توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بزرگترین شعرا (معرفی بزرگترین شاعران ایران )
صفحه ها :
1
2
3
4
5
6
7
[
8]
9
10
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:15 PM
خراتی، رضا
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(س دوازدهم ق)، ترانهساز. از اهالى كجور مازندران بود. ترانههاى وى در گرگان و مازندران شهرت داشته است. پیش از آن كه آقا محمد خان قاجار به سلطنت برسد، رضا در مازندران و گرگان از ندیمان خان قاجار و انیس مجلس بزم او بوده و با ترانههاى خود او را سرگرم مىداشته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ موسیقى (498/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:17 PM
خراس هروی، حسینعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. وى از فرهیختگان فصیح زبان و ملیح بود و از جمله شاعران هرات. این رباعى از اوست: تا آتش عشقت به دل افروختهام چون شمع همه سوختن آموختهام اى آنكه دل چو سنگ و آهن دارى مىكن حذر از دود دل سوختهام
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تحفه سامى (163)، الذریعه (755/9).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:17 PM
خراسانی خان لاری
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. وى از اعیان لار و شاگرد جلالالدین دوانى بود. او در اكثر علوم تبحر داشت. خراسانى خان مدت طولانى در هندوستان و سایر بلاد به سیاحت پرداخت. وى كه با ساممیرزا معاصر بوده، شعر را نیك مىسروده و «شعرش خالى از نمك» نبوده است. از اوست: دلا هرگز منه از كوى دلبر یك قدم بیرون كه باشد كشتنى مرغى كه آید از حرم بیرون
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تحفه سامى (111)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (425/2)، الذریعه (290/9)، كاروان هند (371/1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:17 PM
خراسانی کوکب
( ملیت: ایرانی قرن: 16 )
از زنان شاعر. وى از اهالى خراسان بود. رباعیات و شعر زیر از اوست: گل صبحدم از شاخ برآشفت و بریخت با باد صبا حكایتى گفت و بریخت بد عهدى عمر بین كه یك هفته ز شاخ گل سر زد و غنچه كرد و بشكفت و بریخت چشم بد روزگار دیدى كه چه كرد بىمهرى آن نگار دیدى كه چه كرد از حرف رقیب عاقبت خونم ریخت دیدى كه چه كرد یار دیدى كه چه كرد به من چشم عنایت دارد آن ماه اگر بر هم گذارد آسمان چشم تاریخ تولد، وفات و یا زندگى او معلوم نیست.
برگرفته از کتاب: مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی
منابع زندگینامه: منبع: زنان سخنور، 107 / 2.
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:18 PM
خراسانی، امیر محمدتقی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر و صوفى. از سادات صحیح النسب و مردى مهذب و درویش مسلك بود. شعر نیز مىسرود و تنها اندكى از رباعیات او باقى مانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (582).
فعالیتها: • شعر • عرفان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:18 PM
خراسانی، حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر. از نزدیكان شیخ جعفر سروقد بود كه در زمان شاه عباس اول از خادمان حرم امام رضا (ع) بود. حسن بعد از مدتى به اصفهان رفت و از آنجا به هندوستان سفر كرد و گویا در آن سامان درگذشت. از اوست: چون شمع از حجاب برافروختى چرا خود را گداختى و مرا سوختى چرا
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى نصرآبادى (130 -129)، الذریعه (241/9)، فرهنگ سخنوران (257)، كاروان هند (324/1)، لغت نامه (ذیل/ حسن خراسانى).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:18 PM
خراسانی، خلیل
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف ح 1060 ق)، شاعر. وى در خراسان متولد شد و در هندوستان نشو و نما یافت. وى در زمان نگارش «مرآت الخیال» در عظیمآباد پنته سكونت داشت. میرزا محمد خلیل در نظم و نثر استاد بوده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (302/9)، فرهنگ سخنوران (316)، كاروان هند (386 -385 /1)، مخزن الغرائب (105/2)، مرآت الخیال (255 -250)، نتایج الافكار (220 -219).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:19 PM
خراسانی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(ز 896 ق)، شاعر و خطاط. از مشاهیر فضلاى خراسان بود و انواع خطوط را نیكو مىنوشت و طبع شعرى نیز داشت. به هنگام تالیف تذكره «مجالس النفائس» هنوز مىزیست. بیت زیر از اوست: سویم گذرى شبى عجب نیست یك شب مه هزار شب نیست
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (455 -454 /2)، مجالس النفائس (149).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:19 PM
خراسانی، عماد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
به گفته شاعر و نویسنده خوشذوق معاصر مهدى اخوان ثالث: «صحبت از عماد و شعر او كه امروز از مشاهیر غزلسرایان است و اجلى و اعرف از این گفتگوها خلاف قاعده معروف، تعریف خواهدبود.» «او سعى داشته است تا احساس و نازك خیالىهاى یك شاعر، ظرافت هنرمندى وارسته، صلابت مردى واقعلى، استغناء طبع عارفى به دنیا پشت پا زده و بالاخره مردى و مردمى را با هم داشته باشد، از وزش نسیم و دیدار لاله و لالهرویى، خندان شده، طبع سحارش به جنب و جوش و تكاپو مىافتد، گهگاه كه حالى و حالتى دارد، با صداى گرم و شورانگیز نغمه سر مىدهد، بر آهنگهاى موزون دوستان موسیقیدان خود شعر مىگذارد، سپس ترانه و آهنگ را با ودیعتى كه طبیعت در حنجره او نهاده همراه مىكند و بر حالتى كه تا اعماق وجود شنونده اثر مىگذارد، ناله و نغمه را به دست امواج سپرده، به گفته همشهریش «بهار» داد دل مردم خردپیشه و هنرمند را از زمانه مىگیرد. عماد خود گهگاه در اشعارش اشاراتى به صداى خویش دارد از آن جمله غزلى كه مطلعش این است: گاه اگر مىخواست دل تركد صدایى داشتم باز خونآلود و اشكافشان نوائى داشتم خلاصه زندگیش را كه بررسى مىكنى و روحش را كه در ترازوى معیارها و ضوابط این ایام قرار مىدهى، به روحانى بودائى یا ارتدكس كشیشى مىماند كه نه تنها از بهشت رانده شده بلكه اقامت در میان جنگل آدمیان را بر صومعه سقف فروریخته حصار آب برده ترجیح داده است. عماد همانند تنى چند از همشهریان و پیشكسوتان خود، آثار زیبایى به لهجه خراسانى دارد كه از لطافت و شیرینى خاصى برخوردار است از آن جمله است «یرهگه»- «بهارمو»- «سفر»- «خان داداش» كه یكى دو قطعه آن به وسیله خوانندگان معروف خوانده شده، نقل از مقدمه دیوان- شكوهالدین محلاتى «مش عماد حالش اگه خوب باشه شعر بد نمیگه» «نه كه شعر بد نمیگه، خوب چیه، محشر میكنه» هر چند غزلهاى عماد عموماً از شور و حال و تازگى محتوا و مضمون مایهور است و این خود تعیینكنندهى سبك اختصاصى او در بین سایر غزلسرایان است، لیكن تعدادى از این غزلها آنچنان در بین مردم شعردوست، شهرت یافته كه كمتر كسى است كه آن را نشنیده و یا ابیاتى از آن را به خاطر نداشته باشد. از آن جمله غزلهایى با مطلع: دوستت دارم و دانم كه تویى دشمن جانم از چه با دشمن جانم شدهام دوست ندانم گرچه مستیم و خرابیم چو شبهاى دگر باز كن ساقى مجلس سر میناى دگر هیچكس نیست در این دشت مگر كوه كه آنهم انعكاس غم ما هست گرش هست صدایى اى آسمان مگر دل دیوانه منى كاین گونه شعله مىكشى و نعره مىزنى من مستم و تو نعرهزن امشب حكایتى است میخانهات كجاست كه سرخوشتر از منى عماد خراسانى در سرودن انواع مثنوى نیز داراى استعداد شگرف و منظومههاى مشهور و پراحساسى است كه در عین حال كه از سادگى و روانى ویژهاى برخوردار است از فصاحت و شورحال نیز خالى نیست مثنوى مشهور «بر مزار خیام» با مطلع: «خیام بوى عشق، دهد خاك كوى تو» نیز یكى از شاهكارهاى شعر معاصر است كه در تاریخ فرهنگ این سرزمین جاودان خواهد ماند. در مجموعه سخن اهل دل اینگونه از عماد خراسانى یاد شده «شاعر شوریده و سوختهدل معاصر عماد خراسانى با صفایى در وجود او سراغ داریم و با شور و حالى كه سرودههایش دارند مشهورتر از آن است كه در این مختصر به معرفى او بپردازیم او به سال 1300 شمسى در مشهد متولد شد و چند سالى است كه در تهران مقیم شده است بخشى از اشعار او (در دو مجموعه) به چاپ رسیده و مىتوان گفت كه بیشتر غزلیات وى نقشبند دل و جان صاحبدلان است». ما عاشقیم و خوشتر از این كار، كار نیست. یعنى به كارهاى دگر اعتبار نیست دانى بهشت چیست كه داریم انتظار جز ماهتاب و باده و آغوش یار نیست فصل بهار فصل جنون است واین سه ماه هر كس كه مست نیست یقین هوشیار نیست سنجیدهام، ما به جز از موى و روى یار حاصل ز رفت و آمد لیل و نهار نیست خندید صبح بر من و بر انتظار من زین بیشتر ز خوى توام انتظار نیست دیشب لبش چو غنچه تبسم به من نمود اما چه زود زانكه به یك گل بهار نیست بر ما گذشت نیك و بد اما تو روزگار فكرى به حال خویش كن این روزگار نیست بگذر ز صید و این دو سه مه با عماد باش صیاد من، بهار كه فصل شكار نیست «ساز شكسته» دوستت دارم و دانم كه تویى دشمن جانم از چه با دشمن جانم شدهام دوست ندانم غم اینست كه چون ماه تو انگشت نمایى ورنه غم نیست كه در عشق تو رسواى جهانم دمبدم حلقهى این دام شود تنگتر و من دست و پایى نزنم خود ز كمندت نرهانم سر پرشور مرا نه، شبى اى دوست بدامان تا شوى فتنه ساز دلم و سوز نهانم ساز بشكستهام و طایر پر بسته نگارا عجبى نیست كه اینگونه غمافزاست فغانم نكتهى عشق ز من پرس به یك بوسه كه دانى پیر این دیر جهان مست كنم گرچه جوانم سرو بودم سر زلف تو پیچید سرم را یاد باد آن همه آزادگى و تاب و توانم آن، لئیم است كه چیزى دهد و باز ستاند جان اگر نیز ستانى ز من، این دل نستانم گر ببینى تو هم آن چهره بروزم بنشینى نیم شب مست چو بر تخت خیالت بنشانم كه تو را دید كه در حسرت دیدار دگر نیست «آرى آنجا كه عیانست چه حاجت به بیانم» بار ده بار دگر اى شه خوبان كه بترسم تا قیامت بغم و حسرت دیدار بمانم مرغكان چمنى راست بهارى و خزانى من كه در دام اسیرم چه بهارم، چه خزانم گریه از مردم هوشیار خلایق نپسندند شدهام مست كه تا قطره اشكى بفشانم ترسم اندر بر اغیار برم نام عزیزت چه كنم بىتو چه سازم شدهاى ورد زبانم آید آن روز عمادا؟ كه ببینیم تو گویى: شادمان از دل و دلدارم و راضى ز جهانم «شمع و پروانه» چون نكو مىنگرم شمع تو، پروانه تویى راز شیرینى این عالم افسانه، تویى حرم دیر تویى، كعبه و میخانه تویى لب دلدار تویى، طرهى جانانه، تویى
برگرفته از کتاب: مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:20 PM
خراسانی، فاطمه
( ملیت: ایرانی قرن: 7 )
ز 644 ق، از زنان متنفذ و شاعر. وى از اهالى خراسان بود. به نوشته جهانگشاى جوینى، پس از آنكه مغولان مشهد را تسخیر كردند. فاطمه را جزو اسیران به قراقروم آوردند. وى در بازار آن شهر شاگرد زن دلالى بود و با توركیناخاتون، همسر اوگتاى قاآن آمد و رفت داشت و بتدریج نفوذ فراوانى كسب كرد و محرم اسرار اندرون گردید. بزرگان دست نیاز به سوى او دراز مىكردند و گروهى از سادات مشهد به نزد وى رفتند و از همراهانش گردیدند پس از اینكه گیوك خان (649 -647 ق) به سلطنت رسید یكى از اهالى سمرقند علیه او نزد گیوك خان سخنچینى كرد و اظهار داشت كه كوتان، برادر خان را سحر كرده است. بعد از مرگ كوتان، گیوك خان فاطمه را احضار كرد اما توركینا خاتون مانع مىشد. سرانجام او را دستگیر كردند و پس از مقابله با مرد سمرقندى چند شبانهروز وى را آزار و شكنجه دادند و منافذش را دوختند و در آب انداختند و همه خویشاوندان و همراهانش را دستگیر كرده و شكنجه نمودند. دو رباعى زیر از اوست: آراسته باغ و عندلیبان سرمست یاران همه از نشاط گل بادهپرست اسباب فراغت همه درهم زده است بشتاب كه جز تو هر چه مىباید هست اى از تو وفا و مهربانى نایاب بىعیش تو لذت جوانى نایاب وصل تو حیات جاودانى لیكن یابنده آب زندگانى نایاب
برگرفته از کتاب: مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی
منابع زندگینامه: منابع: «پردهنشینان سخنگوى»، آریانا، سال دهم، شماره دهم، 38 -37؛ تذكره حسینى، 253 -252، الذریعه، 802 / 9؛ ریاضالشعراء (عكسى)، 332؛ زنان سخنور، 17 / 2؛ زن در ایران عصر مغول، 120 -18، شمع انجمن، 369؛ صحف ابراهیم، ش 192؛ كارنامه زنان مشهور ایران، 75؛ مخزنالغرایب، 292 / 3.
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:21 PM
خراسانی، قاسم
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(ز 928 ق)، خطاط و شاعر. وى وزیر دیوان بدیعالزمان میرزا گوركانى بود و بعدها به ملازمت درومیشخان شاملو درآمد. وى نستعلیق و تعلیق را خوش مىنوشت و شعر فارسى و تركى نیز مىسرود و معمایى و منشى بود. از آثار وى: «دیوان» شعر؛ یك نسخه «دیوان» هلالى، در كتابخانهى دانشگاه استانبول، به قلم كتابت جلى خوش، با رقم: «مشقه قاسم الفقیر».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (579 -578 / 2)، الذریعه (865 / 9)، لغتنامه (ذیل/ قاسم)، مجالس النفائس (170).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:21 PM
خرامی تبریزی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
ز 957 ق، از زنان شاعر. وى اهل تبریز بود. به نوشته سام میرزا در تحفه سامى وى «به صباحت و ملاحت شهرهى شهر است و به حسن رفتار و شیرینى گفتار آشوب دهر. حافظ كلاماللَّه مجید نیز هست.» در این كتاب اشارهاى به جنسیت او نشده اما توصیفاتى كه از وى شده سبب گردیده تا تذكرههاى متاخر او را جزو زنان شاعر بدانند. بیت زیر از اوست: مىروم از كوى جانان با دل افكار خویش زانكه پر شد دامنم از دیدهى خونبار خویش[1] (ز 597 ق)، شاعر. از زنان شاعر اهل تبریز بود كه قرآن را از حفظ مىخواند و خوش اخلاق و شیرین بیان نیز بود. نام او در تذكره زنان شاعر آمده اما، در هیچ تذكره یا منابع دیگرى به جنسیت او اشاره نشده است. از وى دیوان اشعارى به جاى مانده. بیت زیر از اوست: مىروم از كوى جانان با دل افگار خویش زان كه پر شد دامنم از دیدهى خونبار خویش[2]
برگرفته از کتاب: مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی
منابع زندگینامه: [1] منابع: تحفه سامى، 260، تذكره شعراى آذربایجان، 200 -199 / 2؛ دانشمندان/ آذربایجان، 134؛ الذریعه، 290 / 9؛ زنان سخنور، 191 / 1؛ سخنوران آذربایجان، 332. [2] تاریخ نظم و نثر (697)، تحفه سامى (261 -260)، تذكرهى شعراى آذربایجان (200 -199/ 2)، دانشمندان آذربایجان (134)، الذریعه (290/ 9)، زنان سخنور (191/ 1)، سخنوران آذربایجان (332)، گلزار جاویدان (442/ 2)، مشاهیر زنان (87).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:21 PM
خرد شیرازی، اسداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1280 -1196 ق)، شاعر. در اصفهان متولد شد. پدرش صدراعظم فتحعلىشاه بود. وى در شانزده سالگى به حكومت قم منصوب شد و در هجده سالگى به حكومت بروجرد، لرستان و خوزستان رسید بعد از عزل شدن پدرش از صدارت به امر فتحعلىشاه، خرد را از هر دو چشم نابینا كردند و مدت یازده سال در اصفهان توقیف بود. بعد از آن مدت بیست و یك سال در بروجرد زندگى كرد و پس از آن به شیراز رفت و تا پایان عمر همان جا زندگى كرد. خرد گاهى شعر مىسرود. در سال 1239 ق تاریخ مختصرى مشتمل بر چهار باب در ذكر نسبش كه به حاجى قوامالدین شیرازى از اعیان شیراز مىرسد نوشته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: شرح حال رجال (114 -113 /1)، مرآت الفصاحه. (189 -187).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:22 PM
خرد شیرازی، اصغر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1300 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به خرد. معروف به عرب. وى از اوان كودكى شعر مىگفت و از اول عمر به كار آزاد اشتغال داشت. وى مدتى با مدیر روزنامه «شفق» و روزنامه «همه» همكارى مىكرد و مدیر روزنامه «مرد بازار» بود. از آثار وى: «زلزله»، مجموعه اشعارى كه در روزنامهها چاپ شده؛ «گلزار عشق»، مراثى ائمه اطهار. همچنین اشعار و سرودهاى مهیج فراوان دارد و ادبیات انقلابى «غوغاى رستاخیز» او مشهور است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: دانشمندان و سخنسرایان فارس (431 -426 /2) مولفین كتب چاپى (627 -626 /1).
فعالیتها: • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:22 PM
خرد مازندرانی، علیمردان
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(وف 1198 ق)، شاعر. وى اهل نور مازندران بود. از زادگاهش به اصفهان رفت و در آنجا به تحصیل پرداخت. خرد در سرودن شعر توانا بود اما، بیشتر اشعار هزلآمیز مىسرود. گویند در آخر عمر پشیمان شد و توبه كرد. وى در نخجوان درگذشت. سال مرگ او در «مجمع الفصحا» و «سفینه المحمود» سال 1098 ق ذكر شده است كه به تحقیق باید سال 1198 ق باشد. چه تاریخ مذكور با معاصر بودن شاعر با رضاقلى خان هدایت منافى است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (291/9)، سفینه المحمود (653 -652 /2)، شعراى مازندران و گرگان (101)، مجمع الفصحا (248/4)، نگارستان دارا (189 -186).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:22 PM
خرده فروش کاشانی، مقصود، مولانا مقصود
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(مقتول 987 / 983 ق)، شاعر و ادیب. اهل كاشان بود و به شغل خرده فروشى اشتغال داشت. اما در «تاریخ نظم و نثر» و تذكرهى «روز روشن» وى به قریه خرده كاشان نسبت داده شده است. او برادر باقر خرده فروش غزلسرا است. در علم سیاق دست داشت و شاگرد میر حیدر معمایى و میر غیاثالدین منصور دشتكى بود. به آوردهى صاحب تذكرهى «روز روشن» با میر غیاثالدین منصور به حج و زیارت مشرف شد. مقصود كاشانى با ملا محتشم كاشانى همعصر بود و این دو قصایدى در هجو یكدیگر سرودهاند. او سرانجام در خانهاش در یزد به دست دزدان به قتل رسید. صاحب «الذریعه» مقصود كاشانى خرده فروش و مقصود كاشانى متبحر در علم سیاق را یكى نمىداند.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (516)، تحفه سامى (268 -267)، تذكرهى روز روشن (759 -758)، الذریعه (1090/ 9)، فرهنگ سخنوران (870 -869)، لغت نامه (ذیل/ مقصود كاشانى)، مجمع الخواص (214 -213)، هفت اقلیم (478 -477/ 2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:23 PM
خرده کاشانی، باقر
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1038 ق)، خطاط و شاعر، متخلص به باقر. وى اهل خرده از توابع كاشان و مردى شیدا مسلك بود. باقر خط نستعلیق را خوش مىنوشت و در شعر شاگرد محتشم كاشانى بود. از ایران به هندوستان سفر كرد و در بیجاپور مسكن گزید و نزد عادل شاه، والى دكن، تقرب یافت و بعد از آن به بنگاله رفت. باقر از آنجا به زیارت بیت الله مشرف شد و در برهانپور درگذشت. وى در سرودن شعر توانا بود. از آثار وى: «دیوان» اشعار؛ «ساقىنامه».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (658 -657 /3)، تاریخ ادبیات در ایران (617 ،474 /5)، تاریخ نظم و نثر (516)، تذكرهى روز روشن (98 -97)، تذكرهى میخانه (614)، الذریعه (105/12 ،122 -121 /9)، شام غریبان (49)، فرهنگ سخنوران (120 -119)، كاروان هند (149 -143 /1)، گلستان هنر (122)، لغتنامه (ذیل/ باقر)، مخزن العرائب (326 -324 /1)، نشتر عشق (236 -235 /1).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:24 PM
خرسند شیرازی، علیمحمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1346 -1269 ق)، شاعر. معروف به شعله و ملقب به امین خاقان و ابوالمله. وى خطوط هفتگانه را خوش مىنوشت. در اوایل عمر در تهران منشى مرحوم میرزا علىاصغر خان، صدر اعظم ناصرالدینشاه قاجار، بود از تهران به هندوستان رفت و پس از چندى به شیراز مراجعت كرد و به كمك حاج على آقا ذوالریاستین كه از اقطاب سلسله نعمتاللهى بود، مدرسهاى به اصول جدید به نام مسعودیه تاسیس كرد و خود مدیر شد و این اولین دبستانى بود كه در شیراز به سبك جدید تاسیس شد. وى در اواخر عمر چند سال ریاست دبیرستان شفاعیه را داشت. چند روز قبل از فوتش وزرات معارف وى را معزول كرد كه خرسند نیز شكوائیهاى به نظم درآورد و در روزنامه؛ «پازارگاد» به چاپ رساند.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: دانشمندان و سخنسرایان فارس (435 -431 /2)، فرهنگ سخنوران (304).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:24 PM
خرسندی شیرازی، اسماعیل
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، مورخ و شاعر، متخلص به خرسندى. اصل وى از كازرون بود اما، در شهر شیراز متولد شد. در سال 1259 ق به قصد زیارت مشهد وارد تهران شد و در خدمت محمد شاه قاجار به شاهنامهخوانى شاه و پیشخدمتى عباس میرزا منصوب گشت. در آغاز سلطنت ناصرالدینشاه به امر میرزا محمدتقىخان فراهانى به وقایعنگارى كرمان مامور شد. چندى در این خدمت باقى بود، بعد وى را وكیل وظایف اهل اصفهان كردند. وى در پایان عمر كور شد. از آثار وى: «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: دانشمندان و سخنسرایان فارس (438 -435 /2)، الذریعه (291/9)، فرهنگ سخنوران (304)، مجمع الفصحا (245 -243 /4)، مرآت الفصاحه (190 -189).
فعالیتها: • تاریخ • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:25 PM
خرم اصفهانی، نادعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(س چهاردهم ق)، شاعر. وى از اهالى قریه خروشان سده مابین اصفهان است. خرم در سال 1351 ق كتابى در مصیبت حاوى هفتصد بیت به نام «مصیبت نامه» به طبع رسانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (178 -177)، مولفین كتب چاپى (495 -494 /6).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:25 PM
خرم اصفهانی، هاشم
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر. وى اهل اصفهان بود و داراى «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: سفینه المحمود (494/2)، فرهنگ سخنوران (305)، مجمع الفصحا (245/4)، مصطبهى خراب (57).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:26 PM
خرم سنندجی، فتحالله
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1239 ق)، شاعر، متخلص به خرم. وى از خانواده وزارت كردستان سنندج بود. وى زادگاه خود را ترك كرد و به دربار آقا محمدخان قاجار پیوست و مورد توجه او قرار گرفت. بعد از آن كه لطفعلىخان زند بر شیراز دست یافت نزد او رفت و از ملازمان او شد اما بعد از برچیده شدن بساط فرمانروایىخان زند به دستور محمد شاه خرم را گرفتند و از دو چشم كور كردند. وى بعد از واقعه به سنندج برگشت و سى سال بعد از آن زندگى كرد. در این مدت بیشتر در دستگاه والى اردلان به سر مى برد و اوقات خود را به شعر و شاعرى سپرى مىكرد. «دیوان» شعر وى بالغ بر پنج هزار بیت بوده و در فن ماده تاریخ مهارت داشته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ مشاهیر كرد (292 -290 /1)، حدیقهى اماناللهى (319)، حدیقه الشعراء (552 ،551 /1)، فرهنگ سخنوران (305)، مجمع الفصحا (241 -240 /4).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:26 PM
خرم شیرازی، ابوالحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1335 ق)، شاعر، متخلص به خرم و شغل رى مسگرى بود. از شیراز به هند مهاجرت كرد و در بمبئى به كار ساختن ظروف مسینه پرداخت و از این راه ثروتى به دست آورد. خرم به عراق رفت و پس از زیارت عتبات، قصیدهاى در مدح حضرت موسى ابن جعفر (ع) سرود كه از طرف آیتاللَّه صدر به صدرالشعراء ملقب شد. پس از آن به بمبئى برگشت. وى در بمبئى درگذشت و در آنجا دفن شد. از آثار وى «دیوان» خرم، موسوم به «شجاعت الحسینى»، «مولودنامه»؛ «مناقب الائمه»؛ «مطلع الانوار»؛ «بهار خرم نثر»، در عروض و قافیه؛ «اشعار خرم»؛ «حدیقه دانش» در علم عروض و قافیه و رساله هجویه به خط خود.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: دانشمندان و سخنسرایان فارس (448 -446 /1)، الذریعه (291/9)، مولفین كتب چاپى (151 -150 /1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:26 PM
خرم شیرازی، علیرضا
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1263 ق)، شاعر. وى همیشه در حال ذكر و به یاد حق مشغول بود. با صاحب «حدیقه الشعراء» الفتى داشت. او در اثر وبا در شیراز درگذشت. خرم در سرودن شعر توانا بود و اشعار او در تذكرهها نقل شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (554 -552 /1)، مرآت الفصاحه (194 -193)، مصطبهى خراب (51).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:27 PM
خرم شیرازی، محمدتقی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1337 ق)، شاعر، متخلص به خرم. ملقب به مجدالایاله. شغل وى كلاهدوزى بود. در جوانى درگذشت و در جوانآباد شیراز دفن شد. این رمز عیانست به ارباب خرد كز بهر چه شد نام محمد احمد فرمود احد ز حكمتش میم اضاف تا حك كند آن میم و شود باز احد[1] (وف ح 1250 ق)، شاعر، متخلص به خرم. جوانى عام و بىسواد بود كه در شیراز به كلاهدوزى اشتغال داشت. خرم گاهى شعر مىسرود.[2]
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] دانشمندان و سخنسرایان فارس (446 -445 /2). [2] حدیقه الشعراء (560/1)، مرآت الفصحاه (197 -196).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:27 PM
خرم شیرازی، محمود
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1306 ق)، شاعر، متخلص به خرم. وى از سادات حمزوى شیراز بود و در انشاء و دبیرى مهارت داشت. چند سالى منشى حاج میرزا حسنعلى خان نصیرالملك بود اما پس از چندى از وى رنجیده خاطر شد و او را ترك گفت و هجوش كرد. خرم خط شكسته را بخوبى مىنوشت. وى در شاهچراغ دفن است. صاحب «حدیقه الشعراء» سال فوت خرم را 1297 ق ذكر كرده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آثار عجم (556 -555)، حدیقه الشعراء (557 -554 /1)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (445 -439 /2)، الذریعه (291/9)، ریحانه (126/2)، فارسنامهى ناصرى (1025/2)، فرهنگ سخنوران (305)، مرآت الفصاحه (192 -190).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:28 PM
خرم شیرازی، نجفقلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر، متخلص به خرم. اصلش از شیراز بود. هدایت مىنویسد. در خدمت صاحبقران میرزا بوده و در غزلسرایى طبعى روان داشته و هر هفته غزلى به حضور شاه مىبرده و جایزه مىگرفته. «دیوان» او قریب سه هزار بیت است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: دانشمندان و سخنسرایان فارس (449 -448 /2)، سفینه المحمود (566 -565 /2)، فرهنگ سخنوران (306 -305)، مجمع الفصحا (246 -245 /2)، مصطبهى خراب (59).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:28 PM
خرم قراچهداغی، خرم
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1241 ق)، طبیب و شاعر، متخلص به خرم. وى در زمان فترت، بین سلسلهى صفویه و نادرشاه افشار، در كردشت ساكن و جزو غلامزادگان كاظمخان قرچهداغى بود. میرزا خرم در فن طبابت مهارت تمام داشت. وقتى یكى از دشمنان مخدوم او مریض شد و میرزا خرم را براى معالجه خواست، كاظمخان خرم را براى كشن مریض روانه كرد ولى او به مقتضاى وظیفه طبابت به معالجهى مریض پرداخت و بعد از بهبودى وى برگشت. در نتیجه وى به قصبهى اهر تبعید و همان جا درگذشت. وى داراى «دیوان» حسینى، محمدحسن، فرزند فیروزبخت. (س دهم ق)، خطاط. از كاتبان زبردست گمنام بود. به خط او نسخهاى از «دیوان» حافظ به قلم كتابت خوش و به شیوهى میرعلى هروى، در كتابخانهى دانشگاه استانبول است، با رقم: «كاتبها الفقیر الحقیر محمدحسن بن فیروزبخت الحسینى غفر ذنوبهما و ستر عیوبهما. تحریرا فى اواسط رمضان المبارك سنهى احدى و سبعین و تسعمائه فى قریهى رزه من قراء باخرز».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (676/3).
فعالیتها: • پزشکی • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:29 PM
خرم مشهدی، عبدالحمید، عبدالمجید
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر. اصلش از خراسان بود. وى از مشهد به یزد رفت و در آنجا به تحصیل علوم پرداخت و در مدت زمان كوتاهى از علوم متداول فارغالتحصیل شد. صاحب «مصطبهى خراب» شغل وى را مذهب ذكر كرده است. وى داراى «دیوان» شعر است. از اوست: نه با جاهش جهان گردد مقابل نه با قدرش فلك گردد برابر بود جاه اینهمه سبحان و الملك بود قدر اینهمه اللَّهاكبر
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (564 -563 /1)، الذریعه (292/9)، سفینه المحمود (615/2)، فرهنگ سخنوران (306)، گنج شایگان (174 -171)، مجمع الفصحا (248 -247 /4)، مصطبهى خراب (51).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:29 PM
خرمشاهی خرقانی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1300 ش)، خطاط و شاعر، متخلص به خرم. در ساوه به دنیا آمد. از همان اوان كودكى به تهران آمد و تحصیلات خود را در این شهر به پایان رسانید. از سال 1316 ش همكارى با مطبوعات را آغاز كرد و با نوشتن مقالات انتقادى و اشعار طنزآمیز به جرگهى نویسندگان پیوست و اشعارش را بیشتر با نامهاى مستعار: گل مولا، درویش، شیخ شنگول و چندین نام دیگر انتشار داد. او از خوشنویسى نیز بهرهى كافى داشت و خط نستعلیق را نیكو مىنوشت. آثار منظوم وى: «شیخ شنگول»؛ «دنیاى شادیها»؛ «نامههاى عشق».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: سخنوران نامى معار (1273 -1267 /2)، فرهنگ سخنوران (307).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:29 PM
خرمی تبریزی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. از سخنوران معروف سلطان یعقوب بود. خرمى در زمان شاه اسماعیل صفوى به زیارت حج نایل شد و در راه اندوختههاى وى را غارت كردند. از تالیفات او: «روضه العشاق» كه به نام ابوالغازى عبدالعزیز بهادرخان، پادشاه بخاراست كه به پیروى از «گلستان» سعدى در یك مقدمه و هشت باب نگاشته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: سخنوران آذربایجان (334 -333)، تذكرهى شعراى آذربایجان (201 -200 /2)، مجالس النفائس (401)، الذریعه (292/9).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:30 PM
خروشی تبریزی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم و یازدهم ق)، شاعر. از مردم تبریز بود كه همراه برادر خویش در ملازمت شاه عباس به مرتبه امارت رسید و از جانب وى به سمت ایلچىگرى نزد جهانگیر، پادشاه هندوستان رفت و پس از چندى به ایران مراجعت كرد. خروش بیشتر به سرودن قصیده مىپرداخت. از اوست: هرگز ز بد زمان خروشى نزنیم داریم به دل دوزخ و جوشى نزنیم گر آتش فاقهمان كند خاكستر ما حلقهى لب بر در گوشى نزنیم.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى آذربایجان (203 -201 /2)، تذكرهى نصرآبادى (75)، دانشمندان آذربایجان (136 -135)، الذریعه (292/9)، سخنوران آذربایجان (335 -334)، صبح گلشن (151)، فرهنگ سخنوران (307)، كاروان هند (372 -371 /1)، مخزن الغرائب (94/2).
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:30 PM
خزانی یزدی، محمدعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر و مدرس. وى پدر میرزا ابوالقاسم بهار و مردى باسواد بود و در یزد امامت و تدریس مىكرد. خزانى گاهى شعر مىسرود و بیشتر مقصودش اظهار تولا بوده است. از اوست: كسى دیده كه مهر و مه برآید توام از یك افق و نور دهد بر عالم جز مهر نبى و ماه رخسار على كز روز ازل جلوهگر آید با هم
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (564/1).
فعالیتها: • تدریس • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:31 PM
خسرو سنندجی، خسرو
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1250/1249 ق)، شاعر، متخلص به خسرو. مردى باسواد و كمال بود. وى داماد فتحعلىشاه بود. در سن بیست و دو سالگى به حكومت كردستان منصوب شد. خسرو پس از نه سال حكومت، درگذشت. از اوست: سرو آزاد كه پیرایهى طرف چمن است نتوان گفت كه زیباتر از آن سیمتن است بیكى عمر توان شد ز شكنجى بیرون چه توان با سر زلف كه شكن در شكن است
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقهى اماناللهى (309 -286)، حدیقه الشعراء (566 -565 /1)، فرهنگ سخنوران (308)، مصطبهى خراب (56).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:31 PM
خسروانی
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
ابوطاهر طیب بن محمد از شاعران عهد سامانى است. وى پیش از اواخر نیمه دوم قرن چهارم مىزیسته است.
برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد پنجم)
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:31 PM
خسروانی اصفهانی، نعمتاللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(تو 1308 ق)، شاعر. وى در محلات متولد شد. در زادگاهش و اصفهان تحصیل كرد. از آن پس وارد كارهاى دولتى شد. خسروى از اعضاى انجمن ادبى شیدا بود كه گاهى بر حسب اقتضاى حال اشعارى مىسرود. برخى اشعارش در مجلهى «ارمغان» به چاپ رسیده است
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (179 -178).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:32 PM
خسروانی خراسانی، ابوطاهر طیب
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(س چهارم ق)، شاعر. یكى از شاعران بنام آلسامان و معاصر رودكى بوده است. فردوسى یا به قولى محمد عبده از او بیتى را در قطعهیى تضمین كرده است. به یاد جوانى كنون مویه دارم بر آن بیت بوطاهر خسروانى جوانى به بیهودگى یاد دارم دریغا جوانى دریغا جوانى ابیات معدودى كه از خسروانى باقى مانده نشانگر قوت طبع و لطف ذوق او در اندیشههاى غنایى است. دكتر صفا معتقد است كه شاعر، پیش از اواخر نیمهى دوم قرن چهارم مىزیسته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (399 -398 /1)، تاریخ ادبى ایران (678/1)، ترجمان البلاغه (104)، الذریعه (293/9)، سخن و سخنوران (27 -26)، شاعران بىدیوان (122 -111)، فرهنگ ادبیات فارسى (194)، فرهنگ سخنوران (309)، لباب الالباب (20/2)، لغت نامه (ذیل/ ابوطاهر)، مجمع الفصحا (603 -601 /2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:32 PM
خسروی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محمدباقر میرزا كرمانى بن محمد رحیم میرزا بن دولتشاه شاعر (و. 1266- ف. 1338 ه.ق.). وى در غالب علوم متداول از صرف و نحو و منطق و حكمت و فقه و اصول و تاریخ و بدیع و عروض و معانى و بیان بهره كافى داشت و در شاعرى تابع قدما بود. آثار او عبارتند از: دیباى خسروى، در تاریخ ادبیات عرب شامل قریب 30000 بیت، شمس و طغرا، و مارى و نیسى، و طغرل و هماى كه به سبك رمانهاى اروپایى نوشته شده، تشریح العلل در عروض، تذكره اقبالنامه، در ترجمه شاعران كرمانشاه، ترجمه الهیئة والاسلام تألیف سید محمدعلى شهرستانى. دیوانش مشتمل بر قصاید و غزلیات به طبع رسیده.
برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد پنجم)
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:34 PM
خسروی بخارایی، جمالالدین، ابوبکر
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(س ششم ق)، شاعر، متخلص به خسروى. وى مقام بلندى در ادب و دانش داشت و در زمان خسرو ملك بن خسروشاه، كه از آخرین سلاطین غزنوى بود، نزد آن شاه بسیار معزز مىزیست. از اوست: تا چند پیش تیر غمت دل سپر كنم در عشق نام خویش به گیتى سمر كنم
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (240)، تذكرهى شعراى پنجاب (142)، الذریعه (294/9)، فرهنگ سخنوران (309)، لباب الالباب (411 -407 /2)، مجمع الفصحا (605 -604 /2)، هفت اقلیم (333 -332 /1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:34 PM
خسروی خراسانی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر و خطاط. از مردم بیرجند و از ملازمان شاهزاده سلیم بود، كه اكثر خطوط را خوش مىنوشت و در تیراندازى و سرودن شعر نیز مهارت داشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (175/1)، هفت اقلیم (331/2).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:35 PM
خسروی سرخسی، ابوبکر محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(س چهارم ق)، شاعر. ملقب به حكیم. وى از شاعرانى بود كه اصطلاحات حكمى را در اشعار خود به كار مىبرد و از سرودههاى وى چنین برمىآید كه از علوم اوایل آگاهى داشته است. خسروى، شمسالمعالى قابوس و صاحب بن عباد، امیر ناصرالدوله و محمد بن ابراهیم سیمجور را مدح مىگفت و از شمسالمعالى و صاحب بن عباد، امیر ناصرالدوله و محمد بن ابراهیم سیمجور را مدح مىگفت و از شمسالمعالى و صاحب بن عباد وظیفه و حقوق مىگرفت. وى به دو زبان فارسى و عربى شعر مىسرود.[1] سرخسى، ابوبكر محمد بن على، شاعر دانشمند قرن چهارم وى را به عنوان حكیم یاد كردهاند و او اصطلاحات حكمى را در اشعار خود به كار برده است. خسروى قابوس وشمگیر و صاحب بن عباد و ناصرالدوله ابوالحسن محمد سیمجور را مدح مىگفته و از قابوس و صاحب بن عباد وظیفه سالیانه مىگرفته است. وى به فارسى و عربى شعر مىسروده.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] تاریخ ادبیات در ایران (435 -433 /1)، تاریخ ادبى ایران (678/1)، الذریعه (295 -294 /9)، سخن و سخنوران (38 -37)، شاعران بىدیوان (182 -171)، لباب الالباب (19 -18 /2)، لغت نامه (ذیل/ خسروى سرخسى).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:35 PM
خسروی قاجار، محمدقلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1289 -1203 ق)، شاعر، متخلص به خسروى. ملقب به ملكآرا. وى پسر سوم فتحعلىشاه بود. كه در نواى دماوند متولد شد. در سن دوازده سالگى به حكومت مازندران منصوب شد. سپس به حكومت استرآباد رسید. بعد از فوت فتحعلىشاه چون محمدشاه به حكومت رسید، محمدقلى میرزا را به علت اینكه به وى احترام نمىگذاشت به همدان تبعید كرد. وى در پایان عمر به تهران آمد و در همان شهر درگذشت. خسروى داراى «دیوان» شعر است. در تذكرهها تاریخ فوت محمدقلى را 1260 ق و 1265 نیز آوردهاند. همچنین محل فوت او را همدان ذكر كردهاند.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ عضدى (221 -160)، حدیقه الشعراء (569 -568 /1)، الذریعه (295/9)، سفینه المحمود (29 -27 /1)، شرح حال رجال (473 -471 /3)، فرهنگ سخنوران (310 -309)، مجمع الفصحا (45 -44 /1)، مصطبهى خراب (51 -50)، مكارم الآثار (145 -143 /1)، نگارستان دارا (26 -25).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:36 PM
خسروی قاینی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. وى به قولى در قریهى شیرخواند، از بلوك شاخن قهستان و به قولى در درجح قهستان متولد شد. بعضى تذكرهنویسان او را از خویشان میرزا قاسم گنابادى و برخى خواهرزادهى وى دانستهاند. در جوانى به شیراز رفت و از آنجا رهسپار هندوستان شد و در دربار اكبرشاه تقرب یافت. خسروى سرانجام در یكى از جنگها شهید شد. آثار وى: مثنوى؛ «ماه و شاه»؛ «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: بهارستان آیتى (228)، تاریخ ادبیات در ایران (457/5)، تاریخ نظم و نثر (425)، الذریعه (295/9)، شام غریبان (93 -92)، فرهنگ سخنوران (310)، كاروان هند (377 -372 /1)، هفت اقلیم (331/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:36 PM
خسروی کرمانشاهی، محمدباقر
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1338 -1266 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به خسروى. در كرمانشاه به دنیا آمد. در اكثر علوم عقول و منقول بهرهى كافى داشت. در شاعرى تابع قدما بود. چون در اوایل عمر متوجه خدمت عرفا شد اكثر اوقاتش را به خلوت مىگذراند. خسروى و نهضت مشروطیت به آزادیخواهان پیوست و چندى نیز در همدان در زندان به سر برد و از آنجا به تهران تبعید شد و سر انجام در تهران درگذشت. اهمیت خسروى در ادبیات معاصر ایران از آن جهت است كه اغلب او را اولین نویسنده رمان تاریخى مىشناسند. از جمله آثارش: «دیوان» اشعار؛ «دیباى خسروى»؛ «شمس و طغرا»؛ «رسالهى تشریح العلل»، در عروض؛ «تذكرهى اقبال نامه»؛ ترجمهى «عذراء قریش»؛ «رمانى در شرح احوال حسینقلى خان جهانسوز»؛ ترجمهى «الهیئه و الاسلام»؛ ترجمه «حال شاعران كرمانشاه».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: ادبیات معاصر (48 -44)، از صبا تا نیما (252 -240 /2)، حدیقه الشعراء (568 -567 /1)، الذریعه (295/9 ،289/8)، سخنوران نامى معاصر (1285 -1282 /2)، سرآمدان فرهنگ (328/1)، شرح حال رجال (208/6)، فرهنگ سخنوران (309)، مولفین كتب چاپى (51 -50 /2).
فعالیتها: • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:37 PM
خسروی کرمانشاهی، محمدصادق
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1284 ق)، شاعر. وى مقدمات صرف و نحو و نقاشى را بخوبى مىدانست. وى در تتبع اشعار شاعران و تشخیص نیك و بد آنها توانا بود و اغلب لغات فارسى باستانى را هم در حافظه داشت. محمدصادق خان در علم شعر و شاعرى شاگرد میرزا حاجى بیدل بود. وى در سن كمتر از سى سال فوت كرد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (572 -569 /1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:37 PM
خشتی، جعفر
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر. وى از طایفه خشتى بود و صاحب طبع روان. جعفرخان اقسام شعر را نیكو مىسرود. موضوع اشعار وى بیشتر مراثى و مدایح است. وى معاصر صاحب «مجمع الفصحا» بود و صاحب «دیوان» اشعار كه اكنون در دست نیست. از اوست: چرخ نهمین گفت به خورشید منیر در رفعت و نور ما دو بودیم شهیر انور ز تو، ارفع ز خودى بینم چیست خور گفت بود قبه و خرگاه سفیر
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقة الشعراء (369 -368 /1)، دانشمندان و سخن سرایان فارس (88/2)، فرهنگ سخنوران (211)، مجمع الفصحا (206/4)، مرآت الفصاحه (130 -129).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:38 PM
خصالی هروی، حیدر
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم و یازدهم ق)، شاعر و خطاط. وى در تون خراسان و به قولى در هرات متولد شد. در سنین كودكى از زادگاهش به سمرقند رفت و در آنجا نزد مظفر حسین میرزاى صفوى نشو و نما یافت. بعد از استیلاى ازبكان بر خراسان، به هند رفت و پس از چندى سیر و سیاحت به خدمت زمانه بیگ مهابت رسید. صاحب «ریحانه الادب» نام وى را براساس «قاموس» تركى «حسن بیگ» آورده است. خصالى نستعلیق و شكسته را خوش مىنوشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (57 -56 /1)، احوال و آثار خوشنویسان (172/1)، تذكرهى شعراى كشمیر (666 -604)، تذكرهى میخانه (847 -845)، الذریعه (296/9)، ریحانه (137/2)، كاروان هند (381 -378/1)، مآثر رحیمى (1291 -1289 /4).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:38 PM
خصالی کاشانی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. از شاعران عهد شاه طهماسب صفوى بود و شاگرد محتشم كاشانى. از وى «دیوان» شعرى به جاى مانده است. از اوست: مكن منع من بیدل، ز بسیار آمدن سویت كه گر صدبار دارم آرزو، یك بار مىآیم
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (650)، الذریعه (296/9)، صبح گلشن (152)، ریحانه (137/2)، فرهنگ سخنوران (310)، لغت نامه (ذیل/ خصالى).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:39 PM
خصمی اصفهانی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر. وى از معاصران صاحب «تذكرهى نصرآبادى» بود كه به هند سفر كرد. پس از چندى به اصفهان بازگشت و در آن شهر درگذشت. از اوست: ترا بیند چو بیند خویشتن را از آن خصمى همیشه خودپسندست
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى نصرآبادى (289 -288)، الذریعه (296/6)، فرهنگ سخنوران (310)، كاروان هند (381/1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:39 PM
خضر شاه استرآبادی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(وف 896 ق)، شاعر و خطاط. انسانى خوش طبع ولى پر مجادله بود. خط نستعلیق را به شیوهى جعفر، نیكو مىنوشت و در طریق جعفر كسى بهتر از او نستعلق ننوشته است. وى همچنین شعر را نیكو مىسرود و به تقلید از «لیلى و مجنون» یك مثنوى به عنوان «زید و زینب» به نظم درآورده است. خضر شاه در استرآباد درگذشت و در همان جا دفن شد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (176 -175 /1)، تاریخ ادبیات در ایران (172/4)، تاریخ نظم و نثر (344)، تذكرهى روز روشن (241)، الذریعه (296/9)، فرهنگ سخنوران (311)، مجالس النفائس (212 -211 ،38).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:39 PM
خضر یزدی، شرفالدین
( ملیت: ایرانی قرن: 8 )
(وف 760 ق)، شاعر. از مشایخ نامى یزد بود و پادشاهان آلمظفر وى را گرامى مىداشتند. وى شاعرى زبردست به شمار مىرفته و به سال 755 ق، خانقاهى در یزد ساخته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (768)، جامع مفیدى (628 -627 /3)، یادگارهاى یزد (673 ،415 ،210 /2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:40 PM
خضری استرآبادی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. وى از اهالى استرآباد بود و اشعارى در هزل و جد و تعریف اطعمه دارد. از وى «دیوان» اشعارى نیز بجاى مانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تحفه سامى (278 -277)، الذریعه (97/9)، صبح گلشن (152)، فرهنگ سخنوران (311).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:40 PM
خضری خوانساری
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم و یازدهم ق)، شاعر. وى معاصر حكیم زلالى بود و با او معاشرت داشت. خضرى مثنوى «شیرین و فرهاد» داشته كه پس از مرگ نابهنگامش در جوانى، خواهر و مادرش آن را از فرط اندوه و تاثر پاره كرده و چون گل نثار جسد بیروحش كردند. از اوست: بر هم نزنم اگر بمیرم چشمى كه در انتظار باز است
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (1051 -1050 /3)، تذكرهى شعراى خوانسار (50 -49)، تذكرهى نصرآبادى (283)، الذریعه (297/9)، فرهنگ سخنوران (311)، مخزن الغرائب (116/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:41 PM
خضری قزوینی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم و یازدهم ق)، شاعر. وى مردى صوفى و زاهد بود و طبع لطیفى داشت. از اوست: همتى كز سر كویت رفتم همه جا دیده حسرت به قفا آفتى همچو تمنا در پى دشمنى همچو محبت همتا
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (1159 -1158 /3)، تذكرهى روز روشن (241)، تذكرهى نصرآبادى (283)، الذریعه (297/9)، فرهنگ سخنوران (311)، مجمع الخواص (310 -309)، مخزن الغرائب (90 -88 /2)، مینو در (443/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:41 PM
خضری لاری
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1040 ق)، شاعر. وى از شاعران امامقلى خان والى فارس بود، و از اهالى لارستان. از اوست: درون خلوت دل از نزول درد تو سورى است سرشك را به عبث پاى در نگار ندارم
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى نصرآبادى (283 -282)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (453 -450 /2)، الذریعه (297/9)، فارسنامهى ناصرى (1515/2)، فرهنگ سخنوران (311)، مخزن الغرائب (91 -90 /2)، مرآت الفصحاه (198).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:42 PM
خضوعی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حسین خضوعى- میرزا حسین مشهور به ساعتساز، استاد آواز و موسیقىشناس دورهى ناصرى، فرزند میرزا محمدحسنخان قارى خوشصداى قرآن، به سال 1253 شمسى در خانوادهاى متقى دیده به جهان گشود. رسالهى خطى كه از استاد به جا مانده، نشان مىدهد كه به موسیقى علمى و عملى زمان خود كاملاً مسلط بوده و با نواختن تار نیز آشنائى داشته است. هنگامى كه از سه تن از اساتید برگزیدهى آواز در دورهى قاجار سخن به میان آید، بىتردید نام میرزا حسینخان ساعتساز، یكى از آن اسامى خواهد بود. میراز حسینخان، موسیقى را نزد میرزا عبدالوهاب، خواننده و موسیقىدان قدیمى اصفهانى آموخت، وى در سنین نوجوانى به تهران آمد و حدود بیست و پنج سال در دربار ناصرالدین شاه رفت و آمد داشت و با هنرمندان نامدار انجمن اخوت دمساز بوده، و طبق نوشتهى شادروان خالقى در سرگذشت موسیقى، در كنسرتهاى آن انجمن به عنوان خواننده با هنرمندان چون سید حسین طاهرزاده و ناصر سیف، شركت فعال داشته است. سپس به اصفهان بازگشته و ضمن تشكیل خانواده، كه حاصل آن یك پسر و یك دختر بود، به علت دارا بودن سواد و خط خوش، در ادارهى دخانیات به امور دفترى مشغول مىگردد، و كار ساعتسازى و در واقع تعمیر آن را به صورت تفریحى در منزل انجام مىداده است. از هنرمندان همدورهى استاد كه مجالست دائم بین آنها برقرار بوده مىتوان از آقا سید رحیم، میرزا حبیب اصفهانى، سلیمان امیرقاسمى، و طاهرزاده اساتید نامدار آواز در اصفهان، و بنانالدوله، سید صادق شهاب اصفهانى- كه گوشهى شهابى در آواز بیات ترك منسوب به وى مىباشد، و فیضاللَّهخان اخگر را نام برد، همچنین نایباسداللَّه مواقعى كه در اصفهان به سر مىبرد به این جمع مىپیوست. از شاگردان نامدارى كه از محضر استاد میرزا حسینخان بهره بردند مىتوان از تاج اصفهانى، ادیب خوانسارى، و دردشتى را نام برد و شاگردان فراوان دیگرى كه ردیف موسیقى ایران را چه با آواز و چه بر روى ساز تعلیم مىگرفتند. بیشتر جلسات درس و اجتماع هنرمندان موسیقى، در منزل حاج آقا ملك اصفهانى برپا مىگردید و حمایت زندهیاد، حاج آقا در بهرهدهى و برپائى و دلگرمى هنرمندان بسیار مؤثر بوده است. میرزا حسینخان، به علم عروض كاملاً مسلط بوده و شناخت فنون ادبى و آشنائى با عروض را بر اهل موسیقى واجب مىدانسته، وى داراى طبعى روان و لطیف در شعر بوده و به سرورالشعرا تخلص مىنموده است. در رسالهاى كه به خط خود استاد، در دو دفتر (بیاض) از ایشان به جاى مانده، به سبك كتاب بحورالالحان، اشعارى گنجانیده شد. و تناسب معنى و بحر آنها در مقامات موسیقى معین گردیده، همچنین تقسیمات قدیم موسیقى بر پایهى آوازها و شعبات و نغمات و فواصل موسیقى به عدد و حروف ابجدى در حد اولى منظم ذكر گردیده و نیز تقسیمات جدى بر پایهى دستگاهها و آوازها و گوشههاى معمول امروز و جاى نتها بر روى پردههاى تار تعیین گردیده است، و اظهار تأسف نمودهاند كه بسیارى از نغمات فراموش شده و هنرمندان امروز آنها را اجرا نمىكنند و اظهار امیدوارى كردهاند كه روزى این علم از سطح مدارس به بالا آموزش داده شود. از امتیازات مثبت استاد آنكه در آموزش به دیگران همانند میرزا عبداللَّه و نایباسداللَّه بسیار سخى و داراى طبعى بلند و خلقى خوش بوده، و محفوظات خود را بىدریغ و سخاوتمندانه در اختیار طالبین قرار مىداده است. استاد میرزا حسین خضوعى، در سن هفتاد سالگى، در آبان ماه 1323 ش. از عوارض بیمارى دیابت جهان را وداع گفت. آرامگاه وى، در تخت فولاد اصفهان، تكیه شهدا مىباشد. روانش شاد. (1323 -1253 ش)، موسیقیدان، خواننده و شاعر، متخلص به سرورالشعراء. چون شغل اصلى او ساعتسازى بود، به ساعتساز مشهور و به علت تبحرش در موسیقى سمت معین البكایى (تعزیه گردانى) داشت. وى موسیقى را نزد میرزا عبدالوهاب اصفهانى آموخت و در نوجوانى به تهران آمد و در دربار ناصرالدینشاه رفت و آمد مىكرد. بعد از مراجعت به اصفهان، در ادارهى دخانیات مشغول به كار شد و كار تعمیر و ساعتسازى را در منزل خود انجام مىداد. میرزا حسین به علم عروض كاملا مسلط بود و در شعر طبعى روان داشت. در رسالهاى كه به خط خود وى در دفترى بر جاى مانده، به سبك كتاب «بحور الالحان» اشعارى گنجانده و تناسب معنى و بحر آنها را در مقامات موسیقى معین كرده است. او همچنین تقسیمات قدیم موسیقى را بر پایه آوازها و شعبات و نغمات و فواصل موسیقى به عدد و حروف ابجدى در جداولى ذكر كرده است. آرامگاه وى، در تخت فولاد اصفهان، تكیه شهدا است.[1]
برگرفته از کتاب: مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد دوم)
منابع زندگینامه: [1] تاریخ تحول ضبط موسیقى (243)، تاریخ موسیقى (676/ 2)، سرگذشت موسیقى (369 ،87/ 1)، مردان موسیقى (156 -153/ 2).
فعالیتها: • شعر • موسيقي
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:42 PM
خطای شوشتری، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(ز 1216 ق)، شاعر. وى در زمان وزیرالممالك، نواب آصفالدوله بهادر به لكهنو هندوستان رفت و در آنجا در سلك كتابخوانان درآمد و تا زمان على خان بهادر زندگى كرد. از آثار او. «بحر البكا»؛ «واقعات كربلا»، شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (242 -241)، الذریعه (297/9)، مولفین كتب چاپى (21 -20 /3).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:42 PM
خطایی گجراتی
( ملیت: ایرانی قرن: 16 )
(؟)، شاعر. وى از شاعران ایرانى است كه به هند رفته و سالیان درازى در گجرات زیسته است. از وى «دیوان» شعرى باقى است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى پنجاب (143 -142) الذریعه (298/9)، ریحانه (139/2)، صبح گلشن (152)، فرهنگ سخنوران (312).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:43 PM
خطایی یزدی، محمدعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر. اصل وى از عقداى یزد بود، در جوانى به اصفهان رفت و به خدمت امینالدوله عبداللَّه خان، وزیر فتحعلىشاه، درآمد. چندى در گیلان به سر برد و بعد به یزد بازگشت. از آثار وى: «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى سخنوران یزد (126 -125)، حدیقه الشعراء (573/1)، الذریعه (299 -289 /9)، مجمع الفصحا (241/4).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:43 PM
خطی بحرانی، ابوالبحر جعفر
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 1028 ق)، ادیب و شاعر. در قطیف متولد شد، به بحرین رفت و از آنجا به اصفهان سفر كرد و نزد شیخبهایى تحصیل كرد. ابوالبحر در شیراز درگذشت. از آثار وى: «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (124/2)، اعیان الشیعه (158/4)، الذریعه (299/9)، ریحانه (143 -142 /2)، لغت نامه (ذیل/ جعفر)، معجم المولفین (146/3).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:43 PM
خطیب تبریزی، ابوزکریا یحیی
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(502 -421 ق)، ادیب لغوى و شاعر. معروف به خطیب. در تبریز متولد شد و در بغداد ساكن. ابوالعلاء معرى، ابوالقاسم الرقى، ابومنصور جوالیقى و ابوبكر احمد بن على، صاحب تاریخ بغداد، از استادان او بودند. در جوانى سفرى به مصر كرد و پس از چندى به بغداد بازگشت و به تدریس و تولیت كتابخانه و ریاست علوم ادبى نظامیه آن شهر مشغول شد. در بغداد درگذشت. از آثار وى: شرح «حماسهى» ابىتمام؛ شرح «دیوان» متنبى؛ «شرح سقط الزند»؛ «تهذیب غریب الحدیث»؛ «الكافى فى علم العروض و القوافى»؛ «الملخص»؛ «تفسیر القرآن و الاعراب».[1] تبریزى، ابوزكریا یحیى بن على بن محمد شیبانى از بزرگان لغت و ادب عرب (و 421- ف. 502 ه.ق.). اصل وى از تبریز است ولى در بغداد نشو و نما یافت و به مصر رفت و سپس به بغداد بازگشت و بدانجا درگذشت. از كتب او شرح دیوان الحماسة لابى تمام در 4 جزو بزرگ، تهذیب اصلاح المنطق لابن السكیت، شرح سقط الزند للمعزى، اعراب القرآن و غیره است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الاعلام (197/9)، تاریخ ادبیات در ایران (1038/2)، دانشمندان آذربایجان (39 -37)، دایرةالمعارف فارسى (906/1)، ریحانه (146/2)، سیرالنبلاء (271 -296 /19)، الكامل (258/8)، كشف الظنون (1991 ،1808 ،1741 -1740 ،1563 ،1377 ،1330 ،992 ،812 ،770 ،692 ،446 ،108)، الكنى و الالقاب (215 -214 /2)، وفیات الاعیان (196 -191 /6)، هدیه العارفین (519/2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:48 PM
خطیب گنجهای
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
قرن ششم هجرى، از زنان شاعر. وى دختر خطیب گنجه و خواهر امیر احمد- همسر و یا عاشق مهستى گنجوى بود. رباعى زیر از اوست: در عالم جان خطبه به نام خط اوست صبح دل عشاق ز شام خط اوست تشبیه خطش به مشك مىكردم، عقل گفتا: غلطى مشك غلام خط اوست
برگرفته از کتاب: مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی
منابع زندگینامه: منابع: سرایندگان شعر فارسى در قفقاز، 231؛ «زنان سخنور آربایجان در سده هفتم»، مجله دانشكده ادبیات تبریز، سال چهاردهم، شماره چهاردهم، 450 -449؛ نزهةالمجالس، 317.
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:48 PM
خطیر جرجانی، خطیرالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 7 )
(وف قبل از 618/617 ق)، شاعر و دانشمند. وى از مشایخ لاهور بود. صاحب «لباب الالباب» دربارهى وى مىگوید: امروز خطهى لاهور به مكان فضل و بزرگى وى كه ثمر آن شجر و قرةالعین آن بصرست معمورست و تصانیف او در انواع علوم از معقول و منقول مشهور است». در همین تذكره نه بیت از اشعار وى نقل شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى پنجاب (143)، الذریعه (299/9)، لباب الالباب (232/1)، مجمع الفصحا (607 -606 /2).
فعالیتها: • شعر • عالمان و دانشمندان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:48 PM
خفری جهرمی شیرازی، شمسالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 942 ق)، كه فیلسوف، متكلم و شاعر معتزلى. از مردم خفر فارس و ساكن كاشان بود، مدتى نیز در هرات نزد سلطان بایقرا به سر برد و از آنجا به عربستان رفت. پس از چندى به كاشان بازگشت و همان جا درگذشت. وى شاگرد صدرالدین دشتكى شیرازى و استاد سید شاه طاهر بن رضىالدین اسماعیل حسینى و معاصر على بن عبدالعالى بود. خفرى در كسب دانش داراى همت عالى بود و شعر نیز مىسرود. آثار وى: «رساله در اثبات واجب»؛ «منتهى الادراك» در هیات؛ «رسالهاى در علم رمل»؛ «رسالهى الهیات».[1] شمسالدین محمد بن احمد شیرازى، دانشمند و فیلسوف (ف. حدود 960 ه.ق.) از شاگردان صدرالدین محمد دشتكى و ساكن كاشان بود. از آثار وى تذكره خواجه به نام تكملهى رسالهى اثبات الواجب و حواشى بر شرح هدایة الحكمة است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] اعیان الشیعه (119/9)، تاریخ ادبیات در ایران (347 ،304 /5)، تاریخ نظم و نثر (841)، حیب السیر (611/4)، الذریعه (240/12 ،331/4 ،106/1)، ریحانه (154/2)، سرآمدان فرهنگ (333 -329 /1)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 218/10)، طرائق الحقائق (133/3)، فرهنگ ادبیات فارسى (197)، الكنى و الالقاب (218/2)، لغت نامه (ذیل/ خفرى)، مجالس المومنین (234 -233 /2)، معجم المولفین (254/8).
فعالیتها: • شعر • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:49 PM
خلاصی کاشانی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. از شاعران غزلسرایى است كه معاصر و مصاحب محتشم كاشانى بود. او «دیوان» شعرى نزدیك به هزار بیت داشته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (644)، الذریعه (299/9)، صبح گلشن (153)، فرهنگ سخنوران (313).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:49 PM
خلخالی، باقر، محمدباقر
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1316 ق)، عالم، قاضى و شاعر. در خلخال متولد شد و در همان جا نشو و نما یافت. از شاگردان ملاعلى زنجانى صاحب «معدنالاسرار» فارسى بود و مدتى در خلخال قضاوت نمود. طبع شعرى روانى داشت و به دو زبان فارسى و تركى شعر نغز مىسرود. از آثارش: «كتاب الثعلبیه» به زبان تركى كه بارها در تبریز و استانبول چاپ شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (7/5)، ریحانه (156 ،155 /2).
فعالیتها: • شعر • عالمان و دانشمندان • قضاوت، حقوق، علوم ----------
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:49 PM
خلخالی، بسیج
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
درگذشت: دى 1373. بسیج خلخالى اهل شعر و شاعرى بود و داستان هم مىنوشت. از جمله كتابهایش حماسهى هیزم شكن است. از آثار دیگر وى: آئین پرستار (1330)؛ در چنگ اژدها (تهران، 1322)؛ منتخب اشعار بسیج (تهران، 1322).
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:49 PM
خلخالی، خلیل
( ملیت: ایرانی قرن: 16 )
(؟)، شاعر. مشهور به خلیل تیرگیر. وى در پرداختن مضامین باریك توانا بود. از او ابیاتى در تذكرهها نقل شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (244)، دانشمندان آذربایجان (142)، الذریعه (302/9)، مخزن الغرائب (125/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:52 PM
خلخالی، فضل
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 954 ق)، شاعر. برادر مولانا شیخ احمد بود. وى معاصر میرزا شرفجهان بود و سالها در مصاحبت او به سر مىبرد. در علوم معقول نیز دست داشت. پیكرش را بعد از درگذشت به قزوین انتقال دادند و در كنار مرقد جدش بایزید خلخالى به خاك سپردند. از اوست: به رغم من نماید مهر با اغیار یار من خوشم بارى كه یادش مىدهد از اعتبار من
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (702)، دانشمندان آذربایجان (298)، الذریعه (836 / 9)، فرهنگ سخنوران (711)، هفت اقلیم(260 -259 / 3).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:52 PM
خلف آشتیانی، عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف ح 1254 ق)، خطاط و شاعر، متخلص به خلف. مشهور به مستوفى الممالك. وى در شعر و هنر خوشنویسى توانا بود و جد اعلاى خانواده میكده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: شرح حال رجال (292/2).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:52 PM
خلف شیرازی، سلیمان خان
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1331 -1254 ق)، خطاط، نویسنده و شاعر، متخلص به خلف. ملقب به ركنالملك. از بزرگان سلسلهى خلف بیگى شیرازى بود كه در شیراز به دنیا آمد. وى در ابتداى عمر به كسب علوم ادبى پرداخت و در خط نستعلیق و شكسته و سایر خطوط سرآمد شد. در سال 1277 ق كارگزار دولت بحرین شد و به سال 1281 ق منشى مخصوص مسعود میرزاى ظلالسلطان، فرمانفرماى فارس. پس از آنكه ظلالسلطان به حكومت اصفهان منصوب شد، ركنالملك نیز همراه او بود و در سال 1296 ق از طرف وى به نیابت حكومت اصفهان معین شد. میرزا سلیمان علاوه بر شاعرى در فن انشاء نیز مهارتى بسزا داشته است. او در اصفهان درگذشت و در نزدیكى مسجدى كه خود در تخت فولاد بنا كرده بود به خاك سپرده شد. كارهاى نیك و آثار خیرى كه ركنالملك در دوران حیات ساخته بدین قرار است: تا ساختن مسجد و مدرسه در ابتداى تخت فولاد اصفهان؛ تاسیس شركت اسلامیه؛ تاسیس ادارهى دعوت اسلامى؛ بناى بقعهى آقا محمد بیدآبادى، حكیم و فیلسوف معروف، و بقعهى حاج محمد جعفر آبادهاى، از فقهاى مشهور؛ تعمیر و مرمت تكیهى میر فندرسكى و مسجد خلف بیگ، معروف به مسجد سرخى؛ آینهكارى ایوان سامراء؛ چاپ كتابهاى اسلامى مانند: قرآن كریم؛ «صحیفهى سجادیه»؛ «زادالمعاد» مجلسى؛ «جامع عباسى» شیخبهایى؛ و كتابهاى دیگر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آثار عجم (503)، آثار ملى اصفهان (639 -635 ،630 -629 ،620)، احوال و آثار خوشنویسان (285/1)، حدیقه الشعراء (579 -573 /1)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (459 -454 /2)،شرح حال رجال (116 -115 /2)، فارسنامهى ناصرى (917 -916 /2)، فرهنگ سخنوران (313)، گنجینهى آثار تاریخى اصفهان (821 -805 ،788)، مرآت الفصاحه (201 -199)، مكارم الآثار (1477 -1475 /5)، یادگار (س 3، ش 9، ص 46 -33).
فعالیتها: • خط • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:53 PM
خلقی تبریزی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. در تبریز متولد شد و به هرات سفر كرد و در آنجا به كسب دانش پرداخت. وى از شیخ زادگان آل النجق بود كه شعر مىسرود و گویا «دیوانى» هم داشته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (697)، تذكرهى روز روشن (242)، دانشمندان آذربایجان (141)، الذریعه (300 -299 /9)، مجالس النفائس (238 ،62).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:53 PM
خلقی رازی، غیاثالدین محمدیوسف
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 927 ق)، شاعر. اصلا از سادات شكراب رى بود. پدرش در روزگار سلطان میرزا حسین به هرات رفت و غیاثالدین در آنجا متولد شد و نشو و نما یافت و در مشهد به كسب دانش پرداخت و به مدارج علمى والایى رسید خلقى به روزگار شاهاسماعیل مقام صدارت خراسان یافت اما دولت او دیر نپایید و به سعایت مفسدان كشته شد. وى علاوه بر نسبت رازى به تهرانى، هروى، خراسانى و مشهدى نیز معروف است. خلقى شاعرى توانا بود و غزل را خوب مىسرود.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (1079 -1078 /3)، تاریخ نظم و نثر (534)، تحفه سامى (35 -34)، الذریعه (301 -300 /9)، مجالس النفائس (257 ،82)، مجمع الخواص (299).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:54 PM
خلقی شوشتری
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1047 ق)، شاعر. از شاعران دورهى اكبرشاه و مردى منقح، خوش طبیعت، پر تتبع، طالب علم، خوش فهم و متین بود. شعر بعضى از استادان بخصوص استاد ابوالفرج را درست تتبع مىكرد. وى مدتى در شیراز بود و زمانى را نیز در هند به سر برد، مجددا به شیراز مراجعت كرد. از اوست: چند نالم از جگر وز دیده بارم خون دل نیست دل دریاى خون، من ابر نیسان نیستم.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (300/9)، شام غریبان (93)، فرهنگ سخنوران (314)، كاروان هند (383 -381 /1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:54 PM
خلوتی تبریزی، خواجه عبدالرحیم
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(وف 859 ق)، خطاط، عارف، نویسنده و شاعر، متخلص به خلوتى. وى مرید مولانا محمد مغربى بود و تربیت از او یافت. پس از چندى به خدمت جمعى دیگر از بزرگان مثل سلطان خواجه على صفوى و شیخ زینالدین خوافى و شیخ كال خجندى نیز رسید. خلوتى در خوشنویسى از سرآمدان روزگار خود به شمار مىرفت و سند خط استادان آذربایجان و خراسان بدو مىپیوندد. خواجه عبدالرحیم و برادر مهترش، خواجه عبدالحى، هر دو در خوشنویسى شاگرد پدر خود بودند. وى در حظیره بابا مزید مدفون است. از تالیفات او: «مفاتیح الغیب»، در تصوف؛ «حاشیه بر شرح اصطلاحات شیخ عبدالرزاق كاشى»؛ «شرح بر رباعى حوراییهى» ابوسعید ابوالخیر؛ «تعلیقات بر بعضى ابیات مشكله گلشن راز» و چند اثر دیگر: از خطوط وى: یك قطعه از مرقع مالك، به خط ثلث دو دانگ جلى و رقاع و نسخ و توقیع كتابت جلى ممتاز، با رقم: «كتبه اضعف عباداللَّه تعالى... عبدالرحیم الخلوتى ابن شمس التبریزى المشرقى».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (1100/4)، تاریخ نظم و نثر (795 ،742)، تذكرهى شعراى آذربایجان (205 -204 /2)، دانشمندان آذربایجان (142 -141)، الذریعه (305/21 -301 /9)، روضات الجنات (88 ،83 ،75 /1)، سخنوران آذربایجان (338 -336)، گلستان هنر (28 ،25).
فعالیتها: • خط • شعر • عرفان • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:54 PM
خلوتی محلاتی، محمدابراهیم
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(تو 1252 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به خلوتى. ملقب به صدیق خلوت و معروف به چرتى. در روزگار ناصرالدینشاه در معیت پدر به هندوستان رفت پس از چندى با هدیههاى بسیار به نزد شاه بازگشت و پیوسته در دربار مىزیست. آثار وى: «آداب ناصرى»، در اخلاق؛ «مجموعه البلاغه»؛ «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: شرح حال رجال (297 -296 /3)، مولفین كتب چاپى (89/1).
