PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بانک اطلاعاتی بیماریها (معرفی بیماریها)



صفحه ها : 1 2 [3]

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:25 PM
«بيماري حركت» را جدي بگيريد


تابستان بهترين زمان براي مسافرت است. سفر هم تفريح و خوشي دارد هم بيماري و ناخوشي، اما گاهي مسائلي در طول سفر برايمان پيش مي‌آيد كه آن را به خاطره‌اي بد براي ما تبديل مي‌كند.
مشكلي كه شايد اغلب ما را طي يك سفر آزار مي‌دهد، بيماري سفر يا بيماري حركت است. اين بيماري مي‌تواند از درجات خفيف تا پيشرفته و شديد متفاوت باشد. شكل خفيف آن همان است كه معمولا طي سفرهاي كوتاه و به وسيله ماشين سواري يا اتوبوس اتفاق مي‌افتد.
اما در شكل شديد بيماري كه در سفرهاي طولاني و مثلا با هواپيما يا كشتي ديده مي‌شود، معمولا بيمار دچار تهوع مي‌شود و نمي‌تواند چيزي بخورد و بشدت دچار ضعف مي‌شود.
تحقيقات نشان مي‌دهد كه تقريبا نيمي از مسافران هوايي، دچار بيماري سفر (هوازدگي) و نزديك به 100 درصد كودكان در سفرهاي دريايي دچار دريازدگي مي‌شوند.
بيماري حركت مشكل شايعي است كه در همه سنين بروز مي‌كند و نوعي اختلال رايج گوش داخلي است كه از طريق حركات پي در پي كشتي روي آب، حركت ماشين، حركت هواپيما در هوا و... ايجاد مي‌شود.
اين وضعيت در گوش داخلي روي حس تعادل تاثير گذاشته و باعث سرگيجه و حالت تهوع در فرد مي‌شود. بيماري حركت معمولا به طور ناگهاني با حالت تهوع و عرق سرد آغاز و منجر به تهوع و سرگيجه مي‌شود.
سرچشمه اين بيماري از كجاست؟
معمولا حركت از راه‌هاي زير توسط مغز شناخته مي‌شود:
1) سيستم عصبي كه پيام‌هاي ارسال شده از گوش داخلي را مي‌فرستد.
2) چشم‌ها
3) بافت‌هاي عميق‌تر سطح بدن
4) گيرنده‌هاي پوستي در نقاطي مانند پاها و باسن كه احساس ساكن بودن را ارسال مي‌كند.
5) گيرنده‌هاي عضلاني كه گزارش حركت را مي‌دهند.
زماني كه از روي اراده خود حركت مي‌كنيم، مانند وقتي كه مي‌دويم،‌اطلاعات ورودي از تمام اين چند راه با مغز هماهنگي دارد. ولي زماني كه حركت ايجاد شده ناخواسته باشد، همانند حركت خودرو، مغز با اطلاعات ورودي هماهنگي ندارد و همين عدم هماهنگي ميان اطلاعات ورودي موجب بروز بيماري حركت مي‌شود، يعني پيغام‌هايي فرستاده مي‌شود كه با اطلاعات ورودي تطابق ندارد. به طور مثال زماني كه سوار بر قايق هستيم، گوش داخلي حركت را دريافت مي‌كند، ولي چشم‌هايمان اين احساس را ندارد يا زماني كه نشسته‌ايم و تصوير متحركي را تماشا مي‌كنيم، چشم‌هاي ما علائم حركت را به مغز مخابره مي‌كنند، در حالي كه گوش داخلي حركتي را مبني بر حركت ارسال نمي‌كند.
يا مثلا وقتي در خودرو مشغول خواندن كتاب هستيم، گوش داخلي پيام حركت را به مغز ارسال مي‌كند در حالي كه چشم ما به كتاب نگاه مي‌كند، حركت نمي‌كند و عضلات هم پيام سكون را به مغز مي‌فرستد. در اين وضعيت مغز به دليل ناهماهنگي پيام‌هاي ارسالي كمي گيج شده و احساس عدم تعادل در سر شما ايجاد مي‌شود.
به طور خلاصه مي‌توان گفت علائم زير طي يك بيماري سفر ديده مي‌شود:
سرگيجه: اين علامت شايع‌ترين مشخصه بيماري است، البته اين يك سرگيجه واقعي نيست، زيرا سرگيجه واقعي به حالتي گفته مي‌شود كه فرد محيط ثابت اطراف خود را به طور غيرواقعي در حال حركت ببيند، ولي در اين افراد سرگيجه به صورت احساس سرگيجه است و نه سرگيجه واقعي. اين بيماران معمولا از سياهي رفتن چشم‌ها و عدم‌توانايي در ايستادن شكايت دارند.

بيماري‌حركت مشكل شايعي است كه در همه سنين بروز مي‌كند و نوعي اختلال رايج گوش داخلي است كه از طريق حركات پي در پي كشتي روي آب، حركت ماشين وحركت هواپيما ايجاد مي‌شود

تهوع: حالت تهوع از علائم ديگر اين بيماري است و فرد دائما احساس مي‌كند كه مي‌خواهد غذايي را كه خورده، بالا بياورد. حتي وقتي كه چيزي نخورده و معده‌اش كاملا خالي است، اين احساس را دارد. در برخي افراد كه شدت بيماري در آنها بيشتر است، تحمل نگهداري هيچ چيزي را در معده ندارند و مدام در حال بالا آوردن هستند.
احساس ضعف: احساس ضعف و بي‌حالي مي‌تواند به علت افت فشار كه در نتيجه عدم مصرف كافي غذا يا استفراغ مكرر است، به وجود آيد.
راه‌هايي براي كاهش مشكلات بيماري سفر
گرچه بيماري حركت به طور ناگهاني بروز مي‌كند و گاهي از دست ما خارج است، ولي براي لذت بردن بيشتر از سفر و براي به حداقل رساندن علائم آن، رعايت نكات زير مي‌توانند كمك‌كننده باشند:
ـ در خودرو سعي كنيد در صندلي عقب بنشينيد تا چشم‌هايتان همان حركتي را دريافت كند كه بدن و گوش داخلي شما احساس مي‌كند. زماني كه در صندلي عقب مي‌نشينيد، چشم شما صندلي جلو را كه ثابت است،‌ مي‌بيند در حالي كه گوش داخلي، پيام حركت را به مغز مخابره مي‌كند. روي قايق يا كشتي تا جاي ممكن روي عرشه بنشينيد و افق را نظاره‌ كنيد، در هواپيما كنار شيشه نشسته و به بيرون نگاه كنيد و نيز صندلي خود را روي بال‌‌ها انتخاب كنيد كه حركت به حداقل برسد.
ـ سعي كنيد در طول سفر كاملا به صندلي خودرو تكيه دهيد و صندلي را به حالت نيمه خوابيده تنظيم كنيد.
ـ از مطالعه خودداري كنيد.
ـ از حركات ناگهاني سر بپرهيزيد. اين كار مي‌تواند بيماري را تشديد كند. سر خود را به جايي ثابت تكيه دهيد و به بيرون نگاه كنيد.
ـ نفس‌هاي عميق و آهسته بكشيد.
ـ سيگار نكشيد و نزديك فرد سيگاري قرار نگيريد.
ـ هواي تازه و خنك هم مي‌تواند علائم را بسيار كاهش دهد. شيشه را پايين بكشيد تا هواي خنك بيرون به صورتتان بخورد.
ـ در صورتي كه شب دچار چنين حالتي شديد، سعي كنيد چشم‌هايتان را ببنديد و بخوابيد. اين كار تناقض ميان پيام‌هاي ارسالي از چشم‌ها و گوش داخلي را برطرف مي‌كند.
ـ هيچ‌وقت به شيشه كناري خيره نشويد. بلكه نگاهتان به مسير روبه‌رو باشد و سعي كنيد از شيشه جلو بيرون را نگاه كنيد.
داروهايي كه به كمك شما مي‌آيند
براي پيشگيري يا درمان بيماري سفر، داروهايي وجود دارد كه مي‌توانيد بدون نسخه پزشك از داروخانه تهيه كنيد، ولي اگر بيماري خاصي داريد بهتر است قبل از مصرف آنها با پزشك خود مشورت كنيد.
ديمن هيدرينات دارويي است كه مي‌توان در اشكال خفيف اين بيماري با دوز كم از آن استفاده كرد. اين دارو را بايد چند ساعت قبل از شروع حركت مصرف كنيد. استفاده از ريشه زنجبيل نيز اثري مشابه داروهاي شيميايي دارد كه مي‌توان از آن به جاي داروي شيميايي استفاده كرد. زنجبيل يك ماده ضد تهوع است كه بايد يك ساعت پيش از حركت مصرف شود.
كمپرس آب سرد نيز مي‌تواند براي كاهش علائم تهوع موثر باشد. كمپرس آب سرد را روي چشم‌ها و گردن بگذاريد تا علائم، تخفيف يابد. از مصرف پلازيل (plasil) يا متوكلوپراميد كه اين روزها توسط افراد غيرمتخصص و حتي داروخانه‌ها تجويز مي‌شود، جدا پرهيز كنيد. از جمله عوارض خطرناك اين دارو، عارضه اكستراپيراميدال بويژه در كودكان است كه خود را به شكل تشنج و اختلال تنفسي نشان مي‌دهد.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:25 PM
http://www.iranhealers.com/aks/surgery/14.jpg
وقتي ما به طور طبيعي از بيني نفس مي‌كشيم، بيني هواي وارده را گرم و مرطوب و تميز مي‌كند. در صورتي كه بيني انسداد داشته باشد، تنفس ما دهاني مي‌شود و در نتيجه هوايي كه به ريه مي‌رسد ديگر گرم و مرطوب و تميز نخواهد بود واين امر مي‌تواند باعث وجود مشكلاتي شود.

پوليپ بيني يكي ازعوامل ايجاد كننده انسداد بيني است و معمولا به دليل آلرژي بيني ايجاد مي‌شود كه ممكن است با حساسيت‌هاي ديگري مثل آسم ‌ يا حساسيت‌هاي پوستي نيز همراه باشد. به دليل حساسيت، مخاط بيني متورم شده و كم‌كم به شكل نسج اضافي درمي‌آيد كه داخل بيني و سينوس‌ها را پر مي‌كند و بتدريج بر ميزان آن افزوده مي‌شود.

پوليپ‌هاي بيني غالبا متعدد و متحرك هستند. در مواردي كه پوليپ خيلي بزرگ شود از سوراخ بيني نيز قابل رويت است و گاهي مي‌تواند از پشت بيني وارد حلق شود و اگر بيمار دهانش را باز كند در داخل حلقش قابل رويت باشد. پوليپ باعث تنفس دهاني، خرخرشبانه، سينوزيت، مشكلات گوش، كاهش حس بويايي و در نهايت مشكلات قلبي - ريوي مي‌شود.
درمان ضدآلرژي براي به تعويق انداختن پيدايش پوليپ ‌يا كاستن از سرعت رشد آن موثر است، ولي چنانچه پوليپ ايجاد و اندازه آن به حدي رسيد كه باعث انسداد بيني شد لازم است با عمل جراحي برداشته شود. عمل جراحي پوليپ بيني با هر دو روش نيمه بيهوشي يا بيهوشي كامل قابل انجام است و مدت حدود 20 دقيقه طول مي‌كشدو بيمار همان روزي كه بستري مي‌شود عمل شده و همان روز نيز مرخص مي‌شود و به مدت 10 روز بايد آنتي بيوتيك مصرف كند.
توصيه‌هايي به بيماران
1ـ پوليپ از داخل سوراخ‌هاي بيني برداشته مي‌شود بنابراين هيچ گونه برشي روي صورت يا بيني شما داده نمي‌شود و با اين عمل شكل ظاهري بيني شما فرقي نمي‌كند.
2ـ معمولا پوليپ بيني با سينوزيت همراه است كه مي‌توان همزمان جراحي آندوسكوپي سينوس را نيز انجام داد.
۳- در صورت لزوم‌ جراحي پلاستيك بيني، جراحي اصلاح انحراف تيغه بيني ‌يا كوچك كردن شاخك‌هاي بيني را نيز مي‌توان به طور همزمان با برداشتن پوليپ انجام داد.
۴ـ احتمال عود پوليپ بيني بالاست چرا كه علت پيدايش آن حساسيت بيني است و اين حساسيت با عمل جراحي برطرف نمي‌شود لذا به همان دليلي كه پوليپ ايجاد شده است احتمال دارد كه چندين ماه ‌ يا چندين سال بعد از عمل مجدد‌ پوليپ تشكيل شود.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:26 PM
آناتومي معده و دوازدهه و مراقبتهای پرستاری از آن (قسمت اول)

http://ylym.files.wordpress.com/2008/03/retyteu67ki7kujfjd.gif معده (stomach) اتساع J شكلي از دستگاه گوارش است كه در قسمت پروگزيمال به اسفنگتر تحتاني مري و در قسمت ديستال به اسفنگتر پيلور ختم مي شود. معده به چهار قسمت تقسيم مي شود. كارديا (cardia) منطقه اي است با حدود نامشخص كه از محل اتصال مري – معده تا فوندوس (fundus) امتداد دارد. از كارديا بالاتر مي رود و در امتداد بدنه معده قرار دارد. (كورپوس) كه با چين هايي طولي به اسم rugae مشخص مي گردد. انتروم (antrum) دورترين قسمت معده است كه از incisura angularis شروع شده و تا پيلور (pylorus) كه يك ناحيه ي ماهيچه اي حلقوي متصل كننده معده به دوازدهه است، ادامه مي يابد(مباني طب داخلي سيسيل 2001).
معده به وسيله پوشش مخاطي سلولهاي استوانه اي پوشيده شده و لايه زير مخاطش بافت همبند است كه از نوع فيبروالاستيك است (رشته هاي الاستيك زياد دارند) كه سبب چين هاي rugae مي شوند(بافت شناسي پزشكي). در زير آن لايه هاي عضلات صاف مايل داخلي، حلقوي مياني و طولي خارجي قرار مي گيرد كه با سروز پوشيده شده اند. تنه هاي قدامي و خلفي عصب واگ عصب رساني پاراسمپاتيك را تامين مي كنند، در حاليكه اعصاب سمپاتيك منشا گرفته از گانگليون سلياك در كنار عروق خوني تغذيه كننده معده حركت مي كنند. معده از نظر ميكروسكوپي به وسيله سلولهاي استوانه اي سطحي كه حاوي موكوس هستند و حفرات انواژينه شده غدد معدي كه در مناطق مختلف معده متفاوت هستند، مشخص مي شود. ناحيه اكسينتيك(oxyntic) يا منطفه مولد اسيد معده در فوندوس و بدنه آن قرار گرفته و غدد محتوي سلولهاي پريتال (جداري) مي باشند كه مترشحه اسيد و فاكتور داخلي هستند. اين غدد، همچنين حاوي سلولهاي اصلي (chief) غني از زيموژن هستند كه سازنده پپسينوژن مي باشند و سلولهاي غددي شبيه انتروكرومافين (enterochromaffin-like endocrine cells) كه هيستامين ترشح مي كنند. غدد آنتروم سلولهاي متفاوتي دارند كه عبارتست از: سلولهاي G مولد گاسترين و سلولهاي D مولد سوماتوستاسين كه غالبا در نزديكي سلولهاي G قرار دارند.
دوازدهه (duodenum) اولين قسمت روده باريك، قوسي به شكل C تا پيلور و در قسمت ديستال تا ژژنوم ادامه دارد. اولين قسمت دوازدهه، بولب دوازدهه نام دارد كه سطح آن ويژگي خاصي ندارد، در حاليكه باقيمانده دوازدهه از چين هاي حلقوي مشخصي تشكيل شده كه سطح در دسترس براي هضم را افزايش مي دهند. دوازدهه به مخاط، زير مخاط، لايه عضلاني و سروز تقسيم مي شود و عصب رساني آن همانند معده است. مخاط از سلولهاي استوانه اي با ظاهر پرز مانند تشكيل شده كه در زير آنها زير مخاط حاوي غدد برونر (brunner) است كه ترشحات حاوي بيكربنات فراوان ترشح مي كنند كه اسيد معده را خنثي مي سازد.
فيزيولوژي حركتي معده - دوازدهه
بر پايه خصوصيات الكتروفيزيولوژي و عملكردي، معده به دو بخش عملكردي تقسيم مي گردد. معده پروگزيمال از فوندوس و يك سوم ابتدايي بدنه تشكيل يافته و به عنوان مخزني براي نگهداشتن محتويات معدي عمل مي كند، در حاليكه معده ديستال غذا را خرد كرده، مخلوط كرده و غربال مي كند. عضلات صاف معده پروگزيمال توانايي انقباض تونيك را دارا مي باشند. اين امر تطابق معدي را امكان پذير مي سازد، روندي كه فوندوس به واسطه آن در پاسخ به ورود غذا و مايع شل مي گردد و فشار داخل معده چندان افزايش نمي يابد. اين خصوصيت منحصر به فرد به واسطه واگوتومي پروگزيمال يا تنه اي (truncal) از بين مي رود. در مقابل مشخصه معده ديستال وجود سه سيكل منظم نوسان در پتانسيل غشايي در هر دقيقه است كه اين نوسان ها از ناحيه ضربان ساز(pace maker) واقع در قسمت مياني انحناي بزرگ معده منشا مي گيرند. سپس به صورت چرخشي به سمت ديستال ( يعني به طرف پيلور حركت مي كنند) برخلاف قلب، فعاليت الكتريكي در معده به صورت ميوژن منتشر مي شود و هيچ ضربان ساز تخصص يافته آناتوميك يا فيبر انتقالي وجود ندارد.
وضعيت حركتي در معده و دوازدهه در شرايط عدم مصرف غذا و مصرف غذا بسيار متفاوت مي باشد. در طي گرسنگي، فعاليت حركتي معده به صورت الگويي از تغييرات دوره اي است كه به عنوان كمپلكس حركتي مهاجر(MMC) شناخته مي شود كه هر 90 تا 120 دقيقه اتفاق مي افتد. MMC از معده شروع شده و در طول روده باريك حركت مي كند. بالافاصله پس از خوردن غذا، فعاليت حركتي روده باريك و معده از الگوي گرسنگي به الگوي پس از مصرف غذا تغيير مي يابد. اين حالت با انقباضات نامنظم كه بسته به محتوي غذا، مدت زمانهاي متفاوتي طول مي كشند، مشخص مي شود.
تخليه معده از غذاي مخلوط جامد و مايع ناشي از اثرات متقابل شل شدن فوندوس، انقباض آنتروم، مقاومت پيلور و انقباض دوازدهه مي باشد و به حجم و تركيب غذا هم بستگي دارد. تخليه مايعات از معده، در ابتدا و به صورت ريزشي (decanting) انجام مي شود كه حجم معده را كاهش مي دهد. سپس بخش جامد غذا به واسطه انقباضات معدي به سمت جلو و آنتروم پيش رانده شده كه در آنجا انقباضاتي با دامنه بالا (high- amplitude) آن را به قطعات با سايز 1 ميلي متر يا كمتر، قبل از خروج پيلور تبديل مي سازند. نقايص تنظيمي در دستگاه گوارش در سطح سيستم عضلات صاف، نقص در شبكه ميانتريك يا سيستم اعصاب خارجي رخ دهد( مباني طب داخلي سيسيل 2001).
تعريف: زخم گوارشي عبارت از زخمي است كه در ديواره مخاطي معده، پيلور، دوازدهه يا مري ايجاد مي شود. بر اساس محل بروز نامگذاري انجام مي شود يعني به صورت زخم معده، زخم دوازدهه يا مري و يا اينكه ممكن است در مجموع به نام زخم پپتيك (Peptic Ulcer Diseases) خوانده مي شود(برونر و سودارث گوارش2008 ).
بسته به اين كه علت زخم، هليكو باكتر پيلوري يا مصرف داروهاي NSAID باشد، نحوه ي تظاهر علائم باليني و سير طبيعي آن متفاوت خواهد بود. رويكردهاي درماني بسته به اينكه كدام يك از اين دو عامل مسئول ايجاد زخم باشند. متفاوت هستند(بيماري دستگاه گوارش در مراقبت هاي اوليه، ص 23).
بعضي از عوامل از قديم به عنوان عامل ايجادكننده زخم پپتيك معرفي شده بودند كه واضحا با پيدايش زخم ارتباطي ندارند نظير: استرس، مصرف الكل، رژيم غذايي، شخصيت و شغل(مباني طب داخلي سيسيل 2001).
ميزان شيوع بيماري زخم پپتيك (PUD) بالاست و 10درصد از ساكنان سرتاسر جهان در زماني از زندگي خود گرفتار اين بيماري مي شوند. در ايالات متحده شيوع زخم پپتيك در سراسر عمر، 12 درصد در ميان مردان و 9 درصد در ميان زنان است، اگرچه اكثر آنها بدون علامت هستند. در هر مقطعي از زمان، شيوع زخم پپتيك علامت دار حدود 2درصد است.
ميزان شيوع زخم هاي معده و نيز دوازدهه با بالا رفتن سن افزايش مي يابد(بيماريهاي دستگاه گوارش در مراقبت هاي اوليه).
وقوع اين بيماري بيشتر در افراد 60_40 ساله است. زنان در سنين باروري تقريبا به اين بيماري مبتلا نمي شوند اما اين بيماري در كودكان و حتي در شيرخواران مشاهده شده است. بعد از يائسگي، وقوع زخم معده در زنان تقريبا مساوي مردان است(برونر و سودارث 2008).
نکاتی در مورد تفاوت بین زخم معده و زخم اثنی عشر
گرچه مکانیسم ایجاد هر دو مشابه است( نقش هلیکوباکترپیلوری، وارثت و ژنتیک، سیگار و مشروبات الکلی و داروها) اما در مبتلایان به زخم معده ترشح اسید در محدوده طبیعی و حتی پایین تر از حد معمول است در حالی که در مبتلایان به زخم اثنی عشر ترشح اسید معده در اغلب مواد بالاتر از حد معمول است. با شناخت میکروب هلیکوباکترپیلوری و نحوه استقرار و قدرت آن در تخریب سلول های معدی، علت این تفاوت تا حدودی مشخص شده است.
به نظر می رسد در زخم معده نقش کاهش دفاع مخاطی در ایجاد زخم بیشتر از نقش افزایش عوامل مهاجم باشد.
* سن بروز زخم معده حدود 10 سال بالاتر از سن بروز زخم اثنی عشر است.
* بروز عوارض در زخم معده بیشتر از زخم اثنی عشر است.
* زخم معده نسبت به زخم اثنی عشر همراهی کمتری با هلیکوباکترپیلوری دارد.
* مقاومت به درمان دارویی و نیاز به عمل جراحی در زخم معده بیشتر است.
* علائمی چون استفراغ و احساس سیری زودرس پس از صرف غذا در زخم معده بیشتر دیده می شود.
* زخم اثنی عشر نیاز به پیگیری آندوسکوپیک پس از درمان ندارد اما در مورد زخم معده، به طور قطع پی گیری و اطمینان از بهبود زخم ضروری است. ( سوء هاضمه و زخم های دستگاه گوارش)
٭ 80درصد اولسرهاي پپتيك مربوط به دوازدهه است.
٭ چهار برابر بيشتر از اولسر معده است و شيوع آن در مردان سه برابر بيشتر از زنان است(درسنامه لاكمن –پرستاري داخلي جراحي I).
اتيولوژي:
بطور كلي، هومئوستاز مخاط دستگاه گوارش( معده و روده) با حفظ تعادل ميان مكانيسم هاي دفاع مخاطي (مانند ترشح موكوس و بيكربنات ) و عوامل مهاجم ( مانند ترشح اسيد و پپسين) حاصل مي شود. همانطور كه از نام زخم پپتيك بر مي آيد در ابتدا تصور مي شد كه ترشح پپسين و اسيد معده، عوامل اصلي در پاتوژنز زخم هاي معده و دوازدهه هستند. باوجود اين، بعضي از بيماران دچار زخم دوازدهه داراي ترشح بيش از حد اسيد در معده نيستند، اگرچه بعضي از افراد مبتلا به زخم هاي دوازدهه مقادير زيادي از اسيد معده توليد مي كنند. اسيدمعده براي پيدايش زخم پپتيك ضروري است اما به تنهايي به ندرت سبب ايجاد زخم مي شود. شايع ترين علل زخم پپتيك عفونت با هليكوباكتر پيلوري و مصرف NSAID هستند. در حدود 90 درصد از بيماران دچار زخم، يا آلوده به باكتري هستند يا NSAID مصرف مي كنند يا به طور همزمان هم دچار عفونت هستند و هم از NSAID مصرف مي كنند. هليكوباكتر و NSAIDها با تضعيف مكانيسم هاي دفاعي مخاط، آسيب پذيري در برابر زخم را آفزايش مي دهند(بيماري هاي دستگاه گوارش در مراقبت هاي اوليه).
در گذشته تصور بر اين بود كه تنيدگي و اضطراب از عوامل ايجاد كننده زخم معده هستند، اما مطالعات نشان داده اند كه زخم هاي گوارشي به دنبال عفونت ناشي از باكتري گرم منفي هليكوباكترپيلوري ايجاد مي شوند كه همراه با مصرف غذا و آب به معده وارد مي شود. انتقال عفونت از انسان به انسان نيز بر اثر تماس نزديك و تماس با مواد استفراغي رخ مي دهد. گرچه عفونت هليكوباكترپيلوري در امريكا شايع است اما بيشتر افراد آلوده به زخم هاي گوارشي مبتلا نمي شوند، زيرا استعداد ابتلا به زخم گوارشي بستگي به عوامل خاصي از جمله نوع ميكروب و ساير عوامل ناشناخته دارد. افزايش ترشح اسيد معده ممكن است در بروز زخم هاي معده دخالت داشته باشد و در تنيدگي نيز افزايش ترشح اسيد هيدروكلريك مشاهده مي شود. اين درحالي است كه با خوردن شير و نوشيدني هاي حاوي كافئين، كشيدن سيگار و مصرف الكل نيز ترشح اسيد هيدروكلريك افزايش مي يابد. استعداد خانوادگي نيز ممكن است يكي از عوامل مستعدكننده قابل توجه باشد. خاصه اين كه مطالعات ژنتيك نشان داده اند كه افراد داراي گروه خوني نوع O بيش از افراد داراي گروه هاي خونيA ،AB و B مستعد ابتلا به زخم معده هستند. همچنين ارتباطي بين زخم هاي گوارشي و بيماري مزمن ريوي يا بيماري مزمن كليوي وجود دارد(برونر و سودارث گوارش 2008).

http://img.tebyan.net/big/1387/03/7525511311420212198118211162189271098523042.jpg پاتولوژي:
زخم دئودنوم:
1-محل: شايعترين محل ايجاد زخم، اولين قسمت دئودنوم است( بيش از 95 درصد).
90 درصد زخم هاي دئودنوم در 3 سانتي متري پيلور قرار دارند.
2- اندازه: زخم هاي دئودنوم معمولا كمتر از 1 سانتي متر قطر دارند اما گاه قطر آنها به 6-3 سانتي متر نيز مي رسد( زخم هاي غول آسا)
3- حاشيه: زخم هاي دئودنوم حاشيه اي كاملا مشخص دارند.
4- عمق: گاه عمق زخم دئودنوم به Muscularis Propria مي رسد.
5- كف زخم: دركف زخم دئودنوم ناحيه اي داراي نكروز ائوزينوفيلي وجود دارد كه اطراف آن فيبروزه است.
6-بدخيمي: زخم هاي بدخيم دئودنوم بسيار نادر مي باشند.
زخم معده:
بدخيمي: برخلاف زخم هاي دئودنوم، زخم هاي معده مي توانند بدخيم باشند.
محل: زخم هاي خوش خيم معده، معمولا در ديستال محل اتصال آنتر و مخاط مترشحه اسيد مشاهده مي شوند. هر چند محل اتصال مذكور ثابت نمي باشد، اما معمولا مخاط آنتر 3 /2 طول انحناي كوچك و 3/1 طول انحناي بزرگ معده را مي پوشاند. زخم هاي خوش خيم بندرت در فوندوس معده به وجود مي آيند.
همراهي: زخم هاي خوش خيمي كه با عفونت هليكوباكتر همراهي دارند، با گاستريت آنتر مشاهده مي شوند. برعكس زخم هاي ناشي از NSAIDs با گاستريت فعال مزمن همراه نيستند، اما مي توانند شواهدي از گاستروپاتي شيميايي را نشان دهند(نكات برتر در بيماري هاي داخلي).
پاتوفيزيولوژي:
زخمهاي معده بيشتر در مخاط دوازدهه – معده اي پديد مي آيند. زيرا اين بافت توان مقابله با فعاليت هضمي اسيد معده و پپيسن را ندارد. لذا فرسايس در اثر افزايش غلظت يا فعاليت اسيد- پپسين يا كاهش مقاومت مخاطي پديد مي آيد. مخاط صدمه ديده قادر به توليد ترشح مخاطي كافي به عنوان سدي در مقابل اسيد هيدروكلريك نخواهد بود. استفاده از NSAIDs نيز ترشح مخاطي حفاظت كننده را مهار مي سازد. در زخمهاي دوازدهه اسيد بيشتري توليد مي شود حال آنكه در زخم معده ترشح اسيد در حد طبيعي يا كمتر ازحد طبيعي است. صدمه به مخاط معده دوازدهه اي، مقاومت نسبت به باكتري را كاهش داده، بنابراين عفونت ناشي از هليكوباكترپيلوري ممكن است پديد آيد.
امكان ابتلا به سندرم زولينگر - اليسون زماني مطرح مي شود كه زخم هاي متعدد معده يا زخمي مقاوم نسبت به درمان هاي متداول وجود داشته باشد. يافته هاي زير مؤيد وجود اين بيماريست: افزايش ترشح شيره معده، زخم هاي دوازدهه و وجود گاسترينوما(تومورهاي جزيره اي) در پانكراس . 90 درصد تومورها در‌‌" مثلث معده اي" يافت مي شوند، يعني محلي متشكل از مجاري صفراوي مشترك و مجراي صفراوي، دومين و سومين بخش دوازده، و گردن و تنه ي پانكراس.
تقريبا 3/1 از گاسترينوماها بدخيم هستند. اسهال و استئاتوره ( وجود چربي جذب نشده در مدفوع ) ممكن است وجود داشته باشند. بيمار ممكن است همزمان با آدنوماي پاراتيروئيد يا هايپرپلازي آن مبتلا باشد و در نتيجه ممكن است علائم هايپركلسمي را نشان دهد. شايع ترين شكايت بيمار درد ناحيه اپيگاستر است. هليكوباكتر پيلوري عامل خطري براي بروز اين سندرم به شمار نمي آيد. زخم ناشي از تنيدگي واژه اي براي معرفي زخم حاد ايجاد شده در مخاط دوازدهه و معده است كه به دنبال موقعيت هاي تنيدگي آور فيزيولوژيكي پديد مي آيد. اين موقعيت هاي تنيدگي آور مواردي مثل سوختگي، شوك، عفونت شديد خون و صدمه هاي متعدد جسمي را شامل مي شوند. اين زخم ها به نظر مي رسد كه بيشتر در بيماران وابسته به تهويه مكانيكي شايع هستند. به وسيله آندوسكوپي فيبراپتيك در 24 ساعت اول مي توان فرسايش هاي سطحي در مخاط معده را مشاهده كرد، بعداز گذشت 72 ساعت فرسايش هاي متعدد قابل مشاهده هستند و در صورت موقعيت تنيدگي آور، زخم ها گسترش مي يابند. با بهبود بيمار، ضايعات نيز ترميم مي شوند. اين الگوي پيدايش و ترميم، مشخصه ي زخم هاي ناشي از تنيدگي است. در مورد علت واقعي بروز زخم هاي ناشي از تنيدگي اختلاف نظر وجود دارد. معمولا شوك پيش درآمد آن است كه موجب كاهش جريان خون به مخاط معده و پس زدن محتويات دوازدهه به داخل معده مي شود. بعلاوه مقادير بسيار زيادي پپسين آزاد ميشود بدين لحاظ مجموعه كم خوني، افزايش اسيد و پپسين شرايط مساعدي را براي بروز زخم فراهم مي كند. بين زخم هاي ناشي از تنيدگي و زخم هاي كوشينگز (Cushing’s ulcer) و زخم هاي كرلينگز(Curling’s ulcer) كه دو نوع ديگر از زخم معده هستند، بايد تمايز قائل شد. كوشينگز در مبتلايان به آسيب هاي مغزي شايع هستند. اين زخم ها ممكن است در مري، معده و يا دوازدهه ايجاد شوند و به نسبت زخمهاي ناشي از تنيدگي معمولا عميق ترند. زخم كرلينگز غالبا طي 72 ساعت بعد از سوختگي هاي شديد در حفره معده يا دوازدهه مشاهده مي شود(برونر و سودارث گوارش 2008).
داستان هليكوباكتر پيلوري:
تا قبل از اوايل دهه 1980 ميلادي، دو پزشك استراليايي به نامهاي دكتر وارن (Waren) و دكتر مارشال(Marchall) كه بر روي نمونه هايي از بافت معده تحقيق مي كردند، موفق به كشف يك باكتري در مخاط نيمه تحتاني معده شدند. نقش دقيق اين باكتري كه آنها نام آن را كمپيلو باكترپيلوري(Campylo bacter) گذاشتند مشخص نبود. اين باكتري خودش را طوري در مخاط معده قرار داده مي دهد كه همانند ساير باكتري ها نمي شود به آن تهاجم نمود و آن را از بين برد.
دكتر وارن و دكتر مارشال كشف نمودند كه وقتي عفونت با اين باكتري در معده وجود داشته باشد، هميشه همراه با التهاب ميكروسكوپي مخاط معده مي باشد كه به آن اصطلاحا گاستريت گفته مي شود. در ابتدا مشخص نبود كه آيا عفونت با اين باكتري باعث گاستريت مي شود و يا اينكه گاستريت اجازه مي دهد كه عفونت ايجادشود. براي حل اين معما دكتر مارشال خود را به اين باكتري آلوده نمود سپس با انجام آزمايش مشخص نمود كه او دچار گاستريت شده است. بعداز اينكه او با مصرف آنتي بيوتيك ها اين عفونت را ريشه كن نمود، گاستريت او نيز بهبود يافت، بنابراين ثابت شد كه عفونت با اين باكتري باعث گاستريت مي گردد. اخيرا دانشمندان نام اين باكتري را عوض كردند و نام آن را هليكوباكترپيلوري و يا به اختصار H.pylori گذاشتند( كتاب سوء هاضمه و زخمهاي گوارشي).
تظاهرات باليني:
شرح حال: درد در شكم در بسياري از اختلالات گوارشي شايع است ولي ارزش پيشگويي ضعيفي براي وجود يا عدم وجود بيماري دارد. حداكثر 10درصد از مبتلايان به بيماري مخاطي ناشي از NSAIDs بدون اينكه پيش درآمدي داشته باشند، با يك عارضه(خونريزي، پرفوراسيون و انسداد)تظاهر مي كنند. با وجود اين مطابقت ضعيف، شرح حال و معاينه فيزيكي دقيق بخش اساسي برخورد با بيمار مشكوك به زخم هاي پپتيك است.
درد اپي گاستر با كيفيت سوزشي يا سايشي هم ديده مي شود. اين ناراحتي به صورت يك احساس مبهم درد يا درد گرسنگي نيز توصيف شده است. الگوي نمادين درد در 90 دقيقه تا 3 ساعت بعد از غذا شروع مي شود و اكثرا با غذا يا شربت آنتي اسيد بهبود مي يابد. دردي كه بيمار را از خواب بيدار كند (بين نيمه شب و 3 صبح) مميزترين درد است كه 3/2 بيماران آن را توصيف مي كنند. الگوي درد در معده ممكن است با دئودنم متفاوت باشد، بطوري كه درد ممكن است در معده دقيقا با خوردن غذا شروع شود. تهوع و كاهش وزن در بيماران شايع است. در ايالات متحده آندوسكوپي در كمتر از 30درصد از بيماران كه ديس پپسي دارند، زخم كشف ميكند. با وجود اين 40 درصد از اين افراد با نشانه هاي نمادين زخم در آندوسكوپي مبتلا به زخم هستند و 40 درصد نيز گاسترودئودنيت دارند. ساز و كار ايجاد درد شكم در بيماران مبتلا به زخم معلوم نيست. چند توجيه محتمل عبارتند از: فعالسازي گيرنده هاي شيميايي دئودنوم توسط اسيد، افزايش حساسيت دئودنوم به اسيدهاي صفراوي و پپسين و تغيير تحرك گاسترودئودنوم. تغيير در شدت يا توزيع درد شكم و همچنين شروع علايم همراه نظير تهوع و استفراغ مي تواند نشانگر يكي از عوارض زخم باشد. ديس پپسي اگر پايدار شود و ديگر با خوردن غذا يا آنتي اسيد بهبود نيابد، يا به پشت تير بكشد، ممكن است نشانگر زخم نافذ(به داخل پانكراس) باشد. شروع ناگهاني درد شكم شديد و منتشر مي تواند نشانگر پرفوراسيون باشد. دردي كه باخوردن غذا بدتر شود و با تهوع و استفراغ غذاي هضم نشده همراه باشد، بر انسداد مجراي خروجي معده دلالت دارد. مدفوع قيري يا استفراغ شبيه ريزه قهوه نشانگر خونريزي است.
معاينه فيزیكي:
دردناكي اپي گاستر فراوان ترين يافته در بيماران است. در 20درصد بيماران درد ممكن است در سمت راست خط وسط باشد. متاسفانه ارزش پيشگويي اين يافته نسبتا كم است. معاينه فيزيكي براي يافتن شواهدي دال بر عوارض زخم بسيار مهم و حياتي است. تاكيكاردي يا افت وضعيتي فشار بيانگر دهيدراتاسيون ناشي از استفراغ يا خونريزي فعال گوارشي است. يك شكم شديدا دردناك و چوب مانند، دال بر پرفوراسيون است. وجود صداي تلاطم آب با تكان دادن شكم بيمار، نشان دهنده احتباس مايع در شكم است كه به انسداد مجراي خروجي معده رهنمون مي شود( اصول طب داخلي هاريسون 2008).
تظاهرات باليني PUD


درد سوزاننده، تيز يا عميق اپيگاستر 1 تا 3 ساعت بعد از خوردن غذا
ناراحتي مبهم شكمي يا تهوع به جاي درد
تسكين علايم از طريق خوردن آنتي اسيد ها
وقوع علائم در صورت خالي بودن معده يا در شب
سابقه خود درماني با آنتي اسيدها، استفاده مكرر و طول كشيده از آنتاگونيستهاي گيرنده H2 و يا مصرف سيگار
عود علائم در طول ماه ها و يا سالها
حساسيت اپي گاستر در لمس در زخم هاي فعال علامت دار(بيماري هاي دستگاه گوارش درمراقبت هاي اوليه).





تشخیص زخم گوارشی:
برای تشخیص زخم گوارشی، پزشک به علایم بیماری توجه کرده و در صورتی که خصوصیات درد ناشی از زخم گوارشی داشته باشد و به بیماری دیگر شک نکند با تشخیص زخم گوارشی می تواند بدون هیچ اقدامی تشخیصی درمان را شروع نماید.
با این روش احتمال خطای تشخیص حدود 20 تا 30درصد است یعنی با احتمال 70 تا 80درصد با تشخیص درست بیمار درمان خواهد شد. اما باید این نکته را نیز مدنظر داشت که گاهی مبتلایان به سرطان معده نیز می توانند با علایم زخم گوارشی مراجعه نمایند و تنها در صورت انجام بررسی های تشخیصی مثل رادیوگرافی معده یا آندوسکوپی ضایعه قابل تشخیص خواهد بود لذا توصیه شده است در صورت بروز علایم زخم گوارشی در سنین بالای 35 تا 40 سال حتما اقدامات تشخیصی صورت گیرد تا با اطمینان خاطر بیشتر درمان لازم به عمل آید.
اقدامات تشخیصی:
* عکس برداری از معده و اثنی عشر با بلع باریم
با کمک این اقدام تشخیصی سایه ضایعات موجود در دستگاه گوارش فوقانی دیده می شود. عیب این روش ناتوانی در شناسایی ضایعات کوچک و سطحی به خصوص در مراحل اولیه بیماری و عدم امکان افتراق دقیق بین ضایعات خوش خیم(زخم های گوارشی) و ضایعات بدخیم(سرطانی) است. ضمن اینکه نمونه برداری و بررسی میکروسکوپیک از ضایعه رویت شده، امکان ندارد.
* آندوسکوپی مری، اثنی عشر و معده
روش دقیق تر و مطمئن تر، انجام آندوسکوپی معده(گاستروسکوپی) است که در آن از یک لوله ظریف و قابل انعطاف با دوربین و چراغ انتهایی استفاده می شود. این روش به صورت سرپایی قابل انجام است و امروز با پیشرفت تکنولوژیک و آموزش های مناسب به پزشکان فوق تخصص گوارش امکان آسیب به بیمار وجود ندارد و اقدام کاملا بی خطری به حساب می آید.
آمادگی قبل از آندوسکوپی معده
٭ جهت پاک بودن سطح داخلی معده، حداقل از 6 ساعت قبل از آندوسکوپی از خوردن و آشامیدن خودداری نمایید.
٭ در صورتی که دارویی را به طور مداوم مصرف می کنید حتماً پزشک خود را در جریان بگذارید.
٭ در صورتی که بیماری قلبی – عروقی یا فشار خون بالا دارید با پزشک خود مشورت نمایید.
٭ اگر قبلاً دچار شکستگی بینی شده اید یا پولیت بینی دارید، پزشک خود را مطلع نمایید.


بيمار عزيز:
به خاطر داشته باشيد كه روزانه هزاران نفر در كشورما تحت آندوسكوپي معده قرار مي گيرند. عبور آندوسكوپ از دهان و مري كوچكترين اختلال و وقفه اي در تنفس ايجاد نمي كند. لذا شب قبل از آندوسكوپي با آرامش كامل بخوابيد.





اقدامات لازم در هنگام انجام آندوسکوپی معده
دستیار پزشک (پرستار) شما را برای انجام آندوسکوپی آماده می کند. اگر دندان مصنوعی یا لنز چشمی دارید آن را خارج نمایید. به کمک پرستار به پهلوی چپ روی تخت آندوسکوپی دراز بکشید. در این مرحله به کمک مواد بی حس کننده موضعی(اسپری یا ژل گزیلوکائین) حلق و زبان بی حس شده و در این ناحیه احساس سنگینی می نمایید. سپس با قرار دادن وسیله ای در بین دندان ها(برای محافظت دستگاه آندوسکوپ از گازگرفتگی) از سوراخ وسط آن لوله آندوسکوپ وارد دهان، حلق و مری می شود. شما می توانید در هنگام ورود دستگاه به حلق با بلع مکرر به عبور دستگاه کمک نمایید. سپس با تنفس عمیق آرامش مناسبی برای ادامه آندوسکوپی در شما ایجاد خواهد شد. به کمک این روش پیشرفته علاوه بر تشخیص دقیق ضایعات مری، معده و اثنی عشر بر اساس نمونه گیری بافتی و بررسی میکروسکوپی آن گاهی می توان اقدام درمانی نیز انجام داد(مثل متوقف نمودن خونریزیهای گوارشی، در آوردن اجسام خارجی که وارد لوله گوارش می شوند، خارج کردن پولیپ و ...


نمونه گیری حین آندوسکوپی برای هر گونه بررسی بافتی انجام می گیرد و نمونه گیری فقط برای بررسی سرطان نیست. در عین حال نمونه گیری بدون درد، عارضه و خطری است. به هر حال با نمونه گیری از ضایعه مشکوک به سرطان و بررسی میکروسکوپیک آن توسط پاتولوژیست تشخیص قطعی بیماری داده می شود.





مراقبت های پس از آندوسکوپی معده
*به دلیل بی حسی موضعی حلق و خطر بلع مواد به داخل ریه، حداقل تا 2 ساعت پس از آندوسکوپی از خوردن و آشامیدن پرهیز نمایید.
*در صورتی که به شما آرام بخش تزریق شده باشد تا 2 ساعت استراحت نموده و تا 12 ساعت از رانندگی خودداری نمایید.
برای تشخیص عفونت هلیکوباکترپیلوری در معده به طور کلی از دو دسته شیوه تشخیصی استفاده می شود:
1-روش های تشخیصی هلیکوباکترپیلوری که به انجام آندوسکوپی و نمونه برداری از معده نیازمند است:
الف) آزمون تشخیص فوری: آزمونی است که به فوریت و با فاصله زمانی اندک پس از انجام آندوسکوپی قابل ارزیابی است. در این روش نمونه بافتی معده در داخل محلول یا ژل اوره قرار می گیرد. در صورتی که میکروب در نمونه مورد نظر باشد با کمک آنزیم خاصی که دارد (اوره آز)، محلول (یا ژل) اوره را تجزیه کرده و حاصل این تجزیه منجر به تغییر رنگ محلول یا ژل می شود و به عنوان اوره آز مثبت تلقی می گردد. مزیت این روش جواب سریع و کم هزینه بودن آن است اما در مواردی که میکروب در معده حضور دارد ولی فعالیت آنزیمی آن ضعیف شده باشد این آزمون به صورت کاذب منفی می شود. لذا برای پیگیری پس از درمان مفید نیست.
ب) بررسی نمونه زیر میکروسکوپ توسط پاتولوژیست(بررسی هیستولوژیک):
در این روش نیز نمونه گرفته شده از معده در محلول ثابت کننده بافتی وارد شده و به آزمایشگاه تشخیصی پاتولوژی ارسال می گردد تا توسط پزشک متخصص پاتولوژی رنگ آمیزی و بررسی شود. در این روش دیگر فعالیت آنزیمی دخالتی ندارد بلکه در صورت حضور میکروب، قابل رویت خواهد بود. از این روش معمولاً برای ارزیابی حضور میکروب پس از درمان دارویی استفاده می شود.
ج) کشت بافتی برای بررسی حضور میکروب در معده: در این روش نمونه گرفته شده داخل محیط کشت میکروبی قرار گرفته و در فضای مناسب گذاشته می شود. در صورت حضور میکروب، رشد آن توسط متخصص مربوط قابل رویت خواهد بود.
2-روشهای تشخیص هلیکوباکترپیلوری که برای انجام آنها به آندوسکوپی و نمونه برداری از معده نیاز نیست.
الف) آزمون خونی: در این روش آنتی بادی یا پادتنی که توسط سیستم دفاعی بدن بر علیه میکروب ساخته شده شناسایی می شود(تست سرولوژی). در حقیقت با این آزمون رد پای میکروب بررسی می شود. بدین معنی که ممکن است میکروب از بین رفته باشد اما رد پای آن باقی بماند (حتی تا سال ها بعد) لذا برای تشخیص عفونت فعال و یا پیگیری ریشه کنی پس از درمان قابل استفاده نیست.
ب) آزمون تنفسی: در این روش محلول اوره نشاندار شده با کربن 13 یا 14 به بیمار خورانده می شود (محلول بی رنگ، شفاف و بدون مزه خاص) در صورتی که معده بیمار حاوی میکروب هلیکوباکترپیلوری باشد، آنزیم اوره آز موجود در میکروب اوره خورده شده را به آمونیاک و گاز دی اکسیدکربن تجزیه می نماید و گاز دی اکسیدکربن تولید شده پس از جذب و ورود به خون از طریق تنفس دفع می شود. حدود 20 تا 30 دقیقه پس از خوردن محلول اوره، بیمار داخل محلول دیگری که قادر به احتباس گاز دی اکسیدکربن است، تنفس می نماید سپس توسط دستگاه شمارشگر کربن نشاندار میزان کربن موجود در تنفس که در حقیقت نمایانگر میزان فعالیت اوره آز میکروب و تراکم میکروب در معده است، سنجیده می شود.
این روش یک آزمون دقیق و قابل اعتماد برای ارزیابی وضعیت آلودگی معده به میکروب هلیکوباکترپیلوری است و از آن به عنوان یک آزمایش مناسب برای بررسی ریشه کنی میکروب از معده 6 تا 8 هفته پس از درمان دارویی استفاده می کنند.
برای انجام آزمون تنفسی با اوره نشاندار رعایت موارد زیر ضروری است:
1- صبح روز انجام آن باید ناشتا باشید و دندان های خود را با مسواک کاملاً تمیز نمایید.
2- از 7 تا 14 روز قبل از انجام آزمون فوق از مصرف داروهایی که ترشح اسید معده را مهار می کند (مثل رانیتیدین، سایمتیدین، فاموتیدین و اومپرازول ) و داروهای آنتی بیوتیکی خودداری شود.
انجام آزمون تنفسی با کربن 14 در خانم های باردار ممنوع است. ( آزمون تنفسی با کربن 13 که در ایران هم قابل انجام است این محدودیت را ندارد.)
ج) بررسی ژن های موجود در مدفوع: در این روش از تکنیک های خاص، پیچیده و پر هزینه ای استفاده می شود که به دلیل هزینه بالا و در دسترس نبودن آن در حال حاضر آزمایش مناسبی نیست (اگر چه دقت تشخیصی بالایی دارد).
اگر عامل ايجاد زخم گوارشي ميكروب است پس مي تواند از طريق اندوسكوپي نيز به فرد فاقد ميكروب زخم انتقال پيدا كند . نظر شما چيست؟
در صورت رعايت استانداردهاي لازم به هنگام انجام آندوسكوپي و شست و شوي مناسب و ضد عفوني دستگاه با مواد ضد عفوني كننده ي استاندارد احتمال انتقال ميكروب وجود ندارد.
درمان دارویی زخم گوارشی
طبق آمار موجود حدود 50 درصد زخم های گوارشی بدون مصرف دارو و پس از طی یک دوره زمانی (چند هفته تا چند ماه) بهبود می یابد اما زخم گوارشی را از قدیم با خاصیت سرکشی و فروکشی و عود کننده آن می شناسند و آن چه که سبب بیشترین ناراحتی برای مبتلایان به این بیماری می شود همین عودهای مکرر بوده است و در حقیقت به عنوان یک بیماری علاج ناپذیر شناخته می شده است.
اهداف درمان:
اهداف درمان در مبتلایان به زخم گوارشی تابع اصول زیر است:
1- تسریع در تسکین درد
2- تسریع در بهبود زخم
3- جلوگیری از عود
4- جلوگیری از عوارض
تسریع در تسکین درد
درد به عنوان یک علامت هشدار دهنده است که در هر ارگانی که پدید آید باید به دنبال علت درد بود تا علت اصلی را درمان نمود ولی اغلب اوقات درمان علت اصلی به سرعت نمی تواند سبب تسکین علایم و درد شود، لذا باید از روش هایی استفاده نمود که بتوان قبل از نتیجه گرفتن از درمان علت اصلی، علایم آزار دهنده را تسکین داد. در زخم گوارشی نیز برای تسکین درد از داروهای زیر استفاده می شود:
*داروهای خنثی کننده اسید: مثل شربت آنتی اسید ( به عنوان شربت معده شناخته شده است ) بلافاصله پس از مصرف، این داروها درد و سوزش تسکین می یابد اما چون مدت اثر آن کوتاه است بایستی به فاصله هر 3 ساعت مصرف شود تا با خنثی کردن مداوم اسید بتواند تاثیر مناسب و ماندگار بر جا گذارد. این دارو، به صورت قرص جویدنی نیز تجویز می شود. مصرف زیاد این داروها می تواند سبب اسهال، یبوست، نفخ شکم و یا مسمومیت با املاح موجود در آن شود.
*داروهای مهار کننده عصبی: (آنتی کولینرژیک ها مثل کلینیدیوم C، پروبانتلین، هیوسین و ...) این داروها ترشح واسطه های شیمیایی از انتهای اعصاب دستگاه گوارش را مهار می کنند، نقش واسطه های شیمیایی فوق تحریک ترشح اسید و افزایش حرکات دستگاه گوارش است.در حقیقت با کمک این داروها ترشح اسید معده به طور غیر مستقیم کم شده و حرکات ابتدا دستگاه گوارش نیز کاهش می یابد. این داروها نیم ساعت قبل از غذا خوردن تجویز می شود و تجویز آنها به افراد مسن توصیه نمی شود.
*داروهایی که به عنوان پانسمان کننده معده استفاده می شوند: این داروها با ایجاد یک لایه ضخیم روی مخاط معده را پوشانده و مانع نفوذ اسید به بستر زخم می شود. برخی از این ترکیبات با اتصال به بستر زخم سبب تحریک روند ترمیم نیز می شوند. از جمله این داروها، سوکرالفات، بیسموت(1)، عصاره شیرین بیان و ... است. این داروها نیز باری آن که اثر ماندگار داشته باشند باید چندین بار در طول شبانه روز استفاده شوند لذا آثار سوء و عوارض داروها بروز می کند، به عنوان مثال عصاره شیرین بیان به عنوان یک داروی گیاهی (کاربنوکسولون) گر چه علاوه بر خاصیت پانسمان کننده سبب تسریع در التیام، افزایش تولید موکوس و طولانی کردن عمر سلول های معده شده و بر میزان دفاع مخاطی معده می افزاید اما مصرف مداوم و طولانی آن می تواند سبب احتباس آب و املاح شده و اثرات سوء به جا بگذارد.
تسریع در بهبود زخم
*داروهایی که ترشح اسید معده را مهار می کنند می توانند سبب بهبود زخم شوند و هر چه قدرت دارو در مهار ترشح اسید بیشتر باشد بهبودی سریع تر رخ می دهد. از جمله این داروها، مهار کننده های گیرنده هیستامین 2 است که به صورت غیر مستقیم ترشح اسید را کم می کند. مثل (سایمتیدین، رانیتیدین، فاموتیدین، نیزاتیدین و ...)
تجویز این داروها پس از یک هفته 60 تا 70 درصد ترشح اسید معده را کاهش می دهد. داروی دیگری که امروزه برای کاهش ترشح اسید استفاده می شود ترکیبات امپرازول است که قدرت بالای در مهار ترشح اسید داشته و پس از یک هفته 90 درصد از ترشح اسید معده را کاهش می دهد.
4تا 8 هفته پس از تجویز این داروها زخم گوارشی به طور کامل بهبود می یابد. اما پس از قطع این داروها، امکان عود خم وجود دارد.
آیا داروهای گیاهی مثل شیرین بیان در بهبود زخم اثنی عشر موثر هستند ؟
به طور کلی داروهای گوناگونی در درمان سوء هاضمه به کار می روند و می توانند در تسکین برخی علایم بیماری های گوارشی موثر باشند، اما با توجه به علم امروز آن چه در درمان زخم گوارشی اهمیت دارد، ریشه کن کردن میکروب هلیکوباکترپیلوری است. شیرین بیان نیز در طب قدیم به عنوان داروی موثر در درمان زخم گوارشی معرفی شده است. کار اصلی آن ایجاد یک لایه محافظ و تقویت لایه مخاطی معده است تا مانع نفوذ اسید به لایه های زیرین معده شود. برای تاثیر مناسب و پایدار لازم است دارو به طور مرتب و چندین بار در روز مصرف شود که می تواند سبب بروز عوارض دارویی شود. از جمله این عوارض احتباس آب و املاح در بدن است که به خصوص در مبتلایان به امراض قلبی، ریوی و کلیوی مشکل ساز خواهد بود. علاوه بر این، تاثیر شیرین بیان در از بین بردن میکروب هلیکوباکترپیلوری به عنوان عامل اصلی زخم گوارشی به اثبات نرسیده است.
آیا استراحت در تسریع بهبود زخم گوارشی موثر است ؟
طبق مطالعات انجام شده می توان گفت که استرس در عود زخم گوارشی موثر است و استراحت و آرامش عصبی نیز می تواند التیام زخم را تسریع نماید.
جلوگیری از عود زخم گوارشی
یکی از مشکلات عمده و آزار دهنده زخم گوارشی، عود آن است. گاهی علی رغم استفاده از داروهای فوق باز هم عود زخم و عوارض آن مثل خونریزی، سوراخ شدن زخم و یا تنگی در محل زخم پدید می آمد که منجر به عمل جراحی می شد.
بعد از کشف میکروب هلیکوباکترپیلوری به عنوان عامل اصلی زخم گوارشی، انقلابی در درمان زخم معده و اثنی عشر به وجود آمد تا قبل از کشف این میکروب، درمان زخم گوارشی همانند مرض قند و فشار خون، مهار علایم بیماری بود و درمان قطعی نداشت. اما امروزه با توجه به قطعی شدن نقش این میکروب در بروز زخم گوارشی، ریشه کن کردن آن به عنوان رکن اصلی و اساسی درمان محسوب می شود. با ریشه کن کردن میکروب بهبود زخم تسریع یافته و مهمتر این که از عود زخم جلوگیری می شود. لذا پایه اصلی زخم گوارشی، ریشه کن کردن میکروب هلیکوباکترپیلوری از معده است.
در سال ۱۹۹۴ سازمان بهداشت جهانی توصیه کرد تا تمام مبتلایان به زخم معده یا اثنی عشر باید تحت درمان ضد میکروب هلیکوباکترپیلوری قرار گیرند و درمان های قدیم منسوخ است.
داروهایی که در کشور ما به عنوان آنتی بیوتیک موثر در درمان هلیکوباکترپیلوری استفاده می شوند عبارتند از: آموکسی سیلین، مترونیدازول، فورازولیدون، تتراسیکلین، اریترومایسین، سیپروفلوکساسین و ... و داروهای نایاب تر مثل کلاریترومایسین یا تیندازول.
آيا هيچ داروي گياهي كه بتواند عفونت هليكوباكتر پيلوري را از بين ببرد شناخته شده است ؟
اثرات ضد ميكروبي برخي تركيبات گياهي مثل سير، پياز و يا آويشن شناخته شده است و در مورد اثرات اين تركيبات در برخي عفونت هاي خاص تحقيق و بررسي انجام شده و در مورد تاثير اين تركيبات در ريشه كن نمودن هليكوباكترپيلوري هنوز بررسي و تحقيق در حال انجام است. شايد در آينده به عنوان بخشي از درمان زخم گوارشي و يا حداقل به عنوان داروي كمكي براي غلبه بر مقاومت ميكروب به داروهاي آنتي بيوتيكي معرفي شوند.
برای انتخاب یک رژیم دارویی موثر اطلاع از وضعیت اقلیمی، اقتصادی، اجتماعی بیمار ضروری است معمولاً یک یا دو نوع از آنتی بیوتیک های فوق به همراه یکی از داروهای موثر در تسریع بهبود زخم مثل رانیتیدین و یا امپرازول و یکی از ترکیبات بیسموت مورد استفاده قرار می گیرند.
مدت تجویز آنتی بیوتیک ها معمولاً بین 7 تا 14 روز است در کشور ما درمان های کوتاه تر از ده روز موفقیت چندانی نداشته اند.
تجویز رژیم های درمانی با خصوصیات فوق در 60 تا 90 درصد موارد موفقیت آمیز است و قادر به از بین بردن میکروب می باشد.


گرچه درمان زخم اثني عشر با تجويز انحصاري آنتي بيوتيك ميسر است اما بهتر است براي بهبود سريعتر علايم از داروهاي مهاركننده ترشح اسيد نيز استفاده نمود.




بنابراین در مجموع می توان گفت که با انتخاب یک رژیم دارویی مناسب و با تجویز آن به مدت کافی می توان به جنگ هلیکوباکترپیلوری و زخم گوارشی رفت و 60 تا 90 درصد به موفقیت امیدوار بود اما موارد زیر می تواند سبب عدم موفقیت در درمان شود:
1- استعمال دخانیات و مصرف مشروبات الکلی
2- مصرف داروهای مسکن ضد التهابی غیر استروئیدی مثل آسپیرین، بروفن؛ ایندوستاسین، دیکلوفناک، پیروکسی کام، مفنامیک اسید و ...
3- مصرف نامنظم و نامرتب داروهای آنتی بیوتیکی و یا قطع زود هنگام آنها.
4- مقاومت میکروب به داروهای آنتی بیوتیکی تجویز شده مثل مقاومت به مترونیدازول که در کشورهای در حال توسعه و همین طور کشور ما وجود دارد(كتاب سوء هاضمه و زخمهاي گوارشي).

ادامه این مطلب در پست بعدی...

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:27 PM
آناتومي معده و دوازدهه و مراقبتهای پرستاری از آن (قسمت دوم)

http://ylym.files.wordpress.com/2008/03/retyteu67ki7kujfjd.gif
درمان جراحي
پروسيجرهاي جراحي معده:
انديكاسيون ها
انواع مختلفي از جراحي هاي معده جهت كاهش دادن توانايي معده در ترشح اسيد، برداشتن بدخيمي يا زخم مستعد به بدخيمي، درمان يك اورژانس جراحي كه به عنوان عارضه زخم پپتيك ايجاد مي گردد. يا درمان بيماراني كه به مداخلات دارويي پاسخ نمي دهند انجام مي شود. بيشتر زخمهاي مزمن و عودكننده نهايتا باجراحي كنترل مي گردند. بسياري از اين پروسيجرها مي توانند از طريق لاپاراسكوپي يا با روشهاي جراحي باز انجام گيرند. انجام عمل جراحي براي پيشگيري از عود زخم، بمنظور كسب اهداف زير صورت مي گيرد:
تسهيل كردن رگورجیتاسيون روده اي – معدي، ترشحات مخاط صفرا و شيره پانكراس
كاهش دادن ظرفيت ترشحي معده از طيق برداشتن سلولهاي جداري
برداشتن محرك هاي ترشح Hcl از طريق قطع عصب واگ
از بين بردن مكانيسم هورمون گاسترين از طريق آنتركتومي
انواع عمل جراحي
واگوتومي
به منظور از بين بردن تحريك وارده به سلولهاي معده كه باعث ترشح اسيد مي گردد انجام مي شود. سه نوع واگوتومي وجود دارد:
1- واگوتومي ترونكال(ساقه اي): هر كدام از اعصاب واگ به طور كامل قطع مي گردد.
2- واگوتومي سلكتيو(انتخابي): جراح جهت حفظ شاخه هاي عصبي روده اي و كبدي اعصاب را به تفكيك قطع مي كند.
3- واگوتومي پروكسيمال: قطع جزئي اعصاب صورت مي گيرد، اما فقط اعصاب توده سلولهاي جداري قطع مي گردد. عصب دهي آنتروم و دريچه پيلور حفظ مي شوند.
برش انتخابي فيبرهاي عصب واگ از بروز اسهال و تخليه ناقص كه بعد از واگوتومي ترونكال ايجاد مي گردد جلوگيري مي كند. اين عمل همچنين ضرورت آناستوموز درناژ براي جبران استاز معدي را برطرف مي سازد. واگوتومي پروكسيمال ترشح اسيد را كاهش مي دهد و عملكرد آنتروم را حفظ مي كند.
واگوتومي همراه با پيلوروپلاستي: اين عمل شامل قطع اعصاب واگ راست و چپ و گشاد كردن قسمت خروجي معده در ناحيه پيلور مي باشد. اين پروسيجر از تنگي معدي جلوگيري كرده و تخليه را بهبود مي بخشد و از اين طريق از آروغ زدن، كاهش وزن و احساس پري در معده جلوگيري مي كند.
گاستروآنتركتومي: رگورجيتاسيون، محتويات قليايي دوازدهه را امكان پذير مي سازد و به اين طريق اسيد معده را خنثي مي كند. يك منفذ در پايين معده ايجاد مي شود و به دريچه اي كه در ژئوژنوم شده است بخيه زده ميشود.
ازآنجايي كه اين خنثي سازي با مهار سازي ترشح گاسترين تداخل ميكند ممكن است يك افزايش ويژه در ترشح اسيد ايجاد شود.اگر گاستروآنترستومي محتويات معده را درناژكند، فعاليت حركتي در ناحيه پيلور و دئودنال كاهش مي يابد. درناژ همچنين اسيد را از ناحيه زخم شده دور ميكند كه درمان و التيام را تسريع بخشد.
گاستروآنترستومي ظرفيت ترشحي توده سلول جداري را كاهش نمي دهد و مكانيسم گاسترين به عملكرد خود ادامه مي دهد. جهت كاهش تاثيرات عصب واگ بايستي گاستروآنترستومي با واگوتومي همراه گردد.
آنتروكتومي: به منظور كم كردن بخش هايي از معده كه اسيد ترشح مي كنند انجام ميگيرد. در اين پروسيجر كل آنتروم معده برداشته مي شود بنابراين سلولهايي كه گاسترين ترشح مي كنند از بدن خارج مي شوند. اين عمل از طريق خارج سازي منابع تحريك كننده ترشح اسيد، فاز معدي هضم را به تاخير انداخته يا از بين مي برد و واكنش مستقيم به پروتئين را كند مي كند. سپس جراح، بخش باقيمانده معده را به دوازدهه وصل مي كند. آنتروكتومي غالبا با واگوتومي همراه مي شود. بنابراين فازهاي سفاليك و گاستريك (معدي) ترشحات معدي از بين مي روند و فعاليت حركتي لوله گوارش كاهش مي يابد. اين پروسيجر جراحي معمولا از عود مشكل جلوگيري كرده و احتمالا از عمل هاي وسيع تر بهتر است.
گاستركتومي ساب توتال: يك واژه ژنريك است كه در برگيرنده برداشت جزئي و ناتمام می باشد و مي تواند از طريق پروسيجر بيلروت I يا بيلروت II انجام مي گيرد. در پروسيجر بيلروت I، جراح بخشي از قسمت ديستال معده كه در برگيرنده آنتروم مي باشد را برمي دارد. باقي مانده معده به دوازدهه وصل (آناستوموز) مي گردد. مناسب تر است اين پروسيجر مركب را گاسترودئودنوستومي بناميم. رزكسيون بيلروت II در برگيرنده آناستوموز دوباره باقي مانده پروكسيمال معده به قسمت پروكسيمال ژئوژنوم مي باشد. ترشحات پانكراس و صفرا حتي بعد از گاستركتومي به داخل دوازدهه ترشح مي شوند. از آنجائي كه اين ترشحات براي گوارش ضروري مي باشند بايستي يك مسير براي ورود اين ترشحات به روده در نظر گرفته شود. جراح براي درمان زخم دوازدهه تكنيك بيلروت II ترجيح مي دهد زيرا عود زخم بعد از اين جراحي كمتر اتفاق مي افتد.
توتال گاستركتومي: برداشتن كامل معده، مداخله اصلي در مورد سرطان وسيع معده مي باشد. اين عمل شامل برداشتن معده همراه با آناستوموز مري به ژئوژنوم يعني يك ازوفاگوژئوژنوستومي مي باشد براي انجام توتال گاستركتومي، ممكن است جراح از طريق قفسه صدري وارد گردد. بنابراين بيمار با چست تيوب از اتاق عمل بر مي گردد. پروسيجرهاي جديد كه بازكردن قفسه صدري را حذف مي كنند در مرحله آزمايش و به كارگيري مي باشد.
عوارض جراحي هاي معده:
زخم هاي حاشيه اي: يك زخم حاشيه اي مي تواند هر جا كه اسيدها با محل عمل در تماس قرار گيرند، چه در محل آناستوموز باشد چه در ژئوژنوم، ايجاد گردد. ايجاد زخم موجب اسكار و انسداد مي گردد. هموراژي پرفوراسيون هم مي توانند در محل جراحي اتفاق بيافتد.
هموراژي: شيوع هموراژي گزارش ده بعد از جراحي معده3-1 درصد مي باشد. خونريزي معمولا در اثر صدمه به طحال يا پارگي يك شريان ايجاد مي گردد. بعد از عمل بيمار را از نظر علائم خونريزي و هموراژي داخل صفاقي بررسي كنيد.
گاستريت ناشي از رفلاكس مواد قليايي: اين نوع گاستريت توسط محتويات دوازدهه ايجاد مي شود بعداز جراحي كه در آن دريچه پيلور باي پس يا برداشته مي شود ايجاد مي گردد و اين مشكل هم چنين بعد از پيلوروپلاستي و گاستروژئوژنوستومي رخ مي دهد. معمولا يك واگوتومي هم به همراه عمل انجام شده است كه تحرك معده را كاهش مي دهد و به محتيات دوازدهه اجازه مي دهد تا به داخل معده بازگردند.
اتساع حاد معده: بلافاصله بعد از عمل، اتساع معده باعث ايجاد درد اپي گاستر، تاكي كاردي و هايپوتانسيون مي گردد. بيمار از احساس پري معده، سكسكه يا خفگي شكايت مي كند. اتساع معده بلافاصله بعداز گذاشتن NG يا تميز كردن NG مسدود شده برطرف مي گردد.
مشكلات تغذيه اي: كمبود ويتامين B12 و اسيد فوليك، اختلالات متابوليسم كلسيم و كاهش جذب كلسيم و ويتامين D از مشكلات تغذيه اي شايع بعد از برداشتن معده مي باشند. اين مشكلات از كمبود فاكتور داخلي و جذب ناكافي به علت ورود سريع غذا به دوازدهه ناشي مي شود. در رزكسيون معده به روش بيلروت II، شيره پانكراس و ترشحات صفرا كاهش مي يابند، زيرا محرك طبيعي ترشح اين مواد كه عبور غذا از دوازدهه مي باشد از بين مي رود.
سندرم دامپينگ: اين مشكل كه بعد از خوردن غذا رخ مي دهد، بعداز گاستروژژنوستومي به وجود مي آيد زيرا غذاي خورده شده بدون تركيب شدن مناسب و بدون پروسه هضم نرمال دوازدهه سريعا به داخل ژژنوم مي ريزد. اين مشكل معمولا در پي 12-6 ماه از بين مي رود. علائم اوليه كه 30-5 دقيقه بعد ازخوردن غذا بروز مي كند شامل اختلالات وازوموتور(موثر بر رگها)، و رتيگو(سرگيجه)، تاكيكاردي، سنكوپ، تعريق، رنگ پريدگي، تپش قلب، اسهال و تهوع همراه با تمايل شديد به دراز كشيدن مي باشد. همچنين ممكن است فشار خون و ضربان قلب بيمار نيز افزايش يا كاهش يابند. اين سندرم بعداز پروسيجر بيلروت II بيش ترين شيوع را دارد. علائم روده اي شامل پري اپي گاستر، اتساع، ناراحتي شكمي، كرامپ شكمي، تهوع و قار و قور شكمي(صداي رامبل در روده) مي باشد. ممكن است بيمار تنسموس از زور زدن دردناك و غير موثر هنگام دفع را نيز تجربه كند. درد وجود ندارد.
علايم اوليه احتمالا بر اثر حركت سريع مايعات خارج سلولي به داخل معده كه جهت تغيير دادن بلوس هايپرتونيك كه به سرعت وارد روده مي شود به صورت تركيب ايزوتونيك ايجاد مي گردند. اين جابه جايي سريع مايعات حجم خون در گردش را كاهش مي دهد که از ورود غذاهاي داراي كربوهيدرات بالا به داخل ژئوژنوم، افزايش در سطح گلوكز خون و سطوح بالاي انسولين ناشي مي شود. درمان و كنترل شامل كاهش دادن ميزان غذاي خورده شده در هر وعده و مصرف يك رژيم غذايي پرپروتئين _ كم چربي و قندكم و خشك مي باشد، اجتناب از خوردن غذا در پوزيشن درازكش يا نيمه درازكش، دراز كشيدن بعد از صرف غذا، افزايش دادن چربي در غذا و مصرف مايعات يك ساعت قبل از غذا، همراه با غذا يا 2 ساعت بعد از غذا ضروري است. چون موجب تاخير در تخليه معده مي شود. همچنين ممكن است جهت به تاخير انداختن تخليه معدي داروهاي آرام بخش يا آنتي اسپاسموديك به بيمار داده شود. وقتي علايم مداوم بوده و ادامه پيدا كند، مداخله جراحي مي تواند شامل كاستن اندازه گاستروآنتروستومي از طريق وارد كردن يك تكه كوتاه از ژئوژنوم بين كيسه دوازدهه اي و معده باشد.
فيستول گاستروژئوژنوكوليك: اين عارضه بعد از عمل به دنبال PUD عود كننده ايجاد مي گردد. فيستول از سوراخ شدگي يك زخم عودكننده در محل آناستوموز معده به ژژنوم ناشي مي گردد. پرفوراسيون، بين زخم وروده مجاور يك فيستول ايجاد مي كند. علائم متغيير هستند و شامل استفراغ مدفوعي، اسهال، كاهش وزن و بي اشتهايي مي باشند. علايم در اثر رشد زياد باكتري در روده كوچك ايجاد مي گردند.
انسداد پيلور: اين نوع انسداد با استفراغ مشخص مي شود و در پيلور شكل گرفته و در اثر ايجاد اسكار، ادم، التهاب يا تركيبي از اين وضعيت ها ايجاد مي گردد. وقتي كه استفراغ ادامه پيدا مي كند، احتمال وقوع آلكالوز وجود دارد زير ا مقادير زياد شيره اسيدي معده استفراغ مي شود. بيماري كه استفراغ مداوم دارد معمولا جهت دريافت مايعات داخل وريدي كه الكتروليت هم به آنها اضافه شده است بستري مي گردد. انسداد پيلوري – دوازدهه (پيلورودئودنال) مي تواند باعث ايجاد اتساع معدي، گاستريت و استاز معدي گردد. اين مكانيسم ها علايمي را ايجاد مي كنند كه به تدريج تخليه معدي را مشكل تر مي كنند. بيمار را از نظر احساس پري، اتساع يا تهوع بعداز صرف غذا همراه با كاهش وزن و اشتها بررسي كنيد.
درمان و كنترل انسداد بر روي جايگزيني مايع و الكتروليت ها و از بين بردن فشار معده متسع شده تمركز مي كند و در صورت نياز مداخله جراحي انجام مي گيرد.
مراقبت پرستاري از بيماري كه تحت عمل جراحي قرار گيرد:
بيمار را حمايت و تقويت كنيد: مداخله جراحي براي وضعيت معدي و دوازدهه اي ممكن است يك پروسيجر از قبل برنامه ريزي شده يك وضعيت اورژانسي باشد. وقتي كه جراحي اورژانسي نياز است(مثلا در مورد انسداد حاد، پرفوراسيون يا هموراژي) بيمار بسيار بدحال است و معمولا مي ترسد آرامش و مراقبت موثر و علمي براي بيمار فراهم آوريد و كاري كه انجام مي شود را براي بيمار توضيح دهيد به رفتار غيركلامي بيمار توجه كرده و به آن پاسخ دهيد. به بستگان نزديك بيمار كمك كنيد تا او را حمايت عاطفي و احساسي كنند. وقتي كه بيمار مشكوك به داشتن سرطان است ممكن است بخواهد درباره ترس ها و نگراني هايش صحبت كند. به دقت به حرف هاي بيمار گوش دهيد. به اشاراتش واكنش نشان دهيد و حمايت و درك خود را به او نشان دهيد ممكن است بيمار بخواهد قبل از عمل جراحي به مسائل شخصي اش رسيدگي كند (مثل مرور وصيت نامه، ديدن يك فرد روحاني)
آموزش هاي لازم را براي بيمار فراهم آوريد: آموزش قبل از عمل بايد در بر گيرنده توضيح و تفسير جراحي باشد. براي بيمار توضيح دهيد كه او يك NG تيوب يا يك تيوب گاسترستومي همراه با ساكشن خواهد داشت تا زماني كه جراحي التيام پيدا كند يك رگ براي انفوزيون مايعات از دست يا بازوي بيمار گرفته مي شود. اهميت انجام تنفس عميق يا استفاده از يك اسپيرومتر تشويقي يا هر دو را به طور كلي براي بيمار توضيح دهيد. به بيماران هشدار دهيدكه برش وسيع ناحيه شكم، تنفس عميق را مشكل مي كند اين برش خطر عوارض تنفسي را افزايش مي دهد.
مراقبت هاي بعد از عمل:
بررسي و تشخيص: بيماراني كه به خاطر زخم پپتيك تحت درمان جراحي قرار گرفته اند را همانند بيماراني كه به صورت طبي درمان شده اند بررسي كنيد. به علاوه بررسي هاي قبل و بعد عمل را انجام دهيد.
تشخيص، برآيند مورد انتظار، مداخلات
تشخيص: خطر صدمه
بعد از جراحي، ييمار مستعد ابتلا به عوارض بعد از عمل است. تشخيص پرستاري خطر بروز صدمه مي باشد. عوارض بعد عمل (فوري و تاخيري) به خونريزي، اتساع و آتلكتازي مربوط مي گردند.
برآيند مورد انتظار: بيمار از صدمه ي وابسته به عوارض بعد از عمل رنج نمي برد كه اين موضوع به وسيله ي كاهش يافتن مواد درناژ شده خون آلود است از NGتيوب، فقدان اتساع شكم، صداي طبيعي تنفسي مشخص مي گردد.
مداخلات: مراقبت پرستاري بعد از جراحي معده مشابه مراقبت هاي بعد از عمل براي همه ي بيماراني كه از جراحي بزرگ شكمي بهبود مي یابند مي باشد.
لوله ي NG بيمار را در حالت مطلوب و كارا حفظ كنيد. علاوه بر مراقبت هاي عمومي بعد از عمل، اعمال زير را اجرا كنيد:
درناژ مواد از طريق لوله ي NG را بررسي كرده و آن را ثبت كنيد.
لوله ي NG از طريق شست و شو دادن با سالين طبق دستور باز نگه داريد.
اطمينان حاصل كنيد كه لوله ي NG به ساكشن متصل است و آن را طبق دستور بر روي ساكشن آهسته قرار دهيد.
محل عمل را از نظر درناژ بيش از حد بررسي كنيد. ميزان زياد مايع در قسمت باقي مانده از معده مي تواند باعث افزايش فشار و صدمه گردد.
رنگ و محتويات مواد درناژ شده از محل عمل را بررسي كنيد و خون ريزي يا هموراژي را گزارش كرده يا ثبت كنيد. بعد از عمل جراحي جهت پيش گيري از ايجاد رتانسيون ترشحات معده بيمار يك لوله ي NG يا لوله ي گاستروستومي دارد. به دقت بيمار را از نظر اتساع شكمي بررسي كنيد. بعد از عمل جراحي لوله ي گاستروستومي را دوباره جايگذاري نكنيد زيرا ممكن است مستقيما بر روي خط بخيه قرار بگيرد. تيوب را به آرامي و فقط با سالين شستشو بدهيد البته به شرط اينكه پزشك دستور داده باشد. ممكن است رنگ مواد درناژ شده از لوله در طي ساعات اوليه بعد از جراحي قرمز روشن باشد اما اين رنگ بايد بعد از 24 ساعت قرمز تيره شود. مواد درناژ شده تا چند روز بعد از جراحي ظاهري شبه دانه هاي قهوه دارند.
بيمار را از نظر عوارض مانيتور كنيد. عوارض فوري بعد از عمل جراحي معده شامل: هموراژي، اتساع معده، انسداد و پارگي خط بخيه مي باشد. بيمار را از نظر عوارض عمومي جراحي مثل شوك، هموراژي، مشكلات تنفسي، ترومبوز، عفونت، بيرون زدگي احشاء و ايلئوس فلجي را بررسي كنيد. اگر لوله ي گاستروستومي باز باشد تهوع و استفراغ اتفاق نمي افتد. با دقت جذب (دهاني و داخل وريدي) و دفع مايعات (ادرار، ساكشن و درناژ زخم) را كنترل و ثبت كنيد.
راحتي بيمار را ارتقاء دهيد: راحتي بيمار را با تجويز آزاد داروهاي ضددرد حفظ كنيد. اين كار به بيمار كمك مي كند تا در طي انجام تنفس عميق و سرفه بهتر همكاري كند. تا زماني كه ادم و تورم به حدي كاهش يابد كه به مايعات اجازه دهد از محل جراحي عبور كند (اين موضوع به صورت يك كاهش در برون ده تيوب معدي و بازگشت صداهاي وريدي به چشم مي خورد) به بيمار از طريق انفوزيون مايع داخل وريدي بدهيد.
تشخيص: تغذيه ي نامتعادل كمتر از نياز بدن
بعد از جراحي، بيمار در معرض خطر تغذيه ي نامتعادل قرار دارد تغذيه كمتر از نيازهاي بدن به كاهش جذب مواد مغذي كه ناشي از سندرم دامپينگ است مرتبط مي باشد.
برآيند مورد انتظار: بيمار تغذيه ي كافي و مناسب دارد كه اين موضوع از طريق حفظ وزن و فقدان شاهدي مبني بر وجود سندرم دامپينگ مشخص مي شود.
مداخلات: وقتي كه تندرستي حاصل شد لوله ي گاستروستومي را كلمپ كنيد و تغذيه ي دهاني را با دادن آب خالص به بيمار (معمولا 30 ميلي ليتر در هر نوبت) شروع كنيد. يك ساعت بعد تيوب را آسپيره كنيد تا مشخص شود كه آيا مايع در معده احتباس پيدا كرده يا نه. وقتي كه عملكرد معده بازگشت (صداهاي روده اي و خروج گاز) و بيمار آب خالص را تحمل كرد. معمولا لوله ي NG بيرون آورده مي شود و رژيم غذايي به سمت غذاهاي نرم پيش مي رود. نهايتا يك رژيم غذايي معمولي حاوي 5 يا 6 وعده ي غذايي كم حجم در روز به بيمار داده شود و رژيم غذايي نبايد خيلي سريع پيش برود. در ابتدا اگر بيمار غذاي زيادي مصرف كند احساس ناراحتي خواهد كرد.
ارزيابي:
بعد از عمل بعضي از بيماران نياز به كمك جهت كاهش دادن تعداد استرسورها در زندگي دارند. استراتژي هاي تغيير دادن شيوه ي زندگي مي تواند يك بخش مهم از طرح توانبخشي و بهبودي بيمار باشند. بيماران بايد بدانند كه نقاهت بعد از عمل جراحي معده مي باشد. ممكن است سه ماه طول بكشد تا بيماران بتوانند يك وعده ي غذايي نرمال در روز بخورند تا خود را با تغييرات آناتوميكي ايجاد شده سازگار كنند. وقتي كه عوارض مثل سندرم دامپينگ رخ مي دهد بيماران ممكن است نااميد شوند. بسياري از بيماران انتظار يك بهبودي سريع را دارند و ممكن است موقعي كه عوارض ايجاد مي گردند آمادگي نداشته باشند. اكثر بيماران مي توانند كنترل علائم را بياموزند و يك زندگي نسبتا نرمال را شروع كنند(بلك و هوكس 2005).
تغذيه در بيماران مبتلا به زخم گوارشي
در بين مردم مرسوم شده كه اگر كسي مبتلا به زخم گوارشي شد از بسياري از مواد غذايي بايد پرهيز كند و ليست طولاني از مواد غذايي ممنوعه در اختيار وي گذاشته مي شود. درحقيقت غذاي غالب بيمار گوشت آب پز فاقد هرگونه مزه و چاشني است كه تحمل مصرف طولاني آن توسط بيمار نيز بسيار مشكل است اساس اين رژيم نيز بر پايه اين تصور بود كه چون سبزي، ميوه، ترشيجات، فلفل، نوشابه گازدار، ادويه جات، سرخ كردني ها، حبوبات و نان سبب تشديد علائم مي شوند، مي توانند سبب ايجاد زخم يا عوارض شده و يا مانع بهبود آن شوند. اما امروزه بررسي هاي علمي ثابت كرده است كه هيچ يك از اغذيه فوق در ايجاد زخم يا عوارض آن نقش نداشته و ماتع ترميم زخم نمي شوند. لذا بيماران مبتلا به زخم گوارشي نبايد از مصرف غذاهاي فوق بترسند. از طرف ديگر اغذيه فوق به دليل افزايش حجم معده و يا تحريك حركات آن مي تواند سبب تشديد علائم و عدم تحمل بيمار نسبت به غذا خوردن و حتي داروهاي تجويزي شود لذا علي رغم اينكه خوردن اين نوع غذاها ممنوعيتي ندارد اما توصيه مي شود از مصرف غذاهاي آزاردهنده خودداري شود به طور مثال: اگر فردي مبتلا به زخم گوارشي است و با مصرف سبزي و ميوه احساس ناراحتي نمي كند لزومي ندارد كه از مصرف سبزيجات و ميوه جات كه يكي از مفيدترين مواد غذايي براي سلامت دستگاه گوارش و كل بدن هستند محروم بماند. گاهي مي توان از يك نوع سبزي يا ميوه خاصي كه سبب ناراحتي مي شود پرهيز نمود البته برخي مواد به تخريب بافت پوششي دستگاه گوارش و ايجاد زخم گوارشي يا عوارض آن كمك مي كنند مثل مشروبات الكلي، دخانيات و داروهاي مسكن ضد التهابي كه بايد از آنها پرهيز نمود.
مصرف شير و زخم گوارشي: در مورد مصرف مداوم شير نظرات مختلفي وجود دارد. برخي اعتقاد دارند كه كلسيم موجود در شير مي تواند اسيد معده را افزايش دهد و برخي ديگر معتقدند كه مواد خاصي كه در شير وجود دارد(پروستاگلاندين ها) مي تواند سبب تسريع در بهبود زخم شود. در مجموع توصيه مي شود ضمن پرهيز از زياده روي، روزانه از مقدار متوسط شير استفاده شود(آنچه بايد از سوء هاضمه بدانيم).
عوارض بيماري PUD
از بروز عوارض جلوگيري كنيد و آنها را درمان كنيد.
هموراژي، پرفوراسيون و انسداد عوارض عمده ا ي هستند كه بعد از ابتلا به PUD ايجاد مي گردند.
خونريزي:
خونريزي از نظر شدت از حداقل خونريزي كه با وجود خون مخفي در مدفوع(ملنا) مشخص مي شود تا خونريزي وسيع كه با استفراغ حاوي خون قرمز روشن (هماتمز) شناسايي مي گردد. علائم معمول خونريزي گوارشي استفراغ مواد قهوه اي خاك مانند يا دفع مدفوع قيري رنگ مي باشد، هضم خون توسط اسيد در معده باعث ايجاد استفراغ تيره دانه دار مي گردد، در حاليكه هضم خون در دوازدهه يا پايين تر مي تواند باعث ايجاد مدفوع سياه شود. هموراژي بيشتر در زخمهاي معده به ويژه درافراد مسن تر اتفاق مي افتد هرچند شروع خونريزي مي تواند به ضعف و خستگي، تنش عصبي، عفونت مجاري تنفسي فوقاني، بي توجهي به رژيم غذايي، الكليسم و يا داروهاي محرك مربوط باشد. اما ممكن است هيچ عامل تسريع كننده شناخته شده اي وجود نداشته باشد. علائم به شدت هموراژي بستگي دارد. در خونريزي ملايم و خفيف (<50Ml)، ممكن است بيمار فقط ضعف و تعريق خفيف را تجربه كند. از دست دادن شديد خون به ميزان بيش از 1 ليتر در 24 ساعت مي تواند علائم شوك را ايجاد كند.
پرفوراسيون:
پرفوراسيون معمولا يك اورژانس جراحي است. وقتي زخم پاره مي شود محتويات معدي –دوازدهه اي از طريق ديواره قدامي معده خارج و وارد حفره پريتوئن مي شوند و باعث بروز پريتونيت شيميايي، سپتي سمي باكتريايي و شوك هايپوولوميك مي گردد. حركات موجي لوله گوارش (پريستالتيس) كاهش يافته و ايلئوس فلج ايجاد مي گردد. پرفوراسيون خلفي زياد واضح و مشخص نيست و اغلب باعث ايجاد پانكراتيت مي شود. زيرا پانكراس سوراخ را مسدود مي كند.
انسداد:
بيماري اولسر مقاوم و پايا باعث ايجاد اسكار مي گردد چون مراحل زخم شدن و بهبود يافتن آن تكرار مي گردند ايجاد مكرر اسكار در پيلور باعث انسداد پيلوري مي گردد كه غالبا با درد شبانه يعني زماني كه معده نمي تواندبا حركات پريستالتيس خود را تخليه كند مشخص مي شود. انسداد پيلور مي تواند به بروز استفراغ نيز منجر گردد. معمولا جراحي(پيلوروپلاستي) براي رفع مشكل نياز مي گردد(بلك و هوكس2005).
بيمار عزيز
اگر مبتلا به زخم گوارشي هستيد، اين نكات را به خاطر بسپاريد:
* زخم معده و اثنی عشر در نتیجه عفونت هلیکوباکترپیلوری و تاثیر مستقیم اسید و پپسین روی مخاط معده و اثنی عشر ایجاد می شود.
* تشخیص عفونت هلیکوباکترپیلوری با آندوسکوپی و نمونه برداری از معده، آزمون تنفسی و یا آزمون خونی داده می شود.
* عدم درمان صحیح علاوه بر اینکه سبب بروز ناراحتی و علایم عود کننده می شود ممکن است منجر به عوارض شود که به رسیدگی فوری و اورژانس نیاز داشته و تنها راه علاج آن جراحی باشد.
* درمان ناقص، میکروب را به درمان مقاوم می کند و درمان صحیح بعدی را با مشکل روبه رو می سازد. لذا در مصرف دارو در وقت مقرر و به میزان توصیه شده، دقت نمایید.
* عوارض زیر در برخی از افراد که داروهای آنتی بیوتیکی زیر را مصرف می کنند ممکن است پدید آید که نباید سبب نگرانی و یا قطع مصرف داروها شود:
* خونریزی از زخم گوارشی سبب سیاه شدن رنگ مدفوع می شود اما ترکیبات بیسموت نیز رنگ مدفوع را سیاه می کنند و این سیاهی دال بر خونریزی نیست.
* مصرف مترونیدازول می تواند سبب تغییر رنگ و مزه دهان، خشکی دهان، سرگیجه و تهوع شود.
* مصرف آموکسی سیلین در برخی افراد می تواند سبب اسهال شود. در صورت تداوم یا شدت یافتن علایم با پزشک خود مشورت کنید.
* بیاد داشته باشید که در صورت استفاده از کپسول تتراسیکلین، آن را با مقادیر زیاد آب میل نموده و حداقل تا 2 ساعت پس از مصرف دارو از دراز کشیدن و خوابیدن اجتناب کنید (این دارو در صورتی که در مری بماند می تواند زخم مری ایجاد کند).
* فورازولیدون سبب زرد شدن رنگ ادرار می شود.
* برای جلوگیری از مقاومت به درمان و بروز عوارض، از استعمال دخانیات، مصرف مشروبات الکلی و مصرف داروهای مسکن ضد التهابی مثل آسپیرین، بروفن، ایندومتاسین و ... پرهیز نمایید.
* مصرف غذاهای نرم نسبت به غذاهای سفت هیچ گونه برتری و مزیتی ندارد لذا توصیه می شود فقط از مصرف مواد غذایی که سبب تشدید علایم بیماری می شوند، پرهیز کنید.
معيارها و برآيندهاي ترخيص:
مددجو قبل از ترخيص به اهداف زير دست خواهد يافت:
بر درد كنترل پيدا خواهد كرد.
هيچگونه علايمي از عوارض نخواهد داشت.
درك اصول بيماري زخم پپتيك و اهميت پذيرش برنامه درماني را بيان خواهد داشت.
روشهايي براي سرعت بخشيدن به التيام زخم موجود و پيشگيري از عود زخم موجود و پيشگيري از عود زخم پپتيك خواهد شناخت.
درك داروهاي تجويز شده شامل دليل تجويز، آثار متقابل دارو و غذاها، آثار جانبي، برنامه مصرف واهميت مصر ف دارو را بيان خواهد كرد.
علايم و نشانه ها را براي گزارش به مراقبان بهداشتي بيان خوهد كرد.
درك و قبول برنامه مراقبتي پيگيري را كه شامل ملاقات هاي آتي با مراقبان بهداشتي است بيان خواهد كرد.
تشخيص پرستاري:
درد اپي گاستر
عوارض احتمالي
التهاب صفاق
گرفتگي مجاري خروجي معده
كمبود اطلاعات، تدابير غير موثر رژيم درماني يا اختلال در حفظ سلامتي
تشخيص پرستاري: درد اپي گاستر
در ارتباط با:
الف) ادم و التهاب در ناحيه ي زخم شده
ب) تحريك پايانه هاي عصبي و رفلكسي عضله (زماني ايجاد مي شود كه ترشحات معده يا دوازدهه يا ديگر محرك ها در تماس با زخم قرار گيرند.
اقدامات پرستاري و اهداف انتخابي:
برآیندمورد انتظار
مددجو تخفیف درد را بر اساس شواهد زیر نشان خواهد داد:
الف- بیان شفاهی کاهش یا فقدان درد
ب- قیافه و وضعیت بدنی آرام
ج- افزایش شرکت در فعالیت ها
اقدامات پرستاری و اهداف انتخابی / دلایل:
الف) بررسی علائم و نشانه های درد. به عنوان مثال بیان شفاهی درد(با لغات سوزشی، تیز و کرامپی توصیف می شود) ماساژ شکم، مالش ناحیه ی اپی گاستر، به خود پیچیدن، عدم تمایل به حرکت و بی قراری
ب) الگوی درد مددجو را بررسی کنید.(به عنوان مثال موقعیت مکانی، کیفیت، شروع مدت، عوامل تسریع کنده، عوامل بدتر کننده و عوامل تسکین دهنده)
ج) اقداماتی را جهت کاهش درد اپی گاستریک انجام دهید:
1) اقداماتی را جهت پیشگیری از تحریک بیشتر بافت و یا بهبود التیام زخم انجام دهید:
الف) تغذیه ی دهانی را برای کاهش ترشح اسید منع نمایید.
ب‌) لوله ی نازوگاستریک تعبیه کنید و برای برداشت ترشحات معده ساکشن را طبق دستور ادامه دهید.
ج) در صورت دستور داروهای زیر را تجویز نمایید:
(1) آنتاگونیست گیرنده ی هیستامین(رانیتیدین، فاموتیدین، سایمتیدین، نیزاتیدین) و یا بازدارنده های پمپ پروتون(امپرازول، لامنوپرازول) به منظور مهار ترشح اسید
(2) آنتی اسیدها برای خنثی کردن ترشحات معده
(3) عوامل محافظ سلولی(به عنوان مثال سوکرالفیت) به منظور محافظت از ناحیه ی زخمی
(4) پروستاگلاندین های مصنوعی(به عنوان مثال میزوپروستول) به منظور مهار ترشح اسیدی و حفاظت ناحیه ی زخمی.
(5) داروهای ضد میکروبی(به عنوان مثال آموکسی سیلین، اریترومایسین، تتراسایکلین، مترونیدازول) به منظور درمان عفونت هلیکوباکترپیلوری احتمالی
ج) اقداماتی را به منظور کاهش درد و اضطراب(فراهم کردن محیط آرام، توضیح درباره ی روش های درمانی، و تست های تشخیصی) به منظور کاهش تحریک عصب واگ و متعاقباً کاهش برون ده اسید معده انجام دهید.
ه) زمانی که اجازه ی دادن غذاها و مایعات داده شد:
(1) به مددجو آموزش دهید:
الف) از مصرف قهوه، چای و کولاهای حاوی کافئین، ادویه هایی مانند فلفل سیاه و پودر فلفل و غذاها و مایعات بسیار داغ اجتناب کند.(این مواد سبب تحریک معده می شوند.)
ب) غذا را کاملاً بجود و آهسته غذا بخورد چون توده ی بزرگی از غذا می تواند سبب افزایش برون ده اسید هیدروکلریدریک و پپسین گردد.
ج) مصرف شیر و فرآورده های آن را محدود کرده و ترجیحاً به جای مصرف آن مابین وعده های غذایی، شیر را با غذا مصرف کنید. پروتئین و کلسیم محرک های بالقوه ی ترشح اسید هستند که سبب افزایش برون ده اسید می شوند.
د) از مصرف غذاها و مایعاتی که سبب درد در ناحیه ی اپی گاستر می شود اجتناب کنید.
(2) به منظور خنثی کردن اسید معده بر طبق دستور، برنامه ی منظمی برای وعده های غذا و غذاهای مختصر فراهم آورید. برای کمک به پیشگیری از تحریک مقادیر زیادتر از حد اسید معده معمولاً وعده های غذایی متوسط بیشتر توصیه می شوند تا وعده ی غذایی سنگین.
و) مددجو را تشویق کنید تا سیگار کشیدن را ترک کند.
ز) در صورتی که مددجو داروهایی را مصرف می کند که اولسراتیو بودن آنها شناخته شده است به عنوان مثال آسپیرین، NSAIDs، کورتیکواستروئیدها آن ها را همراه با غذا مصرف نماید تا تحریک معده کاهش یابد.
2) روشهای غیردارویی ضددرد مانند تغییر وضعیت، تمرینات آرام سازی، محیط آرام، فعالیت های تفریحی مانند تماشا کردن تلویزیون، مطالعه و صحبت را فراهم آورید.
3) طبق دستور ضددرد تجویز نمایید.
ه) در صورتی که اقدامات بالا برای تسکین درد کافی نبود با پزشک مشورت نمایید.
2) عوارض احتمالی زخم پپتیک:
الف) شوک هایپوولمیک در ارتباط با خونریزی گوارشی فوقانی همراه با:
1. آسیب عروق خونی کوچک متعدد (مخاط گوارشی دارای منبع خونی غنی است.)
2. آسیب عروق خونی اصلی (می تواند در صورت عمیق بودن سبب ایجاد زخم شود.)
ب) التهاب صفاق در ارتباط با نشت محتویات گوارشی به داخل حفره ی صفاق همراه با سوراخ شدن جدار معده یا دوازدهه (در صورتی که زخم عمیق باشد ممکن است ایجاد شود.)
ج) انسداد مجرای خروجی معده در ارتباط با تنگ شدن پیلور همراه با التهاب اسپاسم و یا تشکیل بافت اسکار (در صورتی که زخم در مجرای خروجی یا نزدیک به آن باشد.)
برایند مورد انتظار
1. مددجو بر اساس شواهد زیر دچار شوک هایپوولمیک نخواهد شد:
1) وضعیت ذهنی طبیعی
2) علائم حیاتی ثابت
3) پوست خشک با رنگ طبیعی
4) نبض های محیطی قابل لمس
5) برون ده ادرار حداقل 30 میلی لیتر در ساعت
2. در مددجو بر اساس شواهد زیر پریتونیت مشاهده نخواهد شد:
1) عدم گزارش افزایش درد و تندرنس شکم
2) شکم نرم و غیر نفاخ
3) علائم حیاتی ثابت
4)فقدان تهوع و استفراغ
5) صداهای طبیعی روده
6) طبیعی بودن WBC
7) فقدان لرز
3. مددجو بر اساس شواهد زیر دچار انسداد مجاری معده نخواهد شد:
1) ناحیه ی اپی گاستر نرم و غیر نفاخ می باشد.
2) فقدان پری و اتساع اپی گاستر
3) فقدان بی اشتهایی، تهوع و استفراغ
1-در صورت دستور فرآورده های خونی و یا افزایش دهنده های حجم خون را تجویز کنید.
2-در صورت برنامه ریزی، مددجو را برای قرار دادن وسایل مانیتورینگ، همودینامیک (برای مثال کاتتر داخل ورید مرکزی، کتتر درون شریانی) آماده نمایید.
1. بررسی و گزارش علایم و نشانه های زیر:
(1) سوراخ شدن دیواره معده و دوازدهه (مانند درد تیز و ناگهانی بالای شکم، تندرنس شکم، وچود هوای آزاد در حفره صفاق در رادیوگرافی شکم)
(2) پریتونیت (مانند گزارش افزایش درد شکم، ریباند تندرنس، نفخ، شکم سفت، افزایش درجه حرارت، تاکی کاردی، تاکی پنه، افزایش فشار خون، تهوع و استفراغ، کاهش یا فقدان صداهای روده، افزایش WBC)
2. اجرای اقداماتی برای بیشگیری از آسیب آتی بافت و یا بهبود التیام زخم به منظور کاهش خطر سوراخ شدن معده
3. در صورت بروز علایم و نشانه های پریتونیت:
الف) مددجو در تخت در وضعیت نیمه نشسته قرار گیرد تا به تجمع محتویات معده در لگن کمک شود.
منع مصرف غذا از طریق دهان
ب) آماده کردن مددجو برای تستهای تشخیصی مانند رادیوگرافی شکم، توموگرافی کامپیوتری، اولتراسونوگرافی.
ج) قرار دادن لوله معده و ساکشن طبق دستور
د) تجویز داروهای ضد میکروبی طبق دستور
ه) تجویز مایعات وریدی یا حجم دهنده های خون طبق دستور برای پیشگیری از شوک و درمان آن (ممکن است به دلیل افزایش نفوذ پذیری مویرگی ناشی از التهاب و متعاقباً نشت پروتئین، مایعات و الکترولیتها از فضای عروقی به حفره صفاق ایجاد شود)
ز) در صورت برنامه ریزی آماده کردن مددجو برای ترمیم سوراخ شدگی معده
1) بررسی و گزارش علایم و نشانه های انسداد مجرای خروجی معده (مانند اتساع معده، احساس پری معده، بی اشتهایی تهوع و استفراغ، استفراغ حاوی تکه های هضم نشده غذا در ساعات اولیه)
2) اجرای اقداماتی برای پیشگیری از آسیب آتی بافت و یا بهبود روند التیام زخم به منظور کاهش خطر باریک شدن مجرای خروجی معده در اثر زخم ناحیه پیلور
3) در صورت بروز علایم و نشانه های انسداد مجرای خروجی معده
الف) منع دریافتهای دهانی
ب) آماده سازی مددجو برای تستهای تشخیصی (آندوسکوپی، بلع باریم)
ج) قرار دادن لوله معده و ساکشن طبق دستور
د) تجویز مایعات و الکترولیتهای وریدی طبق دستور
ه) آماده کردن مددجو برای آندوسکوپی با بالون اتساع دهنده و یا مداخلات جراحی
3 ) کمبود اطلاعات، تدابیر غیر موثر رژیم درمانی یا تغییر در حفظ سلامتی.
برآیند مورد انتظار
الف) مددجو درک اساسی از بیماری زخم پپتیک و اهمیت قبول برنامه درمانی تجویز شده را بیان خواهد کرد.
ب) مددجو راههاي بهبود التيام زخم موجود و پيشگيري از عود مجدد زخم را بيان خواهد كرد.
ج) مددجو درک خود را از داروهای دستور داده شده شامل دلیل تجویز، آثار متقابل غذا و دارو، آثار جانبی برنامه مصرف و اهمیت مصرف، طبق دستور بیان خواهد کرد.
اقدامات پرستاری و اهداف انتخابی ( دلایل ) :
۱) بیماری زخم پپتیک را با اصطلاحاتی که برای مددجو قابل فهم است توضیح دهید که شامل موارد زیر است: عوارض استرس مانند خونریزی، سوراخ شدن و انسداد و عود زخم مجدد در صورتی که برنامه درمانی رعایت نشود.
۲) دلیل تجویز،آثار جانبی، برنامه مصرف و اهمیت مصرف داروهای تجویز شده و آثار متقابل دارو و غذا را برای مددجو شرح دهید.
۳) در صورتی که مددجو با درمان داروهای آنتی اسید مرخص شده است موارد زیر را آموزش دهید:
الف) دارو را طبق دستور مصرف کنید (معمولاً 7 بار در روز، یک ساعت بعد از هر وعده غذا و هنگام خواب، برای 4 تا 6 هفته)
ب) در صورت امکان سوسپانسیونهای داروی ضد اسید را ترجیحاً به جای قرص ها مصرف نمایید (سوسپانسیونها اسید معده را موثرتر خنثی می کنند)
ج) قرص هایی را که قابل جویدن است کاملاً بجوید.
د) قبل از مصرف سوسپانسیونهای آنتی اسید، آنها را به خوبی تکان دهید.
ه) ترکیبات سدیمی داروهای ضد اسید را بررسی کنید و از مصرف فراورده های که سدیم بالایی دارند در صورت ابتلا به هایپرتانسیون یا داشتن رژیم غذایی محدود، از سدیم خودداری کنید.
و) آنتی اسید های حاوی آلومینیوم (آمفوژل،آلترناژل) و آنتی اسیدهای حاوی منیزیم (شیر منیزی، مگ- اکس) را به صورت دوره های متناوب مصرف کنید یا از هیدروکسید آلومینیوم و منیزیم استفاده نمایید. (مانند مالوکس، دی ژل، گاویسکال، مای لانتا) در صورتی که اسهال یا یبوست وجود دارد.
ز) از مصرف آنتی اسید های حاوی کلسیم بالا (تیترالاک، تامس) و بیکربنات سدیم (جوش شیرین مخصوص پخت و پز، آلکاسلتزر، سودامینت) خودداری کنید.
ح) انتظار داشته باشید که مدفوع ممکن است منقوط و متمایل به سفید شود.
۴) موارد زیر را مشاهده کرده و گزارش دهید:
1) دهان تشنه و خشک، ضعف، رخوت (نشان دهنده سدیم بالا ناشی از مقادیر زیاد از حد آنتی اسید های حاوی سدیم) و یا التهاب انتهاها و بالا رفتن وزن (در اثر احتباس بعدی آب)
2) یبوستی که با افزایش مصرف مایع و یا تعویض با یک آنتی اسید حاوی منیزیم برطرف نمی شود.
3) اسهالی که با داروهای ضداسهال و یا تعویض با آنتی اسید حاوی آلومینیوم برطرف نمی شود.
۴) در صورتی که مددجو با سوکرالفیت مرخص می شود آموزشهای زیر را بدهید:
الف) دارو را یک ساعت قبل از غذا و هنگام خواب مصرف کند.
ب) برای حداقل 30 دقیقه قبل و بعد از مصرف دارو از مصرف داروهای ضداسید اجتناب کند.
ج) یبوست، تهوع و سوء هاضمه پایدار را زیر نظر بگیرد و گزارش دهد.
۵) در صورتی که مددجو با داروی آنتاگونیست گیرنده هیستامین 2، بازدارنده پمپ پروتون مرخص شده است آموزشهای زیر را بدهید:
الف) در صورت مصرف همزمان آنتی اسیدها با عوامل محافظ سلولی (سوکرالفیت) برای برنامه ریزی صحیح با پزشک یا دارو ساز مشورت کنید.
ب) خواب آلودگی، سردرد، سرگیجه، اسهال یا یبوست را در نظر بگیرید و گزارش کنید.
۶) در صورتی که مددجو با داروی میزوپروستول مرخص شده است آموزشهای زیر را بدهید:
الف) اسهال درد شکمی پایدار را گزارش کنید.
ب) در صورتی که به حاملگی شک دارید پزشک را مطلع کنید.
۷) در صورتی که مددجو با داروهای حاوی بیسموت مرخص شده است آموزش های زیر را بدهید:
الف) مددجو را آگاه نمایید که دارو می تواند باعث تغییر رنگ خاکستری یا سیاه زبان و مدفوع گردد.
ب) سوسپانسیون را قبل از مصرف به خوبی تکان دهید.
ج) قرص های جویدنی را کاملاً بجوید.
د) تداخل اختلال در حس، طعم و دریافت کافی تغذیه ای یا یبوستی را که با افزایش دریافت مایعات و غذاهای حاوی فیبر و مسهل بهبود نمی یابد، بررسی و گزارش نمایید.
۸) در صورتی که مددجو با داروهای ضد میکروبی مرخص شده است آموزشهای زیر را فراهم کنید:
الف) داروها را برای مدت زمان دستور داده شده تجویز کنید (اغلب 2 هفته) و تکرار کنید. از حذف و یا دو برابر کردن دوز دارو بپرهیزید.
ب) تهوع، استفراغ، اسهال، راش پوستی، خارش، لکه های دهانی، تزشح و خارش واژینال، تب و لرز، درد یا التهاب مفاصل را گزارش کنید.
ج) تست های کامل پیگیری (مانند تست خون، اوره، تست های تنفسی، آندوسکوپی) طبق تجویز انجام دهید. (از این تست ها اغلب در حدود 4 هفته بعد از تکمیل دوره درمانی آنتی بیوتیک برای تعیین درمان موثر عفونت استفاده می شود.)
۹) به مددجو توصیه کنید قبل از توقف مصرف هر گونه داروی درمان کننده زخم پپتیک با پزشک مشاوره نماید. به مددجو توصیه کنید قبل از شروع مصرف هر گونه داروی درمان کننده زخم پپتیک به مراقبان بهداشتی اطلاع دهد (بعضی داروها با یکدیگر تداخل اثر دارند.)
۱۰) بر اهمیت پیگیری ملاقات با مراقبان بهداشتی تاکید کنید.
۱۱) اقداماتی را برای بهبود پذیرش مددجو انجام دهید:
الف) در صورت امکان افراد خانواده را در جلسات آموزشی شرکت دهید.
ب) مددجو را به پرسیدن سوال تشویق کرده و زمان لازم برای تقویت و وضوح اطلاعات را بدهید.
ج) در صورتی که مددجو در مورد هزینه دارو نگران است سرویس های اجتماعی مشاوره ای را که در برنامه ریزی های مالی موثر هستند به مددجو معرفی کنید.
د) در صورتی که مددجو برای برنامه ریزی تغذیه ای برای تعیین نیازهای غذایی و رژیم غذایی توصیه شده با زندگی روزانه، فرهنگ و یا علائق فردی دچار مشکل است، مشورت با متخصص تغذیه را به او پیشنهاد کنید.
ه) در صورت ضرورت اطلاعات لازم را درباره استفاده از سرویس های اجتماعی کمک کننده به مددجو در زمینه تغییرات توصیه شده در شیوه ی زندگی، فراهم آورید.
و) در صورتی که مددجو تحت درمان با رژِیم درمانی H.Pylori است جدول زمانی مصرف دارو را برای وضعیت غیر بلندمدت (دو هفته) فراهم آورید.
ز) آموزشهای مکتوب را درباره ملاقاتهای آتی با مراقبان بهداشتی، داروهای تجویزی، رژیم غذای تعدیل شده، بررسی و گزارش علایم و نشانه ها و آزمایشهای پیگیری فراهم آورید(اولريچ گوارش، جلد سوم).

