توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مشاهير و مفاخر فقه ايران
صفحه ها :
1
2
3
4
5
6
7
[
8]
9
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:07 PM
موسوی دزفولی، محمدعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید محمدعلى فرزند حاج سید عبداللَّه بن آقا سید عبدالكریم موسوى دزفولى یكى از معاریف سادات گوشه عالم جلیلالقدر و فقیه كامل متبحر در رجال و حدیث و داراى ذهنى عجیب بوده تولدش در ماه صفر 1275 در دزفول اتفاق افتاده و از عم خود آقا سید حسین و آقا شیخ محمدحسن انصارى فقه و اصول را فراگرفت و از حاج شیخ فضلاللَّه نورى در تهران نیز مستفیذ شده یكسال هم در نجف اشرف بر سید یزدى و در كربلا نیز بر سید اسماعیل صدر و سید محمدباقر حجت شاگردى كرده و در دهم رمضان 1333 در دزفول دنیا را ترك گفت و نوشتجاتى چون حاشیه بر رسائل و همچنین در بعضى از مباحث اصول از خود بجاى گذاشت فرزندانش عبارتند از آقا سید اسداللَّه متوفى 1361 و آقا سید مهدى ضیائیان متوفى 1378 و حاج سید فخرالدین فیض كه هماكنون از اهل فضل تهران و آقا سید جلالالدین عرفانى.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:08 PM
موسوی زنجانی، ابوالقاسم
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید ابوالقاسم بن سید كاظم موسوى زنجانى متولد 1224 و متوفى 1292 ق عالمى بزرگ و مجتهدى بزرگوار و رئیسى مطاع در زنجان بوده و در كتاب (المآثر والاثار) او را یاد كرده و بسیار ستوده است داراى سه فرزند دانشمند جلیلالقدر و عظیمالمنزله به نامهاى 1- آیتاللَّه آمیرزا ابوطالب 2- آیتاللَّه آمیرزا ابوعبداللَّه 3- آیتاللَّه آمیرزا ابوالمكارم بوده چنانچه به آنها اشاره نمودیم.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:08 PM
موسوی زنجانی، ابوطالب
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید میرزا ابوطالب بن السید القاسم بن سید كاظم موسوى زنجانى متولد 1257 و متوفى 1322 ق عالمى جلیل و محققى بزرگ و مصنفى جامع و با دو برادرش آیتاللَّه میرزا ابوالمكارم و آیتاللَّه آمیرزا ابوعبداللَّه خدمت مرحوم علامه آسید حسین كوهكمرى تلمذ نمودهاند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:08 PM
موسوی زنجانی، رضا
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
رضا موسوى بن حاج سید محمد از علماء معاصر تهرانند. وى در تاریخ 1322 قمرى در شهر زنجان دیده به جهان گشوده و در بیت علم و عظمت پرورش یافته و در سال 1346 قمرى مهاجرت به قم نموده و از محضر مرحوم آیتاللَّه حایرى استفاده نموده و از خواص اصحاب ایشان گردیده و ضمناً تدریس متون فقه و اصول نموده تا سال 1356 قمرى یك سال بعد از فوت مرحوم آیتاللَّه حایرى به تهران عزیمت و رحل اقامت انداخته و تا حال تحریر در قید حیات از محترمین دانشمندان تهران بشمار مىروند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:09 PM
موسوی زنجانی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1355 -1284 ق)، عالم دینى، فقیه و حكیم. در زنجان به دنیا آمد و در خانوادهى علم و دانش و سیادت پرورش یافت. پس از فراگیرى ادبیات و قسمتى از سطوح به تهران آمد و در فلسفه و معقول از محضر حكیم میرزا ابوالحسن جلوه و علامه آقا على حكیم نورى استفاده نمود. سپس به نجف رفت و در محضر علامه آخوند خراسانى و دیگر علما تلمذ نمود و پس از رسیدن به مقام اجتهاد به زنجان بازگشت و عهدهدار مرجعیت امور دینى مردم و تدریس گردید و شاگردان از اطراف به گردش جمع شدند و او در آنجا تشكیل حوزهى علمیه داد. در زنجان درگذشت. پیكرش به كربلا منتقل و در رواق حضرت ابوالفضل (ع) دفن شد. از آثارش كتابى در «فقه» مىباشد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: گنجینهى دانشمندان (250/ 5)، معجم المؤلفین (175/ 11).
فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:09 PM
موسوی زنجانی، محمدباقر
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید محمدباقر بن آقا سید فتحاللَّه موسوى زنجانى متوفى 1317 ق از تلامذه علامه میرزا حبیباللَّه رشتى بوده است
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:10 PM
موسوی سبزواری، سید عبدالاعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
آيتالله سيدعبدالاعلی موسوی سبزواری، فقيه، مفسر و قرآنپژوه بزرگ جهان تشيع و از مفاخر علمی و برجسته اسلام در دوره معاصر است كه عمر شريف خويش را در نشر و گسترش معارف اسلام و قرآن مصروف داشت. وی در 18 ذیالحجه 1328 هـ.ق، مصادف با عيد غدير خم، در سبزوار ديده به جهان گشود. دوران كودكی و نوجوانی را تحت سرپرستی پدر بزرگوارش طی كرد و مقدمات ادبيات عرب، فقه، اصول و ... را از پدر و عمويش، آيتالله «سيدعبدالله برهان» (م 1384 هـ.ق) فراگرفت و تا سن چهارده سالگی در زادگاه خود به تحصيل مقدمات علوم اسلامی و عربی پرداخت. در سال 1342 هـ.ق به مشهد مقدس رفت و در آنجا از محضر بزرگانی چون علامه ميرزا «عبدالجواد اديب نيشابوری» (م 1344 هـ.ق)، ميرزا عسكر شهيدی، معروف به آقا بزرگ حكيم (م 1354 هـ.ق)، آيتالله سيدمحمد عصار لواسانی (م 1356 هـ.ق) و شيخ علیاكبر نهاوندی (م 1369 هـ.ق) بهره برد. مرحوم آيتالله سبزواری پس از حدود هشت سال اقامت در مشهد، برای تكميل دروس سطح فقه و اصول و نيز فلسفه و تفسير و ديگر علوم اسلامی عزم سفر نجف اشرف كرد و در آن شهر در درس آيات عظام مرحوم نائينی (م 1355 هـ.ق)، آقا ضياءالدين عراقی (م 1361 هـ.ق)، شيخ محمدحسين غروی اصفهانی (م 1361 هـ.ق)، سيدابوالحسن اصفهانی و سيدحسين بادكوبهای (م 1358 هـ.ق) شركت و آموختههای فقهی و فلسفی خويش را تكميل كرد. وی تفسير قرآن و مناظره و كلام را با حضور در جلسات تفسيری علامه «محمدجواد بلاغی» فراگرفت. او همچنين از علامه مامقانی (م 1351 هـ.ق) و شيخ عباس قمی (م 1359 هـ.ق) و ديگر مشايخ و استادان خود اجازات روايتی و اجتهادی كسب كرد و در حالی كه 36 سال داشت، در سال 1365 هـ.ق خود عهدهدار تدريس خارج فقه و اصول شد و به تربيت شاگردان و دانشوران پرداخت. آيتالله سبزواری در كنار فقيه برجسته اهل بيت(ع)، آيتالله سيدابوالقاسم خوئی (م 1413 هـ.ق) خدمات شايانی به حوزه نجف اشرف كرد و چراغ فقاهت را در آن حوزه نورانی نگه داشت و خود چيزی كمتر از يك سال ـ بعد از آيتالله خوئی ـ عهدهدار رياست آن حوزه علمی شد. سرانجام اين فقيه فرزانه و مفسر عالیقدر تشيع و عالم وارسته، بعد از عمری تدريس و تحقيق و تأليف و مجاهدت در روز دوشنبه 25 مرداد 1372 هـ.ش (27 صفر 1414 هـ.ق)، مصادف با شب رحلت رسول خدا(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) در نجف اشرف درگذشت و به ديدار حق شتافت كه البته برخی معتقدند كه وی توسط رژيم بعث عراق مسموم و شهيد شده است.
برگرفته از کتاب: راسخون
فعالیتها: • اصول فقه • فقه • قرآن
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:10 PM
موسوی شاهرودی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم دینى. تولد: 1272، یكى از روستاهاى شاهرود. درگذشت: آبان 1368، مشهد. آیتالله حسین موسوى شاهرودى علوم مقدماتى را در شاهرود و حوزهى علمیهى مشهد مقدس فراگرفت و سپس به نجف اشرف عزیمت نمود. پس از اقامت در این شهر و استفاده از محضر اساتیدى چون آیات عظام اصفهانى و ضیاءالدین عراقى و به ویژه آیتالله سید محمود شاهرودى به وطن بازگشت و در حوزهى علمیهى مشهد به تدریس پرداخت. وى سالها در مشهد به اقامهى جماعت و ترویج دین و تدریس پرداخت. وى در زمانى كه در نجف اشرف بود، تقریرات دروس اساتید خود را تألیف و به رشته تحریر درآورد. از ایشان تألیفاتى در فقه و اصول و تفسیر به یادگار مانده است. آقاى حاج آقا حسین موسوى شاهرودى از علماء مبارز و ائمه جماعت معاصر مشهد مقدس مىباشند. تولد ایشان در شهرستان شاهرود بوده و در اینجا نیز اجمالا متذكر شدیم كه معظمله در بالا خیابان مشهد ساكن و در یكى از مساجد همان منطقه اقامه جماعت مىنمایند. فرزند برومند ایشان جناب حجتالاسلام والمسلمین آقاى حاج سید محمد موسوى شاهرودى یكى از چهرههاى درخشان روحانیون مشهد و افاضل معاصر آن سامان است كه سالهاى متمادى در نجف اشرف اقامت و از محاضر آیات عظامى چون مرحوم آیتاللَّه العظمى حاج سید محمود شاهرودى و آیتاللَّه العظمى خوئى و دیگران استفاده نموده تا به مدارج عالیه فضل رسیده و به مشهد مقدس مراجعت و به تدریس فقه و اصول اشتغال و اكنون از مدرسین به نام مشهد مىباشند. آیتاللَّه شاهرودى داراى دامادهاى ارجمندى از فضلاو و خطباء مىباشند و یكى از آنها مرحوم ثقهالاسلام والمحدثین حاج شیخ احمد كافى واعظ خراسانى بود.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:11 PM
موسوی شوشتری جزایری، عبدالصمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید عبدالصمد بن سید احمد بن سید محمد بن سید طیب بن سید محمد بن سید نورالدین بن سید نعمتاللَّه موسوى شوشترى جزایرى فقیهى بزرگوار و عالمى جلیلالقدر و محققى دقیق بوده. در ذىحجه 1243 در شوشتر متولد و مقدمات را در شوشتر خوانده و بعد مهاجرت به نجف اشرف نموده و از محضر شیخ مرتضى انصارى و میرزاء بزرگ مجدد شیرازى و اعلام دیگر استفاده نموده تا به مقام رفیع علم و فقاهت رسیده و به شوشتر برگشته و مرجع امور دینى گردیده. و مردم اقبال به وى نمودند و به وظائف شرعى قیام نمود و به سبب افسردگى از مردم شوشتر مهاجرت به نجف نمود و مدتها در آنجا به عبادت و تألیف پرداخت تا مردم شوشتر التماس فراوان نموده و مراجعت وى را خواستند كه به شوشتر برگردد. و رهبر و ملجاء و مرجع آنها باشد پس قبول نمود و به شوشتر آمده و به وظائف شرعى پرداخت تا در دهم جمادىالثانیه سال 1337 ق وفات و حمل به نجف و در مقبره سید على شوشترى مدفون شد. تألیفات او از اینقرار است. 1- (المحاكمات بین صاحب قوانین و صاحب فصول) 2- رسالهاى در (وجوب اخفات در اخیرتین) 3- نظم الكافیه 4- حاشیه بر رسائل 5- نقد البیان 6- فصل الخطاب 7- التحفة النظامیه و چند كتاب دیگر.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:11 PM
موسوی شیرازی، عبدالباقی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید عبدالباقى بن سید محمدباقر بن سید محمد بن سید محمدباقر موسوى شیرازى فقیهى بارع و عالمى جلیل و مجتهدى بزرگوار از شاگردان آیتاللَّه العظمى آشیخ محمدكاظم خراسانى و آیتاللَّه حاج میرزا حسین خلیلى و آیتاللَّه شریعت اصفهانى یكى از مراجع بزرگ استان فارس و شیراز و سرسلسله خاندان آیةاللهى شیراز بوده تولدش در حدود 1290 ق و وفاتش در سال 1354 ق در شیراز واقع است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:12 PM
موسوی شیرازی، محمدطاهر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید محمدطاهر بن سید محمدعلى موسوى شیرازى دانشمندى بارع و فاضلى متقى از شاگردان آیتاللَّه العظمى میرزاى بزرگ شیرازى و در شیراز مرجع از امور دینى مردم بوده ودر سال 1345 وفات نموده است. و ایشانست والد ماجد حجتىالاسلام والمسلمین آیتاللَّه حاج سید عبداللَّه طاهرى شیرازى یكى از مراجع علمى معاصر نجف و آیتاللَّه حاج سید محمدجعفر طاهرى شیرازى از علماء اعلام معاصر شیراز.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:12 PM
موسوی طسوجی، محمدهاشم
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
فرزند عالم زاهد میر عبداللَّه موسوى كه نسبش با بیست و پنج واسطه به امام موسى بن جفر علیهالسلام منتهى مىشود آن مرحوم از علماء فاضل و دانشمند و در علوم متنوعه صاحب نظر و مخصوصاً در فقه و اصول و حدیث داراى تحقیقات ارزنده و تتبعات كثیره مىباشد و علاوه بر مراتب بالا دانشمند مزبور در ادب و موعظه و خطابه توانا و در هدت ذهن وجودت حافظه فردى كمنظیر بوده است اشعار عربى و تركى و فارسى كه از ایشان به یادگار مانده نشانه قریحه سرشار و طبع لطیف و ذوق سلیم او مىباشد. لایخفى آن مرحوم به نجف نرفته ولى از بعض مراجع نجف اجازه اجتهاد داشت آثار چندى از او به یادگار مانده است كه هنوز چاپ نشده است تولدش در سال 1295 وفاتش در سال 1358 قمرى واقع شده از تألیفاتى كه از آن مرحوم بطبع رسیده كتب زیر است: 1- ذخر المساكین در ادعیه 2- رجوم الشیاطین در عقاید 3- چند رساله در احكام اموات و طلاق زوجه غایب و رد نظریه فیلسوف مشهور داروین 4- شرح الاربعین در شرح چهل حدیث 5- شفاء الصدور در تفسیر سوره قدر 6- مجالس الاصول 7- مرقاة التقى در شرح قضاء غروه الوثقى.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:12 PM
موسوی علوی خوانساری، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محقق، استاد، عالم دینى. تولد: 1278، خوانسار. درگذشت: 1368. آیتالله سید حسین موسوى علوى خوانسارى در اوان كودكى پدرش را از دست داد و تحت سرپرستى جد بزرگوارش سید على مجتهد پرورش یافت. دوران مقدماتى درس را در زادگاهش و سطوح وسطى را در اصفهان طى نمود و سپس براى تحصیلات به نجف اشرف رفت و از محضر علمایى همچون آیتالله نایینى، آیتالله ضیاءالدین عراقى و اساتید دیگر بهره برد و پس از پایان دوران تحصیل به زادگاهش بازگشت و به سرپرستى حوزهى علمیهى خوانسار همت گماشت. آثار ایشان عبارتند از: دورهى تقریرات اصول نایینى، رسالهى تحقیقى در صلوة مسافر (تقریر آیتالله سید ابوالحسن اصفهانى، 1373)؛ خارج كفایه تقریرات آخوند خراسانى؛ فقه سید محمدكاظم یزدى.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:13 PM
موسوی قزوینی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید على موسوى قزوینى فرزند آقاسید اسماعیل قدساللَّه سرهما از اعاظم آیات و اكابر فقها عصر خود در قزوین بوده است. در ماه ربیعالاول 1237 قمرى هجرى در شهرستان قزوین به دنیا آمده و در بیت رفیع علم و تقوا پرورش یافته و در سنین كودكى پدر را از دست داده و در تحت سرپرستى دائى عزیزش مرحوم علامه سید رضى قزوینى نشو و نما یافته و با ارشاد آن جناب تكمیل مقدمات علوم و تحصیل مبانى فقه پرداخت سپس در سال 1262 قمرى به كربلا معلى مهاجرت نمود و از آنجا به نجف اشرف مشرف شده و از محضر و دراسات آیات عظام و فقهاء كرام آن سامان استفاده نموده و تا به مقام رفیع علم و اجتهاد رسیده و پس از آن به قزوین و به تدریس و تألیف و تصنیف كتب مفیده علمى مشغول گردیده كه متاسفانه تاكنون به زیور طبع آراسته نشده است. اساتید و مشایخ اجازه آن مرحوم 1- علامه كبیر شیخ محمدحسن صاحب جواهر متوفى 1266 هجرى قمرى. 2- خاتم الفقهاء و المجتهدین شیخ مرتضى انصارى متولد 1214 و متوفى 1281 قمرى. 3- فقیه بارع حاج سید رضى قزوینى (ره). 4- سیدالفقهاء آقا سید ابراهیم قزوینى صاحب كتاب ضوابط. 5- و بعضى دیگر از مفاخر از دانشمندان آن عصر. شاگردان آن بزرگوار بسیارى از علماء و دانشمندان آن زمان از محضر آن مرحوم كسب فیض و علم نمودهاند كه از مشاهیر آنان نامبردگان زیر است: 1- حاج ملا محمدباقر هیدجى بن حاج معصوم على 2- حاج شیخ عبداللَّه مازندرانى متولد 1259 و متوفى 1331 قمرى 3- آخوند ملا فتحاللَّه سبزوارى 4- سید حسین اللَّهآبادى متوفى 1300 قمرى 5- سید حسین اشكورى متوفى 1349 قمرى 6- حاج شیخ شعبان گیلانى نجفى متولد 1275 و متوفى 1348 قمرى فرزند ارجمندش عالم جلیل حاج سید محمدباقر موسوى قزوینى از شاگردان میرزا حبیباللَّه رشتى و فاضل شریبانى و میرزا محمدحسن مجدد شیرازى بوده است. مرحوم علامه فقیه و حكیم متاله حاج سید ابوالحسن رفیعى قزوینى از اسباط ایشان بوده است كه در 1315 قمرى به دنیا آمده و در سال 1396 قمرى از دنیا رفته و در مسجد بالاسر قم مدفون شده كه نگارنده در جلد چهارم گنجینه دانشمندان و معجم القبور و وفیات الاعلام او را یاد نموده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:13 PM
موسوی ونکی سمیرمی، محمد شریف
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
ابنمحمد حسن بن حسین شیرازى اصفهانى. عالم جلیل، و مجتهد بارع، و فقیه جامع، در 1270 متولد، و در 28 رمضان المبارك 1352 در طهران وفات یافته، در قم مدفون گردید. مقدمات علوم را در مولد خویش آموخته، جهت تكمیل به اصفهان مهاجرت كرده، به درس حاج شیخ محمد باقر نجفى و حاج میرزا بدیع درب امامى و دیگران حاضر شده؛ سپس به نجف مهاجرت نموده، در محضر شیخ لطف الله مازندرانى و حاج شیخ زین العابدین مازندرانى سالها حاضر شده، و به درس میرزاى بزرگ شیرازى حاج میرزا محمد حسن، و میرزاى رشتى حاج میرزا حبیب الله نیز حاضر شده تا به مقامات عالیهى علم وایقان رسید. در موقع مشروطیت ایران جزو یاران آقا سید محمد كاظم یزدى بوده، و در نجف از طرف برخى از طلاب رنجها دیده، به ایران مراجعت نموده، در شیراز ساكن شده، در 1342 به اصفهان آمده، مدت دو سال ساكن شده، و به درس و بحث و اقامهى جماعت پرداخته؛ سپس به طهران رفته و در آنجا ساكن گردیده و به ترویج دین و نشر احكام از راه مسجد و منبر و تألیف كتب پرداخته، تا سرانجام در آنجا وفات یافت. اولادش در شهرضا و طهران ساكن مىباشند، و مرحوم حجة الاسلام حاج سید هدایت الله تقوى معروف به آیة الله تقوى فرزند ارشد ایشان در طهران ساكن، و در سال 1386 وفات یافت. كتب زیر از تألیفات ایشان است: 1- تبصرة الناظرین [در رد بر مبلغ مسیحى] 2- تذكرة المسلمین، در امر به معروف و نهى از منكر 3- رساله در رد وهابیه 4- رسالهى عملیه 5- رسالهى نفلیه، در نوافل 6- فقه، یك دوره در چندین مجلد، كه در شیراز و اصفهان و طهران به طبع رسیده 7- قانون الهى، در شیراز چاپ شده 8- كشف البیان فى تربیة الانسان 9- كشف المرام فى قانون الاسلام [در رد مشروطیت] 10- مرآت الاصول، در اصول [دین] 11- الناسخ و المنسوخ، در اصفهان به طبع رسیده 12- نسیم سحر و هدایة المسترشدین؛ و غیره. در نقباء البشر وى را از ونك طهران، و در دانشمندان فارس وى را از ونك سمیرم مىنویسد.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Saturday 24 October 2009-1, 05:13 PM
موسوی یزدی، کاظم
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید یحیى بن العالم الجلیل آقاسید كاظم موسوى از علماء معروف و بنام شهرستان یزد بودند آن مرحوم در اوائل جوانى به امر تجارت اشتغال و هم قسمتى از وقت خود مصروف تحصیل مىنمودند پس كار را تعطیل و از یزد به مشهد مقدس مسافرت و مدتى در آنجا تحصیل نمود و بعد از آنجا مهاجرت به نجف اشرف كرده و مدت 9 سال از محاضر آیات عظام و مراجع بزرگ آن سامان استفاده نمود و پس از آن به یزد برگشته و سالها در یزد به ریاست علمى و روحى و امر تدریس برگزار نمود تا در جمادىالاولى 1346 ق وفات و در حرم امامزاده جعفر یزد مدفون گردیدند. جماعتى از علماء یزد مانند آقا شیخ محمدتقى متخلص به (پریشان) و آقا سید سید احمد مدرس از شاگردان آن مرحوم مىباشند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:18 AM
موسوی، حجتاللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حاج سید حجتاللَّه بن ثقهالمحدثین آقا سید ذبیحاللَّه كاظمى موسوى مازندرانى از علماء اعلام معاصر است در شهر چالوس. وى در حدود سال 1330 قمرى در چالوس متولد شده و در كودكى پدر را از دست داده و بعد از پرورش و خواندن اولیات به تهران آمده و حدود دو سال در مدرسه سپهسالار قدیم تحصیل نموده آنگاه در سال 1350 قمرى مهاجرت به قم و سطوح را از محضر مرحوم آیتاللَّه آقاى میرزا محمد همدانى و آیتاللَّه آخوند ملا على و آیتاللَّه العظمى مرعشى نجفى استفاده نموده و به درس خارج آیتاللَّه العظمى حجت و آیتاللَّه حاج سید محمدتقى خونسارى و آیتاللَّه صدر از موقع ورود آیتاللَّه العظمى بروجردى حاضر و از مبانى فقهى و اصولى آنان بهرهمند شده تا سال 1370 قمرى كه به امر آن زعیم اعظم بر حسب تقاضاى اهالى چالوس مراجعت به وطن نموده و به اقامه جماعت و ترویجات دینى و تبلیغ احكام همت گماشته و تا حال حاضر به این سمت اشتغال دارند آثار ایشان از اینقرار است. 1- بناء مسجد جامع چالوس 2- مدرسه علمیه براى طلاب و اكنون بالغ بر سى و دو طلبه و مدرس دارد 3- خانه براى عالم و امام جماعت مسجد چالوس. 4- اعزام و هدایت مبلغین به اطراف و حومه چالوس و اكنون عدهاى از طلاب و محصلین مدرسه معظم له در مشهد و تهران اشغال به تحصیل و خدمات دینى دارند و نیز حدود بیست طلبه از چالوس و حومه آن در حوزه علمیه مشغول مىباشند. مدرسین مدرسه ایشان جنابان ثقةالاسلام آقا شیخ علىاكبر ضیائى و آقا شیخ ابراهیم كیاپاشا مىباشند. فرزند برومند ایشان جناب سیدالفضلاء آقا سید جمال موسوى از فضلاء و شركاء درس خارج آیتاللَّه العظمى آملى در قم هستند. وعاظ و گویندگان مشهورى كه بنابر دعوت معظم له براى تبلیغ به چالوس آمدهاند بسیارند و از مشاهیر آنان نامبردگان زیرند. 1- جناب خطیب توانا آقاى فلسفى 2- جناب حجةالاسلام والمسلمین آقاى حاج شیخ محمود حلبى 3- جناب آقاى حاج سید محمدعلى صدرائى اشكورى. 4- جناب واعظ و نویسنده برنا آقاى هاشمىنژاد 5- جناب استاد میرزا حسین نورى. 6- جناب واعظ و دانشمند ارجمند آقاى حاج شیخ ابوالقاسم خزعلى
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:19 AM
موسوی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
وى فرزند مرحوم آقا سید هدایت مشترودى نیز از علماء و ائمه جماعت و خدمتگذاران شرع انور معاصر است در منطقه دربند شمیران تهران ایشان كه از اولاد امامزاده عظیمالشأن ابراهیم المرتضى فرزند حضرت امام موسى بن جعفر علیهاالسلام است در قریه كلوچه هشترود در سال 1330 متولد شده و از پنج سالگى شروع به آموختن قرآن و دروس فارسى نموده و در همان اوان پدر و در سن 9 سالگى مادر را از دست داده و در تحت تربیت و سرپرستى مرحوم حاج ملا صالح معروف به حاج آخوند دائى خود كه از اود و زهاد زمان خود بوده ادامه به تحصیل داده و پس از فوت آن مرحوم در سن 18 سالگى مهاجرت به قم و در شب نیمه شعبان 1348 قمرى وارد حوزه علمیه گردیده و در مدرسه دارالشفاء به دروس مقدمات و سطوح نموده و شرح لمعه را از محضر مرجع عالىقدر معاصر آیتاللَّه العظمى آقاى نجفى مرعشى مدظله و مطول را از محضر مرحوم حجةالاسلام ادیب تهرانى و رسائل و مكاسب را از مرحوم حاج سید محمد مولانا تبریزى و كفایه را از آیتاللَّه حاج میرزا رضى تبریزى و مرحوم آیتاللَّه آقا میرزا محمد همدانى خوانده و در سال 1354 در درس مرحوم آیتاللَّه العظمى حاج شیخ عبدالكریم حایرى شركت نموده و بعد از فوت آن مرحوم در سال 1355 ق از محضر مرحوم آیتاللَّه العظمى حجت و آیتاللَّه العظمى آقا میرزا محمد فیض قمى استفاده نموده و نیز چند سالى از دروس و محضر آیتاللَّه العظمى بروجردى بهرهمند شده تا بعد از فوت آن مرحوم كه در خیابان دربند (باغ شاطر) ساكن و مسجد و كتابخانه مفصلى تاسیس و تا هماكنون در آنجا به اقامه جماعت و تبلیغ احكام و خدمات دینى اشتغال دارند. داراى اجازات عدیده اجتهادى و روایتى و غیره از آقایان آیتاللَّه العظمى حایرى یزدى و آیتاللَّه حجت و آیتاللَّه زنجانى و آیتاللَّه العظمى نجفى مرعشى مدظله مىباشند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هشتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:19 AM
موسوی، عبدالحمید
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
جّد ایشان مرحوم سید عبدالحمید از علماى ازكیا، و از شاگردان شیخ محمّد حسن صاحب جواهر بوده، و پس از مراجعت از نجف اشرف در اصفهان و لنجان ساكن شده، و هم در این شهر وفات یافته. وى را شرحى است بر كتاب شرایع الاسلام تألیف محقّق حلّى علیه الرحمه. پدر ایشان مرحوم آقا سید محمّد نیز از علماى كاملین بوده و قبرش در خوانسار است. صاحب عنوان از اكابر علما و مجتهدین، و اعاظم فقها، و در اواخر زمان حیات خود مرجع وحید شیعه، و زعیم بزرگ دینى بود. از حیث قدرت و ریاست و نفوذ امر از جمیع مراجع تقلید گذرانید. در سال 1284 قمرى در اصفهان متولّد گردیده و مقدمات علوم را نزد جمعى از بزرگان كه از جمله آنهاست مرحوم حاج سید مهدى نحوى فرا گرفته، و در سال 1307 به نجف اشرف مهاجرت فرموده، و در آنجا خدمت اساتید بزرگ سالها درس خوانده، مدّت دو سال در سامرا به درس میرزاى بزرگ شیرازى مرحوم حاج میرزا محمّد حسن (1312-1230) حاضر شده، سپس در نجف به درس آخوند ملا كاظم خراسانى (1329-1255) حاضر شده و از خواص ایشان، و مشهورترین شاگردان وى به شمار مىرود، و از آخوند خراسانى و میرزا محمّد تقى شیرازى و شیخ الشریعه اصفهانى و سید حسن صدر كاظمینى اجازه روایت احادیث یافته، و مركز درس و بحث و فتوى قرار گرفت. در احسن الودیعه(109:2) درباره او گوید: صاحب الاخلاق النبوّیة و الغیرة الهاشمیّة، كریم الطبع، سخى النفس...حسن السلیقه فى المسائل العلمیّة، فلتفتخر اصفهان بأنّ منها مثل هذا المولى العظیم الشأن. در نقباء البشر(143:1) شخصیّت و بزرگوارى او را ستوده، و از حفظ و اخاق و صفات و ملكات او شطرى بیان داشته. در ریحانة الادب(84:1) و دیگر كتب رجال همگى از او به بزرگى یاد نمودهاند. در آثار الحجة(134:1) درباره او فرماید: مرحوم اصفهانى - رضوان اللَّه علیه - از مؤیّدین فقهاى عالم تشیع بود كه از غیب به او كمك شده و تأیید مىشدند، واعلى حضرت ولىّ عصر - ارواحنا له الفداء - به او نظر مخصوص داشت، و از آن بزرگوار به وسیله ثقه الاسلام حاج شیخ محمد كوفى شوشترى كه متجاوز از چهل سفر به مكّه مشّرف شده، توقیعى براى سیّد آمد. در هر حال، عالمى است جلیل القدر، و منشرح الصدر، و عدیم النظیر، در اخلاق و كمالات سرآمد علماى زمان، بلكه در كمتر زمانى عالمى بدین پایه و مقام رسیده است. كتب زیر از تألیفات اوست: 1- انیس المقّدین كه آن را سید ابوالقاسم اصفهانى جمع كرده است 1- حاشیه بر تبصره علامه 3- حاشیه عروة الوثقى 4- حاشیه نجاة العباد تألیف شیخ محمد حسن صاحب جواهر 5- ذخیرة الصالحین 6- ذخیرة العباد 7- شرح كفایة الاصول استادش مرحوم خراسانى - صراط النجاة، و آن ترجمه وسیلة النجاة است كه مرحوم آقا سید ابوالقاسم اصفهانى ترجمه كرده و به نظر ایشان رسانیده. 8- منتخب الرسائل 9- مناسك حج 10- وسیلة النجاة، یكدوره فقه در دو مجلد 11- وسیلة النجاة صغرى، رساله عملیّه مختصر. و این كتب، همگى چندین مرتبه بطبع رسیده و در تمام ممالك اسلامى و شیعه منتشر گردیده، كه مثلاً رساله ذخیرة العباد ایشان هفتاد و یك مرتبه به طبع رسیده است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • دانشمند • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:20 AM
مولانا تبریزی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1363 -1294 ق)، عالم دینى، فقیه اصولى، مجتهد و مدرس. معروف به مولانا. در تبریز به دنیا آمد. مقدمات و ادبیات را در همان جا فراگرفت. در 1312 ق به همراه پدرش براى ادامه تحصیلات علوم اسلامى به نجف مهاجرت نمود و در حوزهى درس استدلالى فقهى و اصولى فاضل شرابیانى و شیخ الشریعهى اصفهانى و شیخ هادى تهرانى و شیخ آقا رضا تبریزى حاضر گردید. او همچنین در محضر شیخ آقا شیرازى معقول را فراگرفت و پس از دریافت اجازهى اجتهاد و روایت در 1321 ق به تبریز بازگشت و به تدریس فقه و «ارشاد الانام»، در نبوت؛ «براهین الحق» یا «براهین الفقه»، در مسائل فقهى؛ حاشیه بر «الفصول»؛ «طریق الهدایه فى علم الدرایة»؛ «مصباح السالكین و زاد المسافرین»؛ «مصباح الوسائل»، در شرح «الرسائل»؛ «مفتاح المطالب»، در شرح «المكاسب»؛ «مصباح الاعلام فى مدارك الاحكام»؛ رسالهى «الاجتهاد و التقلید»؛ رسالهى «فرق بین حق و حكم»؛ تفسیرى كوتاه و مختصر از قرآن.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (349 ،122 ،109 ،102/ 21 ،171 -170/ 15 ،83/ 3)، ریحانه (28/ 6)، علماء معاصرین (193 -191)، مستدركات اعیان الشیعه (233/ 3)، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف (1251 -1250/ 3)، معجم المؤلفین (191/ 10).
فعالیتها: • اصول فقه • تدریس • فقه • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:20 AM
مکارم شیرازی، ناصر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حجهالاسلام والفاضل العلام آقاى علامه ناصر مكارم، از اساتید بنام و مدرسین والامقام و علماء كرام و نویسندگان فخام و گویندگان عظام حوزه علمیه قم و افتخار استان فارس و بلكه ایران و جهان تشیع است در 22 ماه شعبان 1347 قمرى در شیراز در یك خانواده اصیل به دنیا آمده و تحصیلات جدید خود را در مدارس جدید شیراز خوانده و در مدت كوتاهى به واسطه استعداد و حافظه فوقالعاده مقدمات و ادبیات را در مدرسه آقاباباخان فراگرفته و سطوح نهائى فقه و اصول را از مدرسین شیراز خوانده و ضمنا از تدریس خود عدهاى را بهرهمند مىنمود تا در سال 1324 شمسى كه از وطن خود مهاجرت به قم و دانشگاه جعفرى شیعه یعنى حوزه علمیه نموده و در درس مرحوم آیتالله العظمى حجت و آیتالله العظمى بروجردى طاب ثراهما حاضر شده و كاملا با صحبت كردن در بحث آن آیات عظام جلب توجه آنها و كلیه شركاء درس را مىنمودند و خاطر این نویسنده است كه در آن اوقات مترجم معظم ما سنین عمرش از بیست سال نگذشته بود كه در درس علمین مذكورین اشكال مىكرد و جواب مىگرفت. مسافرتى در سال 1369 قمرى به نجف اشرف نموده و حدود یكسال توقف و از محضر آیات عظام و مدرسین بزرگ حوزه نجف استفاده كرده و مورد توجه مخصوص آنان قرار گرفته كه نائل به دریافت اجازه اجتهاد از آنها گشته و در اثر گرمى هوا و نبودن وسائل آن روز در ماه شعبان 1370 قمرى به قم مراجعت و از درس آیتالله العظمى بروجردى و سایر آیات بهرهمند گردیده و دروس معقول را از استاد علامه طباطبائى فراگرفته و به تدریس دروس عالیه پرداخته است. استاد مكارم حوزه درس تحلیل فقه و اصول دارند كه عده كثیرى از فضلاء و محصلین فهمیده و با استعداد از نظریاتشان استفاده مىكنند و غالب آنها را یادداشت مىنمایند كه امید است روزى به عنوان یك اثر ارزنده در فقه و اصول به طبع برسد. جلسات درس عقاید و مذاهب وى نیز با سبك جدید و متد خاصى انجام مىگیرد كه صدها نفر را به طرز نوینى با این مسائل آشنا نموده و كتابهائى كه حاوى فشرده آن جلسات علمى است تالیف نموده و در بررسىهاى خود از اصول علمى كه مورد پذیرش محیطهاى علمى امروز است كمك گرفته است. آثار علمى ایشان كه نتیجه همان جلسات درس و همچنین كتابهاى ارزنده دیگر ایشان اشاره مىكنم. 1 و 2 و 3- كتاب القواعد الفقهیه كه جلد اول آن در سال 1343 شمسى و دوم و سوم آن در سالهاى بعد به طبع رسیده است. 4- فیلسوف نماها كه برنده جایزه بهترین كتاب سال گردید این كتاب درباره عقاید مادیها بحث مىكند. 5- آفریدگار جهان در اثبات صانع و پاسخ به شبهات مادیها. 6- چگونه خدا را بشناسیم. 7- رهبران بزرگ و مسئولیتهاى بزرگتر در پیرامون نبوت عامه. 8- قرآن و آخرین پیامبر در پیرامون نبوت خاصه. 9- داروینیسم یا آخرین فرضیههاى تكامل. 10- بحثى درباره ماتریالیسم و كومینسم. بحث در اصول فلسفه (مادیها) كه مكرر چاپ شده است. 11- و 12- ترجمه جلد اول المیزان در دو جزء كه چاپ شده است. 13- شرح و ترجمه اصل الشیعه 14- در جستجوى خدا 15- همه مىخواهند بدانند 16- جلوه حق. 17- اسرار عقبماندگى 18- مشكلات جنسى جوانان 19- آنچه از اسلام باید بدانیم . 20- مقدمه بر كتاب وحى 21- این مسائل مطرح است 22- سركوبیهاى خطرناك 23- نماز مكتب عالى تربیت 24- فرآوردههاى دینى. 25- عود ارواح 26- جوانان را دریابید 27- تربیت و نمونههاى آن یكى از آثار و خدمات استاد علامه مكارم تاسیس مجله درسهائى از مكتب اسلام است كه از سال 1340 شمسى تاكنون با نشر این مجله كه ارگان حوزه علمیه قم است خدمات ارزندهاى انجام داده است و این مجله از بهترین مجلهها و منشورات اسلامى شیعه است كه به تمام كشور و خارج كشور منتشر و مقالات بسیار جالب و بحثهاى ارزندهاى را به قلم اساتید و مدرسین بزرگ حوزه مطرح و پخش مىنماید و این مجله كه در زیر نظر هیئت تحریریه كه همه از افاضل برجستهاند از ابتكارات فكر بكر ایشانست. مراتب ولاء و علاقه او به اهلبیت عصمت و طهارت و بالاخص به پیشواى بزرگ جهان حضرت امیر مومنان علیهالسلام از اشعار و سرودهاى نغز او در توحید و در مراثى و مدایح آن متجلى است. (مكارم شیرازى) در حال حاضر از مراجع تقلید و مدرسین بزرگ و آیات عظام حوزه علمیه قم مىباشند. رساله علمیه و توضیح المسائل ایشان در سال 1369 شمسى و 1410 قمرى به طبع رسیده و منتشر گردیده و اكنون درس خارج فقه و اصول ایشان یكى از پرجمعیتترین دروس استدلالى قم مىباشد. و چون آثار ایشان از تألیفات و مدارس علمیه و غیره بسیار شده لازم دیده در اینجا استدارك نمایم. 1- تفسیر نمونه 27 جلد، مطبوع. 2- تعلیقات بر عروهالوثقى، مطبوع. 3- قرآن و آخرین پیامبر، مطبوع. 4- معاد در جهان پس از مرگ، مطبوع. 5- مهدى علیهالسلام انقلابى بزرگ، مطبوع. 6- عقیده یك مسلمان، مطبوع. 7- اقتصاد اسلامى، مطبوع. 8- انگیزه پیدایش مذهب، مطبوع. 9- روش تطبیقى در شناخت، مطبوع. 10- پایان عمر ماركسیسم، مطبوع. 11- ارزشهاى فراموش شده، مطبوع. 12- پرسشها و پاسخها، مطبوع. 13- این است آئین ما، مطبوع. 14- آخرین فرضیههاى تكامل، مطبوع. 15- همه مىخواهند بدانند، مطبوع. 16- ده درس خداشناسى، مطبوع. 17- ده درس پیامبرشناسى، مطبوع. 18- ده درس معادشناسى، مطبوع. 19- ده درس عدل شناسى، مطبوع. 20- جوانان را دریابید، مطبوع. 21- زندگى در پرتو اخلاق، مطبوع. 22- جلوه حق، مطبوع. 23- معماى هستى، مطبوع. 24- اسرار عقب ماندگى، مطبوع. 25- در یك بررسى كوتاه، مطبوع. 26- در جستجوى خدا، مطبوع. 27- مشكلات جنسى جوانان، مطبوع. 28- آنچه از اسلام باید بدانیم، مطبوع. 29- بحثى درباره ماتریالیسم و كمونیسم، مطبوع. 30- تقلید با تحقیق، مطبوع. 31- خمس پشتوانه بیتالمال، مطبوع. 32- مساله انتظار، مطبوع. 33- تفسیر به راى، مطبوع. 34- تفسیر سپرى براى مبارزه عمیقتر، مطبوع. 35- این مسائل براى همه جوانان مطرح است، مطبوع. 36- یكصد و پنجاه درس زندگى، مطبوع. 37- طرح حكومت اسلامى، مطبوع. 38- رساله مقدمه وحى، مطبوع. 39- مكتبهاى التقاطى، مطبوع. 40- فلسفه روزه، مطبوع. 41- فلسفه شهادت، مطبوع. 42- با شخصیتترین زن جهان، مطبوع. 43- به یاد مهدى، مطبوع. 44- مناظرات تاریخى امام رضا (ع)، مطبوع. 45- تفسیر موضوعى پیام قرآن، مطبوع. 46- مدیریت و فرماندهى در اسلام، مطبوع. 47- آفریدگار جهان، مطبوع. 48- توضیح المسائل- رساله علمیه، مطبوع. 49- انوار الفقاهه، مطبوع. سخنى كوتاه از: مدرسه امام امیرالمؤمنین (ع) و مدارس و موسسات وابسته به آن قم- حوزه علمیه مدرسه امام، امیرالمؤمنین (ع) (مركز مطالعات اسلامى) در سال 1350 شمسى در زمینى به مساحت ششصد متر، به وسیله حضرت آیتاللَّه مكارم شیرازى با همكارى جمعى از نیكوكاران تأسیس گردید و تحت عنوان «جمعیت خیریه خدمات اسلامى» رسما به ثبت رسید. این مدرسه یكى از فعالترین مدارس حوزه علمیه قم مىباشد و داراى چاپخانه كه در طبقه زیرین قرار دارد و سه طبقه دیگر شامل هیجده حجره و یك سالن كه گنجایش هزار نفر را دارد كه جهت جلسات درس منظور گردیده و یك كتابخانه كه حدود چهار هزار جلد كتاب خوب دارد، مىباشد. این مدرسه یك موسسه تحقیقاتى و تبلیغى است كه تاكنون در زمینه عقائد، تفسیر و فقه و اصول و حدیث و اقتصاد اسلامى و احیاء تراث و تبلیغات اسلامى توسط مؤسس محترم آن و یا زیر نظر معظمله با همكارى جمعى از دانشمندان و فضلاى حوزه علمیه فعالیتها و تحقیقات ارزندهاى به طلاب و فضلاى محترم حوزه علمیه و جامعه مسلمان از راه تشكیل جلسات درس و نشر آثار سودمند و جزوات مختلف ارائه داده و مىدهد. و تاكنون فضلاى بىشمارى را تقدیم جامعه مسلمان كرده است كه بعضا بعد از انقلاب اسلامى ملت ایران در پستهاى حساسى مشغول انجام وظیفه مىباشند. منابع مالى: آن عبارت است از سهم مبارك امام (ع) و كمك مردان خیر انتشارات نسل جوان كه بخش دیگرى از این موسسه است تاكنون متجاوز از 54 كتاب براى قشر جوان از نویسندگان مختلف نشر داده است كه بعضا دهها بار به چاپ رسیده است. دائره پاسخ به سئوالات: نیز یكى از بخشهاى مهم و فعال این موسسه مىباشد و از طریق پاسخ به سئوالات دینى، اجتماعى، اخلاقى و ارسال كتب و جزوات براى كتابخانهها و در پاسخ سئوالات، فعالیت چشمگیرى داشته و دارد. و به خاطر این ارتباط مستمر، مخصوصا با قشر جوان و اطلاع از مشكلات آنها غالب انتشارات نسل جوان كه بر این محور تنظیم گردیده، در میان قشر جوان مورد استقبال كمنظیرى قرار گرفته و دهها بار به چاپ رسیده است. مطبوعاتى هدف: این مطبوعاتى از راه نشر و طبع آثار ارزنده اسلامى خود تاكنون خدمات موثرى به جامعه مسلمان ارائه داده و مىدهد. مدارس وابسته به مدرسه امام امیرالمؤمنین (مركز مطالعات اسلامى) 1- مدرسه علمیه امام مجتبى (ع)- كه در زمینى به مساحت هشتصد متر در سال 1361 نیز توسط حضرت آیتاللَّه مكارم شیرازى و با همت جمعى از مردان خیر و نیكوكار براى سكونت طلاب محترم تأسیس گردید. این مدرسه از سه طبقه تشكیل گردیده و داراى 41 حجره مىباشد و هم اكنون تعداد 80 طلبه از داخل و خارج در آن سكونت دارد. امتیازات این مدرسه: این مدرسه داراى یك سالن درس (مدرس) است كه در طبقه زیرین آن قرار دارد و تمام اطاقها مجهز به دستگاه تهویه و شوفاژ مىباشد و همچنین داراى تعداد پنج دستگاه یخچال بزرگ حمامهاى مجهز و آبسرد كن و نیز براى طلایى كه شهریه كمترى از حوزه مىگیرند و كفاف مخارجشان را نمىكند شهریهاى مقرر مىگردد. 2- مدرسه امام حسین (ع)- كه هم اكنون زمینى به مساحت پانصد و پنجاه و هفت متر براى آن توسط یكى از نیكوكاران تهیه گردیده و جمعى از مهندسین معروف كشور هم اكنون به تهیه نقشه آن اشتغال دارند و امید است به خواست خداوند متعال در آینده نه چندان دور به صورت یك مدرسه مدرن و مجهز در اختیار طلاب عزیز قرار گیرد. این مدرسه نیز توسط حضرت آیتاللَّه مكارم شیرازى و با مشاركت مالى جمعى از مردان خیر و نیكوكار ساخته مىشود. آدرس مدارس فوق: مدرسه الامام امیرالمؤمنین، حوزه علمیه قم، اول خیابان شهدا. مدرسه امام مجتبى (ع)، حوزه علمیه قم، خیابان شهدا، كوچه آمار، پشت مدرسه امام امیرالمؤمنین (ع). مدرسه امام حسین (ع)، حوزه علمیه قم، اول خیابان شهدا، كوچه آمار، مقابل مدرسه امام مجتبى (ع).
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد دوم)
فعالیتها: • اصول فقه • فقه • قرآن • مترجمین قرآن • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:21 AM
میبدی یزدی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1313 ق)، عالم دینى، فقیه، لغوى و شاعر. او در كربلا از محضر شیخ العراقین شیخ عبدالحسین تهرانى و فاضل اردكانى استفاده نمود و از استادش، فاضل اردكانى، به دریافت اجازه نایل شد. وى پس از رسیدن به مراتب علمى بالا در كرمانشاه ساكن گردید و مرجعیت دینى را عهدهدار شد. از آثار وى: «عصمة الحجج»، در عصمت ائمه (ع)؛ «بدیع اللغة»، در لغات جدید؛ «كشكول»؛ «هدایة النصیریة»، كه براى ارشاد اكراد نصیریه نگاشت؛ «مفتاح السلامة»، در حفظ سلامتى و اصول پیشگیرى قبل از درمان؛ شرح «المنظومة البطیخیة»؛ كتابى در «الاستخارات»؛ رساله «حلق اللحیة»؛ «رسالهى عملیه»؛ «السؤال و الجواب»، در عبادات، با ذكر دلیل.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (307/ 8)، الذریعه (199/ 25 ،295 -294/ 24 ،333/ 21 ،76/ 18 ،274/ 15 ،90/ 14 ،247/ 12 ،63/ 7 ،73/ 3 ،20 -19/ 2)، ریحانه (50/ 6)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 1486/ 14)، گنجینهى دانشمندان (355/ 6)، لغت نامه (ذیل/ على یزدى)، معجم المؤلفین (217/ 7)، مؤلفین كتب چاپى (326 -325/ 4).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:21 AM
میبدی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
آیتالله حاج سید محمد بن العلامه السید محمد جوادین العلامه الكبرى السید على المیبدى الیزدى الكرمانشاهى (صاحب كتاب بدایع اللغه) یكى از علماء اعلام و حجج اسلام فعلى شهرستان علمى و مذهبى قم است كه در خیابان صفائیه سكونت دارند و در مسجد صفائیه هم اقامه جماعت نموده و خدمات دینى و روحى دارند. تولد معظمله در 18 شوال 1314 در كرمانشاه واقع شده و چون مرحوم والدش آقاى سید محمدجواد در تاریخ 1322 ق فوت نموده و ایشان هشت ساله بودند در تحت سرپرستى مرحوم آیتالله آقا سید محمد رضاى واحدى حسینى قمى كه به امر مرحوم آیتالله العظمى آقا سید محمد كاظم یزدى به كرمانشاه آمده بودند قرار گرفته و بعد از رشد و خواندن مقدمات و سطوح مهاجرت به نجف اشرف نموده و از محضر مرحوم آیتالله نائینى و آیتالله العظمى اصفهانى و آیتالله آقا ضیاءالدین عراقى استفاده كرده و پس از چند سال مراجعت به كرمانشاه و در مسجد والدش به اقامه جماعت و خدمات دینى و ترویج مذهب و هم تدریس متون فقه و اصول پرداخته تا در چند سال قبل مهاجرت به قم و اقامت در جواد حضرت فاطمه معصومه سلامالله علیها و حوزه علمیه را بر سكونت كرمانشاه ترجیح داده و رحل اقامت در این بلده طیبه انداخته و به وظائف روحى خود اشتغال دارد فرزند ارجمندش حاج آقا مجتبى میبدى به جاى این پدر بزرگوار در كرمانشاه به خدمات دینى مشغول است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد دوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:22 AM
میبدی، محمدرضا
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید محمدرضا میبدى یزدى از علماء محترم و دانشمندان بزرگ شمال و شهرستان گرگان مىباشند. ایشان در سال 1338 قمرى در میبد یزد به دنیا آمده و دروس فارسى را در آنجا خوانده و براى ادامه به تحصیل به قم مسافرت ولى چون اواخر عمر مرحوم آیتاللَّه حایرى اوضاع حوزه مشوش بود به شهر رى (زادگاه نگارنده) آمده و به خدمت مرحوم آیتاللَّه عالم ربانى حاج شیخ محمدتقى بافقى رسیده و در حجره آن مرحوم در مدرسه امینیه اقامت و به تحصیل مقدمات پرداخته و بعد از چندى به تشویق و توصیه آن بزرگوار به قم آمده و مدتى هم حجره حقیر در مدرسه دارالشفا بودند و با سعى بلیغ اشتغال داشتند تا در سال 1358 قمرى كه روى بعضى جهات مهاجرت به نجف اشرف نموده و در مدرسه بزرگ مرحوم آخوند سكونت و مدت ده سال با جدیت تمام به تحصیل پرداخته و از محضر آیتاللَّه حاج میرزا حسن یزدى و مرحوم آیتاللَّه حاج سید یحیى یزدى و مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ كاظم شیرازى و آیتاللَّه العظمى میرزا عبدالهادى شیرازى و آیتاللَّه العظمى حاج سید محمود شاهرودى و اصول آیتاللَّه العظمى خوئى مدظله استفاده نموده و از خرمن علوم آنان فقها و اصولا خوشهها چیده و توشهها برده تا در سال 1368 قمرى كه به ایران آمده و بنابر تقدیر و مشیت الهى در گرگان و استرآباد اقامت و بنابر دعوت مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ رضا مدرس در جاى ایشان در مسجد جامع به اقامه جماعت و خدمات روحى و دینى اشتغال دارند. نگارنده گوید: آیتاللَّه میبدى كه از دوستان چهل ساله حقیر است از دانشمندان متین و روشنفكر و منیعالطبع معاصر و داراى محاسن اخلاق و محامد آداب مىباشد از آثار ایشانست تأسیس كتابخانه مسجد جامع گرگان و اداره و سرپرستى طلاب و محصلین مدرسه دارالشفاء گرگان
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:22 AM
میبدی، محمدعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید على بن سید محمدعلى حسینى میبدى یزدى كرمانشاهى فقیهى كامل و عالمى عارف از شاگردان علامه شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و فاضل اردكانى در كربلا بوده و پس از وصول به مراتب عالیه علم و كمال به كرمانشاه عزیمت و رحل اقامت افكنده و در آنجا مرجع عوام و خواص گردیده و خدمات ارزندهاى نموده و در سال 1313 قمرى وفات و فرزند ارجمندش حجةالاسلام والمسلمین آقا سید جواد بجاى ایشان قرار گرفته ولى طولى نكشیده كه بوالد گرامش ملحق و فرزند برومندى بنام آیتاللَّه آقاى حاج سید محمد میبدى بجاى گذارده كه اكنون از علماء محترم شهرستان دینى و علمى قم مىباشند و گاهى هم به كرمانشاه مسافرت مىنمایند این بزرگوار داراى 3 فرزند گرامى بنام ثقةالاسلام آقاى آقا سید على و آقاى آسید حسین كه اكنون از اهل منبر و دیگر حجةالاسلام آقاى آقا مجتبى كه فعلا در قم اشتغال به تحصیل و تكمیل مبانى علمى دارند آثار و تألیفات آیتاللَّه حاج سید على میبدى طاب اللَّه ثراه از این قرار است 1- نقل مجلس 2- مفتاح السلامه 3- رساله حلق اللحیه 4- كشكول 5- الهدایة النصریه 6- شرح المنظومه 7- كتاب فى الاستخاراة 8- بدیع اللغه 9- عصمة الحجج 10- سؤال و جواب و غیر اینها
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:22 AM
میثمی، محمود
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
آیهالله حاج میرزا محمود میثمى اراكى مقیم و متوفى در تهران صاحب كتاب دارالسلام در حالات حضرت ولى عصر عجلالله فرجهالشریف و دهها كتاب دیگر. مآثر و آثار ص 166 گوید: آقا شیخ محمود عراقى از مجتهدین مسلم دارالخلافه است در مسجد مرحوم آقا بهرام بامامت جماعت و ترویج احكام میپردازد، تقریرات مدرس شیخ الطائفه استاد الكل مرتضى الانصارى را فقها و اصولا بروجه اشباع ضبط كرده و تدوین فرموده است علماء عظام و فقهاء فخام از این رهگذر بتألیفاتش محتاجند و در این سنوات كتابى بنام دارالسلام در احوال حضرت حجهالله القائم علیهالسلام بفارسى تألیف كرده و مطبوع افتاده.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:23 AM
میر سید
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
از خدام والامقام بضعه احمدى و از علماء و مجتهدین و فقهاء و اصولیین بود از شاگردان مرحوم علامه ثانى ملا محمدكاظم خراسانى است. شرحى به كفایه استاد خود نوشته كه یك جلد آن به طبع رسیده در اواخر عمر به تهران منزل گزید در آنجا مشغول تدریس فقه و اصول بود و هم آنجا مرحوم و در قم مدفون گردید.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد اول)
فعالیتها: • اصول فقه • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:23 AM
میر محمد صادقی، محسن
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
فرزند آقا سید محمد باقر بن میر سید على حسینى. عالم فاضل زاهد، از علماى كاملین، و فقها و مجتهدین، از خاندان علم و روحانیت. پدرش در 1216 متولد، و در حدود 1280 وفات یافته، خود در اصفهان متولد، و در نزد جمعى كثیر از علما در اصفهان و نجف همچون: شیخ انصارى، و شیخ مشكور عرب، و شیخ راضى نجفى، و فاضل اردكانى، و حاج شیخ زینالعابدین مازندرانى، و آقا میرزا على نقى طباطبائى تحصیل نموده، در 1284 به اصفهان مراجعت كرده، مدتى به درس حاج شیخ محمد باقر نجفى حاضر شده، و سپس به درس و بحث و اقامهى جماعت و ارشاد پرداخته. سرانجام در 2 شنبه 6 جمادىالاولى سال 1328 وفات یافته، در پائین پاى فاضل هندى مدفون گردید. كتب زیر از آثار قلمى اوست: 1 - رساله در اصول دین 2 - رساله در صیغ عقود 3 - شرح درهى بحرالعلوم 4 - تقریرات فقهى و اصولى اساتید خود.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:24 AM
میرجهانی، محمدحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم علوم دینى. تولد: ذىالقعده 1319، روستاى محمدآباد اصفهان. درگذشت: 25 آذر 1371(21 جمادىالثانى 1413)، اصفهان. آیتالله سید محمدحسن میرجهانى طباطبایى اصفهانى پنج ساله بود كه به مكتب رفت و تا هفت سالگى، قرآن، خواندن و نوشتن و برخى از كتابهاى فارسى را فراگرفت و پس از آن به آموختن ادبیات عرب پرداخت و سپس براى ادامه تحصیل به اصفهان رفت و در مدرسهى صدر نزد معلم حبیبآبادى (صاحب مكارم الاثار) و اساتید دیگر چون آیتالله سید ابوالقاسم دهكردى و آیتالله حاج شیخ محمدعلى فتحى دزفولى، به تكمیل معلومات خود پرداخت و با اتمام سطوح عالى به محضر حضرت آیتالله حاج شیخ محمد مسجدشاهى (صاحب نقد فلسفه داروین) و آخوند ملا محمدحسین شتافت و مبانى فقهى و اصولى را فراگرفت. آیتالله میرجهانى طباطبایى در سال 1346 به نجف اشرف رفت. در آنجا به استفاده از محضر حضرات آیات عظام، آقا ضیاء عراقى سید ابوالحسن اصفهانى و شیخ عبدالله مامقانى پرداخت و در سلك خاص اصحاب آیتالله اصفهانى درآمد. پس از سالى چند، براى ترویج دین به ایران بازگشت، به اصفهان و پس از فوت پدرش به مشهد رفت و چندى پس از آن به تهران آمد و به اقامهى جماعت، تألیف و تصنیف و وعظ و ارشاد اشتغال ورزید. برخى از آثارش عبارتند از: مصباح البلاغه (مستدرك نهجالبلاغه؛ در دو جلد)؛ كنوز الحكم و فنون الكلم (خطبهها وسخنان امام مجتبى (ع))؛ روایح النسمات (شرح دعاى سمات)؛ نوائب الدهور (در علایم ظهور درچهار جلد)؛ ولایت كلیه (در دو جلد)؛ الوامع التور فى علایم الظهور(به عربى)؛ دیوان اشعار؛ گنجینه سرور؛ گنج رایگان (در علوم غریبه)؛ سعادت ابدى؛ الدر المكنون (در تاریخ ائمه اطهار به عربى)؛ احكام رضاع؛ رساله در نجوم و فلكیات؛ شهاب ثاقب؛ الجنة العاصمة (زندگانى حضرت فاطمه س)؛ مقامات الكبریه (زندگانى حضرت علىاكبر)؛ مقلاد الجنان (ادعیه و زیارات)؛ ذخیرة المعاد (ادعیه و آداب ساعات)؛ انساب سادات؛ تفسیر بعضى از سورههاى قرآن؛ البكاء على الحسین؛ سبیكة الذهب. آیتالله محمدحسن میرجهانى طباطبایى پس از نود و چهار سال زندگى سرانجام در روز چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1371 (بیست و یكم جمادىالثانى 1413 ق.) بدرود حیات گفت و در مسجد جامع اصفهان، در جوار مقبرهى علامهى مجلسى، به خاك خفت. (1413 -1319 ق)، عالم دینى، مجتهد، محدث، خطیب و شاعر. در قریهى محمدآباد جرقویه اصفهان به دنیا آمد. پس از فراگیرى صرف و نحو و قسمتى از «سیوطى» به اصفهان رفت و در مدرسهى صدر ساكن گردید. سطوح اولیه را در محضر شیخ محمدعلى معلم حبیبآبادى و شیخ على یزدى و سطوح وسطى و عالیه را در محضر سید محمد رضا رضوى خراسانى و میرزا احمد اصفهانى و شیخ محمدعلى فتحى دزفولى و سید ابوالقاسم دهكردى فراگرفت. وى در درس خارج از شاگردان میرزا محمدرضا مسجد شاهى اصفهانى بود و از درس ملا حسین فشاركى نیز استفاده نمود. در 1346 ق به نجف رفت و از محضر شیخ عبداللَّه مامقانى و آقا ضیاءالدین عراقى و آقا سید ابوالحسن اصفهانى و شیخ محمدحسین نایینى استفاده نمود. پس از رسیدن به درجات علمى بالا به اصرار پدرش به اصفهان بازگشت و به امور دینى پرداخت. پس از درگذشت پدرش به مشهد مهاجرت نمود و بعدها در تهران ساكن گردید و به تبلیغ و خطابه و تألیف كتب عربى و فارسى مشغول شد. وى در علوم غریبه اطلاعى عمیق داشت. طبع روانش او را قادر ساخته بود تا به عربى و فارسى در مدح معصومین (ع) به نیكویى شعر بسراید. او در 1402 ق به دلیل مسائل سیاسى به اصفهان رفت. در آنجا درگذشت و در جوار مقبرهى علامه مجلسى به خاك سپرده شد. از آثارش: «مقلاد الجنان»، در ادعیه و زیارات؛ «ذخیرة المعاد»؛ «روائح النسمات»، در شرح دعاى «سمات»؛ «مصباح البلاغة»، در مستدرك «نهجالبلاغة»، در چهار جزء در دو مجلد؛ «نوائب الدهور»، در علائم ظهور؛ « الدر المكنون» یا «الدرر المكنونة»، در امامت؛ «ولایت كلیه»؛ جزواتى در تفسیر قرآن؛ مختصر «ابصار المستبصرین»، در كلام؛ «الجنة العاصمة»، در تاریخ حضرت فاطمه زهرا (س)؛ «گنج رایگان»؛ «كنوز الحكم و فنون الكلم»، در خطب و كلمات امام حسن مجتبى (ع)؛ «دیوان» شعر.[1] سید الخطباء والمحدثین حجهالاسلام والمسلمین علامه الورع حاج میرزا محمدحسن میرجهانى طباطبائى ابن السید الجلیل و العالم النبیل میر سید على محمدآبادى جرقویهاى اصفهانى از علماء و خطباء معاصر تهرانست. تولدش در روز دوشنبه 22 ماه ذىالقعده الحرام سال 1319 قمرى در قریه محمدآباد جرقویه سفلى از توابع اصفهان واقع شده و در مهد علم و فضیلت پرورش یافته و در سن پنجسالگى به مكتب رفته و در هفت سالگى تمام قرآن و بعضى از كتب فارسى را تعلیم گرفته و به مقدمات عربى از صرف و نحو نزدیكى از اهل فضل ساكن محمدآباد مشغول شده و پس از تكمیل صرف و نحو تا قسمتى از سیوطى براى ادامه تحصیل به اصفهان آمده و در مدرسه صدر ساكن و بقیه سیوطى را نزدیكى از فضلاء مدرسه مزبور خوانده و بقیه سطوح اولیه را نزد عالم جلیل آقا شیخ محمدعلى حبیبآبادى و آقا شیخ على یزدى فراگرفته و سطوح وسطى و عالیه را در خدمت مرحوم حجهالاسلام حاج سید محمد رضاى رضوى خونسارى و مرحوم میرزا احمد اصفهانى و مرحوم آیتالله شیخ محمدعلى فتحى دزفولى و آیتالله زاهد ورع حاج سید ابوالقاسم دهكردى به پایان رسانیده و در درس خارج (نجاه العباد) آیتالله حاج میرزا محمدرضا مسجد شاهى اصفهانى حاضر شده و هم از محضر درس آیتالله الفقیه آخوند ملا حسین فشاركى در مدرسه صدر استفاده نموده تا سال 1346 قمرى كه به اجازه مرحوم والدش مهاجرت به نجف اشرف و چندى از محضر مرحوم آیتالله رجالى حاج شیخ عبدالله مامقانى صاحب رجال و آیتالله آقا ضیاءالدین عراقى بهرهمند شده و از خواص اصحاب فقیه اهلالبیت فى عصره و المرجع الاعلى آیتالله العظمى آقاى آقاسید ابوالحسن اصفهانى گردیده و در مسجد شیخ طوسى از محضر آن بزرگوار استفاده كامل نموده و بعد به اصرار مرحوم والدش به اصفهان مراجعت و به نشر معارف اسلامى و فضائل اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام پرداخته و پس از فوت مرحوم والدش مدت هفت سال مجاورت ارض اقدس رضوى را اختیار و پس از آن به واسطه نامساعد بودن هواى مشهد با مزاج ایشان منتقل به تهران گردیده و تاكنون در مركز و حومه آن به انجام وظائف دینى و روحى و بالاخص تبلیغ از طریق منبر و تالیف كتب اشتغال دارد. نگارنده گوید: علامه میرجهانى از نوادر دانشمندانى است كه با او برخورد كردهام عالمى ادیب و فاضلى اریب و محدثى حسیب مىباشد داراى ملكات فاضله و محاسن اخلاق و محامد آداب مجامع معقول و منقول حاوى فروع و اصول و صاحب علوم و فنون مخصوص در علوم غریبه و عجیبه (جفر و رمل و اسطرلاب و ریاضیات) ید طولا و اطلاعى عمیق دارد و در فن منبر و بیان احادیث و فضائل و ولایت حضرات ائمه علیهمالسلام بصارت كامل و از اساتید منبر محسوب مىگردد طبعى روان و ذوقى فراوان دارد در مدح حضرت رسول صلى الله علیه و آله و امامان معصوم و بالاخص حضرت بقیهالله فرجهالشریف اشعار بسیارى به عربى و فارسى سرودهاند. آثار علمى مطبوع ایشان از این قرار است: 1- مقلاد الجنان كه مشتمل است بر برخى از ادعیه و زیارات معتبره كه در اصفهان به طبع رسیده است. 2- ذخیره المعاد راجع به ادعیه و آداب ساعات كه در تهران چاپ شده است. 3- رساله سعادت ابدى در آداب تشكیل مجالس مذهبى نیز در اصفهان طبع شده است. 4- روایح النسمات در شرح دعاء سمات در مشهد تالیف و طبع شده است. 5- مستدرك نهجالبلاغه موسوم به مصباحالبلاغه چهار جزو در دو جلد در تهران به طبع رسیده. 6- نوائب الدهور در علائم ظهور چهار جلد كه یك جلد آن به طبع رسیده است. 7- الدر المكنون دو هزار بیت عربى در امامت و صفات جامعه امام و تواریخ ائمه علیهمالسلام كه به طبع رسیده است. 8- ولایت كلیه در دو جلد كه جزو اول آن طبع شده است. 9- رسالهاى در احكام رضاع استدلالى فارسى بالغ بر یكهزار و كسرى فرع. 10- رسالهاى در اخبار راجعه به نجوم و كواكب و فلكیات. 11- گنج رایگان كشكول مانند مشتمل بر بعضى از علوم غریبه و اخبار و آثار ولایتى. 12- جنهالفاطمه در تاریخ حالات حضرت فاطمه سلامالله علیها. 13- كتاب مقامات اكبریه مربوط به تاریخ حضرت علىاكبر شهید علیهالسلام. 14- جزواتى در تفسیر قرآن. 15- جزواتى در انساب سادات عالى درجات. 16- جزواتى در اشعار فارسى از قصیده و غزل و مثنویات و مقطعات و رباعیات. 17- مختصر ابصار المستبصرین در بیان محاجه شیعه و سنى در مشهد مقدس تالیف در تهران به طبع رسیده است. 18- شهاب ثاقب در رد طایفه ضاله مضله و طریقه محاجه با آنها. 19- لوامع النور در علائم الظهور عربى. 20- گنجینه سرور نیز به عربى و فارسى ملفق. 21- كنوز الحكم و فنون الكلم در خطب و كلمات حضرت مجتبى علیهالسلام نظیر نهجالبلاغه. ناگفته نماند كه علامه میرجهانى تا زمان حضرت آیتالله العظمى بروجردى قدس الله سره بزى غیر سادات بودند (عمامه سفید داشتند) با اینكه از سادات رفیعالدرجات طباطبائى و نسبش با مرحوم آیتالله العظمى بروجردى و آیتالله العظمى حاج سید محسن حكیم و آیتالله مرعشى نجفى مدظله نسابه عصر حكم فرمودند كه معظمله بزى سادات و شرفاء درآیند و خود آیتالله بروجردى عمامه سفید را از سر ایشان برداشته و عمامه سیاه كه امروز مظهر سیادت است در میان شیعه بر سر ایشان گذارده و جشن مفصلى در مدرسه فیضیه قم گرفتند. آقاى میرجهانى رسالهاى در نسب خویش كه تمام مراجع نجف و اران تائید كردند نوشته و شرح كیفیت و علت اخفاء نسب سلسله میرجهانى را تا آن روز داده و به طبع رسانیدند. خاطرات عجیب معظمله علامه میرجهانى قضایا و نوادر غریب و خاطرات عجیب آموزنده و ارزنده دارند و ما دو قضیه آن را مىنگاریم: اول مىفرمودند در عصر ریاست مرحوم آیتالله العظمى اصفهانى (ره) كه بسیار مورد وثوق و توجه آن مرحوم بودم به امر ایشان پول زیادى به سامراء برده و بین طلاب سامراء و خدام عسكریین تقسیم كردم و خدام امامین همامین عسكریین كه دینشان پول است مرا زیاد احترام مىنمودند مخصوص كلیددار كه از وى خواستم اجازه دهد من شبها در حرم شریف بیتوته كنم پس موافقت نموده ده شب تا به صبح در كنار قبر آن دو امام معصوم علیهماالسلام احیاء نموده و تضرع كردم روز دهم كه جمعه بود اول فجر كه درب حرم را گشودند با شوقى وافر به سرداب مقدس مشرف شدم وقتى از پلهها پائین رفتم با اینكه آن موقع هنوز برق نیامده بود دیدم فضاء سرداب روشن مانند مهتابست و سیدى نشسته و مشغول به ذكر و عبادتست . از مقابل او گذشته و درب صفه ایستاده و زیارت حضرت ولىعصر عجلالله فرجهالشریف را خوانده و آمدم در جلوى آن آقا مشغول نماز شدم و بعد از نماز شروع كردم به خواندن دعاء ندبه و رسیدم به این جمله (و عرجت بروحه الى سمائك) آن آقا فرمودند این جمله از ما نرسیده (و عرجت به الى سمائك) و چرا رعایت وظیفه را نمىكنید و جلوتر از امام نماز مىخوانید. من غفلت از این دو آیت بزرگ نموده و دعاء را تمام و به سجده رفتم و در سجده متوجه شدم كه آن آقا كیست كه فرمود این جمله از ما نرسیده و چرا جلوى امام ایستادى بسیار مرعوب شده و سر از سجده برداشتم كه دامن مطلوب را بگیرم دیدم سرداب تاریك و كسى نیست فهمیدم به چه دولتى رسیدم و به رایگان از دست دادم. مولف گوید: آرى. باید كه دمى غافل از آن شاه نباشى شاید كه نظر افكند آگاه نباشى خاطره دوم معظمله مبتلا به كسالت نقرس و سیاتیك كه آن را (عرق النساء) هم گویند شده و چندین سال در اصفهان و تهران و خراسان معالجه قدیمى و جدید نموده و ابدا افاقهاى حاصل نشد تا اینكه فرمود بعضى از دوستان آمدند مرا به شیروان برده و در مراجعت در قوچان توقف و روزى به زیارت امامزادهاى كه در خارج شهر قوچان فعلى و معروف به امامزاده ابراهیم است رفته و چون هواى لطیف و منظره جالبى داشت رفقا گفتند نهار را در اینجا بمانیم جاى خوبیست گفتم عیبى ندارد پس آنها مشغول تهیه غذا شدند و من گفتم براى تطهیر به رودخانه مىروم گفتند راه قدرى دور است و براى درد پاى شما مشكل گفتم آهسته آهسته مىروم و رفتم تا برود خانه رسیده و تجدید وضو نمودم و در كنار رودخانه نشسته و نگاه به مناظر طبیعى مىكردم كه دیدم شخصى كه لباس نمدى چوپانى در برداشت آمد و سلام كرد و گفت آقاى میرجهانى شما با اینكه اهل دعا و دوا هستى هنوز پاى خود را معالجه نكردهاید گفتم تاكنون كه نشده گفت آیا دوست دارى (یا مایل هستى) من درد پایت را علاج كنم گفتم البته پس آمد كنار من نشست و از جیب خود چاقوى كوچكى درآورد و اسم مادر مرا پرسید (یا برد) و سر چاقو را بر اول درد گذارد و به پائین كشید تا به پشت پا آورد و فشارى داد كه بسیار متالم شده آخ گفتم پس چاقو را برداشت و گفت برخیز خوب شدى خواستم مانند همیشه با كمك عصا برخیزم عصا را از دست من گرفت و به آن طرف رودخانه انداخت. پس دیدم پایم سالم است برخاستم ایستادم و دیگر ابدا پایم درد نداشت. پس به او گفتم شما كجا هستید. گفت من در همین قلعهها هستم و دست خود را به اطراف گردانید. گفتم پس من كجا خدمت شما برسم. فرمود تو آدرس مرا نخواهى دانست ولى من منزل شما را مىدانم كجاست و آدرس مرا گفت: و فرمود هر وقت مقتضى باشد خودم نزد تو خواهم آمد و رفت و در همین موقع رفقا رسیدند و گفتند آقا عصا كو من گفتم آقاى نمدى را دریابید پس هر چه تفحص كردند اثرى از او نیافتند.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الذریعه (119/ 22 ،104/ 21 ،255/ 11)، گنجینهى دانشمندان (417 -410/ 2)، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف (1255/ 3)، مؤلفین كتب چاپى (609 -608/ 2).
فعالیتها: • تبلیغ • حدیث • شعر • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:24 AM
میرخانی، احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم دینى. تولد: 1290(1335 ق.)، تهران. درگذشت: 2 آبان 1372(9 جمادىالاولى 1414 ق.). آیتالله حاج سید احمد میرخانى پس از طى دوران كودكى و نوجوانى و فراگیرى خواندن و نوشتن و قرآن به شوق تحصیل علوم دینى، به یادگیرى ادبیات و سطح پرداخت. پس از آن به حوزهى علمیهى قم آمد و از محضر آیتالله سید شهابالدین مرعشى نجفى مكاسب و كافیه را فراگرفت و سپس به درس خارج آیات عظام كوهكمرهاى و خوانسارى حاضر شد. با ورود آیتالله بروجردى به قم، تنها به درس ایشان رفت و تا پایان عمر آن استاد از بحثهاى فقهى و اصولى او استفاده نمود و پس از وفات وى، به تهران آمد و به خدمات دینى، از جمله اقامهى جماعت در مسجد ولىعصر، اعزام مبلغ به اطراف تهران، تألیف و نشر كتب دینى (كه زندگانى برخى امامان و ترجمه برخى از مجلات بحارالانوار از جمله آنهاست)، ساخت مساجد و حوزهى علمیه، اقامهى مجالس دینى در عصرهاى جمعه و راهنمایى و ارشاد جوانان و تشكیل مجالس دعاى ندبه در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم (ع) اشتغال ورزید. از آثار قلمى ایشان یا كتابهایى كه خوشنویسى كردهاند مىتوان به عنوانهاى زیر اشاره نمود: آیات الاحكام (در دو جلد)؛ سیر حدیث در اسلام؛ شرح زیارت عاشورا (تألیف با خط فریبا مقصودى كرمانشاهى)؛ تاریخ اجتهاد و تقلید (تهران، 1372)؛ قرآن كریم با ترجمه فارسى (مهدى الهى قمشهاى، با خط احمد میرخانى، تهران، 1374)؛ كلیات مفاتیح الجنان (به خط احمد میرخانى)؛ سوره مباركه انعام به انضمام: دعاى شریفه توسل، كمیل، ندبه و گنج عرض (مترجم مهدى الهى قمشهى با خط احمد میرخانى). حاج میر سید احمد میرخانى از علماء مبرز و مروج معاصر تهرانست. وى در حدود سال 1335 قمرى در تهران متولد شده و پس از خواندن مقدمات و ادبیات و متون فقه و اصول به قم مهاجرت نموده و سطح كفایه و مكاسب را از محضر آیتاللَّه العظمى مرعشى نجفى مد ظله و آیات دیگر استفاده نموده و پس از آن از درس خارج مرحوم آیتاللَّه حجت و آیتاللَّه خونسارى و بالاخص آیتاللَّه العظمى بروجردى قدس اللَّه اسرارهم بهرهمند گردیده آنگاه مراجعت به تهران و بخدمات دینى از اقامه جماعت و ترویج احكام و تعظیم شعائر مذهبى در مسجد (حضرت ولى عصر عجل اللَّه فرجه) واقع در خیابان (حشمتالدوله) پرداخته است. نگارنده گوید: آقاى میرخانى از علماء خدوم و مروجین متین و مورد توجه مردم تهرانست. خدمات بسیارى در تهران و حومه آن نموده كه از آنها اعزام مبلغ بقراء و دهات اطراف تهران میباشد. چند سالى در شبهاى جمعه در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم علیهالسلام احیاء و دعاء كمیل و غیره داشتند و صدها نفر را بدین وسیله بسوى خدا و استغفار رهبرى مىنمودند. و اكنون در عصرهاى جمعه در مسجد خود مجلس باشكوهى دارند و جمع كثیرى از جوانان و غیره را بوسیله دعاء ندبه و سمات و غیره بخداوند متعال جلت عظمته و ولى اللَّه اعظم حضرت ولى عصر ارواحنا له الفداء هدایت و ارشاد مىنمایند. از آثار و خدمات دینى و اجتماعى ایشان تعمیر و بناء مساجد و غیره در حومه تهران مىباشد كه بوسیله گویندگان و فضلاء و مبلغینى كه به آنجاها فرستاده انجام داده است. (ح 1414 -1335 ق)، عالم دینى. در تهران به دنیا آمد. پس از فراگیرى مقدمات به قم رفت و سطوح «كفایه» و «مكاسب» را از محضر آیتاللَّه مرعشى فراگرفت. سپس در درس خارج آیتاللَّه حجت كوه كمرى و آیتاللَّه سید محمدتقى خوانسارى حاضر شد و استفادهها نمود. پس از ورود آیتاللَّه بروجردى به قم، وى از درس و بحثهاى فقهى و اصولى ایشان بهره برد. پس از درگذشت استادش، آیتاللَّه بروجردى، به تهران آمد و به اقامهى جماعت، تألیف و نشر كتب دینى، ترویج احكام، اقامه مجالس وعظ و ارشاد و سایر امور دینى پرداخت. در تهران درگذشت. از آثارش: «آیات الاحكام»، در دو مجلد؛ «سیر حدیث در اسلام».[1]
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
منابع زندگینامه: [1] كلك (س 4، ش 45 و 46، ص 314)، گنجینهى دانشمندان (576 -575/ 4).
فعالیتها: • تبلیغ • خادمان فرهنگي و خيرين • دانشمند • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:25 AM
میرداماد
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
میر محمدباقر بن محمد استرآبادى مشهور به «میرداماد» (ف. 1040 یا 1041 ه.ق) از فلاسفه و دانشمندان معروف عصر صفویه كه مورد توجه مخصوص شاه عباس بوده است. منشأش استرآباد و محل تحصیلش مشهد بود و بیشتر عمر خود را در اصفهان بسر برد. وى از تلامذهى شیخ حسین عاملى و شیخ عبدالعالى و بعضى از اكابر دیگر بود. ملاصدراى شیرازى از شاگردان وى بود. میرداماد در فقه و حكمت تألیفات متعدد دارد. و از آن جمله است: «الصراط المستقیم»، «قبسات»، «انموذج العلوم»، «التقدیسات» و غیره. میرداماد شاعر نیز بوده و در شعر «اشراق» تخلص مىكرده است. یك مثنوى به نام «مشرقالانوار» سروده است. (وف 1041 ق)، عالم دینى، فقیه، حكیم، عارف، ریاضیدان و شاعر، متخلص به اشراق. اصلش از استرآباد و ساكن اصفهان بود. پدرش داماد شیخ على محقق ثانى است. میرداماد از دوستان بسیار نزدیك شیخبهائى و از علما و فلاسفه بزرگ عصر صفوى و از مقربان درگاه شاه عباس اول و شاه صفى محسوب مىشد. وى در علوم نقلى از شاگردان سید نورالدین على بن ابى الحسن الموسوى و شیخ حسین عاملى، پدر شیخبهائى، و دایى خود، شیخ عبدالعالى بن محقق ثانى، بود و از دایى خود به دریافت اجازه نایل آمد. او همچنین در علوم عقلى، مدتى در محضر امیر فخرالدین سماكى، شاگرد امیر غیاثالدین منصور شیرازى، به مباحثات فلسفى اشتغال ورزید. وى در جمیع علوم غریبه نیز دست داشت. از شاگردان مشهورش مىتوان به قطبالدین اشكورى عارف، صدرالدین شیرازى معروف به ملا صدرا، ملا محسن فیض كاشانى و ملا عبدالرزاق لاهیجى اشاره نمود. میر داماد حكیمى اشراقى است وى را نمودار كامل از یك فیلسوف شیعى دانستهاند علو مرتبه او در حكمت از لقب معلم ثالث كه به او دادهاند پیداست. وى فلسفه مشاء و آثار ابنسینا را به طور كامل مطالعه كرده و تعالیم اشراقى سهروردى و معارف صوفیه را نیز درك نموده و بر روى هم تأثیرات اشراقى و عرفانى در افكار فلسفى وى مجالى وسیع یافته است. میرداماد در سفرى، به همراه شاه صفى، به عتبات عالیات، در بین راه كربلا و نجف، درگذشت. از آثارش: «قبسات حق القین فى حدوث العالم»، كه به اختصار به «القبسات» معروف است؛ «حدوث العالم ذاتا و قدمه زمانا» یا «الجمع و التوفیق بین رأیى الحكیمین فى حدوث العالم»؛ «الافق المبین»، در حكمت الهى؛ «تأویل المقطعات»، در اوایل سورههاى قرآن؛ تفسیر «سورهى اخلاص»؛ «تقویم الایمان» و مقدمه آن و شرح مقدمه؛ «الایقاضات»، در خلق اعمال و افعال بندگان؛ «التقدسیات»، در حكمت الهى و رد شبههى ابنكمونه؛ «الرواشح السماویه فى شرح احادیث الامامیه»؛ «شارع النجاة»، رساله فتوائیهى فارسى، در اصول و فروع دین؛ «نبراس الضیاء فى معنى البداء»؛ «انموذج العلوم»، حل بیست اشكال ریاضى و كلام و فقه؛ «السبع الشداد»؛ «الصراط المستقیم»، در حكمت؛ «نفى الجبر و التفویض»؛ حاشیه «شرح مختصر عضدى»؛ حاشیه «مختلف» علامه حلى؛ حاشیه «من لا یحضره الفقیه»؛ حاشیه «استبصار»؛ حاشیه «رجال» كشى؛ «مرآة الزمان»؛ «حبل المتین»، در حكمت؛ «دیوان» شعر.[1]
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الاعلام (272/ 6)، اعیان الشیعه (189/ 9)، بزرگان فلسفه (401 -400)، صبح گلشن (306/ 5)، تاریخ فلسفه در ایران و جهان اسلامى (467 -461)، تذكرة العلماء (179 -177)، الذریعه (38/ 24 ،32/ 17 ،35/ 15 ،4/ 13 ،257/ 11 ،294 ،239 ،223 ،194 ،145 ،142 ،129 ،88/ 87 ،18 -17/ 6 ،134/ 5 ،396 ،364 ،335/ 4 ،307/ 3 ،507 ،405 -404 ،261/ 2)، ریحانه (62 -56/ 6)، سفینة البحار (462/ 1)، شرح حال رجال و مشاهیر نامى (368 -365)، طبقات اعلام الشیعه (70 -67/ 11)، فرهنگ سخنوران (64)، فوائد الرضویه (425 -418)، القبسات (مقدمه)، عالم آراى عباسى (147 -146/ 1)، كارنامهى بزرگان (297 -296)، لغت نامه (ذیل/ داماد)، معجم المؤلفین (93/ 9).
فعالیتها: • ریاضیات و هندسه • شعر • عرفان • فقه • فلسفه - منطق • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:25 AM
میردامادی سدهی، حیدر علی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
فرزند میرزا محمد حسین. عالم جلیل، از شاگردان: آقا میرزا محمد باقر، و آقا میرزا محمد هاشم چهارسوقى، و حاج شیخ محمد باقر مسجد شاهى و جمعى دیگر از فحول بوده. مجتهدى بزرگ و رئیسى نافذالقول بوده، در 1326 وفات یافته، در مقبرهى خوزان مدفون شده، و پس از مدتى به نجف اشرف منتقل گردید. از آثارش تصحیح و مقابلهى كتاب «ربیع الاسابیع» علامهى مجلسى است كه در سال 1313 به طبع رسیده است. كتاب به خط محمد رضا بن محمد مهدى خوزانى اصفهانى خطاط معروف است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:26 AM
میردامادی، بحرالعلوم
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
تولد: 1305. درگذشت: 1369. كتاب زیر دربارهى زندگى آیتالله بحرالعلوم میردامادى به چاپ رسیده است: یادنامه فقیه اهلبیت عالم ربانى عارف الهى آیةالله سید بحرالعلوم میرداماد، همراه با رساله سیر و سلوك معظم له (نوشته مصلح الدین مهدوى، به اهتمام محمود میردامادى، اصفهان، 1370).
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:26 AM
میردامادی، هاشم
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید هاشم میردامادى معروف به نجفآبادى ابن سید محمد بن سید على بن سید مرتضى ابن سید محمدباقر نزیل نجفآباد اصفهان بن سید مرتضى كان من اعاظم العلماء فى عصر الافغان و هاول من دخل قره خوران سده فى عهد الافاغته بن علامه التحریر میر محمد اشرف المتوفى سنه 1145 صاحب كتاب فضائل السادات بن علامه میر عبدالحبیب متوفى سنه 1121 بن علامه میر احمد عاملى (سبط محقق الكركى (و ختن (داماد) سید فلاسفه الاسلام محقق الداماد (و ابن خاله و تلمیذه) و له تألیف كثیره نوفى به اصفهان و قبره فى تخت فولاد و هو ابن العلامه میر سید زینالعابدین (ختن محقق الكركى) و تلمیده ابن عبداللَّه المدفون بحلب ابن محمد بن صالح بن جعفر المدفون بحلب ابن احمد بن حمزه بن قاسم بن حسین بن ابىاحمد عبداللَّه المشهدى ابن محمد بن على بن الحسن (الحسین) ابن محمد الطبان بن الحسین بن ابى على احمد الازوارقانى الامام الزاهد الذى انتهى الیه علم النسب فى عصره و امه نقویه من ذریه جعفر بن الامام على الهادى (ع) و بعبر عن احمد فى السنه النسابین بالشریف الازوارقانى سكن مرو و هو ابن محمد العزیزى المدفون بقم قتل بخارج قم و حمل الیها و قبره بجنب مسجد الرضائیه و یعرف بعبد العزیز ایضا و محمد العزیزى ابن الحسن ابىجعفر ابن ابىجعفر محمد الاطروش المعروف مسكان و كان یسكن بلده قم المشرفه و هو ابن ابىالحسن على نزیل قم و ولده نقباء قم ابن الحسین الطواف ابن ابىالحسن على الخار ص خرج بالاهو از سنه 200 على العباسیه و توفى ببغداد و قبره بها اشتهر بالخارص لكونه مرجعا فى التقویمات و هو ابن ابىالحسین محمد المامون الدیباج لقب به لحسن وجهه یویع له بمكه و توفى بجرجان سنه 203 و قبره بهامزار و امه حمیره الاندلسیه و كان من رواه حدیث یروى عنه جماعه منهم محمد بن ابى عمیر و موسى بن سلمه و اسحق بن موسى الانصارى و غیرهم و هو یروى عن ابیه الصادق علیه الصلوه والسلام و قد ذكرت ترجمته مفصله فى ص 185 من مقاتل ابى الفرج و فى ص 113 من مجلد الثانى من تاریخ بغداد وفى ص 94 من حرف میم من منتهى المقال و فى تاریخ الیمن و هو ابن الامام الهمام سیدنا و مولانا ابىعبداللَّه جعفر بن محمد الصادق (ع) نسبت مرحوم سید هاشم میردامادى با 30 واسطه نسب شریفش منتهى مىشود به ابىالحسین محمد الدیباج فرزند حضرت امام جعفر الصادق علیهالصلوه والسلام و بیشتر نیاكان وى اهل دانش و فضلند و نوابغ و رجال علمى بزرگى در میان آنان قرار دارند نظیر علامه میر محمد اشرف متوفى 1145 صابحب كتاب فضائل السادات فرزند علامه میر عبدالحبیب متوفى 1121 مدفون در تخت پولاد اصفهان فرزند علامه میر احمد عاملى صاحب تألیفات زیاد مثل كتاب مصقل الصفافى الرد على النصارى و نفحات اللاهوتیه و مفتاح الشفاء و غیر آن. و داماد و پسر خاله و شاگرد بزرگ فلاسفه اسلام میرمحمد باقر داماد سر سلسله خاندان بزرگ میرداماد است از این ناحیه نسب مرحوم والد به مرحوم میر محمد باقر داماد دانشمند و فیلسوف معروف مىرسد و نسب میرداماد با 21 واسطه به امام حضرت على بن الحسین زینالعابدین (ع) منتهى مىشود و در میان اجداد میرداماد امراء و رجال بزرگى نظیر سید كمالالدین و سید قوامالدین مدفون در آمل قرار دارند كه از سادات مرعشى و مدتى در منطقه بزرگى حكومت مىكردند كه شرح حال آنان در كتب تاریخ است و شجره كبیره خاندان میرداماد در این اواخر مستقلا چاپ شده است. تاریخ تولد و دوران كودكى مرحوم سید هاشم میردامادى در تاریخ 1303 هجرى در نجف اشرف در خاندان فضیلت از مادرى فاضله و پاك سیرت چشم به جهان گشود و در سن دو سالگى پدر بزرگوار خود را از دست داد و در سایه حمایت و مهرمادر دوران كودكى را گذارنیده و بر اثر فراست و هوش ذاتى از همان اوائل رشد همت به تحصیل علم و كمال گماشت. مىفرمودند: من از سنین قبل از بلوغ علاقه سرشار به مجالس علماء و رجال علمى داشتم و بیشتر وقت من در محضر شخصیتهاى بزرگ و مراجع عالیقدر مىگذشت و آمادگى فوقالعاده براى كسب فضیلت و پذیرش هرگونه استفاده علمى داشتم و تنها آرزوى من رسیدن به مقامات عالیه علم و عمل بود. و از طرفى مادرم به جهت سختى در امر معاش اصرار داشت كه در پى كسب و كار بروم و ادامه تحصیل ندهم تا آنكه از یكى از اساتید خواستم نزد مادرم بیاید و وى را راضى به ادامه تحصیل كند و در نتیجه این مشكل از پیش پایم برداشته شد. اساتید وى: مقدمات و سطح را با جدیت كامل نزد مدرسین معروف گذرانیده و سپس در حوزههاى بزرگ از محضر مرحوم آخوند ملامحمد كاظم خراسانى و محضر مرحوم آقامیرزا محمدتقى شیرازى و مرحوم آقامیرزا حسین نائینى اعلىاللَّه مقامهم الشریف استفاده نموده و به درجه رفیعه اجتهاد نائل و از اساتید اخلاق عرفان میرزا جواد آقاى تبریزى رحمهاللَّه تعالى استفادهها نموده و در نتیجه كوشش و پشت كار در سن جوانى مقام شامخى از علم و عمل پیدا كرد. وى از دو استاد خود مرحوم آمیرزا محمدتقى شیرازى و مرحوم حاج سید احمد كربلائى بسیار یاد مىكرد و از یاد آنان لذت مىبرد و از سجایاى اخلاقى آن دو داستانهائى نقل مىفرمود كه حاكى از عظمت روح و پاكى نفس آنان بود. و مىفرمود: بعد از آقامیرزا محمدتقى شیرازى دیگر كسى به آن مهذبى و پاكى ندیدم و چه روزها و شبهاى بسیارى كه ملتزم وى در حضر و سفر بودم. و راجع به مرحوم حاج سید احمد كربلائى مىفرمود: كه این مرد همواره حال انقطاع و توجه به خدا داشت و گاهى كه با شاگردان مشغول صحبت بود و مىخندید در بین صحبت و خنده توجهى به خدا پیدا مىكرد و از گوشهاى چشم وى اشك جارى مىگشت و در آن حال به احدى توجه نداشت. تقوى و زهدوى: الحق مىتوان گفت موفقیت وى در زهد و تقوى كمنظیر و مورد غبطه اقران خود بود. نجابت و اصالت خانوادگى، تقید مادر وى به عبادات و سنن و ادعیه، شوق كامل از عنفوان جوانى به تكمیل نفس و تهذیب روح مراوده با متقین و مردان حق ریاضتهاى مشروعه همگى دست به هم داده باعث شد كه در راه پرهیزكارى و تهذیب نفس سرآمد مردان خدا شود و جز رضاى الهى چیزى در نظرش جلوه ننماید. حب و بغضش روى محور خدا گردد و در مدت عمر ذرهاى آلودگى پیدا نكرد و در راه تقوى و فضیلت گامهاى بلندى بدارد. افرادى كه با وى مراوده داشته و مانوس بودهاند به خوبى گواهند. از بعضى رفقائى كه مىخواستند از رفاقت سوءاستفاده نمایند براى رضاى خدا قطع كرد از مشتبهات گریزان بود تا چه رسد به محرمات در مالهاى شبههناك تصرف نمىكرد و از حلال و بىشبهه هم به مقدار ضرورت برداشت مىكرد پایه زندگى را روى قناعت گذارده بود خیلى ساده زندگى مىكرد و مازاد را در راه خدا انفاق مىكرد لذا هیچگاه محتاج به قرض نمىشد و در تمام مدت عمر دروغى از وى شنیده نشد و آزارش به كسى نرسید. مادرم همیشه مىگفت: پدر شما فرشته اشت پسانداز مالى نداشت اثاثیه ضرورى منزل را با اكراه مىخرید با تجملات و زیادهروى سخت مخالف بود توكلى عجیب و فوقالعاده داشت. تا به صحت حدیث و یا قصهاى اطمینان پیدا نمىكرد جائى نقل نمىكرد بر اثر مراقبت زیاد دل و نفس را اسیر خود نموده بود. اخلاق و عادات وى: افرادى كه با مرحوم والد حشر و مراوده داشتهاند كاملا به ملكات اخلاقى وى واقف فریفته و دلباخته معظمله بودند سر سوزنى كبر و غرور نداشت. بسیار متواضع و فروتن بود. اخلاق و رفتارش در تمام مدت عمر به یك میزان بود شخصیت و مقام ظاهرى در روحیه وى اثر نگذاشت چون دوران طلبگى تا آخر زندگى مىكرد. كسانى كه علما و نسبا از وى پائینتر بودند بر خود مقدم مىداشت و ذرهاى ناراحتى در وجودش احساس نمىشد. برخوردش با اشخاص بسیار خودمانى و یكرنگ بود. وفا و صفاى فوقالعاده داراى قلبى مهربان و عطوف، به گفتهها و درددلهاى افراد توجهى كامل مىنمود و واقعا متأثر و اظهار همدردى مىكرد. مردى بود منورالفكر و آزاد تعصبات خشك را كنار گذارده به میزان عقل و شرع رفتار مىنمود در كارها و قضایا بىدلیل و منطق قدم برنمىداشت با خرافات كه قمستى از آن صورت مذهب به خود گرفته شدیدا مخالف بود و در این قسمت كمنظیر بود از مردم غرق در قیود و رسوم سخت ناراحت مىشد از آداب و رسوم بىمعنى و غیرعقلائى كه اكثر مردم را دامنگیر است بیزار بود مىفرمود در كارها مقیاس عقل را باید در نظر داشت و نباید تابع مردم بود. با هیاهو و جنجال و داد و فریاد مخالف بود از محیط آرام و ساكت لذت مىبرد شبستان ایشان محیط آرامى بود كه هر بینندهاى را به شگفت وامىداشت حتى در فرستادن صلوات مصر بودند كه بیش از اندازه بلند گفته نشود و شواهدى از آیات و روایات داشتند نظیر آیه 63 از سوره انعام و آیه 55 و آیه 205 از سوره اعراف و این روایت كه مرحوم علامه طبرسى ره در مجمعالبیان نقل كرده كه پیغمبر اكرم (ص) در یكى از غزوات به اصحاب خود كه بلند تكبیر و تهلیل مىگفتند فرمود: انكم لاتدعون اصما و لا غالبا انكم تدعون سمیعا قریبا انه معكم. شما شخصى كر و دور را نمىخوانید بلكه شخصى را مىخوانید كه شنوا و به شما نزدیك است. تألیفات وى: معتقد بودند كه علماى سلف در هر رشته تألیفات گرانبهائى نموده و براى خلف مجالى باقى نگذارند خبر جمع و تفریق در عین حال آثارى از وى باقى مانده. 1- رسالهاى در رجعت كه آیات و روایات مربوطه به طور استقصاء در آن جمعآورى شده و تمام و مهیا براى طبع است. 2- ترجمه كتاب سیفالامه تراقى رحمهاللَّه علیه به عربى و مىفرمودند: كتابى به این سبك و خوبى در امر نبوت به زبان عربى نوشته نشده و بیشتر آن ترجمه شده و بقیه را حقیر ترجمه كردم و آماده براى چاپ است و خوبست فارسى آن هم پس از تصحیح به صورت پاكیزهاى چاپ ضود و چاپهاى گذشته علاوه بر كمیابى پرغلط و بد چاپ است. 3- جزواتى در علم اخلاق كه تمامى از رشحات فكرى وى الهام گرفته از آثار اهلبیت علیهمالسلام است ولى متأسفانه پراكنده و محتاج به جمعآورى و تنظیم است. 4- شرح حال علماى بزرگ و داستانهائى با مدارك مربوط به افرادى كه مشرف به حضور حضرت حجت (ع) شدهاند ولى ناقص است. 5- نوشتههائى از تقریرات مرحوم نائینى كه به خط خود مرحوم كه قسمتى از مباحث الفاظ را تشكیل مىدهد. 6- تقسیر قرآن به فارسى ساده به نام (خلاصهالبیان) كه دو جلد آن در تهران به طبع رسیده است. معظمله در شب سهشنبه 23 جمادىالثانیه 1380 قمرى در سن 77 سالگى وفات نموده و در جوار مرقد مطهر ثامنالحجج على بن موسىالرضا (ع) در دارالسیاده دفن گردیده عاش سعید او مات سعیدا.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:27 AM
میرزا آقاسی، محمدحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
مرحوم فیض در تاریخش گوید: میرزا حسن عالمى است عامل و فاضلى است كامل، شخصش به همه صنوف كمال آراسته است و خلقش از جمیع رذایل پیراسته: از بدو عمرش تاكنون به هیچ مكروهى آلوده نشده است. والدش را وطن در صفحه خلجستان قم بود و عمل انشاى محمدحسین خان سرهنگ فوج خلج بعهده او موكول بود. چون پادشاه ماضى محمد شاه فوج خلج را از او بگرفت و او بناچار در بست حضرت فاطمه علیهاالسلام پناهنده شد والد جناب میرزا حسن هم در قم وطن گزید و خانه بساخت و اسباب معاش فراهم آورد، جناب سامى در بدو سن مقدمات و علوم ادبیه را در قم تحصیل فرموده روى به نجف اشرف آورد و در خدمت حجةالاسلام شیخ محمدحسن صاحب جواهر الكلام و حاج شیخ مرتضى شوشترى انصارى قریب بیست سال تحصیل علم فرود و سپس روى به وطن آورده. اشتغال به فیصل امورات شرعیه داشت، طلاب علوم دینیه از مدرس تحقیق ایشان بهرهها مىبردند تا در سنه 1304 ه مرحوم و در شیخان مدفون شد.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد اول)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:27 AM
میرمحمد صادقی، مجتبی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید مجتبى، نجل مرحوم آیتاللَّه حاج سید محمدباقر میر محمد صادقى از علماء و ائمه جماعت و مدرسین معاصر اصفهان است. وى از خاندان علم و فقاهت و از طرف مادر از احفاد و اسباط میرزاى قمى و آخوند ملا على نورى. مادر مكرمه ایشان صبیه مرحوم آیتاللَّه حاج آقا منیرالدین فرزند آقا جمالالدین فرزند ملا على بروجردى است. معظم له در حدود 1330 قمرى در اصفهان متولد شده و در بیت علم و ورع پرورش یافته و پس از خواندن مقدمات و سطوح از محضر مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ محمدرضا نجفى و آیتاللَّه حاج میر سید على مدرس نجفآبادى و آیتاللَّه آقا سید محمد مدرس نجفآبادى تا درجه اجتهاد استفاده نموده و به خدمات دینى از اقامه جماعت در مسجدالنبى اصفهان و تدریس رسائل و مكاسب در مدرسه صدر اصفهان و تبلیغ و ترویج اشتغال دارد.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هشتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:28 AM
میلانی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید على فرزند حجةالاسلام والمسلمین حاج سید نورالدین فرزند آیتاللَّه العظمى حاج سید محمدهادى میلانى سبط آیتاللَّه آقا سید حسین فرزند آیتاللَّه العظمى آقا سید على میرى تبریزى معروف به داماد (مامقانى بزرگ) و سبط حجةالاسلام آقا شیخ محمدحسن فرزند آیتاللَّه العظمى فاضل شریبانى و نیز فرزند سبط مرحوم عالم رجالى آیتاللَّه العظمى حاج شیخ عبداللَّه مامقانى قدساللَّه اسرارهم كه جمع كرده فضائل نسبى را با مكارم حسبى از چهرههاى درخشان بیت جلیل میلانى است. وى در هشتم ماه مبارك رمضان 1367 قمرى در نجف اشرف متولد شده و در معیت والدش به كربلاء معلى آمده و چندین سال اقامت و به تحصیل مقدمات و ادبیات پرداخته و پس از مهاجرت جد بزرگوارش آیتاللَّه العظمى میلانى طاب اللَّه ثراه به ایران آمده و در خدمت والدش در شهر رى اقامت و بعد از چندى عزیمت به حوزه علمیه قم نموده و اشتغال به تكمیل سطوح عالى فرموده است. پس از فراغ از آن به درس خارج آیات عظام حضرت آیتاللَّه العظمى گلپایگانى و آیتاللَّه وحید خراسانى و آیتاللَّه میرزا كاظم تبریزى و مرحوم آیتاللَّه حج شیخ مرتضى حایرى شركت و استفاده سرشار نموده و در ضمن به تألیف كتب زیر مبادرت و از خود به یادگار گذاشته است. آثار علمى ایشان 1- بلغه الطالب در تعلیق به بیع مكاسب تقریر درس آیتاللَّه گلپایگانى كه به طبع رسیده است. 2- كتاب القضاء 2 جلد تقریرات درس آیتاللَّه گلپایگانى چاپ شده. 3- كتاب الشهاده 1 جلد تقریرات درس آیتاللَّه گلپایگانى چاپ شده. 4- خلاصه عبقات الانوار در امامه ائمه اطهار 25 جلد كه ده جلد آن تاكنون به طبع رسیده است. 5- تحقیق الاصول یكدوره كامل در حدود 10 جلد بحث آیتاللَّه وحید خراسانى مخطوط. 6- بحوث فقهیه 5 جلد مباحث كتاب (احیاء الموات) و مكاسب محرمه و طهاره و صلاه از دروس آقاى وحید خراسانى مخطوط. 7- بحوث فقهیه 3 جلد مباحث فقهى در كتاب طهاره از درس آیتاللَّه میرزا محمدكاظم تبریزى- مخطوط. 9- رسالهاى در حدیث اصحابى كالنجوم در قم چاپ شده. 10- رسالهاى در حدیث (اقتدوا بالذین من بعدى) در مجلت تراثنا چاپ شده. 11- رسالهاى در حدیث (خطبه ابنه ابىجهل) در مجله تراثنا چاپ شده. 12- اهل البیت فى نهجالبلاغه در مجله تراثنا چاپ شده. 13- رسالهاى در شرح عباره محقق حلى در شرایع در نقل اموات- مخطوط. 14- رساله درالمتقین در مجله تراثنا چاپ شده. 15- رساله در نماز ابىبكر در جاى رسولاللَّه (ص) در بیمارى آن حضرت در مجله تراثنا چاپ شده. 16- رسالهاى در حدیث علیكم بسنتى و سنه الخلفاء الراشدین در مجله تراثنا چاپ شده. 17- دراسات در عبقات چاپ شده. 18- النافع فى یوم القیامه در شرح منهاج الكرامه العلامه 2 جلد. 19- شرح الكبرى منطق چاپ شده. 20- حواشى و مقدمه كتاب آفه اصحاب الحدیث تألیف ابن الجوزى. 21- حواشى و مقدمه كتاب الامام الثانى عشر تألیف محمد سعید عبقاتى چاپ شده. 22- مستدركات عبقات الانوار (حدیث الغدیر و حدیث النور- حدیث السقیفه) چاپ شده. در آثار دیگران به مناسبتهائى در آثار دیگران یاد شده و مورد استفاده قرار گرفته از آن جمله در كتاب اهل البیت فى المكتبه العربیه تألیف علامه سید عبدالعزیز طباطبائى و در مقاله ایشان به عنوان الموفون فى الغدیر و در دائر المعارف تشیع به مناسبت آل میلانى و در فیض القدیر تألیف محدث قمى در موسسه راه حق چاپ شده. محقق میلانى داراى اجازات مبسوطى از آیتاللَّه العظمى گلپایگانى و دیگران مىباشند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:28 AM
میلانی، محمدهادی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سیدمحمد هادى حسینى میلانى بن العلامه الحجة آیتاللَّه آقا سید جعفر بن العلامه الورع آیتاللَّه آقا سید احمد حسینى میلانى از مراجع تقلید بزرگ و آیات عظام معاصر است در مشهد مقدس؛ معظمله در شب هفتم ماه محرم هزار و سیصد و سیزده قمرى در خاندان بزرگ علمى در نجف اشرف متولد شد و در مهد تربیت والد ماجدش كه داماد گرامى علامه فقیه آیتاللَّه العظمى حاج شیخ محمدحسن مامقانى بوده پرورش یافته است والد ماجدش مرحوم آیتاللَّه آقا سید جعفر حسینى از علماء جلیلالقدر نجف اشرف و از شاگردان مرحوم آیتاللَّه العظمى آقاشیخ حسن مامقانى به شمار مىرفت و مردى بود كه در زمان خود به علم و تقوا شهرتى داشت قبل از اینكه مردم از فضائل اخلاقى و مقامات علمى آن بزرگوار برخوردار گردند در سن جوانى از دنیا رحلت نمود و در رواق شمالى مرقد مطهر حضرت موسى بن جعفر و جواد الائمه علیهالسلام دفن شد. وى فرزند مرحوم آیتاللَّه آقا سیداحمد حسینى میلانى كه از شاگردان آیتاللَّه العظمى آقاشیخ محمدحسن صاحب كتاب جواهر و در آذربایجان مرجع تقلید و پناهگاه مسلمانان بود. مرحوم آقا سید احمد فرزند حجةالاسلام آقاسید مرتضى حسینى بن ركنالاسلام آقاسید علىاكبر كه مورد علاقه مردم بودند بوده و او فرزند آقا سید اسداللَّه حسینى بود و این دو بزرگوار ساكن قصبه میلان بودند و پدران بزرگوار آنان از شرفاء سادات مدینه طیبه محسوب مىشد. پدر بزرگوار آقا سید اسداللَّه به حسب تقاضاى اهالى آذربایجان متوجه به آن سامان شده و در آنجا از دنیا رفت مرقد او هم اكنون زیارتگاه عموم مىباشند. والده ماجده حضرت آیتاللَّه میلانى صبه مرحوم آیتاللَّه العظمى حاج شیخ محمدحسن مامقانى بودند و آن بزرگوار در سال 1323 قمرى از دنیا رفت و كانون علم و تقوا و از مراجع بزرگ شیعه به شمار مىرفت و آثار علمى وى هم اكنون در حوزههاى علمى مورد استفاده عموم مىباشند. در زمان معظمله نام دوازده هزار نفر از طلاب علوم دینیه در دفتر او مرقوم بود و حقوق آنان از ناحیه وى پرداخت مىشد. و در هر سال بیش از پنجاه هزار تومان از باب وجوهات به ایشان مىرسید و آنها را میان مستحقین و اهل علم تقسیم مىكرد و درهمى براى خود و عیالات خود باقى نمىگذارد و اگر شب مىرسید تا صبح نمىگذارد همان ساعت به اهلش مىرسانید. دائى و پدر همسر كریمه ایشان مرحوم آیتاللَّه عالم بزرگوار و شیخ العلماء حاج شیخ عبداللَّه مامقانى قدساللَّه سره صاحب تنقیح المقال در علم رجال و مرات الكمال و مرآت الرشاد و غیره از آیات عظام و مراجع انام عصر خود بوده است. معظمله در سن كودكى پدر بزرگوار خود را از دست داده ولى در همان اوان داراى شوقى وافر به تحصیل علوم و مقدمات را تا سن دوازده سالگى نزد مرحوم آقا میرزا ابراهیم همدانى و آخوند ملامحسن تبریزى و دیگران خوانده و سطح را نزد مرحوم آیتاللَّه آقا شیخ ابراهیم سالیانى و مرحوم حجةالاسلام آقا سید جعفر اردبیلى و مرحوم آیتاللَّه حاج میرزا على ایروانى (صاحب حاشیه بر مكاسب و كفایه و تالیفات دیگر) و مرحوم حجةالاسلام آقا شیخ غلامعلى قمى سامرائى و مرحوم حجةالاسلام والمسلمین دائى بزرگوارشان آقا شیخ ابوالقاسم مامقانى كه در زهد و تقوا مانند پدر معظم خود آیتاللَّه مامقانى بودند تكمیل نموده آنگاه دروس خارج فقه و اصول را از علماء بزرگ و نوابغ عصر خود مانند مرحوم آیتاللَّه شریعت اصفهانى و آیتاللَّه میرزا محمدحسین نائینى و مرحوم آیتاللَّه آقاى حاج شیخ محمدحسین اصفهانى و مرحوم آیتاللَّه آقا ضیاء عراقى استفاده نموده و فلسفه و كلام را از مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ محمدحسین اصفهانى و علم مناظره را از مرحوم حجةالاسلام علامه مجاهد حاج شیخ جواد بلاغى صاحب كتاب الهدى الى دین المصطفى و الرحله المدرسیه و آلاء الرحمن در تفسیر و غیره فراگرفتهاند. مشایخ اجازه روایتى ایشان 1- مرحوم آیتاللَّه حاج سید حسن صدر 2- مرحوم آیتاللَّه حاج سید عبدالحسین شرفالدین 3- مرحوم ثقهالمحدثین حاج شیخ عباس قمى 4- مرحوم حجةالاسلام والمسلمین حاج شیخ آغابزرگ تهرانى. آیتاللَّه میلانى در ادبیات فارسى و عربى حظ وافرى دارند و با ادباء معاصر خود مانند مرحوم آقاى شیخ محمد سماوى و آقاى شیخ جعفر نقدى و حجةالاسلام آقا میرزا محمدعلى اردوآبادى مطارحات ادبیه داشتند و اشعارى كه در جوانى به زبان عربى سرودهاند شاهد زندهى بر این مدعى است. آیتاللَّه میلانى بیش از پنجاه سال در نجف اشرف و كربلا و مشهد مقدس به تدریس فقه و اصول اشتغال داشته و تربیتشدگان علمى و اخلاقى ایشان در اكناف و اطراف ممالك و شهرهاى اسلامى بسیارند كه به وظائف دینى خود مشغول مىباشند. و معظمله در تشویق و تكریم فضلاء و محصلن كوشا مىباشند. آثار علمى او عبارت است از نوشتههاى بسیار كه درباره علم و فقه و اصول و تفسیر نگاشتهاند و آنها را بعضى از فضلاء كه در حوزه درس كربلاى وى حضور داشته نوشته است. معظمله درباره قسمتى از علوم اسلامى مطالعات دقیق و نظریهاى قوى دارد كه از آن جمله علم حدیث است. وى مدت هشت سال با مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ على قمى درباره علم حدیث مذاكراتى داشته است. او نسخه كتاب وسائل خود را به نسخهاى كه به خط مرحوم شیخ المحدثین شیخ حر عاملى نوشته شده مقابله و به مدارك آن مراجعه نموده است. بیشتر افرادى كه زندگانى علماء و رجال معاصر را نگاشته و به صورت كتاب منتشر نمودهاند از قبیل: صاحب كتاب معارف الرجال و صاحب كتاب معجم رجال الفكر و الادب و صاحب كتاب ماضى النجف و حاضرها شخصیت و زندگانى آقاى میلانى را نوشتهاند. در بسیارى از مجلههاى كشورهاى اسلامى به مناسبتهائى راجع به معظمله مقالاتى درج نمودهاند كه از جمله در مجله: العلوم بیروت در سنه 11 عدد 18 به مناسب تاریخ مشهد مقدس و مرقد حضرت على بن موسى الرضا (ع) و خلیفه عباسى هارون الرشید مقالهاى نوشته تا آنجا كه رسیده به مدرسههاى قدیمه ارض اقدس مىنگارد. امروز چنانكه قبلا یادآور شدیم تعداد طلایى كه در مشهد مقدس مشغول تحصیل و تحقیق هستند قریب دوهزار و پانصد نفر (2500) مىباشد كه در حوزههاى متعدده علمیه تقسیم شدهاند و آنان درباره تحصیل هر موضوع و علمى از قبیل علم فقه و علم اصول و لغت و حكمت و امثال ذلك داراى اسنادهاى متعددى هستند. ولى ریاست و زعامت كلیه آن حوزههاى علمیه به عالم ربانى و دانشمندان صمدانى علامه بزرگوار سید محمدهادى میلانى مىباشند كه بزرگ استادهاى علم فقه و علم اصول به شمار مىرود. وى همان كسى است كه قریب چهارصد نفر از افرادى كه قریبالاجتهادند در مجلس درسش حاضر مىشوند. آیتاللَّه میلانى در سال 1370 قمرى به حج مشرف شده و یك سفر هم در سال 1359 ق به سوریه و لبنان نمودند و ایشان شش مرتبه هم به ایران مسافرت نمودند كه سفر ششمین ایشان در روز عرفه 1373 ق بود كه به قصد زیارت ارض اقدس و حضرت رضا علیه آلاف التحیه و الثناء بود. وى در خانه مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ علىاكبر نوغانى وارد شده و از روز ورود ایشان حوزه علمیه مشهد و علماء اعلام و طبقات مختلف مردم تقاضا و اصرار نمودند كه معظمله براى تدریس و تربیت محصلین علوم دینیه در مشهد مقدس اقامت نمایند وى قبول ننمود تا اینكه ملزم به استخاره شد. پس از استخاره این آیه شریفه آمد. واتبع ما یوحى الیك من ربك واصبر حتى یحكم اللَّه و هو خیر الحاكمین. پس از این استخاره قبول نمود كه مدت سه ماه در خراسان توقف و شروع به تدریس نماید وقتى كه فضلاء برجسته حوزه علمیه مشهد مقدس وضع تدریس و مطالب دقیق ایشان را دیدند و شنیدند علاقه بیشترى پیدا كردند لذا با عزمى راسخ و اصرارى بیش از پیش خواستار توقف حضرتش گردیدند. آن بزرگوار به ناچار تقاضاى آنان را پذیرفت و عزم رحیلش بدل به اقامت گردید و در مسجد جامع گوهرشاد به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و صدها نفر از فضلاء و علماء مشهد به محضرش حاضر و بهرهمند مىگردند. آثار و باقیات الصالحات آیتاللَّه میلانى مدظه. آن جناب در این مدتى كه در مشهد مقدس اقامت دارند در اغلب موسسات خیریه بناهاى دینى سهیم و شریك بوده و اشخاص شایستهاى از روحانیین را براى تبلیغ و ارشاد مردم به اطراف اعزام نموده و هم اكنون مىنمایند. ایشان همیشه در نظر داشته و دارند كه حوزهها باید داراى نظم و برنامه مخصوص باشد و لازم است كه كلیه علوم اسلامى در آنها تدریس و خوانده شود و لازم است كه محصلین علوم دینیه درباره سایر علوم نیز داراى مطالعاتى باشند. آیتاللَّه میلانى در سال 1383 ق در شهرستان قم مدرسهاى به نام مدرسه منتظریه (حقانى) تأسیس و تعداد صد نفر دانشجو پذیرفته كه تحت تعلیم و تربیت مىباشند. جناب ایشان در مشهد مقدس نیز مدرسهاى دو طبقه تأسیس كرده كه داراى پانصد نفر محصل است (متأسفانه در این ایام آن مدرسه خراب و جزو فلكه آستانه گردید). مدرسه مدرن و زیباى دیگرى به نام امام جعفر صادق (ع) در جنب مسجد شاه مشهد و نزدیكى (مدرسه سلیمانخان) بنا نمودهاند كه از جهت معمارى و زیبائى از مدارس نمونه علمى معاصر محسوب مىگردد. در این ایام كه مشغول به تحریر این سطور مىباشم معظمله مبتلا به كسالت شدیدى شده كه براى معالجه به تهران آمده ولى موثر واقع نشده به مشهد مراجعت و در یكى از دهات اطراف مشهد بسترى و دوران نقاهت و بیمارى را مىگذرانند. من اللَّه على المسلمین بشفاء وجوده انشاءاللَّه. آثار علمى آن جناب از این قرار است. 1- شرح استدلالى به كتاب صلوه شرایع 2- كتاب استدلالى در اجاره. 3- كتاب استدلالى در مزارعه و مسافات 4- كتاب در مبحث اوامر تا آخر استصحاب. 5- كتاب در مضاربه استدلالى 6- كتاب در تفسیر جزو عمه آخرین جزو از قرآن. 7- رساله در بحث مشتق 8- رساله در تحقیق صلوه جمعه. 9- رساله در منجزات مریض 10- رساله در تأمین والیا نصیب (قرعهكشى) 11- رساله در احكام جلود و غیره 12- حواشى بر كتاب الهدى الى دین المصطفى. 13- حاشیه بر وسیله النجاه 14- حاشیه بر عروةالوثقى و غیره. آیتاللَّه میلانى داراى دو برادر به نام حاج سید موسى و حاج سید كاظم و سه پسر به نام 1- حجةالاسلام حاج سید نورالدین مقیم شهر رى 2- حجةالاسلام حاج سید عباس مقیم نجف 3- آقاى حاج سید محمدعلى مقیم مشهد و یك دختر مىباشند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • اصول فقه • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:29 AM
میهنی، مجدالدین، محییالدین، ابوالفتح اسعد
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(وف 527/ 523 ق)، فقیه شافعى و مدرس. شیخ شافعیه در عصر خود و در فقه و خلاف متقدم و متبحر بود. نسبتش به میهنه، از قراى خاوران مابین سرخس و ابیورد مىرسد، اما ذهبى میهنه را قریهاى نزدیك طوس مىداند. در مرو فقه آموخت و از ابوالمظفر سمعانى و موفق هروى فقه و از ابوعبداللَّه فراوى اصول را فراگرفت. سپس به غزنه رفت و در آنجا شهرت یافت و بزرگان بسیارى در محضرش تلمذ كردند تا جایى كه ابواسحاق غزى شاعر او را مدح نمود. وى سپس از آنجا به بغداد رفت و چندین سال در مدرسه نظامیهى بغداد تدریس كرد. اما به گفتهى ذهبى او پس از شش سال تدریس عزل و چهار سال بعد دو مرتبه عهدهدار تدریس نظامیهى بغداد شد و شاگردانى تربیت نمود. او در سفر آخر خویش كه به صورت پیكى از جانب سلطان محمود سلجوقى به سوى سلطان سنجر به مرو مىرفت، در همدان درگذشت. ابوسعد سمعانى او را ستوده است. سبكى در «طبقات الشافعیه» او را اسعد بن محمد بن ابىنصر خوانده است. از آثارش: «التعلیقة»، در اختلاف آراى فقهى علما؛ «الطریقة فى الخلاف و الجدل».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرة الحفاظ (1288/ 4)، روضات الجنات (8/ 2)، ریحانه (84 -83/ 6)، سیر النبلاء (634 -633/ 19)، شذرات الذهب (80/ 4)، طبقات الشافعیهى اسنوى (230 -229/ 2)، طبقات الشافعیهى سبكى (43 -42/ 7)، العبر (430/ 2)، الكامل (330/ 8)، كشف الظنون (1113)، معجم المؤلفین (250/ 2)، المنتظم (235/ 10)، النجوم الزاهرة (245/ 5)، وفیات الاعیان (208 -207/ 1)، هدیة العارفین (204/ 1).
فعالیتها: • تدریس • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:30 AM
ناشر الاسلام، محمدحسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حاج سید محمدحسین ابن السید محمد بن السید نعمهالله بن السید محمدحسین بن السید حسنعلى بن السید علىاكبر بن السید عبدالله بن السید نورالدین بن السید نعمتالله الجزایرى بن السید عبدالله بن السید محمد بن السید حسین بن السید احمد بن السید محمود بن السید غیاثالدین بن السید مجدالدین بن السید نورالدین بن السید سعیدالدین ابن السید عیسى بن السید موسى بن السید عبدالله بن الامام الهمام موسى الكاظم علیهالسلام. مترجم محترم ما از علماء اعلام و آیات عظام و حجج اسلام معاصر ما مى باشند كه اكثر عمر خویش را در راه تبلیغ دین و ترویج مذهب گذرانیده و تحمل مشاق و شدایدى نموده و خدماتى بنانا و بیانا انجام داده و براى انجام وظائف دینى و روحى مسافرتهاى خطرناكى نموده است. در سال 1305 قمرى یعنى 88 سال قبل در شهر شوشتر متولد شده و در مهد علم و شرافت و مجد و سیادت نشو و نما یافته و مقدمات و سطوح اولیه را نزد علماء آن سامان خوانده در سال 1377 قمرى مهاجرت به عراق كرده و مدتى در سامرا اقامت و از آنجا به نجف اشرف عزیمت كرده و از محضر آیات عظام میرزا على ایروانى و شیخ محمدتقى قمشهاى و آیتالله العظمى السید ابوالحسن اصفهانى استفاده كرده است و پس از آن سفرى به هند نموده براى معالجه چشم و بعد از معالجه به آفریقاى شرقى رفته و یكسال توقف آنگاه به نجف برگشته و بعد از مدتى باز مسافرت به آفریقا كرده و بعد از اطلاع آیتالله العظمى اصفهانى از سفر ایشان به وسیله ارسال نامهاى امر به توقف در آن سامان نموده براى ارشاد و به سرپرستى شیعیان آفریقا در جزیره (ماداگاسگار) توقف نموده تا موقع جنگ جهانى كه 7 سال اقامت كرده و از آنجا به زنگبار رفته و یكسال توقف و در مسجد (قوه الاسلام) آنجا امامت نموده و از آنجا به مكه مشرف و پس از اداء مناسك به نجف اشرف مراجعت كرده و در عصر آیتالله العظمى بروجردى هم به امر معظمله مسافرت سوم به آفریقا نموده و دو سال تمام توقف و انجام وظائف كرده و در آنجا به تالیف كتب دینیه در فقه و عقاید و اخلاق به زبان كجراتى كرده و چون آثار ضعف و انكسار در وى بارز گشته از افریقا مراجعت به نجف اشرف نموده تا سال 1391 قمرى كه مانند دهها هزار نفر ایرانى دیگر اخراج به ایران و رحل اقامت در قم افكنده است. آثار علمى و تالیفات ارزنده و مفیده ایشان از این قرار است: 1- بستان اسلام در اخلاق بلغت كجراتى كه دو بار در سال 1364 و 1366 به طبع رسیده 2- نورالهدایه در فقه بلغت كجراتى در سال 1366 طبع شده است. 3- وسیله الناشریه در عقاید بلغت كجراتى در سال 1366 منتشر شده 4- كشكول الناشریه در لغت فارسى. 5- اسلام و دانش در اجتماع فارسى 6- عشرات ناشریه در مواعظ 7- ساختمان بشر در شرح حدیث نبوى (من عرف نفسه فقد عرف ربه) 9- طلب الثار فى احوال المختار مع ذكر تاریخ میثم 10- حدیقه عاطره در مطالب دینیه اخلاقیه و حكمیه و غیرها. و آثار مخطوط دیگرى دارند كه هنوز به طبع نرسیده است. (1305- ز 1391 ق)، عالم دینى. نسبش به امام موسى كاظم (ع) مىرسد. در شوشتر به دنیا آمد. پس از فراگیرى مقدمات و سطوح در 1337 ق به عراق رفت، مدتى در سامرا ماند، سپس به نجف رفت و از محضر آقا میرزا على ایروانى و شیخ محمد تقى قمشهاى و آیتاللَّه سید ابوالحسن اصفهانى استفاده نمود. آن گاه در پى معالجه چشم به هند رفت و از آنجا به آفریقاى شرقى مسافرت نمود و پس از یك سال به نجف بازگشت و مجدداً به آفریقا مسافرت نمود. وى به دستور آیتاللَّه سید ابوالحسن اصفهانى عهدهدار زعامت شیعیان آفریقا گردید و در جزیرهى ماداگاسكار سكونت گزید. در جنگ جهانى دوم به زنگبار رفت و مدت یك سال در مسجد قوةالاسلام آنجا اقامهى جماعت نمود. پس از سفرى به مكه به نجف بازگشت و در زمان آیتاللَّه بروجردى براى بار سوم به آفریقا رفت و مدت دو سال در آنجا به تبلیغ و تألیف كتب دینى پرداخت. آنگاه به نجف مراجعت نمود و در 1391 ق به همراه ایرانیان اخراجى از عراق در قم سكونت گزید. از آثارش: «بوستان اثنى عشرى»؛ «بوستان اسلام»، در اخلاق، به زبان گجراتى؛ «نورالهدایة»، در فقه، به زبان گجراتى، «وسیلة الناشریة»، در اصول، به زبان گجراتى، «كشكول الناشریة»، فارسى؛ «العشرات الناشریة»، در مواعظ؛ «ساختمان بشر»، در شرح حدیث «من عرف نفسه...»؛ «حدیقه عاطره»، در مطالب دینى، اخلاقى و حكمى، «طلب الثار»، در احوال مختار با ذكر تاریخ میثم.[1]
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] آینهى دانشوران (485)، الذریعه (85/ 25 ،385/ 24 ،264/ 15)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 652/ 14)، گنجینهى دانشمندان (281 -280/ 2).
فعالیتها: • تبلیغ • دانشمند • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:30 AM
ناصحی نیشابوری، ابوبکر محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(وف 485/ 484 ق)، فقیه حنفى، محدث، متكلم و قاضى. وى قاضىالقضاة رى بود و به اعتزال گرایش داشت. از قاشى ابوبكر حیرى و ابوسعید صیرفى و ابوابراهیم اسماعیل نصرآبادى و جماعتى دیگر حدیث شنید. در بغداد و خراسان حدیث گفت. محمد بن عبدالواحد دقاق و عبدالوهاب انماطى و ابوالقاسم سمرقندى و ابوبكر بن زاغولى و دیگران از وى روایت كردهاند. عبدالغافر در «تاریخ» خود گوید كه وى فرزند امام الاسلام ابومحمد ناصحى بود. او برترین حنفى زمان خود و سرآمد در مناظره و همچنین در طب، ادب و شعر متبحر بود. وى در زمان پدرش در مدرسهى سلطان تدریس مىكرد و در عهد آلب ارسلان سلجوقى عهدهدار قضاوت نیشابور شد و مدت ده سال در آنجا باقى ماند. پیرامون مسائلى با امامالحرمین گفتگو كرد و مورد ستایش وى قرار گرفت. ناصحى مدتى عهدهدار منصب قضاوت وى شد. او در بازگشت از حج، در نزدیكى اصفهان، درگذشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (103/ 7)، رى باستان (371 -370/ 2)، سیرالنبلاء (20 -19/ 19)، شذرات الذهب (372/ 3)، العبر (348/ 2)، الكامل (160/ 8)، المنتظم (639/ 9)، الوافى بالوفیات (338/ 3).
فعالیتها: • حدیث • فقه • قضاوت، حقوق، علوم ---------- • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:31 AM
ناصر حسین، حامد حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1361 -1284 ق)، عالم دینى، فقیه اصولى، محدث، رجالى و شاعر. ملقب به شمسالعلماء. تحصیلات خود را در نجف گذراند و از محضر پدرش و مفتى سید محمد عباس استفاده نمود. او از سید محمد عباس روایت كرده و جماعتى از وى روایت كردهاند. آنگاه به لكنهو هند رفت و در آنجا اقامت گزید. وى از علماى امامى بزرگ هندوستان و مفتى و مرجع تقلید مردم آنجا بود. زعیم بزرگ هند، ابوالكلام آزاد، از شاگردان او بود و دو سال «نهجالبلاغه» را نزد وى قرائت كرد و از اینجا بود كه آزاد با روح اصول تشیع آشنا گشت. در لكنهو درگذشت. از آثارش: «اثبات رد الشمس لامیرالمؤمنین (ع) و دفع ما اورد علیه من الشبهات»؛ تتمیم «عبقات الانوار» پدرش؛ «المواعظ»؛ «نفحات الازهار»، در فضایل ائمه اطهار (ع)؛ «نفحات الانس فى وجوب السورة»؛ «مسند فاطمة بنت الحسین (ع)»؛ «اسباغ النائل بتحقیق المسائل»، در نه مجلد؛ «كتاب الانشاء»؛ «دیوان الخطب»؛ «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیانالشیعه (201 -200/ 10)، الذریعه (246/ 24 ،1154/ 9)، ریحانه (98 -97/ 6)، فوائدالرضویه (92)، هدیةالاحباب (177).
فعالیتها: • اصول فقه • حدیث • رجال و تراجم • شعر • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:31 AM
ناظم الشریعه، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
مرحوم حاج سید محمد شاه معروف بناظم الشریعه بهبهانى رضوانالله علیه ابن شاه محمد طاهر بن شاه محمد زمان بن شاه محمد امین بن شاه علیرضا بن شاه ابوطالب بن شاه نسیم بن شاه شجاع بن شاه ابوطالب بن شاه شمس الدین ابن سید الفاضل العالم العامل قطب الاقطاب و غوث الاغیاث السید عبدالوهاب الشهیر بشاه باباى ولى بن عبداللطیف بن حسید بن احمد ابن عبد الوهاب بن صدرالدین بن على القاضى بن مسعود بن سعید بن احمد بن كثیر بن رفاعى بن على ابن یحیى بن ثابت بن الخادم بن على بن حسین المهدى بن محمد بن الحسین الوصى بن احمد بن الموسى الثانى بن ابراهیم المرتضى بن الامام الهمام الكامل العالم ابوابراهیم موسى الكاظم علیه التحیه والسلام. معظم له اعلم علماء بهبهان كهف العلماء ابوالأرامل والایتام عالمى ربانى و فاضلى صمدانى بود نزدیك یكصد سال از عمر مباركش رفته بود كه نگارنده (در سال 1370 قمرى) بفیض زیارتش رسیدم و ده روز در منزلش منبر رفتم. وى از شاگردان مبرز مرحوم حاج شیخ هادى تهرانى و آخوند خراسانى صاحب كفایه و علامه طباطبائى یزدى بود اجازهاى مرحوم آخوند براى ایشان نوشته بود كه از حیث مضامین و القاب بىنظیر بود. بسیار جلیلالقدر و بزرگوار نقیبالنقباء و شریف الشرفاء و سید السادات و الاجله بود. در شب تاسوعا سیدى از خاندان آن مرحوم خوابى عجیب دید و آمد براى من بگوید گفتم برویم خوابت را در حضور حضرت آیهالله ناظم الشریعه بگو خدمت ایشان رفته آن شخص گفت دیشب در خواب دیدم جنازهاى را میان زمین و آسمان تشییع میكنند و جن و انس و ملائكه در تشییع او شیون مینمایند. پرسیدم این جنازه از كیست؟ گفتند از حضرت جبرئیل علیهالسلام من در خواب بنا كردم بسر زدن و گفتم مگر قیامت برپا شده كه جبرئیل از دنیا رفته در این انقلاب بودم كه از خواب بیدار شدم. من گفتم تعبیرش ایسنت كه یكى از علماء بزرگوار از دنیا میرود. مرحوم ناظم الشریعه فرمود منهم همین تعبیر را كردم آنگاه گفت مرا باطاقم ببرید، زیر بغل ایشان را گرفته و باطاق مخصوصش بردند و كسى را دیگر نپذیرفت تا شب دوازدهم محرم كه باجداد كرام محلق شد. پس عموم بهبهان و قنوات تعطیل و دولت و ملت در مرگش عزادار و مراسم تشییع او را با سبك عجیب و طرز بىنظیرى انجام و پس از نماز در مصلاى بهبهان كه مىبینید در یكى از مزارات بهبهان امانت گذارده و تا چهل شبانه روز در تمام بهبهان عزا و مجالس فاتحه برقرار شبها زنان بهبهان بحالت جمعى در كوچههاى شهر حركت و شیون كنان بسر قبر او رفته ماتمسرائى میكردند و اغلب منابر و مجالس فاتحه او را نگارنده اداره كردم. در مراسم نمازش كه فرزند بزرگش آیهالله حاج سید محمد حسین (در زیر دائره) خواندند نگارنده در كنار فرزند دومش آیهالله آقا سید محمد هادى بعلامت ایكس دیده میشوم، و پس از چند سال جنازه او را بیرون آورده و حمل بنجف و در جوار حضرت على علیهالسلام بخاك سپردند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:32 AM
ناظم الشریعه، محمد حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حاج سید محمد حسین و حاج سید محمد هادى معروف به حاج سید آقا از علماء مبرز بهبهان بودند كه پس از خواندن سطوح در نزد والد بنجف اشرف مهاجرت كرده و از محضر مرحوم آیهالله نائینى و آیهالله عراقى و آیهالله العظمى آقاى آقا سید ابوالحسن اصفهانى (كه اصلا بهبهانى بودند و باصفهانى شهرت یافتند چنانچه آیهالله العظمى وحیدهم اصلا اصفهانى و از احفاد و خاندان علامه مجلسى رحمهالله علیه بودند و به بهبهانى معروف گشتند) استفاده نموده آنگاه بوطن مراجعت و باقامه جماعت و خدمات دینى پرداخته تا هر دو نیز از دنیا رفتند. یكى از شاگردان مبرز مرحوم آیهالله ناظمالشریعه آیهالله العظمى حاج سید على بهبهانى اهوازى بود كه ترجمهاش در ذكر اهواز گذشت.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:32 AM
نایب الصدر، محمد مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
فرزند محمد كاظم بن على نقى بن على رضا بن سید محمد باقر پیشنماز. عالم فاضل محقق جلیل، از علماى كاملین، و فقها و مجتهدین بزرگ در اصفهان بوده، از مشایخ اجازه است. خط ایشان وضع مخصوصى دارد، بر اغلب یا تمام كتب موجود در كتابخانهى خود در تمام علوم حاشیه مرقوم داشته. در 1167 وفات یافته، در ایوانچهى بقعهى تكیهى آقا رضى در تخت فولاد مدفون گردیده است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فعالیتها: • فقه • محقق
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:32 AM
نبوی بیرجندی، حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
آقاى حاج سید حسن بن العالم الجلیل السید عبدالرحیم الموسوى نبوى بیرجندى كه به سى و سه واسطه به حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام منتهى مىشود از فضلاء و علماء حوزه درس و اصحاب خاص آیتالله العظمى مرعشى نجفى مدظله العالى مىباشد. در سال (1340) هزار و سیصد و چهل قمرى در بیرجند واقع شده و پس از خواندن مقدمات و ادبیات در نزد آقاى ادیب نیشابورى و قسمتى از سطوح در نزد آیتالله مرحوم حاج سید یونس اردبیلى در مشهد مقدس مهاجرت به قم نموده و تمام مباحثات و تحصیلاتش از سطح و خارج در خدمت آیتالله العظمى مرعشى بوده تا به مرتبه اجتهاد رسیده و بیش از سى سالست كه از دراسات معظمله استفاده مىكند و هم چند سالى هم از محضر مرحوم آیتالله العظمى بروجردى و آیتالله محقق داماد بهرهمند شده ولى بعد از رحلت آقاى بروجردى منحصرا متصل به آیتالله مرعشى گشته و تا هم اكنون به درس فقه و اصول آنجناب حاضر گشته و در مقابل منبر استاد نشسته و توجه كاملى به بیانات معظمله نموده و گاهى هم اشكال نموده و استاد جواب گفته و رفع شبهه و اشكال وى مى نمایند. از نوشتههاى ایشانست دروس فقه و اصول آیتالله العظمى مرعشى و تلخیص الاصول و در علم اصول و قواعد الفقهیه در علم فقه. و ایشان از اصحاب استفتاء آیةاللهى كه در تنظیم حواشى عروه و مناسك حج وى شركت دارند و داراى اجازه اجتهاد از معظمله و آیتالله بیرجندى و دیگران مىباشند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد دوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:33 AM
نبوی، ابوالفضل
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
آیتالله آقاى حاج سید ابوالفضل بن العالم الجلیل السید على نبوى حسینى قمى از علماء اعلام و مجتهدین كرام و مصنفین عظام و ناطقین و گویندكان عالى مقام حوزه علمیه و شهرستان قم است كه در 24 رجب سال 1344 قمرى هجرى در قم متولد شده و در مهد علم و فضیلت پرورش یافته و پس از خواندن دروس جدیده در شهریور 1320 شمسى وارد تحصیل علوم دینى گردیده و پس از طى دوره مقدمات به آموختن سطوح پرداخته و به ترتیب در محاضر اساتید معظم مرحوم آقا شیخ یوسف شاهرودى و آیتالله فاضل لنكرانى و مرحوم آیتالله شیخ عباسعلى شاهرودى و حاج شیخ محمدعلى كرمانى و آیتالله داماد به تحصیل فقه و اصول پرداخته هیئت و نجوم را در محضر مرحوم آقاى شیخ على حكمى و آیتالله معاصر علامه طباطبائى و علم درایه و رجال را در محضر علامه معاصر آیتالله العظمى مرعشى نجفى مدظله آموخته آنگاه به تحصیل خارج پرداخته چندین سال به درس مرحوم آیتالله حجت و آیتالله صدر و آیتالله حاج سید محمدتقى خونسارى حاضر گردیده و از ناحیه اخیر موفق به تصدیق اجتهاد شده كه همین تصدیق اجتهاد را بعدا كه مدتى در نجف اشرف در محضر مرحوم آیتالله حاج سید عبدالهادى شیرازى بودند معظمله با حاشیه خود تایید و تصویب فرمودند. پس از ورود مرحوم آیتالله العظمى بروجردى مرتبا بدون وقفه تمام مباحث فقهى و اصولى آن مرحوم را استفاده كرده و مجموع آنها را در هفت مجلد از فقه و اصول تقریر فرموده و آن مرحوم اكثر آنها را شخصا مطالعه كرده و ایشان را با اعطاء جایزه مفتخر فرمودند. ده سال مرتبا در محضر درس مرحوم آیتالله حاج شیخ عبدالنبى اراكى حاضر شده و چهار جلد اصول ایشان را تقریر نموده و همه آماده طبع مىباشد. در تمام این اوقات مباحث فقه و اصول و تفسیر قرآن مجید را تدریس مى نمودند كه برخى از همان مباحث را به طبع رسانیدهاند. تالیفات ایشان: فهرست مجموع تالیفات معظمله 70 عدد مىباشد كه در آخر كتاب (غالیه الدرر فى مصب قاعده الضرر) مطبوع سنه 1385 قمرى درج گردیده است. و تالیفات مطبوعه ایشان از این قرار است: 1- كمونیزم از نظر عقل و اسلام مطبوع 1332 شمسى. 2- لالى منثور در تفسیر سوره طور مطبوع 1335 شمسى 3- غالیه الدرر مطبوع سنه 1385 قمرى. 4- امراء هستى مطبوع 1345 شمسى 5- درس سخنورى در ماه رمضان 6- درس سخنورى در ماه محرم 7- درس سخنورى در ماه صفر مجموعا در سنه 1350 شمسى طبع شده 8- كشف الارتیاب فى ادله الحجاب. 9- اشعهاى از سوره نجم 10- جلاء القران در رد كتاب اعجاز القرآن تالیف یدالله نیازمند شیرازى. این سه كتاب اخیر مجموعه مقالاتى است كه در مجلات و جرائد: آئین اسلام، مجله مسلمین، روح آزادى، نداى حق، قبلا به چاپ رسیده است. و آنچه آماده طبع است به قرار زیر است: 1- حواشى بر عروه از كتاب طهارت تا آخر صوم. 2- حواشى بر مكاسب شیخ 3 -9 هفت مجلد در تقریر محاضرات علامه بروجردى 10 -13 چهار جلد در تقریر محاضرات آیتالله شیخ عبدالنبى اراكى 14- حواشى بر منظومه سبزوارى در حكمت 15- حواشى بر رساله عسر و حرج آشتیانى 16- حلیهالوسمه در حقیقت عصمت 17- حقوق زن و مرد در اسلام 18- بدرالدجى در شرایط الدعاء 19- اضائه السراج در اثبات معراج. 20- ارغام المبارز در اثبات المعاجز 21- رساله در عدم توقف حجیه خبر الواحد بر حصول الظن 22- نورالافاق در مباحث اخلاق 23- شرع موبد در خاتمیه محمد صلى الله علیه و آله و سلم 24- اسرار العوالم مصاحبه موسى علیهالسلام مع العالم 25- رساله در اعتراف اعداء بعظمه الاسالم 26- رساله در اعتراف مخالفین بفضائل على علیهالسلام 27- فیض الرحمن فى علوم المكتسبه من القرآن 28- جامع الانوار اثبات توحید 29- مقصد الابرار در اثبات الامامه 30- مخزن الاسرار در اثبات النبوه 31- مرتع الافكار در تفسیر انا انزلنا. 32- معدن الاثار در ضبط حكم والاخبار 33- حواشى بر بعضى كتب سنگلجى 34- حیاة الفواد در اثبات المعاد 35- تفسیر سوره فجر 36- تفسیر سوره والضحى 37- تفسیر سوره لا اقسم بهذا البلد 38- تفسیر سوره والعصر 39- تفسیر سوره والتین 40- تفسیر سوره یوسف 41-47 در فلسفه احكام عبادات و معاملات 48- دیوان اشعار عربى و فارسى 49- صحو المعلوم در رد كتاب محو الموهوم سنگلجى 50- كمال الایمان در اثبات وجود صاحب الزمان (عج) 50 -57 در 7 جلد ضبط مجالس تبلیغى كه در نقاط مختلف ایراد نمودهاند. 58- لباللباب در حكم معاشره اهل الكتاب 59- مقالات النبویه در رد بعضى شبهات الدینیه 60- معراج پیغمبر اسلام از جنبه عقل و نقل كه آماده طبع مىباشد. استاد نبوى اكنون در حوزه علمیه تدریس خارج فقه و اصول دارند و در ایام تعطیل محرم و صفر و ماه رمضان در مسجد حسینآباد شمیران تهران اقامه جماعت نموده و از بیانات خود در منبر افاضات تبلیغى و مواعظ سودمند و نكات جذاب، منابرشان همواره براى طلاب و سخنران درس سخنورى بوده و مىباشد. خداوند امثال ایشان را براى حوزههاى علمى و مسلمین باقى داشته و موید بدارد .
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد دوم)
فعالیتها: • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:34 AM
نبوی، اسداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
اسداللَّه نبوى دزفولى از علماء اعلام و مراجع عظام معاصر است. وى سبط حجةالاسلام آقا شیخ محمدحسن انصارى و فرزند ارشد آقا سید عبدالحسین بن سید محمدعلى بن آقا میر سید على موسوى نبوى دزفولى بزرگ سادات گوشه دزفول و یكى از ستارگان علم و ادب فقیهى اصولى و حكیمى متكلم و جلیلالقدر و از حماة دین و مروجین آئین مىباشد. معظم له در ششم ماه صفر سال 1313 قمرى در دزفول متولد گردیده و پس از تكمیل مبادى علوم از محضر خالوى خود آقا شیخ محمد استفاده نموده و پس از فوت وى از محضر آیتاللَّه حاج شیخ محمدرضا دزفولى به پایان رسانیده و به درجه اجتهاد نائل گردیده است. آیتاللَّه نبوى در سال 1363 قمرى مدرسه علمیهاى در دزفول بنا نهاده و به تعلیم و تربیت طلاب همت گماشت و در این راه زحمات بسیارى متحمل گشته تا حوزه آبرومندى تشكیل داده است. نگارنده در ماه صفر 1372 قمرى كه مسافرتى به خوزستان نموده و از مناطق نفتى دیدن كردم در مراجعت براى ملاقات و زیارت معظم له به دارالمؤمنین دزفول مسقط الرأس شیخنا الانصارى رضواناللَّهعلیه آمده و بیش از یك عشره در ضیافت آنجناب بودم و از سجایاى كریمانه و محامد آداب و محاسن اخلاق آن بزرگوار استفاده نمودم. آیتاللَّه نبوى اكنون یكى از مراجع تقلید خوزستان و از زعماء نامدار و داراى همتى عالى و در راه نشر حقایق و پرورش محصلین وارسته اهتمامى بسزا دارد و مساعدت به فقراء و مستمندان را یكى از وظائف حتمیه خود مىداند و خدمات اجتماعى ایشان در خوزستان معروف همگانست. آثار علمى آنجناب از اینقرار است. 1- تعلیقات بر بعضى از مباحث رسائل 2- تعلیقه بر شرح شمسیه 3- رساله در جواز بقاء بر تقلید 4- جزواتى در مباحث الفاظ 5- رساله عملیه بنام مناهجالحق مطبوع مىباشد. فرزندان برومند و فاضى دارد بنامهاى زیر: 1- حجةالاسلام آقا سید محمد كه از اهل فضل و ائمه جماعت دزفول مىباشد 2- آقا سید احمد 3- آقا سید محمدعلى 4- آقا سید عبدالحسین 5- آقا سید عزیزاللَّه.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:34 AM
نبوی، محسن
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
آقا سید محسن نبوى اشرفى از مشاهیر علماء و دانشمندان بنام شمال و شهرستان صنعتى بهشهر بودهاند وى پس از خواندن مقدمات و سطوح در مازندران و ایران مهاجرت بعراق نموده و در نجف اشرف رحل اقامت افكنده و از محضر آیات عظام مرحوم علامه یزدى و شریعت اصفهانى و آیهالله میرزا محمد حسین نائینى و آیهالله العظمى اصفهانى و دیگران استفاده نموده و بمدارج علم و اجتهاد رسیده و در آنجا بتدریس فقه و اصول پرداخته تا باجل محتوم خود باسلاف و اجداد پاك خویش ملحق و در جوار جد گرام خویش مدفون گردیده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:34 AM
نجار قمی، محمدحسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
شیخ محمدحسین بن ملا حسن نجار قمى عالمى كبیر و فقیهى صالح بوده و در سال 1359 قمرى در قم وفات نموده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:36 AM
نجار، محمدحسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
آقا شیخ محمدحسین مشهور به نجار (چون پدرش پیشه نجارى داشته) از علماء و مجتهدین قم بود كه در نجف اشرف سالها در خدمت فقیه اعظم آقا سید محمدكاظم طباطبائى تحصیل و تلمذ نموده بود ولى چون طبعى تند داشت ترقى ننمود و در اوایل مشروطیت صدماتى كشید و اعتضادالدوله حكمران قم او را به نجف تبعید نمود پس از استقرار مشروطیت مجدداً به قم مراجعت كرد ولى به علت تندى مزاج باز كارش پیشرفت نكرد. گاهى به تهران مسافرت مىكرد و گاهى به قم مقیم مىشد تا چندین سال قبل در قم مرحوم شد.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد اول)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:36 AM
نجفآبادی، عبدالرحیم
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف بعد از 1286 ق)، عالم دینى، فقیه اصولى، مدرس و مرجع تقلید. اهل نجفآباد اصفهان و از شاگردان شریفالعلماء حایرى بود. شیخ محمد نبى تویسركانى، صاحب كتاب «لآلى الاخبار»، از شاگردان او بود كه در 1279 ق از وى اجازهى اجتهاد دریافت نمود. از آثارش: «حقائقالاصول» كه در روزگار مؤلف، در 1286 ق به چاپ رسید.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (122/ 4)، اعیانالشیعه (469/ 7)، الذریعه (30/ 7)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 727 -726/ 13)، معجمالمؤلفین (208/ 5).
فعالیتها: • اصول فقه • تدریس • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:37 AM
نجفی بروجردی، علی محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
آیهالله حاج شیخ على محمد نجفى بروجهدى مدظله از علماء و آیات عظام و مراجع الامقام معاصر است در بروجرد. تولدش در حدود 1312 در بروجرد اتفاق افتاده و پس از خواندن مقدمات و ادبیات و سطوح بنجف اشرف مشرف و در حوزه درس مرحوم آیهالله نائینى و آیهالله آقاى ضیاءالدین عراقى بالاخص آیهالله حاج شیخ محمد حسین اصفهانى و غیرهما حاضر شده تا به اعلى درجه علم و كمال رسیده و مورد وثوق مرحوم آیهالله العظمى اصفهانى قرار گرفته و پس از فوت آنمرحوم سفرى در سال 1368 قمرى بایران نموده و بقم آمده و چندى توقف آنگاه معاودت و سفرى هم در سال 1373 بقم آمده و بیش از یك ماه توقف و هر چند از طرف حضرت آیهالله العظمى بروجردى و عدهاى از فضلاء پیش نهاد و درخواست توقف در قم و تشكیل حوزه درس بآنجناب شده نپذیرفتند و بجهت عدم موافقت استخاره و موانعى كه داشتند بنجف اشرف مراجعت، ولى بعد از چندى توقف در آنجا هم حسبالاراده مرحوم آیهالله بروجردى و اصرار مردم بروجرد بوطن برگشته و در مسجد شاه باقامه جماعت و تدریس و ترویج دین و تبلیغ احكام اشتغال دارند. نگارنده گوید در سال 1389 سفرى به بروجرد براى زیارت معظمله رفتم و چند شبى در منزلشان توقف و از صفا و بىهوائى و بىآلایشى و معنویت و روحانیت و اخلاق حسنهاش استفاده نمودم. حقا عالمى و فقیهى كامل و مجتهدى بارع و دور از تظاهرات و مادیات است با اینكه اكنون مرجعیت تامه و ریاست عامه بروجرد را دارد هنوز منزلش اجارهاى و حاضر نمیشود براى او منزلى تهیه نمایند. اصلا توجهى باین دنیاى دنى بىاعتبار ندارد راستى وى مصداق این شعر است: نظر آنانكه نكردند بدین مشتى خاك الحق انصاف توان داد كه صاحب نظرند اما آثار علمى معظمله: 1- تقریرات فقه مرحوم آیهالله حاج شیخ محمد حسین اصفهانى 2- رساله عملیه توضیح المسائل 3- مناسك حج 4 حاشیه بر عروهالوثقى. و ناگفته نماند كه معظمله در رشته اخلاق از تلامذهى برجسته مرحوم مبرور استاد اخلاق عالم ربانى صاحب نفس قدسیه آقاى حاج میرزا على آقاى قاضى طباطبائى بودهاند. و از باقیات الصالحات ایشان 4 فرزند دانشمند و فاضل بنامهاى زیر میباشند. 1- جناب آقاى حاج شیخ محمد ابراهیم بروجردى مقیم تهران. 2- جناب آقاى حاج شیخ مرتضى بروجردى مقیم نجف اشرف. 3- جناب آقاى حاج شیخ مجتبى بروجردى مقیم مشهد مقدس. 4- جناب آقاى شیخ عبدالصاحب بروجردى مقیم تهران.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:38 AM
نجفی بندپی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
آقا شیخ محمد بن العلامه العلام والفقیه القمقام آیهالله الشیخ حسین النجفى البند پى از دانشمندان بزرگوار معاصر است كه در آنسامان بخدمات دینى و روحى اشتغال دارد. مرحوم والدش از علماء عاملین و فضلاء بارعین و زهاد عصر خود بوده مترجم معظم ما وى را چنین ستوده است: كان والدى تغمدهالله تعالى فى بحار رحمته عالما عاملا و فاضلا بریعا و عابدا زاهدا تقیا نقیا محتاطا فى دینه غایه الاحتیاط و قائما لیالیه و مجتنبا عن المكاره كلها سمى الامام الثالث... بیست و هفت سال در نجف اشرف توقف نموده و از محضر مرحوم آیهالله خراسانى كفائى استفاده كرده تا بدرجه سامیه اجتهاد ارتقاء یافته و از اعجوبههاى زمان خود در حافظه گردیده بسیارى از احادیث را حافظ و كلیه قواعد فقهیه و اصولیه در دستش آماده گرچه مدتى از حوزهها دور و متاركه بحث كرده بود تا این كه از دنیا رفت حشرهالله معالائمه المعصومین. آنجناب در چنین بیتى متولد و تربیت یافته در نجف اشرف و پس از طى دوران مقدمات و ادبیات سطوح را نزد والدش و مدرسین دیگر خوانده و از دروس خارج آیات عظام مرحوم نائینى و آیهالله العظمى اصفهانى و آیهالله عراقى استفاده كرده آنگاه بوطن مراجعت و بخدمات دینى پرداخته و در محل خود آثار گذارده كه اشاره میشود: 1- بنا مسجد جامع بانى كلاء بندپى 2- مسجد امام زمان دیوابند پى 3- بناء حمام دیوابند پى. از باقیات الصالحات ایشانست دو فرزند ارجمندش ثقهالاسلام آقاى شیخ على و ثقهالاسلام آقاى شیخ حسن نجفى كه از فضلاء و شركاء درس آیهالله العظمى آقاى نجفى مرعشى میباشند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:38 AM
نجفی عاملی، جواد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
جواد فرزند آیتاللَّه حاج شیخ على معروف به (علیكمالسلام) از شاگردان بنام آخوند خراسانى و آقا سید محمدكاظم یزدى و شریعت اصفهانى و داراى اجازات اجتهاد بودهاند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:38 AM
نجفی عاملی، محمدحسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم دینى. تولد: حدود 1321 ق.، نجف اشرف. درگذشت: 23 فروردین 1368(3 رمضان 1409 ق.). آیتالله علامه شیخ محمدحسین نجفى عاملى دوران كودكى را در نجف همراه با پدر سپرى كرد و سپس در معیت خانواده به ایران مراجعت و بعد از مدت كوتاهى در همان آغاز جوانى براى ادامه تحصیل به نجف عزیمت نمود. حدود سى سال در نجف اشرف در خدمت اساتید فقه و اجتهد و علوم و معارف دین به تحصیل پرداخت. آیتالله نجفى عاملى مدت بیست سال از محضر آیات عظام آقا سید ابوالحسن اصفهانى و آقا میرزا حسین نایینى و آقا ضیاءالدین عراقى و آقا شیخ محمد حسین غروى استفاده برده است و به درجهى اجتهاد مفتخر گردید. ایشان در معقول از محضر آقا شیخ مرتضى طالقانى و آقا حسین بادكوبهاى و در علم رجال و حدیث از محضر آقا شیخ على زاهد قمى بهره برد. سایر علوم دین و سطوح عالیه را از محضر اساتیدى چون آیات آقا شیخ عبدالحسین رشتى، آقا میرزا على ایروانى صاحب حاشیه، آقا میرزا ابوالحسن مشكینى، آقا شیخ محمدحسین تهرانى، آقا شیخ شعبان رشتى و سایر آیات نجف اشرف استفاده نمود. پیش از تشرف به نجف اشرف مقدارى از سطوح عالیه را از محضر پدر خود و نیز آیتالله سید حسن مدرس در تهران بهرهمند شد. آیتالله نجفى عاملى در طول اقامت خود در نجف به تدریس و تربیت طلاب علوم دینى مشغول بود. بعد از گذشت دو سال از رحلت استاد خود یعنى آیتالله العظمى اصفهانى به ایران عزیمت نمود و در تهران اقامت گزید. از ایشان تألیفاتى در موضوعات مختلف به صورت مخطوط باقى مانده است. ایشان در عصر روز سوم ماه رمضان سال 1409 مطابق با بیست و سوم فروردین سال 1386 با داشتن عمرى قریب به نود سال دار فانى را وداع گفت. طبق وصیت او پیكر ایشان به مشهد منتقل شد و در جوار حضرت امام رضا (ع) به خاك سپرده شد. آقاى شیخ محمدحسین نجفى از مجتهدین و بزرگان علماء عصر حاضر و در بین سلسله روحانیت شخصیتى عالیقدر و واجد مقام و زهد و تقوا و از مجاهدین زمان و مبارزین با اباطیل بشمار مىآیند. معظم له در حدود سال 1323 قمرى در نجف اشرف متولد شده و دوران تحصیلى خود را ابتداء در خدمت والد ماجد خود كه از اكابر عصر خود بوده شروع و بعد هجرت به تهران و مختصر زمانى از خدمت آیتاللَّه مجاهد مرحوم سید حسن مدرس استفاده نموده و آنگاه عزیمت بحوزه علمیه نجف اشرف و از محضر اعاظم مراجع آن زمان مرحوم آیتاللَّه محقق نائینى و مرحوم آیتاللَّه العظمى آقا سید ابوالحسن اصفهانى و مرحوم آیتاللَّه آقا ضیاءالدین عراقى و مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ محمد حسین كمپانى بهرههاى علمى فراوانى برده و به مرتبه رفیعه اجتهاد نائل و چهار استاد بزرگ مذكورش اجازه اجتهاد معظم له را كه در آن تجلیل از مقام علمى و تقوائى ایشان شده بود مرقوم فرمودند كه اكنون نزد ایشان موجود میباشد. و ایشان گذشته از رشته معقول و منقول در راه تهذیب نفس و تخلص روح و مقامات معنوى از محضر عالم ربانى و عارف سبحانى سید السالكین آیتاللَّه آقا سید على قاضى تبریزى و مرحوم حاج شیخ على زاهد قمى تلمذ نموده و مقامى را از تقوا و فضیلت و معنویت حائز شدهاند. آنجناب اكنون مقیم تهران و بتدریس فقه و اصول اشتغال دارند و عدهاى از فضلاء از مجلس درس ایشان استفاده مینمایند. از آثار ایشان است جزوات دراسات و تقریرات اساتید بزرگ نجف كه آماده براى طبع مىباشد معظم له از خاندان علم و تقوا و از بیوتات اصیله و هر یك از پدران گرامش ستاره درخشانى از انجم الهى در عصر خود بوده و مرحوم آیتاللَّه حاج سید محسن عاملى در كتاب اعیان الشیعه ج (48) از آنان یاد نموده است. والد ماجدش آیتاللَّه حاج شیخ محمدجواد كه تبحر فوقالعادهاى در فقه و اصول داشته و تألیفاتى كه از آنهاست شرح بر كفایه آخوند از خود گذاشته از بزرگان شاگردان حوزه درس آخوند خراسانى و علامه یزدى (صاحب عروه) بوده است. جد بزرگوار ایشان مرحوم آیتاللَّه آقا شیخ على از تلامذه مبرز آیتاللَّه العظمى مجدد شیرازى و جد دیگرش آیتاللَّه فقیه مرحوم آقا شیخ مرتضى كاظمى نزیل كاظمین وحید عصر خود و از بزرگان شاگردان شیخ مرتضى انصارى بشمار مىرفته و جد اعلایش مرحوم حاج ملا هادى عاملى معروف به شیخالاسلام از اعاظم صحابه صاحب جواهر و زادگاه وى جبل عامل بوده است. از باقیاتالصالحات ایشانست فرزند صالح و دانشمندش جناب ثقةالاسلام والمسلمین آقاى آقا شیخ ضیاءالدین نجفى كه از محصلین بارع و بافضل حوزه علمیه قم مىباشد.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)
فعالیتها: • تبلیغ • دانشمند • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:39 AM
نجفی کاشانی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محقق، عالم دینى. تولد: 1300(11 شعبان 1339 ق.)، محله محتشم كاشان. درگذشت: 23 مرداد 2356، كاشان. آیتالله على نجفى كاشانى، فرزند آیتالله مهدى نجفى از علماى كاشان، در بیست و دو سالگى براى كسب علم به نجف اشرف رفت. تمام دورهى سطح و خارج خود را در مدت ده سال گذراند و به درجهى اجتهاد نایل آمد. اندكى از ورودش به نجف نگذشته بود كه در كنار كسب علم و تحصیل، به تدریس علوم حوزوى نیز مشغول شد. پس از آن كه مكاسب و كفایه را نزد آیتالله حسن یزدى به پایان رسانید، و در درس خارج مراجع نجف به ویژه از محضر آیتالله حكیم و آیتالله سید عبدالهادى شیرازى و آیتالله خویى بهرهها گرفت، پس از ده سال اقامت در نجف عازم ایران شد. پس از توقف كوتاهى در كاشان و مسافرتى به مشهد و اصفهان و بازگشت به كاشان، بار دیگر دو سالى راهى نجف شد و سپس به واسطهى كسالت مزاج و حوادث دیگر به ایران بازگشت. بعد از ورود به ایران سه سالى در قم مشغول تدریس شد. وى در قم از مدرسین بلندپایهى سطوح عالى حوزه بود و در «مدرسهى بزرگ آخوند» حجره داشت و همان جا تدریس مىكرد. اما به دلایلى به شهر خود بازگشت و به اقامه جماعت و تدریس پرداخت. از همان آغاز ورودش به كاشان، علاوه بر تدریس خصوصى درسهاى حوزوى، تفسیر قرآن را به عنوان وظیفه اصلى خود قرار داد. در ابتدا، این جلسهها به تفسیر موضوعى و بحثهاى پراكنده اخلاقى مىگذشت اما بعد از چند مسافرت به مشهد مقدس، تصمیم گرفت كه قرآن را از آغاز تا انجام تفسیر كند و در ضمن آن براى مردم به بحثهاى اخلاقى و اجتماعى و تفسیر موضوعى نیز بپردازد. این نوع تفسیر تا یك سال قبل از درگذشتن (یعنى تا سال 1364) ادامه داشت. در حدود این سى و چند سال دو مرتبه قرآن را از ابتدا تا انتها تفسیر كرد. دورهى دوم تفسیرى وى هیجده سال طول كشید. ایشان نه تنها در فقه، اصول، رجال، درایه، كلام، ادبیات، معانى بیان و تجدید و تفسیر متبحر بود، بلكه در علم هیئت و نجوم قدیم هم ید طولانى داشت و آنها را تدریس مىكرد. تألیفات و آثار آیتالله نجفى كاشانى به این شرح هستند: برداشتى از نماز؛ پیرامون شراب؛ لنگرهاى زمین مولودى اندر خانه كعبه؛ بعثت محمد (ص) و قرآن در بحران جاهلیت؛ زمان چیست و چگونه مىگذرد؛ صدق؛ بزرگترین فضیلت؛ سرانجام كافر؛ یك خرق عادت شگفت یا معجزهاى بزرگ؛ اشتباه عمدى؛ افسانه ها یا كرامتهاى خیالى (سه جلد). اما نوشتههایى كه از ایشان به طبع نرسیده است: فضایل ثلثه (سه رساله آماده چاپ در مورد سلمان، ابوذر، مقداد)؛ ملتقطات (یادداشتهاى پراكنده ایشان در نحو، عروض، نجوم، فقه، اخلاق و عرفان و نیز نقد چند كتاب از نویسندگان معاصر و جواب سئوالهایى كه از ایشان پیرامون مسائل مختلف مطرح مىشده است)؛ رسالهاى در فضیلت نماز؛ رسالهاى در فضیلت علم؛ رسالهاى در فضل قرآن (قرآن چه كتابى است)؛ رسالهاى در مورد امام زمان (ع)؛ رسالهاى تحت عنوان حق كاوى؛ رسالهاى تحت عنوان اینجا و آنجا؛ رسالهاى تحت عنوان دین راست؛ آسان؛ هموار؛ تفسیر سوره كهف (به عربى)؛ تفسیر سوره مریم (به عربى)؛ تفسیر سوره طه (به عربى)؛ تفسیر سوره انبیاء (به عربى)؛ تفسیر سوره حج (به عربى)؛ تفسیر سوره عم (ناقص است)؛ دفترى مفصل مشتمل بر مجموعهاى از احادیث موضوعبندى شده كه به ترتیب الفبا تنظمیم شده است؛ حواشى و تعلیقات ایشان بر كتب روایى، كلامى، تفسیر، فقه و اصول و...، از استاد همچنین نوارهاى بسیارى در تفسیر سورههاى قرآن به جا مانده است. آیتالله نجفى كاشانى عصر روز پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1356 مصادف با شب عرفه در كاشان فوت كرد. (1407 -1339) ق)، عالم دینى، مدرس و مفسر. در كاشان به دنیا آمد و تحت نظر پدرش، كه از علماى كاشان بود، نشو و نما یافت. در 1361 ق به نجف رفت. «مكاسب» و «كفایه» را در محضر آیتاللَّه میرزا حسن یزدى و خارج فقه و اصول را در محضر آیتاللَّه خوئى آموخت و نیز از درس فقه آیتاللَّه حكیم و آیتاللَّه سید عبدالهادى شیرازى بهره گرفت و به درجهى اجتهاد نایل شد. سپس به ایران بازگشت و مدت سه سال در قم ساكن گردید و از محضر آیتاللَّه بروجردى استفاده نمود و خود به تدریس پرداخت. سرانجام به خواهش مردم كاشان و به علت بیمارى پدرش به كاشان رفت و در همان جا ساكن گردید و به تدریس و امامت جماعت و انجام امور دینى پرداخت و در آن شهر درگذشت. از آثارش: «لنگرهاى زمین»؛ «برداشتى از نماز»؛ «مولودى اندرخانهى كعبه»؛ «بعثت محمد (ص) و قرآن در بحران جاهلیت»؛ «صدق بزرگترین فضیلت»؛ «افسانهها یا كرامتهاى خیالى»؛ «ملتقطات»؛ تفسیر سورههاى «كهف»، «مریم»، «طه»، «انبیاء»، «حج» و «عم یتسألون»؛ رسالهاى در «فضیلت قرآن».[1] شیخ مهدى نجفى كاشانى از افاضل دانشمندان معاصر كاشانست. وى در تاریخ یازدهم شعبان 1339 ق در دارالمؤمنین كاشان محله محتشم متولد شده و در دامن مادر عفیفه و صالحه خود كه نمونهاى از عفت و تقوا بود و ظل توجهات والد ماجدشان كه عالم ربانى و آیت سبحانى بود پرورش یافته و در سال 1361 قمرى براى تحصیل علوم دینى به نجف اشرف عزیمت نموده و علوم مقدماتى را نزد عدهاى از فضلاء نجف كه همه از اوتاد و ابرار و اخیار حوزه علمیه نجف بودند خوانده و سطوح عالى مانند مكاسب مرحوم شیخ و كفایه مرحوم آخوند را پیش مرحوم آیتاللَّه آقا میرزا حسن یزدى به پایان رسانیده و سپس به درس خارج آیتاللَّه العظمى خوئى مدظله حاضر شده و مقدارى از اصول و فقه معظم له استفاده نموده و نیز از محضر درس فقه مرحوم آیتاللَّه حكیم و آیتاللَّه حاج سید عبدالهادى شیرازى بهرهمند شده و تا مدت ده سال با پشت كار فراوان و كوشش عجیب به درس و بحث و تدریس اشتغال داشته و به قول بعضى به اندازه سى سال در این ده سال زحمت كشیده و در تمام ایام حتى پنجشنبه و جمعه و روزهاى تعطیلى دیگر مسامحه در كار درس و بحث ننموده تا پس از این مدت بر اثر خستگى زیاد و كسالت مزاج مجبور به مراجعت به ایران شده و به كاشان آمده و سفرى به مشهد مقدس و بعد به اصفهان و آنگاه در كاشان تأمل و باز به نجف اشرف مسافرت و مدت دو سال توقف و از محضر بزرگان مراجع استفاده نموده تا اینكه به واسطه كسالت مزاج و حوادث دیگرى به ایران آمده و مدت سه سال در قم مانده و از محضر آیتاللَّه العظمى بروجردى استفاده و در آن هنگام بر اثر ضعف فراوان و بیحالى و كسالت والدش با اصرار مردم كاشان به وطن برگشته و تا حال حاضر كه سال 1395 قمریست به وظائف شرعى از اقامه جماعت و تدریس و جلسههاى مختلف اشتغال دارند. و ضمناً جزوههائى در موضوعات متنوع نگاشته و به طبع رسانیده كه ذیلا مىنگارم. 1- پیروان شراب 2- لنگرهاى زمین 3- على بن ابیطالب در خانه خدا بدنیا آمد. 5- بعثت محمد و قرآن در بحران جاهلیت 5- زمان چیست و چگونه مىگذرد. 6- اشتباه عمدى 7- صدق بزرگترین فضیلت 8- سرانجام كافر 9 و 10 و 11- یك سلسله افسانهها یا كرامتهاى خیالى 12- یك خرق عادت شگفت یا فضیلت و منقبتى بزرگ و تألیفات دیگر كه هنوز به طبع نرسیده است. معظم له از همان اول ورود به كاشان شروع به بحث و تفسیر قرآن نموده كه تاكنون ادامه دارد و هر شب گروهى از مؤمنین و بالاخص عدهاى از جوانان استفاده مىكنند و نیز در جمعهها جلسه تبلیغى وعظ و ارشاد منظم دارند.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
منابع زندگینامه: [1] كیهان فرهنگى (س 3، ش 6، ص 56، س 4، ش 6، ص 34 -33)، گنجینهى دانشمندان (276 -275/ 6).
فعالیتها: • تبلیغ • تدریس • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:40 AM
نجفی کاشانی، مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
شیخ مهدى نجفى كاشانى اعلى اللَّه مقامه یكى از علماء بزرگ معاصر كاشان بودند. وى در ماه رمضان 1293 قمرى متولد شده و مقدمات و سطوح را در كاشان و اصفهان و مدتى هم در قزوین خوانده آنگاه مهاجرت به نجف اشرف نموده و از محضر درس بزرگان حوزه نجف مخصوصاً محضر درس مرحوم آیتاللَّه آخوند خراسانى صاحب كفایه استفاده و پس از چهار سال اقامت در نجف بر اثر عوارضى به كاشان آمده و مجدداً به نجف اشرف مراجعت نموده و مدت هفت سال دیگر اقامت داشته و در محضر درس بزرگان مخصوصاً آیتاللَّه شریعت اصفهانى حاضر و استفاده مىنمود سپس به خواهش و اصرار جمعى از مؤمنین به كاشان آمده و در محله محتشم اقامت نمودهاند. ایشان گذشته از اقامه نماز جماعت اشتغال به تدریس و ارشاد مردم داشتهاند در زهد و تقوى و قناعت نفس و در عفت و ورع و مناعت ضربالمثل بوده و در میان عام و خاص مشهور به نفسى مطمئن و دلى آرام با خضوع و خشوع و مهابتى عظیم داشت و فوقالعاده مقید به آداب و رسوم دینى بود و حتىالامكان مستحبات را ترك نمىكرد و از مكروهات اجتناب مىنمود و در امور دینى عجیب متعصب و متصلب بود. در امر به معروف و نهى از منكر جدى و در مبارزه با خرافات و موهومات و روشن كردن مردم كوشا بود و ملامت لائمین او را از این كار بازنمىداشت (لا تأخذه فى اللَّه لومة لائم) در وعظ و ارشاد مردم كمتر مسامحه نمىكرد شب و روز و در هر موقع مناسب و در هر مجلس و محفل مردم را ارشاد مىكرد و موعظه مىفرمود و در این موضوع اصرار و پافشارى زیادى داشت به طورى كه امكان نداشت در مجلسى كه ایشان بود سخنان بیهوده و حرفهاى متفرقه مجلس بزرگوار شود وقت را غنیمت شمرده و از فرصت حداكثر استفاده را مىنمود. در احیاء امر اهلبیت علیهمالسلام جدیت و كوشش خاصى داشت و در احادیث اهلبیت علیهمالسلام و تاریخ اسلام ید طولا و اطلاع وسیعى داشت زندگیش از هر جهت بسیط و ساده و در زهد و قناعت و ورع و تقوا و مناعت در زمان خود كمنظیر بود. مرحوم آیتاللَّه حاج سید محمود شاهرودى مىفرمود هنگامى كه آن مرحوم در نجف در مدرسه بزرگ مرحوم آخوند حجره داشت و ما عدهاى بودیم كه كاملا مراقب و مواظب احوال ایشان بودیم و بالاخره طورى ایشان را شناختیم كه با وجود نماز جماعتهاى مهم در نجف با اصرار زیادى ایشان را مىبردیم بالاى بام مدرسه و وادار به نماز مىكردیم و به ایشان اقتدا مىنمودیم و گاهى در مواقع مناسب ما را با بیانى شافى و جذاب و مهیج موعظه مىكرد. و آن مرحوم در اثر تجربه و شناخت مزاج خویش از خصوصیات و عوارض مزاج خود كاملا اطلاع داشت كه در طول عمر خود به طبیب و دكتر مراجعه نكرد و ابداً دوا و دارو نخورد به هیچوجه و این از عجایب احوال ایشان بود گاهى كه عوارضى بر ایشان طارى مىشد چون كاملا آشناى به مزاج و عوارض مزاج خود بود عوارض طاریه را به وسیله غذاى مناسب و پرهیز از غذاى نامناسب علاج مىكرد تا در سن هشتاد و یك سالگى در سال 1374 قمرى در ماه مبارك رمضان دعوت حق را لبیك گفت و به جوار رحمت واسعه خداى متعال رفت خدا او را رحمت فرماید.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:40 AM
نجفی، مجدالدین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
مجدالدین نجفى فرزند ارشد مرحوم آیتاللَّه العظمى ابوالمجد آقا شیخ محمدرضا نجفى بن عالم ربانى شیخ محمدحسین بن علامه محقق حاج شیخ محمدباقر طاب ثراه معروف به (مجدالعلماء) این بزرگوار در بیست و سوم جمادىالاولى 1326 هجرى از والده ماجدهاش سیده جلیله زهرا بیگم صبیه مرحوم سیدالعلماء آقا سید محمد امامى در نجف اشرف متولد شده. و در كودكى موسوم به امجدالدین بوده و مرحوم والدش آیتاللَّه آقا شیخ محمدرضا مسجدشاهى اصفهانى رساله امجدیه مطبوعه را بنام ایشان تصنیف كردهاند. وى در بیت علم و كمال پرورش یافته و مقدمات و سطوح و علوم مختلفه معقول و منقول را از اساتید بزرگ هر فن و علمى فراگرفته و علوم ریاضى را از هیئت و هندسه از قبیل كتاب مجسطى و تحریر اقلیدس و هیئت قدیم و جدید را نزد والد ماجدش تحصیل و تكمیل نموده و بسیارى از افاضل علوم مزبوره را از آن جناب آموخته و درس خارج فقه و اصول را از مرحوم والد خود استفاده نموده و از آنجناب به دریافت اجازه اجتهاد نائل شده و به تدریس علوم مختلفه پرداخته و تاكنون بالغ بر سى و دو سالست كه در مسجد نو واقع در بازار نیمآورد اصفهان به اقامه جماعت و تدریس اشتغال دارند. و در حال حاضر در مدرسه ثقةالاسلام جنب امامزاده احمد واقع در ناحیه چهار اصفهان تدریس خارج فقه مىنمایند و عدهاى از فضلاء اصفهان از محضرشان كسب فیض مىكنند. در زهد و تقوا و پرهیزكارى و دستگیرى از درماندگان و قضاء حوائج مؤمنین مشهور و زبانزد مردم اصفهانند داراى تألیفات و تصنیفات عدیدهاى هستند كه تاكنون بطبع نرسیده است. نگارنده گوید: در ماه شوال 1394 ه كه براى امرى به اصفهان رفتم در مسجد نو موفق به زیارتشان شده و از سیماى ملكوتى آنجناب مستنیر گردیدم. آثار و علائم ربانیین را از چهره منیرش مشاهده كردم و باید همینطور باشند زیرا فرزند ارجمند آیتاللَّه العظمى آقا رضا كه مجسمه علم و كمال و حفید عالم ربانى و آیت سبحانى حاج شیخ محمدحسین نجفى هستند كه داراى كرامات و مقامات معنوى بوده و مرحوم آیتاللَّه حاج آقا نوراللَّه اصفهانى كتابى در شرح زندگانى آن بزرگوار و حالاتش نوشته است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:42 AM
نجفی، محمد حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
عالمى بزرگ، و فقیهى نامور، و در غایت زهد و تقوى بوده، در دیانت و محكمى امر مرافعات، و امتناع از چیزى كه بوى رشوه در او باشد، و عدم ملاحظه از اكابر و ارحام در این مقام، عندالخواص و العوام مسلّم بود، و مرحوم میرزاى شیرازى اعتماد تامّى به او داشته، كه اهل اصفهان هر وقت از ایشان سئوال كردهاند كه به چه کسی رجوع كنند؟ مىفرمودند: به میرزا محمّد حسن نجفى. و جمعى از خواّص از ایشان تقلید مىكردند، و ایشان امام جماعت مسجد ذوالفقار بودند، و عمر گرامى را صرف تحصیل و تدریس و تألیف و تصنیف و جواب استفتاءات مىفرمودند. در حدود سال 1237 متولّد، و در روز 5 شنبه 11 ربیع الاول سال 1317 در اصفهان وفات یافته، در لسان الارض مدفون گردید، سپس به نجف منتقل گردید. كتب زیر از ایشان است: 1- اجزایى دراصول 2- اجزایى در فقه 3- حاشیه بر فصول 4- حاشیه بر قوانین 5- رساله در زیارت عاشورا 6- كتابى در طهارت 7- كتابى در تقوى، ناتمام، و غیره. مشارالیه در نجف از زمره شاگردان: آقا سید ابراهیم قزوینى صاحب ضوابط، و شیخ مرتضى انصارى، و میرزاى شیرازى بوده، و در اصفهان عدّه زیادى در عداد شاگردانش محسوب مىشوند.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:42 AM
نجفی، محمد طه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1323 -1241 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى، رجالى، مجتهد، مدرس، زاهد، عابد و شاعر. نیاى بزرگش حاج نجف از تبریز به نجف مهاجرت كرد. محمد طه در نجف به دنیا آمد و در همان جا نشو و نما یافت. مقدمات را از شیخ عبدالرضا طفیلى و دایىاش، شیخ جواد، فراگرفت. وى در محضر علامه شیخ محسن خنفر و شیخ مرتضى انصارى و سید حسین كوه كمرى و سید حسین بحرالعلوم تلمذ نمود و از شیخ ابوالحسن على بن خلیل رازى اجازهى روایت گرفت. سید محمد سعید حبوبى و علامه سید محسن امین و شیخ على جواهرى و شیخ حسن، فرزند شیخ محمد حسن صاحب «جواهر» و سید مهدى حكیم و سید محمد كاشى حایرى و سید عدنان بحرانى از شاگردان وى هستند. او پس از درگذشت میرزاى بزرگ شیرازى عهدهدار مرجعیت گردید. او به خوبى شعر مىسرود و قصایدى از وى در مدح پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) باقى است. در اواخر عمر بینایىاش را از دست داد. در نجف درگذشت و در حجرهاى در نزدیكى صحن مطهر به خاك سپرده شد. از آثارش: «الانصاف فى تحقیق مسائل الخلاف»، حاشیه بر «الجواهر»، در فقه؛ «اتقان المقال فى احوال الرجال»، در شرح حال رجال حدیث كه در ابتدا نام آن «احیاء الموات فى اسماء الروات» بود؛ «الفوائد السنیة» یا «القواعد النجفیة» كه حاشیه بر «فرائد الاصول» یا «رسائل» شیخ انصارى است؛ «غناء المخلصین» حاشیه بر «المعالم»؛ شرح «منظومه» بحرالعلوم؛ «كشف الحجاب فى استصحاب الكر و مطلق الاستصحاب»؛ «كشف الاستار عن حكم الخارج عن دار الاقامة فى الاسفار».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (46/ 7)، اعیانالشیعه (375/ 9)، دانشمندان آذربایجان (245)، الذریعه (26 -25/ 18 ،343/ 16 ،216/ 11 ،207/ 6 ،397/ 2 ،83/ 1)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 967 -961/ 14)، علماء معاصرین (84 -83)، فوائدالرضویه (547)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1270 -1269/ 3)، معجمالمؤلفین (107/ 10)، مكارمالآثار (1155 -1149/ 4).
فعالیتها: • اصول فقه • تدریس • رجال و تراجم • شعر • عرفان • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:43 AM
نجفی، محمدحسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محمدحسین نجفى از علماء معروف نیشابور بوده است. وى در نیشابور متولد شده و پس از خواندن مقدمات و ادبیات به مشهد مشرف و پس از چند سال مهاجرت به نجف اشرف نموده و از محضر مرحوم آیتاللَّه العظمى اصفهانى و اقران او استفاده و پس از وصول به مقام اجتهاد به وطن مراجعت و به خدمات دینى پرداخته تا از دنیا رفته است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:43 AM
نجمآبادی، محمدباقر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1347 -1264 ق)، عالم دینى، فقیه، مجتهد و مدرس. اصلش از نجمآباد كرج است. در تهران به دنیا آمد و پس از گذراندن مقدمات به نجف رفت و چندین سال در نجف از محضر علما استفاده نمود. او در اخلاق از خواص شاگردان ملا حسینقلى همدانى بود. پس از رسیدن به درجات بالاى علمى به تهران آمد و جانشین پدر و برادرش، آقا شیخ هادى، در امر تدریس و امامت جماعت گردید. سید محسن عاملى صاحب «اعیانالشیعه» از شاگردان وى مىباشد. در تهران درگذشت و در مقبرهى برادرش، آقا شیخ هادى، دفن شد. از آثارش: «رسالة المشتق»؛ حاشیه بر «مكاسب» شیخ انصارى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیانالشیعه (187/ 9)، الذریعه (218 -217/ 6)، زندگینامه آیتاللَّه حاج شیخ هادى نجمآبادى (54 -51)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 227/ 14)، معجمالمؤلفین (97/ 9)، مكارمالآثار (1782 -1781/ 5).
فعالیتها: • تدریس • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:44 AM
نجمآبادی، هادی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1321/ 1320 -1250 ق)، عالم دینى، فقیه، محدث، متكلم، مجتهد، مدرس و نیكوكار. اصل وى از ساوجبلاغ تهران است. در تهران به دنیا آمد. در 1262 ق براى تحصیل علوم به نجف رفت و پس از فراگیرى مقدمات در 1270 ق به تهران بازگشت و پس از مدتى براى ادامهى تحصیل به نجف مراجعت نمود. وى از شاگردان پدرش، ملا مهدى، و پسر عمویش، شیخ حسن نجمآبادى، و شیخ راضى نجفى بود. در 1280 ق پس از درگذشت پدرش، به تهران آمد و عهدهدار امور دینى گشت. او در فقه، اصول، حدیث، تفسیر و رجال متبحر بود و در زمان خود از مجتهدین بزرگ تهران و مرجع حل و فصل مشكلات مردم به شمار مىآمد. او بعد از ظهر هر روز جلو درگاه خانه خویش مىنشست و مردم را از هر گروه و آیین مىپذیرفت و با همهى آنها در كمال آزادى پیرامون مسائل گوناگون بحث مىنمود. او عالمى آزادمنش و روشنفكر بود و خدمات بسیارى به جنبش آزادى ایران كرد و بسیارى از بزرگان مشروطه را از مریدان او به شمار آوردهاند. فرزندانش، شیخ محمدتقى مجتهد نجمآبادى و حاج شیخ مهدى نجمآبادى، و علامه محمد قزوینى و علامه علىاكبر دهخدا و ناظمالاسلام كرمانى و میرزا جهانگیر خان شیرازى (صور اسرافیل) و رفیع بامداد و میرزا سید محمد طباطبایى از شاگردان او بودند. در تهران درگذشت و در مدرسهى خود به خاك سپرده شد. از آثارش: بناى مریضخانهى وزیرى (میرزا عیسى وزیر) كه به نام خود وى نیز مشهور است، به انضمام یك باب حمام در كنار مریضخانه، در محلهى حسنآباد تهران، هدایت و تشویق میرزا عبدالكریم خان منتظمالدوله فیروزكوهى به بناى مدرسهى خیریه دارالایتام حسنآباد، دایر كردن قنات در اشتهارد كرج و آباد كردن اراضى موات و احداث صحتآباد، در جهت پشتیبانى مالى بناى مریضخانه. از آثار علمى وى: «تحریر العقلاء»؛ رسالهى «رد فرقهى بهاییه»؛ «جداول، طبقات وارث».[1] سال تولد: 1250 ق. فوت: 1320 ق. آثار: تحریرالعقلا رساله رد فرقه بهائیت (تهران، 1312 ق. سربى، رقعى، باهتمام شیخ مرتضى نجمآبادى) جداول، طبقات وارث (تهران، 1308 ق. سنگى، خط میرزا حسن تهرانى) هادى نجمآبادى تهرانى متولد سال 1250 ق. پسر حاج ملا مهدى و از علماى معروف تهران بود كه در روستاى نجمآباد در خانوادهاى صنعتگر به دنیا آمد. در دوازده سالگى به همراه مادرش به نجف اشرف رفت و به تحصیل علوم فقهى و مذهبى پرداخت در سال 1280 ق. به تهران آمد و امامت و حكومت شرعیه موقوفات خانوادگى را به عهده گرفت. وى مطلقا مردى فسادناپذیر بود و هیچگاه دینارى از كسى قبول نمىنمود وى مردى آزاداندیش بود و یكى از زمینهسازان فكرى جنبش مشروطه محسوب مىگردد، اكثر روشنفكران دوره ناصرى تربیت یافتگان دبستان این روحانى بودند. وى به تأسیس مدرسه، دارالایتام، بیمارستان، داروخانه و مسجد علاقه مفرطى داشت و از جمله ساخت مدرسه خیریه، مدرسه سادات، مدرسه رشدیه و بیمارستان وزیرى با حمایت و تشویق وى صورت پذیرفت. سرانجام وى در سال 1320 ق. جان به جان آفرین تسلیم نمود.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] اعیانالشیعه (236 -235/ 10)، تحریرالعقلاء (مقدمه)، الذریعه (387/ 3)، زندگینامهى آیتاللَّه حاج شیخ هادى نجمآبادى، شرح حال رجال (410 -408/ 4)، علماء معاصرین (337)، المآثر والآثار (149)، مكارمالآثار (1377 -1376/ 4)، مؤلفین كتب چاپى (732 -730/ 6).
فعالیتها: • تدریس • حدیث • خادمان فرهنگي و خيرين • ---------- • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:44 AM
نحوی، محمد باقر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم فاضل، و مجتهد زاهد، از شاگردان: حاج میرزا ابوالحسن بروجردى، و آخوند ملاّ محمّد حسین فشارگى، و آقا شیخ محمّد رضا نجفى، و مجاز از هر 3 نفر، و همچنین از شاگردان آقا سید محمّد باقر درچهاى و آخوند كاشانى بوده، عمرى به زهد و قناعت گذرانیده. در 1303 متولّد، و در ظهر پنجشنبه 5 جمادى الاولى سال 1350 به عارضه سكته وفات یافت، و در جنب آبای گرام خود مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش را مرحوم آقا كمال الدین خوانسارى (پدر زن ایشان) فرماید: آن سمّى حضرت باقر كه بود نحوى عصرش فصیح و هم بلیغ سال فوتش را اگر پرسى ز من گویمت اى حیف از او با اى دریغ
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:45 AM
نحوی، محمد حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
عالم فقیه، و مجتهد متكلّم اصولى، از شاگردان: آقا میرزا محمّد باقر [خوانساری]، و پدر خود، و آقا نجفى، و حاج میرزا بدیع درب امامى، و آقا سید محمّد باقر درچهاى، و آخوند كاشى و جمعى دیگر از دانشمندان اصفهان بوده. در 1278 متولّد، و در شب جمعه 14 ربیع الثانى 1361 وفات یافته. تاریخ وفاتش را آقاى معلّم ضمن قطعهاى فرماید: كم كرد معلم دو و گفت از پى سالش سیّد حسن نحوى عارف ز جهان رفت قبرش در مجاورت قبر جدّش سید حسن مجتهد قرار دارد. وى داماد آقا میرزا محمّد باقر چهار سوقى صاحب روضات است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:45 AM
نحوی، مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
مرحوم حاج سید مهدى، علاّمه فقیه، در شوّال 1248 متولّد، و در صبح روز دوشنبه 15 ذى حجّة الحرام سال 1307 وفات یافته، در جنب پدر مدفون شد. مشارالیه از علما و فقها و اجلاّ بوده، و در مدرسه شاهزادهها تدریس مىنموده، و در مسجد حمّال ها در بازار كفّاش هاى اصفهان امامت مىنموده، و در نزد پدر، و آقا میر سید حسن مدرس، و ملاّ اسماعیل واحد العین و آقا سید اسداللَّه بیدآبادى و جمعى دیگر تحصیل نموده، و جمعى از بزرگان در عداد شاگردان ایشان محسوب مىشدند. فقه و اصول و خصوصاً ادبیّات تدریس مىنموده، و چون تخصّص ایشان در تدریس علم نحو بوده به نحوى شهرت یافته، و گاهى او را سیّد نحوى مىگفتهاند، جهت امتیاز ایشان از نحوی هاى هرندى كه غیر سیّد بوده اند. و از وى چهار پسر باقى ماند:
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • تدریس • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:46 AM
نخبة الفقهاء لاری، محمدحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
شیخ محمدحسن بن العالم الجلیل آیتاللَّه آقاى حاج شیخ محمد حسین لارى از علماء بزرگ معاصر است. ایشان در حدود سال 1328 قمرى هجرى در لار به دنیا آمده و در بیت علم و فضیلت پرورش و دروس مقدمات و سطوح را در آنجا خوانده سپس به شیراز آمده و از محضر آقایان آنجا استفاده نموده آنگاه مهاجرت به نجف اشرف نموده و از محضر آیتاللَّه العظمى اصفهانى و آیتاللَّه میرزا محمد حسین نائینى و آیتاللَّه حاج شیخ محمد كاظم شیرازى استفاده و با دریافت اجازات اجتهادى و غیره به زادگاه خود شهرستان لار مراجعت و به انجام وظائف دینى و اجتماعى پرداخته است داراى تالیفاتى چندى از جمله: 1- تذكرهالفضلاء. 2- تذكرهالصلحاء. و غیره مىباشد. نویسنده در حدود پنجسال قبل معظم له را در مشهد مقدس در مدرسه نواب ملاقات كردم او را دانشمندى جامع و متواضع دیدم.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هشتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:46 AM
نخعی، زینالعابدین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
زینالعابدین طاب ثراه در سال 1267 قمرى در گلپایگان متولد و تحصیلات مقدمات را نزد علماء آن زمان انجام داده و بعد از تكمیل آن مسافرت به قم و اصفهان نموده و از محضر آیات عظام آنجا استفاده نموده تا به درجه اجتهاد و استغناء از علماء اصفهان مهاجرت به نجف اشرف نموده و مدتى از مجلس بحث مرحوم آیتاللَّه حاج میرزا حبیباللَّه رشتى و فاضل ایروانى استفاده كرده آنگاه مسافرت به سامرا و مدتى طولانى از محضر و درس مرحوم آیتاللَّه مجدد حاج میرزا محمدحسن شیرازى بهرهمند شده به نحوى كه در اصحاب خاص ایشان مورد توجه آن مرحوم گردیده و به مبرزین و كملین اصحاب میرزا چون مرحوم حاج ملا فتحعلى اراكى و مرحوم سید محمد فشاركى و مرحوم آیتاللَّه حاج سید اسماعیل صدر و مرحوم آیتاللَّه میرزا محمدتقى شیرازى و مرحوم آیتاللَّه حاج میرزا حسین نورى اعلى اللَّه مقامهم جلیس و همبحث بوده و مقامات و معارف عالیه را با چنین اصحابى درك نموده پس به اصرار جمعى از علماء مراجعت به گلپایگان نموده و در آنجا مرجعیت تامه داشته تا در سنه 1347 قمرى وفات و در همانجا مدفون گردیده است از قضایاى قابل توجه اینكه در حال احتضار كه قواى ایشان به كلى از كار افتاده و قادر به حركت نبودند و علماء گلپایگان در اطراف بستر ایشان نشسته بودند دفعة بغیر اختیار از بستر برخاسته و چشم به اهل مجلش گشوده و فرمودند نشستهاید در حالتى كه پیغمبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله وارد شد و مجددا چشم بسته و در بستر آرمیده و به رحمت ایزدى پیوستند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:47 AM
نراقی، احمد ( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1245/ 1244 -1186/ 1185 ق)، عالم دینى، فقیه اصولى، محدث، رجالى، منجم، ریاضیدان، مدرس، ادیب و شاعر، متخلص به صفایى. جامع معقول و منقول بود. در نراق، از توابع كاشان، به دنیا آمد. مقدمات را در نزد پدرش و شاگردان پدرش فراگرفت. سپس به همراه پدر به عراق رفت و در نجف از محضر سید مهدى بحرالعلوم و شیخ جعفر كاشفالغطاء و در كربلا از محضر میرزا مهدى شهرستانى و آقا محمدباقر بهبهانى استفاده نمود تا به مرتبهى اجتهاد رسید و خود به بحث و تدریس پرداخت. سپس به نراق كاشان بازگشت و عهدهدار ریاست و مرجعیت دینى شد. وى از پدرش و سید بحرالعلوم و شیخ جعفر كاشفالغطاء و به واسطهى پدرش از ملا محمدباقر مجلسى روایت نموده است. شیخ مرتضى انصارى و سید محمد شفیع جاپلقى و بسیارى دیگر از بزرگان از شاگردان وى بودند. در نراق به بیمارى و با درگذشت، پیكرش به نجف منتقل و در صحن علوى به خاك سپرده شد. از آثارش: «مناهج الوصول الى علم الاصول» یا «مناهج الاحكام»، «مساند الشیعة فى احكام الشریعة»، در فقه؛ «وسیلة النجاة»؛ «مفتاح الاصول و مصباح الوصول»؛ «معراج السعادة»، در اخلاق به فارسى، «مفتاح الاحكام»، در اصول فقه، «تنقیح الفصول»، در شرح «تجرید الاصول» پدرش، ملا مهدى نراقى؛ «اساس الاحكام»؛ «اسرار الحج»؛ «عوائد الایام»، در قواعد اصولى و فقهى، به فارسى؛ «الخزائن»، به سبك «كشكول»، در تتمیم كتاب «مشكلات العلوم» پدرش، به فارسى، «سیف الامة و برهان الملة»، در رد پادرى نصرانى، به فارسى، رسالهى «منجزات المریض»؛ مثنوى «طاقدیس»؛ «دیوان» شعر.[1] حاجى ملا احمد ابن حاج ملا مهدى معروف به نراقى (ف. 1245 ه.ق) از فقهاى بزرگ قرن سیزدهم هجرى است. علاوه بر مقام فقاهت اشعار عرفانى فراوان سروده است و در شعر صفاتى تخلص مىكرد. او را تألیفات متعددى است از آن جمله: 1- اجتماع الامر والنهى. 2- اساس الاحكام در اصول فقه. 3- اسرارالحج. 4- حجیة المظنة. 5- خزائن. 6- دیوان شعر فارسى. 7- سیفالامة 8- شرح تجریدالاصول. 9- طاقدیس شامل مثنویات او. 10- عینالاصول. 11- معراجالسعاده. 12- مفتاحالاحكام. 13- مناهجالوصول. وى در وباى عام در قریهى نراق درگذشت. برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم) منابع زندگینامه: [1] الاعلام (245/ 1)، اعیانالشیعه (184 -183/ 3)، ایضاح المكنون (563 ،523 ،478 ،130 ،35/ 2 ،331/ 1) حدیقةالشعراء (1031 -1027/ 2) الذریعه (178 -177 ،85/ 25 ،16/ 23 ،350 ،341 -340/ 22 ،317 ،315 ،230 -229 ،15 -14/ 21 ،140/ 17 ،367 ،354 ،134/ 15 ،195 ،138/ 13 ،286/ 12 ،12/ 11 ،1181 ،610/ 9 ،152/ 7 ،43 ،4/ 2 ،267/ 1)، روضات الجنات (107 -103/ 1)، ریحانه (163 -160/ 6)، سفینةالمحمود (423 -419/ 2)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 117 -116/ 13)، فرهنگ سخنوران (560)، فوائد الرضویه (41)، قصص العلماء (132 -129)، مجمعالفصحا (705 -700/ 5)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1288 -1287/ 3)، معجمالمؤلفین (163 -162/ 2)، مكارمالآثار (1242 -1235/ 4)، مؤلفین كتب چاپى (484 -481/ 1)، نگارستان دارا (106 -104)، هدیةالاحباب (180)، هدیةالعارفین (186 -185/ 1). فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • ادبیات و کتاب • اصول فقه • تدریس • حدیث • ریاضیات و هندسه • شعر • فقه • نجوم
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:47 AM
نراقی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1297 -1215 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى و متكلم. ملقب به عبدالصاحب و معروف به حجتالاسلام. در كاشان به دنیا آمد. مدارج علمى را نزد پدر خود، ملا احمد نراقى، طى نمود و از وى اجازه اجتهاد دریافت كرد. بنا به آوردهى صاحب «مكارمالآثار»، وى داماد میرزاى قمى و از مشایخ شیخ جعفر شوشترى مىباشد. او عهدهدار تولیت مدرسه سلطانى در كاشان، از بناهاى فتحعلى شاه قاجار، بود. وى در كاشان درگذشت. پیكرش به نجف منتقل و در نزدیكى پدرش و جدش به خاك سپرده شد. از آثار وى: «انوار التوحید»، در كلام؛ «المراصد ذات الفوائد»، در مسائل مهم علم اصول؛ «مشارق الاحكام»، در فقه.[1] حاج ملا محمد ابن حاج ملا احمد نراقى ملقب به عبدالصاحب و معروف به حجةالاسلام (ف. 1297 ه.ق) از علماى امامیهى قرن سیزدهم هجرى، از تألیفات اوست: 1- انوار التوحید در علم كلام. 2- المراصد در اصول. 3- مشارقالاحكام در فقه. وى در سن 80 سالگى در كاشان وفات یافت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الذریعه (32/ 21 ،300/ 20 ،422/ 2)، ریحانه 164 -163/ 6)، المآثر والآثار (144)، مكارمالآثار (556 -555/ 2)، هدیةالاحباب (181).
فعالیتها: • اصول فقه • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:47 AM
نراقی، محمدصادق
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
شیخ محمدصادق نراقى بن میرزا ابوالقاسم بن ملا مهدى بن ابىذر نراقى كاشانى از علماء بزرگ عصر و مراجع امور در كاشان بوده و بعد از 1300 وفات نموده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:48 AM
نراقی، مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(1209 -1128 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى، محدث، متكلم، حكیم و ریاضیدان. موصوف به خاتم المجتهدین. جامع علوم معقول و منقول و در حساب، هندسه، ریاضى، هیئت و علوم ادبى متبحر بود. در نراق كاشان به دنیا آمد. سپس براى تحصیل به اصفهان رفت و از محضر ملا اسماعیل خواجویى و ملا محمدمهدى هرندى و شیخ محمد كاشانى و میرزا نصیر استفاده نمود و آنگاه براى ادامه تحصیل رهسپار عتبات گشت و در كربلا و نجف نزد بزرگان فقه و اصول و علوم نقلى از قبیل: وحید بهبهانى و شیخ یوسف بحرانى و شیخ مهدى فتونى عاملى به تكمیل معلومات خویش پرداخت و از وحید بهبهانى و شیخ یوسف بحرانى و سید مهدى بحرالعلوم و سید محمدمهدى شهرستانى و شیخ جعفر كاشفالغطاء و ملا محمد اسماعیل مازندرانى روایت نمود. پس از فراغت از تحصیل به ایران مراجعت كرد و در كاشان سكنى گزید. با حضور او در كاشان علم و دانش در این شهر رونقى تازه پیدا كرد. فرزندش، ملا احمد نراقى، و حاج محمد ابراهیم كرباسى و محمد طاهرآبادى و سید محمدباقر حجتالاسلام شفتى اصفهانى و مجذوب علیشاه و میرزا بابا حبیباللَّه حسینى نطنزى از شاگردان او بودند. در اواخر عمر به نجف رفت و در آنجا به تدریس و بحث و تألیف مشغول شد و در همان جا درگذشت و در حرم مطهر به خاك سپرده شد. از آثارش: «كنزالرموز»، «انیس الموحدین»؛ «انیس المجتهدین»؛ «توضیح الاشكال»، در شرح «تحریر اقلیدس»؛ «معتمد الشیعة فى احكام الشریعة»؛ «لوامع الاحكام فى فقه شریعة الاسلام»؛ «التحفة الرضویة فى المسائل الدینیة»؛ «التجرید» یا «تجرید الاصول»، در اصول فقه؛ «انیس التجار» یا «انیس التاجرین»، در مسائل تجارت؛ «نخبة البیان»، در استعاره و تشبیه؛ «مشكلات العلوم» یا «تفصیل المشكلات من العلوم» به سبك «كشكول»؛ «جامع السعادات فى موجبات النجاة»، در اخلاق؛ رسالهاى در «عبادات»؛ «مناسك الحج»؛ «كتاب الحساب»؛ «جامع الافكار و ناقد الانظار»، در اثبات واجبالوجود و صفات سلبیه و ثبوتیه؛ «محرق القلوب»، در مصائب اهلبیت (ع).
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (257/ 8)، اعیانالشیعه (167 ،143/ 10)، ایضاح المكنون (508 ،443 ،413/ 2 ،353 ،311 ،249 ،227 ،148/ 1)، خاتمهى مستدرك الوسائل (106/ 2)، الذریعه (94 -93/ 24 ،274/ 22 ،213 ،67 -66/ 21 ،149/ 20 ،359 -358 ،349 ،345 ،157 ،121/ 18 ،75 -74/ 17 ،302/ 15 ،335/ 13 ،103 ،32/ 11 ،7/ 7 ،436 ،351 ،350/ 3 ،59 -58 ،42 -41/ 5 ،467 -466 ،465 -464 ،453/ 2)، روضاتالجنات (192 -189/ 7)، ریحانه (165 -164/ 6)، شرح حال رجال و مشاهیر نامى (413 -409)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 116/ 13)، طرائقالحقائق (258 ،254/ 3)، قصص العلماء (133/ 132)، المآثر والآثار (166)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1287 -1286/ 3)، معجمالمؤلفین (57/ 12)، مكارمالآثار (364 -360/ 2)، مؤلفین كتاب چاپى (363 -360/ 6)، هدیةالاحباب (181 -180)، هدیةالعارفین (352/ 2).
فعالیتها: • اصول فقه • حدیث • ریاضیات و هندسه • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:49 AM
نریزی مراغی، ابوتراب عبدالباقی
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(492/ 491 -403/ 401 ق)، فقیه شافعى، محدث، مدرس و زاهد. اصل وى از نریز از قراى آذربایجان بود. ساكن نیشابور و عهدهدار تدریس و امامت جماعت در مسجد عقیل آنجا بود. در بغداد نزد قاضى ابوطیب طبرى فقه آموخت و از ابوطیب طبرى و ابوعلى بن شاذان ابوالقاسم عبدالملك بن بشران عبدى و ابوطاهر بن عبدالرحیم اصفهانى و ابوعبداللَّه محاملى و ابومحمد جوهرى و ابوبكر بن بشران و جماعتى دیگر حدیث شنید. عمر بن على دامغانى و ابوالبركات ابن فراوى و ابوعثمان عصایدى و زاهر بن طاهر شحامى و فرزندش، عبدالخالق بن زاهر، و دیگران از وى روایت كردهاند.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: انساب سمعانى (481 -480/ 5)، سیرالنبلاء (171 -170/ 19)، شذرات الذهب (398/ 3)، طبقات الشافعیهى اسنوى (223/ 2)، الشافعیهى سبكى (96/ 5) العبر (366/ 2)، الكامل (192/ 8)، المنتظم (42 -41/ 10)، النجوم الزاهرة (162/ 5).
فعالیتها: • تدریس • حدیث • عرفان • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:49 AM
نسائی، ابوعبدالرحمان احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 3 )
(303 -215/ 214 ق)، رجالى، حافظ، محدث، فقیه و قاضى. ملقب به شیخالاسلام و معروف به حافظ نسائى. در نساى خراسان به دنیا آمد. در «وفیات الاعیان» نام پدر وى على و نام جدش شعیب ذكر شده است. در طلب علم به خراسان، حجاز، عراق، جزیره، شام و مصر سفر كرد و سرانجام در مصر ساكن گردید. وى نزد یونس بن عبدالاعلى، دوست و مصاحب شافعى، تلمذ نمود. او قرائت را از احمد بن نصر نیشابورى مقرى و ابوشعیب صالح بن زیاد سوسى فراگرفت. از قتیبة بن سعید و اسحاق بن راهویه و هشام بن عمار و سوید بن نصر و احمد بن منیع و بشر بن معاذ عقدى و حسین بن منصور سلمى نیشابورى و بشر صواف و زیاد بن ایوب و سوار بن عبداللَّه عنبرى و عباس بن عبدالعظیم عنبرى و عبدالجبار عطار و عتبه مروزى و عمران بن موسى قزاز و عمرو بن زراره كلابى و عیسى بن محمد رملى و محمد بن ابان بلخى و محمد بن بشار و محمد بن نصر مروزى و محمد مخرمى و محمد بن عبید محارمى و محمد بن هاشم بعلبكى و محمود بن غیلان و هیثم بن ایوب طالقانى و یوسف بن عیسى زهرى و یوسف بن واضح مودّب و جماعتى دیگر حدیث شنید. فرزندش، عبدالكریم نسائى، و حسن بن رشیق عسكرى و ابوبشر دولابى و ابوجعفر طحاوى و ابوعلى نیشابورى و حمزهى كنانى و ابوجعفر احمد نحوى و ابوبكر شافعى و محمد بن قاسم اندلسى و ابوالقاسم طبرانى و محمد بن عبداللَّه نیشابورى و محمد بن موسى مأمونى و ابن السنى و ابیض بن محمد بن ابیض و جماعتى دیگر از وى روایت كردهاند. در رملهى فلسطین درگذشت و پیكرش به مكه منتقل و ما بین صفا و مروه به خاك سپرده شد و به روایتى در مكه درگذشت. از آثارش: «السنن الكبیر»، در حدیث، «المجتبى» یا «السنن الصغیر»؛ «الضعفاء والمتروكین»، در رجال حدیث؛ «الخصائص» یا «خصائص امیرالمؤمنین (ع)»، در فضیلت حضرت على (ع)؛ «مسند على (ع)»؛ «مسند مالك»؛ «اغراب شعبة على سفیان و سفیان على شعبة»؛ «مناسك النسائى».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (164/ 1)، اعیانالشیعه (603 -601/ 2)، انساب سمعانى (484/ 5)، تاریخ نیشابور (110)، تذكرة الحفاظ (701 -698/ 2)، تهذیبالتهذیب (170 ،163/ 1) روضاتالجنات (220 -219/ 1)، ریحانه (168 -167/ 6)، سیرالنبلاء (135 -125/ 14)، شذرات الذهب (241 -239/ 2)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 35 -34/ 4)، طبقات الشافعیهى ابن قاضى شهبه (88/ 1)، طبقات الشافعیه اسنوى (269 -268/ 2)، طبقات الشافعیهى سبكى (16 -14/ 3)، العبر (444/ 1)، الكامل (152/ 6)، كشفالظنون (1833 ،1685 ،1684 ،1087 ،1006 ،706 ،130)، الكنى والالقاب (249 -247/ 3)، معجمالمؤلفین (245 -244/ 1)، المنتظم (450/ 7)، النجوم الزاهرة (210 -209/ 3)، الوافى بالوفیات (417 -416/ 6)، وفیات الاعیان (78 -77/ 1)، هدیةالعارفین (56/ 1).
فعالیتها: • حدیث • رجال و تراجم • فقه • قضاوت، حقوق، علوم ----------
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 09:50 AM
نسفی بخاری، ابومحمد عبدالعزیز
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(وف 533/ 532 ق)، فقیه حنفى و قاضى. معروف به نسفى و قاضى نسفى. اهل كوفه بود. در بخارا فقه آموخت و عهدهدار قضاوت خراسان گردید. وى پیشواى حنفیان بخارا و از معاصرین زمخشرى بود. از آثارش: «تعلیق الخلاف» یا «التعلیقة فى الخلاف»، در چهار مجلد؛ «فصول الفتاوى» یا «الفصول»، در فتاوا، «كفایة الفحول»، در علم اصول؛ «المنقذ من الزلل فى مسائل الجدل»؛ «روضة الناصحین»، در شرح «خطب الاربعین»؛ «السلم لدار السلام فى بیان احكام اركان الاسلام»؛ «مدارج الافهام والافواج»، در تفسیر «آیة ثمانیة ازواج»، به فارسى؛ «مدارج البطون عن ازالة الشكوك والظنون»، به فارسى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (147 -146/ 4)، ایضاحالمكنون (453 ،24/ 2)، ریحانه (171 -170/ 6)، كشفالظنون (1869 ،1497 ،933 ،424)، لغتنامه (ذیل/ عبدالعزیز) معجمالمؤلفین (252/ 5)، هدیةالعارفین (579 -578/ 1).
فعالیتها: • فقه • قضاوت، حقوق، علوم ----------
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:29 PM
نسفی، ابومطیع مکحول
( ملیت: ایرانی قرن: 3 )
(وف 308 ق)، فقیه، حافظ و محدث. از داوود ظاهرى و ابوعیسى ترمذى و عبداللَّه بن احمد بن حنبل و محمد بن ایوب بن ضریس و مطین و جماعتى دیگر روایت كرد. ابوبكر احمد بن محمد بن اسماعیل كه استاد جعفر مستغفرى است، از وى روایت نموده است. به آوردهى ذهبى مستغفرى در «تاریخ نسف» نام وى را محمد بن فضل و لقبش را مكحول ذكر كرده است. ذهبى گوید كه او نیكو شعر مىسرود. از آثارش: «اللؤلئیّات»، در زهد و آداب؛ «كتابالشعاع».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: سیرالنبلاء (33/ 15)، كشفالظنون (1571 ،1430)، معجمالمؤلفین (319/ 12).
فعالیتها: • حدیث • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:29 PM
نسفی، ابومعین میمون
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(508 -418 ق)، فقیه حنفى، اصولى و متكلم. وى از افاضل علماى حنفى قرن ششم قمرى بود. اصلش از سمرقند و ساكن بخارا بود. از آثارش: «بحرالكلام»، در توحید؛ «تبصرة الادلة»، در كلام؛ «التمهید لقواعد التوحید»؛ «العمدة»، در اصول دین؛ «العالم والمتعلم»؛ «ایضاح المحجة لكون العقل حجة»؛ شرح «الجامع الكبیر» ابوعبداللَّه شیبانى، در فروع؛ «مناهج الائمة»، در فروع.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (301/ 8)، ایضاح المكنون (563/ 2 ،156/ 1)، ریحانه (174/ 6)، كشفالظنون (1845 ،570 ،484 ،337 ،225)، معجمالمؤلفین (66/ 13)، هدیةالعارفین (487/ 2).
فعالیتها: • اصول فقه • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:29 PM
نسفی، برهانالدین، ابوالفضایل
( ملیت: ایرانی قرن: 7 )
(تو 600- وف 688 -684/ 679 ق)، فقیه حنفى، مفسر، اصولى، محدث، متكلم، حكیم و شاعر. معروف به برهان. وى از علماى بزرگ حنفى بود. در علم تفسیر و اصول فقه و علم كلام صاحب تألیف مىباشد. ساكن بغداد بود. در همان جا درگذشت و جنب مقبرهى ابوحنیفه دفن شد. «العقائد النسفیة» كه ملا سعد تفتازانى آن را شرح كرده، به وى نسبت داده شده است. در «كشفالظنون» فقط یك عنوان كتاب تحت نام «عقائدالنسفى» مربوط به نجمالدین عمر بن حمد نسفى ذكر شده است. از دیگر آثارش: «المقدمة فى علم الخلاف» یا «المقدمة البرهانیة» یا «فصول النسفى فى علم الجدل» یا «مقدمة فى الجدل والخلاف والنظر»؛ «منشأ النظر»، در علم خلاف و شرح آن؛ «الواضح»، كه مختصر «تفسیر كبیر» فخر رازى است؛ رسالهاى در «دور و تسلسل»؛ شرح «الاسماء الحسنى»؛ شرح «الاشارات والتنبیهات» ابنسینا؛ شرح «الرسالة القدسیة» غزالى؛ «مطلع السعادة».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: ایضاح المكنون (194/ 2)، ریحانه (174 -173/ 6)، شذرات الذهب (385/ 5)، كشفالظنون (1861 ،1803 ،1799 -1798 ،1756 ،1720 1296 ،1272 ،1032 ،882 ،865 ،95)، معجمالمؤلفین (297/ 11)، هدیةالعارفین (136 -135/ 2).
فعالیتها: • اصول فقه • حدیث • شعر • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:30 PM
نسفی، حافظ الدین، ابوالبرکات عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 8 )
(وف 710/ 701 ق)، فقیه حنفى، محدث، اصولى، مفسر و متكلم. اصل وى از نسف و اهل ایذهى اصفهان بود. او از مشاهیر فقها و اصولیین و محدثین حنفى و در علم كلام متبحر و بر معاصرین خود مقدم بود. به آوردهى بعضى از مآخذ وى در ایذه درگذشت. اما در «ریحانةالادب» مكان وفات وى بغداد ذكر شده است. از آثارش: «الوافى»، در فقه و شرح آن به نام «الكافى»؛ «كنزالدقائق»، در تلخیص «الوافى»؛ «عمدة العقائد» یا «عمدة عقیدة اهل السنة والجماعة»، در كلام و شرح آن به نام «اعتماد الاعتقاد»؛ «منار الانوار» و شرح آن به نام «كشفالاسرار»؛ «مدارك التنزیل و حقائق التأویل»، در تفسیر كه به «تفسیر نسفى» معروف مىباشد؛ «المستصفى»، در شرح كتاب «نافع» شیخ ابوالقاسم محمد حسینى (م 656 ق).
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (192/ 4)، ایضاح المكنون (98/ 1)، ریحانه (171/ 6)، كشفالظنون (2034 ،1997 ،1922 ،1867 ،1849 ،1823 ،1675 ،1641 -1640 ،1515 ،1274 ،1168 ،119)، معجمالمؤلفین (32/ 6)، هدیةالعارفین
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:30 PM
نسفی، نجمالدین، ابوحفص عمر
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(ح 537 -461 ق)، فقیه حنفى، اصولى، حافظ، محدث، مفسر، متكلم، ادیب و شاعر. معروف به مفتىالثقلین، به جهت اینكه گویند جن و انس از محضرش تعلیم مىگرفتهاند. اهل سمرقند بود و در نسف به دنیا آمد. او در زمینهى فقه، حدیث، تفسیر، تاریخ و فنون شعرى متبحر بود. در بغداد از ابوالقاسم بن بیان حدیث شنید و از اسماعیل بن محمد نوحى و حسن بن عبدالملك قاضى و مهدى بن محمد علوى و عبداللَّه بن على نسفى و ابوالیسر محمد نسفى و حسین كاشغرى و ابومحمد حسن بن احمد سمرقندى و على بن حسن ماتریدى روایت كرد. فرزندش، ابواللیث احمد بن عمر، و محمد بن ابراهیم تورپشتى از وى روایت كردهاند. حدود صد اثر را به وى نسبت مىدهند. كتاب «العقائد» یا «عقاید النسفى» كه بر آن شروح بسیارى، از جمله شرح سعدالدین تفتازانى نگاشته شده، به وى منسوب است. البته در صحت انتساب این كتاب به وى تردید مىباشد، چنان كه بعضى آن را به برهانالدین محمد بن محمد نسفى منسوب كردهاند. در سمرقند درگذشت. از دیگر آثارش: «الاكمل الاطول»، در تفسیر؛ «التیسیر فى التفسیر»؛ «قید الاوابد»؛ «تاریخ بخارا»؛ «القند فى تاریخ علماء سمرقند»؛ «یواقیت المواقیت»؛ «طلبة الطلبة»؛ «تطویل الاسفار لتحصیل الاخبار»؛ «مشارع الشارع»؛ «منهاج الدرایة»، در فروع؛ «النجاح فى شرح اخبار كتاب الصحاح»؛ «الخصائل فى الفروع»؛ «دعوات المستغفرین»؛ «الاشعار بالمختار من الاشعار» یا «المختار من الاشعار»، در بیست مجلد؛ «منظومة الخلافیات» یا «منظومة فى الخلاف»؛ نظم «الجامع الصغیر» امام محمد شیبانى، در فروع.[1] عمر بن محمد ابن احمد نسفى سمرقندى حنفى (461 ه.ق- ف. 537 ه.ق) ملقب به نجمالدین و مكنى به ابىحفص عالمى متكلم، اصولى، فقیه، مفسر و محدث بود. قریب یكصد رساله در مباحث فقهى و جز آن تصنیف كرده است. از اوست: «اكمل الاطول» (ه.م) «والتیسیر فى التفسیر» و «العقائد النسفیه» و «طلبة الطلبه» و «تاریخ سمرقند» و جز آن.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الاعلام (222/ 5)، ایضاحالمكنون (117 ،25/ 1)، ریحانه (173 -172/ 6)، سیرالنبلاء (127 -126/ 20)، شذرات الذهب (115/ 4)، طبقات المفسرین داودى (7 -5 / 2)، العبر (453 -452/ 2)، كشفالظنون (2054 ،2048 ،1929 ،1871 ،1867 ،1731 ،1686 ،1602 ،1356 ،1230 ،1145 ،1125 ،1114 ،756 ،706 ،668 ،602 ،564 ،553 ،519 ،418 ،415 ،296 ،247)، لسانالمیزان (230 -229/ 5)، معجمالادباء (71 -70/ 16)، معجمالمؤلفین (306 -305/ 7)، هدیةالاحباب (255)، هدیةالعارفین (783/ 1).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • اصول فقه • حدیث • شعر • فقه • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:31 PM
نظام الدوله، علی محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
در 1222 در ایران متولّد، و در اصفهان و طهران تحصیل علوم نموده، در سال 1247 به اتفّاق پدر به نجف اشرف مهاجرت نموده، و به تكمیل علوم و تهذیب نفس و تألیف و تصنیف پرداخته، در فقه و اصول و حدیث و رجال و علوم ادبى و ریاضیّات مهارت داشته، قریب 18 مجلّد كتاب تألیف نموده كه از آن جمله است: 1- البرهان 2- تقریرات 3- دیوان شعر، به عربى و فارسى 4- رسال در اصول فقه 5- رسال در شبهه محصوره و آب مضاف، به طبع رسیده 6- رساله در امامت 7- سلافة الوزراء، در معنى ولایت به طریق اهل تصوّف و عرفان، به نظم و نثر، مطبوع ضمن فوائد البهائیّة 8- شهاب الثاقب، در ردّ صواعق ابن حجر 9- كشف الابهام، در فقه. 10 و 11 - دو كتاب در رجال 12- كتابى در نحو و صرف 13- كتابى در ترجمه 19 نفر از بزرگان اهل سنّت، و ردّ بر آنها از كتب اهل سنّت 14- معارج القدس، در حكمت و كلام و توحید و عدل 15- نور الابصار؛ و غیره. مشارالیه نزد صاحب جواهر، و ملاّ مقصود على غروى، و میرزا حسن بن ملاّعلى نورى و جمعى دیگر از بزرگان تحصیل علوم و دانش نموده، و از حاج ملاّ احمد نراقى اجازه روایت و اجتهاد داشته است (تاریخ اجازه مربوط به زمانى است كه حاكم كاشان بوده است) سرانجام در 8 ذى حجّه سال 1276 در نجف وفات یافته، در مدرسه صدر مدفون گردید.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • حدیث • رجال و تراجم • ریاضیات و هندسه • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:31 PM
نظام العلماء بحرانی، محمد اسماعیل
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محمد اسماعیل بحرانى نجفى الاصل و فسائى شیرازى مولدا و منشا و موطنا. عالمى بزرگوار و آیتى عالیمقدار از آیات عظام و حجج اسلام فارس- فساء و شیراز مدفون در لار از احفاد و نوادگان فقیه نامى شیخ حسین آل عصفور متوفاى 1216 قمرى برادرزاده فقیه محقق و محدث مدقق آشیخ یوسف بحرینى صاحب (حدائق الناظره فى احكام العتره الطاهره) است. مرحوم نظامالعلماء از علماء نامى فارس بودند كه گاهى در شیراز در مساجد 1- طهران بیك 2- مسجد آقا احمد 3- مسجد سپهسالار قدیم (امام خمینى) اقامه جماعت نموده به نشر احكام و معارف اهل بیت رسالت اشتغال داشت. و زمانى در فساء كه از شهرهاى فارس است مىزیسته و به خدمات دینى و وظائف روحانى پرداخته و به حوائج مردم مىرسیدند. معظمله از شاگردان مرحوم آیتاللَّه میرزا ابراهیم محلاتى بوده و از آیات عظام آقا سید محمدكاظم یزدى آقا میرزا محمدتقى شیرازى و شریعت اصفهانى داراى اجازات جامع بودهاند. آن مرحوم انس و علاقه زیادى با مرحوم آیتاللَّه حاج سید عبدالحسین نجفى لارى داشته و پس از فوت آن مرحوم با فرزند بزرگ ایشان مرحوم آیتاللَّه حاج سید عبدالمحمد آیةاللهى مراوده داشته است و در سفرى كه براى دیدار آن مرحوم به شهر لار مسافرت مىكنند به عارضه سكته قلبى مبتلا گشته و در ماه رمضان 1345 قمرى به رحمت حق پیوسته و با تجلیل عظیمى در قبرستان آنجا به خاك مىروند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:31 PM
نظام شیرازی، محمود
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محمود نظام شیرازى قدساللَّه سره در سال 1323 هجرى قمرى در شیراز در بیت علم و دانش دیده به جهان گشوده و در حجر والد ماجدش آیتاللَّه حاج میرزا محمد اسمعیل نظامالعلماء كه از علماء بنام و احفاد محقق بزرگ شیخ حسین آل عصفور (بحرانى برادرزاده مرحوم محدث بزرگ شیخ یوسف بحرانى صاحب كتاب الحدائق الناظره فى احكام العتره الطاهره). معظمله تحصیلات مقدماتى و سطح را در شیراز نزد اساتید فن فراگرفته و در سال 1314 هجرى شمسى عزیمت به نجف اشرف نموده و به درس خارج آیتاللَّه العظمى اصفهانى و آیتاللَّه حج شیخ محمدكاظم شیرازى حاضر و استفاده نموده و در سال 1319 شمسى به سامرا رفته و به درس مرحوم آیتاللَّه آقا میرزا محمود شیرازى رفته و پس از مدتى مورد اعتماد و مشورت ایشان قرار گرفته و سپس به افتخار دامادى معظمله نائل شده و در سال 1328 شمسى جزو اصحاب استفتاء آیتاللَّه العظمى میرزا عبدالهادى شیرازى و میرزا آقاى اصطبهاناتى درآمده و در سال 1330 شمسى به شیراز و فسا سفرى نموده و مورد استقبال كمنظیر علماء و بزرگان و عموم طبقات قرار گرفته و در سال 1338 شمسى بنا به درخواست مردم فسا كه شهر آباء و اجدادى ایشان بوده از طرف مرحوم آیتاللَّه العظمى بروجردى رحل اقامت در شهر فسا افكنده و به خدمات دینى و انجام وظائف روحى و اجتماعى از اقامت جماعت و تبلیغ احكام و تدریس فقه و اصول پرداخته و منشاء آثار خیرى گردیده است. آن مرحوم مورد توجه مراجع عظام بوده و از آنها داراى اجازات عدیده اجتهاد و روائى و غیره بوده و در سال 1364 شمسى به سكته قلبى از دنیا رفته و در حرم امامزاده حسن فسا به خاك رفته است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:34 PM
نظام هروی، نظامالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 8 ) (وف 900 ق)، فقیه، مدرس، قاضى و شاعر. پدرش ملا شرفالدین، از اعاظم فقهاى زمان میرزا ابوالقاسم بابر بود. وى معصار با امیر علیشر نوایى بود و لذا در «مجالس النفایس» شرح حال وى آمده است. مدتى در مدرسهى غیاثیه و مدرسهى اخلاصیه به تدریس پرداخت. سپس از جانب سلطان حسین بایقرا به قضاوت هرات منصوب شد. از آثارش: «دیوان» شعر. برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم) منابع زندگینامه: حبیب السیر (340 -339 / 4)، الذریعه (1206 / 9)، ریحانه (207 / 6 ،350 / 5)، صبح گلشن (530)، فرهنگ سخنوران (942)، لغتنامه (ذیل/ قاضى نظامالدین)، مجالس النفائس (141). فعالیتها: • تدریس • شعر • فقه • قضاوت، حقوق، علوم ----------
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:35 PM
نظامالملک طوسی، قوامالدین، ابوعلی حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(410/ 408- مقتول 485 ق)، نویسنده و شاعر. ملقب به نظامالملك و رضى امیرالمؤمنین. مشهور به خواجه نظامالملك طوسى. در نوغان، از دهات رادكان طوس، به دنیا آمد و دوران كودكى و تحصیلات مقدماتى را در زادگاهش گذراند. در یازده سالگى قرآن آموخت و سپس در طوس، نیشابور و مرو فقه شافعى و حدیث را فراگرفت. او با ابوسعید ابوالخیر (م 440 ق) معاصر بود. چندى نیز در شهر بلخ به خدمت ابوعلى بن شاذان درآمد و به دبیرى وى منصوب شد. ابوعلى بعد از اینكه در زمان سلجوقیان به وزارت رسید، نظامالملك را به دبیرى البارسلان گماشت و نظامالملك در 451 ق به وزارت البارسلان رسید. مجموع وزارت نظامالملك در دربار البارسلان و ملكشاه بیش از سى سال بود. وى در 485 ق بر اثر اختلاف با تركان خاتون بر سر جانشینى ملكشاه و ترجیح بر كیارق بر محمود و دشمنى مخالفان، به قولى از وزارت بر كنار شد. خواجه نظامالملك داراى مذهب شافعى بود و از باب ارادتى كه به فقها و متصوفه داشت، مدارس معتبرى به نام نظامیه و همچنین خانقاههاى بسیارى بنا نهاد. او عاقبت در راه بغداد در نزدیكىهاى نهاوند یا بروجرد به دست یكى از فداییان و پیروان حسن صباح به نام ابوطاهر اران به قتل رسید. قبر وى در اصفهان مىباشد. در مورد همدرس بودن او با حكیم عمر خیام و حسن صباح نیز نقل قولهایى وجود دارد كه به تصریح دكتر صفا، نمىتواند درست باشد. وى گاهى نیز شعر مىسرود. از آثار وى: «سیاستنامه» یا «سیر الملوك» یا «پنجاه فصل»، كه به درخواست سلطان ملكشاه نوشته شد؛ «وصایاى نظامالملك» یا «دستور الوزارة»؛ «قانون الملك» كه به آوردهى «تاریخ ادبیات در ایران» به وى نسبت دادهاند و ظاهراً قسمتى از «سیاستنامه» مىتواند باشد.[1] قوامالدین، ابوعلى حسن بن ابىالحسن على بن اسحاق بن عباس طوسى، ملقب به رضى امیرالمؤمنین (و. 408 یا 410- مقت. 485 ه.ق)، وزیر و دانشمند دورهى سلجوقیان. در نوغان طوس ولادت یافت. در طوس و نیشابور و مرو فقه و حدیث آموخت، آنگاه در بلخ به خدمت ابوعلى بن شاذان درآمد و به دبیرى وى اشتغال جست و چون ابوعلى بعد از استیلاى سلجوقیان بر بلخ به وزارت چغرىبیك رسید، نظامالملك را به دبیرى البارسلان گماشت. چون البارسلان به جاى پدر حكومت خراسان یافت، نظامالملك را به وزارت برگزید (451 ه.ق) چون چهار سال بعد، پس از مرگ عم خود طغرل (455) به سلطنت رسید، عمیدالملك كندرى را خلع كرد و نظامالملك را به جاى او وزارت ممالك سلجوقى داد و از این پس وى در وزارت باقى بود تا در 485 به سبب اختلاف با تركان خاتون بر سر جانشینى ملكشاه و ترجیح بركیارق بر محمود و سعایت مخالفان، به قولى از وزارت بركنار شد و بنا به بعضى اقوال دست او را از كارها كوتاه كردند، و اندكى بعد در راه بغداد، در صحنه، به دست یكى از فدائیان حسن صباح به قتل رسید (رمضان 485 ه.ق). مجموع مدت وزارت نظامالملك سى سال بود، و در این مدت وى در حل و عقد امور مملكت دخالت كامل داشت و بسیارى از فتوحات سلجوقیان و پیشرفتهاى آنان در امور داخلى مملكت مدیون كاردانى و كفایت او بود. نظامالملك به سبب ارادتى كه به فقیهان داشت، مدارس بسیار بنا نهاد كه پس از وى به مدارس نظامیه معروف شد. خواجه از نویسندگان چیرهدست نثر فارسى به شمار مىرود و كتاب سیاستنامهى (ه.م) او از جملهى كتب فصیح زبان فارسى است. علاوه بر آن مكتوبى از وى به پسرش در دست است كه به نام وصایاى نظامالملك یا دستورالوزراء معروف است.
برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)
منابع زندگینامه: [1] آتشكدهى آذر (509 -504/ 2)، اسرار التوحید، تعلیقات (728 -727)، اعیانالشیعه (169 -165/ 5)، تاریخ ادبیات در ایران (909 -904 ،527 -526 ،241 -234 ،119/ 2)، تاریخ گزیده (443)، تاریخ نظم و نثر (66)، تجاربالسلف (281 -266)، تذكرةالشعراء (صفحات متعدد)، حبیبالسیر (500 -494/ 2)، دایرةالمعارف فارسى (3036/ 2)، دستور الوزراء (صفحات متعدد)، الذریعه (274 -273/ 25 ،274 -273/ 12)، راحةالصدور (صفحات متعدد)، روضاتالجنات (85 -82/ 3)، ریحانه (210 -209/ 6)، سبكشناسى (186 ،113 -95/ 2 ،168/ 1)، سه حكیم مسلمان، شاعران بىدیوان (583 -581)، شخصیتهاى نامى (485 -484)، شذرات الذهب (375 -374/ 3)، شرح حال رجال و مشاهیر نامى (256 -248)، صبح گلشن (526 -525)، طبقات الشافعیه سبكى (328 -309/ 4)، العبر (349/ 3)، فرهنگ ادبیات فارسى (511 -510)، فرهنگ سخنوران (941)، الكامل (161/ 8)، كشفالظنون (166)، الكنى والالقاب (259 -257/ 3)، لبابالالباب (67 -65/ 1)، لغتنامه (ذیل/ نظامالملك طوسى)، مدارس نظامیه (مقدمه، 91 -24)، معجمالمؤلفین (249/ 3)، مؤلفین كتب چاپى (606 -604/ 2)، النجوم الزاهرة (134 -133/ 5)، وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقى (53 -46)، وفیات الاعیان (131 -128/ 2)، هدیةالاحباب (257)، هفت اقلیم (198 -196/ 2).
فعالیتها: • شعر • فقه • نویسندگی
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:35 PM
نقاش اصفهانی، ابوسعید محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(وف 414 ق)، حافظ، محدث و فقیه حنبلى. در طلب حدیث به جاهاى مختلف سفر كرد و در اصفهان از جد مادرشاش، احمد بن حسن بن ایوب تمیمى، و عبداللَّه بن عیسى خشاب و عبداللَّه بن جعفر بن فارس اصفهانى و احمد سمسار اصفهانى و ابواحمد عسال اصفهانى و همطبقهى آنها و در بغداد از ابوبكر شافعى و ابنمقسم و ابوعلى بن صواف و در بصره از ابواسحاق هجیمى و فاروق خطایى و حبیب قزاز و در كوفه از قاضى نذیر محاربى و صباح بن محمد نهدى و در مرو از حاضر بن محمد فقیه و در جرجان از ابوبكر اسماعیلى و در هرات از ابوحامد حسنویه و ابومنصور ازهرى و در دینور از ابن السنى و از جماعتى دیگر در حرمین و نیشابور و همدان و نهاوند حدیث شنید و شنیدههاى خود را جمعآورى كرد و تصنیفاتى به وجود آورد. او همچنین املاى حدیث نمود. فضل بن على حنفى و ابوالعباس ابن اشته و ابومطیع صحاف و سلیمان حافظ و ابوالفتح سوذرجانى اصفهانى از وى روایت كردهاند. از آثارش: كتاب «القضاء» یا «القضاة والشهود»؛ كتاب «طبقات الصوفیة»؛ «مالى»، در حدیث.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (161 -160/ 7)، تذكرة الحفاظ (1061 -1059/ 3)، سیرالنبلاء (308 -307/ 17)، شذرات الذهب (201/ 3)، طبقات الحفاظ (431)، العبر (228/ 2)، كشفالظنون (1104)، الوافى بالوفیات (119/ 4)، هدیةالعارفین (62/ 2).
فعالیتها: • حدیث • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:35 PM
نقرهکار نیشابوری، جمالالدین عبدالله
( ملیت: ایرانی قرن: 8 )
(776 -706 ق)، فقیه، اصولى و نحوى. موصوف به شریف. وى در علوم عربى و اصول فقه تبحر داشت. مدتى در دمشق و قاهره ساكن و عهدهدار مشیخت بعضى از خانقاهها بود. او به تدریس در مدرسهى اسدیهى حلب از بزرگترین مدارس شافعیان پرداخت. بعضى این مدرسه را به اسدیه خارج دمشق كه اختصاص به حنفیان داشت حمل كردهاند، لذا برخى مذهب او را شافعى و برخى حنفى دانستهاند. لیكن به آوردهى «ریحانةالادب»، قرائن حنفى بودنش ارجح مىباشد و اما چون گاهى اظهار تشیع مىكرد، محقق كركى او را از دانشمندان امامى دانسته است. از آثارش: شرح «منارالانوار» ابوالبركات نسفى، در اصول، شرح «التسهیل»، در نحو، شرح «الشافیة» ابنحاجب، در صرف، «العباب»، در شرح «اللباب» تاجالدین محمد اسفراینى، در نحو، شرح «تلخیص المفتاح»، در بلاغت؛ شرح «تنقیح الاصول»، در اصول فقه، شرح «قصیدهى بانت سعاد»، شرح «الفوائد الغیاثیة» عضدالدین ایجى، در معانى و بیان؛ شرح «حرز الامانى» شاطبى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (272 -271/ 4)، ریحانه (230 -229/ 6)، شذرات الذهب (242/ 6)، كشفالظنون (1544 ،1330 ،1300 ،1021 ،649 ،499 ،477)، معجمالمؤلفین (108/ 6)، هدیةالعارفین (467/ 1).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • اصول فقه • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:36 PM
نمازی اصفهانی، ملا فتح الله
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
ملافتح الله اصفهانی در زمستان سال 1228 ش . (12 ربیع الاول 1266 ق )(1427)باز شدن غنچه ای در خانه محمد جواد نمازی اصفهانی ، بهار را نوید داد. آن غنچه خوشبو را فتح الله نامیدند. فتح الله در دامان پر مهر مادری مومن که هیچ گاه او را بدون وضو شیر نمی داد و پدری دلسوز که لحظه ای از تربیت فرزندش غافل نمی شد، رشد کرد و پس از سپری کردن دوران بازیهای کودکانه راهی کلاس قرآن و دیگر کتابهای مذهبی شد. در حوزه های نور او ابتدا در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل مشغول شد. استعداد و پشتکار فتح الله موجب شد که بتواند با سرعت ، مقدمات علوم اسلامی را فرا گرفته ، در درس فقه و اصول بزرگان مدارس علمیه زانوی ادب به زمین بزند. با این حال حضور در درس بهترین اساتید حوزه علمیه اصفهان نتوانست تشنگی دانش اندوزی او را فرو نشاند. از این رو راهی حوزه علمیه مشهد مقدس شد. در آن شهر از محضر اساتید برجسته ای چون آیه الله حاج میرزا نصرالله مدرس ، آیه الله محمد ابراهیم بروجردی و سید مرتضی حائری بهره فراوان جست تا در ردیف اساتید آن دیار شناخته شد. سپس به سوی اصفهان مراجعت کرد. تا آن زمان نظریات شیخ مرتضی انصاری در اصفهان شهرتی نداشت ولی شیخ شریعت به بیان مسلک شیخ مرتضی انصاری همت گماشت .(1428) او در سال 1295 ق . راهی نجف اشرف شد و در محضر مراجع تقلید آن زمان (آیات بزرگوار شیخ محمد حسین کاظمی و میرزا حبیب الله رشتی ) حاضر شد و خود نیز مجلس درس مهمی تشکیل داد که بسیاری از دانشمندان حوزه علمیه نجف در آن شرکت می کردند. شیخ الشریعه در سال 1313 ق . به شوق معشوق رو به خانه معبود نهاد. او در مکه به مباحثه و گفتگو با علمای اهل سنت پرداخت به گونه ای که آنها از احاطه کامل وی به کتابهای اهل سنت در شگفت شدند.(1429) پس از بازگشت از حج پروانه های فضیلت پیرامون آن شمع شریعت گرد آمدند. در این زمان درس او از مهم ترین درسهای نجف به شمار می رفت که صدها نفر در آن شرکت می کردند. این درسها عبارت بودند از: 1. دروس عالی فقه و اصول 2. رجال و درآیه 3. تفسیر و علوم قرآن 4. فلسفه و کلام 5. درس خلافیات که در این درس علت اختلاف نظریات و فتواهای فقیه بررسی می شد. او بعلاوه خطیبی توانا بود که جمعه ها منبر می رفت و به موعظه پرداخت . از دیگر امتیازات ایشان اینکه وی به تحصیل طب و ریاضیات همت گماشته و علاوه بر فرمولها و معادلات ریاضی مطالب زیادی درباره علم پزشکی آموخته بود. گویند روزی ایشان بیمار شد و وقتی پزشک برای معالجه بر بالین او آمد شیخ الشریعه در مورد بیماری اش از کتاب قانون بوعلی سینا مطلبی گفت . پزشک تصور کرد چون شیخ نوع بیماری خود را می دانسته تنها همان قسمت کتاب را به خاطر سپرده است ولی در گفتگوهای بعدی مشخص شد او بیشتر مطالب قانون را آماده در ذهن دارد. اساتید شیخ الشریعه در محضر شریعتمداران زیادی درس شریعت آموخت تا شیخ شریعت شد به پاس احترامشان نام آنان در ذیل می آید: 1. ملا حیدر علی اصفهانی 2. آیه الله نصر الله مدرس 3. شیخ محمد صادق تنکابنی 4. ملا احمد سبزواری 5. شیخ عبدالجواد خراسانی 6. آیه الله ملا محمد باقر اصفهانی 7. شیخ حسین علی تویسرکانی ملایری 8. آیه الله شیخ محمد تقی هروی 9. آیه الله شیخ محمد رحیم بروجردی 10. آیه الله شیخ محمد حسین کاظمینی 11. آیه الله میرزا حبیب الله رشتی شاگردان صدها نفر از طلاب علوم دینی در جلسات درس ایشان شرکت می کردند که بسیاری از آنان بعدها در زمره مراجع تقلید در آمدند و نامی ترین آنان عبارتند از: آیات عظام : 1. شیخ عبدالکریم حائری 2. سید محمد حسین بروجردی 3. سید ضیاء الدین عراقی 4. سید ضیاء الدین عراقی 5. سید شهاب الدین مرعشی نجفی 6. سید عبدالهادی حسینی شیرازی 7. سید محسن طباطبایی حکیم 8. سید محمد کوه کمره ای (حجت ) 9. سید محمد تقی خوانساری 10. محمد علی شاه آبادی . قلم نور از آنجا که شریعت در علوم گوناگون اسلامی مهارت داشت در بسیاری از رشته ها نوشته هایی پر بها از خود به یادگار گذاشت که هر یک در علوم مختلف حاکی از فزونی دانش اوست . از آن همه ، پاره ای رساله در موضوعات فقهی و اصولی است . در علم تفسیر، فلسفه ، کلام و ادبیات عرب نیز دارای آثاری نیکوست . مرجعیت پس از وفات آیه الله میرزا حبیب الله رشتی و آیه الله شیخ محمد حسین کاظمینی شماری از مردم از شیخ الشریعه تقلید می کردند ولی پس از رحلت میرزا محمد تقی شیرازی ، شیخ الشریعه یگانه مرجع جهان تشیع شد. با این حال وی رهبری دینی را چون باری سنگین بر دوش خود احساس می کرد. او در خلوت دیده شده بود که اشک ریزان با خدای خود چنین مناجات می کرد: ((خدایا، در آخرین روزها زندگیم در دنیا به ریاست مبتلا(!) شده ام و باید سنگینی این بار امانت را به دوش کشم ! بار الها، من طاقت تحمل این امر بزرگ را ندارم ... و حال آنکه تو فردای قیامت از من سوال خواهی کرد...)) شبیخون شیخ الشریعه در پی مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن کتابخانه مهمی ایجاد کرد که دانش پژوهان از آن استفاده می کردند و از دیگر اقدامات ایشان صدور اعلامیه های فراوان بود که پرده از چره استعمار می زدود در قسمتهائی از یکی از این اعلامیه ها آمده است . ((خدمت علمای بزرگ ... و عموم مردم روستاها و شهرها و کوچ نشینان ... بر آقایان و هوشیاران ... پوشیده نیست که بیگانگان از سده های پیشین و مدتها قبل کوشیده اند دارایی مسلمانان را برزدند و شهر و کشورشان را تصاحب کنند... قرآن سراسر حکمت را از میان آنان بردارند و آنچه از وسایل مادی و معنوی نزد آنان است نابود سازند، بیگانگان همواره برای دستیابی به این هدفها نقشه هایی ترتیب داده اند، آنگاه آیه الله شریعت چندین نمونه از نقشه ها و هدفهای دشمن را در 10 مورد بازگو کرده ، در پایان دردمندانه از مسلمانان و ایرانیان می خواهد که در صف واحد در برابر دشمن متجاوز بایستند.(1430) دزدان فرهنگ در زمانی که عراق تحت سلطه انگلستان بود حکومت استعمارگر به مزدوران خود دستور داده بود هر جا کتاب نفیس و قدیمی یافتند آن را تصاحب کرده ، به کتابخانه لندن بفرستند! در این میان روحانیون آگاهی که نمی خواستند فرهنگ اسلامی به دست کفار غارت شود در مقابل آنان می ایستادند و استعمارگران با به زندان افکندن ایشان سعی می کردند به اهداف شوم خود جامه عمل بپوشانند. ولی شیخ شریعت به کمک طلاب آمده ، آنها را از بند نجات می داد. برای نمونه می توان به زندان افتادن آیه الله مرعشی نجفی برای خریدن یک کتاب و سپس آزادی او به همت شیخ الشریعه اشاره کرد. تقسیم ایران یک سال پس از انقلاب مشروطه (در سال 1907 م ) دو کشور استعمارگر روسیه و انگلستان در یک توافق سری ایران را به 3 منطقه تقسیم کردند؛ مناطق جنوبی سهمیه انگلستان و شمال ایران از آن روسیه شد و برای آنکه با هم اختلافی پیدا نکنند قسمتهای مرکزی را به عنوان منطقه بی طرف سهم ایران قرار دادند. در این هنگام که تمامیت ارضی و استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار داشت ، شیخ الشریعه و دیگر علما درسهای حوزه علمیه را تعطیل و خود را برای جهاد آماده کردند؛ چنانکه در تلگرافی که بدین مناسبت انتشار دادند می خوانیم : ((اخبار موحشه مداخله اجانب در بلاد اسلامیه خصوصا به اشتهار معاهده میشومه جدیده با دولتین موجب وحشت عموم علمای اعلام ... (شده است .) قاطبه علمای این مشاهد مشرفه وظایف مقامیه را تعطیل و در حفظ اسلام به ادای آخرین تکلیف (جهاد) حاضر...)) ایران در آتش در سال 1330 ق با حمله روسیه به ایران شهرهای تبریز، گیلان ، رشت ، مشهد مقدس و چندین شهر و روستای ایران اشغال شد. در این زمان که ایران در سراشیبی سقوط قرار گرفته بود مراجع تقلید شیعه که در آن ایام در عراق بودند تصمیم گرفتند با مقاومتی قهرمانانه جلو متجاوزان را بگیرند. در یازدهم محرم 1330 هیات علمیه نجف به همراه صدها نفر از طلاب حوزه علمیه و دویست هزار تن از عشایر مسلح به طرف ایران حرکت کردند. آنان تصمیم گرفتند در سر راه خود به ایران چند روزی در کاظمین توقف کرده ، پس از آماده کردن مقدمات لازم به طرف ایران حرکت کنند. از جمله اقدامات آنان در کاظمین می توان به ارسال هیات هایی به کشورهای مختلف برای مذاکره با سران آن کشورها و ارسال اطلاعیه های فراوان به مسلمانان جهان اشاره کرد. و دیگر آماده کردن عشایر ایران برای جهاد بود که با ارسال تلگرافهای متعدد آنان را به جهاد دعوت کردند. در یکی از این برگهای زرین چنین می خوانیم : به عموم حجج اسلام ، سرداران عظام و روسای عشایر.... از قدیم زمان الی کنون به واسطه مردانگی عشایر... هرگز به خیال اجانب نمی رسید که دست اندازی به خاک ایران نمایند چه رسد به سوق عساکر و جسارت ... در ممالک اسلامیه . مگر در این عصر مردانگی ایرانیان محو و نابود و عقاید اسلام پشت گوشها افتاده .. یاللمسلمین یک مشهد مقدس ... در مملکت شماست ، آیا رواست که با وجود امثال شماها به تصرف کفار درآید و ننگ تاریخی برای شما، باقی بماند!...))(1431) وقتی مردم مسلمان و عشایر غیور ایران خود را برای دفاعی جانانه آماده کردند وثوق الدوله که در آن زمان ریاست هیات وزرا را به عهده داشت با نیرنگ اولا از حرکت علما به طرف ایران ممانعت کرد. وانگهی از عشایر و دیگر امت مسلمان ایران خواست از هر گونه اقدامی که مخالف سیاسیتهای روسیه و انگلستان باشد خودداری کنند و به آنها هشدار داد که اگر با نیروهای در حال پیشروی انگلستان مقابله کنند دولت آنها را مواخذه خواهد کرد. و از طرف دیگر مصرانه از علما خواست که از کاظمین متفرق شوند. عقب نشینی نیروهای روسیه و اقدامات وثوق الدوله کارگر افتاد و تندری که می رفت خصم را بسوزد توسط دولت ایران خاموش شد و علما که نمی خواستند جنگ داخلی مشکلات ایران را دو چندان کنند از حرکت به طرف ایران منصرف شدند. نبرد اقتصادی شیخ شریعت در کنار دیگر علما در برابر هجوم اقتصادی دشمن دو اقدام مهم انجام داد. 1 - تشویق مردم به ایجاد شرکت های تعاونی 2. تحریم خرید و فروش اجناس و وسایل روسیه و انگلستان . البته در این جبهه نیز زمانی که می رفت این مبارزه منفی شکوفه دهد سفارت انگلیس با یک نامه فدایت شوم به وثوق الدوله نوشت که از علما بخواهد فتواهای خود را ملغی اعلام کنند و وثوق هم همین کار را کرد. مجتهد مجاهد عراق در جنگ جهانی اول به تصرف انگلستان درآمد و شیخ الشریعه ضمن صدور فتوای جهاد خود به جبهه شتافت و فرماندهی جبهه قرنه را به عهده گرفت . یکبار که مجتهد مجاهد با کشتی کوچکی به طرف یکی از جبهه ها در حرکت بود. کشتی آنها شکست و نزدیک بود ایشان غرق شود که دیگر مجاهدان وی را نجات دادند. نیروهای مردمی به فرماندهی علما به مدت هیجده ماه در برابر نیروهای عظیم انگلستان مقاومت کردند و اگر پیروزی نهایی متفقین و ضعف شکست عثمانی و دیگر متحدانش نبود اشغالگران هیچ گاه موفق به اشغال عراق نمی شدند.(1432) در بستر انقلاب نیروهای انگلستان و همدستانش در جنگ جهانی اول با طرح این شعار که هدف ما رهایی کامل ملتهاست توانستند عراق و دیگر کشورهای عربی را تصرف کنند اما پس از اشغال عراق نه تنها به آنها استقلال ندادند که سعی کردند با برگزاری رفراندم فرمایشی به اشغال خود حالت قانونی دهند و آنگاه که عده ای از آزادیخواهان درخواست استقلال کردند آنها را تبعید و زندانی کردند و متعاقب این اوضاع شیخ الشریعه با ارسال تلگرافهایی به حاکمان انگلیسی و فرماندهان ارشد نظامی آنان از این درخواست سرباز زدند و سعی کردند با سرکوب جلو انقلاب را بگیرند. در این هنگام آیه الله میرزا محمد تقی شیرازی با صدور فتوایی به عراقیان اجازه داد که اگر انگلیسیان از دادن حقوق آنها سرباز زدند آنان دست به اسلحه برند و حق خود را باز پس گیرند. و این گونه بود که آتش انقلاب در عراق زبانه کشید. در هنگامی که تمامی شهرهای عراق در آتش انقلاب می سوخت ناگهان آیه الله میرزا محمد تقی شیرازی که در این زمان رهبری انقلاب را به عهده داشت به طور مرموزانه ای درگذشت ولی در آن لحظات حساس آیه الله شریعت اصفهانی علم بر زمین افتاده میرزای شیرازی را برداشت و با صدور بیانیه ای از مردم عراق خواست به انقلاب ادامه دهند و سپس در اجتماعی که در صحن حضرت علی علیه السلام برگزار شده بود حاضر شد و در حالی که به علت کهولت و ناتوانی نمی توانست به تنهایی راه برود با کمک چند نفر از اطرافیان بر فراز منبر قرار گرفت و پس از تسلیت از دست دادن میرزا، مجاهدان را به استقامت فراخواند و آنگاه آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی را به عنوان نماینده خود انتخاب کرد و پرچم جهاد را به دست او سپرد. در همین ایام ویلسون ، نماینده انگلستان در عراق تصمیم گرفت با فرستادن پیام تسلیتی باب گفتگو با شیخ را باز کند، او را به پندار خود بفریبد اما نتوانست و انقلاب همچنان ادامه یافت .(1433) متعاقب این اوضاع نیروهای انگلیسی که در ایران و هند مستقر بودند به طرف عراق روانه شدند تا اینکه تعداد آنها به یکصد و پنجاه هزار نفر رسید که به انواع سلاحهای پیشرفته و هواپیماهای جنگی مجهز بودند. قدرت روز افزون نیروهای انگلستان ، تمام شدن منابع مالی مجاهدان و قرار گرفتن آنان در محاصره اقتصادی و نظامی ، نیز تغییر ---------- انگلستان و پیشنهاد تشکیل حکومت ملی در عراق از طرف دیگر موجب شد که بین رهبران جهاد اختلاف افتد و انقلاب متوقف شود. دولت انگلستان به طور رسمی تغیر ---------- خود را اعلام کرد و بدین سان استقلال خود را هر چند ناقص به دست آورد. اگر انقلاب به پیروزی نظامی می رسید علما می توانستند با تشکیل حکومت اسلامی عراقی آباد و آزاد بسازند عوامل فوق در کنار سستی که به مناسبت شروع فصل کشاورزی در مردم عراق پدید آورده بود باعث شد که نیروهای انگلستان بتوانند به طرف شهرهای مقدس پیشروی و کربلا، کوفه و آنگاه نجف را اشغال کنند. پس از اشغال نجف 17 تن از علما و از جمله حسن فرزند شیخ الشریعه دستگیر و برای تبعید روانه بصره شدند. خاندان آیه الله شریعت با یکی از نوادگان آیه الله شیخ محمد حسین اصفهانی مولف کتاب فصول ازدواج کرده بود و حاصل این ازدواج 3 فرزند پسر بود: 1. شیخ حسن : وی فرزند بزرگ شیخ الشریعه بود و در انقلاب نقش بسزایی داشت . 2. شیخ مهدی ، او تقریرات درس پدرش را به رشته تحریر کشید و کتاب ((اعلام الاعلام بمولد خیر الانام )) از اوست . 3. شیخ محمد شریعت (1283 - 1357 ق .): وی در نجف به تکمیل علوم خود پرداخت . در سال 1331 ش . آیه الله بروجردی او را به عنوان نماینده خود راهی اصفهان کرد. شیخ محمد پس از رحلت آیه الله بروجردی امام امت (ره ) را به عنوان مرجع اعلم معرفی کرد که عده ای از علمای پاکستان هم به پیروی از ایشان امام را مرجع تقلید اعلم به مردم معرفی کردند.(1434) صبح تیره سرانجام روح پر فتوح آیه الله شریعت اصفهانی پس از عمری تلاش در راه اسلام و قرآن در شب یکشنبه هشتم ربیع الثانی سال 1339 ق . قفس تن را درید و آن نفس مطمئنه به سوی پروردگارش پر کشید و پیکر مطهرش در جوار قبر امیرمؤ منان علیه السلام به خاک سپرده شد. در سال 1366 ق . که آیه الله حاج آقا حسین قمی دار فانی را وداع کرد و می خواستند او را کنار شیخ الشریعه دفن کنند در هنگام حفر قبر مقداری از قبر شیخ شریعت خراب شد و حاضران با تعجب دیدند جسد آن فقیه فرزانه هنوز کاملا تازه است چنانکه گویا روز پیش به خاک سپرده شده است .
فعالیتها: • اصول فقه • عالمان و دانشمندان • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:37 PM
نمازی شاهرودی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
على نمازى شاهرودى فرزند عالم ربانى و زاهد سبحانى حاج شیخ محمد نمازى شاهرودى از علماء مبرز و متقى و دانشمندان متتبع و نویسندگان متبحر حوزه علمیه مشهد مقدس بودهاند. در سال 1332 قمرى در شهرستان شاهرود متولد شده و در بیت علم و تقوا پرورش یافته و مقدمات و سطوح را در زادگاه خود نزد والدشان و سایر اساتید فراگرفته و آنگاه براى تكمیل مبانى فقه و اصول مهاجرت به مشهد مقدس نموده و و از محضر آیات عظام و فقهاء كرام آن سامان به ویژه مرحوم آیتاللَّه حاج میرزا مهدى غروى اصفهانى كه در معارف اهلبیت عصمت و طهارت نادره زمان واغلوطه اوان بوده و شاگردان مكتبش چون حاج شیخ مجتبى و حاج شیخ هاشم قزوینى و حاج شیخ كاظم دامغانى و میرزا جواد آقاى تهرانى و صدها نفر دیگر امثالهم از آیات بزرگ و دانشمندان بنام معاصر بودند استفاده فقه و معارف الهى نموده و به نجف اشرف مشرف و چندى هم در آنجا اقامت و از مبانى مدرسین و مجتهدین حوزه نجف مطلع و استفاده نموده و به مشهد مراجعت و به تألیف كتب مفیده و تدریس پرداخته و مهارتى عجیب در مناظره با پیروان ادیان دیگر و مذاهب باطله داشت و نیز در احتجاج و مباحثه با اهل سنت و جماعتى و در سفرهاى عدیدهاش به حجاز و كشور سعودى مباحثاتى با حضرات داشته كه موجب استبصار عدهاى از مردم پاكستان و هندوستان شده است. آن مرحوم در علوم غریبه و علم طلب قدیم و گیاهشناسى و ریاضى هم اطلاع عمیق داشته و با زبان فرانسه هم آشنائى داشته حدود سه دوره بحارالانوار را از اول تا آخر مطالعه و در اثر این مطالعات موفق به تألیف مستدرك البحار در ده مجلد شده كه پنج جلد آن در زمان حیات خودش به طبع رسیده و پنج مجلد آن پس از رحلتش فرزند یاد شدهاش اقدام به طبع و نشر آن نموده و حافظ تمام قرآن و یا اكثر آن بوده زیرا از هر آیه كه مىپرسیدند فورا آدرس درس آن را مىداد و به گفته برخى از مرحوم آیتاللَّه مرعشى نجفى قدساللَّه سره از ایشان پرسیده بودند فرموده بود كه آقاى نمازى مجلسى زمان ما بوده است. نگارنده این كتاب چون مدتى در مدرسه نواب مشهد با ایشان همسایه و مرواده داشتم ایشان را از جهاتى كمنظیر یافتم. تألیفات بسیارى دارد كه از دیدگان عزیزان مىگذرانم. 1- اثبات ولایت كه 6 مرتبه به چاپ رسیده. 2- ابواب رحمت 2 مرتبه چاپ شده. 3- تاریخ فلسفه و تصوف 2 مرتبه چاپ شده. 4- مقام قرآن و عترت 3 مرتبه چاپ شده. 5- اركان دین 2 مرتبه چاپ شده در خداشناسى و پیغمبر و امامشناسى و فروع دین و نماز و زكوه و روزه و حج و ولایت. و زیارت پیغمبر و ائمه هدى و شرح قیامت صغرى و رجعت و قیامت كبرى تدوین شده است. 6- الهدى الى صراط مستقیم. 7- دوره مستدرك سفینهالبحار در ده جلد به طبع رسیده. 8- رساله تفویض 9- تاریخ مجالس روضهخوانى 10- زندگانى حبیب بن مظاهر 11- اصول دین 12- الاسلام الهادیه فى الاعتبار الكتب الاربعه 13- رساله نور الابصار 14- مناسك حج- مشتمل بر وجوب حج و مذمت تارك آن و خلقت كعبه و حجرالاسود و حرم و قضایاى آن. تألیفات طبع نشده علامه نمازى 1- روضات النظرات، دوره فقه استدلالى ده جلد. 2- مستدركات علم رجال، ده جلد. 3- مستطرفات المعالى در احوال راویان احادیث. 4- دوره معارف القرآن مشتمل بر چهل و سه جزو. 5- رسالهاى در طب. 6- معرفهالاشیاء- گیاهها- درختها حیوانات و جمادات. 7- مباحث اصول. متاسفانه این دانشمند متتبع و محدث متبحر و مؤلف مكثر در شب دوشنبه دوم ماه ذیحجه سال 1405 هجرى قمرى برابر 28 مرداد ماه 1364 شمسى از دنیا رفته و در جوار سلطان سریر ارتضا حضرت على بن موسىالرضا علیه الصلوه والسلام مدفون گردید عاش سعیدا و مات سعیدا حشره اللَّه مع الشهداء والسعداء آمین یااللَّه. محقق، عالم دینى. تولد: 1294 ق.، شاهرود. درگذشت: 28 مرداد 1364، (دوم ذیحجه سال 1405 ق.). آیتالله على نمازى شاهرودى، فرزند آیتالله محمد نمازى شاهرودى، مقدمات و سطوح عالى را در شاهرود نزد پدر و دیگر اساتید فراگرفت. سپس رهپسار مشهد شد . در آنجا مدارج عالیه فقه و اصول را یكى پس از دیگرى پشت سر گذاشت به گونهاى كه در بیست و دو سالگى شروع به تقریر فقه استدلالى نمود. مدتى نیز به حوزهى نجف اشرف رفت و در آنجا به تحصیل فقه و مبانى اصول پرداخت. سپس به ایران بازگشت و در مشهد مقیم شد. ایشان همچنین به علم ریاضى و تاریخ و نیز خطاطى آشنایى داشت و به ویژه كتابهایش را به خط خودش مىنوشت. آیتالله نمازى به زبان عربى مسلط بود و با زبان فرانسوى هم آشنایى داشت. وى طب سنتى و گیاهشناسى و علوم غریبه را خوب مىدانست، ضمنا به روشهاى مباحثه و مناظره نیز مسلط بود. فعالیت عمده و اساسى ایشان پیرامون احادیث و رجال حدیث بحارالانوار اختصاص داشت. آثار ایشان عبارتند از: مستدرك سفینه البحار (در ده جلد)؛ الاحتجاج بالتاج على اصحاب اللجاج (الهادى)؛ الاعلام الهادیه فى اعتبار الكتب الاربعه؛ ابواب رحمت (جلد اول، مشهد، 1337، ق.، قم، 1362)؛ تاریخ فلسلفه و تصوف (یا مناظره دكتر با سیاح پیاده، جلد اول، 1377 ق.)؛ مناسك حج؛ رساله تفویض؛ رساله علم غیب (ع)؛ اصول دین؛ رساله نورالانوار؛ اركان دین؛ زندگانى حبیب بن مظاهر اسدى؛ تاریخچهى مجالس روضهخوانى و عزادارى سید مظلومان (ع) قرآن و عترت در اسلام. آثار علمى خطى چاپ نشده وى به این شرح هستند: مستطرفات المعالى؛ مستدركات علم رجال (پانزده جلد)؛ روضات النظرات؛ مجموعه نفیسه در طب؛ معرفة الاشیاء (گیاهشناسى)؛ مطرف الهیه؛ حواشى بر بعضى كتب مانند: حاشیه بر تفسیر برهان، حاشیه بر رجال ممقانى، حاشیه بر رجال آیتالله خویى؛ حاشیه بر رجال شیخ طوسى و تصحیح آن، حاشیه بر كتاب جواهر در فقه تألیف محمدحسن نجفى، حاشیه بر كتاب وقایع المشهور، حاشیه بر كتاب بحارالانوار آیتالله غرورى، حاشیه بر رسالهى شریف رجبیه محدث بیرجندى و حواشى دیگر. (تو ح 1332 ق)، عالم دینى، فقیه، محدث و متكلم. در شاهرود به دنیا آمد. پس از فراگیرى مقدمات و استفاده از محضر پدرش، به مشهد مهاجرت نمود و سطوح را نزد مدرسین بزرگ حوزهى مشهد به پایان رسانید. آنگاه از بحثهاى معارف و اخلاق آیتاللَّه آقا میرزا مهدى غروى اصفهانى بهرهمند گشت. او علاوه بر امامت جماعت یكى از مساجد مشهد به كار تألیف و تصنیف كتب دینى و تحقیقات در این زمینه اشتغال داشت و تألیفات بسیارى از خود باقى گذاشت. از آثارش: «مستدرك سفینةالبحار»؛ «ابواب رحمت»؛ «تاریخ فلسفه و تصوف»؛ «اركان دین»؛ «مقام قرآن و عترت در اسلام»؛ فهرست «منتقى الجمان»؛ كتاب «اثبات ولایت»؛ تذییلات كتاب «مجموعة الاخبار»؛ «شرح زندگانى حبیب بن مظاهر»؛ «تاریخچهى مجالس روضهخوانى»؛ «مناسك حج و وجوب و فضیلت آن»؛ «نورالانوار»، به فارسى و عربى؛ رسالهاى در «علم غیب امام (ع)».[1] على ابن العالم الكامل و العابد الزاهد آیتاللَّه حاج شیخ محمد معروف به (نمازى) شاهرودى از علماء و ائمه جماعت معاصر مشهد مقدسند. وى در حدود سال 1332 قمرى متولد شده و در بیت علم و ورع و تحت تربیت پدر دانشمند و زاهدش پرورش یافته و پس از خواندن مقدمات و قسمتى از سطوح را از مدرسین بزرگ حوزه مشهدبه پایان رسانیده سپس از محضر مرحوم عالم ربانى و آیتاللَّه سبحانى مربى نفوس و مهذب اخلاق آیتاللَّه الملك العلام آقا میرزا مهدى غروى اصفهانى سالهاى متمادى استفاده نموده و با هم از محضر آیات دیگر مشهد بهرهمند گردیده و در مسجدى از مساجد بالا خیابان به اقامه جماعت و تبلیغ احكام تا حال تحریر اشتغال دارند نگارنده گوید از سال 1364 ق كه در مشهد اقامت داشتم و در مدرسه نواب از محضر مرحوم آیتاللَّه میرزا مهدى اصفهانى خارج مبحث حج را استفاده مینمودم با معظمله آشنا شده و بعد از درس مذاكره بحث را مى نمودیم وى را دانشمندى متقى و پارسا و مشغول به مطالعه و تألیف شناختهام خداوند امثال ایشان را همواره موفق بدارد. تألیفات مطبوع ایشان از اینقرار است. 1- ابواب رحمت دو مرتبه به طبع رسیده 2- تاریخ فلسفه تصوف 3- متدرسك سفینه البحار ج 1 و 2 بطبع رسیده 4- كتاب اركان دین در آن شرح اصول دین (خداشناسى و فروع دین نماز و زكوه و روزه و حج و ولایت و زیارت پیغمبر و ائمه هدى و شرح قیامت صغرى (رجعت) و قیامت كبرى) 5- مقام قرآن و عترت در اسلام 6- فهرست منتقىالجمان 7- تذییلات كتاب مجموعه الاخیار 8- شرح زندگانى حبیب ابن مظاهر 9- تاریخچه مجالس روضهخوانى 10- مناسك حج و وجوب و فضیلت آن 11- كتاب اثبات ولایت 13 -12- نورالانوار فارسى و عربى 14- رسالهاى در علم غیب امام (ع) تألیفات مخلوط ایشان 1- تتمه مستدرك سفینهالبحار ده جلد 11- مستدركات علم رجال شیخ 5 جلد 16- كتاب اصول دین 17- كتاب مستطرفات المعالى در احوال رجال و راویان اخبار 18- روضات النضرات در فقه استدلالى ده مجلد 19- معارف الهیه 20- مجموعه نفیسه در طب 21- معرفه الاشیاء و غیره
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم)
منابع زندگینامه: [1] گنجینهى دانشمندان (184 -183/ 7 ،374/ 5)، مؤلفین كتب چاپى (437/ 4).
فعالیتها: • پزشکی • تاریخ • حدیث • دانشمند • علوم غريبه • فقه • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:37 PM
نهاوندی، ابوالقاسم
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید میرزا ابوالقاسم نهاوندى از علماء فقهاء عصر ناصرى بوده و مراغى در (المآثر والاثار) در ضمن ترجمه فرزندش سید میرزا محمد وى را یاد و از مجتهدین بزرگ دانسته است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:37 PM
نهاوندی، اکبر
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
اكبر بن آقاجان نهاوندى عالمى فقیه از شاگردان شیخ محمدباقر اصفهانى و بعد میرزا بزرگ شیرازى بود و در سال 1307 به نهاوند برگشت و به انجام وظائف دینى و روحى پرداخت تا سال 1310 ق كه وفات نمود.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:38 PM
نهاوندی، جعفر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حاج شیخ جعفر نهاوندى از علماء معاصر گذشته تهران بوده كه مدت بیست و سه سال در نجف اشرف اقامت داشته و از محضر علامه خراسانى صاحب كفایه و علامهى یزدى صاحب عروةالوثقى و دیگران استفاده نموده تا بدرجهى علم و اجتهاد رسیده و پس از آن به تهران منتقل و اول در مسجد فاضل خلخالى و بعد در مسجد سپهسالار ناصرى امامت نموده و ضمنا تدریس فقه و اصول داشته تا در سال 1365 ق كه در تهران وفات و حمل به قم و در قبرستان حاج شیخ در مقبره دربندى مدفون شدهاند. از آثار ایشانست: 1- اضاعه الشبهه فى صلوه الجمعه. 2- شرح بر رساله نجات العباد در دو جلد. 3- اشعارى در مراثى آل عصمت علیهمالسلام كه از آنست ابیات زیر: زبان حال حضرت زینب (ع) آفتابا بر زمین جاى تو نیست خار و خاشاك است مأواى تو نیست از چه سر بر نیزه و تن بر زمین اى عزیز من چه كرده این چنین دست تو بوسم روم سوى سفر من بپا این راه پویم تو بسر خواست تا دستش بوسد آن پرى دید نه انگشت و نه انگشترى گفت عزیز من بمیرت خواهرت اى سلیمانم چه شد انگشترت از ثمرات اوست فرزند فاضل و برومندش آقاى حاج شیخ باقر واعظ نهاوندى كه در تهران تولد و در مهد تربیت چنین پدرى پرورش یافته و دروس جدید را تا سیكل اول خوانده و به دروس قدیم اشتغال و در سال 1325 شمسى با درجهى لیسانسیه در رشتهى منقول موفق و فعلا در رشتهى تدریس و تبلیغ اشتغال دارند. تألیفات عدیدهى دارد كه از آنها است: 1- بزرگترین مدرك شیعه (مكالمات مامون با علماء سنت). 2- فرستاده خدا در نبوت پیغمبر آخر زمان. 3- قائم بحق بقیةاللَّه در حالات امام زمان عجل اللَّه فرجه. برادران ارجمندى دارد كه از اعاظم علماء اكابر و مدرسین بودهاند به اسامى زیر: 1- مرحوم مبرور حجةالاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدتقى مدرس نهاوندى 2- مرحوم مبرور حجةالاسلام والمسلمین حاج شیخ على مدرس نهاوندى معروف بچین رى.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:38 PM
نهاوندی، عباس
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
عباس نهاوندى تهرانى فقیهى كامل و عالمى جلیل و پرهیزكارى ورع بوده است پدرش آقا شیخ عباس از افاضل علماء عصر خود و بزرگان شاگردان شیخ مرتضى انصارى و از مراجع امور دینى در تهران بوده و فرزند مذكورش در نجف متولد و پس از پایان تحصیل به تهران مراجعت و در مسجد پامنار به وظائف دینى اشتغال داشته و مرحوم والدش در حدود 131 وفات نموده. شیخ عباس نهاوندى عالمى پرهیزكار و فقیهى جلیل از شاگردان شیخ مرتضى انصارى و غیره و از اهل فضل و فقاهت و زهد و تقوا و معرض از دنیا بود با اینكه همه گونه امكانات در اختیارش بود و در مسجد (دانكى) تهران اقامه جماعت داشت و در ماه رمضانها منبر رفته و مردم را موعظه مىكرد و در خلال وعظ و بیاناتش مكرر این بیت را مىسرود: اى خر تو چه مظهرى كه در كل وجود چون نیك نظر كنم تو را مىبینم وى در سال 1311 ق وفات نموده و جنازهاش حمل به نجف و در وادىالسلام مدفون نمودند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:39 PM
نهاوندی، عبدالرحیم
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1304 -1237 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى، مدرس، ادیب و شاعر. در نهاوند به دنیا آمد. در ابتدا به فراگیرى خط پرداخت. سپس براى تحصیل مقدمات علوم به بروجرد رفت. آنگاه جهت تكمیل معلومات عازم نجف گشت و در آنجا از محضر شیخ محمدحسن نجفى، صاحب «جواهر»، استفاده نمود و پس از درگذشت صاحب «جواهر» در درس شیخ مرتضى انصارى شركت كرد و از خواص شاگردان وى گردید. او در حیات استادش، شیخ انصارى، در نجف عهدهدار تدریس گردید. سید محمد طباطبایى و میرزا مهدى گلستانه از شاگردان وى بودند. در 1289 ق به قصد زیارت امام رضا (ع) به ایران آمد و در بازگشت در تهران ساكن شد و حدود دوازده سال در مدرسه مروى (فخریه سابق) مشغول تدریس گردید. در تهران درگذشت. پیكرش به قم منتقل و در صحن جدید حضرت معصومه (س) دفن شد. به آوردهى شیخ آقا بزرگ تهرانى در «طبقات اعلامالشیعه» پیكر وى به نجف منتقل گردید. از آثارش: «اصل البرائة»؛ حاشیه بر «قوانین»؛ حاشیه بر «رسائل» شیخ انصارى؛ «الوقف» و «العتق»، در فقه؛ «دیوان» شعر.[1] میرزا عبدالرحیم بن میرزا نجف مستوفى بن میرزا محمدعلى شیرازى نهاوندى عالمى متبحر و فقیهى جامع از بزرگان شاگردان شیخ مرتضى انصارى و ملازمین وى و فقهاء بزرگ و مدرسین نجف اشرف بوده چند سال بعد از فوت استادش شیخ به ایران آمده و چندى در مشهد رضوى توقف آنگاه به تهران آمده و در مدرسه مروى به تدریس پرداخته تا در ماه ربیعالثانى 1304 در سن 67 وفات نموده و جنازهاش را حمل به نجف اشرف نمودند.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] اعیانالشیعه (470/ 7)، الذریعه (687/ 9 ،157/ 6)، ریحانه (268 -266/ 6)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 1109 -1108/ 14)، فوائد الرضویه (229 -228)، المآثر والآثار (143)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1312/ 3).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • اصول فقه • تدریس • شعر • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:39 PM
نهاوندی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1322 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى، رجالى، مدرس، ادیب، نحوى و لغوى. پس از فراگرفتن مقدمات، جهت تكمیل آموختههاى خویش رهسپار نجف گشت و در درس شیخ مرتضى انصارى شركت نمود و از خواص شاگردان شیخ گردید. او همچنین از محضر میرزا ابوالقاسم كلانترى نیز استفاده نمود. وى پس از درگذشت شیخ انصارى عهدهدار تدریس و بحث و تألیف شد. نهاوندى از علماى بزرگ امامیه در اوایل قرن چهاردهم قمرى است. او را به كثرت دانش دینى و فقهى ستودهاند و در اصول وى را مؤسس و در پارهاى از مواضع و مباحث این فن یگانه دانستهاند. وى در نجف در اثر بیمارى وبا درگذشت و در وادىالسلام دفن گردید. از آثار او: «تشریح الاصول الصغیر»؛ «تشریح الاصول الكبیر»؛ «مقدمة الواجب»؛ كتاب «الطهارة»؛ «الدماء الثلاثة»؛ «مشارق الاصول».[1] على بن ملا فتحاللَّه نهاوندى نجفى عالمى بزرگ و محققى جلیل از شاگردان علامه شیخ مرتضى انصارى و اعلام مدرسین نجف و مجتهدین مسلم و اساتید بزرگ آن سامان بوده و با این كمالات معنوى حظى از این دنیاى دنى نداشته و در نهایت فقر و عسرت و در اواخر عمر مبتلا به كسالتهاى گوناگون شده تا در اول ماه ربیعالثانى 1322 در سن هشتادسالگى وفات نمود و در وادىالسلام در مقبره مخصوص مدفون گردید از آثار اوست (تشریح اصول الصغیر) و (تشریح اصول الكبیر) و نیز كتابى (در طهارت) و كتابى در (دماء الثلاثه).
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] اعیانالشیعه (301/ 8)، الذریعه (186/ 15 ،185/ 4)، ریحانه (269 -268/ 6)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1313 -1312/ 3)، معجمالمؤلفین (165/ 7).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • اصول فقه • تدریس • رجال و تراجم • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:41 PM
نهاوندی، علیاکبر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1369 -1280/ 1278 ق)، عالم دینى، فقیه، متكلم، محدث، مدرس و مرجع تقلید. اصلش از نهاوند بود، مقدمات را در بروجرد فراگرفت و نزد شیخ جعفر بروجردى و آقا حسین شیخالاسلام تلمذ كرد. سپس مدتى در تهران در درس میرزا حسن آشتیانى و میرزا عبدالرحیم نهاوندى و میرزا ابوالحسن جلوه و میرزا محمدرضا قمشهاى شركت نمود. آنگاه براى تكمیل تحصیلات به عراق رفت و در محضر میرزاى شیرازى و حاج میرزا حبیباللَّه رشتى و شیخالشریعه اصفهانى و سید محمدكاظم یزدى و شیخ محمدكاظم خراسانى و شیخ محمد طه نجف تلمذ نمود. وى از حاج میرزا حبیباللَّه رشتى و شیخالشریعه اصفهانى و حاج میرزا حسین نورى اجازهى روایت داشت. میرزا محمدعلى اردوبادى از وى روایت نموده است. در 1319 ق به ایران بازگشت و در 1328 ق عازم مشهد شد و در آنجا اقامت گزید و عهدهدار مرجعیت گردید. در مشهد درگذشت. از آثارش: «لمعات الانوار»، در شرح مشكلات آیات و اخبار؛ «البنیان الرفیع فى احوال خواجه ربیع»؛ «جنتان مدهامتان»؛ «الجنة العالیة والجعبة الغالیة» یا «الجعبة الغالیة والجنة العالیة»؛ «جواهر الكلمات فى النوادر والمتفرقات»؛ «خزینة الجواهر فى زینة المنابر»، در اصول و فروع و اخلاق؛ «راحة الروح»، در شرح حدیث «مثل اهلبیتى كمثل سفینة نوح»؛ «طور سینا»، در شرح «حدیث كساء»؛ «عناوین الجمعات»، در شرح «دعاء سمات»؛ «النفحات العنبریة»؛ «العبقرى الحسان»؛ رسالهاى در «صلاة المسافر»؛ «الیاقوت الاحمر فى من راى الحجة المنتظر (عج)»؛ «الكوكب الدرى»؛ «لمعات الانوار»؛ «الید البیضاء»، در مناقب حضرت امیر و زهرا (ع)؛ حاشیه بر «فرائد الاصول».[1] علىاكبر بن شیخ حسین نهاوندى متولد 1278 و متوفى 1369 ق عالمى محدث و فقیهى پارسا صاحب تألیفات و تصنیفات از علماء معاصرین مشهد بوده و آثار و تألیفات ایشان از این قرار است: 1- البنیان الرفیع فى احوال الخواجه ربیع 2- الیاقوت الاحمر فى من راى الحجه المنتظر 3- وسیله النجاه فى شرح دعاء سمات 4- خزینه الجواهر فى زینه المنابر 5- رسائل العبیدالى مراحل التوحید 6- الفوائد الكوفیه فى رد الصوفیه 7- لمعات الانوار فى حل مشكلات الایات و الاخبار 8- انوار المواهب فى اسرار المناقب 9- انهار النوائب فى اسرار المصائب 10- طور سیناء فى شرح حدیث الكساء 11- راحه الروح فى شرح حدیث اهل بیتى كمثل سفینه نوح 12- حاشیه بر اصل برائت از رسائل شیخ 13- صلوه المسافر 14- المواریث از تقریرات سید یزدى 15- الجنه العالیه (كشكول) 16- جنتان مدهامتان 17- الكوكب الدرى فى مناقب النبى (ص) 18- الید البیضاء فى مناقب الامیر و الزهراء 19- العبقرى الحسان 20- رساله فى الحقیقه و المجاز. در همین سال بود كه مرحوم حجةالاسلام والمسلمین حاج شیخ علىاكبر نهاوندى مشهدى كه از مشایخ اجازه عصر ما و از علماء بزرگوار و عالیقدر اسلام و صاحب تصانیف كثیره بودند به قم مشرف شده و مورد تجلیل واقع گردیدند. وى از شاگردان مولى لطفاللَّه مازندرانى و میرزاى رشتى و شریعت اصفهانى و مرحوم مامقانى و مرحوم حاجى نورى صاحب مستدرك بودهاند به كثرت قدس و تقوا معروف و به زهد و ورع موصوف و از نوادر عصر بودند و بسیارى از علماء و مبلغین كنونى از آن جناب اجازه روایتى دارند و براى این نگارنده هم در سال 1364 قمرى مرقوم نموده و ارسال فرمودند. در مسافرت مرحوم آیتاللَّه بروجردى به مشهد جاى نماز خودش را به معظم له واگذار و در شبستان بزرگ مسجد گوهرشاد خود با هزارها نفر مردم متدین و دانشمندان به آن مرحوم اقتدا مىكردند. نمازش با اینكه از همه نمازها طولانىتر بود جمعیتش از جماعات دیگر بیشتر بود و جدا از حیث كم و كیف اول نماز جماعت خراسان بود حالات عبادى و خضوع و خشوع مخصوصى داشت در سال 1368 رحلت نموده و در پائین پاى حضرت رضا علیهالسلام درب حرم مدفون گردید. از آثار و باقیات الصالحات آن مرحوم فرزند زادهى ایشان مرحوم دانشمند برومند آقاى حاج شیخ محمد فرید نهاوندى صاحب كتاب رموز نماز مطبوع بود و داراى فضل و صاحب ذوق و طبع سرشار و تألیفات دیگر و از شاگردان درس مرحوم آیتاللَّه بروجردى بودند كه در سال 1389 در تهران وفات نموده و جنازهاش را حمل به مشهد و در جوار حضرت رضا علیهالسلام به خاك سپردند تألیفات مرحوم نهاوندى كه اغلب مطبوع مىباشد به قرار زیر است: 1- خزینة الجواهر 2- گلزار اكبرى 3- وسائل العبید 4- راحة الروح 5- جواهر الكلمات 6- انوارالمواهب 7- انهارالنوائب 8- الفوائد الكوفیه 9- رشحة الندى 10- الیاقوت الاحمر 11- طور سیناء 12- عناوین اللمعات 13- لمعات الانوار 14- مفرح القلوب 15- البنیان الرفیع 16- الجنة العالیه 17- جنتان مدهامتان- و تألیفات دیگر. علىاكبر نهاوندى متولد 1280 و متوفى 19 ربیعالثانى 1369 ق از علماء ممتاز و معروف معاصر مشهد بودند. وى در معقول از شاگردان میرزا ابوالحسن جلوه و در فقه و اصول از شاگردان مرحوم آشتیانى بزرگ و میرزاء حبیباللَّه رشتى و سایر اعلام نجف بوده است آقاى مروج در تاریخ رحلتش سرودهاند. آمدهاند و سرافكنده و پى تاریخ گفت (شد نهاوندى مقیم اندر سلطان طوس) در ربیعالاول 1366 ق كه مرحوم آیتاللَّه العظمى حاجآقا حسین قمى از دنیا رفتند در قم و تهران و سایر شهرستانها براى ایشان اقامه شد و در قم در خدمت آیتاللَّه العظمى مرعشى نجفى مدظله براى شركت در مراسم شب هفت مرحوم آیتاللَّه العظمى قمى مىرفتم كه دیدم هیئتهاى مذهبى آمده و مىخواندند. هفته آقاى قمى شد عیان شد نهاوندى سوى جنت روان پس تلگرافات تسلیت براى علماء بزرگ مشهد و خاندان آن مرحوم مخابره و حال آنكه ایشان در كمال صحت و سلامتى در مجالس فواتح مرحوم قمى شركت مىنمودند و بعد از سه سال دیگر به رحمت حق پیوستند. فرزندزاده ایشان مرحوم حجهالسلام حاج شیخ محمد (فرید) نهاوندى از فضلاء معاصر خراسان بودند كه تحصیلات خود را در مشهد و قم به پایان رسانیده و سالها از محضرمرحوم آیتاللَّه العظمى بروجردى و دیگران استفاده نموده آنگاه به مشهد مراجعت و به خدمات دینى از اقامه جماعت و درس تفسیر و تألیف پرداخته تا در حدود 1388 قمرى كه در تهران به سكته مغزى از دنیا رفته و جنازهاش حمل به مشهد مقدس و در آستانه مدفون شده است از آثار مطبوع ایشان كتابى بنام اسرار نماز مىباشد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الذریعه (272/ 25 -277 ،248/ 24 ،360/ 21 ،344 ،216215 ،186/ 18 ،351 ،263 ،216 -215 ،181/ 15 ،130/ 12 ،56/ 10 ،158/ 7 ،159/ 6 ،279 ،164 ،159 ،109/ 5 ،152/ 3)، ریحانه (270 -269/ 6)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 1600 -1599/ 14)، علماء معاصرین (221 -219)، گنجینهى دانشمندان (190 -189/ 7)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1314 -1313/ 3)، مكارمالآثار (2209 -2207/ 6)، میرزاى شیرازى (172).
فعالیتها: • تدریس • حدیث • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:41 PM
نهاوندی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محمد نهاوندى متخلص به (تجلى) از علماء و مفسرین و مدرسین آستان قدس رضوى و مورد احترام و توجه عموم و بالخصوص دانشمندان و با مرحوم آیتاللَّه مجاهد حاج سید ابوالقاسم كاشانى رفاقت و صداقت تام داشتند و هر وقت تهران مسافرت مى كردند به منزل معظمله وارد مىشدند. نگارنده كرارا ایشان را در منزل آن مرحوم دیدم و از محضرشان استفاده نمودم ایشان در بیستم ربیعالثانى 1371 ق در مشهد مقدس رضوى از دنیا رفته و در آستان مقدس مدفون شدند و آقاى مروج در ماده تاریخش سرود. رفت وى كم نما (وى) و برگو (از جهان رفت صاحب نفحات) از آثار اوست تفسیر ملمعى بنام 1- (نفحات الرحمن) در 4 مجلد بطبع رسیده 2- ضیاءالابصار در مباحث الخیار مطبوع میباشد 3- دیوانى بنام (زبدهالمصائب) 4- سراجالنهج در مسائل عمره و حج 5- حاشیه بر كتاب صلاه مرحوم حایرى 6- خلل صلاه
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:41 PM
نهاوندی، محمدجواد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1334/ 1333 -1276 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى، ریاضیدان و منجم. ملقب به جهانبخش. در نهاوند به دنیا آمد و در این شهر نشو و نما یافت. ریاضیات را نزد ملا عبدالرحیم نهاوندى فراگرفت. در 1296 ق به تهران آمد و در فقه و اصول از محضر میرزا محمدحسن آشتیانى و دیگر علما استفاده نمود. وى در استخراج تقویم و تعیین مواقع اذان و غروب ایام طبق محاسبات نجومى متبحر بود. از وى تصانیفى در علم اعداد، جفر، نجوم و زیج و دیگر علوم به جاى مانده است. از آثار او: «قبلة البلدان لاهداء الاخوان» در شناخت قبله؛ مقالهاى در «خط نصف النهار».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (44/ 17)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 318/ 14)، معجمالمؤلفین (166/ 9).
فعالیتها: • اصول فقه • ریاضیات و هندسه • فقه • نجوم
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:42 PM
نوبری، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محمد جعفر نوبرى از علماء معاصر تبریز و فضلاء حوزه مرحوم آیه الله العظمى و العلامه الكبرى سیدنا الاستاد آقاى آقا سید محمد حجت كوه كمرى رحمه الله مىباشد. وى در محله نوبر تبریز در روز 17 ربیع المولود 1334 ق كه مصادف با روز میلاد رسول صلى الله علیه و آله و سلم و حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام است تولد یافته و بدین مناسبت موسوم به (محمد جعفر) گردیده و پس از تكمیل مقدمات در تبریز در آخر جمادى الاول 1353 ق به قم مهاجرت نموده و از محضر اعلام قم چون آیه الله العظمى گلپایگانى و مرحوم علامه ادیب تهرانى سطوح را استفاده و به پایان رسانیده و در درس خارج آیت الله العظمى حجت قدس الله سره و آیت الله محقق خونسارى و مدت كوتاهى مرحوم آیت الله صدر و آیت الله آقا میرزا رضى مجتهد تبریزى بهرهمند شده و به مراتب عالیه رسیده است. آقاى نوبرى تا سال 1375 ق در قم به تدریس و تكمیل مبانى علمى اشتغال داشتند و پس آز آن مراجعت به تبریز نموده و تاكنون به اقامه جماعت و ایفاء وظایف و خدمات دینى و روحى اشتغال دارند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:42 PM
نوجابادی بخاری، ظهیرالدین، ابوالمظفر محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 7 )
(668 -616 ق)، فقیه حنفى و اصولى. در نوجاباد، از قراى بخارا، به دنیا آمد. به دمشق رفت و سرانجام در بغداد مقیم گشت و به امامت مستنصریه رسید. از آثار او: «كشف الابهام لرفع الاوهام» كه در «كشفالظنون» تحت عنوان «كشف الابهام لدفع الاوهام» ذكر شده است؛ «تلخیص القدورى» یا«الملخص فى مختصر القدورى»، در فروع فقه حنفى؛ «كشفالاسرار»، در اصول فقه.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (204/ 7)، ایضاحالمكنون (355/ 2)، كشفالظنون، (1634 ،1485 -1484)، لغتنامه (ذیل/ نوجابادى)، معجمالمؤلفین (91/ 11)، هدیةالعارفین (129/ 2).
فعالیتها: • اصول فقه • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:43 PM
نورمحمدی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حاج میرزا على نورمحمدى تهرانى از علماء مبرز معاصر تهرانست كه در مسجد انصار واقع در خیابان هدایت به اقامه جماعت و خدمات دینى اشتغال دارند. ایشان در شب بیست و هشتم ماه مبارك رمضان سال 1328 ق در قریه حصار بوعلى نیاوران شمیران بدنیا آمده و پس از پرورش و گذراندن دوران كودكى مدتى در مدرسه نیاوران بتحصیل پرداخته و بعد مدتى در مدارس تهران دروس جدید را خوانده آنگاه در سال 1344 ق به قم مشرف و شروع بتحصیل علوم دینیه نموده در عصر مرحوم آیتاللَّه العظمى حایرى و بعد از یكسال سطوح مكاسب و كفایه را از محضر آیتاللَّه آخوند ملا على همدانى و مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ عباسعلى شاهرودى و نیز مرحوم آیتاللَّه حاج سید محمدتقى خونسارى و مرحوم آیتاللَّه میرزا محمد همدانى و مرحوم آیتاللَّه فیض استفاده نموده و بعد از ورود مرحوم آیتاللَّه العظمى حجت دو دوره و نیم از خارج اصول را در خدمت آن مرحوم باضافه خارج مكاسب و خارج صلوه تلمذ نموده و هم نصفى از دررالاصول را از محضر مرحوم آیتاللَّه حایرى بهرهمند شده و در سال 1362 ق از قم به تهران برگشته و مدت سه سال در قریه حصار بوعلى شمیران اشتغال بنشر احكام و امامت داشته و بعد از آن مدتى در سه راه سپهسالار مسجدى مسجد بىبى اشتغال داشته و بعد از مدتى مقدارى توسعه به آن مسجد داده و هم اقدام بساختمان مسجد دیگرى در خیابان هدایت چهارراه صفى علیشاه بنام مسجد انصار با همت و مساعدت بعضى از اهل محل نموده و آن مسجد بىبى را بجناب حجةالاسلام آقاى حاج سید ابراهیم علوى خوئى نموده و خود در مسجد مزبور (انصار) به خدمات دینى و ترویجات مذهبى اشتغال دارند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:43 PM
نوری مازندرانی، فضلاللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(وف 1345 ق)، عالم دینى و فقیه. معروف به علامهى مازندرانى. اصل وى از نور مازندران است. در كربلا مجاور گشت و بدین سبب به حایرى مشهور شد. صاحب «ریحانةالادب» مراتب علم و فضل و اجتهاد او را ستوده و تصنیفاتش را حاكى از بلندى مقام علمى وى دانسته است. او در كربلا درگذشت. از آثارش كتاب «فضیلة العباد لذخیرة المعاد» است كه در «ریحانةالادب» به صورت «فضیلة العباد و ذخیرة المعاد» آمده است. از دیگر آثارش: «الطهارة»؛ «الوجیزة»، رسالهاى در «مناسك الحج»، به فارسى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (360/ 5)، الذریعه (270/ 22 ،51/ 25)، ریحانه (264/ 6)، لغتنامه (ذیل/ نورى حایرى)، معجمالمؤلفین (77 -76/ 8).
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:43 PM
نوری مازندرانی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1325 ق)، عالم دینى، فقیه، مجتهد و مدرس. وى بعد از تحصیل مقدمات راهى عتبات شد. در نجف از محضر حاج میرزا حبیباللَّه رشتى و میرزا حسین خلیلى استفاده نمود. آنگاه خود به تدریس و بحث و امامت جماعت پرداخت. وى سپس به سامرا رفت و از درس میرازى شیرازى بهرهمند گشت. آنگاه به ایران آمد و در نور مازندران سكنى گزید و در همان جا در منطقه تلیكسر مازندران مدرسهى علمیه بنا كرد. در اواخر عمر به تهران آمد و سرانجام نیز در تهران درگذشت و در شهر رى در صحن حضرت عبدالعظیم (ع)، در مقبرهى ملا عبدالرسول فیروزكوهى، به خاك سپرده شد. از آثار علمى او: رسالهى «التعادل والتراجیح»؛ رسالهى «لباس المصلى»؛ «اجتماع الامر والنهى»؛ «الاستصحاب»؛ «الاوامر والنواهى»؛ «شكوك الصلاة»؛ رسالهى «القسمة».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیانالشیعه (27/ 10)، الذریعه (286/ 25 ،295/ 18 ،81/ 17 ،217/ 14 ،183/ 11 ،204/ 4 ،470 ،25/ 2 ،269 -268/ 1)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1304 -1303/ 3)، معجمالمؤلفین (62/ 11)، میرزاى شیرازى (192).
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:44 PM
نوری همدانی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 15 )
زندگينامه حضرت آيت ا… العظمي نوري همداني دامت برکاته: ولادت : ايشان در سال 1304 شمسي در يک خانواده مذهبي در شهر همدان ديده به جهان گشودند . پدر ايشان مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ ابراهيم نوري همداني از علماي وارسته همدان ، معاصر با حضرت آيت ا… العظمي آخوند ملاعلي همداني و هم حجره ايشان بود . تحصيلات : معظم له در سن هفت سالگي آموختن را آغاز نموده ، ادبيات فارسي ، گلستان سعدي ، انشاء ، ترسل نصاب و … تا معالم الاصول را پيش والد مکرم خويش فرا گرفتند . سپس در سال 1321 شمسي وارد مدرسه مرحوم آخوند همداني شده و حدود يک سال و نيم در آنجا به فراگيري علوم پرداختند . ولي اشتياق و عطش ايشان به آموختن و استعداد مثال زدني فراگيري در وجود معظم له ، وادارشان ساخت تا بعد از اقامت مدت کوتاهي در همدان ، به شهر مقدس قم عزيمت نموده و در آشيانه اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) اقامت افکنده ، با به جان خريدن همه مشقتهاي جان فرساي آن روز ، به بهره گيري از دروس اساتيد برجسته حوزه علميه قم بپردازند . اساتيد : همانگونه که بيان شد ايشان دروس ابتدايي را در خدمت پدر بزرگوارشان آموخته ،سپس در محضر بزرگان حوزه علميه همدان به ويژه مرحوم آيت ا… العظمي آخوند ملاعلي همداني زانوي شاگردي زدند. بعد از ورود به حوزه علميه قم ، بيشترين استفاده علمي را از خدمت آيات عظام : داماد ،حجت کوهکمره اي ،علامه طباطبايي ، بروجردي و حضرت امام خميني ( عليهم الرحمه ) داشته اند که اين قسمت را از زبان خود حضرت آيت ا… العظمي نوري همداني مي خوانيم : يکي ديگر از اساتيد مهم ما مرحوم آيت الله العظمي سيد محمد داماد مي باشد که حدود 12 سال در درس فقه و اصول معظم له شرکت نمودم . چند نفر بوديم در حوزه که به شاگردان داماد معروف بوديم . ايشان مرد بسيار دقيقي بود و دقت نظر ايشان انصافاً خيلي خوب بود . در تربيت شاگرد و عنايت به شاگرد هم ممتاز بود . نوشته هايي از درس آن مرحوم را بنده دارم . من درسهاي ايشان را مي نوشتم و بعداً خدمت ايشان ميدادم . مطالعه مي کردند و با دقت در حاشيه اش چيزهايي مي نوشتند که اکنون وقتي نگاه ميکنم براي من يک يادگار آموزنده و مهمي است . در تواضع ، اخلاص و ساده زيستي کم نظير بود . اين را فراموش نمي کنم يک روز درس ميگفتند ، در مسئله وضو به اينجا رسيدند که در موقع گرفتن وضو بايد انسان خودش آب بريزد و خودش وضو بگيرد و کسي کمک نکند . البته کمک هم مراتب دارد . بعضي مراتبش باطل ميکند و بعضي مراتبش مکروه است . روايتي خواندند از « وسائل» که حضرت امام رضا (ع) زماني که به مجلس مأمون وارد شدند و مأمون در حال وضو گرفتن بود ، بدين نحو که يک نفر آب ميريخت در مشت او و او وضو ميگرفت. حضرت امام رضا (ع) به مأمون فرمودند : «لا تشرک بالله يا اميرالمؤمنين » . اين کلمه را که ايشان خواندند، که حضرت رضا به مأمون ، امير المؤمنين گفته باشد. در اثناي بحث اين کلمه (اميرالمؤمنين) ايشان را منقلب کرد به طوري که به شدت گريه کرد و نتوانست آنروز درس بگويد . متأسف شد که وضع طوري باشد که امام رضا (ع) به مأمون بگويد امير المؤمنين ! اخلاصش را دارم ، ميگويم که آنروز با گريه اش همه را منقلب کرد و نتوانست درس بگويد . عبايش را بر سرش گرفت و جلسه را ترک کرد . از جمله کساني که باز پيش آنها درس خواندم آيت الله آقاي علامه طباطبايي بود که پنج سال بنده به درس اسفار ايشان رفتم . البته عظمت و بزرگواري آيت الله علامه طباطبايي از لحاظ اخلاق ، کمال و معلومات و تربيت شاگرد ، معلوم است و نياز به توضيح ندارد . يکي ديگر از اساتيد بزرگ ما حضرت آيت الله العظمي آقاي سيد محمد حجت کوهکمري بود . من در درس ايشان مدتي شرکت مي کردم . درس معظم له ، در آن زمان در قم ممتاز بود . استادي بسيار بزرگ و خيلي خوش بيان بودند . در درس گفتن سليقه خوبي داشتند . مطالب را دسته بندي مي کردند . دسته بندي مطالب بگونه اي بود که نوشتنش خيلي را حت بود . روش آن مرحوم بايد براي ما درس باشد که مطالب را تنظيم کنيم . مثلاً بيع فضولي که مي گفت ، در بيع فضولي چند تا مبناست : مبناي مرحوم شيخ انصاري ، مبناي مرحوم آخوند خراساني که از حاشيه آخوند بر مکاسب استفاده مي شود _ مبناي مرحوم سيد محمد کاظم يزدي ، مبناي مرحوم شيخ محمد حسين کمپاني اصفهاني و مبناي خودش ، پنج شش تا مبنا بود.از اول بيع فضولي تا آخر ، هر روز مطلب هرکس را روي مبناي خودش ، بطوري تنظيم مي کرد که انسان از اين بيان و دسته بندي تعجب مي کرد . درس را به اين ترتيب مي گفت و مقتضاي مبناي هر کس را در مسأله ، بيان مي کرد ، يا در صحت و نفوذ بيع فضولي و در بحث اجازه مثلا در نقل و اقسام کشف و ... تقسيم بندي بسيار جالبي داشت . نکته ديگري که در رابطه با ايشان بنظرم رسيد ، آن است که روزي که در آستانه احتضار قرار گرفته بود رفتم منزل ايشان ، نزديک مدرسه حجتيه . من توي حياط بودم و اشخاص ديگري هم بودند . همه ناراحت و متأثر بوديم . يک نفر آمد و گفت : براي ايشان ، مقداري تربت سيد الشهدا (ع) آوردند ، تربت را با آب قاطي کردند . تا ايشان بخورند . ايشان هم برداشت و نزديک لبش آورد و گفت : (آخر زادي من الدنيا تربة الحسين ).و آنگاه نوشيد و اشهد ان لا اله الا الله را گفت و روبه قبله ، به جوار حق پيوست . يکي ديگر از اساتيد بنده حضرت آيت الله العضمي بروجردي بودند ، بنده از روزي که ايشان به قم تشريف آوردند تا روزي که از دنيا رحلت کردند ، يعني : در حدود 15 سال در تمام درسهاي ايشان افتخار شرکت کردن راد اشتم و مقدار زيادي از درسهاي فقه و اصول آن استاد بزرگ ( اعلي الله مقامه ) رانوشته ام و در ضمن شرکت در درس گاهي مطالبي در رابطه با درس مي نوشتم و در درس به محضر مبارکشان تقديم مي کردم ، معظم له آن را مي خواندند و گاهي هم با بزرگواري خاصي که داشتند مودر تشويق قرار مي دادند . آيت الله بروجردي ، از لحاظ سخاوت و کرم داراي امتياز خاصي بودند . براي نمونه ، يک وقت ايشان در بيروني نشسته بودند ، زني وارد شد و آقا آن زن راد يد . به پيش خدمت خود فرمودند : ببينيد اين زن چه ميخواهد . پيشخدمت گفت : اين زن علويه است ، پول يک چادري مي خواست ، پنجاه تومان به ايشان داده شد . آقا تا اسم علويه را شنيدند ، فرمودند : علويه و پنجاه تومان ؟ گويي ايشان ، پنجاه تومان را براي علويه توهين دانستند . در حالي که در آن زمان ، پنجاه تومان کم پولي نبود . فرمودند : اقلاً چهارصد ـ پانصد تومان به آن زن بدهيد . به طور کلي ، هميشه اشخاصي که نزدايشان مي آمدند،ايشان بيش از آن مقداري که اشخاص توقع داشتند به آنان عنايت مي کردند . يکي از اساتيد بزرگ ما ، حضرت امام خميني (رحمه الله) بودند . راجع به حضرت امام ، بايد عرض کنم ، اولين وسيله آشنايي من با ايشان ، در ابتداي ورودم به قم ، سال هزار و سيصد و شصت و دو قمري ،در درس اخلاق ايشان بود ،که روزهاي جمعه عصرها تقريبا يک ساعت به مغرب مانده در مدرسه فيضيه ،زير کتابخانه درس اخلاق مي فرمودند . بعد توسط حضرت آيت الله العضمي خوانساري ، نماز جماعت اقامه مي شد . بنده هم در درس اخلاقي ، عرفاني و علمي ايشان ، شرکت مي کردم . اين درس ،بسيار سازنده و کامل بود . آيات و احاديث آميخته با برداشت علمي ، اخلاقي با بيان بسيار رسا و کافي از دل برميخاست و بر دل مي نشست . تحولي عميق در شنونده ايجاد مي کرد . مدرس مملو از جمعيت ميشد . صفا و معنويت اعضاي مجلس را فرا ميگرفت.در همان موقع هم ايشان يکي از علماي بزرگ و مشهور بودند و در تيز بيني و ژرف انديشي و واقع نگري و وسعت نظر ممتاز بودند . يکي از چيزهايي که در معرفي فکر ايشان ، خيلي مؤثر بود کتاب (کشف الاسرار) ايشان بود . که آن موقع اين کتاب چاپ شده بود و در دسترس بود . البته هنوز هم اين کتاب بسيار ارزشمند و عالي است . شخصيت ايشان ، داراي ابعاد مختلفي است . يکي از جهت بعد فلسفي که شايد الآن مثل ايشان ، کسي را سراغ نداريم. اگر چه در آن زمان در تهران مرحوم آشتياني را داشتيم ، علامه طباطبائي آن موقع در نجف بودند . همچنين ، استاد معقول حضرت امام ، مرحوم آية اللَّه العظمي آقا سيد ابو الحسن قزويني ، معروف به علامه رفيعي بودند که چند ماهي قم تشريف آوردند و درس معقول ميفرمودند و بنده هم درس ايشان ميرفتم . درباره شخصيت ايشان از جهات مختلفي ميشود صحبت کرد ، که از نظر بنده ، آنچه مهم است ، مسأله شناخت زمان است . در متون ديني ما هست که عالم ، بايد عارف به زمان باشد . ايشان ، از لحاظ شناخت جريانات و مقتضيات زمان ، داراي امتياز خاصي بودند و در ميان علماء بزرگ ، هر يک از آنان که فکر و فعاليتشان ، با زمان هماهنگ بوده است ، توانسته است تحولي ايجاد کند . تکريم از اساتيد : معظم له با الهام از آيات قرآني و روايات اسلامي و با تأسي بر سلف صالح خويش در مورد تعظيم و تکريم اساتيد خود از هيچ کوششي فروگذار نکرده ، پيوسته يکي از توصيه هاي ايشان به شاگردان و مخاطبان خود تکريم و تجليل از اساتيد خود مي باشد تا جايي که بارها فرموده اند : «من اسامي همه اساتيد خود را ياد داشت نموده ، در نماز شب خود براي آنان دعا مي کنم ،چرا که اين عمل داراي برکات فراواني بوده ، باعث توفيق روز افزون انسان مي گردد » . تدريس : حضرت آيت الله نوري از بدو ورود به حوزه علميه قم همزمان با تحصيل ، تدريس را نيز آغاز نموده و در موضوعات مختلف فقهي ، اصولي ، کلامي ، اخلاقي و … حوزه درسي شلوغي داشته و شاگردان زيادي از محضر پرفيض ايشان بهره مي گرفتند . تا جايي که درس نهج البلاغه معظم له در مسجد اعظم در زمان طاغوت از درسهاي پر محتواي حوزه علميه آن روز به حساب آمده ، مباحث مطروحه در آن از حيث منطق و استدلال چنان عرصه را بر کارگزاران رژيم طاغوت تنگ کرد که چاره اي جر تعطيلي آن نديده و با تعطيل کردن آن صدها تن از فضلاي حوزه علميه را ـ که اينک هريک از بزرگان حوزه و خدمت گزاران نظام مقدس جمهوري اسلامي محسوب مي شوند ـ از آن نعمت محروم کردند . و اينک نيز قريب به سي سال است که به تدريس درس خارج مشغولند که حدود يکهزار نفر از فضلاء و علماي برجسته از محضر ايشان کسب فيض مي نمايند . تأليفات : حضرت آيت ا… العظمي نوري همداني از حيث نوشتن مطالب علمي تقيد خاصي دارند و يکي از سفارشات جدي ايشان به طلاب اين است که بايد اهل قلم باشند و در زمينه هاي گوناگون بتوانند قلم فرسايي کنند . روي اين اصل معظم له نوشته هاي فراواني در زمينه موضوعات مختلف دارند که بالغ بر 50 جلد مي شود . برخي از آن نوشته ها چاپ شده و بعضي ديگر در آستانه چاپ قرار دارد و برخي از آنها در حال آماده سازي جهت چاپ مي باشد . کتابهايي که تاکنون به زيور چاپ آراسته شده اند ، عبارت است از : 1_ الخمس 2_ مسائل من اجتهاد و تقليد 3_ امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه اسلام- عربي 4_ امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه اسلام- فارسي 5_ اسلام مجسم – شرح حال علماي بزرگ اسلام 6_ جايگاه بانوان در اسلام 7_ جهاد - فارسي 8_ ربا 9_ دانش عصر فضا 10_ شگفتي هاي آفرينش 11_ جهان آفرينش 12_ انسان و جهان 13_ خوارج از ديدگاه نهج البلاغه 14_ يک حرکت انقلابي در مصر 15_ داستان باستان 16_ ما و مسائل روز 17_ بيت المال از ديدگاه نهج البلاغه 18_ اقتصاد اسلامي 19_ منطق خدا شناسي 20_ جمهوري اسلامي 21_ رساله توضيح المسائل 22_ آمادگي رزمي و مرزداري در اسلام 23_ هزار و يک مسئله فقهي – استفتائات ج 1 و 2 24_ مناسک حج - عربي 25_ مناسک حج - فارسي 26_ منتخب المسائل – عربي که هريک از نوشته هاي فوق مخاطبان خاصي داشته و مورد استفاده اقشار مختلف قرار مي گيرد . فعاليتهاي سياسي و اجتماعي : ايشان به لحاظ اينک شاگرد حضرت امام خميني (ره) بوده و در حد عشق به ايشان دلبسته بودند ، از هر حيث به ويژه از جهت سياسي به شدت تحت تأثير آموزه هاي بنيانگزار جمهوري اسلامي قرار داشتند ، لذا در کنار فعاليتهاي علمي عميق ، از ورود در عرصه سياسي و اجتماعي غفلت نورزيده ، پيوسته در صفوف مقدم مبارزه عليه رژيم ستم شاهي حرکت مي کردند و در اين راه از زندان و تبعيد و … نهراسيده و همه خطرها را به جان خريده و با توکل بر خدا در مسير انجام رسالت انقلابي با تمام وجود تلاش فرمودند که بخشي از اين فعاليتها را از زبان معظم له مي شنويم : من از جمله کساني هستم که توفيق داشتم چند سالي در مکتب پرفيض حضرت آيت آللَّه العظمي امام خميني، درس بخوانم و علاوه بر مطالب علمي ، از سجاياي اخلاقي ايشان نيز، بهره ببرم. در طول اين ساليان با توجه به متون و موازين اسلامي در يافته بودم که مسؤليت روحانيت ، خلاصه در درس خواندن و درس گفتن نميشود . به اين جهت از آن روز که حضرت ايشان انقلاب و تحول را آغاز کردند . من سعي کردم که پشت سر ايشان بقدر توانم گام بردارم . در آن زمان ، جلسات مرتبي با رفقاي همفکر خود داشتيم که در آن نسبت به مسائل جاري گفتگو ميشد و براي پيشبرد امور تصميماتي اتخاذ ميگرديد . گاهي اعلاميههائي عليه رژيم و شاه امضاء ميکرديم . البته متن بعضي از آن اعلاميهها را نيز گاهي من تنظيم ميکردم. در نشر و توزيع آنها نيز ، همکاري نزديک داشتم . افرادي را به اين منظور به نقاط مختلف کشور ميفرستاديم . زندان قزل قلعه: بعد از اين که حضرت امام را به ترکيه تبعيد کردند ؛ اعلاميههايي که عليه رژيم از قم صادر ميشد امضاي من را نيز داشت . به همين جهت در آن زمان چند نفر مأمور از طرف ساواک به منزل ما ريختند بطور دقيق همه جا را گشتند . حتي يادم هست که کتابها را نيز، ورق ميزدند . مقداي از کتابها را برداشتند بردند و مرا نيز ، دستگير کردند و به ساواک قم ، که در خيابان راه آهن بود ، بردند . شبي را آنجا بسر برديم ؛ بعد منتقل شدم به تهران ، زندان قرل قلعه . قزل قلعه يکي از زندانهاي رژيم شاه بود که افراد را در آن زمان به آنجا ميبردند ، در زندان ، متوجه شدم که آقايان ديگري نيز آنجا هستند ؛ البته همگي ما در سلولهاي انفرادي بوديم و فقط روزي سه مرتبه صبح ، ظهر و شام درب سلول را باز ميکردند و ما حق داشتيم براي تجديد وضو از آن خارج بشويم . هنگامي که مرا براي دستشويي ميبردند از دور اين آقايان را ديدم و فهميدم که اين آقايان هم آنجا هستند . داخل سلول لامپ نبود ؛ تنها از روزنه کوچکي که بالاي درها وجود داشت شعاع کم و سوئي از روشنائي داخل سالن به درون سلول ميتابيد . اين سلولها به اندازهاي کوچک بود که اگر دستهايمان را باز ميکرديم به ديوارهاي دو طرف ميرسيد . کف سلولها را با آجرهاي ناهموار فرش کرده بودند به گونهاي که موقع خوابيدن پشت و کمر انسان را به سختي ميآزرد . حدود سه ماه بدون محاکمه و ممنوع الملاقات با اين وضع ، در اين سلولها بودم و بجز هنگام تجديد وضو از آن نميتوانستم خارج شوم . بعد از محاکمه ، روزي فقط ده دقيقه ما را به عنوان هواخوري داخل حياط زندان ميبردند که قدم بزنيم . هنگامي که مرا براي بازجويي بردند ، مهمترين حرف آنان اين بود که شما طرفدار حضرت امام هستيد و به پشتيباني از ايشان اعلاميه مينويسيد و امضاء ميکنيد . نزديک دو ماه که از تاريخ محاکمه گذشت من آزاد شدم . چند ماه از آزادي من نگذشته بود که مسافرتي به همدان داشتم . در همدان علماء و غيرعلماء به ديدن بنده آمدند . تابستان بود ، من در مدرسه همدان ، درسي شروع کردم که مورد استقبال واقع شد . ساواک همدان از اين موضع که جوانهاي شهر و مردم با من رابطه داشتند و به درس و بحث ميآمدند نگران بود ؛ به اين جهت مرا به بهانهاي گرفتند وبه تهران فرستادند . دوباره روانه زندان قزل قلعه شدم و چندين ماه ديگر در آنجا زنداني گشتم . بعد از آزادي از زندان ، مدت زيادي به اصطلاح ممنوع المنبر بودم و حق نداشتم به وعظ و خطابه بپردازم به رفسنجان رفتم . بعد از دو سه منبر ، ساواک کرمان مطلع شد و از ادامه جلسات سخراني ، جلوگيري کرد . روز تاريخي 19 دي 56: از آن تاريخ به قم برگشتم و مشغول درس بحث شدم و در فرصتهاي مناسب و موقعيتهاي گوناگون هدف خود را تعقيب ميکردم تا اين که جريان 19 دي 56 بوجود آمد ، و آن به اين شرح است : در روزنامه اطلاعات 17 دي 56 مقاله توهينآميز و تندي عليه حضرت امام ، که آن زمان در نجف تشريف داشتند ، چاپ شد . انتشار اين مقاله ، خشم آقايان اساتيد و فضلاي حوزه قم را برانگيخت . به همين مناسبت جلسهاي در منزل اين جانب برگزار شد که در آن آقايان : مشکيني ، وحيد خراساني نيز حضور يافتند . در آن جلسه تصميم گرفته شد که به عنوان اعتراض به انتشار چنين مقالهاي در اولين گام حوزه و بازار قم تعطيل شود . حوزه قم و بازار تعطيل شد. فضلاي حوزه و آقايان بازاريها به منزل مراجع و اساتيد بزرگ ميرفتند که در آنجا جلسات سخنراني در اعتراض به رژيم برگزار ميشد. روز 19 دي ، که قبل از ظهر آقايان به منزل بعضي از اساتيد رفته بودند ، قرار گذاشته بودند که بعد از ظهر در منزل ما اجتماع کنند . اين قرار در نماز جماعات هم اعلام گرديده بود . از حدود ساعت يک بعد از ظهر عدهاي آمدند و چندين بلندگو داخل منزل و کوچه نصب کردند . رفته رفته جمعيت ميآمد داخل حياط و پشت بامها ؛ و کوچه از جمعيت متراکم شده بود به گونهاي که جمعيت به خيابان رسيده بود . نخست داماد اينجانب آقاي سيد حسين موسوي تبريزي سخنراني کردند ، سپس بنده وظيفه خود دانستم که صحبت کنم و جنايات رژيم ستمشاهي را به صراحت بيان کنم ، لذا سخنراني جامع و تندي عليه جنايتهاي رژيم شاه ، انجام دادم . در آن سخنراني من لازم دانستم که انگشت روي مرکز و منبع اصلي جنايتها بگذارم ؛ از اين رو مرکزيت را هدف قرار داده و در مقايسه حرکت نجات بخش حضرت امام که از اسلام و قرآن و روش اهل بيت عصمت نشأت ميگرفت با عکس العملي که از استکبار جهاني و دست نشاندگان آن صادر شد اين اشعار را خواندم : مه فشاند نور و سگ عو عو کند هر کسي بر طينت خود ميتند چون تو خفاشان بسي بينند خواب کاين جهان ماند يتيم از آفتاب کي شود دريا زپوز سگ نجس کي شود خورشيد از پف منطمس در شب مهتاب مه را بر سماک از سگان و عوعو ايشان چه باک کارک خود ميگذارد هر کسي آب نگدارد صفا بهر خسي اي بريده آن لب و حلق و دهان که کند تف سوي ماه آسمان خس ، خسانه ميرود بر روي آب آب صافي ميرود بياضطراب مصطفي مه ميشکافد نيمه شب ژاژ ميخايد ز کينه بو لهب آن مسيحا مرده زنده ميکند آن جهود از خشم سبلت ميکند مردم از اين صحبت جامع و منطقي و کوبنده شارژ شدند و با شعارهاي تند از منزل حرکت کردند . من خود نيز ، لازم دانستم که با مردم حرت کنم . آمديم بيرون ، از کوچه که گذشتيم وارد خيابان شديم . ابتداي جمعيت به چهاراه مقابل کلانتري رسيده بود . در اينجامزدوران رژيم ، مردم را به گلوله بستند و با سلاح گرم به مردمي که هيچگونه وسيله دفاعي نداشتند حمله کردند . عدهاي از مردم شهيد شدند ؛ عدهاي مجروح و زخمي و عدهاي هم توانستند جان سالم بدر برند . همين جريان ، موجب حرکت وقيان مردم در ديگر شهرهاي مختلف ايران شد . به مناسبت بزرگداشت شهداي اين روز ، قيام فراگير ملت ايران از تبريز آغاز و رفته رفته تمام ايران را فرار گرفت . به همين مناسب کوچه ما کوچه قيام نام گذاري شد . و وقتي حضرت امام (رحمه الله) به قم مشرف شدند به منزل ما نيز تشريف آوردند ، و به محضر ايشان عرض شد که انقلاب اسلامي از اين خانه آغاز شده است . بعد از جريان اين سخنراني در روز 19 دي ، در انتظار اين بودم که ساواک دنبالم بيايد و دستگيرم کند ؛ به اين جهت در تهران کاري داشتم رفتم که آن را انجام دهم . وقتي به تهران رفته بودم . شبانه به منزل ما ريخته و همه جا را گشته بودند . وقتي از تهران برگشتم و جريان را به من گفتند . خودم را بيشتر آماده کردم و بعد از خداحافظي و آماده شدن ، به ساواک تلفن زدم و گفتم : اگر با من کاري داريد از تهران برگشتهام . حدود نيم ساعت بعد آمدند و مرا به شهرباني قم بردند ، و از آنجا مرا به خلخال تبعيد کردند . تبعيدي من در خلخال چندين ماه به طول انجاميد . در اين مدت نسبت به من سختگيري فراوان ميشد . هر روز لازم بود به شهرباني رفته و دفتري را امضا کنم . منزل ما را شديدا کنترل ميکردند ؛ حتي رفت و آمدهاي عادي را زير نظر داشتند . تهيه ارزاق عمومي را براي ما مشکل کرده بودند و به کسبه سفارش ميکردند که از فروش اجناس مورد لزوم به ما خودداري کنند . يک روز صبح که براي امضا دفتر رفته بودم ؛ به من گفته شد که ديگر به منزل برنگردم ؛ چون ميخواستند مرا به سقز ببرند . هر چه اصرار کردم که بروم و حداقل خبر بدهم پذيرفته نشد . مرا به همراه چند مأمور به سقز منتقل کردند . در سقز چند نفر ديگر از آقايان نيز تبعيد بودند . دوران تبعيد را با مشکلات فراوان سپري ميکرديم . دولت شريف امامي که روي کار آمد براي کسب و جاهت - به اصطلاح - زندانيهاي سياسي را آزاد ميکرد و تبعيديها را برميگرداند . در اين زمان نيز من از تبعيد گاه آزاد شدم . از آخرين تبعيدگاه خود يعني سقز کردستان که آزاد شدم امام خميني »رضوان اللَّه عليه« در پاريس »نوفل لوشاتو« بودند، پس از چند روز در قم به پاريس رفته ، در نوفل لوشاتو به محضر مقدس امام »رضوان اللَّه عليه« شرفياب و چند روز در جلساتي که در محضر آن پرچمدار نهضت اسلامي و استاد بزرگ تشکيل ميشد شرکت مينمودم و چند دفعه با معظم له ملاقات خصوصي داشتم . و در هنگامحرت براي ايران به بنده ورقهاي که با خط مبارک خود نوشته و مطالبي که درباره حکومت اسلامي بعد از سقوط رژيم ستم شاهي در آن مرقوم داشته بودند دادند که بنده آنرا با آقايان دکتر بهشتي و استاد مطهري مورد مذاکره قرار بدهم و نتيجه را به نوفل لوشاتو گزارش بدهم که انجام دادم . تلاش براي اعلام مرجعيت حضرت امام خميني (رحمه الله): از جمله جريانهايي که در آن دوران پيش آمد ، جريان در گذشت آية اللَّه العظمي حکيم (ره) بود . ما به لحاظ خصوصيات علمي و ديگر خصائص روشن و بارزي که در حضرت امام ، سراغ داشتيم ، تصميم گرفتيم کاري کنيم که چهره ايشان ، خارج از حوزههاي علميه نيز براي مردم بهتر و کاملتر شناخته شود . از اين جهت تصميم گرفتيم اعلاميهاي بدهيم که : بعد از مرحوم آقاي حکيم ، مردم به حضرت امام مراجعه کنند . دوازده نفر از مدرسين حوزه علميه قم ، که اينجانب نيز جزء ايشان بودم اين اعلاميه را در تأييد مرجعيت حضرت امام بعد از مرحوم آقاي حکيم امضاء کرده و پخش کرديم . علماي شهرستانها از اين اعلاميه استقبال خوبي کردند و در بعضي از مراکز ، آقايان اعلاميه را روي منبر براي مردم خوانده بودند که تأثيري گذاشته بود . بعد از صدور اين اعلاميه ، منتظر بودم که دنبالم بيايند ؛ چرا که ميدانستم صدور چنين اعلاميهاي بيعاقبت نيست . همين طور هم شد ، يک روز ظهر مأمورين ساواک به منزل ما ريختند ، و ما در اين جريانات نيز به وظيفه خود عمل کرديم . مسافرتهاي علمي ـ فرهنگي : آيت ا… العظمي نوري همداني با الهام از توصيه قرآني مبني بر « سيروافي الارض » سفرهاي زيادي به اقصا نقاط جهان داشته و در اين سفرها ضمن انجام مباحثات علمي با برخورد با افکار و فرهنگهاي گوناگون بر تجارب خويش مي افزودند . ايشان در مورد مسافرتهاي خارج از ايران خود چنين مي فرمايند : من در سال 58 و 59 که نماينده حضرت امام در اروپا بودم و به آن ديار رفت و آمد داشتم در ظرف اين دو سال در موقع تحصيل در قم اشتغال به تدريس داشتم ولي در موقع تعطيلي حوزه به کشورهاي اروپا از قبيل : انگلستان ، فرانسه ، آلمان ، اطريش ، ايتاليا ، سوئد ، بلژيک ، هلند ، دانمارک ، سوئيس ، نروژ ، فنلاند ، اسپانيا ، يونان ، و ترکيه مسافرت ميکردم ، و در طي ملاقاتها و مصاحبه و تشکيل مجالس حقايق اسلام و عظمت انقلاب اسلامي را بيان ميکردم ، و به سؤالات علمي و مذهبي با توفيق خداوند پاسخ مي دادم ، و سفرهائي به پاکستان و يک سفر هم به تايلند ، پاکستان ، بنگلادش و هندوستان رفتهام و در اين سفرها علاوه بر معاشرت با فرقه هاي گوناگون و بيان معارف و مباني اسلام ، توجه بيشتر به بيان مزاياي انقلاب اسلامي ايران و نشان دادن چهره استکبار جهاني بود .
فعالیتها: • اصول فقه • عالمان و دانشمندان • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:45 PM
نوری، عبدالنبی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حاج شیخ عبدالنبى نورى- ره- عالمى بزرگوار و مجتهدى عالى مقدار و نابغهى در فقه و اصول و محققى در معقول و منقول و متبحرى در فنون مختلف و از مراجع بزرگ زمان خود گردیده است. وى در نور كه از مضافات آمل است دیده بجهان گشوده و بعد از بلوغ به تهران مهاجرت و اولیات و سطوح را معقولا و منقولا تكمیل نموده و مهاجرت بعتبات عالیات كرده و از محضر علماء و بزرگان آن سامان استفاده نموده آنگاه بسامرا مشرف و ملازم ابحاث آیتاللَّه العظمى میرزا محمدحسن شیرازى مدت پنج سال گردیده و پس از آن به تهران مراجعت و در محلهى (عودلاجان) رحل اقامت افكنده و به مراسم ارشاد و تدریس و اقامه جماعت در مسجد (پیره زن) اشتغال یافته و پس از آن منتقل بسرچشمه شده و مومنین مسجدى در اواسط خیابان سیروس نزدیك سرچشمه براى او بنا نموده (كه اكنون بنام آن مرحوم معروف است) و در آنجا به اقامه جماعت و تدرس خارج فقه و اصول براى فضلاء و علماء تهران و موعظه مردم پرداخته تا در بیستم محرمالحرام 1344 قمرى كه برحمت حق واصل و جنازهاش از نیاوران شمیران كه در دو فرسخى تهرانست بر دوش مردم بشهر رى و در مقبره ناصرالدین شاه در مجاورت حرم حضرت عبدالعظیم حسنى علیهالسلام محازات قبر مرحوم علامه كنى مدفون گردید. از مراجع بزرگوارى كه بدرس ایشان شركت نموده است سید استاد ما حضرت آیتاللَّه العظمى نجفى مرعشى مد ظله العالى میباشند كه حدود یكسال بدرس فقه و اصول ایشان شركت و از جامعیت و مقام علمى و تبحر در فقه و اصولشان فوقالعاده تمجید و تعریف مىنمایند. پس از فوت آن مرحوم فرزند ارجمندش جناب حجةالاسلام والمسلمین آیتاللَّه آقاى حاج شیخ بهاءالدین نورى بجاى ایشان قرار گرفته و در مسجد آن مرحوم اقامه جماعت نموده و بخدمات دینى اشتغال دارند و ایشان داماد مرحوم آیتاللَّه حاج سید محد بهبهانى سابقالذكر و یكى از مشاهیر و محترمین علماء معاصر تهران و محترمین دانشمندان مركزند، غالب تحصیلات ایشان در تهران در خدمت مرحوم والدشان و مدرسین بزرگ دیگر بوده و خود سالها بتدریس فقه و اصول و اصلاح امور مردم و قضاء حوائج آنان اشتغال داشته است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:47 PM
نوری، فضلالله
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
از اكابر علماء مجتهدین و اجلاى فقهاء و محدثین امامیه در 1259 ق متولد شد. پدرش مرحوم آخوند ملاعباس معروف به پیشنماز از علماى متقى و معروف بود. شیخ فضلالله پس از انجام تحصیلات مقدماتى و سطح عازم بینالنهرین شد و قریب ده سال در عراق توطن نمود وى از شاگردان برجسته میرزا محمد حسن شیرازى بود و غیر از فقه و اصول و حدیث و كلام و فلسفه و ریاضیات، علوم غریبه مانند جفر و غیره را آموخت و شاعر هم بود و تخلص نورى داشت. شیخ فضلالله پس از مراجعت از عتبات از معاریف علماء گردید و كار و بارش خیلى رونق گرفت و مرجعیت تام پیدا كرد و مورد توجه شاه و امناء دولت قرار گرفت. در واقعه تحریم تنباكو و بلواى آن شیخ در كنار حاج میرزا حسن آشتیانى قرار داشت و جزو چند مجتهد مجاهد بود. اعتمادالسلطنه براى رفع بحران تنباكو چندین بار به او مراجعه و از طرف شاه درخواست كرد به نحوى كه ممكن است به غائله خاتمه دهد ولى شیخ جز بطلان قرارداد و جمع كردن بساط انگلیسها راهى را ارائه نداد. در مجلسى كه در دربار از علماء و بزرگان براى مسأله تنباكو تشكیل شد شیخ فضلالله جدا در لغو قرارداد پافشارى كرد و ناصرالدینشاه ناچار در اجراى فتواى میرزاى شیرازى و خواسته علماى تهران قرارداد را لغو و مبلغ پانصد هزار تومان غرامت پرداخت. شیخ فضلالله پس از فسخ قرارداد چند تلگراف به آیتالله شیرازى مخابره و ضمن اعلام فسخ قرارداد درخواست نمود فتواى حلیّت دخانیات را توسط او صادر نماید. شهرت و آوازه شیخ از احراز سلطنت ناصرالدینشاه به اوج رسید. اتابك براى حفظ خویش خود را به او نزدیك كرده، بیشتر دعاوى دولتى را به محضر او احاطه مىكرد. مرحوم ناظمالاسلام كرمانى در این باره چنین نوشته است: بارى عینالدوله صندوق مالیه را ترتیب داد و خرابى دربار را خواست اصلاح كند لكن جهالت و استبداد و تكبر این شاهزاده كار را خرابتر كرد. با حاج شیخ فضلالله متحد گردید امورات شرعى و عرفى بلكه مملكتى را راجع به محكمه شیخ نورى نمود تا آنكه كار شیخ بالا گرفت و كارهاى عمده را صورت و انجام مىداد. شیخ فضلالله كه در دوران صدرات عینالدوله فعال مایشاء و همه كاره بود از این موقعیت مغرور شد و از دوستان قدیم مانند سیدعبدالله بهبهانى و سیدمحمد طباطبائى خود را كنار كشید و طبعا عینالدوله هم با داشتن شیخ فضلالله توجه زیادى به آن دو نداشت. این مسأله باعث شد كه طباطبائى و بهبهانى طریق دیگرى انتخاب كنند و آن مخالفت با عینالدوله و تأسیس عدالتخانه بود. جبههگیرى روحانیت در دو جناح از همان موقع آغاز شد. شیخ فضلالله با همكارى شیخ علىاكبر بروجردى، شیخ محمد آملى از یك طرف و سیدعبدالله بهبهانى و سیدمحمد طباطبائى از طرف دیگر مبارزه شدید و علنى خود را آغاز كردند. شیخ فضلالله توانست سید ابوالقاسم امامجمعه را نیز با خود همراه سازد. اولین ضربتى كه به گروه شیخ فضلالله وارد شد تخریب ساختمان بانك استقراضى روس بود كه با فتواى سید محمد طباطبائى انجام گرفت. توضیح آنكه در 1308 ه.ق ناصرالدینشاه امتیاز مؤسسه رهنى كه بعد به بانك استقراضى تبدیل گردید به دو نفر از اتباع روسیه واگذار نمود. روسها تصمیم گرفتند كه اداره مركزى بانك را در بازار احداث نمایند از این رو پس از تفحص، محلى را در نظر گرفتند كه در اراضى موقوفه سید ولى كه در آخر بازار كفاشها واقع و مدرسه مخروبه و قبرستان متروكه بود، براى ساختمان درنظر گرفتند. براى اجازه آن به چند نفر از روحانیون مراجعه كردند، ولى هیچكدام زیربار اجازه نرفتند، سرانجام به حاج شیخ فضلالله رجوع كردند و او حاضر شد اراضى مزبور را جهت ساختمان بانك به مبلغ هفتصد و پنجاه تومان به ملاحظه تبدیل به احسن به روسها بفروشد و روسها عمارت بزرگ و مجللى در آن زمین موقوفه برپا كردند. در 1323 ه.ق كه مبارزه در جناح روحانى آغاز شد از طرف سید محمد طباطبائى موضوع در چند مجلس مطرح و بعضى از وعاظ به آتش دامن زدند تا اینكه در یك روز جمعیتى حدود بیست هزار نفر به محل بانك رفته و ساختمان مزبور را در یك طرفهالعین محو و نابود كردند. بعد از مراجعت مظفرالدینشاه از سفر سوم اروپا، عینالدوله در مظان اتهامات زیادى قرار گرفت و جناحهاى مختلف علیه او شروع به فعالیت نموده شبنامهها منتشر شد و روزنامهها تهمتهاى فراوان به او زدند. بازار ---------- از هر طرف آشفتهتر شد و موضوع چوب زدن تجار قند و تبعید سعدالدوله وزیر تجارت به مناسبت حمایت از تجار، دسته دیگرى از اصناف و تجار را در صف مخالفین عینالدوله جا داد. موضوع تأسیس عدالتخانه كه نخستین خواسته روحانیت و تجار و اصناف بود ظاهرا مورد موافقت شاه قرار گرفت؛ ولى عینالدوله با وعده و وعید در انجام آن تعلل مىكرد. شیخ فضلالله با هوش و فطانت خاصى كه داشت سقوط عینالدوله را نزدیك دید و براى اینكه در آینده جایى براى خود داشته باشد با سید عبدالله و سید محمد مجددا نزدیك شد ولى این بار سیدین او را به بازى نمىگرفتند و رفت و آمد آنها ظاهرى بود. شیخ فضلالله از لحاظ مراتب علمى و فقاهت اعلم بر سایرین بود ولى در این برهه از زمان حاضر بود در كنار پیشوایان دیگر قرار بگیرد. از این رو در قیامى كه منجر به صدور فرمان مشروطیت گردید خدمات زیادى انجام داد ولى سید عبدالله بهبهانى كه رقابت شدیدى با او داشت بین شیخ فضلالله و سایرین افتراق ایجاد كرد. شیخ فضلالله حاضر بود همه گونه با آنها همراهى و همكارى كند ولى مخالفین او را به حریم خود راه ندادند و او ناگزیر از صف آنان اعراض نموده خود را به دامان محمد علیشاه انداخت و مشروطه مشروعه را براى خود عنوان نمود و در آن زمینه كه عاقبتى ناگوار برایش داشت گام برداشت. تا زمانیكه مظفرالدینشاه حیات داشت اختلاف بین مشروطه خواهان و مستبدین زیاد به چشم نمىخورد و جبهههاى مخالف و موافق در مقابل یكدیگر قرار نگرفته بودند ولى پس از مرگ او و اعلام پادشاهى محمد علیشاه وضع تغییر كرد. سید عبدالله بهبهانى و سید محمد طباطبائى با قبول نمایندگى اقلیتهاى مذهبى در گردش كار مجلس سرپرستى داشتند. دولتها براى پیشبرد اهداف و مقاصد خود بد آنها توسل مىجستند و هر كارى با مداخله آنها انجام مىگرفت. منزل آندو، محل رفت و آمدهاى سیاسى بود، همه چیز در اختیار آنها قرار گرفته بود و شیخ فضلالله در عوض تمام قدرت خود را از دست داده بود. در یكسال اول سلطنت، محمد على شاه آنچنان كه منعكس شده است با مشروطه مخالف نبود ولى دستجات تندرو، مانند بعضى از نمایندگان، انجمنهاى مختلف و مطبوعات موجبات جدایى شاه را از مشروطه و مجلس فراهم كردند. قتل اتابك، سوءقصد به محمد على شاه و فشار به شاه براى اخراج درباریان از موجباتى بود كه شاه را نسبت به مشروطیت منزجر نمود و خواه و ناخواه به دامن استبداد پناه برد. شیخ فضلالله هم كه از نشستن روى قالیچه محروم شده بود براى بدست آوردن قدرت در تشویق و كمك به برنامههاى استبدادى شاه تأثیر بسزایى داشت. شیخ فضلالله در مقابل روحانیون مشروطه خواه جناح مستبدرا پىریزى كرده خود در رأس آن قرار گرفته و عنوان مشروطه مشروعه به آن داد؛ زیرا وى معتقد بود مشروطه را چون شاه مرحوم به ملت اعطاء كرده چیز بدى نیست ولى منظور آن شاه مشروطه مشروعه است كه با موازین شرعى تطابق دارد. اقدامات شیخ فضلالله علیه مشروطه و مشروطهخواهان از اوایل 1286 ش آغاز شد و در روز سوم تیر ماه همانسال در رأس عدهاى از روحانیون و طلاب و اصناف كه بالغ بر پانصد نفر مىشدند به حضرت عبدالعظیم رفته و در آنجا تحصن اختیار نمودند. وعاظ حاضر در آن تحصن همه روزه ضمن ایراد سخنانى حكومت مشروطه را خلاف شرع دانسته و تقاضاى جدى از شاه به عمل آورده كه باید مشروطه مشروعه شود. در همان ایام همه روزه تلگرافهایى در این زمینه با امضاى شیخ فضلالله و سایر روحانیون و مجتهدین به علماى نجف مخابره مىگردید و همچنین تلگرافهایى به تمام شهرهاى ایران مخابره مىشدند. مهمترین واقعهاى كه علیه مشروطیت با سرپرستى و ارشاد شیخ فضلالله صورت گرفت واقعه توپخانه بود. ابتدا عدهاى از اجامر و اوباش و مخالفین مشروطه به سركردگى مقتدر نظام و صنیع حضرت به مجلس شوراى ملى حمله برده بین آنها و مخالفین مجلس كار به تیراندازى رسید و سپس دامنه زد و خورد به توپخانه كشیده شد. در توپخانه شیخ فضلالله و شیخ علىاكبر بروجردى و شیخ محمد آملى و حاج میرزا ابوطالب زنجانى در مسند فرماندهى نشسته و وعاظى مانند سید محمد یزدى و سیداكبر شاه و سید على آقا یزدى حاضر بودند و هر كدام به نوبت بالاى منبر قرار گرفته، مطالبى در ذم مشروطیت و مجلس ایراد مىنمودند. سرانجام شیخ فضلالله به منبر رفته و مشروطهخواهان را تكفیر نمود و آنان را به عنوان مرتد و بابى نام برد. در میان مستبدین عدهاى مشروطه خواه هم داخل شده بودند و گاهى با فرستادن صلوات سخنان ناطقین را قطع مىكردند و یا شعارهایى مىدادند. براى آرامش مجلس مستبدین شخصى را به نام میرزا عنایت زنجانى كه بیش از همه شعار مىداد گرفته و او را كشتند و نعش او را به درختى آویزان كردند. واقعه توپخانه دو سه روزى به طول انجامید. سید عبدالله بهبهانى و سید محمد طباطبائى هم در مقابل اقدامات شیخ فضلالله و اعوان و انصارش ساكت ننشسته، علماى نجف را نسبت به او بدبین ساختند و در نتیجه عدهاى از علماى نجف مانند محمد حسین میرزا خلیل، آخوند ملامحمد كاظم خراسانى و شیخ عبدالله مازندرانى طى تلگرافى شیخ فضلالله نورى را به علت مخالفت با مشروطه تكفیر كردند و متذكر شدند مخالفین را به ارض اقدس تبعید نمایند. متن تلگراف علماى نجف چنین بود: حجج اسلام بهبهانى، طباطبائى؛ چون نورى مخل آسایش و مفسد است تصرفش در كلیه امور حرام است. كشمكش بین مشروطه خواهان و مستبدین سرانجام به خون كشیده شد و لیاخف به دستور محمد على شاه مجلس را به توپ بست و صداى مجاهدین و مشروطهخواهان موقتا خاموش شد. جمع كثیرى از مجاهدین و مشروطهخواهان به زندان باغشاه افتادند و عدهاى نیز به وضع فجیع اعدام گردیدند، بهبهانى و طباطبائى هم به تبعید رفتند. شاه در باغشاه به تخت نشست و شیخ فضلالله نیز مجددا به قدرت رسید و مقام و موقعیتش از سالهاى قبل بیشتر شد و آنچه او مىگفت شاه به انجامش مىكوشید. در آبان ماه 1287 به دستور شیخ فضلالله نورى اجتماع بزرگى در باغشاه مقر محمد على شاه با شركت روحانیون، رجال، معاریف، بازرگانان، اصناف و مالكین تشكیل شد و مذاكراتى پیرامون نوع حكومت در ایران آغاز شد. شیخ فضلالله فریاد برآورد مشروطه با شریعت سازگار نیست و تلگرافهایى را كه از طرف بعضى از روحانیون شهرها و مردم در مخالفت با مشروطه رسیده بود قرائت نمود. سرانجام عریضهاى به شاه نوشته و استدعا كردند از مشروطه صرفنظر نمایند. عده زیادى از علماء این عریضه را امضاء كردند، امضاء اول مربوط به شیخ فضلالله بود. یك هفته بعد مجددا جلسهاى در باغشاه با حضور علماء و بزرگان و معاریف تشكیل گردید و شاه نیز در آن جلسه مشاركت كرد و مصرا از وى خواستند كه مشروطه را فراموش كند. محمد على شاه اعلامیهاى انتشار داد و متذكر شد چون پیرو احكام مقدس اسلام مىباشم و چون علماء اعلام نمودهاند مشروطیت خلاف شریعت است لذا انصراف خود را از مشروطه اعلام مىداریم. اعلامیه محمد على شاه در اذهان مشروطهخواهان تأثیر بسیار بدى گذاشت. همه مىدانستند تصمیم شاه ناشى از تلقین شیخ فضلالله است، از این رو عدهاى كمر به قتل او بستند و براى اجراى قتل كریم دواتگر را انتخاب نمودند. ساعت 8 بعدازظهر روز 9 دى ماه 1287 هنگامى كه شیخ با چند نفر از خادمین خود عازم منزل بود مورد سوءقصد قرار گرفت و شیخ و سه نفر از خادمین مجروح شدند. ضارب وقتى دستگیر شد تیرى در دهان خود خالى كرد و مجروح شد. شیخ فضلالله پس از مدتى ضارب خود را بخشید و قریب یك ماه بسترى بود تا سرانجام بهبود یافت (كریم دواتگر سرانجام به تیر غیب گرفتار و كشته شد). فتح تهران توسط قواى بختیارى و مجاهدین گیلان به جنگ مستبدین و مشروطه خواهان پایان داد. محمد على میرزا از سلطنت خلع و احمد میرزا ولیعهد به جانشینى او به تخت نشست و عضدالملك نایبالسلطنه شد. مستبدین و طرفداران محمد على شاه دو دسته شدند، عدهاى همراه او به سفارت روس رفتند و عدهاى هم در دیگر سفارتخانهها بست نشستند. قبل از گرفتارى شیخ فضلالله از سفارت روس به او مراجعه شد و به او تأمین جانى و مالى پیشنهاد كردند، ولى شیخ نپذیرفت و شهادت را بر توسل بر اجنبى ترجیح داد. جریان دستگیرى و محاكمه و اعدام شیخ فضلالله در چند كتاب منقوش است. مرحوم مهدى ملكزاده در كتاب تاریخ مشروطه خود مشروحا به این موضوع اشاره كرده است كه ما عین نوشته ایشان را نقل مىنماییم: توقیف و حبس حاجى شیخ فضلالله به خلاف محمد على شاه و صدر اعظمش سعدالدوله و جمعى از وزرا و درباریان و رجال مستبد كه نامردانه پس از آنهمه جنایت و آدمكشى راه فرار را پیش گرفتند و به سفارت اجنبى كه بزرگترین دشمن استقلال ایران بود پناه بردند. حاجى شیخ فضلالله استقامت و شخصیت خودش را حفظ كرد و در خانه ماند و منتظر پیش آمد و تقدیرات شد. مىگویند همانروز كه محمد على شاه به سفارت رفت سعدالدوله براى حاجى شیخ فضلالله پیغام فرستاد كه جان شما در خطر است و خوب است به یكى از سفارتخانه پناه ببرید ولى حاج شیخ فضلالله از این پیشنهاد سرباز زد و زیر بار این ننگ نرفت و جواب داد مقام روحانیت من اجازهى اقدام به این عمل را نمىدهد. در همانروز كسانى كه از طرف حاجى شیخ فضلالله به وسیله پنجاه عدد تفنگ سه تیر كه از دولت گرفته بود مسلح شده بودند و در اطراف خانهاش سنگربندى كرده و تا ساعت آخر با مشروطهخواهان جنگیدند متفرق شدند و از صدها نفر پیروان و مریدان كه همه روز گردش جمع مىشدند و در مجمعش حضور پیدا مىكردند كسى دیده نمىشد و جز چند نفر مستخدم شخصى و افراد خانوادهاى كسى در خانه و اطراف او نبود روز 12 رجب جمعى از مجاهدین به خانه شیخ رفتند و او را دستگیر نمودند و به وسیله درشكه به میدان توپخانهاش آوردند و در یكى از اطاقهاى طبقه فوقانى محبوسش نمودند آرى شیخ در همان میدان توپخانه كه در یك سال و نیم پیش در پوش سلطنتى كه براى او برپا كرده بودند و در صدر آن جاى داشت و هزارها نفر را بر ضد مشروطه و حكومت ملى قیام داده بود محبوس گردید. ناگفته نگذاریم به خلاف رفتار عمال استبداد با محبوسین باغشاه مجاهدینى كه شیخ را دستگیر و محبوس نمودند كوچكترین بىاحترامى در حق او روا نداشتند و كارى كه موجب رنج و شكنجهى بدنى و یا روحى او بشود ننمودند و مىتوان گفت تا حدى با احترام به او عمل كردند. شیخ از زمانیكه حبس شد تا موقعیكه اعدام گشت تمام ساعات را با بردبارى و خونسردى و متانت گذراند و ضعف نفس از خود نشان نداد و راه عجز و ناله و توسل به این و آن را در پیش گرفت و شخصیت خود را حفظ كرد. محاكمه و اعدام محققین و كسانى كه به تاریخ نهضتهاى ملل و انقلابات امم آگاهند به خوبى مىدانند كه در انقلابات ملى همینكه كسى جلب به محكمه انقلابى شد مخصوصا اشخاص مهم كه گذشتهى آنها براى همه روشن است و به خوبى و بدى آنها همه آگاهى دارند و عهدهدار و رهبرى دسته مخالف را داشتهاند قبلا محكوم به اعدام بوده و تشكیل محكمه جز صورت سازى چیز دیگرى نیست. حاجى شیخ فضلالله هم از این قاعده عمومى مستثنى نبود و مىتوان گفت كه پیش از محاكمه محكوم به اعدام شده بود و همینكه دستگیر و جلب به محكمه انقلابى شد محكومیت او غیرقابل اجتناب بود. محكمه انقلابى در عمارت توپخانه كه در قسمت جنوبى میدان توپخانه بود با عضویت رؤساى مجاهدین تشكیل گردید و به همان نحویكه صنیع حضرت و آجودانباشى را محاكمه نمودند شیخ را احضار به محاكمه او پرداختند. ناگفته نگذاریم كه اعضاى محكمه انقلاب اكثرشان سران مجاهدین تندرو و بقول معروف دو آتشه بودند و رؤساى معتدل و سرداران از عضویت محكمه سرباز زدند و خود را به آنچه مىگذشت نمىخواستند آشنا كنند و حتى به روبرو شدن با جلب شدگان خوددارى كردند. ادعانامه شیخ ابراهیم زنجانى ادعانامهى مفصلى كه حاكى بر مجرمیت شیخ بود قرائت نمود و اعدام مجرم را از محكمه تقاضا كرد. چون ادعانامهى مذكور داراى مقدمه طولانى است و درج آن در این تاریخ چیزى بر معلومات خوانندگان نمىافزاید از نگارش آن صرفنظر نموده و اصل ادعانامه را از نظر خوانندگان مىگذرانیم. وقتى كه شدت و ظلم جور مقتدرین و عالم نمایان به احكام ناسخ و منسوخ و ناحق ایشان و تعطیل احكام اسلام و هرج و مرج امور خواص و عام در ایران به نهایت شدت رسید عموم خلق علاج را به مشروطیت دولت دیدند كه اساس آن این است كه تصرفات امرا و عالم نمایان و پادشاه در نفوس و اعراض و اموال خلایق به طور دلخواه مطلق نبود، حدى در تصرف پادشاه و حكام و دیگران بود و احكام الهیه چنانچه در اسلام مقرر است در حق همه جارى شود نه اینكه وقتى مقتدرین مرتكب فساد بشوند منعى نباشد و ضعفا صد مقابل مجازات ببینند و جمعى همیشه در كمال راحت و معبودیت دسترنج دیگران را گرفته به صرف عیش رسانیده و ایشان را در ذلت و بدبختى نگاهدارند. جمعى از عقلا از طرف مردم جمع شده و مشاوره در اصلاح امور مملكت و معیشت و حفظ آب و خاك و رفع تعدى متعدیان نموده و نگران باشند كه آنچه مردم بعنوان مالیه براى حفظ امنیت مىدهند به مصرف عیاشى غارتگران نرود. مظفرالدین شاه قبل از محمد على میرزا مخلوع این استدعاى ملت را قبول كرده قانون و عهدنامه اساسى را امضا كردند و جنابعالى هم با چند نفر از معروفین علما در استحكام این اساس دخالت داشته زیاده از هشت ماه اغلب خودت حاضر مجلس شورى بود و با حضور شما و جمعى دیگر مواد قانون اساسى نوشته شده و تصحیح شد، چه شد ناگهان شق عصاى امت كرده ایجاد خلاف میان مردم نموده و علم مخالفت بلند كرده و جمعى از اشرار را بدور خود جمع نموده و مادهى مفسده عظیم و علت اولیهى خونریزى پنجاه هزار نفر نفوس ایرانى بىگناه و هتك اعراض و رعب قلوب و سلب بیشتر از صد كرور اموال و تخریب آبادیها گردیدید، اگر این عنوان حرام بود چرا خود هشت ماه در استحكام آن كوشیدى و اگر حلال و واجب بود چرا با آن شدت مخالفت نمودى و مردم را به ضدیت با یكدیگر دعوت فرمودى چرا بعد از اینكه اظهار مخالفت كردى مكرر به تو نصیحت كردند یك شب بنده خوده هم بودم در خانه آقاى میرزا سید محمد طباطبائى، آقا سید عبدالله بهبهانى هم بود و بیست و پنج نفر از معتبرین وكلا هم حاضر بودند قسم غلیظ و شدید در حضور كلامالله مجید یاد كردى كه خیانت به ملت نكرده، همیشه موافقت با مشروطیت نمایى مجددا بعد از چند روز قسم را شكسته نداى فساد دادى و چادر مخالفت زدى بعد جماعتى را گرد آورده و گفتى خلاف من فقط در سر آن یك ماده قانون اساسى است، باز جمعى همان ماده را برداشته در خانه خودت آورده، بنده هم بودم و به اتفاق بیست نفر از وكلا مدلل كردیم كه همان ماده همانطور كه هست باید نوشته شود باز قرآن حاضر كرده قسم مؤكد یاد كردى كه دیگر ابدا مخالفت نكنى و فردا به مجلس بیایى به ناگاه قسم و عهد را شكسته به حضرت عبدالعظیم رفتى در حضرت عبدالعظیم كتبا و نطقا چه افترا كه به وكلا نزدى چه فساد بود كه نكردى به چه دلیل وكلا را بابى و دهرى خواندى آیا تصور نكردى كه در قانون انتخابات بعموم اهل ایران دستورالعمل داده شده كه هركس را متدین و امین دانند انتخاب كنند. آیا همه مردم بابى بودند كه بابى انتخاب كردند یا سایرین غیربابى بودند و در میان خود امین را غیربابى نیافتند یا آنكه خاصیت دیوارهاى بهارستان بود كه كسانیكه آنجا آمدهاند بعد از چند ماه بواسطه پولهائى كه شما گرفتید آنها بابى شدند. در حضرت عبدالعظیم هر مجمع فساد كه شما رئیس آن بودید جمعى از اوباش مفتخوار را از چند هزار تومان تا چند دینار خرج مىدادید. آیا این پولها را كه به شما داده بود كه فساد كنید، آیا از خود مىدادید، جنابعالى هم مثل من از عتبات در حال فلاكت عودت كردید این پول را از كدام تجارت یا صناعت یا كسب گرد آوردید، این یا رشوه احكام و یا مال فقرا و ایتام بود البته این پول را در مدتى جمع كرده بودید به چه دلیل در پیش چشم خودت فقرا و ضعفا و ایتام با كمال عسرت معیشت مىكردند و تو این اموال فقرا را ضبط كرده زیاده از عیش با وسعت در چنین مقام افساد و اشرار مىدادى، اگر شما مشروطیت را حرام دانستید دیدید كه عموم علماء مرجع تقلید عتبات و سایر بلاد ایران جز چند نفر ریاست طلب و دنیاپرست همه آن را واجب دانستند و اقلا نه عشر مردم ایران در طلب آن جان مىدادند آیا ممكن است حرمت چنین چیزى مضر دین باشد تا منكر آن كافر و مرتد و مستحق قتل گردد، نهایت اینكه بىانصافى كرده مىگفتید مسئله خلافى است رأى من این است كه باید تأیید مقتدرین و ظلام كرد در چنین مسئله خلافى مخالف آن عاصى نیست تا چه رسد با آنكه كافر باشد. پس به چه دلیل اشرار را اغوا مىكردید كه مشروطهطلبان را از قتل و ضرب به هر اذیت معاف ندارند. بعد از آنكه مقدار پولها كه گرفتید در حضرت عبدالعظیم به مصرف افساد رسانیدید و نمىدانیم چه قدر ذخیره كردید. و بالاخره از آنجا مأیوس شدید این حرام كه مىگفتید كم كم حلال شد و سكوت جایز گردید؛ زیرا رأى شما تابع اشارات بود و در واقعهى میدان توپخانه نمىدانم وجه مأخوذى به چه كثرت بود كه به آن شدت اقدامت وحشیانه و متجاهرانه را نمودید خود را رئیسالاسلام نامیده با مهتر و قاطرچى و ساربان و كلاهنمدیهاى محلات و اشرار همدست شده چادر در میدان زده در حضور مبارك شما آن اشرار مستانه فریاد ما چاى و پلو خواهیم مشروطه نمىخواهیم، بلند كرده و همه قسم رذالت و فحاشى كردند. چند نفر بىگناه را كشتند و به اشاره و سكوت شما از درخت آویخته چشم مقتولین را با خنجر در حضور عالى درآوردند بفرمایند آن مقدار مصارف كه با آن جمعیت و شرارت صرف مىشد و جنابعالى شركت داشتید از چه محل حلال بود تلگرافات افساد شما به شهرها در تلگرافخانهها موجود است كدام فساد و شرارت را در آن چند روز محض میل محمد على میرزا فروگذار كردید. آیا مىتوان گفت این است حمایت اسلام، شما را به هرچه اعتقاد دارید قسم مىدهم اگر حضرت پیغمبر یا امام علیهالسلام حاضر بودند آن مجمع شما را به چه نام مىنامیدند. بعد از اینكه از فساد میدان توپخانه نتیجه مطلوبه حاصل نكردید با دستهاى مخفى كه هشیاران مىدیدند در همه قسم فساد و هرج و مرج در اجتماعات و انجمنها و اغتشاش بلاد و مغشوش كردن ذهن محمد على میرزا و تقویت او به مخالفت ملت اقدام كافیه كردید در بیرون رفتن محمد على میرزا از شهر به باغشاه و ترتیب مقدمات تخریب مجلس شورا و محل امید ملت ایران سرسلسله شاپشال و امیر بهادر و مفاخرالملك و صنیع حضرت و مجلل و مجدالدوله و حاجى محمد اسماعیل مغازه و امثال ایشان شما بودید. و اكثر دستورالعملها را مىدادید آیا شكستن عهد و قسم و توپ بستن به خانه خدا و قتل نفوس و هتك قرآن و زدن افترا و بهتان به وكلاى پارلمان این اعمال را حلال مىدانستید یا خیر آیا در حبس و زجر سادات و محترمین و به حلق آویختن مظلومین و حبس و زنجیر مردمان بىتقصیر و كشتن آن جمع كثیر محمد على میرزا را مصاب مىدانستید یا مخطى، اگر مخطى مىدانستید چرا نهى نكردید اگر قدرت نداشتید چرا مثل ملت علم اعتراض و تحصن به حضرت عبدالعظیم و جمع نمودن مردم و جلوگیرى از منكر و رفع فساد نكردید بلكه با كمال خرمى و انبساط به تبریك رفته و اظهار شادمانى كردید و تأیید شدتهایى كه كردند نمودید. آیا آن قتل نفوس و گرفتارى و تبعید محترمین و تصرفات در اموال ملت كه ذخیرهى چند سالهى ایران بود و اخذ تقدیمات بر حكومتها و اعطاء مناصب و تصرفات در خزانه و مالیه مملكت از مالیات و گمرك و تلگرافخانه و غیرها و اتلاف اشیاء ذخیره و پامال كردن اسلحه قورخانه و تقویت در فرستادن لشكر به یك شهر معتبر ایران مثل تبریز كه چندین هزار ضعفا و عجزه و نسوان و اطفال دارد و در خانه خود نشسته هجوم بر كسى نمىكردند، بلكه در مقابل زورگویى آنها دفاع از خود مىكردند این فرستادن توپها و افواج و امثال رحیمخان و بستن راه آذوقه بر مردم یك شهر و تخریب و غارت دهات آذربایجان و هتك نسوان و تصرف در تمام امور و اموال مردم و هواى نفس كه از محمد على میرزا و مشیرالسلطنه و قوامالدوله و مجدالدوله و امیربهادر و سایر شركاء شما بودند كه سلطنت غیرمشروطه عبارت از اینگونه كارها است اینها را شرعى و صحیح مىدانستید: اگر شرعى نمىدانستید به خط خود نوشته بدهید اگر شرعى مىدانستید به چه جهت تأیید مىكردید و شب و روز با مشیرالسلطنه و امیربهادر ترتیبات مىدادید. لامحاله مشروطیت از این حرامتر نبود، پس چرا براى منع این كارها اقداماتى نكردید به حضرت عبدالعظیم نرفتید و به میدان توپخانه جمع نشدید و فریاد نكردید. در این استبداد صغیر: چه پولها از مردم براى احكام و توسط و نصب حكام و اعطاى مناصب گرفتید و چه پولها از مال ملت از دست محمد على میرزا گرفتید، اگر راست بگوئید باید بیش از صد هزار تومان از این میان برده باشید، آخر این چه بىرحمى است این مال رعیت بیچاره است بگوئید كجا ذخیره شده بدهید به هزار قسم مورد حاجت خرج كنند. این وسط چه تحریكات شما و امام جمعه به میرزا حسن تبریزى و ملاباقر زنجانى و سایر عالم نمایان و اشقیا كردید. تلگرافات و مكتوبات شما همه را در دست دارند كه القاء فساد كرده به شركت ایشان خونها ریخته و خانهها بر باد دادید و آتش بدودمانها زدید كه هنوز دود آن فضا را تیره كرده مگر این مردم به شما چه كردهاند مگر از بركت مال و خدمات ایشان محترم و مكرم و صدرنشین و معبود و مسجود و نافذالكلمه و صاحب مال و عیش و پارك و قصر و جلال نشدید، آیا جزاى خدمات این مردم بیچاره این بود. آیا به قدر سعى در كشتن ملكالمتكلمین و میرزا جهانگیرخان و قاضى قزوینى اقدامى كردید، بر فرض عدم اصلاح حكم خداوند این است كه هر یك از این دو دسته را یاغى بدانید و با او جنگ كنید، شما آیا تبریزیها را كه در خانهى خود نشسته بودند و سرداران ملت را كه مىخواستند به این شهر آمده مطالب خود را بگویند، جلو راه ایشان را گرفته مانع شدند اینها را یاغى مىدانید پس چرا مخلوط با سرباز و قزاق و الواط صنیع حضرت شده با آنها جنگ كردید. و اگر لشكریان امیربهادر را یاغى مىدانستید چرا با ملت موافقت نكرده با آنها جنگ نكردید. نگوئید كه چون عمامه داریم و زحمت و مشقت و سینه بگلوله دادن و در مقابل آفتاب در خاك خوابیدن را به سرباز دادهایم و خود باید از لذایذ متنعم باشیم، مگر حضرت پیغمبر و على علیهالسلام عالم نبودند یا عمامه نداشتند كه اسلحه برداشته جهاد كردند. بعد از توپ بستن مجلس و مسجد و هتك قرآن و قتل نفوس چه محبوبیت در دربار محمد على میرزا پیدا شد كه شما شب و روز و اكثر اوقات را با محمد على میرزا و امیربهادر و غالب اوقات در كالسكه مشیرالسلطنه تشریف برده خلوتها كرده و نقشهها براى تخریب بلاد و تعذیب عباد كشیدید با آن همه قدس و مسجد و عمامه علنا بر عدوات حججالاسلام و آیات الله فىالانام كه مرجع خواص و عام در عتبات مقدسه هستند اظهار عناد كردید بلكه تفسیق نمودید، آیا امیربهادر و ارشدالدوله و مجدالدوله را بهتر از مرحوم حاجى میرزا حسین و آقاى خراسانى و آقاى مازندرانى تصور مىكردید؛ چرا خود و امثال خودتان از ملاهاى رشوهگیر اجتماع كرده كنكاشها براى سختگیرى به مردم و اذیت عدالت طلبان مىنمودید، آزاد حرف مىزدید و هر كجا مىرفتید اما بندگان خدا را از اجتماع و مراوده با یكدیگر و گفتن حرف حق منع مىكردید در این سیزده ماه چقدر سرباز و قزاق مسلح در هر معبر گماشته هر نوع اهانت و خوارى به مردم كردید اگر آزادى در حركات خوب است، چرا مردم را منع كردید، بد است چرا داشتید. وقتى كه محمد على میرزا اعلان كرده بود كه در 19 شوال انتخاب و افتتاح مجلس شود، شما و امثال خودتان كه براى یك فلوس از دین و مذهب دست مىكشند جمع كرده بر ضد عموم ملت ایران و تمام مسلمانان عالم و علماى عتبات و علماى بىغرض احكام نوشته و مهر زده و گفتید باید مشروطه داده نشود مشروطه حرام است و از طرف ملت هم گفتید مردم نمىخواهند با اینكه از آفتاب روشنتر است كه اینها همه عمدا از روى كنكاش محض دریافتهاند جزئى وجه رذالت بود مسلما شما حرام دانسته رد كردید. شما كه خود را رؤساى اسلام نامیده و مىگویید نهى از منكر مىكردید، آیا چرا سایر منكرات را ردع نكردید، آیا این حبس و زجرها و گوش بریدن و دهان توپ گذاردن و مهار كردن و جریمهها و رشوهها و غارتها و تعرض به عرض مسلمانان و چوب بستن و شلاق زدن و بلكه آویختن و شكنجه كردن و داغ نمودن و تعطیل حدود و احكام و مساجد و احكام و رشوه و شهادت ناحق و ناسخ و منسوخ و خوردن اوقاف و وصیتهاى اجبارى و جمع مال فقرا و صرف تجملات و سایر فسقها و معصیتهاى واضح، تعطیل مساجد، منكرات نیستند، چرا به نهى و ردع اقدام نكردید و مضبطه ننوشتید و فریاد نمىخواهم بلند نكردید همه را بر سر عدالت و حقانیت نیاوردید آیا مشروطهطلب بودن چه گناهى بود كه قاتل و قاطعالطریق و دزد و راهزن و زانى و شارب خمر و مرتكب هر معصیت بلكه هر كافر مرتد در امان بود و مشروطهخواه در امان نبود حتى اینكه مردم براى خلاصى از شرور شما به زیر بیرق فرنگیان و كفار پناه بردند و به بلاد خارجه گریختند و در پناه خارجه درآمدند، معذالك امان نیافتند مثل دوستداران اهل بیت در زمان بنىامیه شما گفتید مشروطه طلب واجبالقتل است و كافر است آیا تمام رعایاى عثمانى و نه عشر ایرانى و تمام مسلمانان هند، قفقاز، مصر و افریقا، تونس، الجزیره تركستان و سایر بلاد شب و روز براى آزادى از قید عبودیت نشر عدالت را مىطلبند همه كفار و واجبالقتل هستند جز شما اشرار حامیان ظلم و استبداد و معاونان شر و فساد نعوذ بالله من شر انفسنا آیا شما چرا در همه اقدامات محمد على میرزا و امیربهادر و مشیرالسلطنه و مجدالدوله از همه پیش قدمتر و نقشهكش بودید در اهلاك و تخریب آذربایجان و فشار به اهل طهران و جعل اكاذیب بىپایان مواضعه با بدخواهان ایران از اتباع خارجه و فروختن این مشت خاك و تنگگیرى به متحصنین سفارت عثمانیه و مانع شدن مردم از تحصن و منع آذوقه از ایشان مدتى بلكه كنكاش در قتل ایشان به ارسال مارها و عقاریب و همه قسم تهدید و تعرض آیا شما چرا امر كردید به شكستن نمرههاى درهاى عمارات مردم كه مبغلى براى آنها صرف شده بود. آیا آن را غیر از اینكه سبب هدایت جوینده مىشد ضررى داشت. شما كه اینقدر دقت داشتهاید چرا از اجتماعات بر استماع نقالى دروغ و بازىها بلكه بیع مسكرات و سیر معاصى را منع نكردید و چرا از تخریب در و دیوار و سقف مجلس شورا مانع نشدید. اگر مال محمد على میرزا بود تضییع مال بود، اگر مال دیگرى بود ظلم و عدوان به چه جهت توپ بستن به خانه ظلالسلطان و ظهیرالدوله و سایر خانها و غارت اموال آنها و میرزا صالح خان حلال شده و از جانب شما اقدامى در منع دیده نشد بلكه ترغیب و تحریك نمودید به چه دلیل به گوش لشكر و سرباز كه روانه تخریب آذربایجان و قتل مسلمانان مىشدند دعا خوانده ایشان را ترغیب كردید و مىگفتید شما براى حفظ اسلام مىروید خدا كمك تا اینكه ایشان موفق شده مسلمانان را بكشند چه تو را واداشته بود كه با آنكه خود را حجةالاسلام مىخواندى شب و روز با امیربهادر و مشیرالسلطنه و مفاخرالملك و صنیع حضرت و مجلل و امثال ایشان در دربار و خانه خودت خلوت و كنكاش كنى با اینكه خودتان معاشرت با جباران را ممنوع و خلاف شئون علماى دین بلكه از جمله اعانت به عدوان مىشمردید چگونه اینان حامى اسلام و علماى عتبات مخرب اسلام شدند چگونه كلاهنمدیها فریاد مىكردند ما دین مىخواهیم و مشروطه نمىخواهیم با ایشان بودید اما جمعى از ولایات كه هریك را اقلا ده هزار نفر منتخب و متدین دانسته ایشان را بابى، دهرى و مخرب شرع مىنامیدید، چرا محمد على میرزا را گول زده و مانع شدید كه وفاى به عهد نكرده و سبب این قدر خونریزى بزرگ در ایران و ویرانى هزارها دودمان، بلكه دخول خارجه به خاك ایران و توحش مردمان شدید و حرث و نسل را ضایع كردید اینها به یك طرف بدترین جنایات اینكه نقشه قتل و دستگیرى مقام محترم حضرت عبدالعظیم خصوصا آقاى سید على آقاى یزدى كشیدید و مفاخرالملك و صنیع حضرت را با اشرار نابكار سید كمال و سید جمال واداشتید شبانه ریخته، بیچاره مرحوم میرزا مصطفى و میرزا غلامحسین و رفیقان ایشان را با موحشترین وضعى به قتل رسانیدند چرا با همهى اینكه دیدید تمام ولایات ایران بهم خورده و هیجان ملت از قتل جوانان امت به نهایت رسیده اعلام عمل به قانون اساسى را مىطلبند و محمد على میرزا جز قبول علاجى نداشته و اعلان كرد باز تو از خون مردم ایران سیر نشده اصرار داشتى كه حرام است و هم مسلكان خود را جمع و كنكاش داشتى كه بازیها درآورده فریاد پول و پلو خواهیم مشروطه نمىخواهیم بلند كنید حتى اینكه تمام مردم دانسته به دستور شما صد توپ تنزیب از بازار گرفته از قاطرچى و مهتر بنا كردید عمامه گذاردن و ملا ساخته مخلوط مفتخواران كرده و قشونى از جنس ملا تشكیل داده كه مردم فهمیده باطلالسحر این نقشه را به كار بردند. چرا بعد از اعلان قانون اساسى در ماه ربیعالثانى با آن همه زحمات ملت و تشكرات كه از این اعلان كردند شروع شد كه شورش بلاد تمام شود باز شماها كه عمده خود شما بودید نگذاردید محمد على میرزا كه همه بلاد از دستش رفته و طهران مانده بود، آن وقت جلب قلوب ملت كرده و بلاد را امنیت داده به طور حقیقت اقدام به معیت كرده و فساد را خاتمه دهند، بلكه محض حفظ منافع خودتان سلطنت او را فدا ساخته واداشتید به همان تنها كتابت قناعت كرد ابدا تغییرى به وضع استبداد و سختگیرى نداد و قدم به طرف قبول مستدعیات ملت برنداشت تا بالاخره ملت مجددا مایوس شدند و چاره را منحصر به علاج قطعى دیدند چرا بالاتر همهى خیانتها طرح و نقشه ریختند كه بلاد اسلام را به دست خارجه بدهید و دیگران را بر ایرانیان حكم روا سازید تمام سعى شما و تهدید ملت را منحصر بفروش مملكت و التجا به دیگران قرار دادید در باطن اجانب را دعوت به مملكت نمودید و با كمال بشاشت و خرمى این را اظهار و اشتهار كردید كه سالدات چنین و قزاق چنان مثل اینكه برادران عزیز خود را به مهمانى خواندهاید البته به نقشه تو و شركاء تو بود كه محمد على میرزا اقدام به جنگ اخیر با ملت كرد و تو بزرگوار دویست تفنگ گرفته به دست اشرار سپرده و دور خانهى خودت جمع و سنگر نمودى كه ملتیان را بكشى و از هر نوع اقدام مضر كوتاهى نكردى به چه دلیل اسلحه ملت را به تصرف اشرار داده و آنها را تحریص به قتل ملت كردى، چرا تو با آن همه معیت با محمد على میرزا اقلا در آخر وقت او را دعوت نكردى كه لامحاله شرف یك دودمان سلطنت را نبرده پناه به دولت دیگر نبرد لامحاله با ملت معیت كند و یا تسلیم ملت شود آیا این ملت نجیب گمان داشتى با او محترمانه معامله نكند یا آنكه یك مرده به نام به كه صد زنده به ننگ. سؤالات اتهامنامه در یك محیط بهت و سكوت قرائت شد. حاجى شیخ فضلالله به دقت به مندرجات آن گوش مىدادید. پس از خاتمهى قرائت لایحهى مذكور چند دقیقه صحبتى به میان نیامد و همه منتظر بودند كه شیخ در مقابل اتهامات مندرجه در لایحه چه عكسالعملى از خود نشان خواهد داد و چگونه از خود دفاع خواهد كرد. ولى شیخ صحبتى نكرد و زبان به گفتگو نگشود. مستعان رئیس كمیته جهانگیر كه از طلوع مشروطیت خود شاهد و ناظر كلیه وقایع و حوادث بود به شیخ گفت در مقابل اتهامات وارده كه قرائت شد چه جواب مىدهید. پیش از اینكه وارد سؤال و جوابهائى كه میان شیخ و قضات محكمهى انقلابى رد و بدل شد بپردازم، متذكر مىشوم كه در این چند ساله كه نگارندهى این تاریخ براى جمعآورى مدارك صرف وقت بلكه مجاهدت كردم، نتوانستم صورت قطعى و گزارش كتبى یا صورت مجلس آن محكمهى تاریخى را كه به طور قطع مىتوان گفت در تاریخ چندین هزار سالهى ایران نظیر نداشته به دست بیاورم، ظنّ قوى این است كه صورت جلسهاى تهیه و تنظیم نشده است و یا اگر شده در همان روزها از میان رفته است. بنابراین آنچه در این موضوع مىنویسم مطالبى است كه از بعضى او اعضاء محكمه و یا رؤساى مجاهدین كه در آن جلسه حضور داشتهاند شنیدهایم و از طرف آنها نقل قول مىكنم. سؤالاتى كه از حاجى شیخ فضلالله شد و مطالبى كه در اتهامنامه قید شده بود بر دو نوع بود. بعضىها به درجهاى مسلم و غیرقابل انكار بود كه شیخ جوابى بر رد آنها نداشت، مثلا واقعهى میدان توپخانه و منبر رفتن شیخ و تكفیر كردن مشروطهخواهان و بابى خواندن وكلاء و تشویق كردن الواط و اوباش را بر ضد مجلس و یا رساله در تحریم مشروطیت كه به خط خود نوشته و در همه جا منتشر شده بود و همچنین تلگرافاتى كه به روحانیون و سرجنبانان شهرستانها كرده بود و آنها را به مخالفت با مشروطیت تحریك نموده بود و در موقع تصرف تلگرافخانه به دست مجاهدین افتاد و فتوایى كه به امضاء خود و جمعى از علماى مستبد طهران نوشته و در باغشاه تسلیم محمد على شاه نموده بود و اعلامیههایى كه به امضاء خود در حضرت عبدالعظیم و مدرسه مروى منتشر نموده بود و از این قبیل. بعضى دیگر سؤالات قابل دفاع بود و شیخ مىتوانست رد و یا انكار كند. قسمت اول را چون نمىتوانست تكذیب كند، جواب داد من مجتهد هستم بر طبق الهامات قوهى اجتهاد و شم فقاهت راهى را كه مطابق شرع تشخیص دادم پیروى نمودم. عمیدالسلطان در جواب مىگوید شما از بدو طلوع مشروطیت با این اساس موافق بودید و قانون اساسى هم كه اصول و مقررات مشروطه در روى آن استوار است با موافقت خود شما تهیه و به تصویب رسید پس از آن هم در قانون اساسى تغییرى داده نشد كه موجب مخالفت شما بشود در اینجا شیخ قافیه را باخت و در ضمن آنكه از قانون اساسى و مشروطه مشروعه صحبت كرد گفت: چند نفر از دشمنان من مشروطه را منحصر خودشان كرده بودند و مىخواستند من در آن راهى نداشته باشم و كنار بروم آنها از مشروطه و مزایاى آن بهرهمند بشوند. سؤالات دیگرى از شیخ شد كه به هریك جواب داد- ابوالفتح زاده سؤال كرد كه بر طبق اقرار صحیح صنیع حضرت در محكمه قتل میرزا مصطفى آشتیانى به دستور شما انجام یافته- شیخ این اتهام را رد كرد و گفت: مفاخرالملك و مجللالسلطان عامل آن قتل بودهاند و من كوچكترین اطلاعى از آن نداشتم. میرزا على خان دیوسالار سؤال كرد شما با سفیر روس سر و سرّ جلسات محرمانه داشتهاید و سعدالدوله هم در جلسات سرّى شما شركت داشته است. شیخ جواب داد، اغلب سفراى خارجه بدیدن من مىآمدند شاید در یكى از ملاقاتها سعدالدوله هم حضور داشته ولى ملاقات من با سفرا مخفى نبوده و علنى بوده و جنبه سیاسى و مشورتى و كنكاش نداشته است. منتصرالدوله پیشكار سپهسالار سؤال مىكند در نامهیى كه شما به خط خودتان به شیخالاسلام قزوینى نوشته بودید و در میان نوشتجات آن به دست مجاهدین افتاد شما به او دستور داده بودید كه قوایى تهیه كند و با ملیون جنگ كند- شیخ جواب مىدهد، شیخالاسلام بدرجهیى با مشروطه مخالف و دشمن بود كه احتیاج به تشویق و تحریك من نبود. میرزا على محمد خان سؤال مىكند- شما جمعى از اوباش را با تفنگهایى كه از محمد على شاه به وسیله كامران میرزا نایبالسلطنه گرفتید مسلح نمودید و تا آخر با ملت جنگ كردید و محارب هستید- شیخ جواب مىدهد هر مسلمانى بر طبق اصول دین مكلف است از خود دفاع كند و من براى دفاع از خود و بستگانم اقدام كردم. نظامالسلطان سؤال مىكند: بنا به تقاضاى شما محمد على شاه اسماعیل خان سرابى را بدار آویخت. شیخ جواب مىدهد من كشتن اسماعیل خان را پس از واقعه مسبوق شدم. یكى از اعضاء محكمه مىپرسد شما عینالدوله و حاجى میرزا حسنآقا مجتهد و سید هاشم را به وسیله مكاتیب متعدد كه در دست است به قتل و غارت و قلع و قمع مردم تبریز تشویق نمودید و مردم بىگناه تبریز را كه جز حق مشروع و ملى خود كه اجراى قانون اساسى بود و شاه و خود شما به حفظ آن قسم خورده بودید محارب خوانده و آنها را واجبالقتل دانستهاید شیخ جواب صریحى به این سؤال نمىدهد و فقط مىگوید مكاتبات من با عینالدوله دوستانه و براى احوالپرسى بود. اعضاء محكمه هریك به نوبه خود سؤالاتى مىنمایند كه چون از مضمون و مفهوم آن مدركى در دست نیست به سكوت مىگذرانم. در خاتمه جلسه آقا شیخ ابراهیم زنجانى به پا مىایستد و به طور صریح چنین مىگوید، جناب حاجى شیخ فضلالله بر طبق فتوا و حكم حججالاسلام نجف اشرف كه سواد آن در همهى ایران منتشر شده مفسد فىالارض است و باید بر طبق قوانین اسلام با او همان معاملهیى را كه خداوند راجع به مفسد فىالارض دستور داده رفتار نمود. شیخ را به اطاقى كه در آن محبوس بود مىبرند و اعضاء محكمه انقلابى به كنكاش مىپردازند و پس از یك ساعت مشاوره به اتفاق رأى مىدهند كه چون حاجى شیخ فضلالله نورى قیام بر ضد حكومت ملى نموده و سبب قتل هزارها هزار نفوس و خرابى بلاد و غارت و فساد گردیده و حجج اسلام نجف اشرف هم او را مفسد فىالارض تشخیص دادهاند محكوم به اعدام است. اعدام وسایل اعدام از چند روز پیش فراهم شده بود و دارى كه صنیع حضرت و آجودان باشى را به آن آویختند در میان میدان توپخانه سرپا بود مأمورین اجرا حكم محكمه انقلاب را به حاجى شیخ فضلالله ابلاغ كردند و بلادرنگ او را در میان گرفته و از پلههاى طبقه فوقانى عمارت توپخانه سرازیر شده وارد میدان شدند سطح میدان، پشتبامها، ایوانها از هزارها نفر مردم طهران پوشیده شده بود عدهى زیادى مجاهد مسلح دو طرف راهى كه محكوم را به طرف دار هدایت مىكرد صف كشیده بودند هیاهو و جنجالى برپا بود كه گوش را كر مىكرد و صداى زندهباد مشروطه و مرگ بر مستبدین فضاى میدان و خیابانهاى اطراف را فرا گرفته و برق تفنگ و سرنیزهها در زیر آفتاب گرم تابستان چشم را خیره مىكرد، محكوم فاصله میان محبس و محل اعدام را با خونسردى و متانت پیمود و با كبر سن و پیرى، ضعف و ناتوانى از خود نشان داد و در دقایق آخر عمر ثبات و استقامت خود را به ظهور رسانید. مىگویند یا از روى عمد یا اتفاق دار را در محلى برپا كرده بودند كه در واقعه میدان توپخانه منبر را در آن محل گذارده بودند و حاجى شیخ فضلالله در همان محل از روى منبر مردم را به مخالفت با مشروطیت و آزادى دعوت مىكرد و قانون اساسى را مخالف شرع و دین اعلام مىداشت و مشروطهخواهان را بىدین و بابى مىنامید. به محض رسیدن به پاى چوبهدار دو نفر از مجاهدین طناب را به گردان محكوم انداختند و او را بالا كشیدند و آن مرد روحانى پس از یك دوره مبارزه تاریخى به دنیاى دیگر شتافت و داستان شگفتى از دوره عمر پر سر و صدا و پر آشوب خود در صفحات تاریخ به یادگار گذارد. ناظرین كه نزدیك به محل اعدام بودند، نقل مىكنند كه جان كندن شیخ بیش از نیم دقیقه طول نكشید و پس از آنكه او را به دار كشیدند تشنجى در اعضایش ظاهر شد و سپس چراغ عمرش خاموش شد. در آن روز شهرت یافت كه شیخ مهدى پسر حاجى شیخ فضلالله كه از مشروطهخواهان بود در موقع اعدام پدرش حضور داشته و كف مىزده و اظهار بشاشت مىكرده. گرچه شیخ مهدى با مسلك پدر همراه نبود با او مراوده نداشت ولى شهرت بالا بكلى خالى از حقیقت و راستى است میرزا محمد نجات براى نگارنده نقل كرد كه همان موقعى كه شیخ را اعدام كردند من به عمارت تخت مرمر رفتم و شیخ مهدى را دیدم زیر درخت چنارى نشسته و گریه مىكند. مرحوم شیخ فضلالله نورى از اجله علماء معقول و منقول بود و اعلم بر علماى آن روز شمرده مىشد. وى صاحب تألیفات عدیدهاى است، از جمله تذكرهالغافل و ارشادالجاهل به زبان فارسى است كه یكسال قبل از وفات خود آن را تألیف نموده و پیش از قتل خود نشر داده و در آنجا مرام خود را مبین داشته و بعضى از حوادث را كه بعد از او وقوع یافته خبر داده است. به غیر از صحیفه مهدویه كه ادعیه حضرت ولى عصر (ع) را در آن جمع كرده است چند اثر دیگر نیز دارد. شیخ فضلالله دو همسر اختیار كرد، همسر اولش دختر دائى او بود كه سه فرزند پسر و پنج دختر از وى داشته است. از همسر دیگرش یك پسر و سه دختر باقى گذاشت. در قتل ناجوانمردانه شیخ فضلالله مرثیههایى زیادى سروده شد. (1259/ 1258- شهادت 1327 ق)، عالم دینى، فقیه اصولى، مجتهد، مرجع تقلید، مدرس و شاعر، متخلص به نورى. از علماى بزرگ شیعه در اوایل قرن چهاردهم هجرى و خواهرزاده و داماد حاج میرزا حسین نورى، صاحب «مستدرك الوسائل» مىباشد. در قریهى لاشك، از توابع شهرستان نور، به دنیا آمد و در بلده نشو و نما یافت. تحصیلات مقدماتى را در همان جا شروع و در تهران به پایان رسانید و سپس براى تكمیل مراتب علمى راهى عتبات گردید و از محضر شیخ مهدى آل كاشفالغطاء و شیخ راضى نجفى و میرزا حبیباللَّه رشتى و میرزاى شیرازى استفاده نمود و پس از تكمیل تحصیلات به ایران مراجعت كرد. وى از دایى خود، محدث نورى، اجازه روایت گرفت. از صاحب عنوان سید اسماعیل شریفالاسلام و از وى برادر زادهاش، آقا نجفى تبریزى، روایت كرده است. وى سالها در تهران مرجع امور دینى و مصدر خدمات بسیارى بود. در آغاز جریان مشروطیت با مشروطهخواهان حتى در مهاجرت به حضرت عبدالعظیم (ع)، همراهى كرد. ولى چون روش مشروطهخواهان را مخالف با دیانت تشخیص داد به مخالفت با ایشان پرداخت و خواستار حضور پنج تن از مجتهدان طراز اول در مجلس شد تا مصوبات مجلس را با احكام دینى تطبیق نمایند و همین امر موجب دشمنى مشروطهخواهان با وى گردید. چنانكه پس از فتح تهران شیخ فضلاللَّه محكوم به اعدام و در میدان توپخانه تهران به دار آویخته شد. پیكر او، پس از تحویل به خویشانش، به قم حمل و در صحن بزرگ حضرت معصومه (ع) دفن گردید. از آثارش: «تقریرات» اساتیدش در فقه و اصول، مانند «رسالهى مشتق» كه تقریر بحث شیرازى است؛ «تذكرة الغافل و ارشاد الجاهل»؛ «الصحیفة المهدویة» یا «الصحیفة القائمیة» كه ادعیهى حضرت ولى عصر (عج) را در آن جمع نموده است؛ «سؤال و جواب» یا «شصت مقاله» از فتاواى میرزاى شیرازى كه شیخ فضلاللَّه نورى آن را جمعآورى كرده است؛ «تحریم مشروطیت»، حاوى علت موافقت اولیه و مخالفت ثانویه وى با مشروطیت و دلایل شرعى او؛ «دیوان» شعر.[1]
برگرفته از کتاب: شرح حال رجال ---------- و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)
منابع زندگینامه: [1] اعیانالشیعه (407/ 8)، پایدارى تا پاى دار، الذریعه (41/ 21 ،189/ 14 ،248/ 12 ،23/ 15 ،42/ 4)، ریحانه (264 -262/ 6)، شرح حال رجال (106 -96/ 3)، شهیدان راه فضیلت (520 -515)، شیخ فضلاللَّه نورى و مشروطیت، فاجعه قرن، فوائد الرضویه (353 -352)، لغتنامه ذیل/ نورى)، المآثر والآثار (151)، مستدركات اعیانالشیعه (154 -138/ 4)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1309 -1308/ 3)، معجمالمؤلفین (74/ 8)، مكارمالآثار (1610 -1605/ 5)، میرزاى شیرازى (182 -181)، یادداشتهاى قزوینى (119 -113/ 6).
فعالیتها: • اصول فقه • تدریس • ---------- • شهدا و ایثارگران • عرفان • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:47 PM
نوغانی، مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم دینى. تولد: 1305، مشهد. درگذشت: 15 آبان 1371، مشهد. آیتالله مهدى نوغانى، فرزند میرزا علىاكبر نوغانى مؤلف «سه مقالهى نوغانى» و «دو مقالهى نوغانى»، پس از تحصیل دورهى ابتدایى، به حوزهى علمیهى خراسان پیوست و در مدرسه نواب به تحصیل اشتغال یافت. استادان آیتالله نوغانى به شرح زیر بودند: آیتالله علىاكبر نوغانى، آیتالله عبدالجواد ادیب نیشابورى (ادیب اول)، آیتالله محمدتقى ادیب ثانى، آیتالله احمد مدرس، آیتالله هاشم قزوینى، آیتالله مهدى اصفهانى خراسانى، آیتالله سید محمدهادى میلانى. در تابستان سال 1333 آیتالله میلانى به مشهد رفت و ابتدا حدود یك سال در منزل آیتالله مهدى نوغانى اقامت گزید و از ایشان مدت چهارده سال از دروس آیتالله میلانى بهره برد و مراتب علمىاش مورد تأیید آیتالله میلانى قرار گرفت. همچنین به دستور وى امامت جماعت مسجد فاضل را پذیرفت. آیتالله نوغانى خود نیز به تدریس و تربیت طلاب اشغال ورزید و كتابهاى المعالم الاصول و مكاسب شیخ مرتضى انصارى را درس مىداد و در كار تدریس جدیت داشت. وى مدت بیست و دو سال تفسیر تدریس مىكرد و در این مدت یك بار تفسیر تمام قرآن تدریس شد و بار دوم تا آیهى دهم از سوره «انبیاء» تفسیر شد، از جمله فعالیتهاى دیگر ایشان تدریس نهجالبلاغه، اقامهى مجالس عزادارى و ذكر مصیبت و قرائت دعاى كمیل، تصدى مدیریت چند مدرسه علمیه و از جمله مدرسهى باقریه، ایجاد صندوق قرضالحسنه «جاوید» و مشاركت در تأسیس مؤسسهى خیریهى حضرت ولىعصر (ع) (انصار الحجة) بود. آیتالله نوغانى در مبارزات علیه نظام پهلوى نیز مشاركت فعال داشت و اعلامیههایى كه صادر مىشد، امضاء مىكرد. از نهضت پانزده خرداد 1342 وارد این مبارزات شد و در حركت انقلاب خراسان سهم مؤثرى داشت. وى همچنین سفرهایى به كشورهاى خارجى (و از جمله كویت) براى تبلیغ اسلام داشت.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • تبلیغ • حدیث • خادمان فرهنگي و خيرين • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:48 PM
نوقانی نیشابوری، ابوالقاسم اسماعیل
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(479 -397 ق)، فقیه شافعى، مسند و محدث. اصلش از نوقان نیشابور است. وى فقه را در نزد ابوبكر طوسى آموخت. از ابوالحسن علوى و ابوطیب صعلوكى و عبداللَّه بن یوسف بن بامویه و ابوطاهر بن محمش و عدهاى در نیشابور و از ابوحسین بن بشران و همطبقهاش در بغداد و از جناح بن نذیر محاربى در كوفه و ابوعبداللَّه بن نظیف در مكه حدیث شنید. زاهر به طاهر و ابونصر غازى و اسماعیل بن عبدالرحمان قارى و عبدالكریم دامغانى و سعید بن على شجاعى و عایشه بنت احمد صفار و ابوالفتوح خرگوشى و عبدالكریم علوى و عبدالملك بن عبدالواحد و محمد بن جامع خیاط از وى روایت كردهاند. كتاب «تاریخ» یعقوب فسوى را، از ابنفضل قطان، از ابندرستویه، از فسوى، استماع كرده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: توضیح المشتبه (459/ 1)، سیرالنبلاء (447 -446/ 18)، شذراتالذهب (363/ 3)، طبقات الشافعیهى سبكى (271 -270/ 4)، العبر (341/ 2)، المنتظم (604/ 9).
فعالیتها: • حدیث • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:48 PM
نوقانی، علیاکبر
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1370 -1300 ق)، عالم دینى، فقیه، متكلم، واعظ و شاعر، متخلص به فقیر. در محلهى نوقان مشهد به دنیا آمد و پس از گذراندن تحصیلات مقدماتى، ادبیات را در محضر میرزا عبدالجواد ادیب نیشابورى و فقه و اصول را در محضر شیخ حسنعلى تهرانى و آیتاللَّه سید عباس شاهرودى فراگرفت. در 1327 ق عازم نجف شد و از محضر اساتید بزرگى چو آخوند خراسانى و آیتاللَّه سید محمدكاظم یزدى و آیتاللَّه شیخالشریعهى اصفهانى استفاده نمود. پس از درگذشت آخوند خراسانى، به دریافت اجازهى اجتهاد از آیتاللَّه میرزا عبداللَّه مازندرانى و آیتاللَّه میرزا محمدتقى شیرازى نایل گشت. در 1330 ق به مشهد بازگشت و به تدریس و انجام امور دینى پرداخت. وى از جانب آیتاللَّه حاج آقاحسین قمى عهدهدار تولیت مدرسهى نواب گردید. او خطوط نسخ و نستعلیق را خوش مىنوشت. در خط نسخ از شاگردان میرزا ابوالقاسم خراسانى و در نستعلیق از شاگردان میرزا ابراهیم خان، متخلص به گمنام بود. نوقانى در اثر عارضهى سكته قلبى در مشهد درگذشت و در حرم امام رضا (ع) دفن شد. از آثارش تعمیر مدرسهى نواب مشهد و تنظیم موقوفات آن است كه از مدارس مهم آن شهر مىباشد. از آثار علمى او: «سه مقالهى نوقانى»؛ «دو مقالهى نوقانى»، در اصول عقاید و رد عقاید مادیون؛ تعلیقاتى بر «شرح نهجالبلاغه» ابن ابىالحدید معتزلى.[1] علىاكبر نوقانى رضواناللَّه علیه اصلا از ایل جلابر و از احقاد مرحومه گوهرشاد صاحب مسجد معروف مشهد مىباشد اجداد ایشان سالها در كلات نادرى ساكن بودهاند. پدر ایشان مرحوم حاج میرزا موسى از بزرگان اخبار و صلحاء مشهد مقدس رضویت و مرحوم حاج میرزا موسى فرزند حاج میرزا حسن بن كلبعلىخان بن محمدزمان خان بن كلیعلىخان جلابر طاب ثراهم بودهاند. غالب افراد خاندان جلیل نوغانى مخصوصا اجداد فقیه سعید به زیور فضل و كمال آراسته و حاج محمد زمان خان بن كلعلى خان جلایر طبیبى حاذق و فاضلى كامل بوده است و طبع شعرى شیوا داشته و اشعار عرفانى میسروده است. مرحوم میرزا نوقانى در سال 1300 قمرى در مشهد مقدس رضوى متولد شده و تا سن بیست سالگى در مشهد مقدس به تحصیل علوم پرداخته و ادبیات را از مرحوم میرزا عبدالجواد ادیب بزرگ نیشابورى فراگرفته و فقه و اصول را در محضر مرحوم میرزا آیتاللَّه حاج شیخ حسنعلى تهرانى با معیت مرحوم حجهالسلام میرزا على آقا فرزند آن مرحوم خوانده و پس از فوت آن مرحوم قسمتى از دروس فقه و اصول را از محضر مرحوم آیتاللَّه حاج سید عباس شاهرودى كه از بزرگان علماء مشهد بودند آموخته آنگاه در سال 1327 قمرى با اجازه مرحوم والدش به نجف اشرف مهاجرت نموده و از محضر و درس خارج دو نابغه علمى آیتاللَّه العظمى سید كاظم یزدى و مرحوم آیتاللَّه شریعت اصفهانى استفاده كامل نموده و پس از فوت مرحوم آخوند با دریافت اجازه از مرحوم آیه اللَّه میرزا محمدتقى شیرازى و آیتاللَّه حاج شیخ عبداللَّه مازندرانى در سال 1330 قمرى به وطن مالوف خود مراجعت كرده و به ارشاد مردم و تعلیم طلاب علوم دینیه مشغول شده و تا پایان عمر كه بالغ بر چهل سال بوده و در مشهد سكونت و همواره به تدریس اشتغال ورزیده و بسیارى از فضلاء طلاب مشهد مقدس رضوى از محضر درس آن مرحوم تعلیم گرفته و استفاده نمودهاند. مرحوم آیتاللَّه نوقانى یكى از علماء عاملین و روشندل و بسیار خوشقریحه و در مناظرات دستى توانا داشته و مكرر به انصارى و یهود و گمراهشدگان مسالك جدید مناظره فرموده و بر تمام آنها فائق آمده و عده زیادى كه به واسطه شبهات منحرفین در پرتگاه لغزش افتاده و راه حق را گم كرده بودند با ادله متقنه و بیان شیواى خود آنها را از انحراف نجات و سعادتمند نموده است. مرحوم میرزا نوغانى عالمى ناطق و خطیبى بلیغ بود منابر وعظ و ارشاد آن مرحوم علاوه بر بیان اصول عقاید و ترویج دین مقدس اسلام و رسانیدن احكام شریعت مطهر به مردم مشحون به اطلاعات عمیقه تاریخى و اخبار اسلاف و شامل نكات ادبى و امثال و حكم و مواعظ و پند و اندرز بود و بطور كلى قاطبه و مردم را با بیانى از هر جهت جامع بطریق حق ارشاد مىفرمود و در واقع منبر ایشان یك حوزه درس قابل فهم عموم بیشتر شبیه بود تا به یك سخنرانى عادى لذا هر كس از بیانات ایشان به قدر استعداد و فهم خود بهرهمند مىشد. آثار قلمى ارزنده و آموزنده عدیده دارد كه به آن اشاره مىشود. 1- تعلیمات برجلدین شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحدید 2- سه مقاله نوغانى 3- دو مقاله نوغانى رد مایون 4- اشعار بسیارى از قصاید و غزلیات و مدایح و مراثى كه براى نمونه بعضى از آن را مىنگارم تخلص آن مرحوم فقیر بود. دیگر از آثار آن مرحوم تعمیر و تنظیم مدرسه نواب مشهد و موقوفات آن كه از مدارس مهمه آن سامانست و نگارنده هم حدود یك سال در آنجا اقامت و اشتغال بتحصیل داشتهام. مرحوم میرزاى نوقانى در شب دهم جمادىالاول 1370 قمرى به عارضه سكته از دنیا رفته و در پایین پاى مبارك حضرت سلطان سریر ارتضى على بن موسىالرضا ارواحنا فداه در دارالسعاده آستان قدس سر به خاك فرو برده و یك جهان علم و ادب را در زیر زمین پنهان نموده و به آرزوى خود نائل آمد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الذریعه (264/ 12)، سخنوران نامى معاصر (3553 -3543/ 6)، كیهان فرهنگى (س 9، ش 12، ص 38)، گنجینهى دانشمندان (188 -184/ 7).
فعالیتها: • تبلیغ • شعر • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:49 PM
نیر تبریزی، محمدتقی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1312 -1248 -1247 ق)، عالم دینى، فقیه، خطاط و شاعر، متخلص به نیر. مشهور به حجتالاسلام تبریزى. وى از مشاهیر فرقهى شیخیه در آذربایجان بود. او و پدرش از اولین كسانى هستند كه بر مسلك على محمد باب ردیه نگاشتند. در تبریز به دنیا آمد و در همان جا نشو و نما یافت و مقدمات را فراگرفت. سپس به نجف رفت. پس از فراگیرى فقه و اصول و حكمت و كسب فیض از محضر علما به تبریز بازگشت. او به واسطهى پدرش از شیخ احمد احسایى و نیز از شاگردان سید كاظم رشتى روایت كرده است. در خوشنویسى متبحر بود و با شعراى زمان خود از جمله: ادیبالممالك فراهانى، حاج فضلعلى مولوى متخلص به صفا، میرزا محمد ملا باشى طسوجى، حاج میرزا كاظم طباطبایى معروف به حاج وكیل، میرزا على منجم باشى و شریفالعلماى اصفهانى مصاحبت داشت. در تبریز درگذشت و پیكرش به نجف منتقل و در وادىالسلام دفن شد. از آثارش: «مفاتیح الغیب فى علم الائمة (ع)»؛ رسالهى «علمالساعة»، در كیفیت علم ائمه (ع)؛ تفسیر آیه (و ما خلقت الجن والانس»؛ رسالهى «نصرة الحق»؛ رسالهى «لمح البصر»؛ «صحیفة الابرار فى مناقب العترة الاطهار (ع)»؛ «لالى منثورة»؛ «لالى منظومه» یا «اللالى المنظومة»؛ مثنوى «در خوشاب فى جواب قاردوشاب» كه رساله «توحیدیه» آقا میرزا محمود خویى، معروف به اصولى، را نقد كرده و تخلص خود را در این منظومه عمیدا قرار داده است؛ «آتشكده»، در مراثى؛ «دیوان» شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى آذربایجان (26 -17/ 3)، دانشمندان آذربایجان (390 -389)، الذریعه (175/ 24 ،305/ 21 ،176 -175/ 19 ،341 ،265 ،264/ 18 ،321 ،16 -15/ 15 ،1242 -1241/ 9 ،332/ 4 ،5/ 1)، ریحانه (29 -28/ 2)، سخنوران نامى معاصر (3767 -3760/ 6)، شرح حال رجال (325/ 3)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 266/ 14)، فرهنگ سخنوران (962)، گلزار جاویدان (1674 -1673/ 3)، المآثر والآثار (175)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (397 -396/ 1)، مكارمالآثار (1338 -1337/ 4)، مؤلفین كتب چاپى (247 -246/ 2).
فعالیتها: • خط • شعر • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:49 PM
نیریزی، ارشدالدین، ابوالحسن علی
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(وف 604 ق)، عالم دینى، فقیه، محدث، مفسر و ادیب. در «مجمل فصیحى» و «فارسنامهى ناصرى» نام وى محمد بن على ذكر شده است. او جامع علوم شرعیه و در علم تفسیر و حدیث متبحر بود. مدتها در مسجد جامع عتیق شیراز امامت نمود و نوشتهاند كه به مدت هفتاد سال عهدهدار منصب افتاء بود. او را عالمى خیرخواه و داراى اخلاق نیكو و اوصاف مرضیه دانستهاند. در طلب علم به حجاز و عراق مسافرت نمود و مشایخ و علماى بزرگى چون: شیخ توران كبیر، زاهد ابومنصور، ابوالوفا احمد بن ابراهیم فیروزآبادى، ابومقاتل مناور بن فركوه دیلمى را درك نمود. شیخ روزبهان بقلى شیرازى و سراجالدین مكرم قاضىالقضاة فارس و عارف معروف عزالدین مودود زركوب و فرزندش، عمادالدین ابوالفضل محمد بن مودود زركوب، و ملك معینالدین ابوذر كتكى مفتى از شاگردان او بودند. در شیراز درگذشت و در رباطى كه خود در نزدیكى مصلاى شیراز بنا كرده بود، دفن شد. از آثارش: «مجمعالبحرین»، در تفسیر و تأویل، در ده مجلد؛ «تنویر المصابیح»، در شرح «المصابیح»، در حدیث؛ «باكورة الطلب لاهل الادب».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: شد الازار (376 -372)، شیرازنامه (170 -169)، فارسنامه ناصرى (1567/ 2)، مجمل فصیحى (ذیل/ سال 604)، معجمالمؤلفین (224/ 7).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • حدیث • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:50 PM
نیشابوری، ابوالفتح ناصر
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(552 -489 ق)، فقیه شافعى، محدث و متكلم. در نیشابور به دنیا آمد. از پدرش و ابوالحسن مدینى مؤذن و فضل بن عبدالواحد تاجر و دیگران حدیث شنید. ابوسعد بن سمعانى و فرزندش، عبدالرحیم بن ابىسعد، از وى روایت كردهاند. او را از بزرگان علم كلام دانسته و در این علم او را برتر از اقرانش شمردهاند. وى صاحب كتابى در این زمینه مىباشد. در مرو درگذشت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (311/ 8)، طبقات الشافعیهى اسنوى (43/ 1)، طبقات الشافعیهى سبكى (317/ 7)، هدیةالعارفین (488/ 2).
فعالیتها: • حدیث • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:50 PM
نیشابوری، ابوالقاسم سلمان
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(وف 512/ 511 ق)، فقیه شافعى، مفسر، متكلم، زاهد و صوفى. ملقب به امام المتكلمین. اصل وى از ارغیان، از قراى نیشابور بود. در نیشابور به دنیا آمد. علم حدیث و تصوف را در نزد ابوالقاسم قشیرى تحصیل كرد. سپس به حجاز و بغداد و شام مسافرت كرد و مشایخ آن روزگار را درك نمود. آنگاه به نیشابور بازگشت و ملازم امامالحرمین جوینى گردید. وى در فقه از شاگردان امامالحرمین و در علم طریقت و فن تصوف صاحب قدم و اهل عمل بود. از فضلاللَّه میهنى و ابوحسین عبدالغافر فارسى و ابوحسین بن مكى و كریمه مروزیه و ابوصالح مؤذن و ابوالقاسم قشیرى و جماعتى دیگر روایت كرد. ابنسمعانى از وى اجازه روایت داشت. در نیشابور درگذشت. از آثارش: شرح «الارشاد» امامالحرمین جوینى، در علم كلام؛ «الغنیة»، در فقه شافعى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (171 -170/ 3)، سیرالنبلاء (412/ 19)، شذراتالذهب (34/ 4)، طبقات الشافعیهى ابن قاضى شهبه (284 -283/ 1)، طبقات الشافعیهى اسنوى (43 -42/ 1)، طبقات الشافعیهى سبكى (99 -96/ 7)، طبقات المفسرین داودى (194 -193/ 1)، كشفالظنون (1434 ،1212 ،68)، معجمالمؤلفین (240/ 4)، الوافى بالوفیات (314/ 15).
فعالیتها: • عرفان • فقه • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:51 PM
نیشابوری، ابوبکر محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(319/ 318 -242 ق)، فقیه شافعى، محدث، حافظ، مجتهد و مفسر. اصلش از نیشابور و ساكن مكه و شیخالحرم و شیخالاسلام شافعیه بود. از محمد بن عبداللَّه بن عبدالحكم مصرى و ربیع بن سلیمان مرادى و محمد بن اسماعیل صائغ و محمد بن میمون و على بن عبدالعزیز روایت كرد. ابوبكر بن مقرى و محمد بن یحیى بن عمار دمیاطى و حسن بن على بن شعبان و برادرش، حسین بن على بن شعبان و ابوطاهر محمد بن ابراهیم اصفهانى و جماعتى دیگر از وى روایت كردهاند. وى در علم خلاف متبحر بود. در مكه درگذشت. در بعضى از مآخذ سال وفات وى 309 یا 310 ق ذكر شده است. اما ذهبى گوید كه این تاریخ درست نیست چرا كه ابنعمار دمیاطى در 316 ق او را ملاقات كرده است. از آثار او: «المبسوط»، در اختلاف آراى فقهى علماى مذاهب؛ «الاشراف فى معرفة الخلاف» یا «الاشراف فى اختلاف العلماء»؛ «الاوسط» كه در واقع اصل كتاب «الاشراف» است؛ «التفسیر» یا «تفسیر القرآن»، در چندین مجلد؛ «جامع الاذكار»؛ كتاب «الاجماع»؛ «الاقناع»؛ كتاب «السنن والاجماع والاختلاف».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (184/ 6)، ایضاحالمكنون (350 -349/ 1)، تذكرة الحفاظ (783 -782/ 3)، سیرالنبلاء (492 -490/ 14)، شذرات الذهب (280/ 2)، طبقات الحفاظ (347)، طبقات الشافعیهى ابن قاضى شهبه (99 -98/ 1)، طبقات الشافعیهى سبكى (108 -102/ 3)، طبقات المفسرین داودى (51 -50/ 2)، كشفالظنون (1385 ،460 ،440 ،202 -201 ،103)، لسانالمیزان (628 -626/ 5)، معجمالمؤلفین (220/ 8 ،115/ 1)، میزان الاعتدال (436/ 3)، الوافى بالوفیات (336/ 1)، وفیات الاعیان (207/ 4)، هدیةالعارفین (31/ 2).
فعالیتها: • حدیث • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:51 PM
نیشابوری، ابوزکریا یحیی
( ملیت: ایرانی قرن: 3 )
(226 -142 ق)، فقیه، حافظ و محدث. شیخالاسلام و عالم خراسان بود. اصل وى از مرو است. محدثین اهل سنت مراتب فضل و كمال زهد و ورع او را ستودهاند و از قول احمد بن حنبل نقل شده كه از خراسان، پس از ابنمبارك، كسى همانند یحیى بن یحیى برنخاسته است. در خراسان، حجاز، عراق، شام و مصر به طلب حدیث پرداخت. او از تابعین، كثیر بن سلیم را ملاقات كرد و از او حدیث آموخت. همچنین از عبداللَّه بن جعفر مخرمى و یزید بن مقدام و مالك و سلیمان بن بلال و شریك قاضى و لیث بن سعد و ابراهیم بن سعد و داوود بن عبدالرحمان عطار و مسلم بن خالد و اسماعیل بن علیه و جعفر بن سلیمان ضبعى و حماد بن سلمه و حمید بن عبدالرحمان رواسى و ابن الاحوص وابوقدامه حارث بن عبید ایادى و جریر بن عبدالحمید و اسماعیل بن جعفر مدنى و اسماعیل بن عیاش و حفص بن غیاث نخعى و معاویة بن عمار دهنى و معاویة بن سلام حبشى و محمد بن مسلم طائفى و یوسف بن یعقوب ماجشون و عبدالرحمان بن ابىالزناد و ابنفضیل و سفیان بن عیینه و عبداللَّه بن مبارك و عبدالعزیز بن محمد دراوردى و محمد بن ثابت عبدى و معتمر بن سلیمان و مغیرة بن عبدالرحمان حزامى و هیثم بن بشیر و وكیع بن جراح و یزید بن هارون و ابوبكر بن عیاش و جماعتى دیگر روایت كرد. مسلم و بخارى و ترمذى و نسایى و حمید بن زنجویه و محمد بن نصر مروزى و محمد بن یحیى ذهلى و فرزندش، یحیى بن محمد بن یحیى ذهلى، و ابوازهر احمد بن ازهر و اسحاق بن راهویه و عبداللَّه بن عبدالرحمان دارمى و احمد بن یوسف سلمى و احمد بن سلمه نیشابورى و فضل بن یعقوب رخامى و محمد بن اسلم طوسى و ابواحمد فراء و یعقوب بن سفیان فارسى و احمد بن سیار و عثمان بن سعید دارمى و زكریا بن داوود خفاف و ابراهیم بن على ذهلى و داوود بن حسین بیهقى و على بن حسین صفار و محمد بن عبدالسلام بن بشار وراق و حسین بن منصور سلمى و عبیداللَّه بن فضاله نسائى و عصمة بن ابراهیم نیشابورى و جماعتى دیگر از وى روایت كردهاند. او در نیشابور درگذشت و در این شهر به خاك سپرده شد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (223/ 9)، التاریخ الكبیر (301/ 8)، تذكرة الحفاظ (416 -416/ 2)، تهذیب التهذیب (260 -257/ 11)، تهذیب الكمال (257 -253/ 20)، الجرح والتعدیل (ج 4، ق 197/ 2)، سیرالنبلاء (519 -512/ 10)، شذرات الذهب (59/ 2)، طبقات الحفاظ (201 -200)، العبر (312/ 1)، الكامل (264/ 5)، المنتظم (350 -348/ 6)، النجوم الزاهرة (302/ 2).
فعالیتها: • حدیث • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:51 PM
نیشابوری، ابوسعد، ابوسعید عبدالملک
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(وف 407/ 406 ق)، فقیه شافعى، محدث، مفسر، وعظ و زاهد. معروف به ابوسعد یا ابوسعید خرگوشى. نزد ابوالحسن ماسرجسى فقه آموخت. در طلب حدیث به عراق سفر كرد. پس از آن به سوى حجاز رهسپار گشت. و در مكه مجاور شد. سپس به خراسان مراجعت نمود و طریق زهد و خدمت به خلق پیشه كرد. وى از حامد بن محمد رفاء و یحیى بن منصور قاضى و اسماعیل بن نجید و محمد بن حسن سراج و ابواحمد شیبانى نیشابورى و محمد بن عبدالملك نسوى و بشر بن احمد اسفرایینى و على بن بندار صوفى و ابواسحاق مزكى و ابوعمرو بن مطر و ابوسهل صعلوكى روایت كرد. حاكم نیشابورى و حسن بن محمد خلال و ابوالقاسم تنوخى و على بن محمد حنایى و ابوعلى اهوازى و حافظ ابوبكر بیهقى و عبدالعزیز ازجى و ابوالقاسم قشیرى و ابوصالح مؤذن و ابوبكر ابن خلف شیرازى و ابوالقاسم ازهرى و جمعى دیگر از وى روایت نمودهاند. مرتبهى وى را در فقاهت و زهد ستودهاند. و او را از دانشمندانى دانستهاند كه علاوه بر مقام علمى و زهد به حوائج عامه مردم و فقرا رسیدگى مىكرده و ابنیهى خیریهاى تأسیس مىنموده است. از جمله بناى بیمارستانى را به وى نسبت مىدهند. او در نیشابور درگذشت و در خركوش نیشابور دفن شد. از آثارش: «تهذیب الاسرار فى طبقات الاخیار»؛ «شرف المصطفى (ص)»، در هشت مجلد؛ اللوامع»؛ «سیر العباد والزهاد»؛ «شعائر الصالحین» یا «شعار الصالحین»؛ «دلائل النبوة»؛ كتاب «التفسیر»؛ كتاب «الزهد»؛ «البشارة والنذارة».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: انساب سمعانى (351 -350/ 2)، تاریخ بغداد (432/ 10)، تاریخ نیشابور (169)، تذكرة الحفاظ (1067 -1066/ 3)، سیرالنبلاء (257 -256/ 17)، طبقات الشافعیهى اسنوى (229 -228/ 1)، طبقات الشافعیهى سبكى (223 -222/ 5)، العبر (214/ 2)، كشفالظنون (1569 ،1047 ،1045 ،514 ،245)، لباللباب (281/ 1)، معجمالبلدان (413 -412/ 2)، معجمالمؤلفین (189 -188 ،108/ 6)، المنتظم (146/ 9)، هدیةالعارفین (625/ 1).
فعالیتها: • تبلیغ • حدیث • عرفان • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:52 PM
نیشابوری، ابوسعید حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(وف 348 ق)، محدث، فقیه حنفى، اصولى و قاضى. اصل وى از نیشابور بود، در طلب حدیث به مصر و حلب و رى و كوفه مسافرت كرد و در مصر از نسائى و طحاوى حدیث شنید. او چهل سال منصب قضاوت معرةالنعمان را عهدهدار بود. از آثارش: «الرد على الشافعى فیما یخالف فیه القرآن».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: كشفالظنون (1420)، معجمالمؤلفین (206 -205/ 3)، هدیةالعارفین (269/ 1).
فعالیتها: • اصول فقه • حدیث • فقه • قضاوت، حقوق، علوم ----------
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:53 PM
نیشابوری، ابوعبداللَّه احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 3 )
(وف 234 ق)، فقیه، محدث، عابد و زاهد. شیخ نیشابور بود. در طلب حدیث سفر كرد و مدتى در كوفه، بغداد و بصره اقامت گزید. وى از سفیان بن عیینه و ابن ابىفدیك و عبدالوهاب بن عطاء و حفص بن عبدالرحمان و ابىاسامه و ابوداوود طیالسى و ابىعامر عقدى و محمد بن عبید طنافسى و عبداللَّه بن ولید عدنى و عامر بن خداش و همطبقهى آنها حدیث شنید. احمد بن ازهر و سهل بن عمار و عباس بن حمزه و محمد بن ازهر و سهل بن عمار و عباس بن حمزه و محمد بن شاذان نیشابورى و جعفر بن محمد نیشابورى و ابراهیم بن محمد بن سفیان فقیه و احمد بن نصر خفاف و اسماعیل بن قتیبه و زكریا بن دلّویه از وى روایت كردهاند. صاحب عنوان را به زهد و پارسایى و كثرت عبادت ستودهاند. از آثارش: كتاب «الاربعین»؛ كتاب «عیال اللَّه»؛ كتاب «الزهد»؛ كتاب «الدعاء»؛ كتاب «الحكمة»؛ كتاب «المناسك»؛ كتاب «التكسب». در «كشفالظنون» و «هدیةالعارفین» و «معجمالمؤلفین» نام كتاب اخیر وى «الكسب» ذكر شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ بغداد (119 -118/ 4)، سیرالنبلاء (35 -32/ 11)، شذرات الذهب (80/ 2)، العبر (327/ 1)، كشفالظنون (1830 ،1452 ،1423 -1422 ،1417 ،1413 ،54)، لسانالمیزان (225/ 1)، معجمالمؤلفین 188/ 10)، میزان الاعتدال (116/ 1)، هدیةالعارفین (47/ 1).
فعالیتها: • حدیث • عرفان • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:53 PM
نیشابوری، ابوعلی حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(349 -277 ق)، حافظ، محدث و فقیه. در نیشابور به دنیا آمد. او از مشایخ حاكم نیشابورى است. در نیشابور از ابراهیم بن ابىطالب و على بن حسن صفار و عبداللَّه بن شیرویه و ابنخزیمه و احمد بن محمد ماسرجسى و جعفر بن احمد حافظ و در هرات از حسین بن ادریس و محمد بن عبدالرحمان سامى و در نسا از حسن بن سفیان و در جرجان از عمران بن موسى بن مجاشع و در مرو از عبداللَّه بن محمود و در رى از ابراهیم بن یوسف هسنجانى و در بغداد از عبداللَّه بن ناجیه و محمد بن حبان و قاسم مطرز و در كوفه از محمد بن جعفر قتات و در بصره از ابوخلیفه جمحى و زكریا ساجى و در واسط از جعفر بن احمد بن سنان و در اهواز از عبدان اهوازى و در اصفهان از محمد بن نصیر و در موصل از ابویعلى بن مثنى و در مصر از ابوعبدالرحمان نسائى و در غزه از حسن بن فرج عزى و در مكه از مفضل جندى و در شام از اصحاب ابراهیم بن علا و معافى بن سلیمان حدیث شنید. ابوبكر احمد بن اسحاق صبغى و ابوولید فقیه و ابنمنده و حاكم و ابوعبدالرحمان سلمى و ابوطاهر بن محمش و دیگران از وى روایت كردهاند. صاحب عنوان را به قوت حافظه و كثرت احادیثى كه از حفظ داشته است ستودهاند. به ویژه شاگردش حاكم نیشابورى او را یگانه عصر خود در حفظ حدیث، زهد و ورع مىداند. او در نیشابور درگذشت و در مقبرهى باب معمر دفن شد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (266/ 2)، تاریخ بغداد (72 -71/ 8)، تاریخ نیشابور (224 ،160)، تذكرة الحفاظ (905 -902/ 3)، سیرالنبلاء (59 -51/ 16)، شذراتالذهب (380/ 2)، طبقات الحفاظ (385 -384)، طبقات الشافعیهى ابن قاضى شهبه (128/ 1)، طبقات الشافعیهى اسنوى (270/ 2)، طبقات الشافعیهى سبكى (280 -276/ 3)، العبر (81/ 2)، معجمالبلدان (384 -383/ 5)، المنتظم (300/ 8)، النجوم الزاهرة (370/ 3).
فعالیتها: • حدیث • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:53 PM
نیشابوری، ابومنصور محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(وف 367 ق)، فقیه شافعى. او را از فقهاى بزرگ زمان خود به شمار آوردهاند. حاكم گوید كه وى از افقه اصحاب پدرش، ابوولید حسان بن محمد، بود. از ابوالعباس محمد بن اسحاق و ابوالعباس و ماسرجسى و مؤمل بن حسن و جماعتى دیگر حدیث شنید. وى در نیشابور درگذشت و در كنار پدرش به خاك سپرده شد. از آثارش: الرد على كتاب الریاضة والادب» ابونعیم اصفهانى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: طبقات الشافعیهى اسنوى (264/ 2)، طبقات الشافعیهى سبكى (136 -135/ 3)، معجمالمؤلفین (179/ 9).
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:54 PM
نیشابوری، جمالالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 8 )
(وف 784 ق)، محدث، فقیه شافعى و خطیب. اصل وى از نیشابور است. در 721 ق وارد مصر شد و از حجار حدیث شنید. او در نزد قطب سنباطى و ابن القماح و ابنعدلان و دیگران فقه آموخت. وى در مصر منصب تدریس و فتوا داشت. صاحب «شذراتالذهب» او را به سلامت نفس و رعایت جانب حق مىستاید. در سنین كهولت شنوایى خود را از دست داد و به همین علت به او اطروش مىگفتند. از آثارش: شرح «التعجیز» یا «تصحیح التعجیز»، در فقه.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: شذراتالذهب (285/ 6)، كشفالظنون (418)، معجمالمؤلفین (253/ 11).
فعالیتها: • تبلیغ • حدیث • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:55 PM
نیشابوری، رضیالدین، ابوجعفر محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(وف 598 ق)، فقیه و شاعر. معروف به استاد الائمه. آغاز عمر را در بلخ به كسب دانش گذرانید ولى بیشتر در ماوراءالنهر مىزیست و رضىالدین از شاگردان حسین بن احمد خطیبى و شرفالدین محمد بن مسعود مروزى و از مریدان شیخ معینالدین حموى بود. ابوجعفر در علم فقه و خلاف صاحب نظر و اثر بود و در شاعرى توانا. وى بیشتر مدح قلج طمغاج خان ابراهیم بن حسین و قلج ارسلان مىگفته و چند نوبت به زیارت خانه خدا تشرف یافته است. در پایان عمر به گوشهنشینى و زهد مشغول شد بیشتر اشعار وى بن مایهى موعظه و اندرز دارد در «ریاض العارفین» وى را تحت دو نام آورده است. وى را مداح ارسلان بن طغرل بیك سلجوقى نیز دانستهاند كه ظاهرا ناصواب است. به زبان عربى نیز شعر مىسروده است. از آثار وى: «مكارم الاخلاق»؛ «دیوان» اشعار.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: آتشكدهى آذر (691 -686 /2)، تاریخ ادبیات در ایران (852 -849 /2)، تاریخ نظم و نثر (99)، دایرةالمعارف فارسى (1089/1)، الذریعه (146/22 ،373/9)، ریاض العارفین (78)، ریحانه (321 -320 /2)، سرآمدان فرهنگ (395 -394 /1)، كشف الظنون (1811 -1810)، لباب الالباب (228 -219 /1)، مؤلفین كتب چاپى (875 -874 /5)، مجمع الفصحا (675 -672 /2)، هفت اقلیم (250 -243 /2).
فعالیتها: • شعر • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:55 PM
نیشابوری، شیخ میرزا جواد، عبدالجواد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(س سیزدهم ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى و متكلم. ساكن نجف بود. وى را از فقها و اصولیین بزرگ عصر خود و از طبقهى شاگردان شیخ جعفر كاشفالغطاء مىدانند. در فقه، اصول و كلام متبحر بود. شیخ آقا بزرگ تهرانى در «طبقات اعلامالشیعه» او را با توجه به تألیفاتش از فحول علماى عصر خود به شمار آورده است. از آثارش: «شرح الشرایع»، در فقیه؛ رسالهاى در «حدوث العالم»؛ كتاب «اصول الفقه».[1] جواد (عبدالجواد) نیشابورى بن حاج سلیمان نجفى از بزرگان علماء عصر خود و اجلاء مصنفین بوده و تصنیفى در فقه بنام (شرح الشرایع) به عنوان قوله قوله در وقوف و صدقات غصب و مكاسب و بیع و خیارات و اجاره دارد و نیز رساله در حدوث عالم دارد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الذریعه (325/ 13 ،294/ 6 ،205/ 2)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 284/ 13)، معجمالمؤلفین (166/ 3).
فعالیتها: • اصول فقه • دانشمند • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:55 PM
نیشابوری، لطفاللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 8 )
حجةالاسلام آقا شیخ لطفاللَّه نیشابورى معاصر (امیر تیمور گوركانى) و متوفى سنه 810 قمرى داراى تالیفى به نام غایهالمطلوب در واجب و مندوب بوده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:56 PM
نیشابوری، محمدصادق
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
حجةالاسلام آقا شیخ محمدصادق نیشابورى فقیهى كامل و عالمى بزرگ بوده و بسطامى و برادر (فردوس التواریخ) از شاگردان میرزا سید حسن رضوى مشهدى متوفى (1378) یاد نموده و دربارهاش گفته: العالمه الفهام و مقتدى الانام و كفیل الارامل و الایتام).
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:56 PM
نیشابوری، محییالدین، ابوسعد، ابوسعید محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(548 -476 ق)، فقیه شافعى، عالم و محدث. شیخالشافعیه نیشابور بود. در طریثیث نیشابور به دنیا آمد و نزد امام محمد غزالى و ابىالمظفر خوافى فقه آموخت. او را در فقه و خلاف از سرآمدان شافعیه به شمار آوردهاند. از ابىحامد احمد بن على بن عبدوس و اسماعیل بحیرى و ابوالفتیان رواسى و نصراللَّه خشنامى و عبدالغفار شیروى و جماعتى دیگر حدیث شنید. سمعانى و منصور بن ابوالحسن طبرى و یحیى بن ربیع واسطى فقیه و دیگران از وى روایت كردهاند. او در نظامیهى نیشابور و نظامیهى هرات تدریس مىكرد. ابومنصور هروى كه یكى از بزرگان فقهاى شافعیه است، از شاگردان وى مىباشد. عمده شهرت وى بواسطه تألیف كتاب «المحیط» در شرح كتاب «الوسیط» استادش، امام محمد غزالى، است. وى در جریان فتنهى غزان و سقوط نیشابور به قتل رسید. از دیگر آثارش: «الانتصاف فى مسائل الخلاف»، در «طبقات الشافعیه» سبكى این كتاب با عنوان «الانصاف فى مسائل الخلاف» ذكر شده است؛ «تعلیقة فى الخلافیات».[1] ابوسعید محمد بن یحیى ملقب به محىالدین، از فضلا و فقهاى معروف ایران (و. 476 ه.ق مفت. 550 ه.ق) «المحیط فى شرح الوسیط» و كتاب «الانتصاف فى مسائل الخلاف». هنگامى كه غزان نیشابور را گرفتند چون امام جنگ آنان را واجب دانسته بود دهان او را پر خاك كردند تا بمرد. خاقانى را در رثاى او دو قصیده است یكى با ردیف خاك است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] روضاتالجنات (22/ 8)، ریحانه (260/ 5)، سیرالنبلاء (315 -312/ 20)، شذراتالذهب (151/ 4)، طبقات الشافعیهى اسنوى (316/ 2)، طبقات الشافعیهى سبكى (28 -25/ 7)، العبر (8 -7 / 3)، كشفالظنون (2008 ،174)، النجوم الزاهره (293/ 5)، الوافى بالوفیات (197/ 5)، وفیات الاعیان (224 -223/ 4)، هدیةالاحباب (238 -237)، هدیةالعارفین (91/ 2).
فعالیتها: • حدیث • عالمان و دانشمندان • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:57 PM
نیشابوری، نجمالدین، ابوالقاسم محمود
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(وف ح 550 ق)، فقیه، مفسر، ادیب، لغوى و شاعر. ملقب به بیان الحق. مؤلف «معجمالادباء» وى را عالمى بارع و مفسرى دانشمند توصیف كرده است. او در علم لغت و فقه متبحر بود. همچنین وى را متفنن در علوم و تصانیف او را كمنظیر دانستهاند. از آثارش: «ایجاز البیان فى معانى القرآن»؛ «خلق الانسان»؛ «جمل الغرائب»، در تفسیر حدیث؛ «التذكرة والتبصرة».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (43/ 8)، كشفالظنون (1205 ،722 ،602 -601 ،393 ،205)، معجمالادباء (125 -124/ 19)، معجمالمؤلفین (158 -157/ 12).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:57 PM
نیلی نیشابوری، ابوسهل سعید
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(420 -353 ق)، فقیه، طبیب، ادیب، نحوى و شاعر. اهل نیشابور بود. او در علم طب استاد بود و از مشاهیر اطبا به شمار مىآمد و تصانیفى در این زمینه دارد. وى همچنین در فقه و فنون شعر و ادب نیز متبحر بود. از آثار او: اختصار كتاب «المسائل» حنین بن اسحاق؛ تلخیص «شرح فصول بقراط» جالینوس همراه با نكاتى از «شرح ابوبكر رازى».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (150/ 3)، تاریخ طب (679 -678/ 2)، عیون الانباء فى طبقات الاطباء (314)، كشفالظنون (1668)، معجمالادباء (218/ 11)، معجمالمؤلفین (225/ 4)، الوافى بالوفیات (240/ 15).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • پزشکی • شعر • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:57 PM
هادوی بیرجندی، محمدهادی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1366 -1277 ق)، عالم دینى، فقیه، مجتهد و شاعر، متخلص به هادى. اصلش از اصفهان بود. خاندانش به هنگام فتنهى افاغنه به بیرجند مهاجرت كردند و او در آنجا به دنیا آمد. مقدمات و سطوح اولیه را نزد پسر عمویش در مدرسهى معصومیهى بیرجند فراگرفت. آنگاه به قصد اقامت به مشهد رفت. او در محضر پدرش و آقا سید محمدباقر گلپایگانى و ملا محمدرضا بروغنى سبزوارى، استاد حكمت، تلمذ نمود و از محضر حاج میرزا حبیب خراسانى و شیخ محمدحسن كرمانى نیز استفاده نمود. در 1299 ق به عراق رفت و در سامرا از محضر میرزاى بزرگ شیرازى و در نجف از محضر آخوند خراسانى و آیتاللَّه رشتى كسب مراتب عالیه علمى نمود. وى از میرزا حسین محدث نورى به دریافت اجازهى روایت و از آخوند خراسانى به دریافت اجازهى اجتهاد نایل گشت. سپس به ایران بازگشت. بنا به خواهش بزرگانى چون حاج میرزا حبیب خراسانى و حاج شیخ حسنعلى اصفهانى مدتى در مشهد ماند، سپس به بیرجند رفت و تا آخر عمر به تربیت و ارشاد معنوى مردم مشغول بود. وى در دورهى اول مجلس شوراى ملى از طرف آخوند خراسانى به عنوان مجتهد طراز اول معرفى گردید، ولى نپذیرفت و عهدهدار ریاست انجمن ولایتى گردید، او در بیرجند درگذشت. از آثارش: «بستان الناظر» یا «بستان الناظرین» به سبك «كشكول» شیخبهایى؛ «آئین سخنورى»؛ ترجمهى «ادب الكبیر» یا «درة الیتیمة» ابنمقفع؛ ترجمهى «نامهى حضرت امیر (ع)، به مالك اشتر» یا «عهدنامهى مالك اشتر»؛ «دیوان» شعر؛ «مائدهى محمدیه»، شعر.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: بهارستان آیتى (123)، الذریعه (10/ 19 ،1285/ 9 ،120 -119 ،76/ 4 ،108/ 3)، صد سال شعر خراسان (605 -598)، مؤلفین كتب چاپى (740 -739/ 6)، میرزاى شیرازى (206 -205)، یغما (س 7، ش 11، ص 508 -504).
فعالیتها: • شعر • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:59 PM
هاشمی سنجانی، علی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
فقیه. تولد: 1290، سنجان. شهادت: 7 تیر 1360، تهران. حجتالاسلام على هاشمى سنجانى، فرزند محمود، تا خارج فقه و اصول به تحصیل حوزوى پرداخت. در اولین دروهى مجلس شوراى اسلامى، نمایندهى مردم اراك بود. از جمله آثار ایشان است: تقریرات فقهى، جزواتى در زمینههاى اخلاق و وعظ، سرودهها و اشعار وى به مناسبتهاى مختلف. حجتالاسلام هاشمى سنجانى در جریان بمبگذارى دفتر حزب جمهورى اسلامى به شهادت رسید و پیكرش در قم به خاك سپرده شد.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • دانشمند • شهدا و ایثارگران • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 02:59 PM
هاشمی گلپایگانی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید محمد جمال هاشمى بن آیتاللَّه العظمى و العلامه الورع حاج سید جمالالدین موسوى گلپایگانى از علماء و مدرسین بزرگ مهاصر نجف اشرف است وى در سال 1332 قمرى در نجف اشرف متولد شده و در بیت علم و تقوا و معنویت و فضیلت پرورش یافته و پس از خواندن اولیات و ادبیات و سطوح از محضر والد ماجدش و مرحوم آیتاللَّه العظمى اصفهانى و آیتاللَّه آقا ضیاءالدین عراقى و آیتاللَّه حاج شیخ محمدحسین اصفهانى و بعضى دیگر استفاده نموده تا به مراتب عالیه علم و اجتهاد رسیده است معجم رجال الفكر و الادب درباره وى گوید عالم فاضل مجتهد جلیل. من اساتذه الادب العربى وسیع الخیال سهل البیان وى سفرى در معیت والد مبرورش به ایران و به زیارت ارض اقدس مشرف و پس از آن مراجعت و به تدریس و تألیف و بعد از فوت والدش به جاى او به اقامه جماعت پرداخته است داراى تالیفات عدیده از جمله: 1- فاطمه الزهراء علیها سلام 2- الادب الجدید 3- اصول الدین الاسلامى 4- الامام المنتظر كه تمام به طبع رسیده است 5- دیوان شعر كبیر نگارنده گوید معظمله دانشمندى ادیب و فقیهى كامل و از خواص اصحاب آیتاللَّه العظمى حكیم بودند در بدیههگوئى ید طولائى دارند نیز در گفتن ماده تاریخ قدرت و توانائى زیادى دارد جناب آقاى حاج سید على محمد وزیرى یزدى صاحب كتابخانه نفیس وزیرى یزد براى نگارنده حكایت نمود كه در نجف اشرف خدمت ایشان رسیده و جریان تأسیس كتابخانه را گفتم بداهه این بیت را در ماده تاریخ كتابخانه انشاد فرمود ان اردت بقاء كتابك ارخ و قدمه الى مكتبه الوزیرى
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:00 PM
هاشمی، اسمعیل
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
آقاى حاج سید اسمعیل هاشمى بن العالم الجلیل السید محمد حسن موسوى طالحونچه از علماء معاصر اصفهانست كه در حدود سال یكهزار و سیصد و سى قمرى هجرى در طالحونچه متولد و پس از پرورش در بیت سیادت و فضیلت در زادگاه بدروس فارسى و مقدمات پرداخته و بعد از فرا گرفتن قسمتى از ادبیات باتفاق مرحوم خلد اشیان اخویش حجهالاسلام آقا سید على اكبر هاشمى باصفهان آمده و در مدرسه ناصریه مسجد شاه بتحصیل و تكمیل مقدمات عربى و فارسى پرداخته و مقدارى از سطح را هم در اصفهان خوانده سپس بقم آمده و مدتى با معیت مرحوم برادر مذكورش توقف و بعد از مراجعت آن مرحوم اقامت در قم را ادامه داده تا بعد از رحلت مرحوم آیهالله حایرى طاب ثراه دو سه سالى از مرحوم آیهالله صدر و مرحوم آیهالله حاج سید محمد تقى خونسارى استفاده نموده تا در محرم یكهزار و سیصد و شصت كه بعنوان تبلیغ و ترویج بوطن مألوف آمده و چون در آن هنگام مرحوم حجهالاسلام حاج میرزا حسن زنجانى همشیره زاده مرحوم حاج میرزا ابوالقاسم زنجانى كه از علماء آن سامان بود برحمت ایزدى پیوسته بود در اثر تقاضا و نیاز اهالى قریه قمیوان در مركز سیمرم سفلى تابعه شهرضا كه تا محل زادگاه ایشان بیش از دو فرسخ است اقامت نموده و در آنجا بترویج و تبلیغ پرداخته مساجدى كه در شرف خرابى بود تعمیر و جلساتى تشكیل و كتابخانه عمومى تأسیس نموده و در طول آن مدت بمطالعات پرداخته و در نتیجه یكنفر از خاندان اهل علم را كه علاقه تام داشته با رغبت و اخلاص تمام باشتغال مقدمات گماشته و بعدا اعزام باصفهان و قم و اكنون در تهران از فضلاء اهل علم و منبر و محراب میباشند و ایشان جناب فاضل جلیل آقاى حاج شیخ منیرالدین جدیدىاند كه در هفت چنار تهران اقامت دارند. جتاب آقاى هاشمى در مدت اقامتشان در آن محل مزبور تألیفات عدیده نمودهاند كه بنظر طالبین مىآورم: 1- ذریعه الزائر. 2- لؤلؤ درخشان در صفات بهترین زنان یا درهالبیضاء فى مناقب سیده النساء (ع) كه به چاپ رسیده است. 3- اربعین موسوم به ملتقطات. 4- ضیاء البشر در رد كتاب شیخیه كریمخانیه. 5- مجموعهاى در رد صوفیه. معظمله اكنون در اصفهان در مسجد حضرت سجاد علیهالسلام خیابان آتش اقامت جماعت نموده و در مدرسه نیز اشتغال بتدریس و مباحثات دارند و گاهگاهى هم اشعارى میگویند. واما اساتید معظمله از اینقرار است: 1- مرحوم آیهالله آقا شیخ ابوالقاسم كبیر 2- مرحوم آیهالله حاج شیخ محمد على حایرى (صاحب مختارات در اصول) 3- مرحوم آیهالله حاج سید محمد تقى خونسارى 4- مرحوم آیهالله صدرالدین صدر 5- مرحوم آیهالله حاج شیخ مهدى مازندرانى 6- مرحوم آیهالله حاج سید محمد باقر قزوینى 7- مرحوم آیهالله آقا سید میرزا آقا ترابى دامغانى 8- مرحوم آیهالله حاج شیخ محمد رضا جرقویه اصفهانى 9- مرحوم آیهالله حاج شیخ حسننویسى و غیر ایشان از مراجع گذشته و معاصر چون حضرت آیهالله العظمى مرعشى نجفى و آیهالله العظمى گلپایگانى اجازه روایتى و غیره دارند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد سوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:00 PM
هاشمی، طاهر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1332 ق)، عالم دینى، فقیه شافعى، صوفى، مدرس، خطاط و شاعر. وى از فقها و علماى بزرگ شافعیه كردستان و مشایخ فرقهى قادریه است. در دولتآباد روانسر به دنیا آمد و مقدمات علوم را در همان جا فراگرفت. سپس نزد ملا محمد رحیم سنندجى و بدیعالزمان سنندجى به تكمیل معلومات خویش پرداخت و از محضر اساتید دیگرى مانند شیخ محمد نجیب كردانى و شیخ مصطفى نجیب و سید بابا رسول و شیخ حبیباللَّه كاشورى نیز بهرهمند شد. وى دربارهى تاریخ ادبیات كردى و همچنین تاریخ تصوف و فرق آن مخصوصا سلسلهى قادریه تحقیقات و تألیفاتى دارد. از آثارش: «مقامات الغوثیه»، در مناقب شیخ عبدالقادر گیلانى؛ «قرةالعین فى مناقب سیدنا شیخ حسین»؛ «مرآتالحق»؛ حاشیه و تعلیقات بر «سفرنامهى» حاجى ملكالكلام مجدى؛ «دیوان» شعر. از آثار خطى وى: یك نسخه قرآن مجید؛ یك نسخه «صحیفهى سجادیه»؛ یك نسخه «دلایل الخیرات».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: كیهان فرهنگى (س 3، ش 2، ص 10 -3).
فعالیتها: • تدریس • خط • شعر • عرفان • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:01 PM
هاشمی، یوسف
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حاج سید یوسف هاشمى از علماء مبرز و محترم معاصر تبریز است وى در سال 1326 قمرى هجرى در تبریز متولد شده و در حجر والد و عموهاى گرامى كه از سادات جلیل القدر و علماء پرهیزكار آن سامان بودند پرورش یافت و در محضر علمائى چون مرحوم آیتاللَّه حاج سید محمد مولانا (مؤلف مصباح السالكین) و حضرت آیتاللَّه العظمى شریعتمدارى در تبریز سطوح وسطى را خوانده آنگاه به قم عزیمت نموده و در آنجا مكاسب شیخ را از خدمت آیتاللَّه العظمى آقاى نجفى مرعشى مد ظله استفاده نموده و پس از آن از محضر مرحوم آیتاللَّه حجت و آیتاللَّه فیض قمى و نیز آیتاللَّه العظمى بروجردى (در اوائل ورودشان به قم) بهرهمند شده و بدریافت اجازات امور حسبیه و روایتى و غیره از آیات مذكوره موفق و نائل آمده سپس بنابر درخواست عدهئى از تجار با ایمان تبریز مراجعت به (حكمآباد) زادگاه ملحد معروف احمد كسروى (متنبى) و معاندین حنیف اسلام نمود با عدهاى از پیروان او كه در مشاغل مهم و حساس بودند بمبارزه شدید پرداخت و آنها را از بین برده و باز مبارزه سختى با فرقه ضاله كه در (حكمآباد) پایگاه مهمى داشتند آغاز نموده طورى كه حتى یك نفر از آنها در آنجا باقى نماند. معظم له اكنون شبها در مسجد (حكمآباد) و روزها در قلب بازار مسجد مرحوم (آیتاللَّه حاج میرزا فتاح شهیدى) اقامه جماعت مىنمایند و جلسه تفسیرى روزهاى جمعه دارند كه عده زیادى استفاده مىنمایند و نیز به تدریس وسائل و مكاسب و خارج عروه اشتغال دارند. از آثار علمى ایشانست حاشیه بر وسائل و جزواتى از تقریر درس مرحوم آیتاللَّه فیض كه محفوظ مانده است و از خدمات اجتماعى ایشان مدرسه اسلامى بنام (فرقانى) كه در سال 1325 شمسى تاسیس نموده كه در حال حاضر یك موسسهى بزرگ علمى و دینى با دوره راهنمائى تحصیلى در مساحت دو هزار متر مربع با ساختمان عالى مدرن و مجهز بوسائل روز كه از هر جهت بوسیله ایشان اداره مىگردد و عده از مستخرجین و فارغالتحصیلان آن مدرسه اكنون در قم و نجف مشغول تحصیل مىباشند. از باقیاتالصالحات آن جنابست دو فرزند برومند و فاضل بنام: 1- حاج سید ابوالحسن هاشمى 2- حاج سید فتاح هاشمى كه اكنون از محصلین جدى حوزه علمیه و ستارگان فروزان آذربایجان مقیم قم مىباشند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:01 PM
هاشمینژاد، عبدالکریم
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم دینى. تولد: 1311، بهشهر. شهادت: 7 تیر 1360، مشهد. حجتالاسلام سید عبدالكریم هاشمىنژاد در سال 1311 در بهشهر مازندان در فراش محله (از پدرش سید حسن و مادرش ساره) دیده به جهان گشود. از سن نه سالگى به درس عربى اشتغال داشت. در سال 1325، در چهارده سالگى به تحصیل در حوزهى آیتالله كوهستانى، در شهرك كوهستان در شش كیلومترى بهشهر پرداخت مقدمات را در آنجا فراگرفت. در سال 1329 وارد حوزهى علمیهى قم شد و دروس سطح را پشت سر گذاشت و در درس خارج اصول فقه امام خمینى (ره) و درس خارج فقه آیتالله بروجردى حاضر مىشد. در بیست و دو سالگى به نجف اشرف رفت ولى با فراهم نبودن شرایط تحصیل از جمله ضعف جسمى بار دیگر پس از یك سال اقامت در عراق به سوى ایران براى اقامت در قم حركت كرد. در سال 1337 اولین اثر قلمى خود را به نام مناظرهى دكتر و پیر به سبك داستانى عرضه داشت. این كتاب ماجراى سفر چند نفر است كه در یك قطار به بحث مىپردازند و نویسنده در لابهلاى آن به بیان ارزشهاى اسلامى اسلامى مىپردازد. وى در حوزهى علمیهى قم به سطح اجتهد نایل آمد. اساتید دیگر ایشان در قم عبارت بودند از: آیتالله كاشانى (فرید الاسلام)، حضرات آیات عظام صدوقى، محقق داماد و سید رضا صدر و مجاهدى. در سالهاى 1340 -1339 به مشهد رفت. پس از مدتى در آنجا به تدریس (كفایه و رسائل و مكاسب) در حوزهى علمیهى مشهد پرداخت. در مشهد در درس آیتالله سید محمدهادى میلانى و آیتالله مجتبى قزوینى نیز حاضر مىشد. وى همچنین در مجالس سخنرانى در مشهد حضور مىیافت و براى حاضران سخنرانى مىكرد. از جمله فعالیتهاى فرهنگى ایشان همكارى با مجله «مكتب اسلام» بوده است. در نهضت پانزده خرداد 1342 دستگیر و چهل و یك روز در زندان شهربانى محبوس شد، در حادثه مسجد فیل مشهد به سبب سخنرانى در این مسجد و اعتراض به طرح لوایج ششگانه شاهنشاهى و حمله به انتخابات در نوزده مهر 1342، به مدت سه ماه حبس انفرادى در زندانى در داخل لشكر 77 خراسان محكوم شد، سپس از سخنرانى در شهر مشهد ممنوع شد. لذا با خانواده مشهد را به سوى اصفهان ترك كرد. سپس همراه خانواده به شیراز رفت. اما مأموران ساواك وى را براى سومین بار دستگیر كردند و با اتومبیل به اصفهان برده و تحویل ساواك اصفهان دادند. چندى روزى در ساختمان ساواك در یك اتاق انفرادى نگه داشتند و بعد او را به زندان عمومى منتقل كردند. وى دو ماهى در اسارت بود. با رهایى از زندان راهى مشهد شد، وى همچنین اقدام به ایجاد كانون بحث و انتقاد دینى در مشهد از سال 1343 لغایت 1350 نمود. در سال 1350 هم در جلسهاى كه جمعه شب هر هفته در شهرستان قوچان تشكیل مىشد حضور مىیافت. این جلسات تا مدتها ادامه داشت، در ایام شهادت فاطمه زهرا در سال 1353 على رغم ممنوعیت منبر رفتن، وى در مجلسى در منزل خود، زمینهسازى نمود و با رضایت اساتید دیگر حوزهى علمیهى مشهد، فرداى آن روز یعنى روز شنبه بیست و چهارم خرداد 1353 با حضور طلاب و مردم، راهپیمایى در خیابانهاى شهر مشهد به راه انداخت. به همین سبب ساواك براى چهارمین بار وى را دستگیر و روانه زندان ساخت. وى تا اوایل سال 1356 در زندان به سر برد. در همین زمان به سبب امضاى اطلاعیهاى، وى به همراه آیتالله سیدعلى خامنهاى و حجتالاسلام واعظ طبسى براى پنجمین بار دستگیر و روانه زندان شد اما تظاهرات مردم به سوى منزل حضرت آیتالله شیرازى باعث شد ایشان پس از بیست و چهار ساعت آزاد شوند. حجتالاسلام هاشمىنژاد در بهمن 1357 به تهران آمد. سپس به قائمشهر رفت و روز بیست و دوم بهمن در حال سخنرانى بود كه خبر تصرف رادیو و تلویزون و تصرف پادگانها به وى رسید او به مشهد رفت و در حفظ نظم شهر تلاش بسیار كرد. با گذشت چند ماهى از پیروزى انقلاب اسلامى، در خرداد 1358 با قبول ریاست هیئت ایرانى، در اولین سفر خارجى به سه كشور لیبى و سوریه و اردن حركت كرد. در لیبى، با معمرالقذافى، رییس جمهورى لیبى دیدار نمود و مسائل مربوط به افغانستان و عراق را مورد بحث قرار داد، در بهمن 1359 همزمان با سالگرد پیروزى انقلاب اسلامى به دو كشور ژاپن و بنگلادش سفر كرد، وى با رأى مردم استان مازندران به مجلس خبرگان راه یافت. در دوران جنگ یكى دو نوبت به همراه حضرت آیتالله سید على خامنهاى به مناطق جنگى رفت. تألیفات ایشان علاوه بر مقالات و سخنرانىهایشان، عبارتند از: اصول پنجگانه اعتقادى و اصول دین؛ پاسخ ما به مشكلات جوانان؛ تقریرات و اصول دین؛ پاسخ ما به مشكلات جوانان؛ تقریرات اصول آیتالله شیخ على كاشانى به عربى (چاپ نشده است)؛ درسى كه حسین (ع) به انسانها آموخت؛ راه سوم بین كمونیزم و سرمایه دارى؛ رسالت انقلابى امام حسین (ع)؛ رهبران راستین؛ زهرا (س)؛ ضرورت تشكیلات؛ غروب آفتاب در اندلس؛ قرآن و كتابهاى دیگر آسمانى؛ كمونیسم از دیدگاه نظام اقتصادى و اجتماعى اسلام؛ مبارزه با جهل و مادیت؛ مسائل عصر ما؛ مشكلات جنسى و چاره آن در اسلام؛ مشكلات مذهبى روز؛ مكتب مقاومت؛ مناظره دكتر و پیر؛ ولایت فقیه؛ هستى بخش. حجتالاسلام سید عبدالكریم هاشمىنژاد در هفتم مهرماه 1360، رأس ساعت هشت صبح، بعد از اتمام كلاس درس معارف الهى، در حال خروج از محل حزب جمهورى اسلامى در مشهد توسط منافقین به شهادت رسید. پیكر ایشان، در مشهد در دارالزهد حرم مطهر امام رضا (ع) به خاك سپرده شد. آقاى حاج سید عبدالكریم بن السید الزكى السید حسن بهشهرى از فضلاء بنام و خطباء گرام و نویسندگان والامقام و مشاهیر وعاظ و گویندگان معاصر است از جهت نطق و بیان و قم و بنانگوى سبقت از همگنان ربوده و شهرت تام یافته و در هر كجا كه براى تبلیغ دین و ترویج آئین و تنویر افكار نسل جوان مدعوا رفته مانند مشهد و تهران و قم و اصفهان و یزد و همدان و بابل و رفسنجان و رى و كاشان و خرمآباد و آبادان با استقبال گرم مردم مواجه شده و دهها هزار نفر براى استماع از بیانات مستدل و منطقیش گرد آمده و ابراز احساسات نمودهاند در بیست روز كه در محرم و صفر 1393 قمرى خود این نویسنده شاهد اجتماع عموم طبقات مخصوص افاضل حوزه علمیه و نسل جوان قم بودم كه براى استفاده از منبر وى در شهر علمى و مذهبى قم گرد آمده و گفته مىشد كه بیش از بیست هزار نفر شركت كردهاند و ایشان با بیانى گرم و پرحرارت ایراد سخن نموده و افكار مردم را به مطالبى متوجه مىنمود. معظمله در شهرستان بهشهر در سال 1348 قمرى تولد یافته و پس از رشد و خواندن دروس فارسى به كوهستان رفته و در تحت تربیت و تعلیمات عالم ربانى آیتالله كوهستانى مرحوم مقدمات و ادبیات را خوانده آنگاه مهاجرت به قم نموده و در نزد فاضل ربانى طابنژاد آقا شیخ على فریده الاسلامى كاشانى كه از اوتاد فضلاء و مدرسین حوزه بود سطوح وسطى را خوانده و سطوح عالى را از مدرسین بزرگ استفاده نموده و به درس خارج فقه و اصول آیتالله العظمى بروجردى طاب ثراه و آیتالله العظمى امام خمینى و آیتالله العظمى شریعتمدارى و آیات دیگر شركت نموده تا به مدارج عالیه علم ارتقا یافته و دراسات و تقریرات استاد مجاهد خود را به رشته تحریر آورده و به نظر معظمله به وسیله این نگارنده رسانیده و مورد تائید و قبول استاد مزبور قرار گرفته است. استاد هاشمىنژاد به واسطه جهات داخلى در سال 1382 قمرى با معیت داماد و شریك گرامش حجهالاسلام حاج آقا حسن ابطحى خراسانى به مشهد مراجعت نموده و رحل اقامت افكنده و در حوزه مشهد به تدریس سطوح عالى كفایه و مكاسب و وظائف دینى و روحى دیگر پرداخته و خدمات ارزندهاى نموده است. آثار علمى و خدمات روحى معظمله از این قرار است: 1- همكارى تاسیس كانون بحث و انتقاد دینى مشهد مقدس (كه با معیت صدیق و رحم گرانى خود آقاى ابطحى) نمودهاند: 2- كتاب مناظره دكتر وپیر كه تاكنون بیش از دهها بار به طبع رسیده و مورد استقبال عموم طبقات قرار گرفته است. 3- درسى كه حسین علیهالسلام به انسانها آموخت مكرر چاپ شده است. 4- قرآن و كتابهاى آسمانى دیگر. 5- مشكلات بزرگ نسل ما. 6- راه سوم بین كمونیسم و سرمایهدارى. 7- اصول پنجگانه اسلام 8- مشكلات مذهبى روز 9- جلد اول پاسخ ما به مشكلات جوانان 10- بسیارى از جوابها و مقالات پاسخ ما.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • تبلیغ • شهدا و ایثارگران • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:03 PM
هرسینى كرمانشاهى، محمد حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محمدحسن هرسینى كرمانشاهى از علماء اعلام و فقهاء كرام معاصر كرمانشاه مىباشند. در سال 1315 ق در یك فرسخى هرسین متولد شده و از روز نخست طالب دین و دیانت و علم و شرافت بوده و در خانواده متدین و متعصب و میهمان دوستى تربیت گردیده و خود از كوچكى مقدس و متقى و از هر صغیره و حتى مكروهات فرار و اجتناب نموده به طورى كه اهالى محل ایشان عقاید عجیبى در استجابت دعا و تقواى ایشان داشتهاند وى در سن 17 سالگى در زمان ریاست مرحوم آیتاللَّه العظمى میرزا محمدتقى شیرازى به سامرا مشرف و اشتغال به تحصیل ورزیده و پس از انتقال (معظم له) به كربلا ایشان هم عزیمت به كربلا و مورد نظر و مهر مرحوم میرزا قرار گرفته و بواسطه احتیاط از وجوهات كمتر مصرف و غالباً با صوم و صلوة استیجارى اعاشه مىنمود تا پس از فوت و رحلت میرزاء به نجف اشرف و از محضر مرحومین آیتین اصفهانى و نائینى و نیز مرحوم آقا ضیاءالدین عراقى استفاده نموده و در سال 1342 ق به ایران مراجعت و در هرسین و كرمانشاه به تبلیغات و خدمات دینى پرداخته و جمعى از علات و علویون آنجا را هدایت و ارشاد و هم مدتى با بهائىهاى نراق مبارزه و بعضى از آنها را از انحراف و ارتداد به راه مستقیم در آورده و در سال 1347 قمرى به قم مشرف و از محضر مرحوم آیتاللَّه حایرى و آیتاللَّه حجت و آقاى خونسارى و آقاى صدر و بعد آیتاللَّه العظمى بروجردى استفاده نموده و پس از آن به كرمانشاه مراجعت و در مسجد جامعه كرمانشاه تا حال تحریر اشتغال به اقامه جماعت و ترویج دین و ارشاد و هدایت مردم دارد. خاطره عجیب معظم له از مرحوم آیتاللَّه اصفهانى آیتاللَّه العظمى حاج شیخ محمدعلى اراكى فرمودند آقاى هرسینى گفتند پس از فوت مرحوم آیتاللَّه آقا میرزا محمدتقى شیرازى وضع معیشت بر من استوار شد و چند روزى گرسنه و در مضیقه سخت قرار گرفتم پس به نجف مشرف و در حرم صورت به ضریح مطهر علوى گذارده و اظهار حاجت نمودم. پس از حرم بیرون و در صحن شریف شخصى آمد و مبلغى داد و مدتى گذران كردم و چون تمام شد باز به حضرت امیر (ع) عرض كردم و در صحن شخصى وجهى داد كه چند روز مرا كفایت كرد و در بار سوم همین طور تا در مرتبه چهارم كه دیگر پولى براى مخارج خود نداشتم مشرف شده و عرض مطلب كردم و چون آمدم از حرم بیرون روم دیدم مرحوم آیتاللَّه العظمى اصفهانى كه در پشت سر مطهر نشسته تا مرا دید صدا زد خدمتشان رفتم فرمود شیخ محمدحسن هر وقت بىپول شدى و مخارجت تمام شد لازم نیست به حضرت امیر علیهالسلام عرض كنى بیا به من بگو و تأكید كرد و من تعجب كردم كه ایشان از كجا متوجه شده كه حاجت من چیست. پس از حرم بیرون رفتم و روز بعد حسبالتأكید ایشان درب منزل آن مرحوم رفتم كه اوائل ریاست ایشان بود تا در زدم خود ایشان آمد و درب را باز كرد و فرمود هان بىپول شدهاى بیا داخل و در اندرون منزل رفت و مدت یك ساعت طول كشید كه من از آمدن پشیمان و خواستم بروم كه دیدم آمد در حالى كه غبارآلود است و اول عذرخواهى بسیار نمود و دامن خود را گشود و مبلغ زیادى از دراهم و پولهاى عراقى جلوى من ریخت (كه مدتها مرا اداره و تأمین نمود). و فرمود از اینكه دیر كردم مرا ببخش زیرا رفتم دخل و قلك بچههایم را خالى كردم و براى شما آوردم كه ضرورت داشت. (نگارنده گوید: بقول آیتاللَّه اراكى معلوم مىشود كه مرحوم سید غیر از پول یومیه بچهها و نوههاى خود پول دیگرى نداشته چون اوائل ریاست و مرجعیت ایشان بوده)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:03 PM
هرندی، عبدالجواد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
فرزند میرزا عبدالحسین، در ذى قعده سال 1280 متولّد، و در محرم 1305 در عنفوان جوانى وفات یافته، در سر قبر آقا مدفون گردید. با وجودى كه در جوانى از دنیا رفته، مقدّمات علوم را از صرف و نحو و معانى و بیان و فقه در نزد فضلاى اصفهان تحصیل نموده، و خطّ نستعلیق را در كمال استادى مىنوشه است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • خط • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:04 PM
هروی بغدادی، ابوعبید قاسم
( ملیت: ایرانی قرن: 3 )
(224/ 223/ 222 -157 ق)، حافظ، محدث، فقیه، مجتهد، ادیب و لغوى. در هرات به دنیا آمد. پدرش از غلامان رومى و در خدمت مردى از اهل هرات بود. ادبیات و فقه را از اساتید بزرگ آن زمان فراگرفت. قرآن و لغت را نزد ابوالحسن كسایى و اسماعیل بن جعفر و شجاع بن ابونصر بلخى و ابوعمرو شیبانى و فراء و ابوزیاد كلابى و ابوعبیده و اصمعى و یزیدى و ابوزید انصارى و عدهاى دیگر آموخت. وى در قراآت، فقه، لغت و شعر متبحر بود. از اسحاق بن سلیمان رازى و اسماعیل بن جعفر و شریك بن عبداللَّه و اسماعیل بن عیاش و هشیم بن بشیر و سفیان بن عیینه و اسماعیل بن علیه و یزید بن هارون و یحیى بن سعید قطان و حجاج بن محمد و ابومعاویه ضریر و صفوان بن عیسى و عبدالرحمان بن مهدى و حماد بن مسعده و مروان بن معاویه و ابوبكر بن عیاش و محمد بن جعفر غندر و سعید بن عبدالرحمان جمحى و عبیداللَّه اشجعى و وكیع بن جراح و عبداللَّه بن ادریس و جریر بن عبدالحمید و عباد بن عباد مهلبى و معاذ بن معاذ عنبرى و عمر بن یونس و عبداللَّه بن مبارك و اسحاق ازرق و دیگران حدیث شنید. استادش، سعید بن ابومریم مصرى، و نصر بن داوود بن طوق صاغانى و محمد بن اسحاق صاغانى و حسن بن مكرم و احمد بن یوسف تغلبى و ابوبكر بن ابى الدنیا و حارث بن ابىاسامه و محمد بن یحیى مروزى و على بن عبدالعزیز بغوى و عبداللَّه بن عبدالرحمان دارمى و عباس دورى و محمد بن حفص دورى و احمد بن یحیى بلاذرى و عبدالمجید بوشنجى و ابوالحسن على بن عبداللَّه طوسى و جماعتى دیگر از وى روایت كردهاند. وى مدتى در بغداد اقامت گزید. سپس در زمان امیر ثابت بن نصر بن مالك خزاعى به منصب قضاوت شهر طرسوس گمارده شد. در اواخر عمر به مكه رفت و همان جا درگذشت. از آثارش: «الغریب» یا «غریب الحدیث»؛ «غریب القرآن»؛ «الغریب المصنف فى علم اللسان»؛ «فضائل القرآن»؛ «ادب القاضى»؛ «الاموال»؛ «الشعراء»؛ «الناسخ والمنسوخ»؛ «المواعظ»؛ «القراآت»؛ «النسب»؛ «معانى القرآن»؛ «المجاز فى القرآن»؛ «عدد آى القرآن»؛ «الامثال السائرة»؛ «المقصور والممدود»؛ «الطهارة».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (10/ 6)، تاریخ بغداد (416 -403/ 12)، التاریخ الكبیر (172/ 7)، تذكرةالحفاظ (418 -417/ 1)، تهذیبالتهذیب (276 -274/ 8)، تهذیبالكمال (154 -145/ 15)، الجرح والتعدیل (ج 3، ق 111/ 2)، سیرالنبلاء (509 -490/ 10)، شذرات الذهب (55 -54/ 2)، صفة الصفوة (328 -327/ 2)، طبقات ابنسعد (254 -253/ 7)، طبقات الشافعیهى سبكى (160 -153/ 2)، طبقات الفقهاء الحنابله (364 -360/ 1)، طبقات المفسرین داودى (37 -32/ 2)، العبر (308/ 1)، الفهرست ابن الندیم، ترجمه (121 -120)، الكامل (259/ 5)، معجمالادباء (261 -254/ 16)، المنتظم (336 -334/ 6)، میزانالاعتدال (359/ 3)، النجوم الزاهرة (294/ 2)، وفیات الاعیان (63 -60/ 4).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • حدیث • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:04 PM
هروی، ابوذر عبد، عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(434 -356/ 355 ق)، فقیه مالكى، حافظ، محدث و صوفى. معروف به ابنسماك. اصل او از هرات و از علماى بزرگ مالكى و شیخالحرم زمانش بود. در طلب علم و حدیث به مسافرتهاى طولانى پرداخت. علم كلام را از ابن باقلانى فرارگرفت. وى در هرات از ابوالفضل بن خمیرویه و بشر بن محمد مزنى و عدهاى دیگر و در سرخس از ابومحمد بن حمویه و زاهر بن احمد فقیه و در بلخ از ابواسحاق مستملى و در مرو از ابوهیثم كشمیهنى و در بصره از ابوبكر هلال بن محمد بن محمد و شیبان بن محمد ضبعى و در بغداد از ابوالفضل زهرى و ابوالحسن دارقطنى و ابوعمر بن حیویه و در دمشق از عبدالوهاب بن حسن كلابى و در مصر از ابومسلم كاتب و در مكه از ابواسحاق ابراهیم بن محمد دینورى و عدهاى دیگر حدیث شنید. وى راوى «صحیح» بخارى از مستملى و حموى و كشمیهنى بود. فرزندش عیسى و على بن محمد بن ابوالهول و موسى بن عیسى صقلى و عبداللَّه بن حسن تنیسى و ابوصالح نیشابورى موذن و على بن بكار صورى و احمد بن محمد قزوینى و ابوطاهر اسماعیل بن سعید نحوى و ابوحسین بن مهتدى باللَّه و ابوولید باجى و عبداللَّه بن سعید شنتجالى و عبدالحق بن هارون سهمى و ابوبكر احمد بن على طریثیثى و ابوشاكر احمد بن على عثمانى و جماعتى دیگر از وى روایت كردهاند. ابوبكر خطیب بغدادى و ابوعمر بن عبدالبر و احمد بن عبدالقادر یوسفى و ابوعبداللَّه احمد بن محمد بن غلبون خولانى از او اجازهى روایت داشتهاند. او را حافظى كثیرالشیوخ دانستهاند. وى مدتى در مكه مجاور گشت و در آنجا به تصنیف كتب و گردآورى «معجم» مشایخ خود پرداخت. بعدها در ناحیه سروات، در حوالى مكه، سكنى گزید. او هر سال در موسم حج به مكه مىرفت و سرانجام نیز در مكه درگذشت. از دیگر آثارش: تفسیر قرآن؛ « السنة والصفات»؛ «الجامع»؛ «الدعاء»؛ «فضائل القرآن»؛ «دلائل النبوة»؛ «المستدرك على الصحیحین»؛ «الصحیح المسند المخرج على الصحیحین» یا «المسند الصحیح المجرد على البخارى و مسلم»؛ «شهادة الزور»؛ «فضائل ملك بن انس»؛ «العیدین» یا «فضائل العیدین»؛ «مسانید الموطات»؛ «فضل یوم عاشوراء»؛ «المناسك»؛ «الربا» و «الیمین الفاجرة»؛ «كرامات الاولیاء».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ بغداد (141/ 11)، تذكرةالحفاظ (1108 -1103/ 3)، سیرالنبلاء (563 -554/ 17)، شذراتالذهب (254/ 3)، طبقات الحفاظ (443)، طبقات المفسرین داودى (368 -366/ 1)، العبر (269/ 2)، الكامل (36/ 8)، كشفالظنون (1830 ،1673 -1672 ،441)، معجمالمؤلفین (66 -65/ 5)، المنتظم (311/ 9)، النجوم الزاهرة (38/ 5)، هدیةالعارفین (438 -437/ 1).
فعالیتها: • حدیث • عرفان • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:05 PM
هروی، ابوسعد محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(وف 518 ق)، فقیه شافعى و قاضى. وى از فقهاى شافعى در سدههاى پنجم و اوایل ششم قمرى بود. در نزد ابوعاصم عبادى تلمذ كرد و كتاب «ادب القضاء» او را شرح نمود و «الاشراف على غوامض الحكومات» نامید. در «هدیةالعارفین» به نقل از ابنعساكر و به تبع آن در «معجمالمؤلفین» این كتاب به ابوسعید عبدالمجید بن اسماعیل هروى (م 537 ق) نیز نسبت داده شده است. وى عهدهدار منصب قضاوت همدان بود. در مسجد جامع همدان به همراه پدرش به قتل رسید.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: طبقات الشافعیهى اسنوى (292/ 2)، طبقات الشافعیهى سبكى (371 -365/ 5 ،104/ 4)، كشفالظنون (103)، معجمالمؤلفین (30/ 9 ،168 -167/ 6 ،210/ 4)، هدیةالعارفین (84/ 2 ،619/ 1).
فعالیتها: • فقه • قضاوت، حقوق، علوم ----------
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:05 PM
هروی، ابوسعید ابراهیم
( ملیت: ایرانی قرن: 2 )
(وف 168/ 163 ق)، حافظ، فقیه و محدث. در اواخر روزگار صحابهى صغار (آنان كه در زمان رحلت پیامبر (ص) كم سن و سال بودند) در هرات به دنیا آمد. اصلش از قریهى باشان هرات بود. در نیشابور نشو و نما یافت. در طلب علم به مسافرت پرداخت و عدهاى از تابعین را ملاقات نمود و از آنها حدیث شنید.از جمله از عبداللَّه بن دینار و ثابت بنانى و ابوحازم اعرج و ابواسحاق سبیعى و ساك بن حرب و موسى بن عقبه و ابوزبیر محمد بن مسلم قرشى و محمد بن زیاد جمحى قرشى و یحیى بن سعید انصارى. همچنین از منصور بن معتمر و ابىجمره ضبعى و عاصم بن بهدله و عاصم بن سلیمان و حسین معلم و آدم بن على و عبدالعزیز بن رفیع و ابوحصین عثمان اسدى و حمید طویل و حجاج بن حجاج باهل و عطاء بن ابىمسلم خراسانى و عبدالعزیز بن صهیب و مطر وراق و دیگران حدیث شنید. به بغداد رفت و در آنجا حدیث گفت. سپس به مكه رفت و در آنجا مجاور شد. فرزندش، عبدالخالق بن ابراهیم، و استادش، صفوان بن سلیم، و ابوحنیفه نعمان بن ثابت و محمد بن جعفر بن ابىكثیر و عبداللَّه بن مبارك و حفص بن عبداللَّه سلمى نیشابورى و ابوعامر عقدى و سفیان بن عیینه و خالد بن نزار و وكیع بن جراح و حسین بن ولید نیشابورى و عبدالرحمان بن عبداللَّه دشتكى رازى و غسان بن سلیمان هروى و برادرش، مالك بن سلیمان هروى، و عمر بن عبداللَّه بن رزین و عبدالرحمان بن مهدى و محمد بن سابق و معن قزاز و یحیى بن ابوبكر كرمانى و یحیى بن ضریس بجلى رازى و ابوحذیفه نهدى و عبدالرحمان بن سلام جمحى و محمد بن سنان عوقى و جماعتى دیگر از او روایت كردهاند. در مكه درگذشت. از آثارش: «السنن»، در فقه؛ «المناقب»؛ كتاب «العیدین»؛ كتاب «التفسیر».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیانالشیعه (168/ 2)، تاریخ بغداد (111 -105/ 6)، التاریخ الكبیر (294/ 1)، تذكرةالحفاظ (213/ 1)، تهذیبالتهذیب (118 -117/ 1)، تهذیبالكمال (368 -364/ 1)، الثقات (27/ 6)، سیرالنبلاء (385 -378/ 7)، شذراتالذهب (257/ 1)، طبقات الحفاظ (106 -105)، طبقات المفسرین داودى (11 -10 / 1)، العبر (185/ 1)، الفهرست ابن الندیم، ترجمه (416)، الكامل (64/ 5)، لسانالمیزان (191/ 8)، معجمالبلدان (383/ 1)، معجمالمؤلفین (41/ 1)، میزانالاعتدال (63/ 1)، الوافى بالوفیات (24 -23/ 6).
فعالیتها: • حدیث • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:05 PM
هروی، ابومعمر سالم
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(وف 433 ق)، فقیه شافعى و متكلم. معروف به غولچه (مصغر غول). اصل او از هرات و از علماى شافعى در سدهى پنجم قمرى بود. وى در انواع علوم مهارت داشت. حاكم نیشابورى از وى روایت كرده است. سبكى در «طبقات الشافعیه» آورده كه او همطبقه شیخ ابومحمد و ناصر مروزى است. از آثارش: «اللمع فى الرد على اهل الزیغ والبدع»، در مسائل كلامى و اصول اعتقادى اهل سنت. این كتاب در «كشفالظنون» تحت نام «اللمعة فى الرد على اهل الزیغ والبدعة» آمده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: شذراتالذهب (251/ 3)، طبقات الشافعیهى اسنوى (298/ 2)، طبقات الشافعیهى سبكى (380/ 4)، كشفالظنون (1565)،معجمالمؤلفین (203/ 4).
فعالیتها: • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:06 PM
هروی، شمسالدین ابوعبداللَّه، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(829 -767 ق)، فقیه شافعى و قاضى. اصل وى از رى و گفتهاند از فرزندزادگان فخر رازى بود. در هرات به دنیا آمد. در ابتدا حنفى مذهب بود و بعدها به فقه شافعى روى آورد و در آن سرآمد شد. وى از شاگردان علامه سعدالدین تفتازانى بود. وى مدتى در ملازمت تیمور گوركانى به سر برد. سپس به فلسطین سفر كرد و در 815 ق عهدهدار منصب تدریس در مدرسه صلاحیه شهر بیتالمقدس گشت. آنگاه چندى در مصر به قضاوت پرداخت و مشاغل دیوانى متعددى را پذیرا گشت. نهایتاً در قدس سكنى گزید و در آنجا بناى مدرسهاى را آغاز كرد كه نتوانست آن را به آخر برساند. او سرانجام در بیتالمقدس درگذشت. از آثارش: «تقریب الاحكام»، در فروع شافعى؛ «التنویر»، در تلخیص «الجامع الكبیر» شیبانى؛ «التمحیص»، در شرح «تلخیص جامع الكبیر»، در فقه حنفى؛ شرح «مصابیح السنة» بغوى؛ «المنعم» یا «فضل المنعم»، در شرح «الصحیح» مسلم؛ شرح «مشارقالانوار» صغانى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (151 -150/ 7)، ایضاحالمكنون (490 ،199/ 2)، شذراتالذهب (190 -189/ 7)، الضوء اللامع (155 -151/ 8)، طبقات الشافعیهى ابن قاضى شهبه (105 -104/ 4)، كشفالظنون (473)، معجمالمؤلفین (294 -293/ 10)، هدیةالعارفین (186 -185/ 2).
فعالیتها: • فقه • قضاوت، حقوق، علوم ----------
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:07 PM
هروی، مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف ح 1273/ 1270 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى و متكلم. به نجف رفت و در محضر شیخ محمد حسن صاحب «جواهر» تلمذ نمود. آنگاه خود به بحث و تدریس و تألیف پرداخت. وى بعدها به تهران آمد. حاج شیخ محمدباقر بیرجندى، صاحب «كبریت الاحمر»، در اجازهاى كه براى آیتاللَّه سید شهابالدین نجفى مرعشى صادر نموده، صاحب عنوان را ستوده است. وى در تهران درگذشت. پیكرش را به مشهد منتقل كردند و در بقعهى شیخبهائى به خاك سپردند. از آثارش: شرح «نجاةالعباد»؛ «درایةالحدیث».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیانالشیعه (143/ 10)، الذریعه (102/ 14 ،56/ 8)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (481 -480/ 2)، معجمالمؤلفین (26/ 13).
فعالیتها: • اصول فقه • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:07 PM
هزار جریبی مازندرانی، محمدعلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1245 -1188 ق)، عالم دینى و فقیه. مشهور به فقیه مطلق. جامع علوم معقول و منقول بود. در نجف به دنیا آمد. پدر و جدش از علماى بزرگ بودند. وى در نجف از حوزه درس سید مهدى بحرالعلوم و شیخ جعفر كاشفالغطاء بهرهمند گشت و در شمار افاضل علما و فقهاى نجف درآمد. بعد از وفات پدرش راهى ایران شد و در قم ملازمت میرزا ابوالقاسم قمى، صاحب «قوانین»، اختیار نمود و از مجلس درس وى استفادهى كامل برد و از خواص اصحاب او گردید. او همچنین از محضر ملا احمد نراقى و سید محمدجواد حسینى عاملى، صاحب «مفتاح الكرامة»، استفاده نمود و از اساتید خود همچون میرزاى قمى و ملا احمد نراقى و سید محمدجواد حسینى عاملى اجازه اجتهاد دریافت نمود. صاحب عنوان طرف توجه و اعتماد میرزاى قمى بود و میرزا به همین مناسبت نسخه اصلى كتاب «قوانین» را به وى اعطا كرد. مدتى در ارومیه و تبریز به تدریس و تبلیغ پرداخت و از آنجا به اصفهان رفت و دختر میرزا باقر نواب، مفسر قرآن و شارح «نهجالبلاغه»، را به همسرى گرفت و پس از چندى در قمشه از توابع اصفهان سكنى گزید. او به بیمارى وبا در قمشه درگذشت و در بقعه امامزاده سید علىاكبر دفن شد. فرزندش، شیخ محمدحسن، نیز از علماى بزرگ بود. از آثارش: كتاب «القضاء»؛ «مخزنالاسرار»، در حاشیه بر «شرح لمعه»؛ «تكملة القواعد الدینیة»، در شرح «قواعد» علامه حلى؛ «الكواكب الباهرة»، حاشیه بر «قواعد» شهید اول؛ «البحر الزاخر»؛ «كنزالكنوز»، در حاشیه بر مبحث «طهارة» از كتاب «مدارك»؛ «رمزالرموز»؛ «اللآلى المتلألأة»، در اصول فقه؛ «مجمع العرائس»، در حاشیه بر «معالم الاصول»؛ «حلال الغوامض»، در حاشیه بر «قوانین»؛ «مفتاح الكنوز»، در تعلیقه بر «شوارق» و «تجرید» و حواشى و شروح «تجرید»؛ «البدر الباهر»، در تفسیر بعضى از آیات؛ «السراج المنیر»، در فوائد رجالیه؛ «انیس المشتغلین»، در حكایات و مفاكهات؛ «تبصرة المستبصرین»، در امامت؛ «محیى الرفاة»، در قصاید عربى و شرح آن.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیانالشیعه (26/ 10)، تذكرةالقبور (266 -256)، الذریعه (222 ،33/ 20 ،262 ،178 ،163/ 18 ،137 -136/ 17 ،202/ 15 ،66 -65/ 13 ،249 ،30/ 11 ،280/ 7 ،177 ،95/ 6 ،415/ 4 ،324 -323 ،67 ،39/ 3 ،466 ،330/ 2 ،302 -301/ 1)، روضاتالجنات (150 -146/ 7)، فوائد الرضویه (577 -576)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1333 -1332/ 3)، معجمالمؤلفین (44/ 11)، مكارمالآثار 1228 -1223/ 40).
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:07 PM
هزار جریبی، محمد علی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
عالم جلیل القدر، از تلامذه محقّق قمى، و آقا سید جواد عاملى، و حاج سید مهدى بحر العلوم، و حاج ملا احمد نراقى، و آقا شیخ جعفر نجفى مىباشد. مدّتها در ارومیه و تبریز بوده و در آنجا تدریس مىفرموده، اخیراً به اصفهان آمده و داماد میرزا محمّد باقر نوّاب شده، و به فقیه مطلق شهرت یافته، و در مسجد ذوالفقار امامت مىنموده. و تألیفات و تصنیفات زیاد دارد، از آن جمله است: 1- انیس المشتغلین 2- البحر الزاخر 3- جوابات المسائل 4- حاشیه بر قواعد شهید 5- حاشیه بر قواعد علاّمه 6- حاشیه بر طهارت مدرك 7- حاشیه بر شرح لمعه [=مخرن الاسرار الفقهیة] 8- حاشیه بر نكاح شرایع 9- حاشیه بر شوارق و تجرید 10- حاشیه بر قوانین - حاشیه بر معالم (= مجمع العراش الوجیهة) 12- رساله در نماز 13- رساله در امامت 14- رساله در رجال 15- رساله در نكاح عدّه ذّمیّه 16- سراج المنیر، در فوائد رجالیّه، (شاید شماره 14 باشد) 17- شرح احادیث مشكله - شرح روضة البهیّه (= حاشیه بر شرح لمعه) 18- كتابى در اصول 19- كتابى در قصاید و شرح آنها 20- كتابى در فقه: در نماز مسافر و نكاح و طلاق و دیات [=البحر الزخر]، پر فایده و كثیر الفروع 21- مجمع العرائس [=حاشیه بر معالم]؛ و غیره. در اواخر عمر به شهرضا منتقل گردیده و این مهاجرت سبب گمنامى او شده است. در هر صورت، از مجتهدین بزرگ است، و از او كرامات و استجابت دعا و ترویجات و زهد و تقوى معروف است. در 12 رجب 1188 متولّد، و در شب شنبه 18 ربیع الثانى 1245 در شاه سید على اكبر در نزدیكى شاهرضا به مرض وبا وفات یافته و در همانجا مدفون گردید. قبرش داخل بقعه امام زاده است.
برگرفته از کتاب: دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:08 PM
هزارجریبی، عبدالرزاق
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
آقا شیخ عبدالرزاق هزار جریبى كه از علماء ربانى و صاحب تالیفات و تصنیفات زیر مىباشد: 1- ذریعه النجاه فى یوم المعاد در اصول دین و مذهب. 2- كتابى مفصل در فقه. 3- كتابى مبسوط در اصول - كه هیچ كدام به طبع نرسیده است. آن مرحوم سطوح را در مازندران خود آنگاه مهاجرت به نجف اشرف نموده و مدت دوازده سال از اساتید آن زمان بهرهمند شده تا به درجه علیاى از علم و اجتهاد رسیده و از جهت مقام علمیت و تقوا و زهد و ورع و مخالفت با هواى نفس به درجه كامل نائل و كرامات زیادى از ایشان نقل شده كه محل ذكر نیست. معظمله پس از مراجعت به وطن خود سالها كوشش در ترویج دین در استان مازندران نموده تا در همان سال دعوت حق را اجابت و در آنجا موقتا مدفون و بعد بنابر وصیتش حمل به نجف اشرف و در جوار امیرالمومنین علیه الصلوات والسلام مدفون گردید. و آن مرحوم معاصر جناب حجتالاسلام حاج ملامحمد اشرفى (مدفون در بابل) بوده و با هم مكاتبه و مرابطه داشتهاند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هشتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:08 PM
هشترودی تبریزی، محمدحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف ح 1304 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى و مجتهد. وى از شاگردان حوزهى درس شیخ مرتضى انصارى بود. او مدتى نیز در نجف به تدریس و تألیف مشغول بود. پس از تكمیل تحصیلات به زادگاه خویش آذربایجان بازگشت و مصدر خدمات دینى شد. وى در بازگشت از یكى از مسافرتهایش به عتبات در شهر كرند درگذشت و همان جا به خاك سپرده شد. از آثار او: «تقریرات» درس استادش، شیخ انصارى، در مباحث اجتهاد و تقلید؛ «محن الابرار»، در ترجمهى مجلد دهم از «بحارالانوار» كه در «مؤلفین كتب چاپى» این كتاب تحت عنوان «محسن الابرار فى ترجمة مقتل بحارالانوار» آمده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیانالشیعه (150/ 5)، الذریعه (160/ 20)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 411/ 14)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (284/ 1)، معجمالمؤلفین (241/ 3)، مؤلفین كتب چاپى (590 -589/ 2).
فعالیتها: • اصول فقه • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:09 PM
همایی، جلالالدین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
محقق، ادیب، شاعر. تولد: 13 دى 1278(1 رمضان 1317 ق.)؛ اصفهان. درگذشت: 28 تیر 1359، تهران. جلالالدین همایى متخلص به «سنا» و «هما» فرزند ابوالقاسم محمدنصیر متخلص به «طرب» فرزند هماى شیرازى اصفهانى (از دانشمندان و سخنوران و سخن شناسان و استادان معاصر)؛ تحصیلات را ابتدا نزد پدر و سپس ابوالقاسم عراقى آغاز كرد و به فراگیرى علوم ابتدایى و مقدمات صرف و نحو عربى و منطق و معانى بیان پرداخت. سپس در مدرسهى حقایق و سپس در مدرسهى قدسیه و مدت بیست سال در مدرسهى نیماورد اصفهان حجرهنشینى نمود. سیوطى و مغنى و الفیه و شرح لمعه و مطول را نزد استادانى چون آقا سید محمدباقر درچهاى، آیتالله شیخ على یزدى، آقا شیخ محمد كاشانى و ادبیات عرب را نزد سید محمدكاظم كروندى و اساتیدى دیگرى چون عبدالكریم گزى و فقه و اصول را نزد سید محمدصادق خاتون آبادى و آقا سید مهدى درچهاى آموخت، وى سرانجام اجازهى اجتهاد دریافت كرد. در علوم عقلى، استاد وى محمد خراسانى معروف به حكیم بود كه شرح شمسیه و اسفار ملا صدراى شیرازى و شفاى ابن سینا و دو دوره فلسفه و اشراق را نزد وى و اسدالله حكیم خواند. استادان دیگر او در معقول و نجوم و هیئت و ریاضى جدید و اسطرلاب و استخراج تقویم سید على جناب و در طب محمد حكیم و میرزا على آقا و ابوالقاسم ناصر و حكمت احمدآبادى بودند. هیئت مسطحه استدلالى و نجوم را نزد آیتالله رحیم ارباب تلمذ نمود. وى سپس به تدریس در مدارس اصفهان مشغول شد. از سال 1302 به خدمت وزارت فرهنگ درآمد. چندى در دبیرستانهاى تبریز به تدریس اشتغال داشت، آنگاه به تهران آمد. ابتدا در دبیرستان دارالفنون به تدریس مشغول شد، هفتهاى چند ساعت هم در دبیرستان شرف تدریس مىكرد و همچنین در دبیرستان نظام و دانشكدهى افسرى نیز تدریس داشت. سپس در دانشگاه ادبیات و دانشكدهى حقوق تهران به عنوان استاد در دورهى فوق لیسانس و دكترى به تدریس پرداخت. تا سال 1345 بنا به درخواست خود بازنشسته شد و تا آخر عمر در تهران زیست و با وجود بیمارى همواره به كار مطالعه و تحقیق و تألیف مشغول بود. استاد همایى عضو فرهنگستان ایران و نیز انجمن تحقیق در ادبیات و زبانهاى خارجى بود و با مؤسسه لغتنامه دهخدا همكارى داشت. از جمله همایشها و مراسمهایى كه استاد در آنها شركت نموده، مىتوان به این موارد اشاره نمود: شركت در انجمنهاى ادبى؛ شركت در كنگرهى فردوسى (1313)؛ شركت در نخستین كنگرهى نویسندگان (تیر 1325)؛ شركت در كنگرهى ابن سینا (اردیبهشت 1333)؛ سفر به بیروت (1334)؛ جهت افتتاح كرسى زبان فارسى در دانشگاه بیروت؛ شركت در مجلس یادبود احمد بهمنیار (12 آبان 1334)؛ شركت در كنگرهى هفتصدمین سال درگذشت مولوى (آبان 1336)؛ سخنرانى در برنامهى مرزهاى ارتش در رادیو ایران؛ شركت در مجلس بزرگداشت استاد ابوالحسن فروغى (بهمن 1338)؛ شركت در مجلس بزرگداشت استاد بدیعالزمان فروزانفر (29 اردیبهشت 1349)؛ شركت در مجلس بزرگداشت دكتر محمد معین (13 تیر 1350)؛ شركت در كنگرهى ابوریحان بیرونى (1352). استاد همایى به دو زبان فارسى و عربى شعر مىگفت. قصاید عربى او در برخى از مجلات و جراید ادبى دیده شده است. وى شعر فارسى را به سبك قدیم مىسرود و در ساختن ماده تاریخ مهارت داشت. علاوه بر مقالههاى وى در مجلات و رونامههاى «ارمغان»، «اطلاعات»، «ایرانشناسى»، «تعلیم و تربیت»، «تماشا»، «جاویدان خرد»، «جوانان رستاخیز»، «رادیو ایران»، «سالنامهى آریان»، «سالنامهى شرق»، «سخن»، «مرزهاى دانش»، «معارف اسلامى»، «مهر»، «وحید» و «یغما»، از آثار تألیف وى مىتوان به عنوانهاى زیر اشاره نمود: خیامىنامه (در تجزیه و تحلیل آثار علمى و ادبى حكیم عمر خیام، جلد اول، 1346)؛ تاریخ ادبیات ایران (تبریز، 1309 -1308، در سال 1308، براى تألیف این كتاب جلالالدین همایى به نشان علمى درجهى دوم نایل آمد)؛ غزالىنامه (شرح حال و آثار و عقاید و افكار ادبى و مذهبى و فلسفى و عرفانى امام ابوحامد غزالى، 1317)؛ اسرار و آثار واقعه كربلا (چاپ دوم، 1357)؛ فنون بلاغت و صناعات ادبى (1354)؛ رساله دربارهى شرح احوال شعراى اصفهان قرن سیزده و چهارده و پانزده، صناعات ادبى (یك كتاب براى سطح دانشگاهها و یك كتاب براى سطح دبیرستانها)، تاریخ اصفهان تحقیق در احوال آخوند میر مؤلف حبیبالسیر و میرخواند صاحب روضة الصفا، مولانا چه مىگوید (دو جلد، جلد اول 1354، جلد دوم 1355)؛ طلبهى عطار و نسیم گلستان؛ سیر مثنوى مولوى (داستان قلعهى ذات الصور)؛ مقام حافظ؛ طب خانه (1342)؛ شرح حال احوال سروش اصفهانى (این رساله در مقدمهى دیوان شاعر كه به وسیله محمدجعفر محجوب تصحیح شده، منتشر كرده است، از صفحه 1 الى صفحه 90)؛ صرف و نحو و قرائت عربى (سه جلد)؛ رسالهى تحقیقى در احوالات مولانا، منتخب اشعار؛ دورهى كتاب درسى فارسى- دستور و تاریخ ادبیات؛ دستور كلاسهاى پنجم و ششم ابتدایى؛ دستور زبان (با مشاركت چهار استاد دیگر، دو جزء، 1329 -1328)؛ رسالهى تحقیقى دربارهى دستور زبان فارسى؛ سه جلد كتاب فارسى دبیرستانى؛ دستور زبان فارسى دورهى ابتدایى؛ تاریخ علوم اسلامى (تقریرات همایى در دورهى دكتراى ادبیات فارسى دانشگاه تهران، 1348)؛ تصوف در اسلام (نگاهى به عرفان شیخ ابوسعید ابوالخیر، 1362)؛ دیوان سنا (دیوان اشعار همایى به اهتمام دكتر ماهدخت بانو همایى، جلد اول، خرداد 1364). از جمله آثارى كه به تصحیح و تحشیهى آنها اقدام نمود مىتوان به این عنوانها اشاره نمود: دانشنامه (1. دیوان غبار. 2. غزلیات سنا، 3. دیوان زرگر اصفهانى، 4. غزلیات دیوانهى قمثه، 5. دیوان نیاز جوشقانى، اصفهان، 1342، به اهتمام همایى)؛ نصیحة الملوك (امام محمد غزالى، 1316)؛ التفهیم لاوائل صناعة التنجیم (ابوریحان بیرونى، 1316)؛ مصباح الهدایة و مفتاح الكفایة (عزیزالدین محمود كاشانى، 1325)؛ دیوان طرب (1342)؛ مختارىنامه (عثمان مختارى، 1361)؛ دیوان حكیم مختارى غزنوى؛ مثنوى ولدنامه (بهاءالدین ولد، 1316)؛ منتخب اخلاق ناصرى (تألیف خواجه نصیر طوسى، 1320)؛ مقدمهى اخلاق ناصرى (1335)؛ نصیحةالملوك (امام محمد غرالى)؛ كنوز المغربین در علوم غریبه (منسوب به حكیم ابوعلى سینا)؛ معیارالعقول (1331)؛ رساله شعوبیه؛ برگزیده دیوان سه شاعر اصفهانى (طرب، سها، عنقا) (1343)؛ رساله اصفهانى پاسدار؛ مجموعه شعر سرود عشق (1373). استاد همایى در پایان شب ششم ماه رمضان 1400، ق. مطابق با بیست و هشتم تیر 1359 درگذشت و در تكیه لسانالارض در اصفهان به خاك سپرده شد. (ح 1358 -1278 ش)، عالم، ادیب، استاد دانشگاه، مورخ، مصحح، مترجم و شاعر، متخلص به سنا. پدرش، ابوالقاسم متخلص به طرب، از ادبا و شعرا و خوشنویسان بود. وى در كوى پاقلعه اصفهان به دنیا آمد. ابتدا نزد والدین خود و سپس در مدرسهى حقایق و مدرسهى قدسیه به فراگیرى مقدمات پرداخت. وى همچنین خط نسخ و ثلث را نزد پدر و میرزا حسن قدسى و ملا محمدتقى كاتب فراگرفت. او ادبیات عرب، سطوح فقه و كلام و رجال را نزد شیخ على یزدى و سید محمدكاظم كروندى اصفهانى و ملا عبدالكریم گزى و میرزا احمد اصفهانى و میرزا محمدصادق خاتونآبادى فراگرفت. او مدت هجده سال از محضر شیخ محمد خراسانى بهره برد و از «شرح شمسیه» تا «شرح هدایه» ملا صدرا و «شرح منظومه» و «اشارات» را نزد وى خواند. همایى قسمتى از فنون هیئت و ریاضى جدید و فن اسطرلاب و فن استخراج تقویم را از زیجهاى قدیم، خدمت میرزا سید على جناب گذراند. از دیگر استادان جلالالدین همایى: در فلسفه شیخ اسداللَّه حكیم قمشهاى متخلص به دیوانه، در معقول و ریاضیات ملا عبدالجواد آدینهاى، در طب شیخ محمد حكیم و میرزا ابوالقاسم ناصر حكمت احمدآبادى و در حكمت و نجوم آیتاللَّه حاج آقا رحیم ارباب اصفهانى را مىتوان نام برد. وى از آیتاللَّه شیخ مرتضى آشتیانى اجازهى روایت و از شیخ محمدحسین فشاركى اجازهى اجتهاد و روایت و از سید محمد نجفآبادى مدرس و آیتاللَّه حاج میرزا عبدالحسن سید العراقین خاتونآبادى پاقلعهاى اجازهى اجتهاد دریافت كرد. او در مدارس قدیم تدریس مىكرد و از حدود 1300 ش براى تدریس به مدرسهى صارمیه اصفهان رفت. شیخ عباس ادیب حبیبآبادى و سید حسن مدرس بیدآبادى و شیخ محمود شریعتریزى از شاگردانش بودند. همایى در حدود 1307 ش وارد خدمت معارف شد و در مدارس متوسطهى تبریز، دارالفنون، شرف مظفرى، دبیرستان نظام، دانشكدهى حقوق و دانشكدهى ادبیات به تدریس پرداخت. از آثار وى: «تاریخ ادبیات ایران» از قدیمىترین عصر تاریخى تا عصر حاضر؛ «غزالىنامه»؛ شرح حال امام محمد غزالى؛ «اسرار و آثار واقعهى كربلا»؛ «تاریخ علوم اسلامى»؛ «خیامىنامه»؛ «فنون بلاغت و صناعات ادبى»؛ «مولوىنامه»؛ «تصوف در اسلام»؛ «شعوبیه»؛ «تاریخ اصفهان»؛ شرح «مثنوى معنوى» مولوى؛ «دیوان» شعر كه با نام «دیوان سنا» به چاپ رسیده است؛ تصحیح كتابهاى «التفهیم لأوائل صناعة التنجیم» ابوریحان بیرونى، «مصباح الهدایه و مفتاح الكفایة» عزالدین محمود كاشانى، «منتخب اخلاق ناصرى» خواجه نصیرالدین طوسى؛ مقدمهى كتابهاى مثنوى «ولدنامه»، «تاریخ حبیب السیر فى اخبار افراد بشر»، خواند میر، «دیوان» شكیب اصفهانى؛ اهتمام در انتشار «دیوان» عثمان مختارى.[1]
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] آینده (س 6، ش 7 و 8، ص 624 -616)، از نیما تا روزگار ما (166 -160)، تاریخ اصفهان (سیزده- چهل و سه)، تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (250 -247)، چهرههاى آشنا (667 -665)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (208 -195/ 3)، الذریعه (51/ 16 ،472/ 9 ،230/ 3)، زندگینامه و خدمات علمى و فرهنگى مرحوم جلالالدین همایى، سخنوران نامى معاصر (1812 -1807/ 3)، فهرست كتابهاى چاپى فارسى (3375 ،3280 ،3250 ،3139 ،3093 ،3084 ،3059 ،3027 ،2691 ،2385 -2384 ،2369 ،2368 ،2367 ،2366 ،2256/ 2 ،1593 ،1555 ،1553 ،1549 ،1496 ،1423 ،1422 ،1350 ،936 ،662 ،489 ،240 ،140/ 1)، كیهان فرهنگى (س 1، ش 4، ص 39 -38)، مؤلفین كتب چاپى (372 -370/ 2)، همایىنامه.
فعالیتها: • اخلاق و عرفان نظری • ادبیات و کتاب • تاریخ • تدریس • رجال و تراجم • شعر • عالمان و دانشمندان • فقه • فلسفه - منطق • محقق • نویسندگی
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:09 PM
همدانی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
آقا شیخ بن شیر محمد همدانى عالمى فقیه از شاگردان ملا احمد خوانسارى دولتآبادى مقیم ملایر بوده و در نجف از محضر شیخ انصارى استفاده نموده و در 1306 ق وفات كرده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:09 PM
همدانی، ابواسحاق ابراهیم
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(وف 321 ق)، فقیه و محدث. او از مشایخ ابوالحسن على بن بابویه پدر شیخ صدوق و محدث همدان بود. مطابق اسانید بعضى از روایات كتاب «امالى» صدوق، على بن بابویه در همدان آن روایات را از صاحب عنوان شنیده است. ابراهیم بن عمروس نیز به نوبهى خود از ابى على حسن بن اسماعیل قحطبى روایت كرده است. او همچنین از ابوعمار مروزى و عبدالرحمان بن بشیر و عباس بن یزید بحرانى و عبدالحمید بن عصام و حمید بن زنجویه و بخارى و بسیارى دیگر حدیث روایت كرده است. وفات وى در «طبقات اعلامالشیعه»، 329 ذكر شده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: سیرالنبلاء (550/ 14)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 4/ 4).
فعالیتها: • حدیث • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:15 PM
همدانی، حسینقلی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1311 -1239 ق)، عارف، حكیم و فقیه. ملا حسینقلى در شوند درگزین از روستاهاى همدان متولد شد. كودكى را به شبانى گذاراند، و سپس در تهران در حوزه شیخ عبدالحسین تهرانى (شیخ العراقین) در رشته معقول درس خواند. چندى بعد عازم سبزوار شد و نزد حاج ملا هادى سبزوارى حكمت و فلسفه خواند. پس از مدتى در محضر درس شیخ مرتضى انصارى در نجف حاضر گشت و بسیارى از تقریرات او را در فقه و اصول به رشتهى تحریر درآورد. اخلاق و عرفان را از محضر آقا سید على شوشترى فراگرفت. از جمله شاگردان و اصحاب وى: شیخ محمد بهارى، سید احمد تهرانى، میرزا جواد ملكى تبریزى، سید حسن صدر و سید جمالالدین اسدآبادى است. وى در كربلا مدفون است. آثار او عبارتاند از: «نامهها و منشآت»، در آداب سلوك كه پارهاى از نامههاى او در مجموعه «تذكرة المتقین» در 1329 ق به چاپ رسیده؛ «مناجاتها»؛ «تقریرات در اخلاق»؛ «كتاب الرهن»؛ «تقریرات شیخ انصارى»، در فقه و اصول.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (46 /4)، ریحانه (376 /6)، فوائد الرضویه (148)، گنجینهى دانشمندان (372 /7).
فعالیتها: • عرفان • فقه • فلسفه - منطق
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:15 PM
همدانی، رضا
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
رضا بن شیخ محمدهادى همدانى نجفى متوفى 1322 ق از اكابر فقهاء محققین و مشاهیر مراجع عصر خود بوده است. مرحوم والدش حاج شیخ محمدهادى از علماء صلحاء و وى از اجله فقهاء و افضل اعلام زمان خویش بوده و مهاجرت به سامرا و سالهاى متمادى ملازمت درس مجدد شیرازى را نموده و تقریرات درس وى را نوشته تا در میان اقران خویش مشارالیه بالبنان گردیده و در حیات استادش میرزا بزرگ به نجف برگشته و به تدریس اشتغال یافته و جمع زیادى از اهل فضل اطرافش را گرفته و از بیاناتش استفاده نمودهاند. و ضمنا به اقامه جماعت و تألیف كتاب نفیسش (مصباح الفقیه) پرداخته و آن بزرگوار چنانچه معاصرین و متاخیرین او گواهى مىدهند ازهد و اورع و اتقا و افضل اقران خود بوده و اكثر اوقات خود را مصروف به مطالعه و تدریس و مباحثه و تألیف مىنموده و در نهایت اعراض از دنیا و زخارف آن بوده و بعد از فوت استادش میرزا شیرازى مردم به وى رجوع نمودند و این مرجعیت برایش گران و سنگین بود ریاست و زعامت را مكروه مىداشت براى مسئولیت خطیرى كه دارد. و واقعا هم چنین بود زیرا بعد از ریاست هم تغییر وضع نداده و ماكل و ملبسش مانند گذشته بود و این ریاست هم طولى نكشید چون نسیان برایش عارض شد و خود از فتوا دادن امساك نمود فقط مواظبت به تدریس داشت تا در سال 1322 ق وفات نمود و آثار بسیار ارزندهاى از خود به یادگار گذاشت كه ذیلا مىنگارم. 1- كتاب الطهاره 2- كتاب الصلوه 3- كتاب الزكوه 4- حاشیه بر رسائل 5- حاشیه بر نجاه العباد 6- تقریرات دروس میرزا بزرگ شیرازى 7- كتاب البیع : معظم شاگردان و تلامذه آن جناب نامبردگان زیرند. 1- آیتاللَّه آقا شیخ ابوالقاسم كبیر قمى 2- آیتاللَّه حاج شیخ محمدتقى تهرانى مقدس 3- آیتاللَّه حاج شیخ جعفر آل شیخ راضى 4- آیتاللَّه حاج شیخ على زاهد قمى 5- آیتاللَّه حاج شیخ عبدالحسین آل اسداللَّه شوشترى 6- آیتاللَّه حاج سید محسن امین جبل عامل 7- آیتاللَّه حاج شیخ على همدانى 8- آیتاللَّه شیخ على جواهرى 9- آیتاللَّه حاج شیخ على حلى 10- آیتاللَّه حاج شیخ احمد آل كاشف الغطا 11- آیتاللَّه حاج شیخ محمدحسین آل كاشف الغطاء 12- آیتاللَّه حاج شیخ جواد بلاغى 13- آیتاللَّه شیخ مشكور طالقانى 14- آیتاللَّه حاج سید حسن صدر و عده زیادى دیگر كه ذكرشان موجب اطناب است. آن بزرگوار در اواخر مبتلا به كسالت سل گردیده و مسافرتى براى زیارت و تغییر آب و هوا به سامرا نموده ولى در آنجا در روز یكشنبه 28 ماه صفر 1322 قمرى در سن هفتاد و پنجسالگى وفات و در رواق شریف عسكریین طرف پائین پاى امامین همامین مدفون شده است. آن مرحوم داراى یك پسر بنام حجةالاسلام آقا شیخ محمد همدانى و چهار دختر بوه و دامادهاى وى همه از آیات و اعلام علماء معروف بدین شرح مىباشند. 1- آیتاللَّه حاج میرزا نجمالدین شریف عسكرى بن آیتاللَّه آقا میرزا محمد تهرانى عسكرى متوفى ماه رجب 1395 ق. (1322 -1252/ 1250 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى، متكلم، مدرس، عابد و زاهد. وى در همدان به دنیا آمد. پس از فراگرفتن مقدمات به عراق رفت و در محضر علماى بزرگ از جمله میرزا محمدهاشم خوانسارى و میرزاى بزرگ شیرازى و میرزا محمدتقى شیرازى و میرزا حسن فرزند میرزا خلیل تهرانى نجفى تلمذ نمود. وى از شاگردان برجستهى میرزاى بزرگ شیرازى بود. در حیات میرزا از سامرا به نجف رفت و به تدریس و تألیف و اقامهى جماعت پرداخت. از جمله شاگردان مشهور وى مىتوان به شیخ آقا بزرگ تهرانى، صاحب «الذریعه»، و شیخ على زاهد قمى و آیتاللَّه شیخ جواد بلاغى و آیتاللَّه شیخ على حلى و آیتاللَّه شیخ احمد آل كاشفالغطاء و شیخ محمدحسین آل كاشفالغطاء و شیخ جعفر آل شیخ راضى و آیتاللَّه شیخ على جواهرى و آیتاللَّه شیخ محمدتقى تهرانى مقدس و آیتاللَّه شیخ ابوالقاسم كبیر قمى و آیتاللَّه علامه سید محسن امین جبلعاملى اشاره كرد. وى به مناسبت اهمیت و شهرت كتابش «مصباح الفقیه»، كه شرحى است بر «شرایع الاسلام» علامه حلى، به صاحب «مصباح الفقیه»، مشهور مىباشد. صاحب «اعیانالشیعه»، وى را به كثرت زهد و ورع، تواضع شدید و كراهت داشتن از شهرت ستوده است. در اواخر عمر به علت بیمارى سل، براى تغییر آب و هوا، به سامرا رفت و در آنجا درگذشت و در رواق شریف به خاك سپرده شد. از دیگر آثارش: «الفوائد الرضویة على الفرائد المرتضویة» یا «العوائد الرضویة على الفرائد المرتضویة»، در حاشیه بر «رسائل» شیخ انصارى؛ حاشیه بر «المكاسب» شیخ انصارى؛ حاشیه بر «نجاة العباد»؛ حاشیه بر «ریاض المسائل»؛ «تقریرات» استادش میرزاى بزرگ شیرازى، در فقه و اصول؛ كتاب «البیع» از «تقریرات» میرزاى بزرگ شیرازى؛ «الهدایة»؛ «الوجیزة».[1] رضا همدانى قدساللَّهسره متولد در سال 1250 قمرى و متوفى 1322 ق و علامه سماوى در ماده تاریخ فوت و رثاء آن مرحوم گفته است. و كالرضا المحقق ابن الهادى الهمدانى الفقیه البادى رافع مصباح الفقیه المائل و ذى التعالیق على الرسائل فانه جاورها بدر النجف و قال ارخوه (ابهج الغرف)
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
منابع زندگینامه: [1] الاعلام (52/ 3)، اعیانالشیعه (23 -19/ 7)، الذریعه (166 ،49/ 25 ،116 -115/ 21 ،341/ 16 ،219 ،157/ 6 ،377 -376/ 4)، ریحانه (377/ 6)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 778 -776/ 14)، علماء معاصرین (76 -75)، گنجینهى دانشمندان (377 -376/ 7)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1340 -1339/ 3)، معجمالمؤلفین (164/ 4)، میرزاى شیرازى (144 -143).
فعالیتها: • اصول فقه • تدریس • عرفان • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:15 PM
همدانی، عبدالحسین
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید عبدالحسین همدانى عالمى جلیل و فاضلى بارع و پرهیزكارى پارسا از سادات (كمالان) مشهور همدان و از بزرگان علماء و مشاهیر فقهاء زمان خود و معروف به ورع و صلاح بوده و در سال 1318 در تهران وفات نموده.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:16 PM
همدانی، عبدالرزاق
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1383 -1291 ق)، عالم دینى، فقیه اصولى، محدث، مجتهد، متكلم و واعظ. اصل او از قزوین بود. پدرش مقیم اصفهان گردید و وى در آنجا به دنیا آمد. در حدود 1300 ق به همراه پدرش به كربلا مهاجرت نمود. او در كربلا مقدمات علوم را فراگرفت و در 1313 ق به همراه مادرش به همدان رفت و در آنجا به تكمیل دروس و وعظ و خطابه و تألیف اشتغال یافت. چند بار براى زیارت به نجف رفت. او در همدان درگذشت. از آثارش: «ذریعةالمعاد»، در شرح «نجاةالعباد»؛ «السیف القاطع فى ابطال الركن الرابع»؛ «هدایة الطالبین»، در اصول دین؛ «الخلافیة»، در رد شیخیه؛ «السؤال والجواب الدینى»، در رد شیخیه؛ «الهدایة»، در رد صوفیه؛ «المقالة الاسلامیة»، در رد نصارا؛ «الكشكول»؛ «المواعظ المنبریة»؛ «الاسلام و الخلافة»؛ «مواكب حسینیه».[1] شیخ عبدالرزاق بن علىرضا بن عبدالحسین ابن ابىطالب بن عبدالكریم مؤلف (نظم الغرر) ابن محمد مؤلف (ترجمان اللغه) ابن محمد شفیع متمم كتاب والده (ابواب الجنان) ابن رفیعالدین محمد بن فتحاللَّه (قزوینى) اصفهانى همدانى عالمى فاضل و واعظى كبیر بوده است. جد ایشان از اهل قزوین بوده و پدرش مقیم اصفهان گردیده و وى در آنجا در سال 1291 ق متولد شده و والدش در حدود 1300 ق مهاجرت به كربلا نموده و او در خدمت آن مرحوم در كربلا به مقدمات علوم پرداخته و در سال 1313 ق مادر علویهاش وى را به همدان آورده و در آنجا به تكمیل دروس و وعظ و خطابه و تألیف اشتغال یافته تا بعد از 1381 قمرى كه به رحمت حق پیوسته است. تألیفات وى از این قرار است. ذریعهالمعاد فى شرح نجاه العباد در طهاره 2- السیف القاطع فى ایطال الركن الرابع در رد شیخیه 3- هدایه الطالبین در اصول الدین 4- الخلافیه 5- السوال و الجواب الدینى رد شیخیه 6- الهدایه. در رد صوفیه 7- المقاله الاسلامیه در رد نصارى 8- الجواب عن سوال زید و زینب 9- مختصر المقاله الجوابیه 10- بدایه المنطقیه 11- الوجیزه الرجالیه 12- الكشكول 13- مناظرات و مقالات 14- المواعظ المنبریه 15- رساله جواز نقل الموتى 16- رساله فروعالدین 17- الفیصل 18- الغدیریه 19- رساله اصولالدین 20- الاسلام والخلافه.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الذریعه (182 -181 ،166/ 25 ،232/ 23 ،395/ 21 ،59/ 17 ،384/ 16 ،288 ،245 ،210/ 12 ،32 -31/ 10)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 114 -113/ 14)، گنجینهى دانشمندان (379 -378/ 7)، معجم رجال الفكر والادب فى النجف (1341/ 3)، مؤلفین كتب چاپى (844 -843/ 3).
فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • حدیث • دانشمند • فقه • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:17 PM
همدانی، عبدالصمد
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(شهادت 1216ق)، فقیه، متكلم، عارف و شاعر. نزد آقا محمدباقر بهبهانى و سید بحرالعلوم درس خواند و به اجتهاد رسید و سپس به طریق عرفان قدم گذاشت و در سلك پیروان معصوم علیشاه، نورعلیشاه و حسین علیشاه اصفهانى درآمد. وى با اغلب فقهاى متشرع اختلاف نظر داشت. در روز عید غدیرخم در كربلا به دست وهابیان شهید شد. وى شعر نیز مىگفت و در شعر صمد تخلص مىكرد و «دیوان» شعر دارد. مهمترین آثار او عبارتاند از: «بحرالمعارف»؛ «شرح المختصر النافع»؛ «المواسعة والمضایقة»، كتاب بزرگى به ترتیب ابواب فقه؛ و كتاب بزرگ دیگرى در لغت كه ناتمام است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (17 /8)، بزرگان و سخنسرایان همدان (76 -75 /2)، الذریعه (14 /15 ،59 /14 ،618 /9 ،47 /3)، روضات الجنات (195 -194 /4)، ریاض العارفین (267)، ریحانه (378 -377 /6)، شرح حال رجال (141 /6)، شهیدان راه فضیلت (455 -432)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 738 -737 /13)، طرائق الحقائق (281 /3)، فوائد الرضویه (232)، لغتنامه (ذیل/ عبدالصمد)، معجم المؤلفین (238 /5)، مكارم الآثار (610 -600 /2)، هدیة العارفین (575 /1).
فعالیتها: • حدیث • شعر • عرفان • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:17 PM
همدانی، عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
عبداللَّه بن ملا محمد بروجردى همدانى فقیهى متقى و مرحوم والدش از علماء و افاضل مفسرین و داراى تفسیرى بوده و آن مرحوم نیز از جلاء علماء متقین و زهاد و در امر به معروف و نهى از منكر بسیار شدید و جدى و از اعاظم علماء همدان علما و عملا بود و بسیارى از علماء همدان مانند حاج شیخ محمدهادى همدانى و آقا شیخ ربیع همدانى و ملا محمدتقى همدانى و شیخ على همدانى و میرزا سید فتاح همدانى و غیر آنها از بزرگانى كه از مراجع دینى شدند از شاگردان وى بودهاند. و آن مرحوم در همدان شدیدا بر علیه فرقه شیخیه معارضه نموده و هیچ مسامحه و كوتاهى نمىكرد حتى چند بار حكم به تكفیر آنها نموده و براى همین موضوع چند بار تبعید به تهران گردید و این موجب شهرت او و توجه و علاقه مردم به وى شده و در جماعت وى بسیارى از خواص و عوام شركت مىنمودند تا در سال 1313 ق در همدان وفات نموده و فرزند برومندش حجةالاسلام آقا شیخ اسماعیل به جاى وى به اقامه جماعت پرداخت. و آن مرحوم در موقع وفات فرزندى در جنین همسرش داشت كه بعد متولد شد و موسوم به محمد گردید كه از علماء بزرگ و مراجع امور دینى در همدان گردید
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:18 PM
همدانی، عبدالمجید
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عبدالمجید بن عبدالوهاب همدانى متولد 1276 و متوفى 1346 ق عالمى متقى و فقیهى كامل بوده. وى در سال مذكور متولد شده و مقدمات را در همدان آموخته و در سال 1298 ق مهخاجرت به طرف عراق و چند سالى در كربلا اقامت و از محضر فاضل اردكانى و شیخ زینالعابدین مازندرانى استفاده نموده و بعد از فوت آنها به نجف اشرف مشرف و از محضر آیتاللَّه العظمى حاج میرزا حسین خلیلى و علامه آخوند خراسانى بهرهمند شده و در سال 1316 ق به همدان مراجعت و به انجام وظائف دینى و روحى پرداخته تا در سال 1346 ق در مشهد مقدس از دنیا رفته است. علامه تهرانى صاحب الذریعه گوید: آن مرحوم از اوتاد دانشمندان و در تقوا و سلوك و صلاح و سداد بسیار عجیب بود و از استادش مرحوم آیتاللَّه خلیلى گذشته از استفادههاى علمى كسب مقامات و معنویت نموده و داراى كرامات و قضایاى نادره و لقاء حضرت حجت عجلاللَّه فرجهالشریف بوده از جمله در سال 1299 ق پیاده از كاظمین به سامره مشرف مىشده و در راه به واسطه تشنگى و خستگى از قافله عقب مانده و راه را گم مىكند و در آن حال خوف و ترس زیادى به او دست داده توسل به ائمه علیهمالسلام براى نجات خود مىنماید كه ناگاه مىبیند دو نفر با ظرف آبى حاضرند و به او آب مىدهند پس چند قدم با آنها برداشته داخل قریه و آبادى مىشود و بعد متوجه آن دو نفر شده و آنها را نمىبیند پس سوال مىكند كه این جا كجاست مىگویند: اینجا دجیل و (بلد) كه در جنب حضرت سید محمد بن امام علىالنقى (ع) است مىباشد و متوجه مىشود كه هنوز قافله نرسیده پس منتظر مىماند تا بعد از پنج ساعت قافله مىرسد. و نیز حكایت نموده كه چون در سال 1326 ق مشرف به نجف اشرف شدم چهل روز با اجازه استادم آیتاللَّه خلیلى مشغول به خواندن دعاء سیفى شدم و در روز چهلم مشرف به مسجد سهله شدم بعد از غروب و دیدم گویا (آیتاللَّه العظمى) آسید محمد كاظم یزدى جماعت مىخواند پس به او اقتدا كردم و بعد از نماز در مصاحبت او به مسجد كوفه آمده و در راه از بعضى از امور و مطالب مهمه سوال نمودم تا مسجد كه از هم جدا شدیم و من شب را در مسجد بیتوته نموده و صبح به نجف آمدم و سوال كردم آیا سید یزدى شب برگشته از كوفه یا نه گفتند كه سید چند روزیست بسترى و مریض و نمىتواند از جا حركت كند. پس دانستم كه آن سید كه شب با وى نماز خواندم سید یزدى نبوده بلكه خود حضرت بوده است. وى طاب ثراه داراى آثارى كه از آن است كه 1- مختصر الاحكام فى تكلیف الانام 2- مجالس المواعظ بوده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:18 PM
همدانی، نصرالله
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(س یازدهم ق)، دانشمند و فقیه. وى معروف به آخوند نصرا، آخوند نصیرا و آخوند نصیر بود. او نزد علماى اصفهان بویژه میر محمدباقر داماد به فراگیرى معارف اسلامى پرداخت و سپس در همدان به تدریس علوم دینى مشغول شد و شاگردان بسیار تربیت كرد. افزون بر تألیفاتش حواشى و تعلیقات سودمندى بر كتابهاى مهم فقهى نوشته است كه از آنها اثرى در دست نیست، از جمله حاشیه بر «منتهى المطلب» علامه حلى. كتاب «اصول الدین» از او است. وى در شعر و انشاء مهارت داشت. در «ریاض العلماء» آخوند نصیر همدانى و آخوند نصراللَّه همدانى را دو تن دانسته است. ضمناً خواجه نصیرالدین همدانى صاحب «دیوان» كه پسر خواجه محمود و نوهى خواجه حسن بیك یزدگردى است با صاحب ترجمه متفاوت است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (222 /6 ،195 /2)، ریاض العلماء (246 -245 /5)، ریحانه (44 -43)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 615 /11).
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:19 PM
واحدی نیشابوری، ابوالحسن علی
( ملیت: ایرانی قرن: 5 )
(وف 468 ق)، فقیه شافعى، مفسر، محدث، نحوى، لغوى و مدرس. اصل وى از ساوه بود. در نیشابور به دنیا آمد و برخلاف پیشهى اجدادش كه تجارت بود، او و برادرش عبدالرحمان، به كسب علم پرداختند و در سلك محدثین و علما درآمدند. وى را از نویسندگان بزرگ و امام و استاد بىنظیر عصر خود در ادبیات، تفسیر، حدیث، فقه و نحو دانستهاند. او نزد خواجه نظامالملك، وزیر مقتدر سلجوقیان، تقربى تمام داشت. ادبیات و لغت را نزد ابوالفضل عروضى ادیب و نحو را نزد ابوالحسن ضریر قهندزى و ابوعمران مغربى مالكى فراگرفت و براى تكمیل معلومات خویش به مسافرت پرداخت. وى در علم تفسیر از محضر ابواسحاق احمد بن محمد بن ابراهیم ثعلبى استفاده نمود. از ابوطاهر بن محمش و قاضى ابوبكر حیرى و ابوابراهیم اسماعیل بن ابراهیم واعظ و محمد بن ابراهیم مزكى و عبدالرحمان بن حمدان نصروى و احمد بن ابراهیم نجار و دیگران حدیث شنید. احمد بن عمر ارغیانى و عبدالجبار بن محمد خوارى و جماعتى دیگر از وى روایت كردهاند. در نیشابور درگذشت. در «النجوم الزاهرة» سال وفات وى 469 ق ذكر شده است. از آثارش: تفاسیر سهگانه: «البسیط»، «الوسیط» و «الوجیز» كه به «الحاوى لجمیع المعانى» موسوم و به «تفسیر واحدى» معروف است؛ «اسباب النزول» یا «اسباب التنزیل»؛ «الدعوات والمحصول»؛ «المغازى»؛ شرح «دیوان» متنبى؛ «الاغراب فى الاعراب» یا «الاعراب فى علم الاعراب»، در نحو؛ «تفسیر النبى (ص)»؛ «نفى التحریف عن القرآن الشریف»؛ «التحبیر فى شرح الاسماء الحسنى» یا «التنجیز فى شرح اسماء اللَّه الحسنى».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (60 -59/ 5)، ایضاحالمكنون (674 -673/ 2)، تاریخ ادبیات در ایران (260/ 2)، دمیة القصر (1020 -1017/ 2)، الذریعه (42/ 25 ،188/ 20 ،319/ 4)، روضاتالجنات (236 -234/ 5)، ریحانه (286 -285/ 6)، سیرالنبلاء (342 -339/ 18)، شذراتالذهب (330/ 3)، طبقات اعلامالشیعه (قرن 118/ 5)، طبقات الشافعیهى ابن قاضى شهبه (258 -256/ 1)، طبقات الشافعیهى سبكى (243 -240/ 5)، طبقات المفسرین داودى (390 -387/ 1)، العبر (324/ 2)، الكامل (123/ 8)، كشفالظنون (2002 ،1747 ،1460 ،1417 ،1277 ،809 ،355 ،245 ،125 ،76)، الكنى والالقاب (277/ 3)، معجمالادباء (270 -257/ 12)، معجمالمؤلفین (27 -26/ 7)، النجوم الزاهرة (105/ 5)، وفیات الاعیان (304 -303/ 3)، هدیةالاحباب (260)، هدیةالعارفین (692/ 1).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • تدریس • حدیث • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:19 PM
واصف، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم علوم دینى. درگذشت: 2 آبان 1375. محمد بن ابىالقاسم الجیلانى، معروف به شیخ محمد واصف لاهیجى- در فقه، اصول، فلسفه، منطق كلام، درایه، ریاضى و فیزیك استاد بود لذا اكثر علوم را به نظم كشید. وى بیش از هفتصد اثر از خود به جاى گذاشت كه بالغ بر دویست اثر از آنها به طبع رسیده از جمله: دیوان اشعار؛ حضرت رقیه (س) (در حالات حضرت)؛ بیت الاحزان عاشقان (در موضوع حسن و عشق و غصه...)؛ راهنماى میراث؛ رسالة الانسان (بهداشت صورت)، ارجوزة القیامة (بحث معاد)، دروس العقائد؛ دلیل البقاء (خواص بقاء از نظر اسلام؛ طب النب (ص)؛ اسرار الشهادة؛ باب الولایة؛ مناجات نامه؛ چهارده معصوم (ص)، ترایخ الائمه (ع)؛ زكاة در اسلام و... كتاب احراق لانههاى فساد (1331). باقى آنها به صورت خطى مضبوط است. واصف لاهیجى مسایل ریاضى ارث را در كتاب میراث خود حل نمود و مبتكر میراث شجرى است. وى كتابى در رضاع دارد و رضاع و حج شجرى است را مطابق با مذاهب پنجگانه تدوین نماید. او علم و هنر را درهم آمیخت. علامه واصف لاهیجى در سرودن اشعار علمى به زبان عربى تسلط داشت و برخى از علما او را عرب زبان مىپنداشتند زیرا در نظم كشیدن مسائل علمى به زبان عربى مهارت فوقالعادهاى داشت؛ كتابهاى شواهد العقاید؛ دلیل البكاء الحب؛ شواهد الاولایه و... نمودارى از گفتار فوق است. كتاب الفیة على هامش علم الامام (ع) را در اثبات علم حضورى امام به زبان عربى به رشته تحریر درآورد. آیتالله واصف لاهیجى تدر زمان آیتالله بروجردى به اذن آن بزرگوار با همكارى روحانیت محترم منطقه، بیمارستان ولى عصر (ع) را بنا نمود. حجهالاسلام و محقق عالیمقام آقاى حاج شیخ محمد بن میرزا ابىالقاسم آستانى مشهور به واصف در سال 1325 شمسى متولد شده و بعد از تحصیلات دوره متوسطه در سال 1333 شمسى به عزم فراگرفتن علوم عالیه اسلامى وارد حوزه مقدسه علمیه قم گردیده و پس از دیدن مقدمات و سطوح در مدت چهار سال به درس خارج مرحوم آیتالله العظمى بروجردى حاضر شده و مدت 8 سال از آن نابغه فقاهت استفاده كرده و ضمنا به تدریس بعضى از كتب سطحیه از قبیل رسائل و مكاسب پرداخته و بعد از فوت مرحوم بروجردى از آیات دیگر نیز استفاده نموده و بیشتر اوقات خود را به تالیف كتب علمیه و به مقالات دینیه مى گذراند. مولف گوید. علامه واصف گیلانى از دانشمندان وارسته و فضلاء برجسته عالمى فاضل و نویسندهاى كامل و داراى مقام علم و تقوا و ملكات فاضله و اخلاق حسنه است. و آثارى كه تاكنون از ایشان منتشر شده از این قرار است: 1- پیرامون زندگانى امیرالمومنین علیهالسلام 2- راهنماى میراث لمعه 3- زكوه در اسلام 4- هامش الحاشیه 5- حسن و حسین علیهماالسلام 6- انقلاب مقدس حسین علیهالسلام 7- از چه شخصى باید تقلید كنیم 8- احراق لانههاى فساد 9- شراب ننگین منظوم 10- فاطمه زهرا از نظر آیات قرآن 11- فاطمه زهراء از نظر روایات اهل سنت 12- توضیح المراح 13- راهنماى شرح نظام 14- چهارده معصوم منظوم 15- افیونیه در مذمت تریاك كشیدن 16- بشر و آزادى 17- حقایق گفتنى 18- یگانه دختر رسول خدا علیهاسلام 19- رساله در توضیح معناى جعل 20- فضیلت علم و عالم در اسلام 21- الانسان واللحیه با ترجمههاى متعدد 22- راهنماى علم اعلال 23- راهنماى تصریف 24- در اعلال بىنقطه 25- طب النبى 26- یادى از گذشته منظوم 27- تجدد و عوام فریبى 28- المناجات المنظوم 29- تاثیر دعا از نظر ابنسینا 30- حاشیه بر رسائل مبحث قطع 31- كفایه المیزان در منطق 32- به مناسبت زمین خوارى 33- اسرار دختركشى عرب در جاهلیت 34- عود كثیرى از جزوات و مقالات و مقدمات و الشجریات. مولف محترم كتب و رسائل بسیار دیگرى نوشته و آماده براى طبع دارد كه از آنها الفلك المستبد بسیار نفیس و ارزنده است كه به نظر این بنده قاصر رسیده است و تاكنون مثل آن را ندیدهام. 2- ترجمه لمعه شهید اول 3- بضعة النبى صلى الله علیه و آله در سه مجلد 4- احراق لانههاى فساد جلد دوم 5- راز فداكارى سالار شهیدان علیهالسلام 6- فى حوله الدم المتوسط 7- ترجمه علل الشرایع در دو جلد 8- الفیه در اخلاق و آداب النفس 9- الفیه در اصول الفقه 10- شرح مبحث البرائه فارسى 11- شرح مبحث استصحاب 12- رساله در تحقیق ماوضع له الكل 13- فى هامش علم الامام 14- دیوان اشعار بیش از ده هزار بیت 51 رساله فى العقود 16- شمع الجمع فى نعت الائمه الاطهار 17- دروس الاعتقاد 18- تعبیر الرویا منسوب به امام صادق علیهالسلام 19- رساله فى المقادیر 20- پیام قرآن 21- راهنماى علم الكتابه 22- چگونه به جهان دیگر راه توان یافت 23- ثقات الرجال مشجرات 24- منظومه فى الكلام 25- منظومه فى الصرف 26- محرمات النكاح 27- اندیشههاى نوابغ 28- رسالهاى در لبس خز 29- تاریخ كشفیات و اختراعات 2 جلد 30- منظومه در منطق فارسى 31- اصطلاحات العلوم الشرعیه 32- تقریرات اساتیدش در فقه و اصول. مترجم گرامى ما در امور اجتماعى نیز فعالیتهائى نموده و مساجد و درمانگاه و انجمنهاى دینى و كتابخانه و چاپخانه و غیره تاسیس نمودهاند ادامالله توفیقه.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • دانشمند • شعر • فقه • فیزیک
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:19 PM
وجدانی فخر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم علوم دینى. تولد: 1310. درگذشت: 28 مرداد 1375، تهران. آیتالله وجدانى فخر از شاگردان علامه طباطبایى و حضرت امام (ره) بود و حدود چهل و هشت سال به تدریس سطوح مختلف علوم حوزوى در قم اشتغال داشت. از جمله خدمات وى تدریس بیست و دو دوره شرح لمعه بود كه مورد استقبال طلاب قرار مىگرفت. از آثار فقهى ایشان مىتوان به كتاب جواهر الفخریه (در شرح لمعه) اشاره نمود كه در پانزده جلد به چاپ رسیده است. اثر دیگر ایشان الایضاح فى الطلاق و النكاح: مباحث تحقیقى درباره صیغههاى نكاح و طلاق (قم، 1370) نام دارد. آیتالله وجدانى فخر در شصت سالگى در تهران در بیمارستان خاتم الانبیاء دار فانى را وداع گفت و پیكر ایشان در حرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاك سپرده شد. قدرتاللَّه وجدانى فخر سرابى یكى از فضلاء برجسته و مدرسین شایسته و به نام حوزه علمیه قم مىباشند. ایشان در حدود 1347 قمرى در سراب متولد شده و پس از پرورش و خواندن اولیات و مقدمات در زادگاه خود و شهر تبریز و استفاده از دانشمندان آن دو شهر در سال 1365 قمرى مهاجرت به قم نموده و سطوح متوسط و عالى را از محاضر مدرسین بزرگ آن روز كه از آیات عظام و مراجع تقلید امروز شیعیانند استفاده نموده و در اواخر عمر مرحوم آیتاللَّه العظمى آقاى آقا سید محمدحجت صاحب مدرسه و مسجد (حجتیه) شركت در جلسات درس آن مرحوم نموده و بعد از فوت آن مرحوم در سال 1370 قمرى از محضر و درس اصول و فقه مرحوم آیتاللَّه العظمى آقاى بروجردى و مرحوم آیتاللَّه العظمى آقا شیخ عبدالنبى عراقى كه افتخار دامادى معظم له را نیز داشته) و حضرات آیات عظام شریعتمدارى و نایبالامام آقاى خمینى و آقاى آقا نجفى مرعشى مدظلهم استفاده و بهرههاى كافى و وافى برده و ضمنا خود به تدریس متون فقه و اصول و منطق پرداخته و تاكنون چندین دوره شرح لمعه و رسائل و مكاسب و مطول و مغنى سبزوارى را تدریس نموده و حد حدود دویست تا سیصد نفر طلاب و محصلین حوزه علمیه قم از دروسش استفاده مىنمایند. در مباحثه و تدریس بیانى شیرین و جامع و قاطع دارند و شاگردانش به خوبى درك مطالب را مىنمایند. آثار و تألیفات چندى دارد كه دو جلد آن به نامهاى زیر به طبع رسیده است. 1- آداب معاشرت كه 16 سال قبل چاپ شده. 2- اجتهاد كه هشت سال پیش به طبع رسیده است.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • دانشمند • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:20 PM
وحید خراسانی، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
آقاى حاج شیخ حسین خراسانى معروف به وحید عالمى محقق و فقیهى مدقق و مدرسى علامه و استادى فرزانه مجتهدى كامل و مصنفى فاضل جامع معقول و منقول و حاوى فروع و اصول مىباشد. تولدش در سال 1300 شمسى در مشهد واقع شده و پس از گذرانیدن دوران صباوت و خواندن ادبیات و سطوح اولى و نهائى را از مرحوم آیتالله حاج شیخ محمد نهاوندى صاحب تفسیر فراگرفته و به درس خارج مرحوم آیتالله میرزا مهدى اصفهانى و آیتالله آشتیانى حاضر شده و استفادهها نموده و به واسطه داشتن استعداد و نبوغ فكرى به مدارج عالیه علم و اجتهاد ارتقا یافته و علوم عقلیه فلسفه و حكمت را از مرحوم به میرزا ابوالقاسم الهى و میرزا مهدى آشتیانى فراگرفته و در سال 1327 خورشیدى در شهر رى به دیدن مرحوم سیدنا الاستاد آیتالله العظمى حجت كوهكمرى رضوانالله علیه شرفیاب شده و پس از مذاكرات علمى مفتخر به دریافت اجاره اجتهاد مطلق گردیده و به قصد تكمیل مبانى و دیدن نظریات آیات و مراجع عظام عراق مجتهدا در سن 27 سالگى مهاجرت به نجف اشرف نموده و در درس مرحوم آیتالله العظمى میرزا عبدالهادى شیرازى و آیتالله حكیم و بالاخص آیتالله العظمى خوئى شركت كرده و از سال 1378 قمرى شروع به گفتن درس خارج فقه و اصول نموده است. معظمله حدود دوازده سال در نجف تدریس خارج داشت تا در سال 1390 كه به ایران برگشته و بنا بر اسرار فضلاء محصلین مشهد و علماء خراسان و امر بعضى از مراجع یكسالى در مشهد توقف و به تدریس پرداخته و بعد از آن مهاجرت به قم نموده و اكنون در حوزه علمیه اشتغال به تدریس خارج فقه و اصول دارد و حوزه درسش بسیار جالب و بیش از صد نفر از فضلا و محصلین خوش فهم شركت دارند كه اغلب آنها دراسات و تقریرات معظمله را به رشته تحریر آورده و بعضى براى طبع آماده نمودهاند. علامه وحید بیانى جامع و زیبا دارد و از فكر شاگرد و تلمیذ خود رفع هر گونه ابهام و اشتباه مىكند. جزوات در فقه و اصول از دراسات و تقریرات آیتالله خوئى و دیگران دارد و آثار علمى دیگر او كه دیدم از این قرار است 1- شرح بر شرایع الاسلام 2- حاشیهاى بر كفایه 3- حاشیهاى بر مكاسب.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد دوم)
فعالیتها: • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:21 PM
وحید گلپایگانی، هدایتاللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1395/ 1394 -1318/ 1308 ق)، عالم دینى، فقیه و مدرس. وى در قریه گوگد گلپایگان به دنیا آمد. مقدمات و سطوح را در زادگاه خویش نزد پدر فراگرفت. آنگاه در 1326 ق به اراك رفت و از محضر درس آیتاللَّه آقا نور اراكى و حجتالاسلام حاج میرزا محمد على خان استفاده نمود. سپس ملازمت آیتاللَّه حایرى را اختیار كرد و در 1340 ق همراه با آیتاللَّه حایرى به قم مهاجرت نمود و تا 1350 ق از مباحث فقه و اصول ایشان استفاده برد و نیز در موقع تبعید آیات عظام نجف از عراق به ایران، از بحث قاعدهى (على الید) آیتاللَّه اصفهانى بهرهمند گردید. پس از درگذشت پدرش به گلپایگان بازگشت و به امر و تشویق آیتاللَّه حایرى حوزهى علمیهاى در آنجا تأسیس نمود و خود به تدریس پرداخت. در 1364 ق مجددا به قم بازگشت و از محضر آیتاللَّه بروجردى استفاده نمود. آنگاه در 1367 ق به تهران آمد و تا پایان عمر در این شهر به انجام وظایف دینى و تدریس در مدرسه عالى سپهسالار پرداخت. او در تهران درگذشت. پیكرش به قم منتقل و در مقبره شیخان در كنار قبر زكریا بن آدم دفن گردید.[1] حاج میرزا هدایتاللَّه بن حجةالاسلام والمسلمین مرحوم آخوند ملا محمدجواد نخعى گلپایگانى از علماء معاصر تهران بودند وى بنا بر تتبع و گفته جناب حجةالاسلام آقاى آقا ریحاناللَّه نخعى كه با ایشان قرابت و خویشاوندى دارند منتسب بجناب مالك اشتر نخعى تابعى صاحب و وزیر و مشیر و دبیر حضرت امیرالمومنین علیهالسلام میباشد. آن مرحوم در 13 رجبالمرجب 1308 ق در قریه گوگه (محل تولد حضرت آیتاللَّه گلپایگانى) از قراء گلپایگان متولد شده و مقدمات و سطوح اولیه را در محل خدمت والد خود خوانده و در سال 1326 ق به اراك آمده و ابتداء از محضر و درس مرحوم آیتاللَّه آقا نور اراكى و حجةالاسلام حاج میرزا محمدعلى خان استفاده نموده و بعد ملازمت مرحوم آیتاللَّه حایرى را اختیار و در سال 1340 ق پس از انتقال و مهاجرت مرحوم آقاى حایرى به قم ایشان هم هجرت به آنجا نموده و تا سال 1350 ق از مباحث فقه و اصول آیتاللَّه حایرى استفاده كامل نموده و هم در موقع تبعید آیات عظام نجف از بحث قاعده (على الید) مرحوم آیتاللَّه اصفهانى بهرهمند گردیده و در سال مذكور بواسطه فوت والدش مراجعت بمحل خود و در آنجا بامر و تشویق و موافقت آیتاللَّه حایرى تاسیس مدرسه علمیه نموده و افاضلى را تربیت و علمائى را تحویل اجتماع داده تا در سال 1364 ق كه به قم آمده و از محضر آیتاللَّه العظمى بروجردى استفاده نموده تا با اصرار اهالى محل مراجعت بزادگاه خود و در سال 1367 ق مهاجرت به تهران نموده و تا سال 1394 ق در آنجا اقامت و بوظائف دینى و تدریس در مدرسه عالى سپهسالار اشتغال جز یك دو سال اخیر بواسطهى كسالت از خدمات مزبور محروم تا در شب 17 ماه صفر المظفر سال مذكور در سن 86 سالگى رحلت و با تشییع مجللى حمل به قم و در مقبره شیخان در جنب قبر جناب زكریا بن آدم اشعرى مدفون گردیده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] آینهى دانشوران (425)، گنجینهى دانشمندان (592 -591/ 4 ،438/ 6).
فعالیتها: • تدریس • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:21 PM
وحیدی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید العلماء العالمین آیتالله آقاى حاج سید محمد بن العالم الجلیل السید رضىالدین بن العلم العلام حاج سید محمد بن العلامه الكبرى آیتالله حاج سید اسماعیل (شبسترى معاصر شیخنا الانصارى) عالمى جلیل و دانشمندى بزرگوار حاوى فروع و اصول جامع معقول و منقول از علماء مبرز و مراجع عالیقدر و مدرسین گرامى حوزه علمیه است. در سال 1336 قمرى متولد شده و در خاندان فضل و سیادت تربیت یافته و مقدمات و سطوح را در شبستر و تبریز فراگرفته و در سال 1355 قمرى به قم مهاجرت نموده و به درس سیدنا الاستاد آیتالله العظمى حجت حاضر شده و مدت 8 سال از دراسات فقه و اصول معظمله استفاده كرده تا به مدارج عالیه علم ارتقا یافته و در سال 1363 قمرى بنابر دعوت مردم آذربایجان غربى و امر آن مرحوم براى هدایت و رهبرى آن مرحوم به آن سامان عزیمت نموده و نزدیك ده سال در آنجا خدمات شایانى انجام داده و در دلهاى مردم آذربایجان محبوبیت بخصوصى پیدا كرده است تا در سال 1372 قمرى كه مراجعت به قم نموده و به تدریس خارج فقه و اصول در مسجد اعظم قم پرداخته و تاكنون با داشتن كسالتهاى روحى و جسمى اشتغال دارند و عدهاى از فضلاء از محضرش استفاده مىنمایند. مولف گوید... آیتالله وحیدى عالمى خدمتگذار و دانشمندى فداكار است كه به سهم خود خدماتى در قم و آذربایجان و نقاط دیگر نموده و مىنماید. داراى آثار علمى و اجتماعى مىباشد. اما آثار اجتماعى مساجدى كه در بعضى از نقاط به امر و اجازه ایشان بنا شده و مدرسه آیتالله وحیدى كه در جلد اول ضمن مدارس قم شرح آن داده شده است. و اما آثار علمى از این قرار است: 1- مستمسكات الاحكام عربى 2- شرح زیارت جامعه فارسى 3- اجوبه المسائل 4- حاشیه بر عروهالوثقى 5- توضیح المسائل 6- رساله منتخب التوضیح 7- تقریرات فقه آیتالله حجت 8- تقریرات اصول معظمله. وى داراى اجازات اجتهاد و روایتى از آیات عظام مرحوم آیتالله اصفهانى و آیتالله حجت رضوانالله علیهم اجمعین و دیگران مىباشد.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد دوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:51 PM
وشنوه ای قمی، قوام الدین
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو 1329 ق)، عالم امامى، فقیه، خطیب و مدرس. در روستاى وشنوه قم به دنیا آمد، و دوران كودكى را در آنجا گذراند. در 1345 ق به قم سفر كرد و پس از طى مقدمات و ادبیات، از اول سطوح تا دروس نهایى، خارج فقه و اصول، را از محضر آیتالله مرعشى نجفى به مدت چهل سال استفاده نمود. وى با همكارى دیگر از عملا، در منزل آیتالله مرعشى، تعلیقات و محلقات «احقاق الحق» قاضى نورالله شوشترى شهید را تنظیم نمود. از آثارش: «حدیث الثقلین»؛ «رساله الحجاب»؛ «رساله»، در لباس خز و سنجاب و سمور؛ كتاب «هزار كلمه از كلمات قصار امیرالمؤمنین على (ع)»، با ترجمه فارسى «اربعین»، در احادیث صادره از اهل بیت (ع)؛ «مكارم الاخلاق»؛ «مباهله»؛ كتاب «تاریخ اسلام»، در سه جلد؛ كتابى در «مقتل»؛ كتاب «احادیث نبویه (ص)».[1] حجهالمسلمین والاسلام و زبده المحدثین الكرام آقاى حاج شیخ محمد مشهور بقوامالدین و شنوهاى قمى از علماء ابرار و فضلاء اخیار و اتقیاء كبار و مولفین عالى مقدار و گویندگان پرهیزكار حوزه علمیه و شهرستان مذهبى قم است. در سال 1329 ق در قریه وشنوه كه در هفت فرسخى شهر قم واقع و از ییلاقات شهر قم و محل اقامت تابستانى مرحوم آیهالعظمى بروجردى و سایر مراجع عظام قم است تولد یافته و دوران صباوت را در آنجا گذرانیده و در سال 1345 ق مهاجرت به قم نموده و پس از طى مقدمات و ادبیات از اول سطوح تا دروس نهائى خارج فقه و اصول را از علامه متتبع و فقیه متبحر و رجالى بصیر و متكلم خبیر آیتالله العظمى مرعشى نجفى مدظله در مدت چهل سال استفاده نموده و هماكنون نیز از شركاء درس فقه و اصول آنجنابست اعتقاد و ایمان و اخلاص فوقالعادهاى به معظمله دارد و ایشان هم كمال وثوق و اطمینان را به وى دارند و حقا هم شایستهاند زیرا در میان حوزه كمنظیر و در روحانیت از معدودین مىباشد، در مواقع كسالت و یا مسافرت آیتالله مرعشى از طرف آن جناب به جاى ایشان اقامه جماعت مىنمایند، بیشتر خطب نهجالبلاغه را حافظ است اطلاعات زیادى به اخبار و احادیث دارد منبرش تمام یا كلمات و خطب على علیهالسلام و یا اخبار اهلبیت علیهمالسلام است بسیار متواضع و خلیق است و داراى ملكات فاضله اخلاقى است مرحوم آیتالله العظمى بروجردى و زعماء دیگر هم به ایشان نهایت وثوق و اعتماد را دارند با اینكه در منازل آنها یا اصلا نمىرود و یا بسیار كم مىرود ولى همه روز صبح و عصر در منزل آیتالله العظمى مرعشى آمده و با شركاء دیگر تعلیقات و ملحقات احقاقالحق را تنظیم مىنماید. آثار و تالیفات ارزندهاى دارد كه از نظر دانشمندان مىگذرانم: 1- حدیثالثقلین كه دو بار در جامعالازهر و دارالتقریب مصر به طبع رسیده است. 2- رساله الحجاب در پیرامون حجاب اسلام كه در ایران چاپ شده است. 3- رساله در لباس خز و سنجاب و سمور. 4- رساله در حجاب فارسى با اشاره به اقوال عامه و خاصه. 5- كتاب هزار كلمه از كلمات قصار امیرالمومنین علیهالسلام با ترجمه فارسى. 8- اربعین در احادیث صادره از اهلبیت علیهمالسلام. 7- كتابى به عنوان مكارمالاخلاق. 8- كتاب مباهله. 9- كتاب تاریخ اسلام در 3 جلد. 10- كتابى در مقتل. 11- كتاب احادیث نبویه
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] گنجینهى دانشمندان (234 -233 / 2).
فعالیتها: • تبلیغ • تدریس • دانشمند • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:51 PM
وشنوی، قوامالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
عالم علوم دینى. تولد: 1325 ق.، روستاى «وشنوه»، نزدیك قم. درگذشت: 17 خرداد 1376، قم. آیتالله حاج شیخ قوامالدین محمد وشنوى قمى پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى و فراگیرى مقدمات و ادبیات فارسى، رهسپار حوزهى علمیهى قم شد و به تحصیل علوم دینى پرداخت. سپس در سال 1347 ق. به نجف اشرف رفت و به تكمیل ادبیات و فراگیرى مطول نزد آیتالله شیخ مرتضى طالقانى و شرح لمعه نزد آیتالله سید ابوالقاسم روحانى قمى اشتغال جست و در سال 1348 ق. به قم بازگشت و سطوح فقه و اصول (رسائل، مكاسب و كفایه) را نزد آیتالله العظمى عبدالكریم حائرى یزدى و همزمان با آن در درس خارج اصول آیتالله محمدعلى حایرى قمى حاضر شد و پس از وفات آیتالله حایرى در درسهاى حضرات آیات سید محمد حجت كوهكمرهاى و سید محمدتقى خوانسارى شركت كرد. با ورود آیتالله العظمى بروجردى به قم در سال 1324 یك سره به درس فقه و اصول آن فقیه بزرگ حاضر شد. پس از درگذشت آیتالله بروجردى، به حلقه درس آیتالله العظمى مرعشى نجفى پیوست و بیش از سى سال در كنار ایشان بود. آیتالله وشنوى قمى در كنار سالیان فراوان تحصیل، به تألیف كتابهاى بسیارى روى آورد و در علوم مختلف چون حدیث، تاریخ تراجم و رجال اهل سنت و فقه مهارت كسب نمود. بیش از سى سال به اقامهى جماعت در یكى از مساجد قم پرداخت. برخى از تألیفات وى كه به چاپ رسیدهاند، عبارتند از: حیاة النبى و سیرته (سه جلد)؛ حدیث الثقلین؛ اهلالبیت و آیة المباهلة؛ النور الساطع فى احوال مولانا الامام الصادق (ع) (این كتاب به نام نور درخشان به فارسى ترجمه شده است)؛ الحدیث المتواتر فى غزوة خبیر؛ اصحاب رسول الثلقین فى حرب الصفین؛ فضایل امیرالمؤمنین على (ع) من كتاب المسند (احمد بن حنبل)؛ الحجاب فى الاسلام (به فارسى ترجمه شده است). كتباهاى دیگرى نیز با راهنمایى و نظارت ایشان به رشته تحریر درآمده است، نظیر تحلیلى از زندگى امام جواد (ع)؛ تحلیلى از زندگى امام على النقى (ع)؛ تحلیلى از زندگى امام حسن عسگرى (ع)؛ وظیفه مردم در عصر غیبت امام زمان (ع)؛ شناخت هلاك كنندهها و نجات دهندهها از قرآن؛ رسالة فى لباس المصلى؛ رساله پیرامون حجاب؛ كلمات امیرالمؤمنین (ع) (هزار كلمه همراه با ترجمه فارسى)، مصباح المسند لمسند احمد بن حنبل؛ مصابح الغیة الكتاب اسد الغابة (عزالدین ابوالحسن على بن محمد جزرى)؛ مصباح الاستیعاب والاصابة؛ نخبة المقال فى تهذیب كتاب الاموال (ابىعبید)؛ تلخیص ریاض النضرة (محبالدین طبرى)؛ تلخیص كنوز الحقایق؛ تهذیب كتاب الخراج (ابویوسف قاضى)، الفضایل المستخرجة من المعجم الصغیر (حافظ طبرانى)؛ مكارم الاخلاق (به املا ایشان و نگارش آقاى عباس اخلاقى)؛ الاربعین حدیثا من الائمة الاطهار (ع)؛ مقتل الحسین (ع) (ناتمام)؛ تفسیر القرآن الكریم (ناتمام)؛ رسالة فى ذكریا بن آدم الاشعراى، رسالة فى حدیث طلب العلم فریضة على كل مسلم،، رسالة فى اثبات استحبات القنوت فى الصلاة عند العامة؛ حاشیه بر احقاق الحق؛ الاحادیث النبویه (ص)؛ كتب النبى (ص) الى الملوك؛ یازده فهرست براى كتابهاى مخلوط. آیتالله وشنوى قمى روز هفدهم خرداد 1376 چشم از جهان فروبست. پیكرش در صحن حرم حضرت فاطمه معصومه (س) به خاك سپرده شد.
برگرفته از کتاب: گلزار مشاهیر
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:52 PM
ولوالجی، ظهیرالدین، ابوالفتح عبدالرشید
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(467- پس از 540 ق) فقیه حنفى. در ولوالج، از توابع بدخشان به دنیا آمد. در بلخ فقه آموخت. مدتى در كش ساكن بود و سپس به سمرقند رفت و در آنجا سكنى گزید. او در بلخ از ابوالقاسم احمد بن محمد خلیلى و ابوجعفر محمد بن حسین سنجانى و در بخارا از ابوبكر محمد بن منصور نسفى و احمد بن سهل عتابى حدیث شنید. سمعانى از وى روایت كرده است. در ولوالج درگذشت. او «الامالى» را در زمینهى فقه تصنیف كرد. «الفتاوى الولوالجیه» اثر مشهور اوست.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (126/ 4)، معجمالبلدان (441/ 5)، معجمالمؤلفین (220/ 5)، هدیةالعارفین (568/ 1).
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:52 PM
کازرونی فارسی، ابوعمر عبدالواحد
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(410 -318 ق)، فقیه و محدث. مشهور به ابنمهدى، مسند زمان خود بود. از قاضى ابوعبداللَّه حسین محاملى و ابوالعباس بن عقده و محمد بن احمد بن یعقوب بن شیبه و محمد بن مخلد عطار و حسین بن یحیى بن عیاش قطان و محمد بن اسماعیل فارسى و اسماعیل بن محمد صفار و محمد بن عمرو رزاز و ابوعمر بن سماك حدیث شنید. خطیب بغدادى و هبة اللَّه بن حسین بزاز و یوسف بن محمد مهروانى و خطیب انبارى و ابوالحسن داوودى و عبدالرحمان بن ابوبكر طبرى و بزرگ معتزلیان ابویوسف عبدالسلام بن محمد قزوینى مفسر از وى روایت كردهاند. ذهبى قسمتهاى عمدهاى از «المحاملیات» قاضى محاملى را به دست آورده بود كه از ابوعمر كازرونى كه از آخرین اصحاب محاملى است نقل شده بود. در بغداد درگذشت و در گورستان باب الحرب آنجا دفن شد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: تاریخ بغداد (14 -13/ 11)، سیر النبلاء (222 -221/ 17)، شذرات الذهب (192/ 3)، العبر (218/ 2)، النجوم الزاهرة (246 -245/ 4).
