PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مشاهیر و مفاخر بزرگ فلسفه و منطق ایران



صفحه ها : [1] 2

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:07 PM
حسن بگی، علی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

علی حسن بگی محل تولد : اراک شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1348/1/1 زندگینامه علمی آقای علی حسن بگی در سال 1348 در شهر علم و صنعت، در خانواده‌ای مذهبی، دوستدار اهل بیت علیهم السلام قدم به عرصه گیتی گذاشت، دوران تحصیلات متوسطه را با موفقیت به پایان رساند که در کنار تحصیلات متوسطه از شرکت در جلسات مذهبی و هیئتها را غافل نماند و با عشق هرچه تمامتر به خدمت گذاری و تبلیغ در امر دین پرداخت. لذا با این مقدمه و شوق فراوان به فراگیری علوم دینی سبب شد در سال 1361 وارد حوزه علمیه اراک گردید پس از مدتی شوق ادامه تحصیل بیشتر او را به قم کشاند و پس از اتمام موفقیت آمیز دروس سطح در سال 1370 در پای درس اساتید بزرگی چون آیت الله مکارم و وحید خراسانی حاضر گشت و از محضر این بزرگان کسب فیض کرد. در کنار تحصیل به تدریس دروس دینی در حوزه علمیه قم و اراک مشغول تدریس شد و طلاب فراوانی از تدریس ایشان بهره های علمی بردند.

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:08 PM
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

حجه‏الاسلام والعلم الاعلام آقا شیخ حسن حسن زاده آملى متولد 1307 شمسی از افاضل ممتاز حوزه علمیه صاحب تقویم رسمى و تألیفات ارزنده است. تولدش در آمل واقع شده و در مهد علم و تقوا تربیت یافته و دروس مقدماتى را تا متوسطه خوانده و بدروس علمیه عربى پرداخته و سپس بتهران عزیمت نموده و از اساتید بزرگ تهران چون مرحوم آیه‏الله آملى و آیه‏الله شعرانى و آیه‏الله حاج میرزا احمد آشتیانى و آیه‏الله حاج سید ابوالحسن رفیعى قزوینى و دیگران در رشته‏هاى علوم عقلى و نقلى استفاده نموده آنگاه بقم مهاجرت و رحل اقامت افكنده و از محضر آیات عظام حوزه علمیه چون آیه‏الله آملى حاج میرزا هاشم و دیگران بهره‏مند گردیده و در مدرسه علمیه سعادت بتدریس فقه و اصول اشتغال دارد. داراى تألیفات عدیده‏اى مانند تقویم حسن زاده و 5 جلد شرح نهج‏البلاغه مرحوم میرزا حبیب‏الله هاشمى خوئى از جلد 15 تا جلد 19 میباشد. و كتابى در ولایت و غیره دارند كه 15 مجلد آن بطبع رسیده و بقیه آماده براى طبع میباشد. مرحوم آیه‏الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانى تقریظ مفصلى براى شرح ایشان مرقوم كه در اول جلد 15 شرح نهج‏البلاغه خوئى مذكور میباشد و در آخر جلد 14 شرح مزبور درباره‏ى معظم له چنین نوشته‏اند: (ثم ان حضره الفاضل الادیب العالم الاریب الجامع بین العلوم العقلیه والنقلیه والحائز للملكه العلمیه والعملیه الشیخ المؤتمن الشیخ حسن الاملى ضاعف‏الله قدره و اجزل اجر له تصدى لشرح باقى كتاب نهج‏البلاغه و هوالحرى به والمتوقع منه و هو كما قال بعض الانصار كما قیل عذیقها المرجب و جذیلها المحكل فقد جربته سنوات عند قرائه مختلف العلوم على حاز الرتبه القصوى و فاز بالقدح المعلى و نرجو من‏الله له التوفیق و لنا. العبد ابوالحسن الشعرانى تألیفات و تصحیحات آثار عرفانی و اخلاقی لقاء الله وحدت از دیدگاه عارف و حکیم انه الحق ولایت تکوینی عرفان و حکمت متعالیه الهی نامه متن الهی نامه انسان در عرف عرفان کلمه علیا در توقیفیت اسماء اصول و امّهات حکمی و عرفانی تصحیح رساله مکاتبات تصحیح و تعلیق تمهید القواعد تصحیح . تعلیق شرح فصوص قیصری تصحیح و تحشیه رساله تحفة الملوک فی السیر و السلوک مفاتیح المخازن شرح فصوص الحکم مشکاة القدس علی مصباح الأنس شرح طایفه ای از اشعار و غزلیات حافظ نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور باب رحمت نامه ها برنامه ها قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند آثار فلسفی و منطقی اتحاد عاقل به معقول نصوص الحکم بر فصوص الحکم رساله جعل صد کلمه تصحیح اسفار اربعه تصحیح و تعلیق کتاب نفس شفاء رساله ای در تضاد رساله ای در اثبات عالم مثال رساله ای در حرکت جوهری ممدّ الهِمَم فی شرح فصوص الحِکَم رساله نفس الأمر نهج الولایه درر القلائد علی غررِ الفَرائد النور المتَجَلّی فی الظّهور الظِّلّی مفاتیح الاَسرار لسلّاک الأسفار سرح العیون فی شرح العیون گشتی در حرکت الحجج البالغة علی تجرد النفس الناطقة گنجینه گوهر روان رساله ای در اثبات عالم مثال رساله مُثُل تصحیح و تعلیق شرح اشارات ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات تصحیح و تعلیق شفا ترجمه و تعلیقِ الجمع بین الرَّأیَین رساله اعتقادات الأصول الحکمیّة رساله رؤیا من کیستم رسالة فی التضاد دروس معرفت نفس نثر الدراری علی نظم اللئالی آثار فقهی رساله ای در مسائل متفرقه فقهی تعلیقات علی العروة الوثقی فی الفقه وجیزه ای در مناسک حج آثار تفسیری تصحیح خلاصة المنهج انسان و قرآن آثار کلامی خیر الأثر در رد جبر و قدر تقدیم و تصحیح و تعلیق رساله قضا و قدر محمد دهدار لیلةالقدر و فاطمه علیها السلام رسالة فی الإمامة رساله ای در کسب کلامی فصل الخطاب فی عدم تحریف کتاب ربّ الأرباب رسالة حول الرؤیا آثار روایی تصحیح نهج البلاغه تصحیح سه کتاب (ابی الجعد ، نثر اللئالی ، طب الأئمّة) تکملة منهاج البراعة مصادر و مأاخذ نهج البلاغه انسان کامل از دیدگاه نهج الیلاغه شرح چهل حدیث در معرفت نفس رساله ای در اربعین آثار ریاضی و هیوی دروس معرفة الوقت و القبلة رساله کلّ فی فلک یسبحون رساله ای در تناهی ابعاد تصحیح کتاب الإستیعاب فی صنعة الأصطرلاب للبیرونی تعیین سمت قبله مدینه الصحیفة العسجدیّة فی آلاتٍ رصدیّة الکوکب الدرّی فی مطلع التّاریخ الهجری رساله سی فصل تعلیق تحفة الأجِلَّة فی معرفة القبلة رساله قطب نما و قبله نما تعلیقه بر رساله مولا مظفر رساله میل کلّی رساله ظِلّ رساله تکسیر دایره تصحیح کتاب المناظر فی کیفیّة الابصار رساله ای در اختلاف منظر و انکسار نور رسالة فی تعیین البُعد بین المرکزین و الأوج رسالة فی الصّبح و الشّفق رساله ای پیرامون فنون ریاضی رساله ای در مطالب ریاضی دروس هیأت و دیگر رشته های ریاضی تصحیح و تعلیق شرح جغمینی تصحیح و تعلیق تحریر اصول اقلیدس تصحیح و تعلیق اُکَرِ مانالاؤس تصحیح و تعلیق تحریر اُکَرِ ثاوذوسیوس شرح زیج بهادری تصحیح و تعلیق شرح بیرجندی بر زیج الغ بیک تصحیح و تعلیق شرح بیرجندی بربیست باب تصحیح و تعلیق تحریر مجسطی استخراج جداول تقویم تصحیح و تعلیق الدّرّ المَکنون و الجوهر المَصون دروس معرفت اوفاق شرح قصیده کُنوز الأسماء آثار ادبی تقدیم و تصحیح و تعلیق نصاب الصِّبیان تصحیح کلیله و دمنه تصحیح و اعراب اصول کافی دیوان اشعار قصیده یَنبوع الحیاة مصادر اشعار دیوان منصوب به امیر المؤمنین تعلیقه بر باب توحید حدیقة الحقیقة تصحیح گلستان سعدی تعلیقه بر قسمت معانی مطوَّل امثال طبری آثار متفرقه تقدیم و تصحیح و تعلیق خزائن هزار و یک نکته هزار و یک کلمه مجموعه مقالات ده رساله فارسی کشیکل مصاحبات مناجات علامه حسن زاده - الهی، تا تو لبیک نگویی من کجا الهی گویم؟ - الهی، همه گویند: بده و حسن گوید: بگیر - الهی، همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد - الهی، همه، حیوانات را در کوه و جنگل می بینند و حسن در شهر و ده - الهی، عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم - الهی، شکرت که دنیایم آخرتم شد - الهی، من در ذات خود متحیرم چه رسد به ذات تو - الهی، شیدایی جانان را با حور و غلامان چه کار - الهی، روزم را چون شبم روحانی بگردان و شبم را چون روز نورانی - الهی، در جوانی شکستم که پیری، خود شکستگی است - الهی، آن که تو را دوست دارد، چگونه با خلق ات مهربان نیست؟ - الهی، اگر من بنده تو نیستم، تو که مولای من هستی! - الهی، گرگ و پلنگ را می توان رام کرد با نفس سرکش چه کنم؟ - الهی، اگر ستارالعیوب نبودی، ما از رسوایی چه می کردیم؟! - الهی، قربان لب و دهانم بروم که به ذکر تو گویایند توصیه‏هایى از علامه حسن‏زاده آملى دهان روح و تن انسان دو دهان دارد: یكى گوش كه دهان روح او است و دیگر دهان كه دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترم‏اند. انسان باید خیلى مواظب آن‏ها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آن‏هایى‏كه هرزه خوراك مى‏شوند، هرزه كار مى‏گردند. كسانى كه هرزه شنو مى‏شوند، هرزه گو مى‏گردند. وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و كثیف مى‏شود. یعنى قلم او هرزه و نوشته‏هایش زهرآگین خواهد داشت. حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بى‏نیاز نیست و آب‏ها گوناگون‏اند. هر آبى كه پاك است، آن نبات هم پاك و میوه‏اش شیرین خواهد بود; و هر آبى كه پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.* خود عمل، حاكى است كه از چه آبى روییده شده است. وقت اندك و كار بسیار بدان كه باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏بكارى و غرس كنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و كسب و كار است; و وقت هم خیلى كم است. وقت‏خیلى كم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض كنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏» ; یعنى شتران تشنه را مى‏بینید كه وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مى‏كوشند و مى‏شتابند و از یكدیگر سبقت مى‏گیرند كه خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى كه گنج‏هاى رحمان‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات كه قرآن و عترت است. وقت‏خیلى كم است و ما خیلى كار داریم. امروز و فردا نكنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اكثر مردم به علت تسویف، به كیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسویف یعنى سوف سوف كردن، یعنى امروز و فردا كردن، بهار و تابستان كردن، امسال و سال دیگر كردن. وقت نیست، و باید به جد بكوشیم تا خودمان را درست‏بسازیم.

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد سوم)

فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • ادبیات و کتاب • اصول فقه • پزشکی • تبلیغ • دانشمند • ریاضیات و هندسه • عالمان و دانشمندان • عرفان • علوم غريبه • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • محقق • نجوم • نویسندگی • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:09 PM
خفری جهرمی شیرازی، شمس‏الدین محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(وف 942 ق)، كه فیلسوف، متكلم و شاعر معتزلى. از مردم خفر فارس و ساكن كاشان بود، مدتى نیز در هرات نزد سلطان بایقرا به سر برد و از آنجا به عربستان رفت. پس از چندى به كاشان بازگشت و همان جا درگذشت. وى شاگرد صدرالدین دشتكى شیرازى و استاد سید شاه طاهر بن رضى‏الدین اسماعیل حسینى و معاصر على بن عبدالعالى بود. خفرى در كسب دانش داراى همت عالى بود و شعر نیز مى‏سرود. آثار وى: «رساله در اثبات واجب»؛ «منتهى الادراك» در هیات؛ «رساله‏اى در علم رمل»؛ «رساله‏ى الهیات».[1] شمس‏الدین محمد بن احمد شیرازى، دانشمند و فیلسوف (ف. حدود 960 ه.ق.) از شاگردان صدرالدین محمد دشتكى و ساكن كاشان بود. از آثار وى تذكره خواجه به نام تكمله‏ى رساله‏ى اثبات الواجب و حواشى بر شرح هدایة الحكمة است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] اعیان الشیعه (119/9)، تاریخ ادبیات در ایران (347 ،304 /5)، تاریخ نظم و نثر (841)، حیب السیر (611/4)، الذریعه (240/12 ،331/4 ،106/1)، ریحانه (154/2)، سرآمدان فرهنگ (333 -329 /1)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 218/10)، طرائق الحقائق (133/3)، فرهنگ ادبیات فارسى (197)، الكنى و الالقاب (218/2)، لغت نامه (ذیل/ خفرى)، مجالس المومنین (234 -233 /2)، معجم المولفین (254/8).

فعالیتها: • شعر • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:10 PM
خلخالی، صالح

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

السید صالح بن السید محمد سعید الخلخالى از علماء عصر قاجاریه و فلاسفه زمان ناصرالدین شاه قاجار بوده است. در كتاب (مآثر و آثار) گوید. وى از بزرگترین شاگردان سیدالحكماء والمتالهین فیلسوف العصر آقا سید ابوالحسن اصفهانى معروف به جلوه و مدرس مدرسه (دوست علیخان نظام‏الدوله) معروف به مدرسه معیر بوده و تدریس فلسفه و علم كلام و سطوح فقه و اصول مى‏نموده است و حقاً كه او صاحب ذهن دقیق و فكر عمیق و از آثار علمیه او (شرح دوازده امام) شیخ محى‏الدین عربى است كه بنام مؤلف كتاب مزبور نوشته و نیز ترجمه (فرائدالاصول) شیخنا الانصارى به فارسى او را یاد كرده و گفته. و فاضل الادیب محمدعلى تربیت در كتاب (دانشمندان آذربایجان) ص 10 گوید سید صالح بن محمد سعید در اول ماه صفر 1306 قمرى وفات نموده و در مقبره ابن بابویه (شیخ صدوق) مدفون گردیده است و یاد كرده كه او داراى سه اثر نفیس است كه تمام آن شرح بر كتب مذكوره و شرح بر قصیده یائیه میرفندرسكى متوفى 1050 مى‏باشد.

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:10 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/fc67a386-b23c-48e6-a265-f60e9fb1700c.jpg خلعتبری، حسام الدین

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

حسام الدین خلعتبری لیماکی محل تولد : تنکابن شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1343/1/1 زندگینامه علمی در سال 1363 بعد از اخذ دیپلم وارد حوزه علمیه قم شدم و بیش از 20 سال به درس و تحقیق و تدریس مشغول شدم .طی 10 سال نخست سطح را به پایان رساندم و از پایان نامه سطح 3 دفاع کردم و حدود 10 سال در درس خارج فقه و اصول حضرات آیات مکارم و سبحانی شرکت کردم.در سال 1370 در مرکز آموزش های علمی و فرهنگی موسسه امام خمینی(ره) در مقطع کارشناسی ارشد پیوسته پذیرفته شدم و در مدت 5 سال این دوره را به اتمام رساندم. در سال 1373 در اولین دوره امتحانات دروس معارف اسلامی که توسط معاونت امور اساتید معارف برگزار شد شرکت کردم و در دو گرایش تدریس اخلاق و تربیت اسلامی و معارف اسلامی موفق شدم.از سال 1371 تاکنون در دانشگاههای مختلف مانند تهران، علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی، بین الملل و آزاد اسلامی تدریس کردم و اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی می باشم.در ضمن در دوره دکترای phd در دانشگاه باقرالعلوم قم در رشته مبانی نظری اسلام پذیرفته شدم و الان مشغول تحصیل هستم.


فعالیتها: • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:10 PM
خلیلی، محمدحسین

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد حسین خلیلی محل تولد : بهشهر شهرت : خلیلی تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1346/6/1 زندگینامه علمی در سن 6 سالگی وارد دبستان زادگاه خود شدم و در سن 18سالگی موفق به اخذ دیپلم تجربی شدم. در سن 19 سالگی(1365 شمسی) با قبولی در امتحان ورودی حوزه علمیه قم، وارد حوزه شده و در مدرسه علمیّه منتظریه (حقانی) سطح 1 و مقدمات را سپری نمودم. سپس مشغول فراگیری دروس سطح 2 شده و در سال 1375-1376 همه امتحانات کتبی و شفاهی، اصلی و جنبی حوزه تا پایان سطح 3 را به پایان بردم. در همین حال در فوق لیسانس مدرسی الهیات و معارف اسلامی(گرایش کلام و فلسفه) مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم پذیرفته شده و آنگاه در سال 1379 در امتحان ورودی کتبی دکترای تخصصّی کلام در دانشگاه مذکور با حیازت رتبه ششم، حدّ نصاب بورسیه تحصیلی کسب نمودم که بنابه دلائلی ادامه تحصیل در دکترا را واگذار نمودم. در همین زمان‌ تدریس سطوح مختلف دروس حوزوی از مقدمات شروع نموده و به طور خصوصی و سپس بطور رسمی در مدارس حوزه ادامه دادم. از سال 1372 هم تبلیغ و سخنرانی را در استانهای مختلف کشور در ایام تبلیغی آغاز نموده و هم اکنون نیز ادامه دارد. تألیف چند کتاب و ترجمه و تحریر برخی کتب دیگر نیز از جمله توفیقات حقیر بوده است. مدرک سطح 3 و سطح 4 حوزه را نیز دریافت نموده و هم اکنون به عنوان عضو هیئت علمی مدرسه امام خمینی(ره) در مرکز جهانی علوم اسلامی مشغول تدریس هستم.


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:11 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/85f06c02-6723-43ec-a1c4-d66559a7a6a9.jpg خمینی، روح‏اللَّه

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

رهبر و بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، فقیه، عارف. تولد: 30 شهریور 1281(20 جمادى‏الثانى 1320 ق. 24 سپتامبر 1902)، خمین. درگذشت: 14 خرداد 1368، تهران، بیمارستان قلب. روح‏الله مصطفوى مشهور به موسوى خمینى، فرزند سید مصطفى موسوى از علماى آن زمان، در پنج ماهگى پدرش را از دست داد. خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت پدرش را در مسیر خمین به اراك به شهادت رساندند. بستگان وى براى اجراى حكم الهى قصاص به تهران (دارالحكومه وقت) رهسپار شدند و بر اجراى عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید. دوران كودكى را تحت سرپرستى مادرش (بانو هاجر) از نوادگان آیت‏الله خوانسارى (صاحب زبدة التصانیف)، و نزد عمه‏اش (صاحبه خانم) سپرى كرد، ولى در پانزده سالگى هم مادر و همه عمه‏اش را از دست داد. از نوجوانى به تحصیل معارف روز و علوم مقدماتى و سطح حوزه‏هاى دینیه و از جمله ادبیات عرب، منطق و فقه و اصول پرداخت و نزد معلمین و علماى منطقه (نظیر میرزا محمود افتخارالعلماء حاج میرزا نجفى خمینى، آیت‏الله شیخ على‏محمد بروجردى، آیت‏الله شیخ محمد گلپایگانى و آیت‏الله عباس اراكى و بیش از همه نزد برادر بزرگترش آیت‏الله سید مرتضى پسندیده) فراگرفت و در سال 1298 عازم حوزه‏ى علمیه‏ى اراك شد. پس از تحصیلات بسیارى از دروس در اراك، عازم حوزه‏ى علمیه‏ى قم شد. در قم در علوم فلسفه و اخلاق استادان او آیت‏الله محمدعلى شاه‏آبادى و آقا سید ابوالحسن حكیم قزوینى و حاج میرزا جواد آقاى ملكى تبریزى بودند و علم منقول و فقه و اصول را از محضر آیت‏الله عبدالكریم حائرى یزدى و آقا میر سید على كاشانى فراگرفت. ایشان در همان اوان در دروس فقه و اصول آیت‏الله عبدالكریم حائرى یزدى و آیت‏الله یثربى حضور و به مراتب فقه و اصول احاطه یافت و به اجتهاد رسید. در سال 1339 ق. كه آیت‏الله عبدالكریم حائى یزدى درگذشت، آیت‏الله العظمى خمینى دیگر خود یكى از فضلاى و مدرسین حوزه علمیه قم به ویژه در رشته فلسفه، تهذیب نفس و اخلاق گردیده بود كه بعدها در تدریس فقه و اصول فقه نیز نام‏آور شد. ایشان كه در همان زمان با محافل و شخصیت‏هاى ضد دربارى ارتباط كامل داشت، در مبارزه علیه حكومت رضاخان در حد اقتضاى سن خود كوشش نمود. ایشان علیه رژیم فرزند رضاخان نیز مبارزه و افشاگرى مى‏كرد و بعد از رحلت آیت‏الله عبدالكریم حائرى یزدى، آیت‏الله حسن بروجردى را در حد امور و مسائل یارى رساند. بعد از درگذشت آیت‏الله بروجردى حوزه علمیه قم و محافل روحانى دیگر او را به عنوان «آیت‏الله خمینى» شناختند. درسال 1340 با تشكیل انجمن‏هاى ایالتى و ولایتى و طرح لوایح شش گانه شاه، امام خمینى مخالفت قاطع خود را علیه رژیم آغاز كرد. با پیش آمدن واقعه خونین 15 خرداد ایشان به دنبال نطقى كه علیه رژیم ایراد نمود، دستگیر و به پادگان عشرت آباد تهران منتقل شد. یك سال پس از آزادى، مجددا در مخالفت با «كاپیتولاسیون» سخنرانى ایراد كرد كه منجر به تبعید ایشان در سیزده آبان سال 1344 به تركیه شد. پانزده سال به حالت تبعید در نجف اشرف به سر برد. سرانجام پس از شهادت پسرشان- آیت‏الله سید مصطفى خمینى- به دست رژیم و پس از آن كه از عراق به پاریس رفت و با فرار شاه، در 12 بهمن 1357 با ورودشان به خاك میهن، استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى را براى مردم ایران به ارمغان آوردند و در 22 بهمن ماه 1357 با حمایت توده‏هاى میلیونى مردم رژیم شاهنشاهى در ایران را سرنگون ساخت و براى نخستین بار در ایران حكومت جمهورى اسلامى را برقرار ساخت و به عنوان «امام» همه مسلمانان جهان به رسمیت شناخته شد. امام خمینى ده سال پس از تأسیس جمهورى اسلامى در ایران و هدایت انقلاب اسلامى در این مدت در چهاردهم خرداد سال 1368 در تهران درگذشت. از آثار ایشان میتوان به این عنوان‏ها اشاره نمود: شرح دعاى سحر (به عربى، ترجمه سید احمد فهرى)، شرح حدیث رأس الجالوت (تألیف 1348)، حاشیه امام بر شرح حدیث رأس الجالوت، حاشیه بر شرح فوائد الرضویه، شرح حدیث جنود عقل و جهل، مصباح‏الهدایة الى الخلافة والولایة، حاشیه بر شرح فصوص الحكم، حاشیه بر مصباح‏الانس، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، سر الصلوة (صلاة العارفین و معراج السالكین)، آداب نماز (یا آداب الصلوة)، رسالة لقاءالله، حاشیه بر اسفار، كشف الاسرار (در اسرار هزار ساله حكمى‏زاده، چاپ سوم 1363 ق.)، انوار الهدایة فى التعلیقة على الكفایة، بدایع الدرر فى قاعدة نفى الضرر، رسالة الاستصحاب، رسالة فى التعادل و التراجیع، رسالة الاجتهاد و التقلید، مناهج الوصول الى علم الاصول (دو جلد)، رسالة فى الطلب و الارادة، رسالة فى التقیة، رسالة فى قاعدة من ملك، رسالة فى تعیین الفجر فى الیالى المقمره، كتاب الطهارة (چهار جلد)، تعلیقه على العروة الوثقى، مكاسب محرمه (دو جلد) تعلیقة على وسیلة النجاة، رسالة نجاةالعباد)، حاشیه بر رساله ارث، تقریرات درس اصول آیت‏الله العظمى بروجردى، توضیح المسائل (رساله عملیة)، مناسك حج، تحریر الوسیله (دو جلد)، كتاب البیع (پنج جلد)، تقریرات دروس امام خمینى، كتاب الخلل فى الصلوة، حكومت اسلامى یا ولایت فقیه، جهاد اكبر یا مبارزه با نفس، تفسیر سوره حمد، استفتائات، دیوان شعر، نامه‏هاى عرفانى، پیامها، سخنرانیها، مصاحبه‏ها و احكام و نامه‏ها (بیست و دو جلد)، وصیت‏نامه‏ى سیاسى الهى، المكاسب المحرمة (عربى، 1381 ق.)، تهذیب الاصول (عربى، دو جلد تقریر امام و تحریر جعفر سبحانى، 1380 -1375 ق.). حضرت آیةاللَّه العظمى امام سید روح‏اللَّه موسوى خمینى 20 جمادى الثانى 1320 (ه.ق.) در خمین در یك خانواده روحانى به دنیا آمد. والدایشان- آیةاللَّه سید مصطفى خمینى- در اواخر 1320 در سن 47 سالگى به وسیله فئودالها شهید شد. امام، تحت تربیت عمه و مادر دلسوز و مراقبت‏هاى برادر بزرگوارش آیةاللَّه پسندیده رشد كرد. و پس از تحصیلات مقدماتى در خمین در 1339 عازم حوزه علمیه اراك شد و سپس در 1340 در محضر آیةاللَّه العظمى حاج شیخ عبدالكریم حائى به قم عزیمت كرد. او در 1345 ه.ق. سطوح عالیه را طى كرده و در محضر درس مؤسس حوزه- آیةاللَّه حائرى حضور یافت. پس از رحلت مرحوم حائرى در 1355، به عنوان استادى گرانقدر و مجتهدى عالم در حوزه درخشید. وى در كنار فقه و اصول به تحصیل پرداخت و از محضر آیةاللَّه شیخ محمد على شاه‏آبادى عارف كامل، بهره‏هاى روحى فراوانى برد. آوازه شهرت وى به عنوان یك استاد مسلم و صاحب شیوه تدریس و تعلیم، طلاب بیشمارى را گرد او جمع كرد. درس اخلاق و روش تدریس و تعلیم وى كه موجد روح فداكارى و شجاعت و تعهد و تقوى در طلاب میشد، موجب تحول عظیمى در حوزه و منجر به تعطیلى درسش از طرف دیكتاتور وقت- رضاخان- گردید. پس از سقوط رضاخان، این درس مجددا در فیضیه آغاز گشت. در سال 1364 ه.ق. همزمان با ورود آیت‏اللَّه بروجردى، بزرگترین كرسى تدریس حوزه علمیه به وى اختصاص یافت. مسجد سلماسى و مدرسه فیضیه شاهد حضور انبوهى از مشتاقان معرفت و دهها مجتهد اصولى، ادیب و مفسر در محضرش گشت. او در مسند اجتهاد و فتوى نشست و میلیونها تن به عنوان مقلد و پیرو، سر به فرمانش نهادند و در انتظار صدور حكم و فتوایش نشستند. در سال 1340 ه.ش. با تشكیل انجمنهاى ایالتى و ولایتى و طرح لوایح ششگانه شاه- كه خود وسیله‏اى براى تثبیت حكومت امریكا در ایران بود- مخالفت جدى و قاطع نمود. حادثه 15 خرداد 1341 پیش آمد كه هزاران نفر از مسلمانان انقلابى آماج گلوله‏هاى سفاكان پهلوى گشتند و خود ایشان به دنبال نطقى كوبنده در مدرسه فیضیه به پادگان عشرت‏آباد منتقل و زندانى شد. ولى پس از یك سال آزاد و هنگام بازگشت به قم در مخالفت با كاپیتولاسیون سخنرانى رسوا كننده‏اى در مسجد اعظم ایراد كرد كه منجر به تبعیدش در 13 آبان 1342 به تركیه گردید. پس از مدتى به نجف منتقل و قریب 15 سال اجبارا در حوزه نجف اقامت گزید. و از همانجا عهده‏دار رهبرى فكرى و ارشادى مردم بود و در فرصت‏هاى مناسب اعلامیه‏هاى لازم را صادر مى‏كرد. در 1356 ه.ش. به مناسبت شهادت فرزند برومندش آیةاللَّه مصطفى خمینى مجالس ترحیم باشكوه و خونینى برپا گشت كه شخصیت امام را بیشتر مطرح و موجب انتقال ایشان به پاریس گردید. و این در حالى بود كه احساسات مذهبى مردم به اوج خود رسیده و كنترل از دست رژیم خارج گشته بود و شاه از ایران خارج شده و اساس حكومت اسلامى به رهبرى امام و فداكارى مردم مسلمان در ایران پایه‏ریزى شده بود. آثار و تألیفات گرانبهایى از معظم له در اختیار محافل علمى است كه از آن میان مى‏توان از «تحریر الوسیله كتاب الصلوة، كتاب المكاسب، كتاب الطهاره، كتاب الخلل، كتاب البیع (در 5 جلد)، مصباح الهدایة (شرح دعاى سحر)، چهل حدیث برگزیده در اخلاق و عرفان و...» را نام برد و اكنون دعاى میلیونها تن از مسلمانان و مستضعفین جهان این است: خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدى خمینى را نگه‏دار! (1410 -1320 ق)، عالم، فقیه، مرجع تقلید، بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، عارف و شاعر. در خانواده‏اى روحانى در شهر خمین متولد شد. پدرش در چهل و هفت سالگى به دست مالكین محلى كشته شد و امام تحت سرپرستى و حضانت عمه و مادر و برادرش آیت‏اللَّه پسندیده قرار گرفت. تحصیلات مقدماتى را در زادگاهش آموخت و در سال 1339 ق براى ادامه تحصیل رهسپار اراك شد. پنج سال در آنجا اقامت كرد و تا سطوح عالیه را خواند. با عزیمت آیت‏اللَّه حائرى یزدى در سال 1340 ق به قم و بنا نهادن حوزه‏ى علمیه، در ساذل 1345 ق به قم رفت و به تحصیل فلسفه و حكمت مشغول شد. فلسفه را از آیت اللَّه شیخ محمدعلى شاه‏آبادى فراگفت. سپس به تحصیل دروس خارج از سطح پرداخت و از محضر آیت‏اللَّه حائرى كسب فیض كرد و به درجه‏ى اجتهاد رسید. وى از محضر مى‏رسید على یثربى و حاج میرزا جواد ملكى تبریزى و آقا میرزا على‏اكبر حكمى‏یزدى و حاج سید ابوالحسن رفیعى قزوینى و حاج شیخ محمدرضا نجفى مسجد شاهى و آقامیرزا محمدعلى ادیب تهرانى و حاجى سید محمدتقى خوانسارى و آیت‏اللَّه بروجردى و حاج سید محسن امین و حاج شیخ عباس محدث قمى و سید ابوالقاسم دهكردى اصفهانى و حاج شیخ محمدتقى بافقى بهره‏مند گشت و اینان از مشایخ وى بودند. امام خمینى از سال 1368 ق به تدریس «كفایه» و «منظومه» و «اسفار» و فقه و اصول پرداخت. وى علاوه بر علوم عقلى و نقلى، تحصیل علم اخلاق را جزو دروس تحصیلى طلاب خود قرار داده بود، و از دیرباز به تدریس اخلاق مشغول بود. در دوره‏ى رضاخان درس اخلاق ایشان مدتى تعطیل شد و پس از سقوط رضاخان، این درس مجدداً در مدرسه‏ى فیضیه دایر گشت. وى علاوه بر مدرسه‏ى فیضیه، در مسجد سلماسى نیز تدریس مى‏نمود. در سال 1340 ش كه تشكیل انجمنهاى ایالتى و ولایتى و لوایح ششگانه شاه مطرح شد، با مخالفت جدى امام روبه‏رو گردید و در نتیجه حادثه‏ى پانزده خرداد 1342 ش پیش آمد. امام به پادگان عشرت‏آباد منتقل و زندانى شد و پس از چندى آزاد گردید و به قم مراجعت كرد. مخالفت ایشان با مسئله كاپیتولاسیون و سخنرانى وى در مسجد اعظم سبب شد كه معظم‏له به تركیه تبعید شود. پس از مدتى به نجف منتقل گشت و قریب پانزده سال در نجف اقامت گزید. از همین زمان عهده‏دار رهبرى مبارزات سیاسى شد و در هر فرصتى با صدور اعلامیه‏هایى مردم را به مبارزه‏ى تهییج مى‏كرد. با درگذشت ناگهانى فرزند ایشان حاج سید مصطفى خمینى در سال 1356 ش و برگزارى مراسم سوگوارى، تبلیغات علیه دستگاه هیئت حاكمه را دنبال كرد. به تدریج دامنه‏ى تظاهرات به خیابانها كشیده شد. در این زمان امام از نجف به پاریس رفت و مبارزات علیه شاه اوج گرفت و شاه مجبور به ترك كشور شد و امام به ایران بازگشت و جمهورى اسلامى را بنا نهاد و رهبرى حكومت اسلامى ایران را تا 14 خرداد ماه سال 1368 ش كه جان به جان آفرین تسلیم كرد، خردمندانه عهده‏دار بود. پیكر پاك وى با مراسم با شكوهى در محلى كه اكنون به نام مرقد مطهر معروف است دفن گردید. امام خمینى از آغاز جوانى به شعر و شاعرى پرداخت. از آثار وى: «كشف الاسرار»؛ «تحریر الوسیله»؛ «كتاب الصلوة»؛ «كتاب المكاسب»؛ «تهذیب الاصول»؛ «كتاب الطهارة»؛ «كتاب الخلل»؛ «كتاب البیع»، در پنج مجلد؛ «مصباح الهدایة»؛ «چهل حدیث برگزیده در اخلاق»؛ «آداب نماز»؛ «مجموعه‏ى اشعار»، كه پس از رحلت ایشان در دسترس عموم قرار گرفت.[1]

برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر

منابع زندگینامه: [1] آینه‏ى دانشوران (187 -185)، الذریعه (52 / 22 ،123 / 21 ،13 / 18 ،69 / 13)، سخنوران نامى معاصر (347 -340 / 1)، كیهان فرهنگى (س 6، ش 3، ص 15 -1)، گنجینه‏ى دانشمندان (29 -12 / 8)، مؤلفین كتب چاپى (232 -231 / 3).

فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • اصول فقه • خادمان فرهنگي و خيرين • ---------- • شعر • عرفان • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:12 PM
خنجی، افضل‏الدین، ابوعبداللَّه محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 7 )

(649/646 -590 ق)، منطقى شافعى. اهل خونا یا خونج مراغه بود. بیشتر ایام عمر خود را در شام و مصر گذرانید و در مدرسه‏ى صلاحیه‏ى قاهره تدریس مى‏كرد و عهده‏دار مقام قضاوت نیز بود. از آثار وى: «كشف الاسرار عن غوامض الافكار»، در منطق كه ابن البدیع بندهى و نجم‏الدین كاتبى قزوینى آن را شرح كرده‏اند؛ «الموجز».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (244/3)، سرآمدان فرهنگ (169/1)، كشف الظنون (1901 ،1486)، هدیه العارفین (123/2).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:12 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/3e5ecc7b-d03a-4a0e-a13f-f4fe294be2d6.jpg خواجوی، ملا محمد اسماعیل

( ملیت: ایرانی قرن: 12 )

ملا محمد اسماعيل خواجوئي، يكي از بزرگترين دانشوران قرن دوازدهم هجري است. وي مازندراني بود اما در اصفهان به تحصيل پرداخت. از اساتيد او اطلاع دقيقي در دست نيست او ظاهراً نزد بهاء الدين محمد اصفهاني مشهور به " فاضل هندي" و ملا محمد تنكابني مشهور به " فاضل سراب" تحصيل مي‌كرده است. اواسط زندگي خواجوئي مقارن با حمله افغانها و محاصره اصفهان است. دراين سالها (1134–1137) هـ. ق بسياري از مردم در اثر قحطي جان سپردند و عده ديگري به دست مهاجمان افغان كشته شدند. سقوط سلسله صفويه و بروز قحطي و هرج و مرج و آشفتگي اوضاع و نابساماني وضع معيشتي مردم موجب از هم گسيختگي حوزه بزرگ علمي، ادبي و هنري اصفهان شد. پس از فرار افغانها از ايران و فروكش كردن آتش فتنه ، آنچه باقي ماند خرابي و ويراني شهر و از دست رفتن هزاران دانشمند و نابودي صدها كتابخانه و مركز علمي بود. ملا اسماعيل خواجوئي از معدود كساني بود كه با همت والاي خود كمر به احياي حوزه علمي اصفهان زد و با رونق بخشيدن به مدارس علميه و برپايي جلسات درس و تاليفات بسيار، بار ديگر از نابودي حتمي حوزه علمي اصفهان جلوگيري كرد. خواجوئي در فقه ، اصول، كلام، حكمت، رياضي ، هيات و ادبيات ، مهارت به سزايي داشت و از كساني بود كه فلسفه صدرايي (حكمت متعاليه) را به نسل هاي بعد انتقال داد.از او آثار علمي بسياري به جاي مانده است كه از همه مهمتر" مفتاح الفلاح" در شرح دعاي صباح، "جامع الشتات " ، " ابطال الزمان الموهوم" و " حاشيه بر اربعين" شيخ بهائي را مي توان نام برد. "ملا محمد مهدي نراقي"، "آقا محمد بيد آبادي"، "ميرزا ابوالقاسم مدرس" و "ملا محراب گيلاني" مشهورترين شاگردان خواجوئي به شمار مي روند. سرانجام اين دانشمند عاليقدر به سال 1173 هـ ق به ديار باقي شتافت و در تخت فولاد اصفهان نزديك قبرستان فاضلان به خاك سپرده شد.در سالهاي اخير مجموعه تاريخي فرهنگي و مذهبي تخت فولاد بقعه اي بر سرمزار او بنياد نهاده است.


فعالیتها: • اصول فقه • عالمان و دانشمندان • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:12 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/cd1bedf7-c5f5-4903-a426-2a80d874c269.jpg خواص، امیر

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

امیر خواص محل تولد : تهران شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1344/1/1 زندگینامه علمی اینجانب امیر خواص دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را در زادگاه خود یعنی تهران سپری کردم .سال چهارم دبیرستان دررشته علوم تجربی ، همزمان با آغاز تحصیلات حوزوی بود از سال 62 تحصیلات حوزوی را بطور جدی در قم آغاز نمودم و در سال 72 دروس سطح را با موفقیت سپری کردم. از سال 73 تا سال 80 به مدت 7 سال در درس خارج فقه آیت الله جوادی آملی شرکت نمودم. از سال 1371 که مشغول درس کفایه الاصول بودم وارد موسسه در راه حق شدم و درسال 1374 به موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) منتقل شدم و در سال 1375 در رشته الهیات و معارف اسلامی در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شدم و در سال 1381 با دفاع از رساله خود با عنوان بررسی تطبیقی سعادت از دیدگاه افلاطون ، ارسطو غزالی با رتبه ممتاز دفاع نموده و فارغ التحصیل شدم. از سال 1382 به عضویت هیئت علمی موسسه و آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) درآمدم. در سال 1383 در رشته فلسفه دین در مقطع دکترا شرکت نموده و پذیرفته شدم و هم اکنون در ترم اول مشغول تحصیل هستم. کارهای پژوهشی را از سال 1376 آغاز نمودم و حدود 3 سال در زمینه فلسفه اخلاق به پژوهش و مطالعه پرداختم که محصول آن ترجمه مقالاتی از دایره المعارف فلسفه اخلاق بکر بود که دفتر اول آن در سال 80 از سوی موسسه امام خمینی(ره) منتشر شده است در سال 77 به همراه جناب آقای اکبر حسینی کتاب دین و اخلاق را تالیف نمودیم که این اثر برای چاپ آماده شد اما متاسفانه در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به مدت دو سه سالی مفقود شد و پس از مدت ها که پیدا شد منتظر فرصتی برای به روز کردن آن و چاپ هستیم. هم چنین کتاب منشأ دین را به همراه آقای سید اکبر حسینی تالیف نموده ام که بزودی منتشر خواهد شد. مقالات جلد دوم فلسفه اخلاق هم در حال آماده شدن است که به همراه مقالات برخی دوستان چاپ خواهد شد. کتابها و مقالات دیگری هم تالیف شده است که برخی چاپ شده اند و برخی هنوز منتشر نشده اند. موضوعات و زمینه های تدریس این جانب عبارتند از: فلسفه اسلامی ، کلام اسلامی، فلسفه دین، کلام تطبیقی ادیان ابراهیمی و شرقی.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:13 PM
خوانساری، جمال، جمال‏الدین محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(وف 1125/1121 ق)، فقیه، اصولى، حكیم، محقق، محدث و متكلم. معروف به جمال المحققین. معاصر ملامیرزا شیروانى و علامه مجلسى بود. به همراه برادرش، آقا رضى، نزد پدرش، محقق خوانسارى، و دایى‏اش ملا محمدباقر محقق سبزوارى در حوزه‏ى علمیه‏ى اصفهان تحصیل كرد و همانند پدرش صاحب تالیفات بسیارى شد، با این تفاوت كه تالیفات وى بیشتر نقلى و تالیفات پدرش بیشتر عقلى است. از پدرش محقق خوانسارى و سید ابرهیم بن میر معصوم حسینى قزوینى روایت مى‏كرد و از ملا محمدتقى مجلسى اجازه‏ى نقل حدیث داشت. علماى بسیارى از وى اجازه روایت داشتند كه از آن جمله: محمد اكمل بهبهانى و محمد رفیع گیلانى. وى صاحب طبعى ظریف و نكته‏سنجى دقیق و باهوش، بخصوص در فهم ظواهر حدیث كم‏نظیر بود. چنانكه تیزهوشى وى را از روى ترجمه‏ى «مفتاح الفلاح» و تعلیقاتى كه بر آن نگاشته است و كتاب مزارى كه براى شاه سلطان حسین هنگام زیارت امام رضا (ع) و توضیحاتى كه براى الفاظ زیارات آورده است، مى‏توان فهمید. وى كه عالمى متكلم بود، مذاهب چهار گانه‏ى اهل سنت را نقد كرد. او در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید. اغلب منابع تاریخ وفات وى را سال 1125 ق نقل كرده‏اند و آقا بزرگ تهرانى با استناد به ماده تاریخ زیر تاریخ وفات وى را سال 1121 ق مى‏داند: «فوتش را بفاتح هاتفى از غیب گفت: كرد ایزد با حسین بن على حشر جمال یعنى 1121». از آثار وى: ترجمه‏ى «قرآن مجید»؛ ترجمه‏ى «صحیفه‏ى سجادیه»؛ شرح فارسى «غرر و درر»؛ شرح فارسى «مفتاح الفلاح»؛ حاشیه بر «شرح عضدى»؛ حاشیه بر «تهذیب الاحكام»؛ حاشیه بر «بر من لا یحضره الفقیه»؛ «شرح اللمعه ش الشرائع»؛ شرح «الشفاء»؛ شرح «اشارات»؛ «شرح حدیث البساط»؛ «النیه»؛ «اختیارات الایام»؛ «اصول‏الدین»، در امامت؛ حاشیه بر «شرح مختصر الاصول»؛ «جبر و اختیار»؛ شرح بر «حدیث الطینه»؛ در جبر؛ «كلثوم ننه» یا «عقائد النساء» كه در آن رسوم و پندارهاى معمول میان زنان آن روزگار ایران به نقد كشیده. از دیگر آثار او ترجمه «الفصول المختاره من العیون و المحاسن» معروف به «مجالس» است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (231/9)، تاریخ ادبیات در ایران (316/5)، تذكره القبور (238)، الذریعه (440/24 ،192/13 ،82/14 ،53/6 ،506 ،122 /4 ،367/1)، روضات الجنات (210 -208 /2)، ریاض العلماء (11/7 ،114/1)، ریحانه (54/1)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 148 -146 /12)، فوائد الرضویه (84 -83)، لغت نامه (ذیل/ جمال)، مولفین كتب چاپى (383 -381 /2)، معجم المولفین (255/9 ،154/3)، هدیه الاحباب (120)، هدیه العارفین (321/2).

فعالیتها: • اصول فقه • حدیث • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:13 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/ef6b49d6-637c-45e1-9605-00d54b2a1aee.jpg خوانساری، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

محمّد خوانساري (1300 ـ اصفهان‌) داراي مدرك دكتري منطق و فلسفه‌ است .وي هم اكنون عضويت پيوسته‌ فرهنگستان زبان و ادب فارسي و استاد بازنشستۀ دانشكدۀ ادبيات دانش‌سراي عالي‌ است. كتاب " ايساغوجي فر فوريوس و مقولات ارسطو "ترجمه محمد خوانساري ، در دوره بيست و سوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد. گروه : علوم انساني رشته : فلسفه تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمد خوانساري تحصيلات‌ مقدماتي‌ را در مكتبخانه‌ آغاز كرد. خواندن‌ و نوشتن‌ قرآن‌ كريم‌ را آموخت‌ و برخي‌ از سوره‌هاي‌ كوتاه‌ را به‌ حافظه‌ سپرد. پس‌ از درگذشت‌ پدر به‌ مدرسة‌ ابتدايي‌ ايران‌ رفت. در سال‌ 1319 از دانشسرا ديپلم‌ گرفت. براي‌ ادامة‌ تحصيل‌ به‌ تهران‌ آمد و در دانشسراي‌ عالي‌ از محضر اساتيدي‌ چون: دكتر رضازاده‌ شفق، جلال‌الدين‌ همايي‌ و مدرس‌ رضوي‌ بهره‌ برد. در سال‌ 1323 پس‌ از نگارش‌ پايان‌نامه‌ زير نظر دكتر يحيي‌ مهدوي‌ موفق‌ به‌ اخذ مدرك‌ كارشناسي‌ در رشتة‌ فلسفه‌ و علوم‌ تربيتي‌ گرديد. در سال‌ 1329 ليسانس‌ رشتة‌ ادبيات‌ فارسي‌ را گرفت‌ و در سال‌ 1332 موفق‌ به‌ اخذ مدرك‌ دكتراي‌ ادبيات‌ گرديد. در سال‌ 1337 به‌ عنوان‌ فرصت‌ مطالعاتي‌ به‌ فرانسه‌ رفت. سه‌ سال‌ به‌ تحصيل‌ اشتغال‌ داشت‌ و سرانجام‌ در سال‌ 1340 به‌ اخذ درجة‌ دكتري‌ از دانشگاه‌ پاريس‌ در منطق‌ و فلسفه‌ نايل‌ آمد. تحصيلات‌ علوم‌ قديم‌ و معارف‌ اسلامي‌ را هم‌ از همان‌ سال‌ اول‌ دبيرستان‌ آغاز كرد. جلد دوم‌ مبادي‌ العربية‌ و مدارج‌ القرأة‌ را از ميرزا عباس‌ نحوي‌ و جامع‌المقدمات‌ و مقداري‌ از سيوطي‌ را نزد ديگر اساتيد فراگرفت. حاج‌ سيدعبدالحسين‌ طيب‌ استاد عقايد و تفسير وي‌ بود. از فاضل‌ توني‌ دنبالة‌ سيوطي، مغني، حاشية‌ ملاعبدالله‌ و شرح‌ هداية‌ ملاصدرا را آموخت‌ و در جلسات‌ دكتر محمود راهيار نيز شركت‌ داشت استادان و مربيان : مرحوم جلال الدين همايي ، مرحوم رضازاده شفق ،جلال‌الدين‌ همايي‌،مرحوم مدرس رضوي ،مرحوم دكتر يحيي مهدوي ، علي اكبر سياسي،ميرزا عباس‌ نحوي ،حاج‌ سيدعبدالحسين‌ طيب،دكتر محمود راهيار‌، مرحوم فاضل توني و مرحوم ملك الشعراي بهار از اساتيد محمد خوانساري بوده اند.وي از يكي از اساتيد خود چنين ياد مي كند: من منطق را خدمت استاد دانشمند محمدحسين فاضل توني فرا گرفتم. ايشان بسيار دقيق تدريس مي كردند و من مطالب ارزشمندي از محضر ايشان دريافت كردم. خاطره اي هم كه از ايشان دارم اين است كه براي مرحوم فاضل نوشتن خيلي سخت بود و در نوشتن كند بودند ، هميشه مطلبي را مي گفتند و ديگران برايشان مي نوشتند . روزي از ايشان پرسيدم كه چرا اينقدر نوشتن برايتان سخت است. ايشان گفتند: همه ، خط را در مكتب فرا مي گيرند . من چون حافظه خيلي قوي اي داشتم ، هميشه مطالب استادم را در ذهن جاي مي دادم و نيازي نمي ديدم يادداشت كنم ، به همين دليل دستم در نوشتن كند شده است. به هر حال ياد دارم مرحوم فاضل نسخه خطي مغلوطي ( پرغلط ) از شفاي ابن سينا داشتند كه مي خواستند تصحيح كنند. يك نسخه شفاي مرحوم مشكاة را امانت گرفتند تا با آن مقابله كنند. ايشان مي گفتند و من مي نوشتم . گاهي هم دكتر بحرالعلومي كار نوشتن را به عهده مي گرفتند . به هر حال كار تصحيح تمام شد و چاپ شد. بعدها عده اي از دانشمندان بزرگ مصري با هزينه ي گزاف نسخه اي از شفا را تصحيح كردند. به گفته بعضي از بزرگان ، از جمله استاد شهيد مطهري كه قولشان حجت است، تصحيح مرحوم فاضل از تصحيح دانشمندان مصري ، بسيار بهتر و ارزشمندتر است. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : محمد خوانساري پس‌ از سه‌ سال‌ تدريس‌ در آموزش و پرورش ، در سن‌ 26 سالگي‌ با عنايت‌ دكتر علي‌اكبر سياسي‌ وارد دانشگاه‌ تهران‌ شد و مشغول‌ تدريس‌ گرديد.در آغاز انتقال‌ به‌ دانشگاه‌ چند سالي‌ روان‌شناسي‌ تدريس‌ كرد. سپس‌ با معرفي‌ فاضل‌ توني‌ به‌ تدريس‌ منطق‌ مشغول‌ شد و تا سال‌ بازنشستگي‌ هماره‌ تدريس‌ منطق‌ در دانشكدة‌ ادبيات‌ بر عهدة‌ وي‌ بود. در سال‌ 1361 پس‌ از سي‌ و هفت‌ سال‌ تدريس‌ مداوم‌ به‌ درخواست‌ خود بازنشسته‌ شد. از بدو تأسيس‌ فرهنگستان‌ سوم‌ از سوي‌ شوراي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ به‌ عضويت‌ پيوستة‌ فرهنگستان‌ زبان‌ و ادب‌ فارسي‌ مفتخر شد. جوائز و نشانها : كتاب " ايساغوجي فر فوريوس و مقولات ارسطو "ترجمه محمد خوانساري ، در دوره بيست و سوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 ايقاظ‌ النائمين‌ صدرالمتألهين‌ ويژگي اثر : تصحيح و ترجمه،در دست چاپ 2 ترجمة‌ ايساغوجي فر فوريوس و مقولات ارسطو ويژگي اثر : تأليف‌ فرغوريوس،اين كتاب ، در دوره بيست و سوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال معرفي و برگزيده شد. 3 صرف و نحو و اصول تجزيه و تركيب‌ 4 صرف‌ و نحو و اصول‌ تجزيه‌ و تركيب 5 فرهنگ اصطلاحات منطقي ويژگي اثر : (به‌انضمام واژه‌نام? فرانسه و انگليسي‌)، 1376 6 مختارات من الادب الحديث‌ ويژگي اثر : 1343 7 منطق صوري‌ ويژگي اثر : جلد دوم‌، 1352 8 منطق صوري‌ ويژگي اثر : جلد اول‌، 1338 9 منطق‌ براي‌ دبيرستانها


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • نویسندگی

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:14 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/d9fcca20-d1a6-46e5-adc3-cfa60a56771b.jpg خوانساری، محمد تقی

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

در یکی از روزهای اردیبهشت سال 1267 ق . که بهار با ماه رمضان تواءمان گشته بود و غنچه های یاد در آن می شکفتند، در خوانسار شهری که جای جایش چشمه ای سر به بیرون آورده و چون نگینی سبز و بلند با دستهایی گشوده سخاوت را به تمام معنا به رخ می کشد، در خانه سید اسدالله ، عالم بزرگ شهر، نورسیده ای پای در حیات نهاد که نام او را محمد تقی گزاردند. سید محمد تقی جوانه ای بود روییده بر شاخه سار تباری که در عرصه علم و زندگی درخت تناوری را شکل داده بودند و این طلیعه نیکویی برای او به شمار می آمد. سلسله نسب او چنین بود سید محمد تقی خوانساری فرزند علامه سید اسدالله و او فرزند دانشمند محقق سید حسین و او فرزند عالم بزرگوار سید ابوالقاسم ، فرزند دانشمند گرانمایه علامه سید حسین و او فرزند عالم فرزانه حاج میرزاابوالقاسم ، فرزند دانشمند گرانمایه علامه سید حسین و او فرزند عالم فرزانه حاج میرزاابوالقاسم ... . و در پایان سلسله نیز سرچشمه دانش و عصمت امام موسی بن جعفر علیه السلام قرار داشت . ایام مکتب آمد، سید محمد تقی در تیزهوشی گوی سبقت از همگنان ربود. او در این سنین کم هم جذبه های معنوی را در خود احساس می کرد. او که در مکتب خط را بخوبی آموخت و قرآنی را به خط خود نشوت و آن را وقف مسجد کرد. حوزه خوانسار که در آن زمان به برکت پدران سید محمد تقی و دیگر فرزانه های علمی اش رونقی داشت ، دومین جایی بود که سید محمد تقی در دامنش استواری یافت و قامت راست کرد. سرعت فراگیری سید محمد تقی چنان بود که به هفده سالگی نرسیده ، ادبیات عرب و دیگر پایه های مقدماتی علوم اسلامی را فراگرفت . او در همین مدت قسمتهایی هم از فقه و اصول دوره سطح را خواند. پای درس بزرگان خوانساری جوان پس از مشورتهایی که با پدر کرد برای تکمیل اندوخته ها رهسپار حوزه دیرپای نجف شد. هجرت به نجف بر شتاب حرکت او افزود .او در نجف پس از تکمیل درسهای ناتمام ، در درس محققان بزرگ این رشته ها حاضر شد تا جوانه های اجتهاد که از توانایی در تحقیق ریشه می گیرد در او برویند. خوانساری جوان چهار سال در درس فقه و محقق بزرگ اصولی آیة الله آخوند خراسانی شرکت کرد. در کنار این آدرس به درس ‍ فقیه برجسته آیة الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی هم حاضر گشت . بعد از ارتحال این دو او از درسهای اصول آیة الله نائینی ، آیة اللله آقا ضیاء عراقی و از درس فقه آیة الله در گرفتن اجتهادنامه خود از اساتیدش کوشش ‍ نکرد. اما آقا ضیاء عراقی - که بارها مقام این شاگردش را ارج نهاده و گفته بود ((و حفظ مقام و نگهداری شؤ ونات آقای خوانساری را مانند علمای متاءخر بر خود فرض می دانم )) هنگامی که او بعدها به ایران بازگشته بود، اجتهادنامه وی را از نجف برایش فرستاد. افزون بر این آقای خوانساری از این استاد خود اجازه روایی نیز یافته بود. بر بلندای حماسه با شروع جنگ جهانی اول که حکومت عثمانی به نفع آلمان درگیر این جنگ شد و در صف متحدین قرار گرفت ، قمرو عثمانیها در حیطه جنگ واقع گردید. در 28 آبان 1293 ق . بصره و حوالی آن به تصرف قوای انگلیس ‍ درآمد. موقعیتی حساس بود، دولت عثمانی از روحانیون کمک طلبید علمای شیعه با آنکه استبداد گسترده از طرف آن دولت بر جامعه اکثریت شیعی عراق روبرو بودند، نتوانستند در چنین هنگامه ای ناظر پایمال شدن سرزمین مقدس عراق شوند. این بود که جمع بسیاری از مراجع فتوای جهاد دادند و چون خود در سنین پیری بودند فرزندانشان را به نیابت خویش ‍ رهسپار نبرد کردند و گروه دیگری از مجتهدان نیز خود راهی صحنه جهاد گشتند. در ایام محرم فتواهای شورانگیز جهاد شراره حماسه را بویژه در جان طلایه داران دانش برانگیخت و در این میان آقای خوانساری نیز کرسی درس و تحقیق را رها کرد و در صف رهسپاران جهاد قرار گرفت . او به گروه مجاهدانی که به همراه آیة الله سید مصطفی کاشانی عازم نبرد بودند، پیوست . این گروه سوار بر کشتی در رود دجله و فرات پیش تاختند و خود را به صفوف مقدم جبهه در حوالی بصره رسانیدند. آقای خوانساری در سنگرهای جلو جبهه همراه با همدرسان خود آقای سید ابوالقاسم کاشانی و آقای بختیاری زاده مستقر گشت . او در نبرد با هزار تیری که داشت و با مهارتی که در تیراندازی یافته بود سینه سپاهیان دشمن را آماج خشم ساخت و آنگاه که دشمن برای درهم شکستن مقاومت جنوب هجومی سخت را آغاز کرد او پر نشاط برود و خنده های بلندش ‍ تعجب دوستان را برمی انگیخت و وقتی هم که سایه رخوت بر گروهی از جنگاوران افتاد باز فریاد او که حرام بودن عقب نشینی در برابر دشمن را اعلام می کرد، پرطنین بود، و شگفت تر زمانی بود که با تنگ تر شدن حلقه محاصره دشمن مجاهدان مهیای مرگ می شدند و او شور نماز داشت و همگان را به آن می خواند. گویی نماز عاشورایی حسین علیه السلام در ذهنش زندگی یافته بود. قوای دشمن پیروزیهای شایانی در جبهه فرات به دست آورد. ولی شکست در کوت العماره پای رفتن را از آنان گرفت و به ناچار جبهه جنگ از جنوب به شرق تغییر یافت . با اشغال بغداد که مقارن با پیروزیهای دیگر متفقین بود، پایان جهاد فرارسید. از آن سو اشغالگران در تعقیب نیروهای مقاومت برآمدند. دستگیریهای وسیعی آغاز گشت و سرانجام خوانساری جوان هم که در نبرد از قسمت پا مجروح شده بود، دستگیر شد. مجاهدان عرب تنها با سپردن تعهدی آزاد گشتند اما برخورد با مجاهدان دیگر متفاوت بود. انگلیسی ها از آزادی آنان اجتناب ورزیدند. در این میان وساطتهایی نیز برای آزادی آقای خوانساری صورت گرفت ولی بی ثمر بود. اشغالگران اسرای جنگی را در بندر بصره جمع نموده ، آنجا یا کشتی هایی به اسرارتگاههای خود در مستعمراتشان فرستادند و آقای خوانساری و قریب چهارصد تن دیگر از اسراء به جزیره سنگاپور برده شدند. چهار ماه طول کشید تا کشتی آنان در آن سرزمین پهلو گرفت . در سنگاپور، اسرا در زندانی صحرایی قرار داده شدند. در این زندان گروهی از مردمان وحشی جزیره نیز به نام کوکا به چشم می خوردند. آنها به آدمخواری معروف بودند از آن رو هر روز صبح که شیفت زندانبان عوض می شد اسرا سرشماری می شدند. در آن محیط خش ‍ آقای خوانساری به تلاش علمی روی آورد. او علاوه بر تدریس منطق و حکمت ، خود نیز به آموختن پرداخت و توانست زبان انگلیسی را از یک راجه هندی بیاموزد. رئیس زندان که متوجه مقام علمی او شده بود با توجه به آشنایی او به زبان انگلیسی از او خواست کتابی گمراه ساز را ترجمه کند. او با آنکه روزهای سختی را پیش روی خود داشت با این درخواست مخالفت نمود. و شاید هم برای انتقام از این سرسختی بود که زندانبانان قصد جان او را کردند. او خود در این باره گفته است : ((روزی همه به بیرون رفته بودند و من تنها بودم . زندانبانان حیوانی وحشی را از آن دم در بر درون زندان ول کردند. حیوان جستی زد و بسرعت به طرف من آمد. خیلی نزدیک شد اما کاری به من نداشت . به دم در رفت و دو مرتبه برگشت . چند دفعه این کار را انجام داد ولی کاری با من نکرد.)) بعدها که راجه هندی آزاد شد در آزادی آقای خوانساری کوشید. در نتیجه آقای خوانساری نیز پس از گذشت چهار سال تحمل رنج اسارت ، آزاد گشت . مرجعیت آیة الله خوانساری بعد از رهایی از اسارت به زادگاهش خوانسار بازگشت . پس از آن ، آوازه حوزه نوبنیاد سلطان آباد اراک ، در او شیفتگی نخستین را زنده ساخت و از همین رو در حوزه سلطان آباد به احترام آیة الله حائری در درسشان شرکت جست و خود نیز جداگانه به تدریس فقه ، اصول و حکمت پرداخت . دیری نگذشت که او توجه آیة الله حائری را به خود برانگیخت . آقای خوانساری در سلک یاران نزدیک و مشاوران برجسته (هیاءت استفتایی ) آیة الله حائری قرار گرفت . وی در پی این نزدیکیها نقش ‍ برجسته ای در شکل گیری حوزه علمیه قم ایفا کرد و مشوقی در هجرت آیة الله حائری به قم بود. در سال 1315 ش . حوزه قم در ماتم از دست دادن بنیانگذارش به سوگ نشست . در آن موقعیت خطیر آیة الله صدر و آیة الله حجت و همچنین آیة الله خوانساری که سه تن از شاگردان و یاران برجسته آیة الله حائری بودند، برای تصدی مسؤ ولیت حوزه و عهده داری رهبری دینی مردم مورد توجه قرار گرفتند. در این میان آیة الله خوانساری با شایستگی های فراوان اخلاقی و علمی که داشت پیشگام نگشت ، اما شیخ محمد صدوقی و شیخ مجتبی عراقی و تنی چند از دوستانشان در پاگیری مرجعیت ایشان تلاش ورزیدند. درس خارج برای ایشان تدارک گردید و قرار شد ادامه درس استادش حائری را بگوید. رفته رفته این شخصیت برجسته مورد اقبال جامعه ایرانی قرار گرفت و با طرح جواز رجوع در مسائل احتیاطی به ایشان از طرف آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی دامنه مرجعیت او گسترش یافت . اما با این همه او آیة الله صدر و آیة الله حجت برای حاکم نمودن وحدت رهبری دینی مردم و زدودن شائبه های تفرقه ، آیة الله بروجردی را به قم خواندند و با اصرار زیاد او را بر این سمند نشاندند. سالهای طولانی تدریس آیة الله خانساری که از حوزه نجف آغاز گشت ، جمع زیادی از آموختگان فضل او را همراه داشت . در سالهای آخر تدریس ‍ هم درس خارج او چنان با عمق و دقت طرح می شد که تنها شایستگانی چند یارای حضور در آن را یافتند. آثار علمی ایشان غیر از آن رساله های فتوایی که نظریات فقهی ایشان را در بر داشت ، تقریرات درسهای خارجی بود که شاگردانش جمع آوری کرده بودند. از آن جمله درس طهارت ایشان بود که به همت شاگرد برجسته اش آیة الله محمد علی اراکی و درس صلوة که از سوی شاگرد فرزانه دیگرشان آقا مجتبی عراقی نگارش یافت . نماز نماز آیة الله خوانساری حدیث شگفتی داشت . در او چنان باور خدا تجلی کرده بود که در نماز حجاب برمی کشید و روحش به بهشت یاد درمی آمد. او خود در این باره چنین گفته بود: در نماز که می ایستم مثل این که است که با خدا شفاهی صحبت می کنم و انگار رخ به رخ هستم . در پی نمایاندن این چهره معنوی او بود که با درخواست جمعی از دل باوران ، آیة الله سید احمد خوانساری ، برقراری نماز جماعت فیضیه را به او واگذاشت . در این نماز پرشکوه حتی مقدسانی که تردیدشان در عدالت امامان جماعت بسیار بود و به هر کس اقتدا نمی کردند، بی هیچ واهمه ای با او به نماز می ایستادند. بعضی از شبها هم که آقای خوانساری نمی آمد آیة الله (امام ) خمینی که از اساتید بنام حوزه بود اقامه نماز می کرد. از آن رو که نماز جمعه در نظرگاه فقهی آیة الله خوانساری واجب احتیاطی بود در حوالی سال 1320 بعد از سالیان سال این نماز متروک و مهجور مانده بود، از سوی آن فقیه بزرگ در مدرسه فیضیه بپا شد. بعدها فیضیه هم گنجایش خیل آن همه مشتاقان نداشت . برای همین ، مکان نماز به مسجد امام حسن عسکری علیه السلام انتقال یافت . برگزاری این نماز چنان پرتاءثیر شد که به دنبال آن در بیشتر شهرها نماز جمعه جانی تازه گرفت . نماز باران یکی از حوادث مهم که از آثار شهودی آقای خوانساری از نگاه دینی ، نماز بارانی است که او آن را اقامه نمود تا تجلی دعا و نماز را در زندگی به گونه ای ملموس آشکار کند. در شهریور 1320 که متفقین در ایران به طور انبوه حضور یافتند. در آن موقع موجی از قحطی و نابسامانی در کشور به راه افتاد. قسمتی از سپاه متفقین در منطقه خاکفرج قم استقرار یافت و بعد از مدتی کنترل شهر در دست آنان قرار گرفت . اشغال هنوز ادامه داشت که زمینهای مساعد و وسیع شهر قم - که به صورت دیم کشت می شد - با گذشت دو ماه بهاری از سال 1323 هنوز تشنه بودند. با بروز این خشکسالی موقعیت غذایی مردم بحرانی شد. اهالی قم ، چاره در خواندن نماز باران دیدند. آنان به جستجوی امامی برآمدند تا آنها را به ساحل اجابت رساند و با خلوص و صفایش خواستن را معنی بخشید. مردم راهی خانه های آقایان صدر، حجت و خوانساری شدند. آقایان صدر و حجت در پاسخ مردم گفتند اگر شما وظیفه های شرعی خود را بجا آورید، آسمان و زمین دستهایشان بر شما گشوده خواهد بود. اما آقای خوانساری نتوانست جواب نه بگوید و مردم هم گمان بردند او موافق با خواندن نماز باران است . به همین علت اطلاعیه هایی در سطح شهر نصب گردید که آقای خوانساری در روز جمعه نماز استسقا خواهد خواند. گروهی ایشان را از پایان بد کار بیم دادند اما او گفت حالا که چنین شده ، خواندن این نماز بر من تکلیفی است و هر چه صلاح باشد همان واقع خواهد شد. با نزدیک شدن لحظه موعود بهائیان شهر، متفقین را به انگیزه های این حرکت بدبین نمودند تا جایی که این نیروها در پوششی دفاعی رفتند. در روز موعود، جمعیت از گوشه و کنار شهر روانه شدند تا به صحرای خاکفرج که در نیم کیلومتری شهر قرار داشت و مصلای آن محسوب می شد بروند. آیة الله خوانساری هم با طماءنینه و آرامش مخصوص و در حالی که پاها را برهنه کرده و تحت الحنک انداخته بود با عده ای از همراهان به سمت آن نقطه حرکت نمودند. جمعیت افزون بر بیست هزار نفر بود و 3/2 ساکنان شهر را در بر می گرفت . با عبور آرام مردم از کنار پادگان ، شائبه های تردید زدوده شد و توطئه بهائیان بی اثر ماند. آن روز نماز خوانده شد اما اثری از اجابت دیده نشد. آیة الله خوانساری که بارها عطوفت و مهربانی پایان ناپذیر خدا را با همه وجود خود درک کرده بود، بخوبی می دانست که خواستن را با اصرار معنا بخشد. چه آنکه اگر خواهش باشد اجابت حتمی است . او بعد از پایان درس و بحث از شاگردانش خواست که تا همپای او باز به کوی خواهش روند و نماز بارانی دیگر بخوانند. این بار نماز در باغهای پشت قبرستان نوبپاگشت . غروب یکشنبه فرا رسید و آسمان بی تکه ابری سرخ ‌گونگی خورشید را به نظاره نشست . گزارش هواشناسان غربی که در پادگان خاکفرج بودند گویای این بود که بارشی روی نخواهد داد. دین ناباوران زبان تمسخر گشودند. استاد رسولی در خاطره خود می گوید: ((آن روز گذشت و ما مطابق معمول به نماز جماعت آیة الله خوانساری در مدرسه فیضیه رفتیم . اکنون یادم نیست که به چه مناسبتی شبها در مدرسه فیضیه بعد از نماز جلسه روضه خوانی و سخنرانی بود. مرحوم حاج محمد تقی اشرافی به منبر رفت و هنوز اوایل سخنرانی ایشان بود که باران شروع شد... آن شب باران مفصلی آمد.)) این باران چنان گسترده و بی امان بود که تا آن وقت چنین بارشی را کسی سراغ نداشت . بی سیم های پادگان خاکفرج به کار افتاد و خبر این حادثه شگفت به جهان مخابره شد و در مدتی کوتاه پس از تاءیید آن از طرف مقامهای رسمی لندن و آمریکا، از طریق رادیو انعکاس جهانی یافت . حج نمونه تا شهریور 1328 ش هفت سال می گذشت که ایران از حج محروم بود. در آن سال حضور روحانیان که تشنه تر از همه می نمودند در این حج ، حضوری پرجلوه بود. حضوری آنچنان که حج آن سال را حجة العلما نامیدند. روحانیان بزرگی چون آیة الله میرزا محمد فیض و تنی چند از علمای برجسته در این حرکت به چشم می خوردند. آیة الله خوانساری هم به دعوت یکی از بازاریان تهران به این کاروان پیوست . در همان روزهای نخست ورود ایشان به مکه او وحدت آفرین گشت و با اعلام ثبوت رؤ یت ماه از طرف ایشان اختلاف رخت بربست و وقتی هم که جمعی از شیعیان از او تقاضای برپایی جماعت نمودند، او بی اعتنا به درخواست ایشان ، به نمازجماعت برادران اهل سنت رفت . چه آنکه این حج برای همبستگی بود و دلبستگی و دمیدن روح برادری ، تا در سایه وحدتی ظاهری روحها به وحدت رسند در مدینه نحل اقامت آیة الله خوانساری جای آمد و شد هیاءت ها و کاروانهای مذاهب مختلف بود. از جمله آنها هیاءت علمای مصر به سرپرستی شیخ حسن البناء، مرشد عام جمعیت اخوان المسلمین بود. گفتگوهای دوستانه اش آغاز گشت و تلاش آیة الله خوانساری در نزدیکی و ایجاد تفاهم هر چه بیشتر بود. در پاسخ به این خبر اخوان وحدت ، خطبای مصری هم با او، همصدا گردیدند. فتواهای شورآفرین آیة الله خوانساری همگام با آیة الله حاج آقا حسین قمی ، پیشگام مبارزه علیه کشف حجاب ، در این مبارزه شرکت نمود. او در آن جو پراختناق در فتوای روشنگرانه بر زروری بودن حجاب پای فشرد. با شروع شکل گیری توطئه اشغال فلسطین ، آیة الله خوانساری با فریاد آیة الله کاشانی همنوا بود. او در فتوایی فداکاری و کمک مسلمانان را در قضیه فلسطین و جنگ صهیونیسم واجب شمرد سرانجام فریادها کارساز شد و هزاران فدایی اسلام آماده عزیمت به فلسطین گردیدند اما با سنگ اندازی های دولت وقت این اعزام چشمگیر انجام نپذیرفت . همگامی آیة الله خوانساری با آیة الله کاشانی مرزهای فراتری پیموده است . او با فتوایی سرنوشت ساز ملی شدن نفت را اعلام کرد و قطع دست غارتگران را از این سرمایه خداداد خواهان گردید. در هنگام برگزاری انتخابات مجلس هفدهم که پس از پیروزی نهضت ملی انجام گرفت ، ایشان بار دیگر به یاری رهبری نهضت آیة الله کاشانی شتافت و در فتوایی مهم شرکت در انتخابات را ادای وظیفه شرعی دانست و سستی در این راه را عملی مسؤ ولیت آفرین در پیشگاه خدا قلمداد نمود. انتشار این فتوا، تاءثیر بسزایی در انتخابات مزبور گذاشت . و در تهران تاءثیر آن شگفت آورتر بود. پاییز حزن سال 1331 ش علما و مردم شهر همدان که از حال نامساعد آیة الله خوانساری با خبر بودند، از او خواستند تابستان را در هوای ییلاقی همدان سپری کند. با قبول این درخواست ، آیة الله خوانساری با همراهانش آیة الله اراکی ، آیة الله آخوند ملاعلی همدانی ، آیة الله خمینی و فرزند بزرگشان سید محمد باقر، مؤ لف محترم آقای مجتبی عراقی راهی آنجا گردید. آیة الله خوانساری در استقبالی پرشور وارد شهر شد. در پی اغتنام از انفاس ‍ قدسی او مردم شهر از وی تقاضای اقامه جماعت در مسجد جامع کردند. در یکی از آن روزها که او برای برپایی نماز به مسجد می رفت ، در بین راه دچار حمله قلبی گشت و سرانجام نزدیکیهای ظهر هفتم ذیحجه 1371 ق به احرام جانان در آمد و لبیک گویان به سرای او شتافت که حج چهره ای از زندگی هر روز است . و چنین شد که رؤ یای آیة الله بروجردی نیز تعبیر گشت . او در رؤ یای در همان شبهای قبل از وفات آن فقیه نامدار دیده بود که سید مرتضی رحلت کرده و او را به شهر قم می آوردند. قبر او اینک در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام هم آغوش استادش ‍ آیة الله حائری قرار دارد.


فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • اصول فقه • حدیث • عالمان و دانشمندان • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:14 PM
خوشحال، ابوالقاسم

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

ابوالقاسم خوشحال محل تولد : لاهیجان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1340/1/1 زندگینامه علمی استاد گرانقدر آقای ابوالقاسم خوشحال در سال 1340هجری شمسی در خانواده ای کاملا مذهبی دیده به جهان گشود. نامبرده دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شهر مقدس مشهد گذراند در پی تشویق پدر و علاقه خود به فراگیری زبان عربی و علوم دینی وارد حوزه علمیه مشهد شد و از خرمن بزرگان علم وادب حوزه علمیه مشهد خوشه چینی کرد. پس از مدتی تحصیل در مشهد به منظور ادامه‌ تحصیل‌ و بهره‌گیری‌ از محضرعالمان‌ و دانشمندان‌ قم‌، بدانجا روانه‌ شد. از نخستین‌ روزهای‌ سکونت‌ در شهر قم‌، به‌ جد و جهد، در درس‌ بزرگان‌ حوزه‌ علمیه‌ حاضر شد و ضمن‌ انس‌ با آستان‌ ملکوتی‌ کریمه اهل بیت علیهم السلام از درس‌ بزرگان‌ آن‌ دیار همچون آیت الله فلسفی، شاهرودی بهره ها برد. استاد ضمن تحصیل دروس حوزوی به فکر تحصیلات دانشگاهی افتاد و در رشته کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید. پس از اتمام تحصیلات به زادگاه خویش بازگشت و بر کرسیّ تدریس در دانشگاه مشهد تکیه زد، در این مدت دانشجویان فراوانی از محضر ایشان بهره های فراوان علمی برده اند. ایشان در زندگی سراسر علمی خود جز به کتاب و تحقیق و نگارش و تألیف به چیز دیگری نیاندیشیده است که کتابهای "امّهات فلسفه اخلاق" و "تصحیح رساله ابهری" از جمله آثار ایشان است.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:17 PM
خیام، ابوالفتح، عمر

( ملیت: ایرانی قرن: 6 )

(تو 440/417- وف 525 -515 ق)، فیلسوف، ریاضیدان، منجم، نویسنده و شاعر. در نیشابور متولد شد. با میمون بن نجیب واسطى، امام ابوالمظفر اسفزارى، حكیم ابوالعباس لوكرى عبدالرحمن خازنى و امام محمد غزالى همعصر بود. وى منجم دربار ملكشاه سلجوقى بود. سفرهایى به بلخ، اصفهان، بغداد و مكه داشت اما، بیشتر عمر خود را در نیشابور گذرانید و در همان شهر درگذشت و در جوار امامزاده محمد محروق دفن شد. خیام از شخصیتهاى تاریخى است كه در باب او داستانهاى مجعول بسیارى ساخته‏اند و همین افسانه‏سازى سبب شده كه در باب احوال و اقوال او اتفاق نظرى بین پژوهندگان وى نباشد. خیام علاوه بر اینكه در فنون و علوم مختلف، ریاضى، نجوم، هندسه و فلسفه صاحب نظر بود، در شاعرى نیز توانا بود و رباعیات او نه تنها در ایران، كه در جهان نیز مشهور است و ترجمه‏ى جرالد فیتز از این رباعیات به زبان انگلیسى، باعث شهرت خیام در جهان شد. از آثار وى: «كتابى در جبر و مقابله به زبان عربى»؛ «رساله‏اى در شرح مشكلات اقلیدس»، به عربى؛ «رساله‏اى در طبیعیات»؛ «رساله‏ى فارسى در كلیات وجود»؛ «رساله‏اى در كون و تكلیف»، به عربى؛ «رساله‏اى در تعیین مقدار بیان زیج ملكشاهى»؛ «ترجمه‏ى فارسى خطبه‏ى ابن سینا در توحید»؛ «رساله‏اى در حل بعضى از مسایل جبر و مقابله»، به عربى؛ «رساله‏ى وجود»، به عربى؛ «رساله‏اى در جواب سه سوالى كه در حكمت از او شده است»، به عربى؛ «رساله‏ى ضیاء العقلى در حكمت»، به عربى؛ «نوروز نامه»، به فارسى؛ «رباعیات»؛ «سلسله الترتیب»؛ و «قطعه‏هایى به عربى».[1] خواجه امام، حجة الحق، حكیم ابوالفتح (یا ابوحفص) عمر بن ابراهیم مشهور به خیام (یا خیامى) نیشابورى، فیلسوف و ریاضى‏دان و منجم و شاعر ایرانى در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم ه. است مولد و منشأ و اصل او نیشابور بود. ملكشاه بدو احترام مى گذاشت ولى رابطه سنجر با او خوب نبود، زیرا سنجر در كودكى مبتلى به آبله شده بود و خیام نزد او رفت و بیرون آمد. وزیر مجیرالدوله از خیام پرسید: او را چگونه یافتى و به چه چیز علاجش كردى؟ امام گفت: این كودك مخوف است! خادم حبشى این سخن بشنید و به سنجر رسانید. چون وى از آبله برست بغض امام در دل گرفت. وى در ترتیب رصد ملكشاهى و اصلاح تقویم همكارى داشت. وفات او بین 506 و 530 ه.ق. اتفاق افتاده (آرامگاه خیام) خیام اشعارى به پارسى و تازى و كتابهایى به هر دو زبان دارد، از جمله رباعیات (ه.م.) او مشهور جهان است. از آثار او در ریاضى و جبر و مقابله (ه.م.)، رسالة فى شرح ما اشكال من مصادرات كتاب اقلیدس، رسالة فى الاحتیال لمعرفة مقدارى الذهب والفظة فى جسم مركب منهما (به طبع رسیده) لوازم الامكنة را باید نام برد.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] آتشكده‏ى آذر (685 -674 /2)، الاعلام (195 -194)، با كاروان حله (142 -127)، بهشت سخن (87 -76 /2)، تاریخ ادبى ایران (565 ،332 ،125 /1)، تاریخ ادبیات ایران (443 -441 ،89 ،62 ،32)، تاریخ ادبیات در ایران (535 -523 /2)، تاریخ برگزیدگان (435 -432)، تاریخ الحكماء قفطى (338 -336)، تاریخ فلاسفه‏ى ایرانى (350 -303)، تاریخ نظم و نثر (61 -60)، تحلیل شخصیت خیام، ترانه‏هاى خیام (مقدمه)، ترجمه‏ى تتمه‏ى صوان الحكمه (73 -71)، چهار مقاله (مقدمه مصحح، 101 -100)، چشمه‏ى روشن (127 -107)، خیامى نامه، دایرةالمعارف فارسى (929/1)، دستور الوزراء (171 -169)، دویست سخنور (98 -96)، الذریعه (380/24 -315/9)، رباعى و رباعى‏سرایان (110 -107)، ریاض العارفین (192 -191)، ریحانه (201 -198 /2)، زندگینامه‏ى ریاضیدانان (335 -325)، سیرى در شعر فارسى (268)، شخصیتهاى نامى (188 -186)، شعر العجم (178/1)، صبح گلشن (159 -158)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 211/6)، فرهنگ ادبیات فارسى (203 -201)، فرهنگ سخنوران (324 -323)، كارنامه‏ى بزرگان (163 -162)، كشف الظنون (972)، الكنى و الالقاب (223 -222 /2)، گنج سخن (289 -281)، گنجینه‏ى سخن (136 -131)، لغت نامه (ذیل/ خیام)، مولفین كتب چاپى (629 -621 /4)، مجمع الفصحا (608 -607 /2)، مخزن الغرائب (78 -64 /2)، مرصاد العباد (31)، مطلع الشمس (173/3)، معجم المولفین (270 -269 /7)، مواد التواریخ (596 -595)، نتایج الافكار (465 -461)، نشتر عشق (497 -495 /2)، هدیه الاحباب (133)، هدیه العارفین (787 ،785 /2)، هفت اقلیم (259 -256 /2)، یادگار (س 4، ش 9 و 10، ص 90)، یغما (س 6، ص 71 -68، س 7، ص 320 -317).

فعالیتها: • ریاضیات و هندسه • شعر • فلسفه - منطق • نجوم • نویسندگی

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:17 PM
خیری، یارعلی

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(س دهم ق)، حكیم، طبیب و شاعر. در تهران متولد شد. میرزا یارعلى طبیب مخصوص شاه طهماسب صفوى بود. چون اداره‏ى امور اوقاف و خیرات به او محول شده بود به حكیم خیرى شهرت یافت. وى در كربلا وفات یافت. از آثار او «دیوان» شعر.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تحفه سامى (247)، الذریعه (1305/9)، ریاض العلماء (332/5) ریحانه (57/2).

فعالیتها: • پزشکی • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:18 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/18d37b53-4b29-4a6b-bdee-bbd717bd3ee0.jpg دادبه، اصغر

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

علی اصغر دادبه درسال 1325 در یزد متولد شد. وی دارای لیسانس فلسفه و حکمت ( 1347) ، فوق لیسانس ( 1350)و دکتری همان رشته (1359) از دانشگاه تهران می باشد. وی عضو هئیت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و بسیاری مجامع علمی وادبی کشوراست. وی در سال 1381 به عنوان چهره ماندگار درعرصة ادبیات عرفانی و فلسفة اسلامی معرفی شد.گروه : علوم انسانیرشته : فلسفه و حکمت اسلامیتحصیلات رسمی و حرفه ای : علی اصغر دادبه پس از اخذ دیپلم در زادگاه خود یزد، به تهران آمد و پس از لیسانس 1347، فوق لیسانس 1350و دکتری رشته حکمت و فلسفه را درسال 1359 از دانشگاه تهران دریافت کردو وی ادامه زندگی علمی خود را به تحقیق و تدریس سپری می نماید.خاطرات و وقایع تحصیل : اخذ دکتری در رشته حکمت و فلسفه از دانشگاه تهران درسال 1359 از مقاطع مهم زندگی تحصیلی علی اصغر دادبه می باشد.فعالیتهای ضمن تحصیل : علی اصغر دادبه درحین تحصیل در دورة دکتری در دانشگاه تهران، در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی به تدریس نیز مشغول بوده است.وقایع میانسالی : علی اصغر دادبه پس از اخذ مدرک دکتری فلسفه و حکمت از دانشگاه تهران درسال 1359، عضو هئیت علمی دانشگاه علامه طباطبایی شد. وی در سال 1381 دردومین همایش چهره های ماندگار در زمینة ادبیات عرفانی برگزیده و معرفی شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : علی اصغر دادبه پس از اخذ دکتری فلسفه و حکمت از دانشگاه تهران درسال 1359 عضو هئیت علمی دانشگاه علامه طباطبایی شد. وی پیش از این نیز دردانشگاهها و موسسات آموزشی از سال 1353 مشغول به تدریس بوده است.فعالیتهای آموزشی : علی اصغر دادبه از سال 1353 به تدریس در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی اشتغال داشته است. اما پس از اخذ مدرک دکتر در سال 1359، عضو هئیت علمی دانشگاه علامه طباطبایی شد و به تدریس دروس ادبی، حافظ شناسی و کلام اسلامی و فلسفه هنر پرداخت.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : علی اصغر دادبه در کنار تدریس، به مطالعه و تحقیق در زمینة ادبیات عرفانی ایران و تالیف کتبی دراین زمینه اشتغال دارد.آرا و گرایشهای خاص : علی اصغر دادبه از جمله فلاسفه و حکمایی است که توجه خاصی به ادبیات به ویژه ادبیات عارفانه و حکیمانه فارسی دارد.جوائز و نشانها : علی اصغر دادبه در سال 1381، در دومین همایش چهره های ماندگار به عنوان چهره ماندگار درعرصه ادبیات عرفانی و فلسفه اسلامی معرفی شد. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : &nbsp1 تجلی آرای کلامی درشعر نظامی &nbsp2 تصحیح دیوان نجیب کاشانی &nbsp3 فخررازی &nbsp4 فرهنگ اصطلاحات کلامی &nbsp5 کلیات فلسفه &nbsp6 مفهوم رندی در شعر حافظ

برگرفته از کتاب: شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:18 PM
دارابی، عباس

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(س چهاردهم ق)، فقیه، اصولى، عالم و فیلسوف. وى از عالمان بزرگ و فیلسوفان برجسته بود. در معقول و منقول سرآمد و در فقه و اصول نابغه بود. وى در اكثر علوم به مرتبه‏ى بلندى رسیده بود. حكمت را از ملا هادى سبزوارى صاحب «منظومه» فراگرفت. وى كتاب «الاسفار» را به خط خود نوشت و حواشى بر آن نگاشت. این حواشى بر تبحر و تحقیق او دلالت مى‏كند. از شاگردانش شیخ احمد شیرازى نجفى معروف به شانه‏ساز و میرزا ابراهیم نیریزى مى‏باشند. از دیگر آثارش: شرح «دعاء كمیل»، به شیوه‏ى استادش در شرح «دعاء الصباح» و «دعاء جوشن»؛ شرح «قصیده‏ى میرفندرسكى».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الذریعه (15/14 ،259/13)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 984 -983 /14)، گنجینه‏ى دانشمندان (106/5).

فعالیتها: • اصول فقه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:18 PM
داماد، محمد باقر

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

ابن شمس الدین محمّد حسینى استر آبادى. عالم فاضل حكیم فیلسوف ادیب شاعر متخلّص به «اشراق». چون پدرش داماد محقّق كركى بوده به داماد شهرت یافته، و این لقب در صاحب عنوان و احفادش تاكنون باقى مانده است. در جمیع علوم از معقول و منقول و فقه و حدیث و رجال و بالاخص حكمت، از اساتید مسلّم به شمار مى‏رفته. كتب زیادى تألیف فرموده كه از آن جمله است 1- اربعة الایام 2- الافق المبین 3- امانت الهى، در تفسیر آیه امانت 4- انموزج العلوم 5- ایقاظات 6- تفسیر سوره اخلاص 7- حبل المتین، در حكمت 8- خلق الاعمال 9- دیوان اشعار 10- الرواشح السماویّه 11- الصراط المستقیم، در حكمت 12- قبسات، در حكمت، و 38 مجلّد دیگر. وفاتش در سال 1040 مابین كربلا و نجف در راه واقع شده، قبرش در نجف، و مادّه تاریخ وفاتش: «عروس علم و دین را مرده داماد» مى‏باشد، و تاریخ‏هاى: «الرضى» و «الراضى»، كه به ترتیب 1041 و 1042 مى‏شود اشتباه است.

برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)

فعالیتها: • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:19 PM
دانشمند ابیوردی، ابوالحسن علی

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(وف 966/969 ق)، ریاضیدان، حكیم و شاعر شیعى. در كاشان دیده به جهان گشود.از چنان هوش و ذكاوتى بهره‏مند بود كه در چهارده سالگى شرح «تجرید» را با حواشى آن كه از متون مشكل حكمت است و كتاب «مجسطى» را در بیست و پنج سالگى درس مى‏گفت و حافظه‏اى چنان نیرومند داشت كه هر كتاب را یك بار مى‏خواند و عبارت آن را هرگز فراموش نمى‏كرد. وى در علوم مختلف بویژه ریاضیات مهارت بسیار داشت چنان كه گویند از زمان قدیم هیجده نكته در علم ریاضى مانده بود كه تنها شش نكته‏ى آن توسط خواجه نصیرالدین طوسى حل شده بود و بقیه را وى حل كرد. ملا ابوالحسن در شعر فارسى نیز استاد بود و غزل را نیكو مى‏سرود. فضل خلخالى و شیخ احمد خلخالى از شاگردان وى بودند. در كاشان درگذشت و جنازه‏ى وى به اردبیل منتقل شد و در آن جا دفن گردید. وى در اكثر رشته‏ها تالیفاتى دارد؛ از جمله: «الشوارق فى كلام»؛ «حل ما لاینحل» در حل دوازده مسأله ریاضى؛ «حسنا» در حكمت طبیعى؛ «مشارق» و «مرآت الافلاك»، در حكمت ریاضى؛ «حاشیه بر شمسیه»؛ «حاشیه بر تهذیب»، در منطق؛ «رساله اثبات واجب» به فارسى و «اثبات واجب» به عربى؛ «روضه الجنان» در حكمت؛ شرح «فرایض»؛ «دیوان» اشعار.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: ایضاح المكنون (59 /2 ،594 ،24 /1)، تاریخ ادبیات در ایران (685 ،683 ،348 /5)، تاریخ نظم و نثر (443 -442)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 144/10)، فرهنگ سخنوران (333)، كشف الظنون (843)، معجم المؤلفین (10/7)، هدیه العارفین (746/1)، هفت اقلیم (32 -31 /2).

فعالیتها: • ریاضیات و هندسه • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:19 PM
داور شیرازی، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1325 -1251 ق)، فقیه، عارف، حكیم، تذكره‏نویس، شاعر، متخلص به داور. در شیراز متولد شد. در زادگاهش علوم ادبى و عربى، فقه و اصول و ریاضیات را فراگرفت و در عین حال مشغول ریاضت نیز بود. به كرمان رفت و در آنجا هم چله‏نشینى كرد و هم ریاضیات را تكمیل كرد و در شیراز مدتى به تدریس فقه و اصول و تفسسیر كلام پرداخت. داور مدتى امام جماعت شاهچراغ بود و در شاعرى استاد فرصت شیرازى و قدسى مشهدى. از آثار وى: «اصلاح الفاظ»؛ «حاشیه‏ى تفسیر صافى»؛ شرح «زیارت عاشورا»؛ «ضیاء القلوب»؛ «نور الیقین فى شرح الاربعین»؛ «دیوان» اشعار؛ «مرآت الفصاحه»؛ «اساس الكمال»؛ «گنج گوهر»؛ «العشره الكامله»؛ «الاربعین»، در شرح چهل حدیث.[1] (شیخ) محمد مفید بن محمد نبى بن محمد كاظم بن عبدالنبى شیرازى، امام جماعت شاه چراغ در شیراز و مردى فاضل (و. 1251- ف. شیراز 1325 ه.ق.). وى استاد فرصت بود افادات او در باب اشعار حافظ در حواشى دیوان حافظ چاپ قدسى مندرج است. قبرش در قبرستان «درسلم» در جنوب شیراز است

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] آثار العجم (33 -26)، ایضاح المكنون (688 ،461 ،265 ،101 /2 ،90 /1)، تاریخ تذكره‏هاى فارسى (263 -247 /2)، دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (517 -493/ 2)، الذریعه (268 -267 ،127/ 15 ،1088 -1087 ،319 /9)، ریحانه (360 -359 /5)، مرآت الفصاحه (مقدمه)، مؤلفین كتب چاپى (271 -270 /6)، هدیه العارفین (469/2).

فعالیتها: • تبلیغ • رجال و تراجم • شعر • عرفان • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:20 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/4adb98e5-9ad7-42d1-b396-abc3bcbde6f0.jpg داوری اردکانی، رضا

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

دكتر رضا داوري اردكاني متولد 1312، اردكان و داراي دكتراي تخصّصي فلسفه از دانشگاه تهران است. داوري در سال ۱۳۴۶ استاديار دانشگاه تهران شد و در سال‌هاي ۱۳۵۰ به مقام دانشياري نائل آمد و درنهايت در سال ۱۳۶۲ استاد تمام دانشگاه در رشته فلسفه شد.وي هم اكنون عضو پيوسته فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران مي باشد. گروه : علوم انساني رشته : فلسفه تحصيلات رسمي و حرفه اي : رضا داوري اردكاني اردكان يزد به‌دنيا آمد و تا پايان دوره اول متوسطه در آنجا به مدرسه رفت.در سال ۱۳۳۰ از دانشسراي مقدماتي اصفهان ديپلم گرفت و در مهرماه همان سال به استخدام وزارت فرهنگ (وزارت آموزش و پرورش فعلي) درآمد و چندين سال در مدارس شهرهاي اردكان، اراك، قم و تهران تدريس كرد.در سال ۱۳۳۴ براي تحصيل به دانشگاه تهران وارد شد و در رشته فلسفه به‌تحصيل پرداخت و در سال ۱۳۴۶ به اخذ درجه دكتري نائل آمد. وقايع ميانسالي : داوري در سال ۱۳۴۶ استاديار دانشگاه تهران شد و در سال‌هاي ۱۳۵۰ به مقام دانشياري نائل آمد و درنهايت در سال ۱۳۶۲ استاد تمام دانشگاه در رشته فلسفه شد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : فعاليت هاي اجرايي رضا داوري اردكاني: سرپرست كميسيون ملي يونسكو در ايران عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي سردبير مجله نامه فرهنگ سردبير مجله فرهنگ مدير عامل انتشارات علمي و فرهنگي عضو پيوسته فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران رييس فرهنگستان علوم دبير سرويس هنري مجله سوره نوجوانان سردبيري مجله ادبيات داستاني دبير سرويس ادب و هنر كيهان همكاري با چندين نشريه فعاليت هاي فرهنگي – اجتماعي : عضو هيأت مؤسس انجمن قلم ايران عضو هيأت مديره و بازرسي انجمن قلم ايران در چندين دوره عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران مسلمان عضو سازمان بسيج مهندسين فعاليتهاي آموزشي : فعاليت هاي آموزشي رضا داوري اردكاني : استاديار دانشگاه تهران (گروه آموزش فلسفه) دانشيار دانشگاه تهران (گروه آموزش فلسفه) استاد دانشگاه تهران (گروه آموزش فلسفه) رييس دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران مدير گروه آموزشي فلسفه دانشگاه تهران فعاليت هاي علمي - پژوهشي : تهيه استاندارد براي دسته سيم خودرو در آزمايشگاه كنترل كيفي مؤسسه عترت چگونگي عرضه آثار : ساير تخصص ها براساس اولويت رضا داوري اردكاني : داستان نويسي - نقد و بررسي ادبي -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 انديشه و تمدن غربي ويژگي اثر : ساقي 80 2 انسان و فلسفه معاصر ويژگي اثر : موسسه توسعه دانش و پژوهش ، تهران 83 3 اوتوپي و عصر تجدد 4 تفكر پست مدرن 5 چند نامه به دوست آلماني، آلبركامو (ترجمه) 6 درباره علم (ويراست دوم) ويژگي اثر : هرمس 80 7 درباره علم 8 درباره غرب (ويراست دوم) 9 درباره غرب ويژگي اثر : هرمس 79 10 دفاع از فلسفه 11 رساله در باب سنت و تجدد ويژگي اثر : ساقي 84 12 سنت و تجدد 13 سيري انتقادي در فلسفه كارل پوپر ويژگي اثر : موسسه انديشه اسلامي 79 14 شاعران در زمانه عسرت 15 فارابي مؤسس فلسفه اسلامي 16 فارابي، فيلسوف فرهنگ ويژگي اثر : ساقي 82 17 فرهنگ، خرد و آزادي 18 فلسفه تطبيقي ويژگي اثر : ساقي 83 19 فلسفه چيست؟ 20 فلسفه در بحران 21 فلسفه در دام ايدئولوژي 22 فلسفه در قرن بيستم، ژان لاكوست (ترجمه) 23 فلسفه كارل پوپر (تجديد چاپ) 24 فلسفه مدني فارابي 25 فلسفه معاصر ايران ويژگي اثر : ساقي 84 26 فلسفه و انسان معاصر 27 فلسفه، سياست و خشونت 28 ما و راه دشوار تجدد ويژگي اثر : ساقي 84 29 مباني نظري تمدن غربي 30 مقام فلسفه در تاريخ دوره اسلامي 31 ناسيوناليسم و انقلاب 32 ناسيوناليسم و حاكميت ملي 33 وضع كنوني تفكر در ايران


منابع زندگینامه: فصلنامه هنر ،ج 3 ، بهار و تابستان 1362

فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • نویسندگی

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:22 PM
داوودی، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد داوودی محل تولد : خمین شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1345/7/1 زندگینامه علمی اینجانب محمد داوودی فرزند شهید محمد عیسی داوودی در سال 1345 درروستای جوادیه از توابع شهرستان خمین در خانواده ای مذهبی متولد شدم. تحصیلات خود را از سن 5 سالگی در مکتب خانه ای در همان روستا شروع کردم. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را نیز در همان روستا به پایان رساندم و برای ادامه تحصیل به شهرستان خمین رفتم. سال اول دبیرستان را در هنرستان شهید چمران در رشته برق به پایان رساندم. لازم به ذکر است که درطول تحصیل همیشه شاگرد اول بوده ام و در امتحانات نهایی راهنمایی، در کل شهرستان شاگرد اول شدم.در سال 62 – 63 تحصیلات حوزوی را در شهرستان محلات شروع کردم و سال بعد برای ادامه تحصل وارد حوزه علمیه قم شدم. در سال65 همزمان با ادامه تحصیلات حوزوی، وارد موسسه در راه حق شدم و بعد از پایان دوره تحصیلات پنج ساله در این موسسه، وارد دفتر همکاری حوزه و دانشگاه شدم و تحصیلات خود را دررشته علوم تربیتی در این دفتر شروع کردم. در سال 79، فوق لیسانس را از این دفتر دریافت کردم و در همان سال تحصیلات خودم را در دوره دکتری فلسفه و تاریخ تعلیم و تربیت در دانشگاه تربیت معلم شروع کردم. تحصیلات حوزوی خود را در دوره خارج نیز در محضر اساتید بزرگوار آیات عظام فاضل لنکرانی و آقا سید علی محقق( دام ظلهم) ادامه دادم.طرح سیره تربیتی معصومین (ع) را در سال 76 در دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، زیر نظر حجت الاسلام علی رضا اعرافی به همراه چند تن دیگر از دوستان شروع کردیم که بخشی از ثمره آن ،کتاب( سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام: تربیت دینی است) میباشد. همچنین در ادامه کار،کتاب(نقش معلم در تربیت دینی) را تدوین کرده ام که در سال 1384 به چاپ رسید.در کنار این کار، بنده در دانشگاه نیز به تدریس معارف اسلامی و اخلاق اسلامی مشغول شده و در حوزه نیز برخی موضوعات تربیتی مانند مدیریت آموزشی، تعلیم و تربیت اسلامی وسیره تربیتی معصومین (ع) را تدریس می کنم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:22 PM
دبیران قزوینی، نجم‏الدین، ابوالحسن، ابوالمعالی علی

( ملیت: ایرانی قرن: 7 )

(679 -600 ق)، منجم و حكیم شافعى. در قزوین متولد شد. از اكابر علما و حكما و دانشمندان رصد و ریاضیات شافعیه مى‏باشد كه با منطق و هندسه و فنون حكمت آشنا و در آلات رصدیه ماهر و متبحر بود. او استاد علامه‏ى حلى و قطب‏الدین محمود شیرازى و شاگرد خواجه نصیر طوسى بود. در نجوم دست داشت و به دعوت خواجه نصیر طوسى به مراغه رفت و در كار رصد با او همكارى كرد. كاتبى در قزوین تدریس مى‏كرد، حوزه‏ى درس او مجمع افضال بود وى به تشیع هم گرایش وافر داشت. از آثار وى: «شمسیه»، در قواعد منطق؛ «شرح كشف»؛ «شرح حكمت العین»، در منطق و ریاضى؛ «شرح جامع الدقائق فى كشف الحقائق»؛ در منطق؛ «بحر الفوائد» در شرح «عین القواعد»؛ «المفصل» شرح «المصحل» امام فخر رازى، در كلام؛ «عین القواعد»، در منطق و حكمت.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (131/5)، تاریخ ادبیات در ایران (243 -242 /3)، تاریخ گزیده (706)، حبیب السیر (107/3)، ریحانه (17 -16 /5)، كشف الظنون (1614 ،1182 ،1063 ،685 ،540،(، الكنى و الالقاب (100/3)، لغت نامه (ذیل/ على، كاتبى، دبیران)، معجم المؤلفین (159/7)، مینودر (799 -798 /2)، هدیه الاحباب (222)، هدیه العارفین (713/1).

فعالیتها: • فلسفه - منطق • نجوم

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:23 PM
درکوشکی، اسماعیل

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

فرزند محمّد جعفر. حكیم فیلسوف، از علماى معقول، و از اجلّه ی حكما و مدّرسین، و استاد مرحوم آقا سید ابوالقاسم دهكردى بوده، و در روز جمعه 15 شوّال سال 1304 وفات یافته، در تخت فولاد روبروى سكّوى اژه‏ایها مدفون گردید. خود از شاگردان ملا اسماعیل واحد العین و میرزا حسن نورى و دیگران بوده است.

برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:23 PM
دستغیب شیرازی، ابوالحسن

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(تو ح 1260 ق)، حكیم، مجتهد و شاعر، متخلص به دستغیب. در شیراز به دنیا آمد و در آنجا علوم فقه و اصول و منطق و حكمت را فراگرفت. تولیت بقعه‏ى امامزاده‏ى سید میرمحمد بن امام موسى بن جعفر (ع)، با او بود و مدتى تولیت مسجد نصیرالملك ار نیز بر عهده داشت نصیرالدین فرصت از شاگردان وى مى‏باشد كه در محضرش حكمت الهى را فراگرفته است. از آثار وى: حواشى بر «اسفار اربعه» صدرالمتالهین؛ شرحى بر «كلمات قصار» امیرالمومنین (ع)؛ اشعار و خطب عربى و فارسى.[1] میرزا ابوالحسن دستغیب مجتهد و حكیم شیرازى بن میرزا احمد بن میرزا مهدى متولد حدود 1260 ق. سید ابوالحسن دستغیب شیرازى از افاضل علماء و در علوم معقول و ریاضیات مهارت بسزائى داشته و بعد از 1300 وفات نموده

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)

منابع زندگینامه: [1] آثار عجم (450)، دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (529/2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 32/14)، طرائق الحقائق (332/3)، فارسنامه‏ى ناصرى (915 -914 /2)، فرهنگ سخنوران (340)، گنجینه‏ى دانشمندان (443/5).

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:24 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/71d11749-6c17-4bbf-bf79-2362e70130da.jpg دستغیب، عبدالعلی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

عبدالعلي دستغيب محقق و پژوهشگر معاصراست . اودرزمينه فلسفه و نقد ادبي فعاليت مي نمايد . از او تاليفات وترجمه هاي گران سنگي موجود است . وي كه سالها به تدريس پرداخته بود پس از بازنشستگي امرتحقيق تفحص درزمينه هاي فوق رابه طرز جدي پي گرفته است . گروه : علوم انساني رشته : فلسفه اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : عبدالعلي دستغيب درخانواده اي فرهنگي به دنيا آمده است تحصيلات رسمي و حرفه اي : عبدالعلي دستغيب تحصيلات ابتدايي ومتوسطه را درشهرهاي فيروز آباد و جهرم به پايان برد و درسال 1327 وارد دانشسراي مقدمااتي شيراز شد . او در سال 1337 براي تحصيل دانشگاهي به تهران آمد و دردانشسراي عالي و دانشكده ادبيات دانشگاه تهران دررشته فلسفه مشغول به تحصيل شد . وقايع ميانسالي : مهمترين واقعه بوقوع پيوسته دردوران ميانسالي عبد العلي دستغيب ، اين بود كه پس از كودتاي مرداد ماه 1332 به واسطه فعاليت اجتماعي منتظر خدمت شده است . مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : عبد العلي دستغيب ابتدابه معلمي دردبستان ها و دبيرستانها كازرون به جهرم و شيراز پرداخت .او درضمن تدريس به مطالعه فرهنگ عامه (فولكور) و جمع آوري ترانه ها وقصه هاي عاميانه نيز اشتغال داشت . مدتي نيز يكي از دفاتر اسناد رسمي شيراز دفتر نويس شد و سپس به خدمت اداره بهداشت درآمد و براي انجام خدمات درماني به تمام نقاط استان فارس سفر كرد . او از سال 1359 كه بازنشسته شد درمدارس تربيت معلم و دانشكده هابه تدريس فلسفه و ادبيات فارسي مشغول شد . فعاليتهاي آموزشي : مهمترين فعاليت آموزشي عبد العلي دستغيب ، نقد ادبي است كه ازسال 1337 وارد اين حيطه ادبي شده است . او در اين زمينه آثار متعددي به چاپ رسانيده است . ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : مهمترين فعاليت و برنامه روزمره عبد العلي دستغيب، تحقيق و تفحص است . او مقالات بسياري درزمينه ادبيات و فلسفه در مجلات گوناگوني همچون سخن ، راهنماي كتاب ، نگين ،‌فردوسي ،‌نامه فلسفه ، آدينه ، دنياي سخن و كيهان فرهنگي منتشر كرده است . همفکران فرد : يكي از همفكران عبدالعلي دستغيب ، جلال آل احمد بود . آن دو اكثر درمحافل ادبي يكديگر را مي ديدند . آرا و گرايشهاي خاص : عبدالعلي دستغيب معتقد است كه هيچ اثر هنري و ادبي درخلاء به وجود نمي آيد .بلكه نويسنده درارتباط با مردم است كه دريافت هاي بدست مي آورد و آن را مي نگارد . يعني آنها را از فيلتر احساسات و عواطف خويش عبور مي دهد . -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 به سوي داستان نويسي بومي درزمينه نقد ادب و هنر 2 تحليلي از شعر نو فارسي 3 ترجمه «چرا مسيحي نيستم ؟» 4 ترجمه دجال ويژگي اثر : اين كتاب تاليف فريد ريش نيچه است . 5 ترجمه شامگاه بت ها 6 ترجمه طوفان ويژگي اثر : اين كتاب تاليف شكسپير بوده و با همكاري دكتر دولتشاهي ترجمه شده است . 7 چهار سوار سرنوشت 8 حافظ شناخت 9 سايه روشن شعر نو فارسي 10 فلسفه تاريخ هگل 11 فلسفه شعر پهناور 12 فلسفه ماركس 13 فلسفه نيچه 14 هنروواقعيت درآئينه نقد 15 هيدگر و شاعران


منابع زندگینامه: 1جلال ،مرد امروز ، كيهان فرهنگي ، سال هيجدهم ،مهرماه 1380، شماره 18 ، ص10

فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • نویسندگی

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:24 PM
دشتکی شیرازی، صدرالدین، ابوالمعالی محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 9 )

(828- شهادت 903 ق)، حكیم و فقیه امامى. معروف به صدرالدین كبیر و ملقب به صدرالعلماء، صدر الحكماء، صدر الحقیقه و سید الحكماء. نسب وى به زید شهید فرزند حضرت سجاد (ع) مى‏رسد. او پدر امیر غیاث‏الدین منصور دشتكى است. در شیراز به دنیا آمد. علوم دینى را نزد پدر و و امیر نظام‏الدین احمد بن اسحاق فراگرفت و علوم ادبى را از پسر عمه‏اش امیر حبیب‏اللَّه آموخت و علوم عقلى را نزد سید دانشمند مسلم فارسى یاد گرفت. با قوام‏الدین كرمانى كه از شاگردان برجسته‏ى شریف جرجانى است مباحثات و مناظراتى داشت. وى در فن مناظره یگاه عصر خویش بود و مناظرات او با علامه دوانى مشهور است. از شاگردان وى مى‏توان به حاج محمود نیریزى و شیخ تقى‏الدین ابوالخیر اشاره كرد. در عهد شاه طهماسب صفوى مدتى منصب صدارت داشت و سرانجام به دست تركمانان در شیراز شهید شد و در مدرسه منصوریه به خاك سپرده شد. از آثار وى: «اثبات الواجب تعالى»؛ «الحقایق المحمدیه»؛ «الجذر الاصم»، در تحقیق مغالطه معروف به جذر اصم؛ حاشیه بر «تیسیر الوصول الى جامع الاصول»، در فقه شافعى؛ حاشیه بر «شرح تجرید» قوشچى؛ حاشیه «شرح مختصر الاصول» عضدى؛ حاشیه «شرح مطالع»؛ حاشیه «كشاف» زمخشرى؛ حاشیه «مطول»؛ رساله‏اى در علم كشاورزى و چندین رساله دیگر.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (192/6)، اعیان الشیعه (60/9)، تاریخ ادبیات در ایران (99 ،83 /4)، تاریخ نظم و نثر (385)، الذریعه (37/25 ،36 -35 /7 ،135/6 ،92/5 ،108/1)، ریحانه (426/3)، شهیدان راه فضیلت (188 -185)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 219 -218 /10)، الكنى و الالقاب (411/2)، لغت نامه (ذیل/ صدرالدین)، معجم المؤلفین (215/8)، هدیه الاحباب (186)، یادداشتهاى قزوینى (251/5).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:25 PM
دشتکی شیرازی، غیاث‏الدین، منصور

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(وف 948 -940 ق)، متكلم نامى، حكیم الهى و عالم امامى. معروف به خاتم الحكماء و استاد البشر و عقل حادى عشر (الامام الائمه) و مشهور به غیاث الحكماء و غیاث‏الدین. نزد پدر و دیگر عالمان زمان دانشهاى عقلى و نقلى را فراگرفت. در چهارده سالگى داعیه‏ى جدل و مناظره با علمه دوانى داشت و در بیست سالگى از تحصیل و كسب علوم فراغت یافت و در چهل و سه سالگى از طرف شاه اسماعیل مامور تعمیر رصدخانه مراغه شد. در 936 ق به صدارت شاه طهماسب صفوى رسید و پس از مباحثات علمى با محقق كركى از صدارت كنار رفت و در شیراز اقامت گزید تا درگذشت. وى مدرسه‏ى منصوریه را در شیراز تاسیس كرد. از آثار وى: «اثبات الواجب تعالى» به نام «المشارق»؛ «اخلاق مصنورى»، به فارسى؛ «الاساس»، در هندسه؛ «الاشارات و التلویحات» و «التجرید»، در حكمت؛ «معالم الشفاء» «و مختصر آن «الشافیه» در طب؛ «تحفه شاهى»؛ «تعدیل المیزان» و مختصر آن «معیار الافكار»، در منطق؛ «جام جهان نما»؛ «آداب البحث و المناظره»، شرح «آداب البحث» عضدایجى؛ «اشراق هیاكل النور عن ظلمات شواكل الغرور»، در شرح «هیاكل النور» سهروردى؛ «كشف الحفقایق المحمدیه»؛ «تفسیر سوره‏ى هل اتى»؛ «حجه الكلام»؛ «اللوامع و المعارج» و «سفیر الغبراء و الخضراء»، در هیئت؛ «هئیت دشتكى»؛ «التصوف و الاخلاق»؛ «تكمله المجسطى»؛ «تسطیح الاسطرلاب»؛ حاشیه بر «الهیات شفاء»؛ حاشیه بر « شرح الاشارات»؛ حاشیه بر «شرح حكمه العین»؛ حاشیه بر اوایل تفسیر «الكشاف»؛ «مقالات العارفین»؛ «المحاكمات» بین حواشى پدرش امیر صدرالدین و حواشى علامه دوانى بر «شرح التجرید» و بین حواشى آن دو بر «شرح المطالع» و بر «شرح مختصر الاصول»؛ «دیوان» شعر.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: احسن التواریخ (394 -391)، الاعلام (245 -244 /8)، اعیان الشعیه (141/10)، ایضاح المكنون (533 ،516 ،515 ،505 ،484 ،441 ،415 ،374 ،219 /2 ،601 ،295 ،279 ،160 ،84 ،68 ،50 /1)، تاریخ ادبیات در ایران (347 ،304 -299 /5)، تاریخ نظم و نثر (376 -375)، حبیب السیر (604/4)، الذریعه (257/25 ،278 ،200 /21 ،370/18 ،91/15 ،192/12 ،186/10 ،1109 ،795 /9 ،214 ،143 ،78 ،73 ،67 ،60 ،46 ،11 ،9/6 ،295/5 ،416 ،344 ،211 ،199/4 ،443 ،351 -350/3 ،104 -103 ،96 ،4/2 ،379 -378 ،252 ،109 ،14/1)، روضات الجنات (188 -166/7)، ریحانه (260 -258/4)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 257 -254/10)، طرائق الحقائق (122 -121/3)، فارسنامه‏ى ناصرى (1040 -1039/2)، فرهنگ سخنوران (442)، فوائد الرضویه (669 -668)، كشف الظنون (2047 ،1501 ،1141 ،1117 ،886 ،449 ،350)، الكنى و الالقاب (498 -497/2)، لغت نامه (ذیل/ غیاث‏الدین)، مجالس المومنین (233 -230/2)، معجم المؤلفین (19/13)، هدیه العارفین (475/2).

فعالیتها: • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:25 PM
دشتکی شیرازی، نظام‏الدین احمد

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(وف 1015 ق)، حیكم، ادیب و شاعر. ملقب به سلطان الحكماء و سید العلماء. وى پدر بزرگ سید على خان مدنى شیرازى بود. از تالیفات وى: «اثبات الواجب الصغیر»؛ «اثبات الواجب الكبیر»؛ «اثبات الواجب الوسیط».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الذریعه (103/1)، ریحاه (201 -200 /6).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:25 PM
دشتی فارسی، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1299/1298 -1246 ق)، ادیب، حكیم و شاعر، متخلص به دشتى. وى اهل دشتستان بود از طایفه حاجیان. در محضر پدرش و دیگر فاضلان شره علوم ادبى و تازى را آموخت پس از فوت ضابط دشتى به حكومت آن نواحى رسید، در دوره‏ى حكومتش به دستگیرى از مستمندان و فقیران پرداخت. از جلمه آثارش: «دیوان» شعر؛ «نمكدان»؛ «طریق السلوك»؛ «كلام الملوك».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: حدیقه الشعراء (622 -621 /1)، دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (546 -538 /2)، الذریعه (313/24 ،111/18 ،326/9)، فارسنامه‏ى ناصرى (1336/2)، مؤلفین كتب چاپى (471 -470 /5)، مرآت الفصاحه (215 -214)، مكارم الاثار (1289 -1288 /4).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:28 PM
دلیر، بهرام

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

بهرام دلیر محل تولد : نقده شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1346/1/1 زندگینامه علمی اینجانب در سال در 1360 در جبهه های حق علیه باطل که بطور خدا خواهی با یک روحانی رزمنده هم سنگر شدیم و او در سال 1361 اولین انگیزه را برایم ایجاد نمود که وارد حوزه علمیه شوم سال تحصیلی 1361-62 بود که وارد حوزه علمیه ارومیه شدم در آنجا شاید سه ماه بودم که عازم مدرسه ولیعصرعج تبریز شدم سال تحصیلی 62 را به پایان بردم در سال 1363 وارد حوزه علمیه قم و درسها را دوباره از اول شروع کردم در ادبیات و قسمتی از معالم الاصول را نزد مرحوم مغفور استاد و ادیب مدرس افغانی خواندم در این ایام تابستان زمستان تحصیلی و تعطیلی اشتغال به درس داشتم مگر در فرصتی که عازم جبهه می شدم . لمعتین را با آیه الله اشتهاردی و آیت الله وجدانی فخر و آیت الله استادی به پایان بردم اصول فقه را با محمدی خراسانى. اما رسایل را با آیت الله اعتمادی و مکاسب را با اساتید متعدد ازجمله آیت الله ستوده موسوی تبریزى، کفایه الاصول را با آیت الله اعتماد و آیت الله محفوظی خواندم . در کنار تحصیلات ادبیات و بعضی از درسها ی دیگر را تدریس می کردم تا اینکه در سال 1367 در درس خارج اصول آیت الله مفتی الشیعه و در فقه درس خمس آیت الله مکارم شیرازی شرکت نمودم و در سال 1368 در درس خارج فقه و اصول المقارن آیت الله خبارن که بمدت شاید 12 سال زحمت ما را کشید و ذره پروری نمود در درس آیت الله فاضل لنکرانی و موسوی اردبیلی کم و بیش شرکت می کردم. تمام امتحانات شورای مدیریت را دادم و مصاحبه 6 سال درس خارج فقه و نیز اصول را هم به پایان رساندم . درسال 1372-1373 درحوزه علمیه امام خمینی سنقر کلیانی تدریس کردم و در سال 1373 در حوزه علمیه قم تدریس جدی سطح را آ غازکردم که هنوزهم ادامه دارد. درسهایی که طی این مدت تدریس شد درموضوعات مختلف بوده است. لازم بذکر است که در کنارتدریس ، درس خارج را با آیت الله جناتی ادامه دادم و بطوری تفصیلی و تحقیقی شروع به تحصیل معقول نمودم با اساتیدی همچون آیت الله حسن زاده آملی و جوادی آملی و قبلا با آیت الله گرامی و بطور مستمرو پی گیر با حکیم دست پرورده علامه طباطبایی یعنی آیت الله عسگری گیلانی که تا سال 1382 ادامه داشت که دراین مدت کل اسفارملاصدرا بجز (ج 5و4) و کل اسفار الهیات و تمام اشارات بوعلی و در عرفان کتاب تمهیدالقواعد، فصوص الحکم ومصباح الانس را به پایان بردم . اما چگونگی تحصیل این دروس بخصوص با استاد عسگرى بدین صورت بود که یک درس در ایام تحصیل بود و یکی هم شبهای تعطیلی به طور مثال ج 1 اسفار در ایام تحصیلی خوانده می‌شد و ج 8 در ایام و شبهای تعطیل در پایان سال هر دو جلد به پایان می‌رسید و جدیتی که بود و زحمات طاقت‌ فرسایی که استادم می‌کشید باعث شد که یک دوره معقول را به خوبی به پایان برسانم. در سال شاید 1373 بود که پایا‌ن نامه سطح چهار را نوشتم و برای دفاع رفتم اما اتفاق تلخی که در آن جلسه رخ داد، بنده را به طور عجیبی دگرگون نمود که طوری شد که بعد از جلسه تصمیم به ادامه درسهای کلاسیک را گرفتم و به طور متفرقه دیپلم را گرفتم و سپس در کنکور سراسری شرکت کردم و با رتبه‌ای خوب در رشته فلسفه غرب دانشگاه تهران قبول شدم وبه مجتمع آموزش عالی قم آمدم و مشغول به تحصیل شدم مدتی خواندم با اینکه در این زمان به طور سخت بحثهای حوزوی خود اعم از تحصیل و تدریس را داشتم ولی بعد دیدم که چیزی از آن رشته عایدم نمی‌شود لذا تغییر رشته داده و در علوم ---------- دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داده تا اینکه در کارشناسی ارشد علوم ---------- هم قبول شدم و به پایان رساندم با معدل نزدیک به 19 تمام شد. و در مدت تحصیل دانشگاه چند واحدی هم در طی پنج سال در همان دانشگاه تدریس می‌کردم و در این مدت با هر مشکلی درافتادم و خداوندهم سرافراز از آن مشکل بیرونم می‌آورد. درسهای که تدریس کردم در مدرسه فیضیه بیشتر بوده عبارتند از: رسائل، مکاسب، کفایة الاصول، بدایة الحکمه، نهایة الحکمه، شرح منظومه، اشارات بوعلی سینا و در منزل حکمت عملی مدینه فاضله فارابى، نهج البلاغه، تفسیر و در ایام تعطیل در مدرسه فیضیه، رجال، درایه، کلام و غیره و به صورت آزاد با بعضی از فرهنگیان گلشن راز شیخ محمود شبستری و منازل السائرین که هنوز هم ادامه دارد.


فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • فلسفه - منطق • قضاوت، حقوق، علوم ---------- • محقق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:28 PM
دماوندی، محمدباقر

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(وف 1307 ق)، عالم دینى، فقیه، حكیم، ریاضى‏دان و زاهد. او در نجف در محضر شیخ انصارى و سید حسین كوهكمرى به مقامات عالیه‏ى علمى رسید، تا جایى كه علامه‏ى كوهكمرى وى را بر میرزاى بزرگ شیرازى برترى مى‏داده است. گذشته از فقه و اصول، دماوندى در علم طب و حكمت و ریاضیات ماهر بود و بر تاریخ و سیر احاطه‏ى بسیارى داشت، و از حافظه‏ى قوى و عجیبى نیز برخوردار بود به طورى كه بیشتر متون ادبى و فقهى را در حافظه داشت. در عصر علامه كوهكمرى به دماوند بازگشت و در آن نواحى مرجع امور دینى مردم شد. او از مكارم والاى اخلاقى برخوردار بود.[1] محمدباقر بن حسن سارانى عالمى بزرگ و دانشمندى متقى و پارسا بوده است وى از دماوند هجرت به نجف اشرف نموده و از محضر علامتین شیخ مرتضى انصارى و سید حسین كوه‏كمرى استفاده نموده و در عصر علامه كوه‏كمرى به دماوند برگشته و به وظائف دینى پرداخته است داراى كمالات و مقامات عالیه علم و عمل بوده تا جائى كه علامه كوه‏كمرى وى را بر میرزاء بزرگ مجدد شیرازى تفضیل مى‏داده است مخصوص در علم طب و حكمت و ریاضیات ید طولائى داشته و به تواریخ و حكایات اطلاع زیاد و حافظه‏اش نیز عجیب و بیشتر متون ادبیه و فقهیه را محفوظ بوده و در دماوند و حومه آن ریاست تامه داشته و حتى در بعضى از قضایا علامه كنى ره با وى معارضه مى‏نموده است و آن مرحوم عالمى ثروتمند و میهمان‏دوست و كریم‏النفس و منیع‏الطبع و بخشنده بوده است در سال 1307 قمرى وفات نموده است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] طبقات اعلام الشیعه (قرن 206 -205 /14)، گنجینه‏ى دانشمندان (157 -156 /5).

فعالیتها: • پزشکی • ریاضیات و هندسه • عرفان • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:29 PM
دهباشی، مهدی

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

سال تولد: 1321، مرتبه علمى: استاد، رشته: فلسفه، دانشكده: ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه: اصفهان خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى ارشد روان‏شناسى و زبان و ادبیات عربى از دانشگاه تهران، دكترا در رشته فلسفه با درجه عالى از دانشگاه فوردهام نیویورك آمریكا در سال 1359، تحصیل مقدمات علوم اسلامى و سطح فقه و اصول نزد آیت‏اللَّه طبیب‏زاده احمدآبادى، تحصیل خارج فقه و اصول نزد آیات عظام: سید على بهبهانى رامهرمزى، سید محمدهادى میلانى و تحصیل فلسفه اسلامى نزد آیت‏اللَّه ادیب و حكیم سید كاظم عصار (ره). مرتبه علمى: استاد فلسفه دانشگاه اصفهان، استاد نمونه دانشگاه اصفهان با بالاترین امتیاز در سال تحصیلى 71 -72 زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: تدریس در مقطع كارشناسى ارشد در زمینه فلسفه غرب شامل: وایتهد، كانت، هگل، فلسفه معاصر، افلاطون، ارسطو، منطق قدیم و جدید و فلسفه علم. فلسفه اسلامى شامل: مشاء، اشراق و ملاصدرا، عرفان شامل: فصوص‏الحكم، مفاتیح‏الغیب و تمهیدالقواعد، متون فلسفى و عرفانى و كلامى به زبانهاى عربى و انگلیسى، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر 17 پایان‏نامه دكترا و كارشناسى ارشد. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 7 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى: 1 زمینه علمى تألیفات: فلسفى، كلامى، عرفانى، فلسفه علم، معرفت‏شناسى، تطبیقى، ترجمه و شرح و تحلیل بخش قوه و فعل كتاب اسفار ملاصدرا به انگلیسى. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 18، تعداد مقالات بزبان خارجى: 6 زمینه علمى مقالات: فلسفى، كلامى، عرفانى، علمى، تطبیقى و فیزیك كوانتوم.

برگرفته از کتاب: شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:29 PM
دهقانپور، علیرضا

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

علیرضا دهقانپور محل تولد : تهران شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1350/11/3 زندگینامه علمی در سال 1369 در تهران دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم. در همان سال وارد حوزه علمیه ملاجعفر (حاج آقا مجتهدی) شدم. در مدت چهار سال با اتمام لمعتین از پایه هفت در سال 1373 وارد حوزه علمیه قم شدم. در سال 1377 با پایان پایه دهم وارد درس خارج آیت الله وحید خراسانی و دیگر مراجع مانند آیت الله تبریزی(ره)، آیت الله فاضل(ره) و آیت الله مکارم شدم. همزمان با دروس حوزوى، دروس دانشگاهی را ادامه دادم. در سال 1375 در دانشگاه مفید رشته فلسفه را تحصیل نمودم پس از آن در سال 1380 رشته فلسفه و کلام اسلامی را در دانشگاه باقرالعلوم شروع نمودم. در سال 1385 در رشته مدرسی معارف اسلامى، گرایش مبانی نظری اسلام در مقطع دکتری مشغول به تحصیل شدم، از اول دبستان تا کنکور مقطع دکتری به فضل و لطف الهی ممتاز شناخته شده‌ام. هذا من فضل ربى. اکنون ضمن تحصیل، مشغول تدریس دروس عمومی در دانشگاه هستم.


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:30 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/19e14344-622f-49f5-a9e7-be39289ec407.jpg دهقانی، محسن

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محسن دهقانی ساری محل تولد : کاشان شهرت : دهقانی تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1337/1/1 زندگینامه علمی از سال 1351 وارد حوزه علمیه کاشان شدم سطح را تا اوائل مکاسب در کاشان گذراندم. سپس عازم قم گشتم ورود این جانب به قم هم آغاز اوج فعالیتهای انقلاب بود لذا پس از چند هفته درسها به این مناسبت تعطیل گشت. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی دروس حوزه بازگشایی شد این جانب به درس مکاسب و کفایه ج 2 حضرت آیة الله ستوده حاضر شدم و جلد اول کفایه را نزد آقای قدیری خواندم. همزمان با شروع درس خارج فقه درسهای فلسفه و عرفان را نزد اساتید حوزه مانند آیة الله جوادی آملی و آیة الله حسن زاده و آیة الله شیخ یحیی انصاری گذراندم کتاب فصوص الحکمه بالغ بر چهار سال در خدمت آیة الله حسن زاده و مصباح الانس را بخشی نزد آیة الله حسن زاده و بخشی را نزد آیة الله انصاری سپری کردم. منظومه حکیم سبزواری و اشارات بوعلی سینا را نزد اساتید گذراندم پس از آنکه از اساتید درس خارج بمدت سیزده سال استفاده کردم (نزد آیات عظام فاضل، مکارم، وحیدخراسانی و آقای تبریزی) تدریس خود را آغاز کردم ابتدا یک دوره مکاسب و سپس 7 دوره تدریس نهایة الحکمه – شرح اشارات جلد سوم- رسائل بحث استصحاب کشف المراد منطق و طبیعیات منظومه یک دوره و حکمت آن دو دوره- المنطق مظفر و جزء سی‌ام تفسیر قرآن کریم – اسفار ملا صدرا از جلد اول تا ششم که امسال یازدهمین سال تدریس آن هست. (در فیضیه مدرس 22) اقدام به ترجمه و شرح نهایة الحکمه نمودم که تقریبا هشت سال طول کشید و محصول آن سه جلد کتاب فروغ حکمت شد و آن در سال 77 تا 82 منتشر شد.


فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • اصول فقه • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:31 PM
دوانی، جلال‏الدین محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 9 )

(830- ح 918/908 ق)، حیكم، فیلسوف، فقیه، متكلم، مفسر، قاضى و شاعر، متخلص به جلال و دوانى نیز فانى. معروف به علامه دوانى و مشهور به محقق دوانى. نسبش به محمد بن ابى‏بكر مى‏رسد. در دوان از قراى كازرون فارس متولد شد. ابدا نزد پدر دانش آموخت و سپس براى تكمیل معلومات خود به شیراز رفت و در خدمت ملا محى‏الدین انصارى (از اولاد سعد بن عباده صحابى) درآمد. دوانى مسافرتهایى به گیلان، كاشان، تبریز، عراق، مدینه و مكه داشت. در شیراز اقامت گزید و سالها در مدرسه‏ى بیگم به تدریس مشغول بود.بین او و امیر صدرالدین دشتكى شیرازى مناظرات و مباحثات حضورى و غیابى بسیار، در زمینه‏ى حكمت و كلام، جریان داشت و شاگردان وى بیشتر از شاگردان امیر صدرالدین دشتكى بودند. در دوران آق قویونلوها منصب قاضى القضاتى فارس را بر عهده داشت. علامه‏ى دوانى در همه‏ى علوم زمان خود تبحر داشت و شعر فارسى را نیز به خوبى مى‏سرود. وى ابتدا شافعى مذهب بود و بعد مذهب شیعه را برگزید، و سپس رساله‏اى به نام «نور الهدایه» نگاشت كه بر تشیع او تصریح دارد، و نیز حاشیه‏ى او بر «تجرید»، در جواب میر صدرالدین شیرازى در تفضیل ابوبكر بر على (ع)، موید تشیع اوست. او در این رباطه اشعارى نیز سروده است. دوانى صاحب بیش از صد تالیف به زبان عربى و فارسى در علوم مختلف بود كه برخى از آنها عبارت‏اند از: «انموذج العلوم»، محتوى مسایلى از هر علم؛ «اثبات الواجب القدیم»؛ «اثبات الواجب الجدید»؛ رساله در «افعال العباد»؛ شرح بر متن «تهذیب المنطق» تفتازانى؛ شرح بر «العقائد العضدیه»؛ حاشیه‏ى قدیمه و جدیده و اجد بر «شرح التجرید» فاضل قوشچى یا «طبقات الجلالیه»؛ «لوامع الاشراق فى مكارم الاخلاق» یا «اخلاق جلالى»؛ «التوحید»؛ تعلیقه بر «الانوار لعمل الابرار» اردبیلى، در فقه شافعى؛ «الجبر و الاختیار» یا «خلق الاعمال»؛ «التصوف و العرفان»؛ «تحفه‏ى روحانى»؛ تفسیر چندین آیه و سوره‏ى قرآن از جمله سوره‏ى «اخلاق» و «كافرون».[1] (منسوب به دوان) جلال‏الدین محمد بن سعد (یا سعدالدین) اسعد كازرونى، دانشمند و قاضى معروف. (و. دوان 830 ف. 908 ه.ق.). پدرش قاضى كازرون بود و دوانى بخش اول عمر خود را در آن شهر گذرانید و در مدرسه دارالایتام به تعلیم پرداخت. وى حكیمى متكلم و محقق است. از آثار اوست: اخلاق جلالى (علم اخلاق) اثبات الواجب الجدید، اثبات الواجب القدیم، افعال اللَّه تعالى انموذج علوم.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] آثار عجم (325 -309)، احقاق الحق (124 -122 /3)، الاعلام (257/6)، اعیان الشعیه (12/9)، تاریخ ادبیات در ایران (100 -99 /4)، تاریخ نظم و نثر (267 -265)، تذكره‏ى روز روشن (175 -167)، الذریعه (57/25 ،147/15 ،199/9 ،82/5 ،206/2)، روضات الجنات (548 -541 /2)، ریحانه (236 -232 /2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 222 -220 /10)، كشف الظنون (2048 ،1893 ،1567 ،1144 ،1096 ،863 ،847 ،842 ،516 ،457 ،449 ،349 ،195 ،184)، لغت نامه (ذیل/ دوانى)، مجالس المومنین (229 -221 /2)، معجم المؤلفین (47/9)، هدیه الاحباب (136).

فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • شعر • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • قضاوت، حقوق، علوم ---------- • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:31 PM
دوایی شیرازی گیلانی، شمس‏الدین علی

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(وف 1004/1003 ق)، حكیم، پزشك، كحال و شاعر، متخلص به دوایى. معروف به عین‏الملك. ظاهرا مولد وى شیراز بود؛ ولى در گیلان نشو و نما یافت. دوایى با جلال‏الدین اكبرشاه و بیرم خان سپهسالار معاصر بود. در عصر اكبرشاه به هندوستان رفت و با معرفى خان اعظم، كوكلتاش به دربار راه یافت. وى سفرى نیز به كاشان داشت و مدتى از عمر خود را در مكه به سر برد. مدتى حكومت دهلى و چندى صدارت صوبه‏ى بنگاله را بر عهده داشت. از مقربان اكبرشاه و از ملازمان اعظم خان كوكلتاش بود. از آثار وى: «دیوان» اشعار.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (460/5)، تاریخ نظم و نثر (676)، تذكره‏ى روز روشن (263)، دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (551 -549 /2)، الذریعه (329/9)، ریاض العارفین (194)، فرهنگ سخنوران (345 -344)، كاروان هند (417 -414 /1)، هفت اقلیم (149/3).

فعالیتها: • پزشکی • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:32 PM
دیرباز، عسکر

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

عسکر دیرباز محل تولد : قم شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1338/1/1 زندگینامه علمی تا هفت سالگی مثل بقیه بچه های آن دوران روزگار گذرانیده، پس از ابتدایی و راهنمایی که دومین سالی بود که نظام سه ساله راهنمایی برقرار شده بود وارد دبیرستان شدم. پس از اخذ دیپلم تجربی در دبیرستان صدر اوحدی وارد حوزه علمیه قم شدم. در این مورد یکی از اهالی مسجدی که در دوران دبیرستان (دوم وسوم) به آنجا رفت و آمد داشتم خیلی موثر بود مرا با افکار انقلابی متخذ از تعالیم اسلامی قیام روحانیت در 15خرداد و مبارزات پس از آن ، مبارزات مردم ویتنام و الجزایر و فلسطین آشنا ساخت بطوری که از سال دوم دبیرستان ضمن مطالعه کتب درسی کتاب های دینی و اجتماعی مطالعه می کردم. بدین ترتیب وارد حوزه علمیه قم شدم. از سال سوم تحصیل شروع به تدریس کردم و تمام کتاب های درسی ادبیات عرب را تدریس کردم. پس از آن به تدریس لمعه و مکاسب و کفایه مشغول شدم، البته پس از گذراندن تحصیل نزد اساتید عالیقدری همچون آیت الله اشتهاردى، وجدانی فخر (ره) ، اعتمادى، ستوده(ره)، آیت الله العظمی فاضل (حدود و قصاص) و آیت الله العظمی تبریزی (اواسط مکاسب و طهارت) و آیت الله العظمی وحید خراسانی (اصول و فقه) شرکت کردم. ضمنا دروس اشارات و اسفار حضرت آیت الله حسن زاده آملی و جوادی آملی هم توفیق شرکت را به مدت 3 سال داشته ام . ضمن تدریس در دانشگاه تا حدی دروس خارج و تدریس مکاسب و کفایه را ادامه دادم تا آنکه اخیرا عمدتا مطالعات فلسفی دارم . همچنین در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با دوستان عالیقدر در زمینه اقتصاد و فلسفه اقتصاد تحیقاتی داشته ام که منتشر شده است.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:32 PM
دیلمقانی موحد، صمد

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: فلسفه، دانشكده: ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه: تربیت معلم تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى فلسفه و علوم تربیتى، كارشناسى ارشد فلسفه، دكتراى فلسفه اسلامى. مرتبه علمى: دانشیار دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تربیت معلم تهران. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: تدریس در زمینه دروس فلسفى در دانشگاه، همكارى با دائرةالمعارف بزرگ اسلامى بعنوان محقق و ویراستار. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 5 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى:- زمینه علمى تألیفات: فلسفه و عرفان اسلامى. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 30، تعداد مقالات بزبان خارجى:- زمینه علمى مقالات: فلسفه، كلام، عرفان اسلامى.

برگرفته از کتاب: شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:32 PM
دیلمی، حسن

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1281 -1229 ق)، عالم دینى، حكیم و فقیه زیدى. وى در اكثر علوم دست داشت. در شهر ذمار یمن به دنیا آمد و در همان شهر نشو و نما یافت. در مكه از دنیا رفت. از آثارش: «تحفه الحبیب بنظم مسائل التهذیب»، در منطق؛ «نزهه الطرف فى احكام الصرف»؛ «الابریز المذاب فى قواعد الاعراب»؛ «الطراز المذهب فى المختار لاهل المذهب»، در فقه؛ «مختصر الاتقان فى علوم القرآن».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (213/2)، معجم المؤلفین (243/3).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:33 PM
دیلمی، کرزالدین، اسحاق

( ملیت: ایرانی قرن: 7 )

(وف 689 ق)، حكیم. از دانشمندان و حكماى قرن هفتم هجرى است. از آثار وى: «تاریخ السماویات و الارضیات».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: كشف الظنون (296)، لغت نامه (ذیل/ اسحاق)، معجم المؤلفین (231/2)، هدیه العارفین (201/1).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:35 PM
ذاکری، مهدی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

مهدی ذاکری محل تولد : قم شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1354/1/1 زندگینامه علمی تحصیلات ابتدایی وراهنمایی ودبیرستان رادر شهرقم گذارندم، و درسال 1368 وارد حوزه علمیه قم شدم . همزمان با تحصیل در حوزه درسال 1372 مشغول به تحصیل دررشته فلسفه غرب دانشگاه مفید شدم.در سال 1376وارد دوره کارشناسی ارشد فلسفه غرب همان دانشگاه شدم و بلافاصله درسال 1379 پس از فراغت از تحصیل در کارشناسی ارشد، دردوره دکترای فلسفه غرب دانشگاه تهران پذیرفته شدم و این دوره را تا سال 1385به اتمام رساندم. در تمام این مدت تحصیل در حوزه علمیه قم را تادرس خارج ادامه دادم.در سال 1380کارشناس پژوهش معاونت پژوهشی دانشگاه مفید بودم و ازسال 1379 محقق و از سال 1381 به عضویت هیئت علمی پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در آمدم وتا سال 1384 مدیر گروه کلام و فلسفه این پژوهشکده بودم . از سال 1380به تدریس دروس معارف اسلامی و نیز دروس تخصصی فلسفه در دانشگاه های تهران و قم اشتغال دارم .


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:35 PM
رازی اصفهانی، محمدتقی

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(وف 1248 ق)، عالم امامى، فقیه اصولى و مجتهد. اصلا تهرانى و ایوان كیفى بود. به همراه پدر به عراق مهاجرت كرد و در كاظمین از محسن اعرجى كسب علم كرد و به كربلا رفت و از محقق بهبهانى استفاده برد. در نجف نزد سید مهدى بحرالعلوم و سید على طباطبائى صاحب «ریاض»، و سید محسن كاظمینى و پدر زن خود، شیخ جعفر كاشف الغطاء، تلمذ كرد. از كاشف الغطاء اجازه روایت و فتوا داشت. در فتنه وهابیه به ایران بازگشت و در اصفهان سكنى گزید و مجلس درس برقرار كرد و حدود سیصد عالم و فاضل بر او اجتماع كردند كه از جمله‏ى آنها، سید محمدباقر خوانسارى، صاحب «روضات الجنات» بود. وى در اصفهان درگذشت و حاج سید محمدباقر حجةالاسلام بر او نماز گزارد و در تحت فولاد نزدیك قبر محقق خوانسارى دفن شد. از آثار وى: «حاشیه المعالم» به نام «هدایه المسترشدین»، در شرح اصول «معالم‏الدین»؛ شرح «طهاره الوافى» یا «تقریرات» استادش بحرالعلوم؛ «الفقه استدلالى»؛ «حجیه المظنه»؛ «شرح الاسماء الحسنى».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (287/6)، اعیان الشیعه (198/9)، ایضاح المكنون (723/2)، تذكره القبور (215 -212)، الذریعه (195/25 ،284 -283 /16 ،165/14 ،366/13 ،205/6)، روضات الجنات (123 -119 /2)، ریحانه (404 -403 /3)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 217 -215 /13)، فواید الرضویه (435 -434)، لغت نامه (ذیل/ محمدتقى)، معجم المؤلفین (131 -130 /9)، هدیه الاحباب (185)، هدیه العارفین (364/2).

فعالیتها: • اصول فقه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:36 PM
راشدی نیا، اکبر

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

اکبر راشدی نیا محل تولد : تبریز شهرت تابعیت : ایران زندگینامه علمی حقیر اکبر راشدی نیا تحصیلات حوزوی خود را در تبریز شروع نموده و در سال 72 وارد حوزه علمیه قم شدم . در این میان بخشی از دروس سطح فقه و اصول و همچنین کتب حکمت و عرفان را در تبریز از محضر حضرت آیت الله سید ابوالحسن مولانا و آیت الله میرزا محسن کوچه باغی تلمذ نمودم و در قم از خدمت آقایان پایانی و اشتهاردی استفاده نمودم . از سال 1375در درس خارج حضرات آیات وحید خراسانی ، شیخ جواد تبریزی ، شبیری زنجانی و بهجت شرکت نمودم و علاوه بر دروس فقه و اصول در درس های معارف و تفسیرو حکمت حضرات آیات جوادی آملی ، حسن زاده آملی و انصاری شیرازی شرکت نمودم . تابه به حال برخی از کتب اصول، حکمت و عرفان همچون اصول فقه مظفر، بدایة الحمة، المظاهر الالهیة ، تمهید القواعد، شرح فصوص الحکم را تدریس نموده ام . حقیر از سال 1378 بعنوان محقق در مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی مشغول به کار شدم و روی آثار آخوند ملا صدرا همچون مفاتیح الغیب ، شرح الهدایة الاثیریة ، رسائل اجوبة المسائل ، المظاهر الالهیة ، رسالة اتحاد االعاقل و المعقول ، زاد المسافر و ... کارنمودم که قرار است بصورت لوح فشرده مجموعه آثار صدر المتالهین منتشر بیابد و همچنین از سال1383 بعنوان همکار علمی در مرکز دائرة المعارف علوم عقلی بر روی آثار عرفانی و حکمت فعالیت می کنم.


فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • اصول فقه • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:36 PM
راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین

( ملیت: ایرانی قرن: 5 )

(وف ح 502 ق)، ادیب، لغوى، شاعر، مفسر، محدث، متكلم، حكیم و فقیه شافعى/ معتزلى. اهل اصفهان و ساكن بغداد بود. وى را همتا و قرین امام محمد غزالى مى‏دانند. به گفته‏ى كاتب چلبى، غزالى كتاب «الذریعه» او را از خود جدا نمى‏كرد و آن را به خاطر نفاستش مى‏ستود. بعضى از علما به استناد اینكه او از اهل‏بیت (ع) بسیار روایت كرده و از امیرالمومنین على بن ابیطالب (ع) فقط با عبارت امیرالمومنین (ع) تعبیر مى‏كند، او را شیعه خوانده‏اند، ولى فخر رازى در «تاسیس التقدیس» او را از ائمه اهل سنت مى‏شمارد. صاحب «روضات الجنات» به نقل از «تاریخ اخبار البشر» سال وفات وى را 565 ق ذكر كرده است. از آثار وى: «تحقیق البیان فى تاویل القرآن»؛ «تفسیر القرآن»، معروف به «جامع التفاسیر» یا «جامع التفسیر» كه بیضاوى تفسیر خویش را از آن اخذ كرده؛ «الذریعه الى مكارم الشریعه»، در علوم اخلاق و پندهاى نیكو؛ «المفردات فى غریب القرآن» یا «مفردات الفاظ القرآن»؛ «افانین البلاغه»؛ «اخلاق الراغب»؛ «رساله فى فوائد القرآن»؛ «المعانى الاكبر»؛ «الایمان و الكفر»؛ «تفصیل النشأتین و تحصیل السعادتین»، در معرفت نفس؛ «درة التاویل فى متشابه التنزیل»؛ «محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء» در نوادر حكم و حكایات كه محمدصالح قزوینى آن را با عنوان «النوادر» به فارسى ترجمه كرده است.[1] (بخش 1) اصفهانى، ابوالقاسم حسین بن محمد (ف. 502 ه.ق.) از ادبا و علماى بزرگ اصفهان و او را است: مفردات الفاظ القرآن، محاضرات الادباء، تفصیل التشأتین، الذریعة الى مكارم الشریعة (ه.م.)، تفسیر القرآن، حل متشابهات القرآن.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] الاعلام (279/2)، اعیان الشیعه (162 -160 /6)، تاریخ ادبیات در ایران (266/2)، تاریخ گزیده (693)، دایرةالمعارف فارسى (1061/1)، الذریعه (364/21 -128/20 ،28/10 ،46 -45 /5)، روضات الجنات (216 -186 /3)، ریاض العلماء (101/7 ،172/2)، ریحانه (293 -292 /2)، سرآمدان فرهنگ (371 -370 /1)، سیر النبلاء (121 -120 /18)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 82 -81 /6)، فرهنگ سخنوران (363)، كشف الظنون (1773 ،1729 ،1609 ،881 ،827 ،739 ،462 ،447 ،377 ،131 ،36)، الكنى و الالقاب (269 -268 /2)، لغت نامه (ذیل/ راغب اصفهانى)، مؤلفین كتب چاپى (862/2)، معجم المؤلفین (59/4)، هدیه الاحباب (140 -139)، هدیه العارفین (311/1).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • حدیث • شعر • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:36 PM
راغب قمی، عبداللَّه

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(ز 1110 ق)، حكیم، فیلسوف، خطاط و شاعر، متخلص به راغب و وحدت. اصل وى از كاشان بود. چون بیشتر در قم مى‏زیست به قمى مشهور بود. وى معاصر با شاه سلیمان صفوى بود و در سرودن شعر توانا. در آغاز وحدت تخلص مى‏كرد. حكیم عبداللَّه خط را نیز نیكو مى‏نوشت.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (359 -358 /2)، تذكره‏ى نصرآبادى (478 ،365 -364)، الذریعه (1262 ،697 ،349 -348 /9)، ریحانه (294 -293 /2)، فرهنگ سخنوران (977)، لغت نامه (ذیل/ راغب قمى).

فعالیتها: • خط • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:37 PM
( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد رحیم لو محل تولد : تهران شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1339/1/1 زندگینامه علمی اینجانب محمد رحیم لو در سال 1339 در تهران متولد شدم. در سال 1354 در مدرسه آیت الله مجتهدی تهرانی به طور شبانه مقداری از جامع المقدمات را خواندم. در سال 1359 پس از اخذ دیپلم در رشته ریاضی فیزیک وارد حوزه علمیه قم شدم.دروس سطح را نزد اساتیدی چون مدرس افغانی ، کوه کمره اى، اشتهاردى، اعتمادی و سید رسول تهرانی و مرحوم علی صفایی حائری خواندم و دروس خارج را نزد اساتیدی چون سید جواد تبریزى، سید موسی شبیری زنجانى، سید محمد روحانی، مرحوم علی صفایی حائری و دوره دروس معارف اسلامی را در موسسه امام خمینی گذراندم و در زمینه های فلسفه و کلام شروع به تحقیق کردم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:38 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/8aec31ac-de55-42a6-8d91-dbf0b7f3bf49.jpg رحیمیان، حسین

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

حسین رحیمیان محل تولد : قم شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1336/1/1 زندگینامه علمی اینجانب حسین رحیمیان در سال 1359 مشغول به تحصیل در علوم حوزوی شدم . پس از اتمام مقدمات ، سطوح عالی را در خدمت حضرات آقایان محقق داماد ، آیت الله خزعلی و کفایه را نزد حضرت آیت الله فاضل لنکرانی خواندم . خارج فقه و اصول را خدمت تعدادی از اساتید بزرگ و مراجع بوده ام به خصوص حضرت آیت الله تبریزی که متجاوز از بیست سال در فقه و اصول در خدمت ایشان بود ه ام فلسفه را نیز در خدمت اساتید بزرگوار بویژه حضرت آیت الله مصباح استفاده کرده ام.بجز تقریرات فقه و اصول مقالاتی در مباحث اسلامی مثل تقیه، و یا آزادی در اسلام نوشته ام و علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه مسئولیت برخی از مراکز علمی و فرهنگی را داشته ام. در دوره اولین شورای نمایندگان مقام معظم رهبری دردانشگاهها مسئولیت نهاد رهبری در دانشگاههای کشور را به مدت سه سال عهده دار بودم. ایجاد تشکیلات اساسی نهاد مثل تصویب اساسنامه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و تاسیس بخش گزینش اساتید معارف مربوط به آن دوره است مسئولیت دفتر تدوین متون درسی مرکز جهانی علوم اسلامی را نیز مدتی عهده دار بوده ام برخی از کتابهایی که در این دوره تدوین شد بحمد الله امروز در حوزه های داخل و خارج ایران متن درسی طلاب است برخی از آنها با تایید و تقریظ بعضی از فقها و مراجع جایگزین کتابهایی شده است که سالها در حوزه ها تدریس می شده است.همچنین از سوی مدیریت حوزه علمیه قم مسئولیت تاسیس و ایجاد رشته تخصصی تاریخ اسلام را داشته ام که هم اکنون این رشته با تعدادی از طلاب علاقه مند به این رشته به کارخود ادامه میدهد.


فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:38 PM
رزاقی، نصرالله

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

نصرالله رزاقی محل تولد : طالقان شهرت تابعیت : ایران زندگینامه علمی در سال 1342 در طالقان روستای ناریان به دنیا آمدم و تحصیلات ابتدایی را در همان روستا به پایان رساندم و تحصیلات مقطع راهنمایی را در تهران و مقطع دبیرستان را در قم به پایان رسانیدم. در سال 1361 به جبهه‌های جنگ در منطقه کردستان در قالب یک گروه فرهنگی اعزام شدم و حدود 11 ماه در منطقه دیواندره همراه رزمندگان اسلام بودم بعد از اخذ دیپلم در سال 1363 وارد حوزه علمیه قم شدم و مقطع مقدمات را در مدرسه مبارکه رضویه به پایان رسانیدم و سپس دروس بعدی را به صورت آزاد در حوزه علمیه قم آغاز کردم و در دروس اساتید چون محمدی خراسانى، طالقاتى، محقق داماد، اعتمادى، طاهری خرم آبادى، بیگدلی و آیات عظام وحید خراسانى، مکارم شیرازى، جوادی آملی ،مرحوم جوادآقا تبریزی و سبحانی شرکت کردم. سپس در موسسه آموزش تخصصی مذاهب اسلامی شرکت کرم و حدود سه سال دروس تخصصی مذاهب اسلامی را در نزد اساتیدی چون نجم الدین طبسى،بهجت ‌پور، غیب غلامى، دکتر خدادادی و... گذراندم و در این مدت تحقیقاتی در رابطه با حیات ابوبکر، انسان و تکنولوژى، معرفت شناسی انجام دادم و هم‌زمان در دانشگاه آزاد و مرکز تربیت مربی و موسسه تخصصی مذاهب اسلامی تدریس داشته و هم‌اکنون نیز تدریس ادامه دارد.


فعالیتها: • تاریخ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:38 PM
رزمخواه، احمد

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

احمد رزمخواه محل تولد : نیشابور شهرت تابعیت : ایران زندگینامه علمی آقای احمد رزمخواه در سال1345هجری شمسی در خانواده‌ای متدین ومذهبی در شهرستان نیشابور دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاه خویش با موفقیت سپری کرد، برای ادامه تحصیل در آزمون دانشگاه علوم اسلامی رضوی شرکت کرد. پس از پذیرش در رشته فلسفه و کلام در مقطع کارشناسی ارشد در سال 1382 فارغ التحصیل شد. نامبرده ضمن‌ انس‌ با آستان‌ ملکوتی‌ علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا(ع‌) در طی دوران تحصیل رسائل و مکاسب را نزد آیت الله مروی، کفایه و خارج اصول را نزد آیت الله رضا زاده و مرحوم آیت الله فلسفی و خارج فقه را نزد آیت‌الله مرتضوی آموخت. استاد رزمخواه پس از اتمام تحصیلات بر کرسیّ تدریس تکیه زد و در این مدت طلاب بسیاری درحوزه علمیه مشهد و دانشجویان بی شماری در دانشگاه های مشهد ازمحضر این استاد بزرگ بهره های فراوان علمی برده اند که حاصل این زحمات پرورش استعدادهای فراوان در زمینه علوم اسلامی می باشد.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:39 PM
رستمداری، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(س دهم و یازدهم ق)، حكیم، عالم و شاعر. از علماى شهر رستمدار مازندران است. وى در حكمت و منطق مهارت داشت و سالها در مشهد تدریس مى‏كرد. عمده شهرتش در زمان شاه طهماسب صفوى (984 -930 ق) بود. از او رساله‏اى به نام «رسالة فى الاجزاء المحمولة على الماهیة» باقى مانده كه آن را به شاه عباس اول (1038 -996 ق) هدیه كرده است. نسخه‏اى از این رساله به خط سید حسین بن حیدر كركى، كه در 1010 ق كتابت شده، موجود مى‏باشد. همچنین اشعارى نیز از وى در تذكره‏ها نقل شده است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (658)، الذریعه (31/ 11)، صبح گلشن (382)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 518 -517/ 11)، فرهنگ سخنوران (814 -813)، هفت اقلیم (133/ 3).