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:28 PM
http://dr.avazeh.ir/img/215.jpg همه افراد 3 غده بزاقي اصلي به نام‌هاي پاروتيد يا بناگوشي، تحت فکي و زير زباني در هر طرف دارند که اين غدد به همراه هزاران غدد بزاقي فرعي که در سرتاسر مخاط دهان، لبها و کام پراکنده‌اند بزاق را توليد و به داخل دهان ترشح مي‌کنند. بزاق براي هضم غذا و مرطوب و تلطيف کردن مخاط دهان بسيار سودمند است. گاهي اوقات درون اين غدد اصلي يا مجاري آنها و به طور نادري درون غدد بزاقي فرعي سنگ تشکيل مي‌شود. غده تحت فکي شايع‌ترين غده‌اي است که دچار سنگ مي‌شود. سنگ در اکثر موارد منفرد است، اما گاهي ممکن است متعدد باشد. سنگ باعث انسداد نسبي يا کامل مجراي بزاقي شده و در نتيجه بزاق در غده جمع شده و باعث تورم غده و درد در آن ناحيه مي‌شود. اين درد با غذا خوردن تشديد مي‌شود، چرا که در حين غذا خوردن به طور طبيعي ميزان ترشح بزاق زيادتر مي‌شود. با تجمع بزاق درون غده بزاقي احتمال عفونت آن و در نتيجه تشديد علائم درد و تورم افزايش مي‌يابد. در درازمدت التهاب و عفونت ايجاد شده باعث تنگي مجرا مي‌شود و تنگي بيشتر مجرا باز باعث تشديد انسداد و پيشرفت اين سيکل معيوب مي‌شود.

تشخيص
تشخيص بر مبناي شرح حال و معاينه بيمار است. اگر سنگ نزديک به مدخل مجراي غده بزاقي باشد ممکن است طي معاينه قابل لمس باشد اما اگر عمقي‌تر واقع شده باشد، قابل لمس نيست. در صورت لزوم عکسبرداري، راديولوژي يا سونوگرافي و سي‌تي‌اسکن همراه با سيالوگرافي وجود سنگ را اثبات مي‌کنند.
درمان
هدف اصلي، خارج کردن سنگ است، اما از آنجايي که سنگ باعث التهاب و عفونت شده است، بهتر است قبل از هر اقدامي آنتي‌بيوتيک مصرف شود. اين امر التهاب ناحيه را کمتر کرده و امکان تخليه سنگ را به طريقه غيرجراحي افزايش مي‌دهد. اگر سنگ نزديک به مدخل مجراي بزاقي باشد مي‌توان با گشاد کردن مجرا آن را از طريق داخل دهان خارج کرد، اما اگر در قسمت‌هاي عمقي‌تر واقع شده باشد، به‌دليل قرار گرفتن اعضا و ساختمان‌هاي حياتي و مهم در اين ناحيه، امکان دستکاري کردن وجود ندارد و در اين صورت بايد کل غده بزاقي را همراه با سنگ خارج کرد. خارج کردن غده بزاقي باعث خشکي دهان نمي‌شود، چرا که ساير غدد بزاقي همچنان به توليد و ترشح بزاق مشغولند. چند مورد از سنگ‌شکن براي خرد کردن سنگ غده بزاقي استفاده شده تا قطعات خرد شده از مجرا به داخل دهان تخليه شوند.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:29 PM
اختلال «‌تيك» در‌ كودكان


من چشمك نمي‌زنم

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/01/100883790781.jpg «تيك» يك نوع حركت يا صداي سريع،‌ ناگهاني، تكرارشونده، ناموزون و قالبي است. تيك مي‌تواند در بخشي از بدن رخ بدهد يا تقليد يك حركت يا صدا باشد. تيك‌ها گاه به طور مستمر رخ مي‌دهند و گاه چنددقيقه در روز طول مي‌كشند و داراي انواع متفاوتي مي‌باشند. شايع‌ترين تيك‌هاي حركتي در سر و گردن مي‌باشند، مانند پلك زدن، بالا انداختن ابرو، چشمك‌زدن، حركات اطراف بيني و دهان و بالا انداختن شانه تيك‌هاي حركتي پيچيده شامل شكلك درآوردن، شانه كردن موها با انگشتان، شلنگ تخته انداختن و بالا پريدن هنگام راه رفتن (بخصوص در كودكان و نوجوانان)‌ مي‌باشد. شايع‌ترين تيك‌هاي صوتي ساده به صورت صاف كردن گلو، صداي اوهوم درآوردن و سرفه كردن مي‌باشد. تيك‌هاي صوتي پيچيده نيز شامل «آها آها گفتن»، مكررگويي (تكرار كلمات با جملات فرد مقابل يا تكرار كلمات ادا شده توسط فرد)‌ مي‌باشد. ساير اشكال تيك به صورت گاز گرفتن لب‌ها، بيرون آوردن زبان، مشت كردن دست، تكان دادن پا،‌ زانو يا انگشت پا مي‌باشد.
اغلب كودكان در جريان رشد نيز حداقل يك رفتار تكراري ثابت را كه ارادي نيست (همان عادت يا تيك) نشان مي‌دهند. براي مثال تقريبا تمام كودكان در يك ساعت اول پس از تولد، شست خود را مي‌مكند. بعدها، بعد از شير خوردن اين كار را مي‌كنند، ولي در سال‌هاي پيش‌دبستاني، اكثر كودكان فقط هنگام خواب اين عمل را انجام مي‌دهند. تيك‌هاي حركتي (مثلا سريع پلك زدن، ‌شانه بالا انداختن و...) بين 6 تا 8 سالگي ظاهر مي‌شوند، يعني مقطعي كه كودك بايد «آرام بنشيند و ياد بگيرد». ولي اين تيك‌ها در اكثر كودكان بسرعت رفع مي‌شود. تيك‌ در كودكان معمولا با استرس‌هاي جديد ظاهر مي‌شود مثلا با تولد خواهر و برادر، با طلاق پدر و مادر، رفتن به مدرسه‌اي جديد يا عدم حضور درازمدت يكي از والدين، بعضي از كودكان نيز بدون هيچ علتي به يك عادت خاص پناه مي‌برند و اين عادت رفته رفته براي آنها به پاسخي خودكار و غيرارادي تبديل مي‌شود. تيك‌ها به طور معمول در دوران كودكي اغلب بين 3 تا 8 سالگي با تيك‌هاي ساده حركتي شروع مي‌شوند و شروع اين اختلالات بعد از 16 سالگي نادر است. اختلالات تيك‌ در پسران شايع‌تر از دختران است و نسبت پسران به دختران داراي تيك‌ 3به يك مي‌باشد. در برخي موارد كودك يا خانواده متوجه زمان دقيق شروع تيك نمي‌شوند و زماني‌كه اختلال شدت مي‌گيرد، تازه به آن پي مي‌‌برند. واقعيت اين است كه مشاهده تيك‌هاي حركتي يا صوتي در كودكان و بخصوص تحمل آنها توسط والدين كار آساني نيست. تعدادي از والدين كودكانشان را به دليل اين حركات نامناسب و صداهاي نابهنجار مورد تنبيه قرار مي‌دهند. والدين زماني كه اطرافيان به فرزندشان خيره مي‌شوند يا درخصوص اين رفتارها با تعجب، تمسخر يا تحقير برخورد مي‌كنند، فشار زيادي را متحمل مي‌شوند و احساس گناه، خجالت، نااميدي، خشم و حقارت مي‌كنند‌. همچنين اختلالات تيك تاثير مهمي بر عزت نفس كودك، پذيرش اجتماعي وي،‌ چگونگي روابط خانوادگي كودك و عملكرد تحصيلي وي مي‌گذارد.
كودك و نوجوان مبتلا به تيك به علت بازخوردهاي اطرافيان احساس ناكامي كرده، بتدريج عزت نفس وي كاهش يافته و گاه دچار افسردگي مي‌شود. همچنين با طرد شدن وي به دليل حركات و صداهاي نامناسب دچار عدم پذيرش اجتماعي مي‌شود. گاه اختلالات تيك در كودكان و نوجوانان به يك مشكل خانوادگي تبديل مي‌شود و تمام اعضاي خانواده را تحت تاثير قرار مي‌دهد. از ديگر تاثيرات منفي اختلالات تيك تاثير آن بر عملكرد تحصيلي كودك و نوجوان مي‌باشد و باعث افت عملكرد وي مي‌شود.
علل تیک چیست؟
مهم‌ترين علت اختلالات تيك، عوامل ژنتيكي و وراثتي است. تحقيقات نشان داده كه وابستگان درجه اول افراد مبتلا به اين اختلال، احتمال بيشتري براي ابتلا به اين بيماري دارند. همچنين اين اختلال در نژادهاي سفيد و آسيايي شايع‌تر مي‌باشد.
در كشور ما نيز به دليل ازدواج‌هاي فاميلي بيشتر، شيوع اين اختلال به طور نسبي زياد مي‌باشد. البته در مورد سبب‌شناسي اختلالات تيك بين متخصصين اختلاف نظر وجود دارد. برخي از آنان معتقدند تيك‌ها احساسات و تعارضات واپس‌راني‌شده‌اي هستند كه به اين شيوه نمادين خود را بروز مي‌دهند. برخي ديگر نيز تنش‌هاي هيجاني و اختلافات شديد خانوادگي را عامل تيك مي‌دانند. تحقيقات به عمل آمده نشان مي‌دهد كه مادران بچه‌هاي مبتلا به تيك 5‌/‌1 برابر مادران بچه‌هاي بدون تيك در زمان بارداري مسائلي با عواقب بد را تجربه كرده‌اند. عوامل غيرژنتيكي از قبيل استرس نيز نقش بسيار مهم و موثري در بروز اين اختلال دارد.
در خصوص نقش استرس در اختلالات تيك، تحقيقات زيادي انجام شده است كه اغلب آنها مويد نقش استرس به عنوان عاملي براي تشديد و شعله‌ور شدن حملات تيك هستند. براي مثال هيجانات شديد حتي ناشي از خوشحالي يا يك اتفاق خوب هم مي‌تواند باعث تشديد تيك در فرد مبتلا شود و يا كودكي كه دوره خاموشي تيك حركتي مزمن را سپري مي‌كند به دنبال استرس ناشي از دعواي والدين به عود حملات تيك دچار مي‌شود. در مورد كودكان مبتلا به تيك مي‌توان گفت تيك در كودكان و نوجوانان شاد و ايمن كمتر ديده مي‌شود، به لحاظ اين كه رفتارهاي تيكي غالبا با فشار روحي تشديد مي‌شوند، مي‌بايستي عناصري را كه در زندگي كودكتان منشأ ناراحتي يا نگراني او مي‌شود (مشكلات زناشويي شما به عنوان پدر و مادر يا مشكلات مربوط به مدرسه)‌ كنترل كنيد. ممكن است سختگيري در مدرسه گاه موجب تشديد تيك كودك شده و در صورت قطع اين سختگيري، اختلال موقت تيك نيز قطع شود. تخمين زده مي‌شود 40 تا 90 درصد كودكان مبتلا به تيك، خصوصيات اختلال كمبود توجه يا بيش‌فعالي هم دارند. در بيش از 25 درصد موارد، افراد مبتلا ابتدا اختلال كمبود توجه و بيش‌فعالي داشته و بعدا دچار تيك شده‌اند.
درمان تيك‌
تيك‌ها گاهي اوقات رفتارهاي خاص و مجزا هستند و گاه جزيي از يك رشته مشكلات. تخمين زده مي‌شود كه 24 تا 61 درصد كودكاني كه تيك دارند بدون درمان كاملا بهبود مي‌يابند. بقيه هم تا حدودي بهبود يافته و فقط درصد كوچكي تغيير نمي‌كنند يا تيك آنها بدتر مي‌شود. ارجاع جهت ارزيابي باليني و درمان تيك معمولا به اين معناست كه آن رفتار بيش از حد طول كشيده و آنقدر شديد و مزمن شده كه ممكن است صدمه فيزيكي ايجاد كند يا شخص مبتلا آنقدر آن رفتار را انجام داده كه در روند رشد جسمي ـ شناختي او ايجاد مشكل كرده است. در واقع به جهت اين كه اختلال تيك يك اختلال عصبي ـ رفتاري پيچيده و مزمن است درمان آن مي‌تواند به صورت آموزش‌هاي روان‌شناختي، درمان‌هاي حمايتي، درمان‌هاي دارويي و درمان‌هاي رفتاري باشد. مهم‌ترين بخش از درمان اختلالات تيك بخش آموزشي و درمان‌هاي حمايتي است. در صورتي كه اين بخش از درمان به خوبي انجام شود و بيمار، خانواده و مدرسه همكاري خوبي داشته باشند و شدت بيماري نيز زياد نباشد، به تنهايي كفايت مي‌كند. لازم است كودك به اين باور برسد كه با وجود تيك‌ها مي‌تواند به زندگي روزمره خود ادامه دهد، به طوري كه تيك‌ها حداقل تاثير منفي را بر عملكرد تحصيلي و روابط اجتماعي وي بگذارد. كودكان و نوجوانان مبتلا به اختلالات تيك از نظر هوشي فرقي با سايرين ندارند و بيشترين مشكل آنها، مديريت كردن تيك‌ها در كلاس و جوابگويي به همكلاسي‌ها و معلمان است. واكنش همسالان و معلمان به تيك‌ها تاثير مهمي در ديدگاه فرد مبتلا دارد. برخي مواقع حركات و صداهاي مربوط به تيك موجب آزار همكلاسي و برهم خوردن نظم كلاس مي‌شود كه در صورت عدم آگاهي معلمان از بيماري دانش‌آموز مي‌تواند باعث عصبانيت آنان و به كار بردن روش‌هاي تنبيهي براي دانش‌آموز مبتلا به تيك شود. چنين واكنشي از طرف معلمان اين اجازه را به ساير دانش‌آموزان مي‌دهد كه فرد مبتلا را مورد استهزا و تمسخر قرار دهند و به دنبال آن دانش‌آموز همواره نگران و هراسان باشد كه بازخواست و تنبيه نشود يا از مدرسه بترسد يا نسبت به معلمين و همكلاسي‌ها رفتار خصمانه پيدا كند و نهايتا بر ارتباط اجتماعي و اعتماد به نفس او تاثير منفي گذارد و وي را مستعد افسردگي كند. معلمان بايد به ياد داشته باشند كه دانش‌آموز مبتلا به تيك خود نيز به اندازه سايرين از علايم آزاردهنده تيك رنج مي‌برد و با درك مشكل او توسط معلم، كمك بزرگي براي پذيرش اين بيماري به وي مي‌شود.
در مورد استفاده از دارو مي‌‌توان گفت دارو درماني زماني استفاده مي‌شود كه شدت يا فركانس تيك‌ها زياد و ناتوان‌كننده باشد،‌ منجر به مشكلات جسمي مانند درد عضلات و مفاصل شود و باعث اختلال در عملكرد فردشده يا براي او ايجاد استرس كند. داروهايي كه امروزه براي درمان اختلالات تيك استفاده مي‌شوند، متفاوت هستند و تصميم‌گيري براي انتخاب نوع دارو به عهده پزشك متخصص مي‌باشد. با استفاده از تنش‌زدايي و حل تعارضات نيز مي‌توان آرامش رواني را در كودك ايجاد كرد. اين آرامش، از استرس كودك كاسته و وي كمتر به حركات و اصوات تيك متوسل مي‌شود. همچنين كمك به فرد براي افزايش توانايي اجتماعي وي موجب رضامندي و بالا رفتن سطح اعتماد به نفس او مي‌شود كه در تغيير رفتار وي بسيار موثر است. ارتقاي اعتماد به نفس خود باعث تنيدگي كمتر در وي مي‌شود.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:30 PM
سنگ های ادراری و مراقبت های پرستاری در بیماران مبتلا به سنگ ادراری

http://aftab.ir/news/2008/oct/30/images/366854077aa784c120e383f86fddb2de.jpg سنگ های ادراری جزو سیستم ادراری طبقه بندی می شوند. سنگ ها عمدتاً در کلیه به وجود می آیند(نفرولیتیازیس) اما می توانند در سیستم ادراری تحتانی نیز ایجاد شوند یا به این ناحیه مهاجرت کنند. سنگ ها معمولاً بدون نشانه هستند تا زمانی که به مجرای ادراری تحتانی راه پیدا نمایند. به طور معمول سنگ ها توسط متخصص کلیه و مجاری ادرار تحت درمان قرار می گیرند و سنگهای اولیه ی مثانه معمولاً نادر هستند و در اثر انسداد یا عفونت مزمن و به دنبال آن توقف ادرار پدید می آیند. 4% جمعیت ایالات متحده به سنگ مبتلا می باشند. حدود 12% جمعیت مرد این کشور تا سن 70 سالگی دچار سنگ های کلیوی می شوند. سالیانه بیش از 200000 امریکایی برای درمان سنگ به بستری شدن در بیمارستان نیاز پیدا می کنند. در بسیاری از افراد، سنگها با مختصر تظاهراتی، خود به خود و بدون هیچ درمانی عبور کرده و دفع می شوند و برخی افراد نیز در واحد ها ی سرپایی تحت معالجه قرار می گیرند میزان عود مجدد سنگ های اگزالات کلسیمی ظرف مدت 5 سال حدود 50% است.(1)
علت شناسایی و عوامل خطر
دو عامل سببی اصلی تشکیل سنگ عبارتند از توقف ادرار و اشباع بیش از حد ادرار با کریستالوئیدهایی که از قابلیت حلالیت خوبی برخوردار نیستند. هر گاه مصرف مایع کاهش یافته یا بار مواد حل شدنی در محلول افزایش یابد، غلظت مواد حل شدنی در محلول بالا می رود، این افزایش غلظت باعث رسوب کریستال ها، نظیر کلسیم، اسید اوریک و فسفات می شود. PH ادرار نیز بر قابلیت حل شدن برخی کریستالهای خاص تأثیر می گذارد، بعضی کریستال ها در ادرار اسیدی و بعضی دیگر در ادرار قلیایی به سرعت رسوب می کنند. PHهای غیر طبیعی در وضعیت هایی چون اسیدوز توبولار کلیوی و مصرف بازدارنده های کربونیک ایندراز، وجود باکتریهای تقسیم کننده اوره به ذرات کوچکتر، و اسهال های مزمن(که باعث PHهای غیر طبیعی شدید می شوند) پدید می آید. توقف ادرار به دلیل انسداد گردن مثانه، چزاحی های تغییر مسیر ادرار همراه با ساخت مخزن و عدم تحرک، خطر پیدایش سنگ ها را افزایش می دهند چون کریستالها در ادرار راکد و بدون حرکت سریع تر رسوب می کنند. عفونت، اجسام خارجی، عدم توانایی تخلیه ی کامل مثانه، اختلالات متابولیکی و انسداد در مجرای ادراری نیز به تشکیل سنگ کمک می کنند. وجود رسوب دهنده ها در ادرار را نیز نمی توان از نظر دور داشت(مثل ماتریکس پروتئین، باکتریها و عناصر التهابی) به نظر می رسد مواد بازدارنده، نظیر سیترات و منیزیم، مانع اجتماع و تشکیل کریستالها می شوند، فقدان بازدارنده ها خطر تشکیل سنگ را افزایش می دهد. نه تنها کمبود بازدارنده ها مددجو را مستعد پیدایش سنگ می کند، بلکه وجود ضد بازدارنده ها در ادرار نیز (مثل آلومینیوم، آهن، سیلیکون) شرایط را برای تشکیل سنگ فراهم می سازند. برخی داروهای خاص باعث تولید سنگ می شوند (مثل استازولامید، آلکالیس های قابل جذب {کلسیم کربنات و سدیم بیکربنات} و هیدروکسید آلومینیوم ). دوزهای بیش از اندازه ویتامین C نیز سطح اگزالات ادرار را افزایش می دهد. در نواحی جنوبی ایالات متحده، که با عنوان«کمربند سنگ» معروفند، خطر تشکیل سنگ بالاتر از دیگر مناطق این کشور است. در مردان سنین 30 تا 50 سال، خطر پیدایش سنگ سه برابر بیشتر است. تشکیل سنگ دربین اقوام اروپایی و آسیایی متداول تر است. پس از یک بار تشکیل سنگ در مددجو، خطر پیدایش سنگهای دیگر افزایش پیدا می کند.(5)
در پیدایش سنگ، نه یک عامل واحد بلکه مجموعه ای از پدیده های متعدد دخیل هستند. سوالی که تاکنون برای آن پاسخی یافت نشده این است «چرا در برخی مددجویان سنگ به وجود می آید و در برخی دیگر نه؟» این مسأله به ویژه برای «عود مجدد سنگ ها » حائز اهمیت می باشد.
هر عاملی که منجر به توقف یا اشباع بیش از حد ادرار شود به عنوان عامل خطر زای تشکیل سنگ در نظر گرفته می شود، برخی از این عوامل به شرح زیر هستند:
۱- عدم تحرک و شیوه ی زندگی ساکن و بدون حرکت ، که توقف ادرار را افزایش می دهد.
۲- دهیدراسیون، که منجر به اشباع بیش از انداز ه ادرار می شود.
۳- اختلالات متابولیکی، که میزان کلسیم و یون های دیگر را در ادرار بالا می برند.
۴- سابقه ی قبلی داشتن سنگ های ادراری
۵- زندگی در کمربند سنگ
۶- وجود مواد معدنی زیاد در آب آشامیدنی
۷- رژیم های غذایی سرشار از پورین ها، اگزالات ها، مکمل های کلسیم و پروتئین های حیوانی
UTI -۸ ها
۹- باقی ماندن سوندهای بجاماندنی در محل برای مدت طولانی
۱۰- مثانه ی نوروژونیک
۱۱- سابقه ی اختلالات عضوی در دستگاه ژنیتال زنانه
در مبحث رسیدگی پرستاری به وضعیت مددجوی دچار مشکل طبی کلیه ی فعالیت های حفظ و ارتقای سلامتی شرح داده شده اند.
پاتوفیزیولوژی
مکانیسم دقیق تشکیل سنگ، هنوز به طور کامل شناسایی نشده است. برخی پژوهشگران معتقدند رژیم های غذایی کم کلسیم عامل ایجاد کننده ی سنگ هستند و برخی دیگر رژیم های غذایی سرشار از کلسیم را عامل موثر در این رابطه می دانند. اما هر دو گروه بر نقش اشباع بیش از حد ادرار در تشکیل سنگ توافق نظر دارند. به نظر می رسد، کریستال سازی، نخستین عامل پیدایش تشکیل سنگ می باشد و در شرایط زیر صورت می پذیرد:
۱- اشباع بیش از حد ادرار به دلیل افزایش مواد قابل حل
۲- تشکیل ماتریکس به دلیل اتصال موکوپروتئین ها به توده ی در حال شکل گیری سنگ
۳- فقدان بازدارنده ها به دلیل عدم وجود عوامل محافظت کننده در برابر تشکیل سنگ یا افزایش زیاد این عوامل
۴- مجموعه ای از وضعیت های بالا
به طور کلی، رشد کریستال ها، تابع نوکلیاسیون است، یعنی فرآیندی که طی آن در داخل ادرار فوق اشباع هسته های کریستالی تشکیل می شود. با ادامه ی رشد و تجمع هسته های کریستالی در کنار هم، ذرات بزرگتری به وجود می آیند. یکی از این ذرات می تواند به سمت مجرای ادراری تحتانی پایین رود و در نقطه ای باریک گیر کرده و در آنجا تبدیل به سنگ شود. مواد بازدارنده(مثل سیترات، پیروفسفات و منیزیم) با عنوان عوامل شلات کننده شناخته می شوند. این مواد، وقتی به معدار کافی وجود داشته باشند مانع تجمع و به هم پیوستن کریستال ها و تشکیل سنگ می گردند. در موارد فقدان بازدارنده ها، احتمال تشکیل سنگ به دنبال تجمع کریستال ها بیشتر خواهد بود. علاوه بر این مواد ارگانیک داخل ادرار (عمدتاً موکوپروتئین ها) می توانند در کلیه و مثانه ماتریکس فیبروزی به وجود آوردند، ماتریکس ماده ای تولید می کند که کریستال ها در آن به دام افتاده و رسوب می نمایند. همین فرآیند باعث شکل گیری کانون سنگ می شود. تولید بیش از اندازه ی این موکوپروتئین ها، می تواند تا حدی سابقه ی خانوادگی تشکیل سنگ را در مددجویان توجیه نماید.(1)
انواع سنگ
سنگ ها می توانند دارای یک نوع کریستال یا ترکیبی از چندین نوع کریستال باشند.
کلسیم: متداول ترین ماده ی یافت شده در سنگ ها، کلسیم است که در 90% سنگ ها وجود دارد. سنگ های کلسیمی معمولاً متشکل از فسفات کلسیم یا اگزالات کلسیم می باشند. این سنگ ها یا بسیار کوچک هستند، که در حال مذکور به آن ها «شن» و «سنگ شنی» می گویند و یا سنگ های شاخ گوزنی بسیار بزرگ می باشند که تمام فضای لگنچه ی کلیوی را پر کرده و تاکلیس ها امتداد می یابند. اوج آغاز تشکیل سنگ های کلسیمی، طی دهه ی 20 زندگی می باشد، سنگ های کلسیسمی عمدتاً در مردان به وجود می آیند.
هایپر کلیسوری: (یا افزایش باز کلسیم قابل حل موجود در ادرار)، چهار علت اصلی دارد که به شرح زیر هستند:
۱- سرعت بالای بازجذب استخوان، که باعث آزادسازی کلسیم می شود. این رویداد دربیماری پاژت، پرکاری غدد پاراتیروئید، بیماری کوشینگ، عدم تحرک و استئولیز ناشی از تومورهای بدخیم پستان، ریه و پروستات به وقوع می پیوندد.
۲- جذب مقادیر زیاد و غیر طبیعی کلسیم توسط روده، مثل سندرم شیر –قلیا، سارکوئیدوز و مصرف بیش از اندازه ویتامین D
۴- اختلال در جذب توبولی کلسیم تصفیه شده توسط کلیه، مثلاً اسیدوز توبولار کلیه
نقایص مربوط به توبولها به وجود می آید. نقایص توبولی باعث هاپیوکلسمی شده و تولید PTH را تحریک می کند و همین امر جذب روده ای کلسیم را افزایش می دهد. از اینجا به بعد چرخه ای مشابه با نوع اول به وجود می آید و بار کلسیم قابل حل در محلول را بالا می برد. مددجویان دچار این مشکل اغلب با عنوان «اتلاف کنندگان کلسیم» شناخته می شوند.
اگزالات: پس از سنگ های کلسیمی، دومین نوع سنگ های شایع را سنگ های اگزالاتی تشکیل می دهند که نسبتاً در ادرار غیرمحلول می باشند. تغییرات PH تنها اندکی بر قابلیت حلالیت این سنگ ها تأثیر می گذارند. مکانیسم دستیابی به اگزالات مشخص نیست اما با رژیم غذایی ارتباط نزدیک دارد. بیماری در مناطقی که غلات و غذاهای غله ای (سریال) جزء اصلی تشکیل دهنده ی رژیم غذایی است، بالاترین شیوع را دارد و در مناطق روستایی که بیشتر از فرآورده های لبنی استفاده می کنند از کمتین شیوع برخوردار است.
افزایش وقوع سنگ های اگزالاتی می تواند با رویدادهای زیر در ارتباط باشد:
۱- جذب زیاد اگزالات که در بیماری التهابی روده دیده می شود و مصرف زیاد فرآورده های مشتق شده از سویا
۲- رزکسیون نواحی بعد از ایلئوم یا جراحی بای پس روده ی کوچک
۳- مصرف زیاد اسید آسکوربیک (ویتامینC) که اگزالات را متابولیزه می کند.
۴- اگزالوری (وجود اگزالات در ادرار) خانوادگی
۵- سوء جذب همزمان چربی، که باعث ایجاد پیوندهای کلسیمی شده و اگزالات آزاد می کند، اگزالات نیز جذب می شود.
استروویت: سنگ های استروویتی، که تریپل سولفات نیز نامیده می شوند، از آپاتیت کربنات و فسفات منیزیم آمونیوم تشکیل شده اند. علت پیدایش آن ها، وجود باکتری های خاصی است مثل پروتئوس که حاوی آنزیم اورئاز می باشند. این آنزیم، اوره را به دو مولکول آمونیاک تقسیم می کند، و در نتیجه PH ادرار را بالا می برد. در ادرارهای قلیایی نیز فسفات رسوب می نماید. بنا به دلایلی که ذکر شد به این ارگانیسم ها «دونیم کننده اوره » اطلاق می گردد، که جزو ویژگی های مشخصه ی آنها می باشد.
سنگ هایی که بدین ترتیب تشکیل می شوند، سنگ های شاخ گوزنی هستند. پیدایش آبسه نیز شایع است. سنگ های استروویتی را مشکل می توان درمان کرد چون در اطراف هسته ی باکتری سنگ سختی به وجود آمده که از آن در برابر درمان های آنتی بیوتیکی محافظت می کند. اگر پس از جراحی قطعه ی کوچکی از سنگ در محل باقی بماند، این چرخه دوباره آغاز می شود.
اسیداوریک: سنگ های اسید اوریکی به دنبال افزایش دفع اورات، کاهش مصرف مایع و PH پایین ادرار به وجود می آیند. هایپراوریکوری یا در اثر تولید زیاد اسیداوریک و یا در اثر مصرف بیش از حد موادی که باعث ترشح اسید اوریک در ادرار می شوند، به وجود می آید. نزدیک به 25% افراد دارای نقرس اولیه و حدود 50% افراد دچار نقس ثانویه به سنگ های اسیداوریکی مبتلا می شوند. مصرف رژیم های غذایی سرشار از پورین (نوعی پروتئین)، مددجویان را مستعد ابتلا به سنگ های اسیداوریکی می نماید. از طرفی، درمان بیماریهای نئوپلاستیک با عواملی که به سرعت سلول را نابود می کنند نیز بر غلظت ادراری اسید اوریک می افزاید. بین هایپرمواوریکوری و تشکیل سنگ های کلسیمی نیز ارتباط وجود دارد. فرضیه ای که در این رابطه مطرح شده، کریستال های اسید اوریک را عامل جذب برخی بازدارنده های کریستالی می داند که به طور طبیعی در ادراریافت می شوند.
سیستین: سیستینوری، نتیجه نوعی اشتباه متابولیکی مادرزادی است که توسط یک اختلال اتوزومال مغلوب به ارث می رسد. سنگ های سیستینی، معمولاً در دوران کودکی و نوجوانی تظاهر می یابند. پیدایش این سنگ ها در بزرگسالان بسیار نادر است.
گزانتین: سنگ های گزانتینی، به دنبال یک اختلال وراثتی نادر ایجاد می شودند که در آن کمبود گزانتین اکسیداز وجود دارد. گزانتین به راحت در ادرار اسیدی رسوب می کند.
خلاصه
بدون در نظر گرفتن نوعی سنگی که تشکیل می شود آسیب بالقوه ضرورتاً یکسان است:
1- درد، اسپاسم، یا کولیک ناشی از حرکات پریستالسیس به خاطر انقباض مجرای ادرار در محل سنگ
2- انسداد همراه با هیدرونفروز یا هیدرواورتر احتمالی
3- ترومای بافت با خونریزی ثانویه
4- عفونت. (4)



خلاصه ای از بیماری سنگ کلیوی:


PH ادرار تغییرات تغذیه ای شیمی سنگ



اسیدی (mg400)کاهش کلسیم کلسیم
اسیدی (gr2/1-1)کاهش فسفات فسفات
اسیدی کاهش اگزالات اگزالات
اسیدی کاهش فسفات استرووایت
(gr2/1-1) (mgNH4PO4)
قلیایی کاهش مصرف پورین ها اسید اوریک
قلیایی کاهش مصرف متیونین سیستین




(3)
تظاهرات بالینی
تظاهرات بالینی سنگ ها در دستگاه ادراری به وجود انسداد، عفونت و خیز بستگی دارند. هنگامی که سنگ جریان ادرار را متوقف می کند و موجب انسداد می شود، فشار هیدروستاتیک افزایش می یابد و لگنچه کلیوی و پخش پروگسیمال حالب متسع می شوند. عفونت (پیلونفریت و سیستیت همراه با لرز، تب و سوزش ادرار) می تواند عامل موثری در تشکیل سنگ های استروویتی باشد. برخی از سنگ ا بدون نشانه (یا با نشانه اندک) مستند و موجب تخریب تدریجی نفرون های کلیه می شوند، بقیه آن ها موجب دردهای شدید خنجری می شوند.
سنگ ها در لگنچه کلیوی ممکن است با درد شدید و عمقی در منطقه دنده ای – مهره ای همراه باشند. خون اداری غالباً دیده می شود، پیوری نیز ممکن است وجود داشته باشد. درد منشأ گرفته از منطقه کلیوی به جلو و پایین مثانه در زنان و به بیضه در مردان انتشار می یابد. اگر درد ناگهان تشدید یابد، حساسیت به لمس در منطقه دنده ای – مهره ای به وجود آید و بیمار دچار تهوع و استفراغ شود، کولیک کلیوی ایجاد شده است. اسهال و درد شکمی ممکن است روی دهند.
نشانه های گوارشی ناشی از رفلکس های کلیوی – روده ای و مجاورت آناتومیک کلیه ها با معده، لوزالمعده و روده بزرگ هستند. سنگ هایی که در حالب جای می گیرند (انسداد حالب)، موجب درد موجی، کولیکی، خنجری و حادی می شوند که به ران و اندام های تناسلی انتشار می یابد. غالباً بیمار تمایل به دفع ادرار دارد، اما ادرار ناچیزی دفع می کند که معمولاً حاوی خون است (به دلیل خراشیدگی ناشی از سنگ). به این گروه از نشانه ها کولیک حالب گفته می شود. میانجی کولیک پروستاگلاندین E است که موجب افزایش انقباض حالب و جریان خون کلیه و نهایتاً افزایش فشار داخل حالب و درد می شود. بطور کلی، بیمار سنگ هایی به قطر 5/0 تا 1 سانتی متر را خود به خود دفع می کند. سنگ هایی با قطر بیش از 1 سانتیمتر را بیرون می آورد یا خرد (توسط سنگ شکن) می کنند تا قابل خروج باشند.
سنگ های مثانه معمولاً نشانه هایی از تحریک را ایجاد می کنند و ممکن است با UTI و خون ادراری همراه باشند. اگر سنگ گردن مثانه را مسدود کند، احتباس ادراری به وجود می آید. اگر عفونت با وجود سنگ همزمان باشد، وضعیت جدی تراست و سپسیس می تواند حیات بیمار را تهدید کند.(2)
بررسی و یافته های تشخیصی
تأیید تشخیص به وسیله پرتونگاری کلیه ها، حالب و مثانه (KUB)، سونوگرافی، اوروگرافی داخل وریدی یا پیلوگرافی رو به عقب انجام می گیرد. شیمی خون و آزمون ادرار 24 ساعته برای اندازه گیری کلسیم، اسیداوریک، کراتینین، سدیم، PH و حجم تام انجام می شوند. مصرف داروها، رژیم غذایی و سابقه قبلی سنگ های کلیوی در اعضای خانواده مشخص می شوند تا عوامل مستعد کننده بیمار برای ایجاد سنگ شناسایی گردند.
با خارج نمودن سنگ ها (خود به خود یا به کمک جراحی)، تجزیه و تحلیل شیمیایی روی آن ها انجام می گیرد تا ترکیب آن ها مشخص گردد. تجزیه و تحلیل سنگ می تواند شاخصی برای اختلال زمینهای معرفی کند. برای مثال، سنگ های اگزالات کلسیم یا فسفات کلسیم معمولاً نشان دهنده اختلال در متابولیسم اگزالات یا کلسیم هستند، در حالی که سنگ های اورات شاخصی برای اختلال در متابولیسم اسیداوریک می باشند.(2)
درمان طبی
اهداف اصلی درمان عبارتند از خارج کردن سنگ، تعیین نوع سنگ، پیشگیری از تخریب نفرون، کنترل عفونت و رفع هر گونه انسداد احتمالی. هدف فوری درمان کولیک کلیوی یا حلب رفع درد تا زمانی است که بتوان علت آن را برطرف کرد. مسکن های اپیوئیدی برای پیشگیری از شوک و سنکوپ (ناشی از درد شدید) تجویز می شوند. داروهای NSAID ممکن است به اندازه سایر مسکن ها در درمان درد سنگ کلیوی موثر باشند. آن ها به صورت اختصاصی رفع درد می کنند، زیرا ساخت پروستاگلاندین E را مهار می نمایند. به طور کلی زمانی که سنگ دفع شود، درد نیز برطرف می شود.
حمام یا بخار گرم به منطقه پهلو می توانند مفید باشند. مصرف مایعات جز در مواردی نظیر استفراغ یا نارسایی قلب یا سایر اختلالات محدود کننده، تشویق می شود. این امر موجب افزایش فشار هیدروستاتیک در پشت سنگ و کمک به پایین آمدن آن می شود. مصرف فراوان مایع موجب کاهش غلظت بلورهای ادراری، رقیق شدن ادرار و افزایش برون ده ادراری می شود.
درمان تغذیه ای
درمان تغذیه ای نقش مهمی در پیشگیری از سنگ های کلیوی ایفا می کند. مصرف مایع اساس توصیه طبی است. به جز در موارد منع مصرف، هر بیمار مبتلا به سنگ های کلیوی باید حداقل 8 لیوان هشت اونسی آب در روز مصرف کند و یا محلول تزریقی داخل وریدی دریافت نماید تا ادرار را رقیق نگه دارد. میزان برون ده ادراری باید بیش از 2 لیتر در روز باشد.
سنگ های کلسیمی: در گذشته، به بیماران مبتلا به سنگ های کلیوی کلسیم دار توصیه می شد تا مصرف کلسیم را محدود کنند. با این حال، شواهد کنونی صحت این موضوع را زیر سوال می برند، مگر برای بیماران مبتلا به هیپرکلیسوری جذبی نوع II (نیمی از تمامی بیماران مبتلا به سنگ های کلسیمی) که در آن ها سنگ ها آشکارا ناشی از مازاد کلسیم رژیم غذایی هستند. امروزه محققین توصیه می کنند که مایع فراوان همراه با پروتئین و سدیم محدود مصرف سود. تصور می شود که یک رژیم غذایی پر پروتئین موجب افزایش دفع ادرار کلسیم و اسیداوریک می شود و در نتیچه این مواد به حد فوق اشباع در ادرار می رسند. همین طور، مصرف سدیم زیاد موجب افزایش میزان کلسیم در ادرار می شود. ادرار را می توان با استفاده از داروهایی نظیر کلرید آمونیوم یا اسید استوهیدروکسامیک (LITHOSTAT) اسیدی نمود.
اگر افزایش تولید پاراتورمون (که منجر به افزایش سطح کلسیم سرم در خون و ادرار می شود) یکی از عوامل تشکیل سنگ باشد، درمان با دیورتیک های تیازیدی ممکن است در کاهش دفع کلسیم از ادرار و پایین آوردن سطح پاراتورمون مفید باشد.
سنگ های اسید اوریکی: بیمار مبتلا به سنگ های اسید اوریکی باید رژیم غذایی با محدودیت پورین مصرف کند تا دفع اسید اوریک در ادرار کاهش یابد. از غذاهای غنی از پورین (صدف ، ماهی کولی، مارچوبه، قارچ، گوشت) اجتناب و سایر پروتئین ها محدود می شوند. آلوپورینول (زایوپریم) می تواند تجویز شود تا سطح شود تا سطح اسید اوریک سرم و دفع اسید اوریک ادراری کاهش یابد.
سنگ های سیستین: رژیم کم پروتئین تجویز می شود، ادرار بازی است، و دریافت مایعات افزایش می یابد.
سنگ های اگزالاتی: برای سنگ های اگزالاتی، رقیق شدن ادرار و کاهش مصرف اگزالات توصیه می شود.
غذاهای بسیاری حاوی اگزالات هستند، با این حال، تنها غذاهای معینی موجب افزایش بارز دفع ادراری اگزالات می شوند. اینها عبارتند از اسفناج، توت فرنگی، ریواس، شکلات، چای، بادام زمینی و سبوس گندم.(2)
مداخلات درمانی
اگر سنگ خود به خود دفع نشود یا دچار عارضه گردد، درمان های در دسترس عبارتند از جراحی، آندوسکوپی یا موارد دیگر نظیر اورتروسکوپی، سنگ شکنی خارج از بدن با امواج ضربه ای (eswl) یا خارج کردن سنگ با استفاده از آندواورولوژی (از راه جلدی ).
در اورتروسکوپی ابتدا سنگ ملاحظه شده و سپس خرد می شود. دسترسی به سنگ به وسیله وارد کردن یک اورتروسکوپ به حالب و سپس وارد کردن یک سنگ شکن الکتروهیدرولیک لیزری یا ابزار اولتراسوند از درون اورتروسکوپ برای خرد کردن و خارج ساختن سنگ امکان پذیر است. یک استنت برای 48 ساعت یا بیشتر در محل قرار داده می شود تا حالب را باز نگه دارد. مدت زمان بستری در بیمارستان کوتاه است و برخی از بیماران را می توان به صورت سرپایی درمان نمود.
ESWL یک روش غیر تهاجمی است که برای خرد کردن سنگ ها در کالیس های کلیه به کار می رود. پس از اینکه سنگ ها به اندازه ذرات شن درآمدند، خود به خود دفع می شوند. در ESWL فشار بالا یا موج ضربه ای به وسیله آزادسازی ناگهانی انرژی ایجاد می شود و از طریق آب و بافت های نرم منتقل می گردد. وقتی موج ضربه ای به یک ماده با تراکم متفاوت (سنگ کلیه) برخورد می کند، یک موج متراکم موجب خرد شدن سطح سنگ می شود. امواج ضربه ای مکرر با تمرکز روی سنگ، نهایتاً موجب تبدیل سنگ به قطعات بسیار ریز متعدد می شوند. این قطعات کوچک معمولاً بدون دشواری در ادرار دفع میشوند. اگر چه امواج ضربه ای معمولاً به سایر بافت ها آسیب نمی زنند، ناراحتی ناشی از امواج متعدد ممکن است روی دهد. انسداد و عفونت ناشی از مسدود شدن جریان ادرار توسط قطعات سنگ باید بررسی شود . تمامی ادرار بعد از پایان درمان جمع آوری می شود، شن یا ریگ دفع شده برای تجزیه و تحلیل شیمیایی به آزمایشگاه فرستاده می شود. درمان های متعددی برای اطمینان از خرد شدن سنگ ها ممکن است انجام گیرد. اگر چه سنگ شکنی یک درمان گران قیمت است، از طول مدت بستری و هزینه درمانی کاسته می شود، زیرا نیازی به جراحی برای خارج کردن سنگ نیست.
روش های آندواورولوژی برای خارج کردن سنگ زمانی به کار می روند که سایر روش ها موفقیت آمیز نباشند. یک نفروستومی جلدی یا نفرولیتوتومی جلدی(که روش های مشابهی هستند) انجام می شود و یک نفروسکوپ از طریق مجرای جلدی متسع به پارانشیم کلیوی وارد می گردد. براساس اندازه سنگ می توان آن را با یک فورسپس یا سبد بازیابی سنگ خارج نمود. در صورتیکه سنگ بسیار بزرگ باشد، یک پروب اولتراسوند از طریق لوله نفروستومی وارد شود. سپس امواج اولتراسونیک سنگ را خرد می کنند. قطعات کوچک سنگ و غبار حاصله شسته شده و بیرون آورده می شوند.(1)
درمان جراحی
جراحی روش اصلی درمان پیش از ابداع سنگ شکنی بود. با این حال، امروزه تنها در 1 تا 2 درصد از بیماران، از جراحی استفاده میشود. هنگامی که اقدام به جراحی می شود که سنگ به سایر روش های درمانی پاسخ ندهد. همچنین جراحی برای اصلاح ناهنجاری آناتومیک در کلیه و بهبود درناژ ادراری به کار می رود. اگر سنگ در کلیه باشد، جراحی ممکن است یک نفرولیتوتومی (برش کلیه و خارج کردن سنگ) با یک نفرکتومی (در صورت از بین رفتن کارکرد کلیه به دلیل عفونت یا هیدرونفروز باشد. سنگ ها در لگنچه کلیه به وسیله یک پیلولیتوتومی، در حالب به وسیله اورولیتوتوم و در مثانه به وسیله سیستوتومی خارج می شوند. اگر سنگ در مثانه باشد، ابزاری را می توان از طریق پیشابراه به مثانه فرستاد و سنگ سنگ را در آرواره های آن خرد کرد. به این روش سیستولیتالوپکسی گفته میشود.(2)
رسیدگی پرستاری به وضعیت مددجوی دچار مشکل پزشکی
از مددجو در مورد هر گونه سابقه ی خانوادگی ابتلا به سنگ، UTIهای قبلی، عدم تحرک و عادات اخیر تغذیه ای سوال کنید به عنوان مثال مصرف زیاد آب میوه یا جای می تواند نمایانگر استفاده ی بیش از حد پورین و در نتیجه رسوب اگزالات باشد. مقدار، الگو و نوع مایعات مصرفی را نیز مورد بررسی قرار دهید.
مددجو باید از نظر تظاهرات بالینی که پیشتر توضیح داده شد، بررسی شود. برای تعیین شدت درد از مقیاس های درجه بندی استفاده کنید. بسیاری از مددجویان دردهای کولیکی حالب یا کلیه را به عنوان بدترین دردی که تا کنون داشته اند، توصیف می کنند. پایش علایم حاتی لازم و ضروری است. کاهش فشار خون می تواند نشانه ای از درد شدید و تهدید به شوک باشد. عفونت قادر است نبض و درجه ی حرارت را افزایش دهد.
کاهش ناگهانی برون ده ادرار یا قطع آن مطرح کننده ی انسداد بوده و به عنوان وضعیتی اورژانس در نظر گرفته می شود، لذا باید سریع درمان گردد تا عملکرد کلیه محفوظ بماند. معمولاً زمانی که سنگ به مثانه می رسد، تکرار ادرار و سوزش ادرار به وجود می آید.
تمامی ادرار دفع شده باید توسط چندین لایه گاز و یا توسط صاف کننده های تجارتی ادرار تصفیه شود و کلیه ی بقایای بدست آمده از ادرار به دقت مورد بررسی قرار گیرد. هر آنچه از سنگ بجای مانده را باید نگه داشت، چون از یک طرف نشان می دهد چه حجمی از سنگ از درون دستگاه ادراری عبور کرده است . از طرف دیگر، آنالیز ترکیب سنگ نیز مبنایی را برای شروع درمان به وجود می آورد. ممکن است به یک آنالیز ادرار، کشت ادرار، تست تعیین حساسیت دارویی ارگانیسم و گرفتن نمونه 24 ساعت ادرار هم نیاز باشد.(1)
فرآیند پرستاری بیمار مبتلا به سنگ های کلیوی
بررسی
در بیمار مشکوک به داشتن سنگ های کلیوی، درد و نشانه های همراه نظیر تهوع، استفراغ، اسهال و اتساع شکمی برری می شوند. شدت، محل و انتشار درد مشخط می گردند. همچنین پرستار علایم UTI (لرز، تب، سوزش ادرار، تکرر ادرار، و تأخیر در دفع ادرار) و انسداد (دفع مکرر مقادیر اندک ادرار، الیگورییا آنوری) را ارزیابی می کند. وجود خون در ادرار بررسی می شود و ادرار برای وجود سنگ یا شن جمع آوری می گردد.
عوامل موثر در ایجاد سنگ های ادراری براساس شرح حال بیمار شناسایی می شوند. همچنین اطلاع بیمار پیرامون سنگ ها کلیوی و روش های پیشگیری و یا عود آن ارزیابی می شوند.
تشخیص های پرستاری
بر اساس ارزیابی ها، تشخیص های پرستاری در بیماران مبتلا به سنگ های کلیوی عبارتند از:
۱- درد حاد ناشی از التهاب، انسداد و خراشیدگی دستگاه ادراری
۲- کمبود اطلاعات برای پیشگیری از تشکیل سنگ های کلیوی
عوارض بالقوه / مشکلات احتمالی
بر اساس ارزیابی ها، عوارض بالقوه عبارتند از:
۱- عفونت و سپسیس (ناشی از UTI و پیلونفریت)
۲- انسداد دستگاه ادراری به وسیله یک سنگ یا خیز و متعاقباً نارسایی کلیوی حاد
برنامه ریزی و اهداف
هدف اصلی عبارتند از رفع درد و ناراحتی، پیشگیری از تشکیل سنگ های کلیوی و عدم بروز عوارض
اقدامات پرستاری
رفع درد
رفع فوری درد شدید ناشی از کولیک کلیوی یا حالب به وسیله مسکن های اپیوئیدی ( به صورت داخل وریدی یا داخل عضلانی برای تسریع در رفع درد) یا داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی انجام می گیرد. به بیمار کمک میشود تا در وضعیتی قرار گیرد که کمترین درد را حس می کند. اگر راه رفتن در بهبود درد موثر باشد، پرستار به بیمار کمک خواهد کرد. در صورت تشدید درد، پرستار بلافاصله به پزشک گزارش می کند تا درمان اضافی آغاز گردد.
پایش و درمان عوارض بالقوه
مصرف مایع فراوان توصیه می شود تا از دهیدراتاسیون پیشگیری شود و فشار هیدروستاتیک در دستگاه ادراری برای تسریع عبور سنگ افزایش یابد. در صورتی که بیمار قادر به نوشیدن مایعات کافی نباشد، مایعات داخل وریدی تجویز می شوند. راه رفتن توصیه می شود تا حرکت سنگ در دستگاه ادراری تسهیل گردد.
تمامی ادرار باید از گاز عبور داده شود، زیرا سنگ های اسیداوریکی ممکن است نادیده گرفته شوند. هر لخته خونی که در ادرار دیده شود، باید مورد جستجو قرار گیرد و با دقت کافی ظرف جمع آوری ادرار بررسی شود. چون سنگ های کلیه باعث افزایش خطر عفونت سپسیس و انسداد مجاری ادراری می شوند، باید به بیمار آموزش داد تا هر گونه کاهش حجم ادرار یا خون در ادرار یا کدر بودن آن را گزارش نماید. به بیمار گفته می شود تا هر درد ناگهانی را بلافاصله گزارش کند، زیرا ممکن است قطعه ای از سنگ موجب انسداد حالب شود.
علایم حیاتی بیمار از جمله درجه حرارت اندازه گیری می شوند تا علایم اولیه عفونت دریابی شوند. UTI ممکن است به دلیل انسداد ناشی از سنگ یا خود سنگ با سنگ های کلیوی همراه باشد. تمامی عفونت ها باید پیش از حل کردن سنگ، با آنتی بیوتیک های مناسب درمان شوند.
ارتقاء مراقبت در منزل وجامعه محور
آموزش مراقبت از خود به بیمار
به دلیل خطر بالای عود سنگ های کلیوی، پرستار آموزش های لازم را پیرامون علل سنگ های کلیوی و راههای پیشگیری از آن ها ارائه می دهد. بیمار ترغیب می شود تا محدودیت های غذایی را برای اجتناب از تشکیل سنگ های بعدی رعایت کند. یکی از جنبه های پیشگیری مصرف فراوان مایع است، زیرا سنگ ها در ادرار غلیظ راحت تر تشکیل می شوند. بیماری که در معرض خطر تشکیل سنگ است، باید به اندازه کافی مایعات بنوشد تا میزان ادرار 24 ساعته خود را بیش از 2000میلی لیتر (ترجیحاً 3000 تا 4000 میلی لیتر) نگه دارد.
کشت ادرار باید هر 1 تا 2 ماه در سال نخست و به صورت دوره ای در سال های بعدی انجام گیرد. UTI مکرر باید به طور موثر درمان شود. از انجایی که بی تحرکی طولانی موجب کندی درناژ کلیوی و تغییر متابولیسم کلسیم می شود، افزایش تحرک در هر زمان ممکن توصیه می گردد. علاوه بر این، باید از مصرف بیش از حد ویتامین ها (به ویژه ویتامین D) و املاح اجتناب شود.
در صورتی که از سنگ شکنی، خارج کردن سنگ از راه جلدی، اورتروسکوپی یا سایر روش های جراحی برای خارج ساختن سنگ استفاده شود، علایم و نشانه های عوارضی که باید به پزشک اطلاع داده شوند، به بیمار آموزش داده می شوند. به بیمار و خانواده وی درباره اهمیت پیگیری برای ارزیابی کارکرد کلیوی و تضمین خارج کردن کامل سنگ های کلیه تأکید می گردد.
اگر بیمار تحت ESWL قرار گیرد، پرستار باید دستورات لازم را پیرامون مراقبت در منزل و لزوم پیگیری ارائه دهد. مصرف فراوان مایع ترغیب می شود، زیرا ممکن است دفع سنگ برای 6 هفته تا چند ماه پس از درمان ادامه یابد. به بیمار و خانواده اش درباره علایم و نشانه های عوارضی نظیر تب، کاهش برون ده ادراری و درد آموزش داده می شود. همچنین باید به بیمار گفته شود تا انتظار خون ادراری را داشته باشد(این مسئله در مورد تمام بیماران مورد انتظار است)، اما این عارضه نباید بیش از 4 تا 5 روز به طول انجامد. در صورت قرار داشتن یک استنت در حالب، انتظار می رود خون ادراری تا زمان خارج کردن آن ادامه یابد. به بیمار گفته می شود تا پزشک را در صورت بروز تهوع، استفراغ، درجه حرارت بالاتر از 38 درجه سانتیگراد یا عدم رفع درد با مصرف داوی تجویزی آگاه کند. همچینی به بیمار گفته می شود که در محل درمان بر پشت خود ممکن است دچار کبودی شود.
ادامه مراقبت
بیمار در مراجعات بعدی به دقت تحت نظر قرار می گیرد تا از کامل بودن درمان و عدم وجود عوارضی نظیر انسداد، عفونت، هماتوم کلیوی یا افزایش فشار خون اطمینان حاصل شود. در ملاقات بیمار در کلینیک یا مطب، پرستار اطلاعات بیمار را درباره ESWL و عوارض احتمالی آن ارزیابی می کند. علاوه بر این، پرستار اطلاعات بیمار را درباره عوامل زمینه ساز سنگ های کلیوی عوامل افزایش دهنده خطر و روش های پیشگیری ارزیابی می کند.
در همین زمان، توانایی بیمار در پایش PH ادراری و تفسیر نتایج ارزیابی می شود. به دلیل خطر بالای عود، به بیمار درباره علایم و نشانه های تشکیلی سنگ، انسداد و عفونت و اهمیت گزارش سریع این علایم آموزش داده می شود. در صورت تجویز دارو برای پیشگیری از تشکیل سنگ، تأثیر و اهمیت آن ها به بیمار توضیح داده می شوند.
ارزشیابی
نتایج مورد نظر
نتایج مورد نظر عبارتند از:
1- بیمار از درد شاکی نیست.
2- بیمار دانش کافی برای پیشگیری از عود را کسب نموده است.
۳- بیمار مایع فراوان مصرف می کند (حداقل 8 لیوان هشت اونسی در روز)
۴- بیمار در فعالیت های مناسب شرکت می کند.
۵- بیمار رژیم غذایی مناسب را برای پیشگیری از تشکیل سنگ رعایت می کند.
۶- بیمار نشانه هایی را که باید گزارش کند، آموخته است (تب، لرز، درد پهلو، خون ادراری).
۷- بیمار طبق دستور PH ادراری را اندازه گیری می کند.
۸- داروهای تجویزی را برای کاهش تشکیلی سنگ مصرف می کند.
۹- بیمار دچار عوارض نمی شود.
۱۰- بیمار علایم یا نشانه های سپسیس یا عفونت را گزارش نمی کند.
۱۱-بیمار هر بار 200 تا 400 میلی لیتر ادرار شفاف بدون خونریزی دفع می کند.
۱۲- بیمار دچار سوزش، تکرر و تأخیر ادراری نیست.
۱۳- درجه حرارت بدن بیمار طبیعی است.(1)
منابع:
1) بلک. جویس ام و هوکس. جین هوکانس؛ کتاب بلک هوکس جلد2 ویرایش هفتم 2005
2) اسملتزر. سوزان و بیر. برندا جی و هینکل. جانیس ال و چیویر. کری اچ؛ کتاب برونر و سودارث جلد 9 ویرایش یازدهم 2008
3) فیپس، لانگ، وودز، کاسمیر؛ کتاب فیپس1372 انتشارات چهره
4) هاريسون. مباني داخلي‌ طب‌ هاريسون‌ (بيماري­هاي‌ كليه‌ و مجاري‌ ادرار و اختلالات‌ آب‌ والكتروليت‌)، مترجم: ايرج آذري، چاپ‌1، تهران‌، تيمورزاده‌، 1978
5) بياتی. سحر، مطالعه و شناخت سنگهاي كليوي

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:30 PM
عفونت ‌هاي قارچي


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/04/100884095059.jpg تابستان به خاطر گرما و رطوبتي كه به همراه خود دارد، شرايط مناسبي را براي رشد قارچ‌ها و عفونت‌ها در بدن فراهم مي‌كند. علاوه بر اين، خود ما هم با سهل‌انگاري و رعايت نكردن برخي اصول بهداشتي دست به دست آن داده و كاملا اين موقعيت را براي ابتلا به انواع بيماري‌هاي پوستي آماده مي‌كنيم. از كليدهاي اصلي رهايي از اين مشكل، رعايت بهداشت فردي است كه اگر به آن اهميت دهيم، حداقل تا درصد زيادي از اين گرفتاري‌ها خلاص مي‌شويم و البته در شرايط حادتر، كار ممكن است به استفاده از دارو و درمان‌هاي پزشكي بكشد.
اين عفونت‌ هاي قارچي كه پوست و ناخن‌ها را درگير مي‌كنند، به تنيا مشهورند و واگيردار نيز هستند. اين عفونت‌ها گاهي از طريق تماس مستقيم با فرد مبتلا و يا گاهي از راه تماس با شئ يا حيوان آلوده، به انسان منتقل مي‌شوند. عامل بقاي اين عفونت‌هاي قارچي، گرما و رطوبت محيط بوده و بيشتر در شانه، لباس‌ها، محيط حمام و يا استخر زندگي كرده و رشد مي‌كنند. عدم رعايت بهداشت فردي و رطوبت طولاني‌مدت پوست بدن خطر رشد عفونت‌هاي قارچي را افزايش مي‌دهد. در بيشتر افراد، اين عفونت‌هاي قارچي خفيف بوده و به راحتي درمانپذيرند ولي در بيماراني كه به دلايلي چون ابتلا به ويروس HIV، ايدز، يا سرطان، سيستم ايمني ضعيفي دارند، ممكن است مشكلات جدي و خطرناكي را به‌وجود آورد.
عفونت‌هاي قارچي معمولا لكه‌هايي از خود روي پوست برجاي مي‌گذارند كه معمولا با رنگ طبيعي پوست متفاوت بوده و بيشتر به رنگ سفيد، صورتي، قهوه‌اي و به صورت فلسي‌شكل ديده مي‌شود. اين مشكل بيشتر قسمت‌هايي از بدن را مبتلا مي‌كند كه يا بر اثر پوشش نامناسب و گرم شدن و يا براثر عدم رعايت بهداشت، شرايط مساعدي براي رشد قارچ‌ها داشته‌اند مانند پشت، پاها، سينه، بازوها، ناخن‌ها، پوست سر و كشاله ران.
وقتي ناخن‌ها زيبايي خود را از دست مي‌دهند
ناخن ‌ها از اجزاي زيبايي دست و پا محسوب مي‌شوند و رعايت برخي اصول و بهداشت آنها ممكن است به اين وجهه زيبايي آن صدمه وارد كرده و فرد را نيز با مشكلاتي مواجه نمايد. در اين ميان عفونت ناخن‌هاي پا بسيار شايع‌تر است چرا كه داخل كفش بوده و محيط گرم و مرطوب داخل كفش، شرايط مناسب را براي رشد عفونت‌هاي قارچي فراهم مي‌آورد ولي رها شدن از شر عفونت انگشتان كمي دشوار بوده و زمان مي‌برد. عموما يكي از انگشت‌ها دچار عفونت مي‌شوند ولي در صورتي كه درمان مناسبي صورت نگيرد، ممكن است به ساير انگشت‌ها نيز سرايت كند. انگشت بزرگ پا معمولا اولين انگشتي است كه علائم عفونت قارچي در آن بروز مي‌كند. علائم آن هم اين‌گونه است كه ناخن زردرنگ و ضخيم گشته، شكننده شده و براحتي مي‌شكند و ناخن حالت طبيعي خود را از دست مي‌دهد و گاهي بر اثر نرم شدن، ممكن است ناخن از گوشت جدا شده و به طور كامل كنده شود. ناخن‌ها ظرافت و درخشندگي خود را از دست مي‌دهند. تمام اين علائم در مورد انگشتان و ناخن‌هاي دست هم قابل مشاهده است.
همان‌طور كه گفتيم، درمان عفونت قارچي ناخن‌ها دشوار بوده و معمولا بيمار نياز به درمان‌هاي خوراكي دارد كه در صورت عدم رعايت موارد لازم، بعد از مدتي، عفونت مجددا عود مي‌كند. در مورد عفونت قارچي ناخن‌ها، رعايت برخي اصول مانع از بروز و يا عود مجدد مشكل مي‌شود.
ناخن‌ها را هميشه كوتاه نگه داريد و قسمت‌هاي ضخيم ناخن را سوهان بزنيد. هرگز از ناخن‌گير يا قيچي مشترك براي كوتاه كردن ناخن‌هايتان استفاده نكنيد چرا كه عفونت قارچي قابل انتقال به ساير افراد است.
در ضمن اگر دچار عفونت قارچي پا شده‌ايد، هر چه سريع‌تر آن را درمان كنيد تا مبادا عفونت پا، به ناخن‌هايتان سرايت كند.
بهتر است اگر ناخن‌هايتان آسيب ديده‌اند، از پوششي مانند جوراب يا دستكش استفاده كنيد. از كفش‌هايي استفاده كنيد كه اندازه پايتان بوده و نوك گردي داشته باشد چرا كه كفش‌هاي تنگ و نوك باريك به ناخن‌هاي پا صدمه وارد مي‌كند.
همچنين پاهايتان را تا جايي كه ممكن است خنك نگه داريد و جوراب‌هاي نخي بپوشيد و براي جلوگيري از تعريق، از پودر تالك بين انگشتان پا استفاده كنيد و به طور كلي تمام اصول بهداشتي و مراقبتي كه درخصوص عفونت پا اشاره كرديم در مورد عفونت ناخن‌ها هم صدق مي‌كند.
علاوه بر درمان‌هاي دارويي كه معمولا به صورت خوراكي به بيمار داده مي‌شود، برخي درمان‌هاي سنتي هم وجود دارند كه طبق تحقيقات صورت گرفته بسيار مؤثر بوده و نسبت به درمان‌هاي دارويي، عوارض بسيار كمتري داشته و حتي عوارضي به دنبال ندارد.
بيشتر عفونت‌هاي قارچي خفيف بوده و درمان پذيرند ولي در بيماراني كه به دلايلي چون ابتلا به ويروس HIV، ايدز، يا سرطان، سيستم ايمني ضعيفي دارند، ممكن است مشكلات خطرناكي را به وجود آورد


روغن درخت چاي از آن دسته درمان‌هايي است كه ماليدن آن روي ناخن و پوست اطراف آن، 2 بار در روز، تأثير بسزايي در بهبود عفونت‌هاي قارچي ناخن داشته و داروي قوي ضد قارچ محسوب مي‌شود. روغن گياه اسطوخودوس، روغن رازيانه و روغن ليموترش هم به ميزان 2 تا 3 بار در روز، اثر قارچي داشته و عفونت ناخن‌ها را بهبود مي‌بخشد.
عفونت قارچي در ناحيه كشاله ران
اين نوع عفونت قارچي در ناحيه كشاله ران ايجاد شده و هم در زنان و هم در مردان مشاهده مي‌شود. افرادي كه بيشتر تعرق مي‌كنند، بيشتر مستعد عفونت در ناحيه كشاله ران هستند. اين عفونت باعث خارش و ايجاد قرمزي در آن ناحيه مي‌شود كه امكان گسترش آن نيز وجود دارد. استفاده از كرم‌هاي معمول در دسترس مي‌تواند كمك‌كننده باشد ولي كرم‌هاي تجويزي توسط پزشك درمان را تسريع مي‌كند.
هميشه ناحيه كشاله ران را تميز و خشك نگه داريد و تا بهبود علائم، از آميزش جنسي پرهيز كنيد. مرتب لباس‌هاي زير خود را عوض كنيد و در عين حال از پوشيدن لباس‌هاي زير تنگ خودداري كنيد. همچنين پوست اين ناحيه را مرتب شسته و با حوله تميزي خشك نماييد.
از لوازم بهداشتي شخصي استفاده كنيد و از به كار بردن وسايل شخصي ساير افراد بپرهيزيد.
رعايت اين اصول بهداشتي علائم عفونت را كم مي‌كند ولي در صورت تداوم علائم، مراجعه به پزشك و استفاده از پودرها، روغن‌ها و كرم‌هاي تجويزي مي‌تواند مؤثر باشد.
پوست سر مكاني براي رشد قارچ‌ها
همان‌طور كه گفتيم عفونت‌هاي قارچي آنقدر گسترده هستند كه مي‌توانند در تمامي نقاط بدن ظاهر شده و آنها را درگير كنند. پوست موي سر هم به خاطر شرايط مناسبي كه براي رشد قارچ‌ها دارد، مكان مناسبي براي رشد و نمو عفونت‌هاي قارچي است.
اين عارضه به ويژه در كودكان رخ داده و باعث ريزش موي سر به صورت نقطه‌اي مي‌شود. البته افراد بزرگسال هم در صورت عدم رعايت اصول بهداشتي ممكن است به اين بيماري مبتلا شوند. اين عفونت از طرق مختلف مانند تماس نزديك فرد به فرد، تماس با وسايل شخصي افراد مبتلا مانند شانه، حوله، يا رختخواب و تماس با حيوان آلوده قابل انتقالند.
اين عفونت قارچي باعث ريزش مو يا به اصطلاح عوام كچلي قسمت‌هايي از موي سر يا كل موها مي‌شود كه پوست سر خاكستري به نظر رسيده و نقاط سياه‌رنگي روي آن را مي‌پوشاند. اين نقاط سياه‌رنگ، موهايي هستند كه ريزش كرده و باقيمانده آنها به صورت نقاط سياه به نظر مي‌رسند. در اين حالت پوست سر پوسته پوسته شده و شوره سر در آن ديده مي‌شود. اين قسمت‌ها خارش زيادي داشته و گاهي بر اثر خارش زياد، زخم مي‌شوند.
عفونت قارچي پوست سر معمولا با قرص‌هاي ضد قارچ قابل درمانند. برخي پزشكان هم كرم‌ها يا قرص‌هاي استروئيدي را تجويز مي‌كنند. استروئيدها به كاهش التهاب نواحي درگير با عفونت كمك زيادي مي‌كند ولي استفاده طولاني مدت از آنها به دليل عوارض جانبي شديدي كه به جاي مي‌گذارند، توصيه نمي‌شود.
اين عارضه در زمان حاضر خيلي عارضه جدي و همه ‌گيري نيست ولي در زمان‌هاي قديم به علت عدم رعايت بهداشت عمومي و دسترسي نداشتن به آب سالم و بهداشتي، كودكان و افراد زيادي دچار عفونت قارچي پوست سر مي‌شدند.
ابتلاي كودكان به اين عارضه و گذراندن مراحل درماني نبايد باعث دور ماندن آنها از مدرسه و دوستان شود. در اين مرحله، پزشكان شامپوهاي ضد قارچي را تجويز مي‌كنند كه مانع از گسترش و انتقال آن به ساير افراد مي‌شود. اين شامپوها عفونت را درمان نمي‌كنند ولي به كاهش مقدار قارچ‌ها در پوست سر كودك كمك مي‌نمايند. كودك نبايد از شانه، حوله، رختخواب، كلاه و به طور كلي وسايل شخصي ديگران استفاده كند. وسايل شخصي كودكتان را به طور مرتب بشوييد و پس از بهبود كودكتان، براي جلوگيري از عود عفونت‌ها، وسايل شخصي و بويژه شانه او را با مواد ضد عفوني‌كننده، بشوييد.
همان‌طور كه در طول مقاله اشاره كرديم، بهترين راهكاري را كه مي‌توانيد پيش گيريد تا از ابتلا به عفونت‌هاي قارچي پوستي جلوگيري نماييد، اصل پيشگيري و رعايت بهداشت عمومي و بهداشت فردي است كه موارد آن را مورد به مورد اشاره كرديم. فقط مراقب باشيد، چرا كه عفونت‌هاي قارچي، از آن دسته عفونت‌هايي است كه حتي پس از درمان هم امكان عود و بازگشت آن وجود دارد، پس بيشتر حواستان را جمع كنيد.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/04/100884094825.jpgراه‌هايي براي رهايي از عفونت زنانه
عفونت قارچي در زنان به گروهي از عفونت‌ها اطلاق مي‌شود كه در ناحيه واژن ايجاد شده و باعث تحريك و سوزش آن قسمت مي‌شود. اين نوع عفونت قارچي در 20 تا 50 درصد زنان مشاهده مي‌شود. اين عفونت‌ها معمولا به علل مختلفي ايجاد مي‌شود و به دليل توليد مخمرها و قارچ‌هاي جديد و افزايش تعداد آنها نسبت به حالت طبيعي بروز مي‌كند.
از علل مختلف ايجاد عفونت‌هاي قارچي مي‌توان به آسيب‌هاي وارده به ناحيه پس از شيمي درماني، وجود شرايط مساعدكننده گرما و رطوبت براي رشد قارچ‌ها و اصلي‌ترين دليل آن كه آميزش‌هاي كنترل نشده جنسي است، اشاره كرد. عدم رعايت بهداشت فردي، عمده‌ترين علت بروز عفونت‌هاي قارچي ناشي از گرما و رطوبت است. بويژه در فصل تابستان كه استقبال از استخرها افزايش مي‌يابد، خانم‌ها بايد بيشتر مراقب باشند، چرا كه ممكن است اين عفونت‌ها از طريق ساير افراد مبتلايي كه در آب هستند به خانم‌هاي ديگر منتقل شود.
بنابراين توصيه مي‌شود چنانچه مبتلا به اين عفونت‌ها شده‌ايد تا زمان بهبود از رفتن به استخرهاي عمومي خودداري كنيد.
علائم اصلي اين نوع عفونت شامل خارش، سوزش، دردناكي ناحيه و... مي‌شوند. در درمان اين‌گونه عفونت‌ها معمولا از داروهاي ضد قارچ خوراكي يا داروهاي موضعي استفاده مي‌شود و گاهي هم تركيباتي از داروها به كار مي‌رود. ولي بهتر است قبل از ابتلا، از بروز آن جلوگيري كنيد. بنابراين بكوشيد بهداشت فردي را رعايت كنيد. به جاي لباس‌هاي زير تنگ و پلاستيكي از لباس‌هاي زير آزاد و نخي استفاده كنيد. هميشه از دستمال توالت استفاده كنيد تا رطوبت باقيمانده باعث رشد قارچ‌ها نشود و بالاخره سعي كنيد تا بهبود كامل، از رفتن به استخرهاي عمومي و تماس جنسي پرهيز كنيد.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/04/100884094991.jpgمراقب بهداشت پاهايتان باشيد
عفونت قارچي در ناحيه پاها از شايع‌ترين اين گروه از عفونت‌ها محسوب مي‌شود و معمولا از طريق تماس مستقيم گسترش پيدا مي‌كند. بيشتر افراد با پابرهنه راه رفتن در محيط‌هاي مرطوب و يا كف استخرها دچار اين نوع عفونت مي‌گردند. اين عفونت قارچي از لابه‌لاي انگشتان پا آغاز شده و رفته رفته باعث پوسته پوسته شدن، ترك خوردن و حالت فلسي شدن پوست آن ناحيه و نواحي اطراف مي‌شود و در قسمت كف و كناره‌هاي پا، به صورت قرمزي، فلسي شدن و حتي خشكي پوست بروز مي‌كند كه معمولا با خارش همراهند. گاهي افرادي كه مبتلا به عفونت قارچي پا شده‌اند، از سوزش ناحيه كف پا احساس ناراحتي و تصور مي‌كنند كه عامل اين سوزش تنها تعريق پاست و آن را جدي نمي‌گيرند. در صورت بروز چنين حالات و علائمي به پزشك مراجعه كنيد. اين عفونت‌ها معمولا با كرم‌هاي ضد قارچ بهبود يافته و علائمي چون سوزش و خارش در آنها كاهش مي‌يابد و در موارد شديدتر بيماري، پزشك از قرص‌هاي ضد قارچ براي بيمار استفاده مي‌كند.
اما بهتر نيست با رعايت برخي موارد بسيار ساده و نيز بهداشت فردي خودمان را گرفتار اين‌گونه مشكلات نكنيم؟ مطمئنا با رعايت برخي نكات به اين عفونت‌ها دچار نخواهيم شد. به عنوان مثال هرگز پابرهنه در مكان‌هاي عمومي مانند باشگاه‌هاي ورزشي، اتاق‌هاي هتل، محيط استخر و كف حمام راه نرويد و هميشه حداقل از يك دمپايي استفاده كنيد تا از پاي شما در مقابل اين عفونت‌ها مراقبت كند.
همچنين از پوشيدن كفش‌هاي تنگ بويژه در فصل تابستان جداً پرهيز كنيد. كفش‌هاي تنگ، گردش هوا را بخصوص در تابستان، در لابه‌لاي انگشتان پا كم كرده و پا شروع به تعريق مي‌كند و احتمال بروز عفونت‌هاي قارچي افزايش مي‌يابد و چنانچه عفونت يا زخمي هم در آن ناحيه وجود داشته باشد، خطر عفونت قارچي چند برابر خواهد شد. سعي كنيد در فصول گرم از صندل استفاده كنيد تا گردش هوا در پاها بخوبي صورت گيرد. كفش‌هاي جلوبسته لاستيكي يا چرمي گردش هواي خوبي نداشته و پاها قادر به تنفس نيستند.
در ضمن هرگز پايتان را در كفش ديگران نكنيد و هر روز پاهايتان را با آب و صابون بشوييد.
فراموش نكنيد چنانچه از كفش‌هاي روبسته و جلوبسته استفاده مي‌كنيد، جوراب‌هاي نخي يا پارچه‌اي به پا كنيد تا عرق پا را به خود جذب كند و سعي كنيد هر روز جوراب‌هايتان را عوض كنيد.
و در نهايت اگر جزو آن دسته از افرادي هستيد كه تعريق زيادي در ناحيه پا داريد، از پودرهاي ضدقارچ روي پا و داخل كفش استفاده كنيد.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:31 PM
دردسرهاي تاخير در اجابت مزاج


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/04/100884095380.jpg يبوست مزمن به خودي خود يك بيماري جدي تلقي نمي‌شود، بلكه يك علامت مشترك است كه احتمال وجود چند تغيير غيرطبيعي را در بدن نشان مي‌دهد. آمارها نشان مي‌دهد كه تقريبا 2 درصد جمعيت جهان دچار يبوست هستند كه البته بيشترين آنها افراد مسن هستند. همچنين آمار نشان مي‌دهد كه تنها در ايالات متحده آمريكا سالانه 3 ميليون مريض به علت يبوست به پزشك مراجعه مي‌كنند.
مطالعات نشان مي‌دهد كه يبوست مزمن مي‌‌تواند يكي از عوامل خطر در ابتلا به سرطان روده باشد. از شايع‌ترين عوارض يبوست مي‌توان به هموروئيد يا بواسير، واريس، شقاق مقعد، افزايش كلسترول خون و افزايش قند خون اشاره كرد. تاخير در انتقال مواد دفعي و ماندن بيش از حد آن در روده‌ها را يبوست مي‌گويند.
يبوست يكي از بيماري‌هاي گوارشي شايع فصل تابستان به حساب مي‌آيد و در فصل تابستان به دليل استرس، سفر، عدم دسترسي به سرويس‌‌هاي بهداشتي در سفر و همچنين مصرف كمتر ميوه و سبزي به وجود مي‌آيد. نزديك به نيمي از افراد كه با شكايت يبوست به پزشك مراجعه مي‌كنند، طبق تعريف يبوست ندارند. اغلب اين افراد از ميزان و نحوه دفع مدفوع شكايت دارند. تعداد دفعات اجابت مزاج در افراد مختلف، متفاوت است و معمولا هر سه روز يكبار و گاه تا سه بار در روز طبيعي است. به همين دليل به وجود آمدن تغيير در تعداد دفعات اجابت مزاج در همه فرد نسبت به وضعيت معمولي او بايد يبوست تلقي شود.
چگونه دچار يبوست مي‌شويد؟
استفاده از غذاهاي كم‌فيبر: فيبر در روده‌ها هضم و جذب نمي‌شود. مدفوع مخلوط با فيبر، مقدار زيادي آب جمع مي‌كند و به صورت توده حجيم و مرطوب درآمده و عمل دفع را آسان‌تر مي‌كند. چنانچه از مواد غذايي كم‌فيبر مثل فست‌فودها استفاده كنيم باعث مي‌شود كه مدفوع بدون فيبر، كوچك و خشك شده و مدت طولاني در روده انباشته شود و خيلي ديرتر و با سختي دفع شود. از مواد غذايي پرفيبر مي‌توان به ميوه‌ها و سبزيجات اشاره كرد. با مصرف كافي ميوه و سبزي با در نظر گرفتن شرايط بهداشتي بخصوص در فصل تابستان مي‌توان از بروز يبوست جلوگيري كرد. برخي به اشتباه تصور مي‌كنند مصرف بعضي ميوه‌ها سبب ايجاد سنگيني و نفخ معده در آنها مي‌شود، در حالي كه مصرف ميوه علائم گوارشي ايجاد مي‌كند كه نشان‌دهنده سالم بودن ميوه و موثر بودن آن است. توصيه‌اي كه مي‌توان به اين افراد كرد اين است كه حتي‌‌الامكان از مقدار كمتر مواد فيبري شروع كنند و مقدار آن را بتدريج افزايش دهند.
عدم تحرك و فعاليت: معمولا افرادي كه دچار شكستگي استخوان و به دنبال آن دچار محدوديت حركتي شده‌اند و همچنين در افراد معلول و سالخورده به دليل فعاليت بدني و حركتي كمتر، يبوست شيوع بيشتري دارد.
عدم پاسخگويي به فرمان دفع: برخي از بزرگسالان و اطفال به دليل كار فشرده يا سرگرمي، به احساس اجابت مزاج پاسخ مناسب نمي‌دهند. عدم دفع بموقع مدفوع باعث مي‌شود مايعات موجود در مواد دفعي جذب شده، يبوست ايجاد شود.
كمبود مايعات: انسان روزانه به 8 ـ 6 ليوان آب نياز دارد و ضرورت ندارد اين مقدار از مايعات را حتما به صورت آب مصرف كنيم بلكه مي‌توان از آبميوه طبيعي، چاي و... استفاده كرد.
مصرف داروهاي يبوست‌زا: برخي از داروها مانند داروهاي ضدافسردگي، فشار خون، مكمل‌هاي آهن، داروهاي ضدپاركينسون و ضدحساسيت، ضدتشنج، ضداسهال، استفاده مكرر از داروهاي ملين، كلسيم كادبونت از دلايل بروز يبوست به شمار مي‌روند.
بالا رفتن سن: با بالا رفتن سن، كم‌كم بدن ضعيف‌تر مي‌شود. ازجمله سيستم اعصاب روده نيز با افزايش سن ضعيف شده كه همين امر باعث كاهش حركات طبيعي روده و نيز كاهش احساس پري در روده و كم‌تحركي آن مي‌گردد و به دنبال آن يبوست بروز مي‌كند.
بيماري‌هاي يبوست‌زا: بيماري‌هاي دستگاه عصبي مانند پاركينسون و ضايعه نخاعي، اختلالات تخليه روده بزرگ و همچنين بيماري‌هايي كه عضلات بدن را به صورت فراگير درگير مي‌كنند نيز از دلايل يبوست محسوب مي‌شوند.
چنانچه حداقل دو مورد از اين علائم در فردي موجود باشد، به يبوست مبتلا شده است: 1 ـ مدفوع سفت و خشك باشد.2 ـ تعداد دفعات تخليه كم باشد. 3 ـ دفع و تخليه بسختي انجام شود. 4 ـ مواد دفعي كاملا تخليه نشوند.
اگر يبوست طولاني شود به آن يبوست مزمن مي‌گويند كه با علامت‌هايي مثل سردرد، كاهش اشتها، حالت تهوع، ضعف عمومي، بي‌حوصلگي، دل‌درد، احساس خستگي، نفخ شكم و درد پايين كمر و شكم همراه است.
دردسري براي دوران بارداري
يبوست يكي از مشكلات شايع در حاملگي است كه به سبب تغييرات هورموني به وجود مي‌آيد. ترشح هورمون پروژسترون باعث تغييراتي در روده شده كه اين مساله تضعيف قدرت روده را به دنبال دارد. همچنين عواملي مانند عدم مصرف غذاهاي فيبردار به دليل ويار حاملگي،‌ استفاده از مكمل آهن مصرف ناكافي آب و استرس دوران بارداري آن را تشديد مي‌كند.
يبوست يكي از بيماري‌هاي گوارشي شايع فصل تابستان است كه به دليل استرس، سفر، عدم دسترسي به سرويس‌‌هاي بهداشتي و مصرف كمتر ميوه و سبزي به وجود مي‌آيد


به خانم‌هاي باردار توصيه مي‌شود كه براي پيشگيري از يبوست دوران حاملگي از غذاهاي فيبردار مانند مواد غذايي حاوي سبوس و ميوه‌ها و سبزيجات تازه استفاده كنند. ورزش را فراموش نكنند و از نوشيدني‌هايي مثل آب، چاي و آبميوه‌هاي طبيعي غفلت نكنند.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/04/100884095315.jpgيبوست در نوزادان و اطفال
برخي از والدين فكر مي‌كنند كه شكم كودكشان بايد هر روز كار كند، در صورتي كه اين تفكر صحيح نيست. يبوست در اطفال به اين معني است كه مدفوع به حدي سفت باشد كه نتواند براحتي دفع شود، اما دير بودن دفعات، هيچ ارتباطي به يبوست ندارد. امكان دارد يك نوزاد سالم از روزي يك تا 4 بار در روز مدفوع كند. نوزاداني كه از شير مادر تغذيه مي‌كنند ممكن است يكبار به ازاي هر نوبت مصرف شير، دفع داشته باشند. با افزايش سن معمولا تعداد دفعات دفع كاهش مي‌يابد ولي به حجم آن اضافه مي‌شود. در حالت طبيعي يك كودك سه چهار ساله بين 3 تا 4 بار در روز تا 3 بار در هفته اجابت مزاج خواهد داشت. يكي از مهم‌ترين عوامل يبوست‌زا در شيرخواران تغيير شير كودك از شير مادر به شير گاو يا شير خشك است. اين تغيير شير مي‌تواند عادات دفع شيرخوار را خصوصا در دو سه هفته ابتداي تولد تغيير دهد. مصرف شيرگاو نيز يكي از مهم‌ترين عوامل يبوست‌زا در اطفال به حساب مي‌آيد. برخي نوزادان در زمان اجابت مزاج به خود فشار مي‌آورند و صورتشان سرخ مي‌شود كه اين مساله ربطي به يبوست ندارد. بنابراين از مهم‌ترين دلايل يبوست در اطفال مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: تغيير عادات و رژيم غذايي، مصرف زياد شير گاو بخصوص زير 2 سالگي، عدم مصرف آب و مايعات، تغيير محل زندگي و تغيير توالت‌ها، مسافرت، ترس از محيط توالت‌ (مثلا وجود سوسك)‌،‌تب و ناخوشي، كم‌كاري غده تيروئيد، ديابت، كمبود پتاسيم، افزايش كلسيم، مصرف داروهاي ضد تشنج، بازيگوشي و عدم توجه به اجابت مزاج.
براي درمان يبوست در كودكان بايد به كودك مقدار كافي آب يا ديگر مايعات بدهيد. از غذاهاي پرفيبر مثل انواع لوبيا،‌ نخود سبز، زردآلو، آلو و اسفناج استفاده كنيد. شكم كودك را ماساژ ملايم دهيد. در صورتي كه كودك از شير خشك تغذيه مي‌كند آب آن را افزايش دهيد. به كودكان بالاي 6 ماه، آبميوه‌هايي مثل گلابي يا هلو بدهيد. به كودك آموزش دهيد كه هنگام نياز به اجابت مزاج، حتما به توالت برود و اين مساله را به تاخير نيندازد.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:33 PM
سرطان سینه (پستان) چیست؟

http://www.rokhshad.com/wp-content/uploads/2008/08/mammography3.jpg پستان ها از لحاظ توليد شير در دوره ي پس از زايمان، هماهنگي با دستگاه توليد مثلي دارند. هورمون هاي جنسي زنانه بر رشد پستان ها و توليد شير ( و هورمون هاي اختصاصي پرولاكتين ) تاثير مي گذارند. پستانها با احساس جنسي هماهنگ هستند و يك جزء لاينفك از رفتار جنسي را تشكيل مي دهند. رشد پستان ها در بزرگسالان مونث نشانه ي رويكرد او به زنانگي و تاكيد بر زن بودن اوست. پستان ها خصوصا نوك آن از نسج نعوظي تشكيل شده است، نواحي كسب لذت در فعاليت جنسي مي باشند. زنانگي با مدل پستانهاي انحنادار تيپيك مشخص مي شود در حالي كه مردانگي با وجود قفسه ي سينه ستبر و پهن مشخصمي شود. بدين جهت بيماريهاي پستان احساسات متفاوتي را بر مي انگيزد و ترسها و نگرانيهايي را پديد مي آورد كه به معاينه ي پستان توسط خود شخص يا جستجوي بي تاخير مراقبت هاي تشيصي و درماني تاثير مي گذارد. شايعترين مشكلات پستان را ديسپلازي (وضعيت فيبروكيستيك)، كانسر، فيبروآدنوم، گشادي مجراي پستاني و عفونتها تشكيل مي دهند. هر چند اين بيماري در خانمها پديد مي آيد ليكن در آقايان نيز قابل مشاهده است. كانسر نيازمند وسيعترين مراقبت پرستاري است.(كتاب فيپس صفحه 411)
اپيدميولوژي:
كانسر پستان شايعترين بدخيمي هاي زنان و دومين علت مرگ ناشي از كانسر در خانم هاي ۵۵-۱۵ ساله هستند. تخمين زده مي شود كه در ايالات متحده از هر ده زن يكي به كانسر پستان مبتلا خواهد گرديد و شانس ابتلا با افزايش سن، زياد مي شود. شانس ابتلاي يك خانم 70 ساله 6 برابر بيشتر از يك خانم 40 ساله است. حدودا ميزان شيوع كانسر پستان با سرعتي به طور متوسط 2% در سال رو به افزايش است. ميزان بقاي 5 ساله حدود 65٪ است كه به علت شكست در تشخيص زودرس ضايعه و عدم مراجعه بلافاصله به پزشك پس از كشف ضايعه اندك است. ميزان شيوع كانسر پستان در زنان سياهپوست كمي از سفيدان كمتر است. عوامل وضعيت اجتماعی _ اقتصادي پائين و تشخيص بيماري در مراحل پيشرفته تر را به ميزان بقاي كمتر سياهان نسبت داده اند.
كانسر پستان در زنان قبل و بعد از يائسگي پديد مي آيد و حداكثر شيوع آن بين سنين 45 و 49 سالگي و در سنين 65 سالگي است.
كانسر پستان صرفا يك بيماري منفرد نيست، بلكه به نسج گرفتار شده در پستان، وابستگي آن به استروژن و سن بيمار بهنگام شروع آن بستگي دارد. بدخيمي پستان در قبل و بعد از يائسگي با يكديگر متفاوتند. پاسخدهي به درمان و پيش آگهي، در هر يك از بدخيمي ها متفاوت خواهد بود.(کتاب فیپس صفحه:412_415)
پيش آگهي
پيش آگهي خوب در سرطان پستان منوط به تشخيص زودرس، نوع كانسر موجود، فاكتورهاي ميزبان و تخريب درماني كامل يا برداشت كامل تمام نسوج حاوي سلولهي بدخيم، پيش از وقوع متاستاز است. آمار نشان مي دهد كه بالغ بر 50٪ بيماران در هنگام تشخيص، بيماريشان در مراحل بالا با انتشار ناحيه اي و دور دست است. بدخيمي پستان در مردان در مراحل بالاتري تشخيص داده مي شود.(كتاب فيپس صفحه 415)
تشخيص به موقع و درمان فوري كانسر (قبل از بروز متاستاز) انجام گيرد معاینه شخصي پستان، ماموگرافي، ويزيت توسط متخصص در امر تشخيص فوري بسيار حياتي است. پرستار بيمار را تشويق به انجام معاينات شخصي پستان نمايد و اهميت معاينه شخصي پستان را گوشزد كرده و بيماراني را كه در خطر بروز كانسر قرار دارند شناسايي كند. (كتاب لاكمن صفحه 167)
پيشگيري:
هر چند اقدامات پيشگيرانه براي سرطان پستان هنوز ناشناخته اند، از طريق تشخيص و درمان زودرس مي توان جلوي مرگ و مير ناشي از كانسر پستان را گرفت.
معاينه ي پستان توسط پزشك هر 3سال يكبار (براي زنان 20_40 سال)بايد انجام گيرد. (كتاب لاكمن صفحه 168)
تمامي خانمهاي بالاي 40 سال، سالانه بايد يكبار مورد معاينه قرار گيرند و خانمهاي بالاي 30 سال كه داراي سابقه فاميلي كانسر پستان دارن بايد حداقل 2 بار مورد معاينه قرار گيرند. طبق آماري تنها 75٪ از خانمهاي امريكايي و تنها 10٪ از خانمهاي سياه پوست سالانه يكبار توسط پزشك معاينه مي شوند. كمبود معاينه در زنان كم سواد و كم درآمد و سياهپوست بيشتر جلب توجه مي كند.
قابل دسترس ترين وسيله جهت شناسايي زودرس ضايعات پستان، معاينه پستان توسط خود شخص است.(BSE) هرچند 90٪ تمامي كانسرهاي پستان از طريق معاينه شخصي مورد شناسايي قرار مي گيرند، ولي بسياري از آنها تا ماه ها گزارش نمي شوند. ترس از دست دادن عضو و هراس از مرگ دو علت عمده ايست كه خانمها در مراجعه ي پزشكي و درمان تاخير مي نمايند و به هنگام شناسايي يك تومور بر روي ترس هاي خود ريسك كرده و تعلل مي ورزند.
زنان سياهپوست بيش از هر بيماري ديگر از كانسر پستان بيمناک اند. برخي خانمها به خاطر اجتناب از مخارج يا شرم و خجالت معاينه يا با استدلال جزئي بودن مشكل مراجعه نمي كنند.
در سالهاي اخير وارد اجتماع شدن بسياري از خانمهاي ماستكتومي شده و تدام فعاليت آنها در زندگي، تشويقي براي ساير خانم ها بوده است.( كتاب فيپس صفحات 414 – 417)
ميزان خطرات بيماي را به زنان آموزش دهيد. زنان مست و پر خطر شامل: زنان سنين 55 سال به بالا، مجردها، اولين حاملگي بعد از 30 سالگي و سابقه فاميلي كانسر پستان مي باشد. زنان مي توانن با تغيير شيوه ي زندگيشان، خطر بروز بيماري پستان را كاهش دهند.
رژيم غذايي كم چرب نقش مهمي در پيشگيري دارد
الكل خطر بروز بيماري را افزايش مي دهد.
مصرف كلم و گل كلم با تبديل استروژن به فرمهاي غير سرطان زا، شانس بروز كانسر را كاهش مي دهد.
ويتامين A، مواد بتاكاروتن دار پرتقال و سبزي هاي تيره از رشد سلول هاي غيرطبيعي جلوگيري مي كند.
بعضي حبوبات توليد استروژن را متوقف مي كند.
ماموگرافي تومورهاي كوچك را قبل از آنكه به دنبال معاينه پستان كشف شوند، متوقف مي كند.
در مورد ماموگرافي اولين عكس را در سنين 25_39 سالگي بگيريد. براي سنين 40_ 50 هر يك تا دو سال و براي زنان بالاي 50 سال سالانه ماموگرافي انجام دهيد. (كتاب لاكمن صفحه 168)
ريسك فاكتورهاي كانسر پستان:
۱- افزايش سن (بالاترين خطر براي ابتلا در سنين بعد از 50 سالگي است)برونر ص157
۲- سابقه فاميلي كانسر پستان و ابتلاء مادر، خواهر يا فاميل درجه 1
الف- در صورتي كه يك پستان دچار سرطان شده باشد در هر سال 1 درصد خطر ابتلاي سرطان در پستان سال افزايش مي يابد.
ب- زناني كه فاميل درجه يك آنها مبتلا شده دو برابر ديگران در معرض خطر هستند.
ج- اگر مادر قبل از 60 سال مبتلا شده باشد خطر افزايش مي يابد.
ج- اگر سرطان در دو نفر از اعضاي درجه فاميل ايجاد شده باشد خطر 4 تا 6 برابر مي شود. (برونر صفحه: 156)
۳- ساكنين امريكاي شمالي يا شمال اروپا
۴- سابقه راديوتراپي پستان
۵- قرار گرفتن در معرض تابش پرتوهاي يونيزان در سنين بين بلوغ تا 30 سالگي (برونر ص 157)
۶- سابقه بيماري پروليفراتيو
۷- وجود تغييرات ديسپلاستيك پارانشيم در ماموگرافي
۸- سن بالاي 30 سال در اولين حاملگي
۹- وضعيت اقتصادي اجتماعي بالا
۱۰- منارك زودرس(قبل از 12 سالگي ص157) يا منوپوزديرس (ايجاد منوپوز قبل از سن 35 سالگي ريسك كانسر پستان را به يك سوم زمان منوپوز طبيعي كاهش مي دهد.
۱۱- نازايي
۱۲- سابقه قبلي سرطان رحم، تخمدان و كولون
۱۳- قرص هاي ضدبارداري (هنوز در حال تحقيق است)
۱۴- هورمونهاي اگزوژن
۱۵- قد و وزن بالاتر از ميزان متوسط
۱۶- رژيم غذايي غني از چربي
۱۷- مصرف الكل و شراب (بص157)
۱۸- اختلال فونكسيون تخمدان و هيپوفيز
۱۹- ژنتيك (BRCA_2 يا BRCA_1 جهش ژني احتمال 50 تا 90 درصد )(کتاب برونر صفحه : 157)
۲۰- وجود بيماري خوش خيم پستان يا هيپرپلازي اتيپيك (خطر 4 برابر ص157) LCIS(کتاب لاکمن صفحه: 166)
عوامل محافظت كننده:
۱- ورزش شديد و مرتب به دليل: 1- به تاخير انداختن منارك 2 -كاهش ذخيره چربي بدن
۲- توقف قاعدگي
۳- كاهش تعداد دوره هاي قاعدگي تخمداني
۴- شيردهي
۵- يك دوره بارداري كامل قبل از 30 سال (کتاب برونر صفحه: 156)
عوامل دخيل در معاينه موفقيت آميز پستان
۱- معاينه پستان
۲- معاينه سينه ها طبق الگوي مداوم و منظم
۳- بررسي تمام سطوح بدن: پستان، دنباله پستان و زير بغل
۴- معاينه تمامي عمق بافت (استفاده از انگشتان و اعمال فشار)
۵- كنترل مايعات دفعي، مشاهده پستان ها و لمس نمودن آنها جهت دريافتن تغييرات احتمالي
۶- گزارش هرگونه تغيير به پزشك
مرحه بندي كنسر (staging):
انواع مختلفي مرحله بندي براي كانسر وجود دارد:
1- اندازه زاويه اوليه
2- ميزان انتشار سلولهاي سرطاني به گرههاي لنفاوي موضعي
3- وجود يا عدم وجود متاستاز
معمولا از سيستم TNM استفاده مي شود كه كانسر پستان را بر طبق خصوصيات تومور اوليه (T)، درگيري غدد لنفاوي موضعي (N) و متاستاز دوردست (M) طبقه بندي مي كنند.
مرحله بندي كانسر پستان
Tx : عدم وجود تومور اوليه
T0: عدم شواهدي دال بر تومور اوليه
Tis: كارسينوم in siut : كارسينوم اينتراداكتال، كارسينوم لوبلر in situ با بيماري پاژه نوك پستان
بدن وجود تومور 2cm يا كمتر در بيشترين قطرش
T1 :2cm يا كمتر در بيشترين قطرش
T1a : 5/0 cm يا كمتر در بيشترين قطرش
T1b : بزرگتر از 5/0 cm ولي كمتر از يك سانتيمتر (در بيشترين قطرش )
T1c : بزرگتر از 1 cm ولي كمتر از 2 سانتيمتر (در بيشترين قطرش )
T2 :بيشتر از cm 2 ولي كمتر از cm 5 در بزگترين قطرش
T3 : بزرگتر از cm 5 در بيشترين قطرش
T4 : تومور با هر اندازه كه باشد همراه با انتشار مستقيم به ديواره قفسه سينه يا پوست
T4a : انتشار به قفسه سينه
T4b : ادم به صورت شبه پوست پرتقالي ( peau dorange ) يا زخمي شدن پوست پستان يا وجود
ندولهاي ماهواره اي شكل ( satellite skin nodules ) محدود به همان پستان
T4c : وجود T4a و T4b
T4d : كارسينوم التهابي
Nx : فقدان درگيري گره هاي لنفاوي موضعي
N0 : عدم متاستاز به گره هاي لنفاوي موضعي
N1 : متاستاز به گره هاي لنفاوي متحرك و يك طرف زير بغل
N2 : متاستاز به گره هاي لنفاوي يك طرف زير بغل كه به يك يا چند ساختمان مجاور چسبتدگي پيدا كرده است.
N3 : متاستاز به گره هاي لنفاوي پستاني داخلي يك طرف از بدن
Mx : عدم متاستاز دور دست
M0 : عدم شواهدي دال بر متاستاز دوردست
M1 : متاستاز دوردست از جمله انتشار به گرههاي لنفاوي فوق ترقوه اي يك طرف بدن (کتاب لاكمن صفحه :172)
تظاهرات باليني:
كانسر پستان به طور تيپيك به صورت يك توده منفرد يكطرفه ومشخصا در ربع فوقاني خارجي پستان مشخص ميشود. اين توده معمولا بدون درد، غير حساس، سفت، بدشكل و غيرمتحرك بوده 64_70 درصد كانسرهاي پستان به صورت يك توده قابل لمس بوده كه توسط بيمار كشف ميشود.30_40 % تومورها توسط ماموگرافي تشخيص داده ميشود. ( لاكمن ص169و170)
ضايعات نرم نيستند و داراي مرزهاي نامنظم اند و در كپسول قرار نگرفته اند. شكايت از درد منتشر و حساسيت پستان هنگام قاعدگي معمولا با بيماري خوش خيم پستان همراه است. درد شديد هنگام مراجعه ممكن است همراه با سرطان در مراحل آخر باشد.
زنان ممكن است به دليل گودي و فرورفتگي پوست پستان و حالت پوست پرتقالي (وضعيتي كه به دليل تورم ناشي از انسداد جريان لنف در لايه هاي پوست ايجاد مي شود) به پزشك مراجعه كند. تورفتگي نوك پستان و ضايعات با چسبندگي به جدار قفسه سينه نيز ممكن است مشهود باشند. گرفتاري پوست با زخم و ضايعات عفوني قارچي خود را نشان دهد. اين علايم كلاسيك نشان دهنده سرپستان در مراحل آخر هستند. (کتاب برونر صفحه: 156)
بررسي و يافته هاي تشخيصي
از جمله اقدامات تشخيصي مي توان به:
۱- عكس سينه
۲- شمارش كامل سلولهاي خوني
۳- تست هاي بيوشيميايي كبد
۴- ماموگرافي پستان
۵- اسكن استخوان و كبد (نتايج مثبت كاذب به همراه داشته و معتقدند اسكن براي بيماران با مرحله IV يا كساني كه آنزيم كبدي غير طبيعي دارند، به كار مي رود.
۶- معيارهاي توموري: مي توان به آنتي ژن كارسينو امبريونيك (CEA)، فريتين و HCG اشاره كرد. (کتاب لاكمن صفحه :170)
روشهاي تشخيص بافتي و هيستولوژي كانسر پستان شامل:
۱- آسپيراسيون با سوزن ظريف FNA
۲- بيوپسي باز يا خارج كردن توده
۳- بيوپسي از طريق برش بافت
۴- بيوپسي مركزي
۵- مشخص كردن محل تومور با كمك سوزن
۶- بيوپسي استريوتاكتيك (کتاب برونر صفحه: 157)
تستهاي تشخيصي شامل:
1- ماموگرافي: در شناسايي زودرس ضايعات پيش از رسيدن به مرحله قابل لمس مورد استفاده قرار مي گيرد. كانسرهاي زودرس غالبا به صورت نقاط متراكم كوچك با كلسيفيكاسيون نقطه اي در داخل آنها به راحتي روي فيلم مشاهده نمود. 97_ 80 درصد موفق است.
2- زروراديوگرافي zeroradiography: که در پيش آگهي درمان عالي است. در مرحله پره گلينكال، 1تا2 سال پيش از لمس ضايعات 1cm برسند تشخيص مي دهد.
3- ترموگرافي termography: اندازه گيري گرماي خارج شده از پستان كه بيماريابي كم ارزشي است زيرا 1- گاهي بافت خودش گرمتر است و 2- برخي ضايعات بدخيم گرم نيستند.
4- اولتراسوند: براي تشخيص توده هاي كيستيك
5- ديافانوگرافي Diaphanography (اسكن با نور)
6- توموگرافي كامپيوتري (CT): ممكن است در تشخيص استفاده شود اما تاثير واضح بيشتري در تشخيص زودرس بيمار به جا نهاده است. سرطان پستان قادر به جذب ماده ي حاجب يددار است كه در شناسايي بدخيمي كوچك در پستان متراكم مورد استفاده قرار مي گيرد.
7- MRI: نسج پستان را از نظر شيميايي مورد بررسي قرارمي دهد.
8- بيوپسي: بين ضايعه خوش خيم و بدخيم تمييز قايل مي شود و در شناسايي تغييرات پيش از بدخيمي و قبل از بروز سرطان مورد استفاده قرار مي گيرد. در واقع راه قطعي در تشخيص خوش خيم و بدخيم بودن يك توموراست.
اقدامات درمانی
درمان طبي:
قبلا به دنبال بيوپسي فوري كه به هنگام جراحي بر مي داشتند در صورت لزوم بلافاصله عمل ماستكتومي راديكال هالستد را انجام مي دادند.
امروزه روشن شده است كه كانسر پستان طبق يك الگوي منظم انتشار نيافته و سلولهاي تومورال از طريق جريان خون به اعضاء ديگر نظير استخوان، ريه، مغز و كبد متاستاز مي دهد. به اين دليل از اعمال جراحي راديكال همراه با راديوتراپي، هورمون تراپي، پرتودرماني و شيمي درماني استفاده مي شود. (کتاب لاکمن صفحه:171)
براي زنان غير يائسه و بدون درگيري غدد لنفاوي، كه در معرض خطر عود باشند شيمي درماني توصيه شده است. در مورد زنان يائسه بدون درگيري غدد لنفاوي، صرف نظر از وضعيت گيرنده هاي هورموني شيمي درماني توصيه نمي شود. در زنان قبل از يائسگي با درگيري غدد لنغاوي، شيمي درماني ياري كننده توصيه مي شود. بعد از يائسگي، اگر بيمار از نظر گيرنده هاي استروژن مثبت باشد، هورمون درماني توصيه مي شود. تنها زنان دچار تومور بزرگتر از 1cm بلكه تمام زنان مبتلا به سرطان مهاجم پستان، بايد شيمي درماني سيستميك دريافت كنند. (کتاب برونر صفحه : 159 _ 160)
دارو درماني:
شيمي درماني كمكي: Adjuvant Chemotherapy
به دنبال برداشتن تومور توسط جراحي از اين روش استفاده مي شود. هدف از اين روش بالا بردن شانس بقاء و كيفيت زندگي فعلي مي باشد.
قبل از سال 1988 زنان سنين قبل از يائسگي را كه سرطان پستان با درگيري غدد لنفاوي داشتند تحت شيمی درماني قرار مي دادند. در سال 1988 شيمي درماني و هورمون تراپي را براي تمام زنان مبتلا به كانسر پستان با يا بدون درگيري غدد لنفاوي انجام دادند.
هورمون تراپي كمكي احتمالا در زنان قبل از سن يائسگي با مرحلهT1 و عدم درگيري گره لنفاوي و داشتن رسپتور حساس به استروژن _ پروژسترون بكار رفته و ممكن است از شيمي درماني در اين موارد كمك گرفته شود يا نشود. به طور تيپيك پس از گذشت چند هفته اول جراحي يا جهت تكميل راديوتراپي از شيمي درماني در اين موارد به كار مي رود. از داروهاي شيمي درماني مي توان به سيكلوفسفامايد، 5- فلوئوراسيل و متوتركسات و نيز دوكسي روبيسين، پردنيزون، تيوتپا و ون كريستين اشاره كرد. اخيرا شيمي درماني با دوز بالا همراه با پيوند مغز استخوان براي درمان زنان مبتلا به كانسر پستان بكاررفته و پيوند مغز استخوان را بيشتر در مراحل II III و IV تومور انجام مي دهند.
پرتو درماني:
بعد از جراحي نگهدارنده پستان، براي كاهش شانس عود موضعي و ريشه كني هر نوع بقاياي ميكروسكوپي سلولهاي سرطاني به دنبال خارج كردن تومور يك دوره پرتو درماني خارجي انجام مي شود. در صورتي كه پرتو درماني ممانعت داشته باشد تنها راه درمان، ماستكتومي است. معمولا پرتو درماني حدود 6 هفته بعد از جراحي انجام مي شود تا ناحيه برش التيام يابد. طي پرتو درماني خارجي، اشعه بوسيله يك دستگاه شتاب دهنده خطي تابانده مي شود. پرتو درماني طي 5_7 هفته به طور روزانه انجام مي گيرد و اشعه به تمام ناحيه پستان تابانده مي شود. علاوه بر اين يك دوز متراكم اشعه يا تقويتي ( Boost ) از طريق الكترون ها به ناحيه اوليه سرطان تابانده مي شود. با جوهر ثابت علامتهاي كوچكي روي پوست براي تعيين ناحيه اي كه اشعه تابانده مي شود گذاشته مي شود. امروزه پرتو درماني به دنبال ماستكتومي رايج نيست ولي در مورد بعضي از بيماران هنوز انجام مي شود. هنگامي كه توده به طور موضعي گسترش يافته باشد (درگيري جدار سينه، تعداد 4 و يا بيشتر از غدد لنفاوي مثبت، يا تومور بزرگ (بزرگتر از 5 سانتیمتر)
روش ديگر پرتو درماني، استفاده از پرتو حين عمل جراحي است (IORT)، كه يك دوز پرتو درماني در محل جراحي فورا بعد از لامپكتومي داده مي شود. مهم ترين عارضه پوستي در اين روش تغييرات پوستي و خستگي است.
واكنش هاي بعد از پرتو درماني:
پرتو درماني معمولا به خوبي تحمل مي شود. عوارض جانبي موقتي و گذرا هستند و معمولا شامل واكنش خفيف تا متوسط پوستی و خستگي مي باشد. معمولا حدود 2 هفته بعد از درمان خستگي بروز مي كند و تا چند هفته پس از كامل شدن پرتو درماني ادامه مي يابد. خستگي مي تواند افسرده كننده باشد، رفت و آمدهاي مكرر به واحد پرتو درماني براي درمان هم مي تواند موجب افسردگي بيمار شود. بايد به بيمار اطمينان داده شود كه احساس خستگي يك امر عادي است و علامت عود بيماري نيست. عوارض نادر پرتو درماني به پستان شامل پنوموني، شكستگي دنده و فيبروز پستان مي باشند.
مراقبت هاي پرستاري پس از پرتو درماني:
رهنمودهاي پرستاري براي اين بيماران شامل:
حفظ تماميت پوست حين و بعد از درمان است:
1- استفاده از صابون هاي ملايم و به حداقل رساندن مالش پوست حين شستشو
2- اجتناب از صابون هاي عطري يا افشانه هاي (دئودورانت) معطر
3- استفاده از لوسيون هاي هيروفيليك (اوسرين، لوبري درم، آكوافور) براي رفع خشكي پوست
4- در صورت خارش، استفاده از صابون هاي ضدخارشي كه پوست را خشك نكنند. ( آوينو)
5- اجتناب از پوشيدن لباس هاي تنگ، پستان بندهاي فنري، حرارت و برودت بيش از حد و تابش اشعه ماوراء بنفش
بيماران ممكن است متوجه قرمزي بيش از حد و بندرت گسيختگي پوست در ناحيه تابش دوز متراكم اشعه بشوند. موارد مهم در مراقبتهاي پيگيري شامل آموزش به بيمار براي به حداقل رساندن تابش آفتاب بر نواحي تحت درمان به مدت يك سال و اطمينان دادن به بيمار در مورد اينكه درد تير كشنده و سوزش خفيف در پستان جزء واكنش هاي طبيعي نسبت به پرتو درماني است مشهود مي باشند. (برونر صفحه 163_164)
شيمي درماني غيركمكي : Non Adjuvant Chemotherapy
معمولا قبل از اينكه كارسينومهاي پيشرفته موضعي (مرحله III) را جراحي كنند از اين روش استفاده مي شود.
هدف از اين روش در واقع ارزيابي پاسخ بيمار به درمان بوده و در زناني كه تومور پستان بزرگتر از 5cm در سينه يا اگزيلا دارند ممكن است قبل از جراحي يا راديوتراپي سخت اين نوع شيمي درماني قرار گيرند. با اين روش با كوچك كردن تومور، شانس انتشار آن را كاهش مي دهند.
از آنجايي كه داروهايي نظير متوتركسات و Fu_5 بر روي سلولهاي در حال رشد اثر مي گذارند لذا بطور همزمان استروژن تجويز مي كنند تا رشد سلولي را تحريك كرده و اثرات داروها به حداكثر برسد. روش كار به اين شكل است كه داروهاي اختصاصي سيكل سلولي (متوتركسات و Fu_5 ) را روز هشتم و تاموكسي فن را روز دهم تا چهاردهم تجويز كرده و گاهي از تجويز روزانه دوكسي روبيسين و سيكلوفسفامايد استفاده مي شود. سپس يك سيكل درماني جديد از همان داروها را روز بيست و دوم شروع كرده بطوري كه 17 دوره درماني براي زنان مبتلا ارائه مي كنند. معمولا جراحي و راديوتراپي در موارد زير به كار مي رود: به دنبال استقرار يافتن بيماري (stable)، قابل لمس نبودن تومور، موارد پيشرفته بيماري و يا در حوالي سيكل نهم. (لاكمن ص175-176)
واكنش نسبت به شيمي درمانی:
عواملي كه در كنترل عوارض شيمي درماني اثر دارد: آمادگي بسيار دقيق آموزشي و رواني است كه توسط پرستار انكولوژي، متخصص انكولوژي، مددكار اجتماعي و ساير اعضاي تيم بهداشتي در مقياس وسيع به بيماران و خانواده آنها ارائه مي شود. عامل ديگر دسترسي به داروهاي شيميايي تخفيف دهنده عوارض تهوع و استفراغ است.
عوارض شايع جسمي در شيمي درماني پستان شامل: تهوع، استفراغ، تغيير در حس چشايي، آلوپسي (ريزش مو)، التهاب پوست، خستگي، افزايش وزن و تضعيف مغز استخوان مي باشند. علاوه بر اين، زنان قبل از يائسگي ممكن است دچار قطع موقت يا دائمي قاعدگي شوند كه منجر به ناباروري مي شود. سيستيت هموراژيك و التهاب ملتحمه شيوع كمتري دارد. افزايش وزن بيش از 10 پوند در نيمي از بيماران ايجاد مي شود. ورزش هاي آئروبيك و اثرات كاهش اضطراب آنها ممكن است در كاهش وزن و بهبود روحيه بيمار مؤثر باشد. دوكسوروبيسين اگر از وريد به خارج نشت كند مي تواند براي بافت ها سمي باشد، بهمين دليل معمولا آنرا رقيق كرده و از راه يك وريد بزرگ تزريق مي كنند. داروهاي آرام بخش و ضدتهوع و روش هاي آرام سازي و تجسم بينايي مي توانند موجب تخفيف حالت تهوع و استفراغ شوند. دوكسوروبيسين و پاكلي تاكسل معمولا موجب آلوپسي مي شوند، بنابراين تهيه يك كلاه گيس قبل از ريزش مو مي تواند از صدمات روحي همراه با آن پيشگيري كند. به بيمار اطمينان داده شود بعد از تكميل درمان موهاي جديد رشد مي كنند، هرچند رنگ و ضخامت تار موها ممكن است با قبل متفاوت باشند. (برونر ص 165)
رهنمودهاي درمان سرطان پستان بر اساس مرحله سرطان هنگام تشخيص


