توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ***تاپیک جوک و لطیفه***
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:42 PM
يارو داشته توي خيابان راه ميرفته كه يكي از راه ميرسه
محكم ميزنه توي گوشش
يارو بر ميگرده به طرف ميگه شوخي بود يا جدي؟
طرف جواب ميده خيلي هم جدي بود
يارو ميگه خوب شد چون من اصلا با كسي شوخي ندارم
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:42 PM
مي دوني فرق علي دايي با چوب بستني چيه؟ ...........................زياد به
مخت فشار نيار هيچ فرقي ندارن
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:42 PM
بعد از بازی ایران و آنگولا خبرگزاریهای جهان اعلام کردند:
سهراب و رستم به داد ایران رسیدند!!
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:42 PM
شوت های میرزا پور مانند...........؟
الف: مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی
ب: مگر میرزا پور شوت هم بلده
ج: گزینه الف
د: گزینه ج
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:43 PM
علی دایی ممکن است روزی از تیم ملی...........؟
1.: پول بیشتری بخواهد
2. این همه بار را برداره ببره یه جای دیگه
3. بخواهد که بیشتر به عنوان تماشاچی در زمین حضور داشته باشد
4. هر سه مورد
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:43 PM
دعای بدرقه ی قزوینی ها:خودم پشتت خدا پناهت .
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:44 PM
یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می کنن. به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا ردتون می کنم
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:45 PM
یه سرهنگ میره تو پادگان می بینه همه بدون شرت راه میرن میپرسه اینجا چه خبره میگه ن یه سرباز قزوینی فرار کرده براش تله گذاشتیم
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:45 PM
گنجشک تهراني : داش جيک جيک گنجشک اصفهاني:جيک جيکسا
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:54 PM
قزوینی یه بچه ای راتوی بمبست گیر می اندازه . بچه که می بینه راه فرار نداره شروع میکنه به داد زدن و کمک خواستن. قزوینی میگه : اگه بیان ، می آن کمک من. نه کمک تو!!!
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:55 PM
يه نفر با يه اصفهاني دست به يقه ميشه.اصفهاني بجاي عمل متقابل التماس کنان با لهجه شيرين اصفهاني ميگه آقا شما را به خدا يقمو ول کنين گوشمو بيگيرين.آخه يقم پاره ميشه
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:55 PM
شنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يک تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يک چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:55 PM
يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره .مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميره تو بحر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 01:55 PM
اصفهانيه كارت اينترنتش تموم ميشه ميندازه تو آب جوش
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 11:03 PM
از قزوینی پرسیدند: پیکان بهتر است یا بنز ؟ قزوینی با قاطعیت گفت : پیکان از او پرسیدند : چرا ؟ گفت : آخه پیکان آخرش ( کان ) دارد ولی بنز که آخرش (کان) ندارد!!!
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 11:04 PM
نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزويني (|) (|) (|) (|) نوارمغزاصفهاني $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!
MAYA
Thursday 10 April 2008-1, 11:15 PM
اصفهانيه به دوستش ميگه : حسن خودکار داري . ميگه نه جوهرش تموم شده . به اون يکي دوستش ميگه : مجتبي مداد داري ميگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانيه ميگه اي بدبختا حالا بايد از خودکار خودم استفاده کنم
MAYA
Sunday 20 April 2008-1, 07:47 PM
به غضنفر میگن نظرت درباره ازدواج فامیلی چیه؟ میگه: به نظر من ازدواج فقط باید فامیلی باشه. بهش میگن چرا؟ میگه: آخه عموم، زن عموم و گرفته. دایم، زن دایم و گرفته. داداشم زن داداشم رو گرفته و
MAYA
Sunday 20 April 2008-1, 07:50 PM
لقمان هر وقت دلش میگرفت با خرش حرف میزد ، کجایی که دلم گرفته !
MAYA
Sunday 20 April 2008-1, 07:50 PM
ادیبی را گفتند ادب از كه آموختي؟؟ گفت به تو چه كثافت آشغال!! مگه فضولي عوضيه بي شعور!! نفهم احمق
MAYA
Sunday 20 April 2008-1, 07:51 PM
صبح كيفم رو زدند، بدبخت شدم، توش همه زندگيم بود ... شناسنامه، پاسپورت، كارت ملي، دو و نيم ميليون پول، پانصد تا سكه تمام بهار آزادي، يه شاخه نبات، يك دست آينه و شمعدان ... وكيلم؟
MAYA
Sunday 20 April 2008-1, 07:51 PM
بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد! دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار () ها را برايت آرزو مندم
MAYA
Sunday 20 April 2008-1, 07:51 PM
انجير رو به یارو نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، يه چوب بهش چپوندن ، تازه شده گلابي
MAYA
Sunday 20 April 2008-1, 07:51 PM
مهم نیست دلت دریا باشه یا یه برکه مهم اینه نزاری کسی توش جیش کنه
MAYA
Sunday 20 April 2008-1, 07:52 PM
به پیره زنه میگن :ننه ؛ شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟؟میگه: ننه ؛ مکه که فرار نمیکنه
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:09 PM
زن مثل ويروس ميمونه، وقتي وارد زندگيت بشه، جيبت رو اسكن
ميكنه، لبخند رو ديليت ميكنه، مخت رو اديت ميكنه،
برنامههات رو دانلود
ميكنه، آخرش هم هنگ ميكني
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:10 PM
زندگي بدون عشق مساوي است با: جمعه بدون يانگوم!
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:10 PM
مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج مي کنند، بر
اثر کمبود حوصله طلاق مي دهند و بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج مي کنند
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:11 PM
يکروز دوتا سوسک پولدار با هم عروسي ميکنن ماه عسل ميرن توالت فرنگي.
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:11 PM
امروز سالروز پرتاب اولين
زن ايراني (انوشه انصاري) به فضاست.
به اميد روزي که آ خرين زن
ايراني را به فضاپرتاب کنيم ..
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:12 PM
هنگام نوشيدن آب سه تا بسم
الله بگوييد زيرا در آب سه تا جن هست .
دوتا هيدروجن يکي اوکسي
جن
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:14 PM
عزيزم بدون که در برگه ي
قلبم تو تنها قورباغه اي
و در کوير زندگيم تنها شتر
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:14 PM
اي پيتزاي عشقم!
همبرگر قلبم!
کباب زندگيم
واسپاگتي افکارم!
بي تو فلافلم
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:15 PM
دوست دختريارو بهش ميگه:
اگه توجه کني ميبيني که نگاهم
باهات حرف ميزنه.
يارو ميگه: پس
اينقدرپلک نزن،صدات
قطع و وصل ميشه
MAYA
Monday 21 April 2008-1, 02:15 PM
تو براي من يه فرشته بودي اما
هيچ وقت منو دوست نداشتيو هميشه با رقيب هاي من پرواز کردي
.
خدا را شکر تازه فهميدم تو
عزرائيلي
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:23 PM
به لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:24 PM
از غضنفر مي پرسن كه براي بستن يك لامپ به چند نفر احتياج داري؟ مي گه ۳ نفر. مي گن چرا ۳ نفر ؟ ميگه: يه نفر ميره بالا نردبون لامپ رو بگيره .. دو نفر هم از پايين، نردبون رو بچرخوونند
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:24 PM
پسر تركه تو پارك با يه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همين كه داشتن حرف ميزدن يهو دختره ميگه : واي بابام از دور داره مياد تركه : بابات تا حالا منو ديده ؟ دختره : نه تركه: اينكه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:25 PM
به غضنفر ميگن : سگتون بچه ي ما را گاز گرفته . ميگه : اولا سگ ما گاز نميگيره . دوما سگ ما هميشه بسته است . سوما ما سگ نداريم
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:25 PM
ترکه میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید کریم خان میرید؟ترکه میگه:آره خب اگه نمیرید که میترکید
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:26 PM
ترکه ميخواسته از روحانيت و ورزش يکجا دفاع کنه عمامه درست ميکنه با مارک آديداس
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:26 PM
به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بسازد ميگه : من ۳ تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:26 PM
ترکه ادعای پیغمبری میکنه , میگن خب کتابت کو ؟ میگه حالا فعلاً جزوه بنویسین
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:27 PM
ترکه می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت راه می رفتن!
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:27 PM
تركه رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:28 PM
ترکه میره خواستگاری ازش میپرسن چه كاره ای ؟ روش نمیشه بگه قصاب میگه لوازم یدكی گوسفند دارم
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:28 PM
ترکه خبر داغ میشنود، گوشش میسوزد
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:29 PM
به تركه مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه:خر در برابر ما هيچه
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:29 PM
ترکه عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچهها میگن از پشت شبیه آلن دلونی
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:30 PM
به ترکه می گن با جیش جمله بساز میگه اصغر با آبجیش رفت سینما
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:30 PM
عزراييل مياد سراغ ترکه . ترکه خودش را ميزنه به مردن
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:31 PM
به تركه ميگن: با جام جهاني جمله بساز، ميگه: پس انرژي هستهاي رو بيخيال ديگه
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:31 PM
به تركه ميگن: خبر داري پسرت ركورد شكسته؟! تركه ميگه: اي خاك بر سرش . گفته باشم……من يه ريال هم خسارت نميدم !!!!
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:32 PM
قاضي: چرا دست كردي تو جيب اين آقا
تركه: جناب قاضي خيال كردم جيب خودمه
قاضي: پس چرا پول هاش رو برداشتي
تركه: يعني اختيار جيب خودم رو هم ندارم
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:32 PM
ازتركه مي پرسن كجاي تهران مي شيني مي گه هرجاخسته شدم
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:32 PM
ترکه اکس می خوره نفر اول المپیاد فیزیک می شه
MAYA
Wednesday 23 April 2008-1, 02:33 PM
ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد
MAYA
Thursday 24 April 2008-1, 02:18 PM
به ترکه ميگن: نظرت راجع به گران شدن بنزين چيه؟ تركه ميگه: براي ما که فرقي نميکنه، ما همون ۱۰۰۰تومن بنزين رو ميزنيم
MAYA
Thursday 24 April 2008-1, 02:19 PM
به ترکه میگن اگه درخت زیتون رو با پسته پیوند بدن چه میوه ای درست میشه میگه معلوم دیگه سه پستون
MAYA
Thursday 24 April 2008-1, 02:19 PM
يه روز يه تركه خودشو تو آينه ميبينه با خودش ميگه اين چقدر آشناست؟ بعد از يه ساعت فكر كردن ميگه آهان اين همون بدر سگيه كه امروز تو آرايشگاه يه ساعت زل زده بود به من.
MAYA
Thursday 24 April 2008-1, 02:21 PM
يه معتاده هي داد ميزد تاكشي تاكشي، بالاخره يك تاكسي ده متر جلوتر واي ميسه، معتاده ميگه: لا مششب، اونجا كه مقصدم بود!
MAYA
Thursday 24 April 2008-1, 02:21 PM
به معتادي گفتند با ۴۵ و ۴۶ و ۴۷ و ۴۸ جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟
MEHDI
Thursday 24 April 2008-1, 10:25 PM
خیلی خنده دار بود هدیه جان.:icon_pf(34):
ممنونم:icon_pf2 (56):
MAYA
Friday 25 April 2008-1, 05:52 PM
خواهش می کنم
منم از شما ممنونم
MAYA
Friday 25 April 2008-1, 05:52 PM
از تركه ميپرسن پيغمبر كي به رسالت رسيد؟ ميگه ايلده بيلميرم من سيد خندان پياده شدم
MAYA
Friday 25 April 2008-1, 05:53 PM
تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟؟
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:05 AM
به تركه مي گن اون جهنمه اون بهشت كدومشو مي خواي بري .
تركه مي بينه جهنم خيلي رديفه و كلي حوري ريختن توشو دار و درخت و از اين حرفا . ميگه مي رم جهنم .
تا پاشو ميزاره آتيش و اين حرفا ميريزه سرش . ميگه چي شد .
مي گن آخه چند وقت بود كسي نمي اومد اينجا رفته بود رو اسكرين سيور . :lol:
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:13 AM
به يكي ميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم، خودم فردا بهش زنگ ميزنم.
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:13 AM
به يارو ميگن چرا زنتو باچاقو كشتي؟ ميگه: والا وضع ماليمون خوب نبود كه تفنگ بخرم.
بعد بهش ميگن چرا ريش و سيبيل نداري؟ ميگه: به ننم رفتم.
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:13 AM
يكي خواب مي بينه تو بازي كامپيوتري زنشو كشته!
از خواب كه پا مي شه مي بينه زنش كنارش خوابيده و زنده هست.
ميگه : اه ! باز هم يادم رفت بازي رو ذخيره (Save) كنم!!
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:14 AM
زنه از شوهرش كه پزشك بوده مي پرسه، عزيزم تو از چي من بيشتر خوشت مياد؟
از صورت زيبام يا از هيكل متناسبم ؟
مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و مي گه : از اعتماد به نفست !!