فعالیتها: • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:40 PM
رستمیان، محمدعلی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد علی رستمیان محل تولد : اصفهان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1344/6/1 زندگینامه علمی اینجانب محمد علی رستمیان در سال 1344 در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم. همزمان با شروع قیام مردم در سال‏های قبل از انقلاب با اینکه نوجوان بودم در راه‏پیمایی‏ها و فعالیت‏های بر ضد رژیم شاهنشاهی، از جمله تعطیلی کلاس‏های درس، شرکت می‏کردم. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در فعالیت‏های بسیج مدارس و مسجد، و راهپیمایی‏ها، در راستای پاسداری از انقلاب شرکت می‏کردم. در همین ایام، در کنار کارهای بسیج و به خاطر حضور بعضی از روحانیون محل در بسیج، در کنار درس‏های دبیرستان به درس‏های حوزوی نیز مشغول شدم و بعد از دیپلم به طور رسمی وارد حوزه علمیه اصفهان شدم. با توجه به حضور در بسیج توفیق داشتم که مدتی را در کنار رزمندگان اسلام در جبهه‏های نبرد شرکت کنم. در سال 1366 به قم آمدم و به ادامه تحصیل پرداختم و تا سطوح عالی حوزه را خواندم و به مدت ده سال نیز در درس خارج شرکت کردم. علاقه به فلسفه و بحث‏های کلامی موجب شد که در این مدت در کنار فقه و اصول، در درس‏های فلسفه نیز شرکت و به مطالعه کتاب‏های فلسفی و کلامی نیز بپردازم. با توجه به احساس نیازهای دانشگاهی جهت تدریس برای دانشجویان و آگاهی از روش‏های نوین تعلیم و تربیت، در سال 1370 در مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم به تحصیل مشغول شدم و بعد از فارغ التحصیلی در مراکز مختلف حوزی و دانشگاهی به تدریس اشتغال داشتم. همزمان برای اینکه علوم فراگرفته را در زمینه کاربردی نیز استفاده نمایم با مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در کار تدوین نرم‏افزارهای علوم اسلامی در رشته فلسفه و کلام همکاری داشته و چند سالی نیز مسوولیت بخش علوم عقلی را بر عهده داشتم. با توجه به علاقه‏ای که به شناخت آرا و نظرات دیگران داشتم، با توجه به شکل‏گیری مرکز مطالعات ادیان و مذاهب در حوزه علمیه قم، از سال 1375 با این مرکز در راه شناخت ادیان و مذاهب مختلف همکاری داشته‏ام و اکنون نیز که چند سالی است که دانشگاه ادیان و مذاهب تشکیل شده است، با این دانشگاه همکاری دارم. با توجه به نیازهای علمی و کاری، دوره دکترا را در رشته کلام با گرایش فلسفه دین در مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم گذراندم، که اینک در آستانه دفاع از پایان‏نامه دکتری هستم. در طول سالیان گذشته در کنار درس، به کار تبلیغ دینی در میان مردم و رزمندگان نیز اشتغال داشته‏ام. همچنین در هر جا که احساس کردم که حضور من برای انقلاب و جامعه موثر است، سعی کردم که در آنجا حضور جدی داشته باشم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:40 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/a34bf87c-5e88-4145-bbc3-d3178b4eb21d.jpg رشاد، علی اکبر

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

استاد علي اكبر رشاد در رمضان ‌المبارك 1377 هجري قمري،‌ برابر با ارديبهشت ماه سال 1335 هجري شمسي متولد گرديد. وي تحصيل مراحل عالي فقه و فلسفه اسلامي را در نظر استادان برجسته حوزه‌هاي علمي اسلامي تهران و قم سپري كرد، و اكنون سالهاست به تحقيق و تدريس در زمينه فلسفه، منطق فهم دين، و فقه و اصول اشتغال دارد. علي اكبر رشاد سرپرست تدوين كتاب"دانشنامة امام علي عليه‌السّلام " است.كتاب مذكور، در دوره بيست و يكم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد. گروه : علوم انساني رشته : فلسفه والدين و انساب : پدر علي اكبر رشاد محرم نام دارد. تحصيلات رسمي و حرفه اي : علي اكبر رشاد تحصيل مراحل عالي فقه و فلسفة اسلامي را نزد اساتيد برجستة حوزه‌هاي علمي تهران و قم سپري كرد . مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : علي اكبر رشاد بيش از دو دهه است كه در زمينة فلسفه، فلسفه دين، فقه و اصول به تحقيق و تدريس مشغول است. حجة الاسلام رشاد و در حال حاضر سمت‌هاي زير را عهده‌دار مي‌باشد: عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، عضو هيأت علمي مركز گفت ‌و گوي اديان، رئيس انجمن دوستي ايران و يونان، موسس و رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي. جوائز و نشانها : علي اكبر رشاد سرپرست تدوين كتاب"دانشنامة امام علي عليه‌السّلام " است.كتاب مذكور، در دوره بيست و يكم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد. چگونگي عرضه آثار : علي اكبر رشاد جهت حضور و ارائة مقاله در كنفرانس‌هاي علمي و مجامع فرهنگي به كشورهاي متعددي از جمله آلمان، اتريش، آمريكا، اسپانيا، ايتاليا، انگلستان، پاكستان، روسيه، عربستان، عراق، لبنان، هند، يونان، سوئيس و... سفر كرده است و اكنون نيز اجرا يا نظارت علمي چند تحقيق را بر عهده دارد از جمله، منطق فهم دين ـ تحقيق مباني و موانع نوفهمي و نظريه‌پردازي ديني ـ سرپرستي تأليف دانشنامه قرآن‌شناسي، 7 جلد ـ سرپرستي تأليف دانشنامة فرهنگ فاطمي، 6 جلد ـ نظارت بر تحقيق فقه و حقوق خانواده و فلسفه آن، 3 جلد -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 از گفتمان امروز ويژگي اثر : (در دست ويرايش) 2 تحقيق معرفت‌شناسي در كلام علوي(ع) 3 دانشنامة امام علي عليه‌السّلام ويژگي اثر : سرپرست تدوين كتاب فوق،اين كتاب ، در دوره بيست و يكم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال معرفي و برگزيده شد. آشنايي با كتاب: دانشنامة امام علي عليه‌السّلام زير نظر علي اكبر رشاد؛ به اهتمام پژوهشگاه فرهنگ و انديشة اسلامي.ـتهران: مركز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و انديشة اسلامي؛12 ج + 1 ج درآمد،1380 ]توزيع: 1381[.يكي از آثاري كه به همّت شماري از مؤلفان و محققان به مناسبت سال ولايت (1379 ـ 1380 ش) به زيور طبع آراسته شد، دانشنامة امام علي (ع) است. اين دانشنامه مجموعه‌اي است موضوعي دربارة شخصيّت، سيره و انديشه‌هاي اميرالمؤمنين علي‌بن‌ابي طالب و حوادث عصر آن حضرت و پس از آن، كه در 6000 صفحه و 12 مجلّد سامان يافته و شامل 130 مدخل اصلي و حدود 3000 مدخل فرعي است. اين مجموعه، زير نظر آقاي علي اكبر رشاد در پژوهشگاه فرهنگ و انديشة اسلامي و با همكاري بيش از يكصد و پنجاه تن از استادان و دانشوران حوزه و دانشگاه تأليف گرديده و به عنوان پژوهش برتر حوزة دين‌پژوهي ايران در سال 1380 شناخته شده است. دانشنامة امام علي (ع) ويژگي‌هايي متنوع دارد كه مجموع آن‌ها را در آثار مشابه نمي‌توان سراغ گرفت، از جمله: اهتمام ويژه به تجزيه و تحليل و تبيين مباحث فكري معاصر و قضاياي نوپديد با استناد به كلمات و سيرة امام علي(ع)، بررسي مقايسه‌اي پاره‌اي از نظريات معاصر مرتبط با معارف ديني؛ تنوّع موضوعات و جامعيت نسبي مجموعه در بررسي زواياي گوناگون و ابعاد مختلف شخصيّت و انديشة امام علي؛ همسويي موضوعات مطرح شده در مقالات ضمن رعايت ساختار يكسان؛ تفصيل در تحقيق موضوعات و اجتناب از كلّي‌گويي، دوري از تقليد و عدم اتّكا به مشهورات و تحليل‌هاي شايع و نهراسيدن از نتايج نوپديد، با رعايت احتياط علمي در تأليف مقالات؛ استقصا و تتبّع جامع مضامين خطبه‌ها و رسائل و روايات وارده از حضرت علي در قلمرو و مدخل‌هاي مورد تحقيق؛ همساني و يكدستي مجموعه از لحاظ رعايت قواعد علمي پژوهش و نگارش؛ استناد به منابع دست اوّل در موضوعات تاريخي و سيره؛ استفاده از زبان علمي و نثر معيار و پرهيز از شعارپردازي؛ اشتمال بر شبكة معنايي جامع و نمايه‌ها و فهارس موضوعي 4 دموكراسي قدسي 5 سرپرستي و هدايت دانشنامه فرهنگ فاطمي(س) ويژگي اثر : 6 جلد 6 سرپرستي و هدايت دانشنامه قرآن‌شناسي ويژگي اثر : 4جلد 7 سنن حاكم بر تاريخ از منظر قرآن 8 شهود و شيدايي ويژگي اثر : تأملاتي در فلسفه هنر 9 شور اشراق (مجموعه مقالات در زمينه شعر و ادب) 10 علم‌النفس اسفار صدرالمتألهين ويژگي اثر : تصحيح و تحقيق 11 گزيده غزل‌هاي حكيم فياض لاهيجي ويژگي اثر : گزينش، مقدمه و تصحيح 12 نظارت علمي بر تحقيق «فقه و حقوق خانواده و فلسفه آن ويژگي اثر : 3 جلد


فعالیتها: • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Monday 31 August 2009-1, 06:41 PM
رستمی، منصور

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

منصور رستمی محل تولد : اسلام آبادغرب شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1345/9/1 زندگینامه علمی آقای منصور رستمی در سال 1345هجری شمسی در خانواده ای متدین، مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در شهرستان کرمانشاه دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاه خویش با موفقیت سپری کرد. در پی تشویق خانواده و علاقه خویش به فراگیری علوم دینی در سال 1367 وارد حوزه علمیه کرمانشاه گردید و از محضر بزرگان آن دیار بهره ها برد. از سوی دیگر به شوق زیارت و هم جواری با بارگاه کریمه اهل البیت حضرت معصومه سلام علیه رهسپار حوزه علمیه قم گردید. از نخستین‌روزهای‌ ورود با تلاش و کوشش فراوان به تحصیل پرداخت. پس از گذراندن سطوح عالی در سال 1374 به حلقه دروس خارج راه یافت. وی در ایام تحصیل حورزوی در قم از محضر بزرگانی چون آیت الله جوادی آملی، آیت الله صالحی مازندرانی، آیت الله اعتمادی، و دیگر ستارگان درخشان حوزه علمیه قم کسب فیض کرد. استاد در کنار تحصیل دروس حوزوی از تحصیلات دانشگاهی غافل نماند و در رشته فلسفه و کلام اسلامی در مقطع کارشناسی ارشد در سال 1386از دانشگاه رازی کرمانشاه فارغ التحصیل گردید . و با موفقیت از پایان نامه خویش دفاع کرد استاد پس از مدتها تحصیل برای تدریس عازم دانشگاه قشم گردید. وی درطول حیات علمی خود نگارش و پژوهش پرداخته است و آثاری از قبیل "باقیات و صالحات"و"فلسفه نهضت امام حسین علیه السلام"را به رشته تحریر در آورده است.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:31 PM
( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

علی قلی رشیدی محل تولد : خرم آباد شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1339/2/23 زندگینامه علمی در روستای بادامک تابع شهرستان پلدختر متولد شدم . در شش سالگی در روستای چم قلعه به دبستان رفتم و پس از گذشت مقطع ابتدایی وارد مقطع راهنمایی در شهرستان پلدختر شدم. دبیرستان راهم در همان شهر همراه با انقلاب در رشته علوم تجربی گذراندم. در دوران دبیرستان که مصادف با انقلاب بود به همراه یکی از سادات جلیل القدر مظلوم و محلی به نام سید علی نقی موسوی (ره) تمام اعلامیه های امام را دست نویس کرده و در بین مردم پخش کردم از سال 56 وارد حوزه شدم و تا سال 1371 دوره سطوح عالیه را تمام کردم و همراه با دروس حوزه دروس دانشگاهی لیسانس در رشته فلسفه و کلام و فوق لیسانس در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی را تا سال 1376 به اتمام رساندم در دوران جنگ تحمیلی چندین بار به جبهه رفتم و دو بار مجروح شدم و در سال 17/6/1365 به درجه جانبازی شیمیایی نایل گردیدم و الان هم مشغول به تدریس در دانشگاههای لرستان و حوزه علمیه پلدختر هستم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • قضاوت، حقوق، علوم ---------- • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:32 PM
رشتی نجفی، شعبان

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1348 -1275 ق)، فقیه اصولى و مرجع تقلید. جدش، عبدالوهاب، از خراسان به گیلان مهاجرت كرد و در آنجا ساكن شد. در نزدیك رشت به دنیا آمد و براى تحصیل مقدمات و عربیت به لاهیجان رفت و در محضر میرزا حسین مدرس تصحیل كرد. در 1292 ق براى فراگیرى سطوح به قزوین رفت و در حوزه‏ى درس سید على، صاحب حاشیه بر «قوانین»، و حاج میرزا عبدالوهاب بهشتى حضور یافت. در 1302 ق به نجف رفت و حاضر بحث حاج میرزا حبیب‏اللَّه رشتى و فاضل ایروانى شد و پس از وفات علامه رشتى نزد علمایى چون ملا محمد شرابیانى و شیخ محمدحسن مامقانى و حاج شیخ عبداللَّه مازندرانى به تكمیل تحصیلات خود پرداخت تا آنجا كه مجتهد مطلق شد و حلقه درس تشكیل داد و بسیارى بر گردش جمع شدند. او در نجف از دنیا رفت و در وادى‏السلام دفن شد. از آثار وى: كتاب «صلاله المسافر»؛ «كتاب القضاء»؛ «كتاب فى احكام الخلل»؛ «كتاب المتاجر»؛ مجلدى در «مباحث الالفاظ»؛ مجلدى در «القطع» و «الظن» و «البرائه» و «الاستصحاب» و «التعادل» و «التراجیح»؛ رساله‏اى در «عدم وجوب الترتیب فى فوائت المیت»؛ رساله‏اى در «الانعزال و عزل الولاه المنصوبین من الائمه (ع)»؛ رساله‏اى در «انتقال التركه الى الوارث مع‏الدین المستغرق للتركه»؛ حواشى بر «العروه الوثقى».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: علماء معاصرین (145 -144)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 839 -838 /14).

فعالیتها: • اصول فقه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:32 PM
رشتی، عبدالحسین

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

عبدالحسین بن الشیخ عیسى بن یوسف بن على بن عبدالغنى رشتى عالمى بزرگ و فقیهى جلیل و فیلسوفى ماهر بوده و در سال 1292 قمرى در كربلا متولد شده و در سن چهار سالگى با مرحوم والدش به رشت آمده و پس از پرورش در مهد علم مقدمات و سطوح را در رشت خوانده و در سال 1312 قمرى به تهران آمده و از محضر علامه آشتیانى فقها و اصولا بهره‏مند شده و بعد از ده سال تحصیل و تدریس در مدرسه صدر تهران مهاجرت به نجف نموده و از محضر علامتین خراسانى و یزدى و مرحوم شریعت اصفهانى در هر رشته استفاده نموده تا به مقام استادى رسیده و حوزه تدریس تشكیل داده و بسیارى از افاضل از محضرش كسب فیض نموده تا در روز سه‏شنبه 12 جمادى‏الثانیه 1373 ق به رحمت ایزدى پیوسته و در وادى‏السلام در مقبره شخصى مدفون گردیده است. آثار علمى آن بزرگوار بسیار است و از آنهاست شرح (كفایةالاصول) كه در سال 1370 ق بطبع رسیده و حاشیه بر (طهارت علامه انصارى) و تعلیقه بر بحث الموضوع (شرح المطالع) و (الثمرات) و حاشیه (اسفار) و ده‏ها رساله و حواشى دیگر بر كتب علمیه. فرزند ارجمندش مرحوم حجةالاسلام حاج شیخ محمد رشتى از خواص اصحاب مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حكیم بودند كه در حادثه حكومت بعث عراق به ایران اخراج و در سال 1394 ق در مشهدالرضا علیه‏السلام بدرود حیات گفتند. (1373 -1292 ق)، عالم دینى، فقیه و فیلسوف. پدرش از علماى بزرگ بود كه اصل وى از قریه‏ى بجاربند رشت است. شیخ عبدالحسین در كربلا متولد شد و در سن چهار سالگى به همراه پدر به رشت آمد و مقدمات و سطوح را در این شهر خواند. در 1312 ق به تهران آمد و از محضر شیخ محمدحسن آشتیانى در اصول و فقه بهره گرفت. حكمت و كلام را نیز نزد شیخ على نورى و سید شهاب‏الدین تبریزى شیرازى فراگرفت. وى همزمان در مدرسه‏ى صدر تهران به تدریس ادبیات و سطوح ادبى مشغول بود. پس از ده سال به نجف مهاجرت كرد و در محضر علامه‏ى خراسانى و علامه‏ى یزدى و شریعت اصفهانى فقه و اصول و حدیث و رجال و فلسفه و اخلاق را به نهایت رسانید و به دریافت اجازه اجتهاد از استادان خود نائل آمد. آنگاه حوزه‏ى تدریس تشكیل داد و بسیارى از افاضل را از محضر خویش بهره‏مند ساخت. او در نجف درگذشت و در وادى‏السلام در مقبره‏ى شخصى دفن شد. فرزندش، حاج شیخ محمد رشتى، از شاگردان وى به حساب مى‏آید. از آثار علمى او: شرح «كفایه الاصول»؛ حاشیه بر «طهارت» علامه انصارى؛ تعلیقه بر بحث «الموضوع من شرح المطالع»؛ «الثمرات»، در تحدید موضوع علوم؛ حاشیه‏ى «الاسفار» رساله‏ى «اصول‏الدین»؛ «الاطوار»، در مباحث مختلف تنفسر آیات؛ رساله‏اى در «صرف و نحو»؛ رساله در «منطق»؛ تعلقات بر «جواهر الكلام» و «الرسائل» و «المكاسب».[1]

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] الذریعه (34/ 14 ،148/ 6 ،12/ 5 ،219 -218/ 2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 1067 -1064/ 14)، گنجینه‏ى دانشمندان (178/ 5).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:40 PM
رضا، عنایت الله


( ملیت: ایرانی قرن: 14 ) http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/01211bfd-47f4-4be4-8204-ee4927be2999.jpg


دكتر عنايت‌الله رضا در سال 1299ش در شهرستان رشت به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي را در زادگاه خود و تهران به پايان رساند و سپس تحصيلات عالي را در رشتة فلسفه ادامه داد و موفق به دريافت درجة دكترا گرديد. نامبرده به جهت علاقة فراوان به مطالعات ايران‌شناسي، به تحقيق و پژوهش در اين زمينه پرداخت. و در حال حاضر عضو هيأت علمي مركز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامي است. كتابهاي "شهرهاي ايران در روزگار پارتيان و ساسانيان"و " اعراب حدود مرزهاي روم شرقي و ايران در سده هاي چهارم – ششم ميلادي" ترجمه ،عنايت الله رضا به ترتيب ، در دورهاي هفتم و دوزادهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شدند. گروه : علوم انساني رشته : فلسفه والدين و انساب : اجداد عنايت الله رضا همه از روحانيون و برخي از مراجع بزرگ زمان خود بوده اند. پدر ايشان از شاگردان آخوند خراساني بوده و نزد آن روحاني بزرگ به تحصيل اشتغال داشته است. تحصيلات رسمي و حرفه اي : عنايت الله رضا پس از گذراندن دوران كودكي در رشت به تهران منتقل شد و دوران تحصيل متوسطه را در اين شهر پايان رساند. در 21 آذر 1325 ، پس از شكست به اصطلاح جنبش آذربايجان به شوروي پناهنده و در آنجا مشغول به تحصيل مي شود. پس از اتمام رشته علوم حزبي در دانشكده حزبي به ادامه تحصيل در شته فلسفه پرداخته و به اخذ درجه دكترا در اين رشته نايل مي آيد و در كنار آن به سبب علاقه به مطالعه در زمينه ايران شناسي مطالعه و تحقيق در اين زمينه را پي مي گيرد. استادان و مربيان : عنايت الله رضا در دوران تحصيل از دانش و توجه پدر و برادر بزرگتر خود آقاي پرفسور فضل الله رضا بهره مند بود وقايع ميانسالي : عنايت الله رضا پس از شهريور 1320، در آن ايام پر التهاب و پر تب و تاب سياسي، اجتماعي كشور ،به حزب توده پيوست. در همين ارتباط در سال 1324 بازداشت و سپس به كرمان تبعيد و زنداني شد. در اوايل سال 1325 پس از آزادي از زندان به دستور كميته مركزي حزب عازم آذربايجان شده و در آنجا به عنوان فرمانده نيروي هوايي حكومت آذربايجان مشغول گرديد. از آن پس به سبب بروز اختلاف با سران فرقه دموكرات آذربايجان در مورد تاسيس فرقه در ايران و اعلام رسمي ايشان در كنفرانس باكو مبني بر انجام اين امر به مثابه يك خيانت، از سوي سران دستگاه حاكمه آذربايجان شوروي از جمله رئيس جمهوري وقت و همچنين دبير اول كميته مركزي حزب كمونيست آذربايجان به اتفاق چند نفر ديگر از فرقه اخراج و از كار نيز بركنار مي شوند. كميته مركزي حزب نيز ماموريت ايشان را پايان يافته تلقي كرده، در نتيجه مجبور به عزيمت از شوروي به كشور چين شد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : عنايت الله رضا پس از پايان تحصيلات مدتي در نيروي هوايي ارتش به سمت افسر خلبان و ديده بان خدمت نمود . با شكست جنبش آذربايجان در 21 آذر سال 1325 به شوروي پناهنده شد . او بعد از آن بر سر برخي اختلافات سياسي به چين رفت و به اتفاق چند تن ديگر بخش فارسي راديو پكن را تاسيس نمود. بعد از دو سال به دليل برخي تعبيرات در شوروي و بركناري سران حكومت آذربايجان به سبب دشواري تحصيل فرزندانشان در چين و آشنايي آنها به زبان روسي دعوت به بازگشت شوروي را پذيرفته و در اواخر 1959 به مسكو بازگشته و در بخش فارسي راديو مسكو تا سال 1967 به فعاليت خود ادامه مي دهد. پس از ورود به ايران ابتدا به سمت متصدي كتابهاي روسي در كتابخانه (پهلوي سابق، بخش كنگره جهاني ايرانشناسي) و بعد به عنوان معاون علمي و پژوهشي آن كتابخانه مشغول شدند. پس از انقلاب اسلامي ايران نيز مسئوليت كتابخانه به عهده ايشان واگذار شد اما به سبب بيماري و عزيمت شش ماهه به خارج از كشور به منظور معالجه ادامه كار ميسرنگرديد. وي از سال 1365 تا حال حاضر نيز در مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي به عنوان عضو هيات علمي مشغول به كار شدند. مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : عنايت الله رضادر پكن به اتفاق چند تن ديگر بخش فارسي راديو پكن را تاسيس نمودند. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : عنايت الله رضا بعد از انقلاب به سبب بيماري براي معالجه به خارج از كشور رفته و پس از بازگشت به تحقيق و ترجمه و تاليف همت گماشت. جوائز و نشانها : كتابهاي "شهرهاي ايران در روزگار پارتيان و ساسانيان"و " اعراب حدود مرزهاي روم شرقي و ايران در سده هاي چهارم – ششم ميلادي" ترجمه ،عنايت الله رضا به ترتيب ، در دورهاي هفتم و دوزادهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شدند. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 آذربايجان و اران ويژگي اثر : تاليف 2 اعراب حدود مرزهاي روم شرقي و ايران در سده هاي چهارم – ششم ميلادي ويژگي اثر : ترجمه،اين كتاب در دوره دوازدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي و برگزيده شده است.آشنايي با كتاب:اعراب حدود مرزهاي روم شرقي و ايران در سده هاي چهارم – ششم ميلادي: اعراب حدود مرزهاي روم شرقي و ايران در سده هاي چهارم – ششم ميلادي ؛ ن. و.پيگولوسكايا؛ ترجم? عنايت الله رضا؛ تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1372. در مورد تاريخ ايران در روزگار ساسانيان، تحقيقات متعددي صورت گرفته است كه كتاب مذكور از جمله آثار معتبر در اين زمينه است. مؤلف كتاب، خانم نينا ويكتور ناپيگولوسكايا، يكي از متخصصان برجست? روسيه، در رشت? تاريخ كشورهاي خاور نزديك و ميانه به ويژه ايران و بيزانس، در اوايل سده هاي ميانه و دوران پيش از اسلام بوده است. او طي سي سال پژوهش در زمين? تاريخ ايران، آثار متعددي از خود به يادگار گذاشته كه در محافل ايران شناسان جهان، مورد ستايش قرار گرفته است. كتاب حاضر ترجم? فارسي آخرين اثر مؤلف است كه در آن رابط? وسيع اعراب ساكن مرزهاي ايران بويژه دولت حيره را با استفاده از اكتشافات جديد به شرح آورده و مرزهاي مسلمانان و اعراب و امپراتوري روم شرقي در سده هاي نخستين قرون اسلامي را تشريح كرده است. مسائل مربوط به مرزها در روند تاريخ همواره اهميت زيادي داشته است زيرا حوادث و رويدادهاي تاريخي است كه تعيين مرزها را به دنبال دارد. علاوه بر آن، مهاجرت اقوام و قبايل مختلف، حوادث سياسي را صبغ? ديگري مي بخشد و در نهايت حدود سرزمينها را معين مي كند. تأليف حاضراين نكات را به خوبي روشن مي كند. جديد بودن مراجع و منابع و ارائ? اسناد به زبانهاي مختلف از امتيازات اين كتاب محسوب مي شود. نثر ترجم? بسيار روان وقابل فهم است. و مترجم كوشش فراواني براي ارائ? توضيحات علمي به كار برده است و علاوه بر يادداشتهاي مؤلف، موارد متعدد و قابل توجهي را بر متن اصلي افزوده است. او ضمناً به ترجم? عربي كتاب نيز توجه داشته است. 3 ايران و تركان در زمان ساسانيان ويژگي اثر : تاليف 4 تاريخچه سري جنايات استالين 5 ترجمه كتاب اسرار مرگ استالين ويژگي اثر : نوشته آوتور خانوف 6 ترجمه كتاب انقلاب مجارستان ويژگي اثر : نوشته تيبور مراي 7 ترجمه كتاب تمدن ايران ساساني 8 ترجمه كتاب زمامداران شوروي ويژگي اثر : نوشته الكساندر سولژنيستين 9 ترجمه كتاب شهرهاي ايران در روزگار پارتيان و ساسانيان ويژگي اثر : اين كتاب در دوره هفتم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي و برگزيده شده است.آشنايي با كتاب: «شهرهاي ايران در روزگار پارتيان و ساسانيان»: كتاب از برجسته‌ترين آثاري است كه تا كنون توسط ايرانشناسان شوروي، پيرامون وضع شهرهاي غرب ايران نوشته شده است. نگارنده، كه به زبانهاي پهلوي و سرياني نيز احاطه داشته، شيوة زندگي، آداب و سنّتهاي ساكنان غرب ايران و پيوند آن با آداب و سنن ديگر نواحي از جمله خراسان و «ورارود» (ماوراءالنهر)، چگونگي معاملات و مبادلات در ايران عهد ساساني و مقايسة اوضاع اقتصادي و اجتماعي عصر ملوك‌الطوايفي پارتيان در روزگار ساسانيان را مورد پژوهش قرار داده است. اين كتاب، اسناد و مدارك بسيار ارزنده‌اي را براي مطالعه و تحقيق در اختيار خوانندگان و پژوهشگران قرار مي‌دهد. البته بايد يادآور شد كه مؤلف كتاب به نتيجه‌گيريهايي پرداخته است كه با ويژگيهاي اقليمي، اجتماعي و اقتصادي سرزمين ما سازگار به نظر نمي‌رسد. ترجمه براساس متن روسي و با مقابله با متن فرانسوي به شكلي شايسته صورت گرفته است 10 ترجمه كتاب طبقه جديد ويژگي اثر : نوشته ميلوان جيلاس 11 ترجمه كتاب گفتگو با استالين ويژگي اثر : نوشته ميلوان جيلاس 12 ترجمه كتاب منابع كمونيسم روسي و مفهوم آن ويژگي اثر : نوشته نيكلاي برديايف 13 ترجمه كتاب نيكيتا خروشچف ، سال هاي حاكميت ويژگي اثر : نوشته روي مدودف و ژورس مدودف 14 جزوه كمونيسم اروپايي 15 خاطرات بوريس باژانف رييس دبيرخانه دفتر سياسي كميته مركزي حزب كمونيست اتحاد شوروي 16 خاطرات پرنس يوسف اف قاتل راسپوتين 17 كمونيسم و دموكراسي ويژگي اثر : تاليف 18 ماركسيسم و ماجراي بيگانگي انسان





فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • نویسندگی

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:41 PM
رضایی، رحمت الله

( ملیت:افغانستان قرن: 15 )

رحمت الله رضایی محل تولد : افغانستان شهرت تابعیت : افغانستان تاریخ تولد : 1348/1/2 زندگینامه علمی اینجانب در سال 1348 متولد شده و پس از تحصیلات ابتدائی در سال 1363 وارد حوزه علمیه اراک گردیدم. برخی دروس حوزوی مانند ادبیات، منطق، فقه و اصول را در همان جا فرا گرفتم. حدود یک سال را در مدرسه امیرالمومنین(ع) در تهران به تحصیل مباحثی در فقه و اصول گذراندم. در سال 1368 به قم آمدم، سطوح عالی حوزه را در مدت نسبتا کوتاهی خوانده به مباحث فلسفی علاقمند شدم، و در ضمن به فرا گرفتن مباحثی در ریاضیات و زبان انگلیسی نیز پرداختم. در سال 1374 وارد موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) شده و همزمان با درس خارج حوزه به تحصیل در آن موسسه ادامه دادم. در سال 1378 پس از امتحان وارد مقطع کارشناسی ارشد در رشته فلسفه شدم. در سال 1383 از پایان نامه خود با امتیاز عالی دفاع نمودم. از سال 1380 به بعد به نوشتن و ترجمه کتاب و مقالات اقدام نموده ام که تا کنون بسیاری از آنها به چاپ رسیده است. مدت دو سال است که با مرکز دائرة المعارف علوم عقلی در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) همکاری دارم و از جمله حدود 5000 اصطلاح معرفت شناسی را استخراج و ترجمه کرده ام. در عین حال، با موسسه شیعه شناسی و پژوهشگاه علوم و فرهنگ دینی نیز همکاری دارم و در جشنواره های شیخ طوسی و همایش های مرکز جهانی شرکت کرده ام و از آن جمله کسب مقام سو م در ششمین جشنواره شیخ طوسی است. در این مدت، بارها به افغانستان سفر کرده ام که از اهداف مهم آن تبلیغ بوده است. در حال حاضر با فارغ التحصیلی از مرکز جهانى، مشغول تحقیق در زمینه های فلسفی و کلامی هستم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:41 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/c7be467e-b793-4c4c-ab42-ae06c7f0fad8.jpg رضایی، مجید

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

مجید رضایی محل تولد : آبادان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1339/7/1 زندگینامه علمی اینجانب پس از اخذ دیپلم در سال 58 به دانشگاه رفتم. با شروع انقلاب فرهنگی با حضور در کردستان و فعالیت در جهاد سازندگی به مردم منطقه، کمک های متعددی انجام شد. در زمستان 59 به حوزه آمدم. دروس سطح را تا سال 66 به اتمام رساندم نزد اساتید مختلف از جمله حجج اسلام: آل غفور ومیبدی (لمعه و اصول فقه) طالقانی (مغنی) فتوحی (مختصر المعانی) میری (مبادی العربیه) اعتمادی و ضرابی (رسائل) ستوده (مکاسب) احمدی فقیه و مدرسی (کفایه) منظومه را از محضر آیت الله انصاری شیرازی با استماع نوار، منطق (نیازی) اشارات خدمت آیت الله حسن زاده، اسفار خدمت آیت الله جوادی آملی شرکت در درس و استماع نوار، تفسیر محضر آیت الله جوادی آملی، شرح تجرید استماع نوارهای آیت الله مکارم شیرازی، دروس خارج فقه محضر آیات عظام (منتظری، تبریزی، قدیری، موسوی اردبیلی، وحیدی خراسانی) و اصول محضر آیات عظام (صانعی، تبریزی، وحیدی خراسانی، موسوی اردبیلی، و قدیری) تمهید القواعد استماع نوارهای درسی آیت الله جوادی آملی در کنار تعلم، دروس حوزوی مختلف را در مدارس وبه طورخصوصی تدریس کردم، ادبیات (جامع المقدمات، سیوطی، مبادی العربیه، مغنی) اصول (معانی و اصول فقه و رسائل) فقه (لمعه، مکاسب) فلسفه (بدایه، نهایه، منظومه، شواهد الربوبیه) حدیث (نهج البلاغه و بحار) قرآن تفسیر برخی سوره ها. در دانشگاه مفید در اولین دوره اقتصاد نظری شرکت کردم و در سال 73 لیسانس و 77 فوق لیسانس اقتصاد را دریافت کردم. از سال 76 به عنوان هیات علمی گروه اقتصاد علاوه بر انجام مسوولیت های اجرایی مثل مسئول دفتر نظارت و ارزیابی، مسوول دفتر تحصیلات تکمیلی و معاون پژوهشی تا سال 84 به تدریس دروس مختلف اقتصاد پرداختم. فقه اقتصادی، مالیه عمومی در اسلام، مالیه عمومی، کلیات علم اقتصاد، اقتصاد در بخش عمومی، تجارت بین الملل، نظام های اقتصادی، تاریخ عقاید اقتصادی، بانکداری بدون ربا و ... در دانشگاه علوم پزشکی تهران، رازی کرمانشاه و مفید دروس عمومی مثل معارف اسلامی، تاریخ اسلام، ریشه های انقلاب اسلامی، اخلاق اسلامی را تدریس کردم (از سال 75 ـ 80) با همکاری دوستان در بخش فرهنگی جامعه مدرسین قم کتاب ربا تدوین شد و با همکاری آقای رهایی کتاب فقه القضاء آیت الله العظمی موسوی اردبیلی بازنویسی شد و تحت اشراف ایشان تجدید چاپ شد.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:42 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/a591409c-ec61-41b5-8cba-3076f4b5599a.jpg رضانیا، حمید

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

حمید رضانیا محل تولد : شیراز شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1344/1/1 زندگینامه علمی سال 1344شمسی در یک خانواده معمولی در شیراز متولد شدم. مادرم از نوادگان مجاهد نستوه آیت الله سید علی اکبر فال اسیری اعلی الله مقامه - از پیشگامان نهضت تنباکو در فارس و از همرزمان مرحوم میرزای شیرازی بزرگ رحمت الله علیه - بود، همچنین پدرم انسانی روشن بین و از نوادگان ملا واعظ شیرازی که او نیز از نیاکان زمان خود به شمار می رفت، بود، مرحوم پدرم در مسیر زندگی خود مبارزه با ظلم دستگاه طاغوت و تلاش در گسترش عدالت را سیره عملی خود قرار داده بود و در این راه سالیانی از زندگانی خود را در بند دژخیمان ستم شاهی سپری کرد و به همین سبب کانون خانواده ام همواره برخوردار از روشنگری و کاوش در مسیر کشف حقیقت بوده است.شروع دوران تحصیلات متوسطه ام مصادف بود با آغاز نهضت بزرگ اسلام مردم ایران، که در کنار دیگر دوستانم در اتحادیه انجمن های اسلامی مدارس شیراز که امروزه بسیاری از ایشان مدال پر افتخار شهادت را به گردن آویخته اند به فعالیت های فرهنگی و اعتقادی روی آوردم، دقیقا پس از اولین تجربه ام در جبهه های جنگ که مصادف با سوم خرداد 1361 و آزاد سازی خرمشهر بود که علاقه وافر و آرزوی بزرگم یعنی فراگیری علوم اسلامی تحقق عملی پیدا کرد و در حوزه شیراز و در مدرسه قوام به تحصیل مشغول شدم ولی چون با فوت پدرم مصادف شد پس از اتمام دوره دبیرستان با انصراف از قبولی در دانشگاه، به حوزه مشهد و مدرسه استاد آیت الله موسوی نژاد عزیمت کردم که در آنجا ضمن خوشه چینی از خرمن اساتید آن دیار در جوار ملکوتی آستان قدس رضوی علیه السلام بهره مند شدم که از این میان اساتید بزرگواری چون آیت الله مروارید، آیت الله میرزا جواد تهرانى، آیت الله فلسفی ، عارف بزرگ استاد مولوی افغانی و نیز برخی از شاگردان مرحوم رجبعلی خیاط را می توان یاد کرد.همچنین سطوح عالیه و دروس خارج را در قم در محضر آیات عظام و اساتید بزرگواری چون وحید خراسانى، تبریزی ، فاضل لنکرانى، نوری همدانى، مکارم شیرازى، سبحانى، خاتم یزدى، جوادی آملى، لاریجانى، پایانى، اعتمادی و وجدانی فرا گرفتم. در بخش دانشگاهى؛ در رشته علوم تربیتی مدیریت آموزش تا مقطع کارشناسى، کارشناسی ارشد پیوسته رشته الهیات و معارف اسلامی از موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی با اشراف استاد فرزانه آیت الله مصباح یزدى، کارشناسی ارشد ناپیوسته فلسفه و کلام را از دانشگاه باقر العلوم (ع) و تحصیل در مقطع دکترا رشته فلسفه که ادامه دارد. الان در خارج مشغول به تحصیل در مقطع دکتری هستم و در چند سمینار نیز شرکت داشته ام .


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:43 PM
رضانیا، ذبیح الله

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

ذبیح الله رضانیا محل تولد : آباده شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1332/1/1 زندگینامه علمی اینجانب ذبیح الله رضانیا درتاریخ 1332متولد شده و پس ازگذراندن تحصیلات کلاسیک وارد حوزه علمیه قم شدم. پس از اتمام مقدمات وارد دروس خارج شده و از محضر اساتید وحضرات آیات عظام آیت الله مکارم شیرازی ،سبحانى، ربانی گلپایگانى،مومن ....کسب فیض نمودم. همچنین در رشته تخصصی کلام درحال نوشتن پایان نامه می باشم. علاوه بر تحصیل به تألیف نیز پرداخته ام که درقسمت آثار آمده است.


فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:46 PM
رضوان، محمود

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

اولاً نامش ملاعباس بوده كه به محمود تغییر داده است اسلافش از اهالى قریه كهك چهار فرسخى قم بوده و این حكیم دانشمند پس از تكمیل مقدمات علوم ادبیه در قم مهاجرت به تهران نموده و نزد دو حكیم بزرگوار مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه و آقا میرزا محمدرضاى قمشه‏اى مشغول تحصیل علم حكمت گردید تا از اجله حكماء محسوب گشت و سالها در تهران در مدرسه صدر و غیره تحصیل و تدریس علم حكمت مى‏نمود. قصاید اشعار غرائى در مدح ائمه معصومین علیهم‏السلام سروده و در حدود سال 1330 تقریباً در تهران وفات نمود.

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد اول)

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:46 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/d162a1b2-1576-4071-9e1b-d69647813e6d.jpg رضوانی راد، حسین

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

حسین رضوانی راد محل تولد : قم شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1333/4/1 زندگینامه علمی به فضل الهی سال 1349 شمسی در خرداد ماه وارد حوزه علمیه شدم رسماً و دروس مقدماتی ادبیات و منطق و سطوح اولیه را گذراندم و سطوح متوسط و عالیه را گذراندم و در سال 1355 وارد درس خارج شدم، در همان سال امتحانات سطوح عالیه را گذراندم در امتحان شفاهی کفایه الاصول که در مدرسه حجتیه انجام شد جناب استاد محسن دوزدوزانى نمره 20 را دادند و چند بار تشویق کردند با جمله احسنت و در همان جلسه امتحان مکاسب مرحوم شیخ انصاری را در خدمت مرحوم استاد و آیت الله حاج شیخ احمد پایانی انجام شد ایشان شماره و نمره 19 را دادند که بنده به ایشان عرض کردم از من اشکالی گرفتید چرا یک نمره کم کردید ایشان با شوخی و مزاح از کنار مساله گذشتند. در همین سال در درس مرحوم استاد آیت الله مرتضی حائری تا هفت سال درس خارج فقه شرکت نمودم تحت صلاة مسافر و خمس و خیارات مکاسب را و در مباحث اصولی ایشان از عام و خاص تا برابری شرکت کردم و 14 سال درس اصول آیت الله وحید خراسانى، هفت سال فقه درس آیت الله حاج میرزاجواد آقا تبریزی 5 سال فقه درس آیت الله سید کاظم حائری اصول مدت دو سال تقریباً شرکت نمودم. البته برخی از کتب سطوح عالیه را مکرر خواندم. مثل کفایه الاصول ج 2 را نزد 2 استاد خواندم آیت الله سیدعلی محقق داماد و آیت الله جعفر سبحانی مکاسب را نیز دو دور خواندم. اسفار الاربعه صدر المتالهین را تقریباً شش‌ماه خواندم آیت الله جوادی آملی و حاج شیخ حسین انصاری شرح فصوص قیصرى و تمهید القواعد ابن ترکه را نزد آیت الله جوادی آملی خواندم برهان شفا در منطق را نزد آیت الله جوادی آملی الهیات را نزد آیت الله حسن‌زاده آملی خواندم و در همان سالهای اولیه مشغول تدریس بودم از سال 1351 شمسی تاکنون تا عالی‌ترین سطوح را تدریس کرده‌ام. خداوند متعال از همه قبول کند درس تفسیر را نزد آیت الله خزعلی آیت الله جوادی آملی تلمذ کردم. البته در این خلل کارهای علمی از قبیل یادداشت برداری در موضوعات مختلف از قبیل تراجم شرح حال علی و امامت ـ معاد ـ حج و امثال ذلک داشته‌ایم و کتابهایی را از شهید مطهری آیت الله جوادی آملی ـ امام خمینی ـ شهید بهشتی ـ آیت الله مکارم شیرازی تنظیم نموده و پاورقی زدیم و چاپ شده است. از باب نمونه چهار کتاب از کتابهای شهید مطهری ـ انسان کامل ـ عنصر امر به معروف ـ فلسفه اخلاق ـ و یکی دیگر از کتابهای ایشان را شخصاً تنظیم کردیم و جامعه مدرسین در سال‌های 1361 ـ 1362 چاپ کردند. از آیت الله جوادی آملی اسرار عبارات ـ حماسه و عرفان ـ عرفان حج و دیگر کتابها را تنظیم کردیم و چاپ شد و نیز از دیگران خداوند از همه قبول فرماید.


فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:47 PM
رضوانی، محمد

( ملیت:افغانستان قرن: 15 )

محمد رضوانی محل تولد : مزار شریف شهرت تابعیت : افغانستان تاریخ تولد : 1349/1/1 زندگینامه علمی بنده متولد6/2/1349 در مزار شریف در خانواده دوستدار اهل بیت به دنیا آمدم، ولی دوران هایی از گذشت زندگانی ام از اینجا شروع می شود. از 1361 بعد از شهید شدن دو برادرم وارد جبهه جهاد شدم که در سال 1364 در دوران حکومت کمونیست ها در افغانستان با نوار نهضت های اسلامی آقای مطهری و عکس امام خمینی(ره) دستگیر شدم که سال 67 ، یعنی پس از آشتی ملی از طرف دکتر نجیب و حکومت کمونیستی وقت عفو خورده آزاد شدم. تا سال 1369 در مدرسه مسیر شهدای چهارکنت مزار ولایت بلخ گاهی که از سنگر فرصتی پیش می آمد جامع المقدمات، قرآن و نهج البلاغه درس گرفته می خواندم. ولی شوق و علاقه ام به قرآن با خوابی که دیدم شروع شد و در مکتب خانه ای، یعنی مدرسه محلی که از طرف دولت اداره می شد در سال های بعد از 57 تا 60- 59 قرآن ، حافظ و پنج سبح را خواندم ولی قرآن را پنهانی می خواندم، چون معلمی که داشتیم می گفت رافضی ها یعنی شیعیان نجس است و قرآن در سینه آن ها جا نمی گیرد.سال 70-69 عازم ایران شدم که در مشهد درس را نزد آیات عظام و اساتید عصر حضرت آیت الله حجت هاشمی خراسانی ادبیات مانند جامع المقدمات نحو، هدایه، صمدیه، سیوطی، مغنی باب اول، رابع، با آشنایی و انس که با استاد پیدا نموده بودم و ایشان لطف در حق بنده داشت روزهای پنج شنبه برایم درس های غیر معروف و معمول می گفت مانند عروض، گاهی انشقاق و لغت می گفت،هم تا بخشی از مطول و مختصر را با حاشیه ملاعبدالله نزد ایشان خواندم هم در مشهد تفسیر قرآن کریم آیت الله ساجدی، درس اخلاق آقای معلمی شرکت می نمودم. مدت 3 سال ادبیات را تمام نمودم و البته هیچ مانعی بر سر راه عشق و علاقه ام به درس نبود. حتی شبها در زمستان برفی سالهای 70- 69 مشهد از فلکه طبرسی پیاده که کفش درست و لباس درستی نداشتم ساعت 1 و2 شب بلوار طبرسی مدرسه امام مهدی(ع) می رفتم وقتی که در آنجا درس را می گرفتم از استاد مباحثه می کردم، به اتاق فلکه طبرسی بر می گشتم حرم امام رضا(ع) مقدمه اذان صبح را شروع می کرد. اتاق رفته لباس هایم را خشک می کردم به حرم می رفتم ، کمک برای تحصیل فقط کارهایی که روزهای جمعه و پنج شنبه سر فلکه می رفتم بود و بس کسی دیگر نبود که کمک نماید. در این ایام منطق کبری و باب حادی عشر آداب المتعلمین را نزد استاد سجادی می خواندم آن شب ها بعد از72-71 به درس های اصول فقه و لمعه حضرات واعظی و سید صالحی معروف شرکت کردم تا اینکه 1373 بعد از جریان به قم آمدم در امتحانات ورودی وارد حوزه قم شدم. اما در قم:اساتید حوزه درسی ام:اصول، علم اصول نزد آقایان براتی و فاطمی خواندم، لمعه را دوباره نزد استاد ذوالقدری (ره) خواندم ، کفایه و فرائد الاصول و مکاسب نزد آقایان جواد فاضل - آیت الله وحیدی- موسوی تهرانی، میرعبادی، حسینی خراسانی، اکبری خواندم. روان شناسی اسلام متن علم النفس شفاء بوعلی و طب سنتی متن قانون بوعلی را از74 تا 78 نزد استاد حضرت آیت الله آل اسحاق تمام نمودم. علوم غریبه، ذکر و اذکار نزد آیت الله سید مهدی لنکرودی و منطق و فلسفه مانند بدایه، نهایه الحکمه، شرح منظومه حاجی، تمهید القواعد ابن ترکه و اسفار را نزد هادی عباسی مشغول بوده و هستم، منطق اشارات و شرح تجرید را نزد استاد نوروزی. البته این دوران و مشغولیت درسی که داشتم برخلاف برنامه های تدوین مرکز و مدرسه که مشغول بودم، بوده. در ضمن در این زمان تا سال 79- 78 شب مطالعه مشغول بودم مانند: روان شناسی کودک، بالینی، عمومی، تحصیلی و روان شناسی اجتماعی و کتب هر فرصتی پیش می آمد مطالعه می نمودم خصوصا ادبیات مانند داستان و قصه و شعر چون خودم هم شعر میگفتم و قصه می نوشتم. ازسال 79 - 77 دو حادثه افکار زندگی ام را از برنامه های تله پاتی و هیپنوتیزم و افکار اختیاری بر هم زد که شهادت 3 برادرم به دست طالبان که ناگهانی از فضای شعر و قصه بیرون آمدم به طرف معقولات فلسفه و عرفان تمایل و کار شد مطالعه آثار فلسفی و عرفانی وآثار پیرامون بوعلی سینا، تمام فلاسفه و بزرگان که نتیجه این کار دو چیز شد: 1- آشنایی با علوم مانند : اعداد و حروف نقطه و بعد از اذکار و تهذیب زیر نظر اساتید. 2- تدوین مجموعه برای واژه های فلسفه اسلامی در حدود 500 واژه جمع آوری شد و مباحثه تفسیر مجمع البیان تا جلد 11 و حفظ قرآن کریم تا جزء 9 که بعد از مدتی به خاطر عدم ممارست فراموشم شد. از سال 1379 خصوصا زندگی ام دیگر رنگ عشق و علاقه نداشت هم به خاطر برنامه های درسی بود، هم فشار ناگهانی کوچ برادران و منزل ما را طالبان ویران کرد. نکته قابل ذکر در حقیقت همه چیز را به باد داد در دوران طلبگی یعنی قبل از ازدواج هر چه پول به دستم می آمد کتاب می خریدم و به افغانستان می فرستادم که یادم هست لغت نامه دهخدا را 1800 تومان سال 1370 قسطی از کتابفروشی جعفری مشهد مقدس خریده بودم و تفسیر المیزان 700 ، لذا در حدود 700 کم و زیاد که کتاب از ایران فرستاده بودم و یک حدود در خانه کتاب داشتم، میشود 4000 کتاب ویا بیشتر ازآن را تشکیل می داد که طالبان همه در میدان و صحنه حیاط خانه آتش زدند. 48 ساعت می گفتند که می سوخت روی لحاظ به خرمن عشق آتش نابودی زدند بعد از آن بود که رو به ورزش آوردم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • قرآن • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 02:47 PM
رضوی قمی، ابراهیم

( ملیت: ایرانی قرن: 12 )

(ز 1168 ق)، شاعر، عالم، حكیم، مفسر، محدث و فقیه اصولى. اصل وى از قم است، ولى در همدان متولد شد. در همان جا نشو و نما یافت. او برادر صدرالدین رضوى قمى، شارح «الوافیه»، است ك از وى روایت كرده است. سید ابراهیم بعد از وفات برادرش به كرمانشاه رفت. وى یكى از مشایخ دوازده‏گانه سید شبر حویزى است. حاج محمدجعفر مجذوب (مجذوب علیشاه) نیز از شاگردان وى به حساب مى‏آید. سال درگذشت و محل دفنش نامعلوم است. او خطى نیكو داشت. از آثار وى: «شرح مفاتیح الشرایع»؛ «شرح الوافى» فیض كاشانى.[1] سید صدرالدین بن سید محمدباقر الرضوى القمى مجاور نجف اشرف از علماء اواخر دولت صفویه به بعد و از بزرگان محققین این طایفه علیه مى‏باشد صاحب روضات در كتابش گوید: در مرحله فضیلت و تدقیق وجودت تصرف و تحقیق فردیست بلاثانى و تلمذش در بدو امر نزد آقا جمال‏الدین خونسارى و شیخ جعفر قاضى و مدقق شیروانى و سایر علماء اصفهان بود و پس از فراغ از تحصیل بوطن مألوف معاودت نموده و در آن ارض شریف مشغول تدریس و ارشاد عباد گردیده. تا زمانى كه در آن جایگاه فتنه افاغنه رخ نمود بناچار به موطن برادر خود سید ابراهیم رضوى به همدان هجرت فرمود و از آنجا به نجف اشرف على مشرفها آلاف التحیة والثناء رفت و در آن ارض مقدس نیز نزد شریف ابوالحسن عاملى و شیخ احمد جزایرى مشغول تحصیل شد تا فارغ‏التحصیل گردید سپس در آنجا مشغول تدریس شد. و از شاگردان اوست سید عبداللَّه بن سید نورالدین بن سید نعمت‏اللَّه جزایرى صاحب اجازه كبیره و از جمله چیزى كه سید مذكور در آن اجازه در حق استادش گفته اینست كه او اعلم علمائى است كه من آنها را در عراق عرب دیده‏ام و اجمع آنها در معقول و منقول نزد اهل عراق و عظیم‏القدر بوده و زوار از هر ناحیه به ملاقات او مى‏آمدند و به زیارتش تبرك مى‏جستند و از وى استفاده مى‏نمودند و از جمله تلامذه اوست وحید بهبهانى آقا باقر معروف رحمةاللَّه علیه داراى تألیفاتى مى‏باشد كه از آنهاست «كتاب طهارت» و كتاب «شرح وافیه ملا عبداللَّه تونى» در سال 1160 وفات نموده است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] اعیان الشیعه (204/2)، بزرگان و سخن‏سرایان همدان (86/2)، الذریعه (165 ،74 /14 ،144 -143 /11 ،229/6)، ریاض العارفین (302)، ریحانه (431/3)، الكنى و الالقاب (415/2)، طرائق الحقائق (258/3)، معجم المؤلفین (87/1)، مكارم الآثار (642/3).

فعالیتها: • اصول فقه • حدیث • شعر • عالمان و دانشمندان • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:08 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/5d94d099-ea6e-4992-88bf-cb8cc433e130.jpg رضوی، مرتضی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

زندگی نامه آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی . آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی فرزند ارشد شیخ محمد حسین رضوی در 26 دی‌ماه سال 1326 شمسی در خانواده‌ای فرهنگی، مذهبی و روحانی چشم به جهان گشود. فشرده‌ای از آثار و زندگی پدرو اجداد ایشان و انگیزه انتقال شیخ محمد علی کاظمینی خوئی از عراق به آذربایجان در سایت بینش نو در لینک «دربارة ما» بیان گردیده‌ است. استاد مرتضی رضوی در اواخر سال 1340 پس ازتحصیل دوره ابتدایی و علوم مقدماتی به شهر مقدس قم عزیمت نمودند و در محضر اساتید بزرگ به تحصیل علوم و معارف اسلامی پرداختند: دروس فلسفه و منطق را نزد بزرگانی چون انصاری شیرازی، شهید دکتر مفتح و استاد شهید مرتضی مطهری گذراندند. فقه و مکاسب رادر محضر آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله جعفر سبحانی و درس «خارج» را مدتی نزد آیت الله داماد، و آنگاه از کلاس درس خارج مرحوم آیت الله گلپایگانی، آیت الله شر یعتمداری و آیت الله ملکوتی بهره‌مند شدند. استاد که در یک خانواده و خاندان بزرگ فرهنگی رشد یافته‌اند، از همان اوان کودکی با محافل نقد و بحث علمی، مذهبی مأنوس و آشنا بوده‌اند، همچنانکه خود بیان می‌دارند در کلام و اعتقادات و اسلام شناسی شاگرد پدر بزرگوارشان شیخ محمد حسین رضوی، و مرهون راهنماییهای مستمر ایشان بوده‌اند. استاد مرتضی رضوی پس از بازگشت از قم تا پیروزی انقلاب اسلامی ضمن فعالیتهای سیاسی، به تبلیغ معارف اسلامی و تدریس و تفسیر قرآن و نهج البلاغه در آذربایجان می‌پردازند و با قلم صریح و رسای خود به نشر و گسترش مبانی علمی، اعتقادی دین اسلام در میان جوانان و اقشار تحصیل کرده مبادرت می‌ورزند. در سن 19 سالگی کتاب «خلقت آدم و بحثی در تکامل» را با مقدمه شهید دکتر مفتح تحریر و به چاپ می‌رسانند. استاد مرتضی رضوی در اوایل سنین جوانی با امام خمینی (ره) و اهداف عدالت‌گستر ایشان آشنا شده و در ماجرای فیضیه و سخنرانی پرشور و تاریخی حضرت امام در سال 1342 حضور داشتند و تا سال 1356و خیزش نهضت اسلامی 18 بار توسط رژیم ستمشاهی دستگیر و در زندان انفرادی توأم با شکنجه حبس گردیدند. ایشان در اسفند ماه سال 1356 مجدداً دستگیر و به عنوان اولین تبعیدی آذربایجان به شهر لار تبعید شدند. استاد مرضی رضوی پس از چند سال تبلیغ و تدریس و تفسیر قرآن در آذربایجان و انجام فعالیتهای گسترده و مؤثر در تبریز در سال 1363 از سوی مردم فهیم تبریز در دوره دوم مجلس شورای اسلامی به نمایندگی مجلس برگزیده شدند. استاد مرتضی رضوی در سال 1366 در دوره سوم نمایندگی مجلس شواری اسلامی از تهران کاندیدا شدند. حضور چشم‌گیر ایشان در مرحلة دوم انتخابات مجلس سوم تهران، باعث چالش و رخدادی بزرگ در عرصه فعالیتهای ---------- گردید. سرانجام استاد مرتضی رضوی بنابر فرمایش تاریخی، مصلحانه حضرت امام (ره) به وزیر کشور وقت ، مبنی براینکه «سلام من را به آقای رضوی برسانید و از قول من به ایشان بگویید: این حق شماست که همچنان در مرحلة دوم کاندیدا باشید، ولی برای رفع تشنج و حفظ آرامش از حق خود صرف نظر کنید»، فی‌المجلس ضمن یادداشتی به وزیر کشور وقت از نمایندگانی تهران انصراف داد.


فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • جامعه شناسی • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:08 PM
رفیعا گیلانی، رفیع‏الدین محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(وف 1106 ق)، عالم و حكیم. معروف به ملا رفیعا، رفیعا، میرزا رفیعا و رفیع‏الدین. مقیم مشهد بود و طى چهل سال اقامت در آن خطه، احترام همه‏ى مسلمانان منطقه را به خود جلب كرد. وى شاگرد میرزا رفیعا نائینى و علامه مجلسى است و از او روایت كرده است. قزوینى در «تتمیم امل الآمل» او را بسیار ستوده است. همسرش دختر امیر ابى‏المعالى كبیر و مادر همسرش دختر مولا صالح مازندرانى و نوه‏ى مجلسى اول بود. فرزندش محمد، چون ساكن بیدآباد اصفهان بود به بیدآبادى معروف است. از آثار وى: شرح «نهج‏البلاغه»؛ «حاشیه تفسیر بیضاوى»؛ «حاشیه‏ى شافى» سید مرتضى؛ حاشیه‏ى «اصول كافى»، تحت نام «شواهد الاسلام»؛ حاشیه «شرح لمعه»؛ «حاشیه مدارك»؛ منظومه «نان و پنیر»، به سبك «نان و حلواى» شیخ بهایى.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الذریعه (30/24)، ریاض العلماء (107 -106 /7)، ریحانه (381/5)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 226/11)، فوائد الرضویه (537 -535)، نامها و نامدارهاى گیلان (232)، هدیه الاحباب (142).

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:09 PM
رضوی قمی، صدرالدین محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 12 )

(وف ح 1160 ق)، عالم، محدث، فقیه اصولى و مرجع تقلید. اصل وى از قم است و نسبش به امام محمدتقى (ع) مى‏رسد. در اصفهان نزد آقا جمال خوانسارى و شیخ جعفر قاضى و محقق شیروانى تلمذ كرد. سپس به قم رفت و به تدریس و ارشاد مشغول شد. در فتنه‏ى افغان به موطن برادرش، همدان و از آنجا به نجف رفت و مراتب علمى خود را به كمال رساند و از ملا شریف ابوالحسن عاملى و شیخ احمد جزائرى بهره گرفت استاد اكبر، محقق بهبهانى، شاگرد اوست و در نوشته‏هایش از رضوى قمى به سید سند استاد تعبیر مى‏كند. سید عبداللَّه جزائرى نیز از وى روایت كرده است. از آثار وى: شرح «الوافیه» ملا عبداللَّه تونى، در اصول فقه، در پانزده هزار سطر؛ «كتاب الطهاره»؛ حاشیه بر «المختلف» علامه حلى؛ «المعراج»؛ رساله‏اى در «حدیث ثقلین».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (406/9 ،386/7)، الذریعه (226/21 ،185/15 ،166/14 ،121/13 ،194/6 ،325/4)، روضات الجنات (122 -119 /4)، ریحانه (430/3)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 384 -382 /12)، فوائد الرضویه (213)، الكنى و الالقاب (415 -414 /2)، لغت نامه (ذیل/ صدرالدین)، معجم المؤلفین (197 -196 /11 ،87/9 ،18/5)، مكارم الآثار (642/3)، هدیه الاحباب (187).

فعالیتها: • اصول فقه • حدیث • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:09 PM
رفیعا نایینی، رفیع‏الدین

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(تو ح 1000- وف 1082 -1080 ق)، حكیم، متكلم و فقیه امامى. وى اصلا نائینى بود ولى در اصفهان اقامت داشت. او از شاگردان میرفندرسكى، میرداماد و شیخ‏بهایى بود و از ملا عبداللَّه شوشترى و شیخ‏بهایى روایت كرده است. علامه محمدباقر مجلسى و شیخ حر عاملى از شاگردان وى مى‏باشند. به او رفیعا، آقا رفعیا، میرزا و رفیع‏الدین نیز گفته‏اند. میرزاى جلوه از نوادگان او است. وى در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد دفن شد. بر مزار وى گنبدى ساخته‏اند كه اكنون جزء آثار باستانى اصفهان به شمار مى‏آید. در «الفیض القدسى» تاریخ وفات او 1099 ق ذكر شده كه صحیح نمى‏باشد، زیرا شاگرد ملا خلیل قزوینى كه در 1089 ق از دنیا رفته در كتاب «منهاج الیقین» خود سال مرگ او را ذكر كرد است. از آثار وى: «اقسام التشكیك و حقیقه»؛ «الثمره»، در تلخیص «الشجره»؛ «شجره الهیه»، به فارسى، در اصول دین كه براى شاه صفى در 1047 ق نوشته شده است؛ «حاشیه اصولى كافى»؛ حاشیه «شرح ارشاد» مقدس اردبیلى؛ حاشیه «شرح اشارات» خواجه نصیر؛ حاشیه «شرح حكمه العین» میرك بخارى؛ حاشیه «مختصر الاصول» عضدى؛ حاشیه «صحیفه سجادیه»؛ حاشیه «مختلف الشیعه» علامه حلى؛ «حاشیه‏ى مدارك الاحكام».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تذكره القبور (344 -343)، الذریعه (29 -28 /13 ،195/6 ،13/5)، روضات الجنات (82 -81 /7)، ریاض العلماء (106/7)، ریحانه (128/6)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 226/11)، فوائد الرضویه (532 -531)، الكنى و الالقاب (279/2)، مؤلفین كتب چاپى (447 -446 /5)، هدیه الاحباب (143 -142)، هدیه العارفین (293/2).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:10 PM
رفیعی قزوینی، ابوالحسن

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

حاج سید ابوالحسن رفیعى قزوینى مد ظله از مراجع عصر حاضر و اعاظم مجتهدین معاصر است در تهران. وى در حدود سال 1312 ق در قزوین متولد و مقدمات و سطوح اولیه و متوسط را تا اوائل فرائد در آنجا خوانده و پس از آن به تهران آمده و از مرحوم آیت‏اللَّه آقا سید محمد تنكابنى و آیت‏اللَّه حاج شیخ مسیح طالقانى و آیت‏اللَّه آقا شیخ محمد رضا نورى استفاده نموده و حكمت و كلام را نزد حكیم ربانى مرحوم میرزا حسن كرمانشاهى و مرحوم حاج فاضل و مرحوم میرزا محمود قمى قدس اللَّه اسرارهم تحصیل نموده و فنون ریاضى را از مرحوم میرزا ابراهیم ریاضى زنجانى و آقا شیخ على رشتى (از هیئت و هندسه و اسطرلاب و بعضى دیگر از ریاضیات را) فراگرفته تا سال 1338 ق كه به قزوین مراجعت و بعد از یكسال معاودت به تهران نموده و فقط به تدریس شرح لمعه و قوانین و شرح منظومه و اشارات در مدرسه عبداللَّه‏خان پرداخته و طلاب آن عصر تهران را كه از مدارس دیگر بمحضرش مى‏شتافتند افاده نموده تا سال 1340 ق كه مرحوم رئیس‏الشیعه آیت‏اللَّه العظمى علامه استاد حاج شیخ عبدالكریم حایرى به قم رحل اقامت افكندند، به قم مهاجرت و منحصرا از درس و بحث فقه و اصول معظم له استفاده و خود بتدریس كفایه و رسائل و مكاسب شیخ و اسفار اربعه و شرح منظومه اشتغال تا در ماه رمضان 1344 ق به امر مرحوم آیت‏اللَّه حایرى در مسجد بالا سر به منبر تدریس بالا رفته و قریب دویست و پنجاه نفر از فضلاء و طلاب را كه حاضر مى‏شدند مستفید فرموده و در همان اوان حواشى مفصلى بر شرح منظومه سبزوارى كه معروفست نوشته و هم تعلیقات بر رسائل شیخ مرقوم نمودند تا سال 1349 ق با اجازه صریح در اجتهاد و حرمت تقلید مراجعت به قزوین نموده و تا سال 1380 قمرى در آنجا بتدریس خارج كفایه و اسفار و فقه و اقامه نماز جماعت و تفسیر كلام‏اللَّه مجید اشتغال داشته آنگاه به تهران آمده و تاكنون در مسجد جمعه به تدریس خارج فقه و اصول و خدمات دینى و روحى اشتغال دارد. از تألیفات معظم له است: 1- رساله در رجعت بقواعد عقلیه 2- شرح بر دعاء سحر. 3- حاشیه بر وسیله مرحوم آیت‏اللَّه اصفهانى. 4- رساله عملیه 5- حواشى متفرقه. سید ابوالحسن رفیعى قزوینى از اكابر فقهاء و مجتهدین و اعاظم حكماء متألهین و مراجع تقلید معاصر بوده‏اند وى حدود دوازده سال بود كه از قزوین زادگاه خویش به تهران منتقل و در مسجد جمعه اقامه جماعت و هم تدریس مى‏نمودند تا درروز اول محرم 1395 قمرى بعد از كسالت ممتدى از دنیا رفته و جنازه‏اش حمل به قم و در مسجد بالا سر نزدیك قبر مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حاج شیخ عبدالكریم حایرى یزدى مدفون گردیدند. نگارنده. گوید آیت‏اللَّه رفیعى كه بعضى از مراجع معاصر از تلامذه و شاگردان ممتاز او مى‏باشند از اسطوانه‏هاى علمى و اساتید بزرگ و فلاسفه سترك معاصر بودند و شایسته بود كه در حوزه‏هاى علمیه بزرگ به تدریس و رهبرى و اداره آن پرداخته و فضلاء بیشترى تربیت نمایند ولى گویا تقدیر آن مرحوم غیر از این بود و المقدر كائن.

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)

فعالیتها: • تبلیغ • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:11 PM
رفیعی، قزوینی، ابوالحسن

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(ح 1395 -1310 ق)، حكیم، فیلسوف، فقیه و مدرس. در قزوین به دنیا آمد. مقدمات و سطوح اولیه و متوسط را تا اوایل فرائد در قزوین خواند و پس از آن به تهران آمد و از محضر آیت‏الله آقا سید محمد تنكابنى و آیت‏الله حاج شیخ مسیح طالقانى و آیت‏الله آقا شیخ محمدرضا نورى استفاده نمود. حكمت و كلام را نزد میرزا حسن كرمانشاهى و میرزاهاشم اشكورى و حاج فاضل رازى و میرزا محمود قمى، و فنون ریاضى را از میرزا ابراهیم ریاضى زنجانى و آقا شیخ على رشتى فراگرفت. در 1338 ق به قزوین رفت و پس از یكسال به تهران آمد و به تدریس «شرح لمعه» و «قوانین» و «شرح منظومه» و «اشارات» در مدرسه‏ى عبدالله‏خان پرداخت. در 1340 ق كه آیت‏الله حایرى یزدى به قم رفت، وى نیز به قم مهاجرت كرد و از درس و بحث و فقه و اصول ایشان استفاده نمود و خود به تدریس «كفایه»و «رسائل» و «مكاسب» شیخ انصارى و «اسفار اربعه» و «شرح منظومه»، پرداخت. در 1349 ق به دریافت اجازه نایل شد. سپس به قزوین رفت و به تدریس خارج «كفایه» و «اسفار» و فقه، و نیز اقامه جماعت و تفسیر قرآن پرداخت. در 1380 ق به تهران آمد و در مسجد جامع به تدریس خارج فقه و اصول و خدمات دینى مشغول شد. امام خمینى قسمتى از «اسفار» و «شرح منظومه» را در نزد وى خواندند. وى در تهران درگذشت و جنازه‏اش به قم منتقل و در مسجد بالاسر در جوار قبر آیت‏الله شیخ عبدالكریم حایرى یزدى دفن شد. از آثار وى: تعلیقه بر «شرح منظومه سبزوارى»؛ رساله در «مراتب وجود»؛ رساله در «مبدأ و معاد»؛ رساله در «رجعت به قواعد عقلیه»؛ «شرح دعاء سحر»؛ حاشیه بر «وسیله» آیت‏الله اصفهانى؛ «رساله عملیه».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: آینه‏ى دانشوران (184 -182)، خدمات متقابل اسلام و ایران (620 -619)، گنجینه‏ى دانشمندان (156 / 6 ،467 -466 / 4)، نشر دانش (س 3، ش 1، ص 18 -17).

فعالیتها: • تدریس • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:11 PM
رمضانی، حسن

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

حسن رمضانی محل تولد : قدمگاه(نیشابور) شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1336/1/1 زندگینامه علمی اینجانب حسن رمضانی سال 1336 در روستای قدمگاه نیشابور به دنیا آمدم . پس از گذراندن دوران کودکی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان صابری که ملّی بود شروع کردم . سال های چهارم و پنجم ابتدایی را در دبستان نوید و سال ششم را در دبستان منوچهری با موفّقیّت پشت سر گذاردم . آنگاه وارد دبیرستان شدم و تحصیلات خود را در دبیرستان طوسی پی گرفتم و تا سال سوّم درهمان دبیرستان بودم . به خاطر علاقه و دلبستگی به حوزه ، پس از مدّتی به مدرسه آیت الله العظمی میلانی (قدس سره) رفته و ثبت نام کردم . تحصیلات حوزوی بنده پس از اندکی توقف ـ که خیلی دوران سختی بود ـ در مدرسه آقای مصباح ادامه پیدا کرد . ما در این مدرسه کتاب های جامع المقدّمات ، سیوطی و مغنی را طی سه سال در محضر اساتید مربوطه خواندیم . این مدرسه به خاطر مسائلی منحل شد. لذا ما به مدرسه بعثت تحت اشراف آیت الله میرزا حسنعلی مروارید (قدس سره) مراجعه کردیم و در آن مدرسه کتاب های معالم ، لمعه ، رسائل ، مکاسب و اصول فقه را در محضر اساتیدی همچون عبد الجواد غرویان ـ امام جمعه فعلی نیشابور ـ مرتضی مروارید و ... دامت براکاتهم تلمّذ نمودیم . این زمان مصادف بود با اوج گرفتن مسائل انقلاب ؛ من هم مثل بقیه در فعّالیّت های انقلابی شرکت می کردم . پس از انقلاب و استقرار نظام مقدّس جمهوری اسلامی ما هم در کنار درس و بحث مناسب با زمان و نیازهای موجود فعّالیّت های انقلابی را که شامل سخنرانی ، اجرای کلاس های فرهنگی در مساجد و شرکت در اردوهای آموزشی و به عهده گرفتن امام جماعت فرودگاه مشهد و عضویت غیر رسمی در انجمن اسلامی فرودگاه و غیره بود شدت بخشیدیم و بعدها نیز مسولیت هیئت بدوی باز سازی نیروهای انسانی در اداره کل راه و ترابری استان خراسان را تقبل کردم که مدت اشتغال ما در این سمت 2 ماه بیشتر طول نکشید چرا که علاقه به تحصیل در حوزه علمیّه قم در دلم افتاده بود و قصد کرده بودم برای ادامه تحصیل به قم هجرت کنم . لذا پس از سر و سامان دادن به کارها استعفای خود را نوشتم و در سال 1361 به قم مهاجرت کردم . پس از ورود به قم ابتدا نزد اساتیدی چون آقا سیّد علی محقق داماد و آیت الله علوی گرگانی (دامت براکاتهما) تتمه درس سطح را که شامل بخشی از مکاسب و کفایه بود خواندم. آنگاه خود را برای شرکت در درس خارج آماده کردم. اساتید خارج عبارتند از : آیت الله فاضل لنکرانی در فقه و اصول ، آیت الله مکارم شیرازی در اصول ، آیت الله جناتی شاهرودی و میرزا هاشم آملی در فقه . امّا در زمینه فلسفه و عرفان و هیئت استاد عمده ما حضرت آیت الله علّامه استاد حسن زاده آملی دامت برکات وجوده الشریف بوده است . از دیگر اساتید ما در فلسفه حضرت آیت الله عزالدین زنجانی (دام ظله) است که در مشهد قبل از انتقال به قم قسمت هایی از بدایه الحکمه و نهایه الحکمه و منظومه را در محضر ایشان خواندیم . ما تدریس را در مشهد ، مدرسه آقای مصباح در حالی که خودمان سیوطی می خواندیم آغاز کردیم . اولین کتابی را که تدریس کردیم کتاب صرف میر بود . این درس را به پیشنهاد و تشویق آقای صراف زاده که مدیر مدرسه بود و ایشان را بر گردن حقیر حق بسیاری است شروع کردیم . پس از آن در مدرسه آیت الله مروارید دروسی را چون سیوطی ، منطق و مختصر المعانی ، به مدت 5 سال تدریس نمودم . دروسی را که تا کنون در حوزه علمیّه قم تدریس کرده ام و برخی نیز هنوز ادامه دارد عبارتند از : مغنی اللبیب ، المنطق ، بدایه الحکمه ، نهایه الحکمه ، الاشارات و التنبیهات ، الهیات شفاء ، برهان شفاء ، الشواهد الربوبیه ، اسفار ، تهمید القواعد ، شرح فصوص قیصری ، تشریح الافلاک ، شرح چغمینی و مقاله اولای اصول اقلیدس . اینجانب علاوه بر تبلیغ به همان صورت سنّتی (منبر رفتن) در شهرهای مشهد ، ساری ، لاهیجان ، تهران ، قم ، شهر کرد ، بروجن و ... به مناسبت های ماه محرم و ماه رمضان از سال 73 از طریق دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها به عنوان مبلغ به دانشگاه های علوم پزشکی سمنان ، قزوین ، مشهد ، شهید بهشتی و دانشگاه های هنر و تربیت معلّم کرج و دانشگاه نفت رفته ام . حقیر مدّتی را هم در کنار تدریس در حوزه به تدریس در دانشگاه شهید محلاتی قم در زمینه های منطق ، فلسفه ، کلام ، اخلاق و امور تربیتی از سال 75 تا 80 مشغول بودم .یکی از فعّالیّت هایی که در حال حاضر به آن خیلی اهمیّت می دهم و برایش ارزش خاصی قائلم عضویت در هیئت تحریریه فلسفه و کلام مرکز فرهنگ و معارف قرآن قسمت دایره المعارف قرآن کریم است که تا این زمان مدّت قریب 3 سال است ادامه دارد و انشاء الله امیدوارم توفیق پی گرفتن آن را از این پس نیز داشته باشم که در خدمت قرآن بودن و کار قرآنی کردن توفیق بزرگی است و نمی توان دیگر فعّالیّت های علمی را با آن مقایسه کرد .