مرحله

تومور

جراحي

شيمي درماني

پرتو درماني



0

DCIS

توده برداري يا TM

تاموكسيفين

براي توده برداري



I


0 تا 2 سانتیمتر

MRM يا BCT

براي تمام تومورهاي مهاجم

براي BCT



II

2 تا 5 سانتیمتر

MRM يا BCT

نوع درمان به اندازه تومور و وضعيت غدد لنفاوي بستگي دارد

براي BCT




III

بزرگتر از 5 سانتیمتر

MRM

بعد از عمل و احتمالا قبل از عمل

بعد از MRM به ديواره قفسه سينه و احتمالا غدد لنفاوي زير بغل



IV

بيماري متاستازي تيك

توده برداري يا MRM

براي كنترل گسترش بيماري و يا تسكين

براي كنترل گسترش بيماري و يا تسكين
















DCTS: كارسينوم مجرايي در جا
TM: ماستكتومي كامل
BCT: درمان نگهدارنده ي سينه (توده برداري و خارج كردن غدد لنفاوي زير بغل)
MRM: راديكال ماستكتومي تعديل شده
هورمون درماني:
از آنجايي كه بعضي از تومورها داراي رسپتورهاي پروتئيني (اختصاصي براي استروئيدهاي مشخص) هستند لذا به هورمون درماني جواب مي دهند. اين رسپتورهاي پروتئيني قادرند كه با استروژن، پروژسترون، آندروژن و كورتيكواستروئيد باند مي شوند. لازم است نمونه جهت بررسي عيار رسپتور استروژن و پروژسترون به آزمايش فرستاده شود. اگر نتيجه بررسي 10 فمتومول يا بيشتر باشد بافت سرطاني داراي رسپتور استروژني مثبت و نيز رسپتور پروژستروني مثبت مي باشد و حاكي از آن است كه تومور به خوبي به هورمون درماني پاسخ مي دهد. اين روش مي تواند در درمان متاستازهاي استخواني و درگيري گره هاي لنفاوي، پوست، ريه و باقي ماندن بافت پستان، موفقيت آميز باشد اما در متاستازهاي كبدي و مغز كمتر جواب مي دهد. (لاکمن صفحه: 176_177)
پيوند مغز استخوان:
پيوند مغز استخوان(BMT) شامل برداشتن مغز استخوان بيمار و بعد تجويز دوز بالاي داروهاي شيمي درماني است. سپس مغز استخوان بيمار، كه در معرض داروي شيمي درماني نبوده، مجددا از طريق وريدي به بيمار تجويز مي شود. بيمار در طي درمان تحت آمادگي، آموزش و حمايت ويژه قرار مي گيرد.(کتاب برونر صفحه: 169)
راديوتراپي:
هدف از بكارگيري راديوتراپي در درمان كانسر پستان موارد زير است:
1- هدف اول اين است كه ممكن است كانسر ناشناخته بعد از شناسايي تومور و برداشتن آن توسط بيوپسي، پابرجا باشد. البته ميزان شانس بقاء اين روش نيز همانند ماستكتومي است.
2- از آنجايي كه اشعه ممكن است شانس بروز رويش مجدد تومور را در بافتهاي باقيمانده يا مجاور پستان افزايش دهد لذا بيشتر براي سنين بالاي 30 سال بكار مي رود.
3- اگر چه ممكن است تغييرات ناخوشايند فيبروتيك يا پيگمانته بدنبال راديوتراپي پستان روي دهد ولي با اين وجود در اكثر موارد تغييرات پوستي ناچيز است.
راديوتراپي در درمان موارد زير بكار مي رود:
1- بدنبال لامپكتومي يا ربع برداري كنترل موضعي مرحله 3 و يا مرحله 4 تومور از تاباندن اشعه به پستان و ديواره زيرين قفسه سينه استفاده مي شود. در زناني كه بعلت داشتن مشكلات قلبي، انجام جراحي غيرممكن باشد مي توان از راديوتراپي پستان استفاده كرد.
2- ممكن است راديوتراپي بدنبال درگيري قفسه سينه و يا براي كنترل موضعي بعد از ماستكتومي (با درگيربودن حاشيه ها) انجام شود. در موارد پيشرفته يا خطر بروز متاستاز به زير بغل از تابش اشعه به زير بغل استفاده مي شود.
3- اگر گره هاي لنفاوي زير بغل درگير باشد به منطقه بالاي كلاويكول اشعه داده مي شود.
4- ممكن است در مورد متاستاز نياز به تابانيدن اشعه به مغز، استخوان يا پوست باشد.
زناني كه براي اين عمل انتخواب مي شوند واجد شرايط زير مي باشند:
1- ضايعات كمتر از 5cm
2- فقدان گره هاي لنفاوي بي حركت يا بزرگ زير بغلي
3- عدم وجود بيماري مشخص
4- عدم درگيري اطراف محل جراحي
5- پستان هايي كه براحتي توسط ماموگرافي ارزيابي مي شوند.
راديوتراپي را مي توان توسط يك منبع خارجي و كاشتن ايريديوم انجام داد. با كمك ماشين كبالت يا دستگاه تسريع كننده خطي ( linear ) مقدار 5000 راد اشعه را در طي مدت 5 هفته (هفته اي 5 روز) به روش تابش خارجي به بيمار مي دهند. براي كاشتن ايريديوم (Ir192 ) نياز به بستري كردن بيمار به مدت 2_3 روز مي باشد. اين عمل را مي توان تحت بي حسي موضعي انجام داد. مدت زماني كه دانه ها بايد در موضع بماند 2_3 روز بوده و چون بيمار نبايد از محوطه ي خانه خويش خارج شوند ممكن است براي بيمار ايجاد ناراحتي كند.
عوارض جانبي راديوتراپي پستان عبارت است از:
1- تغييرات موقتي پوستي از جمله: خارش، خشكي، حساسيت، تورم و پوسته ريزي خشك
2- خستگي
3- خشكي گلو (بندرت) در هفته هاي اول به علت اثر روي مخاط دهان روي مي دهد و يا احساس يك (توده در گلو) كه با غذا خوردن تداخلي ندارد.
4- پنوموني (بندرت) كه با سرفه هاي خشك و تنگي نفس مشخص مي شود. (بعلت تغييرات التهابي ناشي از اشعه)
5- تورم بازو (بندرت) ممكن است بدنبال راديوتراپي زير بغل بروز كند.
6- شانس بروز شكستگي هاي دنده بدنبال تابانيدن اشعه به قفسه سينه، بالا مي رود. (ل.ص 172_175)
درمان جراحي:
جراحي در تشخيص و درمان اكثر سرطانهاي پستان اهميت دارد. اگرچه بعضي از اعمال جراحي نظير ماستكتومي راديكال اصلاح شده (modified) سبب نازيبايي مي شود ولي جراحي هاي كوچك نظير لتمپكتومي يا ربع برداري اين عيب را ندارد. تخليه گره هاي لنفاوي زير بغل براي تشخيص مرحله بندي تومور بكار مي رود.
گاهي به عنوان يك روش پيشگيري از كانسر در زناني كه ريسك بالاي كانسر دارند، عمل ماستكتومي انجام مي دهند كه اصطلاحا به آن ماستكتومي پروفيلاكتيك اطلاق مي شود.
جراحي ترميمي ممكن است بلافاصله و يا بعدا انجام گيرد. البته اقدام اخير تنها در زنان پرخطر انجام گرفته و در خانمهايي كه كانسر پستان يك طرفه دارند شانس بروز كانسر ذر سينه مقابل 7_4 برابر بيشتر از زنان معمولي است. عوارض احتمالي جراحي پستان شامل ادم لنفاوي، عفونت، تروما، هماتوم و سلوليت بوده و ضروري است كه پرستار كليه عوارض فوق را قبلا براي بيمار شرح دهد. (ل. ص: 178)
اعمال جراحي كانسر پستان:
لامپكتومي، ربع برداري، MRM، ماستكتومي راديكال اصلاح شده و تخليه گره هاي لنفاوي زير بغل از رايج ترين اعمال جراحي كانسر پستان محسوب مي شود.
1- لامپكتومي:
در اين جراحي، توده تومورال و مقداري از بافت سالم اطراف را برمي دارند. لامپكتومي معمولا با اولين شكاف و برداشتن تومور خاتمه يافته ولي گاهي در مواردي كه اطراف محل بيوپسي اصلي دچار ضايعه باشد نياز به يك شكاف مجدد است.
2- ربع برداري Quadranectomy:
در اين عمل، ربعي از پستان را كه كانسر در آن وجود دارد، بر مي دارند. البته براي اطمينان بيشتر يك قسمت از بافت سالم اطراف كانسر همراه با پوست و فاشياي عضلاني زيرين را نيز در مي آورند.
3- ماستكتومي راديكال اصلاح شده:
شايعترين ماستكتومي بوده و در آن تمامي پستان، گره هاي لنفاوي زير بغل و پوست زيرين را بر مي دلرند.
4-تخليه گره هاي لنفاوي زير بغل:
در اين عمل گره هاي لنفاوي يك طرف زير بغل را درآورده و در واقع قسمتي از جراحي ماستكتومي اصلاح شده و ماستكتومي استاندارد مي باشد. اين روش به عنوان يك روش درماني در زناني كه بيوپسي كرده اند و بافت كوچك سرطاني با اطرافش برداشته شده است، بكار نمي رود بلكه با تخليه اين گره ها مي توان تومور را مرحله بندي كرد و نياز احتمالي به شيمي درماني را مشخص كرد.
5- ماستكتومي كامل (ساده):
اين اقدام جراحي، شامل رزكسيون بافت پستان و مقداري از پوست ترقوه به سمت حاشيه دنده و نيز از خط مياني به طرف عضله پهن پشتي (latissimus dorsi) مي باشد. همچنين دنباله آگزيلا و فاشياي پكتورال را در مي آورند ولي گره هاي لنفاوي زير بغل را در مي آورند (بطوري كه تومور و گره هاي لنفاوي همراه با مقداري از بافت سالم اطرافش برداشته مي شود). نتايج رضايتبخش اين درمان و مرگ و مير حاصله و نيز كاربرد اين عمل در كانسر ابتدايي پستان، رو به افزايش است.
7- ماستكتومي راديكال وسيع:
در اين شيوه گره هاي لنفاوي داخلي پستان و به علاوه همان ساختمان هايي كه در راديكال ماستكتومي استاندارد اشاره شد ، برداشته مي شود .از آنجايي كه اين عمل نسبت به راديوتراپي در پيشگيري از عود مجدد متاستازهاي داخل پستاني كمتر مؤثرمي باشد لذا طرفداران آن نيز روز به روز كمتر مي شود .
8- اقدامات جراحي هورموني (Surgical Hormonal Manipulation):
اووفوركتومي دو طرفه كه يك فرمي از هورمون تراپي است در زنان بالاي 80 سال بكار مي رود. ممكن است براي از بين بردن اختگي (توقف عملكرد تخمدان ها) از رادياسيون تخمدان ها استفاده مي شود. گاهي اين عمل را تا 2 ماه ادامه مي دهند. در خانمهاي بعد از سنين يائسگي يا اخته شدن مي توان جهت كم كردن هرچه بيشتر مقادير استروژن از اقداماتي نظير آدرنالكتومي دو طرفه يا هيپوفيزكتومي (برداشتن قسمت قدامي هيپوفيز) استفاده كرد. به دنبال اقدام اخير، كورتيزون روزانه به عنوان يك درمان جايگزيني داده مي شود تا از بحران آدرنال جلوگيري شود. همچنين كمبود هورمون تنظيم كننده نمك بدن را مي توان با تجويز فلودروكورتيزون استات (فلوريفن) جبران كرد. بدنبال هيپوفيزكتومي نيز نياز به تجويز روزانه كورتيزون، هورمون تيروئيد، هورمون هاي هيپوفيز خلفي (از قبيل ADH يا وازوپرسين) مي باشد. ضروري است كه بدنبال آدرنالكتومي دو طرفه يا هيپوفيزكتومي، بيماران يك دستبند هويت (بيماران آديسون) هميشه همراه داشته باشند. همچنين بايد كارتي كه در آن روز و نوع داروهاي جايگزيني ثبت شده باشد، به همراه ببرد.
ترميم پستان (Breast Reconstruction):
بازسازي و ترميم پستان را مي توان به دلخواه زناني كه ماستكتومي شده ان انجام داد. بايد بيمار را نسبت به طولاني بودن جراحي، مرحله بيماري خويش، نياز به شيمي درماني يا راديوتراپي و نيز نتايج بعد از عمل، آگاه نمود. پرستار بايد اعمال مختلف جراحي را به خوبي بشناسد تا به سوالات بيمار پاسخ دهد.
ترميم پستان در ايجاد فيزيكي بدني مناسب و برقراري تقارن پستانها مفيد است. بيمار را در امر تصميم گيري براي جراحي ترميمي و آماده سازي هاي قبل از عمل، ياري دهيد. انتخاب شخصي جراحي ترميمي اين امكان را به بيمار مي دهد كه با ماستكتومي قبلي خويش سازش پيدا كند. پرستار بايد اطلاعاتي پيرامون جراحي ترميمي جمع آوري كند. (ل. ص: 178-180)
در ارتباط با ايمني عمل، خطرات معمولي جراحي شامل: عفونت، واكنش احتمالي به بيهوشي، و احتمال نامطلوب شدن از نظر زيبايي و ظاهري مي باشند. جراحي ترميمي در موارد سرطان پيشرفته موضعي، سرطان هاي متاستاتيك يا سرطان التهابي منع انجام دارد. بازسازي پستان، با درمان سيستميك تداخلي ندارد و اثري بر روي خطر عود سرطان نيز ندارد. بعضي از زنان حس مي كنند كه جراحي ترميمي بلافاصله بعد از ماستكتومي، موجب كاهش احساس فقدان پستان و بدشكلي مي شود. گاهي بدليل سفتي بيش از حد پوست و بافت زيرجلدي نرم و قابل ارتجاع و جريان خون كافي در ناحيه به موفقيت عمل ترميمي كمك مي كند. (ب. ص: 170-171)
انواع جراحي ترميمي:
گسترش دهنده بافتي با كاشت دايمي
روش هاي پيوند بافت:
اين جراحي با استفاده از فلپ پوستي عضلاني غضله راست شكمي به ناحيه پستان، غضله سرين (گلوتئال)، يا پشتي (دورسي لاتيموس) انجام مي گيرد. بيشتر از همه، فلپ TRAM مورد استفاده قرار مي گيرد و مراقبت بعد از عمل شامل كنترل از درن و بررسي محل عمل از نظر گردش خون و تغييرات آن است. بيماران محدوديت فعاليت بيشتري دارند و در خطر عوارض تنفسي هستند. براي كاهش فشار روي ناحيه برش، سرتخت به ميزان 30 درجه بالا آورده مي شود و زانوي بيمار خم مي شود تا روي برش شكمي فشار كمتري وارد شود. براي كنترل تهوع و استفراغ داروهاي ضدتهوع و استفراغ داده مي شود و براي تسكين درد و ناراحتي مسكن تجويز مي شود. يكي از اقدامات مهم بررسي پرستاري، بررسي خونرساني بوسيله مشاهده رنگ و حرارت پستان تازه ترميم شده است. پيدايش لكه هاي پوستي يا كاهش واضح حرارت بلافاصله به جراح اطلاع داده شود. ترشح بيش از اندازه نيز بايد گزارش شود. به بيمار توصيه شود تا وقتي جراح اجازه نداده از بستن پستان بندهاي سفت و تنگ و فنري خودداري كند. بيمار بايد تا يك ماه بعد از جراحي از بالا آوردن بازو در سطح بالاتر از شانه و بلند كردن بيشتر از 5 پوند وزن خودداري كند تا روي ناحيه برش فشار وارد نشود.
پروتز (پستان مصنوعي):
همه ي زنان ممكن است كانديد جراحي ترميمي نباشند و يا تمايلي براي بازسازي پستان نداشته باشند. در اين موارد، بيمار ممكن است به اطلاعاتي در مورد پروتز خارجي (يك قالب سيلسكون كه به شكل پستان ساخته شده) و نام و آدرس فروشگاههايي كه مي توانند آنها را تهيه كنند نياز داشته باشند.
قبل از ترخيص از بيمارستان، بعد از روش جراحي در يك روز، يا اقامت يك شب در بيمارستان پرستار معمولا يك گلوله ي پنبه اي موقت به بيمار مي دهد كه از آن تا هنگام ترميم محل برش استفاده كند ( 4_6 هفته ) در اين زمان مي توان پروتز را انتخواب كرد. بايد زن تشويق به پوشيدن پروتز شود. (ب .ص: 191)
بازسازي پستان بعد از ماستكتومي
وقتي زن تحت عمل ماستكتومي قرار مي گيرد ممكن است مايل باشد عمل بلافاصله يا مدتي بعد از كامل شدن درمان، جراحي ترميمي برايش انجام شود. حدود 75% از زنان مبتلا به سرطان پستان، بازسازي فوري را ترجيح مي دهند.
بازسازي پستان يك فرآيند 3 مرحله اي است كه در طي دوره چند ماهه انجام مي شود: اول ايجاد برآمدگي پستان، دوم برقراري توازن و تقارن با پستان طرف مقابل و سومين مرحله ايجاد مجموعه نوك پستان و حلقه اطراف پستان
روش جراحي براساس تمايل زن، وضعيت پوست، عضلات زيرين و وجود هر نوع جوشگاه قبلي كه مي تواند محدودكننده انتخاب هاي ترميمي باشد انتخاب شود. عامل مهم ديگر وجود هر نوع عارضه و بيماري همراه است كه ممكن است روي فرآيند بهبودي اثر بگذارد.(فشار خون بالا، ديابت مليتوس، كشيدن سيگار يا چاقي)(ب .ص:0 19- 191)
بازسازي نوك پستان:
بعد از ايجاد برآمدگي پستان و بهبود محل جراحي، تعدادي از زنان مايل هستند بازسازي نوك پستان و تيرگي اطراف آنرا نيز انجام دهند. اين بازسازي شامل جراحي كوچكي است كه در مطب پزشك يا به صورت سرپايي انجام مي شود. نوك پستان با استفاده از پيوند پوست از قسمت داخلي ران يا لابيا ايجاد مي شود چون رنگ پوست اين نواحي نسبت به پستان بازسازي شده، تيره تر هستند. بعد از بهبود گرافت نوك پستان، با خالكوبي (ميكروپيگمانتاسيون) حلقه دور آن نيز ايجاد مي شود.(ب .ص: 192_190)
مراحل بازسازی پستان از سمت راست به چپ:
مراقبت هاي پرستاري قبل از عمل در بيمار نيازمند ماستكتومي:
1- توضيح در مورد سرطان پستان و انتخاب هاي درماني
2- كاهش ترس و اظطراب و بهبود توانايي مقابله
3- تقويت توانايي تصميم گيري
مراقبت هاي پرستاري بعد از عمل در بيمار ماستكتومي شده:
1- تسكين درد و ناراحتي:
بعضي از زنان ممكن است احساس درد در ناحيه ديواره قفسه سينه، پستان مبتلا و دست طرف مبتلا درد بيشتري احساس كنند. بالا آوردن دست سمت مبتلا به ميزان كم موجي كاهش فشار روي ناحيه برش، بهبود گردش خون و پيشگيري از احتقان وريدي دست طرف صدمه ديده و كاهش درد مي شود. راه ديگر كنترل درد تزريق داروهاي مسكن مخدر به صورت وريدي يا عضلاني است و داروهاي مسكن خوراكي بعد از اينكه بيمار خوردن غذا و مايعات را شروع كرد و اثرات بيهوشي به طور كامل رفع شد. بيمار تشويق به استفاده از داروهاي مسكن غير مخدر مثل استامينوفن قبل از خواب يا انجام تمرينات شود. و روزي 2 بار دوش گرم (معمولا از دومين روز بعد از عمل) به تسكين درد ارجاعي عضلات كمك مي كند.
2- حفظ تماميت پوست و پيشگيري از عفونت:
توجه به باز بودن مسير درنها موجب پيشگيري از تجمع مايع در زير برش قفسه سينه و ناحيه زير بغل مي شود كه بسيار مهم است. پانسمان ها و درن ها بايد كنترل شده و ميزان مايعات تخليه شده مرتبا چك شود.
اگر هماتوم ايجاد شود (معمولا 12ساعت بعد از جراحي) مي تواند منجر به نكروز فلپ جراحي شود. در صورت مشاهده بايد به جراح اطلاع داده و يك بانداژ فشاري روي ناحيه و كيف يخ گذاشته شود. بعد از جراحي ابتدا مايعات درن رنگ خوني دارند ولي به تدريج رنگ آنها به سروزي _ خوني و سپس سروزي تبديل مي شود. درن معمولا به مدت 7 تا 10 روز در محل باقي گذاشته مي شود و بعد از اينكه ميزان ترشحات به كمتر از 30 میلي ليتر در 24 ساعت رسيد خارج مي شود. بيمار با درن ها مرخص مي شود بنابراين آموزش به بيمار و خانواده به منظور اطمينان از مراقبت صحيح سيستم تخليه ضروري است.
تعويض پانسمان فرصتي براي پرستار و بيمار فراهم مي كند تا در مورد برش، بخصوص ظاهر آن و احساس بيمار و تغيير تدريجي ناحيه عمل بحث شود. پرستار در مورد مراقبت از برش جراحي، حسي كه بيمار خواهد داشت و علايم عفونت احتمالي صحبت مي كند. بيمار مي تواند از روز دوم بعد از عمل دوش بگيرد و براي پيشگيري از از عفونت ناحيه عمل را با آب و صابون شستشو دهد. تا 7 روز، هر روز يك پانسمان خشك روي ناحيه برش قرار داده مي شود. بعد از بهبودي كامل برش (4-6 هفته) مي توان براي افزايش نرمي و حالت ارتجاعي پوست از لوسيون يا كرم استفاده كرد. بعد از اينكه برش كاملا بهبود يافت، بيمار مي تنواند از دئودورانت استفاده كند، هرچند بسياري از زنان متوجه مي شوند كه ميزان تعريق در ناحيه زير بغل مبتلا به اندازه سابق نيست.
3- تقويت تصوير ذهني مثبت:
بيمار ممكن است در ابتدا از نگاه كردن به برش جراحي ناراحت شود. هرچند بيمار آماده باشد ديدن ناحيه برش و فقدان پستان اغلب ناراحت كننده است بايد هنگامي كه بيمار براي اولين بار برش را مي بيند خلوت مناسب فراهم باشد و پرستار به بيمار اجازه دهد احساسات خود را بيان كند. پرسش از بيمار درباره برداشت او، توجه به احساساتش و اجازه به او براي بيان احسلس خود، اقدامات پرستاري مهمي هستند. بيمار بهتر است براي اولين بار زخم خود را در حضور پرستار يا يك فرد مراقبت دهنده ديگر مشاهده كند، تا بتواند از حمايت آنها برخوردار شود.
4- تسهيل سازگاري مثبت و مقابله:
بررسي مداوم نگراني هاي بيمار در رابطه با تشخيص سرطان، پيامدهاي درمان جراحي و سرس از مرگ، از نظر تعين پيشرفت سازگاري بيمار و مؤثر بودن روشهاي مقابله اهميت دارد. شوهر بيمار نيز به راهنمايي، حمايت و آموزش نياز دارد. يكي ديگر از جنبه هاي مراقبت پرستاري پاسخ به سؤالات و بحث درباره نگرانيهاي بيمار در مورد درمان هاي بعد از جراحي است. جلب توجه بيمار به بهبودي از عمل جراحي، در عين توجه به نگراني هايش و پاسخ به سؤالات او مي تواند كمك كننده باشند. تعداد كمي از زنان براي تطابق با تشخيص سرطان و تغييرات ناشي از آن به حمايت هاي اضافي، نياز دارند.
5- مشاركت در مراقبت:
وقتی حالت تهوع رفع شد و بیمار مایعات را تحمل کرد به حرکت و خروج از تخت تشویق می شود. پرستار از سمت سالم و عمل نشده به بیمار کمک می کند. (ورزش شانه, بازو و تنفسی) از روز دوم بعد از عمل در زمینه ورزش به بیمار آموزش و راهنمایی می شود. هدف از ورزش افزایش گردش خون و قدرت عضلات می باشد. (ب .ص174_177)
فراهم سازی حمایت روحی:
از دست دادن پستان دو مفهوم عمده را در برمی گیرد: تغییر در نامی ظاهری بدن و غم ناشی از فقدان جسمی و جنسی است که با تغییراتی در اهداف، طرحها و کل عمر فرد، همراه است. نحوه ی صحبت زن در مورد کانسر و ماستکتومی، ممکن است شکلی از انکار بخود بگیرد. در این مرحله انکار کردن، نوعی ذخیره انرژی است. احساسهای عصبانیت و خشم ممکن است بروز کند که متوجه پرسنل خانم بخش با دوستان می شود. پس از ترخیص بیمار، اگر سیر بهبودی خود را آهسته بپندارد یا پیش از بدست آوردن ذخیره انرژی، فعالیت ها و مسئولیت های پیشین را از سر گیرد،ممکن است دچار دوره های افسردگی گردد.
منبابع و مآخذ:
1- پرستاری بیماریهای زنان، اختلالات جنسی،اختلالات تولید مثل و مقاربتی. نویسنده: فیپس , لانگ, وودز, کاسمیر. مترجم: دکتر حمید نام ور و دکتر لادن مقدم. انتشارات چهر. سال نشر: 1373
2- پستاري بيماري هاي دستگاه تناسلي – اورولوژي، زنان و پستان. نویسنده: لاکمن. مترجم: دکتر مهرداد صلحي. انتشارات نشر و تبليغ بشري. سال نشر: 1374
3- دستگاه تولید مثل مردان و زنان و بیماریهای پستان. نویسنده: سوزان س.اسملترز, برنداجی .بر. مترجم: ژیلا عابد سعیدی , صدیفه مجابی. انتشارات سالمی. سال نشر: 1381

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:33 PM
حداكثر در 20 درصد بيماران دچار فشارخون، بيماري خاصي كه عامل فشارخون باشد يافت مي‌شود و در بقيه موارد هيچ علت مشخص و قابل درماني براي اين بيماري پيدا نمي‌شود. در اين موارد فشارخون را بنيادي يا اساسي مي‌ناميم و فقط با روش‌هاي دارويي و غيردارويي آن را كاهش مي‌دهيم.
در اين مبحث به چند بيماري كه باعث بالا رفتن فشارخون مي‌شوند، اشاره مي‌شود:
پركاري تيروئيد از عوامل فشارخون است كه باعث تندشدن ضربان قلب و بالا رفتن فشارخون مي‌شود. با درمان بيماري تيروئيد فشارخون اين بيماران هم كنترل مي‌شود. زيادي كورتيزون در بدن و خوردن كورتون به مدت طولاني نيز از عوامل فشارخون هستند.
يكي ديگر از بيماري‌هاي مهم عامل فشارخون تنگي رگ‌هاي كليه‌هاست، اين بيماري باعث فشارخون شديد مي‌شود كه بسختي و با مصرف چند نوع دارو قابل كنترل است. بنابراين وقتي فشارخون شديد است و به دارو جواب نمي‌دهد بايد با آنژيوگرافي رگ‌هاي كليه وجود تنگي در اين رگ‌ها را بررسي كنيم.
يكي از بيماري‌هاي عامل فشارخون توموري به نام فئوكروموسيتوم است كه در غده فوق كليه تشكيل مي‌شود. به دليل رهاشدن ناگهاني آدرنالين اين بيماران كه در حالت عادي مشكلي ندارند، ناگهان دچار حملات شديد تپش قلب، عرق‌كردن و فشارخون شديد مي‌شوند. راه درمان اين بيماري جراحي و درآوردن تومور است.
همان‌گونه كه گفته شد در بيشتر موارد فشارخون يك بيماري اوليه و بنيادي است و نمي‌توان عامل خاصي برايش يافت و تنها راه درمان آن تغيير روش زندگي و دارو درماني است. روش صحيح زندگي شامل تغذيه صحيح يعني خوردن ميوه، سبزي و غذاهاي دريايي فراوان، فعاليت ورزشي روزانه و جلوگيري از افزايش وزن است كه باعث مي‌شود درصد زيادي از افراد به فشارخون مبتلا نشوند و البته در شروع بيماري فشارخون نيز با همين تمهيدات مي‌توان جلوي پيشرفت بيماري را گرفت. مصرف صحيح نمك نيز يكي از راه‌هاي كنترل فشارخون است زيرا درصد زيادي از مبتلايان به فشارخون با كم كردن نمك مصرفي مي‌توانند تاحد زيادي فشارخونشان را كاهش دهند. براي اين منظور اول بايد غذاها با نمك كمتري پخته شوند. دوم از مصرف غذاهاي شور مثل ترشيجات، خيارشور و... اجتناب شود و سوم برسر سفره از نمكدان استفاده نشود.
متاسفانه بيشتر بيماران مبتلا به فشارخون خيلي دير متوجه بيماري مي‌شوند كه در آن زمان نمي‌توان صرفا با تغيير روش زندگي فشارخون را كنترل كرد و شروع درمان دارويي اجتناب‌ناپذير خواهد بود. البته در اين مرحله نيز تغذيه مناسب و ورزش در كنترل بيماران و نياز كمتر به دارو مفيد خواهد بود. انواع داروهاي مورد استفاده در فشارخون هفته آينده مورد بحث قرار خواهد گرفت.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:34 PM
سالك، عفونت انگلي پوست


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/04/13/100911162565.jpg
سالك يك عفونت انگلي پوست است كه توسط پشه خاكي منتقل مي‌شود و ايجاد ضايعه پوستي مي‌كند. اين بيماري در مناطق مختلف كشور وجود دارد و از سال 68 تاكنون تعداد مبتلايان به آن سير صعودي داشته و افزايش چشمگيري را نشان داده است.

آلوده‌ترين استان‌ها براساس آمار، استان‌هاي اصفهان و هرمزگان بوده‌اند و نوع سالك جلدي شهري عمدتا در تهران، مشهد، شيراز، نيشابور و كرمان و در نوع سالك روستايي در نقاطي از استان اصفهان، جنوب استان فارس، خراسان، مازندران، خوزستان، ايلام، بوشهر و هرمزگان وجود دارد.

ناقل اين بيماري پشه ريزي به نام پشه خاكي يا فلبوتوموس است كه 2 تا 3 ميلي‌متر اندازه دارد. پشه خاكي ماده خونخوار است و از بدن انسان و بعضي از حيوانات تغذيه مي‌كند. پشه خاكي ماده معمولا هر 5 روز يك بار خونخواري مي‌كند و آلوده مي‌شود و پس از حدود 10 روز مي‌تواند آلودگي يا به عبارتي عامل بيماري را به فرد ديگري منتقل كند.
پشه خاكي معمولا در شب خونخواري مي‌كند و روزها را در جاهاي تاريك و مرطوب اماكن انساني يا حيواني استراحت مي‌كند. طول عمر پشه خاكي بالغ حدود يك ماه است.
مخزن بيماري در نوع روستايي يا مرطوب عمدتا جوندگان (موش) است و در نوع احشايي انسان مخزن است كه البته بسته به نوع آن متفاوت خواهد بود به عنوان مثال در نوع هندي انسان و در نوع مديترانه‌اي ازجمله ايران؛ سگ و سگ‌سانان مخزن اصلي بيماري هستند.
پشه‌هاي خاكي پس از گزش افراد مبتلا به سالك يا جوندگان مبتلا آلوده مي‌شوند و در گزش‌هاي بعدي موجب انتقال انگل به افراد سالم مي‌شود.
معمولا پس از چند روز تا چند ماه محل گزش، مختصري قرمز و سپس متورم و حالت جوش مانند مي‌شود و بتدريج از وسط زخمي ايجاد مي‌شود و اطراف آن قرمز مي‌شود. ممكن است اين ضايعه خشك يا داراي ترشح باشد.
محل زخم سالك پس از بهبودي ايجاد بدشكلي بخصوص در صورت مي‌كند. همچنين عفونت محل زخم با ساير ميكروب‌ها گاهي منجر به عوارض شديد مي‌شود. بعضي مواقع نيز سالك در اعضاي حساس مثل بيني، پلك و گوش موجب سوراخ‌ شدگي و تغيير شكل قابل توجه آنها مي‌شود. البته ورود بيماري سالك در هر منطقه موجب ابتلاي بسياري از افراد بخصوص كودكان مي‌شود.
با انجام اقدامات مراقبتي، مراجعه به موقع و سريع و درمان بيماري مي‌توان از عوارض اين بيماري پيشگيري كرد. به شرط آن كه درمان منظم، كامل و به مدت كافي باشد. درمان ناقص موجب مقاوم شدن انگل و شدت عوارض مي‌شود. بهبودي كامل بيمار به همكاري خوب و مراجعه منظم بيمار به مركز درمان‌كننده بستگي دارد.
درمان منظم و به مدت لازم موجب از بين رفتن انگل در زخم و بهبودي مي‌شود و مانع از انتقال بيماري به ديگران مي‌شود و مي‌تواند از گزش پشه و پوشاندن دائمي زخم پيشگيري كند.
ساير اقدامات لازم شامل استفاده از دوركننده‌هاي حشرات در اطراف زخم، اسپري حشره‌كش داخل خانه، استفاده از پشه‌بند آغشته به سم بخصوص در زمان غروب و طلوع خورشيد، نصب توري در پنجره‌ها، استفاده از پرده‌هاي آغشته به سم در مقابل پنجره‌ها و در‌هاي ورودي، معدوم و مدفون كردن صحيح زباله‌ها و نخاله‌هاي ساختماني و بهسازي محيط است.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:34 PM
خشکی دهان


http://www.qudsdaily.com/archive/1387/html/3/1387-03-27/picture%5C10-1.jpg
كمبود بزاق مشكلي شايع در ميان مردم است. اين حالت نه‌تنها باعث اذيت فرد مي‌شود، بلكه هم لذت غذا خوردن را تحت تاثير قرار مي‌دهد و هم سلامت دندان‌ها را. به همين دليل خشكي دهان علاوه بر احساس نامطلوبي كه ايجاد مي‌كند، مي‌تواند دردسرساز هم بشود، زيرا بزاق دهان با محدود كردن رشد باكتري‌ها و شستشوي مداوم مواد غذايي باقي‌مانده و پلاك‌ها، از پوسيدگي دندان‌ها جلوگيري مي‌كند. در ضمن بزاق دهان باعث مي‌شود كه توانايي فرد براي درك طعم غذاها افزايش يابد و بلع غذا را هم آسان‌تر ‌كند. بعلاوه، آنزيم‌هاي موجود در بزاق با غذا همراه شده و به هضم آن كمك مي‌كند.
اگرچه درمان اين مشكل به علت به وجود آورنده آن بستگي دارد، اما بررسي‌ها نشان داده‌اند خشكي دهان اغلب به دليل عوارض جانبي داروها ايجاد مي‌شود. در اين شرايط خشكي دهان با تنظيم مقدار دارو يا تغيير آن توسط پزشك بهبود مي‌يابد. پس در صورتي كه دارو مصرف مي‌كنيد، مشورت با پزشك‌ گام اول است.
اگر بدن به اندازه كافي بزاق توليد نمي‌كند، ممكن است علائم و نشانه‌هاي زير را مشاهده كنيد:
- احساس خشكي در دهان
- زخم و خشكي در گوشه دهان
- لب‌هاي ترك خورده
- بوي بد دهان
- مشكل داشتن هنگام صحبت يا غذا خوردن
- گلو درد
- تغيير در حس چشايي
- عفونت قارچي در دهان
- افزايش پلاك‌هاي دنداني، پوسيدگي دندان و بيماري لثه
اگر علائم و نشانه‌هاي خشكي دهان تداوم داشته باشد، مراجعه به پزشك ضروري خواهد بود.
علت‌ها
بروز خشكي دهان علل متفاوتي دارد از جمله:
داروها: تعداد زيادي از داروها باعث خشكي دهان مي‌شوند. در حقيقت خشكي دهان مي‌تواند از عوارض جانبي مصرف اين داروها باشد.
افزايش سن: افزايش سن به خودي خود مشكلي براي خشك شدن دهان محسوب نمي‌شود، با اين حال، افراد مسن بيشتر احتمال دارد داروهايي مصرف كنند كه باعث خشكي دهانشان شود. بعلاوه، افراد مسن بيشتر با مشكلات بهداشتي و سلامتي‌ مواجه مي‌شوند كه مي‌تواند خشكي دهان را در پي داشته باشد.
درمان سرطان: داروهاي شيمي درماني مي‌توانند مقدار توليد بزاق را تغيير دهند. درمان‌هاي راديوتراپي در ناحيه سر و گردن هم مي‌توانند فعاليت غدد بزاقي را با مشكل مواجه سازند و باعث كاهش توليد بزاق شوند.
ساير شرايط سلامت: خشكي دهان مي‌تواند در نتيجه شرايط خاصي در عدم تعادل سلامت ما يا درمان اين شرايط ايجاد شود، از جمله ديابت، پاركينسون، ايدز، اختلالات اضطراب و افسردگي.خروپف و تنفس با دهان نيز مي‌تواند باعث اين مشكل شود.
استعمال دخانيات: سيگار كشيدن و استفاده از تنباكو هم مي‌تواند به بروز علائم خشكي دهان كمك كند.
وقتي كه نمي‌توانيم به صورتي دقيق علت اين مشكل را پيدا و تعيين كنيم يا نمي‌شود آن را از بين برد، شايد راهنمايي‌هاي زير بتوانند به بهبود علائم خشكي دهان و حفظ سلامت دندان‌ها كمك كنند:
جويدن آدامس بدون قند يا مكيدن آب نبات بدون قند مي‌تواند مفيد باشد؛ در ضمن مصرف كافئين را نيز محدود كنيد. كافئين هميشه مي‌تواند دهان را خشك‌تر از حد معمول كند. از خوردن غذاهاي شيرين يا اسيدي خودداري كنيد. زيرا اين مواد غذايي خطر ابتلا به پوسيدگي دندان‌ها را افزايش مي‌دهند. سيگار را نيز ترك كنيد و با اين كار يكي از عوامل جدي ايجاد مشكل را از بين ببريد؛ به طور مرتب آب بنوشيد و سعي كنيد توسط بيني تنفس كنيد. همچنين استفاده از دستگاه بخور هنگام شب به رفع مشكل كمك مي‌كند.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:35 PM
انحراف تيغه بيني


http://www.dr-ameri.com/uploads/otherpageimages/enherafe%20bini2.jpg
تصور اکثر افراد از انحراف تيغه بيني کج بودن ظاهر بيني است، حال آن‌که از نظر پزشکي انحراف تيغه بيني به کج‌بودن تيغه داخلي بيني اطلاق مي‌شود.

اين انحراف تيغه بيني معمولا با کجي ظاهري همراه نيست، مگر آن‌که انحراف شديد و مزمني در طول ساليان رشد و بلوغ وجود داشته باشد که منجر به کجي ظاهري هم شده باشد.

تيغه بيني، صفحه عمودي نازکي است كه فضاي داخلي بيني را به 2 حفره مجزاي راست و چپ تقسيم مي‌كند. اين تيغه، پشتيبان قسمت‌هاي خارجي بيني بوده و وزن بيني را تحمل مي‌کند و مي‌توان آن‌را به عمود يک خيمه تشبيه کرد.
نيمه جلويي اين تيغه، غضروفي و نيمه بالايي آن استخواني است. تيغه بيني در هر طرف توسط مخاط (پوست داخلي بيني) پوشيده مي‌شود. اين مخاط عروق تغذيه‌کننده تيغه بيني را در بر دارد.
خود غضروف فاقد عروق خوني است و تغذيه سلول‌هاي غضروف بيني از موادي که از عروق خوني مخاط تراوش مي‌شود، انجام مي‌پذيرد.
تيغه بيني نيز مثل ساير اجزاي بدن تا پايان بلوغ همچنان رشد مي‌كند و بر ابعادش افزوده مي‌شود. چندين مركز غضروف و استخوان‌سازي در رشد هماهنگ تيغه بيني موثرند.
بديهي است اگر به هر دليلي يكي يا چند تا از اين مراكز غضروف‌ يا استخوان‌سازي كمتر يا بيشتر از حد معمول رشد كنند، تيغه بيني ممكن است از خط وسط منحرف شده و در ناحيه‌اي به سمت راست يا چپ انحراف پيدا کند. اين كجي معمولا در قسمت داخلي بيني است و تاثيري روي شكل ظاهري آن نمي‌گذارد.
وارد آمدن ضربه به بيني تا قبل از کامل شدن بلوغ، مي‌تواند باعث آسيب ديدن اين مراکز غضروف‌ يا استخوان‌سازي شود.
اين ضربه ممكن است هنگام تولد نوزاد، در حين گذر از كانال زايمان به بيني او وارد شود يا در طول زندگي اتفاق بيفتد.
بسته به شکل و محل کجي تيغه بيني، انحراف منجر به تنگي و گرفتگي يك يا هر دو مجراي بيني مي‌شود. قبل از آن‌که علائم انحراف تيغه بيني را مطرح کنم لازم مي‌دانم 2عملکرد اصلي بيني را مورد تاکيد قرار دهم. اين دو عملکرد عبارتند از:
الف) انتقال هوا از بيني به ريه و تهويه آن
ب) محلي براي درک بوهاي مختلف
هوا در حين عبور از بيني به سمت ريه، گرم و مرطوب شده و ذرات گرد و غبار موجود در آن گرفته و تميز مي‌شود. ضمنا بيني خط مقدم مقابله سيستم ايمني بدن با ذرات موجود در هواي استنشاقي است. هر بار که از بيني نفس مي‌کشيم هزاران ذره گرد و غبار مضر ديگر مثل باکتري وارد بيني ما مي‌شوند. وجود مو در ابتداي سوراخ بيني، تعدادي از اين ذرات بزرگ‌تر را به دام مي‌اندازد.
تعدادي از ذراتي که توانسته‌اند از اين مرحله بگذرند بر اثر نحوه توربولانس و گردش هوا در درون حفره بيني به ترشحات مخاط بيني مي‌چسبند. براي روشن شدن اهميت اين توربولانس روي جذب و به دام انداختن ذرات بايد متذکر شوم که ذرات بزرگ‌تر از 6 ـ‌4 ميکرومتر قادر نخواهند بود به ريه برسند.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:36 PM
سرطان دهان


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/18/100885311738.jpg با وجود پيشرفت‌هاي علمي زياد در درمان سرطان‌ها هنوز هم اين بيماري براي بسياري ترسناك و تكان‌دهنده است. تمام ارگان‌هاي بدن به طور بالقوه مي‌توانند دچار سرطان شوند، ولي نكته بسيار مهم، تشخيص بموقع و درمان سريع سرطان است، چراكه كوچك‌ترين درنگ و تاخير در شروع درمان مي‌تواند عواقب جبران‌ناپذيري به‌دنبال داشته باشد.
حفره دهان هم يكي از بخش‌هايي است كه استعداد فراواني براي سرطاني شدن دارد. طبق آمارها سرطان دهان 3 درصد كل سرطان‌هاي بدن را شامل مي‌شود كه معمولا شدت بدخيمي در آن زياد است و حتي اگر شدت بدخيمي كم باشد، اغلب با حذف بخش وسيعي از بافت‌هاي دهان و صورت همراه است و مشكلات و عوارض بسيار زيادي را در پي خواهد داشت. اين بيماري در هند عامل 50 درصد از سرطان‌هاي مرگبار است. احتمال ابتلاي مردان به اين نوع سرطان از زنان بيشتر است كه آن هم به دليل مصرف بيشتر سيگار و الكل بين مردان است. اگرچه امروز آمار مصرف سيگار بين زنان در حال افزايش است و همين امر باعث شده كه اين نوع سرطان در ميان زنان نسبت به سال‌هاي گذشته بيشتر مشاهده شود و به كمترين ميزان اختلاف با مردان مبتلا به سرطان برسد. الكل بعد از سيگار دومين عامل خطر براي ابتلا به سرطان دهان است. در حالي كه ميزان استعمال دخانيات به علت افزايش آگاهي مردم از خطرهاي سيگار كاهش يافته است ولي به دليل مصرف الكل، همچنان آمار سرطان دهان بالاست. برخي پزشكان معتقدند تشعشعات آنتن‌هاي تلفن همراه يا دستگاه‌هاي WIMAX آثار منفي روي بدن انسان دارد و باعث بروز بيماري‌هاي خوني، مغزي و سرطان مي‌شود، اما هنوز هيچ گزارش علمي معتبري درباره آثار مخرب احتمالي اين امواج مخابراتي منتشر نشده است.
اين سرطان معمولا پس از 40 سالگي رخ مي‌دهد و متوسط سني افراد مبتلا به اين بيماري 65 سال است.
با سرطان دهان بيشتر آشنا شويم
سرطان دهان، رشد سلول‌هاي بدخيم در دهان يا زبان است كه معمولا به صورت زخم بروز مي‌كند يا ممكن است بخش زيرمخاطي را درگير كرده باشد كه زخمي به صورت ظاهري مشاهده نشود ولي با لمس كردن توسط فرد يا پزشك قابل شناسايي باشد. در لب‌ها كه معمولا در معرض تابش مستقيم اشعه خورشيد هستند، احتمال ابتلا به سرطان نسبت به قسمت‌هاي داخل حفره دهان بيشتر است. اگرچه اين سلول‌هاي سرطاني مي‌تواند در زبان، مخاط‌گونه‌ها يا حتي روي لثه‌ها و كف دهان نيز ظاهر شود.
از ضايعات شايع در بين مردم كه حفره دهان را درگير مي‌كند، آفت است. تفاوتي كه اين ضايعات با زخم‌هاي سرطاني بدخيم دارند، اين است كه دردناك بوده و در مدت زمان كوتاهي خود به خود از بين مي‌روند ولي زخم‌هاي سرطاني، طولاني و كشنده بوده و معمولا بدون درد است، اما مردم بايد دقت كنند هر نوع زخم چه بدون درد يا دردناك اگر بيش از 2 هفته در دهان بماند، بايد به پزشك مراجعه كرد و نمونه‌برداري شود تا در صورت وجود سلول‌هاي سرطاني بموقع تشخيص داده شود و از پيشرفت آن جلوگيري گردد. همين مساله مسووليت پزشكان بخصوص پزشكان عمومي را كه معمولا مردم با مشاهده چنين زخم‌هايي به آنها مراجعه مي‌كنند، بيشتر مي‌كند.
در كشور ما نبود غربالگري و ضعف سيستم بهداشت و بي‌توجهي و عدم مراجعه بموقع به پزشك از عوامل مهم تشخيص ديررس انواع سرطان بويژه سرطان دهان است.
منشاء سرطان دهان چيست؟
عوامل موثر در ايجاد سرطان دهان بسيار متعدد و متفاوت است كه دوري كردن از تمام آنها عملا ناممكن است،‌ اما برخي از اين عوامل را مي‌توان كاملا از زندگي حذف كرد. از مهم‌ترين اين عوامل مي‌توان به اين موارد اشاره كرد.
سيگار: مصرف سيگار عامل بسياري از سرطان‌ها و بخصوص سرطان دهان است. 90 درصد مبتلايان به سرطان دهان، سابقه مصرف تنباكو داشته‌اند. ميزان خطر‌آفرين بودن آن به مقدار و طول مدت و نحوه مصرف (جويدن يا دود كردن)‌ بستگي دارد.
الكل: حدود 80 درصد بيماران مبتلا به سرطان دهان، سابقه مصرف مداوم الكل را دارند. همزماني مصرف دخانيات والكل، مهم‌ترين علت ابتلا به سرطان‌‌هاي دهاني است كه امروزه يكي از 10 علت عمده و شايع مرگ و مير در دنيا به شمار مي‌رود.
تنقلات مرگ‌آور
پان يك نوع ماده مخدر صناعي است كه از برگ درخت خصوصي تهيه مي‌شود. فروشندگان اين ماده مخدر، آن را با عنوان آدامس و خوشبوكننده دهان و با نام‌هاي راجا، تايتانيك، ويتامين، ملوان زبل، پان اسفناج، گوتكا، ناس و پان پاكستان به جوانان و نوجوانان مي‌فروشند. در بعضي استان‌هاي كشور بخصوص استان‌هاي شرقي مصرف اين ماده مخدر بين نوجوانان و جوانان شيوع يافته است. اين ماده افيوني تركيبي از تنباكو، آهك، خاكستر، ادويه‌هاي معطر، ساخارين، اسانس‌ها و افزودني‌هاي غيرمجاز است. همچنين تركيباتي مثل آرسنيك، كربنات، منيزيم و سرب نيز در اين مواد مشاهده شده است.
پان در قالب پودر، آدامس، پاستيل در رنگ‌هاي مختلف با پوشش آلومينيومي، كاغذهاي مثلثي و مربعي شكل با تصاوير جذاب رنگي و با طعم و مزه‌هاي مختلف گياهي ازجمله نعناع عرضه مي‌شود.
در كشورهاي هندوستان و پاكستان پس از جوشاندن مواد ذكر شده آن را روي برگ تازه گياه پيچانده كه به آن گونكا مي‌گويند و مصرف‌كننده با جويدن آن احساس لذت و سرخوشي كاذب مي‌كند. انواع ديگر آن به صورت زيرزباني يا پشت‌لب نيز استفاده مي‌شود. اين ماده هم‌اكنون در كارگاه‌هاي كوچك و به صورت دست‌ساز و غيربهداشتي توسط قاچاقچيان در بسته‌بندي هاي مختلف توليد مي شود و در بسياري از دكه‌ها و كيوسك‌هاي سطح شهرها و بخصوص استان سيستان و بلوچستان و هرمزگان با قيمت پايين به فروش مي‌رسد.
عوارضي كه اين ماده مخدر دارد در 2 بعد جسمي و رواني است. از عوارض جسمي آن مي‌توان به سرطان دهان و حنجره اشاره كرد. همچنين اين ماده با تضعيف قدرت دفاعي سلول‌هاي بدن در مقابل باكتري‌ها باعث بيماري‌هاي لثه مي‌شود.
نيكوتين موجود در آن از طريق مخاط دهان جذب و باعث زرد شدن دندان‌ها مي‌شود و به مغز آسيب مي‌رساند. ساخارين موجود در اين ماده عامل بيماري‌هاي كليه و سرطان روده بزرگ است و عوارض گوارشي نيز ايجاد مي‌كند. از آنجا كه با مصرف اين ماده ترشح بزاق بيشتر مي‌شود، فرد مجبور است آب دهانش را بيرون بريزد كه همين امر مي‌تواند باعث انتقال بيماري‌هاي عفوني مثل سل، هپاتيت و... شود.
از اثرات رواني آن مي‌توان به عدم تعادل رفتاري و حركتي اشاره كرد. فرد مصرف‌كننده احساس سبكي سر، گيجي و سرخوشي كاذب مي‌كند. مهم‌ترين عارضه رواني اين ماده ايجاد وابستگي و اعتياد به آن است. باور غلطي كه درباره اين مواد وجود دارد اين است كه اين مواد باعث استحكام دندان‌ها و لثه و همچنين افزايش قدرت بدني مي‌شود و از طرفي به علت ايجاد احساس سرخوشي و لذت در مصرف‌كننده و عدم باور آن به عنوان يك ماده مخدر موجب استفاده روزافزون از آن شده است. ويروس HPV به 2 صورت HPV نوع يك و HPV نوع دو وجود دارد. ويروس HPV1 عامل ايجادكننده تبخال است و ويروس HPV2 مسبب زخم در ناحيه تناسلي و بعضي از انواع سرطان‌هاي گردن رحم است، در حالي كه هر دو نوع اين ويروس عامل ثانويه در ابتلا به سرطان دهان است. ويروس HPV2 كه از راه مقاربت دهاني منتقل مي‌شود بيشتر در جوامعي كه بي‌بند و باري جنسي در آنها رايج است مثل كشورهاي آمريكايي و اروپايي شيوع دارد و در كشور ما هم به دليل افزايش بي‌بند و باري‌هاي جنسي و بخصوص در بين جوانان اين نوع سرطان در حال افزايش است.
طبق آمارها سرطان دهان 3 درصد كل سرطان‌هاي بدن را شامل مي‌شود كه معمولا شدت بدخيمي در آن زياد است و حتي اگر شدت بدخيمي كم باشد، اغلب با حذف بخش وسيعي از بافت‌هاي دهان و صورت همراه است و مشكلات و عوارض بسيار زيادي را در پي خواهد داشت.


از آنجاكه سرطان رشد ناخواسته و خارج از كنترل سلول‌هاي بدن به دليل ضعف سيستم ايمني است هر عاملي كه باعث تضعيف سيستم ايمني بدن شود، مي‌تواند در به وجود آمدن انواع سرطان‌ها نقش داشته باشد.
هميشه پيشگيري بهتر از درمان است
دندانپزشكان در تشخيص زودرس سرطان‌هاي دهان و حلق نقش بسيار مهمي دارند. مراجعه به دندانپزشك و معاينه‌هاي منظم، باعث تشخيص زودرس بيماري‌هاي احتمالي بخصوص سرطان دهان مي‌شود، زيرا تشخيص اين علائم در مراحل اوليه مي‌تواند شانس درمان زودهنگام و موفقيت‌آميز را افزايش دهد.
توجه خود فرد به علائمي مثل پلاك‌هايي به رنگ سفيد، قرمز يا تركيبي از هر دو رنگ، زخم روي مخاط لب يا داخل دهان كه التيام نمي‌يابد، خونريزي از دهان يا لثه، بي‌حسي يا اختلال (گزگز شدن)‌ در لب‌ها يا داخل دهان، اشكال در بلع و تكلم و تنفس، احساس درد در ناحيه گوش يا برجستگي روي گردن (چراكه سرطان‌هاي دهان بسرعت مي‌تواند به غدد لنفاوي ناحيه گردن و زير چانه متاستاز دهند و آنها را درگير كنند)‌، دندان‌هاي لق يا اشكال در استفاده از دندان در بيماراني كه پروتز دنداني متحرك دارند همه مي‌تواند از نشانه‌هاي سرطان دهان باشد. ترس از كلمه سرطان و انجام جراحي و شيمي‌‌درماني و راديوتراپي در برخي افراد بعد از تشخيص سرطان دهان باعث مي‌شود كه خيلي دير اقدام به درمان كنند و تاخير در شروع درمان مي‌تواند اثرات غيرقابل جبراني را به همراه داشته باشد. به اين افراد توصيه مي‌شود به هنگام تشخيص اين بيماري هرچه سريع‌تر مراجعه كنند و درمان را جدي بگيرند و در همان مراحل اوليه اقدامات لازم انجام شود تا نتيجه بهتري از درمان بگيرند.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/18/100885311789.jpgچه بايد كرد؟
بهترين درمان هميشه پيشگيري است اما زماني كه پزشك مشكوك به سرطان دهان شود، بررسي‌هاي تشخيصي شامل آزمايش خون و نمونه‌برداري (برداشت تعداد كمي از بافت)‌ از توده صورت مي‌گيرد. همچنين سي‌تي‌اسكن يا ام.آر.آي به بررسي گسترش بدخيمي كمك مي‌كند. هرچه توده در زمان تشخيص بزرگ‌تر باشد، احتمال گسترش آن به ديگر نواحي بيشتر است. درمان بسته به محل سرطان (لب، زبان، كام، ...) متفاوت است. جراحي براي برداشتن ناحيه سرطاني در صورتي كه قابل عمل باشد، انجام مي‌شود. همچنين اشعه درماني و يا داروهاي ضد سرطان به عنوان درمان‌هاي مكمل مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اگر ضايعه در مراحل اوليه و كوچك باشد و هنوز به مناطق اطراف دست‌اندازي نكرده باشد، مي‌توان بدون مداخله جراحي با راديوتراپي آن را درمان كرد، ولي عمدتا آن را جراحي مي‌كنند. يكي از بزرگ‌ترين عوارض سرطان‌هاي دهان نقايص بافتي بسيار شديدي است كه بعد از جراحي تومور در صورت به جا مي‌ماند، البته خوشبختانه در حال حاضر با پيشرفت‌هاي جديد در علم پروتز و پيوندهاي مختلف، شانس بازسازي مجدد زياد شده است.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:36 PM
اصلي‌ترين علامت انحراف بيني، انسداد تنفسي است. با توجه به نقش فيزيولوژيک بيني معلوم مي‌شود که وقتي انحراف تيغه بيني منجر به انسداد بيني شود، بيمار با مشکلات ديگري نيز روبه‌رو خواهد شد. تنفس دهاني منجر به خشکي گلو به هنگام خواب خواهد شد. اين امر به نوبه خود باعث مي‌شود که فرد مبتلا به انحراف تيغه بيني خواب شبانه خوبي نداشته باشد و چون بدن وي شب هنگام استراحت مناسبي نداشته است طبيعتا روز بعد نيز سر حال نخواهد بود، ضمنا خشکي گلو باعث تحريک مزمن گلو و احساس ناخوشايندي در اين ناحيه خواهد شد.
به طور معمول ترشحات سينوس‌ها از طريق مجاري آنها به درون بيني تخليه شده و از آنجا به طرف ته حلق هدايت مي‌شود. انحراف تيغه بيني ممکن است به گونه‌اي باشد که باعث انسداد مجاري سينوس‌ها شود. در اين صورت ترشحات سينوس‌ها در داخل آنها تجمع يافته و احتمال سينوزيت افزايش مي‌يابد. پس انحراف تيغه بيني مي‌تواند عامل مساعد‌کننده‌اي براي ايجاد يا تشديد سينوزيت باشد.
انحراف تيغه بيني همچنين مي‌تواند باعث خرخر، کاهش حس بويايي و سردرد شده و با تغيير نحوه توربولانس هوا در درون بيني باعث خشکي قسمت‌هايي از درون بيني شود. اين خشکي نيز مي‌تواند منجر به خونريزي از بيني شود.
درمان
به طور معمول اکثر افراد جامعه درجات خفيفي از انحراف تيغه بيني را دارند، اما از آنجايي که اين انحراف خفيف است و مشکلي را براي آنها ايجاد نکرده است، نيازي به عمل اصلاحي ندارند. در بچه‌ها بهتر است که اصلاح انحراف تيغه بيني تا پايان سن بلوغ به تعويق بيفتد، اما در بزرگسالان اگر شدت انحراف تيغه بيني به حدي باشد كه باعث انسداد تنفسي شده باشد بايد آن را با جراحي اصلاح كنيم. اگر نحوه کجي به گونه‌اي باشد که يک حفره تنگ و حفره ديگر گشاد باشد، معمولا شاخک تحتاني سمت گشاد، به طور جبراني متورم مي‌شود. روشن است که در چنين حالتي جراح هنگام اصلاح انحراف تيغه بيني، شاخک تحتاني سمت مقابل را نيز کوچک خواهد کرد. اصلاح انحراف تيغه بيني مي‌تواند به طور مجزا يا همراه با اعمال جراحي پلاستيك بيني، پوليپ بيني، جراحي آندوسکوپي سينوس يا كوچك كردن شاخك‌هاي بيني انجام شود.
اين جراحي با هر دو روش نيمه بي‌هوشي و بي‌هوشي عمومي قابل انجام است و مدت عمل حدود نيم ساعت است.
نکاتي که لازم است بدانيد
همان روزي که بستري مي‌شويد، عمل شده و همان روز نيز مرخص خواهيد شد. عمل از طريق سوراخ بيني انجام مي‌شود و برشي روي پوست بيني يا صورت شما داده نمي‌شود. بنابراين نيازي به رعايت مراقبت‌هايي که معمولا در عمل زيبايي بيني رعايت مي‌شوند، نيست. يعني گچ روي بيني و همين‌طور چسب نخواهيم داشت .
روشن است که کبودي ظاهري و تورم نيز نخواهيم داشت. اگر چنانچه براي شما تامپون بيني ـ که همان پانسمان داخلي است ـ گذاشته شود معمولا پزشكان آن را پس از 2 روز خارج مي‌کنند. تا 3 ـ 4 روزي ممکن است ترشحات خونابه‌اي از بيني شما خارج شود که جاي نگراني نخواهد داشت. بهتر است بعد از خارج کردن تامپون تا چند روزي از سرم شستشوي بيني براي نرم شدن ترشحات داخل بيني استفاده کنيد و سپس بيني را به آهستگي فين کنيد. فين‌کردن محکم نيز بعد از 2 هفته بلامانع است. براي پيشگيري از عفونت براي شما آنتي‌بيوتيک تجويز خواهد شد که لازم است بعد از عمل، آن را مصرف کنيد.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:37 PM
پاركينسون، از لرزش دست تا از دست‌دادن كنترل بدن


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/25/100885913424.jpg
اگر مي‌خواهيد بيماري پاركينسون را بيشتر بشناسيد بايد پاي درددل مشهورترين بوكسور سنگين‌وزن جهان، محمدعلي كلي بنشينيد. مسلمان بودن اين ورزشكار مشهور ايالات متحده باعث شد كه ما ايراني‌ها او را خيلي دوست داشته باشيم. هنوز يادمان است كه تا نيمه‌هاي شب بيدار مي‌مانديم تا پيكارهاي جانانه وي را با حريفانش ببينيم و پيروز شدنش را جشن بگيريم و بر خود بباليم، اما اين روزها ديدن اين قهرمان هميشگي دنياي اسلام دل دوستدارانش را مي‌لرزاند، چراكه پاركينسون به او هم رحم نكرد، اما او باز هم جانانه با اين بيماري پيكار مي‌كند.
پاركينسون بيماري جديدي نيست و كشف اين بيماري قدمتي طولاني دارد و شواهد حاكي از آن است كه اولين بار دانشمندي انگليسي به نام دكتر جيمز پاركينسون، اين بيماري عصبي را كشف كرد كه ابتدا نام فلج لرزان را بر آن نهاد و امروز دانش پزشكي، نامي بهتر از همان بيماري پاركينسون برايش پيدا نكرده از همين رو پاركينسون همان فلج لرزاني است كه سال 1817 ميلادي براي اولين بار كشف و توصيف شد.
بيماري‌اي كه بافت مغز را تخريب مي كند
پاركينسون را بعد از آلزايمر، شايع‌ترين بيماري تخريب‌كننده بافت مغز مي‌دانند كه سيري كاملا مزمن و البته پيشرونده دارد و متاسفانه اغلب موارد زماني سراغ بيماران مي‌آيد كه سني از آنها گذشته و از هر 100 نفري كه بالاي 60 سال دارند يك نفر پاركينسون را تجربه مي‌كند و اگر بگوييم كه پاركينسون بيماري افراد سالمند است كم بيراه نگفته‌ايم، اگرچه در 5 تا 10 درصد كل بيماران پاركينسوني افراد جوان‌تر هم به چشم مي‌خورند، اما باز هم مي‌توانيد با شهامت بر اين باور باشيد كه اين بيماري در سنين بالا خود را نشان مي‌دهد و تا زمان پيريتان خيلي هراسي در دل نداشته باشيد. اين كه روند بيماري پاركينسون از كجا آغاز مي‌شود براي پزشكان اهميت ويژه‌اي دارد، چراكه تشخيص زودرس اين بيماري يعني كنترل بهتر و درمان مناسب‌تر، از اين رو بد نيست با علائم پاركينسون بيشتر آشنا شويد.
همه پاركينسون را با لرزش اندام‌ها مي‌شناسند كه از نظر پزشكي به آن ترمور (tremor) مي‌گويند، اما معمولا اين علامت در مراحل بعدي بيماري ديده مي‌شود، از اين رو اولين علائم در پاركينسون مرموز هستند و بيمار در مراحل ابتدايي از كندي مختصر در حركات عمومي بدن همچون راه رفتن و اصلاح و دوش گرفتن شكايت دارد.
در مرحله بعدي لرزش وارد دست‌ها مي‌شود و از انگشتان شروع و به ساير اندام‌ها سرايت كند. لرزش يا همان ترمور اندام‌ها شكل خاصي دارند و معمولا به اين شكل است كه شست دست مدام در حال تماس و سايش با انگشت اشاره است و اين حالت به مرور بيمار را كلافه مي‌كند.
علامت ديگر پاركينسون سفتي ماهيچه‌هاست كه اغلب در عضلات گردن و پاها ديده مي‌شود و در مدت كوتاهي نيز درد به آن اضافه مي‌شود و بيمار را در بيشتر ساعات روز مستاصل مي‌كند.
برادي كينزي يا حركات آهسته به مرور در بيمار پيشرفت مي‌كند و به جايي مي‌رسد كه اطرافيان بيمار خيلي از آن شكايت خواهند كرد، چراكه تمامي فعاليت‌هاي بيمار آنچنان كند مي‌شود كه در انجام بعضي از آنها به كمك نياز پيدا مي‌كند. در مدتي كوتاه اگر درمان هرچه زودتر آغاز نشود ديگر انجام فعاليت‌هايي همچون رانندگي، فعاليت‌هاي حرفه‌اي كاري و حتي كارهاي شخصي آنها مختل مي‌شود.
در مراحل پيشرفته بيماري حركاتي همچون پلك زدن، لبخند زدن و حركات لب تماما مختل مي‌شود و واقعا چهره بيمار به گونه‌اي تغيير پيدا مي‌كند كه به نظر اطرافيان عجيب مي‌شود به اين گونه كه صورت بيمار ماسكه مي‌شود و ظاهري خشك و بي‌روح پيدا مي‌كند و شايد اين موضوع از سوي خود بيمار هم قابل تشخيص نباشد و گمان نمي‌كنند اتفاقي افتاده باشد، اما اطرافيان جور ديگري تفسير خواهند كرد.
بيماران پاركينسوني به گونه‌اي خاص صحبت مي‌كنند. به مرور قدرت و فشار لازم در صحبت كردن را از دست مي‌دهند و كار به جايي مي‌رسد كه بيمار براي گفتن يك جمله كوتاه بايد كلي انرژي و زمان صرف كند.
مراحل پيشرفته بيماري بسيار آزاردهنده است. علاوه بر شدت اين علائم، در بلع هم مشكل پيدا مي‌كند و به مرور ديگر قادر به غذا خوردن نيست و ضعف شديدي بر وي حاكم مي‌شود.
پاركينسون را بعد از آلزايمر شايع‌ترين بيماري تخريب‌كننده بافت مغز مي‌دانند كه سيري كاملا مزمن و البته پيشرونده دارد


در مراحل پاياني، بيماري دمانس يا اختلال در قوه شناخت و ادراك در فرد مبتلا پديدار مي‌شود و كنترل و درمان آنها ديگر براي پزشك كار بسيار مشكلي خواهد شد و در اين شرايط اقدامات درماني مشكلات بيمار را خيلي رفع نخواهد كرد.
پاركينسون را يكي از بيماري‌هاي تخريب‌كننده بافت مغز مي‌دانند و ماهيت مزمن اين بيماري خود معضل ديگري است كه به مرور بيمار را ناتوان مي‌كند. به هر حال پزشكان سال‌هاست كه نظريه‌هاي مختلفي را از علل پيدايش اين بيماري مطرح كرده‌اند. اگر مغز مياني را قسمتي از بافت مغز بدانيم، سلول‌هايي در اين بخش هستند كه به آنها substantia nigra مي‌گويند. در پاركينسون اين دسته از سلول‌ها فعاليت ترشحي خود را از دست مي‌دهند و حال بايد ببينيم كه اين فعاليت ترشحي در مغز چه اثراتي را در پي دارد؟
اين سلول‌ها ماده‌اي را ترشح مي‌كنند كه به آن دوپامين مي‌گويند. وظيفه اين سلول‌ها رساندن پيام‌هاي مغزي به ساير قسمت‌هاي زيرين مغز است كه اين پيام‌ها عموما پيام‌هاي سيستم حركتي و عضلات ارادي بدن هستند. در بيماري پاركينسون سلول‌هاي substantia nigra به مرور از بين مي‌روند و طبيعتا ديگر دوپاميني ترشح نمي‌شود كه پيام‌هاي عصبي را منتقل كند. يكي از چالش‌هاي مهم پيش روي متخصصان مغز و اعصاب اين است كه علائم بيماري پاركينسون معمولا زماني پديدار مي‌شود كه تقريبا 70 تا 80 درصد سلول‌هاي مترشحه دوپامين از بين بروند، از همين رو در زمان تشخيص، بافت مغز به ميزان زيادي تحليل رفته است و طبيعتا اين موضوع درمان را مشكل مي‌كند.
همان‌طور كه گفتيم عمده تخريب بافت مغز در مراكزي اتفاق مي‌افتد كه مسووليت كنترل حركتي عضلات ارادي بدن را به عهده دارند، بنابراين علائم پاركينسون عموما در حوزه عضلات ارادي است.
عواملي كه شانس بروز پاركينسون را بالا مي‌برند
هميشه اين دغدغه در بيماران پاركينسوني وجود دارد كه چرا ما بايد به اين بيماري مبتلا شويم؟ پزشكان پاسخ اين سوال را بيشتر در عللي مي‌دانند كه زمينه بروز پاركينسون را بيشتر فراهم مي‌كند.
سن: بالا رفتن سن خود اولين و موثرترين عامل پيدايش پاركينسون به نظر مي‌رسد به اين شكل كه در افراد بالاي 60 سال، احتمال بروز پاركينسون 3 تا 5 درصد بيشتر از ساير افراد است.
ژنتيك: خيلي از محققان با موضوع ارث و ژنتيك و تاثيرش در پيدايش پاركينسون مشكل دارند و آن را بي‌تاثير در اين زمينه مي‌دانند، اما هنوز هم بحث ژنتيك در اين خصوص داغ است، به طوري كه ديده شده افرادي كه يك خويشاوند درجه يك آنها به پاركينسون مبتلا بوده، احتمال بروز اين بيماري در آنها 2 تا 3 برابر بيشتر مي‌شود. منظور از خويشاوندان درجه يك همان پدر، مادر، برادر و خواهر است.
ضربات مزمن به سر: داستان عجيب محمدعلي كلي تا مدت‌ها اين باور را در ميان پزشكان پديد آورده بود كه دليل ابتلاي وي به پاركينسون ضربات پياپي به سر و صورت وي بوده كه در مدت سال‌ها ورزش رخ داده است، اما تحقيقات روشن كرد كه اين موضوع تنها يك باور غلط بوده است و علت ابتلاي اين ورزشكار دوست‌داشتني به پاركينسون را بايد در جاي ديگري جست.
تماس با سموم و آفت‌كش‌ها: آفت‌كش‌ها ازجمله تركيباتي هستند كه تقريبا اثراتشان در مورد پاركينسون به اثبات رسيده است؛ البته هم‌اكنون نسل‌هاي جديدتر آفت‌كش‌ها كمتر اين‌گونه‌اند و عموما فرمولاسيون آنها طوري تهيه مي‌شوند كه براي بدن مضر نباشند، اما باز هم به جد به كشاورزان توصيه مي‌شود كه از هر گونه تماس با اين نوع سموم اجتناب كنند.
اثر داروها: از دارو‌ها هم نبايد چشم پوشي كرد به اين شكل كه در برخي تحقيقات پزشكي ديده شده كه برخي داروها مي‌توانند روند پيدايش پاركينسون را روشن كنند. در اين بين نام‌هاي شايعي از داروها به چشم مي‌خورد. داروهايي همچون سديم والپروات براي بيماران تشنجي، متوكلوپراميد يا همين پلازيل خودمان، هالوپريدول دارويي كه در درمان بيماران شيزوفرني كاربرد دارد و كلروپرومازين به عنوان نوعي داروي روانپزشكي.
تاثير جنسيت: مردان بيشتر از زنان در معرض ابتلا به پاركينسون هستند.
سيستم هورموني: سيستم هورموني در خانم‌ها مي‌تواند در بروز پاركيسنون موثر باشد به اين ترتيب كه كاهش ميزان استروژن در بدن شانس بروز بيماري را بالا مي‌برد، از همين روست كه در خانم‌هاي يائسه يا خانم‌هايي كه رحم آنها به هر دليل برداشته شده، پاركينسون بيشتر ديده مي‌شود.
دشواري هاي تشخيص بيماري
همه از تشخيص زودرس بيماري مي‌گويند، اما كدام تشخيص زودرس؟ وقتي بيماري خود را در مراحلي نشان مي‌دهد كه 70 تا 80 درصد آن طي شده به اين معناست كه تشخيص زودرس مفهومي ندارد، اما اين روزها متخصصان از غربالگري افراد مسن مي‌گويند به اين شكل كه حداقل بعد از 60 سالگي سالانه يك بار توسط يك متخصص مغز و اعصاب يا يك نورولوژيست معاينه شوند، اما از حق نبايد گذشت كه تا به حال هيچ گونه اقدام پاراكلينيكي همچون آزمايش خون يا تصويربرداري از مغز ابداع نشده كه بتواند قويا پاركينسون را پيش‌بيني كند از اين رو پزشكان تشخيص پاركينسون را تنها براساس شرح‌حال پزشكي و معاينات باليني پيش‌بيني مي‌كنند.
بهترين كاري كه بيمار مي‌تواند براي تشخيص هرچه زودتر بيماري خود انجام دهد اين است كه علائم خود را يادداشت كند. نكته مهم اين است كه حتي علائمي كه ممكن است در ظاهر بي‌ارتباط با پاركينسون هستند هم بايد مورد توجه قرار گيرند. در كنار اين علائم به اطلاعات شخصي مهم ازجمله هرگونه استرس يا تغييراتي كه اخيرا در زندگي بيمار رخ داده هم مي‌بايست توجه شود. در قدم بعدي بايد فهرستي از كليه داروهاي مصرفي حتي ويتامين‌ها و مكمل‌ها تهيه شود.
قبل از مراجعه به پزشك بهتر است سوالاتي كه در ذهن بيمار درباره هر آنچه به مشكلات و درمان‌هاي مرتبط با پاركينسون مربوط است يادداشت شوند. آماده كردن فهرستي از سوالات به بيمار كمك مي‌كند از زمان حضور در مطب پزشك بهترين استفاده را ببرد. در زمان مراجعه به پزشك هم بهتر است يكي از اعضاي خانواده يا يكي از دوستان بيمار او را همراهي كند چراكه گاهي اوقات به خاطر سپردن همه اطلاعاتي كه پزشك در اختيار بيمار مي‌گذارد دشوار است.
درمان‌هاي نوين براي مبتلايان به پاركينسون
باز هم همه داستان بيماري ما به اينجا ختم مي‌شود كه اين عزيزان چگونه بايد درمان شوند؟
همان طور كه گفتيم، مكانيسم پيدايش پاركينسون به عدم توليد دوپامين در مغز برمي‌گردد از همين رو در سال 1960 با پيدايش دارويي به نام لوودوپا پزشكان توانستند به شكل مصنوعي غلظت دوپامين را در سلول‌هاي مغزي بالا ببرند و از آن سال تاكنون اين دارو به عنوان پاي ثابت درمان پاركينسون به شمار مي‌رود و همه نورولوژيست‌ها اولين دارويي را كه در نسخه بيمارشان مي‌نويسند همين لوودوپا است.
دسته دوم، داروهايي هستند كه به دليل شباهتشان با دوپامين، اثرات آن را در مغز تقليد مي‌كنند و مي‌توانند به دليل شباهتشان اعمال اثر كنند. اين داروها كه از منظر پزشكي به آنها آگونيست دوپامين مي‌گويند در مرحله بعدي جزو پرطرفدارترين داروها در درمان بيماران پاركينسوني به شمار مي‌روند. در اين ميان بروموكريپتين و پرگوليد از قديمي‌ترين‌ها به شمار مي‌روند كه البته اين روزها كمتر سراغشان مي‌روند.
پاركينسون را بعد از آلزايمر شايع‌ترين بيماري تخريب‌كننده بافت مغز مي‌دانند كه سيري كاملا مزمن و البته پيشرونده دارد


مرحله بعدي درمان پاركيسنون كنترل عوارض اين بيماري است. در بخش علائم بيماري گفتيم كندي حركات، ترمور، خشكي دهان و... ازجمله مشكلات پاركينسون است كه طبيعتا اين خواسته منطقي بيمار از پزشكش است كه از او بخواهد اين علائم ناتوان‌كننده تقليل يابد. در اين بين داروهاي آنتي‌كولينرژيك‌ها كه شامل تري هگزيفينيديل و بنزوتروپين است از پرطرفدارترين آنها به شمار مي‌آيد.
مصرف برخي مكمل‌هاي دارويي كه عمدتا از جنس جينكوبيلوبا هستند، توانسته به اين بيماران كمك زيادي كند. جينكوبيلوبا نام گياهي است كه عصاره آن مي‌تواند در حفظ توانايي مغز به بيمار كمك كند؛ البته اين عصاره تنها به بيماران آلزايمري هم ياري رسانده، اما به هرحال توصيه مي‌شود كپسول‌هاي جينكوبيلوبا هر روز يك تا 2 بار و به مدت 6 ماه تا يك سال مصرف شود تا كم‌كم تاثيرش را بگذارد.
آمانتادين هم نوعي داروي ضدويروسي است كه اثرات درماني در بيماران پاركينسوني دارد، از اين رو اگر نام اين دارو را نيز در نسخه‌تان ديديد خيلي تعجب نكنيد.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/25/100885913392.jpgروش درماني استفاده از كاشت الكترود در هسته‌هاي عمقي مغز (DBS ) ‌ازجمله روش‌هاي موفقيت‌آميز براي درمان بيماري پاركينسون و اختلالات حركتي شديد، است. در اين روش كه در بيماران مبتلا به پاركينسون غيرقابل درمان با دارو صورت مي‌گيرد در هسته‌هاي عمقي مغز در ناحيه «ساب تالاموس» (زير تالاموس)، الكترودهاي خاصي كار گذاشته مي‌شود.اين الكترودها به يك ژنراتور كوچك كه زير پوست سينه فرد قرار مي‌گيرد، متصل است و از طريق ژنراتور، پالس‌هايي به مغز فرد مي‌فرستد و اختلالات حركتي و گفتاري فرد را كنترل مي‌كند، تا جايي كه مي‌تواند به عنوان يك فرد عادي در جامعه ظاهر شود.
زندگي با هر نوع بيماري مزمني مي‌تواند بسيار طاقت‌فرسا و مشكل باشد و طبيعي است كه بيمار در مواجهه با مشكلات حاصل از بيماري احساس خشم، افسردگي و بعضي اوقات دلسردي كند. در اين ميان بيماري پاركينسون هم مشكلات خاصي را با خود به ارمغان مي‌آورد كه حتي ممكن است در مقايسه با ساير بيماري‌ها سخت‌تر باشند چراكه پاركينسون با ايجاد تغييرات شيميايي در مغز مي‌تواند احساس اضطراب و افسردگي را در بيمار تشديد كند. اين عوارض بخصوص در مراحل پيشرفته بيماري يعني وقتي كه فعاليت‌هاي روزمره بيشتر طول مي‌كشد و حتي خوردن و صحبت كردن مشكل ميشود مي‌تواند موجب ياس و نااميدي شديد شوند.
بيماران آلزايمري حداقل هر 2 ماه يك بار بايد توسط پزشكشان ويزيت شوند و تمامي روند دارودرماني در آنها بايد با دقت كنترل شود و هيچ درماني نبايد از ديد پزشك دور باشد.
فيزيوتراپي در اين بيماران جزء ديگري از درمان محسوب مي‌شود كه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اين بيمارن هر هفته بايد از نظر تقويت عضلات ارادي تحت فيزيوتراپي قرار بگيرند. عضلات طبيعتا در شرف تحليل پيشرونده هستند و اگر اين موضوع ناديده گرفته شود در مدت كوتاهي بيمار زمينگير مي‌شود، از اين رو بيمار را بايد از هر لحاظ حمايت كرد.
خود بيمار نبايد نااميد شود و انجام فعاليت‌هايي كه مي‌تواند روحيه‌اش را از هر نظر بهبود بخشد، مي‌تواند برايش كمك‌كننده باشد. حفظ دوستي‌هاي قديمي و برقراري روابط اجتماعي قوي با ديگران، فعاليت‌هاي ورزشي بويژه از نوع گروهي، كنترل عصبيت‌ها و پرهيز از هر نوع استرس و اضطراب همه و همه مي‌تواند در كنترل بيماري تاثير داشته باشد.
در اين ميان اگرچه ورزش براي سلامت عمومي بدن بسيار مهم است، اما براي حفظ عملكرد در بيماري پاركينسون نقش حياتي دارد.به همين دليل ورزش درماني براي اين بيماران توصيه مي‌شود چراكه مي‌تواند به بهبود تحرك، دامنه حركت و عضلات آنها كمك كند. گرچه برخي ورزش‌هاي خاص نمي‌تواند از پيشرفت بيماري جلوگيري كند،
اما حفظ قوا و چابكي عضلات مي‌تواند به مقابله با گرايشات پيش‌رونده اين بيماري كمك كرده و احساس اعتماد به نفس و توانايي بيشتري به بيمار بدهد.
يبوست ازجمله عوارض ناتوان‌كننده در بيماران پاركينسوني است كه هم به دليل ماهيت خود بيماري است و هم به دليل داروهايي است كه بيمار مصرف مي‌كند. مصرف يك رژيم غذايي پرفيبر شامل سالاد و سبزيجات در هر وعده غذايي و در موارد شديد استفاده از ملين‌ها ازجمله اقدامات درماني به شمار مي‌روند.
در مراحل پيشرفته بيماري از انجام فعاليت‌هايي كه نيازمند دقت بالايي هستند، پرهيز كنيد. كندي حركات خود دليل محكمي براي اين‌گونه پرهيزهاست كه در فعاليت‌هايي همچون رانندگي مي‌تواند براي بيمار تا حدود زيادي خطرناك باشد.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:38 PM
خطرات حاملگي خارج از رحم براي مادران


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/25/100885913313.jpg صبح كه از خواب بيدار مي‌شود احساس مي‌كند مثل هميشه نيست. انگار كه مريض شده و احساس ضعف مي‌كند و يكباره دچار حالت تهوع مي‌شود. او نه تنها از اين وضعيت ناراحت نمي‌شود كه احساس شادي و شعف هم مي‌كند. چندماهي است كه منتظر اين علامت‌هاست؛ علامتي كه نشان از آمدن يك مسافر كوچولو دارد، اما اين خوشحالي مدت زيادي دوام نمي‌آورد و حالا كه ديگر احساس مي‌كند مادر شده، دچار دل‌درد، سرگيجه و خونريزي مي‌شود.


مضطرب و پريشان و سردرگم به بيمارستان مي‌رود و وضعيتش را براي پزشك شرح مي‌دهد و پس از بررسي‌ها و آزمايش‌هاي متعدد مشخص مي‌شود كه حامله است، اما متاسفانه يك حاملگي نابجا!
حاملگي نابجا يا خارج رحمي، از مهم‌ترين شرايط اورژانسي در بارداري محسوب مي‌شود كه با تشخيص هر چه سريع‌تر آن موجب نجات مادر و حفظ باروري مجدد وي مي‌گردد. اين نوع حاملگي كه وضعيتي خطرناك و از مهم‌ترين علل مرگ و مير مادران به شمار مي‌آيد، از هر 1000 مورد حاملگي در 16 مورد پيش مي‌آيد. اين وضعيت زماني رخ مي‌دهد كه تخمك بارور شده خارج از آندومتر رحمي باشد. معمولا در 98 درصد اين موارد تخمك بارور شده در لوله رحمي است و چنانچه اين وضعيت سريع تشخيص داده نشود و درمان صورت نگيرد، منجر به پارگي لوله و به دنبال آن باعث خونريزي داخلي در ناحيه شكم مي‌شود. لانه‌گزيني تخمك بارور شده در جاهاي ديگري هم ممكن است رخ دهد. تخمدان، گردن رحم، شكم (صفاق)‌ و همزماني حاملگي خارج رحمي و داخل رحم از جاهايي هستند كه امكان دارد تخمك بارور شده در آنها جا خوش كند.
خطرناك ولي بي‌سر و صدا
علائم بارداري خارج رحمي گاهي مي‌تواند بيمار را دچار اشتباه و خيال كند كه دچار عفونت ادراري يا مشكلات گوارشي و مسموميت شده است و گاهي، خونريزي مشابه قاعدگي داشته باشد و حتي متوجه بارداري نشود. به طور كلي تشخيص ابتدايي بارداري خارج رحمي مشكل است و معمولا چنين زناني مي‌گويند ابتدا علائمي مانند حاملگي طبيعي داشته‌اند؛ مثل تاخير قاعدگي، حساس شدن پستان‌ها، تهوع و استفراغ اما زنگ خطر با اين علائم زده نمي‌شود و بيمار دچار درد لگني، شكمي و خونريزي از واژن مي‌شود و سرانجام سرگيجه و غش به دليل افت فشارخون بر اثر خونريزي غيرطبيعي سراغش مي‌آيد.
مشكل كجاست؟
تخمك بارور شده معمولا 4 تا 5 روز طول مي‌كشد كه مسير لوله رحمي از تخمدان تا رحم را طي كند و حدود 6 تا 7 روز بعد از لقاح در رحم لانه‌گزيني مي‌كند. شايع‌ترين علت حاملگي خارج رحمي، تخريب لوله رحمي و ايجاد انسداد يا تنگي لوله است. همچنين احتمال دارد مشكل در ديواره‌هاي لوله وجود داشته باشد كه نتواند مانند حالت طبيعي منقبض شده و تخم بارور را به داخل رحم به حركت درآورد.
هر عاملي كه باعث پيچ‌خوردگي يا چسبندگي آن شود موجب تاخير عبور تخم از لوله و لانه گزيني آن مي‌شود. پس هر علتي كه موجب كندي حركت تخمك بارور در مسير خود به سمت رحم شود مي‌تواند بارداري خارج رحمي را به وجود آورد.
چه كساني بيشتر در معرض خطرند؟
خطر بارداري خارج رحمي در زناني كه دچار عفونت‌هاي لگن، حاملگي خارج رحمي قبلي، آسيب‌هاي لوله‌اي بر اثر اعمال جراحي و همچنين چسبندگي‌هاي لوله‌اي، اختلال مادرزادي لوله‌هاي رحم، استفاده از IUD و بخصوص از نوع پروژستروني آن و استفاده از داروهاي كمك‌باروري براي درمان نازايي (داروي محرك تخمك‌گذاري) هستند، بيشتر است. همچنين مصرف قرص‌هاي خوراكي كه صبح روز بعد از مقاربت استفاده مي‌شود و حاوي پروژسترون بوده و به منظور جلوگيري از بارداري تجويز مي‌شود نيز مي‌تواند ميزان بروز بارداري خارج رحمي را افزايش دهد.
چه زماني بايد به پزشك مراجعه كرد؟
به دنبال حاملگي نابجا در لوله رحم، ديواره نازك لوله كشيده مي‌شود و باعث درد در ناحيه زير شكم مي‌شود و ممكن است حتي شما دچار خونريزي از ناحيه واژن نيز شويد. بر اثر رشد تخمك، لوله رحم ممكن است پاره شود و در نتيجه خونريزي شديد در ناحيه شكم رخ ‌دهد و باعث درد و در نهايت غش شود و اين حالت‌ها براي هر زني كه از نظر جنسي فعال است و در سن باروري قرار دارد ممكن است به وجود بيايد. پس با مشاهده علائمي مثل درد شكمي و خونريزي واژينال در صورت مثبت بودن تست بارداري بايد به اورژانس مراجعه كنيد. ابتدا يك آزمايش ادرار براي اثبات حاملگي از شما گرفته مي‌شود، چنانچه جواب مثبت بود، آزمايش خون از نظر سطح هورمون HCG انجام مي‌شود. اگر سطح HCG كمتر از ميزان انتظار در حاملگي طبيعي باشد، احتمالا حاملگي از نوع خارج رحمي است. در اين مرحله پزشك سونوگرافي انجام مي‌دهد و چنانچه در سونوگرافي داخل رحم، ساك حاملگي وجود نداشته باشد و به عبارتي جنين در رحم مشاهده نشود، پس احتمال حاملگي رحمي بالا مي‌رود. البته سونوگرافي واژينال در اين موارد خيلي بهتر جواب مي‌دهد، ولي در هر صورت ممكن است سونوگرافي نتواند همه حاملگي‌هاي خارج رحمي را تشخيص دهد، بنابراين در صورت عدم تشخيص و چنانچه بيمار درد و خونريزي شديد نداشته باشد، مي‌توان وي را تحت نظر قرار داد و با انجام آزمايش HCG طي 2 تا 3 روز دريافت كه آيا حاملگي خارج رحمي است يا خير.
درمان با توجه به اندازه جنين
نوع درمان بستگي به اندازه و محل بارداري خارج رحمي دارد. در مراحل اوليه كه اندازه تخمك كوچك است از داروي متوتروكسات استفاده مي‌شود. اين دارو تخمك‌ بارورشده را حل كرده و توسط بدن جذب مي‌گردد.
حاملگي نابجا يا خارج رحمي از مهم‌ترين شرايط اورژانسي در بارداري محسوب مي‌شود كه تشخيص هر چه سريع‌تر آن موجب نجات مادر و حفظ باروري مجدد وي مي‌گردد


اما اگر از زمان حاملگي مدت زيادي گذشته باشد و اندازه جنين بزرگ باشد، لازم است كه جراحي انجام شود. بعد از جراحي ميزان HCG خون تا زمان به صفر رسيدن يعني 21 هفته بعد اندازه‌گيري مي‌‌شود.
جراحي مي‌تواند به صورت لاپاراسكوپي يا لاپاراتومي (باز كردن شكم) صورت گيرد. اگر بتوان اين نوع حاملگي را در مراحل اوليه تشخيص داد و اندازه آن زير 4 سانتي‌متر باشد، مي‌توان از جراحي لاپاراسكوپي استفاده كرد. در تكنيك لاپاراسكوپي بدون باز كردن شكم و تنها با چند سوراخ كوچك جراحي انجام مي‌شود و مزيتي كه نسبت به روش لاپاراتومي دارد اين است كه ميزان خونريزي كمتر بوده و احتمال چسبندگي‌هاي پس از عمل كاهش مي‌يابد و به دليل كمتر بودن زمان عمل، كوتاه بودن مدت اقامت در بيمارستان و كاهش نياز به داروهاي ضد درد و دوره نقاهت كمتر و كاهش هزينه درمان معمولا بيماران رضايت بيشتري از اين عمل دارند.
ولي در صورتي كه جنين بزرگ‌ شده باشد و از زمان حاملگي مدت بيشتري گذشته باشد يا چنانچه در لوله رحمي پارگي ديده شود بايد جراحي به روش لاپاراتومي استفاده كرد.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/25/100885916041.jpgنگران تكرار حاملگي خارج رحمي نباشيد
اگر شما حاملگي خارج رحمي قبلي داشته‌ايد يا چنانچه دوره قاعدگي‌تان به تاخير افتاده يا خونريزي قاعدگي‌تان با حالت عادي متفاوت است يا در ناحيه شكم درد غيرطبيعي داريد حتما بايد به پزشك مراجعه كنيد.
اگر جزو كساني هستيد كه در معرض خطر بارداري خارج رحمي هستند قبل از حاملگي با پزشكتان مشورت كنيد و چنانچه احساس كرديد كه دوباره حامله شده‌ايد هرچه سريع‌تر به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا وضعيت شما مورد بررسي قرار گيرد. گاهي لازم است سطح هورمون HCG خون شما از روز دهم حاملگي ثبت و سونوگرافي در هفته ششم حاملگي براي اطمينان از پيشرفت طبيعي بارداري انجام گيرد. بسياري از زنان مي‌توانند بعد از يك حاملگي خارج رحمي، حاملگي طبيعي داشته باشند و هرگز نبايد نگران تكرار اين نوع حاملگي باشند. پزشكان توصيه مي‌كنند كه بعد از بارداري خارج رحمي تا 3 ماه بارداري بعدي به تعويق بيفتد تا وضعيت جسمي براي بارداري طبيعي كاملا بهبود پيدا كند.
آمارها حاكي از آن هستند كه 60 درصد اين زنان طي 18 ماه بعد از بيماري، حاملگي طبيعي خواهند داشت.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:40 PM
ريفلاكس معده به مري (Gastroesophageal Reflux Disease)




