیو در طراحی فرانسه ادامه یافت. از جمله این طراحان می توان برادران Bouroullec یعنی Erwan و Ronan را نام برد که لوازم آشپزخانه و همچنین مبلمان داخلی Cappellini و Vitra را به صورت مفهومی طراحی کرده اند. آن ها با این آثار خود پیمانی دوباره در طراحی محصولات خانگی ایجاد نمودند، محصولاتی تماشایی با انعطاف پذیری بالا و کاملاً مدولار و متناسب با فرهنگ فرانسه که به طور کامل اصول طراحی برای محیط خانه را ازدو باره تعریف می نمود.
کمپانی های مختلف نیز با خرید این نوع آثار طراحی شده و تولید آن ها به شهرت رسیدند. Thomson Multimedia یکی از این کمپانی های مشهور است که به طور ویژه در طراحی محصولات پذیرایی برای منازل فعالیت می کرد و دیگری گروه تولیدی محصولات خانگی SEB است که از جمله محصولات آن می توان به این موارد اشاره کرد: Arno، Moulinex، Calor، Rowenta، KrupsTefal
و در پایان یادآوری می شود که غرش نهایی طراحان فرانسوی با نوآوری های آنان در صنعت خودروی فرانسه برافراشته شد.
گروه خودروسازان PSA یا (Peugeot and Citroën)، با طراحی های نوآورانه و مسئولانه خود در حوزه ی طراحی خودرو موج جدیدی از هوشیاری طراحان فرانسوی ایجاد کردند عمده ی موفقیت های کمپانی های خودروسازی فرانسه در نیمه ی دوم قرن بیستم نصیب این کمپانی ها شده است که همپای آنان کمپانی رنو نیز فعالیت مستمر داشته است.
با زحمات فراوان پاتریک لی کومنت (Patrick le Quément) طراح معروف فرانسوی، کمپانی رنو موفق شد به استانداردها جدیدی در فرهنگ طراحی خودرو دست پیدا کند. این کمپانی در کنار تولید محصولات متنوع خود با طراحی خودروهای ون همچون Espace، Twingo، Vel Satis و Scénic بازار هدف خود که جوانان و خانواده های اروپایی بودند را جذب خود نمود و تأثیراتی ویژه ای در طراحی خودروهای ون از خود به جا گذاشت.
منبع: کتاب Design History، Theory and practice of product Design/ Bernhard E. Bürdek

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:26 PM
تاریخچه تکامل اتو اتو در طی سالیان دراز از یک وسیله ساده فلزی که خیلی سنگین و استفاده از آن سخت بوده تکامل یافته است. البته گاهی اتوهای شیشه ای یا سایر مواد هم ساخته می شد. پیش از اینکه خشک کن های گرمایی اختراع بشوند، اتو وظیفه حشک کردن را هم برعهده داشت. میکروب ها و باکتری های موجود در لباس را می کشت و کپک را رفع می کرد. در حال حاضر بیش تر اتوهای مدرن از فلز و پلاستیک ساخته می شوند و چند ویژگی مانند بخار، کنترل دما و خاموش کننده خودکار دارند.

http://www.newdesign.ir/images/2010-6-14-Iron.jpgشاید هزاران سال باشد که بشر با وسیله ای چروک های لباسش را باز کند. اما بیش تر اوقات فقط ثروتمندان بودند که لباس هایشان چنین مرتب و آراسته بود. چون استفاده از چنین وسیله ای سخت و پرزحمت بود، فقط طبقه اشراف توانایی استخدام کردن فردی را فقط به همین منظور خاص داشتند. حدود 400 سال پیش از میلاد مسیح یونانی ها اتوی پلیسه کننده را برای لباس های نخی شان به کار می بردند. اتوی پلیسه کننده غلتک سوزن مانندی بوده است که حول محوری می چرخید و آن را پیش از استفاده گرم می کردند.
در دوران امپراتوری روم باستان، رومی ها اسباب و وسایل مشابه اتوهای امروزی داشتند. یکی از آنها دستگاه پرس دستی بود که با این پارو یا چکش فلزی تخت به لباس ها ضربه می زدند و به این ترتیب چروک ها از بین می رفت. وسیله دیگر دو تخته چوبی تخت بود که بین آچاری چوبی قرار می گرفت. پارچه های نخی را بین دو تخته می گذاشتند و با پیچاندن آچار فشار بیش تری به آن وارد می کردند و پارچه اتو می شد.

http://www.newdesign.ir/images/2010-6-14-Indianboxiron.jpg http://www.newdesign.ir/images/2010-6-14-linenpress.jpgچینی های باستان هم چندین نوع اتوی بدوی داشتند که اتوی ماهیتابه ای یکی از آنها بود و آن را روی لباس حرکت می دادند تا چروک ها باز شود.

http://www.newdesign.ir/images/2010-6-14-mangleboard.jpgتقریبا تا قرن دهم میلادی وایکینگ های اهل اسکاندیناوی هم اتوهای ساده ای از جنس شیشه داشتند. وایکینگ ها تخت کننده ای به شکل قارچ داشتند که آن را کنار بخار نگه می داشتند و گرم می کردند و بعد آن را روی لباس می کشیدند.
اما آنچه ما انسان های قرن 21 به نام اتو می شناسیم وسیله ای است که اروپایی ها از قرن چهاردهم از آن استفاده می کنند. اتوی تخت از یک صفحه آهن با دسته فلزی تشکیل شده بود. برای اینکه اتو داغ شود، آن را روی آتش نگه می داشتند یا کاملا در آتش می گذاشتند. وقتی اتوی تخت را روی یک پارچه می گذاشتند باید آن را با دستگیره برمی داشتند. یک تکه پارچه نازک بین لباس و اتو می گذاشتند تا دوده های روی اتو لباس را کثیف نکند. با اتوی تخت اتوکاری می کردند تا خنک شود. در آن زمان خیلی از مردم چند اتوی تخت داشتند و وقتی با یکی کار می کردند بقیه را گرم می کردند تا اتوکاری برای گرم کردن آن قطع نشود.
تقریبا در قرن پانزدهم پیشرفتی در ساخت اتوی تخت حاصل شد. در این زمان جعبه داغ که به اتوی جعبه ای هم معروف است ساخته شد که درون آن سوراخ بود. این اتو فلزی بود و کف تخت و یک دستگیره داشت. داخلش زغال داغ، آجر، تکه های فلز یا چیز دیگر داغ می گذاشتند. با این اختراع نیاز به پارچه اضافی بین اتو و لباس از بین رفت چون دیگر اتو لباس را کثیف نمی کرد.
هم اتوی تخت و هم اتوی جعبه صدها سال استفاده می شدند اما بیش تر ابداعات مربوط به اتو در قرن نوزدهم اتفاق افتاد. وقتی قالب گیری آهن در اوایل قرن نوزدهم انجام شد بعضی مشکلات اتوهای تخت مرتفع شد. با ظهور کوره های قالبگیری آهن اتوهای تخت را روی آن ها گرم می کردند که خیلی تمیزتر از آهن بود. در سال های دهه 1820 میلادی اتوی تخت را با قالب گیری درست کردند. این اتوها را اتوی ملول می نامیدند چون 5 الی 6 کیلو وزن داشتند و حرکت دادن آن ها خیلی سخت بود.
اتوهای ملول هم مانند اتوهای تخت روی کوره گرم می شدند اما معمولا یکنواخت گرم نمی شدند، همچنین دسته آن ها هم گرم می شد که موجب بروز مشکلاتی برای استفاده کننده می شد. مری پاتز آمریکایی در 1870 این مشکل را حل کرد. او قالبی مقوایی درست کرد و آن را با گچ پاریسی پر کرد. این قالب دور بدنه اتو قرار می گرفت و آن را خنک تر و از طرفی اتو را داغ تر نگه می داشت. پاتز همچنین دسته چوبی جداشدنی فنرداری برای اتوی ملول درست کرد.
وقتی که در اواخر سال های قرن نوزدهم گاز در خانه های آمریکا در اختیار مردم قرار گرفت اتوهای گازی ساخته شدند که اولین آنها در سال 1874 ثبت شده است. هر خانه ای خط گاز داشت و اتوی گازی به لوله خط گاز وصل می شد. این اتو یک سوزاننده داشت که گاز در آن جریان می یافت.
وقتی سوزاننده را با کبریت روشن می کردند اتو گرم می شد. این اتو زیادی داغ بود و گاهی گاز آن نشت می کرد اما وزن آن ها کم تر از اتوهای ملول بود. پس از این نوع اتوهایی با سایر سوخت ها به بازار آمدند. این اتوها با روغن، گازوییل، پارافین و سایر سوخت ها گرم می شدند.
اتوی برقی در سال های دهه 1880 اختراع شد. در این زمان برق در بیش تر خانه ها در دسترس بود. نخستین اتوی برقی را هنری دبلیو سیلی در 1882 به ثبت رساند. اتوی اختراعی او با سیم های جداشدنی به برق وصل می شد. برق سیم پیچ های داخلی اتو را گرم می کرد اما اتوی سیلی مانند خیلی از اتوهای الکتریکی اولیه سیم برق نداشت. اتو روی یک پایه گرم می شد. مشکل مهم اتوی سیلی این بود که خیلی آرام آرام گرم می شد و پس از استفاده خیلی زود سرد می شد و باید مدام آن را گرم می کردند.
http://www.newdesign.ir/images/2010-6-14-modern-iron.jpgبا تحویل قرن فناوری ساخت اتو پیشرفت قابل ملاحظه ای کرد و اتو در خانه های آمریکا به وسیله ای متعارف بدل شد. در 1903، سیم اتوها مستقیما به همان جا که آن ها را می فروختند وصل می شدند. کنت ریچاردسون یک کف صفحه ای اختراع کرد که پیشرفت مهمی محسوب می شد که کف اتوها از کجا و چطور گرم بشوند. لبه اتوی او گرم تر از مرکز بود و نقطه داغ به حساب می آمد.
در 1920، جوزف مایر با افزودن یک کنترل گر خودکار دما از جنس نقره اتو و سیم را متحول کرد. ترموستات خیلی زود به ویژگی استاندارد اتو بدل شد. نخستین اتوهای بی سیم در سال 1922 ساخته شدند اگرچه از آن ها استقبالی نشد. نخستین اتوهای بی سیم موفق در 1984 ساخته شدند.
در 1926 اتوی بخار را شرکت الدک به بازار عرضه کرد. پیش از آن استفاده کننده روی لباس خشک آب می پاشید یا لباس را وقتی هنوز تر بود اتو می کردند. اتوی بخار یک محفظه آب داشت که آب گرم شده در آن به بخار تبدیل می شد و از حفره های کوچک صفحه کف بیرون می آمد. از اتوی بخار هم تا سال های دهه 1940 استقبالی نشد.
ادوارد شرایر در 1938 راه حلی برای مشکل زنگ زدن کف اتوها پیدا کرد. او آلیاژی تولید کرد که زنگ نمی زد و چکه نمی کرد. اتوهایی که می شد در آن ها حالت های بخار یا خشک را انتخاب کرد در دهه 1950 و نخستین اتو که خودکار خاموش می شد در 1984 عرضه شد.
اتوهای امروزی در کف پوشش نچسب دارند که ابداع آن به سال 1995 برمی گردد. بیش تر اتوها بدنه پلاستیکی دارند و سوراخ های بیش تر کف که اجازه عبور بیش تر بخار را می دهد از مزایای اتوی خوب محسوب می شوند. در 1996 فقط در آمریکا بین 13 تا 14 میلیون اتو از انواع مختلف به فروش رفته است.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:27 PM
تاریخچه پیدایش جوراب یکی از مهم ترین البسه ای که هر روز توسط میلیاردها نفر بر روی کره ی زمین، از مرد و زن و پیر و جوان و خوش پوش و... پوشیده می شود، جوراب است. جوراب در صنایع مد و پوشاک جایگاه ویژه ای دارد و سیر تاریخی آن نیز اهمیت خاصی دارد. به نحوی که ساخت و تولید انبوه جوراب نایلونی زنانه، یکی از نقاط عطف صنایع پوشاک محسوب می شود.