فعالیتها: • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:55 PM
خلیع، ابوعلی حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 3 )
(250 -162 ق)، شاعر. وى اصلا خراسانى است. در بصره متولد شد و همان جا نشو و نما یافت و مدتى در بغداد سكنى گزید. او از ندیمان و مداحان حاكمان عباسى بود. ابوعلى با ابونواس معاصر بود و با وى مباحثانى نیز داشت. از آثارش: «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (259 -258 /2)، اعیان الشیعه (50 -41 /6)، تاریخ بغداد (55 -54 /8)، الذریعه (301/9)، الكنى الالقاب (220/2)، لغت نامه (ذیل/ حسین)، معجم الادباء (23 -5 /10)، وفیات الاعیان (168 -162 /2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:56 PM
خلیفه الخلفایی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر و خطاط. معروف به خلیفه سلطان. جد وى از وزراى شاه عباس بود. محمدبیگ انسانى متواضع و فروتن، و در نقاشى، مصورى، خط نستعلیق و در نواختن طنبور و پنج تار استاد بود. وى شعر را نیكو مىسرود و چندین رباعى از او بر جاى مانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (712/3)، تاریخ موسیقى (558/2 ،331/1)، تاریخ نظم و نثر (502)، الذریعه (302 ،301 /9)، فرهنگ سخنوران (315)، مجمع الخواص (73).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:56 PM
خلیفه سلطانی، مصطفی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
شاعر. تولد: 1308، اصفهان. درگذشت: 19 مرداد 1360، تهران. مصطفى خلیفه سلطانى مشهور به «خلیل سامانى» متخلص به «موج»، فرزند شكرالله، پس از پایان تحصیلات ابتدایى و متوسطه (با گرفتن دیپلم ادبى) در اصفهان به كارهایى چاپى و مطبوعات پرداخت. آثار وى از سال 1324 در جراید اصفهان از قبیل «نقش جهان»، «پرخاش»، «آژنگ »، «حیات اصفهان» و همچنین در مجله «چهرهنما» چاپ مصور انتشار یافت. از سال 1325 در انجمن ادبى اصفهان كه به ریاست میرزا عباس شیدا تشكیل مىشد شركت مىكرد و در سالهاى بعد عضو انجمن ادبى كمالالدین اصفهانى بود، از آن پس به تهران عزیمت كرد و رحل اقامت افكند. «موج» از سال 1327 به سرودن اشعار اجتماعى پرداخت و آثارش در نشریههاى «به سوى آینده» ،«مصلحت»، «انتقاد»، «چلنگر»، «شب چراغ»، «جوانان دموكرات»، «فرداى پیروز» و نظایر آن منتشر گردید و در سالهاى بعد با مجلهى «امید ایران» همكارى مىكرد و آثار خود را با امضاهاى مستعار (م- خ)، (ح و میم)، (میم ح)، (خ سین)، (خ- سام)، (مغ)، (مصطفى)، (میمخا)، (م- ن)، (مخ)، (جان هرو) و خلیل سامانى در مطبوعات انتشار داد. وى در بهمن 1327 به زندان افتاد و تا پایان سال 1330 در زندان بود. مصطفى خلیفه سلطانى پس از رهایى از زندان اصفهان به تهران آمد. در سال 1330 همراه با قیام سى تیر كه مجسمهى شاه را در پارك شهر سرنگون كردند، سامانى شعرى با ردیف «اى مجسه» سرود و در روزنامهى «افراشته» چاپ كرد. از این زمان تا مرداد 1332 همچنان فعالیت مطبوعاتى خود را ادامه داد. وى ستونهاى اختصاصى داشت: «ناخنك از آثار دیگران»، ستونى بود كه هر هفته «موج» در آن اثر معروفى از شاعرى معروف را تضمین مىكرد و مسایل سیاسى روز را با زبان طنز مطرح مىساخت. «كوچه باغ سیاسى» نیز ستون دیگرى بود كه هر هفته مسایل روز را در آن طرح مىكرد. پس از كودتاى 28 مرداد 1332، به تدریج فعالیت مطبوعاتى خود را دوباره شروع كرد. در این دوران گاهى با نام «برج» مطالب خود را امضا مىنمود. طى این مدت با نشریههایى از جمله «امید ایران»، «خواندنیها»، «یغما»، «ارمغان» همكارى داشت. در مجلهى «امید ایران» در سالهاى 1335 یا 1336 كار تنظیم ضمیمه از شعرهاى شاعران جوان را بر عهده داشت. در همین خلال در ادارهى برق تهران استخدام شد و در سالهاى آخر خدمت رییس كتابخانهى شركت برق منطقهاى تهران بود. كار انتشار نشریهى «باغ صائب» مدت 22 سال یعنى تا سال مرك وى در 269 شماره با در برداشتن آثار بیش از پانصد شاعر ادامه یافت. مدتها نیز مسئولیت قسمت ادبى هفتهنامهى «نقش جهان» را كه به مدیریت محمد میرصادقى در تهران انتشار مىیافت به عهده داشت. پس از پیروزى انقلاب اسلامى، با همكارى چند تن از دوستان شاعرش به انتشار روزنامهى فكاهى «دوره گرد» پرداخت. این روزنامه بیش از شش شماره منتشر نشد. «موج» در قالبهاى متنوع كار كرده است. اما در طنز نیز سالها كار كرده است. «موج» در غزل پیرو شیوه صائب تبریزى است. كتابهاى زیر را تألیف و چاپ كرد: گویندگان، آثار 28 شاعر، اقتراح مطروحهى انجمن ادبى صائب، دویست شاعر (در سه جلد و آثار ششصد شاعر)؛ داستان منظوم رنگها (تقدیم به چهارمین فستیوال جهانى جوانان، تیر 1332)؛ داستان منظوم بیژن و منیژه (مهر 1333)؛ داستان ملا نصرالدین در انگلستان (منظوم، تیر 1334)؛ یتیم (مجموعهى قطعات)؛ عید (منتخب اشعار عاشقانه، اسفند 1335)، شب شاعر (مجموعهى شعر، مهر 1336)؛ فریاد زندگى (مجموعهى شعر، مهر 1336)؛ پنجاه و سه مثنوى (خرداد 1355)؛ در زیر تیغ دژخیم (مجموعهى شعر، بهمن 1358)؛ شعرنامهى دوره گرد (با همكارى گروهى از شعرا: 1358 -1357). ضمنا مجموعه اشعار «موج» به خط تاجیكى از سوى انتشارات «عرفان» در تاجیكستان با ویرایش شاعر تاجیك، میر سعید شكر، به چاپ رسیده است. مصطفى خلیفه سلطانى سرانجام در نوزدهم مرداد سال 1360 به سبب حملهى قلبى در تهران زندگى را بدرود گفت. آرامگاه وى در امامزاده عبدالله واقع است.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:56 PM
خلیل بیات
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر. وى از موزون طبعان و خوش كلامان ایل بیات بود كه به هند سفر كرد. از اوست: یك دل برون نیامد، از فكر دین و دنیا این رشته بگسلد زود، از هر دو سر كشیدن
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى نصرآبادى (400)، الذریعه (302/9)، شام غریبان (95 -94)، صبح گلشن (153)، فرهنگ سخنوران (315)، كاروان هند (385 -384/ 1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:57 PM
خلیل گورکان، خلیل
( ملیت: ایرانی قرن: 8 )
(وف 814 ق)، شاعر. وى از شاهزادگان تیمورى بود كه پس از شكست دادن میرزا جهانگیر، به سمرقند تسلط یافت. خلیل سلطان تا چهار سال بر مسند سلطنت سمرقند بود و همیشه در مجلس او خوش طبعان حاضر بودند و خود نیز پخته شعر مىگفت. ولى به علت اخلاق ناپسندیده و كارهاى ناشایست از پادشاهى عزل شد. وى در رى به خاك سپرده شد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: از سعدى تا جامى (352 -531)، تذكره الشعراء (395 -393)، حبیب السیر (540 -537 /3)، دائرةالمعارف الاسلامیه (444 -443 /8)، الذریعه (303 -302 /9)، روضه السلاطین (30 -29)، صبح گلشن (154 -153)، فرهنگ سخنوران (317 -316)، مجالس النفائس (125)، لغت نامه (ذیل/ خلیل سلطان).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:57 PM
خلیل کاشانی، باقر
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر، متخلص به خلیل. وى در كاشان متولد شد و در مشهد مقدس مسكن گزید و همان جا درگذشت. از آثار وى «دیوان» شعرى است كه قریب چهار هزار بیت بوده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى نصرآبادى (332)، الذریعه (303/9)، فرهنگ سخنوران (316)، مخزن الغرائب (121 -120 /2)، مطلع الشمس (426/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:57 PM
خلیلی، محبوب
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
تولد: 1308. درگذشت: 1365. محبوب خلیلى به تركى شعر مىگفت. از آثار اوست: حدیقةالبكاء (در احوالات چهارده معصوم علیهمالسلام از مدایح و مصائب اسلام شهر، 1363).
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:58 PM
خلیلیان، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
شاعر. تولد: 1278(1317 ق.)، اصفهان. درگذشت: 1371، اصفهان. على خلیلیان متخلص به «رجاء» یا «رجاء اصفهانى»، فرزند عبدالمحمود، در كودكى به مكتب رفت و خواندن و نوشتن و تعلیم قرآن را فراگرفت. آنگاه به كار بافندگى پارچه و خرید و فروش ریسمان اشتغال ورزید و از این رهگذر معیشت كرد. خلیلیان از سى سالگى به شعر و شاعرى پرداخت و در انجمنهاى ادبى شهر مانند: انجمن ادبى شیدا، انجمن ادبى كمال، انجمن ادبى سعدى و انجمن ادبى شركت جست و از محضر اساتید شعر و ادب چون «شیدا»، «صغیر اصفهانى»، «گلزار»، «غمگین»، «شكیب» و «فایض» كسب فیض كرد. «رجاء» شاعرى مذهبى بود و اشعارش بیشتر اندرزگونه و در مدح ائمهى اطهار علیهمالسلام است. از آثار اوست: مناقب الائمه، مثنوىنامه، دیوان اشعار، گلچین رجاء زفره. «رجاء» در سال 1371 چشم از جهان فروبست و در باغ رضوان در قطعه مقبرةالشعراى اصفهان به خاك سپرده شد.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:59 PM
خموش تهرانی، محمد شریف
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(ز 1274 ق)، شاعر. اصل وى از شیراز بود، در تهران متولد شد. از شاعرانى بود كه درس نخوانده بود و پیشهى خیاطى داشت. اشعار خود را بر كاتبى مىخواند و او مىنوشت. مضمون اغلب اشعار وى امور دینى و مدح ائمه (ع) است. از آثار وى: «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (583 -582 /1)، الذریعه (304/9)، فرهنگ سخنوران (317)، لغت نامه (ذیل/ خموش تهرانى)، مجمع الفصحا (239 -234 /4).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 03:59 PM
خندان، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، خطاط و شاعر. وى از نستعلیق نویسان مقرر خراسان و از جمله شاگردان طراز اول سلطانعلى مشهدى است. گویند تمام مدت عمر را در هرات و از اوان جوانى در خدمت امیرعلیشیر نوایى گذرانیده است. از فرط انبساط وى را خندان لقب داده بودند. خندان كتابت را خوش مىنوشت ولى در قطعهنویسى مسلطتر بود و از آثار رنگهى او معدودى موجود است. او همچنین از شعر و معما و موسیقى بهره داشت و نى را خوش مىنواخت. بعضى گویند كه سلطان محمد خود را به دیوانگى منسوب مىداشته است. در تاریخ وفات وى اختلاف است و سال مرگ او را 95 ،932 ،915 ق تعیین كردهاند كه هیچ یك درست نیست، زیرا آثارى وى تا سال 957 ق موجود است. خندان پس از مرگ در هرات، در محل حسین باخرزى و محمد قاسم شادیشاه را ذكر كردهاند كه هر یك استادى بودهاند. از آثار او: یك نسخه «یوسف و زلیخا»ى جامى، به قلم كتابت خوش، با رقم: «تمت الكتاب.. سنهى 915، كتبه سلطان محمد خندان...»؛ یك نسخه «بوستان» سعدى، به قلم كتابت خوش، با رقم: «كتبه سلطان محمد خندان... فى سنه 920»؛ یك نسخه «دیوان» حافظ، به قلم كتابت خوش، با رقم: «كتبه العبد... سلطان محمد خندان... سنهى ست و عشرین و تسعمائه»؛ یك قطعه از مرقع، به قلم نیم دو دانگ عالى، با رقم: «تمت... سنه 957 سبع و خمسین و تسعمائه، كتبه سلطان محمد خندان». چهارده اثر دیگر او در «احوال و آثار خوشنویسان» ذكر شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (271 -268 /1)، اطلس خط (473)، تاریخ ادبیات در ایران (172/4)، تاریخ نظم و نثر (345)، تاریخ هنرهاى ملى (822 -821 /2)، تذكرهى روز روشن (363)، حبیب السیر (363/4)، خوشنویسان و هنرمندان (135 ،35 -34 ،9)، الذریعه (996 ،460 /9)، ریحانه (62/3)، طرائق الحقائق (210/3)، فرهنگ سخنوران (317)، گلستان هنر (89 ،87 -86 ،62)، مجالس النفائس (148)، مناقب هنروران (114 ،71 ،70 ،92)، هنر عهد تیموریان (691 ،647 ،576 ،436 ،342).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:00 PM
خواجگی رازی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. وى برادر خواجه محمد شریف بوده و در شیرین بیانى و مطایبه و معاوله سرآمد زمانه بوده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (247)، فرهنگ سخنوران (318)، مخزن الغرائب (88/2)، هفت اقلیم (73 -72 /3).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:00 PM
خواجگی شیرازی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر، متخلص به خواجگى. وى به مكارم اخلاقى و محاسن آداب موصوف بود. از محرمان و ندیمان اكبرشاه به شمار مىرفت. «دیوان» شعر حدود دو هزار بیت است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: دانشمندان و سخنسرایان فارس (251 -250 /3)، الذریعه (305/9)، فرهنگ سخنوران (318)، كاروان هند (387 -386 /1)، هفت اقلیم (237/1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:00 PM
خواجوئی، محمد باقر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
ادیب و واعظ، شاعر متخلص به «بهاء» از اعقاب اوست. فوتش در 1316 روى داده است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فعالیتها: • تبلیغ • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:01 PM
خواجوی کرمانی، کمالالدین، ابوالعطا محمود
( ملیت: ایرانی قرن: 8 )
(750 -689 ق)، شاعر، متخلص به خواجو. معروف به نخلبند شعرا. علوم متداول زمان را در زادگاه خود آموخت. بعد از آن به سیر و سیاحت در شهرهاى تبریز، اصفهان، شیراز، بغداد، مكه و مصر پرداخت، در ضمن این سفرها با بسیارى از بزرگان ادبا، فرهیختگان و صوفیه، از جمله علاءالدوله سمنانى ملاقات كرد. وى از معاصران سلطان ابوسعید بهادر بود و آن پادشاه و وزیر او، غیاثالدین محمد، و بعضى از سلاطین آلمظفر را در قصاید خود مدح گفته است. در مدت اقامتش در شیراز با حافظ ملاقات كرد و از شاه شیخ ابواسحاق اینجو عنایتها دید. خواجه اشعار عرفانى نیز مىسرود و در غزلسرایى مورد پسند حافظ بود. گذشته از «دیوان» شعر، آثار دیگرى نیز از وى به جاى مانده، از جمله: «هماى و همایون»؛ «گل و نوروز»؛ «كمال نامه»؛ «روضه الانوار»؛ «گوهر نامه»؛ «بدایع الجمال»؛ «سام نامه»؛ «رساله البلادیه»؛ «رساله سبع المثانى».[1] كرمانى، كمالالدین ابوالعطاء محمود بن على بن محمود شاعر معروف (و. 689- ف. شیراز 753 ه.ق.). وى پس از كسب علم و فضایل در كرمان، به سفر پرداخت و از محضر شیخ در كرمان، به سفر پرداخت و از محضر شیخ امینالدین محمد كازرونى بهره برد. خواجو معاصر ابوسعید بهادر بود و در غزل تتبع سعدى مىكرد علاوه بر دیوان، خمسهاى به سبك نظامى پرداخته شامل: هماى و همایون، گل و نوروز، روضةالانوار، كمالنامه، گوهرنامه. آرامگاه وى در تنگ اللَّهاكبر شیراز است.قسمتى از قصاید خواجو در مدح امراى عصر و قسمت دیگر عرفانى و حاكى از مشرب تصوف شاعر است. خواجو غزلیات شیوا دارد و در این طرز مقلد سنائى، عطار، مولوى و سعدى است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] از سعدى تا جامى (312 -301)، بهارستان جامى (120 -119)، تاریخ ادبیات در ایران (915 -886 ،809 /3)، تاریخ نظم و نثر (200 -199)، تذكرهى شاعران كرمان (239 -222)، تذكره الشعراء (282 -277)، تذكرهى میخانه (83 -75)، حبیب السیر (292 -291 /3)، حماسهسرایى در ایران (338 -337)، دویست سخنور (94 -91)، الذریعه (240 ،239 /25 ،252 -251 ،233 ،138 /18 ،123/12 ،289/11 ،305 ،304 /9)، ریاض العارفین (73 -72)، ستارگان كرمان (188 -161)، ریحانه (105 -102/2)، سیرى در شعر فارسى (86)، فرهنگ ادبیات فارسى (200 -199)، كشف الظنون (942)، گنج و گنجینه (651 -648)، لغت نامه (ذیل/ خواجوى كرمانى)، مولفین كتب چاپى (63 -61 /6)، مجالس المومنین (652 -642 /2)، مجمع الفصحا (33 -27 /4)، هفت اقلیم (274 -273 /1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:01 PM
خوارزمشاه، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(وف 617 ق)، شاعر. لقب او قبل از سلطنت قطبالدین بود و بعد از جلوس ملقب به علاءالدین (لقب پدرش) گردید. به آوردهى «مجمع الفصحا» به او سنجر ثانى و اسكندر ثانى نیز لقب داده بودند. وى هفتمین سلطان خوارزمشاهى (617 -596 ق) و پسر كوچك سلطان تكش بود. پس از چند جنگ متوالى، غوریان را برانداخت و سپس، به هواخواهى از شیعیان، مصمم به برانداخته خلفاى عباسى گردید. از مشایخ طریقت، احمد الخیوقى معروف به كبرى و از علما و ائمه، امام فخرالدین محمد بن عمر رازى و از شعراى بزرگ، جمالالدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانى و پسر او كمالالدین اسماعیل و سید قوامالدین حسین صدرالدین على ذوالفقار شیروانى همعصر او بودند. او عاقبت در یكى از جزایر دریاى مازندران به نام جزیره آبسكون درگذشت. اشعارى از وى در تذكرهها آمده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (2 و 3/ صفحات متعدد)، تاریخ جهانگشاى جوینى (2 / صفحات متعدد)، تاریخ گزیده (406)، تاریخ مغول (13 -8)، تذكرهى روز روشن (248 -247)، تذكرة الشعراء (151 -147)، حبیب السیر (654 -652/ 2)، دایرةالمعارف فارسى (2693/ 2)، الذریعه (884/ 9)، رى باستان (379 ،212 -208/ 2)، طبقات سلاطین اسلام (162 ،161 ،160)، فرهنگ سخنوران (813)، لغت نامه (ذیل/ علاءالدین خوارزمشاهى)، مجمع الفصحا (107 -106/ 1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:02 PM
خوارزمی
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(س نهم و دهم ق)، شاعر. در خاك عثمانى مىزیست و به شام نیز سفر كرد. وى در سرودن غزل و مثنوى توانا بود. از آثار او: مثنوى پانصد بیتى «محبت نامه» بر وزن «شیرین و فرهاد» وحشى به تركى و فارسى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (708).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:02 PM
خوارزمی ادیبی، ابوسعید احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 7 )
(وف 626 ق)، ادیب، شاعر و خطاط. از اهالى خوارزم بود و در فصاحت و بلاغت و نگارش مهارت داشت از خوشنویسان طراز اول به شمار مىرفت و پیش از زمان یاقوت حموى مىزیست.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: ریحانه (100 /1)، معجم الادباء (135 -131 /2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:03 PM
خوارزمی، ابوالوفای
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(وف 835 ق)، عارف، شاعر، نویسنده و موسیقیدان. معروف به پیر فرشته. خواجه در خوارزم مىزیست، و در علوم ظاهرى و باطنى و حتى در علوم غریبه و موسیقى هم دست داشت، از آغاز جوانى در طریقهى تصوف سیر كرد وسرانجام در خوارزم درگذشت و همان جا دفن شد. وى چند رساله در تصوف و رسالهاى در موسیقى تألیف كرد. برخى از رباعیات و ترجیعات او موجود است. مردم خوارزم به سبب حسن خلق او را «پیر فرشته» لقب داده بودند. او را جناب شیخ ابوالفتح كه به چند واسطه از مریدان حضرت شیخ نجمالدین كبرى بود تربیت كرد. مولانا حسین بن حسن كاشى، صاحب شرح مثنوى موسوم به «جواهر الاسرار» از مریدان او بود. «رسالهى كنز الجواهر» از تصنیفات است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ موسیقى (235 -234 ،229 /1)، تاریخ نظم و نثر (321)، حبیب السیر (8 /4)، دانشنامهى ایران و اسلام (998 -997 /7)، الذریعه (52 /9)، روضات الجنان (600 ،328 /2)، ریاض العارفین (33)، ریحانه (183 -182 /2)، طرائق الحقائق (338 ،337 /2)، فرهنگ سخنوران (37)، لغتنامه (ذیل/ پیر فرشته)، مجالس النفائس (185 /9)، مجمع الفصحا (8 /4)، نفحات الانس (436)، هفت اقلیم (329 /3).
فعالیتها: • شعر • عرفان • موسيقي • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:03 PM
خوارزمی، ابوبکر محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(وف 383 ق)، شاعر و ادیب. مشهور به طبرخزى. نسبت وى بدان سبب است كه پدرش از خوارزم بود و مادرش از طبرستان. وى كه خواهرزادهى محمد بن جریر طبرى است در خوارزم متولد شد، از زادگاهش به شام رفت و مدتى در حلب ساكن شد. در راه بازگشت در ارجان (بهبهان)، به دیدار صاحب بن عباد رفت و داستان این ملاقات مشهور است و پس از آن به نیشابور آمد و در آن شهر مسكن گزید و همان جا درگذشت. ابوبكر در حفظ اشعار و ایام و اخبار عرب و لغت عرب یگانه روزگار خود بود. از آثار وى: «دیوان» اشعار؛ مجموعهى «رسایل» خوارزمى كه به داشتن محاسن بدیعى ممتاز است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (52/7)، اعیان الشیعه (379 -377 /9)، تاریخ ادبیات در ایران (640 -639 /1)، تاریخ اسلام (حوادث 69 -68 /400 -381)، تاریخ نیشابور (185)، الذریعه (245 ،241 /10 ،985 ،37 /9)، روضات الجنات (193/7)، ریحانه (185 -183 /2)، سرآمدان فرهنگ (98/1)، سیرالنبلاء (526/16)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 274/4)، الكامل (161/7)، كشف الظنون (902 ،770)، الكنى و الالقاب (22/1)، لغت نامه (ذیل/ ابوبكر)، معجم المولفین (120 -119 /10)، الوافى بالوفیات (196 -191 /3)، وفیات الاعیان (403 -400 /4)، هدیه العارفین (57/2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:03 PM
خوارزمی، ابوعلی حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(وف 442 ق)، فقیه، ادیب و شاعر شیعى. ملقب به ضریر. پدرش از مردم نیشابور بود كه به خوارزم مهاجرت كرد. حسن در این شهر نشو و نما یافت. از جمله آثار وى: «تهذیب دیوان الادب»؛ «تهذیب اصلاح المنطق»؛ «زیادات اخبار خوارزم»؛ «محاسن من اسمه الحسن»؛ «دیوان» شعر، دو مجلد؛ «دیوان رسائل».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (313 -312 /5)، الغدیر (30/4)، كشف الظنون (108)، معجم الادباء (191/9)، معجم المولفین (296/3)، الوافى بالوفیات (272 -271 /12)، هدیه العارفین (275/1).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فقه
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:04 PM
خوارزمی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، خطاط. از كاتبان گمنام بود. به خط وى، یك نسخه «دیوان» ابن یمین، در كتابخانهى سلطنتى است، به قلم كتابت متوسط و با رقم: «تمت الكتاب بعون الملك الوهاب على ید الضعیف حسین الخوارزمى غفر ذنبه سنهى 949».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (152/1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:05 PM
خوارزمی، عبدالکریم پادشاه
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(س نهم ق)، خطاط و شاعر. معروف به پادشاه و عبدالكریم پادشاه. وى برادر عبدالرحیم انیسى و از خوشنویسان دربار سلطان یعقوب آق قوینلو بود و یعقوبى هم رقم مىكرد. عبدالكریم به شیوهى پدر و برادر خود كه به شیوهى انیسى شهرت دارد، مىنوشت و جز نستعلیق، همهى اقلام را استادانه مىنوشت. او در اواخر عمر به پریشانى حواس مبتلا شد و رد قطعاتش «كتبه خدا» یا «كتبه زرافه» و «كتبه پادشاه»، رقم مىكرد و به همین مناسبت معروف به عبدالكریم پادشاه بود. از آثار وى: «دیوان» شعر؛ یك نسخه «حال نامهى» عارفى و «روشنایى نامه»، به قلم كتابت جلى متوسط، با رقم: «تمت الكتاب... عبدالكریم بن عبدالرحمن الخوارزمى... سنه ثلاث و ثمانین و ثمان مائه الهجریه»؛ یك صفحه از مرقع شاه طهماسب، به قلم نستعلیق چهار دانگ جلى خوش و نسخ كتابت عالى، با رقم: «كتبه عبدالكریم الخوارزمى» و چندین قطعهى مختلف كه در «احوال و آثار خوشنویسان» به آنها اشاره شده است. لازم به ذكر است كه وفات صاحب عنوان را سپهر 982 ق و صاحب «هنر عهد تیموریان» 996 ق آوردهاند.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (411 -409 / 2)، اطلس خط (461 -460)، تحفه سامى (135)، الذریعه (692 / 9)، خوشنویسان و هنرمندان (43)، صبح گلشن (276)، فرهنگ سخنوران (619)، گلستان هنر (58)، مناقب هنروران (114 ،89 ،88)، هنر عهد تیموریان (628 ،595 ،577 ،498 ،314).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:05 PM
خوریانی، حسامالدین، نظامالدین رستم
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(وف 834 ق)، شاعر. در خوریان بسطام متولد شد. وى از ملازمان نوادگان تیمور، عمر بن میرانشاه و مغیثالدین الغ بیگ، در ماوراءالنهر بود و در مدح آنان شعر مىسرود. او در بطام درگذشت. حسامالدین با فنون ادب و اشعار شاعران پیش خود آشنایى كامل داشت و در غزلیات خود به استقبال مولوى و سعدى و حافظ رفته است. صاحب «دیوان» اشعارى بوده كه اكنون در دسترس نیست. البته در تذكره «خلاصه الاشعار» متجاوز از 800 بیت از اشعارى وى نقل شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (228 -218 /4)، تاریخ نظم و نثر (297)، تذكره الشعراء (424 -421)، الذریعه (358/9)، صبح گلشن (174)، فرهنگ سخنوران (374)، مرآت الخیال (66).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:05 PM
خوراسکانی اصفهانی، عبدالله
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
ابن محمد حسن، فاضل ادیب شاعر، معروف به وثوق العلماء، و مشهور به ملك النجاة، ساكن مدرسهى عبدالله خان در طهران بوده، از فضلاى معروف زمان خود به شمار مىرفته، و مجلس او مجمع فضلا و دانشمندان بوده است. كتب زیر از اوست: 1 - عقاید المؤمنین، در اصول دین. 2 - منظومة العقاید، هر دو در سال 1324 به طبع رسیده است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:06 PM
خوانساری، کمال الدین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
فرزند صاحب عنوان: مرحوم آقا كمال الدین خوانسارى، عالم عادل جلیل، و زاهد معمر ادیب و شاعر، از علماى كاملین، جامع معقول و منقول بود، در مسجد میرزا باقر امامت مىنمود، و در آنجا سطوح تدریس مىكرد. در حدود سال 1280 متولد، و در ظهر چهارشنبه 17 صفر سال 1361 وفات یافته، در مقبرهى زینبیه در اطاق آقا سید ابوالقاسم دهكردى مدفون شد. كتب زیر از اوست: 1- ایرادات بر كتاب هزار مسأله، در فقه 2 - دیوان اشعار (جمع نشده است) 3 - كتابى در رد بابیه 4 - محاسن الذكر؛ و غیره.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • دانشمند • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:06 PM
خوانساری، مراد
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، موسیقیدان و شاعر، متخلص به مراد. از تصنیف سازهاى معروف زمان شاه عباس و در علم ادوار و فن موسیقى و تركیب تصنیف استاد بود. وى به خاطر تصنیفى كه در مقام دو گاه و نوروز صبا ساخته بود، مورد تشویق شاه عباس قرار گرفت. مطلع آن تصنیف، بیت زیر است: صد داغ به دل دارم ز آن دلبر شیدایى آزرده دلى دارم من دانم و رسوایى
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ اصفهان (269 -268)، تاریخ موسیقى (328/1)، تذكرهى نصرآبادى (319 -318)، فرهنگ سخنوران (491).
فعالیتها: • شعر • موسيقي
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:06 PM
خوانساری، شعیب
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1083 ق)، شاعر. وى از شاگردان ملا حسین خوانسارى بود، كه در مدرسه جده اصفهان سكونت داشت. وى مردى خاموش و آرام بود آقا حسین خوانسارى نسبت به او توجه زیادى مبذول مىداشت وى از شعراى معروف عصر صفویه است. او در اصفهان درگذشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (425)، تذكرهى شعراى خوانسار (135 -134)، تذكرهى نصرآبادى (195 -194)، الذریعه (529/9)، فرهنگ سخنوران (506)، مخزن الغرائب (1034/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:07 PM
خوانساری، رضیالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1113 ق)، عالم، فقیه، متكلم و شاعر. برادر كهتر آقا جمال خوانسارى است و هر دو به نام محمد نامیده شدهاند و هر دو در اصفهان نشو و نما یافتند، و هر دو محضر پدر بزرگوارشان، محقق خوانسارى و دایى دانشمندشان، ملا محمدباقر سبزوارى، علم آموختند. وى قبل از برادرش در جوانى درگذشت. او از كسانى است كه حكم شاه سلطان حسین را در نهى از منكرات امضاء كرد. آقا خلیل اصفهانى قاینى از شاگردان اوست. از آثار وى: «المائده السماویه» یا «الاطعمه و الاشربه» كه براى شاه سلیمان صفوى به زبان فارسى تالیف كرد، این كتاب متمم «مشارق الشموس فى شرح الدورس» پدرش آقا حسین خوانسارى است؛ «شرح حدیث البیضه»، كه در «كافى» آمده است، در احوال سفرا و كیفیت غیبت به زبان فارسى، كه آن را به نام شاه سلطان حسین صفوى نوشت؛ «شرح كتاب الصوم و الاعتكاف» از «شرح الدورس».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (36/21 ،193/13 ،218/2)، ریحانه (230/2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 274 -273 /12)، فوائد الرضویه (183 -182)، لغت نامه (ذیل/ رضىالدین).
فعالیتها: • شعر • عالمان و دانشمندان • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:07 PM
خواری، جلالالدین فضلاللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(س ششم ق)، شاعر. از شاعرن عهد سلطان علاءالدین تكش خوارزمشاه بود و شعر را نیكو مىسرود. وى با صدرالدین وزان به دیدار سلطان تكش كه از عراق حركت كرده و نزدیك رى لشكرگاه ساخته بود، رفت و شعارى بالبداهه سرود و همه حاضران در عجب ماندند و سلطان را از آن خوش آمد و دستور داد تا دست تعرّض لشكریان را از مزارع كوتاه سازند.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: لغتنامه (ذیل/ جلالالدین)، لباب الالباب (278 -276 /1)، هفت اقلیم (33 -32 /3)، یادگار (س 4، ش 10 ،9، ص 84 -83).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:08 PM
خواری تبریز
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 974 ق)، شاعر و خطاط. در هرات متولد شد و در تبریز مىزیست. از شاگردان لسانى و از شاعران دورهى شاه طهماسب بود. وى مردى خوشگذران و عیارپیشه بود كه خط نستعلیق خفى را بسیار خوب مىنوشت. در میان غزلسرایان به استادش اعتقاد داشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (115/1)، احوال و آثار خوشنویسان (182/1)، تاریخ نظم و نثر (516)، تذكرهى شعراى آذربایجان (211 -206 /2)، دانشمندان آذربایجان (129 -128)، دویست سخنور (95 -94)، الذریعه (307 -306 /9)، سخنوران آذربایجان (343 -338)، صبح گلشن (148)، فرهنگ سخنوران (198)، مجمع الخواص (216)، مكتب وقوع (103 -98)، نتایج الافكار (129).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:08 PM
خوارزمی، کمالالدین حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(وف 840 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به حسین. در روزگار شاهرخ میرزا، به خاطر سرودن یك بیت شعر مورد تكفیر حنفیان هرات واقع شد اما، چیزى بر او ثابت نشد. وى در خوارزم به زخم تیغ طایفهاى سپاه ازبك كشته شد و در كنار قبر استادش، خواجه ابوالوفا دفن شد. از آثار وى: «جواهر الاسرار و ظواهر الانوار»، شرحى بر «مثنوى» مولوى؛ «شرح قصیده برده»، به تركى خوارزمى؛ «كنز الحقایق»؛ «دیوان» اشعار، در بر گیرنده غزلیات و قصایدى در مدح ائمه (ع).
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حبیب السیر (9/4)، دایرةالمعارف فارسى (769/1)، الذریعه (251/9)، سبك شناسى (227/3)، فرهنگ ادبیات فارسى (415)، فرهنگ سخنوران (768)، لغت نامه (ذیل/ حسین خوارزمى)، مجالس النفائس (185 ،9)، هدیه العارفین (315/1).
فعالیتها: • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:09 PM
خوزی، ابوحفص
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(وف 472 ق)، شاعر و عارف. وى از خاندان معروف آلبنجیر از سادات حسینى فارس بود و از صوفیان بزرگ عصر خود بوده و كراماتى نیز به او نسبت مىدهند. ابوحفص سفرهاى بسیار كرده و با شیخ ابوسعید ابوالخیر و باباكوهى شیرازى دیدار داشته است. و كتابى به نام «كنوزالقلوب و رموزالغیوب»، در علوم غریبه نیز داشته است. از اشعار وى تنها رباعى زیر در دست است: از بس كه بدیدم از وصاف تو فراق جویاى فراق گشتم اندر آفاق اكنون كه فراق تو به من كرده وفا خواهى تو به شام باش خواهى به عراق البته در «اسرارالتوحید» به ملاقات و دیدار صاحب ترجمه با ابوسعید اشارهاى نشده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (56)، الذریعه (142 ،40 /9)، ریاض العارفین (43)، ریحانه (64/7)، لغتنامه (ذیل/ ابوحفص)، مجمع الفصحا (144/1)، یادگار (س 18، ش 5، ص 260 -257).
فعالیتها: • شعر • عرفان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:09 PM
خوشدل تهرانی، علیاکبر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
شاعر. تولد: 9 تیر 1293 (8 شوال 1332)، تهران. درگذشت: 2 مهر 1365، تهران. علىاكبر خوشدل، فرزند حاج رحیم صلحخواه، تحصیلات متوسطه را در مدرسه ثروت (ایرانشهر) به پایان آورد و علوم قدیمه را از صرف و نحو و فقه و اصول و معانى بیان و بدیع را در مدرسهى مروى به انجام رسانید. یك دوره كتاب مطول تفتازانى و مغنى ابن هشام را در محضر آقا شیخ على رشتى به انجام آورد و همچنین روزگارى را در اصفهان و شیراز به تحصیل حكمت و منطق پرداخت. علىاكبر خوشدل در غزل و قصیده و قطعه و مثنوى شعر مىسرود و در غزل به شیوهى طائب معتقد بود. دیوان كامل وى، چند روزى پیش از وفاتش در 820 صفحه منتشر شد. از آثار دیگر اوست: دیوان غزلیات (جزء اول: 1356 ق.)؛ دیوان منتخبات (1332)؛ عمدة الاسرار (مجموعه شعر، 1356 ق.)؛ گلشن خوشدل (مجوعه شعر، 1365 ق.). پیكر علىاكبر خوشدل در آستانهى شیخ صدوق (ابنبابویه) به خاك سپرده شد. (تو 1293 ش)، شاعر. در تهران متولد شد. در مدرسهى تدین و ایرانشهر تحصیلات ابتدایى و متوسط را فراگرفت، سپس به سیر و سیاحت پرداخت. خوشدل در سرودن غزل مهارت داشت. از آثار وى: «دیوان» غزلیات؛ «دیوان» منتخبات؛ «عمده الاسرار»، شعر؛ «گلشن خوشدل»، شعر.[1]
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
منابع زندگینامه: [1] فرهنگ سخنوران (320)، مولفین كتب چاپى (506 -505/ 4).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:09 PM
خوشدل کرمانشاهی، میرزا مبین
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف ح 1285 ق)، شاعر. پدر وى از عالمان كرمان بود كه به كرمانشاه مهاجرت كرده بود، خوشدل در كرمانشاه به دنیا آمد و در آن شهر به تحصیل علوم دینى پرداخت و مدتى هم در كسوت عالمان دین بود. پس از آن تغییر لباس داد و به كارهاى دیوانى مشغول شد. میرزا مبین در سرودن شعر بویژه قصیده استاد بود. از اوست: زاهد چه وصف طوبى و فردوس مىكنى كار زد به صد بهشت تو یك شاخ تاك ما
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (587 -586 /1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:10 PM
خوشمردان سبزواری، باباعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(س نهم ق)، عارف و شاعر. مردى با تقوا و دریش مسلك، و شهرهى عصر خود بود. در آن هنگام كه میرزا ابوالقاسم بابر، در مشهد قشلاق مىكرد، از سبزوار به خدمت شاه رسید و مورد عنایت او قرار گرفت. خوشمردان در فن عروض و صنایع شعرى شاگرد مولا یحیى سبیك بود و در علم تصوف به طریقهى حافظ على جامى. از آثار وى: «دو رساله در علم عروض»؛ و «قصیدهاى در جواب قصیدهى خواجه سلمان».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (323)، حبیب السیر (62/4)، فرهنگ سخنوران (647)، لغت نامه (ذیل/ باباعلى خوشمردان)، مجالس النفائس (103).