آناتومي و فيزيولوژي معده و مري
دستگاه گوارش دو عملكرد اصلي دارد جذب مواد مغذي و حذف مواد زايد. آناتومي دستگاه گوارش به گونه اي سازمان يافته كه مناسب اين اعمال باشد. در دهان غذا نرم شده و به داخل مجراي گوارشي فرستاده مي شود و لقمه اي غذا را به معده رانده و اسفنگتر تحتاني مري (LES) از پس زدن غذا (ريفلاكس)محتويات معده به دهان جلوگيري مي كند. مخاط مري يك پوشش اسفنگتري محافظ دارد كه انتشار يا جذب چشمگيري از طريق آن ميسر نيست. حركات پيشرونده مري درجهت مخالف دهان است.(1)
معده (Stomach):
كلمه ي يوناني آنgaster به معناي شكم(2) و اتساع شكلي از دستگاه گوارش است كه در قسمت پروگزيمال به اسفنگتر تحتاني مري كه با حلقه اي از جنس عضله ي صاف احاطه شده و در قسمت ديستال به اسفنگتر پيلور ختم مي شود. معده به چهار قسمت تقسيم مي شود:
1- كارديا (cardia)منطقه اي است با حدود نامشخص كه از محل اتصال مري-معده تا فوندوس امتداد دارد.
2- فوندوس (fundus)
۳- آنتروم (antrum)
۴- پيلور (pylous)
مري(oseophagus):
از كلمه ي يوناني osil به معناي من غذا را حمل مي كنم گرفته شده است نام ديگر آن Gullet است(4)مري در ميان سينه mediastnum و در حفره ي قفسه ي سينه در جلوي ستون فقرات و در پشت ناي و قلب قرار گرفته طول آن 25سانتي متر است.(5) مري يك لوله ي عضلاني تو خالي است كه براي انتقال مواد خورده شده از دهان به معده طراحي شده و اين انتقال را به شكلي هماهنگ انجام مي دهد مري از دو نوع عضله مخطط (يك سوم اول) و عضله صاف (دوسوم آخر) درست شده كه در بين دو اسفنگتر در فواصل بلع غذا, تونس بالايي داشته و منقبض هستند. اسفنگتر فوقاني مري (UES) باز مي شود تا لقمه غذا وارد مري شود. اسفنگتر تحتاني مري در آغاز بلع باز مي شود و تا زماني كه لقمه غذا وارد معده نشده، باز باقي مي ماند. سپس بسته تا مانع از ريفلاكس مواد خورده شده به داخل مري شود.(6)
تعريف بیماری GERD
GERD يكي از شايعترين اختلالات مجراي GER است.(7) مطالعات بر روي جامعه نشان مي دهد كه تا 15 درصد از افراد حداقل يك بار در هفته و 7 درصد به صورت روزانه دچار سوزش سردل و يا رگورژيتاسيون هستند. نشانه ها به واسطه جريان رو به عقب اسيد و ساير محتويات معده به داخل مري ايجاد مي شوند كه خود ناشي از ناكارايي پيوستگاه معده – مري مي باشد.(7)
اين بيماري سالانه حدود 12-10 ميليارد دلار هزينه هاي طبي مستقيم دارد و داروهاي ضد ترشح اسيد در زمره رايج ترين داروهاي تجويزي در آمريكا مي باشد.(8)
شايعترين علت استفاده از آنتي اسيد ها در ايالات متحده GI است.(9)
40 درصد آمريكايي ها حداقل يك بار دچار سوزش سردل در عرض يك ماه مي شوند. در ديگر كشورهاي غربي ميزان مشابهي از سوزش سردل معادل با 12-5 درصد گزارش شده است.(10)
در يك بررسي koufnann تخمين زد كه در 25 درصد از بيماران بيماري سير مزمن و عود كننده دارد. در 25 درصد از بيماران بيماري سير پيش رونده مزمن قابل قبول توجه دارد كه با ايجاد عوارض مشخص مي شود. سير بيماري علامت دار خفيف، به ويژه زماني كه بيمار به دنبال طبي نيست، شناخته نشده است.(11)
بيماري ريفلاكس معده به مري به سندرمي اطلاق مي گردد كه از ريفلاكس مري ناشي مي شود در واقع به دنبال ريفلاكس مخاط مري در تماس با محتويات معده قرار مي گيرد و همين مسئله به تدريج موجبات تجزيه و نابودي مخاط مري را فراهم مي كند.(12)
شايعترين فرم فتق مري از نوع لغزنده slidingo است (13) با اين حال بدون وجود فتق هياتال هم عوارض ديگر كه در بدن مددجو سبب ريفلاكس شوند. اين احتمال نيز وجود دارد كه در افراد مبتلا به فتق هاي هياتال هرگز تظاهرات ريفلاكس به وقوع نپيوندند.
GERD در تمامي گروه هاي سني مي تواند به وجود آيد. حدود 10 درصد افراد داراي تظاهرات روزانه GERD هستند و 3/1 افراد نيزبه صورت ماهانه تظاهرات آن را تجربه مي نمايند.(14)
اغلب اوقات افراد به تظاهرات اين عارضه بي توجهي نشان داده و آنها را به وجود تنيدگي در خود نسبت مي دهند.(15)
شناخت بيماري:
اگر چه توصيف سوء هاضمه و سوزش سردل در دوره 1000 ساله وجودداشته است، فهم امروزي بيماري ناشي از GERD از سال 1935 شروع شده است .winkelstein در گزارش كلاسيك خود مطرح كرد كه ازوفاژيت موجود در 5 بيمار شاخص كه در آندوسكوپي مشاهده شدند از منشا پپتيك هستند.(16)
علت شناسي و عوامل خطر:
بنظر مي آيد علت GERD انبساط يا شل شدن LES در مواقع نامناسب مي باشد. با اين حال علت دقيق اين بيماري هنوز مشخص نشده، اما معمولا ريفلاكس به دنبال رويدادهاي زير به وقوع مي پيوندد:
۱- تغيير در عصب دهي منطقه فشار واقع در اسفنگتر معدي- مري
۲- جابه جايي يا تغيير مكان زاويه محل اتصال معده به مري
۳- عدم كفايت و كارايي مناسب LES
علاوه بر رفتارهاي مربوط به حفظ و ارتقاي سلامتي، عوامل خطرزا نيز موضوعات حائز اهميتي هستند كه بايد به مددجويان آموزش داده شوند. اين عوامل عبارتند از: چاقي و اضافه وزن، حاملگي، جويدن توتون، كشيدن سيگار، مصرف غذاهاي چرب، استفاده از تئوفیلين، كافئين و شكلات و بالاخره بالا رفتن سطح استروژن و پروژسترون در بدن. به مددجو آموزش دهيد تا كشيدن سيگار و همچنين مصرف كافئين، شكلات، غذاهاي چرب را محدود نمايد چرا كه اقدامات اخير به پيشگيري از GERD كمك مي كنند، استفاده از وعده هاي غذايي با حجم اندك و نيز افزايش پروتئين مددجو در رژيم غذايي كمك كننده خواهند بود. كاهش وزن، بالابردن سر تخت هنگام خوابيدن، خودداري از بلند كردن اشياء، خم شدن و زور زدن و نيز عدم استفاده از لباس هاي تنگ و چسبان همگي مي توانند به پيشگيري از مشكل كمك نمايند. پس از وقوع GERD، اقدامي كه در راستاي اعاده سلامتي مي توان انجام داد، آموزش به مددجو پيرامون مصرف داروهاي تجويز شده است.(17)
پاتوفيزيولوژي:
مكانيسم هاي طبيعي ضد ريفلاكس مشتمل است بر LES، ستونهاي ديافراگمي و موقعيت آناتوميك پيوستگاه معدي – مري در زير هياتوس ديافراگمي. ريفلاكس تنها زماني روي مي دهد كه گراديان فشار بين LES و معده از بين مي رود. اين پديده 83-60 درصد مي تواند با كاهش دائمي يا گذراي تون LES حادث مي شود. كاهش فشار دلائمي LES ممكن است ناشي از ضعف عضلاني باشد كه اغلب علت واضحي ندارد. علل ثانويه نارسايي دائمي LES عبارت انداز: بيمارهاي شبه اسكلرودرمي و ميوپاتي همراه با انسداد كاذب و مزمن روده، بارداري، استعمال دخانيات، داروهاي آنتي كولينرژيك، شل كننده هاي عضلات صاف (داروهاي بتا آدرنرژيك، آمينوفيلين، نيترات ها، مسدود كننده هاي كانال كلسيم، مهار كننده هاي فسفودي استراز) آسيب LES به واسطه جراحي و ازوفاژيت:
tLESR بدون انقباض مري، مربوط به ريفلاكس وازوواگال است كه در آن شل شدن LES به وسيله اتساع معده القا مي گردد. افزايش tLESR باعث GERD مي شود. به جز نارسايي LES احتمال ريفلاكس محتويات معده در موارد زير افزايش مي يابد:
افزايش حجم معده (پس از صرف غذا، در انسداد پيلور، كندي تخليه معده، افزايش ترشح اسيد)
نزديك شدن محتويات معده به پيوستگاه معده به مري (در حالت درازكش، خم شدن به جلو، فتق هياتال)
افزايش فشار معده (چاقي، بارداري، آسيت، لباس چسبان)
عدم كفايت ستون هاي ديافراگمي كه هياتوس مري در ديافراگم را احاطه مي كنند و به عنوان يك LES خارجي عمل مي نمايند. از ديگر علل مستعد كننده GERD است.(18)
به عبارت ديگر عامل اساسي ايجاد ريفلاكس، ايجاد پديده حفره مشترك common carityphenomenon مي باشد كه بيانگر تساوي فشار مجراي مري با فضاي معده مي باشد. دريچه تحتاني مري مانع اصلي در برابر GERD مي باشد و از سوي ديگر قسمت ستوني ديافراگم نيز به هنگام دم، اين امر كمك مي كند. اسيدي كه به داخل مري باز مي گردد طي روندي دو مرحله اي پاك مي شود: يكي توسط انقباضات دودي مري كه به سرعت مري را از محتويات مايع خنثي مي سازد.(19)
بيماران مبتلا به GERD علامت دار معمولا يك يا چند مورد از موارد ذيل را نشان مي دهند:
1- كاهش تونس اسفنگتر تحتاني مري
2-شل شدن غيرطبيعي اسفنگتر تحتاني مري
3- كاهش كليرانس اسيد
4- بزاق غير طبيعي
5- توليد بيش از حد اندازه اسيد
6- تاخير در تخليه معده
7- ريفلاكس املاح صفراوي و آنزيم هاي پانكراس(20)
تماس مري با محتويات ريفلاكس شده از معده، به مقدار ماده ريفلاكس شده در هر نوبت، دفعات ريفلاكس در ميزان پاكسازي مري توسط جاذبه و انقباضات پريستالتيك مختل گردند پاكسازي مري با اشكال مواجه مي شود. اسيد ريفلاكس شده به مري توسط بزاق خنثي ميشود لذا اختلال در ترشح بزاق نيز زمان تماس با مري را افزايش مي دهد، در صورتي كه ماده ريفلاكس شده تا مري گردني و اسفنگتر فوقاني گسترش يابد مي تواند به حلق، حنجره و ناي وارد شود.
ازوفاژيت ريفلاكسي يكي از عوارض ريفلاكس بوده و به هنگامي روي مي دهد كه دفاعهاي مخاطي نتوانند به آسيب ناشي از اسيد، پپسين يا صفرا مقابله كند. ازوفاژيت خفيف مشتمل است بر تغييرات ميكروسكوپي به صورت ارتشاح مخاطي با گرانولوسيت ها يا تعداد اندكي از ائوزينوفيل ها، هايپرپلازي سلول هاي قاعده اي و طويل شدن فرورفتگي هاي درم . در بيماري ريفلاكس غير فرسايشي(NERD)، مخاط ممكن است طبيعي يا اريتماتو باشد.
ازوفاژيت فرسايشي erosire esophagitis: مستلزم آسيب مخاطي قابل رويت در آندوسكوپي به شكل قرمزي، شكنندگي، زخم هاي خطي سطحي و اگزودا مي باشد. در مطالعه بافت شناسي ارتشاح سلولهاي پلي مورف يا ارتشاح ضعيف ائوزينوفيلي و بافت گرانولاسيون ديده مي شود. تنگ شدگي پپتيك ناشي از فيبروزي است كه باعث تنگ شدن مجراي داخلي مري مي شود. تنگ شدگي هاي پپتيك در حدود 10 درصداز مبتلايان به GERD درمان نشده ديده مي شوند. تنگ شدگي هاي كوتاه ناشي از ريفلاكس خود به خودي معمولا 3-1 سانتي متر طول داشته و در قسمت ديستال مري نزديك پيوستگاه سنگفرشي - استوانه اي وجود دارند. تنگ شدگي هاي پپتيك طويل و لوله اي شكل مي تواند در اثر استفراغ مداوم يا لوله گذاري نازوگاستريك طويل مدت ايجاد مي شود. ازوفاژيت فرسايشي ممكن است توسط متاپلازي روده اي ترميم بايد (مري بارت) كه يك عامل خطرساز براي آدنوكارسينوم است.(21)
ريفلاكس اغلب شامل اسيدكلريك و محتويات معده و دئودئوم است. محتويات معده و دئودئوم نيز خود حاوي اسيد هاي صفراوي و شيره لوزالمعده مي باشند.(22)
تظاهرات باليني:
GERD ميتواند آغازي ناگهاني يا تدريجي داشته باشد. مددجو ممكن است از سوزش سردل، اودينوفاژي، ديس فاژي، رگورژيتاسيون اسيد، تند شدن آب دهان (آزاد شدن ترشحات نمكي در دهان sour mouth) پر شدگي دهان از آب water brush و آروغ زدن مكرر شكايت داشته باشد.(23)
اشكال در بلع جامدات ناشي از تنگي هاي پپتيك مي باشد.(24) درد شبيه آنژين يا آتيپيك قفسه ي سينه در برخي از بيماران روي مي دهد. اكثر مبتلايان به تنگي شدگي پپتيك سابقه اي از چندين سال سوزش سردل پيش از بروز ديسفاژي دارند. در يك سوم از بيماران، ديسفاژي نشانه اي است كه بيمار با آن مراجعه مي كند. ديسفاژي و كاهش وزن سريعا پيشرونده ممكن است دلالت بر پيدايش آدنوكارسينوم در مري بارت داشته باشند خونريزي به علت فرسايش مخاطي يا زخم بارت رخ مي دهد.(25)
درد در GERD معمولا به صورت احساس سوزش توصيف مي شود كه به سمت بالا و پايين در حال حركت است. اگر GERD شديد باشد، درد به سمت نواحي پشت گردن يا فك گسترش مي يابد. معمولا درد بعد از صرف غذا به وقوع مي پيوندد و با خوردن مايعات يا آنتي اسيدها برطرف مي شود گاهي اوقات همراه با فعاليت هاي افزايش دهنده ي فشار داخل شكمي نظير زور زدن يا بلند كردن اشياء هم ناراحتي به وجود مي آيد. مددجو ممكن است ناراحتي را با خوابيدن در حالت طاقباز يا هنگام نفخ معده نيز گزارش نمايد. ايستادن و راه رفتن ناراحتي را برطرف مي سازد. ديس فاژي نيز كه در اثر ادم، اسپاسم و باريك شدن مجرا به وجود مي آيد متناوب دوره اي بوده و در آغاز هر وعده ي غذايي بر شدت آن افزوده مي شود.(26)
بسياري از مبتلايان به GERD بدون نشانه باقي مانده، بسياري از بيماران علامتدار خود به خود بهبود مي يابند و تنها زماني مراجعه مي كنند كه علايم و عوارض شديد روي دهد.
تظاهرات خارج مري GERD به دليل ريفلاكس محتويات معده به داخل حلق، حنجره، درخت ناي، برونش، بيني و دهان ايجاد مي شوند. اين بيماري مي تواند سبب سرفه ي مزمن، لارنژيت و فارنژيت شود. خشونت صداي صبحگاهي ممكن است مشاهده شود. آسپيراسيون مكرر ريوي مي تواند موجب بروز يا تشديد برونشيت مزمن، آسم، احساس گرفتگي گلو (globus sensation)، فيبروز ريوي، بيماري انسداد مزمن ريه يا پنوموني شود. سينوزيت مزمن و پوسيدگي دندان ها نيز در GERD مشاهده شده اند.(27)
تشخيص:
در بسياري از موارد، تشخيص به راحتي بر اساس شرح حال به تنهايي مسجل مي شود و تشخيص ريفلاكس غالبا براساس علائم باليني مي باشد و به خصوص در مواردي كه علائم بارز و معمول (تيپيكال) ريفلاكس وجود دارد تشخيص بيماري ساده است. اندوسكوپي روشي حساس براي تشخيص بيماري ريفلاكس نيست زيرا فقط 15%بيماران مبتلا به ريفلاكس، شواهد اندوسكوپي ازوفاژيت را دارند، اما اندوسكوپي براي بررسي عوارض اين بيماري مانند زخم های مري، تنگي و ازوفاگوس بارت مفيد است. در عكسبرداري از مجاري گوارشي فوقاني بعد از بلع باريم ممكن است برگشت ماده ي حاجب مشاهده شود اما اين روش نيز حساسيت زيادي براي تشخيص ريفلاكس ندارد.(28) درمان آزمايشي با يك دارويPPI مانند امپرازول،40ميلي گرم دو بار در روز به مدت يك هفته، مي تواند تشخيص GERD را تاييد كند. مطالعات تشخيصي در بيماراني لازم هستند كه علائم پايدار داشته باشند، ضمن درمان علامتدار باشد، يا دچار عوارض بيماري باشند. رهيافت تشخيصي به GERD را مي توان به سه بخش تقسيم نمود:
1- تاييد آسيب مخاطي 2- تاييد و تعيين ميزان ريفلاكس 3- تعريف پاتوفيزيولوژي
*آسيب مخاطي از طريق بلع باريم، ازوفاگوسكوپي و نمونه برداري مخاطي، تاييد مي شوند. نتايج بلع باريم معمولا طبيعي است، اما ممكن است تشكيل تنگ شدگي يا زخم را برملا سازد. وجود يك تنگ شدگي تيك مري فوقاني، يك زخم عميق، يا آدنوكارسينوم مطرح كننده ي مري بارت مي باشد. ازوفاگوسكوپي ممكن است وجود ازوفاژيت فرسايشي، تنگ شدگي پتيك، زخم يا متاپلازي بارت با يا بدون وجود يك تنگ شدگي پپتيك، زخم، يا آدنوكارسينوم را نشان دهد. روشهاي مختلفي براي تصويربرداري در داخل بدن ابداع شده اند كه شناسايي مخاط بارت، ديس پلازي، يا كارسينوم را در حين آندوسكوپي آسان مي كنند ازوفاگوسكوپي نمي تواند GERD را تشخيص دهد؛ بتايج اين روش درNERD-كه يك سوم تا يك دوم از تمام موارد GERD را شامل مي شود-طبيعي است. نمونه برداري از مخاط و آزمون برنشتاين به تشخيص NERD كمك مي كند. نمونه برداري از مخاط ممكن است تغييرات مراحل اوليه ازوفاژيت را نشان دهد-كه از جمله ي آنها، اتساع فضاهاي داخل سلولي است. نمونه برداري هاي مخاطي بايد دست كم 5سانتي متر بالتر ازLES انجام شوند، زيرا تغييرات مخاطي مري در ازوفاژيت مزمن در ديستال ترين قسمت مري در افرادي كه از ساير جهات سالم هستند كاملا شايع مي باشند. در آزمون هاي برنشتاين محلولهاي 1/0نرمال HCL و نرمال سالين به مري انفوزيون مي شوند. در ميتلايان به ازوفاژيت علامتدار، انفوزيون اسيد-اما نه سالين-نشانه هاي سوزش سردل را برمي انگيزد. تظاهرات فوق مري را مي توان با معاينه دقيق گوش، حلق و بيني و معاينه ي ريه تشخيص داد.
*تاييد و اندازه گيري كمي ريفلاكس را مي توان در مواقع لازم به وسيله ي ثبت سرپايي و دراز مدت (48-24ساعته) مري انجام داد. ثبت دراز مدت PH را مي توان به وسيله ي يك كپسول حساس به PH(BRAVO) انجام داد كه به وسيله ي آندوسكوپ در داخل مري قرار داده ميشود و ديگر احتياجي به روش مرسوم استفاده از پروب PH از راه بيني نيست. براي ارزيابي ريفلاكس حلقي، مي توان از يك دستگاه ثبت همزمان PH در حلق و مري بهره جست.
ثبت PH تنها براي بررسي ريفلاكس اسيد مناسب است. مشاهده ي ازوفاژيت در آندوسكوپي، با ريفلاكس معده به مري همبستگي ندارد. اثبات ريفلاكس تنها در مواردي ضروري خواهد بود كه نقش ريفلاكس در مجموعه نشانه ها نامشخص باشد، به ويژه در بررسي نشانه هاي فوق مري، در موارد مبتلا به NERD، و در مواردي كه درد غير قلبي قفسه ي سينه وجود دارد. ريفلاكس محتويات غير اسيدي مي تواند مسئول بروز رگورژيتاسيون و تظاهرات خارج مري GERD باشد. ريفلاكس محتويات غير اسيدي را مي توان با استفاده از آزمون مقاومت ظاهري(اميدانس) اثبات كرد.
*تعريف عوامل پاتوفيزيولوژيك در GERD گاه براي تصميم گيري هاي درماني نظير جراحي ضدريفلاكس ضروري است. بررسي حركات مري، اطلاعات كمي مفيدي در رابطه با كفايت LES و كاركرد حركتي مري فراهم مي آورد. شناسايي tLESR به عنوان علت GERD مستلزم مطالعاتي است كه در شرايط باليني معمول در دسترس نيستند.(٢٩)
به طور كلي براي اثبات وجود ريفلاكس از مانومتري مري راديولوژي با خوردن باريم، ازوفاگوسكوپي، بيوپسي مري، معاينات سيتولوژي، آناليز ترشحات معده و تست پرفيوژن اسيد استفاده مي كنند، تمامي اين تست ها مي تواند تشخيص GERD را تاييد نماييد.(٣٠)
درمان:
اهداف درمان عبارتند از رفع علايم، بهبود ازوفاژيت فرسايشي و پيشگيري از عوارض است.(31)
روش هاي درماني زيادي براي ريفلاكس استفاده مي شود. درمان با تغيير سبك زندگي براي كاهش بروز ريفلاكس شروع مي شود اين مانورها غالبا موفقيت كامل نداشته و اكثر بيماران به درمان هاي طبي ديگر نيز براي رفع علايم احتياج پيدا مي كنند.(32) در GERDهاي خفيف، تغيير رژيم غذايي و شيوه زندگي براي رفع تظاهرات كافي خواهند بود به مددجو آموزش دهيد تا:
براي كاهش مقدار غذاي موجود در معده، تعداد دفعات مصرف غذا را افزايش داده (مثلا 6-4 وعده در روز)و از حجم آنها بكاهد.
همراه غذا از مايعات به ميزان كافي استفاده نمايد تا بدين ترتيب به عبور غذا كمك شود.
به آرامي غذا بخورد و مواد غذايي را به خوبي بجود تا بزاق كاملا با غذا آميخته شود.
از مصرف غذاهاي بسيار داغ يا سرد، ادويه جات، چربي ها، الكل ها، قهوه، شكلات و آب مركبات پرهيز نمايد تا بدين ترتيب اسيد معده كاهش پيدا كند.
3ساعت قبل از خواب از خوردن غذا و نوشيدن مايعات خوداري كنيد تا از مشكل متداول ريفلاكس شبانه جلوگيري به عمل آيد.
براي پيشگيري از بروز ريفلاكس شبانه، سر تخت را 6تا8 اينچ بالا آوريد.
در صورت داشتن اضافه وزن درصدد كاهش وزن برآيد تا گراديان فشار معده به مري كاهش يابد.
از مصرف فراورده هاي توتون، ساليسيلات ها فنيل بوتازون خوداري كند، چون فراورده هاي مذكور ازوفاژيت را وخيم تر مي كنند.(33)
آنتي اسيد مايع (هيدروكسيد آلومينيوم - هيدروكسيد منيزيم) 30ميلي ليتر ،30دقيقه پس از صرف غذا و پيش از خواب.
مكانيسم اصلي ايجاد، اختلال در حركت اسفنگتر تحتاني مري است اما درمانهايي كه امروزه براي تقويت حركات به كار مي روند موفقيت چنداني ندارند.(34)
داروهاي مورد استفاده در GERD
براي درمان GERD از داروهاي نظير آنتي اسيدها، آنتاگونيست هاي گيرنده هيستامين، كلي نرژيك ها، محرك هاي گوارشي و بازدارنده هاي پمپ پروتون استفاده مي شود. درمان دارويي اغلب با آنتي اسيدها آغاز مي گردد، اين داروها عموما باعث تسكين سريع تظاهرات مي شوند به طور معمول مددجو بايد يك ساعت قبل و3-2ساعت بعد از هر وعده ي غذايي30ml آنتي اسيد مصرف نمايد تا بدين ترتيب ترشحات اسيد معده به حالت خنثي يا بافري در آمده و لايه ي مخاطي نرم شده و تسكين يابد. مددجويان معمولا تركيبي از فراورده هاي نظير كلسم كربنات، منيزيم كربنات، منيزيم هيدروكسيد، آلومينيوم هيدروكسيد را نيز تحمل مي كنند.
اگر ترشحات شديد يا مداوم باشد، در آن صورت آنتاگونيست هاي گيرنده ي هيستامين نظير رانيتيدين يا فاموتيدين براي مددجو تجويز خواهند شد. اين داروها، بر گيرنده ي H2 هيستامين در سلول هاي پاراتيال يا جداره ي معده اثر بازدارنده دارد و در نتيجه ترشحات اسيد معده را كاهش مي دهند. آنتاگونيست هاي گيرنده هاي هيستامين در صورت تجويز بايد يك ساعت بعد قبل يا بعد از آنتي اسيدها مصرف شوند.
در مددجويان دچار تظاهرات شديد، بتانكول نيز به رژيم غذايي افزوده مي شود، چرا كه داروهاي مذكور با افزايش فشار LES از بروز ريفلاكس پيشگيري به عمل مي آورد. ازآنجا كه بتانكول يك داروي كلينرژيك است و موجب افزايش ترشح اسيد معده مي شود، لذا معمولا همراه با آنتي اسيدها و آنتاگونيست هاي گيرنده ي هيستامين تجويز مي گردد. اين دارو بايد قبل از غذا مورد مصرف قرار گيرد.
احتمال دارد متوكلوپراميد نيز براي مددجو تجويز شود. متوكلوپراميد يك داروي كلينرژيك و ضداستفراغ است كه با تحريك عضلات صاف دستگاه گوارش فشار LES را افزايش داده و سرعت تخليه ي محتويات معده را بالا مي برد (محركGI). اين دارو30تا60 دقيقه قبل از غذابايد مورد مصرف قرار گيرد.(35)
در افرادي كه براي مدت زمان طولاني از داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي(NSAIDS) جهت درمان استفاده كرده اند. مصرف ميزوپروستول(سايتوتك) ميتواند سودمند واقع گردد، چرا كه ميزپروستول از پيدايش اولسر معده جلوگيري به عمل آورده و در برخي موارد مانع بروز تظاهرات GERD مي شود(36) كه البته داروهاي PPI موثرترند و كاربرد رايج تري دارند. PPIها از قدرت مساوي برخوردارند. اومپرازول20،mg/dلانسوپرازول30mg/d، پانتوپرازول40mg/d، اسومپرازول40mg/d، رابپرازول20 mg/d براي هشت هفته در ۹۰٪ از بيماران مي تواند ازوفاژيت فرسايشي را درمان كند. دارو بايد 30دقيقه پيش از صبحانه مصرف شود. بيماران مقاوم بايد دوز را دو برابر كند. از آنجا كه GERD بيماري مزمني است، غالبا به درمان نگهدارنده ي دراز مدت نياز دارد، و تا 80% از بيماران ظرف يك سال پس از قطع درمان، عود علايم را تجربه مي كنند. داروهاي PPI موثرترين داروها در جلوگيري از سركوب شديد اسيد باعث هيپرگاسترينمي مي شود، اما خطر تومورهاي كارسينوئيد يا گاسترينومها افزايش نمي يابد. جذب ويتامين B12 و كلسيم به واسطه درمان كاهش مي يابد. در بيماراني كه تحت درمان دراز مدت با داروهاي PPI قرار داشته اند، ميزان بروز شكستگي هيپ افزايش پيدا مي كند. بيماران مبتلا به مري بارت كه همزمان به ازوفاژيت نيز دچار هستند، بايد تحت درمان مشابه قرار گيرند؛ اما سركوب اسيد نمي تواند باعث بهبود متاپلازي بارت يا پيشگيري از سرطان شود. بيماران مبتلا به تنگ شدگي پپتيك به منظور رفع ديسفاژي تحت درمان گشادكننده مري با آندوسكوپ قرار مي گيرند. اين بيماران نيز بايد به طور جدي درمان ضد ريفلاكس دريافت دارند. ازوفاگوسكوپي بايد بيماراني كه مشكوك به عوارضي هم چون خونريزي يا بروز سرطان هستند انجام شود.(37)
درمان جراحي:
در مواردي كه بيمار به درمان طبي جواب ندهد از جراحي كمك گرفته مي شود.(38)
سه نوع عمل جراحي مختلف وجود دارد كه عبارتند از:
فوندوپليكاسيون نيسن(Nissen): جراحي ضدريفلاكس ‎‎‏‏كه در آن فوندوس معده دور مري پيچانده مي شود، يك سد ضد ريفلاكس ايجاد مي كند. كارايي اين سد ضدريفلاكس به نوع جراحي و تجربه مهارت جراح بستگي دارد. فوندوپليكاسيون از طريق جراحي باز تا حدود زيادي جاي خود را به فوندوپليكاسيون لاپاروسكوپيك داده است، و روش هاي اندوسكوپيك بايد به عنوان يك آلترناتيو جهت بيماران جواني كه نياز به درمان طولاني مدت با دوزهاي بالاي مهاركننده پمپ پروتون پيدا مي كنند،در نظر گرفته شود. يك كانديداي آرماني براي انجام فوندوپليكاسيون، بيماري است كه مبتلا به شكل كلاسيك GERD است و به درمان با داروهاي PPI پاسخ خوبي مي دهد و بررسي تحريكي نشان دهنده ي فشار دائما ناكافي اسفنكتر تحتاني و انقباضات پريستالتيك طبيعي در تنه ي مري مي باشد.(39)
عمل هيل (Hill): در عمل هيل مدخل مري را تنگ كرده و قسمت ديستال مري و معده را به ليگمان قوسي مياني وصل مي كنند (گاستروپكسي خلفي). با اين عمل قدرت اسفنگتر تقويت شده و يك دريجه ي مجدد معده اي-مروي نيز ساخته مي شود. در عمل هيل از چرخش نسبي استفاده مي شود يعني بعد از شكاف دادن شكم معده را 180درجه حول مري مي چرخانند.
عمل بلسي(Belsey): قسمت قدامي و جانبي معده را تا كرده و به قسمت ديستال مري وصل مي كنند. در اين جراحي بدون اينكه مري و نيز ديافراگم را باز كنند, زاويه ازوفاگاستريك را ميسازد. در جراحي اخير قفسه ي سينه را شكاف داده و مري را 280درجه مي چرخانند. بيماراني كه تحت عمل جراحي قرار مي گيرند را بايد تشويق به مصرف داروهاي ضد ريفلاكس نمود تا شانس عود كاهش يابد. در موارد رفلاكس شديد, مي توان از پروتز Angelchik استفاده كرد. در اين روش يك لاپاراتومي انجام داده و پروتز مصنوعي از جنس سيليكون را دور قسمت ديستال مري مي دوزند. پروتز در حول LES قرار گرفته و فشار آن را تقويت مي كند. نشاني موفقيت جراحي اخير متفاوت بوده و بستگي به مشكلات آتي دارد. اين جراحي ممكن است در ریفلاكس هاي شديد موفقيت آميز نباشند.(40)
اندولومينال گاسروپليكاسيون يك درمان پزشكي است كه براي علاج GERDهاي نشانه دار مورد استفاده مي گيرد. با كمك اين روش، در LES، چين يا پيلي ايجاد مي شود. براي ايجاد چين يا پيلي، سيستم اندوسينچ را كه همانند يك چرخ خياطي كوچك عمل مي كند به انتهاي يك اندوسكوپ قابل انعطاف استاندارد متصل مي سازد، سپس پزشك با كمك اين وسيله بخيه در محل نزديك به LES به وجود آيد. براي انجام اين عمل سرپايي تنها استفاده از يك آرامبخش ضعيف كافي به نظر مي رسد و مددجويان مي توانند روز بعد فعاليت هاي عادي خود را دوباره از سر گيرد.(41)
بيماران مبتلا به GERD علامتدار با ريفلاكس اسيدي اندك يا بدون اسيد يا ريفلاكس قليايي (صفراوي) نيز نامزدهاي مناسبي براي جراحي ضدريفلاكس هستند. درمان هاي غير جراحي ازوفاژيت قليايي عبارتند از اقدامات عمومي ضد ريفلاكس و خنثي كردن نمك هاي صفراوي با كلستيرامين، هيدروكسيد آلومينيوم، يا سوكرالفات. سوكرالفات در اين موارد فوق العاده سودمند است، چرا كه به عنوان يك محافظت كننده ي مخاطي نيز عمل مي كند.(42)
غذاها و داروهايي كه تون اسفنگتر تحتاني مري را تحت تاثير قرار مي دهند:



افزايش تون LES:
* داروها » آگونيست هاي آلفا –بلوكرهاي بتا- داروهاي كولينرژيك- آنتي اسيدها- متوكلوپراميد- سيزاپريد- دوپامين- ديازپام- پروژسترون- مورفين
*غذاها» پروتئين







كاهش تون LES:
*داروها » آنتاگونيست هاي آلفا و بتا – آنتي كولينرژيك ها- تئوفيلين سوماتواستاتين – بلوكرهاي ورود كلسيم
*غذاها » چربي – شكلات- پياز – نعناع- اتانول




عوارض بيماري ريفلاكس:
عوارض شايع بيماري ريفلاكس شامل ازوفاژيت، زخم و ايجاد تنگي در مري مي باشد. تنگي ها معمولا باعث ديسفاژي پيشرونده در برابر غذاهاي جامد مي شوند و اغلب درمان آنها با گشاد كردن از طريق اندوسكوپ و سپس مصرف جدي داروهاي ضد ترشح اسيد براي پيشگيري از عود صورت مي گيرد.(43)
اقدامات پرستاری:
معاینه پرستاری به شیوع و شدت علایم دقت کرده و نیز ارتباط آنها را با غذا و سایر فراورده های غذایی بررسی کند. پرستار همجنین باید به وضع تغذیه ای و حال عمومی بیمار توجه نماید.(44)
مداخلات و مراقبت های پرستاری
تظاهرات خاصي كه از سوي مددجو تجربه شده را شناسايي كنيد. زمان آغاز تظاهرات، تعداد دفعات و وقوع و شدت آنها و نيز رابطه ي ميان بروز تظاهرات با غذا و فراورده هاي غذايي گوناگون را ثبت نماييد. به مددجو كمك كنيد تا ظاهر عمومي و وضعيت غذايي خود را حفظ كند. مددجو را مورد شناسايي عوامل خطرزاي منجر به GERD ياري داده و روش هاي تغيير شيوه ي زندگي در جهت كاهش عوامل خطرزا به وي آموزش دهيد.(45)
تشخیص پرستاری:
درد ناشی از تحریک مری (بعلت رفلاکس معده)
برنامه ریزی؛ نتایج قابل انتظار: کاهش یا فقدان درد وقتی مسجل می شود که بطور لفظی این مسئله را بیان کند.
بررسی تکمیلی: پرستار باید نوع جیره ی غذایی مصرفی را گوشزد کرده و نیز اثرات درمان و قابلیت فهم بیمار را بررسی کند. پرستار باید دستورات دارویی بیمار را انجام داده و میزان تاثیر آنها را ارزیابی نماید.
تشریک مساعی مشکلات: ریسک بالا برای آسیب ناشی از عمل جراحی و لوله های سینه ای.
برنامه ریزی؛ نتایج قابل انتظار: موارد زیر نشان می دهد که از بروز عوارض جلوگیری شده است: عدم خونریزی، فقدان نشانه های عفونت، درجه حرارت طبیعی و عدم نشانه ها و علائم ناشی از لوله های سینه ای نظیر دیسرس تنفسی.
بررسی تکمیلی: بطور کلی مراقبت های قبل از عمل این بیماران همانند سایر جراحی هاست. کارهای لازم قبل از عمل نظیر تست های آزمایشگاهی، مصرف دروهای قبل از عمل و عدم صرف غذا در شب قبل، همگی باید چک شود. پرستار باید میزان اهمیت سرفه و تنفس عمیق را بدنبال جراحی (جهت جلوگیری از عوارض تنفسی) شرح دهد. اگر شکاف سینه ای داده می شود، باید به بیمار روش حفظ و مراقبت از لوله ی سینه ای نیز آموزش داده شود. برای پیشگیری از اتساع معده بعد از جراحی می توان از لوله نازوگاستریک سود برد. به دنبال شکاف سینه، لوله سینه (chest tube) کار گذاشته می شود. اگرچه تنفس بعد از جراحی می تواند دردناک باشد ولی بیمار برای جلوگیری از عوارض تنفسی باید تنفس عمیق و سرفه انجام دهد. پرستار باید زخم را از نظر ترشح و نشانه های عفونت بررسی کند. از باز بودن مجرای نازوگاستریک اطمینان حاصل نماید تا معده متسع نشود.
معمولا بعد از 24 ساعت رژیم مایعات را شروع کرده و بتدریج تا حد تحمل و نیز تا بازگشت پریستالتیسم آن را زیاد می کند. برای جلوگیری از اتساع بیش از حد معده، مصرف مکرر و کم غذا را توصیه کنید. به دنبال فوندوپلیکاسیون، ممکن است سندرم گاز تو خالی (Gas-bloat syndrome) روی می دهد. این سندروم وقتی بروز می کند که فوندس بیش از حد بچرخد به طوری که منجر به تجمع گاز و عدم قدرت آروغ زدن شود. بیمار باید از مصرف نوشیدنی های کربنات دار، نوشابه و غذاهای مولد گاز پرهیز کند. تحرک فرد می تواند سبب کمک به امواج پریستالتیسم و دفع گازهای دستگاه گوارش شود. سندرم اخیر معمولا گذرا است. بیمار باید بروز علائمی نظیر دیسفاژی، احساس پری در اپی گاستر، نفخ یا قاروقور شکم را به پزشک یا پرستار خود گزارش دهد.
ارزیابی: پرستار باید نتایج برنامه خود را بررسی کند. در صورتی که اهداف مورد نظر حاصل نشده باشد، برنامه ی خود را در جهت رفع احتیاجات بیمار تغییر دهد.
مراقبت بعد از بیمارستان:
آموزش موقع ترخیص؛رعابت نکات زیر مهم است:
باید جزوه ای از مواردی که سبب عود بیماری شده و باید پرهیز نمود (نظیر الکل، آسپرین، شکلات و قهوه) تهیه کرد.
رژیم غذایی را کنترل کنید که با عمل LES تداخل نداشته باشد مثلا محدودیت مصرف مایعات و غذا قبل از خوابین.
مقدار داروی مصرفی طرز عمل و عوارض آن را (نظیر آنتی اسید) برای بیمار شرح داده و جزوه ای از داروهای ممنوعه در اختیار وی قرار دهید.
وضعیت درست موقع خوابیدن، بالا بردن سر و ... را آموزش دهید.
پیگیری مراقبت: باید به بیمار علائمی که نیاز به پیگیری و معاینه بیشتری دارند نظیر عود علائم خصوصا تهوع و استفراغ، استفراغ خونی و نیز نشانه های انسداد را گوشزد کرد.(46)

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:40 PM
http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/illness/images/984a271dec231601fd50d15993665332.jpg
دستگاه ادراري شامل كليه‌ها، حالب‌ها، مثانه و مجراي ادرار است. از آنجا كه اين دستگاه با محيط خارج از بدن مرتبط است و از طرفي ادرار ساعت‌ها در مثانه ساكن مي‌ماند، محيط مناسبي براي رشد باكتري‌هاست. به‌اين ترتيب عفونت‌هاي دستگاه ادراري يكي از رايج‌ترين بيماري‌هاي بشر است كه در خانم‌ها به خاطر كوتاه بودن مجراي خروجي ادرار بسيار شايع‌تر است.
نشانه‌هاي بيماري
نشانه‌هاي اصلي اين بيماري سوزش و تكرر ادرار و درد زير شكم است كه در اثر تحريك مثانه و مجراي خروجي ادرار به وسيله باكتري‌ها ايجاد مي‌شود. اگر باكتري‌ها فرصت كنند و به سوي كليه‌ها هجوم ببرند (از طريق حالب‌ها كه مجراي بين مثانه و كليه‌ها هستند‌) بيمار دچار تب و لرز و درد پهلوها شده و بسيار بدحال مي‌شود.
تشخيص عفونت ادراري خيلي سخت نيست. علائم مشخصي كه برشمرده شد، پزشك را مشكوك به بيماري مي‌كند و با آزمايش ادرار شامل بررسي ميكروسكوپي ادرار و كشت ادرار تشخيص، مسجل مي‌شود.
خوشبختانه در آزمايشگاه بعد از كشت ادرار كه حدود 2شبانه روز طول مي‌كشد، مي‌توان تاثير انواع آنتي‌بيوتيك‌ها روي ميكروب‌هاي كشت شده را مشخص كرد و بدين ترتيب بهترين آنتي‌بيوتيك‌ها را براي درمان بيماري انتخاب كرد.
درمان
درمان عفونت ادراري در خانم‌هاي جواني كه براي اولين بار دچار اين بيماري مي‌شوند مصرف آنتي‌بيوتيك مناسب به مدت 3 روز است. اگر بيماري عود كند يا سن بيمار بالاي 65 سال باشد و در بيماران دچار ديابت طول درمان 7 روز يا بيشتر است. عفونت‌هاي ادراري در مردان نيز بايد با دقت و به مدت حداقل 7 روز با آنتي‌بيوتيك مناسب درمان شود.
متاسفانه موارد زيادي وجود دارد كه بعد از چند هفته مجددا فرد دچار علائم عفونت ادراري مي‌شود و بيماري عود مي‌كند.
در اين موارد علاوه بر كشت ادرار و درمان مناسب بهتر است بيماري‌هايي كه مي‌توانند فرد را مستعد به عفونت ادراري كنند بررسي شود.
سيپروفلوكسامين، كوتريموكسازول، جنتامايسين، آميكاسين ونيتروفورانتوئين از جمله آنتي‌بيوتيك‌هايي هستند كه در عفونت ادراري موثر هستند، زيرا در ادرار با غلظت زياد ترشح مي‌شوند و بهتر روي باكتري‌ها تاثير مي‌گذارند.
البته براساس نتيجه كشت ادرار كه مقاومت به داروها را نشان مي‌دهد پزشك مي‌تواند انواع ديگري از داروها را مورد استفاده قرار دهد.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:41 PM
سنگ‌هاي كيسه صفرا يكي از شايع‌ترين بيماري‌هاي شكم هستند كه خوشبختانه در بيشتر مواقع تا سال‌ها درد ندارند. اين بيماري در خانم‌هاي بين 30 تا 45 ساله بخصوص اگر چاق باشند و چند بار زايمان كرده باشند شايع‌تر است. كيسه‌ صفرا روي سطح زيرين كبد قرار دارد و عمل اصلي آن غليظ كردن، ذخيره‌سازي و ترشح صفراي توليد شده توسط كبد است. تركيب اصلي صفرا را كلسترول، بيلي روبين و نمك‌هاي صفراوي تشكيل مي‌دهند.
بيلي روبين از آزاد شدن هموگلوبين در گلبول‌هاي سرخ منهدم شده به دست مي‌آيد. اين ماده پس از انتقال به كبد از طريق صفرا دفع مي‌شود. نمك‌هاي صفراوي كه به وسيله‌ سلول‌هاي كبدي از كلسترول ساخته مي‌شوند براي هضم و جذب چربي‌ها، ويتامين‌هاي محلول در چربي و بعضي از مواد معدني ضروري است. صفرا وارد مجاري صفراوي شده و در نهايت از طريق مجراها وارد كيسه صفرا مي‌شود.
طي عمل هضم با رسيدن غذا به دوازدهه (قسمت فوقاني روده باريك) با تحريك كيسه صفرا، صفرا وارد دوازدهه مي‌شود.
صفرا در كبد توليد مي‌شود و سپس در مجرايي جريان مي‌يابد تا در روده تخليه شود. كيسه صفرا سر راه اين مجرا قرار گرفته و وظيفه ذخيره صفرا را بر عهده دارد. تخليه صفرا به داخل روده كه معمولا بعد از خوردن غذاهاي چرب صورت مي‌گيرد باعث هضم و جذب بيشتر چربي‌ها مي‌‌شود.
بعد از جراحي كيسه صفرا، جريان صفرا ادامه مي‌يابد و فقدان اين عضو تاثير كمي روي هضم چربي‌ها مي‌گذارد. همان گونه كه گفته شد سنگ كيسه صفرا در بيشتر موارد بدون درد است ولي در برخي موارد اين سنگ مسير خروج صفرا را مي‌بندد و باعث افزايش فشار در كيسه صفرا و درد شديد مي‌شود. درد سنگ‌هاي صفراوي در قسمت بالايي و سمت راست شكم احساس مي‌شوند. برخلاف دردهاي ناشي از زخم معده و اثني‌عشر كه مبهم بوده و چندان شديد نيستند، دردهاي صفراوي شديد و غيرقابل تحمل بوده و در بيشتر مواقع نياز به مخدر براي تسكين دارند.وقتي پزشك به سنگ صفرا شك مي‌كند با انجام سونوگرافي مي‌توان تشخيص را قطعي ساخت. سنگ‌هاي كيسه صفرا وقتي باعث آزار فرد شوند بايد درمان شوند. درمان اين بيماري درآوردن كيسه صفرا به روش جراحي يا لاپاروسكوپي است كه روش دوم روشي جديد و با عارضه كم است كه در سال‌هاي اخير رايج شده است. تا زماني كه سنگ‌هاي صفرا باعث درد يا عفونت نشده باشند، معمولا نيازي به جراحي ندارند و مي‌توان با آنها كنار آمد.
داروهايي نيز براي حل شدن سنگ‌هاي صفراوي به بازار آمده كه معروف‌ترين آنها كپسولي به نام اورزوبيل است اما درمان چندان موثري براي اين بيماري نيست.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:41 PM
كبد چرب؛ بيماري كم تحركي


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/11/18/100898369514.jpg
تغيير الگوي غذايي در دهه‌هاي اخير و بخصوص افزايش مصرف غذاهاي چرب و آماده و عدم تحرك و فعاليت فيزيكي منظم باعث افزايش وزن و چاقي در بيشتر افراد شده است. يكي از عوارض اين تغيير الگوي زندگي شيوع بيماري‌هاي مختلف و از جمله بيماري كبد چرب است.
كبد در قسمت بالايي و راست شكم، درست در زير ديافراگم قرار دارد و اين بيماري به دليل نشست چربي ـ به دليل عدم توانايي كبد در سوزاندن چربي اضافي ـ به‌وجود مي‌آيد كه ممكن است كبد در اين حالت ورم كند يا سلول‌هاي آن تخريب شده و بيماري به سمت سيروز (تخريب كبد) پيش برود.
نشانه‌ها
در بيشتر موارد، افراد چاق، بيماران ديابتي يا مبتلايان به چربي خون بالا به اين عارضه دچار مي‌شوند؛ دكتر نبوي مي‌افزايد: درد مبهم و خفيف در قسمت فوقاني سمت راست شكم يكي از علائم اين بيماري است اما متاسفانه بسياري از بيماران بدون علامت باليني هستند و فرد اغلب زماني به پزشك مراجعه مي‌كند كه به درجاتي از سيروز مبتلا شده است، زيرا در بيماري كبد چرب علائم اغلب بيماري‌هاي كبدي نظير درد شديد غير قابل تحمل، تهوع و استفراغ، زردي و تب و لرز ديده نمي‌شود؛ معمولا بيماري بدون علامت است و اغلب پزشك در بررسي آزمايشگاهي يا سونوگرافي يا سي‌تي‌اسكن كه به علل ديگر انجام مي‌شود، متوجه آن مي‌‌شود.
علت‌ها
بيماري كبد چرب ممكن است به علت مصرف برخي داروها، چاقي، گرسنگي، سوءتغذيه، كاهش سريع وزن و... ايجاد شود، اما علت عمده بيماري كبد چرب، چاقي است. به‌طوري كه در آمريكا حدود يك سوم افراد بالغ دچار بيماري كبد چرب (بيماري كم تحركي و چاقي) هستند.
اين بيماري با وزن بيمار ارتباطي مستقيم دارد و به دليل افزايش چاقي در جوامع مختلف شيوع آن رو به افزايش است. بايد گفت كه در ابتلا به اين بيماري ميزان چربي بدن و اندازه دور شكم (دور شكم بيش از 102 سانتي‌متر در آقايان و 88 سانتي‌متر در خانم‌ها) نقش مهم‌تري از وزن دارد، اما بيماري در هر سني به وجود مي‌آيد كه بيشترين شيوع آن بين 40 تا 60 سالگي است و ـ در كشور ما برعكس اكثر كشورهاي جهان ـ در ميان خانم‌ها بيشتر ديده مي‌شود.
درمان
انسان بدون كبد نمي‌تواند زنده بماند؛ جالب است بدانيد كه كبد تنها عضو بدن است كه خودش دوباره بازسازي مي‌شود و حتي اگر بيش از 70درصد آن برداشته شود، دوباره به اندازه و شكل طبيعي برخواهد گشت.
هرچند احتمال وقوع مرگ يا از كار افتادن كامل كبد در پي بروز عارضه «كبد چرب» بسيار نادر است، اما به دليل عملكرد حياتي كه كبد در تصفيه و پالايش خون، تنظيم هورمون‌هاي بدن، ذخيره گلوكز (قند)، ترشح صفرا و كمك به هضم غذا و... دارد، توجه به درمان بموقع آن بسيار اهميت دارد.
بهترين روش و آسان‌ترين راه درمان كبد چرب حذف عوامل ايجادكننده بيماري است. به عنوان مثال فرد چاقي كه دچار كبد چرب شده است با كنترل وزن و فرد ديابتي با كنترل ديابت خود از بيماري كبد چرب رهايي پيدا مي‌كند. در ضمن دارو درماني نيز مي‌تواند در كنترل بيماري تاثير داشته باشد.
بيماري كبد چرب قابل درمان است و مي‌توان با اصلاح شيوه تغذيه از طريق يك رژيم غذايي سالم و متعادل، كم‌كالري و كم چرب به همراه فعاليت‌هاي بدني و ورزش منظم (دست‌كم 5 بار در هفته و هر بار 20 دقيقه پياده روي يا دويدن آهسته)، كنترل وزن بخصوص چاقي شكمي و كنترل دقيق قند خون با كمك پزشك در جهت درمان اين بيماري، نتيجه مطلوبي را به دست آورد. براي حفظ سلامتي اين عضو حياتي بدن از قرار گرفتن در معرض عوامل سمي محيط زيست شامل دود اتومبيل يا پاك‌كننده‌هاي شيميايي و حل‌كننده‌ها تا آنجا كه مي‌توانيد خودداري كرده و با اضافه كردن ويتامين‌هاي آنتي‌اكسيدان مثل ويتامين E و C و مواد معدني نظير روي و سلنيوم به برنامه غذايي، از كبد خود در برابر آسيب راديكال‌هاي آزاد محافظت كنيد.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:43 PM
کورتيزول يکي از مهم‌ترين هورمون‌هاي بدن است که از غده فوق کليه ترشح مي‌شود. ترشح اين هورمون در شرايط استرس مثل بيماري و فشارهاي روحي زيادتر مي‌شود و با ايجاد تغييراتي مانند زياد کردن قند خون و بالا بردن فشار خون، بدن را آماده مقابله با شرايط استرس مي‌کند. جالب اين که ترشح كورتيزول با ساعات شبانه روز مرتبط است. به اين ترتيب که ابتداي صبح ميزان کورتيزول بالاست تا بدن از نظر روحي و جسمي آماده و سرحال باشد و در غروب و شب بتدريج سطح اين هورمون پايين مي‌آيد و بدن کم‌کم نيازمند خواب مي‌شود. درواقع يکي از دلايل به هم خوردن سيکل خواب و بيداري در سفرهاي طولاني که چند طول جغرافيايي طي مي‌شود (مسافرت‌هاي شرق به غرب يا برعکس) تناوب ترشح هورمون کورتيزول است. بيماري‌هاي مختلفي وجود دارند که باعث زيادي هورمون کورتيزول در بدن مي‌شوند.
مهم‌ترين اين بيماري‌ها ايجاد تومور در غده هيپوفيز است که با ترشح هورمون خاصي باعث تحريک غده فوق کليه و زياد شدن هورمون کورتيزول مي‌شود. گاهي نيز غده‌اي در خود غده فوق کليه تشکيل مي‌شود که باعث افزايش ترشح کورتيزول مي‌گردد. بايد دانست اين غده‌ها اغلب خوش‌خيم هستند و عارضه اصلي‌شان همين زيادي هورمون کورتيزول است که باعث علائم و نشانه‌هايي در بدن بيمار مي‌شود.
زيادي کورتيزول در بدن باعث بيماري کوشينگ مي‌شود. اين بيماران دچار چاقي تنه، گرد شدن صورت، فشار خون و قند بالا مي‌شوند، پوستشان نازک مي‌شود و اين موضوع باعث سرخي صورت مي‌شود. با برخوردهاي کوچک، دست و پايشان دچار کبودي مي‌شود. اين بيماران همچنين دچار بدخوابي و افسردگي شده و در زنان پرمويي و تغييرات عادت ماهانه آزاردهنده مي‌شوند. از ديگر علائم اين بيماري، ضعف عضلات و ايجاد نوارهاي بنفش رنگ روي شکم و ران است. درمان طولاني مدت با داروهاي حاوي کورتون مي‌تواند شخص را دچار بيماري کوشينگ كند که علائم آن مثل اين موارد است.
تشخيص اين بيماري با آزمايش خون و اندازه‌گيري هورمون کورتيزول و هورمون محرک ترشح کورتيزول در خون است که با اين آزمايشات تشخيص اوليه داده مي‌شود و در ادامه با انجام ام‌.آر‌.آي از مغز يا سي‌تي‌اسکن شکم و آزمايش‌هاي فوق تخصصي ديگر به تشخيص مي‌رسيم.
درمان بيماري کوشينگ، جراحي و خارج كردن تومور است. تومور مي‌تواند در هيپوفيز، در خود غده فوق کليه يا در نقاط ديگر باشد که خوشبختانه با روش‌هاي جديد جراحي در بسياري موارد موفقيت‌آميز بوده و بيمار مي‌تواند به زندگي طبيعي برگردد.
بايد گفت بيماري کوشينگ از بيماري‌هاي نسبتا کمياب مربوط به تخصص غدد درون‌ريز است كه بسختي تشخيص داده مي‌شود و البته در صورت تشخيص، درمان‌پذير است.

HAMEDZH2
Tuesday 17 July 2012-1, 07:43 PM
حس بويايي يكي از حس‌هاي پنجگانه انساني است. هر‌چند اين حس در بعضي از جانداران اهميت بسيار زيادي دارد، اما در انسان در بين حس‌هاي پنجگانه حس بويايي رتبه چهارم اهميت را داراست كه البته روي كيفيت زندگي تاثير بسزايي دارد. به دليل ارتباطاتي كه بين اعصاب چشايي و بويايي وجود دارد تقريبا اين دو حس لازم و ملزوم يكديگرند يعني براي اين‌كه طعم غذاها را حس كنيم بايد حس بويايي سالمي داشته باشيم به طوري كه فرد مبتلا به كاهش حس بويايي از طعم غذاها نيز لذت نخواهد برد.
حس بويايي در مواردي نيز مي‌تواند نجات‌دهنده جان انسان باشد. تصور كنيد كه در محل اسكان فرد مبتلا به آسيب بويايي آتش سوزي روي دهد بديهي است هنگامي اين فرد متوجه آتش‌سوزي مي‌شود كه ممكن است خيلي دير شده باشد.رشته‌هاي اعصاب بويايي از قسمت بويايي كه در زير لوب فرونتال مغز واقع شده است منشأ گرفته و مستقيما از طريق سوراخ‌هاي ريزي كه حد فاصل حفره جمجمه و حفره بيني است وارد قسمت‌هاي فوقاني حفره بيني شده و در آن ناحيه پخش مي‌شوند. ذرات بودار معلق در هوا به هنگام تنفس وارد بيني شده و به اين رشته‌هاي عصبي مي‌رسند و باعث تحريك اين رشته‌ها مي‌شوند. اين رشته‌ها جريان عصبي ايجاد شده را به مغز منتقل مي‌كنند و مغز «بوي» مربوطه را درك مي‌كند.
براي اين‌كه انسان بوي يك ماده را متوجه شود شرايطي لازم است:
ـ مولكول‌هاي ماده بايد فرار باشد يعني قادر باشند از ماده جدا شده و به پايانه‌هاي اعصاب بويايي برسند.
ـ بيني بايد باز باشد تا اين مولكول‌هاي فرار بتوانند با عبور از بيني به قسمت‌هاي فوقاني آن كه اعصاب بويايي در آن واقع شده است برسند.
ـ سطح داخلي بيني مرطوب است و مايع نازكي روي سطوح در بر گيرنده پايانه‌هاي اعصاب بويايي را پوشانده است.
بديهي است چنانچه به هر دليل مسير تنفس از بيني دچار انسداد يا تنگي شود ذرات بودار نمي‌توانند به ميزان كافي وارد بيني شده و خود را به رشته‌هاي عصبي بويايي برسانند، در نتيجه حس بويايي فرد مبتلا به انسداد بيني كاهش مي‌يابد. التهاب داخل بيني شايع‌ترين علت كاهش حس بويايي است، هر چند انحراف شديد تيغه بيني و پوليپ بيني نيز مي‌توانند باعث كاهش حس بويايي شوند.
از عوامل شايعي كه باعث التهاب داخل بيني مي‌شوند، مي‌توان از ويروس سرماخوردگي و همچنين از حساسيت بيني يا آلرژي نام برد. خوشبختانه در اين موارد با برطرف شدن التهاب و تورم داخل بيني مجددا فضاي داخل بيني باز مي‌شود و بيمار احساس بويايي خود را به دست مي‌آورد. متاسفانه نقش ويروس سرماخوردگي فقط به ايجاد تورم درداخل بيني محدود نمي‌شود و در موارد نادري ويروس مستقيما به عصب بويايي حمله كرده و باعث آسيب غيرقابل برگشت آن مي شود.
درمان
براي درمان كاهش حس بويايي بايد علت ايجادي آن درمان شود. بديهي است درمان آلرژي و عفونت بيني و سينوس‌ها بسيار كمك كننده است. ترك كردن استعمال دخانيات نيز سودمند است. استفاده از داروهاي كم‌كننده التهاب داخل بيني مثل اسپري‌ها مي‌تواند مفيد باشد. در مواردي كه انسداد بيني به دليل انحراف تيغه بيني يا پوليپ باشد بايد بيمار تحت عمل جراحي قرار گيرد.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:06 PM
توصيه براي كاهش فشار خون
فشار خون يکي از علائم اصلي حيات است، هنگامي که سرخرگ‌هاي بزرگ، قابليت ارتجاع و استحکام طبيعي خود را از دست بدهند و عروق کوچک نيز باريکتر شوند، فشار خون بالا مي‌رود.


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/08/17/100953754808.jpg فشار خون‌ بالا گاهي‌ کشنده‌ بي‌سر و صدا ناميده‌ مي‌شود زيرا تا مراحل‌ انتهايي‌ اکثرا هيچ‌ علامتي‌ ندارد.
فشارخون‌ به طور طبيعي‌ در اثر استرس و فعاليت بدني بالا مي‌رود، اما فردي‌ که‌ دچار بيماري‌ فشارخون‌ بالا است‌، به‌ هنگام‌ استراحت‌ نيز فشار خونش‌ بالاتر از حد طبيعي‌ است.
اندازه گيري فشار خون
اصولا فشارخون در بخش‌هاي مختلف سيستم گردش خون متفاوت است ولي در اندازه گيري، فشار خون به دو نوع فشارخون سيستولي و دياستولي مجزا مي شود.
فشار خون سيستولي معمولاً به فشار خوني که در سرخرگ‌هاي است گفته مي‌شود و فشارخون دياستولي به فشارخون وريد گفته مي شود. معمول‌ترين روش اندازه‌گيري فشار خون به‌ وسيله فشارسنج است که با استفاده از ارتفاع جيوه براي اندازه‌گيري فشار خون در حال چرخش در رگ‌ها استفاده مي‌کند.
فشارخون طبيعي براساس قرارداد براي فشارخون سيستولي پائين تراز 120 ميلي متر جيوه و براي فشارخون دياستولي پائين تراز 80 ميلي ‌ليترجيوه است. شيوع فشارخون بالا در جوامع گوناگون متفاوت است .
فشار خون بالا در چه کساني ديده مي شود؟
فشار خون بالا خصوصا در افراد مسن بسيار شايع است. تقريبا در حدود يک نفر از هر چهار نفر از فشار خون بالا رنج مي برند. در بيماران جوان‌تر در مردان شايعتر است ولي در سنين بالاتر در زنان بيشتر از مردان ديده مي‌شود. به طور کلي با افزايش سن خطر ابتلا افزايش مي‌يابد.
علل ايجاد فشار خون بالا
علل بروز اين بيماري هنوز به طور کامل شناخته نشده است ولي برخي عوامل فرد را مستعد ابتلا به فشار خون مي کنند از جمله:
1- سن‌ بالاي‌ 60 سال با افزايش سن احتمال بروز فشار خون افزايش مي يابد
2- چاقي و اضافه وزن
3- سيگار کشيدن
4- مصرف الکل
5- رژيم‌ غذايي‌ حاوي‌ نمک‌ زياد يا چربي‌ اشباع‌ شده‌ و عدم مصرف ميوه و سبزي
6- کم تحرکي و نداشتن فعاليت بدني کافي
7- استرس
8- عوامل‌ ژنتيکي‌، اگر يکي از والدين و يا هر دو دچار فشار خون بالا باشند، خطر ابتلاي فرد به فشار خون بيشتر است.
9- مصرف‌ قرص هاي‌ ضد حاملگي ‌، استروييدها و بعضي‌ از انواع‌ داروهاي‌ مهارکننده‌ اشتها
10- پشت ميزنشيني
11- نژاد: سفيد پوستان و نژاد هند و اروپايي بيشتر دچار افزايش فشار خون مي شوند.
پيشگيري از بيماري فشارخون
1- کنترل وزن ، کم کردن حتي يک کيلوگرم از وزن براي کنترل فشار خون مفيد است
2- انجام ورزش مرتب، 30 دقيقه ورزش در هر روز بهترين راه مبارزه با پرفشاري خون است
3- کم کردن مصرف نمک و غذاهاي پرچرب
4- داشتن رژيم غذايي حاوي ميوه و سبزيجات ، لبنيات کم‌چرب و غذاهاي حاوي پتاسيم نظير دانه‌هاي سبوس‌دار و خشکبار استفاده کنيد.
5- عدم مصرف سيگار و مشروبات الکلي
6- اندازه گيري فشار خون حداقل هر شش ماه يک بار
7- زنان باردار بايد مرتب براي معاينه پيش از زايمان به پايگاه هاي بهداشتي درمان و خانه بهداشت مراجعه کنند تا کارشناسان بهداشت بتواند به پرفشاري احتمالي خون پي ببرد و به ‌موقع کنترل کنند.
8- در خانم هايي که قرصهاي پيشگيري از بارداري استفاده مي کنند بايد فشار خون خود را مرتب کنترل نمايند
9- پرهيز از مصرف سوسيس، كالباس، كنسرو گوشت، برگرها و ساير فرآورده‌هاي گوشتي به علت دارا بودن مقادير بالاي سديم و همچنين پرهيز از سبزي‌هاي كنسروشده در آب نمك، زيتون شور، چيپس و ساير تنقلات شور.
10- مواد حاوي كافئين از قبيل قهوه ، چاي ، نوشابه‌هاي كولا و شكلات، سبب افزايش فشارخون مي‌شوند و بايد در حد اعتدال مصرف شوند.
11- اجتناب از مصرف غذاهاي سرخ کرده يا غذاهايي که در درجه ي حرارت‌هاي بسيار بالا و يا با مدت زمان طولاني تهيه مي ‌شوند، و عدم استفاده ي چند باره از روغن‌هاي آشپزي .
12- استفاده از گوشت سفيد به جاي گوشت‌هاي قرمز.
13- کنترل استرس ، زيرا يکي از عوامل بالا بردن فشار خون که بسيار سريع هم عمل مي‌ کند، استرس و عصبانيت است.
14- استراحت به ميزان کافي هر روز زيرا کار کردن بي ‌وقفه بيشترين فشار را بر سلامتي فرد وارد خواهد کرد
15- انجام ورزش‌هايي مثل پياده ‌روي، شنا، دوچرخه سواري براي پايين آوردن فشار خون مفيد هستند بنابراين حداقل 3 بار در هفته و هر بار حداقل 30 دقيقه بايد ورزش کرد
عوارض‌ فشار خون بالا
سکته مغزي ، حمله قلبي ، نارسايي احتقاني قلب و ورم‌ ريه ، نارسايي‌ کليه و آسيب چشمي و مشکل بينايي از عوارض اصلي فشار خون بالا هستند.
براساس گزارش دفتر آموزش و ارتقاي سلامت وزارت بهداشت، هرچه فشار خون بالاتر باشد، ميزان اميد به زندگي پايين تر خواهد بود.
درمان‌
اهداف‌ درمان‌ با توجه‌ به‌ ويژگيهاي‌ هر فرد تعيين‌ خواهند شد و ممکن‌ است‌ شامل‌ کم ‌کردن‌ وزن‌ ، ترک‌ دخانيات‌ ،کنترل فشار خون‌ ‌ بصورت روزانه‌، استفاده‌ از داروهاي‌ ضد فشار خون‌ تحت نظر پزشک، کاستن از استرس، برنامه‌ ورزش‌ مناسب‌ و تغيير شيوه‌ زندگي‌ براي‌ کاهش‌ استرس باشند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:06 PM
بيماري تب مالت يكي از بيماري‌هاي مشترك بين انسان و دام است كه بر اثر ورود باكتري بروسلا از دام‌هاي آلوده به انسان ايجاد مي‌شود. اين بيماري در گوسفند، گاو و خوك شيوع زيادي دارد و باعث تلف شدن و سقط جنين در دام‌ها مي‌شود.

خوردن شير غيرپاستوريزه دام آلوده و لبنياتي كه از شير خام به دست مي‌آيند مثل خامه، پنير و بستني باعث بيماري تب مالت مي‌شود. از ديگر راه‌هاي آلودگي، تماس مستقيم با خون و احشاي دام‌هاي آلوده است و در مشاغلي كه ارتباط مستقيم با دام دارند، ديده مي‌شود. بايد دانست خوردن گوشت پخته دام آلوده از راه‌هاي آلودگي اين بيماري نيست.

نشانه‌هاي بيماري
علامت اصلي اين بيماري تب است كه عموما در عصر و شب به اوج مي‌رسد و بيمار دچار تعريق فراوان مي‌شود، به طوري كه تمام لباس‌هايش خيس مي‌شود. اوايل بيماري ممكن است تا مدت‌ها بجز تب و تعريق شبانه علامت ديگري وجود نداشته باشد، ولي بتدريج درد استخوان‌ها و مفاصل بخصوص درد لگن در برخي بيماران شروع مي‌شود. درد لگن گاهي آنقدر شديد است كه راه رفتن بيمار به سختي انجام مي‌شود.
در برخي بيماران علائم روحي مثل افسردگي هم تظاهر مي‌كند. اين بيماري اگر درمان نشود گاهي مي‌تواند با درگيري قلب و رگ‌ها باعث مرگ بيمار شود. از ديگر عوارض مهم اين بيماري، ايجاد آبسه در استخوان‌هاي ستون فقرات است كه باعث زمينگير شدن بيمار مي‌شود.
درمان
خوشبختانه درمان بيماري تب مالت با داروهاي آنتي‌بيوتيك موجود بخوبي انجام مي‌شود. كپسول داكسي سايكلين، قرص كوتريموكسازول، كپسول ريفامپين و آمپول جنتامايسين و استرپتومايسين داروهايي هستند كه براي درمان اين بيماري كاربرد دارند. معمولا از بين اين داروها 2 تا انتخاب مي‌شود و به مدت حداقل 6 هفته استفاده مي‌شوند. البته مي‌توان مثلا 2 هفته اول همزمان آمپول جنتامايسين و كپسول داكسي سايكلين استفاده شود و 4 هفته بعد فقط داكسي سايكلين ادامه پيدا كند.
به هر حال در اين دوره طولاني، مصرف دارو حتما بايد تا پايان ادامه داشته باشد تا از عود بيماري كه متاسفانه در موارد زيادي رخ مي‌دهد تا حد امكان پيشگيري شود.
پيشگيري از اين بيماري با واكسيناسيون دام‌هاي آلوده و ريشه‌كن كردن بيماري در دام‌ها صورت مي‌گيرد، ولي در هر صورت با توجه به اين كه اين بيماري در دام‌هاي ايران به وفور وجود دارد، بهترين راه پيشگيري، اجتناب از مصرف شير نجوشيده يا غير پاستوريزه، پنير محلي و بخصوص بستني‌هاي غيرپاستوريزه و متفرقه است.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:07 PM
جذام، بيماري‌اي ‌كه خوره جان مي‌شود


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/07/28/100888877281.jpg در ميان بيماري‌هاي باستاني، يكي از قديمي‌ترين و معروف‌ترين آنها جذام است كه اغلب ايرانيان اين بيماري را با نام «خوره» مي‌شناسند و اعتقاد بر اين است كه منشأ اين بيماري بسيار قديمي و همزمان با پيدايش نخستين انسان‌ها بوده است.
از علل چشمگير اين بيماري، جنگ‌ها بوده‌اند كه نقش مهمي در تاريخ بشريت داشته‌اند. طبق تحقيقات اين بيماري مزمن، مسري، عفوني و بومي است كه به طور عمده پوست و اعصاب محيطي را گرفتار خود مي‌كند. از نوشته‌هاي قبل از ميلاد چنين بر مي‌آيد كه جذام از مخوف‌ترين بيماري‌ها به شمار مي‌رفته است.
عامل بيماري جذام ميكروبي به نام «مايكوباكتريوم لپرا» است كه رشد بسيار كندي دارد و فقط در بدن انسان زندگي مي‌كند و حيوانات، گياهان و طبيعت را آلوده نمي‌كند و در خارج از بدن در عرض 9 روز از بين مي‌رود. طبق آخرين آمار سازمان جهاني بهداشت، در ابتداي سال 2009 تعداد جذاميان تحت درمان در تمام كشورها 213036 نفر بوده است كه طي اين يك سال تعداد 700‌‌249 بيمار جديد كشف شده كه بالاترين ميزان آن مربوط به كشورهاي جنوب شرقي آسيا (هند، پاكستان، بنگلادش، ميانمار، سريلانكا و... ) بوده است. ۳ كشوري كه اكنون بيشترين جمعيت جذاميان را دارند، عبارتند از‌ برزيل با 1‌/‌2 در 10 هزار جمعيت، نپال با 2/1 و ماداگاسكار با يك در 10هزار جمعيت.
در حال حاضر 4 ميليون نفر معلول ناشي از جذام در دنيا زندگي مي‌كنند كه با درمان، بدون ميكروب شده‌اند. عوارض دير هنگام درمان به صورت معلوليت در دست و پا، چشم‌ها و صورت ظاهر مي‌شوند.
تحقيقات نشان مي‌دهد كه سال 1985 با شروع طرح ريشه‌كني جذام، تعداد 122 كشور بيش از يك در 10 هزار جمعيت بيمار جذامي داشتند كه اكنون فقط به اين 3 كشور فوق اشاره محدود شده است و بقيه كشورها زير يك در 10 هزار جمعيت جذامي دارند كه از نظر تعريف بهداشت جهاني در اين بيماري، كنترل شده محسوب مي‌شوند.
خوشبختانه با اجراي طرح ريشه‌كني جذام در سطح كشور، اين بيماري به 3 صدم درصد در 10 هزار نفر جمعيت رسيده است كه اميدواريم به صفر برسد. آمار رسمي جذاميان در ايران به شرح زير است: اوايل انقلاب تعداد 15 هزار و 500 نفر جذامي ثبت و شناخته شده است كه در آن زمان پيش‌بيني مي‌شد بيش از 50 هزار نفر مبتلا به اين بيماري باشند. با اجراي طرح ريشه‌كني جذام در كشور كه همسو با ريشه كني جهاني بود، جذام از سال 1364 (از شروع طرح)‌ بتدريج رو به كاهش نهاد؛ به طوري كه سال 1377 طبق آمار شيوع جذام به 2دهم درصد در 10 هزار نفر رسيده كه امروز اين رقم به 2 تا 3 صدم در 10 هزار نفر جمعيت رسيده است. تنها استان‌هاي كشور كه شيوع جذام كمي بيشتر و بين 4 تا 6 دهم درصد در 10 هزار نفر است، استان‌هاي كردستان و قزوين است كه در حال حاضر توزيع فراواني موارد جديد ايراني مبتلا به جذام از نظر جنسيت 56 درصد مرد و 44 درصد زن هستند كه از نظر سني يك درصد زير 15 سال و بقيه بالاي 15 سال هستند.
ميكروب جذام بسيار سريع بر اثر مواد شوينده از بين مي‌رود، بنابراين افرادي كه وضعيت بهداشتي خوبي نداشته باشند، احتمال ابتلاي بيشتري به اين بيماري دارند


هم اكنون مبتلايان به اين بيماري 62 درصد از ساكنان شهر‌ها هستند و 38 درصد از اهالي روستاها. در گذشته 85 درصد از اين دسته بيماران در روستاها ساكن بوده‌اند و توزيع موارد جديد از نظر نوع بيماري 88 درصد از نوع پرباسيل (مسري) و 12 درصد از نوع كم باسيل (غيرمسري) هستند كه خوشبختانه با گذشت زمان به علت اجراي طرح ريشه‌كني در كشور در حال از بين رفتن هستند.
چه كساني مستعدند؟
از آنجا كه ميكروب جذام بسيار سريع بر اثر مواد شوينده از بين مي‌رود، بنابراين افرادي كه وضعيت بهداشتي خوبي نداشته باشند و در مناطق پر جمعيت و فقير زندگي مي‌كنند، احتمال ابتلاي بيشتري به اين بيماري دارند، هرچند ابتلاي به جذام استعداد ذاتي هم مي‌خواهد.
عوامل اين بيماري استعداد ذاتي (5 درصد مردم) و فقر اقتصادي ذكر می شود. مشكلات اقتصادي باعث فقرهايي از قبيل آموزش، بهداشت، مسكن، تغذيه و... مي‌شود كه منبع مهم اين بيماري محسوب مي‌شوند. ميكروب جذام در بدن حيوانات، گياهان، خاك، آب و... رشد نمي‌كند و حداكثر درخارج از بدن انسان بيش از 9 روز زنده نمي‌ماند.
بيماري را هر چه زودتر بشناسيد
از علائم جذام كم باسيل، لك يا لك‌هاي روشن‌تر از رنگ طبيعي پوست است كه اختلال حس پيدا مي‌كنند، لذا هر لك روشني جذام نيست مگر با امتحان سوزن كه متوجه شويم حس آن عضو از بين رفته است يا خير. در اين نوع جذام نوع پر باسیل دانه‌هاي ريز و متعدد و پراكنده در تمامي سطح بدن (بخصوص در سطح صورت، دست، پا) يافت مي‌شود كه مي‌تواند با هرگونه بيماري پوستي ديگر اشتباه گرفته شود و با انجام آزمايش‌هاي اسمير پوستي از ضايعات مشكوك و ديدن باسيل مايكو باكتريوم لپرا در زير ميكروسكوپ تشخيص داده مي‌شود.
درمان بيماري
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/07/28/100888877210.jpgدارو نقش مهم و كارسازي در درمان قطعي جذام دارد و حدود 6 تا 12 ماه مي‌توان به طور كامل آن را درمان كرد. در واقع آنچه در اين بيماري باعث ايجاد مشكل و هول و هراس مي‌شود بر اثر دير مراجعه كردن فرد به پزشك، تشخيص اشتباه است كه طي آن ميكروب به اعصاب محيطي دست، پا و صورت حمله كرده و آنها را تخريب مي‌كند. در اين مرحله از بيماري با اين كه ميكروب با درمان از بين مي‌رود ولي تخريب اعصاب قابل ترميم نخواهد بود و معلوليت ايجاد شده دائمي و تا آخر عمر خواهد بود.
سوالي كه پيش مي‌آيد اين است كه بالاخره تكليف اعضايي كه از بين رفته‌اند چه مي‌شود و چگونه مي‌توان اين اعضا را ترميم كرد؟
متاسفانه به دليل صدمه وارده به اعصاب محيطي، اين اعضا قابل ترميم نخواهند بود و بيمار چون احساس درد نمي‌كند، لذا به آساني بر اثر ضربه، سوختگي و... صدماتي به پوستش وارد مي‌شود كه با عفونت تاندون‌ها همراه است و با سرايت به استخوان‌ها باعث استئوميليت مزمن و قطع خود به‌خودي مي‌شود، هر چند براي جلوگيري از پيشرفت عفونت‌، پزشك دستور قطع عضو را به جراح استخوان مي‌دهد. در ابتداي معلوليت وقتي هنوز بيماري به مرحله قطع اعضا نرسيده است، جراحان پلاستيك و ترميمي مي‌توانند ناهنجاري و نازيبايي را ترميم كنند كه البته اين جراحي‌ها بسيار مشكل و نياز به آموزش‌هاي فوق تخصصي دارد.
هر چند تغذيه مناسب مي‌تواند به افزايش ايمني بدن كمك كند ولي رابطه مستقيم با تغذيه در بيماري جذام وجود ندارد. عوامل تشديد كننده بيماري، عدم اجراي آموزش بهداشت توسط بيماران يا پرستاران مخصوص درمانگاه‌هاي جذام است و عدم درمان سريع همراه با عفونت‌هايي روي اعضا، باعث تشديد و سرعت از بين رفتن اندام‌هاي مبتلا مي‌شود. جذام زن و مرد ندارد و هر دو جنس را در تمام سنين در بر مي‌گيرد. اين بيماران اغلب احساس طرد شدگي و خطرناك بودن مي‌كنند و بيشتر از نياز مالي احتياج به كمك‌هاي معنوي دارند؛ زيرا رنج اجتماعي و روحي ناشي از اين بيماري به مراتب بيشتر از ديگر بيماري‌هاي لاعلاج است.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:07 PM
بيماري نقرس از زمان‌هاي قديم به عنوان بيماري اغنيا شناخته شده است. علت اين موضوع اين است که نقرس در اثر رسوب اسيداوريک اضافي بدن در بافت‌هاي مستعد رخ مي‌دهد و اسيداوريک ماده‌اي است که در اثر تخريب برخي غذاها بخصوص گوشت‌ها در بدن حاصل مي‌شود.

گوشت قرمز و غذاهاي دريايي خوراکي‌هايي هستند که بيشترين ارتباط را با بالا رفتن اسيداوريک خون و احتمال وقوع بيماري نقرس دارند. از طرفي خوردن لبنيات کم‌چرب، به عنوان پيشگيري‌کننده اين بيماري در نظر گرفته مي‌شود. اسيداوريک مولکول کوچکي است که در خون انسان با غلظت خاصي گردش مي‌کند و تا زماني که غلظت اين مولکول از حد خاصي کمتر باشد مشکلي پيش نمي‌آيد، اما زماني که از اين حد بالاتر رود به حد اشباع رسيده و در بافت‌هاي مختلف بدن به صورت کريستال (بلور) رسوب مي‌كند. رسوب بلورهاي اسيداوريک باعث مجموعه علائمي مي‌شوند که بيماري نقرس ناميده مي‌شود.
علاوه بر زياده‌روي در مصرف انواع گوشت‌ها بخصوص گوشت قرمز و ماهي‌ها علل ديگري نيز براي اين بيماري وجود دارد. از جمله علل مستعدکننده مي‌توان به برخي بيماري‌هاي ژنتيکي خاص، بيماري فشار خون، مصرف برخي داروها مثل داروهاي ادرارآور که براي فشار خون مصرف مي‌شوند و بيماري نارسايي کليه اشاره كرد.

علامت مشخصه اين بيماري ورم، قرمزي و درد شديد مفصل شست پاست؛ البته ممکن است اين بيماري با ورم و درد مفاصل ديگر مثل مچ پا يا زانو هم خود را نشان دهد ولي حالت اول بسيار شايع‌تر است.
در صورتي که اسيداوريک زيادي در بدن به مدت مديد وجود داشته باشد حتي ممکن است اين بلورها در بافت کليه رسوب کنند و کل بدنه کليه را تخريب و بيمار را دچار نارسايي کامل کليه‌ها کنند.
در افراد دچار نقرس رسوب بلورهاي اسيداوريک در بافت‌هاي ديگر بدن مثل زير پوست بخصوص پوست آرنج و مچ دست به صورت برجستگي ديده مي‌شود که مي تواند باعث التهاب بورس مفاصل و درد شود. اين برجستگي‌هاي زگيل مانند مي‌توانند در لاله گوش هم ديده شوند که علامت خاص نقرس است.
درمان بيماري نقرس در درجه اول از بين بردن عوامل مستعدکننده است. کم کردن مصرف غذاهاي خاصي که قبلا گفته شد، کاهش وزن و کنترل فشار خون از عوامل مهم درمان هستند.داروي کلشيسين از التهاب مفاصل در اثر رسوب بلورهاي اسيداوريک جلوگيري مي‌کند، بنابراين در بيماران مبتلا به نقرس مفصلي حاد مصرف مي‌شود. داروي آلوپورينول سطح اسيداوريک خون را پايين مي‌آورد و در پيشگيري از حملات بعدي نقرس در کساني که دچار اسيداوريک بالاي خون هستند، موثر است.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:08 PM
نشانه‏ هاي مهم بيماري قلبي چيست؟

مهمترين علت پيدايش بيماري‌هاي قلبي - عروقي ، تصلب شرايين مي‌باشد. تصلب شرايين سبب مي شود كه سرخرگ‌هاي گوناگوني كه به سمت‌هاي مختلف بدن خون مي‏رسانند، به تدريج سخت و تنگ گردند و توانايي آنها براي انتقال اكسيژن و مواد غذايي به سلول هاي بدن كاهش يابد.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/02/100889228503.jpg عواملي هستند كه موجب سريعتر شدن تصلب شرايين مي گردند و در صورت وجود آنها احتمال پيدايش بيماري قلبي - عروقي افزايش پيدا مي‌كند. براي پيشگيري از پيدايش بيماري‏هاي قلبي - عروقي و مرگ و مير و ناتواني ناشي از آنها، بايد اين عوامل خطر را بشناسيد و به توصيه‏هاي پزشكي توجه نماييد.
عوامل خطر براي بيماري هاي قلب و عروق عبارتند از: سن بالا، جنس مذكر، سابقه خانوادگي بيماري قلبي زودرس، فشار خون بالا، افزايش چربي خون به ويژه كلسترول)، ديابت قندي، سيگار كشيدن، چاقي، كم تحركي (انجام ندادن فعاليت هاي بدني) و اختلال در انعقاد خون.
با توجه به اينكه ديابت از عوامل خطر بيماري‌هاي قلبي-عروقي است و معمولا با عوامل خطر ديگر همراهي دارد و گاهي شايد ايجاد كننده آنها باشد، مبتلايان به ديابت بايد بيش از ديگران مراقب سلامت قلب و عروق خود باشند.
پژوهش‌هاي فراوان پزشكي نيز نشان داده اند كه عوامل خطر قلبي- عروقي در مبتلايان به ديابت نوع 2 شايعتر هستند.
بيماري‌هاي قلبي - عروقي را مي‌توان به سه گروه عمده تقسيم كرد:
• بيماري‌هاي كرونري قلب
• حوادث عروقي مغز
• بيماري رگ‌هاي محيطي
بيماري‌هاي كرونري قلب
قلب يك پمپ عضلاني به اندازة مشت گره كرده انسان است كه در هر دقيقه به طور متوسط 60 تا 100 بار مي تپد و خون را در بدن به گردش در مي آورد. گردش خون سبب مي‏شود كه اكسيژن و مواد غذايي به اندام هاي بدن برسد و مواد زائد ناشي از فعاليت سلول‌ها نيز دفع شود. عضله قلب هم از اين قاعده مستثني نيست و بايد خونرساني مناسب داشته باشد تا اين كار حياتي خود را به درستي انجام دهد. خونرساني به عضله قلب توسط رگ هايي موسوم به «سرخرگ هاي كرونر» صورت مي گيرد. رسيدن خون به قلب و ميزان فعاليت عضله قلب تا حدي مشابه وضعيت عرضه و تقاضا است؛ هرچه قلب فعاليت بيشتري داشته باشد (مثلاٌ هنگام فعالت‏هاي سنگين بدني يا اضطراب و تنش)، به خون بيشتري احتياج خواهد داشت. سرخرگ‏هاي كرونر بايد بتوانند اين افزايش نياز را تأمين كنند و گرنه سلولهاي عضله قلب با مشكل روبرو خواهند شد.
تصلب شرايين و همچنين پيدايش لخته درون رگ‏هاي كرونر سبب مي شود كه خونرساني به سلول هاي عضله قلب كاهش يابد. در نتيجه كمبود اكسيژن و مواد غذايي و انباشت مواد زائد در عضله قلب، دردي پديد مي آيد كه به «درد قلبي» يا «آنژين صدري» معروف است. اگر سرخرگ كرونر به طور كامل (به وسيله تنگي شديد يا لخته خون) بسته شود، سلول‏هاي قلبي مربوط به حوزه آن سرخرگ خواهند مرد كه به اين وضعيت «انفاركتوس قلبي» مي‏گويند. گاهي نيز در اثر اختلال شديد و گسترده در كاركرد عضله قلب، مرگ ناگهاني رخ مي دهد.
نشانه‏هاي مهم بيماري قلبي
1- درد قفسه سينه: اين درد كوبنده يا فشارنده در ناحيه پشت جناغ سينه احساس مي شود و ممكن است به گردن، دستها، پشت و يا شكم هم انتشار يابد. آنژين صدري اغلب هنگام كارهاي بدني يا فشارهاي روحي و رواني كه فعاليت قلب افزايش پيدا مي كند، بروز مي‏نمايد و معمولاٌ با استراحت يا مصرف نيتروگليسرين زيرزباني تسكين مي يابد. اگر درد با استراحت يا چندين دقيقه پس از مصرف قرص ير زباني بهبود نيافت و به ويژه اگر همراه با تنگي نفس، تهوع و تعرق شديد بود، ممكن است نشانه انفاركتوس قلبي باشد.
براساس گزارش مركز تحقيقات غدد و متابوليسم دانشگاه علوم پزشكي تهران به دليل اختلال در اعصاب محيطي، شدت نشانه هاي بيماري قلبي در افراد ديابتي ممكن است كمتر از ميزان مورد انتظار باشد (انفاركتوس بي سروصدا) ؛ از اين رو شما كه به بيماري ديابت مبتلا هستيد بايد بيشتر متوجه چنين نشانه هايي باشيد و به موقع به پزشك مراجعه كنيد. البته به ياد داشته باشيد كه دردهاي قفسه سينه فقط نشانه بيماري قلبي نيستند و ممكن است مثلاٌ در اثر بيماري هاي گوارشي يا ريوي نيز پديد آيند.
2- تنگي نفس: احساس تنگي نفس مي تواند از نشانه هاي بيماري كرونري قلب باشد گرجه در بسياري از بيماري هاي تنفسي و... نيز اين حالت پديد مي آيد.
3- تپش قلب: در اين وضعيت، فرد به طور ناراحت كننده اي ضربان قلب خود را احساس مي‏كند. تپش قلب در حالت هاي اضطرابي و برخي بيماري هاي ديگر قلبي نيز ممكن است پديد آيد.
4- خير يا ادم: در مراحل پيشرفته تر بيماري قلبي (نارسايي قلب) كه كاركرد پمپ اشكال پيدا مي كند، مايع موجود در بافت هاي بدن (به ويژه بخش هاي پاييني بدن مثل قوزك پاها) به طور كامل تخليه نمي شود و در زير جلد انباشته مي گردد. البته «خير» يا «ادم» در نتيجه بيماري هاي واريسي پاها، بيماري كبد، اختلالات كليوي و... نيز ممكن است پديد آيد.
حوادث عروقي مغز (سكته مغزي)
هنگامي كه رگ‌هاي تغذيه كننده مغز به شدت آسيب ببينند، خون به سلول هاي مغزي نمي‏رسد و آنها دچار مرگ خواهند شد كه به اين حالت «انفاركتوس مغزي» مي‏گويند. سكته مغزي هم در اثر تنگي و بسته شدن رگ هاي مغز پديد مي آيد و هم به دنبال پاره شدن و خونريزي رگهاي مغز.
مهم ترين عامل خطر براي حوادث عروقي مغز افزايش فشار خون (پرفشاري خون) است. خطر سكته مغزي در مبتلايان به ديابت كه فشار خون بالا هم دارند، دو برابر افرادي است كه تنها به پرفشاري خون دچار هستند. اين مسأله اهميت كنترل فشار خون در بيماري ديابت را آشكارتر مي سازد.
نشانه هاي حوادث عروقي مغز بسته به اينكه كدام قسمت مغز اختلال خونرساني پيدا كند، بسيار گوناگون هستند. كرختي يا ضعف حركتي شديد (فلج) در يك نيمه بدن و نابينايي يا تاري ديد زودگذر يك چشم از جمله نشانه هاي حوادث عروقي مغز مي باشند.
بيماري رگ‌هاي محيطي
منظور از بيماري رگ‌هاي محيطي بيماري‌هايي است كه عروق بيرون از قلب و مغز را گرفتار مي كنند. اين بيماري‌ها معمولاٌ در نتيجه تنگ شدن رگ‌هايي كه خون را به پاها و دست‌ها مي‏رسانند، پديد مي آيند. كاهش خونرساني به پاها سبب دو نوع عارضه مي‌شود:
1- قنقار يا ياگانگرن: مرگ بافتي در اثر نرسيدن خون به اندام ها كه در نهايت به قطع آن عضو مي انجامد.
2- لنگش متناوب: به علت تصلب شرايين خونرساني كننده پاها، پس از مدتي راه رفتن درد شديدي معمولاٌ در عضلات پشت ساق پا به وجود مي‏آيد.
به طور كلي احتمال اينكه مبتلايان به ديابت نياز به قطع قسمتي از پاهايشان پيدا كنند، 15 تا 40 برابر جمعيت جامعه است. بنابراين پايبندي به توصيه هاي مربوط به پيشگيري از بيماري‏هاي قلبي- عروقي و نيز رعايت اصول مراقبت از پاها، براي افراد ديابتي بسيار اهميت دارد.
اصول پيشگيري از بيماري هاي قلب و عروق در افراد ديابتي
1- چربي (به ويژه كلسترول) خون خود را كاهش دهيد
كلسترول كه نوعي چربي است، در پيدايش و گسترش تصلب شرايين نقش مهمي دارد زيرا مي تواند در ديواره رگ ها رسوب كند و همراه با عوامل ديگر به تنگي و بسته شدن سرخرگ‏ها بينجامد.
كلسترول دو نوع مهم دارد: يكي كلسترول «بد» (LDL) كه موجب بسته شدن رگ‌ها و بيماري قلبي-عروقي مي شود و دوم كلسترول «خوب» (HDL) كه كلسترول اضافي بدن را از بافت‌ها خارج مي كند و خطر بيماري قلبي را مي كاهد. نوعي از كلسترول كه بايد غلظت كمي در خون داشته باشد، همان نوع «بد» يا LDL است.
شما مي توانيد با پرهيز از مصرف غذاهاي پرچربي و رعايت توصيه هاي پزشكتان، چربي خون خود را در سطح مناسب نگه داريد.
2- فشار خون خود را كنترل كنيد
فشار خون بالا افزون بر اينكه فشار بيشتري بر قلب وارد مي سازد و نياز آن به خون را افزايش مي دهد، روند تصلب شرايين را هم تسريع مي كند و سبب آسيب اندام‌هاي گوناگون بدن مي گردد.
3- وزن خود را به حد مناسب برسانيد
چاقي عامل خطر مهمي براي افزايش فشار خون است. همچنين چاقي يا اضافه وزن موجب افزايش مقاومت سلول هاي بدن نسبت به انسولين مي شود. شما بايد زير نظر يك پزشك يا متخصص تغذيه وزن بدنتان را به ميزان متناسب با قد ، جنس و سن خود برسانيد.
4- سيگار نكشيد
استعمال دخانيات سبب افزايش ضربان قلب و در نتيجه كار قلب مي شود و فشار خون را هم بالا مي برد. همچنين سيگار بر اثر روي عوامل انعقادي و نيز غليظ كردن خون احتمال تشكيل لخته و بسته شدن سرخرگ ها را افزايش مي دهد. افزون براين ، سيگار با اثر بر رگ‌هاي كوچك، خونرساني به بخش هاي انتهايي اندام ها (به ويژه پاها) را مختل مي كند و اين عارضه در افراد ديابتي كه گرفتاري اعصاب محيطي نيز دارند، بسيار مهم است و خطر قطع عضو را باز هم افزايش مي دهد. اين آثار جداي از سرطان زايي سيگار است كه موجب ناتواني و مرگ خواهد شد. امروزه سيگار مهم ترين علت قابل پيشگيري سرطان به شمار مي‌آيد.
5- قند خون خود را كنترل كنيد
كنترل دقيق قند خون، هم بطور مستقيم و هم به طور غيرمستقيم، نقش مهمي در پيشگيري از بيماريهاي عروقي مي تواند داشته باشد.
6- فعاليت ورزشي منظم داشته باشيد
پژوهش‏هاي پزشكي نشان داده اند كه داشتن يك زندگي كم تحرك (از نظر بدني)، صرف نظر از عوامل خطر ديگر، احتمال ديابت، چاقي و بيماري كرونري قلب را افزايش مي دهد. پياده‏روي، دوچرخه سواري، تنيس روي ميز، باغباني و دويدن آرام فعاليت‌هاي بدني هستند كه اثر مفيدي بر تندرستي شما خواهند داشت. توصيه مي شود كه روزانه 30 دقيقه به فعاليت بدني بپردازيد، مي توانيد اين ميزان فعاليت را در سه دوره 10 دقيقه اي (بافاصله) نيز انجام دهيد.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:09 PM
كري يا كاهش شنوايي ناگهاني حالتي است كه فردي كه شنوايي‌اش طبيعي است، به طور ناگهاني يا حداكثر در عرض 3 روز قسمتي يا تمام شنوايي يك يا هر دو گوشش را از دست مي‌دهد.

طبق تعريف افت شنوايي حداقل بايد 30 دسي‌بل باشد. از نظر آماري از هر5000 نفر در طي يك سال يك نفر به اين مشكل دچار مي‌شود.


كاهش شنوايي معمولا يك طرفه است و ممكن است با وزوز گوش يا سرگيجه نيز همراه باشد. اگر سرگيجه نيز وجود داشته باشد معمولا در عرض يك هفته برطرف مي‌شود.
اكثر مبتلايان به كاهش شنوايي ناگهاني بعد از بلند شدن از خواب براي اولين بار متوجه سنگيني گوششان مي‌شوند. در مواردي نيز ممكن است بيمار بدليل وزوز گوش از خواب بيدار شود.
سايرين به هنگامي كه گوشي تلفن يا هدفون را بر روي گوش خود قرار مي‌دهند براي اولين بار متوجه افت شنوايي خود مي‌شوند. بعضي ديگر از آنها ابتدا صداي تق بلندي را در گوششان مي‌شنوند و سپس شنوايي‌شان را از دست مي‌دهند.
سير از دست رفتن شنوايي سريع است به طوري كه معمولا در عرض چند روز يا چند ساعت ‌يا به طور آني به ميزان زيادي از شنوايي فرد كاسته مي‌شود. هر چند دلايل مختلفي را براي پيدايش كري ناگهاني ذكر مي‌كنند اما در اكثر موارد دليل خاصي براي آن پيدا نمي‌شود. مقبول‌ترين فرضيه اين است كه علت اين افت شنوايي كاهش يافتن خون‌رساني‌ يا اكسيژن رساني به سلول‌هاي حساس‌ گوش داخلي است.
شنوايي يك سوم از مبتلايان به تدريج در عرض چند روز كاملاً به حد طبيعي برمي‌گردد. كاهش شنوايي حدود نيمي از مبتلايان به تدريج بهتر مي‌شود اما به حد قبلي برنمي‌گردد و متأسفانه در يك چهارم افراد كاهش شنوايي هيچ بهبودي نخواهد داشت. اگر شروع كاهش شنوايي با سرگيجه شديد همراه نباشد و ميزان كاهش شنوايي نيز خيلي شديد نباشد شانس بهبودي بيشتر مي‌شود. هر چقدر زمان شروع علايم تا شروع بهبودي طولاني‌تر باشد احتمال بهبودي كمتر مي‌شود. همان طور كه سير شروع بيماري ناگهاني است سير بهبودي آن نيز سريع است به طوري كه وقتي بهبودي شروع مي‌شود معمولا در عرض چند روز بهبودي كامل مي‌شود.
مبتلايان به كاهش شنوايي بعد از تشخيص بايد بلافاصله و بطور اورژانسي تحت درمان قرار گيرند. براي برطرف كردن اين مشكل درمان جراحي و جود ندارد اما درمان دارويي ممكن است بسيار كمك كننده باشد. هر چه قدر فرد مبتلا به كاهش شنوايي زودتر تحت درمان دارويي قرار گيرد شانس بهبود شنوايي وي افزايش مي‌يابد.
تركيبات مختلف كورتيكواستروئيدي داروي اصلي براي درمان اين مشكل است. از آنجا كه تصور مي‌شود علت اصلي كري ناگهاني كاهش خون‌رساني يا اكسيژن‌رساني به سلول‌هاي گوش داخلي است عده‌اي از محققان استفاده از كاربوژن را توصيه مي‌كنند.
كاربوژن تركيبي از اكسيژن و دي‌اكسيدكربن است كه گفته مي‌شود استنشاق آن باعث بهتر شدن اكسيژن‌رساني به گوش داخلي مي‌شود. لازم به يادآوري است كه همانند استروئيدتراپي استفاده از كاربوژن نيز ممكن است براي همه بيماران سودمند نباشد.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:09 PM
آكنه و راه‌هاي رهايي از آن

آكنه منافذ بسته شده غدد چربي (دانه‏هاي سرسياه و سرسفيد)، جوش‏ها و ضايعات عميق‏تر (كيست‏ها يا ندول‏ها) است كه در صورت، گردن، سينه، پشت، شانه‎ها و حتي بازوها بروز مي‏كنند. كم و بيش اكثر نوجوانان به آكنه مبتلا مي‏شوند. با اين ‏حال اين بيماري به گروه سني خاصي محدود نمي‏شود و بزرگسالان حتي تا 40 سالگي نيز مي‏توانند به آن مبتلا شوند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/03/100889298327.jpg اگر چه آكنه معمولاً بعد از چند سال خود به خود خوب مي‏شود ولي نمي‏توان آن را به حال خود رها كرد. زيرا از آكنه‏اي كه درمان نشود، ممكن است تا پايان عمر جوشگاه‏هايي بدشكل بر روي پوست بماند. البته اين جوشگاه‏ها نيز قابل ترميم مي‏باشند.
اگرچه آكنه بيماري وخيمي نيست اما مي‏تواند باعث بدشكل شدن صورت و در نتيجه ناراحتي روحي بيمار گردد. همچنين در موارد حاد و شديد، موجب پيدايش جوشگاه‏هاي بسيار بدشكل و دايمي مي‏شود. بايد در نظر داشت كه حتي موارد ملايم آكنه نيز مي‏توانند موجب پيدايش جوشگاه‏ها شوند.
چه عواملي در ايجاد يا تشديد آكنه موثرند؟
بهداشت پوست: آكنه بخاطر آلودگي و كثيفي پوست بوجود نمي‏آيد. ماده موجود در نوك جوش‏هاي سرسياه را چربي خشك شده و سلول‏هاي مرده تشكيل مي‏دهند كه منفذ خروجي فوليكول مو را مسدود كرده‏اند. براي مراقبت طبيعي از پوست، روزي دو بار صورت خود را با صابون ملايم و آب ولرم بشوييد. شستشوي زياد ممكن است سبب بدتر شدن آكنه شود. شستشوي مرتب سر با شامپو نيز توصيه مي‏شود. اگر موهاي شما چرب هستند، شايد لازم باشد كه دفعات شستشو را افزايش دهيد. متخصص پوست مي‏تواند در انتخاب شامپو و صابون مناسب به شما كمك كند.
مرداني كه مبتلا به آكنه هستند، بايد هم ريش‏تراش برقي و هم تيغ را امتحان كنند و هر كدام را كه راحت‏تر است و جوش كمتري ايجاد مي‏كند، انتخاب نمايند. اگر شما از تيغ استفاده مي‏كنيد، قبل از اصلاح، موي صورتتان را كاملاً با آب گرم و صابون شسته و نرم كنيد و سپس از خمير ريش براي اصلاح استفاده كنيد. براي جلوگيري از زخمي شدن جوش‏ها، ريشتان را خيلي از ته نتراشيد. صورتتان را فقط وقتي كه واقعاً لازم است اصلاح كنيد. هميشه تيغ نو و تيز بكار ببريد.
رژيم غذايي: غذاهايي كه مي‏خوريد نقشي در ايجاد آكنه ندارند. متخصصين پوست در مورد اهميت رژيم غذايي در درمان آكنه عقايد متفاوتي دارند اما مسلم و قطعي است كه رعايت يك رژيم غذايي شديد و سخت هيچ تأثيري در بهبود آكنه شما نخواهد داشت. از سوي ديگر، بعضي از مردم دريافته‏اند كه بعضي از غذاها باعث بدتر شدن آكنه در آن‏ها مي‏شوند. در اين صورت، از خوردن اين گونه غذاها بايد اجتناب كرد. بخاطر داشته باشيد كه در قضاوت عجله نكنيد. آكنه به خودي خود فراز و نشيب‏هاي زيادي دارد و گاهي بدتر و گاه بهتر مي‏شود. داشتن يك رژيم غذايي متعادل حاوي كليه مواد غذايي لازم براي رشد، بخصوص در سنين نوجواني و جواني از اهميت زيادي برخوردار است.
نور خوشيد: برنزه شدن پوست مي‏تواند آكنه را مخفي كند ولي فوايد آن زودگذر است. از سوي ديگر نور خورشيد موجب پيري زودرس پوست شده و مي‏تواند به پيدايش سرطان در پوست منتهي شود، لذا بايد از تماس زياد با نور خورشيد، استفاده از چراغ‏هاي خورشيدي، آفتاب سوختگي و برنزه شدن زياد برحذر باشيد. بهتر است از يك ضدآفتاب مناسب براي پوست‏هاي آكنه‏اي استفاده كنيد.
فرآورده‏هاي آرايشي: اگر از كرم‏ پودر يا كرم مرطوب كننده استفاده مي‏كنيد به دنبال آنهايي باشيد كه فاقد چربي (Oil- Free) هستند و تنها به اينكه پايه آبي (Water- Based) داشته باشند، اكتفا نكنيد. فرآورده‏هايي را انتخاب كنيد كه غيرآكنه‏زا (Non- Acnegenic) و غير كومدون‏زا (Non-Comedogenic) باشند.
هر شب مواد آرايشي را با آب و صابون (و اگر صابون‏ها پوستتان را خشك مي‏كنند، با شير و لوسيون مناسب پوست‏هاي آكنه‏اي) از روي پوستتان پاك كنيد.
يك لوسيون پوشاننده با رنگ ملايم (فرآورده‏هايي كه قرمزي، التهاب و جاي آكنه را مي‏پوشانند)، مي‏تواند به خوبي و در نهايت سلامت ضايعات پوستتان را از نظرها مخفي نگه دارد. براي اين منظور پوردهاي مايع با پايه بدون روغن (Oil- Free) مناسب هستند.
در موقع استفاده از فيكساتورها، اسپري‏هاي و ژل‏هاي مو، صورتتان را بپوشانيد. در صورت پاشيده شدن اسپري يا ژل مو بر روي پوست صورت، ممكن است بدليل حساسيت به مواد آرايشي آكنه بوجود آيد.
درمان
درمان آكنه يك فرآيند مداوم و طولاني است. تمام درمان‏هاي آكنه برپيشگيري از بروز ضايعات جديد متكي هستند. ضايعات موجود بايد خودشان بهبود يابند و اين بهبودي، زمان مي‏طلبد. تا يك ماه پس از شروع درمان مناسب و موثر، بيشتر از 10 درصد بهبودي در ضايعات، مورد انتظار نمي‏باشد و كنترل كامل ضايعات تا شش ماه مي‏تواند طول بكشد. اگر جوش‏ها پس از 6 تا 8 هفته بهتر نشدند، شايد لازم باشد روش درمان شما تغيير كند.
روش درماني كه توسط متخصص پوست و مو پيشنهاد مي‏شود، بسته به نوع آكنه تفاوت خواهد داشت. بندرت، مصرف محصولات آرايشي و بهداشتي پوست و يا داروهاي خوراكي، ضايعات شبيه آكنه ايجاد مي‏كنند.
همچنين آكنه مي‏تواند بدليل اختلالات هورموني در بدن نيز بوجود آيد. آگاه كردن پزشك از نوع موادي كه به پوستتان مي‏ماليد و يا نوع داروهايي كه مصرف مي‏كنيد مي‏تواند در انتخاب روش صحيح درمان آكنه بسيار حائز اهميت باشد. تغييرات عادت ماهيانه در زنان نيز در آكنه موثرند و بايد پزشك را از آنها آگاه كرد.
بسياري از كرم‏ها و لوسيون‏هاي ضدآكنه غيرنسخه‏اي موجود در بازار به درمان موارد خفيف آكنه كمك مي‏كنند. با اين وجود بعضي از اين فرآورده‏ها در صورت مصرف مداوم موجب خشكي پوست مي‏شوند. اگر از اين گونه محصولات استفاده مي‏كنيد، به دقت دستورالعمل آن را مطالعه و براساس آن عمل كنيد.
ممكن است متخصص پوست برايتان كرم‏هاي موضعي و لوسيون‏هايي از قبيل «اسيد ويتامين‏آ» و «بنزوئيل پراكسيد» را تجويز كند تا منافذ بسته شده را باز كنند و تعداد باكتري‏هاي روي پوست را كاهش دهند. اين داروها ممكن است موجب خشكي و پوسته پوسته شدن پوستتان شوند. متخصص پوست روش صحيح كاربردي اين فرآورده‏ها و نيز چگونگي مقابله با عوارض جانبي آنها را به شما توضيح خواهد داد.
همچنين آنتي‏بيوتيك‏هايي هم موجود هستند كه به صورت موضعي بر روي پوست بكار برده مي‏شوند. از اين داروها براي درمان مواردي از آكنه كه چندان حاد نيستند استفاده مي‏شود. زماني كه آكنه كه چندان حاد نيستند استفاده مي‏شود. زماني كه آكنه به صورت توده‏هاي قرمز و ملتهب خود را نشان مي‏دهد، ممكن است متخصصين پوست با تزريق مستقيم بعضي داروها در داخل ضايعه، به بهبود آن كمك كنند. پزشك شما ممكن است تصميم به تخليه جوش‏ها و يا دانه‏هاي سرسياه و سرسفيد بگيرد، ولي هيچوقت خودتان اقدام به فشردن كندن يا تخليه محتويان جوش نكنيد. زيرا ممكن است به تشديد تورم و التهاب و به جاي گذاشتن جوشگاه منجر شود.
آنتي‏بيوتيك‏هاي خوراكي از قبيل داكسي سيكلين، تتراسيكلين يا اريترومايسين اغلب در موارد متوسط يا شديد آكنه و به خصوص وقتي تعداد زيادي جوش بر روي پشت و قفسه سينه وجود دارد، تجويز مي‏شوند.
اين آنتي‏بيوتيك‏ها تعداد باكتري‏هاي موجود در فوليكول را كاهش داده و ممكن است مستقيماً موجب كاهش قرمزي جوش نيز بشوند. بر اساس گزارش مرکز آموزش و پژوهش بيماريهاي پوست و جذامدر زمان مصرف آنتي‏بيوتيك‏هاي خوراكي، بعضي زنان ممكن است دچار عفونت‏هاي قارچي دستگاه تناسلي شوند. در اين صورت ضمن قطع مصرف آنتي‏بيوتيك، بايد به پزشك خود مراجعه كنند تا عفونت قارچي را درمان كند.
توجه داشته باشيد كه آنتي‏بيوتيك‏هاي خوراكي براي درمان آكنه بايد مدت طولاني مصرف شوند. مصرف طولاني اين داروها اگر با تجويز و تحت نظر متخصص پوست باشد، عوارض جانبي مهمي نخواهد داشت و ترس بيجا از عوارض اين داروها باعث اختلال در روند درمان خواهد شد.
زناني كه قرص ضدبارداري خوراكي مصرف مي‏كنند ممكن است متوجه بهبودي چشمگير در آكنه خود بشوند. حتي گاهي قرص‏هاي ضدبارداري خوراكي به طور اختصاصي براي درمان آكنه بكار برده مي‏شوند.
يك نكته مهم كه بايد در نظر گرفته شود اين است كه آنتي‏بيوتيك‏هاي خوراكي ممكن است موجب كاهش تأثير و كارآيي قرص‏هاي جلوگيري از بارداري بشوند. اين عارضه اگرچه شايع نيست ولي احتمال آن وجود دارد و به خصوص اگر تغيير در عادت ماهيانه ايجاد شود، حتماً بايد به پزشك مراجعه كرد.
مانند ساير داروها، در صورت حاملگي يا شيردهي حتماً در مورد مصرف و عدم مصرف آنتي‏بيوتيك‏ها با پزشك خود مشورت كنيد. در موارد آكنه شديد ممكن است داروهاي ديگري هم به صورت خوراكي تجويز شوند. يكي از آنها هورمون‏هاي جنس مونث و يا داروهايي هستند كه سبب كاهش اثرات هورمون‏هاي مردانه مي‏شوند.
يك داروي خوراكي ديگر كه براي آكنه بسيار مقاوم تجويز مي‏شود، ايزوترتينوئين (با نام تجاري آكوتان) است. بيماراني كه اين دارو را مصرف مي‏كنند بايد كاملاً به عوارض جانبي آن آگاه باشند.
معاينات پزشكي و بررسي‏هاي آزمايشگاهي مكرر براي پيگيري سير درمان و جلوگيري از عوارض ناخواسته در حين مصرف اين دارو ضروري است. جلوگيري از حاملگي الزامي است زيرا مصرف اين دارو در زمان بارداري آثار غيرقابل جبراني بر روي جنين خواهد داشت.
نكته مهم در مورد اين دارو، كامل كردن دوره درمان است زيرا در غير اين صورت احتمال عود آكنه به دنبال قطع دارو زياد مي‏باشد.
درمان جوشگاه هاي آكنه
متخصصين پوست براي درمان جوشگاه‏هاي آكنه از روش‏هاي مختلفي استفاده مي‏نمايند. به عنوان نمونه مي‏توان از ليزر، تراشيدن پوست و لايه‏برداري (پيلينگ شيميايي) براي صاف كردن جوشگاه‏هاي فرورفته نام برد. با تزريق كلاژن يا چربي نيز مي‏توان جوشگاه را صاف نمود. با استفاده مناسب از مجموعه اين روش‏ها مي‏توان به طور قابل ملاحظه‏اي جوشگاه‏ها را ترميم نمود.
صرفنظر از درمان اختصاصي كه پزشكتان براي شما تجويز مي‏كند، به خاطر داشته باشيد كه شما بايستي مراقبت از پوستتان را مادامي كه دوره آكنه خاتمه نيافته، ادامه دهيد. هيچ درمان سريع يا دايمي براي آكنه وجود ندارد ولي اين بيماري قابل كنترل است و درمان مناسب مانع از برجاي ماندن جوشگاه‏هاي بدشكل بر روي پوست مي‏شود.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:10 PM
فلج ناگهاني صورت


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/05/100889474680.jpg شايد شما هم ديده يا شنيده باشيد كه فردي به صورت ناگهاني دچار فلج صورت مي‌شود. اولين واكنش افراد نسبت به اين بيماري‌، ترس و وحشت است؛ اما بهتر است به جاي غلبه چنين حالاتي بر شما، با مراجعه به پزشك و درمان بموقع، گامي موثر براي بهبود هرچه سريع‌تر برداريد.