پس از مدتي اين خانم فوت مي كنند و شوهرش هم كه مرد خسيسي بود روي سنگ قبرش مينويسه:
آرامگاه زري همسر دكتر رحيمي،متخصص اطفال، مطب: خ جلفا ،كوچه سوم ساعت پذيرش 8-2 تلفن 0089650
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:14 AM
مادر زن جواد آقا مرده بود . پس از برگزاري مراسم ختم و هفته ، زن كه اندكي آرام گرفته بود به شوهرش گفت : خوب ، حالا به عقيده تو براي روي قبر مادرم چه جور سنگي انتخاب كنيم ؟
جواد آقا جواب داد : نوع سنگش مهم نيست . فقط بايد تا مي توانيم سنگ سنگين تري روي قبرش بگذاريم
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:15 AM
به غضنفر مي گن دگرگوني يعني چه؟
مي گه: يعني اين گوني نه، يك گوني ديگه
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:15 AM
يه بار ديگه به همون غضنفره مي گن نظرت راجب خدا چيه؟
مي گه: خدا خوبه ! مهربونه !بزرگه !خالق جهانه ! ......ابوالفضل نگه دارش باشه.
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:15 AM
دو تا جوجه از بچگي عاشق هم بودند اما وقتي بزرگ شدند ديدن هردوتا شون خروسن
نتيجه اخلاقي: تا وقتي جوجه اي عاشق نشو
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:15 AM
به يكي مي گن اينهمه ترياك مي كشي معتاد نشي!
مي گه: نه بابا من ۴ ساله هرروز دارم تفريحي همينجوري مي كشم ولي هنوزم كه هنوزه معتاد نشدم
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:16 AM
معتاده وايساده بوده كنار خيابون به تاكسيها مي گفته: عيد عيد!!
يه راننده نگه مي داره مي گه : ما خيابوني به نام عيد نداريم داداش؟؟
معتاده مي گه : اي بابا چقدر از آدم حرف مي كشيد منظورم شر بهاره ديگه !!!
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:16 AM
از يه معتاد مي پرسن مي گن تو بيژني مي گه نه من ژن دارم!!
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:16 AM
يه معتاد ۲ تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت ميكشيد!
ازش ميپرسن چرا ۲ تا سيگار ميكشي؟
ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه!
بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار ميكشه.
بهش ميگن حتمادوستت از زندان آزاد شده؟
ميگه نه بابا خودم ترك كردم!
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:17 AM
عبارت «كلاه سرت گذاشتن تا زانو» يعني چه؟
الف) فروش پرايد دوگانه سوز بدون مخزن.
ب) قول تحويل ال نود تا پس فردا.
ج) تحويل پژو ۴۰۵ با يك مأمور آتش نشاني در صندوق عقب.
د) من مادرم مريضه، كارت سوختتو بده، چند ليتر بنزين بزنم!
هـ) سهميهبندي لغو شد، باكتو پركن
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:34 AM
روباه ميره زير درخت به کلاغه ميگه به به چه سري چه دمي ...کلاغه ميگه زر نزن من خودم دوم دبستانم
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:35 AM
غضنفر مي خواسته به دختره تيکه بندازه مي گه در قلب مني هرگز
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:35 AM
از مزرعه اي مي گذشتم ، پير مردي رو غمگين ديدم با چند هكتار زمين باير و يك گاو آهن خالي . از او پرسيدم چرا ناراحتي پدر جان، چرا شخم نمي زني تا دانه بكاري . گفت : آخه گاوم دارهsms مي خونه!!!!
MAYA
Saturday 26 April 2008-1, 08:36 AM
به معتاده ميگن فرق تو با ورزشکارها چيه؟ ميگه اونا تکنيکي کار ميکنن ما پيکنيکي
MAYA
Sunday 27 April 2008-1, 09:30 AM
تركه يه جسد رو ميبره پزشك قانوني جواز دفن بگيره
ميگن چي شد مرد
ميگه سم خورده
ميگن چرا صورتش زخميه
ميگه آخه نمي خورد
MAYA
Sunday 27 April 2008-1, 09:30 AM
ترکه از تاکسي پياده مي شه درو محکم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي.
راننده مي گه من که چيزي نگفتم .
ترکه مي گه بعدا که مي گي
MAYA
Sunday 27 April 2008-1, 09:31 AM
می دونی شباهت هندونه با خیار چیه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همیشه که جواب این زیر نیست یه بار مغز پوک خودتو به کار بنداز
MAYA
Sunday 27 April 2008-1, 09:31 AM
وقتي صدام ميکني آروز مي کنم کاش......کربودم تو که لال نمي شي
MAYA
Sunday 27 April 2008-1, 09:32 AM
كلاغه تو اسمون تخم مي ذاره ولي تخمش نميوفته پايين .. اگه گفتي چرا ؟؟؟؟
.
.
.
نرو پايين يكم فكر كن
.
.
.
چون شورت پاش بود
MAYA
Sunday 27 April 2008-1, 09:32 AM
دوست داري يه خر ماچت كنه ؟ يا تو خر رو ماچ كني ؟ يا يكي خرت كنه و ماچت كنه ؟ يا يكي خركي ماچت كنه ؟ يا يكي اينقدر خر باشه كه ماچت كنه
MAYA
Wednesday 30 April 2008-1, 08:45 AM
بچه به باباش ميگه بابا شماكجادنيا اومدي ؟ميگه تهران. ميگه مامان كجا دنيا اومده؟ميگه اصفهان. ميگه من كجادنيا اومدم؟ميگه اهواز. بچه ميگه پس ما كجا همديگه رو پيداكرديم...
MAYA
Wednesday 30 April 2008-1, 08:45 AM
عنکبوته اکس مي خوره جو مي گيرتش قالي مي بافه
MAYA
Wednesday 30 April 2008-1, 08:45 AM
از يه سياه پوست مي پرسند شامپو بدنت چيه ميگه مشكين تاژ :خوب بيد
MAYA
Wednesday 30 April 2008-1, 08:46 AM
يه زنه به شوهرش ميگه:من ميخوام 5دقيقه برم خونه همسايه تو هر نيم ساعت يه سري به غذا بزن
MAYA
Wednesday 30 April 2008-1, 08:46 AM
يکبار 1 نفر بي هوا مياد تو خفه ميشه
MAYA
Wednesday 30 April 2008-1, 08:47 AM
يه روز يه نفر داشته نوار خالي گوش ميکرده وگريه ميکرده ميگن چرا گريه ميکني ميگه اخه دلم براي خوانندش ميسوزه طفلکي لاله...
mahpishoni
Wednesday 22 October 2008-1, 10:21 AM
حیف نون با کليد گوششو تميز ميکنه گردنش قفل ميشه!
mahpishoni
Wednesday 22 October 2008-1, 10:22 AM
يه روز تو يه تيمارستان ...دكتره مي خواست از بيماراش تست بگيره، يه عكس ماشين ميزاره جلوي همه ميگه هركي اين ماشين و هول داد روشن كرد ميره خونه اش همه رفتن هول بدن كه برن خونه به جز یک نفر.
دكتره خوشحال شد با خودش گفت اين پس خوب شده... بهش گفت ببينم تو چرا ماشين و هل نميدي؟ گفت اينا خنگن سويچ دست منه!
mahpishoni
Wednesday 22 October 2008-1, 10:23 AM
سوال کنکور ادبيات امسال: جمله زير چند غلط املا يي دارد؟
شوراي عمنيط براي جلوگيري اذ جنگ طشکيل شدح عسط
الف)ثه ب)چحار ج)حفت د)ياضدح
ara9979
Wednesday 3 December 2008-1, 07:59 PM
اگه کسی ناخاسته شمارو به دلش دعوت کنه چیکار میکنید؟!
..
....
دعوت!
متفاوت ترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا!!
--------------------
آب مایه حیات است. لطفا در مصرف برق صرفه جویی کنید
اداره گاز .....
--------------------
سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها…
اما هیچ راهی برای آدم كردن دخترها وجود نداره!
--------------------
یه مرغه قرص اكس میخوره اسرائیلیها میگرنش.
دلیلش رو میپرسند میگن: این مرغه همینطور كه راه میرفته
مدام می گفته: قدس قدس قدس ...
--------------------
MiNaZ
Thursday 25 December 2008-1, 03:33 PM
جوک های غضنفری
به غضنفر ميگن: چرا همش داري دور ميدوون با ماشينت ميچرخي؟مي گه: راهنمام گير كرده!!
به غضنفر مي گن تا حالا گول خوردي؟ ميگه آدم كه گول نمي خوره! گول آدمو مي خوره!
غضنفررفته بوده چتربازي. موقع پرش از هواپيما، فرمانده بهش مي گه: وقتي پريدي بيرون دكمه سبز مي زني چترت باز ميشه، يك درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو مي زني كه حتما چترت باز مي شه. بعد وقتي رسيدي پايين يك جيپ هم پايين منتظرته كه مي بردت پادگان. حالا بپر.
غضنفر مي پره، دگمه سبز رو ميزنه چتر باز نمي شه، دگمه قرمز رو ميزنه چتر باز نمي شه، مي گه اگه شانس ماست، حالا اگر برسيم پايين جيپه هم رفته
از غضنفر مي پرسن كه براي بستن يه لامپ به چند نفر احتياجه مي گه 3 نفر مي گن چرا 3 نفر ؟ ميگه: يه نفر ميره بالا نردبون ، لامپ رو ميگيره .. دو نفر هم از پايين، نردبون رو ميچرخوونن
يه نفر باباش مي ميره خيلي براش بي تابي مي كرده .غضنفر مي ره دلداريش بده .مي گه ناپلئون رو مي شناسي؟ بعد از اين همه جنگ و فتوحات مرد.انيشتن رو مي شناسي؟ بعد از اين همه كشف و اختراع مرد .باباي تو كه هيچ گهي نبود تو اينقدر براش بي تابي مي كني
از غضنفر مي پرسن اسم سعدي چيه ميگه: ... ميدون
به غضنفر ميگن صبحونه چي مي خوري ميگه : تـيـلـيـد ، ميگن ظهر ناهار چي ميخوري ميگه : تـيـلـيـد ميگن شام چي مي خوري ميگه : تـيـلـيـد ، ميگن اصلا ولش كن اوقات فراغتت رو چيكار مي كني ميگه ميشينم نون خورد مي كنم واسه تـيـلـيـد
به غضنفرميگن تو پيامبرا به كدومشون ارادات بيشتري داري؟ ميگه حضرت سوج ميگن : حضرت سوج نداريم كه ؟ ميگه : خودم ديدم پشت يه ماشين نوشته بود يا سوج
از غضنفر مي پرسن خواهرت دختر زائيده يا پسر؟ ميگه به من اطلاع ندادن, هنوز نميدونم دايي شدم يا خاله
پليس راهنماييي جلو غضنفررو ميگيره ميگه: كارت ماشين گواهينامه معاينه فني بيمه ... غضنفر ميگه : چيكار كنم ؟ جمله بسازم؟
به غضنفر گفتند: بابات به رحمت ايزدي پيوست! گفت: رحمت ايزدي ديگه كيه؟!…… گفتند نه. منظورمون اينه كه به ديار باقي شتافت…… گفت: منظورتون را نمي فهمم!!!….. گفتند: يعني اينكه دار فاني را وداع گفت…… گفت:بازم نفهميدم!……. گفتند:اي بابا…بابات رخت از اين دنيا بربست……. بازم نفهميد!…… آخر سر عصباني شدند و گفتند : ابله…باباي خرت! مرد……. گفت: خر ما كه بابا نداشت!……خودش يكي بود
غضنفر ۲سال ميره سربازي كارتشو كه ميدن ميگه : اي بابا اينو كه دارم گواهينامه ميخوام
غضنفر با گوسفنداش دعواش ميشه ، واسه چرا مي بردشون چمن مصنوعي
غضنفر زنگ ميزنه آژانس انرژي اتمي: ميگه..ميخوام با دكتور البرادعي …صحبت كنم….. البرادعي: بفرماييد غضنفر ميگه: آقاي البرادعي شما دكترين ؟ البرادعي ميگه: بله من دكترم يارو ميگه: پس آخه واسه چي تو آژانس كار ميكني
غضنفر مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! باباي دختره شاكى ميشه ميگه: مردتيكه ي خر اين چيه؟ غضنفرميگه : احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت شماست
غضنفرداشته دعا مي كرده، ميگفته: خدايا مرا نيامرز… ميگن: بابا اين چه جور دعا كردنه!؟ ميگه: آخه دارم شكسته نفسي مي كنم
غضنفر صبح زود يه ليوان خاكشير ميخوره تا شب ملق ميزنه كه ته نشين نشه
به غضنفر مي گن سه تا ميوه نام ببر كه اوّلش (خ) باشه ميگه :خيار،خربزه،خاطره.بهش مي گن نه بابا خاطره كه ميوه نيست،ميگه بَه نديديش كه،چه هلوييه
غضنفر ماهي خورد ميكرد يه دفعه ماهي تكون ميخوره ماهي را ميكنه تو سطل
آب بهش ميگه: خفه شو بمير.
غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!
غضنفر ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره با چكش ميزنه كجش ميكنه
به غضنفر ميگن: نفت طلاي سياه است. غضنفر فردا يه 5 ليتري مياندازد گردنش.
غضنفر ميره پمپ بنزين. يارو به غضنفر ميگه آقا سوپر بزنم يا معمولي غضنفر
ميگه :
معمولي بزن خانواده تو ماشين نشسته.
غضنفر مست ميكنه شنگول ميشه گرگه مياد ميخورتش
سيد آفتاب دُرٌي
Wednesday 17 June 2009-1, 02:52 AM
زن مثل ويروس ميمونه، وقتي وارد زندگيت بشه، جيبت رو اسكن ميكنه، لبخند رو ديليت ميكنه، مخت رو اديت ميكنه، برنامههات رو دانلود ميكنه، آخرش هم هنگ ميكني
خانوما دلخور نشن,يكي هم واسه آقايون مي گم!!!