فعالیتها: • شعر • عرفان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:10 PM
خوشنام دولتآبادی، محمدعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(تو 1297 ق)، شاعر. وى در دولتآباد متولد شد و در شهر رى مسكن گزید. از آثار او: «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: مولفین كتب چاپى (277/4).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:11 PM
خوفی همدانی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر. وى معاصر صادقى كتابدار بود و در همدان شغل شمشیرسازى داشت و روزگار به فقر و تنگدستى مىگذرانید. از اشعار اوست: انتظار از بیم نومدیدى دلم را پاك سوخت همچنان امیدوار از وعدهى یارم هنوز
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: بزرگان و سخنسرایان همدان (248/1)، الذریعه (308/9)، فرهنگ سخنوران (321)، لغت نامه (ذیل/ خوفى همدانى)، مجمع الخواص (306).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:11 PM
خویی، عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 991 ق)، شاعر، نویسنده و خطاط. در آغاز از منشیان سلطان محمد خدابنده بود. پدرش قاضى خوى و سلماس بود و در سرودن شعر تركى و فارسى توانا. وى در خط تعلیق استاد بود و نسخ را هم ماهرانه مىنوشت. قاضى عبداللَّه علاوه بر متون فارسى، در متون عربى و تركى نیز مهارت داشت و «رسالهاى در واجبات»، به زبان تركى دارد. وى هنگام مراجعت از مشهد در حوالى سبزوار درگذشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (701)، دانشمندان آذربایجان (266)، الذریعه (696/9)، فرهنگ سخنوران (620)، گلستان هنر (52 -51).
فعالیتها: • خط • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:12 PM
خویی، مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(ز 1274 ق)، صوفى، منشى و شاعر. در خوى به دنیا آمد. مدتى براى تحصیل علم ظاهر و باطن به مسافرت و سیاحت پرداخت و در اصفهان از محضر شیخ محمدحسین و شیخ زینالعابدین حسن علیشاه، و رییس سلسلهى نعمت الهى كسب فیض كرد. نزد آخوند ملاعلى نورى، كه حكیم عصر بود حكمت آموخت و بعد از چندى سیر و سلوك و تحصیل، به خدمت محمدشاه رسید و منشى خاصه و كاتب اسرار و محرم او شد. در اواخر عمر، از كار دنیا ملول شد و انزوا گزید. سرانجام در تهران درگذشت. میرزا مهدى در نظم و نثر توانا بود و از اشعارش مقدارى قصاید و غزلیات و مثنویات بر جاى مانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (1759 -1755 /3)، دانشمندان آذربایجان (365 -364)، گنج شایگان (437 -436)، مجمع الفصحا (927 -919/5).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • عرفان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:12 PM
خیال اصفهانی، غیاثالدین
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(وف 1134 ق)، شاعر، متخلص به خیال. وى از نوادگان میر محمدباقر داماد و شاگرد و داماد آقا جمال خوانسارى بود كه در نزد آن عالم علوم معقول و منقول را كسب كرد. میرزا غیاثالدین به هنگام فتنهى افغانها در اصفهان درگذشت. از آثار وى: «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكره المعاصرین (282 -152)، الذریعه (309 ،308 /9)، ریاض العارفین (193)، فرهنگ سخنوران (322)، مخزن الغرائب (121/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:13 PM
خیالی بخارایی، احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(وف ح 850 ق)، شاعر. در بخارا متولد شد. وى شاگرد و معاشر خواجه عصمت بخارایى بود و چون مدتى در هرات زیست برخى او را هراتى دانستهاند. خیالى معار با الغبیگ بود و در بخارا درگذشت. او مردى مستعد و خوش طبع بود و دیوان اشعارش در ماوراءالنهر و بدخشان و خراسان و تركستان شهرتى عجیب داشت. از وى «دیوان» شعرى به جاى مانده است. شهرت خیالى بیشتر از رهگذر غزل معروف وى با مطلع زیر است كه شیخ بهایى ان را در مخمسى تضمین كرده است. اى تیر غمت را دل عشاق نشانه خلقى به تو مشغول و تو غایب ز میانه
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: از سعدى تا جامى (732 -730)، تاریخ ادبیات در ایران (457 -456 /4)، تاریخ نظم و نثر (300)، تذكرهى روز روشن (251)، تذكره الشعراء (474)، حبیب السیر (38/4)، الذریعه (309/9)، ریاض العارفین (73)، ریحانه (198/2)، سرآمدان فرهنگ (350 -348 /1)، صبح گلشن (157)، فرهنگ سخنوران (322)، لغت نامه (ذیل/ خیالى)، مجالس النفائس (13 -12)، یادگار (س 2، ش 2، ص 56 -51).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:13 PM
خیام، ابوالفتح، عمر
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(تو 440/417- وف 525 -515 ق)، فیلسوف، ریاضیدان، منجم، نویسنده و شاعر. در نیشابور متولد شد. با میمون بن نجیب واسطى، امام ابوالمظفر اسفزارى، حكیم ابوالعباس لوكرى عبدالرحمن خازنى و امام محمد غزالى همعصر بود. وى منجم دربار ملكشاه سلجوقى بود. سفرهایى به بلخ، اصفهان، بغداد و مكه داشت اما، بیشتر عمر خود را در نیشابور گذرانید و در همان شهر درگذشت و در جوار امامزاده محمد محروق دفن شد. خیام از شخصیتهاى تاریخى است كه در باب او داستانهاى مجعول بسیارى ساختهاند و همین افسانهسازى سبب شده كه در باب احوال و اقوال او اتفاق نظرى بین پژوهندگان وى نباشد. خیام علاوه بر اینكه در فنون و علوم مختلف، ریاضى، نجوم، هندسه و فلسفه صاحب نظر بود، در شاعرى نیز توانا بود و رباعیات او نه تنها در ایران، كه در جهان نیز مشهور است و ترجمهى جرالد فیتز از این رباعیات به زبان انگلیسى، باعث شهرت خیام در جهان شد. از آثار وى: «كتابى در جبر و مقابله به زبان عربى»؛ «رسالهاى در شرح مشكلات اقلیدس»، به عربى؛ «رسالهاى در طبیعیات»؛ «رسالهى فارسى در كلیات وجود»؛ «رسالهاى در كون و تكلیف»، به عربى؛ «رسالهاى در تعیین مقدار بیان زیج ملكشاهى»؛ «ترجمهى فارسى خطبهى ابن سینا در توحید»؛ «رسالهاى در حل بعضى از مسایل جبر و مقابله»، به عربى؛ «رسالهى وجود»، به عربى؛ «رسالهاى در جواب سه سوالى كه در حكمت از او شده است»، به عربى؛ «رسالهى ضیاء العقلى در حكمت»، به عربى؛ «نوروز نامه»، به فارسى؛ «رباعیات»؛ «سلسله الترتیب»؛ و «قطعههایى به عربى».[1] خواجه امام، حجة الحق، حكیم ابوالفتح (یا ابوحفص) عمر بن ابراهیم مشهور به خیام (یا خیامى) نیشابورى، فیلسوف و ریاضىدان و منجم و شاعر ایرانى در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم ه. است مولد و منشأ و اصل او نیشابور بود. ملكشاه بدو احترام مى گذاشت ولى رابطه سنجر با او خوب نبود، زیرا سنجر در كودكى مبتلى به آبله شده بود و خیام نزد او رفت و بیرون آمد. وزیر مجیرالدوله از خیام پرسید: او را چگونه یافتى و به چه چیز علاجش كردى؟ امام گفت: این كودك مخوف است! خادم حبشى این سخن بشنید و به سنجر رسانید. چون وى از آبله برست بغض امام در دل گرفت. وى در ترتیب رصد ملكشاهى و اصلاح تقویم همكارى داشت. وفات او بین 506 و 530 ه.ق. اتفاق افتاده (آرامگاه خیام) خیام اشعارى به پارسى و تازى و كتابهایى به هر دو زبان دارد، از جمله رباعیات (ه.م.) او مشهور جهان است. از آثار او در ریاضى و جبر و مقابله (ه.م.)، رسالة فى شرح ما اشكال من مصادرات كتاب اقلیدس، رسالة فى الاحتیال لمعرفة مقدارى الذهب والفظة فى جسم مركب منهما (به طبع رسیده) لوازم الامكنة را باید نام برد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] آتشكدهى آذر (685 -674 /2)، الاعلام (195 -194)، با كاروان حله (142 -127)، بهشت سخن (87 -76 /2)، تاریخ ادبى ایران (565 ،332 ،125 /1)، تاریخ ادبیات ایران (443 -441 ،89 ،62 ،32)، تاریخ ادبیات در ایران (535 -523 /2)، تاریخ برگزیدگان (435 -432)، تاریخ الحكماء قفطى (338 -336)، تاریخ فلاسفهى ایرانى (350 -303)، تاریخ نظم و نثر (61 -60)، تحلیل شخصیت خیام، ترانههاى خیام (مقدمه)، ترجمهى تتمهى صوان الحكمه (73 -71)، چهار مقاله (مقدمه مصحح، 101 -100)، چشمهى روشن (127 -107)، خیامى نامه، دایرةالمعارف فارسى (929/1)، دستور الوزراء (171 -169)، دویست سخنور (98 -96)، الذریعه (380/24 -315/9)، رباعى و رباعىسرایان (110 -107)، ریاض العارفین (192 -191)، ریحانه (201 -198 /2)، زندگینامهى ریاضیدانان (335 -325)، سیرى در شعر فارسى (268)، شخصیتهاى نامى (188 -186)، شعر العجم (178/1)، صبح گلشن (159 -158)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 211/6)، فرهنگ ادبیات فارسى (203 -201)، فرهنگ سخنوران (324 -323)، كارنامهى بزرگان (163 -162)، كشف الظنون (972)، الكنى و الالقاب (223 -222 /2)، گنج سخن (289 -281)، گنجینهى سخن (136 -131)، لغت نامه (ذیل/ خیام)، مولفین كتب چاپى (629 -621 /4)، مجمع الفصحا (608 -607 /2)، مخزن الغرائب (78 -64 /2)، مرصاد العباد (31)، مطلع الشمس (173/3)، معجم المولفین (270 -269 /7)، مواد التواریخ (596 -595)، نتایج الافكار (465 -461)، نشتر عشق (497 -495 /2)، هدیه الاحباب (133)، هدیه العارفین (787 ،785 /2)، هفت اقلیم (259 -256 /2)، یادگار (س 4، ش 9 و 10، ص 90)، یغما (س 6، ص 71 -68، س 7، ص 320 -317).
فعالیتها: • ریاضیات و هندسه • شعر • فلسفه - منطق • نجوم • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:13 PM
خیرالنساء
( ملیت: ایرانی قرن: 16 )
متخلص به عفت از زنان شاعر فارسىگوى. وى دختر كوچك ترك على شاه تركى قلندر نورمحلى (مولف تذكره سخنوران چشم دیده) و همسر نواب خواجه حسین اثر بود. وى مانند خواهرش بسماللَّه بیگم طبع شعر داشت. ابیات زیر از نعتیه اوست: نشستم بر سر كوى محمد كه شاید بنگرم روى محمد دماغ من معطر كن خدا را صبا از بوى گیسوى محمد
برگرفته از کتاب: مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی
منابع زندگینامه: منبع: سخنوران چشم دیده، 83 -82.
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:14 PM
خیری تبریزی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. وى از شاعران نه چندان معروف تبریز بود كه طبع لطیفى داشت. از اوست: بگشاید آن نگار چو زلف دوتاى خویش سازد هزار دلشده را مبتلاى خویش
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تحفه سامى (263)، تذكرهى شعراى آذربایجان (212 -211 /2)، دانشمندان آذربایجان (143)، الذریعه (311/9)، سخنوران آذربایجان (343)، فرهنگ سخنوران (325).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:14 PM
خیری، یارعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، حكیم، طبیب و شاعر. در تهران متولد شد. میرزا یارعلى طبیب مخصوص شاه طهماسب صفوى بود. چون ادارهى امور اوقاف و خیرات به او محول شده بود به حكیم خیرى شهرت یافت. وى در كربلا وفات یافت. از آثار او «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تحفه سامى (247)، الذریعه (1305/9)، ریاض العلماء (332/5) ریحانه (57/2).
فعالیتها: • پزشکی • شعر • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:15 PM
دادمهر، کریم
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(و 1297 ش)، شاعر. در تبریز متولد شد و خواندن و نوشتن را در یكى از مكتبهاى شهر خود فراگرفت و به تحصیل علوم قدیمى در مدرسهى طالبیه پرداخت در سال 1357 ش به تهران آمد و در ضمن كار در بازار در یكى از انجمنهاى ادبى شهر كه به ریاست محمدعلى ناصح تشكیل مىشد شركت جست و به امر شاعرى به طور جدى پرداخت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى آذربایجان (292 -288 /3)، سخنوران نامى معاصر (1323 -1320 /2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:15 PM
داراب خوانساری
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر، متخلص به داراب. وى معاصر مدهوش و همایون بود و در خدمت شاهزاده حیدرقلى میرزا قاجار، حاكم گلپایگان و خوانسار، به سر مىبرد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى خوانسار (52 -51).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:15 PM
دارابی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، تذكرهنویس، نویسنده و شاعر. وى گاهى عارف و گاهى شاه تخلص مىكرد. وى از نویسندگان و شاعرانى بوده كه تا اوایل سدهى دوازدهم هجرى مىزیسته است. تحصیلات خود را در ایران انجام داد و مدتى در خدمت شیخ بهاءالدین عاملى شاگردى كرد و بعد از آن سفرهایى به مكه و عتبات و هندوستان نمود و در بازگشت از هند مدتى نزد سید نورالدین مرعشى به مقابله كتابهاى حدیث پرداخت. مدتى نیز در اصفهان زیست. از آثار او: تذكرهى «لطایف الخیال»؛ «لطیفهى غیبیه»؛ «معراج الكمال».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (1793 -1791 /5)، تاریخ تذكرههاى فارسى (99 -87 /2)، تذكرهى نصرآبادى (186)، ریاض العلماء (275 -274 /5)، صبح گلشن (220)، فرهنگ سخنوران (491)، كاروان هند (854 -850 /2).
فعالیتها: • رجال و تراجم • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:16 PM
دارابی، محمدصادق
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1304 ق)، عالم، ادیب، عارف و شاعر، متخلص به عندلیب. معروف به حاج آخوند. در مدینه از دنیا رفت و در بقیع به خاك سپرده شد. از آثارش: شرح «زیاره المفجعه»؛ «دیوان» اشعار؛ «بیتالاحزان».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آثار عجم (103)، الذریعه (772/9)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 853/14)، گنجینهى دانشمندان (106/5)، مرآت الفصاحه (428).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • عرفان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:16 PM
دارابی، نصیر
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(وف 1226 ق)، شاعر و عارف. از داراب بود و در اصفهان تحصیل حكمت مىكرد. به تصوف روى آورد و به ارشاد حسین علیشاه به خدمت سید شهید و نور علیشاه رسید و مامور ارشاد شد و به داراب بازگشت و در آن سامان به امر ارشاد همچنان مشغول بود تا درگذشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (1044/2).
فعالیتها: • شعر • عرفان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:16 PM
دارای قاجار، عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1232 -1175 ش)، شاعر، متخلص به دارا. وى در 13 سالگى به حكومت زنجان رسید و میرزا محمدتقى علىآبادى ملقب به صاحب دیوان كه از منشیان خاص فتحعلىشاه بود به وزارت این نوجوان حاكم در زنجان منصوب شد. عبداللَّه میرزا در جنگ دوم روس و ایران شركت كرد و از خود لیاقت نشان داد. در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به وزارت میرزا شفیع تویسركانى دوباره به حكومت زنجان منصوب گردید. از جمله آثار خیریهى او بناى مدرسهاى است در زنجان داراى حجرات متعدد براى طلاب و محصلین. وى در تهران درگذشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (593 -591 /1)، الذریعه (312/9)، سفینه المحمود (35 -33 /1)، شرح حال رجال (293/2)، لغت نامه (ذیل/ داراى قاجار)، مجمع الفصحا (53 -50 /1)، مصطبهى خراب (62)، نگارستان دارا (31 -30).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:17 PM
دارای کازرونی، احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(س چهاردهم ق)، شاعر، متخلص به دارا. وى در عراق عرب تحصیل كرد و از آنجا به هند رفت و مدتى را به گردش و سیاحت گذراند. از دارا دو رساله به نامهاى «دریاى دانش» و «كوه بینش» به جاى مانده است كه حاوى شرح اولین غزل خواجه شیراز و پارهاى نكات عرفانى و قسمتى از اشعار اوست. اثر دیگر وى «گلزار دارا» است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: دانشمندان و سخنسرایان فارس (474 -469 /2)، مؤلفین كتب چاپى (387/1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:18 PM
دارایی رازی، محمدباقر
( ملیت: ایرانی قرن: 16 )
(؟) شاعر، متخلص به دارایى. صاحب «طرفه در مدایح» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (312/9)، مؤلفین كتب چاپى (50/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:18 PM
داعی اصفهانی، محمد داوود
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(ز 1131 ق)، شاعر، متخلص به عشق و داوود. از آثار وى: چند مثنوى به نامهاى «نمكدان دین»؛ «زبور العاشقین»؛ «مسافرت نامه».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: منظومههاى فارسى (246 -262).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:19 PM
داعی اصفهانی، میرک
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر، متخلص به داعى. در بدو امر به كتابت اشعار پدر مشغول بود و سرانجام به شاعرى روى آرود و غزلیاتى چند سرود.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (941/3)، تذكرهى روز روشن (253 -252)، الذریعه (313/9)، لغت نامه (ذیل/ داعى)، مجمع الخواص (277)، هفت اقلیم (435/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:20 PM
داعی الاسلام، محمدعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1330 -1256 ش)، روزنامهنگار، زبانشناس، فرهنگنویس و شاعر، متخلص به داعى. وى از سادات نیاكى بود كه در لاریجان متولد شد. در آمل و تهران و اصفهان صرف و نحو عربى و فارسى و سایر علوم را فراگرفت و در همان سالها مجلهى «الاسلام» را جهت مناظره با عیسویان در اصفهان دایر كرد. داعى پس از آموختن زبان انگلیسى به بمبئى رفت و ضمن فراگیرى زبان اردو مجلهى «دعوت الاسلام» را به دو زبان اردو و فارسى منتشر ساخت و در سمت استادى در دانشكده حیدرآباد دكن نیز به تدریس ادبیات فارسى پرداخت. وى با زانهاى پهلوى، اوستا، گجراتى و سانسكریت آشنا بود. براى مدتى اندك به ایران آمد و مجددا به هندوستان مراجعت كرد و همان جا وفات یافت. وى طبع شعر نیز داشت و در شاعرى پیرو سبك هندى بود. از آثار او: ترجمهى كتاب «نادر شاه»، از انگلیسى به فارسى؛ ترجمه «و ندیداد»، به فارسى؛ «فرهنگ نظام»؛ «دیوان» شعر؛ «شعر و شاعرى عصر جدید ایران»؛ «فرهنگ نویسى».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ جراید (241 -233/1)، تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (187 -185)، ریحانه (209 -208/2)، زندگینامهى رجال و مشاهیر (174 -172/3)، شرح حال رجال (256 -255/5)، گلزار معانى (239 -231)، فهرستواره ى كتابهاى فارسى (910/2)، مؤلفین كتب چاپى (230 -227/4).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • روزنامه نگاری • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:20 PM
داعی انجدانی، عبدالغفور
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(ز 1021 ق)، شاعر اسماعیلى. مشهور به مومن مشهدى. وى برادر ملك طیفور انجدانى بود. مردى قانع و درویش مشرب كه زمانى در كاشان مىزیست. داعى شاعرى توانا بود. و از وى قصاید و غزلیاتى چند به جاى مانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (459)، الذریعه (313/9)، صبح گلشن (159)، عالم آراى عباسى (183 -182/1)، هفت اقلیم (470/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:20 PM
داعی دزفولی، عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1256 -1158 ق)، عالم، ادیب و شاعر، متخلص به داعى. اصل وى از شوشتر و از طوایف سادات مرعش بود. از فرزندزادگان خواجه على سیاهپوش است. وى از شاگردان سید محمدباقر حجةالاسلام و آقا محمد بیدآبادى بود. قسمتى از اشعارش توسط خودش تدوین یافت و قسمتى از آن شیخ میرزا جعفر انصارى در دو مجلد، شامل غزلیات و توسط قصاید و رباعیات گردآورى شد. از دیگر آثارش: «تخمیس الفرزدیقیه»؛ «مجمع الاخبار و تذكره الابرار»، در تعیین قبور اولاد ائمه (ع) در دزفول؛ «دیوان» شعر. آقا شیخ آقا بزرگ تهرانى گوید كه به نظر من رسالهى «آب حیات» از تالیفات اوست. از اوست: جوانى چه آورد و پیرى چه برد بت خردسال و مى سالخورد
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (314 -313/9 ،1/1)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 771 -770/13)، فرهنگ سخنوران (328)، لغت نامه (ذیل/ داعى دزفولى)، مجمع الفصحا (292/4)، مصطبهى خراب (61 -60).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:21 PM
داعی سرخسی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س نهم و دهم ق)، شاعر و صوفى. در سرخس در مزار شیخ لقمان سرخسى مىزیست و گاهى با مردم اندك سودایى و معاملهاى جهت معاش مىكرد. وى معاصر شاه اسماعیل صفوى و امیرعلیشیر نوایى بود. داعى شعر نیز مىسروده است و صاحب «الذریعه» دیوانى به او نسبت مىدهد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (651)، الذریعه (314/9)، صبح گلشن (159)، لغت نامه (ذیل/ داعى)، مجالس النفائس (249 ،74 -73).
فعالیتها: • شعر • عرفان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:21 PM
داعی شیرازی
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(س نهم ق)، شاعر. وى داراى آثار و مثنویهاى متعدد است. شش مثنوى او در مجموعهاى مشهور به «سته داعى» فراهم آمده است كه عبارتند از: «مشاهد»؛ «گنج روان»؛ «چهل صباح»؛ «چهار چمن»؛ «چشمهى زندگانى»؛ «عشق نامه»؛ «تاج نامه».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (143/12)، منظومههاى فارسى (329 -322).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:22 PM
داعی شیرازی، نظامالدین، محمود
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(870 -810 ق)، عارف و شاعر، متخلص به داعى. معروف به داعى الىاللَّه و شاه داعى. از سادات علوى شیراز است كه در همان شهر تولد یافت. وى پس از كسب فنون ادبى و علوم متداول، در جوانى قدم به سیر و سلوك گذاشت و به خدمت شیخ مرشدالدین، ابواسحاق بهرانى كه از مریدان شاه نعمتاللَّه ولى و پیشواى صوفیان نمتاللهى در شیراز بود، رسید و به تشویق او به دیدار شاه نعمتاللَّه ولى به ماهان رفت و از دست وى خرقه گرفت. شاه دایى پس از مرگ شیخ مرشدالدین جانشین وى شد و تا آخر عمر در این مقام باقى ماند. در شیراز درگذشت. از آثار وى: «اسوه الكسوه»؛ «بیان عیان در حقایق»؛ «تحریر الوجود المطلق»؛ رسالهى «تاج نامه»؛ «مشاهد»؛ «رضائیه»؛ «سلوه القلوب»؛ «مراه الوجود»؛ «تحفه المشتاق»؛ «ترجمه الاخبار العلویه»؛ «التلویحات الحرمیه»؛ «ثمره الجیب»؛ «جواهر الكنوز»؛ «چشمهى زندگانى»؛ «چهار چمن»؛ «عشق نامه»؛ «چهل صباح»؛ «گنج روان»؛ «نسائم گلشن» یا شرح «گلشن راز».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آثار عجم (489 -485)، تاریخ ادبیات در ایران (342 -333/4)، تاریخ نظم و نثر (311)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (469 -464/2)، دایرةالمعارف فارسى (943/1)، الذریعه (237/18 ،314/9 ،307/5)، ریاض العارفین (77 -73)، ریحانه (210 -209/2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 134/9)، طرائق الحقائق (51 -49/3)، فارسنامه ناصرى (1166/2)، فرهنگ سخنوران (329)، لغت نامه (ذیل/ داعى)، مجمع الفصحا (35 -33/4)، مرآت الفصاحه (205 -202)، هفت اقلیم (254/1).
فعالیتها: • شعر • عرفان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:22 PM
داعی، حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(س نهم ق)، عارف و شاعر. ملقب به شاه تاجالدین. از اصحاب شاه نعمهاللَّه ولى بوده و شعر فارسى را نیكو مىسروده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (326).
فعالیتها: • شعر • عرفان
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:22 PM
داغستانی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(ز 1070 ق)، نقاش و شاعر. وى به سیاق علیقلى جبادار و محمد زمان نقش مىآفرید و در صنعت چهرهسازى قوى دست بود. صاحب «تذكرهى نصرآبادى» دربارهى وى آورده: از نجباى داغستانست. والد مشارالیه رستم بیك نام و در زمان شاه عباس ماضى كمال اعتبار داشت بعد از فوت او محمد خان بیك در خدمت شاه عباس ثانى نهایت قرب داشت... داغستانى در شعر نیز دست داشت و اشعارى از وى در تذكرهها باقى مانده است. از آثار نقاشى وى: تصویر علیقلى خان، یكى از رجال عهد صفوى، با رقم: «نمود معنى صورت بنطق خامه بیان- كمینه چاكر عباس شه محمد خان سنه 1070».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار نقاشان (712 -711/ 2)، تذكرهى نصرآبادى (535 -534 ،42)، الذریعه (997/ 9)، صبح گلشن (376)، فرهنگ سخنوران (8113).
فعالیتها: • شعر • نقاشي
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:23 PM
داغی شیرازی
( ملیت: ایرانی قرن: 16 )
(؟)، شاعر. وى جزوهكشى مىكرد، داراى هوش و ذكاوت بالایى بود و به غایت رند و مىكش و لاابالى واقع شده بود. در فن سخن استاد بود، ذوقى بسیار و فطرتى هموار داشت. وى به دكن نیز مسافرت كرد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: كاروان هند (391/1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:23 PM
داغی مشهدی، محمدرضا
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. از شاعران بنام روزگار خود و معاصر تقىالدین كاشى بود كه در سرودن رباعى توانایى داشت. این رباعى از او است: ما را جانى كه جز طلب داند نیست یا فرق میان روز و شب داند نیست دور از تو نفس نمىزنم ز آن كه مرا در دل نفسى كه راه لب داند نیست
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (675)، تذكرهى روز روشن (254)، فرهنگ سخنوران (329)، مطلع الشمس (430/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:23 PM
دافع لاهیجی، محمدصالح
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر، متخلص به دافع. از ایران به هندوستان مهاجرت كرد و در آن سامان از سپهداران خان احمد شد. پس از چندى به ایران بازگشت و ملازم شاهزاده سلطان، فرزند شاه عباس دوم شد. دافع در سرودن شعر مهارت داشت و در بدو امر صالح تخلص مىكرد؛ اشعارى چند از او در تذكرهها نقل است كه بیشتر در قالب مثنوى سروده شده.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكره ى نصر آبادى (378 -377)، الذریعه (314/9)، نامها و نامدارهاى گیلان (197).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:24 PM
داماد، محمد باقر
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
ابن شمس الدین محمّد حسینى استر آبادى. عالم فاضل حكیم فیلسوف ادیب شاعر متخلّص به «اشراق». چون پدرش داماد محقّق كركى بوده به داماد شهرت یافته، و این لقب در صاحب عنوان و احفادش تاكنون باقى مانده است. در جمیع علوم از معقول و منقول و فقه و حدیث و رجال و بالاخص حكمت، از اساتید مسلّم به شمار مىرفته. كتب زیادى تألیف فرموده كه از آن جمله است 1- اربعة الایام 2- الافق المبین 3- امانت الهى، در تفسیر آیه امانت 4- انموزج العلوم 5- ایقاظات 6- تفسیر سوره اخلاص 7- حبل المتین، در حكمت 8- خلق الاعمال 9- دیوان اشعار 10- الرواشح السماویّه 11- الصراط المستقیم، در حكمت 12- قبسات، در حكمت، و 38 مجلّد دیگر. وفاتش در سال 1040 مابین كربلا و نجف در راه واقع شده، قبرش در نجف، و مادّه تاریخ وفاتش: «عروس علم و دین را مرده داماد» مىباشد، و تاریخهاى: «الرضى» و «الراضى»، كه به ترتیب 1041 و 1042 مىشود اشتباه است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • شعر • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:24 PM
دامغانی، محمدرضا
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف ح 1300 ق)، عالم، ادیب و شاعر. وى از شاگردان برجستهى آقا سید ابراهیم قزوینى، صاحب «ضوابط»، و هم دورهى حاج ملا على كنى بوده و با ملا آقاى دربندى مكالماتى داشته است. او پس از تكمیل تحصیلات خود در كربلا به ایران بازگشت و در دامغان و مشهد به انجانم وظائف دینى پرداخت. در «المآثر و الآثار» از وى به عنوان مجتهد و عالم ربانى عصر ناصرى نام برده شده است. وى از خود اشعارى به جاى نهاده و كتاب «منتهى المقال فى علم الرجال» را به خط خویش نگاشته است.[1] محمدرضا بن حبیباللَّه دامغانى عالمى ادیب و فاضلى اریب بوده است. وى در كربلا نزد بزرگان علم تلمذ نموده و بعد به ایران برگشته و در دامغان و مشهد در سال 1288 قمرى به اقامه جماعت و خدمات دینى اشتغال داشته است. اشعارى دارد كه از آنهاست: ستبقى خطوطى فى القراطیس برهة و ایدى كتاب الخطوط تراب و ما الدهر الا عیشة بعد عیشة و ما العیش الا قیعة و سراب و لا خیر فى الدنیا فان حلالها علیه حساب و الحرام عقاب آن بزرگوار بعد از سال 1290 قمرى از دنیا رفته است رحمةاللَّهعلیه. جناب آقاى شاهچراغى در كتكاب ارمغان دامغان (مخطوط) خود گوید: مرحوم حاج میرزا رضا مشهور به شریعتمدار از علماء بزرگ و مقتدر و باكفایت و معاصر دوره ناصرى و از شاگردان مبرز آقا سید ابراهیم صاحب ضوابط و همدوره مرحوم حاج ملا على كنى معروف بوده است و با مرحوم ملا آقا دربندى مكالماتى داشتهاند الى آخره.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] طبقات اعلام الشیعه (قرن 551 -550 ،542 -541 /13، قرن 728/14)، قصص العلماء (4)، گنجینهى دانشمندان (114/5)، المآثر و الآثار (170).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • دانشمند • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:25 PM
دامی همدانی، عبدالواسع
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(وف 1173 ق)، شاعر. در اصفهان دیده به جهان گشود و در آن سامان فنون مختلف از جمله علم ریاضى را فراگرفت و به امر تدریس اشتغال یافت. در جوانى، در سن بیست و هفت سالگى در اصفهان درگذشت. دامى در شاعرى نیز مهارت داشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: بزرگان و سخنسرایان همدان (250 -249 /1)، تذكرهى روز روشن (254)، الذریعه (315/9)، سفینه المحمود (193 -191 /1)، لغت نامه (ذیل/ دامى).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:25 PM
دانای شیرازی
( ملیت: ایرانی قرن: 16 )
(؟)، شاعر. از زمره سخنسرایان فارس بوده. از زندگى و احوال او اطلاعى در دست نیست، تنها ابیاتى چند از او در تذكرهى روز روشن نقل شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (255 -254)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (474/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:26 PM
دانش
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(میرزا) حسین (خان) اصفهانى دانشمند و شاعر ایرانى (و. 1286- ف. آنكارا 1362 ه.ق.) وى در كشور عثمانى (اغلب در استانبول و گاه در آنكارا) اقامت داشت. دانش تألیفات بسیار دارد كه غالب آنها به تركى عثمانى است از جمله «سرآمدان سخن» در ترجمه احوال 15 تن از شاعران بزرگ ایران از رودكى تا حافظ (تركى) با منتخبى از اشعار آنان، رباعیات خیام شامل 396 رباعى منسوب به خیام با ترجمه آنها به تركى، ترجمه 15 قصه از لافوتن.
برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد پنجم)
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:26 PM
دانش آشتیانی، عبدالوهاب
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر، متخلص به دانش. در آشتیان متولد شد. اجداد وى همه از علماى آنجا بودند. وى در جوانى در آشتیان و آذربایجان تحصیل كرد و در تفسیر و احادیث و اخبار مهارت یافت. سپس به تهران آمد و جزء وزراء آنجا گردید. دانش در سرودن شعر توانا بود؛ اشعارى چند از وى به جاى مانده است. از اوست: دست قدرت گوهر آدم چو كرد از گل عجیم بودش اندر آستین دست امیرالمومنین
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آثار عجم (497 -496).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Wednesday 18 November 2009-1, 04:26 PM
دانش اصفهانی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو ح 1362 -1290 ق). نویسنده. مترجم و شاعر، متخلص به دانش. در خانواده بازرگان پیشه در شهر استانبول متولد شد. در آنجا زبان فارسى، تركى و فرانسه را در مكتب رشدیه، دبستان ایرانیان و مدرسه فرانسویان آموخت و مدتى عضو هیات تحریریه روزنامه تركى «اقدام» بود و مدت مدیدى استاد زبان و ادبیات فارسى در دانشگاه استانبول بود. وى در استانبول یا آنكارا درگذشت و در اسكودار دفن شد. از وى چندین تالیف به زبان فارسى و تركى باقى مانده است. از جمله: «ترجمه رباعیات عمر خیام»؛ «دستور زبان فارسى»؛ «تعلیم لسان»، تركى و فارسى؛ «خرابهى مداین»؛ «زرتشت نامه»؛ «سوهان»؛ «نواى صریر».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (317/9)، ریحانه (211 -210 /2)، زندگینامهى رجال و مشاهیر (180 -179 /3)، شرح حال رجال (79/5)، لغت نامه (ذیل/ دانش)، مؤلفین كتب چاپى (737 -736 /2)، یادگار (س 3، ش 6 و 7، ص 53 -50).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:19 PM
دانش آشتیانی، عبدالوهاب
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر، متخلص به دانش. در آشتیان متولد شد. اجداد وى همه از علماى آنجا بودند. وى در جوانى در آشتیان و آذربایجان تحصیل كرد و در تفسیر و احادیث و اخبار مهارت یافت. سپس به تهران آمد و جزء وزراء آنجا گردید. دانش در سرودن شعر توانا بود؛ اشعارى چند از وى به جاى مانده است. از اوست: دست قدرت گوهر آدم چو كرد از گل عجیم بودش اندر آستین دست امیرالمومنین
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آثار عجم (497 -496).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:19 PM
دانش اصفهانی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو ح 1362 -1290 ق). نویسنده. مترجم و شاعر، متخلص به دانش. در خانواده بازرگان پیشه در شهر استانبول متولد شد. در آنجا زبان فارسى، تركى و فرانسه را در مكتب رشدیه، دبستان ایرانیان و مدرسه فرانسویان آموخت و مدتى عضو هیات تحریریه روزنامه تركى «اقدام» بود و مدت مدیدى استاد زبان و ادبیات فارسى در دانشگاه استانبول بود. وى در استانبول یا آنكارا درگذشت و در اسكودار دفن شد. از وى چندین تالیف به زبان فارسى و تركى باقى مانده است. از جمله: «ترجمه رباعیات عمر خیام»؛ «دستور زبان فارسى»؛ «تعلیم لسان»، تركى و فارسى؛ «خرابهى مداین»؛ «زرتشت نامه»؛ «سوهان»؛ «نواى صریر».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (317/9)، ریحانه (211 -210 /2)، زندگینامهى رجال و مشاهیر (180 -179 /3)، شرح حال رجال (79/5)، لغت نامه (ذیل/ دانش)، مؤلفین كتب چاپى (737 -736 /2)، یادگار (س 3، ش 6 و 7، ص 53 -50).
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:20 PM
دانش بخارایی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. وى از شاعران پیشهور است كه ضمن مشك فروشى، غزل نیز مىسروده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (635).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:20 PM
دانش تبریزی، لطفعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1310 -1230 ش)، عالم، محقق امامى و شاعر، متخلص به دانش. ملقب به صدرالافاضل. وى در شیراز متولد شد اصل وى از تبریز بود نزد مولانا قاسم قندهارى و محمد مومن و میرزا حسن مجتهد آشتیانى و چند تن دیگر كسب علم كرد. وى در ابنبابویه به خاك سپرده شد. از جمله آثارش: «اخگر»، در شرح معماها؛ «الاعلام فى ترجمه بعض الاعلام»؛ «اكسیر اللغه»؛ «دیوان» شعر؛ «كلم و حكم»؛ «ملخص»، كه تذكرهالشعراء است؛ «جواهر البلاغه»؛ «هزار دستان»، در محاضرات؛ «اندرز نامه»؛ «دستور البلاغه»؛ «اساطیر»؛ «الدمعه»، در محاضرات و خطب.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ تذكرههاى فارسى (285/2)، دانشمندان آذربایجان (144)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (488 -474 /2)، الذریعه (328/21 ،317 -316 /9 ،264/8)، ریحانه (191/6)، سخنوران آذربایجان (356 ،346)، شرح حال رجال (181/3)، لغت نامه (ذیل/ نصیرى)، معجم المؤلفین (153/8)، مكارم الاثار (1911/6).