پیدایش نخستین جوراب ها برمی گردد به یونان باستان. مردان کارگر و برده ها در دوران یونان و مصر باستان جوراب های بلند می پوشیدند و زنان رومی در خانه های خود نوعی جوراب ساق کوتاه به پا می کردند. جوراب های کوتاه نخی یا ابریشمی هم چندین قرن در چین و ژاپن استفاده می شد. این جوراب های ساق کوتاه در قرن دوازدهم در اروپا به جوراب های ساق بلند تبدیل شد. شلوارهایی که مردان می پوشیدند، بسیار چسبنده و تنگ شد که از کمر تا پایین پا را می پوشاند، مانند ساق های امروزی. زنان هم جوراب های بلندی می پوشیدند که در زانو با کش جوراب نگاه داشته می شد.

http://www.newdesign.ir/images/2010-5-15-Islamic_sock.jpg http://www.newdesign.ir/images/2010-5-15-EgytpianSock.jpg
نمونه جوراب های قدیمی مصریبعد از سال 1545 جوراب های ساق بلند کش باف وارد مد شد که معمولا درزهای آن با طرح های ابریشمی پرکار تزئین شده بود. جوراب هایی با درزهای تزئین شده در طول دهه 40 و اوایل دهه 50 میلادی رایج و متداول بود.
اولین ماشین کشبافی را در سال 1589 در انگلستان ساخته شد و نکته ی جالب توجه این است که سازنده ی آن یک «کشیش» انگلیسی، به نام ویلیام لی، بود. در آن دوره جوراب های نخی و ابریشمی الیاف موردپسند و رایج میان مردم بود. در آن زمان راه های بسیار متفاوتی برای پوشیدن جورابی های ساق بلند وجود داشت. گاهی اوقات در فصل های سرد چندین جفت جوراب ابریشمی را باهم می پوشیدند. در قرن هفدهم زمانی که چکمه های بزرگ به دنیای مد وارد شد، نوعی پاپوش کتانی زیر چکمه پوشیده می شد تا از جوراب ابریشمی محافظت کند.

مردان تا اواخر قرن هجدهم جوراب های بلند ابریشمی به همراه کش و بند جوراب می پوشیدند، اما از آن زمان به بعد شلوارهای بلند و جوراب های کوتاه پدیدار شد که تا حالا همچنان مد باقی مانده است.
در قرن نوزدهم جوراب های نخی ساخته شده با ماشین، در دسترس خانم ها قرار گرفت. بعد از جنگ جهانی اول (1914-1918)، دامن های کوتاه مد شد و ساق ها و جوراب های بلند ابریشمی دوباره رایج شد و ثابت کرد که فشن و طول دامن، مدل جوراب را تعیین می کند.
با کشف جوراب های نایلونی در دهه 30 و 40، استفاده از جوراب های ابریشمی در میان خانم ها رنگ باخت و جوراب های نایلونی مد شد. پس از جنگ جهانی سرانجام جوراب های نایلونی جانشین جوراب های ابریشمی شد. اما الیاف دیگری مانند ریون هم وجود داشت.
نخستین جوراب نایلونی در 15 می سال 1940 در فروشگاه های نیویورک عرضه شد و بیش از 780 هزار جفت از آن در روز اول فروخته شد! در سال اول 64 میلیون جفت جوراب تایلونی در آمریکا به فروش رسید.
جوراب و ساق های نایلونی که بعد از جنگ جهانی دوم (1939-1945) متداول شد و به طور کامل جایگزین جوراب های ابریشمی شد، تا اواخر دهه 1960 معمولا درز داشت. آنها بافتی یکدست داشت و کشباف و چسب بدن بود.
در اویل دهه 60 جورابی های یکپارچه و بدون درز کفی دار، به سرعت جایگزین جوراب های چسبان درزدار شد. این جوراب ها در ماشین های کشبافی مدور بافته می شود و با محکم کردن و بستن کوک ها شکل می گیرد. ضخامت جوراب با تعداد کوک های هر ردیف تعریف می شود.
در دهه 60 در غرب دامن های خیلی کوتاه مد شد و بسیاری از خانم ها ترجیح دادند تا به جای پوشیدن جوراب از ساق جورابی های بلند استفاده کنند. خیلی از خانم ها به جای پوشیدن جوراب به ساق جورابی های بلند رو آوردند. در نتیجه برای رقابت با ساق ها، طول جوراب ها خیلی بلندتر از معمول شد تا برای پوشیدن با دامن های کوتاه مناسب باشد، اما در اثر این تغییر جوراب ها به کلی از مد خارج شد و جای آن را ساق جورابی ها گرفتند. که البته این مورد فقط در برخی از کشورهای غربی رخ داد.
در حقیقت ساق جورابی های نایلونی زیبا و ظریف در دهه 1960 خیلی رایج شد. در حالی که در طول 400 سال پیش از آن جوراب های ساق بلند بر مد مسلط بود. پس از دهه ی 60 میلادی، تحول چندانی در زمینه صنایع تولید جوراب رخ نداد و تا امروز جوراب های زنانه و مردانه فقط به تناسب مدهای روز تغییر کرده اند.
در سال های اخیر جوراب های ساق بلند بازهم مد و رایج شده است و در راهروهای فشن و مجلات دیده می شود.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:29 PM
طراحی صنعتی در اسپانیا http://www.newdesign.ir/images/2010-7-12-spain-flag.jpgپس از سقوط رژیم فرانکو در سال 1975 در سراسر اسپانیا توسعه ی چشمگیری در فرهنگ آغاز شد. فعالیت در طیف وسیعی از زمینه های هنری همچون ادبیات، تئاتر، فیلم، مد، موسیقی و همچنین طراحی، با رشد سریع و پیشرفت بی همتایی رو به رو شد. این انفجار فرهنگی رقابت سنتی بین مادرید و بارسلونا را رونق بخشید که در سایر شهرهای اسپانیا نیز همچون والنسیا و بیلبائو شور و شوق زیادی به پا نمود.
عامل دیگر پیشرفت، ساختار اقتصادی اسپانیا بود که شبیه ساختار اقتصادی شمال ایتالیا بود. تعداد زیادی از تجار و صنعت گران با راه اندازی کارگاه ها و با از سرگیری و یادآوری روند سنتی گذشته، باردیگر فرهنگ طراحی گرای اسپانیا را شکل بخشیدند.
طراحی صنعتی در اسپانیا با تأسیس انجمن طراحان ADIFAD در سال 1960 آغاز شد. یکی از افراد دخیل در تنظیم نام سازمان André Ricard بود، که او را شاهزاده ی طراحی اسپانیایی می نامیدند.
در سال 1956 آندره ریکارد و ریموند لووی یکدیگر را در امریکا ملاقات کردند و تصمیم گرفتند سنت طراحی اسپانیایی را که طی ده ها سال شکل گرفته بود بر اساس شیوه های طراحی سوتساس در ایتالیا بازنمایی کنند.