سيد آفتاب دُرٌي
Wednesday 17 June 2009-1, 02:53 AM
دقت کردي همه چيزاي خوب خانمن : خورشيد خانم ، مهتاب خانم ، خانم گل ، ... اما همه چيزاي بد اقايونن البته با عرض معذرت اقا دزده ، اقا گاوه ، اقا الاغه ، ..
nima-pepsi
Wednesday 1 July 2009-1, 07:40 PM
در بطن هر اشتباهی،حقیقتی نهفته است.
توی دنیا عاشقا چه بی کسن /عاشقیا عاقبتش خار و خسن
اینا رو گفتم تا بدونی/عاشقی کاری خطرناکه حسن
می دونی فرق تو با فرغون چیه؟فرغون گِل می بره ولی تو دل می بری
اگه یک رنگ بشی باهات هستم/نمک پرورده دستات هستم
اگه پا روی حرمت ها نذاری/همیشه خاک زیرپات هستم
می دونی"بنی آدم اعضای یکدیگرند"یعنی چی؟یعنی تو قلب منی
می گن قلب آدما اندازه مشتشونه،اما چه جوری یه دنیا محبت،یه آسمون صداقت،یه کهکشان مهربانی، و یه دریا عشق توی قلبت جا شده
به غضنفر گفتند اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکار می کنی؟
گفت منم بهش دست می دم.
به غضنفر می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور
:icon_pf(45)::icon_pf(45)::icon_pf(45)::icon_pf(45 )::icon_pf(45):
nima-pepsi
Thursday 2 July 2009-1, 11:01 AM
خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفريد ديد در تاريكي است
نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد!
.
.
.
بيشتر مردها آرزوي بزرگ دارند ، اول داشتن خونه ، دوم داشتن ماشين براي فرار از خونه!!
.
.
.
ريشه ي تمام نزاعها سه چيزند : زر ، زن ، زمين !!!
.
.
..
.
دو چيز هميشه بايد تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !
.
.
.
سه چيز را زود به زود عوض كن؛ زن، عشق و پيراهن زير!
.
.
.
در پي كاهش جمعيت پسران نسبت به دختران:
درخيابان: دختر:جـووون! تـو!
پسر: ايييييييييييش! گمشو!
دختر: شماره بدم زنگ ميزني؟!
پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم ميشي!
.
.
.
مثل چيني :اگر ميخواهي براي يك روز معذب باشي مهماني كن و اگر مي خواهي براي يك
سال معذب باشي پرنده نگاهدار و اگر مي خواهي مادام العمر معذب باشي زن بگير !!!
.
.
.
هميشه عکس همسرت رو تو کيفت بزار تا هر وقت مشکل بزرگي واست پيش اومد
به عکسش نگاه کنيو بدوني مشکل بزرگتري هم داري !!
:icon_pf2 (5):
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:50 PM
جوك و اس ام اس هاي بامزه
خداوند زن را آفريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي نميرد
________________________________________
تفكر عميق غضنفر! اگراديسون نبود بايددرتاريكي تلويزيون نگاه ميكرديم
________________________________________
تف به اين زندگي
تف به نامردي
تف به دلتنگي
تف برسون تفم تموم شد.
________________________________________
يه روز يه تهرونی داشت خري رو ميزد
غضنفر ميرسه ميگه چرا ميزني ؟تهرونی ميگه چيه تعصبي شدي ، فاميلته
غضنفر ميگه نه مي ترسم خداي نكرده آق والدين بشي
________________________________________
وسعت ديد خانمها: ديدن يك تار مو روي كت شوهر! نديدن تير برق موقع رانندگی
________________________________________
غضنفر بچش ميره بالاي ديوار ميگه يعقوب بيا پائين ميفتي مريض ميشي....
________________________________________
برو جلوي آينه ببين كي توشه؟اگه اون نباشه ميخوام دنيا نباشه
________________________________________
اين چند روز آخرسعي كن رژيم بگيري تا انتخابت نكنن اين را به بقيه گله هم بگو . عيد قربان پيشاپيش مبارك
________________________________________
از غضنفر پرسيدن نظرت راجع به گل چيه؟
ميگه: گل خيلي زيباست, خيلي خوش عطره, اصلآ حديث داريم
گل هوالله احد
________________________________________
به مرغه ميگن
خروس چند حرفه
ميگه: قربونش برم حرف نداره
________________________________________
غضنفر با چراغعلي شطرنج بازي ميكنند فكر ميكني نتيجه چي شد!؟شاه دق كرد
________________________________________
از يه ني ني ميپرسن ,عشق يعني چه ؟ ميگه:بزالي اونم از پفكت بخوله
________________________________________
به غضنفر ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين؟ ميگه نه ولي دارن ميسازن
________________________________________
هميشه پشت سر هر مرد موفق، زني هست .... كه نتــــــــــونسته جلوي موفقيتش رو بگيره
________________________________________
خمارخودتيم،نوكر مرامتيم،شرمنده خوبي هاتيم،اسير اس ام اساتيم.
________________________________________
تاحالاقورباغه پرس شده تو پلاستيك ديدي اگه نديدي پس يك نگاه به كارت مليت بكن .
________________________________________
لبخند باعث زيبايي مي شود تو نيشت را ببند.
________________________________________
چنديست كه بيمار وفايت شده ام.در بستر غم چشم به راهت شده ام.اين را تو بدان اگر بميرم روزي مسئول تويي كه من فدايت شده ام
________________________________________
امشب ميخوام طي يك عمليات شهادت طلبانه
.
.
.
.
فدات بشم.
________________________________________
تو شيراز مادر رو از دختر نميشه تشخيص داد تو اصفهان گدا رو از پولدار تو تهران دخترو از پسر!!
________________________________________
از غضنفر ميپرسن چه جوري بستني كيم ميخوري؟ مي گه مي ذارمش لاي نون، سيخشو مي كشم بيرون
________________________________________
غضنفر ميره مسابقه قرآن ، نوبت اون كه ميشه براش سوره بني اسرائيل مي افته اونم از مسابقه انصراف مي ده!!!
________________________________________
عزرائيل ميره سراغ قزوينيه بهش ميگه وصيت كردي؟ ميگه آره زيره فرشه
________________________________________
به غضنفرميگن يه پستاندار بي دندان نام ببر ميگه مادربزرگم.
________________________________________
مي دوني اوج رفاقت يعني چي؟ يعني به فكر كسي باشي كه الان به فكر تو نيست ،من الان تو اوج رفاقتم رفيق.
________________________________________
غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم.
________________________________________
چراغعلي ديش ماهوارشو ميذاره روي پشت بوم، روش مينويسه: كولر
________________________________________
به غضنفر ميگن سفر حج چطور بود ميگه خيابونا تميز ، برجاش بلند ، ماشينا آخرين مدل. البته يه جاي زيارتي هم داشت كه شلوغ بود نرفتم
________________________________________
ازغضنفرميپرسن: شما كجاي تهران ميشينيد؟ ميگه: هرجا كه خسته شيم!...
________________________________________
به غضنفر ميگن از قفل فرمونت راضي هستي ميگه آره فقط سر پيچ اذيت مي كنه
________________________________________
از غضنفر مي پرسن اسم سعدي چيه ميگه: ... ميدون
________________________________________
غضنفر رو مي خواستن اعدام كنن، ازش مي پرسن: آخرين حرفت چيه !
مي گه: لعنت بر پدر و مادر اون كسي كه بزنه زير چهار پايه!
________________________________________
به غضنفر ميگن تولدت مبارك ، ميگه خيلي ممنون تولد شما هم مبارك
________________________________________
به غضنفر ميگن : اين خيابون كجا ميره؟ غضنفر ميگه : والا من چهل سال تو اين خيابون زندگي ميكنم , نديدم اين خيابون جايي بره
غضنفر ميره پيك نيك زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه. ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره.!! زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از كلي جر و بحث ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.غضنفر به زنش ميگه اگه زير درخت بوديم الان مرده بوديم
معلم كلاس اول از ساسان كوچولو مي پرسه ..اگه تو 10 تا شكلات داشته باشي 2 تاشو بدي به سميرا..3 تاشو بدي به مريم و يه دونه هم بدي به شراره اونوقت چي خواهي داشت؟؟؟ ساسان ميگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جديد
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:51 PM
زنی سه دختر داشت
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه ای که دامادهايش به او دارند را ارزيابی کند.
يکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم ميزدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شيرجه رفت توی آب و او را نجات داد.
فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکينگ خانه داماد بود و روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخری رسيد.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
اما داماد از جايش تکان نخورد.
او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم؟
همين طور ايستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.
فردا صبح يک ماشين بی ام و آخرين مدل جلوی پارکينگ خانه داماد سوم بود که روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:52 PM
يادداشتهاي مردي كه زنش به سفر رفته بود
شنبه: زنم برای یک هفته به دیدن مادرش رفته و من و پسرم لحظاتی عالیرا خواهیم گذراند. یک هفته تنها . عالیه. اول از همه باید یک برنامه هفتگی درست وحسابی تنظیم کنم. اینطوری میدونم که چه ساعتی باید از خواب بیدار بشم و چه مدتی رادر رختخواب و چقدر وقت برای پختن غذا توی آشپزخانه صرف میکنم. همه چیز را به خوبیمحاسبه کرده ام . وقت برای شستن ظرفها، مرتب کردن خانه و خرید کردن و همه روی کاغذنوشته شده است. چقدر هم وقت آزاد برایم میماند. چرا زنها آنقدر از دست این کارهایجزیی و ساده شکایت دارند. درحالی که به این راحتی همه را میشود انجام داد . فقط بهیک برنامه ریزی صحیح احتیاج است. یزاس شام هم من و پسرم استیک داریم. پس رومیزیقشنگی پهن کردم و بشقابهای قشنگی چیدم و شمع و یک دسته گل رز روی میز نهادم تامحیطی صمیمانه به وجود آورم. مدتها بود که آنقدر احساس راحتی نکرده بودم.
یکشنبه: باید تغییرات مختصری در برنامه ام بدهم. به پسرم متذکرشدم که هرروز جشن نمیگیرم و لازم هم نیست که آنقدر ظرف کثیف کنیم چون کسی که بایدظرفها را بشوید منم نه او! صبح منوجه شدم که آب پرتقال طبیعی چقدر زحمت دارد چونهربار باید آبمیوه گیری را شست بهتر این است که هر دو روز یکبار آب پرتقال بگیریمکه ظرف کمنری بشویم.
دوشنبه: انگار کارهای خانه بیشتر از آنچه که پیش بینیکرده بودم وقت میگیرد. راه دیگری باید پیدا کنم. ازاین پس فقط غذاهای آماده مصرفمیکنم. اینطوری وقت زیادی در آشپزخانه صرف نمیکنم. نباید که وقت آماده کردن و طبخغذا بیش از زمانی باشد که صرف خوردن آن میکنیم. اما هنوز یک مشکل باقیست: اتاقخواب. مرتب کردن رختخواب خیلی پیچیده است. نمیدانم اصلا چرا باید هرروز تختخواب رامرتب کرد؟ درحالی که شب باز هم توی آن میخوابیم!!
سه شنبه: دیگر آبپرتقال نمیگیرم. میوه به این کوچکی و قشنگی چقدر همه جا را کثیف و نامرتب میکند! زنده باد آب پرتقالهای آماده و حاضری!! اصلا زنده باد همه غذاهای حاضری!
کشف اول: امروز بالاخره فهمیدم چه جوری از توی تخت بیرون بیایم بدون اینکه لحاف را بههم یزنم. اینطوری فقط صاف و مرتبش میکنم. البته با کمی تمرین خیلی زود یاد گرفتم. دیگر در تخت غلت هم نمیزنم.. پشتم کمی درد گرفته که با یک دوش آب گرم بهتر خواهدشد. ازاین پس هر روز صورتم را نمی تراشم و وقت گرانبهایم را هدر نمیدهم..
کشف دوم: ظرف شستن دارد دیوانه ام میکند.عجب کار بیخودی است! هربار بشقابهای تمیز راکثیف کنیم و بعد آن را بشوییم.
کشف سوم: فقط هفته ای یکبار جارو میزنم. برایصبحانه و شام هم سوسیس و کالباس می خوریم.
چهارشنبه: دیگر آب میوه نمیخوریم. بسته های آب میوه خیلی سنگینند و حملشان خیلی مشکل است.
کشف دیگر: خوردن سوسیس برای صبحانه عالیست. برای ظهر بد نیست اما برای شام دیگر از حلقم بیرونمیزند. اگر مردی بیش از دو روز سوسیس بخورد احتمالا دچار تهوع خواهدشد!!
پنجشنبه: اصلا چرا باید موقع خوابیدن لباسم را بکنم در حالی که فرداصبح باز باید آن را بپوشم؟!!! ترجیح میدهم به جای زمانی که صرف این کار میکنم کمیاستراحت کنم. از پتو هم دیگر استفاده نمیکنم تا تختم مرتب بماند.
پسرم همه جا راکثیف کرده . کلی دعوایش کردم .. آخر مگر من مستخدم هستم که هی باید جمع کنم و جاروبزنم؟ عجیب است ! این همان حرفهایی است که زنم گاهی میزند!