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:12 PM
رهبر اسلامی، علی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

علی رهبر اسلامی محل تولد : زرین شهر شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1337/3/8 زندگینامه علمی در سال 53 دبیرستان را رها کرده و برای تحقیق علوم اسلامی وارد حوزه علمیه قم (رسالت) شدم. تا سال 56 و تا دروس لمعه و حلقات شهید صدر پیش آمدم اما پیروزی انقلاب اسلامی کار را متوقف کرد. بعد از فعالیت‌های ---------- در اصفهان وارد سپاه پاسداران (مسئول آموزش) و تا 1362 مشغول تحقیق و تدوین و تدریس و امور اجرایی شدم. تدریس در آموزش و پرورش و حوزه علمیه زرین شهر را از سال 1360 آغاز کردم. در سال 1362 به عشق دروس حوزه با قم مرتبط شدم و تا سال 1373 با دفاع از پایان‌نامه با عنوان «الفاظ عموم» سطح 3 حوزه را اخذ کردم و در سال 1378 با آزمون دانشگاهی مدرک اخذ نمودم. سال 1369 به قم بازگشته ولی به علت کسالت به زرین شهر بازگشتم. تدریس دوباره در حوزه و شروع به تدریس در دانشگاه‌ها را از سال 70 آغاز کرده و از همان سال کارشناسی برنامه کلام نور قرآنی صدا و سیمای مرکز اصفهان را جرقه زدم. در سال 1372 تدریس در دانشگاه صنعتی اصفهان را شروع و در حال حاضر مدیر گروه و عضو رسمی مقطعی هیئت علمی این دانشگاه هستم. سخنرانی‌های تبلیغی، علمی، کلاسی و کارشناسی در دانشگاههای سراسر کشور و رسانه ملی ادامه دارد. مقالات حقیر به 50 مورد و کتاب‌های به 5 و مصاحبه‌ها به 10 مورد می‌رسد. در حال حاضر در سن 50 سالگی هستم و دارای 3 فرزند و یک نوه می‌باشم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:13 PM
روح الایمان ارسنجانی، علی‏اکبر

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1340 -1273 ش)، عالم و مجتهد. در قصبه‏ى ارسنجان فارس متولد شد و پس از تحصیلات مقدماتى در شیراز متوطن شد و به تحصیل فقه و اصول پرداخت. از محضر استادان بزرگى چون میرزا ابراهیم محلاتى و میرزا محمدصادق مجتهد كسب دانش كرده به درجه‏ى اجتهاد نایل شد. اجتهاد وى مورد تصدیق علمایى چون شیخ محمدكاظم شیرازى و شیخ ضیاءالدین عراقى و میرزا آقا اصطهباناتى و آقا سید ابوالحسن اصفهانى قرار گرفت. وى در شیراز در مدارس حكیم و هاشمیه به تدریس پرداخت. از آثارش «رساله‏ى عملیه» مى‏باشد.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (706 -705 /3)، مؤلفین كتب چاپى (486/4).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:14 PM
روحانی تبریزی

( ملیت: ایرانی قرن: 9 )

(س نهم ق)، شاعر و حكیم. از سخنوران عهد سلطان حسین بایقرا بود. این بیت از اوست: گفتم روم ز كویش بگرفت اجل ره من بنگر چه‏هاست در ره بیچاره آدمى را

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تذكره‏ى روز روشن (315)، تذكره‏ى شعراى آذربایجان (259 -258 /2)، دانشمندان آذربایجان (161)، الذریعه (386/9)، سخنوران آذربایجان (377)، فرهنگ سخنوران (399)، لغت نامه (ذیل/ روحانى تبریزى).

فعالیتها: • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:14 PM
روانبخش، قاسم

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

قاسم روانبخش محل تولد : یزد شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1337/7/1 زندگینامه علمی در سال 1354 وارد حوزه علمیه قم شدم و در مدرسه آیت الله گلپایگانی (ره) دروس مقدماتی را گذراندم سپس در حوزه علمیه به صورت آزاد دروس فقه و اصول را نزد اساتیدی مانند آیت الله رزاقی ، آیت الله ستوده ، آیت الله سید علی محقق داماد و سید مصطفی محقق داماد ، شرح لمعه ، اصول فقه ، مکاسب و رسائل و کفایه را فرا گرفتم . دو جلد لمعه را نزد آیت الله رزاقی ، اصول فقه را در محضرمصطفی محقق ، مکاسب و رسائل را نزد آیت الله ستوده و آیت الله رزاقی ، کفایتین را نزد آیت الله سید علی محقق فرا گرفتم. دروس خارج فقه و اصول را نیز از محضر آیات عظام وحید خراسانی و تبریزی ، مکارم شیرازی به مدت 7 سال بهره جستم . در سال 1361 وارد موسسه در راه حق شدم و با مجوز آیت الله مصباح سه سال درس موسسه را به کمک نوار در دو ماه و نیم تابستان فرا گرفتم و در آغاز سال تحصیلی در امتحانات شرکت کردم و در سال چهارم گروه «هـ» موسسه وارد شدم . دوره گروه «هـ» را که یک دوره هفت ساله بود 4 سال دیگر در کنار دوستان در موسسه ادامه دادیم و درسهای اسفار جلد هشت و نهم بحث نفس را در محضر استاد مصباح فرا گرفتیم و سپس وارد بنیاد باقر العلوم (ع) شدیم و در رشته تخصصی فلسفه وارد شدیم و در این دوره که تا سال 1375 ، سال دفاع از پایان نامه طول کشید کتاب های برهان ، شفا ، الهیات شفا ، اسفار جلد سوم را از محضر استاد مصباح و اسفار جلد اول را از محضر استاد جوادی آملی تلمذ کردم . تاریخ فلسفه یوسف کرم دو جلد در نزد استاد فیاضی و جلد اول و دوم اشارات را نیز نزد ایشان فرا گرفتم و دروس معرفت شناسی را با استاد مصطفی ملکیان خواندم . پایان نامه اینجانب نیز با عنوان «کیفیت پیدایش معقولات اولی و ثانیه» با استاد راهنما استادغلامرضا فیاضی و استاد مشاور آقای عبد الرسول عبودیت و استاد داوری آقای مصطفی ملکیان که با نمره 18/5 از آن دفاع شد .در این مدت علاوه بر تدریس دروس طرح ولایت مثل کتاب هستی شناسی، معرفت دینی ، غرب شناسی ، فلسفه اخلاق سالانه 4 واحد آموزش فلسفه در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تدریس کرده و ادامه خواهم داد. درسال 1376 به دلیل رشد فزاینده مطبوعات مدعی اصلاح طلبی وارد عرصه مطبوعات شده و با تاسیس هفته نامه پرتو به مقابله با اندیشه های باطل طرفداران غرب پرداختم که تا کنون بیش از صدها مقاله از اینجانب در هفته نامه پرتو ، کیهان ، رسالت ، ---------- روز ، اطلاعات ، شرق و ... به چاپ رسیده است .


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:16 PM
روحانی قمی، صادق

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1338 -1255 ق)، فقیه، اصولى و مرجع. در قم به دنیا آمد تا هجده سالگى تحت نظر پدر مشغول به تحصیل مقدمات بود. سپس دو سال در اصفهان اقامت كرد و چندى هم در تهران نزد حكیم معروف آقا على مدرس به تصحیل حكمت اشتغال داشت. در حدود 1279 ق به نجف رهسپار شد و از محضر درس شیخ مرتضى انصارى دو یا سه سال استفاده كرد. پس از وفات شیخ به درس حاج میرزا حبیب‏اللَّه رشتى حاضر شد. او پس از سالها بهره‏گیرى از محضر علماى نجف به سامراء مهاجرت كرد و از حوزه‏ى درس آیت‏اللَّه میرزا محمدحسن شیرازى استفاده كرد. در 1298 ق به قم بازگشت و مرجع امور شرعى مردم گشت. آیات عظامى چون حاج شیخ حسن فاضل و میرزا فخرالدین سیدى و حاج آقا محمد كبیر و حاج سید ابوالقاسم مرتضوى و شیخ ابوالقاسم صغیر و آخوند ملا على‏اكبر از شاگردان وى مى‏باشند. او در قم درگذشت و در شیخان به خاك سپرده شد. از اثار وى بناى مسجد و مدرسه‏اى در شهر قم است. آثار علمى‏اش عبارت‏اند از: «تقریرات» فقه و اصول استادانش؛ مجلدى در «مباحث الالفاظ»؛ مجلدى در «الادله العقلیه»؛ قسمتى از «زكات»، از اول زكات تا اصناف مستحقین، كه شرح مبسوطى بر این بخش از «شرایع» است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: سرالسعاده (مقدمه)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 856 -855 /14).

فعالیتها: • اصول فقه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:17 PM
روحانی، صادق

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(تو 1340 ق)، فقیه، اصولى، مجتهد و مرجع تقلید. وى در خاندانى كه قرنها در شهر قم ریاست علمى و دینى داشتند متولد شد. پس از تحصیلات مقدمات در نزد پدر بزرگوارش در سال 1357 ق به اتفاق برادر بزرگش آیت‏اللَّه حاج سید محمد روحانى براى ادامه‏ى تحصیل به نجف رفت و نزد آیت‏اللَّه اصفهانى و آیت‏اللَّه غروى و آیت‏اللَّه شیخ محمدعلى كاظمینى و آیت‏اللَّه خوئى به تكمیل تحصیل پرداخت و در عنفوان جوانى حایز مقام اجتهاد گشت. وى در سال 1368 ق به قم بازگشت و به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. او را به داشتن صفاتى چون همت عالى و قلب وسیع و فكر بلند و راى متین و نظر دقیق و خلق حسن ستوده‏اند. وى تالیفاتى ارزنده‏اى در فقه و اصول دارد كه از جمله آثارش: «فقه الصادق»، شرح «تبصره‏ى» علامه، در بیست و شش مجلد؛ «منهاج الفقاهه»، شرح «مكاسب» شیخ انصارى، در جهار مجلد؛ «مسائل مستحدثه»؛ شرح «كفایه الاصول»؛ رساله‏اى در «جبر و اختیار»؛ «القواعد الثلاث»؛ رساله «اجتهاد و تقلید»؛ حاشیه «عروه الوثقى»؛ حاشیه‏ى «رسائل» شیخ انصارى؛ «توضیح المسائل».[1] آیت‏الله حاج آقا محمد بن العلامه الحاج میرزا محمود بن الایه السید صادق الروحانى الحسینى برادر ارجمند و بزرگ آیت‏الله روحانى معاصر از علماء اعلام و فضلاء بنام حوزه علمیه نجف اشرف است. تولدش در سال 1336 قمرى در قم واقع شده و پس از تحصیل مقدمات و ادبیات و سطوح در سن بیست سالگى به اتفاق برادر بزرگوارش آیت‏الله آقا سید صادق در سال 1355 قمرى سال فوت مرحوم آیت‏الله حایرى به نجف مهاجرت نموده و از آیات عظام حاج شیخ محمدحسین غروى كمپانى و آیت‏الله اصفهانى و كاظمینى و اكثرا آیت‏الله العظمى خوئى مدظله العالى استفاده نموده تا در حوزه هزار ساله نجف مشار با لبنان گردیده است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] آثار الحجه (95/2)، آینه‏ى دانشوران (207 -206)، الذریعه (135/13)، گنجینه‏ى دانشمندان (162 -160 /2)، مؤلفین كتب چاپى (490 -489 /3).

فعالیتها: • اصول فقه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:18 PM
رودسرابی، محمدحسن

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمدحسن رودسرابی محل تولد : سبزوار شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1333/1/1 زندگینامه علمی در پانزدهم شهریور سال 1333 شمسی در روستای رودسراب از توابع شهرستان سبزوار در یک خانواده روحانی به دنیا آمدم. در سن هفت سالگی به مکتب خانه روستا رفته و با قرآن آشنا شدم. بعداز آشنایی ابتدایی با قرآن در سال 43 ـ 42 با راهنمایی مرحوم پدرم که مدرس ادبیات عرب در حوزه علمیه سبزوار بود به آن حوزه وارد شدم. در حوزه علمیه سبزوار ابتدا کتابهای مقدماتی آموزش خواندن و نوشتن و کتاب نصاب الصبیان به منظور آشنایی با لغات عربی در رأس آموزشها قرار گرفت. پس از آن کتاب جامع المقدمات که صرف و نحو ابتدایی است و کتاب سیوطی و مغنی را به عنوان آشنایی با ادبیات عرب از محضر اساتید آن حوزه در مدت تقریباً چهال سال تدریس نمودم. در سال 1348 برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه مشهد مقدس هجرت نموده و در مدرسه آیت الله العظمی میلانی(ره) در ادامه آشنایی با ادبیات عرب به تحصیل معانی بیان، بدیع، کتاب مختصر المعانی تفتازانی و برای آشنایی با فقه و اصول ابتدایی کتاب مختصر النافع و اصول الفقه مظفر و برای آشنایی با عقاید امامیه کتاب اعتقادات صدوق را از محضر اساتید آن مدرسه حجت هاشمی خراسانى، آقای رجائی بیرجندی و آقای نقیبی تربیتی تعلیم گرفتم. در این دوره که تقریباً سه سال طول کشید هم زمان کارهای فرهنگی تبلیغی را شروع نموده و در ایام تبلیغ به روستاها و شهرستانها اعزام می‌شدم. در سال 1350 برای ادامه تحصیل به قم هجرت نمودم. درابتدا در مدرسه مهدیه تحت اشراف آیت الله العظمی مرعشی نجفی ساکن شدم و بقیه دوران را در مدرسه خان تحت اشراف آیت الله العظمی بروجردی سپری نمودم. در این دوره کتابهای سطح عالی فقه و اصول مکاسب و کفایتین، فلسفه و کلام شرح منظومه و اسفار و شرح تجدید در محضر اساتید بزرگواری همچون آیت الله صلواتى، ستوده، تقدیرى، سید کاظم حائرى، جوادی آملى، محمدی گیلانى، امین نجف آبادى، گذراندم. در سال 1357 در درس‌های خارج حوزه شرکت نموده و در بین درسها در محضر درس آیت الله وحید خراسانی مستقر شده و تا الان ادامه دارد و تقریرات درس اصول ایشان را تقریباً نوشته‌ام.


فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:18 PM
روزبه، رضا

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1352 -1300 ش)، استاد، فیزیكدان، ریاضیدان، ادیب، فیلسوف، فقیه و زاهد. در زنجان به دنیا آمد و تحت تعلیمات عالیه پدرش و عمویش كه هر دو عالم و زاهد بودند قرار گرفت. در دبستان و دبیرستان هم از نظر درس و هم از جنبه فضایل اخلاقى دانش‏آموزى برجسته بود. با پایان گرفتن تحصیلات دبیرستانى به كار تعلیم و تربیت در دبستان توفیق زنجان پرداخت. استعداد عالى و روزش كار بى‏نظیرش در زمینه‏ى تعلیم و تربیت او را در این امر بسیار موفق ساخت. در 1330 ش وارد دانشكده‏ى علوم دانشگاه تهران شد. در تصحیلات عالیه هم دانشجویى ممتاز و بى‏رقیب بود. پس از فراغت از تحصیل در رشته‏ى فیزیك تحقیقات خود را در این زمینه‏ى پى‏گیر شد و به عنوان محقق فیزیك شناخته شد. رساله‏ى پایان‏نامه‏ى تحصیلى‏اش در زمینه‏ى «مطالعه در آثار میدان الكتریكى و رادیاسیون و گاز ازن روى موجودات زنده» بود، و در پایان رساله طرح جدیدى براى استفاده از گاز ازن را در پزشكى ارائه داد. با وجود پیشنهادات مكرر براى احراز كرسى تدریس دانشگاه به سمت دانشیارى دكتر هوشیار، و همچنین عضویت در مجامع تحقیقى غرب همراه مزایاى كلان مادى، وى پایه‏گذارى دبیرستان علوى و تدریس در آن را ترجیح داد و تمام عمرش را صرف انسان‏سازى كرد و شاگردانى تربیت كرد كه به گفته‏ى خودش هر كدام یك مدرسه‏ى علوى بودند. در كنار تحقیقات گسترده در زمنیه فیزیك استاد روزبه در مساله تعلیم و تربیت نیز نظرى صائب و متقن داشت. تسلط كامل وى بر معارف اسلامى و تفسیر قرآن و فقه و اصول چشمگیر بود. «رسائل» و «مكاسب» را به خوبى مى‏دانست. با ادبیات عرب و زبان فرانسه كاملا آشنا بود. در بعد اخلاق نیز شخصى نمونه و كم‏نظیر بود. پاكى و صفا و زهد بى‏ریاى او، حاكى از شاخص بودنش در این زمینه بود. او انسانى بود كه همه‏ى مصلحان جهان آرزوى یافتن مثل او را داشتند. استاد روزبه تالیفات و تحقیقات متعددى در زمینه‏ى علوم مثبته و نیز فقه دارد. حتى در آخرین شب حیاتش به تجدید نظر در این تالیفات مشغول بود. او همگى این آثار را در پایان عمر به یكى از شاگردان فاضلش سپرد تا به چاپ برساند. سرانجام به بیمارى سرطان از دنیا رفت و در قم در گورستان نو به خاك سپرده شد. از آثار وى: «خداشناسى»، كه توسط جامعه مدرسین منتشر شده است؛ «عربى آسان»، كه محصول كار اواخر عمر استاد با همكارى استاد شهید سید كاظم موسوى مى‏باشد؛ رسائل بسیارى در علوم و فقه.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: بیادبود استاد روزبه، كیهان فرهنگى (س 4، ش 8، ص 53 -52).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • تدریس • ریاضیات و هندسه • عرفان • فلسفه - منطق • فیزیک

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:19 PM
روشن، عبدالکریم

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

عبد الكريم روشن ،‌مجتهد و فيلسوف و متفكر ايران بود . او شاگردان بسياري را تربيت كرد. روشن از زمره افراد نادري بود ند كه براي دريافت هاي ذوقي ،‌استدلال فلسفي قرآني و روايي مي كردند . او برفلسفه مسلط بود . بدان جهت بحث خودرا مستدل بيان مي كرد .گروه : علوم انساني رشته : الهيات و معارف اسلامي تحصيلات رسمي و حرفه اي : عبد الكريم روشن دوره ابتدايي را درمدرسه دانش درنزديكي محله آب منگل تهران سپري كرد و بعد به تحصيلات حوزوي روي آورد و ادبيات ، فقه و اصول ، قواعد الاحكام ،‌علوم عقلي ، فلسفه ،‌عرفان را فرا گرفت . او در سن 28 سالگي به درجه اجتهاد نائل آمد.استادان و مربيان : عبد الكريم روشن ادبيات را در محضر حاج شيخ محمد لواساني فرا گرفت و درس قواعد الاحكام را نزد ذوالمجدين آموخت . درعلوم عقلي از شاگردان آقا ميرزا مهدي آشتياني وآقا ميرزا طاهر تنكابني بوده و در فلسفه و عرفان ،‌شاگرد آنها ميرزا ابراهيم امامزاده زيدي وآقا ميرزا محمد علي شاه آبادي و آقا شيخ محمد تقي آملي بود. اما درآن بين با قم ميرزا طاهر تنكابني ارتباط باطني بسياري داشت . او درمحضر ايت الله شاه آبادي را نيز شاگردي نموده، و در سن 28 سالگي با كسب فيض ازمحضر آيت الله مرعشي نجفي، به درجه اجتهاد نايل آمد .زمان و علت فوت : عبد الكريم روشن ‌، صبح روز جمعه سوم مهر ماه 1371 شمسي دارفاني را وداع گفت .مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : كار اصلي عبد الكريم روشن،‌حسابداري بود كه دربازار و غير بازار حسابداري مي كرد .فعاليتهاي آموزشي : عبد الكريم روشن از سال 1360 شمسي با دانشكده الهيات ومعارف اسلامي دانشگاه تهران همكاري داشت . وي درزمينه عرفان وفلسفه تدريس مي كرد.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : بيشترين چيزي كه عبد الكريم روشن بر آن تاكيد داشتند تفكر ،‌شب زنده داري ،‌عاشق بودن و تعلق به چيزي نداشتن دراين عالم بود . او مي فرمودند كه درخت تقوي زماني بار ميده كه ريشه درعشق الهي داشته باشد و به همين دليل به مساله عشق خيلي تاكيد داشتند .شاگردان : يكي از شاگردان معروف عبد الكريم روشن استاد علي رافعي ، مدرس دانشگاه هاي تهران است .همفکران فرد : يكي از همفكران عبد الكريم روشن ،امام (ره) بود بر پا كردند . همفكران ديگر روشن ، مهدي حائري يزدي و علامه جعفري بودند كه به او ارادت بسياري داشتند .آرا و گرايشهاي خاص : شيوه و سلوك آموزش عبد الكريم روشن به صورت سخنراني بود . او معتقد بود كه قدما اصول و اساس و حقايق مطالب عرفاني را گفته اند و شرط اول شاگردي اين است كه آن اصول را خوب ياد بگيريم . ايشان ديوان حافظ را حفظ بودند وبعد از هر بحث عميق قرآني ، غزلي از حافظ را مي خواندند .آنچه را كه به عنوان ابداعات وويژگي هاي عبد الكريم روشن مي توان عنوان كرد، تقواي توام با تفكر و انديشه درآيات قران وروايات معصومين بو د . او مي گفت: «مطالبي را كه من مي گويم ،‌در هيچ كتابي نمي يابيد . اصل مطلب آن ارتباطي بودكه ايشان بين آيات وروايات برقرار مي كردند و بعد ، آن حقايقي كه ازدل اين آيات و احاديث بيرون مي كشيد ،‌اين چيزي بودكه مختص جناب روشن بود .چگونگي عرضه آثار : عبد الكريم روشن به هيچ وجه اهل تاليف كتاب نبود ولي آثار وي صورت هزار كاست موجود است .


منابع زندگینامه: مقام عشق وعرفان ، يادنامه جناب شيخ رجبعلي نكوگويان درگفت و گو با استاد علي رافعي ،ماهنامه كيهان فرهنگي ، سال بيستم ، شهريور 1382 ، پياپي 203

فعالیتها: • الهیات و معارف اسلامی • عالمان و دانشمندان • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:20 PM
ریاضی خوانساری، ابوالقاسم جعفر

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1380 -1313 ق)، فقیه، حكیم، ادیب و ریاضیدان. وى در 1328 ق از اصفهان به نجف مهاجرت كرد و به تحصیل فقه و اصول و حدیث پرداخت و در ریاضیات سرآمد اقران شد وى به هندوستان سفر كرد و در آنجا به نشر احكام پرداخت. او در گلگیت نزدیك كشمیر از دنیا رفت. كتابخانه نسبتا غنى از وى باقى ماند. او تالیفاتى چند به نظم و نثر دارد. كه از آن جمله مى‏توان به «سفائن البحار»، به فارسى، منظوم؛ «بحر الحساب»، به فارسى؛ «اعجاز المهندسین»؛ رساله‏ى «الجبر و المقابله»؛ رساله «قابلیه التقسیم»، در اعداد؛ رد «ابطال الرمل»؛ و «تسهیل القسمه» اشاره كرد.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: طبقات اعلام الشیعه (قرن 64/14)، مؤلفین كتب چاپى (255/1).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • ریاضیات و هندسه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:21 PM
زارعی، عباسعلی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

عباسعلی زارعی محل تولد : سبزه وار شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1348/1/1 زندگینامه علمی اینجانب عباسعلی زارعی مشهور به زارعی سبزه واری مطابق شناسنامه در سال 1348 در روستای گاچ از توابع شهرستان سبزه وار متولّد شدم. نام پدرم محمد و نام مادرم ماندگار زهرائی می باشد. وران کودکی را در آغوش پدر و مادر سپری کرده و قبل از دبستان در سن پنچ سالگی به مکتب قرآن رفته و مشغول فراگیری قرآن و بعضی کتابهای دینی شدم. درس 1356 در شهرستان سبزه وار به دبستان رفته و مشغول تحصیل شدم. ر سال 1362 به طور رسمی وارد حوزه علمیه سبزه وار شده و مشغول تحصیل در حوزه شدم تا سال 1365 در سبزه وار از محضر اساتیدی همچون شیخ محمد علی ابراهیم نژاد، سید محمدشبیری، شیخ حسین طالبی درس سطح را از مقدمات تا اتمام لمعتین استفاده نمودم. در سال 1365 در امتحان ورودی مشهد مقدس شرکت نموده و پذیرفته شدم.در مشهد مقدس از محضر حضرات حجج الاسلام آقای جوهری، علامه زاهدی،سنا بادی، علمی و حضرات آیات مرتضوی و فلسفی و آشتیانی و خلخالی تتلمذ نمودم. در مشهد مقدس به تقاضای بعضی از طلاب درسهای مقدمات تا لمعه را تدریس می نمودم و در سال 1368 اولین کتاب خودم به نام مسائل منطقی شرح منظومه حکیم سبزه واری را تألیف نمودم. درطول مدتی که در مشهد بودم یعنی مدت نزدیک به پنچ سال با جدیت تمام به امر تحصیل و تدریس و تألیف مشغول بودم و برکات فراوانی در طول این مدت نصیب بنده شد.در شبانه روز فقط 5یا 6 ساعت استراحت می کردم و ساعات دیگر را در راه تحقیق و تحصیل سپری کرده و بطور کامل استفاده می نمودم.در مدرسه موسی بن جعفر (ع) مشغول تحصیل و تدریس شدم و در امتحان کفایه ممتاز شناخته شدم. و در اواخر سال 1369 به توصیه اساتید محترم عازم شهر قم شده و در حوزه علمیه قم پذیرفته شدم. در حوزه علمیه قم از محضر اساتید بزرگوار آیات عظام فاضل لنکرانی، میرزا جواد تبریزی، وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی در فقه و اصول و از محضر حضرات آیات حسن زاده آملی و جوادی آملی در فلسفه استفاده بردم و از سال 1371 در مدرسه آیة الله العظمی گلپایگانی و مدرسه دار الشفاء و فیضیه مشغول تدریس مکاسب،رسائل، بدایة الحکمه، نهایه الحکمه، شرح منظومه،‌بودم، و در حال حاضر مشغول چهارمین دوره تدریس کفایه الاصول و مشغول به تدریس خارج فقه می باشم.تاکنون کتابهایی را تألیف نموده ام که گزارش آن خواهد آمد. در مراکزی مانند مدارس علمیه الهادی و حجتیه و مرکز فقهی ائمه اطهار و مرکز تخصصی تربیت مدرس نیز تدریس نموده و می نمایم .


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:22 PM
زرآبادی، موسی

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

سید موسى حسینى زرآبادى كه سبط عالم جلیل مولى كریم روغنى است فیلسوف متاله و حكیمى الهى و متكلمى توانا و فقیهى اصولى و مبین معارف ائمه معصومین علیهم‏السلام بود. در سال 1311 قمرى در بیت علم و تقوا به دنیا آمده و در دوران كودكى مقدمات و ادبیات را خوانده و از محضر اساتید بزرگ چون حاج مولى على‏اكبر ایزدى متوفى 1330 فقها و اصولا استفاده نموده و تقریرات درس ایشان را مبسوطا نوشته و به تهران مسافرت كرده و در مدرسه سید نصرالدین مشغول تكمیل علوم عقلى و نقلى و ریاضى شده و از محضر میرزا ابوالحسن جلوه متوفى 1314 قمرى و میرزا حسن كرمانشاهى متوفى 1336 قمرى و میرزا شهاب شیرازى و شیخ على نورى متوفى 1335 بهره برده و پس از تكمیل مراتب علمى به قزوین مراجعت و به تدریس علوم اسلامى از عرفان و فلسفه و كلام و فقه و اصول و تربیت و ارشاد مشغول و شاگردانى مبرز در علم و تقوى چون مرحوم حاج شیخ على‏اكبر الهیان و حاج شیخ مجتبى قزوینى و حاج سیدعباس مدرسى و حاج سید جوادى تربیت نموده است. داراى تألیفاتى نافع در علوم مختلفه مى‏باشند. 1- اصول دین 2- اعتقادات 3- تعلیقه بر رسائل شیخ انصارى 4- حاشیه بر منظومه سبزوارى 5- حاشیه بر الهیات اشارات 6- حاشیه بر منطق اشارات و رساله‏هاى دیگرى در مواعظ و علوم فلسفه و غیر اینها. معظم‏له در دوم ربیع‏الثانى 1353 هجرى قمرى از دنیا رفته و در جوار حضرت شاهزاده حسینى قزوین مدفون شده است. (1353 -1294 ق)، فقیه. وى در قزوین و تهران به تحصیل علوم معقول و منقول پرداخت. حاج ملا على‏اكبر ایزدى سیادهنى تاكستانى از استادن وى بود كه سید موسى «تقریرات» درس فقه و اصول ایشان را نگاشته است. وى در تهران در محضر اساتیدى چون میرزا حسن كرمانشاهى و سید شهاب‏الدین شیرازى و شیخ على نورى حكمى و شیخ فضل‏اللَّه نورى كسب فیض كرد. شیخ على الهیان تنكابنى و شیخ مجتبى قزوینى خراسانى و شیخ هاشم قزوینى و سید محمدتقى معصومى اشكورى و سید على محمد حاج سید جوادى و بسیارى دیگر از شاگردان وى مى‏باشند. از آثارش: تعلیقه بر بخشى از «رسائل»؛ حاشیه بر «مطول»، بخش علم بیان؛ حاشیه بر «كفایه الاصول»؛ شرح «سامان و ابسال» ابن‏سینا؛ رساله‏ى «اعتقادات»، به عربى؛ حاشیه بر «منظومه» سبزوارى؛ حاشیه بر «شرح اشارات»، بخش الهیات؛ «اصول‏الدین»، به فارسى؛ رساله‏اى درباره‏ى مشروطیت؛ حاشیه بر منطق «اشارات».[1]

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم)

منابع زندگینامه: [1] كیهان فرهنگى (س 9، ش 12، ص 27 -26 ،5).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:22 PM
زمانی، رجبعلی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

رجبعلی زمانی محل تولد : مشهد شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1333/1/1 زندگینامه علمی سال 1348 سیکل خود را گرفتم سپس در امتحانات عمومی حوزه علمیه مشهد که با ---------- گزاری مرحوم آیت الله العظمی میلانی برگزار گردید شرکت کردم و به فضل الهی در مدرسه معظم له پذیرفته شدم و درسهای حوزوی را آغاز کردم. با پشتیبانی مرحوم والد در مدرسه مرحوم آیت الله میلانی طی پنج سال دوره سطوح اولیه گذراندم و از محضر اساتیدی همچون حجج اسلام اسلامى، نجفى، نقیبى، بنی هاشمی (ره) اختری بهره مند شدم.سطوح عالی را آغاز کردیم و از برکات وجودی اساتیدی همانند حجةالاسلام والمسلمین آهنیان، محسنى، محقق و آیت الله رضازاده و فلسفی استفاده بردم دروسی همچون رسائل و مکاسب را فراگرفتم و سپس به شهر قم جهت ادامه تحصیل روانه شدم.در سال 1354ه ش عازم قم شدم و ادامه سطوح عالیه مکاسب و رسائل را در محضر آیت الله سید ابوالفضل موسوی تبریزى، آیت الله پایانی به پایان رساندم و دروسی همچون کفایتین و بخش پایانی مکاسب را در محضر آیت الله العظمی فاضل لنکرانى و آیت الله ستوده به اتمام رساندم.در ضمن دروس فلسفه و کلام (اسفار - منظومه) و تفسیر را از محضر آقایان آیت الله جوادی آملی و حسن زاده آملی و مشکینی و انصاری ... استفاده کردم و تلمذ نمودم.از سالهای 1356 دروس خارج فقه و اصول را در محضر آیات عظام: فاضل لنکرانى، شیخ جواد تبریزى، آقای منتظری و وحید خراسانی تلمذ کردم و بهره فراوانی بردم. در ضمن بحث (رجال) را از محضر آیت الله شبیری زنجانی استفاده نمودم.تدریس در مدرسه دارالشفاء و فیضیه و حجتیه از عنایات الهی بود که توانستم معالم الاصول، مختصر المعانى، اصول مطفر و ادبیات عرب را تدریس کنم و آنچه را آموختم به عزیزانی دیگر منتقل نمایم. کار تدریس را نه تنها در حوزه علمیه مشهد و قم داشتم بلکه خداوند توفیق عنایت کرد سالهای 65 تا 69 همان دروس قبلی به همراه رسائل و مکاسب و بدآیت الحکمة را در حوزه علمیه زینبیه سوریه تدریس نمودم و عده ای از طلاب عرب زبان از کشورهای مختلف اسلامی که در کشور سوریه به سر می بردند همانند برخی از طلاب عراق، بحرین ، لبنان، مصر ، پاکستان ، افغانستان ، و نیجریه و... بودند سعی نمودم آنچه را اندوخته ام به این عزیزان منتقل کنم (که حدود 4 سال به طول انجامید)بعد از انقلاب اسلامی کار تالیف را آغاز کردم و با استفاده از تجارب حجةالاسلام والمسلمین آقایان محمد جعفر امامی و پیشوائی کار ادامه پیدا کرد. کار جمعی ما (درس هایی از نظام دفاعی اسلام) به ثمر رسید و چندین مرتبه به چاپ رسید و به حمدالله در میان رزمندگان اسلام (سپاه پاسداران - ارتش جمهوری اسلامی) مورد بهره برداری و تدریس قرار گرفت. و نیز کار جمعی دیگر همچون (معجم بحارالانوار) در دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم انجام گرفت که آن هم 14 جلد حجری شد و امروز از برکات وجودی آنها جامعه علمی اسلامی بهره مند می شود.


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:25 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/9cda361c-9176-41c9-beb2-62abaaa8c041.jpg زمانی، محمود

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمود زمانی محل تولد : شهرضا شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1344/11/20 زندگینامه علمی حقیر در سال 1359 پس از گذراندن دوره راهنمائی وارد حوزه علمیه صاحب الزمان (عج) شهرستان شهرضا به مدیریت و سرپرستی جناب مستطاب حجت الاسلام غدیر علی ممیز شدم و در مدت 3 سالی که در آنجا به تحصیل اشتغال داشتم دوره مقدمات و قسمتی از کتاب شرح لمعه و اصول الفقه مرحوم مظفر را گذراندم. در سال 1362 وارد حوزه علمیه قم شدم و دوره سطح را تا سال 1367 از محضر اساتیدی چون مرحوم وجدانی و مرحوم پایانی و حضرت مستطاب شیخ مصطفی اعتمادی و سید موسوی تهرانی (مد ظلهما) بهره بردم. در سال 1367 وارد مرحله درس خارج شدم و از محضر اساتیدی چون آیات عظام فاضل و تبریزی(از سال 67 تا 69 ) بهره بردم، از سال 68 به مدت یک سال دوره اصول و فقه استاد وحید خراسانى بهره بردم. در رشته فلسفه نیز از سال 63 کتب فلسفی رایج در حوزه ها را از محضر اساتیدی چون آیات عظام جوادی آملى، حسن زاده آملى، مصباح یزدى، محمد علی گرامى، علی زمانی(عموی بنده) و فیاضی دامت برکاتهم استفاده بردم. در رشته هیئت و نجوم نیز از محضر جناب استاد حسن زاده آملى و علی زمانی بهره بردم. از آنجا که آشنایی با علوم جدید را لازم می دیدم بین سالهای 65 تا 69 دوره متوسطه را تابستانها به صورت متفرقه گذراندم و در سال 69 موفق به اخذ دیپلم شدم. در سال 70 برای آشنایی با مباحث جدید کلامی وارد موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) شدم و در رشته "دین شناسى" از اساتید آن مرکز استفاده بردم و در سال 76 با ارائه پایان نامه ای تحت عنوان "ترجمه کتاب مفهوم معجزه و نقد آن" دوره کارشناسی ارشد را به پایان بردم. در سال 76 برای تقویت بنیه علمی در زمینه فقه و اصول وارد موسسه بقیه الله (عج) شدم و از محضر اساتید آن موسسه استفاده بردم. در کنار تحصیل به تحقیق در زمینه هایی که در سطور قبل به آن اشاره شد، پرداخته ام که حاصل آن چندین کتاب و رساله می باشد که ذکر خواهم کرد و همچنین به تدریس نیز اشتغال داشته و دارم.


فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:25 PM
زنجانی نجفی، احمد

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1352 -1296 ق)، فقیه، مجتهد و حكیم. وى در قریه‏ى دواسب از توابع زنجان متولد شد. مقدمات و متون فقهى را در زنجان خواند پس از آن به نجف مهاجرت نمود. بعد از تكمیل تحصیلات در سال 1330 ق به زنجان بازگشت و به انجام وظائف شرعى پرداخت. در زنجان درگذشت و پیكرش را به قم بردند و در جوار مرقد على بن جعفر دفن شد. از آثارش «فلسفه‏ى اتحاد مسلك» یا «فصل الخطاب و فلسفه‏ى اتحاد صواب» است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الذریعه (305/16)، گنجینه‏ى دانشمندان (231/5)، مؤلفین كتب چاپى (399 -398 /1).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:26 PM
زنجانی، امین‏الدوله، ابوالقاسم محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1292 -1224 ق)، عالم، فقیه، اصولى و مجتهد امامى. نسبش به اما موسى كاظم (ع) مى‏رسد. در كودكى پدر و مادر خود را از دست داد. در زنجان مدتى به تحصیل مقدمات مشغول بود آنگاه به قزوین مسافرت كرد و به محضر درس بزرگانى چون ملا عبدالوهاب و ملا محمدتقى شهید حاضر شد، سپس به اصفهان رفت و از شاگردان سید محمدباقر حجةالاسلام رشتى و حاج محمد ابراهیم كلباسى شد. در سى و پنج سالگى پس از تكمیل تحصیلات علمیه به زنجان مراجعت نمودند. ستیزش با بابیان مشهور و احضارش به تهران به امر محمدشاه قاجار معروف است. او پدر سه دانشمند معروف: میرزا ابوطالب مجتهد و حاج میرزا ابوالمكارم و حاج میرزا ابوعبداللَّه است. وى در زنجان درگذشت و در خارج این شهر در بقعه‏ى مخصوصى به خاك سپرده شد. از آثارش: «ایضاح الدلائل فى حساب عقد الانامل»؛ «ناراللَّه الموقده»؛ «فصل الخطاب»، در شرح «علماء امتى افضل من انبیاء بنى‏اسرائیل»؛ «تخریب الباب»؛ «رد الباب»؛ «قلع الباب»؛ «قمع الباب»؛ «سد الباب» همگى در رد بابیه؛ «الحیوه»؛ «حجه الابرار على فرقه الاشرار فى اثبات حرمه الخمر فى الشرایع السابقه و جمیع الادوار»؛ «قره الابصار فى اثبات امامه الائمه الاطهار (ع)»؛ «شرح الحساب»؛ «المحمودیه»، در شرح «طب الرضا (ع)»؛ «المقاصد المهمات فى صیغ العقود و الایقاعات»؛ «مقالید الابواب»؛ «هدایه المتقین»، در عقاید و اصول و فروع دین؛ «نور العین فى عزاء الحسین (ع)»؛ «قواطع الاوهام»؛ «تسلیه الملهوفین و تسكین المغمومین»؛ «كشف الساتر فى شرح كلمات باباطاهر».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (15/6) اعیان الشیعه (409/2)، الذریعه (37/18 ،175 -174 ،6/17 ،228/16 ،179/4 ،495/2)، ریحانه (385 -384 /2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 62 -61 /13)، المآثر و الآثار (149)، معجم المؤلفین (156/11)، مكارم الآثار (782 -780 /3).

فعالیتها: • اصول فقه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:26 PM
زنجانی، شمس‏الدین، ابوعبداللّه محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1313 -1262 ق)، فقیه، منطقى، عروضى و قاضى. مقدمات را در زنجان فراگرفت. در 1280 ق براى ادامه تحصیل به قزوین رفت. سپس به مشهد مشرف شد و در سبزوار چندى در خدمت حاج ملاهادى سبزوارى درس خواند. در حدود 1285 ق به نجف رفت و نزد علامه سید حسین كوه‏كمرى و شیخ راضى نجفى و میرزاى شیرازى تلمذ كرد، و در آنجا با دختر سید محمدطاهر بن اسماعیل موسوى شوشترى، داماد علامه انصارى، ازدواج كرد. پس از تكمیل تحصیلات در 1294 ق به زنجان بازگشت و مرجعیت امور شرعى و تدریس را در آن شهر بر عهده گرفت. از آثارش: «مطالع الشموس»، در شرح «الدروس»؛ «فن القطع» ئر «حجیت»؛ «الانصاف»، در حسن و قبح عقلى؛ «مصابیح الدجى»، در مواعظ؛ «نور المنابر»، در مقتل، به فارسى؛ «الایقاظات»؛ «المناطق»؛ «اجزاء العلوم»؛ «تقسیم العلم»، به اقسام اولیه و ثانویه؛ «رشحات الملكوت»؛ «الایماضات»، در حكمت اشراقى؛ «نفحات اللاهوت»؛ «المیزان»، در عروض؛ رساله‏اى در «قوافى»؛ رساله‏اى در شرح «بعض صفات النبى (ص)»؛ «رساله فى الامانات»؛ «الیواقیت»، در حساب؛ كتابى در «نحو».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (378/2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 51 -50 /14)، معجم المؤلفین (148 ،11 ،104 /6)، مكارم الآثار (1661/5).

فعالیتها: • شعر • فقه • فلسفه - منطق • قضاوت، حقوق، علوم ----------

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:27 PM
زنجانی، نصر

( ملیت: ایرانی قرن: 5 )

(س پنجم ق)، دانشمند، طبیب و حكیم. از آثار وى: «المقامات الطبیه»؛ «المقامات الحكمیه»؛ «الرساله السعدیه»؛ «الجواهر» فى النحو.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: فوائد الرضویه (692)، معجم المؤلفین (93/13).

فعالیتها: • پزشکی • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:28 PM
زنجانی، عبدالواسع

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1291 -1235 ق)، فقیه، اصولى، امام جمعه، مجتهد و واعظ. وى از اكابر علماى امامیه در عصر خود بود. پس از پدرش تولیت مجسد فتحعلى‏شاه قاجار را بر عهده داشت. وى در زنجان وفات یافت و در بقعه‏ى پدرش به خاك سپرده شد. از آثارش: رساله‏ى «الاجتهاد و التقلید»؛ حاشیه بر «ریاض المسائل»؛ حاشیه‏ى «قوانین الاصول»؛ «الرد على رساله التكفیر» یا «رساله تكفیر الرومى»؛ وى حدود ده جلد كتاب در مواعظ دارد.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الذریعه (198 -197 /10 ،177 ،100 /6 ،272 /1)، ریحانه (387/2)، طبقات اعلام الشیعه قرن (804/13)، المآثر و الآثار (164)، معجم المؤلفین (215/6).

فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:28 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/4f600a18-8218-460f-9e95-6503130e97bd.jpg زنگویی، علی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

علی زنگویی محل تولد : بیرجند شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1347/1/1 زندگینامه علمی آقای علی زنگوئی در سال 1347هجری شمسی در خانواده ای متدین، مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در شهرستان بیرجند دیده به جهان گشود. دوران ابتدايی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاه خویش با موفقیت سپری کرد. در پی تشویق خانواده و علاقه وافر خويش به فراگيري علوم دينی و از سوی دیگر شوق زیارت و همجواری با بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج علیه السلام او را راهی حوزه علمیه مشهد گردانید و در سال 1362 وارد حوزه علمیه مشهد گردید. از نخستین‌ روزهای‌ ورود به حوزه علمیه با تلاش و کوشش فراوان به تحصیل پرداخت. پس از ورود به حوزه علمیه مشهد، ضمن‌ انس‌ با آستان‌ ملکوتی‌ حضرت علی بن موسی الرضا‌ (ع‌) با تلاش و کوشش فراوان، در درس‌ بزرگان‌ حوزه‌ علمیه‌ آن دیارحاضر شد ولی شوق فراوان او به کسب علم او را راهی حوزه علمیه قم گردانید.وی پس از گذراندن سطوح عالی در سال 1369 به حلقه دروس خارج ستارگان علم وادب آن دیار راه یافت. در حوزه علمیه از درس‌ بزرگانی‌ همچون آیت الله مکارم ، آیت الله صادق لاريجاني،مرحوم آیت الله وحيد، آیت الله گنجي و مرحوم پاياني بهره ها برد. استاد در کنار تحصیل دروس حوزوی از تحصیلات دانشگاهی غافل نماند و در رشته فلسفه و کلام اسلامی در مقطع کارشناسی ارشد در سال 1382از دانشگاه تربیت مدرس قم فارغ التحصیل گردید . و با موفقیت از پایان نامه خویش با عنوان"هرمنو تیک و تفسیر از نظر علمای اسلام" دفاع کرد استاد در کنار تحصیل دروس حوزوی از امر تبلیغ غافل نماند و در این راستا سعی و تلاش وافری به انجام رسانده است و چند ماهی هم برای این مهم به کشور سریلانکا رفت.استاد سال هاي متمادي است که به تدريس و شاگرد پروری در دانشگاه بیرجند مشغول است، وی در زندگی سراسر علمی خود به تحقیق و نگارش و تألیف به چیزی دیگری نیندیشیده که مقالات فراوانی در این زمینه به رشته تحریر در آورده است.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:29 PM
زکی شیرازی، عبداللَّه

( ملیت: ایرانی قرن: 7 )

(وف 677 ق)، شاعر و حكیم. وى از پیشینیان مشایخ و سابقین علما بود كه قاضى بیضاوى و ظهیرالدین عبدالرحمن بزغش و قطب‏الدین علامه از شاگردان او بودند.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الذریعه (403 -402 /9)، ریاض العارفین (196 -195)، فارسنامه‏ى ناصرى (1169/2)، مجمع الفصحا (695/2)، مرآت الفصاحه (253).

فعالیتها: • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:30 PM
زینی، حسن

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(وف بعد از 1278 ق)، عالم و حكیم. وى از شاگردان معروف ملاهادى سبزوارى بود. زینى تعلیقات استادش را بر «سفر اول» از «الاسفار الاربعه» به خط خود نگاشت.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: طبقات اعلام الشیعه (قرن 322/13).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:30 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/e8f55815-3dd8-442b-bdff-b3ee8a6a25a6.jpg زین العابدینی، هادی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

هادی زین العابدینی محل تولد : نجف اشرف شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1352/1/1 زندگینامه علمی اینجانب هادی زین‌العابدینی فرزند شیخ موسى، بعد از گذراندن دوره دبیرستان به حوزه علمیه مجتهدی(ره) در تهران توفیق حضور یافتم. از همان ابتدا سال دوم حوزه به صلاحدید حضرت استاد مجتهدی به تدریس مشغول بودم و تاکنون نیز مشغول تدریس می‌باشم؛ صرف و نحو، بلاغت،اصول،فقه،بدایة الحکمه،نهایة الحکمه،مکاسب محرمه،رسائل، کلیات فی علم الرجال،درایة الحدیث و عقائد (آیت الله سبحانی) از جمله درسهایی است که در تهران و قم به تدریس آنها مشغول بوده و هستم. والان مشغول تدریس مکاسب،رجال،درایه به صورت رسمی از شورای مدیریت می‌باشم.


فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:31 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/21d5760a-2763-4c18-b832-9c7539c7ac69.jpg ساجدی، ابوالفضل

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

ابوالفضل ساجدی محل تولد : آران و بیدگل شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1340/1/1


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:31 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/d3a4b9b9-e554-48de-a12f-79dbd26c1545.jpg ساعدی، شاکر

( ملیت:عراق قرن: 15 )

شاکر ساعدی محل تولد : میسان شهرت تابعیت : عراق تاریخ تولد : 1346/1/1 زندگینامه علمی اینجانب شیخ شاکر ساعدی فرزند عطیه تبعه عراق متولد سال 1346 ش با کد کامپیوتری 1371521 در سال 1373 درمرکز جهانی علوم اسلامی پذیرفته شدم. درظرفیت پنج سال دروس مقدمات مانند ادبیات عربی نزد دو استاد شیخ محمد رضا آل صادق و سید حسین هاشمى، منطق نزد دو استاد شیخ علی شجاعی و شیخ محمدتقی غروى، و جواهر بلاغت نزد شیخ محمدرضا آل صادق، مختصر نزد سيدحسین هاشمى، شرائع اسلام نزد سید جواد شبر، عقاید نزد شیخ خلیلی و در مقطع دوم دو سال نظام پایه‌ای مکاسب و حلقه سوم و فلسفه نزد آقایان شیخ حسن جواهری و سید حسینیان و سویدان و سید کمال حیدری و شیخ هرندی و سید جواد شیرازی و بعد آن دو سال در آزمون کارشناسی مقطع دوم رشته فلسفه و کلام اسلامی شرکت کردم و قبول شدم و در ظرف چهار سال تا حدود 120 واحد خواندم مانند کلام جدید و تحریر دینی و منطق و بدایه الحکمه و نهایه الحکمه و معرفت ‌شناسی و زبان تخصصی (1 و 2) و تاریخ فلسفه غرب (1 و 2) فلسفه اخلاق و فلسفه اسلامی (1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6) و فلسفه تطبیقی (1 و 2 و 3) و تاریخ فلسفه اسلامی و تفکر عقلی در قرآن و سنت (1 و 2) و کلام اسلامی (1 و 2 و 3) و متن‌خوانی و مسایل جدید کلام (1 و 2) و تاریخ کلام اسلامی و آشنایی با مباحث عرفان نظری و تاریخ عرفان نظری و گرایش فلسفه تطبیقی (1 و 2) و گرایش کلام تطبیقی (1 و 2) گرایش عرفان تطبیقی (1 و 2) و ادبیات عرب (1 و 2) و تفسیر قرآن و فقه (1 و 2 و3 و 4 و 5 و 6 و 7) و اصول (1 و 2 و 3 و 4 و 5) و شیوه‌های تبلیغ در جهان معاصر و علم اخلاق (1 و 2) و جامعه‌شناسی و نقد تفکر غرب آشنایی با جغرافی جهان اسلام و روانشناسی و مدیریت آموزشی و فرهنگی و نوشتن یک پایان‌نامه به عنوان معاد جسمانی نزد دو متکلم اسلامی و دو فیلسوف اسلامی را با معدل کل 28/18 گذرانده ام .و از جمله استاد ما در مقطع دوم کارشناسی ارشد (فلسفه و کلام اسلامی) اینکه: شیخ د. احمد بهشتي و شیخ د. محمد مهري گرجيان و شیخ د. علي شيرواني و شیخ د. حسن معلمي و شیخ دعاگو و شيخ قيومي و شیخ د. جوادي و شيخ کرمي و شيخ ظهيري و شیخ د. عباسی و شیخ محمد محمدیان و شیخ بهشتی و شیخ علی ربانی گلپایگانی و شیخ نوروزی و شیخ احمدی اصفهانی و شیخ محمد امین و غیرآنها. دانست که پایان‌نامه های ما ازطرف مرکز جهانی علوم اسلامی قسمت انتشارات چاپ شده در سال 1383 و درسال 1383 به عنوان پایان‌نامه رتبه دوم در جشنواره شیخ طوری برگزیده شده است و در سال 1384 به عنوان کتاب سال حوزه علمیه رتبه دوم برگزیده شده است. و اینجانب تألیفات دیگری دارم و اکنون زیر چاپ مؤسسه کوثر معارف اسلامی از جمله (یک جلد) کتاب بنام رد شبهات وهابیه در کنار مستقله (تلویزیون) تا حدود (400) شبهه مطرح کرده است جواب دادیم با کمک دو استاد از دوستانم شیخ قیصر تمیمی و شیخ علی شطری عبادی تا حدود (1000) صفحه و چند مقال تقریباً (14) مقاله روی صفحه سایت اینترنت منتشر شده علاوه بر تا حدود شش کتاب را ارزیابی و ویرایش کرده‌ام و از طرف انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی چاپ شده است مانند کتاب نظریه العرف سعید نذیر مبانی نقد متن حدیث قاسم کعبی و معرفت من هم اهل البیت خانم حسینه دریت و اسباب النزول القرآتی طباطبایی و الهویه الشخصه (نکاح) السید محمد موسوی نجفی و غیر آنها. اما از ناحیه مسئوولیت ما اینکه مدت 7 سال استاد حوزه علمیه قم برای تدریس (الهیات ـ بدایه الحکمه ـ نهایه الحکمه ـ منطق ـ فلسفتا ـ دروس فی الحقیقه الاسلامیه و عقائد الامامیه) تاکنون به تدریس دروس عقاید مشغولم علاوه بر استاد مشاور برای 8 پایان‌نامه کارشناسی ارشد و 2 پایان‌نامه کارشناسی به عنوان راهنما و عضو هیئت تحریر مجله فکر الکوثر و رئیس قسم دراسات در موسسه کوثر معارف اسلامى.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:32 PM
ساعی، محمدعلی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمدعلی ساعی محل تولد : تهران شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1341/1/1 زندگینامه علمی اینجانب محمدعلی ساعی سال 1341 در شهر تهران متولد شدم. مراحل ابتدائی تا دیپلم را در تهران گذراندم. بلافاصله در سال 60 به حوزه علمیه قائم در نزدیکی محل خود رفته به مدت یکسال دروس حوزوی را گذراندم. در سال 61 به حوزه علمیه مشهد برای دروس ادبیات عرب سفر نمودم و نزد حجت الاسلام حجت هاشمی خراسانی مدرس مشهور ادبیات عرب کتابهای سیوطى، مغنى، مطول و معالم را خواندم. رسائل شیخ انصاری و شرح لمعه را نزد آیت الله صالحی گذراندم. در سال 64 به حوزه علمیه قم آمدم و کتاب مکاسب را نزد آیت الله محقق داماد خواندم و رسائل را نزد استاد اعتمادی تلمذ نمودم. در سال 68 دو جلد کفایه را نزد مرحوم استاد ستوده خواندم.از سال 69 در درس خارج فقه و اصول بزرگان حوزه مانند آیت الله وحید خراسانى، آیت الله تبریزى، آیت الله مکارم شیرازی به مدت شش سال شرکت نمودم.از سال 76 تاکنون به تدریس دروس اعتقادی در دانشگاه علامه طباطبایی و آزاد اسلامی اشتغال دارم و ده سال سابقه تدریس دارم. کتابهای فلسفی مانند بدایة الحکمه، نهایة الحکمه، شرح منظومه و جلد اول و ششم اسفار و تمهید القواعد در عرفان نظری را خوانده و اکنون نیز تحصیل و قرائت کتابهای فلسفی و عرفانی را نیز ادامه می‌دهم.


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:33 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/c0fc4f8d-301b-4760-b6dc-3ec96d12ee5e.jpg سبحانی، جعفر

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

آقاى حاج شیخ جعفر بن العلامه الزاهد حاج شیخ محمدحسین سبحانى تبریزى از اساتید بنام و فضلاء بلا كلام و مدرسین والامقام حوزه علمیه قم است كه در فروردین ماه 1308 شمسى در تبریز متولد شده و در مهد علم و فضیلت تربیت یافته و مقدمات و سطوح را در مدت 5 سال در تبریز خوانده و در سال 1365 قمرى مهاجرت به قم نموده و در مدت دو سال بقیه سطوح را خوانده و به درس و بحث آیت‏الله العظمى حجت و آیت‏الله العظمى بروجردى شركت نموده و دراسات و تقریرات آن دو بزرگوار را به رشته تحریر آورده و در خلال آن از آیات عظام دیگر حوزه استفاده نموده و فلسفه و معقول را از علامه طباطبائى فراگرفته و جلد اول اصول فلسفه را به امر استادش علامه به عربى ترجمه و منتشر نموده است. استاد سبحانى حوزه درس بخصوصى دارند و در تربیت و پرورش طلاب و فضلاء روش مخصوصى دارند و از روز تاسیس دارالتبلیغ اسلامى قم در رشته‏هاى تفسیر و عقاید و رجال در آن مهد بزرگ اسلامى به تدریس پرداخته‏اند و نیز از روز نخستین مجله وزین و ارزنده (درسهائى از مكتب اسلام) از مؤسسین آن و جزو هیئت تحریریه آن بوده و در هر شماره از این مجله علمى و دینى (كه ارگان رسمى حوزه علمیه قم) است علاوه بر مقاله مخصوصى كه به نام وى چاپ مى‏شود و مقاله دیگر یكى پیرامون تفسیر قرآن و دیگرى پاسخ به سوالات علمى خوانندگان مى‏نویسد گذشته از مقالات مذكوره آثار علمى دیگرى دارد كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود: 1- اصول فلسفه كه در نجف اشرف طبع شده. 2- تهذیب‏الاصول در سه مجلد تقریرات یكى از اساتید عالى مقام خود كه در قم به طبع رسیده. 3- مفاهیم القرآن كه در دست انتشار است. 4- فروغ ابدیت در دو جلد در زندگى پیامبر عالیقدر اسلام كه از مدارك صحیح اسلامى با تجزیه و تحلیل كامل نوشته شده است. 5- رسالت جهانى پیامبران در نبوت عامه. 6- قرآن و معارف عقلى تفسیر سوره حدید. 7- مرزهاى اعجاز، ترجمه بخش اعجاز قرآن تفسیر (البیان). 8- تفسیر صحیح آیات مشكله قرآن. 9- سیستم اخلاقى اسلام تفسیر سوره حجرات. 10- رمز پیروزى به عنوان اخلاق براى جوانان نوشته و مكرر به طبع رسیده است. 11- سرچشمه هستى در توحید. 12- داروینسم شرح نظریه تكامل انواع (ترانسفورمیسم) مكرر چاپ شده است.

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد دوم)

فعالیتها: • اصول فقه • رجال و تراجم • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:33 PM
سبزواری، هادی

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1289 -1212 ق)، عالم و شاعر، متخلص به اسرار. پدر و جدش همه در سبزوار اهل ثروت و شهرت و اعتبار و مردمانى خیر و نیكوكار بودند. وى در دوران ناصرالدین شاه قاجار، مانند ملاصدرا در عهد شاه عباس بود. صاحب المآثر و الآثار مى‏گوید: «در این مائه گذشته حكمت و معقول را این مرد فرد به همان طور تاسیس كرد كه شیخ مرتضى انصارى فقه و اصول را». در هفت هشت سالگى شروع به خواندن صرف و نحو نمود. پدرش در ایام سفر حج، در شیراز درگذشت. بنا به وصیت پدر حاج ملا حسین سبزوارى كه از بستگان نزدیك او بود، تربیتش را به عهده گرفت و او را به مشهد برد. در آنجا ادبیات، فقه، اصول، منطق و فلسفه و ریاضیات را آموخت. بعد از ده سال به اصفهان رفت و از آخوند ملا اسمعیل، واحدالعین، حكمت، و نزد آقا محمدعلى نجفى، فقه را فراگرفت. در مدت اقامت در اصفهان به فرائض و نوافل مشغول بود و محاوره و گفتگوهایى باكشیشى مسیحى كرد. سپس به خراسان بازگشت و مدت پنج سال به تدریس حكمت و فقه و اصول در مشهد پرداخت. در 1250 ق در سفر حج همسرش را از دست داد و پس از بازگشت، حدود سه سال، در اطاق یكى از طلاب، به نام ملا محمد عارف، كه خادم مدرسه نیز بود اقامت گزید، و با دختر وى ازدواج كرد. به سبزوار بازگشت و مجلس درس تشكیل داد. بزودى آوازه علمى او به نقاط مختلف رسید و از داخل و خارج كشور طالبان فلسفه و حكمت به محضر درس وى روى آوردند از آن جمله‏اند: شیخ ابراهیم تهرانى معروف به شیخ معلم، شیخ احمد میامیه‏ئى، سید احمد ادیب پیشاورى، میرزا اسداللَّه سبزوارى، میرزا اسماعیل افتخار الحكماء طالقانى، ملا اسماعیل سبزوارى. حاج ملاهادى، شعر فارسى و عربى را به روانى و نهایت سلامت مى‏سرود. از ویژگیهاى آثار وى شرح و تفسیر آثار ملاصدرا و روشن كردن نكات مبهم عقاید اوست. در سبزوار درگذشت و همان جا دفن شد. آثار به جا مانده از او: «اسرار الحكم»، نیز مى‏گویند؛ «اسرار العباده»، در فقه؛ «الجبر و الاختیار»؛ حاشیه بر «اسفار» ملاصدرا؛ حاشیه «زبده الاصول» شیخ بهایى؛ حاشیه «شرح سیوطى» بر «الفیه» ابن‏مالك؛ حاشیه‏ى «شواهد الربوبیه‏ى» ملاصدرا، كه در حواشى خود آن كتاب چاپ شده؛ حاشیه بر «مبدا و معاد» ملاصدرا، كه در حواشى خود آن كتاب چاپ شده است؛ شرح «مثنوى» ملاى رومى؛ حاشیه «مفتاح/ مفاتیح الغیب»، كه در حاشیه خود «مفاتیح» چاپ شده است؛ «دیوان» شعر، به فارسى؛ شرح «غرر الفرائد» و «هدایه المسترشدین».[1] حاج ملا هادى سبزوارى (و. سبزوار 1212- ف. 1289 ه.ق) متخلص به اسرار پسر حاج محمد سبزوارى از دانشمندان بزرگ و حكماى عصر خود بود. نخست در مشهد و سپس در اصفهان حكمت، فقه، اصول و كلام آموخت. معروف‏ترین تألیف او منظومه و شرح آن دو منطق و حكمت است در دو قسمت كه قسمت اول آن «اللالى‏المنتظمه» و قسمت دوم «غررالفرائد» نام دارد و هر دو در یك جلد چاپ شده و به نام شرح منظومه مشهور است. شیخ به فارسى نیز «اسرارالحكم» را نوشته است كه در حكمت الهى است و همچنین حواشى متعددى بر شواهد الربوبیة و سایر مصنفات ملاصدرا تحشیه كرده و ضمناً به تخلص «اسرار» غزلیات حكمى و مایل به تصوف سروده است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] الاعلام (38/9)، اعیان الشیعه (234/10)، تاریخ ادبیات ایران، براون (287/4)، تاریخ ادبیات در ایران (322 ،187 /5)، تاریخ فلاسفه ایران (576 -565)، حدیقه الشعراء (128 -127 /1)، دایرةالمعارف فارسى (3228/2)، الذریعه (292/26 ،98 ،55/14 ،256 -255 ،179/13 ،72/9 ،214 ،191 ،144/6 ،44/2)، ریاض العارفین (241)، ریحانه (427 -422 /2)، شرح حال رجال (326/5)، طرائق الحقائق (466 -465 /3)، فلاسفه‏ى شیعه (261 -251)، گنجینه‏ى دانشمندان (310 -308 /5)، لغت نامه (ذیل/ هادى)، المآثر و الآثار (147 -146)، مؤلفین كتب چاپى (737 -731 /6)، معجم المؤلفین (127/13)، مكارم الآثار (469 -450 /2)، یادگار (س 1، ش 3، ص 48 -43).

فعالیتها: • دانشمند • شعر • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:34 PM
سپاسی آشتیانی، کاظم

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

کاظم سپاسی آشتیانی محل تولد : آشتیان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1343/1/2 زندگینامه علمی از سال 1356 وارد حوزه شدم و از همان زمان در کنار ارتقاء تحصیلی به تدریس سطوح پایین تر هم اهتمام ورزیدم به طوری که ادبیات را چند بار تدریس نمودم و لمعتین را در دروس استاد وجدانی (ره) و اصول فقه را دردرس استاد صالحی افغانی شرکت کردم و کفایتین را در درس آقای صالحی مازندرانی شرکت نمودم و مکاسب را با اساتیدی مثل عمانی، فیض بهرامی، طاهری خرم آبادی گذراندم و در درس خارج آیت الله العمظمی شیخ جواد تبریزی و آیت الله العظمی وحید و مکارم شیرازی شرکت نمودم و اکنون هم به صورت تخصصی به تحقیقات فقهی و اصولی مشغول هستم و همزمان رسائل شیخ انصاری ( ره ) را تدریس می نمایم ؛ در فلسفه و عرفان به درس استاد حشمت پور حاضر شدم و شرح اشارات و شواهد الربوبیه و شرح حکمت الاشراق را استفاده نمودم و بعضی از بحث های اسفار را با آقای امیر دیوانی گذراندم. درسال 1378 وارد دانشگاه قم (تربیت مدرس) شدم و در سال 1380 از این دانشگاه با مدرک کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شدم ؛ از سال 1368 در دانشگاه آزاد اسلامی به تدریس درس های معارف، اخلاق، تعلیم و تربیت اسلامی، متون، تاریخ و کلیات فلسفه اشتغال دارم.


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:36 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/413a7003-e3e8-4ef9-9878-34ee66dee2a1.jpg سجادی، جعفر

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

سيد جعفر سجادي در اسفند ماه 1303 هجري شمسي دركارماسه، از روستاهاي بلوك لنجان سفلاي اصفهان، بركرانه غربي زاينده رود به دنيا آمد. دكتر سيد جعفر سجادي استاد دانشگاه تهران است. او از هيچ آغاز كرد و به مدارج عاليه كمال رسيد. كوشش وجديت او بود كه وي را در رديف يكي از پركارترين و پراثرترين استادان دانشگاه تهران درآورد.پدر سيد جعفر، سيد علي سجادي نام داشت و مردي روستايي و كشاورز بود. سيد علي با لغت عرب آشنايي داشت و بر رسايل عمليه و فتواهاي علماي مشهور تسلط داشت. سيد علي را «سيد باطن دار» نيز مي گفتند. گروه : علوم انساني رشته : فلسفه والدين و انساب : پدر سيد جعفر سجادي، سيد علي سجادي مردي روستايي و كشاورز بود. سيد علي با لغت عرب و بر رسايل عمليه و فتواهاي علماي مشهورآشنايي تسلط داشت. سيد علي را «سيد باطن دار» نيز مي گفتند. خاطرات کودکي : سيد جعفر سجادي با سختي خا مرارتهاي دوران كودكي توانست نقش آينده را ترسيم نمايد ، او از اين دوران چنين ياد مي كند : «... در چهار پنج سالگي با پاي برهنه قاچ قاچ و دست هاي كوچك يخ بسته از شدت سرما، چوبكي در دست، چهار گوسپند خانواده را از پس نماز صبح تا شامگاهان به چرا مي برم و چون باز مي گشتم انباني از چوب و تركه هاي خرد بر پشت لرزاتنم مي كشيدم تا به كار گرم كردن تنور و آتشدان كرسي و شايد پختن آشي كم رمق بيايد...» اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : خانواده سيد جعفر سجادي در خانه اي زندگي مي كرد كه سهم مشترك چند خانواده بود ؛ سهم خانواده سجادي از آن خانه حدود 200 ذرع حياط با يك اتاق نسبتاً بزرگ، يك پستو و بخشي از يك آغل گاو و گوسفند و بخشي از يك كاهدان و بهاربند حيوانات و مطبخي در كنار آن مي رسيد. در اين دوران چند تن از فرزندان خانواده به كام مرگ رفتند. «در بهمن ماه ۱۳۳۳ شمسي در كرمانشاه،درخانداني اهل علم وادب زاده شد. پدر ايشان دكتر سيد جعفر سجادي، كه در آن زمان در جامه روحانيت و از فضلاي ايشان بود، و سالياني پيش از آن به خواست و دعوت مرحوم آيت الله آقا سيد ابوالحسن اصفهاني، همراه چند تن از فضلا مانند مرحوم اشرفي اصفهاني، براي تأسيس و ترويج حوزه علميه كرمانشاه، در آن شهر اقامت گزيده بود، چندي بعد به تهران آمد و همانجا ماند. تحصيلات رسمي و حرفه اي : سيد جعفر سجادي پيش از آنكه دوران مكتب را تجزيه نمايد نزد پدر الفبا و يك جزو قرآن را آموخت . پدر هر چند علاقمند بود سيد جعفر به تحصيل علم بپردازد ولي نمي خواست به مدرسه جديد برود چون اعتقاد داشت كه« تحصيل در اين گونه مدارس موجب بي ديني و بي اعتقادي مي شود». بنابراين سيد جعفر در پنج سالگي در همان روستاي كار ماسه، با يك قران شهريشهريه در هر ماه به مكتب سپرده شد. سيد جعفر در پنج سالگي تحصيلات خود را نزد «زن آخوند» كه بانوي مكتب داري بود ادامه داد. او در هفت سالگي به مكتب ملا هاشم كله اي رفت. اين ملا هاشم كه به «معلم»‌ ملقب بوده مردي فاضل و خوش خط بود و از ادب فارسي و عربي بهره اي داشت. سيدناجي نام استاد بعدي سيد جعفر بود كه در نزد او جامع المقدمات را فرا گرفته است. سيد جعفر در اين زمان از محضر ميرزا عبدلله نكوآبادي هم كسب فيض مي كرد. وي همچنين از شيخ محمد حسين شريعت فلاورجاني نيز ادبيات و اخلاق آموخته است. [همان، ص 7-5] سيد جعفر هنگامي كه براي ادامه تحصيل به اصفهان رفت، دركارخانه هراتي اصفهان مشغول به كار شد. او روزهايي را كه به كار نمي رفت در مدارس علوم قديمه اصفهان در مجلس درس استادان حاضر مي شد. او در اين زمان به خريدو فروش هندوانه و خربزه نيز مي پرداخت و چون از اين طريق مبلغي فراهم كرده بود عزم كرد كه يكسره به تحصيل بپردازد. بدان علت در مدرسه اسماعيليه يا خاتون آبادي كه در يكي از محلات دروازه حسن آباد اصفهان واقع بود به تحصيل پرداخت. علاوه بر آن سيد جعفر در مدرسه ثقه الاسلام،‌مدرسه صدر مدرسه عربان، مدرسه ملا عبدالله ومدرسه جده بزرگ درس خواند . سيد جعفر سجادي چون در مدرسه مروي خوش درخشيد از طرف مسئولين حوزه جهت اخذ مدرك ليسانس به دانشكده معقول و منقول معرفي شد و پس از سه سال تحصيل در سال 1329 ه.ش فارغ التحصيل شد. در سال 1334 شمسي، سجادي براي تحصيل در دوره دكتري در رشته معقول (علوم عقلي و فلسفي) ثبت نام كرد و در سال 1341 از رساله خود دفاع كرد و دوره دكتري را به انجام رسانيد. استادان و مربيان : سيد جعفر سجادي در مدرسه اسماعيليه يا خاتون آبادي اصفهان نزد شيخ ابوالفضل مسجد شاهي تعليم ديد. او در مدرسه صدر اصفهان نيز در محضر حاج سيد رضا خراساني و آيت الله سيد حسين خادمي كسب فيض كرده است. سيد جعفر در مدرسه عربان اصفهان در محضر شيخ امان الله و شيخ عبدالجواد فريدني بود. سجادي در مدرسه عربان از كساني چون ميرزا عباس شيخ الاسلامي بهره برده است. همچنين در مدرسه جده بزرگ نزد كساني همچون حاج شيخ محمد حسن نجف آبادي، شيخ محمد تقي تفرشي، حاج آقا صدر كوهسپايي، فياض، سيد حسين خادمي، شيخ محمد علي حبيب آبادي، حاج سيد جواد غروي و حاج آقا رحيم ارباب به تحصيل پرداخته است.[مهدي محقق.احوال و زندگي علمي دكتر سيد جعفر سجادي ، ص 9-12] سيد جعفر سجادي در مدرسه ميرزا محمود تهران نيز تحصيل نمود. اين مدرسه چون تازه تاسيس شده بود و استاد و مدرس فاضل و متبحري نداشت سيدجعفر به مدارس ديگري از جمله مدرسه مروي مي رفت و در درس سيد كاظم كروندي شركت مي كرد. او همچنين محضر آيت ا... حاج شيخ علي تهراني ميرزا باقر آشتياني، شيخ محمد رضا قلي زاده تهراني، شيخ محمد تقلي آملي، سيد عباس آيت الله زاده فشاركي طباطبايي، سيد صدر الدين جزايري، سيد ابوالقاسم كاشاني و محمد باقر كمره اي، را نيز درك كرده است. استادان سيد جعفر سجادي در دوران دكتري عبارت بودند از: غلامحسين صديقي، بديع الزمان فروزانفر. هم دوره اي ها و همکاران : از جمله همدرسي هاي سيد جعفر سجادي، مي توان به حاج شيخ محي الدين انواري، حاج يخ مصطفي مسجد جامعي، شيخ محمدشاه آبادي و مهدي محقق بودند. وقايع ميانسالي : بعد از اين كه دكتر موسي عميد به نمايندگي مجلس انتخاب شد دوستانش در منزل ايشان به او تبريك و تهنيت گفتند. در آن ميان سيد جعفر سجادي نيز بود. سجادي نقل مي كند:«... در آن ميان من نيز برخاسته و گفتم جناب استاد من هم به نوبه خود انتخاب حضرتعالي را به نمايندگي مجلس تبريك عرض كرده و به مردم ايران تسليت مي گويم!» حاضرات بهت زده شدند كه اين ديگر چه هيولايي است؟ دكتر عميد با خوشرويي گفت تبريك به من معلوم است ولي چرا تسليت به مردم؟ عرض كردم از آنجا كه خود را شاگرد و يار شمامي دانم اين منصب را تبريك گفتم: ولي چون وكيل بلا موكل هستيد و به ملت تحميل شده ايد به مردم تسليت عرض كردم. دكتر محقق نيز درآن مجلس حضور داشت. دكتر عميد مبلغي خنديد و گفتند: سيد تو در زندگي به هيچ جا نخواهي رسيد. » مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : سيد جعفر سجادي در سال 1330 ه.ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و بلافاصله به عنوان دبيربه اروميه منتقل گرديد.بعد از يكسال تدريس در آن شهر در سال 1331 ه.ش به كرمانشاه منتقل شد. او در آنجا به عنوان بازرس ويژه انتخابات براي نظارت بر انتخابات كنگاور انتخاب شد. سجادي تا سال 1338 شمسي در مدرسه فرخي واقع در ميدان مولوي تهران تدريس مي كرد. ليكن از دي ماه 1338 به بعد به عنئان استاديار در دانشگاه تهران مشغول به فعاليت شد.سيد جعفر سجادي به دعوت دكتر معين در موسسه لغت نامه به فعاليت پرداخت و تاليف و تنظيم قسمتي از حرف‌«ع» لغت نامه دهخدا را بر عهده داشت. او مدير گروه ادبيات فارسي دانشگاه تهران هم بود. سجادي در سال 1342 شمسي به رتبه استادياري ارتقا يافت. او از سال 1348 شمسي به مرتبه دانشياري ترفيع يافت. بعدا در سال 1353 شمسي درجه استادي يافته و درهمين سمت از اعضاي ثابت شوراي دانشكده بود. وي از سال 1353 به پيشنهاد دكتر كيا به عضويت فرهنگستان درآمد و در آن ايام به عضويت كميسيون انتصابات و ترفيعات دانشكده ادبيات منصوب شد. او مدتي هم دربنياد دايره المعارف اسلامي نيز فعاليت داشت. جوائز و نشانها : مجامع علمي، سمينارها و جوايز سيد جعفر سجادي به ترتيب ذيل است: 1- سال 1338ه.ش: دريافت جايزه بهترين كتاب سال به خاطر تاليف كتاب فرهنگ فلسفي. 2- سال 1349ه.ش: عضويت در انجمن روابط فرهنگي ايران و هند و همكاري با دكت تاراچند. 3-سال1351ه.ش: سفر به پاكستان و بازديد از دانشگاه هاي آن كشور و تاسيس اولين انجمن فارغ التحصيلان پاكستاني دانشگاه تهران. 4-سال 1352ه.ش: شركت در كنگره بزرگداشت ابوريحان بيروني. 5- سال 1353ه.ش: سفر به تركيه براي ايراد سخنراني و بازديد از دانشگاه ها. 6- سال 1354ه.ش: شركت در كنگره بزرگداشت ابونصر فارابي. 7- سال 1355ه.ش: دريافت جايزه بهترين كتاب سال در بخش ترجمه، به خاطر ترجمه حكمه الاشراق شيخ شهاب الدين سهروردي. 8-سال 1356ه.ش: شركت در جشنواره هنر اسلامي در لندن. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 ابوحيان توحيدي ويژگي اثر : [ص 61] 2 ابوريحان قلعه فولادين منطق ارسطو رادر هم مي ريزد ويژگي اثر : [ص 58] 3 احكام يا عناوين ثانويه ويژگي اثر : [ص 62] 4 از احساس تا قوت نطق و ناطقه ويژگي اثر : [ص 60] 5 استفاده از علوم عقلي در نحو عربي ويژگي اثر : [ص 60] 6 اصل و اصول ويژگي اثر : [ص 59] 7 اصلاحات پزشكي در جهان عرب، م، ح، الخياط 8 افكار اجتماعي فارابي ويژگي اثر : [ص 59] 9 افكار فلسفي و علمي ابوريحان بيروني ويژگي اثر : [ص 58] 10 الادب الفارسي به زبان عربي ويژگي اثر : [ص 57] 11 الادب الفارسي بين روافد التصوف و العرفان ويژگي اثر : به زبان عربي. [ص 57] 12 انسان كامل ويژگي اثر : [ص 59] 13 اوضاع اجتماعي نيم قرن ويژگي اثر : [ص 60] 14 بررسي مجموعه رسايل مرحوم سيد كاظم عصار ويژگي اثر : [ص 58] 15 بنياد اصول فقه ويژگي اثر : [ص 58] 16 تاريخ برمكيان 17 تاريخ دولت هاي اسلامي و خاندان هاي حاكم بر سرزمين اسلامي ويژگي اثر : ترجمه و تلفيقي است از كتابهاي استنلي لين پور، برتولت و خليل ادهم 18 تاريخ نگاري در اسلام ويژگي اثر : بحثي نظري درباره ديدگا هاي تاريخ نگاري توسط مورخان عصر اسلامي و مكتب هاي تاريخ نگاري و شيوه ضبط ئ درج حوادث تاريخي است 19 تاليف و تنظيم حرف «ع» لغت نامه دهخدا ويژگي اثر : [ص 56] 20 تجلي عرفان درادب فارسي ويژگي اثر : [ص 57] 21 ترجمه زبده البيان في احكام القران مقدس اردبيلي ويژگي اثر : [ص 55] 22 ترجمه و تحشيه آرا اهل مدينه الفاضله ابونصر فارابي ويژگي اثر : [ص 55] 23 ترجمه و تحشيه حكمه الاشراق ويژگي اثر : اين اثر تاليف شيخ شهاب الدين سهروردي است [ص 55] 24 ترجمه و تحشيه سياسات مدينه ابونصر فارابي ويژگي اثر : [ص 55] 25 ترجمه و تحشيه فصل المقال فيمابين الحكمه و الشريعه من الاتصال ويژگي اثر : اين اثر تاليف ابن رشد است. [ص 55] 26 ترجمه و شرح بيست باب مقدمه دلاله الحائرين ابن ميمون ويژگي اثر : [ص 55] 27 تصحيح جغرافياي حافظ ابرو 28 تصحيح ديوان حافظ 29 تصحيح و تحشيه تفسير حدائق الحقايق ويژگي اثر : اين اثر تاليف معين الدين هروي است. [ص 54] 30 تصحيح و توضيح فرهنگ المرقاه ويژگي اثر : اين اثر تاليف بديع الزمان اديب نطنزي است. [ص 55] 31 تفسير قرآن و تاريخچه آن ويژگي اثر : [ص 58] 32 جلال الدين مولوي بين طريقت و شريعت ويژگي اثر : [ص 58] 33 جهان تصوف ويژگي اثر : [ص 59] 34 حدوث و قدوم ويژگي اثر : [ص 60] 35 حركت جوهري ويژگي اثر : [ص 62] 36 حق و حقيقت ويژگي اثر : [ص 59] 37 حكمت اسلامي و فلسفه يوناني ويژگي اثر : [ص57 ] 38 حكمه الاشراق ويژگي اثر : [ص 61] 39 حكومت جهاني ويژگي اثر : [ص 59] 40 حواس پنجگاه از نظر شيخ اشراق ويژگي اثر : [ص 61] 41 روشهاي تفسير قرآن مجيد ويژگي اثر : [ص 55] 42 سفرنامه برزو به هند و منشا كليله و منه ويژگي اثر : ترجمه است و نوشته محقق ارجمند فرانسوا دوگلوا 43 سهم ايرانيان در گسترش تمدن اسلامي ويژگي اثر : [ص 61] 44 سير فلسفه در شرق ويژگي اثر : [ص 61] 45 شرح احوال و آثار سيد قطب ويژگي اثر : [ص 59] 46 شرح تمثيلات رسايل فارسي شيخ اشراق ويژگي اثر : [ص 56] 47 شهاب الدين سهروردي و فلسفه اشراق ويژگي اثر : اين مقاله در يادنامه هنري كربن چاپ شدهاست. [ص 57] 48 طبيعت و اطلاعات آن ويژگي اثر : [ص 59] 49 عشق و هنر در فلسفه اسلامي ويژگي اثر : [ص 62] 50 عقل از نظر فلاسفه و ارباب مذاهب ويژگي اثر : [ص 61] 51 عقل در فلسفه وعرفان ويژگي اثر : [ص 60] 52 علوم عقلي در خدمت ادب و فرهنگ (معاني و بيان) ويژگي اثر : [ص 61] 53 علوم فلسفي و هدفهاي آن ويژگي اثر : [ص 59] 54 عين و اعيان ويژگي اثر : [ص 59] 55 فارابي افكار فلسفي وي ويژگي اثر : [ص57 ] 56 فرهنگ علوم عقلي ويژگي اثر : [ص 54] 57 فرهنگ علوم فلسفي و كلامي ويژگي اثر : [ص 54] 58 فرهنگ علوم نقلي و ادبي ويژگي اثر : [ص 54] 59 فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفي ويژگي اثر : اين اثر در سال 1338 شمسي بهترين كتاب سال شد. [ص45 ] 60 فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفاني ويژگي اثر : [ص 54] 61 فرهنگ لغات واصطلاحات فلسفي ملاصدرا ويژگي اثر : [ص 54] 62 فرهنگ معارف اسلامي ويژگي اثر : [ص 55] 63 فلسفه اشراق ويژگي اثر : [ص 60] 64 فيزيك و متافيزيك ويژگي اثر : [ص 62] 65 فيلسوف بزرگ عبدالله زنوزي ويژگي اثر : [ص 58] 66 قواي نفساني انسان ويژگي اثر : [ص 60] 67 مباني اصطلاحات ذوقي ويژگي اثر : [ص 62] 68 مقالات فلسفي و كلامي در دايره المعارف بزرگ اسلامي ويژگي اثر : [ص 62] 69 مقالات فلسفي و كلامي در دايره دانشنامه جهان اسلام ويژگي اثر : [ص 62] 70 مقاله: مواقف مع العطار ويژگي اثر : [ص 57] 71 مقدمه بر منطق ويژگي اثر : [ص 54] 72 ملاصدرا و عشق ويژگي اثر : [ص 62] 73 منشور تحريم فلسفه ويژگي اثر : [ص 62] 74 ناصر خسرو و مقام وي درآئين اسماعيلي ويژگي اثر : به زبان انگليسي و گجراتي. [ص 57] 75 نظري بر سه مذهب بزرگ سامي ويژگي اثر : [ص 59] 76 نظري بر سياسات مدينه فارابي ويژگي اثر : [ص 59] 77 نظري پيرامون آرا اهل مدينه فاضله ويژگي اثر : [ص 58] 78 نقد ادبيات تطبيقي ايران و عرب ويژگي اثر : [ص 55] 79 نقدي بر ترجمه الفهرست ابن النديم به قلم رضا تجدد ويژگي اثر : [ص 60] 80 نقدي بر سه حكيم مسلمان، اثر دكتر سيد حسين نصر ويژگي اثر : [ص 58] 81 نقدي بر سيتره فلسفيه رازي ويژگي اثر : [ص 60] 82 نقدي بر قاموس اليوم ويژگي اثر : [ص 61] 83 نقدي بر مجموعه سوم مصنفات شيخ اشراق ويژگي اثر : [ص 60] 84 هندوستان يا مهد ذوق و عرفان ويژگي اثر : [ص 61] 85 وجود در فلسفه ويژگي اثر : [ص 59] 86 وجود ذهني ويژگي اثر : [ص 61] 87 وحدت وجود ويژگي اثر : [ص 59]


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • نویسندگی

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:37 PM
سجستانی، ابوسلیمان محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 4 )

(وف ح 391 -380 ق)، فیلسوف، حكیم و عقاید نگار. معروف به سگزى و مشهور به منطقى. او به بغداد رفت و در آنجا رحل اقامت افكند و نزد متى بن یونس و امثال او درس خواند و مدتى نیز با یحیى بن عدى به سر برد و از او حكمت و منطق كسب كرد. وى نزد عضدالدوله‏ى دیلمى دومین سلطان آل‏بویه بسیار محترم بود. ابوسلیمان استاد ابوحیان توحیدى و در ادب و شعر و طب و حكمت مردى مطلع بود، برخى تألیفات او عبارت است از: «صوان الحكمه»؛ «مقاله‏اى در مراتب قواى انسان»؛ «كیفیة الانذارات التى تنذربها النفس مما یحدث فى عالم الكون»؛ «كلام فى المنطق»؛ «تعالیق حكمّیه»؛ «مقالة فى الاجرام العلویه طبیعتها طبیعة خامسة»؛ «ملح و نوادر»؛ «اقتصاص طرق الفضائل»؛ «شرح كتاب ارسطو».[1] منطقى، محمد بن طاهر بن بهرام سجستانى (سیستانى) منطقى و فیلسوف قرن چهارم (ف. پس از سال 391 ه.ق.) وى با عضدالدوله و صمصام‏الدوله معاصر و از اقبال و توجه مرا و وزراى آل بویه برخوردار بوده است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] الاعلام (41/7)، بزرگان نامى پارس (94 ،92)، تاریخ الحكماء قفطى (312 ،313 ،119 ،53)، تاریخ طب (674 /2)، تاریخ نظم و نثر (124)، تاریخ فلاسفه‏ى ایرانى (156 -143)، دایرة المعارف فارسى (31 /1)، الذریعه (95 / 15)، ریحانه (141 /7)، الفهرست ابن ندیم، ترجمه (476)، لغت‏نامه (ذیل/ ابوسلیمان)، معجم المؤلفین (96 /10)، الملل و النحل (365)، نامه‏ى دانشوران (216 /3)، الوافى بالوفیات (165 /3).