http://www.newdesign.ir/images/2010-7-12-Andre-ricard.jpgبا تأسیس مرکز طراحی بارسلونا (BCD) در سال 1976، اقتصاد اسپانیا بیش از پیش طراحی صنعتی را پذیرفت. تا اواخر دهه ی 1970 طراحی صنعتی به طور گسترده توسط اصول طراحی خوب (Good design) کنترل می شد، همچنین برای مدتی طولانی دانشکده ی اولم (ULM) و کمپانی براون عامل اصلی تعیین کننده ی شکل ظاهری در طراحی محصولات اسپانیا بودند.
در آغاز دهه ی 1980 نفوذ فرهنگی قوی در ایتالیا منجر به ظهور جنبش vanguardia گردید.
برگزاری نمایشگاه قدرتمند Arteder با هدف برشمردن ویژگی های نئومدرنیسم (neomodernist traits) در شهر بیلبائو، ارتباط بی مثال هنر و طراحی را برای همه ی بازدید کنندگان خود به نمایش گذاشت.
همچنین در نمایشگاه مبلمان شهر کلن آلمان که در سال 1987 برگزار شد، طراحان اسپانیایی با مقیاس وسیعی از تولیدات در حوزه ی مبلمان در این نمایشگاه حضور یافتند و این اولین تجربه ی گروهی نمایش محصولات طراحان اسپانیایی بود. از این زمان به بعد بود که صاحبان صنعت اسپانیا طراحان صنعتی را استخدام می نمودند و از آن ها استقبال چشم گیری می نمودند و برای تثبیت جای پای خود در بازار بین المللی اروپا، پیچیده ترین اصول بازاریابی، آخرین فناوری ها و بیشترین سرمایه گذاری برای تقویت بخش طراحی خود را به کار می گرفتند.
برگزاری بازی های المپیک سال 1992 در بارسلونا، به شدت باعث رونق طراحی صنعتی واقعی در اسپانیا شد.
طراحی ساختمان ها و فضاهای جدید، ابتکارات بی نظیر در حوزه ی مبلمان شهری، مغازه ها و رستوران ها و آثار گرافیک محیطی و محصولات تبلیغاتی، بی اغراق بارسلونا را به پر جنب و جوش ترین مرکز طراحی اروپا تبدیل نمود.
خانه ی چاپ و نشر Gustavo Gili با تولید و انتشار حجم انبوهی از کتاب های مورد نیاز در بخش هنر، طراحی و معماری نفوذ ویژه ای بر کشورهای اسپانیایی زبان همچون آمریکای لاتین بر جای گذاشت. همچنین طراحی جدید اسپانیا، طراحی ایتالیایی را که مدت ها تحت تأثیر آن قرار داشت کنار گذاشت و با انتشار مجلات گوناگون و تبلیغات وسیع در این کشور، خودرا به عنوان پلات فرم اصلی در حوزه های هنر، معماری اخلی، گرافیک، مد، طراحی محصولات و... معرفی نمود.
مشهورترین طراحان اسپانیایی عبارتند از:
Ramon Benedito
Pepe Cortes
Javier Mariscal
Jorge Pensi
Oscar Tusquet
Lluis Clotet
تعدادی از افرادی که به عنوان نسل جدید طراحی اسپانیایی شناخته می شوند نیز به شرح زیر هستند:
Martin Azua
Anna Bujons
Curro Claret
Emili Padrosَ
از شرکت های معتبر و بسیار مشهور طراحی اسپانیا می توان Torres & Torres و Ana mir را نام برد. همچنین نمایشگاه دوسالانه ی Primavera del diseno که در بارسلونا دایر می گردد به محلی بین المللی برای اجتماع طراحان تبدیل شده است.
در نهایت برای اشاره به مهم ترین اتفاقی که در تاریخ طراحی صنعتی اسپانیا به وقوع پیوسته است می توان برگزاری نمایشگاه Deseno industrial de spana در سال 1988 و در مادرید را نام برد که با تبلیغات بسیار گسترده از شهرتی جهانی برخوردار گردید.
منبع انگلیسی:
کتاب Design History، Theory and practice of product Design، نوشته Bernhard E. Burdick

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:30 PM
تاریخچه کوکاکولا Coca Cola http://www.newdesign.ir/images2/2010-7-27-Coca-Cola_logo.jpgداستان کولاکولا، داستان موفقیت است. کوکاکولا رویای شیمی دان آتلانتائی قرن نوزدهم بود، او می خواست یک نوع نوشیدنی با طعمی جدید به وجود آورد که دنیا را فتح کند. این شیمی دان مدتی پس از ساخت کوکاکولا در گذشت. زیرزمین دلگیر تاریکی که او در آنجا معجون شگفت انگیز خود را می جوشاند و ترکیب حیرت آور را در یک قابلمه مسی با قاشقی بزرگ هم می زد، طولی نکشید که راه را برای بسیاری از کارخانه های بزرگ و مدرن هموار ساخت و رویای او به حقیقت پیوست، اگرچه او خود در قید حیات نبود که آن را ببینید.
پس از تلاشی بیهوده در سال 1914، حدود شصت سال بعد یعنی در دهه 1950 (شصت سال پس از تولید کوکاکولا برای اولین بار) کوکاکولا در مقیاس وسیع وارد هلند شد. کوکاکولا یکی از نشانه های عصر جدید پس از جنگ بود که از جمله کالاهای شناخته شده ای به حساب می آمد که مردم می خریدند. رویارویی با اولین نوشیدنی غیرالکلی جدید در شیشه هایی خاص (بطری) تجربه ای بود که احتمالاً خیلی ها نمی توانستند فراموش کنند.
"من اولین بار آن را در دهکده ای تجربه کردم که در آنجا بزرگ شدم، یک شب که در یکی از کلوپ های جوانان محله مان، سر میز شرط بندی بودیم که دو مرد با لباس کار سبز رنگ و سر دوشی های قرمز و سفید بر روی آستین هایشان و جیب هایی روی سینه وارد کلوپ شدند. هر کدام در دستان خود جعبه هایی شامل 24 بطری کوکاکولا داشتند و ما از اینکه شنیدیم به طور رایگان می توانیم نوشیدنی ها را بنوشیم، دچار تعجب شده بودیم، کوکاکولای مجانی هرچقدر که بخواهید! اما حالا برای هر بطری باید 25 سنت پول بدهیم ولی فکر می کنیم ارزش آن را دارد."
مدتی نگذشت که کارخانه کوکاکولا در خارج از دهکده بنا شد. در قطعه زمینی پشت یک آلونک، دستگاه بطری پرکن نصب شد که به زودی توجه زیادی را به خود جلب کرد. آنجا علاوه بر اینکه زمین فوتبالی وجود داشت، محلی شده بود برای درب های بطری های کوکاکولا و شیشه های شکسته آن. اگر خیلی خوش شانس بودید زیر لایه هایی از چوب پنبه های درب ها، می توانستید حروف نام کوکاکولا را روی قطعه کاغذهایی ببینید و اگر می توانستید نام کامل را ارائه دهید، یک بطری کوکاکولا به رایگان به شما داده می شد.
زمان اصلی معروف شدن کوکاکولا به دهه 1950 برمی گردد که سیاست گذاری روابط عمومی کمپانی آن را نشان می دهد که حال به این جایگاه رسیده است. نوشیدنی های مکملی که شما با آن مواجه شدید و بهایش را پرداختید همگی با کوکاکولایی پرداخته شد که بعداً نوشیدید! با قرار گرفتن کوکاکولا در دسترس همه مصرف کننده ها به طور مستقیم و در جای جای دنیا، این کمپانی موقعیت و اهمیت خود را در بازار جهانی به دست آورد. این شعار کلید شهرت بین المللی کوکاکولا است: «جهانی بیاندیش، محلی عمل کن!»
موفقیت متدهای کمپانی کوکاکولا به وسیله نتایج حاصل از تحقیقاتی که در سال 1988 توسط سازمان تحقیق انجمن های لاندور در آمریکا صورت گرفت، به اثبات رسید و همه مردم سراسر جهان از وجود نام تجاری و جهانی کوکاکولا به عنوان یک رقابت جهانی آگاه شدند. این نوشیدنی غیرالکلی با بطری های آتلانتای ویژه خود به یکی از نشان ها و مشخصه های قرن بیستم تبدیل شد که علاوه بر آن، وینسنت ونگوگ، و مارلین مونرو، نیز در این عرصه به شهرت رسیدند.
اما برگردیم به اواخر قرن نوزدهم در آمریکا، در سال 1869، شیمی دانی برجسته به نام «جان سایت پمبرتون» در سن 36 سالگی به آتلانتا رفت تا در آنجا به فروش کلی داروهای خود بپردازد. اما آرزوی بزرگ این شیمی دان، ساخت نوعی نوشابه غیرالکلی بود که بهتر از سودا (لیموناد) باشد و یک نوع نوشیدنی جدید باشد. در هشتم ماه مه 1886، در دفترچه یادداشت سمبرتون، چنین ثبت شده که او در ساخت یک نوشابه خوشمزه موفق شده و مواد و ترکیباتی را با هم مخلوط کرده که قبلاً در یک نوع اکسید و شربت با هم ترکیب کرده بود و علاوه بر آن شکر و آب را هم افزوده است.
فرمول جدید این نوشابه براساس دستورالعملی بود که «شراب فرانسوی کولا» نامیده می شد و آن هم به نوبه خود با الهام گرفتن از یک نوشابه معروف به نام «وین ماریانا» ساخته شده بود. اما پمبرتون پس از آنکه شربتی که ساخته بود خنک شد و طعم خاصی پیدا کرد، به آن ترکیبات دیگری نیز افزود که تا امروز این ترکیبات هنوز به صورت سری حفظ شده است!
این راز ظاهراً آشکار، از طریق اشاره مرموز آن به صورت ترکیبات و اسانس های طبیعی، همواره جاودان باقی مانده است و از شهرت خاصی نیز برخوردار شده در حالی که همیشه مطلوب نبوده است. کوکاکولا با تهمت های زیادی روبه رو شده است و برخی، کمپانی کوکاکولا را متهم به افزودن کوکائین به نوشابه کرده اند. این اتهامات گاهی حتی به سخنانی پوچ و مضحک نیز تبدیل شده مثلاً گفته اند که سقراط به دلیل نوشیدن شراب سمی کشته نشده است بلکه به دلیل نوشیدن یک لیوان کوکاکولا بوده است!
کمپانی کوکاکولا نیز مانند بسیاری از کارخانه های دیگر، در داشتن صداقت در کار خود موفق بوده است. اما شاکیان کمپانی که این نکته را نمی دانستند، کمپانی را بر این فکر واداشتند که در مقابل آنها تبلیغات گسترده ای کند و چنین تصور کند که وضعیت کمپانی کوکاکولا با گذشت زمان بهتر خواهد شد و کوکاکولا نتیجه وقایع تاریخی دنیا را جبران خواهد کرد!
«روبرت وودراف» که از سال 1923، رئیس کمپانی کوکاکولا است، چنین عنوان کرده که: کوکاکولا یک مذهب و دین است همچنان که یک بیزنس است! او معتقد است که اسرار کوکاکولا جالب است و دستورالعمل این راز هم یک سرمایه مهم است که در شهرت کوکاکولا نقش دارد. زیرا سری بودن دستورالعمل آن منجر به آن می شود که مردم فکر کنند یک کالای خاص و ویژه را خریداری می کنند.
علی رغم نام بسیار شناخته شده کوکاکولا و تبلیغات گسترده ای که برای آن می شود ولی همیشه همان بطری معمولی با نام کوکاکولا که بر روی آن حک شده به تصویر کشیده می شود. اما یک استثنا نیز دیده شده که «هربرت لئپین» پوستری طراحی کرد که به جای بطری کوکاکولا، نقش دیگری روی آن کشیده شده بود و شاید این مساله بیانگر این حقیقت باشد که بطری و لوگوی آن (نام کوکاکولا) هیچکدام توسط افراد متخصص طراحی نشده است. خاصیت آماتوری (ابتدایی) این کالا به سازنده های آن در دنیای طراحی و تبلیغات کمکی واقعی نکرده است و نام کوکاکولا را پمبرتون با کمک دفتردار خود «فرانک ام رابینسون» برای این نوشابه انتخاب کرد که ترکیبی از نام های برگ کاکائو و مغز کولا (نوعی مغز قهوه ای رنگ) است. البته این نظر رابینسون بود که حرف K به C (در کولا) تبدیل شود.
رابینسون با کمک هنرمند سیاه قلم کار به نام «فرانک ریدج» نشان تجاری این نوشابه را طراحی کرد که نشانی خاص از هنر جدید فرانسوی بود و در زیر نام کوکاکولا، از کلمات «خوشمزه و گوارا» استفاده کرد که مختصرترین و موثرترین تبلیغی است که تاکنون نوشته شده است!
«والی اولینز» در کتاب خود تحت عنوان «شخصیت شرکت ائتلافی» فقط یک بار نام کوکاکولا را ذکر می کند آن هم هنگام نقل قول کردن انتقاد «تام ولف» از لوگوهای بی مسمی یعنی: لوگوهای دست نویس کوکاکولا که فوراً در ذهن می مانند و به این طریق شناخته می شوند و لوگوهای بی مسمی در این ارتباط یک شکست حتمی خواهند بود. مطمئناً این نکته واقعیت است که لوگوی دست نویس کوکاکولا شهرت بسیاری پیدا کرده و نیز سبب شناخته شدن خود میان مردم شده و از نقطه نظر روانشناسی طراحی این دو نکته دو سرمایه ارزشمند است.
درواقع لوگوی خطاطی شده از سال 1890 تغییر نکرده است و همین گواهی بر خوب بودن آن سمبل است. از طرفی سمبل شرکت به طور کلی چندین بار تغییر کرده است و یک خط سفید موج دار در زیر نشان تجاری قرار داده شد و به لحاظ شکل و حروف، بر کلمه کوکاکولا تأکید شده است. در سال 1970، یک قوطی به رنگ قرمز روشن با یک لوگوی جدید به بازار آمد و اخیراً نیز خط دومی به لوگو اضافه شده است که در بخش وسط باریک شده و رنگ آن در کشورهای مختلف، متفاوت است. مثلاً در هلند این خط خاکستری است ولی در بلژیک، خط تیره قهوه ای رنگ ظاهراً مناسب تر به نظر آمده است.
کوکاکولا شهرت خود را بیشتر از آنکه به طرح خود مدیون باشد، به «بطری به اصطلاح بدن نما» ی خود مدیون است که در سال 1915 ساخته شد. در روزهای اول، این نوشابه غیرالکلی از طریق نمایندگی های مستقل توزیع و پخش می شد. یکی از این نمایندگی ها به سرپرستی، جوزف ای بیدرهارن «اداره می شد که یک مغازه سودا فروشی (لیموناد) داشت. او اولین کسی بود که نوشابه های «پیمبرتون» را در بطری هایی فروخت که مشتریان می توانستند در صورت تمایل هر طور که بخواهند آن را بنوشند. تغییر مکان و جابه جایی بیدرهارن سبب شد فروش بالا رود.