فعالیتها: • حدیث • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:53 PM
کازرونی، تاجالدین، ابوالبرکات محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(843 -757 ق)، محدث و فقیه شافعى. معروف به حاج هراس كازرونى. اصلش از كازرون بود و در مدینه به دنیا آمد. در زادگاهش فقه آموخت و فنون حدیث را از عراقى و نحو را از جمال محمد بن شهاب شامى و تج عبدالواحد بن عمر انصارى فراگرفت و از جلال خجندى حنفى بهره برد. او به مصر و شام رفت و در محضر بهاء ابى البقاء سبكى فقه و عربیت را تكمیل كرد و ملازم وى و سراج بلقینى شد و آن دو به او اجازه دادند تا مقام افتاء و تدریس را احراز كند. سپس فقیه مدینه گشت و قضاوت آنجا را عهدهدار و نیز متصدى منصب افتاء و تحدیث شد. او در مدینه درگذشت. از آثارش: مختصر «المغنى» بارزى، در فروع؛ شرح «التنبیه» ابواسحاق؛ شرح «مختصر التنبیه» عیسى بجلى، در سه سفر؛ شرح بر «شرح التنبیه»؛ «تفسیر قرآن»؛ «بحر السعادة»، در اخلاق و ادب، به فارسى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الضوء اللامع (97 -96/ 7)، كشف الظنون (225 -224)، معجم المؤلفین (17/ 9)، هدیة العارفین (194/ 2).
فعالیتها: • حدیث • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:54 PM
کازرونی، عبدالسلام
( ملیت: ایرانی قرن: 7 )
شیخ عبدالسلام ابومسلم كازرونى بن احمد متوفى ذىحجه 626 ق در شیراز عالمى فقیه و شاعرى نبیه بود و در رباط امینى تدریس مىكرد ابیات ذیل از اوست. یا من بوجوده فنائى ما بال هواك فى التنائى هجرانك والممات عندى سیان و حرمة الوفاء قد امرضنى و لست ارجو الا بوصاله دوائى
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • شعر • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:54 PM
کازرونی، منصور
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(وف 860 ق)، فقیه شافعى، مفسر، محدث و متكلم. در 858 ق مجاور مكه شد و در همان جا تا پایان عمر در حال گوشهگیرى از مردم باقى ماند. او در مكه درگذشت. تصانیف وى را در حدود صد اثر ذكر كردهاند كه از آن جمله: «لطائف الالطاف فى تحقیق التفسیر و نقد الكشاف»؛ شرح «الجامع الصحیح» بخارى؛ «حجة السفرة البررة على المبتدعة الفجرة»، در نقد «الفصوص» ابن عربى.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الاعلام (236/ 8)، ایضاح المكنون (403/ 2)، شذرات الذهب (297/ 7)، معجم المؤلفین (12 -11 / 13).
فعالیتها: • حدیث • فقه • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:54 PM
کازرونی، ابوالسعود محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(1058 -980 ق)، فقیه شافعى. پیشواى شافعیان مدینه بود. از آثار وى: «التذكرة الكازرونیة»، كه هر چیز غریب و نادر را در آن جمع كرده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: ایضاح المكنون (276/ 1)، معجم المؤلفین (98/ 12 ،218/ 4)، هدیة العارفین (284/ 2 ،243/ 1).
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:57 PM
کاسنی نسفی، ابونصر احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
(وف 343 ق)، فقیه شافعى، عالم، ادیب و شاعر. در ابتدا تنها در ادبیات مهارت داشت. سپس فقه را فراگرفت به طورى كه از برجستگان مذهب شافعى گشت. او از ابوحسین محمد بن طالب نسفى و ابویعلى عبدالمؤمن بن خلف نسفى حدیث شنید. وى در روزگار جوانى در قریهى كاسن درگذشت. از آثارش تصنیف كتاب «تواتر الحجج» یا «تواتى الحجج»، در فقه است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: انساب سمعانى (17 -16/ 5)، ایضاح المكنون (335/ 1)، معجم المؤلفین (250/ 1).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • عالمان و دانشمندان • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:57 PM
کاشانی غروی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حاج شیخ محمد الغروى بن العلامه البارع آیتاللَّه حاج شیخ محمدحسین (مجتهد نطنزى) كاشانى از مشاهیر دانشمندان كرام و آیات عظام معاصر تهران است. وى در سال 1313 قمرى هجرى در دار المومنین كاشان متولد شده و در بیت علم و كمال پرورش یافته و پس از خواندن مقدمات و ادبیات از محضر مرحوم والدش كه از مراجع و مجتهدین بزرگ عصر خود بوده و در كتاب (مآثر و آثار) مذكور میباشد، و نیز مرحوم مبرور آیتاللَّه آخوند ملا حبیب اللَّه كاشانى صاحب تألیفات كثیره و بزرگان دیگر كاشان استفاده نموده آنگاه مهاجرت به نجف اشرف و از محضر و دراسات آیتاللَّه العظمى حاج میرزا حسین نائینى و آیتاللَّه العظمى آقا سید ابوالحسن اصفهانى و آیتاللَّه استاد الاساتید آقا ضیاءالدین عراقى رضوان اللَّه علیهم اجمعین استفاده كامل فرموده و تقریرات آنان را برشته تحریر آورده و از آن بزرگواران بدریافت اجازه اجتهاد نائل سپس مراجعت بوطن و چندى بتدریس و وظائف روحى پرداخته، پس از آن عزیمت به تهران و در عاصمه تشیع رحل اقامت افكنده و تاكنون بقضاء حوائج مؤمنین اشتغال دارند. نگارنده گوید: آیتاللَّه غروى دانشمندى جامع و عالمى بارع و مجتهدى جامع الشرایط و داراى معقول و منقول و حاوى فروع و اصول و ادیبى كامل و از نوادر عصر بشمار مىرود. درب منزلش بروى همگان باز و در سخاوت و عطا ممتاز و در استخاره با قرآن مجید و فهم مراد مردم از قرآن و توضیح دادن خیر و شر مقاصد مشاور بالبنان و همه روزه صدها نفر از عموم طبقات بمنزل معظم له مراجعه و با استخاره و اشاره آن جناب رفع تحیر و سرگردانى از خود نموده و مىنمایند. محضرى شیرین و منطقى نمكین و طبعى روان و ذوقى فراوان و اشعار بسیارى در مواعظ و مدایح و غیره دارد. بسیارى از شعراء كاشان و تهران وى را ستوده و قصائدى در مناقب او سرودهاند. از شركت در اجتماعات غالبا خوددارى و از تظاهرات كنارهجوئى نموده و معتكف در بیت خویش مىباشد. روزهاى جمعه در منزلش مجلس تبلیغ منعقد و عموم طبقات و بالاخص علماء تهران و غیره شركت نموده و از بیانات گویندگان ماهر و بالاخص مطالب سودمند و علمى معظم له استفاده مىنمایند. خاطراتى عجیب از فداكاریها و مبارزات آن جناب با منكرات دارم و چند شبانهروز در یكى از حوادث در خدمتشان بودهام ادام اللَّه عمره و اطال اللَّه بقاه آمین یا اللَّه.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:57 PM
کاشانی نجفی، ابوالقاسم
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید ابوالقاسم كاشانى نجفى فرزند احمد حسینى كاشانى در حدود سال 1230 قمرى در كاشان متولد شده و در بیت علم و كمال پرورش یافته و در دوران كودكى را در دامن پدر بزرگوارش كه از علماء و بزرگان دانشمندان كاشان بوده گذرانیده و مقدمات و قسمتى از سطوح را در آنجا نزد ایشان فراگرفته و بعد به همراه والدش عزیمت به نجف اشرف نموده و تا آخر عمر در آنجا اقامت نمودند تا حدود سال 1318 كه وفات نموده و در وادى السلام مدفون شدند. آن مرحوم نزد بزرگان نجف اشرف مانند مرحوم شیخ مرتضى انصارى و سید على بحرالعلوم تلمذ نموده تا به مرتبه اجتهاد نائل شده است. تألیفات ایشان 1- كشف الاسرار الخفیه فى شرح الدره النجفیه در فقه دو جلد. 2- كشف المهمات والالغاز و المعمیات. 3- المشكاة الزاهرة فى احوال الخمسه الطاهره. (سید) ابوالقاسم بن (سید) احمد كاشانىالاصل نجفى المسكن، از افاضل علماى امامیه (ف. 1298 یا 1318 ه.ق) او راست: كشفالاسرار الحنفیة فى شرح الدرة النجفیة، كه منظومهى فقهى درهى نجفیهى سید بحرالعلوم را با كمال اتقان شرح كرده و دو مجلد از آن برآمده كه تا باب اغسال است، كشفالمهمات فى الالغاز والمعمیات به پارسى (ریحانةالادب، لغ.).
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:58 PM
کاشانی نجفی، احمد فیضی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(وف 1286 ق)، فقیه و مجتهد. وى از نوادگان فیض كاشانى بود و در كاشان به دنیا آمد. مادرش از سادات لاجوردى كاشان بود. در خاندان فضل و دانش نشو و نما یافت. چون به سن تمییز رسید پس از فراگیرى قرائت و كتابت و مقدمات علوم نزد علماى شهر خویش به نجف مهاجرت كرد و در بحث شیخ محمد حسن نجفى، صاحب «جواهر»، حاضر شد و «تقریرات» استاد خویش را نوشت و ملازم وى گردید تا از وى به دریافت اجازه نایل شد. پس از درگذشت شیخ محمد حسن نجفى، وى ملازم شیخ مرتضى انصارى شد و مدتى طولانى در مجلس درس و بحث او شركت كرد و «تقریراتش» را نوشت، تا اینكه از برجستهترین شاگردان شیخ انصارى گردید و از جانب وى نیز به دریافت اجازه نایل شد. كاشانى همچنین از اساتید بزرگى چون شیخ محمد قاسم بن محمد نجفى، صاحب «كنز الاحكام فى شرح شرایع الاحكام»، و شیخ زینالعابدین مازندرانى حائرى و سید محمد رضا بن محمد حسین حسینى كاشانى كلهرى صاحب اجازه بود. او تحقیقات وسیعى در معانى الفاظ ادعیه و زیارات داشت و بسیارى از آنها را بر حواشى كتب ادعیه و زیارات نگاشته بود. از دیگر آثار وى كتاب «الفوائد» است كه ملا محمد حسین سلطان آبادى قسمتهایى از آن را در كتاب خود «عجالة الراكب» نقل كرده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: طبقات اعلام الشیعه (قرن 106 -104/ 13)، معجم المؤلفین (147-146/ 2).
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:59 PM
کاشانی نجفی، مصطفی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
(1337/ 1336 -1268/ 1266 ق)، عالم دینى، فقیه اصولى، مجتهد، مفسر، ریاضیدان، ادیب و شاعر. در كاشان به دنیا آمد. بعد از گذراندن مقدمات، فقه و اصول و معقول و منقول و ریاضیات را در حوزهى درس پدرش فراگرفت. سپس به اصفهان رفت و از محضر شیخ محمد تقى، صاحب حاشیه «معالم»، بهره گرفت، تا به درجهى اجتهاد رسید. در 1292 ق در حالى كه جامع جمیع علوم و ماهر در فقه و اصول و تفسیر و حكمت و ریاضى بود به تهران آمد. در 1296 ق پس از فوت پدرش قائم مقام منصب او گشت و چندین سال ریاست علمى و مرجعیت مذهبى مردم را عهدهدار بود. در 1313 ق حج گزارد و در بازگشت در نجف سكنى گزید و از علماى آنجا بهره برد و خود حوزهى درس و بحث مستقل تشكیل داد و یكى از علماى بزرگ نجف به شمار آمد. در 1333 ق به همراه علماى مجاهد قیام مردمى ضد انگلیس را اداره و رهبرى كرد. او سپس تا پایان عمر در كاظمین ماند و در آنجا درگذشت و همان جا دفن شد. از آثارش: «التجرى»، پیرامون مسائل اصول فقه؛ «الاجزاء»؛ «رسالة فى منجزات المریض»؛ «الاستصحاب»؛ حاشیه بر «ریاض المسائل»؛ «دیوان» شعر، به عربى و فارسى.[1] (حاج سید) مصطفى بن (حاج سید) حسین كاشانىالاصل تهرانى المسكن، از بزرگان علماى امامى (ف. 1337 ه.ق). وى سالها در تهران ریاست علمى و مرجعیت عمومى داشت. او بعد از تحصیل مقدمات متداول، فقه و اصول و معقول و منقول و اخلاق و كلام و ریاضیات و رجال را در جوزهى درس پدر خود تكمیل كرد و بعد از وفات او به اصفهان رفت ولى حوزهى علمى آنجا را فراخور استعداد خود ندید. پس عزیمت نجف كرد و در آنجا یكى از مراجع علمى گردید و حوزهى دینى او مرجع استفادهى افاضل بود. وى قریحهى شعر نیز داشت و دیوانى هم در مناقب و مراثى معصومین دارد. او در استصحاب و تجزى و تفسیر مختصر قرآن و حاشیهى ارشاد علامه و حاشیهى شرایع و علامت ظن و قاعدهى لاضرر و منجزات مریض، تألیفاتى داشته ولى اكثر آنها تلف شده (ریحانةالادب، لغ.).
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الاعلام (133 -132/ 8)، اعیان الشیعه (128 -127/ 10)، الذریعه (19/ 23 ،1055/ 9 ،102/ 6 ،25/ 2 ،350/ 3 ،275 -274/ 1)، ریحانه (21/ 5)، طبقات اعلام الشیعه (413/ 13)، علماء معاصرین (112 -111)، لغتنامه (ذیل/ مصطفى)، المآثر و الآثار (160)، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف (1031 -1030/ 3)، معجم المؤلفین (248/ 12).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • اصول فقه • ریاضیات و هندسه • شعر • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 03:59 PM
کاشانی، ابوالحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 966 ق)، عالم دینى، فقیه و متكلم. پدرش ملا احمد، و به آوردهى «ریحانة الادب» ملا محمد، از علماى منطق بود كه حواشى بر كتب منطق نگاشته است. اصل ملا ابوالحسن از ابیورد است. در كاشان سكنى گزید و به كاشانى منسوب شد. وى از علماى امامى عهد شاه طهماسب صفوى (984 -930 ق) مىباشد كه جامع علوم و حكمیات و فضائل و كمالات بود. ملا ابوالحسن از پدرش و از شیخ عبدالعالى بن محقق كركى روایت كرده است. او از اساتید سید حسین بن سید حیدر مجتهد كركى بود. شیخ آقا بزرگ تهرانى از وى به عنوان قاینى، به جاى كاشانى، نام برده است. از آثار وى: «اثبات الواجب و صفاته»، كه در 963 ق از تألیف آن فراغت یافت؛ «اركان الایمان»، در اصول دین و امامت؛ «روض الجنان» یا «روضة الجنان»، در كلام و حكمت؛ «الحسنى»، در حكمت طبیعى كه مختصر «روض الجنان»، مذكور است؛ «التحریر»، شرح «رسالة الفرائض» خواجه نصیر طوسى، در میراث؛ «الشوارق»، در كلام؛ «مقدار الدیات و احكامها»؛ «المنطق».[1] (منسوب به كاشان) ابوالحسن بن محمد ابیوردىالاصل كاشانى المسكن، از علماى امامیهى قر. 10 ه. و معاصر شاه طهماسب صفوى (ف. 960 ه.ق). وى عالم و فقیه و متكلم و جامع معقول و منقول و استاد مجتهد كركى سید حسین بن حیدر بود. او راست: اثبات الواجب و صفاته؛ اركان الایمان در امامت؛ الحسنى در حكمت طبیعى؛ روضالجنان (یا روضةالجنان) در كلام و حكمت؛ شرح فرائض خواجه نصیر طوسى، الشوارق در كلام؛ مقدار الایات و احكامها؛ المنطق (ریحانةالادب، لغ.).
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] اعیان الشیعه (322/ 2)، الذریعه (274/ 11 ،377 -376/ 3 ،526 -525/ 2 ،102/ 1)، ریاض العلماء (437 -435/ 5)، ریحانه (18 -17/ 5)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 56/ 10)، لغتنامه (ذیل/ كاشانى).
فعالیتها: • فقه • فلسفه - منطق • کلام، ادیان، مذا
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:00 PM
کاشانی، ابوالقاسم
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید ابـوالقاسـم کاشانى در سال 1300 هـ.ق در تهران دیده به جهان گشود. او پس از انجام مناسک حج به عتبات مقـدسه رفته و در نجف اشرف اقامت گزید و علـوم مختلف دینـى را در محضر پدرخود و سایر بزرگان علما فراگرفت و در سـن 25 سالگى به درجه اجتهاد رسیـد. پس از آن وی با الهام از تعلیمات دینی به مبارزه با استبداد و استعمار پرداخت و در این راه متحمل مشکلات و مصائب بسیار شد. او از جمله کسانی بود که همراه و همدوش دکتر مصدق، نقش خود را در ملی شدن صنعت نفت ایفاء کرد و در راس مبارزات ضد استعماری قرار گرفت. آیت الله کاشانی سرانجام در سحـرگاه سال 1381 هـ.ق مطابق با 23 اسفنـد ماه 1340 هـ.ش چشـم از جهان فـرو بست.گروه : علوم انسانیرشته : علوم اسلامیوالدین و انساب : پدرسید ابـوالقاسـم کاشانى ، آیة الله حاج سید مصطفی کاشانی ، از علما و مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود که در سال 1280 ش . از ایران به نجف اشراف هجری کرد و به تحقیق و تدریس پرداخت .تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید ابـوالقاسـم کاشانى که در این هنگام ، جوانی شانزده ساله بود - همراه پدر عازم نجف اشرف گردید و در آنجا علاوه بر استفاده از حلقه درس پدر و دیگر اساتید، دوره سطح را به پایان برد و سپس در درس آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی و آیة الله آخوند خراسانی شرکت جست .استادان و مربیان : سید ابـوالقاسـم کاشانى علـوم مختلف دینـى را در محضر والـد معظم خود و آخـوند ملا محمد کاظم خراسانـى ، حاج میرزا حسیـن ، حاج میرزا خلیل( ره) و آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی بزرگان علما تلمذ نموده است.هم دوره ای ها و همکاران : سید ابـوالقاسـم کاشانى در نهضت مشروطه ، مشاور شخصیتی چون آیة الله آخوند خراسانی (از رهبران اصلی نهضت ) بود و او را در تصمیم گیری ها و تنظیم اعلامیه ها یاری می داد.وقایع میانسالی : سید ابـوالقاسـم کاشانى از همان اوان جـوانى، انسانـى دور انـدیـش و شجاع و با شهامت بـود و در کنار تحصیل علوم اسلامى، تـوجه خاصـى به اوضاع مسلمیـن داشته و چهره کـریه و زشت استعمار و مخصوصا استعمار بریتانیا را که دهان بـراى فـرو بـردن کشـورهاى اسلامى و اقتصاد آنها باز کرده بود به خوبى شناخته بـود. درجنگ جهانى اول در سال 1332 هـ.ق مـوقعى که انگلیسى ها با نیروى عظیمـى به قصـد تسلط بـر عراق و مناطق شرقـى از راه خلیج فارس حمله ور گردیدند، سید ابوالقاسم کاشانى در کنار پدر بزرگـوار و جمعى دیگـر از علمـاى مجـاهـد شیعه بـا بسیج ملت مسلمان عراق دلاورانه پیشروى نیروهاى انگلیـس را سد نموده و حدود 18 ماه در منطقه حساسى از جبهه با استقامت و پا فشارى فوق تصـور در مقابل آن همه تجهیزات نـویـن اروپایى مقاومت کرده و مانع تحرکات آنها شده اند. در جنگ جهانى دوم با ورود متفقیـن به ایران، انگلیسـى ها در صدد انتقام جـویى از کاشانـى بر آمده وى را دستگیر و به زندان ارتـش انگلیـس در اراک اعزام مـى دارند. پـس از هشت ماه که کاشانى در اراک زندانى بـود، وى را تحـویل ستاد ارتـش شـوروى در رشت مـى دهند و روسها پس از محاکمه مرحوم کاشانى تصمیـم به آزادى وى مـى گیرند ولـى انگلیسـى ها پیشدستـى کرده وى را دو باره تحـویل گرفته در اراک زندانى مى نمایند پس از 9 ماه حبس در زندان اراک وى را به زندان انگلیسى ها در کرمانشاه منتقل مى کنند وى از همین زندان به فـرمانده قواى انگلیـس در ایران مى نویسد : اگر در زندان شما بمیرم ننگ ابـدى بر شما خـواهد بـود و اگر از زندان شما سالـم بیرون آیم ترتیبى خواهم داد که انگلستان از نفت ایـران بـى نصیب بمانـد. سید ابوالقاسم کاشانـى در یک دادگـاه انگلیـسى در عراق غیابـا محکـوم به اعدام شـد. پـس از محـاصـره نجف و کـربلا تـوسط ارتـش اشغالگـر انگلیـس، ایشان به پیشنهاد روحانیـون عراق براى جلـوگیرى از گرفتارى ناچار گردیـد مخفیانه و با لباس مبـدل از طـریق پشتکـوه به ایران آیـد. سال 1339هـ.ق در تهران مـورد تجلیل و احتـرام مردم پایتخت و اولیاء امـور وقت واقع گردیـد حکـم اعدام کاشانـى تا انقلاب 1958 میلادى عراق که منجـر به تغییر رژیـم عراق شـد داراى اعتبار بود. در دوران دیکتاتـورى رضاخان مرحوم کاشانى حـوزه علمیه تهران را اداره مـى کـرد کاشانـى در دوران دیکتـاتـورى رضاخان هیچگاه تسلیـم نبـود و در جـواب (تیمـور تاش) وزیـر در بـار وقت که به وى پیشنهاد ریاست مدرسه عالـى سپهسالار را مى نماید مـى نـویسـد : طلاب و علمایى که من تربیت کنم به کار حکومت شما نخواهد خورد. به هنگام تشکیل مجلـس مـؤسسان که زیر بـرق سـر نیزه و به منظور افزایـش قدرت شاه انجام مى شد کاشانى پیامـى از بیروت به تهران فرستاده و در قسمتى از ایـن پیام مى گـوید : تبعید ایـن خادم اسلام و ملت با آن وضع فجیع براى تغییر قانون اساسى و انتخـابـات فـرمایشـى و سـوار کـردن خیانتکاران به گـرده ملت و مسأله نفت و تجدید امتیاز بانک شاهـى است. در کشاکـش مبارزه مردم تهران، مرحوم کاشانـى را به نماینـدگـى دوره شانزدهـم انتخاب نمـوده و او پـس از یک سال و 4 ماه تبعید با استقبال بى نظیرى به تهران وارد مى شود. مرحوم کاشانى پـس از باز گشت به ایـران، رهبـرى مـردم را در مبارزه با استعمار انگلستـان بـار دیگر به عهده گرفت و پیامـى به مجلـس شانزدهـم که اساسـى تریـن کـارش تعییـن تکلیف لایحه الحـاقـى نفت بـود فـرستاد. کاشانـى به محض صـدور فـرمان نخست وزیـرى (رزم آرا) طـى اعلامیه اى که عینا توسط دکتر مصدق در جلسه علنى مجلـس قرائت شـد مخالفت قطعى و شـدیـد خـود را با حکـومت (رزم آرا) بیان نمود. کاشانـى طـى اعلامیه اى در مـورد ملـى شدن صنعت نفت مى نویسد : ملى شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره بیچارگـى هاى ماست زیرا به ایـن وسیله اولا: ثروت بیکرانـى که خـداوند به ملت ایران عطا فرمـوده از دست دشمنان بشر که هدفى جز منفعت طلبى و مکیدن خـون ملل ضعیف ندارنـد بیرون آمـده به صاحبان حقیقـى و مستحق آن مـى رسـد و ثانیا : با عملى شدن حاکمیت ملـى دیگر شرکت هاى غاصب نمـى تـوانند عمال خود را به جان و مال و ناموس مردم مسلط کنند و به ایـن وسیله مقاصـد پلید خـود را انجام دهنـد. زمان و علت فوت : سید ابـوالقاسـم کاشانى در سحـرگاه سال 1381 هـ.ق مطابق با 23 اسفنـد ماه 1340 هـ.ش چشـم از جهان فـرو بست و پیکرش درمیان انبوه مشتاقان تا حرم عبدالعظیم علیه السلام تشیع گردید و بین مزار آن حضرت و امامزاده حمزه به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سیدابوالقاسم کاشانی در انقلاب 1920 عراق، آیة الله کاشانی به منظور آماده کردن ، مردم و سران عشایر برای مبارزه با سلطه استعمار، از نجف به کاظمین رفت و آنجا را برای شروع یک حرکت انقلاب برگزید.با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ، استعمار انگلیس که از مبارزات آیة الله کاشانی در عراق ضربات سختی خورده بود با شایع کردن همکاری او با آلمانیها، تصمیم به دستگیری اش گرفت تا بدون مزاحمت وی بتواند در انتخابات دوره چهاردهم مجلس دخالت کند. به همین منظور در خرداد 1322 چند افسر انگلیسی برای دستگیری آن روحانی مجاهد به منزلش هجوم بردند. اما بر اثر هوشیاری و فداکاری یارانش تا کام ماندند آیة الله کاشانی به ناچار مخفی گردد.کاشانی مدت یک سال ، مخفیانه به مبارزه اش ادامه داد تا این که انگلیسیها در هنگام انتخابات مجلس از محل اقامتش در تهران (امامزاده قاسم شمیران ) با خبر شده و او را دستگیر کردند. با وجود اینکه وی از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب گردیده بود، به دستور فرستاد ارتش متفقین ، از لیست اسامی نمایندگان حذف شد و به زندان روسها در رشت فرستاده شد. او پس از چندی به زندان انگلیسیها در اراک و سپس به زندانی در کرمانشاه منتقل گردید.سرانجام پس از تحمل یک سال و چهار ماه زندان در سخت ترین شرایط، در 24 مرداد 1324 آزاد گشت و روز جمعه ، سی و یکم شهریور، میان انبوه استقبال کنندگان وارد تهران شد. کاشانی یک سال در تبعید بسر برد تا این که بر اثر فشارهای ---------- از سوی علما و مردم ، در 21 خرداد 1326 آزاد گردید و دوباره به تهران برگشت وبعد از آن به مخالفت با عبدالحسین هژیر که در صدد رای اعتماد مردم بود برآمد.فعالیتهای آموزشی : سیدابوالقاسم کاشانی از همان آغاز جوانی به نکته سنجی و دقت نظر مشهور شده و در دانش سر آمد بود؛ بطوری که در 25 سالگی به درجه اجتهاد دست یافت و بزرگانی مانند آیة الله شیخ الشریعه اصفهانی ، آیة الله آقا ضیاء الدین عراقی و آیة الله صدر در نوشته های خود، مقام علمی اش را با القابی نظیر ((شکافنده دریای علم ))، ((کلید در گنجهای دقیق )) و... ستودند و آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی ، تقلید از وی را تاءیید می نمود.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : -سایر فعالیتهای سید ابوالقاسم کاشانی به شرح زیر می باشد: - تشکیل مجلس موسسان برای تغییر قانون اساسی که با دستگیری وی صورت گرفت و با ترور کارگردان تقلب درآرا به نام هژیر مجددا کاشانی به وطن بازگشت -مخالفت کاشانی از روی کار آمدن رزم آرا برای جلوگیری از تصویب قرارداد نفت - وی در سی ام اردیبهشت 1327 بار دیگر مردم را به تظاهرات بر ضد اسرائیل فراخواند و خود در اجتماع پر شور تظاهر کنندگان سخنرانی نمود و وضع نابسامان مسلمانان را نتیجه دخالت استعمارگران در امور آنها و از بین رفتن روح اتحاد و دوری از احکام اسلام دانست . - کاشانی مسلمانان مصر را نیز در مبارزات استقلال طلبانه آنان ، مورد حمایت قرار و در بحران کانال سوئز، پیام تاءییدی خطاب به جمال عبدالناصر (رئیس جمهور مصر) فرستاد و در مسجد ارک تهران مراسمی برای گرامی داشت یاد شهدای مصر و ارج نهادن به فداکاریهایشان برپا کرد. - او در جریان مبارزه مردم مسلمان تونس برای رهایی از سلطه استعمار فرانسه ، بیانیه ای صادر کرد و تنفر شدید خود را نسبت به بر قراری جو ترور و وحشت توسط فرانسه در خاک تونس ، بیان داشت . - کاشانی در سال 1331 ش . پس از بازگشت از مراسم حج ، نامه ای به تمام کشورهای اسلامی فرستاد و از آنها خواست برای شرکت در کنگره اسلامی و تبادل نظر درباره اتحاد جهان اسلام ، نمایندگانی به ایران بفرستند
فعالیتها: • اصول فقه • عالمان و دانشمندان • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:01 PM
کاشانی، ابوبکر
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
ابوبكر ابن مسعود بن احمد حنفى كاشانى ملقب به ملكالعلماء و علاءالدین؛ از بزرگان فقیهان اهل سنت (ف. حلب 587 ه.ق) وى نزد علاءالدین محمد بن احمد سمرقندى فقه آموخت و اكثر مصنفات او را نزد خود وى فراگرفت و بر كتاب تحفةالفقهاء وى شرحى نیكو نوشت، و آن شرح را كه شامل سه مجلد است بدائعالصنائع فى ترتیب الشرائع نامید، و آن را پس از اتمام به نظر استاد خود رسانید و مورد تحسین او قرار گرفت. استاد دختر خود فاطمه را- كه او نیز فقیه بود- به عقد ازدواج وى درآورد و به همین جهت دربارهى كاشانى گفتهاند، شرح تحفته و تزوج ابنته (تحفهى او را شرح كرد و دخترش را به ازدواج خویش درآورد). از تألیفات دیگر وى كتاب السلطانالمبین فى اصولالدین است (ریحانةالادب، لغ.). (وف 587 ق)، فقیه حنفى. در حلب سكنى گزید و همان جا از دنیا رفت. از آثار وى: «بدائع الصنائع فى ترتیب الشرائع»، در شرح «تحفة الفقهاء» استادش علاءالدین محمد سمرقندى در چند مجلد، در فقه؛ «السطان المبین فى اصول الدین». در پارهاى از منابع از وى به عنوان كاسانى منسوب به كاسان، شهرى در تركستان وراى نهر جیحون و شاش، یاد كردهاند.[1]
برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)
منابع زندگینامه: [1] الاعلام (46/ 2)، كشف الظنون (996 ،371)، معجم المؤلفین (76 -75/ 3)، هدیة العارفین (235/ 1).
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:02 PM
کاشانی، باقر
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید باقر بن اسماعیل كاشانى عالمى ادیب بود و در شعرش (مهرى) تخلص مىنمود تولدش 1292 ولى وفاتش بدستم نیامده.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:04 PM
کاشانی، حبیباللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید میرزا حبیباللَّه معروف (به میرزا بابا) بن سید رفیعالدین محمد حسینى الكاشانى از افاضل علماء و از شاگردان فاضل نراقى بوده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:04 PM
کاشانی، عبداللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
شیخ عبداللَّه كاشانى عالمى كامل و فقیهى بارع از شاگردان شیخ انصارى بوده و در خراسان ریاست علمى و دینى داشته تا در سال 1303 وفات و در (توحیدخانه) وفات نموده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:04 PM
کاشانی، علم الهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 11 )
(ز 1107 ق)، فقیه، محدث، مفسر و ریاضیدان. از نوادگان صاحب «معالم» بود كه در كاشان مىزیست. از آثارش كتابى در «فقه استدلالى» است كه در 1107 ق از تألیف آن فراغت یافت.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: اعیان الشیعه (149 / 8)، الذریعه (288 / 16)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 488 / 12)، معجم المؤلفین (294 / 6).
فعالیتها: • حدیث • ریاضیات و هندسه • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:05 PM
کاشانی، علی اکبر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1365 -1292 ق)، فقیه، مفسر و زاهد. در كاشان به دنیا آمد. نسب وى به سى و چهار واسطه به امام زینالعابدین (ع) مىرسد. خانوادهى او از خاندانهاى اصیل كاشان است. از اوایل جوانى به تحصیل نزد علماى بزرگ كاشان همچون آیتاللَّه ملا محمد حسین نطنزى و آیتاللَّه ملا حبیباللَّه كاشانى پرداخت. او از بسیارى از بزرگان روایت كرد و عدهاى بسیار همچون فرزندش، آیتاللَّه سید عباس كاشانى، از وى روایت كردهاند. در 1340 ق به عتبات رفت و در كربلا مقیم شد و مشغول به تدریس و تألیف گردید و كتابخانهى نفیسى را گردآورى كرد. وى داماد آیتاللَّه آقا سید محمد صادق اصفهانى، از مجتهدین و مراجع زمان خود، بود. در كربلا از دنیا رفت و در صحن مطهر امام حسین (ع) به خاك سپرده شد. در سوك او شعراى بزرگ فارسى گوى و عرب اشعارى سرودند و ماده تاریخ تنظیم كردند. از آثارش: تفسیر «سورهى یوسف»؛ تفسیر «سورهى جمعه»؛ تفسیر «سورهى عم»؛ تفسیر «سورهى یس»؛ «ریاض الانس»، در پنج جلد؛ «كشكول كاشانى»؛ «مكارم الآثار»؛ «التحفة العلویة»؛ «مناقب آل محمد (ع)»؛ «الرحلة الحجازیة»؛ «النصیحة العالیة»؛ «حلیة المرتلین»؛ «پرتو نور»، در امامت، به فارسى.[1] حجهالاسلام والمسلمین عالم ربانى محقق مدقق و عابد زاهد مرحوم حاج سید علىاكبر حسینى كاشانى حایرى والد معظم مترجم گرامى ما از اجلاء علماء و اعاظم اتقیاء عالمى جلیلالقدر و متعبدى زاهد و منبع فیوضات ربانى بوده تولدش در سال 1292 قمرى در كاشان واقع شده و در خاندان فضیلت و شرف چشم به جهان گشوده و از اوائل جوانى شخصیتى برجسته و مورد توجه و عنایت خاص و عام و منزلش ماواى فقراء و مستمندان و مرجع تهیدستان بوده است بیشتر مشكلات اجتماعى و گرفتاریهاى عجیب به دستش حل مىگشته لیاقت عجیب در قضاء و رفع خصومات داشته مدتها نزد اعاظم علماء كاشان مانند مرحوم آیتالله ملامحمد حسین نطنزى و آیتالله ملا حبیبالله كاشانى و غیر ایشان تلمذ نموده و از جمع كثیرى از بزرگان روایت مىكند و عدهاى از بزرگان و علماء كه از آنهاست نجل جلیل مذكورش آیتالله حاج سید عباس كاشانى از وى روایت مىنمایند. در سال 1340 قمرى با یك دنیا شخصیت و عظمت كه داشته مقام ارجمند را زیرپا گذارده و به قصد عتبات عالیات مهاجرت و در شهر كربلا اقامت و مشغول به تدریس و تالیف گردیده و مولفات عدیده از خود به یادگار گذارده است كه از آن جمله است: 1- تفسیر سوره یوسف 2- تفسیر سوره عم 3- تفسیر سوره جمعه 4- تفسیر سوره یس 5- ریاض الانس 5 مجلد 6- كشكول كاشانى 7- مكارم الاثار 8- التحفه العلویه 9- مناقب آل محمد 10- الرحله الحجازیه 11- النصیحه العالیه 12- حلیه المرتلین و دهها كتب دیگر كه تمامى آنها نزد نجل زكیش آیتالله حاج سید عباس موجود و به طبع خواهد رسید انشاءالله. جمعى از بزرگان مانند حاج شیخ آقابزرگ تهرانى ترجمه آن مرحوم را در كتب الذریعه و اعلام الشیعه ذكر نموده است. معظمله عالمى عابد و زاهدى بىبدیل و ورعى بىمثیل بوده و در ترویج احكام و نشر احادیث اهلبیت علیهمالسلام سعى بلیغ داشته است وى بسى و چهار واسطه به حضرت امام زینالعابدین علیهالسلام مىرسد و خاندان او از اجل خاندان و بیوتات اصیله كاشان بوده است مضافا بر این اصالت و نبالت داماد معظم آیتالله العظمى حاج سید محمدصادق اصفهانى اعلىالله مقامه كه یكى از مجتهدین و مراجع زمان خود بودند مىباشند. وى در روز یكشنبه 24 محرم 1365 قمرى بدرود حیات گفته و روز وفاتش شورش عجیبى در كربلا برپا و تجلیل وافرى از تشییع او به عمل آمده و در مقبره شخصى خود در صحن مطهر حضرت امام حسین علیهالسلام مدفون گردید. از شدت زهد و ورعى كه داشت پیوسته به فرزند جلیلش توصیه مىفرمود كه (ایاك و التصدى بامر القضاء و المرجعیه و حتى الامامه) و مىفرمود تا مىتوانى انزوا را اختیار و از شهرتطلبى و جاهپرستى پرهیز كن و علیك بتقوى الله فى السر و العلانیه وادع الى الله و روج دین اجدادك الطاهرین و لا تقصر عن نصره الدین و اهله.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] طبقات اعلام الشیعه (1608/ 14)، گنجینهى دانشمندان (240 -238/ 2).
فعالیتها: • دانشمند • عرفان • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:05 PM
کاشانی، فتحاللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 10 )
(وف 988 ق)، عالم دینى، فقیه، متكلم، محقق، مفسر، محدث و مورخ. از علماى بزرگ اواخر قرن دهم قمرى و از شاگردان مفسر بزرگ، ابوالحسن على بن حسن زوارى، بود كه به واسطهى او از محقق كركى روایت كرده است. او همچنین از ضیاءالدین محمد بن محمود، از مقدس اردبیلى، روایت مىكند. در «مشیخه» سید حسین كركى سال وفاتش 997 ق ذكر شده اما ماده تاریخ وفات وى (ملاذ الفقهاء) برابر با 988 ق مىباشد. از آثار وى: ترجمه قرآن به فارسى؛ «منهج الصادقین فى تفسیر القرآن المبین و الزام المخالفین»، به فارسى، در یكصد و هفتاد هزار سطر؛ «خلاصة المنهج»، به فارسى، كه ملخص «تفسیر منهج» است، در سه مجلد؛ «زبدة التفاسیر»، تفسیرى به عربى، در حدود هشتاد هزار سطر؛ شرح «نهجالبلاغه»، به نام «تنبیه الغافلین و تذكرة العارفین»، به فارسى؛ «كشف الاحتجاج»، در ترجمهى «احتجاج» طبرسى، به فارسى، كه آن را براى شاه طهماسب صفوى تألیف كرده است.[1] (ملا) فتحاللَّه بن شكراللَّه، فقیه و محقق و متكلم و مفسر امامى (ف. 988 ه.ق). وى شاگرد على بن حسن زوارى بود و به واسطهى او از محقق كركى روایت دارد. او در همهى علوم دینى متداول متبحر بود خصوصاً در تفسیر، وى راست: ترجمهى احتجاج طبرسى كه به نام كشفالاحتجاج مذكور است، ترجمهى قرآن به فارسى (و آن غیر از سه فقره تفسیر قرآن مذكور در ذیل است)، تنبیه الغافلین و تذكرةالعارفین (شرح فارسى نهجالبلاغه)، خلاصةالنهج (ملخص تفسیر منهجالصادقین مذكور در ذیل)، زبدةالتفاسیر (تفسیر قرآن به عربى)، كشفالاحتجاج (ترجمهى فارسى احتجاج طبرسى كه براى شاه طهماسب تألیف شده)، منهجالصادقین فى الزام المخالفین (تفسیر بزرگ به فارسى) (ریحانةالادب، لغ.)
برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)
منابع زندگینامه: [1] اعیان الشیعه (392/ 8)، ایضاح المكنون (592/ 2)، تاریخ كاشان (280 -279)، الذریعه (194 -193/ 23 ،8 -7 / 18 ،23/ 12 ،234 -233/ 7 ،447/ 4)، روضات الجنات (331 -330/ 5)، ریاض العلماء (319 -318/ 4)، ریحانه (20/ 5)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 178 -177/ 10)، فوائد الرضویه (346 -345)، لغتنامه (ذیل/ كاشانى)، معجم المؤلفین (51/ 8)، هدیة العارفین (815/ 1).
فعالیتها: • تاریخ • حدیث • فقه • فلسفه - منطق • قرآن • کلام، ادیان، مذاهب
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:06 PM
کاشانی، مجدالدین محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 6 )
(وف 555 ق)، فقیه حنفى. از آثارش «قنیة العالم و منیة فضلاء العالم» مىباشد كه به گفتهى خود در آن «الفتاوى الكبرى» حسامالدین عمر بن عبدالعزیز حنفى (م 536 ق) را تلخیص كرده است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: كشف الظنون (1356)، معجم المؤلفین (18/ 12)، هدیة العارفین (93/ 2).
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:06 PM
کاشانی، محمد حسن
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1379 -1303 ق)، عالم دینى، خطیب و مرجع تقلید. در نجف به دنیا آمد. مادرش دختر عالم بزرگ شیخ اسداللَّه شوشترى است. مقدمات و سطوح را فراگرفت. او در كنار پدرش كه از علماى برجسته بود و در بمبئى به وظائف شرعى و تبلیغى مىپرداخت، نشو و نما یافت و پس از پدر عهدهدار وظائف وى گشت و مرجع تقلید مردم بمبئى شد. وى سرانجام در همان جا درگذشت. سال تولد او در «طبقات اعلام الشیعه»، 1333 و در جاى جاى «الذریعه» 1303 ق قید شده است. همچنین در چند جاى «الذریعه» و به تبع آن در «مؤلفین كتب چاپى» تحت نام محمد حسین و صاحب كتابهاى «اسرار الغیبیة» و «برق الخاطف» و «التحقیق الجدید» و «چهار مقاله» ذكر شده است. او را تصانیف بسیارى است كه اكثر آنها به زبان گجراتى است. وى «فهرست كتب خزانة الشیخ محمد حسن» را كه مشتمل بر فهرست دو هزار كتاب و تألیف موجود در كتابخانهاش بود تنظیم نموده و در آن به اثرهاى خود كه متجاوز از چهل تصنیف مىباشد، اشاره كرده است. از جمله: «احكام الجمعة»؛ «احكام العیدین»؛ «احكام النیروز»؛ «دین الاسلام»؛ «عقاید النجفى»؛ «فلسفه نماز»؛ «قید شرق و آزادى غرب»؛ «محرم و عاشورا»؛ «معرفة الامام»؛ «مقدمهى منطق»؛ «مناسك النجفى»؛ «نجاة الصائمین».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (59/ 24 ،277 ،102/ 22 ،247/ 21 ،150/ 20 ،224/ 17 ،390 ،310/ 16 ،286/ 15 ،291/ 8 ،314/ 5 ،481 ،86/ 3 ،53/ 2 ،303 ،300 ،296/ 1)، طبقات اعلام الشیعه (قرن 380/ 14)، فهرست كتابهاى چاپى فارسى (1127 ،485 ،206/ 1)، مؤلفین كتب چاپى (691/ 2).
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:07 PM
کاشانی، محمدحسن
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
شیخ محمدحسن بن شیخ ابىالقاسم بن شیخ عبدالحكیم كاشانى مشهور به (نجفى) عالمى مؤلف و مرجعى بزرگوار و امام مسجد (خوجهها) بوده است وى در سال 1333 متولد و در سال 1387 در تهران وفات و در قم مدفون شده است. نگارنده گوید: این عالم جلیل و مرحوم والدش در بمبئى خدمات بسیار نموده و منشاء آثار زیادى شده و دهها هزار از شیعههاى اسماعیلى را مستبصر و ارشاد نمودهاند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:07 PM
کاشانی، محمدرضا
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید محمدرضا بن سید اسماعیل بن سید عبدالرزاق- (برادر سید محمدتقى) ابن سید عبدالحى حسینى پشت مشهدى كاشانى عالمى فقیه از شاگردان میرزاء بزرگ شیرازى و علامه سید محمد فشاركى و میرزا محمدتقى شیرازى بوده و در سال 1316 به كاشان مراجعت و در پشت مشهد اقامت و در مسجد حبیب بن موسى امامت و به خدمات دینى پرداخته تا سال 1350 كه وفات نموده است. فرزند این بزرگوار مرحوم سید استاد ما آیتاللَّه العظمى آقا میرزا سید على یثربى كاشانى شریك بحث مرحوم آیتاللَّه العظمى حاج شیخ عبدالكریم یزدى حایرى بوده است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:07 PM
کاشانی، مصطفی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید مصطفى شهید بن آیتاللَّه حاج سید حسین كاشانى كاظمینى (والد مرحوم آیتاللَّه مجاهد حاج سید ابوالقاسم كاشانى) از علماء بزرگ و مراجع بنام كاظمین است. خونسارى در احسنالودیعه ج 1 ص 305 گوید عالم عامل و فاضل كامل زبدة المحققین و اسوةالادباء الماهرین مولینا سید مصطفى بن العالم الفقیه سید حسین كاشانى مولداً والغروى منشاً و تحصیلا والكاظمى خاتمة و مدفنا از اكابر علماء متتبعین و اعاظم علماء بارعین و افاخم فضلاء ماهرین و بر دین خدا از جمله ناصرین عارف لغة عربیة و فقه و رجال و حدیث بود و از اشعار لطیفى كه خطاب به مولا امیرالمؤمنین (ع) در (نص غدیر خم) مىكند این دو بیت است. انت مولى الورى بما نص خیر الر سل یوم الغدیر فیك جهارا ملا الخافقین فضلك حتى لم یجد منكر له انكارا معظم له از شاگردان معظم میرزاء بزرگ شیرازى بوده و در جنگ بینالمللى اول یا جماعتى از طلاب و جمله از فضلاء اصحاب براى جهاد به ارض كاظمین (ع) مهاجرت فرموده و بعد از مراجعت در كاظمین ساكن و مرجع اهالى آنجا گشته اقامه نماز جماعت نمود و اهالى كاظمین اتفاق و اتحاد بر جلالت او نمودند. وى در حدود 1260 متولد شده و در كاظمین علیهماالسلام در عشر ثانى ماه رمضان سال 1326 ق به رحمت حق پیوست و در یكى از حجرات كشوانیه صحن كاظمین مدفون گردید.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:08 PM
کاشفالغطاء
( ملیت: ایرانی قرن: 12 )
(ع. برطرفكنندهى پرده) لقب (شیخ) جعفر بن (شیخ) خضر بن (شیخ) یحیى حلى جناحىالاصل و نجفىالمسكن والمدفن معروف به شیخ اكبر و شیخ نجفى، از بزرگان علماى امامیه و فقیه و مجتهد (ف. نجف 1227 یا 1228 ه.ق) وى شاگرد آقاى بهبهانى و سید مهدى بحرالعلوم و سید صادق فخام و جز ایشان بود؛ و صاحب جواهر و حجةالاسلام رشتى و شیخ محمدتقى صاحب هدایة المسترشدین و سید صدرالدین موسوى عاملى و سید جواد صاحب مفتاحالكرامة و شیخ عبدالحسین اعسم و حاجى كلباسى و گروهى دیگر از شاگردان اویند و از او روایت دارند. او راست: اثبات الفرقة الناجیة من بین الفرق الاسلامیة، احكام الاموات، بغیةالطالب فى معرفة المفروض والواجب (رسالهاى است عملیه و مطلب اول آن در اصول عقاید و مطلب دوم در احكام طهارت و نماز است)، الحق المبین فیتصویب المجتهدین و تخطئة جهال الاخباریین (كه در آن حقیقت مذهب طرفین را نگاشته و گوید كه هر دو در اصول دین متحد و در فروع نیز مرجع هر دو فرقه، روایات ایمه 4 است و در حقیقت مجتهد اخبارى و اخبارى نیز مجتهد و فضلاى طرفین ناجى و طعنكنندگان در هلاكتند)، شرح قواعد علامه (كه در آن بعضى از ابواب مكاسب را تا مبحث خیارات شرح كرده)، العقائد الجعفریة، كشفالغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء (این كتاب حاكى از كثرت اطلاع و فهم و جودت فكر و حسن سلیقهى او و حاوى اصول و فروع دینى است. شهرت شیخ جعفر به كاشفالغطاء به مناسبت نام همین كتاب است). وى نزد بزرگان عصر محترم بود و ریاست علمى داشت و بسیار حلیم و متواضع بود. مدفن او در نجف در محلهى عماره در مقبرهى مخصوص خانوادهى اوست. خاندان او را به نام آل كاشفالغطاء مىنامند و هر یك از آنان را نیز به لقب كاشفالغطاء مىخوانند، از آن جمله كسان ذیل از آن نامبردارند:
برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)
فعالیتها: • اصول فقه • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:09 PM
کاشفی سبزواری هروی، معینالدین، حسین
( ملیت: ایرانی قرن: 9 )
(وف 910 ق)، فقیه، محدث، حافظ، مفسر، واعظ، صوفى، ادیب و شاعر. مشهور به ملا حسین كاشفى یا ملاحسین واعظ. در سبزوار به دنیا آمد. دورهى جوانى را در آن شهر گذراند و در آنجا و نیشابور و هرات نشو و نما یافت. در زمان سلطان حسین میرزاى بایقرا در هرات و نیشابور به وعظ و ارشاد مىپرداخت و با صوتى خوش آیات قرآن و احادیث نبوى را با عبارات و اشارات مناسب بیان مىكرد. وى از ملازمان امیر على شیرنوایى بود. پس از ملاقات مولانا جامى و معاشرت با وى طریقت نقشبندیه را پذیرفت. دربارهىى مذهب وى اختلاف است، وى را به جهت گرایش به تصوف ملازمت با امیر علیشیر نوایى و نسبت خانوادگى نزدیك به ملا عبدالرحمان جامى سنى مذهب و به جهت نگارش كتاب «روضة الشهداء» و محل رشد و تربیتش سبزوار كه از شهرهاى اهل تشیع بوده، شیعه مذهب دانستهاند. به هر حال وى در هرات به شیعه بودن و در سبزوار به تسنن اشتهار داشت. كاشفى در هرات درگذشت. از آثار وى: «جواهر التفسیر لتحفة الامیر»، به نام امیر علیشیر نوایى؛ «مختصر الجواهر»، تفسیرى دیگر در حدود بیست هزار سطر؛ «جامع الستین»، در تفسیر «سورهى یوسف»؛ «المواهب العلیة»، معروف به «تفسیر حسینى»، به نام سلطان حسین بایقرا؛ «روضة الشهداء»، در مقاتل و ذكر مصیبت اهلبیت (ع) و واقعهى كربلا، كه چون اهل منبر از روى این كتاب مىخواندند به روضهخوان مشهور شدند؛ «الاربعین»، در احادیث موعظه؛ «المرصد الاسنى»، در شرح اسماء اللَّه الحسنى؛ «اخلاق محسنى»؛ «مخزن الانشاء»، در فن ترسل كه براى سلطان حسین بایقرا و امیر علیشیر نوایى، در 907 ق، تألیف نموده؛ «انوار سهیلى»، در تدابیر حكم و آداب از زبان حیوانات، بازنویسى از «كلیله و دمنه» نصراللَّه منشى، كه آن را براى امیر شیخ احمد سهیلى از امراى عهد سلطان حسین بایقرا نوشت؛ «اسرار قاسمى»، در سحر و طلسمات و كیمیا؛ «بدایع الافكار فى صنایع الاشعار»، در ذكر صناعات ادبى؛ شرح «مثنوى» مولوى؛ «لب المثنوى»؛ «لب اللب مثنوى»؛ «اختیارات النجوم»، به نام «الواح القمر»؛ «السبعة الكاشفیة»، شامل هفت وسیله در علم نجوم.[1] (بخش 1: كاشف) حسین بن على بیهقى سبزوارى واعظ ملقب به كمالالدین، دانشمند و واعظ معروف (ف. 906 یا 910 ه.ق) وى در علوم دینى و معارف الهى و فنون غریبه و ریاضیات و نجوم دست داشت. او در زمان سلطان حسین بایقرا در هرات و نیشابور به وعظ و ارشاد مشغول بود و با صوتى خوش و آهنگى دلكش آیات قرآنى و احادیث نبوى را با عبارات و اشارات مناسب ایراد مىكرد. او راست: آیینهى اسكندرى به فارسى (در استخراج مطلوب و حاوى 8 جدول و 20 دایره) و آن را جام جم نیز گویند، الاختیارات یا اختیارات النجوم (حاوى یك مقدمه و یك خاتمه و دو مقاله)، اخلاق محسنى (ذیل فرهنگ حاضر)، الاربعون حدیثاً در مواعظ بنام الرسالة العلیة فى الاحادیث النبویة (این كتاب به فارسى و حاول 40 حدیث است)، اسرار قاسمى (ذیل فرهنگ حاضر)، انوار سهیلى (ذیل فرهنگ حاضر)، بدائعالافكار فى صناعةالاشعار، تحفةالصلوات (به پارسى)، جامع الستین (تفسیر فارسى عرفانى و ادبى و اخلاقى و تاریخى سورهى یوسف)، روضةالشهداء (ه.م) سبعهى كاشفیه (7 رساله در علم نجوم)، شرح مثنوى، جواهرالتفسیر لتحفةالامیر یا عروس (عروس)، اللباب المعنوى فى انتخاب المثنوى، مختصر الجواهر (مختصر جواهر التفسیر یا عروس مذكور)، مخزنالانشاء به پارسى، المرصد الاسنى فى شرح اسماءاللَّه الحسنى، مطلعالانوار، المواهب العلیة (مواهب العیله) (لغ.).
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] از سعدى تا جامى (681 ،647 ،646 ،645 ،644 -643 ،641 -639 ،636 ،628 ،329)، اعیان الشیعه (124 -121/ 6)، ایضاح المكنون (674 ،416/ 2 ،76/ 1)، تاریخ ادبیات در ایران (526 -523/ 4)، تاریخ نظم و نثر (248 -245)، حبیب السیر (346 -345/ 4)، الذریعه (194 -193/ 20 ،291 -190/ 18 ،1252 ،899/ 9 ،58 -57/ 5 ،455/ 3 ،430/ 2 ،50/ 1)، روضات الجنات (223 -217/ 3)، ریاض العارفین (231 -230)، ریحانه (32 -29/ 5)، طرائق الحقائق (114/ 3)، كشف الظنون (1916 ،1896 ،1648 ،1574 ،1305 ،398)، الكنى و الالقاب (105/ 3)، لغتنامه (ذیل/ كاشفى)، مجالس المؤمنین (548 -547/ 1)، مجالس النفائس (93)، معجم المؤلفین (35 -34/ 4)، مؤلفین كتب چاپى (816 -810/ 2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • تبلیغ • حدیث • ریاضیات و هندسه • شعر • عرفان • علوم غريبه • فقه • قرآن
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:09 PM
کاظمی خوانساری اصفهانی، محمد مهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1391 -1319 ق)، عالم دینى و فقیه اصولى. وى در محلهى قطانه كاظمین به دنیا آمد و پس از نشو و نما به تحصیل پرداخت. مقدمات و ادبیات و منطق و سطوح وسطى و نهایى را از علماى كاظمین، همچون میرزا ابراهیم سلماسى كاظمى و آیتاللَّه شیخ حسین رشتى كاظمى، فراگرفت. سپس به نجف مهاجرت كرد و چند سالى از محضر آیتاللَّه سید ابوتراب خواسنارى و آیتاللَّه شیخ على مازندرانى و دیگران بهرهها جست و از سید ابوتراب خوانسارى و میرزا ابراهیم سلماسى كاظمى و شیخ على مازندرانى و شیخ اسداللَّه زنجانى و سید محمد كاشانى حایرى و شیخ على آل كاشف الغطاء نجفى و شیخ على شاهرودى و شیخ ضیاءالدین عراقى و سید محسن عاملى، صاحب «اعیان الشیعه»، و شیخ كاظم شیرازى نجفى و سید میرزا هادى خراسانى حایرى اجازه گرفت. آنگاه به كاظمین بازگشت و به وظائف دینى و تألیف و اقامه جماعت پرداخت تا در همان شهر درگذشت و در جوار قبر امام موسى بن جعفر (ع)، به خاك سپرده شد. از آثارش: «احسن الودیعة فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعة» یا «الباقیات الصالحات»، در تتمیم «روضات الجنات»؛ «صرف العنایة فى حل معضلات الكفایة»؛ «نزهة المرتاض فى شرح طهارة الریاض»؛ «القول المقبول فى مباحث الاصول»؛ «جامع الشتات فى النوادر و المتفرقات»؛ «نفایس الكلام فى شرح اسماء اللَّه العظام»؛ «زبدة الكلام فى المنطق و الكلام»؛ «بغیة اللبیب و غنیة الادیب فى شرح منطق التهذیب»؛ «الانوار الكاظمیة فى احوال السادات الموسویة»؛ «النقد و البیان فیما یتعلق بكتب الاعیان»؛ «مطلع الشمسین فى الدفاع عن السیدین»؛ «البرهان الجلى فى احوال زید بن على (ع)».
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: الذریعه (242 ،124/ 24 ،31/ 12 ،439/ 2 ،289/ 1)، ریحانه (191 -190/ 2)، علماء معاصرین (244 -242)، گنجینهى دانشمندان (310 -309/ 6)، مؤلفین كتب چاپى (367 -365/ 6).
فعالیتها: • اصول فقه • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:11 PM
کاظمی، فرجاللَّه
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
فرجاللَّه كاظمى هرسینى از علماء بزرگ معاصر كرمانشاه بودهاند آن مرحوم در سال 1304 ق در نورآباد لرستان به دنیا آمده و تا پانزده سالگى در آن سامان به سر برده و پس از ملاقات میهمان دانشمندى كه با او كتاب (معراجالسعادة) مرحوم نراقى بوده وى به دیدن آن كتاب دل از دنیا كنده و بخصوص از وضع خانواده خود كه صدها سال ریاست عشایرى و خوانینى آن محیط را داشتند نگران و ناراحت شده و از بستگان و كسان خود فاصله و مدت سه سال با آنها مبارزه و در تحمیلات و فشارهاى آنها آیتاللَّه حاج شیخ فرجاللَّه هرسینى صبر نموده تا سال 1322 از آن فضا و مركز جهل و ضلالت كه یك نفر روحانى و اهل علم نداشتند فرار به هرسین نموده و از آنجا به كرمانشاه و پس از بیرون آمدن از لباس خانزادگى و پوشیدن لباس ساده با قافله به سمت عراق رفته و در كربلا ساكن گردیده و حدود سه سال مقدمات را در آنجا تحصیل و پس از آن مشرف به سامرا شده و در شمار ملازمین و خواص اصحاب و تلامذه مرحوم آیتاللَّه العظمى میرزا محمدتقى شیرازى رضواناللَّهعلیه درآمده و از محضرش استفاده نموده تا موقع جنگ بینالمللى كه به كربلاى معلى مهاجرت نمودند ایشان هم در ملازمت معظم له به كربلا آمده و تا بعد از فوت ایشان سال 1338 ق به نجف اشرف عزیمت و از اساتید و مدرسین آن زمان چون مرحوم آشیخ احمد كاشفالغطاء و مرحوم آیتاللَّه اصفهانى استفاده نموده تا سال 1351 ق كه به ایران مراجعت و در لرستان و هرسین و اطراف آن و كرمانشاه مشغول تبلیغ و ترویج و تشویق طلاب و محصلین گردیده و عدهاى طلبه تربیت و اعزام نموده و خود شب و روز با خوانین ظلم و جور لرستان مبارزه و مخصوص با فرقه ضاله علویون و غلات نورآباد و نواحى كرمانشاه مناظرهها نموده و حدود صد هزار نفر را ارشاد و از ضلالت نجات تا سال 1371 ق كه براى معالجه و كسالت به تهران وارد و پس از چند ماه به قم عزیمت و رحل اقامت افكنده و حدود ده سال توقف تا در اواخر مرحوم آیتاللَّه العظمى بروجردى بنابر اصرار و تقاضاى مردم كرمانشاه به آن سامان مهاجرت و تا پایان عمر در یكى از مساجد معروف شهر كه براى ایشان بنا نموده بودند به اقامه جماعت و ارشاد مردم پرداخته تا سال 1382 قمرى كه به رحمت ایزدى واصل گردید. آن مرحوم داراى چهار فرزند مذكور و نه فرزند اناث مىباشند.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • تبلیغ • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:11 PM
کاظمینی بروجردی، طاهر
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(1400 -1308 ق)، عالم دینى، فقیه و نویسنده. وى در بروجرد به دنیا آمد. پس از فراگیرى مقدمات در 1332 ق به نجف رفت و از محضر سید محمد كاظم یزدى استفاده نمود. ولى به واسطهى جنگ جهانى اول بیش از سه سال نتوانست در آنجا توقف كند و به بروجرد بازگشت، سطوح را تكمیل كرد و پس از فراغت از آن بیست سال تمام در درس خارج آیتاللَّه حاج آقا حسین بروجردى حاضر شد. پس از مهاجرت آیتالَّله بروجردى به قم، وى در مسجد ناسكالدین بروجرد به امامت و تدریس و بیان مسائل و احكام پرداخت. در 1362 ق به دریافت اجازهى اجتهاد و روایت از آیتاللَّه آقا سید ابوالحسن اصفهانى نایل گشت. او در 1376 ق موفق به سفر حج شد و پس از مراجعت به خدمات دینى ادامه داد. از آثارش: كتاب «مضرات المسكرات»؛ جزوهاى در «مسافرت صائم در ماه رمضان»؛ جزوهاى در «جواب از اعتراض به دعاى مبارك ندبه»؛ كتابى در «تجوید»؛ كتابى در «قواعد جفر و اعداد و ختوم و ریاضیات»؛ كتاب «تذكرة المتكلمین»، در شرافت علم و مقام علماء؛ «صلاة المسافر»، استدلالى، به عربى.[1] السید طاهر بن السید العلام السید ابوالقاسم بن السید الاجله السید عبدالعزیز بن العلامه السید محسن الكاظمینى اعلىالله مقامهم اجمعین كه همه از علماء اعلام بودهاند. مرحوم والدش در حدود سال 1290 قمرى از كاظمین منتقل به بروجرد شده و در آنجا متأهل گردیده و در سال 1320 قمرى وفات نمود. مترجم معظم ما كه یكى از علماء اعلام و مراجع كرام معاصر است در سال 1308 در بروجرد تولد یافته و مدت دوازده سال در بروجرد بعد از تحصیل معاش بكدیمین اشتغال بكتب فارسى و مقدمات عربى نموده و در سال 1332 قمرى در عصر آیهالله حاج سید كاظم یزدى مهاجرت بنجف اشرف نموده ولى بواسطه جنگ بینالمللى بیش از سه سال نتوانسته توقف و تحصیل نماید به بروجرد مراجعت و سطوح را تكمیل و پس از فراغت از آن بیست سال تمام در درس خارج آیهالله العظمى حاج آقا حسین بروجردى حاضر شده و در همان زمان امامت مسجد ناسكالدین را كه محل امامت قبلى خودشان بود بوى واگذار و پس از مهاجرت ایشان بقم بتدریس و بیان مسائل و احكام در مسجد مزبور پرداخته و در سال 1362 قمرى نائل باجازه اجتهاد و روایتى از مرحوم آیهالله العظمى آقاى اصفهانى گردیده و در سال 1376 قمرى موفق بحج خانه خدا و پس از مراجعت تا حال حاضر بخدمات دینى و وظائف روحى اشتغال دارند و ایشانند والد ماجد عالم بزرگوار صدیق عزیز نگارنده جناب حجهالاسلام والمسلمین آقاى حاج سید محمد على كاظمینى بروجردى مقیم و مهاجر به تهران كه ترجمه و آثار و خدماتش در ضمن علماء تهران خواهد آمد. آثار و تألیفات آقاى كاظمینى مدظله از این قرار است: 1- كتاب مضرات المسكرات كه در آن آیات قرآنیه و هفتاد و چهار خبر در موضوع مسكرات از اهلبیت رسالت علیهمالسلام ذكر شده و با خط نفیس ایشان كه حقا در میان علماء از این جهت كم نظیر و داراى این سعادت بزرگ است كه فرمودهاند (و من سعاده المؤمن جوده خطه) افست و منتشر گردیده است و حقا در این كتاب آیاتى از توراه و انجیل در پیرامون حرمت شراب آورده و بیانات نافعه و سودمندى نمودهاند. 2- جزوهاى در مسافرت صائم در ماه رمضان پیش از ظهر یا بعدازظهر و مراجعت كند در همان روز پیش از ظهر یا بعدازظهر كه بطبع رسیده و منتشر گردیده است. 3- جزوهاى در جواب از اعتراض بدعاء مبارك ندبه كه در همین سال 1351 شمسى نوشته و بطبع رسیده. 4- كتابى در تجوید كه مخطوط است. 5- كتابى در قواعد جفر و اعداد و ختوم و ریاضیات مخطوط. 6- كتاب تذكره المتكلمین فارسى در موضوع شرافت علم و مقام علماء و سادات. 7- صلوه المسافر استدلالى عربى متجاوز از دویست صفحه كه آماده براى طبع است. ناگفته نماند كه جد اعلاى آقاى كاظمینى مرحوم علامه زاهد سید محسن كاظمینى یكى از اوتاد زمان خود بوده و در حدود 1240 قمرى از دنیا رفته و قبرش در كوچه قریب بصحن مطهر است در طرف شمالى آن و معروف است. و در مستدرك الوسائل از عالم عامل ملا زینالعابدین سلماسى نقل كرده كه گفت در خواب دیدم قصر عالى رفیعى كه درب وسیعى داشت و دیدم بدر و دیوارهاى آن میخهاى طلا زده بودند گفتم صاحب این قصر كیست گفتند سید محسن كاظمینى تعجب كردم گفتم منزلش در كاظمین كوچك و درب كوچكى داشت از كجا این منزل مال او شده گفتند چون داخل شد از این درب كوچك خداوند باو عطا فرمود این منزل عالى بزرگ را.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] تاریخ بروجرد (578/ 2)، گنجینهى دانشمندان (198 -196/ 3)، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف (1061/ 3).
فعالیتها: • فقه • نویسندگی
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:11 PM
کاظمینی بروجردی، محمد علی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
(تو ح 1339 ق)، عالم دینى و فقیه. در بروجرد به دنیا آمد. در هجده سالگى به مدرسه علمى بروجرد وارد شد و به تحصیلات علوم دینى پرداخت. پس از چهار سال به نجف مهاجرت كرد و در مدرسهى بادكوبهاىها مشغول به تحصیل شد. ولى به علت كسالت، با اینكه آیتاللَّه اصفهانى به امر درمان ایشان توجهى خاص داشت، به موطن خود بازگشت. آنگاه به قم رفت و حدود چهارده سال در آن شهر اقامت گزید و از محضر آیتاللَّه حجت و آیتاللَّه سید محمد تقى خوانسارى و آیتاللَّه شیخ عبدالنبى عراقى و آیتاللَّه بروجردى استفاده نمود. در 1375 ق به تهران آمد و در مسجدى در خیابان خراسان به انجام وظایف مذهبى و گفتن تفسیر و احكام و معارف اسلام و ترویج دین پرداخت. از آثارش «نهایة المقام لابناء الامام»؛ «نهایة الكلام فى حق رسول الاسلام»؛ «اسلام از نظر دیگران»؛ «منتخب اللآلى»، در سؤال و جواب و داستانهاى اسلامى؛ «گنجینهى معارف»؛ «منشورات»؛ «جواهر الولایة»، در امام شناسى؛ «منشورات مقدس نور»، راجع به شیعهشناسى در نظر فریقین.[1] سید حبیبالله برهانى بن حاج سید كریم رستمكلائى تاجر معروف مازندران از علماء معاصر شمال بودند. وى مقدمات تحصیلى خود را در حوزههاى مازندران تكمیل و مدتى در جوار حضرت على بن موسىالرضا علیهالسلام اشتغال داشتند و در عصر مرحوم آیهالله حایرى بقم آمده و از محضر آن بزرگوار استفاده نموده آنگاه بنجف اشرف مهاجرت و از محضر علمین آیتین آیهالله نائینى و آیهالله العظمى اصفهانى و دیگران استفاده كرده و سپس بوطن مراجعت و بانجام وظائف دینى و روحى از جماعت و تبلیغ دین و احكام پرداخته و در امور سیاسى اشتهار پیدا نموده كه در تمام مازندران معروف بود. در سال 1376 ق از دنیا رفته و جنازهاش حمل بمشهد مقدس و در یكى از حجرات غربى باغ رضوان مدفون گردیده است. مرحوم برهانى داراى صفات حمیده و برجسته از قبیل مهمان نوازى و مساعدت بمستمندان و بیچارگان بوده و در سخاوت در حدود خود بسیار كم نظیر بوده است. فرزندان بسیارى از خود گذارد كه بعضى در سلك روحانیت میباشند.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] گنجینهى دانشمندان (531 -530/ 4).
فعالیتها: • تبلیغ • دانشمند • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:12 PM
کاظمینی خونساری، محمدمهدی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
سید محمدمهدى بن العلامة حاج سید محمد بن العلامه سید محمدصادق بن العلامة آیتاللَّه العظمى آسید زینالعابدین خونسارى اصفهانى كاظمینى رحمة اللَّه علیهم اجمعین از علماء معروف و معاصر كاظمین بودهاند آن مرحوم در محله قطانه كاظمین در سوم ماه شعبان 1319 ق متولد شده و پس از پرورش در بیت علم و عزت شروع به تحصیل نموده و مقدمات و ادبیات و منطق و سطوح وسطى و نهائى را از علماء مبرز كاظمین چون مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ حسین رشتى كاظمى خوانده سپس به نجف اشرف مهاجرت و چند سالى از محضر مرحوم آیتاللَّه آسید ابوتراب خونسارى و آیتاللَّه آشیخ على مازندرانى و غیرهما استفاده نموده آنگاه مراجعت به كاظمین و به وظائف دینى و روحى از اقامت جماعت در صحن و حرم مطهر كاظمین (ع) و ترویج دین و تألیف كتب مفیده پرداخته تا در محرم 1391 قمرى كه رد سن 72 سالگى از دنیا رفته و در جوار جد گرام خود بابالحوائج الى اللَّه حضرت موسى بن جعفر (ع) مدفون گردیده است داراى تألیفات عدیده مىباشد كه ذیلا مىنگارم 1- احسن الودیعه فى تراجم مجتهدى الشیعه 2- صرف العنایة فى حل معضلات الكفایه 3- نزهة المرتاض فى شرح طهارة الریاض 4- القول المقبول فى مباحث الاصول 5- جامع الشتات فى النوادر والمتفرقات 6- نفایس الكلام فى شرح اسماء اللَّه العظام 7- زبدة الكلام فى المنطق والكلام 8- بغیة اللبیب و غنیة الادیب فى شرح منطق التهذیب 9- الانوار الكاظمیه فى احوال السادات الموسویه 10- النقد والبیان فیما یتعلق بكتب الاعیان 11- مطلع الشمسین فى الدفاع عن السیدین 12- البرهان الجلى فى احوال زید بن على (ع) و چندین كتاب دیگر. آن مرحوم داراى اجازات عدیده روایتى و غیره از بزرگان مراجع نجف و كاظمین بودهاند
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:13 PM
کاظمینی، راضی
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
شیخ راضى بن شیخ محمد كاظمینى از اكابر علماء كاظمین بوده و علماء فریقین به فضل او اقرار نموده و آن بزرگوار در زهد و ورع و علم كمنظیر بود. علوم عربیه و منطق و معانى و بیان و فقه و اصول را تدریس مىنمود تا در روز شنبه 17 شوال 1349 وفات و مل به نجف و در جنب والد علامهاش شیخ محمد كه از اكابر علماء كاظمین بودند مدفون گردید.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:13 PM
کاظمینی، محمد
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
احسنالودیعه ج 1 ص 25- گوید عالم او حد و فقیه مسدد مولینا سید محمد بن سید احمد كاظمینى (آل حیدر) از قاطنین كاظمین علیهماالسلام عالم كامل زاهد عابد عارف باخبار و آثار منطبق متكلم مهاب رئیس مقدم بر اقران بارع در زمان خود بود و در حسینیه كه بعضى از امراء به امر او بنا كرده بود به منبر تشریف مىبرد و خطبه مىخواند و موعظه كرده و مردم را به طریق حق و رشاد هدایت و ارشاد مىفرمود و على رؤسالاشهاد حق مىگفت و از كسى باك نمىنمود و بر اهل علم تعظیم و تكریم و در مجالس و محافل براى ایشان قیام و در این طریقه حسنه تأسى بر گذشتگان مىكرد و در كاظمین علیهماالسلام به كرم و اخلاق او مردم ضربالمثل مىكردند. وى از شاگردان شیخنا الانصارى و علامه میرزا محمدحسن شیرازى در ایام اقامت او در سر من راى بود و در حیات میرزاء به كاظمین برگشته و مشغول به ترویج شرع مبین و نشر سنن سیدالمرسلین گردید. از آثار علمى او كتب زیر است. 1- كتابى در اخبار 2- حاشیه بر معالم 3- منظومه در اصول موسوم به در نظیم 4- كتابى در موالید ائمه اطهار علیهمالسلام 5- كتابى در وفیات ایشان ع سفرى در 1280 ق به مشهد مقدس نموده و بعد از چهار سال اقامت در ارض اقدس به كاظمین مراجعت و در محرم 1315 ق به رحمت حق پیوست و در مقبره شخصى خود مدفون گردید.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:13 PM
کاظمینی، مرتضی
( ملیت: ایرانی قرن: 13 )
سید مرتضى پنجمین فرزند علامه آسید احمد كاظمینى عالمى محقق و فاضلى مدقق و از بزرگان و مشاهیر علماء شیعه و رؤساء روحانیون كاظمین بوده است علماء بزرگوار كاظمین او را از هر جهت بر برادرش مرحوم آسید مهدى مذكور مقدم مىداشتند عمده تلمذش خدمت علامتین آیتاللَّه العظمى آشیخ محمد حسن آل یس كاظمى و آیتاللَّه العظمى میرزا محمدحسن شیرازى اعلى اللَّه مقامهم. الشریف بوده است. وفات آنجناب در هشتم ماه رجب 1303 قمرى در كاظمین اتفاق افتاد و با تشییع عظیمى در مقبره خود ایشان كه در حسینیه واقع است مدفون گردیدند مساجد و حسینیههاى كراچى در كراچى كه بیش از یكصد هزار نفر ایرانى یزدى و اصفهانى و خراسانى و شیرازى و غیره سكونت دارند مساجد و حسینیههاى بسیاریست كه همه مجلل و باشكوه و مخصوص حسینیه آقاخانىها از نظر صنعت معمارى و ریزهكارى كه تمام قرآن كریم در سقف آن به طرز جالب زرین منقوش شده از مهمترین بناهاى پاكستان بلكه دنیاى اسلام است.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:14 PM
کافی الملک، احمد
( ملیت: ایرانی قرن: 14 )
حجهالاسلام والمسلمین آقاى حاج شیخ احمد بن المرحوم عباسعلى از علماء اخیار و مدرسین بزرگوار حوزه علمیه قم است كه به فضل و كمال موصوف و به قدس و تقوا معروفست. وى در قریه كافىالملك كه در هشت فرسخى تبریز است متولد شده و در سن كودكى به تحصیل فارسى پرداخته و بعد از فراگرفتن آن در شهر تبریز وارد مدرسه طالبیه شده و ادبیات را از علماء آنجا خوانده و مكاسب را از مرحوم آیتالله حاج میرزا ابوالحسن انگجى و كفایه را نزد آیتالله شهیدى و قسمتى از معقول را از آیتالله آقا سید عبدالعظیم رضوانالله علیهم خوانده و در تاریخ 1350 قمرى مهاجرت به قم نموده و مدت پنج سال از محضر آیتالله العظمى حایرى و ضمنا آیتالله العظمى حجت و آیتالله العظمى خونسارى طیبالله مضاجعهم و مدت 18 سال هم تقریبا از ابحاث آیتالله العظمى بروجردى استفاده كرده و هم تا حال حاضر به تدریس سطوح عالى فقه و اصول را اشتغال دارند. مولف گوید: جناب حجهالاسلام آقاى كافىالملكى از علماء برجسته حوزه است و از روزى كه ایشان را شناختهام به علم و فضیلت شناخته و یافتهام ادامالله عزه و توفیقه.
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد دوم)
فعالیتها: • فقه
Bauokstoney
Sunday 25 October 2009-1, 04:14 PM
کافی الکفاة طالقانی، اسماعیل
( ملیت: ایرانی قرن: 4 )
جناب اسماعیل بن عباد بن عباس طالقانى معروف به صاحب بن عباد منسوب به این ناحیه است و اگر نداشت طالقان كسى را جز این یك نفر براى او كافى بود كه به اكثر مناطق و اماكن فخر و مباهات كند. محدث قمى در فوائد الرضویه ص 45- گوید: پا به فضل و كمال و معالى و افضال آن قدوه ارباب جلال از آن گذشته است كه زبان بتواند ثناى او گوید چه ظاهرست كه چون جمال بغایت رسد دست مشاطه بیكار ماند و چون بزرگى و جلال بحد كمال رسد بازار وصافان شكسته گردد. آنجناب از وزراء آلبویه و ملجاء عوام و خواص و مرجع ملت و دولت و از خانواده شرف و عزت بوده و سالها وزارت فخرالدوله و مجدالدوله دیلمى را داشته و خدمات بسیارى به دین و مذهب نموده است. ورث الوزراة كابراً عن كابر موصولة الاسناد بالاسناد یروى عن العباس عباد و زا رته و اسماعیل عن عباد و یگانه عصر خویش در فضل و كمال و علم و ادبیت بود، علویین و سادات و علماء و فضلا نزد او محلى منیع و منزلتى رفیع داشتند. و از علماء ترویج مىكرد و ایشان را به تصنیف و تألیف تشویق مىنمود. بجهت خاطر او شیخ فاضل خبیر ماهر حسن بن محمد قمى تاریخ قم را تألیف كرده و در اول آن برخى از فضائل جناب صاحب را ذكر كرده. و نیز شیخ صدوق براى او عیون اخبارالرضا (ع) را تألیف نموده و اول آن را به ذكر دو قصیدهاى از او در اهداء اسلام به سوى مولانا الرضا (ع) مزین ساخته. و هم ابنفارس كتاب (الصاحبى) را كه در لغت است به اسم او معنون كرده است و نیز شیخ اجل حسین بن على بن بابویه برادر شیخ صدوق كتابى به اسم او نوشته و ثعالبى كتاب (یتیمة الدهر) را در احوال شعراء براى او تصنیف نمود. عدهاى از علماء اهل سنت هم به مدح و ستایش او كتابهاى خود را زینت دادهاند. ثعالبى د