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:20 PM
دانش تفرشی، تقی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1326 -1250 ش)، خطاط:، منشى و شاعر، متخلص به دانش. ملقب به ضیاء لشكر و مستشار اعظم. معروف به بلور. در تفرش به دنیا آمد. از كودكى نزد ملا عبدالحمد یزدى و میرزا على محمد به تحصیل زبان عربى و ادبیات فارسى پرداخت و تعلیم خط گرفت. در یازده سالگى قصیدهاى در هفتاد بیت به رشتهى نظم كشید كه سبب شهرتش شد. از آن پس به دبیرى میرزا یوسف خان مستوفى الممالك منصوب شد، آنگاه سالها در همین سمت در شهرهاى مختلف، در دستگاه ظلالسلطان و ناصرالملك و میرزا علىاصغر خان اتابك به خدمت اشتغال ورزید. در سال 1315 ق «تذكرهى صدر اعظمى» را در شرح شاعران معاصر اتابك نگاشت و در سال 1319 ق فكاهیات خود را به نام «دیوان حكیم سورى» به چاپ رسانید. در سال 1327 ق به شیراز رفت و چندى ریاست عدلیه و دفتر ایالتى آن شهر را به عهده داشت. تقى خان در نوشتن اقسام خط توانا بود و نمونههایى كه از خط او به جا مانده، بیانگر استادى وى است. وى مدعى بود كه قانون اساسى ایران را به دستور مظفرالدین شاه یك شب تا صبح نگاشته است. دانش در تهران درگذشت. او در مجموع بیست و دو جلد كتاب نگاشته كه همهى آنها به خط اوست و این آثار غیر از «تذكرهى نون والقلم»- كه در شرح حال خطاطان ایران است- همگى منظوماند و صد هزار بیت شعر را شامل مىشود. مهمترین آنها عبارتاند از: «دیوان» اشعار، مشتمل بر غزلیات، قصاید، قطعات، رباعیات و پهلویات؛ «نوشین روان»؛ «مثنوى اكسیر اعظم»؛ «فردوس برین» و چند اثر دیگر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: ادبیات معاصر (50 -48)، تاریخ تذكرههاى فارسى (801 -800 /2 -309 -306 /1)، الذریعه (315 ،262 /9)، زندگینامهى رجال و مشاهیر (178 -176 /3)، سخنوران نامى معاصر (1338 -1333 /2)، شرح حال رجال (46 -45 /5)، فرهنگ سخنوران (331)، مؤلفین كتب چاپى (217 -216 /2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • خط • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:20 PM
دانش جعفری، زینالعابدین
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر، متخلص به جعفر. از جمله آثارش «دیوان» شعر. از اوست: ما و مجنون گرچه از یك وادییم اى دل چه سود عشق فرزندان بسى دارد ولى قابل یكى است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (256)، الذریعه (316/9)، فرهنگ سخنوران (331).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:21 PM
دانش شوشتری، حسنعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1075 ق)، فقیه و شاعر. از دانشمند بنام روزگار خود بود كه در هر دو عرصه علوم عقلى و نقلى یگانه گوهر و مثل خورشید مشهور و معروف بود. وى در اصفهان مىزیست و علاوه بر كارهاى علمى و دینى چون از جودت طبع و حدت ذهن و طلاقت لسان و حاضر جوابى بهرهمند بود و همچنین به تتبع اشعار قدما رغبت تمام داشت به سرودن اشعار نیز مىپرداخت. ابیاتى چند از او در تذكرهها نقل شده است. از آثار وى: «التبیان فى الفقه» و «حواشى بر قواعد شهید».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (256)، تذكرهى نصرآبادى (155 -154)، الذریعه (316 ،243 /9)، صبح گلشن (132).
فعالیتها: • شعر • فقه
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:21 PM
دانش شیرازی، عبدالرحیم
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(س سیزدهم ق)، شاعر. وى از سادات دشتكى شیراز بود. در غزلسرایى از سبك خواجه حافظ شیرازى پیروى مىكرد. از سرودههاى مشهور وى قطعهاى است كه در تاریخ وفات میرزا صدرالدین ابن النواب حاجى اكبر، متخلص به بسمل گفته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: فرهنگ سخنوران (331)، مرآت الفصاحه (207 -206).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:22 PM
دانش مشهدی، رضی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1076 -1075 ق)، شاعر، متخلص به دانش. اهل مشهد بود. به هندوستان رفت و در آن سامان مدح و ستایش حاكمان آنجا را گفت. ابتداى شهرت دانش از سال 1065 ق است. چه در شعبان این سال قصیدهاى در مدح شاه جهان سرود و پادشاه را خوشآمد و او را در دو هزار روپیه بصله داد. پس از این به خدمت داراشكوه ولیعهد دانشمند و با ذوق و عارف پیشه و ناكام پیوست و در حضرت او پایگاهى بلند یافت. او مدتى هم در بنگاله به محمد شجاع پسر دیگر شاه جهان تعلقى پیدا كرد و از آنجا به حیدرآباد دكن رفت و عبداللَّه قطب شاه را ستود. یكبار به زیارت خانه خدا رفت و سرانجام در مشهد درگذشت. وى شاعرى شیرین زبان و فصیح بیان بود. از آثار او: «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (468 -466 /2)، تاریخ ادبیات در ایران (561 ،557 ،543 ،461 ،440 /5)، تذكرهى نصرآبادى (253 -252)، الذریعه (317/9)، سفینه المحمود (583/2)، فرهنگ سخنوران (332)، كاروان هند (402 -391 /1)، لغت نامه (ذیل/ دانش).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:22 PM
دانش مشهدی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1347 -1281 ش)، شاعر، متخلص به دانش، در مشهد ولادت یافت. و در همان شهر پس از تصحیل مقدمات در فراگیرى علوم ادبى نزد استادانى چون ادیب نیشابورى و شیخ محمدحسن شیرازى پرداخت. پیشهى اصلى دانش، تجارت بود و در دورهى چهارم مجلس شوراى ملى از طرف مردم خراسان به سمت نمایندگى انتخاب گردید. بزرگنیا شاعرى توانا و داراى لطف كلام و ذوق سرشار بود و در سرودن قصیده به سبك استادان كهن مهارت داشت. «دیوان» وى به نام «راز دانش» به چاپ رسید.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: سخنوران نامى معاصر (1343 -1339 /2)، صد سال شعر خرسان (243 -237)، فرهنگ سخنوران (332).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:23 PM
دانش یزدی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1317 ق)، شاعر، متخلص به دانش. وى در یزد به دنیا آمد و تحصیلات قدیم را در آنجا گذراند. از اوست: ز بى دانشى دانش آموختم گشودم پر و بال و پر سوختم
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى سخنوران یزد (815 -813).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:23 PM
دانش، ملا علی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1070 ق)، قاضى و شاعر، متخلص به دانش و جاوید. مشهور به حبش. به جهت انتساب به جلال حبشى موذن پیامبر (ص). از ولایت سارى بود و در اوایل جوانى به مشهد رفت و به تحصیل در آن سامان پرداخت. مدتى منصب قضاوت در نواحى مازندران داشت. ملا على كه ابتداى امر دانش تخلص مىكرد، ولى در آخر جاوید تخلص داشت. دانش در اصفهان درگذشت و در مزار بابا ركنالدین به خاك سپرده شد. از آثار وى: «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (870 -869 /2)، تذكرهى نصرآبادى (375 -374)، الذریعه (191 -190 /9)، ریحانه (211/2)، فرهنگ سخنوران (207).
فعالیتها: • شعر • قضاوت، حقوق، علوم ----------
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:24 PM
دانشمند ابیوردی، ابوالحسن علی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 966/969 ق)، ریاضیدان، حكیم و شاعر شیعى. در كاشان دیده به جهان گشود.از چنان هوش و ذكاوتى بهرهمند بود كه در چهارده سالگى شرح «تجرید» را با حواشى آن كه از متون مشكل حكمت است و كتاب «مجسطى» را در بیست و پنج سالگى درس مىگفت و حافظهاى چنان نیرومند داشت كه هر كتاب را یك بار مىخواند و عبارت آن را هرگز فراموش نمىكرد. وى در علوم مختلف بویژه ریاضیات مهارت بسیار داشت چنان كه گویند از زمان قدیم هیجده نكته در علم ریاضى مانده بود كه تنها شش نكتهى آن توسط خواجه نصیرالدین طوسى حل شده بود و بقیه را وى حل كرد. ملا ابوالحسن در شعر فارسى نیز استاد بود و غزل را نیكو مىسرود. فضل خلخالى و شیخ احمد خلخالى از شاگردان وى بودند. در كاشان درگذشت و جنازهى وى به اردبیل منتقل شد و در آن جا دفن گردید. وى در اكثر رشتهها تالیفاتى دارد؛ از جمله: «الشوارق فى كلام»؛ «حل ما لاینحل» در حل دوازده مسأله ریاضى؛ «حسنا» در حكمت طبیعى؛ «مشارق» و «مرآت الافلاك»، در حكمت ریاضى؛ «حاشیه بر شمسیه»؛ «حاشیه بر تهذیب»، در منطق؛ «رساله اثبات واجب» به فارسى و «اثبات واجب» به عربى؛ «روضه الجنان» در حكمت؛ شرح «فرایض»؛ «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: ایضاح المكنون (59 /2 ،594 ،24 /1)، تاریخ ادبیات در ایران (685 ،683 ،348 /5)، تاریخ نظم و نثر (443 -442)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 144/10)، فرهنگ سخنوران (333)، كشف الظنون (843)، معجم المؤلفین (10/7)، هدیه العارفین (746/1)، هفت اقلیم (32 -31 /2).
فعالیتها: • ریاضیات و هندسه • شعر • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:24 PM
دانشور بختیاری، ابوالفتح
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو ح 1300 ق)، شاعر، متخلص به دانشور. وى در مكتبهاى قدیم درس خواند و ساكن قهفرخ بود. دانشور به انمور زراعى اشتغال داشت، گاهى شعر نیز مىسرود. از اوست: دانشور از رفیقان هرگز وفا ندیده یا رب بده وفایى یاران بىوفا را
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (193).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:24 PM
دانشور بختیاری، حسینقلی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1330 ق)، شاعر. تحصیلات ابتدایى را در قهفرخ به اتمام رسانید و به كسب و كار پدرى كه مباشرت در املاك بود، مشغول گردید. دانشور در سرودن شعر توانا بود. اشعارى چند از وى در «تذكره شعراى معاصر اصفهان» نقل شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (194 -193).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:25 PM
دانشور علوی، فضلالله
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
تولد: 1288. درگذشت: 1371. فضلالله دانشور علوى متخلص به «فضل» بود. از آثار اوست: تألیفات گلچین گلزار شعر و ادب (گردآورنده شهدآفرین دانشور علوى نعمتى، آلمان، 1373).
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:26 PM
دانشور علوی، هدایت الله
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
فرزند میرزا مسیح خان. فاضل ادیب شاعر عارف كامل، از فقراى سلسلهى خاكساریه، مردى خلیق و مهربان و با جود و سخا بود، در اشعار «نوح» تخلص مىنمود. نسخهاى از دیوان خطى او نزد نگارنده موجود است. در 1367 در طهران وفات یافته، در صحن امامزاده قاسم مدفون شد. این خاندان از سیصد سال قبل تاكنون به علم و فضل و طب شهرت دارند، و از اعقاب میر سید محمد حسین بن هادى بن محمد عقیلى علوى خراسانى شیرازى اصفهانى، وزیر آستانهى رضویه مىباشند كه مردى عالم فاضل، و طبیب ماهر، و مؤلف: 1- ذخائر التركیب 2- قرابادین (در 1185 تألیف شده) 3- مخزن الادویه و غیره مىباشد.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:26 PM
دانشور، تقی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1339 -1258 ش)، موسیقىدان، شاعر و نویسنده. در تهران متولد شد. او توسط مزینالدوله نقاشباشى كه از بستگان نزدیكش بود، به مدرسه دارالفنون وارد شد تا زیر نظر لومر فرانسوى تحصیل موسیقى كند. تقى خان پس از فراگرفتن قواعد نت خوانى، به زدن آلاتبادى مشغول شد. بعد نزد دووال نواختن ویولن را آغاز كرد. تا اینجا تقى خان فقط به موسیقى اروپایى آشنا بود، سپس براى اینكه موسیقى اروپایى آشنا بود، سپس براى این كه موسیقى ایرانى را فراگیرد، مدتى در كلاس حسین خان اسماعیلزاده و چندى در خدمت میرزا عبداللَّه ردیفها را فراگرفت و نزد حسامالسلطنه به تلعیم ویولن پرداخت و توسط او به دربار راه یافت و ملقب به اعلم السلطان شد و چند بار در حضور مظفرالدینشاه ساز زد. وى اولین ایرانى است كه به ویولن آشنا شد. این ساز را نواخت. خاطرات دربار قاجاریه كه از مشاهدات عینى وى بوده قریب دو سال در مجله هفتگى «روشنفكر» منتشر مىشد. موسیقى از كارهاى تفننى دانشور بود، زیرا خدمات و مشاغل ادارى به او فرصت نمىداد كه در این قمست كار فوقالعادهاى كند. كارهاى هنرى وى منحصر بوده به تدریس موسیقى آن هم فقط چند سالى در جوانى در مدرسه دارالفنون و آموزش موسیقى به چند نفر از علاقهمندان از قبیل: محمدعلى شاه قاجار، محمدحسن میرزا، شاهزاده جهانگیر میرزاى حسام و ركنالدین مختارى. او در علم پزشكى هم مدتى تحصیل كرده و در بیمارستان دولتى آن زمان (سیناى فعلى) مدت زمانى كارآموزى داشته است. دانشور در سن هشتاد سالگى در تهران در گذشت. وى آهنگى در چهارگاه ساخته كه اشعار آن را خود سروده است.[1] مرحوم تقى دانشور (اعلمالسلطان) در سال 1258 هجرى شمسى در تهران متولد شده، پدرش مرحوم نور محمدخان از حكام دورهى قاجاریه در ایالات مختلف آن زمان بوده است. نامبرده تا قبل از نائل شدن به لقب اعلمالسلطلان از طرف مظفرالدین شاه قاجار به نام میرزا تقىخان شهرت داشته است. میرزا تقىخان در دوران كودكى به اتفاق سه نفر از بستگان نزدیكش به توسط مرحوم میرزا علىاكبرخان مزینالدوله نقاشباشى كه با آنها خویشى داشت به مدرسه دارالفنون وارد و پس از تكمیل علوم و فنون آن زمان كه عبارت بود از ادبیات زبانهاى فارسى، عربى، فرانسه و فن نظام، وارد رشته موزیك دارالفنون شده و علم موسیقى غربى را علماً و عملاً نزد ژنرال لومر فرانسوى موزیكانچىباشى دربار قاجار و معلم موسیقى دارالفنون فراگرفته است و پس از فراغت از تحصیل و هنگام ورود موسیو دوال معلم سازهاى زهى كه از كشور فرانسه آمده بود به معاونت وى منصوب گردید و ضمن انجام خدمت و تدریس موسیقى به محصلین، نواختن ساز ویولن را از موسیو دوال فراگرفته و در این فن استاد شده است و در تاریخ رجب سال 1311 هجرى قمرى به موجب فرمان صادره با درجه یاور اولى (سرگردى) و یك قطعه نشان مطلا از مدرسه مباركه دارالفنون فارغالتحصیل و مشغول خدمات دولتى گردیده، در تاریخ ربیعالاول 1319 هجرى قمرى به موجب فرمان صادره با مهر و امضاى مظفرالدین شاه قاجار از درجه سرهنگى به منصب سرتیپى از درجه سیم و دریافت یك قطعه نشان و یك رشته حمایل از همان درجه ارتقا یافته و در تاریخ شهر ذیحجةالحرام سنه 1326 هجرى قمرى به موجب فرمان صادره با مهر و امضاى محمدعلى شاه قاجار، به منصب سرتیپى از درجه دوم و لقب اعلمالسلطان مفتخر گردید. میرزا تقىخان چون به موسیقى ایرانى علاقه مفرط داشت و از طرفى دوست و همسایه حسینخان اسماعیلزاده استاد كمانچه و میرزا عبداللَّه استاد سهتار بوده، لذا از این دو نفر ردیفهاى ایرانى را از راه گوش فراگرفته و آنها را با نت فرنگى تنظیم و مىنواخته است بدین ترتیب نامبرده اولین كسى است كه ردیفهاى ایرانى را با نت غربى و با ساز ویولن اجرا نموده و در زمان خود شهرت بسزایى یافته است. مرحوم تقى دانشور چون همواره شاغل مشاغل نسبتاً مهمى بوده، لذا موسیقى را به عنوان یك هنر براى خود مىدانسته و در مجامع عمومى كه در آن زمان شهرت چندان خوبى هم نداشته از موسیقى استفاده نمىكرده، فعالیت هنرى وى منحصر بوده به تدریس موسیقى آن هم فقط چند سالى در جوانى در مدرسه دارالفنون و آموزش موسیقى به چند نفر از علاقمندان از قبیل: محمدعلى شاه قاجار، احمدشاه قاجار، محمدحسن میراز ولیعهد احمدشاه، شاهزاده جهانگیر میرزاى حسام (نوهى حسامالسلطنه فاتح هرات) و ركنالدین مختارى و غیره. وى چند بار، در كنسرت انجمن اخوت به صورت افتخارى شركت داشته و چند سالى هم در مدرسه سنلوئى تهران تدریس مىكرده و عدهاى از ادبا و شخصیتهایى معروف در مدرسه مذكور شاگرد وى بودهاند. مرحوم تقى دانشور مدتى در گمرك در زمان ریاست موسیو نوز بلژیكى با سمت مترجمى زبان فرانسه و مدتى در وزارت تجارت مشغول خدمت بوده سپس با تأسیس وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به آن وزارت منتقل و تا سال 1312 در مشاغل مهم آن وزارت مانند ریاست دارالانشاء، ریاست تعلیمات متوسطه، ریاست محاسبات، ریاست پرسنل (كارگزینى) و با عنوان مدیركلى اصفهان و یزد و كاشان و توابع آنها انجام وظیفه كرده و در سال 1312 با درخواست خودش به افتخار بازنشستگى نائل گردیده و در اردیبهشت ماه 1339 شمسى دار فانى را بدرود گفته است. مشارالیه مردى ادیب شاعر و نویسنده زبردستى بوده، در علم پزشكى هم مدتى تحصیل كرده و در بیمارستان دولتى آن زمان (بیمارستان سیناى فعلى) مدت زمانى كارآموزى داشته است. خاطرات دربار قاجاریه كه از مشاهدات عینى وى بوده قریب دو سال در مجله هفتگى روشنفكر منتشر شده است بقیه تصنیفات و تألیفات وى به علت گوشهگیرى در دوران بازنشستگى چاپ نشده باقىمانده و مقدارى از آنها هم از بین رفته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] تاریخ موسیقى (582 -581 /2)، سرگذشت موسیقى (256 -253 /1)، مردان موسیقى (60 -57 /2).
فعالیتها: • شعر • موسيقي • نویسندگی
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:27 PM
دانهیی نیشابوری
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. صاحب «تذكرهى روز روشن» گوید كه: «شاعرى بود كه از خاك دانه كه دیهى است در اطراف نیشابور سر كشیده و مدتى به قناعت ملازم خانه خودش بوده پس جذبه آب و دانه او را به هندوستان كشید و در همان جا زیر خاك خوابید».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (256)، الذریعه (317/9)، كاروان هند (403 -402 /1)، هفت اقلیم (283 -282 /2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:27 PM
داور حسینی، کاظم
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1371 -1300 ش)، شاعر، متخلص به داور. معروف به روحالامین. در همدان به دنیا آمد، پس از تحصیلات ابتدایى، از دانشسراى مقدماتى همدان فارغالتحصیل شد و در همان شهر به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. داور فنون شعر را از آزاد همدانى و مفتون كبریایى آموخت و از اعضاى انجمن ادبى آن شهر بود. او شاعرى پرشور و از حافظهاى قوى بهرهمند بود. متجاوز از سى هزار بیت شعر دارد كه قسمتى از آن به نام «روان الوند» در سال 1325 ش و اثر دیگرى از وى به نام «روى پل تجریش» در سال 1337 ش چاپ شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: بزرگان و سخنسرایان همدان (297 -294 /2)، الذریعه (319/9)، سخنوران نامى معاصر (1351 -1348 /2)، فرهنگ سخنوران (334).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:28 PM
داور شیرازی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1325 -1251 ق)، فقیه، عارف، حكیم، تذكرهنویس، شاعر، متخلص به داور. در شیراز متولد شد. در زادگاهش علوم ادبى و عربى، فقه و اصول و ریاضیات را فراگرفت و در عین حال مشغول ریاضت نیز بود. به كرمان رفت و در آنجا هم چلهنشینى كرد و هم ریاضیات را تكمیل كرد و در شیراز مدتى به تدریس فقه و اصول و تفسسیر كلام پرداخت. داور مدتى امام جماعت شاهچراغ بود و در شاعرى استاد فرصت شیرازى و قدسى مشهدى. از آثار وى: «اصلاح الفاظ»؛ «حاشیهى تفسیر صافى»؛ شرح «زیارت عاشورا»؛ «ضیاء القلوب»؛ «نور الیقین فى شرح الاربعین»؛ «دیوان» اشعار؛ «مرآت الفصاحه»؛ «اساس الكمال»؛ «گنج گوهر»؛ «العشره الكامله»؛ «الاربعین»، در شرح چهل حدیث.[1] (شیخ) محمد مفید بن محمد نبى بن محمد كاظم بن عبدالنبى شیرازى، امام جماعت شاه چراغ در شیراز و مردى فاضل (و. 1251- ف. شیراز 1325 ه.ق.). وى استاد فرصت بود افادات او در باب اشعار حافظ در حواشى دیوان حافظ چاپ قدسى مندرج است. قبرش در قبرستان «درسلم» در جنوب شیراز است
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] آثار العجم (33 -26)، ایضاح المكنون (688 ،461 ،265 ،101 /2 ،90 /1)، تاریخ تذكرههاى فارسى (263 -247 /2)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (517 -493/ 2)، الذریعه (268 -267 ،127/ 15 ،1088 -1087 ،319 /9)، ریحانه (360 -359 /5)، مرآت الفصاحه (مقدمه)، مؤلفین كتب چاپى (271 -270 /6)، هدیه العارفین (469/2).
فعالیتها: • تبلیغ • رجال و تراجم • شعر • عرفان • فقه • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:28 PM
داور قاجار
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(تو 1211 ق)، شاعر، متخلص به داور. وى پسر دوازدهم فتحعلىشاه بود كه به سر كشیكچى باشى ایلخانى شهرت داشت. پس از مرگ شاه، وى با محمدشاه برادرزادهى خود به مخالفت برخاست و با همراهى برادرش علینقى میرزاى ركنالدوله كوشید كه سلطنت علیشاه ظلالسلطان را مستقر و مستحكم سازد، ولى به جایى نرسید و با شاهزادگان دیگر در زندان اردبیل محبوس شد. اما چندى بعد به همراهى ظلالسلطان و ركنالدوله و نصراللَّه میرزا از زندان فرار كرد و به خاك روسیه گریخت. چون دولت روسیه به آنان روى خوش نشان نداد، به بغداد رفتند و دولت عثمانى ماهیانهاى براى آنان معین نمود و در غربت مانند دیگر برادران خود چندان ماند كه عمرش به سر رسید و هرگز روى وطن خویش را ندید. وى داراى «دیوان» شعرى است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ عضدى (متن و تعلیقات)، حدیقه الشعراء (604 -603 /1)، الذریعه (319/9)، شرح حال رجال (162/1)، مجمع الفصحا (50/1)، مكارم الاثار (400/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:28 PM
داورزنی، ولیالله
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
تولد: 1282. درگذشت: 1362. ولىالله داورزنى متخلص به «صابر» بود. وى صاحب كتاب زیر در شعر فارسى است. داورزنى در پیشگاه داور (به كوشش محمدرضا داورزنى «داوركیا» و محمدتقى داورزنى «كیا»).
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:29 PM
داوری آرانی کاشی، ابراهیم
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. در قریه آران كاشان متولد شد و پس از تحصیل كمالات عهدهدار منصب قضاى كاشان شد. داورى به خراسان سفرى داشته است. وى با میرحیدر كاشى معاصر بود و با او مشاعره داشت. در سرودن اشعار هجوآمیز تبحر داشته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (256)، تذكرهى نصرآبادى (308)، الذریعه (869 -868 ،319 /9).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:30 PM
داوری شیرازی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1283/1282 -1238 ق)، خطاط، نقاش، ادیب و شاعر، متخلص به داورى. در شیراز به دنیا آمد. علوم ادبى و عربى و آداب سخنورى و خوشنویسى را در محضر پدر و برادر مهتر خود وقار، آموخت و فنون نقاشى و چهرهنگارى و نیز زبان و ادبیات تركى را از شخصى به نام حاجى اسداللَّه فراگرفت. داورى در سرودن انواع مختلف شعرى بویژه قصیده مهارت داشت. خطوط هفت گانه را خوش مىنوشت و در نستعلیق قوىدست بود. صاحب «طرائق الحقائق» مدت دو ماه نزد وى تعلیم خط گرفته است. او همچنین در هنر نقاشى بخصوص آبرنگ، شیرین قلم و صاحب ابتكار بود و تذهیب و آرایش تصاویر را نیكو مىدانست. دیوان بیگى، مولف «حدیقه الشعراء»، وى را «شمس القلادهى» خاندان وصال دانسته است. از كارهاى هنرى این استاد، تذهیب و نقاشى «شاهنامهى» فردوسى است كه بعدها توسط لطفعلى خان شیرازى و میرزا آقاى نقاش تكمیل شد. داورى در زادگاه خود درگذشت و در كنار میرزاى سكوت، در حرم شاهچراغ به خاك سپرده شد. «دیوان» اشعار وى در حدود پانزده هزار بیت دانستهاند. در بعضى منابع «رسالهاى در عروض» و كتابى در «معانى و بدیع» و «فرهنگ» بزرگى به زبان تركى به وى نسبت دادهاند. از آثار چهرهپردازى وى: چهار قطعه تصاویر آبرنگى از قیافه رجال برجستهى دورهى ناصرى كه در مرقعى با خطوط متنوع ترتیب یافته است؛ تصویر محمد شفیع وصال كه بر روى تشكى نشسته است. از خطوط او: یك نسخه شش دفتر «مثنوى» مولانا، به قلم كتابت خفى عالى، با رقم:؛... و انا العبد... محمد المتخلص بداورى ابن المرحوم وصال... سنهى 1267»؛ یك نسخه «لوایح» جامى، به قلم كتابت خفى خوش، با رقم: «... فى سنهى 1276... و انا العبد داورى بن وصال»؛ یك نسخه «چهار مقالهى» نظامى عروض، به قلم كتابت خوش، با رقم: «... حرره داورى بن وصال غفر له، سنهى 1279»؛ یك نسخه «سحر حلال»، به قلم كتابت خوش، با رقم: «... داورى بن وصال 1282». چهار اثر دیگر وى در «احوال و آثار خوشنویسان» ذكر شده است.[1] محمد متلخص به داورى سومین پسر وصال از شاعر از قرن سیزدهم (و. 1238- ف. 1282 ه.ق.). وى در 1279 در تهران بود و در شیراز به بیمارى دق درگذشت و در بقعه شاه چراغ شیراز مدفون گردید.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] آثار عجم (360 -359)، احوال و آثار خوشنویسان (716 -712 /3)، احوال و آثار نقاشان (715 -713 /2)، اطلس خط (566 -565)، بزرگان شیراز (363)، تاریخ ادبیات ایران، براون (207 -205 /4)، تاریخ هنرهاى ملى (987/2)، تذكرهى روز روشن (257 -256)، حدیقه الشعراء (613 -604 /1)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (517 -506 /2)، الذریعه (320 -319 /9)، ریحانه (327 -326 /6 ،212 /2)، سرآمدان فرهنگ (352 -351 /1)، شرح حال رجال (188 -186 /6)، طرائق الحقائق (379 -376 /3)، فارسنامهى ناصرى (1011 -1008 /2)، فرهنگ سخنوران (334)، لغت نامه (ذیل/ داورى شیرازى)، المآثر و الآثار (205)، مؤلفین كتب چاپى (782 -781 /5)، مجمع الفصحا (299 -293 /4)، مرآت الفصاحه (211 -208)، مكارم الآثار (1070 -1069 /4).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • خط • شعر • نقاشي
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:30 PM
دایمی آهنگر سبزواری
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. در هرات مىزیست و در آنجا پیشه آهنگرى داشت. در «تحفه سامى» از او با عنوان مولانا زایلى یاد شده. از او است: آن كه دو لعل لبش روح روان من است حقه یاقوت او جوهر جان من است
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تحفه سامى (274)، الذریعه (312/9).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:31 PM
دایه رازی، نجمالدین، ابوبکر عبدالله
( ملیت: ایرانی قرن: 7 )
(654 -573 ق)، نویسنده، صوفى و شاعر، متخلص به نجم. معروف به دایه و نجم رازى. در رى به دنیا آمد و در آنجا نشو و نما یافت. وى از اصحاب نجمالدین كبرى بود و از جوانى به مسافرت پرداخت. بعد از اداى فریضهى حج و مسافرت در شام و مصر در حدود 600 ق به صحبت شیخ مجدالدین بغدادى (مقتول 616 / 607 ق) رسید و شیخ مجدالدین، به اشارت نجمالدین كبرى، به تربیت و ارشاد او پرداخت. بعد از كشته شدن مراد و شیخ خود، مجدالدین بغدادى، به خراسان بازگشت. در هنگام فتنهى مغول به عراق عجم گریخت. بعد از مدتى به همدان رفت و در آنجا ساكن شد. به قول محمد امین ریاحى در مقدمهى «مرصادالعباد» پس از آن به اربیل مسافرت كرد و از آنجا به بلاد روم و درگاه سلاجقه آنجا رفت و از راه دیار بكر به شهر قیصریه رسید و در شهر ملاطیه یا ملطیه با شیخ شهابالدین عمر به محمد سهروردى ملاقات كرد. نجمالدین به سفارش سهروردى به خدمت علاءالدین كیقباد سلجوقى (634 -616 ق) رسید و كتاب «مرصادالعباد» را به وى تقدیم كرد و مقبول نظر سلطان قرار گرفت. بعد از این نجمالدین در بلاد مختلف روم و شام و بخصوص در بغداد سكونت كرد. در ارزنجان به خدمت علاءالدین داوود بن بهرامشاه رسید و كتاب «مرموزات اسدى در مزمورات داودى» را به نام وى نوشت. اقامت و مسافرت او در این بلاد حدود چهار یا پنج سال به طول انجامید. در 622 ق نزد سلطان جلالالدین خوارزمشاه رفت، سپس به آسیاى صغیر بازگشت و به سیر و سیاحت در آن بلاد پرداخت. وى مدتى در قونیه با صدرالدین قونیوى و مولانا جلالالدین بلخى معاشر بود. نجمالدین در این مسافرتها، در روم یا بغداد با اوحدالدین كرمانى نیز ملاقات كرد. عاقبت به بغداد رفت و در آنجا درگذشت. گویند قبر وى در شونیزیهى بغداد، بیرون مقبرهى شیخ سرى سقطى و شیخ جنید بغدادى است. استاد سادات ناصرى در حاشیه «آتشكدهى آذر» آورده است كه نجمالدین دایه به سبك سنایى شعر مىگفت. از آثار وى «مرصادالعباد من المبدأ الى المعاد»، تألیف شده بین 618 و 620 ق؛ «معیار الصدق فى مصداق العشق» معروف به رساله «عشق و عقل»؛ «رسالة الطیر» یا «رسالة الطیور»، به فارسى؛ «رسالة العاشق الى المعشوق»، كه در شرح عبارت "الصوفى غیر مخلوق" شیخ ابوالحسن خرقانى مىباشد؛ «منارات السائرین» یا «منارات السائرین الى حضرت اللَّه و مقامات الطائرین باللَّه»، به عربى، در 654 ق؛ «بحر الحقایق والمعانى فى تفسیر السبع المثانى»، در تفسیر؛ «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (1119 -1113/ 3)، تاریخ ادبیات در ایران (1196 -1189/ 3)، تاریخ گزیده (671)، تاریخ مغول (500 -499)، دایرةالمعارف فارسى (3012/ 2)، دنبالهى جستجو در تصوف (108 -105)، الذریعه (280/ 21 ،309 -308/ 20 ،1174 ،960/ 9)، رساله عشق و عقل (مقدمه/ 34 -21)، ریاضالعارفین (149 -148)، رى باستان (396 / 2)، ریحانه (139 -138/ 6)، سبكشناسى (27 -20/ 3)، شذرات الذهب (265/ 5)، صبح گلشن (507)، طرائقالحقائق (342 -341/ 2)، فرهنگ ادبیات فارسى (501)، فرهنگ سخنوران (933)، كشفالظنون (1823 ،1744 ،1655 ،224)، لغتنامه (ذیل/ نجمالدین)، مبانى عرفان و احوال و آثار عارفان (465 -460)، مجالسالنفائس (320)، مجمل فصیحى (ذیل/ سال 641 ،573)، مرصادالعباد (مقدمه)، معجمالمؤلفین (122/ 6)، مؤلفین كتب چاپى (986 -985/ 3)، نفحاتالانس (437)، الوافى بالوفیات (579/ 17)، هدیةالعارفین (461/ 1)، هفت اقلیم (11 -10 / 3).
فعالیتها: • شعر • عرفان • نویسندگی
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:31 PM
دبیر تفرشی، عنایتاللَّه، عنایت
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر، متخلص به دبیر. در جوانى در دفترخانه شاهى به امر انشاء مشغول بود و پس از مدتى به خدمت یكى از شاهزادگان قاجار درآمد. عنایتاللَّه، تخلص خویش را از صاحب «سفینه المحمود» گرفته و در سرودن شعر توانا بود و اشعارى از وى در تذكرههاى دوره قاجاریه نقل شد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: سفینه المحمود (200 -199 /1)، مصطبهى خراب (64 -63).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:32 PM
دبیر سیاقی قزوینی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1298 ش)، شاعر، نویسنده و مدرس. در گلبناى قزوین متولد شد. تحصیلات ابتدایى و دورهى اول متوسطه را در دبیرستان شاهپور (امید) قزوینى گذراند و در سال 1318 ش دورهى دوم متوسطه را پایان برده و دیپلم گرفت. سپس وارد دانشگاه تهران شده و در رشتهى ادبیات فارسى فارغالتحصیل و موفق یه دریافت دكترى شد. وى از 1320 ش به استخدام وزارت دارایى درآمد و در 1353 ش بازنشسته شد و مدت 34 سال به مشاغل مختلف دولتى مشغول بود. و از 1326 ش به همكارى دهخدا در مورد لغتنامه پرداخت و پس از مرگ وى هم همین كار را ادامه داد و در ضمن آن از تدریس غافل نماند. دبیر سیاقى به دعوت دانشگاه عینالشمس قاهره دو سفر به مصر رفته و به تدریس و سخنرانى پرداخت. او نخستین استاد فارسى در دانشگاه پكن است كه تاكنون دو سفر به آن كشور رفته و به تدریس پرداخته است. وى از محققان نامى كشور است كه بیشتر اوقات عمرش را صرف تحقیق در متون فارسى كرده است. او شعر نیز مىسراید. از آثار او: مجموعهاى از اشعارش به نام «رگرگى از آب شیرین و آب شور»؛ «حدود پنجاه مقاله علمى و تحقیقى»؛ تصحیح «دیوان» منوچهرى، «دیوان» فرخى «شاهنامه» فردوسى، «دیوان»، دهخدا «جوامع التواریخ» رشیدى، «لغت نامهى فارسى»، «تذكره الملوك»، «دستور زبان فارسى» و چندین اثر ادبى و تحقیقى دیگر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: سخنوران نامى معاصر (1360 -1352 /2)، مؤلفین كتب چاپى (470 -468 /5).
فعالیتها: • تدریس • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Thursday 19 November 2009-1, 01:35 PM
دبیر شیرازی، محمدحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1335 -1286 ق)، شاعر، خطاط. وى خطوط شكسته، نسخ و تعلیق را خوش مىنوشت. به نیابت كارگزارى بوشهر مامور بندر مزبور شد و مدتى در آنجا به سر برد و به شیراز بازگشت و در ادارهى ایالتى منشى شد. دبیر به هند سفر كرد و سپس به بوشهر بازگشت و از آنجا به چابهار رفت و در اثر گرمى هوا به جنون مبتلا شد. برادرش، شعاع الملك، در شیراز به معالجه وى پرداخت و موثر واقع شد و رو به بهبودى گذاشت و به نوشتن دواوین شعراى گذشته خود مشغول داشت. در شیراز در گذشت و در قرب تكیه خواجه حافظ دفن شد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: دانشمندان و سخنسرایان فارس (520 -517 /2).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:06 AM
درویش قاینی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم و چهاردهم ق)، شاعر. از مردم قاین بوده كه در اصفهان تحصیل علوم كرد. از اوست: من و رقیب نشستیم هر دو بر سر راهت به جانب كه فند تا ز راه لطف نگاهت
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (324/9)، سفینه المحمود (583 -582 /2)، مجمع الفصحا (290/4)، مصطبه خراب (63).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:06 AM
درویش مشهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(س نهم ق)، شاعر وى از شاعران هجوگویى است كه در اقسام شعر توانایى داشته و با مولف «مجالس النفائس» هم عصر بود است. از اوست: الهى شیوهى روزى كن این نفس سگ آسا را كه از درهاى دونان بهر نان فارغ كند ما را
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (324/9)، مجالس النفائس (63).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:06 AM
درویش منصور سبزواری
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(س نهم ق)، شاعر و صوفى. از شاعرن نامى هرات بود در تصوف شاگرد حافظ على جامى. درویش منصور در علم عروض شاگرد مولانا یحیى سیبك فتاحى نیشابورى بود و امیرعلیشیر نوایى عروض را از وى فراگرفت قصیده مصنوع سلمان ساوجى را تتبع كرد با مطلع: بس دویدم در هواى وصل یار كس ندیدم آشناى اصل كار
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (335 -334)، مجالس النفایس (206).