فعالیتها: • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:38 PM
سحاب، ابوالقاسم

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

ابوالقاسم سحاب در 20 فروردين سال 1266 شمسي در شهرستان تفرش ديده به جهان گشود. استاد ابوالقاسم سحاب در شهرستان تفرش ديده به جهان گشود. وي تعليمات مقدماتي خود را در مكتبخانه آغاز نمود ، بيش از سه سالي نگذشت كه سحاب ، علوم عقلي و نقلي را به خوبي آموخت و وارد مدرسه ي آليانس فرانسه شد. سپس جهت آموختن زبان هاي خارجه و رياضيات ، شبانه به مدرسه ي اكابر ، واقع در گذر پاچنار مي رفت. او مدتي را هم در مدرسه ي دارالفنون و در كلاس هاي شبانه ي آن حاضر شد. سحاب ، به جهت حسن شهرت و تدريس در مدرسه ي آليانس و به سفارش نصيرالدوله ، وزير معارف به مديريت مدرسه ي نهاوند مأمور شد. پس از مدتي به پيشنهاد علي اكبرخان سروش ، رئيس دخانيات ثلاث ( ملاير ، نهاوند و تويسركان ) ، رياست معارف و اوقاف آن ايالت براي وي پيشنهاد گرديد. سحاب بنا به وظيفه ي اداري در شغل منشي گري محاسبات وزارت معارف وارد گشت. همچنين از سوي آن وزارتخانه به عنوان مسئول تحرير تصديق نامه هاي مدارس مأمور شده و در پي آن ، طي حكم ديگري از طرف آن مركز ، به عضويت در اوقاف درآمد. اندكي بعد ، به موجب حكم ديگري در وزارت معارف داخل مي گردد. وي معاونت كتابخانه ملي و مديريت دفتر دانشسراي عالي تهران را نيز برعهده داشته است. سحاب در روز 21 دي 1335 به سراي باقي شتافت.گروه : علوم انسانيرشته : الهيات و معارف اسلامي والدين و انساب : محمدزمان و حوا نام پدر و مادر ابوالقاسم سحاب مي باشد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : ابوالقاسم سحاب، تعليمات مقدماتي خود را در مكتبخانه آغاز نمود و علاوه بر آموختن عم جزء ، نصاب الصبيان ، جامع المقدمات و كتب ديگر از مكتب ملاحسين شاهميري معروف به كربلايي حسين ، در گوشه و كنار با مطالعه ي كتاب هاي متفرقه ، مطالب آنها را به خاطر سپرده و بر معلومات خويش مي افزود. در همين اثناء ، ابوالقاسم به صلاحديد خانواده ، مدتي را نزد مشهدي عبدالرحيم و در مكتب وي واقع در حياط معين الملكي ، متولي باشي ارض اقدس ( مشهد ) در تفرش به شاگردي پرداخته و نزديك به يك سال را در همراهي با استاد سپري كرد. آنگاه پس از فراگيري عربي و خط و يادگيري معالم ، براي آموختن فقه به مطالعه و مباحثه نزد امام جمعه پرداخته و « شرح لمعه » شهيد ثاني را بدين شكل فراگرفت. از اين رو ، بيش از سه سالي نگذشت كه سحاب ، علوم عقلي و نقلي را به خوبي آموخت و در علوم اسلامي چنان مسلط شد كه مورد مشورت اهل علم و دانش قرارگرفته و با توانايي هرچه تمام تر در مسائل فقهي و اصول بحث و فحص مي كرد. سحاب پس از مدتي با راه يافتن به كتابخانه ي سناءالدوله ، ضمن بهره مندي از آنها با كتب و مدارك خارجي آشنا شد و در عين حال ، از تلاش هاي خويش در راه تكميل يافته ها و تحصيلات خود ذره اي نمي كاست و لذا ، هم زمان با فراگيري زبان فرانسه ، به كامل كردن تحصيلات درس هاي ادبي و عربي خود مبادرت مي ورزد. در اين هنگام ، وي دريافت كه ديگر محيط كوچك تفرش نمي تواند طبع بلندپرواز او را قانع ساخته و خواسته هاي او را تأمين نمايد. از اينرو به تهران آمد و در محضر علماي طراز اول آن شهر ، من جمله شيخ علي نوري ، شيخ باقر معزالدوله و دانشمندان ديگر ، به تكميل معلومات خود پرداخت. او كه در اين زمان ، به همت سناءالدوله جهت تحصيل به مدرسه ي آلماني تهران راه يافته بود ، بنا به برخي ضوابط قانوني مدرسه از راه يافتن بدان جا محروم گشته و در نتيجه ، به اتفاق ميرزاحسين خان و اسماعيل خان ( پسران دبيرلشكر و سناءالدوله ) وارد مدرسه ي آليانس فرانسه ، واقع در خيابان پستخانه شد. آن مدرسه زيرنظر مسيو ويژور فرانسوي اداره مي شد و سحاب نيز نزد وي به تكميل آموخته هاي زبان فرانسه ي خود اقدام كرد. او پس از چندي درصدد برآمد كه براي تحصيل كلام و اصول و فقه ، از محضر استاد حاجي سيدعبدالرحيم دماوندي بهره جويد. بنابراين مدتي را نزد استاد به فراگيري و مذاكره در باب شوارق و شرح لمعه پرداخته و سپس ، جهت آموختن زبان هاي خارجه و رياضيات ، شبانه به مدرسه ي اكابر ، واقع در گذر پاچنار مي رفت. او مدتي را هم در مدرسه ي دارالفنون و در كلاس هاي شبانه ي آن حاضر شده و از محفل استاداني چون : دكتر محمودخان ، دكتر مهدي خان و ميرزا غلامحسين خان رهنما و ديگران بهره مند مي شد. وي همچنين در كلاس هاي مزبور ، شيمي ، طبيعيات و فيزيك را فراگرفته و در محله ي عرب ها نيز به تحصيل فرانسه ، دفترداري و ... مشغول شد. پس از آن ، بعد از به پايان رساندن مباحثه شوارق در محضر استاد عبدالرحيم دماوندي ، تصميم مي گيرد در طبيعيات جواهر و اعراض وارد شده و يك دوره از اين فن را به مباحثه و مطالعه بپردازد. بعد ، بر آن مي گردد براي ورود به رشته ي فلسفه و حكمت ، از وجود عالمانه ي ميرزا ابوالقاسم فاضل تفرشي كه در آن موقع از برجسته ترين استادان فلسفه تهران بود ، بهره جويد. وي در خدمت استاد ، ضمن مطالعه ي كلمات مكنونه ي مرحوم فيض و منظومه و اسفار حاجي سبزواري ، به فراگيري شواهدالربوبيه ملاصدرا پرداخت. سحاب ، زبان انگليسي را نيز زيرنظر مسيو جاسموس و مسيو ژان دوشن فرانسوي ، رئيس مدرسه ي آليانس تهران فراگرفت.فعاليتهاي ضمن تحصيل : ابوالقاسم سحاب، علاوه بر عشق فراوان به فراگيري ، بهره مندي از هنرهاي زمانه از جمله ، خوشنويسي را پيشه ي راه خود ساخته بود. به همين جهت در سن پانزده سالگي ، عزم خود را براي آموختن هنر مزبور راسخ ساخت و نزد معلمي به نام ميرزا عباسقلي به تعليم خط پرداخت و در اندك مدتي ، خود در هنر خطاطي و نوشتن خطوط مختلف نستعليق ، نسخ ، ثلث و شكسته نستعليق مسلط شد. پس از آن در ايام 19 سالگي به تشويق ميرزا اسدالله خان ، پيشكار فخيم الدوله حاكم كردستان به آموختن زبان عربي روي آورد و مساعي خود را در اين راه به كار گرفت. از ديگر توانمندي هاي سحاب ، ذوق و قريحه ي سرشار وي در سرودن اشعار ژرف و علاقه ي فوق العاده به مطالعه و فراگيري سروده هاي شعراي مشهور بود. وي تحت تأثير تشويق هاي ميرزا اسماعيل خان دبير در تفرش ، به نوشتن مصنفات و مؤلفات خود همت گماشت.استادان و مربيان : استادان و مربيان ابوالقاسم سحاب عبارت بودند از : ملاحسين شاهميري ، مشهدي عبدالرحيم ، ميرزا عباسقلي ، ميرزا موسي خان سناءالدوله ، شيخ علي نوري ، شيخ باقر معزالدوله ، مسيو ويژور ، حاجي سيدعبدالرحيم دماوندي ، دكتر محمودخان ، دكتر مهدي خان ، ميرزا غلامحسين خان رهنما ، ميرزا ابوالقاسم فاضل تفرشي ، مسيو جاسموس ، مسيو ژان دوشن ، دكتر حسين حجازي و ميرزا اسماعيل خان دبير تفرشي.همسر و فرزندان : معصومه ، همسر ابوالقاسم سحاب و مرحوم عباس سحاب ، پدر كارتوگرافي ايران ، عذرا ، صغري و بهجت خانم ، فرزندان شادروان استاد ابوالقاسم سحاب مي باشند.زمان و علت فوت : پس از نزديك به 60 سال فعاليت علمي و فرهنگي ، دست تقدير بر حيات ابوالقاسم سحاب سايه افكند و در سپيده دم 21 دي 1335 به ديار معبود و سراي باقي شتافت و در مقابل بارگاه حضرت معصومه (س) ، كنار حوض به خاك سپرده شد و آيت الله مرعشي نجفي بر جنازه ي او در صحن يادشده نماز خواند.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ابوالقاسم سحاب، به جهت حسن شهرت و تدريس در مدرسه ي آليانس و به سفارش نصيرالدوله ، وزير معارف به مديريت مدرسه ي نهاوند مأمور و براي سروسامان دادن به اوضاع مدارس آن سامان ، به آنجا فرستاده شد. استاد در سمت جديد ، در نهايت جديت امور محوله را انجام داد و خدماتش مورد توجه قرار گرفت. از اينرو ، به پيشنهاد علي اكبرخان سروش ، رئيس دخانيات ثلاث ( ملاير ، نهاوند و تويسركان ) ، رياست معارف و اوقاف آن ايالت براي وي پيشنهاد گرديد كه در تاريخ 28 ثور 1338 قمري ، حكم مزبور از طرف وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه براي او صادر شد. سحاب در 12 ارديبهشت 1306 از سوي وزارت معارف و اوقاف به سمت عضويت در هيئت ممتحنه ي مدارس ابتدايي مركز انتخاب و اندكي بعد ، به همان سمت در مدرسه ي دارالفنون منصوب گرديده و در پي آن ، امتحانات شاگردان مدارس ابتدايي آن را برگزار مي كند. سپس در 8 فروردين 1307 به وظيفه ي اداري در شغل منشي گري محاسبات وزارت معارف وارد گشته و به موجب اخطار رسمي كابينه ، اين وزارتخانه در تاريخ 29 خرداد 1307 جهت تهيه ي سواد نظامنامه ي شوراي عالي معارف دعوت مي شود. اما به جهت كثرت كار اداري و موانع زياد از حضور به آن شورا خودداري مي كند. همچنين استاد در اول مهر 1307 از سوي آن وزارتخانه به عنوان مسئول تحرير تصديق نامه هاي مدارس مأمور شده و در پي آن ، طي حكم ديگري از طرف آن مركز ، به عضويت در اوقاف درمي آيد. يك سال بعد ، در 19 فروردين 1309 به موجب حكم رئيس محاسبات وزارت معارف و اوقاف ، از شغل منشي گري پاكنويس آن اداره به سمت مديريت ارتقاء يافته و مديريت آرشيو اين وزارتخانه به وي واگذار مي شود. اندكي بعد ، به موجب حكم ديگري در تاريخ 4 مهر 1310 در وزارت معارف داخل مي گردد. وي در سال 1317 ، معاونت كتابخانه ملي و در سال 1323 ، مديريت دفتر دانشسراي عالي تهران را نيز برعهده داشته است.فعاليتهاي آموزشي : ابوالقاسم سحاب، به هنگام حضور در مكتب نخستين استاد خويش ، ملاحسين شاهميري ، به علت توانايي هاي فوق العاده علمي و درسي خود و نيز به پيشنهاد مشاراليه ، امر تدريس برخي از نوآموزان كلاس را برعهده گرفت. او اگرچه در ازاي آموزش كودكان مكتب ، از دادن شهريه معاف بود ، اما پرداختن به اين مهم ، در واقع نخستين دل مشغولي و شغل وي را نيز تشكيل مي داد و بر اين اساس بود كه از همان زمان ، او لذت توأمان دانش آموزي و معلمي را چشيد و تا آخرين روزهاي زندگي نيز در تداوم آن تلاش مي كرد. به علاوه ، پس از تسلط وي به علوم عقلي و نقلي و همچنين فقه ، اصول و كلام ، تفسير و حكمت در مدتي كوتاه ، كار تدريس خصوصي بسياري از فرزندان خانواده هاي تفرشي نيز به او واگذار شد. در رمضان سال 1326 قمري ، به واسطه ي اقدامات محمدعلي شاه و دستگيري مشروطه طلبان و حاكم شدن استبداد صغير ، پسرهاي ميرزا محمدخان دبيرلشكر ( ميرزا عيسي خان دبيرلشكر و ميرزا موسي خان سناء الدوله ) كه از مشروطه طلبان تهران بودند ، به ناچار به تفرش برگشته و در اين زمان ، سناءالدوله امر آموزش فرزندان خود و يكي از پسران دبيرلشكر را به سحاب كه در اين هنگام 22 سال داشت ، واگذار مي نمايد. شخصيت فرهيخته دبيرلشكر و سناءالدوله از يك سو و توانمندي هاي فوق العاده ي سحاب از طرف ديگر ، سبب شد تا وي زيرنظر سناءالدوله به فراگيري زبان هاي اروپايي و به ويژه ، زبان فرانسه و نيز آموختن علوم جديد و حساب و جغرافيا و ... همت بگمارد و در مدتي كوتاه چنان پيشرفت كند كه خود به معلمي توانا جهت متعلمين خود مبدل گردد. در اين زمان ، پس از ورود به مدرسه ي آليانس فرانسه ، هم زمان با تحصيل نزد مسيو ويژور ، به تدريس در آن نيز مشغول بود. هم زمان ، بر آن مي گردد با تشكيل دبستاني در خيابان فرمانفرما ، شغل رسمي خود را معلمي قرار داده و از اين راه نسبت به تأمين معاش خود اقدام نمايد. اندكي بعد و هم زمان با به پايان رسيدن جنگ جهاني اول در سال 1297 شمسي ( 1918 م. ) به جهت تصميم دولت مبني بر خريداري كردن مدارس ملي و تبديل آنها به مدارس ابتدايي مجاني و متوسطه ي غيرمجاني ، به ناچار از تدريس در ساعات بعدازظهر مدرسه ي سيروس كه در اين زمان تحت رياست ميرزا محسن خان قريب اداره مي شد ، صرف نظر كرده و بر ميزان همكاري خود با مدرسه ي آليانس افزود. طولي نكشيد كه به واسطه ي حسن اداره كردن كلاس ، مسيو ويژور تدريس در كلاس نهم را نيز از وي خواستار شد. در اين هنگام بود كه به جهت بازديد نصيرالدوله ، وزير معارف از مدرسه ي مزبور ، باب مراوده و آشنايي با وي گشوده شد ؛ بعدها به آموزش در مدرسه ي تدين مي پردازد و در پي آن به سفارش نصيرالدوله به مديريت مدرسه ي نهاوند مأمور و براي سروسامان دادن به اوضاع مدارس آن سرزمين به آنجا فرستاده شد. پس از بازگشت از سفر نهاوند ، در مدارس آن روز تهران از جمله مدرسه ي شرف ، مدرسه ي ايران ، مدرسه ي سيروس و كماليه به آموزش دانش آموزان مشغول شد. استاد در فروردين 1306 به جهت تعليق عبدالله خان مرندي ، به جاي ايشان به آموزش در مدرسه ي كماليه مي پردازد. [ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : ابوالقاسم سحاب، ضمن ادامه ي تدريس در مدارس تهران ، به نگارش مقالات فراواني براي بسياري از نشريات آن روز همچون طوفان هفتگي ، تهران ، ستاره جهان ، شفق سرخ ، قانون ، تجدد ايران ، حبل المتين كلكته ، رستاخيز ، عصر گلشن ، تهران ، مجله ي تعليم و تربيت و مطبوعات ديگر ادامه داد. وي از بهار سال 1305 به جهت عدم همراهي اولياي وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه و اختلال در امور آن ، مبادرت به همكاري با مطبوعاتي نظير : گلشن ، اقدام و شفق كرده و ضمن تهيه ي خبر و ترجمه ي مطالب آنها ، امور معيشتي و زندگي خويش را بدين شكل تأمين مي كند. در همين رابطه ، علاوه بر نوشتن مقالات و ترجمه ي خبرهاي روزنامه ي ترقي ، از مرداد همان سال با روزنامه هاي اطلاعات ، فرخي و طوفان نيز همكاري مي كند. وي مديريت داخلي مجله ي علم و تربيت را نيز برعهده داشت. در عين حال ، به همراهي شيخ عبدالعزيز جواهرالكلامي به جمع آوري و استنساخ مجموعه اي راجب به كتابخانه هاي ايران اقدام مي ورزد. به علاوه ، در ادامه ي بي مساعدتي هاي وزارت معارف ، جهت گذراندن زندگي در امر كسب وارد مي گردد.جوائز و نشانها : ابوالقاسم سحاب، نظر به مراتب لياقت و كارداني خود ، در 26 آذر 1319 و 14 ارديبهشت 1323 از سوي وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه ، به دريافت دو قطعه نشان علمي درجه ي يك و دو نائل گرديد.آثار : استنساخ « نخبه التواريخ » ميرزا اسماعيل خان دبير تفرشي ، تاريخ خجسته ويژگي اثر : اين مجموعه ، حاوي اطلاعات پرباري درباره ي شرايط اجتماعي و اقتصادي سال هاي اول سده ي 14 هجري شمسي و به ويژه ، دهه هاي اول سلطنت خانواده ي پهلوي است.3 درباره ي وزارت معارف ايران ويژگي اثر : در اين مجموعه ، شرح حال و اقدامات و آثار 43 نفر از وزراي معارف ايران تهيه و ضبط شده كه مي تواند به عنوان مرجع مناسبي مورد استفاده قرارگيرد.4 زندگي حضرت امام حسن عسگري (ع) ، زندگي حضرت امام علي النقي (ع) ، زندگي حضرت سيدالشهدا (ع) ، فلسفه و اسرار حج ،مشاركت در تدوين و تنظيم « ديوان دبير تفرشي »


منابع زندگینامه: روزنامه ي اطلاعات ، 14 اسفند 1379 ، صص 4-2

فعالیتها: • الهیات و معارف اسلامی • تبلیغ • عالمان و دانشمندان • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:38 PM
سپهری، برزو

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(تو 1290 ش)، استاد فلسفه و نویسنده. وى پس از پایان دوره‏ى مقدماتى، از دانشسراى عالى و دانشكده‏ى ادبیات موفق به اخذ لیسانس زبانهاى خارجى شد و مدت یك سال سمت دبیرى داشت، سپس به سویس رفت و از دانشگاه ژنو به دریافت درجه‏ى دكترا در فلسفه نایل گشت و پس از مراجعت به ایران، با سمت دانشیار فلسفه در دانشكده‏ى ادبیات به تدریس پرداخت. از آثار او است: «آراء فلسفه درباره‏ى عادت»؛ «بحث در مسایل پرورش اخلاقى»؛ «سر جنسیت یا روانشناسى عشق».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: زندگینامه‏ى رجال و مشاهیر (141/3)، مؤلفین كتب چاپى (102/2).

فعالیتها: • فلسفه - منطق • نویسندگی

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:52 PM
سراب تنکابنی، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(1124 -1040 ق)، فقیه، اصولى، فیلسوف و متكلم امامى. معروف به فاضل سراب. وى با شیخ جعفر قاضى معاصر بود و در محضر علامه‏ى مجلسى و محقق خوانسارى تلمذ كرد. او از شاگردان محقق سبزوارى در فقه بود. از استادانش مجلسى و سبوزارى اجازه‏ى روایت داشت. ملا محمدعلى استرآبادى و شیخ على عاملى، نوه‏ى شهید ثانى، نیز به وى اجازه دادند. فرزندانش ملا محمد صادق و ملا محمدرضا و همچنین ملا محمد شفیع لاهیجى و سید محم صادق حسینى و شیخ زین‏الدین خوانسارى از وى اجازه‏ى روایت كسب كردند. در اصفهان از دنیا رفت و در محل خاجو در اول تخت پولاد دفن شد. از آثارش: «اثبات الصانع القدیم بالبرهان القاطع القویم»؛ «اثبات الواجب»؛ «سفینه النجاه»، در كلام؛ حاشیه بر «شرح لمعه»؛ رساله اى در «الاجماع»؛ «حجیه الاخبار»؛ چهار رساله در «وجوب الجمعه»؛ «ضیاء القلوب»، در امامت؛ حاشیه بر «مدارك الاحكام»، حاشیه بر «معالم الاصول»؛ حاشیه بر «ذخیره المعاد» محقق سبزوارى؛ حاشیه بر «آیات الاحكام» اردبیلى.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (381/9)، ایضاح المكنون (24/1)، تذكره القبور (455 -454)، تلامذه العلامه المجلسى (66)، الذریعه (203/12 ،269/6 ،96/1)، روضات الجنات (104 -101 /7)، ریحانه (5/3)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 673 -671 /12)، فوائد الرضویه (553 -550)، معجم المؤلفین (180/10)، هدیه العارفین (312/2).

فعالیتها: • اصول فقه • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:52 PM
سرایی، احمد

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(تو 1329 ق)، فقیه و مجتهد. وى در قریه‏ى سراى تبریز در خانواده‏اى باتقوا و معنوى به دنیا آمد. در 1343 ق براى تحصیل به تبریز رفت و مقدمات علوم را از محضر اساتید آنجا فراگرفت. سپس به قم رفت و نزد مدرسین بزرگ آنجا همچون آیت‏اللَّه نجفى مرعشى و آیت‏اللَّه لنكرانى و آقا شیخ جواد تبریزى و دیگران به فراگیرى علم و تكمیل آن پرداخت. آنگاه به نجف اشرف مهاجرت كرد و از محضر آیت‏اللَّه آقا میرزا عبدالهادى شیرازى و آیت‏اللَّه حكیم و آیت‏اللَّه سید محمود شاهرودى و آیت‏اللَّه آقا میرزا باقر زنجانى بهره‏ها برد تا به مدارج عالیه علمى و اجتهاد دست یافت و از آیات مذكور اجازه اجتهاد گرفت. پس از بازگشت به وطن، به تدریس و ترویج دین و تبلیغ احكام پرداخت. از كارها و آثار ارزنده‏ى وى بناى منازلى براى علماء و اهل علم؛ و احداث حمام براى روستاهاى محروم؛ و همچنین بحث، مناظره و مجادله حسنه با منحرفین اعتقادى؛ و مسافرت به ممالك مختلف اسلامى براى تبلیغ و ارشاد؛ و تربیت مبلغ و طلاب علوم دینى را مى‏توان نام برد.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: گنجینه‏ى دانشمندان (317 -315 /3).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:53 PM
سرخسی ابوالعباس، احمد

( ملیت: ایرانی قرن: 3 )

(وف 286 ق)، فیلسوف، حكیم، عالم، ادیب و شاعر. معروف به ابن الفرائقى. از درخشانترین چهره‏هاى حكمت و از بهترین شاگردان اسحاق كندى، فیلسوف نامدار عرب بود. وى در علوم مختلف فلسفه ریاضیات، نجوم، طب، موسیقى، منطق و كیمیا و جغرافیا و تاریخ، حدیث و شریعت، داراى فرهنگ و آگاهى ژرف بود. سرخسى در اول كار معلم معتضد، شانزدهمین خلیفه‏ى عباسى بود. لیكن، على رغم این كه معلم معتضد و رفیق و مشاور او بود، طولى نكشید كه به اتهام الحاد كار به قتل سرخسى انجامید و نیز گفته شده كه وى در اثر بى دقتى و سبكسرى معتضد كشته شد. در علم نحو و شعر نیز یگانه بود. از احمد برقى روایت كرد و احمد بن اسحاق ملحمى و محمد بن ابى‏هراز از او روایت كرده‏اند. ابن ابى‏اصیبعه متجاوز از 50 كتاب و رساله از او نام مى‏برد كه از آن جمله است: «ادب النفس»؛ «موسیقى الكبیر»؛ «المدخل فى الطب»؛ «اختصار كتاب بارى ارمینیاس»؛ «اختصار كتاب انالوطیقاالاولى»؛ «اختصار كتاب آنالو طیقاالثانیة»؛ «كتاب النفس»؛ «كتاب الاغشاش و صناعة الحسبة الكبیر اللهو» و «لهو و ملاهى»؛ «كتاب فى وصایا فیثاغورس»؛ «كتاب نزهة الفكر الساهى»؛ «كتاب السیاسة الصغیر»؛ «كتاب المدخل الى صناعة النجوم»؛ «كتاب المسالك و الممالك»، «النوم و الرویا» و غیره.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات در ایران (337 /1)، تاریخ بغداد (139 /5)، تاریخ الحكماء قفطى (111 -110)، تاریخ فلاسفه‏ى ایرانى (64 -60)، سیر النبلاء (449 ،448 /13)، فلاسفه شیعه (155 -149)، الفهرست ابن الندیم، ترجمه (473 -472)، كشف الظنون (1947 ،1664 ،1613 ،1642 ،1470 ،1468 ،1467 ،1465 ،1454 ،49)، معجم المؤلفین (157 /2)، الملل و النحل (366 -365)، الوافى بالوفیات (8 -5 /7)، مجمع الفصحا (217 /1)، معجم الادباء (102 - 98 /3)، لسان المیزان (182 -189 /1).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 03:53 PM
سرخه‏ای، زین‏العابدین

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

آیت‏اللَّه آقاى حاج شیخ زین‏العابدین بن المرحوم حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ حسین سرخه‏ئى از مشاهیر علماء و مجتهدین معاصر تهران است. وى در تاریخ 14 ذى‏الحجه 1307 ق در تهران متولد شده و پس از پرورش در بیت علم اولیات و ادبیات و سطوح را خدمت مرحوم والد و مرحوم آیت‏اللَّه حاج شیخ باقر معزالدوله و حجةالاسلام حاج شیخ مسیح طالقانى خوانده و كلام را از مرحوم حاج شیخ على مدرس نورى و منطق و حكمت الهى را از حاج شیخ هاشم اشگورى فراگرفته و از محضر مرحوم آیت‏اللَّه بهبهانى بهره‏مند گردیده و چندى در مشهد مقدس از درس و بحث آیت‏اللَّه زاده كفائى مرحوم آقا محمد و مرحوم حاج فاضل استفاده نموده آنگاه مجتهدا به نجف مهاجرت نموده و از محضر مرحوم آیت‏اللَّه التقى میرزا محمد تقى شیرازى در كربلا استفاضه نموده آنگاه به ایران مراجعت و در تهران در محله‏ى امامزاده یحیى علیه‏السلام اقامت و تاكنون بوظائف دینى از اقامه نماز جماعت و تفسیر قرآن و ترویج دین و تبلیغ احكام اشتغال دارد. داراى آثار علمى و اجتماعى كه ذیلا توضیح مى‏دهم مى‏باشد. 1- حاشیه مبوسطى بر كفایةالاصول. 2- حواشى بر شوارق. 3- احیاء و تعمیر اساسى مزار امامزاده یحیى كه بكلى ویران و از بین برده بودند و ایشان قیام و مقاومت و اقدامات جدى نموده تا آن را برگردانیده و بهتر از اول تجدید و بناء گنبد و صحن و سراى عالى نمودند كه مرحوم آیت‏اللَّه العظمى بروجردى قدس اللَّه سره بمعظم له فرمودند شما با این عمل حق عظیمى بر حضرت رسول و اهلبیت عصمت علیهم‏السلام دارى. 4- تعمیر و توسعه مسجد امامزاده یحیى علیه‏السلام. (تو 1307 ق)، عالم دینى و فقیه. در تهران به دنیا آمد. مقدمات و ادبیات و سطوح را نزد پدر خود و سپس نزد حاج شیخ باقر معزالدوله و حاج شیخ مسیح طالقانى خواند و كلام را از آقا شیخ على مدرس نورى و منطق و حكمت الهى را از حاج شیخ هاشم اشكورى فراگرفت و از محضر آیت‏اللَّه بهبهانى نیز بهره‏مند گردید. چندى در مشهد از درس و بحث آیت‏اللَّه‏زاده آقا محمد كفایى و حاج فاضل استفاده نمود. آنگاه در حالى كه مجتهد بود به نجف رفت و از محضر میرزا محمدتقى شیرازى در كربلا بهره‏ها گرفت. سپس به ایران مراجعت و در تهران در محله‏ى امامزاده یحیى به انجام وظائف دینى و اجتماعى مشغول شد. از آثار وى احیاء و تعمیر اساسى مزار امامزاده‏ى یحیى است. از آثار علمى‏اش: حاشیه‏ى مبسوطى بر «كفایه الاصول»؛ حواشى بر «شوارق».[1]

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)

منابع زندگینامه: [1] گنجینه‏ى دانشمندان (481 -480/ 4).

فعالیتها: • تبلیغ • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:03 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/1e233882-bb35-4e3f-a272-6ca50c2d5716.jpg سعیدی مهر، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد سعیدی مهر محل تولد : تهران شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1342/1/1 زندگینامه علمی در سال 1360 هجری شمسی در رشته ریاضی فیزیک از دبیرستان خوارزمی تهران فارغ التحصیل شدم. به علت علاقمندی به دروس حوزوی (و تعطیلی دانشگاهها به علت انقلاب فرهنگی)، در حوزه شهید بهشتی تهران تحصیلات حوزوی را آغاز کردم. در سال 1361 در کنکور سراسری و نیز کنکور ورودی دانشگاه امام صادق(ع) شرکت کردم و پس از قبولی در هر دو جا دانشگاه امام صادق(ع) را برگزیدم و یک سال در این دانشگاه مشغول تحصیل شدم. به علت علاقه شدید به دروس حوزوی و نظام آموزش حوزه، در آغاز نیمسال سوم تحصیلی (بهار 1383) با جلب نظر موافق مدیریت محترم دانشگاه امام صادق(ع)، از ادامه تحصیل انصراف داده و در مدرسه آیت الله مجتهدی تهران تحصیلات حوزوی را ادامه دادم. در مهرماه 1364 وارد حوزه علمیه قم شدم و به تحصیل سطح ادامه دادم و همزمان در دروس فلسفه نیز شرکت می کردم. در سال 1367 سطح حوزه را به اتمام رسانده به تحصیل در مقطع خارج فقه و اصول مشغول شدم. در سال 1369 در کنکور ورودی تربیت مدرس قم شرکت کرده و همزمان با شرکت در دروس خارج و دروس فلسفه و عرفان، در سال 1372 در مقطع کارشناسی ارشد الهیات فارغ التحصیل شدم. در سال 1373 در آزمون ورودی دانشگاه تربیت مدرس تهران شرکت کردم و پس از قبولی و شرکت در دوره آموزشی، سرانجام در سال 1379 با دفاع از رساله دکتری با عنوان( بررسی انتقادی«ضرورت» در فلسفه تحصیلی معاصر)، فارغ التحصیل شدم. در سال 1378 به مدت یکسال در کشور انگلستان مشغول گذراندن یک دوره پژوهشی بوده ام. از سال 1380 به عنوان عضو هیأت علمی گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس مشغول هستم و در حال حاضر استادیار گروه فلسفه این دانشگاه می باشم. در طی دوران تحصیل در دانشگاه و حوزه، با مراکز متعدد پژوهشی در قم و تهران، همچون مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، مرکز تحقیقات استراتژیک، معاونت اساتید و دروس معارف اسلامی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، پژوهشکده حکمت و فلسفه دفتر تبلیغات اسلامی، سازمان حکمت، موسسه فرهنگی طه و ... همکاری مدیریتی و پژوهشی داشته ام.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:07 PM
سردار کابلی کرمانشاهی، حیدرقلی

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1372 -1293 ق)، عالم دینى، فیلسوف، فقیه اصولى، محدث، متكلم، رجالى، مورخ و ریاضیدان. از علماى بزرگ شیعه در قرن چهاردهم قمرى بود. اصلش از ایران و از قزلباشان است. پدرش ساكن افغانستان بود و سردار در كابل به دنیا آمد. در هشت سالگى به خواندن و نوشتن پرداخت. چون داراى استعداد فوق‏العاده‏اى بود به زودى ریاضیات و زبان انگلیسى را فراگرفت. در 1304 ق پدرش خانواده خود را به عراق برد و در كاظمین ساكن كرد. معلم وى در ریاضیات و انگلیسى نیز به همراه آنان مهاجرت كرد و شش سال نیز در عراق به وى آموزش داد و او در حساب و هندسه و هیئت و جغرافى و علوم غریبه صاحب نظر شد. وى همچنین در لغات و ادبیات عربى و فارسى و سانسكریت و هندى و عربى و لاتین دستى توانا داشت. سردار كابلى در این مدت علاوه بر آموزش علوم جدیده به تصحیل علوم قدیمه نیز پرداخت و سپس به نجف رفت و فقه و اصول را در محضر علامه میرزا محمدعلى رشتى چهاردهى و شیخ على‏اصغر تبریزى و دیگران فراگرفت و فلسفه را نزد استادان بزرگ آن آموخت. در 1310 ق در خدمت پدر عازم ایران شد و در كرمانشاه با شیخ عبدالرحمان شافعى مكى ملاقات كرد و مجذوب كمالات وى گشت و در همان جا ماندگار شد. او از شیخ خود، چهاردهى، و سید حسن صدر و سید عباس لارى و محدث قمى و سید آقا یحى تهرانى و سید محسین امین و شیخ آقا بزرگ تهرانى داراى اجازه بود. شیخ مرتضى گیلانى نجفى از شاگردان وى مى‏باشد. سردار كابلى استاد ریاضى و هندسه آیت‏اللَّه حجت بود. پدرش قبل از مرگ سرپرستى خانواده‏ى خود را به وى سپرد و او را ملقب به سردار كرد. سردار كابلى در كرمانشاه به نشر احكام و تالیف و تصنیف مشغول شد. او به شهرهاى بسیارى سفر كرد و با علماى هر شهر مصاحبت نمود. سرانجام در كرمانشاه درگذشت و جنازه‏اش به نجف انتقال یافت و در كنار پدرش در وادى‏السلام دفن شد. از آثار وى: «الاربعون حدیثا»، در فضایل امیرالمومنین (ع) از طرق اهل سنت؛ «تبصره الحر فى تحقیق الكر»، در بیان انطباق تحقیقى بین وزن و مساحت و حجم؛ «تحفه الاحباب»، در بیان آیات قرآن؛ «تحفه الاجله»، در شناخت قبله، كه براى فهم كتاب به دانش جبر و مثلثات و هیئت و جغرافى نیاز است؛ «العلم الشاخص فى اسرار ظل الشاخص»، در اعمال فلكى؛ كتابى در «المساحه»، ترجمه از انگلیسى؛ ترجمه «انجیل برنابا»، از انگلیسى به فارسى؛ «غایه التعدیل فى معرفه حقیقه الاوزان و المكاییل»؛ «كشف القناع فى تحقیق المیل و الذراع»؛ «مناهج الوفاق»، در اعداد؛ شرح حدیث امیرالمومنین (ع) در بیان قطر و محیط خورشید و ماه و اختلاف افق خورشید؛ «دیوان ابوطالب (ع)» و شرح «لامیه‏ى» آن؛ شرح «تهذیب المنطق»؛ شرح «خطبه‏ى حضرت زینب (ع)»؛ «مصباح القواعد»، در قواعد علوم ریاضى؛ «مثنوى» در نظم «الباب الحادى عشر»؛ «الدرر النثیره»، شبیه به «كشكول»، در سه مجلد.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: آثار الحجه (340/2 ،200 -197 /1)، اعیان الشیعه (274 -273 /6)، الذریعه (283/22 ،116/21 ،46 ،17 ،11/16 ،139 ،80 -79 /8 ،410 ،317 /3 ،366/2 ،493 ،415 /1)، ریحانه (7 -5 /5 ،15 -13 /3)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 699 -693 /14)، علماء معاصرین (296 -292)، گنجینه‏ى دانشمندان (227 -225 /6).

فعالیتها: • اصول فقه • تاریخ • حدیث • رجال و تراجم • ریاضیات و هندسه • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:08 PM
سروش، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد سروش محل تولد : قم شهرت : سروش محلاتی تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1340/1/1 زندگینامه علمی در سال 1355 وارد حوزه علمیه قم شدم. پس از دروس سطح در خدمت حضرات آیات ستوده و سید علی محقق داماد، در درس خارج آیت الله حائری یزدی(ره) حاضر شدم ، همچنین مدت 15 سال از درس خارج حضرات آیات وحید خراسانی و شبیری زنجانی و برخی اساتید دیگر استفاده کردم. در همین مدت فلسفه و عرفان را از محضر حضرات آیات حسن زاده آملی ، جوادی آملی و انصاری شیرازی استفاده کردم.حدود 10 سال تدریس سطح عالی داشتم و سپس به تدریس خارج فقه واصول مشغول شدم که در مدرسه آیت الله گلپایگانی(ره) ، حدود 10 سال است ادامه یافته است گرایش اصلی من در پژوهش ، فقه ---------- است.


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:09 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/00b85876-c02b-4cbf-89c0-ff1035550bcc.jpg سلیمان اف، معصوم

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

معصوم سلیمان اف محل تولد : جلفا شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1346/1/1 زندگینامه علمی اینجانب معصوم سلیمان اف بعد از اتمام مدرسه 10 کلاسى، در سال 1984 میلادی وارد دانشگاه نفت و شیمی باکو، ( رشته شناسایی بسترهای نفت و گاز و غیره با روشهای ژئوفیزیکی) وارد شدم و در سال 1991 و دو سال سربازی در وسط، دانشگاه را تمام کرده بعد از شش ماه به ایران آمده و وارد مدرسه علمیه شدم. الآن مشغول نهایه الحکمه در سطح 3 موسسه فلسفه و کلام امام صادق(ع) هستم.


فعالیتها: • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:11 PM
سلیمانی الموتی، هادی

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

هادي سليماني الموتي قزويني در سال 1300 ، در الموت قزوين به دنيا آمد. پس از مراحل مقدماتي تحصيل ، وارد حوزه علميه ي قزوين گرديد. وي بعد از آن به منظور تحصيل از قزوين خارج شد و پس از فراگيري معارف ، اعم از فقه و حكمت و فلسفه و كلام ، به قزوين بازگشت و بنا به درخواست استادش آيت الله علامه رفيعي به اقامه نماز جماعت در مسجد نوبنياد مهديه پرداخت. او همچنين از سال 1344 تا زمان فوت در حوزه علميه التفاتيه ، حدود 25 سال به تدريس علوم مختلف پرداخت. آيت الله حاج شيخ هادي سليماني الموتي قزويني سرانجام در نوزدهم ارديبهشت 1378 ، در سن 78 سالگي ديده بر جهان فروبست.گروه : علوم انساني رشته : الهيات و معارف اسلامي والدين و انساب : اجداد هادي سليماني الموتي قزويني غالباً روحاني و از رجال با نفوذ منطقه الموت بودند و مردم آن سامان از وجود اين خاندان اهل علم و ايمان بهره مند مي شدند.تحصيلات رسمي و حرفه اي : هادي سليماني الموتي قزويني پس از طي طفوليت و كسب مراحل مقدماتي معلومات ، وارد حوزه علميه ي قزوين گرديد. همين جا بود كه پايه هاي اساسي فكري و اعتلاي علمي اش پايه ريزي شد و پس از سال ها تحصيل مدارج و مراحل علوي حوزوي به بلوغ نبوغ و كمال معنوي رسيد. و سپس به قم رفته و تحصيلات خود را در حوزه ي علميه ي اين شهر پي گرفت.استادان و مربيان : هادي سليماني الموتي قزويني دروس سطوح عالي را نزد اساتيد برجسته و معروف قزوين ، آيت الله رفيعي و آيت الله مفيدي و ديگر علمي وقت فراگرفت. وي پس از اقامت در نجف از محضر فقها و مراجع بزرگي چون آيت الله بروجردي ، آيت الله شاهرودي ، علامه سيدمحمدحسين طباطبايي ، امام خميني (ره) را درك نمود و به فراگيري علوم فقهي و فلسفي و كلامي پرداخت. او از اكثر مراجع زمان همچون آيت الله مرعشي نجفي ، آيت الله سيدابوالقاسم خويي ، آيت الله شاهرودي ، آيت الله طباطبايي و... اجازه دريافت نمود.زمان و علت فوت : هادي سليماني الموتي قزويني سرانجام در نوزدهم ارديبهشت 1378 ، در سن 78 سالگي ديده بر جهان فروبست.فعاليتهاي آموزشي : هادي سليماني الموتي قزويني از سال 1344 تا زمان فوت در حوزه علميه التفاتيه ، حدود 25 سال به تدريس علوم مختلف پرداخت.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : هادي سليماني الموتي قزويني پس از فراگيري معارف ، اعم از فقه و حكمت و فلسفه و كلام و چند سال تحصيل پياپي به قزوين بازگشت و بنا به درخواست استادش آيت الله علامه رفيعي به اقامه نماز جماعت در مسجد نوبنياد مهديه پرداخت.


منابع زندگینامه: فرزانگان علم و سخن قزوين، تاليف: رضا صمدي ها ، قزوين: بحر العلوم ، ص 160

فعالیتها: • الهیات و معارف اسلامی • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:11 PM
سمرقندی شمس‏الدین، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 9 )

(وف 901 ق)، حكیم و عالم. وى عالم علوم معقول بود. مشهور به مولانازاده‏ى مولانا عثمان. وى از علما ماوراءالنهر در قرن نهم بود در زمان سلطان حسین بایقرا از سمرقند به هرات رفت و در مدرسه‏ى سلطانیه و مدرسه‏ى اخلاصیه به تدریس پرداخت وى در سال 901 ه. ق درگذشت.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: حبیب السیر (341 -340 /4).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:15 PM
سمیعی، جمشید

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

جمشید سمیعی محل تولد : آبادان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1335/1/1 زندگینامه علمی اینجانب از سال 1358 یعنی پس از انقلاب مقدس اسلامی به طور موازی شروع به تحصیلات دانشگاهی و حوزوی نموده ام. الف ) – در دانشگاهها از اساتید خوبی بهره برده و تا آنجا که امکان داشت به صورت عمومی در کلاس از محضر آنها استفاده و از برخی اساتید روحانی و دانشگاهی به صورت خصوصی استفاده های شایانی نمودم. ب ) – همزمان با تحصیلات دانشگاهی در فرصتهای مناسب و روزهای تعطیلی از محضر اساتید حوزوی با تمام علاقه و شوق استفاده نموده و به صورت تحقیقی و یا تطبیقی از کتب حضرات بهره بردم. ج ) – هزاران ساعت از عمر خود را به واسطه استفاده از نوار و یا سی دی صرف کرده و از درسهای فلسفه حضرت آیت الله جوادی آملی اعلی الله مقامه و اسفار حضرت آیت الله مصباح ، ابن عقیل و مغنی حضرت استاد آدینه وند بهره برده و در حواشی کتب مربوط یادداشتهای بسیاری نموده ام . ه ) – اکنون نیز در فرصتهایی که دارم از طریق اینترنت از دروس خارج حضرات تا آنجائی که میتوانم به صورت تحقیقی استفاده میکنم. از جمله دروس خارج فقهی که به عنوان منبع تحقیق بهره می برم دروس خارج فقه مقام معظم رهبری ادام الله ظله الشریف است. البته در دوران دانشجوئی در تهران ،مقداری از درس تفسیر سوره بقره ایشان در حسینیه امام خمینی ره استفاده کرده جلساتی را شرکت نمودم. البته شرکت در جلسات تفسیر آقا یکی از بزرگترین مشوقهای اینجانب بود که همت خود را در تحصیل فقه ، اصول و تفسیر و حکمت و فلسفه گسترش داده و اکنون نیز در این حوزه ها مشغول تحقیق هستم . د ) – اکنون بسیاری از نوشته های اینجانب به صورت زیراکس و یا دست نوشته در اختیار دانشجویان مختلف دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد قرار دارد و مورد استفاده واقع میشود. نکته: در رابطه با دروس اسلامی دانشگاهی نیز مشغول تنظیم مطالبی هستم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:15 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/1846777f-a0c4-42aa-afb3-58e1f41bd259.jpg سند، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد سند محل تولد : بحرین شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1340/1/1 زندگینامه علمی حدود چهار سال و نیم سن داشتم که به دبستان رفتم . پانزده سال و نیم داشتم که دیپلم گرفتم. سپس عازم لندن شدم و فوق دیپلم هندسه را در سال اول گرفتم. در سال دوم موارد اضافی را فرا گرفتم تا در دانشکده تخصصی امپریال وارد شوم ولی در نزدیک اواخر سال دوم تصمیم به رفتن به حوزه علمیه قم را گرفتم. با ورود به حوزه ، با تمام جدیت ، شبانه روز و پنجشنبه و حتی جمعه و تعطیلات ، همیشه مشغول تحصیل بودم و همه متون قدیمه مانند قوانین، شرح نظام، مطول و شمسیه و هیئت چغمین و عروقی و غیره را فرا گرفتم البته کتابهای مقدمات را خودم به تنهایی فرا گرفتم چون در دبیرستان جزو مواد درسی بود و با آنها آشنا بودم. در مدت سه سال و نیم ، سطوح عالیه را به اتمام رساندم که البته ساعات کاری این سه سال و نیم معادل ساعتهای درسی حوزه در هفت سال برآورد میشود . سپس درسهای خارج آقایان روحانی و میرزا هاشم آملی و وحید خراسانی ، در بیع و اصول الفاظ و صلاة و اصول عملیه و فلسفه اسفار و سپس بخصوص نزد آقای جوادی آملی و اشارات هم پیش آقای حسن زاده آملی و همراه این سالها درسهای آقای گلپایگانی که درقضاء و شهادات و حدود بود را، در تعطیلات فرا گرفتم و قضا و شهادات آقای تبریزی و همچنین طهارت و غیره آنها . در اواخر حضور درسی دو سال نزد آقای علامه فانی اصفهانی اصول فشرده و بیع و مکاسب محرمه و قضاء و خلل صلاة و غیره همچنین بحثهای تعطیلی آقای روحانی شرکت داشتم که در خلل صلاة و قواعد اصولی بود و در اواخر سه سال فقه طهاره و اصول عملیه و جلسه استفتاء آقای تبریزی شرکت داشتم سپس بدستور استاد آقای روحانی و میرزا هاشم آملی شروع به تدریس بحث خارج نمودم.البته شروع تدریس بحث خارج فقه و اصول همگام با دو سال اخیر حضور اینجانب در درسهای آقایان بود و همینطور تدریس منظومه ملا هادی مرتبه دوم بود. سپس اشارات بوعلی و سپس شفاء بوعلی و سپس اسفار که چندین جلد آنرا تا بحال تدریس داشتم و همینطور یک دوره عقاید در امامت در طی چهار سال، همینطور تدریس مسائل مستحدثه در تعطیلات پنج شنبه و جمعه که اکنون هم ادامه دارد و بحث کتاب حج دو دوره (خلاصه و مفصل) در تعطیلات داشتم و دوره اصول از اول الفاظ تا آخر استصحاب ، در طی 12 سال . بسیاری از این بحثها بچاپ رسیده و در زمینه مسائل مستحدثه متعدد و بسیاری از شاگردان حاضر در بحث بدرجه تدریس کفایه و مکاسب و رسائل بلکه تدریس تقریرات رسیده و بسیاری از آنها دارای تالیفات متعدد در زمینه های مختلف هستند.در زمینه مقالات و سخنرانی ها در شهرها و کشورهای مختلف شرکت داشته ام.


فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:16 PM
سهروردی، ابوالفتوح یحیی

( ملیت: ایرانی قرن: 6 )

(549- مقتول 587 ق)، حكیم، صوفى، متكلم، ادیب، فیلسوف. ملقب به الموید بالملكوت و شیخ اشراق. وى در سهرود از توابع زنجان متولد شد. شهاب‏الدین یحیى سهروردى را غالبا شیخ اشراق یا المقتول یا شهید مى‏نامند. وى اصول فقه را نزد شیخ مجدالدین جیلى استاد فخرالدین محمد رازى در شهر مراغه آموخت و مراتب عالیتر را در اصفهان نزد طاهرالدین قارى به پایان رساند. و چون در بسیارى از موارد با قدما خلاف اندیشیده و على‏الخصوص در اصطلاحات خود از الفاظ و اصطلاحات دینى زرتشتى بسیار استفاده كرده است، متعصبان قوم، او را بالحاد متهم داشته و علماء حلب خون او را مباح شمردند. وى آثار متعدد به زبان فارسى و تازى دارد. وى بزرگترین فیلسوفى است كه حكمت اشراق در آثار و روش فلسفى او به كمال رسید. وى تنها از افلاطون و پیروان طریقه‏ى او متاثر نبود بلكه از فلسفه‏ى متداول در ایران خاصه‏ى فلسفه‏ى متمایل به عرفان كه در طریقت زردشت دیده مى‏شود نیز استفاده كرد، كه همان طریقه‏ى خسروانى است. وى منطق، بصائر ابن‏سهلان ساوى ر نزد ظهیرالدین قارى خوانده است. و در سفرى كه به ماردین از بلاد تركیه داشته به زیارت فخرالدین ماردینى از بلاد تركیه داشته به زیارت فخرالدین ماردینى عارف و حكیم رسیده وى به فرمان صلاح‏الدین ایوبى و به تحریك متعصبین در سن سى و هشت سالگى در حلب به قتل رسید. از آثار عربى وى: «البارقات الالهیه»؛ «التلویحات»؛ «التنقیحات»؛ «حكمه الاشراق»؛ «رساله فى اعتقاد الحكما»؛ «طوارق الانوار»؛ «قصه الغربه الغربیه»؛ «لوامع الانوار»؛ «الالواح العمادیه»؛ «المقاومات»؛ «المشارع و المطارحات»؛ «اللمحات» یا «اللمحه»؛ «الهیا كل النوریه»؛ «المبداء و المعاد» و غیره. از آثار فارسى او: «آواز پر جبریل»؛ «پرتونامه»؛ ترجمه «رساله الطیر» ابن‏سینا؛ «رساله العشق»؛ «روزى با جماعت صوفیان»؛ «صفیر سیمرغ»؛ «عقل سرخ»؛ «لغت موران»؛ «یزدان شناخت».[1] یحیى بن حبش بن امیرك ملقب به شهاب‏الدین و شیخ اشراق و شیخ مقتول و شهید و مكنى به ابوالفتح، حكیم معروف و محیى حكمت اشراق (و. سهرورد 549- مقت. 587 ه.ق.). وى حكمت و اصول فقه را نزد مجدالدین جیلى استاد فخر رازى در مراغه آموخت و در علوم حكمى و فلسفى سرآمد شد و به قوت ذكا وحدت ذهن و نیك اندیشى بر بسیارى از امور علمى اطلاع یافت، و چون در بسیارى از موارد خلاف رأى قدما گفته و از حكمت ایرانى و اصطلاحات دین زردشتى استفاده كرده، متعصبان او را با لحاد متهم كردند و علماى حلب خون او را مباج شمردند. صلاح‏الدین ایوبى فرمانرواى مصر و شام فرمان داد تا او را به قتل رسانند و وى در حبس در سن 38 سالگى خفه شد. سهروردى آثار متعدد به فارسى و عربى دارد. مهمترین آنها از این قرارند: منطق التحلویحات، كتاب التلویحات، كتاب المقاومات، كتاب المشارع والمطارحات، حكمة الاشراق (ه.م.) رسالة فى اعتقاد الحكماء قصة الغربة الغربیة، آواز پر جبرئیل، رسالة العشق، لغت موران، صفیر سیمرغ، ترجمه رسلالة الطیر ابن سینا، اللمحات، الیهاكل النوریة، الالواح العمادیة، المبدأ و المعاد، طوارق الانوار، البارقات الالهیة، لوامع الانوار، روزى با جماعت صوفیان، عقل سرخ، پرتونامه. از غالب كتب او نسخ متعدد در دست است و بخش مهمى به طبع رسیده. سهروردى حكمت اشراق (ه.م.) را احیاء كرده به كمال رسانید. فلسفه او التقاطى است و در آن آثارى از اصول عقاید حكماى یونان به خصوص افلاطون و نوافلاطونیان و حكماى قدیم ایران (فهلویون) و اصول دین زردشت در آن به خوبى نمایان است. این فسلفه به حكمت اشراق معروف است و پس از او شارحان وى (شهر زورى و قطب‏الدین شیرازى) و حكمایى مانند صدرالدین شیرازى و هادى سبزوارى عقاید او را دنبال كردند و به تأیید و توضیح آن پرداختند. سهروردى درباره مشرب عرفانى خود گوید: بیشتر نظرات من فقط زاده فكر نیست. بلكه بر اثر ریاضت و راهنمایى ذوق حاصل شده است. پس چون از راه برهان به دست نیامده و از راه عیان حاصل شده به تشكیك مشككى از میان نمى‏رود. طریق من طریقى است كه همه سالكان راه حق و امام الحكمه افلاطون پیش گرفته و به یارى ذوق به حل بسیارى از مشكلات توفیق یافته‏اند. وى قایل به اصالت ماهیت است و وجود را امرى اعتبارى و عقلى مى‏داند و ماهیت را كه اصل است و همه عالم از آن تشكیل یافته است چهار قسم ذكر مى‏كنند: زیرا یا نور است یا ظلمت، و هر یك از این دو یا جوهر است یا عرض. اما نور جوهرى شامل نفوس (یا به تعبیر خود او انوار اسفهبدى) و عقول است و مراتبى دارد كه بالاترین آنها نورالانوار است كه آن را به اسامى نور مقدس، نور محیط، نور اعلى، نور اعظم و غیره خوانده است. منشأ و مبدأ همه نورهاست. نورالانوار كامل است، و وراى آن هیچ چیز دیگر موجود نیست بنابراین نورالانوار در واقع همان روشنى بى‏پایان است كه در اوستا بدان اشاره رفته و از آن به اهورامزدا تعبیر شده است. به عبارت دیگر نورالانوار علة العلل، مبدأ كل و خالق عالم است و همه چیزها از اشراقات او هستند و محتاج بدو. از نورالانوار فقط یك نور مجرد مستقیما پدیده آمده است. این نور نخستین را سهروردى نور اقرب و نور عظیم (بهمن) خوانده است. از نور اقرب یك فلك- كه فلك‏الافلاك باشد و نور مجرد دوم- حاصل شد، و از این نور، نور و فلك دیگر به وجود آمد، و به همین ترتیب تا نور نهم و فلك نهم. فلك نهم- كه آخرین فلك است- زمین خاكى را در برگرفته است، و نور مربوط به این فلك در قلب انسان و مغز سر او پرتو افكن شده و ادراك معقولات را براى وى میسر ساخته است. این انوار نه گانه با مصدر و مبدأ كل آنها كه نورالانوار است همان است كه فارابى و ابن سینا عقول عشره خوانده و همه را صادر از فیض الهى دانسته و آخرین آنها را عقل فعال نامیده‏اند.در نظر سهروردى نور عرضى روشنیهاى محسوس است چون نور آفتاب و ستارگان و آتش. ظلمت جوهرى عبارتست از اجسام، یعنى اشیائى كه قابل اشاره و محل اعراضند و شیخ آنها را برزخ نام داده است. ظلمت عرضى چیزهایى هستند كه بر اجسام عارض توانند شد، چون رنگ و بو و طعم و سبكى و سنگینى و جز آن كه شیخ از آنها به لفظ «هیئت» نیز تعبیر كرده است. سهروردى در كتاب كلمة التصوف گوید: «در میان ایرانیان گروهى بودند كه به حق رهنمایى مى‏كردند و حكیمانى دانشمند بودند كه به مجوس شباهتى نداشتند، و بر آن طریق گامزن نبودند، و ما حكمت نوریه شریف آنان را، كه ذوق افلاطون و كسانى كه بیش از او بودند، گواه آن است، در كتاب موسوم به حكمةالاشراق و مانند آن، زنده گردانیدیم، و كسى بر من در تدوین مانند آن پیشى نجسته است.» و در حكمة الاشراق نویسد: «... و برین بنا نهاده شده است قاعده اشراق در نور و ظلمت كه طریقه حكماى ایران مانند جاماسب و فرشوشتر و بزرگمهر و حكیمان پیش از او بود.» و در كتاب المشارع و المطارحات آورده: «و اما نور طامس كه به مرگ اصغر مى‏كشد: آخرین كسانى كه درباره آن در دست آگاهى داده‏اند، از گروه یونانیان حكیم بزرگوار افلاطون، و از بزرگانى كه در آن پژوهش كرده و نامش در تاریخها به‏جا مانده هرمس، و در پهلویان «گلشاه» موسوم به «گیومرث» و همچنین از پیروان او افریدون و كیخسرو باشند.»

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] الاعلام (170 -169 /9)، ایضاح المكنون (607 ،503 /2 ،330/1)، تاریخ ادبیات در ایران (997 -996 ،305 -297 /2)، تاریخ فلاسفه (381 -368)، تاریخ فلسفه در اسلام (560 -529 /1)، تاریخ نظم و نثر (110)، تذكره‏ى روز روشن (444 -443)، ترجمه‏ى تتمه صوان الحكمه (104 -103)، دایرةالمعارف فارسى (1384/1)، الذریعه (153 -152 /13 ،277/25 ،554/9)، روضات الجنات (197/8)، ریاض العارفین (211)، ریحانه (300 -298 /3)، سیر النبلاء (211 -207 /21)، فرهنگ سخنوران (519 -518)، كشف الظنون (1560 ،7197 ،684 ،482 ،361 ،159)، الكنى و الالقاب (326/2)، لسان المیزان (511 -510 /3)، لغت نامه (ذیل/ ابوالفتوح)، مؤلفین كتب چاپى (826 -823 /6)، مجمع الفصحا (819/2)، معجم الادبا (320 -314 /19)، معجم المؤلفین (190 -189 /13)، نفحات الانس (586 -584)، الوافى بالوفیات (323 -318 /2)، وفیات الاعیان (274 -268 /6)، هدیه العارفین (521/2)، هفت اقلیم (201/3).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • عرفان • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:16 PM
سهروردی، شهاب‏الدین، ابوحفص عمر

( ملیت: ایرانی قرن: 7 )

(632 -539 ق)، حكیم، صوفى، فقیه شافعى و محدث. ملقب به شیخ‏الاسلام. در سهرورد زنجان به دنیا آمد. نسبش به ابوبكر صدیق مى‏رسد. وى نزد عمویش ابونجیب سهروردى فقه و وعظ و تصوف آموخت. و در بصره با شیخ ابومحمد بن عبد مصاحب بود. وى به بغداد مسافرت كرد و در آنجا سر سلسله‏ى عرفا شد. به صحبت عبدالقادر گیلانى رسید. وى پیشوا و موسس سلسله‏ى عرفانى سهروردیه بود. كمال‏الدین اسماعیل اصفهانى و سعدى شیرازى از ارادتمندان وى بودند. وى از كسانى مثل هبه‏اللَّه بن احمد شبلى، ابن بطى، ابوزرعه مقدسى، معمر بن فاخر و یحیى بن ثابت حدیث شنید. و ابن‏نقطه، ابن‏نجار، ظهیرالدین محمود زنجانى و ابواسحاق ابن‏واسطى از وى روایت نقل كرده‏اند. وى هر سال به سفر مكه و مدینه مى‏رفت و بیشتر عمرش را به وعظ اشتغال داشت. شهاب‏الدین با ابن‏فارض وابن‏عربى و نجم‏الدین دایه ملاقات داشته است. وى در بغداد درگذشت و در وردیه این شهر به خاك سپرده شد. از آثارش: «عوارف المعارف» كه در سفر مكه نوشته و اسماعیل بن عبد مومن و ظهیرالدین بزغش آن را به فارسى ترجمه كرده‏اند؛ «رشف النصایح الایمانیه و كشف الفایح الیونانیه؛ رساله‏ى «السیر و الطیر»؛ «بهجه الاسرار فى مناقب الغوثیه»؛ «نغبه البیان فى تفسیر القرآن»؛ «جذب القلوب الى مواصله المحبوب»؛ رساله‏ى «اعلام الهدى و عقیده ارباب التقى»؛ «دیوان» اشعار.[1] ابوحفص عمر، برادرزاده ابوالنجیب عبدالقاهر سهرودى عارف معروف كه نسبت تعلیم او به احمد غزالى مى‏رسد (ف. 632 ه.ق.) از تألیفات او كتاب «عوارف» «رشف النصائح» «اعلام التقى» و «اعلام الهدى» است. وى مؤسس فرقه سهرودیه و مرشد سعدى و اوحدالدین كرمانى است (سهروردیه).

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] آتشكده‏ى آذر (1192 -1189 /3)، آثار عجم (71 -70)، الاعلام (223/5)، تاریخ ادبیات در ایران (221/2)، تاریخ نظم و نثر (142 -141)، تذكره‏ى روز روشن (443 -442)، جستجو در تصوف (178 -172)، دایرةالمعارف فارسى (1384/1)، الذریعه (555 -554 ،478 /9)، ریاض العارفین (96 -95)، ریحانه (100 -98 /3)، سیر النبلاء (378 -373 /22)، طرائق الحقائق (531 ،530 ،490 ،405 ،304 ،291 /2)، فرهنگ سخنوران (518)، كشف الظنون (1965 ،1832 ،1792 ،1723 ،1697 ،1673 ،1517 ،1492 ،1177 ،1161 ،1157 ،905 ،877 ،872 ،451 ،126 ،90 ،50)، الكنى و الالقاب (326 -325 /2)، لغت نامه (ذیل/ سهروردى)، مؤلفین كتب چاپى (635 -634 /4)، مجالس المومنین (72 -70 /2)، مجمل فصیحى (ذیل/ سال 632)، مجمع الفصحا (819/2)، معجم المؤلفین (313/7)، معجم البلدان (329/3)، نحفات الانس (474 -473)، وفیات الاعیان (448 -446 /3)، هدیه العارفین (786 -785 /1)، هفت اقلیم (201 -199 /3)، یادداشتهاى قزوینى (572/3).