فلج بلز، فلج عصب هفتم صورت است؛ عصبي كه به عضلات صورت فرمان مي‌دهد. در نتيجه اگر اين عصب فلج شود، عضلات صورت قدرت حركت را از دست خواهند داد.
علل بيماري
علل متفاوتي مانند تصادف يا تومورها مي‌توانند باعث فلج عصب هفتم شوند. درواقع اين بيماري را مي‌توان فلج شدن عصب هفتم در يك طرف و به طور كامل و محيطي، البته با علتي ناشناخته تعريف كرد؛ بنابراين اگر علت اين مشكل شناخته شده باشد ديگر نمي‌توان بيماري را فلج بلز ناميد.
با اين‌كه علت اين بيماري ناشناخته است اما مي‌دانيم به صورت كلي چه اتفاقي مي‌افتد. عصب هفتم پس از جدا شدن از مغز براي رسيدن به صورت از استخوان گيجگاهي مي‌گذرد. در حقيقت مسير عصب از داخل استخوان گيجگاهي است و درست از لابه‌لاي ساختمان گوش عبور مي‌كند.
چون اين قسمت استخواني است، هيچ جايي براي تورم عصب وجود ندارد، يعني اگر به هر دليلي عصب ورم كند، مشكلاتي براي فرد ايجاد خواهد شد.
دليل اصلي ورم عصب هفتم ناشناخته است و تورم عصب هفت به علل مختلف از جمله وجود يك ويروس يا بيماري خود ايمني ايجاد مي‌شود. همچنين حدود 60 تا 70 درصد بيماران، چند روز قبل علائمي مانند سرماخوردگي يا بيماري‌هاي ويروسي داشته‌اند. به همين دليل، به احتمال زياد ويروس در مدت زمان ايجاد بيماري، به عصب حمله كرده و در نتيجه تورم ايجاد شده است. همين مساله باعث مي‌شود مشكلاتي براي عصب به وجود آيد.
خوشبختانه بيماري فلج عصب هفتم مساله وحشتناكي نيست. با اين‌كه بيمار در ابتدا خيلي مي‌ترسد و نگران مي‌شود و اين بيماري هم بد منظره است، اما مشكلي بد عاقبت نيست. اين افراد به طور معمول خود به خود خوب مي‌شوند. اگر شروع بيماري كامل نباشد، به اين معنا كه تمام رشته‌هاي عصبي فلج نشوند و تمام عضلات صورت از كار نيفتند، معمولا اين افراد به طور كامل خوب مي‌شوند. معمولا 80 تا 90 درصد افرادي نيز كه فلج كامل يك طرف صورت دارند، به طور كامل بهبود مي‌يابند اما 10 تا 20 درصد نيز درجاتي از فلج را هميشه خواهند داشت.
زمان بهبود بيماري
همان‌طور كه شدت و علائم بيماري بين افراد مختلف متفاوت خواهد بود، زمان بهبود كامل نيز نامشخص است. اما در اين مدت، پزشك بايد درمان‌هاي محافظتي و حمايتي داشته باشد. به عنوان مثال، از آنجا كه پلك اين افراد بسته نمي‌شود، قرنيه خشك شده و باعث زخم قرنيه مي‌شود. زخم قرنيه نيز اگر كنترل نشود مي‌تواند باعث عفونت چشم و نابينايي شود؛ بنابراين پزشك بايد اين عوارض را تا زماني كه بيمار خوب شود، كنترل كند.
به همين دليل اين افراد بايد در طول روز از قطره اشك مصنوعي استفاده كنند. شب‌ها نيز پماد بمالند تا يك لايه محافظ روي چشم‌شان باشد و بر اساس دستور پزشك معالج، پلك‌ها را بسته نگهدارند. ماساژ عضلات صورت و حركت دادن آنها نيز موثر است. اين كارها باعث مي‌شود عضلات در اين مدت ورزيده بمانند. در اين زمان كه مشخص هم نيست چقدر طول مي‌كشد، اين افراد بايد فيزيوتراپي مداوم داشته باشند. البته خودشان هم مي‌توانند آموزش ببينند و اقدامات لازم را انجام دهند.
بر اثر اين بيماري، ترشح بزاق كاهش مي‌يابد. در نتيجه احتمال پوسيدگي دندان بيشتر مي‌شود.
به همين دليل بايد مراقبت‌هاي دنداني را به بيماران آموزش داد و به آنها توصيه كرد مرتب مسواك بزنند و از نخ دندان استفاده كنند.
علاوه بر درمان‌هاي حمايتي، درمان‌هاي دارويي نيز مي‌تواند به اين بيماران كمك كند. اگر مريض زود متوجه بيماري شده و به پزشك مراجعه كند، درمان زودتر شروع شده و دوره برگشت و بهبود، كمتر و كوتاه‌تر مي‌شود.
سكته مغزي يا فلج بلز
ممكن است خانواده‌ها با بروز اين بيماري نگران شوند و تصور كنند فرد دچار سكته مغزي شده است. اما دكتر عامري با ذكر تفاوت‌هاي موجود مي‌افزايد: هنگامي كه فردي سكته مي‌كند تا اين حد كه صورت فلج شود، معمولا اختلالات هوشياري هم به وجود خواهد آمد. يعني از نظر عملكرد هوشياري تفاوت‌هايي با قبل ديده خواهد شد. اما فلج بلز چون مربوط به خود مغز و داخل جمجه نيست، قطعا مريض هيچ علائم مغزي ديگري ندارد.
البته شيوه ديگري كه پزشكان از آن استفاده مي‌كنند، اين است كه وقتي بروز بيماري به صورت مركزي و از داخل جمجمه باشد، مريض مي‌تواند در طرف آسيب‌ديده هم پيشاني را بالا بيندازد. اما در فلج بلز، فرد قادر نخواهد بود اين كار را انجام دهد.
به طور كلي فلج بلز جاي نگراني ندارد و با اقدامات حمايتي و آموزش‌هايي كه بيمار مي‌بيند، معمولا اكثر آنها خوب مي‌شوند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:10 PM
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/06/100889554882.jpg
ناخنك چشم يك بافت فيبرو واسكولار است كه بخشي از آن عروقي و بخشي نيز از بافت هم‌بند تشكيل شده است. اين بافت كه شبيه ملتحمه است از سمت داخلي گوشه چشم روي قرنيه رشد و پيشروي مي‌كند. گرچه بروز ناخنك به استعداد ژنتيكي فرد نيز مربوط مي‌شود، اما علل ديگري ازجمله نور شديد و مستمر آفتاب بويژه براي افرادي كه در معرض طولاني‌مدت آن قرار دارند، از جمله ساكنان مناطق جنوبي كشور كه آفتاب و دماي گرم‌تري داشته و طول روز بيشتري دارند، شايع‌تر است.
به اعتقاد برخي پژوهشگران، اختلال در عملكرد سلول‌هاي بنيادين ناحيه قرنيه كه مسوول شفاف ماندن و پويا بودن قرنيه هستند نيز يكي از علل بروز عارضه ناخنك محسوب مي‌شود. اين اختلال برخي اوقات به مرور زمان و بر اثر عوامل محيطي يا كهولت سن افزايش مي‌يابد.
ناخنك بجز قرمزي، التهاب و ناراحتي كه در چشم ايجاد مي‌كند به دليل ظاهر ناخوشايندي كه در سطح چشم دارد، عاملي براي مراجعه افراد به چشم‌پزشك محسوب مي‌شود.
اين عارضه اگر خيلي بزرگ شود و تقريبا از روي قرنيه عبور كرده و به مردمك نزديك شود، مي‌تواند در ديد اختلال به وجود آورد يا آستيگماتيسم قابل توجه و نامنظمي در قرنيه ايجاد كند.
اصولا زير ناحيه‌اي كه دچار ناخنك شده است، لايه‌اي با كدورت بالا تشكيل مي‌شود كه خيلي اوقات نياز به پيوند لايه‌اي قرنيه دارد.
اگرچه ناخنك‌هاي كوچك را توصيه مي‌كنيم كه بيماران دستكاري نكنند و به آن بي‌توجه باشند، ولي اگر بزرگ باشد بايد جراحي و برداشته شود.
كساني كه در معرض گرماي بيشتري هستند، مثلا نانوايان و افرادي كه در كوره‌هاي آجرپزي، فولاد يا ريخته‌گري كار مي‌كنند همچنين مشاغلي كه در تماس مستقيم نورخورشيدند از جمله كشاورزان يا رانندگان بيشتر درگير اين عارضه مي‌شوند.
درمان دارويي تقريبا براي ناخنك وجود ندارد و تنها جراحي پيشنهاد مي‌شود. بايد دقت داشت كه عود مجدد ناخنك مهم‌ترين دغدغه اين عارضه است. معمولا عودها شديدتر از خود ناخنك اوليه است، اما با پيشرفت‌ روش‌هاي جديد جراحي در كشور اين بازگشت مجدد بيماري به حدود 5 درصد كاهش يافته است. سال‌هاي نه‌چندان دور با برداشتن ناخنك به وسيله روش‌هاي قديمي، حدود 50 درصد موارد اين بيماري دوباره عود مي‌كرد. امروزه ملتحمه را از نقطه ديگر چشم برمي‌داريم و در ناحيه جراحي شده ناخنك پيوند مي‌كنيم، دقيقا روي فاصله قرنيه و سفيدي چشم كه اين بافت به عنوان سدي عمل مي‌كند كه از بازگشت مجدد عارضه جلوگيري كرده و در كنار آن داروهاي جلوگيري كننده تكثير سلول‌هاي ناخنك، كمك فراواني به جراح مي‌كند.
خيلي اوقات بيماران ناخنك را ساده فرض مي‌كنند، اما يكي از دشوارترين جراحي‌هاي چشم محسوب مي‌شود كه جراح بايد با صبر و حوصله و دقت فراوان درمان آن را انجام دهد. بهره‌گيري از پيوند آمنيون از جنين نيز جايگزين مناسبي در درمان به جاي پيوند ملتحمه به شمار مي‌آيد. اگر ناخنك شديد باشد، عمل جراحي تقريبا مثل يك پيوند قرنيه خواهد بود و كدورت ناحيه قرنيه را به صورت لايه‌اي در يك عمل جراحي بزرگ برمي‌داريم. در اينجاست كه پزشك جراح با استفاده از دستگاه لايه‌بردار يا به اصطلاح ميكروكراتوم ناحيه مورد نظر را برمي‌دارد. با اندازه‌گيري ضخامت، كدورت روي چشم براساس ميلي‌متر تعيين مي‌شود تا دستگاه چه ميزان از لايه قرنيه را بايد جداسازي كند. در اين شرايط زمان عمل طولاني‌تر شده و بهبود آن نيز زمانبر خواهد بود. چسبندگي پلك بعد از جراحي برداشت ناخنك يكي از عارضه‌هاي احتمالي است. مدت زمان التيام زخم از 2 تا چند ماه خواهد بود كه پس از آن بايد بيماران از آفتاب دوري كرده و از عينك آفتابي استفاده كنند. اشعه خورشيد موجب تحريك لايه‌زايي و ايجاد ناخنك مجدد مي‌شود، اما در اغلب موارد موفقيت درمان بسيار بالاست.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:11 PM
پيشگيري از ميگرن

ميگرن سردرد مزمني است كه وقتي به بيمار حمله مي‌كند، ساعت‌ها يا حتي روزها او را رها نمي‌كند. اين سردرد ممكن است چنان شديد باشد كه بيمار به چيزي غير از يافتن مكاني تاريك و ساكت براي استراحت فكر نكند. ميگرن معمولا با تهوع، استفراغ و حساسيت شديد به نور و صدا نيز همراه است.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/06/11/100916343121.jpg اگرچه درماني براي ميگرن وجود ندارد، اما داروها مي‌توانند در كاهش دفعات و شدت سردردها موثر باشند. اگر درمان‌هايي كه تا به حال داشته‌ايد براي شما مفيد نبوده است، بهتر است با پزشك خود در اين باره صحبت كنيد.
نشانه‌هاي ميگرن
ميگرن به طور معمول در كودكي، نوجواني يا اوايل بزرگسالي شروع مي‌شود. يك حمله ميگرن معمولي برخي از نشانه‌هاي زير يا همه آنها را ايجاد خواهد كرد:
دردهاي شديد كه ممكن است تنها در يك طرف يا دو طرف سر احساس شود، وجود دردي كه با فعاليت بدني شديدتر مي‌شود، وجود دردي كه با فعاليت‌هاي روزانه تداخل مي‌كند، تهوع و استفراغ، حساسيت به نور و صدا و سردرد تپش‌دار. اگر ميگرن درمان نشود، ممكن است 4 تا 72 ساعت طول بكشد. اما تعداد دفعات و شدت آن ميان افراد مختلف تفاوت دارد.
علل ايجاد ميگرن
گرچه دليل اصلي بروز ميگرن مشخص نشده است، ولي ژنتيك و عوامل محيطي، هر دو نقش مهمي در بروز آن دارند. همچنين ميگرن ممكن است به دليل عدم تعادل مواد شيميايي مغز از جمله سروتونين ايجاد شود. اما علت اصلي اين سردرد هرچه باشد، برخي مسائل ممكن است باعث بروز و تشديد آن شوند.
تغييرات هورموني در زنان: به نظر مي‌رسد، نوسانات و تغييرات سطح استروژن از دلايل ايجاد سردرد خانم‌ها باشد.
موادغذايي: برخي از انواع ميگرن، مي‌تواند تحت تاثير مواد غذايي باشد. به‌عنوان مثال شكلات، كافئين بيش از حد و غذاهاي شور و فرآوري شده از جمله اين موادغذايي هستند. حذف وعده‌هاي غذايي نيز مي‌تواند به بروز اين سردردها منجر شود.
استرس: استرس در منزل يا محيط كار مي‌تواند ميگرن را بدتر كند.
محرك‌هاي حسي: نور زياد و تابش خيره كننده آفتاب درست همانند صداي بلند، مي‌تواند باعث بروز يا تشديد ميگرن شود. وجود بوي غيرمعمول در محيط نيز از ديگر عواملي است كه ميگرن را تحريك مي‌كند.
پيشگيري
با ايجاد تغييراتي ساده ولي اساسي در شيوه زندگي مي‌توانيد شرايط را به نفع خود تغيير دهيد، طوري كه شدت و تعداد دفعات بروز ميگرن كاهش ‌يابد. در اولين گام، سعي كنيد از عواملي كه موجب تحريك سردرد مي‌شوند، اجتناب كنيد. به عنوان مثال اگر مي‌دانيد غذاهايي خاص يا بوهايي كه در محيط هستند ميگرن شما را بدتر مي‌كنند، از آنها دوري كنيد. در كل زندگي آرامي با برنامه خواب و غذاي منظم براي خود فراهم سازيد. انجام منظم ورزش‌هاي هوازي نيز به كاهش استرس و در نتيجه پيشگيري از ميگرن كمك مي‌كند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:12 PM
لاله گوش مثل يک قيف عمل مي‌کند و اصوات را به پرده گوش که در انتهاي کانال واقع شده است، مي‌رساند. موج صوتي باعث به ارتعاش‌درآمدن پرده گوش مي‌شود و پرده به نوبه خود زنجيره‌اي از 3 استخوانچه کوچک را مي‌لرزاند. نهايتا لرزش از طريق استخوانچه‌ها به گوش داخلي منتقل مي‌شود. درون گوش داخلي سلول‌هايي قرار دارند که ارتعاش را درک کرده و آن را به جريان الکتريکي تبديل مي‌کنند. سرانجام اين جريان از طريق عصب شنوايي به مغز منتقل مي‌شود. با افزايش سن سلول‌هاي عصبي گوش داخلي که وظيفه تبديل صوت به جرياني الکتريکي را به عهده دارند، مثل ساير اجزاي بدن دچار ضعف و کم‌کاري مي‌شوند. بديهي است که با ضعيف شدن اين سلول‌ها از ميزان شنوايي فرد کاسته خواهد شد.
کاهش شنوايي مبتلايان به پيرگوشي در همه فرکانس‌ها يکسان نيست، بلکه معمولا اين افراد اصواتي با فرکانس بالاتر را سخت‌تر مي‌شنوند. به طور مثال اين افراد صداي زنگ تلفني که در نزديکي آنها قرار گرفته است را مشکل مي‌شنوند، حال آن که ممکن است صداي ماشيني را که در خيابان در حال رفت و آمد است براحتي بشنوند.
به طور معمول مبتلايان به پيرگوشي صداها را مبهم‌تر و آهسته‌تر مي‌شنوند. اين افراد ممکن است صدا را بشنوند، اما تفکيك کلمات از يکديگر براي آنها مشکل باشد مثلا کلمه «ننگ» را «زنگ» مي‌شنوند. به طور کلي اين افراد: صحبت ديگران را به شکل نجوا مي‌شنوند.
صداهايي را که فرکانس بالاتر دارند سخت‌تر مي‌شنوند، لذا اين افراد صداي زنان را سخت‌تر از صداي مردان مي‌شنوند.
ممکن است در گوششان صداي اضافي يا وزوزي را احساس کنند.
سن بروز کاهش شنوايي و سرعت پيشرفت آن به فاکتورهاي متعددي بستگي دارد که مهم‌ترين آن استعداد ژنتيک است. تغذيه و متابوليسم و ميزان آلودگي صوتي محيط زندگي نيز از عوامل تاثيرگذار بر پيرگوشي هستند. عواملي که باعث کاهش خون‌رساني به گوش داخلي شوند نيز مي‌توانند آسيب سلول‌هاي حساسه گوش را تسريع کنند، لذا بيماري‌هاي قلبي، بالا بودن فشار خون و ديابت نيز مي‌توانند باعث پيدايش زودرس پيرگوشي شوند.
تشخيص پيرگوشي بر مبناي شرح حال، معاينه باليني و با تاييد سنجش شنوايي (نوار گوش) است. از آنجا که کاهش شنوايي ممکن است علامتي از بيماري‌هاي ديگري نيز باشد هر فرد مبتلا به کاهش شنوايي بايد توسط متخصص گوش حلق و بيني مورد معاينه و بررسي قرار گيرد.
متاسفانه پيرگوشي درمان قطعي ندارد و بهترين راه پيشگيري از آن است. بعضي از علل آن در کنترل ما نيست، اما با رعايت نکاتي مي‌توانيم از پيدايش زودرس آن جلوگيري کرده يا آن را به تعويق بيندازيم. قرار گرفتن در معرض صداهاي بلند مي‌تواند به سلول‌هاي حساسه گوش داخلي آسيب جدي وارد کند. علاوه بر شدت صوت، مدتي که در معرض صداي بلند قرار مي‌گيريم نيز مهم است؛ لذا بايد مراقب باشيم حتي‌الامکان در معرض صداي بلند قرار نگيريم يا اگر مجبوريم سعي کنيم مدت آن تا آنجا که مقدور است کوتاه باشد.
افراد مسني که شنوايي‌شان به ميزان قابل توجهي کاهش يافته است بايد از سمعک استفاده کنند. سمعک اين امکان را فراهم مي‌کند تا اين افراد با ديگران و متقابلا ديگران با آنها به راحتي ارتباط برقرار کنند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:12 PM
يكي از مراجعات شايع به مراكز درماني پوست اگزما يا سودا است. علائم و شكايت شايع بيماران از اين مشكل پوستي با عناويني چون خارش، پوسته پوسته شدن، شكاف برداشتن و نازك شدن و گاهي حتي ضخيم شدن پوست دست است كه شدت آن در مواقعي به قدري طاقت‌فرسا مي‌شود كه شخص مبتلا، به علت خارش، تورم و درد شديد و حتي عفونت‌هاي موضعي قادر به انجام فعاليت‌هاي روزانه با دستان خود نيست.
از اين رو بعضي بيماران بر اين باورند كه تنها عوامل محيطي و شغلي در بروز اين بيماري نقش دارد، اما نبايد فراموش كرد كه گاهي عوامل و علل داخلي و ژنتيكي نيز در بروز يا تشديد اگزما نقش اساسي ايفا مي‌كنند. به همين دليل امروزه دانشمندان استعداد ژنتيكي و اختلالات هورموني داخل بدن را عامل اصلي و در مقابل عوامل محيطي و شغلي را عامل تشديدكننده يا بروزدهنده در پيدايش اگزماي مزمن دست‌ها مي‌دانند. از اين جهت عده زيادي از بيماران ضمن بيان سوابقي از بيماري مشابه پوستي در خانواده يا نسل گذشته خود، گاهي نكاتي از وجود ساير بيماري‌ها مانند آسم، عطسه و آبريزش فصلي، خارش و كهير گذرا، خشكي يا التهابات مزمن پوستي را از دوران طفوليت يا بعد آن براي خودشان يا افراد وابسته درجه يك بيان مي‌كنند.
اما ضخامت لايه خارجي كف دست‌ها به دليل تماس مكرر با اجسام محيطي در مقايسه با پوست ساير قسمت‌هاي بدن به اندازه‌اي قطور و مقاوم است كه آن را در مقابل صدمات احتمالي ناشي از تماس با انواع محصولات شيميايي، صنعتي، گياهي، آلاينده‌ها، شوينده‌ها و حتي اجسام برنده و نافذ حفظ مي‌كند كه متاسفانه گاهي اين مقاومت در كف دست‌ها به علت تماس مكرر با مواد مضر و تخريب‌كننده پوست شكسته مي‌شود و در ادامه به دليل عدم توجه بيمار به نشانه‌هاي اوليه اگزما، رفته‌رفته با تخريب لايه‌هاي عمقي پوست شكل مقاوم و مزمني از بيماري آشكار مي‌شود.
مهم‌ترين علل خارجي يا محيطي اگزما را بايد در محصولات صناعي و شيميايي موجود در محيط كار و منزل جستجو كرد. محصولات پلاستيكي، انواع چسب‌ها و رنگ‌ها، سموم، شوينده‌ها، لوازم آرايشي، فرش و موكت، شيشه، كاغذ، اجسام فلزي، لباس‌هاي غيرنخي، لوازم ساختماني (سيمان، گچ و...) از مهم‌ترين علل بوده و حتي گاهي ذرات آلاينده معلق در هواي آلوده بخصوص در شهرهاي صنعتي (تهران) مي‌تواند در منافذ پوست سالم و بخصوص آسيب‌ديده نفوذ كرده و بر شدت اگزماي دست بيفزايد، اما از ديگر عوامل نيز مي‌توان به سرما و گرماي محيط و حتي نور خورشيد اشاره كرد كه بسياري از بيماران، دوره‌اي از اگزماي شديد را در فصل زمستان تجربه مي‌كنند كه اين مي‌تواند به دليل انقباض و انبساط مكرر پوست دست در شرايط اختلاف دماي ناگهاني و شديد باشد. اگزما با انواعي از گياهان و نباتات و نيز در كشاورزان و باغداران در تماس با انواعي از گياهان و بخصوص درخت انجير و نيز در دامداران در تماس با فضولات، خون، پوست يا پشم حيوان گزارش شده كه از موارد نادر است.
در درمان اگزما دانستن 3 نكته مهم است:
1 ـ‌ حذف عوامل ايجادكننده اگزما در منزل و محل كار
2 ـ‌ پوشش دست‌ها با دستكش نخي در تمام طول روز به هنگام انجام كارهاي ساده منزل، رانندگي و حتي به هنگام قدم زدن درشهر و بالاخره در صورت نياز براي شستشوي وسايل و ظروف با مواد شوينده، از دستكش پلاستيكي به روي دستكش نخي استفاده كنيم.
3 ـ‌ مصرف مداوم نرم‌كننده‌هاي اوسرين و وازلينه را با دستور پزشك فراموش نكنيم و نكته آخر اين كه زنگ خطرشروع اگزماي دست با از بين رفتن آج‌هاي پوستي و در ادامه با خارش، قرمزي و شكاف پوستي آشكار مي‌شود.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:13 PM
فاويسم، بيماري‌ تمام فصول


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/12/100890083622.jpg خيلي‌ها بر اين باورند فاويسم ازجمله بيماري‌هايي است كه تنها به فصل بهار و بعضي خوردني‌ها ازجمله باقلا خلاصه مي‌شود، اما واقعيت چيز ديگري است و در واقع اين روزها پزشكان بر اين عقيده‌اند كه رفتار اين بيماري ارثي به طور كامل تغيير كرده است و عفونت‌ها ازجمله مهم‌ترين عواملي به حساب مي‌آيند كه سبب شعله‌ور شدن اين بيماري مي‌شوند.
به همين دليل هشدارهاي پزشكان در فصل پاييز هم كه فصل بسياري از بيماري‌هاي عفوني و ويروسي به حساب مي‌آيد، براي همه مردم بخصوص آنهايي كه بيماري‌هاي زمينه‌اي دارند، شدت مي‌گيرد. پائيزاز جمله فصولي از سال است كه آمار بسياري از بيماري‌ها در آن بالا مي‌رود. پس به همه فاويسمي‌ها توصيه مي‌شود پاييز را بيشتر جدي بگيرند.
در واقع فاويسم، يك بيماري ارثي خوني محسوب مي‌شود كه به طور تقريبي حدود 100 ميليون نفر در سطح جهان به آن مبتلا هستند و بيشتر مردم آفريقا، آسياي جنوب شرقي و مديترانه را شامل مي‌شود. در اصل مشهورترين منطقه از لحاظ درصد مبتلايان به فاويسم مناطق مديترانه است ولي طي قرن‌ها و مهاجرت مردم به نقاط مختلف جهان، اين بيماري در جهان گسترش يافته است. در ايران هم بيشتر در مناطق شمالي كشور مشاهده مي‌شود. فاويسم به علت كمبود يكي از آنزيم‌هاي گلبول‌هاي قرمز خوني ايجاد مي‌گردد كه در اثر مواجهه با مواد اكسيدكننده گلبول‌هاي قرمز، منجر به تخريب آنها شده و فرد را با كم خوني شديد مواجه مي‌كند.
ارتباط فاويسم و باقلا
باقلا از آن دسته موادي است كه داراي اكسيدان است يعني موادي كه اكسيژن در آنها زياد توليد مي‌شود. كمبود آنزيم گلوكز ـ 6 ـ‌ فسفات دهيدروژناز (G6PD) يك وضعيت ارثي است كه بيشتر در مردان بروز مي‌كند و از مادر به پسر منتقل شده و روي گلبول‌هاي قرمز خوني اثر مي‌گذارد كه اكسيژن را از ريه‌ها به بافت‌هاي سراسر بدن حمل مي‌كند. اين كمبود آنزيم در افراد مبتلا به فاويسم باعث شكسته يا هموليز شدن ناگهاني گلبول‌هاي قرمز مي‌شود و در شرايطي رخ مي‌دهد كه شكسته شدن و تخريب گلبول‌هاي قرمز سريع‌تر از جايگزين شدن آنها توسط بدن، رخ مي‌دهد. فاويسم پس از بلع يا بوييدن گرده، دانه‌ها يا ميوه‌هاي باقلا بروز كرده و تنها در افرادي ديده مي‌شود كه به طور ژنتيكي داراي كمبود اين آنزيم هستند. كمبود آنزيم گلوكز ـ 6 ـ فسفات دهيدروژناز (G6PD) در حفظ تعادل حياتي سلول‌هاي قرمز خوني نقش حياتي دارد و باعث مي‌شود برخي از تركيبات باقلا موادي را توليد كنند كه موجب شكستن و تخريب سلول‌هاي خوني شده و منجر به افزايش احتمال هموليز يا اكسيد شدن گلبول‌هاي قرمز گردد. ژن مربوط به آنزيم G6PD روي كروموزوم X قرار گرفته و در صورت بروز مشكل، فرد به فاويسم مبتلا مي‌شود. همان طور كه گفته شد، اين بيماري بيشتر در پسرها شايع است چرا كه پسرها داراي يك كروموزوم X و دخترها دو كروموزوم X هستند و اين در حالي است كه وجود تنها يك كروموزوم معيوب براي ابتلاي پسران به اين بيماري كافي است. ولي اين دليل نمي‌شود كه دختران اصلا به اين بيماري مبتلا نشوند.
اين بيماري درمان ندارد
به دليل نقص ژنتيكي كه در فاويسم وجود دارد، تاكنون هيچ درماني براي آن وجود نداشته و بهترين كاري كه در اين زمينه مي‌توان انجام داد، پيشگيري است. از دسته عواملي كه مي‌توانند باعث بروز فاويسم شوند، مي‌توان به باقلا، انواع خاصي از داروها، و عفونت‌ها اشاره كرد. باقلا گسترده‌ترين ماده‌اي است كه در قالب يك ماده غذايي مي‌تواند باعث مشكل در افراد شود. حتي بوييدن گرده باقلا نيز مي‌تواند باعث هموليز شدن گلبول‌هاي قرمز خون و كم‌خوني ناگهاني شود. پس از باقلا، عفونت‌هاي باكتريايي و ويروسي از شايع‌ترين علل بروز هموليز گلبول‌ها به شمار مي‌روند. از عفونت‌هاي معروف مي‌توان به ويروس هپاتيت، التهاب ريه و باسيل حصبه اشاره كرد. برخي داروها نيز در بروز فاويسم نقش دارند كه در اين خصوص بايد با پزشك مشورت كنيد. ولي از معروف‌ترين اين داروها مي‌توان داروهايي را نام برد كه براي مبارزه با مالاريا مصرف مي‌شوند و نيز استفاده از برخي داروهاي مسكن از قبيل آسپيرين مي‌تواند علائم حساسيت‌زا در افراد فاقد آنزيم موردنظر ايجاد نمايد.
بهترين درمان براي فاويسم، پيشگيري از بروز علائم آن و عدم مصرف و مواجهه با مواد هموليزكننده گلبول‌هاي قرمز خوني است. شما به عنوان يك فرد مبتلابه فاويسم بايد مراقب باشيد كه از خوردن غذاهاي حاوي باقلا اجتناب كنيدواز قرار گرفتن در معرض گرده‌هاي باقلا خودداري نماييد.
همچنين داروهايي كه در بالا اشاره كرديم و باعث بروز علائم و هموليز گلبول‌ها مي‌شوند، مصرف نكنيدوهميشه در مراجعه به پزشك معالج، وي را از وضعيت بيماري خود مطلع كنيد.
در مواردي كه هموليز حاد خون در شما رخ مي‌دهد بايد سريعا تحت تزريق خون قرار گرفته و در موارد نارسايي حاد كليوي، به تجويز پزشك تحت دياليز قرار گيريد.
در برخي موارد هم به خاطر نابودي سلول‌هاي خوني، مي‌توان طحال را خارج كرد.در ضمن در مواقع كم‌خوني مي‌توانيد از مكمل‌هاي اسيد فوليك، ويتامين E و مكمل‌هاي آهن استفاده كنيد كه به بهبودي وضعيت شما كمك زيادي مي‌كند.فراموش نكنيدگاهي به دليل كاهش اكسيژن بايد تحت اكسيژن‌درماني قرار بگيريد.همچنين در صورتي كه دچار كم‌خوني ناشي از فاويسم شده‌ايد، بايد استراحت كرده و كاملا تحت مراقبت باشيد و براي جلوگيري از نارسايي كليوي مايعات وريدي به شما تزريق شود.
در اين ميان واكسيناسيون عليه عوامل بيماري‌زاي عفوني از قبيل هپاتيت A و B مي‌تواند از بروز حملات ناشي از عفونت جلوگيري كند.
اگر جزو افرادي هستيد كه سابقه ابتلا به فاويسم در خانواده داريد، بهتر است پيش از وقوع علائم، آن را شناسايي كنيد تا بتوانيد مانع از بروز آنها شويد.
هرگز در محيط اطراف افراد مبتلا به فاويسم از حشره‌كش‌ها و نيز نفتالين استفاده نكنيد.
مادران شيردهي كه فرزندان مبتلا به فاويسم دارند، بايد از خوردن باقلا، آسپيرين و هر نوع ماده‌اي كه باعث بروز علائم آن بيماري مي‌شود، اجتناب كنند، چرا كه مواد آن از طريق شير به كودك منتقل مي‌شود. استفاده از ويتامين‌هاي C و k و داروي ديفن هيدرامين هم مي‌تواند آغازگر علائم باشد. ولي به طور كلي، همان‌طور كه گفتيم، بهترين درمان، آگاهي از مواردي است كه حاوي مواد هموليزكننده خون بوده و علائم فاويسم را در فرد ايجاد مي‌كند و بهتر است پيش از بروز هرگونه علائمي، از مصرف و مواجهه با آنها خودداري كنيد. محققان در تلاش هستند تا با استفاده از مهندسي ژنتيك، عوامل ايجادكننده هموليز گلبول‌هاي خوني را از باقلا حذف كنند. اين روش درآينده بخصوص در مناطقي كه مستعد ابتلا به فاويسم هستند، بسيار حائز اهميت است.
كم‌خوني، اصلي‌ترين علامت فاويسم
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/12/100890083644.jpgمهم‌ترين و بارزترين نشانه‌هايي كه در بيماري فاويسم به چشم مي‌خورد، كم‌خوني است كه بر اثر شكستن گلبول‌هاي قرمز خوني ايجاد مي‌شود و به‌طور ناگهاني بروز مي‌كند ولي اكثر افراد مبتلا به فاويسم علامت خاصي از اين بيماري ندارند.
اگر شما هم از آن دسته افراد مبتلا به فاويسم و كم خوني ناشي از آن هستيد به دنبال اين علائم بگرديد. احتمالا پوست شما زرد شده، ادرارتان به رنگ تيره درمي‌آيد، چشم هايتان سفيد يا زرد شده، احساس خستگي مي‌كنيد، و معمولا نفس كم مي‌آوريد، البته شدت و علائم اين بيماري در افراد مختلف است. اين علائم معمولا به طور ناگهاني يا 24 تا 48 ساعت پس از خوردن ماده اكسيدان بروز مي‌كند. اگر دچار نوع مزمن و شديد كمبود آنزيم G6PD هستيد، علاوه بر علائمي كه اشاره كرديم، ممكن است دچار سنگ كيسه صفرا، بزرگي طحال، نارسايي كليه، سلول‌هاي ناقص سفيد خون و آب مرواريد هم بشويد. حملات كم‌خوني ناشي از فاويسم در كودكان و نوزادان بسيار خطرناك بوده و ممكن است كودك دچار آسيب مغزي شده و حتي جان خود را از دست دهد. در واقع كودكان مبتلا به فاويسم نسبت به ساير كودكان، 5/1 برابر بيشتر در معرض خطر ابتلا به زردي هستند. در صورتي كه اين مشكل در بيماران برطرف نشود، فاويسم مي‌تواند منجر به بروز مشكلات جدي شده و فرد به كما رفته و حتي مرگ اتفاق بيفتد. كم‌خوني ناشي از فاويسم اغلب بر اثر عفونت‌هاي باكتريايي يا ويروسي يا مصرف داروهاي خاصي چون آنتي‌بيوتيك‌ها و داروهايي كه براي درمان مالاريا استفاده مي‌شود، آغاز مي‌گردد و در مواردي هم خوردن باقلا و حتي بوييدن گرده‌هاي آن نيز مي‌تواند علائم كم‌خوني را در فرد ايجاد كند.
كمبود ژن G6PD را مي‌توان با يك آزمايش خون، از طريق اندازه گيري فعاليت اين آنزيم يا از طريق اندازه گيري مقدار بيلي روبين تشخيص داد كه معمولا اين آزمايش‌ها، هزينه‌هاي گزافي را براي افراد در پي خواهد داشت.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:14 PM
ديابت بيماري بسيار شايع و بااهميتي است که هفته‌هاي گذشته در قالب چند مقاله انواع آن مورد بحث قرار گرفته است. اين هفته و هفته‌هاي آتي در مورد عوارض مهم و متعدد اين بيماري توضيح داده خواهد شد.
بيشتر عوارض ديابت به دليل اثرات تخريبي قند بالاي خون روي نقاط مختلف بدن ظاهر مي‌شود، اگرچه تقريبا تمامي اعضاي بدن دچار اثرات تخريب اين بيماري مي‌شوند، ولي برخي از اندام‌ها در اين بيماري بيشتر در معرض تخريب هستند، از جمله کليه‌ها، قلب، چشم‌ها، رشته‌هاي اعصاب محيطي، معده، دستگاه ادراري، دستگاه تناسلي و اندام‌ها به خصوص پاها.

بررسي‌هاي فراگير و دامنه‌داري که در نقاط مختلف دنيا روي عوارض ديابت انجام شده نشان داده‌اند که با کنترل دقيق قند خون، بسياري از اين عوارض کاهش يافته و سال‌هاي زيادي فرد مبتلا مي‌تواند بدون عارضه به زندگي ادامه دهد. نکته مهم ديگر اين است که برخي از اين عوارض تقريبا در تمام افراد ديابتي ظاهر مي‌شوند ولي برخي از عوارض فقط در گروهي از بيماران ديابتي تظاهر مي‌کند، مثلا بيماري خفيف شبکيه چشم در تمام ديابتي‌ها پس از چند سال ظاهر مي‌شود، ولي بيماري شديد شبکيه چشم يا بيماري کليه‌ها فقط در درصدي از بيماران ديابتي ظاهر مي‌شود و همه ديابتي‌ها دچار چنين عوارضي نمي‌شوند.
نکته مهم ديگر در مورد عوارض ديابت اين است که اگر فرد مبتلا به ديابت همزمان به فشار خون و چربي بالاي خون مبتلا باشد، بسياري از عوارض ديابت در او ظهور سريع‌تر و شديدتر خواهند داشت.
به اين ترتيب براي پيشگيري از عوارض ديابت در کنار کنترل قند خون بايد فشار خون و چربي خون را هم کنترل کرد.
کشيدن سيگار نيز در فرد مبتلا به ديابت مي‌تواند ظهور عوارض ديابت را تسريع كند.
براي به تاخير انداختن عوارض ديابت علاوه بر موارد گفته شده مي‌بايست به صورت دوره‌اي اعضاي در معرض عارضه را کنترل نمود، مثلا در مورد بيماري شبکيه چشم کنترل سالانه توسط چشم پزشک مي‌تواند به درمان سريع عوارض در مراحل اوليه بينجامد، يا در مورد زخم پاها اولا فرد بايد هر روز پاهايش را وارسي كند و دوم اين‌که در صورت بروز کوچک‌ترين زخمي به پزشک مراجعه كند تا تحت مداوا قرار گيرد. در هفته‌هاي آتي به تفصيل در مورد انواع عوارض ديابت و راه‌هاي پيشگيري و درمان آنها خواهيم نوشت.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:14 PM
تيغه بيني كه به آن «سپتوم» بيني هم گفته مي‌شود، صفحه عمودي نازكي است كه فضاي داخلي بيني را به دو حفره مجزاي راست و چپ تقسيم مي‌كند.

اين تيغه، پشتيبان و حمايت‌‌كننده قسمت‌هاي خارجي بيني بوده و وزن بيني را تحمل مي‌كند و مي‌توان آن‌را به عمود يك خيمه تشبيه كرد.

گاهي وارد شدن ضربه به بيني ممكن است باعث پاره‌شدن مويرگ‌هاي مخاط سپتوم شود، بدون اين كه خود مخاط يعني پوست پوشاننده روي تيغه بيني پاره شود. در اين حالت خوني كه از مويرگ‌ها خارج مي‌شود بين مخاط و غضروف تيغه بيني جمع شده و مدتي بعد لخته مي‌شود. به اين حالت هماتوم سپتوم مي‌گويند.
هماتوم سپتوم بيشتر در كودكان ديده مي‌شود. در بزرگسالان هماتوم سپتوم معمولا با صدمات قابل توجه صورت همراه است، اما در كودكان، وارد آمدن ضربات نسبتا خفيف به بيني نيز ممكن است باعث ايجاد هماتوم سپتوم شود به ‌طوري كه در كودكان مشاهده هماتوم سپتوم بعد از زمين خوردن، برخوردن به اشياي اطراف و دعواهاي ساده كودكانه امر نادري نيست.
انسداد بيني از علائم زودرس و اوليه هماتوم سپتوم است. هماتوم باعث برجسته شدن مخاط سپتوم به طرف داخل بيني مي‌شود و اين امر بيني را مسدود مي‌كند. هماتوم و انسداد بيني ممكن است يك طرفه يا دوطرفه باشد.
وجود لخته بين مخاط و تيغه بيني، يك سد يا حائل ايجاد مي‌كند. با پيدايش اين لخته، غضروف سپتوم نمي‌تواند مواد غذايي لازم را از مخاط پوشاننده‌‌اش دريافت كند و در نتيجه سلول‌هاي غضروف به تدريج از بين مي‌روند. با گذشت چندين روز به تدريج قسمتي از سپتوم كه خون‌رساني خود را از دست داده از بين مي‌رود و تيغه بيني سوراخ مي‌شود. از آنجايي كه سپتوم پشتيبان قسمت‌هاي خارجي بيني است و وزن بيني را تحمل مي‌كند، اگر ميزان غضروفي كه آسيب‌ديده زياد باشد تيغه بيني قادر نخواهد بود وزن بيني را تحمل كند و در نتيجه پشت بيني در ناحيه مربوطه فرورفتگي پيدا مي‌كند كه به آن دماغ زين‌اسبي گفته مي‌شود.
معمولا تشخيص هماتوم سپتوم با معاينه باليني براحتي امكان‌پذير است. انسداد بيني اصلي‌ترين علامت است، اما غالبا علائم وارد شدن ضربه به بيني مثل كبودي و تورم بيني نيز وجود دارند. ممكن است لمس بيني دردناك باشد. در معاينه داخل بيني در داخل يك يا هر دو حفره بيني يك برجستگي ديده مي‌شود كه مسير بيني را مسدود كرده است. اگر با گوش‌پاك‌كن اين برجستگي را لمس كنيم، مي‌بينيم كه نرم است و فرو مي‌رود. چنانچه هماتوم به آبسه تبديل شده باشد لمس بيني دردناك خواهد بود.
درمان هماتوم سپتوم جزو موارد اورژانس رشته گوش و حلق و بيني است. براي پيشگيري از آسيب دائمي غضروف تيغه بيني، هماتوم بايد در نخستين فرصت تخليه شود. به اين ‌منظور كافي است از داخل بيني برشي روي برجستگي وارد كرده و لخته خوني را كه زير آن قرار دارد خارج كنيم. بعد از خارج كردن لخته لازم است داخل بيني تامپون گذاشته شود. تامپون مثل يك پانسمان فشاري عمل كرده و از تجمع مجدد خون زير مخاط جلوگيري مي‌كند. پس از گذشت 48 ساعت مي‌توان تامپون بيني را خارج كرد.
تخليه هماتوم سپتوم با بي‌حسي موضعي و درمطب قابل انجام است.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:15 PM
كم‌كاري مادرزادي تيروئيد


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/07/17/100951163928.jpg تيروئيد غده كوچكي در قسمت پايين و جلوي گردن است كه وظيفه اصلي آن ترشح هورموني به نام «تيروكسين» در بدن است؛ اين هورمون كه گيرنده‌هاي آن در تمام سلول‌هاي بدن وجود دارد، نقش مهمي در سوخت و ساز سلول‌هاي مختلف و رشد بدن بخصوص رشد و تكامل مغز دارد و در صورتي كه به هر دليلي توليد نشود يا توليد آن كم و به شكل غيرطبيعي باشد، عوارض مختلفي در تمام بدن پديدار ‌مي‌شود.
كم‌كاري مادرزادي تيروئيد يكي از علل مهم قابل پيشگيري عقب افتادگي ذهني در نوزادان است كه ميزان بروز آن در جهان يك در هر 3000 تا 4000 تولد زنده برآورد شده است، اما با توجه به پژوهش‌هاي انجام گرفته، ميانگين بروز اين بيماري در كشور ما يك در هر 1000 تولد زنده تخمين زده مي‌شود. استان كردستان با شيوع حدود يك در هر 455 تولد زنده بالاترين شيوع در كشور را دارد. كم‌كاري مادرزادي تيروئيد در نوزادان دختر 2 برابر بيشتر از نوزادان پسر شايع است.
علت‌ها
يكي از دلايل اصلي كم‌كاري مادرزادي تيروئيد، كمبود يد است، ولي با توجه به اين كه در حال حاضر در بسياري از كشورها ازجمله كشور ما به نمك مصرفي، يد اضافه مي‌شود شايع‌ترين علت اين بيماري در بدو تولد، علل ژنتيكي، تشكيل نشدن غده تيروئيد يا عدم ترشح هورمون‌هاي آن به دلايلي چون كمبود آنزيم‌هاي سازنده هورمون، كم‌كاري تيروئيد مادر در دوران بارداري يا درمان بيشتر از حد هيپرتيروئيدي مادر است.
نشانه‌ها
علائم و نشانه‌هاي بيماري در دوران نوزادي و اوايل شيرخوارگي بسته به علت بيماري، شدت آن و مدت زمان كمبود هورمون تيروئيد قبل از تولد، متغير است كه از جمله اين علائم مي‌توان به تولد بعد از هفته 42 حاملگي، يرقان (زردي) طولاني‌مدت، ادم در نوزادان، مكيدن ضعيف و شير نخوردن كافي، اتساع شكم، كبودي در انگشتان، مشكل تنفسي، وزن نگرفتن، كاهش دفعات دفع مدفوع و كاهش فعاليت‌هاي نوزاد اشاره كرد.
در سنين بالاتر، دهان شيرخوار به دليل بزرگي زبان باز مي‌ماند، چشم‌ها بيش از حد طبيعي فاصله دارند، صورت پف آلوده و دندان‌ها ديرتر از زمان معمول پديدار مي‌شوند و در موارد شديد كه به بيماري كرتنيسم مشهور است اختلالات رشدي، نورولوژيك و عقب ماندگي شديد ذهني مادام‌العمر به وجود خواهد آمد.
تشخيص
حدود 90 درصد نوزادان مبتلا به اين بيماري قبل از مرخص شدن از زايشگاه، علائم و نشانه‌هاي بسيار كم داشته يا حتي فاقد علائم باليني هستند و فقط توسط آزمايشات غربالگري شناسايي مي‌شوند؛ هر چه زمان تشخيص بيماري به طول بينجامد عوارض ايجاد شده بيشتر مي‌شود، به طوري كه هر ماه تشخيص ديرتر با كاهش ضريب هوشي حدود 10 ـ 5 نمره همراه است. به عبارتي كودك 6 ماهه با كم‌كاري مادرزادي تيروئيد ضريب هوشي 80 ـ 70 داشته كه عقب مانده شديد و دائمي خواهد بود.
تمام نوزادان در روزهاي 3 تا 5 بعد از تولد بايد در مراكز بهداشتي - درماني غربالگري شوند تا اگر به اين بيماري مبتلا باشند با درمان بموقع از عقب‌ماندگي ذهني آنان پيشگيري شود.
آزمايش غربالگري مذكور گرفتن چند قطره خون از پاشنه پاي نوزاد است كه ساده و بي‌خطر بوده و نتيجه آن نيز 48 ساعت بعد مشخص مي‌شود و در صورت وجود بيماري، بلافاصله اقدامات درماني براي نوزاد آغاز مي‌شود.
درمان
دير شروع كردن درمان اين بيماري موجب صدمات جبران‌ناپذير در نوزاد مي‌شود. دكتر نبوي آگاهي خانواده‌ها در ارتباط با اين بيماري را عامل مهمي در درمان به موقع و موفق آن مي‌داند و با تاكيد بر اين كه در زماني كه عقب ماندگي ظاهر مي‌شود اقدامات درماني كم‌فايده است، مي‌افزايد: بهترين زمان درمان اين بيماري روزهاي اول تولد بخصوص تا 6 هفتگي است كه خوشبختانه چون براي درمان اين بيماران داروهاي مناسب در كشور موجود است با مشكل خاصي مواجه نيستيم.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:17 PM
شايد تصورش براي خيلي‌ها مشكل باشد؛ فردي كه تا ديروز همه او را انساني پرانرژي، شوخ و شنگ و ولخرج و بسيار دوست‌داشتني فرض مي‌كردند امروز فردي بسيار افسرده، غمگين و بي‌انگيزه باشد. اين دو سر طيف بيماري است كه روانپزشكان آن را با نام اختلال دو قطبي مي‌شناسند. در حقيقت بيماران دوقطبي بيماري هستند كه مجموعه‌اي بسيار پيچيده از علائم باليني روانپزشكي را دارند كه شايد از منظر افراد پيرامونشان فاز شيدايي آنها جالب و دلچسب باشد، اما عواقب و عوارض فاز افسردگي اين بيماري بسيار نگران‌كننده است.

شايع‌ترين علائم بيماري
1 ـ شخص به طرز غيرقابل باوري پرانرژي و شاد مي‌شود. در عروسي‌ها بسيار سرخوش و شاد است و خيلي اوقات كنترل اين حالات نيز از دست وي در مي‌رود و رفتارهايي عجيب از حالات شادي را در خود به نمايش مي‌گذارد.
2 ـ فرد به شخصي بسيار ولخرج تبديل مي‌شود. به اين معنا كه به عنوان مثال صبح از منزل خارج مي‌شود و شب با كوله‌باري خريد با جيبي خالي به خانه برمي‌گردد و خانواده مي‌بيند كه شخص به وضوح چيزهايي را خريده كه اصلا به دردش هم نمي‌خورد.
3 ـ خواب بيمار بسيار كم مي‌شود و به طرز باورنكردني كم مي‌خوابد.
4 ـ خيلي وقت‌ها بيمار تحريك‌پذير و خشن مي‌شود و با كوچك‌ترين استرس، رفتاري خشن و توام با عصبانيت شديد از خود به نمايش مي‌گذارد.
5 ـ در حالت افسردگي قضيه قدري فرق مي‌كند چراكه در اين حالت بيمار بشدت غمگين و افسرده مي‌شود به طوري كه اطرافيان باور نمي‌كنند كه اين همان جوان شوخ و شنگ ديروز است كه همه از شادي زياد او كلافه مي‌شدند.
6 - در حالت سرخوشي و شيدايي خودبزرگ‌بيني شديدي همراه با پاره‌اي توهمات به سراغ بيمار مي‌آيد به طوري كه ديده شده برخي از اين بيماران در اين فاز دست به خودكشي مي‌زنند.
راه‌‌هاي درمان
مهم‌ترين نكته در برخورد با اين بيماران درمان هر چه زودتر اين افراد زير نظر يك روانپزشك است كه بايد در اسرع وقت اين دوره به فراخور شروع و از لحاظ سرخوشي يا افسردگي درمان پذيرد.
اين دسته از بيماران بايد با حمايت همه‌جانبه خانواده‌هايشان صورت پذيرد در غير اين صورت عواقب جبران‌ناپذيري به سراغشان خواهد آمد.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:18 PM
درمان ديابت با آموزش و پيشگيري


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/20/100890752535.jpg سازمان بهداشت جهاني همراه فدراسيون بين‌المللي ديابت از سال 1991، روز 14 نوامبر برابر با 23 آبان ماه هر سال را با نام «روز جهاني ديابت» نامگذاري كرده‌اند تا به اين بهانه روزي هم براي بالابردن سطح اطلاعات و آگاهي همه مردم دنيا از اين بيماري شايع داشته باشيم و همراه با 160 كشور جهان با بيماران ديابتي هم‌صدا شويم. اگرچه ديابت درمان‌پذير نيست، اما قابل كنترل است. روز 14 نوامبر در واقع سالروز تولد دكتر فردريك بانتينگ است. او محققي است كه با همكاري چارلز بست براي اولين بار در سال 1922 انسولين را براي درمان افزايش قند خون بيماران ديابتي معرفي كرد. سازمان بهداشت جهاني از سال 2009 تا سال 2013 برنامه‌هاي روز جهاني ديابت را بر 2 اصل آموزش و پيشگيري از ديابت بنا نهاده و اين خود نشان‌دهنده ميزان اهميت اين دو موضوع است.
با ديابت آشنا شويد
بيماري ديابت به بالابودن مداوم قند خون اطلاق مي‌شود كه در واقع ناكافي‌بودن ميزان انسولين خون اين مشكل را ايجاد مي‌كند. انسولين هورموني است كه براي سوخت و ساز گلوكز (مهم‌ترين قند ساده) در بدن لازم است. وقتي انسولين به حد كافي در بدن نباشد، قند به مصرف سلول‌هاي بدن نمي‌رسد و در خون مي‌ماند و اين زمان است كه گفته مي‌شود قند خون بالا رفته است. بالابودن ميزان قند خون و به عبارت بهتر عدم كنترل اين بيماري به سلول‌هاي شبكيه چشم، بافت كليه و سلول‌هاي عصبي و... آسيب مي‌رساند و سبب عوارض جبران‌ناپذيري در اين اعضاء خواهد شد.
هورمون انسولين به طور طبيعي از غده لوزالمعده يا همان پانكراس ترشح شده و وارد خون مي‌شود. در افرادي كه به هر دليلي مانند دلايل ژنتيكي، خود ايمني و... لوزالمعده انسولين ترشح نمي‌كند يا ميزان اندكي انسولين مي‌سازد، فرد به ديابت نوع يك مبتلا مي‌شود. بدن اين افراد نمي‌تواند از قند استفاده كند، بنابراين فرد لاغر شده و براي ادامه زندگي حتما بايد انسولين تزريق كند. در مقابل در بيماري ديابت نوع 2 كه شايع‌تر هم هست، هورمون انسولين از لوزالمعده ترشح مي‌شود، اما ميزان آن ناكافي است يا سلول‌هاي بدن به آن واكنش ندارند. اين بيماري معمولا با مصرف دارو‌هاي كاهنده قند خون و در مواردي نيز انسولين كنترل مي‌شود.
آنچه در بسياري از موارد بيماران ديابتي را دچار عوارض مي‌كند، ناآگاهي از ميزان قند خون است. اين مساله بخصوص در بيماران ديابت نوع 2 كه علائم پرسر و صدايي ندارد و بيماري كم‌كم خود را نشان مي‌دهد، بيشتر ديده مي‌شود. به عبارت ديگر گاهي فرد از بيماري خود اطلاع ندارد و زماني كه بالا بودن قند خون صدماتي را بر اعضايي مانند كليه، چشم و... وارد مي‌كند به مراكز درماني براي معالجه مي‌رود. با توجه به اين مساله واجب است كه همه علائم ديابت را بشناسند.
ديابت خود را چگونه نشان مي‌دهد؟
واقعيت اين است كه در بسياري موارد، افرادي كه در مراحل اوليه بيماري ديابت هستند، مي‌توانند با آگاهي از بيماري خود آن را بخوبي كنترل كنند و جلوي پيشرفت آن را بگيرند. زيرا تشخيص زودرس ديابت مي‌تواند از عوارض آن پيشگيري كند، اما اين امر جز با آگاهي از علائم اوليه بيماري ميسر نمي‌شود. نوشيدن زياد آب و تشنگي زياد، افزايش دفعات دفع ادرار (تكرر ادرار)، احساس بي‌حالي و خستگي، خارش و خشكي پوست و بي‌حسي يا احساس مورمور در انتهاي دست‌ها و پاها و تارشدن ديد ازجمله علائم ديابت هستند كه هر فردي با احساس آن حتما بايد به پزشك مراجعه كند تا آزمايش‌هاي تشخيصي براي او تجويز شود. با وجود اين بايد دانست اين علائم در بيماران ديابت نوع 2 آنقدر تدريجي است كه گاهي خود فرد هم متوجه آنها نمي‌شود. بنابراين پزشكان توصيه مي‌كنند افرادي كه در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به ديابت هستند براي بررسي و معاينه بايد به صورت دوره‌اي (حداقل سالي يك بار) به پزشك مراجعه كنند.
چه كساني در معرض ابتلا هستند
ـ كساني كه سابقه ابتلا به ديابت در خانواده آنها وجود دارد بايد بيشتر به فكر پيشگيري از ديابت باشند.
ـ افراد چاق؛ خطر ابتلا به ديابت در افراد چاق زياد است، زيرا وزن بالا و نيز افزايش بافت چربي، مقاومت به انسولين را بالا مي‌برد. اين افراد هم مي‌توانند با كاهش وزن و اصلاح سبك زندگي و غذا خوردن و البته عادت به انجام ورزش، احتمال خطرابتلا به ديابت را براي خود به صفر برسانند.
ـ افراد مسن؛ سن بالاي 40 نيز يكي از عوامل خطر براي ابتلا به ديابت است. به نظر مي‌رسد پيري سلول‌هاي توليدكننده انسولين در لوزالمعده دليلي براي كاهش توليد انسولين باشد.
ـ كساني كه فشار خون دارند؛ بالا بودن فشار خون نيز ريسك ابتلا به ديابت را بالا مي‌برد. محققان طي مطالعاتي دريافته‌اند كه فشار خون بالا و نيز تري‌گليسيريد بالا و نيز پايين‌بودن ميزان كلسترول خوب از عوامل خطر براي ابتلا به ديابت است. كلسترول خوب يا همان HDL كمتر از 35 و نيز تري گليسيريد بيشتر از 150 شانس ابتلا به ديابت نوع 2 را تا حد چشمگيري افزايش مي‌دهد.
ـ سابقه ابتلا به ديابت بارداري نيز ريسك ابتلا به ديابت را پس از زايمان زياد مي‌كند. حتي فرزندان حاصل از اين بارداري‌ها نيز در آينده مستعد ابتلا به ديابت هستند.
ـ سبك زندگي نيز يكي از عوامل تعيين‌كننده در سلامت است و در ميان بيماري‌هاي عصر فناوري، بيماري ديابت نيز با نوع و شيوه غيرفعال و تغذيه افراد نسبت مستقيم دارد.
پيشگيري از ديابت براي همه
اگر چه امروز شمار بيماران ديابتي بسرعت رو به افزايش است، اما از آنجا كه اين بيماري براحتي قابل پيشگيري است به نظر مي‌رسد تنها راه درمان آن همان كنترل و در نهايت پيشگيري از ايجاد آن است. بنا به نظر بزرگان علوم پزشكي، نخستين گام در پيشگيري از اين بيماري چيزي جز آموزش افراد جامعه براي داشتن سبك بهتر و سالم‌تر زندگي نيست.
امروز تحرك كم، استفاده زياد از خودرو و ورزش‌نكردن در زندگي اغلب افراد ديده مي‌شود كه نتيجه‌اي جز اضافه وزن و چاقي ندارد. تجمع چربي در بدن و در نتيجه آن چاقي بخصوص چاقي‌هاي شكمي سبب مي‌شود مقاومت بدن در برابر انسولين بالا رود و ديابت نوع 2 عارض شود. پياده‌روي يكي از بهترين ورزش‌ها براي مبارزه با ديابت است. مطالعات نشان داده كه ورزش‌هايي مانند پياده‌روي تعداد گيرنده‌هاي انسولين را روي ديواره سلول‌ها افزايش مي‌دهد. با افزايش اين گيرنده‌ها قند خون وارد سلول شده و به مصرف آن مي‌رسد و در نتيجه اين قند كاهش مي‌يابد.
تحقيقات جديد محققان علوم پزشكي نشان مي‌دهد، بيماران ديابتي كه عادت به انجام ورزش دارند و رژيم غذايي خود را اصلاح كرده‌اند به مراتب بيشتر از ساير بيماران در كنترل بيماري موفق‌ترند و به مصرف داروهاي كمتري نياز دارند و اين موضوع براي بيماران ديابت نوع 2 از اهميت بيشتري برخوردار است. داشتن برنامه روزانه ورزشي مانند پياده‌روي يا دوچرخه‌سواري براي مدت نيم ساعت در طول روز به طور مداوم و مرتب در درازمدت تاثيري باورنكردني در بهبود و كنترل ديابت دارد. افرادي كه داراي ميزان قند خون در حد مرز هستند يا در مراحل ابتدايي آن قرار دارند قبل از اين كه براي آنها دارو تجويز شود، مي‌توانند از اثرات معجزه‌آساي ورزش در كنار اصلاح الگوي غذايي، ديابت را به كنترل خود درآورند. پرهيز از مصرف غذاهاي پركالري و چرب و نيز مصرف بيشتر سبزيجات و ميوه‌ها به كنترل قند خون كمك بسياري مي‌كند.
راه‌هاي پيشگيري از مشكلات چشمي
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/20/100890752589.jpgديابت مي‌تواند به قسمت‌هاي مختلف چشم آسيب برساند. شبكيه چشم پرده‌اي است در انتهاي چشم كه تصوير روي آن نقش مي‌بندد و داراي عروق خوني و اعصاب مهم بينايي است.
بالابودن طولاني مدت قند خون و عدم كنترل آن سبب آسيب به عروق خوني اين پرده مي‌شود و مويرگ‌هاي آن ناحيه دچار خونريزي شده و خون كافي به اين ناحيه نمي‌رسد كه در اين صورت مشكلات بينايي براي فرد ايجاد مي‌شود، اما در بسياري موارد نيز در مراحل اوليه فرد اشكالي را در بينايي احساس نمي‌كند و هنگامي كه اين مشكل پيشرفت كند، خود را به طور واضح نشان مي‌دهد. از اين رو مراجعه به چشم‌پزشك حداقل سالي يك بار براي همه بيماران ديابتي ضروري است.
پزشك با ريختن قطره مخصوص در چشم، مردمك را براي معاينه آماده و سپس ته چشم را معاينه مي‌كند، بنابراين اگر مشكل چشمي بر اثر ديابت به وجود بيايد در همان مراحل اوليه تشخيص داده مي‌شود. امروز پزشكان از درمان ليزر براي جلوگيري از خونريزي عروق ته چشم استفاده مي‌كنند. علاوه بر آن پزشك از نظر آب مرواريد و آب سياه و عصب بينايي شما را معاينه خواهد كرد.
مراقبت از پاها در افراد ديابتي
آسيبي كه بالا بودن قند خون به اعصاب محيطي انتهاي اندام‌ها وارد مي‌كند، سبب مي‌شود يكي از عوارض اين بيماري بي‌حسي انتهاي اندام‌ها باشد. در اين صورت حس درد در اين قسمت‌ها كاهش مي‌يابد و فرد را در صورت آسيب، كمتر متوجه مي‌كند.
از سوي ديگر، آسيب‌هاي عروقي نيز مويرگ‌هاي خون‌رسان به اين نواحي را تخريب مي‌كند و خون‌رساني به انتهاي اندام‌ها دچار اختلال مي‌شود. اين مساله خصوصا در پاها سبب ايجاد زخم‌هايي مي‌شود كه نه‌تنها بهبود نمي‌يابند بلكه پيشرفت هم مي‌كنند و مستعد عفونت نيز مي‌شوند و نتيجه جبران‌ناپذيري را براي فرد به دنبال مي‌آورند. فرد بيمار با آگاهي و شناختي كه از اين عارضه دارد بخوبي بايد از پاهايش مراقبت كند. بررسي روزانه پاها از نظر بريدگي و تاول يا قرمزي و تورم و نيز جراحت‌هاي ناخن بسيار با اهميت است. زيرا اين زخم‌ها ممكن است به علت آسيب‌هاي عصبي دردي نداشته باشند.
كليه‌ها هم در خطرند
آسيب‌هاي عروقي تنها محدود به چشم‌ها، پاها و... نمي‌شوند بلكه اعضاي حساسي مانند كليه هم در اين ميان آسيب مي‌بينند. رسوب گلوكز اضافي در پارانشيم كليه نيز مزيد بر علت است، اما خوشبختانه تشخيص زودرس اين عارضه نيز با انجام آزمايش‌هاي تشخيصي دوره‌اي امكان‌پذير است و با تجويز داروهايي سير اين عارضه كند خواهد شد.
تغذيه بيماران ديابتي چندان هم پيچيده نيست
شايد بتوان مهم‌ترين دغدغه افراد مبتلا به ديابت را تغذيه آنها دانست. محدود كردن مصرف قند و نشاسته شايد در ابتدا مشكل به نظر برسد ولي با جايگزيني غذاهاي مناسب مي‌توان تغذيه‌اي متنوع و سالم را براي ديابتي‌ها نيز برنامه‌ريزي كرد. گاهي شنيده مي‌شود كه فرد مبتلا به ديابت، نبايد نان يا برنج مصرف كند و كلا مواد نشاسته‌اي براي ديابت ممنوع است، اما واقعيت آن است كه مصرف نشاسته براي همه ضروري است، اما در بيماران ديابتي مواد نشاسته‌اي بايد با برنامه مصرف شود، زيرا علاوه بر تامين انرژي،فيبر و ويتامين‌هاي ضروري را براي بدن تامين مي‌كند.
بيماري ديابت به بالا بودن مداوم قند خون اطلاق مي‌شود و به‌علت
ناكافي ‌بودن ميزان انسولين خون، اين مشكل ايجاد مي‌شود


يكي از بهترين راه‌هاي مصرف مواد نشاسته‌اي آن است كه در يك وعده غذايي از يك نوع آن استفاده كرد. استفاده از نان‌هاي سبوس‌دار مانند سنگگ و نيز نان‌هاي حاوي غلات مانند نان جو به دليل داشتن فيبر بيشتر هم به عملكرد بهتر روده‌ها كمك مي‌كند و هم ويتامين‌ها و مواد معدني بيشتري را به بدن مي‌رساند. مواد نشاسته‌اي به دليل آن كه براي تبديل‌شدن به قند‌هاي ساده نياز به هضم دارند به طور سريع و يكباره جذب خون نشده و آن را سريع بالا نمي‌برند. در مقابل مواد غذايي حاوي قند و شكر مانند نوشابه‌هاي قندي، مربا، شكلات و شيريني و كيك معمولا خيلي زود قندشان جذب خون شده و ميزان قند خون را بالا مي‌برند.
از سوي ديگر، ميزان چربي غذاها بايد محدود شود تا هم از اضافه وزن و چاقي پيشگيري كند و هم عملكرد انسولين بهبود يابد. در اين صورت بايد مصرف روغن‌هاي مايع گياهي را به جاي روغن حيواني و كره در برنامه غذايي جايگزين كرد. مصرف لبنيات از نوع كم‌چرب يا بدون چربي را نيز حتما در غذاي روزانه بگنجانيد. گروه مهم غذايي ديگر، سبزيجات و ميوه‌ها هستند كه بايد حتما به طور روزانه و به مقدار كافي در بيماران ديابتي مصرف شود، اما گاهي شيرين بودن ميوه‌ها مورد سوال بيماران ديابتي است و آنها را دچار شك مي‌كند. واقعيت آن است كه مصرف ميوه‌هايي مانند انگور بر افزايش قند خون تاثير خواهد داشت. همچنين ميوه‌هاي خشك مانند انجير و توت و كشمش به علت غليظ شدن و از دست دادن آب حاوي قند فراوان هستند و مصرف آنها بايد محدود شود.
مصرف ميوه‌ها به جاي آبميوه ارجحيت دارد، زيرا علاوه بر مواد معدني و ويتامين‌هاي موجود، فيبر بيشتري دارد و به جذب كندتر مواد قندي كمك مي‌كند. گنجاندن انواع سالاد سبزيجات در برنامه غذايي نيز مفيد است به شرطي كه به جاي سس‌هاي چرب از آبليمو و آبغوره يا ماست استفاده شود.
مصرف گوشت‌هاي كم‌چرب مانند گوشت سينه مرغ و ماهي به شما براي ساخت و ساز و ترميم بافت‌هاي بدن كمك مي‌كند، اما بايد از مصرف گوشت قرمز چربي‌دار يا گوشت مرغ داراي پوست پرهيز كرد.
عوارض ديابت قابل پيشگيري هستند
قند زياد در خون باعث آسيب‌رساندن به سلول‌هاي مختلف بدن مي‌شود و عوارضي را پديد مي‌آورد. آسيب به سلول‌هاي شبكيه چشم كه منجر به نابينايي مي‌شود يا نارسايي‌هاي كليه و زخم‌هاي ديابتي از اين دسته هستند. با انجام اقداماتي مي‌توان از بروز اين عوارض پيشگيري كرد يا آنها را تا جاي ممكن به تعويق انداخت و حتي با ديابت زندگي شيريني را تجربه كرد.
كنترل منظم قند خون و پايين نگه‌داشتن آن در حد نرمال تا حدود بسيار زيادي از ايجاد عوارض ديابت پيشگيري مي‌كند. با اندازه‌گيري قند خون در منزل با دستگاه گلوكوتست، فرد از ميزان قند خون خود اطلاع حاصل مي‌كند و اين باعث مي‌شود او به بيماري خود نگرش و بصيرت بهتري پيدا كند و بدن خود و تاثير غذاها را طبق تجربه دريابد و با مراجعه مستمر به پزشك و انجام آزمايش‌هاي دوره‌اي قند خون را به كنترل درآورد. فرد ديابتي بايد قند خون ناشتاي كمتر از 130 و نيز قند 2 ساعت بعد از غذاي كمتر از 180 داشته باشد. علاوه بر آن آزمايش ديگري ـ كه نشان‌دهنده ميزان قند خون در 3 ماهه اخير است ـ نيز هر 3 ماه يك بار بايد انجام شود. اين آزمايش HbA1c نام دارد و ميزان آن بايد كمتر از 7 درصد باشد. در اين صورت است كه مي‌توان گفت اين فرد يك ديابتي موفق است، البته به شرطي كه چربي و فشار خون نرمالي هم داشته باشد.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/20/100890756764.jpg








براساس آمارهاي سازمان جهاني بهداشت تا سال 2025، تعداد مبتلايان به ديابت در جهان به 333 ميليون نفر مي‌رسد. اين آمار نشان مي‌دهد كه ديابت در كشورهاي توسعه‌يافته تا 42 درصد و در كشورهاي در حال توسعه تا 170 درصد افزايش مي‌يابد. مطالعات نشان مي‌دهد سبك زندگي در ايجاد بيماري ديابت بيش از ساير عوامل نقش دارد. با افزايش شهرنشيني سبك زندگي به سمت عدم تحرك مناسب، تغذيه نامناسب و مصرف غذاهاي آماده پيش رفته است.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:19 PM
هفته قبل راجع به روش‌هاي ارزيابي پستان‌ها صحبت كرديم. اين هفته در خصوص بيماري‌هاي شايع خوش‌خيم پستان‌ها صحبت مي‌شود.
بيماري فيبروكيستيك پستان: اين بيماري كه در واقع حاصل تغييرات طبيعي پستان‌ها در پاسخ به هورمون‌هاست، موجب نگراني بسياري از بانوان بخصوص در سنين 35 تا 55 سالگي مي‌شود، اما همان‌طور كه گفته شد اين تغييرات، طبيعي بوده و در واقع بيماري نيست. اين تغييرات در 10 درصد خانم‌ها ديده مي‌شود و مي‌تواند سابقه اين بيماري در بستگان نزديك وجود داشته باشد.
علائم آن به صورت دردهاي دوره‌اي پستان‌ها به خصوص نزديك به شروع عادت ماهانه همراه با احساس بزرگ شدن پستان‌ها همراه است. اين بيماري مي‌تواند بدون درد بوده و تنها در معاينه با احساس توده‌هاي متعدد پستاني تشخيص داده مي‌شوند، در سونوگرافي به صورت كيست‌هاي متعدد و دو طرفه‌پستان ديده مي‌شوند. در برخي بيماران ترشحات زرد مايل به سبز يا بي‌رنگ از نوك‌پستان‌ها ديده مي‌شود. اندازه اين كيست‌ها كمتر از 3 سانتيمتر بوده و اغلب در اندازه‌هاي 2 تا 10 ميلي‌متر وجود دارند. اين كيست‌ها هر چند وقت از بين رفته و كيست‌هاي جديد تشكيل مي‌شوند. بر خلاف تصور عمومي اين كيست‌ها بسيار به ندرت منجر به سرطان پستان مي‌شوند.درمان خاص و مطمئني براي اين بيماري پيدا نشده است، ولي توصيه مي‌شود رژيم‌هاي غذايي خاص رعايت شود، يعني از خوردن مواد كافئين‌دار مثل قهوه و شكلات و كولاها و همين‌طور چاي پرهيز شود. از مصرف ادويه‌جات و غذاهاي چرب و پنير هم پرهيز شود تا از بزرگ شدن كيست‌ها و دردهاي همراه با آن جلوگيري شود. در كنار توصيه‌هاي فوق داروهاي مختلفي، مثل ويتامين اي، دانازول و روغن گل‌پامچال براي درمان آزمايش شده‌اند.
در مورد پيگيري و مراقبت‌هاي لازم در اين بيماران، معاينه ماهانه پستان‌ها توسط بيمار و معاينه توسط پزشك در كنار سونوگرافي يا ماموگرافي سالانه (جهت بررسي تغييرات سايز ناگهاني كيست‌ها) توصيه مي‌شود.
فيبروآدنوما: از بيماري‌هاي ديگر پستان فيبروآدنوماست كه مخصوص سنين پايين‌تر 15 تا 35 سال است. اغلب به صورت يك توده نرم و متحرك لمس مي‌شود، اما مي‌تواند متعدد هم باشد كه در سنين پايين (25 سالگي) يافت مي‌شوند. اين توده‌ها دردناك نيستند و معمولا از 3 سانتيمتر بزرگ‌تر نمي‌شوند (اما انواعي هم وجود دارد كه بسيار بزرگ مي‌شوند). اينها اغلب خود به خود بهبود مي‌يابند و نياز به درمان ندارند و تنها جهت تشخيص سرطان‌هاي احتمالي رحم (كه تنها در 4 درصد موارد چنين است) معاينه و سونوگرافي سالانه آن لازم است. در موارد خاص نمونه‌برداري از اين توده‌ها لازم مي‌شود.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:20 PM
بعد از تصادفات، ديابت مهم‌ترين عامل از دست‌دادن پاها در اكثر جوامع است. بيماران ديابتي به دلايل مختلفي در معرض ايجاد زخم در پاهايشان هستند. اول اين‌كه در ديابت حس لمس و ‌ درد در پاها كاهش مي‌يابد و اين مشكل باعث مي‌شود بدون اين‌كه بيمار متوجه شود انواع آسيب‌ها به پاهايش وارد شده و اين آسيب‌ها زمينه‌ساز ايجاد زخم مي‌شوند.
دوم اين‌كه تشخيص حس موقعيت در پاهاي بيمار ديابتي بتدريج كاهش مي‌يابد و باعث مي‌شود حين راه رفتن در سطوح ناصاف انواع فشارها بيش از معمول به پاها وارد شود. مشكل سوم اين است كه رگ‌هايي كه وظيفه خونرساني بافت‌هاي محيطي را دارند در اثر ديابت طولاني بتدريج دچار تنگي شده و خونرساني پاها كم مي‌شود. به اين ترتيب بافت‌هاي آسيب‌ديده سير ترميم طولاني‌تري داشته و ايجاد زخم تسريع مي‌شود.
چهارمين مشكل اين است كه بالا بودن قند خون از طرفي ايجاد عفونت در زخم را تسريع مي‌كند و از طرف ديگر از عوامل كندكردن روند ترميم زخم‌هاست.
علي‌رغم همه اين عوامل، موضوع مهم اين است كه آسيب پاها در ديابت كاملا قابل پيشگيري بوده و اگر همراهي و هماهنگي تيم درمان ديابت و بيمار وجود داشته باشد، در اكثريت بيماران اين زخم‌ها اگرچه به سختي ولي بهبود يافته و پاها حفظ مي‌شوند.
بهبود زخم
نكات مهم براي بهبود زخم پا در بيماران ديابتي اين موارد است : فرد ديابتي هر روز بايد قبل از خواب پاهايش را كاملا وارسي كرده و كوچك‌ترين آسيب‌ها را مورد توجه قرار دهد. به دلايلي كه برشمرديم پاها در بيمار ديابتي بدون اين‌كه فرد متوجه شود براحتي در معرض فشارهاي نابجا هستند. بنابراين حتما بايد در انتخاب كفش دقت شود كه به هيچ نقطه از پا‌ها فشار وارد نياورد. در ضمن بيماران بايد از راهپيمايي طولاني در مسيرهاي ناهموار اجتناب كنند. در غير اين صورت بافت‌‌هاي ضخيم در محل‌هاي فشار ايجاد مي‌شود كه زمينه‌ساز ايجاد زخم‌هاي بعدي هستند.
فرد ديابتي نبايد با پاهاي برهنه راه برود. حتي در منازلي كه كف اتاق‌ها مفروش هستند همواره احتمال وجود اجسام زبر و برنده وجود دارد كه مي‌توانند با كوچك‌ترين آسيبي زمينه‌ساز زخم‌هاي خطرناك شوند. هرگونه زخم در پاها ولو اين‌كه كوچك به نظر برسد بايد جدي گرفته شده و با پزشك آشنا به عوارض ديابت مشورت شود. ناخن‌ها بايد مرتب كوتاه شوند و البته بايد دقت شود كه حين اين‌كار آسيبي به بافت‌هاي انگشتان وارد نشود. كنترل دقيق قند خون از ايجاد زخم پاها پيشگيري مي‌كند و در صورت ايجاد زخم نيز اگر قند خون در محدوده عادي حفظ شود، ترميم زخم بهتر صورت مي‌گيرد.
سيگار كشيدن نيز از عوامل تاثيرگذار در ايجاد زخم‌هاي ديابتي است كه ‌بايد از مصرف آن اجتناب شود.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:21 PM
شيرين مثل قند، تلخ مثل ديابت


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/24/100891110446.jpg شهرنشيني، فعاليت بدني كم، استفاده از غذاهاي ناسالم و پر حجم و افزايش طول عمر سبب شده تا افزايش غير قابل كنترل شيوع ديابت در جهان را شاهد باشيم. هم‌اكنون 285 ميليون فرد مبتلا به ديابت در سراسر جهان زندگي مي‌كنند و پيش‌بيني مي‌شود رقم كلي مبتلايان تا سال 2030 به بيش از 435 ميليون نفر برسد. ديابت بيماري خطرناك و جدي است كه در صورت عدم توجه مي‌تواند تاثيرات نامطلوبي روي زندگي فرد داشته باشد. در اين شرايط تعجبي ندارد كه سازمان ملل روزي را براي مبارزه با اين بيماري اختصاص داده است و سعي در افزايش آگاهي و اطلاع‌رساني درباره اين بيماري دارد.
ديابت را بايد بيماري باستاني ناميد كه در قرن بيستم به آن توجه شد. در پاپيروسي از 1552 سال پيش از ميلاد، پزشكي مصري از بيماري رازآلودي نوشته است كه با ادرار فراوان همراه است. اريتيوس پزشك يوناني كه در سال‌هاي 90 تا 30 قبل از ميلاد مسيح مي‌زيسته است، در كنار پرادراري، نشانه‌هاي ديگر اين بيماري مثل تشنگي هميشگي و كاهش وزن، را ذكر كرده است. نام ديابت را نيز همين پزشك يوناني براي اين بيماري انتخاب كرده كه در زبان يوناني به معناي «گذر كردن» يا «جريان پيدا كردن» است. جالينوس، پزشك سرشناس بر اين باور بود كه اين بيماري در اثر اختلال كار كليه‌ها پديد مي‌آيد. اما در اواخر قرن بيستم اين بيماري به درستي شناسايي شد و تاثيرات مخرب آن بر بدن شناخته شد. ديابت به علت نقص در توليد انسولين توسط لوزالمعده يا تاثير نامناسب انسولين توليد شده به وجود مي‌آيد اين نارسايي باعث افزايش غلظت گلوكز خون مي‌شود و آسيب‌هاي بسياري به بدن مي‌رساند.
نگاهي بر وضعيت ايران
برآورد مي‌شود حدود 4 ميليون نفر از جمعيت كشور به ديابت مبتلا هستند، حدود همين تعداد نيز در معرض ابتلا به اين بيماري قرار دارند. متاسفانه حدود50 درصد افراد ديابتي از بيماري خود اطلاع ندارند و زماني به پزشك مراجعه مي‌كنند كه دچار اختلال ديد، نارسايي كليه و ساير بيماري‌ها شده‌اند.
پيش‌بيني كارشناسان 3 برابر شدن تعداد مبتلايان به ديابت در ظرف 10 سال آينده در كشور است، به اين ترتيب تا سال 1400 خورشيدي بيش از 12 ميليون نفر از جمعيت كشور مبتلا به ديابت خواهند بود.
اگر برآورد حدود حدود 4 ميليون نفر مبتلا در كشور را صحيح بدانيم در صورتي كه اين افراد بخوبي درمان نشوند در آينده نزديك حدود 800 هزار نفر از آنان به بيماري كليوي مبتلا مي‌شوند كه از اين تعداد هم 20 درصد ـ حدود 160 هزار نفر ـ نيازمند دياليز خواهند بود و امكان ندارد كه كشور بتواند براي اين تعداد امكانات دياليز فراهم كند.
روزي براي بيماري خاموش
امسال نيز همچون سال‌هاي گذشته روز 14 نوامبر برابر 23 آبان ماه مراسم بزرگداشت سالروز جهاني ديابت و آغازي براي هفته ديابت در سراسر ايران برگزار مي‌شود.
روز جهاني ديابت كه هر سال مراسم آن در سراسر جهان برگزار مي‌شود، برنامه‌اي است كه با مديريت فدراسيون بين‌المللي ديابت اجرا مي‌شود و بيش از 200 عضو مرتبط از بيش از 160 كشور و سرزمين مختلف در آن شركت مي‌كنند. روز جهاني ديابت اولين بار با همكاري مشترك اين فدراسيون و سازمان جهاني بهداشت در سال 1991 بنيان نهاده شد و در سال 2007 به عنوان يك روز رسمي سازمان ملل متحد اعلام شد.
بر اساس قطعنامه سازمان ملل متحد از تمام كشورهاي عضو خواسته مي‌شود كه همزمان در اين روز برنامه‌هاي ويژه آن را برگزار نمايند. علت نامگذاري 14 نوامبر هم اين است كه اين روز مصادف با سالروز تولد فردريك بنتينگ است كه با همكاري چارلز بست در سال 1922 موفق به كشف انسولين شده بود.
مجمع عمومي سازمان ملل در 20 دسامبر 2006 با تصويب قطعنامه برجسته و منحصر به فرد، ديابت را «يك بيماري مزمن و ناتوان‌كننده با هزينه‌هاي هنگفت» معرفي كرد كه خانواده‌ها، دولت‌ها و كل جهان با آن مواجه است.
سال گذشته براي اولين بار يك برنامه پنج‌ساله در سراسر دنيا در نظر گرفته شده تا نياز رو به رشد براي اجراي برنامه‌هاي آموزش و پيشگيري با هدف مقابله با اين بيماري و مشكلات تهديد كننده آن را مورد خطاب و توجه قرار دهد. هدف از اين برنامه ايجاد امكان دسترسي همگان به اين آموزش‌ها است.
همه با هم براي ديابت
پس از اعلام تصويب روز جهاني ديابت از سوي سازمان ملل و نيز براي تاكيد بر مبارزه براي پيشگيري از ديابت، استفاده از يك دايره به عنوان نشان «همه با هم براي ديابت»، تصويب شد. دايره يك نماد ساده است كه براحتي مي‌توان آن را پذيرفت و استفاده كرد. در تمام فرهنگ‌ها دايره، نشانه زندگي و سلامتي است و معني اين نماد نيز اين است كه فشارهاي سخت و شديد، نتيجه مثبت دارد. رنگ آبي، تجسم آسمان است كه همه ملت‌ها را متحد مي‌كند (رنگ پرچم سازمان ملل نيز آبي است). دايره آبي ديابت، نشان اتحاد جهاني براي مبارزه عليه ديابت است.
مشكلي براي تمام بدن
ديابت نوعي بيماري است كه روي تك تك سلول‌هاي بدن و تمامي اندام‌ها تاثير منفي مي‌گذارد و هيچ عضوي از آن در امان نيست؛ عوارض اين بيماري مي‌تواند جدي و غير قابل برگشت باشد. هنگامي كه قند خون كنترل نمي‌شود، تمام اعضاي بدن دچار آسيب جدي مي‌شوند، اما برخي اعضا بيشتر از بقيه در معرض خطر قرار دارند. كليه‌ها در خط اول اين آسيب قرار دارند. شايع‌ترين علت نارسايي كليه در دنيا، درگيري كليه در زمينه بيماري ديابت است كه معمولا 5 سال پس از شروع بيماري قند ظاهر مي‌شود. اما از آنجايي كه افراد مبتلا به ديابت نوع 2 با تأخير متوجه بيماري خود مي‌شوند، در زمان اولين مراجعه هم مي‌توانند دچار عارضه كليوي باشند.
چشم عضو ديگري است كه در اثر ديابت بشدت آسيب مي‌بيند و معمولا فرد وقتي متوجه مي‌شود كه ديگر نمي‌توان كار زيادي براي چشم انجام داد. آسيب عروق خوني كوچك در چشم در نهايت مي‌تواند منجر به نابينايي شود و آمارها نشان مي‌دهد كه در كشوري مثل آمريكا، ديابت عامل 12هزار تا 24هزار كوري جديد در سال است.
وقتي فرد به مدت طولاني دچار مرض قند باشد، به خاطر تجمع قند در عدسي چشم، مستعد ابتلا به آب مرواريد مي‌شود. اين وضعيت باعث مي‌شود كه عدسي چشم كدر شده و از عبور راحت نور از آن و ورود به چشم جلوگيري كند. از طرفي ديابت مي‌تواند باعث گرفتاري پرده شبكيه در چشم شود. رگ‌هاي خوني كوچك كه به شبكيه خونرساني مي‌كنند بر اثر ديابت دچار مشكل مي‌شوند. اين امر احتمالا به علت تجمع قند در ديواره رگ‌هاي خوني است كه آنها را ضعيف مي‌سازد. اين رگ‌ها گاهي اوقات پاره شده و ايجاد خونريزي‌هاي كوچكي مي‌كنند.
سيستم قلبي ـ عروقي يكي ديگر از اعضايي است كه بسرعت از بيماري ديابت آسيب مي‌بيند. بر اثر گذشت زمان و كنترل نكردن قندخون، ديواره عروق خوني ضخيم مي‌شوند و اين امر باعث محدوديت در خونرساني به قلب، مغز و ساير نواحي بدن مي‌شود. افراد مبتلا به ديابت حدود 2 تا 4 برابر افراد عادي در اثر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي جان خود را از دست مي‌دهند. همچنين بيشتر از 70درصد افرادي كه دچار ديابت هستند، فشارخوني بالاتر از حد طبيعي دارند. مبتلايان به مرض قند در معرض خطر ابتلا به سفت و سخت شدن ديواره رگ‌ها و شريان‌هاي بزرگ هستند كه مي‌تواند موجب سكته قلبي يا مغزي شود. همچنين اين مشكل موجب كم شدن گردش خون پاها نيز مي‌شود.
ديابت سيستم عصبي را نيز درگير مي‌كند. گاهي اعصاب خودكار كه مسوول كنترل عملكردهاي خودكار بدن مثل فعاليت روده‌ها و مثانه‌ها هستند آسيب مي‌بينند، اين حالت مي‌تواند باعث يبوست يا اسهال شود و گاهي اوقات شخص ممكن است از استفراغ‌هاي مكرر رنج ببرد. اما اعصاب حسي هم مي‌توانند آسيب ببينند، آسيب آنها مي‌تواند ابتدا باعث حساس شدن و درد پاها شود، اما بتدريج پاها بي‌حس شده و هيچ حسي را متوجه نمي‌شود. آسيب اعصاب حركتي مي‌تواند منجر به از دست رفتن فعاليت عضلات كوچك دست‌ها يا پاها شود. در چنين مواردي انگشتان پاها به سمت بالا چنگ مي‌شوند و انگشتان دست‌ها هم ضعيف مي‌گردند.
براي پيشگيري
ديابت با سرعت بسياري در حال گسترش است. اين در حالي است كه اين بيماري، از بيماري‌هايي است كه در اغلب موارد براحتي قابل پيشگيري است. يكي از راه‌هاي موثر جهت پيشگيري از ديابت تغيير در رفتار‌هاي روزمره است كه در هر زماني قابل اجراست و بسيار تاثير گذار خواهد بود.
1.‌ ورزش كنيد: تحقيقات نشان داده خطر ابتلا به ديابت در افرادي كه به طور منظم ورزش مي‌كنند (تا 4 ساعت در هفته يا تقريبا 35 دقيقه در روز) تا 80 درصد كاهش مي‌يابد، حتي اگر اين افراد در نتيجه اين ورزش هيچ وزني كم نكنند. علت اين است كه ورزش باعث مي‌شود تا بدن از هورمون انسولين به نحو بهتر و كارآمدتري استفاده كند. به اين ترتيب كه تعداد گيرنده‌هاي انسولين روي سلول‌ها را افزايش مي‌دهد. نقش انسولين اين است كه قند خون را وارد سلول‌ها مي‌كند تا به مصرف توليد انرژي يا تغذيه‌اي برسد. اگر قند خون وارد سلول نشود، در خون باقي خواهد ماند و مشكلات جدي براي فرد به وجود خواهد آورد؛ البته فراموش نكنيد فعاليت فيزيكي منظم كمك به كاهش وزن نيز مي‌كند.

2.‌‌ فست‌فود نخوريد: فست‌فودها به طور معمول حاوي چربي‌هاي مضر و كربوهيدرات‌هاي تصفيه شده است. اين موضوع باعث مي‌شود حتي اگر اين غذاها باعث اضافه وزن نشوند، باز هم خطر ابتلا به ديابت را افزايش دهند.
3. ‌سبزي بخوريد: مواد آنتي‌اكسيدان موجود در سبزي‌ها در پيشگيري از ديابت نقش دارند. همچنين از آنجا كه منبع غني از فيبر هستند در تنظيم دستگاه گوارش نقش اساسي دارند و جذب چربي و مواد قندي را كاهش مي‌دهند. فيبر قادر است خطر ابتلا به قند خون را با كمك به كنترل قند خون كاهش دهد.
4.‌ غلات سبوس‌دار مصرف كنيد: اگر چه روشن نيست كه غلات سبوس‌دار به چه جهت قادرند خطر ابتلا به ديابت را كاهش دهند و قند موجود در خون را در يك حد ثابت نگه دارند، اما سعي كنيد حد اقل نيمي از غلاتي كه استفاده مي‌كنيد غلات سبوس‌دار باشند. نان‌ها، ماكاروني و... را مي‌توان سبوس‌دار تهيه كرد.
5. ‌لاغر شويد: اگر اضافه وزن داريد، حتما وزن خود را كاهش دهيد كاهش وزن بسيار به پيشگيري از ديابت كمك مي‌كند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:23 PM
سرطان پروستات تهديدي براي مردان


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/26/100891294407.jpg همه داستان زير سر غده‌اي است كه نامش را پروستات گذاشته‌اند و فقط در مردان مي‌توان پيدايش كرد. اين‌كه پروستات چقدر براي بدن آقايان اهميت دارد، جاي خود دارد، اما آنچه كمتر مردي به آن فكر مي‌كند اين است كه پروستات، پتانسيل بالايي براي سرطاني شدن دارد و اگر اين گونه نبود، عنوان دومين سرطان شايع را بعد از سرطان ريه در آقايان به خود اختصاص نمي‌داد. اين درحالي است كه خيلي از مردان حتي نمي‌دانند پروستات چيست!
پروستات را غده‌اي صنوبري شكل مي‌دانند كه با ترشح مايعي در مني محيطي را فراهم مي‌كند كه اسپرم‌ها در آن بتوانند زنده بمانند و همچنان تا زمان لقاح فعاليت كنند. اين غده كه در زير مثانه قرار دارد با بالا رفتن سن تغييراتي پيدا مي‌كند كه در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
همان‌طور كه گفته شد، پروستات پتانسيل بالايي براي سرطاني شدن دارد و اين حالت ارتباطي مستقيم با بالا رفتن سن دارد. از اين‌رو بر هر مردي واجب است تا اولا با ماهيت اين غده در بدن خود آشنا شود و سپس مراقب آن باشد تا در دام اين سرطان نيفتد. هم‌اكنون در ايالات متحده، سرطان پروستات رايج‌ترين بيماري در مردان محسوب مي‌شود و در دنيا دومين علت مرگ و مير بعد از سرطان ريه به شمار مي‌آيد. حال با اين تفاسير باز هم مي‌خواهيد نسبت به اين غده پر رمز و راز در بدنتان بي تفاوت باشيد؟
همه مي‌خواهند بدانند سرطان پروستات از كجا آغاز مي‌شود و دقيقا اين همان نكته‌اي است كه تمام پزشكان اين روزها روي آن مانور مي‌دهند. به اين معنا كه نه تنها سرطان پروستات، بلكه بسياري از سرطان‌هاي ديگر اگر در مراحل اوليه تشخيص داده شوند، براحتي قابل درمان هستند و نبايد اصلا نگران باشيد، اما سرطان پروستات از جمله سرطان‌هايي است كه تشخيص ديررس بيماري، بسياري از اميدهاي درماني را از بين مي‌برد و از همين‌روست كه شناخت علائم زودرس اين بيماري از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است.
علائمي‌ كه بايد جدي‌ گرفته شوند
اگر مي‌خواهيد علائم هشداردهنده سرطان پروستات را بشناسيد، بهتر است با موارد زير آشنا شويد.
1ـ اگر از جمله مرداني هستيد كه بتازگي دچار ادرار كردن پياپي مي‌شويد يا بسختي ادرار مي‌كنيد و مخصوصا سن شما هم از 60 بالا رفته حتما پروستات خود را زير نظر يك اورولوژيست بررسي كنيد.
2ـ بيمار عنوان مي‌كند كه جريان ادرارش ضعيف شده و ديگر با فشار نمي‌تواند ادرار را دفع كند يا عنوان مي‌كند كه كاليبر ادرارش كاهش يافته است و ادراري باريك دفع مي‌كند.
3ـ بي‌اختياري ادرار نيز از جمله علائم هشداردهنده براي سرطان پروستات است كه ‌بايد حتما علت آن مشخص شود.
4ـ بند آمدن ادرار كه خود به عنوان بارزترين علامت تغييرات پروستات است، يعني بيمار كه عموما فردي است مسن عنوان مي‌كند از چندي پيش ادرارش بسختي دفع مي‌شده و حال يك شب به دنبال يك استرس روحي دچار انسداد ادراري شده و با نگراني بسيار به پزشك مراجعه و از درد شديد ناشي از بند آمدن ادرار شكايت مي‌كند.
5 ـ وجود خون در ادرار نيز يكي از علائم هشدار دهنده مهم به شمار مي‌رود. گاهي اين خون در مايع مني ديده مي‌شود و بايد در اسرع وقت بررسي شود.
6 ـ دردها ي مبهم در پايين شكم آقايان اهميت دارد و ‌بايد حتما از جهت پروستات بررسي شود.
7ـ ناتواني‌هاي حاد جنسي و درد شديد هنگام مقاربت نيز از علائم هشدار دهنده سرطان پروستات است.
8 ـ علائم عمومي سرطان نيز اهميت زيادي دارند كه در برخي اوقات تنها علامت بيماري محسوب مي‌شوند. در اين بين ضعف و بي‌حالي شديد، كاهش اشتها و كاهش وزن شديد به طوري كه اطرافيان از آن تعجب كنند، از جمله علائم مهم بروز سرطان محسوب مي‌شود.
عواملي كه باعث بروز سرطان پروستات مي‌شوند
شايد نتوان گفت كه بارزترين علت بروز اين نوع سرطان چيست، اما تحقيقات آماري نشان داده هميشه مجموعه‌اي از علل سبب بروز سرطان پروستات در مردان شده كه مهم‌ترين آنها به قرار زير است:
سن بيمار: پروستات را سرطان افراد مسن مي‌دانند و توصيه اكيد مي‌شود كه افراد بالاي 60 سال همه ساله بررسي‌هاي لازم را انجام دهند. در افرادي كه سابقه اين سرطان را در اقوام درجه يك خود دارند، اين رده سني پايين‌تر مي‌آيد و توصيه مي‌شود از 50 سال به بعد اين بررسي‌ها به طور منظم هر ساله انجام شود.
عوامل ژنتيكي: ابتلاي پدر، برادر و حتي عمو در يك خانواده مي‌تواند احتمال بروز اين نوع سرطان را در فرد تا حد زيادي بالا ببرد. از اين‌رو ارث و ژنتيك نيز به عنوان يكي ديگر از علل بروز سرطان پروستات محسوب مي‌شود.
هورمون‌هاي اگزوژن: اين عامل قابل توجه كساني است كه براي بدنسازي هورمون‌هاي تزريقي تستوسترون و ناندرولون و... استفاده مي‌كنند. هورمون‌هاي استروئيدي و آندروژن‌ها كه منظورمان انواع اگزوژن آنهاست (انواعي كه از خارج وارد بدن مي‌شوند) از جمله مواردي هستند كه در سنين بالا ريسك بروز سرطان پروستات و همچنين سرطان بيضه را بالا مي‌برند.
عوامل تغذيه‌اي: نقش تغذيه بدون شك در پيشگيري و حتي درمان همه بيماري‌ها اثبات شده است، اما تحقيقات اخير پزشكان نشان داده كساني كه در رژيم غذايي‌شان ميزان ويتامين‌هاي C و E كم است، بدنشان در مقابل ابتلا به سرطان پروستات مستعدتر است. بتازگي پزشكان اعلام كرده‌اند كساني كه گوجه فرنگي زياد مصرف مي‌كنند، احتمال ابتلا به سرطان پروستات در آنها كمتر است.
بيماري‌هاي مقاربتي: بيماري‌هاي مقاربتي هم از جمله علل زمينه ساز بروز سرطان پروستات به شمار مي‌رود. بيماري‌هايي از قبيل سوزاك، سيفليس و عفونت‌هاي هرپسي، امروز اثبات شده كه تنها ديگر يك بيماري ساده عفوني نيستند، بلكه با اثرات مخربي كه روي پروستات مي‌گذارند، راه را براي پيدايش اين سرطان كشنده در بدن باز مي‌كنند.
چگونه افراد در معرض خطر را شناسايي كنيم؟
تا اينجاي بحث دريافتيد علائم هشدار دهنده اين نوع سرطان كدامند، اما بهتر است بدانيد امروز علم پزشكي به درجه‌اي از پيشرفت رسيده كه ديگر لازم نيست علائم باليني پديدار شوند تا پزشك و بيمار به اين نوع سرطان مشكوك شوند. يعني راه‌هايي وجود دارند كه اگر بيماران از 50 يا 55 سالگي، سالانه به طور منظم انجام دهند، مي‌توانند اين نوع سرطان را در مراحل بسيار ابتدايي شناسايي و درمان كنند كه طبيعتا شانس موفقيت بسيار بالا مي‌رود.
‌ معاينه غده پروستات اولين اقدام در بررسي اين غده است. اين معاينه كه به آن Digital rectal examination مي‌گويند با وارد كردن انگشت پزشك داخل مقعد بيمار و لمس اين غده انجام مي‌‌گيرد. نكته مهم اينجاست كه به‌رغم اين نكته برخي مردان از انجام اين معاينه ابا دارند، اما مهم‌ترين بخش معاينه و بررسي پروستات همين قضيه است كه با هيچ روشي از جمله سونوگرافي و آزمايش خون قابل‌ شناسايي نيست.
تومورهاي سرطاني تركيبي را در خون آزاد مي‌كنند كه به آن PSA مي‌گويند. پزشك مي‌تواند با اندازه‌گيري اين تركيب در خون براحتي سرطان را در مراحل اوليه تشخيص دهد. از اين‌رو به افراد بالاي 55 سال توصيه مي‌شود هر ساله اين آزمايش را انجام دهند. اگر مقدار اين تركيب در خون بيشتر از 4 نانوگرم بر دسي ليتر باشد، نگران‌كننده است و بايد بررسي‌هاي بيشتري روي بيمار صورت گيرد.
انجام CTscan و MRI از نواحي شكم و پروستات نيز از جمله روش‌هاي ديگر است كه پزشك از اين طريق تغيير پروستات را مشاهده مي‌كند.
انجام بيوپسي از غده پروستات، كليدي‌ترين روش‌ غربالگري است كه در مواردي انديكاسيون دارد كه نتيجه آزمايش خون و معاينه انگشتي توسط پزشك است. در اين روش با يك سوزن از پروستات نمونه‌برداري مي‌كنند و آن را زير ميكروسكوپ مي‌گذارند كه مطمئن‌ترين روش تشخيصي در حال حاضر محسوب مي‌شود.
وقتي سرطان پيشرفت مي‌كند
از بحث درمان كه خارج شويم مهم‌ترين نكته‌اي كه مدام روي آن تاكيد كرديم، تشخيص زودرس سرطان بود. به اين معنا كه وقتي صحبت متاستاز يا پيشرفت سرطان به بافت‌هاي مجاور مطرح مي‌شود، اينجا همان چيزي است كه پزشكان از آن هراس دارند و بسختي مي‌توان به بيمار كمك كرد. بافت‌هايي از قبيل استخوان‌ها، ريه‌ها، مثانه، بافت‌هاي شكمي و روده‌اي از جمله نقاطي هستند كه بسرعت سرطان به آن نقاط متاستاز مي‌دهد و درمان را بسيار مشكل مي‌‌كند. اين بيماران معمولا خيلي عمر نمي‌كنند و بيماري در كوتاه‌ترين زمان ممكن آنها را از پا در مي‌آورد.
چشم اميد بيماران سرطاني به روش‌هاي نوين درماني
متاسفانه سرطان پروستات از جمله سرطان‌هايي است كه بسرعت در بدن پخش مي‌شود اگر بيمار به علائم هشداردهنده بي‌تفاوت باشد و سرطان در بدن شكل بگيرد، درمان او هر روز مشكل‌تر خواهد شد. چند روش درماني در حال حاضر رايج‌ترين روش‌هاي درماني هستند.
جراحي: عمل جراحي پروستاتكتومي هم‌اكنون به‌عنوان درمان طلايي بيماران مبتلا به سرطان پروستات محسوب مي‌شود. مهم‌ترين اصل در اين سرطان اين است كه سرطان كاملا محدود به غده پروستات باشد و از غده بيرون نزده باشد. اين روش درماني در كساني كاربرد دارد كه بيماري آنها در مراحل اوليه تشخيص داده شود. از همين‌روست كه علائم هشداردهنده اهميت خود را در اينجا نشان مي‌دهد.
كرايوتراپي: در اين روش پزشك از سرماي شديد براي درمان سرطان محدود به غده پروستات و از آن مهم‌تر سرطان‌هاي كوچك و موضعي استفاده مي‌كند. در اين روش ابتدا يك سوند مخصوص (probe) سونوگرافي وارد مقعد مي‌شود تا پزشك بتواند تصوير سرطان مورد نظر را روي صفحه دستگاه مشاهده كند. سپس پزشك با فرستادن يك سوند درون غده پروستات از طريق شكاف كوچكي بين مقعد و كيسه حاوي بيضه‌‌ها نيتروژن مايع را به غده پروستات هدايت مي‌كند. نيتروژن مايع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلول‌هاي سرطاني بافت غده پروستات مي‌شود. همان‌طور كه گفته شد از اين روش در درمان سرطان‌هاي كوچك و موضعي استفاده مي‌كنند و از جمله مهم‌ترين عوارض اين روش درماني، آسيب ناشي از نيتروژن مايع به بافت‌هاي مجاوري همچون مثانه و روده‌هاست.
شيمي درماني: طبيعتا شيمي درماني از جمله روش‌هاي درماني ثابت در بيشتر سرطان‌هاست و در اين ميان در درمان سرطان‌هاي پروستات نيز كاربرد دارد. در اين روش با استفاده از داروهاي شيمي درماني كه عملا دارو‌هايي سلول‌كش هستند، بافت‌هاي سرطاني را منهدم مي‌كنند و نكته مهم اين است كه بتازگي اخيرا با پيشرفت‌هايي كه در عرصه داروهاي شيمي درماني رخ داده، ديگر خيلي از آن عوارض وخيم خبري نيست و بيماران با كمترين عارضه كه عموما هم برگشت‌پذير هستند، فرآيند درماني خود را طي مي‌كنند.

سرطان پروستات از جمله سرطان‌هايي است كه بسرعت در بدن پخش مي‌شود، اگر بيمار به علائم هشداردهنده بي‌تفاوت باشد و سرطان در بدن شكل بگيرد، درمان او هر روز مشكل‌تر خواهد شد.

راديوتراپي: از آنجا كه تومور ممكن است در برخي اوقات به دليل تشخيص ديررس، بافت‌هاي اطراف غده پروستات را در بر گرفته باشد، انجام جراحي و برداشتن غده پروستات ميسر و امكان‌پذير نيست. در چنين وضعيتي از روش‌هاي درماني گسترده‌تري مانند راديوتراپي استفاده مي‌‌شود. در اين روش پزشك به دنبال 2 هدف است: يكي اين‌كه در ابتدا جلوي پيشرفت سرطان را بگيرد و سپس سلول‌هاي سرطان را از بين ببرد كه معمولا اثرات درماني خوبي در اين روش‌ها ديده مي‌شود.
راديوتراپي خارجي: در اين روش بيمار در معرض تشعشع قرار مي‌گيرد. اشعه از چند زاويه مختلف از خارج بدن به تومور هدايت مي‌‌شود. اين روش كاملا بدون درد است و به مدت ? تا ? هفته ادامه دارد. ولي بيمار از عوارض جانبي مانند تحريك‌پذيري مقعد، اسهال و خستگي مفرط ناشي از تابش پرتو شكايت مي‌كند. اثرات اشعه ممكن است واكنش‌هاي پوستي به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح و... داشته باشد. تهوع، ‌استفراغ، بي‌اشتهايي و آسيب‌هاي عروقي و تنفسي مي‌توانند از ديگر عوارض جانبي راديوتراپي باشند. همچنين راديوتراپي ممكن است باعث سركوب سيستم خونساز بدن و كاهش گلبول‌هاي سفيد و ضعف سيستم ايمني بدن و در نهايت بروز عفونت شود.
راديوتراپي داخلي يا براكي‌تراپي: (Brachy therapy) براكي‌تراپي براي رساندن مستقيم مقدار زيادي اشعه به ضايعه بدخيم است. در اين روش در اتاق عمل با استفاده از سرنگ‌هاي نازك مواد يونيزه در بدن بيمار كاشته مي‌شوند.
هورمون درماني: اگر خاطرتان باشد گفتيم عوامل هورموني همچون تستوسترون از جمله علل زمينه‌ساز بروز اين نوع سرطان به شمار مي‌رود. از اين‌رو در مبحث درماني نيز از داروهايي كه ميزان تستوسترون را در خون پايين مي‌آورند براي درمان سلول‌هاي سرطاني و مهار پيشرفت بيماري استفاده مي‌كنند. البته اين نوع روش درماني به دليل عوارض جانبي ناخوشايند براي آقايان از جمله درد و رشد سينه‌ها مدت‌هاست كه با استقبال كمتري هم از سوي پزشك و هم از سوي بيمار مواجه مي‌شود.

نقش تغذيه در پيشگيري از سرطان پروستات
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/26/100891294441.jpg سرطان پروستات شايع‌ترين سرطان در بين مردان است و اگرچه سرطان پروستات معمولا به آهستگي رشد مي‌كند، اما مي‌تواند مهلك باشد.
اگر چه محققان اثرات احتمالي بسياري از تركيبات مانند ويتامين‌ها، املاح و گياهان دارويي را روي سرطان پروستات بررسي مي‌كنند، اما نتايج قطعي هنوز حاصل نشده است و به‌طور كلي فرمول، قرص يا محصولي وجود ندارد كه بتواند تضمين كند شما سرطان پروستات نخواهيد گرفت.
در اين ميان به گفته متخصصان، اصلاح الگوي تغذيه و عوامل محيطي مي‌تواند در كاهش ابتلا به سرطان پروستات موثر باشد.
به همين دليل اصلاح الگوي تغذيه مردان با مواد آنتي‌اكسيدان، سبزيجات تازه و مواد غذايي سرشار از كلسيم، سلينيم، كاراتن و ويتامين‌هاي E و C از راه‌هاي ثبت شده پيشگيري از سرطان پروستات عنوان شده است.
در واقع اين غذاها نه تنها ويتامين‌ها، املاح و فيبر بدن را فراهم مي‌كنند، بلكه وعده‌هاي غذايي كم‌كالري و كم‌چربي را تامين مي‌كنند.
از آنجايي كه اين احتمال وجود دارد كه مصرف كالري و چربي بيش از حد خطر سرطان پروستات را افزايش دهد و اين به نوبه خود رشد سلول‌هاي سرطاني پروستات را تحريك مي‌كند، رژيم غذايي كم‌چرب بر مبناي غذاهاي گياهي، بي‌ترديد به پيشگيري از سرطان پروستات كمك مي‌كند.
در عين حال به عقيده پزشكان، بهترين توصيه براي پيشگيري از اين سرطان، نگه داشتن بدن در وضعيتي است كه از طريق ورزش كردن منظم، مصرف متعادل كالري و حفظ يك وزن متناسب با استخوان‌بندي امكان‌پذير مي‌باشد.
سرطان پروستات نوعي بيماري است كه در آن سلول‌هاي بدخيم از بافت‌هاي پروستات نشأت مي‌گيرد و به طور نامنظم و فزاينده‌اي تكثير و منجر به افزايش حجم در هر يك از اجزاي سلولي غده پروستات مي‌شود.
سرطان پروستات دومين سرطان شايع بعد از سرطان ريه در ميان مردان است. اطلاعات آماري و علائم باليني ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان پروستات مبين سه طيف گسترده روند رشد اين بيماري است. سرطان پروستات مي‌تواند داراي رشد آهسته بوده و زماني طولاني تا بروز علائم باليني آن داشته باشد. در مواردي ديگر تومور به سرعت رشد كرده و تهاجم تومور به بافت‌هاي ديگر امكان‌پذير مي‌شود. در چنين مواردي مدت فاصله زماني بين شروع بيماري و گسترش دامنه آن بسيار كوتاه است. مابين اين دو طيف رشد، تومورهايي وجود دارند كه سرعت روند رشد آنها در حد متوسطي است. به‌طور كلي با بالا رفتن سن، احتمال ابتلا به سرطان پروستات افزايش يافته و در صورت زمينه وراثتي اين بيماري ممكن است زير 50 سال و به صورت تهاجمي ديده شود.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:23 PM
آفت، زخم کم‌عمق و دردناکي است که به رنگ سفيد يا زرد کهربايي با حاشيه قرمز در محيط دهان رخ مي‌دهد. اين زخم‌ها در اشکال گرد يا بيضي و با اندازه‌هاي متفاوت و به صورت منفرد يا گروهي بروز مي‌کنند. اين زخم‌ها شايع‌ترين زخم‌هاي دهاني بوده و ميزان شيوع آن در خانم‌ها زيادتر است.
انواع آفت
کوچک: اين زخم‌ها رايج‌ترين نوع بوده و قطر کمتر از 10 ميلي‌متر دارند. اين زخم‌ها به صورت تکي يا گروهي بوده و ممکن است تا 5 زخم هم بروز نمايد. درد در اين نوع آفت به مراتب کمتر از انواع ديگر است.
زخم‌هاي عمده‌تر: قطر اين زخم‌ها در حد بالاتر از 10 ميلي‌متر است. ممکن است دوره بهبود در حد 2 هفته تا چند ماه باشد. با بهبود اين زخم‌ها جاي اين زخم‌ها در محل باقي مي ماند.اين زخم‌ها بشدت دردناک هستند و هنگام غذا خوردن مشکلات بيشتري ايجاد مي‌کنند.
مشابه تب‌خال: در اين زخم که نوع نادرتر است سطح ظاهري آفت به صورت نقطه نقطه است و نماي آن مشابه مراحل اوليه تب‌خال است.
چه عواملي باعث ايجاد آفت مي‌شوند
علت ايجاد آفت کاملا شناخته نشده است. برخي از مهم‌ترين عواملي که در ايجاد آفت نقش داشته‌اند عبارتند از: ژنتيک، استرس، نگراني، آلرژي به غذاي خاص، کم بودن ميزان آهن خون، ويتامين ب12 يا فوليک اسيد، تغييرات هورموني در خانم‌ها، تحريکات محيطي مثل مسواک زدن سخت يا تحريک ناشي از درمان‌هاي دندانپزشکي و استفاده از برخي داروها. در برخي انواع آفت، بعضي باکتري‌ها و ويروس‌ها در ايجاد آن نقش دارند.
توصيه‌ها
- از مصرف غذاهاي تند، اسيدي و شور خودداري کرده، در صورت صلاحديد پزشک از مکمل‌هاي حاوي ويتامين يا آهن استفاده کنيد.
- در برخي افراد تغيير خمير دندان به خمير دندان فاقد سديم لوريل سولفات در کاهش بروز آفت کمک‌کننده بوده است.
- براي مصرف نوشيدني‌ها از يک ني استفاده کنيد تا ميزان تماس مواد محرک با آفت کم شود.
- از يک مسواک نرم استفاده كنيد و در صورتي که بخشي از درمان‌هاي دندانپزشکي باعث آزردگي شما مي‌شود براي رفع آن به دندانپزشک مراجعه كنيد.
- اگر دارويي مصرف مي‌کنيد که به نظرتان در ايجاد آفت نقش دارد براي تغيير آن با پزشک مشورت کنيد.
- بعضي از داروها نيز در کاهش مشکلات کمک مي‌کنند. اين داروها عبارتند از: بي‌حس‌کننده‌ها، استروئيدها، قرص‌هاي حاوي روي، دهانشويه‌هاي ضدباکتري، آب اکسيژنه، شير حاوي منيزيم و آفتا سل، اورابيس و... اين داروها با توجه به نوع ضايعه توسط دندانپزشک تجويز مي‌شوند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:26 PM
شايد براي بسياري از ديابتي‌ها ترسناك‌ترين عارضه آن بيماري‌هاي چشمي باشد كه مي‌تواند به كوري منجر شود. امروزه ديابت شايع‌ترين عامل كوري در افراد 20 سال به بالاست كه عموما در بيماراني كه ديابت كنترل نشده دارند، رخ مي‌دهد.
چندين بيماري چشمي در بيماران ديابتي شايع مي‌باشد از جمله كاتاراكت يا آب مرواريد كه به معناي كدر شدن عدسي چشم است، اما رتينوپاتي ديابتي مهم‌ترين عارضه چشمي ديابت است. رتينوپاتي كه به معناي آسيب به شبكيه چشم‌هاست، به دليل تغييرات رگ‌هاي خوني موجود در شبكيه و تكثير اين رگ‌ها ايجاد مي‌شود.

تغييرات شبكيه چشم داراي 2 مرحله است؛ مرحله اول كه به دليل خونريزي‌هاي كوچك و ريزش مواد داخل رگ‌ها به خارج است در اكثريت ديابتي‌ها در 10 سال اول بعد از شروع ديابت ايجاد مي‌شود و بتدريج به سمت مرحله دوم پيش مي‌رود.
مرحله پيشرفته رتينوپاتي به معناي ايجاد رگ‌هاي جديد و نافرم در شبكيه چشم است كه مي‌تواند به خونريزي‌هاي وسيع و كنده شدن شبكيه و آسيب شديد چشم منجر شود، خوشبختانه اولا فقط در تعدادي از بيماران مرحله پيشرفته و خطرناك رتينوپاتي ايجاد مي‌شود و دوما با تمهيداتي كه در ادامه گفته خواهد شد، مي‌توان اين پيشروي را كند نمود.
اما راه جلوگيري از اين عارضه خطرناك چيست؟ در مطالعه بسيار بزرگي كه چند سال پيش روي هزاران بيمار ديابتي صورت گرفته است، بيماراني كه از ابتداي ديابت به طور دقيق قند خون را كنترل كرده بودند، نزديك به 80 درصد كمتر از آنان كه به طور معمولي قند خونشان كنترل بود، دچار عارضه رتينوپاتي شدند و در آنان كه بعد از ايجاد مرحله اول رتينوپاتي اقدام به كنترل دقيق قند خون نمودند نيز 50 درصد از پيشروي به مرحله دوم پيشگيري شد.
كنترل دقيق قند خون به معناي اين است كه فرد با داروي خوراكي يا انسولين قند خود را به طور مداوم و هميشگي در محدوده نرمال نگه داشته باشد و هر روز قند خون را چك كند. بسياري از بيماران ديابتي همزمان دچار فشار خون و چربي بالاي خون نيز هستند، درمان اين دو بيماري نيز به پيشگيري از رتينوپاتي كمك مي‌كند.
در كنار تمهيدات فوق، فرد ديابتي بايد مرتب توسط چشم‌پزشك معاينه شود تا در صورت بروز اولين تظاهرات رتينوپاتي شديد با روش‌هاي جديد شامل ليزر از پيشرفت اين بيماري پيشگيري و بينايي حفظ شود.
بايد دانست كه معاينه چشم توسط پزشكان با وسايل معمولي مثل افتالموسكوپ براي بررسي دقيق تغييرات شبكيه در ديابت كافي نيست و حتما بايد چشم پزشك پس از ريختن قطره گشادكننده مردمك با وسايل مخصوص چشم‌ها را معاينه كند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:28 PM
زردي من از تو


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/02/100891799172.jpg امروزه هپاتيت يكي از مشكلات بهداشتي عمده جهان است و هر سال حدود يك ميليون نفر در سراسر جهان بخاطر ابتلا به اين بيماري عفوني جان خودشان را از دست مي‌دهند. آمارهاي جهاني نشان مي‌دهد در دنيا حدود 400 ميليون نفر به هپاتيت B مبتلا هستند و تقريبا 200 ميليون نفر نيز به هپاتيت C دچار شده‌اند، البته اين آمار رو به افزايش است. يك تحقيق بين‌المللي نشان مي‌دهد در جهان بيش از 2 ميليارد نفر در معرض ويروس اين بيماري قرار دارند.
در ‌102 كشور از دنيا واكسيناسيون هپاتيت B انجام مي‌شود كه در بيش از ‌75 درصد موارد مانع از بروز ابتلاي جديد مي‌شود. هر چند با توجه به اين كه رفتارهاي خطرساز و اعتياد تزريقي در دنيا روند رو به رشدي دارد، تعداد مبتلايان به هپاتيت C نيز در حال افزايش است و چه بسا در سال‌هاي آينده با برابري تعداد مبتلايان اين دو نوع از هپاتيت مواجه شويم.
هپاتيت به معناي التهاب سلول‌هاي كبدي و تورم كبد است كه عوامل متعدد ويروسي نظير (A،B،C،D،E) و عوامل غيرويروسي نظير كبد چرب، مصرف الكل و چاقي آن را سبب مي‌شود. اين بيماري كه قديمي‌ها آن را يرقان يا زردي مي‌ناميدند و چندان هم ترسناك نبود امروزه تبديل به يكي از خطرناك‌ترين و البته پرخرج‌ترين بيماري‌هاي بشري شده است. هپاتيت ويروسي در اثر ويروس‌هاي مختلفي ايجاد مي‏شود كه منجر به تورم كبد مي‏شوند.
بيشتر افرادي كه به هپاتيت مبتلا مي‌شوند علامت و شكايت مشخصي ندارند. اما بعضي افراد علائمي شبيه آنفلوآنزا دارند كه عبارتند از: بي‏اشتهايي، تهوع و استفراغ، تب، ضعف، خستگي و درد خفيف شكم. علائمي كه كمتر ديده مي‏شوند شامل ادرار پررنگ و زردي چشم‌ها و پوست است. تنها راه كشف موارد مثبت از طريق آزمايش خون است.
وضعيت ايران
مناطق جغرافيايي دنيا از نظر درصد انسان‌هاي آلوده به هپاتيت به 3 دسته تقسيم مي‌شود:‌ منطقه اول آمريكا و اروپاست كه مناطقي با آلودگي كم، محسوب مي‌شوند؛ در اين مناطق ميزان ناقلين هپاتيت كمتر از 2 درصد است. دومين منطقه مناطق با آلودگي متوسط است كه آلودگي بين 2 تا 7 درصد است و سومين گروه مناطقي با آلودگي بالا همچون چين و تايوان است كه ميزان ناقلين بيش از 7 است.
البته شيوع اين بيماري در برخي از نواحي آسيا و آفريقا بسيار بالاست و حتي به 20 درصد نيز مي‌رسد.
در ايران طبق آمارهاي موجود تا 10 سال پيش در منطقه با شيوع متوسط قرار داشت (حداقل 3 درصد ابتلا به هپاتيت در كشور) اما در حال حاضر با پيشگيري و اجراي واكسيناسيون كشوري، ايران در زمان حاضر از كشورهاي متوسط نزديك به 2 درصد از نظر شيوع هپاتيت B محسوب مي‌شود و در برخي از نواحي، ميزان ابتلا به زير 2 درصد رسيده است هر چند كه هنوز نيز در برخي از مناطق كشور از جمله گلستان و سيستان و بلوچستان شيوع اين نوع هپاتيت هنوز به 5 درصد مي‌رسد. احتمالا تا 10 سال آينده ايران نيز از جمله كشورهاي با شيوع كم هپاتيت B به شمار خواهد آمد.
پيش‌بيني مي‌شود در كشور 2 ميليون نفر ناقل هپاتيت B هستند و سالانه بيش از 5 هزار نفر بر اثر اين بيماري فوت مي‌كنند.
هزينه‌هاي بالا
كسي كه به هپاتيت مبتلا مي‌شود علاوه بر مشكلات جسمي و فشار رواني با مشكل هزينه‌هاي بالا نيز مواجه است. هپاتيت بيماري بسيار پر هزينه‌اي است.
هزينه درمان هر بيمار هپاتيت C حدود 130 ميليون ريال است. هزينه دارويي هپاتيت B مزمن شده ساليانه 5 تا 6 ميليون تومان است كه گاهي بايد براي چندين سال ادامه يابد. هزينه درمان هر بيمار مبتلا به سيروز كبدي نيز سالانه بيش از 12 ميليون تومان است. اگر فرد نيازمند پيوند كبد شود هزينه پيوند كبد در خارج 300 تا 400 ميليون تومان است. اين عمل در داخل كشور با حدود 50 تا 60 ميليون تومان انجام مي‌شود.
بد نيست بدانيد تاكنون هپاتيت C در 55 درصد بيماران تالاسمي و در 70 درصد بيماران هموفيلي در داخل كشور ريشه‌كن شده است.
چاق‌ها و كبدهاي چرب
هپاتيت تنها بر اثر ويروس به وجود نمي‌آيد عوامل ديگري نيز در آن دخيلند از جمله چاقي! امروزه با صنعتي شدن شهرها و كم‌تحركي، استفاده از تغذيه نامناسب نظير فست‌فودها، روغن‌هاي غيراستاندارد، كاهش مصرف ميوه و سبزيجات، افزايش مصرف شكر، قند، شيريني و نوشابه‌هاي گازدار سبب شده است كه با رشد فزاينده چاقي مواجه شويم. چاقي خود زمينه‌ساز بروز كبد چرب است.
شايع‌ترين علت كبد چرب چاقي و اختلال در چربي‌هاي خون است. در اين بيماري تجمع بيش از حد چربي در كبد، گاه باعث اختلال در فعاليت طبيعي بافت كبد مي‌گردد كه مي‌تواند سير پيشرونده پيدا كند و باعث التهاب يا نارسايي كبد و در نهايت سيروز كبدي گردد.
بين 10 تا 30 درصد بزرگسالان در كشورهاي پيشرفته مبتلا به اين بيماري هستند كه معمولا شامل افراد چاق در سنين ميانسالي است. برآورد مي‌شود در ايران حدود 30 درصد از جمعيت ايران به دلايلي مانند چاقي و پرخوري، مبتلا به بيماري كبد چرب هستند.
گرچه درمان اختصاصي براي كبد چرب وجود ندارد، ولي با كنترل بيماري‌هاي زمينه‌اي از قبيل كاهش وزن، چربي خون، ديابت و يا قطع نمودن داروهاي مسبب (قطعا با نظر پزشك معالج نه به‌طور خودسرانه) مي‌توان از پيشرفت اين بيماري جلوگيري نمود. ورزش روزانه و مصرف مرتب ميوه و سبزيجات اثرات مفيدي روي اين بيماري دارند.