فعالیتها: • شعر • عرفان
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:07 AM
درویش کاهن تبریزی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر. در «تذكرهى نصرآبادى» آمده كه «درویش كاهن تبریزى است اما در قزوین و شیراز بسیار بوده در لباس درویشى سیر عالم كرده مشربش وسیع». این شعر از او است: در هر نفس كه از دل آگاه مىزنى صیقل به روى آینه از آه مىزنى
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى آذربایجان (234 -233 /2)، تذكرهى نصرآبادى (309)، دانشمندان آذربایجان (150 -149)، سخنوران آذربایجان (361).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:07 AM
درویش، شماع، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(س نهم ق)، پزشك و شاعر، متخلص به درویش. وى از پزشكان ماهر و مسلم روزگار خود بود كه علاوه بر طبابت شعر نیز مىسرود و بیشتر در فن معما هنرنمایى مىكرد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (323/9)، مجالس النفایس (258 -257 ،83).
فعالیتها: • پزشکی • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:07 AM
درویش، محمود
( ملیت:فلسطین قرن: 14 )
محمود درويش در سال 1941 در البروه روستاي شرقي عکا متولد شد. در سال 1948 پس از اشغال فلسطين به وسيله صهيونيستها، و زماني که مجبور به مهاجرت شد و تجربه آوارگي تاثيرات عميقي بر زندگي اش گذاشت. درويش پس از فارغ التحصيلي از دبيرستان حيفا مهاجرت کرد. در سال 1970 به مدت يک سال تحصيلاتش را در دانشگاهي در مسکوي شوروي سابق پي گرفت و سپس به قاهره مهاجرت کرد. مقارن اين ايام به عنوان شاعر مدتي را در حبس به سر برد بعدها فعاليتهاي سياسي اش را پي گرفت و آشکارا به ارائه اشعار اعتراضي اش پرداخت. از آثارش مي توان به کتابهاي زير اشاره کرد: «گنجشک هاي بي بال (1960)، برگهاي زيتون (1964)، عاشقي از فلسطين (1966)، تحت بيگانه 1999، ديوان محمود درويش، ديواريه 2000 و موقعيت محاصره (2002).» درويش تاکنون جايزه ابن سينا، جايزه لوتس از انجمن نويسندگان آفريقا-آسيايي، جايزه هنرهاي حماسي فرانس و مدال آثار ادبي و جايزه آزادي فرهنگي از بنياد لبنان و همين اواخر نيز (نوامبر 2003) جايزه ناظم حکمت به او تعلق گرفته است. در سال 1961 فعاليتش را به عنوان روزنامه نگار آغاز کرده و تا مدتي روزنامه الاتحاد را سردبيري کرد. در سال 1971 فلسطين اشغالي را ترک گفته و به بيروت عزيمت کرد. او به عنوان سردبير مجله ماهانه شئون فلسطينيه و سردبير ارشد گاهنامه فرهنگي ادبي الکرمل چندي به کار مشغول بوده است. درويش سرودن را از زماني که در مدرسه در حال تحصيل بود شروع کرده بود و نخستين مجموعه آثارش در سال 1960 منتشر شد يعني زماني که تنها نوزده سال داشت. با دومين مجموعه اش برگ هاي زيتون (اوراق الزيتون) 1964 به عنوان يکي از شاعران پيشرو شعر مقاومت شناخته شد. نمونههايي از اشعار محمود درويش: من يوسفم پدر برگردان : عبدالرضا رضائي نيا من يوسفم پدر پدر!برادرانم دوستم نميدارند پدر!مرا همراه خود نميخواهند آزارم ميدهند با سنگريزه و سخنم ميرانند ميخواهند كه من بميرم تا به مدحم بنشينند آنان در خانهات را به رويم بستند از كشتزارم بيرون كردند پدر!آنان انگورهايم را به زهر آلودند پدر!آنان عروسكهايم را شكستند آن گاه كه نسيم گذشت و با گيسوانم بازي كرد آنان رشك بردند و بر من شوريدند و بر تو شوريدند مگر من با آنان چه كرده بودم، پدر پروانهها بر شانههايم نشستند خوشهها به رويم خم شدند و پرنده بر كف دستانم فرود آمد با آنان چه كرده بودم،پدر و چرا من؟ تو يوسفم ناميدي آنان به چاهم انداختند و به گرگ تهمت بستند حال آن كه گرگ مهربانتر از برادران من است آي پدر آيا من به كسي جفا كردم وقتي كه گفتم: به رويا يازده ستاره ديدم و خورشيد و ماه را ديدم كه بر من سجده ميبرند من يوسفم پدر آسمان و دريا برگردان : حامد جهانشاهي و باز سرايي سيد علي صالحي آسمان را به دريا خواهم داد تا دختر پروانه مادري براي خويش نقاشي کند. آسمان آبي براي يک صندلي يک صندلي خالي، حتي اگر ياسمين دير بيايد! من با خودم آشتي خواهم کرد من با صبح يکشنبه آشتي خواهم کرد من با دو دستِ روشن تو رود را جاري خواهم کرد رود تنها در دو دستِ مَحرَمِ تو عريان خواهد شد من مي دانم که نور زن خواهد شد برهنه خواهد شد و من چشم خواهم پوشيد دُرُست همچون کودکي که دست هاي تو آخرين پناه اوست. يک آسمان براي يک دريا و يک دريا فقط براي باغي بزرگ چه روز خوبي ياسمين! روزي خوب، روشن وکامل مهياي بستري مشترک! نگاه کن کبوتران بر سردوشي نظاميان نشسته اند، جا خوش کرده اند. نگاه کن آن دلباختة ديوانه را دارد پاره اي از خورشيد را قاب مي گيرد. و من تو را چقدر دوست مي دارم! امروز چه رخ داده دختر که اين همه دوستت مي دارم؟ موج هايترا مهار خواهم کرد. تو در ساحل من آرام خواهي گرفت، من ماسه از دامنت خواهم زدود. چه روزي چه روزي تنها زمين هست، سادگي هست و صلحِ خالص و خوشبختي بي مثال ماه من! من با خودم آشتي کرده ام، من با صبح يکشنبه آشتي کرده ام، من با دو دستِ روشن تو رودها را جاري خواهم کرد. کجاست کرانه نشين خوش باشي که با دهانِ معطرِ من همآوازش ببينند؟ جهان به ستايش من برخواهد خاست سرود خواهد خواند و شراب را به شرافتِ من قسم خواهد داد. مي دانم! مردمان سرانجام روزي از سايه سار زيتون بُنان به در مي شوند، به جانب من مي آيند تا در مهتابي ِ خانه ام با پرندگان گفتگو کنند. آيا در چنين روز روشني ممکن است که پرندگان بميرند؟ اصلاً ممکن است؟ اصلاً کسي هست که در اين روز بزرگ بميرد؟ إلى أمي ... أحنُّ إلى خبز أُمي وقهوة أمي ولمسة أُمي .. وتكبُر في الطفولةُ يوماً على صدر يومِ وأعشَقُ عمرِي لأني إذا مُتُّ, أخجل من دمع أُمي ! خذينيِ إذا عدتُ يوماً وشاحاً لهُدْبِكْ وغطّي عظامي بعشب تعمّد من طهر كعبك وشُدي وثاقي .. بخصلة شَعر.. بخيطٍ يلوِّح في ذيل ثوبك .. عساني أصير ُإلهاً إلهاً أصير.. إذا ما لمستُ قرارة قلبك ! ضعيني , إذا ما رجعتُ وقوداً بتنور ناركْ .. وحبل غسيل على سطح دارك لأني فقدتُ الوقوفَ بدون صلاة نهارك هَرِمْتُ فردّي نجوم الطفولة حتى أُشارك صغار العصافير درب الرجوع .. لعُش انتظارِك!! محمود درویش در اوت ۲۰۰۸ در پی عمل جراحی قلب در تگزاس آمریکا در گذشت.
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:07 AM
درکانی، جلال
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(س ششم ق)، شاعر. وى در دركان، روستایى از جوشقان اصفهان، متولد شد. خواجه جلال فن نظم را از ظهیرالدین فاریابى آموخت و مداح سلاطین اتابكیه شد. وى از شاعران مقرب قزل ارسلان و در شعرشناسى و خوش صحبتى مشهور زمان خود بود. همچنین در صنعت انشاء و تحریر عبارات نیز استاد بود. مدتى در تبریز ساكن شد و از آنجا به خراسان رفت و در آنجا از مریدان شیخ نجمالدین اكبرى شد و در وادى سیر و سلوك قدم نهاد. وى بعد از مراجعت به عراق در آن سامان درگذشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (929 -928 /3)، تذكرهى روز روشن (174)، الذریعه (199/9)، فرهنگ سخنوران (215)، لغتنامه (ذیل/ جلال دركانى).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:08 AM
درکی قمی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1063 ق)، شاعر. در قم متولد شد پس از فرگیرى علوم رسمى، در آغاز به هندوستان رفت و مدتى در حیدرآباد تحت تربیت امیر محمد مومن استرآبادى قرار گرفت و پس از مدتى به قم مراجعت كرد و دوباره به هندوستان رفت. در زمان تالیف «تذكرهى خیر البیان» در بیجاپور به سر مىبرده است. دركى در بازگشت از دكن چندى در هرات به سر برد و در آنجا مدتى شاگرد حسنخان شاملو بیگلر بیگى خراسان بود. سرانجا به زادگاهش بازگشت و همان جا درگذشت از آثار وى: «دیوان» اشعار، قریب بیست هزار بیت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (1250 -1248 /3)، تذكرهى نصرآبادى (267)، الذریعه (322 -321 /9)، كاروان هند (412 -406 /1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:09 AM
دری، فرج الله
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
فرزند شیخ عباس (عالم و فاضل و مجتهد بوده، و انواع خطوط را نیكو مىنوشته) فرزند آقا صبور (شاعر و ادیب بوده، دیوان اشعارى دارد) فرزند محمد سعیدبن محمد زكى. عالم فاضل محقق زاهد، از شاگردان آقا سید محمدباقر درچهاى و آخوند كاشى، و از مخصوصین و اصحاب سر ایشان بوده، ضمنا خدمت جانگیرخان قشقائى و جمعى دیگر از علماى اصفهان تحصیل نموده، سالها در مدرسهى عربها ساكن، و جمعى كثیر از طلاب در خدمت او مستفیض مىشدند. سرانجام در 29 ربیع الاول سال 1382 به سن قریب نود سال وفات یافته، در تكیهى حاج آقا باقر قزوینى كه به تكیهى خلیلیان معروف است مدفون گردید. استاد جلالالدین همایى در تایخ وفات او قطعهاى سروده، از آن جمله است: واحسرتا كه كوكب درى افول كرد در حالتى كه نادرهى بىمثال بود شیخ جلیل مافرج الله درى آنك اندر زمانه قدوهى ارباب حال بود فرزانه طبع، شیخ پسندیده روزگار آزاده خوى، مرد ستوده خصال بود رفت از جهان و داشت به وقت فراق مرگ حالى چنان كه گفتى عید وصال بود تاریخ را سنا به میان پا نهاد و گفت درى درى ز مخزن علم و كمال بود
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فعالیتها: • خط • شعر • فقه
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:09 AM
دریای اصفهانی، رضا
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1335 ق)، شاعر، متخلص به شكر و دریا. در اصفهان متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه خود را در رشتهى هنرهاى زیبا در این شهر به پایان رسانید و از آن پس به خدمت فرهنگ وارد شد. از دبیران مبرز و كار آزموده اصفهان بود. وى داراى ذوقى سرشار بود. «دیوانى» دارد حاوى دو هزار بیت. در اغلب جراید و مجلات اصفهان اشعارى از او به طبع رسیده است. از آثار وى: «استالین»، شعر؛ «حكمت خدا»؛ «همسفر من».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (197 -195)، مؤلفین كتب چاپى (142 -141 /3).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:09 AM
دریای چهارمحالی اصفهانی، لطفاللَّه، نصراللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(تو 1240 ق)، شاعر. از جوانى شروع به سرودن شعر نمود و زبان به مداحى گشود.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (620/1)، الذریعه (325/9)، فرهنگ سخنوران (339)، مجمع الفصحا (290/4)، مكارم الآثار (1129 -1128 /4).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:10 AM
دزفولی شوشتری، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1347 -1260 ق)، عالم، خطیب، ادیب و شاعر، متخلص به حقیر. ملقب به خلیفه. در دزفول به دنیا آمد و همان جا نشو و نما یافت. پس از فراگیرى مقدمات مدتى در محضر علماى زادگاهش تلمذ كرد تا به درجه كمال رسید. او را براى خطابه تشویق كردند و وى در این سنگر تا پایان حیاتش باقى ماند. از آثار وى: «تحفه الابرار»، در مدایح و مراثى و خطب؛ «احسن المقال»، در قصص و حكایات؛ «مخزن الدرر»، شعر، كه در 1304 ق در بمبئى به چاپ رسید؛ «دفینه الاحباب»، در حوادث و اتفاقات دوران حیاتش؛ «دیوان» شعر به نام «دیوان حقیر دزفولى».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (226 -225 /20 ،258/9)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 519/14)، فرهنگ سخنوران (273)، مؤلفین كتب چاپى (691 -690 /2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • تبلیغ • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:10 AM
دزفولی موسوی، عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1256 -1158 ق)، مورخ و شاعر، متخلص به داعى. از فرزندزادگان خواجه على سیاهپوش بود. او در محضر سید محمدباقر حجةالاسلام اصفهانى و آقا محمد بیدآبادى تلمذ كرد. از جمله آثار وى: «تاریخ مظهرالدوله»، در رویدادهاى خوزستان و بقاع دزفولى و احوالاتى از آن سامان؛ «مجمع الابرار و تذكره الاخیار».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: طبقات اعلام الشیعه (قرن 771 -770 /13)، فهرستوارهى كتابهاى فارسى (904 -903 /2).
فعالیتها: • تاریخ • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:10 AM
دزفولی کاظمی، محمدتقی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1327 -1255 ق)، عالم دینى، فقیه، ادیب و شاعر. وى در نجف از محضر میرزاى شیرازى (قبل از هجرتش به سامراء) و شیخ محمدحسن كاظمى بهره برد و اجازه روایت گرفت. آنگاه به كاظمین بازگشت و در راس امور قضاء و حكم و تدریس قرار گرفت. از آثارش: «منتهى الامل»، در شرح «القواعد» حلى، در لفقه؛ «وسیله النجاه»؛ رسالهى عملیه براى مقلدین؛ شرح «الكافیه» ابن حاجب، در نحو، به نام «شقائق المطالب»؛ «اشعار»ى در مواعظ و اخلاق.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (195 -194 /9)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 250/14)، علماء معاصرین (96 -95)، فوائد الرضویه (431)، معجم المؤلفین (128/9)، هدیه العارفین (390/2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فقه
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:11 AM
دزفولی، محمدرضا
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(ح 1352 -1273 ق)، عالم دینى، فقیه، ادیب و شاعر. در محضر عمویش شیخ محمد طاهر، شاگرد شیخ انصارى، و دیگر علماى بزرگ چون آخوند خراسانى شاگردى كرد تا به درجه والائى دست یافت. آیتاللَّه شهابالدین نجفى مرعشى از وى روایت كرده است. در بروجرد درگذشت و در جوار امامزاده ابوالحسن دفن شد. از آثارش: «جهد المقل»، در پاسخ سوالها، فقه استدلالى ملمع؛ «فیض البارى» شرح «مكاسب» محقق انصارى؛ حاشیه بر «رسائل» شیخ انصارى؛ حاشیه «فصول» در علم اصول؛ «كلمه التقوى»، رساله فتوائیه؛ رسالهى عملیه اى فارسى كه منتخب «منهج الرشاد» است؛ قسمتى از «اشعار» وى به همراه «مخزن الدرر» در بمبئى چاپ شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (280/9)، تاریخ بروجرد (551 -549 /2)، الذریعه (124/18 ،406/16 ،157 -156 /6 ،302/5)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 744/14).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فقه
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:11 AM
دستجردی، عبدالکریم
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
ادیب الشریعة، عالم فاضل، و ادیب شاعر متخلص به «سودایى» معروف به حاج آخوند فرزند ملا عبدالرزاق بن اسماعیل. از شعراى معروف و فضلاى مشهور اصفهان است. در غرهى محرم 1281 در قریهى دستگرد خیار متولد گردیده، و نزد آقا میرزا محمدباقر [چهارسوقى] و جمعى دیگر از علما (آقا نجفى مسجد شاهى، میرزا محمد حسن نجفى) تحصیل نموده، و از استاد نامبرده به كسب اجازه مفتخر گردیده. كتب و رسائل زیر از اوست: 1 - اجمالى در احوالات پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم 2 - ترجمة الدرر، ترجمهى كلمات قصار حضرت على علیهالسلام 3 - خمسهى طیبه، مجموعهى اشعار خود در مناقب و مرائى 4 - دیوان قصاید و غزلیات 5 - دیوان غزلیات و رباعیات 6 - شمس و قهقهه، به بحر خسرو و شیرین نظامى 7 - ضیاء الابصار فى احوال الاطهار 8 - گلزار، نام قسمتى از اشعار اوست، و به طبع رسیده 9 - ملتقط اللغة، و در آن 15 هزار لغت عربى به فارسى ترجمه شده است 10 - منظومهى انوار سهیلى، معروفترین اثر اوست، و به همین جهت به ناظم السهیلى معروف بود، و نام فامیلى خود را «انوارى» نهاد. در 1352 وفات یافته، در قریهى دستگرد مدفون گردید.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:12 AM
دستغیب شیرازی، ابوالحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(تو ح 1260 ق)، حكیم، مجتهد و شاعر، متخلص به دستغیب. در شیراز به دنیا آمد و در آنجا علوم فقه و اصول و منطق و حكمت را فراگرفت. تولیت بقعهى امامزادهى سید میرمحمد بن امام موسى بن جعفر (ع)، با او بود و مدتى تولیت مسجد نصیرالملك ار نیز بر عهده داشت نصیرالدین فرصت از شاگردان وى مىباشد كه در محضرش حكمت الهى را فراگرفته است. از آثار وى: حواشى بر «اسفار اربعه» صدرالمتالهین؛ شرحى بر «كلمات قصار» امیرالمومنین (ع)؛ اشعار و خطب عربى و فارسى.[1] میرزا ابوالحسن دستغیب مجتهد و حكیم شیرازى بن میرزا احمد بن میرزا مهدى متولد حدود 1260 ق. سید ابوالحسن دستغیب شیرازى از افاضل علماء و در علوم معقول و ریاضیات مهارت بسزائى داشته و بعد از 1300 وفات نموده
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
منابع زندگینامه: [1] آثار عجم (450)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (529/2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 32/14)، طرائق الحقائق (332/3)، فارسنامهى ناصرى (915 -914 /2)، فرهنگ سخنوران (340)، گنجینهى دانشمندان (443/5).
فعالیتها: • ریاضیات و هندسه • شعر • فقه • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:12 AM
دستغیب شیرازی، صادق
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر و خطاط. وى قاضىالقضاه شیراز بود. در زمان شاه صفى به علت حسن خط، مدتى در كتابخانهى دولتى مشغول كتابت شد، عاقبت به جهت شهامت و علو همت آنجا را ترك كرد و به شیراز رفت و بعد از مدتى در لار فوت كرد. روز فوت او غزلى را كه در همان ایام گفته بوده، در پیش جنازهاش مىخواندهاند و شورى برپا بود كه خارج از بیان است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى نصرآبادى (273 -272)، الذریعه (579 -578 /9)، ریحانه (220/2)، فرهنگ سخنوران (340).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:13 AM
دستگردی اصفهانی، محسن
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(وف 1335 ش)، شاعر، متخلص به مهندس. در دستگرد مىزیست و از دسترنج زراعت خود زندگى مىكرد. شاعرى صفوى منش بود. در دستگرد وفات یافت. اثر وى: «فجایع بشر»، شعر؛ «آیینه مشروطه»؛ «دو صد داستان مهندس»؛ «بحث در چگونگى آفرینش»؛ «شرح جشن هزار سالهى فردوسى»؛ «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (481)، فهرستوارهى كتابهاى فارسى (808/2)، مؤلفین كتب چاپى (223/5).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:13 AM
دستگردی، حسن وحید
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
فرزند قاسم. فاضل محقّق، و ادیب اریب، و شاعر گران مایه، از محقّقین و متتبّعین در ادبیّات فارسى است. در سال 1298 در قریه دستگرد خیار متولّد، و در شب 21 ذى حجة الحرام سال 1361 در طهران وفات یافته، در مقبره امام زاده عبداللَّه مدفون گردید. در اصفهان خدمت جمعى از علما و ادبا همچون: آخوند ملاّ محمّد كاشى، و آخوند گزى، و آقا سید محمّد باقر درچهاى، و مرحوم جهانگیر خان قشقائى، و میرزا یحیى مدّرس بید آبادى تحصیل نموده، و در اوایل مشروطیت در زمره آزادى خواهان وارد شده، و در این راه كوشش ها نموده، سپس به طهران منتقل شده، و از سال 1338 مجلّه ادبى «ارمغان» را انتشار داده كه تا حین الفوت مرتّباً انتشار یافته، و پس از مرگ ایشان به همّت فرزند دانشمندش آقاى محمود وحید زاده متخلّص به «نسیم» كه از دبیران و صاحب منصبان عالى رتبه وزارت آموزش و پرورش است تاكنون منتشر مىشود. در اوایل «لمعه» و سپس «وحید» تخلّص مىنمود، و در روزنامهها به طور مستعار، «ناظر اصفهانى» مىنوشته. كتب زیر از اوست: 1- انقلاب ادبى 2- دیوان قصاید و غزلیّات 3- ره آورد وحید، دو مجلد 4- سرگذشت اردشیر 5- سفینه بهترین اشعار 6- مجلّه ارمغان 7- هزار اندرز نظامى، جمع آورى از اشعار نظامى گنجوى 6- یخچالیه، جلد دوم؛ و غیره. مشارالیه در طىّ بیست و سه سال انتشار مجلّه ارمغان چندین مجلّد كتاب ادبى نیز به طبع رسانید كه از آن جمله است: 1- تذكره نصر آبادى 2- تحفه سامى 3- دیوان ادیب الممالك فراهانى 4- تصحیح و تحشیه و طبع خمسه نظامى، و افزودن دو مجلّد بر آن (سبعه نظامى). 5- دیوان جمال الدین عبدالرزاق اصفهانى.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:13 AM
دستگردی، وحید
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
وحيد دستگردي درسال 1258 ه.ش و 1298 ه.ش دردستگرد واقع در جنوب غربي اصفهان درخانواده كشاورز چشم به جهان گشود .گروه : علوم انساني رشته : شعروالدين و انساب : پدر وحيد دستگردي قاسم و مادرش جهان خاتون نام داشت . كه حسن اولين فرزند خانواده و سه برادر داشت به نامهاي محمد حسين و محمد باقر و عباس كه درنعمت سواد بهره تمام داشتند و دو خواهر به نامهاي ربابه و فاطمه . تحصيلات رسمي و حرفه اي : وحيد دستگردي تحصيلات ابتدايي رااز هفت سالگي آغاز و تادوازده سالگي نزد روحاني ده مرحوم ملاعبد الكريم سودايي به آموختن فارسي و عربي پرداخت و پس از دو سال ترك تحصيل در چهارده سالگي ، رهسپار اصفهان گشت و درمدرسه ميرزا حسين «واقع درمحله بيد آبي »تحصيلات خودرا دنبال كرد . خاطرات و وقايع تحصيل : وحيد دستگردي بعلت سرودن اشعار آتشيني عليه طرفداران استبدادي آلمان و برضد دودولت روس و انگليس و انتشارآنها درروزنامه باعث كه زندگي او هميشه بصورت پنهاني باشد يا درگوشه و كناري متواري . وي پساز 2 سال متواري زيستن در چهارمحال و بختياري با پاين گرفتن جنگ درسال 1296 ه.ش به اصفهان بازگشت و علي رغم ميل باطني به تهران آمد و با كناره گيري از مبارزات و درگيريهاي اجتماعي ـسياسي درانجمنهاي ادبي ايران و حكيم نظامي اوقات خودرا صرف فعاليتهاي ادبي مي كنداستادان و مربيان : ازاستادان بنام حسن وحيد دستگردي ميتوان مرحومان ميرزا يحيي مدرس اصفهاني وآخوند ملا عبد الكريم گزي ، سيد محمد باقر درچه اي ، ميرزا جهانگير خان قشقايي و آخوند ملا محمد كاشي اشاره كرد.هم دوره اي ها و همکاران : شعرا ونويسندگاني بزرگ چون رهي معيري ،پژمان بختياري ،حسن سرور ، اميري فيروز كوهي ،عبرت ناييني ،سيد محمد طباطبايي از همدوره ايهاي وحيد دستگردي مي باشند .وقايع ميانسالي : زندگي وفعاليتهاي وحيد دستگردي درطول اقامت در تهران ،با آنچه در اصفهان بود متفاوت است ، زيرا اوضاع و احوال كلي كشور نيز رنگي ديگر به خود گرفته است . آن شور و هيجاني كه از پيدايش جنبش مشروطه خواهي تا پايان جنگ جهاني اول سراسر كشور را فرا گرفته بود ، فروكش كرده و استقرار سلطه رضا شاهي نيز عرصه را بربيان و قلم ساخته است . بعد از فوت وحيد دستگردي انتشار مجله به فرزندش سپرده شد تاسال 1357 ادامه داشتزمان و علت فوت : وحيد دستگردي دردي ماه 1321 هجري شمسي دارفاني را وداع گفت .مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : وحيد دستگردي درسال 1299 ه.ش درتهران انجمن ادبي ايران را تاسيس كرد و بعد از دوسال ازعضويت و فعاليت وي دراين انجمن ، در سال 1311 ه.ش انجمن ادبي حكيم نظامي را تاسيس نمود كه جلسات آن در خانه شخصي او تشكيل مي شد و تاپايان عمرش ادامه داشت .ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : وحيد دستگردي بعد از تشكيل انجمن ادبي ايران و انجمن حكيم نظامي در جلسات اين انجمن نيز شركت داشته است و جلسات اين انجمن را تنها به خواندن شعرو اصلاح سرودهاي اعضا اختصاص نداشته ، بلكه قرائت و مقابله و تصحيح آثار منظوم استادان قديم نيز مورد توجهي خاص بوده است .چگونگي عرضه آثار : ازجمله آثار وحيد دستگردي درزمينه ها تصحيح و چاپ ميتوان به آثار خمسه نظامي گنجوي كه شامل قصايد ،غزليات حكيم نظامي و ديوان جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني و ديوان اديب الممالك فراهاني است . آثار وحيد به دوبخش تقسيم مي شود : يكي آثاري كه در مدت اقامت وي دراصفهان پديد آورد كه مضمون آن ويژگيهاي اجتماعي ـسياسي حاكم برآن دوره بوده و ديگري آثاري كه از انقلاب مشروطيت درسال 1296 شروع و تا پايان جنگ جهاني اول ادامه داشت كه سرشارازمضامين سياسي و اجتماعي است و ازنوع اشعاري است كه به آن اشعار كاربردي مي گويند . وحيد با دست كشيدن از درگيري با مسائل اجتماعي ـسياسي دوره خود بيشتر درتصحيح و انتشار متون قديمي و تحقيقات درفعاليتهاي ادبي شركت مي كرد . و ي در قصيده سرايي طبعي توانا داشته است بخشياز ديوان وي به چاپ قصايد اختصاص يافته است . تعداد ابيات قصايد وحيد بالغ بر چهارهزار مي باشد كه از ميان حدود يك هزار بيت درموضوعات اجتماعي ـسياسي است .آثار : پروانه ويژگي اثر : اثر وي درپاسخگويي اهالي شهرهاي مختلف ايلات و عشاير مي باشد .كه در 25 ذيعقده چاپ ونشر شده است .2 چكامه نارنجك ويژگي اثر : اين شعر وحيد دستگردي در 55 بند است كه در موضوع جنگ جهاني اول كه به شرح پروزيهاي آلمان پرداخته است .3 چكاهندبزگ ويژگي اثر : ازديگر اشعار معروف وحيد دراين زمينه قصيده اي است با 189 بيت . وحيد در اين قصيده بلند، ضمن ستايش ازآلمان و عثماني و حملاتي سخت بادولتهاي فرانسه ، انگليس ، بلژيك ، ايالات متحده آمريكا و ايتاليا يادآوري افتخارات گذشته ايران وانتقادات شديد از اوضاع و احوال اجتماعي ـسياسي آن عده پرداخته است .4 درويش يورشي ويژگي اثر : از جمله مشهورترين اشعار وحيد دستگردي درزمينه ترجيع بندي است5 مجله ارمغان ويژگي اثر : اين مجله كه دربيست و دودوره كه شامل 236 شماره و 14756صفحه به چاپ رسيده است .6 ناله وطن ويژگي اثر : اين اثر وي درتركيب بنديهاي با مضامين و محتواي وطني است كه تعداد اين تركيب بندها 9 و درمجموع 134 بند است .
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:14 AM
دستور قزوینی، میررفیع
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(ز 1014 ق)، شاعر. در قزوین متولد شد و به تحصیل علم حكمت پرداخت و به اتفاق شیخ محمد خاتون، شاگرد شیخبهایى به هند رفت و ملازم آصف خان شد و در همان جا درگذشت. وى در سرودن رباعى توانا بود. در برخى منابع نام او میرمحمد رفیع آمده. رباعیاتى چند از او نقل شده است: گر دیوى اگر فرشته، سر رشته یكى است صد جاى اگر گره زنى رشته یكى است با وحدت ذات، كثرت خلق چه باك دهقان و بهار و مزرع و كشته یكى است
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (260)، تذكرهى نصرآبادى (271 -270)، الذریعه (378/9)، كاروان هند (413 -412 /1)، مینودر (450 -449 /2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:14 AM
دشتکی شیرازی هروی، جمالالدین امیر عطاءاللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(وف ح 926 -917 ق)، محدث، مورخ و شاعر. ملقب به جمال حسینى و معروف به امیر جمالالدین محدث اصیلى به جهت شاگردى امیر اصیل. وى پسر عم امیر غیاثالدین منصور و از بزرگان حدیث روزگار خود بود و در دیگر علوم دینى دستى توانا داشت. در مدرسه سلطانیه هرات تدریس مىكرد، و بر منبر خطبه مىخواند و آشكارا تبعیت خود را از ائمه اطهار (ع) اعلام مىداشت. وى چندى در نیشابور زیست. از آثار وى: «احوال اولاد امیرالمومنین (ع)»؛ «الاربعون حدیثا من حادیث سید المرسلین فى مناقب امیرالمومنین (ع)»؛ «تحفه الاحباء»؛ «روضه الاحباب فى سیره النبى و الال و الاصحاب»، كه به خواست امیرعلیشیر نگاشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (145/8)، الذریعه (286 -285 /11 ،124/6 ،409/3 ،480/2 ،421/1)، روضات الجنات (189/5)، ریاض العلماء (316 -315 /3)، ریحانه (369 -367 /3)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 140/10)، فارسنا مهى ناصرى (1138 ،1057 /2)، فوائد الرضویه (263/1)، الكنى و الالقاب (154/2)، مؤلفین كتب چاپى (74/4)، معجم المؤلفین (285/6)، هدیه الاحباب (120).
فعالیتها: • تاریخ • حدیث • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:14 AM
دشتکی شیرازی، نظامالدین احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 1015 ق)، حیكم، ادیب و شاعر. ملقب به سلطان الحكماء و سید العلماء. وى پدر بزرگ سید على خان مدنى شیرازى بود. از تالیفات وى: «اثبات الواجب الصغیر»؛ «اثبات الواجب الكبیر»؛ «اثبات الواجب الوسیط».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (103/1)، ریحاه (201 -200 /6).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:15 AM
دشتی فارسی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1299/1298 -1246 ق)، ادیب، حكیم و شاعر، متخلص به دشتى. وى اهل دشتستان بود از طایفه حاجیان. در محضر پدرش و دیگر فاضلان شره علوم ادبى و تازى را آموخت پس از فوت ضابط دشتى به حكومت آن نواحى رسید، در دورهى حكومتش به دستگیرى از مستمندان و فقیران پرداخت. از جلمه آثارش: «دیوان» شعر؛ «نمكدان»؛ «طریق السلوك»؛ «كلام الملوك».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (622 -621 /1)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (546 -538 /2)، الذریعه (313/24 ،111/18 ،326/9)، فارسنامهى ناصرى (1336/2)، مؤلفین كتب چاپى (471 -470 /5)، مرآت الفصاحه (215 -214)، مكارم الاثار (1289 -1288 /4).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:16 AM
دشتی کردستانی، عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1342 -1273 ق)، عالم و شاعر. ملقب به مفتى. در قریه دشه از توابع اورامان متولد شد. در كودكى به علت نداشتن پدر به امر تحصیل التفات نكرد، تا اینكه كه در پانزده سالگى تحت تربیت محمد بهاءالدین عثمانى نقشبندى كه از شاگردان پدرش بود قرار گرفت. ابتدا در سنندج تحصیل كرد و پس از آن در نودشه نزد ملا احمد نودشى و مدتى نیز در اربل نزد حاج عمر افندى تلمذ كرد، تا سرانجام در سال 1300 ق موفق به دریافت اجازه شد. از آن پس مدتى در قریه گلپ عراق و روستاى زادگاهش تدریس كرد و سپس در سنندج در مسجد امامزاده پیر عمر و در مدرسهى دارالاحسان به این مهم پرداخت. ملا عبداللَّه شعر را نیز نیكو مىسرود. در سنندج درگذشت و در بالا تپه شیخ محمد صادق دفن شد. از آثار وى: كتابى «در فرایض و موارث»، به فارسى؛ «ابكریه»، در نحو به فارسى؛ «رسالهاى در اثبات نبوت حضرت محمد (ص)»، با دلایل عقلى به عربى؛ «رسالهاى در علم كلام و عقاید»؛ «عقیده»، به گویش كردى اورامى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ مشاهیر كرد (163 -161 /2)، زندگینامهى رجال و مشاهیر (226 -224 /3).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:16 AM
دعویدار قمی، رکنالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 7 )
(س ششم و هفتم ق)، فقیه و شاعر، متخلص به دعوى. معروف به ملكالشعراء، نسب وى به سه پشت به دعویدار قمى مىرسد. در قم متولد شد و در بدایت حال تصدى مقام شرعى در همان شهر داشت وى از مفتیان زمان خود بوده و به شاعرى و ستایشگرى بزرگان زمان خود مشغول بود. وى علاوه بر مدح آخرین پادشاه باوندى در تبریز مدتى مدح اتابكان آن سامان گفت. ركنالدین با كمالالدین اسماعیل رابطه ادبى داشته و قصیده لامیه را در سى و شش بیت در مدح او سروده و بدو فرستاده، كمال نیز پاسخ گفته، همچنین نوشتهاند كه با اثیرالدین اومانى نیز مكاتبه و مشاعره داشته است. دعوى شاعرى ذو لسانین بود كه در نظم و نثر عربى و فارسى قدرتى تمام داشت. آثار وى: «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (1253 -1250 /3)، تاریخ ادبیات در ایران (352 -346 /3)، تاریخ نظم و نثر (172)، تذكرهى روز روشن (261)، دیوان ركنالدین دعویدار قمى (مقدمه/ 39 -7)، الذریعه (383 -382 ،327 /9)، ریاض العلماء (106/5)، سرآمدان فرهنگ (400 -399 /1)، فرهنگ سخنوران (394)، فهرست منتجبالدین (185)، مجمع الفصحا (680/2).
فعالیتها: • شعر • فقه
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:16 AM
دقاق نیشابوری، ابوعلی حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(وف 412/405 ق)، عالم، عارف، مفسر، واعظ و شاعر. در نیشابور به دنیا آمد و همان جا نشو و نما یافت. از اكابر عرفا و جامع اصول شریعت و فنون طریقت به شمار مىرفت. در بیان احادیث و اخبار دستى توانا داشت و در تفسیر و تاویل آیات بصیر و بینا بود. از كثرت شوق و ذوق و درد و گریه كه داشته او را شیخ نوحهگر مىگفتند. كلمات معروفهاى نیز از وى به یادگار مانده است. گویند خواجه عبداللَّه انصارى مناجات مشهور خود را از كلمات این عارف ربانى اقتباس نموده است. ابوالقاسم عبدالكریم قشیرى داماد و شاگرد وى بود. دقاق در نیشابور وفات یافت و او در مدسهى خو در سمت قبلهى كهن دز دفن كردند. از آثار وى: «تاویل بعضى از آیات قرآنیه»؛ «خلافت»؛ «زهد»؛ «مواعظ»، كه بر سیصد و شصت مجلس مشتمل مىباشد؛ «كتاب الضحایا».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (24)، تاریخ نیشابور (226 ،225)، ترجمهى رسالهى قشیریه (مقدمه، 29)، ریحانه (223 -222 /2)، طبقات الصوفیه هروى (631 -630)، كشف الظنون (1434)، الكنى و الالقاب (229/2)، مجمل فصیحى (ذیل/ سال 406)، معجم المؤلفین (261/3)، نفحات الانس (299 -297)، وفیات الاعیان (208 ،207 ،206 /3)، هدیه الاحباب (135)، هفت اقلیم (225/2).
فعالیتها: • تبلیغ • شعر • عرفان • قرآن
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:17 AM
دقاقی بلیانی، معینالدین
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 979 ق)، صوفى و شاعر، متخلص به معین. وى پدر تقىالدین اوحدى مولف تذكره «عرفات العاشقین» است. در قزوین در خدمت شاه طهماسب صفوى بود. از آنجا به شیراز رفت و پس از چندى به هندوستان مهاجرت كرد و در دكن مقیم شد تا درگذشت. وى از غزلسرایان توانمند روزگار خود بود. از آثار وى: «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (660)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (491/4)، الذریعه (1076/9)، ریحانه (349/5)، صبح گلشن (433)، فرهنگ سخنوران (863 -862).
فعالیتها: • شعر • عرفان
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:17 AM
دقایقی مروزی، شمسالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(س ششم ق)، شاعر، ادیب. گویند در موعظه و تذكیر حقایق و دقایق بىنظیر و مداح خواجه عمید فخرالدین حمید بود و طبع عالى داشته و لواى فصاحت و بلاغت مىافراشته. از جمله آثارش: «حنین الاوطان»؛ «بختیار نامه» را به او نسبت مىدهند؛ «سندباد نامه» نیز كه دو تهذیب دارد یكى از وى است دیگرى از ظهیرى سمرقندى.[1] مروزى، شمسالدین محمد بن على، عالم و واعظ و شاعر اواخر قرن ششم ه. وى تا پایان قرن مذكور زنده بود. و هم اوست كه سندباد نامه را به نثرى مصنوع و مزین تحریر كرده.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] تاریخ ادبیات در ایران (1002/2)، الذریعه (327/9)، لباب الالباب (215 -212 /1)، مؤلفین كتب چاپى (472/5)، مجمع الفصحا (647/2)، هفت اقلیم (13/2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:18 AM
دقیقی مروزی، ابومنصور محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(تو ح 320، وف 370 -367 ق)، شاعر. در مولد او اختلاف است. عوفى او را طوسى و برخى بلخى و گروهى سمرقندى مىخوانند. او از شاعران عصر سامانى است و مدتى در خدمت امیر ابوالمظفر چغانى زیست و او را مدح مىگفت. دقیقى پیش از فردوسى شروع به نظم شاهنامه كرده بود. اما هنوز هزار بیت از شاهنامه را نسروده بود كه به دست غلامى كشته شد. برخى به اشتباه سال قتل وى را 341 ق دانستهاند. وى در سرون انواع شعر بویژه مدیحه و حماسه استاد بود. آثار وى: «گشتاسب نامه» قسمتى از شاهنامه كه در شرح سلطنت گشتاسب و ظهور زرتشت و جنگ مذهبى میان گشتاسب و ارجاسب تورانى است و «دیوان» اشعار.[1] ابومنصور محمد بن احمد از شاعران عهد سامانى (مق. حدود 369 -367 ه.ق.) و دومین گویندهاى است كه به نظم شاهنامه قیام كرده. وى در اواسط نیمه اول قرن چهارم متولد شده. دقیقى بر دین زردتشتى بود، و در جوانى به دست غلام خود به قتل رسید. او شاهان سامانى و امراى چغانى را مدح مىگفته. از وى قصاید و غزلها و قطعات و ابیات پراكندهاى در تذكرهها نقل شده. قصاید و غزلیاتش دال بر استادى و مهارت اوست اما مهمترین اثر او گشتاسپنامه (ه.م.) است یعنى قسمتى از شاهنامه در شرح سلطنت گشتاسپ و ظهور زردشت و جنگ دینى میان گشتاسپ و ارجاسپ. ورود دقیقى در انواع مختلف شعر و قدرتى كه در همه ابواب نشان داده دلیل آشكارى است بر فصاحت كلام و روانى طبع و قوت بیان و ذهن او. تغزلات بدیع و غزلهاى لطیف و مدایح عالى و اوصاف رایع او با معانى باریك و مضامین تازه و دلانگیزى كه در همه آنها به كار برده به شعر او دلاویزى و رونق و جلاى خاص مىبخشد و بیهوده نیست كه فردوسى او را به «گشادگى زبان» و «سخن گفتن خوب» و «روانى طبع» وصف مىكند. وى مخصوصا قصاید مدحى را كمال بخشید. بعضى از قصاید او بعدها چند بار مورد استقبال شعراى استاد قرار گرفته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] با كاروان حله (34 -19)، پیشاهنگان شعر فارسى (117 -99)، تاریخ ادبى ایران، براون (673 -669 /1)، تاریخ ادبیات در ایران (419 -408 /1)، تاریخ گزیده (731 -730)، تذكرهى روز روشن (261)، دایرةالمعارف فارسى (983/1)، الذریعه (327/9)، ریحانه (225 -224 /2)، سخن و سخنوران (35 -28)، شخصیتهاى نامى (196 -195)، فرهنگ ادبیات فارسى (212 -211)، لغت نامه (ذیل/ دقیقى)، مؤلفین كتب چاپى (284 -283 /5)، مجالس النفائس (335 -334)، مجمع الفصحا (646 -641 /2)، هفت اقلیم (402 -401 /3).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:18 AM
دل آرتیمانی، میرقاسم، هاشم
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(س دوازدهم ق)، شاعر، متخلص به دل. وى از سادات آرتیمان اطراف همدان است كه در محاصره اصفهان بوسیله افاغنه كشته شد. وى شاگرد شیخ محمدعلى حزین لاهیجى بود در «تذكرهى روز روشن» اسم او محمدهاشم آمده و گفته شد كه فرزند رضى آرتیمانى نوه ابراهیم ادهم است. از او است: قفس در هم شكن تا خویش را در لامكان بینى برآ از دام تا خود را هماى پر فشان بینى
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (262 -261)، تذكره المعاصرین (199)، الذریعه (1287 ،328 /9)، صبح گلشن (164).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:19 AM
دلسوز تبریزی، محمد امین
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، شاعر. ملقب به استاد. در تبریز متولد شد و در همان شهر نشو و نما یافت. میرزا سروش و میرزا مظهر از شاگردان وى بودند. محمد امین به دو زبان فارسى و تركى شعر مىسرود. از آثار وى «دیوان» مشتمل بر اشعار تركى و فارسى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: دانشمندان آذربایجان (151)، الذریعه (992 ،328 /9)، ریحانه (227 -226 /2)، فرهنگ سخنوران (342)، مؤلفین كتب چاپى (688/1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:19 AM
دلگیر آذربایجانی، محمد عطار
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1282 ق)، شاعر. از اهالى آذربایجان است در ناخوشى وبا از دنیا رفت. در قله اخى سعدالدین دفن است. وى داراى «دیوان» شعر است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (328/9)، دانشمندان آذربایجان (151).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:20 AM
دلیل ایروانی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(ز 1238 ق)، شاعر. وى از معاصران فتحعلىشاه بود. قصیدهاى در مدح او ساخته و در آخر آن به تعمیر مسجد ایروان اشاره نموده است. وى داراى «دیوان» شعر است. از اوست: دلیل از بحر تاریخش رقم زد از ایشان مسجد نیكوست برپا
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (329 -328 /9)، دانشمندان آذربایجان (151).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:20 AM
دنیای خراسانی، طاهره
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1388 -1324 ق)، شاعر، متخلص به دنیا. در شهر مشهد به دنیا آمد و در همان شهر به فراگرفتن دانش پرداخت. در تاریخ و ادبیات فارسى و تازى كار كرد و بیشتر روزگار خود را به بررسى نوشتهى بزرگان گذراند. وى در آغاز جوانى ازدواج كرد. دو هزار بیت شعر سروده ولى «دیوان» وى به چاپ نرسیده است. در شعر از شیوهى عراقى پیروى مىكرد. شعرهایش بیشتر در قالب قصیده، چامهسرایى و مثنوى بوده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: زنان سخنور (197 -195 /1)، صد سال شعر خراسان (243 -242).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:20 AM
دهخدا، ابوالمعالی
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(وف 541 ق)، شاعر. وى شاعرى است جامع علوم معقول و منقول و شیعه مذهب و از فضلاى عراق كه معاصر با نادرشاه و حكیم سنایى و مختارى غزنوى بود. نظامى عروضى و عوفى وى رادر ردیف شاعران سلجوقى ذكر كردهاند. و صاحب «مجمع الفصحا» او را مداح غیاثالدین مسعود بن ملكشاه دانسته است. وى از استادان معروف عهد خویش بود و بعد از خود میان ناقدان بزرگ شهرت داشته است. مرحوم اقبال آشتیانى وى را همان ابوالمعالى نحاس اصفهانى (وف 512)، معاصر البارسلان و ملكشاه دانسته است، با توجه به اینكه در تذكرهها ابیاتى را به هر دو نسبت دادهاند و شیوهى شاعرى هر دو را یكى دانستهاند این گمان مىرود كه وى همان دهخدا رازى باشد. ولى اكثر منابع این دو را جداى از هم آوردهاند و بعید به نظر مى رسد كه این دو یكى باشند. از وى «دیوان» اشعارى بر جاى مانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (604 -600 /2)، الذریعه (333 -332 /50 -49/9)، لباب الالباب (228/2)، لغت نامه (ذیل/ ابوالمعالى)، مجمع الفصحا (199 -195 /1)، هفت اقلیم (42 -39 /3).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:21 AM
دهخدا، علیاکبر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1334 -1258 ش)، روزنامهنگار، شاعر، محقق، مترجم، مصحح و فرهنگنویس. معروف به دخو. در خانوادهى قزوینىالاصل در تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات قدیمى را نزد شیخ غلامحسین بروجردى آموخت و پس از آن وارد مدرسهى عالى علوم سیاسى تهران شد و مبانى علوم جدید و زبان فرانسه را در آن جا فراگرفت و ضمنا از محضر درس شیخ هادى نجمآبادى نیز بهره برد. در 1282 ش به همراه معاونالدولهى غفارى، وزیر مختار ایران در كشورهاى بالكان، به اروپا رفت و طى دو سال اقامت در وین ضمن تحصیل دانشهاى جدید، زبان فرانسهى خود را تكمیل كرد و در همان روزهاى آغازین جنبش مشروطه به ایران بازگشت و در انتشار روزنامه «صور اسرافیل» را با میرزا جهانگیر خان شیرازى همكارى كرد و مقالات خودرا تحت عنوان «چرند و پرند» با نامهاى مستعار؛ دخو، خرمگس، سگ حسن دله غلام گدا چاپ مىكرد. دهخدا پس از واقعه به توپ بستن مجلس به استانبول گریخت و از آنجا به اروپا رفت و در سویس با كمك میرزا ابوالحسن خان پیرنیا، معاضدالسلطنه، روزنامهى «صور اسرافیل» را از نو در شهر ایوردون دایر كرد كه پس از سه شماره تعطیل شد و وى به تركیه رفت و در استانبول به انجمن سعادت ایرانیان پیوست و در شمار نویسندگان مجله «سروش» درآمد. دهخدا پس از فتح تهران و اعادهى اصول مشروطه، از تهران و كرمان به نمایندگى مجلس در دورهى دوم انتخاب شد. وى در دوران جنگ جهانى اول حدود بیست و هشت ماه در یكى از قراى چهارمحال بختیارى منزوى بود و پس از پایان جنگ به تهران آمد و از آن پس از كارهاى سیاسى دست شست و مشاغل مختلفى چون ریاست دفتر وزارت فرهنگ، ریاست مدرسهى علوم سیاسى تهران، ریاست تفتیش وزارت دادگسترى را عهدهدار شد. دهخدا پس از قضایاى شهریور 1320 ش و بركنارى رضاشاه، تا پایان عمر به مطالعه و تحقیق و تالیف مشغول شد و از كارهاى سیاسى كناره گرفت. وى در تهران درگذشت و جنازهاش به شهر رى منتقل شد و در ابنبابویه دفن گردید. مهمترین آثار او عبارتند از: مقالات «چرند و پرند»؛ «امثال و حكم»؛ «جریدهى سروش»؛ «لغت نامه»؛ «دیوان»، شعر؛ تصحیح «دیوان» سیدحسن غزنوى؛ «شرح حال و آثار ابوریحان بیرونى»؛ «روح القوانین»؛ ترجمه؛ «عظمت و انحطاط رومیان»، ترجمه.[1] (بخش 1) علىاكبر ابن خانبابا (خان)، دانشمند و لغوى و نویسنده معروف (و. تهران حدود 1297 ه.ق.- ف. 1357 ه.ق./ 1334 ه.ش.) وى نزد شیخ غلامحسین بروجردى به آموختن علوم ادبى پرداخت، وسپس در مدرسه سیاسى مشغول تحصیل شد. چون منزل او در جوار منزل آیةاللَّه حاج شیخ هادى نجمآبادى بود، دهخدا از این حسن جوار استفاده كامل میبرد و با وجود حداثت سن از محضر آن بزرگوار بهرهمند مىگشت. وى در همین ایام به فراگرفتن زبان فرانسوى اشتغال ورزید. بعدها معاونالدوله غفارى او را با خود به اروپا برد، و وى دو سال در اروپا و بیشتر در وینه پایتخت اتریش اقامت داشت. در این مدت زبان فرانسوى و معلومات جدید را تكمیل كرد. مراجعت دهخدا به ایران مقارن با آغاز مشروطیت بود.او با همكارى «جهانگیرخان» و «قاسم خان» روزنامه «صور اسرافیل» را منتشر كرد. جذابترین قسمت آن روزنامه ستون فكاهى بود كه به عنوان «چرند و پرند» به قلم استاد و با امضاى «دخو» نوشته مىشد، و سبك نگارش آن در ادب فارسى بىسابقه بود، و مكتبى جدید را در عالم روزنامهنگارى ایران و نثر فارسى پدید آورد. دهخدا مطالب انتقادى و سیاسى را با روش فكاهى در طى آن مقالات منتشر مىكرد. پس از تعطیل مجلس شوراى ملى در دوره محمدعلى شاه، دهخدا را با جمعى از آزادیخواهان به اروپا تبعید كردند. دهخدا درپاریس با علامه محمد قزوینى معاشر بود. سپس به سوئیس رفت و در «ایوردون» سوئیس نیز سه شماره از صور اسرافیل را منتشر ساخت، و از آنجا به استانبول رفت و با مساعدت تنى چند از ایرانیان كه در تركیه بودند روزنامهاى به نام «سروش» به زبان فارسى انتشار داد كه حدود 15 شماره منتشر شد. پس از آنكه مجاهدان تهران را فتح نمودند و محمدعلى شاه خلع گردید، دهخدا از تهران و كرمان به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد و با استدعاى احرار و سران مشروطیت از عثمانى به ایران باز آمد و به مجلس شوراى ملى رفت. در دوران جنگ بینالمللى اول دهخدا در یكى از قراى «چهار محال» بختیارى منزوى بود و پس از جنگ به تهران بازگشته از كارهاى سیاسى كناره گرفت و به خدمات علمى و فرهنگى مشغول شد و بالاخره تا پایان حیات بیشتر به مطالعه و تحقیق و تحریر مصنفات خویش اشتغال داشت. وى در تهران درگذشت و مدفن او ابن بابویه است از آثار اوست: ترجمه عظمت و انحطاط رومیان، ترجمه روح القوانین، فرهنگ فرانسه به فارسى، تصحیح یوسف و زلیخا، تصحیح دیوان حافظ، تصحیح دیوان منوچهرى، پندها و كلمات قصار (هیچیك از این كتب منتشر نشده). امثال و حكم (4 جلد، سه بار چاپ شده)، مجموعه اشعار دهخدا، لغتنامه دهخدا (دائرةالمعارف فارسى) (لغتنامه). دانشمند و محقق و نویسنده و روزنامهنگار، فرزند خانباباخان از ملاكین قزوین است. در 1258 ش در تهران متولد شد. تحصیلات خود را از پنج سالگى شروع كرد و به علوم ادبى و ادبیات عربى و فقه و اصول و ریاضیات قدیم و حكمت تا حدى بصیرت یافت، سپس وارد مدرسهى علوم سیاسى شد و آن مدرسه را به اتمام رسانید و مدتى نیز نزد آشیخ هادى نجمآبادى مجتهد معروف درس خواند. دهخدا قبل از مشروطیت به اتفاق معاونالدوله غفارى به اروپا رفت و چند سال در وین اقامت گزید. در این مدت به آموختن زبانهاى خارجى و تكمیل معلومات خود پرداخت. در اوایل مشروطیت به ایران آمد و با كمك دو تن از دوستان خود به نام قاسم تبریزى و جهانگیرخان شیرازى، روزنامهى معروف صوراسرافیل را انتشار داد و مقالات دهخدا در آن روزنامه تحت عنوان «چرند و پرند» و با امضاى «دخو» سر و صداى زیادى ایجاد كرد و سبك جدیدى در ادبیات فارسى ایجاد شد. دهخدا مطالب سیاسى و جدى را غالبا با عنوان فكاهى در روزنامه انتشار مىداد. بعد از تعطیل مجلس اول، دهخدا و جمعى از آزادیخواهان به اروپا تبعید شدند. در اروپا با كمك عدهاى از آزادیخواهان چند شماره روزنامهى صوراسرافیل را انتشار داد. بعد به تركیه رفت و در آنجا روزنامهى سروش را منتشر نمود. بعد از فتح تهران و سقوط محمدعلى شاه، به تهران آمد و در دورهى دوم مجلس از طرف مردم تهران و كرمان به وكالت مجلس انتخاب گردید. بعد از خاتمهى مجلس، سیایست را رها كرد. و به ریاست مدرسهى عالى علوم سیاسى منصوب شد و سالها ریاست آن مدرسه را عهدهدار بود. در سال 1313 كه دانشگاه تهران تشكیل یافت، دهخدا به ریاست دانشكدهى حقوق و علوم سیاسى و اقتصادى برگزیده شد و تا شهریور 1320 در آن سمت مستقر بود. خیلى از رجال و سیاستمداران ایران از شاگردان دهخدا بودند. دهخدا تالیفات متعددى دارد كه برخى انتشار یافته است. از جمله تالیفات انتشار یافتهى او امثال و حكم در چهار مجلد است. دیگر از كارهاى علمى و ادبى او تصحیح دیوان منوچهرى و تصحیح دیوان حافظ و فرهنگ فرانسه به فارسى است. ولى شاهكار خدمات فرهنگى او لغتنامه است كه تا ابد نام او را جاویدان خواهد ساخت. لغتنامه فرهنگ جامعى است از لغات فارسى و عربى و اروپائى مستعمل در فارسى و اعلام كه نتیجهى كوشش و تلاش پنجاه سالهى علامه دهخدا است. قریب سه میلیون لغت از روى متون معتبر اساتید نظم و نثر فارسى و عربى در رشتههاى تاریخ، جغرافیا، طب، هیئت، نجوم، ریاضى، حكمت و كلام و غیره فراهم گردیده است. مجلس شوراى ملى در سال 1324 مادهى واحدهاى به تصویب رسانید و نام لغتنامه را به نام دهخدا تصویب نمود و چاپ آن را مجلس شوراى ملى عهدهدار گردید. در این مجلدات، علاوه بر معانى لغات از نظم و نثر متقدمان شواهدى نیز عرضه شده است. در لغتنامه یك دوره مفصل از دستور زبان فارسى آمده است. علامه دهخدا گاهى شعر مىسرود و دیوانى از اشعار وى منتشر شده است. وفات او در اسل 1334 ش اتفاق افتاد و براى اتمام كارهاى علمى او سازمانى به نام سازمان لغتنامهى دهخدا تاسیس شد. كوشش و تلاش او تاكنون بىسابقه بوده است. علامه دهخدا با وجودى كه سالها دور از ---------- به كار عظیم تحقیقى خود اشتغال داشت، معالوصف در دوران نخستوزیرى دكتر مصدق و جریان ملى شدن نفت او را یارى و معاونت نمود و قدما و قلما نهضت ملى را تقویت مىكرد. در همان ایام در بین مردم این مسئله قوت گرفته بود كه اگر رژیم ایران به جمهوریت تبدیل شود هیچكس بهتر و شایستهتر براى ریاست جمهورى از دهخدا نیست. بعد از كودتاى 28 مرداد، دهخدا مورد بغض و كینه قرار گرفت. به هنگام مرگ دستور داده شده بود از او تجلیل نشود. خدمات دهخدا چه به مشروطیت و چه به ادبیات فارسى قابل ستایش بسیار است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] از نیما تا روزگار ما (137 -129)، با كاروان حله (403 -385)، تاریخ ادبیات ایران، براون (52 -50 /4)، تاریخ ادبیات ایران، دورهى بازگشت (267 -264 /1)، تاریخ جراید (147 -146 /3)، چشمهى روشن (467 -460)، چون سبوى تشنه (54 -47)، دایرةالمعارف فارسى (2497/2)، دهخداى شاعر، الذریعه (333/9)، ریحانه (242 -240 /2)، زندگینامهى رجال و مشاهیر (253 -244 /3)، سرآمدان فرهنگ (358 -356 /1)، سخنوران نامى معاصر (1383 -1379 /2)، شرح حال رجال (430 -429 /2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 1591 -1589 /14)، فرهنگ ادبیات فارسى (216 -215)، گلزار معانى (271 -264)، لغت نامه (مقدمه/ 418 -379)، مؤلفین كتب چاپى (515 -508 /4)، مستدركات اعیان (115 -113 /1).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • روزنامه نگاری • ---------- • شعر • محقق • نویسندگی
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:22 AM
دهدار شیرازی، احمد فانی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 1016/1010 ق) ادیب، صوفى و شاعر. در شیراز ولادت یافت و نزد شاه فتحاللَّه شیرازى تحصیل كرد. وى پس از چندى به هندوستان رفت و در دكن و در دربار احمد نگر نزد حاكمان آنجا تقرب یافت و در آنجا از مریدان شیخ حسن نجفى شد و در تصوف به درجهى كمال رسید. مدتى نیز در آن سامان حكومت یافت و سرانجام در سورات درگذشت. از آثار وى: «شرح گلشن راز»؛ «شرح فصل الخطاب»؛ حواشى بر «نفات الانس» و «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (656 -655)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (212 -211/1)، الذریعه (359/9).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • عرفان
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:22 AM
دهدار شیرازی، معینالدین، ابومحمد
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 1016 ق)، ریاضىدان، نویسنده و شاعر حروفى، متخلص به عیانى. ملقب به دهدار. وى از دانشمندان روزگار خود بود كه تالیفات بسیار در فنون مختلف به زبان عربى و فارسى داشت. وى در حافظیه به خاك سپرده شد. از آن جمله: «مفاتیح الاستخراج»؛ «زیده الالواح»، در جفر؛ «ایجاز مفاتیح الاعجاز»، در شرح گلشن راز؛ «رسالهاى در بیان شرف و فضیلت انسان»؛ «اسرار الحروف»؛ «جواهر الاسرار»؛ «دیوان» شعر؛ نفایس الارقام»؛ «كواكب الثواقب»؛ «كنز الرموز»؛ «مفاتیح المخالیق»؛ «خلاصه الترجمان».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آثار عجم (464)، تاریخ نظم و نثر (397)، الذریعه (777/9 ،262 ،68 -67 /5)، ریحانه (242/2)، طبقات اعلام الشیعه (س 238/10)، لغت نامه (ذیل/ دهدار)، مؤلفین كتب چاپى (792 -791 /5).
فعالیتها: • ریاضیات و هندسه • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:23 AM
دهقان رشتی، اسماعیل
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1325 -1265 ش)، شاعر. در رشت متولد شد تحصیلات مقدماتى را در همان شهر انجام داد. در جوانى با پدر خود به عتبات رفته و مدت پنج سال در بغداد ماند و در طى این مدتب به زبان انگلیسى آشنا شد. پس از آن به ایران بازگشت و به بهار علیشاه گروید و تا پایان عمر به طریقهى او باقى ماند. از وى «دیوان» شعرى به جاى مانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (333/9)، مؤلفین كتب چاپى (591/1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:23 AM
دهقان سامانی، ابوالفتح
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1326 -1240/1265 ق)، شاعر. ملقب به سیفالشعراء. در قریهى سامان از توابع شمال غربى جهارمحال و بختیارى متولد شد و در اصفهان در مدرسهى صدر نزد ملا محمد كاشى و شیخ حسن شیرازى تحصیل علوم ادبى و دینى كرد. از آثار وى: «هزار دستان» ترجمه منظوم؛ «الف اللیله و لیله» كه آن را به تشویق سلیمان خان شیرازى و شیخ محمدحسین خوانسارى به نظم درآورد. «شكرستان» كه همان «دیوان» اشعار اوست مشتمل بر انواع شعر فارسى؛ «بستان نامه» در بحر متقارب و احوال حضرت داوود و سلیمان.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (632 -627 /1)، الذریعه (218/215 -214/14 ،333/9)، ریحانه (243/2)، فرهنگ سخنوران (344 -343)، مؤلفین كتب چاپى (198 -197 /1)، مكارم الآثار (1655 -1652 /5)، یادگار (س 3، ش 6 و 7، ص 56).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:23 AM
دهقان، ایرج
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
دكتر ایرج دهقان به سال 1304 خورشیدى در ملایر متولد شد و در سال 1328 خورشیدى از دانشكده ادبیات موفق به اخذ لیسانس گردید. وى دوره دكتراى ادبیات فارسى را به پایان برد و در خدمت وزارت آموزش و پرورش درآمد و دبیر ادبیات دبیرستانهاى تهران گردید، كه نگارنده خود یكى از شاگردان این شاعر و معلم خوب در سالهاى 1331 -1332 در دبیرستان مروى بودهام. «گذشت» شكست عهد من و گفت: هرچه بود گذشت بگریه گفتمش: آرى، ولى چه زود گذشت بهار بود و تو بودى و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتى و هرچه بود گذشت شبى بعمرم گرم خوش گذشت، آن شب بود كه در كنارم تو با نغمه و سرود گذشت چه خاطرات خوشى در دلم بجاى گذاشت شبى كه با تو مرا در كنار رود گذاشت گشود بس گره آن شب، ز كار بستهى ما صبا، چو از بر آن زلف مشگ سود گذشت غمین مباش و میندیش از این سفر كه تو را اگر چه بر دل نازك غمى فزوده، گذشت «آهنگ یاد گذشته» بند اول: یاد گذشته زند چو به جان شررم دل طپد از غم و حسرت آن ببرم در غم تو تو نبود ز جهان خبرم در غم تو نبود ز جهان خبرم اى یار زیبا، بشنو سخنها، از لب بسته من از راه یارى، خبر چه دارى، از دل خسته من آه از تو صیاد- كى آیدت یاد- بال شكسته من مهرم گسستى- آخر نبستى- مهر گسسته من از نگاهى تازه كن روان من از نو افكن آتشى به جان من اى نازنین نمىروى از نظرم ز همه بگسستم دل بر تو بستم دل بر تو بستم دل بر تو بستم اى نازنین نمىروى از نظرم ز همه گسستم دل بر تو بستم دل بر تو بستم دل بر تو بستم یار بند دوم: یا بدلت ز وفا نبود اثرى یا كه ز حال منت نبود خبرى از غم تو همه شب من و چشم ترى از غم تو همه شب من و چشم ترى صبرم ربودى دردم فزودى اى گل باغ جنان آرام جانم سوز دارانم جدا تو سرو روان دارم همه شب جان بىتو بر لب اى بفداى تو جان تا كى نگارا قهر تو با ما مهر تو باد گران تا تو رفتى ز پیش دو دیدهام روى خوشى ز جهان ندیدهام اى نازنین به حال زارم نظرى ز همه بگسستم دل بر تو بستم دل بر تو بستم دل بر تو بستم اى نازنین به حال زارم نظرى ز همه بگسستم دل بر تو بستم دل بر تو بستم دل بر تو بستم یار «گل پامچال» بند اول: برجو كناران- برجو كناران- بهار آمد- بهار آمد گل ببار آمد- گل ببار آمد بخوان بلبل- بخوان بلبل در كنار گل- در كنار گل خوش بیاد یاران خوش بیاد یاران خوشا فصل بهاران كنار جویباران دمى با گلعذاران میان لالهرویان چه خوش بارد از هوا- روى سبزهها- دانه دانه باران چه خوش بارد از هوا- روى سبزهها- دانه دانه باران بند دوم: نگار من- نگار من نوبهار من- نوبهار من بنشین كنارم بنشین كنارم بیا چون گل- بیا چون گل در كنار من- در كنار من- اى درخت بهارم- اى درخت بهارم بیا زیبا نگارم- بیا اى نوبهارم- چو گل بنشین كنارم- كه خندد گل ز خارم چو خوش بارد از هوا- روى سبزهها- دانه دانه باران چو خوش بارد از هوا- روى سبزهها- دانه دانه باران «گل پامچال» به زبان محلى: بند اول: گل پامچال- گل پامچال- بیرون بیا- بیرون بیا فصل بهار آى- فصل بهار آى شوكوفان- شوكوفان- غنچه واكودن- غنچه واكودن بلبل سر دار آى- بلبل سر دار آى عزیز فصل بهار آى- الان موقع كار آى تى چشمان گوشهدار آى تى ره خال مزهدار آى بدین مى حال و زار آى وریز كاول او سانیم- دانه واشانیم- امى تو بیجار آى وریز كاول اوسانیم- دانه واشانیم امى تو بیجار آى بند دوم: مهتاب شبان- متهاب شبان آیمه آئیم- آیمه آئیم آئیم تى كوتىور- مى جان دلبر ترا قربون- ترا قربون تى چم حیران- تى چم حیران تى بلایمه سر- تى بلایمه سر بشم قربان دلبر- بلا گردان دلبر- مى هم پیمان دلبر- مىدیل مى جان دلبر مى عزیز جان مى یار آى وریز كاول اوسانیم- دانه واشانیم- امى توم بیجار آى وریز كاول اوسانیم- دانه واشانیم امى توم بیجار آى
برگرفته از کتاب: مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:24 AM
دهقانی تفتی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1341 ق)، شاعر، متخلص به دهقان. وى در قصبه تفت یزد متولد شد. در یازده سالگى به هند رفت و در بمبئى در دبستان ایرانیان مشغول تحصیل شد. پس از اتمام تحصلات ابتدایى به تحصیل انگلیسى تا درجهى دیپلم ادامه داد و در ساعات فراغت به تصحیل علوم عربى، حدیث، تفسیر، منطق و بیان نزد علماى ایرانى، عراقى و هندى پرداخت. از استادان وى، حجةالاسلام حاج سید حسن اصفهانى نجفى و حاج شیخ مصطفى الهى یزدىاند. وى طبع شعر داشته و اشعار زیادى در مناقب اهلبیت و بزرگان دین سروده است. وى در سال 1374 ق به حج مشرف شد. همچنین موسسهاى به نام دربار حسینى تاسیس نمود. دهقانى عضو انجمن فتوت و تحویدار آن بود. در علم طب هم دستى داشت و بعضى اوقات بیماران را دوا و درمان مىكرد و چند گواهینامهى معتبر در این فن دریافت داشته است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى سخنوران یزد (533 -525).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:24 AM
دهلوی، امیرخسرو، ناصرالدین ابوالحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 8 )
(725 -651 ق)، عارف، شاعر و موسیقیدان. از امراى قبیلهى لاچین از تركان ختایى ماوراءالنهر ساكن كش بود. پدرش در روزگار حمله و استیلاى مغول به هندوستان رفت، و به خدمت شمسالدین التتمش رسید و در سلك امراى او درآمد و مدتى سمت امیرالامرائى یافت. در قصبهى پیتالى ساكن شد و با دختر عمادالملك ازدواج نمود. در كودكى امیر خسرو به شرف دستبوس نظامالدین محمد دهلوى معروف به «نظام اولیاء» از كبار مشایخ چشتیه رفت و از آن پس تا پایان حیات ارادت خود را نسبت به آن پیر حفظ كرد و خود در شمار بزرگان سلسلهى عرفاى چشتیه در آمد. امیرخسرو در خدمت سلطان المشایخ با خواجه حسن دهلوى شاعر معروف و ضیاءالدین بن رجب برنى مؤلف تاریخ «فیروز شاهى» آشنایى یافت. در همان حال به تعلّم علوم ظاهرى نیز سرگرم بود، و با بسیارى از علوم متداول زمان آشنا گشت. چون به حد رشد رسید به دربار غیاثالدین بلبن راه یافت و بعضى از امراء او مانند ملك چهجو را مدح گفت. سپس به خدمت پسر بزرگ غیاثالدین بلبن درآمد. وى بعد از فوت غیاثالدین بلبن در سال 686 ق ملازم درگاه معزالدین كیقباد و سپس مقرب درگاه جلالالدین فیروزشاه خلجى شد و مانند پدر و برادر خود در زمرهى امرا درآمد و عنوان «امیر» گرفت و به «امیرخسرو» اشتهار یافت. در دستگاه سلاطین دهلى یعنى ركنالدین ابراهیم، علاءالدین محمد، شهابالدین عمر، قطبالدین مباركشاه و تغلق شاه مغزز و محترم بود. در سفر تغلق شاه به بنگاله همراه او بود و در بازگشت پس از آن كه شنید شیخ نظامالدین اولیاء درگذشته. ترك خدمت گفت و به دهلى رفت در جوار قبر مرشد خود مقیم شد. هرچه داشت به بینوایان بخشید و بعد از شش ماه درگذشت. و در جوار نظاماولیاء به خاك سپرده شد. امیر از بزرگترین شاعران ایرانى هندوستان بود و به همین جهت به او لقب سعدى هندوستان دادهاند. وى علاوه بر اطلاعات وسیع از زبانهاى فارسى و تركى و عربى به زبان هندى آشنایى داشت و در موسیقى هندى و یارانى نیز ماهر و توانا بود. آثار وى: «دیوان» امیرخسرو شامل انواع مختلف شعِر مثنوىهاى. «پنج گنج» «ثمانیهى خسرویه» مثنوى هشتگانه؛ «اعجاز خسروى» در فن انشاء؛ «خزاین الفتوح»، معروف به «تاریخ علایى».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (320/6)، با كاروان حله (267 -261)، تاریخ ادبیات در ایران (797 -771 /3)، تاریخ نظم و نثر (170)، تذكرة الشعراء (275 -265)، حبیب السیر (550/3)، دنبالهى جستجو در تصوف (219 -218)، الذریعه (27/23 ،107/19 ،218/12 ،293/9 ،287/8 ،259/7)، ریاض العارفین (71 -70)، ریحانه (179/1)، طرائق الحقائق (66 -65 /2)، طریقه چشتیه (142 -138)، لغتنامه (ذیل/ امیر خسرو دهلوى)، مجمع الفصحا (641 -638 /2)، مجمل فصیحى (ذیل/ سال 684)، نفحات الانس (608 -607)، هفت اقلیم (366 -358 /1).