فعالیتها: • حدیث • عرفان • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:17 PM
سیادتی، حسن

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1385 -1299 ق)، عالم دینى و مجتهد. وى از سادات حسینى بود كه در قریه‏ى ایزى از محال سبزوار در خانواده‏اى باتقوا به دنیا آمد. قرآن و كتب فارسى و مقدارى صرف و نحو را در همان جا خواند، سپس براى ادامه‏ى تحصیل به سبزوار رفت و در مدرسه‏ى فصیحیه تا مدت بیست سال به تصحیل پرداخت. از جمله اساتیدش آیت‏اللَّه حاج میرزا حسین علوى سیزوارى و عمویش، آقا میرزا موسى، پدر آیت‏اللَّه حاج میرزا حسین فقیه سبزوارى، و آقا میرزا اسماعیل مشهور به افتخارالحكماء شاگرد علامه و حكیم سبزوارى را مى‏توان نام برد. پس از آن به تدریس پرداخت و دو دوره «رسائل» و «مكاسب» را درس گفت. در 1337 ق به نجف اشرف سفر كرد و مدت شانزده سال در آنجا از محضر آیت‏اللَّه آقا سید ابوالحسن اصفهانى و آیت‏اللَّه میرزا حسین نایینى استفاده‏ها برد و «تقریرات» فقه و اصول هر دو استاد را در شش مجلد به رشته تحریر درآورد. از دیگر اساتید وى، در نجف، مى‏توان به آیت‏اللَّه حاج شیخ اسماعیل محلاتى، پدر همسرش، اشاره كرد. در 1353 ق به سبزوار بازگشت و به كارها و امور دینى پرداخت و حوزه‏ى علمیه‏ى متلاشى شده را حیات جدیدى بخشید. وى در سبزوار درگذشت و در حسینیه كه بنا نهاده بود به خاك سپرده شد.[1] سید حسن سیادتى از علماء بزرگ و مجتهدین جلیل‏القدر سبزوار بوده وى در اواخر سال 1299 ق در قریه ایزى (پنج كیلومترى شرقى شهر سبزوار) در خاندان تقوا و سیادت دیده به جهان گشود. پدرانش از سادات جلیل حسینى در قریه مزبوره مورد احترام بوده‏اند قرآن شریف و كتب فارسى و مقدارى صرف و نحو را در نزد ملایان قریه آموخته و در اوائل بلوغ به قصد ادامه تحصیل به سبزوار وارد و در مدرسه فصیحیه در سلك طلاب علوم دینیه درآمده و تا مدت بیست سال با كمال جد و جهد به تحصیل و آنگاه به تدریس اشتغال داشته و در این مدت از محضر علماء آن عصر سبزوار استفادات علمیه و ادبیه و فقهیه و اصولیه و حكمیه نموده و از مدرسین نامى عصر خود گشته و ضمناً در مسجد جامع سبزوار به امامت جماعت اشتغال داشته است. پس از تدریس دو دوره رسائل و مكاسب مرحوم شیخ قدس سره در سال 1337 قمرى مهاجرت به نجف اشرف نموده و مدت 16 سال در آستان ملك پاسبان حضرت مولى‏الموحدین امیرالمؤمنین علیه صلوات المصلین اقامت نموده و از محضر آیات عظام آیت‏اللَّه آقا سید ابوالحسن اصفهانى و مرحوم آیت‏اللَّه آقا میرزا حسین نائینى استفاده و تقریرات فقه و اصول هر دو را در 6 مجلد به رشته تحریر آورده كه اكنون نزد فرزند فاضلش موجود است. در ذیقعده سال 1353 قمرى به سبزوار بازگشته و به امور روحانیت قیام نموده و در سال 1363 قمرى حوزه علمیه متلاشى شده آن را حیات جدیدى بخشیده به اغلب قراء اطراف نامه‏ها نوشته و تقاضاى ارسال محصل به مدارس سبزوار و حوزه علمیه دائر نموده كه اثر آن اقدام از آن تاریخ تاكنون مشهود است در علم و تقوا مورد قبول عامه و خاصه و در نفوذ كلام و محبوبیت قلیل‏النظیر بوده است. در عصر یكشنبه 23 ماه رمضان المبارك 1385 قمرى در سن 86 سالگى طى كسالت و نقاهت طولانى دیده از جهان فروبست و در حسینیه‏اى كه از خالص مال خود در سبزوار ساخته است به خاك رفته است. اساتید مشهور آن مرحوم در سبزوار از اینقرار است. 1- مرحوم آیت‏اللَّه آقاى حاج میرزا حسین علوى سبزوارى 2- مرحوم حجةالاسلام والمسلمین آقاى آقا میرزا موسى عموى بزرگوارش والد آیت‏اللَّه حاج میرزا حسین فقیه سبزوارى 3- مرحوم آقا میرزا اسماعیل مشهور به افتخارالحكماء شاگرد علامه و حكیم سبزوارى 4- مرحوم حجةالاسلام حاج میرزا اسماعیل مجتهد سبزوارى و در نجف مرحوم آیت‏اللَّه آقا سید ابوالحسن اصفهانى و آیت‏اللَّه آقا میرزا حسین نائینى و آیت‏اللَّه حاج شیخ اسماعیل محلاتى بوده است داراى ده فرزند چهار پسر و شش دختر از دختر مرحوم آیت‏اللَّه محلاتى مذكور مى‏باشد. فرزند اكبر و ارشدش حجةالاسلام حاج سید مصطفى سیادتى است كه تحصیلات خود را در نزد آن مرحوم به پایان رسانیده و اكنون به جاى معظم له به امامت جماعت و وظائف روحانیت مشغول و مورد احترام مردم سبزوار است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] گنجینه‏ى دانشمندان (317 -315 /5).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:18 PM
سیمای کاشانی، محمدرضا

( ملیت: ایرانی قرن: 12 )

(وف 1135 ق)، حكیم، ادیب و خطاط. او از اجداد میرزا محمدتقى سپهر لسان‏الملك كاشانى است كه در عهد شاه سلطان حسین صفوى مى‏زیسته و از این سلطان به لقب عضدالدوله مفتخر شده است. سیما از حكمت الهى و نظم و نثر فارسى و تازى بهره‏مند بود و خطوط هفت‏گانه را خوش مى‏نوشت. او در فتنه‏ى افغان در اصفهان به قتل رسید.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: احوال و آثار خوشنویسان (729/3)، مكارم الآثار (581/2).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • خط • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:19 PM
سید موسوی، سیدابراهیم

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

سیدابراهیم سیدموسوی محل تولد : قزوین شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1339/7/2 زندگینامه علمی از سال 1345 تحصیلات دوره ابتدائی ام شروع شد و تا سال 1357 دیپلم دبیرستان را گرفتم، در این مدت با برخی گروههای مذهبی همکاری داشتم که گاهی به مطالعه و تلخیص کتابهای دینی یا بررسی برخی آیات و ارائه در جمع و گروه مربوطه می انجامید. از سال 1358 تا سال 1360 به کشور کانادا جهت تحصیل در رشته فیزیک رفتم. در آنجا با عضویت در انجمن اسلامی آمریکا و کانادا به فعالیت های جنبی تبلیغی و گاهی علمی می پرداختم، مثل بررسی تفاسیر قرآن، تحقیق موضوعی در زمینه های مختلف و ارائه به انجمن یا در میان دانشجویان ایرانی و عرب که هر هفته در مسجدی جمع می شدند. از آنجایی که برگزاری تظاهرات در آن کشور به نفع انقلاب و حمایت از مظلومیت ایران در جنگ علیه عراق و گاهی هم برگزاری جلسات سخنرانی در دانشگاهها که در برخی موارد به درگیری با نیروهای ضد انقلاب منجر می شد، پرونده مطلوبی در ادامه مهاجرت به کانادا نداشتم و این دلیل باعث شد ادامه حضور را در آن کشور لغو کنند. در سال 1361 به ایران برگشتم و مستقیم به تحصیلات حوزوی در قم پرداختم. البته چند ماهی به مدرسه عالی شهید مطهری در تهران رفتم ولی دوباره به قم برگشتم و از آن زمان تا به حال در قم هستم. در کنار دروس حوزوى، البته پس از دروس لمعه و همراه با درس رسائل و مکاسب دوباره در دانشگاه از طریق کنکور شرکت کردم و در دانشگاه تهران به درس فلسفه پرداختم. در قم نیز هم در درس تخصصی کلام و هم در رشته دین شناسی(موسسه امام ره) شرکت کردم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:19 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/2a36f3ea-abd4-4945-841c-7132e6499749.jpg سید هاشمی، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

سیدمحمد سیدهاشمی محل تولد : کاظمین شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1344/1/1 زندگینامه علمی اینجانب سیدمحمد میرهاشمی از سال 1362 وارد حوزه علمیه مشهد مقدس شدم، همزمان نیز شبانه تحصیلات را در مقطع دبیرستان در رشته فرهنگ و ادب به اتمام رساندم. (66 ـ 1365) در سال 1370 در دانشگاه علوم اسلامی رضوی در مقطع کارشناسی (رشته فلسفه و کلام اسلامی) شرکت نموده و در تابستان سال 1375 فارغ‌التحصیل شدم. در سال 1376 بعد از ارائه یکسال امتحان درس خارج فقه و اصول در مشهد رهسپار حوزه علمیه قم شدم. در سال 1378 و نیز سال 1380 در مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی در برخی دانشگاهها مانند باقر العلوم(ع) تربیت مدرس قم شرکت نموده ولکن علی رغم قبولی در مراحل بعدی شرکت نکردم. از سال 1380 به بعد تاکنون به عنوان مدرس دروس معارف اسلامی در برخی دانشگاههای آزاد و جامع علمی کاربردی تدریس داشته‌ام. از سال 1383 به بعد در عرصه تحقیق و پژوهش فی الجمله فعالیتی داشته‌ام برخی از آثار حقیر (که البته به مرحله چاپ نرسیده است) به شرح ذیل می‌باشد: الف) اخلاق اسلامی ب) مجموعه مقالات اصول کاربردی آیین زندگی ج) معادشناسی د) اعتقاد به منجی عدالت گستر و آثار آن ه‍) مطلق گرایی در اخلاق. در سال 1384 با اخذ موضوع پایان‌نامه از شورای مدیریت حوزه علمیه قم رساله خود را با عنوان مطلق‌گرایی در اخلاق تحت راهنمایی استاد راهنما جناب آقای دکتر عباسی به اتمام رسانده و اکنون رساله سطح 3 حوزه بنده در نوبت دفاع قرار دارد. از حدود سالهای 1382 به بعد به عنوان مشاور در برخی واحدهای دانشگاهی در حوزه‌های مختلف مذهبى، اعتقادى، خانوادگى، مشاوره و رسماً در برخی جلسات جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی فعالیت داشته‌ام. در تمام این مدت تاکنون در دروس خارج فقه و اصول (حضرت آیت الله وحید خراسانى، حضرت آیت الله مکارم شیرازی شرکت داشته‌ام). در سال تحصیل جاری (نیمسال دوم 86 ـ 85) در جامعة الزهراء قم تدریس برخی دروس را نیز به عهده دارم. از زمان تدریس در دانشگاهها (باعنوان رتبه اول استادیاری) مشاوره برخی دانشجویان را در تحقیقات آنها (استاد مشاور) برعهده داشته‌ام.


فعالیتها: • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:19 PM
سیدالحکمای تبریزی، شرف‏الدین، علی

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1316 -1202 ق)، فقیه، طبیب، فیلسوف، مورخ و ریاضیدان.در تبریز متولد شد و پس از تحصیلات ادبى در زادگاهش، رهسپار نجف اشرف شد و در آنجا علوم منقول را نزد صاحب «جواهر» و صاحب «ضوابط» و شیخ مرتضى انصارى فراگرفت و به كسب اجازه اجتهاد نایل شد. پس از بازگشت به زادگاهش به دلایلى از تدریس و ترویج علوم دینى روى برتافت و به اصفهان رفت و در آنجا مدت پانزده سال به فراگیرى طب نزد میرزا حسن شروانى پرداخت، علوم معقول را نیز نزد ملا على نورى و حاج ملاهادى سبزوارى در سبزوار فراگرفت. پس از آن به تبریز بازگشت و به امر طبابت مشغول بود تا دار فانى را در همان جا وداع گفت. پیكر وى را به نجف اشرف منتقل كردند و در وادى‏السلام دفن نمودند. از آثار وى: «تاریخ تبریز»؛ «تعیین قبله»؛ حاشیه «جواهر الكلام»، در فقه؛ حاشیه «شرح منظومه» سبزوارى، حاشیه «كلیات قانون» شیخ الرئیس؛ حاشیه‏ى «مكاسب شیخ انصارى؛ شرح «طب الائمه»؛ شرح در «طب النبى»؛ «قانون العلاج»؛ حاشیه «شرح نفیسى»، در طب؛ «طلسمات و مثلثات و مربعات»؛ «كیفیت پر كردن صد اندر صد عددى»؛ شرح «تشریح الافلاك» شیخ بهایى؛ «رساله‏ى تعلیم خط كوفى».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: دانشمندان آذربایجان (10)، الذریعه (23 /17 ،45/12 ،19/8 ،63/5 ،73/4)، ریحانه (117 -115 /3)، لغت نامه (ذیل/ على)، معجم المؤلفین (203/7)، مكارم الآثار (134 -133 /1).

فعالیتها: • پزشکی • تاریخ • ریاضیات و هندسه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:21 PM
شانظری، جعفر

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

جعفر شانظری محل تولد : اصفهان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1336/1/1 زندگینامه علمی اینجانب جعفرشانظری فرزند محمد متولد 1336 عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان گروه الهیات پس از گذراندن مراحل تحصیل علوم جدید درسال 1349 بر اساس علاقه و اشتیاق خود، به حوزه علمیه اصفهان جهت تحصیل در علوم حوزوی وارد و در سال 1356 برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم مهاجرت نمودم. در سال 1360 دوره سطح حوزه را تمام و به سطح عالی (درس خارج فقه و اصول) شرکت کردم و به مدت 16 سال درس خارج فقه و اصول را از محضر استادان گرامی حضرت آیات مکارم شیرازی، فاضل لنکرانی، میرزا جواد تبریزی، وحید خراسانی کسب فیض نموده و در درس منطق، فلسفه، کلام و تفسیر نیز شرکت کرده و از محضر استادان انصاری شیرازی، جوادی آملی و حسن حسن زاده آملی بهرمند شدم. در سال تحصیلی 68 ـ 1367 در کنکور مرکز تربیت مدرس وابسته به دانشگاه قم جهت دوره کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی شرکت و پس از قبولی و پذیرش به تحصیل ادامه داده و در سال 71 ـ 70 پس از گذراندن واحدهای آموزشی و دفاع پایان نامه تحت عنوان «نفس در عرفان » فارغ التحصیل شدم. پس از آن برای ادامه تحصیل در دروه دکترای فلسفه و کلام اسلامی در امتحان دانشکده الهیات دانشگاه تهران به سال 73 ـ 1372 شرکت و بعد از پذیرش دوره آموزشی را گذرانده سرانجام پس از امتحان جامع و دفاع پایان نامه تحت عنوان «تصحیح و تحقیق کتاب المبدء و المعاد ملا صدرا و مقایسه علمی با مبدء و معاد ابن سینا» در سال 1379 موفق به اخذ مدرک دکترا در رشته فلسفه و کلام اسلامی گردیدم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:21 PM
شانه‏ساز شیرازی، احمد

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(وف 1332/1330 ق)، فقیه اصولى، حكیم، خطیب و ریاضیدان. به جهت شغل پدر به نام شانه‏ساز شهرت یافته بود. وى از بزرگان علماى امامیه در عصر خود و از راویان سید مهدى قزوینى حلى و از شاگردان میرزاى شیرازى بود. سالها در محضر استاد در سامراء بود و سپس به شیراز بازگشت. پس از چندى از شیراز به نجف رفت و به تدریس و تعلیم پرداخت. وى در مدرسه‏ى قوام شیرازى تدریس مى‏كرد، بویژه در تدریس «فصول» شهرتى بسیار داشت. آقا شیخ بزرگ تهرانى از شاگردان او بود. آیت‏اللَّه مرعشى نجفى از وى روایت كرده است. وى در نجف درگذشت و در صحن علوى دفن شد. از آثارش: حاشیه بر «الفصول»؛ رساله‏اى در «اللباس المشكوك»؛ «اثبات سیاده الشریف».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (603/2)، الذریعه (294/18 ،164/6)، ریحانه (166/3)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 85/14)، معجم المؤلفین (242/1).

فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • ریاضیات و هندسه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:22 PM
شاه‏آبادی، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

حجه‏الاسلام والمسلمین آقا محمد بن العلامه الكبرى والایه العظمى میرزا محمدعلى الشاه‏آبادى از علماء مهذب و فضلاء مسلم و بسیار متدین و با ورع و كمال حوزه علمیه قم است داراى جمال ظاهرى و معنوى است و در حدود سال 1339 قمرى متولد شده و در محیط علم و تقوا تربیت یافته و مقدمات و ادبیات و سطوح را از مرحوم والد و علماء تهران فراگرفته و در دروس خارج معقول و منقول پدر شركت كرده و از كمالات پدر استفاده‏ها نموده و چندین سال در مسجد جامع تهران در شبستانى كه به نام والد اوست اقامه جماعت و ترویج دین نموده و ضمنا حوزه درس و بحث داشته و هم جلسات تفسیر براى مردم تهران یك مرتبه اعراض از این جهات نموده و مهاجرت به قم و مجاورت روضه فاطمیه علیهاسلام را بر اقامت و ریاست تهران ترجیح و سالهاست كه در این شهرستان دینى رحل سكونت افكنده و از درس و بحث آیت‏الله حاج شیخ محمدعلى اراكى و نماز معظم‏له استفاده مى‏نمایند و هم مباحثات و تدریس فقهى و اصولى و غیره دارد.

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد دوم)

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:22 PM
شاه‏آبادی، محمدعلی

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1369 -1292 ق)، عالم امامى، عارف، متكلم و فقیه اصولى. وى از اكابر علماى امامیه در عصر خود بود و حاوى فروع و اصول. در اصفهان متولد شد. ابتدا نزد پدر، كه از اكابر شاگردان صاحب «جواهر» و مسلم الاجتهاد بود، به تحصیل پرداخت. سپس در اصفهان در حوزه‏ى درس برادر بزرگ خود آقا شیخ احمد مجتهد، معروف به حسین‏آبادى اصفهانى، كه اجتهادش پیش از بلوغ مورد تصدیق بود، و هم در حوزه‏ى درس میرزا محمدهاشم چهارسوقى حاضر شد و به تكمیل مراتب علمیه خود پرداخت. سپس به تهران آمد و نزد حاج میرزا حسن آشتیانى تلمذ نمود. آنگاه به نجف رفت و در حوزه‏ى درس استدلالى آیات آخوند خراسانى و حاج میرزا حسین خلیلى و میرزا محمدتقى شیرازى شركت كرد تا آنكه اجتهاد وى مورد تصدیق آن بزرگان قرار گرفت. وى علم معقول را از شیخ المتالهین میرزا هاشم رشتى فراگرفت. از آنجا كه در اول ورود به تهران در خیابان شاه‏آباد اقامت گزید، به این نام شهرت یافت. او در تهران در مسجد جامع، امامت و تدریس مى‏نمود و در همین شهر نیز از دنیا رفت و در شهر رى در مقبره‏ى ابوالفتوح رازى به خاك سپرده شد. از آثارش: «الانسان و الفطره»؛ «الایمان و الرجعه»؛ «القرآن و العتره»، همه در یك مجلد؛ حاشیه «كفایه» آخوند خراسانى، در اصول؛ «منازل السالكین»، در عرفان؛ «شذرات المعارف» و «مرام الاسلام»، در دو مجلد؛ «العقل و الجهل».[1] مرحوم حاج میرزا محمدعلى شاه‏آبادى از علماء و مراجع بزرگ و حكماء بنام معاصر تهران بوده و سالها در حوزه علمیه قم تدریس فلسفه و حكمت و فقه و اصول نموده است. صاحب ریحانه الادب گوید: میرزا محمدعلى شاه آبادى بن میرزا محمد جواد مجتهد اصفهانى از اكابر علماء امامیه عصر حاضر ما و جامع معقول و منقول و حاوى فروع و اصول بوده و در تهران در هر رشته تدریس فرموده و مورد استفاده افاضل و مرجع تقلید جمعى از شیعه بوده است. وى در سال هزار و دویست و نود و دو قمرى در اصفهان متولد و نخست از والد معظم خود كه از اكابر تلامذه صاحب جواهر و مسلم الاجتهاد بوده بتحصیلات علمى پرداخته سپس در اصفهان در حوزه درس برادر بزرگ خود آقا شیخ احمد مجتهد معروف بحسین آبادى اصفهانى كه اجتهادش پیش از بلوغ و كبر سن مصدق بوده و هم در حوزه آقاى آیت‏اللَّه حاج میرزا هاشم چهارسوقى حاضر و بتكمیل مراتب علمیه پرداخته پس در تهران نزد حاج میرزا حسن آشتیانى و میرزا هاشم گیلانى تلمذ نموده سپس در نجف حاضر حوزه درس استدلالى مرحوم آخوند خراسانى و حاج میرزا حسین خلیلى و میرزا محمد تقى شیرازى شده تا آن كه اجتهاد و داراى قوه مستنبط بودن وى مورد تصدیق اكابر وقت گردیده و از نجف مراجعت به ایران و در تهران در خیابان شاه آباد ساكن و از این رو بشاه آبادى معروف گردیده و در سال 1347 به قم آمده و فضلاء و بعضى از اساتید امروزه حوزه نجف و مراجع عصر حاضر را از سرچشمه علوم و معارف خویش سیراب و بهره‏مند نموده تا در سال 1354 ق كه به تهران مراجعت و بناء ترویج دین و تدریس فقه و اصول و فلسفه و معقول را گذارده و نیز مبانى علمى خود را برشته تحریر درآورده و در مسجد جامعه اقامه جماعت نموده تا در 1369 ق برحمت ایزدى پیوسته و با هزاران تجلیل در شهر رى در مقبره مرحوم ابوالفتوح رازى صاحب تفسیر معروف مدفون گردیده است. (چنانچه نگارنده در تذكره المنابر خود یاد نموده‏ام) از آثار اوست: 1- الانسان و الفطره 2- الایمان و الرجعه 3- القرآن و العتره 4- حاشیه كفایه 5- مرام اسلامى 6- منازل السالكین در عرفان و غیر اینها در فقه و اصول و عقل و جهل و نبوت و موضوعات دیگر. از باقیات الصالحات ایشان است: فرزندان فاضل و برومند ایشان كه در قم و تهران بوظائف دینى و روحى اشتغال دارند: 1- مرحوم حجةالاسلام آقاى آقا شیخ محمد جواد كه در زمان ایشان در سنین جوانى وفات نموده و در شهر رى مقبره مذكور مدفون گردیده. 2- حجةالاسلام والمسلمین آقاى آقا محمد شاه‏آبادى كه چندى در تهران بجاى آن مرحوم اقامه جماعت ولى اكنون سالهاست كه در قم بتحصیل و تدریس اشتغال دارند و ترجمه ایشان را در جلد دوم ص 178 یاد نموده‏ام. 3- حجةالاسلام والمسلمین آقاى حاج شیخ نصراللَّه كه سالها در نجف اشتغال بتحصیل داشته ولى چند سالیست معاودت و در مسجد لاریجانى خیابان پامنار اقامت مى‏كنند. 4- حجةالاسلام آقاى حاج مهدى شاه‏آبادى كه در تهران امامت دارند و سالها در قم تكمیل مبانى علمى و دینى نموده‏اند. 5- حجةالاسلام آقاى حاج شیخ روح‏اللَّه شاه آبادى كه سالها در نجف و كربلا بتحصیل فقه و اصول اشتغال داشته‏اند. 6- حجةالاسلام آقاى حاج نوراللَّه شاه آبادى كه بعد از تحصیلات بخدمات دینى در تهران اشتغال دارند.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] آثار الحجه (218 -217 /1)، تذكره القبور (119 -118)، الذریعه (59/17)، ریحانه (168 -167 /3)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 1371 -1370 /14)، گنجینه‏ى دانشمندان (485 -483 /4)، مؤلفین كتب چاپى (174 -173 /4)، معجم المؤلفین (47/11).

فعالیتها: • اصول فقه • عرفان • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب









دسته بندی مشاهیر



http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif عالمان و دانشمندان
• فلسفه - منطق • فقه • اصول فقه • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب • حدیث • اخلاق و عرفان نظری • ادبیات و کتاب • تاریخ • پزشکی • فیزیک • ریاضیات و هندسه • جغرافیا، باستان... • رجال و تراجم • علوم صنعتي • نجوم • محدث • تبلیغ • علوم طبیعی • تدریس • قضاوت، حقوق، علوم... • محقق • دانشمند • شیمی • روانشناسی ، علوم... • علوم غريبه • حسابداری • اقتصاد • جامعه شناسی • مدیریت • الهیات و معارف اسلامی • ارتباطات • پیشگامان دانش کامپیوتر • زیست شناسی
http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif شعر http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif هنر
• سينما و تئاتر • خط • نقاشي • موسيقي • معماري • نگارگري • فرش • تندیس • قرآن • طراحی • تذهیب • هنرمند مطلق • عکس
http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif عرفان http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif ---------- http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif خیرین
• خادمان فرهنگي و...
http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif نویسندگی http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif روزنامه نگاری http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif صنعتگران http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif سران فرق و مذاهب http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif واقفان http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif شهدا و ایثارگران http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif قهرمانان ورزشی
• شطرنج • بسکتبال • قایقرانی







تبلیغات




http://www.rasekhoon.net/Advertise/RightBanners/36302.jpg
http://www.rasekhoon.net/Advertise/RightBanners/36305.jpg
http://www.rasekhoon.net/Advertise/RightBanners/36306.jpg
http://www.rasekhoon.net/Advertise/RightBanners/36867.jpg







آمار مشاهیر





21463 شخصیت :تعداد مشاهیر 64 گروه :تعداد گروهها

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:24 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/60d2581a-e992-4cba-ae61-d092ef0b1f17.jpg شرف الدین، حسین

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

حسین شرف الدین محل تولد : ایذه خوزستان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1340/1/1 زندگینامه علمی 1340 تولد، 1359 پایان دوره متوسطه، 1361 پایان دوره نظام وظیفه، 1362 ورود به حوزه علمیه قم و شروع طلبگى، 1365 ورود به موسسه در راه حق و شروع دوره تحصیلی این مرکز به موازات آموزش های مرسوم حوزه، 1369 اتمام دوره سطح (پایه دوم) 1369 شروع درس خارج و شروع دوره کارشناسی ارشد پیوسته در رشته جامعه شناسى، 1373 ـ 1376 شروع و اتمام دوره کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی با گرایش فلسفه و کلام در بخش تربیت مدرس دانشگاه قم. 1376 اتمام دوره کارشناسی ارشد جامعه شناسی در موسسه امام خمینی ره.1377 پذیرش عضویت هیات علمی در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).در این سنوات علاوه بر دروس رسمی (اصلی و جنبی) حوزه افتخار شرکت در دروس تفسیر قرآن استاد جوادی آملی (6 سال)، و آموزش دروس مختلف علوم انسانی در موسسه در راه حق (به مدت 4 سال و حدود 140 واحد) و دروس مختلف فلسفه، علوم القرآن داشته است. شرکت در درس خارج بزرگان حوزه همچون آیات: فاضل لنکرانى، مکارم شیرازى، سبحانى، تبریزى. تدریس : از سال 1367ـ 1372در دروس مختلف حوزه به صورت حلقات شاگردان خصوصی، تدریس در مراکز دانشگاهی از 1372ـ 1379در قالب، درس عمومی (معارف اسلامی و ریشه های انقلاب) و از 1372تا کنون تدرس مبانی جامعه شناسى، فلسفه تعلیم و تربیت، روش تحقیق، کلام جدید، انسان شناسى، نظریه های جامعه شناسى، اندیشه های اجتماعی متفکران مسلمان، جامعه شناسی دین، قشربندی اجتماعى، سنت های اجتماعی در قرآن و سایر دروس علوم اجتماعی در مراکز مختلف حوزوی بویژه موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره و برخی دانشگاه های قم چون دانشگاه قم، دانشگاه مفید مرکز جهانی علوم اسلامى، مرکز آموزش مبلغان. از سال 1383تاکنون دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع).


فعالیتها: • جامعه شناسی • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:24 PM
شریعتمداری، علی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

علی شریعتمداری محل تولد : شیراز شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1302/11/1 زندگینامه علمی اینجانب پس از طی دوره ابتدایی وارد دانشسرای مقدماتی شیراز شدم. از سال 1321 در شهرستانهای مختلف استان فارس آموزگار بودم و بعد از آن وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شدم. حدود سال 1330 لیسانس رشته قضایی گرفتم و در همان زمان وارد دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران شده و در رشته فلسفه و علوم تربیتی به تحصیل پرداختم. در سال 1332 شاگرد اول این رشته شدم. سال 1335 به همراه دیگر دانشجویان رتبه اول دانشگاهها ، عازم آمریکا شده ، به ایالت میشیگان رفتم ، در دانشگاه این ایالت حدود 4 ماه زبان خواندم و بعد از آن در دوره آموزش متوسطه دانشگاه میشیگان شرکت کردم و ظرف مدت یکسال دوره کارشناسی ارشد را گذرانده و مدرک آن را کسب نمودم. سپس در دانشگاه تنسی ، دوره دکتری را تمام کردم و چون قبل از اینکه به خارج اعزام شوم ، چند بار به زندان رفته بودم ، فکر می کردم که اگر به ایران بازگردم ، به من اجازه نخواهند داد ، در دانشگاههای کشور به تدریس مشغول شوم به همین خاطر در آمریکا با کمک و معرفی یکی از اساتید برجسته آمریکا ، به 12 دانشگاه ، برای تدریس دوره لیسانس معرفی شدم و کار خود را در آمریکا ادامه دادم. اما نتوانستم خودم را قانع کنم و در آمریکا بمانم ، بنابراین در سال 1337 به ایران بازگشتم. در آن زمان می خواستند، در دانشگاه شیراز دبیر علوم تربیتی، تربیت کنند ، بنابراین احتیاج مبرمی به استاد تعلیم و تربیت داشتند. از این رو بنده به عنوان دانشیار علوم تربیتی در دانشگاه شیراز مشغول به کار شدم. تقریباً 3 سال در شیراز مشغول به کار بودم و در آنجا به علّت فعالیتهای ---------- مدت 4 ماه را در زندان سپری کردم. پس از آنکه آزاد شدم، به عنوان شرط اشتغال به تدریس می خواستند از من تعهد بگیرند که فعالیت ---------- نکنم، البته من قبول نکردم و به همین خاطر مدتی بیکار شدم. سرانجام در سال 1341 وارد دانشگاه اصفهان شده و تا سال 1357 به کار خود ادامه دادم. در آن سال برای استقبال امام همراه شهید بهشتی و مقام معظم رهبری، به تهران آمدم و بعد به اصفهان بازگشتم، پس از آن از طرف دولت موقت و شورای انقلاب، پیشنهاد تصدی وزارت علوم و فرهنگ و ارشاد به بنده داده شد. این دو وزارتخانه آن زمان با هم یکی بودند. سپس در سال 1359 که امام خمینی (ره) تصمیم به تشکیل ستاد عالی انقلاب فرهنگی گرفتند، به فرمایش ایشان من عضو این شورا شدم و عضویتم در این ستاد همچنان ادامه دارد. مدتها مسئول گروه علوم انسانی در شورای عالی برنامه ریزی و همچنین مسئول گروه علوم انسانی در شورای عالی پژوهش کشور بودم. مدتی هم ریاست فرهنگستان علوم را برعهده داشتم. در سالهای 1325 و 1326 در شیراز، انجمن پیروان اسلام را تشکیل دادم و در دانشسرای مقدماتی، مراقب شبانه بودم که معمولاً شاگردانم در فعالیتهای دینی ما شرکت می کردند ، من در فسا، جهرم ، استهبان و دیگر شهرهای استان فارس فعالیت ---------- و فرهنگی داشتم و سخنرانی هم می کردم. سال 1328 در شهرستان فسا، چند ماهی پس از واقعه ترور شاه، در دفتر روزنامـه پارس شیراز، به اتهام شرکت در سوءقصد علیه شاه، دادگاه نظامی مرا احضار کرد. بعد به فسا رفته و خود را معرفی نمودم. آن زمان پادگان به جهرم منتقل شده بود؛ به آنجا رفتم که اعلام کردند ، حکومت نظامی لغو شده و سرانجام مخفیانه به شیراز آمدم. نکته جالب توجه این که در واقع سخنرانی های من هیچ ارتباطی با ترور شاه نداشت. این اتهام، صرفاً نوعی بهانه بود که مانع فعالیتهای بنده شود. بعد از این وقایع به تهران آمدم. در آن زمان آیت ا... کاشانی را به اتهام دست داشتن در ترور شاه به لبنان تبعید کرده بودند و من در جلسات طرفداران ایشان شرکت می کردم. در یکی از این جلسات فردی به نام محمد نخشب که آن زمان مسئول یک نهضت آزادی خواه بود و جوانان دیندار را به همکاری دعوت می کرد، مرا به همکاری برای تشکیل ائتلاف دعوت کرد ، من هم قبول کردم ، ائتلاف کردیم و به صورت حزب مردم ایران فعالیت می کردیم ، سرانجام حوالی آبان ماه سال 1332 پس از جلسه ای که در منزل آیت ا... زنجانی به منظور تنظیم برنامه اعتصاب سراسری داشتیم، دستگیر و زندانی شدم و به این ترتیب در فعالیتهای ---------- و جریانهای مختلف قبل از انقلاب حضور فعالی داشتیم.


فعالیتها: • روانشناسی ، علوم تربیتی • فلسفه - منطق • قضاوت، حقوق، علوم ----------

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:25 PM
شریفی شیرازی، مرتضی

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(وف 974/972/964 ق)، دانشمند، محدث و حكیم، متخلص به شریف. در آغاز از شیراز به مكه مسافرت كرد و علم حدیث را در ملازمت شیخ ابن‏حجر عسقلانى اخذ كرده و از وى اجازه‏ى تدریس گرفت. از آنجا به دكن مسافرت كرد و از دكن به اگره آمد و بر اكثر علماء و فضلاء آنجا برترى یافت و به تدریس علوم و حكم پرداخت. وى در هند درگذشته و بعد پیكرش را به مشهد برده‏اند. از آثار وى: «منظومه‏ى الكافیه»، در نحو «دیوان» شعر.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (682/2)، تذكره‏ى روز روشن (421)، دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (262/3)، الذریعه (525/9)، فرهنگ سخنوران (504)، كاروان هند (635 -633 /1)، هفت اقلیم (233/1).

فعالیتها: • حدیث • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:26 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/c056d33a-e76a-4081-90e5-895d6d3d436d.jpg شاکرین، حمیدرضا

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

حمیدرضا شاکرین محل تولد : اصفهان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1338/1/1 زندگینامه علمی در سال 1355 تحصیل در حوزه علمیه اصفهان را آغاز نموده و درسال 1360 به حوزه علمیه قم وارد شدم. درس خارج را از سال 1362 آغاز نموده و از محضر اساتیدی چون آیت الله تبریزی، آیت الله مکارم، آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله وحدی خراسانی بهره جستم. درس فلسفه را نیز از محضر استاد فیاضی آیت الله مصباح یزدی، و آیت الله جوادی آملی کسب فیض نموده و همراه با دروس رسمی به مطالعه فردی پرداخته و عمدتا از آثار علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید صدر و آیت الله مصباح یزدی استفاده نموده تا به حریم دایره مطالعات خود را بسط داده و عمدتا در عرصه مباحث فلسفی و کلامی، بویژه کلام جدید مطالعات خود را گسترش داده ام اکنون نیز در این زمینه به فعالیت خود ادامه می دهم.


فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:27 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/d34d0723-1e55-47c5-8eec-01b5f6d04a25.jpg شعرانی تهرانی، ابوالحسن

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1393 -1320 ق)، عالم دینى، مدرس و فقیه. پس از فراگیرى مقدمات در مدرسه‏ى خان مروى، به یادگیرى معانى و بیان و فقه و اصول و منطق و كلام و حكمت پرداخت. به علاوه در تكمیل ریاضیات قدیم و زیج و طب كلیات «قانون» كوشید. فقه و اصول را از اساتیدى همچون آقا شیخ بزرگ ساوجى و علوم عقلى را از میرزا محمود قمى، شاگرد میرزا ابوالحسن جلوه، و شیخ محمدرضا قمشه‏اى و میزا طاهر تنكابنى و میرزا على‏اكبر یزدى فراگرفت. در 1346 ق كه پدرش درگذشت به نجف رفت و رجال و حدیث را از محدث رجالى سید ابوتراب خوانسارى فراگرفت و از دیگر اساتید نیز بهره‏ها برد. سپس به وطن بازگشت و در منزل خویش به تدریس علوم و فنون و ترجمه و تالیف پرداخت. وى در مسجد جدش ملا ابوالحسن، معروف به مسجد حوض تهران، اقامه جماعت مى‏كرد. او به زبان عبرى، فرانسه و عربى تسلط كامل داشت. شاگردان بزرگى را تربیت كرد كه از آن جمله مى‏توان به حجةالاسلام حسن‏زاده‏ى آملى اشاره كرد. وى در یكى از شهرهاى آلمان بر اثر عارضه‏ى قلبى درگذشت و در حضرت عبدالعظیم به خاك سپرده شد. از آثارش: تعلیقات بر «تفسیر» ابوالفتوح رازى در دوازده جلد؛ تعلیقات بر تفسیر «مجمع البیان» طبرسى، در ده جلد؛ تعلیقات بر «وافى» فیض كاشانى، در سه جلد؛ تعلیقات بر «وسائل الشیعه» شیخ حر عاملى؛ تعلیقات و ترجمه‏ى «تبصره» علامه، در دو جلد؛ تعلیقات بر «شرح اصول كافى» ملا صالح مازندرانى، در دوازده جلد؛ «لغات القرآن»؛ «راه سعادت»، در اثبات خدا و بحث نبوت و ولایت و معاد؛ «نداى عدالت»، ترجمه «الامام على (ع)» جرج جرداق؛ تعلیقات بر «تفسیر صافى»، در دو جلد؛ تعلیقات بر تفسیر كبیر «منهج الصادقین»، در ده جلد؛ تعلیقات بر «اسرار الحكم» حكیم سبزوارى؛ ترجمه و شرح «تجرید الاحكام» خواجه نصیرالدین طوسى؛ حاشیه «ارشاد القلوب» دیلمى؛ «فلسفه اولى و ما بعد الطبیعه»؛ ترجمه «صحیفه كامله»؛ «دمع السجوم»، ترجمه «نفس المهموم» محدث قمى.[1] قدوه العلماء المتتبعین و حجةالاسلام والمسلمین علامه الاستاذ حاج میرزا ابوالحسن بن العالم الكامل الشیخ محمد بن علم العلام ملا غلامحسین بن العالم الجلیل ملا ابوالحسن تهرانى از علماء بزرگوار و مدرسین عالى مقدار معاصر تهرانست و شرح احوال پدران روحانى وى در نامه دانشوران و كتاب مآثر و آثار و غیر آنها مذكور است. وى در حدود سال 1320 قمرى چشم بجهان گشوده و جد مادرى وى عالم بزرگوار آقا محمد ابراهیم نواب صاحب (فیض‏الدموع) و ترجمه نامه مالك اشتر و منشآت دیگر معروف بفصاحت و عذوبت انشاء بوده و در كتابت ید بیضا مى‏نموده است. مترجم معظم ما استاد شعرائى در مهد علم و فضائل پرورش یافته و پس از تعلیم خط و املاء و مقدمات در مدرسه خان مروى كه مجمع فضائل بوده بدرس كتب معمول معانى بیان و فقه و اصول و منطق و كلام و حكمت پرداخته و هم تكمیل ریاضیات قدیم و زیج و مقدارى از طب و كلیات قانون نموده و فقه و اصول را از اساتید مختلف بخصوص مرحوم آقا شیخ بزرگ ساوجى و در علوم عقلیه از مرحوم میرزا محمود قمى كه شاگرد میرزا ابوالحسن جلوه و عارف كامل آقا شیخ محمد رضا قمشه‏اى و میرزا طاهر تنكابنى و مرحوم میرزا على اكبر یزدى (در قم) استفاده نموده و در سال 1346 قمرى كه والدش برحمت ایزدى پیوست مهاجرت به نجف اشرف نموده و رجال و حدیث را از مرحوم محدث رجالى حاج سید ابوتراب خونسارى فراگرفته و از محضر اساتید دیگر نیز بهره‏ها برده و بوطن مراجعت و از وضع اجتماع باندازه‏اى ناراحت گردیده كه تصمیم به انزوا و ترك معاشرت با مردم گرفته و در منزل بتدریس علوم و فنون مختلف و تألیف و ترجمه كتب مفیده احادیث و اخبار و تفاسیر قرآن اشتغال داشته و در مسجد جد خویش مرحوم ملا ابوالحسن معروف به مسجد حوض واقع در خیابان سیروس نزدیك چهار راه سیروس اقامه جماعت مى‏نمود. نگارنده گوید علامه شعرائى دانشمندى بسیار متواضع و بى‏آلایش و وارسته از صفات رذیله و آراسته بفضل و تقوا و متانت روش و مناعت طبع بود. آثار این مرد بزرگوار از تراجم كتب دینى و تفاسیر بسیار است و در كتب چندى مانند وسائل‏الشیعه و تفسیر منهج و ابوالفتوح رازى و غیره تعلیقات ارزنده‏اى دارد كه ذیلا مى‏نگارم. 1- تعلیقات بر تفسیر ابوالفتوح رازى در 12 جلد. 2- تعلیقات بر تفسیر مجمع‏البیان شیخ طبرسى در 10 جلد. 3- تعلیقات بر وافى شریف محدث فیض در 3 جلد. 4- تعلیقات بر وسائل الشیعه شیخ حر عاملى. 5- تعلیقات و ترجمه تبصره علامه در فقه فارسى در دو جلد. 6- تعلیقات بر شرح اصول كافى ملا صالح مازندرانى در 12 جلد. 7- لغات القرآن كه از باب الف تا باب ظاء چاپ شده و در موضوع خود كم‏نظیر است. (دنباله آن تا حرف ى تكمیل و تحت طبع است). 8- راه سعادت در اثبات خدا و بحث نبوت و ولایت و معاد. 9- ترجمه الامام على جرج جرداق. 10- تعلیقات بر تفسیر صافى در 2 جلد. 11- تعلیقات بر تفسیر كبیر منهج‏الصادقین در 10 جلد. 12- تعلیقات بر اسرار الحكم حكیم سبزوارى. 13- ترجمه و شرح تجرید الاحكام شیخ نصیرالدین طوسى. و ده ها تعلیقات و حواشى بر كتب مفیده علمى دیگر. نگارنده گوید علامه شعرائى از نوادر دانشمندان معاصر ما بودند كه در كمال بى‏آلایشى و ساده‏گى زندگى كرده و با موقعیتهاى حساسى كه براى او پیش مى‏آمد دست خود را آلوده بزخارف دنیوى و مادى ننموده و همواره بتألیف و نوشتن تعلیقات و حواشى بر كتب علمى و حدیثى و تفسیرى و غیره و تدریس علوم مختلف اشتغال داشت و مدتى در شوراى عالى فرهنگ و ناظر شرعایت در وزارت فرهنگ بوده و در مواقع حساس از وجود ایشان در دادگسترى و اوقاف دعوت بعمل آمده و از ایشان در موارد مشكله نظر مى‏خواستند. وى بزبان عبرى فرانسه و عربى تسلط و احاطه كاملى داشت و در علوم متنوع استاد و علامه بود و در علم هیئت و نجوم و زیج مهارت تامى داشت و شاگردان برجسته‏اى تربیت نمود كه بعضى از آنان مانند جناب حجةالاسلام فخر الاماثل و الاعلام آقاى نجم‏الدین حسن‏زاده آملى از فضلاء مبرز قم و داراى تقویم نجومى بوده و بعضى از اساتید دانشگاه مى‏باشند. در روزهاى پنجشنبه و جمعه هر هفته چندى از فضلاء قم براى فراگرفتن علوم متنوع روز از قم به تهران آمده و از محضر این استاد بزرگوار استفاده مى‏كردند. معظم له در شب یكشنبه هشتم ماه شوال‏المكرم 1393 قمرى در اثر كسالت قلبى در آلمان بدرود حیات گفته و هزاران دانشمند و مردم مطلع تهران و قم را در سوك و داغ خود مبتلا و داغدار نموده و سه روز بعد جنازه حمل به تهران و از مسجدش با تجلیل و تشییع باشكوهى منتقل برى و در جوار حضرت سید الكریم عبدالعظیم حسنى علیه‏السلام در مقبره خسرو خانى (مقبره زمردیان) مدفون گردید خدایش رحمت كند.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] آثار الحجه (239/2)، الذریعه (63/10)، گنجینه‏ى دانشمندان (493 -491 /4 ،40/3)، مؤلفین كتب چاپى (155 -154 /1).

فعالیتها: • تدریس • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:27 PM
شعله اصفهانی، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 12 )

(وف 1160 ق)، شاعر، طبیب، حاكم. وى از شاعران دوره‏ى اول بازگشت ادبى بود كه به همراهى رفیق اصفهانى، مشتاق، عاشق، آذر، صباحى و هاتف از تتبع سبك هندى چشم پوشیده و از شیوه‏ى قدما پیروى نموده. در شعر بیشتر به قصیده‏گویى متمایل بود وى به طبابت اشتغال داشت. از آثارش: «دیوان» شعر. بعضى تذكره‏ها به اشتباه احوال او را با شعله گلپایگاتى درهم آمیخته‏اند.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تاریخ ادبیات ایران، براون (186/4)، تاریخ ادبیات ایران در دوره‏ى بازگشت (369 ،320 /2)، الذریعه (528 -527 /9)، ریحانه (225/3)، سفینه المحمود (483 -481 /2)، لغت نامه (ذیل/ شعله)، نگارستان دارا (213 -211 /1).

فعالیتها: • پزشکی • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:28 PM
شلیله همدانی، ابوالحسن عبدالهادی

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(وف 1333/1331 ق)، عالم دینى، منطقى، ادیب و فقیه اصولى. در نجف به دنیا آمد. در زادگاه خود به فراگیرى مقدمات و ادبیات پرداخت. نزد شیخ محمدحسین كاظمى و شیخ محمد طه نجف و میرزا حبیب‏اللَّه رشتى و آخوند خراسانى و سید محمد بحرالعلوم فقه و اصول خواند. شلیله از شیخ عبدالهادى مازندرانى و سید محمدكاظم یزدى و شیخ‏الشریعه اصفهانى و شیخ احمد مشهدى روایت كرده است. سید عبداللَّه بهبهانى و سید مهدى بحرانى از شاگردان و راویان وى مى‏باشند. با شروع جنگ جهانى اول به همدان رفت و در كرند همان جا درگذشت. با پایان گرفتن جنگ جهانى جنازه‏ى به امانت گذاشته شده‏ى وى به عراق منتقل شد و در نزدیكى باب طوسى در مقبره‏ى خانوادگى دفن شد. از آثار وى: «العقد الفرید فى مقاصد المفید و المستفید»؛ «لولوه المیزان»، ارجوزه‏اى در منطق كه در 1317 ق از نظم آن فراغت یافت، و شرح آن به نام «منتقى الجمان»؛ تعلیقه بر «حاشیه ملا عبداللَّه»، در منطق؛ «حاشیه القوانین»؛ «غایه المامول»، در فقه و اصول؛ «رساله فى الاجتهاد و التقلید»؛ «منتقى الشیعه فى احكام الشریعه»؛ «فرائض الفقه»، ارجوزه‏اى در ارث؛ كتابى در «صلاه المسافر»؛ «المختصر الشافى فى العروض و القوافى»؛ «حاشیه الرسائل»؛ «منظومه»، در كلام.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (130/8)، الذریعه (8/23 ،382/18 ،108/8 ،499/1)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 1258 -1255 /14)، معجم المؤلفین (203 -202 /6).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • اصول فقه • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:28 PM
شمس‏الافاضل ترشیزی، یوسف

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(تو 1288 ق)، فیه و حكیم. وى در ترشیز به دنیا آمد و در سبزوار و نجف و تهران به تحصیل فقه و حكمت و ریاضى پرداخت. در 1300 ش در وزارت معارف مشغول به كار شد و عهده‏دار نظارت طبع كتب مذهبى و شرعیات گردید. از آثار وى: «سیاسه المحمدیه»، كه در الذریعه (273/12) این كتاب به شمس‏الافاضل میرزا رشید بن شیخ یوسف بن عباسعلى نسبت داده شده است؛ «فوائد نصیریه»، در نحو؛ «كلمه‏ى جامعه»، در معنى شورا و مشروطه؛ «مفتاح النجاه فى تفسیر الصلاه».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الذریعه (123/18 ،362/16 ،273/12)، زندگینامه‏ى رجال و مشاهیر (267/2)، مؤلفین كتب چاپى (895/6).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:52 PM
شمیم شیرازی، محمدعلی

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(س سیزدهم ق)، شاعر و حكیم. معروف به حكاك. متولد در شیراز. وى با حاج ملا هادى سبزوارى در سبزوار ملاقات كرد و گویا حاج ملا هادى وى را معمم كرده است. این ابیات از اوست: با لب میگون او، من مى‏پرستى مى‏كنم با نگاه مست او، بى باده مستى مى‏كنم گفتمش: هستم غلام و شرمسار از گفته‏ام با وجودش اى عجب اظهار هستى مى‏كنم

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: آثار عجم (560 -559)، دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (319/3)، الذریعه (546 -545 /9)، ریحانه (256 -255 /3)، مرآت الفصاحه (316)، مكارم الآثار (1997/6).

فعالیتها: • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:52 PM
شهاب، محمدهادی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد هادی شهاب محل تولد : بیرجند شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1344/1/1 زندگینامه علمی بنده در سال 1362 در رشته ریاضی و فیزیک در مقطع دیپلم از دبیرستان آیت الله طالقانی بیرجند فارغ التحصیل شده و در همانسال وارد حوزه علمیه قم شده در مدرسه رسالت مشغول به تحصیل شدم. پس از یک سال به مدرسه رضویه قم انتقال پیدا کردم سطوح مقدماتی و سطح حوزه را تا سال 1370 پشت سر گذاشتم و همزمان با تحصیل حوزوی و شرکت در دروس خارج در سال 1368 از طریق کنکور سراسری وارد دانشگاه تهران رشته فلسفه شدم و با حضور هفته ای یک روز در میان این دوره را ادامه داده در سال 1372 بلافاصله در کارشناسی ارشد همان رشته در همان دانشگاه به ادامه تحصیل مشغول شدم. از سال 1370 در موسسه اموزش و پژوهش امام خمینی (که آن موقع با عنوان موسسه باقرالعلوم فعالیت می کرد) در گروه تازه تأسیس کلام جدید در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل شدم و از جلسات درس حضرات آقایان لاریجانی ، ملکیان بهره بردم. از سال 1375 مدتی در مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب و سپس در پژوهشکده فلسفه و کلام پژوهشگاه فرهنگ اسلامی (وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی) به کارهای تحقیقاتی در گروههای فلسفه – فلسفه دین – مشغول شده و این همکاری تا مدتی که در قم بودم ادامه داشت در همین سالها از سال 1374 تا کنون در مراکز مختلفحوزوی و دانشگاهی قم و تهران به تدریس دروس منطق و فلسفه و کلام و .... مشغول شدم. و سرانجام در سال 1378 در دوره دکتری کلام جدید تربیت مدرس دانشگاه قم پذیرفته شدم. و در سال 1384 از رساله خود دفاع کردم . در سال 1380 به دلیل پاره ای مشکلات به بیرجند آمدم و در دانشگاه بیرجند در گروه معارف اسلامی به تدریس مشغول شدم که تاکنون ادامه دارد.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:53 PM
شهابی خراسانی، محمود

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

استاد، فقیه. تولد: 1280(1321 ق.)، تربت حیدریه. درگذشت: مرداد 1365، استراسبورگ فرانسه. علامه محمود شهابى خراسانى (نام وى در سواد اجازت وى به این صورت به كار رفته است: میرزا محمود تربتى)، فرزند عبدالسلام، تحصیلات مقدماتى را در تربت حیدریه گذراند و پس از آن در مشهد نزد اساتید زمان، همانند حاج آقا حسین قمى، آقا میرزا محمد آقازاده خراسانى به آموختن علوم دینى پرداخت. همچنین در مشهد از محضر آیات عظام عبدالجواد ادیب نیشابورى (ادیب اول) در ادبیات فارسى و عربى، استفاده نمود. سپس در نوجوانى وارد حوزه‏ى علمیه‏ى اصفهان شد و به تكمیل علوم و معارف اسلامى همت گماشت. در حوزه اصفهان از درس اساتیدى همانند آیت‏الله محمدحسن فشاركى در فلسفه و عرفان بهره جست و بنا بر قولى نزد آقا بزرگ خراسانى به آموختن دانش رجال پرداخت. استاد شهابى چنانكه در اجازات وى آمده است در سن بیست و پنج سالگى به درجه اجتهاد رسید. وى داراى جواز اجتهاد و روایت از آیت‏الله سید ابوالحسن اصفهانى، آیت‏الله محمدحسن فشاركى بود. پس از طى تحصیلات، به تدریس در مدرسه علمیه‏ى اصفهان پرداخت. از سال 1310 نیز در تهران به تدریس در مدرسه معقول و منقول پرداخت و پس از تأسیس دانشگاه در سال 1313 براى تدریس به دانشكده حقوق و علوم سیاسى دعوت شد كه در آن دانشكده به تدریس قواعد و اصول فقه مشغول بود. مدتى نیز در شوراى عالى فرهنگ عضویت داشت و چندى نیز قاضى تجدید نظر در محاكم شرع بود. پس از بازنشستگى به فرانسه رفت و در حوالى شهر استراسبورگ زندگى مى‏كرد. علامه محمود شهابى نزدیك به پنجاه اسل در مراكز دانشگاهى به تعلیم و تربیت اشتغال داشت. از آثار اوست: ادوار فقه (سه جلد، 1362)؛ رساله بود و نبود (در فلسفه، 1332)؛ رهبر خرد (در منطق، 1313)؛ تقریرات اصول (در علم اصول، 1321)؛ قواعد فقه (1323)؛ الاسلام و الشیعه (الامامیه) فى اسها التاریخى و كیانها (الاعتقادى)؛ تعلیق و تحشیه بر بخش العقود و الایقاعات از قسمت متاجر كتاب شرایع الاسلام محقق حلى (1323)؛ ترجمه و تعلیق مبدأ و معاد ابوعلى سینا (1332)؛ عظمت محمد (ص) (محمد احمد جاد المولى ترجمه به امضاى م. ش.، 1318)؛ رساله روان‏شناسى ابن سینا (1315)؛ قاعده لاضرر (1330)؛ فاروق یكم (1313)؛ تصحیح و تعلیق لباب الاشارات (1329) امام فخر رازى؛ منطق (1317)؛ رساله وضع الفاظ؛ التنبیهات و الاشارات ابن سینا (به انضام لباب الاشارات فخر رازى، 1339). از جمله آثار وى كه به چاپ نرسیده‏اند مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: الظل الممدوده فى امهات مباحث الوجود؛ مسرح الفؤاد فى ترجمة السید الداماد (مقدمه این كتاب در سیر و تطور و چگونگى دانش فسلفه و ترجمه احوال میرداماد بوده است با خط خود استاد در كتاب گلزار معانى چاپ شده است)، اجراء الفلك فى تفسیر سورة الملك (این تألیفات تماما به عربى است)؛ رساله بیم و امید (در شرح حدیث من سأل عن التوحید)؛ خرد سنج (این كتاب جزوه كوچكى است كه در زمینه دانش منطق و به پارسى نگاشته شده است). برخى از آثارش در مجلات به چاپ رسیده‏اند. «ایمان» كه مؤسس آن خود وى بوده نوشته است. این مجله نوزده شماره در سالهاى 1324 تا 1325 منتشر شد. استاد به سبب یك بیمارى جانكاه درگذشت.

برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر

فعالیتها: • تدریس • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:53 PM
شهرستانی حایری، ضیاءالدین محمد حسین

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(ح 1315 -1256 ق)، محقق، فقیه، حكیم، ادیب و شاعر امامى. میر قوام‏الدین معروف به میر بزرگ مدفون در آمل از سادات مرعشى مازندرانى نیاى بزرگ وى است. او در كرمانشاه متولد شد. نسبش به امام سجاد (ع) مى‏رسد. او از شاگردان شیخ محمدحسین اردكانى در فقه و اصول بود و به دریافت اجازه از از وى نایل گشت. هئیت و نجوم را از میرزا باقر یزدى و حساب و هندسه و عروض را از میرزا علام هروى حائرى فراگرفت. در 1305 ق به زیارت مشهد رضوى رفت و چون به تهران آمد مورد استقبال عموم واقع شد و تدریس در مدرسه‏ى صدر قزوینى به وى تفویض گشت، اما او به كربلا بازگشت و در آنجا مرجعیت جمعى از شیعیان را بر عهده گرفت. شهرستانى در كربلا درگذشت و در رواق حسینى نزدیك دیوار شهداء دفن شد. از دوازده سالگى شروع به تالیف نمود، و حدود هشتاد اثر از خود به جاى گذاشت كه از آن جمله‏اند: «الاستصحاب»؛ «اصول الاصول» در تلخیص «الفصول»؛ «غایه المسول و نهایه المامول»، در علم اصول؛ «العنصر المتین»، كه حاشیه «قوانین الاصول» است؛ «تحقیق الادله»، در اصول فقه؛ «الحجه البالغه و النعمه السابقه»؛ در اثبات حضرت حجت (عج)؛ «جنه النعمى»، در امامت؛ «تاریخ شهرستانى»؛ «تذكره النفس»؛ «تسهیل المشاكل»، در نحو؛ «تقویم الكواكب»؛ «الكوكب الدرى»، در معرفت تقویم؛ «مواقع النجوم»، در هئیت؛ «اللباب فى الاسطرلاب»؛ «زوائد الفوائد»، در متفرقات؛ منظومه‏ى «تهذیب المنطق» به نام «مهذب التهذیب»؛ «لباب الاجتهاد»؛ «لب اللباب» لب «خلاصه الحساب» شیخ‏بهایى؛ منظومه «خوان نعمت»، در بیان نعمتهاى الهى.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (338/6)، اعیان الشیعه (232/9)، الذریعه (290 ،274/18 ،236/14 ،138/12 ،264/8 ،275/7 ،258/6 ،441 ،376 ،183 ،171/4 ،191/25 ،293/23 ،22 ،11/16 ،161/5 ،481/3 ،168 ،19/2 ،46/1)، ریحانه (273 -272 /3)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 631 -627 /14)، الكنى و الالقاب (376/2)، مؤلفین كتب چاپى (871 -870 /2)، معجم المؤلفین (257/9)، مكارم الآثار (1538 -1536 /5)، هدیه العارفین (397 -396 /2).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:55 PM
شهرستانی، ابوالفتح محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 6 )

(548 -479/467 ق)، فقیه، فیلسوف و متكلم اشعرى. در شارستان (شهرستان) خراسان، بین نیشابور و خوارزم به دنیا آمد. او عالمى نیكو صفات بود. اما تایید مذهب فلاسفه و اتهام به گرایش به اسماعیلیه او را از درجه امامت و پیشوایى ساقط كرد. مدتى در خوارزم ساكن بود، سپس به خراسان منتقل شد. در نیشابور نزد احمد خوافى و ابونصر قشیرى فقه آموخت و در نزد ابوالقاسم انصارى علم كلام را فراگرفت. او در نیشابور از على بن مدینى و ابوالحسین بن اخرم حدیث شنید. در 510 ق وارد بغداد شد و سه سال در آنجا اقامت گزید و به تدریس مشغول شد و درس و مجلس وعظش در نظامیه‏ى بغداد مورد توجه و رغبت عامه واقع شد. از شاگردان بنام او ابوسعد عبدالكریم سمعانى است. شهرستانى در شهرستان خراسان درگذشت. از آثارش: «نهایه الاقدام فى علم الكلام»؛ «الملل و النحل»؛ «المناهج و البینات»؛ «كتاب المضارعه»؛ «تلخیص الاقسام لمذاهب الانام»؛ «الارشاد الى عقاید العباد»؛ «مصارعات الفلاسفه»؛ «تاریخ الحكماء»؛ «المبداء و المعاد»؛ تفسیر فلسفى «سوره‏ى یوسف»؛ «غایه المراد»؛ «دقائق الاوهام».[1] (شهرستان) ابوالفتح محمد بن ابوالقاسم عبدالكریم فقیه و متكلم و عالم ادیان از دانشمدان اشعرى (و. شهرستان 479- ف. 548 ه.ق.)، از شهرستان خراسان. وى نزد ابوالمظفر خوافى قاضى طوس و ابونصر قشیرى و ابوالقاسم سلمان بن ناصر انصارى و ابوالحسن على بن احمد مدینى علم آموخت، و در بحث و مناظره و وعظ و تذكیر از مشاهیر عهد گردید. مدتى در خوارزم به سر برد و سه سال در بغداد زیست، و پس از بازگشت از بغداد باقى عمر را در خراسان گذرانید، و مدتى ملازم مجدالدین ابوالقاسم على نقیب سادات ترمذ بود و دو كتاب خود الملل و النحل (ه.م.) والمصارعه (ه.م.) را به نام او تألیف كرد، و سپس به خدمت سلطان سنجر پیوست، و آنگاه به مولد خود شهرستان رفت و همانجا بود تا درگذشت. دیگر از آثار او نهایةالاقدام (ه.م.) است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] الاعلام (84 -83 /7)، تاریخ ادبیات در ایران (297 -296 ،286 -285 ،270 -269 /2)، تاریخ علم كلام در ایران (266 -246)، روضات الجنات (28 -24 /8)، ریحانه (272/3)، سیر النبلاء (288 -286 /20)، الكنى و الالقاب (374/2)، لسان المیزان (306 -304 /6)، لغت نامه (ذیل/ شهرستانى)، مؤلفین كتب چاپى (570 -568 /5)، مدارس نظامیه (173 ،105)، معجم المؤلفین (187/10)، معجم البلدان (428 -427 /3)، الملل و النحل (مقدمه)، الوافى بالوفیات (279 -278 /3)، وفیات الاعیان (275 -273 /4)، هدیه الاحباب (165 -164).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:55 PM
شهریاری، حمید

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

حمید شهریاری محل تولد : تهران شهرت تابعیت : ایران زندگینامه علمی حمید حوالی شهریاری، در دی ماه ۱۳۴۲ در تهران بدنیا آمد. تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان خوارزمی (شریعتی) میدان بهارستان گذراند، در سال 1360 با بالاترین معدل کتبی بین دانش‌آموزان سه کلاس ریاضی فیزیک، دیپلم گرفت. همان سال به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد و دروس سطح حوزه را طی مدت شش سال به پایان رساند. او در این سالها در پایه هفتم حوزه (رسایل و مکاسب) شاگرد اول حوزه شد و از دست آیات عظام وقت و حضرت امام - قدس سره- جوائزی دریافت کرد. در کنار تحصیل به تدریس دروس حوزوی شامل ادبیات، منطق، کلام، فقه، و اصول اشتغال داشت. پس از طی دوره آموزشی سطح، به مدت ده سال در درس خارج فقه و اصول اساتیدی همچون آیة الله سید کاظم حائری، و مرحوم آیة الله شیخ جواد تبریزی، به طور مستمر، شرکت کرد. از همان ابتدا به درس منطق و فلسفه علاقه داشت. در همین سالها با مسافرت یک ساله به کشور نیوزلند با دنیای غرب مواجه شد و پس از بازگشت از سفر ضمن ادامه دروس حوزه به مطالعه و تحقیق در علوم عقلی جدید از جمله کلام جدید، فلسفه اخلاق، فلسفه دین، منطق جدید، الهیات مسیحى و یهودى و علوم وابسته به آنها در بنیاد باقر العلوم- علیه السلام- همت گماشت. همزمان در دانشگاه تربیت مدرس قم پذیرفته شد و کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی را با نگارش رساله‌ای با عنوان شورا در فتوا به پایان رساند. این اثر بعدها به عنوان پژوهش برتر در حوزه دین نائل آمد. از سال 1375 مدیریت مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی قم را بر عهده دارد. نور الانوار نام یکی از دهها نرم‌افزار تولیدی این مرکز است که در سال 1378 رتبه دوم تحقیقات کاربردی را در جشنواره خوارزمی بدست آورده است. دکترای فلسفه تطبیقی را در دانشگاه قم گذراند. با سفری یک ساله به عنوان دانشجوی مدعو در دانشگاه منچستر به سال 1381 به نگارش اثر فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه السدیر مک‌اینتایر، دست یازید، که کتاب برتر دانشگاهی سال 85 و نیز کتاب سال فلسفه جمهوری اسلامی ایران در سال 85 شد. او ریاست مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی (سازمان سمت)،معاون پژوهشی آن سازمان ، مدیریت شبکه اطلاع‌رسانی (اینترنت) حوزه و دبیری شورای عالی اطلاع‌رسانی کشور را نیز در کارنامه اجرایی خود دارد. او به عربی مسلط است و به روانی به انگلیسی سخن می‌گوید.


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:56 PM
شهید بلخی، ابوالحسن شهید

( ملیت: ایرانی قرن: 4 )

(وف 325 ق)، متكلم، حكیم، شاعر و خطاط. معاصر رودكى، به فارسى و عربى شعر مى‏گفت وى از بزرگان و متكلمین و حكماى عهد خود و در علوم اوایل استاد بود وى با رازى نیز مناظراتى داشت و هر یك بر دیگرى نقضى و ردى داشته‏اند. اسم او را سهیل و على نیز نگاشته‏اند. وى در خط نیز استاد بود و فرخى او را بدین هنر ستود. عوفى نظم اشعار عربى را به وى نسبت داده و قطعه‏اى از او به تازى نقل كرده است. وى در استادى هم‏ردیف و همانند رودكى بود و على‏الخصوص غزلهاى وى شهرت داشت بنا به نقل یاقوت حموى وى با ابوزید احمد بن سهل بلخى معاصر بود و با او ارتباط داشت از جمله ممدوحان شهید، نصر بن احمد سامانى و ابوعبداللَّه محمد بن احمد جیهانى را مى‏توان نام برد. گذشته از شاعرى در علوم فلسفى مهارت داشت و با محمد بن زكریا مباحثاتى كرده. رودكى او را مرثیه گفته است و او را شاعر على‏الطلاق خوانده است و حدود صد و دو بیت شعر از وى در كتابهاى لغت و تذكره به جاى مانده است.[1] (بخش 1) بلخى. ابوالحسن شهید بن حسین جهودانكى بلخى شاعر و متكلم و حكیم قرن چهارم ه. (ف. 325 ه.ق.) او را با ابوبكر محمد بن زكریاى رازى مناظراتى بوده و هر یك بر دیگرى نقضى وردى داشته است. شهید در خط نیز استاد بود و اشعار عربى هم مى‏سرود. وى از بلخ به چغانیان نزد ابوعلى محتاج رفت و از جمله ممدوحان او نصر بن احمد سامانى و ابوعبداللَّه محمد بن احمد جیهانى را ذكر كرده‏اند. رودكى در رثاى او قطعه‏اى سروده. شهید مانند رودكى نزد شعراى بعد از خود مورد احترام بوده و او را در ردیف رودكى قرار داده‏اند.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] تاریخ ادبیات در ایران (393 -389 /1)، تاریخ ادبى ایران (663/1)، تاریخ نظم و نثر (21)، تذكره‏ى روز روشن (449)، دایرةالمعارف فارسى (1519/2)، الذریعه (561 -560 /9)، ریحانه (278/3)، سخن و سخنوران (18 -16)، سیرى در شعر فارسى (221 -220)، شاعران بى‏دیوان (37 -26)، شخصیتهاى نامى (269 -268)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 11/4)، فرهنگ سخنوران (523)، الكنى و الالقاب (391/2)، گنج سخن (17 -15 /1)، لباب الالباب (5 -3 /2)، لغت نامه (ذیل/ ابوالحسن)، مجمع الفصحاء (804 -803 /1)، معجم المؤلفین (310/4)، هفت اقلیم (60 -59 /2).

فعالیتها: • خط • شعر • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:56 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/e7053edc-be5f-46b8-b318-31f3609e70a4.jpg شهریاری، حمید

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

حمید شهریاری محل تولد : تهران شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1342/10/1 زندگینامه علمی حمید شهریارى، در دی ماه ۱۳۴۲ در تهران بدنیا آمد. تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان خوارزمی (شریعتی) میدان بهارستان گذراند و در سال 1360 با بالاترین معدل کتبی بین دانش‌آموزان سه کلاس ریاضی فیزیک، دیپلم گرفت. وی همان سال به حوزه علمیه قم رفت و دروس سطح حوزه را در مدت شش سال به پایان رساند. او در این سالها در پایه هفتم حوزه (رسایل و مکاسب) شاگرد اول شد و از دست آیات عظام وقت و حضرت امام - قدس سره- جوائزی دریافت کرد. وی در کنار تحصیل، به تدریس دروس حوزوی شامل ادبیات، منطق، کلام، فقه و اصول اشتغال داشت و پس از طی دوره آموزشی سطح، به مدت ده سال در درس خارج فقه و اصول استادانی همچون آیة الله سید کاظم حائری و مرحوم آیة الله شیخ جواد تبریزى، به طور مستمر شرکت کرد. از همان ابتدا به درس منطق و فلسفه علاقه داشت. در همین سالها با مسافرت یک ساله به کشور نیوزلند با دنیای غرب آشنا شد و پس از بازگشت از سفر ضمن ادامه دروس حوزه. به مطالعه و تحقیق در علوم عقلی جدید از جمله کلام جدید، فلسفه اخلاق، فلسفه دین، منطق جدید، الهیات مسیحی و یهودی و علوم وابسته به آنها در بنیاد باقر العلوم- علیه السلام- همت گماشت. همزمان در دانشگاه تربیت مدرس قم پذیرفته شد و کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی را با نگارش رساله‌ای با عنوان «شورا در فتوا» به پایان رساند. این اثر بعدها به عنوان پژوهش برتر در حوزه دین نائل شد. شهریارى از سال 1375 مدیریت مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی قم را بر عهده دارد. نور الانوار نام یکی از دهها نرم‌افزار تولیدی این مرکز است که در سال 1378 رتبه دوم تحقیقات کاربردی را در جشنواره خوارزمی بدست آورد. شهریارى، دکترای فلسفه تطبیقی را در دانشگاه قم گذراند و با سفری یک ساله به عنوان دانشجوی مدعو در دانشگاه منچستر به سال 1381 به نگارش اثر فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه السدیر مک‌اینتایر، دست یازید، که کتاب برتر دانشگاهی سال 85 شد. او ریاست مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی (سازمان سمت) ، مدیریت شبکه اطلاع‌رسانی (اینترنت) حوزه و دبیری شورای عالی اطلاع ‌رسانی کشور را نیز در کارنامه اجرایی خود دارد. استاد شهریارى به عربی مسلط است و به روانی به انگلیسی سخن می‌گوید.


فعالیتها: • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:57 PM
شهیدی زندی، ناصر

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

ناصر شهیدی زندی محل تولد : کرمان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1347/7/15 زندگینامه علمی اینجانب ناصر شهیدی زندی متولد 1347 ، از سال 1361 وارد حوزه علمیه شده و همزمان تحصیلات کلاسیک را تا مقطع دیپلم ادامه دادم. در دروس حوزوی همزمان با شروع درس خارج وارد رشته تخصصی کلام و فلسفه اسلامی شده و موفق به دریافت سطح چهار فلسفه و کلام اسلامی شدم. در سال 1379 از طریق کنکور در رشته حقوق پذیرفته و در سال 1382 موفق به دریافت کارشناسی این رشته شدم.از سال 1376 وارد مرکز تحقیقات دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری شده و در ابتدا مسئولیت کتابخانه دبیرخانه را به عهده داشتم و در ادامه مسئول دفتر مرکز تحقیقات بودم. همچنین به عنوان معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده هدی وارد جامعه الزهرا (س) شدم و همزمان در دانشکده و تحصیلات تکمیلی آن مشغول به تدریس شدم. در حال حاضر مسئول گروه کلام اسلامی و مسئول دفتر برنامه ریزی درسی جامعه الزهرا(س) می باشم. در سال 1386 نیز معاون آموزشی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) دفتر قم بودم که اخیرا به دلیل مسئولیت جدید در معاونت پژوهشی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی از آن سمت استعفا دادم. در حال حاضر در دانشگاه مفید و مدرسه علمیه حجتیه مختصری تدریس دارم و طی دو سال قبل هفته ای یک روز در دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران به تدریس معارف اسلامی مشغول بوده ام.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:58 PM
شهیدی مشهدی، آقابزرگ حکیم

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1355 -1285 ق)، حكیم، فقیه و عالم دینى. وى از احفاد میرزا مهدى شهید، معروف به شهید ثالث، یكى از چهار مهدى از شاگردان مبرز وحید بهبهانى، است. مقدمات را نزد پدرش و ملا غلامحسین شیخ الاسلام و شیخ موسى منطقى و میرزا محمد سروقدى در مشهد خواند و بعد به تهران آمد و در محضر حكیم میرزا ابوالحسن جلوه و حكیم اشكورى و حكیم كرمانشاهى درس خواند. وى سپس سالیانى در نجف از حوزه‏ى درس آخوند خراسانى بهره برد. سرانجام در 1333 ق به مشهد بازگشت و متجاوز از بیست و دو سال به تدریس خارج «شرح لمعه» و «شرح قوشچى» و «اشارات» و «شوراق» و «شرح منظومه» و «اسفار» پرداخت. آقابزرگ و فرزندش، میرزا مهدى، دو ستاره‏ى درخشان حكمت و فلسفه خراسان در زمان خود بودند. وارستگى و صراحت لهجه و آزادگى و آزادمنشى آقابزرگ زبانزد خاص و عام بود. در فلسفه پیرو حكمت مشاء ابن‏سینا و خواجه نصیر بود. و شاگردانى همچون آقا شیخ سیف‏اللَّه ایسى و سید حسن بجنوردى و حسینعلى راشد و محمود شهابى و مهدى الهى قمشه‏اى و آقا شیخ هادى كدكنى پرورش داد. درگذشت فرزندش، میرزا مهدى در 1354 ق توان پدر را گرفت و وى در سال بعد از دنیا رفت. تنها اثر وى: رساله‏ى «حكومت در اصالت وجود و اصالت ماهیت».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: آینه‏ى دانشوران (67)، خدمات متقابل اسلام و ایران (615 -614)، گنجینه‏ى دانشمندان (137 -134 /7).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:59 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/e7eaef0d-eb17-4ec3-b817-af7d5fdbbefe.jpg شکراللهی، نادر

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

نادر شکراللهی محل تولد : تهران شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1346/1/1 زندگینامه علمی متولد 1346دیپلم برق( تهران هنرستان شهید موافق) لیسانس علوم سیاسی، فوق لیسانس فلسفه و کلام دکترای فلسفه تطبیقی. از سال 1364وارد حوزه علمیه شدم و تا هفت سال در درس خارج فقه و اصول شرکت کردم و کتاب های عرفانی و فلسفی مثل فصوص و اسفار را خوانده ام . از همان ابتدا در حوزه به تدریس مقدمات و بعد سطح مشغول بودم و از سال 1382در دانشگاهها مشغول تدریس هستم و عضو هیئت علمی پاره وقت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی هستم و از سال 1376جزء اولین افراد شبکه رادیوئی معارف بودم، و در سمت های نویسندگی، سر دبیری، کارشناسی و مجری کارشناسی مشغول فعالیت بودم .تاکنون یک کتاب با عنوان آسیب شناسی حکومت دینی از بنده منتشر شده و 2مقاله هم ترجمه کردم که چاپ شده است و چندین مقاله نوشته شده و ترجمه شده آماده چاپ دارم .


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 04:59 PM
شهیدی، میرزا ابوتراب

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

حاج ميرزا ابوتراب شهيدي در سال 1239 ،در قزوين متولد گرديد. پس از تحصيلات مقدماتي علوم در محضر پدر و اساتيد ديگر ، در مدرسه صالحيه قزوين مشغول تحصيل شد. آن گاه به به نجف اشرف مشرف گرديد و نزد بزرگترين علما آن زمان كسب فيض نمود. پس از بازگشت به ايران و مدتي شركت در درس و بحث و تبليغ براي مردم قزوين ، در حركتهاي سياسي زمان خود شركت نمود ، اما به دليل مخالفت با مشروطه خواهان اجباراً خانه نشين شد. پس از آن به تهران مهاجرت كرد و در مسجد همت آباد واقع در چهار راه حاج مهراب ، به تشكيل جلسات بحث و مطالب ديني و تفسير قرآن كريم اختصاص داد. حجه الاسلام ميرزا ابوتراب شهيدي سرانجام در 30 ذي القعده 1375 هجري قمري دار فاني را وداع گفت.گروه : علوم انسانيرشته : الهيات و معارف اسلاميوالدين و انساب : ميرزا ابوتراب شهيدي فرزند آيت الله حاج ميرزا ابوالقاسم شهيدي ، نواده حاج ملا محمد تقي برغاني معروف به شهيد ثالث ،در قزوين متولد گرديد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : ميرزا ابوتراب شهيدي پس از تحصيلات مقدماتي علوم در محضر پدر و اساتيد ديگر ، در مدرسه صالحيه قزوين مشغول تحصيل شد. آن گاه به به نجف اشرف مشرف گرديد و نزد بزرگترين علما آن زمان كسب فيض نمود.استادان و مربيان : ميرزا ابوتراب شهيدي ابندا نزد پدر خود علوم مقدماتي را فراگرفت. سپس به نجف اشرف رفته و در آن ديار در مجلس درس استاداني چون: سيدمحمدكاظم يزدي (صاحب كتاب عروه الوثقي ) و آخوند ملا محمد كاظم خراساني ( صاحب كفايه الاصول ) استفاده كرد. او پس از گذشت دوازده سال به ايران مراجعت كرد و در درس شيخ فض الله نوري حاضر شد.وقايع ميانسالي : مهمترين رويداد به وقوع پيوسته در دوران حيات حاج ميرزا ابوتراب شهيدي وقوع انقلاب مشروطه و حوادث مربوط به آن بود. وي از جمله مخالفان جريان مشروطه خواهي بود و همين عامل مدتي براي او خانه نشيني و سپس مهاجرت به تهران را در پي داشت.زمان و علت فوت : ميرزا ابوتراب شهيدي در 30 ذي القعده 1375 هجري قمري دار فاني را وداع گفت.فعاليتهاي آموزشي : ميرزا ابوتراب شهيدي پس از اتمام تحصيلات خود در نجف اشرف ، در سال 1330ق به ديار خود قزوين بازگشت و مشغول تدريس گرديد.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : ميرزا ابوتراب شهيدي پس از مدتي شركت در درس و بحث و تبليغ براي مردم قزوين ، مدتي هم در حركتهاي سياسي شركت نمود ، اما به دليل مخالفت با مشروطه خواهان اجباراً خانه نشين شد. پس از آن به تهران مهاجرت كرد و در مسجد همت آباد واقع در چهار راه حاج مهراب ، به تشكيل جلسات بحث و مطالب ديني و تفسير قرآن كريم اختصاص داد.آرا و گرايشهاي خاص : شيوه تفسيري حجه الاسلام ميرزا ابوتراب شهيدي ، تفسير آيه به آيه به روايت است و در بعضي موارد بحث هايي فلسفي نيز دارد ، چنانكه جامعيت آن را بين حكمت ، فلسفه ، كلام ، روايات و تفسيري قرآن با قرآن را در آن مشاهده نمود.آثار : التوحيد ،المبين و تبين في شرح المواعظ البراهين ويژگي اثر : اين كتاب تفسير قرآن مجيد به زبان فارسي است و در پنج جلد پايان يافته است.


منابع زندگینامه: فرزانگان علم و سخن قزوين، تاليف: رضا صمدي ها ، قزوين: بحر العلوم ، ص 1932قرآن پژوهان قزوين ، مولف: سيدمحمدعلي ايازي ، تهران: موسسه نمايشگاههاي فرهنگي ايران ، 1380 ، ص 136-137

فعالیتها: • الهیات و معارف اسلامی • فلسفه - منطق • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:00 PM
شیخ، محمدعلی

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

سال تولد: 1308، مرتبه علمى: استاد، رشته: فلسفه و حكمت اسلامى، دانشكده: ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه: شهید بهشتى خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى در رشته‏هاى فلسفه و حكمت اسلامى و علوم تربیتى و حقوق قضائى، دكتراى فلسفه و حكمت اسلامى. مرتبه علمى: استاد دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه شهید بهشتى. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: فلسفى، ادبى و اجتماعى، تدریس در دانشكده حقوق و ادبیات از سال 1348 در دانشگاههاى تهران و شهید بهشتى، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر 5 پایان‏نامه كارشناسى ارشد و دكترا. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 5 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى: 1 زمینه علمى تألیفات: فلسفى، ادبى، و اجتماعى. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 18، تعداد مقالات بزبان خارجى: 1 زمینه علمى مقالات: فلسفى، ادبى و اجتماعى.