امروز دیگر باید ریشمرا بتراشم .. اما اصلا دلم نمیخواهد . دیگر دارم عصبانی میشوم. برای صبحانه بایدمیز چید، چایی درست کرد، نان را خرد کرد. انجام همه این کارها دیوانه اممیکند.
برای راحتی کار دیگر شیر را با شیشه ، کره و پنیر را هم توی لفافشمیخوریم و همه این کارها را هم کنار ظرفشویی انجام میدهیم. اینطوری دیگر جمع و جورکردن و میز چیدن هم نمیخواهد!
امروز لثه هایم کمی درد گرفته شاید برای اینکهمیوه هم نمیخورم. چون ماشین ندارم و برایم خیلی مشکل است که میوه بخرم و به خانهبیاورم. امیدوارم که عفونت نکرده باشند. عصری زنم زنگ زد که آیا رختها رو شیشه هارا شسته ام؟ خنده عصبی سر دادم انگار که من وقت این کارها را داشتم!
توی حمام هم افتضاحی شده، لوله گرفته اما مهم نیست من که دیکر دوش نمیگیرم!
یک کشف جدیددیگر: من و پسرم با هم غذا میخوریم. آن هم سر یخچال! البته باید تند تند بخوریم چون در یخچال را که نمیشود مدت زیادی باز گذاشت.
جمعه: من و پسرم در تخت مان مانده ایم تا تلویزیون نگاه کنیم. دیدن اینهمه تبلیغات مواد غذایی دهانمان را آبانداخته. با خستگی کمی غر و غر میکنیم. وقتش است که خودم را بشویم و ریشم را بتراشمو موهایم را شانه کنم و غذای بچه را آماده کنم و ظرفها را بشویم و جابه جا کنم،خرید کنم و بقیه کارها.... ولی واقعا قدرتش را ندارم. سرم گیج میرود و تار میبینم. حتی پسرم هم نایی ندارد. به تبعیت از غریزه مان به رستوران رفتیم و یک ساعتی راغذاهایی عالی و خوشمزه در ظروفی متعدد خوردیم. قبل از اینکه به هتل برویم و شب رادر یک اتاق تمیز و مرتب بخوابیم، از خودم می پرسم آیا هرگز زنم به این راه حل فکرکرده بود؟
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:52 PM
قوانين مورفي
يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند .
حالا قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن :
- اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
- هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست.
- وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد.
- هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد.
- هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.
- اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند .
- در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
- وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند.
- اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي .
- احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.
- هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي.
- اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.
- مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند البته بعد از اينکه کار را به سختي انجام داده باشيد.
- هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتر به وب کم شبيه مي شود.
- 80% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي.
- وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است.
قوانين اتوبوسي مورفي :
- اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد.
- اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است..
- اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري.
- هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد.
- مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد).
- اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد..
قوانين كامپيوتري مورفي :
- ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود.
- اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد.
قوانين عاشقانه ي مورفي :
- همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد .
- هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است.
- شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است).
- ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با ميزان علاقه تو به آنها.
- چيزهايي که يک زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي کند همانهايي اند که چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت.
فلسفه مورفي
" لبخند بزن... فردا روز بدتريه "
و اما سرنوشت خود آقاي مورفي :
يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه بقل که بقيه رو با تاکسي بره. همينجوري ريلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده تپٌي مي زنه بهش و مي ميره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده . حالا فکر کن با يه لباس سفيد کنار يه بزرگراه شلوغ واستاده باشي. بعد يه گاگولي در جهت مخالف بياد بهت بزنه و بميري . احتمالا موقع جون دادن اين جمله ي معروفش روي لبش بوده :
"اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه "
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:53 PM
عشق از زبان كودكان
شنيدن تعاريف عشق و پاسخ سوالاتي كه در باره عشق از كودكان شده مي تواند به شناخت بيشتر روحيه كودكان كمك كند.در ادامه پاسخ كودكان در مورد عشق را خواهيم خواند.
اينها عين پاسخ هاي كودكان 5 تا 10 سال است به سوالاتي كه در مورد عشق و عاشقي از آنها پرسيده شده است:
بهترين سن براي ازدواج چند سالگي است؟
«۸۴سالگي! چون در آن سن مجبور نيستيد كار كنيد و ميتوانيد هي دراز بكشيد و فقط همديگر را دوست داشته باشيد.» جودي، 8 ساله
«مهدكودكم كه تمام بشود، ميروم و براي خودم دنبال زن ميگردم!» تام، 5 ساله
در اولين قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه ميگويند؟
«در اولين قرار ملاقات فقط به هم دروغ ميگويند و اين معمولا باعث ميشود كه از هم خوششان بيايد و يك قرار دوم بگذارند.» مايك، 10 ساله
مساله حياتي: بهتر است آدم ازدواج كند يا مجرد بماند؟
«دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها بايد ازدواج كنند چون يك نفر را لازم دارند كه دنبالشان راه بيفتد و تميز كند!» لينت، 9 ساله
«بابا اين چيزها سردرد ميآورد. من فقط يك بچهام. من همچين بدبختيهايي نميخواهم.» كني، 7 ساله
چرا دو نفر عاشق هم ميشوند؟
«هيچ كس نميداند چه اتفاقي ميافتد، ولي من شنيدهام كه يك ربطهايي به بويي كه آدم ميدهد دارد، براي همين است كه مردم اين قدر عطر و ادكلن ميخرند.» جين، 9 ساله
«ميگويند يكي به قلب آدم تير ميزند و اين حرفها، ولي مثل اينكه بقيهاش اين قدر درد ندارد.» هارلن، 8 ساله
عاشق شدن چطوري است؟
«مثل يك بهمن كه براي زنده ماندن بايد زود از زير آن فرار كني.» راجر، 9 ساله
«اگر عاشق شدن مثل يادگرفتن حروف الفبا سخت است، من يكي كه نميخواهم. خيلي طول ميكشد.» لئو، 7 ساله
نقش خوشتيپي در عشق
«اگر ميخواهيد كسي كه در حال حاضر جزئي از خانوادهتان نيست، دوستتان داشته باشد، خيلي مهم نيست كه خوشگل باشيد.» ژوانه، 8 ساله
«فقط قيافه مهم نيست. من را نگاه كنيد. خيلي خوشتيپم. اما هنوز كسي پيدا نكردهام كه با من ازدواج كند.» گري، 7 ساله
«زيبايي يك چيز ظاهري است، نميتواند خيلي ماندگار باشد.» كريستينه، 9 ساله
چرا عشاق دست هم را ميگيرند؟
«ميخواهند مطمئن شوند كه حلقههايشان نميافتد، چون خيلي بالايش پول دادهاند.» ديو، 8 ساله
عقايد محرمانه درباره عشق
«من عشق را دوست دارم، فقط به شرطي كه وقتي تلويزيون كارتون ميدهد، اتفاق نيفتد.» آنيتا، 6ساله
«عشق آدم را پيدا ميكند، حتي اگر خودت را از آن پنهان كني. من از 5 سالگي تلاش ميكنم كه خودم را از آن پنهان كنم ولي دخترها مدام پيدايم ميكنند.» بابي، 8ساله
«خيلي دنبال عشق نيستم. فكر ميكنم كلاس چهارم بودن به اندازه كافي سخت هست.» رژينا، 10 ساله
ويژگيهاي شخصي براي اينكه عاشق خوبي باشيد؟
«يكي از شما بايد بلد باشد كه خوب چك بنويسد، چون حتي اگر صد هزار كيلو هم عشق داشته باشيد، باز هم يك قبضهايي هست كه بايد پرداخت كنيد.» آوا، 8 ساله
راههايي كه ميشود كسي را عاشق خودتان كنيد؟
«به آنها بگوييد كه فروشگاههاي زنجيرهاي شكلات داريد.» دل، 6 ساله
«يك سري كارها را نكنيد مثلا اينكه كتاني سبز بدبو داشته باشيد... ممكن است با اين كارتان توجه كسي را جلب كنيد اما توجه، عشق نيست. » آلونزو، 9 ساله
«يكي از راههايش اين است كه دختر مورد نظر را براي غذاخوردن بيرون دعوت كنيد. حتما يك چيزي بخريد كه دوست دارد؛ مخصوصا سيبزميني سرخ كرده.» بارت، 9ساله
چطوري ميشود فهميد دو تا آدمي كه توي رستوران غذا ميخورند عاشق هم هستند؟
«فقط نگاه كنيد و ببينيد كه مرد صورت حساب را برميدارد يا نه. اين راهي است كه ميشود فهميد عاشق شده يا نه.» جان، 9 ساله
«عاشقها فقط به هم خيره ميشوند و غذايشان سرد ميشود. بقيه بيشتر به غذا توجه ميكنند.» براد، 8 ساله
«اگر يكي از آن دسرهايي سفارش بدهند كه با آتش درست ميكنند، عاشقند. چون يعني قلب خودشان هم آن جوري است... توي آتش» كريستينه، 9 ساله
وقتي مردم ميگويند: دوستت دارم، به چه فكر ميكنند؟
«به خودشان ميگويند: بله واقعا دوستش دارم. ولي كاش ميشد حداقل روزي يك بار دوش بگيرد.» ميشله، 9ساله
چطور ميشود عاشق ماند؟
«اسم زنتان را فراموش نكنيد... اين كار كل عشق را نابود ميكند.» راجر، 8 ساله
«همسرتان را زياد ببوسيد.. اين كار باعث ميشود او يادش برود كه شما هيچ وقت آشغال را بيرون نميگذاريد.» رندي، 8ساله
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:53 PM
يه چندتا فرق
فرق واحد پول ایران و انگلیس
در انگلیس شما يك كيف اسکناس مي بريد و با اون ماشين مي خريد....اما در ايران شما يك ماشين اسكناس مي بريد و با آن يك كيف مي خريد.
فرق گردش در تهران و پاريس
در پاريس هر وقت خواستيد گردش كنيد از ماشين پياده مي شيد و در تهران هر وقت خواستيد گردش كنيد سوار ماشين مي شيد.
فرق محل كار ايراني ها و امريكايي ها
مردم امريكا در خانه استراحت مي كنند...در اداره كار مي كنند و در خيابان تفريح...اما مردم ايران در خانه تفريح مي كنند...در اداره استراحت و در خيابان كار.
فرق يك نويسنده ايراني با يك نويسنده آلماني
يك نویسنده آلمانی وقتی نوشته هايش چاپ شد معروف مي شود و يك نويسنده ايراني وقتي جلوي چاپ نوشته هايش گرفته شد معروف مي شود..
فرق يك تاجر ايراني با يك تاجر عرب
تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت مي شه.... اما تاجر ايراني از وقتي شناخته شد ناموفق و بد بخت مي شه.
فرق پليس راهنمايي و رانندگي ايران با جاهاي ديگه دنيا
در همه جاي دنيا وقتي ترافيك ايجاد بشود سرو كله پليس راهنمايي و رانندگي پيدا مي شود...اما در ايران وقتي سرو كله پليس پيدا مي شود ترافيك ايجاد مي شود.
فرق يك آدم موفق در ايران با ساير نقاط جهان
در همه جاي دنيا وقتي كسي موفق شود همه به او نزديك مي شوند و با او شريك مي شوند و به او كمك ميكنند ...اما در ايران وقتي كسي موفق شود همه از او فاصله مي گيرند و رابطه شان را با او قطع مي كنند و جلوي كارش را مي گيرند.
فرق يك زنداني در ايران با يك زنداني در اروپا و امريكا
در اروپا و امريكا وقتي كسي زنداني مي شود اعتبارش را از دست مي دهد...اما در ايران وقتي كسي زنداني مي شود اعتبار به دست مي آورد.
فرق سيستم اداري ايران با سيستم اداري كانادا
سيستم اداري كانادا چون كار مردم را راه مي اندازد و به آنها كمك مي كند از مردم پول مي گيرد....اما سيستم اداري ايران چون جلوي كار مردم را مي گيرد از آنها پول مي گيرد.
فرق دشمن در ايران و جاهاي ديگر دنيا
در همه جاي دنيا وقتي آدم دشمن داشته باشد جلوي كارش گرفته مي شود....در ايران وقتي آدم ها دشمن داشته باشند تازه انگيزه كار پيدا مي كنند.
فرق يك ماشين در تهران با بلژيك
در بلژيك وقتي شما يك ماشين مي خريد دائما قيمت آن كم مي شود....اما در تهران شما وقتي يك ماشين مي خريد دائما قيمت آن زياد مي شود.
فرق موسيقي در تهران با موسيقي در جاهاي ديگر دنيا
در همه جاي دنيا وقتي موسيقي در مكان عمومي پخش مي شود صداي آن زياد مي كنند و وقتي در خانه پخش مي شود صداي آن را كم مي كنند....اما در ايران وقتي موسيقي در خانه پخش مي كنند صداي آن را زياد مي كنند و وقتي در مكان عمومي آن را پخش مي كنند صداي آن را كم مي كنند.
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:54 PM
شــــریــکـــــــــــ
در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
نگاه کنید،" این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند ."
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویشنشست.
یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم . مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: « ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.»همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: «می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟»
پیرزن جواب داد: «بفرمایید»
-چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟ »
پیرزن جواب داد: « منتظر دندانهــــــا ؟»
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:55 PM
Sms های خنده دار
اولين دوره المپيک لرها، موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ گله
خیلی دوست دارم همیشه باهات باشم
ولی باغ وحش که جای من نیست!!!
میدونی صفای ما پا برهنه ها چیه؟ اینکه ریگی به کفشمون نیست!
اگر مایلید با یک افغانی ازدواج کنید به نکات زیر توجه کنید
.
.
خاک بر سرت ؛ مگه مایلی؟
به اندازه ی صداقت پینیکیو رفاقت تام و جری و هوش و ذکاوت پت و مت دوست دارم
تو این مملکت که اینقدر با اعتیاد مبارزه میشه تو چرا نارفیقی کردی و منو معتاد خودت کردی ؟!!
فتواي جديد علماي حوزه علميه اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد
پسر خوب چگونه پسری است ؟ پسری که اولا دوست دختر نداشته باشه دوما دوست دختر نداشته باشه سوما دوست دختر نداشته باشه چهارما دوست دختر نداشته باشه ... چون دوست دختر بنای اولیه منحرف شدن این گل های پاک و معصوم است
دوستان واقعی جواهراتی هستند گرانبها ، که بدست آوردنشان سخت و نگه داشتنشان سخت تر است . پس لطفا در حفظ و نگهداری من کوشا باش !
یارو دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی. پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بيا !!!
ترجيح ميدم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم - مارلون براندو
سه راه براي پول درآوردن وجود داره: 1. پدرت برات پول در بياره 2.پدر مردم رو براي پول دربياري 3. پدرت دربياد تا پول دربياري
برادر عضنفر پشت در اتاق عمل بود پرستار صدا مي زنه : همراه مريض ... عضنفر مي گه : .... 09153000
تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان! كه از تخم مرغ، گوجه و نیكوتین تغذیه می كند و دشمنى عجیبى با كتاب دارد
جملات رمانتیک ویژه پیچوندن : - آرزوی من خوشبختی توست، با من باشی یانباشی فرقی نمیکنه!! - خودم هم نمی دونم چیکار میخوام بکنم.نمیخوام تو بهآتیش من بسوزی!!! - تو هم خوشگلی،هم باهوشی،هم زرنگی.. .آدمهایی خیلی بهتراز من گیرت میاد!! - ما مدلهای ذهنیمون با هم فرق میکنه!! هیچ پروسیجریبرای تلفیق این دو مدل نداریم!! - تاکید مداوم بر برخی جملات شریعتی:"اگرعشق دوام یابد،به ابتذال میکشد
دیابت لباتم، خراب اون چشاتم، عاشق اون صداتم، بادبون کشتیاتم، دیونه ی نگاتم، روانیه اداتم، دیگه جی میخوای ، بخوای نخوای فداتم ...
یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟ زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه
توصیه مهم برای جوانان: دوستان واقعی شما بعد از اتمام طرح های رنگارنگ ایرانسل چهره واقعی خود را نشان خواهند داد
بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند
فتوای جدید مراجع: به دلیل سرمای بی سابقه و طاقت فرسا ی امسال ،هر آغوش گرمی حلال است!
دختره به دوست پسرش میگه : تو بعد ازدواج هم منو اینقدر دوست خواهی داشت؟ پسره میگه اگه شوهرت گیر نده آره
ترکه میره ماشینشو بیمه کنه طرف میگه ایشالله هیچ وقت از بیمتون استفاده نکنین ترکه هم شاکی میشه میگه ایشالله شما هم از این پول خیر نبینین
مشترک گرامی موجودی شما رو به پایان نیست !! اما خفمون کردی چقدر اس ام اس بازی میکنی عجب غلطی کردیم تو رو وارد طرح قرمز کردیم
آیا می دانید 90% افرادی که از طرح قرمز ایرانسل استفاده می کنند ، از بی خوابی رنج می برند؟!
به غضنفر میگن:سزاریان یعنی چی؟ میگه: بچه به شرط چاقو!!!
يارو چاق بوده میخواسته ماشین پژو 206 بخره. میره پشت فرمان بشینه ماشین رو امتحان کنه، میبینه جا نمیشه، میاد پایین به یارو فروشنده میگه: این ماشین که یک کمی تنگه، یک شماره بزرگتر، پژو 207 ندارین؟
روز قيامت ميشه، يارو رو به خاطر كارهاي خوبي كه كرده بوده،مياندازنش توي بهشت يارو همينجور كه داشته توي بهشت قدم ميزده، ميرسه به يه تپه خيلي سرسبز، با حسرت آهي ميكشه و ميگه: كاشكي گوسفندامو آورده بودم!
یارو زنگ ميزنه فرودگاه و ميگه: شيراز تا تهرون چقدر راهه؟
كارمنده ميگه: يه لحظه،.... ميگه: خيلي ممنون و قطع ميكنه !
معتاده پیغام گیر می خره رو پیغامگیره می ذاره: هشتم........ولی خشتم !
یه کار برات پیدا کردم تو مرغ داریه کار سختی نیست فقط وقتی مرغ ها رو سر می برن تو جوجه ها رو دلداری میدی!!!
تحقيقات نشان داده که فقط 20% مردان عقل دارد ... ... 80% بقيه زن دارند.
شباهت مردها به سیم کارت اعتباری:
1-خیلی ارزونن
2-زیاد اعتبار ندارن
3-دل خوش کنن و
4-کلاست رو اساسی میارن پایین!
به یارو میگن سخت ترین کار دنیا چیه؟ ميگه پر كردن نمكدون، بهش ميگن چرا؟ میگه:آخه سوراخ هاش خیلی ریزه!!!
اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند. "معلم شهید دکتر علی شریعتی
يارو گاوداري داشته، مامور بهداشت مياد ميگه به گاوات غذا چي ميدي؟ ترکه ميگه آت و آشغال! يارو کلي جريمش مي کنه. سال بعد مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟ ترکه ميگه جوجه کباب، چلوکباب، پيتزا! يارو دوباره کلي جريمش مي کنه. سال بعد بازم مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟ اين دفعه ترکه ميگه والا اول صبح نفري هزار تومن بهشون ميدم برن هر چي دوست دارن بگيرن بخورن
غضنفر داشته هلو ميخورده به هسته ي وسطش كه ميرسه ميگه ايول گردو هم داره
دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد: - بازارها خلوت - پولها اضافه - خيابونها خلوت - شيطون بي کار - مخابرات ورشکسته همه ميرن بهشت
پسره ميره خاستگاري باباي دختره ميگه مهريه دخترم صد بشكه بنزينه باباي پسره ميگه پسرم پاشو بريم يه دختر گازسوز پيدا كنيم
وقتي پير ميشي ممکنه موهاتو از دست بدي يا دندونات بريزه ولي زيبايي هاتو هيچ وقت از دست نمي دي چون آدم چيزهايي که نداره هيچ وقت از دست نمي ده !
عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري
عشق امانت با ارزشي ست که هر کسي تو قلبش ميزاره براي همينه که هر وقت بخواي عشقت رو از کسي پس بگيري بايد قلبشو بشکوني
در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد ..... در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد ..... آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
طبق آخرين اخبار فردا مدارس مقاطع دبستان راهنمايي دبيرستان و پيش دانشگاهي کل کشور تعطيل مي باشد . ستاد گسترش شايعات
یه اسگلی پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه. وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره. راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟ میگه: بقیه ش مال خودت
اي رفيق مهربان هر شب دعايت مي كنم گر ندارم ثروتي جانم فدايت مي كنم
به يارو ميگن ننت چه جوري مرد؟ ميگه تابسون بود رو خرپشته خسبيده بود قل خورد افتاد رو کولر ، کولر شکست بعد افتاد رو گلدون ، گلدون شکست بعد افتاد رو ايوون ،ايوون خراب شد ديديم داره خونه خرابمون ميکنه ! با تفنگ رو هوا زديمش
آنهايي كه رنگ پريدگي پاييز را دوست ندارند . نمي فهمند كه پاييز همان بهار است كه عاشق شده است
يكی ميره پيش خدا ميگه : خدايا چرا زنها اينقدر زيبا هستند ؟ خدا میگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشيد ، بعد ميپرسه پس چرا اينقدر احمقند ؟ خدا ميگه : آخه اونها هم بايد شما مردها رو دوست داشته باشن دیگه! !
شیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است. 6-دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه
اى صمیمی اى دوست! گاه و بى گاه لب پنجره خاطره ام می آیى. اى قدیمى اى خوب! تو مرا یاد كنى یا نكنى،من به یادت هستم. آرزویم همه سر سبزى توست. دائم از خنده لبانت لبریز! دامنت پر گل باد.
الکساندر دوما ميگه : هيچ وقت قول يک پسر بچه را جدي نگير! اما هميشه از تهديدات يک دختربچه بترس !!!!
هر روز که بچه اي به دنيا مي آيد .نشانگر آن است که هنوز خدا به بشر اميدوار است
دوستان را ياد کردن عار نيست با خبري کمتر از ديدار نيست دوستان را دوستي کن در حيات بعد مردن دوستي در کار نيست
اگه عشقم حقيره ! اگه جسمم کويره ! اگه هميشه تنهام ! اگه خاليه دستام ! براي تو عاشق ترين عاشق دنيا
اگر در صحنه زندگي به نا گه يكي از تارهاي سازت پاره شد اهنگ زندگي را چنان ادامه بده كه هيچ كس نداند بر تو چه گذشته است
ميدوني چرا تو بهار قزوين خلوت ميشه؟ چون تو رشت فصل برنج كاريه
براي شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهي مرده اي هم مي تواند از طرف موافق جريان آب حرکت کند
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
زن مثل ويروس ميمونه، وقتي وارد زندگيت بشه، جيبت رو اسكن ميكنه، لبخند رو ديليت ميكنه، مخت رو اديت ميكنه، برنامههات رو دانلود ميكنه، آخرش هم هنگ ميكني
دقت کردي همه چيزاي خوب خانمن : خورشيد خانم ، مهتاب خانم ، خانم گل ، ... اما همه چيزاي بد اقايونن البته با عرض معذرت اقا دزده ، اقا گاوه ، اقا الاغه ، ..
براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد، ديوانه هيچ نداشت و گريست، گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد، اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است
وقتي خاطره هاي آدم زيادمي شه ديواراتاقش پرازعكس مي شه؛اماهميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه كه نميتوني عكسش را به ديوار بزني!!!!
سخت ترين سوال كنكور88 1-باراني 2-افتابي 3-برفي 4-همه موارد در كدام يك از موارد زير اح*مدي نزاد كاپشن به تن ندارد؟؟
تركه طرف تو خيابون داشته چش چروني مي كرده، يارو خفتش مي كنه ميگه: مگه خودت خوار مادر نداري؟ ميگه:چرا ولي به اين خوشگلي نيست
اصفهانيه سربازي ميره وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در هستند ميزنه زير گريه وميگه من طاقت دارم بگين چي شده باباش ميگه كره خر چرا ريش تراشوبا خودت برده بودي
يك روز در خانه نيشسته بوديم ديديم تيليفونم زنگ زد تيليفونه ورداشتم گفتم كيييييييييسته گفت لئوناردو داوينچي هسته
يَک روز بر خانه نَشَسته بودم داشتم تخمه نَ ميخوردم يَک دف ديدم تيلفنم زنگ زد . گفتم ها کيسته ؟ گفت : ها . .. اييييي..... مديرسايت ياهو بيدم ... گفتم : ها چطوري ... خوبي ؟ در سلامتي کامل به سر ميبري ها ووووووو ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ گفت : ها . اين ياهو مَسينجير 9 قديمي شده . اگه ميشه 10 رو زودتر طراحي کن . گفتم : ها باشه .... بعد رفتم پشت کامپيوتر طراحي کردم و از ويلايت خودمان با بلوتوث فرستادمش آمريکا براي بيل گيتس و اون هم فروختش به شرکت ياهو
آرزو دارم شبي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخورد هاي سرد را مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني
ترکه و لره ميرن اکس پارتي ، ترکه هلکوپتري ميره لره با آرپي جي ميزندش
ترکه اسم بچهشو توي يه مهدكودك شبانهروزي تو لندن مينويسه که زبان ياد بگيره، سال بعد كه ميادببرتش، ميبينه بچههاي اونجا ميگن: احبر، بابان گلدي
تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته.... بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه..... تركه مياد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نميكن
امروز روز جهاني بهترين دوست هاي جهانه . اگه من يكي از دوست هاي خوبت هستم اين رو برام بفرست و اين پيغام رو براي همه بفرست . ببين چند تاش به خودت بر مي گرده؟ اگه 7 تاش بهت برگشت بدون دوست داشتني هستي
يه روز يه ترکه با خانوادش مي رن پارک، کنار حوض وسط پارک وسايلشون رو پهن مي کنن، يه دفعه پسرش بهش مي گه: بابا من چايي مي خوام برام مي ريزي؟ همون موقع يه لر خوشتيپ با نامزدش ميان اونجا. بعد پدره به پسرش چايي مي ده. بعد ديگه همين، بهشون خوش مي گذره و اينا
ديگه عوض شده شخصيت هاي کارتون هاي دوران کودکيمون تغيير کردند. آقاي سکسکه عمل کرده, مي ره سر کار و مي ياد و زندگيشو مي ک.ن.ه! الفي ديگه از هيچي نمي ترسه! آليس, شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و يه زندگي حقير توي يه آپارتمان 50 متري ساده, آن شرلي هم موهاش رو مش کرده و هر شب تو يه پارتي تا صبح مي رقصه. اي کيو سان کراکي شده و مخش تعطيل تعطيله! بامزي يه خرس بزرگ شد اما چند وقت قبل شکارش کردن ، پوستش رو مي تونيد تو اتاق خواب يه تاجر پولدار ببينيد
از اين پس بجاي واژه اينترنت از واژه پارسي و ايراني ف*ي*ل*ت*رنت استفاده ميكنيم
به ترکه گفتند: بابات به رحمت ايزدي پيوست! گفت: رحمت ايزدي ديگه کيه؟!...... گفتند نه. منظورمون اينه که به ديار باقي شتافت...... گفت: منظورتون را نمي فهمم!!!..... گفتند: يعني اينکه دار فاني را وداع گفت...... گفت:بازم نفهميدم!....... گفتند:اي بابا...بابات رخت از اين دنيا بربست....... بازم نفهميد!...... آخر سر عصباني شدند و گفتند : ابله...باباي خرت! مرد....... گفت: خر ما که بابا نداشت!
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:56 PM
اس ام اس
يه يارو رفت حج نه نماز مي خوند . نه طواف ميكرد نه ... ازش پرسيدن چرا ؟
گفت به ما گفتن همه چيز با كاروانه
اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسك از سر و روت بالا بره،
مثل انگل تو وجودت خونه كنه و مثل sms پشت سر هم واست بياد.
يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟
يارو ميگه . اخ اخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم .
اگه خوابي بيدار شو.
اگه بيداري بشين.
اگه نشستي پاشو .
اگه راه ميري بدو .
اگه ميدويي يه پشتك بزن.
و خوشحال باش كه از طرف من واست اس ام اس اومده.
روي سنگ نوشتم دوستت دارم همون سنگ بخوره توي سرت كه اين چيزا حاليت نميشه.
به علت گران شدن تايد از اين به بعد نظافت يك پنجم ايمان است . دفتر هوزح الميه
به يارو ( به نژادش كاري نداريم ) مي گن تو هميشه لپ لپ مي خري . مي گه آره . - ميگن حالا جايزه هم توش داره . ميگه من لپ لپ رو واسه كيفيتش مي خرم .
یه روز 2 تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . بچشون میشه بسیجی .. چرا ؟ چون منفی در منفی میشه مثبت
از لره ميپرسند: توي طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:آره بابا، «لره و هاردي»، «سوفيا لره»، «اليزابت تاي لور»، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته «كلر»!
يارو به زنش ميگه مهرتو بگذار اجرا تاباپولش خونه بخريم!
غضنفر ميره مسجد وقتي مياد بيرون ميبينه كفشش نيست ميگه 4 حالت داره 1 نيامدم 2بدون كفش اومدم 3 اومدم رفتم 4 بعدن ميام
طرف داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه آخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد باز مي بينن داره دنده عقب مي ياد ميگن الان چرا دنده عقب مي ياي ميگه اخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم
غضنفر ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. غضنفر ميگه: بيزحمت دو نخ بدين!
اینو من نباید بهت بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری که... نمی شه دوستت نداشت!
ازغضنفر ميپرسن جورابتو كي شستي ميگه لطفا سوال تاريخي نپرسيد
يه روز يه چوپان ميره خواستگاري . بهش ميگن چه كاره اي ؟ميگه :مهندس دامپيوتر و پشم افزار
روز قیامت یه نیسان پر از حیوون از کنار غضنفر رد میشه . از غضنفر میپرسن کی بود ؟؟ غضنفر میگه : نوح بود کشتی شو فروخته نیسان خریده !!!
دکتر به مریض گفت:گول خونت زيادشده .. زيادگول ميخوري؟!!يه نسخه مينويسم:امپول بي وفايي,شربت بي معرفتي قرص زيرزباني دروغ.در ضمن شنيدن هرگونه حرف عاشقانه قدغن چون حاوي ميزان زيادي گوله . سعی کن خیلی هم محافظه کار باشی
شعر غضنفر براي دوست دخترش: صبح كه دره پنجرمون وا ميشه عصر كه در پنجرمون وا ميشه شب كه در پنجرمون وا ميشه واي كه چقدر پنجرمون وا ميشه !!!
مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز
غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت
غضنفر میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین من از این ور میگیرمش
مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي! چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا" وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟؟
غضنفر زنگ ميزنه به يه دختري..دختره ميگه چقدر لهجت بده غضنفر ميگه قطع کن دوباره ميگيرم .
Bauokstoney
Thursday 9 December 2010-1, 04:56 PM
اس ام اس سر کاری
يه گاز از دماغت ميدي !؟از عاشقانه هاي خرگوش و آدم برفي !!!
________________________________________
بي وفا ديگه دوستم نداري ... ؟ خيلي خب ، قلادتو باز مي كنم بري !!!
________________________________________
اگه كوه باشي استواري اگه دريا باشي رواني اگه رود باشي بلندي
اگه آسمان باشي وسيعي اگه خورشيد باشي پر حرارتي
اگه آدم باشي يه اس ام اس ميفرستي !!!
________________________________________
دو تا دختر داشتند با هم صبحت مي كردند. دختر اولي: تو چرا اينقدر به نامزدت علاقه
نشون ميدي؟ دختر دومي: ميدوني، آخه اون پولداره، ... مهربونه، ... پولداره، ... جوونه، ...
پولداره، ... قد بلنده، ... پولداره !!!
________________________________________
يارو داشته زنش رو به زور ميكرده تو يخچال، ازش ميپرسن داري چي كار ميكني؟
ميگه: ميخوام فاسد نشه !!!
________________________________________
از اداره برق شاكي خصوصي داري ميگن پاي تير برق ري... فرار كردي !!!
________________________________________
به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگند؟
خواجه !!!
________________________________________
آموزش زبان تركي در 3 ثانيه 1- هرگاه حرف ب ساكن قبل از ر بيايد جاي آنها عوض مي شود: مثال: كبريت <-- كربيت تبريز <-- تربيز 2- حرف گ در اول كلمه ق و در ساير موقعيتها ج ادا ميشود: مثال: گازوئيل <-- قازوئيل تگرگ <-- تجرج كامپيوتر <-- قامپيوتير
________________________________________
به غضنفر ميگن براي زلزله چي كمك كردي ؟ ميگه :
والا متاسفانه دستم خالي بود ، ايشالا زلزله بعدي !!!
________________________________________
تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند
مرد: بله بفرماييد
زن: سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم
زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر
زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار
مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه
زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش
زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم.
مرد:خداحافظ
مرد گوشي را قطع ميكند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره ميشوند
بعد مرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟؟؟
________________________________________
اين سيب، بهترين سيب، شكل سيب، سر سيب، كار سيب، گذاشتن سيب، يه سيب، آدم سيب، الافه سيب.
حالا سيب هارو حذف كن. از اول بخونش!
________________________________________
هر وقت پيشم نيستي دلم برات تنگ مي شه!
هر وقت هم كه پيشم هستي دلم برات تنگ مي شه!
اي مردشورتو ببرن كه بود و نبودت يكيه!
________________________________________
اگه بپرسند بهترين، زيباترين، شجاع ترين، محبوب ترين، داناترين، عاقل ترين ادم كيه؟
انگشتمو به طرفت تو دراز مي كنم و مي گم اين نمي تونه باشه!
________________________________________
مي دوني فرق من با توپ چيه؟
توپ رو بايد شوت كرد تا گل بشه اما من خودم گلم!
حالا مي دوني فرق تو با توپ چيه؟
توپ رو بايد شوت كرد اما تو خودت شوتي!
________________________________________
سن خودتو ضرب در 777 كن بعد دوباره در عدد 13 ضرب كن عدد جالبي بدست مي آيد!
________________________________________
اگه فكر ميكني بي عرضه هستي؟
اگه فكر مي كني به درد هيچ كاري نمي خوري!
اگه فكر مي كني بي مصرف هستي!
به خدا درست فكر مي كني!
________________________________________
اين اس ام اس رو به 4 دليل برات مي فرستم:
1- دوستت دارم.
2- خيلي باحالي.
3- به يادتم.
4- ارزش زنگ زدن رو نداري!
________________________________________
از خدا پول خواستم، بانك داد.
درخت خواستم، جنگل داد.
اتاق خواستم، خونه داد.
حالا ميترسم ازش تو رو بخوام يه گله گوسفند بده!
________________________________________
مثل شقايق زندگي كن، كوتاه اما زيبا!
مثل پرستو فصلي كوچ كن، اما هدفمند!
مثل پروانه بمير، دردناك اما با عشق!
مثل خر عرعر كن، بلند اما شمرده و خوان!
________________________________________
صبح كه از خواب پا ميشم نميتونم صبحانه بخورم چون به فكر تو هستم!
ظهر كه نوبت ناهار ميشه نميتونم ناهار بخورم چون به فكر تو هستم!
شب كه نوبت شام ميشه نميتونم شام بخورم چون به فكر تو هستم!
شب وقتي ميخوام بخوابم خوابم نميبره چون گشنمه!
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 10:52 AM
چراغ قرمز
یه افسر به یکی از سربازاش می گه امشب از اول این کوچه تا اون چراغ قرمز کشیک بده و فردا صبج هم بیا پاسگاه.
خلاصه فردا و پس فردا از سربازه خبری نیست روز سوم سربازه پریشون میاد پاسگاه.
افسر ازش می پرسه: چرا اینقدر دیر اومدی؟
سرباز می گه: آخه اون کامیون از تهران می رفت قم. چراغ قرمزی که گفتید، چراغ ترمز اون کامیون بود.
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 10:53 AM
ریل راه آهن
دو تا دیوونه از تیمارستان فرار میکنن. ریل راه آهن رو میگیرن و راه میافتن طرف شهر.
اولی می پرسه: کی میرسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون میده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.
میرن و میرن ... تا اولیه خسته میشه. میگه: پس چرا نمیرسیم؟
دومیه برمیگرده و عقب رو نگاه میکنه و میگه: فکر کنم ردش کردیم
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 10:55 AM
لطیفه
غضنفر تو جاده داشته رانندگی می کرده ، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد،
میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره .
رفیقشو صدا می کنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین
حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه
احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 10:55 AM
دیر باور
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko روزی یکی از همسایهها خواست خر ملانصرالدین را امانت بگیرد.
به همین خاطر به در خانه ملا رفت.
ملانصرالدین گفت: خیلی معذرت میخواهم خر ما در خانه نیست
از بخت بد همان موقع خر بنا کرد به عرعر کردن.
همسایه گفت: شما که فرمودید خرتان خانه نیست؛
اما صدای عرعرش دارد گوش فلک را کر میکند.
ملا عصبانی شد و گفت:عجب آدم کج خیال و دیرباوری هستی.
حرف من ریش سفید را قبول نداری ولی عرعر خر را قبول داری.
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 10:56 AM
خواب خوش
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko شبی مردی خواب دید که کسی ۹ دینار به او می دهد، اما او اصرار می کند که ۱۰ دینار بدهد که عدد تمام باشد. در این وقت، از خواب بیدار شد و چیزی در دستش ندید. پشیمان شد و چشم هایش را بست و گفت: باشد، همان ۹ دینار را بده، قبول دارم.
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 10:59 AM
تصمیم قاطع مدیریتی
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko روزی مدیر یکی از شرکت های بزرگ،در حالی که به سمت دفتر کارش می رفت،چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه می کرد.
جلو رفت و از او پرسید:«شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می کنی؟»جوان با تعجب جواب داد:«ماهی 2هزار دلار»مدیر با نگاهی آشفته،دست به جیب شد و از کیف پول خود،6 هزار دلار در آورد و به جوان داد و به او گفت:«این حقوق 3 ماه تو،برو و دیگر این جا پیدایت نشود.ما به کارمندان خود حقوق می دهیم که کار کنند نه اینکه یک جا بایستند و بی کار به اطراف نگاه کنند.»جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد.مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکش بود،پرسید:«آن جوان، کارمند کدام قسمت بود؟»
کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود،جواب داد:«او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان،پیتزا آورده بود.»
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:03 AM
اشتباه موردی
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko کارمندی به دفتر رئیس خود می رود و می گوید:معنی این چیست؟شما 200 دلار کم تر از مبلغی که توافق کرده بودیم،به من پرداخت کردید.
رئیس پاسخ می دهد:خودم می دانم اما ماه گذشته که 200 دلار بیش تر به تو پرداخت کردم،هیچ شکایتی نکردی.
کارمند با حاضر جوابی پاسخ داد:درسته،من اشتباههای موردی رو می تونم بپذیرم اما وقتی به شکل عادت در بیاد،وظیفه خودم می دونم که به شما گزارش کنم.
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:04 AM
برنامه نویس و غول چراغ جادو
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko یک روز یک برنامه نویس داشته توی ساحل قدم میزده که یک چراغ جادو پیدا میکنه.
روی چراغ جادو دست میکشه و غول ظاهر میشه. غوله میگه «هر آرزویی داشته باشی برآورده می کنم اما فقط یک آرزو می تونی بکنی».
برنامه نویس یک نقشه از جیبش در میاره و منطقه خاورمیانه رو نشون میده و میگه «من میخوام اینجا صلح برقرار بشه»
غوله میگه: «راستش مردم اون منطقه هزاران ساله که با هم میجنگند، من هر کاری بگی میتونم انجام بدم ولی این یکی از دست من بر نمیاد.»
برنامه نویس میگه «باشه پس یک آرزوی دیگه می کنم، من یک برنامه نو یسم، میخوام کاری کنی که همهی مشتریهام از برنامه های من راضی باشند و تغییرات عجیب و غریب از من نخوان»
غوله یکم فکر میکنه و میگه «بذار اون نقشه رو دوباره یک نگاهی بندازم شاید بتو نم یک کاریش بکنم»
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:05 AM
آقا حیدر...
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko به یک نفر میگن: با «حیدر» جمله بساز، میگه: اومدم در خونتون هی در زدم، هی در زدم، هیچکس در رو باز نکرد.
بهش میگن: نه بابا، با «آقا حیدر» جمله بساز، میگه: اومدم در خونتون، آقا هی در زدم، هی در زدم، هیچکس در رو باز نکرد!
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:08 AM
لطیفه
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko زبان مادری
آموزگار از دانش آموز پرسید:
"چرا می گویند زبان مادری و نمی گویند زبان پدری؟"
دانش آموز جواب داد:
"چون مادرم، دایم در خانه حرف می زند و مجال نمی دهد پدر حتی یک کلمه صحبت کند!"
بازپرسی نکیر و منکر
شخصی در حال جان کندن بود. وصیت کرد که در شهر، کرباس کهنه پوسیده و مندرس بطلبند و کفن او سازند.
گفتند: "منظور این وصیت چیست؟"
گفت: تا چون ملائکه- نکیر و منکر- برای بازپرسی و سوال و جواب به طرف من بیایند، گمان کنند من مرده کهنه و قدیمی هستم و زحمت به من ندهند."
روستایی
یک روستایی یک گوسفند برای اربابش هدیه آورده بود و ارباب دستور داد الاغی در عوض به او بدهند.
روستایی با سادگی گفت: ارباب جان اختیار دارید شما خودتان برای ما صد تا الاغ بیشتر ارزش دارید!
چکه
مستاجر با عصبانیت به صاحبخانه تلفن کرد و گفت:
آقا این چه خانه ای بود که به من اجاره دادی از سقف خانه دائم آب چکه می کند!
صاحبخانه با حالتی عصبانی جواب داد:
پس چه می خواستید؟ با این اجاره ای که من می دهید توقع دارید از سقف خانه شربت بریزد؟
خبر تلگرافی
دانشجویی که در تهران تحصیل می کرد در امتحان مردود شد و چون می ترسید پدرش از شنیدن خبر خیلی عصبانی شود تصمیم گرفت اول مادرش را مطلع کند تا او پدرش را آماده کند و به این جهت این تلگراف را برای مادرش مخابره کرد:
" امتحان رفوزه پدرم را آماده کن"
چند روز بعد این تلگراف به دستش رسید:
"پدر مطلعه، خودت را آماده کن ."
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:09 AM
لطیفه
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko جواب دیوانه
مادری که دختر شش ساله خود را که تصور می کرد ناراحتی روانی دارد نزد روانپزشک برد.
دکتر برای معاینه دختر پرسید: وقتی بزرگ شدی، می خواهی مرد شوی یا زن؟
دختر بلافاصله جواب داد: مرد.
دکتر اشاره ای به مادر کرد که یعنی بله، بیمار است.
مادر ناراحت شد و به دخترش گفت: آخر این چه حرفی بود که زدی؟
دختر خیلی خونسرد گفت:
آخه مامان جون! جواب آدم دیوانه ای که از این سوالها می کنه همینه دیگه!
نشان دادن
شخصی را به اتهام قتل در دادگاه محاکمه می کردند.
رئیس دادگاه از متهم پرسید: شما چطور با یک مشت او را به قتل رساندید؟!
متهم گفت: تشریف بیاورید جلو تا نشانتان بدهم!
سجده
مستاجر: آقا این خانه ای که به ما اجاره داده اید سقفش خیلی صدا می کند.
صاحبخانه:مشکلی نیست اون دارد ذکر خدا می کند.
مستاجر:آخر می ترسم این ذکر به سجده تبدیل شود.
جعبه امداد
معلم: احمد بگو در جعبه کمک های اولیه چه چیزهایی است؟
احمد: آقا اجازه! باند، پنبه، چسب، دواگلی، پماد سوختگی، سدر و کافور.
معلم با حیرت پرسید: سدر و کافور برای چی؟
احمد با عجله گفت: ببخشید آقا، سدر و کافور مال جعبه کمکهای آخریه است.
شوخی کردم
کوهنوردان بالای کوه می رفتند. یکی از آنان که لکنت زبان داشت، در آغاز راه شروع به گفتن،چ –چ چ کرد، او دائما این حرف را تکرار می کرد.
همراهان وی با بی اعتنایی از او گذشتند تا به بالای کوه رسیدند. فردی که لکنت زبان داشت حواس خود را جمع کرد و گفت:
چادر را پایین جا گذاشتم. کوهنوردان شدیدا ناراحت شدند و خواستند که پایین بیایند که دوباره همراهشان شروع کرد به گفتن: ش ش ش
آنان از شدت عصبانیت اعتنایی نکردند تا به پایین کوه رسیدند.
وقتی به پایین رسیدند فردی که لکنت زبان داشت با زحمت زیاد گفت: شوخی کردم!
مشابه
در داروخانه: مسئول داروخانه- آقا این پانصد تومانی که داده اید، تقلبی است! بیمار: خیر قربان، تقلبی نیست، مشابه اسکناس است، عین داروهای مشابه و بی اثر جنابعالی!
خوش خیالی
دو مرد عیال وار با هم درد دل می کردند، اولی گفت:
- زن من هر شب در خواب می بیند که من یک میلیاردر هستم!
دومی گفت:
- خوشا به حالت، چون زن من در بیداری چنین خیالی می کند!
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:10 AM
مزد حمالی(لطیفه)
روزی زبل خان باری به دوش حمالی گذاشت که همراهش به منزل بیاورد.
در بین راه حمال گم شد و هر چه گشت او را نیافت تا ده روز کارش جستجوی او بود بالاخره روز دهم با جمعی از دوستانش از کوچه می گذشتند که چشمش به آن حمال افتاد که بار دیگری به دوش دارد.
به دوستانش گفت: این همان حمال است که من در تعقیبش هستم .
ولی بدون این که به حمال حرفی بزند، از آن جا دور شد .
دوستانش پرسیدند: چرا از حمال باز خواست نکردی و بارت را مطالبه ننمودی ؟
گفت: فکر کردم اگر اجرت این ده روز حمالی را از من بخواهد چه کنم؟
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:12 AM
با هم بخندیم، اما نه بهم(لطیفه)
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko اوستای عصبانی
اوستا باعصبانیت به شاگردش گفت:
- ببینم حالا دیگه موقع کار کردن سوت هم می زنی؟
- شاگرد جواب داد:
- نه اوستا، من موقع سوت زدن کار هم می کنم
مرغ همسایه ها
مردی که داشت با ماشین از جاده عبور می کرد، دید دهقانی با عصبانیت تمام مشغول کتک زدن پسر کوچکش است.
آقا اتومبیل را متوقف کرد و علت را پرسید. دهقان جواب داد:
- این پسره احمق در مرغدانی را باز گذاشته و همه مرغ ها رفتن.
آقا گفت:
- ولی مرغ ها عادت دارن شب ها همیشه به مرغدانی خودشان بر می گردن، این که ناراحتی نداره!
دهقان سری از روی تأسف تکان داد و گفت:
- من هم از همین موضوع ناراحتم، چون مرغ هایی که داشتم مال من نبودن، مال همسایه ها بودن.
تعریف بازی فوتبال
معلم سر کلاس موضوع انشاء را خواند:
- " یک مسابقه فوتبال را تعریف کنید ".
یکی از بچه ها در عرض دو دقیقه ورقه اش را تحویل داد. توی ورقه نوشته بود:
- به استادیوم که رسیدیم، باران شدیدی گرفت و مسابقه به وقت دیگری موکول شد.
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:13 AM
لطیفه های خوراکی
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko یکی می ره نارنگی بخره اسم نارنگی یادش نمیاد. میگه ببخشید دو کیلو پرتقال کم باد می خوام!
حیفنون داشت میرفت بهشت زهرا، بهش میگن چرا با خودت کمپوت میبری؟
میگه: آخه گل گیرم نیومد!
یه نفر داشته خرما پخش می کرده، یه نفر دیگه میاد یه مشت خرما بر میداره. اولی میگه داداش یهنفر مرده اتوبوس که چپ نکرده!
حیفنون صبح زود میره کله پزی و یه آبگوشت و زبون و مخلفات سفارش میده.
کله پز بهش میگه: چش بزارم؟
حیفنون میگه: برو بابا! صبح به این زودی چه وقته بازیه؟!
به یکی میگن مربا بالنگ خوردی میگه نه به خدا ما هر چی مربا خوردیم با دست خوردیم!
یه روز فردی میره سر یخچال میبینه که ژله داره میلرزه. میگه: نترس، نترس، میخوام پنیر بخورم!
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:14 AM
امتحان مجدد!
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko چهار دانشجو در مورد تاریخ امتحان اشتباه کردند و یک امتحان را از دست دادند. آنها فکری کردند و تصمیم گرفتند پیش استاد بروند و از او خواهش کنند که از آنها امتحانی جداگانه بگیرد.
بنابراین به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرو پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم دیر رسیدیم.
استاد فکری کرد و آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی داد و از آنها خواست که شروع کنند… اولین مسأله که ۵ نمره داشت، سوال خیلی آسانی بود، اما سوال ۹۵ نمره ای این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟!
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:15 AM
دوست دارید لپتاپ تان اپل باشد؟
دوست دارید لپتاپ تان اپل باشد؟ ولی نمی خواهید هزینه ی خرید لپتاپ های گران قیمت اپل را بر خود تحمیل کنید.
با ما همراه شوید:
نکته ی اساسی: حتما سیب را گاز زده و در محل مورد نظر نصب کنید و گرنه اپل شما تقلبی محسوب میشود .
Bauokstoney
Tuesday 8 February 2011-1, 11:16 AM
گاهی مشکل از طرف ماست!!( لطیفه)
lvaw70h6%2BHJDmeiLvS4ko مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است.
به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیق تر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو.
« ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.»
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:
« عزیزم ، شام چی داریم؟ »
جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت:
« عزیزم شام چی داریم؟ »
و همسرش گفت:
« مگه کری؟! » برای چهارمین بار میگم:« خوراک مرغ »!!
HITMAN1
Wednesday 19 December 2012-1, 02:18 AM
یارو ریش پرفسوری میزاره به زنش میگه
تا نتراشیدمش هر سوالی داری بپرس
HITMAN1
Wednesday 19 December 2012-1, 02:19 AM
4 ساعت تو اتاق ميشيني درس ميخوني هيچکس نميگه خسته نباشي...!!
ولي 4ثانيه گوشيت رو چک ميکني...!!
بابات مياد ميگه : خسته نباشي...!!
HITMAN1
Wednesday 19 December 2012-1, 02:23 AM
سوار تاکسی بودم ، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته پیاده شد ، دست کرد تو کیفش ، گفتم مهمون ما باش خانوم خوشگله دیدم از تو کیفش یه قبض در آورد داد به راننده گفت : ” این قبض و بگیر، بابا , وقت برگشتن برو عکسهای منم از آتلیه بگیر ” هی سرخ و سفید می شدم ، خواستم جمعش کنم، گفتم : ” دخترتون هستن ، ماشالا چقد حالت چشما و فرم صورتشون شبیه شما بود ” راننده گفت ” بیخود شیرین زبونی نکن ، الان مهمون کردنو بهت نشون میدم…!!!
HITMAN1
Wednesday 19 December 2012-1, 02:26 AM
ﻣﻌﻠﻢ : ﺟﺎﻣﺪ ﭼﻴﺴﺖ ؟
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ: ﻣﮕﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻴﺪ؟
ﻣﻌﻠﻢ : ﭼﺮﺍ ﻣﻴﺪﻭﻧﻢ
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ : ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺖ ﮐﻼﺱ ﺭﻭ ﺍﻟﮑﻲ ﻣﻴﮕﻴﺮﻱ؟ !
HITMAN1
Wednesday 19 December 2012-1, 02:28 AM
بچه غضنفر از باباش میپرسه: بابا.. کره ماه نزدیکتره یا اصفهان؟؟
باباش میزنه تو سرش میگه آخه احمق، تو از اینجا اصفهانو میبینی؟؟
HITMAN1
Wednesday 19 December 2012-1, 02:28 AM
غضنفر میره بنگاه.. میگن یه خونه داریم کنار راه آهنه صدا زیاده ولی بعد از 1 هفته عادت میکنی . میگه: اشکال نداره این 1 هفته رو میرم خونه دادشم!
HITMAN1
Wednesday 19 December 2012-1, 02:30 AM
میدونی اولین عوارض شکست عشقی چیه؟!
درآوردن گوشی ازحالتsilent
HITMAN1
Wednesday 19 December 2012-1, 02:32 AM
عدم امنیت یعنی توی یه توالت باشی که فاصله سنگ تادر یک متر باشه درهم قفل نداشته درهم به بیرون بازبشه!!!!!
pesari_az_net
Tuesday 1 January 2013-1, 06:53 PM
دو تا تنبل دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كن
آدم ته ديگ ميخوره
چرا صدا تلويزيون رو ديگه نميشنوه؟
با چه نرم افزاري مارو طراحي كردن آخه.
وقــتـي ازم مــي پـرسي كه خوبـي و من ميگم: اي بد نيستم..
يعني بدم !
خيلي هم بدم !!
پس نگو خدا رو شكر !
الان كارمون به جايي رسيده زمان خاتمي برامون يه چيز در حد زمان شاه شده!
دقت كردين همه مجري هاي صدا و سيما دوست دارن بيشتر در خدمت مهمان برنامه باشن اما وقت برنامه اين اجازه رو بهشون نميده ؟
تا حالا دقت كرده بودين تام و جري تمام مدت لخت بودن اما وقتي ميرفتن لب ساحل شورت پاشون مي كردن !؟
يني انقد كه تو 20:30 گفتن اروپا قحطي و بدبختيه انتظار داشتم تو يورو 2012 با توپ پلاستيكي و شــورت مامان دوز بيان تو زمــين
سالها گذشت و گذشت و گذشت و سانديسها كماكان توليد شدند و توليدكنندگان نوشتند از "اينجا" باز كنيد و مردم همچنان از "آنجا" باز ميكردند!
همچين ميگن چوب خدا صدا نداره انگار بقيه چوبا اكو به خودشون وصل كردن ترانه هاي درخواستي پخش ميكنن !
كلاس اول دبستان بودم.با خوشحالي دست تو نمرم بردم و 9 رو كردم 19 بردمش پيش بابام گفتم 19 شدم جايزه ميخوام..اونم گوشم رو گرفت و گفت حالا برا 91 ای كه گرفتي چي ميخواي....؟!!
يه بار نزديكي هاي ونك تو يه ترافيك بدجور گير كرده بودم يهو انداختم تو يه كوچه فرعي و گازش رو گرفتم
ملت هم خيال كردن من بلدم مثل اسب راه افتادن دنبال من!
يكم اينور اونور پيچيدم آخر خوردم به بن بست خيلي ريلكس ماشين رو تهه كوچه پارك كردم !!!
رفتم نشستم يجا تا نيم ساعت بعد اون ماشينها داشتن سر و ته ميكردن كه ازكوچه در بيان !!!
اصن یه وضی
امروز سوار يه تاكسي شدم كولرش روشن بود!!!
مي خواستم سرمو بچسبونم به شيشه و از خوشي گريه كنم!!!
قديما لامپارو روشن ميزاشتيم ميرفتيم مسافرت كه دزد فك كنه يكي خونست ... الان هر جوره حساب ميكنيم لامپارو خاموش كنيم و دزد بزنه به صرفه تره
يارو اومده تو پيج سهراب سپهري پست گذاشته:
"آقاي سپهري من عاشق شما و شعراتونم شب ها با شعرهاي شما و چشم خيس به خواب ميروم، چشمهارا بايد شست جور ديگر بايد ديد..."
حالا تا اينجاش اشكال نداره ، دو روز بعدش كامنت گذاشته زير پست خودش كه:
..." آقاي سپهري تورو خدااااااااااا جواب مرا بدهيد حتي يك سلام
يعني اگه اون همه اشكي كه من پاي آهنگهاي داريوش ريختم، پاي دعاي كميل ريخته بودم، الآن يه برج شونصد طبقه تو بهشت داشتم واسه خودم!!!
اين روزا دختر و پسرها از عشق و دوستي هيچ نفعي نميبرند اونايي كه منفعت ميبرند: رستورانها ، كافي شاپ ها ، ايرانسل و همراه اوله
من نميدونم اين درس خوندن چي داره كه تا ميري دو كلمه درس بخوني حتي خاطرات دوران مهد كودك اونم با وضوح HD يادِ آدم مياد !
دانشمندان به يه نتيجه منطقي رسيدن:
از يه جائي به بعد بحث كردن ديگه فايده ايي نداره،بايد فحش بدي !
متخب های فیلم ایرانسل () :
شب ها شارژ () ندارم آیدا
اس ام اس بس
من ترانه دیگه کارت شارژ () ندارم
در جستجوی شارژ
ایرانسلی ها
چند میگیری شارژ بدی ؟
شارژ ایرانسل () بدون رمز
يكي از شباهتهاي اكثر خانومها اينه كه
طرز تهيه انواع استيك و ژيگو رو از برنامه آشپزي دنبال مي كنن
آخرش شام همون كوكو سبزي رو درست ميكنن!
تلفن مدرسه زنگ زد و مدير گوشي را برداشت.
مدير: بفرماييد.
صدا: آقاي مدير، پسرم امروز نمي تواند به مدرسه بيايد.
مدير: شما كي هستيد؟
صدا: من پدرم هستم
از مرد فرانسوي پرسيدند:
چرا دست زن رو ميبوسي؟
پاسخ داد: چون زن محترم است و نيمه گمشده مرد را تكميل ميكند
مرد آلماني به اين سوال اينگونه پاسخ داد:
زن مقدس است چون ميزايد و ادامه زندگي در اوست
و پاسخ مرد ايراني:
بالاخره بايد از يه جايي شروع كنم ديگه !!!
دوستِ عزيزي كه سعي داري با دهن بسته خميازه بكشي…
چه كاريه واقعاً ؟ ! جاش سوراخاي دماغت باز مي شه خب
سال ها براي برابري زنان و مردان تلاش كرديم و بالاخره توانستيم حق مش كردن مو،سوراخ كردن گوش و برداشتن ابرو را به آقايان تقديم كنيم!
سلامتيه پنگوئن كه يه ذره قد داره، اما بازم لاتي راه ميره!!!
یكي از مشغله هاي فكريم اين بود كه چرا داداش كايكو دستمال قدرتشو تو جيب خودش نميذاشت؟!.
ديــكتــاتــور كيــست؟
ديــكتــاتــور اون بچّه ي دو سالـــست كه بيست نــفــر مجبورند به خاطــر اون كــارتون نــگاه كنــنــد
اگه كسى براى چهارمين بار چيزيو تكرار كرد و شما بازم نفهميدى چى داره ميگه...
يه لبخند ژكوند بزن، چند ثانيه نگاش كن، حــَله
طرف خودش ميفهمه تعطيلى!
غضنفر تا ده سال براي مادرش عزاداري مي كرد . بهش ميگن : آخه چقدر گريه مي كني ده سال گذشته . ميگه : آخه هر وقت يادم ميفته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش مي گيره
تا شقايق هست
.
.
.
.
.
خواهركوچيكش حق ازدواج نداره !
يعني اونايي كه به بالا رفتن نمره شون بعد از اعتراض نمرات اميد دارن همونايي هستن كه نصف شب بالا پشت بوم دنبال آرم پپسي ميگشتن...
يارو صبح تا شب تو خيابون مخ ميزنه، شب تا صب تو فيس بوك...
بعد ميگه دنبال نيمه گمشده ام ميگردم!!
آخه لامصب پازل هزار تيكه هم بودي تا حالا تموم شده بود!!!
اونايي كه در جواب حرفت ميگن"هر جور راحتي"
بايد با جفت پا بري تو صورتشون تا بفهمن چطوري ر احتي
ولم كن تا ولت كنم!!! . . . . جمله اي استراتژيك در زمان دعواهاي بچگي!!
تو انتشارات دانشگاه يه دختره در فلشش رو گم كرده بود بعد آروم از من پرسيد : ببخشيد اگه فلش سر نداشته باشه ويروسي مي شه؟؟
ميگن تو بهشت نيم ساعت كه درس خوندي مامانت مياد با يه ليوان چايي و يه كيك شكلاتي ميگه عزيزم خسته شدي ديگه بسه برو فيسبوكت رو چك كن…
تا حالا دقت كردين هميشه وقتايي كه با يكي ، شريكي چيپس يا پفك مي خوري ،هي توهم داري كه در حقت اجحاف شده ..!؟
طبق آخرين آمار، خانوم ها ۷۰٪ عمر خود را
در جستجوي يافتن آدرسِ ” يه دكترِ خوب ” سپري ميكنند!
كره اي : هيچ چي مثل منتظر بودن واسه عشقت عذاب آور نيست
آمريكايي : هيچ چي مثل منتظر بودن واسه يه ساندويچ گرم غذاب آور نيست
يوناني : هيچ چي مثل منتظر بودن واسه يه دسته چك عذاب آور نيست
انگليسي : هيچ چي مثل منتظر بودن واسه يه مهموني بزرگ عذاب آور نيست
برزيلي : هيچ چي مثل منتظر بودن واسه يه مسابقه فوتبال توپ عذاب آور نيست
ايراني : انگار شما تا حالا با dialup كار نكرديد!!!
يه روز يه طوطي با يه خرگوش ازدواج ميكنه اگه گفتي بچشون چي ميشه؟
.
.
.
. بچه دار نميشن!! زندگيشون داره از هم ميپاچه....دعا كنين!!!
از وقتي ديه شده ۱۲۶ ميليون، ديگه وقتي داريم از خونه مي زنيم بيرون هيچ كسي نمي گه "مراقب خودت باش
+ آقاي دل بوسكه مهمترين عامل قهرماني شما چي بود؟
- مدرسان شريف
+آقاي اينيستا مهمترين انگيزه شما براي درخشش در اين بازي ها چي بود؟
- ماهان
+ آقاي فابرگاس مهمترين مشوق شما در اين رقابت ها كي بود؟
- به نام خدا من سسك فابرگاس هستم از اول دبيرستان عضو كانون بودم
كسي ميدونه حكم شرعيه اين بوسهاي ديجيتالي داخل چت چيه؟؟؟؟
الكي الكي نريم جهنم...
يك سايته نوشته بود: ?دولت عامل ايجاد گراني*ها نيست? راست ميگه به خدا. من هم از اول سر اين قضيه گراني*ها، به كارلوس كيروش مشكوك بودم...
ديروز تا تو تاكسي نشستم ديدم دوست پدرم عقب تاكسي نشسته،
به روي خودم نياوردم كه ديدمش.
5 دقيقه بعد اومد كرايه رو حساب كنه و گفت: آقا 2 نفر حساب كنين لطفا!
من بسي خجالت زده دستشو گرفتم و كلي باهاش كشتي گرفتم كه:
توروخدا شرمنده نكنين!آخه اين چه كاريه و اين حرفا...
بعد اينكه پولو داد دوباره يك كرايه ديگه هم حساب كرد و گفت:
اين هم مال اين آقا!
تازه فهميدم دفعه ي اول كرايه ي خودش و پسرش رو حساب كرده بود ..!
طرف توي برنامه زلال احكام سوال پرسيده: از حاج اقا نقويان ميخوايم در مورد طرز اس ام اس زدن به نا محرم توضيح بدن…
خدا مارووووو با كيا كردي هفتاد ميليون؟؟؟
نسلي هستيم ، كه تو اينترنت عاشق شديم، تو اينترنت دوست شديم، تو اينترنتم بهمون خيانت شده! فقط اينترنت توالت نداره من ناراحتم
samuel.parseh
Tuesday 16 April 2013-1, 05:33 PM
مثه این شوفر اتوبوسا یه فلاسک چای گذاشتم پایین میز کامپیوتر و...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
در حالیکه نگاهم به مانیتوره خم میشم میارمش بالا.انگار مثلا ماشین از جلو میاد....
من از دســـــت رفتـــــم دیگــــــه
:icon_pf2 (69):
samuel.parseh
Wednesday 17 April 2013-1, 02:24 AM
کسی به نیت من سبزه گره زده؟!
حس ازدواج دارم چرا؟؟؟؟؟؟!!!!!!
samuel.parseh
Wednesday 17 April 2013-1, 02:31 AM
گاو اولی: ما!
گاو دومی: مااااا مااااا
گوسفند وارد ماجرا میشه: بع
گاو اولی: مااااا
گوسفند دومی: بع
گوسفند اولی: بع بع…
.
.
.
.
.
.
نه واقعا نشستی این گفت و گو رو تا آخر خوندی؟ الان هم منتظر بقیه ماجرا هستی؟ ای جانم!
احتمالا دانشجو هم هستی؟
samuel.parseh
Wednesday 17 April 2013-1, 02:32 AM
طوطیم داشت میگفت پسته میخوام
با تفنگ بادی کشتمش ;evil;
samuel.parseh
Wednesday 17 April 2013-1, 02:34 AM
هیچ دختری نمییاد سمتم
چون هر دخترى منو میبینه میگه پسر به این خوشگلى به این جذابى حتمأ صد تا دوست دختر دوروبرشه ،منو میخواد چى كار
الان به خاطر همین موضوع چند ساله تنها موندم
samuel.parseh
Wednesday 17 April 2013-1, 02:36 AM
دیروز تا تو تاکسی نشستم دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته،
به روی خودم نیاوردم که دیدمش.
5 دقیقه بعد اومد کرایه رو حساب کنه و گفت: آقا 2 نفر حساب کنین لطفا!
من بسی خجالت زده دستشو گرفتم و کلی باهاش کشتی گرفتم که:
توروخدا شرمنده نکنین!آخه این چه کاریه و این حرفا...
بعد اینکه پولو داد دوباره یک کرایه دیگه هم حساب کرد و گفت:
این هم مال این آقا!
تازه فهمیدم دفعه ی اول کرایه ی خودش و پسرش رو حساب کرده بود (:|
vBulletin® v4.2.1, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.