فعالیتها: • شعر • عرفان • موسيقي
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:24 AM
دهکردی، احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
فرزند سید محمّد باقر. عالم عارف، معروف به رحمتعلیشاه حقّانى، از اقطاب سلسله خاكساریّه، ادیب و شاعر و مفسرّ. در اصفهان در خدمت آخوند ملا محمّد حسین دهكردى - دایى خود - و آخوند كاشى، و میرزا محمّد حسن نجفى، و برادر خود سید ابوالقاسم و دیگران تحصیل نموده، به نجف اشرف رفته، نزد آخوند خراسانى و جمعى تلمّذ نموده، در علوم شریعت و طریقت صاحب نظر شده. در حدود سال 1285 در شهر كرد متولّد، و در شب 12 جمادى الاولى سال 1339 در اصفهان وفات یافته، در محّله ی در كوشك در كوچه ی باغ حرم (خانههاى حرم سلاطین آق قویونلو) در بقعهاى مخصوص مدفون گردید. كتب زیر از اوست: 1- آغاز حقیقت 2- برهان حقیقت نامه 3- رشحات رحمت 4- دیوان فنائى 5- مثنوى در شرح آیه نور 6- مثنوى در شرح سؤال كمیل بن زیاد از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در معنى حقیقت 7- منطق الطیر منظوم، در شرح هفت وادى؛ و غیره. از اشعار اوست: سلطنت خواهى اگر خدمت درویشان كن حكم بر خشك و تر از همّت درویشان كن خواهى از عارف باللَّه شوى بى شبهه طلب معرفت از صحبت درویشان كن به جهان خواهى اگر قبله حاجات شوى خویش را وقف ره حاجت درویشان كن صاحب عنوان در محلّه در كوشك، خانقاه داشته، و جمعى را هدایت و ارشاد نموده [!] و قبول از وفات، مریدان را به خواهر زاده خود حاج آقا رحیم دهكردى منوّر علیشاه سپرده است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • شعر • قرآن
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:26 AM
دوانی، جلالالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(830- ح 918/908 ق)، حیكم، فیلسوف، فقیه، متكلم، مفسر، قاضى و شاعر، متخلص به جلال و دوانى نیز فانى. معروف به علامه دوانى و مشهور به محقق دوانى. نسبش به محمد بن ابىبكر مىرسد. در دوان از قراى كازرون فارس متولد شد. ابدا نزد پدر دانش آموخت و سپس براى تكمیل معلومات خود به شیراز رفت و در خدمت ملا محىالدین انصارى (از اولاد سعد بن عباده صحابى) درآمد. دوانى مسافرتهایى به گیلان، كاشان، تبریز، عراق، مدینه و مكه داشت. در شیراز اقامت گزید و سالها در مدرسهى بیگم به تدریس مشغول بود.بین او و امیر صدرالدین دشتكى شیرازى مناظرات و مباحثات حضورى و غیابى بسیار، در زمینهى حكمت و كلام، جریان داشت و شاگردان وى بیشتر از شاگردان امیر صدرالدین دشتكى بودند. در دوران آق قویونلوها منصب قاضى القضاتى فارس را بر عهده داشت. علامهى دوانى در همهى علوم زمان خود تبحر داشت و شعر فارسى را نیز به خوبى مىسرود. وى ابتدا شافعى مذهب بود و بعد مذهب شیعه را برگزید، و سپس رسالهاى به نام «نور الهدایه» نگاشت كه بر تشیع او تصریح دارد، و نیز حاشیهى او بر «تجرید»، در جواب میر صدرالدین شیرازى در تفضیل ابوبكر بر على (ع)، موید تشیع اوست. او در این رباطه اشعارى نیز سروده است. دوانى صاحب بیش از صد تالیف به زبان عربى و فارسى در علوم مختلف بود كه برخى از آنها عبارتاند از: «انموذج العلوم»، محتوى مسایلى از هر علم؛ «اثبات الواجب القدیم»؛ «اثبات الواجب الجدید»؛ رساله در «افعال العباد»؛ شرح بر متن «تهذیب المنطق» تفتازانى؛ شرح بر «العقائد العضدیه»؛ حاشیهى قدیمه و جدیده و اجد بر «شرح التجرید» فاضل قوشچى یا «طبقات الجلالیه»؛ «لوامع الاشراق فى مكارم الاخلاق» یا «اخلاق جلالى»؛ «التوحید»؛ تعلیقه بر «الانوار لعمل الابرار» اردبیلى، در فقه شافعى؛ «الجبر و الاختیار» یا «خلق الاعمال»؛ «التصوف و العرفان»؛ «تحفهى روحانى»؛ تفسیر چندین آیه و سورهى قرآن از جمله سورهى «اخلاق» و «كافرون».[1] (منسوب به دوان) جلالالدین محمد بن سعد (یا سعدالدین) اسعد كازرونى، دانشمند و قاضى معروف. (و. دوان 830 ف. 908 ه.ق.). پدرش قاضى كازرون بود و دوانى بخش اول عمر خود را در آن شهر گذرانید و در مدرسه دارالایتام به تعلیم پرداخت. وى حكیمى متكلم و محقق است. از آثار اوست: اخلاق جلالى (علم اخلاق) اثبات الواجب الجدید، اثبات الواجب القدیم، افعال اللَّه تعالى انموذج علوم.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] آثار عجم (325 -309)، احقاق الحق (124 -122 /3)، الاعلام (257/6)، اعیان الشعیه (12/9)، تاریخ ادبیات در ایران (100 -99 /4)، تاریخ نظم و نثر (267 -265)، تذكرهى روز روشن (175 -167)، الذریعه (57/25 ،147/15 ،199/9 ،82/5 ،206/2)، روضات الجنات (548 -541 /2)، ریحانه (236 -232 /2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 222 -220 /10)، كشف الظنون (2048 ،1893 ،1567 ،1144 ،1096 ،863 ،847 ،842 ،516 ،457 ،449 ،349 ،195 ،184)، لغت نامه (ذیل/ دوانى)، مجالس المومنین (229 -221 /2)، معجم المؤلفین (47/9)، هدیه الاحباب (136).
فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • شعر • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • قضاوت، حقوق، علوم ---------- • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:26 AM
دوایی سبزواری
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(قرن نهم ق)، شاعر. از شاعران تیمورى است كه صاحب «دیوان» غزلها و مقطعات و رباعیات و معمیات و مخمسات داشته. در «مجمع الخواص» آمده است كه از اهالى سبزوار و شخصى افتاده و خلیق است. از او است: مرغ دلم كه از همه خوبان رمیده بود صید تو گشته بود نگاهش نداشتى
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (457/4)، الذریعه (329/9)، فرهنگ سخنوران (344)، مجمع الخواص (295).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:26 AM
دوایی شیرازی گیلانی، شمسالدین علی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 1004/1003 ق)، حكیم، پزشك، كحال و شاعر، متخلص به دوایى. معروف به عینالملك. ظاهرا مولد وى شیراز بود؛ ولى در گیلان نشو و نما یافت. دوایى با جلالالدین اكبرشاه و بیرم خان سپهسالار معاصر بود. در عصر اكبرشاه به هندوستان رفت و با معرفى خان اعظم، كوكلتاش به دربار راه یافت. وى سفرى نیز به كاشان داشت و مدتى از عمر خود را در مكه به سر برد. مدتى حكومت دهلى و چندى صدارت صوبهى بنگاله را بر عهده داشت. از مقربان اكبرشاه و از ملازمان اعظم خان كوكلتاش بود. از آثار وى: «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (460/5)، تاریخ نظم و نثر (676)، تذكرهى روز روشن (263)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (551 -549 /2)، الذریعه (329/9)، ریاض العارفین (194)، فرهنگ سخنوران (345 -344)، كاروان هند (417 -414 /1)، هفت اقلیم (149/3).
فعالیتها: • پزشکی • شعر • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:27 AM
دوایی لاهیجی، ابوالفتح
( ملیت: ایرانی قرن: 16 )
(؟)، شاعر. از آثار وى: «مظهر الاسرار» كه در بحر «مخزن الاسرار» است كه اسرار خفیه در آن نوشته شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: منظومههاى فارسى (267).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:27 AM
دوری هروری، بایزید
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 986 ق)، خطاط و شاعر، متخلص به دورى. از مردم هرات بود و به میردورى مشهور. چون خود را از ابناء ملوك مىدانست، پیش از نام خود سلطان مىنهاد. وى یكى از شاگردان طراز اول میرعلى هروى و مورد توجه استاد بود و میرعلى او را «فرزند» خطاب مىكرد. ملا قاسم شادیشاه نیز استاد وى بود. سفرى به هندوستان رفت و در سلك ملازمان اكبر پادشاه درآمد و از این پادشاه لقب كاتبالملك یافت. گویند كه تا ورود میردورى به هندوستان، خوشنویسى به مهارت او در خط نستعلیق نیامده بود. آخر عمر به قصد گزاردن حج، عازم مكه گردید و در آب غرق شد. وى از غزلسرایان روزگار خود بود و صاحب مجموعهى اشعارى به نام «مجمع الشعراء» كه آن را به حمیده بانو، مادر اكبرشاه، تقدیم كرد. نسخهاى از این مجموعه اشعار به خط خود شاعر در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران موجود است. از آثار وى: یك نسخه «مثنوى خضر خانى و دولرانى» امیر خسرو از كتابخانه ریاست كپور هند، به قلم كتابت جلى خوش كه چنین تمام مىشود: «الفقیر الحقیر المذنب سلطان بایزید به میرنظام مشهور بدورى بتاریخ شهر محرمالحرام سنهى 976»؛ یك قطعه از مرقع، به قلم دو دانگ و كتاب خوش؛ با رقم: «الفقیر المذنب سلطان بایزید دورى غفر ذنوبه...»؛ یك قطعه به قلم نیم دو دانگ و كتابت جلى خوش، بار قم: «العبد كاتب الملك، المشتهر بدورى غفر ذنوبه. فى تاریخ شهر شوال سنهى 985 ق...».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (96 -95 /1)، تاریخ نظم و نثر (419)، تاریخ هنرهاى ملى (833 -832 /2)، خوشنویسان و هنرمندان (93)، الذریعه (330/9)، شام غریبان (99)، فرهنگ سخنوران (345)، كاروان هند (419 -417 /1)، مناقب هنروران (77)، هفت اقلیم (160 -159 /2).
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:27 AM
دوست اسفزاری، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(ز 928 ق)، شاعر. وى از شاعران و سخن سنجان بنام ولایت اسفزار بود كه از «ابیات و اشعار استادان بسیار به خاطر داشته و در وادى قصیده انورى زمان بوده». از ملا دوست محمد اشعارى چند در تذكره نقل شده است. از او است: وقت گل آمد و اسباب طرب نیست مرا باده نایاب و ز كس روى طلب نیست مرا
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (267)، الذریعه (330/9)، تذكرهى مجالس النفایس (156).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:27 AM
دوست هروی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(س نهم ق)، شاعر. از اهالى محله مرغنى شهر هرات بود كه در سرودن شعر و فن معما استادى و مهارت داشت. از او است: بلا است از تو بدل هر زمان جفاى دگر جفا كه بر دگرى مىكنى بلاى دگر
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (331/9)، تذكرهى مجالس النفایس (72 -71).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:28 AM
دوست هروی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 949 ق)، شاعر. وى از سخنسرایان هرات بود كه در دورهى شاه طهماسب به دربار وى پیوست. پس از چندى به سفر حج رفت و به قولى در راه بازگشت از حج درگذشت؛ و به قول دیگر در هرات وفات یافت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تحفهى سامى (140 -139)، الذریعه (331/9).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:29 AM
دوستی سمرقندی
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(ز 1028 ق)، شاعر. در سمرقند متولد شد و در هندوستان از محضر عبداللَّه خان فیروز جنگ كسب علم كرد و در شعر و شاعرى از شاگردان مشفقى نجارى بود. علاوه بر مسافرت هندوستان در سال 1010 ق به حج رفت. وى مردى دانشمند و درویش مشرب بود و غزل و رباعى را نیكو مىسرود. از آثار وى: «دیوان» اشعار حدود هشت هزار بیت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (474/5)، تاریخ نظم و نثر (596)، تذكرهى میخانه (668 -661)، فرهنگ سخنوران (346).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:29 AM
دولت آبادی، پروین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
پروين دولت آبادي در سال 1303 در اصفهان چشم به جهان گشود.او تحصيلاتش را در همان شهر شروع كرد و در تهران به پايان رساند. بعد از اتمام دوره دبيرستان نوربخش مدتي به كار در يك كودكستان پرداخت و حاصل تماسش با كودكان خردسال مجموعه سروده هاي ارزشمند او در زمينه ادبيات كودكان است كه نسل هاي متعددي از كودكان ايراني آن ها را مي شناسند و از مفهوم آن ها درس زندگي آموخته اند . پروين دولت آبادي براي ادامه تحصيل وارد دانشكدة هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد . اما بازديدي اتفاقي از شيرخوارگاه شهرداري تهران مسير زندگي او را تغيير داد و تصميم گرفت نيرويش را براي نگاهداري از كودكان بي سرپرست به كار بگيرد . به همين منظور در پرورشگاه شهرداري تهران مشغول به كار شد و سال ها در آنجا ماند. مرحلة بعدي فعاليت شغلي او در بخش آموزش كارگران شركت نفت بود كه در آنجا به با سوادكردن كارگران همت گماشت . پروين دولت آبادي بعد يك مدرسه ابتدايي به نام ( شيوا ) تأسيس كرد و پس از يك دوره پنج ساله دوباره به شركت نفت بازگشت و تا رسيدن به سن بازنشستگي در اداره تعاون سازمان پخش به كار ادامه داد. طي سال ها سروده هاي او در زمينه ادبيات كودكان در مجله پيك انتشار يافت و علاوه بر آن آثار و تأليفات او در ده جلد به چاپ رسانده است. او در سال 1387 دار فاني را وداع گفت.گروه : علوم انساني رشته : شعر تحصيلات رسمي و حرفه اي : پروين دولت آبادي تحصيلات خود را در شهر اصفهان آغاز نمودو در شهر تهران به اتمام رسانيد.او شاگرد مدرسه آمريكايي بود. وي براي ادامه تحصيلات خود وارد دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد.زمان و علت فوت : پروين دولت آبادي در 27 فروردين ماه سال 1387 ديده از جهان فرو بست.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : پروين دولت آبادي بعد از اتمام دوره دبيرستان نوربخش مدتي به كار در يك كودكستان پرداخت و حاصل تماسش با كودكان خردسال مجموعه سروده هاي ارزشمند او در زمينه ادبيات كودكان است كه نسل هاي متعددي از كودكان ايراني آنها را مي شناسد و از مفهوم آن ها درس زندگي آموخته اند. وي در بازديدي اتفاقي از شيرخوارگاه شهرداري تهران مسير زندگي او را تغيير داد و تصميم گرفت نيرويش را براي نگاهداري از كودكان بي سرپرست به كار بگيرد. به همين منظور در پرورشگاه شهرداري تهران مشغول به كار شد و سالها در آنجا ماند. مرحله بعدي فعاليت شغلي اودر بخش آموزش كارگران شركت نفت بود كه درآنجا با سواد كارگران همت گماشت . تا رسيدن به سن بازنشستگي در اداره تعاون سازمان پخش به كار ادامه داد.فعاليتهاي آموزشي : پروين دولت آبادي هجدهساله بود كه معلم شد و در كنار شغل معلمي به كارهاي فرهنگي نيز پرداخت و به ويژه در زمينه شعر كودك تلاش كرد.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : پروين دولت آبادي با تاسيس يك مدرسه ابتدايي به نام شيوا به مدت 5 سال در آنجا فعاليت داشته است. همينطور وي از بنيانگذاران شوراي كتاب كودك بود.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : پروين دولت آبادي با همكاري ليلي ايمنآهي به گردآوري گنجينهي ادبيات كودكان پرداخت و از ويراستاران بخش كتابهاي كودكان انتشارات فرانكلين بود.چگونگي عرضه آثار : از جمله شعرهاي پروين دولت آبادي در زمينه كودكان در مجله پيك انتشار يافت.آثار : آتش و آب ، باز ميآيد پرستو نغمهخوان ، بر قايق ابرها ويژگي اثر : مجموعه چهار صد شعر براي كودكان ، انتشارات رهگشا4 جمجمك برگ خزان ، در بلورين جامة انگور ويژگي اثر : مثنوي، انتشارات ايران6 شهر سنگي ويژگي اثر : شعر نيمايي، انتشارات ايران7 شورآب ، گذري در ادبيات كودكان ، گل بادام ويژگي اثر : برنده جايزه كتاب كودك10 گنجشك و وزغ ، مجموعه آثار پروين دولت آبادي ويژگي اثر : شامل بر هزار قطعه غزل، مثنوي و رباعي12 منظور خردمند ويژگي اثر : زندگي و آثار جهان ملك خاتون شاعر سده هشتم هجري قمري ، انتشارا صدا13 مهرتاب ، هلال نقره اي ويژگي اثر : مجموعه غزل، انتشارات ايران
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:29 AM
دولت آبادی، مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
عالم فاضل ادیب، شاعر، مابین اكفاء و اقرانش به جودت فهم، و وفور عقل، و سماحت طبع، و حسن ذوق، و نیك محضرى شناخته مىشد. در خدمت: آقا میرمحمد تقى مدرس، و آخوند كاشى، و جهانگیرخان تلمذ نموده خط شكسته را در نهایت خوش مىنوشته، و در اشعار «مهدى» تخلص مىنموده، و امام جماعت مسجد قراول خانه بوده است. در ذىقعده 1288 متولد، و در یكشنبه 14 رمضان المبارك 1334 به مرض حصبه وفات یافته، در تخت فولاد در تكیهى صاحب روضات مدفون گردید. از آثارش جنگى است در متفرقات ادبى و تاریخ كه به خط شیواى خود نگاشته، و در نزد اولادش محفوظ است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فعالیتها: • خط • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:30 AM
دولتآبادی اصفهانی، محمد اکبر
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر. منظومهى «اصفهانیه» قصیدهاى است به زبان فارسى در توصیف اصفهان و شرح اشتیاق سرایندهى آن نسبت به آن شهر، هنگام اقامتش در هندوستان.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (77/23)، فهرستوارهى كتابهاى فارسى (170/1).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:30 AM
دولتآبادی، میرزا یحیی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1318 -1241 ش)، روزنامهنگار، نویسنده، مورخ، شاعر. در دولتآباد اصفهان متولد شد و در همان جا نشو و نما یافت. در پنج سالگى به تحصیل خط و سواد مشغول شد از سال 1251 ش كه یازده ساله بود به اتفاق خانوادهاش چندین سفر به عراق عرب، خراسان و تهران كرد و در سال 1260 ش به اصفهان بازگشت و در همین شهر با میرزا آقاى كرمانى و شیخ احمد روحى ملاقات كرد. مجددا به عراق رفت و در حوزه درس میرزاى شیرازى و محمدتقى شیرازى شركت كرد و بعد از بازگشت به ایران در اصفهان و تهران نیز در محضر میرزا ابوالحسن زوارهى اردستانى، معروف به میرزاى جلوه به تحصیل پرداخت. در سال 1276 ش به استانبول رفت و در آنجا با میرزا حسن خان دانش اصفهانى و حاجى زینالعابدین مراغهاى آسنا شد و در همین شهر به همكارى دهخدا روزنامه فارسى «سروش» را دایر كرد. دولتآبادى در سال 1287 ش به تهران آمد و در چند دوره به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد، وى مسافرتهایى نیز به كشورهاى اروپایى داشت. در تهران به سكتهى قلبى درگذشت. دولتآبادى از پیشروان معارف جدید ایران است كه هم شعر مىگفت و هم رمان و داستان مىنوشت. از آثار وى: داستن «شهرناز»؛ «شجره طیبه»؛ «دوره زندگانى یا غصب حق اطفال»؛ «تاریخ معاصر یا حیات یحیى»؛ «حقیقت راجع به قرارداد مجلس»؛ «نهال ادب»؛ «ارمغان یحیى»؛ «شرح حال میرزا تقى خان امیركبیر».[1] سال تولد: 1241 فوت: 1318 آثار: كتاب شجره طیبه؛ كتاب على؛ دوره زندگانى یا غضب حق اطفال؛ ارمغان یحیى؛ نهال ادب ایران (شعر)؛ راهنماى انتخاب حقایق؛ تذكر حقیقت؛ داستان شهر ناز؛ سرگذشت درویش چنته؛ لبخند فردوسى؛ كنگره نژادى؛ كتاب اردیبهشت- دو جلد (شعر)؛ شرح احوال قائممقام فراهانى؛ اصفهان و بیگانگان؛ مكتوب به آكادمى تربیت (ترجمه)؛ اراده (ترجمه)؛ آئین در ایران؛ زندگانى على بن ابىطالب؛ حیات یحیى، 4 جلد؛ لاوره پرس (كنفرانس)؛ حقایق؛ حقیقت راجع به قرارداد مجلس مناصب: كارمند دولت- نماینده مجلس شوراى ملى- رئیس نشریات وزارت معارف- سرپرست محصلین ایرانى در بلژیك- نماینده ایران در كنگره بینالمللى نژادى در لندن میرزا یحیى بن حاج سید هادى دولتآبادى در سال 1241 هجرى شمسى در قریه دولتآباد متولد شده و بعد از تحصیلات مقدماتى به عراق، مصر و حجاز رفته و در انقلاب مشروطه از پیشقدمان تغییر رژیم بود. در ظهور استبداد صغیر به استانبول تبعید شد بعداً به تهران آمد و در دوره دوم مجلس شوراى ملى به وكالت نامزد شد. وى نماینده ایران در كنگره بینالمللى نژادى در لندن بود و در مدت توقف سه ساله در اروپا به تحصیل زبان فرانسه پرداخت و در مراجعت به ایران به عضویت وزارت معارف منصوب گردید. وى در تأسیس مدارس جدید خدماتى كرده و از پیشروان معارف جدید شمرده مىشود، ایشان در سال 1318 در تهران وفات یافت. یحیى (حاج میرزا)، از رجال دوره اخیر(ف. 1318 ه.ش.). وى از پیشقدمان آزادى و مروج فرهنگ جدید بود و چند دوره در مجلس شوراى ملى سمت نمایندگى داشت. از آثار اوست: كتاب «على» براى كودكان، «حیات یحیى» در تاریخ معاصر.
برگرفته از کتاب: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
منابع زندگینامه: [1] از صبا تا نیما (274 -271 /2)، زندگینامهى رجال و مشاهیر (242 -232 /3)، سرآمدان فرهنگ (294 -293 /1)، سخنوران نامى ایران (532 -524 /2)، سخنوران نامى معاصر (3966 -3962 /6)، فهرستوارهى كتابهاى فارسى (1006 ،954 ،904 /2)، مؤلفین كتب چاپى (830 -828 /6).
فعالیتها: • تاریخ • روزنامه نگاری • ---------- • شعر • نویسندگی
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:30 AM
دولتآبادی، ناصر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1299 ش)، شاعر، متخلص به ناصر. در اصفهان متولد شد و در همان شهر نشو و نما یافت. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در اصفهان به پایان برد و در 1315 ش وارد دانشكدهى حقوق تهران شد و در 1327 ش موفق به اخذ لیسانس شد. پس از دریافت لیسانس در همان سال به خدمات قضایى اشتغال ورزید و به اصفهان ماموریت یافت، پس از چند ماه به تهران منتقل شد و در سمتهاى مستشار دادگاه استیناف و ریاست شعبه به دیوان كشور به خدمت مشغول شد. انواع مختلف شعر را نیكو مىسرود و روانى و شیوایى و مضمون خوب از خصوصیات شعرهاى او است. در سال 1318 ش مجموعهاى از اشعار خود را با نام «آرمان مادر» منتشر ساخت و نیز كتاب «حیات یحیى»، تالیف حاج میرزا یحیى دولتآبادى را در 4 مجلد به چاپ رسانید. از او «دیوان» شعرى هم منتشر شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (496)، سخنوران نامى معاصر (3575 -3570 /6)، مؤلفین كتب چاپى (509 -508 /6).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:32 AM
دولتشاه، محمد علی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
محمدعلى میرزا متخلص به دولت (و. 1203- ف. 1237 ه.ق.)پسر اول فتحعلى شاه. وى حكمران كرمانشاه و سرحد دار عراقین بود و در 1236 مأمور حمله به خاك عراق شد و در 1237 بین سرحد و كرمانشاه مرد. وى پدر محمدحسین میرزا حشمةالدوله طهماسب میرزا مؤیدالدوله و امامقلى میرزا عمادالدوله است وى شعر نیز مىسرود. (1237 -1203 ق)، شاعر، متخلص به دولت. ملقب به دولتشاه. وى پسر بزرگ فتحعلى شاه از زن گرجى او بود. در سن نه یا ده سالگى از طرف پدر با وزرات میرزا نصراللَّه على آبادى مازندرانى به حكومت فارس رسید و بعد از مدتى حاكم قزوین شد. در سن نوزده سالگى به سمت حكومت خوزستان، لرستان و كرمانشاه منصوب شد. در حملهى عثمانیها به ایران، وى آنان را شكستى سخت داد كه بالاخره منتهى به عقد معاهدهى صلح ارزنهالروم شد. وى بر سر راه تسخیر بغداد به مرض وبا درگذشت. و در كربلا دفن شد. دولت داراى «دیوان» شعر است.[1]
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:32 AM
دولتشاهی، یحیی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
يحيي دولتشاهي در سال 1278 ، در تهران تولد يافت. از سن هفت سالگي در مدرسه ي قاجاريه تحصيلات خود را آغاز كرد و پس از آن در مدرسه ي سن لويي ادامه تحصيل داد و موفق به دريافت تصديق نامه ي فراغت از تحصيل شد. او همچنين ضمن تحصيل در مدرسه سن لويي ، روزهاي يكشنبه به مدرسه ي صنايع مستظرفه كه موسس آن استاد كمال الملك بود رفته و به فراگيري هنر نقاشي پرداخت. استاد پس از فراغت از تحصيل ماموريت يافت كه مدرسه ي مستظرفه را در قزوين تاسيس نموده و شاگردان آن مدرسه را آماده ي استفاده از آن سازد. با وقوع كودتاي 1299 فعاليت خود را در مدرسه ي صنايع مستظرفه در قزوين ناتمام نهاده و به تهران بازگشت و به انجام امور اداري در مدرسه كمال الملك پرداخت. استاد در سال 1306 كه استادكمال الملك به نيشابور مسافرت كرد ، به حسابداري وزارت فرهنگ منتقل شد ، تا كارهاي مدرسه را در آنجا انجام دهد. بعد از حسابداري به اوقاف رفته و آنگاه در آموزش عالي مشغول كار گرديد. استاد دولتشاهي در مدرسه كمال الملك علاوه بر انجام امور اداري ، به تعليم شاگردان نيز اشتغال ورزيد. او همچنين در دبيرستان هاي فيروزكوهي ، پهلوي ، خرد و البرز نيز تدريس كرده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : يحيي دولتشاهي از سن هفت سالگي در مدرسه ي قاجاريه تحصيلات خود را آغاز كرد و پس از آن در مدرسه ي سن لويي ادامه تحصيل داد و موفق به دريافت تصديق نامه ي فراغت از تحصيل شد. فعاليتهاي ضمن تحصيل : يحيي دولتشاهي ضمن تحصيل در مدرسه سن لويي ، روزهاي يكشنبه به مدرسه ي صنايع مستظرفه كه موسس آن استاد كمال الملك بود رفته و به فراگيري هنر نقاشي پرداخت. استادان و مربيان : يحيي دولتشاهي هنر نقاشي را نزد استاد كمال الملك فرا گرفت و چنانكه استائ محمد علي ناصح مي گويد: « وي شيوه نقاشي مكتب استاد كمال الملك را با ابتكار هاي دلپذير كه خود در اين زمينه دارد ، جاودانه تر ساخته است.» استاد خرمشتهي در شعر و شاعري نيز از محضر استاد محمدعلي ناصح استفاده نمود. وقايع ميانسالي : از مهمترين رويدادهاي زندگي يحيي دولتشاهي ، وقوع كودتاي 1299 بود كه وي در اين زمان مدرسه صنايع مستظرفه را در قزوين اداره مي نمود و همين امر باعث گرديد به تهران بازگردد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : يحيي دولتشاهي با وقوع كودتاي 1299 فعاليت خود را در مدرسه ي صنايع مستظرفه در قزوين ناتمام نهاده و به تهران بازگشت و به انجام امور اداري در مدرسه كمال الملك پرداخت. استاد در سال 1306 كه استادكمال الملك به نيشابور مسافرت كرد ، به حسابداري وزارت فرهنگ منتقل شد ، تا كارهاي مدرسه را در آنجا انجام دهد. بعد از حسابداري به اوقاف رفته و آنگاه در آموزش عالي مشغول كار گرديد. فعاليتهاي آموزشي : يحيي دولتشاهي در مدرسه كمال الملك علاوه بر انجام امور اداري ، به تعليم شاگردان نيز اشتغال ورزيد. او همچنين در دبيرستان هاي فيروزكوهي ، پهلوي ، خرد و البرز نيز تدريس نموده است. مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : يحيي دولتشاهي پس از فراغت از تحصيل ماموريت يافت كه مدرسه ي مستظرفه را در قزوين تاسيس نموده و شاگردان آن مدرسه را آماده ي استفاده از آن سازد. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : يحيي دولتشاهي در كار شعر و شاعري دستي قوي داشته و در اين زمينه آثاري نيز به يادگار نهاده است. آرا و گرايشهاي خاص : استاد محمدعلي ناصح در مورد يحيي دولتشاهي چنين مي گويد: « در سرايش سخن منظوم نيز از لطف ذوق بهره مند است و غزل هاي شيوا مي سرايد و مضامين بكر كه نمودار فكر هنر آفرين اوست در گفتارش ديده مي شود...» اشعار استاد بيشتر در غالب غزل سروده شده است. -------------------------------------------------------------------------------- منابع : 1شاعران تهران از آغاز تا امروز ، تاليف: مجيد شفق ، ج1 ، تهران: سنايي ، ص 365
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:32 AM
دولتیار بخارایی، سعدالدین مسعود
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(س ششم ق)، شاعر. وى گرچه در خانوادهاى زرتشتى متولد شد؛ اما زود اسلام آورد. سعدالدین از موالى خاندان آلبرهان بود و در بخارا مىزیست و بزرگان آن سامان با وى معاشرت داشتند. دلتیار در سرودن اشعار لطیف و خوب مهارت داشت. از او است: بر كس ز وفا چو مى رقم نتوان زد زین پس بره مهر قدم نتوان زد جز آینه روى همدمى نتوان دید زان نیز چه فایده كه دم نتوان زد
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: لباب الالباب (388 -387 /2)، هفت اقلیم (424/3).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:33 AM
دکنی انجدانی، شاه طاهر
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 956 -952 ق)، متكلم، دانشمند، شاعر. وى در همدان متولد شد. در محلى به نام خند (خواند) نزدیك قزوین روزگار مىگذراند، با گذشت زمان به خاطر علم و تقوایى كه داشت محبوبیت زیادى یافت. تا حدى كه معروفترین امام سلسله نزارى شاخهى محمدشاهى شد. وى وارد دربار شاه اسماعیل صفوى شد در حالى كه شاه صفوى از نفوذ او بیمناك بود، چند بار توسط میرزا حسین اصفهانى كه از درباریان بانفوذ و حامى شاه طاهر بود، حمایت شد. شاه طاهر پس از آن به كاشان به عنوان مدرس علوم دینى راهى شد، در كاشان علماى اثنى عشرى، اخبارى از شاه طاهر به دربار فرستادند كه باعث شد فرمان قتل وى صادر شود. ولى وى به هند گریخت و به دربار اسماعیل عادلشاه حاكم بیجاپور راه یافت. ولى چون توجهى ندید قصد خانه خدا كرد در راه به پیر محمد شیروانى برخورد و تاثیرى در وى گذاشت كه باعث خوانده شدنش به احمدنگر دربار نظامشاه شد وى پس از مدتى از معتمدترین یاران نظامشاه شد، در عین حال در آن شهر به ایراد درس در موضوعات مختلف مذهبى مىپرداخت. وى گویا به خاطر شفا دادن معجزهآساى پسر نظامشاه مرتبهاى بلند یافت و نظامشاه به تشیع گروید. در بادى امر تبلیغ مذهب اثنى عشرى توسط یك امام نزارى شگفت جلوه مىكند اما باید به خاطر داشت كه شاه طاهر و دیگر پیشوایان نزارى آن عهد ناچار به مراعات تقیه به صورت شدید بودند. نظامشاه پس از این تغییر تشیع را مذهب رسمى مملكت خود كرد. وى از دانشمندان و ادیبان و عارفان معروف عهد خود بود. در تفسیر و حدیث و فقه و اصول و حكمت و ریاضى مهارت داشت. دانشهاى عقلى را نزد شمسالدین محمد خضرى فراگرفت و در مجموعهى «منشآتش» نامهیى به همین استاد مىبینیم. وى در احمدنگر درگذشت. استخوان او را بعدها به كربلا بردند و در جوار امام حسین (ع) به خاك سپردند. از آثارش: «منشآت شاه طاهر» یا «انشاء روحافزا»؛ حاشیه بر «الهیات شفا»؛ شرح بر «تهذیب الاصول»؛ «شرح باب حادى عشر» در كلام، شرح «رسالهى جعفریه»، در فقه؛ حاشیه بر «تفسیر» قاضى بیضاوى؛ رسالهى «النموزج العلوم» و رساله فارسى در احوال معاد. «دیوان» شعرى هم دارد كه اشعارى لطیف را شامل است از آن جمله قصایدى كه در مدح على (ع) و نبى اكرم (ص) دارد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (1272 -1266 /3)، تاریخ ادبیات در ایران (1633 -1629 ،670 -662 /5)، تاریخ نظم و نثر (367)، تاریخ و عقاید اسماعیلیه (560 -554)، تحفهى سامى (44 -43)، دایرةالمعارف فارسى (1444/2)، الذریعه (641 ،500 -499 /9 ،142/6 ،406/2)، ریاض العارفین (104 -103)، ریحانه (173/3)، فرهنگ سخنوران (583 -582)، كاروان هند (802 -791 /1)، لغت نامه (ذیل/ طاهر)، هفت اقلیم (207 -203 /3).
فعالیتها: • شعر • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:33 AM
دیباجی سمرقندی
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(س پنجم ق)، شاعر. در آذربایجان مىزیست و مداح سلسلهى وهسودانیان بود، خصوصا بیشتر به مدح فضلون بن ابى السوار حكمران گنجه- كه به سال 456 به سلطنت نشست و در 484 در بغداد درگذشت- پرداخت. دیباجى با اسدى طوسى و قطران تبریزى معاصر بود. و غیر از خاندان مذكور سایر ملوك زمان خود را نیز مدح مىگفت. وى مردى شوخ طبع و ظریف و مزاحگوى بود. از شعر او تنها 12 بیت به جاى مانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (48)، الذریعه (334/9)، شاعران بىدیوان (579)، مجمع الفصحا (648/2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:33 AM
دیجوریان، مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
شاعر. تولد: دى 1303، همدان. درگذشت: 6 بهمن 1369. مهدى دیجوریان متخلص به «دیجور»، فرزند حسین، از پنج سالگى چند ماهى به مكتبخانه رفت و پس از فراگیرى مقدمات به دبستان محمودیه و پس از آن به دبستان شرافت رفت و تا سوم متوسطه را در دبیرستان زنگنه طى كرد. از آن سال از ادامهى تحصیل باز ماند و به كار در بازار پرداخت ولى همواره به ادبیات فارسى به خصوص به شعر علاقه داشت و به مطالعهى دیوانهاى شاعران اهتمام ورزید. از سال 1330 به نظم شعر پرداخت و در محافل ادبى شركت جست و از مصاحبت شخصیتهاى ادبى و استادان شعر و ادب شهر خود كسب فیض كرد، به ویژه از محضر سید حسن مدنى صفاءالحق (صفاى همدانى) بهرهها اندوخت. وى از فعالان انجمن ادبى میلاد همدان بود. دیجور بیشتر غزل مىگفت و در شعر سبك هندى را برگزید و شعر صائب را بیشتر از اساتید دیگر مىپسندید. از جمله آثار وى مىتوان به این عنوانها اشاره نمود: تدوین غزلیات مرحوم سید حسن مدنى، صفا الحق (غزلیاتى در سبك هندى)؛ تدوین و نگارش چند مقاله درباره حافظ.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:34 AM
دیدهی تبریزی، نصراللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1287 ق)، شاعر. در شهر تبریز تحصیل كرد و در شهر شماخى درگذشت. «دیوانش» مركب از اشعار پارسى و تركى است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (334/9)، دانشمندان آذربایجان (151).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:34 AM
دیری قمی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، شاعر. وى در عهد شاه عباس اول مىزیست و شعر نیكو مىسرود. از او است: از بس شدم ضعیف تنم را شمیم گل بىجنبش صبا به سوى گلستان كشد
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى روز روشن (268)، تذكرهى میخانه (865)، الذریعه (334/9).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:36 AM
دیری کاشانی، ضیاءالدین
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(وف 1076 ق)، شاعر، متخلص به دیرى. وى برادر حكیم ركناى كاشانى متخلص به شیخ و داماد بزرگ طالب آملى بود. دیرى در زمان شاه جهان به دعوت ستى خانم و اجازه شاه به هندوستان رفت و در 1050 ق داروغهى كركیراق خانه شد و از وى خطاب رحمت خان یافت د ر مقام دیوانى بود تا در آن سامان درگذشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى نصرآبادى (55)، الذریعه (334/9)، كاروان هند (420 -419 /1)، مآثر الامرا (286 -483 /2).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:36 AM
دیلمی
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(س دهم ق)، شاعر. از امور دیوانى آگاهى داشت و در سرودن شعر توانا بود. از اشعار اوست: درمان كسى درد مرا سود ندارد درد دل من روى به بهبود ندارد
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تحفهى سامى (100)، الذریعه (500/9).
فعالیتها: • شعر
Bauokstoney
Friday 20 November 2009-1, 09:37 AM
دیلمی قزوینی
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(وف 469 ق)، شاعر شیعى، متخلص به دیلمى. وى از شاعران ذو لسانین مداح آلبویه بود. در «مجمل فصیحى» خوافى سال وفات او 469 ق ذكر شده و نامش چنین ضبط گردیده: «ابومنصور اسپهدوست بن محمد بن الحسن بن اسفار بن الشیرویه الدیلمى». فصیحى در «مجمل» و ثعالبى در «تتمه الیتیمه» نام او را در ردیف شاعران تازى گوى معروف آوردهاند. چند بیت از ابیات تازیش را نقل كردهاند. از شعر فارسى او، جز یك غزل هفت بیتى باقى نمانده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (1166/3)، تذكرهى روز روشن (269)، الذریعه (334/9)، شاعران بىدیوان (198 -197)، مجمع الفصحا (648/2)، مجمل فصیحى (ذیل/ سال 469).
فعالیتها: • شعر
vBulletin® v4.2.1, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.