برگرفته از کتاب: شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:00 PM
شیخ‏الاسلام زنجانی، فضل‏اللَّه

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1373 -1303 ق)، فقیه، متكلم، رجالى و حكیم. در زنجان به دنیا آمد. مقدمات و متون را نزد استادان زنجانى فراگرفت و فلسفه را از علامه میرزا عبدالمجید آموخت و به درس خارج علامه میرزا عبداللَّه زنجانى حضور یافت. در 1331 ق به همراه برادرش به نجف مهاجرت كرد و در آنجا نزد آیت‏اللَّه سید محمدكاظم یزدى و آیت‏اللَّه شیخ الشریعه اصفهانى و دیگر مدرسان به تكمیل تحصیلات خود پرداخت. در 1339 ق به زنجان بازگشت و به وظائف امور علمى و شرعى مشغول گردید. او از آیت‏اللَّه سید حسن صدر عاملى كاظمى و علامه سید محمد فیروزآبادى و آیت‏اللَّه شیخ الشریعه اصفهانى و علامه سید محمود شكرى علوى آلوسى داراى اجازه بود. از آثارش: حاشیه بر «منطق» شرح «منظومه» سبزوارى؛ رساله‏اى در رد نظریه‏ى «واحد بسیط...»؛ «تاریخ علم كلام در اسلام»؛ حاشیه بر «اوائل الشوارق» ملا عبدالرزاق لاهیجى؛ نقد «رساله‏ى حدوث» ملا صدرا شیرازى؛ «تشیع در تاریخ اعتقادى و سیاسى و ادبى شیعه» یا «تاریخ مذهب شیعه»؛ تعلیقاتى بر كتاب «اوائل المقالات» شیخ مفید؛ شرح و حاشیه‏اى بر «منهج المقال» استرآبادى؛ «شرح حال رجال زنجان و راویان آن».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: شهیدان راه فضیلت (390 -389)، علماء معاصرین (228 -224)، مؤلفین كتب چاپى (871 -870 /4).

فعالیتها: • رجال و تراجم • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:01 PM
شیخ‏بهائی، بهاءالدین، محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(1031/1030 -953 ق)، عالم، فقیه، مفسر، محدث، متكلم، ریاضیدان، ادیب و شاعر امامى، متخلص به بهایى. معروف به شیخ‏الاسلام والمسلمین و مجدد دین در رأس قرن یازدهم. در بعلبك به دنیا آمد. در كودكى به همراه پدر، در عهد شاه طهماسب، به ایران وارد شد. وى در محضر پدر خود، شیخ حسین، شاگرد شیهد ثانى، و عبداللَّه بن شهاب‏الدین یزدى و محمدباقر یزدى و ملا على مذهب و ملا افضل و اعتمادالدین محمود كچایى به فراگیرى علم مشغول شد، تا اینكه در تفسیر، فقه، اصول، ادبیات، رجال، تاریخ، حكمت، كلام، طب، ریاضیات و سایر علوم سرآمد شد. عهده‏دار منصب شیخ‏الاسلامى گشت و امور شرعى یكسره به او محول شد. سپس او از این شغل كناره گرفت و سالیانى به سیاحت شهرها پرداخت، و به هرات و اران و آذربایجان و تبریز و مصر و شام و دمشق و عراق و حلب و فلسطین و بیت‏المقدس و سرندیب و حجاز و مكه و مدینه و دیگر شهرها مسافرتها كرد، و در اثناء این سفرها گاه به مباحثات علمى- مذهبى نیز مى‏پرداخت. سرانجام به ایران بازگشت و همراه شاه عباس پیاده از اصفهان به مشهد رضوى رفت. شیخ‏بهایى احادیث شیعه را از پدرش و میرداماد روایت كرده و «صحیح بارى» را از استادش، محمد بن محمد بن محمد مقدسى، روایت نموده است، كه مقدسى نیز به واسطه‏ى دوازده تن محدث محمد نام، پى در پى از محمد بن اسماعیل بخارى نقل كرده است. شیخ‏بهایى آنى از تعلیم و تربیت فروگذار نبود و در حوزه درس خویش شاگردانى همچون، شیخ فاضل جواد بن سعداللَّه، ملا حسنعلى شوشترى، سید حسین كركى، ملا خلیل قزوینى، محمد خلیل قاینى، میرزا رفیع‏الدین نایینى، شیخ زین‏الدین بن محمد سبط شهید ثانى، ابن ابى‏جامع، شیخ على بحرانى، سید ماجد بحرانى، ملا محسن فیض كاشانى، ملاصدرا، محمد بن حسین ساوجى، میرزا رفیع‏الدین طباطبایى، ملا شریف‏الدین محمد رویدشتى، شیخ محمود جزایرى، ابن‏خاتون، محقق سبزوارى، مجلسى اول، ملا محدصالح مازندرانى تربیت كرده است. وى كتابخانه‏ى بزرگى گرد آورد كه از جمله چهار هزار كتابى بود كه شیخ على منشار، پدر همسرش، از شهرهاى هند به ایران آورده بود و پس از او به دخترش همسر شیخ‏بهائى، منتقل شده بود. شیخ‏بهایى در اصفهان درگذشت. جنازه او به مشهد رضوى منتقل كردند و در جوار حرم مطهر دفن كردند. در «ریحانه الادب» نود و سه اثر وى با شرح مختصر ذكر شده است. از آثار وى: «حبل المتین فى احكام احكام‏الدین»؛ «مشرق الشمسین و اكسیر السعادتین»، در فقه استدلالى؛ «الاربعین» یا «الاربعون حدیثا»؛ «جامع عباسى»، به فارسى، در فقه؛ «الكشكول»؛ «المخلاه»؛ «زیده الاصول» یا «الزبده»، در اصول فقه؛ «فوائد الصمدیه»، در نحو؛ «مفتاح الفلاح فى عمل الیوم و اللیله»؛ رساله «الهلالیه»؛ «اثبات الانوار الالهیه»؛ «الاثنى عشریات»؛ «اسرار البلاغه»؛ «تهذیب البیان» یا «التهذیب»، در نحو؛ حاشیه‏ى «من لا یحضره الفقیه»؛ حاشیه‏ى «خلاصه الاقوال» علامه حلى؛ حاشیه «كشاف» زمخشرى؛ حاشیه «تفسیر» بیضاوى؛ «خلاصه الحساب»، در ریاضیات؛ «تشریح الافلاك»، در علم هیئت؛ «الاسطرلاب»؛ «بحر الحساب»؛ «الوجیزه»، در درایه، به نام «درایه الحدیث»؛ مثنوى‏هاى: «زنان و پنیر»، «شیر و شكر»، «طوطى نامه»، «نان و حلوا» یا «سوانح الحجاز»، «الزاهره».[1] (شیخ) محمد بن حسین عاملى (منسوب به جبل عاملى) معروف به شیخ بهائى، دانشمند بنام عهد شاه عباس بزرگ (و. بعلبك 953 ه.ق./ 1546 م.- ف. اصفهان 1031 ه.ق./ 1622 م.) پدرش عزالدین حسین در سال 966 به ایران مهاجرت كدر و بهاءالدین در ایران نشأت یافت و تألیفاتى به فارسى و عربى پرداخته كه مجموع آنها به 88 كتاب و رساله بالغ مى‏شود، از آن جمله است: دو مثنوى فارسى «نان و حلوا» و «شیر و شكر»، جامع عباسى (فقه)، خلاصةالحساب، تشریح الافلاك كتاب اربعین (بعربى)، كشكول كه مجوعه‏ایست از نوادر حكایات و علوم و اخبار و امثله واشعار عربى و فارسى. وى به فارسى و عربى شعر مى‏سرودده. جنازه او را به مشهد انتقال و در مسجد گوهرشاد دفن كردند.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] آتشكده‏ى آذر (927 -926 /3)، الاعلام (334/6)، اعیان الشیعه (234/9)، تاریخ ادبیات ایران، براون (279 -277 /4)، تاریخ ادبیات در ایران (1047 -1039 /5)، تاریخ فلاسفه‏ى ایرانى (515 -502)، تذكره‏ى روز روشن (122 -121)، تذكره‏ى نصرآبادى (151 -150)، چهارصد شاعر برگزیده‏ى پارسى‏گوى (506 -495)، دایرةالمعارف فارسى (1522/2)، دنباله جستجو در تصوف (259)، الذریعه (77/18 ،983 ،143 /9 ،241 -240 /6 ،225 -224 ،211 ،203 ،195 ،173 ،168 ،103 ،88 ،39 /6 ،302 -301 ،63 -62 /5 ،509 ،498 ،200 ،186 -185 /4 ،425 ،36 -35 /3 ،42/2 ،118 -117 ،115 ،85 /1)، روضات الجنات (80 -54 /7)، ریاض العارفین (49 -45)، ریاض العلماء (97 -88 /5)، ریحانه (320 -301 /3)، زندگینامه ریاضیدانان (172 -170)، سرآمدان فرهنگ (232/1)، سیرى در شعر فارسى (384 -383)، شخصیتهاى نامى (273 -270)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 88 -85 /11)، عالم آراى عباسى (157 -155 /1)، فرهنگ ادبیات فارسى (311 -310)، فرهنگ سخنوران (147)، فقهاى نامدار شیعه (228 -209)، فوائد الرضویه (521 -502)، فلاسفه‏ى شیعه (429 -415)، كارنامه بزرگان (325 -324)، الكنى و الالقاب (100/2)، مؤلفین كتب چاپى (432 -421 /5)، مجمع الخواص (41 -40)، مجمع الفصحا (15 -12 /4)، مطلع الشمس (388 -386 /2)، معجم المؤلفین (242/9)، منظومه‏هاى فارسى (356 -353)، نتایج الافكار (105 -103)، یغما (س 13، ص 146 -143).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • اصول فقه • حدیث • ریاضیات و هندسه • شعر • شیمی • علوم غريبه • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب









دسته بندی مشاهیر



http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif عالمان و دانشمندان
• فلسفه - منطق • فقه • اصول فقه • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب • حدیث • اخلاق و عرفان نظری • ادبیات و کتاب • تاریخ • پزشکی • فیزیک • ریاضیات و هندسه • جغرافیا، باستان... • رجال و تراجم • علوم صنعتي • نجوم • محدث • تبلیغ • علوم طبیعی • تدریس • قضاوت، حقوق، علوم... • محقق • دانشمند • شیمی • روانشناسی ، علوم... • علوم غريبه • حسابداری • اقتصاد • جامعه شناسی • مدیریت • الهیات و معارف اسلامی • ارتباطات • پیشگامان دانش کامپیوتر • زیست شناسی
http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif شعر http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif هنر
• سينما و تئاتر • خط • نقاشي • موسيقي • معماري • نگارگري • فرش • تندیس • قرآن • طراحی • تذهیب • هنرمند مطلق • عکس
http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif عرفان http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif ---------- http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif خیرین
• خادمان فرهنگي و...
http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif نویسندگی http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif روزنامه نگاری http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif صنعتگران http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif سران فرق و مذاهب http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif واقفان http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif شهدا و ایثارگران http://www.rasekhoon.net/imgs/th1_p_ta.gif قهرمانان ورزشی
• شطرنج • بسکتبال • قایقرانی







تبلیغات




http://www.rasekhoon.net/Advertise/RightBanners/36302.jpg
http://www.rasekhoon.net/Advertise/RightBanners/36305.jpg
http://www.rasekhoon.net/Advertise/RightBanners/36306.jpg
http://www.rasekhoon.net/Advertise/RightBanners/36867.jpg







آمار مشاهیر





21463 شخصیت :تعداد مشاهیر 64 گروه :تعداد گروهها

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:02 PM
شیرازی عمادالدین، محمود

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(ز 954 ق)، حكیم و طبیب. وى از كودكى زیردست پدرش كه طبیب حاذقى بود، پرورش یافت و مدتى طبیب امیر عبدالله‏خان استاجلو حاكم شروان بود. سپس به دربار شاه‏طهماسب رفت و مدت بیست سال در هند زندگى كرد. در اواخر عمر مجاور مشهد رضوى شد و طبابت بیمارستان رضوى را بر عهده گرفت. از آثار وى: «رساله‏ى چوب چینى»، در خواص و طبایع و منافع و طریق خوردن آن؛ «رساله‏ى بیخ چینى»، كه در 954 ق تألیف شده؛ «رساله»اى در بیمارى آتشك؛ «رساله‏ى افیونیه» یا «الافیونیه»؛ «سته‏ى ضروریه طبیه»، به نام شاه قلى‏خان بن حمزه سلطان استاجلو؛ «مفرح یاقوتى».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (399)، دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (713 -712 / 3)، الذریعه (363 / 21 ،28 / 13 ،168 ،100 / 11 ،271 / 7 ،310 / 5 ،262 / 2)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 241 -240 / 10)، عالم‏آراى عباسى (168 ،156 / 1)، فرهنگ سخنوران (653).

فعالیتها: • پزشکی • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:03 PM
شیرازی، شجاع

( ملیت: ایرانی قرن: 9 )

(س نهم ق)، حكیم. وى از شاگردان میر سید شریف‏الدین گرگانى بود و از بنى اعمام شاه شیخ ابواسحاق اینجو پادشاه معروف فارس بوده. از آثارش: «انیس الناس فى الاخلاق»، كه در حكمت عملى است و در سال 830 ق به نام مغیث‏الدین ابوالفتح ابراهیم سلطان بن شاهرخ به پایان رسانید. این كتاب را به تقلید از «قابوس نامه» و «سیاست نامه» نگاشته است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (260).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:04 PM
شیرازی، مظفرالدین، علی

( ملیت: ایرانی قرن: 9 )

(وف 922/ 918 ق)، عالم دینى و منطقى. از منطقیون بزرگ قرن دهم قمرى و داماد علامه جلال‏الدین دوانى بود. علامه دوانى درباره‏اش گفته است: اگر منطقى جسم داشت جسمش مظفرالدین بود. در شیراز از علامه دوانى و دیگر علما علوم شرعیه، حساب، هیئت، هندسه و كلام را فراگرفت و در این زمینه‏ها تبحر یافت. وى كتاب اقلیدس در فن هیئت را نزد امیر صدرالدین شیرازى خواند و بر آن حاشیه نگاشت. آنگاه به روم رفت و ملا ابن‏مؤید قاضى وى را به حضور سلطان بایزید برد و او مدرسه‏ى مصطفى پاشا در قسطنطنیه را به وى واگذار نمود. مظفرالدین مدتى در آن مدرسه و در مدرسه‏اى دیگر تدریس نمود. اما بر اثر از دست دادن بینایى از تدریس كناره گرفت و از سلطان یاوز سلیم خان (926 -918 ق)، نهمین پادشاه از سلاطین عثمانى، حق تقاعد گرفت. در شهر بروساى روم درگذشت. از آثارش: شرح «تهذیب المنطق و الكلام» تفتازانى؛ شرح «فصوص الحكم» ابن‏عربى؛ شرح «گلشن راز» شیخ محمود شبسترى؛ حاشیه بر «تجرید»؛ حاشیه بر «شرح مطالع»؛ حاشیه بر «كتاب اقلیدس»؛ حاشیه بر «كافیه».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تاریخ نظم و نثر (169)، دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (471 -470/ 4)، الذریعه (382 ،270/ 13)، ریحانه (329 -328/ 5)، شذرات الذهب (89/ 9)، كشف الظنون (1505 ،1263 ،517)، هدیة العارفین (741/ 1).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:05 PM
شیروانی هرندی، علی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

على شیروانی هرندی محل تولد : تهران شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1343/1/1 زندگینامه علمی در سال 1343 در تهران متولد شد. در سال 56 به فراگیرى علوم حوزوى علاقمند گشته، فراگیرى علوم حوزوى را در مدرسه ملامحمد جعفر (معروف به مدرسه مجتهدى) آغاز کرد، و همزمان با گذراندن دوره دبیرستان ـ در رشته ریاضى فیزیک ـ صرف و نحو و معانى و بیان و منطق و اصول فقه و فقه را نزد اساتید برجسته حوزه تهران (آیت الله ضیاء آبادى، آیت الله رحمانى، آیت الله رئوفى و دیگران) فرا گرفت. در سال 61 پس از اخذ دیپلم، براى ادامه تحصیل به قم هجرت کرد. در سال تحصیلى 64ـ 65، بنا بر تقاضاى امام جمعه وقت و مدیر مدرسه، براى تدریس به حوزه علمیه مسجد سلیمان عزیمت نمود. وى در آنجا دروس مختلف ـ از جمله منطق، معالم الاصول و شرح لمعه ـ را تدریس کرد. در سال 65 با کسب امتیاز عالى و درجه ممتازى دوره سطح حوزه را به پایان رساند و به طور فعال و جدى، دوره خارج فقه و اصول را آغاز کرد و از محضر آیات عظام وحید خراسانى و میرزاد جواد آقا تبریزى بهره‏مند شد. به سبب علاقه فراوان به دیدگاههاى اصولى شهید صدر، به حوزه اصولى ایشان راه یافت و از محضر شاگردان برجسته آن شهید سعید ـ آیت الله حائرى و آیت الله شاهرودى ـ بهره برد. همزمان با تحصیل فقه و اصول، فلسفه، کلام و تفسیر را از محضر اساتید بزرگوار، آیات معظم : حسن‏زاده و جوادى آموخت. وى از همان آغاز به تدریس علاقه داشت. در بدو ورود به قم (سال 61) معالم الاصول را تدریس کرد، و پیش از آن در تهران، ادبیات و منطق مى‏گفت. از سال 61 تا کنون (سال 81) علاوه بر کتابهاى رسمى حوزه (مانند اصول فقه، معالم الاصول، شرح لمعه، حاشیه، رسائل و کفایت الاصول) حلقات اصول شهید صدر، بدایت الحکمه، نهایت الحکمه، کشف‏ المراد، اشارات و تنبیهات و بسیارى کتابهاى دیگر را در حوزه و یا دانشگاه تدریس کرد.و اینک به تدریس اسفار اشتغال دارد. در دوران تحصیل به چیزى جز کسب دانش نمى‏اندیشید و براى تبلیغ جز به جبهه نرفت. وى همزمان با حضور فعال در حوزه علمیه قم ـ که تا کنون ادامه دارد ـ در دانشگاه نیز به تحصیل و تدریس اشتغال داشت. در سال 70 از میان تقریبا 500 تن از فضلاى شرکت کننده در آزمون ورودى کارشناسى ارشد الهیات و معارف، رتبه نخست را به دست آورد، و در سال 79 از رساله دکتراى خود در دانشگاه تربیت مدرس دفاع کرد، و در رشته فلسفه و کلام فارغ التحصیل شد. ایشان در عرصه تحقیق و نگارش حضورى فعال و جدى داشته و دارد. از میان نوشته‏هایش برخى رسما و برخى عملا به عنوان متن درسى در حوزه و یا دانشگاه مورد استفاده قرار گرفته است، از جمله: کلیات فلسفه و تحریر منطق (در حوزه‏هاى علمیه خواهران در سراسر کشور)، درسنامه عقاید (در مرکز جهانى علوم اسلامى براى عموم طلاب غیر ایرانى)، منطق و شرح بدایت الحکمه (که هر دو کتاب برگزیده سال 73 بود در رشته‏هاى الهیات و فلسفه) ترجمه لمعه دمشقیه (در رشته‏هاى حقوق و نیز در حوزه‏هاى علمیه) معارف اسلامى در آثار شهید مطهرى و اخلاق اسلامى و مبانى نظرى آن (در دروس عمومى معارف و اخلاق)تحریر الاسفار(در مقطع دکترای فلسفه اسلامی) . کتابهاى سرشت انسان، منابع اندیشه مذهبى شیعه، فرا اخلاق، اخلاق هنجارى، ترجمه الروضات لبهیت (تا کنون 7 جلد آن منتشر شده) شرح نهایت الحکمه و شرح منازل السائرین از دیگر آثار قلمى نامبرده است. از ایشان چندین مقاله در مجله‏هاى علمى معتبر (مانند خردنامه صدرا، قبسات، نامه مفید، ذهن ومعرفت،پژوهشهای فلسفی و کلامی) منتشر شده است. آخرین نوشته ایشان، که پژوهش برگزیده کنگره دین پژوهان بوده است، به نام مبانى نظرى تجربه دینى توسط بوستان کتاب قم منتشر شده است.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:05 PM
شیرازی، شهاب‏الدین

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

سید شهاب‏الدین شیرازى فیلسوفى فاضل و عالمى عارف از شاگردان شیخ محمدرضاى قمشه‏اى و میرزا ابوالحسن جلوه اصفهانى بوده و در حدود 1320 وفات نموده است.

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:06 PM
شیرازی، فتح‏الله

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(وف 997 ق)، عالم، حكیم و شاعر. در شیراز به دنیا آمد و در آن جا نشوونما یافت. وى در محضر درس استادانى چون علامه جمال‏الدین محمود و كمال‏الدین شیروانى و مولانا كرد و میر غیاث‏الدین منصور شیرازى به مقامات عالیه دانش رسید. تا جایى كه سلطان عادل شاه بیجاپورى او را به هندوستان دعوت كرد و فتح الله به آن جا رفت و منصب وكالت یافت. بعد از كشته شدن عادل‏شاه به دعوت اكبرشاه، در 991 ق، به فتحپور رفت و در 993 ق به منصب امین‏الملكى رسید و لقب عضدالدوله یافت و در 994 ق به صدارت كل بلاد هندوستان رسید. او در كشمیر درگذشت و در تخت سلیمان دفن شد. وى علاوه بر تبحر در علوم متداوله زمان خود و شعر، از مخترعین و صنعتگران عصر خود نیز به شمار مى‏آمد. از جمله اختراعات وى: آسیایى خود كار بود كه حبوبات را آرد مى‏كرد؛ آینه‏اى كه در آن اشكال عجیب از دور و نزدیك منعكس مى‏شد، تفنگى كه در یك دور دوازده گلوله از آن خارج مى‏شد؛ تقویم ابتكارى جدیدى از روى دوره‏ى شمسى. به آورده‏ى «دانشمندان و سخن‏سرایان فارس» از «مآثر الكلام» وى اولین كسى بود كه اهالى هند را به تصنیفات و افكار علماى متأخر ایران مانند: علامه دوانى، ملا صدراى شیرازى، غیاث‏الدین منصور دشتكى شیرازى و میرزاجان آشنا ساخت و كتابهاى آنها را در هندوستان تدریس كرد. از جمله تألیفاتش «تكمله‏ى حاشیه‏ى» علامه‏ى دوانى بر «تهذیب المنطق» تفتازاتى است. ركن‏زاده‏ى آدمیت به اشتباه تفسیر «منهج الصادقین» ملا فتح‏الله كاشانى را به وى نسبت داده است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (61 -59 / 4)، ریاض العارفین (227)، فارسنامه‏ى ناصرى (1175 / 2)، فرهنگ سخنوران (687)، كاروان هند (993 -992 / 2)، لغت‏نامه (ذیل/ فتح‏الله)، مرآت الفصاحه (453 -452)، هفت اقلیم (235 -234 / 1).

فعالیتها: • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:07 PM
صاحبی فرد، علی اکبر

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

علی اکبر صاحبی فرد محل تولد : کاشان شهرت تابعیت : ایران زندگینامه علمی بعد از اتمام دوره ابتدایی دوره دبیرستان (نظام قدیم) را شبانه در دبیرستان محمدیه کاشان گذراندم و درسال 1352 بعد از آشنایی با یکی از دوستان طلبه در کلاس درس دبیرستان علاقه ام به دروس حوزوی تقویت شده بالاخره در همان سال دروس مقدمات را شروع کردم ؛ تا سال 1357 در مدرسه علمیه امام خمینی (ره) و مدرسه علمیه مرحوم آیت الله یثربی بوده و از محضر بزرگانی چون حضرات آقایان صبوری ، اسلامی تبار ، مناقب (قدس سرهم) و جناب آقایان حضرات خراسانی ، علم الهدی ، صراف زاده و ... بهره بردم و از تفسیر مرحوم آیت الله نجفی در کاشان استفاده نمودم . در سال 1357 به حوزه مقدسه قم مشرف شدم و در مدرسه مهدیه در خیابان 19 دی ساکن شدم و بقیه دروس سطح را نزد بزرگانی چون مرحوم آیت الله اعتمادی ، مرحوم آیت الله حرم پناهی ، مرحوم آیت الله ستوده ، و نیز حضرات آقایان حسینی کاشانی و شریفی نیاسری و عمانی و اشعری (محمد حسین) استفاده کردم . در ضمن در سال 1359 به مدت یک سال به دعوت یکی از دوستان در مدرسه امامیه شهرکرد مشغول به تدریس مقدمات شدم .حدود سال 1361 به درس خارج فقه و اصول رفتم و یک دوره درس اصول حضرت آیت الله مظاهری و مباحثی از درس آیت الله وحید خراسانی (مباحث الفاظ) و بخشی از مباحث اجتهاد و تقلید آیت الله تبریزی را شرکت کردم و نیز از مباحث فقهی حضراتی چون آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله فاضل لنکرانی بهره مند شدم و از حدود سال 1360 در درس تفسیر حضرت آیت الله جوادی آملی شرکت کردم .فلسفه (منظومه) را نزد حضرت آیت الله گرامی و بخشی از اسفار را در نزد حضرت آیت الله انصاری تلمذ کردم .از سال 1363 در فکر حفظ قرآن افتادم و بحمد الله و المنه این کار که باید حدود 1370 به پایان می رسید به علت وقوع حادثه ای به تاخیر افتاد و بحمد الله سال 1373 به انجام رسید . از آنجا که به کارهای قرآنی علاقمند بودم اولین نکته ناب قرآنی درسال 1374 به ذهنم خطور کرد و به پیشنهاد دوستان اولین قلم زنی را شروع کرده و کتاب «اتمام حجتی دیگر یا اجر رسالت» را به لطف خداوند به رشته تحریر درآوردم . به علت تدریس دانشگاه و تشویق حضرت حجت الاسلام حاج محسن قرائتی کار قرآنی در باب تاریخ اسلام را انجام دادم که نتیجه آن کتاب تاریخ اسلام در قرآن است که در سال 1381 از چاپ خارج شد همچنین به دنبال رهنمود مقام معظم رهبری در نام گذاری سال 1379 به نام امیر مومنان سلام الله علیه ، آیات درباره آن حضرت به صورت یک مجموعه در آمد تا اینکه در سال 1382 مزین به زینت طبع گردید و در همان سال چاپ دوم آن نیز صورت گرفت . در سفر بیت الله الحرام با توطئه وهابیت که بدترین تبلیغات علیه تشیع صورت می گرفت بیشتر آشنا شده و با رهنمود دوستان در بعثه مقام معظم رهبری در مکه مکرمه و هدایت حضرت آیت الله سبحانی نقدی بر کتاب تهاجمی «اهلبیت از خود دفاع می کنند» به نام «اهلبیت از دین دفاع می کنند» با کمک یکی از دوستان انجام شد . این کتاب درسال 82 در شبکه اینترنت ، سایت ولی عصر (عج) قرار گرفت و مورد استقبال قرار گرفت و در تابستان 1383 به چاپ رسیده و الان در آستانه چاپ دوم قرار دارد . و بالاخره توفیق دیگر قرآنی که خداوند به این حقیر داد بررسی آیات مربوط به حضرت زهرا سلام الله علیها و به نام مبارک آن حضرت 135 آیه درباره این بانو در یک مجموعه جمع آوری شد که در نوع خود کم نظیر یا بی نظیر است و الان مشغول دو کار قرآنی دیگر هستم یکی مکالمات و گفتگوهای بعد از مرگ در قرآن و دیگر خیرات و مبرات از منظر قرآنی که تقریبا حدود 80% کار آنها نیز انجام شده است . اکنون نیز برنامه های تدریس در حوزه و آموزش متوسطه و برنامه های قرآنی در شهرهایی چون کاشان و ساوه دارم .


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • قرآن • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:07 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/a180a3a4-2476-40a7-aa74-aa666c620d72.jpg صافیان اصفهانی، محمدجواد

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد جواد صافيان اصفهاني در سال 1342 در اصفهان بدنيا آمد. ايشان تحصيلات دانشگاهي را در سه مقطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري در دانشگاه تهران در رشته فلسفه ادامه داده است.وي هم اكنون عضو هيئت علمي گروه فسفه دانشگاه اصفهان مي باشد. گروه : علوم انساني رشته : فلسفه گرايش : فلسفه غرب تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمدجواد صافيان تحصيلاتش را تا ديپلم متوسطه در شهر اصفهان به انجام رسانده و تحصيلات دانشگاهي در سه مقطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري در دانشگاه تهران در رشته فلسفه ادامه داده است. عنوان پايان‌نامه‌ي وي، «هنر نزد ارسطو، كانت و هايدگر» بوده كه استاد راهنمايش، رضا داوري اردكاني بوده‌ است استادان و مربيان : استاد راهنماي دوره دكتراي محمد جواد صافيان اصفهاني ، رضا داوري اردكاني بوده‌ است.از ديگر اساتيدي كه در زندگي علمي اياشن تاثير گذار بوده اند عبارت اند از : دكتر محسن جهانگيري،دكتر كريم مجتهدي،مرحوم دكتر جلال الدين مجتبوي،دكتر غلامحسين دنياني،مرحوم اعتماد عباس معارف،دكتر غلامعلي حداد عادل هم دوره اي ها و همکاران : همدوره ايها :دكتر محمد رضا حسيني بهشتيفدكتر حميد طالب زاده،دكتر آيت اللهي،دكتر شاقول و دكتر شيخ شعاعي همكاران گروه : دكتر محمد علي اژه اي،دكتر مهدي دهباشي،دكتر فتحعلي اكبري،دكتر كرباسي زاده همسر و فرزندان : دكتر محمد جواد صافيان اصفهاني متاهل و داراي همسر بنام سركار خانم الهام حاجي غلامي مي باشد. ايشان داراي مدرك كارشناسي فلسه است. وي داراي دو فرزند دختر بنامهاي سارا(دانش آموز مقطع متوسطه) و زهرا (دانش آموز دوره ابتدايي) مي باشد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : محمد جواد صافيان اصفهاني به مدت دو دوره مديريت گروه فلسفه دانشگاه اصفهان را برعهده داشته است. وي همچنين در گروه تخصصي فلسفه و حكمت فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران عضويت دارد. فعاليتهاي آموزشي : از سوابق آموزشي محمد جواد صافيان اصفهاني مي توان به تدريس در دانشگاه اصفهان در رشته فلسفه از سال 1369 تا كنون اشاره كرد.ايشان همچنين در دانشگاه هاي پيام نور و دانشگاه آزاد اسلامي هم به امر تدريس مي پردازند. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 عالم مثال و خيال در حكمت ملاصدرا ويژگي اثر : عالم مثال و خيال در حكمت ملاصدرا» به دنبال خيال و عالم مثال در آثار ملاصدرا - فيلسوف مسلمان - است. ملاصدرا در بسياري از آثار خويش به بحث از خيال پرداخته و به‌طور كلي، خيال در آثار او از سه جهت، مورد نظر قرار گرفته است. به گفته‌ي صافيان، ملاصدرا از سويي خيال را به عنوان مرتبه‌اي از ادراك كه بين حس و عقل قرار دارد، مي‌داند و همچنين قايل به جنبه‌ي هستي‌شناختي خيال نيزهست، و در مرحله‌اي ديگر به وجه انسان‌شناسانه‌ي خيال نظر دارد. اين اثر هم‌اكنون در مراحل پاياني ويرايش است. 2 فلسفه‌ي هنر هايدگر ويژگي اثر : كتاب «فلسفه‌ي هنر هايدگر» به تبيين و بررسي اجمالي نظر هايدگر درباره‌ي هنر مي‌پردازد و از جمله سرفصل‌هاي آن به «كلياتي در باب انديشه‌ي هايدگر»، «نقد هايدگر بر زيبايي‌شناسي»، «روش پديدارشناسي - هرمنوتيك در تأمل بر هنر»، «هنر و حقيقت؛ ذات حقيقت»، «سرآغاز كار هنري چيست؟» و «تفكر شاعرانه‌؛ ذات شعر» مي‌توان اشاره كرد. .اين كتاب به سفارش انتشارات علمي - فرهنگي در 120 صفحه در دست تأليف است. 3 مابعدالطبيعه چيست؟ ويژگي اثر : اثر مارتين هايدگر (ترجمه) 1373 اين كتاب در عين اختصار از آثار مهم و كيليدي هاديگر است. و از اولين اثر هديگر مي باشد كه به فارسي ترجمه شده است.ترجمه فرانسوي آن توسط هانري كرين صورت گرفته است از اولين آثار ترجمه شده به زبان فرانسه است. 4 هنر و هايدگر ويژگي اثر : اثر جوزف كوكلمانس (ترجمه)1382.اين كتاب در شرح فلسفه هاديگر است.شرحي است روان و در عين حال معتبر. اين كتاب از منابع درسي دوره تخصصي دكترا و كارشناسي ارشد رشته فلسفه هنر در دانشگاههاي مختلف كشور مي باشد.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:08 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/2fb93299-524f-4a38-84a3-c935761c3487.jpg صالحی امیری، مهدی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

سید مهدی صالحی امیری محل تولد : فریدونکنار شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1356/6/10 زندگینامه علمی اینجانب سید مهدی صالحی امیری درتاریخ 10/6/1356 در روستای مهلبان از توابع فریدونکنار استان مازندران متولد شدم .تحصیلات ابتدایئ وراهنمایئ را در روستای محل سکونت گذراندم. و در سال 69 برای تحصیلات دروس حوزوی به مدرسه خاتم الانبیا (صدر)بابل رفتم .بعد ازاتمام تحصیلات مقدماتی جهت ادامه تحصیلات در سال 75 به حوزه علمیه مقدسه قم آمدم .وهمزمان در رشته کارشناسی ارشد الهیات ومعارف اسلام در موسسه آموزشی وپژُوهشی قم پذیرفته شدم. ودر بهار 81 از پایان نامه خود دفاع کردم .از بهمن ماه 1380 به عنوان مسئول گروه دین پژوهی مرکزمطالعات وپژوهشهای فرهنگی مشغول به خدمت هستم .ازسال 1383 با ستاد پاسخگویی به مسائل مستحدثه دین در امر تحقق و پژوهش همکاری می نمایم واز تیرماه 1385 با معاونت پژوهشی پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلام جهت ارزیابی پروژَه ها همکاری می نمایم .


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:08 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/584e85e1-fd18-438b-916a-c15c70de6aef.jpg صانعی دره بیدی، منوچهر

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

دكتر منوچهر صانعي دره بيدي در سال 1325 در شهرستان فردين اصفهان به دنيا آمد.وي داراي مدرك دكتري رشته فلسفه از دانشگاه تهران در سال 1371است. ايشان هم اكنون عضو هيئت علمي و استاد گروه فلسفه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد بهشتي مي باشد. گروه : علوم انساني رشته : فلسفه گرايش : فلسفه والدين و انساب : پدر منوچهر صانعي دره بيدي اهل خوانسار و مادرشان متولد روستايي در دامنه فريدن است. خاطرات کودکي : منوچهر صانعي دره بيدي از دوران كودكي خود چنين ياد مي كند: "زندگي در يك خانواده كشاورز روستايي ،روزهاي تابستان را كار در مزرعه و در دامنه هاي پوشيده از گل هاي رنگارنگ و كنار جويبار هاي همراه با صداي پرندگان خوش نقش و نگار و خوش صدا ،و شبهاي زمستان را در زير كرسي و گوش دادن به شاهنامه خواني پدر و پدربزرگ گذرانده ام.و ماندگار ترين خاطره از دوران كودكي ،خاطره فقر است." اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : منوچهر صانعي دره بيدي در خانواده اي سنتي ايراني و از نظر مادي در فقر و از لحاظ معنوي و مذهبي ،متدين به ديانت اسلام و مذهب شيعه به دنيا آمد. تحصيلات رسمي و حرفه اي : منوچهر صانعي دره بيدي داراي مدرك ديپلم ادبي در سال 1350،كارشناسي رشته فلسفه از دانشگاه تهران در سال 1354،كارشناسي ارشد و دكتري فلسه از دانشگاه تهران در سالهاي به ترتيب 1357 و 1371است. خاطرات و وقايع تحصيل : منوچهر صانعي دره بيدي پس از ورود به دانشگاه ، تمام وقت خود را در كلاس و يا كتابخانه سپري ميكرد و در گروه بندي آن روز دانشجويان داخل بچه مذهبي ها بود.ايشان دوران دانشجويي خود را با چهره هاي مذهبي قبيل بعضي شاگردان مرحوم مطهري ،صدرالدين طاهري(هم اكنون استاد فلسفه دانشگاه علامه و امام صادق است)و آيينه وند و غيره گذراند. فعاليتهاي ضمن تحصيل : منوچهر صانعي دره بيدي در كنار تحصيل به آموختن زبانهاي خارجي و كار در گارگاه نجاري مي پرداخت. استادان و مربيان : منوچهر صانعي دره بيدي از محضر اساتيد زيادي بهره برده است كه مي توان به مرحومين دكتر عليمراد داودي ،منوچهر بزرگمهر و آقايان دكتر مجتهدي ،دكتر داوري و دكتر جهانگيري اشاره كرد. هم دوره اي ها و همکاران : از همكاران امروز منوچهر صانعي دره بيدي مي توان به آقايان دكتر رشيديان ،دكتر حكمت و دكتر علوي اشاره كرد. همسر و فرزندان : منوچهر صانعي دره بيدي متاهل و داراي همسر (بازنشسته آموزش و پرورش )و دو دختر مي باشد. فرزند ارشد دانشجوي رشته مكانيك و ديگر فرزندش دانشجوي رشته فرش مي باشد. وقايع ميانسالي : منوچهر صانعي دره بيدي از وقايع تلخ ميانسالي خود فوت پدرش در سن 84 را بيان مي كند. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : منوچهر صانعي دره بيدي از سال 1358 تا 1364 عضو انجمن فلسفه بود كه به كار تحقيق در متون فلسفي مشغول بود. وي از سال 1364 تا اكنون عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي است. و هم اكنون در آنجا با درجه استادي مشغول به تدريس و تحقيق مي باشد . فعاليتهاي آموزشي : منوچهر صانعي دره بيدي به تدريس دروس فلسفه غرب در دوره هاي يوناني و جديد مي پردازد. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : منوچهر صانعي دره بيدي در كنار تدريس به تاليف و ترجمه در پيرامون فلسفه مي پردازد. آرا و گرايشهاي خاص : منوچهر صانعي دره بيدي معتقد است : "به علت تهاجم يونانيان (اسكندر ) ، اعراب و تركان با تهاجم سه گانه تاريخي ،كشور و ملت ما جايگاه تاريخي خود را از دست داده است. و اكنون ما (ايراني ها ) بايد بكوشيم تا جايگاه از دست رفته خود را به دست آوريم و باز سازي كنيم." جوائز و نشانها : منوچهر صانعي دره بيدي شاگرد ممتاز در هر سه دوره كارشناسي ،كارشناسي ارشد و دكتري بود.وي همچنين يك تشويق نامه به مناسبت شركت فعال در جنگ تحميلي (به مدت 6 ماه ) و چندين لوح و تقدير نامه از رئيس دانشگاه شهيد بهشتي براي تاليف و ترجمه دريافت كرده است. چگونگي عرضه آثار : منوچهر صانعي دره بيدي داراي 14 ترجمه ، 6 تاليف و بيش از 30 مقاله در زمينه فلسفي است.وي همچنين در 12 كنفرانس داخلي و خارجي شركت داشته و مقالاتي را هم ارائه كرده است. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 اصول فلسفه ويژگي اثر : ترجمه 2 انفعالات نفس ويژگي اثر : ترجمه 3 بخشي از تاريخ فلسفه فخري ويژگي اثر : ترجمه 4 پيام نيچه ويژگي اثر : تاليف 5 جايگاه انسان در انديشه كاتت ويژگي اثر : تاليف 6 جوهر النضيد ويژگي اثر : ترجمه 7 درس هاي فلسفه اخلاق ويژگي اثر : ترجمه 8 دنش نامه زيبايي شناسي ويژگي اثر : ترجمه 9 دين در محدوده عقل تنها ويژگي اثر : ترجمه 10 رشد عقل ويژگي اثر : تاليف 11 شلاير ماخر ويژگي اثر : ترجمه 12 فرهنگ فلسفي صليبا ويژگي اثر : ترجمه 13 فلسفه اخلاق در تفكر غرب ويژگي اثر : تاليف 14 فلسفه اخلاق و مباني رفتار ويژگي اثر : تاليف 15 فلسفه حقوق ويژگي اثر : ترجمه 16 فلسفه فضيلت ويژگي اثر : ترجمه 17 فلسفه لايب نيتس ويژگي اثر : تاليف 18 قواعد هدايت ذهن ويژگي اثر : ترجمه 19 منطق مظفر ويژگي اثر : ترجمه 20 نقد عقل عملي ويژگي اثر : ترجمه


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • نویسندگی

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:09 PM
صباغ، محمد صادق

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(س چهاردهم ق)، عالم دینى، حكیم و فقیه. نزد ملا هادى سبزوارى تصحیل علم نمود و از خواص و مشاهیر شاگردان وى شد. صاحب «المآثر و الآثار» وى را كاشانى و در فقه و زهد و اخلاق ممتاز توصیف كرده است، ولى شیخ محمد على حبیب‏آبادى وى را اصفهانى‏الاصل مى‏داند. از آثارش شرح «تشریح الافلاك» را مى‏توان نام برد.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: طبقات اعلام الشیعه (قرن 855 -854 / 14)، المآثر و الآثار (160).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:09 PM
صدر، سید رضا

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(1415 -1339 ق)، عالم دینى و فقیه. در مشهد به دنیا آمد و دربیت علم و عزت نشو و نما یافت. او نوه‏ى دخترى آیت‏الله حاج آقا حسین طباطبایى قمى است. به همراه پدر به قم مهاجرت كرد. پس از خواندن ادبیات، سطوح را از مدرسین بزرگ حوزه فرا گرفت. سالها از دروس خارج پدرش، آیت‏الله صدر، استفاده نمود و معقول را از آیت‏الله موسوى آموخت. او از محضر درس برخى دیگر از اساتید بهره‏مند شد تا خود به تدریس فقه و اصول و حكمت و اقامه‏ى نماز پرداخت. در 1385 ق بنا به خواسته‏ى آیت‏الله شریعتمدارى به تهران آمد و در مسجد حضرت امام حسین (ع) به ترویج دین و اقامه‏ى نماز و تفسیر قرآن پرداخت. آیت‏الله سید رضا صدر برادر بزرگ امام موسى صدر، مرجع و رهبر بزرگ لبنان، است. وى در تهران درگذشت، ماده تاریخ وفاتش (این جهان خرد بود و مرد بزرگ) است. او در جوار حضرت معصومه (س) در قم دفن شد. از جمله آثارش: كتاب «استقامت»؛ كتاب «حسد»؛ كتاب «دروغ»؛ «بانوى كربلا زینب دختر زهراء»، ترجمه‏ى كتاب «زینب» دكتر عائشه بنت الشاطى.[1] آقاى حاج سید رضا بن العلامه الورع آیت‏اللَّه الحاج سید صدرالدین ابن العلامه الكبرى و الایه العظمى الحاج السید اسمعیل صدر موسوى از فضلاء و دانشمندان معاصر تهران و داراى مقام حسب و نسب و علم و ادب مى‏باشند. وى در حدود سال 1338 قمرى متولد شده و در بیت علم و عزت پرورش یافته و در معیت والد ماجدش به قم مهاجرت نموده و پس از خواندن ادبیات سطوح را از مدرسین بزرگ حوزه خوانده و سالها از دروس خارج مرحوم والدش آیت‏اللَّه العظمى صدر استفاده نموده و معقول را از آیت‏اللَّه العظمى امام خمینى آموخته و از محضر بعض آیات دیگر بهره‏مند شده خود بتدریس فقه و اصول و حكمت و اقامه نماز پرداخته تا در سال 1385 قمرى كه حسب الاراده آیت‏اللَّه شریعتمدارى به تهران منتقل و در مسجد حضرت امام حسین علیه‏السلام واقع در میدان (شهناز) تهران به اقامه جماعت و ترویج دین و تبلیغ احكام و تفسیر قرآن و درس اخلاق و غیره اشتغال دارند. داراى تألیفات عدیده در اخلاق و غیره مى‏باشند كه از آنها كتب زیر است: 1- كتاب استقامت 2- كتاب حسد 3- كتاب دروغ و مخفى نیست كه معظم له از طرف پدر موسوى و بحضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام منتهى مى‏شوند و از طرف مادر طباطبائى و بحضرت امام حسین مجتبى علیه‏السلام متصل مى‏گردند. زیرا والده ماجده ایشان صبیه مرحوم مغفور سیدالفقهاء و المجتهدین آیت‏اللَّه العظمى آقاى حاج آقا حسین طباطبائى قمى كه ترجمه‏اش در جلد اول ص 264 گذشت مى‏باشد و ایشان سبط آن بزرگوار هستند ادام اللَّه توفیقه. برادر ارجمندش جناب استاد و زعیم بزرگوار آقاى حاج سید امام موسى صدر مرجع و رهبر بزرگ مردم لبنانست كه امروز صوت وصیتش بتمام جهان رسیده و براى شیعیان دنیا آبروى عظیمى گردیده و باید ایران و ایرانى فخر كند كه یكى از هم میهنان او باین پایه قدرت و عظمت رسید كه زمام دولت و ملت كشور بیگانه را بدست گرفته و با نطق آتشین و بیانات شیرینش بر علیه استعمارگران غربى مبارزه كرد و هم اكنون سرنوشت وى مجهول و نامعلوم است. فقیه. تولد: 92 (1300 رمضان 1339 ق.) مشهد. درگذشت: 11 آبان 1373، قم. آیت‏الله سید رضا صدر دوران كودكى و نوجوانى را تحت تربیت پدر خود پشت سر نهاد. مقدمات و ادبیات را در مشهد فراگرفت. در سال 1354 ق. به همراه پدر به حوزه‏ى علمیه‏ى قم رفت و سطوح را نزد اساتیدى نظیر حضرات آیات عظام سید شهاب‏الدین مرعشى نجفى و محقق داماد آموخت. سپس خارج فقه و اصول را در محضر حضرات آیات عظام سید حسن صدر و سید محمد حجت كوه‏كمره‏اى و سید حسین بروجردى و فلسفه و عرفان را نزد امام خمینى فراگرفت. ایشان پس از وفات آیت‏الله العظمى بروجردى به تدریس فقه و اصول و فلسفه و عرفان پرداخت. در سال 1346 براى تبلیغ و ارشاد به تهران آمد و مسجد امام حسین را كانون تبلیغات دینى خویش قرار داد و به تدریس، تبلیغ و ارشاد، امامت جماعت، اداره‏ى كلاس‏هاى معارف دینى، تألیف و پروش شاگردان پرداخت. وى در این مسجد كلاس درس اخلاق، تفسیر و فلسفه نیز برگزار كرد و همچنین به تدریس فقه و اصول هم اشتغال داشت. در سال 1356 به حوزه‏ى علمیه قم بازگشت و به خدمات دینى و مذهبى مشغول شد. از تألیفات آیت‏الله صدر مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: الاجتهاد و التقلید؛ العدالة فى الفقه؛ تفسیر سوره حجرات؛ تفسیر سوره یوسف (حسن یوسف)؛ استقامت، حسد؛ دروغ؛ فلسفه آزاد؛ الفلسفه العلیا؛ محمد فى القرآن؛ المسیح فى القرآن؛ قرآن‏شناسى؛ بانوى كربلا؛ راه محمد (دو جلد)؛ راه على (ع) پیشواى شهیدان؛ راه قرآن؛ زن و آزادى؛ زیارتنامه حضرت رضا (ع) سخنان سران كمونیزم درباره خدا؛ مرد وفا (زیر درختان سدر)؛ نشانه‏هایى از او (دو جلد)؛ نگاهى به آثار فقهى شیخ طوسى؛ مقدمه بر نهج الحق و نامه دانشوران. از جمله آثار منتشر نشده وى مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: أربعون و مأتا مسئلة فقهى؛ تعلیقة بر عروة الوثقى؛ الفقه على مذهب اهل‏البیت- كتاب الصلاة؛ القواعد الثلاث؛ تجاو؛ فراغ؛ حیلولة؛ رساله در مقدمه واجب؛ شبهة العبائیة حكم نجاسة الباطن؛ نفائس الاصول (دو جلد)؛ حاشیه بر اسفار؛ برهان الصدیقین، حاشیه بر منظوم (سه جلد)، دیوان شعر، درست و نادرست، خواجه نصیرالدین طوسى؛ خلیفة رسول‏الله (ص)؛ اسلام ما؛ سبد (كشكول)؛ ترجمه رسالة الحقوق امام سجاد؛ الجهاد و الثورة؛ الكلیم فى القرآن. آیت‏الله سید رضا صدر در آبان سال 1373 درگذشت و پیكرش در قم در صحن حرم حضرت معصومه (س) به خاك سپرده شد.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] آثار الحجه (205 / 1)، گنجینه‏ى دانشمندان (504 -503 / 4)، مؤلفین كتب چاپى (172 -171/ 3).

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:10 PM
صدرالافاضل

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(بخش 2) لطفعلى بن (میرزا) محمد كاظم امین السفراى شیروانى دانشمند ایرانى (و. 1274 ه.ق.- ف. 1350 ه.ق./ 1310 ه.ش.) وى تحصیلات خود را در مدرسه سپهسالار قدیم تهران به پایان رسانید و علوم معقول را نزد میرزا ابوالحسن جلوه و آقا على زنوزى آموخت. در عهد مظفرالدین شاه به تعلیم چند تن از شاهزادگان پرداخت و سپس معلم احمد شاه گردید.از آثار اوست: مفتاح خط كوفى، مقدمه اصلاح المنطق، ایضاح الادب.

برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد پنجم)

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:10 PM
صدرالشریعه بخاری، جمال الدین عبیدالله

( ملیت: ایرانی قرن: 8 )

(وف 747 ق)، فقیه حنفى، محدث اصولى مفسر حكیم طبیعیدان، نحوى، لغوى و ادیب. مشهور به صدرالشریعه اصغر یا صدرالشریعه ثانى. در خانواده‏اى دانشور به دنیا آمد. علوم متداول و مجد و بزرگى را از جدش تاج الشریعه و او نیز از پدر خود صدرالشریعه‏ى اول فرا گرفت. او در حكمت و طبیعیات و اصول فقه و علوم دینى از علماى عصر خویش به حساب مى‏آمد. در بخارا درگذشت. وى آثار نفیس جدش، تاج‏الشریعه، را تنقیح كرد. ازآثار اوست: «تعدیل العلوم»؛ «تنقیح الاصول»، در اصول فقه، و شرح آن «التوضیح فى حل غوامض التنقیح»؛ «شرح الوقایه»، شرح كتاب جد خود «وقایه الراویه فى مسائل الهدایه»، در فقه حنفى؛ مختصر «الوقایه»، به نام «النقایه فى مختصر الوقایه»، به نام «النقایه فى مختصر الوقایه»؛ «الوشاح»، در علم معانى و بیان؛ شرح «فصول الخمسین»، در نخو.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (354 / 4)، ریحانه (434 -433 / 3)، كشف الظنون (2021 ،2011،1270 ،1047 ،496 ،419)، الكنى و الالقاب (415 / 2)، لغت‏نامه (ذیل/ عبیدالله)، معجم المؤلفین (246 / 6)، هدیه العارفین (650 -649 / 1).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • اصول فقه • حدیث • علوم طبیعی • فقه • فلسفه - منطق • قرآن

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:11 PM
صدریه، زینب

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(وف 1097 ق)، عالم، متكلم، فیلسوف، عارف و زاهد. وى خواهر بدریه و زبیده، و همسر ملا محسن فیض كاشانى بود. زینب نزد برادرش، میرزا ابراهیم، علم و دانش آموخت و در كنار پدر خور، صدر المتألهین، و همسر خود، فیض كاشانى، به تكمیل علوم پرداخت. او از همسرسش داراى سه فرزند به نامهاى محمد علم‏الهدى و محمد نورالهدى و احمد معین‏الدین شد كه همگى از علماى زمان خود بودند و شرح آن در مقدمه كتاب «معاذن الحكمه» آمده است.[1] 20 جمادى‏الاولى 1007 ق، زینب، از زنان عالم، متكلم، فیلسوف، عارف، زاهد و سخنور. وى دختر ملاصدراى شیرازى (1050 ق) و خواهر بدریه و زبیده و همسر ملا محسن فیض كاشانى (1091 -1007 ق) بود. زینب نزد برادرش میرزا ابراهیم علم و دانش آموخت و در كنار پدر و همسرش به تكمیل علوم پرداخت. او از همسرش داراى سه فرزند شد كه همگى از علماى زمان خود بودند.[2]

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] مستدركات اعیان (84 -83 / 3)، مشاهیر زنان (142)، معادن الحكمه (مقدمه)، مفاخر اسلام (35 -34 / 7). [2] منبع: اعیان‏الشیعه (مستدركات)، 84 -83 / 3؛ مفاخر اسلام، 35 -34 / 7.

فعالیتها: • عرفان • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:12 PM
صراف اصفهانی، محمد حسین

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(س یازدهم ق)، شاعر، صوفى و حكیم. در زمان شاه عباس اول مى‏زیست و از رهگذر پیشه صرافى زندگى خود را مى‏گذرانید. محمد حسین داراى مشرب تصوف بود. وى از ذوق و استعداد شاعرى بهره‏مند بود و اشعارى از او در تذكره‏ها نقل شده است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: تذكره‏ى روز روشن (475)، تذكره‏ى نصرآبادى (294)، الذریعه (606 ،250 /9)، فرهنگ سخنوران (262)، نشتر عشق (392/2).

فعالیتها: • شعر • عرفان • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:12 PM
صراف، مرتضی

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

تولد: 1316، اصفهان. درگذشت: شهریور 1368. مرتضى صراف از مدرسان دانشگاهى بود. از كارهاى او انتشار مجله‏ى «ویسمن» (به مدت یك سال) بود. دیگر «رسائل مشتمل بر هفت فتوت‏نامه» كه با مقدمه‏اى از هانرى كربن به فرانسه در سال 1352 به چاپ رسید. صراف در تاریخ فتوت و جوانمردى پژوهش‏هایى كرده بود. وى همچنین گاهى شعر مى‏سرود. چندى در دانشگاه اوترخت (در هلند) و چهار سال در دانشگاه داكا (بنگلادش) تدریس مى‏كرد.

برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:13 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/7540f3be-47ba-455c-9df3-9021e207c349.jpg صفاری، سعدی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

سعدى صفاری محل تولد : قزوین شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1347/9/1 زندگینامه علمی اینجانب سعدی صفاری در سال 1347 هجری شمسی در روستای تسمکلایه از روستاهای منطقه الموت قزوین در خانواده‌ای ساده و متدین به دنیا آمدم، تحصیلات دوره ابتدایی و راهنمایی را در همان روستا گذراندم. سپس وارد حوزه علمیه قزوین شدم (1363) یکسال در حوزه علمیه صالحیه درس خواندم و همان سال عازم جبهه شدم. همزمان با درس حوزه دروس دبیرستان را نیز به صورت متفرقه ادامه دادم، سال 1365 وارد حوزه علمیه قم شدم. چون مدتی از سال قبل را در جبهه بودم و بخشی از آن سال را نیز مشغول درس‌های دبیرستان بودم درس‌های حوزه را از اول شروع کردم.پس از اتمام دیپلم اقصاد و سال چهارم حوزه ازدواج کردم و همزمان در کنکور دانشگاه شرکت کردم و در رشته ادبیات فارسی دانشگاه کِلان قبول شدم اما به دلیل دوری مسافت یک ترم مرخصی گرفتم و بعد از آن از رفتن به دانشگاه منصرف شدم و درس‌های حوزه را ادامه دادم، ولی به دلیل مشکلات اقتصادی ناچار شدم به منطقه الموت برگردم و مشغول کارهای تبلیغی باشم. اما شوق ادامه تحصیل مرا وادار کرد دوباره به قم برگردم و تا جایی که ممکن است ادامه دهم پس از پایان دهم در دروه کارشناسی ارشد مرکز تربیت مدرس نیز شرکت کردم و همزمان با دروس خارج حوزه در کارشناسی ارشد مدرسی الهیات مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم فارغ التحصیل شدم.در طول این مدت ماه‌های مبارک رمضان محرم و ایام تابستان را در مناطق مختلف کشور بالاخص ستاد مشترک سپاه در تهران مشغول به تبلیغ بوده‌ام. پس از پایان کارشناسی ارشد تربیت مدرس با اخذ مجوز تدریس از نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه به تدریس در دانشگاه آزاد تفرش مشغول شدم، قابل ذکر است که قبل از آن در حوزه علمیه صدوق قم نیز تدریس می‌کردم و در حال حاضر نیز به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه پیام‌نور بوئین زهرا هفته‌ای سه تا چهار روز در آن دانشگاه تدریس دارم و در کنار تدریس گاهی مقالاتی را نیز می‌نویسم که یکی از آنها به چاپ رسیده است.


فعالیتها: • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:14 PM
صفوی ایجی، قطب‏الدین، ابوالخیر عیسی

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

(955 / 953 -900 ق)، عالم و محقق شافعى، نحوى، منطقى و صوفى. او را به مناسبت جد مادریش، صفى‏الدین ایجى، صفوى گویند. موطن او هند بود. ابتدا نحو و صرف و سپس فقه و پس از آن «رساله صغرى و كبرى» سید شریف را در منطق نزد پدر فراگرفت. آن‏گاه ملازم شیخ ابوالفضل كازوانى رد گجرات شد و در حضر او «مختصر» و «مطول» را خواند و از او به دریافت اجازه نایل شد. پس از آن مدتى در خدمت ابوالفضل استرآبادى درآمد. سپس به مجامع علمى راه یافت و آوازه فضل او پیچید. وى جلال‏الدین دوانى را نیز درك كرد. سپس به مجامع علمى راه یافت و آوازه فضل او پیچید. وى جلال‏الدین دوانى را نیز درك كرد. سپس چند سالى مجاور مكه شد. او در 939 ق از شام و بیت‏المقدس دیدار كرد و در دمشق مجلس درس آراست و جماعتى از اهل دمشق و حلب از او اخذ علم كردند. دو سفر نیز به عثمانى (تركیه) نمود. سرانجام به مصر رفت و در آنجا سكنى گزید. ابن‏عماد، صاحب «شذرات الذهب»، او را از اعجوبه‏هاى دوران مى‏داند. از آثارش: مختصر «النهایه» ابن‏اثیر، در غریب الحدیث؛ « شرح الغره» سید شریف، در منطق؛ «تفسیر» سوره‏ى عم تا آخر قرآن؛ رساله‏اى در «حمد»؛ شرح حدیث اول از «صحیح» بخارى؛ شرح «الكافیه» ابن‏حاجب، در نحو؛ حاشیه بر «شرح الكافیه» جامى؛ حاشیه بر «شرح جمع الجوامع» محلى؛ «شرح الفوائد الغیاثیه»، در معانى و بیان؛ شرح «الشفا» قاضى عیاض.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (294 / 5)، ایضاح المكنون (10 / 1)، شذرات الذهب (298 -297 / 8)، كشف الظنون (1989 ،1374 ،1371 ،1299 ،1198 ،1054 ،853 ،595)، هدیه العارفین (810 / 1).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • عرفان • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:15 PM
صمیمی، علی

( ملیت:افغانستان قرن: 15 )

سید علی صمیمی محل تولد : کابل شهرت تابعیت : افغانستان تاریخ تولد : 1353/1/1 زندگینامه علمی در سال 1369 موفق به اخذ دیپلم و در سال 1376 موفق به اخذ کارشناسی شیمی کاربردی شدم همزمان با تحصیل در دانشگاه در سال 1374 در امتحانات مرکز جهانی پذیرفته شدم و دروسم را از رتبه‌ای دروس مقدمات حوزه آغاز نمودم. تا سال 1380 دروس سطح حوزه را به اتمام رسانیدم و پس از آن پایان نامه‌ام را در موضوع حقوق زن در اسلام و پاسخ به شبهات آن دفاع نمودم و در سال 1383 در سطح خارج پس از مصاحبه علمی پذیرفته شدم و تا بحال مشغول درس هستم. همزمان با تحصیل اولین مقاله‌ام را در سال 1376 ارائه نمودم که در اولین جشنواره علمی – پژوهشی شیخ طوسی چاپ شد پس از آن تحقیق و پژوهش را در موضوعهای مختلف ادامه دادم و تابحال مشغول پژوهش در حوزه‌های مختلف علوم اسلامی هستم البته در بعضی از سنوات تدریس داشته‌ام و اوقاتی که جهت تبلیغ در افغانستان می‌رفتم علاوه بر تبلیغ، تدریس و فعالیت‌های فرهنگی داشته‌ام به طور پراکنده با بعضی مراکز علمی – تحقیقی همکاری داشته‌ام و الان با مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما به عنوان محقق و پژوهشگر همکاری می‌نمایم و از محققین جشنواره شیخ طوسی مرکز جهانی علوم اسلامی نیز هستم و عضو واحد محققان مرکز جهانی نیز می‌باشم.


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:16 PM
ضابطی پور، احمد

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

احمد ضابطی پور محل تولد : مشهد شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1338/1/1 زندگینامه علمی استاد گرانقدر آقای احمد ضابطی پور در سال 1338هجری شمسی در خانواده ای متدین، مذهبی و دوستدار اهل بیت علیهم السلام در مشهد مقدس به دنیا آمد. دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاه خویش، با موفقیت سپری کرد. در پی تشویق خانواده و علاقه فراوان خویش به فراگیری علوم دینی در سال 1351 و در اوج خفقان حاکم بر کشور از سوی حکومت ستمگر و ظالم شاهنشاهی خصوصا بر حوزه های علمیه بدون هیچ ترس و واهمه ای وارد حوزه علمیه مشهد مقدس شد تا پاسدار دین خویش و اقتداگر مولای خود باشد. از نخستین‌ روزهای‌ ورود به حوزه علمیه مشهد با تلاش و کوشش فراوان، در درس‌ بزرگان‌ حوزه‌ علمیه‌ حاضر شد پس از اتمام دوران سطوح عالی و شاگردی اساتید مبرزی چون آیت الله شاهرودی، فاضل لنکرانی و میزرا علی آقای فلسفی در سال 1357 سال پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به حلقه درس خارج راه یافت و از محضر‌ بزرگانی همچون همچون آیت الله وحید و آیت الله لنگروی کسب فیض کرد واز دامن ستارگان پر فروغ حوزه علمیه مشهد مشغول خوشه چینی گشت و تا کنون در این زمینه از هیچ کوششی دریغ نکره است. استاد در کنار تحصیل دروس حوزوی از تحصیلات دانشگاهی غافل نماند و در رشته فلسفه و کلام اسلامی در مقطع کارشناسی ارشد در سال 1376از دانشگاه آزاد اسلامی مشهد فارغ التحصیل گردید و باموفقیت از پایان نامه خویش باعنوان "ارشاد در فقه اسلامی و قانون مدنی" دفاع کرد. ایشان ضمن تدریس در دانشگاه فردوسی، آزاد اسلامی مشهد و مراکز آموزش عالی علمی کاربردی به تحقیق و پژوهش مشغول می باشد که مقالاتی مانند "وظایف متقابل نهاد حاکمیت و مردم" ، "جستاری در دموکراسی دینی" و ولایت فقیه ، فقه تاریخ یا کلام"در مجلات معتبر کشور به چاپ رسانده است.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:17 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/5e1d687f-e273-4acc-9b3e-b83795976ee0.jpg ضیاء شهابی، پرویز

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

پرويز ضياء شهابي متولد ۱۳۲۲ در تهران است. تحصيلات متوسطه را در همين شهر به پايان برده و پس از آن در رشته علوم تربيتي دانشگاه ‏تهران پذيرفته شده است.شهابي مدرك كارشناسي اش را در رشته فلسفه و علوم تربيتي در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه تهران گرفته وپس از وقفه ‏اي چندساله كارشناسي ارشد را نيز در رشته فلسفه دنبال مي كند. شهابي مدرك كارشناسي ارشد خود را درسال ۱۳۵۰ در رشته فلسفه از ‏دانشگاه تهران گرفته است.او همچنين در۲ رشته اصلي و فرعي يكي فلسفه در رشته اصلي و تاريخ اديان و اسلام شناسي دررشته فرعي ‏دكترا گرفته است.شهابي در خلال اين سال ها تدريس را نيز به جد دنبال كرده و از سال ۱۳۵۲به عضويت هيأت علمي دانشگاه فردوسي مشهد ‏در آمده است.‏ گروه : علوم انساني رشته : فلسفه تحصيلات رسمي و حرفه اي : ـ پايان تحصيلات متوسطه در تهران ـ دريافت مدرك كارشناسي در رشته فلسفه و علوم تربيتي از دانشگاه تهران سال ۱۳۴۴ ـ دريافت مدرك كارشناسي ارشد در رشته فلسفه از دانشگاه تهران سال ۱۳۵۰ ـ دريافت مدرك دكتراي فلسفه در رشته اصلي و تاريخ اديان و اسلام شناسي دررشته فرعي استادان و مربيان : پرويز ضياء شهابي از شاگردان احمد فرديد بوده و از محضر اين استاد بهره‌هاي فراوان برده است.‏ فعاليتهاي آموزشي : پرويز ضياء شهابي عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي مشهد از مرداد۱۳۵۲ تا اول مهر ۱۳۸۲ و استاديار واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي از اول ‏مهر ۱۳۸۲ نيز بوده است‏ آرا و گرايشهاي خاص : ‏«هايدگر وجود را تعريف ناپذير مي داند. پرويز ضياء شهابي معتقد است بايد ميان «وجود» و «موجود» تفاوت گذاشت. او اين تفاوت را تفاوت «آنتولوژيك» مي نامد. هايدگر در كتاب «نظر افلاطون درباره حقيقت» پيش از شروع، در مطلبي ميان آموزه متفكر و گزاره هاي علمي تفاوت گذاشته است. هايدگر در ‏يك نيم سال تحصيلي و در۴ واحد دانشگاهي تفسير جمله به جمله افلاطون در رساله سوفسطايي را موضوع درس خود قرار داد، زيرا او در اين ‏دوران به آثار سوفسطايي و افلاطون توجه داشت. هايدگر پس از افلاطون مي گويد: آيا مي دانيم كه هر گاه لفظ موجود را به كار مي بريم در حقيقت چه مي خواهيم؟ او مي گويد، به هيچ رو ‏پاسخي نداريم و بايد پرسش از معناي وجود را از نو آورد. بدين رو در شروع و مقدمه رساله «وجود و زمان» مي گويد: كساني كه از مابعدالطبيعه ‏دم مي زنند از وارد شدن به بحث اصلي آن باز مي مانند. ارسطو كليت وجود را وراي كليت جسمي مي دانست. هايدگر وجود را تعريف ناپذير مي داند و معتقد است بايد ميان وجود و موجود فرق ‏گذاشت. او اين تفاوت را تفاوتي «آنتولوژيك(هست شناسي)» مي نامد. وجود پيش از هر موجود است، هر چه هست از وجود هست. به بيان ديگر از وجود تعريفي نمي توان ارائه كرد و قابل پرسش نيست. او معتقد ‏است هر كس كه لفظ وجود را به كار مي برد، معناي آن را مي فهمد. هايدگر سپس به توضيح ساختار و صورت هر پرسش مي پردازد و سؤال ‏مي كند كه لازمه ذات هر پرسش چيست؟ كه هر پرسش جست وجويي است و در اين ميان جست وجو، بايد از آن چه كه مقصود است، هدايت گرفت، هر پرسش، پرسشي است درباره ‏چيزي. هايدگر براي آن ۳ جزء قائل مي شود كه در فارسي بيان دوتاي آن مشكل ندارد: مسئول (كسي كه از او مي پرسند) و مسئول عنه ‏‏(چيزي كه از او مي پرسند). در پرسش از معناي وجود، بايد ديد از چه كسي بايد پرسيد؟ در ميان موجودات، موجودي است كه به داشتن فهم از ‏ديگران ممتاز است و شايد آن موجود كه خودمان هستيم، سزاوارتر براي «مسئول» بودن است، براي شنيدن پاسخ موجود از او.«دازاين» در ‏آلماني به معني وجود يا واقعيت است. هايدگر خود مي گويد، جان كلمه در وجود و زمان و «او» ميان آنهاست. وجود عبارت است از زمان و آن ‏زماني كه از آن فهم داريم. هايدگر عقيده دارد از وجود اكنون، زمان را فهميده اند و معلوم مي شود اصل آن زمان مندي است.«پرسش وجود» نزد ‏هايدگر مهم بود. پرسش وجود نزد او از نحوه وجود انسان منفك نبوده است»... شايد بسياري از اهالي انديشه رابا اين شرح مختصر بتوان با حوزه علايق و گرايش هاي شهابي در فلسفه نيز آشنا كرد.نخستين نشانه اين ‏آشنايي را مي توان از گرايش او به هايدگر و تأثير روشن از انديشه هاي فرديد بازشناسي كرد. شهابي از شاگردان احمد فرديد بوده اما ‏جست وجوهاي او در حوزه انديشه به اين گرايش مختصر نشده و دامنه وسيع تري بخصوص در مباحث پديدار شناسي يافته است. ‏ چگونگي عرضه آثار : پرويز ضيا شهابي مؤلف و مترجمي بسيار آگاه به فلسفه و مسلط بر زبان هاي فارسي و آلماني است. ويژگي هايي كه در كمتر اهل اين حوزه ‏يكجا گرد آمده است.بي شك پرويز ضياء شهابي در افق پيش رو توانايي تأليف و ترجمه آثاري مهم تر و اثرگذاري جدي تر در فلسفه ايران امروز را ‏دارد. ‏ برخي از مقاله هاي او در حوزه فلسفه عبارتند از : ـ تهيه مقدمات آشنايي با منطق جديد، مجله دانشكده الهيات مشهد ۱۳۷۶ ـ تالس تولد فلسفه، مجله دانشكده الهيات مشهد ۱۳۷۸ ـ پا به پاي ارسطو به جست وجوي دانش برين، مجله برهان و عرفان پيش شماره نخست ‏ ـ هست شناسي ،دانشي كه بايد جست،مجله برهان و عرفان شماره دوم زمستان ۱۳۸۳ -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 درآمدي پديدار شناسانه به فلسفه دكارت ويژگي اثر : به وسيله نشر هرمس به چاپ رسيد. درآمدي پديدار شناسانه به فلسفه دكارت عنوان مهم ترين اثر پرويز شهابي در حوزه انديشه ‏است.تسلط او به زبان آلماني و در نتيجه در اختيار داشتن منابع دست اولي براي تحقيق در كنار دقت نظر و نگاه ايتومولوژيك به متن،اثر شهابي ‏را ممتاز و بسيار قابل توجه كرده است.اين نگاه ظريف را مي توان از جاي جاي متن كتاب دريافت كرد و بر دقت نظر شهابي در تأليف ،صحه ‏گذاشت. به طور نمونه در مقدمه كتاب دغدغه دقت به خوبي نمايان است:«صفت رئال از اسم ‏res‏ به معني چيز، جوهر، ماهيت ساخته شده ‏است و آن را بايد به جوهري يا ماهوي ترجمه كرد. اگر رئال را از روي معناي جديدش به واقعي يا حقيقي ترجمه كنيم - كه مترجمان مي كنند- در ‏فهم مقصود امثال دكارت و بخصوص كانت (به طور مثال آن جا كه گفته است وجود محمولي رئال نيست) [كه منظور او همين جاست] با اشكال ‏هاي حل نشدني مواجه مي شويم. » شهابي اينجا نيز نقبي به هايدگر مي زند و مي گويد: هايدگر مهم ترين جمله بخش نخست كتاب« ‏سنجش خرد ناب» را جمله نخستين آن مي داند كه در آن كانت بر داده بودگي خود اشيا انگشت گذاشته است.‏ 2 راه هايي به تفكر فلسفي ‏ ويژگي اثر : ترجمه، نوشته يوزف ماري بوخنسكي ، انتشارات پرسش در اصفهان ، 1381‏ 3 راه هايي به تفكر فلسفي ‏درآمدي به مفاهيم بنيادين ويژگي اثر : اين كتاب حاصل گفت وگوها و گفتارهايي است درباره «چيستي فلسفه» كه بوخنسكي در يك سري برنامه ها و مصاحبه هاي راديويي عنوان ‏كرده بود و به دليل اهميت مباحث مطرح شده دراين برنامه ها، اين مباحث به صورت كتاب درآمد و بنابر موضوع گفتار با عنوان هاي قانون، ‏فلسفه، شناخت، حقيقت، تفكر، ارزش، انسان، وجود، جامعه و مطلق تنظيم شد. بسياري از كتاب هاي قطور فلسفي هستند كه انبوهي از ‏اطلاعات فلسفي را در خود گنجانده اند، اما خواننده پس از مطالعه آنها كمتر قادر است تا خود فلسفي بينديشد و فلسفه ورزي كند، زيرا ‏فلسفه آموختن و فلسفه آموزاندن به غير از فلسفه ورزي و فلسفي انديشي است. مي توان انبوهي از اطلاعات فلسفي را در ذهن انبار كرد، ‏اما در مواجهه با مسائل گوناگون، فلسفي نينديشيد. مترجم فاضل كتاب، ضياء شهابي به درستي به اين موضوع اشاره دارد: «درميان آوردن اين ‏پرسش كه «فلسفه چيست؟»، ... درآمد فلسفه ورزي است كه آن را با فلسفه آموزي (در ? معناي تعلّم فلسفه و تعليم آن) نبايد يكي گرفت. ‏بايسته فلسفه ورزي پُرسندگي است. فلسفه آموزي فراگيري پاسخ هايي است به پرسش هايي بي آن كه حال پرسندگي، مقام فراگيرنده ‏گردد.»‏ كتاب راه هايي به تفكر فلسفي به جاي آن كه خواننده تازه كار را با انبوهي از نام ها و فلسفه ها گيج كند، مي كوشد تا در موضوعات و ‏صفحاتي محدود و با زباني ساده و منطقي خواننده را درگير پرسش هاي بنيادين فلسفي كند و دلايلي بر رد و اثبات برخي نظرگاه هاي فلسفي ‏بياورد. بوخنسكي ?? موضوع زير را براي منظور خود برگزيده است: ‏?ـ قانون، ?- فلسفه، ?- شناخت، ?- حقيقت، ?- تفكر، ?- ارزش، ?- انسان، ? ـ وجود، ?- جامعه و ??-مطلق. يكي از مهم ترين فصل هاي كتاب، فصل فلسفه است. نويسنده در ابتداي اين فصل ادعايي مي كند كه شايد براي افراد ناآشنا به فلسفه غريب ‏بنمايد. او مي گويد كه فلسفه از اموري نيست كه تنها به اهل فن، يعني فيلسوفان و فلسفه دوستان، اختصاص داشته باشد. كم و بيش هر ‏كس در زندگي خود بارها پرسش هايي فلسفي از خود كرده است. از همين روست كه پرسش «فلسفه چيست؟»، پرسشي است كه به ‏همه ما مربوط مي شود. با اين حال اين پرسش، يكي از دشوارترين پرسش هاي فلسفي است. كمتر كلمه اي وجود دارد كه مانند فلسفه بر ‏اين همه معناهاي گوناگون دلالت كند. فلسفه به نظر راسل مفهومي است جمعي كه دلالت دارد بر هر آن چه كه نتوان آن را به شيوه علمي بررسي كرد. راسل و ديگر ‏پوزيتيويست ها معتقدند كه در نزد ارسطو فلسفه هم معناي علم بود. پس از ارسطو، علوم خاص مانند پزشكي و فيزيك (طبيعيات)، روانشناسي ‏و منطقِ صوري از آن جدا شدند. بنابراين فلسفه در حال حاضر به نظر اينان شامل اموري مي شود كه نمي توان به طور علمي در باره آنها ‏سخن گفت. مؤلف كتاب مي كوشد تا نظر راسل را از نزديك بنگرد و شك هايي در درستي آن بيندازد.‏ 4 سرآغاز كار هنري ويژگي اثر : ترجمه، نوشته مارتين هايدگر ، نشر هرمس به چاپ دوم رسيد‏ 5 فلسفه هنر به نزد هايدگر ‏ ويژگي اثر : ترجمه ، نوشته فن هرمن، فريد ريش 6 فلسفه و بحران غرب ويژگي اثر : ضياء شهابي از جمله مترجمان كتاب «فلسفه و بحران غرب» نيز هست كه ? سال پيش به وسيله نشر هرمس و با همكاري جمعي از مترجمان ‏فلسفه منتشر شد. علاوه بر انتشار اين آثار،شهابي مقاله هاي ارزشمندي نيز در دهه گذشته به نگارش درآورده كه در نشريات دانشگاهي به ‏چاپ رسيده و مورد توجه دانشجويان و علاقه مندان و جويندگان مباحث نظري فلسفه در ايران نيز قرار گرفته است.از آن جمله است مقاله ‏مقدمات آشنايي با منطق جديد، تالس تولد فلسفه، پا به پاي ارسطو به جست وجوي دانش برين، هست شناسي دانشي كه بايد جست و ... ‏كه بيشتر آنها در دوران حضور او در دانشگاه فردوسي مشهد در نشريه دانشكده ادبيات به چاپ رسيده است...