http://www.newdesign.ir/images2/2010-7-27-cocacola_history.jpg
1899-1900-1915-1916-1957-1986سرمایه داران دیگر بلافاصله از این سبک پیروی کردند و انواع بطری ها را برای نوشابه به کار بردند که اکثر آنها کوکاکولا را بر روی خود داشت. وکیل شرکت به نام هارولد هرسک، از دیدن بطری های مختلف که تشابه نداشتند به این فکر افتاد که یک بطری ساده و یکسان بسازد. او چنین گفته که «ما باید یک بطری جدید بسازیم، یک نوع بسته بندی جدید که هیچ کس نتواند نوع دیگری را جایگزین آن کند. ما باید بطری را به طریقی بسازیم که همه افراد آن را به عنوان بطری کوکاکولا بشناسند و حتی در تاریکی نیز آن را تشخیص دهند.بطری کوکاکولا باید به گونه ای باشد که حتی شیشه شکسته آن نیز توسط افراد قابل تشخیص باشد و همه بدانند که کوکاکولا است!
اولین بطری توسط «الکساندر ساموئل سون» طراحی شد که کارمند کمپانی «سی جی روت گلس» بود او بطری را براساس شکل برگ کاکائو و مغز کولا طراحی کرد که یکی از محصولات ظریف کمپانی بود. اما یک طراح فرانسوی به نام برایموند لوئی که در سال1919 در آمریکا زندگی می کرد، یک اتومبیل طویل و طرح های مختلفی را برای کوکاکولا طراحی کرد که کاملاً متضاد طرح ارائه شده توسط ساموئل سون بود.
نویسنده: دامون خانجان زاده، دو هفته نامه تندیس

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:30 PM
طراحی صنعتی در کره جنوبی در گذشته محصولاتی که به عنوان صنایع دستی کره ارائه می گردیده است همواره کاربردی بوده و علاوه بر زیبایی از پشتوانه ای حکیمانه و فلسفی برخوردار بوده است. طراحی در تاریخ کره پیشینه ای در حدود صد سال را یدک می کشد، اهمیت آموزش و ارتقاء جایگاه طراحی در این کشور با آغاز قرن بیستم تشخیص داده شد و به محصولات این کشور اجازه داد تا وارد نمایشگاه ها و بازارهای بین المللی بشوند.
تصرف بازار تجاری آسیای شرقی توسط کشور ژاپن بین سال های 1910 - 1945 منجر به بروز رقابت شدیدی بین این دو ملت شد تا آنجا که سیاست های تجاری کره جنوبی بدین طریق تغییر یافت تا از ژاپن سبقت بگیرد و اینگونه شد که پس از جنگ جهانی دوم تلاش هایی بسیار طولانی و بزرگی برای ارتقاء جایگاه طراحی این کشور صورت پذیرفت و طراحی صنعتی به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم توسعه ی اقتصادی این کشور شناخته شد. کمپانی KIA از حدود سال 1950 فعالیت خود را آغاز کرده بود و در طراحی و تولید دوچرخه و خودرو تمرکز داشت. کمپانی Daewong موفقیت استثنایی خود را در تولید پلو پز به دست آورد.
http://www.newdesign.ir/images2/2010-9-3-lg-gm730.jpgکمپانی Gold Star (که اکنون با نام LG الکترونیک آن را می شناسیم) در حوزه ی طراحی و صادرات محصولات خانگی و مخابراتی فعالیت خود را آغاز نمود. دپارتمان طراحی این شرکت در سال 1977 تأسیس شد و هم اکنون بیش از 100 طراح در آن فعالیت می نمایند.
برای صنعت این کشور طراحی خودرو و محصولات الکترونیک بسیار قوی درخشید. همه ی کمپانی های مشهور این کشور دارای ساختمان طراحی مجزا می باشند که وظیفه ی اصلی آن ها طراحی و توسعه محصولات جدید و متناسب با بازارهای مربوط به این کشور در آسیا، اروپا و آمریکا می باشد. طراحان کمپانی های مختلف کره ای با گسترش ارتباطات و شناخت سلیقه های جوامع مختلف یافته های خود را در طراحی محصولات مفهومی جدید روانه ی بازار جوامع مختلف می سازند.
به عنوان مثال کمپانی سامسونگ در حدود 500 طراح را استخدام نموده است و با بسیاری از کمپانی های معتبر خارجی و بین المللی در ارتباط است (از جمله: Continuum، Fitch، frog design، IDEO، and Porsche Design Design).
طراحان کمپانی سامسونگ به طور فزاینده ای تمرکز خود را بر روی جذب بازارهای آسیا معطوف کرده اند و به طور ویژه رقابت خود را با طراحان کمپانی های ژاپن دنبال می کنند،این در حالی است که طراحان شرکت LG به دنبال جذب بازارهای اروپایی و طراحی محصولات مدرن می باشند. هرچند هر دوی این کمپانی ها از وضعیتی کاملاً سیال در بازار بهره مند هستند.
از سایر کمپانی های مشهور این کشور می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- صنایع الکترونیک Daewoong (در حوزه ی محصولات خانگی)
- Rinnai Korea (تولید گاز)
- Mutech تولید کننده hi-fi electronics
در صنعت خودرو:
- Hyundai Motors
- KIA
- Daewoo
در حوزه ی ملی و بین المللی موفقیت های زیادی را با تولید گستره ی وسیعی از محصولات به دست آورده اند.در اوایل قرن 21 کره جنوبی جایگاه بسیار ارزنده ای در طراحی جهان به دست آورد. با بیش از 80000 طراح معتبری که در کمپانی های مختلف این کشور و در کمپانی های مختلف جهان فعالیت می کنند، زبان حقیقی طراحی این کشور در حوزه های مختلف شکل گرفت.
در حال حاضر بیش از 20000 طراح محصول در این کشور فعالیت می کنند و علاوه بر آن تعداد بسیار زیادی استادیو و آژانس های معتبر خصوصی و مستقل طراحی در این کشور وجود دارد که از پرآوازه ترین آن ها می توان موارد زیر را نام برد که اکثر آن ها در سئول مستقر هستند:
http://www.newdesign.ir/images2/2010-9-3-design-capital.jpg- Clip Design
- Creation & Creation
- Dadam Design Associates
- Eye’s Design
- Inno Design
- Jupiter Project
- M.I. Design
- Moto Design
- Nuos
- Seoul Design
- Tandem Design Associates
در کنار صنعت موفق کره جنوبی یکی دیگر از نقش های بسیار مهم را در ارتقاء جایگاه طراحی این کشور، دانشکده ی طراحی این کشور و موسسات طراحی آنجا همچون جامعه ی طراحان صنعتی کره و انجمن طراحان صنعتی کره ایفا کرده اند.
- Korea Society of Industrial Designers
- Korean Association of Industrial Designers
در سال 1972 موسسه KAID (یا Korea Association of Industrial Design) به طور رسمی به عنوان متولی حفظ ارتباط بین صنعتگران و طراحی صنعتی در سال 1972 شروع به کار کرد. این موسسه در سال 1983 به عنوان عضوی از ICSID درآمد و در حال حاضر مسابقات بین المللی و برنامه های آموزشی حرفه ای در زمینه طراحی صنعتی به اجرا می گذارد.

http://www.newdesign.ir/images2/2010-9-3-KAID.jpgاین کشور با نائل شدن در مقام میزبان برپایی کنگره ی بین المللی ICSID در سال 2001 و معرفی طراحی کشور خود و شناخت آن به جامعه ی بین الملل ما حصل بسیار ارزشمندی نصیب خود کرد.
هر سال المپیاد طراحی در کشور کره جنوبی برگزار می شود که در کنار آن مسابقات و دوره های آموزشی بین المللی در سطوح حرفه ای برگزار می گردد. شهر سئول در سال 2010 از سوی ICSID به عنوان پایتخت طراحی جهان انتخاب شد و در طی سه هفته، نمایشگاه با شکوهی از طراحی های کره ای در استادیوم بزرگ این شهر به نمایش گذاشته شد.

http://www.newdesign.ir/images2/2010-9-3-seoul_design_olympiad.jpgمنابع:
کتاب Design History، Theory and practice of product Design از Bernhard E. Bürdek

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:32 PM
تاریخچه دوچرخه های تاشو دوچرخه های تاشو با این هدف طراحی شده اند که با تبدیل شدن به یک فرم فشرده، فرآیند حمل و نقل و نگهداری را تسهیل نمایند. هنگامی که دوچرخه جمع می شود، بسیار راحت تر می تواند در ساختمان ها، محل کار و وسائل حمل و نقل عمومی حمل شده، یا در فضای انباری های کوچک خانه یا در صندوق خودرو، قایق و هواپیما جای بگیرد. مکانیزم های تاشدن بر اساس پارامترهای زیادی مانند: سرعت تاشدن، سهولت تا شدن، میزان کم شدن حجم تا شده، کیفیت سواری، وزن، طول عمر و قیمت، انواع گوناگونی دارند. به علت پیچیدگی زیاد ساختارهای تاشو، تعداد قطعات زیاد و بازار های مورد نیاز خاص، دوچرخه های تاشو قیمت بیشتری در مقابل دوچرخه های غیر تاشو دارند.

http://www.newdesign.ir/images2/2010-11-9-folding-bike-1.jpgتاریخچه استفاده از دوچرخه های امروزی، به 1885 میلادی برمی گردد. زمانی که دوچرخه سیفتی (1) -دوچرخه ای که چرخ های اندازه هم داشت و با پدال زدن حرکت می کرد- ابتدا در انگلستان و سپس در سایر کشورها ساخته شد و رواج یافت. در سال های بعد، در گوشه و کنار دنیا تلاش برای ساخت دوچرخه های تاشو آغاز شد. اولین دوچرخه ی تاشویی که به صورت رسمی ثبت شده، به نام مایکل بی رایان (2) در سال 1893 در آمریکاست. در نوشته های وی بر نکانی مانند سرعت بالای تا شدن و فضای کمی که پس از تا شدن دارد، تأکید شده است. اما در حقیقت روند رو به رشد طراحی دوچرخه های تاشو از سال 1896 و در طی جنگ های جهانی آغاز شد. یکی از افسران ارتش فرانسه به نام هنری جرارد (3) دوچرخه تاشویی را به نام خود ثبت کرد که سال بعد در نمایشگاه ارتش فرانسه به نمایش گذاشته شد و از ان پس کشورهای زیادی دوچرخه های تاشو را به صورت انبوه تولید، و در ارتش خود از آن استفاده کردند. به عنوان نمونه شرکت انگلیسی بی اس ای (4) در طول جنگ های جهانی اول و دوم، هزاران عدد از این دوچرخه ها را تولید کرد.
اولین دوچرخه ی متعلق به دوران پس از جنگ، دوچرخه ای تاشو با چرخ های کوچک بود که در سال 1939 در فرانسه از روی مدل یک دوچرخه غیر تاشو ساخته شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت. پس از رکود دهه 50 در صنعت دوچرخه سازی، دوچرخه ای با چرخ های کوچک توسط شرکت مولتون (5) به بازار عرضه شد که الهام بخش بسیاری از دوچرخه های تاشوی بعدی قرار گرفت. در طی دهه 70 میلادی تولید این دوچرخه ها رونق فراوانی یافت. آغاز دهه ی 80 میلادی با دو حادثه مهم در زمینه دوچرخه های تاشو همراه بود. اول تولید دوچرخه های پرومتون (6) توسط اندرو ریچه (7) و دوم آغاز تولید دوچرخه های داهون (8) توسط دکتر دیوید هان (9). این دو شرکت هم اکنون نیز محبوب ترین برند های تولید دوچرخه در جهان هستند و به عنوان مثال شرکن داهون با داشتن بیش از %60 بازار دوچرخه، به بزرگ ترین تولید کننده این محصول در جهان تبدیل شد.

http://www.newdesign.ir/images2/2010-11-9-folding-bike-2.jpgپارامترهای زیادی برای دوچرخه های تاشو می توان نام برد. در اینجا برخی از مهم ترین آنها عبارتند از:
1. ابعاد کلی (قبل و بعد از جمع شدن)
2. تعداد چرخ ها
3. اندازه چرخ ها
4. وزن
5. مکانیزم جمع شدن
6. مدت زمان باز و بسته شدن
7. ظرفیت حمل
8. قیمت.
برای طبقه بندی دوچرخه های تاشو، از هر یک از این پارامترها می توان استفاده کرد اما اصلی ترین و عمده ترین وجه تمایز این دوچرخه ها و همچنین عاملی که نوع کارکرد آنها را تعیین می کند، اندازه چرخ آنهاست. به طور کلی می توان دوچرخه های تاشو را در سه کلاس: دوچرخه های با چرخ های بزرگ، دوچرخه های با چرخ های متوسط و دوچرخه های با چرخ های کوچک، طبقه بندی کرد.

http://www.newdesign.ir/images2/2010-11-9-folding-bike-3.jpg1. دوچرخه های با چرخ بزرگ: می توان گفت که اینگونه دوچرخه ها از لحاظ مشخصات کلی، تقریبا شبیه به دوچرخه های غیر تاشوی متداول هستند. اندازه چرخ آنها بزرگ تر از "20 بوده و دارای بدنه ای محکم و مطمئن هستند. ابعاد بزرگ چرخ ها به دوچرخه سوار این امکان را می دهد تا در زمین های ناهموار و نامناسب، به راحتی تردد داشته باشد. وزن نسبتا زیاد دوچرخه و فاصله چرخ ها از یکدیگر از سطح زمین، ایستایی قابل ملاحظه ای به آن می دهد.
2. دوچرخه های با چرخ متوسط: در این دوچرخه ها سعی بر این بوده تا با حفظ ابعاد و اندازه های اصلی، نهایت کوچک سازی و خلاصه کردن قطعات به کار گرفته شود تا به هنگام تاشدن دوچرخه، حداقل فضا اشغال شود. به عنوان مثال، فاصله ی چرخها از هم از روی زمین، دقیقا برابر دوچرخه های با چرخ بزرگ است است؛ همچنین ارتفاع زین، فرمان و فاصله زین تا رکاب نیز کاملا مشابهت دارد. کوچک بودن چرخ ها در اینگونه دوچرخه ها، آزادی عمل بسیاری در اختیار طراحان قرار داد تا مکانیزم های بیشماری را جهت جمع کردن آن بیازمایند. اندازه ی چرخ در این دوچرخه ها در حدود "14 است.
3. دوچرخه های با چرخ کوچک: این دوچرخه ها که با نام دوچرخه های قابل حمل (10) نیز شناخته می شوند، دارای چرخ هایی کوچک تر از "8 هستند و در طراحی آنها سعی بر این بوده تا سازشی میان دوچرخه سواری و حمل کردن دوچرخه ایجاد شود. در کنار ویژگی منحصر به فرد کوچک بودن این دوچرخه ها، دو محدودیت عمده برای استفاده عمومی از آنها وجود دارد: اول اینکه به علت کوچک بودن چرخ، استفاده از آنها در سطوح ناهموار ممکن نیست، و محدودیت دوم، ظرفیت حمل آنهاست که موجب می شود افراد بالای 80 کیلو گرم وزن یا افراد با قدی بیشتر از cm175 نتوانند از آنها استفاده کنند. استفاده از این دوچرخه ها در کشورهای آسیای شرقی مانند چین، ژاپن، کره و تایوان رونق بیشتری دارد و این کشورها با توجه به شرایط اقلیمی و مشخصات فیزیکی مردم، حوزه اصلی استفاده از آن می باشند.
واژه های انگلیسی:
1- Safety bike
2- Michael B. Ryan
3- Henry Gérard
4- Birmingham Small Arms
5- Moulton bicycle
6- Brompton
7- Andrew Ritchie
8- Dahon
9- Dr. David Hon
10- Portable bikes

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:33 PM
تاریخچه زیورآلات در ایران کشور ایران از لحاظ جغرافیایی بر روی کمربند معدنی جهان قرار دارد و از ذخائر عظیم فلزات و کانی های با ارزش برخوردار است. همین موضوع ار نظر تاریخی موجبات گسترش دانش و صنعت فلز کاری از ایران به سایر مناطق جهان را فراهم ساخته، به طوری که ساکنین مصر، بابل، هند و جیحون با تمام پیشرفت هایی که در عصر خود داشتند نتوانستند در این زمینه بر ایرانیان پیشی بگیرند. صنعت طلا و جواهر و ساخت و تولید زیور آلات و مصنوعات فلزات قیمتی ایران در این رابطه سرآمد کشورهای جهان است.
آثار هنری بسیار ارزشمند و گرانبهائی که امروزه موزه های معتبر داخلی و خارجی و مجموعه های خصوصی کلکسیونر های معروف دنیا را در سراسر جهان زینت بخشیده است، بیان گر این حقیقت می باشد که طلاسازان و جواهرسازان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشیاء تزئینی و زیور آلات گرانبها، از مهارت خارق العاده ای برخوردار بوده اند و امروزه هر بیننده ای که آنها را در موزه های معروف بین المللی مشاهده می نماید، خلاقیت و توانمندی حیرت برانگیز سازندگان ایرانی این اشیاء را تحسین می کند. مجسمه مشهور بز بال دار، جام طلای افسانه زندگی، جام طلای مارلیک و ده ها اثر تاریخی دیگر اصیل ترین اسناد تاریخ فرهنگی و هنری صنعت گران ایرانی در گذرگاه زمان و کارنامه درخشان پیشینیان ما به شمار می روند.

http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-8-jeweller-1.jpg
جام طلای مارلیکفرهنگ و تمدن ماد را می توان پیشگام سبک های هنری دانست، با تشکیل امپراطوری عظیم هخامنشی، روند نزدیکی فرهنگ ها و تمدن های شرق باستان به نقطه عطف خود رسید. هنر فلزکاری ماد و هخامنشی، به دلیل پیوستگی فرهنگی، به صورت دقیق قابل تفکیک نیست. شکوفایی و توسعه اقتصادی، سیاسی به خصوص در دوران هخامنشی، به خلق آثار بسیار با ارزش هنری در تمامی زمینه ها به خصوص در فلزکاری انجامید که نمونه های شاخص آن، از تخت جمشید، پاسارگاد، شوش و همدان، به دست آمده است.

http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-8-jeweller-2.jpg
دستبند طلای هخامنشیهمچنین باید اشاره کرد که در دوره هخامنشیان برای اولین بار در جهان سکه طلا توسط داریوش کبیر در ایران ضرب گردید که به آن داریک گفته می شود. تا آن دوره در دنیای آن روز هنوز سکه های طلا ضرب نشده بود. سکه های رایج از مس، مفرغ و نقره بود و پس از داریوش در کشورهای دیگر هم سکه ی طلا ضرب شده است.

http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-8-jeweller-3.jpg
سکه هخامنشی داریکدر عصر ساسانیان نیز مصرف طلا در ایران فراوان بود. براساس نوشته های مورخین سرشناسی نظیر ویل دورانت، گیرشمن، شاردن و دیگران، در ادوار مختلف تاریخی فعالیت های تولیدی وبازرگانی مصنوعات طلا و جواهر و سنگ ها و مواد طبیعی قیمتی رونق فراوانی داشته است و طبقه اشراف و ثروت مندان جامعه عموما از وسایل و اشیاء زینتی گرانبهائی که از طلا وجواهرات ساخته شده بود استفاده می کردند. از شکوه و عظمت دست ساخته های هنری ایرانیان در روزگاران هخامنشی و ساسانی هرچه گفته شود کم است. پادشاهان این سلسله نظیر هرمز اول، خسرو دوم چنان به ساخت زیور آلات اشرافی و به ویژه تاج و تخت پادشاهی توجه داشتند که حیرت مورخین را برانگیخته است. تئوفیلاکتوس مورخ بیزانسی و ثعالبی مورخ عرب در وصف تاج و تخت پادشاهان مذکور مطالبی نگاشته اند و اعتراف کرده اند که طلا و جواهر سازان ایرانی در عصر خود همواره شهره آفاق بوده اند.

http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-8-jeweller-4.jpg
گوشواره دوره ساسانیبا گام نهادن به قرن بیستم صنعت طلا جواهر سازی ایران وارد عصر جدیدی شد. زیرا به تدریج لباس های ایرانیان از حالت سنتی گذشته خارج گردید و در اثر افزایش رفت و آمد های مردم ایران به ویژه با اروپائیان تاحدود زیادی صنعت طلا وجواهر سازی هم تحت تأثیر قرار گرفت و سبک های جدیدی در تولید مصنوعات مردم پسند به کار گرفته شد از جمله جورجیایی، ویکتوریایی و ادواردی. البته در تاریخ ایران پس از استقرار سلسله پهلوی نیز تزئینات شاهی نظیر تاج جدید، چوگان جدید، جامه های جدید و غیره ساخته شد که هم اکنون در موزه جواهرات بانک مرکزی نگهداری می شود.

http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-8-jeweller-5.jpg http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-8-jeweller-6.jpg
تاج کیانی (قاجاریه) تاج پهلویبه هر صورت تاریخ طلا و جواهرات ایران سرشار از غرور و افتخارات فراوان برای سازندگان و هنرمندان این صنف و صنعت است و نشان می دهد که همواره در طول تاریخ این کشور طلا و جواهر سازان هنرمند ایرانی باخلق آفرینش های بی نظیر و بی همتا، توانسته اند توجه جهانیان را به خود جلب کنند.
به امید آنکه صنعت جواهرسازی ایران همیشه بتواند در سطح بین المللی مطرح باشد و کارنامه این صنعت و هنر اصیل ایرانی در خشان تر از گذشته باقی بماند.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:34 PM
تاریخچه بیوک موتور Buick Motor Car Co http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-12-buick-logo.jpgشرکت بیوک موتورز در 19 مه 1903 توسط دیوید دانبار بیوک (David Dunbar Buick) تأسیس شد. دیوید بیوک متولد اسکاتلند بود. او به همراه خانواده اش در کودکی به ایالات متحده و شهر صنعتی دیترویت مهاجرت کردند. همانند بیشتر مخترعین سال های ابتدایی قرن بیستم میلادی دیوید نیز خانواده ای فقیری داشت. او در سال 1869 مدرسه را برای کمک به تامین مخارج خانواده ترک کرد و وارد کارخانه تولید قطعات صنعتی شد. دیوید بیوک از سنین جوانی استعداد خود در مکانیک را با اختراعات بیشماری مانند آب پاش ماشینی برای آب دادن چمن نشان داد. اختراعات او در این کارخانه باعث شد تا به عنوان یک مخترع جوان بتواند شریک کارخانه شود. طی دهه 90 قرن 19 موتورهایی با احتراق داخلی توجه بیوک را به خود جلب کرد و وقت خود را صرف مطالعه بر روی این موتور کرد. بدین گونه دیوید وارد صنعت اتومبیل سازی شد و کار خود را در کارخانه صنعتی را رها کرد بعد از ترک کارخانه او با مشکلات زیادی روبرو شد و شرکایش کارخانه را فروختند. او بارها در این کارخانه تمام وقت خود را به کار بر روی اتومبیل اختصاص داد و توانست شرکت خود به نام بیوک را در سال 1899 تأسیس کند.
او همچنین شروع به تحقیق به بازار فروش و قیمت خودرو کرد تحقیقات و کوشش های وی سال ها بعد با تأسیس خودرو سازی بیوک تأثیر مثبتی بر بازار فروش بیوک داشت.
در سال 1902 وی شرکت دوم خود را تأسیس کرد. کارخانه بیوک با دو هدف فروش موتور به سایر خودرو سازان و ساخت خودرو در مرحله بعد آغاز به کار کرد. مشکلات مالی گرداندن کارخانه و تامین بودجه مورد نیاز باعث شد تا دیوید در آستانه بر شکستگی قرار بگیرد و تنها یک اتومبیل بسازد. او همچنین موتور (Valve-in-Head) که سوپاپ این موتور در بالای آن قرار داشت را اختراع کرده بود. که در مقایسه با موتور هایی که دریچه سوپاپ آنها در کنارشان قرار داشت و در بیشتر خودروهای آن زمان به کار می رفت، قدرت بیشتری داشت. موتور ابتکاری بیوک با استقبال خوبی از طرف کارخانه های موتور و خودرو سازی مواجه شد. به رغم فروش این موتور، بیوک بار دیگر با کمبود پول برای گرداندن کارخانه مواجه شد و مجبور شد 5000 دلار قرض بگیرد. وی با کمک یکی از دوستان طرفدارش توانست کارخانه اتومبیل سازی بیوک را سر و سامان دهد و خودروی بیوک را از سال 1903 رسما تولید کند. برسکلو دوست بیوک او را وادار کرد تا با مالک کارخانه ای در فلینت در شهر دیترویت برای تولید خودرو وارد مذاکره شود. با جلب توجه مالکین کارخانه توانست با قرض 10 هزار دلار از یک بانک محلی در دیترویت قروض بیوک را پس دهند.

http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-12-Buick-1905.jpg http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-12-first_flint_buick.jpg
بیوک Flint سال 1904او در این کارخانه در سال 1903 و 1904 حدود 16 خودرو در 34 مدل با برند بیوک طی سال 1904 تولید کرد. او طی این دو سال به خاطر درگیری هایی که با روسای کارخانه فلینت دیترویت داشت تصمیم به ترک فلینت گرفت. در سال 1904 دیوید بیوک با ویلیام سی دورانت William C. Durant نابغه تجاری آشنا شد که تجربه فراوانی از کار در کارخانه های ساخت کالسکه داشت. در اواخر این سال دورانت شرکت بیوک موتور را خریداری کرد. دورانت که بعد ها جنرال موتورز را تأسیس کرد مانند فورد می دانست که کلید موفقیت کارخانه در بالا بردن سرعت و توان تولید و کم کردن هزینه های جانبی است. دورانت کارخانه را برای تولید بیشتر سازمان دهی کرد و کارخانه جدیدی برای شرکت خرید. در سال 1905 مدل C موفقیت زیادی کسب کرد و در سال 1907 بیوک پس از فورد مقام دوم فروش را به دست آورد اما در مقابل بیوک هر خودرویی را ساخته می شد به عنوان یک اختراع منحصر به فرد تلقی می کرد. اختلاف نظر بیوک با دورانت باعث شد که وی کارخانه را رها کند و به نزد همسر و پسرش در دیترویت باز گردد. دورانت بعد از ترک وی در سال 1908 هدایت کارخانه را به عهده گرفت و با خرید اولدزموبیل، کادیلاک (پونتیاک) جنرال موتورز را شکل داد. موفقیت بیوک مشکلات مالی GM را در سال 1910 کاهش داد و در آن سال توانست از همه تولید کننده گان خودرو پیشی بگیرد. پس از آن بیوک همیشه در بین بهترین تولید کننده و فروشنده اتومبیل جای گرفت.
در سال 1914 که بیوک اولین اتومبیل 6 سیلندر خود را به فروش گذاشت، سیستم روشنایی و استارت دلکو الکترونیک به صورت استاندارد در آمد. این مدل های 6 سیلندر تا دهه 20 از جمله اتومبیل های پر فروش بود. البته مدل های 4 سیلندر هم در کنار آن تولید می شد. در سال 1918 شورلت به مجموعه جنرال موتورز پیوست. با قدرت گرفتن مجدد بیوک در سال 1923 خودرو سازی بیوک توانست 100 هزار اتومبیل تولید کند. بیوک با داشتن 20 هزار کارمند سالانه 35 هزار خودرو تولید می کند. او پیش از مرگش در سن 74 سالگی به عنوان بازرس در یک مدرسه تجاری در دیترویت کار می کرد. بیوک در سال 1929 بر اثر سرطان روده درگذشت.
در سال1930 موتورهای 8 سیلندری برای تمام مدل ها عرضه شد. اما در دهه 1931 سیر تکامل بیوک از طرف جی ام کاملا شکل جدیدی به خود گرفت و تماما محصولات خود را طبق دیکته جی ام تولید کرد.
گیربکس مدل سنچوری به حالت استاندار در آمد. مدل های برتر در بین تولیدات، مدل ردمستر و لیمیتد بودند و مدل سنچوری در سال 1935 تا سال 1942 به دلیل موتور قوی تر و اتاق جادارتر و نرمی خاصش تولید شد.

http://www.newdesign.ir/images2/2011-1-12-Roadmaster.jpgپس از جنگ جهانی 2 هم دوباره ساخت موتور هشت سیلند از سر گرفته شد. در سال 1948 اولین گیربکس 2 دنده تولید شد و با تولید اتاق جدیدی نام رودمستر و ریویرا تحول جدیدی در بیوک آغاز شد.
مدل رودمستر و سوپر دارای موتور 8 سیلند و 188 اسب بخار شدند و سپس در سال 1954 این موتور به شکل استاندارد در آمد. در سال 1957 مدل پر بازده بیوک، مدل سنچوری بود که قدرت آن از چند مدل V8 گرفته می شد. بیوک در سال 1958 با افت مالی مواجع شد و آهسته و سنگین قدم بر می داشت.
با آمدن موتور جدیدی که تماما آلومینیومی بود و حجم آن 215 اینچ مربع بود، مدل های سال 1961 کوچک تر شدند. این موتور توان 155 اسب بخار را داشت. تقاضا برای اتومبیل های پر قدرت باعث شد که موتورهای بزرگ V8 در مدل هایی مثل ریویرا و استراتژی های GM خصوصیات منحصر به فرد این خودرو از دست برود و در بسیاری از قطعات به صورت اشتراکی در آمد.

از آنجایی که بحران نفت شروع شده بود، بیوک در فکر ساخت و تولید خودرو های کم مصرف بر آمد و به دلیل آن که دیگر کسی به قدرت ماشین ها توجه نمی کرد و مسأله بنزین بود. لذا در سال 1975 کاتالیزور به صورت استاندارد در آمد و موتورها کوچک شدند. یک مدل V6 مجددا تولید شد.
اولین موتور دیزلی بیوک در سال 1980 تولید شد در صورتی که موتور های چهار سیلندر هنوز روی مدل های ارزان اسکایلارک عرضه می شد. همان طور که اتومبیل ها کوچک تر شدند فروش بیوک نیز کاهش یافت. مدیران بیوک به این نتیجه رسیدند که باید راه سنتی خود را دنبال کنند.
مدل های جدید لوسر (آخرین مدل بیوک) که کم صدا ترین ماشین دنیا لقب گرفته، توانست رکورد بی صدایی را از تویوتا بگیرد.

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:34 PM
تاریخچه تحول طراحی در مولینکس "زشتی فروش نمی رود"
مولینکس این سخن معروف را که در اوایل دهه ی 1950 توسط ریموند لووی بیان شده است، با اعطای جایگاهی عالی به "طراحی" محصولات خود، در کنار نو آوری (که یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده ی محصولات می باشد) به طور گسترده ای سر لوحه ی خود قرار داده است. با این وجود، این اعتقاد اخیرا شکل گرفته است. ژان مانتوله (بنیان گذار شرکت مولینکس) مدت زمانی طولانی به زیبا شناسی محصولاتش اهمیتی نمی داد. http://www.newdesign.ir/images2/2011-3-9-Moulinex-slogan.jpg
حقیقت این است که تا اواخر دهه ی 1950 محصولات دارای حرکت میل لنگی اساس مجموعه محصولات او را تشکیل می دادند که دلیلی برای تغییر ظاهر هیچ یک از آنها وجود نداشت. هنگامی که این لوازم با شکل موجودشان بسیار خوب فروخته می شدند.
در چنین وضعیتی اهمیت دادن به طراحی چه لزومی داشت؟ در واقع، در آن زمان، تعداد بسیار معدودی از افراد به زیبا شناسی صنعتی اهمیت می دادند. این موضوع، به جز در مواردی بسیار نادر، هنوز برای محصولات دارای بازار مصرف گسترده مطرح نبود. بنابراین در چنین وضعی سرمایه گذاری برای بهبود کیفیت ظاهری این لوازم دلیلی نداشت.
این وضع با به بازار آمدن لوازم اولیه ی برقی به ندرت دچار تحول شد. منطق صنعتی در آن زمان هنوز کاملا حکم فرما بود. در آن دوره مهم ترین مسأله برای یک شرکت، عرضه ی هر چه بیشتر لوازم جدید به شکلی جذاب و قابل اطمینان به بیشترین تعداد ممکن مشتری بود.
آنچه بیش از هر چیز اهمیت داشت عملکرد و فناوری بود. بدون شک ژان مانتوله نسبت به شکل ظاهری محصولاتی که از کار خانه هایش بیرون می آمدند. کاملا بی تفاوت نبود. اما اگر او می خواست که همزن ها و دستگاه های چند کاره اش بتوانند به راحتی توسط کد بانوها به کار گرفته شوند و خود نیز به تنهایی در این عرصه به پیشرفت های قابل توجهی دست یافته بود. بنابراین طراحی و به خصوص امکان تبدیل آن به عنصری بنیادین برای فروش، به هیچ وجه برایش ارجحیتی نداشت.
نخستین محرک در این حیطه از خارج از کشور، از سواحل آتلانتیک ظهور پیدا کرد. در اوایل دهه ی 1960، ژان مانتوله به منظور واقعیت بخشیدن به هدف بزرگش یعنی موفقیت در بازار آمریکا، چند نمونه از خردکن های برقی خود را به آنجا فرستاد.
پاسخ نماینده ی آمریکایی او غیر منتظره بود؛ او توضیح می داد که با وجود آنکه محصولات ارسالی در فرانسه و برای فرانسویان جذاب هستند. اما در بازار آمریکا فقط به دلیل شکل ظاهریشان فروش نمی روند! او به مانتوله پیشنهاد کرده بود که از یک طراح واقعی بهره بگیرد. پیشنهادی که مورد توجه واقع شد.
وی می بایست در طول مدت چند سال موفق می شد در شرکت خود یک فرهنگ واقعی طراحی به وجود آورد. ژان لویی بارو، طراح جوان و همکار قدیمی ریموند لووی، از آنجا که چندین سال در ایالات متحده کار کرده بود، آنجا را به خوبی می شناخت. بدین ترتیب اولین مأموریتی که بر عهده ی او گذاشته شد طراحی بهینه ی خرد کن معروف شرکت مولینکس اختصاصا برای بازار آمریکا بود.
لیکن در ادامه ی این وظیفه ای اولیه تجدید نظر و اصلاح کل مجموعه طراحی های محصولات مولینکس در محدوده ی دو هدف، «جوان ساختن سلسله ی محصولات و ظریف تر سازی آنها» نیز به عهده ی ژان لویی بارو نهاده شد.
این وظیفه، در واقع، چندان آسان نبود. علاوه بر این که ژان مانتوله جزئیات و مقتضیات آنچه را که ژان لویی بارو زیبا شناسی صنعتی می نامید، نمی شناخت. این طراح جوان می بایست با فرهنگ صنعتی سخت مولینکس نیز هماهنگ می شد. این فرهنگ عبارت بود از اینکه شرکت همچنان، با سابقه ای طولانی، مقر حکومت متخصصان آهن است. افرادی که در داخل شرکت آنها را «نسل آسیاب سبزیجات» می نامند.
مهندسان یا تکنسین ها با تسلط کامل بر چگونگی طرح نهایی محصولات نظارت داشتند و به طراحی صنعتی همچون ایده ای بسیار ناهنجار می نگریستند.
بدین ترتیب ژان لویی بارو، در ابتدا می بایست در برابر این افراد بایستد. او با اختصاص دادن مدتی طولانی از وقت خود به کار بهبود محصولات شناخته شده و شکل گرفته توسط کارخانه های شرکت، کم کم توانست نگرشی جدید و تفکری نو از محصولات را تحمیل نماید. اولین گام روی آوردن به سوی مواد اولیه ی جدید و به خصوص مواد پلاستیکی بود که با گذشت زمان اهمیت آنها هر چه بیشتر افزایش یافت.
بدون شک این ماده ی اولیه در شرکت کاملا ناشناخته نبود. از سال 1957 مولینکس برای ساخت له کن برقی اش پلاستیک را مورد آزمایش قرار داده بود. اما این تجربه موفقیت آمیز نبود. چرا که این محصول که در نمایشگاه شهر مارسی در اوج گرمای تابستان عرضه گردید، نتوانست در برابر گرمای این شهر جنوبی مقاومت نماید! در سال 1961، برای ساخت بعضی از قطعات دستگاه خرد کن، پلاستیک نیز با موفقیت زیاد عرضه گردید. اما در آن دوره، فولاد و آهن ریختگی قلع اندود هنوز مواد اولیه ی اصلی شرکت به شمار می رفتند. موادی که به واسطه ی آنها مولینکس بر پایه ی حدود سی سال تجربه، شهرتی واقعی کسب نموده بود.
ورود ژان لویی بارو در این مقطع از زمان چیزهای زیادی را متحول ساخت. او با صبر و اراده و نیز در نتیجه ی ارتباطاتش با صنعتگران پلاستیک توانست شرکت را به ویژگی های پلاستیک متوجه سازد؛ ماده ای که از اواسط دهه ی 1960 به طور گسترده ای جانشین آهن شد. روی آوردن به سمت مواد جدید، به نوبه ی خود، پیشروی در اندیشیدن هر چه بیشتر به ساخت محصولات رنگی را امکان پذیر ساخت. بدین ترتیب رنگ سفید دهه ی 1960، در دهه ی بعد جای خود را به رنگ قهوه یی و به خصوص رنگ نارنجی که رنگ غالب لوازم خانگی مولینکس شد، داد.
رنگ ها در دهه ی 1980 دوباره به سمت رنگ سفید بر گشت. حقیقت امر این است که انتخاب این رنگ ها تصادفی نبوده است. در دهه ی 1970 دو رنگ قهوه یی و نارنجی با بهره گیری از جذابیت حقیقی شان، در شکل های مختلف و برای تعداد بسیار زیادی از اشیاء، از لوازم خانگی تا لباس ها، باز گو کننده ی نو گرایی و تحرک بودند. یک دهه بعد، این رنگ سفید بود که در ذهن مصرف کننده، باز گو کننده ی فناوری و عملکرد عالی شد. با پذیرش این رنگ ها، مولینکس نگرش صرفا صنعتی خود را که از آغاز فعالیتش داشت، ملایم تر کرد. از آن به بعد، این مارک صنعتی به منظور درک بهتر محصولاتش، با آغوش باز از گرایش های روز استقبال نمود و سلیقه های رایج زمان را به حساب آورد.
منبع: مجله دستاورد، شماره 6-7، سال ششم، پاییز و زمستان 1379، ترجمه نژده هوانسیان از کتاب "معجره مولینکس"

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:35 PM
تاریخچه ی میز اتو تا سال 1900 لباس یا کتان بر روی تخته ای که با بالشت، پتو یا ورقه های آهنی پوشانده شده بود با صفحات بزرگ آهنی که گرم شده بودن پرس یا به وسیله ی اتوهای مرسوم در آن زمان اتو می شدند این روش کاری بیشتر در کارخانجات بزرگ لباس و شویندگان لباس رواج داشتند.

رفته رفته این روش به خانه ها راه یافت (قرن 19) و صاحبخانه ها مستخدمان خود را مجبور می کردند که لباس هایشان را بر روی تخته ای چوبی که با لایه ای فلزی پوشانده شده بودو مابین پشتی صندلی و میز قرار می گرفت اتو کنند.

http://www.newdesign.ir/images2/2011-5-14-ironing-board.jpgدر سال 1841 یکی از مشاوران خانگی به نام Catherine Beecher صفحه ای آهنی را طراحی کرد که در یک طرف عریض بود و در طرف دیگر باریک می شد. در آن زمان هنوز استفاده از برق برای گرم کردن فلزات (المت های برقی) رواج پیدا نکرده بود و صفحه ی فلزی سنگینی که قرینه ی صفحه ی دیگر بود به وسیله زغال یا آتش گرم می شد و هنگامی که لباس بر روی صفحه ی دیگر قرار می گرفت آن را پرس می کرد و چروک های لباس را از بین می برد.
در سال 1914 طراحی به نام اسپرینگر تخته ای چوبی را طراحی کرد از جنس چوبی که بسیار مقاوم بود در برابر خم شدگی و پیچ خوردن. این صفحه به وسیله ی گیرهایی که داشت بر روی در نصب می شد و حالت عمود بر آن را به خود می گرفت. این میز اتو (Ironing board) توسط یک کمپانی بزرگ آمریکایی به تولید انبوه و در همه جای دنیا به فروش رسید.
تولید میز اتو با توجه به رواج و محبوبیت آن بین خریدان افزایش یافت و تا سال 1945 تعداد کمپانی هایی که تولید میز اتو جزو تولیدات مهم آن ها بود به 6 کمپانی رسید.
ابتدا برای ساخت میز اتوها از متریال های مختلفی مانند آهن، چوب و... استفاده می شد که رفته رفته این متریال ها به دلیل زنگ زدن، مقاومت کم در برابر خوردگی و خم شدگی و... به آلیاژهای از فلزات مختل که با روکشی از پارچه ای نسوز پوشانده شده بودند دادند. این آلیاژها در برابر زنگ زدگی مقاوم بودندو بسیار سخت که مقاومت آن ها را در برابر خوردگی افزایش می داد.
منابع:

Beecher، Catherine. A Treatise on Domestic Economy of 1841. New York: Schocken Books، 1977
Litshey، Earl. The Housewares Story. Chicago: The National Housewares Manufacturers Association، 1973
Ierley، Merritt. The Comforts of Home. New York: Clarkson Potter، 1999

HAMEDZH2
Wednesday 24 April 2013-1, 04:36 PM
تاریخچه برف پاک کن اتومبیل ها در طول تاریخ علم، زنان بسیاری بودند که همپای مردان در آزمایشگاه ها حضور یافتند و با پوشیدن روپوش آزمایشگاه به انجام کارهای زمخت و خشنی پرداختند که در نگاه اول به نظر می رسید با طبع زنان سازگار نیست. در برخی موارد دستاوردهای زنان در حوزه های فیزیک، شیمی و ریاضی حتی چشمگیرتر از مردان بود. از این بین حتی زنانی به دریافت جایزه نوبل نائل شدند. با این همه حضور زنان در بخش های فنی و مهندسی کمرنگ تر بوده است. اما حتی برخی از زنان در این حوزه نیز از خود توانایی ها نشان دادند.
یکی از مخترعان برجسته تاریخ پرنس هانریش فون پروس بود که اختراعش به رغم سادگی ظاهری، اهمیت فراوانی در بسیاری از وسایل نقلیه دارد. فون پروس که به اتومبیل سواری بسیار علاقه مند بود، در روزهای بارانی با مشکل مواجه می شد، شیشه باران خورده مانع از تماشای محیط اطراف می شد. در آن روزگار (سال های اولیه دهه 1900) رانندگان مجبور بودند از خودرو پیاده شوند و شیشه جلویی را با دست تمیز کنند و این روش یعنی استفاده از خودرو در روزهای بارانی غیرممکن است. بعدها برخی از تولید کنندگان خودرو برای مقابله با این مشکل شیشه جلویی خودرو را دوتکه می ساختند. رانندگان نیز هنگام باران بخش بالایی شیشه را برمی داشتند تا شیشه باران خورده مانع دید نشود، اما این همه، راه حل اساسی برای مشکل روزهای بارانی نبود.
اولین نمونه از برف پاک کن ها را آپجان (مخترع انگلیسی) ساخت. طرح وی شامل یک بازوی پاک کننده بود که قابلیت حرکت داشت و به سمت بالا و پایین شیشه حرکت می کرد. این طرح هم مثل همه طرح های اولیه دیگر عیب هایی داشت؛ از جمله اینکه فقط می توانست بخشی از شیشه را تمیز کند، طرز کار آن هم دستی بود. ماری اندرسون زنی است که نام وی در تاریخچه ساخت برف پاک کن به چشم می خورد. وی در سال 1903 طرحی را برای برف پاک کن در امریکا به ثبت رساند. هرچند در آن سال بسیاری از مردم با برف پاک کنی که وی ابداع کرده بود، مخالف بودند و مدعی شدند حرکت برف پاک کن تمرکز راننده را برهم می زند و به همین دلیل ترجیح می دادند در روزهای بارانی سر خود را از شیشه بغل بیرون بیاورند، اما تنها 13 سال بعد برف پاک کن به یکی از اجزای الزامی خودروها تبدیل شد.
هر چند امروزه بیشتر خودروها دارای دو تیغه برف پاک کن هستند، اما اولین بار در سال 1926 بود که روبرت بوش (تولیدکننده لوازم الکتریکی) طرح جدیدی را در اشتوتگارت عرضه کرد. در طرح وی دو برف پاک کن به طور هم زمان توسط موتور الکتریکی به حرکت درمی آمد. طرح بوش را بسیاری اولین گام در ساخت برف پاک کن های امروزی می دانند. هر چند برخی خودروسازها برای تمیز کردن کامل تر شیشه جلویی، تصمیم گرفتند از سه تیغه برف پاک کن استفاده کنند، شرکت مرسدس بنز با عرضه خودروهایی که فقط یک تیغه برف پاک کن داشت، اما می توانست به تمام بخش های شیشه دسترسی داشته باشد، تحولی در این زمینه ایجاد کرد.

http://www.newdesign.ir/images2/2011-8-7-mercedes-wiper.jpg http://www.newdesign.ir/images2/2011-8-7-citroen-wiper.jpg http://www.newdesign.ir/images2/2011-8-7-common-wiper.jpg
برف پاک کن تک تیغه ای مرسدس - برف پاک کن تک تیغه ای سیتروئن - برف پاک کن دو تیغه ای رایجسیستم تامین انرژی برف پاک کن ها هم از جمله مواردی است که طی تاریخ 100 ساله تکامل برف پاک کن ها به آرامی تغییر کرد. هر چند سیستم کارکرد برف پاک کن های قدیمی تمام مکانیکی بود اما امروزه همه برف پاک کن ها موتورهای الکتریکی دارند و بخش های مکانیکی وظیفه انتقال نیرو را از موتور به تیغه بر عهده دارند.
البته امروزه برخی از خودروهایی که به سیستم ترمز با فشار هوا مجهز هستند، از فشار هوا برای به حرکت درآوردن برف پاک کن استفاده می کنند. در این خودروها با باز شدن یک دریچه هوای فشرده وارد موتور می شود و آن را به چرخش درمی آورد. پیش از این نیز برخی از خودروها از برف پاک کن های خلأ یا برف پاک کن های هیدرولیک استفاده می کردند.
در نمونه های اولیه ماشین سیتروئن نیروی محرک برف پاک کن ها با یک سیستم کاملاً مکانیکی فراهم می شد. برای این کار تسمه یی نیروی محرک موتور را به تیغه های برف پاک کن منتقل می کرد. برای کاهش هزینه ها همین سیستم سرعت سنج را هم فعال می کرد، در نتیجه سرعت حرکت تیغه های برف پاک کن بسته به سرعت حرکت خودرو تغییر می کرد. وقتی خودرو پشت چراغ قرمز توقف می کرد، برف پاک کن ها هم از کار می افتاد. البته روی داشبورد دسته یی نصب شده بود و راننده می توانست تیغه ها را در این مواقع با دست به حرکت درآورد.
البته پیش از این برخی از خودروهای گران قیمت و تشریفاتی برای چراغ های جلو هم برف پاک کن ساخته بودند، اما امروزه دیگر این چراغ ها برف پاک کن ندارند، در عوض چراغ های جلو را با استفاده از فشار آب تمیز می کنند.
البته امروزه با پیشرفت الکترونیک بسیاری از تنظیم های خودروها به حسگرها واگذار شده است، از جمله تنظیم کارکرد برف پاک کن ها. حسگرهای باران موجود در خودروهای پیشرفته امروزی می تواند بارش باران و حتی میزان بارش باران را تشخیص دهد. در این صورت برف پاک کن خودکار روشن می شود و با شدت گرفتن باران بر سرعت حرکت برف پاک کن افزوده می شود.
گفتنی است به رغم آنچه ممکن است در نگاه اول به نظر برسد، بخشی از اختراع زنان در حوزه فناوری به ابداع ابزارهایی در خودروها مربوط می شود، به عبارت دیگر خودرو فرصتی برای عرضه دستاوردهایشان فراهم آورد.
در سال 1923 در بولتن شماره هشت اداره زنان حدود 345 اختراع برای زنان ذکر شده است که حدود نیمی از این اختراعات در حوزه حمل و نقل و 25 اختراع مربوط به چراغ های راهنمایی بود. از جمله این اختراع ها می توان به ساخت کاربراتور، کلاچ، استارتر الکترونیکی موتور و سیستم استارت اشاره کرد. در دهه 1930 هلن بلربارتلت عایق تازه یی برای شمع خودروها ساخت. وی که یک زمین شناس بود، با استفاده از دانش خود در زمینه نفت و مواد معدنی، سرامیک هایی از جنس آلومینا ساخت که در ساخت شمع خودرو کاربرد یافت. جالب آنکه اولین برف پاک کن خودکار را زنی دیگر به نام شارلوت بریج وود ابداع کرد. وی که رئیس شرکت تولیدی بریج وود در نیویورک بود، در سال 1917 نوع تازه یی از برف پاک کن ها را با نام تجاری استورم ابداع کرد، هر چند با موفقیت تجاری چندانی همراه نبود.