بيشتر افرادي كه به هپاتيت مبتلا مي‌شوند علامت و شكايت مشخصي ندارند. اما بعضي افراد علائمي شبيه آنفلوآنزا دارند كه عبارتند از: بي‏اشتهايي تهوع و استفراغ تب، ضعف خستگي و درد خفيف شكم

كاهش تدريجي وزن در افراد چاق لازم بوده و مفيد است، ولي كاهش ناگهاني وزن، اين اختلال را تشديد مي‌كند. با اين اقدامات در بسياري از موارد بيماري سير معكوس را طي مي‌كند و منجر به درمان مي‌گردد.
زنگ خطر
هپاتيت C يكي از معضلات مهم بهداشتي است كه در تمام دنيا سبب آسيب جدي به سلامت شده است. هپاتيت C واكسن ندارد و امكان پيشگيري از آن هنوز فراهم نيست، به همين علت بيشتر تلاش‌ها در زمينه بيماريابي بموقع و درمان زودرس اين بيماري متمركز است.
مهم‌ترين عوامل انتقال اين بيماري استفاده از خون آلوده، تزريق مشترك با سرنگ آ‌لوده و رابطه جنسي غير ايمن است و از اين نظر كاملا مانند بيماري ايدز است اما ويروس اين بيماري به مراتب قويتر از ويروس بيماري ايدز است.
شيوع هپاتيت C در كشورهاي مختلف متفاوت است و حتي از يك شهر و يك مركز به شهر و مركز ديگري تفاوت دارد. اين وضعيت نشان‌دهنده متفاوت بودن راه‌هاي انتقال و ميزان مراقبت‌هاي بهداشتي و پيشگيري است. در واقع ميزان شيوع هپاتيت C با ميزان بروز آن در يك مركز ارتباط مستقيم دارد.
وضعيت ايران در زمينه شيوع هپاتيت C نسبت به برخي از كشورهاي ديگر بهتر است. در كشورهايي مانند عربستان، سوريه و مراكش، شيوع هپاتيت C نسبت به ايران بيشتر است، البته پس از مصر شيوع هپاتيت C در پاكستان بيش از ساير كشورهاست كه مهم‌ترين علت آن تزريقات غيربهداشتي است و به تبع ميزان شيوع اين بيماري در پاكستان، تعداد بيماران دياليزي مبتلا به اين بيماري در اين كشور افزايش يافته است.
هپاتيت C طي 10 سال گذشته با شيوع بالايي در معتادان كشور، وجود دارد. كساني كه از سرنگ‌هاي مشترك استفاده مي‌كنند، برخي هموفيلي‌ها و تالاسمي‌ها و همچنين برخي از هموطناني كه قبل از سال 1375، خون دريافت كرده‌اند، از جمله كساني هستند كه با مشكل هپاتيت C مواجه هستند، اما اكنون الگوي انتقال بيماري تغيير كرده است. به بيان ديگر تا چند سال قبل عمده‌ترين راه انتقال هپاتيت C در كشور اعتياد تزريقي بود اما هم‌اكنون با اجراي برنامه كاهش آسيب و درمان معتادان پرخطر راه انتقال هپاتيت از اعتياد تزريقي به انتقال جنسي تغيير پيدا كرده است.
براساس آمار كشوري‌، 40 درصد بيماران هموفيلي، 18 درصد بيماران تالاسمي و 5 تا 12 درصد بيماران دياليزي كشور به هپاتيت C مبتلا هستند.
هپاتيت C هنوز درافراد معتاد و كساني كه رفتارهاي پرخطر انجام مي‌دهند داراي ريسك ابتلاي بالايي است و بايد براي كاهش اين ريسك و خطر تلاش بيشتري انجام شود.
هر چند تاكنون واكسني براي مقابله با ويروس هپاتيت C ساخته نشده است؛ اما مي‌توان با رعايت نكات ساده بهداشتي خود را در برابر هپاتيت C مصون كرد. استفاده از مواد ضدعفوني‌كننده مانند مايعات سفيدكننده و مواد كلردار براي مدت 20 دقيقه يا جوشاندن براي مدت 20 تا 30 دقيقه براي شستشوي لباس‌هاي آغشته به خون آلوده‌شدگان به ويروس هپاتيت C احتمال انتقال بيماري به فرد سالم را كاهش مي‌دهد.
از طرفي مبتلايان نيز بايد نكاتي را رعايت كنند. مبتلايان به هپاتيت «C» بايد زخم و بريدگي‌هاي پوستي را خودشان پانسمان كنند،‌ خون، پلاسما و اعضاي بدن و يا بافت خود را به كسي اهدا نكنند و از سرنگ مشترك استفاده نكنند. از ريش تراش، مسواك و لوازم آرايشي مشترك هم استفاده نكنند.
بلاي خانمانسوز
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/02/100891799215.jpgاعتياد تنها وجه اقتصادي و اجتماعي ندارد. تاثيرات مخرب اعتياد بر سلامت فرد جبران ناشدني است كه يكي از آنها هپاتيت است. در واقع يكي از دلايل اصلي ابتلا به هپاتيت در تمامي جهان اعتياد است. ويروس بيماري از طريق ترزيق مشترك با سرنگ آ‌لوده براحتي منتقل مي‌شود.
ايران به لحاظ موقعيت جغرافيايي در معرض اعتياد تزريقي در رفتارهاي پر خطر است. ‌در سال 1379 در زندان‌هاي كشور اپيدمي هپاتيت C در حدود 20 درصد بود كه با توزيع سرنگ يك بار مصرف در بين زندانيان و تغير اعتياد آنها از تزريقي به خوراكي، اين بيماري كاهش يافت به‌گونه‌اي كه در سال 84 حدود 5 درصد از معتادان تزريقي به هپاتيت C مبتلا بوده‌اند. با برنامه‌هاي وزارت بهداشت درخصوص كنترل هپاتيت در ميان معتادان خوشبختانه اين موارد رو به كاهش است.
مبارزه با هپاتيت
در سال‌هاي اخير در كشور تشخيص در مراحل اوليه، ‌انجام بررسي‌هاي آزمايشگاهي، غربالگري و معاينه افراد مثبت همگي به تشخيص زود هنگام هپاتيت منجر شده است. طي چند سال اخير وزارت بهداشت مبارزه جدي با هپاتيت را آغاز كرده است.
واكسيناسيون هپاتيت نقش موثري در كاهش تعداد مبتلايان به هپاتيتB داشته است و از سال 72 به بعد تمام نوزادان در بدو تولد واكسن هپاتيت B را دريافت مي‌كنند و متولدان 68 تا 72 نيز در چند سال گذشته اين واكسن را دريافت كردند. مرحله سوم واكسيناسيون رايگان هپاتيت B براي متولدان سال‌هاي 61 تا 71 نيز در مردادماه امسال در مراكز بهداشتي و درماني سراسر كشور انجام شد.
از سوي ديگر برنامه‌هاي آموزش براي پيشگيري نظير اين‌كه افراد از تزريقات آلوده استفاده نكنند، با سوزن‌هاي آلوده خالكوبي انجام نشود و امور دندانپزشكي در مراكز مجاز انجام شود صورت گرفته است.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:28 PM
وقتي صحبت از گير كردن زبان مي‌شود، اغلب ما حالتي را تصور مي‌كنيم كه در اثر ترس يا هيجانات روحي شديد، فرد قادر به تكلم نيست اما منظور ما در اين نوشتار حالت نسبتا شايعي است كه در آن زبان به كف دهان چسبندگي دارد و نمي‌تواند خوب حركت كند.جلوي آينه دهان خود را باز كرده و زبان خود را به طرف بالا ببريد، خواهيد ديد كه رشته و پرده‌اي از زير زبان به كف دهان چسبيده است. به اين رشته فرنولوم مي‌گويند. وقتي نوزادي به دنيا مي‌آيد فرنولوم زبان او نسبتا ضخيم است و قسمت زيادي از زبان را به كف دهان متصل مي‌كند. با رشد كودك، فرنولوم نازك‌تر شده و پسروي مي‌كند، يعني چسبندگي زبان به كف دهان به قسمت‌هاي عقبي زبان محدود مي‌شود. در بعضي از كودكان ممكن است فرنولوم محكم به زبان چسبيده باشد و مانع حركت كامل زبان شود كه به آن چسبندگي يا گير زبان مي‌گوييم.
در نوزادان
نوزادي كه زبانش‌گير دارد، ممكن است در مكيدن و شيرخوردن با مشكل روبه‌رو شود و در نتيجه خوب وزن نگيرد، بنابراين والدين به دليل خوب وزن نگرفتن، نوزاد را نزد متخصص اطفال مي‌برند و معمولا همكاران متخصص اطفال هستند كه اين نوزادان را براي درمان بيشتر نزد جراح گوش و حلق و بيني يا فوق تخصص جراحي اطفال ارجاع مي‌دهند. در بچه‌هاي نوپا و بزرگ‌تر بعد از اين‌كه كودك دندان درآورد، شير دادن به كودك مبتلا به گير زبان ممكن است براي مادر دردناك باشد و ممكن است مادر مجبور شود كه شير دادن طبيعي را قطع كند.
براي تكلم به طور معمول زبان قابليت بسيار زيادي براي جبران محدوديت حركتي ناشي از گير زبان دارد، اما در مبتلاياني كه محدوديت حركتي زبان زياد باشد، ممكن است اداي بعضي از حروف و كلمات براحتي امكان‌پذير نباشد. در اين كودكان حدود 3 سالگي، اشكالات تكلمي بخصوص اداي حروفي مثل سِ، شِ، زِ، ممكن است جلب توجه كند. اگر بيش از نيمي از سخنان و كلماتي كه يك بچه 3 ساله ادا مي‌كند توسط افراد غريبه درك نشود، بايد كودك از نظر گير زبان بررسي شود.
وقتي نوزادي مبتلا به گير زبان است، براحتي نمي‌توان پيش‌بيني كرد آيا بعدا دچار مشكلات تكلمي خواهد شد يا خير، اما اگر موارد زير وجود داشته باشد به احتمال زياد هنگام به حرف افتادن مشكلات تكلمي ظاهر خواهد شد:
نوك زبان يك فرورفتگي داشته باشد يا به عبارت ساده‌تر نوك زبان دو شاخه باشد.
نوزاد نتواند زبانش را از دهانش بيرون بياورد.
نوزاد نتواند زبانش را به سقف دهانش برساند.
والديني كه مي‌خواهند بدانند آيا كودك آنها از اين نظر مشكل دارد يا نه مي‌توانند آزمايش ساده‌اي را انجام دهند. كافي است يك بستني قيفي به كودك خود بدهند، اگر كودك در ليسيدن بستني با مشكلي مواجه نباشد به احتمال زياد زبان وي گير ندارد.ظاهر صورت بچه‌هاي بزرگ‌تر كه مبتلا به گير زبان هستند ممكن است در اثر اين مشكل دچار تغييراتي شود. مثلا فاصله داشتن دو دندان پيش پايين از يكديگر ممكن است نشانه‌اي از گير زبان باشد.
درمان
با جراحي مي‌توان گير زبان را برطرف كرد. اين عمل بسيار ساده است و معمولا عارضه‌اي هم ندارد. بسته به سن كودك اين عمل با نيمه بيهوشي و حتي با بي‌حسي موضعي نيز قابل انجام است. به رغم اين‌كه اصلاح جراحي اين اختلال بسيار راحت است، نتايج اين عمل هم بسيار خوب است و تكلم راحت و اعتماد به نفس را به كودك بر مي‌گرداند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:29 PM
بيماري‌هاي فصل سرد


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/26/100891289050.jpg
اگرچه اين روزها همه جا صحبت از آلودگي هوا و تاثير آن بر سلامت شهروندان است، اما با توجه به كاهش ميزان دما و سرد شدن روزافزون آن، بايد مراقب بيماري‌هاي فصل سرد هم باشيم. در اين نوشتار به مهم‌ترين بيماري‌هاي شايع فصل سرما و چگونگي در امان ماندن از ابتلاي آنها اشاره مي‌كنيم.
گلودرد
گلودرد يكي از مشكلات شايع اين فصل است. مشكلي كه اغلب پس از عفونتي ويروسي به وجود مي‌آيد. شواهد نشان مي‌دهد تغيير درجه حرارت هوا، مانند رفتن از محيط گرم داخل خانه به فضاي سرد بيرون، مي‌تواند گلو را تحريك كرده و روي آن تاثير بگذارد.
اما يك راه ساده و سريع براي بهبود گلودرد وجود دارد؛ استفاده از آب نمك ولرم و چرخاندن آن در گلو. اين كار عفونت را درمان نمي‌كند، اما خاصيتي ضدالتهابي دارد و اثري آرام‌بخش بر جاي مي‌گذارد. ضمنا فراموش نكنيد كه به‌هيچ‌وجه به طور خودسرانه آنتي‌بيوتيك مصرف نكنيد.
آسم
هواي سرد يكي از دلايل تشديد علائم آسم مانند خس‌خس سينه و تنگي‌نفس است. به همين دليل افراد مبتلا به آسم بايد در فصل سرما بيشتر مراقب سلامت خود باشند.
بهتر است بيماران آسمي در روزهايي كه هوا بسيار سرد است و باد مي‌وزد در فضاي بسته بمانند، اما اگر مجبور به ترك منزل شديد نيز بهتر است از شالي استفاده كنيد كه جلوي دهان و بيني را بپوشاند. همچنين در اين روزها بيشتر از قبل به استفاده منظم از داروهاي خود دقت كنيد.
مفاصل دردناك
بسياري از افراد در روزهاي سرد سال از تشديد درد مفاصل شكايت دارند. در اين شرايط بايد ابتدا به پزشك مراجعه كرده تا احتمال ابتلا به بيماري‌هاي مختلف بررسي شود. البته برخي افراد هم در طول فصل پاييز و زمستان افسردگي پيدا كرده و همين مساله باعث احساس بيشتر درد مي‌شود. ورزش ملايم روزانه مي‌تواند شرايط جسمي و ذهني اين گروه را بهبود بخشد. البته بايد دقت داشت ورزش‌هايي مناسب با بيماري در نظر گرفته شود.
دستان و انگشتان سرد
پديده رينود مشكلي شايع است؛ مشكلي كه باعث تغيير رنگ و دردناك شدن انگشتان دست‌ها و پاها مي‌شود. انگشتان در اين بيماري سفيد شده و سپس كبود و قرمز مي‌شوند. اين نشانه‌اي از ضعف گردش خون در رگ‌هاي كوچك خوني دست و پاست. در موارد شديد، درمان مي‌تواند به اين افراد كمك كند، اما معمولا اكثر افراد با اين شرايط و نشانه‌ها زندگي را ادامه مي‌دهند.
براي اين كه بتوانيم تا حدي شرايط را بهبود بخشيم، بهتر است در اين روزها سيگار نكشيده و مواد حاوي كافئين ننوشيد؛ زيرا هر دوي اين موارد علائم را بدتر مي‌كند. همچنين فراموش نكنيد هميشه دستكش و جورابي گرم پوشيده و از كفشي مناسب آب و هواي سرد استفاده كنيد.
خشکی پوست
خشكي پوست مشكلي شايع است كه در اين روزهاي سال، وقتي رطوبت هوا كاهش مي‌يابد، بدتر نيز مي‌شود. به همين دليل مرطوب نگه‌داشتن پوست در روزهاي سرد ضروري است. برخلاف باور عموم كرم‌هاي مرطوب‌كننده، توسط پوست جذب نمي‌شوند. آنها تنها به عنوان محافظ براي جلوگيري از تبخير رطوبت طبيعي پوست عمل مي‌كنند. بنابراين بهترين زمان استفاده از چنين كرم‌هايي بعد از استحمام است كه پوست رطوبت كافي دارد.
آنفلوآنزا
آنفلوآنزاي فصلي يكي ديگر از مشكلات فصل سرماست. افراد بالاي 65 سال و كساني كه بيماري‌هاي زمينه‌اي طولاني‌مدت مانند ديابت و بيماري‌هاي كليوي دارند، بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماري هستند، اما براي اين كه از ابتلا به آنفلوآنزا پيشگيري كنيد، به موقع به پزشك مراجعه كرده و از دستورهاي او پيروي كنيد. بخصوص اگر احتمال ابتلا به آنفلوآنزا براي شما بيشتر از ديگران است، قبل از بروز بيماري با پزشك خود در اين مورد مشورت كنيد.
سرماخوردگي
سرماخوردگي از شايع‌ترين مشكلاتي است كه در هواي سرد ممكن است براي هر كسي پيش آيد. هر فردي در طول زندگي حتما اين شرايط را حداقل يك بار تجربه كرده است، اما كارهايي هم مي‌شود انجام داد تا احتمال ابتلا به سرماخوردگي كاهش يابد. به عنوان مثال، شستن مرتب و مناسب دست‌ها يكي از راه‌هاي مقابله با اين بيماري است. با اين كار ساده تمام آلودگي‌هايي كه از سطوح مختلف به دست ما منتقل شده باشد از بين مي‌رود. همچنين به ياد داشته باشيد، تمام وسايل موجود در خانه را بخصوص هنگامي كه يكي از اعضاي خانواده بيمار شده است، تميز نگه داريد. نكته‌اي كه خوب است به آن توجه شود، اين است كه هنگام بيماري به جاي استفاده از دستمال‌هاي پارچه‌اي از دستمال كاغذي يك بار مصرف استفاده كنيد تا احتمال آلوده شدن كاهش يابد.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:31 PM
خشكي دهان حالتي است كه در آن ميزان بزاق كاهش پيدا مي‌كند. نقش خشكي دهان در ايجاد بيماري‌هاي دهان و دندان از قبيل پوسيدگي و بيماري‌هاي لثه كاملا اثبات شده است.

يكي از مهم‌ترين دلايل ايجاد خشكي دهان، تنفس دهاني است. در اين موارد بيمار به دلايل آلرژيك يا انحراف تيغه‌هاي بيني در تنفس از بيني مشكلاتي دارد. مشكلات تنفسي موجود در راه تنفسي بيني باعث مي‌شود بيمار نسبت تنفس دهاني به تنفس بيني را افزايش داده و به اين مساله عادت كند. اين مساله بخصوص در كودكان اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند، چون علاوه بر تاثيري كه در ايجاد پوسيدگي و بيماري‌هاي لثه دارد، مي‌تواند در ايجاد يا تشديد ناهنجاري‌هاي فك و صورت نيز تاثيرگذار باشد و منجر به كشيدگي صورت فرد شود. ساير عوامل ايجاد خشكي دهان درمان‌هاي دارويي، راديوتراپي براي درمان انواع سرطان‌هاي ناحيه سر، صورت و گردن و سندرم‌هايي مثل سندرم شوگرن است. از ديگر دلايل آن تا حدي مسن شدن و بيماري‌هاي مرتبط با غدد بزاقي است.


درمان خشكي دهان در مرحله اول همانند درمان ساير بيماري‌ها رفع عامل ايجادكننده است. در تنفس دهاني شناخت عامل ايجادكننده و كمك به رفع آن بهترين اقدام است. در صورتي كه امكان رفع عامل ايجاد كننده مقدور نباشد و فرد از خشكي دهان شكايت دارد درمان‌هاي تسكين‌دهنده و علامتي كمك‌كننده هستند.
توصيه‌هاي درماني
در افرادي كه تنفس دهاني دارند، مشاوره با متخصصان ارتودنسي، گوش، حلق و بيني و متخصص آلرژي براي كنترل وضعيت توصيه مي‌شود.
در برخي موارد مي‌توان از محرك‌هاي مكانيكي يا گوارشي براي افزايش بزاق استفاده كرد. براي اين منظور در روش مكانيكي مي‌توان از ماساژ غدد بزاقي استفاده كرد. براي تحريك گوارشي، ساده‌ترين راه استفاده از آدامس‌هاي بدون قند است. برخي از اين آدامس‌ها توانايي كاهش دادن باكتري ايجادكننده پوسيدگي از قبيل استرپتوكوك موتانس را در بزاق و پلاك دنداني نيز دارند. اين مساله مي‌تواند در جلوگيري از ايجاد بيماري‌هاي دهان و دندان نيز كمك‌كننده باشد.
در مواردي بيماران مي‌توانند از جايگزين‌هاي بزاق مصنوعي يا دهان‌شويه‌هاي مخصوص استفاده كنند. انواع متفاوتي از بزاق‌هاي مصنوعي در بازار وجود دارند. تحقيقات بيانگر آن است كه دهان‌شويه‌هايي كه پايه موسيني دارند، نسبت به آنها كه داراي پايه كربوكسي متيل سلولز هستند، بهتر عمل مي‌كنند.
در برخي افراد مرطوب كردن دهان با آب سرد يا حفظ قطعه كوچكي از يخ در دهان نيز به اندازه استفاده ازجايگزين‌هاي بزاق كمك‌كننده است. اسپري كردن محيط دهان در شب، ماليدن ميزان مختصري از خمير دندان بچه بر سطوح دندان در شب نيز در مواردي توصيه شده است. اين روش‌ها در مرطوب نگه داشتن بزاق، حفظ تحرك و پاكيزه نگه داشتن مخاط مفيد هستند. در مواردي كه خشكي دهان مرتبط با داروي استفاده شده است، مي‌توان با نظر پزشك نسبت به جايگزيني دارو اقدام كرد.
روش ديگر در افزايش ميزان بزاق، استفاده از داروست. اين داروها با تحريك غدد بزاقي باعث افزايش بزاق مي‌شوند؛ البته اين داروها با نظر دندانپزشك تجويز مي‌شوند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:32 PM
نوروپاتي به معناي آسيب به رشته‌هاي عصبي است. علائم اين آسيب به صورت دردهاي طولاني، بي‌حسي، گزگز و ضعف شديد خود را نشان مي‌دهد. گاهي نيز رشته‌هاي عصبي سمپاتيك و پاراسمپاتيك بدن دچار آسيب مي‌شوند كه با اختلال عملكرد دستگاه گوارش يا دستگاه ادراري خود را نشان مي‌دهد.

تقريبا نيمي از بيماران ديابتي به نوروپاتي دچار مي‌شوند. ابتلا به اين عارضه ديابت به چند عامل بستگي دارد.
عوامل ابتلا
مثل همه عوارض ديگر ديابت، اين عارضه نيز وابسته به ميزان كنترل قند خون و مدت زمان ديابت است. بدين ترتيب با كنترل دقيق قند خون عارضه نوروپاتي به تعويق مي‌افتد.
سيگار كشيدن باعث تسريع روند نوروپاتي مي‌شود.
هرچه فرد چاق‌تر باشد احتمال بروز عارضه نوروپاتي بيشتر است.
بالا بودن تري گليسريد خون نيز روند نوروپاتي را تشديد مي‌كند. بالا بودن فشار خون نيز از عوامل تشديد اين بيماري است.
شايع‌ترين فرم نوروپاتي ديابتي درگيري دست‌ها و پاهاست كه به صورت مشكل گزگز كردن، مورمور شدن و كم شدن حس هردو دست و هر دو پا در قسمت انتهايي يعني آن قسمتي كه داخل دستكش يا جوراب مي‌رود، خود را نشان مي‌دهد. اصطلاحا اين نوع نوروپاتي به بيماري دستكش – جوراب معروف است.
با پيشرفت بيماري اكثر بيماران از سوزش شديد بخصوص در پاها آن هم در ساعات استراحت شبانه شكايت دارند.نوع ديگري از نوروپاتي به صورت درد در اندام‌ها بخصوص ران‌ها و ساق پاها تظاهر مي‌كند. اين دردها گاهي خيلي شديد و آزاردهنده هستند، ولي خوشبختانه بر خلاف نوع قبلي موقتي بوده و پس از چند ماه برطرف مي‌شوند.
نوع ديگري از نوروپاتي به صورت مجموعه‌اي از ضعف و درد تظاهر مي‌كند. بيمار دچار درد در ناحيه باسن و ران و ضعف شديد عضلات اين ناحيه مي‌شود. اين نوع نوروپاتي نيز موقتي بوده و بعد از چند ماه برطرف مي‌شود.
از انواع ديگر نوروپاتي بايد به درگيري اعصاب مربوط به عضلات چشم اشاره كنيم كه مي‌تواند به صورت انحراف يك چشم، دوبيني و افتادگي پلك تظاهر كند. گاهي نيز فلج بلز كه فلج يك طرفه صورت است، تظاهر نوروپاتي ديابتي است.
درمان نوروپاتي
متاسفانه درمان نوروپاتي ديابتي آسان نيست. بهترين راه درمان كنترل قند، فشار و چربي خون و اجتناب ازمصرف سيگار است كه در بهبود علائم موثر است. گاهي كمبود برخي ويتامين‌ها باعث تشديد نوروپاتي مي‌شوند كه با درمان آنها بهبود نسبي ايجاد مي‌شود.
برخي داروها مثل آمي تريپتيلين، كاربامازپين، لاموتريژين و گاباپنتين جهت بهبود دردهاي ناشي از نوروپاتي توسط پزشكان تجويز مي‌شوند.
يك نكته مهم در مورد نوروپاتي اين است كه درگيري رشته‌هاي عصبي پاها باعث بي‌حسي و عدم درك موقعيت پاها مي‌شوند. اين مشكل باعث مي‌شود پاها بيشتر در معرض انواع آسيب‌ها قرار گيرند و به ايجاد زخم ديابتي در پاها منجر شود. بدين ترتيب بيماران دچار نوروپاتي پاها بايد مرتب توسط خودشان و پزشك از پاهايشان مراقبت كنند و در صورت بروز اولين نشانه‌هاي زخم، درمان مناسب برايشان شروع شود.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:32 PM
اصطلاح اتواسكلروزيس مشتق از دو لغت يوناني اتو (به معني گوش) و اسكلرو (به معني سفت و سخت) است. اين بيماري در اثر رشد بيجاي استخوان‌هاي واقع در گوش مياني است كه در نهايت منجر به چسبندگي استخوان ركابي به اطرافش مي‌شود. براي اين‌كه قادر باشيم خوب بشنويم بايد استخوان ركابي بتواند به راحتي در جاي خود بلغزد و حركت كند.
شنوايي پديده پيچيده‌اي است، در يك گوش طبيعي، ارتعاشات صوتي از طريق كانال گوش خارجي به سمت پرده صماخ هدايت شده و به آن برخورد مي‌كند. پرده صماخ به نوبه خود اين ارتعاش را به استخوان چكشي و آن هم به سنداني و سنداني به نوبه خود به استخوان ركابي منتقل مي‌كند. ارتعاش ركابي باعث به حركت درآمدن مايع گوش داخلي مي‌شود و اين امر منجر به تحريك عصب شنوايي مي‌شود. سپس عصب شنوايي تحريكات وارده را به مغز منتقل مي‌كند و مغز آن را به عنوان «صدا» تعبير مي‌كند. هرگاه يكي از اجزاي اين روند دچار اختلال شود، شنوايي فرد هم دچار مشكل خواهد شد.
چه كسي مبتلا مي‌شود؟
علامت اصلي اتواسكلروزيس كاهش شنوايي بتدريج پيشرونده است. اين بيماري بين 15 تا 45 سالگي و معمولا در حدود 20 سالگي شروع مي‌شود. اين بيماري در زنان شايع‌تر از مردان است و در حاملگي ممكن است سير آن پيشرفت زيادي داشته باشد.حدود 60 درصد موارد اتواسكلروزيس زمينه ژنتيكي دارد. به طور معمول فرزندي كه يكي از والدينش مبتلا به اتواسكلروزيس باشد 25 درصد احتمال گرفتاري به اتواسكلروزيس دارد.
علائم اتواسكلروزيس
كاهش شنوايي تدريجي و پيشرونده، شايع‌ترين علامت اتواسكلروزيس است. غالبا مبتلايان به اتواسكلروزيس اولين بار وقتي متوجه مشكل خود مي‌شوند كه احساس مي‌كنند صداهايي با فركانس كم مثل صداي نجواي ديگران را خوب متوجه نمي‌شوند. ساير علائم مي‌تواند اختلال در تعادل، صداي وزوز گوش يا احساس صداي اضافي در سر باشد.
تشخيص
متخصص گوش و حلق و بيني پس از استماع شكايات بيمار و معاينه گوش، تست‌هاي اوديومتري درخواست مي‌كند و بر‌مبناي آنها مي‌تواند بين اتواسكلروزيس و ساير بيماري‌هايي كه مي‌توانند علائم مشابهي داشته باشند، افتراق قائل شود.
درمان
اگر ميزان كاهش شنوايي كم باشد، متخصص گوش حلق و بيني ممكن است بيمار را تحت نظر بگيرد و جهت تقويت صوت براي وي سمعك تجويز نمايد. مشخص شده است كه قرص سديم فلورايد سير بيماري را كند مي‌كند، بنابراين ممكن است تجويز شود. در اغلب مبتلايان به اتواسكلروزيس روش جراحي استاپدكتومي مفيدترين روش برگرداندن شنوايي از دست رفته است.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:33 PM
از معلوليت تا محدوديت

يك‌چهارم از جمعيت جهان مستقيما تحت‌تاثير معلوليت به عنوان مددكار يا اعضاي خانواده(معلول) هستند. افراد داراي معلوليت با مشكلات زيادي رودررو هستند. غالبا در ميان منزوي‌ترين اعضاي جامعه قرار دارند. در عين حال انعطاف‌پذيري زيادي نشان مي‌دهند و دستاوردهاي عظيم در زمينه كوشش‌هاي بشري به دست آورده‌اند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/16/100893019148.jpg 71 كشور در جهان قانون ويژه‌اي براي معلولان دارند و كشور ما ايران سي و سومين كشور داراي قانون ويژه براي معلولان در جهان است؛ قانوني كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اعلام سال 1981 ميلادي به عنوان سال جهاني معلولين توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد يكي از نقاط عطف در نگرش به معلولان بود. در سال بعد فاصله سال‌هاي 1992ـ 1982 دهه جهاني معلولين نام گرفت تا كيفيت و شركت فعالانه و همه جانبه افراد معلول را در زندگي اجتماعي گسترش ببخشد.
قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولان كه سال 1982 توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تصويب رسيد چارچوب بين‌المللي را براي الحاق و انضمام مسائل مربوط به انواع معلوليت‌ها به يك برنامه‌ريزي ملي فراهم مي‌آورد. در سال 1992 قوانين استاندارد در زمينه برابرسازي مجال‌ها و فرصت‌هاي زندگي براي افرادي كه با انواع معلوليت‌ها دست و پنجه نرم مي‌كنند به قانون مذكور افزوده شد تا به منزله مكمل آن بوده و موجب قوام آن گردد.
براي نخستين بار سوم دسامبر سال 1992 به منظور گراميداشت سالروز تصويب قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولان از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد به عنوان روز جهاني معلولان اعلام شد.
اين روز زماني است براي برپايي جشن و ارج نهادن به تجارب و توانايي‌هاي مردمي كه با معلوليت‌هاي گوناگون دست و پنجه نرم مي‌كنند. هدف از اين اقدام ارتقاي رشد اذهان عمومي درباره مسائل مربوط به معلوليت‌هاي مختلف و افزايش آگاهي‌ها بوده است كه مي‌بايست از مسأله پيوستن معلولان در تمامي جنبه‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي زندگي منتج شود.
در ايران نيز به‌رغم وجود قانوني مترقي در زمينه حمايت از حقوق معلولان و به رغم گذشت چند سال از ابلاغ آن و تصويب اكثر آيين نامه‌هاي اجرايي آن هنوز اين آيين نامه‌ها به مرحله اجرا در نيامده است.
رو به افزايش
بنابر برآوردهاي سازمان جهاني بهداشت حدود 10 درصد جمعيت جهان با نوعى معلوليت زندگى مى كنند كه 2/4 درصد آنان داراي معلوليت متوسط به بالا هستند. اين رقم بنابه اعلام سازمان جهانى بهداشت، درحال افزايش است. بر اساس پيش‌بيني سازمان بهداشت جهاني درصد معلولان متوسط به بالا در سال 1404 حدود 5.7 برآورد مي‌شود و هم‌اكنون بيش از 600 ‌‌‌ميليون نفر از ساكنان جهان به علل مختلف جسمي، رواني و اجتماعي دچار ناتواني و معلوليت هستند كه 80 درصد اين افراد در كشورهاي جهان سوم زندگي كرده و يك سوم آنان را كودكان تشكيل مي‌دهند. آمارها نشان مي‌دهد كه از هر 10 كودكي كه در جهان متولد مي‌شود يكي معلول به دنيا مي‌آيد و يا بعد به دليل يك اتفاق، معلول مي‌شود. معلوليت بيش از آن‌كه جنبه پزشكي داشته باشد پديده‌اي است كه جنبه اجتماعي دارد. براساس تخمين بانك جهانى، 20 درصد فقيرترين افراد معلوليت دارند و خشونت عليه كودكان معلول بيشتر از ديگر كودكان است. به گفته سازمان جهانى بهداشت، معلولان در طول تاريخ هميشه با مشكلاتى مثل بى‌توجهى، ترس و تحقير مواجه بوده‌اند.
وضعيت ايران
در سرشمارى سال 65 تعداد افراد معلول طبق تعريف آن زمان كه شامل تنها افراد نابينا و ناشنواى كامل و قطع نخاع بود و معلوليت‌هاى ذهنى ديده نشده بود، 456 هزار نفر عنوان شد. در سال 75 تعداد افراد معلول 479 هزار نفر اعلام شد.
پيش‌بيني مي‌شود در سال 1404 جمعيت كشور ما به بيش از 94 ميليون نفر افزايش يافته و آمار معلولان نيز به 5 ميليون و 700 هزار نفر افزايش ‌يابد. آمارهاي مختلف دلالت بر وجود بين 5‌/‌1 تا 3 درصد معلول در كشور دارد. آمار اخير به دليل تعاريف مختلفي كه از معلوليت صورت پذيرفته مورد پذيرش همگان نيست. اگر معلوليت را بر مبناي تعاريف بين‌المللي كه عبارت از ناتواني فرد در انجام فعاليت‌هاي طبيعي، جسمي، رواني و اجتماعي در محدوده افراد سالم بدانيم، آمار مذكور مي‌بايست بيش از اين باشد.
مطالعات صورت گرفته نشان داده كه در گروه سني بالاي 50 سال و در مردان و روستاييان ميزان معلوليت بالاست. به لحاظ اتيولوژيك(سبب‌شناسي) برحسب نوع معلوليت شايع‌ترين علت در مبتلايان متفاوت است. به عنوان مثال در مورد كم‌شنوايي شايع‌ترين علت ارثي و مادرزادي است ولي در مورد نابينايي و كم‌بينايي چنين نيست يا در مورد بسياري معلوليت‌هاي ديگر علل اكتسابي نقش اصلي را دارند. مثلا حوادث ترافيكي در بروز بسياري از معلوليت‌هاي فيزيكي روبه افزايش است و شايع‌ترين علت از جمله علل منجر به فوت جراحات و حوادث مي‌باشد. پس از آن سوختگي و سقوط از بلندي بيشترين سهم را دارد.
براساس مطالعات انجام شده شايع‌ترين علت معلوليت در گروه سني 14 ـ 2 سال ابتدا علل مادرزادي حدود 70درصد و سپس تصادفات و حوادث 1‌/‌19درصد است ولي در گروه سني 39 ـ 15 سال اين فاصله كمتر و حدود 32 درصد علل معلوليت را علل مادرزادي و 28درصد را حوادث و تصادفات باعث مي‌شود. به لحاظ تحصيلي نسبت معلوليت در بي‌سوادان بيشتر است. به لحاظ شغلي نسبت معلوليت در بيكاران بيشتر است. شيوع معلوليت‌هاي جسمي به تفكيك در مناطق شهري و روستايي كشور 22 در هزار و روستايي 25‌در هزار نفر مي‌باشد. در سال 77 در كل كشور ميزان 23 در هزار ذكر گرديده است.
حركت ممنوع
معلولان بخصوص آناني كه درگير مسائل جسمي ـ حركتي هستند، براي جابه‌جايي شرايط خاصي دارند. برخي از آنان به هيچ عنوان امكان استفاده از وسيله نقليه شخصي را ندارند، چون توان نشستن روي صندلي عادي به دليل موارد پزشكي از آنان سلب شده است. برخي ديگر براي سوار شدن به اتومبيل عادي نياز به كمك دارند و بعضي به تنهايي اما شايد به سختي، سوار ماشين مي‌شوند.
همچنين وسايل كمك حركتي (ويلچر، عصا، واكر و...) گاه مانع استفاده آسان آنان از سواري‌هاي شخصي مي‌شود. اين چنين است كه استفاده از اتومبيل معمولي (تاكسي و آژانس) صرف نظر از مسائل مالي‌اش، نكات ويژه‌اي دارد كه جابه‌جايي با آن را همه‌گير و راحت نمي‌كند. در واقع پياده‌روهاي شهر، اماكن عمومي، اداره‌ها، وزارتخانه‌ها، سيستم حمل و نقل عمومي و... بقدري براي معلولان نامناسب است كه آنان ترجيح مي‌دهند جز در مواقع ضروري در خانه بمانند.
نياز به فرهنگ‌سازي
در گذشته برخوردهاي بهتري با سالمندان و معلولان از سوي مردم مي‌شد ولي مي‌توان با فرهنگ‌سازي، در اين زمينه اقدامات موثري انجام داد.
واقعيت اين است مشكل معلولان فقط مشكلات مالي نيست. مشكلات فرهنگي كه در سطح جامعه وجود دارد، نگرش افراد و ارزش‌هايي كه در حال حاضر براي يك فرد ايده‌آل تعريف مي‌شود، همه و همه مسائلي هستند كه حتي اگر مشكلات مالي مرتفع شود، معلولان را به حقوق‌شان نمي‌رساند. آنها مانند ديگر اعضاي جامعه حق دارند يك زندگي عادي و برخوردار از خدمات حتي ويژه‌تر از افراد عادي داشته باشند، اما شرايط فرهنگي اين اجازه را به آنها نمي‌دهد.
بسياري از معلولان از كودكي در شرايط نامناسب آموزشي كشور ايزوله مي‌شوند. آنها در سيستم آموزشي كنوني به مدارس جدا از مدارس افراد معمولي مي‌روند. يعني درست از زماني كه جامعه‌پذيري آنها آغاز مي‌شود. عدم برنامه‌ريزي جامع و آينده‌نگر ما باعث مي‌شود آنها جدا از جامعه پرورش پيدا كنند، در نتيجه در بزرگسالي نيز نمي‌توانند براحتي در جامعه كلان‌تر از مدرسه كه همه اقشار در آن حضور دارند، به زندگي ادامه دهند.
اثبات توانمندي
بعضي از افراد به علت نداشتن درك درست و جهان‌بيني صحيح و فقر فرهنگي، معلوليت را به عجز و ناتواني تعبير كرده و معلولان را كمتر مورد توجه قرار داده‌اند. اما كم نبوده‌اند انسان‌هاي برجسته و موثري كه باوجود نقص جسماني به تسهيل و تسريع جريان‌هاي تاريخي بشر ياري بسيار رسانده‌اند. استعداد زياد اين اشخاص، توام با تلاش بي‌وقفه آنها نتايجي شگرف و سترگ و دستاوردهايي با تأثيرات طولاني مدت به بار آورده است. اين افراد با نقص جسماني آثاري خلق كرده‌اند يا ابداعاتي نموده‌اند كه ديگران با جسمي سالم از انجام آن كار عاجز بوده‌اند. رودكي و اديب نيشابوري 2‌شاعر تواناي ايراني هردو نابينا بودند.
پروفسور استيون ويليام هاوكينگ فيزيكدان برجسته و نويسنده كتاب تاريخچه زمان؛ از انفجار بزرگ تا سياهچاله‌ها تنها قادر به حركت دادن 2 انگشت دست چپ خود است.
هلن كلر، ابراهيم خان زند، لودويك بتهوون، سارا برنارد، غلامحسين بنان، خورخه لوئيس بورخس، مارسل پروست، لويي بريل، جوزف پوليتزر، فرانكلين دلانو روزولت، حسين طه و جان فورد از ديگر نام‌آوراني هستند كه هر يك به نوعي از نقص جسماني رنج مي‌بردند اما اراده‌اي پولادين داشتند و جهان را وادار به ستايش اراده خود كردند.
چه كسي طبيعي است
در تعريف انسان معلول و از كار افتاده آمده است: كسي كه فاقد عملكرد جسمي، توان ذهني و سلامتي روحي و رواني، در حدي پايين‌تر از استاندارد و نرمال زندگي در جامعه باشد، معلول محسوب مي‌شود، اما سازمان بهداشت جهاني اين تعريف را نقد كرده است. اما نرمال و غيرنرمال امري است نسبي و در هر جامعه‌اي متفاوت است. در حقيقت آناني كه همه چيز را از زاويه زبده پروري و امتيازات و حق ويژه نگاه مي‌كنند، طبيعي است كه جامعه را هم به سالم‌ها و معلولين، نرمال‌ها و غيرنرمال‌ها، زنان و مردان، فرماندهان و فرمانبران، ارزش‌ها و بي‌ارزش‌ها تقسيم كنند.
شايد معلول واژه مناسبي نباشد اما نامي ‌است كه افراد سالم روي ديگر همنوعان خود نهاده‌اند. اين جمعيت نيز نيازمند حمايت و توجه هستند تا بتوانند آسان‌تر از عهده سختي‌ها و مشكلات زندگي خود برآيند. معلولان نيازي به ترحم، درك و دلسوزي ندارند. آنان نياز به احترام، برابري و حمايت از حق تعيين سرنوشت خود را دارند. آنان چيزي مي‌خواهند كه هر انساني طلب مي‌كند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:33 PM
درد دل در نفخ شكم


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/17/100893106488.jpg نفخ شكم مورد شكايت بسياري از افراد جامعه است. حتما شما هم با كساني برخورد كرده‌ايد كه با خوردن بسياري از غذاها و خوراكي‌ها گرفتار اين حالت ناخوشايند مي‌شوند و اين مساله باعث مي‌شود كه گاهي به اضطراب و افسردگي هم مبتلا شوند. بيشتر اين افراد بعد از خوردن غذا ترجيح مي‌دهند كه قدم بزنند تا شايد اين عارضه مزاحم، دست از سرشان بردارد يا اين كه به توصيه اطرافيانشان كمي عرق نعناع و نبات مي‌خورند كه البته كمي هم به آنها كمك مي‌كند، اما چاره‌ اين دردسر تنها با عرق نعناع و نبات حل شدني نيست بلكه بايد يك فكر اساسي براي غلبه بر اين مشكل كرد. اولين علامت نفخ با اتساع شكم خود را نشان مي‌دهد كه مي‌تواند با سيري زودرس، حالت تهوع، افزايش صداي شكمي و دفع گاز همراه باشد. بوي بد دهان نيز كه اغلب به علت نفخ شكم در اين بيماران به وجود مي‌آيد نه‌تنها براي بيمار آزاردهنده است بلكه مي‌تواند اطرافيان را هم كلافه كند.
با وجود تمام اين مشكلات بايد بگوييم نفخ شكم خوشبختانه در بيشتر مواقع نشانه‌اي از يك بيماري حاد و جدي نيست و با رعايت برخي نكات و پرهيز از خوردن بعضي از مواد غذايي قابل كنترل است. شايد براي شما هم جالب باشد كه بدانيد در دستگاه گوارش همه ما گازهاي مختلفي وجود دارد كه 5 گاز اصلي موجود در روده شامل نيتروژن، اكسيژن، دي‌اكسيدكربن، هيدروژن و متان است. از ميان اين گازها اكسيژن و نيتروژن موجود در روده از طريق بلع هوا وارد معده و سپس روده مي‌شوند كه البته ممكن است بر اثر آروغ زدن خارج شوند، اما بقيه اين گازها در نتيجه تخمير مواد غذايي توسط باكتري‌هاي روده به وجود مي‌آيند كه اين گازهاي توليدي معمولا به صورت گاز از مخرج دفع مي‌شوند. يك روده طبيعي روزانه 7 تا 9 ليتر گاز توليد مي‌كند و بيشتر گازهاي توليد شده جذب خون مي‌شوند و تنها 600 ميلي‌ليتر از گازها از طريق مخرج يا دهان خارج مي‌شوند.
به گفته پزشكان، اگر دفع گاز 14 تا 25 نوبت در شبانه‌روز صورت گيرد يك امر طبيعي است، ولي چنانچه اين مساله بيشتر از 25 بار در طول 24 ساعت رخ دهد، قطعا نياز به پزشك متخصص خواهد بود و نمي‌توان از كنار آن براحتي گذشت.
با علل نفخ آشنا شويد
اگرچه پديده نفخ شكم كه حاصل تخمير باكتريايي و توليد گاز در روده است اغلب يك پديده طبيعي تلقي مي‌شود، اما اگر مقادير بالايي از اين گازها در روده به وجود آيند مي‌توانند نتيجه برخي از اختلالات كوچك و بزرگ دستگاه گوارش باشند.
بلع هوا همراه غذا: نفخ شكم مي‌تواند به علت آتروفاژي يا بلع هوا همراه با غذا به وجود بيايد. اين مساله بيشتر گريبانگير افرادي مي‌شود كه عادت دارند هنگام غذا خوردن صحبت كنند. همچنين بلع هوا مي‌تواند در نتيجه تند غذا خوردن يا همراه با استعمال سيگار باشد. البته از جويدن آدامس نيز نبايد غافل شد.
عفونت‌هاي قارچي: در سال‌هاي اخير عفونت‌هاي قارچي كه باعث اسهال و نفخ مي‌شوند بسيار شايع شده است كه شايع‌ترين اين قارچ‌ها كانديدا آلبيكانز است. اين قارچ در روده توليد گاز و الكل مي‌كند و در نتيجه شخص دچار نفخ مي‌شود. علاوه بر اينها كاهش قند خون، عطش و علاقه مفرط به مصرف مواد كربوهيدرات مانند شيريني را نيز بايد به فهرست علائم اين بيماري اضافه كرد. چنانچه از ابتلاي بيمار به اين قارچ، مدت زمان زيادي گذشته باشد ممكن است شخص حتي دچار اضافه وزن نيز شود.
يبوست: پزشكان هميشه بر اين عقيده‌اند كه يبوست ‌ام‌الامراض است. اينجا نيز ردپاي يبوست و شكل‌گيري نفخ ديده مي‌شود. در افراد مبتلا به يبوست كه حركات روده دچار اختلال و كندي حركت است همين مساله باعث اختلال در دفع گاز شده و نفخ شكم تشكيل مي‌شود.
كاهش حركت روده: ديده شده كه برخي بيماري‌ها مثل ديابت، بيماري‌هاي انگلي، تيروئيدي، بيماري‌هاي التهابي روده يا مصرف برخي از داروها باعث كاهش تحرك روده مي‌شود كه خود عاملي براي نفخ شكم است.
افزايش باكتري‌هاي روده: به طور طبيعي در روده همه ما باكتري‌هايي وجود دارند، اما چنانچه به دلايل گوناگوني اين باكتري‌ها شروع به تكثير كنند اينجاست كه ديگر نه‌تنها سودمند نيستند بلكه باعث اختلال هضم و جذب در روده مي‌شوند.
اختلالات آنزيمي: شايد شما هم جزو آن دسته از افرادي باشيد كه هيچ رغبتي به مصرف شير نداريد، چون با خوردن آن دچار نفخ مي‌شويد. اين افراد معمولا بدون آن كه خود خبر داشته باشند، دچار كمبود آنزيم لاكتاز هستند. كمبود اين آنزيم و كمبود گروه ديگري از آنزيم‌هاي گوارشي مي‌تواند موجب سوءهاضمه و سرانجام نفخ شكم شود.
بيماري‌هاي هشداردهنده: نفخ شكم مثل تب مي‌تواند به عنوان نشانه‌اي از يك بيماري باشد،‌ مثل ابتلا به تومور، سندرم روده تحريك‌پذير، بيماري سلياك، انسداد روده يا نشانه آپانديسيت و سنگ كيسه‌صفرا. در صورتي كه نفخ با گروهي از علائم هشداردهنده مانند كاهش وزن، كم‌خوني و اسهال همراه باشد حتما نياز به بررسي‌هاي
دقيق‌تري دارد.
توصيه‌هايي علمي براي رهايي از نفخ شكم
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/17/100893106573.jpgبا رعايت نكات ساده و همچنين با اصلاح سبك زندگي خود مي‌توانيد نفخ شكمتان را كاهش دهيد.
1 ـ غذاهايي را كه باعث ايجاد نفخ مي‌شوند مشخص كنيد و بتدريج مصرف آنها را كاهش دهيد. مثل حبوبات،‌ كلم، كاهو، بروكلي، پياز و سير همچنين كاهش مصرف غذاهاي پرچرب نيز مي‌تواند كمك زيادي به شما براي كاهش اين مشكل بكند.
2 ـ نوشيدني‌‌هاي گازدار نيز بايد از برنامه غذايي شما حذف شود، چرا كه گاز موجود در اين نوشيدني‌ها تخليه معده را كند مي‌كند.
3 ـ بهتر است وعده‌هاي غذايي را در حجم كم و دفعات بيشتر استفاده كنيد. داشتن آرامش هنگام صرف غذا نيز از موارد مهم پيشگيري است،‌ چرا كه استرس عامل ايجاد نفخ شكم است. پس غذايتان را در كمال آرامش و به آهستگي بخوريد و سعي كنيد قبل از قورت دادن، حسابي آنها را بجويد.
4 ـ كمبود مايعات يكي از دلايل مهم ايجاد يبوست است. پس حتما در شبانه‌روز از مصرف 8 ليوان آب غافل نشويد بويژه اگر غذاهاي فيبردار مصرف مي‌كنيد. همچنين استفاده از ملين‌هاي اسموتيك براي رفع يبوست و كاهش نفخ شكم مي‌تواند كمك‌كننده باشد.
5 ـ غذاهاي تازه و طبيعي مصرف كنيد و از مصرف غذاهاي سرد و بسته‌بندي شده بپرهيزيد.
6 ـ مصرف زياد قهوه، چاي و شكلات باعث تحريك دستگاه گوارش شده و نفخ شكم را به دنبال دارد. پس در مصرف اين موارد افراط نكنيد.
7 ـ اگر پس از مصرف شير يا محصولات لبني دچار نفخ مي‌شويد بايد از انواع بدون لاكتوز اين مواد غذايي استفاده كنيد.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:34 PM
ريه‌ها را از آلودگي‌هاي اضافي پاك كنيد


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/17/100893106914.jpg در حالي كه سرطان گروه عمده‌اي از بيماري‌هاي خطرناك را تشكيل مي‌دهد، شناختن اعضاي اين خانواده بزرگ نه‌تنها باعث رعب و وحشت نمي‌شود بلكه موجب مي‌شود با كسب اطلاعات كافي در زمينه اين بيماري‌ها بتوانيم اقدامات پيشگيرانه و درماني مناسب را بموقع انجام دهيم و به بهبود كيفيت، زندگي بيماران و در مواردي درمان آنها نايل شويم.
سرطان ريه يكي از خطرناك‌ترين اعضاي خانواده سرطان‌هاست كه در بيشتر نقاط دنيا به‌خصوص در مناطق آلوده و صنعتي به‌عنوان سردسته مرگ‌هاي ناشي از سرطان شناخته مي‌شود. سرطان ريه در مردان از سرطان پروستات و در زنان از سرطان سينه كشنده‌تر است. در مورد سرطان ريه باورهاي نادرست بسياري وجود دارد. به عنوان مثال بيشتر مردم بر اين باورند كه اين بيماري فقط به سيگاري‌ها اختصاص دارد و نمي‌دانند كه افراد غيرسيگاري هم مي‌توانند به اين بيماري مبتلا شوند. پس همه بايد اين بيماري را بدرستي بشناسند تا در دام بدفهمي‌هاي نادرست گرفتار نيايند.
سيگار و سرطان ريه
بدفهمي‌هاي مختلفي در زمينه سرطان ريه وجود دارد كه بيشتر آنها از بي‌توجهي ما ناشي مي‌شوند. اگر مي‌خواهيد از ابتلا به سرطان ريه پيشگيري كنيد يا از آسيب وارده آن به بدن بكاهيد، بايد بي‌توجهي را كنار بگذاريد. يكي از اين باورها اين است كه فردي كه براي چندين سال پياپي سيگار مي‌كشيده ديگر دچار آسيب دائمي ريه شده است و ترك سيگار در چنين شرايطي براي او بي‌فايده است، اما حقيقت اين است كه هيچ وقت براي ترك سيگار دير نيست و در واقع متوقف‌كردن اين عادت فوايد آني دارد؛ مانند بهبود گردش خون و عملكرد ريه‌ها. حتي ديده شده كه به مرور زمان خطر ابتلا به سرطان ريه در افرادي كه سيگار را ترك كرده‌اند، كاهش مي‌يابد. تحقيقات نشان داده‌اند كه پس از گذشت 10 سال از ترك سيگار خطر ابتلا به سرطان ريه به نصف كاهش مي‌يابد. علاوه بر آن سيگار كشيدن با درمان سرطان ريه تداخل دارد و اثر داروها را كاهش مي‌دهد. سرعت ترميم بافت‌ها در افراد سيگاري كندتر از افراد غيرسيگاري است.
برخي افراد كه از سيگار برگ يا پيپ استفاده مي‌كنند بر اين باورند كه فقط سيگار موجب سرطان ريه مي‌شود و خطري آنها را تهديد نمي‌كند، اين در حالي است كه مصرف دخانيات به هر صورتي كه باشد به بدن آسيب مي‌رساند. از اين رو اين افراد در خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان‌هاي دهان و گلو قرار دارند.
خيلي‌ها فكر مي‌كنند سيگارهاي لايت بهتر از انواع معمولي هستند. شايد جالب باشد كه بدانيد سيگارهاي لايت اگر خطرناك‌تر نباشند به همان اندازه سيگارهاي معمولي زيان‌آورند. تحقيقات نشان داده كه دخانيات حاوي منتول (جوهر نعناع)‌ خطرناك‌ترند، زيرا سيگاري‌ها آنها را با تنفس عميق‌تري استعمال كرده و آن را به عمق بيشتري از ريه مي‌فرستند.
در افرادي كه دچار سرطان ريه شده‌اند و با وجود اين هنوز از سيگاركشيدن دست نكشيده‌اند، تاثير درمان كمرنگ شدن و عوارض جانبي تشديد مي‌شوند. حتي بعد از عمل جراحي سرعت بهبود در كساني كه سيگار را كنار گذشته‌‌اند، بيشتر است. افرادي كه به علت سرطان حنجره تحت پرتو درماني قرار مي‌گيرند در صورتي كه به سيگار كشيدن ادامه دهند، ممكن است نتوانند صداي طبيعي اوليه خود را بازيابند. همچنين ترك سيگار در بيشتر مواقع از بروز ساير سرطان‌ها جلوگيري مي‌كند.
بايد بدانيد كه سيگار كشيدن تنها علت ابتلا به سرطان ريه نيست و عوامل خطر ديگري نيز در ابتلا به اين سرطان نقش دارند. دومين عامل خطر بعد از سيگار كشيدن، گاز راديواكتيوي به نام رادون است. اين گاز از زمين و خاك متصاعد مي‌شود و بويي ندارد و مي‌تواند به داخل ساختمان‌ها نفوذ كند. به همين ترتيب قرار گرفتن در معرض آزبست و وينيل كلريد موجب افزايش خطر سرطان ريه مي‌شود، اما تاكنون رابطه‌اي بين پودر تالك كه در صنعت طلق‌سازي به كار مي‌رود و سرطان ريه ديده نشده است.
دشمنان ريه را بشناسيد
سرطان ريه يك بيماري خطرناك است كه هر دو گروه جنسي را به يك نسبت مورد ابتلا قرار مي‌دهد. شايد خانم‌ها بر اين باور باشند كه سرطان ريه بيشتر بيماري مردان است تا زنان ولي تقريبا نزديك به نيمي از موارد سرطان ريه در زنان ديده شده است. در سال 2005 ميلادي، 69 هزار و 78 نفر زن به علت ابتلا به اين سرطان جان خود را از دست داده‌اند. در حالي كه در همين سال مرگ و مير ناشي از سرطان سينه در زنان 41 هزار و 116 نفر را شامل مي‌شده است. از سال 1991 تا 2005 ميزان سرطان ريه 8‌/‌1 درصد در مردان كاهش يافته است ولي در زنان به ميزان 5‌/‌0 درصد در سال افزايش داشته است.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/17/100893107215.jpgبه نظر شما آيا آلودگي هوا مي‌تواند روي افزايش ابتلا به سرطان ريه نقش داشته باشد؟ جواب مثبت است ولي بايد دانست كه اين خطر در مقايسه با خطر مصرف دخانيات اندك است. پس براي پيشگيري از ابتلا به سرطان ريه، بهترين كار قطع مصرف سيگار و در درجه بعدي رعايت احتياط‌هاي لازم در مواجهات شغلي با مواد سرطان‌زا (عامل 29 ـ 13 درصد سرطان‌هاي ريه در مردان)‌ و همچنين داشتن رژيم غذايي مناسب و فعاليت‌ بدني كافي است.
اين تصور كه سرطان ريه فقط در سالمندان رخ مي‌دهد، نادرست است. بد نيست بدانيد كه هر چند اغلب موارد سرطان ريه در سالمندان ديده مي‌شود، اما افراد جوان و حتي كودكان نيز مي‌توانند به اين بيماري مبتلا شوند. يكي از انواع سرطان‌ ريه كه سرطان برونكيو آلوئولار نام دارد در حال افزايش در ميان خانم‌‌هاي غيرسيگاري جوان است.
برخي افراد زير بار جراحي سرطان ريه نمي‌روند و بر اين باورندكه اگر سرطان ريه در تماس با هوا قرار گيرد در بدن پخش مي‌شود و به همين جهت جراحي آنها خطرناك است. اما اين موضوع صحيح نيست و جراحي نه‌تنها موجب پخش‌شدن سرطان ريه نمي‌شود بلكه در مراحل اوليه مي‌توان آن را درمان كرد. البته در بيشتر افراد هنگامي سرطان ريه تشخيص داده مي‌شود كه سرطان به مرحله پيشرفته‌اي رسيده و درمان آن امكان‌پذير نيست. با وجود اين كه سرطان ريه درمان قطعي ندارد ولي راه‌هايي براي تخفيف شدت بيماري و بهبود كيفيت زندگي و طول عمر وجود دارد.
بنابراين بهترين راه براي مقابله با سرطان ريه رعايت اقدامات پيشگيرانه‌‌اي چون ترك سيگار، رعايت نكات ايمني هنگام مواجهه با مواد سرطان‌زاي شغلي، داشتن رژيم غذايي سالم و ورزش منظم است.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:35 PM
پسوريازيس بيماري پوستي ناشناخته

پسوريازيس يك بيماري پوستي مزمن است. البته تعداد مبتلايان به اين بيماري در كشورهاي مختلف متفاوت بوده و چيزي ميان 2 تا 3 درصد افراد به اين بيماري مبتلا مي‌شوند. در ايران آمار دقيقي در مورد اين بيماري وجود ندارد، اما تخمين زده مي‌شود به طور متوسط 2 درصد جمعيت به اين بيماري مبتلا باشند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/19/100893275466.jpg پسوريازيس بيماري التهابي مزمن پوست است. اين بيماري با لكه‌هاي قرمز رنگي كه پوسته‌هاي سفيد نقره‌اي رنگ روي آن ظاهر مي‌شود، مشخص خواهد شد. قسمت‌هاي شايعي از بدن كه اين بيماري در آنها نمود پيدا مي‌كند، سر آرنج‌ها و سر زانوها هستند. البته نبايد فراموش كرد اين بيماري و علائم آن مي‌تواند در هر قسمتي از پوست ظاهر شود.
علائم بيماري
بيماري با لكه‌هاي قرمز و پوسته‌هاي سفيد نقره‌اي روي پوست، خود را نشان مي‌دهد. اما گاهي و به ندرت ممكن است با دانه‌هاي چركي و با ظاهري متفاوت نيز بروز كند. در موارد خاصي هم ممكن است بيماري شديد شده و سرتاسر پوست بدن را قرمز كرده و پوسته‌ريزي ايجاد شود. اين بيماري در ناخن‌ها هم ممكن است علائمي داشته باشد؛ مواردي مانند فرورفتگي‌هاي روي ناخن، جدا شدن صفحه ناخن از بستر آن يا لكه‌هاي روغني شكلي در زير ناخن.
اين بيماري سيري مزمن دارد و ممكن است گاهي شرايط بهتر يا بدتر شود. عواملي ممكن است اين بيماري را تشديد كنند. استرس‌هاي روحي و مصرف داروهايي خاص از جمله مواردي است كه در تشديد بيماري موثر خواهند بود.
علت اصلي بيماري هنوز مشخص نيست. با اين‌كه دليل اصلي بروز بيماري مشخص نيست، اما مطالعات نشان داده عوامل ارثي در ايجاد اين بيماري دخيل است. علاوه بر اين موارد، اشكالاتي كه در سيستم ايمني بدن وجود دارد نيز ممكن است باعث بروز بيماري باشد.
با اين‌كه اين بيماري به طور معمول از دهه دوم زندگي شروع مي‌شود، اما ممكن است در شيرخوارگي هم بروز كرده يا در سنين كهنسالي نيز ايجاد شود.
بيماري پسوريازيس مسري نيست. با اين‌كه مصرف سيگار مي‌تواند در تشديد اين بيماري موثر باشد، اما تا كنون رژيم غذايي خاصي براي اين بيماري توصيه نشده است. البته بيماري پسوريازيس گاهي با ساير بيماري‌ها مانند بيماري‌هاي قلبي‌ـ‌عروقي، ديابت و... نيز ممكن است ارتباط داشته باشد. تورم مفاصل از ديگر بيماري‌هاي مرتبط با پسوريازيس است؛ به گونه‌اي كه شايد بتوانيم بگوييم تا‌30‌درصد بيماران ممكن است دچار تورم مفصل هم بشوند.
پوسته‌هاي روي سر تنها در اين بيماري ظاهر نشده و گاهي ساير بيماري‌ها مانند نوعي اگزما نيز ممكن است باعث بروز اين پوسته‌ها شود، بهمین خاطر اين بيماري به طور معمول تاثيري در ريزش مو ندارد.
درمان يا كنترل بيماري
اين بيماري قابليت كنترل دارد ولی با این حال اين بيماري درمان سريع ندارد اما با استفاده از داروهاي مختلف مي‌توانيم آن را كنترل كنيم. آفتاب نيز براي مبتلايان به اين بيماري بسيار مفيد است. به همين دليل ممكن است آنها در تابستان شرايط بهتر و زندگي مطلوب‌تري داشته و در زمستان علائم شديدتري را تجربه كنند.
درمان و كنترل اين بيماري نكات مهمي دارد كه اگر به هر دليل پزشك آنها را ناديده بگيرد، ممكن است با تجويز داروهايي حتي موجب تشديد بيماري شود. به همين دليل وي باز هم تاكيد مي‌كند كساني كه با چنين علائمي روبه‌رو مي‌شوند، بايد مراجعه به پزشك متخصص پوست و مو، روند درمان را با دقت و بر اساس دستورات پزشك معالج پيگيري كنند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:35 PM
در سال‌هاي اخير ورزش كوهنوردي در ميان اقشار مختلف جامعه گسترش پيدا كرده و همه هفته افراد زيادي در سراسر ايران به كوه مي‌روند. وجود وسايلي مثل تله‌كابين و هموار شدن جاده‌هاي كوهستاني، رسيدن به ارتفاعات بلند را آسان‌تر كرده و احتمال بروز بيماري‌هايي كه به عنوان بيماري ارتفاع شناخته مي‌شوند را بيشتر از گذشته كرده است.در اين مبحث به انواع اين بيماري‌ها و روش صحيح درمان آنها اشاره مي‌شود.
در كنار دريا فشار هوا 760 ميلي‌ليتر جيوه است. با زياد شدن ارتفاع، هوا رقيق مي‌شود و به همان نسبت ميزان اكسيژن هوا كمتر مي‌گردد. كاهش تدريجي اكسيژن بيشترين تاثيرات خود را بر سيستم تنفسي و قلبي ـ عروقي مي‌گذارد. تنفس در ارتفاعات، تندتر و عميق‌تر مي‌شود و ضربان قلب با نيرو و تعداد بيشتري خواهد زد. هر دو اين مكانيسم‌ها تا حدودي كمبود اكسيژن را جبران مي‌كنند، اما درعوض دفع دي‌اكسيدكربن (2oc) نيز افزايش يافته و اسيديته خون كم مي‌شود (خون‌قليايي شده وph بالا مي‌رود.)
كوه‌گرفتگي حاد
مجموعه علائم سردرد، ضعف مفرط، سرگيجه و تنگي‌نفس، نشانه‌هاي بيماري كوه‌گرفتگي حاد مي‌باشند. سردرد علامت اصلي اين بيماري است. بايد دانست كه به دليل تابش نور خورشيد، كم‌آبي، خستگي و گرسنگي، سردرد در ارتفاعات مشكل شايعي است. فردي كه دچار سردرد است بايد ابتدا استراحت كرده، نوشيدني بنوشد و در صورت ادامه سردرد اگر يكي از علائم ذيل وجود داشت بيماري كوه‌گرفتگي حاد مطرح مي‌شود:
1.‌ تهوع يا استفراغ 2.‌ ضعف يا خستگي مفرط3. سرگيجه يا سياهي رفتن چشم4.‌ بي‌خوابي
عامل اصلي كوه گرفتگي افت فشار هوا و افت اكسيژن خون است.
درمان
فرد دچار كوه‌گرفتگي اگر به ارتفاع پايين برگردانده شود در عرض چند ساعت كاملا خوب مي‌شود، اما براي درمان اين بيماري، بازگشت اجباري نيست. استراحت و استفاده از دارو موجب بهبودي شده و فرد مي‌تواند به صعود ادامه دهد. در‌صورت امكان، 24 ساعت استراحت براي بهبودي كافي است و استفاده از داروها اين روند را تسريع خواهد كرد.نكته مهم اين‌كه فرد دچار كوه‌گرفتگي حاد تنها در صورت بهبودي از اين بيماري مجاز به ادامه صعود است و در غير اين صورت صعود به ارتفاع بالاتر او را در معرض ابتلا به بيماري كشنده اِدم مغزي حاد قرار خواهد داد.بهترين درمان اين بيماري اكسيژن است اگرچه حمل كپسول اكسيژن اصلي‌ترين مانع استفاده از آن مي‌باشد. در صورتي كه حال بيمار بد باشد از استازولاميد (دياموكس) كه نوعي مدر (افزاينده ادرار) است و دگزامتازون با تجويز پزشك مي‌توان مصرف كرد.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:36 PM
امان از وسواس


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/22/100893521579.jpg اگر حتي يكي از اعضاي خانواده هم دچار وسواس باشد يا بقيه تحت تاثير او در فشار هستند يا اين كه او تحت انتقادهاي بقيه آزار مي‌بيند.
در واقع وسواس از اختلالات اضطرابي است كه شكل‌هاي مختلفي هم دارد. اين بيماري پيچيده و آزاردهنده‌ است و شخص را مجبور مي‌كند تا رفتاري برخلاف ميل و اراده انجام دهد و با آن كه مي‌داند افكار و رفتارش بيهوده است ولي خود را در رهايي از آن ناتوان مي‌بيند. وسواس گاهي از دوران كودكي شروع مي‌شود، ولي نمونه‌هاي آن را در تمام گروه‌هاي سني مي‌توان مشاهده كرد.
انواع وسواس شامل وسواس فكري و وسواس عملي است. در وسواس فكري افكار و تصاوير ذهني كه خارج از كنترل هستند و فرد را تحت تاثير قرار مي‌دهند، موجب ناراحتي او مي‌شوند. وسواس عملي نيز شامل اعمالي اجباري هستند كه بيمار بارها و برطبق نظم خاصي براي از بين بردن افكار وسواسي خود انجام مي‌دهد. اين كارها جنبه منطقي ندارند و كاملا بيهوده به نظر مي‌رسند.
علائم مشخص و عمومي وسواس شامل ترس، اجبار و لزوم، احساس ناتواني، دقت و نظم افراطي، پرخاشگري، وارسي كردن، تكرار و رفتار خرافاتي است. براي مثال فرد وسواسي همواره مي‌ترسد كه دچار حادثه ناگوار شود. مثلا مي‌گويد اگر از خيابان عبور كنم، تصادف خواهم كرد. همچنين فرد در خود احساس الزام به انجام عملي دارد و ناچار است اعمال و رفتاري را به صورت اجباري انجام دهد؛ به طوري كه با وجود آگاهي از بيماري‌اش خود را مجبور به انجام رفتارهاي تكراري مي‌داند.
بيمار در مواجهه با مشكلات، احساس ناتواني و درماندگي مي‌كند و قادر به كنترل آن نيست. افراد وسواسي در تكرار رفتارهاي وسواس‌گونه دقيقاً از نظم و ترتيب خاصي پيروي مي‌كنند كه موجب آزار اعضاي خانواده مي‌شود. اين بيماران گاهي براي انجام رفتارهاي وسواسي دست به كارهايي مي‌زنند كه با پرخاشگري و عصبانيت و حتي خودآزاري همراه است.بعلاوه شخص وسواسي وقتي كاري مي‌كند از انجام آن اطمينان ندارد. فرد عملي را بارها انجام مي‌دهد، مثلا دست خود را بارها و بارها مي‌شويد تا شايد آرام بگيرد.
جالب است بدانيد كه ابتلا به وسواس تا حدود 50 درصد زمينه ژنتيكي دارد و حدود 2 تا 3 درصد مردم جهان به اين بيماري مبتلا هستند. به گفته پزشكان،وسواس را در اقوام درجه يك و دو مي‌توان يافت. علاوه بر اين، نسبت جنسيتي در مبتلا شدن به وسواس در زن و مرد تقريبا برابر است.
علت وسواس
شكل‌گيري وسواس ريشه در عوامل مختلفي دارد، مي‌تواند مربوط به حوزه بيولوژيك يا زيست‌شناختي باشد كه معمولا توسط ژن‌ها از والدين منتقل مي‌شود.
مسائل روان‌شناختي و اتفاقات رواني مانند مشكلات خانوادگي و همچنين حوزه مسائل اجتماعي كه شامل اتفاقات اجتماعي تاثيرگذار بر فرد است نيز مي‌توانند از عوامل ابتلا به اين بيماري محسوب شوند.
وسواس يكي از بيماري‌هاي اعصاب و روان است كه تا مدت‌ها توسط خود فرد و خانواده وي تحمل شده و در نهايت براي درمان به پزشك مراجعه مي‌شود. حدود نيمي از افراد مبتلا ابتدا به پزشكاني غير از روانپزشك مراجعه كرده و سپس به مراكز روانپزشكي ارجاع داده مي‌شوند.
شستشوي مكرر، چك كردن و ترديد داشتن از علائم وسواس شمرده می شوند. در وسواس ذهني، يك فكر مزاحم در ذهن فرد مبتلا شكل گرفته و به دنبال آن فرد به طور مكرر به انجام اعمالي در اين زمينه اقدام كرده تا آنجا كه آن فكر مزاحم به يك رفتار تكراري و ناراحت‌كننده تبديل مي‌شود. به عنوان مثال فرد در ذهن خود مي‌پندارد كه اتفاق ناگواري در پيش است؛ پس از گذشت مدتي به اين نتيجه مي‌رسد كه انجام رفتاري منجر به كاهش اين ناراحتي و رفع خطر مي‌شود؛ در اين مرحله وسواس رفتاري به دنبال وسواس ذهني شكل مي‌گيرد كه گاهي ممكن است فرد با رغبت به انجام آن اقدام كند؛ اين در حالي است كه بسياري از مواقع به انجام آن تمايل ندارد، اما اختلال وسواس وي را ملزم به انجام آن عمل مي‌كند.
وسواس ممكن است ريشه در اتفاقات خانوادگي داشته باشد. خانواده هم مي‌تواند باعث ايجاد وسواس شده و هم مي‌تواند از آن تاثير گرفته، متشنج شده و به اختلال عملكرد دچار شود. بنابراين براي درمان وسواس و رفع آسيب‌هاي ناشي از آن بايد علت ايجادكننده آن از بين برود.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:37 PM
تبخالي در چشم


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/22/100893521539.jpg ويروس تبخال (Herpes Simplex) يكي از شايع‌ترين علل تاول‌هاي ناحيه دهان و بيني و بعضي اوقات چشم است و برخلاف پوست، موجب زخم و التهاب‌هاي مزمن در چشم مي‌شود.

تبخال چشمي مي‌تواند توليد يك زخم دردناك روي پلك يا سطح چشم كند و باعث التهاب و ورم قرنيه شود.
اين ويروس در ايران نيز بسيار شايع است و بسياري از دوران كودكي تا بزرگسالي و حتي ميانسالي آن را تجربه مي‌كنند و ممكن است آن را روي چشم خود نيز داشته باشند.
درمان سريع تبخال با داروهاي ضدويروس مي‌تواند از تكثير ويروس و تخريب لايه سلول‌هاي سطح قرنيه جلوگيري كند.
تحقيقات نشان مي‌دهد كه فاكتورهايي نظير تب، استرس، نور خورشيد و ضربات باعث عود تبخال مي‌شود.
چگونه ويروس تبخال به چشم مي‌رسد؟
تقريبا تمام افراد در دوران كودكي در معرض ويروس تيپ يك قرار مي‌گيرند و اين در حالي است كه عفونت اوليه خفيف بوده و معمولا ايجاد گلودرد يا زخم در دهان كرده و خود به خود بهبود مي‌يابد. معمولا منبع اين بيماري يكي از افراد فاميل يا دوستي است كه اين ويروس را در بزاق يا ترشحات بيني يا ضايعه فعال دهاني دارد كه وقتي اين ويروس وارد بدن مي‌شود به صورت خفته در عقده‌هاي عصبي مانده و در شرايط خاصي مانند تب، استرس، نور آفتاب، تغييرات هورموني (عادت ماهانه)، گرما، ضربه و حتي استفاده از بعضي داروهاي خاص (كورتون‌ها) فعال مي‌شود.
ممكن است هنگام فعال شدن و عود مجدد، اين ويروس چشم را نيز درگير كند كه معمولا باعث عفونت پلك (بلفاريت)، ملتحمه (كونژنكتيويت) و قرنيه (كراتيت) مي‌شود.
كراتيت (التهاب قرنيه) از اولين علائم چشمي اين بيماري است و اغلب لايه‌هاي سطحي قرنيه را گرفتار مي‌سازد. اگر عفونت به لايه‌هاي عمقي‌تر قرنيه گسترش يابد، احتمال ماندن محل زخم در قرنيه افزايش پيدا مي‌كند كه در اين هنگام ممكن است در برخي افراد يووئيت نيز اتفاق افتاده و بندرت باعث تخريب وسيع شبكيه چشم شود.
چه كساني مستعد اين عفونت هستند؟
تبخال يكي از شايع‌ترين عفونت‌هاي دنياست كه 60 درصد افراد جامعه را درگير مي‌كند. با اين كه اين بيماري را مي‌توان با مراجعه بموقع به پزشك متوقف كرد ولي در بسياري از كشورهاي جهان (حتي كشورهاي پيشرفته)، كراتيت هرپسي شايع‌ترين علت كوري قرنيه‌اي به شمار مي‌رود. سالانه 500 هزار نفر در آمريكا دچار تبخال چشمي مي‌شوند و طي تحقيقات به دست آمده‌ در ايران نيز عفونت‌هاي تبخال چشمي بسيار شايع است كه متاسفانه تاكنون آمار دقيقي از مبتلايان در دسترس نيست.
علائم و نشانه‌هاي اين بيماري كدامند؟
ريزش اشك، قرمزي در چشم، حساسيت به نور و كاهش بينايي را مي‌توان از علائم اين بيماري دانست.
در عفونت‌هاي ويروسي چشمي، نوع آبريزش‌ رقيق و آبكي است و معمولا يك چشم درگير آن مي‌شود، در حالي كه در عفونت‌هاي باكتريايي، نوع آبريزش، غليظ و چسبنده است.
نحوه تشخيص بيماري
اين عفونت به سادگي توسط چشم‌پزشكان قابل تشخيص است و بيمار بايد به وسيله دستگاهslit lamp معاينه شود ولي گاهي نيز ممكن است براي تشخيص دقيق‌تر پزشك از قطره‌هاي چشمي استفاده كند.
در اين عفونت معمولا يك زخم كوچك در قرنيه (كه همان ناحيه شفاف‌ جلوي چشم است) به صورت شاخه شاخه (dentritic)‌ خود را نشان مي‌دهد كه اگر بموقع درمان نشود، موجب زخم‌هاي ماندگار در قرنيه و سرانجام باعث كوري مي‌شود.
درمان اين بيماري چيست؟
درمان اين بيماري بستگي به شدت و ضعف آن دارد. در گام اول، اين عفونت چشمي با استفاده از قطره‌ها، پمادهاي چشمي و گاهي داروهاي ضد ويروسي خوراكي درمان مي‌شود و گاهي پزشك نواحي آسيب‌ديده را با ملايمت توسط يك اپليكاتور كه انتهاي آن از كتان است، از روي چشم برمي‌دارد.
افرادي كه به طور مكرر دچار عفونت چشمي Herpes مي‌شوند پس از مدتي، قرنيه‌شان كه يك بافت شفاف است، تبديل به يك شيشه مه گرفته مي‌شود و ممكن است براي بهبود ديدشان، نياز به پيوند قرنيه پيدا كنند كه اگر لايه‌هاي عمقي قرنيه گرفتار شده باشد، ممكن است كه چشم‌پزشك علاوه بر موارد بالا از قطره‌هاي كورتيكو استروئيدي (كورتون) نيز براي كاهش التهاب استفاده كند ولي اين موضوع را نبايد فراموش كرد كه استفاده از قطره‌هاي كورتيكو استروئيدي بايد با نظارت دقيق پزشك صورت گيرد در غير اين صورت آسيب‌هاي جدي به چشم وارد مي‌شود.
اگر عفونت‌هاي چشمي ويروس هرپس عودكننده باشد، بيمار بايد روزانه يك يا 2 قرص ضدويروسي به صورت خوراكي مصرف و از قرار گرفتن در معرض نور خورشيد خودداري كند يا استفاده از از عينك‌هاي آفتابي را فراموش نكند.
اين بيماري به طور كامل قابل ريشه‌كن شدن نيست و بر اساس مطالعات اگر فردي يك بار دچار تبخال چشمي شود به احتمال 50 درصد، شانس عود خواهد داشت و اين گرفتاري ممكن است هفته‌ها يا حتي سال‌ها پس از گرفتاري اوليه بروز كند كه نياز به درمان مجدد خواهد داشت، از اين رو توصيه مي‌كنيم، بيماراني كه سابقه تبخال چشمي دارند سالانه توسط چشم‌پزشك معاينه يا در صورت مشاهده هر گونه علائم تبخال چشمي، فورا به چشم‌پزشك مراجعه كنند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:37 PM
من دوست ندارم غذا بخورم

اختلالات خوردن به آشفتگي قابل ملاحظه در رفتار غذا خوردن گفته مي‌شود و دو اختلال عمده غذا خوردن شامل بي‌اشتهايي عصبي و پراشتهايي عصبي است.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/26/100893878245.jpg
بي‌اشتهايي عصبي درواقع يك نوع گرسنگي خودتحميلي است كه به طور عمده در ميان دختران نوجوان ديده مي‌شود و ممكن است تا بزرگسالي نيز ادامه يابد. ويژگي اين اختلال آن است كه فرد مبتلا اغلب دچار اشتغال ذهني نسبت به غذا مي‌شود و به لاغري فكر مي‌كند، در نتيجه سلامتي‌اش به خطر مي‌افتد.
در اين بيماري علاوه بر از دست‌دادن شديد وزن و ماهيچه‌ها، نشانه‌هايي مثل قطع چرخه قاعدگي، كم شدن ضربات قلب،‌افت فشار خون، كم شدن حرارت بدن و رشد موهاي نرم در بدن پديد مي‌آيد. اختلال پرخوري عصبي نيز يك رفتار جبراني نامناسب است كه حدود 10 درصد از مبتلايان آن را مردان تشكيل مي‌دهند.
خوردن مقدار زيادي غذا به صورت دوره‌اي، غيرقابل كنترل، وسواسي، با سرعت زياد (در يك دوره كوتاه ‌شكم‌بارگي)‌ و سپس القاي استفراغ، مصرف مسهل‌ها، تحميل گرسنگي ‌يا انجام ورزش‌هاي شديد و سنگين به منظور جلوگيري از افزايش وزن از مشخصات افراد مبتلا به پراشتهايي عصبي مي‌باشد.
مي‌توان گفت كه اختلالات خوردن تحت تاثير عوامل مختلفي ايجاد مي‌شود كه اين عوامل شامل فشار فرهنگي‌ـ اجتماعي، عوامل زيست‌شناختي و عوامل روان‌شناختي مي‌باشد. در اينجا به عوامل روان‌شناختي اين اختلال مي‌پردازيم كه شايد بتوان گفت از مهم‌ترين علل اختلال خوردن مي‌باشد.
علل روان‌شناختي اختلالات خوردن
بي‌اشتهايي و پراشتهايي رواني بيشتر اختلال روان‌شناختي محسوب مي‌شود تا يك بيماري جسماني. استرس و اضطراب از عوامل مهم بروز اختلال خوردن مي‌باشد و فرد در مواجهه با موقعيت‌هاي اضطراب‌زا و رهايي كوتاه‌مدت از استرس به پرخوري پناه مي‌برد. در اين ميان ميزان شيوع اختلال‌هاي اضطرابي در زنان بيشتر از مردان است چراكه زنان با منابع استرس اجتماعي بيشتري مواجه هستند.
پژوهشگران سال‌هاست به اين نتيجه رسيده‌اند كه برخي از ويژگي‌هاي معين شخصيتي از والدين به كودكان به ارث مي‌رسند. اگر اين گونه باشد مي‌توان گفت بي‌اشتهايي و پراشتهايي رواني تحت تاثير تركيبات ژنتيكي نيز مي‌باشد. مثلا مادراني كه به خاطر احساس نياز براي داشتن بدن بي‌عيب و نقص رژيم مي‌گرفته‌اند، دو برابر مادراني كه رژيم نمي‌گرفته‌اند، به دختران و پسران خود فشار مي‌آوردند كه همان كار را بكنند.
در مورد بي‌اشتهايي رواني، روان‌شناسان بر اين عقيده‌اند كه اين اختلال از عوامل روان‌شناسي و هيجاني معين ناشي مي‌شود.
برخي عوامل مرتبط با اين اختلال عبارت است از عزت نفس پايين، افسردگي و استرس‌هاي ناشي از شرايط آسيب‌زا مانند طلاق و مرگ. با اين وجود برخي از پژوهشگران نيز معتقدند كه ممكن است ريشه اين اختلالات عميق‌تر از اينها باشد و در نتيجه الگوي تعاملي خاصي به وجود آمده باشد.
براي نمونه خانواده‌هاي افراد دچار بي‌اشتهايي رواني داراي 4 ويژگي مسلط هستند:
خانواده معمولا درهم تنيده است، يعني هيچ‌كس نمي‌تواند فرد مستقلي باشد.
خانواده بسيار محافظت‌كننده است و همه مكررا در مورد سلامت يكديگر اظهار نگراني مي‌كنند.
اين خانواده‌ها انعطاف‌ناپذير، بسيار خشك و مقاوم در‌برابر تغيير مي‌باشند.
تحمل تعارض در اين خانواده‌ها بسيار كم است، بنابراين تعارضات حل نشده باقي مي‌ماند و فشار رواني نيز در اين خانواده‌ها بالاست.
طبق عقيده روان‌شناسان افرادي كه از اختلالات خوردن رنج مي‌برند، اغلب با وجود بيمار بودن خود را سالم مي‌دانند. آنها (بي‌اشتهايان و پراشتهايان رواني)‌ يك خودانگاره تعريف شده از خود دارند. نياز به جلب توجه كه از عزت نفس پايين ناشي مي‌شود خود يك علت زيربنايي براي اختلالات خوردن اين افراد مي‌باشد.
بنابراين بي‌اشتهايي و پراشتهايي رواني مي‌توانند دقيقا راهي براي جلب توجه محسوب شوند. معمولا كودكاني كه ناديده گرفته شده و مورد انتقاد، استهزا يا سوءاستفاده قرار گرفته‌اند‌ ، داراي عزت نفس پايين و خودپنداره منفي هستند. كودكان فاقد عزت نفس با احساس بي‌كفايتي بزرگ شده و به دنبال تاييد ديگران هستند. بسياري از بچه‌هاي دچار كم‌اشتهايي عصبي در مقايسه با همسالان خود به خوش‌رفتاري غيرمعمول و همانندي با افرادي كوچك‌تر از خود تمايل دارند.
كمال‌‌طلبي نيز از ديگر علل مهم روان‌شناختي اختلالات خوردن مي‌باشد. افرادي كه كمال‌طلب هستند، ممكن است در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به خوردن باشند.
بسياري از پزشكان بر اين عقيده‌اند كه كنترل‌كردن كالري‌‌ها با نياز به فرد كمال‌گرا براي كنترل هر چيزي همراه است. افراد دچار بي‌اشتهايي عصبي معمولا شخصيتي وظيفه‌شناس‌ و كمال‌گرا مي‌باشند. اين افراد مي‌كوشند هر كاري را با نهايت توانايي انجام دهند و در انجام مسووليت‌هايشان تمام تلاش و كوشش خود را با پشتكار و وسواس‌ فكري به كار مي‌گيرند.
اختلالات خوردن در بچه‌ها
اغلب الگوهاي خوردن بچه‌ها موجب نگراني‌هاي والدين در برخي از مراحل رشد‌شان مي‌شود.
اين الگوها معمولا بخشي از مراحل طبيعي رشد بچه‌هاست. در واقع اختلالات خوردن به همان ميزان كه با خوردن و غذا سر و كار دارد با ديدگاه منفي فرد از خودش نيز مرتبط مي‌باشد. بچه‌هاي دچار اين اختلال، آمادگي ‌دارند كه خود را نكوهش كنند و فكر كنند بي‌فايده و بي‌ارزشند. اين خود پست‌انگاري با نارضايتي در مورد ظاهر، هيكل و اندازه نمود پيدا مي‌كند و به نوبه خود به رفتارهاي مشكل‌ساز مي‌انجامد.
شايع‌ترين اختلالات خوردن در بچه‌ها شامل:
كم‌اشتهايي، پراشتهايي، انتخابي خوردن، محدود خوردن، هراس از غذا، اختلال عاطفي اجتناب از غذا و پرخوري بي‌اختيار مي‌باشد.
كم‌اشتهايي عصبي
كم‌اشتهايي عصبي شناخته‌شده‌‌ترين اختلال خوردن است. بچه‌ها دچار كم اشتهايي عصبي توانايي سد كردن احساس گرسنگي خود را پرورش مي‌دهند. اين بچه‌ها هر موقع كه بتوانند از غذا خوردن اجتناب مي‌كنند و گاه مجبور مي‌شوند مقدار بسيار كمي غذا بخورند. اين اختلال به ميزان بسيار بيشتر در دختران پيش مي‌آيد و كمتر از
3 درصد اين افراد پسر هستند. اين گروه از بچه‌ها از همه نوع خانواده برحسب نژاد، مذهب، ثروت و شغل والدين مي‌باشند. بچه‌هاي دچار كم‌اشتهايي عصبي فكر مي‌كنند چاق هستند در حالي كه لاغرند، آنها فكر مي‌كنند كه سيرند در حالي كه گرسنه‌اند.
اغلب آنان بر اين باورند كه چاق، زشت و بي‌مصرف هستند حال آن كه اين موضوع در نظر اطرافيان خنده‌دار است.
پراشتهايي عصبي
يكي ديگر از شناخته‌شده‌ترين اختلالات خوردن در بچه‌ها، پراشتهايي عصبي است. پراشتهايي‌ عصبي يا ‌گرسنگي گاوي‌ باعث مي‌شود كه افراد اشتهاي سيري‌ناپذير داشته باشند و در خوردن و نوشيدن زياده‌روي كنند گويي كنترل خود را از دست مي‌دهند و مقدار بسيار زيادي از غذا را كه از نظر يك فرد عادي زياد است، در يك زمان بخورند. گاه نيز ممكن است تركيبي از چند خوراكي غيرمعمول يا مقدار زياد از يك نوع خوراكي (دو بسته بيسكويت)‌ را بخورند.
اين افراد اغلب در مورد خود احساس تنفر و گناه مي‌كنند و مي‌كوشند با استفراغ كردن خود را از شر غذاهاي خورده شده راحت كنند. تفاوت اين بچه‌ها با بچه‌هاي دچار كم‌اشتهايي عصبي در اين است كه تمايل دارند وزن خود را در سطح طبيعي حفظ كنند. اغلب آنان رفتارهايي دارند كه با احساسات خودانزجاري و خارج از كنترل بودن مرتبط مي‌باشد.
انتخابي خوردن
اصطلاح ‌ انتخابي خور‌ در مورد بچه‌‌اي به كار برده مي‌شود كه فقط تعداد بسيار محدودي از خوراكي‌ها را مي‌خورد و فقط اصرار دارد كه از پنج يا شش نوع خوراكي تغذيه كند. اين بچه‌ها از امتحان هرگونه خوراكي تازه امتناع مي‌كنند و ممكن است با ديدن غذاي جديد دچار حالت تهوع شوند و استفراغ كنند. گاهي مشكلات انتخابي خوردن بخشي از الگوي گسترده‌تر رفتاري را تشكيل مي‌دهد. شمار محدودي از اين بچه‌ها در برابر هرگونه تجربه تازه مقاومت نشان مي‌‌دهند و در عوض ترجيح مي‌دهند غذاهاي تكراري بخورند.
تحقيقات پزشكي در مورد انتخابي‌خورها به‌ندرت نكته‌اي غيرمعمول يا مشكلي اساسي را نشان مي‌دهد و اين بچه‌ها اغلب رفتارهايي طبيعي دارند. آنان نسبت به اندازه بدن خود نظر بدي ندارند و بويژه از كمبود اعتماد به نفس نيز رنج نمي‌برند. نگراني عمده والدين ‌ رشد جسمي و اجتماعي اين بچه‌هاست.
محدود خوردن
بچه‌هاي محدودخور خيلي كم غذا مي‌خورند و ممكن است رژيم غذايي آنها هم متعادل باشد ولي به ظاهر اشتهاي كمي براي خوردن دارند و علاقه‌‌اي به غذا ندارند. بچه‌هاي محدود خور هيچ توجه فكري به وزن يا شكل ظاهري خود ندارند و اعتماد به نفس اين افراد نيز طبيعي است. محدود خوردن در سال‌هاي قبل از دبستان رايج است و ظاهرا بي‌زيان است و در صورتي مشكل‌ساز خواهد بود كه تا سال‌هاي متمادي ادامه مي‌يابد، اگرچه محدود خوردن وضعيتي به نسبت معمول نيست، بي‌شك نوعي خوردن است كه به طور طبيعي موجب نگراني بسيار زياد مي‌‌شود بويژه وقتي روي رشد اثر داشته باشد.
هراس از غذا
اين اختلال گاهي به شكل نقص عملي در بلع يا ترس از قورت دادن شناخته مي‌شود. تعدادي از بچه‌ها از خوردن و بويژه خوردن غذاهاي جامد هراسانند.‌ بچه‌هاي دچار هراس از غذا خوردن، از غذا دوري مي‌كنند نه به اين دليل كه مي‌خواهند وزن خود را كاهش دهند، بلكه از غذا خوردن واهمه دارند.
بيشتر اين بچه‌ها مي‌ترسند اگر دهان خود را پر از غذا كنند و آن را قورت دهند خفه شوند، استفراغ كنند، غذا در گلويشان گير كند يا مسموم شوند. اين قبيل وقايع اغلب براي بچه‌هايي رخ مي‌دهد كه شخصيت‌هاي حساس دارند.
برخي از اين بچه‌ها گاهي در ذهن خود بين رويدادها پيوندهايي عجيب و غريب يا غيرمنطقي به وجود مي‌آورند كه شايد منجر به پرهيز هراس‌انگيز از برخي غذاها شود.
اختلال عاطفي اجتناب از غذا
بسياري از كودكان و نوجوانان 5 تا 16 ساله مشكلاتي در زمينه خوردن دارند كه به دليل كم‌اشتهايي يا پراشتهايي عصبي نيست. اين بچه‌ها اغلب مشكلات عاطفي از قبيل ناراحتي، نگراني يا وسواس فكري دارند كه جلوي اشتها و خوردنشان را مي‌گيرد. اين گروه از بچه‌ها در مورد وزن و شكل ظاهري خود نگران و دلواپسند. گروهي از آنان نيز ممكن است دچار افسردگي باشند.
اين افسردگي نه فقط با از دست دادن اشتها كه با اختلال در خواب، تمركز ضعيف، گريه و احساس نااميدي آشكار مي‌شود.
پرخوري بي‌اختيار
برخي از بچه‌ها از دوران كودكي پرخوري مي‌كنند و تا دوران نوجواني اين الگو را ادامه مي‌دهند. والدين اين بچه‌ها اغلب متوجه مي‌شوند كه فرزندانشان حتي در نوزادي اشتهايي سيري‌ناپذير داشته‌اند. بسياري از اين بچه‌ها هر زمان كه پريشان و غمگين مي‌شوند، به خوردن روي مي‌آورند و اين الگو ‌ خوردن تسلي‌بخش‌ ناميده شده است. اين بچه‌ها دائم پرخوري مي‌كنند و بيش از حد در مورد وزن و شكل ظاهري خود فكر نمي‌كنند.
پرخوري بي‌اختيار به طور مساوي بين دختران و پسران وجود دارد و حدود 5 درصد از كودكان را شامل مي‌شود.
در مورد كودكان دانش‌آموز هر شكلي از موقعيت‌هاي استرس‌زا ممكن است منجر به اختلال خوردن در آنان شود كه معمولا شامل موارد ذيل مي‌باشد:
نزديك شدن امتحانات
نداشتن رابطه خوب با همسالان
تغيير مدرسه
داشتن مشكل در مدرسه
تنش‌هاي خانوادگي
ضربه‌هاي روحي ـ رواني بسيار شديد
پيشنهادها
اگر به اختلال خوردن مبتلا هستيد براي كمك به خودتان موارد زير را رعايت كنيد:
براي سلامتي خود به اندازه قيافه ظاهري‌تان ارزش قائل باشيد.
از يك متخصص تغذيه براي اطلاعات درست غذايي كمك بگيريد.
به غذا به عنوان سوخت مورد نياز بدن نگاه كنيد، نه به‌عنوان يك دشمن يا دوستي تسلي‌بخش.
وقتي احساس مي‌كنيد دچار اختلال مي‌شويد، به احساس همزمان خود مانند افسردگي، اضطراب يا كاهش عزت نفس خود توجه كنيد.
از يك مشاور كمك بگيريد تا شما را در شناخت علل مشكلاتتان و چگونگي غلبه بر آن ياري دهد.
در مورد فرزندان:
سعي كنيد بپذيريد كه فرزند شما مشكل دارد. براي فرزندتان توضيح دهيد كه نگرانش هستيد و قصد داريد به او كمك كنيد.
سعي نكنيد فرزند خود را به خاطر اختلال خوردن سرزنش كنيد، زيرا به دليل اثري كه مشكلات خوردن بر‌شما و افراد خانواده گذاشته بد خلق مي‌شويد و وضع فرزندتان نيز بدتر خواهد شد.
ـ به ياد داشته باشيد كه بدون هماهنگي افراد خانواده، امكان ندارد مشكل خوردن بچه‌اي بهبود يابد و فقط زماني فرزند شما مي‌تواند بر اختلال خود مسلط شود كه مطمئن باشد پدر و مادرش براي درك و حمايت او با يكديگر همكاري مي‌كنند.
سعي كنيد در مورد فرزندتان فكرهاي درست و ايده‌هاي خوب را از دست ندهيد چراكه مشكلات خوردن اغلب به قدري نگران‌كننده‌اندكه در توجه به جنبه‌هاي ديگر دشواري ايجاد مي‌كند.

HAMEDZH2
Saturday 21 July 2012-1, 05:38 PM
ريفلاكس معده؛ يك بيماري با چند نشانه
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/09/27/100893969076.jpg غذاي سنگيني خورده‌ايد. يا شايد هم بلافاصله بعد از خوردن غذا دراز كشيده‌ايد. حالا سر دلتان مي‌سوزد، ترش كرده‌ايد و حال خوبي نداريد. اين ترش كردن و سوزش سردل را ريفلاكس مي‌گويند.

برخي آمارها نشان مي‌دهد 44 درصد افراد ممكن است يك مرتبه در ماه چنين شرايطي را تجربه كنند، اما وقتي اين حالت تكرار شود اين مشكل تبديل به بيماري شده و نياز به درمان و رسيدگي دارد.
بيماري ريفلاكس چيست؟
هنگامي كه غذا مي‌خوريم، غذا بايد از طريق لوله‌اي عضلاني به نام مري وارد معده شود. داخل معده نيز اسيدها و شيره‌هاي مخصوص معده وجود دارد كه به عمل هضم غذا كمك مي‌كند. حال، چنانچه به هر دليلي شيره معده برگشته و وارد بافت مري شود، ممكن است سبب بروز مشكلاتي شود. در كل بازگشت غيرعادي اسيد و شيره معده به مري و آزرده شدن مخاط مري را بيماري ريفلاكس معده به مري مي‌گويند.
نشانه‌هاي ريفلاكس
شايع‌ترين علامتي كه بيماران با آن به پزشك مراجعه مي‌كنند، ترش كردن است. يعني بيمار احساس مي‌كند مايعي ترش يا تلخ وارد دهانش شده است. همچنين ممكن است بيمار، سوزشي زير جناغ سينه نيز احساس كند. اين بيماري گاهي خودش را با علائمي متفاوت نشان مي‌دهد. پزشك و بيمار هر‌دو بايد دقت داشته باشند چون گاهي علائم بيماري كمي متفاوت است. به عنوان مثال ممكن است مريض دردي زير جناغ سينه داشته باشد. گاهي نيز حالت تهوع، بخصوص اوايل صبح نشانه‌اي از بيماري است. باد گلوي زياد، وجود آب در دهان و تلخي دهان نيز مي‌تواند علائمي از اين بيماري باشد. سرفه‌هاي بدون علت نيز از ديگر موارد و نشانه‌هاي بيماري است. گاهي مريض با وجود اين سرفه‌ها ممكن است به آسم يا ساير بيماري‌ها مشكوك شود، در حالي كه ريفلاكس هم مي‌تواند چنين علائمي را ايجاد كند.
علت بيماري ريفلاكس هنوز بخوبي شناخته نشده است. گاهي دريچه ‌انتهاي مري، دچار اختلال شده و به هر دليلي مدت طولاني‌تري باز مي‌ماند يا نمي‌تواند خوب جمع شود، كه به همين دليل اين مشكل بروز مي‌كند.
پيشگيري و درمان
هميشه پيشگيري بهتر از درمان است فلذا پرخوري، غذا خوردن سريع و خوب نجويدن آن مي‌تواند باعث بروز مشكل شود. مصرف غذاهاي پرچرب، تند، شور، ادويه، فلفل و غذاهاي سرخ‌كردني هم باعث اختلال عملكرد دريچه مي‌شود. سير، پياز، موادي نظير سوسيس و كالباس كه مواد نگهدارنده دارند يا بعضي سس‌ها نيز مي‌توانند سبب بروز چنين مشكلي شوند. از ميان ميوه‌ها پرتقال و نارنگي و از نوشيدني‌ها قهوه، نسكافه، چاي پررنگ يا چاي مانده هم از جمله علل بروز مشكل هستند.
خوردن نان‌هايي كه خميرشان خيلي خوب پخته نشده، افراد چاق و داراي اضافه وزن، كساني كه بعد از غذا سريع دراز مي‌كشند، افراد سيگاري، الكلي و كساني كه نوشابه‌هاي گازدار مي‌نوشند، كساني كه استرس و فشار روحي دارند و در نهايت افرادي كه لباس‌هاي خيلي تنگ مي‌پوشند نيز در معرض اين مشكل قرار دارند.
تشخيص و درمان
شرح حال گرفتن از بيمار بهترين شيوه تشخيص و درمان شناخته می شود. داروي ضد ريفلاكس به اين بيماري خيلي خوب جواب مي‌دهد. البته در اولين مرحله درمان، بايد علت اصلي به وجود آورنده مشكل را تشخيص دهيم. با تشخيص به موقع و پيشگيري از بروز اين مشكل مانند پرهيز از خوردن مواد غذايي چرب، كاهش وزن، ورزش منظم و خوابيدن حداقل 2ساعت پس از صرف غذا مي‌توانيم بيماري را كنترل كنيم. اگر اين علت‌هاي اساسي برطرف نشوند شايد مصرف دارو هم زياد موثر نباشد.
اين داروها اشكال اساسي را برطرف نكرده و فقط ترشح اسيد را كاهش مي‌دهند، به همين دليل براي درمان موفق و اساسي بايد علل زمينه‌اي را برطرف كنيم.
جراحي
به طور معمول افرادي كه به داروها و درمان‌هاي دارويي به خوبي جواب ندهند، براي عمل جراحي هم مناسب نخواهند بود. گاهي حتي 20 تا 30 درصد كساني كه اين عمل را انجام مي‌دهند، ممكن است پس از جراحي باز هم به استفاده از داروها نياز پيدا كنند. در نتيجه عمل براي اين بيماران خيلي موثر نيست. به مردم توصيه مي‌شود از خوردن مواد غذايي چرب و فست‌فودها پرهيز كرده، ميان غذا و خواب مدتي فاصله بگذارند، بعد از غذا ورزش سنگين نكنند و اگر خواب راحتي ندارند از بالش اضافه استفاده كنند.

HAMEDZH2
Friday 3 August 2012-1, 04:15 PM
اوریون

در این بخش، در مورد بیماری اوریون، علائم و نشانه‌ها، افرادی که مبتلا می‌شوند، عوارض، طول درمان، داروها و نحوه سرایت این بیماری صحبت شده است.

تعریف بیماری:
بیماری اوریون، اول بر روی غدد بناگوشی تاثیر می گذارد و به همین دلیل در قدیم به آن بیماری گوشک نیزگفته می شد، یک بیماری عفونی، حاد و مسری است که به طور معمول باعث متورم شدنِ همراه با دردِ غدد بزاقی ‌واقع بین فک و گوش(غدد پاروتید)می‌شود. در قسمت پائين وجلوي گوشها يکي ازسه زوج غددبزاقي قراردارند، که ابتلابه اين بيماري باعث تورم يکي از هر دو غده بناگوشي می شود. همچنین ممکن است روی سایر اعضا مانندتخمدان‌، بیضه‌، پستان‌، پانکراس‌، مغزولوزالمعده هم گاهی تاثیر بگذارد. اکثر اوقات این بیماری به صورتی که بیماری خفیف درکودکان بروزمی‌کند،که مدت زمان زیادی طول نمی کشد و خودبه خود بعد از گذشت چند روز خوب می‌شود. همانطور که گفته شد اوریون، غدد بزاقی گونه راتحت تاثیر قرار می دهد و خط فک و قسمت زیر گوش را متورم و دردناک میسازد. ممکن است این تورم فقط دریک سمت یا در هر دو سمت صورت، خود را نمایان کند. در برخی موارد متورم شدن یک سمت صورت ممکن است چند روز قبل از تورم سمت دیگر اتفاق افتد. عفونتهای دیگری نیز همچون پارا آنفلونزا یا ویروسهای باکتریایی ممکن است حالتی مانند بیماری اوریون را بوجود آورند.ویروسی که دربزاق بیماران یافت میشود را می توان علت این بیماری دانست. مدت زمانی که این ویروس در بزاق وجود دارد تقریبا یک دوره شش روزه قبل از متورم شدن غدد بزاقی تا اتمام تورم این غدد است. شیوع این بیماری به طور معمول درفصل زمستان واوایل بهار است.بروز این بیماری در هرسنی می‌تواند باشد ولی‌کودکان‌ بین ۱۲-۲ سال بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری هستند. در خصوص بزرگسالان نیز احتمال ابتلا به این بیماری حدود ۱۰ درصد است.

علائم بیماری
علائم اوریون به طور معمول دو تا سه هفته بعد از ورود ویروس و عفونت به بدن آغاز می شود، که در یک سوم افراد این عفونت بدون علامت می باشد.
نخستین و شایع ترین علائم این بیماری را می توان تب‌، سردرد،گوش درد،گلودرد،بی‌اشتهایی و کوفتگی برشمرد.
این بیماری معمولا با یک بد حالی عمومی، یکیادوروز قبل ازشروع علائم عمده آغاز می شود. سپس تورم غددبزاقی درناحیه بناگوش وزیرفک شروع میشود، که مدت این تورم معمولا یک دوره ۱۰ روزه خواهد بود.
یکی از شایع ترین علائم بیماری اوریون درد در هنگام جویدن و بلعیدن است. با متورم شدن غدد بزاقی، در هنگام بلعیدن، درد شدیدی احساس می شود که احتمال دارد به دلیل اینکه ترشح بزاق ازغدد بزاقی متوقف می شود، دهان خشک شود. این علامت ممکن است با بروز تب نیز همراه باشد. همچنین با متورم شدن غدد بزاقی واقع بین فک و گوش (یا همان غدد پاروتید) دمای بدن تا 103 درجه فارنهایت افزایش می یابد، که با ملتهب و متورم شدن‌ غدد پاروتید، این غدد در هنگام لمس سفت می شود و همراه با تشدید درد در هنگام جویدن‌ می باشند.
به ندرت در برخی موارد متورم شدن بیضه‌هایا تخمدان نیز مشاهده می‌شود، علیرغم این علایم، اوریون بیماری خیلی خطرناکی نیست، با این وجوداگردر زمان بیماری و یا قبل وبعد از تورم غدد بزاقی، گردن بیمار دچار سفتی و درد شود و همچنین علائمی مانند كاهش شنوايي، تهوع و استفراغ در وی مشاهده شود، این نشانه ها می تواند علائم بروز مننژیت ناشی از اوریون باشدکه ممکن است خطراتی را به دنبال داشته باشد و باید خیلی سریع پزشک خود را مطلع ساخت. اما اگر دمای بدن بیمار بسیار بالا رفت و دچار تب شدیدی شد یا تشنج شدید ناشی از تب در وی بروز کرد که مدت آن طولانی شد، و یا اگر رنگ وی به کبودی رفت و دچار مشکل تنفسی شد و زیر جناغ سینه اش شروع به سوزش کرد، باید فوری به اورژانس اطلاع داد.
بیماری اوریون علاوه بر اینکه باعث متورم شدن یک یا هر دو طرف صورت می شود، در برخی موارد این ویروس ممکن است سبب متورم شدن پانکراس (پانكراتيت) ويا تورم و التهاب بيضه (اوركيت) شود. حدود یک چهارم بیماران مذکر بالغی که به این بیماری مبتلا شده اند دچار اوركيت مي شوند، و اگر هر دو بیضه گرفتار شوند در موارد بسیار نادری احتمال دارد که به عقیم شدن شخص بیمار منجر شود.یکی دیگر از علائم اختصاصی این بیماری، متورم و قرمزشدن محل خروج مجاري غددِ بزاقيِ بناگوشي است، که در دو طرف در داخل دهان، در کنار دندان های آسیاب دوم، در گونه ها بازمي‌شوند.

راه های تشخیص بیماری:

تشخیص اوریون براساس شرح حال، برقراری تماس با موارد مبتلا و دوره انکوباسیون می باشد.با بالارفتن آمیلاز سرم، تشخیص پاروتیدیت تأیید میشود. همچنین با آزمایش‌های‌خون ‌‌این ‌تشخیص ‌را تأییدمی کنند.
تشخیص اختصاصی این بیماری در حال حاضر در بیمارانی که پاروتیدیت آنها بیش از ۲ روز به طول بیانجامد، در موارد ناشناخته، با بهره گیری از تست های ویرولوژیک و سرولوژیک صورت می گیرد. درفازحاد بیماری، ویروس درترشحات تنفسی فوقانی و یا ادرار مشاهده می شود. یکی از تست های تشخیصی، افزایش بارز آنتی بادی IgG است، ولی احتمال این هست که با ویروس پارا آنفلوانزا تداخل داشته باشد. همچنین تست های پوستی دربیماری اوریون اختصاصی نیستند و حساسیت نیز ندارند و نباید به کارگرفته شوند.
عوارض بیماری:
عوارضی که بیماری اوریون در پی دارد بالقوه خطرناک و بسیار نادر هستند ، اما این ویروس می تواند علاوه بر غدد بزاقی، روی دیگر قسمت های بدن نیز اثر بگذارد.شایع ترین عارضه اوریون در کوکان مننژيت میباشد که سبب بروز علائمی همچون سردرد، سفتی گردن، تب شدید و استفراغ می شود، که خوشبختانه این علائم، به محض گرفتن مايع نخاع کاهش پیدا می کند. مننژیت معمولا خوش‌خيم بوده وبدون هيچ عارضه ماندگاري بهبود مي‌يابد.
اورکیت نامی دیگرازعارضه های این بیماری (البته برای بیماران مذکر) می باشدکه همان التهاب دردناک بیضه هاست و ترس و واهمه اکثر افراد ازاین عارضه می باشد. اگرچه این عارضه (اورکیت) نادراست، ملتهب شدن بیضه ها دراثرعفونت با ویروس اوریون درهرسنی ممکن است اتفاق افتد، امابه طورمعمول درپسرهای زیر 10 سال بیشتردیده می شود. همچنین این ویروس دردختران نیزمی تواند بعد از سنین بلوغ، باعث التهاب درتخمدان ها شود، اما سبب نازایی نخواهد شد.
از دیگر عوارض اوریون که نادر می باشد التهاب مغزی است. علایم مغزی ممکن است مشکلات عصبی را بوجود آورد؛ اگرچه مشکل جدی است اما به ندرت اتفاق می افتد. التهاب پانکراس ( لوزالمعده) نیز دیگر عارضه اوریون است، که علائم آن شامل تهوع واستفراغ و درد درقسمت بالای شکم می باشد.
اگر مادر آبستنی در ۳ ماه اول بارداری مبتلا به ویروس اوریون شود، خطر از بین رفتن جنین افزایش می یابد.
كري عصبي هم يكي ازعارضه های مهم اوريون مي‌باشد. به اين شکل که اوريون با اثر گذاشتن بروی حلزون گوش می تواند شديدترين کاهش شنوايي را به ویژه کاهش شنوايي يک طرفه برای کودکان را به وجود آورد.

راه های سرایت بیماری:

شیوع بیماری اوریون در کودکان، با ورود واكسن به برنامه واكسيناسيون كشوري ايران، بسیار کاهش یافت، اما باز هم احتمال دیده شدن این بیماری وجود دارد. مخصوصا اگر کودک، واكسن سرخك، سرخجه و اوريون را نزده باشد. درمواردی حتي اگر واكسن MMR را نيز زده باشد باز هم ممکن است به اين ويروس مبتلا شود، زيرا واكسن به طور کامل ازمبتلاشدن به اوريون جلوگيري نمي كند به خصوص اگراین بيماري با ويروسي كه توان بيماريزايي بالایي دارد شیوع پیدا کند.
ویروس اوریون در صورت تماس مستقیم با ترشحات بزاقي، سرفه یا عطسه يا به طورغيرمستقيم از راه ظروف آلوده به بزاق فرد بیمار، به فرد دیگر منتقل می شود. سرایت این ویروس از ۴۸ ساعت ‌قبل ‌از بروزعلائم بالینی تا ۶ روز بعد از آن ادامه دارد. این ویروس به طور میانگین ۱۸ روز نهفته می ماند. به همین علت توصیه می شود که شخص مبتلا، در طی بیماری در خانه مانده و به مدت 9 روز ظروف خود را از دیگران جداسازی کند. کودکان ‌تاتمام نشدن ‌دوره‌ کامل‌ بیماری‌ (حدود ۹ روز پس‌ از شروع‌ درد) باید در خانه بمانند و مدرسه نروند.
اگرکودکی واکسینه نشده باشد و تماس با فرد بیمار يا اشياي آلوده به ويروس داشته باشد، قطعا به این بیماری مبتلا می شود. به عنوان مثال اگر کودکی که مبتلا به اوریون است مستقیم به سمت صورت کودک دیگری سرفه کند، ویروس وارد بدن آن کودک خواهد شد.
عواملی که خطر ابتلا به این بیماری را افزایش می دهند عبارتند از:‌
- زندگی‌کردن در مکانهای پر جمعیت و شرایط پر ازدحام.
- مسری بودن و همه‌گیری ‌اوریون در جمعیت‌هایی که‌ واکسینه‌ نیستند.
- عدم ‌انجام‌ واکسیناسیون‌.
در صورتیکه شخصی یک بار مبتلا به اوریون شده باشد، به احتمال بسیار قوی دیگر نسبت به ویروس این بیماری بیمه شده و به آن مبتلا نمی شود.

پیشگیری و کنترل بیماری:

واکسیناسیون بهترین راه برای پیشگیری از اوریون است، واکسن MMR درخانه های بهداشت و پایگاههای بهداشتی بصورت رایگان تزریق می شود. امروزه این واکسن يكى درسنين 6-4 سالگی وديگرى درسن 15-12 سالگی به صورت زير پوستی تزريق مى شود و کودک مصونيت كامل در برابر این بیماری را دارا می شود. يك بارابتلا به اوريون و واکسینه شدن باعث مى شود كه فرد ديگرمبتلابه اوريون نشود. ( اگرچه ممكن است براي عدم ابتلا به اين بيماري تضميني وجود نداشته باشد)
تجویز واکسن اوریون (واكسن MMR) اغلب همراه با سرخک وسرخجه بوده، که تاثیر بسزایی دارد و خطر آن کمتر از هریک به تنهایی می باشد. واكسن "ام ام آر"حاوی سه ويروس ضعيف شده‌ سرخك، سرخجه و اوريون می باشد که با تزریق این واکسن به طور چشم گیری شیوع این بیماری کاهش یافته است. به نظرمي‌رسدکه با تزريق روتين واكسن MMR در ایران، اين سه بيماري ويروسي و مخصوصا بيماري اوریون قابل کنترل بوده و سرایت آن به افراد، به خصوص در افراد بالغ بسیار محدود شده است. تزريق اين واكسن به شکل زيرپوستي می باشد و ممکن است گاها سبب اندکی تورم و سفتیِ گذرا در محل تزریق واکسن شود.
برای اولین بار این واکسن در سال 1967 میلادی ساخته شد و برای انسان استفاده شد، و سازمان جهاني بهداشت (WHO) این واکسن را در سال 1998 ميلادي جزو واكسيناسيون روتينِ 81 كشورجهان قرارداد. در ایران نیز این واکسن درسال 1382 وارد برنامه واكسيناسيون كشوري شد.
شرایط نگهداری این واکسن بگونه ایست که باید همواره دور از نور و دردماي 2 تا 6 درجه دريخچال قرار گیرد و حداکثر باید تا 6 ساعت بعد از اضافه شدن آب مقطر به آن مصرف شود، اگر در این مدت استفاده نشد دیگر قابل استفاده نمی باشد و باید آن را دور ریخت. به همين علت است که تجويز اين واكسن در روزهاي مشخصی باجمع‌آوري در آن روز، در مراكز بهداشتي انجام مي‌گیرد.
عوارض احتمالی که اين واكسن شاید داشته باشد عبارتند از:
متورم شدن غدد بزاقي، تب و تشنج، تشنج بدون تب و مننژيت؛
كه این علائم به طورمعمول حداكثرتا یک ماه پس از تزریق واکسن می توانند بروز پیدا کنند و در نهایت مشکل خاصی هم برای بیمار به دنبال ندارند. به طور کلی در هر یک میلیون تزریق احتمال یک واکنش آلرژیک شدید، یک نفر است.
اخیرا بعضی از گزارشات و تحقیقات جدید، در مورد ارتباط واکسن MMR و اوتیسم مطالب نگران کننده ای ارائه داده اند. با این وجود انستیتو پزشکی و مرکزکنترل و پیشگیری بیماریهای ( CDC) وگزارشات معتبر دانشگاه اطفال آمریکا، بر این باورندکه هیچ توجیه علمی خاصی بین این دو وجود ندارد.

افرادی که نیاز به تزریق واکسن ندارند
این افراد عبارتند از:
- شخصی که یک تست خونی داده باشد که نشان دهنده ی ایمنی او نسبت به سرخک، سرخجه و اوریون باشد.
- در خصوص آقایان، شخصی که تولد او قبل از سال 1336 باشد.
- در خصوص بانوان، شخصی که متولد قبل از سال 1336 باشد و قصد بارداری نداشته باشد.
چنانچه شخصی شرایط بالا را ندارد و یا شامل موارد زیر باشد باید حتما واکسینه شود:
- تحصیل دردانشگاه ها و مراکز تحصیلی.
- افرادی که قصد سفر به خارح از کشور را دارند.
همچنین واکسن در موارد زیر نیز توصیه نمی شود:
- خانم آبستن یا کسیکه در طی 1 ماه آینده قصد بارداری را دارد.
- افرادی که دارای یک واکنش آلرژیک تهدیدکننده ی حیات نسبت به ژلاتین یا آنتی بیوتیک نئومایسین هستند.
- اشخاصی که مبتلا به یکی از بیماری های اختلال خونی، سرطان و یا بیماری تضعیف کننده سیستم ایمنی می باشند.
درکل برای ایمنی بیشتر وهمچنین جهت پيشگيري از همه گيري این بیماری، بهتراست که درهنگام ثبت نام و ورود كودكان به دبستان و مهدكودك ها، والدین مدرك واكسيناسيون كامل كودك خود را ارائه دهند.

درمان:

به دلیل اینکه تا قبل از نمایان شدن علایم، معمولا سرایت بیماری به افراد دیگر اتفاق افتاده است، دیگر نیازی به جدا کردن فرد بیمار از دیگر افراد خانواده نیست. ابتدا باید تشخیص داد که بین کمپرس گرم ‌یا سرد کدام علائم بیمار را کاهش میدهد و با توجه به آن، کمپرس انتخابی را به طور متناوب بروی غدد متورمِ پاروتید یا بیضه قرار داد. برای کمپرس می توان از یک حوله گرم یا کیف یخ استفاده کرد. در این بیماری باید مرتب درجه حرارت بدن کنترل شود و اگر تب بیمار بالا بود می توان با استفاده از یک اسفنج مرطوب، تب را پایین آورد. بهتر است تا زمانیکه تب به طور کامل قطع نشده است، بیمار به خصوص بیماران بالغ تا جایی که امکان دارد استراحت کنند.
داروها:
پس از بروز اوریون، این بیماری ‌سیرطبیعی‌ خود را طی‌می کند. تا به امروز داروی اثر گذار خاصی جهت جلوگیری از تکثیر یا نابود کردن ویروس این بیماری تولید نشده است. داروهای ضد دردهایی که استفاده می شوند باید متناسب با سن بیمار باشند تاحالت کوفتگی وبی قراری بیمارکاهش یابد. برای‌ دردهای کم و خفیف‌، می توان از داروهای ‌بدون‌ نسخه ای مانند استامینوفن ‌استفاده کرد. ولی ازمصرف ‌آسپیرین جدا باید‌خودداری‌شود. در شرایطی که بیماری شدیدتر باشد و باعث درگیر شدن بیضه ها شود، ممکن است مسکن های قوی تر و داروهای ‌کورتونی ‌تجویز شود.
در بعضی موارد نیز برخی افراد داروهای گیاهی برای درمان بیماری ها استفاده می کنند، به عنوان مثال برای بیماری اوریون می توان مخلوط آب شاتوت تازه و تاج ریزی را روی گلوی بیمار مالید و بیمار آن را غرغره کند.
فعالیت‌:

از آنجایی که نیاز به استراحت مطلق در بستر، در این بیماری ضروری نیست و همچنین هیچ دخالتی در کاهش دادن عوارض این بیماری ندارد، فرد بیمار می تواند با توجه به حال عمومی خویش، کارها و فعالیت های طبیعی خود را انجام دهد. ( اما به طور کلی در تمام بیماری ها حتی هر چند خفیف استراحت کردن، بهبود بیماری را تسریع می بخشد.)
نکته ی بسیارحائز اهمیت این است که فردیکه به اورکیت دچارشده است باید حتما از انجام فعالیتهای فیزیکی خودداری کند، تا احتمال عقیم شدن دراین افرادکاهش پیداکند.
دوره ی سرایت این بیماری هنگامی که تورم غدد درگیر به پایان برسد، تمام می شود.
رژیم غذایی‌:
درمان این بیماری به رژیم غذایی‌ خاصی احتیاج ندارد. اما در در دوران بیماری، افزایش نوشیدن مایعاتی همچون چای‌، شیر و آب‌، حداقل به مقدار ۸-۶ لیوان‌ در روز به تسریع بهبود بیماری کمک می کند. همچنین به دلیل اینکه گلوی شخص بیمار دردناک می باشد، مصرف سوپ و ماست و غذاهای نرم که بلعیدن آنها نیز آسان تر است، توصیه می شود. البته باید توجه داشت که از مصرف مایعات ترش مزه ای مانندآب پرتقال یا آبلیمو جدا خودداری کرد، چون این مایعات باعث تحریک بزاق بیمار و تشدید بیماری می شوند.

چند توصیه در زمان مراقبت از بیمار‌:
- توصیه می شود که والدین مانع رفتن كودكِ مبتلای خود به جمع شوند و صبر کنند تا فرزندشان بهبود کامل یابد. به طور معمول زمانی که غدد بزاقى کاملا بهبود یافتند و دیگر اثری از تورم و درد در آنها نبود، حال کودک خوب شده و می تواند به مدرسه برود.
- اگر علائمی مانند استفراغ، تب شديد، درد بيضه ها و سفتى و دردناك شدن گردن در بیمار مشاهده شد، باید سریعا به پزشک متخصص مراجعه شود.
در نهایت اینکه اوريون بيمارى خفيفى می باشد كه اگر تحت نظر پزشك متخصص درمان انجام شود، بیمار به سرعت بهبود خواهد یافت، پس دیگر جای نگرانی نیست.

HAMEDZH2
Friday 3 August 2012-1, 04:16 PM
بيماري مِنير بيماري مِنير (Menier’s Disease) اختلالي است كه به گوش داخلي مربوط مي‌شود و "تورم اندولنفاتيك با منشا ناشناخته" نيز ناميده مي‌شود.


بيماري مِنير (Menier’s Disease) اختلالي است كه به گوش داخلي مربوط مي‌شود و "تورم اندولنفاتيك با منشا ناشناخته" نيز ناميده مي‌شود.
منییر با اسم ديگر هیدروپس ايدیوپاتيك، يك بيماري گوش داخلي می باشد كه با علائم ذيل همراه میباشد:
سرگيجه به طور خودبخودي و حمله اي،
كاهش شنوايي حسي عصبي مواج،
وزوز گوش،
و در نهایت احساس فشار در گوش.
در ابتلا به این بیماری تفاوت در جنسيت وجود ندارد يا حداقل است. این بیماری معمولا در سن 60-40 سالگي شایع است ولي در هر سني هم قابل مشاهده است. علت زمينه اي منیر، خودايمني است. البته علت زمینه ای منیر از نشانه های مشخص بيماري هیدروپس آندولنف میباشد. در اينحالت مايع آندولنف تجمع پیدا می کند.
در حالت عادي سلولهای تیره در لابيرنت و شبکه عروقی در حلزون شنوائی آندولنف (مایع داخل گوش) را ترشح مي کنند و بخاطر جذب از ساك آندولنفي حركت طولي پيدا ميكند. با اختلال در این جذب توليد متوقف نمي شود و در نتیجه آن آندولنف تجمع پیدا می کند و بيماري‌ منیر افزايش‌ مايع‌ درون‌ مجاري‌ نيم‌ دايره‌ گوش‌ داخلي‌ است كه‌ وظیفه ‌حفظ‌ تعادل‌ را دارند. افزايش‌ مايع‌ با بالا بردن‌ فشار در گوش‌ داخلي‌، باعث‌ اختلال‌ تعادل‌ و گاهي‌ كاهش‌ شنوايي‌ مي‌شود.
بايد دانست در نزدیک به 90 درصد موارد، تنها يکی از دو گوش‌ درگير مي‌شود. يكي از شايعترين علل سرگيجه‌هايي كه منشا آن گوش داخلي است، این بیماری میباشد.
علایم شایع
در طی‌ هر حمله‌ حاد بیماری‌ علایم‌ زیر بروز می‌کنند:
• منگی‌ شدید
• سرگیجه‌ یعنی احساس‌ بیمار به‌صورت‌ چرخیدن‌ به‌ دور محیط‌ یا چرخیدن‌ محیط‌ به‌ دور خود
• احساس همهمه‌ در گوش‌ مبتلا که به‌ صورت‌ صدای‌ زنگ‌ یا وزوز بروز می کند
• پر بودن گوش و وزوز، در اين بيماري با تغيير شنوايي حالت رفت و برگشت دارد و ممكن است پيش از حمله بيماري يا طي آن ايجاد شود
• کاهش‌ شنوایی‌ که‌ با هر حمله‌ تشدید می‌گردد
علایم‌ احتمالی‌ همراه‌ علایم‌ فوق‌ هم عبارتند از
• حالت تهوع و استفراغ‌
• تعریق‌
• حرکات‌ پرشی‌ چشم‌ها
• ایجاد اختلال‌ در تعادل‌
• عده‌اي از بيماران دچار اختلال حركتي و عدم تعادل مي شوند.
اما سه نشانه مهم اين بيماري که با آنها تشخیص داده می شود شامل:
سرگيجه حمله‌اي غير قابل تحمل، وزوز گوش و كاهش شنوایي می باشد.
طي حملات ، بيمار توانایی انجام فعاليت‌هاي روزانه را نخواهد داشت و به دنبال اين علایم ممكن است بي‌خوابي نيز بیمار را آزار دهد و حس عدم تعادل ممکن است تا چند روز ادامه یابد.
نشانه‌هاي اين بيماري ممكن است آزاردهنده باشد يا آنكه حتي ناتوان كننده باشد، به خصوص اگر حملات سرگيجه تشديد شود.
علت بیماری
علت‌ دقيق‌ بیماری مشخص نمی باشد. اما واكنش‌ گوش‌ داخلي‌ نسبت‌ به‌ آسيب‌هاي‌ مختلف‌ از علت های پیشنهادی برای این بیماری می باشد. در اين‌ بيماري‌ ‌ در ميزان‌ مايع‌ لابيرنت‌ غشايي‌ یعنی مایعی که در كانال‌هايي‌ در گوش‌ داخلي‌ كه‌ مسؤول‌ كنترل‌ تعادل‌ هستند افزایش ديده‌ مي‌شود.
هرچند علت اصلي بیماری ناشناخته است ولي در زمينه اختلال ژنتيكي عوامل متعددي باعث بروز يا تشديد آن ميشود.
عواملی که باعث بروز يا تشديد بيماري می شوند:
1-آلرژی یا حساسیت
2-اختلالات متابوليکي یا ديابت
3-اختلالات عروقي مانند ميگرن
4-عفونتهاي ويروسي
5-و عفونت سیفليس گوش
باید توجه داشت که در اين بيماري اختلال در هوشياري و سردرگمي غير عادي می باشد و در صورت وجود اين علائم بايد به فكر علت ديگري بود.
تشخیص بیماری
انجام آزمايش‌هاي‌ خون‌ جهت‌ رد ساير بيماري‌ها، انجام آزمون‌هاي‌ شنوايي‌ مختلف‌، و ام‌آرآي‌ براي‌ رد تومور عصب‌ شنوايي‌ برای بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ استفاده می شوند.
سرگيجه مشکلی است که اکثر بیماران از آن شکایت می کنند معمولاً‌ در اين بيماران سرگيجه از چند دقيقه تا چند ساعت طول مي‌كشد و همراه با تهوع و استفراغ مي‌باشد، علاوه بر اين تعرق شديد و احساس دائمي عدم تعادل كه ممكن است تا چند روز طول بكشد از دیگر مشکلاتی است که بیماران از آن شكايت مي‌كنند. در طول بیماری ممکن است حملاتي رخ دهد كه شبانه بیماررا از خواب بيدار كند، اما غالبا در فاصله بين حملات بيماران خوب هستند.
پزشك براي تشخيص اين بيماري معمولا سوالاتي در مورد دفعات، طول مدت، شدت و ويژگي‌هاي حملات، مدت زمان افت شنوايي يا تغييرات آن، تجربه وزوز يا پري گوش در يك يا هر دو گوش از بيمار مي‌پرسد.
پزشک باید از سابقه ابتلا به بيماري‌هاي ديگر مانند اوريون يا عفونت‌هاي شديد التهاب چشم، اختلال خود ايمني یا فعاليت دستگاه ایمنی بدن بر عليه خودش، آلرژي و جراحي گوش در گذشته اطلاع پیدا کند.
از ديگر پرسش‌هاي پزشك سوال در مورد ديابت، فشار خون بالا، كلسترول بالا، تيروئيد، اختلالات هيجاني يا نورولوژيك می باشد.
آزمايشات براي بررسي از نظر ابتلا به اين بيماري‌ها صورت مي‌گيرد. پس از تكميل اطلاعات از سابقه بيمار، جهت كنترل شنوايي و اعمال تعادلي تست‌‌هاي تشخيصي انجام مي‌شود.
يك آزمايش آديومتريك يا شنوايي سنجي براي سنجش شنوايي، و به منظور بررسي وضعيت تعادل صورت می گیرديك الكترو نيستاگموگرافي یا ثبت حركات غيرارادي و تكراري چشم صورت مي‌گيرد.
براي انجام اين كار در يك اطاق تاريك الكترودهايي نزديك گوش بيمار قرار داده می شود سپس هوا يا آب گرم و سرد به كانال گوش وارد مي‌شود.
سنجش حركات چشم براي آزمايش سيستم تعادلي به كار مي‌رود زیرا كه چشم و گوش از طريق سيستم عصبي همزمان با هم كار مي‌كنند.
سكوي تعادل يا تست چرخشي تست ديگری است كه براي ارزيابي سيستم تعادلي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
الكتروكوژلئوگرافي یا سنجش پتانسيل الكتريكي ايجاد شده در گوش داخلی (ECOG) نيز افزايش فشار مايع گوش داخلي را در برخي موارد نشان مي‌دهد.
براي اطمينان از عدم وجود تومورهايي كه باعث افت شنوايي مي‌شوند، گاهي سي‌تي اسكن و ام.آر.آي هم لازم می شود.
توصيه‌هاي مفيد براي كاهش اثرات بيماري
- پرهيز از مصرف كافئين، الكل، سيگار، استرس و خستگي مفرط
- تغذيه مناسب
- خواب كافي
- فعاليت بدني
كاهش مصرف نمك و دريافت قرص ادرار آور پس از تشخيص توصيه مي‌شود، تا از دفعات حمله بيماري بكاهد.
آنچه که نقش مهمي در كنترل بيماري دارد كاهش مصرف نمك و مصرف به موقع دارو میباشد. داروهاي ضد سرگيجه مانند بتاهیستین ، دیمن هیدرینات و واليوم گاهي در تسكين و بهبود موقت علائم موثرند و داروي ضد تهوع(پرومتازین) نيز در برخي موارد تجويز مي‌شود که همگی طبق نظر پزشک است.
درمان بیماری
اصول‌ کلی‌
برای درمان‌ این‌ بیماری‌ فرد بیمار بهتر است‌ استراحت‌ کند و داروهایی‌ را که برای‌ کنترل‌ علایم‌ توسط پزشک تجویز شده است‌ مصرف نماید.
نباید به‌ منبع‌ نور خیره شد و در طی‌ حملات‌ از کتاب‌ خواندن‌ باید خودداری‌ کرد.
در برخی‌ بیماران‌ مبتلا به منیر مزمن‌ ممکن‌ است‌ از جراحی‌ بر روی‌ لابیرنت‌ مبتلا استفاده‌ شود.
داروها :
داروهای‌ ضدتهوع‌ برای‌ برخی‌ بیماران‌ ممکن‌ است‌ سودمند باشد و برای‌ کاهش‌ منگی داروهای‌ آرام‌بخش‌ ممکن‌ است‌ مفید باشند.
از آنتی‌هیستامین‌ها هم در برخی‌ بیماران‌ برای تخفیف‌ علایم‌ کمک گرفته می شود.
به‌ منظور کاهش‌ مایع‌ در گوش‌ داخلی‌ از داروهای‌ ادرارآور استفاده می شود، که نوع دارو با نظر پزشک خواهد بود و مصرف خودسرانه میتواند عوارض جبران ناپذیری را در پی داشته باشد.
فعالیت
باید تا زمان برطرف‌ شدن‌ تهوع‌ و منگی‌ در بستر استراحت‌ کرد.
بدون‌ کمک‌ نباید راه‌ رفت.
بهتر است از رانندگی‌، بالا رفتن‌ از نردبان‌ یا کار در اطراف‌ ماشین‌آلات‌ خطرناک‌ خودداری‌ کرد.
رژیم‌ غذایی‌
اکثر افرادی که از بیماری منیر رنج می برند به نمک بسیار حساس هستند به همین علت رژیم غذایی کم نمک برای این بیماران توصیه می شود.
غذاهایی که سدیم کمی دارند و می توان از آنها استفاده نمود:
ماکارونی -برنج-رشته فرنگی-سیب-میوه های دانه ای(حبه ای)-کاهو-آلو-انگور-نارنگینخود سبز-اسفناج-کلم-گلابی-آناناس-گندم-گیلاس-اغلب میوه ها-سبزیجات-مارچوبه-گوشت بره-گوشت گاو-گوشت گوساله-ماهی آزاد(تمام ماهی ها)-گوشت چهار پایان-مرغابی
غذاهایی زیر دارای پتاسیم بالایی هستند و می توان آنها را مصرف نمود:
زردآلو-موز-پرتغال طالبی-سبزیجات-هندوانه-خربرزه-خیارکلم سنگ-هویج-کرفس-سیب زمینی-انواع نخود سبز-گوجه فرنگی-گرفروت-اغلب میوه های تازه-مرغ-کمپوت-گیلاس
و همچنین دیگر غذاهایی که می توان مصرف نمود شامل این موارد است:
گندم (نان بی نمک)-برنج-جو(سوپ و نان جو)-ذرت-قند-مربا-شیرینی و ژله(اگر بیماری قند ندارید)-تخم مرغ-شیر-کره-خامه- (اگر چربی خون بالا نیست)
در ضمن غذاهایی که دوباردر هفته بیشتر نباید استفاده کرد شامل این غذاها است:
کدو-گل کلم – ترتیزک – ترب – تربچه - جعفری- گرمک- طالبی- توت فرنگی-لیمو شیرین- انجیر- خرما- نارگیل بادام زمین- خردل- هلو
و غذاهایی با سدیم بالا که نباید مصرف نمود:
کلوچه-بیسکویت های نمکی-محصولات پنیر-پنیر-شیر غلیظ شده-ترشی های-آب گوجه (رب)-پیاز شور-خیار شور-سوپهای آماده-چیپس سیب زمینی-نانهای نمک دار-باقلا-زیتون-کشمش-خاویار-کره با بادام زمینی-غذاهای از قبل آماده شده-سبزیجات کنسرو شده.
این موارد را هم به خاطر داشته باشید:
-جایگزین کردن کلرور پتاسیم بجای کلرور سدیم یا نمک طعام
- مصرف روزانه مقداری کمپوت گیلاس
- مصرف ادرار آورها یا غذاهایی که زیاد کننده ادارار هستند
- کاهش‌ مصرف‌ نمک‌
- کاهش دادن میزان‌ غذای‌ مصرفی‌ در طی‌ حمله‌ بیماری‌ به‌ دلیل‌ تهوع‌
درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان دچار علایم‌ بیماری‌ منیر باشید.
بروز موارد زیر در طی‌ درمان‌:
کاهش‌ شنوایی‌ درهریک‌ از دو گوش‌
استفراغ‌ مقاوم‌
تشنج‌
غش‌ کردن‌
تب‌ 38,3 درجه‌ سانتیگراد یا بالاتر
و در آخر اینکه اگر دچار علایم‌ جدید و غیرقابل توجیه شده اید‌، داروهای‌ تجویزی‌ ممکن‌ است‌ با عوارض‌ جانبی‌ همراه‌ باشند.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/1/article/images/menieresdiagram.jpgبيماري مِنير

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/1/article/images/meniere.jpgبيماري مِنير

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:00 AM
پیشگیری از بیماری فشار خون ترک خیلی از عادت‌های بد غذایی و رفتاری و ایجاد بسیاری از عادت‌های خوب و مناسب در زندگی، می‌توانند نقش پیشگیرانه و حتی درمانی در بیماری فشار خون بالا داشته باشند.
در این متن به مهمترین عوامل موثر در این زمینه و نحوه کنترل آن‌ها اشاره شده است.

تغییر در شیوه‌های زندگی می‌تواند در کنترل فشار خون و پیشگیری از بیماری فشار خون بالا موثر باشد. حتی اگر شما برای تنظیم فشار خونتان دارو مصرف می‌کنید، می‌توانید با به کار بستن توصیه‌های زیر تا حدود زیادی آن را تحت کنترل داشته باشید:
• غذاهای سالم بخورید. برای پیشگیری از فشار خون بالا یک رژیم غذایی مناسب در پیش بگیرید، این رژیم غذایی بر استفاده از میوه‌ها، سبزیجات، غلات سبوس‌دار و لبنیات کم‌چرب تاکید دارد. پتاسیم می‌تواند در پیشگیری از فشار خون بالا به شما کمک کند، سعی کنید مقادیر زیادی از غذاهای پتاسیم‌دار را در رژیم روزانه‌تان بگنجانید. همچنین از چربی،‌ مخصوصاً چربی‌های اشباع شده کمتر استفاده کنید.
• مقدار نمک را در رژیم غذاییتان کاهش دهید. برای افرادی که 50 سال به بالا سن دارند و همچنین کسانی که مبتلا به بیماری‌های کلیه، دیابت یا فشار خون بالا هستند، هر چه میزان سدیم در غذای روزانه کمتر باشد بهتر است (چیزی حدود 1500 میلی‌گرم سدیم در روز می‌تواند مناسب باشد). اما افراد سالم باید 2300 میلی‌گرم (یا کمتر) سدیم در روز مصرف کنند. پس نمکدان را زمین بگذارید! همچنین مراقب غذاهای کنسروی و آماده باشید، آن‌ها معمولاً معدن نمک هستند.
• سعی کنید در وزن سالم باقی بمانید. اگر اضافه وزن دارید، کم کردن حتی 3 یا 4 کیلوگرم از وزنتان هم می‌تواند در کاهش فشار خون به شما کمک کند.
• فعالیت‌های بدنیتان را بیشتر کنید. فعالیت‌های بدنی و ورزش منظم می‌تواند هم فشار خون و هم وزن شما را در حد متعادل نگه دارد. سعی کنید روزانه حداقل 30 دقیقه ورزش کنید. پیاده‌روی و حرکات کششی ساده هم می‌تواند کافی باشد، لازم نیست حتماً ورزش حرفه‌ای و سنگین انجام دهید.
• سیگار نکشید. توتون سیگار، به دیواره‌ رگ‌های خونی آسیب می‌رساند و روند سخت شدن رگ‌ها را سرعت می‌بخشد. اگر سیگار می‌کشید، از پزشک خود برای ترک کردن آن کمک بگیرید.
• استرس‌ها و اضطراب‌هایتان را کنترل کنید. تا جایی که ممکن است، استرس‌هایتان را کاهش دهید. می‌توانید تکنیک‌هایی مانند آرامش عضلانی و تنفس عمیق را تمرین کنید. داشتن خواب کافی بیش از آن‌چه فکرش را می‌کنید می‌تواند به شما کمک کند.
• فشار خونتان را در منزل کنترل کنید. کنترل منظم فشار خون در منزل به شما این امکان را می‌دهد که فشار خونتان را در سطح متعادل نگه دارید و اگر داروی فشار خون مصرف می‌کنید، بدانید که آیا داروها برایتان موثر هستند یا خیر. همچنین اگر مشکل خاصی برایتان به‌وجود بیاید، این کار به شما هشدار می‌دهد که سریع تحت مراقبت‌های پزشکی قرار بگیرید. اگر فشار خونتان را در خانه تحت کنترل داشته باشید، نیاز کمتری به ملاقات‌های مکرر با پزشکتان خواهید داشت.
• تنفس عمیق و آهسته را تمرین کنید. این کار به شما آرامش داده و کمکتان می‌کند که فشار خونتان را بیشتر تحت کنترل داشته باشید. اما در مورد این‌که آیا تمرینات تنفسی به‌طور مستقیم در کاهش فشار خون موثر هستند یا خیر، اطلاعات قابل اطمینانی در دسترس نیست.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/12/article/images/sd.jpgسیستول و دیاستول

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/12/article/images/bpf.jpgتعریف فشار خون

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/12/article/images/heart.jpgمقایسه قلب طبیعی و قلب فشار خونی

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/12/article/images/bp.jpgاندازه گیری فشار خون

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/2/article/images/high-blood-pressure-s3-photo-of-woman-stretching-arm.jpgنقش ورزش در کنترل فشار خون

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/2/article/images/high-blood-pressure-s10-photo-of-man-squeezing-fat.jpgارتباط چاقی و فشار خون

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:03 AM
استاتوس اپیلپتیکوس یا صرع پایدار چکیده: استاتوس اپیلپتیکوس یا صرع پایدار یک نوع تشنج حاد غیر حرکتی است که باید تحت شرایط اورژانسی معالجه شود. این بیماری معمولاً با حالت گیجی و منگی حاد آغاز می‌شود و در مدت زمان حداقل 30 دقیقه به مجموعه‌ای از تشنج‌های راجعه تبدیل خواهد شد.

استاتوس اپیلپتیکوس یکی از انواع تشنج‌های حاد غیر حرکتی به شمار می‌رود. این بیماری اغلب به‌صورت صرع مداوم و در مدت زمان حداقل 30 دقيقه با مجموعه‌اي از تشنج‌هاي راجعه (بدون بازگشت کامل هوشياري) قابل شناسایی است.
علل:
از علل اصلي صرع پايدار كه نياز به اقدام اورژانسي دارد مي‌توان به اختلالات متابوليک، داروها، مسموميت، قطع الکل يا ضايعه داخل مغزي (مثل سکته مغزي، خون‌ريزي داخل مغزي، ضربه، عفونت و تومور) اشاره كرد.
علائم:
این بیماری معمولاً با حالت گیجی و منگي (confusion) حاد و يا کاهش سطح هوشیاری ظاهر می‌شود.
هنگامي که برای پزشک ثابت ‌شود که علت تشنج صرع بوده، قدم بعدي اين است که علت زمينه‌اي مرتبط با تشنج مشخص گردد.
علائم شایع:
- اختلالات حرکتی (حرکات کلونیک کانونی)
- حسی- سوماتیک (گزگز کردن یا کرختی)
- علائم حسی – بینایی (دوبینی و کاهش دید)
- اختلال در شنوایی (وزوزگوش)
- بویایی (بوهای غیرطبیعی یا بد)
- چشایی (طعم فلز در دهان)
- و علائم روانی نظیر احساس ترس
عوامل خطرزا:
*تشنج ناشي از تب
*مننژيت
*آسيب به سر
*بيماري‌هاي عروقي يا سکته مغزي
*قطع الکل و سابقه خانوادگي صرع
بررسي کامل داروها:
-تغييرات جديد دوز (مثل قطع داروهاي مصرف شده براي صرع مانند"بنزوديازپين‌ها" يا "باربيتورات‌ها" يا استفاده از دوزهاي بالاي داروهايي نظير"مپريدين" يا "بوپروپيون")
معاينات جسمی:
- بررسی دستگاه قلبي- عروقي (آريتمي‌ها و کاهش فشارخون)
- ارزیابی حسی -عصبي‌
در موارد تشنج تحريک شده، درمان بيماري زمينه‌اي براي کنترل تشنج فعلي و پيشگيري از عود تشنج ضروري است. همچنين استفاده طولاني مدت از داروهاي ضد صرع ممکن است در اين شرايط لزومي نداشته باشد.
عوارض:
اسیدوز لاکتیک، افزايش دماي بدن، اختلالات الکترولیتی، تخريب و آسيب عضلات و نارسایی کلیه
آزمون‌هاي تشخيصي:
*آزمايش خون وارزیابی مايع مغزي‌- نخاعي
*تصويربرداري مغز
*آزمون‌هاي آزمايشگاهي شامل شمارش کامل سلول‌هاي خون،‌ ارزيابي جامع بيوشيمي و آزمايش ادرار
* در ضمن اختلالات کاهش قندخون و هیپوناترمی (کاهش سدیم خون) شایع‌ترین اختلالات مشخص شده‌ در بررسی‌های آزمایشگاهی هستند.
*انجام آزمايش‌های نشان‌دهنده سطح کلسیم، منیزیم یا فسفات سرم و آزمون سوءمصرف مواد، بسته به شرایط بالینی بیمار سودمند است.
*آزمون بارداری در زنان جوان دچار تشنجِ جدید
*سی‌تی اسکن( البته توصیه بر این است که در بیماران بالای 25 سال که اولین حمله را دارند در اولویت قرار گیرد)
*ام آر آی
*در بیماران مبتلا به صرع، تکرار تصویربرداری از مغز، ممکن است در صورت ایجاد نقایص عصبی- کانونی جديد یا تغییر در علائم تشنج‌ مدنظر قرار گیرد.
درمان:
استاتوس اپیلپتيکوس يا همان صرع پايدار و بدون توقف يک اورژانس پزشکى است که بيمار بايد مورد معاینات پزشکی قرار گیرد و بدون اتلاف وقت درمان گردد تا علت تشنج تعيين و از تشدید آن جلوگیری شود.
1) بیمار باید از نظر شواهد نارسائى تنفسى يا"کارديوواسکولار" مورد ارزيابى قرار گیرد.
2) نمونه‌ها براى بررسى‌ آزمايشگاهى جهت تشخيص اختلالات متابوليک (شمارش افتراقي، الکتروليت‌هاى سرم شامل کلسيم، تست‌هاى عملكردي کبد و کليه و سم شناسي)بررسی گردد.
3)پزشک اغلب برای این بیماران داروی بنزودیازپین سریع اثر به عنوان داروی رده اول و فنى‌توئين تجویز می‌نماید.
فنى‌توئين ممکن است به سرعت داده شود (به‌خصوص در سالمندان) که در نتيجه موجب کاهش سريع فشار خون در این گروه از بیماران می گردد.
4) اگر تشنج ادامه داشته باشد، برای بیمار داروی"فنوباربيتال" تجويز می‌شود.
5) در صورتی که تشنج پس از یک ‌ساعت همچنان ادامه داشته باشد، جهت درمان بيماری باید از داروهاي"ميدازولام"،"پروپوفل" ياایجاد حالتی به نام"کوماى موقت با فنوباريتال" استفاده کرد.
از اهداف درمان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
-پیشگیری از"پريدن غذا به ريه" و ضربه ثانویه
-کنترل به‌موقع تشنج با انواع داروهاي"بنزودیازپین‌" یا داروهای ضد صرع داخل وریدی
-پیشگیری از گسترش بیماری
1)در صورتی که بیمار مرتب تشنج می‌کند باید در وضعیت خوابیده به پهلوی چپ قرار داده شود و هر شيئي که ممکن است به بیمار آسیب برساند را باید از او دور کرد.
2)اکسیژن باید از طریق کانول بینی یا ماسک صورت تجویز شود. لوله هوایی (airway) و ماسک هاي دریچه‌دار کیسه‌ای باید بر بالین بیمار آماده باشد.
درمان دارویی:
*لورازپام وریدی:
در صورتی که مسیر وریدی قابل دسترس نباشد،"لورازپام" را می‌توان بهصورت داخل عضلانی تزریق کرد.
*دیازپام وریدی:
"دیازپام" را نيز ميتوان در صورت عدم توانايي گرفتن رگ به‌صورت عضلانی برای بیمار تزریق کرد. (توجه شود كه مصرف خودسر اين داروها مي‌تواند به ايست تنفسي و مرگ بينجامد، پس اين داروها بايد حتما در مراكز درماني و تحت نظر پزشك تجويز گردد.
*بنزودیازپین‌ها:
این دارو می‌تواند موجب اختلالات تنفسی در بیمار شود. از این رو باید میزان اکسیژن خون و تعداد تنفس را به‌دقت بررسی کرد.
*داروهای ضد صرع:
به‌صورت عضلانی به بیمار تزریق می‌شوند. این داروها شامل"فنوباربیتال" و "والپروات" و ... می‌باشند.
*کاربامازپین:
عوارض جانبی این دارو عبارتند از: سرکوب مغز استخوان در توليد سلولهاي خوني، هپاتیت (آسيب كبدي) و هیپوناترمی (افت سديم خون)
*فنی‌تویین و فوس‌فنی‌تویین:
عوارض جانبی این دارو عبارت است از: هیپرپلازی (بزرگ شدن بافتِ لثه)، هیرسوتیسم (پرمويي)، آکنه، بثورات، اختلالات در سلولهاي خونی، آریتمی‌های قلبی و افت فشار خون
*والپروات سدیم:
عوارض جانبی شامل: افزایش وزن، كچلي موضعي، هپاتیت، ترومبوسیتوپنی، پانکراتیت (آسيب لوزالمعده)، نارسایی پلی‌سیستیک تخمدان و نقایص لوله عصبی جنین در زنان باردار.
* کاربازپین:
عوارض جانبی شامل: هیپوناترمی(افت سديم خون) و بثورات جلدي
*لاموتریژین:
عوارض جانبی شامل: بثورات، واکنش بیش حساسیتی (افزایش عوارض با استفاده همزمان از والپروات) و بی‌خوابی
*توپیرامات:
عوارض جانبی شامل: سنگ کلیه، گلوکوم (آب سياه چشمي)، کاهش تعریق، کاهش وزن و اسیدوز متابولیک (اختلال در ميزان اسيد و قلياي خون)
*زونیسامید:
عوارض جانبی شامل : کاهش تعریق، هیپرترمی (افزايش دماي بدن)، سنگ کلیه، خواب آلودگی و خستگی
البته اين را هم بايد دانست در بیمارانی که با علائم خفیف و عوارض کم خطر به پزشک مراجعه می‌کنند در ابتدا برای آنان داروی ضد صرع تجویز نمی‌شود.
مراقبت‌های اورژانسی:
- قرار دادن تخت بیمار در پایین‌ترین موقعیت ممکن
- بالا بردن لبه‌های تخت برای محافظت بیمار و جلوگیری از غش و افتادن او بر روی زمین
- در دسترس بودن لوله هوایی ، اکسیژن و ساکشن بر بالین بیمار
در صورتی که بیمار پس از انجام روش‌های درمانی همچنان با حالت تشنج رو به رو شود، باید لوله گذاري شده و وی را به بخش مراقبت‌های ویژه آی سی یو(ICU) منتقل کرد.
تشنج‌هایی که علی‌رغم تجویز انواع داروهاي "بنزودیازپین" و داروی ضد صرع"فنی‌تویین" یا "فنوباربیتال" ادامه داشته باشند، بیماری استاتوس اپیلپتیکوس مقاوم را برای فرد به وجود می‌آورند که در این شرایط درمان با "بنزودیازپین" قوی یا تزريق داروي بيهوشي پروپوفول برای کنترل سریع‌تر نیاز است. در این نوع درمان فشار خون بیمار کاهش می‌یابد.
به ندرت بیماران دچار استاتوس اپیلپتیکوس مقاوم نیاز به داروهای"باربیتورات" یا بیهوشی عمومی دارند. علاوه بر این روش، پایش قلبی و فشارخون از نظر بررسی کاهش فشارخون در تمام طول درمان ضروری است.
در انتخاب داروی ضد تشنج باید چه نکاتی در نظر گرفته شود:
1) درمان تشنج در ابتدا تنها باید با یک دارو آغاز شود. به‌صورتی که عوارض جانبی کمتر، تحمل بهتر، تداخلات دارویی حداقل و پذیرش بهتر را برای بیمار به همراه داشته باشد.
2) تعیین نوع تشنج و علائم صرع پیش از شروع درمان، اگر پزشک در مورد نوع تشنج اطمینان کافی را ندارد، بیمار باید به یک مشاور و یا متخصص مغز و اعصاب مراجعه کند.
3) در صورتی که بیمار سردرد میگرنی داشته باشد، شروع درمان با یک داروی ضد صرع مانند"والپروات" یا "توپیرامات" انجام می‌شود. البته عدم پذیرش دارو یکی از شایع‌ترین علل تشنج‌های راجعه در بیماران مبتلا است.
اندازه‌گیری سطح سرمی داروی ضد صرع پیش از تجویز داروی دیگری برای بیمارتوصیه می‌شود (این امرجهت جلوگیری از بروز مسمومیت در بیمارصورت می گیرد). علاوه بر این بایدسطح سرمی پرولاکتین وآلبومین هم مورد توجه قرار گیرد.




تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/_mg_0432_0.jpgصرع پایدار

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/child-eeg_0.jpgصرع پایدار

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/epilepsy-s16-photo-of-911-call_0.jpgتماس گرفتن با اورژانس

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/princ_rf_photo_of_brain_0.jpgصرع پایدار

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:05 AM
شکاف کام و لب شکری (بخش اول) شکاف سقف دهان را شکاف کام و پارگی یا باز شدن لب را لب‌شکری می‌گویند که هر دو از نواقص مادرزادی به شمار رفته و با عمل جراحی قابل درمان هستندبطوریکه شکاف لب در 6 ماهگی و شکاف کام تا قبل از 2 سالگی باید مورد جراحی قرار گیرد. شکاف لب و شکاف کام علاوه برتاثیر روی زیبایی ظاهری، ممکن است اثرات روحی-روانی مخربی بر روی کودکان مبتلا به این عارضه یا والدینشان داشته باشد. اما با آگاهی کافی و درمان به موقع می‌توان از تمام این عوارض پیشگیری کرد.

لب شکری یکی از نواقص زایشی بدن است. در این حالت بخشی از لب نوزاد باز می‌ماند و گوشت آن رشد کافی نداشته‌است. حالت لب‌شکری ممکن است هم‌زمان با کام شکافته رخ بدهد.
در حالت کام شکافته، بخش‌های چپ و راست سخت‌کام پیوستگی ندارند. امروزه می‌توان با جراحی سریع پس از زایمان آن را رفع کرد. شكاف‌هاي ناحيه كام هم مي‌توانند تنها در ناحيه كام نرم و زبان كوچك باشند اما گاهي ممكن است به كام سخت و حتی تا زبان کوچک کشیده شود ویا حتی ایجاد زبان دو شاخه نماید. همچنین در بعضی موارد شکاف کام همراه با شکاف لب می باشد.
به طور کلی شكاف كام و لب به يك شکاف غير طبيعي در لب ويا سقف دهان اطلاق مي گردد. لب ها در طي هفته ششم حاملگي به صورت يك قطعه كامل در مي آيند وكام در آخر سه ماهه اول به صورت يك قطعه كامل در مي آيد. بنابراين ممكن است شكاف كام يا لب به تنهايي ديده شود.
در زبان فارسی حالت لب‌شکری را با نام‌های خرگوش‌لب، لب‌چاک، چهارلب، سه‌لبه، سه‌لنج، کفیده‌لب، و شکرلب نیز می‌نامیدند.
شكاف سقف دهان را كه بين دهان و بيني ‌است (شكاف كام )گفته و باز شدن و يا پارگي كنار لب كه معمولا تا حفره‌بيني پیشروی دارد را شكاف لب(لب شكري)مي‌گويند.
معرفی
شكاف كام و لب اولين نقص چهره‌ای و چهارمين نقص مادرزادی است. شكاف كام در دختران و شكاف لب در بين پسران رايج تر است.
در سفیدپوستان شکاف کام همراه با شکاف لب، شیوعی معادل یک در هر هفتصد تا هزار تولد دارد. شکاف کامل لب به داخل سوراخ بینی گسترش می‌یابد و استخوان آلوئول را درگیر می‌کند و تعداد دندان‌ها را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. گاهی اوقات نداشتن بعضی از جوانه‌های دندانی و یا داشتن دندان‌های اضافی مشاهده می‌شود.
آیا آمار دقيقي از تعداد مبتلايان به اين مشكل وجود دارد؟
از نظر آماري، شکاف لب و کام از هر 900 تا 1500 تولد، يک نفر را مبتلا مي‌كند. اين ميزان در اقوام مختلف ممكن است متفاوت باشد.شكاف لب يا كام شايع‌ترين آنومالي مادرزادي ناحيه صورت است که در دو حالت منفرد و همراه با شکاف کام مجموعا دو سوم ناهنجاری های اصلی صورت را تشکیل می‌دهد. این ناهنجاری ها به دو صورت غیر سندرومی و سندرومی وجود دارد که در حالت سندرومی این ناهنجاری جزئی از یک بیماری می باشد.
نحوه ی ابتلا
این بیماری ارثی بوده و تقریبا از هر ۷۰۰ تولد یک نفر مبتلا به لب‌شکری یا شکاف کام یا هر دو می‌باشد . بر اساس آمارها به طور متوسط يك ششصدم مواليد به اين عارضه دچار مي‌شوند كه در آسيا بيشترين و در آفريقا كمترين ميزان حضور دارند و همچنين اين رقم در ميان سرخپوستان آمريكايي به يك سيصدم رسيده و در ايران يك پانصدم است.
شکاف لب در مردان شایع تر از زنان است. عامل ژنتیکی در لب شکری موجود است به حدی که چنانچه پدر و یک فرزند مبتلا باشند، احتمال لب شکری در فرزندان بعدی او حدود 5 درصد است. و در صورتیکه یک فرزند خانواده دچار لب شکری باشد احتمال آنکه فرزند بعدی نیز مبتلا شود 5/2 درصد می باشد.
در کل لب شکری 10 تا 30 درصد از اختلالات مادرزادی را تشکیل می دهد. مشکلات عمده آنها شامل اختلالات رشد صورت، مسائل دندان، مسایل سایکولوژیک، اختلالات شنوایی و صحبت کردن می باشد. لب شکری می تواند کامل یا ناکامل، یک طرفه یا دو طرفه باشد.
منشاء بروز اين عارضه عدم پيوند طرفين راست و چپ لب‌ها و سقف دهان نوزاد در ماه هاي آخر بارداري است. در برخي نوزادان اين قسمت ها به طور كامل به يكديگر متصل نمي‌شوند كه در چنين مواردي كودك با قطع پيوند در لب بالايي متولد مي‌شود كه «شكاف لب» خوانده مي‌شود.
نقص مادرزادي در كام نيز به عنوان «شكاف كام» ناميده مي‌شود.
همۀ ما زندگیمان را با شکاف لب و کام آغاز می کنیم. در طی تکامل طبیعی در فاصله هفتۀ ششم تا یازدهم دوران جنینی شکاف لب و شکاف کام جوش خورده و از بین می روند. امــّا در بچه هایی که با شکاف لب یا کام بدنیا می آیند شکاف در دوران جنینی به دلایلی جوش نمی خورد.
نوزاد مبتلا به شکاف لب ممکن است همزمان شکاف کام هم داشته باشد. شکاف لب و کام از شایعترین ناهنجاریهای مادرزادی هستند.
شکاف لب ممکن است خیلی خفیف باشد و فقط به صورت یک فرورفتگی در لب بالا باشد و یا ممکن است خیلی عمیق باشد و از لب شروع شده و تا داخل سوراخ بینی ادامه پیدا کند. شکاف کام ممکن است خیلی خفیف باشد و مشکل چندانی ایجاد نکند و یا اینکه خیلی شدید باشد و کام کاملاً شکاف داشته باشد و مانع تغذیه، مکیدن و حتی تنفس نوزاد شود. شکاف ها می توانند یک طرفه و یا دو طرفه باشند .
اين شكاف‌ها ممكن است در يك قسمت از فك مثلاً فقط سمت راست باشد كه به آن شكاف يك‌طرفه گفته مي‌شود اما در حالت‌های شديدتر بيماری در دو قسمت لب و كام شكاف وجود دارد (شكاف دو طرفه). به اين نحو در نوع يك طرفه، الياف كمتری به داخل نفوذ مي كند و در نوع دوطرفه حتي از اتصال های نسبتا كمتر، الياف بيشتری رد مي شود و به صورت بادبزن پخش مي‌گردد.
اين اختلال، نوعي بيماريی مادرزادی محسوب مي‌شود كه نوزاد هنگام تولد آن را به همراه دارد. درز روي لب در هفته 5 يا 6 پس از آغاز حاملگي (لقاح) و درز ناحيه كام در هفته 10 جنيني بسته مي‌شود. اگر به‌دليلي در روند بسته شدن اين درزها اختلالي حاصل شود و اين درزها بسته نشوند، شكاف‌های لب و كام اتفاق مي‌افتد.
شكاف‌های ناحيه كام هم مي‌توانند تنها در ناحيه كام نرم و زبان كوچك باشند اما گاهي ممكن است به كام سخت هم كشيده شود و كليه سقف دهان را در بر گيرد. كودكي كه با شكاف در ناحيه لب و كام متولد مي‌شود نه تنها در زمينه تغذيه بلكه در زمينه‌های گوناگون ديگری نيز ممكن است دچار مشكل شود. بسته به شدت و عمق اين شيارها، مشكلات نوزاد نيز ممكن است شديدتر باشد و تا سال‌های طولاني‌تری او را درگير كند. گاهي اوقات درمان اين بيماران ممكن است سالها طول بكشد که دلیل آن می تواندعوارض بیماری باشد.
سقف دهان (كام) وظيفه باز و بسته كردن شيپور استاش در گوش را به‌عهده دارد (اين شيپور مايعات را از گوش تخليه مي‌كند). بنابراين اگر كام (سقف دهان) وجود نداشته باشد يا سوراخ باشد تخليه گوش اتفاق نمي‌افتد. بسياري از كودكان مبتلا به شكاف كام مرتباً دچار عفونت گوش مي‌شوند و نيز به‌دنبال عدم‌ تخليه مايعات گوش، شنوايي آنها هم دچار مشكل مي‌شود. كودكاني كه به‌دنبال داشتن شكاف كام، در گوش خود مايع دارند و به‌دنبال آن شنوايي‌شان دچار اختلال شده با تاخير در صحبت كردن نيز مواجه مي‌شوند. از طرفي عضلات فك آنها نيز به خوبي كار نمي‌كند و در سقف دهانشان نيز شكافي وجود دارد كه وجود همه اين مسائل باعث مي‌شود كه به عمليات گفتاردرماني نياز باشد. البته اين قضيه در مورد همه نوزادان مبتلا به شكاف كام صدق نمي‌كند و بسته به شدت و وسعت شكاف كام، نياز به گفتار درماني نيز متغير است.
در عامه مردم، عامل بروز اين بيماري را بيشتر از ناحيه مادر مي‌دانند. ارث ، محيط ، سيگاري و الكلي بودن والدين ، ديابت مادران، كمبود ويتامينA ، مصرف نكردن اسيد فوليك، خود درماني مادران هنگام بارداری و تغذيه نامناسب و نادرست را از ديگر علل بروز اين بيماری می‌دانند.
مشكلات تغذيه‌ای ، انسداد راه‌ تنفس، مشكلات دندان و شنوايي، همچنین مشکلات ارتباطي، زيبايي و عاطفي و كاهش اعتماد به نفس از جمله مسائلی است که مبتلايان به اين عارضه با آن روبه‌رو می‌شوند.
حدود ۹۵‬درصد از كودكاني كه با شكاف كام و لب به دنيا مي آيند با مديريت درماني بهينه چهره‌ای مناسب پيدا مي‌كنند و تا شش سالگي گفتارشان مطابق همسالان مي‌شود، و سونوگرافي در دوران جنینی اولين پله برای شناسايي و در برنامه قرار دادن اين نوزادان براي درمان مي‌باشد.
شکاف کام و لب تاریخچه دیرینه دارند و از قدیم جهت ترمیم یا حل مشکلات این بیماران تلاش‌های فراوانی انجام گرفته است. تولد نوزادانی با این مشکل معمولاً با احساس نگرانی شدیدی برای والدین آنها همراه است و این وظیفه مهم پزشکان و دندانپزشکان مجرب است که به نحوی آنها را راهنمایی کنند. این بیماران علاوه بر شکاف در ناحیه کام و لب، مشکلات دیگری از جمله ناهنجاری و جفت شدن فک و دندان را هم دارند و پوسیدگی دندان نیز در آنها شایع است.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/6a00e5540c3e8c88340120a8d0f827970b.jpgنوزاد لب شکری

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/cleft_palate.jpgشکاف کام

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/luccl2.jpgشکاف لب

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/new_front2.jpgشکاف لب جزئی

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:08 AM
شکاف کام و لب شکری (بخش دوم) در بخش دوم به انواع مختلف شکاف لب و کام و عوامل مختلفی اشاره شده است که احتمال ابتلای کودکان به شکاف کام یا لب را بیشتر می‌کند.


انواع مختلف شکاف لب و کام
به طور کلی سه نوع شکاف وجود دارد:
1- هم لب و هم کام دچار شکاف هستند. بیش از نیمی‌از شکاف‌ها از این نوع هستند. این نوع شکاف در پسربچه‌ها شایع‌تر است. حدود 13 درصد مبتلایان به این نوع شکاف به سایر ناهنجاری‌های مادرزادی نیز مبتلا هستند.
2- فقط کام شکاف دارد. یک‌ سوم شکاف‌ها از این نوع هستند و بیشتر در دختر بچه‌ها دیده می‌شود.
3- فقط لب شکاف دارد. حدود یک ‌پنجم مبتلایان به شکاف را شامل می‌شود.
عوامل بروز شکاف در کام و لب
شکاف لب و کام یک بیماری چند عاملی است، بدین معنا که عوامل ژنتیکی همراه با سایر عوامل باعث می‌شود که یک بیمار با کام شکافته متولد شود.
ظاهرا شرایط بارداری مادر می‌تواند تا حدودی عوامل ژنتیکی را تغییر دهد. چیزی که اتفاق می‌افتد این است که نواحی لب و سقف دهان به هم نمی‌رسند و بسته نمی‌شوند، این مشکل می‌تواند در یک طرف یا هر دو طرف انجام شود، همچنین شکاف ممکن است کامل باشد یا فقط قسمتی از لب یا دهان را در بر گیرد. در رابطه با عوامل ایجاد کننده این مشکل مطالعات زیادی صورت گرفته و دلایلی هم مطرح شده است؛ مثل وراثت و ژنتیک که از مهم‌ترین عوامل ایجاد کننده این اختلال هستند. حدود يك سوم از افرادي كه دچار اين بيماري هستند، اين نقص را به‌صورت ژنتيك از يكي از والدين و يا خويشاوندان دور و نزديك خود دريافت كرده‌اند. اما هنوز تمام عواملی که باعث این بروز مشکل می‌شوند، شناسایی نشده است.
در زمینه فاکتورهای محیطی می‌توان به بحران در زمان تکامل جنین و اتصال ساختارهای لب و کام اشاره کرد. در فاصله هفته ششم تا یازدهم دوران جنینی شکاف لب و شکاف کام جوش خورده و از بین می‌روند، اما در بعضی از بچه‌ها بافت کافی برای تشکیل لب بالایی و پوشش سقف دهان وجود ندارد.
سن والدین، مصرف بعضی از دارو‌ها در دوران بارداری، کمبود‌های تغذیه‌ای، اشعه‌ها، کمبود اکسیژن، وجود بعضی از ویروس‌ها، استرس، هیجان و فشار‌های روحی در زنان باردار، کمبود بعضی از ویتامین‌ها، مصرف الکل و کشیدن سیگار در دوران بارداری از عوامل موثر در ایجاد شکاف کام و لب است.
لب شکری شدن نوزادان می‌تواند در نتیجه سیگاری بودن مادران باشد
سیگار نه تنها سلامت عمومی ‌بدن بلکه حتی سلامت دهان و دندان را به مخاطره می‌اندازد. استعمال سیگار، سلامت افراد سالم را تهدید و بیماری افراد مبتلا را تشدید می‌کند. همچنین سیگار در ابعاد دیگری به اقتصاد و سلامت فرد، اقتصاد جامعه و سلامت جامعه آسیب وارد می‌کند.
دو بخش نیکوتین و سموم دود سیگار برای سلامت مضر است و اثر سموم دود سیگار درازمدت است.
بر اساس دستورالعمل ژن‌ها چهار اسید آمینه متوالی در کنار هم قرار می‌گیرند. با تغییر توالی هر یک از اسید آمینه‌ها بر اثر دود سیگار، موتاسیون رخ می‌دهد که می‌تواند در نسل‌ اول و یا نسل‌های بعدی تظاهر کند.
بروز عارضه لب شکری در نوزادان را از عوارض استعمال دخانیات مادران در دوران بارداری می‌دانند. می‌توان گفت که جنین یک مادر سیگاری هم سیگار می‌کشد . جالب است بدانید که حدود 20 هزار فرد مبتلا به لب‌شکری در کشور وجود دارد که ترمیم آن هزینه‌های فراوانی را در پی دارد. كمبود اسيد فوليك در دوران بارداري نیز یکی دیگر از عوامل ابتلای نوزادان می‌باشد.
درحدود 13 درصد از نوزاداني كه با شكاف كام و لب متولد شده‌اند، نقص‌هاي مادرزادي ديگري نيز ديده مي‌شود. بنابراين بايد كاملاً توسط پزشك اطفال معاينه شوند. شكافي كه روي لب وجود دارد ممكن است از يك بريدگي كوچك تا يك شيار كامل متغير باشد كه اين شيار ممكن است از لب بالا تا سوراخ‌هاي بيني كشيده شود.
سن بالاي پدر نیز يكي از علل بدنيا آمدن نوزادان با شكاف كام و لب شكري مي‌باشد.
لب شكري نوزادان و مصرف لوازم آرایشی به هنگام بارداری
با توجه به اینکه لب شكري، شكاف كام و ناهنجاري مننگوسل (ناهنجاري دستگاه عصبي و نخاعي مادرزادي) شايعترين ناهنجاري‌هاي مادرزادي در كشور هستند، بسياري از اين ناهنجاري‌ها با آزمايش مايع آمونياكي توسط فوق تخصص بيماري‌هاي جنين تا قبل از 4 ماهگي در هفته‌هاي 12 تا 16 ماهگي بارداري يا انجام سونوگرافي در هفته‌هاي 22 تا 33 بارداري قابل تشخيص است.
متأسفانه هنوز شيوع ناهنجاري‌هاي مادرزادي در كشور ما بالاست و بايد اقدامات قابل توجهي براي گسترش مراكز تشخيصي و اقدامات پيشگيرانه در كشور انجام شود.
عوامل شيميايي مانند مصرف سيگار و استفاده از لوازم آرايشي زنان در ماه‌هاي اول بارداري و نيز مصرف الكل از مهمترين عوامل ابتلاي جنين به عارضه لب شكري و شكاف كام است كه در كنار عوامل ژنتيك مطرح است.
عوارض شکاف
بستگی به میزان و محل شکاف کام یا لب عوارض آن نیز فرق می‌کند. به طور کلی یک یا چند و یا تمام عوارض زیر ممکن است روی دهد:
1- مشکلات تنفسی:
ناهنجاری فک و کام باعث مشکل تنفسی می‌شود. درمان شامل جراحی و بکارگیری پروتزهای دهانی است.
2- مشكلات تغذيه اي :
شكاف لب مشكل چنداني در تغذيه نوزادان ايجاد نمي‌كند. اما شكاف‌هايي كه در سقف دهان وجود دارد باعث مي‌شود كه كودك نتواند به خوبي از سينه مادر يا پستانك، شير بمكد. براي مكيدن، نياز است كه در ناحيه دهان،‌‌ خلاء ايجاد شود و شكاف‌هاي ناحيه كام امكان ايجاد خلاء را به نوزاد نخواهد داد. كودكان داراي شكاف كام ممكن است هنگام شير خوردن عق بزنند، شير در گلويشان بيفتد و يا از بيني‌شان بيرون بزند. بعضي پزشكان استفاده از يك صفحه پلاستيكي را توصيه مي‌كنند كه به تغذيه راحت‌تر كودك كمك مي‌كند. اين صفحه پلاستيكي كه به مسدود كننده معروف است هنگام شير خوردن نوزاد در ناحيه سقف دهان او قرار مي‌گيرد و با مسدود كردن شكاف، به راحت‌تر شير خوردن او كمك می‌کند. همکاری متخصص تغذیه و گفتاردرمانی ممکن است سودمند باشد. دستگاههای ویژه ای نیز به منظور تغذیه نوزاد در دسترس هستند. در كودكاني كه به شكاف لب به تنهايي دچار هستند، مشكل خاصي براي تغذيه پيش نمي‌آيد. آنها مي‌توانند تقريباً به طور عادي، از شير مادرشان تغذيه كنند. تنها مسئله يافتن حالت مناسبي است كه مادر و كودك در آن قرار بگيرند و كودك بتواند از شير مادرش تغذيه كند. در مورد نوزاداني‌كه دچار شكاف كام هستند، شرايط كمي فرق مي‌كند. اين شكاف روند معمول مكيدن را مختل مي‌كند. نوزادي كه در كامش شكاف دارد، نمي‌تواند به‌طور كامل در دهانش هنگام بلع، خلأ ايجاد كند.
اين خلأ در شرايطي ايجاد مي‌شود كه هنگام بلع كل ناحيه دهان، از اطراف مهر و موم جدا مي‌شود. وقتي اين خلأ ايجاد شد، نوزاد مي‌تواند شير را از سينه مادر يا شيشه پستانك بمكد. هنگامي كه نوزاد دچار شكاف كام است، هوا از راه بيني به دهان وارد مي‌شود و خلأ اتفاق نمي‌افتد، بنابراين كودك نمي‌تواند به خوبي شير را بمكد.
به اين ترتيب تغذيه با شير مادر معمولاً براي اين نوزادان به‌صورت مستقيم (از سينه مادر) امكان پذير نيست. اما مادر مي‌تواند شير را بدوشد و به كمك فنجان و قاشق آن را به نوزادش بخوراند. اگر کودک نتوانست با پستانك معمولي به اندازه كافي تغذيه كند با پستانك preemie (كه نرم تر از نوع معمولي است) اين كار را انجام می‌دهند. سوراخ نوك پستانك را با برش عرضي بزرگ می‌كنند تا جريان شير افزايش یابد و تغذيه آسان تر شود. متخصص تغذيه به انتخاب يك بطري مناسب برای کودکتان به شما كمك خواهد کرد. بهترين راه اين است كه دفعات تغذيه را زياد و مقدار تغذيه را كم كنيد. كودك مبتلا، در زمان تغذيه بلع هوايش بيشتر از كودكي است كه شكاف ندارد بنابر اين نياز دارند تا به طور مكرر آروغ بزنند. تغذيه كودك در حالت نشسته مي تواند از ورود شير به داخل بيني و بلع بيشتر هوا جلوگيري كند. شير و ديگر باقيمانده های غذا را می‌توان با ترغیب کودک به نوشیدن آب از بطری و یا با یک پارچه مرطوب تميز نمود. مصرف غذاي جامد مي تواند برای كودك مبتلا به شكاف کام در سنی که برای كودك سالم مشكل ايجاد نمي كند (در حدود شش ماهگي) ایجاد مشكل نماید. اگر كودك قادر به وزن گیری کافی نمی‌باشد يا در تغذيه مشكل دارد با کارشناس تغذيه تماس بگيريد.
چند توصيه تغذيه اي برای اين كودكان:
1-تمريناتي براي تقويت و تحريك نواحي داخل درمان.
2- تغذيه نوزاد به صورت نشسته مي تواند از ورود شير به داخل بيني و بلع بيشتر هوا جلوگيري كند.
3-كودك مبتلا در زمان تغذيه بلع هوايش بيشتر از كودكي است كه شكاف ندارد. نياز به آروغ زدن مكرر دارد.
4- دفعات تغذيه افزايش و مقدار وعده غذايي كاهش يابد.
به اين کودکان چگونه بايد شير بدهند؟
مشکل عمده کودک متولد شده با شکاف لب و کام، نحوه تغذيه اين کودکان است. به‌دليل وجود ارتباط بين دهان و بيني، محتويات دهان به طور مستمر وارد ناي و ريه‌ها شده و کودک را به پنوموني آسپيراسيون مبتلا مي‌کند که مقابله با آن بدن کودک را به شدت تضعيف مي‌کند. از سوي ديگر ورود هوا به داخل دهان و مخلوط شدن آن با شير مورد تغذيه کودک موجب ورود هوا به داخل معده و اتساع آن و دل دردهاي شديد، احساس سيري کاذب و گاهي متوقف شدن حرکات پريستالتيک مي‌‌شود که همه اينها بر عوارض قبلي بيماري اضافه مي‌شوند. بنابراين نحوه شير دادن به کودک بسيار مهم است. بهتر است حتي‌الامکان تغذيه به کمک سرشيشه‌هايي که داراي يک لبه مسدودکننده شکاف هستند و يا جهت خروج شير به طرف دهان بوده و پستانک آن شکاف کام را به‌طور موقتي و در هنگام بلع مسدود مي‌کند باشد و در فواصل کوتاه کودک از شيشه و يا پستان مادر جدا شده و به صورت قائم قرار گرفته و به کمک انگشتان به آرامي ‌به پشت کودک زده شود تا به اصطلاح از کودک آروغ‌گيري شود و هواي اضافي وارد شده به معده کودک از طريق مري خارج شود.
3- عفونت های گوش و کاهش شنوایی:
تمام كودكان مبتلا به شكاف كام بايد بين 3 تا 6 ماهگي توسط متخصص گوش و حلق و بيني معاينه شوند. اين كودكان ، استعداد زيادي براي ابتلا به بيماري‌هاي گوش مياني دارند. در اين كودكان، ساخت مايع گوش مياني دچار اختلال مي‌شود و به دنبال آن نواقص شنوايي‌،‌ عفونت‌ها، تب و گوش‌درد، شايع است. اين مشكلات قابل درمان‌اند و دائمي نخواهد بود، اما اگر دير به آنها رسيدگي شود ممكن است به كري دائم و يا اختلالات كلامي منجر شود. ناهنجاری دستگاه تنفسی فوقانی می‌تواند عملکرد شیپور استاش را مختل کند و احتمال تجمع مایع در گوش میانی را افزایش دهد. این امر شانس عفونت گوش میانی را زیاد می‌کند. کاهش شنوایی نیز نتیجۀ عفونت های مکرر گوش میانی است. برای اصلاح این مشکل متخصص گوش و حلق و بینی از وی تی و یا گرومت استفاده خواهد کرد.
4- تأخیر در تکلم :
برای اینکه کودک بتواند به درستی صدا و کلمات واضحی را تولید کند، رشد و تکامل طبیعی لب و کام ضروری است. می‌توان با عمل جراحی شکاف را ترمیم کرده و با گفتار درمانی به تکامل گفتاری کودک کمک نمود. مشکلات گفتاری در بیماران با شکاف کام پیچیده و مختص به فرد است. بعضی از مشکلات گفتاری با گفتاردرمانی حل می‌شوند و بعضی از موارد نیازمند ترکیبی از گفتار درمانی و جراحی هستند و به طور کلی، بهترین تشخیص این مشکلات توسط تیمی‌که شامل گفتار درمانگر و جراح است امکان پذیر خواهد بود. اين كودكان ممكن است ديرتر حرف بزنند و يا تو دماغي صحبت كنند، اما با ترميم شكاف كام اين مشكلات برطرف خواهد شد.
5- مشكلات روحي رواني:
تولد اين نوزادان پدر و مادر را دچار مشكل روحي احساس گناه و نگراني از وضعيت آينده كودك مي‌كند.
بیماران شکاف لب و کام درمعرض خودکشی می باشند و همچنین بسیاری ازبیماران شکاف لب وکام در معرض ابتلا به اختلالات هیجانی، اضطراب، افسردگی و اختلالات سازشی هستند
.
تنفس کم باعث می‌شود که بیماران در سطح هوشی پایینی قرار بگیرند و در اغلب مواقع خانواده ها پس از اطلاع از مشکل فرزندانش به شدت افسرده می‌شوند و حتی از وجود فرزند خود سرباز می‌زنند و این درحالی است که اکثر فرزندان هم پس از ورود به مدرسه در مقابل تمسخر دیگران احساس حقارت می‌کنند و به فکر خودکشی می‌افتند.
اين كودكان به‌دليل بدشكلي ظاهري و گاهي اشكال در گفتار دچار عدم اعتماد بنفس و مشكلات روحي مي‌گردند.
6- مشکلات دندانی:
گاهی شکاف شامل لثه و فک نیز می‌شود و این امر بر رشد صحیح دندانها و فک تأثیر می‌گذارد. دندانپزشک اطفال یا متخصص ارتودنسی می‌تواند به رفع این مشکل کمک کند. ناهنجاری های دندانی در این بیماران شیوع بالاتری از افراد عادی دارد. شکاف کامل لب به داخل سوراخ بینی گسترش می‌یابد و استخوان آلوئول را درگیر می‌‌کند و تعداد دندان‌ها را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. گاهی اوقات نداشتن بعضی از جوانه‌های دندانی و یا داشتن دندان‌های اضافی مشاهده می‌شود. میزان ابتلا به داشتن دندان‌هایی با سایز کوچک در ناحیه شکاف در افراد مبتلا بالاتر است.
انواع مختلفی از ضایعات تکاملی شکل دندان‌ها از جمله دندان‌های دوقلو، دندان‌هایی با فرم غیر عادی، دندان‌های کوچک و … می‌تواند در افراد مبتلا به شکاف بروز نماید. اختلالات تکاملی در تعداد دندان‌ها به صورت بی‌دندانی، دندان‌های اضافه و تغییر رنگ‌های دندانی می‌تواند قابل رویت باشند.
متاسفانه خرافات زدگي يک آفت ديرپاي تاريخي و اجتماعي است و هنوز که هنوز است در بعضي از قسمت‌هاي همين کشور پهناور ما هم هستند افرادي که باور غالب آنها با افکار غلط و مسموم قرون وسطائي آميخته شده و بروز ناهنجاري‌هاي مادرزادي را ناشي از تغييرات ستارگان و نجوم و ماه و خورشيد يا ساعت سعد و نحس و يا از همه بدتر، خطاکار بودن فرد به‌خصوصي مي‌دانند. واقعيت علمي ‌اين است که بروز شکاف لب از دو پس زمينه وراثتي و محيطي برخوردار است. وجود ژن‌هاي بروز اين ناهنجاري و مهيا شدن شرايط محيطي موجب بروز باليني اين ناهنجاري مي‌شوند و هيچ دليل ديگري در بروز آن اثبات نشده است.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/6a00e5540c3e8c88340120a8d0f827970b_0.jpgنوزاد لب شکری

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/cleft_palate_0.jpgشکاف کام

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/luccl2_0.jpgشکاف لب

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/new_front2_0.jpgشکاف لب جزئی

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:09 AM
شکاف کام و لب شکری (بخش سوم) در بخش سوم به روش‌های تشخیص شکاف لب یا کام و همچنین روش‌های پیشگیری از ابتلای مادرزادی نوزادان به این بیماری اشاره شده است.

تشخیص شکاف لب یا کام
معمولاً در اولین معاینه ای که از نوزاد به عمل می‌آید شکاف لب یا کام قابل رویت است امـا فرم نهفته شکاف کام ممکن است در معاینۀ معمولی قابل رویت نباشد.
آیا در دوران بارداري مي‌توان با آزمايش‌هايي به وجود اين نقص پي برد؟
در دوران بارداري مي‌توان به کمک مشاوره ژنتيکي به ميزان احتمال بروز آن در جنين پي‌برد، اما اثبات دقيق بروز آن در يک مورد معين باليني نياز به مطالعات دقيق و به کارگيري روش آمنيوسنتز دارد تا دقيقا ثابت شود که جنين مبتلا به اين ناهنجاري هست و يا نه و در موارد شديد، در ماه‌هاي آخر بارداري بعضي از کلينيسين‌هاي ماهر نيز مي‌توانند به کمک سونوگرام اين ناهنجاري را تشخيص دهند.
معمولا خانواده‌ها چه زمانی مي‌فهمند که فرزندشان دچار اين نقص است؟
در ايران اغلب پدر و مادرها پس از تولد متوجه وجود اين ناهنجاري در نوزادشان مي‌شوند و اين مساله اغلب با بروز مشکلات شديد عاطفي و گاه تنش‌هاي شديد در روابط بين والدين و يا خانواده‌هاي آنها همراه است. متاسفانه ناهنجاري‌هاي مادرزادي در ايران به‌خصوص در خانواده‌هاي کم‌بضاعت يک فاجعه اقتصادي نيز به حساب مي‌آيد و به‌دنبال آن تبعات اجتماعي اين ناهنجاري‌ها نيز تاثيرات منفي خود را به جا مي‌گذارند.
بايد فرزندشان را پيش چه متخصصي ببرند؟
به‌طور طبيعي، اولين پزشک برخورد کننده با اين ناهنجاري متخصص زنان و زايمان است که در لحظه خروج نوزاد از کانال زايمان متوجه نقص در صورت و يا دهان کودک مي‌شود و متخصصان زنان و زايمان هم به‌طور معمول و يا قراردادي، اين کودکان را به جراح اطفال که يکي از فوق‌تخصص‌هاي جراحي عمومي‌است ارجاع مي‌کنند.
پيشگيري يا درمان؟
راه‌هاي پيشگيري محدود است، زيرا علت اين نقص مادرزادي هنوز به خوبي مشخص نيست. بعضي پژوهش‌ها تاييد مي‌كنند كه مصرف مولتي ويتامين‌ها و اسيد فوليك در ماه‌هاي قبل از بارداري و همچنين دو ماه اول بارداري در پيشگيري از ايجاد شكاف كام و لب بسيار مؤثر است. مادران زماني كه تصميم به حاملگي می‌گیرند بايد چند ماه قبل از اقدام به بارداري، مصرف اسيد فوليك و ويتامين‌ها را آغاز كنند و نيز در اين مدت از مصرف الكل و سيگار بپرهيزند. تاكنون هيچ راه تضميني براي جلوگيري از تولد كودك با شكاف لب يا كام پيدا نشده است، اما چندين راه براي پائين آوردن احتمال تولد كودكي با شكاف لب يا كام وجود دارد:
راه اول: گذراندن يك بارداري سالم و تا حد امكان استفاده نكردن از مشروبات الكلي و سيگار.
راه دوم: مصرف ويتامينهايي مثل فوليك اسيد قبل از تولدو در حين بارداري.
راه سوم: درمان كمبودهاي تغذيه اي مانند كمبود ويتامين ها.
پژو هشگران دريافته اند كه مصرف اسيدفوليك در دوران بارداري خطر شكافتگي كام و لب شكري شدن نوزاد را كاهش مي دهد.
مصرف اين مكمل ها در زناني كه سابقه ابتلا به اين نوع اختلال را در خانواده شان دارند مفيد خواهد بود.
دانشمندان پيشتر كشف كرده بودند كه اسيدفوليك احتمال بروز اسپينا بيفيدا و آسيب مغزي را در نوزادان كاهش مي دهد.
همچنين اخيرا تاثير اين مكمل در كاهش خطر سندرم داون و لوسمي طي تحقيقاتي نشان داده شده است.
درحال حاضر به زنان توصيه مي شود كه قبل از بارداري و طي سه ماهه اول بارداري مكمل هاي اسيد فوليك مصرف كنند.
مصرف اسيدفوليك اضافي در اوايل دوران بارداري در گروهي از زنان پرخطر , شانس تولد كودك مبتلا به لب شكري و شكافتگي كام راكاهش مي دهد.
نقش ویتامین A
جذب متعادل ویتامین A در دوران بارداری می‌تواند خطر ابتلا به شکاف کام و لب را کاهش دهد.
نوزادان مادرانی که در دوران بارداری مکملات ویتامین A را بسیار مصرف می‌کنند نسبت به نوزادان دیگر حدود ۵۰ درصد کمتر در خطر ابتلا به شکاف کام و یا لب شکری قرار دارند.
محققان طی مطالعاتی بر روی ۵۳۵ زن باردار دریافتند زنانی که روزانه حدود ۸/۳ میلی گرم مکمل های ویتامین A را مصرف می‌کنند، خطر تولد نوزادانی با مشکل شکاف کام و لب در آنان بسیار کاهش می‌یابد.
شکاف کام و لب قابل درمان است
درمان شکاف لب یا کام در درجه اول به وضعیت سلامتی نوزاد، شدت عارضه و محل شکاف و بعد به تیم پزشکی بستگی دارد.
روند درمان این ناهنجاری تیمی‌است و به یک گروه درمانی متشکل از یک جراح اطفال ،جراح پلاستیک، یک متخصص گوش و حلق و بینی، دندانپزشک، گفتار درمانگر و متخصص دندان‌پزشکی کودکان نیاز دارد.
ترمیم شکاف لب معمولا بین ۱۰ تا ۱۲ هفتگی صورت می‌گیرد و برای شکاف کام حدود ۹ تا ۱۸ ماهگی مناسب است.
البته‌ گاه برای بهبود کامل، جراحی‌های بیشتری نیاز است و ممکن است به چهار تا پنج عمل جراحی از دوران شیرخوارگی تا جوانی نیاز باشد. این جراحی‌ها شامل اصلاح ابتدایی لب، اصلاح ابتدایی کام، فارنژوپلاستی، گرافت استخوان گوش، جراحی فک تحتانی و فوقانی و رینوپلاستی است.
هدف ابتدايي درمان شكاف كام و لب اطمینان از رشد ونمو كودك است. هدف دوم توانمند سازی كودك مبتلا براي كسب برخی از آموزش ها و موقعيت هاي کاری به عنوان کسی كه شكاف ندارد بويژه افزايش توانايي برقراری ارتباط است. آماده كردن کودک با يك چهره قابل قبول هدف نهايي مي باشد.
اين كودكان به يك طيف گسترده از درمان ها نیاز دارند كه يك متخصص نمي تواند آن را برآورده سازد. به طور معمول يك گروه ارزیابی کودک را در یک الی سه سالگي به عهده می‌گیرد.
راه درمان چيست و از چه زمانی بايد درمان را آغاز کرد؟
درمان اين ناهنجاري بسيار پيچيده و طولاني مدت است و همواره به‌صورت تيمي ‌و گروهي انجام مي‌شود. معمولا در هفته سوم پس از تولد جراح با روش‌هاي مخصوصي (به‌خصوص اگر لب شکري دو طرفه باشد) سعي مي‌کند که يک اتصال اوليه بين قطعات ايجاد کند. اين عمل، ترميم نهايي و بعدي شکاف کودک را در حدود 3 ماهگي بسيار تسهيل مي‌کند. سپس در حدود 9 تا 11 ماهگي کام نرم و سپس کام سخت ترميم نهايي مي‌شوند. اگر مشکل فرار هوا به داخل بيني و نقص گفتاري هم وجود داشته باشد، در سه سالگي نسبت به ترميم اسفنکتر بخش‌هاي مربوطه اقدام خواهد شد . سپس بين 6تا 9 سالگي پيوند استخوان براي شکاف ناحيه آلوئول کودک انجام مي‌شود و در حدود 18 سالگي نيز جراحي‌هاي تصحيحي فک و يا اصلاح اسکارها براي بيمار صورت مي‌پذيرند. در تمام طول اين سال‌ها تيمي ‌متشکل از جراح اطفال، پزشک اطفال، دندان‌پزشک اطفال، روان‌شناس کودک، متخصص گفتاردرماني، جراح دهان و فک و صورت، متخصص ارتودنسي، جراح گوش و حلق و بيني و جراح پلاستيک و ترميمي ‌به‌طور مستمر و به صورت گروهي در درمان بيمار با يکديگر همکاري دارند.
در اغلب موارد جراحي، درمان نهايي شكاف كام و لب است. زمان جراحي به عوامل مختلفي بستگي دارد. جراحان معتقدند كه شكاف لب بايد در 3 ماهگي و شكاف كام بين 9 تا 18 ماهگي به كمك جراحي بسته شود. مراحل بعدی و جراحي‌هاي لازم ديگر با رشد كودك و در سنين بالاتر قابل اجرا است. شكاف لب دوطرفه ممكن است به دو جراحي نياز داشته باشد. جراحي شكاف كام به دليل نياز به ساختن يك كام جديد مشكل تر است . ايجاد كام جديد باعث كاهش شانس عفونت هاي گوش مياني ، بهبود در رشد دندان ها و استخوان هاي صورت كودك و پيشرفت تغذيه و توانايي سخن گفتن مي شود . جهت ترميم شكاف كام چندين جراحي انجام مي‌شود كه وابسته به عمق و بزرگي سوراخ مي باشد .
جراحي ها معمولا شش ماه يكبار انجام مي شود كه جراح كودكان طي ويزيت هاي مكرر زمان انجام جراحي را براي كودك پيش بيني مي كند. گاهي هم براي شکاف لب وسيع در همان اول بعد از تولد دو طرف لب را توسط بخيه به هم متصل مي‌کنند اما جراحي اصلي در زمان مناسب بايد انجام شود به طوري که از جابه‌جايي و حرکات اضافي لب بعد از تولد جلوگيري شود. بعد از درمان لب، مرحله بعد يک سال تا يک سال و نيم بعد است که کودک به حرف زدن مي‌افتد. برخي معتقدند که شکاف کام نرم و سخت بايد با هم بسته شود. بعد از اين مرحله کودک بايد از نظر کنترل عفونت گوش تحت‌نظر متخصص گوش و حلق و بيني باشد.
سپس از نظر گفتار درماني تحت‌نظر و از نظر دندان‌پزشکي هم تحت‌نظر باشد چراکه سيستم دنداني اين کودکان مشکل‌هايي دارد. اگر قوس دنداني كودك تنظيم نباشد هنگام وجود دندان شيري و زماني كه رشد دندان‌هاي دايمي آنها شروع مي‌شود بايد تحت‌نظر دندان‌پزشك باشند. در سنين 11 تا 12 سالگي، پيوند استخوان لازم است؛ چراکه در شکاف لب کامل قسمتي از استخوان ناقص است. دندان نيش که بسيار مهم است ممکن است يا به طور کامل رويش نکند يا کج رشد کند. در اين سنين، توسط جراح فک پيوند استخوان انجام مي‌شود و 2 قسمت جدا از هم به یکدیگر متصل شده و بستر مناسب براي رويش دندان ايجاد مي‌شود تا دندان‌ها به حالت رديفي رشد کنند. اين کار توسط دندان‌پزشک و ارتودنتيست انجام مي‌شود که در اين صورت از نظر ظاهر موقعيت طبيعي ايجاد مي‌شود. کودکاني که دچار شکاف صد درصدي هستند، ناهنجاري‌هاي بيني هم دارند و نياز به عمل رينوپلاستي (جراحي پلاستيك بيني) دارند که در سن 18سالگي بايد انجام شود و بعد از جراحي هم اصلاح فرم فک لازم است؛ چرا که در همين مسير ممکن است يکي دو دندان مشکل پيدا کرده باشد. اگر کمبود دنداني وجود داشته باشد، دندان کاشته مي‌‌شود يا پروتز گذاشته مي‌شود. هنگام پيوند استخوان نيز دندان کاشته مي‌شود و فرم طبيعي ايجاد مي‌شود.
مراقبتهاي قبل از جراحی
تغذيه كودك 6 ساعت قبل از عمل و كنترل وضعيت او از نظر عفونت
مراقبتهاي بعد از جراحي
• باز نگه داشتن راه هوايي
• تغذيه با قطره چكان يا لوله تغذيه و به مقدار كم در ابتدا
• كنترل وضعيت تنفس
• كنترل وضعيت از نظر خونريزي
• آموزش مراقبت به والدين جهت نگهداري نوزاد در منزل
در عمل جراحی شکاف کام، بیمار را به صورت بیهوشی عمومی‌مورد جراحی قرار می‌دهند.
در جراحی شکاف کام، لبه مخاطی دندان ها تا عقب نزدیک لوزه ها برش داده می‌شود، سپس مخاط و عضله جدا شده و به شکل فلپ به خط وسط هدایت می‌شوند. این عمل در دو طرف کام انجام می‌گیرد.
سپس سه لایه مخاط بینی و عضله و مخاط کام با بخیه های قابل جذب دوخته می‌شود و یک لوله تغذیه از راه بینی داخل معده گذاشته می‌شود و به مدت 48 ساعت تا 72 ساعت، تغذیه از راه NG (لوله معده )خواهد بود.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/6a00e5540c3e8c88340120a8d0f827970b_1.jpgنوزاد لب شکری

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/cleft_palate_1.jpgشکاف کام

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/luccl2_1.jpgشکاف لب


http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/new_front2_1.jpgشکاف لب جزئی

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:11 AM
شکاف کام و لب شکری (بخش چهارم) بخش آخر این مطلب به مراحل مختلف ترمیم شکاف لب و کام اختصاص دارد.

اصلاح فك فوقاني
اولين مرحله ترميم شكاف كام و لب، اصلاح فک فوقانی مي باشد. اين كودكان ممكن است دارای فضاي باز بين قسمت هايي از لثه و كام باشند. اصلاح فک، باز كردن و ترميم قسمت هايي از لثه و كام با وسيله هاي قابل جابجايي (برداشتن) است. اين وسيله ها آناتومي را تغيير مي دهد و براي انجام جراحي مناسب تر مي‌كند. اين وسيله ها مي‌توانند براي كاهش اندازه پهناي شكاف يا براي ترميم فك فوقاني استفاده شوند.
اين جراحي به کمک یک دندانپزشك كه تصويرهايي از دهان و صورت کودک می‌گیرد و ابزارهاي مورد نياز را تهيه مي‌كند، انجام مي‌شود. گاه يك سري ابزارهاي اضافي مانند باندهاي كشي براي كمك به شكل گیری سوراخ روي لب فوقاني بسته مي شوند. اين ابزارها زماني كه کودک دو هفته تا يك ماهه است، تعبیه مي شوند. ابزارهاي لازم در اتاق عمل تحت بيهوشي عمومي جايگذاري مي شوند. بعد از عمل كودك ممكن است خیلی گریه کند و در گرفتن بطري مشكل داشته باشد. به كودك ممکن است مسکن داده شود تا دردش تسکین یابد. ممكن است به شما درباره مراقبت از وسيله شامل بستن، تميز كردن و مشاهده علائم عفونت، آموزش داده شود. اين وسيله ممكن است بعد از ترميم لب برداشته شود.
ترميم لب
شكاف لب ممكن است يك طرفه يا دوطرفه باشد. ترميم لب به طور كلي در سن 10تا 12 هفتگي انجام مي‌گيرد، اگرچه زمان مناسب ترميم مي‌تواند از كودكي به كودك ديگر فرق كند. ترميم لب در اتاق عمل تحت بيهوشي عمومي انجام مي گيرد. روش هاي گوناگوني براي ترميم وجود دارد و جراح ممكن است روش مناسب را بر اساس عمق شكاف انتخاب كند. بعد از جراحي لب بچه ممكن است قرمز رنگ باشد. او ممكن است يك وسيله روي صورتش كه قوس لوگان ناميده مي شود داشته باشد. اين يك وسيله فلزي است كه روي گونه ها براي كاهش فشار روي خط بخيه لب و جلو گيري از برآمده شدن و ساييده شدن بسته مي شود. بعد از عمل به کودک سرم به منظور تزریق مایعات وریدی وصل می‌شود. وضعیت قرار گرفتن کودک در تخت باید به صورت سر بالاتر از تنه باشد.
تدابیر درمانی
مهمترین مسئله در مورد بچه های با شکاف لب مسئله زیبایی و مسائل روانی آنها در جامعه است و نگرانی پدر و مادر آنها و احساس گناه آنهاست که باید این مسأله را بیان کرد که آنها هیچ گناهی ندارند.
در كشورهاي پيشرفته كودكاني كه با عارضه شكاف لب يا شكاف كام متولد مي‌شوند؛ بلافاصله يا مدت كوتاهي پس از تولد، تحت جراحي ترميمي قرار مي‌گيرند اما خانواده‌هاي بسياري خصوصاً در كشورهاي جهان سوم نمي‌توانند هزينه هاي چنين جراحي ترميمي را تامين كنند و متاسفانه اين كودكان از همان سال هاي نخست زندگي علاوه بر رنج و ناراحتي ناشي از تغيير شكل صورت و مشكلات و اختلالات عديده‌ در سيستم شنوايي، تنفسي، بلع غذا و كاهش ايمني دستگاه گوارشي در برابر ويروس‌ها با بسياري از مشكلات رواني-اجتماعي از قبيل اضطراب اجتماعي، تنهايي، افسردگي و بيگانگي از همسالانشان نيز مواجه مي‌شوند و به اين ترتيب زندگي اين گروه از بيماران و خانواده هاي آنها به شكلي بسيار نامطلوب تحت تاثير قرار مي‌گيرد.
دارو درمانی، روان درمانی، گروه درمانی وخانواده درمانی از روش های درمانی بیماران مبتلا به شکاف لب و کام است. درمان شکاف لب و کام از دوران سه ماهگی نوزاد شروع می‌شود و تا سن بلوغ به طور کامل رفع می‌گردد . عمل کام به علت اینکه تنها یک عضله دارد بسیار مشکل تر از عمل لب است . شکاف کام عوارض متعددی از جمله تودماغی صحبت کردن، برگشت مایعات غذا از بینی و صحبت های نامفهوم به همراه دارد که باید عمل آن به دقت انجام شود و این درحالی است که شکاف لب تنها بر روز زیبایی چهره تاثیر منفی دارد.
روش قابل استفاده دیگر ، قرار دادن یک مسدود کننده (obturator) در فاصله شکاف یا بستن شکاف با بافت قابل دسترسی کام است. اکثر مردم ترجیح می‌دهند که به جای مسدود کننده (پلاک ارتودنسی) از بافت قابل دسترسی کام استفاده شود، استفاده از obturator در بیماران در حال رشد ساده نیست، به همین دلیل از طریق جراحی آن ناحیه را می‌پو شانند. گزارش شده است حتی در بیمارانی که در نقاطی از دنیا زندگی می‌کنند که امکان جراحی در آنجا وجود ندارد نیز قابلیت غذا خوردن حتی با وجود مشکلات کام افزایش یافته است، اگرچه در این بیماران گفتار به صورت عادی تکامل نمی‌یابد.
زمان جراحی برای ترمیم کام متفاوت است. این مسئله به وزن و اندازه بیمار و عرض شکاف کام بستگی دارد. به طور کلی اگر ممکن باشد اکثر جراحان تلاش می‌کنند قبل از اینکه بیمار شروع به سخن گفتن مقدماتی کند، شکاف کام را ببندند. معمولاچند هفته بعد از جراحی بیمار توسط جراح ویزیت می‌شود تا از ترمیم مناسب ناحیه جراحی اطمینان پیدا کند. بعد از اقدامات صورت گرفته تیم مورد نظر به طور معمول بیمار را هر6 ماه یک بار تا سن 5 سالگی پیگیری می‌کنند که پیشرفت گفتاری را هم بتوانند تحت نظر داشته باشند. بعد از 5 سالگی اکثر بیماران با فواصل سالیانه پیگیری می‌شوند چون در حال رشد و تکامل هستند. اگر کودک فقط شکاف لب یا کام داشته باشد (و هیچ مشکل دیگری بجز شکاف کام و لب نداشته باشد) می‌تواند بخورد و بیاشامد و از نظر رشد و نمو در یک منحنی رشدی مناسب قرار گیرد. اگر وزن آنها کاهش پیدا کند و روی منحنی رشد تاثیر بگذارد به عوض اینکه فکر کنیم به خاطر شکاف کام است، باید در مورد آن تحقیق وبررسی کرد تا علت را یافت . اکثر اوقات کودکان تا حدود سن 6 سالگی در مورد بدشکلی‌های صورتی یا جای زخم آنها عکس العمل روانشناسی نشان نمی‌دهند. بعد از این دوره آنها احساسات بیشتری نسبت به سوالاتی که در این زمینه از آنها می‌شود نشان می‌دهند و بیشتر اوقات ضروری است تا والدین، دانش آموزان و معلمان را در مورد شکاف لب توجیه کنند.
مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که کودکان با شکاف کام و لب از نظر رشد روانی مانند کودکان طبیعی هستند. همچنین تحقیقات دیگری وجود دارد که نشان می‌دهد بچه‌های دارای شکاف کام و لب مشکلات روان شناختی بیشتری نسبت به هم سن وسالان خود که در این موقعیت قرار نگرفته اند، دارند.
تحقیق از بیمارانی که در سنین 40 و بالاتر هستند نشان می‌دهد افرادی که با مشکل خودسازگاری خوبی پیدا کرده بودند، در گذشته شدیداً از طرف خانواده حمایت می‌شدند و احساس می‌کردند که دارای مکانی مطمئن و راحت برای صحبت کردن در مورد موقعیتشان و گرفتن پاسخ سؤالاتشان هستند. بنابراین مهمترین قسمت تمام این مراقبت ها و درمان ها این است که والدین خود را ملزم بدانند و محیطی مناسب را برای این کودکان در حال رشد ایجاد کنند.
در بزرگسالي هم نياز به درمان‌هاي تکميلي است؟
در بزرگسالي، اين بيماران نياز به جراحي‌هاي تصحيحي فک جهت اصلاح وضعيت فک بالا نسبت به ساير استخوان‌هاي صورت دارند که اصطلاحاً به آنها جراحي‌هاي ارتوگناتيک گفته مي‌شود. درمان‌هاي ارتودنسي اين افراد گاهي تا اواسط دهه سوم زندگي ادامه خواهد داشت و تاثيرات اين ناهنجاري‌ها روي بيني بيمار و يا اسکارهاي موجود در صورت نيز بايد توسط روش‌هاي جراحي ترميمي ‌و زيبايي اصلاح شوند.
اين کودکان در بزرگسالي فرقي با همسالانشان دارند؟
در صورتي که همه مراحل به نحو صحيح پيگيري و اجرا شوند و مشکل خاص و يا عارضه به‌خصوصي حادث نشود، به‌طور معمول پس از پايان درمان، اين بيماران جذب جامعه شده و با ديگر افراد معمولي هيچ تفاوتي نخواهند داشت و اغلب به صورت اعضاي فعال و مفيد جامعه به حيات خود ادامه مي‌دهند.
خود کودکان هم در جامعه ممکن است به‌خاطر اين نقص دچار مشکلاتي شوند؟
عدم پذيرش اين کودکان به‌وسيله ساير همسالان آنها به‌خصوص در مهدکودک‌ها و يا دبستان‌ها و ساير اجتماعات و گاه مسخره کردن آنها و يا ترسيدن از ظاهر آنها، سبب عوارض شديد رواني و عاطفي بعدي براي اين کودکان شده و گاهي آنها را به سوي افسردگي سوق مي‌دهد. بسياري از اين کودکان باهوش بوده و از قابليت‌هاي فراگيري بسيار بالايي برخوردار هستند. از نظر شخصيتي، بسيار آرام و گوشه‌گير و کاملا احساسي هستند. در رفتار با آنها، بايد آگاهي و عاطفه را به کار گرفت و به آنها فهماند که جامعه و متوليان آن و همچنين والدين و اعضاي تيم پزشکي، به مشکلات آنها واقف هستند و خود را در برطرف کردن اين مشکلات مسئول و سهيم مي‌دانند.
وقتي كودكي با شكاف كام يا لب به دنيا مي‌آيد، چيزهاي زيادي وجود دارد كه والدين بايد آنها را قبول كنند يا بپذيرند.
ضايعات مادرزادي سر و صورت به صورت شکاف کام و شکاف لب که با عنوان لب شکري نيز شناخته شده است در نوزادان مادراني که در شرايط استرس‌زا هستند بيشتر ديده مي شود.
در زمان جنگ به علت شرايط استرس‌زاي جنگ تعداد اين بيماران بيشتر بود.
هر اندازه جامعه استرس کمتري داشته باشد فرد آرامش بيشتري دارد و متعاقب آن بسياري از مشکلات و ناراحتي‌هاي موجود نيز ايجاد نخواهند شد.
هر چند استرس را به طور کامل نمي توان از بين برد اما زنان در دوران بارداري بهتر است استرس کمتري به خود وارد کنند و از مصرف داروها به صورت خودسر خودداري کنند.
نحوه برخورد والدين با كودكي كه با اين مشكل به‌دنيا مي‌آيد، بايد چگونه باشد؟
چگونگي برخورد والدين با نوزادي که با شکاف لب و کام متولد مي‌شوند بسيار مهم است. اولين نکته، آموزش به والدين و اطرافيان است. يکي از معضلات والدين، مخصوصاً مادران اين است كه در فرهنگ‌هاي مختلف، بعد از تولد چنين نوزادي، همه اطرافيان اين مشکل را متوجه مادر مي‌دانند؛ در حالي که چنين چيزي نيست و به مادر ربطي ندارد. اولين توصيه آن است که به مادر آرامش داده شود.
خانواده را بايد آرام کرد و بايد به والدين گفت که اين مشکل درمان‌پذير است اما کمي طول مي‌کشد. اولين قدم، كنترل وضعيت تغذيه است و استفاده از سرشيشه‌هاي مخصوص و آموزش دادن به والدين كه اگر مي‌خواهند به فرزندشان شير بدهند، بدانند وقتي کودک شکاف لب و کام دارد شير از داخل حلق عبور کرده و از سوراخ بيني بيرون مي‌ريزد و بنابراين بايد از سرشيشه‌ مخصوصي استفاده شود. اگر نوزاد نمي‌تواند از پستان مادر شير بخورد، شير را بايد با سرشيشه مخصوص به او داد که در داروخانه‌ هم موجود است. اين کودکان در بلع شير و مواد خوراکي مشکل دارند. گاهي مقدار زيادي از مايع به ريه‌هايشان مي‌رود و ممکن است دچار بيماري‌هاي عفوني دستگاه تنفسي شوند. آنها همچنين استعداد زيادي در ابتلا به عفونت‌هاي گوش دارند. در سنين پايين، متخصصان گوش و حلق و بيني لوله‌هاي مخصوصي براي اين كودكان مي‌گذارند تا راه ارتباط گوش مياني با حلق باز بماند و عفونت در آن قسمت تجمع پيدا نکند. از ديگر مواردي که بايد به والدين گوشزد کرد، آن است که اين بچه تا 20 سالگي نياز به درمان دارد.
پزشکان در ابتدا بايد اين پيش‌آگهي را به والدين بدهند که نياز به درمان طولاني‌ وجود دارد و اين افراد مي‌توانند مانند ساير افراد در جامعه به زندگي طبيعي خود ادامه دهند؛ به شرط آنکه سير جراحي درست پيش برود. درسنين مدرسه، اين کودکان و نوجوانان نياز به مشاوره روان‌شناسي دارند و در کل روان‌شناسي در طول دوره درماني بسيار مفيد و موثر است.
بررسی نوزادان مبتلا به لب شکری و شکاف کام در دوره های زمانی مختلف
تولد تا 1 ماهگی:
- مراجعه به تیم شکاف کام و لب
- تشخیص و مشاوره ژنتیک
- توجه به جنبه های روانشناختی
- فراهم کردن راهنمایی هایی در مورد تغذیه و کنترل رشد
4-1 ماهگی:
- چک کردن تغذیه و رشد
- ترمیم شکاف لب
- چک کردن گوش ها و قدرت شنوایی ( هر 6 ماه یک بار تا بزرگسالی)
- دریافت مشاورات گفتار و زبان
15- 5 ماهگی:
- ترمیم شکاف کام
- فراهم نمودن راهنمایی های بهداشتی دهانی
- دریافت مشاورات گفتار و زبان
5 - 2 سالگی:
- ارزیابی گفتار و زبان ، درمان بی کفایتی ساختمانی دریچه کامی- حلقی (جراحی ثانویه کام)
- در صورت لزوم شروع برنامه ی گفتار درمانی در 5/2 سالگی _ هفته ای سه بار (حداقل)
- ارزیابی دندان ها
- ترمیم دوباره بینی/لب قبل از مدرسه
- ارزیابی تکامل و سازگاری روانشناختی
11 - 6 سالگی:
- مداخله های ارتودنسی
- پیوند استخوان آلوئلار
- ارزیابی سازگاری روانشناختی/مدرسه
21-11 سالگی:
- جراحی فک
- جراحی زیبایی و ترمیمی‌(در صورت لزوم)
- پروتز های ارتودنسی (در صورت لزوم)
- ارزیابی دندان ها
- مشاوره ژنتیک
مهارت های آگاهی واجی در کودکان مبتلا به شکاف کام
در یک پژوهش، 23 کودک مبتلا به شکاف با 23 کودک طبیعی همسال خود توسط معیار های رسمی ‌آگاهی واجی، تولید گفتار و مهارت های زبانی مقایسه شدند.
نتیجه این تحقیق اعلام می‌دارد که: کودکان مبتلا به شکاف کام و لب می‌توانند مهارت های آگاهی واج‌شناسی را همچون کودکان همسال خود به دست آورند.
بر اساس ارتباط ثابت شده میان مهارت های زبان درکی و آگاهی واج‌شناسی، آسیب شناسان گفتار و زبان، باید علاوه بر کنترل و پیگیری توانایی های تولید گفتار، باید ارزیابی های دقیقی از روند رشد زبانی و مهارت های آگاهی واجی این کودکان به عمل آورده تا اطمینان یابند که این کودکان مهارت کافی در زمینه ی خواندن کسب می‌نمایند.
تعریف آگاهی واج‌شناسی: فهم و درک کلی از صداهای زبان شامل ریتم صدا، ترکیب کردن اصوات با هم، بخش کردن کلمات، حذف کردن و جایگزینی کلمات، یادگیری تلفظ‌ها و صداها و ... می‌باشد که به عنوان یک مهارت بنیادی و پایه برای اکتساب گفتار محسوب می‌شود. رشد مهارت های آگاهی واجی از سنین پیش از دبستان آغاز می‌شود.
درمان قطعي بيماران شکاف لب و کام با سلول هاي بنيادي مزانشيمي
سلول هاي بنيادي مزانشيمي سبب درمان قطعي بيماران شکاف لب و کام مي شود.
طرحي با عنوان کاربرد باليني سلول هاي بنيادي مزانشيمي بالغ مستقر در مغز و استخوان به صورت اتولوگ در بافت سازي نقايص استخواني بيماران شکاف لب و کام به تصويب ستاد فناوري راهبردي رياست جمهوري رسيده است.
استفاده از سلول هاي بنيادي براي بيماران مبتلا به شکاف لب و کام در سه مرحله انجام مي شود، در استخوان شکاف لثه اي اين بيماران سلول هاي بنيادي را جايگزين و پيوند اتولوگ مي دهند.
فاز حيواني اين طرح را روي گوسفند انجام داده اند که يک طرف از جمجمه گوسفند را پس از ايجاد ضايعه با استفاده از سلول هاي بنيادي گرفته شده از مغز و استخوان درمان مي کنند و طرف ديگر جمجمه را پس از ايجاد ضايعه بخيه زده و به حال خود رها مي کنند.
با مقايسه دو سمت جمجمه گوسفند در صورتي که استخواني ساخته شود، متوجه مي شويم که سلول‌هاي بنيادي در ساخت آن نقش داشته است، بدن به طور طبيعي قادر است ضايعات کوچک بدن را بسازد و همين مسئله سبب شده که ضايعه ساختگي را در اندازه‌اي ايجاد کنند که بدن قادر به ترميم آن نباشد.
اين بيماران در طول 15 تا 16 سال تحت جراحي هاي متعدد مي گيرند. در سن 9 تا 12 سالگي استخوان لگن بيماران شکاف لب و کام را طي عمل جراحي که آخرين راه حل درمان است به استخوان فک در شکاف لثه اي پيوند مي دهد.
اين عمل به علت زمان طولاني عمل و احتمال ايجاد معلوليت، پا درد براي بيمار، هزينه بالاي عمل و قطعي نبودن درمان زياد توصيه نمي شود، استفاده از سلول هاي بنيادي براي درمان اين بيماران هيچ عوارض خاصي ندارد.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/6a00e5540c3e8c88340120a8d0f827970b_2.jpgنوزاد لب شکری

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/cleft_palate_2.jpgشکاف کام

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/luccl2_2.jpgشکاف لب

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/new_front2_2.jpgشکاف لب جزئی

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:12 AM
افسردگی افسردگی یکی از شایع‌ترین بیماری‌هایی است که روی کل کیفیت زندگی تأثیرات مخربی می‌گذارد. این بیماری علائمی ‌از اختلالات جسمی، روحي و روانی، فکری، رفتاری دارد که باعث می‌شود زندگی شخص دچار افت گردد. افسردگی با غمگینی یا احساس ناراحتی فرق دارد، علائم مهم آن احساس آزاردهنده عدم لذت از محیط پیرامون زندگی می‌باشد. علل ایجاد افسردگی به سه دسته تقسیم می‌شوند: اختلالاتی در سیستم بیولوژیک و هورمونی بدن، اختلالات روانی و مشکلات اجتماعی.


افسردگي یکی از بیماری‌های شایع و رو به افزایش است و در ایران حدود 25 درصد افراد از نوعی افسردگی رنج می‌برند. افسردگی بيماري است که بر روی همه جوانب زندگی تأثیر منفی می‌گذارد و علائمی ‌از اختلالات جسمی، روحي و روانی، فکری، رفتاری و عملکردی دارد که باعث می‌شود کیفیت زندگی افراد افسرده بطور محسوسی افت کند. بیماری افسردگي با غمگيني يا احساس ناراحتی که گاهی در زندگی معمولی ایجاد می‌شود فرق دارد و علائم مهم آن یک احساس آزاردهنده عدم لذت از محیط پیرامون زندگی و همچنین داشتن خُلق افسرده پایدار است. افراد مبتلا به افسردگي علاوه بر مشکلات فکری و روحی، دچار مشکلاتی در روابط خانوادگی، اجتماعی، شغلی و حتی اختلال در غذا خوردن و خوابيدن نيز می‌شوند. علل ایجاد افسردگی به سه دسته تقسیم می‌شوند: اختلالاتی در سیستم بیولوژیک و هورمونی بدن، اختلالات روانی و مشکلات اجتماعی. عواملی از قبیل وراثت، استرس‌های زندگی، بیکاری، طلاق، مصرف مواد، برخی بیماری‌ها، ویژگی‌های شخصیتی و غیره می‌توانند زمینه‌ساز افسردگی باشند. درمان افسردگی نیز بر سه اصل دارودرمانی، روان‌درمانی و تلاش در جهت رفع عوامل زمینه‌ساز استوار است.
باید توجه داشته باشید که علائم افسردگی طیف وسیعی دارند و در بعضی افراد ممکن است همه علائم ایجاد نشوند یا این که شدت علائم متفاوت باشد. برای اینکه تشخیص افسردگی گذاشته شود باید علائم آن حداقل به مدت دو هفته وجود داشته باشند. این علائم را می‌توان به دو دسته روانی و جسمی‌ تقسیم نمود. از بین علائم روحی روانی افسردگی می‌توان به این موارد اشارده کرد: لذت نبردن از زندگی و از بین رفتن علاقه نسبت به تقریباً همه امور روزمره طبیعی، حتی کارهایی که قبلاً مورد علاقه فرد بوده‌اند، خلق و خوی افسرده و احساس ملال دائم، غم و ناامیدی. ظاهر غمگین، کند شدن حرکات، تحریک‌پذیری، فقدان انگیزه و انرژی، افکار منفی، احساس گناه، اعتماد به نفس پایین سایر علائم افسردگی را تشکیل می‌دهند. بی حوصلگی، احساس کسالت و فقدان انرژی تقریباً هر روز وجود دارد و افراد افسرده حتی پس از بیدار شدن از خواب هم احساس خستگی دارند. همچنین اختلال در فکر کردن ممکن است رخ دهد و غالباً افراد افسرده تمرکز فکری ندارند. علائم جسمی ‌یا بیولوژیک افسردگی عبارتند از: اختلال خواب، اختلال خوردن، کاهش وزن، کاهش میل جنسی و علائم شبیه بیماری‌های جسمی ‌دیگر. اختلال خواب به صورت مشکل در به خواب رفتن یا زود بیدار شدن رخ می‌دهد. بیدار شدن در نیمه شب یا صبح زود و ناتوانی در به خواب رفتن دوباره شایع است. اشتهای فرد افسرده کم شده و وزنش کاهش می‌یابد. البته در نوعی افسردگی غیرمعمول، این علائم برعکس است و خواب، اشتها، وزن و میل جنسی فرد افسرده بیشتر می‌شود. افسردگی می‌تواند شکایات جسمی ‌مثل سردرد، کمردرد، خشکی دهان، خارش بدن، تاری دید، افزایش تعریق، سوء‌هاضمه، یبوست یا اسهال به‌وجود آورد .با پیشرفت افسردگی علائم روانی و جسمی ‌تشدید می‌شوند و یکسری علائم جدید ظاهر می‌شوند. در مراحل شدید افسردگی علائمی ‌مثل افکار خودکشی، علائم وسواس، خود بیمارانگاری و باور غلط به بی‌ارزش بودن و پوچی، توهماتی مثل شنیدن صدا یا به‌ندرت دیدن برخی اشیاء یا جانداران غیرمعمول رخ می‌دهند.
2-افسردگی انواع زیادی دارد و ما در اینجا چهار نوع افسردگی شایع‌تر را شرح می‌دهیم:
افسردگی اساسی یا ماژور: علائم این افسردگی همان علائم تیپیک هستند که قبلاً اشاره شد، یعنی از دست دادن علاقه و لذت نسبت به اکثر امور روزمره و حتی کارهایی که فرد قبلاً از آنها لذت می‌برده است، بی میلی و عدم لذت، خلق و خوی گرفته، بی‌حوصلگی و ملال دائمی، احساس ناامیدی و بی‌ارزشی، کم خوابی یا پرخوابی، کاهش یا افزایش اشتها و وزن، کاهش میل جنسی از علائم دیگر این نوع افسردگی هستند. در موارد افسردگی شدید افکار خودکشی و توهمات یا هذیان‌ها رخ می‌دهند که ممکن است خطرناک باشند.
افسردگی دو قطبی: در این اختلال، دو دوره عود کننده از افسردگی و سرخوشی (مانیا) وجود دارد و به همین دلیل اختلال دو قطبی نامیده می‌شود. تعداد حملات هر حمله افسردگی یا مانیا لزوماً مساوی نیست و ممکن است چندین حمله افسردگی پیش از مرحله مانیا وجود داشته باشد یا بالعکس. علائم افسردگی همان‌هایی هستند که قبلاً ذکر شد. اما علائم دوره‌های سرخوشی یا مانیا بسیار متفاوت هستند و فرد در این دوره احساس خودبزرگ بینی، لذت زیاد، انرژی و نشاط زیاد دارد، زیاد و با انرژی صحبت می‌کند و صبح زود با شادابی از خواب برمی‌خیزد و ساعت‌ها کار و تلاش او را خسته نمی‌کند. اشتها و میل جنسی این افراد نیز زیاد می‌شود. با این حال مانیا بر بینش و قضاوت اثر منفی دارد و باعث تصمیم‌گیری‌های عجولانه و نادرست می‌شود. افکار خودبزرگ بینی، ولخرجی، توهم و بدبینی نسبت به سایرین ممکن است در این دوره به‌وجود آید.
دیس تایمی: که نوع خفیف‌تر اما مداوم‌تر افسردگی است. این نوع حداقل دو سال طول می‌کشد. علائمی ‌مثل اختلال توجه و تمرکز، اختلال خواب، دردهای مزمن وجود دارد و دوره‌هایی از احساس طبیعی بودن و رفع علائم هم گهگاه رخ می‌دهند.
افسردگی فصلی: اختلالات خُلقی فصلی نوعی افسردگی است که علائم آن در یک فصل مشخص که معمولاً پاییز و زمستان است ظاهر می‌شوند و با شروع فصل بهار و به خصوص بعد از مواجهه با نور خورشید علائم بهبود می‌یابند.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/depression_s1_mayo.jpgتغییرات مغزی در فرد افسرده

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/depression_s8_brain_synapse.jpgسیناپس مغزی

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/depression_s9_trees.jpgافسردگی فصلی

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/depression_s11_depressed_boy.jpgافسردگی

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/23/article/images/depression_s13_therapy.jpgمشاوره و روان‌درمانی

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:13 AM
یبوست در اثر سفت و خشک شدن مدفوع، دفع آن به سختی صورت گرفته که به آن یبوست می گویند. البته داشتن تنبلی روده، رژیم غذایی خاص، عدم مصرف کافی آب و ... هم می تواند باعث این بیماری گردد. برخی فکر میکنند روزی یک مرتبه رفتن به توالت لازم و همچنین کافی است. ولی خوب است بدانید برای هر فرد این نیاز، متفاوت است. مهمترین نکته در تعیین یبوست واینکه آیا شما دچار یبوست هستید " قوام و سفتی مدفوع " است .

یبوست چیست؟
یبوست به دفع مدفوع بیش از حد سفت و خشک که دفع آن با سختی همراه باشد گویند که این حالت غالبا بر اثر دفع کردن دیر به دیر مدفوع( کمتر از 3 بار در هفته ) و همچنین داشتن رژیم غذایی خاص، تنبلی روده ، عدم تحرک و عدم مصرف آب کافی و یا گاهی برخی از بیماریها حادث میشود. غذا بعد از جویده شدن در دهان وارد مری و از آنجا وارد معده شده و در آنجا بعد از جذب اکثر مواد مفید آن وارد روده شده، در نهایت با جذب برخی دیگر از مواد با فایده آن در روده کوچک و جذب قسمتی از آب آن در روده بزرگ وارد رکتوم میشود و در آخر خالی کردن رکتوم که قسمت آخر روده است، توسط مقعد صورت می گیرد. همه این قسمتها جزیی از دستگاه گوارش شما می باشند.
برخی فکر میکنند روزی یک مرتبه رفتن به توالت لازم و همچنین کافی است. ولی خوب است بدانید برای هر فرد این داستان متفاوت است. بعضی افراد تا سه بار در روز هم دفع مدفوع دارند در حالیکه هفته ای سه مرتبه دفع برای برخی دیگر طبیعی است. پس مهمترین نکته در تعیین یبوست واینکه آیا شما دچار یبوست هستید " قوام و سفتی مدفوع " است . دفع مدفوع با قوام سخت مانند سنگ یا دفع تکه تکه و دانه دانه مدفوع (مانند تیله) و یا دفع مدفوع خشک همراه یا بدون رگه ها یا قطرات خون حکایت از یبوست دارد.
نشانه ها چه هستند؟
ممکن است شما آنقدر در توالت زور بزنید که احساس کنید کار سخت و طاقت فرسایی انجام داده اید، شاید هم در انتهای دفع احساس عدم دفع کامل مدفوع را دارید، و یا از همه مهمتر حتی در انتهای دفع به مقعد خود آسیب هم رسانده و آن را زخم کرده اید. عدم دفع مناسب بعد از مدتی حتی میتواند شما را بی اشتها کند. جالب اینجاست حتی برخی از بچه ها بعد از عدم دفع مناسب دچار اسهال میشوند. این مدفوع آبکی در حقیقت راه خود را از کنار مدفوع سخت و سنگی در رکتوم باز میکند و به والدین این احساس را میدهد که کودک دیگر یبوست ندارد و حتی دچار اسهال هم شده است در حالیکه اینطور نیست و در حقیقت این یبوست است که در حال بدتر شدن است.
چه عواملی باعث یبوست میشوند؟
یبوست بسیار رایج است و چیزهای مختلفی می توانند موجب آن می شوند. دلایلی که چرا بچه ها و حتی گاهی بزرگسالان دچار یبوست میشوند عبارتند از :
• رژیم غذایی ناسالم؛ اگر رژیم غذایتان را با غذاهای چرب ، شیرین ، و یا نشاسته ای پر کنید و در عوض فیبر کمتر مصرف کنید ، روده شما ممکن است سرعت دفع مواد دفعی به مقعد را کاهش داده و به نوعی دچار تنبلی شود. پس شما باید بجای مصرف زیاد مواد چرب و نشاسته ای مانند غذاهای آماده، سیب زمینی سرخ شده و ... مصرف مواد پر فیبر مانند میوه جات و سبزی جات را جایگزین کنید.
• ورزش و تحرک ناکافی؛ حرکت کمک می کند تا حرکت مواد غذایی در سیستم گوارشی هم افزایش یافته و باقی ماندن آن در روده و در نتیجه جذب بیشتر آب و خشک شدن مدفوع به حداقل رسد و مدفوع نرم تر، با آب بیشتر و شل تر شود. هر چه حرکت و فعالیت بدنی بیشتر باشد زمان ماندن مواد دفعی در دستگاه گوارش کمتر میشود. پس فعالیت بدنی مناسب و ورزش را در برنامه روزانه خود قرار داده و از ماندن در رختخواب یا خانه و نشستن زیاد روی صندلی برای ساعات طولانی خودداری کنید.
• عدم نوشیدن کافی آب و مایعات؛ نوشیدن آب و مایعات دیگر، مدفوع را نرم نگه می دارد و به حرکت آن از طریق روده ها کمک می کند. هنگامی که شما به اندازه کافی مایعات نمی نوشید ، مدفوع می تواند سخت و خشک شود و روده اندک آب آنرا هم جذب کند. پس مصرف مایعات و به خصوص آب کافی از یبوست پیشگیری میکند.
• نرفتن به دستشویی؛ حتی وقتی که شما به آن نیاز دارید. بعضی اوقات احساس دفع در شما وجود دارد ولی به توالت نمی روید، گاهی سرگرم کار یا بازی هستید، یا در جایی هستید که یا توالت نیست یا در توالتش احساس راحتی نمیکنید ( مانند نرفتن به دستشویی بعضی بچه ها در مدرسه ). در این حالت به مرور زمان گیرنده های حسی دفع مدفوع در شما ضعیف شده و دیگر احساس دفع را هم متوجه نمیشوید و این حالت در نهایت منجر به یبوست در شما گردد.
• استرس؛ ممکن است یبوست زمانی رخ دهد که فرد دچار استرس مداوم است. استرس و اضطراب دوره امتحانات ، شروع سال درسی ، دور بودن از خانه و خانواده و ... همگی میتوانند باعث شوند فرد مدفوع خود را نگه داشته، دچار یبوست شود. کمبود دریافت محبت و پرخاشگری پدر و مادر هرچند از سر دلسوزی و حتی برای یادآوری در نشستن بر سر توالت برای جلوگیری از شروع یبوست نیز میتواند اثر عکس داشته باشد و یبوست را بدتر و بیشتر کند.
• سندرم روده تحریک پذیر؛ بعضی از بچه ها یک بیماری به نام سندرم روده تحریک پذیر (IBS) دارند. این بیماری می تواند عمل دستگاه گوارش را کند یا تند کند. فرد با این بیماری میتواند در زمانهای استرس و حتی مصرف برخی غذاها و ادویه جات دچار دوره هایی از یبوست و یا اسهال شده، در کنار آن دچار نفخ شکمی و دل درد نیز بشود.
یبوست چگونه درمان می شود؟
یبوست معمولا نیاز به درمان خاصی ندارد مگر اینکه پزشک شما صلاح بداند که شما نیازمند درمان دارویی آن هم به صورت موقت هستید. این مشکل، غالبا با یک رژیم غذایی مناسب و افزایش فعالیت برطرف خواهد شد. البته ممکن است شما در زمینه بیماری دیگری دچار یبوست شده اید و درمان یبوست شما نیازمند درمان آن بیماری زمینه ای است. در این صورت ممکن است پزشکتان درخواست عکس روده کرده و یا آزمایش مدفوع را برایتان درخواست نماید.
چگونه می توانم به خودم کمک کنم؟
نکته اصلی، تغییر رژیم غذایی پر فیبر و کم چرب و کم نشاسته است. انواع میوه ، سبزیجات ، و غلات سبوس دار ، بلغور، جو دوسر و ذرت بو داده همگی دارای فیبر هستند. روزی یک عدد سیب فراموش نشود. آب به میزان کافی بنوشید. مصرف آب و مایعات، به نرم شدن مدفوع کمک میکند.
مصرف روغن زیتون در سالاد هم در نرم کردن غذا و فعال کردن ماهیچه های دیواره روده کمک کننده است.
ورزش ، پیاده روی و هرگونه فعالیت بدنی و عدم بی حرکتی هم به پیشگیری از یبوست کمک میکند. پس شنا، دوچرخه سواری یا حتی پیاده روی را در برنامه روزانه خود قرار دهید تا همواره سالم و سلامت باشید.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/constipation-hic.jpgیبوست

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/doesgreenteahelpwithconstipation.jpgیبوست

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/mywh_w_sbzyjt.jpgیبوست

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/constipation_540x405_0.jpgیبوست

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:22 AM
زرد زخم یکی از شایع ترین انواع عفونت های پوستی زردزخم می باشد. زردزخم یک بیماری عفونی واگیردار است که در قسمت های سطحی پوست ظاهر می شود. این بیماری ممکن است در تمام سنین رخ دهد ولی بیشترین شیوع آن در کودکان 2-6 سال که در مناطق آب و هوایی گرم زندگی می کنند و از نظر بهداشتی دارای شرایط مساعدی نمی باشند دیده شده است

زرد زخم چیست؟
اکثر افراد در طول زندگی خود حداقل یکبار به عفونت های پوستی یا تحریکات پوستی مبتلا شده اند، یکی از شایع ترین انواع عفونت های پوستی زردزخم می باشد. زردزخم یک بیماری عفونی واگیردار است که در قسمت های سطحی پوست ظاهر می شود. این بیماری ممکن است در تمام سنین رخ دهد ولی بیشترین شیوع آن در کودکان 2-6 سال که در مناطق آب و هوایی گرم زندگی می کنند و از نظر بهداشتی دارای شرایط مساعدی نمی باشند دیده شده است. علائم و نشانه های بیماری در ابتدا به شکل تاول‌های کوچک همراه با تب، خارش و ضعف و بی حالی می باشد. این تاول ها به سرعت در مدت زمان کمتر از 24 ساعت بزرگ شده ترکیده و دلمه هایی زرد رنگ یا قهوه ای رنگ ایجاد می کنند و با توجه به اینکه شایعترین نشانه این بیماری خارش است تاول ها با خاراندن به آسانی پاره شده و عفونت آن به قسمت های مختلف بدن سرایت کرده و سطوح بیشتری از پوست را درگیر می کند و با از بین بردن لایه های سطحی پوست را مانند سوختگی در برابر عفونت ها و میکروب ها بی حفاظ می کند نکته قابل توجه این است که این بیماری به شدت مسری بوده و بر اثر تماس مستقیم فرد مبتلا به سرعت به دیگران منتقل می شود.
این عارضه پوستی در قسمت های مختلف صورت مانند کناره های بینی، اطرف گوش یا حتی دهان بروز می کند. و در برخی مواقع ممکن است قسمت های تحتانی بدن از جمله دست ها و پاها را نیز گرفتار کند. باکتری های معروف پوستی که این بیماری را ایجاد می کنند استافیلوکوک اورئوس و استرپتوکوک پیوژن و گاهی هر دو آن ها هستند که هر دو به صورت طبیعی روی لایه های سطحی پوست سالم وجود دارند. در کودکان بر اثر خراشیدگی پوست یا نیش حشرات داخل پوست شده و ایجاد عفونت می کند و در بزرگسالان معمولا بعد از ابتلا به بیماری های خارش دار مانند شپش و گال و یا بوجود آمدن زخم روی بدن دیده شده است. البته شایان ذکر است که در برخی موارد زرد زخم بر روی پوست سالم نیز بروز می کند که به زرد زخم اولیه معروف می باشد. و زرد زخمی که بر روی پوست آسیب دیده نمایان می شود زرد زخم ثانویه خوانده می شود.
زرد زخم دارای انواع مختلفی می باشد که هر یک نشانه ها و علائم مخصوص به خود بروز می نمایند.
زرد زخم نوع تاولی
باکتری استافیلوکوک طلایی که عامل اصلی در ایجاد زرد زخم نوع تاولی می باشد وقتی که در اثر جراحت یا پاره شدن پوست، وارد بدن می شود سمی به نام توکسین از خود تولید می کند که با حمله کردن و تاثیر گذاشتن بر روی پروتئینی که باعث به هم چسبیدن سلول ها می شود شدت عفونت را بیشتر کرده و انتشار میکروب را گسترش می بخشد و از آنجائیکه به صورت تاول های ریز و درشت می باشد به راحتی کنده شده و در نتیجه منطقه وسیعی از پوست را در گیر می کند. بیشترین شیوع زرد زخم نوع تاولی در شیرخواران و کودکان زیر دو سال می باشد در این نوع از زرد زخم تاول های ایجاد شده معمولا دردناک بوده و روی تنه بازو و ساق ظاهر می شوند و به سرعت نیز گسترش پیدا می کنند همچنین مدت زمان بیماری نسبت به نوع غیر تاولی طولانی تر می باشد. زرد زخم تاولی به همراه علائم و نشانه هایی مانند تب، اسهال، ضعف و بی حالی بروز می کند.
زرد زخم نوع غیر تاولی
باکتری ایجاد کننده زرد زخم غیر تاولی استرپتوکوک پیوژن می باشد. این بیماری عفونی معمولا با یک زخم کوچک قرمز رنگ بر روی صورت، بینی و اطراف دهان ظاهر می شود. این نوع زخم اگرچه ممکن است با خارش همراه باشد ولی بیمار هیچ گونه دردی احساس نمی کند. این زخم ها به سرعت پاره شده و ترشحات آبکی و چرکی آن به صورت عسلی رنگ روی پوست دلمه می شود. در مدت زمان کوتاهی این ترشحات چرکی از بین رفته و فقط لکه قرمز رنگ کوچکی باقی می ماند و بعد از مدتی بدون اینکه نشانه ای از زخم روی پوست باقی بماند محو می شود.
در زرد زخم غیر تاولی علائمی مانند تب در کودکان کمتر دیده شده است ولی اگر شدت عفونت زیاد باشد ممکن است باعث ایجاد تورم در گره های لنفاوی گردد.
اکتیما
زرد زخم علاوه بر نوع تاولی و غیر تاولی دارای فرم جدی تری با نام اکتیما می باشد. در این زرد زخم عفونت به لایه دوم پوست نفوذ کرده و ممکن است گره های لنفاوی را در نقاط مختلف بدن درگیر کند همچنین زخم هایی که روی ساق و پا ایجاد می شوند حاوی چرک بوده و کاملا دردناک می شوند و در نهایت به زخم های عمیق تبدیل شده که بعد از بهبودی کامل نیز اثر زخم باقی می ماند.
یکی از مهمترین دلایل ابتلا به بیماری های عفونی پوستی رعایت نکردن بهداشت شخصی می باشد برای جلوگیری از ابتلا به این گونه بیماری ها بهتر است هنگام استحمام از آب گرم و صابون استفاده کنید. به بریدگی ها و ضایعات پوستی که در بدن ایجاد می شود توجه داشته باشید مخصوصا زخم هایی که واکنش های آلرژیک دارند. برای خشک کردن صورت از حوله های کاغذی یک بار مصرف استفاده کرده و به بهداشت ناخن ها اهمیت بدهید.
زرد زخم بیماری خطرناکی نیست اما چنانچه در تشخیص بیماری تاخیر ایجاد شود و برای درمان آن دیرتر اقدام شود سیر بهبود بیماری طولانی شده و باعث ایجاد عفونت در لایه های عمقی پوست می گردد . بافت های زیرپوستی را ملتهب کرده و با ورود باکتری به خون و گردش آن به داخل بدن تمام نقاط را مبتلا کرده و می‌تواند زمینه ساز بیماری های خطرناک دیگری باشد و در صورت عدم بهبودی صدمات جبران ناپذیری را ایجاد کند.
عوارض ناشی از زرد زخم
 گلومرولونفریت ( درگیری کلیوی )
ممکن است به دنبال یک عفونت استرپتوکوکی مانند گلودرد یا زرد زخم غیر تاولی گلومرولونفریت حاد ایجاد شود به این ترتیب که تقریبا در 25 درصد موارد بعد از 18 تا 21 روز فیلترهای ریز کلیه درگیر شده و ممکن است منجر به نارسایی های کلیوی شود که ورم صورت مخصوصا دور چشم ها، فشار خون بالا، درد مفاصل، وجود خون در ادرار و کاهش ادار از نشانه های نارسائی کلیوی می باشد. این بیماری در بالغین دیده شده است و بهبودی کامل کمتر مشاهده شده است استفاده از آنتی بیوتیک ها از بروز این بیماری جلوگیری نمی کند.
D مننژیت
یکی دیگر از بیماری هایی که از زرد زخم نوع تاولی ناشی می شود و بیشتر در نوزادان دیده شده است مننژیت می باشد. مننژیت با سر درد شدید، استفراغ و بالا رفتن ناگهانی تب آغاز می شود و در نتیجه به التهاب پرده و مایع اطراف مغز و نخاع منجر می شود. وقتی بیماری پیشرفت کند مغز متورم شده و گاهی خونریزی می کند و در صورتیکه فورا مراحل درمان انجام نشود باعث آسیب مغزی و اختلالات یادگیری و همچنین کاهش بینایی و شنوایی می گردد. و در 10 درصد موارد منجر به مرگ می شود.
D سلولیت
یک بیماری نسبتا خطرناک که از عوارض زرد زخم می باشد سلولیت است که بافت های زیر پوستی را درگیر کرده و به آنها صدمه وارد می کند همچنین ممکن است به گره های لنفاوی آسیب زده و از طریق جریان خون در کل بدن منتشر شده و حیات شخص مبتلا را تهدید کند.
مراقبت و درمان
پزشکان براي درمان زرد زخم پمادهاي پوستي آنتي بيوتيك و يا آنتي بيوتيك خوراكي و در موارد حاد آنتي بيوتيك تزريقي را تجويز می کنند. برای کاهش دادن سرایت بیماری و درمان عفونت های عمقی و همچنین جلوگیری از گلومرولونفريت حاد که به دنبال زرد زخم غیر تاولی یا استرپتوکوکی ایجاد می شود درمان به وسیله آنتی بیوتیک های سیستمیک آغاز می شود. برای درمان زرد زخم غير تاولي معمولا بنزاتين پني سيلين خوراكي تجويز می شود. از آنجائیکه عامل بیماری زرد زخم تاولی در برابر درمان با پنی سیلین مقاوم است این نوع زرد زخم با دی كلوگزاسيلين( 500 میلی گرم روزی 4 بار) و سفالکسین( 500 میلی گرم روزی 4 بار )تحت درمان قرار ميگيرد. برای تمیز کردن دلمه هایی که بر اثر ترشحات زرد رنگ بر روی پوست ایجاد شده است می توان ابتدا از کمپرس آب گرم استفاده کرده و سپس به منظور کاهش دادن سرایت بیماری به دیگران از داروهای ضد عفوني كننده موضعي مانند بتادين يا كلروهگزيدين استفاده کرد. اگر در فرد مبتلا به زرد زخم بعد از گذشت یک هفته از تجویز آنتی بیوتیک ها بهبود حاصل نشد مجددا به پزشک مراجعه کند و تحت نظر پزشک معالج طول درمان خود را کامل کند.
همچنین برای استفاده از آنتی بیوتیک های موضعی که به صورت پماد (مانند موپیروسین)می باشند باید از دستکش های یک بار مصرف استفاده کرده و پس از آن دست ها را کاملا با آب و صابون بشوئید. همچنین برای نتیجه بهتر در طول درمان از خاراندن نواحی مبتلا به زرد زخم به شدت جلوگیری کرده و روی زخم ها را روزی 1 الی 2 بار با آب گرم و صابون شستشو دهید و برای جلوگیری از سرایت به دیگران تمامی وسایل شخصی مانند ملحفه، حوله و ... را که با زخم برخورد داشته است با صابون و آب گرم شسته شود. بعد از آنکه زخم بهبود یافت می توان قسمت هایی را که لکه های زخم روی آن مشاهده می شود با کرم نرم کننده مرطوب کرد.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/243.jpgزرد زخم

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/bull-impet-s.jpgزرد زخم

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/bullousimpetigo1.jpgزرد زخم

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/impet7-s.jpgزرد زخم

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/impetigo-cure.pngزرد زخم

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/untitled-1.jpgزرد زخم

HAMEDZH2
Sunday 5 August 2012-1, 08:23 AM
آسپرژیلوس بیماریهای قارچی که به علت قارچهای آسپرژیلوس ایجاد می شوند اصطلاحاً آسپرژیلوزیس می نامند. به طور معمول کپکهای آسپرژیلوس در خاک، بر روی گیاهان و مواد آلی در حال فساد دیده می شوند و در حال گسترش در محیط می باشند. این قارچها در هوا، آب، غذا و گرد و غبار نیز یافت می شوند.

آسپرژیلوزیس
بیماریهای قارچی که به علت قارچهای آسپرژیلوس ایجاد می شوند اصطلاحاً آسپرژیلوزیس می نامند. در افرادی که سیستم ایمنی آنها سرکوب شده و یا دارای نقص سیستم ایمنی می باشند ، با ورود اسپورهای قارچی به سیستم تنفسی بیماریهای شدید و مخاطره آمیزی در ریه، سینوسها و عفونت منتشر به سایر اندامها بوجود می آید، این نوع عفونت آسپرژیلوزیس مهاجم خوانده می شود. در اشخاص دارای سیستم ایمنی طبیعی این کپک ها عفونت موضعی در ریه ، سینوسها و سایر نقاط بدن ایجاد می کنند..
عامل بيماری
به طور معمول کپکهای آسپرژیلوس در خاک، بر روی گیاهان و مواد آلی در حال فساد دیده می شوند و در حال گسترش در محیط می باشند. این قارچها در هوا، آب، غذا و گرد و غبار نیز یافت می شوند. بیش تر از 200 نوع آسپرژیلوس تا کنون شناسایی شده است، که حدود 20 گونه از آنها برای انسان بیماریزا می باشد. در اکثر موارد آسپرژیلوس فومیگاتوس و با شیوع کمتری آسپرژیلوس فلاووس از عوامل ایجاد کننده بیماری هستند. از انواع مهم دیگر آسپرژیلوس نیدولانس، آسپرژیلوس نایجر و آسپرژیلوس ترئوس را می توان نام برد.
بطور معمول با ورود اسپورهای قارچ به دستگاه ایمنی عفونت شروع می شود و دوره نهفتگی در این بیماری مشخص نیست. عفونت در موارد خیلی کم به علت تروما و ورود اسپور به بافت آسیب دیده (عفونت قرنیه) و یا به علت سهل انگاری در حین جراحی (آندوکاردیت) بوجود می آید.
آسپرژیلوسها در همه جا پراکنده هستندعفونت ناشی از تنفس اسپورها به فاکتورهایی در فرد دریافت کننده اسپور بستگی دارد. سیستم دفاعی میزبان یکی از آن فاکتورهای مهم می باشد. در بیماران دارای دستگاه ایمنی سرکوب شده یکی از بزرگترین معضلات در گیری با آسپرژیلوزیس مهاجم می باشد. با استفاده از روشهای جدید درمانی، گروهی از افراد که به عنوان مستعد بیماریهای تهاجمی آسپرژیلوزیس شناخته شده اند درحال تغییر است و برای ارزیابی و تعیین مجدد فاکتورهای مستعد کننده گروههای حساس به اقدامات تازه ای نیاز است.
در بیماران نوتروپنیک مبتلا به سرطان میزان وقوع آسپرژیلوزیس مهاجم متغیر است و به فاکتورهای زمینه ای، رژ یم درمانی و سایر اقدامات حمایتی بستگی دارد. بیشترین خطر این عفونت متوجه بیمارانی است که بیش تر از 2 هفته در شرایط نوتروپنی باقی بمانند. استفاده از کورتیکواستروئیدها برای درمان سرطان از عوامل افزایش دهنده آسپرژیلوزیس می باشد.
در میان افرادی که گیرنده پیوند اعضاء می باشند پیوند آلوگرافت کم خطر ترین پیوند از نظر ابتلا به آسپرژیلوزیس می باشد و در مقابل پیوند ریه پر خطر ترین ابتلا از نظر ابتلا به آسپرژیلوزیس را دارا می باشد. پس زدن پیوند، عفونت سیتومگالوویروس و ایمنی سرکوب شده از جمله عوامل زمینه ساز در این بیماران محسوب می شود.
تعیین انسیدانس بیماری در میان افرادی که عمل پیوندی داشته اند دشوار است. زیرا که میزان بروز آسپرژیلوزیس به مدت زمان نظارت بعد از عمل پیوند بستگی دارد. در بیمارانی که مبتلا به آسپرژیلوزیس مهاجم هستند و از طرفی سیستم ایمنی آنها سرکوب شده مرگ و میر در حدود 50 تا 100 درصد است و به نوع پیوند انجام شده ، پذیرش پیوند و اقدامات نظارتی یا مصرف کورتیکواستروئیدها بستگی دارد.
آنچه که واضح می باشد این است که محیط بیمارستان به اسپورهای آسپرژیلوس آلوده می باشد و در اغلب موارد آسپرژیلوزیس در بیماران سرکوب شده ایمنی از طریق محیط بیمارستان کسب شده است است.
آسپرژیلوزیس مهاجم در اکثر موارد بطور اسپورادیک ظاهر می شود و مشخص کردن منبع عفونت چه بیمارستانی باشد یا خارج از بیمارستان، بسیار دشوار می باشد. این احتمال وجود دارد که تکثیر آسپرژیلوس در فرد بیمار قبل از ورود به بیمارستان رخ داده باشد و با کاهش تعداد نوتروفیل ها یا به عبارتی نوتروپنی، عفونت مهاجم ظاهر گردد.
علایم و نشانه ها
ورود اسپورهای قارچ به سیستم تنفسی افراد می تواند با توجه به وضعیت سیستم ایمنی شخص میزبان اشکال متنوعی از آسپرژیلوزیس را ایجاد نماید. در افراد با سیستم ایمنی سرکوب شده آسپرژیلوس در ریه ها و سینوسها گسترش پیدا می کند و به سایر قسمت های بدن می رسد. در افراد با سیستم ایمنی طبیعی عفونت آسپرژیلوسی بصورت عفونت مختصر در ریه، سینوس و یا سایر اندامها دیده می شود، همچنین آسپرژیلوسها بعنوان عوامل آلرژیک مطرح هستند.
آسپرژيلوزيس مهاجم حاد ريوی
این بیماری را به دونوع موضعی یا پخش شونده می توان تقسیم کرد، شکل موضعی از وضعیت بهتری برخوردار است. انتشار از طریق خون و درگیر شدن سایر اعضای بدن یکی از مشکلات بیماران سرطانی نوتروپنیک و گیرندگان پیوند می باشد.
در آسپرژیلوزیس مهاجم تهاجم عروقی رخ می دهدو باعث ایجاد ترومبوز و نکروز سلولهای بافتی ریه می شود. تشخیص بیماری به علت وجود علایم متنوع دشوار می باشد اما شایع ترین علامت اولیه در بیماران نوتروپنیک تب طولانی مدت (بالای 38 درجه سانتیگراد) بدون علایم تنفسی می باشد، که ن به درمان آنتی بیوتیکی نیز پاسخ نمی دهد. در افرادی که کورتیکوستروئیدی مصرف میکنند اغلب تب مشاهده نمی شود و تنها درد مختصری در ناحیه سینه احساس می شود. بیمار سرفه های خشک یا خلط خونی دارد.
از رادیوگرافی سینه و کشت خون می توان به عنوان بررسی های اولیه استفاده کرد.هرچند کشت خون در آسپرژیلوزیس مهاجم معمولاً منفی می باشد.
در صورتیکه رادیوگرافی سینه طبیعی باشد می توان از سی تی اسکن برای شناسایی ضایعات ریوی استفاده کرد. نوتروپنی وجود ندولهای کوچک یا ضایعات کوچک پلوری از معمول ترین نشانه های آسپرژیلوزیس موضعی می باشد. علایم آسپرژیلوزیس پخش شونده ریوی بسیار مشابه فرم موضعی آن می باشد.
با درمان مؤثر و به موقع معمولا بهبود حاصل می شود. توجه به ضعف ایمنی بیمار به این دلیل که از عوامل پیشرفت بیماری می باشد اهمیت داشته و انجام ماسب و به موقع جراحی تأثیرگذار می باشد. پاسخ به درمان در بیماران متفاوت می باشد و به مدت زمان دوره درمان بستگی دارد. افراد پس از بهبود حداقل بمدت 2 هفته با آمفوتریسینB درمان می شوند.
آمفوتریسین B درمان شناخته شده و مناسب آسپرژیلوزیس مهاجم ریوی است و برای بیماران پرمخاطره و بیماریهای شدید با وجود عوارض جانبی از جمله عوارض کلیوی با حداکثر دوز قابل تحمل استفاده می شود.
استفاده از وریکونازول برای درمان آسپرژیلوزیس مهاجم نسبت به آمفوتریسین B پاسخ درمانی بهتری را دریافت کرده است و بعنوان اولین داروهای تجویز شده برای این بیماری به تصویب رسیده است. همچنین بطور روتین از ایتراکونازول و سایر آزولهای خوراکی یا تزریقی استفاده می شود. در موارد شکست درمانی سایر آنتی فانگالها داروی اکینوکاندین (Caspofungin) مورد استفاده بیمار قرار می گیرد.
آسپرژيلوزيس انسداد برونشی و التهاب برونشی
این نوع از بیماری در بیماران ایدزی و گیرندگان پیوند ریه دیده می شود. معمول ترین علایم بیماری تنگی نفس و خس خس سینه است، ولی در بعضی از بیماران سرفه و تب نیز دیده شده است. هرچه بیماری پیشرفت می کند علایم آن نیز واضحتر می شود. انسداد نای یا برونش باعث مرگ برخی بیماران می شود و برخی نیز در اثر عفونت منتشر آسپرژیلوسی از بین می روند. آزمایش سی تی اسکن نیز در اغلب موارد قادر به تشخیص آسپرژیلوزیس تراکئوبرونشی نمی باشد. و باید ازبررسیهای برونکوسکوپی برای تشخیص قطعی استفاده کرد. آسپرژیلوزیس انسداد برونشی در حقیقت نوع غیرمهاجم است و دارای علایمی مانند سرفه، تب، خس خس نفس، موکوس توده ای مملو از عفونت.
می توان بیماری را با مصرف آمفوتریسین B یا ایتراکونازول کنترل کرد. در مراحل آخر بیماری ایدز اغلب جدب دارو ضعیف می باشد. در زمان های مشخص و فواصل منظم سطح خونی ایتراکونازول باید اندازه گیری و کنترل شود.
آسپرژيلوزيس مغزی
آسپرژیلوزیس مغزی در نتیجه انتشار آلودگی از طریق خون می باشدکه انتشار مستقیم از سینوسهای بینی بسیار شایعتر است. معمولا 10 تا 20 درصد از عفونت های منتشر شده به آسپرژیلوزیس مغزی منتهی می گردد. این نوع بیماری معمولا در زمان حیات بیمار تشخیص داده نمی شود.
علایم بیماری و سرعت پیشرفت آن متغیر است.در عملکرد سیستم ایمنی ضعف ایجاد می شود ، نواقص عصبی موضعی و سردرد پدید می آیند. در افراد دارای نقص سیستم ایمنی اغلب، علایمی مانند تغییرات عصبی و حملات عصبی رخ می دهد. علایم عصبی موضعی به علت ضایعات مغزی که در نتیجه ترومبوز آرتریول های مغز بوجود آمده اند را با توجه به محل ضایعه ایجاد می کند.
تصاویر سی تی اسکن ی تواند در تعیین ضایعات کم تراکم کمک کند.از تصاویر MRI نیز می توان در نشان دادن ضایعات استفاده کرد.
عفونت مغزی نتایج بدی به همراه دارد. با درمانهای بیش از حد مجاز نیز اغلب بیماران فوت می شوند. اکثر ضایعات ایجاد شده در مناطق عمقی مغز ایجاد می شوند و نمی توان بدون آسیب رساندن به مغز آنها را خارج کرد. بعضی از بیمارانی که در نتیجه جراحی زنده می مانند باید با دوزهای بالای آمفوتریسین B لیپیدی تحت درمان قرار بگیرند، البته در برخی موارد نادر با استفاده از وریکونازول و ایتراکونازول درمان موفق وجود دارد.
آسپرژيلوزيس پوستی
در بعضی افراد بصورت ضایعات ایجاد شده در محل کاتتر وریدی که پانسمان آلوده داشته اند ظاهر می شود و منبعی برای انتشار عفونت می باشد. ضایعات ایجاد شده معملا قرمز تا بنفش رنگ هستند و پلاکهای سخت و زخم نکروزه ایجاد می کنند که با لایه خشک سیاه رنگ پوشیده شده است.
در نوع دوم؛ عفونت پوستی متعاقب انتشار خونی یا گسترش عفونت از بافتهای زیرین بوجود می آید، این فرم از بیماری در5 درصد بیماران مبتلا به آسپرژیلوزیس مهاجم مشاهده می شود.
درمان بیماری به وسعت ضایعات و شرایط خاص بیمار بستگی دارد. در بیماران نوتروپنی و سایر افراد سرکوب شده ایمنی درمان سیستمیک با آمفوتریسین B توصیه می شود. ضایعات مجاورکاتتر نیاز به خارج کردن کاتتر و درمان آمفوتریسین B جواب می دهند همچنین در این بیماران برداشت ضایعات به روش جراحی برای درمان موفق ضروری است، البته تا زمانیکه شمارش نوتروفیلی کمتر از حد طبیعی باشد انجام جراحی توصیه نمی شود.
آسپرژيلومای ريوی
آسپرژیلوما یا توپ قارچی (فانگوس بال) به تراکم توده ای از قارچها در حفرات باقیمانده از توبرکلوزیس، سارکوئیدوزیس، برونشیت یا اسپوندیلیت انکلیوزان گفته می شود. در این بیماری تنها مشکل اساسی و جدی هموپتزی می باشد. فانگوس بال معمولاً در قسمت های فوقانی ریه و با درصد کمی در لوب های پایین ریه ایجاد می شود. در ده درصد موارد بهبودی خودبخود ضایعه حاصل شده است.
این نوع بیماری معمولا بدون علامت بوده و گاهی با نشانه هایی همچون سرفه مزمن، بی حالی وکاهش وزن بروز می کند. هموپتزی از شایع ترین علایمی است که در 50 تا 80 درصد موارد بروز می کند و در حدود 25 درصد از آنها شدید می باشد.
با عکس برداری از سینه می توان توده های قارچی را بصورت لکه های دایره ای شکل یا بیضی شکل تیره مشاهده کرد. با استفاده از سی تی اسکن می توان موقعیت و شدت ضایعات را تشخیص داد.
برای درمان این نوع بیماری توافق کلی میان پزشکان وجود ندارد در برخی موارد با روش جراحی مداوا می شود و برای حذف عفونت به طور کامل لوبکتومی ضروری می باشد. مصرف آمفوتریسین B از عود دوباره عفونت جلوگیری می کند.برای درمان موارد خفیف و بیماران بدون علامت نظارت بر بیماری بدون مصرف دارو بهترین راه حل باشد.
آسپرژيلوزيس نکروز دهنده مزمن ريوی
این شکل از بیماری با گسترش آهسته در افراد میان سال یا مسن که به بیماریهای ریوی مبتلا هستند دیده می شود. درصد ابتلا در مردان بیشتر از زنان می باشد. مصرف الکل یا دیابت در اکثر مبتلایان دیده شده است. علایم بیماری مشابه فانگوس بال آسپرژیلوسی بوده و تشخیص این دو از یکدیگر بسیار سخت می باشد.
از علایم معمول بیماری سرفه های خشک و مزمن ، بی حالی و کاهش یافتن وزن می باشد. در برخی موارد نیز درد سینه مشاهده شده است. بیش تر از 50 درصد بیماران یک یا بیش از یک حفره ریوی دارند. در صورت عدم درمان حفرات ریوی گسترش میابد و فیبروزهای موضعی ریوی باعث کاهش عملکرد ریه می شوند. گاهی هم بیماران دچار هموپتزی کشنده می شوند.
اغلب علایم بیماری با تجویز و مصرف ایتراکونازول بهبود میابد. عمل جراحی و برداشت مناطق نکروزه ریه و نواحی انفیلتره بافتهای مجاور برای بهبود کامل عفونت ضروری می باشد.درمان دارویی برای بیماران مسن با بنیه ضعیف و بهترین نوع درمان است . اما برای افراد طبیعی مبتلا شده به عفونت درمان موضعی، تزریق آمفوتریسین B و عمل جراحی صلاح دیده می شود.



تصاویر:
http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/9b0c44905cad767a9845213ab60d6d.jpgآسپرژیلو س

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/aspergillusghesmate_amele_bimari_vase_kapak.jpgآ پرژیلوس

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/b2501083-aspergillus_fungus_sem_342x198.jpgآسپرژیلو س

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/cerebral_aspergillosis1.jpgآسپرژیلوس

http://7sib.ir/sites/default/files/styles/thumbnail-teaser-media/public/users/16/article/images/cutaneous_aspergillosis.jpgآسپرژیلوس

HAMEDZH2
Friday 28 September 2012-1, 12:27 PM
بیماری برگر

توضیح‌ کلی‌

بیماری‌ بِرگر عبارت‌ است‌ از مسدود شدن‌ سرخرگ‌های‌ کوچک‌ و متوسط‌ معمولاً در پا ناشی‌ از التهاب‌ رگهای‌ خونی‌. این‌ باعث‌ تشکیل‌ لخته‌ می‌شود.

سیگار کشیدن‌ یک‌ عامل‌ بسیار مهم‌ در بروز این‌ بیماری‌ است‌. به‌ واقع‌، این‌ بیماری‌ در افراد غیرسیگاری‌ بسیار نادر است‌. حداکثر شیوع‌ این‌ بیماری‌ در مردان‌ سیگاری‌ 40-20 ساله‌ است‌.


علایم‌ شایع‌

درد متناوب‌ در روی‌ پا یا ساق‌ پا به‌ هنگام‌ ورزش‌. درد با استراحت‌ بهبود می‌یابد.

درد، تغییررنگ‌ به‌صورت‌ آبی‌ شدن‌، گرمی‌، و سوزن‌ سوزن‌ شدن‌ پاها به‌ هنگام‌ قرار گرفتن‌ در معرض‌ سرما

گاهی‌ بروز زخم‌های‌ دردناک‌ روی‌ انگشتان‌ و نوک‌ انگشتان‌ پا

علل‌

ناشناخته‌ است‌، اما این‌ بیماری‌ احتمالاً در اثر نیکوتین ایجاد می‌شود.

سیگار کشیدن‌ باعث‌ بروز اسپاسم‌ در رگ‌های‌ خونی‌ می‌شود، که‌ در اثر آن‌، رگ‌های‌ خونی‌ مهم‌ پا انسداد می‌یابند.


عوامل‌ افزایش‌دهنده‌ خطر

- بیماری‌ بافت‌ همبند یا آترواسکلروز

- استرس‌

- هوای‌ سرد

- سابقه‌ خانوادگی‌ این‌ بیماری‌


پیشگیری‌

- سیگار نکشید.

- از قرار گرفتن‌ در معرض‌ سرما خودداری‌ کنید. در این‌ حالت‌، رگ‌های‌ خونی‌ منقبض‌ شده‌ و جریان‌ خون‌ به‌ انتهای‌ اندام‌ها، دچار مشکل‌ می‌شود.


عواقب‌ مورد انتظار

- در حال‌ حاضر، این‌ بیماری‌ علاج‌ناپذیر است‌. علایم‌ را می‌توان‌ مدتی‌ تحت‌ کنترل‌ درآورد، اما این‌ بیماری‌ نهایتاً ناتوانی‌ فزاینده‌ای‌ را باعث‌ خواهد شد به‌خصوص‌ اگر قطع‌ قسمتی‌ از پا ضروری‌ شود.

- امید به‌ زندگی‌ کاهش‌ می‌یابد.

- تحقیقات‌ در زمینه‌ علل‌ و درمان‌ این‌ بیماری‌ ادامه‌ دارند، بنابراین‌ امید می‌رود که‌ درمان‌های‌ مؤثرتری‌ ابداع‌ شوند.


عوارض‌ احتمالی‌

- بروز زخم‌ در نوک‌ انگشتان‌

- تحلیل‌ رفتن‌ عضلات‌

- قانقاریا در پا در اثر فقدان‌ خونرسانی‌. در این‌ حالت‌ امکان‌ دارد قطع‌ عضو اجتناب‌ناپذیر شود.


درمان‌

اصول‌ کلی‌

- آزمایشات‌ تشخیصی‌ ممکن‌ است‌ شامل‌ موارد زیر باشند: سونوگرافی‌، پلتیسموگرافی‌ برای‌ کمک‌ به‌ تشخیص‌ کاهش‌ جریان‌ خون‌ در رگ‌های‌ محیطی‌، و آرتریوگرافی‌ (عکسبرداری‌ مخصوص‌ از سرخرگ‌ها) برای‌ تعیین‌ محل‌ ضایعات‌ عروقی‌

- اهداف‌ اصلی‌ درمان‌ عبارتند از: بهبود علایم‌ و جلوگیری‌ از بروز عوارض‌

- اگر سیگار کشیدن‌ ادامه‌ یابد، اقدامات‌ به‌ عمل‌ آمده‌ ندرتاً با موفقیت‌ همراه‌ خواهند بود، بنابراین‌ سیگار باید ترک‌ شود. برای‌ این‌ کار می‌توان‌ در یک‌ برنامه‌ مخصوص‌ ترک‌ سیگار شرکت‌ جست‌.

- از قرار گرفتن‌ در معرض‌ سرما خودداری‌ کنید. از جوراب‌، شلوار و دستکش‌ گرم‌ استفاده‌ کنید. ناخن‌ها را با احتیاط‌ کوتاه‌ کنید تا از وارد آمدن‌ آسیب‌ به‌ پوست‌ اجتناب‌ شود.

- جوراب‌ نخی‌ یا پشمی‌ و کفش‌هایی‌ که‌ اندازه‌ پایتان‌ باشد به‌ پا کنید. جوراب‌ نباید از جنس‌ مصنوعی‌ باشد.

- برای‌ حفاظت‌ از پایتان‌ از کفی‌ مناسب‌ و نیز پوشش‌ نرم‌ داخل‌ کفش‌ استفاده‌ نمایید.

- پا برهنه‌ بیرون‌ از خانه‌ نروید.

- گاهی‌ عمل‌ جراحی‌ برای‌ قطع‌ اعصاب‌ سمپاتیکی‌ که‌ به‌ این‌ ناحیه‌ می‌روند انجام‌ می‌گیرد.

- در صورت‌ بروز قانقاریا، احتمال‌ قطع‌ انگشتان‌ پا یا دست‌، یا حتی‌ قطع‌ عضو وجود دارد.

- امکان‌ دارد انجام‌ مشاوره‌ برای‌ تغییر در شیوه‌ زندگی‌ که‌ محدودیت‌های‌ مربوط‌ به‌ بیماری‌ آن‌ را ایجاب‌ می‌کند، توصیه‌ شود.


داروها

امکان‌ دارد داروهای‌ گشادکننده‌ عروقی‌ تجویز شوند، اما اگر سیگار کشیدن‌ ادامه‌ یابد، این‌ داروها ارزش‌ ناچیزی‌ خواهند داشت‌.

فعالیت‌

از هوای‌ سرد دوری‌ کنید، اما سعی‌ کنید فعالیت‌های‌ خود را حفظ‌ کنید. یک‌ برنامه‌ مناسب‌ برای‌ حفظ‌ وضعیت‌ مناسب‌ جسمانی‌ را در پیش‌ گیرید.


رژیم‌ غذایی‌

هیچ‌ رژیم‌ خاصی‌ توصیه‌ نمی‌شود.

در این‌ شرایط‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ نمایید

- اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ بیماری‌ برگر را دارید.

- اگر درد غیرقابل‌ کنترل‌ رخ‌ دهد.

- اگر روی‌ انگشتان‌ دست‌ یا پایتان‌ زخم‌ به‌ وجود آید.

Bauokstoney
Wednesday 3 October 2012-1, 09:03 PM
كاهش عوارض صرع با كاشت الكترود در ‌مغز

سال گذشته كه با پروفسور علي گرجي فوق‌تخصص مغز و اعصاب و استاد دانشگاه مونستر آلمان گفت‌وگو كرديم او درباره تلاش‌هايي كه در زمينه تاسيس دو مركز علوم اعصاب در تهران و مشهد انجام گرفته و روش‌هاي جديد درماني كه در اين مراكز در اختيار بيماران قرار مي‌گيرد، گفت.

http://jamejamonline.ir/Media/images/1391/07/11/100824151339.jpg
كاشت الكترود در مغز از جمله طرح‌هايي بود كه پروفسور گرجي آن را به عنوان روشي موثر در درمان مبتلايان به صرع مقاوم عنوان كرده بود.
اين روش بتازگي با همكاري تيمي از پزشكان ايراني و آلماني انجام شد و طي آن با كاشت الكترود در جمجمه ، اولين گام‌هاي درماني براي اين بيماران در داخل ايران برداشته شده است.
انجام اين عمل جراحي بهانه‌اي شد تا بار ديگر سراغ پروفسور گرجي برويم و از او درباره اين روش جديد و امكان انجام آن در ايران بپرسيم.
كاشت الكترود براي شناسايي و درمان بيماري صرع در ايران و كشورهاي ديگر در حال حاضر چگونه انجام مي‌شود؟
بين يك تا 1.5 درصد از جمعيت جهان به بيماري صرع مبتلا هستند؛ از اين بيماران حدود 30 درصد به صرع مقاوم به درمان مبتلايند كه با وجود درمان‌هاي دارويي موجود حملات تشنجي آنها قابل كنترل نيست. يكي از راه‌هاي درماني موجود براي بيماران مبتلا به صرع مقاوم، جراحي است. در بعضي از اين بيماران با استفاده از ثبت امواج مغزي از روي پوست سر (EEG) و به‌طور همزمان ضبط ويدئويي حملات تشنجي كه به آن بررسي طولاني‌مدت (Long Term Monitoring) گفته مي‌شود كانون صرع شناسايي شده و توسط عمل جراحي از مغز بيمار خارج مي‌شود، اما در بعضي بيماران با استفاده از اين روش نمي‌توان كانون صرع را شناسايي كرد.
در اين موارد، الكترودهاي ثبت‌كننده امواج مغزي روي مناطقي از دو نيمكره مغز (Grid or Strip Electrode) يا در عمق بافت مغز (Depth Electrode) ـ كه مشكوك به كانون اصلي صرع هستند ـ قرار داده شده و پس از بررسي دقيق كانون صرع شناسايي شده و طي عمل جراحي از مغز بيمار خارج مي‌شود.
يكي از روش‌هاي ديگر استفاده از الكترودهاي تحريكي در عمق مغز(Stimulation Electrode) براي مهار فعاليت تشنجي كانون صرع است كه در اين روش الكترود با تحريك الكتريكي فعاليت سلول‌هاي ايجادكننده پتانسيل‌هاي تشنجي را مهار مي‌كند، اما در روش ديگري كه در بعضي بيماران مي‌تواند باعث كنترل صرع شود به وسيله الكترودهاي تحريكي عصب زوج 10 جمجمه‌اي (Vagus Nerve) به طور مكرر تحريك الكتريكي مي‌شود.
مراكز پيشرو در درمان صرع در كشورهاي كانادا، آلمان، امريكا و انگليس قرار دارند كه بر اساس شرایط باليني بيمار صرعي از درمان دارويي يا جراحي‌هايي كه اشاره كردم براي كنترل تشنج بيماران استفاده مي‌كنند.
سال گذشته كه با ما صحبت مي‌كرديد به قدمت 80 ساله درمان بيماري صرع و استفاده 25 ـ 20 ساله از روش‌هاي مدرن آن اشاره كرديد؛ اما چرا با توجه به آمار نسبتا بالاي بيماران مصروع، اين درمان اينقدر دير به جامعه ما ارائه شده است؟
درمان صرع قدمت چندهزار ساله دارد، اما از حدود يك قرن پيش با جايگزيني طب نوين پزشكي شكل درمان متفاوت شد. گرچه درمان دارويي نوين در چند دهه اخير با تاخير چندساله همواره در كشور ما وجود داشته، اما استفاده از روش‌هاي جراحي تنها چندسالي است كه به‌صورت محدود در چند مركز در ايران انجام مي‌شود. دليل اصلي تاخير در ارائه درمان‌هاي نوين به بيماران صرعي در كشور ما نبود مراكز فوق‌تخصصي صرع به تعداد كافي است.
در اين مراكز تيم‌هاي پزشكي شامل متخصص صرع‌شناسي، جراح مغز و اعصاب با فوق‌تخصص جراحي صرع، روانپزشك، متخصص بازتواني، راديولوژيست و روا‌ن‌شناس باليني به صورت اختصاصي به درمان بيماران مصروع مي‌پردازند. با توجه به راه‌اندازي چند مركز در كشور در سال‌هاي اخير اميد است تاخير انجام‌شده در ادامه درمان‌هاي نوين به بيماران مصروع تا چند سال آينده جبران شود.
سال گذشته اظهار اميدواري كرده بوديد كه امسال و سال آينده روي بيماري‌هايي مانند ام‌اس و دمانس (زوال عقل)‌ ـ كه به دليل بالاتررفتن ميانگين سن ايراني‌ها بيشتر شده ـ كار كنيد. آيا در اين خصوص تلاش‌هايتان را آغاز كرده‌ايد؟
در حال حاضر براي مراكز تخصصي ـ درماني بيماري ام‌اس در حال برنامه‌ريزي هستيم. اما خوشبختانه براي درمان بيماري دمانس (زوال عقل) با همكاري متخصصان ايراني دوره‌ديده در مراكز معتبر جهاني مراحل اوليه تاسيس يك كلينيك حافظه انجام شده است. اين مركز به صورت آزمايشي در حال درمان و تحقيق روي تعدادي بيمار منتخب از انواع طيف بيماري‌هاي همراه با دمانس است. پس از اطمينان از استانداردبودن تمام درمان‌هاي ارائه‌شده در اين مركز، جهت ارائه درمان به ساير بيماران اطلاع‌رساني خواهد شد.
با امكان كاشت الكترود در مغز بيماران مصروع آيا درمان صرع در ايران به سطح مراكز درماني اروپايي و آمريكايي رسيده است؟
در عمل جراحي هفته گذشته گام موثري جهت پركردن خلأ موجود بين درمان بيماران در ايران و ساير مراكز درماني اروپايي و آمريكايي برداشته شد. اين اقدام از اين جهت حائز اهميت است كه قسمت اعظم تكنولوژي به كار گرفته‌شده در اين روش توسط مهندسان جوان ايراني طراحي شده بود. البته براي رسيدن به سطح مراكز معتبر جهاني نياز به انجام تكنيك‌هاي ديگري نظير كاشت الكترودهاي عمقي مغز و تحريكي هستيم. طبق برنامه‌ريزي‌هاي انجام‌شده تا پايان سال 92 تكنيك كاشت الكترودهاي عمقي مغز را هم در كشورمان انجام خواهيم داد. برآورد شخصي اينجانب با توجه به نياز مبرم به آموزش نيروهاي فوق‌‌تخصصي جوان و فراهم كردن تكنولوژي مدرن اين است كه طي فاصله زماني 10 ـ 7 سال آينده مي‌توانيم مراكزي در كشور داشته باشيم كه همسطح با مراكز پيشرفته جهان به درمان بيماران مصروع بپردازد.
آيا آمار و ارقامي از مصروعيني كه ‌بايد تحت اين عمل جراحي قرار گيرند، وجود دارد؟
طبق آخرين اطلاع، آمار رسمي از تعداد بيماران صرعي در ايران وجود ندارد، اما با توجه به آمارهاي بين‌المللي تعداد بيماران مبتلا به صرع مقاوم به درمان را بين 300 ـ 200 هزار نفر در كل كشور پيش‌بيني مي‌كنم که از اين تعداد بين 30 ـ 10 درصد مي‌توانند از عمل جراحي صرع سود ببرند.
پيش‌بيني مي‌كنيد در ماه يا در سال چند نفر در ايران تحت اين عمل جراحي قرار گيرند؟
در مراكزي كه با آنها همكاري مي‌كنم (بيمارستان خاتم‌الانبيا تهران و رضوي مشهد) در حال حاضر سالانه حدود 30 تا 50 بيمار تحت عمل جراحي قرار مي‌گيرند كه اميدوارم با آموزش نيروهاي متخصص، تعداد بيماران تحت درمان افزايش قابل ملاحظه‌اي در سال‌هاي آينده داشته باشد. البته در ساير مراكز درماني در تهران، اصفهان و شيراز عمل جراحي صرع به‌طور پراكنده انجام مي‌شود كه من از آنها بي‌اطلاع هستم.

تلاش محققان براي كاهش آسيب‌هاي مغزي ادامه دارد http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1391/07/11/100824151408.jpgكاشت الكترود در مغز براي درمان بيماران صرعي، ايجاد آزمايشگاه‌‌هاي مجهز براي بيماري‌هاي صعب‌العلاج و طرح مقابله با «نوروتروما» يا «ضربات سر و نخاع» از جمله طرح‌هايي هستند كه قرار بود در مراكز تحقيقاتي ـ درماني شفا و رضوي مشهد انجام شود.
طرح‌هايي كه به نظر مي‌رسد تاكنون پيشرفت خوبي داشته‌اند.
به گفته پروفسور گرجي، كاشت الكترود در درمان بيماري صرع در دو بيمار، هفته گذشته در بيمارستان رضوي مشهد با موفقيت انجام شد. آزمايشگاه تحقيقاتي بررسي درمان‌هاي نوين صرع در قالب مركز تحقيقات علوم اعصاب شفا در بيمارستان خاتم‌الانبيا تهران، حدود يك‌سال و نيم است به فعاليت مشغول است كه نتايج اين تحقيقات در بالغ بر 15 مقاله علمي در نشريات بسيار معتبر ISI جهاني به چاپ رسيده است.
پروفسور گرجي در ارتباط با طرح نوروتروما نيز مي‌گويد: كنگره‌اي با همين عنوان در آبان 90 با همكاري انجمن نوروتروماي اروپا، آمريكاي شمالي و همچنين چند سازمان خصوصي در اروپا و آمريكا و با حضور بيش از 30 متخصص خارجي با هدف ارتقاي سطح آگاهي گروه‌هاي مرتبط با اين موضوع در بيمارستان رضوي انجام شد.
همچنين كنگره ايمني جاده‌اي با هدف كاهش تصادفات و مرگ و مير جاده‌اي و ضربات سر و نخاع در اسفند سال گذشته با همكاري سازمان بهداشت جهاني (WHO) و تمامي گروه‌هاي مرتبط با اين موضوع برگزار شد و امسال دومين كنگره بين‌المللي ايمني جاده‌اي با حضور ده‌ها متخصص از سراسر جهان و همكاري تنگاتنگ با پليس راه كشور برگزار خواهد شد.
ضمن آن‌كه در ارتباط با اين طرح در حال رايزني مستمر با سازمان‌هاي بين‌المللي بخصوص سازمان بهداشت جهاني براي اجراي طرح‌هاي مشترك بين‌المللي در سال 92 در ايران هستيم.
همچنين در دو سال گذشته فعاليت‌هاي آموزشي اين مركز در زمينه پيشگيري از ضربات صرع و نخاع در قالب پوستر، مقاله، مصاحبه و اطلاعيه در جرايد عمومي در اختيار عموم جامعه قرار گرفته شده است. در خصوص همين طرح، كتابي با عنوان «مسير آرام» بزودي به چاپ خواهد رسيد.

Bauokstoney
Wednesday 3 October 2012-1, 09:04 PM
انواع صرع

از ديرباز كه حرفه پزشكي به سبك امروزي وجود نداشت و امكاناتي چون ام.آر.آي و سي‌تي‌اسكن نبود ، بيماران روحي را به زنجير و بيماران تشنجي را به فلاخن مي‌بستند و در آب‌ سرد رها مي‌كردند. تصور بر اين بود كه بيماران جن‌زده شده‌اند و با رمل و اسطرلاب و تاس و تشت هر بلايي كه بود سر آنها مي‌آوردند، حال آن كه دچار صرع بودند.

http://jamejamonline.ir/Media/images/1387/12/18/100900965835.jpg
در حال حاضر پيشرفت علم همه چيز را روشن كرده و دلايل اين بيماري در انواع مختلف خود كه از دوران نوزادي تا كهنسالي مي‌تواند بيمار را گرفتار كند، بخوبي شناخته شده است.

بيماري صرع يا غش يا تشنج، يك نوع كاهش سطح هوشياري موقت است و اگر بموقع رسيدگي و درمان شود، قابل كنترل مي‌باشد. صرع در هر سني كه باشد، نياز به رسيدگي، بررسي و درمان دارد. بنابراين بي‌اهميت انگاشتن آن و درمان‌هاي خودسرانه، پاسخگو نيست.
نوعي از اين بيماري كه در نوزادان با پرش‌هاي شبانه ديده شده و بعضا خودبه‌خود مرتفع مي‌شود، مي‌تواند به لحاظ زردي دوران نوزادي يا مشكلات هنگام زايمان و دوران بارداري باشد و بعضي نيز مي‌تواند جنبه ژنتيك يا ارثي داشته باشد. از انواع ديگر كه در سنين خردسالي، بيمار را درگير مي‌كند، تب و تشنج است كه تا سنين مدرسه قابل كنترل است.
يكي از موارد نسبتا شايع ديگر در سنين خردسالي، پس از گريه زياد ايجاد مي‌شود و به طور عاميانه ريسه رفتن ناميده مي‌شود كه مي‌تواند نوعي تشنج باشد و بايد درمان شود. همچنين تعداد معدودي از كودكان با تب و تشنج در سال‌هاي آتي مبتلا به تشنج نوع بزرگسالي مي‌شوند.
نوع ديگري از تشنج كه تا دوران جواني ادامه دارد، صرع كوچك يا پتي‌مالpetimal نام دارد كه با وقفه‌هاي لحظه‌اي و جاانداختن لغت هنگام ديكته نوشتن يا قطع صحبت هنگام مكالمه خود را نشان مي‌دهد.
تشنج ممكن است در خواب ايجاد شود كه در اين موارد بيمار پس از بيدار شدن از خواب از طريق به هم ريختن رختخواب خود يا گزيدن لب و زبان يا به وسيله اطرافيان از وضعيت خود آگاه مي‌شود. در نوع ديگري از تشنج كه به صرع لب گيجگاهي معروف است، فرد با انجام حركات يا گفتن الفاظ نامتناسب باعث نگراني اطرافيان خود مي‌شود و اين حالت از چند ثانيه تا چند دقيقه طول مي‌كشد.
اعمال و رفتاري كه فرد انجام مي‌دهد، طوري است كه خود فرد متوجه آن نيست و كاملا غيرارادي و بيمارگونه است اگرچه به‌نظر هدفدار بيايد. او حتي ممكن است در حين اين رفتار خطرناك به خود و اطرافيان آسيب برساند. صرع اتونوم نيز صرعي است كه همراه با تعريق، گرگرفتگي و تپش قلب است. نوع كامل صرع يا تشنج كه مردم آن را به عنوان غش يا صرع مي‌شناسند، صرع بزرگ يا گراندمال است.
بيمار قبل از كاهش سطح هوشياري و بيهوشي ممكن است از شروع تشنج خود آگاه شود، مثلا دچار ضعف، گيجي، تهوع و استفراغ شود. در اين نوع تشنج فرد پس از بيهوشي دچار حركات غيرعادي دست‌ها و پاها و بي‌اختياري ادرار، كف كردن دهان و گاز گرفتن لب و زبان مي‌شوند. اين مراحل ممكن است از يك تا چند دقيقه طول بكشد و پس از آن فرد دچار ضعف و بي‌حالي شود و حالت گيجي و خواب‌آلودگي يك تا دو روز ادامه دارد.
در موارد نادر، اين صرع مي‌تواند پايدار بماند كه بسيار خطرناك است بنابراين در تمام انواع موارد گفته شده بايد به پزشك متخصص مراجعه و ضمن انجام آزمايش‌ها و بررسي‌هاي لازم از نظر مغز و اعصاب، درمان مناسب صورت‌گيرد و از انجام درمان‌هاي غيرعلمي و عاميانه خودداري شود.

دكتر بهروز نيكنام
متخصص مغز و اعصاب

Bauokstoney
Wednesday 3 October 2012-1, 09:04 PM
صرع ؛ناشناخته اما قابل درمان

تاكنون فكر كرده‌ايد اگر روزي يكي از اطرافيانتان دچار تشنج شود، چه كاري بايد انجام دهيد؟ البته بگذريم از كساني كه هنوز فكر مي‌كنند تشنج و بيهوش شدن، نشانه حضور شيطان يا جن است و فرد بيمار را غيرطبيعي مي‌دانند؛ تعجب نكنيد، چرا كه هنوز هم باورهاي اشتباهي ميان افراد ناآگاه جامعه رواج دارد.

http://jamejamonline.ir/Media/images/1391/06/08/100821219257.jpg
علاوه بر اين، گروهي هم هستند كه مي‌خواهند به بيمار كمك كنند؛ براي همين روي صورت او آب مي‌پاشند يا به زور مي‌كوشند دهانش را باز كنند؛ در حالي‌كه از نظر متخصصان اين كارها ضرورتي ندارد و به نفع او نيست.
دكتر مهدي وحيد دستجردي، متخصص مغز و اعصاب در گفت‌وگو با جام‌جم تشنج را چنين تعريف مي‌كند: تشنج به اين معناست كه سلول‌هاي مغز بدون كنترل فعاليت كنند؛ البته تظاهرات تشنج متفاوت بوده و ممكن است به صورت پرش تكراري يك اندام، احساس كردن بوي خاص و شديد يا بيهوش شدن بروز كند.
به گفته اين پزشك متخصص، در صورتي كه تشنج به صورت يك بيماري تكرار شود، مي‌گوييم فرد به بيماري صرع مبتلاست.

عوامل زمينه‌ساز بيماري را بشناسيم چرا بعضي از افراد به اين بيماري مبتلا مي‌شوند؟ اين مهم‌ترين سوالي است كه نه‌تنها براي بيماران مطرح مي‌شود، بلكه خيلي از افراد سالم هم دوست دارند جوابش را بدانند.
دكتر وحيد دستجردي ضمن بيان اين‌كه در اكثر موارد عامل ايجاد بيماري مشخص نمي‌شود، مي‌گويد: مشخص نشدن عامل به وجود آورنده بيماري اتفاق مثبتي است؛ چراكه اگر علت بروز بيماري صرع مشخص باشد معمولا يا وجود رگ مشكل‌دار يا ضايعه‌اي در مغز است. به عنوان مثال شخصي كه تومور مغزي دارد و دچار تشنج‌هاي تكراري مي‌شود، علت بروز بيماري‌اش هم مشخص است. با اين حال، خوشبختانه در اغلب موارد نمي‌توان علت بيماري را تشخيص داد كه درمان اين افراد هم معمولا ساده‌تر است.
به گفته اين متخصص مغز و اعصاب، بيشترين آمار تشنج‌ و صرع مربوط به افرادي در سنين پايين است كه در بسياري از موارد هم تا حدود بيست و پنج سالگي بهبود مي‌يابد. پس به طور كلي مي‌توان گفت تشنج‌هايي كه به علل ناشناخته بروز مي‌كند، معمولا در طول زمان برطرف مي‌شود.
حالا كه علت اصلي برخي از تشنج‌ها نامشخص است، چه كار بايد كرد؟ آيا بايد دست روي دست گذاشت و منتظر ماند تا بالاخره روزي وضع تغيير كند و بيمار بهبود يابد؟.
دكتر وحيد دستجردي با تاكيد بر اين‌كه حتي اگر شخصي يك بار تشنج كند، بايد به دنبال علت بود، مي‌گويد: ممكن است تشنج به علل خاصي ايجاد شده باشد كه قابل درمان است؛ مثلا فردي كه به بيماري ديابت مبتلا و تحت درمان است، اگر بيش از حد دارو مصرف كرده و قند خونش افت كند، ممكن است دچار تشنج شود بنابراين در اين شرايط علت تشنج را تشخيص مي‌دهيم و با تنظيم ميزان قند خون و مقدار مصرف دارو از بروز مجدد مشكل پيشگيري مي‌كنيم.
با اين توضيحات مشخص مي‌شود در مواردي مي‌توان بدون استفاده از داروي ضدتشنج هم وضع را بهبود بخشيد كه البته تشخيص و درمان حتما بايد زير نظر پزشك متخصص باشد.
اين پزشك متخصص مي‌افزايد: براي تشخيص علت تشنج، بررسي‌هاي خاصي از جمله تصويربرداري‌ از مغز انجام مي‌شود؛ در اين مواقع ممكن است ضايعه‌اي در مغز بيمار تشخيص داده شود كه اين افراد معمولا بايد براي مدتي طولاني از دارو استفاده كرده يا اين‌كه به كمك جراحي، ضايعه را درمان كنند.
وي ضمن بيان اين‌كه در اكثر موارد، علت خاصي براي تشنج مشخص نمي‌شود، چنين توضيح مي‌دهد: در بسياري از موارد نه ضايعه قابل مشاهده‌اي در مغز مشخص است و نه شرايط خاصي براي بيمار وجود دارد كه موجب تشنج شود؛ بنابراين اين گروه جزو افرادي هستند كه دچار تشنج با علل ناشناخته شده‌اند. براي اين افراد، با نظر پزشك معالج درمان آغاز شده و شرايط بيمار را مدام مورد بررسي قرار مي‌دهيم تا براي قطع دارو مطمئن شويم. اين بيماران معمولا چند سال از داروها استفاده مي‌كنند تا زماني كه بتدريج داروها را كم و قطع كنيم.

شما چطور برخورد مي‌كنيد؟ رفتار اطرافيان با بيمار موضوع بسيار مهمي است كه به هيچ وجه نبايد آن را ناديده گرفت. متاسفانه مردم اغلب آگاهي كافي در اين زمينه ندارند و نمي‌دانند چطور بايد با فرد بيمار برخورد كنند؛ به همين دليل گاه شاهد رفتارهاي اشتباهي هستيم كه ندانسته به بروز مشكلات ديگري منجر مي‌شود. البته شرايط گاهي بدتر از اين هم خواهد شد؛ چراكه مثلا در گذشته تصور مي‌كردند بايد دور بيمار يك خط بكشند تا شياطين دور شوند.
دكتر وحيد دستجردي با اشاره به اين موضوع خاطرنشان مي‌كند: دقت داشته باشيد تشنج مشكلي براي فرد ايجاد نخواهد كرد؛ به اين معني كه اين حالات نه موجب خفگي او مي‌شود و نه فرد بيمار زبانش را گاز خواهد گرفت.
پس اگر زماني شما هم در اين وضع قرار گرفتيد، خوب است بدانيد وقتي فرد در حال انجام كارهاي روزمره‌اش است و ناگهان صدايي از گلويش خارج مي‌شود و روي زمين مي‌افتد و تكان مي‌خورد، ممكن است دچار تشنج شده باشد كه اين وضع يكي دو دقيقه ادامه مي‌يابد تا بدن فرد كم‌كم شل شده و حمله تشنج تمام ‌شود.
اين پزشك متخصص مي‌افزايد: پس از پايان حمله تشنج، حدود 20 تا 30 دقيقه هم فرد بشدت خواب‌آلود است كه البته در اين زمان مي‌توانيد او را بيدار كنيد، ولي خسته است و دوست دارد استراحت كند؛ پس از اين مدت، او بيدار و مشغول كارهاي عادي‌اش مي‌شود.
به گفته وي، در مدت تشنج فقط بايد لوازم خطرناك را از اطراف بيمار دور كنيد و اگر امكانش هست، او را به پهلوي چپ بخوابانيد و صبر كنيد تا حمله تمام شود.
در بسياري از موارد، اطرافيان تلاش مي‌كنند دهان فرد را باز كنند، در حالي كه اين شيوه صحيح نيست. دكتر وحيد دستجردي در اين زمينه مي‌گويد: به هيچ وجه سعي نكنيد دهان فرد بيمار را باز كرده يا به او آب و دارو بدهيد.

بيماري را مخفي نكنيد دكتر وحيد دستجردي با اشاره به اين‌كه برخي از كودكان در سنين مدرسه دچار اين مشكل هستند، به والدين توصيه مي‌كند: با توجه به اين‌كه اطرافيان ممكن است اطلاعات درستي درباره اين بيماري نداشته باشند، وحشت ناشي از تشنج مي‌تواند موجب بروز مشكلاتي براي كودك شود يا اين‌كه دوستانش را از او دور كند؛ پس فراموش نكنيد حتما بايد موضوع را به همه كساني كه با كودك در ارتباط هستند اطلاع دهيد؛ معلم‌ها، راننده سرويس، مدير مدرسه و همكلاسي‌ها بايد درباره اين بيماري اطلاعات كافي و دقيقي داشته باشند.
وي مي‌افزايد: بزرگسالاني كه به اين بيماري مبتلا هستند هم بايد وضع را به اطرافيان‌شان اطلاع دهند تا آنها بدون ترس و نگراني بدانند بهترين نحوه برخورد چيست.

صرع مانع ازدواج نمي‌شود با توجه به اين‌كه گاهي اطلاعات كافي در مورد اين بيماري وجود ندارد، ممكن است براي ازدواج و تشكيل خانواده هم سوالات زيادي براي اين بيماران و همسرانشان مطرح شود.
دكتر وحيد دستجردي با تاكيد بر اين‌كه فرد بيمار حتما بايد درباره بيماري‌ با همسر آينده‌اش صحبت كند، مي‌گويد: تصور كنيد مردي كه دچار بيماري صرع است كه از طريق ارثي انتقال مي‌يابد، با خانمي ازدواج ‌كند كه او هم به همين بيماري مبتلاست؛ در اين شرايط احتمال اين‌كه فرزند اين زوج دچار بيماري و تشنج شود كمتر از 10 درصد است. علاوه بر اين، صرع‌هايي كه به ارث مي‌رسد نيز اغلب از نوعي است كه بهبود مي‌يابد. بارداري و زايمان خانمي كه دچار تشنج است هم‌چندان تفاوتي با ساير خانم‌ها ندارد. بنابراين مشخص مي‌شود صرع مانعي براي ازدواج و بارداري نيست.
اين متخصص مغز و اعصاب درباره فعاليت‌هايي مانند رانندگي يا ورزش‌هايي مثل شنا و كوهنوردي كه به هوشياري و دقت نياز دارد، مي‌گويد: اين افراد براي انجام چنين فعاليت‌هايي محدوديت دارند، ولي با ممنوعيت مطلق روبه‌رو نيستند؛ به اين معنا كه براي هر فرد به صورت جداگانه و با توجه به شرايطش، بايد در اين مورد تصميم‌گيري شود.

نيلوفر اسعد‌ي‌بيگي - گروه سلامت

Bauokstoney
Wednesday 3 October 2012-1, 09:06 PM
تشنج و صرع

خوانندگان مي‌توانند با ارسال پيامك به سامانه 30000706 سوالات خود را در موارد مختلف مطرح و در برنامه زنده «دكتر سلام» كه هر روز ساعت 16 از شبكه آموزش پخش مي‌شود، پاسخ خود را دريافت كنند. امروز دكتر رحمت، عضو انجمن جراحان مغز و اعصاب ایران به‌پرسش ما پاسخ مي‌دهد.

نشانه‌های صرع چیست؟ تشنج و صرع مسأله پیچیده‌اي برای همه افراد به شمار می‌آید؛ به طوری كه اغلب اوقات نمی‌دانیم با چه نوع بيماري مواجه هستیم. تشنج عبارت است از حركات و رفتاری كه به‌طور ناگهانی و بدون اراده شخص ایجاد می‌شود، به طوري كه این حركات گاهی سبب بیهوشی فرد می‌شود.
ساده‌ترین نوع تشنج در حالتی اتفاق می‌افتد كه شما با بیمار مصروع در حال صحبت هستید. بیمار چند لحظه خیره می‌شود و مكث می‌كند و دوباره شروع به صحبت می‌كند، اینها مي‌تواند نشانه صرع باشد.
بیمار در زمان صحبت‌كردن چند كلمه نامفهوم می‌گوید و خیلی كوتاه صحبت خود را تمام می‌كند. بعضی اوقات چند مرتبه آب دهان را بدون اراده قورت می‌دهد، یا پرش دست و پا به صورت درد و بی‌حسی رخ می‌دهد. نوعي از رفتار غیرمعمول يك بيمار مصروع، اين است كه مثلاً بدون این‌كه بخواهد در حالتي از خواب به جایی می‌رود و پس از بیدارشدن یا به هوش‌آمدن نمی‌داند چرا به این مكان یا محل آمده است.
حتی بیمارانی كه دچار صرع هستند، ناگهان به شهر دیگری سفر می‌كنند، حتی به صورت غیرارادی به سینما می‌روند و به جای این‌كه سركار خود بروند، سر از جای‌دیگری درمی‌آورند یا با عصبانیت ناگهانی از جایشان می‌پرند كه این موارد نشانه‌های یك صرع معمولی است كه حتما این‌گونه بیماران باید تحت نظر پزشك قرار بگیرند تا از بروز تشنج حاد در آنها جلوگیری شود.

HAMEDZH2
Wednesday 10 October 2012-1, 11:34 PM
هيرسوتيسم‌ Hirsutism

شرح بيماري
هيرسوتيسم‌ عبارت‌ است‌ از رشد بيش‌ از حد موها در صورت‌ و بدن‌ زنان‌. اين‌ حالت‌ معمولاً به‌ تدريج‌ و در طي‌ زماني‌ طولاني‌ رخ‌ مي‌دهد.

علايم‌ شايع‌
- موها ضخيم‌ و تيره‌ مي‌شوند و طبق‌ الگويي‌ كه‌ در مردان‌ ديده‌ مي‌شود رشد مي‌كنند ( ريش ‌، سبيل‌ ، موي‌ روي‌ قفسه‌ سينه‌)

- عادت‌ ماهانه‌ نامنظم‌ يا قطع‌ عادت‌ ماهانه‌

- آكنه‌

- گاهي‌ كلفت‌ شدن‌ صدا

- گاهي‌ مشكلات‌ ناباروري‌

علل‌
- معمولاً به‌ علت‌ توليد بيش‌ از اندازه‌ آندروژن‌ها (هورمون‌هاي‌ مردان‌) از تخمدان‌ يا غدد فوق‌كليوي‌ به‌ وجود مي‌آيد. اين‌ توليد زياد هورمون‌ مردانه‌ در اثر اختلالاتي‌ مثل‌ نشانگان‌ تخمدان‌ پلي‌كيستيك‌ يا هيپرپلازي‌ مادرزادي‌ غدد فوق‌كليوي‌ رخ‌ مي‌دهد.

- تومورهاي‌ غدد فوق‌كليوي‌ يا تخمدان‌

- بدون‌ دليل‌ مشخص‌ و شناخته‌ شده‌

عوامل تشديد كننده بيماري
- سابقه‌ خانوادگي‌ هيرسوتيسم‌

- افراد سبزه‌ و داراي‌ موي‌ تيره‌

- مصرف‌ هورمون‌هاي‌ مردانه‌ (آندروژن‌ها) يا داروهاي‌ كورتيزوني‌، قرص‌هاي‌ تنظيم‌ خانواده‌، هورمون‌ها و بعضي‌ از داروهاي‌ ضد فشار خون‌

- يائسگي‌ يا عدم‌ تخمك‌گذاري‌

پيشگيري‌
راه‌ خاصي‌ براي‌ پيشگيري‌ از آن‌ وجود ندارد.

عواقب‌ مورد انتظار
- با تشخيص‌ و درمان‌ هرگونه‌ علت‌ زمينه‌ساز غالباً مي‌توان‌ از رشد بيشتر موها جلوگيري‌ نمود. پاسخ‌ به‌ درمان‌ ممكن‌ است‌ 12-6 ماه‌ زمان‌ ببرد.

- موهاي‌ زايد را مي‌توان‌ با روش‌هاي‌ مختلف‌ حذف‌ كرد.

عوارض‌ احتمالي‌
- بيمار ممكن‌ است‌ احساس‌ كند كه‌ جذابيت‌ كافي‌ ندارد و نتواند ارتباط‌ مناسبي‌ با افراد برقرار كند.

- ناباروري‌

- درمان‌ اوليه‌ هيرسوتيسم‌ ممكن‌ است‌ مؤثر واقع‌ نيافتد.

درمان‌
اصول‌ كلي‌
- معاينه‌، آزمايشات‌ تشخيصي‌، و شايد هم‌ تصويربرداري‌ (سي‌تي‌ اسكن‌ يا ام‌. آر. آي‌) به‌ تشخيص‌ علت‌ زمينه‌ساز هيرسوتيسم‌ كمك‌ خواهند كرد.

- نوع‌ درمان‌ بستگي‌ به‌ علت‌ هيرسوتيسم‌ دارد. در صورتي‌ كه‌ هيرسوتيسم‌ خفيف‌ باشد و عادت‌ ماهانه‌ نيز دچار بي‌نظمي‌ نشده‌ باشد، ممكن‌ است‌ درمان‌ ضرورتي‌ نداشته‌ باشد. در موارد ديگر، درمان‌ گاهي‌ بستگي‌ به‌ اين‌ دارد كه‌ بيمار مي‌خواهد در آينده‌ بچه‌دار شود يا خير.

- تومورهاي‌ تخمدان‌ يا غدد فوق‌كليوي‌ را بايد با جراحي‌ در آورد.

- انتخاب‌هاي‌ درماني‌ براي‌ حذف‌ موهاي‌ زايد عبارتند از تراشيدن‌، استفاده‌ از موچين‌، سفيد كردن‌

- استفاده‌ از موچين‌ مي‌توانند باعث‌ بروز عفونت‌ يا ماندن‌ جاي‌ موي‌ زايد شود. روش‌ الكتروليز موهاي‌ زايد را به‌طور دايمي‌ حذف‌ مي‌كند.

داروها
- هيچ‌ دارويي‌ كه‌ اختصاصاً براي‌ درمان‌ هيرسوتيسم‌ تأييد شده‌ باشد وجود ندارد.

- شايع‌ترين‌ داروي‌ مورد استفاده‌ براي‌ درمان‌ هيرسوتيسم‌ يك‌ ديورتيك‌ (ادرارآور) است‌ كه‌ اثرات‌ ضد هورمون‌هاي‌ مردانه‌ را نيز دارد. به‌ نظر مي‌رسد اين‌ دارو مؤثرترين‌ دارو در كم‌كردن‌ رشد مو باشد. ساير داروهايي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ براي‌ هيرسوتيسم‌ ناشي‌ از توليد بيش‌ از حد آندروژن‌ها توصيه‌ شوند عبارتند از دگزامتازون‌، داروهاي‌ تنظيم‌ خانواده‌، لوپرولايد و داروهاي‌ ضد آندروژن‌. تأثير اين‌ داروها تنها ممكن‌ است‌ به‌ كاهش‌ رشد موي‌ جديد كمك‌ كنند اما معمولاً مقدار مويي‌ كه‌ قبل‌ وجود داشته‌ است‌ تغييري‌ نمي‌كند.

- امكان‌ دارد داروهاي‌ اضافه‌تري‌ براي‌ هرگونه‌ بيماري‌ زمينه‌اي‌ تجويز شوند.

- اگر پوست‌ در اثر تراشيدن‌ تحريك‌ شود، از كرم‌ هيدروكورتيزون‌ 1% استفاده‌ كنيد.

- استفاده‌ از مواد يا كرم‌هاي‌ موبر اغلب‌ توصيه‌ مي‌شود. موبرها را با احتياط‌ مصرف‌ كنيد زيرا ممكن‌ است‌ باعث‌ تحريك‌ پوست‌ شوند.

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
معمولاً محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد.

رژيم‌ غذايي
- رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود.

- اگر اضافه‌ وزن‌ داريد، معمولاً توصيه‌ مي‌شود رژيم‌ لاغري‌ بگيريد.

در چه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود ؟
- اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ هيرسوتيسم‌ را داريد.

- اگر دچار علايم‌ جديد و غير قابل‌ توجيه‌ شده‌ايد. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

- اگر حامله‌ شويد ، نياز است‌ كه‌ بعضي‌ از داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ هيرسوتيسم‌ قطع‌ شوند.

HAMEDZH2
Wednesday 10 October 2012-1, 11:37 PM
هيپرآلدوسترونيسم‌ Hyperaldosteronism

شرح بيماري
هيپرآلدوسترونيسم‌ يك‌ بيماري‌ غدد درون‌ريز كه‌ در اثر توليد بيش‌ از حد آلدوسترون‌ ( يك‌ نوع‌ هورمون‌ كه‌ توسط‌ غدد فوق ‌كليوي‌ ساخته‌ مي‌شود ) ايجاد مي‌شود. آلدوسترون‌ اضافي‌ باعث‌ مي‌شود كليه‌ها سديم‌ و آب‌ بيشتري‌ جذب‌ كنند و پتاسيم‌ بيشتر از حد عادي‌ از بدن‌ دفع‌ شود . اين‌ بيماري‌ ناشي‌ از اختلال‌ در غدد فوق‌كليوي‌ است‌ كه‌ به‌ قسمت‌ بالايي‌ كليه‌ها چسبيده‌اند. آلدوسترونيسم‌ هم‌ در مردان‌ و هم‌ در زنان‌ رخ‌ مي‌دهد و بين‌ سنين‌ 50-30 سالگي‌ شايع‌تر است‌.

علايم‌ شايع‌
- خستگي‌ و ضعف‌

- گاهي‌ فلج‌ موقتي‌

- احساس‌ مور مور شدن‌ در ساعد ، بازو ، ساق‌ ، ران‌ ، پا ، و دست‌ها و پاها.

- تكرر ادرار ، خصوصاً در شب‌

- تشنگي‌

- گرفتگي‌هاي‌ شديد عضلاني‌

- اختلالات‌ بينايي‌

- موارد زير با بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ آشكار مي‌شوند:

- كاهش‌ سطح‌ پتاسيم‌ خون‌

- افزايش‌ سطح‌ سديم‌ خون‌

- افزيش‌ فشار خون‌

علل‌
افزايش‌ ترشح‌ آلدوسترون‌ در اثر يكي‌ از بيماري‌هاي‌ زير:

- وجود تومور در غده‌ فوق‌كليوي‌

- افزيش‌ فشار خون‌ يا بيماري‌ كليوي‌، كه‌ باعث‌ توليد بيش‌ از حد هورموني‌ به‌ نام‌ رنين‌ از كليه‌ مي‌شود. هورمون‌ در كنترل‌ سطح‌ آلدوسترون‌ خون‌ نقش‌ دارد.

عوامل تشديد كننده بيماري
- رژيم‌ غذايي‌ حاوي‌ مقادير زيادي‌ شيرين‌ بيان‌ سياه‌رنگ‌

- بيماري‌ كليوي‌

- نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌

- سيروز كبدي‌

- مصرف‌ داروهاي‌ تنظيم‌ خانواده‌

- مصرف‌ داروهاي‌ ديورتيك‌ (ادرارآور) كه‌ باعث‌ دفع‌ پتاسيم‌ مي‌شوند.

- حاملگي‌

پيشگيري‌
اگر شما دچار بيماري‌ كليوي‌ هستيد يا فشار خونتان‌ بالا است‌، تحت‌نظر پزشك‌ خود باشيد، و برنامه‌ درماني‌ خود را به‌ دقت‌ رعايت‌ كنيد حتي‌ اگر هيچ‌ علامتي‌ نداريد.

عواقب‌ مورد انتظار
اگر اين‌ اختلال‌ توسط‌ يك‌ تومور غده‌ فوق‌كليوي‌ ايجاد شده‌ باشد، معمولاً با جراحي‌ قابل‌ معالجه‌ است‌. اگر به‌ علت‌ بيماري‌ كليوي‌ يا بالابودن‌ فشار خون‌ رخ‌ داده‌ باشد، درمان‌ دارويي‌ براي‌ اين‌ اختلالات‌، علايم‌ آلدوسترونيسم‌ را كنترل‌ خواهد نمود.

عوارض‌ احتمالي‌
- نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌

- آترواسكلروز

- نارسايي‌ كليه‌

درمان‌
اصول‌ كلي
- بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ آزمايش‌ خون‌ و اندازه‌گيري‌ الكتروليتها، و نيز سي‌تي‌ اسكن‌ يا ام‌. آر. آي‌ از كليه‌ها و غدد فوق‌كليوي‌ باشند.

- درمان‌ معمولاً شامل‌ دارو و رژيم‌ غذايي‌ با محدوديت‌ نمك‌ است‌.

- وزن‌ خود را روزانه‌ ثبت‌ كنيد. در صورت‌ افزايش‌ وزن‌ به‌ ميزان‌ 5/1 كيلوگرم‌ يا بيشتر در عرض‌ 24 ساعت‌، پزشك‌ خود را مطالعه‌ سازيد.

- جراحي‌ براي‌ درآوردن‌ غده‌ فوق‌كليوي‌ در بعضي‌ از بيماران‌

- هميشه‌ يك‌ دست‌بند يا گردن‌ آويز كه‌ نشان‌دهنده‌ بيماري‌ شما و داروهاي‌ مصرفي‌ باشد به‌ همراه‌ داشته‌ باشيد.

داروها
- اسپيرونولاكتون‌ براي‌ كاهش‌ اثر آلدوسترون‌. اين‌ دارو ممكن‌ است‌ باعث‌ بزرگ‌ شدن‌ پستان‌ و ناتواني‌ جنسي‌ در مردان‌ شود. ساير انتخاب‌هاي‌ دارويي‌ عبارتند از آميلورايد و تريامترن‌

- امكان‌ دارد داروهاي‌ فشار خون‌ تجويز شوند.

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
اگر ضرورتي‌ به‌ عمل‌ جراحي‌ نباشد. محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد. اما اگر عمل‌ جراحي‌ انجام‌ شود، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ عادي‌ خود را تدريجاً از سر گيريد.

رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ غذايي‌ داراي‌ سديم‌ كم‌ و پتاسيم‌ زياد مصرف‌ كنيد. غذاهاي‌ غني‌ از پتاسيم‌ عبارتند از زردآلو و هلوي‌ خشك‌ شده‌ ، كشمش ‌، مركبات ‌، عدس‌ و غلات‌ سبوس‌دار . از شيرين‌ بيان‌ سياه‌رنگ‌ پرهيز كنيد.

در چه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود ؟
- اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ آلدوسترونيسم‌ را داريد.

- اگر دچار علايم‌ جديد و غير قابل‌ توجيه‌ شده‌ايد. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در دهان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

HAMEDZH2
Wednesday 10 October 2012-1, 11:38 PM
هرپانژين‌ Herpangina

شرح بيماري
هرپانژين‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ التهاب‌ ويروسي‌ دهان‌ و گلو. اين‌ بيماري‌ ممكن‌ است‌ با آفت‌ ، گلودرد استرپتوككي‌ يا هرپس‌ (تب‌ خال‌) اشتباه‌ گرفته‌ شود. هرپانژين‌ عمدتاً در كودكان‌ 10-1 ساله‌ رخ‌ مي‌دهد.

علايم‌ شايع
- تب‌

- گلودرد ناگهاني ‌، همراه‌ با قرمزي ‌، التهاب‌ و دردناك‌ بودن‌ بلع‌

- احساس‌ كسالت‌

- گاهي‌ استفراغ‌ و درد شكمي‌

- تاول‌هاي‌ كوچك‌ ( وزيكول ‌) در ناحيه‌ ديگر. اين‌ تاول‌ها تبديل‌ به‌ زخم‌هاي‌ كوچكي‌ مي‌شوند.

علل‌
عفونت‌ ناشي‌ از ويروس‌ كوكساكي‌ كه‌ از فرد به‌ فرد انتقال‌ مي‌يابد. دوره‌ كمون‌ بيماري‌ (از زمان‌ واردشدن‌ ويروس‌ تا آغاز علايم‌) 7-2 روز است‌.

عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر
فصول‌ تابستان‌ و اوايل‌ پاييز

پيشگيري‌
- در حال‌ حاضر نمي‌توان‌ از آن‌ پيشگيري‌ نمود، اما براي‌ پيشگيري‌ از گسترش‌ آن‌، دستان‌ خود را به‌ دقت‌ بشوييد.

- از تماس‌ نزديك‌ مثل‌ بوسيدن‌ يا سهيم‌ شدن‌ در غذا خوردن‌ كنيد.

عواقب‌ مورد انتظار
بهبود خود به‌ خودي‌ در عرض‌ چند روز تا يك‌ هفته‌

عوارض‌ احتمالي‌
تشنج‌ ناشي‌ از تب‌

درمان‌
اصول‌ كلي‌
- تشخيص‌ معمولاً با ديدن‌ ضايعات‌ مشخصه‌ اين‌ بيماري‌ داده‌ مي‌شود. البته‌ ممكن‌ است‌ آزمايش‌ خون‌ معمول‌ توصيه‌ شود.

- معمولاً نياز به‌ هيچ‌گونه‌ درماني‌ غير از داروهاي‌ ضد درد ساده‌ نيست‌.

- شستشوي‌ دقيق‌ دست‌ها و دفع‌ بهداشتي‌ ترشحات‌ مهم‌ است‌.

- سعي‌ كنيد تب‌ بالا را با آب‌ ولرم‌ پايين‌ آوريد وگرنه‌ بدن‌ ممكن‌ است‌ كم‌ آب‌ شود.

داروها
معمولاً براي‌ اين‌ بيماري‌ نيازي‌ به‌ دارو نيست‌. مي‌توان‌ براي‌ رفع‌ درد و تب‌ از داروهايي‌ مثل‌ استامينوفن‌ استفاده‌ نمود.

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
تا وقتي‌ كه‌ تب‌ و گلودرد برطرف‌ نشده‌ باشد ، كودك‌ بايد در رختخواب‌ استراحت‌ كند.

رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود. كودك‌ را تشويق‌ كنيد تا مايعات‌ بيشتر بنوشد، مثل‌ آب ‌، يخ‌هاي‌ با طعم‌ ميوه‌ ، قطعات‌ كوچك‌ يخ‌ ، يا محلول‌ ژلاتين‌ خشك‌. از نوشيدن‌ آب‌ ميوه‌ ترش‌ كه‌ باعث‌ آزردگي‌ بافت‌هاي‌ ملتهب‌ مي‌شود خوداري‌ كنيد.

در چه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود ؟
اگر كودك‌ شما علايم‌ هرپانژين‌ را دارد.

Bauokstoney
Sunday 16 December 2012-1, 09:58 AM
آنچه بايد درباره بيماري ام اس بدانيد

مرموزترين بيماري قرن

اين‌كه بيماري ام.اس از چه زماني به سيستم عصبي برخي انسان‌ها حمله‌ور شد مشخص نيست‌ اما مورخان رد پاي آن‌ را در كتابي كه توسط دكتر ژان كروويليه، استاد دانشكده پزشكي پاريس در قرن 19 به رشته تحرير درآمده است، پيدا كرده‌اند.

http://jamejamonline.ir/Media/images/1391/09/22/100830300718.jpg

دكتر كروويليه در اين كتاب و در توصيف علائم بيماري ام.اس اين گونه نوشته است: «بيمار دچار ضعف پيشرونده در دست و پاها، اسپاسم عضلاني و وجود اختلال در حس بينايي است.»
دكتر كروويليه اين بيماري را فلج بر اثر تحليل و از بين رفتن رشته‌هاي خاكستري نخاع توصيف كرده است. بيماري‌اي كه اين پزشك فرانسوي در مورد آن توضيح داد ظاهرا همان بيماري سيستم عصبي است كه امروزه ما آن را با نام ام.اس مي‌شناسيم.
گفت‌وگو در زمينه بيماري ام.اس بهانه‌اي شد تا به سراغ دكتر افشين لطيفي صوفي، متخصص مغز و اعصاب برويم تا بگويد چرا برخي از مردم گرفتار اين بيماري مي‌شوند.
بيماري ‌ام.‌اس يا «مولتيپل اسكلروزيس» نوعي بيماري پيشرونده و مزمن با يك علت ناشناخته است كه با درگير كردن سيستم ايمني بدن، سبب تخريب سيستم اعصاب مركزي‌(مغز، نخاع و عصب بينايي) مي‌شود.
ميلين يك لايه پروتئيني موجود در سيستم عصبي بدن است‌ كه روي بسياري از دندريت‌هاي بلند و آكسون‌ها تشكيل مي‌شود و با تخريب آنها، انتقال پيام به اعصاب مركزي با اختلال مواجه خواهد شد‌ اما چه زماني بيماري ام.اس خود را نشان مي‌دهد؟
وقتي گلبول‌هاي سفيد بدن اشتباهي به ميلين‌ها به عنوان عامل بيگانه حمله مي‌كنند، بيماري ام.اس شروع مي‌شود و هر بار كه گلبول‌هاي سفيد به رشته‌هاي اعصاب مربوط به يكي از اندام‌هاي بدن‌ حمله‌ور مي‌شوند، آن اندام دچار مشكل مي‌شود.
اين حمله در بيماران مبتلا‌ به ام.اس خودش را به شكل تاري ديد و مشكل در راه رفتن و ساير علائم نشان مي‌دهد.
با اين‌كه علت اصلي بروز اين بيماري هنوز كشف نشده است، اما دلايل مختلفي براي شروع بيماري ام.اس مي‌توان برشمرد كه هيچ‌ كدام‌شان صددرصد قطعيت پيدا نكرده و در هاله‌اي از ابهام قرار دارند‌ اما فاكتورهايي مانند ژنتيك، كمبود ويتامين D در كودكي، بروز برخي عفونت‌هاي ويروسي يا ميكروبي در دوران خردسالي و برخي عوامل محيطي ديگر مي‌توانند در بروز اين بيماري موثر باشند. از نظر آماري در كمتر از 15 درصد موارد، ام.اس از راه ژنتيك و وراثت به فرد منتقل مي‌شود.
فرضيه ديگري كه در مورد ابتلا فرد به بيماري ام.اس وجود دارد و هنوز به اثبات قطعي نرسيده، كمبود ويتامين D است. ديده شده بيشتر افرادي كه در بزرگسالي و كودكي به بيماري ام.اس مبتلا مي‌شوند، از لحاظ تامين اين ويتامين در مضيقه بوده‌اند.
وجود هواي سرد و به تبع آن بروز عفونت‌هاي ويروسي يكي ديگر از عواملي است كه به نظر مي‌آيد در ابتلاي افراد به اين بيماري نقش داشته باشد.
در بعضي از بيماران ام.اس مجموعه‌اي از آنتي‌بادي بر ضد بعضي عفونت‌هاي ويروسي مشاهده شده و همين مساله اين شك را به‌وجود آورد كه ممكن است يكي از علل بروز بيماري ام.اس ابتلا‌ به همين عفونت‌هاي ويروسي در دوران كودكي باشد.
شيوع بيماري ام.اس در نقاط مختلف جهان يكسان نيست. به طوري كه هرچه رد پاي اين بيماري در قسمت‌هاي شمالي و معتدل و سرد جهان بيشتر ديده مي‌شود، در نقاط گرمسير كمتر به چشم مي‌خورد.

علائم باليني ابتداي مطلب در توضيح علائم و تظاهرات باليني بيماري ام.اس در مبتلايان، در وهله اول به تاري ديد اشاره شد كه در 50 درصد از بيماران و معمولا به صورت يك طرفه به وجود مي‌آيد اما در بعضي افراد ممكن است علائم بيماري به شكل احساس ضعف در اندام‌ها، دست‌ و پاها، تاري ديد، دو‌بيني، اختلال در راه رفتن، نبود تعادلي كه بيشتر از يك هفته تا ده روز طول بكشد، انحراف صورت و بي‌اختياري ادرار خودش را نشان دهد.
در شروع بيماري و در بيشتر افراد ممكن است حمله‌اي‌(علائم بيماري) رخ دهد و خود به خود هم بهبود پيدا كند.
مشكل اينجاست كه بيشتر بيماران در دفعه‌هاي اول و دوم بروز حمله به پزشك مراجعه نمي‌كنند زيرا طي مدت دو هفته علائم بيماري فروكش مي‌كند و فرد بر اين باور است كه به دليل ابتلا‌ به يك بيماري ويروسي، علائم حمله را تجربه كرده است.
در ضمن اگر تاري ديد هم پيدا كنند، پس از دو هفته تا 20 روز خوب مي‌شوند. بنابراين بيمار تنها پس از درگيري با حمله‌هاي متعدد بيماري به پزشك مراجعه مي‌كند و به تدريج و با افزايش حمله‌ها، بهبودي بيمار نسبي شده و مقداري از علائم باقي مي‌مانند كه همين مساله باعث بروز ناتواني در فرد مي‌شود.
در صورتي كه بيمار علائم باليني‌اش را جدي نگيرد و به موقع براي درمان به متخصص مغز و اعصاب مراجعه نكند، ضايعه‌هايي كه از حمله‌هاي مكرر باقي مي‌مانند، سبب ناتواني فرد طي ده تا پانزده سال بعد مي‌شود.

خانم‌ها بيشتر در تيررس ابتلا به ام.اس هستند شروع بيماري ام.اس در دوران جواني و ميانسالي بيشتر مشاهده مي‌شود و زنان را بيش از مردان درگير مي‌كند زيرا ابتلا به بيماري‌هاي سيستم ايمني، لوپوس و رماتيسمي در خانم‌ها بيشتر ديده مي‌شود و البته پاي ژنتيك نيز در ميان است، به همين دليل زنان سه برابر بيشتر از مردان درگير اين بيماري مي‌شوند.
بيماري ام.اس معمولا در افراد بين 20 تا 50 ساله خود را نشان مي‌دهد. گرچه حتي در افراد بالاي50 سال و حتي كودكان نيز ديده شده كه به آن ام.اس زودرس گفته مي‌شود.

تغذيه توصيه مي‌شود مواد غذايي كه بيماران استفاده مي‌كنند، حتما حاوي ويتامين D باشد. لبنيات كم‌چرب، ميوه و سبزيجات تازه، مغزها و دانه‌هاي خوراكي و ماهي از جمله خوراكي‌هايي هستند كه ويتامين D در آنها موجود است.

ورزش ورزش كردن از جمله مواردي است كه همه پزشكان انجام آن را به مردم توصيه مي‌كنند. هر‌چند ورزش كردن فوايد بسياري را براي بيماران به همراه دارد، اما هر فردي بسته به نوع بيماري كه دارد، بايد در انتخاب نوع ورزش دقت كند.
ورزش مناسب براي بيماران مبتلا به ام.اس ورزشي است كه مداوم اما كم باشد تا بيمار دچار خستگي نشود اما مهم‌ترين كاري كه اين دسته از افراد مي‌توانند انجام دهند، آب‌درماني با آب خنك است زيرا استفاده از آب گرم باعث تشديد بيماري به صورت موقت مي‌شود.

بارداري همان‌طور كه گفته شد بخش اعظمي از بيماران مبتلا به ام.اس را خانم‌ها تشكيل مي‌دهند كه برخي از آنها دوران بارداري را تجربه مي‌كنند. به توصيه متخصصان مغز و اعصاب اگر خانم‌هاي مبتلا به م.اس فرزند دارند، بهتر است به بارداري مجدد فكر نكنند.
خانم مبتلا به ام.اس طي دوران بارداري و شيردهي قادر به تزريق اينترفرون به دليل عوارض جانبي كه در پي دارد، نيست ولي اگر قصد بارداري داشت، منعي ندارد با اين وجود توصيه مي‌شود حتما زير نظر متخصص باردار شود.

تشخيص بيماري http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1391/09/22/100830300609.jpgبيماري ام.اس از جمله بيماري‌هايي است كه تشخيص آن مستلزم دقت فراواني است زيرا ممكن است در قالب بيماري‌هاي ديگري خود را نشان دهد.
بيشتر بيماران با تكرار حمله‌ها به پزشك عمومي مراجعه مي‌كنند و پزشك نيز با ارزيابي و پرسيدن چند سوال به وجود بيماري ام.اس مشكوك مي‌شود و فرد را به متخصص مغز و اعصاب ارجاع مي‌دهد.
متخصص نيز با در نظر گرفتن نشانه‌هاي بيماري در مدت زمان خاص و انجام آزمايش به تشخيص قطعي مي‌رسد.
* اولين راه تشخيص بيماري، معاينه باليني بيمار است كه حداقل بايد دو حمله را در طول شش‌ماه تجربه كرده باشد و دست‌كم يك هفته تا 10 روز علائم باليني بيماري را مانند تاري ديد يا دو‌ بيني داشته باشد.
حالا اگر بيماري ادعا كند كه براي مثال ده دقيقه تاري ديد داشته است نمي‌توان آن را جزو حمله اين بيماري محسوب كرد.
* دومين راه تشخيص انجام ام.آر.آي است. پس از حمله در مغز و نخاع تعدادي پلاك سفيدرنگ كه ناشي از تخريب غلاف اعصاب مغزي و نخاعي است به وجود مي‌آيد. تعداد اين پلاك‌ها به اندازه و محل قرار گرفتن‌شان به پزشك در تشخيص بيماري كمك مي‌كند.
* سومين راه انجام آزمايش‌هاي الكترودياگنوستيك است. در اين روش با استفاده از دستگاهي از اعصاب چشم، گوش و اعصاب محيطي نواري گرفته مي‌شود. اگر بيمار به ام.اس مبتلا باشد، اين آزمايش اختلال را نشان خواهد داد.
* چهارمين راه تشخيص بيماري ام.اس، گرفتن مايع نخاع يا انجام آزمايش ال.پي است.
* آخرين روش هم گرفتن تست‌هاي آزمايشگاهي است تا با استفاده از اين روش برخي از بيماري‌ها مانند بيماري‌هاي روماتيسمي، عفونت‌ها و امراض بدخيم- كه خود را به شكل بيماري ام.اس نشان مي‌دهند ـ غربالگري مي‌شوند.

توليد داروهاي جديد ام.اس http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1391/09/22/100830300963.jpgهر سال با پيشرفت‌هايي كه در زمينه پزشكي صورت مي‌گيرد، روش درمان بيماري‌ها نيز تغيير مي‌كند و داروهاي جديدي وارد بازار دارويي مي‌شود.
طي چند سال اخير نيز داروهاي جديدي براي درمان ام.اس وارد بازار شده‌ كه در عين داشتن فوايد براي بي