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:29 PM
ضیایی شیرازی، علی

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(وف قبل از 1328 ش). حكیم، فقیه، طبیب و شاعر، متخلص به ضیایى. از سادات حسینى بهبهان بود كه در شیراز سكونت داشت. به آورده‏ى تذكره‏ى «شعاعیه» وى از جوانى در تحصیل حكمت الهى كوشید و در فقه شاگرد آیت‏الله آقا سید كاظم یزدى بود و اجازه‏ى اجتهاد از ایشان داشت. بعدها قاضى دادگسترى شد و سپس به سمت ریاست دادگسترى مازندران ارتقاء یافت. اثر وى: «دیوان» شعر كه نسخه‏اى از آن در كتابخانه ملى ملك موجود است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: آثار عجم (562 -561). حدیقه الشعراء (1084 -1083 / 2). دانشمندان و سخن‏سرایان فارس (497 -494 / 3). الذریعه (633 / 9). فرهنگ سخنوران (574). مرآت الفصاحه (366 -365).

فعالیتها: • پزشکی • شعر • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:29 PM
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Mashahir/Photos/31b5e39a-16c4-4f5d-9b50-af9ac40e0d95.jpg ضیایی فر، سعید

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

سعید ضیائی فر محل تولد : کاشان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1342/1/1 زندگینامه علمی در سال 1359 دروس حوزوی را همراه با سال چهارم دبیرستان در کاشان آغاز کرد، پس از اخذ دیپلم ریاضی در سال 1360 وارد حوزه علمیه قم شد. دروس سطح را سال 1346 به اتمام رسانید و به مدّت 12 سال در دروس خارج فقه و اصول شرکت کرد و چند سالی نیز از این سال ها را به تحصیل کلام و فلسفه پرداخت تدریس در حوزه دانشگاه از زمره فعالیت های علمی اوست و اکنون نیز در برخی مراکز به تدریس اشتغال دارد و مهمترین برنامه علمی وی تحقیق است که از سال 1370 آغاز و تاکنون ادامه دارد به علاوه از سال 1377 تاکنون مدیر گروه پژوهش «فلسفه فقه و حقوق اسلامی» پژوهشکده فقه و حقوق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی وابسته به دفتر تبلیغات حوزه علیمه قم و عضو هئیت علمی و شورای پژوهشی این پژوهشکده است. همچنین راهنمایی و مشاوره برخی از پایان نامه‌ها را بر عهده داشته است.


فعالیتها: • تبلیغ • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:30 PM
طالقانی قزوینی، شرف الدین محمود

( ملیت: ایرانی قرن: 10 )

سيد شرف الدين محمود فرزند سيد علا الدين بن سيد جلال الدين طالقاني قزويني بود. علوم عقليه را از حوزه درس علماي بزرگ زمان خود فراگرفته و توانست تدريس فلسفه را در قزوين به دست گيرد. ديري نپايد وي از بزرگان علوم عقلانيه شد. سيد شرف الدين محمود در حدود سال 918ق فوت نمود. گروه : علوم انساني رشته : فلسفه والدين و انساب : سيد شرف الدين محمود فرزند سيد علا الدين بن سيد جلال الدين طالقاني قزويني بود. تحصيلات رسمي و حرفه اي : سيد شرف الدين طالقاني قزويني علوم عقليه را از حوزه درس علماي بزرگ زمان خود فراگرفت. استادان و مربيان : سيدشرف الدين طالقاني قزويني ، علوم عقلي را در محضر محمدبن زين الدين احسايي معروف به ابن ابي جمهور احسايي درك نمود. اخذ اجازه از اين استاد را علامه مجلسي در بحار الانوار و شيخ آقا بزرگ تهراني در الذريعه آورده اند. زمان و علت فوت : سيد شرف الدين طالقاني قزويني در حدود سال 918ق فوت نمود. فعاليتهاي آموزشي : سيد شرف الدين طالقاني قزويني ، تدريس فلسفه را در قزوين به دست گرفت و ديري نپايد از بزرگان علوم عقلانيه شد. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 حواشي بر الهيات شرح اشارات خواجه نصيرالدين طوسي


منابع زندگینامه: 1نسيم قزوين ، بنياد فرهنگي قزوين شناسي ، دفتر اول ، زمستان 1375 ، ص 145

فعالیتها: • عالمان و دانشمندان • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:30 PM
طالقانی قزوینی، محمدیوسف

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

سيد ميرمحمد يوسف طالقاني قزويني متوفي حدود سال 1098 هـ.ق ، از ارباب حكمت متعاليه و اعاظم فلسفة مدرسه قزوين در عصر صفوي بود. وي پس از تكميل علوم عقلي در قزوين و اصفهان ، كرسي تدريس را در زادگاه خود به دست گرفت. آثار و حواشي فلسفي كه از شاگردان او باقي مانده ، عظمت مدرسه فلسفي قزوين را در اين مقطع زماني منعكس مي كند. گروه : علوم انساني رشته : فلسفه تحصيلات رسمي و حرفه اي : سيد ميرمحمد يوسف طالقاني قزويني مقدمات علوم اسلامي و فنون و ادب را نزد افاضل علماي قزوين تكميل نمود. تمايل مفرط به حكمت و فلسفه باعث گشت به اصفهان عزيمت نموده و به اوج عالي علوم عقلي دست يابد. استادان و مربيان : سيد ميرمحمد يوسف طالقاني قزويني پس از عزيمت به اصفهان ، به حوزة درس آخوند ملا رجبعلي تبريز متوفي 1080هـ.ق وارد گرديد و از محضر اين استاد بهره هاي فراوان برد. شيخ آقا بزرگ تهراني در كتاب طبقات اعلام الشيعه ، به شهادت شاگردش ملا محمد باقر فرزند ايلدر در كتاب المعارف الالهيه ، او را ارشد و باهوش ترين شاگردان اين استاد نام مي برد. هم دوره اي ها و همکاران : سيدمير محمد يوسف طالقاني قزويني با هم نام خود شيخ ملا محمد يوسف الموتي قزويني ، شاگرد صدرالمتالهين شيرازي مباحثات و جدلهايي در زمان خود داشت. زمان و علت فوت : سيد ميرمحمد يوسف طالقاني قزويني متوفي حدود سال 1098 هـ.ق مي باشد. فعاليتهاي آموزشي : سيد ميرمحمد يوسف طالقاني قزويني پس از تكميل علوم عقلي در اصفهان ، به موطن خود قزوين بازگشت و كرسي تدريس و رهبري را به دست گرفت. آوازه او پس از مدتي در اطراف و اكناف پيچيد و عشاق فلسفه به حوزه در س او پيوستند و نزد اهل فضل به تحقيق و تدقيق و قدرت بيان و ابتكارات ظريف و تحقيقات عميق شهرت يافت. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : سيد ميرمحمد يوسف طالقاني قزويني علاوه برتدريس علوم عقلي ، آثاري چند را به رشته تحرير درآورده است. آرا و گرايشهاي خاص : احاطة سيد ميرمحمد يوسف طالقاني قزويني به علوم عقلي و نقلي و آراي سلف حوزه او را رونق خاصي بخشيده بود. وي كه مخالف مكتب صدرايي و از پيروان مكتب استادش ملا رجبعلي است با هم نام خود شيخ ملا محمد يوسف الموتي قزويني شاگرد صدرالمتالهين شيرازي مباحثات و جدلهايي داشتند. آثار و حواشي فلسفي كه از شاگردان اين دو برج عالي فلسفه در قزوين باقي مانده ، عظمت مدرسه فلسفي قزوين را در اين مقطع زماني منعكس مي كند. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 رساله اي در دفاع از نظرات استادش ملا رجبعلي تبريز ويژگي اثر : اين رساله در رد فلسفه صدرايي است


منابع زندگینامه: 1نسيم قزوين ، بنياد فرهنگي قزوين شناسي ، به كوشش محمدعلي حضرتي ، دفتر اول ، زمستان 1375 ، ص 165

فعالیتها: • عالمان و دانشمندان • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:31 PM
طالقانی، مرتضی

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

شیخ مرتضى طالقانى قدس اللَّه روحه از علماء ابرار و مدرسین اخبار حوزه علمیه نجف و تا آخر عمر به تجرد گذرانیده و مقیم مدرسه سید یزدى صاحب عروةالوثقى بودند و در همانجا در سال 1364 قمرى دار فانى را وداع گفتند. وى در حدود 1280 قمرى در طالقان قزوین به دنیا آمده و در محیط آرام و باصفاى كوهستانى طالقان پرورش و پس از خواندن قرآن و فارسى در مكتب‏خانه آنجا به تهران و بعد از چندى به اصفهان عزیمت نموده و از محضر علماء بزرگ آنجا مانند آیت‏اللَّه ابوالمعالى كرباسى و حكیم قشقائى و آخوند ملا محمد كاشى و دیگران استفاده نموده سپس مهاجرت به نجف اشرف و از محضر مرحوم علامتین آخوند خراسانى و علامه یزدى حاج سید محمد كاظم مرحوم شریعت اصفهانى و آیت‏اللَّه العظمى میرزا محمدتقى شیرازى و دیگران استفاده نموده و به تهذیب نفس و به تكمیل روح پرداخته و به كمالات معنوى و روحى رسیده و جداً معرض از دنیا گردیده و به تدریس و پرورش عده‏اى از محصلین مهذب و بارع پرداخته است. نگارنده گوید: یكى از علماء ربانى را كه در دوره زندگانى خود ملاقات نمودم این بزرگوار بود. در سال 1362 قمرى كه در نجف اشرف اقامت داشتم گاه‏گاهى از محضر وى استفاده نموده و از منظر و سیماى نورانى او كه آخرت را به یاد انسان مى‏آورد بهره‏مند مى‏شدم. بسیارى از مراجع و دانشمندان بزرگ معاصر از محضر و تدریس او استفاده نموده و عده‏اى از پرورش یافتگان درس اخلاق و عرفان ایشانند.

برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)

فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:32 PM
طالقانی، نظر علی

( ملیت: ایرانی قرن: 13 )

(1306 -1240 ق)، فقیه اصولى، متكلم، حكیم، حافظ، محدث و واعظ. او از شاگردان صاحب «جواهر» و شیخ انصارى بود. پس از تكمیل مبانى علمى در نجف به تهران آمد و در مدرسه‏ى مروى مقیم گشت و به تدریس و تألیف پرداخت و به مواعظ منبرى اشتغال ورزید. او در كلام و فروع و اصول ماهر و در معقول و منقول صاحب نظر بود. در مشهد رضوى درگذشت و در جوار امام رضا (ع) دفن شد. از وى آثار سودمندى به عربى و فارسى باقى است كه از آن جمله: «كاشف الاسرار»؛ حاشیه بر «رسائل» شیخ انصارى؛ «مناط الاحكام»، مشتمل بر دو فن: فنى در فروع و ظواهر و فنى در بواطن و سرائر؛ رساله در «حجیت خبر واحد»؛ رساله در «اشتراط الحس فى قبول الشهاده»؛ «اجتماع الامر و النهى»؛ «طراز المصائب»، در مقتل؛ رساله‏اى در «فنا».[1] ملا نظرعلى طالقانى عالمى فاضل و فقیهى كامل و حكیمى متكلم و اصولى متبحر و محققى مدفق و عابدى زاهد و واعظى ناصح و حافظ قرآن. مقیم تهران در عصر ناصرالدین شاه قاجار و مدرس مدرسه مروى و مایه فخر اسلامیان و حاوى فروع و اصول و جامع معقول و منقول از اكابر علماء امامیه و از تلامذه صاحب جواهر و بعد از وى از شاگردان شیخنا الانصارى قدس اللّه اسرارهم بوده است. وى بعد از تكمیلات مبانى علمى به تهران آمده و در مدرسه مروى اقامت و به تدریس و تألیف كتب مفید پرداخته تا در سال 1306 ق كه در مشهد رضوى از دنیا رفته و در جوار حضرت رضا علیه الصلوة والسلام مدفون گردیده است. از تألیفات ارزنده ایشان كتب زیر است 1- اجتماع الامر والنهى 2- اشتراط الحس فى قبول الشهاده 3- حاشیه بر رسائل شیخ انصارى 4- حجیة الخبر الواحد 5- رساله‏اى در فنا 6- كاشف الاسرار كه مكرر بطبع رسیده است 7- مناط الاحكام. مرحوم آیةاللّه حاج میرزا هادى خراسانى كه از علماء مجاورین كربلاء معلى بوده در كتاب (كرامات و معجزات) خود مى‏نویسد كه مرحوم حاج ملانظر على طالقانى در هنگامى كه در مدرسه خان مروى اقامت و اشتغال به تدریس داشتند وقتى چنان در مضیقه مالى قرار مى‏گیرد كه حتى چند روزى گرسنه مانده و چیزى كه سد جوع و گرسنگى او را نماید به وى نمى‏رسد. پس شبى با خود فكر مى‏كند كه صبر كردن با این فقر و پریشانى و عسرت كارى بس مشكل و به حدیث نبوى (كاد ان یكون كفرا) چه كنم نامه‏ئى به آیةاللّه حاج ملا على كنى مجتهد بزرگ و زعیم اعظم روحانیت تهران بنویسم و از حال خود اطلاع دهم مناعت طبع او وى را منع نموده و مى‏گوید او هم‏نوع تو است نباید آبرو را نزد هم نوع خود ریخت. نامه‏اى به شاه وقت بنویسم باز عقل و تقواى او نهى نموده و مى‏گوید تو كه آخوند دربارى نیستى مى‏خواهى حیثیت و ارزش روحانى خود را از دست بدهى و خود را در اختیار دولت و حكومت بگذارى نامه‏اى براى حضرت على (ع) بنویسم باز با خود مى‏گوید از حضرت على (ع) باید علم و معرفت و تقوا و سعادت خواست نه دنیا زیرا خود آن بزرگوار دنیا را سه طلاقه نمود و وقتى برادرش حضرت عقیل چیزى زیادتر از جیره و حق خود طلبید دستش را با آهن گرم داغ كرد. بالاخره پس از مدتى فكر مى‏گوید هیچ بهتر از این نیست كه نامه‏اى براى خدا بنویسم كه همه جا حاضر و شاهد و قادر براى رفع حوائج بدون منت مى‏باشد. پس نامه‏اى به این مضمون مى‏نویسد از بنده گنهكار نظر على طالقانى به پیشگاه حضرت بارى تعالى جلت عظمته. نامه‏ى طالقانى به خدا بسم اللَّه الرحمن الرحیم پس از تقدیم حمد و سپاس و درود فراوان بر حضرت رسالت و خاندان طاهرین او معروض مى‏گردد این بنده مبتلا به فقر و پریشانى گشته و در كمال مضیقه قرار گرفته‏ام و حوائج و نیازمندیهاى ضروریم از این قرار است. 1- منزل شخصى آبرومند اعیانى با تمام لوازم و مایحتاج آن. 2- همسر جوان زیبا و قشنگى كه در تهران كم‏نظیر باشد. 3- یك نوكر زرنگ و یك كلفت و آشپز خوب و امین. 4- یك كالسكه عالى و راننده آن براى رفت و آمدم. 5- یك ده شش دانگى كه تامین مخارج و معاشم را نماید. 6- یك باغ زیبا در شمیران كه در فصل تابستان در آنجا بسر برم. 7- فلان مقدار پول نقد كه قروض خود را ادا و آبروى خویش را حفظ نمایم آدرس- مدرسه خان مروى دست چپ حیاط كوچك طبقه فوقانى. حجره دوم نظرعلى طالقانى پس نامه را در هنگام سحر برداشته و مى‏برد لاى درب مسجد شاه كه در نزدیكى مدرسه مروى مى‏باشد مى‏گذارد. و متوكلا على اللّه برگشته و بعد از انجام وظائف دینى خود در حجره به روى خود بسته و مى‏خوابد اتفاقا همان روز ناصرالدین شاه به عزم شكار از تهران خارج شده و به سوى شكارگاه سلطنتى كه در قسمت شرقى تهران و بالاى قریه (مسگرآباد) واقع است مى‏رود كه ناگاه باد تندى وزیده و طوفانى برخاسته و مانع حركت كالسكه شاه مى‏شود پس شاه دستور توقف مى‏دهد تا باد ساكت و گرد و غبار نشسته و بتواند به مسیر خود ادامه دهد كه گرده‏بادى رسیده به كالسكه شاه مى‏خورد پس شاه چشم خود را بسته كه خاك در او نرود احساس مى‏كند چیزى روى دامان او گذارده شده فوراً دست فرابرده آن را مى‏گیرد و مى‏بیند كه نامه‏اى مى‏باشد. پس باد ایستاده و گرد و غبار نشسته شاه نامه را مطالعه مى‏كند و مى‏بیند كه كسى براى خدا نوشته است فوراً شكر خدا نموده و فرمان برگشت به شهر داده و یكسره به منزل رئیس‏الوزراء وقت آمده و دستور احضار وزرا را مى‏دهد. وزرا در حالى كه همگى ناراحت از انصراف شاه از شكار رفتن بودند به سرعت شرفیاب شده و تعجب مى‏كردند كه چرا شاه از رفتن شكار منصرف و به شهر برگشته‏اند پس چون همگى حاضر شدند شاه گفت بحمداللّه به شكارگاه نرسیده به صید خود رسیدیم و به بهتر از آنچه مى‏خواستیم از شكار عایدمان گردد به فضل پروردگار بزرگ نائل شدیم. پس نامه را از جیب بغل خود درآورده و جریان وزیدن باد تند و آوردن نامه را توضیح مى‏دهد و مى‏گوید ندانم بچه زبان و بیانى شكر و حمد خدا را بجا آوردم كه بنده شرمنده خود ناصر را لایق دید و نامه بنده محتاج خود را به او رسانید تا رفع حوائج و نیازمندیهاى او را بنماید. پس (آجودان) و پیشكار مخصوص خود را با كالسكه سلطنتى به آدرس مزبور به در مدرسه مروى فرستاده و آقاى حاج ملا نظر على طالقانى را مى‏طلبد. تمام طلبه‏ها تعجب نموده و خود شیخ به وحشت افتاده كه شاه مرا براى چه مى‏خواهد آیا كسى از طلبكاران شكایت مرا بشاه نموده است وقتى این تشریفات مخصوص را مى‏بیند قدرى تسكین او مى‏شود تا بحضور شاه رسیده و در كنار مبل شاه جائى قبلا آماده شده بود به امر شاه مى‏نشیند. پس شاه مى‏گوید اسم شما چیست مى‏گوید. - نظر على. - اهل كجائى. - طالقان. آیا نامه‏اى براى كسى و جائى نوشته‏اى بعد از مدتى مى‏گوید آرى براى خدا دیشب نامه‏اى نوشتم نامه‏ات را كجا گذاردى مى‏گوید سحرگاه لاى درب مسجد شاه گذارده‏ام. پس شاه‏نامه را درآورده مى‏گوید آیا این است نامه تو مى‏گوید آرى پس باز شكر خدا نموده و به وزرا مى‏گوید كیست كه در رفع حوائج ایشان شركت نماید. پس یك یك از حوائج مرقومه در نامه را مى‏خواند. 1- منزل شخصى خود شاه دستور مى‏دهد یكى از منازل سلطنتى را با لوازم و آنچه در آنست بنام وى ثبت و مقرر نمایند. 2- همسر جوان زیبا- یكى از وزراء عرض مى‏كند قبله‏گاها با كسب اجازه از حضور اعلیحضرت این بنده دخترى با این صفات دارم به ایشان تزویج نمودم. 3- یك نوكر و یك كلفت یكى دیگر از وزراء معروض مى‏دارم این دو را هم من تقبل نمودم. 4- یك كالسكه... سومى مى‏گوید این را هم من تقبل نمودم. 5- یك ده شش دانگى... نخست‏وزیر مى‏گوید اعلیحضرتا فلان قریه را كه در شهریار دارم تقدیم شیخ نمودم. 6- یك باغ زیبا... یكى از وزراء بعرض مى‏رساند باغى در شمیران دارم اهداء نمودم. 7- فلان مقدار پول نقد... خود شاه فوراً پرداخته و خلاصه آشیخ را كه تا یك ساعت قبل فاقد همه‏چى بود داراى همه چیز مى‏كند و مستقیماً از آنجا به منزل عالى سلطنتى مى‏برند و دختر آن وزیر را هم ازدواج مى‏كند و غیر از او چند عیال دیگر اختیار مى‏نماید ولكن از هیچ كدام فرزندى نصیبش نمى‏شود تا در سال 1306 ق در مشهد رضوى از دنیا مى‏رود.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] الذریعه (278 / 22 ،234 / 17 ،159 / 15 ،62 / 16 ،269 / 1)، علماء معاصرین (28 -27)، گنجینه‏ى دانشمندان (17 -13 / 6)، المآثر و الآثار (174)، مكارم الآثار (1129 / 4).

فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • حدیث • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:33 PM
طاهری خرم آبادی، علی

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

سید علی طاهری خرم آبادی محل تولد : قم شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1348/3/3 زندگینامه علمی در سال 62 پس از اتمام دوره راهنمایی تحصیلی وارد حوزه علمیه شدم و تا سال 70دوره سطح را به اتمام رساندم . از سال 71تا75 در دروس خارج فقه و اصول شرکت کردم . سال 68 وارد موسسه در راه حق شده و سپس از سال 73تا78 دوره تخصصی ( کارشناسی ارشد ) فلسفه را در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره ) به اتمام رساندم. در سال 77 در آزمون ورودی کارشناسی ارشد دانشگاهها شرکت و در رشته فلسفه غرب دانشگاه تهران قبول گردیدم سال 79 این دوره را به اتمام رسانده و بلا فاصله قبولی در دوره دکتری . تحصیلات خود را در همان رشته فلسفه غرب ادامه دادم . در تیر ماه 86 دوره دکتری را به اتمام رساندم . از سال 79 در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره ) به تدریس و تحقیق اشتغال داشته و از سال 83 تاکنون عضو هیات علمی این موسسه می باشم .


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:33 PM
طاهری، عبدالله

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

(تو 1319 ق)، عالم دینى، فقیه، مجتهد و مدرس. در شیراز به دنیا آمد و در بیت علم و عزت پروزش یافت. دروس مقدمات و سطوح را در شیراز خواند، آنگاه به نجف مهاجرت كرد و از محضر آیت‏الله نایینى و آیت‏الله عراقى و آیت‏الله اصفهانى و دیگران استفاده نمود تا به مقام اجتهاد رسید. وى در نجف پس از چندین مرتبه گفتن درس سطوح عالى «كفایه» و «مكاسب» و «فرائد»، به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. از آثار وى احداث سه مدرسه‏ى علمى در نجف براى طلاب است. از آثار علمى‏اش: «عمده الوسائل فى شرح الرسائل»، در مباحث قطع و ظن، در چهار مجلد؛ حاشیه بر «عروه‏الوثقى»؛ «منجزات المریض»؛ «رفع الحاجب فى الاجره عن الواجب».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الذریعه (342 / 15)، گنجینه‏ى دانشمندان (275 / 7 ،454 / 5).

فعالیتها: • تدریس • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:34 PM
طاهری، غلامحسین

( ملیت:افغانستان قرن: 15 )

غلامحسین طاهری محل تولد : غزنی شهرت تابعیت : افغانستان تاریخ تولد : 1350/1/1 زندگینامه علمی در سال 69 با توفیقات الهی (عج) وارد حوزه علمیه قم شده و از ابتدا صرف و نحو مشغول به تحصیل شدم بعد از گذشت مدتی با پذیرش در مؤسسه امام خمینی(ره) که در آن موقع در ساختمان مؤسسه در راه حق ساکن بودم دوره چهارساله درس های عمومی این نهاد عزیز را فرا گرفتم اما به علت شرایط نامساعد و بحرانی افغانستان و پاره ای از مشکلات به آنجا رفته که بعد از برگشتن همزمان با تحصیلات حوزوی در دفتر فرهنگستان علوم اسلامی پذیرش شده و به مدت چهار سال در این نهاد عزیز در بخش فلسفه کاربردی – توسعه اجتماعی که تولیدات خود این نهاد محترم بود ادامه تحصیل داده که اکنون در دوره ارشد مشغول به پایان نامه نویسی در این نهاد هستم. سال 85-84 در بخش زبان و فرهنگ شناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی یک سال تحصیل نموده و در حدود 40 واحد را پاس کرده ام و در حدود 3ماه در بخش تبلیغ کوتاه مدت ساختمان مدرسه امام خمینی(ره) در نزد جناب آقای قردشتی این دوره کوتاه مدت را گذراندم. لذا با پایان دوره سطح به طور همزمان 8 سال درس خارج حوزه را طی نموده ام و 5 سال از این دوره خارج را در مرکز محترم جهانی علوم اسلامی امتحان داده ام لذا در شرایط فعلی از سال 81 به بعد فارغ التحصیل سطح چهارم حوزه هستم در شرایط فعلی از باب علاقه زیاد و بزرگواری مسئولین محترم مرکز جهانی در رشته علوم ---------- در ساختمان جامعةالعلوم –مؤسسه علوم انسانی در حال طی این دوره هستم که التبه ناگفته نماند همزمان با دوره های مختلف 13 سال سابقه تبلیغی دارم که در ایام متبرک محرم و رمضان المبارک در کنار تبلیغ تدریس، عقاید، احکام، تجوید، و مسائل روز نیز تدریس و مورد نقد و بررسی قرار می گرفت و در کنار این مسایل از همکاری حتی المقدور در بخش مشاوره (اعم از قضایی و غیره) خدمات اجتماعی تا حد ممکن و قلم فرسایی در موضوعات گوناگون و راه اندازی پروژه جدید در سال نوآوری و شکوفایی و با ارتباط با همین موضوع به طوری دست جمعی با مدیریت و پیشنهاد این جانب در دستور کار دارم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • قضاوت، حقوق، علوم ---------- • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:35 PM
طاهری، محمد حنیف

( ملیت:افغانستان قرن: 15 )

محمدحنیف طاهری محل تولد : غزنی شهرت تابعیت : افغانستان تاریخ تولد : 1350/1/1 زندگینامه علمی محمدحنیف طاهری، متولد 1350 در شهر باستانی و تاریخی غزنی (غزنین) شهر سنائی، ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی، حکیم، عارف و شاعر بزرگ فارسی زبان درسن 7 سالگی وارد مکتب خانه شدم و روخوانی و روان خوانی قرآن مجید را آموختم. بعد از فراگیری قرآن مجید، با دیوان حافظ شیرازی و ادبیات عرب آشنا شدم. نزدیک یک سال در مدرسه ری علمیه شهرمان که مدرسه کوچک و ابتدائی بود وارد شدم و ادبیات عرب آموختم. از آنجایی که پدرم به دشت آدم مذهبی و علاقمند روحانی و عالم دینی بود توصیه کرد که برای ادامه تحصیل یا به جمهوری اسلامی ایران و یا به کشور پاکستان هجرت کنم اما قم و جمهوری اسلامی را ترجیح می‌داد. به همین خاطر با تمام مشکلات و سختی‌های فراوان تصمیم هجرت به ایران را گرفتم و عازم جمهوری اسلامی ایران شدم. در سال 1368 وارد حوزه علمیه یزد شدم و شروع به تحصیل در آن شهر دارالعباده نمودم ادبیات عرب منطق، بلاغت، مختصر تارخی اسلام، اصول کافی، احکام و شرح لمعه و اصول فقه را در مدرسه علمیه خان یزد به پایان رساندم. در طول این مدت علاوه بر تبلیغ در ایام محرم و رمضان در بین اقوام مهاجر و هیئت که تشکیل دادیم از طریق سازمان تبلیغات اسلامی استان کلاس‌های روخوانی و روان‌خوانی قرآن و آموزش احکام بچه‌ها در مدارس ابتدائی را نیز در ایام تعطیلات برگزار می‌کردم و اقامه نماز جماعت در برخی از مدارس استان داشتم. در این مدت سه سفر تبلیغی و زیارتی از افغانستان داشتم جهت امر تبلیغ و زیارت والدین. در سال 1378 از طریق آزمون جامع در امتحانات حوزه علمیه قم (مرکز جهانی علوم اسلامی) شرکت کردم و همان سال موفق شدم در حوزه مقدسه و مبارکه قم وارد تحصیل شدم و هم اکنون کارشناسی ارشد را در رشته فقه و معارف اسلامی در مرکز جهانی علوم اسلامی به پایان رسانده و رساله علمی‌ام را در موضوع «اسلام و دموکراسی لیبرال» در سال 84 دفاع نمودم. هم‌ اکنون مشغول سال دوم درس خارج می‌باشم. در کنار بعضی از دوستان همفکر یک مجمع علمی فرهنگی تشکیل داده‌ام که در امور فرهنگی فعالیت دارد از جمله نشریه فصلنامه‌ای دارد به نام «امت» که در همین قم منتشر می‌شود و بخشی اعظم آن به افغانستان و منطقه ارسال می‌شود تا فرهنگیان و دانشگاهیان افغانستان از معارف اسلامی و اهل بیت(ع) استفاده و با آن آشنا شوند.


فعالیتها: • اصول فقه • فلسفه - منطق • محقق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:36 PM
طباطبایی پور، علیرضا

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

سید علیرضا طباطبایی پور محل تولد : مهدی شهر سمنان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1345/7/22 زندگینامه علمی سیدعلی طباطبائی در 29 جمادی الثانی 1386 ه‍ . ق برابر با 22/7/1345 در مهدی شهر سمنان در یک خانواده مذهبی و زحمتکش به دنیا آمدم تا سال 1360 همراه با تحصیلات، مشغول کار و تلاش و فعالیت بودم، در نیمه دوم سال 1360 به لطف الهی وارد حوزه علمیه شدم. چند ماهی در حوزه سمنان ماندم بعد به حوزه تهران منتقل شدم پنج سال در تهران بودم در این مدت مقدمات و سطح را گذراندم و از آنجایی که تهران مرکز مسائل ---------- بود آن هم در آن زمان حساس این پنج سال برایم یک دوره آموزش ---------- اجتماعی محسوب می‌شد ولی هرگز مسائل ---------- اجتماعی مرا از درس غافل نمی‌کرد. در فروردین 1366 به قم آمدم بعد از اتمام سطح درس خارج اصول را خدمت آیت الله حاج شیخ جواد تبریزی گذراندم و خارج فقه را همواره در محضر مبارک حضرت آیت الله جوادی آملی دامت برکاته توفیق حضور داشتم. بر اساس کلام نورانی حضرت امام سجاد(ع) (هَلَکَ مَنْ لیس له حکیم یرشده) از ابتدای تحصیل به این حقیقت پی بردم که بدون راهنما و هادی، این مسیر رفتی نیست و خطرهای گوناگون انسان را تحدید می‌کند لذا از همان زمانی‌که به قم آمدم (بلکه علت اصلی آمدنم به قم) گمشده خویش را در وجود عالم ربانی، حکیم مرشد الهی حضرت آیت الله علامه جوادی آملی دامت برکاته یافتم و دست بیعت به او دادم و همواره راهنمایی‌های ایشان چراغ فروزان زندگی من بوده و هست. در ابتداء ورود به قم فرمودند باید چهار درس رسمی داشته باشید فقه، اصول، تفسیر و معقول، لذا در کنار درس فقه و اصول حدود هشت سال از درس پرفروغ تفسیر قرآن ایشان استفاده کردم که واقعاً شبستان مسجد اعظم در این دوران برایم بیت المعمور بود. در معقول آن حکیم فرزانه اصرار داشتند که قبل از فلسفه باید یک دوره کلام ببینید لذا کتابهای که در این رشته خوانده شد عبارت بود از: باب حادی عشر بعد شرح تجرید بعد بدایة الحکمة بعد نهایة الحکمة این کتاب را خدمت استاد بزرگوار آیة الله مصباح یزدی استفاده کردم، خواندن این کتاب یک سرفصل دیگری در مسائل فلسفی برایم بود، آنگاه آن مربی الهی فرمودند قبل از حکمت متعالیه باید یک دوره حکمت مشاء ببینید لذا کتاب عظیم الشأن شرح اشارات را خدمت بزرگ حکیم و عارف دوران حضرت آیت الله الحق جناب آقای حسن‌زاده آملی دامت برکاته خواندیم با خواندن این کتاب نزد آن حکیم متأله دنیای دیگری به سوی ما باز شد و تحوّل اساسی در زندگی برایم به وجود آورد، در دفتری گفته‌ام: اشارات شمع شب‌های پرسوز من اشارات شاهد دردهای دلسوز من نمط‌های او کسب و کار هر روز من مقامات او باعث ناله‌های جگرسوز من چه خوش، وقت درسش وقت هر روز من که شب‌های تارم شده روز من با ارشارات حضرت استاد فقط خواندن کتاب نبود هم مباحثه بسیار قوی و معنوی داشتم هم تقریرات درس نوشته می‌شد آن هم با یک روش درست و با راهنمایی آن بزرگوار، یادداشت‌های شرح اشارات یکی از مهم‌ترین و پرثمرترین ذخیره در آثار علمی ماست. بعد از اتمام شرح اشارات وارد دریای عظیم اسفار شدیم امور عامه اسفار را خدمت استاد عظیم الشأن آیت الله حسن‌زده آملی خواندم اگرچه خیلی از مباحث کلیدی اسفار را دوبار درس گرفتم یعنی بار دوم خدمت استاد متأله آیت الله جوادی آملی دامت برکاته استفاده کردم، الهیات اخص و سفر نفس اسفار را هم خدمت همین بزرگوار درس گرفتم، از آنجایی که درسها بر اساس برنامه و طی مقدمات لازم خوانده می‌شد هیچ‌گاه در مباحث متحیّر نبودم بلکه مباحث کتابها را رصد می‌کردم و همراه هر کتابی چندین جزوه و یادداشت به لحاظ موضوعات گوناگون داشتم وقتی مرحله ششم اسفار یعنی بحث علت و معلول تمام شد (جلد دوم اسفار) فرمودند باید کتاب تمهید القواعد صائن الدین علی بن تُرکه را ببینید که اولین کتاب درسی در عرفان نظری می‌باشد این کتاب عزیز الوجود را خدمت خود ایشان یعنی آیت الله جوادی آملی دامت برکاته درس گرفتیم واقعاً آن دوران خوش برایم لیلة‌القدر بود، بعد از اتمام تمهید القواعد کتاب گرانقدر فصوص یعنی شرح جناب علامة قیصری بر فصوص الحکم محیی الدین عربی را در محضر انور عارف مستقیم آیت الله حسن‌زاده آملی دامت برکاته از اول تا آخر استفاده کردیم بعد کتاب مصباح الأنس یعنی شرح جناب ابن فناری بر مفتاح غیب الجمع و الوجود صدر الدین قونوی که سومین کتاب درسی عرفان نظری می‌باشد خدمت همان بزرگ عارف دوران خوانده شد. در ابتدا کتاب مصباح الانس یک خاطره شیرین نوشته‌ام که عین آن خاطره را در این‌جا می‌آوریم: «در سحر روز جمعه 14 جمادی الاول 1412 برای مشرف شدن خدمت حضرت آیت الله حکیم متأله، عالم ربانی، عارف مستقیم جناب آقای حسن‌زاده آملی دامت برکاته از محضر قرآن کریم به قصد استجازه استخاره نمودم این آیه آمد (و نادیناهُ من جانِبِ الطُّور الاَیمن و قربناءُ نجّینا) (مریم: 52) ساعت 10 صبح همان روز خدمت آن جناب رسیدم فرمودند ما کتاب مصباح الأنس را شروع کرده‌ایم شما هم شرکت کنید و این آیه در استخاره برای دعوت به این درس بوده است و ما از شما دعوت می‌کنیم، بعد فرمودند این را به عنوان خاطره بنویسید». به حول و قوه الهی حدود 15 سال است که مشغول تدریس فقه، فلسفه، منطق و کلام در حوزه علمیه قم هستم و هم‌اکنون یعنی سال 1385 مشغول تدریس شرح اشارات و نهایة الحکمة (دوره دوم) شرح منظومه (دوره دوم) می‌باشم و تفسیر موضوعی نهج البلاغه را نیز چهار سال است شروع کردم. از آنجایی که معرفت نفس در سرنوشت و سعادت انسان نقش اساسی دارد و تا انسان خود را نشناسد و حیات انسانی را درک نکند نمی‌تواند زندگی هدفمند داشته باشد و زندگی بدون هدف مردگی است و تحصیلات بدون هدف دوام و لذت نخواهد داشت و اشتغال علمی بدون هدف متعالی و جهت مشخص ثمره‌ای جز سرگردانی و حیرت ندارد لذا یکی از کارهای مهمی که به عنایت الهی در حوزه علمیه قم انجام دادیم تدریس معرفت نفس بوده است. اگرچه بسیاری از بزرگان علم و اندیشه پیرامون معرفت نفس کتابها نوشته‌اند ولی آثار استاد اعظم ما در معارف الهی حضرت آیت الله حسن‌زاده آملی دامت برکاته در این موضوع حقیقتاً بدیع و کم‌نظیر است بر این اساس همراه درسهای معقول و منقول ابتدا کتاب شریف دروس معرفت نفس در جمع عده‌ای اهل صفا و معنویت تدریس شد بعد از آن کتاب دروس اتحاد عاقل به معقول تدریس شد و آنگاه کتاب بی‌نظیر عیون مسائل النفس و هم‌اکنون دوره دوم معرفت نفس را هم مشغول هستیم، تدریس این سه کتاب پیرامون معرفت نفس در طول هم هدف اصلی ماست و حضرت استاد هم چند بار به ما اصرار فرمودند که عیون مسائل النفس را در حوزه علمیه قم تدریس کنید در تأسیس و ترویج این رشته درسی تأیید، تشویق و دعای آن استاد بی‌بدیل، بدرقه راه ما بوده و هست. هر کسی به حسب حال خود در زندگی، خوشی و تلخی دیده و در مسیر زندگی با فراز و نشیب‌های گوناگون روبرو می‌شود من نیز به نوبه خود با حوادث سرد و گرم زندگی دست و پنجه نرم کرده‌ام در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی به حداقل ضروری قناعت نموده بقیه را به درس و مطالعه می‌پرداختم، امدادهای الهی را در زندگی بسیار دیده‌ام که مرا از پرتگاه خطر نجات داده است، خاطرات آموزنده، و گفتنی‌های در زندگی فراوان دارم ولی با نقل یک خاطره این اوراق را ختم می‌کنم. در اوائل ورودم به حوزه مطالب علمی را دیر می‌فهمیدم و فهمیده‌ها را هم زود فراموش می‌کردم از طرفی کسی را هم نداشتم تا مرا راهنمایی کند و یا بار اندازه روحی من باشد ولی این را می‌دانستم و اعتقاد داشتم که این خانه را صاحب خانه‌ای است به امید او به حوزه آمده بودم تا این‌که با آن وضعیت، کاسه صبرم لبریز شد از بی‌کسی دلِ شکسته داشتم روزی درب حجره را از پشت بستم و در یک توسل جدی و سرنوشت ساز محضر مبارک ولیعصر(عج) به آن حضرت عرض کردم من جای دیگر و کس دیگر ندارم یا اجازه فرمایید دفتر عمرم بسته شود یا توفیق فهم و درک معارف را به من عنایت فرمائید، از آن روز عنایت فرمائید، از آن روز عنایت حضرت شامل حال ما شد و در حقیقت تولد دیگر یافتم و دوران تحصیلم آغاز شد خدا را سپاسگذارم از آن روز تاکنون از درس و بحث علمی خسته نشدم و هر چیز غیر از مسائل علمی برایم قسری می‌باشد. من به سرچشمه خورشید نه به خود بردم راه ذره‌ای بودم و مهر تو مرا بالا برد من خس بی‌سروپایم که به سیل افتادم او که می‌رفت مرا هم بدل دریا برد


فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:37 PM
طبری، احسان

( ملیت: ایرانی قرن: 14 )

محقق، شاعر، مؤلف. تولد: 1295، سارى. درگذشت: 9 اردیبهشت 1368، تهران. احسان طبرى، فرزند فخر طبرى ملقب به فخرالعارفین، در شش سالگى به مكتب سید عبدالمجید رفت و قرآن را تعلیم گرفت و خواندن و نوشتن آموخت. نصاب‏الصبیان و كتاب‏هاى جودى و جوهرى را نیز خواند. در هفت سالگى به مدرسه‏ى احمدیه رفت و پس از پایان دوره‏ى ابتدایى به علت تبعید پدرش به تهران به اتفاق مادرش به آن شهر عزیمت كرد و دوره‏ى دبیرستان را هم به انجام رسانید، آنگاه به دانشكده‏ى حقوق راه یافت و فارغ‏التحصیل شد. در خلال تحصیل در دانشكده‏ى حقوق به فراگرفتن علوم ادبیه و عربیه پرداخت و در مدرسه‏ى سپهسالار نزد اساتید كسب دانش كرد و با فلسفه و علوم عقلى نیز آشنایى یافت. در سنین جوانى به سبب آشنایى با تقى ارانى به ماركسیسم گروید و در سال 1316 همراه با 52 تن دیگر به زندان رضاشاه افتاد و همزمان با تبعید رضا شاه به جزیره موریس، از زندان رهایى یافت، سپس در فعالیت‏هاى حزب توده شركت داشت، مدتى سردبیرى روزنامه‏ى (رهبر) به صاحب امتیازى ایرج اسكندر را در تهران به عهده داشت (11 بهمن 13 -1322 آذر 1325)؛ پس از چندى به اراك تبعید شد و در سال 1325 در كنگره‏ى نویسندگان در تهران شركت كرد. در پس ترور نافرجام شاه در سال 1327 و اعلام غیر قانونى بودن حزب توده، در سال 1328 به اعدام محكوم شد، ناگزیر از ایران خارج شد و به اتحاد جماهیر شوروى گریخت و در آكادمى مسكو به تحصیل پرداخت و فارغ‏التحصیل گردید و به مقام استادى رسید، در این مدت وى در رادیو مسكو كار مى‏كرد و سرانجام پس از نه سال فعالیت در این كشور به آلمان شرقى رفت و در شهر لایبزیك اقامت گزید. در برلین دوره‏ى آكادمى علوم اجتماعى را گذراندن و به دریافت مقام علمى «دكتر هانیل» در فلسفه دست یافت و سال‏ها در دانشگاه‏هاى آلمان به تدریس اشتغال داشت. وى با زبان‏هاى عربى و پهلوى و روسى و آلمانى و انگلیسى و فرانسوى و تركى آذرى و تركى اسلامبولى آشنایى داشت و در تخصش در زمینه‏ى تاریخ فلسفه و ادبیات بود. در سال 1357 همزمان با اوج‏گیرى قیام مردم و انقلاب اسلامى به ایران آمد و فعالیت‏هاى سیاسى خود را با بازگشایى حزب توده از سر گرفت. در سال 1362 بنا به تشخیص مصادر امور، فعالیت حزب توده مغایر مصالح جمهورى اسلامى شناخته و به اتفاق كادر رهبرى حزب دستگیر و زندانى شد. وى در زندان به اشتباهات خود و حزب اعتراف كرد و كتاب كژراهه (خرداد 1366) را در این زمینه نوشت. احسان طبرى در روزهاى پایانى عمر خود نیز مشغول به نگارش اثرى موسوم به آورندگان اندیشه‏ى خطا بود كه حاوى كنكاشى است در اندیشه‏هاى احمد كسروى، صادق هدایت و سید حسن تقى‏زاده اما این امر با بسته شدن كتاب عمر وى به سبب نارسایى كلیوى در سال 1368 به انجام نرسید و نیمه تمام ماند. احسان طبرى همچنین به داستان نویسى نیز مى‏پرداخت. افسانه‏هاى تمثیلى وى با نثر شبه كلاسیك آن و با استفاده از اساطیر ایرانى و اروپایى در خدمت تبلیغ مرام سیاسى خاصى است. از جمله داستان‏هاى او مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره كرد: شكنجه و امید (1326)؛ مجموعه‏اى از قطعات ادبى او و در دوزخ (1327)؛ خدایان از بند رسته (با امضاى طباطبا كه ظاهرا از اوست، 1331)؛ حماسه‏ى گئومات (چاپ شده در كشورهاى اروپایى شرقى، نمایشنامه تاریخى منظوم)؛ فرهاد چهارم (داستان، استكهلم، 1977 1356)؛ خانواه برومند (داستان)؛ چشمان قهرمان باز است (مجموعه داستان)؛ پنجامه (مجموعه داستان)، چهره خانه (داستان)؛ دهه نخستین (داستان)؛ رانده ستم (داستان). از احسان طبرى سه مجموعه شعر به نام‏هاى از میان ریگ‏ها و الماس‏ها و دریچه پاییز و در سال 1360 مجموعه شعرى به نام ترانه‏ى خوابگونه (مجموعه شعر نو) طبع و نشر كرد. علاوه بر آثار فوق مى‏توان به عنوان‏هاى دیگرى نیز اشاره نمود: آنتى دورینگ (فردریك انگلس)؛ الفباى مبارزه (استكهلم، 1977 1356)؛ انسان و پراتیك اجتماعى و رفتار فردى وى (در زمینه اخلاق)؛ ایران در دو سده‏ى واپسین (مجموعه‏اى از دو كتاب بنیاد آموزش انقلابى و بررسى‏ها درباره برخى از...، 1360)؛ برخى بررسى‏ها درباره‏ى جنبش‏ها و جهان‏بینى‏هاى اجتماعى در ایران (چاپ شده در كشورهاى اروپاى شرقى، 1970 1348)؛ برخى مسائل حاد انقلاب ایران؛ بررسى چند مسئله‏ى اجتماعى؛ بررسى‏هاى اجتماعى و تاریخى؛ بنیاد آموزش انقلابى (چاپ شده در كشورهاى اروپاى شرقى، 1971 1350)؛ جامعه ایران در دوران رضاشاه (یك تحلیل عمومى، چاپ شده در كشورهاى اروپاى شرقى، 1977 1356)؛ جامعه و جامعه شناسى؛ چهره‏ى یك انسان انقلابى (برخى از مسائیل اخلاقى و انسان‏شناسى، 1360)؛ دانش و بینش (در زمینه عرصه هاى نوین علمى)؛ درباره منطق عمل، دو مقاله درباره‏ى تبلیغات (1361)؛ دو هفته در اتحاد جماهر شوروى (با همكارى نورالدین كیانورى)؛ دوزخ شغالشاه رؤیاى چینى (1327)؛ رد تئورى همگرایى (سیاسى)؛ زایش و تكامل تئورى انقلابى؛ فروپاشى نظام سنتى و زایش سرمایه‏دارى در ایران از آغاز تمركز قاجار تا آستانه‏ى انقلاب مشروطیت (چاپ شده در كشورهاى اروپاى شرقى، 1975 1354)؛ سفر جادو؛ سیماى یك انقلابى؛ شناخت و سنجش ماركسیسم (1368)؛ شمه‏اى درباره‏ى شناخت ایران و جهان؛ گفتگو با یك روشنفكر مأیوس (نمایشنامه)؛ نوشته‏هاى فلسفى و اجتماعى. (1368 -1295 ق)، استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم و شاعر. در سارى به دنیا آمد. قبل از هفت سالگى به یادیگرى علوم دینى پرداخت. دوران دبستان را در سارى گذراند. بعد از تبعید پدرش به تهران، او نیز به تهران آمد و دوره دبیرستان را به انجام رسانید، آن‏گاه به دانشكده حقوق رفت و فارغ‏التحصیل شد. وى در همان وقت به فراگرفتن علوم ادبى و عربى پرداخت و در مدرسه‏ى سپهسالار نزد استادان فن كسب دانش كرد و با فلسفه و علوم عقلى نیز آشنایى كامل یافت. در 1316 ش به همراه گروه پنجاه و سه نفر یاران دكتر تقى آرانى زندانى شد. بعد از آزادى به حزب توده پیوست و از برجسته‏ترین اعضاى آن حزب شد. وى به علت تبلیغات كموینستى از جانب رژیم پهلوى به اعدام محكوم شد و ناگزیر به شوروى پناه برد و در آنجا به تحصیل پرداخت. پس از آن به برلین رفت و در آنجا موفق به كسب دكتراى فلسفه شد و سالها در دانشگاههاى آلمان به تدریس پرداخت. وى به زبانهاى روسى، آلمانى، انگلیسى، فرانسه و تركى تسلط كافى داشت. بع داز انقلاب بهمن 1357 به ایران بازگشت. در 1362 دستگیر و زندانى شد. احسان طبرى از بزرگترین نظریه‏پردازان ماركسیسم در ایران و جهان بود. از حافظه و استعداد شگرف برخوردار بود، و در زمینه‏ى شعر كلاسیك و نو و داستان و رمان و تحقیقات فلسفى و بررسیهاى لغوى و فرهنگ عامیانه و مسایل سیاسى و اجتماعى اطلاعات عمیقى داشت. از آثار وى: «فروپاشى نظام سنتى و زایش سرمایه‏دارى »؛ «شناخت و سنجش ماركسیسم»؛ «خانواده برومند»؛ «روشنفكر مأیوس»؛«زایش و تكامل تئورى انقلابى»؛ «رانده‏ى ستم»؛ «دهه نخستین»؛ «كژراهه»؛ «حماسه گئومات»؛ «از میان ریگها و الماسها»، مجموعه‏ى شعر؛ «ترانه خوابگونه»، مجموعه‏ى شعر؛ «آنتى دورینگ»، ترجمه؛ «شكنجه و امید»؛ «در دوزخ»؛ «رویاى چینى».[1]

برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر

منابع زندگینامه: [1] سخنوران نامى معاصر (155 -148 / 1)، كیهان فرهنگى (س 6، ش 2، ص 56)، مازندران، شرح حال رجال معاصر (148 -147 / 2)، مؤلفین كتب چاپى (314 -313 / 1).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • تدریس • ---------- • شعر • فلسفه - منطق • نویسندگی

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:38 PM
طبسی، معین

( ملیت: ایرانی قرن: 9 )

(س نهم ق)، عالم دینى و منطقى. وى از علماى قرن نهم هجرى است كه در 894 ق حاشیه‏اى بر حاشیه‏ى میر سید شیف جرجانى بر «شرح المطالع»، در منطق نگاشته است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الذریعه (78 -77 / 6)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 137 / 9)، گنجینه‏ى دانشمندان (30 / 6).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:39 PM
طوسی بتارکانی، علاءالدین علی

( ملیت: ایرانی قرن: 9 )

(وف 877 ق)، حكیم، فقیه حنفى، اصولى و مدرس. در سمرقند به دنیا آمد. علوم عقلى و نقلى را در ایران تكمیل كرد و آن گاه به روم شرقى رفت و مدتى در قسطنطنیه ساكن شد و مورد تكریم سلطان عثمانى قرار گرفت. ابتدا از طرف سلطان مرادخان به تدریس در مدرسه بروسه منصوب و پس از آن از طرف سلطان محمد فاتح تدریس مدرسه زیرك بدو تفویض شد. مدتى بعد به تبریز و از آن جا به ماوراءالنهر رفت و از تمامى مشاغل دنیوى منصرف شد و در خدمت مشایخ صوفیه پا به دایره سیر و سلوك گذاشت. طوسى در سمرقند درگذشت. برخى از شرح‏حال نویسان گویند كه وى در خراسان یا در تبریز درگذشت. در سال وفات او نیز از 860 ق تا 887 اختلاف نظر وجود دارد. از آثارش: «الذخیره»، در محاكمه بین دو كتاب « تهافت الفلاسفه» غزالى و «الحكماء» ابن‏رشد كه به خواهش سلطان عثمانى نوشت؛ حاشیه بر «التلویح» تفتازانى، در اصول؛ حواشى بر «شرح المواقف»؛ حاشیه بر شر عضد بر «مختصر المنتهى»؛ حواشى بر «حاشیه الكشاف» سید شریف جرجانى؛ حاشیه بر «لوامع الاسرار فى شرح مطالع الانوار».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (162 / 5)، تاریخ ادبیات در ایران (92 / 4)، ریحانه (160 -159 / 4)، كشف الظنون (1892 ،1856 ،1716 ،1479 ،1144 ،825 ،513 ،497)، لغت‏نامه (ذیل/ علاءالدین)، معجم المؤلفین (185 / 7)، مؤلفین كتب چاپى (304 -303 / 4)، هدیه العارفین (737 / 1).

فعالیتها: • اصول فقه • تدریس • فقه • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:40 PM
طوسی، محقق

( ملیت: ایرانی قرن: 7 )

شیخ محمد معروف به خواجه نصیرالدین طوسى جهرودى‏الاصل، شیخ حر عاملى در كتاب امل‏الامل مى‏نویسد: وى مردى فاضل و ماهر و عالم و متكلم محقق در عقلیات او را كتبى است كه از جمله آنها كتب زیر است 1- كتاب «تجرید الاعتقاد» 2- تذكره «در هیئت» 3- تحریر كتاب اقلیدس 4- تحریر مجسطى 5- شرح اشارات 6- «فصول نصیریه» 7- «فرائض نصیریه» 8- «آداب المتعلمین» 9- رساله اسطرلاب 10- رساله جواهر 11- نقد المحصل 12- رساله معینیه در هیئت به فارسى 13- شرح آن به فارسى 14- رساله خلق اعمال 15- شرح ساله العلم میثم بحرانى 16- اخلاق ناصرى 17- اوصاف الاشرف و غیر اینها، روایت مى‏كند از او علامه حلى كه در اجازه بنى‏زهره نوشته است این شیخ افضل اهل زمان خود در علوم عقلیه و نقلیه و از براى اوست مصنفات بسیارى در علوم حكمیه و احكام شرعیه بر مذهب امامیه وى بزرگترین كسى است كه ما دیده‏ایم كه نورانى كند خدا خوابگاه او را. من، الهیات شفاى ابوعلى سینا و بعض كتاب تذكره را در هیئت كه از تصانیف خود اوست نزد وى خواندم سپس درك نمود او را اجل محتوم قدس‏اللَّه‏روحه. نگارنده گوید: خواجه در حمله دوم مفعول موقعى كه هلاكوخان نوه چنگیز بقعله «میمون دژ» مركز و پناهگاه اسماعیلیان واقع در الموت قزوین لشكر كشید و آنجا را تسخیر كرد از حبس آن فرقه ضاله آزاد و همراه هلاكو به بغداد آمد سپس هلاكو را بعد از قتل آخرین خلفاء بنى‏عباس و ابن‏حاجب از جنگ و تخریب بقیه بلاد اسلامى منصرف و به مراغه آذربایجان آورد و به عمران و آبادى و تشویق اهل فضل و احیاى علوم عقلى تشویق نمود و خود با تأسیس رصدخانه بزرگ مراغه كه آكادمى علوم عقلى و نقلى بود و با داشتن ریاست اوقاف و مقام علمى، جان مردم مسلمان خاصه علماء نامى ما را از خطر نابودى و انهدام حفظ كرد و از این راه بزرگترین خدمت را به دین اسلام و ملت ایران نمود- و حقاً خواجه یكى از بزرگترین دانشمندان جهان و نابغه عالیقدر شیعه و فیلسوف نامى اسلام است. ولادتش در طوس در ج 1 سال 597 ه.ق واقع و در روز عید غدیر سال 672 در بغداد از دنیا رفت و در قسمت بالا سر حضرت امام همام باب الحوائج موسى بن جعفر علیهماالسلام در مكانى كه براى ناصر عباسى مهیا كرده بودند دفن شد در ماده تاریخ وفات او به فارسى گفته شده: «نصیر ملت و دین پادشاه كشور فضل یگانه‏اى كه چه او مادر زمانه نزاد بسال ششصد و هفتاد و دو بذى‏الحجه بروز هیجدهمش درگذشت در بغداد ابوجعفر نصیرالدین محمد بن حسن طوسى (و. 597- ف. 672 ه.ق) از علماى بزرگ ریاضى و نجوم و حكمت ایران در قرن هفتم و نیز از وزراء آن عصر است. مدتى در دستگاه اسماعیلیه بود و هنگام حمله‏ى هلاكوخان مغول به ایران براى نجات مسلمانان از خونریزیهاى آن مرد سفاك به خدمت او درآمد و با تدابیر خاصى از خرابى شهرها و كشتار دسته‏جمعى مردم به دست هلاكو جلوگیرى كرد. این دانشمند كه در ضمن یكى از فقهاى مذهب تشیع است هلاكوخان را به ایجاد رصدخانه در مراغه و ترتیب زیج جدیدى كه بعداً به زیج ایلخانى مشهور گردید و خود تصدى این كار را برعهده گرفت تشویق كرد. گویند تمام اوقاف نیز در سراسر ممالك مفتوحه مغول در تحت نظر او بود. از خواجه تألیفات متعددى در رشته‏ى علوم ریاضى، نجوم، منطق، علوم طبیعى، حكمت الهى، و مجسطى باقى مانده است. او یكى از شارحان و مفسران كتاب «اشارات» ابوعلى سینا است. از مشهورترین تألیف‏هاى او در عربى شرح اشارات ابن‏سینا و در فارسى كتاب «اخلاق ناصرى» است كه در غایت نیكویى سخنان افلاطون و ارسطو را در حكمت عملى جمع كرده و آراء متقدمین را شرح و شبهات متأخرین را رد نموده است. دیگر كتاب «تجریدالكلام فى تحریر عقایدالاسلام» و این تجرید كه در الهیات است طرف توجه عده‏ى كثیرى از شراح و صاحبان رسائل كلامیه است و نیز «تذكره‏ى نصیریه» در هیئت و «اساس الاقتباس» در منطق و «اوصاف الاشراف» در عرفان و رسالات و كتبى به زبان عربى در منطق و هیئت و هندسه از او باقى است. (672 -597 ق)، دانشمند، نویسنده، منجم، فیلسوف، ریاضیدان و شاعر. ملقب به استاد البشر و عقل حادى عشر. مشهور به خواجه نصیرالدین و خواجه نصیر طوسى. اصل وى از جهرود ساوه یا قم است. در طوس به دنیا آمد و به همین علت به طوسى مشهور شد. پئرش از فقها و علماى طوس بود. نصیرالدین علوم نقلى را نزد پدر و علوم عقلى را نزد دایى خود فراگرفت. در آغاز جوانى براى تكمیل معلومات به نیشابور رفت. در آنجا به محضر فریدالدین عطار نیشابورى رسید و گویند حكمت مشاء را نزد وى آموخت. ریاضیات را از كمال‏الدین محمد حاسب و فقه را نزد معین‏الدین سالم بن بدران مصرى و كمال‏الدین میثم بحرانى فراگرفت و از محضر درس دانشمندانى چون كمال‏الدین بن یونس موصلى، ابوالسعادات اصفهانى، اسعد بن عبدالقاهر اصفهانى و نجم‏الدین محقق حلى استفاده كرد. با صدرالدین قونیوى معاصر و معاشر بوده است. اعتمادالسلطنه در «مطلع الشمس»، سید غیاث‏الدین عبدالكریم بن طاووس و قطب‏الدین محمود بن مسعود شیرازى و جمال‏الدین حسن بن یوسف، ملقب به علامه حلى، را از شاگردان وى مى‏شمرد. او چند سال پس از واقعه‏ى حمله‏ى چنگیز، به قلاع اسماعیلیه پناه برد و به خدمت ناصرالدین عبدالرحیم بن ابى‏منصور، محتشم قهستان رسید و به خواهش او كتاب «الطهارة» ابوعلى مسكویه را به فارسى ترجمه كرد كه بعدها آن را اساس تألیف «اخلاق ناصرى» قرار داد. سپس به دعوت علاءالدین محمد، فرمانرواى اسماعیلیان، به قلعه‏ى میمون دژ رفت. وى پس از غلبه‏ى هلاكوخان به قلاع اسماعیلیه در 654 به خدمت او پیوست و همواره در ملازمت وى بود. در مورد تصمیم به ساختن رصدخانه، گویند منگوقاآن، كه از پادشاهان مغول است، هنگام فرستادن هلاكو به ایران، دستور داد كه خواجه نصیر را به دربار او روانه كند تا در مغولستان این رصدخانه تأسیس شود، اما هولاكو صلاح دید كه این كار به امر او باشد و رصدخانه در ایران بنا شود. بعد از فتح بغداد، خواجه در 657 ق از جانب هلاكو مأموریت یافت تا رصدخانه‏ى مراغه را ترتیب دهد. او هم جماعتى از ریاضیدانان بزرگ مانند: مؤیدالدین عرضى، از دمشق، و فخرالدین مراغى، از موصل، و فخرالدین اخلاطى، از تفلیس، و نجم‏الدین دبیران قزوینى را گرد آورد و كار احداث رصدخانه‏ى مراغه را در همان سال آغاز كرد. خواجه با این كار عالمان بزرگ زمان را كه پراكنده بودند، گرد آورد و همچنین كتابخانه‏اى عظیم در محل رصدخانه مراغه احداث كرد و كتابهایى را كه از بغداد، شام و الجزیره و اطراف و اكناف ایران فراهم آمده بود و به تصریح الكتبى، بیش از چهارصد هزار مجلد مى‏شد، در آنجا جمع كرد. عمر خواجه از این پس در خدمات علمى گذشت. خواجه وزارت هولاكو را نیز به عهده داشت و با تقرب خود در نزد هلاكو، از قتل گروهى از بزرگان عهد خویش پیشگیرى كرد. نصیرالدین یكى از بزرگترین بنیان‏گذاران كلام شیعه و پیشاهنگ بزرگ فلسفه‏ى مشاء بود. در حكمت و فلسفه بزرگترین كار او تأیید و تسجیل حكمت ابوعلى سینا است و براى این كار به شرح مشكلات «اشارات» ابوعلى سینا و اثبات مباحث آن همت گماشت. خواجه اولین دانشمندى بود كه حالات ششگانه را در مثلث كروى قائم‏الزاویه بیان كرد و آن را در كتاب خود به نام «الشكل القطاع» شرح داد. وى در شانزدهمین سال تأسیس رصدخانه وفات یافت و عمل رصد و زیج ناتمام ماند. اگر چه صدرالدین، پسر بزرگ او و بعد از وى، اصیل‏الدین عهده‏دار تكمیل آن شدند، اما به تدریج رصدخانه، متروك گشت تا این زمان كه تنها نامى از آن باقى مانده است. نصیرالدین در بغداد درگذشت و جنازه وى را در كاظمین به خاك سپردند. از دیگر آثار وى: «تجرید الكلام» یا «تجرید العقائد» یا «تجرید الاعتقاد» یا «تحریر العقاید»، در اصول دین؛ «زیج ایلخانى»، به فارسى؛ «اوصاف الاشراف»، در اخلاق به فارسى؛ «اساس الاقتباس»، در منطق؛ «تحریر اصول اقلیدس»، در هندسه؛ «تحریر مجسطى»، در هیئت؛ «تذكره‏ى نصیریه»، در هیئت؛ شرح «اشارات» ابوعلى سینا؛ «سى فصل»، در نجوم؛ «رسالة فى اثبات الفرقة الناجیة»؛ «رسالة فى حصر الحق بمقالة الامامیة»، به فارسى؛ «الاثنى عشریة»؛ «تحریر اكرمانالاوس» یا «تحریر كتاب مانالاوس فى الاشكال الكرویة»؛ «تجرید المنطق»؛ «البارع فى التقویم و احكام النجوم»؛ «آداب المتعلمین»؛ «التجرید فى الهندسه»؛ «معیار الاشعار»، در عروض فارسى؛ «زبدة الادراك فى هیئت الافلاك»؛ «جامع الحساب فى التخت والتراب» یا «جوامع الحساب بالتخت والتراب»؛ «ظاهرات الفلك»؛ «بیست باب»، در معرفت اسطرلاب؛ «دیوان» شعر. به قول صاحب «زندگینامه‏ى ریاضیدانان دوره‏ى اسلامى»، بروكلمان فهرست پنجاه و نه عنوان و سارتن فهرست شصت و چهار عنوان از آثار نصیرالدین را آورده و آنها را به چندین رشته‏ى مختلف تقسیم كرده‏اند.[1]

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] الاعلام (258 -257/ 7)، اعیان‏الشیعه (420 -414/ 9)، ایضاح‏المكنون (353 -352/ 1)، تاریخ ادبیات در ایران (1205 -1198 ،271 -257 ،254 -252 ،231 -229/ 3)، تاریخ علوم عقلى (صفحات متعدد)، تاریخ فلاسفه‏ى ایرانى (441 -417)، تاریخ گزیده (706 -705)، تاریخ نجوم اسلامى (246 ،52 ،47 ،45)، تاریخ و عقاید اسماعیلیه (467 -465)، دائرةالمعارف بستانى (359/ 11)، دایرةالمعارف فارسى (3033/ 2)، الذریعه (265/ 13 ،1199 -1198 ،989 ،651 ،306/ 9 ،353 -352 ،8/ 3 ،6 -5 / 2 ،26/ 1)، روضات‏الجنات (297 -278/ 6)، ریاض‏العارفین (235 -234)، ریاض‏العلما (164 -159/ 5)، ریحانه (182 -171/ 2)، زندگینامه‏ى ریاضیدانان (506 -486)، شرح حال رجال و مشاهیر نامى (357 -342)، طبقات اعلام‏الشیعه (قرن 170 -168/ 7)، العبر (326/ 3)، فرهنگ ادبیات فارسى (509 -507)، فرهنگ سخنوران (937)، فلاسفه‏ى شیعه (523 -490)، فوات الوفیات (252 -246/ 3)، فواید الرضویه (612 -602)، كشف‏الظنون (1644 ،1436 ،969 ،950 ،391 ،357 ،352 -351 ،351 -346 ،142 ،139)، الكنى والالقاب (252 -250/ 3)، لغت‏نامه (ذیل/ نصیرالدین طوسى)، مجالس المؤمنین (210 -201/ 2)، مجمع‏الفصحا (1407 -1406/ 3)، مطلع‏الشمس (231 -219/ 1)، معجم‏المؤلفین (208 -207/ 11)، مؤلفین كتب چاپى (744 -730/ 5)، نتایج‏الافكار (709 -708)، الوافى بالوفیات (183 -179/ 1)، هدیةالاحباب (196 -195)، هدیةالعارفین (131/ 2).

فعالیتها: • ریاضیات و هندسه • شعر • فقه • فلسفه - منطق • نجوم • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:41 PM
طیب نیا، محمدصالح

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

محمد صالح طیب نیا محل تولد : اصفهان شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1356/6/8 زندگینامه علمی در سال 1374 در رشته مهندسی آبیاری در دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شدم. از همان زمان علاقه زیادی به علوم اسلامی بویژه مباحث کلامی و اعتقادی داشتم. در دوران تحصیل کتب شهید مطهری و برخی از کتب فلسفی را مطالعه می کردم. در همین ایام در محضر یکی از اساتید مبرز حوزه علمیه المنوق منظومه سبزواری و سپس نهایة الحکمه را گذراندم. در اواخر سال 1377 همزمان با تحصیل در دانشگاه دروس حوزوی را نیز شروع نمودم و تا سال 1379 نیز به تحصیل در دروس حوزوی ادامه دادم. (در سال 1378 از دانشگاه فارغ التحصیل گشتم.) بخاطر علاقه ایجاد شده به فلسفه در سال 1381ذ در رشته فلسفه و کلام اسلامی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه قم پذیرفته شدم. علیرغم آنکه رشته کارشناسی بنده علوم انسانی نبود اما دانشجوی ممتاز و رتبه اول گروه بودم و در سال 1383 با معدل 98/18 فارغ التحصیل شدم. موضوع پایان نامه ؛ خدا در آینه خود آگاهی بود که در واقع تبیین فلسفی و دینی از روایت شریف (من عرف نفسه فقد عرف ربه) بحساب می آید. بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی ، تدریس دروس معارف اسلامی را آغاز کردم و با اخذ مجوزهای لازم به تدریس در دانشگاه جامع علمی – کاربردی و سپس آزاد نجف آباد پرداختم و سرانجام در سال 1385 در دانشگاه صنعتی اصفهان به عنوان هیأت علمی گروه معارف مشغول شدم. در سال 1383 به همت برخی از اساتید دانشگاه اصفهان و سایر دوستان ، مرکز مطالعات و تحقیقات حیات طیبه را راه اندازی نمودیم که تا پایان سال 1384 مدیریت مجموعه را بر عهده داشتم.


فعالیتها: • فلسفه - منطق • محقق • کلام، ادیان، مذاهب

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:41 PM
ظهیر همدانی، میرزا سید ابراهیم

( ملیت: ایرانی قرن: 11 )

(وف ح 1026 ق)، عالم امامى، متكلم، حكیم متأله، ادیب و شاعر. پدرش میرزا قوام‏الدین حسین در عهد شاه طهماسب در همدان عهده‏دار منصب قضاوت و متصدى امور شرع بود، بدین جهت میرزا ابراهیم به قاضى‏زاده نیز مشهور است. وى به همراه پدرش مدتى در قزوین بود لذا توانست در محضر میر فخرالدین سماكى تلمذ كند و علوم عقلى را فراگیرد. چون به همراه پدر به اصفهان رفت، شاگرد میرزا مخدوم اصفهانى شد. وى تحصیلات را در فقه و ادب و حكمت و كلام و بلاغت ادامه داد تا سرآمد شد. مراتب علمى او با زهد و تقوى توأم بود. حدیث را از شیخ بهائى فراگرفت و از او اجازه‏ى روایت دریافت كرد. در سفرى كه به مكه رفت با شیخ محمد بن احمد دریافت كرد. در سفرى كه به مكه رفت با شیخ محمد بن احمد بن نعمت‏الله عاملى ملاقات كرد و از او نیز اجازه‏ى روایت دریافت كرد. او بعد از وفات پدر قاضى همدان شد، لیكن اكثر اوقات خود را در درس و مطالعه و مباحثه مى‏گذراند. شیخ بهایى او را بر میرداماد ترجیح مى‏داد و مكاتباتى بین آن دو جریان داشت. ظهیر همدانى از دانشمندان بزرگ عصر خود بود و جمع كثیرى از علماى زمان از محضر وى استفاده كردند. مجلسى اول، علامه ملا محمد تقى، از وى اجازه‏ى روایت گرفت. او تألیفات و تصنیفات بسیار دارد كه از آن جمله است : رساله‏ى «اثبات الواجب»؛ حاشیه بر «اثبات الواجب» جلال‏الدین دوانى؛ حاشیه بر «الهیات شفا»؛ «انموذجه الابراهیمیه»، تلعیقات بر دو كتاب «شفا» و «نجاه» ابن‏سینا؛ حاشیه بر «شرح اشارات» خواجه نصیر؛ حاشیه بر «شرح جدید تجرید»؛ حاشیه بر «كشاف».

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (29 / 1)، اعیان الشیعه (129 -128 / 2)، بزرگان و سخن‏سرایان همدان (213 -209 / 1)، تاریخ نظم و نثر (504)، الذریعه (113 ،110 ،11 / 6 ،409 / 2)، روضات الجنات (43 -42 / 1)، ریاض العلماء (13 -9 / 1)، ریحانه (74 -73 / 4)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 14 -12 / 11)، فوائد الرضویه (5)، الكنى و الالقاب (51 -50 / 3)، لغت‏نامه (ذیل/ ابراهیم)، معجم المؤلفین (23 / 1)، هدیه العارفین (29 / 1).

فعالیتها: • ادبیات و کتاب • حدیث • شعر • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:42 PM
عامری

( ملیت: ایرانی قرن: 4 )

ابوالحسن محمد بن یوسف نیشابورى حكیم معروف ایرانى (ف. نیشابور 381 ه.ق./ 991 م.). وى شاگرد ابوزید احمد بن سهل بلخى و استاد ابوعلى احمد ابن محمد مسكویه و معاصر ابوحیان توحیدى است. عامرى در خراسان حكمت آموخت و سپس به خدمت ابن العمید رسید و در صحبت او به سال 364 ه.ق. به بغداد رفت و پنج سال هم در رى اقامت گزید و در این مدت ابوعلى مسكویه در مجلس درس او حاضر میشد ولى به گفته ابوحیان توحیدى كلمه‏اى از او استفاده نكرده. وى شارح فلسفه ارسطوست و كتابهاى الابصار و المبصر و النسك العقلى از اوست.

برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد پنجم)

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:43 PM
عامری نیشابوری، ابوالحسن محمد

( ملیت: ایرانی قرن: 4 )

(وف 381 ق)، فیلسوف، در نیشابور متولد شد و براى كسب دانش به اكثر بلاد اسلامى مسافرت كرد، و با دانشمندان بزرگى مانند ابن‏عمید، ابوالحسن عتبى، ابوسعید سیرافى، ابوسلیمان منطقى سجستانى، ابوحیان توحیدى و ابن‏مسكویه مصاحبت و مباحثه داشت و از هر خرمنى توشه‏یى اندوخت. استاد او در حكمت ابوزید بلخى بود. مدتى به صوفیه دل داد و با آنان محشور شد. وى معاصر ابوعلى سینا بود و با او مكاتباتى نیز داشت، چنانكه یكى از تصنیفات بوعلى جواب «اسئله عامرى» است. آگاهى ما از زندگى خصوصى عامرى بسیار اندك است و لیكن مى‏توان گفت كه چون مردى تندخو بود و در بیان عقاید فیلسوفان جسور و دلیر، عدّه‏اى قصد خون او كرده بودند، لذا، بر جان خود هراسان بود، و پیوسته سفر مى‏كرد از تألیفات او: «الابصار والمبصر»، درباره‏ى دیدن و بینایى؛ «الاعلام بمناقب الاسلام» در 28 صفحه؛ «الأمد الى الأبد»، در تاریخ فلسفه؛ «انقاذ البشر من الجبر والقدر»؛ «التقریر لأوجه التقدیر»؛ «فرخ‏نامه‏ى یونان دستور»، شامل اندرزهاى یونان دستور است به كسرى انوشیروان ساسانى؛ «السعادة والاسعاد»، كه مهمترین و شاید بزرگ‏ترین اثر عامر است.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: الاعلام (22/8)، الامتاع والمؤانسه (84/2)، تاریخ فلاسفه‏ى ایرانى (142 -131)، دایرةالمعارف فارسى (24/1)، كشف الظنون (168)، لغت‏نامه (ذیل/ ابوالحسن عامرى)، معجم المؤلفین (127 /12).

فعالیتها: • فلسفه - منطق

Bauokstoney
Tuesday 1 September 2009-1, 05:43 PM
عبادی، جلیل

( ملیت: ایرانی قرن: 15 )

جلیل عبادی محل تولد : تبریز شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1341/1/1 زندگینامه علمی در سال 1357 وارد حوزه علمیه تبریز شدم پس از تحصیل مقدمات مشغول تحصیل در شرح لمعه شدم در عین تحصیل از تدریس مقدمات شروع کرده و به تدریج به تدریس‌های خود اضافه نمودم بعد از چهار سال به مدرسه باهنر در تهران رفتم در آن مدرسه ضمن تحصیل مشغول تدریس صرف و نحو بودم بعد از یک سال و اندی جهت ادامه تحصیل وارد قم شدم در قم بعد از اتمام سطح وارد درس خارج شدم و در ضمن تحصیل سطوح، کتاب اصول فقه، شرح لمعه و صرف میر و صمدیه و کتابهای دیگر ادبیات را تدریس نموده و هم اکنون تدریس در فقه و اصول و ادبیات ادامه دارد. پس از شروع جنگ توفیق حضور در جبهات جنگ نصیب ما شد و در اثر اصابت ترکش حدود یک سال و نیم در خانه و بیمارستان بستری بودم. بعد از بهبودی نسبی و خاتمه جنگ تحمیلی از نهادهای مختلف جهت همکاری و کارهای اجرائی و تبلیغی دعوت شدم ولکن اینجانب تحقیق و تدریس در حوزه را به همه مناصب وکارهای دیگر ترجیح دادم و مشغول تحصیل و تدریس و تالیف شدم و حاصل کوشش‌های فراوان در طی این مدت تدریس در مقاطع مختلف و همچنین تالیف بعضی از کتابها می‌باشد. از جمله: شرح اسقحاب رسائل شیخ انصاری که تقریباً کامل شده است، شرح تعادل و تراجیع کتاب جرائد الاصول شیخ الانصاری و شرح مباحث الفاظ کتاب کفایة الاصول می‌باشد با اینکه اینجانب سعی داشتم که محور فعالیت حوزه باشد ولکن در سالهای اخیر با بعضی از مراکز دانشگاهها نیز همکاری می‌کنم و وقتی وارد محیط دانشگاه شدم احساس نمودم به کتابهای درسی عقاید نیاز دارند و کتابهای حاضر جوابگوی نیاز آنها نمی‌باشد به این جهت تصمیم گرفتم کتابهای درسی برای دانشگاهها تالیف نمایم و بحمدالله این کتابها در دست تالیف است ولکن هنوز مقداری از مباحث آنها ناقص است. از جمله این کتابها می‌توان اندیشه اسلامی جلد یک و اندیشه اسلامی جلد دو نام برد و هم‌اکنون تدریس در حوزه و دانشگاه برقرار است و امیدوارم خداوند خودش ما را در جهت خدمت به فرهنگ اسلامی یاری کند و آخرین کلام حمد خداوند می‌باشد.


فعالیتها: