PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : معرفی و مطالب علمی و پزشکی درباره بيماريهاي غير واگير شايع



صفحه ها : [1] 2

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 12:45 PM
سرطان حنجره چیست؟


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=1343b5ffbf9c2a3627f113d52fd10a66
سرطان حنجره چیست؟
حنجره (Larynx) بخشی از مجرای تنفسی و عضو اصلی تولید صدا است که در جلوی گردن و پایین زبان قرار دارد و متشکل از چندین غضروف است که در تنفس، تکلم و بلع نقش مهمی را ایفا می‌کند.
سرطان حنجره نوعی بیماری است که حاصل رشد خارج از کنترل و نامنظم یاخته‌های بدخیم در حنجره و بافت‌های اطراف این عضو است. این بیماری اغلب در افراد بالای ۴۰ سال شایع است و تظاهر آن در افراد زیر ۲۵ سال بسیار نادر است. مردان تقریباً به میزان ۴ برابر زنان به این بیماری مبتلا می‌ شوند.
علائم هشدار دهنده سرطان حنجره
• گرفتگی طولانی مدت صدا و یا تغییرات ‌آهنگ صوتی بدون وجود علت بارز
• احساس وجود توده ای در گلو
• برآمدگی در ناحیه گردن
• تنگی نفس در اثر فعالیت
• سرفه مزمن
• سختی و یا احساس درد هنگام بلع
• سرفه همراه با خلط خونی
• غده‌های لنفاوی متورم و سفتی در گردن
• احساس درد در هنگام لمس گلو
• تنفس صدادار
• بوی بد دهان
• گوش درد ( بدون وجود علت عفونت )
• کاهش وزن
سبب شناسی: سرطان ‌زایی سرطان حنجره
عامل مستعد در تظاهر سرطان حنجره مانند هر سرطان دیگری تداخل در نظم تقسیم یاخته‌ها است. تحقیقات ‌آماری و بالینی روند بدخیمی بیماری سرطان حنجره با عوامل زیر ارتباط می دهند:
• استعمال دخانیات
• زیاده روی در نوشیدن مشروبات الکلی
• استنشاق گرد وغبار فلزات و چوب
• تماس با آلاینده‌‌های شغلی مانندآزبست،( پنبه نسوز)، اسید سولفوریک ، نیکل
• پولیپ‌ها (ضایعات) تارهای صوتی
• التهاب مزمن تارهای صوتی
• سن – افراد بالای ۴۰ سال بیشتر در معرض ابتلا به سرطان حنجره هستند
• جنس – مردان تقریباً به میزان ۴ برابر زنان به این بیماری مبتلا می‌شوند
• نژاد- سیاه ‌پوستان درصد بالاتری را نسبت به سفید پوستان در ابتلا به سرطان حنجره نشان می‌دهند
الگوهای تشخیص سرطان حنجره
با توجه به وضیعت عمومی سلامت فرد، بررسی های تشخیص سرطان حنجره ممکن است شامل:
• معاینه ساده حنجره ، غده‌های لنفاوی و ناحیه گردن توسط پزشک
• پرتو نگاری از حنجره با تابش اشعه X
• رادیوگرافی از حنجره توسط دستگاهی بنام فلورسکوپ ( fluoroscope) جهت بررسی شکل و حرکت ساختار حنجره
• معاینه سطح داخلی حنجره با استفاده از دستگاهی بنام لارنگوسکوپ (لارنگوسکوپی- laryngoscopy)
• عکسبرداری ساده قفسه سینه
• سی تی اسکن (Computerised tomography scan)- در این روش دستگاه سی تی اسکن با گرفتن تعدادی عکس توسط اشعه ایکس، تصویری سه بعدی از بدن را نشان می دهد و از این طریق محل و اندازه دقیق ضایعه و پراکندگی تومور به بخش های دیگر مشخص می شود.
•پرتونگاری با استفاده از تشدید میدان مغناطیسی (MRI Scan) – این آزمایش مشابه سی تی اسکن است با این تفاوت که به جای تابش اشعه X از مغناطیس جهت عکسبرداری از اعضای بدن استفاده می شود. در این آزمایش بیمار به مدت ۳۰ دقیقه به طور ساکن درون اتاقک این دستگاه می ماند و تصاویر مقطعی از بدن او تهیه می شود.
•نمونه برداری یا بیوپسی (biopsy)- بررسی میکروسکوپی از نمونه بافت مورد نظر. این آزمایش بسیار مهم است زیرا مطمئن ترین روش برای تشخیص سرطان به حساب می آید.
الگوهای درمانی سرطان حنجره
انتخاب نوع الگوی درمان بستگی به سابقه بیماری شخص، نوع و محل سرطان حنجره و وضعیت سلامت عمومی بیمار دارد.
معمول‌ترین الگوی درمان سرطان حنجره پرتو درمانی است.
درمان در مراحل پیشرفته بیماری مستلزم جراحی و خارج کردن ضایعه بدخیم و بافت‌های درگیر و یا پرتو درمانی پس از جراحی است. در عمل جراحی بخشی یا تمام حنجره (لارینژکتومی laryngectomy-) برداشته می‌شود.
در شرایطی که تمام حنجره به طور کامل برداشته می‌شود، گلوگاه را می‌بندند تا عمل بلع به طور طبیعی انجام شود و بالای نای به منفذی از پوست بخیه زده می‌شود (تراکئوستومی tracheostomy) تا هوا از این راه وارد ریه شود. در چنین شرایطی تنفس به جای دهان و بینی از طریق این منفذ یا شکاف صورت می‌گیرد. در صورت برداشتن کامل حنجره روش صحبت کردن از راه مری به بیمار آموزش داده می‌شود و یا از حنجره مصنوعی (مکانیکی یا الکتریکی ) استفاده می شود.
هنگامی که سرطان حنجره مهاجم شده و به دیگر بافتهای بدن و غدد لنفاوی سرایت کرده باشد غده‌های لنفاوی و بافت‌های تراریخته اطراف گردن هم برداشته می‌شود. سرطان مهاجم و پیشرفته حنجره بیشتر نواحی گردن را در بر می‌گیرد تا نقاط دورتر بدن، از این رو شیمی درمانی، الگوی معمول درمان سرطان حنجره به شمار نمی ‌آید.
معمولا پس از درمان، فعالیتهای طبیعی بدن به تدریج از سر گرفته می شود و رژیم غذایی خاصی ضروری نیست اگر چه پس از جراحی برای مدتی از رژیم درمانی مایعات استفاده می‌شود تا التیام بافت آسان تر صورت گیرد.
پس از درمان، مراقبت‌های منظم پزشکی الزامی است تا پیشرفت احتمالی بیماری تحت کنترل باقی بماند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 12:48 PM
سرطان پوست چیست؟


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=1&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=4148e103b1fe361caa58cd3e7b3b3b4e
سرطان پوست چیست؟
پوست بزرگترین عضو بدن و وظیفه آن ذخیره چربی ـ خنک نگهداشتن بدن و ساختن ویتامین D در بدن است و بدن را از عفونت، نور، از دست رفتن آب و سایر مایعات و جراحت حفاظت می کند.
سرطان پوست بیماری است که در آن سلولهای بدخیم از بافت پوست نشات می گیرند و به طور نامنظم و فزاینده ‌ای تکثیر و به طریقی از سیستم ایمنی و دفاعی بدن عبور می کنند بدون اینکه موجب عکس‌العمل تدافعی و تهاجمی در سیستم ایمنی بدن شوند. مهمترین عامل پیشتاز و مستعد سرطان پوست، جهش در DNA سلول بر اثر اشعه ماورای بنفش است که منجر به شروع تراریختی سلول و سرطانی شدن آن می شود.
با توجه به نوع سلول پوستی که دچار تراریختی و سرطان شده است اشکال مختلفی از سرطان پوست وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند. شایع ترین اشکال سرطان پوست عبارتند از:
I ـ سرطان سلولهای بنیانی یا پایه (Basal Cell Carcinoma)
IIـ سرطان سلولهای فلسی (Squamous Cell Carcinoma )
IIIـ سرطان سلولهای ملانوسیست ( ملانوما) ( Melanoma)
سرطان سلول های بنیانی
سرطان سلولهای بنیانی شایع ترین نوع سرطان پوست به شمار می آید و نسبت به دیگر اشکال سلولهای سرطانی پوست خطر کمتری دارد. سرطان سلولهای بنیانی که در پایه اپیدرم (لایه خارجی پوست) قرار دارند سرعت رشد کم و آرام داشته و به ندرت گسترش می یابند.
سبب شناسی سرطان سلولهای بنیانی پوست عبارت است از: در معرض تابش نور شدید آفتاب قرار گرفتن بدن از جمله صورت، گوشها، گردن، سر، شانه ها و پشت، تماس با مواد شیمیایی مانند آرسنیک و مواد رادیو اکتیو، جراحتهای باز، سوختگی، خالکوبی و واکنشهای حساسیتی نسبت به واکسن.
افرادی که پوست و موی روشن و چشم آبی، سبز و خاکستری دارند و همچنین اشخاصی که مشاغل آنها در فضای باز است و به طور متوالی در معرض نور آفتاب هستند نیز از خطر بالا تری برای ابتلا به سرطان سلولهای بنیانی پوست برخوردارند.
علائم هشدار دهنده سرطان بنیانی پوست
زخمهای بازی که خونریزی در آن پس از سه هفته یا بیشتر ترمیم نیافته باشد.
لکه سرخ یا حساسیتی که ممکن است حالت خشکی درد و یا خارش داشته و بهبود نیابد.
بر آمدگی شفافی که به رنگ صورتی- قرمز- سفید است و یا در افراد با پوستهای تیره به رنگ قهوه ای و سیاه نمایان شود و گاهی با خال اشتباه گرفته می شود.
لکه صورتی که با حاشیه بر آمده و فرو رفتگی خشک در مرکز آن همراه است در این مورد با رشد لکه، رشته های نازک رگهای خونی ممکن است بر سطح آن ایجاد شود.
سرطان سلولهای فلسی پوست
سرطان سلولهای فلسی دومین شکل شایع سرطان پوست به شمار می رود که می تواند تمام بدن از جمله لایه های مخاطی را در بر گیرد.
اکثر اشکال سرطان سلولهای فلسی مدتها به لایه اپیدرم محدود می ماند و در صورت درمان نشدن به لایه های زیرین پوست سرایت کرده و بافتهای دیگر را مورد تهاجم قرار می دهد.
در معرض تابش نور شدید آفتاب قرار گرفتن اعضای بدن مانند صورت، گردن، اطراف گوشها، پوست سر بدون پوشش مو، دست، شانه، پشت بدن و لب پایین دهان از جمله علل ابتلا به این نوع سرطان است.
زخمهای باز، تابش اشعه ایکس و تماس با مواد شیمیایی مانند آرسنیک و فراورده های نفتی از دیگر عوامل ابتلا به سرطان سلولهای فلسی پوست است. درمان توسط داروهای سرکوبگر سیستم دفاعی بدن احتمال ابتلا به این نوع سرطان پوست را افزایش می دهد. نشانه های ابتلا به این نوع سرطان در موارد بسیار معدودی در پوستهای سالم دیده شده است که محققان آن را ناشی از عوامل ژنتیکی تلقی می کنند.
علائم هشدار دهنده سرطان سلولهای فلسی پوست
رشد ضایعه زگیل مانند که حالت خشکی پیدا و خونریزی کند.
لکه فلس مانند با حاشیه نامنظم که ممکن است حالت خشکی و خونریزی داشته باشد.
زخم بازی که خونریزی داشته و یا خشک شده و برای مدت طولانی بهبود نیافته باشد.
وجود توده ای برآمده که مرکز آن فرو رفته و خونریزی کند. چنین توده ای ممکن است سریع بزرگ تر شود.
سرطان ملانوما (Melanoma)
سرطان ملانوما رشد بدخیم سلولهای ملانومیسم است. این سلولها رنگدانه تیره پوست، مو، چشم و خالهای بدن را تولید می کنند. از این رو تومورهای ملانوما اکثراً قهوه ای و یا سیاه است. ولی در موارد معدودی نیز سرطانهای ملانوم رنگدانه تولید نکرده و به رنگ پوست صورتی- قرمز و یا بنفش ظاهر می شوند.
ملانوما از خطرناک ترین انواع اشکال سرطان پوست بشمار می رود. این نوع سرطان اگر زود تشخیص داده شود درمان ۱۰۰% آن امکان پذیر است. اما چنانچه حالت تهماجمی پیدا کرده و به سایر بافتهای بدن سرایت کند درمان آن امکان پذیر نخو اهد بود .
اشکال سرطانهای ملانوم به چهار دسته تقسیم می شوند:
ملانو م سطحی Superficial Spreading Melanoma) این نوع ملا نوم به صورت لکه ای مسطح و یا کمی بر آمده با حاشیه نامنظم ظاهر می شود. این لکه ممکن است به رنگها ی قهوه ای –سیاه – قرمز –آبی ویا سفید نیز ظاهر شود.
لنتیگو مالیگنا (Lentigo maligna)
لنتیگو ما لیگنا مانند ملانومهای سطحی نزدیک به سطح پوست رشد می کند و همراه با سایه های برنزه – قهوه ای و یا قهوه ای تیره همراه است. این سرطان که به آهستگی رشد می کند و ممکن است به ملانوم لنتیگو مالیگنا ( Lentigo maligna melanoma) که حالت تهاجمی دارد تبدیل شود.
ملانوم اکرال لنتیجینوس (Acral lentiginous melanoma)
ملانوم اکرال لنتیجینوس قبل از اینکه لا یه های عمیق تر پوست را در بر بگیرد، ابتدا به طور سطحی رشد می کند. این نوع ملانوما با سایر اشکال ملانوم متفاوت است زیرا به شکل سایه های سیاه و یا قهوه ای زیر ناخنها ، کف پا و یا کف دست نمایان می شود. این نو ع سرطان از شایع ترین اشکال ملا نوما در بین سیاه پوستان آمریکایی و آسیایی است و از جمله نادرترین اشکال ملانوما در بین سیاهپوستان آفریقایی است.
ملانوم گره ای (Nodular melanoma)
ملانوم گره ای معمولاً جنبه تهاجمی داشته و زمانی تشخیص داده می شود که سطح آن بر آمده شده است. رنگ این گره ها اکثراً سیاه و بعضی اوقات آبی، خاکستری، سفید، قهو ه ای، برنزه، قرمز و یا همرنگ پوست است. این نوع سرطان معمولاً در تنه، پا، دست افراد مسن و بر روی سر مردان دیده می شود. این نوع سرطان شدید ترین و تهاجمی ترین نوع سرطان ملانوم است.
الگوهای درمانی سرطان پوست
تظاهرات بالینی سرطان پوست در هر شخص متفاوت است از این رو تعیین درمان مناسب بستگی به سن، ‌وضعیت بدن، سابقه طبی بیمار، پیشرفت بیماری، ‌سازگاری بدن بیمار با دارو و الگوهای مختلف درمانی دارد.
در مجموع الگوهای درمانی سرطان پوست عبارتند از:
جراحی: برداشتن بافت بدخیم و کمی از بافت سالم پوست که روش معمول الگوی درمانی سرطان پوست است و به اشکال مختلف انجام می‌ شود و عبارتند از:
-کرایوتراپی (Cryo surgery) یا استفاده درمانی از سرمای شدید برای تخریب بافت. در این روش ضایعه بدخیم با استفاده از نیتروژن مایع منجمد شده و در نتیجه آن، سلولهای سرطانی نابود شده و از بین می روند.
-خشکاندن و تخریب بافتهای سرطانی از طریق جریان الکتریکی پرفرکانس (ctrodesiccation) .
- کورتاژ (curettage) یا پاک کردن سطح مبتلا به بیماری با استفاده از کورت (وسیله قاشقی شکل). در این روش جراح ضایعه بدخیم را تراشیده و به وسیله کورت پاک و تمیز می کند.
-پیوند پوست (Graft) که بر روی بستر پوست آسیب‌ دیده ناشی از جراحی و برداشتن توده سرطانی حاصل شده انجام می‌گیرد.
- درمان لیزری که به وسیله پرتو نوری لیزر، سلولهای سرطانی برداشته شده و از بین می ‌روند.
-جراحی میکروگرافی مُه (Mohs micrographic surgery) در این روش ضایعه سرطانی با کمترین صدمه به بافت سالم برداشته می شود و طی آن، جراح با استفاده از میکروسکوپ مقطع بافت سرطانی را مورد بررسی قرار می دهد تا به طور کامل از نابودی سلول سرطانی اطمینان حاصل کند.
رادیوتراپی‌ـ الگوی درمانی ضایعه سرطانی با استفاده از اشعه یونیزان که منجربه انهدام سلولهای سرطانی و کوچک شدن اندازه ضایعه سرطانی می ‌شود.
شیمی درمانی‌ـ استفاده از داروهای شیمیایی منجر به انهدام سلولهای سرطانی پوست می ‌شود. برای درمان سرطان پوست دو نوع شیمی درمانی وجود دارد:
-شیمی درمانی موضعی که استعمال لوسیون یا کرم بر روی پوست است که منجربه انهدام سلولهای بدخیم می‌شود. در این روش کرم و لوسیونهای شیمیایی که معمولا حاوی اسید تریکلرو-استیک (trichloroacetic acid) هستند روی پوست قرار داده می‌شوند (نباید روی پوست مالیده شود).
-شیمی درمانی بالینی که داروهای شیمیایی از طریق خوراکی یا تزریق وریدی و یا داخل عضلانی تجویز می‌شود.
شیمی‌ درمانی الکتریکی‌ـ استفاده از الگوی شیمی درمانی توأم با ارتعاشات الکتریکی جهت مهار کردن رشد فزاینده سرطان پوست.
پرتو درمانی Therapy) photodynamicـ فوتودینامیک ‌تراپی استفاده از رنگ و نور است. در این شیوه رنگ به داخل یک ورید تزریق و سپس در تمام بدن منتشر می‌ شود. بعد از چند روز، این رنگ فقط در سلولهای بدخیم باقی می ‌ماند. سپس با تابش نور قرمز رنگ لیزری رنگ درون سلول سرطانی نور را جذب می‌کند و منجر به عکس ‌العمل فوتوشیمیایی که مخرب سلول‌ها است، می ‌شود.
درمان بیولوژیکی یا ایمنولوژیک که مشتمل بر بازسازی، تحریک،‌ هدایت و تقویت سیستم طبیعی دفاعی بدن بیمار است و با استفاده از آنتی‌ بادی و هدایت سیستم دفاعی خود بیمار جهت مبارزه با سرطان صورت می گیرد. استفاده از عواملی مانند اینترفرون‌ـ سلولهایی که فعالیت ضدتوموری مستقیم دارند، و آنتی‌ بادی های مونوکلونال که اثرات تداخل بقاء سلول را دارند، رشد سرطان را کاهش می دهد.
سرطان پوست یکی از شایع ترین و در عین حال قابل پیشگیری ترین سرطان ها است. اکثر اشکال سرطان پوست در نقاط برهنه بدن مانند صورت، دست، ساعد و گوش ایجاد میشود از این رو پوست باید در برابر اشعه خورشید محفوظ بماند و کرمهای ضد آفتاب مناسب که فاکتور محافظت در برابر آفتاب آنها (SPF) پانزده یا بیشتر است توصیه میشود.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 12:49 PM
سرطان پروستات چیست؟


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=623523822444bfbf3a50a1a9f382f1d2

سرطان پروستات چیست؟
غده پروستات غده‌ ای است که تنها در مردان یافت می‌ شود. این غده در زیر مثانه قرار دارد و مایعی به داخل منی ترشح می‌ کند.
سرطان پروستات نوعی بیماری است که در آن سلولهای بدخیم از بافتهای پروستات نشات می گیرد و به طور نامنظم و فزاینده‌ای تکثیر و منجر به افزایش حجم در هر یک از اجزای سلولی غده پروستات می‌شود.
سرطان پروستات دومین سرطان شایع بعد از سرطان ریه در میان مردان است. اطلاعات آماری و علائم بالینی میزان مرگ و میر ناشی از سرطان پروستات مبین سه طیف گسترده روند رشد این بیماری است. سرطان پروستات می‌تواند دارای رشد آهسته بوده و زمانی طولانی تا بروز علائم بالینی آن داشته باشد. در مواردی دیگر تومور به سرعت رشد کرده و تهاجم تومور به بافت‌های دیگر امکانپذیر می شود. در چنین مواردی مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار کوتاه است. مابین این دو طیف رشد، تومورهایی وجود دارند که سرعت روند رشد آنها در حد متوسطی است.
سرطان پروستات با نشانه‌های مرتبط با دفع ادرار و یا درد شکم تظاهر می‌کند. این نشانه‌ها با علائم بیماریهای رایجی مانند عفونت و هیتروفی (بزرگی) خوش خیم پروستات (Benign Prostatic Hyperplasia) مشترک است.
علائم هشدار دهنده سرطان پروستات عبارتند از:
ادرار کردن پی در پی یا سخت
جاری شدن ضعیف ادرار
عدم توانایی در ادرار
بی‌ اختیاری ادراری
جریان منقطع و ضعیف ادرار
وجود خون در ادرار
خروج منی همراه با درد
درد مداوم قسمت پائین کمر
سوزش
ناتوانی جنسی
سبب‌شناسی: سرطان‌ زایی پروستات
علت ابتلا به سرطان پروستات هنوز ناشناخته است اما تحقیقات آماری و بالینی، روند بدخیمی بیماری سرطان پروستات را به این عوامل ارتباط می دهد:
سن ‌ـ سرطان پروستات اغلب در افراد سالمند دیده می‌شود و افراد زیر ۵۰ سال به ندرت به آن مبتلا می شوند. مردان بالای ۶۰ سال بیشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پروستات هستند و باید بیشتر متوجه علائم هشدار دهنده این بیماری باشند.
عوامل ژنتیکی - سابقه ارثی سرطان پروستات عامل مهمی در ابتلا به این سرطان است. وجود سابقه سرطان پروستات بین اعضای نزدیک خانواده از جمله پدر و برادر احتمال ابتلا به این سرطان را افزایش می ‌دهد.
عوامل هورمونی ـ هورمون‌های استروئیدی (تستوسترون و آندروژنها) برای رشد و حفظ و عمل طبیعی آن در مردان بالغ نقش مهمی را ایفا می کند. افزایش میزان ترشح هورمون تستوسترون در خون اغلب موجب تسریع روند بدخیمی سرطان پروستات می شود.
تغذیه - رژیم غذایی دارای اثرات بالقوه ‌ای در پیشگیری و یا پیشتازی ایجاد سرطان پروستات به شمار می رود. مطالعات و تحقیقات علمی ثابت کرده ‌اند که سبزیجات حاوی مقادیر قابل توجهی ویتامین C و E، به خصوص گوجه فرنگی، عاملی محافظتی در مقابل سرطان پروستات تلقی می شوند در حالی که استفاده از مقادیر زیاد چربی حیوانی عامل مستعد کننده و پیشتاز در ایجاد سرطان پروستات شناخته شده است.
مواد شیمیایی - تماس با مواد شیمیایی سرطان‌زا در محیط مانند کادمیم، که در تهیه برخی آلیاژها و باتری کاربرد دارد، عامل مستعد کننده و پیشتاز در ایجاد سرطان پروستات است.
بیماری های مقاربتی - وجود بیماریهای مقاربتی احتمال ابتلاء به سرطان پروستات را افزایش می‌دهد.
الگوهای غربالگر سرطان پروستات
معاینه غده پروستات از طریق معاینه مقعد (Digital rectal examination) از الگوهای غربالگر سرطان پروستات است. در این روش پزشک از داخل مقعد بیمار، غده پروستات را معاینه می ‌کند. وجود سطح خشن و نامنظم بافت از علائم هشدار دهنده سرطان پروستات محسوب می ‌شود.
تومورهای سرطانی آنتی‌ ژن‌های مشخصی را تولید می ‌کنند که ممکن است از طریق آزمایش خون کشف شوند. آنتی ‌ژنی که به طور کامل توسط غده پروستات تولید می ‌شود، آنتی ‌ژن اختصاصی پروستات (Prostate Specific Antigen ,PSA) است. تشخیص سریع سرطان پروستات با اندازه‌ گیری آنتی‌ ژن اختصاصی پروستات از آزمایش های غربالگر این بیماری است. در بیمارانی که مبتلا به سرطان پروستات هستند، مقدار این آنتی ژن در سطح بالاتری است.
البته تنها سطح PSA در آزمایش خون فرد نمایانگر ابتلا به سرطان پروستات نیست. در برخی از موارد عفونت و یا ”بزرگی خوش ‌خیم“ حجم غده پروستات می ‌تواند سبب افزایش میزان PSA در خون شود. از این رو، ترکیب معاینه مقعد توأم با آزمایش تعیین سطح PSA از طریق خون روش دقیق‌تری برای تشخیص سرطان پروستات است و برای اطمینان بیشتر، در مراحل بعدی آزمایشات دیگری مانند تصویرنگاری باز آوای مغناطیسی (MRI)، سونوگرافی (Ultrasound)، توموگرافی کامپیوتری (CT SCAN) و نمونه ‌برداری از غده (Biopsy) نیز انجام می‌گیرد.
تشخیص به موقع بیماری، دست کم ۵ سال بیشتر به زندگی مبتلایان به سرطان پروستات اضافه می‌کند. توصیه می‌شود مردان در سنین بالای ۴۰ سال سالیانه مورد معاینه غده پروستات ازطریق معاینه مقعد قرار گیرند و در سنین بالای ۵۰ سال، هر سال آزمایش آنتی‌ژن مخصوص پروستات را انجام دهند.
درمان سرطان پروستات
با در نظر گرفتن شرایط بیمار ممکن است یک یا ترکیبی از این الگوها تجویز شود:
۱-تحت نظر گرفتن بیماری: در این روش بیمار به طور دقیق تحت نظر پزشک قرار می گیرد، بدون اینکه الگوی درمانی بر روی او اعمال شود. این روش برای بیمارانی تجویز می‌ شود که جراحی برایشان مفید نیست و یا رشد غده سرطانی پروستات آنها بسیار کند و آهسته است و در درازمدت تأثیر سوء بر سلامتی او نخواهد گذاشت.
۲ . -جراحی: برداشتن کامل غده پروستات (پروستکتومی Prostatectomy).
۳-کرایوتراپی (Cryotherapy) : استفاده درمانی از سرمای شدید. در این روش سوند (probe) سونوگرافی به داخل مقعد انداخته می شود تا پزشک تصویر محل مورد نظر را بر روی صفحه ببیند. در این روش پزشک با انداختن سوند درون غده پروستات از طریق شکاف کوچکی بین مقعد و کیسه حاوی بیضه‌‌ ها نیتروژن مایع را به غده پروستات هدایت می‌ کند. نیتروژن مایع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلول‌های سرطانی بافت غده پروستات می‌ شود. کرایوتراپی روشی موثر برای درمان مقاطع کوچک ابتلا به سرطان است. احتمال آسیب دیدگی مثانه و التهاب دستگاه تناسلی از عوارض جانبی این روش است.
۴-شیمی درمانی: استفاده از داروهای شیمیایی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می ‌شود. عوارض جانبی شیمی درمانی عبارتند از: ریزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفید خون، ضعف سیستم ایمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان.
۵-رادیوتراپی: از آنجا که تومور ممکن است بافتهای اطراف غده پروستات را در بر گرفته باشد انجام جراحی و برداشتن غده پروستات کافی نیست و هر تظاهری از وجود PSA در آزمایش حاکی از گستردگی تومور است. در چنین وضعیتی الگوهای درمانی وسیع‌ تری مانند رادیوتراپی پی ‌گیری می ‌شود. هدف از رادیوتراپی کنترل رشد سلولهای سرطانی است. تابش اشعه به محل تومور ممکن است به صورت خارجی یا داخلی باشد.
رادیوتراپی خارجی: در این روش بیمار در معرض تشعشع قرار می‌ گیرد. اشعه از چند زاویه مختلف از خارج از بدن به تومور هدایت می ‌شود. این روش کاملا بدون درد است و به مدت ۷ تا ۸ هفته ادامه دارد. ولی بیمار از عوارض جانبی مانند تحریک‌ پذیری مقعد، اسهال و خستگی مفرط ناشی از تابش پرتو گزارش می ‌دهد. اثرات اشعه ممکن است واکنشهای پوستی به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح یا پوسته پوسته شدن پوست را به دنبال داشته باشد. تهوع، ‌استفراغ، بی‌ اشتهایی و آسیب‌های عروقی و تنفسی می تواند از دیگر عوارض جانبی رادیو تراپی باشد. همچنین رادیوتراپی ممکن است باعث سرکوب سیستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفید و ضعف سیستم ایمنی بدن و نهایتا بروز عفونت شود.
رادیو تراپی داخلی یا براکی تراپی (Brachy therapy): براکی تراپی برای رساندن مستقیم مقدار زیادی اشعه به ضایعه بدخیم است. در این روش، در اتاق عمل با استفاده از سرنج‌ های نازک مواد یونیزه در بدن بیمار کاشته می‌ شود.
۶-هورمون درمانی : از آنجا که هورمون تستوسترون به رشد سرطان غده پروستات کمک می کند، هدف از هورمون درمانی کاهش هورمون جنسی در بدن است. این روش با به کارگیری داروهای ضد تستوسترون انجام می‌ گیرد و شامل تجویز هورمون استروژن به عنوان قرص است که تاثیر ضد تستوسترون دارد. عوارض جانبی استفاده از قرصهای حاوی استروژن شامل درد در پستان و رشد پستان است که با قطع مصرف قرص‌ ها از بین می ‌رود.
جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان پروستات با تشخیص زودرس امکان‌پذیر است. اکنون با اطلاعات و روشهای جدید الگوهای درمانی، برای درصد بالایی از بیماران مبتلا به سرطان پروستات، امکان بهبودی کامل فراهم شده است.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:00 PM
درمان هورمونی در یائسگی


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=4dee16d69413c01b4f6656557ed4922c


درمان هورمونی در یائسگی
درمان هورمونی بطور نسبی جایگزین هورمونهائی می شود که در اثر یائسگی کاهش یافته اند . این درمان توسط ترکیبی از استروژن و پروژستین انجام می شود . بیش از ۵۰ سال است که از درمانهای هورمونی استفاده می شود و در طول این مدت استفاده از این درمان مرتباً افزایش یافته است .
شایعترین علت استفاده از این داروها کنترل علائم یائسگی می باشد . همچنین امروزه از این داروها جهت پیشگیری بلند مدت از بیماریهای شایع در دوران یائسگی مانند پوکی استخوان استفاده می شود .
علیرغم تجویز بیش از نیم قرن ، عوارض و فوائد درمان هورمونی کاملاً مشخص نیست . تخمین زده می شود که ۴۰-۳۵ درصد زنان یائسه آمریکائی تحت درمان هورمونی هستند و بسیاری از اینها ظرف یکسال بدلایل مختلفی درمان هورمونی خود را قطع می کنند .
اگر علائم یائسگی شامل گـُر گرفتگی ، نامنظمی قاعدگی و خشکی واژن در حال ایجاد باشد پزشک به شما توصیه می کند که برای چند سال از درمانهای هورمونی استفاده کنید تا این علائم کاهش پیدا کنند . همچنین ممکن است پزشک برای پیشگیری از بیماریهائی مانند پوکی استخوان توصیه به مصرف طولانی تر این داروها بکند .
نوع درمانی که برای شما شروع می شود بستگی به وجود یا عدم وجود رحم دارد .
درصورت برداشته شدن رحم : استروژن بدون پروژستین تجویز خواهد شد . این درمان اختصاصی را ERT یا درمان جایگزینی با استروژن می نامند . استروژن به اشکال مختلف شامل قرص ، چسب ، کرم یا حلقه واژینال ( برای علائم واژینال ) وجود دارد و بر حسب نیاز از یکی از این اشکال استفاده می شود . اگر استروژن به تنهائی نتواند علائم را کنترل کند بعضی اوقات آندروژن به آن اضافه می شود .
اگر رحم برداشته نشده باشد : مصرف استروژن بهمراه پروژستین توصیه می شود . استروژن باعث تحریک رشد مخاط پوشاننده رحم ( اندومتر ) شده و در صورت عدم توجه ممکن است به سرطان منجر شود . پروژستین باعث متعادل کردن اثرات استروژن روی رحم می شود . اگر پروژستین بهمراه استروژن مصرف شود خطر سرطان رحم را کاهش می دهد . این درمان را درمان ترکیبی یا درمان جایگزینی هورمونی می نامند .

اشکال هورمون درمانی :
شایعترین فرم مصرف هورمون به شکل قرص می باشد اگر چه اشکال دیگر هورمون نیز در دسترس می باشند استروژن و پروژستین همچنین بصورت طبیعی و صناعی وجود دارند .
طبیعی : هورمونهای طبیعی از لحاظ ساختمان دقیقاً مشابه هورمونهایی هستند که بدن تولید میکند.
صناعی : هورمونهای صناعی از لحاظ ساختمان با هورمونهای تولید شده توسط بدن متفاوت می باشند ولی اعمال مهم این هورمونها را تقلید می کنند .
الزاماً هورمونهای طبیعی بهتر از هورمونهای صناعی نیستند و هر کدام به نوعی روی بدن تأثیر می گذارند . برای مثال در بعضی از زنان پروژسترون طبیعی به نسبت پروستین های صناعی ممکن است عوارض جانبی کمتری مثل نفخ و احتباس مایع ایجاد کند و اما در بعضی دیگر از زنان این حالت بالعکس می باشد . همچنین مطالعات بیشتری در مورد اثرات استروژنهای مصنوعی درخانم های یائسه انجام شده است .

روش های درمانهای هورمونی :
دوره ای : در روش دوره ای استروژن و پروژستین ۱۴-۱۰ روز در ماه استفاده می شوند و حداقل در سالهای اولیه باعث خونریزی ماهیانه می شوند .
مداوم : در روش مداوم میزان کم استروژن و پروژستین بصورت روزانه مصرف می شود اگر چه خونریزی ماهیانه وجود ندارد اما باعث لکه بینی غیرطبیعی مخصوصاً در سال اول مصرف می شود که در طول زمان لکه بینی قطع می شود .
روش دیگر عبارتست از مصرف استروژن روزانه و پروژستین بمدت ۱۰ روز هر سه ماه

رژیم های درمانی
هورمون درمانی درمقادیر مختلف تجویز می شود . درکاهش علائم یائسگی ، جلوگیری و درمان پوکی استخوان و کاهش کلسترول ، رژیم های با دوز پائین نیز به اندازه رژیمهای با دوز بالا مؤثر می باشند . اگر چه برای بهبود گُر گرفتگی در بعضی از زنان لازم است برای مدتی از استروژن با مقدار بالا استفاده شود که پس از مدتی مقدار آن کم می شود .
اگر می خواهید داروهای هورمونی مصرف کنید بهتر است معاینه فیزیکی و ماموگرافی سالیانه انجام دهید تا وضعیت سلامتی خود را کنترل کرده و مروری بر عوارض و منافع هورمون درمانی در مورد خودتان داشته باشید .

درمان هورمونی : منافع و خطرات
اگر شما در فکر درمان هورمونی چه برای بهبودی کوتاه مدت علائم یائسگی و چه برای محافظت طولانی مدت در برابر پوکی استخوان هستید باید منافع و خطرات این نوع درمان را در نظر بگیرید . بعضی از منافع و خطرات احتمالی و ممکن در جدول زیر ذکر شده اند :

احتمالی

ممکن

شناخته شده


بر مبنای فرضیات یا مطالعات کوچک یا گزارشات موردی

بر مبنای حداقل یک مطالعه بزرگ اما مطالعات دیگر نیز در حال انجام است

بر مبنای مطالعات قطعی متعدد که همه جا پذیرفته شده است



حفظ وضعیت پوست کاهش افسردگی و تغییرات خلقی بهبوی خواب حتی در زنان بدون تعریق شبانه


گزارش نشده



کاهش دفعات یا شدت گُرگرفتگی کاهش علائم دستگاه ادراری و واژن بهبودی خواب در زنان دچار گُرگرفتگی شبانه


کوتاه مدت

فوائد



محافظت در برابر بیماری آلزایمر بهبود حافظه و اعمال مغز محافظت در برابر دژنراسیون ماکولار ( یک بیماری چشمی که منجر به از دست رفتن دید مرکزی می شود )




کاهش شکستگی استخوان کاهش خطر سرطان کولورکتال




کم کردن سرعت کاهش تراکم استخوان افزایش کلسترول خوب یا HDL و کاهش کلسترول بد یا LDL


بلند مدت

گزارش نشده

گزارش نشده



لخته شدن خون خونریزی نامنظم واژینال افزایش خطر بیماری قلبی و حمله قلبی احتباس مایع حساسیت سینه ها سردرد تهوع خشکی چشم


کوتاه مدت

خطرات

در صورتیکه فقط به شکل استروژن مصرف شود ممکن است خطر سرطان تخمدان را افزایش دهد

گزارش نشده

لخته شدن خون خونریزی نامنظم واژینال افزایش خطر بیماری قلبی و حمله قلبی بیماری کیسه صفرا اگر بدون پروژستین خورده شود خطر سرطان اندومتر ( مخاط رحم )‌را زیاد میکند . ممکن است باعث افزایش سطح بعضی چربیهای خون ( تریگلیسرید )‌شود ، سطوحی که ممکن است چنان بالا باشند که خطر بیماری قلبی عروقی را افزایش دهند . ممکن است خطر سرطان سینه را افزایش دهد بخصوص اگر بمدت چندین سال استفاده شود در صورت مصرف با پروژستین خطر بیشتری وجود دارد .

بلند مدت
علاوه بر منافع و خطرات درمان هورمونی اشکال مختلف درمان منافع و مضرات خاص خود را دارند . بعضی از موارد آن به شرح زیر می باشد ؛
۱ – قرص : استروژن خوراکی از طریق روده ها وارد بدن شده و جذب می شود . قبل از اینکه وارد سیستم گردش خون شود به کبد می رود و به همین علت اگر سابقه بیماری کبد و کیسه صفرا دارید از این روش اجتناب کنید و چون دارو از طریق کبد فرآوری می شود ممکن است خطر لخته شدن خون را افزایش دهد . همچنین استروژن خوراکی ممکن است سطح چربیهای خاصی را در خون افزایش دهد ( تری گلیسرید ) و ممکن است این افزایش به حدی باشد که خطر بیماری قلبی عروقی را افزایش دهد از طرفی استروژن خوراکی می تواند کلسترول بد را کاهش داده و کلسترول خوب را افزایش دهد که در نتیجه خطر بیماری قلبی عروقی را کم می کند .
۲ – چسب : استفاده از یک چسب استروژن روی شکم ۲-۱ بار در هفته مستقیماً استروژن را از طریق پوست به گردش خون می فرستد . این روش ابتدائاً از طریق کبد نمی باشد ، بنابراین اثر تشدید کننده استروژن خوراکی روی بیماریهای کبد و کیسه صفرا را ندارد و همچنین تری گلیسیریدها را افزایش نمی دهد . چسب در کاهش تمام علائم یائسگی و محافظت از تراکم استخوان شبیه استروژن خوراکی است . در صورت نیاز به پروژستین می توانید آنرا بصورت خوراکی مصرف کنید یا از یک چسب ترکیبی استروژن – پروژستین استفاده کنید .
چسب گاهی پوست را تحریک کرده و ممکن است نگهداری آن روی پوست مشکل باشد .
۳ – حلقه ،‌ قرص و کرم های واژینال :‌ استفاده از استروژن در داخل واژن در درمان علائم یائسگی مانند خشکی واژن ،‌تغییرات ادراری و مقاربت دردناک مفید است چون استروژن استفاده شده به این روش به میزان خیلی کم جذب گردش خون می شود محافظتی در برابر پوکی استخوان ایجاد نکرده و وضعیت کلسترول را بهتر نمی کند . معمولاً از کرمهای واژینال استروژن و پروژسترون به شکل دوره ای و توسط یک اپلیکاتور استفاده می شود که شبیه به درمان عفونتهای قارچی است . حلقه واژینال استروژن در ثلث فوقانی واژن استفاده شده و میزان ثابتی از استروژن را تا مدت ۰۹ روز آزاد می کند . این حلقه با فواصل هر سه ماه باید توسط حلقه دیگری جایگزین شود . استفاده از قرص های واژینال به شکل هفته ای دو بار می باشد .

درمانهای جایگزین درمان هورمونی
درمان هورمونی شایعترین درمان یائسگی می باشد اما درمانهای جایگزین دیگری نیز وجود دارند که باعث بهبودی علائم یائسگی یا پیشگیری از عوارض یائسگی می شوند .
درمانهای بهبود دهنده علائم یائسگی :
۱ – داروهای ضد افسردگی : این داروها بطور چشمگیر شیوع گـُرگرفتگی را در زنانی که بعلت سرطان سینه از تاموکسیفن استفاده می کنند کاهش می دهد . همچنین گـُرگرفتگی ناشی از یائسگی را نیز کاهش می دهند . این داروها همچنین ایجاد خشکی دهان می کنند و بعضی از این داروها می توانند باعث کاهش میل و رضایت جنسی شوند .
۲ – قرص های ضد بارداری خوراکی :‌ مصرف قرص های ضد بارداری خوراکی می تواند یکی از داروهای انتخابی در حوالی یائسگی باشد تا باعث تنظیم خونریزیهای نامنظم ، کاهش خونریزی های سنگین ، گـُرگرفتگی ، خشکی واژن و سندرم قبل از قاعدگی شود . قرص های ضدبارداری خوراکی به نسبت سایر داروهای هورمونی سطوح بالاتری از هورمونها را در خون ایجاد می کنند . اگر در حال حاضر قرص های کنتراسپتیو مصرف می کنید پس از یائسگی می توانید این دارو را به داروهای هورمونی مخصوص زمان یائسگی تبدیل کنید . اگر سیگاری هستید از مصرف کنتراسپتیو خوراکی اجتناب کنید زیرا باعث افزایش خطر حمله قلبی ، لخته شدن خون و سکته مغزی می شود .
شما همچنین می توانید علائم یائسگی را بوسیله روش های زندگی سالم کنترل کنید ؛
الف – رژیم غذائی : از مصرف الکل ، کافئین ، غذاهای تند ، سوپ و مایعات داغ اجتناب کنید زیرا اینها می توانند باعث گـُرگرفتگی شوند . بعضی از افراد فکر می کنند استروژنهای گیاهی خوراکی ( فیتواستروژن ) می توانند باعث کاهش گرگرفتگی شوند . اگر چه مطالعات نشانگر مؤثر بودن آنها نبوده اند . فیتواستروژنها بطور طبیعی در بعضی از سبزیجات ، غذاها و غلات یافت می شوند . همچنین مکمل های ویتامین E و ویتامین ب کمپلکس می توانند باعث کاهش گرگرفتگی در بعضی از زنان شوند .
ب – ورزش : فعالیت فیزیکی منظم می تواند باعث پائین نگه داشتن وزن ،‌بهبودی خواب و بهبودی خلق شود و حتی ممکن است باعث کاهش گُرگرفتگی شود .

روش های حفظ سلامت قلب :
۱ – استاتین ها : این داروها برای کاهش کلسترول و کاهش خطر بیماریهای قلبی عروقی استفاده می شود . همچنین این داروها در بیماریهای با کلسترول بالا از استروژن مؤثرترند . عوارض جانبی احتمالی شامل التهاب و درد عضلات و بندرت صدمه کبدی می باشد .
۲ – رژیم غذائی : رژیم غذائی دارای چربی کم و فیبر زیاد و غنی از میوه ها ، سبزیجات و غلات به پیشگیری از بیماریهای قلبی کمک می کند . همچنین سویا ممکن است سطح تام کلسترول و تری گلیسیرید را پائین بیاورد .
۳ – ورزش : فعالیت فیزیکی منظم باعث سلامتی قلب می شود . همچنین فشار خون و وزن باید در سطح مناسبی حفظ شود .
۴ – سیگار نکشید : ترک سیگار به میزان قابل توجهی خطر بیماری قلبی را کاهش می هد . اگر قبلاً این کار را نکرده اید یائسگی زمان مهمی برای کوشش مجدد می باشد .

روش های حفظ سلامت استخوان :
۱ – بیسفوسفوناتها : بنظر می رسد این داروها به اندازه درمان هورمونی یا بیش از آن مانع از دست رفتن استخوان و کاهش خطر شکستگی استخوان می شود .
۲ – کلسی تونین : این هورمون در غده تیروئید تولید می شود و وظیفه آن حفظ تراکم استخوانی،‌ آهسته تر کردن از دست دادن استخوان و جلوگیری از شکستگی ها تا حدود ۳۰ درصد می باشد . اگر چه مانع از شکستگی در استخوانهای غیر از ستوان فقرات نمی شود .
۳ – تنظیم کننده های اختصاصی گیرنده های استروژن : این داروها برای تراکم استخوانی و چربی خون مانند استروژن عمل کرده و خطر شکستگی استخوانهای فقرات را ۳۰ درصد کاهش می دهند . برخلاف هورمون درمانی معمولاً این داروها بافت رحم و پستان را تحریک نکرده بنابراین باعث خونریزی رحمی و حساسیت سینه ها نمی شوند .
البته این داروها همان خطرات لخته شدن خون را دارند و همچنین در ۲۵ درصد زنان گُرگرفتگی را بدتر می کند .
۴ – کلسیم : می توان از غذاهای غنی از کلسیم یا مکملهای کلسیم استفاده کرد و یا رژیم غذائی دارای چربی کم و فیبر زیاد و غنی از میوه و سبزیجات و غلات داشت . مصرف روزانــــــه ۱۵۰۰-۱۰۰۰ میلی گرم کلسیم و ۴۰۰ واحد بین المللی ویتامین D به حفظ قدرت استخوان و کاهش خطر شکستگی کمک می کند .
۵ – ورزش : ورزش های منظم سنگین به قوی کردن عضلات و استخوانها کمک کرده و باعث کاهش از دست رفتن مواد معدنی استخوان می شود همچنین ورزش تا ۲۵ درصد باعث کاهش خطر سقوط شده در نتیجه شکستگی کمتر می شود .
پیاده روی حداقل ۳۰ دقیقه حداقل ۳ بار در هفته نیز می تواند کمک کننده باشد اگر چه فعالیت فیزیکی روزانه بهتر است .
۶ - سیگار نکشید : ترک سیگار به میزان قابل توجهی خطر پوکی استخوان را کم می کند . اگر قبل از این سیگار را ترک نکرده اید ،‌ یائسگی زمان مهمی برای کوشش مجدد می باشد .

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:01 PM
تخمدان پلی کیستیک


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=1&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=907b2637f8bf8e6e5da6f4693110e198

این بیماری به صورت معمول با قاعدگی کاملاً نامنظم ، نازایی ، پرمویی بدن ، چاقی و بزرگی دو طرفه تخمدان پر از کیست است . حدود ۳٪ افراد در سنین باروری به این بیماری مبتلا بوده و علت بیماری به طور کامل شناخته نشده است ولی شاخص ترین اختلال مربوط به غدد درون ریز بوده که در آن افزایش هورمون های مردانه یا آندروژنها دیده می شود .


علائم ، نشانه ها و ارزیابی


نشانه های عدم تخمک گذاری

این حالت با خونریزی های نامنظم ( حدود ۱۵٪ بیماران ) ، عدم قاعدگی ( حدود ۵۰٪ بیماران ) و نازایی ( ۷۵٪ بیماران ) تظاهر می کند .



افزایش آندروژن

افزایش آندروژن های تخمدان و غده فوق کلیوی باعث بروز پرمویی ، چرب شدن پوست و آکنه به درجات مختلف می شود . شیوع پرمویی حدود ۹۰-۷۰ درصد موارد بوده و اغلب سرعت پیشرفت و شدت آن کم می باشد . افزایش آندروژن غالباً به قدری زیاد است که موجب عضلانی شدن اندام ، کلفت شدن صدا و ریزش موهای شقیقه می شود ، لذا در صورت پیشرفت سریع و شدید علائم فوق باید به فکر بیماری های دیگری مثل بدخیمی و مشکلات غده فوق کلیه بود .


چاقی

در حدود ۵۰ -۴۰ درصد مبتلایان به این بیماری چاق هستند . چاقی خود موجب افزایش هورمون تستوسترون آزاد و نیز تولید دائمی استروژن از آندروژن می شود .
همچنین ضایعات پررنگ پوستی که قهوه ای ، مایل به سبز و قرینه هستند و در لمس ظریف به صورت مخمل حس می شوند و بیشتر مناطق گردن ، زیربغل و کشاله ران را گرفتار می کنند و در حدود ۵۰-۳۰ درصد بیماران مبتلا و در افراد چاق دیده می شود .

تدابیر درمانی
درمان بیماران مبتلا به بیماری تنبلی تخمدان وابسته به نیاز و شکایت بیمار بوده و دارای ۳ جنبه اصلی است که هریک درمان خاص خود را می طلبد و شامل پرمویی ، آکنه ، عدم تخمک گذاری مزمن و در نتیجه وجود ممتد استروژن و ضخیم شدن لایه درونی رحم ( آندومتر ) است .
در درمان پرموئی باید نکات زیر را مد نظر قرار داد و به بیمار نیز انتقال داده شود :


موهایی در بدن وابسته به آندروژن هستند و اینها به درمان طبی پاسخ میدهند . این موها عبارتند از : موهای صورت ، سینه ، شکم و کشاله ران ، موهای سایر نقاط بدن نظیر اطراف سینه ، بازوها ، پشت و ساق پاها پاسخ مناسبی به درمان طبی نمی دهند .
به غیر از قرص ضدبارداری در استفاده از سایر داروها باید یک روش مطمئن جلوگیری از حاملگی در طول درمان بکار برده شود .
حداقل مدت زمان لازم برای مشاهده اثرات درمانی دارو حدود ۶ ماه است .
در بیش از نیمی از بیمارانی که معالجه شده اند ، پس از قطع دارو موها مجدداً رشد می کنند .
تا حصول نتیجه مطلوب ، بهتر است از روش مکانیکی ( بی رنگ کردن ، تراشیدن و کندن مو ) نیز استفاده شود .
آن گروه از موهایی که مدتهای مدیدی است رشد کرده و دارای ضخامت زیادی هستند ، به درمان طبی پاسخ مناسب نداده و باید به روش فیزیکی آنها را از بین برد .
در افراد چاق کاهش وزن می تواند در هر ۳ جنبه درمان کمک کننده باشد .

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:13 PM
بوی بد دهان


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=17742f97dd7194bfa75d470a9e9c8c6b

بوی بد دهان یک علامت شناخته شده با سابقه تاریخی قدیمی است. بوی بد دهان می‌تواند دلیل عمومی یا موضعی داشته باشد. مشخص شده که تقریبا ۸۵ درصد بوی دهان ناشی از عوامل موضعی است، از این جهت اهمیت روشهای بهداشتی مثل مسواک زدن دندانها و زبان محرز شده است. باید یادآوری کرد که بوی بد دهان به تنهایی یک بیماری نیست بلکه علامت بیماریهای مختلف است.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/06/labkhand.thumbnail.jpg
وجود بوی بد دهان معمولا در اکثر مواقع ناشی از عوامل بیماریزاست و نشان دهنده وجود یک بیماری است که باید شناسایی و تصحیح شود همینطور اکثر افراد احساس نگرانی درباره بوی بد دهان خود دارند. این نگرانی گاهی به آنجا میرسد که فرد از تماس با دیگران پرهیز می‌کند و هنگام صحبت کردن دست خود را جلوی دهان می‌گیرد و یا بطور مرتب از آدامس یا از انواع دهان شویه‌ها استفاده می‌کند. باید گفت چون گیرنده‌های بویایی خیلی سریع خسته می‌شوند و این گیرنده‌ها حدود یک ثانیه پس از تحریک به میزان ۵۰ درصد با محیط سازگاری می‌یابند و سپس با سرعت کمتری به سازگاری خود ادامه می‌دهند، از دریافت بوها عاجز می‌شوند. به همین دلیل فرد مبتلا به بوی بد دهان خیلی سریع به آن عادت خواهد کرد، بنابراین شخص نمی‌تواند بوی بد دهان خویش را تشخیص دهد. مطالعات بر روی بزاق انکوبات شده و هوای تنفسی گرفته شده از دهان افراد مورد مطالعه وجود سه ترکیب گوگرددار متیل مرکاپتان، سولفید هیدروژن و دی متیل سولفید را مسئول بیش از ۹۰ درصد بوی بد دهان می‌داند که در این بین نقش دو ترکیب اول بیشتر است

بوی بد دهان ناشی از عوامل بیماریزادر این حالت بوی بد دهان به وسیله وضعیت‌های موضعی مثل بهداشت ضعیف دهان و عفونت لثه (ژنژیویت) مزمن بوجود می‌آید. مخصوصا در ژنژیویت مزمن اگر همراه با خونریزی از لثه‌ها باشد موجب بوی زننده و تنفرآور بخصوص هنگام صبح می‌شود
در تنفس دهانی (مثلا در وجود لوزه‌های بزرگ) بدبویی دهان در نتیجه ممانعت از شسته شدن طبیعی مخاط و دندان‌ها توسط بزاق است. زبان شیاردار، زبان مودار و زبان باردار چون به تجمع و نگهداری مواد غذایی کمک می‌کنند در ایجاد بوی بد دهان دخالت دارند. بیماریهای سینوس نظیر سینوزیت مزمن و فیستول سینوس دهانی و بیماریهای بینی ازجمله رینیت آتروفیک سل و سیفیلیس و رینیت چرکی همراه با ترشح و بیماریهای حلق نیز از علل بوی بد دهان هستند

بوی بد دهان ناشی از بیماریهای عمومی بدن
در این نوع بیماریها، بیماریهای دستگاه تنفس تحتانی از درجه اول اهمیت برخوردارند.آبسه ریه بوی گندیده شبیه به بوی گوشت فاسد دارد که حتی گاهی اولین علامت بیماری است. علت این بوی بد بیشتر باکتریهای بی‌هوازی هستند. سل ریوی در حالت پیشرفته به سبب نکروز کازئوز و زخمی شدن ضایعات سلی باعث بدبویی دهان و بازدم ناشی از تنفس می‌شود. سایر بیماریهای ریوی نظیر برونشیت مزمن، پنومونی نکروزه و کلا هر حالت بیماری‌زا که بر روی درخت تنفسی و نای اثر بگذارد، ممکن است بوهای قابل اعتراض تولید کند. در اختلالات گوارشی و سوهضم، زخم‌های معده‌، سرطان مری و معده‌، یبوست و عفونت‌های روده‌ای نیز بوی بد دهان مشاهده می‌شود. در دیابت بوی استون در هوای بازدم به مشام می‌رسد. در نارسایی کلیه بوی شبیه آمونیاک و در سیروز کبدی بوی کیک گندیده به مشام می‌رسد. کمبود ویتامین و هر بیماری که سبب تب شود از علل بوی بد دهان می‌باشند
بوی بد دهان ناشی از عوامل غیربیماریزا
از این عوامل سیگار کشیدن را باید نام برد که نه تنها به خاطر بوی خود سیگار و توتون، بلکه به سبب ایجاد زبان مودار و کاهش جریان بزاق به بدبویی دهان کمک می‌کند. همچنین می‌توان بوی دهان صبحگاهی ناشی از توقف حرکت گونه، زبان و لب‌ها و نیز بر اثر کاهش جریان بزاق در طی شب اشاره کرد. به همین دلیل مسواک زدن قبل از خواب در کاهش بوی دهان صبحگاهی تاثیر زیادی دارد. پروتزهای ثابت و متحرک دندانپزشکی نیز درصورتیکه بهداشت دهان رعایت نشود سبب بدبویی دهان می‌شوند
بوی بد دهان ناشی از عوامل عمومی غیربیماری‌زا

دوران قاعدگی چون با افزایش میکروب‌های بزاق و همچنین افزایش ۳۰۰ درصدی ترکیبات سولفوردار همراه است، بوی بد دهان را به دنبال دارد.
در حاملگی، در یائسگی و بلوغ نیز به دلیل تغییرات هورمونی بوی بد دهان
وجود دارد. در گرسنگی به علت فساد شیره پانکرآس بوی بد دهان وجود دارد که حتی با مسواک زدن ازبین نمی‌رود. در افراد مسن بوی بد دهان به سبب تغییرات متابولیک و سایر علل نظیر کم‌آبی بدن‌، کاهش مقاومت به عفونت، کاهش اشتها و غیره است. در خستگی و ضعف که بدن نمی‌تواند محصولات فرعی زائد را با سرعتی بیش از سرعت تولید آنها دفع کند، امکان بوی بد دهان است. بوی بد دهان در خانم‌ها بیشتر از آقایان وجود دارد
در مورد نقش تغذیه در ایجاد بوی بد دهان باید گفت که دهان ما بوی آن چیزی را که می‌خوریم می‌دهد. به همین دلیل آنهایی که برنامه غذایی با فرآورده‌های گوشتی دارند، دهانشان بوهای مختلف زیادی نسبت به گیاه‌خواران می‌دهد. همچنین مشخص شده است که مصرف رژیم پرچربی منجر به ایجاد اسیدوز می‌شود و در هوای تنفسی بویی شبیه به آنچه در کمای دیابتی وجود دارد، بوجود می‌آید. بطور کلی غذاهایی که پروتئین زیاد و مواد قندی کمی دارند به علت ایجاد مواد سولفوردار باعث بدبوشدن دهان می‌شود. البته نقش غذاهای بوداری مثل سیر و پیاز کاملا معلوم است
بوی بد دهان ناشی از داروها

ایزوسورباید (Isordil) که محتوی هیدرات کلراید می‌باشد می‌تواند باعث بوی بد دهان شود آنتی‌هیستامین‌ها، آمفتامین‌ها، آرامبخش‌ها، دیورتیک‌ها، فنوتیازین‌ها و داروهای شبه آتروپین باعث کاهش تولید بزاق و بنابراین کاهش شستشوی خودبخودی حفره دهان و در نتیجه ایجاد بوی بد دهان می‌شوند. فنوتیازین‌ها سبب ایجاد زبان مودار می‌شوند
افراط در مصرف دخانیات، کهولت سن، یائسگی، بیماریهای عمومی با تب بالا، اضطراب، کم‌آبی بدن، مصرف بی‌رویه ادویه‌جات و عدم رعایت بهداشت دهان نیز از علل دیگر ایجاد بوی بد دهان هستند
درمان و پیشگیری
چون اغلب بوهای بد دهان به علت عوامل موضعی است، بنابراین حذف این عوامل و اصلاح ناهنجاری‌های موجود در دهان اولین قدم درمان است. رعایت بهداشت دهان شامل مسواک زدن دندان‌ها، لثه، زبان و استفاده از نخ دندان در کاهش بوی بد دهان با منشا دهانی بسیار موثر است. مسواک زدن دندان‌ها و زبان ترکیبات سولفوردار را برای مدت یک ساعت به میزان ۷۰ تا ۸۵ درصد کاهش می‌دهد. باید توجه کرد که زبان یکی از جایگاه‌های اصلی میکروبها در دهان است و این به دلیل جمع شدن عوامل میکروبی در سطح پشتی زبان است و باید یک قسمت ضروری از بهداشت دهان معطوف به زبان شود.
در بیمارانی که به سبب خشکی دهان (به دنبال مصرف داروهایی که قبلا ذکر شد و یا بر اثر بیماری) بوی بد دهان دارند می‌توانند از آدامس‌های بدون شکر استفاده کنند
بطور کلی بوی بد دهان ناشی از عوامل موضعی بیماری‌زا زمانی ازبین می‌رود که بیماری درمان شود و بهداشت دهان رعایت گردد. استفاده از دهان‌شویه‌ها اثر موقتی در کاهش بوی بد دهان دارد. در حقیقت کوشش برای حذف بوی بد دهان با استفاده از دهان‌شویه‌ها علاوه بر اینکه موقتی است، حتی ممکن است بیماری عمومی را نیز از دید دندانپزشک مخفی نگه دارد بطور کلی پوشاندن بوی دهان با یک بوی معطر و قوی‌تر مناسب نیست و درمان باید بیشتر معطوف درمان علت اصلی باشد.
بطور کلی جهت کاهش بوی دهان باید از سیگار کشیدن، نوشیدن نوشابه‌های بودار، خوردن غذاهای با ادویه زیاد، غذاهای گوشتی زیاد، غذاهای معطر شده با پیاز و سیر، افراط در مصرف مواد چربی‌دار مخصوصا کره و روغن‌های مختلف اجتناب شود. در حالی که خوردن میوه‌های تازه و سبزیجات و بطور کلی رژیم غذایی غنی از فیبر ارجحیت دارد. همین طور نوشیدن آب زیاد در کاهش بوی بد دهان تاثیر بسزایی دارد

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:13 PM
حاملگی‌ خارج‌ رحمی‌ (Ectopic pregnancy)


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=e76d3972ff579f128ec3d4ebc684cc52


حاملگی‌ خارج‌ رحمی‌

حاملگی‌ خارج‌ رحمی‌ عبارت‌ است‌ از حاملگی‌ در خارج‌ از رحم‌. شایع‌ترین‌ جایی‌ که‌ حاملگی‌ خارج‌ رحمی‌ رخ‌ می‌دهد لوله‌های‌ رحمی‌ هستند که‌ از تخمدان‌ به‌ رحم‌ کشیده‌ شده‌اند. سایر جاها عبارتند از تخمدان‌، گردن‌ رحم‌، یا اصولاً خارج‌ از دستگاه‌ تناسلی‌ و در حفره‌ شکم‌. از نظر آماری‌ حدود ۱ از هر ۱۰۰ حاملگی‌ در خارج‌ از رحم‌ رخ‌ می‌دهد.

علائم شایع

مراحل‌ اولیه‌:
عدم‌ وقوع‌ قاعدگی‌ یا نامنظمی‌ زمان‌ قاعدگی‌
لکه‌بینی‌ یا خونریزی‌ بدون‌ توجیه‌
درد یا دل‌پیچه‌ در قسمت‌ پایین‌ شکم‌
ندرتاً درد در شانه‌
مراحل‌ انتهایی‌:
درد شکمی‌ شدید و تند و تیز به‌ صورت‌ ناگهانی‌ در اثر پارگی‌ لوله‌ رحمی‌
منگی‌، غش‌، و شوک‌ (رنگ‌پریدگی‌، تند شدن‌ ضربان‌ قلب‌، پایین‌ افتادن‌ فشار خون‌ و عرق‌ سرد). این‌ علایم‌ گاهی‌ ممکن‌ است‌ قبل‌ از درد یا همراه‌ آن‌ رخ‌ دهند.

علل

تخمکی‌ که‌ از تخمدان‌ رها شده‌ در خارج‌ از رحم‌ با اسپرم‌ لقاح‌ می‌یابد و در جایی‌ خارج‌ از رحم‌، که‌ معمولاً لوله‌ رحمی‌ است‌، کاشته‌ می‌شود. با بزرگ‌ شدن‌ رویان‌ کاشته‌ شده‌، لوله‌ رحمی‌ کش‌ آمده‌ و پاره‌ می‌شود و خونریزی‌ داخلی‌ خطرناکی‌ که‌ جان‌ زن‌ را به‌ خطر می‌اندازد رخ‌ می‌دهد.

عوامل تشدید کننده بیماری

استفاده‌ از دستگاه‌ جلوگیری‌ از حاملگی‌ که‌ داخل‌ رحم‌ کار گذاشته‌ می‌شود (آی.‌یو.دی‌).
سابقه‌ عفونت‌های‌ شکمی‌ یا لگنی‌
وجود چسبندگی‌ها (رشته‌های‌ بافت‌ جوشگاهی‌) در اثر اعمال‌ جراحی‌ قبلی‌
سابقه‌ حاملگی‌ در لوله‌های‌ رحمی‌
سابقه‌ جراحی‌ بر روی‌ لوله‌های‌ رحمی‌ یا رحم‌
سابقه‌ آندومتریت‌ (التهاب‌ آندومتریوم، بافت‌ پوشاننده‌ سطح‌ داخلی‌ رحم)
وجود ناهنجاری‌ در رحم‌

پیشگیری

از روشی‌ غیر از آی‌یودی‌ برای‌ جلوگیری‌ از حاملگی‌ استفاده‌ شود.
در صورت‌ بروز هر گونه‌ عفونت‌ لگنی‌، سریعاً برای‌ درمان‌ مراجعه‌ شود.

عواقب مورد انتظار

حاملگی‌ خارج‌ رحمی‌ نمی‌تواند کامل‌ شود یا جنینی‌ را بپروراند که‌ توانایی‌ زندگی‌ داشته‌ باشد. پاره‌ شدن‌ حاملگی‌ خارج‌ رحمی‌ یک‌ اورژانس‌ است‌ و باید فوراً درمان‌ شود. با تشخیص‌ زود هنگام‌ و انجام‌ عمل‌ جراحی‌، احتمال‌ بهبود کامل‌ زیاد است‌. در ۸۵%-۵۰% از بیماران‌، حاملگی‌های‌ بعدی‌ طبیعی‌ هستند.

عوارض احتمالی

عفونت‌
کم‌ شدن‌ توانایی‌ باروری‌
از دست‌ دادن‌ اعضایی‌ از دستگاه‌ تناسلی‌ در اثر دشوار بودن‌ عمل‌ جراحی‌
شوک‌ و مرگ‌ در اثر خونریزی‌ داخلی‌

درمان

اقدامات‌ تشخیصی‌ ممکن‌ است‌ شامل‌ موارد زیر باشند: حاملگی‌؛ سونوگرافی‌؛ کولدوسنتز (نمونه‌برداری‌ از مایع‌ لگنی‌ با استفاده‌ از یک‌ سوزن‌ که‌ به‌ سقف‌ مجرای‌ تناسلی‌ در عقب‌ وارد می‌شود)؛ لاپاروسکوپی‌ (سوراخ‌های‌ کوچکی‌ در شکم‌ ایجاد می‌شوند و از راه‌ آنها وسایل‌ لازم‌ برای‌ دیدن‌ و درآوردن‌ حاملگی‌ خارج‌ رحمی‌ وارد می‌شوند)؛ D&C (گشاد کردن‌ و تراشیدن‌ رحم ‌با وسیله‌ای‌ به‌ نام‌ کورت‌)؛ و لاپاراتومی‌ (عمل‌ جراحی‌ باز) تفحصی‌.
- شاید بتوان‌ ارزیابی‌ و درمان‌ را بدون‌ بستری‌ کردن‌ بیمار به‌ انجام‌ رساند.
- البته‌ برای‌ انجام‌ عمل‌ جراحی‌ و مراقبت‌های‌ حمایتی‌ نیاز است‌ که‌ بیمار بستری‌ شود. امکان‌ دارد تزریق‌ خون‌ نیز ضرورت‌ یابد.
- عمل‌ جراحی‌ برای‌ درآوردن‌ رویان‌ در حال‌ رشد، جفت‌، و هر گونه‌ بافت‌ آسیب‌ دیده‌. اگر نتوان‌ لوله‌ رحمی‌ را ترمیم‌ نمود، اجباراً در آورده‌ خواهد شد. حاملگی‌ طبیعی‌ با لوله‌ رحمی‌ باقیمانده‌ (در طرف‌ مقابل‌) امکان‌پذیر است‌. پس‌ از عمل‌ جراحی‌:
- بعد از ۲۴ ساعت‌ می‌توان‌ روی‌ بخیه‌ها را شست‌.
- برای‌ رفع‌ درد از گرما استفاده‌ کنید. می‌توانید یک‌ صفحه‌ گرم‌ کننده‌ یا شیشه‌ آب‌ داغ‌ را روی‌ شکم‌ یا کمر قرار دهید. حمام‌ آب‌ داغ‌ نیز باعث‌ تخفیف‌ ناراحتی‌ و شل‌ شدن‌ عضلات‌ می‌شود. برای‌ این‌ کار، ۱۵-۱۰ دقیقه‌ در وان‌ آب‌ داغ‌ بنشینید. هرچند بار که‌ لازم‌ باشد این‌ کار را تکرار کنید.

دارو درمانی

در بعضی‌ از موارد که‌ حاملگی‌ خارج‌ رحمی‌ زود تشخیص‌ داده‌ می‌شود، هنوز پاره‌ نشده‌ باشد، یا به‌ حالت‌ مزمن‌ درآمده‌ باشد می‌توان‌ از داروی‌ متوتروکسات‌ (که‌ در شیمی‌درمانی‌ نیز استفاده‌ می‌شود) بهره‌ جست‌. این‌ دارو در حذف‌ بافت‌ حاملگی‌ مؤثر است‌. اگر تصمیم‌ به‌ تجویز این‌ دارو گرفته‌ شود، برنامه‌ریزی‌ و پیگیری‌ دقیق‌ بیمار ضرورت‌ دارد.
پس‌ از عمل‌ جراحی‌ ممکن‌ است‌ داروهای‌ ضد بارداری‌ از گروه‌ داروهای‌ ضدالتهابی‌ غیر استروییدی‌ یا مخدرها برای‌ ۷-۲ روز تجویز شوند.
در صورت‌ وجود عفونت‌ آنتی‌بیوتیک‌ تجویز می‌شود.
مکمل‌های‌ آهن‌ برای‌ کم‌ خونی‌

فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های‌ عادی‌ خود، از جمله‌ کار، را در زودترین‌ زمان‌ ممکن‌ از سر گیرد. دوره‌ نقاهت‌ لاپاروسکوپی‌ عموماً سریع‌تر از لاپاروتومی‌ است‌.
تا زمان‌ ترمیم‌ کامل‌ که‌ در پیگیری‌ مشخص‌ خواهد شد باید از مقاربت‌ جنسی‌ خودداری‌ شود.

رژیم‌ غذایی‌ خاصی‌ توصیه‌ نمی‌شود

در شرایط زیر به پزشک مراجعه کنید:

اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ حاملگی‌ خارج‌ رحمی‌ دارید، خصوصاً علایم‌ پارگی‌ آن‌ را. بلافاصله‌ اورژانس‌ را خبر کنید.
اگر یکی‌ از موارد زیر پس‌ از جراحی‌ رخ‌ دهد:
ـ خونریزی‌ شدید از را مجرای‌ تناسلی‌ (تامپون‌ هر ساعت‌ کاملاً آغشته‌ به‌ خون‌ شود).
ـ علایم‌ عفونت‌، مثل‌ تب‌، لرز، سردرد، منگی‌، یا دردهای‌ عضلانی‌
ـ زیاد شدن‌ دفعات‌ ادرار که‌ بیش‌ از یک‌ ماه‌ طول‌ بکشد. این‌ ممکن‌ است‌ علامتی‌ از تحریک‌ یا عفونت‌ مثانه‌ در اثر جراحی‌ باشد

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:14 PM
عفونت گوش خارجی و عفونت گوش میانی


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=325ae46dd389af81fe16c7309adb5521
عفونت گوش خارجی
مرور کلی
نام دیگر این بیماری « گوش شناگران » می باشد، زیرا بیشتر در شناگران که گوششان مرطوب است دیده می شود . ولی شرایط دیگری مثل حمام کردن ، دوش گرفتن نیز می تواند باعث ایجاد این عفونت شود. پس از ورود آب در کانال خارجی گوش، باکتریهائی که بطور نرمال در گوش ساکن می باشند، تکثیر شده و باعث ایجاد عفونت و التهاب و تحریک مجرای گوش می شوند. اگر عفونت پیشرفت کند می تواند علاوه بر کانال گوش ، قسمت خارجی گوش را نیز درگیر کند.
علائم بیماری
شایعترین علامت بیماری خارش گوش و درد خفیف تا متوسطی که با پائین کشیدن یا حرکت دادن نرمه گوش تشدید می شود و سایر علائم شامل :
- احساس انسداد یا پرُِی گوش
- وجود ترشحات چرکی کم حجم
- تب
- کاهش شنوائی
- به جلو رانده شدن گوش و هنچنین فاصله گرفتن گوش از سر
- بزرگ شدن غدد لنفاوی اطراف گوش
درمان
درمان عفونت گوش خارجی، در مراحل اولیه بیماری شامل تمییز کردن مکرر کانال گوش و سپس استفاده از قطره های آنتی بیوتیک مخصوص گوش برای جلوگیری از رشد باکتریها می باشد البته استفاده از محلولهای اسیدی ضعیف مانند اسید بوریک یا اسید استیک می تواند در مراحل اولیه عفونت برای درمان عفونت گوش خارجی مؤثر باشد.
اما برای عفونت های شدیدتر در صورتیکه پرده گوش سالم بوده و هنوز کانال باز باشد همان تمیز کردن مکرر بعلاوه مصرف آنتی بیوتیک مؤثر است ولی زمانی که کانال گوش کاملاً متورم بوده و مسدود شده است ، می توان یک تکه گاز استریل کوچک را به شکل فیتیله در آورد و در داخل کانال گوش متورم فرو کرد تا قطره آخر آنتی بیوتیک از طریق این فیتیله به درون گوش نفوذ کند و یا اینکه آنرا آغشته به پماد آنتی بیوتیک کرده و در گوش قرار می دهند. علاوه بر این، داروهای مسکن نیز برای کاهش درد بیمار تجویز می شوند.
ویزیتهای بعدی برای بررسی میزان پاسخ به درمان بسیار مهم است و در کنار آنها می توان با وسائل مخصوص که متخصص گوش و حلق و بینی دارد، پاک کردن گوش را تکرار کرد و فیتیله جاگذاری شده داخل گوش را تعویض نمود.

· پیشگیری
از آنجا که گوش خشک بعید است دچار عفونت شود. برای پیشگیری از عفونت لازم است که پس از شنا و یا حمام کردن آب را از گوش خارج کرده و از میزان رطوبت کانال گوش کاست. ایمن ترین وسیله برای خشک کردن گوش استفاده از « سشوار » می باشد. روش دیگر البته در صورتیکه پرده گوش شما پاره نباشد، استفاده از الکل یا مخلوط الکل و سرکه به نسبت مساوی است که بعنوان قطره گوش استفاده شده و باعث تبخیر آب اضافی از کانال گوش می شود و گوش را خشک می کند.
افراد مبتلا به خارش گوش، مجرای گوش پوسته پوسته و شوره دار و کسانیکه مقدار ترشحات طبیعی گوش آنها زیاد است، بیشتر از سایر افراد احتمال دارد که به عفونت گوش خارجی مبتلا شوند. به این افراد توصیه می شود که هر چند وقت یکبار به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه و گوش خود را شستشو دهند.
تذکر : اگر شما مبتلا به عفونت گوش هستید و یا دچار پارگی پرده گوش می باشید و یا اینکه سایر صدمات به پرده گوش شما وارد شده و یا جراحی بر روی گوش شما انجام گرفته است باید قبل از استفاده از قطره های گوش و یا هر کاری که باعث ورود آب به گوش شما شود ( مثل شنا کردن) با متخصص گوش و حلق و بینی مشورت کنید و راهنمائیهای لازم را دریافت دارید.




عفونت گوش میانی

· مرور کلی
عفونت در فضای گوش میانی باعث ملتهب شدن گوش میانی می شود و این روند ممکن است یک گوش و یا هر دو گوش را با هم گرفتار کند. این بیماری خصوصاً در میان کودکان بسیار شایع است و همچنین شایعترین علت کاهش شنوائی دریچه ها به حساب می آید.
گر چه این بیماری در کودکان شایع است، ولی گاهی بزرگسالان را نیز مبتلا می کند. این بیماری خصوصاً در فصل زمستان و اوایل بهار شیوع دارد.
آیا عفونت گوش میانی یک بیماری جدی و خطرناک است؟
بله ، این بیماری بعلت اینکه هم باعث گوش درد شدید و هم کاهش شنوائی می شود باید جدی گرفته شود زیرا مثلاً کاهش شنوائی خود باعث ایجاد تبعات دیگر مثل اختلال در یادگیری و حتی تأخیر در سخن گفتن خواهد شد. در هر صورت اگر بیماری به موقع تشخیص داده شده و سریعاً درمان شود، شنوائی تقریباً همیشه به مقدار طبیعی خود باز خواهد گشت.
از طرف دیگر ، این بیماری بعلت گسترش عفونت به ساختارهای اطراف خود می تواند عوارض وخیم دیگری را نیز بوجود آورد مثل آبسه مغزی، عفونت استخوان پشت گوش ( ماستوئید ) و یا مننژیت ( التهاب پرده مغز ) و … بنابراین شناخت علائم آن و رساندن سریع کودک به پزشک برای جلوگیری از عوارض خطرناک لازم می باشد.

· گوش چگونه کار خود را انجام می دهد؟
گوش خارجی صداها را دریافت می کند و به طرف کانال گوش هدایت می کند. گوش میانی که به اندازه یک نخود فرنگی است یک فضای پر از هوا است که از گوش خارجی توسط یک لایه نازک بنام پرده صماخ جدا شده است . ۳ استخوانچه کوچک که کوچکترین استخوانهای بدن می باشند، در گوش میانی قرار داشته و از یک طرف دیگر به گوش داخلی متصل هستند و کارشان انتقال ارتعشات صدا از پرده گوش به گوش داخلی می باشد. گوش داخلی نیز ارتعاشات را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل کرده و این سیگنالها را به مغز ارسال می کند. البته گوش داخلی در حفظ تعادل انسان نیز دخالت دارد.
اما یک گوش میانی سالم حاوی هوا می باشد که از نظر فشار، برابر با فشار جو بوده و باعث انتقال راحت ارتعاشات به گوش داخلی می شود. البته تعادل فشار در گوش میانی توسط لوله ای بنام شیپور استاش که از گوش میانی به بینی راه دارد، انجام می گیرد. هوا مثلاً در هنگام خمیازه کشیدن و یا انجام عمل بلع می تواند بصورت حبابهای کوچکی وارد گوش شده و تعادل فشار را برقرار کند.
دلایل ابتلا به عفونت گوش میانی چیست ؟
انسداد شیپور استاش مثلاً در هنگام سرماخوردگی، حساسیت و یا سایر عفونتهای تنفسی در کنار حضور باکتری یا ویروس در گوش میانی باعث تجمع مایع ( در اثر تولید چرک و ترشحات مخاطی) در گوش میانی و در پشت پرده صماخ می شود. هر چه حجم مایع تجمع یافته در گوش میانی بیشتر شود باعث بالا رفتن فشار فضای گوش میانی و همچنین به بیرون برآمده شدن پرده صماخ و درد گوش و تورم آن می شود. در این حالت بعلت اینکه در پشت پرده گوش مایع وجود دارد، ارتعاش پرده صماخ مختل شده و شنوائی کاهش می یابد.
گاهی در اثر فشار زیاد چرک ، پرده صماخ پاره شده و چرک از گوش خارج می شود، ولی بطور شایعتر چرک و ترشحات در داخل باقی می مانند. حتی گاهی پس از اتمام دوره حاد عفونت نیز ترشحات در داخل گوش باقی می ماند و مزمن می شود. این ترشحات برای چندین هفته ، چندین ماه و حتی چندین سال پس از عفونت حاد ممکن است، در گوش میانی باقی مانده و سبب عودهای مکرر بیماری و همچنین اختلال در شنوائی شود.
علائم عفونت گوش میانی چیست؟
در نوزادان و شیر خواران علائم زیر دیده می شود:
کشیدن و چنگ انداختن به گوش خصوصاً اگر همراه با موارد زیر باشد :
- مشکلات شنوائی
- گریه و بی قراری
- تب
- استفراغ
- خروج ترشحات چرکی از گوش
در کودکان بزرگتر ، نوجوانان و بالغین علائم زیر انتظار می رود :
- احساس پری یا فشار در گوش
- مشکلات شنوائی
- سرگیجه و اختلال در تعادل
- تهوع و استفراغ
- خروج ترشحات از گوش
- تب

· پس از مراجعه به پزشک، برای بیمار چه کاری انجام می شود؟
پزشکان با استفاده از یک وسیله به نام « اتوسکوپ » می توانند گوش خارجی و پرده گوش را دیده و تغییرات پرده گوش را تشخیص دهند. با این وسیله می توان قرمزی گوش و تجمع مایع پشت پرده صماخ را مشاهده کرد و در بعضی از انواع اتوسکوپ با دمیدن مقداری هوا به کانال گوش، تحرک پرده گوش نیز اندازه گیری می شود. اگر پس از ورود هوا به کانال گوش پرده حرکتی نکند و یا اینکه پرده گوش قرمز رنگ باشد، احتمالاً گوش مبتلا به عفونت شده است. علاوه بر معاینه فوق، دو تست دیگر نیز برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر ممکن است استفاده شود. یکی تست«شنوائی سنجی» که در آن سطح شنوائی در فرکانسهای متفاوت سنجیده شده و نمودار آن مورد بررسی قرار می گیرد و تست دیگر « تمپانوگرام » است که با اندازه گیری فشار گوش میانی، کارکرد شیپور استاش و
تحرک پذیری پرده صماخ را بررسی می کند.
درمان
پزشک پس از ویزیت بیمار چندین دارو تجویز می کند که یکی از آنها آنتی بیوتیک مناسب برای درمان عفونت گوش میانی می باشد. لازم است که دوره درمان آنتی بیوتیک تا انتها طی شود حتی اگر سریعاً و پس از چند روز علائم بیماری فروکش کند، زیرا درمان ناقص باعث عود مجدد بیماری
می شود. علاوه بر آنتی بیوتیک ممکن است آنتی هیستامین ( در صورت همراهی بیمار با حساسیت ) و یا ضد احتقان ( خصوصاً سرماخوردگی ) توسط پزشک تجویز شود. همچنین تجویز ضد درد و ضد تب نیز ممکن است ضرورت پیدا کند. اگر علائم پس از چند روز تخفیف پیدا نکرد، دوباره با پزشک خود مشورت کنید.
گاهی در درمان عفونت گوش میانی نیاز به اقدامات دیگری می باشد که یکی از آنها عملی به نام « میرنگوتومی » یا برشی بر پرده صماخ با تیغ جراحی است. این عمل زمانی انجام می گیرد که بیمار درد شدیدی دارد و پرده گوش بسیار برجسته بوده و هر آن ممکن است پاره شود. در این موارد جراح با تغ خود یک برش کوچک روی پرده گوش ایجاد می کند که هم باعث خروج چرک و ترشحات شده و هم درد را کاهش می دهد و از همه مهمتر از پاره شدن وسیع خودبخودی پرده گوش جلوگیری می کند. البته این برش در عرض چند روز خودبخود بهبود یافته و خطر خاصی برای بیمار ندارد.
گاهی نیز پس از ایجاد شکاف تخلیه چرک، تا زمانیکه لوله استاش کار کرد خود را بدست نیاورد. یک « لوله تهویه » در محل شکاف قرار می دهند تا هم تعادل هوای داخل گوش میانی تأمین شده و هم چرک و ترشحات از گوش خارج شود و گاهی برای چندین هفته این لوله در داخل پرده صماخ باقی گذاشته می شود. البته در زمانیکه این لوله تهویه در داخل پرده صماخ قرار دارد باید از ورود آب به گوش جلوگیری کرد تا دوباره باعث ایجاد عفونت نشود.
همچنین اگر این بیماری در زمینه حساسیت اتفاق افتاده است، درمان حساسیت نیز ممکن است ضروری شود.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:14 PM
مسمومیت‌ حاملگی‌ (پره‌اکلامپسی‌ و اکلامپسی‌)


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=9003608f664afd07e4057c2128cf5e31


مسمومیت‌ حاملگی‌ (پره‌اکلامپسی‌ و اکلامپسی‌)



مسمومیت‌ حاملگی‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ اختلال‌ خطرناک‌ در فشار خون‌. کارکرد کلیه‌ و دستگاه‌ عصبی‌ مرکزی‌ که‌ ممکن‌ است‌ از هفته‌ ۲۰ بارداری‌ تا روز ۷ پس‌ از زایمان‌ رخ‌ دهد.



علائم:

پره‌اکلامپسی‌ خفیف‌:
افزایش‌ قابل‌ ملاحظه‌ فشار خون‌ هرچند در محدوده‌ طبیعی‌ قرار داشته‌ باشد.
پف‌ کردن‌ صورت‌، دست‌ها و پاها که‌ در صبح‌ شدیدتر است‌.
افزایش‌ وزن‌ بیش‌ از حد (بیش‌ از ۴۵۰ گرم‌ در هفته‌ در سه‌ ماهه‌ آخر بارداری‌).
پروتئین‌ در ادرار ـ پره‌اکلامپسی‌ شدید:
افزایش‌ مداوم‌ فشار خون‌
تورم‌ و پف‌کردگی‌ مداوم‌
تاری‌ دید
سردرد
تحریک‌پذیری‌
درد شکم‌ ـ ا

کلامپسی‌:
بدتر شدن‌ علایم‌ فوق‌
کشیدگی‌ عضلات‌
تشنج‌
اغما

علل:

ناشناخته‌. معتقدند ناشی‌ از ماده‌ یا سمی‌ است‌ که‌ جفت‌ تولید می‌کند

عوامل تشدید کننده بیماری:

تغذیه‌ نامناسب‌
دیابت‌ شیرین‌
سابقه‌ فشار خون‌ بالا
بیماری‌ کلیوی‌ مزمن‌
حاملگی‌ اول‌. مسمومیت‌ در یک‌ حاملگی‌ بدان‌ معنی‌ نیست‌ که‌ در حاملگی‌های‌ بعدی‌ عود خواهد کرد.
سیگار کشیدن‌
سوء مصرف‌ الکل‌
استفاده‌ از داروهای‌ روانگردان‌
سابقه‌ خانوادگی‌ اکلامپسی‌ یا پره‌اکلامپسی‌

پیشگیری :

مراقبت‌ پیش‌ از تولد مناسب‌ در سرتاسر دوران‌ بارداری‌
در طول‌ بارداری‌ از سیگار، داروهای‌ روانگردان‌ یا الکل‌ استفاده‌ نکنید.
در طول‌ بارداری‌ از یک‌ رژیم‌ غذایی‌ طبیعی‌ و کاملاً متعادل‌ استفاده‌ کنید. در صورت‌ تجویز مکمل‌های‌ ویتامینی‌ و معدنی‌ پیش‌ از زایمان‌ را مصرف‌ کنید.
بدون‌ توصیه‌ پزشک‌ هیچ‌ دارویی‌ از جمله‌ داروهای‌ بدون‌ نیاز به‌ نسخه‌ را مصرف‌ نکنید.

عواقب:

مسمومیت‌ در صورت‌ تشخیص‌ و درمان‌ در طول‌ بارداری‌، معمولاً ظرف‌ ۷ روز پس‌ از زایمان‌ بدون‌ هیچ‌ عارضه‌ای‌ از بین‌ می‌رود. در موارد نادر کشنده‌ است‌. اگر مسمومیت‌ باعث‌ زایمان‌ نارس‌ گردد، احتمال‌ زنده‌ ماندن‌ نوزاد به‌ رسیدن‌ بودن‌ آن‌ بستگی‌ دارد. مرگ‌ جنین‌ شایع‌ است‌.

عوارض :

سکته‌ مغزی‌
افزایش‌ خطر فشار خون‌ بالا بدون‌ ارتباط‌ با بارداری‌ پس‌ از ۳۵ سالگی‌
تشنج‌
ادم‌ ریه‌

درمان :

آزمون‌های‌ تشخیصی‌ می‌توانند شامل‌ بررسی‌های‌ آزمایشگاهی‌ خون‌، بررسی‌ ادرار ۲۴ ساعته‌ و سایر موارد برای‌ رد کردن‌ عوارض‌ باشند.
درمان‌ به‌ شدت‌ بیماری‌ بستگی‌ دارد: مراقبت‌ در منزل‌ برای‌ علایم‌ خفیف‌، مراقبت‌ در بیمارستان‌ در صورت‌ بدتر شدن‌ شرایط‌ و زایمان‌ زودهنگام‌ در صورت‌ وخامت‌ اوضاع‌. اکلامپسی‌ به‌ خاطر تشنج‌ به‌ احتمال‌ بیشتری‌ به‌ مراقبت‌ در بیمارستان‌ و زایمان‌ زودرس‌ (غالباً سزارین‌) نیاز دارد.
اگر در منزل‌ هستید، روزانه‌ خود را وزن‌ و آن‌ را ثبت‌ کنید؛ از یک‌ آزمون‌ خانگی‌ برای‌ تعیین‌ وجود پروتئین‌ در ادرار استفاده‌ کنید.

دارو درمانی :

داروهای‌ ضد پرفشاری‌ خون‌ برای‌ کاهش‌ فشار خون‌
ضد تشنج‌ها برای‌ پیشگیری‌ از تشنج‌
سولفات‌ منیزیم‌ (داخل‌ وریدی‌)

بیشتر مواقع‌ استراحت‌ کنید؛ این‌ امر در کنترل‌ مسمومیت‌ مهم‌ است‌. برای‌ کمک‌ به‌ گردش‌ خون‌، روی‌ سمت‌ چپ‌ خود استراحت‌ کنید.

ممکن‌ است‌ یک‌ رژیم‌ غذایی‌ خاص‌ لازم‌ باشد.

در شرایط زیر به پزشک مراجعه کنید :

اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان‌ علایم‌ مسمومیت‌ خفیف‌ را در هر مرحله‌ از حاملگی‌ داشته‌ باشید.
اگر در طول‌ درمان‌ یک‌ یا چند مورد از موارد زیر رخ‌ دهد: ـ سردرد شدید یا اختلال‌ بینایی‌ ـ افزایش‌ وزن‌ به‌ میزان‌ بیش‌ از ۱۳۵۰ گرم‌ در ۲۴ ساعت‌ ـ تهوع‌، استفراغ‌ و اسهال‌ ـ دردهای‌ شکمی‌ کرامپی‌ ـ تحریک‌پذیری‌ بیش‌ از حد

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:15 PM
افسردگی قبل و بعد از زایمان چیست و چگونه از آن پیشگیری کنیم


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=01a380176f0304a00e488957e773b80f

بسیاری از مادران در طول دوران بارداری و یا برای مدت کوتاهی پس از زایمان به نوعی دچار افسردگی و دلتنگی می شوند. افسردگی معمولاً پس از بروز یک سری تغییرات عمده در زندگی هر فرد، عارض او می شود؛ از این رو تعجبی ندارد که پس از تولد نوزاد و ورود او به زندگی مادر یکی از بزرگترین دگرگونی هایی که در زندگی یک زن رخ می دهد، ‌او برای چند وقتی دچار افسردگی شود.
بنا به گفته پزشکان، از هر ده زن، دو زن به افسردگی دوران بارداری و یک زن به افسردگی پس از زایمان مبتلا می شود.
عوامل عمده
عواملی که می تواند تا حدودی وضعیت روحی مادر در دوران بارداری و پس از آن را متشنج کنند، عبارتند از:

افسردگی پیش از زایمان:
برخی گمان می کنند دلیل عمده بروز افسردگی پیش از زایمان در مادر به خاطر این است که او از داشتن بچه دیگر، ناراحت و نگران است. در حالی که چنین نیست؛ چون بسیاری از مادران مبتلا به افسردگی پیش از زایمان، ‌اولین نوزاد خود را در شکم داشته اند.
طبق گفته پزشکان، تغییرات هورمونی، ناراحتی های جسمانی مربوط به دوران بارداری نظیر تهوع، دل به هم خوردگی و نیز نگرانی های مربوط به سونوگرافی، آزمایشهای دوران بارداری و حتی نحوه زایمان در بروز افسردگی بی تأثیر نیستند. ضمن آنکه برخی از مادران نگران هستند که آیا فرزندشان سالم به دنیا خواهد آمد یا خیر؟ … علاوه بر آن، یعضی از زنان به هر طریقی مستعد ابتلا به افسردگی اند که بارداری می تواند شروع مناسبی برای بروز این بیماری باشد.

افسردگی پس از زایمان:
دلیل اصلی این نوع افسردگی هم بی ربط به استرس های جسمی، روحی و ‌تغییرات هورمونی پس از تولد نوزاد نیست. عوامل دیگری مثل تغییرات احساسی و ایجاد هیجان در مادر (که معمولاً پس از تولد نوزاد بروز می کند)، خستگی،‌ احساس ناتوانی و کمبود محبت و حمایت عاطفی اطرافیان نیز در این امر نقش بسزایی دارد.

نشانه های افسردگی در مادران:

علایم و نشانه های افسردگی قبل و بعد از زایمان شبیه به هم هستند که عبارتند از:
· گریه کردن و احساس یأس و ناامیدی؛
· احساس نگرانی درباره سلامت خود یا کودک؛
· وحشت و سراسیمگی؛
· احساس ناتوانی در هماهنگی با کودک: به عبارت بهتر، احساس می کنید با او جور نیستید و نمی توانید تر و خشکش کنید؛
· عدم بروز احساسات عاطفی: در این حالت نمی توانید احساستان را بیان کنید و به همین خاطر هم خود را گناهکار می دانید و سرزنش می کنید؛
· بروز تنش های روحی و تند خویی؛
· کاهش انرژی بدن؛
· بدخواب شدن: به هنگام خواب با اینکه خوابتان می آید، نمی توانید بخوابید و کاملاً خسته اید.

نحوه درمان:

تجربه به برخی از زنان نشان داده که مشاوره و یا همنشینی و صحبت با دوستان و اعضای خانواده در جلوگیری از پیشرفت افسردگی بسیار موثر است. در موارد شدیدتر، پزشک داروهای ضد افسردگی تجویز می کند که همگام با مبارزه برای غلبه بر بیماری، تأثیر خوبی دارد. گرچه مصرف این داروها در طول دوران بارداری به هیچ وجه توصیه نمی شود؛ چون به جنین صدمه می زند. بعضی مادران هم به این نتیجه رسیده اند که روان درمانی هایی نظیر طب سوزنی و ایمان درمانی نیز بی تأثیر نیستند.

شیوه های موثر:

اگر به این نوع افسردگی مبتلا هستید،‌مهمترین نکته قبول ناراحتی و مشکلی است که در حال حاضر گریبانگیرتان شده است. بدین ترتیب بهتر می توانید خود را با آن وفق دهید. افسردگی یک بیماری شایع و عمومی است، اما کسانی که به آن مبتلا می شوند فکر می کنند فقط خودشان افسردگی دارند و در لاک خودشان فرو می روند، در حالی که این طور نیست و همین تفکر باعث وخامت بیماری می شود. اگر همت کنید مسلماً راه بیماری هموارتر خواهد شد، به شرطی که:
· از همنشینی و مصاحبت با دوستان و اعضای خانواده کناره گیری نکیند.
· با پزشکتان مشورت کنید شاید او بتواند شما را با سایر زنان مبتلا به افسردگی آشنا کرده و بدین ترتیب با آنها دوست شده و احساستان را در میان بگذارید.
· احساسات درونی تان را به همسرتان بگویید. شما به حمایت او نیاز دارید.
· پس از تولد نوزاد، برای امور زندگی برنامه ریزسی کنید و وقت مناسبی را نیز به خودتان اختصاص دهید. مراقبت از خود به نفع کودک هم خواهد بود.

دوره بیماری

در بسیاری از زنان، افسردگی دوران بارداری به محض تولد نوزاد کاملاً بر طرف می شود. مادران مبتلا به افسردگی پس از زایمان برای درمان راه دشوارتری را در پیش دارند چون علاوه بر خودشان، نوزادی در کنارشان هست که باید از او مراقبت کنند. با این حال دوره این بیماری ماهها و یا حتی سالها طول بکشد. مهمترین کار این است که از اطرافیان و افراد متخصص کمک بگیرند. مطمئناً این نوع حمایت موثرترین شیوه درمانی خواهد بود.
انفیلد، لیزی

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:15 PM
وسواس چیست و چگونه آنرا درمان کنیم؟


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=c6fe2a26db0c3395fe7ce739a4f8cd4e

وسواس چیست و چگونه آنرا درمان کنیم؟

وسواس یک ایده، فکر، تصور، احساس یا حرکت مکرر یا مضر که با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در
برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصیت‏خود بوده از غیر عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نوروزهاى شدید مى‏دانند که تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب و او را در سازگارى با محیط دچار اشکال مى‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشکار است.
روانکاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏کنند و آن را حالتى مى‏دانند که در آن، فکر، میل، یا عقیده‏اى خاص، که اغلب وهم‏آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گیرد، آنچنان که حتى اختیار و اراده را از او سلب کرده و بیمار را وامى‏دارد که حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى کار یا افکار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قید آن رهایى یابد.
وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏کند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏شود :
اجتناب؛ تکرار و مداومت؛تردید؛شک در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.
علائم دیگر:در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏گیرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهایى،… متجلى مى‏شود آنچنانکه به اطرافیانش این احساس دست مى‏دهد که نکند دیوانه شده باشد.
انواع وسواس:وسواسهایى که تمام فکر و اندیشه افراد را تحت تاثیر قرار داده و احاطه‏شان مى‏کند معمولا بصورتهاى زیر است:
۱-وسواس فکرى:
این وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد که برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زیر است:
اندیشه درباره بدن:
بدین گونه که بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فکرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشک مراجعه مى‏کند و در صدد به‏دست آوردن دارویى جدید براى سلامت‏بدن است.
رفتار حال یا گذشته:
مثلا در این رابطه مى‏اندیشد که چرا در گذشته چنین و چنان کرده؟ آیا حق داشته است فلان کار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز که مرتکب فلان عملى مى‏شود آیا درست مى‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست‏یا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زمانى فکر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد.
اندیشه افراطى:
زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول یا رد آن است‏با اینکه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است که گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است که او را ناگزیر به دفاع از یک اندیشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏کند بدون اینکه آن مساله کوچکترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏کند بگونه‏اى که طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏اى دست نیابد.
۲- وسواس عملى:
وسواس عملى به شکلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد که ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏کنیم :
شستشوى مکرر: مردم بر حسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏دانند و این بیمارى در نزد زنان رایجتر است.
رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏شود که هیچ‏گونه نیاز مادى ندارند.
دقت وسواسى:
نمونه‏اش را در منظم کردن دگمه لباس و… مى‏بینیم و وضعیت فرد بگونه‏اى است که گویى از این امر احساس آرامش مى‏کند.
شمردن:
شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همین قبیل بحساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این که اشتباهى در این امر صورت نگیرد.
راه رفتن:
گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد که تعداد قدمها معین و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نکند و هم از آن کمتر نباشد.
۳- وسواس ترس:
صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى – ترس از مرگ – ترس از دفع – ترس از محیط محدود – ترس از امرى خلاف اخلاق – ترس از تحقق آرزو.
۴- وسواس الزام:
در این نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و یا فکرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فکر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.
وسواس در چه کسانی بروز می کند؟
الف) در رابطه با سن
تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد که وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجا رشد مى‏کند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى که خود بیمار به ستوه مى‏آید.
ب) در رابطه باهوش:
بررسیهاى علمى نشان داده‏اند که وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى که داراى هوش اندک و یا با درجه ضعیف باشند بسیار کمند بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر کم‏هوشى شان شود.
ج) در رابطه با اعتقاد:
د) در رابطه با شخصیت و محیط:
تجارب نشان داده‏اند آنهایى که در زندگى شخصى حساس‏ترند امکان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى که والدینشان معمولا محکومشان مى‏کنند این بیمارى بیشتر دیده مى‏شود.
پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند که شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیکى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند بهمین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یکسان بیشتر دیده مى‏شود تا در دیگران، اگر چه ریشه‏هاى اساسى و کلى این امر کاملا مشهود نیست.
مساله شخصیت را اگر با دامنه‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بیمارى هیسترى است که اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم بمیزانى قابل توجه دیده مى‏شود.
ریشه‏هاى خانوادگى وسواس
در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذکر شده که اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و… که ما ذیلا به مواردى از آن اشاره مى‏کنیم.
الف) وراثت:
تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است که حدود چهل درصد وسواسیها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.
ب) تربیت :
در این مورد مباحثى قابل ذکرند که اهم آنها عبارتند از:
۱- دوران کودکى:اعتقاد گروهى از محققان این است که پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران کودکى پایه‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاکى از دوران کودکى ویژه‏اى است که در آن کشمکش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و کودک در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
۲- شیوه تربیت:در پیدایش گسترش وسواس براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسیها نشان مى‏دهد مادران حساس و کمال جو بصورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏کنند و مخصوصا والدینى که رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقیق مى‏خواهند و انعطاف پذیرى کمترى دارند در این رابطه مقصرند. تربیت‏خشک و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن کودک بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و کنترل کودک در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.
۳- تحقیر کودک:عده‏اى از بیماران وسواسى کسانى هستند که دائما این عبارت به گوششان خورده است که: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، بدرد زندگى نمى‏خورى… و از بابت عدم لیاقت‏خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد رکوفت‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعدا زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم کرده است.
۴- ناامنى‏ها:پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها که دوران حیات کودکى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله کودکى وحشت از آن داشته‏اند که نکند کار و رفتارشان مورد تایید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران کودکى براى راضى کردن مربیان خود مى‏کوشیدند و سعى داشته‏اند که دقتى افراطى درباره کارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریک‏بینى و موشکافى وارد شوند.
۵- منع‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شدید دوران کودکى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیریهاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممکن است کار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد معلوم نیست عاقبت‏خوش و میمونى داشته باشد.
۶- خانواده افراد وسواسى: بررسیها نشان داده‏اند:
- اغلب وسواسى‏ها والدین لجوج داشته‏اند که در وظیفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسیار نشان مى‏داده‏اند.
- ایرادگیر و عیبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏کشیدند.
- خسیس و ممسک بوده‏اند به طورى که کودک براى دستیابى به هدفى ناگزیر به شیوه‏اى اصرارآمیز بوده است و بالاخره افرادى کم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و کودک سعى مى‏کرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور کند تا سرزنش نشود. (۶)
درمان :
براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسایل و ابزارى استفاده کرد که یکى از آنها تغییر محیطى است که بیمار در آن زندگى مى‏کند.
۱- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده و اقامت او در یک آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یک منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است که اولیاى بیمار مى‏توانند به آن اقدام کنند.
۲- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است که زندگى بیمار را در محیطى دیگر بکشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى کشاند که در آن مساله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسیهاى تجربى نشان مى‏دهند که در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل کار و زندگى بهبود کامل حاصل مى‏شود.
۳- ایجاد اشتغال و سرگرمى:تطهیرهاى مکرر و دوباره‏کارى‏ها بدان خاطر است که بیمار وقت و فرصتى کافى براى انجام آن در خود احساس مى‏کند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امکان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یکى پس از دیگرى او را وادار خواهد کرد که نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.
۴- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه‏گیرى و تنهایى بیرون کشاند. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این الت‏باشد. ترتیب دادن مسافرتهاى دستجمعى که در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصا در افرا کمرو مؤثر است.
۵- شیوه‏هاى اخلاقى:رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین که هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏شود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شیرینى، بویژه از سوى کسانى که محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد که انتقاد به ملامت منجر نشود روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با کنایه به او تفهیم کرد که عرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا کرد که مى‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد که درباره افکار خود اگر چه بى معنى است صحبت کند و از انتقاد ناراحت نباشد.
۶- تنگ کردن وقت:بیش از این هم گفته‏ایم که گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است که بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ببیند و براى درمان ضرورى است که در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ کنند. در چنین مواردى لازم است‏با استفاده از متون و شیوه‏هایى او را به کارى مشغول دارید به امر و وظیفه‏اى او را وادار نمایید تا حدى که وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم کردن عمل و وظیفه کار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سریعا انجام دهد. تکرار و مداومت در چنین برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.
۷- زیرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز اینکه به او القا کنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى که آن را او نجس مى‏داند و یا با دست و بدنى که او تطهیر نکرده مى‏شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را وا داریم تا همان کارى را که از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورت است که در مى‏یابد هیچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.
شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:
الف) روانپزشکى:اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است که در این زمینه اقدام کند. کسى که تعلیمات تخصصى و تحصیلى‏اش در روان پزشکى او به او اجازه مى‏دهد که براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینکه در زمینه ریشه‏یابى‏ها کار و تلاش کرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود ۳۰۰-۲۰۰ ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند که در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز کنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را براى درمان لازم مى‏بینند بکار گیرند.
بیماران را گاهى لازم است که در مؤسسات روان‏پزشکى و گاهى هم در بیمارستان‏ها به طرق روانکاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است ; بویژه که شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.
ب) روان درمانى:این هم نوعى درمان است که توسط روانکاو یا روانشناس صورت مى‏گیرد و آن یک همکارى آزاد بین بیمار و درمان کننده مبتنى بر اعمال متقابل است که بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏رود. درمان اختلال به‏صورت مکالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى که قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممکن است دارو مورد استفاده قرار گیرد. البته اصل بر این است که بر اساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یک تحول درونى فراهم شود.
اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام که به این جنبه‏ها توجه نشود امکان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف – اصلاح محیط: و غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاکم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعالیتهاى تفریحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشارکتها در امور،… است.
ب – ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، کمک کردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود کردن حق بجانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و… .
ج – روانکاوى و روان درمانى:که در آن تلاشى براى ریشه‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و…

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:16 PM
آنوریسم آئورت را بشناسیم


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=fc03fc431a7c4e411ddcda3bf6622df5

آنوریسم آئورت عبارت است از یک ناحیه متورم تضعیف شده در آئورت ، رگ اصلی که همه بدن را با خون تغذیه می‌کند.
به دلیل آن که آئورت تغذیه‌کننده اصلی بدن است، آنوریسم پاره شده آن می‌تواند باعث خون‌ریزی‌های خطرناک شود. اکثر موارد آنوریسم ، کوچک هستند و به کندی رشد کرده به ندرت پاره می‌شوند.
گاهی آنوریسم بزرگتر شده و پاره می‌شود. بسته به میزانی که رشد می‌کند درمان نیز متفاوت است. با تشخیص آنوریسم پزشک مرتب بیمار را تحت کنترل قرار می‌دهد تا در صورت نیاز به جراحی به موقع برنامه‌ریزی شود.
هر چند که جراحی فوری برای آنوریسم پاره شده احتمال خطر را افزایش داده و شانس زنده ماندن را کاهش می‌دهد.
علائم: آنوریسم در هر قسمتی از آئورت ممکن است ایجاد شود ، اما اکثرا در بخش بطنی رخ می‌دهد که آنوریسم بطنی آئورت نام دارد.
آنوریسم‌هایی که در بخش بالایی آئورت ایجاد می‌شوند آنوریسم صدری گفته می‌شوند.
آنوریسم‌های آئورتی اغلب به کندی رشد می‌کنند و معمولا بدون علامت هستند که این مساله تشخیص آنها را دشوار می‌سازد. همه آنوریسم‌های آئورت به مرحله پاره شده نمی‌رسند.
با بزرگ شدن آنوریسم برخی افراد متوجه علایمی می‌شوند:
- احساس ضربان در نزدیکی ناف
- حساسیت یا درد در ناحیه شکم یا قفسه سینه
- کمردرد
* علل ایجاد آنوریسم
گرچه علت اصلی این اختلال کاملا مشخص نشده ارتباط برخی فاکتورها با ایجاد آن تایید شده است که عبارتند از سیگار کشیدن ، فشار خون بالا ، ضعف دیواره آئورت به هنگام تولد ، به طور کلی روند افزایش سن که موجب کاهش قابلیت ارتجاعی عروق خونی می‌شود همراه با ریسک فاکتورهای زیر در ایجاد آنوریسم در سنین بالا نقش دارد.
این ریسک فاکتورها علاوه بر سیگار و فشار خون بالا، آترواسکلروزیس یا سخت شدن عروق خونی، جنسیت (در مردان بیش از زنان است)، سابقه خانوادگی، و سندرم مارفان هستند.
سندرم مارفان یک اختلال ژنتیکی است که بافت همبند سراسر بدن از جمله بافت عروق خونی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ابتلا به این سندرم خطر آنوریسم آئورت را افزایش می‌دهد.
* تشخیص
اکثر آنوریسم‌های آئورت بطنی هنگام معاینه بیمار به علل دیگر تشخیص داده می‌شوند. معمولا تست‌های عادی آزمایشگاهی مانند عکس‌برداری با اشعه ایکس یا اولتراسوند قلب یا شکم که به علل دیگری توصیه شده‌اند ، وجود آنوریسم را نشان می‌دهند.
در صورتی که پزشک مشکوک به آنوریسم آئورت باشد تست‌های تشخیصی اختصاصی‌تری مانند اولتراسوند ، توموگرافی کامپیوتری (سی‌تی اسکن) و یا تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی یا ام.آر.آی ناحیه شکم و قفسه سینه را توصیه می‌کند.
به این ترتیب او قادر خواهد بود اطلاعات دقیق‌تری را از اندام و عروق خونی قفسه سینه و شکم و البته آئورت به دست آورد.
مهم‌ترین پیامد آنوریسم آئورت پارگی آن است. زمانی که یک پارگی کوچک در دیواره داخلی آئورت به ناحیه میانی بافت همبند گسترش یابد بیمار با این وضع مواجه می‌شود.
پاره شدن آنوریسم آئورت منجر به خونریزی داخلی خطرناک می‌شود که علایمی همچون درد ناگهانی شکم ، قفسه سینه و پشت ، درد منتشره به سمت کمر و پاها ، تعرق ، سرگیجه ، افت فشار خون ، تپش قلب ، کاهش هشیاری و تنفگی نفس را در پی دارد.
پیامد دیگر آنوریسم آئورت، احتمال لخته شدن خون است.لخته‌های کوچک خون در ناحیه‌ای از آنوریسم ایجاد می‌شوند.
اگر لخته خون از دیواره داخلی آنوریسم جدا شده و در محلی دیگر یکی از عروق بدن را مسدود کند ، باعث درد یا انسداد جریان خون به پاها، انگشتان یا اندام‌های شکمی می‌شود.
* درمان
هدف درمان آنوریسم پیشگیری از آن است. در صورت ابتلا به آن بیمار باید مرتب تحت کنترل باشد تا در صورت نیاز به جراحی اقدامات فوری صورت گیرد.
تصمیم فرد بستگی به اندازه آنوریسم و سرعت رشد آن دارد. اگر آنوریسم کوچک باشد (حدود ۴ سانتی‌متر قطر) معمولا نیازی به جراحی نیست و پزشک روش کنترل را توصیه می‌کند.
در مورد آنوریسم متوسط با قطر ۴ تا ۵٫۵ سانتی‌متر توجه به وجود علایم نیز اهمیت دارد و در واقع هر تصمیمی با مشورت پزشک صورت می‌گیرد.
و بالاخره آنوریسم‌های بزرگ با قطر ۵٫۵ سانتی‌متر یا بیشتر که آنوریسم سریع‌الرشد نیز گفته می‌شوند به احتمال زیاد نیازمند جراحی هستند.
یک روش جدید برای درمان آنوریسم آئورت استفاده از روشی با تهاجم کمتر است. پزشکان یک قطعه مصنوعی را به انتهای کاتاتر متصل کرده آن را از طریق رگ کشاله ران وارد بدن می‌کنند و سپس آن را به آئورت می‌رسانند.
این قطعه که لوله سنتتیک پوشانده شده با یک توری فلزی است ، به محل آنوریسم فرستاده می‌شود و از پاره شدن آنوریسم در قسمت ضعیف شده جلوگیری می‌کند. این روش جراحی اندو وسکولار نامیده می‌شود.زمان بهبود کمتر از مدت زمان مورد نیاز برای جراحی باز است.
به هر حال با آن که به کمک جراحی می‌توان یک آنوریسم پاره شده آئورت را ترمیم کرد باید گفت خطرات آن بسیار زیادتر و شانس زنده ماندن کمتر است.
* پیشگیری
هیچ دارویی وجود ندارد که با مصرف آن از ایجاد آنوریسم آئورت بتوان جلوگیری کرد. محققان در حال مطالعه آنتی بیوتیک‌هایی به نام تترا سایکلین هستند که می‌تواند رشد آنوریسم‌های کوچک آئورت را کند سازد اما برای تایید اثر این دارو هنوز خیلی زود است.
به طور کلی بهترین روش برای جلوگیری از این بیماری سالم نگه داشتن عروق خونی است. پس:
- فشار خونتان را کنترل کنید.
- سیگار نکشید.
- ورزش کنید.
- از کلسترول و چربی رژیم غذایی‌تان بکاهید.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:17 PM
مسمـومیتـها و نحوه برخورد با آنها ( گوارشی،بوتولیسم ، تماسی، تزریقی،گاز گرفتگی حیوانات ،مار گزیدگی ،گزش حشرات،عنکبوت سیاه بیوه،عقرب)- مرجع کامل اطلاعات-


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=ca82d5547b55fabb1612f4ffbb1d8f57
مسمـومیتـها و نحوه برخورد با آنها
سـم
به ماده ای گفته می شود که پس از ورود مقادیر نسبتا کمی از آن به بدن ، باعث اختلال در عملکرد طبیعی بدن شده یا باعث تخریب بافتهای بدن و مرگ میگردد .
راههای ورود سم به بدن
عبارتند از
۱-گوارشی : زمانی روی میدهد که سم از طریق دهان وارد شده و بوسیله دستگاه گوارش جذب شود .
۲-تنفسی : زمانی که سم از طریق دهان یا بینی وارد شده و بوسیله مخاط دستگاه تنفس جذب شود .
۳-تماسی : زمانی روی میدهد که سم از طریق تماس با پوست سالم واردشده و بوسیله دستگاه گردش خون انتشار یابد .
۴-ترزیقی : زمانی روی میدهد که سم از طریق پارگی در پوست وارد شده و بوسیله گردش خون در بدن انتشار یابد .
مسمومیتهای ترزیقی در نتیجه گزش حشرات ، مارگزیدگی یا ترزیق بوسیله سوزن روی می دهد .
مسمومیتهای گوارشی
مسمومیتهای گوارشی شایع ترین نوع مسمومیت هستند . این مسمومیت می تواند ناشی از مصرف غذای فاسد شده ، مصرف داروی اشتباه و یا زیاد از حد خوردن دارو به قصد خودکشی و … می باشد .
کودکان بیشتر از بزرگسالان در معرض خطر مسمومیت اتفاقی قرار میگیرند و مسمومیت در کودکان بعلت مصرف مواد شیمیایی خطرناک مانند نفت ، مواد پاک کننده ، دارو و … بیشتر است .
علائم کلی مسمومیت گوارشی
۱- دردهای شکمی
۲ – تهوع – استفراغ
۳- استنشاق بوی ماده مصرف شده از دهان
۴- خواب آلودگی
۵- اختلال و ضعف تنفس و گردش خون
۶- بیهوش
و بعضی از علائم بستگی به ماده مصرف شده و نحوه تاثیر آن دارد . برای مثال استفاده از مواد مخدر کاهش و وقفه تنفس ، تنگی مردمک چشم و خشکی دهان را در پی دارد .
در حالیکه استفاده از داروهای محرک باعث هیجان, توهم, تعریق فراوان ، افزایش تنفس و ضربان قلب و تشنج می شود .
در مسمومیت با الکل به علت مصرف بیش از حد ، علائمی چون استشمام بوی الکل از تنفس بیمار ، تهوع و استفراغ, تنفس عمیق ، نبض پر درمراحل ابتدایی و تنفس کم عمق و نبض تند در مراحل پیشرفته دیده می شود و حتی بعلت تاثیر الکل در سیستم عصبی فرد ، تعادل رفتاری و شخصیتی و تفکر فرد از بین رفته و ممکن است به دیگران یا خود آسیب برساند .
در مسمومیت با اسید و قلیاها که بصورت تصادفی یا به قصد خودکشی استفاده میشوند ، وجود نواحی سوخته در اطراف صورت ، دهان و حلق ، استفراغ و اسهال خونی ، درد وسوزش شدید در مجرای گوارش و یا مشکلات تنفس و انسداد راه هوایی از علائم این مسمومیت است .
اگر فرد مسموم هوشیار است, از او پرسش کنید
۱-who نام ، سن ، جنس فرد ؟
۲-what نوع ماده سمی بلع شده ؟
۳- how much مقدار مصرف شده چه میزان است ؟
۴-how شرایط مسمومیت به چه صورت است ؟
۵-when زمان اتفاق افتادن مسمومیت ؟
نکتـه
اگر لبهای سوخته مشاهده شد ، احتمال مسمومیت با مواد سوزاننده می باشد که چندین جرعه آب سرد یا شیر به او بدهید .
در صورتی که لباسهای فرد مسموم به وسیله مواد سوزاننده سوخته باشد .
اگر فرد مسموم بیهوش است ,او را ارزیابی کنید هر ۲ تا ۳ دقیقه تنفس و نبض او را بررسی کنید و ارجاع دهید .
اقدامات کلی در برخورد با مسمومیت گوارشی
در این نوع مسمومیت ها بعد از ارزیابی وضعیت فعالیت دستگاههای حیاتی ( تنفس وقلب ) ، اقدامات کلی سه مرحله است :
۱-تشخیص نوع سم
۲-رقیق کردن سم
۳-خارج کردن سم از معده
۴-تشخیص نوع سم : همانطور که قبلا هم اشاره شد در صورت هوشیار بودن مسموم سوالاتی پرسیده میشود و با بررسی محیط اطراف و علائم مشاهده شده نوع سم را تشخیص میدهد .
۵-رقیق کردن سم : با رقیق کردن سم میتوان از اثرات ناخواسته و سود بسیاری از سموم جلوگیری کرد . چند لیوان آب نمک ولرم باعث به تعویق انداختن جذب سم از معده میشود و در صورت موجود بودن شربت ایپکاک ipecac علاوه بر آب چند قاشق از این شربت میدهیم .
۶- خارج کردن سم از دستگاه گوارش: استفاده از محلول آب نمک ، یا آب به همراه چند قاشق شربت ایپکاک در مدت کوتاهی باعث ایجاد تهوع و استفراغ می گردد .
برای تسریع در دفع مواد از معده در حالیکه مصدوم در حالت نشسته است و سرش به سمت جلو و پایین است با تحریک انتهای گلو با انگشت ، وی را وادار به استفراغ می کنیم و سپس با آرام کردن مصدوم او را به نزدیکترین مرکزدرمانی ارجاع می دهیم . ۰۰
نکات مهـم
۱-از دادن آب نمک برای کودکان بپرهیزید ، زیرا این عمل بسیار خطرناک بوده و باعث مرگ در کودکان در اثر خفگی ناشی از استفراغ میشود .
۲-در صورتی که مسمومیت در اثر مصرف مواد اسیدی ، قلیایی ، فراورده های نفتی یا مواد سوزاننده یا مواد پاک کننده و شوینده ها باشد به هیچ عنوان عمل رقیق کردن و وادارکردن به استفراغ را انجام ندهید .
چون در صورت استفراغ این مواد ممکن است مری مجددا آسیب ببیند و یا با آسپیره شدن به داخل راه هوایی باعث آسیب مخاط ، تورم و انسداد راههایی هوایی گردد .
۳-در افراد بیهوش ، افرادی که تشنج کرده ، بیمارانی که سابقه ناراحتی قلبی دارند و زنان باردار عمل وادار کردن به استفراغ را نباید انجام دهید .
مسمومیت گوارش میکروبی
بوتولیسم
تشخیص سریع این بیماری و مراقبت لازم آن موجب حفظ حیات فرد مسموم خواهد شد هر چند این نوع مسمومیت نادر است اما در ۶۰ درصد موارد به مرگ می انجامد .
این سم که از باکتری کلستریدیوم بوتولوئید ترشح می شود ، مانع از ارسال پیامهای عصبی از اعصاب محیطی به عضلات می گردد و به ضعف شدید ، فلج و مرگ
می انجامد . متاسفانه این سم هیچ طعم و مزه ای ندارد .
نشانه های بیماری معمولا تا ۲۴ ساعت پس از مصرف سم ظاهر نمی شود
و پس از آن نشانه ها و علائم زیر به ترتیب و بتدریج آغاز می گردند :
۱- خشکی دهان ۳- عدم تطابق در چشم و دو بینی
۲- گلودرد ۴- خستگی شدید
۵- اشکال در صحبت کردن و بلع ۶- فلج عضلات تنفسی
۷- فلج ۸- از بین رفتن رفلکس های بدن
۹- محدودیت حرکات چشم ۱۰- اختلال شدید تنفسی
۱۱- مردمک های گشاد
منبع اصلی سم برتولیسم ، غذای کنسرو شده تاریخ گذشته است که قبل از مصرف خوب حرارت ندیده اند . اما به تازگی مشاهده شده که ۲۴ درصد موارد گزارش شده ناشی از غذاهای رستورانی بوده اند .
اقدامات و کمک های اولیه
۱-وادار کردن به استفراغ
۲-دادن اکسیژن با فشار زیاد در صورت شک به فلج عضلات تنفسی
۳-دادن سفیده تخم مرغ
۴-رسانیدن بیمار به مرکز درمانی
۵-تجویز ضد سم توسط پزشک
مسمومیت های تنفسی
سموم تنفسی موادی سمی هستند که از طریق مجاری تنفسی وارد شده و از ریه ها جذب بدن می شوند . بیشتر مسمومیت های تنفسی ناشی از دود آتش سوزی میباشد . سم به سرعت جذب بدن شده و معمولا عواقب خوبی ندارد .
منابع اصلی مسمومیتهای تنفسی عبارتند از :
۱-گازهای منو اکسید کربن co : گاز اصلی متصاعد شده از اگزوز اتومبیل وکرسی است ، در زنبورداری برای کشتن زنبور بکار می رود
۲-گازهای دی اکسیدکربن : در صنعت ایجاد میشود و در عمق چاه وجود دارد . ۳- گاز کلر : در استخر ها بکار می رود .
۴-گاز آمونیاک : گازهای صنعتی
۵-گازهای بیهوشی ( اتر )
۶-گاز دی اکسید سولفور ( ( : در صنایع یخ سازی بکار میرود و در چاهها نیز وجود دارد .
علائم و نشانه های عمومی مسمومیت تنفسی :
۱- سر درد شدید ۶- اشک ریزش و سوختگی چشم
۲- تهوع و استفراغ ۷- سوختگی گلو و سینه و پوست صورت
۳- سرفه ، تنفس صدادار ۸- سیانوز ( کبودی )
۴- تنگی نفس ۹- گیجی و منگی
۵- درد قفسه سینه ۱۰- اختلال در هوشیاری و بیهوشی
اقدامات و کمک های اولیه
- شل نمودن یقه و کمربند و باز نگه داشتن راه هوایی
- در مسمومیت های تنفسی ، باید فوراً اکسیژن ۱۰۰درصد داده شود ( با توجه به دستورالعمل استفاده از کپسول اکسیژن )
- انتقال سریع مصدوم به مرکز
مسمومیت های تماسی
این نوع مسمومیت زمانی روی می دهد که ماده سمی از طریق پوست وارد بدن شود و از طریق دستگاه گردش خون در سراسر بدن توزیع گردد . حشره کشها و سموم
صنعتی دو نوع شایع از سمومی هستند که از طریق پوست قابل جذب می باشند
همچنین گیاهان بسیاری وجود دارند ( نظیر گزنه ، پیچک , سماق و غیره ) که در صورت تماس با پوست واکنشهای شدید حساسیتی ایجاد می کنند که این واکنشها می توانند در کل بدن نیزمنتشر شوند .
علائم و نشانه های عمومی مسمومیت های تماسی
۱- التهاب یا قرمزی پوست ۶- گیجی و منگی
۲- سوختگی شیمیایی ۷- شوک
۳- بثورات جلدی ۸- تجمع آب در پوست و ظهور تاول
۴- خارش ۹- سایر علائم و نشانه های عمومی مسمومیتها
۵- تهوع و استفراغ
که این علائم و نشانه ها در مسمومیت تماس گیاهی سه دسته هستند
۱-علائم خفیف : خارش خفیف
۲-علائم خفیف تا متوسط : خارش و قرمزی
۳-علائم متوسط : خارش ، قرمزی ، تورم
۴-علائم شدید : خارش ، قرمزی ، تاول و تورم
اقدامات و کمکهای اولیه در مسمومیت تماسی
-شستشوی پوست با مقادیر زیاد آب حداقل به مدت ۲۰ دقیقه
-در حین شستشوی پوست ، لباس و یا جواهر آلات را در آورید
- شستشوی محل با آب و صابون
- انتقال مصدوم با مرکز درمانی
مسمومیت های تزریقی
پس از مسمومیت های گوارشی ، مسمومیتهای ترزیقی دومین عامل مسمومیتها به شمار می آیند .
چهار عامل عمده برای آن وجود دارد
۱- مسمومیت ترزیقی در اثر ترزیق دارو به بدن
۲- گاز گرفتگی حیوانات
۳- مار گزیدگی
۴- گزش حشرات
۱- مسمومیت ترزیقی در اثر ترزیق دارو به بدن
ترزیق بعضی از داروها به طریق مختلف, خواه داخل وریدی IV، داخل عضلانی ( IM ) ، زیر جلدی (SC) ، داخل جلدی (ID) , میتواند علائم و واکنشهای حساسیتی را ایجاد کند . همچنین برخی از افراد نیز به داروهای خاصی حساسیت دارند .
نشانه ها و علائم اصلی به صورت شوک حساسیتی یا آنافیلاکتیک بروز می کند .
علائم و نشانه های عمده شوک آنافیلاکتیک در اثرترزیق داروها
۱-خارش در سراسر بدن
۲-تورم
۳-ضعف عمومی
۴-بیهوشی
۵-نبض و تنفس نا منظم
اقدامات و کمک های اولیه در مسمومیت ترزیقی داروها
مانند کمک های اولیه شوک آنافیلاکتیک بوده که در فصل مربوطه توضیح داده شده است .
۲- گاز گرفتگی حیوانات
گاز گرفتن حیوانات یا انسان باعث دریدگی پوست و عفونت بسیار شدید میشود . گاز گرفتگی حیوانات وحشی مثل روباه، گرگ ، سگ و راکون میتواند باعث انتقال ویروس هاری گردد و در صورت عدم رسیدگی و مراقبت پزشکی به مرگ می انجامد .
گاز گرفتگی انسان نیز باعث انتقال میکروبهای زیادی از دهان به پوست و همچنین انتقال کزاز می شود .
اقدامات
۱- در صورت در دسترس بودن دستکش یکبار مصرف بپوشید ، زخم را با دقت با صابون و آب گرم بشوئید تا خطر عفونت به حداقل برسد
۲- با سواپ گازدار ، آهسته آهسته خشک کنید و پانسمان چسب دار ( چسب زخم ) یا پوشش استریل کوچک زخم را بپوشانید .
۳- جهت انجام اقدامات بعدی او را به مرکز بهداشتی درمانی ارجاع فوری دهید و در صورت امکان تلفنی پزشک و کاردان مرکز را مطلع نمائید .
نکتـه :در مورد سابقه واکسیناسیون کزاز سوال کنید .
مورد خاص :زخم عمقی
در صورتی که زخم عمقی بود و خونریزی داشت ، با فشار مستقیم و بلند کردن قسمت آسیب دیده خونریزی را کنترل کنید. با یک بالشتک نرم یا پوشش استریل و باند, زخم را در جای خود محکم ببندید تا خونریزی کنترل شود و بعد شرایط ارجاع را فراهم آورید .
۳- مارگزیدگی
سالیانه در جهان حدود ۵۰۰۰۰ نفر به دلیل مار گزیدگی می میرند .
دو نوع مار اصلی سمی و غیر سمی وجود دارد ، که مارهای سمی در نقاط مرکزی و کویری ایران وجود دارد و بعضی از آنها بسیار خطرناک و سم آنها کشنده است .
مارهای سمی چند خصیصه زیر را دارند ( در صورت امکان سمی یا غیر سمی بودن مار تشخیص داده شود ) .
۱- سر مثلثی شکل یا سر مسطحی که از گردن پهن تر باشد .
۲- مردمکهای باریک دراز ( مثل چشم گربه )
۳- لکه رنگی حساس به حرارت بین چشم و سوراخ دهان
۴- طول کوتاهتر
۵- رنگهای متفاوت
مارهای سمی از دندانهای نیش خود برای ترزیق سم استفاده می کنند .
داخل این دندان مثل سر سوزن خالی بوده و مجرای داخل آن به کیسه زهر راه دارد . هر چند هفته یکبار این دو دندان می افتند و به وسیله دندان جدیدی جایگزین می گردد .
کیسه زهر که در سر مار و پشت گوش داخلی قرار دارد با انقباض و فشار وارد آمده دراثر گزش ، فشرده شده و زهر از طریق مجرای داخل دندان نیش به داخل بدن مصدوم ترزیق می شود .
علائم و نشانه های مار گزیدگی (با توجه به گونه مارها )
- یک جفت علامت سوراخ شدگی
- درد ، قرمزی و تورم شدید در محل نیش
- تهوع و استفراغ
- اختلال بینایی
- افزایش بزاق و عرق کردن
- تنفس سخت که در موارد شدید ممکن است تنفس متوقف شود
اقدامات و کمک های اولیه در مار گزیدگی
۱- بیمار را آرام کنید و کمک کنید تا دراز بکشد .
۲- محل گزیدگی را با آب و صابون با ملایمت شستشو دهید وبا سوپ های تمیز آهسته آهسته خشک کنید .
۳-استفاده از باند محدود کننده در ۳ سانتی متری بالای محل گزش الزامی است و با استفاده از باند مثلثی ناحیه آسیب دیده را بیحرکت کنید .
نکتـه
هرگز از تورنیکه یا گارو برای بستن زخم استفاده نکنید ، چون سرخرگها نیز بسته می شوند و بافتهای دورتر از محل گزش آسیب خواهند دید .
باند محدود کننده
باندی است پهن که به حدی سفت بسته می شود که یک مداد یا انگشت بتواند به زیر آن رفته و موجب بستن سیاهرگها شود . چون سیاهرگها خون را به قلب برده و از آنجا سم در تمام بدن انتشار می یابد .
تنها درمان موثر مارگزیدگی ، تجویز ضد سم آن در بیمارستا ن است.
در مارگزیدگی می توان از روشهای بستن باند محدود کننده , نیشتر زدن و ساکشن
(مکش سم) استفاده کرد مشروط بر اینکه از زمان مارگزیدگی بیش از یک ساعت نگذشته باشد و این عمل مکش سم بیش از ۳۰ دقیقه به طول نیانجامد .
خط برش در حین نیشتر زدن باید به صورت عرضی ( نه ضربدری ) و بر روی محل ترزیق سم باشد .
عمق نیشتر نیز بایست با اندازه ثلث فاصله بین دو نیش مار باشد .
چون عموماً ضد سم در دسترس نیست ، ترزیق این نفرین یک هزارم به مصدوم توصیه می شود .
۴) گزش حشرات:
بیشترین گونه جانوری دنیا حشرات هستند و به همین ترتیب تعداد حشراتی که انسان را می گزند ، محدود نیست .
از جمله مهمترین این حشرات میتوان از زنبور عسل ، زنبور قرمز ، زنبور درشت ، مورچه آتشین ، عنکبوت و عقرب نام برد . برخلاف مارگزیدگی در گزش حشرات محل گزش تنها یک نقطه می باشد .

نشانه ها و علائم گزش زنبور عسل ، زنبور قرمز ، زنبور درشت ، و مورچه آتشین :
۱- درد ناگهانی ۶- خس خس سینه
۲- قرمزی ۷- تغییر رنگ پوست
۳- خارش ۸- اشکال تنفس
۴- کهیر ۹- بیهوش
۵- تورم ۱۰- شوک آنافیلاکتیک
تنها عنکبوتی که قادر به گزش است ، بیوه سیاه ماده نام دارد . این حشره با بدن سیاه دارای یک لکه قرمز یا زرد رنگی روی شکمش می باشد .
نشانه ها و علائم گزش عنکبوت سیاه بیوه
۱-احساس درد شدید که محل آن گنگ می باشد .
۲- دو محل قرمز رنگ گزش کوچک و بسیار نزدیک هم
۳-سفتی و گرفتگی عضلات خصوصاً در صورت گزش شکم یا پشت مصدوم
۴-سردرد ، لرز ، تب ، تعریق شدید ، تهوع و استفراغ .
اقدامات و کمک های اولیه
۱-ABC بررسی کرده و اقدام لازم را بعمل آورید .
۲-در صورت بروز شوک را درمان کنید .
۳-محل را با کیسه آب یخ سرد نمائید . ( مراقب یخ زدگی پوست باشید . )
۴-نیش حشره که در پوست جا مانده را با انبرک نوک تیز خارج کنید .
۵-از پماد کالامین استفاده کنید و در صورت بروز علائم شدید شوک آنافیلاکتیک ، مصدوم را منتقل نمائید .
عقرب
بیشتر عقربهای سمی ایران در مناطق نزدیک کویر نظیر کاشان زندگی می کنند . شدت گزیدگی بسته به میزان سم تزریق شده دارد . بیش از ۹۰ درصد گزش عقرب در دست روی می دهد و کودکان بیشترین افراد در معرض عقرب زدگی هستند .
نشانه ها و علا ئم عقرب زدگی
۱- درد سوزاننده محل گزیدگی ۶- بیقراری و اضطراب
۲- تورم در حالت پیشرفت ۷- آبریزش از دهان
۳- تغییر رنگ محل گزش ۸- اختلال هوشیاری
۴- تهوع و استفراغ ۹- بی اختیاری ادرار و مدفوع
۵- بی حسی و گزگز انگشتان ۱۰- تشنج
اقدامات و کمک های اولیه
۱- مصدوم را به پشت بخوابانید و تا سه سانتی متر بالای محل گزش را با باند محدود کننده ببندید .
۲- محل را با کیسه آب یخ سرد کنید . هرگز یخ را روی پوست قرار ندهید .
۳- در صورت بروز شوک را درمان کنید .
۴- مصدوم را ارجاع دهید .

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:19 PM
سیروز کبدی


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=9e82c06676d4a443a448896283f4d000

کبد، بزرگترین عضو بدن بوده، برای آنکه بدن درست کار کند، عملکرد صحیح آن ضروری است. کبد سموم را از خون خارج کرده یا خنثی می کند و عوامل دفاعی را برای کنترل عفونتها تولید می نماید و میکروبها و باکتریها را از خون خارج می کند. کبد پروتئینهایی را که انعقاد خون را تنظیم می کنند تولید نموده و صفرا می سازد که به جذب چربی ها و ویتامینهای محلول در چربی کمک می کند. شما بدون یک کبد کارآمد
نمی توانید زندگی کنید.

در سیروز کبدی، بافتهای جوشگاه جایگزین بافت سالم و طبیعی می شود و جریان خون را در درون کبد مختل می کند و از کارکرد طبیعی آن جلوگیری می نماید. سیروز هزینه های زیادی را به بیمار و جامعه تحمیل می کند.
علتها
سیروز علل زیادی دارد. مانند الکلیسم مزمن و هپاتیت C و هپاتیت ب
هپاتیت ب-
ویروس هپاتیت ب احتمالاً شایعترین علت بروز سیروز در دنیاست. هپاتیت ب باعث التهاب و آسیب به کبد می شود که طی چند دهه می تواند باعث سیروز کبدی شود. هپایتیت D ویروس دیگری است که کبد را عفونی می کند ولی تقریباً فقط در افرادی به وجود می آید که دارای هپاتیت ب هستند.
هپاتیت C
ویروس هپاتیت C باعث ایجاد التهاب و آسیب کم شدت به کبد می شود و طی سالیان طولانی باعث بروز سیروز می شود.
هپاتیت خود ایمنی
این بیماری به نظر می رسد که به وسیله حمله دستگاه دفاعی بدن به کبد و ایجاد التهاب، آسیب و در نهایت ایجاد بافت جوشگاهی و سیروز به وجود می آید.
بیماریهای ارثی
بیماری نقص آلفا یک آنتی تریپسین، همو کروماتوز، بیماری ویلسون و … می تواند باعث آسیب کبدی و سیروز شوند.
کبد چرب غیر الکلی- در این بیماری چربیها در کبد تجمع یافته و در نهایت باعث ایجاد بافت جوشگاه
می شوند. این نوع التهاب کبدی در همراهی با دیابت، سوءتغذیه پروتئین، چاقی، بیماری عروق قلبی، و درمان دارویی با داروهای کورتونی دیده می شود.
انسداد مجاری صفراوی
زمانی که مجاری حمل کننده صفرا مسدود می شوند، صفرا پسرفت می کند و به بافت کبدی آسیب می زند. در شیرخواران انسداد مجاری صفراوی عمدتاً به دلیل عدم تشکیل مجاری بوده و آن نوعی بیماریی است که در آن مجاری صفرای وجود ندارند یا آسیب دیده هستند. در افراد بالغ مهمترین علت، سیروز صفراوی اولیه است که در آن مجاری صفراوی ملتهب مسدود شده و دارای بافت جوشگاهی می شوند. سیروز صفراوی ثانویه می تواند پس از جراحی کیسه صفرا در صورتیکه مجاری سهواً گره خورده شوند اتفاق بیفتد.
داروها سموم و عفونت:
واکنش شدید به داروهای تجویزی، در معرض سموم محیطی قرار گرفتن، عفونت انگلی شیستوزومیازیس و حملات مکرر نارسایی قلبی همراه با کبد محتقن می تواند باعث بروز سیروز شود.

نشانه ها
بسیاری افراد دچار سیروز در مراحل اولیه بیماری نشانه ای ندارند اما به هر حال زمانی که بافت جوشگاهی جایگزین سلولهای سالم می شود، عملکرد کبدی افت کرده و فرد علائم زیر را تجربه می کند:
- فرسودگی
- خستگی
- بی اشتهایی
- تهوع
- ضعف
- کاهش وزن
- درد شکمی
- رگهای خونی عنکبوتی شکل بر روی شکم
با پیشرفت بیماری، شکایات بروز می یابد. در برخی افراد این موارد می تواند اولین نشانه های بیماری باشد.
عوارض سیروز
فقدان عملکرد کبدی از هر راهی بر بدن تأثیر می کند. موارد زیرمشکلات یا عوارض شایعی است که به وسیله سیروز ایجاد می شود.
ورم و استسقاء. زمانی که کبد توانایی اش را برای ساخت پروتئین آلبومین از دست می دهد، آب در پاها(ورم) و شکم (استسقاء) تجمع می یابد.
کبودی و خونریزی. زمانی که کبد ساخت پروتئین های مورد نیاز برای لخته شدن خون را کند یا متوقف
می کند، فرد دچار کبودی یا خونریزی آسان می شود. کف دستها ممکن است قرمزشده و با اریتم پالمار لک دار شوند.
یرقان. یرقان زرد شدن پوست و چشمهاست و زمانی که کبد بیمار، بیلی روبین کافی جذب نمی کند رخ
می دهد.
خارش. محصولات صفراوی در پوست رسوب کرده و می توانند خارش شدید ایجاد نمایند.
سنگ صفراوی. اگر سیروز از رسیدن صفرا به کیسه صفرا جلوگیری نماید، امکان دارد که سنگ صفراوی تشکیل شود.
سم در خون یا مغز. یک کبد آسیب دیده نمی تواند سموم را از خون بردارد و این مسئله باعث تجمع سموم در خون و نهایتاً مغز می شود. بنابراین، سموم می توانند عملکرد ذهنی را کند کنند و باعث تغییرات شخصیتی، کوما و حتی مرگ شوند. علائم تجمع سم در مغز شامل بی توجهی به ظاهر شخصی، عدم پاسخدهی، فراموشکاری، مشکلات تمرکز گرفتن یا تغییرات عادات خواب می باشند.

حساسیت به دارو. سیروز باعث کاهش توانایی کبد برای غربال کردن داروها از خون می شود. از آنجا که کبد داروها را با سرعت همیشگی از خون خارج نمی کند آنها به مدت طولانی تری فعالیت می کنند و در بدن تجمع می یابند. این مسئله باعث می شود که فرد به داروها و عوارض جانبی آنها حساستر شود.
افزایش فشار خون باب. به طور طبیعی، خون روده و طحال از طریق ورید باب به کبد حمل می شود. سیروز سرعت طبیعی جریان خون ورید باب را کم می کند که باعث افزایش فشار داخل آن می گردد، به این وضعیت افزایش فشار خون باب گفته می شود.
واریس ها. زمانی که سرعت جریان خون ورید باب کاهش می یابد، خون روده و طحال به رگهای معده و مری پس زده می شود. این رگها ممکن است بزرگ شوند چرا که قرار نبوده این میزان زیاد خون را حمل کنند. رگهای خونی بزرگ شده که واریس نامیده می شوند دیواره نازکی دارند و با تحمل این فشار، ممکن است بترکند. اگر این رگها بترکند نتیجه آن یک خونریزی شدید در قسمت فوقانی معده و مری است که نیاز به توجه فوری پزشکی دارد.
مقاومت به انسولین و نوع ۲ دیابت. سیروز باعث بروز مقاومت به انسولین می شود. این هورمون که به وسیله لوزالمعده ساخته می شود باعث می شود قند خون توسط سلولهای بدن مورد استفاده قرار گیرد. اگر مقاومت به انسولین داشته باشید سلولهای چربی، کبد و عضلات نمی توانند به درستی از انسولین استفاده کنند. لوزالمعده سعی می کند با تولید بیشتر انسولین به مشکل پاسخ دهد. در نهایت لوزالمعده نمی تواند به تقاضای بدن برای انسولین پاسخ داده و به دلیل آنکه قند زیادی در جریان خون تجمع می یابد نوع دو دیابت اتفاق می افتد.
سرطان کبد. کارسینوم هپاتوسلولار، نوعی از سرطان کبد است که به طور شایعی به دلیل سیروز اتفاق
می افتد، این سرطان در خود بافت کبدی ایجاد می شود و میزان مرگ و میر آن بسیار بالاست.
مشکلات سایر اعضاء. سیروز می تواند باعث اختلال عملکرد دستگاه دفاعی بدن شود که این امر منجر به عفونت می گردد. مایع تجمع یافته در شکم (استسقاء) ممکن است به وسیله باکتریهای که به طور طبیعی در روده وجود دارند آلوده شود. سیرزو می تواند منجر به ناباروری جنسی، اختلال عملکرد کلیه، نارسایی آن و پوکی استخوان شود.

تشخیص
پزشک سیروز را بر اساس نشانه ها، یافته های آزمایشگاهی، سابقه پزشکی و معاینه بالینی تشخیص می دهد.
مثلاً در حین معاینه بالینی پزشک ممکن است متوجه شود که کبد سفت تر و بزرگتر از معمول لمس می شود و آزمایشات خونی که می توانند وجود بیماری کبدی را نشان دهند، درخواست کند.
در صورتیکه مشاهده کبد برای بررسی علائم بیماری ضروری باشد، پزشک ممکن است در خواست سونو گرافی، scan CT، ام آر آی یا اسکن کبد با استفاده از مواد رادیواکتیو نماید. در ضمن ممکن است پزشک با استفاده از لاپاروسکوپ (وسیله ای که داخل شکم قرار داده می شود و تصاویری را به یک صفحه کامپیوتری می فرستد) اقدام به مشاهده کبد نماید.

درمان
آسیب کبدی ناشی از سیروزبر گشت پذیر نیست اما پیشرفت بیشترآن را می توان متوقف نمود وعوارض را کاهش داد. درمان بستگی به علت سیروز و عوارضی که فرد تجربه می کند دارد. مثلاً سیروز ناشی از سوءاستفاده از الکل به وسیله پرهیز از آن درمان می شود. درمان سیروز ناشی از هپاتیت، شامل داروهایی است که برای درمان انواع مختلف هپاتیت مانند اینترفرون برای هپاتیت ویروسی یا کورتونها برای هپاتیت خود ایمنی استفاده می شود. سیروزی که به دلیل بیماری ویلسون (که در آن مس در اندامها تجمع می یابد) ایجاد می شود به وسیله داروهایی که مس را خارج می کنند، درمان می شود. اینها فقط چند مثال بودند و در واقع درمان سیروز ناشی از سایر بیماریها بستگی به علت زمینه ای دارد. در تمام موارد بدون توجه به علت، پیروی از یک رژیم غذایی مناسب و پرهیز از الکل ضروری هستند چرا که بدن به تمام مواد مغذی که
می تواند دریافت کند احتیاج دارد و الکل فقط باعث آسیب کبدی بیشتر می شود. فعالیت بدنی سبک نیز
می تواند به توقف یا به تأخیر انداختن سیروز کمک کند.
درمان شامل معالجاتی برای عوارض نیز هست. مثلاً پزشک ممکن است برای استسقاء ( آسیت) و ورم رژیم غذایی کم نمک یا استفاده از مدرها ( ادرار آورها) را که داروهای خارج کننده مایعات از بدن هستند توصیه کند. برای عفونتها آنتی بیوتیک تجویز می شود و داروهای مختلفی می توانند به بهبود خارش کمک کنند. پروتئین باعث ایجاد سموم در دستگاه گوارش می شود و بنابراین خوردن کمتر پروتئین ها به کاهش ساخت سموم ها در خون و مغز کمک می کند. پزشک ممکن است مسهل ها را برای جذب سموم و خارج ساختن آنها از روده تجویز نماید.
برای کاهش فشار خون ورید پزشک ممکن است داروهای ضدفشار خون توصیه نماید. اگر واریسها خونریزی نمایند پزشک ممکن است ماده لخته کننده ای در آنها تزریق کند یا از روش بستن با باندهای رزینی استفاده نماید که در آن از وسایل مخصوصی برای تحت فشار قرار دادن واریسها و توقف خونریزی در آنها استفاده می شود.
زمانی که عوارض قابل کنترل نباشند یا زمانی که کبد آنقدر آسیب می بیند که جوشگاهها به طور کامل عملکرد کبد را مختل می کنند، پیوند کبد ضروری است. در این پیوند، کبد بیمار برداشته شده و با یک کبد سالم از یک دهنده عضو جایگزین می گردد. حدود ۸۰ تا ۹۰ در صد بیماران با پیوند کبد زنده می مانند. در سالهای اخیر میزان زنده ماندن افزایش یافته چرا که داروهایی مانند سیکلوسپورین و تاکرولیموس که دستگاه ایمنی را مهار می نمایند و آن را از حمله و آسیب به کبد جدید نگاهداری می کند، در دسترس قرار دارند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:19 PM
دیابت ( مرض قند ) را بشناسیم


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=0bfe3a830ebb506da39afdfdd59cdeb6

دیابت ( مرض قند )چیست؟
دیابت ( مرض قند ) یک اختلال متابولیسم (راهی که بدن ما غذاهای هضم شده را برای تولید انرژی و رشد استفاده می کند) است. بیشتر غذایی که می خوریم به گلوکز (شکل قند در بدن) می شکند. گلوکز منبع اصلی سوخت در بدن است.
بعد از هضم، گلوکز به جریان خون وارد می شود، جایی که توسط سلولها برای رشد و انرژی استفاده می گردد. برای آنکه گلوکز وارد سلولها بشود باید انسولین وجود داشه باشد. انسولین هورمونی است که توسط لوزالمعده تولید می شود (غده بزرگی در پشت معده).
زمانی که غذا می خوریم، لوزالمعده در به طور خودکار میزان مناسب انسولین را تولید
می نماید، که قند را از خون به سلولها حرکت می دهد. در افراد دیابتی، یا لوزالمعده انسولین کافی
نمی سازد یا اصلاً انسولین تولید نمی کند، یا سلولها به شکل مناسبی به انسولین تولید شده پاسخ نمی دهند. در نتیجه مقدار زیادی گلوکز در جریان خون وارد شده که توسط کلیدها به ادرار ریخته شد و از بدن خارج می شود، که توسط گلوکز در خون ساخته شده به جریان خون می ریزد در ادرار وارد می شود و از بدن خارج می شود. بنابراین بدن منبع اصلی سوخت خود را که حاوی مقادیر زیادی گلوکز است، از دست می دهد.

انواع دیابت چه هستند؟
- دیابت نوع ۱
- دیابت نوع ۲
- دیابت حاملگی

دیابت نوع ۱
نوع ۱ دیابت یک نوع بیماری خود ایمنی است. این بیماری زمانی بوجود می آید که دستگاه مبارزه بدن با عفونتها (دستگاه ایمنی) علیه بخشی از خود بدن فعال می شود. در دیابت، دستگاه ایمنی به سلولهای بتای لوزالمعده که انسولین تولید می کنند، حمله می کند و آنها را از بین می برد. بنابراین لوزالمعده انسولین کمی تولید می کند یا اصلاً تولید نمی کند. فردی که دیابت نوع ۱ دارد برای تمام عمر باید انسولین دریافت نماید.
در حال حاضر دانشمندان دقیقاً نمی دانند چه عاملی باعث می شود، بدن به سلولهای بتا حمله کند، اما باور دارند که عوامل ژنتیکی، ایمنی و محیطی مانند احتمالاً ویروسها ( در این روند ) درگیر هستند. نوع ۱ دیابت ۵ تا ۱۰ درصد موارد دیابت تشخیص داده شده در آمریکا را شامل
می شود. معمولاً در بچه ها و نوجوانان دیده می شود اما می تواند در هر سنی بروز نماید.
نشانه های دیابت نوع ۱ معمولاً در زمانی کوتاه بروز می کنند، گرچه نابودی سلولهای بتا می تواند زودتر آغاز شود. نشانه ها شامل افزایش تشنگی و تکرر ادرار، گرسنگی دائمی، از دست دادن وزن، تاری دید و خستگی شدید است. اگر این مشکل تشخیص داده نشده و با انسولین درمان نشود، فرد مبتلا به دیابت نوع ۱ می تواند به یک کمای ( بیهوشی ) تهدید کننده زندگی به نام کمای کتو اسیدوز دیابتی( بیهوشی ناشی از اسید های کتونی مرض قند )فرو برود.
دیابت نوع ۲
شایعترین نوع دیابت، دیابت نوع ۲ است. حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد افراد دیابتی، به این نوع از بیماری مبتلا هستند. این شکل از دیابت همراه با سن بالا، چاقی، سابقه خانوادگی دیابت، سابقه قبلی دیابت حاملگی، عدم فعالیت بدنی، و نژاد است. حدود ۸۰ درصد افرای که دیابت نوع ۲ دارند دچار اضافه وزن هستند.
نوع ۲ دیابت در حال افزایش در میان بچه ها و نوجوانان است.
زمانی که دیابت نوع ۲ تشخیص داده می شود، معمولاً لوزالمعده میزان کافی انسولین را تر شرح میکند اما به دلایل ناشناخته، بدن نمی تواند به شکل موثری از انسولین استفاده نماید و این وضعیتی است که به آن مقاومت به انسولین گفته می شود. بعد از چند سال از تولید انسولین کاسته می شود و نتایج مشابه دیابت نوع ۱ است. گلوکز ساخته می شود و به خون می ریزد ولی بدن نمی تواند از این منبع اصلی سوخت استفاه کافی کند. نشانه ها می تواند شامل خستگی یا تهوع، پر ادراری، تشنگی غیر طبیعی، کاهش وزن، تاری دید، عفونتهای مکرر و کاهش سرعت بهبودی زخمها می شود. بعضی افراد هیچ نشانه ای ندارند.

دیابت حاملگی
دیابت حاملگی فقط در زمان حاملگی بروز می یابد. مانند دیابت نوع ۲ بیشتر در زنانی که سابقه خانوادگی دیابت را دارند بروز می کند. زنانی که دیابت حاملگی دارند ۲۰ تا ۲۵ درصد شانس ابتلا به دیابت نوع ۲ را در عرض ۵ تا ۱۰ سال دارند.
چه آزمایشاتی برای تشخیص دیابت نوع ۲ وجود دارد؟
گلوکز (قند ) ناشتای سرم آزمایش ترجیحی برای تشخیص دیابت نوع ۱ و ۲ است. زمانی که در صبح انجام شود قابل اعتماد تر است. به هر حال تشخیص دیابت می تواند بعد از نتایج مثبت در هر یک از سه آزمایش زیر بوده ولی می بایست حتماً توسط آزمایش دوم ( جواب مثبت ) در یک روز دیگر تأیید شود.
۱٫ گلوکز خون تصادفی (در هر زمانی از روز گرفته شده) بیش از ۲۰۰ میلی گرم در دسی لیتر، همراه با حضور علائم دیابت.
۲٫ میزان قند خون بیشتر از ۱۲۶ میلی گرم در دسی لیتر پس از ۱۸ ساعت ناشتا بودن.
۳٫ یک آزمایش تحمل گلوکز ۲۰۰ میلی گرم در دسی لیتر یا بیشتر که نمونه خون ۲ ساعت پس از آنکه فرد نوشیدنیی حاوی ۷۵ گرم گلوکز حل شده در آب را مصرف نمود گرفته می شود. این آزمایش در آزمایشگاه انجام می شود و در یک دوره ۳ ساعته میزانهای قند خون اندازه گیری می شود.
دیابت حاملگی بر اساس اندازه های گلوکز پلاسما در طی انجام آزمایش تحمل خوراکی گلوکز ارزیابی می شود. سطوح قند خون به طور طبیعی در زمان حاملگی پایین تر است، بنابراین مقادیر آستانه برای تشخیص دیابت در حاملگی پایین تر است. اگر زنی دو مقدار گلوکز خون مساوی یا بیشتر از هر یک از ارقامی که ذکر می شود داشته باشد، مبتلا به دیابت حاملگی است. قند ناشتای خون ۹۵ میلی گرم در دسی لیتر، قند یکساعت بعد ۱۸۰ میلی گرم در دسی لیتر، قند ۲ ساعت بعد ۱۵۵ میلی گرم در دسی لیتر، قند سه ساعت بعد ۱۴۰ میلی گرم در دسی لیتر.
دیگر اقسام اختلال متابولیسم گلوکز (پیش دیابت) چه هستند؟
افراد پیش دیابتی، حالتی بین حالت طبیعی و دیابت داشته و در خطر ابتلا به دیابت، حمله قلبی و مغزی هستند. به هر حال مطالعات پیشنهاد می کنند که از دست دادن وزن و افزایش فعالیت بدنی می تواند از دیابت پیشگیری کند یا آن را به تعویق بیندازد. دو شکل از پیش دیابت وجود دراد.
اختلال گلوکز ناشتا
فردی دچار قند خون ناشتای غیر طبیعی است که قند ناشتای خون او بین ۱۰۰ تا ۱۲۵ میلی گرم در دسی لیتر باشد. این میزان از میزان طبیعی بالاتر است ولی هنوز به سطحی که مطرح کننده دیابت باشد نرسیده است.


آزمایش تحمل گلوکز مختل
تست مختل تحمل گلوکز به معنای این است که میزان قند خون در طی انجام تست تحمل خوراکی گلوکز از میزان طبیعی بیشتر است اما آنقدر زیاد نیست که تشخیص دیابت داده شود. تحمل گلوکز مختل وقتی تشخیص داده می شود که سطح گلوکز ۱۴۰ تا ۱۹۹ میلی گر م در دسی لیتر ۲ ساعت بعد از آن است که فرد مایعی حاوی ۷۵ میلی گرم گلوکز را بنوشد.
اثرات و نتایج دیابت چیست؟
دیابت با عوارض طولانی مدتی که تقریباً بر تمام قسمتهای بدن اثر می گذارد همراه است. این بیماری اغلب منجر به کوری، بیماری قلب و رگهای خونی، حمله مغزی، از کار افتادگی کلیه، قطع عضو و آسیب اعصاب می شود. دیابت کنترل نشده می تواند، حاملگی را عارضه دار کند و نقائص عصبی در در نوزادان متولد شده از زنان دیابتی بسیار بیشتر است.
چه کسانی به دیابت مبتلا می شوند؟
دیابت مسری نیست. افراد نمی توانند آن را از یکدیگر بگیرند. به هر حال عوامل خاصی خطر ایجاد دیابت را افزایش می دهد.
دیابت نوع یک به نسبت مساوی بین زنان و مردان اتفاق می افتد اما در سفید پوستان نسبت به غیر سفید پوستان بیشتر است.
نوع ۲ دیابت در افراد مسن تر بیشتر است، بخصوص در افرادی که دچار اضافه وزن هستند.
دیابت چگونه کنترل می شود؟
پیش از کشف انسولین در سال ۱۹۲۱ هر فردی که دچار دیابت نوع ۱ می شد، چند سال پس از تشخیص بیماری می مرد. گرچه انسولین به عنوان درمان تلقی نمی شود امّا کشف آن اولین قدم بزرگ در درمان دیابت بود.
امروزه خوردن سالم، فعالیت بدنی و گرفتن انسولین تزریقی یا پمپهای انسولینی درمانهای اساسی برای دیابت نوع ۱ هستند. میزان انسولین باید با مصرف غذا و فعالیتهای روزانه تعدیل شود. سطح قند خون باید به دقت از طریق آزمایشات مکرر قند خون مراقبت شود.
خوردن سالم، فعالیت بدنی و اندازه گیری قند خون راههای اساسی کنترل دیابت نوع ۲ هستند. بعلاوه بسیاری افراد دچار دیابت نوع ۲ نیاز به داروهای خوراکی، انسولین یا هر دو برای کنترل سطح گلوکز خون خود هستند.
افراد دیابتی باید روز به روز از خود مراقبت کنند. میزان زیادی از مراقبت روزانه شامل مراقبت از از بالا رفتن یا پایین رفتن زیاد قند خون است. وقتی قند خون خیلی پایین بیاید ( وضعیتی که به نام هیپو گلیسمی شناخته می شود) فرد می تواند عصبی، سست و گیج شود. قضاوت می تواند مختل شود و اگر قند خون خیلی پایین بیاید غش کردن رخ می دهد.
در صورتیکه سطح گلوکز خیلی بالا برود نیز فرد ممکن است ناخوش شود. وضعیتی که به آن هیپر گلیسمی گفته می شود.
افراد دیابتی باید به یک کارشناس بهداشتی که می تواند به آنها در یادگیری کنترل دیابتشان کمک کند و کنترل دیابت آنها را تحت نظر گیرد، مراجعه کنند. و همچنین به یک متخصص غدد، پزشکی که در درمان دیابت تخصص کافی دارد. بعلاوه افراد دیابتی باید تحت مظر یک چشم پزشک را برای معاینه چشم و یک متخصص تغذیه و آموزش دهنده دیابت را برای یادگیری مهارتهایی که در کنترل روز به روز دیابت لازم دارند قرار بگیرند.
هدف کنترل دیابت، این است که سطح قند خون را نزدیک به دامنه طبیعی داشته شود. نگه داشت. یک مطالعه بزرگ نشان داد که نگه داشتن سطح قند خون نزدیک به محدوده طبیعی، خطر بروز عوارض عمده دیابت نوع یک را کم می کند.
این مطالعه اثر دو روش درمانی، روش مراقبت شدید و روش استاندارد را با یکدیگر در ایجاد و پیشرفت عوارض چشمی، کلیوی و عصبی دیابت مقایسه نمود. این مطالعه نشان داد افرادی که سطح قند خون پایین تری داشتند این عوارض را به میزان کمتری نشان داده اند.



چه چیزهایی را لازم است در مورد دیابت حاملگی بدانم؟

دیابت حاملگی چیست؟
دیابت حاملگی دیابتی است که برای اولین بار در طی حاملگی شناسایی می شود. دیابت به این معناست که قند خون شما بسیار بالا است. بدن از قند برای انرژی استفاده می کند. اما قند زیاد در بدن می تواند مضر باشد. زمانی که حامله هستید قند اضافی برای جنین شما خوب نیست.

چه عواملی باعث ایجاد دیابت حاملگی می شود؟
تغییرات هورمونی و وزن گیری بخشی از یک حاملگی سالم است. اما هر دوی این موارد کار بدن را برای افزایش دان هورمونی به نام انسولین مشکل می نماید. وقتی این اتفاق بیفتد بدن شما انرژیی را که نیاز دارد از غذا دریافت نمی نماید.
خطر ابتلا به دیابت حاملگی در من چقدر است؟
برای دانستن خطر دیابت حاملگی، هر یک از آیتم هایی را که با شما تناسب دارد علامت بزنید. و در اولین ویزیت برای مراقبتهای بارداری با پزشک خود مشورت کنید.

- من برادر، خواهر یا والدی مبتلا به دیابت دارم.
- من بالای ۲۵ سال سن دارم
- من اضافه وزن دارم
- من قبلاً سابقه دیابت حاملگی داشته ام یا حداقل یک کودک بیش از ۵/۴ کیلو گرم به دنیا آورده ام.
- به من گفته شده که دچار حالت پیش دیابتی هستم، که در آن قند خون بیش از حد طبیعی است ولی آنقدر زیاد نیست که مبتلا به دیابت باشم. (نامهای دیگر برای این حالت: تست تحمل گلوکز مختل یا قند ناشتای مختل است).

اگر هر یک از موارد بالا را علامت زده اید، از کارشناسان بهداشتی بخواهید که آزمایشات مربوط به دیابت حاملگی را انجام دهند.
اگر اضافه وزن دارید، قبلاً دیابت حاملگی داشته اید، سابقه خانوادگی قوی برای دیابت دارید یا در ادرارتان قند قابل مشاهده است، در خطر زیادی هستید.
اگر یکی یا بیشتر از عوامل خطر را علامت زده اید، در خطر متوسط هستید.
اگر هیچ یک از عوامل خطر را علامت نزده اید، در خطر کمی هستید.

چه وقت باید برای دیابت حاملگی بررسی شوم؟
بستگی به عوامل خطری که دارید، پزشکتان تصمیم می گیرد چه زمانی برای دیابت بررسی شوید.
- اگر در خطر زیاد باشید، سطح قند خون شما باید در اولین ویزیت برای مراقبتهای بارداری
اندازه گیری شود. اگر نتایج آزمایشات شما طبیعی باشد، دوباره بین هفته ۲۴ تا ۲۸ بارداری خود باید بررسی شوید.
- اگر در خطر متوسط هستید باید بین هفته ۲۴ تا ۲۸ بارداری تست را انجام دهید.
- اگر در خطر کمی هستید، پزشکتان تصمیم می گیرد که نیازی به انجام آزمایش ندارید.

دیابت حاملگی چگونه تشخیص داد می شود؟
کارشناسان بهداشتی سطح قند خون شما را اندازه گیری خواهند کرد. بسته به میزان خطر شما و نتایج آزمایشات ممکن است، لازم شود یک یا چند آزمایش زیر را انجام دهید.

آزمایش قند خون ناشتا یا آزمایش تصادفی قند خون:
پزشک ممکن است قند خون شما را با استفاده از آزمایشی به نام قند خون ناشتا اندازه گیری نماید. قبل از انجام این آزمایش پزشک از شما خواهد خواست که ناشتا باشید، که به معنای این است که شما پیش از انجام آزمایش نباید چیزی به جز آب بخورید و بیاشامید. یا ممکن است پزشک در هر ساعتی از روز قند خون شما را اندازه گیری نماید که به آن آزمایش تصادفی قند خون گفته می شود.
این آزمایشات می توانند، بعضی از افراد مبتلا به دیابت حاملگی را شناسایی نمایند. اما برای اطمینان از اینکه دیابت حاملگی تشخیص داده نشده، باقی نمانده است نیاز به آزمایشات دیگری است.

آزمایش غربالگری پاسخ به قند
در این آزمایش شما یک نوشابه قند دار مصرف می کنید و یکساعت بعد قند خون خود را اندازه گیری می نمایید. این آزمایش می تواند در هر ساعتی از روز انجام شود. اگر نتایج بیش از حد طبیعی باشند، ممکن است نیاز به آزمایشات دیگری داشته باشید.

تست تحمل خوراکی قند
برای انجام این آزمایش کارشناس بهداشتی راهنمایی های لازم را به شما می کند. حداقل سه روز قبل از انجام این آزمایش باید غذای طبیعی بخورید. سپس حداقل ۸ ساعت قبل از انجام آزمایش هیچ چیزی نمی خورید.
کارشناس بهداشتی قند خون شما را پیش از انجام آزمایش اندازه گیری می کند. سپس یک نوشابه قند دار میل می کنید. پرسنل قند خون شما را یک ساعت، دو ساعت و سه ساعت بعد اندازه گیری می کنند. اگر سطوح قند شما در حداقل دو آزمایش بیش از حد طبیعی باشد، شما مبتلا به دیابت حاملگی هستید.




نتایج بیش از حد طبیعی برای تست تحمل خوراکی قند
ناشتا
بیش از ۹۵
بعد از یک ساعت
بیش از ۱۸۰
بعد از ۲ ساعت
بیش از ۱۵۵
بعد از ۳ ساعت
بیش از ۱۴۰
بعضی آزمایشگاهها از اعداد دیگری برای این آزمایش استفاده می کنند.
این اعداد مربوط به زمانی است که نوشابه حاوی ۱۰۰ گرم قند استفاده کرده باشید.


دیابت حاملگی چگونه بر جنین تأثیر می کند؟
دیابت درمان نشده یا کنترل نشده حاملگی می تواند به معنای مشکل برای جنین مانند موارد زیر باشد:

- بسیار بزرگ و با چربی اضافی متولد شدن. این مسئله می تواند زایمان را برای جنین مشکلتر و خطرناکتر کند.
- قند خون پایین بلافاصله پس از تولد کودک
- مشکلات تنفسی

اگر دیابت حاملگی دارید کارشناسان بهداشتی آزمایشات دیگری را برای بررسی جنین مانند موارد زیر پیشنهاد خواهند کرد:
- یک سونو گرافی برای آنکه ببینند جنین چگونه رشد می کند.
- شمارش زمان بین حرکات جنین برای آنکه از وضعیت فعالیت جنین مطلع شوند یا آزمایشات استرسی خاص.

کار مداوم با پزشک کمکتان می کند که یک نوزاد سالم به دنیا بیاورید.

دیابت حاملگی چه اثری بر من دارد؟
غالباً زنان دچار دیابت حاملگی علائمی ندارند. دیابت حاملگی می تواند:
- خطر فشار خون بالا را در طی حاملگی افزایش دهد.
- خطر جنین بزرگ و احتمال زایمان مشکل و نیاز به سزارین را افزایش دهد.

خبر خوب اینکه دیابت حاملگی پس از تولد بچه از بین می رود. به هرحال احتمال ابتلا شما به دیابت نوع ۲ در آینده بیشتر است. در ضمن ممکن است در حاملگی مجدد باز هم دچار دیابت حاملگی شوید.
بعضی زنان می خواهند، بدانند آیا می توانند پس از ابتلا به دیابت حاملگی به نوزاد خود شیر دهند؟! شیردهی برای اکثر نوزادان، منجمله آنان که مادرشان دیابت حاملگی دارد توصیه می شود.
دیابت حاملگی خطرناک است، حتی اگر شما علائمی نداشته باشید. مراقبت از خودتان می توند به سلامتی نوزادتان کمک کند.

دیابت حاملگی چگونه درمان می شود؟
درمان دیابت حاملگی به معنای برداشتن قدمهایی در جهت حفظ سطح قند خونتان در دامنه هدف است.
می توانید یاد بگیرید که چگونه با استفاده از موارد زیر قند خون خود را در سطح طبیعی نگاه دارید.
- برنامه غذایی
- فعالیت بدنی
- انسولین در صورت نیاز

برنامه غذایی
شما باید با یک آموزشگر دیابت یا یک متخصص تغذیه که برنامه غذایی برای کمک به انتخاب غذاهایی که برای شما و جنینتان سالمتر باشد، مشورت کنید. استفاده از یک برنامه غذایی به حفظ سطح قند خونتان در محدوده هدف کمک می کند. برنامه راهنمایی برای آنکه چه غذایی را باید بخورید چه میزان بخورید و چه وقت بخورید به شما می دهد. نوع انتخاب، زمان آن و میزان آن همگی برای نگهداری سطح قند خون در محدوده هدف مهم هستند.

ممکن است توصیه به موار دزیر شوید:
- محدود کردن شیرینی جات
- خوردن سه وعده غذای کامل و یک تا ۳ میان وعده در طی روز
- مراقبت از اینکه کی و چه میزان غذای پر کربوهیدرات مصرف می کنید. برنامه غذایی به شما خواهد گفت چه وقت و چه میزان کربوهیدرات در هر غذا و میان وعده بخورید.
- در غذای خود فیبرها را به شکل میوه ها، سبزیجات، غلات و نان وارد کنید.

فعالیت بدنی
فعالیت بدنی مانند پیاده روی و شنا، می تواند به شما کمک کند، که به سطح قند خون هدف خود دست یابید. با گروه مراقبت از بهداشت خود در مورد نوع فعالیت بدنی که برای شما بهتر است صحبت کنید. اگر در حال حاضر فعال هستید، به تیم سلامتی خود بگویید که چه می کنید.

انسولین
بعضی زنانی که مبتلا به دیابت حاملگی هستند، علاوه بر برنامه غذایی و فعالیت بدنی نیاز به انسولین دارند. اگر لاز م است تیم سلامت به شما نحوه تزریق انسولین به خودتان را نشان خواهند داد. انسولین می تواند از طریق خون شما به کودک برسد.

چگونه بفهمم که آیا سطح قند خونم در محدوده هدف هست یا نه؟
تیم سلامت از شما خواهد خواست که از وسیله کوچکی به نام سنجش قند خون برای اندازه گیری سطح قند خون توسط خودتان استفاده کنید. یاد خواهید گرفت که چطور:
- از گلوکومتر استفاده کنید.
- خراشی بر انگشت خود ایجاد کنید و یک قطره خون بگیرید.
- محدوده هدف شما چیست.
- چه وقت قند خون خود ار چک کنید.

در موارد زیر قند خون خود را چک کنید:
- زمانی که از خواب برمی خیزید.
- بلافاصله قبل از غذا.
- یک تا دو ساعت بعد از صبحانه.
- یک تا دو ساعت بعد از ناهار.
- یک تا دو ساعت بعد از شام.
جدول زیر نشان می دهد که هدف قند خون برای اکثر زنان مبتلا به دیابت حاملگی چقدر است. با تیم سلامت خود در مورد اینکه آیا این اهداف برای شما مناسب هستند یا خیر صحبت کنید.




سطح قند خون طبیعی برای اکثر زنان دچار دیابت حاملگی
هنگام بیدار شدن
کمتر از ۱۰۵
یک ساعت بعد از غذا
کمتر از ۱۵۵
دو ساعت بعد از غذا
کمتر از ۱۳۰



هر بار که شما قند خون را چک می کنید، نتایج را در یک کتابچه ثبت کنید. کتابچه را با خود در هر ویزیت مراقبت از بارداری ببرید. اگر غالباً قند شما خارج از حد طبیعی است، تیم سلامت شما راههای را برای دستیابی به هدف به شما توصیه می کند.

آیا لازم است آزمایشات دیگری را خودم انجام دهم؟
کارشناس بهداشتی به شما آموزش می دهد که چطور کتوز خود را در ادرار صبحگاهی خود یا در خونتان اندازه گیری نمایید. سطح بالای کتوز علامت این است که جنین شما به جای استفاده از غذایی که می خورید، در حال استفاده از چربی بدن شما به عنوان منبع انرژی است. استفاه از چربی به عنوان منبع انرژی در حاملگی توصیه نمی شود. کتوز می تواند برای جنین شما مضر باشد.
اگر سطح درکتوز شما بالاست، کارشناس بهداشتی می تواند توصیه به تغییر نوع و میزان غذای مصرفی تان نماید. یا ممکن است نیاز به تغییر زمان مصرف غذا یا میان وعده را داشته باشید.

بعد از تولد نوزادم، چطور می توانم بدانم که آیا دیابتم برطرف شده یا نه؟
۶ تا ۱۲ هفته پس از تولد نوزادتان یک آزمایش قند خون انجام می دهید که ببینید آیا هنوز دیابت دارید؟ در اکثر زنان دیابت حاملگی پس از حاملگی پایان می یابد. به هر حال شما در خطر دیابت حاملگی در نوبت های حاملگی بعدی یا ابتلا به دیابت نوع ۲ در آینده هستید.

چگونه از ابتلا به دیابت پیشگیری کنم یا آن را به تأخیر بیندازم؟
کارهای زیادی می توانید برای پیشگیری از دیابت انجام دهید.
- به یک وزن معقول دست یابید و آن را حفظ کنید. حتی اگر بالاتر از وزن طبیی تان هستید کاهش ۵ تا ۷ درصد از وزن بدنتان می تواند برای ایجاد تغییرات بزرگ کافی باشد. مثلاً اگر شما ۹۰
کیلو گرم هستید کم کردن ۵/۴ الی ۵/۶ کیلوگرم می تواند به میزان زیادی خطر ابتلا به دیابت را در شما کاهش دهد.

- به مدت ۳۰ دقیقه در اکثر روزهای هفته فعالیت بدنی داشته باشید. پیاده روی کنید، شنا کنید، ورزش کنید یا پایکوبی نمائید.
- یک برنامه غذایی سالم را تعقیب کنید. غلات، میوه و سبزی بیشتری بخورید. چربی و کالری را کم کنید. متخصص تغذیه می تواند به شما در طراحی یک برنامه غذایی کمک کند.

به تیم سلامتتان یادآوری کنید که به طور منظم قند خونتان را اندازه گیری نمایند. زنانی که دیابت حاملگی داشته اند باید اندازه گیری برای دیابت و پیش دیابت را تا ۳ سال بعد ادامه دهند. تشحیص زود هنگام دیابت و پیش دیابت می تواند به پیشگیری از عوارضی چون بیماری قلبی کمک کند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:20 PM
جوش صورت ( آکنه) چیست و راه درمان آن کدام است


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=00ac9de8a4edd0216f170c31d92b65c9

مقدمه
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/342123534.thumbnail.jpg
جوش چیست؟
جوش یا آکنه، طیف متنوعی از ضایعات پوستی است که به صورت لکه‌های قرمزرنگ یا دانه‌های پُررنگ در پوست و یا دانه‌های زیر پوست شدیدتر و همراه با ضایعات چرکی در تنه و اندام‌ها و صورت مشاهده می‌شود.
*عوامل ایجاد کننده جوش کدامند؟
۱- چربی سطح پوست: پوست‌های چرب یکی از عوامل ایجاد آکنه یا جوش صورت می‌باشند.
۲- گروهی از میکروب‌هایی که روی پوست زندگی می‌کنند.
۳- التهابات ایجاد شده روی پوست (در بعضی مواقع)
۴- انسداد مجاری غددی زیرپوستی
*عوامل مؤثر یا مستعد کننده ایجاد آکنه کدامند؟
مهم‌ترین عامل، عوامل زمینه‌ای هستند و در کنار آن‌ها یکسری عوامل دیگر وجود دارد مانند:
- افزایش چربی زیر سطح پوست
- استفاده از کرم‌های آرایشی که چربی زیادی دارند
- کار کردن در محیط‌هایی که هوای آن محیط زیاد گرم می‌باشد؛ مانند افرادی که بیشتر در آشپزخانه‌ها و محیط‌های گرم داخل کارخانه کار می‌کنند
- مصرف بعضی از داروهای قلبی
- استفاده از داروهای کورتونی که به صورت نادرست تجویز شود
- استفاده از استروئیدهای آنابولیزان (داروهای افزایش دهنده حجم عضلات) در آقایان ورزشکاران
*آکنه معمولاً در چه سنی دیده می‌شود و آیا ژنتیک در آن مؤثر است؟
معمولاً این جوش‌ها در حوالی سن بلوغ و میانسالی دیده می‌شوند. ممکن است یکسری از آن‌ها خود به خود بهبود یابند و نیاز به درمان خاصی نداشته باشند. عوامل ژنتیکی به تنهایی علت مؤثری در ایجاد آکنه نمی‌باشند، ولی عوامل مختلف به نوعی زمینه ساز ایجاد عامل ژنتیک می‌تواند باشد.
در ایجاد آکنه ۳ عامل سلولهای مرده پوست، غدد چربی و باکتریهای سطح پوست نقش کلیدی خواهند داشت:
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/654768674324.thumbnail.jpg
۱- افزایش ترشح غدد چربی:
در دوران بلوغ ترشح هورمون تستوسترون(TESTOSTRONE) یا همان هورمون مردانه افزایش می یابد. تستوسترون هم در بدن مردان و هم در بدن زنان موجود میباشد اما میزان آن در بدن مردان ۴ برابر زنان میباشد. هنگامی که ترشح تستوسترون افزایش می یابد، تستوسترون توسط پوست بهدی هیدروتستوسترون مبدل گشته و سبب تحریک غدد چربی میگردند. بنابراین حجم و میزان ترشح غدد چربی افزایش می یابد.
۲- عدم ریزش طبیعی سلولهای مرده سطح پوست:
برخی اوقات ریزش سلولهای مرده پوست از حال طبیعی خارج میگردد. ریزش نامناسب سبب میگردد که سلولهای مرده پوست به یکدیگر چسبیده و بروی هم انباشته گردند.
۳- افزایش سرعت تکثیر سلولهای پوست:
برخی اوقات سرعت تکثیر سلولهای پوست از حالت طبیعی خارج گشته و با سرعت بیشتری تکثیر می یابند (۵ برابر حالت طبیعی). همین امر سبب میگردد تا سلولهای پوستی بموقع ریزش نیابند.
۴-هنگامی که سلولهای مرده پوست بموقع نمیریزند و یا سرعت تکثیرشان افزایش می یابد، سبب انسداد روزنه های فولیکول میگردند. بنابراین ترشحات مترشحه از غدد چربی نمیتوانند مانند قبل بسهولت از کانال فولیکول جریان یافته و به سطح پوست بریزند. از طرفی هنگامی که ترشحات غدد چربی از میزان طبیعی خود افزایش می یابد دو عامل فوق دست بدست هم داده و سبب احتباس و تجمع مواد چرب(SEBUM) در پشت محل انسداد میگردند. تجمع ترشحات چربی به همراه سلولهای مرده پوست به زیر روزنه های مسدود یک محیط ایده آل برای رشد و تکثیر باکتریهای بی هوازی پوست فراهم می آورند. بنابراین جوش های موسوم به آکنه تجمع باکتریها، سلولهای مرده پوست و چربی میباشند. هرگاه محتویات جمع شده در این کانالهای مسدود به داخل پوست اطراف نفوذ کند یک واکنش التهابی روی میدهد. تجزیه سبوم به اسیدهای چرب و ترشح آنزیم توسط باکتریها نیزمسبب التهاب میباشند. التهاب جوشها به علت هجوم گلبولهای سفید به سمت جوشها میباشد که برای از میان بردن عامل متجاوز و از میان بردن آنها صورت میپذیرد.
نکته: همانطور که هورمون تستوسترون ایجاد آکنه میکند، استروژن یا همان هورمون زنانه در خشک کردن و کاهش ترشحات غدد چربی موثر بوده و میتواند سبب درمان آکنه گردد.
در کدام نواحی بدن بیشتر آکنه دیده میگردد؟
هر کجا که مو وجود داشته باشد جوش هم ممکن است ایجاد گردد. اما در برخی نواحی بدن که غدد چربی تراکم بیشتری داشته و میزان ترشح چربی بیشتر میباشد آکنه نیز بیشتر مشاهده میگردد این نواحی شامل: صورت، قفسه سینه، پشت، شانه ها و بخش فوقانی بازوها میباشند.
نکته: یکی دیگر از عواملی که میتواند در ایجاد آکنه موثر باشد خود مو میباشد. موهای ضخیم و بزرگ مجرای عبور چربی را باز نگاه میدارند اما موهای ریز و ضعیف فاقد چنین خاصیتی میباشند.

آکنه چیست؟
ضایعاتی که در اثر بسته شدن مجاری غدد چربی در صورت، گردن، پشت، شانه ها و سینه بوجود می آیند جوش یا به اصطلاح آکنه می گویند. این ضایعات بصورت جوش های سر سیاه، سر سفید، جوش چرکی، کیست و ندول می توانند بروز کنند. آکنه در اکثر نوجوانان دیده میشود و می تواند تا پایان جوانی و حتی بالای سی سال هم دیده شود. جوش معمولاْ بعد از چند سال بهبود می یابد ولی نمیتوان آن را به حال خود گذاشت چون با بهبود بعضی از جوشها، جوشگاه بوجود آمده تا پایان عمر باقی می ماند و از نظر زیبائی مشکل ساز هستند. گرچه این جوشگاه ها قابل ترمیم هستند ولی مانند پوست صدمه ندیده نمی شوند. در بعضی مواقع جوشگاه ها از نظر روحی فرد را آزار می دهند. بنابراین عاقلانه این است که جوش را درمان نمود تا جوشگاه را؛ چون درمان راحت تر و سریعتر است و نتیجه کار هم رضایت بخش تر است.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/5635748634.thumbnail.jpg
چگونگی بوجود آمدن جوش:
غدد سباسه یا چربی از بدو در هر دو جنس وجود دارد. در اوایل دوران بلوغ با ترشح هورمون مردانه یا آندروژن این غدد شروع به بزرگ شدن و فعالیت خود که تولید و ترشح چربی است، را آغاز می کنند. غدد چربی در تمام سطوح پوستی بجز در کف پا و دست وجود دارد ولی بیشترین تراکم آنها در صورت، سینه، پشت و شانه ها است. غدد چربی ترشحات خود را بوسیله مجاری چربی که در ارتباط با فولیکول مو است، به سطح پوست تخلیه می کند. افزایش ترشح چربی باعث صدمه به مجاری غدد میگردد و سلول های جدار این مجاری آسیب دیده و کنده می شوند و این سلول های صدمه دیده بهم پیوسته و تولید پلاک یا لخته می کنند و می توانند مجاری را مسدود نمایند. از طرفی در بعضی افراد پوسته ریزی پوست بعلت بعضی نقص ها در آنزیم های لازمه برای پوسته ریزی طبیعی، بطور کامل انجام نمی گیرد و پوسته های روی هم انباشته شده در منافذ مجاری چربی باعث بسته شدن این مجاری می شوند. با بسته شدن این مجاری به هر وسیله، چربی در مجاری انباشته شده و باکتری های موجود در این مجاری رشد زیادی کرده و این چربی ها را تخمیر میکنند و مواد شیمیائی تولید شده در اثر تخمیر و ترشح بعضی فاکتورها از باکتری های موجود و همچنین انباشتگی چربی در مجاری باعث صدمه بیشتر به دیواره مجاری شده و آن را بطور کامل از بین می برند. با ورود چربی، سلول های مرده دیواره، باکتری ها و مواد تخمیری و آنزیمی به داخل پوست فرآیند التهاب فعال شده و سبب قرمزی و چرکی شدن جوش میگردد.
عوامل ایجاد کننده و تشدید کننده جوش
بهداشت فردی: گر چه آلودگی و کثیف بودن صورت و بدن علت ایجاد جوش نیستند ولی در تشدید جوش کمک می کنند. شستن صورت روزی دوبار با صابون و یا شامپو در بهبودی جوش کمک می کند. با آب گرم نباید صورت را شست، چون گرما ترشح چربی را افزایش می دهد و همچنین آب سرد نیز می تواند منافذ مجاری را خشک تر کنند و به بسته شدن این منافذ کمک نماید. پس بهتر است با آب ولرم صورت را شست.
رژیم غذائی:
معمولاْ غذا باعث ایجاد جوش نمیشود. گرچه غذاهای چرب و شیرین در بعضی افراد جوشها را بدتر می کنند ولی این عمومی نیست و بقیه افراد نیاز به رژیم غذائی ندارند. ترشح زیادی انسولین در خون و رسیدن آن به پوست در برخی افراد باعث ایجاد جوش می شود. با خوردن غذاهای شیرین و چرب ترشح انسولین افزایش می یابد. پس فقط افرادی که با خوردن چربی و شیرینی دچار جوش می شوند نیاز است که از خوردن این غذاها پرهیز کنند. البته باید توجه داشت که عوامل دیگری نیز در ایجاد و تشدید جوش سهیم هستند. پس باید موقعی قضاوت کرد که این غذاها باعث تشدید جوش می شوند که با هر بار مصرف آنها جوش بدتر شود. از جمله غذا و خوراکیهایی که باعث این علت میشوند شامل: غذاهای چرب، تنقلات، خرما، کشمش، محصولات دریایی ( ماهی و میگو )، بعضی از میوه جات ( موز ، کیوی ، خرمالو ) و غیـره. بهـترین راهکار پرهیز از مواد غذایی و خوراکیهایی است که فرد اظهار میکند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر میشود.
نور خورشید:
گرمای حاصل از نور خورشید باعث تحریک ترشح چربی و از طرفی باعث خشک شدن منافذ می شود. پس بهتر است از قرار گرفتن در تابش مستقیم آفتاب اجتناب کرد.
فراورده های آرایشی:
افرادی که پوست چرب و دارای جوش هستند باید از کرم پودر و مرطوب کننده و حتی ضد آفتاب هایی استفاده کنند که فاقد چربی باشد. این محصولات باید غیر آکنه زا و غیر کومدون زا باشند. موااد آرایشی را باید روزی دوبار از صورت خود با آب و یا شیر پاکن های فاقد چربی و سازگار با پوست چرب پاک کنید. کرم پودرهای رنگی فاقد چربی می توانند قرمزی پوست شما را از نظر مخفی کنند. در صورت لزوم از مارکی استفاده شود که باعث التهاب پوستی نگردد (شما به آن حساسیت نداشته باشید که با تست کردن در داخل بازو می توانید از سلامت آن مطمئن شوید).
دوران بارداری و عادات ماهیانه:
در ۳ ماهه نخست بارداری و چند روز پیش از قاعدگی به خاطر نوسانات هورمونی آکنه تشدید میگردد.
داروها: مصرف برخی داروها میتواند ایجاد آکنه کند مانند استروئیدها و کورتیکواستروئیدها، تزریق و یا مصرف قرص تستوسترون، لیتیوم و دانازول.
رژیم غذایی:
مصرف بیش از حد ید سبب تشدید آکنه میگردد. ید در نمک، مارچوبه و غذاهای دریایی وجود دارد.
مواد شیمیایی: برخی مواد شیمیایی ایجاد آکنه میکنند مانند علف کشها، قیر و قطران زغال سنگ، روغن پارافین، روغنهای روان کننده و روغن های خوراکی حین آشپزی.
تحریکات پوستی: از اعمال فشار و ایجاد سایش در نواحی مستعد زدن جوش خودداری کنید. از قرار دادن طولانی مدت دستان بزیر چانه خودداری کنید.
آب و هوا:
آکنه در آب و هوای گرم و مرطوب تشدید میگردد.همچنین پس از سونای طولانی مدت.
فصول سال:
شیوع آکنه در فصول پاییز و زمستان افزایش می یابد.
آلودگیها و محرکهای محیطی.
اعمال فشار، ترکاندن و کندن جوشها: عامل ایجاد جوشهای جدید میباشد.
**درمان جوش :
در درمان جوش نباید خسته شوید. چون درمان جوش یک فرآیند مداوم و طولانی است. درمان جوش در حقیقت کنترل جوش زدن صورت و بدن شما می باشد نه ریشه کن کردن آن. اگر با درمان جوش شما بهبود یافت درمان را قطع نکنید بلکه با مشاوره با پزشک خود داروهای مصرفی را تعدیل دهید. گاهی نیاز است تا کنترل کامل جوش صورت بمدت شش ماه دارو مصرف کرد. در صورتی که بعد از مصرف دو ماه از دارو جوش صورت شما بهبودی نیافت شما به داروهای مصرفی مقاوم هستید و باید درمان تغییر یابد. بسته به نوع جوش و وضعیت جسمانی و هورمونی بدن دارو انتخاب می شود. پس بدون مشاوره با پزشک خود اقدام به مصرف یا تغییر دارو نکنید. در صورتی که با مصرف دارو تغییری در وضعیت جسمانی و یا پوست شما ایجاد شد پزشک خود را در جریان گذارید.
در مواردی که کیست و ندول ایجاد شود گاهی نیاز به تزریق دارو بداخل کیست و ندول است و گاهاْ کرایو نیز در درمان مورد استفاده قرار می گیرد. جوشهای سر سیاه و سر سفید اگر با مصرف کرم های لایه بردار تخلیه نشوند نیاز به تخلیه آنها با وسایل خاصی است. پس از فشار دادن این جوشها و هر نوع جوش جهت تخلیه آن پرهیز کنید چون باعث شدت التهاب و ایجاد جوشگاه میگردد. از کندن جوشها اجتناب کنید چون باعث لک و ایجاد جوشگاه میگردد. در طول درمان گاهی نیاز است که از آنتی بیوتیک خوراکی از قبیل تتراسایکلین، اریترومایسین، داکسی سایکلین و غیره … مصرف نمایید. این داروها علاوه بر کاهش مقدار باکتری باعث کم شدن التهاب نیز میگردند. اگر با مصرف طولانی آنتی بیوتیک دجار قارچ تناسلی شدید با اطلاع پزشک دارو را قطع و قارچ را درمان نمایید.
از عوارض جانبی داروها هراس نداشته باشید و به پزشک خود اطمینان کنید چون ترس از دارو باعث اختلال در روند درمان می گردد. در صورت هر گونه تغییری در مزاج و وضعیت جسمی پزشک خود را مطلع نمایید. اگر داروئی غیر از داروی درمانی جوش مصرف می کنید به پزشک اطلاع دهید. مصرف بعضی از داروها در زمان بارداری و شیر دهی مضر هستند بنابراین در صورتی که شما باردار هستید یا به نوزادتان شیر می دهید به اطلاع پزشک برسانید.
در مواقعی جوش به داروهای رایج جواب ندهد و یا جوش بصورت کیست و ندول های بزرگ باشد با صلاحدید پزشک شاید نیاز به مصرف داروی اکوتان (ایزوتره تینوئین) باشید. این دارو عوارض متعددی دارد که الزاماْ در هر بیماری دیده نمی شود. باید قبل از شروع و در طول درمان برای پیشگیری از عوارض این دارو معاینات پزشکی و آزمایشات لازم انجام گیرد. در حین مصرف این دارو و احتیاطاْ تا یک سال بعد از قطع دارو باید جلوگیری از حاملگی صورت گیرد. دوره درمان باید کامل شود چون می تواند باعث عود جوش گردد. توصیه های پزشک را در حین درمان جوش فراموش نکرده و دقیقاْ اجرا کنید. همیشه در ذهن داشته باشید که جوش را نمی توان بطور کامل از بین برد ولی می توان آن را کنترل نمود.
درمان جوشگاه های جوشروش های مختلفی برای از بین بردن جوشگاه ها استفاده میشود ولی باید در نظر داشته باشید که با هیچ روشی نتیجه صد در صد نیست. از جمله این روش ها می توان از لیزر، میکرودرم ابرشن، لایه برداری با مواد اسیدی و کرم های لایه بردار، سابسیژن یا آزاد کردن جوشگاه های فرو رفته از زیر، تزریق کلازن، هیالورونیک اسید و چربی را نام برد. گاهی نیاز است برای رسیدن به نتیجه مطلوب از چند روش استفاده نمود. همچنین می توانید از یخ برای کاهش التهاب و تورم جوشها استفاده کنید. -چای بنوشید و سیر مصرف کنید. – خمیر نشاسته یک لایه بردار ملایم میباشد. خمیر نشاسته را میتوانید با مخلوط نشاسته و آب بدست آورید. – شما میتوانید برای خشک کردن جوش ها از خمیر دندان (غیر ژلی) استفاده کنید. برای اینکاراندکی از خمیر دندان را بروی جوشها قرار دهید. -برای کاهش تورم و التهاب جوشها اندکی کرم هیدروکورتیزون بروی جوشها بمالید.
غذاهای مفید
تعداد کمی از متخصصان پوست عقیده دارند که رژیم غذایی نمی تواند بر آکنه اثر بگذارد؛ اما متخصصین تغذیه زبده و دارای تجربه کافی و نیز پزشکان طب جایگزینی، در این زمینه موفقیت های چشم گیری با رویکرد رژیم غذایی به دست آورده اند.
* به نظر می رسد که کمبود روی در رژیم غذایی، در التهاب و تورم پوست و تأخیر در بهبود زخم و شرایط بروز آکنه نقش داشته باشد.
* جگر در برگیرنده مقادیر بالای ویتامین A است که به کاهش جای زخم کمک می کند. هویج و سیب زمینی شیرین حاوی بتاکاروتن است که به ویتامین A تبدیل می شود. دریافت کافی بتاکاروتن برای آکنه مفید است.
* غلات سبوس دار نیز حاوی کروم است که به کاهش عفونت پوست کمک می کند.
* تخم بزرک، کنجد، ذرت بو داده و آفتاب گردان محتوی اسیدهای چرب ضروری مورد نیاز برای بهبود پوست هستند. می توان مواد فوق را با هم چرخ کرد و در یخچال نگه داری نمود و با ماست، میوه ها، سوپ ها و غلات مصرف کرد.
همچنین توت ها، مرکبات، فلفل و انبه منابع غنی ویتامین C هستند که برای سلامت سیستم ایمنی و مقابله با عفونت های باکتریایی مورد نیازاند.
* آواکادو و جوانه گندم محتوی ویتامین E است که به ساختار پوست و سلامت آن کمک می کند.
* سیر، پیاز و تخم مرغ حاوی سولفور است که به رهایی از آکنه کمک می کند.
* روغن پامچال محتوی گاما لینولئیک اسید است که به ایجاد پوست تازه کمک کرده و آن را نرم و قابل ارتجاع نگه می دارد.
غذاهایی که باید از خوردن آنها پرهیز کرد:
* جلبک های دریایی که حاوی مقادیر بالای ید است، در بعضی موارد باعث بدتر شدن آکنه می شود.
* برای بیشتر نوجوانان، داشتن پوستی سالم و درخشان یک اولویت محسوب می شود. شواهد علمی مبنی بر اثر شکلات و شیرینی های خامه ای بر روی پوست و ایجاد آکنه وجود ندارد.
* تحقیقات نشان داده است که رژیم غذایی غنی از چربی های ضروری که بیشتر در مغزها، دانه ها و ماهی های روغنی یافت می شود، می تواند در حفظ سلامت پوست نقش داشته باشد.
* عادات غذایی بد می تواند در کیفیت پوست و مو تأثیر بگذارد.
* بعضی از گیاه شناسان توصیه می کنند که مالیدن مخلوط روغن درختچه چای و برگهای کلم و سیرتازه بر روی پوست مبتلا به آکنه می تواند مفید واقع شود.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:20 PM
سوءهاضمه


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=e44210c520b95a2b9fbe9bebd0b32e33
سوءهاضمه که معده ناراحت یا بد گواری هم خوانده می شود ناراحتی یا احساس سوزش در قسمت بالایی شکم است و اغلب همراه با حالت تهوع، نفخ، آروغ و گاهی استفراغ است. برخی افراد نیز واژه سوء هاضمه را برای توصیف نشانه سوزش سر دل استفاده می کنند.
سوءهاضمه می تواند ناشی از بیماریهایی در دستگاه گوارش مانند زخم یا بیماری ریفلاکس (بازگشت محتویات معده به مری) ایجاد شود. اما در بسیاری افراد ناشی از زیاد خوردن، سریع خوردن، خوردن غذاهای پرچرب یا خوردن در موقعیتهای پر استرس ایجاد می شود. سیگار کشیدن، خوردن زیاد الکل، استفاده از داروهایی که مخاط معده را تحریک می کنند، خستگی و داشتن یک استرس مداوم نیز می توانند باعث سوءهاضمه شوند یا آن را بد تر کنند.
برخی افراد سوءهاضمه دائمی دارند که به هیچیک از این عوامل وابسته نیست. این نوع سوءهاضمه که سوءهاضمه عملکردی یا غیر زخمی خوانده می شود، می تواند ناشی از مشکلی در فعالیت انقباضی ماهیچه های معده باشد (حرکت).
برای تشخیص سوءهاضم پزشک آزمایشاتی برای شناخت مشکلاتی مانند زخم انجام می دهد. در فرآیند تشخیص پزشکی ممکن است تصویر اشعه X از معده و روده کوچک فرد گرفته شده و یا تحت آندوسکوپی قرار گیرد (که در آن پزشک از وسیله ای برای مشاهده داخل معده استفاده می کند).
در بیشترموارد پرهیز از غذاها یا موقعیتهایی که به نظر می رسد باعث سوءهاضمه می شوند موفقیت آمیزترین راه درمان است. سوزش سر دل ناشی از ریفلاکس اسید معمولاً به وسیله درمان با ضد اسید، مسدود کننده های گیرنده اچ ۲ یا مهار کننده های تولید اسید بهبود می یابد. افراد سیگاری با ترک سیگار یا دست کم سیگار نکشیدن پیش از غذا می توانند از سوءهاضمه رهایی یابند. ورزش با معده پر می تواند باعث ایجاد سوء هاضمه شود. بنابراین برای ورزش کردن، پیش از غذا یا حداقل یک ساعت پس از غذا، برنامه ریزی کنید.
پزشک ممکن است برای درمان سوءهاضمه ناشی از مشکلات عملکردی در دستگاه گوارش، داروهایی که بر حرکت این سیستم اثر می گذارند تجویز نماید.
از آنجا که سوء هاضمه می تواند نشانه از بیماریهای خطرناک باشد و یا آنها را تقلید کند، در صورت دارا بودن موارد زیر باید به یک پزشک مراجعه نمود:
- استفراغ، کاهش وزن، بی اشتهایی
- مدفوع سیاه قیری یا خون در استفراغ
- درد شدید در قسمت فوقانی و راست شکم
- ناراحتی غیر مرتبط با خوردن
- سوءهاضمه همراه با نفس تنگی، عرق ریزی یا دردی که به فک گردن یا بازوها تیر بکشد
- نشانه هایی که بیش از دو هفته باقی می مانند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:21 PM
زخم گوارشی – زخم معده –


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=f18405940ad7e6f0d3f2cadc23635b7b

زخم گوارشی چیست؟
زخم گوارشی زخمی در آستر مخاط معده یا اثنی عشر است. اثنی عشر قسمت ابتدایی روده کوچک است. اگر زخم در معده باشد به آن زخم معده گفته می شود و اگر در اثنی عشر باشد به آن زخم اثنی عشر می گویند. ممکن است بیش از یک زخم داشته باشید.

بسیاری افراد زخم گوارشی دارند. زخم های گوارشی می توانند با موفقیت درمان شوند. اولین قدم مراجعه به پزشک است.
نشانه های زخم گوارشی چیست؟
- درد سوزشی در شکم شایعترین نشانه است. درد خصوصیات زیر را دارد:
- شبیه یک درد مبهم احساس می شود.
- برای روزها و هفته ها می آید و می رود.
- ۱ تا ۳ ساعت بعد از غذا شروع می شود.
- نیمه شب وقتی معده شما خالی است می آید.
- معمولاً بعد از غذا خوردن از بین می رود.
سایر نشانه ها شامل موارد زیر هستند:
- از دست دادن وزن
- بی اشتهایی
- درد در حین غذا خوردن
- احساس ناراحتی در معده
- استفراغ
برخی افراد با زخم گوارشی نشانه های خفیفی دارند. اگر هر یک از این نشانه ها را دارید ممکن است زخم گوارشی داشته باشید و باید پزشک خود را ببینید.
چه چیزی باعث زخم گوارشی می شود؟
زخم های گوارشی عموماً به وسیله موارد زیر ایجاد می شوند:
- باکتریی به نام هلیکو باکتر پیلوری یا به اختصار اچ پایلوری.
- داروهای ضد درد غیر استروییدی مانند آسپیرین و ایبوبروفن
- سایر بیماریها
بدن شما اسید قویی را برای هضم غذاها تولید می کند. یک آستر قسمت داخلی معده و اثنی عشر شما را از این اسید محافظت می کند. اگر این آستر از هم گسیخته شود، اسید می تواند به دیواره ها آسیب بزند. هر دو مورد اچ پایلوری و داروهای ضد درد غیر استروئیدی آستر را ضعیف می کنند و در نتیجه اسید می تواند به دیواره معده یا اثنی عشر برسد.
اچ پایلوری تقریباً باعث دو سوم زخمهاست. بسیاری افراد اچ پایلوری دارند اما همه کسانی که عفونت دارند دچار زخم گوارشی نمی شوند.
بقیه زخمها بیشتر به دلیل داروهای ضد درد غیر استروئیدی ایجاد می شوند. به ندرت سایر بیماریها می توانند باعث بروز زخم شوند.
آیا استرس یا غذاهای چاشنی دار می توانند باعث بروز زخم شوند؟
خیر، نه استرس و نه غذاهای چاشنی دار هیچیک نمی توانند با عث بروز زخم شوند. اما می توانند زخمها را بدتر کنند. نوشیدن الکل و سیگار کشیدن نیز می تواند زخمها را بدتر کند.
چه چیزی خطر ابتلا من به زخمهای گوارشی را بیشتر می کند؟
در صورت وجود موارد زیر احتمال بیشتری برای ابتلا به زخم گوارشی دارید:
- داشتن عفونت باکتری اچ پایلوری
- استفاده از داروهای ضد درد غیر استروئیدی
- کشیدن سیگار
- نوشیدن الکل
- داشتن فامیلی که زخم گوارشی دارد
- سن بالای ۵۰ سال
آیا زخم گوارشی ممکن است بدتر شود؟
زخم گوارشی در صورتی که درمان نشود می تواند بدتر شود. اگر هرکدام از علائم زیر را دارید به پزشک خود اطلاع دهید:
- درد ناگهانی وتیز که از بین نمی رود.
- مدفوع سیاه رنگ یا خونی
- استفراغ خونی یا استفراغی که به رنگ قهوه به نظر می رسد.
این علائم می تواند نشانه هایی از موارد زیر باشند:
- زخم در عمق معده یا اثنی عشر پیشرفت کرده است یا آنها را سوراخ کرده است.
- زخم یک رگ خونی را شکافته است.
- زخم باعث توقف حرکت غذا از معده به اثنی عشر ( دوازده) شده است.

این علائم باید به سرعت درمان شوند. شما ممکن است نیاز به جراحی داشته باشید.
چگونه بدانیم که آیا زخم گوارشی داریم یا خیر؟

اگر نشانه ای دارید به پزشک مراجعه کنید. پزشک ممکن است موارد زیر را در خواست نماید:
- یک تصویر اشعه X از معده و اثنی عشر به نام «مجموعه گوارش فوقانی» شما باید مایعی به نام باریوم را بنوشید تا معده و اثنی عشرتان در تصویر مشخص باشد.
- آندوسکپی از یک لوله (چراغ دار با یک دوربین کوچک در انتهایش) برای مشاهده معده و اثنی عشرتان استفاده می کنند. شما داروهایی برای آرامش یافتن استفاده می کنید و بنابراین پزشک می تواند لوله نازک را از دهان شما به داخل معده و اثنی عشرتان بفرستد. پزشک ممکن است نمونه کوچکی از بافت معده شما را برای مطالعه در زیر میکروسکوپ بردارد. این روش نمونه برداری نام دارد.

اگر زخم گوارشی دارید پزشکتان ممکن است آزمایش تنفسی، خون یا بافتها را انجام دهد تا ببیند آیا باکتری باعث ایجاد زخم شده یا خیر؟

زخمهای گوارشی چگونه درمان می شوند؟
زخمهای گوارشی قابل درمان هستند. داروهای زخم گوارشی این داروها هستند:
- مهار کننده های تولید اسید
- آنتی بیوتیکهایی برای کشتن باکتری
بسته به نشانه هایی که دارید میتوانید یک یا چند داروی زیر را به مدت چند هفته استفاده کنید. این داروها درد را متوقف می کنند و به بهبودی معده یا اثنی عشرتان کمک می کنند.
زخمها برای بهبودی نیاز به زمان دارند. داروهایتان را حتی در صورت برطرف شدن درد مصرف کنید. اگر این داروها باعث شدند شما احساس ناخوشی یا سرگیجه کنید یا باعث بروز اسهال یا سردرد شدند، پزشک ممکن است داروها را تغییر دهد.
اگر داروهای ضد درد غیر استروئیدی باعث بروز زخم باشند باید استفاده از آنها را متوقف کنید. اگر سیگار می کشید آن را ترک کنید. سیگار کشیدن بهبودی زخم را کند می کند.
آیا می توانم از ضد اسیدها استفاده کنم؟
بله. اگر زخم گوارشی داشته باشید استفاده از ضد اسید می تواند:
- عملکرد اسید را متوقف کند و درد را کاهش دهد.
- به بهبودی زخم کمک کند.
ضد اسید ها باکتری را از بین نمی برند، بنابراین حتی اگر درد از بین برود زخم شما باز خواهد گشت.


آیا ممکن است زخمهای گوارشی باز گردند؟
بله اگر استفاده از آنتی بیوتیک را زود متوقف کنید نه تمام باکتریها از بین می روند و نه تمام زخمها بهبود
می یابند. اگر همچنان سیگار بکشید یا از داروهای ضد درد غیر استروئیدی استفاده کنید، زخم ممکن است باز گردد.
اگر زخمهای گوارشی بهبودی نیابند چه؟ آیا نیاز به جراحی هست؟
در بسیاری موارد داروها باعث بهبودی زخمها می شوند. در صورتی که زخم دچار حالات زیر شود ممکن است نیازمند جراحی شوید:
- بهبود نیابد
- مداوماً بازگردد
- سوراخ شود، دچار خونریزی شود، معده یا اثنی عشر را مسدود کند
جراحی می تواند:
- زخم را بردارد
- میزان اسید تولیدی معده را کاهش دهد.
برای پیشگیری از زخمهای گوارشی چه کنم؟
استفاده از داروهای ضد درد غیر استروئیدی را متوقف کنید. با پزشکتان در مورد از بین برنده های درد صحبت کنید
برای کاهش خطر ابتلا به زخمهای گوارشی چه کنم؟
- سیگار نکشید
- الکل ننوشید

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:21 PM
پولیپ های کولون


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=4325614b4b36f86ed09d6434b0de0e1e

پولیپ های کولون چه هستند؟
پولیپ یک بافت اضافه است که در داخل بدن شما رشد می کند. پولیپهای کولون در روده بزرگ رشد
می کنند. کولون که روده بزرگ هم خوانده می شود بخشی از دستگاه گوارش است و یک لوله دراز تو خالی در انتهای دستگاه گوارش است و بدن در آن مدفوع را ساخته و ذخیره می کند.

آیا پولیپ ها خطرناکند؟
بیشتر پولیپ ها خطرناک نیستند بلکه بیشتر آنها خوش خیم بوده، یعنی آنکه سرطان نیستند. اما با گذشت زمان بعضی از انواع پولیپ به سرطان تغییر پیدا می کنند. معمولاً پولیپ هایی که کوچکتر از یک نخود هستند مضر می باشند. اما پولیپ های بزرگتر می توانند سرطانی شوند یا تقریباً سرطانی باشند. برای اطمینان پزشکان تمام پولیپ ها را برمی دارند و آزمایش می کنند.
چه کسانی دچار پولیپ می شوند؟
هر کسی می تواند دچار پولیپ شود، اما افراد خاصی بیشتر از دیگران احتمال ابتلا دارند. اگر موارد زیر را دارید بیش از دیگران احتمال ابتلا به پولیپ دارید:
- سن شما بیش از ۵۰ سال است. هر چه سن افزایش می یابد، احتمال بروز پولیپ بیشتر می شود.
- قبلاً پولیپ داشته اید.
- کسی در خانواده شما پولیپ داشته است.
- کسی در خانواده شما سرطان روده بزرگ داشته است.
اگر کارهای زیر را انجام دهید احتمال بیشتری برای ابتلا به پولیپ دارید:
- غذای چرب زیادی می خورید
- سیگار می کشید.
- الکل می نوشید.
- ورزش نمی کنید.
- اضافه وزن دارید.
نشانه های پولیپ چیست؟
بیشتر پولیپهای کوچک علامتی ایجاد نمی کنند. اغلب افراد تا زمانی که پزشک پولیپشان را در حین یک بررسی معمولی یا بررسی آنها برای یک مشکل دیگر کشف کند از وجود آن بی خبرند.
اما بعضی افراد ممکن است نشانه هایی مانند موارد زیر داشته باشند:
خونریزی از مقعد. ممکن است پس از دفع متوجه وجود خون در لباسهای زیر خود شوید
یبوست یا اسهالی که بیش از یک هفته طول می کشد.
خون در مدفوع. خون می تواند رنگ مدفوع را سیاه نماید یا به صورت رگه های قرمز رنگ بر سطح مدفوع نمایان شود.



اگر هر یک از این نشانه ها را دارید به یک پزشک مراجعه کنید تا مشکل را پیدا کند.
پزشک چگونه پولیپ ها را آزمایش می کند؟
پزشک می تواند چهار آزمایش یرای بررسی پولیپ انجام دهد:
معاینه انگشتی مقعد: پزشک پس از پوشیدن دستکش راست روده (قسمت انتهایی روده بزرگ) را بررسی می کند تا ببیند آیا طبیعی به نظر می رسد یا خیر. این آزمایش فقط پولیپهایی را که در راست روده وجود دارند شناسایی می نماید، بنابراین پزشک ممکن است نیاز داشته باشد که یکی از تستهای دیگری را که در زیر فهرست شده برای یافتن پولیپهایی که در قسمت بالاتر روده قرار دارند انجام دهد:
تنقیه باریوم:
پزشک مایعی را به نام باریوم پیش از گرفتن عکس با اشعه X در راست روده شما قرار می دهد. باریوم باعث می شود روده شما در تصویر سفید به نظر برسد. پولیپها تیره هستند بنابراین به آسانی دیده می شوند.
سیگموییدوسکوپی:
با این آزمایش، پزشک می تواند داخل روده شما را ببیند. پزشک لوله نازک و انعطاف پذیری را درون راست روده شما قرار می دهد. این وسیله سیگموییدوسکوپ نام دارد و یک چراغ و دوربین ویدئویی کوچکی در داخل آن تعبیه شده است. پزشک سیگوئیدوسکوپ را برای مشاهده یک سوم انتهایی روده بزرگ به کار
می برد.
کولونوسکوپی:
این آزمایش مانند سیگموئیدوسکوپی است، اما پزشک تمام روده بزرگ را بازبینی می کند. این کار معمولاً نیاز به تسکین دارد.
چه کسی باید برای پولیپ مورد آزمایش قرار گیرد؟
اگر موارد زیر را دارید با پزشک خود برای بررسی پولیپ صحبت کنید:
نشانه های پولیپ را دارید.
بیش از ۵۰ سال سن دارید.
کسی در خانواده شما پولیپ یا سرطان روده بزرگ دارد.
پولیپ چگونه درمان می شود؟
دکتر پولیپ را بر می دارد. گاهی پزشک حین انجام سیگموئیدوسکوپی یا کولونوسکوپی پولیپ را
برمی دارد. یا پزشک ممکن است تصمیم به جراحی از طریق شکم بگیرد. در اینصورت پولیپ برای رد سرطان مورد آزمایش قرار می گیرد.
اگر پولیپ دارید پزشک ممکن است از شما بخواهد که به طور منظم در آینده مورد بررسی قرار بگیرید.
چگونه می توان از پولیپ پیشگیری نمود؟
پزشکان هیچ راه مطمئنی برای پیشگیری از پولیپ نمی شناسند. اما شما می توانید خطر ابتلا به آنها را از طرق زیر کاهش دهید:
- میوه و سبزیجات بیشتر و غذاهای چرب کمتری بخورید.
- سیگار نکشید.
- از الکل پرهیز کنید.
- هر روز ورزش کنید.
- اگر اضافه وزن دارید وزن خود را کم کنید.
مصرف بیشتر کلسیم و فولات نیز خطر ابتلا به پولیپ را کم می کند. بعضی غذاهایی که کلسیم فراوانی دارند شامل شیر، پنیر و کلم هستند. برخی غذاهایی که فولات زیادی دارند شامل نخود فرنگی و لوبیا و اسفناج است.
برخی پزشکان تصور می کنند آسپیرین می تواند از بروز پولیپها پیشگیری کند. مطالعات در این زمینه ادامه دارد.

نکاتی برای به خاطر سپردن
- پولیپ یک بافت اضافه در بدن شماست.
- بیشتر پولیپ ها زیان بخش نیستند.
- نشانه ها شامل یبوست یا اسهالی که بیش از یک هفته طول می کشد یا وجود خون در لباس زیر یا روی مدفوع است.
- بسیاری پولیپها ممکن است علائمی ایجاد نکند.
- اگر موارد زیر را دارید با پزشک خود برای بررسی پولیپ صحبت کنید:
- نشانه های پولیپ را دارید.
- بیش از ۵۰ سال سن دارید.
- کسی در خانواده شما پولیپ یا سرطان روده بزرگ دارد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:22 PM
سندرم روده تحریک پذیر علائم ، عوارض ، درمان و…(مرجع کامل اطلاعات )


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=146674f51eade9a33f56328f03420047

نشانگان روده تحریک پذیر چیست؟
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/6767767667.thumbnail.jpg
نشانگان روده تحریک پذیر یا به اختصار IBS مشکلی است که عمدتاً روده بزرگ را تحت تأثیر قرارمی دهد. روده بزرگ بخشی از دستگاه گوارش است که مدفوع را ساخته و ذخیره می نماید. کلمه نشانگان سندرم به معنای گروهی از نشانه هاست، سندرم روده تحریک پذیر از جمله نشانگان است چرا که گروهی از نشانه ها را تولید می کند. مثلاً سندرم روده تحریک پذیر باعث گرفتگی، آروق زدن، دفع گاز، اسهال و یبوست می شود.
سندرم روده تحریک پذیر ، یک اختلال شایع گوارشی است که ویژگی اصلی آن تغییر در اجابت مزاج و درد شکمی است . نکته مهم ، آن است که در سندرم روده تحریک پذیر هیچ اختلال عضو شناخته شده ای با معاینه بالینی و بررسی تشخیصی معمول یافت نمی شود و هیچ شاخص قطعی برای سندرم روده تحریک پذیر وجود ندارد .بنابراین تعریف بیماری بر اساس معیارهای بالینی ، و به تشخیص پزشک خبره گذاشته می شود .
سندرم روده تحریک پذیر یک بیماری نیست. یک مشکل عملکردی است که به این معناست که روده آنطور که باید کارنمی کند.
در سندرم روده تحریک پذیر اعصاب و عضلات روده بیش از حد حساس هستند. مثلاً زمانی که غذا
میخورید عضلات بیش از حد لازم منقبض می شوند. این انقباضات می توانند منجر به گرفتگی روده ها و اسهال حین غذا خوردن یا مدت کوتاهی پس از آن شوند. اعصاب ممکن است بیش از اندازه به کشش روده مثلاً به دلیل گاز حساس باشند. در نتیجه گرفتگی و درد ایجاد می شود.
سندرم روده تحریک پذیر می تواند دردناک باشد اما به روده آسیب نمی رساند و باعث بیماری دیگری هم
نمی شود.
آیا استرس باعث سندرم روده تحریک پذیرمی شود؟
استرسهای عاطفی باعث بروز سندرم روده تحریک پذیر نمی شود. اما در فردی که سندرم روده تحریک پذیر دارد استرس می تواند نشانه ها را آغاز کند. در واقع روده می تواند به تمام چیزها مانند غذا، ورزش و هورمونها واکنش زیاده از حد نشان دهد.
غذاهایی که نشانه های سندرم روده تحریک پذیررا ایجاد میکنند شامل محصولات لبنی، شوکولات، الکل، کافئین، نوشابه های کربناتی و غذاهای چرب است.
زنانی که سندرم روده تحریک پذیر دارند علائمشان در طی دوره قاعدگی بیشتر می شود.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/87766545781.jpg
نشانه های سندرم روده تحریک پذیر چیست؟
علائم اصلی سندرم روده تحریک پذیر موارد زیر است:
- دردهای کرامپی در ناحیه معده
- اسهال و یبوست دردناک
بیشتر افراد اسهال یا یبوست هر کدام را دارند اما بعضی هر دو را دارند.
سایر نشانه ها عبارتند از :
- بلغم در مدفوع
- شکم متورم یا باد دار
- احساسی نا تمامی دفع
تظاهرات بالینی
IBSبیماری جوانان است و اغلب مبتلایان ، در سنین کمتر از ۴۵ سالگی به سر می برند ولی ممکن است افراد مسن نیز درگیر شوند . زنان ، ۲ تا ۳ برابر مردان به این بیماری مبتلا می شوند . شایع ترین شکایت بیماران ، درد شکم همراه با تغییر اجابت مزاج به صورت یبوست ، اسهال یا هر دو است . درد در IBS می تواند در قسمت های مختلف شکم احساس شود . ممکن است در قسمت بالای شکم ، پایین شکم یا پهلوها حس شود . معمولاً درد ، دوره ای است و با دوره های تشدید یا تخفیف همراه است اما در بعضی بیماران ، درد دائمی می شود . شدت درد ممکن است خفیف و قابل تحمل باشد یا آن قدر شدید باشد که فرد به طور دوره ای توان رفتن به سرکار را نداشته باشد . به هر حال درد شکمی تقریباً در تمامی بیماران فقط در ساعات بیداری وجود دارد و غالباً با مصرف غذاهای خاص یا استرس عاطفی افزایش می یابد و به عکس با دفع گاز یا مدفوع کاهش پیدا می کند .

تغییر اجابت مزاج
شایع ترین نشانه بالینی IBS است . مهم ترین حالت ، یبوست همراه با اسهال و به صورت متناوب ، و به صورت دوره ای است .
یبوست ممکن است دوره ای باشد اما در نهایت ، پایدار و مقاوم به مسهل هامی شود .همچنین اغلب بیماران احساس دفع ناکامل مدفوع دارند در نتیجه تند تند به دستشویی می روند و زور زدن های یپاپی آنان سبب ایجاد مشکلاتی در راست روده و مقعد می شود .اسهال در بیماران ممکن است نشانه اصلی باشد .اسهال به صورت حجم های کوچکی از مدفوع شل است .در اصل اغلب حجم مدفوع زیاد نشده اما بیمار به طور مکرر برای دفع آن باید به دستشویی برود .اسهال شبانه در این بیماران هرگز دیده نمی شود و اگر فردی اسهال شبانه داشت حتماًپزشک به مشکلات عضوی فکر می کند .
اسهال ممکن همراه با دفع مقادیر زیاد بلغم و ترشحات چسبناک ( شبیه خلط سینه ) همراه باشد و در پاره ای از موارد بلغم و نه اسهال ، شکایت اصلی بیماران را تشکیل می دهد . خونریزی همراه مدفوع هرگز در IBS دیده نمی شود مگر بیمار به دلیل اشکال دفعی ، همزمان بواسیر یا شقاق داشته باشد . به هر حال در صورت وجود خون در مدفوع ، همیشه بیمار و پزشک باید مراقب وجود بیماریهای عضوی باشند و بررسی بیشتری انجام گیرد .
اسهال در IBSهمراه با سوء جذب مواد تغذیه ای نیست و باعث کاهش وزن نمی شود بنابراین در صورت همراهی کاهش وزن در بیمار مبتلا به اسهال باید به تشخیص IBS شک نمود .
اتساع شکم ، نفخ ، آروغ زدن یا دفع گاز زیاد از مقعد شکایت شایع بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر است .مطالعات نشان می دهد که در واقع در اغلب بیماران ، گازهای روده ای افزایش نیافته اند بلکه حساسیت بیش از حد بیمار به مقدار اندک گاز باعث احساس بیش از حد گاز در روده شده است .

شکایات گوارشی فوقانی
بسیاری از بیماران از سوء هاضمه ، سوزش سردل ، تهوع و استفراغ شکایت دارند .گرچه خود IBSممکن است دستگاه گوارش فوقانی را درگیر نماید اما این علائم ممکن است نشانه وجود همزمان زخم یا جریان بیش از حد اسید از معده به مری باشد و ممکن است در مواردی پزشک انجام بررسی دستگاه گوارشی فوقانی را لازم بداند .
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/566566565.thumbnail.jpg

آیا کولیت عصبی همان سندرم روده تحریک پذیر است ؟
اصطلاح کولیت نشانگر وجود التهاب در کولون است ، در صورتی که در بیماری IBSهیچ اختلال عضوی مشخص ( از جمله التهاب کولون ) وجود ندارد بنابراین این کلمه یک غلط مصطلح است ، باید از عنوان آن خودداری کرد .
آیا بیماران دچار IBS مشکل روحی – روانی دارند ؟
بیماری مشخص روانی در بیماران IBS یافت نشده اما افراد مبتلا به IBS اغلب افرادی حساس و زودرنج هستند و بیش از سایر افراد ، به استرس های عاطفی – روانی حساسیت نشان می دهند . اضطراب و افسردگی در بیماران IBS شایع تر است و در پاره ای از موارد نیاز به مشاوره با روانپزشک وجود دارد . از طرفی سابقه آزارهای جسمی ، روحی و جنسی در افراد مبتلا به IBS بیشتر از سایر افراد دیده می شود .
علائم روانی غیر طبیعی در ۸۰%مبتلایان به IBS ( ثبت شده است) اما هیچ تشخیص روانی خاص غالب نمیباشد.
وجود ارتباط بین آزار های جنسی یا فیزیکی قبلی و ایجاد IBS نیز گزارش شده است.
اشکال آزار های جنسی همراه با IBS عبارتند از:
تهاجم کلامی,عملکرد های نمایشی(exhibitionism) , آزار جنسی, لمس جنسی, تجاوز.
رابطه علتی بین IBS و آزار های فیزیکی و جنسی شناخته نشده است. اما ممکن است آزار های فیزیکی و جنسی موجب توجه بیش از حد به ادراک حسی بدن در سطح مغزی و حساسیت بیش از حد احشائی در سطح روده شود.
بنابراین بیماران مبتلا به IBS اغلب افزایش در فعالیت حرکتی روده بزرگ وروده کوچک نسبت به محرک های گوناگون و تغییر در حس احشائی همراه با افت آستانه درک حسی را نشان میدهند. همه این ها ممکن است از اختلال در تنظیم مغزی ناشی شود.سندرم روده تحریک پذیر چگونه تشخیص داده می شود؟
پزشک از روی نشانه ها مشکوک می شود که شما ممکن است سندرم روده تحریک پذیر داشته باشید. اما پزشکان ممکن است آزمایشات پزشکی برای اطمینان از اینکه شما بیماری دیگری که باعث ایجاد نشانه ها شده است را ندارید انجام دهد.
آزمایشات پزشکی برای سندرم روده تحریک پذیر:
معاینه بالینی
آزمایشات خونی
تصویر اشعه X از روده ها: این آزمایش تنقیه باریوم یا «مجموعه گوارش تحتانی» خوانده می شود. باریوم مایع غلیظی است که باعث می شود روده ها در تصویر بهتر دیده شوند. قبل از گرفتن عکس پزشک از طریق مقعد این مایع را وارد روده شما می کند.
آندوسکوپی: پزشک یک لوله نازک را در روده شما وارد می کند. این لوله دوربینی در خود دارد و بنابراین پزشک می تواندداخل روده شما را نگاه کرده و مشکل را پیدا کند.
برای بیمار مبتلا به IBS چه باید کرد ؟
مهم ترین مسآله در تشخیص IBSافتراق دادن آن از بیماریهای عضوی با علائم مشابه است . بیماریهای عضوی مثل سوء جذب یا بیماری التهابی روده می توانند ایجاد اسهال خونی کنند و با توجه به درمان کاملاً متفاوت این بیماری ها با IBS ، باید بتوان به دقت آنها را از IBS تفکیک کرد . در بیماریهای عضوی کاهش وزن ، تب ، دفع خون یا اسهال شبانه ممکن است وجود داشته باشد که به هیچ وجه در IBS دیده نمی شود . همچنین شروع بیماری در سنین بالاتر از۴۵ سال ، سیر پیشرونده بیماری یا عدم قطع اسهال با وجود ناشتا ماندن طولانی میتواند به نفع بیماری عضوی باشد و نیاز به پیگیری و بررسی دقیق دارد و باید بیمار برای معاینه دقیقه به پزشک متخصص گوارش مراجعه کند و در صورتی که پزشک در شرح حال و معاینه بالینی نکته ای به نفع اختلال عضوی پیدا نکرد ، برای اطمینان خاطر ، بعضی از آزمایش های اولیه شامل شمارش تعداد سلول های خونی ، سرعت رسوب گلبولی ، تست های کارکرد تیروئیدآزمایش کامل مدفوع ممکن است ضرورت پیدا کند .
در اغلب بیماران ، انجام رکتوسیگموئیدوسکوپی ( مشاهده قسمت انتهایی دستگاه گوارش تحتانی با آندوسکوپ مخصوص )به همراه نمونه برداری از این ناحیه الزامی است .بسته به نظر پزشک ممکن است روش های تشخیصی دیگر مثل رویت دستگاه گوارش فوقانی با آندوسکوپ ، رویت کل دستگاه گوارش با کولونوسکوپ یا عکسبرداری از کل روده باریک ضروری باشد و در بعضی موارد ، سونوگرافی شکم یا آزمایشات اختصاصی تر مدفوع یا خون توصیه می شود .
درمان چیست؟
IBS درمان ندارد اما می توانید کارهایی انجام دهید که نشانه ها را برطرف کنید. درمان می تواند شامل موارد زیر باشد:
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/66756565.thumbnail.jpg
تغییر رژیم غذایی
دارو
رهایی از استرس
مهم ترین مساله در درمان بیمار آن است که بیمار اطمینان حاصل کند که بیماری وی خطرناک نیست ، علامتی به نفع بدخیمی وجود ندارد و سیر بیماری ، پیشرونده نیست ، ارتباط صحیح پزشک با بیمار ، مهم ترین نکته در درمان مناسب بیمار است .در قدم بعدی باید به بیمار گوشزد کرد که از مصرف غذاهایی که علامت های وی را تشدید می کند خودداری کند ، قهوه ، کلم ، نخود ، لوبیا و بادمجان بعضی از این غذاها هستند .در بعضی از بیماران ، شیر و لبنیات باعث تشدید علائم بیماری می شوند که باید به بیمار گوشزد کرد که شیر بدون لاکتوز مصرف کند .
در بیمارانی که یبوست شکایت غالب است ، مصرف غذاهای پرفیبر با داروهای افزاینده حجم مدفوع مثل سبوس یا پسیلیوم می تواند مفید باشد اما در بعضی بیماران این داروها باعث افزایش نفخ و اتساع شکم می شوند .
در بیمارانی که اسهال ،‌ شکایت غالب است مصرف اندک داروهای ضداسهال مثل دیفنوکسیلات یا لوپرامید می تواند مفید باشد اما درمان با این داروها باید به عنوان یک درمان موقت تلقی شود و رژیم غذایی جایگزین آن شود .
داروهای آنتی کلی نرژیک می توانند نشانه هایی چون درد را به طور موقت برطرف کنند . بهترین اثر آنها زمانی ظاهر می شود که قبل از درد قابل پیش بینی ( مثلاً دردی که به دنبال غذاخوردن ایجاد می شود ) مصرف شوند . دی سیکلومین و هیوسین از این دسته هستند .
ممکن است مجبور باشید ترکیبی از کارها را انجام دهید تا ببینید کدام یک برای شما بهتر است.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/53555355335.thumbnail.jpg
تغییر رژیم غذایی
بعضی غذاها IBS را بدتر می کنند.
در اینجا برخی غذاها که نشانه ها را ایجاد می کنند آورده شده اند:
غذاهای چرب مانند سرخ کردنی ها
محصولات لبنی مانند پنیر یا بستنی
شوکولات
الکل
کافئین (در قهوه و بعضی نوشیدنی ها یافت می شود)
نوشیدنی های کربنات دار مانند سودا
اگر غذاهای خاصی علائم را باعث می گردند، باید مصرف آنها را متوقف کنید یا کمتر مصرف کنید.
برای آنکه بدانید کدام غذاها مشکل ساز هستند، این اطلاعات را یادداشت کنید:
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/54665464.thumbnail.jpg
- در طول روز چه می خورید
- چه نشانه هایی دارید
- چه وقت این نشانه ها اتفاق می افتند
- چه غذاهایی همیشه باعث می شوند شما احساس بدی داشته باشید
یادداشتهای خود را نزد پزشک ببرید که ببینید آیا باید مصرف برخی غذاها را متوقف کنید یا خیر
برخی غذاهاIBS را بهتر می کنند:
الیاف علائم IBS را کمتر می کنند. بخصوص در مورد یبوست چرا که الیاف مدفوع را نرم، حجیم و سهل الدفع می کند. الیاف در سبوس، نان، غلات، لوبیا ، میوه ها و سبزیها یافت می شوند.
در اینجا مثالهایی از غذاهای الیاف دار آورده می شود:

میوه ها

سبزیجات

نان غلات و حبوبات

سیب

هلو و شفتالو

بروکلی خام

کلم

هویج خام

نخود

لوبیا

نان کامل

غلات کامل
غذاهای الیاف دار را آهسته آهسته به غذای خود اضافه کنید تا بدنتان به آنها عادت کند. الیاف زیاد در یک مرحله می تواند باعث ایجاد گاز شود که نشانه ها را در شخص دچار IBS آغاز می کند.
در کنار خوردن غذاهای دارای الیاف بیشتر پزشک به شما خواهد گفت که قرصهای دارای الیاف مصرف کنید یا آب همراه با پودرهای خاص پر فیبر استفاده کنید.
میزان غذایی هم که مصرف می کنید اهمیت دارد.
غذای پر حجم می تواند باعث دل درد و اسهال در افراد دارایIBS شود. اگر این اتفاق برای شما می افتد سعی کنید ۳ یا چهار غذای کم حجم در طول روز مصرف کنید یا غذای سه وعده ای معمول خود را استفاده کنید ولی در هر وعده کمتر مصرف کنید.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/45435553.thumbnail.jpg
دارو
در صورت لزوم، پزشک برای کمک به برطرف شدن نشانه ها دارو تجویز می کند:
مسهل ها: برای درمان یبوست
ضد اسپاسم ها: برای کاهش انقباضات روده ای
داروهای ضد افسردگی برای کمک به آنها که دردهای شدید دارند.این داروها غیر از تأثیر بر اختلالات خلق می توانند در کاهش درد بیمار بسیار مؤثر باشند و ممکن است در کاهش علائم مربوط به نفخ ، اسهال یا یبوست هم نقش بسزایی داشته باشند ، البته انتخاب نوع دارو کاملاً به تجربه پزشک معالج و بر اساس علامت غالب بستگی دارد .
باید از راهنمایی های پزشک خود را در هنگام مصرف این داروها پیروی کنید. در غیر اینصورت ممکن است به آنها وابستگی پیدا کنید.
رهایی از استرس
آیا استرس نشانه ها را تحریک می کند؟ یادگیری کاهش استرس می تواند کمک کننده باشد. با استرس کمتر، دل درد های کمتری خواهید داشت. در ضمن کنترل نشانه ها برایتان راحتتر خواهد شد. ممکن است نیاز باشد فعالیتهای مختلفی انجام دهید که ببینید کدام یک برایتان بهتر کار می کند.
نکاتی برای به خاطر سپردن
-IBS یک اختلال عملکردی است که در آن روده آنطور که باید کار نمی کند.
- IBS می توند باعث دل درد نفخ گاز اسهال و یبوست شود.
- IBS به روده آسیب نمی زند.
- پزشک IBS را بر اساس نشانه های شما تشخیص می دهد. ممکن است برخی آزمایشات را برای رد کردن سایر نشانه ها انجام دهید.
- استرس باعث بروز IBS نمی شود اما می تواند نشانه را آغاز کند.
- غذاهی چرب، محصولات لبنی، شوکولات، کافئین، نوشابه های کربنات دار و الکل می تواند نشانه ها را آغاز کنند.
- خوردن غذاهای الیاف دار و خوردن غذاهای کم حجم می تواند نشانه ها را کاهش دهد.
- درمان IBS می تواند شامل دارو، رهایی از استرس یا تغییر عادات غذایی باشد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:22 PM
سوزش سر دل، فتق و بیماری برگشت محتویات معده به مری (ریفلاکس)


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=76e65cd2f336dd9107e0e19b1aa3675a

بیماری ریفلاکس زمانی اتفاق می افتد که اسفنکتر تحتانی مری به درستی بسته نمی شود و محتویات معده به مری سر ریز می شود یا ریفلاکس می کند. اسفنکتر تحتانی مری حلقه ای از عضلات در ته مری است که مانند دریچه ای بین مری و معده عمل می نماید. مری غذا را از دهان به معده حمل می کند.

زمانی که اسید معده سر ریز شده با آستر مری تماس پیدا می کند باعث احساس سوختن در سینه و گلو به نام سوزش سردل می شود. این مایع حتی ممکن است در عقب دهان حس شود و به آن سوءهاضمه اسید گفته
می شود. سوزش سر دل گاهگاهی شایع است ولی لزوماً به علت بیماری ریفلاکس نیست. سوزش سر دلی که بیش از دو بار در هفته اتفاق بیفتد می تواند مطرح کننده بیماری ریفلاکس باشد و در نهایت می تواند به مشکلات سلامتی جدی تری منتهی شود.
هر کسی منجمله شیرخواران، کودکان و زنان حامله می توند بیماری ریفلاکس داشته باشد.
نشانه های ریفلاکس چه هستند؟
نشانه اصلی سوزش سر دل و سوء هاضمه اسید دائمی است. برخی افراد ریفلاکس بدون سوزش سر دل دارند. در عوض آنها درد در قفسه سینه، خشونت صدا یا مشکلات بلع را تجربه می کنند. ممکن است احساس گیر کردن غذا در گلو داشته باشید مانند اینکه گلویتان مسدود شده. بیماری ریفلاکس می تواند باعث سرفه خشک یا تنفس ناجور هم بشود.

ریفلاکس در بچه ها
مطالعات نشان می دهد که ریفلاکس شایع است و می تواند در کودکان و شیرخواران نادیده گرفته شود. این مسئله می تواند باعث استفراغهای مکرر، سرفه و سایر مشکلات تنفسی شود. دستگاه گوارشی نابالغ کودکان معمولاً مقصر است و بچه ها در زمانی که یکساله می شوند مشکلشان بر طرف می گردد. اگر این مشکل مرتب اتفاق می افتد و باعث ناراحتی می شود آن را با پزشک کودکتان در میان بگذارید. پزشک ممکن است راهکارهای ساده ای را برای پیشگیری از ریفلاکس مانند گرفتن آروغ شیرخوار چندین بار حین شیر خوردن یا نگه داشتن شیرخواردر حالت ایستاده به مدت ۳۰ دقیقه توصیه کند. اگر کودک شما بزرگتر است پزشک ممکن است پرهیز از موارد زیر را توصیه نماید.
- نوشابه ای دارای کافئین
- شکلات و نعنا
- غذاهای چاشنی دار و معطر مانند پیتزا
- غذاهای اسیدی مانند پرتقال و گوجه فرنگی
- غذاهای چرب و سرخ شده
پرهیز از غذا خوردن دو تا ۳ ساعت قبل از خواب نیز می تواند کمک کننده باشد. پزشک ممکن است پیشنهاد کند که کودک در حالیکه سرش بلند شده است بخوابد. اگر این اقدامات کارگرنباشند، پزشک ممکن است توصیه به تجویز دارو برای کودک شما کند و در موارد نادر کودک ممکن است نیاز به جراحی داشته باشد.
چه عاملی باعث ریفلاکس می شود؟ هیچکس نمی داند که چرا افراد به ریفلاکس مبتلا می شوند. یک فتق ممکن است همکاری کننده باشد. فتق زمانی اتفاق می افتد که قسمت فوقانی معده ازدیافراگم یا میان پرده (دیواره ماهیچه ای که شکم را از قفسه سینه جدا می کند) بالا می زند. میان پرده ( دیافراگم) به اسفنکتر تحتانی مری کمک می کند که از بالا آمدن اسید به درون مری جلوگیری نماید. زمانی که فتق وجود دارد بالا آمدن اسید راحتتر اتفاق می افتد. فتق از این طریق می تواند باعث ایجاد ریفلاکس شود. فتق می تواند در هر سنی اتفاق بیفتد. بسیاری افراد سالم با لای ۵۰ سال یک فتق کوچک دارند.
سایر عوامل کمک کننده به ریفلاکس شامل موارد زیر است:
- استفاده از الکل
- اضافه وزن
- حاملگی
- سیگار کشیدن
بنابراین غذاهای خاصی می توانند با وقوع ریفلاکس مربط باشند شامل:
- میوه های سیترات دار
- شوکولات
- نوشابه های کافئین دار
- غذاهای ادویه دار
- غذاهای حاوی مقدار زیاد گوجه فرنگی مثل خوراک لوبیا، سس های گوجه و پیتزا

ریفلاکس چگونه درمان می شود؟
اگر سوزش سردل یا یکی دیگر از نشانه ها را برای مدتی دارید باید با یک پزشک مشورت کنید. ممکن است لازم باشد یک متخصص داخلی (پزشک متخصص بیماریهای داخلی) یا یک فوق تخصص گوارش (پزشک متخصص بیماریهای معده و روده) را ببینید. درمان بسته به شدت ریفلاکس شامل یک یا چند تغییرزیر در شیوه زندگی یا دارو یا جراحی است.
تغییرات شیوه زندگی:
- اگر سیگار می کشید، ترک کنید.
- الکل مصرف نکنید.
- در صورت نیاز وزن کم کنید.
- غذای کمی بخورید.
- لباسهای آزاد بپوشید.
- تا سه ساعت بعد از غذا از دراز کشیدن پرهیز کنید.
- به اندازه ۱۵ تا ۲۰ سانتی متر سر تخت خود را با گذاشتن قطعات چوب زیرپایه ها با لا ببرید. بالش اضافی به تنهایی کمک کننده نیست.

داروها

پزشک ممکن است توصیه به استفاده از داروهای ضد اسید یا استفاده از داروهای متوقف کننده تولید اسید یا داروهای کمک کننده به ماهیچه هایی که معده را تخلیه می کنند، نماید.

ضد اسیدها
داروهای ضد اسید معمولاً اولین داروهایی هستند که در بیماری ریفلاکس برای از بین بردن سوزش سر دل و سایر نشانه های خفیف ریفلاکس توصیه می شوند. بسیاری از انواع موجود در بازار ترکیبات متفاوتی از سه نمک را به عنوان پایه استفاده می کنند که عبارتند از: منیزیوم، کلسیم، و آلومینیوم با یونهای هیدروکسید یا بیکربنات. به هر حال ضد اسیدها عوارضی دارند. نمکهای منیزیوم می توانند منجر به اسهال شوند و نمکهای آلومینیوم منجر به یبوست می شوند. نمکهای آلومینیوم و منیزیوم غالباً در ترکیب با یک محصول دیگر برای متعادل کردن این اثرات استفاده می شوند.
ضد اسیدهای کربنات کلسیم هم می توانند به عنوان منبع مکمل کلسیم استفاده شوند. اینها نیز می توانند باعث یبوست شوند.
عوامل کف کننده. برای پوشش دادن محتویات معده شما برای پیشگیری از ریفلاکس استفاده می شوند. این داروها به افرادی که آسیبی در ناحیه مری خود ندارند کمک می کنند.
مسدود کننده های گیرنده اچ ۲ . این داروها بر تولید اسید اثر می گذارند. این داروها در مدت کوتاهی ایجاد راحتی می کنند ولی نباید به مدت طولانی تر از چند هفته استفاده شوند. این داروها در نیمی از افرادی که نشانه های ریفلاکس را دارند موثر هستند.
مهار کننده های تولید اسید. این داروها موثرتر از مسدود کننده های گیرنده اچ ۲ هستند و می توانند نشانه ها را تقریباً در تمام افرادی که ریفلاکس دارند مهار کنند.
گروه دیگری از داروها که پیش فعال هستند به ماهیچه های اسفنکتر قوت می بخشند و باعث می شوند معده سریعتر تخلیه شود.
از آنجا که داروها از طرق مختلفی اثر می کنند. ترکیب داروها می تواند به کنترل نشانه ها کمک نماید. افرادی که بعد از غذا خوردن دچار سوزش سر دل می شوند بهتر است ضد اسید و مسدود کننده گیرنده اچ ۲ استفاده کنندو ضد اسیدها در ابتدا به خنثی کردن اسید معده کمک می کند در حالیکه مسدود کننده گیرنده اچ ۲ بر تولید اسید اثر می گذارد. زمانی که ضد اسید کارش تمام می شود مسدود کننده گیرنده اچ۲ تولید اسید را متوقف می نماید. پزشک بهترین منبع اطلاعاتی برای نحوه استفاده از داروهای ریفلاکس است.

اگر نشانه ها پایدار بمانند چه؟
اگر سوزش سر دل با تغییرات شیوه زندگی بهبودی نیابد ممکن است نیاز به آزمایشات اضافی داشته باشید.
عکس رادیوگرافی بلع باریوم از اشعه X برای کمک به تشخیص ناهنجاری هایی مانند فتق و التهاب شدید مری استفاده می کند. در این آزمایش، محلولی را می خورید و سپس عکس اشعه X از شما گرفته می شود. گر چه باریک شدن مری که تنگی خوانده می شود، فتق و سایر مشکلات مشخص می گردند، آزردگی خفیف در این عکس مشخص نمی شود.
آندوسکوپی فوقانی دقیق تر ازرادیو گرافی بلع باریوم است و می تواند در بیمارستان یا مطب پزشک انجام شود. دکتر به گلوی شما اسپریی برای بی حس کردنتان می زند و سپس یک لوله پلاستیکی باریک را به نام آندوسکوپ از دهان شما به پایین می لغزاند. یک دوربین کوچک در آندوسکوپ به پزشک اجازه می دهد که سطح مری را ببیند و ناهنجاریها راجستجو کند. اگر نشانه های متوسط تا شدید داشته باشید و این روش آسیب به مری را نشان دهد معمولاً نیازی به آزمایش دیگری برای تأیید ریفلاکس نیست.
دکتر ممکن است از انبرکهای کوچکی در آندوسکوپ برای برداشتن قطعات کوچک بافت استفاده کند. نمونه مشاهده شده در زیر میکروسکوپ می تواند آسیب ایجاد شده به وسیله اسید را نشان دهد و سایر مشکلات را در صورتی که موجودات عفونی کننده یا اختلالات رشد وجود نداشته باشند رد نماید.
در آزمایش نظارت PH، پزشک یک لوله کوچک را در داخل مری به مدت ۲۴ ساعت قرار می دهد. این لوله زمانی که شما فعالیتهای روزمره خود را انجام می دهید، میزان و مقدار اسیدی را که به مری شما وارد می شود اندازه می گیرد. این آزمایش در افرادی که نشانه های ریفلاکس را دارند ولی آسیب مری ندارند مفید است. در ضمن این روش در تشخیص اینکه آیا نشانه های تنفسی مانند خس خس و سرفه به وسیله ریفلاکس ایجاد شده اند یا خیر کمک کننده می باشد.
جراحی
جراحی زمانی که دارو و تغییر شیوه زندگی موثر نیست انتخاب می شود. جراحی ممکن است یک جایگزین منطقی برای درمان های دارویی دائمی که بعضاً می توانند ناراحت کننده باشند، تلقی شود.
کاشت
اخیراً برای افرادی که از جراحی پرهیز می کنند راهی به نام ایمپلنت یا کاشت پیشنهاد شده است. انتریکس محلولی است که اسفنجی شکل می شود و اسفنکتر تحتانی مری را تقویت می کند تا اسید معده را از جریان یافتن به داخل مری نگهداری کند. این ماده در حین آندوسکوپی تزریق می شود. کاشت برای افرادی که ریفلاکس دارند و آنان که به مهار کننده های تولید اسید جواب می دهند مورد موافقت قرار گرفته است. اثرات طولانی مدت کاشت نا شناخته است.
عوارض طولانی مدت ریفلاکس چه هستند؟
گاهی ریفلاکس میتواند باعث بروز عوارض خطرناکی شود. التهاب مری از اسید معده باعث خونریزی یا زخم می شود. به علاوه، جوشگاههای ناشی از آسیب بافتی می تواند مری را تنگ کند و باعث مشکلات بلعی شود. برخی افراد دچار مری بارِت (به کسر «ر») می شوند که در آن شکل و رنگ سلولهای مری غیر طبیعی می شود و در طول زمان تبدیل به سرطان می گردد.
در ضمن، مطالعات نشان می دهند که آسم، سرفه مزمن، و تصلب ریه می تواند ناشی از ریفلاکس باشد یا به وسیله آن تشدید شود.



نکاتی برای به خاطر سپردن:
سوزش سر دل که سوءهاضمه اسید هم خوانده می شود، شایعترین نشانه ریفلاکس است. هر کسی که دو بار در هفته یا بیشتر دچار سوزش سر دل می شود ممکن است ریفلاکس داشته باشد.
ممکن است ریفلاکس داشته باشید اما سوزش سر دل نداشته باشید. نشانه ها ممکن است شامل صاف کردن زیاده از حد گلو، مشکلات بلع، احساس گیر کردن غذا در گلو، سوزش دهان یا درد در قفسه سینه باشد.
در کودکان و شیر خواران، ریفلاکس ممکن است باعث استفراغ مکرر، سرفه و سایر مشکلات تنفسی شود. در بیشتر نوزادان تا سال اول تولد نشانه های ریفلاکس از بین می رود.
اگر بیش از دو هفته نیاز به استفاده از ضد اسید داشته باشید باید به یک پزشک مراجعه کنید. بیشتر پزشکان می توانند ریفلاکس را درمان کنند همچنین ممکن است نیاز به مراجعه به یک متخصص داخلی داشته باشید (پزشکی که در طب داخلی تخصص دارد) یا یک فوق تخصص گوارش (پزشکی که بیماریهای معده و روده را درمان می کند)
پزشکان معمولاً تغییرات رژیم غذایی و شیوه زندگی را برای برطرف کردن سوزش سر دل توصیه می کنند. بسیاری افراد دچار ریفلاکس به دارو نیز احتیاج دارند. ضمناً جراحی نیز می تواند یک انتخاب باشد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:23 PM
سنگ کیسه صفرا


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=f558fd6667a1af73f4f9b9954efc1602

سنگ کیسه صفرا چیست؟
سنگهای کیسه صفرا وقتی تشکیل می شوند که مایع ذخیره شده در کیسه صفرا تبدیل به شکل قطعاتی از مواد جامد (شبیه سنگ سخت شده) می گردد. در حالت طبیعی این مایع که صفرا نامیده می شود و برای کمک به بدن جهت هضم چربیها استفاده می شود. صفرا در کبد ساخته می شودد و سپس در کیسه صفرا ذخیره می شود تا وقتی که بدن نیاز به هضم چربیها پیدا کند. در این زمان کیسه صفرا منقبض می گردد و صفرا را با فشار به درون لوله ای به نام مجرای مشترک صفراوی که صفرا را به روده کوچک حمل می کند، می فرستد.
صفرا حاوی آب، کلسترول، چربی ها، نمکهای صفراوی، پروتئین ها و بیلی روبین است. نمکهای صفراوی با چربی ترکیب می شوند و بیلی روبین به صفرا و مدفوع رنگ زردی می دهد. اگر مایع صفرا حاوی میزان زیادی کلسترول، نمکهای صفراوی یا بیلی روبین باشد در شرایط خاصی می تواند به شکل سنگ سخت گردد.

دو نوع سنگ صفراوجود دارد، سنگهای کلسترولی و سنگهای رنگدانه ای هستند. سنگهای کلسترولی معمولاً زرد-سبز هستند و به طور اولیه از کلسترول سخت شده ساخته می شوند. حدود ۸۰ درصد سنگهای صفراوی را شامل می گردند. سنگهای رنگدانه ای سنگهای کوچک و تیره ای هستند که از بیلی روبین ساخته می شوند. سنگهای صفراوی می توانند به اندازه دانه شن کوچک یا به اندازه یک توپ گلف بزرگ باشند. کیسه صفرا می تواند فقط یک عدد سنگ بزرگ و یا صد ها سنگ کوچک و یا به نسبه هر ترکیب دیگری را بسازد.
سنگهای صفراوی می توانند جریان طبیعی صفرا را (زمانی که در هر یک از مجراهای حمل کننده صفرا از کبد به روده قرار می گیرند) مسدود کنند. این مجاری شامل مجاری کبدی است که صفرا را از کبد خارج می کنند، مجرای کیسه ای که صفرا را به کیسه صفرا می برد و از آن خارج می کند (شبیه یک کوچه بن بست که ورود و خروج یک مسیر است ) و مجرای مشترک صفراوی که صفرا را از مجرای کیسه ای و مجاری کبدی به روده کوچک می برد ( شبیه یک سه راهی که در آن دو راه به یک راه بزرگتر ختم می شوند). صفرایی که در این مجاری گیر بیفتد می تواند باعث التهاب در کیسه صفرا، مجاری یا ندرتاً در کبد شود. سایر مجاری که به مجرای صفراوی مشترک باز می شوند شامل مجرای لوزالمعده ای است که آنزیمهای هضم کننده را از لوزالمعده خارج می نماید. اگر سنگ کیسه صفرا ورودی این مجرا را مسدود نماید، آنزیمهای هضم کننده در لوزالمعده گیر می افتند و باعث التهاب فوق العاده دردناکی به نام پانکراتییت سنگ صفرایی می شوند.
اگر هر یک از این مجاری به مدت زمان قابل توجهی مسدود گردند، ممکن است آسیب شدید و احتمالاً کشنده یا عفونت درکیسه صفرا، کبد یا لوزالمعده اتفاق بیافتد. علائم هشدار دهنده مشکلات جدی شامل: تب، یرقان و درد مداوم است.
چه چیزی باعث سنگ کیسه صفرا می شود.
سنگهای کلسترولی
دانشمندان معتقدند که سنکهای کلسترولی وقتی تشکیل می شوند که صفرا حاوی میزان زیادی کلسترول، میزان زیادی بیلی روبین یا نمکهای صفراوی ناکافی است یا وقتی که کیسه صفرا به دلایل دیگر آنگونه که باید تخلیه نمی شود.
سنگهای رنگدانه ای
علت سنگهای رنگدانه ای روشن نیست. این سنگها بیشتر در افرادی که دچار سیروز، عفونت مجاری صفراوی و اختلالات خونی ارثی مانند کم خونی داسی شکل ( که در آن بیلی روبین زیادی تشکیل می گردد) هستند تشکیل می شود.
سایر عوامل
اعتقاد بر این است که فقط حضور سنگهای صفراوی می تواند باعث تشکیل سنگهای صفراوی بیشتری گردد. به هر حال، سایر عواملی که همراه سنگهای صفراوی هستند به خصوص برای سنگهای کلسترولی مشخص گردیده اند.
- چاقی : چاقی یک عامل خطر عمده برای سنگ صفراوی بخصوص در خانمهاست. یک مطالعه بزرگ بالینی نشان داد که حتی اضافه وزن متوسط خطر تشکیل سنگهای صفراوی را افزایش می دهد. محتملترین علت این است که چاقی تمایل دارد میزان نمکهای صفراوی را در صفرا کاهش دهد و در نتیجه کلسترول بیشتری باقی بماند. چاقی تخلیه کیسه صفرا را نیز کاهش می دهد.
- هورمون استروژن: به نظر می رسد، استروژن اضافی در حاملگی، درمان جایگزین هورمونی یا داروهای جلوگیری از بارداری، سطح کلسترول را در صفرا افزایش و حرکت کیسه صفرا را کاهش می دهند که که این هر دو مورد می توانند منجر به سنگ صفراوی شوند.
- نژاد: بومیان آمریکا استعداد ژنتیکی برای ترشح میزان زیادی کلسترول در صفرا دارند. در حقیقت این افراد میزان بالاتری از سنگهای صفراوی در آمریکا را تشکیل می دهند.
- جنسیت: زنان ۲۰ تا ۶۰ ساله دو برابر مردان احتمال تشکیل سنگ صفراوی دارند.
- سن: افراد بالاتر از ۶۰ سال احتمال بیشتری برای تشکیل سنگ صفراوی نسبت به افراد جوانتر دارند.
- داروهای پایین آورنده سطح کلسترول: داروهایی که سطح کلسترول را در خون کاهش می دهند در حقیقت میزان کلسترول تشکیل شده در صفرا را افزایش می دهند. این تغییر می تواند خطر سنگ صفراوی را افزایش دهد.
- دیابت: افرادی که دچار دیابت هستند عموماً دارای سطوح بالا از اسیدهای چربی به نام تری گلیسرید هستند. این اسیدهای چرب خطر سنگ صفرا را افزایش می دهند.
- کاهش وزن سریع: از آنجا که بدن چربی را طی کاهش وزن سریع متابولیزه می کند، این مسئله باعث می شود که کبد کلسترول اضافی را به درون صفرا ترشح نماید که می تواند باعث ایجاد سنگ صفراوی شود.
- روزه داری: روزه داری حرکات کیسه صفرا را کاهش می دهد و باعث تغلیظ زیاده از حد صفرا و کلسترول می شود که می تواند منجر به تشکیل سنگ صفراوی گردد.
چه کسانی در معرض خطر سنگهای صفراوی هستند؟
- زنان
- افراد بالای ۶۰ سال
- بومیان آمریکا
- آمریکاییان مکزیکی تبار
- مردان و زنان دارای اضافه وزن
- افرادی که به سرعت یا به میزان زیادی وزن کم می کنند.
- زنان حامله، زنانی که درمان جایگزین هورمونی دریافت می نمایند و زنانی که از قرصهای جلوگیری از بارداری استفاده می کنند.

نشانه های سنگ صفراوی چیست؟
نشانه های سنگ صفراوی غالباً حمله سنگ صفراوی نامیده می شوند چرا که غالباً ناگهانی اتفاق می افتند. یک حمله معمول می تواند باعث موارد زیر شود:
- درد ثابت در ناحیه بالایی شکم که به سرعت افزایش می یابد و از ۳۰ دقیقه تا چند ساعت طول
می کشد.
- دردی مابین دو کتف.
- درد زیرکتف راست.
- تهوع و استفراغ

حمله سنگ صفراوی اغلب به دنبال یک غذای چرب اتفاق می افتد و می تواند در شب اتفاق بیفتد. دیگر نشانه های سنگ صفراوی می توانند شامل موارد زیر باشند:
- نفخ شکم
- عدم تحمل غذاهای چرب ( به صورت عود کننده)
- قولنج
- آروغ زدن
- گاز
- سوءهاضمه

افرادی که نشانه های بالا و نیز نشانه هایی که در زیر آورده می شوند را دارند باید فوراً یک پزشک را ببینند.
- لرز
- تب کم درجه
- زرد شدن رنگ پوست یا سفیدی چشم
- مدفوع سفالی رنگ

بسیاری افراد دارای سنگ صفراوی نشانه ای ندارند. به این بیماران بی علامت گفته می شود و این سنگها، سنگهای خاموش نامیده می شوند. این سنگها تداخلی با عملکرد کیسه صفرا، کبد یا لوزالمعده ندارند و نیازی به درمان ندارند.
سنگهای صفراوی چگونه تشخیص داده می شوند؟
بسیاری از سنگهای صفراوی به خصوص سنگهای خاموش تصادفی در حین انجام آزمایش برای یک مشکل دیگر کشف می شوند. اما زمانی که ظن آن می رود که عامل ایجاد نشانه ها، سنگ صفراوی است پزشک احتمالاً سونو گرافی انجام می دهد. سونوگرافی از امواج صوتی برای ایجاد تصویر اعضاء استفاده می کند. امواج صوتی از طریق یک وسیله دسته دار که تکنسین روی شکم می خزاند به کیسه صفرا می رسند. امواج صوتی از کیسه صفرا، کبد و سایر ارگانها مانند رحم باردارباز می گردند و پژواک آنها پیامهای الکتریکی ایجاد می کند که می توانند تصویر عضو را در یک نمایشگر ویدئویی ایجاد کنند. اگر سنگ وجود داشته باشد، امواج صوتی با آن نیز برخورد کرده و باز می گردند و محل آنان نشان داده می شود. سونوگرافی حساسترین و اختصاصی ترین آزمایش برای سنگهای صفراوی است.

سایر آزمایشات نیز می توانند استفاده شوند.
CT اسکن می تواند سنگهای صفراوی یا عوارض آنها را نشان دهد.
ام آر آی می تواند مجاری صفراوی مسدود را نشان دهد.
کوله سنتی گرافی. برای تشخیص انقباض غیر طبیعی کیسه صفرا یا انسداد استفاده می شود. یک ماده رادیو اکتیو به بیمار تزریق می شودکه در کیسه صفرایی که بعداً تحریک به انقباض می شود جذب می گردد.
ای آر سی پی ERCP. بیمار یک آندوسکوپ را (که لوله ای انعطاف پذیر، دراز و چراغ دار است و به یک کامپیوتر و نمایشگر تلویزیونی متصل است) فرو می دهد. پزشک آندوسکوپ را به معده و سپس به درون روده هدایت می کند. سپس ماده رنگی خاصی را تزریق می نماید که به طور موقت مجاری دستگاه صفراوی را رنگی می نماید. ای آر سی پی برای مشخص کردن محل و برداشتن سنگها از مجاری استفاده می شود.
- آزمایشات خونی. آزمایشات خونی می تونند برای مشاهده علائم عفونت، انسداد، پانکراتیت یا زردی استفاده شوند.
نشانه های سنگهای صفراوی شبیه حمله قلبی، آپاندیسیت، زخمها، سندرم روده تحریک پذیر، فتق نافی، پانکراتیت و هپاتیت هستند. بنابراین تشخیص صحیح بسیار اهمیت دارد.
درمان چیست؟
جراحی
بیشترین راه درمان سنگهای صفراوی علامت دار جراحی است. (سنگهای صفراوی بدون علامت معمولاً نیازی به درمان ندارند.) به این نوع جراحی کوله سیستکتومی گفته می شود.
بیشترین جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپی نامیده می شود. در این جراحی جراح چند برش کوچک بر روی شکم می دهد و وسیله جراحی را داخل می کند و یک دوربین ویدئویی بسیار کوچک درون شکم قرار داده می شود که یک نمای بسته از اندامها و بافتها را به جراح می دهد. جراح در حالیکه به نمایشگر نگاه
می کند از این وسایل برای جدا کردن دقیق کیسه صفرا از کبد، مجاری و سایر ساختمانها استفاده می کند. سپس مجرای کیسه ای بریده می شوند و کیسه صفرا از طریق یکی از برشهای کوچک بیرون آورده می شود.
از آنجا که ماهیچه های شکمی در حین جراحی لاپاراسکوپی بریده نمی شوند، بیماران درد و عوارض کمتری نسبت به جراحی با استفاده از برش بزرگ از طریق شکم دارند. بهبودی معمولاً یک شبه در بیمارستان حاصل می شود و با چند روز محدودیت کار و فعالیت در خانه ادامه می یابد.
اگر جراح مانعی را در حین روش لاپاراسکوپی مانند عفونت محل یا جای زخم باقی مانده از سایر جراحیها را بیابد ، گروه جراحی ممکن است تصمیم به تغییر روش و تبدیل آن به جراحی باز بگیرند. در برخی موارد اینگونه موانع پیش از جراحی شناسایی شده اند و جراحی باز برنامه ریزی می شود. به این نوع جراحی، جراحی باز گفته می شود چرا که در آن جراح یک برش ۱۲ الی ۲۰ سانتی متری در شکم می زند تا کیسه صفرا را بردارد. این یک جراحی بزرگ محسوب می شود و ممکن است نیاز به ۲ الی ۷ روز بستری در بیمارستان و چند هفته استراحت در منزل برای بهبودی داشته باشد. در حدود ۵ درصد جراحی های کیسه صفرا نیاز به جراحی باز می باشد.
بیشترین عارضه جراحی کیسه صفرا آسیب به مجاری صفراوی است. یا مجرای صفراوی مشترک آسیب دیده ممکن است باعث نشت صفرا و عفونت بالقوه خطرناک و دردناکی بشود. آسیب بزرگ خطرناکتر است و نیاز به جراحی اضافی دارد.
اگر سنگهای صفراوی در مجاری صفراوی باشند، پزشک (معمولاً یک متخصص گوارش) ممکن است از ای آر سی پی ( ERCP)برای تعیین محل سنگها و برداشتن آنها پیش از جراحی یا در حین آن استفاده نماید. در ای آر سی پی، بیمار یک آندوسکوپ را (که لوله ای انعطاف پذیر، دراز و چراغ دار است و به یک کامپیوتر و نمایشگر تلویزیونی متصل است) فرو می دهد. پزشک آندوسکوپ را به معده و سپس به درون روده هدایت می کند. سپس ماده رنگی خاصی را تزریق می نماید که به طور موقت مجاری دستگاه صفراوی را رنگی می نماید. سپس مجرای صفراوی مبتلا تعیین محل می شود و ازوسیله ای روی اندوسکوپ برای قطع مجرا استفاده می شود. سنگ در یک سبد کوچک گیر انداخته شده و به وسیله اندوسکوپ بیرون آورده می شود.
گاهی، در فردی که جراحی برداشت کیسه صفرا شده است، چند روز، چند هفته چند ماه یا حتی سالها پس از جراحی سنگی در مجاری صفراوی تشخیص داده می شود. معمولاً ای آر سی پی دو مرحله ای برای برداشت این سنگ موفق عمل می کند.
درمان غیر جراحی
درمان غیر جراحی در موقعیتهای خاصی (مثلا زمانی که بیمار مشکلی پزشکی خاصی که نیاز به پیشگیری از جراحی داشته باشد) استفاده می شود و فقط برای سنگهای کلسترولی به کار می رود. بعد از درمان غیر جراحی معمولاً سنگها عود می کنند.
درمان خوراکی از بین برنده سنگ- داروهایی از اسیدهای صفراوی ساخته شده اند که برای از بین بردن سنگها استفاده می شوند. داروی یورسودیول و چنودیول برای سنگهای کلسترولی کوچک بهتر عمل می کنند. ممکن است درمان ماهها تا سالها برای از بین بردن تمامی سنگها ضرورت پیدا کند. هر دو دارو باعث اسهال خفیف می شوند و چنودیول می تواند موقتاً سطح کلسترول خون و آنزیمهای کبدی را افزایش دهد.
درمان تماسی از بین برنده سنگ- این روش تجربی شامل تزریق مستقیم دارو به داخل کیسه صفرا برای از بین بردن سنگ است. داروی متیل تربوتیل اتر می تواند برخی سنگها را در عرض یک تا ۳ روز از بین ببرد اما این دارو باید بسیار به دقت استفاده شود چرا که یک داروی بی هوشی دهنده قابل اشتعال است و می تواند سمی باشد. این روش در بیماران دارای سنگهای کلسترولی علامت دار کلسیفیه نشده تجربه شده است.

نکاتی برای به خاطر سپردن
سنگ صفرا زمانی تشکیل می گردد که مواد درون صفرا سخت می شوند.
سنگهای صفراوی در میان افراد مسن تر، زنان بومیان آمریکا، آمریکاییان مکزیکی تبار و افراد دچار اضافه وزن بیشتر دیده می شود.
حمله سنگ صفرا معمولاً پس از غذا خوردن روی می دهد.
علائم می تواند علائم دیگر بیماریها را مانند حمله قلبی تقلید کند بنابراین تشخیص بسیار اهمیت دارد.
سنگهای صفراوی در صورتیکه در مجاری صفراوی گیر بیفتند می تواند مشکلات جدی ایجاد نماید.
جراحی لاپاراسکوپی برای برداشت سنگ کیسه صفرا شایعترین روش است.
***


آیا آدمها به کیسه صفرای خود نیازی ندارند؟
خوشبختانه کیسه صفرا عضوی است که افراد می توانند بدون آن زندگی کنند. از دست دادن آن حتی نیازی به تغییر دادن رژیم غذایی ندارد. وقتی که کیسه صفرا برداشته می شود، صفرا از طریق مجاری کبدی به خارج از کبد و به درون مجرای صفراوی مشترک جریان می یابد و به جای ذخیره شدن در کیسه صفرا مستقیماً به داخل روده کوچک می رود. به هر حال از آنجا که صفرا در کیسه صفرا ذخیره نمی شود به دفعاات بیشتری به درون روده کوچک جریان می یابد و منجر به ایجاد اسهال در حدود ۱ درصد افراد می گردد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:24 PM
درمان زنبور گزیدگی


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=1&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=de2ada6d8421b60ce46d4a7a5d9082b3

مرور کلی
گر چه حشرات زیادی با گزش انسان برای او مشکل ایجاد می کنند ولی حشراتی که با احتمال بیشتری باعث مشکلات پزشکی می شوند شامل زنبور عسل(Bee )، زنبورهای معمولی(Wasp) ،مورچه ها ( شامل مورچه آتشین یا (fire ant)است، که تمام اینها مربوط به خانواده غشاء بالان(Hymenoptera) می باشند و بعلت اینکه حشرات بصورت دست جمعی زندگی می کنند، اگر یکی از آنها شما را نیش بزند ممکن است شما توسط تعداد زیاد دیگری از این حشرات همزمان گزیده شوید و این مشکل را شدیدتر می کند.

خطرات ناشی از زنبور گزیدگی
سم زنبور باعث آسیب به بدن انسان می شود که این آسیب اکثراً محدود به ناحیه نزدیک گزش می باشد و گاهی باعث عوارض خطرناکی می شود که می تواند تهدید کننده حیات باشد که واکنشهای حساسیتی و آلرژیک از جمله این موارد است .
۱.خطرات ناشی از زنبور گزیدگی
واکنشهای آلرژیک ( حساسیتی ): این حالت باعث اکثر موارد مرگ و مشکلات وخیم در زنبور گزیدگی می شود و در افرادی رخ می دهد که سیستم ایمنی آنها به زهر زنبور حساس است و پس از گزش توسط زنبور بدن آنها واکنش شدیدی را به آن از خود نشان می دهد. این افراد مکرراً واکنشهای حساسیتی را در گزش توسط نوع خاصی از حشرات در گذشته گزارش می دهند .
- حداقل ۱۰۰ مورد مرگ در سال ناشی از واکنشهای حساسیتی گزش حشرات در آمریکا رخ می دهد( مقایسه کنید با کمتر از ۱۰ مورد مرگ در سال در اثر مار گزیدگی ) و واکنشهای مرگبار حساسیتی اغلب ( و نه همیشه ) در کسانی رخ می دهند که سابقه قبلی حساسیت به نیش حشره ای خاص را داشته اند.
- اگر چه گزشهای چندگانه خطر بیشتری برای واکنشهای آلرژیک تهدیدکننده حیات دارند ولی بیاد داشته باشید که واکنش مرگبار آلرژیک و مرگ حتی با یک گزش زنبور در شخصی که هیچ سابقه قبلی واکنش حساسیتی ندارد نیز می تواند رخ دهد.
اکثریت واکنشهای حساسیتی خطرناک و مرگبار و همچنین اکثریت موارد مرگ در ساعت اول پس از گزش رخ می دهد و برای همین مراقبتهای فردی و سریع پزشکی در فرد مشکوک به واکنشهای حساسیتی یک امر حیاتی است. در موارد نادری هم واکنشهای مرگبار و کشنده در ۴ ساعت اول پس از گزش اتفاق نمی افتد و با تاخیر خود را نشان می دهد پس در هر حال باید بیمار تحت مراقبت باشد.
۲.سایر عوارض:
در افراد غیر حساس به نیش زنبور، گرچه گزش زنبور دردناک است ولی باعث مسأله جدی نمی شود ولی در همین افراد نیز گزشهای چندگانه و زیاد باعث عوارض شدیدی مثل تخریب ماهیچه ای و یا نارسائی کلیوی و حتی در موارد نادر باعث مرگ می شود.
- این عوارض شدید خصوصاً در کودکان، افراد سالمند، بیمارانی که ضعیف هستند، بیشتر دیده می شود . این عوارض وخیم می تواند در چند ساعت اول پس از گزش دیده شود و یا چند روز تأخیر پس از گزش ایجاد شوند.
-توجه داشته باشید حتی یک گزش در ناحیه دهان یا گلو (خصوصاً در بچه ها)
می تواند ورمی ایجاد کند که باعث انسداد راه هوائی شود.
خطرات ناشی از زنبور گزیدگی
شدت علائم زنبور گزیدگی به چند عامل بستگی دارد که شامل: نوع زنبور، محل گزش، تعداد گزش، حساسیت فرد گزیده شده به سم حشره است.
مشکلات پزشکی ناشی از زنبور گزیدگی به دو دسته بزرگ تقسیم می شود.
الف - واکنشهای موضعی که ناحیه نزدیک به محل گزش را درگیر می کند:
- درد، قرمزی، تورم، خارش در محل گزش
- گاهی واکنشهای بزرگی (بزرگتر از cm۱۰) در طول ۳۶-۱۲ ساعت پس از گزش اتفاق
می افتد.
- عفونت باکتریائی پوست گر چه شایع است ولی در طول ۳۶-۱۲ ساعت اول پس از گزش و گاهی حتی پس از چند روز اتفاق می افتد.
ب -واکنشهای حساسیتی و غیر موضعی ( که قسمتهای مختلف بدن را که دور از محل گزش قرار دارند، گرفتار می کند.)
- کهیر ( تورم خارش دار در روی سطح پوست )
- ورم در ناحیه گلو و دهان یا هر دو
-تنفس مشکل و صدا دار
- تهوع و استفراغ
-اضطراب
- درد در قفسه سینه
- کاهش فشار خون ( حالت ضعف و بی حالی)
- در موارد شدید کاهش هوشیاری فرد و تنفس بسیار مشکل و حتی مرگ.
· چه موقع باید به دنبال مراقبتهای پزشکی بود
همانطور که بعداً در قسمت درمان خواهیم گفت، اکثر موارد زنبور زدگی در منزل درمان
می شوند و فقط بعضی از آنها نیاز به مراقبتهای پزشکی دارند که این موارد شامل :
- وجود یک واکنش موضعی بزرگ ( بزرگتر از cm ۲۵ )
- وجود شواهد عفونت( افزایش درد، ورم، قرمزی و خروج چرک از محل و یا تب) در محل گزش.
- ادامه یافتن علائم برای بیش از ۲-۱ روز
- وجود شک به واکنشهای خطرناک حساسیتی که در این صورت باید سریعاً با اورژانس تماس گرفت تا فرد به مرکز اورژانس برده شود ( خود فرد نباید با وسیله نقلیه خود بطرف مرکز اورژانس برود زیرا اگر مبتلا به واکنشهای حساسیتی باشد ممکن است دچار کاهش هوشیاری شده و باعث تصادف شود.)
اما علائمی که در صورت وجود آنها باید به واکنشهای حساسیتی شک کرد شامل موارد زیر است:
-تنفس مشکل
- اختلال در تکلم
- التهاب دهان یا حلق
-بثورات و لکه های جوش مانند در سراسر بدن
-کاهش سطح هوشیاری و غش کردن (faintness)
-اگر بیش از ۲۰-۱۰ گزش خصوصاً توسط زنبورهای معمولی ( Wasp) و یا گزش در
بچه ها و یا سالمندان و یا بیمارانی که دچار یک بیماری زمینه ای دیگری بوده رخ داده باشد.
-اگر گزش در دهان یا حلق خصوصاً در کودکان رخ دهد و یا بیش از یک گزش در در این نواحی رخ دهد.
- اگر گزش مستقیماً کره چشم را درگیر کند.
- اگر بیمار گزیده شده توسط همان حشره ای که قبلاً گزیده شده واکنش حساسیتی داده است، مجدداً گزیده شود، حتی اگر در گزش فعلی علائم حساسیتی نداشته باشد بهتر است این بیمار در مرکز اورژانس درمان شود زیرا ممکن است این افراد بطور ناگهانی بطرف واکنشهای حساسیتی شدید سوق پیدا کنند.
- اگر یک واکنش موضعی بزرگ (بزرگتر از cm ۲۵)ایجاد شود و یا شواهد در محل گزش ایجاد شود. (مثل درد، ترشح چرک، تب و …) بهتر است به یک مرکز درمانی مراجعه کنید.

·چه موقع باید به دنبال مراقبتهای پزشکی بود
در درمان زنبور گزیدگی توجه به این نکته ضروری است که هیچ پادزهر اختصاصی برای سم زنبور وجود ندارد و درمان بستگی به شدت علائم بیمار دارد و قسمت اصلی درمان، مقابله با واکنشهای حساسیتی و آلرژیک ناشی از گزش می باشد و اگر این درمانها به موقع صورت گیرند در بسیاری از موارد قادر به کنترل این واکنشهای حساسیتی می باشند.
۱. درمان در منزل
- خیلی از گزشهای ساده در یک بیمار غیرحساس، به چیزی بیشتر از مراقبتهای اولیه در خانه نیاز ندارند.
-با استفاده از لباس مناسب و استفاده از اسپری های دافع حشرات و کلاً در صورت امکان اجتناب از رفتن به این مناطق می توان از گزشهای بیشتر جلوگیری کرد.
-در صورت گزش در منزل بلافاصله نیش حشره ( که خصوصاً در مورد زنبور عسل معمولاً در پوست باقی می ماند ) را بیرون آورید، زیرا این نیش که به کیسه حاوی سم حیوان متصل است تا مدتی پس از گزش با انقباضات خود به تزریق سم زنبور بداخل بدن فرد ادامه می دهد و یک روش در آوردن آن، خاراندن محل گزش بوسیله یک کارت اعتباری است که البته اصل مهم در آوردن سریع نیش از بدن می باشد و روش آن از اهمیت کمتری برخوردار است.
- محل گزش را با آب و صابون شسته و روی آن را با پماد آنتی بیوتیک بپوشانید.
-قراردادن یخ روی محل گزش می توند باعث تخفیف درد شود که می توان در هر ساعت، ۲۰ دقیقه از یخ استفاده کرد. البته باید بین محل گزش و یخ یک پارچه تمیز قرار داد تا از سرمازدگی پوست اجتناب شود.
- در صورت نیاز از یک آنتی هیستامین مثل دیفن هیدرامین برای رفع خارش استفاده کنید.
-برای کاهش درد نیز از استامینوفن و یا ایبوبروفن می توان استفاده کرد.
-اگر بیش از ۱۰ سال از تزریق واکسن یادآور کزاز شما گذشته است با پزشک خود در مورد تجویز واکسن مشورت کنید و در اکثر موارد زنبور گزیدگی همین توصیه ها کفایت می کند ولی اگر واکنشهای خطرناک مشاهده شد، اقدامات پزشکی پیشرفته تری مورد نیاز است.
اگر شخصی که توسط زنبور گزیده شد، قبلاً نیز در اثر گزش زنبور دچار واکنشهای خطرناک حساسیتی شده است، باید سریعاً از یک آنتی هیستامین (مثل دیفن هیدارمین) استفاده کرد و اگر علائم حساسیتی در او ایجاد شد با مصرف اپی نفرین (که امروز بصورت کیتهای اورژانس با دستور العمل ساده در دسترسی این افراد می باشد) که قبلاً توسط پزشک برای آنها تجویز شده، به مقابله با این علائم رفته و باید سریعاً خود را به یک مرکز مجهز برساند.
۲. اقدامات درمانی در بیمارستان
- اگر شما درچار گزش منفرد و بدون علائم آلرژیک باشید فقط به مراقبت از محل گزش
( مثل تمیز کردن محل گزش و پماد آنتی بیوتیک ) نیاز دارید. باقیمانده نیش باید بیرون آورده شود و برای درمان خارش از آنتی هیستامین و برای درمان درد از استامینوفن استفاده میشود و در صورت لزوم واکسن کزاز تزریق می گردد .
- اگر فرد دچار علائم خفیف آلرژیک باشد ( مثل ایجاد بثورات پوستی و خارش ولی بدون اختلال در تنفس و علائم حیاتی ) در این حالت از یک آنتی هیستامین و گاهی داروهای استروئیدی استفاده میشود. همچنین در این حالت ممکن است از تزریق اپی نفرین نیز استفاده شود. پس از این درمانها و طی زمانی که فرد تحت نظر در بیمارستان بوده، مرخص شده و به خانه باز میگردد.
- اگر فرد گزیده شده دچار علائم شدید واکنشهای آلرژیک شود (مثل کاهش فشار خون، مشکلات شدید تنفسی و یا ورم شدید ناحیه دهان و گلو که را تنفسی را ببندد) آنوقت مبتلا به یک موقعیت تهدید کننده حیات شده که سریعاً باید وارد عمل شد و درمان آن شامل جایگذاری لوله تنفسی در داخل نای بیمار و تزریق وریدی آنتی هیستامین، داروهای استروئیدی و اپی نفرین و همچنین تزریق مایعات وریدی برای مقابله با کاهش فشار خون بیمار می باشد. این بیماران باید برای مدتی در بیمارستان بستری بود و حتی گاهی نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه پیدا میکنند .
- اگر فرد دچار گزشهای چندگانه (پیش از ۲۰-۱۰ گزش) بود ولی هیچ علامتی از واکنشهای حساسیتی نداشت باز نیاز به تحت نظر گرفتن فرد بمدت طولانی حتی بستری در بیمارستان دارد ، زیرا در این افراد احتمال اینکه واکنشهای خطرناک ایجاد شود، زیاد میباشد .
- اگر گزش در ناحیه دهان و یا حلق رخ داده است باز بعلت خطر انسداد مسیر تنفسی باید تحت نظر باشند و در صورت ایجات عوارض خطرناک مراقبتهای شدیدتری از آنها بعمل می آید .
-اگر کره چشم مورد گزش قرار گیرد حتماً باید با یک چشم پزشک در درمان این مورد مشورت شود .

اقدامات بعدی :
- پیگیری :
اگر شما از کیتهای اورژانس حاوی اپی نفرین ( برای مثال EpipEn) برای مقابله با این وضعیت استفاده کرده اید سریعاً این کیتها را جایگزین کنید تا برای موقعیتهای بعدی نیز این کیتها در دسترس شما باشد .
- اگر پس از ترخیص دچار مشکلات تنفس شدید و یا تورم درگلو و دهان داشتید، سریعاً به مرکز اورژانس باز گردید. اگر پس از مراجعت به منزل با کاهش حجم ادرار یا تیره رنگ شدن آن مواجه شدید ( خصوصاً اگر دچار گزشهای چندگانه شده بودید ) سریعاً باید به پزشک خود اطلاع داده و دوباره به مرکز اورژانس بروید .
-اگر متوجه عفونی شدن محل گزش شدید باز باید برای درمان عفونت به پزشک مراجعه کنید .
- اگر شما پس از گزش مبتلا به یک واکنش آلرژیک شدید گشتید، باید با پزشک خود در مورد استفاده از کیتهای حاوی اپی نفرین که روش استفاده آسانی دارند، مشورت کرده و درصورت لزوم آنرا تهیه کنید تا در موارد خطرناک از آن استفاده نمائید.
· پیشگیری :
استفاده از روشهای زیر میتواند در جلوگیری از زنبورگزیدگی مؤثر باشد .
- خصوصاً اگر جزء افرادی هستید که به زنبور واکنش شدید حساسیتی نشان داده اید، باید از این حشره اجتناب کرد و خصوصاً به مناطقی که دارای کندوی زنبور میباشند نزدیک نشوید.
- به هیچ وجه کندوی زنبور را دستکاری نکرده و آنها را تحریک نکنید .
- در هنگام کار با وسائل موتوری مثل ماشین چمن زنی نیز مراقب باشید برای اینکه ، این وسائل هم حشرات را تحریک میکنند .
-اگر زنبورر را در نزدیکی خود دیدید بجای نابود کردن آن با وسائل مثل مگس کش موقتاً آن منطقه را ترک کنید .
-اگر در مناطقی از طبیعت که حشرات زیاد وجود دارد، حضور پیدا کردید سعی کنید از لباسهای بارنگ روشن ، عطرهای بسیار خوشبو و قوی و یا بردن نوشیدنیهای شیرین اجتناب کنید زیرا تمام این موارد باعث جذب زنبورها بطرف شما میشوند.
-در هنگام حضور خود در طبیعت از پیراهنهای آستین بلند و شلوار و نه شلوارک استفاده کنید .
- اگر سابقه واکنشهای شدید آلرژیک به نیش زنبور را دارید، باید استفاده از اپی نفرین را آموخته تا قبل از رسیدن به مرکز اورژانس آنرا تزریق کنید. این اقدام می تواند نجات دهنده جان شما باشد. در ضمن باید شما این کیتها را در چند جا داشته باشید مثل داخل اتومبیل، منزل، محل کار، داخل کیف خود و … تا در همه موقعیتها در دسترس باشد .
- اگر فرد سابقه واکنشهای حساسیتی شدید به نیش زنبور دارد باید از پزشک خود در مورد مشاوره با یک متخصص آلرژی مشورت بخواهد . این متخصصان در روشی که بنام « ایمن درمانی » معروف است با تزریق مقادیر بسیار کم سم زنبور به فرد بطور متوالی باعث حساسیت زدائی فرد به آن شده و احتمال ایجاد واکنشهای خطرناک در آینده را از ۶۰% تا ۵% کاهش می دهند.
·عاقبت بیماران زنبور گزیده :
در کل اکثر بیماران که یک یا تعداد معدودی گزش دارند مشکل خاصی نخواهند داشت و درد و خارش هم فقط در طول روز اول پس از گزش آنها را آزار خواهد داد .
ولی در افرادی که گزشهای چندگانه دارند گاهی عوارض خطرناک تاخیری از خود نشان میدهند (حتی اگر افراد غیر حساس به نیش زنبور باشند) و بنابراین این باید با مراقبتهای پزشکی اولیه از شدت این عوارض کاست .
مشکل اصلی در زنبورگزیدگی مربوط به افرادی است که واکنش حساسیتی از خود نشان میدهند که نیاز به مرقبتهای پزشکی اورژانس برای کاهش بروز عوارض خطرناک و حتی مرگ دارند. هرگونه تاخیر در این مراقبتها میتواند به قیمت جان فرد زنبور گزیده تمام شود، اگر چه گاهی در این بیماران حتی با مراقبتهای اورژانس و به موقع نیز شاهد عوارض شدید و حتی گاهی مرگ نیز خواهیم بود .

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:26 PM
حاملگی اکتوپیک ، حاملگی نابجا ،حاملگی خارج رحمی ، Ectopic Pregnancy ( مرجع کامل اطلاعات)


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=45716426991117de41fc9d00ddc63110

حاملگی اکتوپیک یکی از مهمترین اورژانسهای مامایی به شمار می‌رود و دومین علت مرگ مادران را در آمریکا تشکیل می‌دهد. تشخیص زودرس حاملگی اکتوپیک هم موجب نجات جان مادر و هم حفظ باروری وی می‌گردد. این نوع حاملگی وضعیت رایج و مخاطره آمیزی است که از صد مورد حاملگی در یکی پیش می آید. این وضعیت وقتی رخ می دهد که تخمک در خارج از محفظه رحم بارور شود. هر چه از زمان حاملگی می گذرد این وضعیت باعث درد و خون ریزی می شود. اگر این وضعیت بطور سریع درمان نشود منجر به پارگی لوله ای می شود که تخمدان را به رحم وصل می کند و باعث خونریزی داخلی در ناحیه شکم می شود که بطریق اولی می تواند باعث از کار افتادن قلب زن حامله و مرگ او شود.


علل حاملگی اکتوپیک چه هستند؟
تخم بارور شده معمولا ۴ تا ۵ روز طول می کشد تا مسیر لوله ای که تخمدان را به محوطه رحم وصل می کند طی کند و در آنجا ۶ تا ۷ روز بعد از بارور شدن کاشته می شود. معمول ترین علت حاملگی اکتوپیک صدمه به لوله فالوپ است که باعث مسدود و یا باریک شدن آن می شود. ممکن است مشکلی هم در دیواره این لوله وجود داشته باشد، بطور معمول باید منقبض شده و تخمک را به طرف رحم هل دهد. شرایطی مانند آپاندیس و عفونت لگن خاصره ممکن است با ایجاد پیچ و یا بهم آمیختگی لوله فالوپ به آن صدمه بزنند و بدین طریق عبور تخمک از آن را به تاخیر انداخته و باعث کاشتن آن در خود لوله فالوپ شوند. البته در بسیاری موارد کاشته شدن تخمک در لوله فالوپ رخ نمی دهد.
عواقب محتمل آن چیست؟
در بسیاری موارد حاملگی اکتوپیک به سرعت از بین رفته و تخمک جذب می شود پیش از اینکه باعث شود که یک دوره قاعدگی رخ ندهد و بعد از عوارض جزیی یا علائمی از درد و خونریزی. در چنین مواردی حاملگی اکتوپیک به ندرت تشخیص داده می شود و این طور به نظر می رسد که یک سقط معمولی رخ داده است. در چنین شرایطی احتیاج به کار خاصی نیست.
اگر تخمک اکتوپیک از بین نرود، در آنصورت دیواره نازک لوله فالوپ کشیده می شود و باعث درد در ناحیه تحتاتی شکم می شود. ممکن است تا این زمان دیگر قدری خونریزی از ناحیه واژن نیز رخ دهد. در اثر رشد این حاملگی، لوله فالوپ ممکن است پاره شود و در نتیجه خونریزی شدید در ناحیه شکم رخ داده و باعث درد و غش بشود.
قبل از اینکه این وضعیت رخ دهد، حاملگی اکتوپیک از طریق تست خون قابل تشخیص است زیرا نشان می دهد که میزان هورمونهای عادی دوره حاملگی به اندازه کافی افزایش نمی یابند.


عوارض آن چیست؟
هر زنی که از نظر جنسی فعالی است و در سنی است که می تواند حامله شود و دچار درد در ناحیه شکم شده ممکن است مشکوک به داشتن حاملگی اکتوپیک شود مگر اینکه عکس آن اثبات شود. درد ممکن است به آرامی شروع شده باشد و ممکن است خونریزی از ناحیه واژن رخ داده یا نداده باشد. در بیشترین موارد این نوع حاملگی یکی از عوارض زیر در بین هفته ۴ تا ۱۰ دوره حاملگی وجود دارند:
درد یک طرف ناحیه شکم
این درد ممکن است مداوم و شدید باشدولی در آن سمتی از شکم که حاملگی اکتوپیک رخ داده نباشد.
درد بالای ناحیه شانه
این ممکن است بعلت خونریزی داخلی که دایافراگم را تحریک کرده است رخ دهد.
تست حاملگی
ممکن است نتیجه این تست مثبت باشد ولی نه در همه شرایط. بعضی مواقع آزمایشات خونی ویژه برای تایید این وضعیت لازم هستند.
خونریزی غیر طبیعی
زنی که این وضعیت را تجربه می کند ممکن است خود نداند که حامله است هر چند ممکن است در حال تجربه یک دوره غیر معمولی باشد. او ممکن است یک کویل در رحم خود نصب کرده باشد. خونریزی ممکن است شدیدتر یا خفیف تر از معمول و طولانی تر باشد. برخلاف دوره قاعدگی، این خونریزی سیاه تر و روانتر است و بعضی اوقات می توان آن را شبیه “آب آلو” توصیف کرد.
دوره قاعدگی که رخ نداده و یا به تاخیر افتاده است
وضعیت حاملگی ممکن است احساس شود و علائم حاملگی تجربه شود مانند حالت تهوع، درد سینه و شکم برآمده ولی بدون آنکه خونریزی رخ دهد.


مشکلات مثانه و روده
احساس درد موقع جابجایی روده ها و یا توالت رفتن
غش کردن
ممکن است فرد احساس سرگیجه یا ضعف کند و در بسیاری اوقات این حالت با حس اینکه در بدن چیزی بشدت خراب کار می کند همراه است. علائم دیگری که ممکن است رخ دهند رنگ باختگی، افزایش ضربان نبض، حس بیماری، اسهال و پایین آمدن فشار خون هستند.
چگونه باید از پس آن برآمد؟
اگر شک به داشتن حاملگی اکتوپیک می کنید باید به بیمارستان بروید. در آنجا باید سونوگرافی و تست حاملگی صورت گیرد. اگر سونوگرافی رحم خالی را نشان بدهد ولی نتیجه تست حاملگی مثبت باشد در آنصورت امکان حاملگی اکتوپیک وجود دارد هرچند که ممکن است این حاملگی در مراحل اولیه باشد و یا سقط رخ داده باشد. بهترین نوع سونوگرافی از طریق شیاف نیشتر سونوگرافی در واژن صورت می گیرد، هر چند که همیشه این نوع سونوگرافی هم نمی تواند حاملگی اکتوپیک را تشخیص دهد. اگر زنی که تحت معاینه است از وضع مزاجی خوبی برخوردار است و درد شدید احساس نمی کند، در آنصورت ممکن است وضعیت او را بتوان با انجام آزمایش هورمونی خون که بطور مکرر طی دو تا سه روز انجام می شود بررسی کرد تا دریافت که آیا حاملگی اکتوپیک رخ داده یا نه. اگر احتمال قوی داده می شود که حاملگی اکتوپیک ممکن است رخ داده باشد و یا وضعیت جسمی زن وخیم شود در آنصورت با استفاده از تکنیکی بنام لاپروسکوپی می توان درون لوله فالوپ را بررسی کرد. اگر نتیجه این معاینه قطعی باشد در آنصورت باید از طریق جراحی در ناحیه شکم نطفه اکتوپیک را در آورد و با تزریق خون، آن خونی را که از دست رفته است جبران کرد.
اگر بتوان این نوع حاملگی را در مراحل اولیه تشخیص داد یعنی قبل از اینکه لوله فالوپ بترکد و امکانات لازم نیز در دسترس باشند در آنصورت می توان با معالجه محدودتری آن را برطرف کرد. جراحی میکروسکوپی (keyhole surgery) و یا استفاده از دارو برای درمان امکان بهبودی سریعتر را فراهم کرده و ممکن است شانس باروری زن در آینده را نیز تقویت کند. به یاد داشته باشید که حاملگی اکتوپیک همیشه سقط می شود. این نوع معالجه برای این است که کمترین صدمه به زن حامله وارد شود.
قبل از ترکیدن لوله فالوپ، جراح ممکن است بتواند با استفاده از لاپروسکوپی این لوله را ببرد و حاملگی را سقط کند بدون آنکه به آن صدمه ای وارد شود.
متناوبا، می توان از دارویی بنام متوترکسات که حاملگی را سقط می کند استفاده کرد. هم می توان این دارو را با کمک سونوگرافی و یا لاپروسکوپی مستقیما در خود ناحیه اکتوپیک تزریق کرد و هم می توان آن را در ماهیچه تزریق کرد تا جریان خون آن را به این ناحیه برساند و لذا از ایجاد صدمه به لوله فالوپ جلوگیری کرد.
طبیعی است که انجام این نوع درمان های جدید در گرو داشتن جراح متخصص، وسایل سونوگرافی خوب و امکانات آزمایشگاهی موثر است. همینطور بخاطر اینکه خود این نوع درمانها فعلا در جریان تحقیق و بررسی هستند، بطور وسیع در دسترس نیستند.


چه کسی در معرض این خطر است؟
هر زنی که از نظر جنسی فعال است و در سنی است که می تواند حامله شود می تواند در معرض حاملگی اکتوپیک قرار گیرد. با این وجود اگر که شرایط زیر درباره شما صدق کنند احتمال رخ دادن آن بیشتر خواهد شد:
بیماری تورم لگن خاصره(Pelvic inflammatory disease)
اگر قبلا سابقه درد لگن خاصره بعلت عفونت لوله فالوپ داشتید (بعنوان مثال از طریق کلامیدیا تراکتوماتیس – که رایج ترین عفونت مقاربتی است که عوارض هم ندارد).
اندومتریوسیس (Endometriosis)
هر گونه جراحی قبلی در ناحیه شکم مانند جراحی سزارین، برداشتن آپاندیس و یا سقط حاملگی اکتوپیک در گذشته.
نصب کویل در رحم (IUCD)
کویل باعث می شود که حاملگی در رحم رخ ندهد ولی اثر آن برای جلوگیری از حاملگی در لوله فالوپ بسیار کمتر است.
اگر شما از آن نوع قرص ضدحاملگی استفاده می کنید که فقط حاوی پروجسترون است
قرص های ضد حاملگی که فقط حاوی پروجسترون هستند حالت ارتجاعی لوله فالوپ را تغییر می دهند و تا حد معینی با افزایش در نرخ وقوع حاملگی اکتوپیک مربوط شده اند.


آیا حاملگی در آینده ممکن است؟
اگر یکی از لوله های فالوپ بترکد و یا برداشته شود در آنصورت هنوز یک زن می تواند مانند گذشته تولید تخمک گذاری کند ولی احتمال حاملگی او به ۵۰ درصد کاهش یافته است.
امکان وقوع مجدد حاملگی اکتوپیک بین ۷ تا ۱۰ درصد است و این بسته به نوع جراحی است که استفاده شده و میزان صدمه ای که به مابقی لوله (های) فالوپ وارد آمده است. وقتی که یکی از لوله های فالوپ صدمه ببیند (بعنوان مثال بعلت گرفتگی) احتمال بیشتری وجود دارد که لوله دیگر فالوپ نیز صدمه ببیند. این نه فقط به این معناست که امکان بارور شدن کمتر از معمول خواهد شد بلکه به این معناست که امکان وقوع یک حاملگی اکتوپیک دیگر بیشتر هم شده است. در مواردی که حاملگی اکتوپیک به وجود کویل در رحم مربوط می شده است، برداشتن آن به نظر نمی رسد که احتمال وقوع یک حاملگی اکتوپیک در آینده را بیشتر کند.
در حاملگی بعدی چه باید بکنم؟
در همه مواردی که زنی قبلا حاملگی اکتوپیک داشته است به محض اینکه احساس کرد که دوباره ممکن است حامله باشد باید با دکتر خود مشورت کند تا وضعیت او مورد پیگیری قرار گیرد. همینطور اگر چنین زنی متوجه شد که دوره قاعدگی او به تاخیر افتاده است، یا خونریزی قاعدگی او با حالت عادی متفاوت است و یا در ناحیه شکم درد غیر طبیعی وجود دارد، او باید بخواهد که مورد معاینه قرار گیرد و به دکتری که این کار را می کند یادآوری کند که قبلا حاملگی اکتوپیک داشته است.


احساسات خودتان
حاملگی اکتوپیک می تواند یک تجربه نابودکننده باشد: شما ممکن است دارید دوره نقاهت بعد از یک عمل جراحی اساسی را می گذرانید؛ با از دست دادن نوزاد و حتی در مواردی بخشی از سیستم زایمان تان باید کنار بیایید؛ و همه اینها در شرایطی است که حتی نمی دانستید در وهله اول حامله بودید.
احساسات شما در هفته ها و ماههای بعد از این وضعیت ممکن است بطور قابل ملاحظه ای تغییر کند. شما ممکن است از اینکه دیگر درد ندارید احساس راحتی عمیق بکنید و از اینکه زنده مانده اید هم بسیار راضی باشید ولی در عین حال از اینکه نوزادتان را از دست داده اید بسیار غمناک باشید. ممکن است شما در وضعیتی بودید که باید بسرعت به اطاق عمل می بردن تان بدون آنکه وقت کافی برای انطباق روحی شما با این وضعیت وجود داشته باشد. بسیاری از آنچه اتفاق افتاده خارج از کنترل تان بوده است و این شما را در حالت شوک باقی گذاشته است.
اگر دلیل روشن پزشکی وجود نداشته باشد طبیعی است که شما سعی کنید دلیلی برای این وضعیت پیدا کنید وحتی خودتان را مسئول آن بدانید. هر چند این موضوع قابل درک است ولی مهم است متوجه باشید که شما علت این وضعیت نبودید.
ختم سریع حاملگی شما وضعیت هورمون های تان را بهم ریخته است و این ممکن است شما را افسرده و ضربه پذیر بکند.
تنش و برهم خوردگی زندگی خانوادگی در نتیجه ختم سریع یک حاملگی که اغلب همراه است با ضرورت گذراندن دوره ای برای بهبود یافتن از یک عمل جراحی اساسی، براحتی قابل تصور است.
احساسات همسر تان
عکس العمل عاطفی به یک حاملگی اکتوپیک ممکن است تنش زیادی بر روی یک رابطه بوجود آورد. این تجربه ممکن است شما و همسرتان را به هم نزدیک کند ولی د رعین حال همسرتان ممکن است احساسات شما را درک نکند و یا نتواند شما را به نحوی حمایت کند.
بسیاری از مردها در ابراز احساسات خود دشواری دارند و ممکن است در کمک کردن دچار عجز شوند ولی به یاد داشته باشید که او نیز ممکن است دردمند باشد. بی شک بهبودی شما موضوع اصلی مورد توجه همسرتان است از اینرو او ممکن است فکر کند که خودش را قوی نشان دهد و احساسات اش را در خودش نگه دارد. ولی در جامعه معاصر اکنون دیگر این امر پذیرفته شده است که هر کس، چه مرد و چه زن، باید بتواند احساسات خود را ابراز کند و شما نیز باید همسرتان را تشویق کنید که آنچه را واقعا احساس می کند نشان دهد و غم اش را ابراز کند.


آینده
قبل از اینکه سعی کنید دوباره حامله شوید به خودتان اجازه بدهید که هم از نظر جسمی و هم عاطفی بهبودی خود را بازیابید. دکترها معمولا به شما توصیه می کنند که حداقل سه ماه صبر کنید تا بدن تان التیام پیدا کند. احساسات زنان با هم بسیار فرق می کند. برخی از زنان می خواهند که بلافاصله دوباره حامله شوند حال آنکه برخی دیگر از فکر اینکه دوباره حامله شوند و نتوانند بر تنش و دلواپسی آن غالب شوند، وحشت دارند.
مهم است به یاد داشته باشید که هر چقدر هم که چشم انداز یک حاملگی اکتوپیک دیگر تکان دهنده باشد، ولی شما اکنون احتمال بسیار بیشتری دارید که یک حاملگی سالم و طبیعی داشته باشید.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:27 PM
سردرد و انواع آن ( برای استفاده عموم)


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=af537b8bb1cd2ad694e60234f2d15b48
سر درد و انواع آن
مکانیسم ایجاد سردرد :
در اثر تحریک ساختمانهای حساس به درد داخل جمجمه ایجاد می گردد این ساختمانها عبارتند از سینوسهای سخت شامه ای . اعصاب واگ. سه قلو – زبانی حلقی – سرخرگهای بزرگ – سینوسهای وریدی و….
انواع سردرد حاد:
میگرن.سردرد خوشه ای.سکته مغزی.مننژیت.آنسفالیت.هیدرو فالی حاد.تومورارزیابی بیمارمبتلا به سر درد:
افتراق علل خوش خیم سر درد از علل شوم آن حایز اهمیت است.کیفیت .محل .مدت. دوره
زمانی عوامل تشدید کننده و… در تشخیص آن اهمیت فراوان دارد
خصو صیت بالینی سردرد ناشی از ضایعه ساختمانی مغز مانند تومورها.سکته وخونریزی:
۱ـبدترین سردرد در طول زندگی بیمار است
۲ـپیشرونده
۳ـسن شروع معمولا بالا
۴ـبد تر شدن در اوایل صبح
۵ـتشدید واضح با زور زدن
۶ـتب
۷ـتغییر وضعیت هوشیاری
۸ـسفتی گردن و…
خصو صیت سردرد ناشی از میگرن:
معمولا به صورت یکطرفه ضرباندار در ناحیه پیشانی و کناری سر که معمولا بابی اشتهایی
تهوع استفراغ و گاهی عدم تحمل به نور و صدا و بو همراه است در کودکان بهصورت درد شکم
اختلال خواب میباشد.در زنان شایعتروبیشتردر روزشروع میشود.در مورد میگرن مطالب مفصل تر
به بعد موکول میشود
سنوزیت حاد:
سردرد برجسته ترین تظاهر آن میباشدمعمولا با تب مختصرو بی خوابی همراه است درد به
صورت مبهم مداوم و بدون ضربان وبا ایستادن بهبود و با خوابیدن بدتر میشود
محل درد بستگی به سینوس مبتلا دارد که با فشار بر آن تشدید میگردد
سردرد در بیماریهای سیستمیک:
بیماریهای زیر معمولا با سردرد همراه است:فشار خون بدخیم.آکرومگالی.کوشینگ.پرک ری
پاراتیرویید.و….
داروها نیز باعث سردرد میشود: الکل.دی پیریدامول آدالات نیتراتها سیکلوسپورین و….
بیماریهای عفونی:
مننژیت آبسه مغز آنسفالیت و…

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:27 PM
بیماری آلزایمر ( مرجع کامل اطلاعات )


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=ad41a9e8bcf14c7495a1939cfe06a13a

بیماری آلزایمر
آلزایمر با از دست دادن حافظه کوتاه مدت، فراموش کردن آدرس ها و اسم ها آغاز می شود و کم کم تا آنجا پیش می رود که فرد حتى راه بازگشت به خانه را فراموش می کند.
در سال ۱۹۰۶ میلادى آلویس آلزایمر پزشک آلمانى پس از ۲۰ سال تحقیق توانست تعریفى علمى از این بیمارى ارائه دهد. این بیمارى براى قدردانى از یک عمرتحقیق آلویس آلزایمر،«آلزایمر» نامیده شده است. آلزایمر که به بیمارى پیرى معروف است در واقع چیزى بیشتر از یک فراموشى ساده است.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/3422423.thumbnail.jpg
بیمارى آلزایمر در واقع مشکلى مغزى است. مغز ما از میلیون ها سلول عصبى تشکیل شده است. هر دسته از این سلول هاى عصبى با هم تشکیل یک بخش را می دهند و هر بخش عهده دار یک مسؤلیت است. به عنوان مثال بخش بینایى که در ناحیه پشت سرى قرار گرفته، مسئول بررسى اطلاعاتى است که از چشم ها آمده است. بدین ترتیب ما تشخیص می دهیم که چه دیده ایم.
این سلول هاى عصبى براى بررسى و انتقال اطلاعات با یکدیگر و با بخش هاى دیگر در ارتباطند. این ارتباط به صورت جریان الکتریکى کوچکى است که از یک سلول به سلول بعدى انتقال پیدا می کند. اما چون این سلول ها به یکدیگر نچسبیده اند، بین آنها یک فضاى خالى کوچک وجود دارد.
این فضاى خالى کوچک توسط یک ماده شیمیایى مخصوص پر می ‌شود که انتقال جریان الکتریکى بین سلول ها را سریعتر و آسانتر می کند. این ماده شیمیایى مخصوص که “سروتونین” نام دارد، توسط خود مغز ترشح می شود.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/76575.thumbnail.jpg
با بالا رفتن سن و پیر شدن سلول ها، ترشح این ماده شیمیایى یا سروتونین کاهش می یابد، بدین ترتیب ارتباط بین سلولى و انتقال اطلاعات دچار مشکل می شود.
این مشکل بیشتر از همه در بخش حافظه و خاطرات خود را نشان می دهد. خاطره ها ترکیبى هستند از یادآورى دیده ها و شنیده ها و احساسات که براى یاداورى آن ها مغز نیاز به برقرارى یک ارتباط پیچیده سلولى بین همه بخش ها دارد. به همین علت با بالا رفتن سن و کم شدن ترشح سروتونین در مغز، خاطره ها کمرنگ یا فراموش می شوند.
در بیمارى آلزایمر ترشح سروتونین به شدت کاهش می یابد. اما این مسئله همیشه به علت پیر شدن سلول ها نیست. سکته مغزى که باعث از دست رفتن بخشى از سلول هاى مغز می شود یا شوک عاطفى پس از دست دادن عزیزى می توانند خطر ابتلا به آلزایمر افزایش دهند.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/54684.thumbnail.jpg
آلزایمر با از دست دادن حافظه کوتاه مدت، فراموش کردن آدرس ها و اسم ها آغاز می شود و کم کم تا آنجا پیش می رود که فرد حتى راه بازگشت به خانه را فراموش می کند. بیمارى آلزایمر متاسفانه درمانى ندارد اما می توان از پیشرفت آن جلوگیرى کرد.
داشتن زندگی هاى فعال، شرکت در برنامه هاى جمعى، گوش کردن به اخبار و از همه مهم تر یاد گرفتن یک چیز جدید مثل یک زبان جدید، مغز را فعال نگاه می دارد. براى تقویت حافظه نیاز به داروى خارجى و گران قیمت نیست.
مصرف خشکبار به خصوص فندق به تقویت حافظه کمک می کند. فندق داراى پیش ماده سروتونین است. مصرف فندق باعث افزایش ترشح این ماده شیمیایى مخصوص در مغز می شود.
تحقیقات اخیر محققان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی نشان می‌دهد بیماری آلزایمر یک بیماری ژنتیکی است.به نقل از مجله علمی جنرال فیزیک، محققان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی با انجام آزمایش بر روی ۱۲۰۰ مورد دو قلو اعلام کردند که ۷۱ درصد از موارد ابتلا به بیماری آلزایمر به دلایل ژنتیکی صورت می‌گیرد.تحقیقات محققان نشان داد، بیماری آلزایمر به ۲ روش بروز می‌کند، اول به دلایل ژنتیکی و بعد عوامل محیطی.
تحقیقات بعدی نشان داد که عوامل ژنتیکی از اهمیت بیشتری نسبت به عوامل محیطی برخوردار هستند.
به گفته محققان بروز بیماری آلزایمر تا ۷۱درصد به دلایل ژنتیکی و ۲۱درصد به دلایل محیطی انجام می‌شود.
تحقیقات قبلی نیز ثابت کرده‌اند که وقوع بیماری آلزایمر تا ۹۵درصد بعد از ۶۰سالگی رخ می‌دهد.
علائم این بیماری با از دست دادن قدرت حفظ اطلاعات بخصوص حافظه موقت در دوران پیری آغاز شده و به تدریج با از دست دادن قدرت تشخیص زمان، افسردگی، از دست دادن قدرت تکلم، گوشه گیری و سرانجام مرگ در اثر ناراحتی‌های تنفسی به پایان می‌رسد. مرگ پس از ۵ تا ۱۰ سال از بروز علائم اتفاق می‌افتد، اما بیماری حدود ۲۰ سال قبل از ظهور علائم آغاز شده است. این بیماری با از دست رفتن سیناپس ‌های نورون ‌ها در برخی مناطق مغز، نکروزه شدن سلول‌های مغز در مناطق مختلف سیستم عصبی، ایجاد ساختارهای پروتئینی کروی شکلی بنام پلاک‌های پیری (SP) در خارج نورون‌های برخی مناطق مغز و ساختارهای پروتئینی رشت‌های بنام NFT در جسم سلولی نورون‌ها، مشخص می‌شود.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/453543.thumbnail.jpg
پروتئنهای آمیلوئیدی
در بیماری آلزایمر ساختارهای پروتئینی کروی شکلی در خارج نورون‌های برخی مناطق مغز و ساختارهای پروتئینی رشته‌ای در جسم سلولی نورون‌ها، تشکیل می‌شود. این ساختارهای پروتئینی که به آنها اجسام آمیلوئیدی گفته می‌شود، در اثر برخی تغیرات درپروتئوم سلول‌های عصبی وبهم خوردن تعادل و تغییر در میزان و یا ساختار پروتئین‌های پرسینیلین، آپولیپوپروتئینE، سینوکلئین، و پپتید آمیلوئیدبتا، ایجاد می‌شود. یکی از مهمترین پروتئین‌هایی که در ایجاد آلزایمر نقش دارد، پروتئین پیش ساز آمیلوئید (APP ) نام دارد، این پروتئین در سلول‌های دستگاه عصبی بیان می‌شود و در اتصال سلول‌ها بهم، تماس سلول‌ها و اتصال به ماتریکس خارج سلولی و اسکلت سلولی نقش دارد. پروتئین APP بوسیله سه نوع آنزیم پروتئولیتیک پردازش می‌شود. آنزیم‌های آلفا، بتا و گاما- سکرتاز، به ترتیب پروتئین APP را در اسیدهای آمینه ۶۷۸، ۶۷۱ و ۷۱۱برش می‌دهند. با اثر آنزیم‌های گاما و بتا سکرتاز بر پروتئین APP، به ترتیب، پپتیدهایی بنام آمیلوئیدبتا۴۰ (دارای ۴۰ اسید آمینه)وآمیلوئیدبتا۴۲ (دارای ۴۲ اسیدآمینه)ایجاد می‌شوند. در حالت عادی مقدار این قطعات در سلول‌ها کم است و به سرعت تجزیه می‌شود اما اگر در پروتئوم سلول‌های عصبی این تعادل برهم بخورد و مقدار این قطعات افزایش یابد، ساختارهای پروتئینی کروی و درنتیجه آلزایمر ایجاد می‌شود. در بیماران مبتلا بهسندروم داون ( تریزومی ۲۱) میزان بیان پروتئین APP افزایش می‌یابد و علائمی شبیه آلزایمر مشاهده می‌شود که می‌تواند به علت افزایش مقدار پپتید آمیلوئید بتا۴۲ باشد زیرا ژن پروتئین APP بر روی کروموزوم ۲۱ قرار دارد.
دانشمندان توانسته اند پروتئینی بدست آورند که به باور آنها شروع بیماری آلزایمر را سرکوب می کند
.این یافته توسط یک گروه تحقیق بین المللی با هدایت دانشگاه تورونتو اعلام شده است.
را کشف کرده اند که تولید یک ماده سمی در مغز به نام TMP21 محققان پروتئینی به نام
بتا – آمیلویید را سرکوب می کند.بتا آمیلویید ماده ی اسرارآمیز و مهمی است که باعث تخریب سلول های
مغزی در بیماران آلزایمری می گردد.تخریب سلولهای مغزی به تدریج با اختلال حافظه،نغییرات رفتاری و مجموعه ی علایمی آشکار می شود که نشانگان دمانس از آنها تشکیل شده است.
نکته جالب در این تحقیق آن است که پروتیین یاد شده فاقد تاثیر منفی بر سایر فعالیت های سلولی است و تنها بر روی عامل مخرب بیماری آلزایمر موثر است
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/2276026018.thumbnail.jpg
دید کلی

بیماری آلزایمر ۲ تا ۵ درصد اشخاص مسن را دربر می‌گیرد و گاهی هم بر اشخاص جوانتر حمله می‌کند. به نظر می‌رسد که بیماری آلزایمر در اثر فاسد شدن سلولهای منطقه هیپو کامپ که معمولا مقدار زیادی استیل کولین تولید می‌کنند بوجود می‌آید. سلولهای مغزی یا نرونهایی که آسیب دیده‌اند پلاکهایی جمع می‌کنند و به تعداد زیادی می‌میرند. منطقه آسیب دیده مغز و استیل کولین در تشکیل خاطرات جدید وارد عمل می‌شوند به همین دلیل یکی از نشانه‌های اصلی بیماری آلزایمر عدم توانایی در تحکیم یک یادگیری تازه (مثل یادآوری آدرس تازه) و دشواری در جهت‌یابی است. اما خاطرات رویدادهای دور معمولا کمتر آسیب می‌بینند.

علت بیماری

تقریبا ۱۰ درصد افراد بالای ۶۰ سال ، زوال عقل دارند و حدود نیمی عقل دارند از آنها مبتلا به آلزایمر می‌باشند. آلزایمر نوعی بیماری ناهمگن از نظر ژنتیکی است که در تمام نژادها دیده می‌شود. ۵ درصد بیماران دچار بیماری خانوادگی با تظاهر زود هنگام ، ۱۵ – ۲۵ درصد دچار بیماری خانوادگی با تظاهر دیررس ، ۷۵ درصد مبتلا به بیماری تک گیر می‌باشند. ۱۰ درصد موارد آلزایمر خانوادگی ، توارث اتوزومی غالب و بقیه چند عاملی را نشان می‌دهند.مهمترین یافته‌های شناختی بیماری آلزایمر ، رسوب دو پروتئین رشته‌ای پپتید بتاآمیلویید تاو در مغز می‌باشند. پپتید بتاآمیلویید که از پروتئین رمز گردانی شده توسط یکی از ژنهای مستعد کننده به بیماری آلزایمر خانوادگی بوجود می‌آید، در پلاکهای آمیلویید یا پیری در فضای خارج سلولی مخ مبتلایان به آلزایمر یافت می‌شود. پلاکهای آمیلویید ، حاوی پروتئینهای دیگر علاوه بر بتاآمیلویید می‌باشند. از جمله آپولیپو پروتئین E که این هم توسط نوعی ژن مستعد کننده به آلزایمر (APOE) رمز گردانی می‌شود.اشکال هیپر فسفریله پروتئین تاو (Tau) ، کلافهای نورو فیبریلاری را تشکیل می‌دهند که برخلاف پلاکهای آمیلویید در داخل نورونهای آلزایمر یافت می‌شوند. تاو یک پروتئین مرتبط با میکرو توبولهاست که بطور وافری در نورونهای مغز بروز می‌یابد. این پروتئین ، تجمع و پایداری میکروتوبولها را که بر اثر فسفوریلاسیون کاهش می‌یابد، تقویت می‌کند. تشکیل کلافه‌های و نورو فیبریلازی تاو ظاهرا یکی از علل استحاله نورونی در بیماری آلزایمر است.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/2547501325.thumbnail.jpg

علائم بیماری

در اکثر موارد ، بیماری آلزایمر در اشخاص مسن و در فاصله زمانی ۸ تا ۲۰ سال به تدریج رشد می‌کند. قربانی این بیماری ، ابتدا افت حافظه پیدا می‌کند و اغلب گم شدن حتی در خانه خود بیمار نیز پیش می‌آید. به مرور زمان ، بیمار جهت‌یابی خود را به شدت از دست می‌دهد، اشخاص و حتی اعضای خانواده خود را نمی‌شناسد، هیجانهای کودکانه نشان می‌دهد و از عهده نظافت خود و لباس پوشیدن بر نمی‌آید.

پیشگیری مقدم بر درمان

سالمندانی که از بیماری آلزایمر یا از اختلالهای حافظه‌ای سبک رنج می‌برند، می‌توانند عادات خود را انطباق دهند. همه ما ، پیر و جوان می‌توانیم یک دفترچه یادداشت و یک مداد در جیب خود یا در کنار تلفن داشته باشیم و پیامهای خود را خیلی راحت در آن بنویسیم. ما حتی می‌توانیم یک تقویم به همراه داشته باشیم و رویدادهای پیش‌بینی شده ، حتی کارهای روزمره را در آن بنویسیم.اشخاصی که از افت حافظه رنج می‌برند، می‌توانند روی روزهایی که سپری می‌شود خط بکشند. می‌توانند از داروهایی استفاده کنند که مقدار آنها برای هر روز از هفته و ماه مشخص شده است. برقراری نظم روزانه و کمک گرفتن از وسایل کمک حافظه بسیاری از سالمندانی را که توانایی تشکیل خاطرات تازه را ندارند از دشواریهای حاد نجات دهد.

درمان‌



اگر یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ دچار این‌ بیماری‌ است‌، حالت‌ خصومت‌ آنها را به‌ خود نگیرید. محیط‌ خانه‌ را طوری‌ تغییر دهید که‌ فرد بیمار دچار آسیب‌ بدنی‌ نشود.

اگر مراقبت‌ از یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ که‌ دچار این‌ بیماری‌ است‌ را به‌ عهده‌ دارید، از دیگران‌ درخواست‌ کمک‌ کنید تا بتوانید به‌ خود استراحت‌ دهید. از اینکه‌ نیاز به‌ استراحت‌ و فراغت‌ دارید احساس‌ گناه‌ نکنید حتی‌ اگر بیمار از این‌ مسأله‌ احساس‌ رضایت‌ نداشته‌ باشد.

اگر گروه‌ حمایتی‌ برای‌ خانواده‌ بیماران‌ آلزایمر وجود دارد به‌ آن‌ بپیوندید و اگر وجود ندارد به‌ ایجاد آن‌ اهتمام‌ ورزید.

افراد مراقبت‌کننده‌ از بیمار می‌توانند برخی‌ از مشکلات‌ بیمار را با اجرای‌ بعضی‌ کارها کاهش‌ دهند. مانند تکرار ، برای‌ بیمارانی‌ که‌ مشکلی‌ در حافظه‌ دارند شاید یادآوری‌ مکرر کمک‌کننده‌ باشد. و اطمینان‌دهی‌ که یک‌ گفتگوی‌ صمیمانه‌ مختصر و در عین‌ حال‌ قوی‌ می‌تواند بیمار مضطرب‌ یا آشفته‌ را آرام‌ کند. و منحرف‌ کردن‌ ذهن‌ بیمار ، که قدم‌ زدن‌ با بیمار می‌تواند در این‌ زمینه‌ کمک‌کننده‌ باشد.

فعالیت های فکری و بکاربردن قوه ی حافظه از بیماری الزایمر پیشگیری می کند
براساس یافته های دانشمندان دانشگاه Cleveland در Ohio افرادی که از نظر جسمی و فکری فعال هستند به مراتب کمتر از دیگران در معرض بیماری خطرناک الزایمر قرار می گیرند. در یک مطالعه بر روی ۱۹۲ نفر بیمار و ۳۵۸ نفر از افراد سالم این نتیجه بدست آمده که زندگی ساکت و بدون فعالیت جسمی و فکری باعث کم کاری و ناسالم ماندن مغز گردیده و در افرادی که آمادگی مبتلاشدن به بیماری الزایمر را دارند بروز بیماری را سرعت می بخشد. این محققین عقیده دارند که مغز هم مانند اعضای دیگر بدن به ورزش و فعالیت نیاز دارد و بکارنگرفتن آن باعث از بین رفتن قدرت تفکر می شود تقویت حافظه فقط با خواندن کتاب و فکرکردن امکان پذیر نیست بلکه معاشرت با دیگران ، مسافرت ، آموختن زبانی جدید، حفظ کردن شعر، آموختن موسیقی و غیره می‌تواند در این مورد مؤثر باشد
مصـرف‎ گـوشـت‎ ماهیهایی‎‎ مثل‎‎ قـزل آلا و مـاهــى سـاردیـن‎ بادارا بودن‎ امگاسه‎‎اسید چـرب‎ خطر ابتلا به الزایمر را کاهش‎ می‎دهند.
نتیجه‎‎ تحقیقات‎ پژوهشگران‎ دربـاره مـوشهـا موفقیت‎‎ آمیز بوده‎ است.
فقط در آمریکا چهار میلیون‎ و پانصد هـزار نفر از بیماری‎ الزایمر رنج‎ می‎برند.
رژیم غذایی مدیترانه‌ای از ابتلا به آلزایمر پیشگیری می‌کندیک مطالعه نشان می‌دهد مصرف رژیم غذایی مدیترانه‌ای خطر ابتلا به آلزایمر را بطور چشمگیری کاهش می‌دهد. در این تحقیق محققان رژیم غذایی و وضعیت سلامتی ‪ ۲۲۰۰‬نفر را در مدت بیش از چهار سال بررسی کردند. طبق این مطالعه هر چه افراد بیشتر این نوع تغذیه را رعایت کنند کمتر احتمال دارد به آلزایمر مبتلا شوند. به گفته متخصصان آلزایمر، این تحقیق شواهد دیگری در فواید تغذیه سالم در پیشگیری از ابتلا به این بیماری ارایه می‌کند. عموما از رژیم غذایی مدیترانه‌ای به عنوان تغذیه‌ای سالم یاد می‌شود.
این رژیم غذایی سرشار از میوه، سبزیجات و غلات، مقداری ماهی و مقدار بسیار کمی لبنیات و گوشت است. “کلیو بالارد” مدیر تحقیقاتی انجمن آلزایمر انگلیس گفت: این مطالعه بزرگ شواهد دیگری در نقش تغذیه و شیوه زندگی در کاهش خطر آلزایمر ارایه می‌کند.
بالارد افزود: این مطالعه نشان می‌دهد مصرف مداوم یک رژیم غذایی سالم می‌تواند خطر ابتلا به آلزایمر را ‪ ۴۰‬درصد کاهش دهد، و بیانگر اهمیت تغذیه سالم است.
وی گفت: رژیم غذایی سالم حاوی میوه و سبزیجات تازه ، کنترل مرتب فشار خون و کلسترول خون، ورزش و جلوگیری از بالا رفتن وزن همگی در کاهش خطر زوال عقل در سنین بالاتر موثرند.
درمان آلزایمر با هورمون درمانیدرمان جایگزین با هورمون تستوسترون در مردان سالمند می‌تواند موجب بهبودی فرم خفیف آلزایمر شود. تیمی از پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا به تازگی دریافته‌اند هورمون جنسی تستوسترون به طور مشخصی سبب بهبود کیفیت زندگی در افراد مبتلا به آلزایمر می‌شود. در این مطالعه بیمارانی که از هورمون درمانی استفاده کرده بودند همگی معتقد بودند میزان سلامت فیزیکی و روابط بین فردی آنها پس از مصرف تستوسترون تغییر چشمگیری کرده است. از آنجا که فرآیند سالخوردگی در مردان با کاهش هورمون تستوسترون همراه است، پژوهشگران حدس می‌زنند فقدان این ماده می‌تواند از مهمترین دلایل بروز مشکلات دوران سالمندی باشد که از جمله آنها می‌توان به آلزایمر اشاره کرد.

سیب، دشمن آلزایمر روشهای بسیاری پیشنهاد شده تا روند ابتلا به بیماری کاهش یابد و شاید مفید ترین و سودمند ترین این روشها، ژیم غذایی مناسب و کنترل شده برای سالمندان باشد.
عامل اصلی ایجاد آلزایمر، رادیکالهای آزاد اکسید کننده هستند که با افزایش سن بیشتر تولید می شوند.
اگر میخواهید جلو تولید آنهار ا بگیرید یا تولید آنها را به حداقل برسانید روزی دو تا سه لیوان آب سیب و یا سه تا چهار عدد سیب میل کنید. مطمئن باشید که ضرر نمی کنید.

زردچوبـه، ضد آلزایمرزردچوبه‎ در درمان‎ و پیشگیـری‎ از بیماری‎ آلزایمر موثر است‎.
محققان‎ دریافتند زردچوبه‎‎‎ یا رنگ‎ دانه زرد موجود در ادویـه کاری‎ پروتئین‎ بتاامیلیوئیـد را در مغـز موشها تجزیه‎‎ و از رسوب‎‎ این‎‎ پروتئین که سبـب تخریب‎ بافت‎ مغز می‎‎شود جلوگیری‎ می‌کند.
محققان‎ معتقدند زردچوبه‎ بیش‎ از هر داروی‎ دیگری‎‎ در پیشگیری از تشکیل‎ توده‎ پروتئینی‎ موثر است‎.
درطب‎ سنتی‎ هند، زردچوبه‎ از هزاران‎ سـال‎ پیش‎ به‎‎ عنوان‎‎ یک‎ ماده ضدالتهاب‎ در درمـان بیماریهای‎ مزمن‎‎ و ناتوان کننـده‎ کـاربـرد داشته‎ است‎.
این‎‎‎ تحقیق‎ نشان می‎‎دهد، میتوان از خـواص‎ ضدالتهابی‎‎ و آنتی اکسیـدان‎‎ ایـن مـاده‎ در بیماریهایی‎ ماننـد سـرطان‎ , آلـزایمـر و بیماریهای‎ قلبی‎ بهره‎ برد.
براساس تحقیقات جدید، روشی‌نوین برای مبارزه با پیشرفت بیماری آلزایمر، پیشنهاد شده است.
علت اصلی بیماری آلزایمر کاملا شناخته شده اما یکی از مواد مهمی که سبب بروز بسیاری از علایم این بیماری می‌شود، یک پروتئین به نام آمیلویید بتاپیتید AB است.
به گفته پزشکان این پروتئین به طور منظم در مغز انسان ساخته می‌شود با این حال در برخی شرایط تغییراتی در این پروتئین به وجود می‌آید و به یک ماده مضر تبدیل می‌‌شود.
محققان تلاش نمودند تا با تزریق یک آنتی بادی که در مغز به پروتئین AB متصل می‌شود، از اثرات مضر تجمع این ماده در مغز جلوگیری کنند و با این کار از ایجاد بیماری آلزایمر جلوگیری خواهد شد.

http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/3322673847.thumbnail.jpg
داروها

خیلی‌ از داروهایی‌ که‌ برای‌ مشکلات‌ دیگر مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند می‌توانند باعث‌ گیجی‌ یا خواب‌آلودگی‌ شوند. این‌ داروها را باید حتی‌الامکان‌ قطع‌ کرد. هم‌اکنون‌ داروهای‌ زیاد دیگری‌ تحت‌ بررسی‌ هستند. بعضی‌ از آنها برای‌ کنترل‌ علایم‌ آشفتگی‌ مفید هستند. داروهای‌ جدیدی‌ که‌ با نسخه‌ پزشک‌ تجویز می‌شوند ممکن‌ است‌ پیشرفت‌ بیماری‌ را در بعضی‌ از بیماران‌ به‌ تأخیر اندازد.
*تاثیر بیوتکنولوژیک داروهای استاتین در کاهش خطرات آلزایمر
بر اساس آخرین نظرات متخصصان درمان بیماری آلزایمر در مرکز تحقیقات بیماری آلزایمر در مرکز تحقیقات این بیماری، مستقر در واحد بهداشت مرکز درمانی دانشگاه ‪ ،PITTSBURGH‬استاتین درمانی از روش‌های مختلفی امکان کاهش خطر آلزایمر را برای افراد مبتلا فراهم می‌سازد.بر اساس گزارش شماره جدید بولتن بیوتکنولوژی، این بررسی‌ها در مقاله جدیدی در ‪ AMERICAN JOURNAL OF MEDICINE‬با عنوان استاتین درمانی، آزمون های بالینی، خطوط کلی و مسیرهای نوین به چاپ رسیده است.
بنابر مطالب این مقاله استاتین‌ها علاوه بر خاصیت کاهش سطوح کلسترول احتمالا در سرکوب تولید یک پروتئین آمیلوئید نیز تاثیرگذار هستند که تصور می رود در فرآیند بروز بیماری آلزایمر نقش آفرین است.همچنین استاتین‌ها عمل گردش خون را بهبود بخشیده و التهاب را در بدن کاهش می‌دهند.لازم به توضیح نیست که همه خواص در کاهش خطر بیماری الزایمر مثبت و اثرگذار هستند.
این مجله رسمی انجمن استادان پزشکی آمریکاست که در میان مجلات عمومی پزشکی در جهان دارای هشتمین ضریب مراجعه علمی است.شرکت ‪ NYMOX PHARMACEUTICAL DORP‬حقوق پتنت استفاده از داروهای استاتین در پیشگیری و درمان بیماری آلزایمر در ایالات متحده و جهان را دار می‌باشد.این حقوق مالکیت موارد درمان بیماران در معرض الزایمر ناشی از خطرات مرتبط با عوامل عروقی را نیز در برمی گیرد.
استاتین‌ها دسته‌ای از داروهای کاهش دهند کلسترول هستند که در تاریخ صنعت داروسازی جهان به مقام پرفروش‌ترین قرص‌های تجویز شده دست یافتند.فروش جهانی این محصولات در سال ‪ ۲۰۰۴‬میلادی تا ‪ ۲۶‬میلیارد دلار برآورد شده است.بیماری آلزایمر علت اصلی عدم تعادل رفتار و فراموشی در سنین کهولت بوده و تنها در ایالات متحده دامنگیر بیش از ‪ ۴/۵‬میلیون نفر است.امکان بالقوه بکارگیری استاتین‌ها در درمان بیماری آلزایمر در مقالات و مراجع مختلفی ارزیابی و سنجیده شده است که در این میان توجه محققان بر مکانیزهای احتمالی عمل استاتین در ممانعت یا کاهش پیشرفت این بیماری بوده است.لازم به ذکر است بولتن بیوتکنولوژی برای بالا بردن کیفیت و پویایی مطالب از تمام خوانندگان دعوت به همکاری کرده و برای شنیدن هر گونه اظهار نظر، پیشنهاد راهبردی، انتقاد سازنده و دریافت مطالب و مقاله سودمند در زمینه‌های تخصصی، عمومی و کاربردی بیوتکنولوژی اعلام آمادگی می کند.

فعالیت و رژیم غذایی‌

تا حدی‌ که‌ امکان‌ دارد بیمار آلزایمری‌ باید فعالیت‌ خود را حفظ‌ کند. با پیشرفت‌ بیماری‌، نهایتا تمامی‌ فعالیتها نیاز به‌ نظارت‌ خواهند داشت‌.
رژیم‌ غذایی‌ عادی‌. نهایتاً بیمار برای‌ غذا خوردن‌ به‌ کمک‌ نیاز خواهد داشت‌.

آیا این بیماری حالت ارثی هم دارد؟

سن بالا ، سابقه خانوادگی ، جنس مونث بودن و سندرم داون ، مهمترین عوامل خطر ساز برای آلزایمر هستند. در جمعیتهای غربی ، خطر تجربی آلزایمر در سرتاسر عمر ، ۵ درصد است. اگر بیماران ، خویشاوند درجه اولی داشته باشند که آلزایمر در او پس از ۶۵ سالگی بروز کرده باشد، خطر نسبی ابتلای آنها ۳ – ۶ برابر ، افزایش می‌یابد. اگر بیماران خواهر یا برادری مبتلا به آلزایمر پیش از ۶۰ سالگی و نیز یک والد مبتلا باشند، خطر نسبی آنها ۷ – ۹ برابر می‌شود.آزمایش آپولیپوپروتئین A نوعی آزمایش تشخیصی کمکی است و نباید برای پیش بینی آلزایمر در بیماران بی‌علامت استفاده شود. مبتلایان به سندرم داون ، افزایش خطر ابتلا به آلزایمر را نشان می‌دهند. پس از ۴۰ سالگی ، مبتلایان به سندرم داون ، همواره یافته‌های آسیب شناختی عصبی آلزایمر را دارند و تقریبا ۵۰ درصد آنها ، دچار افت شناختی می‌شوند.
چگونگی مراقبت از بیماران مبتلا به آلزاایمر

اگر در خانواده شما افراد سالمندی زندگی می کنند که محبوب و مورد احترام شما هستند ممکن است گاه در مورد آنها نگران و دچار تردید شوید که فراموشکاری یا اختلال حافظه آنها مربوط به بیماری است یا نه ؟
آلزایمر شایعترین نوع دمانس “زوال عقل در سنین پیری ” است. در این بیماری تحلیل رفتن و کاهش تدریجی بافت مغز باعث زوال عملکرد و توانایی عقلانی می شود.
آلزایمر با توانایی فکر کردن ،استدلال و ارتباط اجتماعی فرد رابطه دارد و می تواند منجر به ناتوانی او در مراقبت از خود شود. تصور اینکه شما با یکی از افراد خانواده تان دچار این بیماری شوید می تواند نگران کننده باشد.
اما یکی از بهترین راههای رفع این نگرانی داشتن اطلاعات در مورد بیماری است .انجمن آلزایمر یک مرکز جهانی دارد که با استفاده از اینترنت قابل دسترسی برای همه است . در این سایت درباره بیماری و آخرین تحقیقات مربوط به آن اطلاعات کامل موجود است. علاوه بر این مجموعه ای از تست های ساده قابل دستیابی است که می تواند علایم اولیه و هشداردهنده را مشخص کند. با وجود این تشخیص آلزایمر تنها با مشاهده علایم اختصاصی و بررسی دقیق بیمار توسط پزشک انجام می شود.
آلزایمر با بالا رفتن سن بیشتر بروز می کند.در حدود یک پنجم افراد بالای هشتاد سال و حدود هفت درصد افراد بالای شصت و پنج سال در معرض خطر آلزایمر هستند.
آیا آلزایمر قابل پیشگیری است ؟
گرچه تعریف دقیقی برای جلوگیری از آلزایمر وجود ندارد اما مدارکی وجود دارد که نشان می دهد داشتن فعالیت منظم ، جلوگیری از چاقی و افزایش وزن ، نگهداشتن کلسترول و فشارخون در حد طبیعی و داشتن یک رژیم غذایی سالم غنی از آنتی اکسیدان ها، ویتامین C و E و روغن ماهی می تواند تا حدودی از بیماری جلوگیری کند. علاوه بر اینها تحقیقات دانشمندان نشان داده است که بعضی داروها می توانند سیر زوال عملکرد روانی را در موارد خفیف تا متوسط آلزایمر کاهش دهند.
معمولا بیمار مشکلات روانی و اجتماعی دیگر نظیر افسردگی را نیز به دنبال آلزایمر تجربه می کند. درمان ها و مراقبت ها در این بیماران معمولا در جهت کنترل و پیشگیری از این گونه عوارض صورت می گیرد. شرکت بیمار در گروههای کاردرمانی و حمایت های اجتماعی برای این بیماران و حتی خانواده ها و مراقبت کنندگان آنها با همین هدف انجام می شود.در این گروهها ، با ایجاد مشاغل ساده ولی قابل استفاده و مورد علاقه فرد، روشهایی برای کمک به رشد و تقویت حافظه مثل نوشتن لیست ، یادداشت برداری و حتی گاهی نقاشی و کپی برداری بکار گرفته می شود.
عوامل ژنتیک
یکی از عوامل مهمی که معمولا در ایجاد بیماری آلزایمر دخیل و موثر شناخته شده اند،عامل ژنتیک می باشد.اگر فردی در خانواده مبتلا به این بیماری باشد، احتمال ابتلای فردی دیگر در خانواده وجود دارد.
اما به طور کامل عامل ژنتیک در تعداد کمی از خانواده ها مسوول ایجاد بیماری آلزایمر می باشد.آلزایمر به صورت ارثی، بیماری سریعی است که معمولا در سنین ۳۵ تا ۶۰ سالگی رخ می دهد.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/4271093369.thumbnail.jpg
برخی از خصوصیات افراد مبتلا به آلزایمر
افراد بیمار ، معمولا توانایی یادگیری بسیار کمی دارند و معمولا به عنوان فرد کم هوش شناخته می شوند .تحقیقات در بین افراد مبتلا به آلزایمر نشان می دهد که انجام وظایف هوشمندانه یا قضاوت در موقعیت های حساس اجتماعی در آنها به خطر می افتد .از دست رفتن حافظه قدیمی فرد باعث نقصان در توانایی استفاده از دانسته های سابق و تجربیات قبلی او می شود و بنابراین رفتارهای غیر عادی و ناشی از خامی و بی تجربگی از فرد سر می زند.
ناتوانی در تشخیص شکل جدیدی از اطلاعات قبلی نیز از نشانه های این بیماران است .اگر مجلات یا روزنامه هایی که فرد قبلا آنها را می شناخته با شکل تازه یا پوششی جدید به دست فرد برسند فکر می کند که قبلا آنها را ندیده و نخوانده .
فرد معمولا بطور اتوماتیک برای کاهش حافظه نزدیک خود راههای جبرانی پیدا می کند.مثلا بیشتر از واژه های کلی به جای ذکر جزییات استفاده می کند یا بجای استفاده از نام فرد از عنوان شغلی یا اجتماعی او استفاده می کند.مثلا به جای نامیدن فرد او را پدر ،پزشک ، پرستار و… صدا می زند.علاوه بر این فرد با مشکلات زبان روبه رو می شود. بطور کلی اختلالات حافظه منجر به محدود شدن دایره لغات فرد در گفتار و نوشتار می شود. فرد در پیدا کردن کلمات برای تکمیل جملات خود مشکل دارد.
فرد معمولا نیازهای خود از قبیل تشنگی و گرسنگی را بسیار فوری می داند و برای رفع آن بدون توجه به ملاحظات اجتماعی و اثراتی که رفتارش بر دیگران دارد، اقدام می کند .با پیشرفت بیماری ، فرد بیشتر درونگرا خواهد شد و ارتباطات اجتماعی به مرور محدود تر و با مشکل مواجه می شود.
مکانیسم ها و روش های معمولی که برای تطابق با شرایط مختلف و افراد گوناگون در محیط زندگی از آنها استفاده می کنیم در بیمار مبتلا به آلزایمر کاهش پیدا می کند و رو به زوال می رود ، بنابراین فرد ، انعطاف پذیری و قابلیت انطباق با محیط ، مسوولیت ها و شرایط تازه را از دست می دهد و به مرور منزوی و دور از جمع خواهد شد .
در موارد پیشرفته ، بیمار توانایی ارتباط با محیط یا کنترل عملکردهای جسمانی خود را از دست می دهد و با پیشرفت بیشتر بیماری ، مراحلی از کاهش هوشیاری ،کما و به دنبال آن مرگ رخ می دهد.
مراقبت از بیمار مبتلا به آلزایمر
میزان و نوع مراقبت از بیمار بسته به موقعیت بیمار و شدت بیماری او متفاوت خواهد بود .در بعضی مراحل برای جلوگیری از وابستگی بیمار تنها نظارت بر رفتارها و کنترل شرایط محیط او برای مراقبت کافی است .
اما در مراحل نهایی که بیمار حدود خود و کنترل وظایف و فعالیت های معمولش را از دست داده است ،مراقبت دقیق و اصولی مورد نیاز است. فراموش کردن غالبا برای بیمار مشکلاتی فراوانی را ایجاد می کند . فراموشی در هنگام آشپزی می تواند منجر به آتش سوزی و سوختگی شود . فراموشی در پیدا کردن آدرس و زمان مراجعه به خانه یا محل دیگر می تواند باعث گم شدن فرد شود. بنابراین مراقبت از این بیمار گاهی با مشکلات زیادی همراه است و شاید هرکسی از عهده مراقبت از چنین بیمارانی برنیاید. در اغلب مجامع پیشرفته حمایتهای مالی ، اجتماعی و منابع آگاهی برای مراقبت در دسترس هستند که می توانند نیازهای اقتصادی و اجتماعی خانواده ها را بخصوص اگر فرد بیمار ،نان آور خانه باشد برطرف کنند.ضمن این که اطلاعات و آگاهی افراد خانواده را در زمینه مراقبت و حمایت از فرد بیمار فراهم نمایند .اما باقی ماندن فرد در خانه و مراقبت از او توسط افرادخانواده و فرزندان می تواند بعضی از مسائل و آشفتگی های روانی بیمار را کاهش دهد و او را با نزدیکانش مرتبط سازد.
نشانه های احتمالی برای پیش بینی بیماری
آیا واقعا نشانه هایی هست که بتوان قبل از بروز علایم واقعی بیماری ، احتمال خطر را پیش بینی کرد؟
تحقیقات نشان می دهد که بعضی از نشانه ها می تواند قبل از بروز آلزایمر تظاهر کند مثل :
از دست رفتن حس بویایی : کاهش توانایی در تعیین و تشخیص بوها قبل از کاهش حافظه ایجاد می شود. مطالعه نشان می دهد آسیب عصب ناحیه بویایی مغز که مخصوص کنترل حس بویایی است قبل از آسیب حافظه دیده شده است .
اختلال فضای بینایی : به دلیل نرسیدن خون کافی و آسیب عصبی در ناحیه بینایی مغز یک نشانه زودرس دیگر، اشکال در اطلاعات بینایی است . این مساله با ناتوانی در دنبال کردن و یادآوری جهات بینایی یا کپی کردن و نقاشی کردن تصاویری که فرد آنها را دیده ،همراه می باشد.
کاهش شنوایی: مطالعه روی بیماران مبتلا به آلزایمر در دانشگاه فلوریدای جنوبی نشان می دهد که ۴۹ تا ۵۲ درصد بیماران کاهش شنوایی داشتند.
اثر انگشت غیر طبیعی : وجود اثر انگشت غیر طبیعی در بیش از ۷۵ درصد بیماران مبتلا به آلزایمر نشان می دهد که نوعی استعداد ژنتیک در ابتلا به این بیماری و سایر انواع دمانسها هست .
افسردگی : تقریبا ۵۰ درصد بیماران مبتلا به آلزایمر قبل از بروز تغییرات شخصیتی در آنها ، افسردگی را تجربه کرده اند. وجود این نشانه ها در تمام افراد صرفا به معنای ابتلای قطعی آنها به بیماری نیست بلکه می تواند راهنمایی باشد تا در صورت وجود علائم واقعی بیماری بخصوص در سنین بالا ، با درنظر گرفتن احتمال ابتلا به بیماری و زوال عقل ، فرد را تحت نظارت و مراقبت دقیق قرار داده و از ایجاد خطر و عوارض جدی بیماری برای او و مراقبت کنندگانش جلوگیری به عمل آورد.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/2549388586.thumbnail.jpg
آلزایمر: تصورات نادرست و حقایق

در طی چند سال اخیر تصورات غلط بی شماری در مورد این مطلب که آلزایمر چیست؟ چه کسانی به آن مبتلا می شوند؟ تاثیرات آن بر زندگی بیماران چگونه است و … به وجود آمده است. این تصورات غلط به علائم بیماری متصل شده و به ما اجازه نمیدهند تا شناخت دقیقی از بیماری پیدا کنیم. انجمن جهانی آلزایمر معتقد است که اگر از بیماری رفع ابهام شود، مردم خیلی راحت تر می توانند با واقعیت مواجه شوند.

در این قسمت چند تصور رایج نادرست و واقعیت های آنها را برای شما بازگو می کنیم.

تصور غلط ۱ : اگر یکی از افراد فامیل دچار این بیماری شود، شما نیز به آن مبتلا خواهید شد.
حقیقت: هر چند عوامل وراثتی نقش مهمی را در این بیماری بازی می کنند، اما تنها ۵ تا ۱۰ درصد از کل افرادی که دارای بیماری هستند، از طریق موارد ژنتیکی به آن مبتلا شده اند. در اکثر موارد هیچ گونه علامت قابل شناسایی یافت نمی شود. تحقیق و بررسی بر روی ژن ها همچنان ادامه دارد.
تصور غلط ۲ : آلزایمر تنها بیماری افراد سالمند است.
حقیقت: هر چند افزایش سن ریسک ابتلا به بیماری را افزایش می دهد، اما آلزایمر فقط در افراد سالخورده بروز نمی کند. افراد ۴۰ تا ۵۰ ساله ای نیز بودند که دچار آلزایمر شده اند. چیزی که در اینجا باید به خاطر داشته باشیم این است که با افزایش سن خطر ابتلا به آلزایمر نیز افزایش پیدا می کند.
تصور غلط ۳ : آلزایمر قابل درمان است.
حقیقت: برای آلزایمر هیچ نوع درمان قطعی وجود ندارد. البته چند نوع دارو و معالجات گوناگون وجود دارد که می تواند تا حدی در برخی از بیماران ثمربخش باشد. گام بلندی در راه پیدا کردن درمان برداشته شده که نتایج خوش بینانه ای را به همراه داشته است.
تصور غلط ۴ : از دست دادن حافظه یعنی آلزایمر.
حقیقت: ممکن است خیلی از افراد با حافظه خود مشکل داشته باشند، اما این بدان معنا نیست که دارای آلزایمر هستند. اگر از دست دادن حافظه بر روی چگونگی زندگی روزمره شما تاثیر می گذارد و توانایی قضاوت و استدلال و استنتاج و سایر مهارت های ارتباطی خود را از دست داده اید، می توانید برای تشخیص به پزشک مراجعه کنید.
تصور غلط ۵ : مصرف آلومینیوم باعث ایجاد آلزایمر است.
حقیقت: هر چند تحقیقات گسترده ای برای کشف ارتباط میان آلومینیوم و آلزایمر انجام شده است، اما تا کنون هیچ نوع مدرک موثقی در این زمینه بدست نیامده. بروز بیماری از دلایل مختلفی نشات می گیرد؛ از قبیل: عوامل وراثتی، روش زندگی، عوامل در محیط اطراف و …
تصور غلط ۶ : آلزایمر قابل پیشگیری است.
حقیقت: به این دلیل که هنوز علت ایجاد آلزایمر مشخص نشده نمی توان از آن پیشگیری کرد. اما بهتر است همواره ذهن و بدن خود را با انتخاب های آگاهانه، فعال نگاه دارید. این انتخاب ها شامل: ورزش، نگـه داشتـن رژیـم غـذایی سالم و مصرف میوه ها و سبزیجات تازه و ماهی می باشد همچنین سعی کنید که همیشه مغز خود را نیز فعال نگاه دارید.

تصور غلط ۷ : ویتامین ها، مکمل ها و قرص های تقویت حافظه می توانند از آلزایمر جلوگیری کنند.
حقیقت: مطالعات بسیاری برای تشخیص تاثیر گذاری فرآورده هایی نظیر میتامین E و عصاره درخت ژینگو انجام شده که اکثرا بی فایده بوده، اما تحقیق در این زمینه همچنان ادامه دارد.
تصور غلط ۸ : اگر من دچار آلزایمر شوم، زندگیم تمام است.
حقیقت: شمار کثیری از افراد که دچار آلزایمر هستند زندگی پر معنا و فعالی را دنبال می کنند. آنها هدفمند هستند و به هیچ وجه احساس نمی کنند که زندگی شان به پایان رسیده. تشخیص به موقع بیماری و انجام اقدامات لازم، نقش مهمی را در بهبودی فرد ایفا می کند. باید برای بیماران محیط مناسب و خدمات ویژه را فراهم آورید، از آنها حمایت کنید ، به فعالیت وادارشان کنید و شوق زندگی را در آنها بیدار سازید.
تصور غلط ۹ : تمام بیماران آلزایمری پرخاشگر و خشن هستند.
حقیقت: این بیماری بر روی هر فرد به صورت متفاوتی تاثیر می گذارد. از دست دادن حافظه و به وجود آمدن پرتی حواس اغلب نا امید کننده و ترس آور است. با آگاهی از بیماری و تغییر رفتار در مقابل بیمار می توان از واکنش های خشن و پرخاشگرانه اجتناب کرد.
تصور غلط ۱۰: بیماران آلزایمری متوجه وقایعی که در اطراف آنها رخ می دهد، نیستند.
حقیقت: بسیاری از افرادی که به آلزایمر مبتلا هستند، نسبت به کلیه وقایعی که در اطراف آنها روی میدهد آگاهی دارند، اما عده ای نیز با این مسئله مشکل دارند.آلزایمر توانایی برقراری ارتباط و تشخیص وقایع روی داده را از بیماران سلب می کند، هر چند بر روی هر کس تاثیر متفاوتی می گذارد. واقعیت این است که بیماران آلزایمری همان انسان های سابق هستند و شما باید ملاحظه آنها را کرده و در مقابلشان با احترام رفتار نمایید.

خاتمه دادن به تصورات نادرست
آلزایمر یک نوع بیماری پیش رونده است و بسیار ویرانگر می باشد که به مرور زمان سلول های حیاتی مغز را نابود می کند. معمولا در افراد بالای ۶۵ سال بروز می کند، اما همچنین می تواند بزرگسالان را در سنین کمتر نیز نشانه رود. یک نفر از هر ۱۳ نفر کانادایی بالای ۶۵ سال دارای آلزایمر و یا سایر بیماری های ذهنی است. انجمن آلزایمر یک سازمان خیریه سلامتی است که همواره به بیمارانی که مبتلا به آلزایمر هستند کمک می کند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:29 PM
سرطان خون (لوسمی) چیست؟


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=146df1a360a834aff8ab79d1a77ea532

خون از مایع لزجی به نام پلاسما و یاخته های شناور آن که توسط مغز استخوان تولید می شود تشکیل شده است.

http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/4343767436746331.jpg
مغز استخوان ماده ای نرم و اسفنجی شکل است که داخل استخوانها یافت می شود. این ماده حاوی یاخته ‌هایی است که یاخته‌ های مادر یا سلول پایه (Stem cell) نامیده می شود و وظیفه آنها تولید یاخته‌ های خونی است.
سه نوع یاخته‌ خونی وجود دارد :
گویچه ‌های سفید خون (گلبولهای سفید) که مسئول دفاع بدن در مقابل عوامل خارجی هستند
گویچه‌های قرمز خون (گلبولهای قرمز خون) که اکسیژن را به بافتها حمل کرده و فرآورده های زائد را از اندامها و بافتها جمع آوری می کنند
پلاکتها که وظیفه انعقاد خون و جلوگیری از خونریزی را بر عهده دارند
سرطان خون (لوسمی) نوعی بیماری پیشرونده و بدخیم اعضای خون ساز بدن است که با تکثیر و تکامل ناقص گویچه‌های سفید خون و پیش سازهای آن در خون و مغز استخوان ایجاد می شود.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/765468790.thumbnail.jpg
لوسمی یا لوکمی leukemia ریشه در زبان لاتین به معنای “خون سفید” دارد و فرآیند تکثیر، خونسازی و ایمنی طبیعی بدن را مختل می ‌کند. اجتماع این یاخته های سرطانی در خارج از مغز استخوان، موجب تشکیل توده هایی در اندامهای حیاتی بدن نظیر مغز و یا بزرگ شدن غده های لنفاوی، طحال، کبد و ناهنجاری عملکرد اندامهای حیاتی بدن می شوند.
لوسمی شایع ترین سرطان اطفال در جهان است.
‎لوسمی براساس طیف، شدت و سرعت پیشرفت روند بیماری به دو دسته حاد (acute) و مزمن (chronic) تعریف می شود.
۱- لوسمی حاد، رشد سریع همراه با تعداد زیادی گویچه‌ های سفید نارس است و مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار کوتاه است.
۲- لوسمی مزمن، رشد آهسته همراه با تعداد بیشتری یاخته های سرطانی بالغ تر است و مدت زمان طولانی تا بروز علائم بالینی آن دارد.
لوسمی نیز با توجه به نوع یاخته موجود در بافت مغز استخوان که دچار تراریختی و سرطان شده است تعریف می شود و اشکال مختلفی از این نوع سرطان وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند.
لوسمی بر اساس نوع گویچه سفید خون که دچار تراریختگی و سرطان شده به دو دسته تقسیم می شود:
i) لنفوئیدی (lymphocytic) یا لنفوبلاستی ( lymphoblastic)
ii) میلوئیدی ( myelogenous )
با توجه به طبقه بندی فوق، شایع ترین اشکال لوسمی بر اساس سرعت پیشرفت روند بیماری و نوع گویچه سفید خون که دچار تراریختگی و سرطان شده به چهار گروه تقسیم می شود که عبارتند از:
۱- لوسمی لنفوئیدی یا لنفو بلاستی حاد: لوسمی لنفو بلاستی حاد بیماریی است که در آن تعداد بسیار زیادی از گویچه های سفید خون که مسئول دفاع بدن در مقابل عوامل خارجی هستند و “لنفوسیت” نامیده می شوند و هنوز به طور کامل تکامل نیافته اند دچار اختلال شده و بطور فزاینده ای در خون محیطی (blood peripheral) و مغز استخوان یافت می شوند. علاوه بر این، تجمع این یاخته ها در بافتهای لنفاوی باعث بزرگ شدن این اندامها می شود. ازدیاد لنفوسیتها نیر منجر به کاهش تعداد سایر یاخته‌های خونی مانند گویچه‌های قرمز و پلاکت ها شده و این عدم تعادل یاخته‌های خونی منجر به کم خونی، خونریزی و عدم انعقاد خون می شود. مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار سریع و کوتاه است. لوسمی لنفوبلاستی حاد، شایع ترین نوع لوسمی در اطفال است که اغلب در کودکان بین سنین ۲ تا ۶ سال تظاهر می کند. گروه سنی دیگری که در مقابل این بیماری بیش از بقیه آسیب پذیر هستند، افراد بالای ۷۵ سال را تشکیل می دهند.
۲- لوسمی میلوئیدی حاد: تراریختگی یاخته های “میلوئید” گویچه های سفید خون است که فرآیند تکثیر و خونسازی و ایمنی طبیعی بدن را مختل می ‌کند. این نوع سرطان دارای چندین زیرگونه و میانگین سن ابتلا به آن ۶۴ سال است. این نوع لوسمی در مقایسه با لوسمی لنفوسیتی حاد کمتر در کودکان دیده می شود اما کودکان مبتلا به سندرم دان (Down Syndrome) در سه سال ابتدایی زندگی استعداد بیشتری برای ابتلا به آن دارند.
۳- لوسمی لنفوئیدی مزمن: شایع ترین نوع لوسمی بزرگسالان است. طیف رشد و پیشرفت این نوع لوسمی بسیار کند و آهسته است و اغلب در افراد سالمند تظاهر می کند. میانگین سن بروز لوسمی لنفوئیدی مزمن ۶۰ سال است و ابتلا به آن در سنین پایین تر از ۳۰ سال بسیار غیر طبیعی و در کودکان بسیار نادر است. این نوع لوسمی در مردان بالای ۵۰ سال شایع تر است و اغلب به طور تصادفی و هنگام معاینات و آزمایش معمولی خون که افراد برای تشخیص بیماری های دیگر انجام می دهند، تشخیص داده می ‌شود.
۴- لوسمی میلوئیدی مزمن: این نوع لوسمی یک بیماری اکتسابی ناشی از یک نوع ناهنجاری در کروموزوم ۲۲ یاخته ‌های مغز استخوان است. لوسمی میلوئیدی مزمن در مردان بین سنین ۴۰ تا ۶۰ سال شایع تر است و افرادی که تحت تشعشعات یونیزه و یا تماس با بنزین و مشتقات آن قرار داشته اند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به آن هستند.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/675435678.jpg
علائم هشدار دهنده سرطان خون (لوسمی):
احساس ناخوشی عمومی
تظاهر لکه‌های دانه اناری زیرجلدی پوست (petechiae)
لخته یا منعقد نشدن خون در پی ایجاد زخم یا بریدگی
ضعف و خستگی مفرط
عفونتهای مکرر و عود آنها
دردهای استخوان و مفاصل
تنگی نفس در اثر فعالیت
تب و لرز و نشانه های شبه سرماخوردگی
رنگ‌ پریدگی پیشرونده
تورم و بزرگی حجم غده های لنفادی، طحال و کبد
احساس سیری و بی‌اشتهائی
کم خونی
خواب‌آلودگی
خونریزی مکرر بینی
تورم و خونریزی لثه ‌ها
ضعف و لاغری ممتد
علاوه بر نشانه های فوق ممکن است عوارضی در بیمار ظاهر شود که به اجتماع یاخته ها و سرایت سرطان به اندامهای دیگر بدن مربوط باشد. در چنین مواردی بیمار از سردرد، حالت تهوع و استفراغ، کاهش سطح هوشیاری، تشنج، دید مضاعف، فلج اعصاب مغز، عدم‌‏ حفظ تعادل، تورم در ناحیه گردن و صورت شکایت می کند.
سبب شناسی: سرطان زایی لوسمی
بیماری لوسمی یک فرآیند پویا است که توسط متغیرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغییرات مولکولی یاخته شده و منجر به تداخل در سیستم تکثیر یاخته های مغز استخوان می‌شود. عامل مستعد و پیشتاز در تظاهر لوسمی مانند هر سرطان دیگری به هم خوردن نظم تقسیم یاخته ‌ای است.
تحقیقات آماری و بالینی روند بدخیمی بیماری لوسمی را به این عوامل ارتباط می دهند:
جنس- لوسمی در مردان بیشتر تظاهر می کند
سابقه قبلی ابتلا به برخی از بیماری های خونی و یا سابقه قبلی به سرطان
عوامل ژنتیکی و استعداد میزبان: عوامل ژنتیکی از جمله نقایصی در کروموزوم‌ها و انتقال ژن معیوب
تشعشع- افرادی که در معرض تابش اشعه های یونیزه و یا هسته ای و سرطانزا قرار گرفته اند
اعتیاد به دخانیات
آلاینده های موجود در هوای محیط زیست و محل کار- ( مواد یونیزه ، مواد صنعتی و شیمیایی سمی مانند بنزین ومشتقات آن)
نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن
سن- در میان بزرگسالان، استعداد ابتلا به لوسمی با افزایش سن ارتباط مستقیم دارد. افراد بالای ۵۵ سال باید بیشتر مراقب علائم هشدار دهنده این بیماری باشند.
الگوهای غربالگری لوسمی
با توجه به وضیعت عمومی سلامت فرد، بررسی های تشخیص لوسمی ممکن است شامل:
۱- آزمایش خون: در شرایط طبیعی گویچه ‌های سفید بالغ در خون محیطی (peripheral) یافت می‌شوند ولی زمانی که گویچه‌های سفید نارس که باید در مغز استخوان باشند به مقدار زیادی وارد خون محیطی می ‌شوند عمدتا می تواند نشانه سرطان‌های خون (لوسمی) باشد. آزمایش خون و ‏ شمارش‌‏‎ و بررسی یاخته های شناور خون اولین گام‎ جهت ‎تشخیص‌‎ لوسمی‌ است.‏‎
۲- نمونه برداری یا بیوپسی (biopsy) مغز استخوان: بررسی میکروسکوپی از نمونه بافت سرطان بسیار مهم است زیرا مطمئن ترین روش برای تشخیص لوسمی و نوع آن به حساب می آید. نمونه برداری از مایع مغز نخاع و نمونه برداری از غدد لنفاوی نیز از روش های تشخیصی سرطان خون است.
۳- سازگاری بافتی (Tissue matching) : یاخته ها دارای انواع پروتئین های مختلف بر روی سطح خود هستند که از این پروتئین ها در آزمایش های ویژه خون برای تشخیص سازگاری بافتی استفاده می شود. موفقیت در پیوند مغز استخوان به تشابه و سازگاری مغز استخوان فرد دهنده با مغز استخوان فرد گیرنده بستگی دارد که از طریق این آزمایش سنجیده می شود.
۴- بررسی کروموزومی (cytogenic analysis): از دیگر اقدامات تشخیص ژنتیکی در افتراق انواع لوسمی است.
۵- عکسبرداری از قفسه سینه با تابش اشعه X – تشخیص طیف پراکندگی یاخته های مهاجم و غده های لنفاوی متورم در ناحیه قفسه سینه است.
۶- سی تی اسکن (Computerised tomography scan)- در این روش دستگاه سی تی اسکن با گرفتن تعدادی عکس توسط اشعه ایکس، تصویری سه بعدی از بدن را نشان می دهد و از این طریق پراکندگی سرطان به بخش های دیگر بدن مشخص می شود.
۷- پرتونگاری با استفاده از تشدید میدان مغناطیسی (MRI Scan) – این آزمایش مشابه سی تی اسکن است با این تفاوت که به جای تابش اشعه X از مغناطیس جهت عکسبرداری از اعضای بدن استفاده می شود. در این آزمایش بیمار به مدت ۳۰ دقیقه به طور ساکن درون اتاقک این دستگاه می ماند و تصاویر مقطعی از بدن او تهیه می شود.
۸- سونوگرافی (Ultrasound) در این شیوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار اندامها استفاده می شود.
۹- معاینات بالینی: بررسی وضعیت غدد لنفاوی، طحال، کبد و دیگر اعضای بدن است.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/34764334432.thumbnail.jpg
الگوهای درمان لوسمی
فرآیند درمان لوسمی برای هر شخص معین با شرایط بیماری وی مرتبط است و الگوهای درمان لوسمی بستگی به نوع لوسمی، وضعیت بیماری در شروع درمان، سن، سلامت عمومی و چگونگی واکنش بیمار به نوع درمان دارد. علاوه بر الگوهای رایج برای درمان انواع سرطان همچون شیمی درمانی و اشعه درمانی، از جمله می توان به روش های درمانی زیر اشاره کرد:
- درمان بیولوژیکی یا ایمونولوژیک - که مشتمل بر بازسازی، تحریک،‌ هدایت و تقویت سیستم طبیعی دفاعی بدن بیمار است و با استفاده از آنتی‌ بادی و هدایت سیستم دفاعی خود بیمار جهت مبارزه با سرطان صورت می گیرد.
- جراحی – راهیابی یاخته های مهاجم لوسمی به سایر اندامهای بدن اغلب موجب تورم و بزرگی حجم غده های لنفادی و طحال و کبد می شود. الگوی درمانی محل ضایعه طحال، برداشتن آن از طریق جراحی “اسپلینکتومی” (splenectomy) است.
- پیوند مغز استخوان و پیوند سلول های پایه ( Stem cell ) – جایگزینی مغز استخوان فرد بیمار با مغز استخوان سالم است تا بیمار بتواند مقادیر بالای داروهای شیمی درمانی و یا پرتودرمانی را دریافت کند. شایع ترین اشکال پیوند مغز استخوان عبارتند از:
پیوند “اتولوگ” (autologous) طی این نوع پیوند بیمار بافت پیوندی ( مغز استخوان ) خود را دریافت می کند. در این روش مغز استخوان بیمار را خارج و آن را در معرض داروهای ضد سرطان قرار می دهند تا یاخته های بدخیم کشته شوند. سپس محصول بدست آمده را منجمد و نگهداری می کنند.
پیوند “سینژنئیک” Syngeneic - بیمار بافت پیوندی ( مغز استخوان ) را از عضو دیگر دو قلوی مشابه خود دریافت می کند. در این روش ابتدا بوسیله مقادیر زیادی از داروهای ضد سرطان همراه یا بدون پرتو درمانی،‌ تمام مغز استخوان موجود در بدن بیمار را از بین می برند.سپس از عضو دیگر دو قلوی مشابه که شباهت بافتی زیادی با بدن بیمار دارد، مغز استخوان سالمی را تهیه می کنند .
پیوند “آلوژنئیک” allogeneic : بیمار بافت پیوندی را از فردی غیر از خود یا دو قلوی مشابه خود (مثل برادر، خواهر، و یا هر یک از والدین و یا فردی که هیچگونه نسبتی با بیمار ندارد) دریافت می کند. این فرد باید سازگاری بافتی نزدیک با بدن بیمار داشته باشد .
پس از تهیه بافت پیوندی از روش های فوق، به بیمار مقادیر بالای داروهای شیمی درمانی همراه یا بدون پرتو درمانی می دهند تا باقیمانده مغز استخوان وی تخریب شود. در مرحله آخر مغز استخوان سالم را گرم کرده و بوسیله یک سوزن و از طریق سیاهرگ به بیمار تزریق می کنند تا جانشین مغز استخوان تخریب شده شود. پس از ورود بافت پیوندی به جریان خون، یاخته های پیوند زده شده به مغز استخوان هدایت شده و به تولید گویچه ‌های سفید خون، گویچه‌ های قرمز خون و پلاکتهای جدید می پردازند. ابتلاء به عفونت و خونریزی، تهوع، استفراغ، خستگی، بی اشتهایی، زخمهای دهانی، ریزش مو و واکنشهای پوستی از جمله عوارض جانبی پیوند مغز استخوان و پیوند سلول های پایه (Stem cell) است.
امروزه با کاربردهای جدید الگوهای درمان پیوند مغز استخوان و درمان بیولوژیکی یا ایمونولوژیک و داروهای جدید ضد سرطان و پیشرفت های علم ژنتیک و ساختار های ژن های انسانی امیدهای تازه ای برای غلبه بر این بیماری بوجود آمده است

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:31 PM
بیماری MS


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=cfa8a26e82b74eeabd85c07206400675

بررسی مشکلات شایع در بیماران مبتلا به ام اس
بی رمقی و ام – اس
بی رمقی محدود کننده زندگی ۸۵% از بیماران مبتلا به ام اس است. جدی تلقی کردن بی رمقی در ام اس ضروری بوده و بایستی بدقت با آن برخورد شود.
بی رمقی چیست؟
بی رمقی ناشی از ام اس برای هر کس متفاوت است برای برخی بی رمقی ناشی از ام اس به مفهوم از توان افتادن است در حالیکه در دیگری شدت پیدا نمودن علائم مانند مشکلات در بینایی- اشکال در تمرکز – حافظه – تحرک و گرفتگی عضلات می تواند باشد. بی رمقی انجام امور روزانه را مشکلتر می نماید.
بی رمقی اولیه
بی رمقی اولیه مستقیما ناشی از ضایعه وارده به سیستم اعصاب مرکزی است. پاسخ بدن نسبت به ضایعه بوجود آمده کم کردن واکنش و درنتیجه ایجاد بی رمقی است. بیماران مبتلا به ام اس انواع مختلفی از بی رمقی را بشرح زیر تجربه میکنند:
سستی یا بی رمقی: نوعی بی رمقی شدید که ارتباطی با انجام فعالیت فیزیکی ندارد
بی رمقی مدار کوتاه: در دسته بخصوصی از عضلات رخ میدهد . بعنوان مثال بی رمقی در دست بعد از اینکه مدت کوتاهی کار نوشتن را انجام دهد.
بی رمقی ناشی از حساسیت به گرما: افزایش دمای بدن میتواند سبب بی رمقی شود این نوع بی رمقی در ام اس با تغییر فصول و تغییر آب و هوا رخ میدهد اما ضمنا در اثر عوامل دیگر مانند حمام گرم گرفتن یا خوردن غذای داغ نیز رخ می دهد.
بی رمقی ثانویه
بی رمقی میتواند ناشی از سایر عواملی که ضرورتا مربوط به ام اس نیستند باشد مانند :
اختلال در خوابیدن : اغلب ناشی از علائمی است که بمرور تسکین یافته و کمتر میشوند مثل گرفتگی عضلانی- درد – شتاب در ادرار در شبها – افسردگی – اضطراب.
افونت: میتواند سبب شدت گرفتن برخی علانم ام اس گردد مانند افونت ناشی از سرما خوردگی که سبب تب و افزایش دمای بدن و درنتیجه بی رمقی در بیماران ام اس میشود.
تقلا: افزایش تقلا و حرکت فیزیکی میتواند باعث بی رمقی شود.
تاثیر دارو: داروهای زیادی هستند که سبب بی رمقی و خواب آلودگی بعنوان تاثیر جانبی میشوند، آگاه بودن از این مسئله مهم است. اگر متوجه همبستگی بین تغییر در میزان بی رمقی با تغییر در مصرف دارویی شدید مورد را با پزشکتان مطرح نمایید.
افسردگی: میتواند ناشی از تخریب عصب و یا بدلیل تاثیر روحی تطبیق با ام اس باشد.
محیط اطراف : نور و دمای هوا در محیطی که کار میکنیم بسیارمهم هستند به این شکل که نور ضعیف موجب تلاش بیشتر چشم برای دیدن میشود و گرمای مداوم بی رمقی را شدت می بخشند۰
مدیریت بی رمقی
مدیریت بی رمقی ناشی از ام اس مستلزم رویکردی هم آهنگ شده است که مشارکت فعال خانواده . همکاران و متخصصان یهداشت را می طلبد. شاید احساس کنید که روابط شخصیتان بدلیل عدم شناخت اطرافیان از تاثیر بیرمقی بر شما تحت تاثیر قرار گرفته است. اگر مایلید درباره مشکلاتی که در رویارویی با بی رمقی تجربه میکنید صحبت کنید. صحبت با یک پزشک مشاور میتواند ارزشمند باشد. انجمن ام اس شما میتواند در خصوص پیدا نمودن مشاور به شما کمک نماید یا حتی خودش در این مورد خدماتی ارائه بنماید.
دارو درمانی
مدیریت بی رمقی از نوع اولیه احتمالا همراه با استفاده از دارو است. تلاش زیادی باید صورت گیرد تا مناسبترین دارو و اندازه آن برای شما پیدا شود. از آنجاییکه بی رمقی ناشی از ام اس بدلیل ایجاد ضایعه در اعصاب است استفاده از داروی ضد بی رمقی موثر نیست.
برای برخی استفاده از داروهایی که مورد استفاده بیماران پارکینگسون،انفولانزا و نارکولا پسی ( خواب آلودگی مفرط در روز ) است مفید بوده است. از آنجایی که این داروها نشان داده اند روی بی رمقی ناشی از ام اس موثر بوده اند ، نه به این خاطر که پزشکتان تصور میکند شما دارای این شرایط هستید. داروهای مورد استفاده برای بی رمقی در ام اس عبارتند از:
آمانتادین: آثار جانبی عبارتند از سرگیجه – سر درد – و اشکال در خوابیدن.
مودافینیل: داروی جدیدی است که درمان بوسیله آن هنوز تحت آزمایشهای کلینیکی است. مطالعات در مقیاس کوچک خبر از موثر بودن این دارو بر بی رمقی ناشی از ام اس دارد. آثار جانبی شامل سر درد – ضعف و تهوع است.
درمان بدون استفاده از دارو
تغییر در عادات روزمره میتواند در مدیریت بی رمقی به شما کمک نماید. این تغییرات در بهترین شکل خود بوسیله کمک گرفتن از متخصصین کاردرمانی- فیزیوتراپیست ها – پزشکان عمومی و متخصصان مغز و اعصاب و پرستاران ام اس صورت میگیرد.
کاردرمانی و فیزیوتراپی
وظیفه کاردرمانی تطبیق و تنظیم انجام کارها و تدابیر یکپارچه سازی فعالیتها بگونه ای است که بیشترین حجم فعالیت با صرف انرژی کمتر صورت گیرد (در واقع افزایش اثر بخشی انرژی صرف شده را کاردرمانی گویند ).
فیزیوتراپی کمک میکند تا عضلات تقویت شده قدرمند شوند همچنین فیزیوتراپی به وانهادگی (relaxation) کمک می نماید که منجر به افزایش حرکات مفاصل و تقویت گردش خون میگردد۰ فیزیوتراپ میتواند تمرینهای هوازی را برای شما برنامه ریزی نماید.
کارهای روزانه شما بایستی عبارت باشد از :
استراحت و آرامش
اگر بی رمقی در شما دارای الگوی خاصی است ایده آل این است که قبل از اینکه بی رمقی به اوج خود برسد استراحت کنید به این ترتیب بدن قادر به بازیابی سریعتر قدرت خود میشود. فنون آرامش یابی در انواع لوح فشرده و نوارهای صوتی موجودند و روش موثری را برای دستیابی به آرامش عضلانی موجب می شوند. روشهای مورد استفاده برای دستیابی به آرامش عضلانی نبایستی باعث انقباض در عضلات گردد زیرا موجب اسپاسم یا گرفتگی عضلات میشوند.
اولویت بندی برای فعالیتهای روزانه
درصورتیکه فهرستی از کارهای روزانه تهیه نمایید مشاهده خواهید کرد برخی از آنها دارای اولویت اول – برخی دیگر اولویت آخر و حتی برخی قابل حذف شدن هستند. برخی تغییرات نیازمند همکاری دیگران است. درک همه از علت تغییر و میزان سودمندی که تغییر برای شما دارد. بسیار مهم است.
برنامه ریزی کردن و سازگار نمودن فعالیتهای روزانه
انجام امور روزانه مستلزم فعالیت فیزیکی و ذهنی است هماهنگ نمودن این وظایف بسیار مهم است تا اینکه حتما بدنبال انجام امور بوسیله یکی از آنها برویم. بطور معمول برنامه ریزی را در زمان استراحت انجام میدهیم. بهتر است وظایف اصلی را زمانی انجام دهیم که بی رمقی در حداقل میباشد و همچنین در فواصل معین موقع کار به خود برای تجدید قوا استراحت بدهیم.
سازماندهی
میتوانید بازدهی واثربخشی انرژی را در زمان انجام کار تضمین نمایید ، بعنوان مثال در دسترس نگهداری لوازمی که بطور مداوم استفاده میکنید مانند لوازم پخت و پز در آشپزخانه- استفاده از ابزار کنترل از راه دور ویا زمان تلفن کردن استفاده از گوشی که روی سر میگذارند و دارای میکروفن است همه این وسایل کمک میکنند تا در زمان انجام کار بخصوصی حداقل انرژی مصرف شود.
انجمن ام اس شما میتواند مراکز ارائه این تجهیزات سازگاری را به شما معرفی نماید .
طرز قرار گیری و موقعیت صحیح
نشستن بیش از ایستادن در بیماران ام اس ترجیح داده میشودبرای اینکه موقیت درستی برای ذخیره انرژی در زمان انجام کاری که طولانی مدت است داشته باشیم در نظر داشتن موقیتتان و تکنیک کار در زمان انجام کار یا بلند کردن یک شیئ با اهمیت است به این ترتیب هم احتمال زخمی شدن را از بین برده اید و هم از انرژی خود بگونه ای موثر استفاده کرده اید.
رژیم غذایی سالم و متعادل
رژیم غذایی کم چرب ، پرهیز از غذای سنگین و غذای داغ در کاهش بی رمقی ناشی از ام اس موثر است. مصرف بیش از حد الکل و سیگار تاثیر منفی در میزان بی رمقی ام اس دارد.
انجام تمرینات مناسب
تمرینهای هوازی ملایم رویکردی مثبت در مدیریت ام اس است. این تمرینها کارایی عضلات و قدرت و میزان تحمل پذیری آنها را افزایش میدهد البته قبل از انجام هر نوع تمرینی لازم است با یک متخصص در خصوص نوع تمرینهای مختص خود مشورت نمایید.
***
انجام امور روزانه زندگی با وجود خستگی ناشی از ام اس
نوشته Susan Forwell آموزشیار بخش کار درمانی و عضو انجمن تحقیق کلینیک ام اس بخش عصب شناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا- ونکور- کانادا
خستگی و مالتیپل اسکلروزیس
اگر چه خستگی و بی رمقی از شایعترین مشکلات در بیماران ام اس شناخته شده است و محققین تلاش فزاینده ای برای فهم علائم نامشهود آن دارند۰ با این حال چالش و برخورد با آن و کاهش تاثیر خستگی ناشی از ام اس بر زندگی روزمره می بایست مد نظر قرار داشته باشد۰
بی رمقی میتواند تمام انواع فعالیتهای روزانه را متاثر سازد, مثل جستجو و یا حفظ شغل , برای خرید به لبنیاتی رفتن , تماشای بازی فوتبال کودکتان , تهیه شام خانواده, حمام گرفتن, تمیز کردن خانه, برای قدم زدن به بیرون رفتن, کار با کامپیوتر, شستشوی رخت و لباس۰
تحقیقات نشان داده است که بی رمقی می تواند روی فعالیتهای اساسی و مهم نه تنها فردی که به ام اس مبتلاست تاثیر مضر بگذارد بلکه دوستان, خانواده و شبکه اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد۰
بیماران مبتلا به ام اس اظهار میدارند وقتی دچار بی رمقی میشوند قادر به انجام کاری نیستند – فقط ضروریات- یعنی دیگر قدرت انتخاب را از دست میدهند آنها همچنین میگویند ” حافظه ام تسلیم میشود”- درباره خستگی ام احساس مقصر بودن میکنم چون در انظار تنبل جلوه میکنم و مردم باور نمیکنند که حقیقتا قادر به انجام کاری نیستم. چنین اظهاراتی نشان میدهند که بی رمقی ناشی از ام اس بر تمامی زمینه های روانشناسی- ادراکی – اجتماعی و فیزیکی زندگی افراد مبتلا به ام اس تاثیر میگذارد۰
مدیریت خستگی که مستقیما به بیماری ام اس ارتباط ندارد
برای مدیریت موثر خستگی که موجب تغییر اساسی در زندگی مان است , علل بالقوه خستگی بایستی مورد شناسایی قرار گیرند. نوعی از خستگی مسقیما مربوط به ام اس است و اینطور تصور میشود که بعلت صدمه ای است که به غلاف محافظ اعصاب(میلین ها) وارد شده است میباشد اگر چه خستگی در بیماران ام اس میتواند ناشی از عللی باشد که بطور مستقیم مربوط به صدمه فوق الذکر نیستند ۰
جدول یک فهرستی از این علل را نشان میدهد. بی رمقی یا خستگی در بیماران ام اس ناشی از یک یا دو عامل گفته شده در جدول, در بیمارن بسیار شایع است۰
مدیریت خستگی مرتبط با ام اس
خستگی که مستقیما ناشی از بیماری ام اس است اینگونه طبقه بندی میشوند:
خستگی اولیه ام اس که تصور میشود ناشی از فیبر اعصاب باشد (میلین های صدمه دیده ) و خستگی ثانویه ام اس که میتواند همراه با یکسری از ناتواناییها باشد.
در حال حاضر دارو درمانی و راهبردهای غیر تهاجمی برای درمان خستگی ناشی از ام اس بکار برده میشوند. کار درمانها ( افرادی که به کاردرمانی اشتغال دارند) ۹ روش غیر تهاجمی زیر را برای کنترل خستگی یا بی رمقی ناشی از این بیماری و توانمند کردن بیماران برای انجام کارهایشان توصیه میکنند:
۱. شناخت ویژه گی های خستگی ناشی از ام اس
۲. روشهای خود آگاهی
۳. روشهای ذخیره انرژی بوسیله صرفه جویی موثر و کارآمد انرژی خود
۴. روشهای ساده سازی کارها
۵. استفاده از تجهیزات
۶. کنترل و مشاهده دمای بدن
۷. تمدد اعصاب و وانهادگی
۸. رعایت الگوی خواب مناسب و نداشتن بی خوابی
۹. مشارکت در انجام کارهای روزانه فیزیکی تا حد امکان
هدف از استراتژیهای فوق الذکر تصحیح مکانیسم بی رمقی نیست بلکه منظور ارائه استراتژیهای مشهود برای تصمیم گیری خود انگیخته مناسب برای نیازهای هر فرد و ایجاد الگوی مصرف انرژی برای مشارکت در فعالیتهاست. در جدول ۲ مثالها و اصول هر یک از این راهبردها آمده است.
تحقیقات نشان داده است که اگر اشخاص دارای بیماری مزمن مثل ام اس در برنامه های اجتماعی کار درمانی و مصرف انرژی شرکت نمایند تاثیر مثبتی را در افزایش توانایی و مدیریت بی رمقی خود و نهایتا افزایش کیفیت زندگی اشان خواهند داشت.
جدول شماره یک : علل بالقوه بی رمقی که مستقیما ناشی از ام اس نیستند ( این جدول بهیچ وجه یک جدول جامع نیست و علل دیگری نیز برای خستگی از نوع فوق الذکر وجود دارند)
علل بالقوه –چند مثال – چه باید کرد
عفونت
سرماخوردگی
عفونت ادرار
مراجعه به پزشک برای از بین بردن عفونت
تاثیر جانبی برخی داروها
تاثیر متقابل داروها روی هم
مصرف سر خود داروها
مصرف غذا خارج از رویه معمول
مشورت با دکتر و بررسی داروها وموادی که مصرف میکنید شاید لازم به تعویض دارو یا تغییر الگوی غذا باشد
مشکلات خواب
بی خوابی بخواب عمیق نرفتن بدلیل بیدارشدن پی در پی بخاطر ادرار- گرفتگی عضله- -صدا یاحرکت دیگران—خسته از خواب بیدار شدن یا با سر درد از خواب برخواستن—–در باره مشکلات با دکتر خود صحبت کنید. اگر این مشکلات شدید هستند از یک متخصص خواب کمک بگیرید
افسردگی
از دست دادن روحیه زود رنجی و کج خلقی—-از دست دادن علاقه به موضوعهایی که مورد توجه همه است—-احساس شکست خوردن و واماندگی—-با دکتر خود مشورت کنید
اختلال وضعیت
کاهش وضعیت جسمی عضله ها– قلب و ریه ها بدلیل عدم فعالیت—-با یک فیزیوتراپ آشنا با -بیماری ام اس مشورت کنید
کمر درد
درد ناشی از آرترید —سر درد ها—دکتر خود یا سایر متخصصین را برای کنترل درد ببینید
اضطراب
مشکلات در محل کار–تنشهای خانوادگی—-نگرانی های مالی—-امور مربوط به ام اس—–از یک مشاور کاردرمان کمک بگیرید
مشکلات تنفسی
آسم- عمیق نبودن تنفس—-با پزشک خود مشورت کنید
جدول شماره دو:
رویکردهای غیر تهاجمی برای بی رمقی ناشی از ام اس
راهبرد مثالها و اصول اولیه
آموزش
-نادیده انگاشتن- وانمود کردن یا جنگیدن توانایی یا عملکرد شما را در انجام فعالیتی خاص ارتقا نمی دهد
روشهای خود آگاهی
استراحت:نرخ فعالیت عمده که برای هر موقعیت و هر شخص تعیین میگردد
استراتژی بهروری انرژی
استفاده از امکاناتی چون آسانسور- پارکینگ مخصوص افراد ناتوان—–سازماندهی انجام امور در چند بخش به این ترتیب هرگاه خسته شدید استراحت کرده سپس دوباره شروع به انجام کار می کنید
تجهیزات
زیر دوش از یک صندلی برای نشستن استفاده نمایید تا اینکه بایستید—–استفاده از ابزار توانبخشی برای راه رفتن جهت کاهش انرژی مورد نیاز برای پیاده روی—–استفاده از ابزارهایی مانند کنترل از راه دور
دمای بدن
حساسیت به افزایس دمای بدن منجر به افزایش بی رمقی میشود بعنوان مثال بعد از تمرین و یا قرار گرفتن در محیط های گرم ——استفاده از البسه خنک و احتراز از محیط هایی که گرما زیاد است.
وانهادگی و تمدد اعصاب
سر زنده بودن – در هر موقعیتی خواب برای رفع خستگی مورد نیاز نیست. تکنیکهای رفع خستگی بستگی به فرد دارد–برخی روشهای تمدد اعصاب برای بعضی بیماران ام اسصلاح نیستند
عادات خوابیدن
در جایی که روزها استراحت میکنید شبها نخوابید یعنی در دو محل متفاوت در شب و روز استراحت کنید——-به عادات پیش از بخواب رفتن توجه کنید
محیط پیرامون
اقلامی را که مدام استفاده میکنیم در محلهایی قرار دهید که بسادگی بتوانید به آنها برسید—–محل آسایش مناسبی را برای استراحت و جایی که زمان زیادی را آنجا میگذرانید در نظر بگیرید بعنوان مثال در محل کار خانه یا مدرسه.
کار درمان شما میتواند در مورد هر یک از موارد فوق الذکر با شما مشورت کرده و مناسبترین ترکیب از موارد فوق را که منطبق با نیازهای شما باشد بعنوان یک راهبرد به شما پیشنهاد دهد.
بر اساس اصول و مثالهای طرح شده در جدول شماره دو اجازه دهید به سه فعالیت روزانه در زندگی یک فرد (بطور مثال) نگاهی داشته باشیم این فعالیتها عبارتند از حفظ اشتغالمان – نگهداری از کودکانمان – برنامه ریزی و آماده کردن شام برای افراد خانواده. چگونه راهبردهای پیش گفته را بکار بگیریم تا خستگی امان کاهش یافته و قادر به انجام امور گفته شده باشیم؟
با وجود اینکه لازم است نیازهای خاص هر فرد در نظر گرفته شود مثالهای مربوط به راهبردهای حفظ اشتغال در مواجه با خستگی ناشی از ام اس بوسیله بررسی محیط کار از نظر میزان حرارت ( وجود تجهیزات سرمازا و همچنین امکان استراحت در چند نوبت جنبه عمومی دارد.
برای رسیدگی به امور کودکانمان , در هر مورد میتوانیم از ابزارهای توانبخشی استفاده کنیم ضمن اینکه تلاش میکنیم هر چیزی را نزدیک خود و در دسترس نگهداری کنیم.
فعالیت نهایی و آخر آماده کردن شام بود این فعالیت را میتوانیم در چند مرحله انجام دهیم تا بتوانیم انرژیمان را بعنوان اصل اولیه و مهم در برخورد با خستگی ناشی از ام اس ذخیره کنیم. از پیش آماده کردن ظروفی که میتوانند برای چند نوع غذا استفاده شوند. استراحت قبل از طبخ غذا و بهره گیری از کمک افراد خانواده برای کاهش بار مسئولیت روی خود .
رویکرد هر چه باشد باید درک شود که زندگی روزمره بطور فزاینده ای تلاش بیشتر ما را می طلبد همراه با پیچیدگی که خستگی منتج از ام اس بوجود می آورد هر کس باید بدنبال رویکرد راهبردی چند جانبه و جامع باشد تا نتیجه آن مدیریت و کنترل بی رمقی در زندگی روزمره امان در قرن بیست و یکم باشد۰
داروهای رایج در بیماری ام اس
داروهای نام برده شده در زیر داروهای رایجی است که برای تخفیف بیماری ام اس در دنیا بکار میرود اینکه کدام دارو برای چه کسانی مناسب است بطور کامل در حیطه نظر پزشک متخصص معالج شماست لذا قصد من از ترجمه این متن که از سایت انجمن ام اس آمریکا دریافت کردم آشنا کردن بیماران با انواع این داروها و افزایش آگاهی و دانش آنهاست نهایتا اینکه به هیچ وجه اینکار جنبه تبلیغاتی نداشته و منظور توصیه هیچ دارویی نیست۰
نوانترون
نوانترون دارویی است که برای درمان ام اس پیشرونده (حاد) ثانویه – عود کننده پیشرونده – یا ام اس عود کننده فروکش کننده که به مرور بدتر میشود. بکار میرود ۰ این دارو برای درمان ام اس پیشرونده اولیه بکار برده نمی شود. اشخاصی که از نوانترون استفاده میکنند عود بیماری کمتری را خواهند داشت و بمدت بیشتری میتوانند تحرک داشته باشند۰
نوانترون بوسیله سرم در رگ دست تزریق میشود و هر سه ماه یکبار تزریق صورت میگیرد برای مدت دو تا سه سال یعنی ۸ تا ۱۲ دوز اگر چه با توجه به وضعیت بیمار تعداد دوزها میتواند تغییر کند۰
عمده تاثیرات جانبی نوانترون شدید نیستند و بطور عادی بوسیله پزشک درمان میشوند , شایع ترین تاثیر جانبی نوانترون در بیماران ام اس تهوع – نازکی مو – از دست دادن دوره های قاعده گی – عفونت ادرار و زخم دهان می باشد . تهوع اغلب شدید نبوده و ظرف ۲۴ ساعت نیز برطرف می شود. تعداد کمی از بیماران مورد معالجه قرار گرفته با نوانترون دچار مشکلات قلبی شدند . در صورتی که در نفس کشیدن دچار مشکل هستید – پاها و زانوهایتان دچار تورم شده اند یا ضربان قلبتان نامرتب و شدید شده است به پزشکتان مراجعه کنید. این مشکلات بیشتر در افرادی روی میدهد که بیش از ۱۲ دوز از نوانترون را مصرف کرده اند ( اغلب بیش از ۱۴۰ mg / m۲ )
نوانترون باعث میشود تعداد سلولهای گلوبول سفید کاهش یابد که خطر ابتلا به عفونت را در بیماران افزایش میدهد. البته بیشترین میزان ریسک مربوط به اولین ماه تزریق می باشد بعلاوه نوانترون منجر به کاهش پلاکت بیمار میشود که خطر خون ریزی را افزایش میدهد۰
تحت شرایط زیر بفوریت با پزشک خود تماس بگیرید:
در صورتی که پس از تزریق دچار طب شدید
در صورتی که دچار سرما و خنکی بیش از حد شدید
در صورتیکه احساس گلو درد – سرفه – درد همراه ادرار – ادرار زیاد ( بیش از همیشه ) یا در صورت مشاهده خون ریزی غیر عادی یا کبود شدگی غیر عادی.
نوانترون به رنگ آبی تیره است بنا براین ممکن است رنگ ادرار شما را برای چند روز پس از تزریق تغییر دهد همچنین سفیدی چشم نیز ممکن است برای چند روز متمایل به رنگ آبی شود۰
آونکس
آونکس نوعی اینترفرون بتا می باشد. اینترفرونها پروتئینی هستند که بطور طبیعی در بدن تولید میشوند تا با عفونتهای ویروسی در بدن مبارزه کنند ضمنا به تنظیم سیستم ایمنی کمک میکنند. آونکس از گروه مشابه اسید آمینه است که, مشابه بلوکهای پروتئین ساخته شده بوسیله بدن هستند. تصور میشود ام اس بیماریی است که در آن سیستم ایمنی بدن علیه میلین (عایق پوشاننده فیبرهای عصب) واکنش نشان میدهد و آنرا تخریب میکند. اعتقاد بر این است که آونکس واکنش سیستم ایمنی بدن را تنظیم کرده باعث کاهش حمله علیه میلین میشود۰
با آونکس داروی بیشتری وارد جریان خون میشود و بمدت طولانی تری نیز باقی می ماند زیرا این دارو در عضله تزریق میگردد. این یکی از دلایلی است که باعث شده تا این دارو هفته ای یکبار تزریق شود. سایر درمانها برای ام اس بصورت تزریق زیر پوستی هستند و بایستی روزانه یا یکروز در میان تزریق شوند. برخلاف تزریقهای زیر پوستی تزریقهای عضلانی بندرت منجر به ناراحتی و واکنش های ناخوشایند می شوند. مزیت دیگر آونکس این است که تمام آنچه را که برای تزریق نیاز دارید در یک بسته در اختیار شما قرار میدهند.
بیشتر افراد می توانند خود را با این دارو تطبیق دهند اما مشابه تمام داروهای مربوط به ام اس , این دارو نیز تاثیر جانبی دارد که شایعترین آن حالت شبیه به سرماخوردگی – درد عضلانی – طب و لرز است البته برخی آثار دیگر نیز دیده شده است که از لحاظ آماری با گروه کنترل تفاوتی ندارند سر درد (آونکس ۶۷% – داروی خنثی ۵۷%) درد (آونکس ۲۴% – داروی خنثی ۲۰%) ضعف عضلات (آونکس ۲۱% – داروی خنثی ۱۳%) این علائم غالبا بعد از یکروز از میان میروند. راههای زیادی برای کنترل علائم حالت سرماخوردگی وجود دارد مانند خوردن انواع مسکن چند ساعت قبل و بعد از تزریق۰
برای افراد مبتلا به افسردگی و اختلالات ناگهانی در استفاده از آونکس دقت زیادی باید صورت گیرد. آونکس نباید بوسیله زنان باردار استفاده شود. افراد مبتلا به بیماری قلبی بعد از استفاده از آونکس همواره باید تحت نظر باشند. در طی درمان با آونکس آزمایشهای شیمیایی خون و هماتولوژی بطور مرتب پیشنهاد میشود.
بتاسرون
بتاسرون (اینترفرون بتا – ۱ ب ) ساخته شده از پروتئین خشک , استریل و تصفیه شده , بوسیله تکنیکهای نوترکیب DNA ایجاد و برای تزریق آماده شده است. اینترفرون بتا-۱ ب بوسیله تخمیر باکتری یایی Escherichia coil که دارای خصوصیت ژنتیکی پلاسمین مهندسی شده و حاوی ژن انسانی interferon beta ser۱۷ است. ژن محلی از فیبروبلاست انسانی بدست آمده و بگونه ای اصلاح شده تا جایگزین اسید امینه طبیعی برای پس ماند سیستئین در position ۱۷ شود. اینترفرون بتا ۱ b یک پروتئین کاملا تصفیه شده است که ۱۶۵ واحد اسید آمینه داشته با وزن مولوکولی تقریبی ۱۸۵۰۰ دالتون. و شامل زنجیره کربوهیدراتها که بطور طبیعی در مواد یافت میشود نیست.
بتاسرون برای استفاده بیمارانی که زمین گیر نیستند مناسب است بیماران ام اس از نوع عود کننده فروکش یابنده جهت کاهش تعداد عود بیماری . ام اس عود کننده فروکش یابنده وجه مشخصه آن حملات مداوم بیماری است که به همراه آنها اختلال سیستم اعصاب با بهبودی کامل یا ناقص وجود دارد. اثربخشی بتاسرون در ام اس از نوع حاد مورد ارزیابی قرار نگرفته است.
بتاسرون برای مصرف بیمارانی که سابقه حساسیت شدید به اینترفرون بتا طبیعی یا نو ترکیب , آلبیومین انسانی USP , یا سایر اجزاء فرمولاسیون دارند صلاح نیست.
واکنش پوستی در ناحیه تزریق بتاسرون معمول است که از آنها میتوان: قرمزی ناحیه تزریق – درد و تورم – تغییر رنگ پوست را نام برد اما علائمی که کمتر مشاهده شده است عبارتند از : مردگی بافت در ناحیه تزریق ( پوست ترک خورده و بافتها دچار تخریب میشوند). بایستی هر بار محل تزریق را تغییر داد بگونه ای که در زیر توضیح داده شده است یا طبق دستور پزشک. در محلی که پوست سفت یا قرمز و یا نرم شده تزریق را انجام ندهید . در صورتیکه پوست ترک خورد یا دچار آماس شده آب انداخت قبل از تزریق بعدی بتاسرون بفوریت به پزشک خود مراجعه کنید. علائم شبیه علائم سرماخوردگی نیز معمول است که شامل طب – سرما – عرق کردن – بی رمقی و درد عضلات می باشد. تزریق بتاسرون در شب باعث تاثیر گذاری کمتر این علائم است.
افسردگی شامل تلاش برای خودکشی در برخی بیماران گزارش شده است درصورتیکه چنین احساسی داشتید بلافاصله با پزشک خود تماس بگیرید۰
ربیف
ربیف ( اینترفرون بتا-۱ a ) بوسیله فرآیند تکنولوژی زیستی که آن را شبیه اینترفرون بتا ۱ طبیعی که در بدن یافت میشود ساخته می شود. اینترفرونها پروتئین هایی هستند که بطور طبیعی در بدن بوجود می آیند و دارای پروتئین ضد ویروس هستند که به هدایت سیستم ایمنی کمک میکند. آنها به سلولهای دفاعی بدن برای مبارزه با بیماریها و کاهش تورم (در سیستم مرکزی اعصاب) کمک میکنند.
کارکرد ربیف کمک به سیستم ایمنی است تا به میلین ها حمله نکند, میلین ماده محافظ پوشاننده اعصاب است . ربیف برای بیماری ام اس از نوع عود کننده درمان محسوب نمی شود اما بوضوح نشان داده است که مراحل بیماری را کند میکند. ضمن اینکه به کاهش تورم و صدمه به میلین و اعصاب سیستم مرکزی عصبی کمک میکند.
ربیف بصورت زیر جلدی و هفته ای سه مرتبه تزریق میشود.
برخی اثرات جانبی رایج عبارتند از علائم شبیه سرما خوردگی (طب – درد عضله ها و سر درد) واکنش پوستی در ناحیه ای که تزریق صورت گرفته است. این علائم جانبی را میتوان بوسیله خوردن مسکن قبل از تزریق یا قرار دادن کیسه یخ در محل تزریق قبل و بعد از تزریق , ماساژ آرام محل تزریق و تغییر محل تزریق در هر نوبت , کم کرد. سایر علائم جانبی عبارتند از درد شکم – افسردگی – تغییر کارکرد کبد و بوجود آمدن مشکلات خون.
تیزانیدین tizanidine
نام تجاری: پاتانول زانافلکسpatanol Zanaflex (Elan/Athena Neurosiences )
مورد استفاده: مدیریت و بسامان کردن افزایش سفتی عضله ها و انقباض عضلانی متناوب و شدید.
Tizanidine اولین درمان جدید خوراکی طی بیست سال گذشته ( بعد از بکلوفن) است که برای کنترل و بسامان کردن افزایش سفتی عضلات همراه با انقباض عضلانی ناشی از ام اس یا جراحت ستون فقرات ساخته شده است۰ اگر چه تحقیقات جاری در خصوص مدیریت ام اس و اختلالات عروق مغزی(CVDs ) روی رویکردی متمرکز شده است که روی سیستم ایمنی تاثیر میگذارد همینطور اینکه این دارو میتواند از سلسله وقایع مربوط به کم خونی موضعی مغزی جلوگیری کند , درمان داروئی – انقباض عضلانی – اختلال در ادرار – درد و افسردگی از موارد کلیدی استفاده از این دارو هستند زیرا داروها اغلب تاثیر فوری داشته که به بیماران در غلبه بر ناتوانائیهایشان کمک میکنند. Tizanidine در تلاش برای یافتن دارویی برای درمان انقباض عضلانی ساخته شد.
کارکرد این دارو چگونه است؟ Tizanidine یک داروی agonist Alpha۲-adrenergic سریع الاثر است; این دارو بوسیله افزایش بازدارنگی پیش سیناپسی نرون حرکتی انقباض عضلانی را کاهش میدهد. بیشترین تاثیرات این دارو روی مسیرهای چند سیناپس است و نتیجه کلی آن هم هدایت نرونهای مهره ای آسیب دیده منتقل کننده های تحریکاتی مانند اسید آمینه و استقرار همزمان تسهیلاتی مسیرهای مهره ای است ( آنهاییکه حرکت عضله ها را افزون میکنند)۰
سبکهای بالینی
در یک بررسی جامع نتایج مطالعات کلینیکی روی Tizanidine و مقایسه آن با مطالعات انجام گرفته روی بکلوفن یا دیازپام در بیماران مبتلا به ام اس و بیماران CVDs میزانی از قابلیت مقایسه را نشان داد و نشان داد بیمارانی که از این دارو استفاده کرده اند میزان انقباض عضلانی کمتری داشته اند.
Tizanidine باید در دوزهای ۸ میلیگرم داده شود از آنجائیکه دوز پائین تر در آزمایشهای کلینیکی موثر نبوده است . بدلیل تاثیرات جانبی بالقوه از روی احتیاط برای شروع بهتر است با دوز ۴ میلیگرم شروع و به مرور آنرا افزایش داد تا به مقدار مورد نظر و اثرات استفاده از دارو دست یافت. دوز بعدی به فاصله ۶ تا ۸ ساعت میتواند باشد تا حداکثر ۳ دوز در ۲۴ ساعت . حداکثر کل مصرف روزانه نباید بیش از ۳۶ میلی گرم باشد .
مانند داروی clonidin داروی Tizanidine میتواند موجب کاهش فشار (بخصوص فشار خون) شود. در یک مطالعه دو سوم بیماران مورد معالجه قرار گرفته با یک دوز ۸ میلی گرمی دچار افت ۲۰% در سیستولیک یا دیاسیستولیک فشار خون شدند اگر چه این اثر همیشه همراه با بی هوشی نبود. کاهش فشار میتواند بوسیله تغییر آرام عیار دوز به حداقل برسد. Tizanidine بایستی با دقت و احتیاط همراه سایر داروهای ضد فشار استفاده شود. آثار جانبی گزارش شده عبارتند از : خشکی دهان(۴۹%) خواب آلودگی (۴۸%) خستگی/ بی رمقی(۴۱%) و سرگیجه (۱۶%) .
amantidine
(Amantidine (a-MAN-ta-deen
یک ضد ویروس است و برای جلوگیری با درمان عفونت ناشی از آنفولانزا ( نوع A ) بکار برده میشود این دارو میتواند به تنهایی یا همراه با سایر داروهای ضد آنفلوانزا مصرف شود. آمانتادین روی سرما خوردگی و سایر انواع آن تاثیری ندارد همینطور روی سایر عفونتهای ویروسی موثر نیست.
آمانتادین همچنین یک داروی ضد اختلال در هماهنگی عصبی نیز هست و برای درمان بیماری پارکینگسون بکار میرود که گاهی فلج پیری یا فلج لرزشی نامیده میشود. این دارو میتواند به تنهایی یا همراه سایر داروها به بیماران پارکینگسون داده شود. بوسیله بهبود کنترل عضله و کاهش سفتی عضلات . این دارو انجام حرکات بطور عادی را برای بیماران ممکن کرده علائم بیماری را تخفیف میدهد. آمانتادین همچنین در درمان سفتی و لرزشی ناشی از مصرف دارو ها بکار برده میشود داروهایی که برای درمان های اعصاب و روان و شرایط تهییج روانی بکار برده میشوند۰ از آمانتادین برای شرایط دیگر بر اساس نظر پزشک نیز استفاده میشود.
موارد احتیاطی که در حین مصرف این دارو باید مد نظر قرار گیرد
نوشیدن مشروبات الکلی در حین استفاده از این دارو آثار جانبی این دارو را افزایش میدهد این آثار عبارتند از: مشکلات گردش خون – سرگیجه – منگی – غش – مغشوش شدن. بنابراین زمانیکه که از داروی آمانتادین استفاده میکنید هرگز مشروبات الکلی مصرف نکنید.
این دارو در برخی میتواند باعث سرگیجه – منگی یا دید بلوری و یا مشکل در پیدا کردن تمرکز شود. قبل از انجام هر کاری که احتیاج به دقت و توجه دارد مثل رانندگی از واکنش این دارو روی خودتان مطمئن شوید تا از بوجود آوردن خطر برای خود یا دیگران پرهیز کرده باشید. اگر واکنشهای فوق الذکر خیلی دردسر ساز بودند به پزشک خود مراجعه کنید.
بلند شدن ناگهانی از خواب یا از یک موقعیت نشسته بطور ناگهانی برخواستن شدت این علائم را افزون میکند به آرامی از خواب برخواستن و یا از یک موقعیت نشسته به آرامی بلند شدن میتواند در تخفیف علائم پیش گفته موثر باشد. در صورتیکه پس از مصرف این دارو احساس افسردگی و میل به خودکشی در شما پیدا شد با پزشک خود بفوریت تماس بگیرید.
آمانتادین میتواند باعث خشکی دهان بینی و گلو شود برای برطرف کردن موقت خشکی دهان میتوانید از آدامس استفاده کنید یا یک تکه یخ در دهان بگذارید در هر حال در صورتیکه خشکی دهان بیش از دوهفته طول کشید به پزشک یا دندان پزشکتان مراجعه نمایید. تداوم خشکی دهان امکان بوجود آمدن بیماریهای دندان مثل پوسیدگی دندان – بیماری لثه و عفونتهای قارچی را افزایش میدهد.
این دارو میتواند منجر به ایجاد لکه وخالهای تور مانند به رنگ قرمز ارغوانی روی پوست شود. این مشکل بیشتر برای زنها در قسمت پا و ساق پا معمولا پس از مصرف مداوم دارو برای بیش از یکماه رخ میدهد و مادامیکه از دارو استفاده میکنید این لکه ها وجود خواهند داشت اما پس از قطع دارو بعد از ۲ تا ۱۲ هفته این لکه ها محو میگردند . درصورتیکه در این مورد سئوالی دارید آنرا با دکترتان مطرح کنید۰
برای بیمارانی که آمانتادین را برای بیماری پارکینگسون استفاده میکنند یا مشکلات حرکتی که بعلت مصرف داروهای خاصی برای درمان مشکلات اعصاب روحی روانی و شرایط تهیج بوجود آمده اند. بیماران پارکینگسون باید توجه داشته باشند که نباید بیش از حد فعالیت کنند از آنجاییکه پس از مصرف دارو شرایط آنها بهتر شده و بدن فعالیتش آسان تر صورت میپذیرد . در اینحال آنچه امکان وقوع زیادی دارد بوجود آمدن جراحت ناشی از افتادن بیمار است. افزایش فعالیت بایستی به مرور باشد تا به بدن زمان لازم برای تنظیم تغییرات در حفظ تعادل – گردش خون و هماهنگی داده شود۰
برخی بیماران ممکن است حس کنند این دارو بعد از چند ماه استفاده اثر خود را روی آنها از دست داده است. در صورتیکه چنین حسی داشتید با دکتر خود مطرح نمایید دکتر شما ممکن است نسبت به تغییر دوز یا قطع موقت دارو اقدام نماید.
آثار جانبی این دارو
همراه با آثار مورد نیاز یک دارو آثار ناخواسته نیز وجود دارد اگر چه تمام این آثار ممکن است در یک بیمار بوجود نیاید و در صورت بروز این آثار نیز ممکن است برای رفع آنها به درمان نیاز باشد.
درصورت مشاهده هر یک از آثار زیر بفوریت به پزشک خود مراجعه نمایید:
علائمی که شایع نیستند
بلوری شدن دید – پریشانی ( بخصوص در بیماران مسن) – اشکال در تخلیه ادرار ( بخصوص در بیماران مسن) – غش – دچار توهم شدن(دیدن. شنیدن یا احساس کردن چیزی که وجود ندارد) – تورم دستها . پاها یا پایین ساق پا.
علائم نادر
تشنج – کاهش دید یا هر نوع تغییر در بینایی – مشکل در هماهنگی قسمتهای مختلف بدن – طب – لرز – گلو درد – افزایش فشار خون – افزایش تحرکات بدن – تحریک و تورم چشم – از دست دادن حافظه – افسردگی روحی – تندخو شدن شدید و تغییر روحیه – جوش پوست – مبهم صحبت کردن – فکر خودکشی یا اقدام به خودکشی – کوتاه شدن تنفس بدون اینکه توضیحی برای آن داشته باشید۰
سایر آثار جانبی که رخ میدهد معمولا کم اهمیت بوده و نیازی به مراقبت دارویی ندارد. این آثار به مرور که دارو را مصرف میکنید بدن خودش را با دارو تطبیق داده و آثار مربوطه از بین میروند به هر صورت اگر علائم زیر بعد از مدتی از بین نرفته و باعث ناراحتی شدند با پزشک خود تماس بگیرید:
آثاری که بیشتر رایج هستند:
سراسیمگی و آشفتگی – تشویش و دل واپسی – عصبانی و متشنج بودن – اشکال در تمرکز پیدا کردن – گیجی یا منگی – سر درد – کج خلقی – از دست دادن اشتها – تهوع – پیدا شدن لکه قرمز ارغوانی رنگ روی پوست – اشکال در خوابیدن یا خواب آشفته دیدن.
آثاری که کمتر رایج بوده یا نادر هستند:
یبوست – کاهش میل جنسی – اسهال – خواب آلودگی – خشکی دهان بینی و گلو – احساس غلط خوب بودن – سر درد – استفراغ کردن – خستگی غیر عادی یا ضعف.
سایر آثار جانبی که در بالا ذکر نشده است ممکن است برای یک بیمار رخ دهد در اینصورت با پزشک خود تماس بگیرید.
بکلوفن baclofen
(‌‌‌‌‌‌‌‌Baclofen (BAK – loe – fen برای شل کردن عضله های معینی در بدن بکار میرود. این دارو باعث رهایی از گرفتگی عصله ها – انقباض عضله – سفت شدن عضله که بوسیله مشکلات پزشکی مثل ام اس یا جراحت های ستون فقرات بوجود می آید میشود.بکلوفن این مشکلات را درمان نمیکند اما سایر درمانها را ممکن میکند مثل درمان بوسیله حرکات نرمشی و یا اینکه کمک میکند تا موقعیت بیمار بهتر شود.
بکلوفن روی سیستم مرکزی اعصاب (CNS ) عمل کرده تا باعث سست کردن و شل نمودن عضله ها شود. عمل بکلوفن روی سیستم مرکزی اعصاب همچنین میتواند منجر به بروز برخی آثار جانبی گردد. بکلوفن ضمنا برای موقعیتهای دیگر به تشخیص پزشک بکار میرود.
ملاحظاتی که ضمن استفاده از دارو باید مد نظر باشد
مصرف دارو را بطور ناگهانی قطع نکنید. آثار ناخواسته در صورت قطع ناگهانی دارو ممکن است بروز نماید. قبل از قطع دارو با پزشک خود در مورد نحوه کم کردن آرام آرام دارو تا قطع کامل آن مشورت کنید.
این دارو به اثرات الکل و سایر آرام بخشها میافزاید(داروهایی که سیستم اعصاب را کند میکنند احتمالا منجر به خواب آلودگی میشوند) برخی مثالهای آرام بخش سیستم مرکزی اعصاب (CNS) عبارتند از : antihistamin ها یا داروی طب یونجه – سایر آلرژیها یا سرماخوردگیها – tranquilizer ها یا داروهای خواب آور – داروهای نسخه ای برای درد یا narcotic ها – barbiturate ها – دارو برای حمله ناگهانی بیماری – سایر داروهای شل کننده عضله ها – یا داروهای بیهوشی و بی حسی مانند برخی از مواد بیحس کننده برای دندان . در زمان مصرف بکلوفن قبل از استفاده از هر کدام از داروهای پیش گفته با پزشک خود مشورت کنید.
این دارو میتواند باعث خواب آلودگی – گیجی – مشکلات در دیدن – نا آزموده (دست و پا چلفت) بنظر آمدن یا بی ثبات و لرزان بودن بشود. قبل از رانندگی با اتومبیل یا انجام هرگونه کار خطرناک از اثر دارو روی خود مطمئن شوید. مطمئن شوید که هماهنگی خوبی دارید و بخوبی میتوانید ببینید.
برای بیماران مبتلا به دیابت
این دارو میتواند منجر به افزایش قند خون شما شود . در صورتیکه تغییری در نتایج آزمایش قند خون یا قند در ادرار شدید و اگر سئوالی در این مورد دارید به پزشکتان مراجعه کنید.
آثار جانبی این دارو
همراه با آثار مورد نظر یک دارو آثار ناخواسته نیز وجود دارد. اگر چه همه این علائم رخ نمی دهد و در صورت بروز نیز میتوان با داروهای دیگر این علائم را از بین برد. در صورت مشاهده هر کدام از علائم زیر به دکتر خود مراجعه کنید:
علائم کمتر شایع یا نادر
ادرار خونین یا تیره – درد در سینه – غش – گرفتار اوهام و خیالات شدن ( دیدن یا شنیدن چیزهایی که واقعیت ندارند) – افسردگی روحی یا دیگر تغییرات حالت – وزوز کردن یا زنگ زدن گوشها – خارش پوست پیدا کردن
علائم مصرف خارج از اندازه
دید بلوری یا دوتایی دیدن – تشنج (حمله ناگهانی) ضعف عضلات (بطور شدید) – کوتاهی تنفس یا کم شدن غیر عادی تنفس و مشکل در نفس کشیدن – استفراغ
سایر آثار جانبی که ممکن است رخ دهد و احتیاج به مراقبت دارویی ندارند. آین آثار در طی درمان زمانیکه بدن به دارو عادت کرد از بین میروند. به هر حال با پزشک خود در صورت تداوم این علائم و ناراحت کننده بودنشان مشورت کنید.
علائم بیشتر شایع
منگی و گیجی – خواب آلودگی – تهوع – ضعف غیر عادی بخصوص ضعف عضلات
علائم کمتر شایع
درد ناحیه شکم – نا آزمودگی – عدم ثبات – لرزش یا سایر مشکلات با کنترل عضله – یبوست – اسهال – دفع ادرا همراه با درد یا اشکال در دفع ادرار – حس خطای خوب بودن – تکرر ادرار و ناتوانی در کنترل ادرار – سر درد – از دست دادن اشتها – کاهش فشار خون – درد مفاصل و عضله – بی حسی و مور مور شدن در دست و پاها – افزایش ضربان قلب – مشکلات جنسی در مردان – مبهم صحبت کردن و اشکال در تکلم – بسته شدن بینی – آماس زانو ها – اشکال در خوابیدن – هیجان غیر عادی – خستگی غیر عادی – افزایش وزن.
برخی از آثار جانبی زمانی رخ میدهند که دارو را قطع کنید بخصوص درصورتیکه قطع دارو ناگهانی باشد. درصورتیکه با هر یک از علائم زیر مواجه شدید با پزشک خود تماس بگیرید:
حمله ناگهانی – دچار توهم شدن – افزایش گرفتگی عضلات – انقباض عضلات یا سفت شدگی – تغییر روحی و حالتی – بطور غیر عادی عصبی بودن و ارام نداشتن.
طب سوزنی و ام اس —- اثر بخشی آنتی اکسیدانتها
طب سوزنی میتواند به مشکلات مربوط به ادرار در بیماران ام اس کمک کند
استفاده از طب سوزنی برای بیماریهای مختلف مورد آزمون قرار گرفته است اما مطالعات کمی در خصوص بیماری ام اس و طب سوزنی صورت گرفته است. در همین رابطه و برای ارتقا دانش و آگاهی مان از اثر طب سوزنی و ام اس مطالعه ای روی مشکل ادرار در بیماران ام اس و استفاده از طب سوزنی برای درمان آن صورت گرفت: در این مطالعه چهل و یک بیمار ام اس از انواع عود کننده و پیشرفته انتخاب و به چهار گروه تقسیم شدند گروه اول هیچ نوع درمانی دریافت نکردند گروه دوم داروهای رایج مربوط به کنترل مثانه را دریافت نمودند گروه سوم روی آنها طب سوزنی انجام شد گروه چهارم نیز هم طب سوزنی و هم داروهای رایج کنترل مثانه را دریافت کردند۰
آ‌زمایش به این ترتیب بود که پس از هر بار ادرار مقدار ادرار باقیمانده در مثانه اندازه گیری میشد.
نتیجه اینکه گروه دوم ( آنهائیکه از درمانهای داروئی رایج استفاده میکردند) و گروه سوم (آنهائیکه از طب سوزنی استفاده میکردند) بهترین نتیجه را بدست آوردند. این مطالعه همچنین بطور مقدماتی شواهدی را ارائه داد که طب سوزنی میتواند در درمان مشکلات مربوط به مثانه مفید باشد ضمن اینکه نشان داد داروهای مرسوم و رایج همراه با طب سوزنی در این مورد میتوانند بدون مشکل بکار برده شود.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ام اس و طب سوزنی از سایت Rocky Mountain MS در
www.ms-cam.org بازدید بفرمائید۰
رژیم غذایی ANTIOXIDANT برای ام اس موثر و مفید است
سابقا گزارشی در خصوص یک رژیم غذایی مکمل آنتی اکسیدانت از مرکزی بهداشت علمی اورگن یعنی اسید آلفا- لپپوئیک منتشر شده بود که این اسید مانع یا در واقع باعث فرونشاندن حمله سیستم ایمنی و رفتار معتدل سیستم ایمنی میشود البته این آزمایش روی موشها انجام شده بود موشهایی که به آنها اسید آلفا-لیپوئیک تزریق شده بود بهبودی در ام اس آنها مشاهده شده بود. گفتنی است این ماده وقتی بصورت خوراکی به موشها داده شد اثری را که بوسیله تزریق داشت نشان نداده بود یعنی بصورت خوراکی کمتر جذب میگردد. تحقیقات بیشتر در نشست آکادمی نورولوژیستها در آمریکا ارائه گردید که حاکی از موثر بودن انواع اشکال اسید آلفا- لیپوئیک روی مدل حیوانی ام اس است تحقیقات بیشتر و پیشرفته تر روی مدل انسانی ام اس در مرحله برنامه ریزی است۰
فیزیوتراپی : رویکردی مشارکتی
نوشته : Jenny Freeman سخنران موسسه بهداشت دانشگاه Plymouth و سخنران افتخاری انستیتو عصب شناسی لندن – انگلستان
بی رمقی و ام اس
بر اساس مجموعه تحیقات و شواهد علمی بمرور جمع شده فیزیوتراپی میتواند برای بیماران ام اس مفید باشد. همچنین فیزیوتراپی بعنوان جزئی از یک رویکرد کلی برای کمک در کنترل علائم ام اس مانند بی رمقی (fatigue) پیشنهاد شده است.
اگر چه فیزیوتراپی دامنه های وسیع و رویکردهای بسیاری داشته و ما تنها در شروع بررسی این نکته هستیم که کدام دامنه و رویکرد برای بیماران ام اس بهترین است.
شواهد اینگونه نشان میدهند که برخی زمینه های فیزیوتراپی مانند تمرینهای قدرتی و تمرینهای هوازی منجر به افزایش توانایی در راه رفتن , ایستادن و در واقع کاهش خستگی و بی رمقی میشوند. اما این واقعیت نیز وجود دارد که بیماران ام اس تفاوت زیادی با هم داشته و از نظر زمان ابتلا و شدت پیشرفت بیماری نیز با هم متفاوت هستند. چنین امری دلالت بر این مهم دارد که یک تمرین خاص را نمی توان برای همه توصیه نمود چون ممکن است برای برخی مفید نباشد.
بنابراین مهم است که انجام تمرینها زیر نظر یک فیزیوتراپ و با مشارکت سایر مراقبین بهداشت صورت گیرد تا هرکس متناسب با وضعیتی که دارد به انجام تمرینها پرداخته و در طول زمان به وضعیت جسمی بهتری دست یابد برای دستیابی به هدف فوق و دستیابی به بهترین روش تاثیر گذار روی سلامتی شخص تبادل اطلاعات , مشورت و همکاری صریح لازم است.
رویکرد درمانی خاص با توجه به منابع موجود بین درمانگرها . تجربه درمانگر , رجحان شخصی درمانگر و بیمار , متفاوت است. درمان به اشکال مختلف می تواند پیشنهاد شود چه برای بیماران بستری چه برای بیماران سرپایی و چه تمرینهای جمعی. چنین انعطاف پذیریی بسیار ضروری است زیرا هر بیمار خاص و یکه است (کمتر دو بیمار کاملا مشابه وجود دارند) و نیازهایشان نیز همواره در حال تغییر می باشد.
انجام فیزیوتراپی بایستی بصورت پیوسته و بلند مدت باشد تا بهترین نتیجه را برای بیمار در بر داشته باشد, در غیر این صورت نتیجه مورد نظر حاصل نخواهد شد. خود درمانی مداوم و موثر بخشی حیاتی در رویکرد به فیزیوتراپی جهت به حداقل رساندن علائم بیماری محسوب میشود علائمی مانند گرفتگی عضله ها – بی رمقی – ضعف و درد. چنین امری مستلزم درک ماهیت علائم بیماری و منطقی است که در رویکرد مدیریتی ما وجود دارد تا توانایی بکاربردن ره یافت و شیوه های مناسب را داشته باشیم۰ چنین دانشی نه تنها شخص را قادر به کنترل بهتر علائم بیماریش میکند بلکه باعث میگردد تا او شناخت کافی از توانایی خودش بدست آورد. آموزش نقش کلیدی در فیزیوتراپی دارد۰
در ارتباط با این رویکرد آنچه مهم است این است که فیزیوتراپی نباید حاکم بر زندگی فرد باشد بلکه بایستی جزئی از زندگی او گردد به این شکل که :
- در وضعیتهایی قرار گرفته که در آنها احساس راحتی کرده و هم ترازی عضله ها و مفاصل وجود داشته باشد مثل وقتی که روی رختخواب دراز کشیده اید یا روی صندلی نشسته اید.
- بکار بردن الگوهای حرکتی که باعث ایجاد عدم تقارن نشود یا باعث افزایش سفتی و گرفتگی عضله ها نگردد.
- مشارکت در انجام تمرینهای هوازی
- استفاده صحیح از تجهیزات
اهداف اولیه فیزیوتراپی عبارتند از:
- تشخیص جامع نیازهای فیزیکی , تمرکز روی وضعیت و حرکت
- تسهیل انجام وظایف بطور مستقل
- ارائه مجموعه آموزشهایی در ارتباط با موضوعهای: تمرینهای هوازی – حرکت و انجام امور و چگونگی حرکت بگونه ای که کمتر بیمار دچار سقوط شود.
- جلوگیری از بغرنج تر شدن وضعیت بیمار مانند در تنگا و فشار قرار گرفتن , کوتاه شدن عضله ها و تاندون بافتها.
- دست یابی به بهترین وضعیت تندرستی فیزیکی – عمومی
“نقل شده” کلمه ای است که فیزیوتراپها اغلب برای توصیف بهبود بدست آمده و دائمی شده در یکنفر بکار می برند , آنها با اندازه گیری تغییرات نسبت به سنجش میزان پیشرفت بیمار در طول زمان اقدام میکنند , چنین سنجشی در نواحی کیفیت راه رفتن , سطح تندرستی, دامنه حرکات و مقدار انجام وظایف بطور مستقل صورت میگیرد. در صورتیکه وضعیت بیمار بطرف بدتر شده باشد فیزیوتراپها میتوانند مشخص کنند که این بدتر شدن ناشی از عوامل عصبی است یا سایر عوامل است.
چنین تشخیصی ضروری است زیرا محدودیت در منابع مراقبت بهداشتی به این معنی است که تمرینهای مداوم بلند مدت به دشواری میتواند مفید باشد در صورتیکه تغییرات مثبت بوقوع نپیوندد یا اگر پس از مدتی بهبود مورد نظر حاصل نگردد.
لذا خود درمانی مداوم بوسیله مشارکت با فیزیوتراپ بنیاد اساسی موفقیت در رهیافت درمان با فیزیوتراپی است.
دارو شناسی درمان خستگی
نوشته Elizabeth McDonald, رئیس بخش دارویی انجمن ام اس ویکتوریا – استرالیا
خستگی و ام اس
بیماران مبتلا به ام اس از خستگی یا بی رمقی بعنوان یک از شایعترین و ناتوان کننده ترین علائم بیماریشان یاد میکنند مطالعات نشان میدهند حدود ۹۵ درصد بیماران با این نوع خستگی درگیر هستند. خستگی در ام اس همچنین به سست بودن نیز مشهور است و اینگونه تعریف میشود : فقدان انرژی فیزکی یا ذهنی فرد که منجر به توقف فعالیتهای بیمار میشود. این خستگی ناشی از نوع ام اس ، شدت بیماری یا دوره بیماری نیست و مکانیسم آن هنوز کاملا روشن نشده است۰
در این گفتار درمان اولیه خستگی ناشی از ام اس مورد نظر می باشد. مطالعات اخیر نقش قطعی استفاده از دارو در درمان خستگی اولیه ام اس بوسیله تغییرات شیمیایی مغز را تقویت کردند. داروهای جدیدتر تمرکز خود را روی هوشیاری متمرکز نموده اند تا تحریک سیستم مرکزی اعصاب.
آمانتادین Amantadine
آمانتادین یک داروی ضد ویروسی است و از سال ۱۹۸۰ میلادی برای درمان خستگی در بیماران ام اس مورد استفاده قرار گرفته است نحوه عمل این دارو در کاهش خستگی ناشناخته است. این دارو بعنوان اولین رویکرد برخورد با خستگی مطرح بوده و برای خستگی خفیف توصیه میشود. در مطالعات آمانتادین نشان داده است که حدودا برای یک سوم بیماران ام اس توانسته مفید باشد. اثر بخشی این دارو اغلب بعد از یک هفته استفاده از آن دیده میشود۰ آمانتادین نسبتا کم ضرر بوده و بوسیله بیماران خوب تحمل میشود ضمن اینکه ارزان نیز هست. آثار جانبی آن نیز اغلب خفیف بوده و شامل رویا دیدن – توهم – فعالیت زیاده از حد و تهوع می باشد.
مودافیلن Modafinal
مودافیلن ارتقا دهنده هوشیاری است که در درمان خواب آلودگی مفرط روزانه بکار رفته است. مطالعات اخیر سودمندی این دارو را در کاهش خستگی ام اس در دو سوم بیماران طی دو هفته نشان داده است. استفاده از این دارو برای آنهائیکه با خستگی شدید و نسبتا شدید و ملایم ام اس مواجه اند و همچنین آنهائیکه از آمانتادین نتیجه نگرفته اند توصیه میشود. مودافیلن کم ضرر بوده و خوب تحمل میشود آثار جانبی آن نیز میتواند سر درد – تهوع و ضعف در دوزهای بالا باشد.
پمولین Pemoline
پمولین یک داروی تحریک کننده سیستم اعصاب مرکزی است و برای درمان خستگی ام اس بکار گرفته شده است اما مطالعات سودمندی مشخصی را در مقیاسهای ارزیابی خستگی نشان نداده اند. پمولین به سختی بوسیله ۲۵ درصد بیماران تحمل شد و دوز بالای آن منجر به ایجاد آسیب به کبد میشود. در صورت استفاده از این دارو ضمن اینکه مداوما باید تحت نظر باشید آزمایش خون مداوم نیز لازم است. این دارو بعنوان اولین رویکرد درمان دارویی خستگی ام اس توصیه نمی شود.
سایر داروها
آمینوپرایدین ها ( aminopyridine-۴ و aminopyridine-۳,۴ ) داروهایی هستند که محققان روی آنها در حال مطالعه اند.
نقل از مجله MS in focus شماره اول صفحه ۱۷
مشکلات مثانه و ام اس
بیش از ۹۰ درصد بیماران مبتلا به ام اس با اختلال در عملکرد مثانه در دوره ای از بیماریشان مواجه اند. این علائم ممکن است بوجود آمده و از بین بروند اما نباید بهرحال نادیده انگاشته شوند زیرا میتوانند بدتر شوند۰
علائم مثانه که میتواند در مراحل اولیه بیماری یا در هر زمان دیگری در طول دوره بیماری رخ دهد باعث اختلال در فعالیتهای حیاتی مثل توانایی اجتماعی بودن– اشتغال در خارج از منزل و فعالیت جنسی بیمار شود۰ بیماری شدید و بستری شدن در بیمارستان پس از مدیریت نامناسب علائم مثانه رخ میدهد. اگر چه اخبار خوب این است که کاهش زیادی در بیماری ناشی از مثانه بوجود آمده است که مدیون تشخیص بموقع بیماری و معیارهای کنترل بیماری هستیم. علائم اختلال در کارکرد مثانه و مشکلات حادی که از پس آن بوجود می آید میتواند بدون سختی زیاد برطرف و پیشگیری شود. دو نوع اختلال در عملکرد مثانه در بیماران مبتلا به ام اس بوجود می آید. علائم فوریت (نیاز شدید) – تکرر – بیداری های مداوم شبانه برای ادرار و بی اختیاری در هر دو نوع اختلال مثانه رخ میدهد. تحقیقات نشان میدهد که از روی علائم نمی توان به نوع اختلال در مثانه پی برد. انجام آزمایش برای انتخاب نوع درمان مناسب برای بیمار ضروری است.
یک عصب شناس – اورولوژیست – پرستار میتواند مشکلات مثانه در ام اس را تشخیص دهد اینکه کدام متخصص درمان عمل تشخیص را انجام میدهد بستگی دارد به سازماندهی مراکز درمانی در آن کشور خاص و سیستم آموزشی درمانی در آن کشور۰
اغلب بیمارا ام اس درگیر با مشکلات مثانه میتوانند از تکنیک های مدیریت مشکلات مثانه بهره فراوان ببرند. متخصصین درمان رویکردهای مناسب برای هر بیمار را برای مبارزه با نوع اختلال متناسب با نیاز فرد در اختیار او قرار میدهند اختلال در نگهداری ادرار یا اختلال در تخلیه ادرار. این استراتژیها شامل دارو درمانی تا سوند زدن میشود که پس از مشورت با بیماران موثر بودن آنها مورد تایید قرار گرفته است. اغلب رویکردهای غیر تهاجمی مثل آنچه گفته شد ( سونداژ- دارو درمانی) برای بیماران با مشکلات حاد مثانه موثر نبوده در این موارد متخصصین ممکن است مداوا بوسیله جراحی را پیشنهاد کنند که البته در بیماری ام اس نادر است.
مشکلات مثانه کاملا برای بیمار آزار دهنده هستند علائم مثانه در ام اس میتواند موجب بوجود آمدن مشکلات دیگری شود همچنین این مشکلات میتواند منجر به جمع گریزی فرد بیمار شود یا در صورت شاغل بودن بیمار باعث بازنشستگی پیش از موعد او شود ضمن اینکه باعث کاهش اتکا بنفس او میشود. تشخیص – درمان – پیگیری مداوم از موارد اساسی و عمده ای هستند که بیمار برای کنترل وضعیت خودش باید انجام دهد. رابطه بیمار – متخصص درمان بصورت یک تیم کاری نیز از جمله موارد حیاتی در مدیریت موفق مشکلات مثانه در ام اس است.
عامل کلیدی , شناخت میزان حاد بودن مشکل , دانش آزمون مناسب (آزمایشهای دقیق ) و درمانها – باور واقع بینانه در رهایی از علائم و کار گروهی بیمار و مسئول درمان او در تمام مراحل درمان میباشد۰
ستون فقرات نقش مرکزی در اختلال مثانه در ام اس ایفا میکند وقتی ام اس میلین را از بین میبرد پیام های بین مغز و آن بخش از ستون فقرات که کار کنترل مثانه را بعهده دارد مخدوش میشود که نتیجه آن مشکلات مثانه است.
نواحی سیستم مرکزی اعصاب که کار کنترل سیستم ادرار را بعهده دارد در بخش پایین ستون فقرات قرار دارد. پیامها بین مغز و سیستم ادرار در طول اعصابی که در ساختار ستون فقرات وجود دارند منتقل میشود. در یک سیستم ادرار با عملکرد عادی مغز پیامی را دریافت میکند که مثانه پر است زمانی که وضعیت اجتماعی مناسب باشد مغز به این حس بوسیله ارسال پیام متقابل به ستون فقرات قسمتی که کار کنترل مثانه را عهده دار است پاسخ میدهد پیام به عضله های دیوار مثانه (detrusor ) میگوید منبسط شوند که بلافاصله در خروجی ادرار بنام sphincter اینکار انجام میشود این همکاری بین مغز و عضله باعث تخلیه ادرار میشود.
همانطور که گفته شد ستون فقرات نقش اساسی در برقراری ارتباط بین مغز و سیستم ادرار دارد.
عمدتا دو نوع اختلال در عملکرد سیستم ادرار در بیماران ام اس وجود دارد یکی عدم توانایی نگهداری ادرار و دیگری تخلیه نشدن ادرار. مشخص نیست چرا برخی از بیماران به یک نوع و دیگر بیماران به نوع دیگر اختلال در ادرار دچار میشوند حتی برخی از بیماران به ترکیبی از دو نوع اختلال یاد شده دچار میشوند.
اشکال در تخلیه ادرار زمانی رخ میدهد که یک انقطاع (قطع شدگی) درمسیر انتقال پیام مغز رخ میدهد که منجر به بی اختیاری در انقباض عضله دیوار مثانه میشود که به آن فعالیت بیش از حد مثانه گفته میشود که در اثر آن بیمار مدام حس میکند به دستشویی رفتن نیاز دارد در صورتیکه این وضعیت شدید باشد بیمار ممکن است دچار بی اختیاری ادرار – نشت ادرار بدون اینکه اراده ای در انقباظ عضله های detrusor ها برای کنترل ادرار داشته باشد میشود.
“سندرا” خواننده معروف و دوست داشتنی آمریکایی تبار میگوید : من مشکل مثانه دارم که دیوانه ام کرده. روزهایی بوده اند که به این دلیل هرگز از منزل خارج نشدم اما حالا با درمان مناسب (استفاده از داروهای مناسب) مشکلم حل شده.
مشکل دیگر اختلال در سیستم ادرار مربوط به تخلیه کم یا ناکامل مثانه است. در این حالت بجای هم آهنگی در کار بین عضله های مهم مثانه – sphincter (خروجی مثانه) وقتی که detrusor (دیواره مثانه ) منبسط میشود آزاد نمیشود بنابر این ادار به سختی جریان پیدا میکند و باعث عدم تخلیه کامل مثانه میشود. ادرار باقی مانده در مثانه را “حجم مانده” می نامند که میتواند باعث تحریک انقباض بیشتر مثانه شود. بیماران ام اس که به این نوع مشکل مثانه دچار هستند از این شکایت میکنند که ادرارشان بطور کامل تخلیه نمی شود برخی هم چیزی حس نمی کنند ولی ادرار در مثانه اشان باقی مانده است ۰ “حجم ادرار مانده” با انجام یک آزمایش ساده میتواند مورد تائید قرار گیرد. انجام این آزمایش از آنجایی مهم است که ادرار باقی مانده میتواند منجر به ایجاد عفونت و درنتیجه گرفتاریهای بیشتر مثل بدتر شدن تکرر و اضطرار در بیماران شود۰
بررسی کامل وضعیت مثانه بیمار بوسیله پزشک مجرب و همکاری بیمار مبتلا به ام اس میتواند کلید موفقیت در غلبه بر این مشکل باشد.
مدیریت مشکلات مثانه از طریق دارو درمانی
مدیریت مشکلات مثانه در ام اس مشتمل بر دو مفهوم کلیدی است : اول استفاده از سوند تمیز بطور مرتب برای تخلیه کامل ادرار. دوم دارو درمانی برای مثانه های بیش از حد فعال که قادر به نگهداری ادرار نبوده و اضرار و تکرر ادرار را موجب میشوند

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:32 PM
جوش صورت یا آکـنه


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=ba19499ed233046ac8cde147522618fe
مقدمه
ضایعاتی که در اثر بسته شدن مجاری غدد چربی در صورت، گردن، پشت، شانه ها و سینه بوجود می آیند جوش یا به اصطلاح آکنه می گویند. این ضایعات بصورت جوش های سر سیاه، سر سفید، جوش چرکی، کیست و ندول می توانند بروز کنند. آکنه در اکثر نوجوانان دیده میشود و می تواند تا پایان جوانی و حتی بالای سی سال هم دیده شود.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/342123534.thumbnail.jpg
جوش معمولاْ بعد از چند سال بهبود می یابد ولی نمیتوان آن را به حال خود گذاشت چون با بهبود بعضی از جوشها، جوشگاه بوجود آمده تا پایان عمر باقی می ماند و از نظر زیبائی مشکل ساز هستند. گرچه این جوشگاه ها قابل ترمیم هستند ولی مانند پوست صدمه ندیده نمی شوند. در بعضی مواقع جوشگاه ها از نظر روحی فرد را آزار می دهند. بنابراین عاقلانه این است که جوش را درمان نمود تا جوشگاه را؛ چون درمان راحت تر و سریعتر است و نتیجه کار هم رضایت بخش تر است.
چگونگی بوجود آمدن جوش
غدد سباسه یا چربی از بدو در هر دو جنس وجود دارد. در اوایل دوران بلوغ با ترشح هورمون مردانه یا آندروژن این غدد شروع به بزرگ شدن و فعالیت خود که تولید و ترشح چربی است، را آغاز می کنند. غدد چربی در تمام سطوح پوستی بجز در کف پا و دست وجود دارد ولی بیشترین تراکم آنها در صورت، سینه، پشت و شانه ها است. غدد چربی ترشحات خود را بوسیله مجاری چربی که در ارتباط با فولیکول مو است، به سطح پوست تخلیه می کند. افزایش ترشح چربی باعث صدمه به مجاری غدد میگردد و سلول های جدار این مجاری آسیب دیده و کنده می شوند و این سلول های صدمه دیده بهم پیوسته و تولید پلاک یا لخته می کنند و می توانند مجاری را مسدود نمایند. از طرفی در بعضی افراد پوسته ریزی پوست بعلت بعضی نقص ها در آنزیم های لازمه برای پوسته ریزی طبیعی، بطور کامل انجام نمی گیرد و پوسته های روی هم انباشته شده در منافذ مجاری چربی باعث بسته شدن این مجاری می شوند. با بسته شدن این مجاری به هر وسیله، چربی در مجاری انباشته شده و باکتری های موجود در این مجاری رشد زیادی کرده و این چربی ها را تخمیر میکنند و مواد شیمیائی تولید شده در اثر تخمیر و ترشح بعضی فاکتورها از باکتری های موجود و همچنین انباشتگی چربی در مجاری باعث صدمه بیشتر به دیواره مجاری شده و آن را بطور کامل از بین می برند. با ورود چربی، سلول های مرده دیواره، باکتری ها و مواد تخمیری و آنزیمی به داخل پوست فرآیند التهاب فعال شده و سبب قرمزی و چرکی شدن جوش میگردد.
عوامل ایجاد کننده و تشدید کننده جوش
بهداشت فردی: گر چه آلودگی و کثیف بودن صورت و بدن علت ایجاد جوش نیستند ولی در تشدید جوش کمک می کنند. شستن صورت روزی دوبار با صابون و یا شامپو در بهبودی جوش کمک می کند. با آب گرم نباید صورت را شست، چون گرما ترشح چربی را افزایش می دهد و همچنین آب سرد نیز می تواند منافذ مجاری را خشک تر کنند و به بسته شدن این منافذ کمک نماید. پس بهتر است با آب ولرم صورت را شست. رژیم غذائی: معمولاْ غذا باعث ایجاد جوش نمیشود. گرچه غذاهای چرب و شیرین در بعضی افراد جوشها را بدتر می کنند ولی این عمومی نیست و بقیه افراد نیاز به رژیم غذائی ندارند. ترشح زیادی انسولین در خون و رسیدن آن به پوست در برخی افراد باعث ایجاد جوش می شود. با خوردن غذاهای شیرین و چرب ترشح انسولین افزایش می یابد. پس فقط افرادی که با خوردن چربی و شیرینی دچار جوش می شوند نیاز است که از خوردن این غذاها پرهیز کنند. البته باید توجه داشت که عوامل دیگری نیز در ایجاد و تشدید جوش سهیم هستند. پس باید موقعی قضاوت کرد که این غذاها باعث تشدید جوش می شوند که با هر بار مصرف آنها جوش بدتر شود. از جمله غذا و خوراکیهایی که باعث این علت میشوند شامل: غذاهای چرب، تنقلات، خرما، کشمش، محصولات دریایی ( ماهی و میگو )، بعضی از میوه جات ( موز ، کیوی ، خرمالو ) و غیـره. بهـترین راهکار پرهیز از مواد غذایی و خوراکیهایی است که فرد اظهار میکند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر میشود. نور خورشید: گرمای حاصل از نور خورشید باعث تحریک ترشح چربی و از طرفی باعث خشک شدن منافذ می شود. پس بهتر است از قرار گرفتن در تابش مستقیم آفتاب اجتناب کرد. فراورده های آرایشی: افرادی که پوست چرب و دارای جوش هستند باید از کرم پودر و مرطوب کننده و حتی ضد آفتاب هایی استفاده کنند که فاقد چربی باشد. این محصولات باید غیر آکنه زا و غیر کومدون زا باشند. موااد آرایشی را باید روزی دوبار از صورت خود با آب و یا شیر پاکن های فاقد چربی و سازگار با پوست چرب پاک کنید. کرم پودرهای رنگی فاقد چربی می توانند قرمزی پوست شما را از نظر مخفی کنند. در صورت لزوم از مارکی استفاده شود که باعث التهاب پوستی نگردد (شما به آن حساسیت نداشته باشید که با تست کردن در داخل بازو می توانید از سلامت آن مطمئن شوید).
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/5678.thumbnail.jpg
درمان جوش
در درمان جوش نباید خسته شوید. چون درمان جوش یک فرآیند مداوم و طولانی است. درمان جوش در حقیقت کنترل جوش زدن صورت و بدن شما می باشد نه ریشه کن کردن آن. اگر با درمان جوش شما بهبود یافت درمان را قطع نکنید بلکه با مشاوره با پزشک خود داروهای مصرفی را تعدیل دهید. گاهی نیاز است تا کنترل کامل جوش صورت بمدت شش ماه دارو مصرف کرد. در صورتی که بعد از مصرف دو ماه از دارو جوش صورت شما بهبودی نیافت شما به داروهای مصرفی مقاوم هستید و باید درمان تغییر یابد. بسته به نوع جوش و وضعیت جسمانی و هورمونی بدن دارو انتخاب می شود. پس بدون مشاوره با پزشک خود اقدام به مصرف یا تغییر دارو نکنید. در صورتی که با مصرف دارو تغییری در وضعیت جسمانی و یا پوست شما ایجاد شد پزشک خود را در جریان گذارید. در مواردی که کیست و ندول ایجاد شود گاهی نیاز به تزریق دارو بداخل کیست و ندول است و گاهاْ کرایو نیز در درمان مورد استفاده قرار می گیرد. جوشهای سر سیاه و سر سفید اگر با مصرف کرم های لایه بردار تخلیه نشوند نیاز به تخلیه آنها با وسایل خاصی است. پس از فشار دادن این جوشها و هر نوع جوش جهت تخلیه آن پرهیز کنید چون باعث شدت التهاب و ایجاد جوشگاه میگردد. از کندن جوشها اجتناب کنید چون باعث لک و ایجاد جوشگاه میگردد. در طول درمان گاهی نیاز است که از آنتی بیوتیک خوراکی از قبیل تتراسایکلین، اریترومایسین، داکسی سایکلین و غیره … مصرف نمایید. این داروها علاوه بر کاهش مقدار باکتری باعث کم شدن التهاب نیز میگردند. اگر با مصرف طولانی آنتی بیوتیک دجار قارچ تناسلی شدید با اطلاع پزشک دارو را قطع و قارچ را درمان نمایید. از عوارض جانبی داروها هراس نداشته باشید و به پزشک خود اطمینان کنید چون ترس از دارو باعث اختلال در روند درمان می گردد. در صورت هر گونه تغییری در مزاج و وضعیت جسمی پزشک خود را مطلع نمایید. اگر داروئی غیر از داروی درمانی جوش مصرف می کنید به پزشک اطلاع دهید. مصرف بعضی از داروها در زمان بارداری و شیر دهی مضر هستند بنابراین در صورتی که شما باردار هستید یا به نوزادتان شیر می دهید به اطلاع پزشک برسانید. در مواقعی جوش به داروهای رایج جواب ندهد و یا جوش بصورت کیست و ندول های بزرگ باشد با صلاحدید پزشک شاید نیاز به مصرف داروی اکوتان (ایزوتره تینوئین) باشید. این دارو عوارض متعددی دارد که الزاماْ در هر بیماری دیده نمی شود. باید قبل از شروع و در طول درمان برای پیشگیری از عوارض این دارو معاینات پزشکی و آزمایشات لازم انجام گیرد. در حین مصرف این دارو و احتیاطاْ تا یک سال بعد از قطع دارو باید جلوگیری از حاملگی صورت گیرد. دوره درمان باید کامل شود چون می تواند باعث عود جوش گردد. توصیه های پزشک را در حین درمان جوش فراموش نکرده و دقیقاْ اجرا کنید. همیشه در ذهن داشته باشید که جوش را نمی توان بطور کامل از بین برد ولی می توان آن را کنترل نمود. درمان جوشگاه های جوش روش های مختلفی برای از بین بردن جوشگاه ها استفاده میشود ولی باید در نظر داشته باشید که با هیچ روشی نتیجه صد در صد نیست. از جمله این روش ها می توان از لیزر، میکرودرم ابرشن، لایه برداری با مواد اسیدی و کرم های لایه بردار، سابسیژن یا آزاد کردن جوشگاه های فرو رفته از زیر، تزریق کلازن، هیالورونیک اسید و چربی را نام برد. گاهی نیاز است برای رسیدن به نتیجه مطلوب از چند روش استفاده نمود.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:33 PM
سرطان معده را بشناسیم


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=1&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=1c85735d42f4bbed04da061a0c4573bc
سرطان معده
معده یکی از اعضای موجود در شکم و بخشی از دستگاه گوارش می باشد و مانند هر کدام از اعضای دیگر مستعد ابتلا به سرطان می باشد .
پس از اینکه غذا جویده و بلعیده شد از طریق لوله ای به نام مری از دهان وارد معده می شود . معده عضوی کیسه مانند و دارای ۵ قسمت مختلف می باشد که ترشحات مختلفی برای هضم اولیه غذا ترشح می کنند . سرطان در هر کدام از این مناطق پنجگانه ممکن است شروع شود و گاهی علائم و میزان بهبودی برحسب محل ابتلا تفاوت می کند .
دیواره معده از پنج لایه تشکیل شده است . داخلی ترین لایه که حائز اهمیت خاص می باشد لایه مخاطی نامیده می شود و اکثر سرطانهای معده نیز از این قسمت شروع می شود . هر چه سرطان به بافتهای زیرین نفوذ نماید احتمال بهبودی کاهش می یابد .
سرطان معده در طی سالیان و با آرامی رشد می کند ولی قبل از اینکه سرطان بمعنای واقعی ایجاد شود ، تغییراتی در لایه های معده ایجاد می شود . این تغییرات اولیه بندرت علائم ایجاد میکنند و تشخیص داده نمی شوند .
سرطان معده از طرق مختلف گسترش می یابد . می تواند از طریق دیواره خود معده به بافتها و اعضای مجاور راه یابد . همچنین می تواند از طریق غدد عروق لنفاوی گسترش یابد . در مراحل پیشرفته نیز می تواند از طریق خون سایر اندام و اعضا را درگیر کند . شایعترین سرطان معده بنام آدنوکارسینوم می باشد . البته انواع دیگر با شیوع کمتر عبارتند از : لنفوم و تومورهای کارسینوئید . البته طبیعتاً نوع درمان این نوع سرطانها با هم تفاوت می کند .
اکثریت مبتلایان به سرطان معده در دهه ۶۰ یا ۷۰ سن خود تشخیص داده می شوند .
طبق تحقیقات در ایالات متحده ، تعداد ۲۲۷۱۰ نفر با سرطان معده در سال ۲۰۰۴ تشخیص داده خواهند شد .
سرطان معده در سایر کشورهای جهان نیز ممکن است شیوع بالاتری داشته باشد. البته در سالهای اخیر بعلت استفاده از یخچال و استفاده کمتر از نمک برای نگهداری غذاها احتمال ابتلا به سرطان معده کاهش یافته است . یکی دیگر از علل کاهش ابتلا درمان مناسب و مفید برای باکتری هلیکوباکترپیلوری می باشد که بنظر می رسد نقش زیادی در ابتلا به سرطان معده دارد .
متأسفانه در مراحل ابتدایی علائم چندانی دیده نمی شود و شاید بهمین دلیل سرطان معده در مراحل ابتدایی بسختی تشخیص داده می شود .
* علائم شایع :
کاهش اشتها و کاهش وزن
درد معده
علائم مبهم سوء هاضمه مانند پری ، آروغ زدن ، ‌تهوع
احساس پری حتی پس از خوردن مقادیر اندک غذا
تهوع و استفراغ
سوزش سردل و علائم شبیه به زخم معده
تورم معده
البته شایان ذکر است که بسیاری از این علائم منحصر به سرطان معده نمی باشند و دربسیاری از بیماریهای دیگر معده نیز دیده می شوند ، اما وجود این مشکلات اگر بصورت طولانی باشد خصوصاً در افراد بالای ۵۰ سال ، احتیاج به ارزیابیهای بیشتری توسط پزشک دارد .
اگر شک به سرطان معده وجود داشته باشد ، پزشکان دست به ارزیابیهای بیشتری می زنند تا سرطان معده را در مراحل اولیه تشخیص بدهند . ازانواع این روش می توان به اندوسکوپی ، عکسبرداری از ریه ( بیشتر بمنظور تشخیص میزان درگیری بافتهای مجاور معده انجام می شود ) ، MRI و آزمایشات اولیه اشاره نمود که هر کدام از اینها با توجه به صلاحدید پزشک معالج و در زمان مقتضی انجام می شود .
* عوامل افزایش دهنده خطر :
باید توجه داشت وجود عوامل خطر همواره به معنی ابتلا به بیماری نیست و تنها شرایط را برای ابتلا به بیماری بیشتر می کند .
عفونت با هلیکوباکترپیلوری که منجر به گاستریت مزمن شود . البته بسیاری از افرادی که این میکروب را با خود دارند هیچگاه مبتلا به سرطان معده نمی شود .
رژیمهای غذایی شامل غذاهای دودی ، گوشتی نمک اندود ، ترشیها و غذاهای محتوی نشاسته بالا و فیبر پایین . ( استفاده از غذاهایی که شامل غلات زیاد باشند ، ماهی و سبزیجات تازه محتوی ویتامین A و C احتمال ابتلا به سرطان معده را کاهش می دهند . )
کشیدن سیگار
مصرف الکل
سابقه جراحی بر روی معده که قبلاً بمنظور کنترل زخم انجام شده باشد .
سرطان معده در مردان دوبرابر زنان دیده می شود .
در سنین بالاتر از ۵۰ سال بشدت افزایش می یابد .
در نژادهای بخصوصی بیشتر دیده می شود
سابقه سرطان معده در افراد درجه یک فامیل
* پیشگیری :
استفاده از رژیمهای غذایی مناسب که در بالا به بعضی از آنها اشاره شد .
الکل ننوشید و سیگار نکشید
به علائم سوء هاضمه طول کشیده دقت کنید و با پزشک خود مشورت کنید .
آزمایشهای توصیه شده توسط پزشک را مرتب انجام دهید .
شایان ذکر است میزان موفقیت در درمان بیماری چندان زیاد نیست ، لذا پیشگیری می تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد .
* درمان :
در مراحل ابتدایی ، جراحی و برداشتن تومور اولیه می تواند بسیار مؤثر باشد . حتی زمانیکه سرطان گسترش یافته باشد می توان برای جلوگیری از خونریزیهای طولانی و انسداد معده از روش جراحی استفاده نمود .
شیمی درمانی نیز ممکن است در افرادی که سرطان در آنها گسترش یافته باشد استفاده شود و مؤثر باشد .
استفاده از رادیو تراپی بخصوص همراه با شیمی درمانی برحسب صلاحدید پزشک استفاده می شود .
در ادامه ممکن است پزشک آزمایشات پیگیری را بطور منظم انجام دهد که از آن جمله می توان به آزمایش خون اشاره کرد . لذا باید توجه داشت که علائم جدید حتی جزئی را پس از درمان باید به پزشک گزارش کرد تا وی بتواند بدرستی برنامه های آینده خود را تنظیم نماید .
باید توجه داشت که هیج کس نمی تواند میزان بهبودی و پاسخ هر فرد را به درمان بطور دقیق پیش بینی کند چرا که نوع سرطان و نحوه پاسخ بدن به درمان هر فرد به فرد دیگر می تواند متفاوت باشد و در این بین حالات روحی و روانی مناسب می تواند در درمان بسیار مؤثر باشد و نباید فراموش شوند .
نکاتی که باید مورد توجه قرار گیرند :
تحقیقات نشان داده اند که رژیم های غذایی مهمترین عامل در ابتلا به سرطان معده هستند و در کشورهایی که استفاده از گوشت قرمزبیشتر است ابتلا به سرطان معده نیز بیشتر است و باید توجه داشته باشید که استفاده از گوشت قرمز بیش از ۱۳ بار در هفته احتمال سطان معده را دوبرابر می کند بخصوص اگر گوشت بصورت کبابی و یا کامل و زیاد از حد پخته شود .
استفاده از غذاهای محتوی ویتامین C ، ویتامنی E و بتاکاروتن بعلت خاصیت آنتی اکسیدانی در جلوگیری از ابتلا به سرطان معده بسیار مؤثر هستند .

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:33 PM
سرطان معده


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=06ebdd08f6ded2227e691f5bf2595621

سرطان معده
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/4345545456656665.jpg
معده یکی از اعضای موجود در شکم و بخشی از دستگاه گوارش می باشد و مانند هر کدام از اعضای دیگر مستعد ابتلا به سرطان می باشد .
پس از اینکه غذا جویده و بلعیده شد از طریق لوله ای به نام مری از دهان وارد معده می شود . معده عضوی کیسه مانند و دارای ۵ قسمت مختلف می باشد که ترشحات مختلفی برای هضم اولیه غذا ترشح می کنند . سرطان در هر کدام از این مناطق پنجگانه ممکن است شروع شود و گاهی علائم و میزان بهبودی برحسب محل ابتلا تفاوت می کند .
دیواره معده از پنج لایه تشکیل شده است . داخلی ترین لایه که حائز اهمیت خاص می باشد لایه مخاطی نامیده می شود و اکثر سرطانهای معده نیز از این قسمت شروع می شود . هر چه سرطان به بافتهای زیرین نفوذ نماید احتمال بهبودی کاهش می یابد .
سرطان معده در طی سالیان و با آرامی رشد می کند ولی قبل از اینکه سرطان بمعنای واقعی ایجاد شود ، تغییراتی در لایه های معده ایجاد می شود . این تغییرات اولیه بندرت علائم ایجاد میکنند و تشخیص داده نمی شوند .
سرطان معده از طرق مختلف گسترش می یابد . می تواند از طریق دیواره خود معده به بافتها و اعضای مجاور راه یابد . همچنین می تواند از طریق غدد عروق لنفاوی گسترش یابد . در مراحل پیشرفته نیز می تواند از طریق خون سایر اندام و اعضا را درگیر کند . شایعترین سرطان معده بنام آدنوکارسینوم می باشد . البته انواع دیگر با شیوع کمتر عبارتند از : لنفوم و تومورهای کارسینوئید . البته طبیعتاً نوع درمان این نوع سرطانها با هم تفاوت می کند .
اکثریت مبتلایان به سرطان معده در دهه ۶۰ یا ۷۰ سن خود تشخیص داده می شوند .
طبق تحقیقات در ایالات متحده ، تعداد ۲۲۷۱۰ نفر با سرطان معده در سال ۲۰۰۴ تشخیص داده خواهند شد .
سرطان معده در سایر کشورهای جهان نیز ممکن است شیوع بالاتری داشته باشد. البته در سالهای اخیر بعلت استفاده از یخچال و استفاده کمتر از نمک برای نگهداری غذاها احتمال ابتلا به سرطان معده کاهش یافته است . یکی دیگر از علل کاهش ابتلا درمان مناسب و مفید برای باکتری هلیکوباکترپیلوری می باشد که بنظر می رسد نقش زیادی در ابتلا به سرطان معده دارد .
متأسفانه در مراحل ابتدایی علائم چندانی دیده نمی شود و شاید بهمین دلیل سرطان معده در مراحل ابتدایی بسختی تشخیص داده می شود .
علائم شایع :
کاهش اشتها و کاهش وزن
درد معده
علائم مبهم سوء هاضمه مانند پری ، آروغ زدن ، ‌تهوع
احساس پری حتی پس از خوردن مقادیر اندک غذا
تهوع و استفراغ
سوزش سردل و علائم شبیه به زخم معده
تورم معده
البته شایان ذکر است که بسیاری از این علائم منحصر به سرطان معده نمی باشند و دربسیاری از بیماریهای دیگر معده نیز دیده می شوند ، اما وجود این مشکلات اگر بصورت طولانی باشد خصوصاً در افراد بالای ۵۰ سال ، احتیاج به ارزیابیهای بیشتری توسط پزشک دارد .
اگر شک به سرطان معده وجود داشته باشد ، پزشکان دست به ارزیابیهای بیشتری می زنند تا سرطان معده را در مراحل اولیه تشخیص بدهند . ازانواع این روش می توان به اندوسکوپی ، عکسبرداری از ریه ( بیشتر بمنظور تشخیص میزان درگیری بافتهای مجاور معده انجام می شود ) ، MRI و آزمایشات اولیه اشاره نمود که هر کدام از اینها با توجه به صلاحدید پزشک معالج و در زمان مقتضی انجام می شود .
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/434334433.jpg
عوامل افزایش دهنده خطر :
باید توجه داشت وجود عوامل خطر همواره به معنی ابتلا به بیماری نیست و تنها شرایط را برای ابتلا به بیماری بیشتر می کند .
عفونت با هلیکوباکترپیلوری که منجر به گاستریت مزمن شود . البته بسیاری از افرادی که این میکروب را با خود دارند هیچگاه مبتلا به سرطان معده نمی شود .
رژیمهای غذایی شامل غذاهای دودی ، گوشتی نمک اندود ، ترشیها و غذاهای محتوی نشاسته بالا و فیبر پایین . ( استفاده از غذاهایی که شامل غلات زیاد باشند ، ماهی و سبزیجات تازه محتوی ویتامین A و C احتمال ابتلا به سرطان معده را کاهش می دهند . )
کشیدن سیگار
مصرف الکل
سابقه جراحی بر روی معده که قبلاً بمنظور کنترل زخم انجام شده باشد .
سرطان معده در مردان دوبرابر زنان دیده می شود .
در سنین بالاتر از ۵۰ سال بشدت افزایش می یابد .
در نژادهای بخصوصی بیشتر دیده می شود
سابقه سرطان معده در افراد درجه یک فامیل
پیشگیری :
استفاده از رژیمهای غذایی مناسب که در بالا به بعضی از آنها اشاره شد .
الکل ننوشید و سیگار نکشید
به علائم سوء هاضمه طول کشیده دقت کنید و با پزشک خود مشورت کنید .
آزمایشهای توصیه شده توسط پزشک را مرتب انجام دهید .
شایان ذکر است میزان موفقیت در درمان بیماری چندان زیاد نیست ، لذا پیشگیری می تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد .
درمان :
در مراحل ابتدایی ، جراحی و برداشتن تومور اولیه می تواند بسیار مؤثر باشد . حتی زمانیکه سرطان گسترش یافته باشد می توان برای جلوگیری از خونریزیهای طولانی و انسداد معده از روش جراحی استفاده نمود .
شیمی درمانی نیز ممکن است در افرادی که سرطان در آنها گسترش یافته باشد استفاده شود و مؤثر باشد .
استفاده از رادیو تراپی بخصوص همراه با شیمی درمانی برحسب صلاحدید پزشک استفاده می شود .
در ادامه ممکن است پزشک آزمایشات پیگیری را بطور منظم انجام دهد که از آن جمله می توان به آزمایش خون اشاره کرد . لذا باید توجه داشت که علائم جدید حتی جزئی را پس از درمان باید به پزشک گزارش کرد تا وی بتواند بدرستی برنامه های آینده خود را تنظیم نماید .
باید توجه داشت که هیج کس نمی تواند میزان بهبودی و پاسخ هر فرد را به درمان بطور دقیق پیش بینی کند چرا که نوع سرطان و نحوه پاسخ بدن به درمان هر فرد به فرد دیگر می تواند متفاوت باشد و در این بین حالات روحی و روانی مناسب می تواند در درمان بسیار مؤثر باشد و نباید فراموش شوند .
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/643676743783434.jpg
نکاتی که باید مورد توجه قرار گیرند :
تحقیقات نشان داده اند که رژیم های غذایی مهمترین عامل در ابتلا به سرطان معده هستند و در کشورهایی که استفاده از گوشت قرمزبیشتر است ابتلا به سرطان معده نیز بیشتر است و باید توجه داشته باشید که استفاده از گوشت قرمز بیش از ۱۳ بار در هفته احتمال سطان معده را دوبرابر می کند بخصوص اگر گوشت بصورت کبابی و یا کامل و زیاد از حد پخته شود .
استفاده از غذاهای محتوی ویتامین C ، ویتامنی E و بتاکاروتن بعلت خاصیت آنتی اکسیدانی در جلوگیری از ابتلا به سرطان معده بسیار مؤثر هستند .
آشنایی با هلیکوباکترپیلوری
هلیکوباکترپیلوری یک باسیل گرم منفی خمیده است که در لابلای مخاط معده و گاهی دئودنوم و مری زندگی می‌کند. این باکتری به هیچ‌وجه جزء فلور طبیعی نبوده بلکه در افراد آلوده ایجاد التهاب مزمن سطحی و منتشر در معده می‌کند.
خصوصیات بیوشیمیایی این باکتری تولید آنزیم اوره آز است. انتقال بیماری معمولا” ازطریق مدفوعی دهانی صورت می‌پذیرد. زیرا شیوع این باکتری در افرادی که از لحاظ بهداشتی در سطح پایین هستند یا در کسانی که به طور جمعی زندگی می‌کنند بیشتراست. شیوع هلیکوباکتر در درجه‌ی اول به سن و منطقه‌ی جغرافیایی وابسته است همچنین شیوع آن در مردان و زنان یکسان است.
هلیکوباکتر قادر است در مخاط معده یعنی جائی‌که بسیاری از باکتریها قادر به ادامه‌ی زندگی نیستند زنده بماند. اما زمانی که اسیدیته‌ی معده کاهش می‌یابد باکتری‌های دیگر قادر به ادامه‌ی زندگی هستند دلیل آن شاید رقابت با سایر باکتری‌هاست. تشخیص براساس رادیولوژی، آندوسکوپی، تست اوره آز و تاریخچه‌ی بیماری صورت می‌گیرد. اما این روشها وقت‌گیرو گاهی تهاجمی و حساسیت آن کاملا” مشخص نیست. اما روش الایزا با مشخص کردن آنتی بادیهای اختصاصی این مشکل را از بین برده است به طوری که با یک روش غیر تهاجمی و در یک زمان کوتاه می‌توان به نتایج دلخواه دست یافت.
بررسی‌های گوناگون وجود آنتی بادی علیه هلیکوباکتر و بیماری معده را به اثبات رسانده است. رابطه‌ی مشخصی بین تراز سرمی آنتی‌بادی IgM و بافتهای بالینی وجود دارد به طوری که افزایش تراز سرمی ایمونوگلوبولین در گاستریت حاد دیده می‌شود. این آزمایش به عنوان یک تست غربالگری سریع و همچنین در تشخیص زودرس عفونت هلیکوباکتر بسیار مفید است، زیرا پاسخ ایمنی غالبا” قبل از علائم بالینی بروز می کند.
تفسیر نتایج:
با توجه به نتایج به دست آمده بیمار را به سه گروه تقسیم می‌کنند.
۱ - نمونه‌های منفی کمتر از ۲۰ که در این مرحله به بیماران توصیه می‌شود درصورت وجود علائم به جهت اینکه در مراحل اولیه نتایج اولیه ممکن است منفی باشد آزمایش به فاصله‌ی چند روز تکرارشود.
۲ - نمونه‌های مشکوک با میزان ۲۰ تا ۳۰ که تکرار آزمایش به فاصله‌ی چند روز توصیه می‌شود در صورت جواب مشکوک مجدداندازه‌گیری آنتی‌بادی ضد این باکتری به روشهای دیگر پیشنهاد می‌گردد.
۳ - نمونه‌‌ی مثبت بالاتر از ۳۰ که بیمار ممکن است مبتلا به هلیکوباکتر باشد اما لزوما نشانگر وجود بیماری نیست.
با توجه به اینکه شیوع بیماری به منطقه‌ی جغرافیایی و وضع اقتصادی بستگی دارد پیشنهاد می‌گردد در هر منطقه مقادیر نرمال با توجه به شیوع بیماری در نظر گرفته شود.
شیوع میکرب «هلیکوباکترپیلوری» در ایران بیشتر از ۷۰ درصد است
این باکتری از انسان به انسان و از راه دهانی – مدفوعی قابل گسترش است. به عبارت دیگر این باکتری از فرد آلوده و از طریق مدفوع منجر به آلودگی آب و مواد غذایی شده و در صورت مصرف مواد غیر بهداشتی و آب آلوده به افراد دیگر منتقل می‌شوند.
بعد از ورود این باکتری، مخاط معده تحلیل و منجر به بیماری‌های مختلفی از جمله زخم‌های گوارشی و سرطان معده می‌شود.
طبق بررسی‌های انجام شده وجود این باکتری در ۸۰ درصد بیماران زخم اثنی‌عشر، ۶۰ درصد بیماران زخم معده و در ۷۰ درصد سرطان‌های معده محرز است.
با روش‌های آندوسکوپی، نمونه‌برداری از مخاط معده، روش‌های غیر تهاجمی چون انجام تست تنفسی اوره با بررسی هوای بازدمی افراد، بررسی آنتی‌بادی بر علیه باکتری در خون افراد و انجام آزمایشات تخصصی بر روی مدفوع، می‌توان از وجود این باکتری در سیستم گوارشی فرد مطمئن شویم.
نحوه مقابله با هلیکوباکترپیلوری
از بین بردن عفونت هلیکوباکترپیلوری برخلاف اکثر عفونتها، بسیار مشکل می باشد و برای این کار لازم است که چندین دارو و به طور همزمان مصرف شود. دلیل این امر آن است که این عفونت در مخاط معده برای خود پناهگاههای ویژه‌ای درست می‌کند که اکثر داروها نمی‌توانند به آن نفوذ نمایند.
گفته شده است که در طی ۱۰ سال گذشته، انواع مختلفی از درمانهای دارویی معرفی شده است که اگر آنها به طور صحیح مصرف می شدند، حدود ۹۰ درصد افرادی که از آنها استفاده کرده‌اند از دست این عفونت خلاص می‌شدند. شایعترین نوع درمانی که امروزه در بریتانیا تجویز می‌شود، استفاده از سه نوع دارو به مدت یک هفته می‌باشد. دو تا از این داروها آنتی‌بیوتیک می باشند و داروی سومی، یک داروی متوقف کننده قوی ترشح اسید معده (مثل داروی اومپرازول) می‌باشد.
اکثر درمانهایی که امروزه برای از بین بردن عفونت هلیکوباکترپیلوری به کار می‌روند بی‌خطر هستند و فقط ممکن است مشکلات جزئی ایجاد نمایند، اما بعضی از آنتی‌بیوتیکها می‌توانند باعث تهوع، استفراغ و یا اسهال شوند. کامل کردن دوره درمان همانگونه که پزشک تجویز می‌نماید. از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا شایعترین علت عدم موفقیت در درمان، عدم مصرف داروها به طور مناسب می‌باشد.
بعد از اینکه دوره درمان به پایان رسید، برای اینکه ببینیم که آیا عفونت هلیکوباکترپیلوری ریشه‌کن شده است، باید یک آزمایش انجام دهیم (معمولاً آزمایش تنفسی اوره). حدود ۱۰ درصد افراد نیاز خواهند داشت که درمان را دوباره تکرار کنند، زیرا در درمان اول، عفونت هلیکوباکترپیلوری از بین نرفته است. گاهی اوقات حتی با چندین بار تکرار در درمان نیز عفونت از بین نمی‌رود. در چنین مواردی معمولاً از درمانهای مختلف استفاده میشود . خیلی به ندرت ممکن است فردی که با درمان عفونت هلیکوباکترپیلوری را ریشه‌کن کرده است دوباره به این عفونت دچار شود.
اگر بعد از درمان موفقیت‌امیز در ریشه‌کن کردن هلیکوباکترپیلوری، علایم بیماری باز هم باقی ماندند، ممکن است این علایم به علت چیز دیگری ایجاد شده باشند.
آینده هلیکوباکترپیلوری
احتمالاً هلیکوباکترپیلوری به مدت چندین هزارسال است که در پستانداران وجود دارد و در بیشتر موارد به نظر می‌رسد ه این باکتری باعث مشکلی نمی‌شود. گرچه بدون شک این عفونت در بعضی موارد باعث بروز بیماری میشود، اما ممکن است برای عده‌ای دیگر، این باکتری سودمند باشد (هرچند هنوز این موضوع کشف نشده است).
این مطلب مورد بحث بسیاری از پزشکان است و به همین علت است که در افرادی که دارای زخم معده یا اثنی‌عشر نیستند، توصیه نمیشود که این عفونت را از بین ببرند. در آینده ممکن است دانشمندان موفق به کشف انواع هلیکوباکترپیلوری بد و خوب شوند و بنابراین خواهند توانست که فقط انواع بد را از بین ببرند. همچنین امکان دارد که بر علیه انواع بد این باکتری، یک واکسن ساخته شده و به کودکان زده شود تا از ابتلا به این عفونت پیشگیری کنند و در نتیجه باعث شوند که بیماری زخم معده یا اثنی‌عشر ریشه‌کن گردد.
کمک به موفقیت درمان
داروهایتان را دقیقاً همان‏گونه که پزشک یا داروسازتان به شما آموزش می‏دهد مصرف کنید. مصرف داروها ممکن است باعث شودکه شما برای مدت زمان کوتاهی احساس کنید که حالتان بدتر شده اما باید بدانید که این بهترین راه برای کشتن تمام باکتری‏های هلیکوباکترپیلوری و ممانعت از برگشت زخم است. پرهیز از کشیدن سیگار و عدم مصرف مسکن‏هایی مانند آسپیرین و داروهای مشابه می‏تواند به بهبود زخم و جلوگیری از برگشت آن کمک کند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:34 PM
چگونه با خودآزمایی، سرطان پستان را در مراحل ابتدایی تشخیص دهیم


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=7699f13be495a21eb0b610f16e2038c8
چگونه با خودآزمایی، سرطان پستان را در مراحل ابتدایی تشخیص دهیم
جامعه سرطان آمریکا” اعتقاد دارد که استفاده از ماموگرافی، بررسی کلینیکی پستان و تشخیص و گزارش سریع تغییرات پستان بر اساس راهنمایی های زیر، شانس زنان برای اجتناب از مرگ های ناشی از سرطان پستان را بسیار افزیش می دهد.
در سرطان پستان، اندازه تومور و گستردگی آن اصلی ترین عوامل در پیش بینی شانس درمان هستند. تشخیص زودهنگام سرطان سینه شانس موفقیت درمان را تا حد بسیار زیادی بالا می برد. شک نیست که آموزش های خودآزمایی سرطان پستان، سالانه جان هزاران نفر را از مرگ نجات می دهد و مطمئنا با گسترده تر شدن این آموزش ها، افراد بسیار بیشتری از شانس یک زندگی سالم برخوردار خواهند شد.
توصیه هایی تشخیص زودهنگام سرطان پستان
زنان با سن بیش از ۴۰ سال باید سالانه یک بار با مراجعه به پزشک ماموگرافی انجام دهند.
بین سن ۲۰ تا ۳۹ سال، زنان باید هر سه سال یکبار با مراجعه به مراکز درمانی آزمیش کلینیکی پستان (CBE) را توسط متخصصین انجام دهند. بعد از ۴۰ سالگی این عمل باید سالانه انجام گیرد و بهتر است این آزمیش، درست پیش از ماموگرافی انجام گیرد.
پس از ۲۰ سالگی، زنان باید درباره خودآزمایی پستان (BSE) اطلاعات کسب کنند و نسبت به وضعیت طبیعی پستان هایشان آگاهی داشته باشند و هرگونه تغییر جدید را هرچه زودتر به متخصص اطلاع دهند.
در صورت مشاهده هرگونه تغییر، از جمله پیدا شدن یک توده یا تورم، خارش پوست یا لکه روی پستان، درد یا تو رفتن نوک پستان، قرمزی یا پوسته پوسته شدن پوست یا نوک پستان یا مشاهده ترشحاتی غیر از شیر از پستان باید برای تشخیص دقیق تر با سرعت به مشاور پزشکی خود مراجعه کنید. به هرحال در یاد داشته باشید که در اکثر مواقع تغییرات پستان حاصل سرطان نیستند ولی احتیاط همیشه لازم است.
پس از مشاهده هر یک از این موارد، فرد باید برای تشخیص دقیق تر به متخصص رجوع کند. متخصص باتجربه می تواند تشخیص دهد که تغییر ایجاد شده خوش‌خیم است یا بدخیم. آن ها برای این تشخیص از آزمایش های دیگری هم استفاده خواهند کرد و اگر کوچکترین احتمالی بدهند که با سرطان پستان مواجه هستند، از بافت پستان شما بیوپسی به عمل خواهند آورد.
بدون شک، آزمایش فیزیکی پستان بدون استفاده از ماموگرافی احتمال نادیده گرفته شدن بعضی سرطان ها در مراحل ابتدایی را باقی خواهد گذاشت. برعکس جریان هم صادق است؛ ممکن است سرطانی در مراحل ابتدایی با ماموگرافی قابل تشخیص نباشد در حالی که با خودآزمایی یا بررسی فیزیکی توسط دکتر قابل تشخیص باشد.
آگاهی از وضعیت پستان و خودآزمایی آن
در ۲۰ سالگی باید به زنان درباره آگاهی از وضعیت پستان هایشان و فواید خودآزمایی آن ها آموزش داده شود. زنان باید بدانند که پستان هایشان در حالت عادی چه وضعیتی دارند تا بتوانند هرچه سریعتر، تغییرات آن را تشخیص دهند. در عین حال زنان باید بدانند که هر تغییر، به معنی وجود سرطان نیست.
زنان می توانند با بررسی گاه به گاه پستان هایشان از وضعیت آن ها آگاه باشند و متوجه تغییرات آن بشوند اما روش پیشنهادی پزشکان پیگیری یک تکنیک قدم به قدم (خودآزمایی پستان یا BSE) بر اساس یک زمان بندی منظم برای بررسی دائمی تمامی بافت پستان است.
اگر شما هم احساس می کنید که خودآزمایی منظم پستان می تواند به شما در زندگی ای سالم تر کمک کند طبق یک برنامه منظم (مثلا هر فصل یکبار) آن را به کار ببرید. بهترین وقت بری بررسی پستان ها زمانی است که پستان ها حساس یا ورم کرده نباشند. زنانی که در دوره بارداری یا شیردهی هستند یا از کاشت پستان استفاده کرده اند نیز می توانند به طور مرتب پستان هیشان را مورد خودآزمایی قرار دهند. بهتر است زنانی که خودآزمایی پستان را انجام می دهند، گاه گاه روش کار خود را با یک متخصص در میان بگذارند تا از صحت عملکرد خود مطمئن شوند.
چگونگی خودآزمایی پستان
* به پشت بخوابید و دستتان را زیر سرتان بگذارید. این وضعیت باعث می شود تا بافت پستان تا حد ممکن روی قفسه سینه گسترده شود و در نتیجه به کمترین ارتفاع ممکن برسد. در این حالت لمس کردن کلیه بافت و تشخیص توده ها آسانتر و دقیق تر است.
* سه انگشت وسط دست دیگر را در کنار هم نگه دارید و با نوک آن ها در سینه به دنبال توده ها بگردید. سعی کنید با حرکات کوچک دیره ای به اندازه یک سکه که روی همدیگر می افتند، بافت پستان را کاملا حس کنید.
* برای تشخیص دقیق، از سه سطح فشار استفاده کنید. اول با فشار کم، بافت نزدیک به پوست را بررسی کنید. بعد با فشار متوسط بافت درونی را حس کنید و در نهیت با فشار بیشتر، به بررسی بافت نزدیک به قفسه سینه و استخوان های دنده بپردازید. در یاد داشته باشید که یک برآمدگی در انحنای پایینی هر پستان طبیعی است. اول هر نقطه از پستان را با هر سه فشار مورد آزمیش قرار دهید و سپس به سراغ نقطه بعدی بروید.
برای حرکت در طول پستان پینشهاد می شود که جهت حرکت خود راز بالا به پایین انتخاب کنید. یعنی اول یک خط فرضی از زیربقل تا وسط جناغ در نظر بگیرید و بافت پستان را از بالا به پایین در مسیر آن بررسی کنید و بعد از رسیدن به حدنهایی پایین پستان، خط فرضی را کمی به سمت داخل بدن حرکت دهید و دوباره از بالا شروع کنید. فراموش نکنید که در حین آزمایش، باید همه پستان بررسی شود و حتی بهتر است کمی بالا و پیین آن را نیز مورد آزمایش قرار دهید. یعنی حد پایین و بالای پستان را دنده ها و استخوان ترقوه (زیر گردن) در نظر بگیرید. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این شیوه بررسی، باعث می شود بیشترین حجم بافت پستان مورد آزمایش قرار بگیرد و هیچ محلی از قلم نیافتد. همین مراحل را برای پستان دیگر نیز تکرار کنید.
پس از اتمام بررسی هر دو پستان، روبروی آینه بایستید و کف دست هایتان را به آرامی روی باسن فشار دهید. این شیوه ایستادن باعث کشیده شدن عضلات سینه و در نتیجه در معرض دید قرار گرفتن بهتر سینه ها می شود. حالا با نگاه کردن به پستان ها هر تغییری در اندازه و شکل یا وجود لکه ها روی آن را تشخیص دهید.
در صورتی که علاقمند به بررسی زیربقل ها هستید، آن ها را در وضعیتی بررسی کنید که ایستاده اید و دست ها را فقط به اندازه ای بلند کرده اید که دسترسی به زیربقل هایتان برای انگشت های دست دیگر فراهم باشد.
توجه مهم : این شیوه خودآزمایی با شیوه های قدیمی تر کمی متفاوت است و این تفاوت حاصل آخرین مطالعات و بررسی های علمی است. به هرحال کلیت مساله، بررسی بافت برای یافتن توده ها است. اگر احساس می کنید با روشی دیگر، دقیق تر به همه بافت دسترسی دارید، از آن استفاده کنید.
توجه مهم تر : فراموش نکنید که احساس هر توده را سریعا با پزشک در میان بگذارید.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:35 PM
بیماری پارکینسون _ علل ، علائم ، عوارض ، پیشگیری ، درمان _ ( مرجع کامل اطلاعات )


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=41619b8a62a01c3e582989ef88f39928

بیماری پارکینسون parkinson’s disease
بیماری پارکینسون (Parkinson’s Disease یا PD) برای اولین بار توسط دانشمند بریتانیایی دکترجیمز پارکینسون (James Parkinson) در سال ۱۸۱۷ میلادی توصیف شد او نام این بیماری را “فلج‌لرزان” نامید که امروزه آن را تحت عنوان بیماری پارکینسون می‌شناسند.
بیماری پارکینسون یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی در بزرگسالان مسن تر که مشخصه آن سفتی عضلانی پیشرونده تدریجی ، لرزش و از دست رفتن مهارت های حرکتی است . این اختلال هنگام رخ می دهد که نواحی خاصی از مغز توانایی خود در تولید دوپامین (یکی از ناقلین عصبی در مغز) را از دست می دهند.
پارکینسون از جمله بیماریهای مغز و اعصاب در سنین بعد از ‪ ۶۰‬سالگی است از هر ‪ ۱۰۰‬نفر بالای ‪ ۶۰‬سال یک نفر به پارکینسون مبتلا می‌شوند.البته این بیماری گاه در افراد جوانتر هم دیده می‌شود که پنج تا ‪ ۱۰‬درصد بیماران را تشکیل می‌دهند.
بعد از آلزایمر، پارکینسون شایع‌ترین بیماری مخرب اعصاب به حساب می‌آید پارکینسون بیماری مزمن و پیشرونده‌ای است که در آن سلولهای ترشح‌کننده دوپامین در جسم سیاه در مغز می‌میرند و در فقدان دوپامین حرکات بدن نامنظم می شود.
پارکینسون بر اساس دو علامت یا بیشتر از چهار علامت اصلی بیماری مشخص می شود. ارتعاش و لرزش دست و پا در حالت استراحت ، کندی حرکات ، سختی و خشک شدن دست و پا و بدن و نداشتن تعادل این چهار علامت اصلی را تشکیل می‌دهند.
در مراحل اولیه بیماری، ارتعاش اندام ملایم و معمولا در یک طرف بدن وجود دارد و احتیاجی نیز به درمان ندارد اما با پیشرفت بیماری فردی که دست لرزان خود را در جیب یا پشت خود پنهان می‌کند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش مدام در دست می‌گیرد، دیگر قادر به پنهان کردن لرزشهای شدید اندام به ویژه به هنگامی که می‌خواهد تمرکز بیشتری به خود دهد نیست.
لرزش معمولا بیش از هر محدودیتی تاثیر منفی بر روان بیمار دارد. کم کم تکه کردن غذا ، لباس پوشیدن ، اصلاح و استحمام وقت زیادی از بیمار می‌گیرد حرکات بیمار مثل نشستن و برخاستن از صندلی و راه رفتن او اهسته می‌شود و بیمار حالت قوز پیدا می‌کند، صدای او یکنواخت و نگاه او خیره و بدون احساس می‌شود.
پیشرفت پارکنیسون معمولا تدریجی است و سرعت آن از فردی به فرد دیگر فرق می‌کند.
هدف از درمان بیماران با داروی ال‌دوپا، جلوگیری از ناتوان شدن و از کار افتادگی بیمار مبتلا است. اغلب این بیماران نیازمند دریافت داروهای اعصاب و روان نیز هستند.
در چنین روزی در سال ‪” ۱۸۶۳‬هوگو مونشتربرگ” روان شناس و فیلسوف آلمانی الاصل آمریکایی، یکی از پیشگامان رفتار گرایی و یکی از بنیانگذاران طب کار و پزشکی صنعتی متولد شد.
او یکی از نخستین کسانی است که به تاثیرات فیزیکی و اجتماعی بر نیروی کار و مشکلات و خستگی کارگران توجه کرد.
تا پیش از ساخت داروی “ال -دوپا” در ‪ ،۱۹۶۸‬درمان بیماری پارکینسون از طریق جراحی پدانکولوومی انجام می‌شد.
علایم شایع
لرزش ، به خصوص در حالت عدم حرکت اندام
سفتی عضلانی و کندی حرکت در کل بدن
راه رفتن نامتناسب به حالتی که پاها به زمین کشیده می شوند و فاصله پاها از هم بیشتر از حالت طبیعی است .
قامت خمیده
از بین رفتن حالت چهره
تغییرات صدا؛ صدا ضعیف و بم می شود.
اختلال بلع ، آبریزش دهان
توانایی ذهنی تا مراحل پیشرفته بدون تغییر می ماند و در مراحل پیشرفته به آهستگی کاهش می یابد.
افسردگی ، عصبی بودن
این بیماری بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص می شود:
• ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت)
• آرام شدن حرکت (برادیکینسیا / Bradykinesia)
• سختی حرکت (و خشک شدن) دست و پا یا بدن
• تعادل بد (تعادل ضعیف)
در حالی که دو یا بیشتر از این علایم در بیمار دیده شود، مخصوصا ً وقتی که در یک سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسن داده می شود مگر اینکه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند. بیمار ممکن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حرکت احساس کند و دریابد که انجام هر کاری بیشتر از حد معمول طول می کشد و یا اینکه سختی و خشک شدن حرکت دست و ضعف تعادل را تجربه می کند. اولین نشانی های پارکینسون مجموعه ای متفاوت از ارتعاش، برادیکنسیا، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند. معمولا ً علایم پارکینسون ابتدا در یک سمت بدن پدیدار می شوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا می کنند.
تغییراتی در حالت صورت و چهره روی می دهد، از جمله ثابت شدن (fixation) حالت صورت (ظاهرا ً احساسات کمی بر چهره نمایان می شود) و یا حالت خیرگی چشم ( به دلیل کاهش پلک زدن). علاوه بر این ها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرارگرفته عوارض دیگر (عادی) این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایان شدن یک به یک این نشانه های پارکینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، برادیکنسیا را به “آرام شدن عادی” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان (osteoporosis) ربط می دهند. هم بیماران مسن و هم بیماران جوان ممکن است بعد از بیش از یک سال که با این عوارض روبرو بوده اند برای تشخیص به پزشک مراجعه کنند.
از هر صد نفر بالای سن شصت سال یک نفر به پارکینسون مبتلا می شود، و معمولا ً این بیماری در حدود سن شصت سالگی آغار می شود. افراد جوانتر هم می توانند مبتلا به پارکینسون شوند. تخمین زده می شود که افراد جوان مبتلا به پارکینسون (مبتلا شده در سن چهل یا کمتر) ۵ تا ۱۰ درصد کل این بیماران را تشکیل می دهند.
ازدست دادن حس بویایی پیش نشانگر بیماری پارکینسون است
بروز اختلال در حس بویایی با ابتلا به بیماری پارکینسون مرتبط شناخته شده است. اکنون یک تحقیق جدید نشان می‌دهد از دست دادن حس بویایی اولین علایم بالینی بیماری پارکینسون را از چندین سال قبل پیش بینی می‌کند.
دکتر وبستر راس سرپرست این تحقیق می گوید غربالگری حس بویایی می‌تواند به تشخیص زودهنگام بیماری پارکینسون قبل از ظهور علایم حرکتی این بیماری کمک کند.
راس از نظام مراقبتهای بهداشتی هونولولو و همکارانش اطلاعات مربوط به یک آزمون استاندارد تشخیص بو مربوط به ۲ هزار و ۲۶۷ مرد ژاپنی تبار را که در یک تحقیق پیری شرکت کرده بودند مورد ارزیابی قرار دادند.
تمام این افراد در زمان شروع تحقیق فاقد زوال عقل یا علایم بالینی پارکینسون بودند.
شرکت‌کنندگان در این تحقیق که میانگین سن آنان ۸۰ سال بود مدت هشت تحت نظر قرار گرفتند.
طی این مدت بررسی در ۳۵ مرد بیماری پارکینسون تشخیص داده شد. میانگین سرانه بروز این بیماری ۶/۲۴ مورد در هر ۱۰ تن است. میانگین زمان تشخیص این بیماری چهار سال و میانگین سن بیماران ۸۳ سال است.
از در نظرگرفتن تاثیر بالقوه سن در ابتلا به این بیماری، میزان سرانه ابتلا به پارکینسون برای کسانی که بالاترین امتیاز تشخیص بو را داشتند ۴/۸ در هر ۱۰ هزار تن بدست آمد درحالی که در کسانی که پایین‌ترین امتیاز تشخیص بو را کسب کردند ۵/۵۴ مورد در هر ۱۰ هزار تن در سال بود.
مردانی که کمترین قدرت بویایی را داشتند ۲/۵ برابر کسانی که قویترین حس بویایی را داشتند به پارکینسون مبتلا شدند.
این تحقیق نشان داد بروز اختلال در حس بویایی ابزار غربالگری مفیدی برای شناسایی افرادی است که در مراحل بعدی عمر در معرض ابتلا به پارکینسون هستند.
این تحقیق در صورت امکان توقف یا کند کردن پیشرفت بیماری اهمیت زیادی خواهد داشت.
مشروح این تحقیق در شماره ماه فوریه ۲۰۰۷ میلادی سالنامه نرولوژی منتشر شده است.
تست تشخیصی این بیماریدر حال حاضر تست خون یا بررسی های آزمایشگاهی دیگری برای تشخیص این بیماری در دسترس نیست. پزشکان گاهی بررسی نورولوژیک و اسکن مغز را برای اطمینان از عدم وجود بیماری های دیگر توصیه می کنند. تشخیص بیماری معمولاً مبتنی بر معاینه فیزیکی است . بررسی های طبی برای رد سایر اختلالات ممکن است توصیه گردد.
پیشرفت بیماری پارکینسون
بعد از بیماری آلزایمر (Alzheimer)، بیماری پارکینسون معمولترین بیماری مخرب اعصاب (neurodegenerative) به حساب می آید. پارکینسون یک بیماری مزمن و همیشه در حال پیشرفت است. این بیماری نتیجه از بین رفتن یا ضعیف شدن و لطمه خوردن سلول های عصبی در مغز میانی (سوبستانتیا نیگرا – substantia nigra) است. این سلول های عصبی ماده ای به نام دوپامین، ترشح می کنند. دوپامین پیام های عصبی را از سوبستانتیا نیگرا (مغز میانی) به بخش دیگری از مغر به نام کارپوس استراتوم (corpus stratum)، می برد. این پیام ها به حرکت بدن تعادل می بخشند. وقتی سلول های ترشح کننده دوپامین در سوبستانتیا نیگرا (substantia nigra) می میرند، مراکز دیگر کنترل کننده حرکات بدن نامنظم کار می کنند.
این اختلال ها در مراکز کنترل بدن در مغز باعث به وجود آمدن علایم پارکینسون می شوند. اگر ۸۰% سلول های ترشح کننده دوپامین از بین بروند، علامتهای پارکینسون پدیدار می شوند. علایم پارکینسون در مراحل اولیه بیماری ملایم و بیشتر اوقات در یک سمت بدن دیده می شوند و گاه حتی احتیاج به درمان پزشکی ندارند. ارتعاش در حالت استراحت یک علامت ویژه بیماری پارکینسون است، که یکی از معمولترین علایم های پارکینسون به حساب می آید. ولی بعضی از مبتلایان پارکینسون هیچ وقت با این مشکل برخورد نمی کنند. بیماران ممکن است دست لرزان خود را در جیب یا پشت پنهان کنند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش در دست نگه دارند. لرزش می تواند بیشتر از هر محدودیت جسمی دیگر اثر منفی روحی داشته باشد.
با مرور زمان علایم اولیه بدتر و وخیم تر می شوند. یک رعشه ملایم تبدیل به یک ارتعاش مزاحم و ملموس می شود. ممکن است تکه کردن غذا و استفاده از دست مرتعش به مرور زمان سخت تر شود. برادیکینسیا (آرام شدن حرکت) به مشکلی کاملا محسوس بدل می شود که محدود کننده ترین علامت و اثر پارکینسون است. آرام شدن حرکت می تواند مانع انجام عادات روزانه شود: لباس پوشیدن، ریش زدن و یا حمام کردن ممکن است وقت بسیار زیادی از روز را بگیرند. تحرک ضعیف می شود و مشکلاتی بوجود می آورد مانند نشستن و برخاستن از صندلی یا اتومبیل، و یا غلتیدن در رختخواب. راه رفتن آهسته تر می شود و بیمار حالت قوز پیدا می کند ( سر و شانه به طرف جلو تمایل پیدا می کند). صدای بیمار یک نواخت می شود. کمبود تعادل می تواند باعث افتادن بیمار شود. دست خط ریزتر (میکروگرافیا – micrographia) و ناخوانا می شود. حرکات غیرارادی مانند حرکت دست در حال پیاده روی کم می شود.
علایم پارکینسون معمولا ًدست یا پای یک طرف بدن اختصاص دارد ولی با مرور زمان به دست یا پای سالم همان طرف هم سرایت می کند. این علایم پیشرفت می کند تا سمت دیگر بدن را هم تحت تأثیر قرار دهد. معمولا ً این پیشرفت تدریجی است اما سرعت این پیشرفت از بیمار تا بیمار تفاوت دارد. مهم است که بیماران پارکینسون در حال پیشرفت علایم با پزشک خود صحبت و مشورت کنند تا پزشک بتواند درمان را برای بیمارش فراهم کند زیرا بدن هر بیمار به طور مختلف و متفاوت به داروهای گوناگون واکنش نشان می دهد. هدف از درمان برای بیماران از بین بردن علایم نیست بلکه تحت کنترل درآوردن عوارض است. این امر می تواند به بیمار کمک کند تا مستقل عمل کند و یک کنترل مناسب برای این بیماری مزمن بوجود آورد. این بیماری از بین نخواهد رفت ولی کنترل عوارض آن می تواند تا حد زیادی جلوی ناتوان کردن و از کار افتادگی را بگیرد.
بیماران پارکینسون اغلب از این موضوع که بیماری آنها همواره در حال پیشرفت است، آگاه هستند و این موضوع می تواند باعث نگرانی شدید آنها شود. مبتلایان پارکینسون ممکن است بخواهند خود و مشکلات خود را بیش از حد نیاز تحت کنترل درآورند و خود را با دیگر افراد مبتلا مقایسه کنند. نگرانی در مورد پیشرفت بیماری و امکان ادامه کار هم غیرعادی نیست.
پیشگویی و تخمین زدن پیشرفت این بیماری در یک بیمار مشخص غیر ممکن است. سرعت پیشرفت و محدودیت های جسمی و روحی در بیماران مختلف متفاوت است. نوعی راهنمایی برای تشخیص پیشرفت این بیماری در بیماران مختلف بر اساس پیشروی بیماری از زمان تشخیص وجود دارد ولی این تنها در حد یک پیشنهاد است.
وقتی محدودیتهای جسمی پارکینسون به حدی برسد که کارهای روزمره سخت شوند، درمان علایم پارکینسون آغاز می شود.
علل
علت این اختلال در اغلب موارد ناشناخته است . بعضی موارد آن ناشی از داروهایی نظیر فنوتیازین ها؛ آسیب مغزی ؛ تومورها؛ آنسفالیت پس از آنفلوانزا؛ عفونت با ویروس های دارای رشد آهسته ؛ یا مسمومیت با مونواکسیدکربن (احتمالاً) می باشد.
ژن LRRK2 شایع‌ترین علت ژنتیکی هر دو نوع خانوادگی و غیرقابل پیش‌بینی پارکینسون است.
محققین دانشگاه جان هاپکینز به پروتئینی دست یافته‌اند که ممکن است بهترین هدف برای مبارزه با بیماری پارکینسون باشد.
پایگاه اینترنتی دانشگاه جان هاپکینز اعلام کرد ، طی سال گذشته ( ۲۰۰۷ میلادی )مشخص شد که ژن مولد این پروتئین که LRRK2 نامیده می‌شود شایع‌ترین علت ژنتیکی هر دو نوع خانوادگی و غیرقابل پیش‌بینی پارکینسون است. با این حال تاکنون کسی نمی‌دانست پروتئین مربوط به این ژن چه کاری با سلول‌های مغزی انجام می‌دهد و آیا می‌توان آن را دستکاری کرد یا خیر؟
بر همین اساس اکنون محققین دانشگاه جان هاپکینز متوجه شده‌اند که پروتئین LRRK2 بخشی از یک گروه از پروتئین‌هاست که به نام کیناز شناخته می‌شوند و مانند بقیه اعضای این خانواده به کنترل فعالیت‌های سایر پروتئین‌ها از طریق انتقال گروه‌های کوچکی به نام فسفات‌ها به داخل آنها کمک می‌کنند. این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که دو نوع جهش مربوط به پارکینسون در این ژن باعث افزایش فعالیت انتقال فسفات به داخل پروتئین‌های فوق می‌شود
بیماری پارکینسون و حمله خواب ‪ Narcolepsy‬با یکدیگر وجه مشترک دارند.
این مطالعه که در شماره ژوئن ۲۰۰۷ مجله “مغز” منتشر شده است نشان می‌دهد که افراد مبتلا به پارکینسون باید تحت یک دوره درمان بالینی متفاوتی قرار گیرند که احتمالا علائم خواب آنها را بهبود می‌بخشد.
“جری سیگل” از “موسسه علوم عصبی و رفتار انسانی سمل” در دانشگاه کالیفرنیا و “توماس سنیکال” متخصص اعصاب در همین دانشگاه تعیین کرده‌اند که بیماران مبتلا به پارکینسون تا ‪ ۶۰‬درصد از سلول‌های مغزی حاوی “پپتید هیپوکرتین” (‪ (peptide hypocretin‬را از دست می‌دهند.
در سال ‪ ،۲۰۰۰‬تعدادی از محققان علت حمله خواب را کاهش هیپوکرتین که تصور می‌شود در تنظیم چرخه خواب حائز اهمیت است، معرفی کردند.
به گفته سیگل، گزارش اخیر به یک علت مشترک اختلالات خواب اشاره می‌کند که با این دو بیماری در ارتباط است و نشان می‌دهد که درمان بیماران مبتلا به پارکینسون با استفاده از هیپوکرتین و یا آنالوگ‌های هیپوکرتین می‌تواند این علائم را از بین ببرد.
عوامل افزایش دهنده خطر
گرچه عوامل افزایش خطر ناشناخته است و تحقیقات آکادمی در کتاب های مرجع ذکر نشده است ولی در چند سال اخیر تحقیقات مختلف احتمال تاثیر موارد زیر را نشان می دهد لازم به ذکر است این تحقیقات در سال ۲۰۰۷ میلادی ( ۱۳۸۶ شمسی ) انجام شده و در سمینارهای پزشکی و مجلات علمی ارائه شده است :
حشره کش ها خطر ابتلابه بیماری پارکینسون را افزایش می دهند
بر اساس گزارش محققان آمریکایی که بر روی ۶۰۰ بیمار مبتلابه پارکینسون مطالعه کرده بودند، اعلام کردند: حشره کش ها خطر ابتلابه بیماری پارکینسون را افزایش می دهند. محققان آمریکایی پس از مطالعه بر روی ۶۰۰ بیمار اعلام کردند: افرادی که در معرض حشره کش ها قرار می گیرند ۱/۶ برابر بیشتر از دیگران در خطر ابتلابه پارکینسون قرار دارند.
مصرف چربی‌های اشباع نشده، خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش می‌دهد
مطالعات اخیر نشان داده‌اند که رژیم‌های غذایی حاوی مقادیر بالای چربی‌های اشباع نشده، خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش می‌دهد.
رژیم غذایی مدیترانه‌ای که شامل انواع سبزی، میوه و حبوبات است خطر ابتلا به بیماری پارکسیون را کاهش می‌دهد.
یافته‌های جدید محققان نشان می‌دهد افرادی که از رژیم‌های غذایی حاوی مقادیر بالای چربی‌های اشباع نشده استفاده می‌کنند، ۳۰ درصد کمتر از کسانی است که از این رژیم‌های غذایی استفاده نمی‌کنند به بیماری پارکینسون دچار می‌شوند.
این چربیهای اشباع نشده در رژیم‌های غذایی که شامل انواع سبزی، حبوبات، میوه و روغن‌های گیاهی است یافت می‌شوند.
بیماری پارکینسون یک اختلال عصبی تدریجی است که به وسیله کاهش سلول‌های مغزی تولیدکننده دوپامین‌های شیمیایی به وجود می‌آید. نبود این سلول‌ها منجر به از دست دادن کنترل ماهیچه‌های صاف و لرز‌های غیرقابل کنترل می‌شود
کمبود اسید فولیک عاملی برای بروز آلزایمر و پارکینسون
آلزایمر، بیماری فراموشی است، بیماری که دراثر آن فرد قدرت تفکرش را از دست داده و نزدیکان خود را به خاطر نمی آورد و گاهی به دلیل ناتوانی دراستفاده از ذهن می میرد .
طی تحقیقاتی مشخص شد میزان اسید فولیک در خون افراد مبتلا به آلزایمر پائین است و در تحقیق دیگری مشاهده شد مصرف کم سبزیجات سبز رنگ موجب افت اسید فولیک خون و بروز لخته های خونی درمویرگهای مغز و آسیب به بافت مغز می شود که فراموشی را در پی دارد.
همچنین کمبود دریافت اسید فولیک به بروز پارکینسون در موشهای تحت بررسی در آزمایشگاه انجامید .
مطالب فوق اهمیت مصرف اسید فولیک را نشان می دهد
احتمال ابتلا به پارکینسون در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بیشتر است.
محققان دریافتند احتمال تشخیص پارکینسون در سال‌های بعدی عمر بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، ‪۸۳‬ درصد بیشتر از افراد عادی است.
این خطر برای مردان و زنان مساوی است و مستقل از سایر عوامل خطرزا می‌باشد.
محققان در شماره آوریل ۲۰۰۷ نشریه “مراقبت از بیماران دیابتی” نوشتند، دیابت تا حدودی به دلیل ایجاد اضافه وزن خطر ابتلا به پارکینسون را افزایش می‌دهد.
داشتن اضافه وزن و انجام ندادن کافی حرکات ورزشی با ابتلا به دیابت نوع دو که شیوع آن در سراسر جهان رو به افزایش است، ارتباط دارد. دیابت می‌تواند به نابینایی، از دست دادن دست و پا، بیماری قلبی و مرگ زودهنگام منجر شود.
پارکینسون یک اختلال حرکتی است که بر اثر نابودی برخی سلول‌های مغزی بروز می‌کند.
افراد مبتلا به پارکینسون ابتلا به لرزش مبتلا می‌شوند اما این بیماری غیرقابل علاج می‌تواند به فلج و نهایتا مرگ منجر شود.
عوامل اصلی خطرساز برای ابتلا به پارکینسون هنوز شناخته نشده است اما برخی مطالعات نشان می‌دهند که احتمالا برخی موارد ابتلا به پارکینسون بر اثر قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی مانند آفت کش‌ها بوده است.
تنها در آمریکا حدود یک میلیون نفر دچار پارکینسون هستند.
دکتر “گنگ هو” و همکارانش در موسسه ملی بهداشت عمومی در هلسینکی در فنلاند، وضعیت ‪ ۵۱‬هزار و ‪ ۵۵۲‬مرد و زن فنلاندی ‪ ۲۵‬تا ‪ ۷۴‬ساله را برای مدت ‪ ۱۸‬سال پیگیری کردند.
هیچ‌یک از این افراد در ابتدای این مطالعه بیماری پارکینسون نداشتند.
محققان دریافتند که حدود ‪ ۶۰۰‬نفر از این افراد در انتهای این مطالعه به پارکینسون مبتلا شدند و در میان آنان ، احتمال داشتن دیابت تقریبا دو برابر افرادی بود که دچار این بیماری نبودند
پیشگیری
پیشگیری خاصی ندارد.
عواقب مورد انتظار
این بیماری در حال حاضر غیرقابل علاج محسوب می گردد. ولی ، علایم آن با درمان قابل تسکین یا کنترل است . این بیماری طول عمر را چندان کاهش نمی دهد.
تحقیقات علمی علل و درمان این بیماری ادامه دارد و این امید وجود دارد که درمان های مؤثر و نهایتاً علاج بخش برای آن ارایه گردند.
تحقیقاتی که به بررسی پیوند بافت جنینی برای درمان این اختلال پرداخته اند نویدبخش درمان مؤثری در آینده بوده اند. با این درمان به نظر می رسد سلول های جدید تولیدکننده دوپامین در مغز با پیوند بافتی جنینی تشکیل گردند.
عوارض احتمالی
زوال عقل
پنومونی (ذات الریه)
یبوست شدید
احتباس ادرار ناشی از داروهای تجویز شده برای درمان این اختلال
افتادن و بروز شکستگی استخوانی
ناتوانی
درمان
اصول کلی
تا کنون درمان قطعی برای پارکینسون وجود ندارد اما تنوعی از داروها بهمنظور تخفیف علائن مورد استفاده قرار می گیرند.
این بیماری در حال حاضر غیرقابل علاج محسوب می شود. ولی علایم آن با درمان ، قابل تسکین یا کنترل است . این بیماری طول عمر را چندان کاهش نمی دهد. تحقیقات علمی یافتن علل و درمان این بیماری ادامه دارد و امید می رود که درمان های موثر و در نهایت علاج بخش برای آن ارایه شوند.
تحقیقاتی که به بررسی پیوند بافت جنینی برای درمان این اختلال پرداخته اند نویدبخش درمان موثری در آینده بوده اند. با این درمان به نظر می رسد سلول های جدید تولیدکننده دوپامین در مغز با پیوند بافتی جنینی تشکیل شوند.
اصول کلی مراقبت از این بیماران عبارت است از:
۱) درمان فیزیکی
امیدواری و اطمینان دادن به بیماران و درمان بیماری های همراه ، نظیر افسردگی ، روان درمانی یا مشاوره برای کمک به کاهش افسردگی
۲) کار درمانی
۳) گفتار درمانی
اگر در اطرافیانتان بیمار پارکینسون دارید یا خودتان به این بیماری مبتلا هستید توصیه می کنیم:
ـ از حمام گرم و ماساژ مکرر برای پیشگیری از سفتی عضلانی استفاده کنید.
ـ اصلاح را با ریش تراش برقی انجام دهید.
ـ استفاده از کفش های بدون بند، نظیر کفش های راحتی ، کفش های زیپ دار یا کفش های چسبی نیز توصیه می شود.
ـ محیط منزل را طوری طراحی کنید که از افتادن و آسیب دیدگی جلوگیری شود.
ـ محدودیت های تدریجی بیماری ممکن است باعث عاجز شدن بیمار شود. برای یافتن راه هایی به منظور حفظ عملکرد و کارایی ، از مشاوره تخصصی و اعضای خانواده کمک بگیرید.
حال به بررسی این موارد می پردازیم :
- اصول کلی مراقبت این بیماران عبارتند از درمان فیزیکی ، امیدوارکردن و اطمینان دادن به بیماران ، و درمان بیماری های همراه (نظیر افسردگی )
- روان درمانی یا مشاوره جهت کمک به کاهش افسردگی
- کار درمانی و گفتار درمانی ممکن است توصیه گردد.
- استفاده مکرر از حمام گرم و ماساژ دادن جهت پیشگیری از ایجاد سفتی عضلانی استفاده از ریش تراش برقی جهت اصلاح
- استفاده از کفش های بدون بند، نظیر کفش های راحتی ، کفش های زیپ دار یا کفش های چسبی
- محیط منزل را طوری طراحی کنید که از افتادن و آسیب دیدگی جلوگیری شود.
- محدودیت های تدریجی بیماری ممکن است باعث عاجز شدن بیمار گردد. برای یافتن راه هایی جهت حفظ عملکرد و کارآیی خود از مشاوره تخصصی و اعضای خانواده کمک بگیرد.
داروها
داروهای آنتی کولینرژیک ؛ آنتی هیستامین ها؛ داروهای ضدلرزش ، نظیر آمانتادین ؛ یا داروهای ضدپارکینسون از قبیل بروموکریپتین ، لوودوپا و کاربی دوپا. سلژیلین برای به حداکثر رسیدن اثربخشی لوودوپا و کاربی دوپا تجویز می شود. همه این داروها لرزش و سفتی عضلانی را کاهش می دهند ولی اغلب عوارض جانبی قابل توجهی نیز دارند.
فعالیت
در حد امکان به فعالیت های خود ادامه دهید و به دفعات استراحت کنید. اختلاف زیادی بین توانایی جسمی بیماران دچار این بیماری وجود دارد. محدودیت فعالیت تنها در بیماران دچار سفتی عضلانی وجود دارد.
درمان فیزیکی کمک کننده است .محققان در تازه ترین مطالعات به تاثیر ویتامین B6 در کاهش این بیماری پی برده اند و می گویند افزایش دریافت غذایی ویتامین B6 در کاهش پارکینسون موثر است.
به گزارش رویترز محققان هلندی دریافته اند احتمال ابتلا به پارکینسون در کسانی که بیشترین مصرف ویتامین B6 را دارند ۵۰ درصد کمتر از وقوع آن در افرادی با کمترین دریافت این ویتامین است.
ویتامین B6 برای متابولیسم پروتئین و عملکرد درست سیستم ایمنی و عصبی ضروری است.
بر اساس تحقیقات انجام شده سطوح بالای اسید آمینه هوموسیستئین می تواند به سلول های مغز صدمه وارد کند.
برای تعیین اثر اسید فولیک ، ویتامین B6 و B12 در کاهش این ترکیب در خون و نیز کاهش وقوع پارکینسون ، محققان با بررسی گروهی از افراد ۵۵ ساله و مسن تر در مدت ۱۰ سال دریافتند ارتباطی بین مصرف B12 یا اسید فولیک و ابتلا به این بیماری وجود ندارد اما دریافت B6 بیشتر باعث کاهش خطر پارکینسون می شود.
بر اساس این یافته ها این ویتامین نه فقط با تاثیر بر سطوح هوموسیستئین بلکه با حفاظت سلول های مغز از صدمه ایجاد شده توسط محصولات جانبی متابولیسم یعنی رادیکال های آزاد ، باعث تقلیل احتمال ابتلا به پارکینسون می شود.
لازم به ذکر است که این مطالعه تاثیر حفاظت بخش ویتامین های B12 اسید فولیک را رد نمی کند و برای دست یابی به نتایج روشن تر مطالعات بیشتری مورد نیاز است

رژیم غذایی
رژیم خاصی نیاز نیست ، در موارد وجود اختلال بلع ممکن است مصرف غذاهای نرم لازم باشد. برای پیشگیری از یبوست به رژیم غذایی خود فیبر غذایی یا مواد حجم افزا(نظیر میوه و سبزیجات) اضافه کنید.
در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید
اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان دارای علایم بیماری پارکینسون بوده یا علایم شما در طی درمان تشدید شده است .
اگر دچار علایم جدید و غیرقابل توجیه به خصوص اختلال در ادرار کردن ، گیجی یا تاری دید. داروهای تجویزی ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند.
سلول‌های بنیادی بطرز قابل توجهی موجب بهبود علائم بیماری پارکینسون در موش‌ها می شود و ممکن است برای انسان کارایی داشته باشد.
محققان موسسه تحقیقات زیست پزشکی وایت هد در کمبریج در ماساچوست از روش نسبتا جدیدی برای طراحی مجدد سلول‌های بنیادی از سلول‌های پوست استفاده ‬کردند و سپس موش‌های مبتلا به این بیماری عصبی تضعیف‌کننده را درمان کردند.
چند هفته پس از پیوند این سلول‌ها به موش‌ها محققان متوجه شدند که علائم بیماری پارکینسون در آنها بطور قابل توجهی کاهش یافته است.
این موضوع تایید می‌کند که جانشین‌های سلول‌های بنیادی جنینی که اصطلاحا سلول‌های بنیادی دوباره برنامه ریزی شده خوانده می‌شوند می‌توانند جایگزین نرون‌های از دست رفته یا آسیب دیده شوند.
ماریوس ورنیگ یکی از نویسندگان این مطالعه که در گزارش‌های آکادمی ملی علوم منتشر شده است گفت، این اولین مدرکی است که نشان می‌دهد سلول‌های دوباره برنامه ریزی شده می‌توانند به سیستم عصبی ملحق شوند یا بطور موثری این بیماری پیشرونده عصبی را درمان کنند.
درمان با سلول‌های بنیادی بعنوان یک مداخله نوید بخش برای بیماری‌های انحطاط عصبی مانند پارکینسون یا آلزایمر تلقی می‌شود زیرا این سلول‌ها که اصطلاحا سلول‌های اصلی خوانده می‌شوند توانایی تبدیل به صدها نوع سلول مختلف در بدن را دارند و جایگزین سلول‌هایی می‌شوند که از بین رفته و یا بر اثر بیماری آسیب دیده است.
اما مخالفت‌های اخلاقی نسبت به استفاده ازسلول‌های بنیادی جنین‌های دور انداخته شده، بحث و جدل زیادی را درمورد استفاده از این سلول‌ها به راه انداخته است.
در اواخر سال ‪ ۲۰۰۷‬محققان آمریکایی و ژاپنی اعلام کردند که روش‌هایی را برای برنامه ریزی مجدد سلول‌های پوست انسان ابداع کرده‌اند که به آنها خواص سلول‌های بنیادی را می‌دهد.
یافته‌های محققان موسسه وایت هد اولین مدرک در مورد حیوانات است که نشان می‌دهد سلول‌های دوباره برنامه ریزی شده به همانگونه که فرض شده اند عمل می‌کنند.
بیماری پارکینسون یک اختلال سیستم حرکتی بدن است که بر اثر آسیب یا مرگ نرون‌های دوپامین ایجاد می‌شود و لرزش، بهم خوردن توازن بدن و خشکی دست و پا از علائم آن است.
ویتامین E ممکن است موجب کاهش علا‌ئم بیماری پارکینسون شود.
پژوهشگران گروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اهواز در بررسی اثر ویتامین E بر سفتی عضلا‌نی در نمونه حیوانی بیماری پارکینسون دریافتند , این ویتامین ممکن است , به علت ماهیت آنتی اکسیدانی خود , از تخریب دوپامین در جسم سیاه مغز جلوگیری کند که این موجب کاهش علا‌ئم بیماری پارکینسون به صورت کاهش سفتی عضلا‌نی می شود.پارکینسون نوعی بیماری پیشرونده مغزی است که با پیشرفت سن , شیوع آن افزایش می یابد و با علا‌ئمی مانند کندی حرکات , لرزش اندامها , سفتی بدن و اختلا‌ل تعادل ظاهر می شود
اولین برچسب پوستی به نام نوپرو که محتوی داروی “روتیگوتاین” است علائم بیماری پارکینسون کاهش می دهد.
نوپرو که اولین برچسب پوستی تایید شده برای درمان علائم بیماری پارکینسون است، محتوی داروی
“روتیگوتاین” است که پیش از برای استفاده در آمریکا تایید نشده بود.
بیماری پارکینسون که از دسته وضعیت‌هایی است که “اختلال سیستم حرکتی” خوانده می‌شود در نتیجه کاهش سلول‌های مغزی تولیدکننده دوپامین بروز می‌کند.
روتیگوتاین، که از طبقه داروهای آگونیست دوپامین است، با استفاده از یک برچسب سیلیکونی که هر ‪ ۲۴‬ساعت تعویض می‌شود، پیوسته جذب پوست می‌شود.
آگونیست دوپامین با فعال کردن گیرنده‌های دوپامین در بدن فعالیت می‌کند و تاثیر دوپامین انتقال‌دهنده عصبی را تقلید می‌کند.
پاسخ به تعدادی از پرسش های شما در رابطه با پارکینسون :
پارکینسون از کجا می‌ آید؟چندی پیش هنرپیشه مشهور انگلیسی ، دبورا کر که به بیماری پارکینسون مبتلا شده بود، جان باخت. در تاریخ معاصر افراد مشهور زیادی به این بیماری مبتلا شدند. هیتلر، سالوادور دالی، مائو و محمدعلی کلی از این جمله‌اند. امروزه شیوع بیماری پارکینسون رو به افزایش است و مشاغل گوناگون و کار با مواد شیمیایی و صنعتی، استرس و تغییر سبک زندگی، همه در افزایش شیوع این بیماری مؤثرند. خوب است درباره پارکینسون بیشتر بدانید.
اگرچه علت بیماری پارکینسون ناشناخته مانده است اما دانشمندان عواملی را مرتبط با بیماری پارکینسون شناسایی کرده‌اند. به عنوان مثال، در افراد بالای ۶۰ سال ، احتمال ابتلا به بیماری پارکینسون حدود ۲ تا ۴ درصد است، در مقایسه با سایر افراد که حدود یک تا دو درصد است.
ردپای بیماری در خانواده
در حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد افراد مبتلا به پارکینسون دارای یک خویشاوند مبتلا به پارکینسون، هستند. در یک تحقیق بزرگ، محققان دریافتند که در افرادی که دارای یک خویشاوند درجه اول مبتلا به پارکینسون مانند پدر و مادر یا خواهر و برادر مبتلا هستند، احتمال ابتلا به پارکینسون حدود دو تا سه برابر جمعیت عادی است. این به این معنی است که اگر والدین شما مبتلا به بیماری پارکینسون هستند، احتمال ایجاد این بیماری در شما کمی بالاتر از سایرین است.
بیماری پارکینسون در بسیاری از مبتلایان به صورت مستقیم با وراثت در ارتباط نیست اما محققان تعدادی از ژن‌های دخیل در این بیماری را در تعدادی از خانواده‌ها شناسایی کرده‌اند. بعضی از این ژن‌ها در پروتئین‌هایی که در عملکرد‌های سلول‌های دوپامینی دخیل‌اند، تغییراتی ایجاد می ‌کنند. به دلیل امکان مطالعات وسیع در آزمایشگاه‌های مدرن، امروزه جنبه‌های گوناگون وراثتی این بیماری، تحت تحقیقات گسترده‌ای قرار گرفته است.
صدمات محیطی
بعضی از دانشمندان بر این باورند که بیماری پارکینسون ممکن است در نتیجه تماس با سموم یا آسیب‌های محیطی به وجود بیاید. تحقیقات، تعدادی از عوامل‌ مرتبط با پارکینسون مانند زندگی در مناطق حاشیه‌ای شهر، استفاده از آب چاه یا مصرف ترکیبات آفت‌کش را مشخص کرده‌اند. تزریق ماده مخدری به نام متیل فنیل تتراهیدروپیریدین می ‌تواند به سرعت موجب ایجاد بیماری پارکینسون به صورت دائمی شود. اما در حقیقت هیچگونه مدرک محکمی درباره اینکه یک عامل محیطی به تنهایی موجب ایجاد این بیماری شده است، وجود ندارد. اگرچه این عوامل محیطی در مطالعات نمونه‌های آزمایشگاهی پارکینسون کمک‌ کننده هستند و محققان هنوز به دنبال سرنخ‌ها و ارتباطات تازه‌ای میان عوامل گوناگون و ایجاد پارکینسون می‌ گردند. اغلب متخصصان بر اینکه این بیماری ناشی از ترکیبی از عوامل وراثتی و محیطی است، هم عقیده‌اند، اگرچه ما هنوز ماهیت این ترکیب را نمی ‌دانیم.
پارکینسون چیست؟
بیماری پارکینسون اختلال حرکتی مزمن و پیش رونده‌ است به این معنی که علائم این بیماری به مرور زمان بدتر می‌ شوند. حدود ۱۵ درصد مبتلایان به پارکینسون پیش از ۵۰ سالگی تشخیص داده می‌ شوند. شیوع این بیماری با افزایش سن، زیاد می شود. علت این بیماری ناشناخته است و در حال حاضر درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد اما تعدادی از روش‌های دارو درمانی و جراحی برای بهبود علائم وجود دارند.
بنابراین پیام‌هایی که در ارتباط با شیوه و زمان حرکت بدن هستند، از مغز آهسته‌تر فرستاده می‌ شوند که سبب می‌ شود، شخص مبتلا قادر به شروع و کنترل حرکاتش به صورت طبیعی نباشد. بیماری پارکینسون علائم متفاوتی دارد که از شخصی به شخص دیگر متفاوت است، مانند لرزش دست و پا، صورت و فک، سفتی یا گرفتگی عضلات اندام‌ها و تنه، کاهش سرعت حرکات و اختلال تعادل و هماهنگی.
دارودرمانی
محققان هنوز در پی ارزیابی سودمندی چند ماده گوناگون روی کاهش سرعت پیشرفت این بیماری و درمان علائم آن هستند. بهتر است مبتلایان به این بیماری پیش از مصرف هرگونه دارویی، برای جلوگیری از ایجاد تداخلات دارویی خطرناک با پزشک‌شان مشورت کنند. از آنجایی که شواهدی در رابطه با آسیب‌های اکسیداتیو به سلول‌های عصبی در بیماری پارکینسون وجود دارد، مصرف آنتی ‌اکسیدان‌ها تحت بررسی قرار دارد.
نقش مکمل‌ها در درمان چیست ؟
کوآنزیم Q10یک آنتی‌اکسیدان قوی موجود در میتوکندری سلول است. میتوکندری‌ها یک ساختار مولد انرژی در سلول هستند و بعضی از دانشمندان عقیده دارند که اختلالات عملکرد میتوکندری‌ها در ایجاد پارکینسون مؤثر است. یک تحقیق کلینیکی جدید، نشانگر آن بود که میزان‌ زیادی از کوآنزیم Q10 موجب کاهش سرعت پیشرفت این بیماری در تعدادی از مبتلایان شده است اما تحقیقات درباره این آنزیم هنوز به طور گسترده‌ای صورت نگرفته است تا بتوان مصرف این ماده را به مبتلایان توصیه کرد.
ویتامین E نیز می‌ تواند در مقابله با آسیب‌های مغزی ناشی از رادیکال‌های آزاد، مؤثر باشد و به نظر می ‌رسد که احتمال ابتلا به پارکینسون را پایین می ‌آورد، اگرچه شواهد محکمی در این زمینه وجود ندارد اما از آنجایی که ویتامین E عوارض جانبی کمی دارد، بسیاری از مبتلایان به پارکینسون از این دارو استفاده می‌ کنند. تحقیقات درباره مصرف انبه هندی و زغال‌اخته و نقش آنها در کاهش مرگ سلول‌های عصبی در حال انجام گرفتن است.
کراتین یکی دیگر از ترکیبات مورد علاقه دانشمندان است زیرا این ترکیب موجب افزایش میزان فسفوکراتین که یک منبع انرژی برای عضلات و مغز است، می‌ شود. بررسی درباره تأثیر این ماده روی آسیب‌های سلول‌های عصبی، در حال انجام است. تحقیقات همچنین روی ماده‌ای به نام گلوتاتیون و تأثیر آن روی متابولیسم سلولی و قدرت آنتی اکسیدانی آن تحت انجام است. هر دوی این ترکیبات به نظر امیدوارکننده می ‌رسند، اگرچه روش تجویز مفید آنها، عوارض و خطرات استفاده طولانی ‌مدت از آنها مشخص نیست. داروهای متفاوتی برای مبتلایان به پارکینسون در بازار وجود دارد. این داروها اغلب گران و از کارخانه‌های متفاوتی هستند. این داروها اغلب دارای عوارض جانبی و تداخلات دارویی با سایر داروها هستند، بنابراین قبل از استفاده از این داروها، مشورت با پزشکتان بسیار مهم است
بیش از ‪ ۱۰۰‬هزار نفر در اسپانیا به این بیماری مبتلا هستند.
‪۷۰‬ درصد از بیماران مبتلابه به پارکینسون در اسپانیا بالای ‪ ۶۵‬سال و نیمی از ‪ ۳۵‬درصد دیگر آنها کمتر از ‪ ۴۵‬سال سن دارند.
سالانه بین ‪ ۲۰‬تا ‪ ۲۵‬مورد جدید ازاین بیماری دراسپانیا کشف می‌شود. و پارکینسون دومین بیماری تخریب‌کننده سیستم عصبی در اسپانیا پس از بیماری آلزیمر محسوب می‌شود.
تنها ‪ ۱۰‬درصد مبتلایان به این بیماری بر اثر عوامل وراثتی به آن مبتلا می‌شوند و علت ابتلای بقیه افراد به آن هنوز مشخص نشده است .
اکنون کارشناسان برای کشف علل دیگر بروز این بیماری در حال تحقیق از طریق مطالعه سلولهای مادر، درمانهای ژنتیکی و نانوفناوری هستند.
درمانهای روانی ، فیزیولوژیکی و کلام درمانی از راههای معالجه مبتلایان به این بیماری برای مقابله با از دست رفتن کنترل حرکت ، توازن و هماهنگی و سخت شدن ماهیچه‌ها و دشواری در صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن است .
به اعتقاد متخصصان، عوارض روانی این بیماری در افراد مختلف با یکدیگر بسیار متفاوت است و از انکار ابتلا به آن تا خشم و غضب که به افسردگی منتهی می‌شود، متغییر است
در پارکینسون نوعی پروتئین بد، و نوعی پروتئین دیگر به‌نام”اس.ایی.پی.تی ‪”۴‬ در درون سلول عصبی جمع می‌شوند.
پژوهشگران ژاپنی دانشگاه کیوتو به دستاورد تازه‌ای درباره ریشه یابی و درمان بیماری مغزی پارکینسون دست یافتند.
بیماری پارکینسون به علت کاهش یافتن ماده”دوپامین” در مغز و بروز اشکال در شبکه ارتباطاتی اعصاب بوجود می‌آید که لرزش‌های بدنی و نافرمانی اعصاب را به دنبال دارد.
پژوهشگران ژاپنی به این دستاورد دست یافتند که در سلول عصبی مغز بیماران پارکینسون، پروتئینی بد انباشته می‌شود که کارش از بین بردن سلول عصبی و کاهش میزان ترشح ماده دوپامین در مغز است.
پژوهشگران گفتند: آنها پیش از این نیز در جریان بررسی‌های خود متوجه شده بودند که همراه این پروتئین بد، نوعی پروتئین دیگر به‌نام”اس.ایی.پی.تی ‪”۴‬ در درون سلول عصبی جمع می‌شوند.
آنها در جریان آزمایش بر روی مغز یک موش پارکینسونی ، با استفاده از فناوری ژنی کاری کردند که پروتیین “اس.ایی.پی.تی.‪ “۴‬در مغز این موش ساخته نشود.
به گفته آنها،این کار موجب شد تا عوارض بیماری در این موش نسبت به دیگر موش‌های مشابه، سه ماه زودتر پدیدار شود.
پژوهشگران با نتیجه‌گیری از این آزمایش اعلام کردند، به‌نظر می‌رسد که علت جمع شدن پروتئین “اس.ایی.پی.تی.‪ “۴‬در مغز، جلوگیری از فعالیت پروتیین بد بوده است.
آنها گفتند که یکی از کارهای مثبت پروتیین “اس.ایی.پی.تی.‪ ، “۴‬پایدار کردن کار سیستم ترشح دوپامین در مغز است.
پژوهشگران ژاپنی گفتند : نمونه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد دربیماران پارکینسون، پروتئین “اس.ایی.پی.تی.‪ “۴‬کم بوده و این موضوع به تشدید فعالیت پروتئین بد کمک کرده است.
پژوهشگران ابراز امیدواری کردند، با استفاده از این دستاورد بتوانند به باز کردن راه برای درمان بیماری پارکینسون کمک کنند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:36 PM
سرطان چیست؟


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=cdb2fb72db03b1b31c8c08aa31dc94be

سرطان چیست؟
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/789675678.thumbnail.jpg
سلول واحد اساسی و ساختمانی حیات است که همانند کیسه ای است حاوی پروتئین‌ها، اسیدهای چرب، کربوهیدراتها و ماده حیات به نام دی ان ای ( DNA). قابلیت رشد، تکثیر و همانندسازی از ویژگی های سلول های زنده است. ساختار ژنتیکی هر سلول سرعت رشد، تقسیم و زمان مرگ آن را تعیین می کند. در حالت طبیعی، جایگزینی سلولهای فرسوده با سلولهای جوان از یک برنامه منظم تبعیت می کنند و فرایند رشد و تجدید سلولی به طور ثابت در بدن اتفاق می‌ افتد.

سرطان نوعی بیماری است که در آن سلول‌ها توانایی تقسیم و رشد عادی خود را از دست می ‌دهند و این موضوع منجر به تسخیر، تخریب و فاسد شدن بافت‌های سالم می ‌شود. از اجتماع این سلول‌های سرطانی و تخریب سلول‌های بافت‌های سالم توده ‌ای به نام تومور ایجاد می‌شود. اگر تومور به لایه‌‌ای محدود ختم شود و به سایر بافت‌ها و ارگانها سرایت نکند تومور خوش ‌خیم (غیرسرطانی‌) است و اگر تومور گسترده شده یا به طور بالقوه قابلیت پخش شدن و احاطه کردن سایر بافتها و ارگانها را داشته باشد بدخیم یا سرطانی نامیده می‌شود. برخی از شکل های سرطان متاستاز (Metastasize) می‌کنند به این معنی که خصوصیت تهاجمی پیدا کرده و به سایر بافت‌های بدن، عمدتا از طریق خون و لنف، سرایت می‌کنند و تومورهای جدیدی را ایجاد می‌کنند.
حقایقی در رابطه با سرطان
۱- بیش از ۱۰۰ نوع سرطـان شناسایی شده است و این سرطــان ها در هر قسمتــی از بدن می تواند تظاهر پیدا کنند.
۲- مرگ ناشی از سرطان در سال ۲۰۰۵ ، ۶/۷ میلیون نفر بوده است که ۱۳% از کل ۵۸ میلیون مرگ در سراسر جهان را به خود اختصاص می دهد.
۳- بیش از ۷۰% تمام مرگ های ناشی از کانسر در کشورهای کم درآمد یا با در آمد متوسط اتفاق می افتد .
۴- ۵ سرطان شایع و کشنده در مردان در سراسر جهان عبارتند از ریه ـ معده ـ کبد ـ کولورکتال و ازوفاگوس ( مری).
۵- ۵ سرطان شایع و کشنده در زنان به ترتیب عبارتند از سرطان سینه ـ ریه ـ معده ـ کولورکتال و سرویکس.
۶- مصرف دخانیات بزرگترین و تنها عامل قابل پیشگیری از سرطان ها در جهان می باشد.
۷- یک پنجم کل سرطانهای سراسر جهان با یک عفونت مزمن، برای مثال ویروس پاپیلوهای انسانی (HPV) که باعث کانسر سرویکس می شود و ویروس هپاتیت B (HBV) که باعث کانسر کبد می شود در ارتباط است.
۸- یک سوم کانسر ها اگر در مراحل اولیه تشخیص داده و به اندازه کافی درمان شوند، قابل درمان می باشند.
۹- درصورتیکه دانش فعلی در رابطه با کنترل درد و درمان نگهدارنده یک سرطان وجود دارد، بایدنسبت به تسکین درد آنها کمک شود.
۱۰- ۴۰% سرطان ها عمدتاً بوسیله عدم مصرف دخانیات، داشتن تغذیه سالم، انجام فعالیت بدنی و پیشگیری از عفونت هایی که ممکن است منجر به کانسر شوند، قابل پیشگیری هستند.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/3438351362.thumbnail.jpg
رشد سرطانی یا بدخیم زمانی اتفاق می‌افتد که:
برخی از سلول‌ها به طور غیرقابل کنترل شروع به تکثیر کنند.
بخش‌ هایی که به طور طبیعی عهده‌ دار دفاع از بدن هستند مانند سیستم ایمنی بدن قادر به پیشگیری از تقسیم بی ‌رویه نباشند.
تعدادی از سلولهای غیرطبیعی از نظر اندازه بزرگ و بزرگ‌ تر ‌شوند.
در مجموع چهار گروه ژن مسئول تقسیم سلولی به شمار می‌روند:
۱- آنکوژن‌ها (ژن‌های عامل تومور) (Oncogene) که در شرایط عادی در فرستادن پیام به سلول برای تکثیر نقش دارند. اختلال و تغییر در این سلول‌ها منجر به تکثیر نامنظم سلول شده و سلول سرطانی بشمار می‌رود.
۲- ژن‌های سرکوبگر تومور- (Tumour suppressor genes) این ژن‌ها پروتئین‌های خاصی را تولید می‌کنند که در شرایط عادی وظیفه معکوس آنکوژن‌ها را داشته و به سلول پیام توقف تکثیر می‌دهد. یکی از مهم‌ترین ژن‌های این گروه ژنی‌ به نام p۵۳ است.
۳- ژن‌های خودکشی – (Suicide genes) خودکشی سلول‌ها یا مرگ سلول یکی از مهم ‌ترین عوامل پیچیده سلولی است که به سلول توانایی خودکشی در شرایط غیرمعمول را می‌دهد تا مانع شیوع تکثیر و آسیب‌دیدگی به سایر سلول‌ها ‌شود. هنگامی که ژن‌های خودکشی آسیب پیدا کنند دیگر قادر به فعالیت خود برای نابود کردن سلول معیوب نبوده و سلول سرطانی محسوب می‌شود.
۴- ژن‌های ترمیمی دی ان ای- (DNA repairing genes) این ژن‌ها مسئول ترمیم دی ان ای آسیب دیده و معیوب هستند که با ترشح پروتئین‌های متفاوت زمینه ترمیم دی ان ای آسیب دیده را فراهم می کنند. اما زمانی که خود این ژن های ترمیمی دی ان ای آسیب می بینند، سلول، دیگر توانایی ترمیم خود را از دست داده و اختلالات ژنتیکی و ترمیم نشدن دی ان ای منجربه سرطان می‌شود.
سبب شناسی سرطان
سرطان یک فرایند پویا است که توسط متغیرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغییرات مولکولی سلول شده و منجر به تداخل در سیستم تکثیر سلول می‌شود.
اولین تغییر سلولی آشکار در پیدایش سرطان، تراریختی و تغییر شکل سلول است. عواملی که به ایجاد سلولهای سرطانی کمک می‌کنند عبارتند از:
استعداد میزبان: عوامل ژنتیکی از جمله نقایصی در کروموزوم‌ها و یا انتقال ژن معیوب به جنین
عوامل ایمنولوژیک(ایمنی): مانند نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن
داروهای سرکوبگر ایمنی: موجب سرکوب مکانیسم ایمنی طبیعی شده و زمینه‌ ابتلا به سرطان را فراهم می کنند
عوامل محیطی: تماس با مواد سرطان‌زا مانند آزبست، پرتونگارها و رادیوم‌ـ پرتوهای یونیزه شامل امواج الکترومغناطیسی
ویروسهای القا کننده سرطان: ویروسهایی هستند که قابلیت تغییر دادن شکل سلولی را که آلوده می‌کنند، دارند و در نتیجه منجر به تکثیر خارج از کنترل سلول‌های مورد نظر می‌شوند. این تکثیر فزاینده موجب تومور یا سرطان می‌شود.
عوامل ترشح هورمونی: عوامل ترشح هورمونی اغلب موجب تسریع روند بدخیمی بیماری می‌شود.
چرا خطر سرطان در افراد مسن افزایش پیدا می‌کند؟
سلول‌های بنیادی در افراد پیر قدرت تولید سلولهای ایمنی کمتری دارند. مغز استخوان در بدن افراد مسن سلولهای ایمنی کمتری تولید می‌کند، بنابراین احتمال به سرطان خون در افراد مسن بالاتر است. محققان بر روی موش‌های آزمایشگاهی جوان سلول‌های بنیادی پیر پیوند زدند. آنها انتظار داشتند که سلول‌های بنیادی پیر بعد از پیوند همان توانایی سلول‌های جوان را داشته باشند و سلول‌های ایمنی تولید کنند ولی سلولها درست مثل سلولهای پیر رفتار کردند. یکی از پژوهشگران در مقابل این عکس‌العمل سلول‌ها گفت اگر تفاوت سلول‌های بنیادی پیر و جوان را بدانیم در آن صورت می‌توان سلولهای پیر را وادار به جوان شدن کرد. با این دانش کارایی ایمنی دفاعی بدن افراد پیر را می‌توان بهبود بخشید و از سرطان خون جلوگیری کرد.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/4177049302.thumbnail.jpg
الگوهای درمان سرطان
تا کنون بیش از ۲۰۰ نوع مختلف سرطان شناخته شده است. این سرطان ها می‌توانند بافتهای مختلف بدن را احاطه کنند.
هر نوع سرطان عوامل، مشخصات و همچنین درمان خاص خود را دارد اما روش های اصلی درمان سرطان عبارتند از:
ا- جراحی
۲- رادیوتراپی
۳- شیمی درمانی
۴- هورمون درمانی
۵- ژن درمانی
کاربرد شکل های جدید اشعه همانند پرتوهای لیزر که به بافت‌ های طبیعی صدمه نمی ‌زنند و توسعه انواع هورمون درمانی به تنهایی و یا در ترکیب با سایر درمان‌ها از پیشرفتهای مهم در خصوص پیشگیری و درمان سرطان به شمار می رود. اخیرا موفقیتهای تشخیص و درمان سریعتر بیماران، تکامل روشهای جدید تشخیصی و درمانی مانند شیمی درمانی و هورمون درمانی و الگوهای معاینات ادواری و عمومی سرطان توانسته مرگ و میر ناشی از این بیماری را کاهش دهد.
دستاوردهای‎ جدید در درمان‎‎ سرطان
تحقیقات دانشمندان نشـان داد , دارویی که برای درمان سرطان سگ ها تولیـد شده ممکن است در انسان ها نیز موثر واقـع شود.
پزشکان دانشکده پزشکی هاروارد می گویند ” داروی آزمایشی اس یو ۱۱۲۴۸ احتمـالا بـرای مقابله با سرطان های ریه , سینه و کلـیـه موثر خواهد بود.”
این دارو مـانـع از آن مـی شـود کـه پروتئین موسوم به وی ئی جی اف موجـب رشـد رگ های خونی شود.
تومورهای سرطانی به رشد رگ های خونی وابسته اند و بدون آنها به سرعت با کمبود اکسیژن مواد مغزی روبرو می شوند.
قرار است آزمایش وسیعی برای بـررسـی امکان استفاده از داروی اس یو ۱۱۲۴۸ برای درمان تومورهای استرومائی معده ای و روده ای که هر سال حدود هزاران نفر به آن مبتلا می شوند در امریکا آغاز شود.
پزشکان دانشگاه هاروارد گزارش دادند این دارو مـوجـب کـوچـک شـدن تومورها در ۶۰ نفر از ۹۰ بیمار مبتـلا بـه سرطان استرومای معـده ای و روده ای شـد , گرچه این افراد کامل درمان نشدند اما وضع آنان بهبود یافت.
خواص ضد سرطانی عصاره یک گیاه شبیه نعناع
پژوهشگران میگویند از عصاره برگهاى یک گیاه چینی شبیه نعناع میتوان در مبارزه با سرطان بهره گرفت .
به گزارش پایگاه اینترنتی بی بی سی نیوز، دانشمندان از عصاره گیاهbarbatascutellaria دارویی تهیه کرده اند که با نابودى عروق خون رسان تومورها اثر میکند.
عوارض جانبی این دارو در مقایسه با داروهاى متعارف که علاوه بر سلولهاى سرطانی، سلولهاى سالم را نیز مورد هدف قرار میدهند کمتر است .
پروفسور آلن مکگوان و همکارانش از دانشگاه سالفورد امیدوارند آزمایش انسانی این دارو را هر چه زودتر آغاز کنند.
این دارو در محیط آزمایشگاه بر روى سلولهاى سرطانی بدست آمده از سرطان سینه و ریه آزمایش شده است .
این دارو عروق خون رسان تومور را مورد حمله قرار میدهد و با جلوگیرى از رسیدن اکسیژن و مواد غذایی موجبات نابودى سرطان را فراهم میآورد.
دکتر سیلوى داکی میگوید هدف قرار دادن عروق خون رسان مانع از تغذیه تومور و در نتیجه گسترش تومور میشود.
این دارو تنها عروق خون رسان تومور را هدف قرار میدهد و آسیبی به عروق خون رسان بافتهاى سالم نمیرساند.
درمانهاى متعارف علاوه بر سلولهاى تومور سلولهاى سالم را نیز مورد هدف قرار میدهد که عوارض جانبی بسیارى به همراه دارد.
تمام سرطانها براى بقا و رشد نیاز به خون رسانی دارند. اگر دانشمندان بتوانند عروق خون رسان تومور را هدف قرار داده و نابود کنند، به شیوه اى دست خواهند یافت که در مورد همه انواع سرطانها در کودکان و بزرگسالان کارایی خواهد داشت .
محققان در شیوه جدید با ترکیب داروها به نتایج بهترى دست یافتند. استفاده از این گیاه در طب سنتی چین براى درمان بیماریهاى گوناگونی مانند برخی انواع سرطانها تاریخ طولانی دارد.
چاقی و افزایش خطر سرطان در زنان
زنان چاق ممکن است به انواع ویژه سرطان مبتلا شوند. سرطان رحم در زنان چاق بیش از زنانی که وزن بدن آنها طبیعی است رایج است. این می تواند بدین علت باشد که بدن زنان چاق استروژن بیش از اندازه تولید می کند همچنین احتمال زیادی وجود دارد که زنان چاق به سرطان پستان کولون و راست روده مبتلا شوند. به نظر می رسد که این موضوع با رژیم غذایی رابطه ی مستقیم دارد، زیرا این نوع سرطان احتمالاً با خوردن غذاهایی در ارتباط است که بدون فیبر بوده ولی چربی و کالری خیلی زیادی دارند. خوشبختانه ، در صورتی که از وزن خود بکاهید خطر ابتلا به این سرطان ها نیز کاهش می یابد.
متوقف کردن سرطان در سرچشمه
هیچ یک از نظریه های جدید نتوانسته اند ریشه های گره خورده بیش از ۱۰۰ بیماری عجیب و غریب که ما آنها را سرطان می نامیم گره گشایی کنند.
همه این نظریات نیاز به اضافه کردن نقش پدیده ای اپی ژنتیک دارند که احتمال دارد بسیار کلیدی باشد اما همچنان اسرارآمیز باقی مانده است. تعیین این که کدام یک از ایده ها صحیح تر از دیگران است بسیار مهم می نماید، چرا که پذیرش هر یک از آنها پیش بینی های متفاوتی را برای درمان وارد کرده و کمک می کند تا موفقیت علیه سرطان های شایع و کشنده بیشتر شود.زمانی در آینده علم پاسخ قطعی به پرسش علت ایجاد سرطان را خواهد داد. به احتمال زیاد این پاسخ، یک پاسخ بسیار پیچیده باشد و امیدهای ما را از داروهایی که بیماری را معالجه می کنند به درمان هایی که از ایجاد آن پیشگیری به عمل می آورند تغییر می دهند. حتی بدون فهم دقیق علت آن، پزشکان دریافته اند که به نظر می رسد مصرف روزانه آسپیرین باعث جلوگیری از سرطان راست روده در بعضی بالغین می شود. اثر اندک، اما گامی است برای حرکت از شیمی درمانی به یک آلترناتیو بهتر: شیمی پیشگیری.
کشف ژن آسیب پذیر هنگام استفاده از داروی ضد سرطان MTX
محققان دانشگاه Queen، طی تحقیقاتی که به انجام رساندند توانستند آزمایش بر روی کرم میوه، ژن تأثیر پذیر هنگام استفاده از دارویی که منجر به بروز نقص عضو در حین تولد می شود را کشف کنند
. به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از مجله Toxicalogical Sciences دارویی موسوم به MTX از جمله داروهای پرطرفداری است که برای درمان سرطان و بیماری‌هایی همچون سل پوستی و آرتروز روماتیسمی تجویز می‌شود. پس از مصرف، این دارو برای مدت‌های طولانی در بدن باقی مانده و سبب بروز نقص عضو هنگام تولد در نوزادانی می‌شود که مادرانشان قبلاً از این دارو مصرف کرده‌اند. محققان با استفاده از این کرم‌ها توانستند ژنی را که این دارو روی آن تأثیر می‌‌گذارد کشف کنند، این یافته جدید به دانشمندان این امکان را می‌دهد که به کشف روش‌های درمانی مؤثری برای درمان این نقص عضو‌های ناخواسته بپردازند. پیش از این نیز از کرم‌‌های میوه در تحقیقات و بررسی‌ها روی بیماری‌هایی چون سرطان، بیماری‌های عصبی و بیماری‌های مربوط به کهولت سن استفاده شده بود. نتایج کامل این تحقیقات در چاپ سال آینده مجله Toxicalogical Sciences منتشر خواهد شد.
دانشمندان دانشگاه Chapel Hill ، ادعا می کنند موفق به کشف ژنی در ویروس Epstein_Barr شده اند که در پیشرفت سرطان موثر است .
ویروس Epsetein_Barr ، که نوعی ویروس تبخال در انسان است رابطه مستقیمی با ایجاد سرطان خون و همچنین غده های سرطان مرکب از بافت‌های لنفاوی دارد . این نتایج حاصل آزمایشات انجام شده روی موش هایی بود که به علت نقص سیستم ایمنی به ویروس Epstein _ Barr ، آلوده شده بودند و این ویروس قادر است پس از مدت زمانی کوتاه تغییر ماهیت داده ،‌ژن خود را از دست بدهد و سپس این ژن آزاد شده قادر است یک سلول آلوده را از بین ببرد و ویروس های جدید تولید کند .
محققان روشی را به ثبت رسانده‌اند که آنان را قادر می‌سازد جلوی گسترش آلودگی ناشی از ویروس‌های تغییر ژن داده شده را بگیرند.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/12/3010775854.thumbnail.jpg
این ویروس همواره تلاش‌های پزشکان مبنی بر استفاده از ژن درمانی در برابر تومورهای سرطانی را از بین می‌برند، در واقع مشکل واقعی از آنجایی ناشی می‌شود که ویروس‌هایی که حامل ژن ضد توموری باشند از تومورهای سرطان خارج می شوند و بافت‌های دیگر بدن را نیز آلوده می‌کنند. در همین راستا محققان تلاش کرده‌اند، تا به طریقی از خروج این ویروس‌ها از بافت‌های سرطانی جلوگیری به عمل آوردند بنابراین دست به تولید نوعی پلیمر سازگار به شرایط بدن ساخته‌اند که در دمای ۳۹ درجه فارنهایت به صورت مایع بوده و وقتی در دمای بدن قرار می‌گیرد به صورت ژلی در می‌آید که جلوی انتقال ویروس‌ها از طریق خون به قسمت‌های دیگر بدن را می‌گیردو با استفاده از این روش ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ بار می‌توان جلوی انتقال این ویروس‌ها را گرفت که این خود برای حل این مشکل کفایت می ‌کند.
پیشگیری از سرطان سینه توسط آسپیرین یا بروفن
بر اساس یک مطالعه جدید ، استفاده منظم از بروفن و آسپیرین احتمال سرطان سینه را در زنان کاهش می دهد . انستیتو کانسر آمریکا بر مبنای مطالعات انجام شده به این نتیجه رسیده است که مصرف هفتگی داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی ( NSAIDs ) اثرات قابل توجهی در کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه داشته است . این تحقیقات نشان می دهد حتی زنانی که احتمال ابتلا به سرطان در آنها زیاد است بوسیله ( NSAIDs ) محافظت می شوند . هر چند برای قطعی کردن این موضوع نیاز به بررسی بیشتری می باشد .
در بررسی بعمل آمده نشان داده شد ۸۰۷۴۱ زن یائسه که بمدت ۹-۵ سال بطور هفتگی دو عدد یا بیشتر داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی مصرف می کردند به میزان ۲۱ درصد احتمال سرطان سینه در آنها کاهش یافت . همچنین احتمال ابتلا به سرطان در زنانی که که بیش از ۱۰ سال دارو مصرف کرده بوند نسبت به زنانی که دارو نگرفته بودند ۲۸ درصد کاهش یافت .
محققین مشاهده کردند که بروفن در پیشگیری از سرطان سینه مؤثرتر از آسپیرین می باشد ( ۴۹ درصد در مقابل ۲۱ درصد ) همچنین نشان داده شد که استفاده منظم از آسپیرین با مقدار کم ( کمتر از ۱۰۰ میلیگرم )‌ در پیشگیری تأثیری نداشته است .
هدف از استفاده دارو جهت پیشگیری از سرطان سینه یا سرطانهای دیگر پیدا کردن یا تولید داروهای اختصاصی با حداقل مسمومیت است که مانع پیشرفت سرطان شده و یا آنرا درمان کند .
مکانیسم عمل
اولیه این داروها سرکوبی آنزیمی بنام COX-2 می باشد که در اکثریت سرطانهای سینه فعالیت بیش از حد معمول دارد . مطالعات اخیر نشان داده اند که آنزیم COX-2 ممکن است در وقایع بیولوژیک متعدد در طی روند ایجاد تومور مؤثر باشد . بنابراین ، این آنزیم هدف احتمالی برای جلوگیری و احتمالاً درمان تعدادی از سرطانها می باشد .
در مطالعه ای که بر روی نزدیک به ۸۱۰۰۰ خانم یائسه ۷۹-۵۰ ساله انجام شد اثرات استفاده طولانی مدت از داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی در کاهش خطر سرطان سینه به اثبات رسید .
پیش بینی می شود که در سال ۲۰۰۳ بیش از ۲۱۲۶۰۰ مورد جدید سرطان ریه تشخیص داده شود و تقریباً ۴۰۰۰۰ بیمار به این علت فوت کنند . سرطان سینه دومین علت مرگ و میر بعلت سرطان در زنان می باشد .

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:38 PM
سرطان پستان چیست؟


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=8bd38d5c69faed389594348023fd0ff0
سرطان پستان چیست؟
پستان مجموعه ‌ای از غدد شیری Lobules، کانالهای هدایت کننده شیر Ducts به سر پستان و مقدار زیادی چربی است.
سرطان پستان بیماری ای است که در آن سلولهای بدخیم از بافت پستان منشاء می گیرند به طور نامنظم و فزاینده‌ ای تکثیر می یابند و بدون اینکه موجب عکس ‌العمل تدافعی و تهاجمی در سیستم ایمنی بدن شوند، به طریقی از سیستم ایمنی و دفاعی بدن عبور می کنند.
با توجه به ساختار غده پستان عمده ترین انواع این بیماری به دو دسته تقسیم می‌شوند: کارسنوم لوبول Lobular Carcinoma و کارسنوم مجرایی Ductal Carcinoma.
علائم هشدار دهنده سرطان پستان
تورم و وجود توده‌ سخت و غیرحساس با حدود نامشخص در پستان.
تغییرات نوک پستان شامل خشکی و اگزمای سر پستان که تداوم پیدا کرده و بهبود نیابد
فرورفتگی نوک پستان
انحراف و تغییر در سر پستان
ترشحات سر پستان بویژه ترشحات خونی
تغییرات در شکل و انحنای طبیعی و تقارن پستان
تورم گره های لنفاوی زیر بغل
سابقه قبلی سرطان در یک پستان
سبب‌شناسی: سرطان‌ زایی پستان
سرطان پستان شایع ‌ترین نوع سرطان در میان زنان است. اما سرطان پستان تنها مختص زنان نبوده بلکه مردان نیز در خطر ابتلا به آن هستند. تحقیقات آماری و بالینی روند بدخیمی بیماری سرطان پستان را به عوامل زیر مرتبط می دانند:
عوامل ژنتیکی: سابقه ارثی سرطان عامل مهمی در ابتلا به سرطان پستان است. وجود سابقه سرطان پستان بین اعضای نزدیک خانواده از جمله مادر، خواهر، دختر، پدر و برادر احتمال ابتلا به سرطان پستان را افزایش می‌دهد.
جلوگیری از سرطان پستان به طریق عمل جراحی (ماستکتومی) و برداشتن و تخلیه دو پستان اقدامی پیشگیرانه جدی برای زمانی که بروز سرطان پستان در شخص بیش از %۵۰ باشد توصیه می شود. اما از آنجا که نمی‌توان بافت پستان را به طور صددرصد برداشت احتمال عود سرطان در شخص هنوز باقی است.
سن ‌ـ سرطان پستان رابطه مستقیم با افزایش سن دارد. سرطان پستان در سنین بلوغ و زیر ۲۰ سال بسیار نادر و در سنین ۴۰ تا ۵۵ سالگی احتمال ابتلا به آن روندی یکنواخت دارد. زنان بالای ۵۵ سال بیشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پستان هستند و باید بیشتر متوجه علائم هشدار دهنده این بیماری باشند
تغذیه و شیوه زندگی – رژیم غذایی دارای اثرات بالقوه ‌ای در پیشگیری و یا پیشتازی ایجاد سرطان پستان به شمار می رود. مطالعات و تحقیقات علمی ثابت کرده ‌اند که استفاده از سبزیجات تازه و فعالیت جسمانی عامل محافظتی در مقابل سرطان پستان تلقی می شوند در حالی که مقادیر زیاد چربی حیوانی، مصرف زیاد الکل و دخانیات عامل مستعد کننده و پیشتاز در ایجاد سرطان پستان شناخته شده است
مواد شیمیایی – تماس با مواد شیمیایی سرطان‌زا در محیط مانند پرتونگارها و رادیوم‌ از عوامل موثر در ابتلا به سرطان پستان است
عوامل هورمونی:‌ افزایش میزان ترشح هورمون‌های استروئیدی مانند استروژن در خون اغلب موجب تسریع روند بدخیمی سرطان پستان می شود. از دیگر عوامل موثر در ابتلا به سرطان پستان می توان به این موارد اشاره کرد:
اولین زایمان در سنین بالای ۳۰ سال
بلوغ زودرس
یائستگی دیررس
تشعشع زیاد اشعه به قفسه سینه
ابتلا به برخی از بیماریهای خوشخیم پستان
چاقی مفرط
الگوهای غربالگری سرطان پستان
کشف و معالجه سرطان پستان در مراحل اولیه احتمال بهبودی و درمان بیمار را افزایش می‌دهد. هدف از الگوهای تشخیص کشف سلولهای سرطانی در مرحله‌ای است که هنوز گسترش نیافته اند و متاستاز در آنها صورت نگرفته است. از این رو، برای تشخیص و کشف توده سرطانی در مراحل اولیه نیاز به اجرای الگوهای غربالگری است که عبارتند از :
۱- خودآزمایی- فراگیری چگونگی معاینه مرتب و منظم پستان‌ها توسط خود شخص بهترین روش برای آگاهی و کشف هرگونه تغییر در پستان است. مناسبترین زمان خودآزمایی ۵ تا ۶ روز بعد از پایان عادت ماهانه برای زنان در سنین باروری است. زنانی که یائسه شده ‌اند، باید یک روز معین در هر ماه را برای این معاینه انتخاب کنند.
هنگام معاینه ابتدا جلوی آینه ایستاده و در آینه با نور کافی به پستانها به ویژه نوک آنها نگاه کرده و وجود و پیدایش هر تغییری در پوست و نوک پستان را ملاحظه کنید. سپس در حالت ایستاده دستهای خود را پائین آورده و شکل ظاهری پستان را نگاه کنید. سپس دستهای خود را بالای سر برده و به دقت هرگونه تغییر در پستان را مورد توجه قرار دهید. سپس به پشت دراز کشیده و یک دست را زیر سر خود گذاشته و با دست دیگر به آرامی پستان را با حرکات دورانی لمس کنید. بعد از معاینه پستانها زیر بغل خود را لمس کنید. زیربغل محل رشد غدد لنفاوی است و وجود توده و یا بزرگ شدن غدد لنفاوی در این ناحیه بسیار مهم است و باید به پزشک مراجعه کرد.
۲- معاینه توسط پزشک: معاینات بدنی توسط پزشک شامل بررسی صدای قلب و ریه، غده های لنفاوی در ناحیه گردن و زیر بغل، معاینه پستان و شکم است.
۳– ماموگرافی: یا عکسبرداری با اشعه ایکس از پستانها که معمولا در زنان بالای ۴۰ سال تجویز می‌شود. ماموگرافی احتمال پی بردن به وجود سرطان را بالا می برد. در این روش برای تشخیص محل توده در پستان با تاباندن اشعه x از بالا به پایین یک نما و با تاباندن اشعه از یک پهلو به پهلوی دیگر دومین نما حاصل می شود. بررسی ماموگرام (تصویر حاصل از ماموگرافی) اطلاعات نسبتاً دقیقی در مورد اندازه توده و قطر و نواحی منظم و غیر منظم توده را به دست می دهد.
۴- سونوگرافی: در زنان زیر ۴۰ سال به علت ساختار پستانها، سونوگرافی روش بررسی دقیق تری است. در این شیوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار توده در پستان استفاده می شود.
۵- ام آر ای (MRI)
۶-اسکن استخوان Bone Scan – تصویربرداری از استخوان به وسیله یک ماده رادیواکتیو روشی بسیار ارزشمند است که در تشخیص انتشار سرطان به استخوان، موثر بودن درمان سرطان و روند التیامی نواحی درگیر در استخوان به کار می رود.
۷ – نمونه برداری یا بیوپسی (biopsy): یکی دیگر از الگوهای مهم تشخیص است که اطلاعات دقیق‌تری را از وضعیت خوش‌خیم و یا بدخیم بودن توده به دست می دهد. روشهای متفاوت بیوپسی عبارتند از:
نمونه‌برداری با سوزن (needle aspiration): در این روش توده را بین دو انگشت نگه‌داشته و با یک سوزن ظریف مقداری از بافت با سرنگ کشیده شده و تحت بررسی پاتولوژی قرار می گیرد.
نمونه‌برداری هسته‌ای (Cone biopsy): در این نوع نمونه برداری، بافت تحت بیهوشی موضعی قرار می گیرد و بخشی از پوست را برش داده شده و با یک سوزن ضخیم قسمتی از بافت برداشته شده و مورد بررسی پاتولوژی قرار می گیرد.
نمونه‌برداری باز (جراحی). در این روش، بیهوشی عمومی لازم است. جراحی می تواند به دو روش انجام گیرد: ۱- برداشتن تمامی توده و مقداری از بافت پیرامون آن ۲- نمونه‌برداری برشی: در این روش به علت بزرگی توده و چسبیده بودن آن به پوست یا قفسه سینه قسمتی از توده برداشته شده و مورد مطالعات پاتولژی قرار می گیرد.
۸- آزمایش خون- تومورهای سرطانی آنتی‌ ژن‌های مشخصی را تولید می ‌کنند که ممکن است از طریق آزمایش خون کشف شوند. تشخیص سرطان پستان با اندازه‌ گیری آنتی‌ ژن کارسینو امبریونیک (CEA Carcinoembryonic Antigen) از آزمایش های غربالگر این بیماری است. افزایش میزان این آنتی ژن مبین نشانه های سرطان پستان است و کاهش میزان این آنتی ژن در حین درمان نشانه مهار کردن رشد سرطانی سلول و بهبودی بیمار است.
الگوهای درمان سرطان پستان
فرایند درمان سرطان برای هر شخص معین با شرایط بیماری وی می‌باشد. از نمونه الگوهای درمانی اگر دامنه سرطان پستان و غده‌های لنفاوی به زیر بغل محدود باشدعبارتند از:
۱- جراحی: مرحله اول معالجه جراحی و برداشتن توده به طریق لامپکتومی (lumpectomy) و یا برداشتن و تخلیه پستان (mastectomy) ماستکتومی است و سپس شیوه‌های مانند اشعه درمانی و شیمی درمانی و هورمون درمانی و یا ترکیبی از این روشها انتخاب می‌شود. در مورادی که سرطان پیشرفته بوده و به سایر نقاط بدن گسترش پیدا کرده باشد معالجات توسط اشعه و شیمی درانی تجویز می‌شود. عوارض جانبی جراحی‌ـ قرمزی‌، التهاب، کشیدگی پوست سینه و سفتی پستان می‌باشد.
۲-رادیوتراپی (اشعه درمانی)‌ـ روشی است که طی آن از اشعه با انرژی زیاد استفاده می شود و با آسیب رساندن به سلولهای زنده منجر به مرگ آنها می‌شوند.عوارض جانبی رادیوتراپی خستگی شدید،‌افسردگی، تهوع، ‌استفراغ، بی‌ اشتهایی و آسیب‌های عروقی و تنفسی می تواند از دیگر عوارض جانبی رادیو تراپی باشد. همچنین رادیوتراپی ممکن است باعث سرکوب سیستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفید و ضعف سیستم ایمنی بدن و نهایتا بروز عفونت شود.
۳- شیمی درمانی‌ـ شیمی درمانی جهت پیشگیری از عود بیماری و مواردی که سرطان در بدن پخش شده تجویز می شود. استفاده از داروهای شیمیایی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می ‌شود. عوارض جانبی شیمی درمانی عبارتند از: حالت تهوع و استفراغ، ریزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفید خون، ضعف سیستم ایمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان، کم‌خونی‌، کاهش تعداد گلبولهای قرمز خون که ممکن است سبب خستگی، سرگیجه و احساس سرما در بیمار شود. اسهال و یبوست، سفتی و خشکی مفاصل از دیگر عوارض جانبی شیمی درمانی است.
۴- هورمون درمانی‌ـ این روش برای پیشگیری از عود سرطان کاربرد دارد و هدف از آن، کاهش هورمونهای جنسی زنانه (استروژن و پروژسترون) است. برداشتن تخمدانها و یا از کار انداختن آن با اشعه از روش های این نوع درمان است.
استفاده از داروهای ضد استروژن مانند تاموکسی ‌فن (Tamoxifen) نیز یکی دیگر از این روش ها است. حساسیت غده به استروژن با بررسی و آزمایش پاتولوژیکی روی تودة سرطان بیمار پس از نمونه‌برداری مشخص و درجه‌بندی می‌شود. این درجه حساسیت با اعداد ۱- ۲ و ۳ تقسیم‌بندی می‌شود به طوری که صفر برابر عدم حساسیت به استروژن و ۳ حساسیت شدید محسوب می‌شود.
گر گرفتگی، افزایش ترشحات واژن، افزایش وزن،‌ خشکی پوست، ضعف و خستگی، سردرد و افسردگی، سرگیجه، و ایجاد لخته خون در ورید از عوارض جانبی تاموکسی فن است.
درمان سرطان پستان در زمان حاملگی نیز امکانپذیر است اما این امر رابطه مستقیم با درجه پیشرفت سرطان، نوع درمان مورد نیاز و سن جنین دارد. برداشتن و تخلیه پستان و غده‌های لنفاوی در زمان حاملگی امکانپذیر است و لزومی به قطع حاملگی نیست. اما در چنین مواردی درمانهای ثانویه مانند اشعه درمانی و شیمی درمانی به دلیل عوارض سوء آنها در جنین به کار گرفته نمی شود. اگر سرطان قابلیت پیشرفت داشته باشد، با تعیین سن جنین ممکن است اقدام به دنیا آوردن زودرس جنین شود.
زنانی که در سنین بارداری هستند،‌ ممکن است بعد از شیمی درمانی عادت ماهیانه آنها قطع شده و دچار یائسگی زودرس شوند (و یا در بعضی مواقع عادت ماهانه بعد از ۱۲-۶ ماه برمی ‌گردد. در برخی از موارد بیمار ممکن است دچار خونریزی ادامه دار شود و عادت ماهیانه او قطع نشود. بیماران مبتلا به سرطان پستان نباید از قرصهای ضدحاملگی که موجب ترشح هورمونهای هورمونهای جنسی زنانه می ‌شود استفاده کنند و حاملگی تا پس از ۶ ماه بعد از اتمام درمان توصیه نمی‌شود.
موفقیتهای تشخیص و درمان سریعتر بیماران مبتلا به سرطان پستان، تکامل روشهای جدید تشخیصی و درمانی مانند شیمی درمانی و هورمون درمانی و الگوهای غربالگری سرطان پستان توانسته مرگ و میر ناشی از این بیماری را کاهش دهد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:39 PM
در صورت وقوع تجاوز جنسی چه باید کرد


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=255592d4f887779c6a65e884ada0783c

در صورت وقوع تجاوز جنسی چه باید کرد
تجاوز جنسی زمانی است که فعالیت جنسی بدون رضایت فرد و به اجبار و زور صورت پذیرد. توجه داشته باشید، که در صورت تجاوز، این متجاوز است که مجرم است و فردی که به او تجاوز شده است چه از بعد حقوقی، چه از بعد شرعی و اجتماعی، مجرم و گناهکار نیست. بنابراین، کتمان موضوع از مسئولین بهداشتی ، حقوقی و انتظامی به جز افزودن دامنه آسیب به شخص و نیز ادامه جرم متجاوز بدون دستگیری و مجازات فایده ای نخواهد داشت. در صورت وقوع تجاوز اقدامات زیر باید صورت گیرد:
۱٫ در اسرع وقت به متخصص زنان و زایمان و یا مرکز بهداشتی درمانی جهت دریافت دارو و آشنایی با روش های اورژانس پیشگیری از بارداری مراجعه کنید همچنین ارائه نمونه برای تشخیص و درمان زودرس بیماریهای مقاربتی احتمالی ونیز نمونه های لازم مورد نیاز از نظر پزشکی قانونی برای شناسایی مجرم لازم است . همچنین پزشک درمانگر به منظور پیشگیری از ابتلا به برخی بیماریهای منتقله جنسی، برخی از آنتی بیوتیکهای لازم را تجویز می نماید، در صورت لزوم واکسیناسیون از نظر هپاتیت B را انجام می دهد و ادامه سیر درمان و ارجاعات لازم را پیگیری می نماید.
۲٫ مراجعه به مراکز انتظامی برای طرح شکایت و ارائه اطلاعات لازم در جهت دستگیری فرد متجاوز

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:39 PM
قاعگی دختران ، قاعدگی درد ناک ، بی حالی قبل از قاعدگی ، مدت و مقدار قاعدگی (مرجع کامل اطلاعات )


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=605d428de6f178b5b68aa48f41637d36
اطلاعات در رابطه با قاعگی دختران( قاعدگی درد ناک ، بی حالی قبل از قاعدگی ، مدت و مقدار قاعدگی )
قاعدگی (پریود) یکی از مراحل بلوغ در دختران است. قاعدگی مانند بسیاری از علایم دیگر بلوغ ممکن است برای دختران گیج کننده باشد. بعضی از دختران ممکن است به نوعی از آن ترس داشته باشند یا نگران آن باشند. بسیاری از دختران و پسران درک کاملی از دستگاه تناسلی زنان و چگونگی کارکرد آن در طی یک دورة قاعدگی ندارند و همین موضوع قاعدگی را برای آنان اسرارآمیز جلوه می‌دهد.
یک دورة‌ قاعدگی مدت زمان اولین روز خونریزی در یک ماه تا اولین روز خونریزی در ماه بعد است. مثلاً اگر اولین خونریزی دختری در ۸ اردیبهشت باشد و روز اول خونریزی بعدی وی در ۲ خرداد باشد دورة قاعدگی او ۲۴ روز طول کشیده است (از ۸ اردیبهشت تا ۱ خرداد).
بلوغ و قاعدگی
زمانیکه دختری به بلوغ می رسد (معمولاً در سنین ۸ تا ۱۳ سالگی)، بدن و ذهن در بسیاری جهات شروع به تغییر و تحول می‌کند. هورمونها در بدن رشد فیزیکی جدیدی را آغاز می‌کنند، مثلاً پستانها شروع به رشد می‌کنند. حدود ۲ الی ۵/۲ سال بعد از شروع رشد پستانها، اولین خونریزی قاعدگی در یک دختر اتفاق می افتد. حدود ۶ ماه قبل از آغاز اولین دورة قاعدگی، دختر ممکن است متوجه افزایش ترشح از دستگاه تناسلی خود شود که مسأله‌ای شایع در میان دختران است و نباید از آن نگران باشد مگر آنکه این ترشحات بسیار بد بو باشد یا باعث خارش گردد. اولین قاعدگی زمانی اتفاق می‌افتد که همة اجزاء دستگاه تناسلی دختر بالغ شده باشند و بتوانند با یکدیگر کار کنند.
دختر بچه‌ها در بدو تولد با تخمدان‌ها، رحم و لوله‌‌های تخمدانی یا لوله های فالوپ (لوله‌هایی که در ادامة رحم در دو سمت تا تخمدانها کشیده می شوند) به دنیا می آیند. تخمدانها تخم مرغی شکل هستند و در دو طرف رحم در پایین شکم که لگن نامیده می‌شود، قرار می‌گیرند و حاوی هزاران تخمک هستند. دو لولة تخمدانی (فالوپ)، لوله هایی نازک و دراز هستند درست مثل یک رشته ماکارونی (البته کمی ضخیم‌تر) که داخل آن سوراخ باشد. هر لولة‌ فالوپ از رحم به سمت یک تخمدان کشیده می‌شود. رحم به شکل یک گلابی وارونه است که در وسط لگن قرار دارد. دیوارة رحم از عضلات قوی تشکیل شده است و وظیفة آن نگهداری از جنین در حال رشد است. پس از کامل شدن جنین، رحم با عضلات قوی خود، جنین را به بیرون می‌فرستد و بدین ترتیب جنین با عبور از داخل واژن (عضوی که از دهانة‌ رحم تا بیرون بدن امتداد می‌یابد) از بدن بیرون می‌آید و بدین وسیله نوزاد متولد می‌شود.
با بلوغ دختر، هورمونهایی از هیپوفیز (یکی از غدد موجود در مغز) ترشح می‌شود که این هورمونها تخمدانها را وادار به ساخت هورمونهای زنانه می‌کنند. این هورمونهای زنانه استروژن و پروژسترون نامیده می‌شوند که اثرات زیادی در بدن دختر دارند و به رشد جسمی و بالغ شدن او کمک می کنند.
پس شروع دوره های قاعدگی یک دختر، در هر ماه یک تخمک کوچک –بسیار کوچک که با چشم دیده نمی‌شود- از درون تخمدان آزاد می‌شود که به این عمل تخک گذاری می‌گویند. تخمک وارد لوله‌های فالوپ می‌شود و از طریق آن به سمت رحم حرکت می‌کند. اگر در طی این مسیر تخمک توسط یک اسپرم مرد بارور شود تخم ایجاد می‌شود و تخم به سمت رحم رفته و در آنجا لانه گزینی می‌کند و با چسبیدن به دیوارة رحم شروع به بزرگ شدن و رشد می‌نماید تا در پایان ۹ ماه به یک نوزاد کامل تبدیل شود. در صورتیکه تخمک با اسپرم برخورد نداشته باشد – مسأله‌ای که در اکثر دروه‌های قاعدگی اتفاق می‌افتد- تخمک بارور نمی‌شود و از بدن دفع می‌شود. در این صورت رحم که خود را آماده پذیرایی از تخم بارور کرده بود و با اضافه کردن مخاطات خود را برای لانه گزینی تخم آماده نموده بود، با تشکیل نشدن تخم (بارور نشدن تخمک) به حالت اول خود برمی‌گردد و برای این کار مخاطات و بافت اضافی رحم شروع به ریزش می‌کند. ریزش بافت و مخاطات که خونی است همان خونریزی قاعدگی است. باید توجه کرد که همانطوریکه توضیح داده شد، خونریزی قاعدگی فقط شامل خون نیست بلکه بافت اضافی و مخاطات خونی است که از رحم به بیرون ریخته می‌شود.
این وقایع هر ماه یکبار اتفاق می‌افتد. رحم خود را برای پذیرش تخم در طی یک ماه به تدریج آماده می‌کند و در نتیجه مخاطات و بافت اضافی در داخل آن بوجود می‌آید. در حدود اواسط یک دوره قاعدگی تخمک گذاری انجام می‌شود که در صورت عدم باروری تخمک با اسپرم مرد، در انتهای ماه همة بافت‌ها و مخاطات اضافی رحم به همراه تخمک به صورت خونریزی قاعدگی از بدن خارج می‌شود و این وقایع ماهانه ادامه می‌یابد تا اینکه زن در حدود سن ۵۰ سالگی به یائسگی برسد. یائسگی به این معنی است که زن همة تخمک‌های موجود در تخمدانها را آزاد کرده است و دیگر تخمک ندارد. بنابراین دوره‌های قاعدگی نیز تمام می‌شود و دیگر امکان بچه‌دار شدن برای او نیست.
خونریزی قاعدگی هر چند وقت یک بار تکرار می شود؟
همانگونه که سن شروع بلوغ در دختران متفاوت است، دوره‌های قاعدگی نیز برای دختران متفاوت است. دورة زمانی میان دو خونریزی را دورة قاعدگی می‌گویند. دورة‌ قاعدگی برای بعضی دختران ممکن است ۲۸ روز، برای بعضی دیگر ۲۴ روز، ۳۰ روز و یا حتی ۳۵ روز طول بکشد. حتی این زمان از یک دوره تا دورة بعد ممکن است فرق داشته باشد.
دختران نوجوان و جوان ممکن است قاعدگی نامنظم داشته باشند که بخصوص در اولین دوره‌های قاعدگی بیشتر دیده می‌شود. برای مثال یک دختر که به تازگی قاعده شده است ممکن است ۲ ماه متوالی دور‌های ۲۸ روزه داشته باشد و در طی یک ماه بعد هیچ خونریزی نداشته باشد یا حتی دو خونریزی متوالی با فاصلة‌ زمانی بسیار کم بین آنها داشته باشد. معمولاً پس از چندین ماه، دوره‌های قاعدگی از نظم بهتری برخوردار می‌شود امّا بعضی از زنان حتی تا بزرگسالی نیز دوره‌های نامنظم دارند. با گذشت زمان و آشنایی بیشتر دختر با شرایط دوره‌های قاعدگی خود، معمولاًً دختران می‌توانند دورة‌ خونریزی بعدی خود را حدس بزنند
خونریزی به چه میزان است و چند روز طول می کشد؟
مدت زمان خونریزی نیز ثابت نیست و ممکن است تغییر کند. بعضی دختران فقط ۳-۲ روز خونریزی دارند. بعضی دیگر ممکن است ۷ روز و یا حتی بیشتر خونریزی داشته باشند.
مقدار خونریزی نیز ممکن است متفاوت باشد. بعضی از دختران آنقدر مقدار خونریزی اندکی دارند که حتی ممکن است شک کنند که آیا قاعده شده‌اند یا نه. بعضی دیگر ممکن است خونریزی شدیدتری داشته باشند. برای اکثر دختران خونریزی در حد چند قاشق غذاخوری تا کمتر از نصف یک استکان (حدود ۱۲۰ میلی‌لیتر) است که ممکن است زیاد به نظر آید ولی طبیعی باشد. خونریزی بسیار شدید در طی قاعدگی امکان پذیر است اما شایع نیست. در واقع ممکن است خونریزی بسیار شدیدتر از معمول، نشاندهندة اشکالات انعقادی خون باشد که نیازمند مراجعه به پزشک و بررسی بیشتر است.
باید متوجه بود که حتی از یک ماه به ماه بعد ممکن است مقدار خونریزی و تعداد روزهای خونریزی در یک دختر متفاوت باشد. در صورتیکه از بی‌نظمی و یا مقدار خونریزی خود نگرانی دارید بهتر است تا با یک پزشک مشورت کنید
دل درد و دل پیچه قبل از قاعدگی و بد حالی قبل از قاعدگی چیست ؟
- بعضی از دختران ممکن است در حوالی قاعدگی دچار تغییرات بدنی و احساس شوند. دل پیچه‌های قاعدگی بسیار شایع است. در حقیقت بیش از نیمی از زنانی که قاعده می‌شوند می‌گویند که در طی چند روز اول قاعدگی دچار دل‌پیچه می‌شوند. پزشکان فکر می‌کنند که علت این دل‌پیچه‌ها ماده‌ای به نام پروستاگلندین باشد که باعث انقباض عضلات رحمی می‌شود. انقباض عضلانی ممکن است مبهم، دردناک، تیرکشنده و یا شدید باشد و گاهی ممکن است در پشت یا حتی پاها و یا در شکم احساس شود. معمولاً با افزایش سن شدت این دل‌پیچه‌ها کمتر می‌شود و حتی ممکن است کاملاً از بین بروند. بعضی از داروهای بدون نیاز به نسخه مانند استامینوفن، ایبوپروفن و مفنامیک اسید می‌تواند این دل‌پیچه‌ها را از بین برد. قرار دادن یک حولة گرم یا یک دوش گرم ممکن است به تسکین دل‌پیچه‌ها کمک کند. داشتن فعالیت جسمی مناسب در کل طول دورة قاعدگی معمولاً باعث کاهش شدت دل‌پیچه می‌شود. در صورتیکه این اقدامات کمکی نکرد می‌توانید با پزشک خود مشورت نمایید.
- بعضی از دختران احساس می‌کنند که در طی چند روز یا هفته قبل از قاعدگی ناراحت، بی حوصله و افسرده و یا بشیار حساس شده‌اند. ممکن است بیش از معمول گریه کنند و یا به راحتی عصبانی شوند. بعضی دیگر ممکن است مشتاق به خوردن غذاهای خاص شوند. ابن علائم معمولاً در چند روز پس از اتمام قاعدگی بهبود می‌یابد. به این علائم ناخوشی قبل از قاعدگی می‌گویند. علت ناخوشی قبل از قاعدگی تغییرات هورمونی است. افزایش و کاهش هورمونهای زنانه در طی یک دورة قاعدگی می‌تواند باعث تغییرات جسمانی و احساسی دختر شود. به همین دلیل بعضی از دختران دچار علائم جسمی نیز می‌شوند. مثلاً ممکن است احساس کنند که پف کرده‌اند یا پستان آنها متورم شده است و دردناک است و یا دچار سردرد شوند. پزشکان معمولاً توصیه می‌کنند که دختران به ورزش و فعالیت بدنی بپردازند. بعضی از داروها نیز می‌توانند کمک کننده باشند که توسط پزشک تجویز می‌شود.
- بعضی از دختران در زمانهای خاصی از دور‌ة قاعدگی دچار تشدید جوش و آکنه بدن می‌شوند که این هم به علت تغییرات هورمونی در بدن است. این مشکل معمولاً با افزایش سن بهبود قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کند
تامپون و نوار بهداشتی
پس از شروع قاعدگی شما نیاز دارید که از وسیله‌ای برای جذب خون استفاده کنید. برای این منظور می‌بایستی تامپون و یا نوار بهداشتی تهیه کنید. برای انتخاب نوع نوار بهداشتی می‌توانید با پدر و مادر، معلمان بهداشت و یا خواهر بزرگتر خود مشورت کنید. نوار بهداشتی در بسیاری از داروخانه‌ها و سوپر مارکت‌ها قابل تهیه است

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:40 PM
دستگاه تولید مثل در دختران ، کارکرد آن و مشکلاتی که می تواند برای آن پیش بیاید( مرجع کامل اطلاعات )


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=106ecbf404919d20f64e0841da6ed953
دستگاه تولید مثل در دخترانو کارکرد آن و مشکلاتی که می تواند برای آن پیش بیاید( مرجع کامل اطلاعات )
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/1738945059687.jpg
مقدمه
موجودات زنده همگی قابلیت تولید مثل دارند و همین موضوع عامل بقای نسل آنهاست. دستگاه تناسلی به همین منظور در بدن موجودات زنده تعبیه شده است. دستگاه تناسلی تنها دستگاهی از بدن است که برای زندگی خود فرد حیاتی نیست امّا برای بقای نسل لازم است. در فرآیند تولید مثل انسان دو سلول جنسی یا گامت نقش دارند: گامت مردانه که اسپرم نامیده می‌شود و گامت زنانه که تخمک نام دارد.
اسپرم توسط دستگاه تناسلی مردانه و تخمک توسط دستگاه تناسلی زنانه تولید می‌شوند. اسپرم در حین فعالیت جنسی در اثر انزال از طریق آلت مردانه وارد دستگاه تناسلی زنانه می‌شود. اسپرم در داخل واژن شنا کرده و وارد رحم می‌شود و خود را به لوله‌های فالوپ یا لوله‌های رحمی می‌رساند. تخمک نیز از تخمدان زن آزاد می‌شود و وارد لوله های رحمی (فالوپ) می شود. اسپرم و تخمک در این محل با یکدیگر برخورد می کنند. اسپرم وارد تخمک می شود و آنرا بارور می کند و لقاح حاصل می شود که نتیجة آن تشکیل سلول تخم است که می‌تواند به یک نوزاد تبدیل شود. بنابراین همکاری مرد و زن برای تشکیل تخم و در نتیجه حامله شدن زن لازم است. زن با وجود اینکه سلول تخم را تا بزرگ شدن و تبدیل شدن به یک نوزاد کامل در درون رحم نگه می‌دارد ولی همانطور که گفته شد برای باردار شدن نیازمند اسپرم مردانه است
اجزاء دستگاه تناسلی زنانه و کارکرد هر کدام
بر خلاف دستگاه تناسلی مردانه، تمام اجزاء دستگاه تناسلی زنانه در درون بدن در محوطه لگن قرار گرفته است. دستگاه تناسلی زن از دو بخش عمده خارجی و داخلی تشکیل شده است.
دستگاه تناسلی خارجی شامل فرج (ولو)، مهبل (واژن) و پرده بکارت (هایمن) است
فرج قسمت کاملا خارجی دستگاه تناسلی زنان است که از بیرون بدن قابل رؤیت است و به صورت یک ناحیه لوزی شکل در بین دو پا و در پایین شرمگاهی (محل رویش موهای زهار) قرار گرفته است. فرج از بیرون توسط لب های بزرگ و کوچک فرج پوشیده شده است. این لب ها هر یک به صورت دو چین نیمه مدور هلالی شکل در دو طرف فرج بوده و در حالت عادی روی هم خوابیده و دهانه فرج را می بندند. لب‌های بزرگ فرج از دو لایة‌ پوستی تشکیل شده اند. در زیر لب های بزرگ، لب های کوچک قرار دارند که از دو لایه مخاطی تشکیل شده اند. لب های کوچک در هدایت صحیح ادرار نقش دارند. این دو لبه از بالا و پایین به هم متصل هستند. در محل اتصال این دو لایه در بالا عضو کوچک حساسی به نام کلیتوریس وجود دارد که در اثر تحریک و دستکاری، سفت و کمی بزرگ می‌شود و در احساس لذت جنسی نقش دارد. در میان لب ‌های فرج فضایی بوجود می‌آید که خروجی پیشابراه (مسیری که ادرار را از مثانه به خارج بدن می‌رساند- محل ادرار کردن) در قسمت بالایی آن است و در پایین آن خروجی واژن (مهبل) قرار دارد.
- در دخترانی که هنوز رابطة جنسی نداشته‌اند اکثر قسمت‌های خروجی واژن با لایه ای نازک به نام پردة بکارت پوشیده شده است. پرده بکارت به صورت یک ورقه نازک (به ضخامت ۱ یا ۲ میلی متر) درست در پشت لب های کوچک فرج قرار دارد و دهانه مهبل را می چوشاند. در پرده بکارت منافذی برای خروج خون قاعدگی وجود دارد. منفذ پرده بکارت در افراد مختلف، اندازه و شکل متفاوتی دارد و از خصوصیات و ویژگی های آن برای تشخیص باکره بودن یا نبودن شخص استفاده می گردد. در اکثر موارد با اولین ورود آلت مردانه به داخل واژن این پرده پاره می‌شود و برای همیشه از خروجی واژن کنار می‌رود.
- در پوست بالای لبه‌ها در پایین شکم ناحیة برجستگی عانه وجود دارد که در حین بلوغ با تجمع چربی زیرپوستی، حالت برجسته پیدا می‌کند و در روی آن و نیز در روی لب‌های فرج، موهای تناسلی شروع به رویش می‌کنند
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/54687858943.jpg

دستگاه تناسلی داخلی از واژن، رحم، لوله‌‌های فالوپ (لوله‌های رحمی) و تخمدانها تشکیل شده است
واژن لوله‌ای عضلانی است که از فرج در بیرون بدن تا رحم در داخل بدن امتداد دارد. طول واژن ۱۲-۸ سانتی‌متر در زنان بالغ است. از آنجا که این عضو دارای دیوارة عضلانی است می‌تواند منقبض یا منبسط شود. همین خصوصیت باعث می‌شود که واژن بتواند یک جسم به باریکی تامپون تا یک نوزاد هنگام تولد را در درون خود جای دهد. واژن چند عملکرد مختلف دارد. واژن محل قرار گرفتن آلت مردانه در حین رابطة جنسی است و با اعصاب موجود در آن لذت جنسی در حین رابطه جنسی را برای زن بوجود می آورد. واژن همچنین راهی از رحم به بیرون برای خارج کردن نوزاد در زمان تولد است. همچنین خونهای قاعدگی از این طریق از رحم به بیرون بدن می‌آید. لایة نازک بافتی به نام پردة بکارت که در خود یک یا چند سوراخ دارد خروجی واژن را به طور نسبی می‌پوشاند. شکل پردة بکارت در افراد مختلف با هم فرق دارد. این پرده در اکثر دختران بعد از اولین تجربة جنسی کشیده شده و پاره می‌شود که ممکن است با کمی خونریزی نیز همراه باشد
واژن در سمت داخل بدن به رحم متصل می‌شود. این اتصال از طریق دهانة رحم که دیواره‌ای قوی و ضخیم دارد و خروجی آن بسیار کوچک است انجام می‌شود. در طی زایمان خروجی دهانة رحم مقداری گشاد می‌شود و به نوزاد اجازه می‌دهد از رحم خارج شود
رحممانند یک گلابی وارونه در محوطه لگن قرار دارد که کارکرد اصلی آن نگهداری و تغذیه جنین در حال رشد در طی حاملگی است. همچنین در هنگام فعالیت جنسی، اسپرم درون مایع منی مرد دستگاه تناسلی مردانه پس از ورود به واژن، شنا کرده و از طریق رحم و سپس لوله های رحمی خود را به تخمک می رساند که در صورت حضور تخمک، بارور شدن آن امکانپذیر می گردد.
رحم دیواره‌های ضخیم عضلانی دارد. در حقیقت این عضلات، قوی‌ترین عضلات بدن یک زن هستند. انقباض همین عضلات است که در هنگام زایمان بسیار شدید می‌شود و باعث خروج نوزاد و نیز درد زایمان می‌گردد. وقتیکه زنی حامله نیست رحم تنها حدود ۵/۷ سانتی‌متر طول و ۵ سانتی‌متر عرض دارد
سطح داخلی رحم از بافتی فعال به نام آندومتر پوشیده شده است . این بافت حساس به تغییرات هورمونی است و پس از بلوغ تا پیش از یائسگی در هر دوره قاعدگی ، ریزش می کند و خونریزی (عادت) ماهیانه را شکل می دهد. پس از پایان خونریزی، این بافت مجددا تشکیل می شود. تغییرات بافتی آندومتر، فضای رحم را برای پذیرش جنین (در صورت حاملگی) و لانه گزینی آن مهیا می کند
در دو گوشة بالایی رحم لوله‌های فالوپ یا لوله‌های رحمی قرار دارند که رحم را به تخمدانها متصل می‌کنند. لوله‌های فالوپ که در دو سمت رحم هستند حدود ۱۰ سانتی‌متر طول دارند و عرض آنها از عرض یک رشتة ماکارونی بیشتر نیست. در سمت دیگر، یعنی سمتی که نزدیک تخمدانهاست، لوله‌های فالوپ قیفی شکل هستند و دور تخمدان را می‌پوشاند ولی کاملاً به آن متصل نیستند. سمت قیفی شکل با حرکات خود هنگام تخمک گذاری، تخمک خارج شده از تخمدان را به داخل لولة فالوپ هدایت می‌کند و با حرکات دیوارة عضلانی خود تخمک را به سمت رحم می‌راند
تخمدانها دو عدد هستند که یکی در سمت راست و دیگری در سمت چپ قرار می‌گیرند. تخمدانها تخم مرغی شکل هستند و حاوی هزاران تخمک هستند که بعد از بلوغو شروع قاعدگی، هر ماه یک تخمک آزاد می‌کنند. این تخمک از طریق لوله‌های فالوپ به سمت رحم حرکت می‌کند. در صورتیکه در این مسیر با اسپرم مردانه برخورد کند تخم تشکیل می‌شود که می‌تواند باعث حاملگی و تولید جنین شود، در غیر اینصورت تخمک به همراه بافتهای رحمی در هنگام خونریزی قاعدگی از بدن خارج می‌شود.

تخمدانها در زمان بلوغ معمولاً ۵-۴ سانتی‌متر طول دارند. تخمدانها علاوه بر منبع تأمین تخمک، به عنوان غدد درون ریز بدن زن نیز عمل می‌کنند و استروژن و پروژسترون که هورمونهای زنانه هستند تولید می کنند.

نقش زن در تولید مثل:
نقش زن در قیاس با مرد بسیار پیچیده است.نقش مرد اینست که اسپرم تولید کند و برای بارورسازی آن را به دستگاه تناسلی زن و اندام جنسی او منتقل کند.در اینجا نقش مرد در تولید مثل تمام می شود.و نقش اصلی زن بعد تخمک سازی شروع می شود. بعد ترکیب اسپرم با تخمک جنین در رحم شروع به تولید مثل می کند.البته این فرآیند بسیار پیچیده است که در این مبحث به ان نمی توان پرداخت.
رحم:
رحم اصلی ترین عضو تناسلی زن می باشد. که شبیه یک گلابی تخت می باشد. که قسمت پهن آن در بالا و قسمت باریک ان در پائین واقع است. طول رحم حدود ۶ تا ۹ سانتیمتر می باشد که البته تقریبی است.این ابعاد در زنان زایمان کرده بیشتر می شود.
در مرکز رحم حفرهای وجود دارد که حاوی سه سوراخ است.که دوسوراخ به لوله هائی به نام فالوپ ارتباط دارند و و سوراخ پایینی به واژن(مهبل)راه دارد.محلی یا مسیری برای ورود اسپرم است.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/54860463506.jpg
واژن(مهبل):
واژن ارتباط دهنده رحم از داخل به خارج آن است.که در هنگام آمیزش جنسی(مقاربت) اسپرم را به رحم می رساند. واژن در سر دارای سوراخی می باشد که به آن دهانه واژن می گویند.این دهانه در دختران باکره بوسیله غشا ویژه ای به نام پرده بکارت پوشانده شده است. که با اولین ارتباط جنسی و دخول آلت کامل توسط مرد پاره می شود.
اعضا تناسلی خارجی زن(مهم در ارتباط جنسی):
تمامی موارد بالا جز اعضا داخلی می شدند ولی اعضا خارجی زن شامل لبهای خارجی و لبهای داخلی و چوچوله(بظر) می شوند این اعضا کم و بیش نمایان هستند.
لبهای خارجی:
لبهای خارجی و یا بزرگ دو چین بزرگی هستند که اندامهای تناسلی داخلی را احاطه کرده اند.این لبهای واژن پوشیده از مو هستند.این لبها طوری واژن را پوشش داده اند که که تنها با جدا کردن این لبها لبهای داخلی واژن قابل مشاهده هستند.ولی با افزایش دفعات تماس جنسی و زایمان وافزایش سن این لبها از باز می شوند.
لبهای داخلی:
با گشوده شدن لبهای خارجی لبهای داخلی که کوچک و ظریف هستند نمایان میشوند. البته اندازه این لبها هم در زنان مختلف هستند. عرض این لبها حدود ۵٫۲ تا ۵٫۵ هستند.
این لبها دارای بافهای عصبی هستند که به تحریکات جنسی حساس هستند.که در این هنگام متورم و اماسیده می شوند.
چوچوله(بظر)(کلیتوریس) :
محل انقطای دو لب داخلی واژن در قسمت بالائی فرج را چوچوله (کلیتوریس) می نامند که به لحاظ ساختاری شباهتی به آلت تناسلی مرد دارد و تفاوت اصلی اش در انازه آن است که به حدود۰٫۷۵ تا ۱ سانتیمتر می رسد.سر آن گرد و مثل نخود است.و بسیار در مقابل تحرکات جنسی بسیار انعطاف دارد و باعث برانگیختگی فوق العاده زن می شود. و می توان گفت کانون تحرکات جنسی زن است . و باید در تماس جنسی توسط مرد به آن توجه شود.
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2007/07/54278643596.jpg

نقش دستگاه تناسلی زنانه
دستگاه تناسلی زنانه این قابلیت را به یک زن می‌دهد که بتواند:
- تخمک تولید کند (لازمة بارداری)
- رابطة جنسی برقرار نماید
- از تخمک بارور شده محافظت کند و به آن غذا برساند تا رشد کرده و نوزاد را به وجود آورد
- زایمان کند
تخمک گذاری: در زمان تولد یک نوزاد دختر، تخمدانهای او حاوی صدها هزار تخمک است که تا زمان بلوغ غیر فعال می‌ماند. با شروع بلوغ، هورمونهایی از غدة هیپوفیز که در پایین مغز قرار گرفته است آزاد می‌شود. این هورمونها که نوعی مادة شیمیایی هستند از طریق خون به تخمدانها می‌رسند و تخمدانها را به تولید هورمونهای جنسی زنانه مانند استروژن وادار می‌کنند. تولید این هورمونهای جنسی بدن یک دختر بچه را تبدیل به بدن یک دختر و زن بالغ می‌کند. هورمونهای هیپوفیز علاوه بر این باعث می‌شوند که مدتی بعد تخمک گذاری – خارج شدن تخمک از تخمدان- آغاز شود. با شروع تخمک گذاری در زمان بلوغ، ماهانه یک تخمک آزاد می‌شود و دورة قاعدگی دختر آغاز می‌شود. هر دورة قاعدگی با حدود ۵-۳ روز خونریزی آغاز می‌شود و حدود ۳۵-۲۱ روز طول می‌کشد تا خونریزی بعدی اتفاق بیفتد که به این فاصلة‌ زمانی یک دورة‌ قاعدگی می‌گویند. در ابتدای بلوغ معمولاً دوره‌های قاعدگی نامنظمند و تعداد روزهای آن از یک دوره به دورة‌ بعد فرق می‌کند ولی اکثر دختران بعد از حدود ۲ سال از شروع قاعدگی، دوره‌های منظم پیدا می‌‌کنند. تخمک گذاری معمولاً‌ حدود وسط هر دورة قاعدگی اتفاق می‌افتد. اگر در حوالی این زمان مرد و زن با هم رابطه جنسی داشته باشند و از این طریق اسپرم مرد وارد دستگاه تناسلی زن شود، اسپرم به اصطلاح شنا می‌کند و خود را تا بالای رحم می‌رساند و از آنجا به داخل لوله‌های فالوپ (لوله‌های رحمی) می‌رود و خود را به تخمک می‌رساند و آنرا باردار می‌کند و در نتیجه حاملگی اتفاق می‌افتد
حاملگی:
مایع منی در داخل دستگاه تناسلی مرد ساخته می‌شود و با هر بار رابطه جنسی حدود ۵/۱ تا ۶ میلی‌لیتر از آن از آلت تناسلی مرد به بیرون رانده می‌شود که به این عمل انزال می‌گویند. در داخل این حجم از مایع منی مقدار زیادی اسپرم حدود ۹۰۰-۷۵ میلیون عدد اسپرم وجود دارد. رسیدن یک عدد اسپرم به تخمک آزاد شده برای بارور کردن آن و در نتیجه حاملگی لازم و کافی است. بعد از اینکه تخمک بارور شد و سلول تخم بدست آمد، این سلول شروع به تولید مثل می‌کند و تعداد سلولهایش اضافی می‌شود و پس از یک هفته بلاستوسیت که اندازه‌اش در حد نوک سوزن است تولید می‌شود. بلاستوسیت خود را به رحم می‌رساند و در داخل دیوارة آن (در لایه آندومتر) که توسط هورمون استروژن کاملاً ضخیم و غنی از خون و آمادة‌ پذیرایی شده است لانه گزینی می‌کند.
هورمون جنسی زنانه دیگر یعنی پروژسترون تا انتهای حاملگی آمادگی دیوارة رحم برای پذیرایی از جنین در حال رشد را حفظ می‌کند. حال بلاستوسیت با دسترسی مناسب به منبع غذایی شروع به رشد و بزرگتر شدن می‌کند و مراحل دیگر جنینی آغاز می‌شود. سلولهای خارجی این توده سلولی، بافت واسطه ای به نام جفت را بوجود می آورند که وظیفه اش انجام تبادلات لازم با بدن مادر برای بدست آوردن غذای لازم برای زنده ماندن و رشد و خارج کردن مواد زائد است. از این بافت به تدریج پرده‌ای در دور جنین تشکیل می‌شود. سلولهای داخلی، جنین و بافتهای مختلف آنرا بوجود می‌آورند. پس از حدود ۲ ماه جنین به اندازة‌ یک مشت بستة‌ دست است و تقریباً‌ تمام دستگاههای بدن او مانند مغز، اعصاب، قلب، خون، معده، عضلات و پوست ساخته شده است. این رشد ادامه می‌یابد و در حدود هفتة نهم بارداری جنین در داخل مایعی که دور تا دورش را گرفته‌ است شناور می‌شود. به این مایع، مایع آمنیوتیک می‌گویند. جفت نیز که شبیه یک دیسک است کاملاً‌ شکل می‌گیرد و به دیوارة رحم می‌چسبد و از طریق بند ناف به بدن جنین می‌رسد. جفت که حد واسط بدن مادر و جنین است، مواد غذایی را از طریق بند ناف به بدن جنین می‌رساند و رشد جنین ادامه پیدا می‌کند.
زایمان:
حاملگی حدود ۹ ماه طول می‌کشد. زمانیکه جنین آمادة تولد شد، سر آن به دهانة رحم فشار می‌آورد و آرام آرام آنرا باز می‌کند. دیوارة دهانة رحم هم به تدریج نازک‌تر می‌شود تا مجرای بازی برای عبور جنین و تولد او بوجود آورد. سپس پردة دور جنین پاره می‌شود و مایع آمنیوتیک به بیرون می‌ریزد. عضلات قوی در دیوارة رحم شروع به انقباض شدید می‌کنند که دردهای زایمانی را برای مادر بوجود می‌آورند و نیروی لازم برای خارج کردن و تولد جنین هستند. پس از چند ساعت که دهانة‌ رحم کاملاً باز شد سر جنین از این دهانه رد می‌شود و با عبور از واژن به بیرون از بدن مادر می‌آید و به این ترتیب نوزاد متولد می‌شود. اکثر نوزادان با سر متولد می‌شوند. بند ناف پس از تولد نوزاد توسط پزشک یا ماما بریده می‌شود. دقایقی بعد نیز جفت از دیوارة رحم جدا می‌شود و به همراه باقی ماندة بند ناف متصل به آن با انقباض عضلات رحم به بیرون رانده می‌شود و زایمان کامل می‌شود
بیماریها و مشکلاتی که برای دستگاه تناسلی زنانه ممکن است اتفاق بیفتد
التهاب و عفونت واژن و فرج:
ممکن است در اثر عوامل عفونی یا غیرعفونی مانند تماس با بعضی مواد تحریک کننده (مانند یک صابون خاص) بوجود آید. در مواردی که میکروب عامل بیماری باشد، رعایت نکردن بهداشت معمولاً علت آن است مثلاً اگر هنگام نظافت، ناحیة‌ تناسلی از عقب به جلو شسته شود میکروبهای موجود در مقعد به این ناحیه می‌رسند و می‌توانند عفونت ایجاد کنند. برای پیشگیری همیشه باید ناحیة تناسلی را از جلو به عقب بشورید. ازعوامل دیگر، بیماریهای مقاربتی در زنانی است که از نظر جنسی فعال هستند. علامت التهاب این ناحیه، قرمزی، خارش ناحیة تناسلی و خروج ترشحات از واژن است که می‌تواند بد بو باشد. برای تشخیص و درمان این مشکل باید به پزشک مراجعه نمایید
خونریزی غیر طبیعی از واژن، یعنی خونریزی غیر از زمان قاعدگی. علت معمولاً وجود یک جسم خارجی مانند یک تکه دستمال کاغذی باقیمانده درون واژن است. گاهی علت وارد شدن ضربه به ناحیه است. برای تشخیص و درمان این مشکل باید به پزشک مراجعه نمایید
حاملگی نابجا:
گاهی تخمک بارور شده به سمت رحم حرکت نمی‌کند و مثلاً در داخل لوله فالوپ (لوله رحم) به سرعت شروع به رشد می‌کند و یا اصلاً وارد لولة‌ فالوپ نمی‌شود و در محوطة لگن شروع به رشد می‌کند که به آن حاملگی نابجا می‌گویند. علامت اصلی آن درد شکم در زنی است که احتمال بارداری دارد. مراجعه هر چه سریعتر به پزشک لازم است زیرا که برای درمان آن ممکن است جراحی مورد نیاز باشد.
آندومتریوز:
آندومتریوز زمانی است که بخشی از بافت آندومتر رحم (بافتی که داخل رحم را می پوشاند) در جایی دیگر مانند داخل لوله‌های رحمی یا در حفرة لگن قرار می‌گیرد و بنابراین مانند آندومتر طبیعی در طی خونریزی قاعدگی ، خونریزی می کند و منجر به علائمی مانند خونریزیهای غیر طبیعی از واژن، قاعدگیهای بسیار دردناک، درد عمومی در ناحیة لگن و یا درد در هنگام اجابت مزاج یا نزدیکی می شود.
کیست تخمدان:
زمانی است که حفره‌ای غیر طبیعی در درون تخمدان ایجاد شود و در داخل آن مایع جمع شود.
کیست تخمدان نسبتا شایع است و اکثر آنها تا زمانیکه کوچک باشند مشکلی ایجاد نمی‌کنند امّا در صورتیکه این کیست شروع به بزرگ شدن کند می‌تواند درد شکمی ایجاد کند و در داخل خود خونریزی کند. کیست تخمدان در اکثر موارد خودبخود از بین می‌رود و درمان خاصی نمی‌خواهد ولی در صورتیکه علامت دار شود ممکن است پزشک تصمیم بگیرد که مدتی قرض جلوگیری از بارداری به بیمار بدهد تا کیست کوچک شود. در بعضی موارد نیز با جراحی کیست خارج می‌شود
حالتی دیگر نیز وجود دارد که شایع نیست و بیماری پلی کیستیک تخمدان نامیده می‌شود. این بیماری یک نوع بیماری غدد است. تعداد زیادی کیست در داخل هر دو تخمدان ایجاد می‌شوند و از خود هورمون مردانه ترشح می‌کنند که باعث تغییرات غیرطبیعی در بدن زن می‌شود مثلاً‌ نظم قاعدگی او را به هم می‌زند. این بیماری اکثراً در سنین نوجوانی خود را نشان می‌دهد و بر اساس شدت و نوع بیماری درمان برای تنظیم هورمونهای بدن انجام می‌شود

اختلالات قاعدگی

یک سیکل (دوره) قاعدگی طبیعی معمولا بین ۲۱ تا ۳۵ روز طول می کشد. در صورتیکه زمان یک سیکل کمتر از ۲۱ روز یا بیشتر از ۳۵ روز باشد، باید برای بررسی بیشتر به پزشک مراجعه نمایید. طول یک سیکل قاعدگی تعداد روزها از زمان اولین روز شروع خونریزی تا اولین روز شروع خونریزی در سیکل بعد است
طول سیکلهای قاعدگی معمولا با اختلاف یک یا دو روز از یک سیکل به سیکل دیگر متفاوت است . بخصوص در سنین پایین تر و در اوایل بلوغ این نامنظمی بیشتر دیده می شود و معمولا با افزایش سن، نظم سیکلها افزایش می یابد. در صورتیکه سیکلهای تقریبا منظم داشته اید و اخیرا اختلاف تعداد روزهای سیکلها از یک سیکل به سیکل دیگر بیشتر از ۷ روز شده است و این نامنظمی در چند ماه متوالی وجود داشته باشد باید به پزشک مراجعه نمایید
مقدار کل خونریزی قاعدگی در هر سیکل معمولا بطور متوسط ۳۵ میلی لیتر (کمتر از نصف استکان) و حداکثر ۸۰ میلی لیتر است. یکی از راههای تخمین میزان خون قاعدگی، جمع آوری نوارهای مورد استفاده در یک کیسه نایلونی کاملا دربسته و وزن کردن آن و سپس کم کردن وزن بدست آمده از وزن نوارهای خشک است. در صورتیکه میزان خونریزی بیش از ۸۰ میلی لیتر باشد، برای بررسی بیشتر باید به پزشک مراجعه کنید. در صورت تأخیر در درمان ممکن است کم خون شوید. همچنین درصورتیکه در ظرف ۲ ساعت نیاز به تعویض نوار بهداشتی داشته باشید، نشاندهنده خونریزی زیاد است و باید بررسی گردد
یک قاعدگی طبیعی نباید بیش از ۷ روز به طول بینجامد. در صورت طولانی شدن خونریزی قاعدگی بررسی پزشکی لازم است
آمنوره زمانی است که دختری ۱۶ سال دارد ولی تا کنون قاعده نشده است و یا سه سال از زمان بلوغ او می‌گذرد ولی هنوز قاعده نشده است و یا علایم بلوغ را تا سن ۱۴ سالگی از خود نشان نداده است. همچنین در کسی که قبلاً قاعده شده است ولی برای مدت طولانی دیگر بدون آنکه حامله باشد، قاعده نشده است. در این موارد بررسی پزشکی مورد نیاز است
ساختارهای داخلی دستگاه تناسلی زن (تخمدان ها، لوله های حمل تخمک، رحم و مهبل) در یک سوم پایینی شکم قرار دارند. تخمدان ها، حاوی فولیکول هایی هستند که تخمک ها (سلول هایی که با اسپرم مرد ترکیب شده، نوزاد ایجاد می کنند) را در خود نگه می دارند. هر ماه یک تخمک بالغ شده، از تخمدان رها می شود؛ شیپور (فیمبریا) تخمک را به داخل لوله حمل تخمک هدایت می کند و از آنجا تخمک به طرف رحم رانده می شود. مهبل که مسیری با جدار عضلانی است، ارتباط رحم را با خارج بدن برقرار می سازد. ساختارهای خارجی که مجموعاً فرج نام دارند، شامل کلیتوریس حساس و چین های پوستی به نام لب هستند که ورودی مهبل و پیشابراه را محافظت می کنند. غدد بارتولن که مایعی را برای لیز کردن در حین مقاربت جنسی ترشح می کنند، درست در داخل ورودی مهبل قرار دارند.
تغییرات حاصل از بلوغ در دختران
بلوغ دوره ای است که در طی آن، مشخصات جنسی ایجاد و اعضای تناسلی بالغ می شوند. در دختران، بلوغ بین‌‌۱۰ تا ۱۴ ‌سالگی شروع می شود و۳ ‌تا ۴ ‌سال طول می کشد. غده هیپوفیز شروع به ترشح هورمون هایی می کند که تخمدان ها را برای تولید هورمون های جنسی زنانه یعنی استروژن و پروژسترون، تحریک می کنند. این هورمون ها باعث ایجاد تغییرات فیزیکی از جمله بزرگی پستان ها و لگن ها و رشد موهای عانه و زیر بغل می شوند و به دنبال آن، تخمک گذاری و قاعدگی را تحریک می کنند.

قاعدگی
در طول چرخه قاعدگی، بدن زن برای بارداری احتمالی آماده می شود. این چرخه به وسیله ۴ هورمون تنظیم می شود. هورمون تحریک کننده فولیکول و هورمون لوتئینی که از غده هیپوفیز ترشح می شوند، باعث بلوغ یک تخمک در یک فولیکول و آزاد شدن آن می شود. تخمک و فولیکول آن، استروژن و پروژسترون ترشح می کنند که باعث ضخیم شدن مخاط رحم می شوند. اگر یک تخمک بارور شود، خود را وارد سطوح داخلی رحم می کند و اگر بارور نشود، در طول قاعدگی به همراه خون و سلول های حاصل از مخاط داخلی رحم، از بدن خارج می شود. این چرخه حدود ۲۸ ‌روز طول می کشد ولی مدت زمان آن ممکن است از ماهی تا ماه دیگر و از زنی به زن دیگر فرق کند. یک چرخه قاعدگی کامل
این تصویر تغییرات حاصل در آندومتر(مخاط رحم) و تخمـدان را در طی چرخـه قاعدگی نشـان می دهد. تخمک می تواند در زمان تخمک گذاری که از فولیکول آزاد می شود، به وسیله یک اسپرم بارور گردد
http://www.pezeshk.us/cms/wp-content/uploads/2009/03/8645151534646546.jpg
نقش پستان ها
پستان ها در تحریک جنسی نقش دارند و نقش اصلی آنها تولید شیر برای نوزادان است. در طول بلوغ، هورمون استروژن باعث رشد و تکامل پستان ها می شود. در طول بارداری، تغییرات هورمونی، پستان ها را باز هم بزرگتر می کنند و در اواخر بارداری، تولید شیر را درغده هایی به نام لوبول تحریک می کنند. این غده ها به مجاری وصل می شوند که به کانال هایی به نام آمپول ختم می شوند. آمپول در سطح نوک پستان به بیرون باز می شود. بقیه بافت پستان عمدتاً چربی است و مقدار کمی بافت همبند نیز دارد که به نگهداری پستان کمک می کند.
ساختار پستان
پستان ها عمدتاً از لوبول ها و مجاری شیر به همراه چربی و بافت همبند تشکیل می گردند. شیر از نوک پستان خارج می شود. ناحیه تیره اطراف نوک پستان آرئول نام دارد. یائسگی
یائسگی زمانی است که چرخه قاعدگی متوقف می شود این امر معمولاً بین۴۵ ‌تا۵۵ ‌سالگی رخ می دهد. تخمدان ها دیگر به هورمون تحریک کننده فولیکول پاسخ نمی دهند و هورمون های جنسی زنانه (استروژن و پروژسترون) کمتری تولید می کنند. در نتیجه، تخمک گذاری و قاعدگی خاتمه می یابد. به محض این که زنـی به مرحـله یائسگی برسد، دیـگر بارور محسوب نمی شود. درست در سال های قبل و بعد از یائسگی، تغییرات هورمونی باعث ایجاد علایمی چون نوسان خلق، گر گرفتگی، خشکی مهبل و عرق کردن شبانه می گردد. یائسگی ممکن است منجر به تغییرات فیزیکی طولانی مدت مثل پوکی استخوان شود
استخوان دچار پوکی
هورمون جنسی استروژن برای تقویت استخوان ها لازم است. غلظت پایین استروژن پس از یائسگی می تواند منجر به پوکی استخوان شود که همان گونه که در این تصویر میکروسکوپی نشان داده شده است، یک بیماری است که در آن استخوان ها تراکم خود را از دست می دهند و ممکن است نازک و شکننده شوند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:41 PM
استرس چیست ، استرس منفی کدام است (راز غـلبـه بـر اسـتـرس مـنـفـی)


استرس شامل واکنشهای عاطفی و فیزیکی حاصله در دگرگونیهای زندگی ماست . و به بیانی دیگر ، استرس واکنش ارگانیزم به رخدادهای خارجی میباشد . عوامل استرس زا ( استرسور ) نسبت به محیط و حساسیت انسانها متمایز میگردند .
استرس از دیدگاه فیزیولوژیک بدین شکل تشریح میشود که وقتی استرسور به شخصی تاثیر گذارد ، بخش هیپوتالاموس مغز جهت پاسخگویی به آن سیگنالهایی به غدد فوق کلیوی ارسال میکند ، و غدد فوق ، هورمونهایی ( کورتیزول ، آدرنالین ) جهت واکنش دفاعی بدن تولید میکنند . بدین ترتیب استرس پدیده ای طبیعی میباشد و لازمه پاره ای از امور زندگی ماست . البته استرس منفی میتواند ، عاملی بازدارنده در فعالیتهای متفاوت ما باشد . بدین خاطر استرس را باید کنترل کرد .
تعدای از اصول کنترل و کاهش استرس :
- خود را دوست داشته باشید و بخود احترام بگذارید .
- لبخند بزنید و از هر لحظه زندگی لذت ببرید .
- حامل ناراحتی روحی خود نباشید و آنرا دور اندازید .
- از محیطی که دچار استرس میشوید ( یا شده اید ) فاصله بگیرید .
- به ظاهر خود برسید و لباسهای تنگ نپوشید .
- با خدا راز و نیاز کنید .
- انتظار شکست را در زندگی داشته باشید .
- به میزان لازمه بخوابید .
- به دوستانتان بگویید که روز جالب و فرح بخشی را داشته اید .
- نرمشهای شل و سفت کننده عضلانی را انجام دهید .
- مواردی را که باعث استرس شما میشوند ، شناسایی نمائید تا بتوانید با آنها مقابله نمائید ، اما به عمق این مسائل فرو نروید .
- هنگامی که استرس بر شما چیره می گردد ، اسم چند شخص یا چیزی که به شما آرامش میدهد را تکرار کنید .
- وقتی دچار استرس شدید ، از خود بپرسید که آن موضوع ارزش افسردگی شما را داشته است ؟ – غالبا جواب “نه” میباشد .
- گرفتاریهای جزئی زندگیتان را بزرگ جلوه ندهید و آنرا بهانه ای برای عدم ترقی خود نکنید .
- هنگام بروز استرس نزد دوستانتان بروید ، به هم فکاهی بگوئید و بخندید .
- با افرادی که دیدگاه منفی دارند ، کمتر برخورد کنید و یا نکنید .
- روزانه دوش بگیرید و به چهره خود برسید .
- یک یا چند سرگرمی هنری داشته باشید .
- تو خود(تودار) نباشید و همه چیز را در دلتان نگه ندارید .
- ( از” نه ” گفتن خجالت نکشید ) اگر در موردی “بله ” گفتن را دوست ندارید ، بگوئید : “نه” .
- مشکلات کاریتان را به خانه نیاورید .
- زیاد فکرتان را در باره آینده مغشوش نکنید .
- به مسابقات ورزشی ، برنامه های هنری و موسیقی بروید .
- اعتماد به نفس داشته باشید و بخود اعتماد کنید .
- با ندانستن پاره ای ار معلومات ، محزون نگردید .
- زندگیتان نظم داشته باشد ، برنامه کاری روز بعد را مهیا کنید و موارد فراموش شدنی را یادداشت نمائید .
- کارهایتان را با علاقه و اشتیاق انجام دهید .
- ( لازم است گاهی با خود خلوت کنید) گاهی بر اتاقتان سکوت حاکم باشد تا آشفتگی از شما فاصله گیرد .
- حرف بیهوده نزنید ، موجب رنجش دیگران نگردید و غیبت نکنید.
- با مدیتیشن فشارهای عصبی را از بدنتان خارج نمائید .
- به عقاید مردم احترام بگذارید ، به محرومان و بیماران کمک کنید .
- در محیطی شاعرانه و دل انگیز ، به موسیقی ملایم گوش دهید .
- به سلامت جسمی خود برسید ، به میزان متعادل غذا بخورید و وزن خود را در حالت عادی نگه دارید .
- قبل از خرید وسیله خانگی ، مطمئن شوید که آن وسیله موجب استرس شما نمیشود .
- بیاموزید که از محیط خانواده لذت ببرید و این محیط را بهداشتی نگه دارید .
- هنگام بروز استرس ، چیزی را در پنجه دست گذاشته و آنرا فشار دهید .
- در طول روز با امور متنوعی مشغول گردید .
- در پی افکار خیالی نباشید و افکار مفید را پیگیری کنید .
- یک فرد نمونه باشید و خطای دیگران را ببخشید .
- صبح ها زودتر برخیزید تا کاملا به امور صبحگاهی تان برسید .
- از انزوا دوری کنید .
- در مورد منشا استرس تان با خانواده و دوستانتان مشورت کنید .
- نفس عمیق بکشید و حداقل هفته ای چهار بار ورزش کنید .
- به خودتان مسائل منفی را تلقین نکنید .
- قناعت را بیاموزید و از حسادت فاصله بگیرید .
- روزانه به گردش بروید .
- اگر هوا بارانی است به تماشای محیط بپردازید ، قدم بزنید و در شب های مهتابی ستارگان را تماشا کنید .
- منزلتان را با اسباب اضافی شلوغ نکنید .
- به دنیا لبخند بزنید
“دکتر عبدالوهاب حاجی سردار”

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:42 PM
کودکان خجالتی و کمرو ، چه کودکانی هستند و چگونه می توان به آنان کمک کرد.


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=a9d3e236cbc81382e168f32a66683029


یکی از مشکلاتی که اغلب کودکان و نوجوانان تجربه ای از آن در ذهن دارند، احساس خجالت و کمرویی است. کمرویی به مفهوم احساس ناراحتی کردن از بودن در جمع است.



کودک خجالتی در موقعیت های ناآشنا و هنگام تعامل و گفت وگو با دیگران عصبی و مضطرب می شود. یک کودک خجالتی، زمانی که تصور کند مورد توجه اطرافیانش قرار گرفته است، بی نهایت ناراحت و پریشان می شود. یک کودک خجالتی ترجیح می دهد شاهد بازی کودکان دیگر باشد، ولی خود به بازی آنها نپیوندد.



بیشتر کودکان در شرایط مختلف قدری احساس خجالت و کمرویی می کنند، اما کودکانی که این مشکل را به صورت حاد دارند، در تمام اوقات زندگی شان احساس خجالت و شرمساری می کنند. این احساس نه تنها می تواند بر رشد اجتماعی کودک تاثیری منفی به جا گذارد، بلکه می تواند موجب کاهش عملکرد تحصیلی و افت آموزش و یادگیری او شود.



احساس خجالت و کمرویی احساسی دوسویه است؛ احساسی است مرکب از هیجان هایی مثل ترس و علاقه، تنش و رضایت، میل و اضطراب. احساس خجالت موجب تند شدن ضربان قلب و بالارفتن فشار خون می شود. با یک مشاهده ساده می توان آثار خجالت و کمرویی را در چهره کودک تشخیص داد.



کودکان خجالتی روی شان را از دیگران بر می گردانند، به پایین نگاه می کنند و حرکات و سخنان شان بسیار احتیاط آمیز است. صدای آنها حین گفت وگو خیلی آهسته، لرزان و مردد است.



همچنین کودکان خردسال ممکن است انگشت دست شان را بمکند، حرکات محجوبانه از خود نشان دهند، لبخند بزنند و خودشان را به کناری بکشند.



به طور کلی، احساس خجالت و کمرویی با دو نوع رفتار قابل شناسایی است؛ ملاحظه کاری و دوری از اجتماع. کودکان زیر دوسال، نسبت به افراد غریبه ای که در اطراف خود می بینند، احساسی از دوری گزیدن و امتناع از روبه روشدن در خود دارند.



برخی از کودکان ۴ _ ۳ساله نیز ممکن است بازی های آرام و دور از جمع را – که کمترین نیازی به تعاملات اجتماعی دارد – بر بازی های گروهی و جمعی ترجیح دهند.


علل خجالت و کمرویی در کودکان

برخی از علل کمرویی کودکان ممکن است ناشی از یک علت و یا آمیزه ای از چند علت زیر باشند:

ژنتیک : برخی تحقیقات نشان می دهند که ممکن است کمرویی و احساس خجالت ارثی باشد.

عوامل شخصیتی : نوزادان حساس و تحریک پذیر ممکن است در آینده خجول و کمرو شوند.

رفتارهای آموخته شده : کودکان از طریق مشاهده رفتار دیگران، شیوه تعامل با اجتماع را یاد می گیرند. آنها بیشتر رفتارها و عکس العمل های والدین شان را الگو قرار می دهند. والدین خجالتی و کمرو، کودکانی خجول بار می آورند.

روابط خانوادگی : کودکانی که روابط و ارتباطات خانوادگی _ اجتماعی کمی دارند، از حضور در اجتماعات امتناع می ورزند. از طرف دیگر، والدین حمایت گر ممکن است با رفتارهای افراط آمیز خود، ترس حضور در موقعیت های جدید را در دل فرزندان شان به وجود آورند.

فقدان تعاملات اجتماعی : کودکانی که از جمع و اجتماع دور نگه داشته شده اند، ممکن است از بودن در بین سایرین احساس ناراحتی و فشار کنند. آنها فاقد مهارت های اجتماعی مطلوب هستند و چون نمی دانند در جمع چه باید بکنند، لذا ترجیح می دهند در گوشه ای تنها و ساکت بنشینند.

تجارب انتقاد آمیز و ناگوار : کودکانی که مرتب از سوی والدین و اعضای خانواده شان مورد انتقاد، سرزنش و تمسخر قرار می گیرند دچار ضعف، ناتوانی، کمبود اعتماد به نفس و شرمساری می شوند.

ترس از شکست : کودکانی که دچار شکست های پی در پی شده اند، ممکن است از ترس شکست های بعدی، انزوا و دوری گزیدن از جمع را برگزینند.

توجه بیش از اندازه : والدینی که مرتب درباره گفته ها و نظرات دیگران راجع به کودک صحبت می کنند، ممکن است ترس از ابراز وجود را در دل فرزندشان به وجود آورند. این کودکان تصور می کنند که مدام زیر ذره بین هستند و هر حرفی بزنند و هر کاری که انجام بدهند، موشکافانه تجزیه و تحلیل خواهد شد. به همین دلیل ترجیح می دهند، هیچ صحبتی نکنند.

کمرویی اختیاری : برخی از کودکان به طور اختیاری کمرویی را انتخاب می کنند. این گروه رفتارهای خجالت آمیز بیشتری نسبت به کودکانی که وارد محیطی جدید می شوند، از خود نشان می دهند.

چرخه باطل کمرویی در کودکان

اگر کودکی در موقعیت اجتماعی احساس شرمساری و خجالت می کند، ممکن است خودش را به دلیل رفتار خجولانه اش سرزنش کند.



این فرآیند می تواند موجب خودآگاهی و خودداری بیشتر او از تعاملات اجتماعی شود و او را نسبت به شیوه عکس العمل های آینده اش حساس و آگاه کند. به تدریج اعتماد به نفس این کودکان کم می شود و این کاهش موجب کمرویی بیشتر او در شرایط بعدی می شود.



احساس کمرویی کودک چه زمانی مشکل ساز است؟ بدیهی است کودک هنگام ورود به محیطی جدید، ابتدا کمی احساس ناراحتی کند، ولی بعد از مدتی که احساس آرامش می کند می تواند خود را در محیط باز یابد و با دیگران ارتباط برقرار کند.



هر چه تجربه کودکان از بودن در محافل و اجتماعات کمتر باشد، این احساس در آنها پایدارتر است، و هر چه کودکان بیشتر در محیط های جمعی و گروهی باشند، شدت کمرویی آنها نیز کاهش خواهد یافت. کودکانی که فاقد مهارت های اجتماعی هستند و یا خودپنداره ضعیف تری دارند، بیشتر احساس خجالت می کنند.

علائم کمرویی در کودکان

کودک خجالتی ممکن است: از جمع سایرین دوری گزیند و تمایلی برای یادگیری مهارت های اجتماعی نشان ندهد، دوستان کمی داشته باشد، از شرکت در محافلی که تعاملات اجتماعی زیادی به همراه دارد (مثل اجرای نمایشنامه، خواندن سرود، نواختن موسیقی و…) امتناع کند، از تمام استعدادها و توانایی هایش از ترس این که مورد قضاوت و داوری قرار گیرد، استفاده نکند، احساس اضطراب شدید داشته باشد، علائم جسمانی خاصی مثل لکنت زبان، بریده بریده حرف زدن و…. از خود نشان دهد.

شیوه های کمک به کودکان خجول

به منظور کمک به کودکان خجالتی می توان از نکات زیر بهره جست (هیسون و ترایست ، ۲۰۰۱):

۱ _ درک و پذیرش کامل کودک : حساس بودن نسبت به علایق و احساسات کودکان موجب نزدیکی بیشتر والدین به فرزندشان می شود. والدین با این کار نه تنها به کودک نشان می دهند که برایش ارزش و احترام قائلند، بلکه اعتماد به نفس او را نیز تقویت می کنند.

۲ _ پرورش عزت نفس : کودکان خجول و کمرو به احتمال زیاد خودپنداره ای منفی از خود در ذهن دارند و احساس می کنند که مورد پذیرش هیچ کس نیستند. به همین دلیل بهتر است روش های دوست یابی کودک را تقویت نمود و او را تشویق کرد تا خود برای دوستی پیشقدم شود. سعی کنید هرگاه که کودک کار مثبت و ارزنده ای انجام می دهد، او را تشویق کنید. پژوهش ها نشان می دهند کودکانی که احساس خوبی نسبت به خود دارند، کمتر دچار شرمساری و خجالت می شوند.

۳ _ پرورش مهارت های اجتماعی : رفتارهای اجتماعی کودک را تقویت کنید. هوینگ پیشنهاد می کند که خوب است به این گروه از کودکان جملات و عبارات مودبانه و اجتماعی مثل «می توانم با شما بازی کنم ؟» و…. آموخته شود. همچنین اگر فرصتی پیش آمد، این کودکان را با کودکان کوچک تر از خودشان هم بازی کنید، زیرا کودکان خجالتی هنگام بازی با کوچک ترها احساس خودابرازگری بیشتری دارند (فورمن و هارتاپ، ۱۹۷۹) بازی کردن با گروه های جدید همسالان نیز به آنان فرصت می دهد که احساس راحتی و موفقیت بیشتری در یافتن دوست های جدید بکنند.

۴ _ قرار دادن کودک خجالتی در موقعیت های جدید : کودک را به محیط هایی که برای او آشنا نیست ببرید. اجازه دهید که با کودکان دیگر بازی کند. سعی کنید امنیت او را از هر لحاظ تامین کنید و آنچه را که دوست دارد در دسترسش قرار دهید.

۵ _ خجالتی بودن همیشه بد نیست : در نظر داشته باشید، برخی از ویژگی های کودکان خجالتی می تواند مثبت و پسندیده هم باشد، از جمله؛ کودک در کارهای کلاسی و مدرسه ای خود موفق عمل می کند، رفتاری عطوفت آمیز و ملایم از خود نشان می دهد، با دقت به گفته های دیگران گوش می دهد،خوب مراقب اطراف خود است و با احتیاط کار می کند.علاوه بر آن گاه به نظر می آید که کودک خجول از این که از سوی دیگران نادیده گرفته می شود، چندان ناراحت نیست و هیچ کمبودی از این بابت در خود حس نمی کند.

مداخلات و کمک های والدین

پدر و مادر بیش از آن که تصور می کنند، بر زندگی فرزندشان تاثیر می گذارند. به همین دلیل توصیه می شود:

۱ _ دقت کنید لقب «خجالتی» به فرزندتان ندهید. کودکان و (بزرگسالان) تمایل دارند صفت هایی را که به آنها نسبت می دهند، درونی سازند و همان گونه رفتار کنند. آنچه شما به فرزندتان می گویید، تاثیر زیادی بر افکار و رفتار او دارد.

۲ _ اجازه ندهید سایرین هم فرزندتان را خجالتی صدا کنند، زیرا کودکان یاد می گیرند که خودشان را از طریق چشم و یا کلمات دیگران ارزیابی کنند.

۳ _ هیچ گاه زمانی که فرزندتان دچار شرمساری و خجالت شده است، او را مورد انتقاد قرار ندهید. سعی کنید همواره او را درک کنید، با او همدلی داشته باشید و حمایت گر او باشید.

۴ _ فرزندتان را تشویق کنید تا درباره علت خجالت کشیدنش با شما صحبت کند.

۵ _ درباره دوران کودکی خودتان و زمانی که خجالت می کشیده اید، با فرزندتان صحبت کنید و برایش شرح دهید که چگونه با این احساس خود مقابله می کردید. از آن جایی که بیشتر کودکان، والدین شان را کامل و بی نقص می دانند، ممکن است روش آنها را برای رویارویی با احساس شرمساری شان تحسین کنند و همان کارها را به کار بندند.

۶ _ سعی کنید رفتارهای اجتماعی خودتان را بررسی کنید و الگوی خوبی از اعتماد به نفس برای فرزندتان باشید.

۷ _ کودک را از قبل برای موقعیت جدید آماده سازید. برای مثال اگر قرار است کودک به تولد دوستش برود، با او در این باره صحبت کنید. برای او شرح دهید که بچه ها به طور معمول در مهمانی های تولد چه کار می کنند.

۸ _ سعی کنید کودک خجالتی را ابتدا با گروه های کم جمعیت رو به رو کنید. در برخی موارد که کودک به همراه یکی از افراد خانواده خود است، کمتر احساس شرمساری و خجالت می کند.

۹ _ موقعیتی ایجاد کنید تا کودکان دیگر جلب فرزندتان شوند. برای مثال هنگامی که به پارک می روید، چند اسباب بازی و سرگرمی جالب با خود به همراه ببرید تا کودکان دیگر به دور شما و فرزندتان جمع و خواهان بازی با فرزندتان شوند.

۱۰ _ رفتارهای اجتماعی کودک را تشویق کنید. تلاش های فرزندتان را هنگامی که سعی می کند با احساس خجالت و شرمساری خود به مقابله برخیزد مورد تقدیر و حمایت خود قرار دهید.

۱۱ _ هدف های مقبول و دست یافتنی برای فرزندتان در نظر بگیرید. سعی کنید هدف های تان ساده باشند تا فرزندتان از رسیدن به آنها احساس اعتماد به نفس و سربلندی کند. برای مثال «سلام کردن» به سایرین _ اعم از کوچک و بزرگ _ به عنوان اولین گام.

۱۲ _ شرایط و موقعیت های جدید برای رویارو شدن فرزندتان با اجتماع فراهم آورید. هدف، تغییر در شیوه رفتار کودک است. ابتدا با موقعیت های ساده تر و راحت تر، و به تدریج سخت تر و پیچیده تر. برای مثال، اگر کودک برای دوست شدن با کودک دیگر پیشقدم شد، به او جایزه بدهید.

چه موقع کودک نیاز به کمک دارد؟

احساس خجالت و کمرویی می تواند هم برای والدین و هم برای خود کودک دردآور و ناراحت کننده باشد. سعی کنید هیچ گاه به کودکی که خجول و کمرو است، فشار نیاورید.



بیشتر کودکان خجول خودشان می دانند که خجالتی هستند و قدرت راحت بودن در جمع را ندارند. به همین دلیل بهتر است والدین و اطرافیان کودک این موضوع را زیاد به رخ او نکشند. در عوض می توانند وقتی که کودک طبیعی رفتار می کند، او را مورد حمایت و تشویق قرار دهند. در نظر داشته باشید، هیچ کودکی از ابتدا خجالتی و کمرو نیست.



والدین و اطرافیان کودک هستند که او را می ترسانند، خجالتی می کنند و به این رویه می کشانند. اگر احساس خجالت و کمرویی فرزندتان پایدار و جدی است، می توانید از رهنمود ها و هدایت های روانشناسان و مشاوران کودک بهره گیرید. مواردی که آنها توصیه می کنند عبارتند از:

- کنترل استرس و فشار روانی

- روش های آرام سازی عضلانی

- جلسات مشاوره
- آموزش مهارت های اجتماعی

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:44 PM
شب ادراری ( انواع، علل ، درمان)


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=c69a4995732b7d1fafa0b1bb191a9d86
«بی‌ اختیاری‌ ادرار» به‌ دفع‌مکرر ادرار در لباس‌ یا رختخواب‌ گفته‌می‌شــود که‌ معمولا به‌ صــورت‌«شب‌ ادراری‌» است‌، یعنی‌ کودک‌در روز دفع‌ ادرار را کنترل‌ می‌کند امادر شب‌ و هنگام‌ خواب‌ قادر به‌ این‌کنترل‌ نخواهد بود. البته‌ سنی‌ که‌ شب‌ادراری‌ به‌ عنوان‌ یک‌ پدیده‌ غیرطبیعی‌تلقی‌ می‌شود به‌ چندین‌ عامل‌ بستگی‌دارد که‌ عبارتند از: سنی‌ که‌ کودک‌کنترل‌ ادرار را فراگرفته‌ است‌. جنسیت‌وی‌، الگو و دفعات‌ بی‌ اختیاری‌ وانتظار والدین‌ از کودک‌.
تقریبا ۱۵ درصد بچه‌های‌طبیعی‌ تا ۵ سالگی‌ دچار شب‌ادراری‌ می‌شوند، اما وجود شب‌ادراری‌ پس‌ از این‌ سن‌ دیگرطبیعی‌ نبوده‌ و باید بررسی‌ شود.شب‌ ادراری‌ در پسرها شایعتر ازدخترهاست‌ و به‌ طور کلی‌ دختران‌نسبت‌ به‌ پسران‌ زودتر قادر به‌کنترل‌ ادرار خواهند بود.

انواع‌ بی‌ اختیاری‌ ادرار
بی‌اختیاری‌ ادرار به‌ سه‌ شکل‌ دیده‌می‌شود:
۱ – کودک‌ فقط در شب‌ و هنگام‌خواب‌ دچار بی‌اختیاری‌ می‌گردد. ۸۰درصد موارد بی‌اختیاری‌ به‌ این‌ شکل‌وجود دارد.
۲ – کودک‌ فقط در روز دچاربی‌اختیاری‌ می‌گردد.
۳ – کودک‌ هم‌ شب‌ و هم‌ روز دچاربی‌اختیاری‌ می‌گردد.
در صورتی‌ که‌ کودک‌ هیچ‌ وقت‌کنترل‌ ادرار را فرانگرفته‌ باشد «بی‌اختیاری‌ اولیه‌» و اگر حداقل‌ به ‌مدت‌ یک‌ سال‌ کودک‌ قادر به‌ کنترل‌ادرار بوده‌ و بعد مبتلا به‌ بی‌اختیاری‌ادرار گردد «بی‌اختیاری‌ ثانویه‌» نامیده‌می‌شود.
توجه‌ کنید در صورتی‌ که‌ کودک‌هرگز کنترل‌ ادرار نداشته‌ یابی‌اختیاری‌ هم‌ در شب‌ و هم‌ در روزدارد به‌ خصوص‌ پسر بچه‌های‌ مبتلا به‌بی‌اختیاری‌ در روز، احتمال‌ وجوداختلال‌ عضوی‌ دستگاه‌ ادراری‌ زیادبوده‌ و باید برای‌ بررسی‌ بیشتر به‌پزشک‌ ارجاع‌ شوند.
علل‌ بروز شب‌ ادراری‌
۱ – ناپایداری‌ مثانه‌: کاهش‌ظرفیت‌ مثانه‌ و در نتیجه‌ تخلیه‌ زود به‌زود ادرار در بسیاری‌ از کودکان‌ مبتلابه‌ «بی‌اختیاری‌ در شب‌ و روز» ثابت‌شده‌ است‌. این‌ کودکان‌ معمولا علایم‌دیگری‌ چون‌ تکرر ادرار و فوریت‌ دردفع‌ ادرار نیز دارند و با مصرف‌داروهای‌ ضد اعصاب‌ احشایی‌ مثانه‌بهبود می‌یابند.
۲ – تأخیر در تکامل‌ مغزی‌: کنترل‌ ادرار یعنی‌ تکامل‌ مغز برای‌ این‌که‌ بتواند دریچه‌ پیشابراه‌ را که‌ درست‌زیر مجرای‌ خروجی‌ مثانه‌ قرار دارد به‌اراده‌ شخص‌ منقبض‌ یا شل‌ کند و به‌این‌ ترتیب‌ تخلیه‌ ادرار با اراده‌ وخواست‌ شخص‌ انجام‌ شود. این‌ درواقع‌ بخشی‌ از تکامل‌ عمومی‌ کودک‌است‌ و باید به‌ تدریج‌ کسب‌ شود.عوامل‌ داخلی‌ یا خارجی‌ می‌توانندتکامل‌ این‌ بخش‌ را به‌ تأخیر بیندازنددر نتیجه‌ کودک‌ به‌ علت‌ تأخیر درتکامل‌ مغزی‌ قادر به‌ کنترل‌ صحیح‌ادرار خود نیست‌.
سالهای‌ دوم‌ تا چهارم‌ زندگی‌ دوره‌نسبتا حساس‌ زندگی‌ در تکامل‌ کنترل‌ادرار می‌باشد. فشارهای‌ اجتماعی‌ واسترس‌ به‌ عنوان‌ عامل‌ خارجی‌ کنترل‌ادراری‌ را به‌ تعویق‌ انداخته‌ بی‌اختیاری‌ادراری‌ ثانویه‌ را تشدید می‌کند. دربچه‌های‌ کوچک‌ بروز شب‌ ادراری‌رابطه‌ای‌ خاص‌ با تولد خواهر و برادر،بستری‌ شدن‌ در بیمارستان‌ بین‌ ۲ تا۴ سالگی‌، شروع‌ مدرسه‌، از هم‌گسستگی‌ خانواده‌ به‌ علت‌ طلاق‌ یامرگ‌ و نقل‌ مکان‌ به‌ خانه‌ای‌ جدیددارد. معمولا این‌ کودکان‌ با گذشت‌ زمان‌و تکامل‌ مغز بهبود می‌یابند.
۳ – ارث‌: احتمال‌ بروز شب‌ادراری‌ در کودکانی‌ که‌ والدین‌ آنهاخود مبتلا به‌ شب‌ ادراری‌ بوده‌اند بیشتراست‌ و اکثریت‌ کودکان‌ مبتلا یکی‌ ازبستگان‌ آنان‌ نیز دچار این‌ اختلال‌ بوده‌یا می‌باشند.
۴ – خواب‌: بعضی‌ها عقیده‌ دارندشب‌ ادراری‌ به‌ این‌ دلیل‌ اتفاق‌ می‌افتدکه‌ کودک‌ خواب‌ عمیق‌تری‌ نسبت‌ به‌سایر کودکان‌ دارد در نتیجه‌ متوجه‌پربودن‌ مثانه‌ و خروج‌ ادرار نمی‌شود.اما مطالعات‌ نشان‌ می‌دهد که‌ خواب‌این‌ کودکان‌ مانند سایرین‌ بوده‌ وبی‌اختیاری‌ در هر مرحله‌ از خواب‌ (چه‌مرحله‌ خواب‌ عمیق‌ و چه‌ مرحله‌ خواب‌سبک‌) اتفاق‌ می‌افتد. معمولا شب‌ادراری‌ در ساعات‌ اولیه‌ خواب‌ روی‌می‌دهد.
۵ – اختلالات‌ روانی‌: اختلال‌روانی‌ فقط در ۲۰ درصد این‌ کودکان‌وجود دارد. در صورت‌ باقی‌ ماندن‌مشکل‌ شب‌ ادراری‌ در سنین‌ بالاتراحتمال‌ وجود این‌ اختلالات‌ بیشترخواهد بود.
۶ – علل‌ عضوی‌: در صورت‌وجود اختلال‌ عضوی‌ در دستگاه‌ادراری‌ عمدتا کودک‌ دچار«بی‌اختیاری‌ در روز» و «بی‌اختیاری‌اولیه‌» می‌باشد، به‌ عبارت‌ دیگر این‌کودکان‌ هیچ‌ وقت‌ کنترل‌ ادرار رافرانگرفته‌اند. بنابراین‌ کودک‌ مبتلا به‌بی‌اختیاری‌ در روز باید به‌ پزشک‌ارجاع‌ شود تا در صورت‌ وجود علل‌عضوی‌، با رفع‌ آن‌، بی‌اختیاری‌ کودک‌نیز رفع‌ گردد.

درمان‌
بی‌اختیاری‌ ادرار معمولا با گذشت‌زمان‌ بهبود می‌یابد. ۹۹ درصد ازبچه‌های‌ مبتلا به‌ شب‌ ادراری‌ تا سن‌ ۱۵سالگی‌ بهبود خواهند یافت‌، هر چند درصورت‌ وجود اختلال‌ عضوی‌ دستگاه‌ادراری‌، بهبود بی‌اختیاری‌ مستلزم‌درمان‌ و رفع‌ اشکال‌ عضوی‌ است‌.چندین‌ روش‌ درمانی‌ برای‌ شب‌ادراری‌ وجود دارد که‌ با موفقیتهایی‌ نیزهمراه‌ بوده‌ است‌. ابتدا لازم‌ است‌آموزش‌ مناسب‌ آداب‌ تخلیه‌ همراه‌ باتشویق‌ ازطرف‌ والدین‌ به‌ خصوص‌ درکودکانی‌ که‌ بی‌اختیاری‌ اولیه‌ دارندصورت‌ گیرد. تهیه‌ یادداشت‌ ازوضعیت‌ کنترل‌ ادرار کودک‌ هم‌ برای‌تعیین‌ وضعیت‌ اولیه‌ اختلال‌ و هم‌پیگیری‌ پیشرفت‌ کودک‌ کمک‌ کننده‌است‌. محدود ساختن‌ مصرف‌ مایعات‌از ساعات‌ عصر به‌ بعد و بیدارکردن‌شبانه‌ کودک‌ برای‌ رفع‌ ادرار می‌تواندمفید واقع‌ شود.
استفاده‌ از تشکچه‌های‌ مخصوص‌که‌ با رسیدن‌ اندک‌ رطوبت‌ به‌ آن‌ زنگ‌به‌ صدا درمی‌آید سبب‌ بیداری‌ کودک‌هنگام‌ شروع‌ دفع‌ ادرار و کنترل‌ آن‌می‌گردد. این‌ روش‌ در بیش‌ از ۵۰درصد موارد موجب‌ کنترل‌ ادرار درکودکان‌ مبتلا به‌ «شب‌ ادراری‌» شده‌است‌.
از داروها بندرت‌ و فقط به‌ عنوان‌آخرین‌ وسیله‌ و در موارد شدیداستفاده‌ می‌شود. اکثر این‌ کودکان‌ بامصرف‌ دارو بهتر می‌شوند و تقریبایک‌ سوم‌ آنان‌ بهبودی‌ کامل‌ خواهدیافت‌، اما احتمال‌ تحمل‌ دارویی‌ و عودشب‌ ادراری‌ در برخی‌ نیز وجود دارد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:44 PM
علل ریزش مو


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=365e5c1ec9328f835c3346cc7f526fe4

در انسان پیاز یا فولیکول مو به دو دسته تقسیم میشود :

موی کرکی : در سراسر پوست بدن بجز کف دست و پا این نوع مو دیده میشود .

موی انتهایی یا ترمینال : در قسمت سر دیده میشود ( بعد از بلوغ جنسی این نوع مو در قسمتهای تناسلی و زیر بغل و همچنین صورت مردان دیده میشود ) این نوع مو زبر و خشن میباشد .رشد مو دارای دورهایی یا سیکلهایی است که شامل : دوره رشد ، دوره انتقالی و دوره استراحت میباشد .

طول مدت دوره رشد مو در سر حدود سه سال ، دوره انتقالی ۲ تا ۴ هفته و دوره استراحت حدود ۳ تا ۴ ماه میباشد .
در روی سر انسان حدود صد هزار پیاز مو وجود دارد و با احتساب اینکه هر مو حدود هزار روز رشد دارد ; پس ریختن روزانه صد مو در سر طبیعی میباشد و بیشتر از آن نیاز به پیگیری دارد . علل ریزش مو : ریزش مو دارای علتهای فراوانی است که از آن جمله میتوان به موارد ارثی ، هورمونى ، تغذیه اى ،اعصاب و روان ، مصرف دارو ، بیماریهاى داخلى و پوستی ، اعمال جراحی و حاملگی اشاره کرد.
طاسی سر نوعی ریزش مو در قسمت جلوی و پیشانی سر میباشد که ادامه یافته و تا وسط سر پیش میرود . البته گاهی در مواردی این ریزش از وسط سر شروع میگردد .
طاسی در بیشتر موارد در مردان دیده میشود و علت ارثی – هورمونی دارد ، این نوع ریزش مو قابل پیشگیری و درمان است و افراد درگیر بایستی با حوصله طول مدت طولانی درمان را تحمل کنند . داروها و توصیه های درمانی گوناگونی وجود دارد که بسته به افراد مختلف این درمان متفاوت میباشد .
سوء تغذیه چه بصورت عدم دسترسی به مواد غذائی و چه بصورت رژیم غذائی جهت کاهش وزن و غیره یکی از علتهای ریزش مو میباشد ; کمبود تغذیه ای پروتئین , اسیدهای چرب ضروری ( بدن قادر به تولید آنها نیست و باید از طریق غذا به بدن برسد ) و کمبود ویتامینها و املاح از علل مهم ریزش مو که قابل پیشگیری و درمان میباشند.
ِِِِِِشــایعــــــــــــت رین علت ریزش مو در خانمـــــــــــــها از سنین نوجوانی تا سنین میانسالی کمبود آهن بدن میباشد ، که با مصرف غذاهای حاوی آهن و یا قرص آهن این مشکل بر طرف میگردد .
وجود استرس ( فشار روحی ) ، ناراحتی و افسردگی میتوانند از علل ریزش مو در افراد باشند. مثلا” استرس از امتحان و یا افسردگی در جوانان که امروزه بطور فراوان دیده میشود.
با کنترل این هیجانات ( که البته اگر بوسیله خود شخص صورت گیرد نتیجه مطلوبتری دارد؛ چون مصرف داروهای اعصاب نیز باعث ریزش مو در بعضی افراد میگردد .) در مدت زمان کوتاهی این ریزش مو برطرف میگردد .
از علل دیگر ریزش مو میتوان مصرف داروها را نام برد، همه داروها باعث ریزش مو نمیشوند و یک داروی خاص نیز در تمام افراد باعث ریزش مو نمیشود ( بعضی افراد به داروهای خاصی حساسیت بیشتری نشان میدهند که مربوط به سیستم داخلی بدن در غیر فعال کردن و هضم دارو دارد ) .
البته داروهایی هستند که در بیشتر افراد باعث ریزش مو میشوند ( از این گروه داروها میتوان داروهایی که بعنوان شیمی درمانی استفاده میشوند را نام برد ) .
مصرف داروهای اعصاب و قرص های پیشگیری از حاملگی و داروهای قلبی در افراد زیادی باعث این عارضه میشوند .
بعضی از بیماریهایی داخلی و پوست میتوانند ریزش مو ایجاد کنند؛ مثلا” وجود تب بالا باعث ریزش مو در افراد در آینده ( حدودا” بعد از ۳ ماه ) میشود .
افرادی که بیماری موضعی پوستی در قسمت سر باشند و یا درگیری پوستی وسیع دارند میتوانند ریزش مو داشته باشند از جمله این بیماریها میتوان درگیری گسترده داءصدف ،لوپوس ، بیماریهای تاولی و غیره را نام برد .
اعمال جراحی و حاملگی نیز میتوانند باعث ریزش مو شوند . فاصله مدت این بیماریها و شروع ریزش مو معمولا” ۳ ماه میباشد ؛ مثلا” در خانمها حدود ۳ ماه بعد از زایمان ریزش مو شروع میشود که علتهای زیادی برای آن وجود دارد از جمله : کم خونی ، وجود استرس زایمان ، بالا بودن هورمونهای جنسی در طول حاملگی و غیره .
در این افراد با بیماری خاص و ریزش مو با برطرف شدن و درمان بیماری زمینه ای ریزش مو نیز برطرف میگردد .
علتهای دیگری نیز وجود دارد که در افراد محدودی ریزش مو ایجاد میکنند .

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:45 PM
پوکی استخوان ” استئوپورز ” بیماری خاموش


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=4133eeba1e44fbf276e5a3b9856a9a9f

پوکی استخوان یا «استئوپروز» بیماری خاموش نامیده می‌شود، چرا که در آن، استخوان‌ها بدون هیچ علامتی پوک می‌شوند و وقتی علائم درد و شکستگی بروز پیدا می‌کند که بیماری در مرحله پیشرفته است.
حتی اگر شکستگی در استخوان‌های اندام‌ها رخ ندهد، پس از گذشت سالیان، علائمی‌چون درد کمر و خمیدگی قامت ایجاد می‌شود که ناشی از شکستگی‌ یا بهتر است بگوییم خردشدگی استخوان مهره‌های کمری است.
پوکی استخوان در واقع خالی‌شدن استخوان از مواد سازنده آن است. در این بیماری گاهی فرد در تمام استخوان‌های خود احساس درد و سوزش می‌کند و گاهی حتی فرد متوجه شکستن استخوان هم نمی‌شود؛ چنان ‌که گاهی فشارهای کوچک مثل خم‌شدن یا بلندکردن یک وسیله سنگین یا حتی سرفه می‌تواند موجب شکستگی استخوان شود.
طبق پیش‌بینی سازمان بهداشت جهانی، این بیماری در سرتاسر دنیا در حال افزایش است؛ این درحالی است که تا ۲۰سال پیش نادیده گرفته می‌شد که به علت نداشتن راهی برای اندازه‌گیری دانسیته استخوان و درمان بیماری بود.
آمارها می‌گویند در ایران در طول یک سال، شاهد ازدست‌دادن ۳۶هزار و۷۶۱سال از عمر کل جامعه به علت این بیماری هستیم.
پوکی استخوان در ایران
اطلاعات در مورد شیوع پوکی استخوان در مناطق مختلف دنیا هنوز محدود است؛ به‌خصوص در کشورهای در حال توسعه، آمار دقیقی وجود ندارد. شیوع این بیماری از کشوری به کشور دیگر یا حتی در مناطق مختلف داخل یک کشور متفاوت است و بستگی به نژاد، وضعیت تغذیه، فعالیت بدنی، سبک زندگی، بیماری‌ها و مصرف داروها و سابقه ابتلا در خانواده به این بیماری و مصرف دخانیات دارد.
با این حال، بعضی مطالعات در سطح محدود انجام شده است که می‌تواند تا حدودی وضعیت کشور ما را در مقایسه با کشورهای دیگر روشن کند. مطابق آمار موجود، متوسط تراکم استخوان افراد سالم کشور ما در مقایسه با افراد ژاپنی حدود ۹/۳دهم‌درصد بالاتر و ۶/۴دهم از آمریکا کمتر است. این درحالی است که آمارها در کشور آمریکا نشان می‌دهد حدود ۵۵‌ درصد آمریکایی‌ها به‌خصوص زنان، در معرض خطر شکستگی و پوکی استخوان هستند و حدود ۸ میلیون زن و ۲میلیون مرد در آمریکا پوکی استخوان دارند.
مطالعه‌ای که چندی پیش توسط وزارت بهداشت انجام شده نشان می‌دهد ۴۷‌درصد زنان و ۴۴‌درصد مردان بالای ۵۰ سال در ایران دچار کمبود تراکم استخوان هستند و ۶/۴ افراد ۲۰ تا ۷۰ سال در ایران به پوکی استخوان در ستون فقرات مبتلا هستند.
همچنین از هر ۴ زن ایرانی بالای ۵۰ سال، یک نفر به پوکی استخوان مبتلاست. این در حالی است که آمارهای جهانی، فاصله معنی‌داری با آمار کشور ما دارد. در سرتاسر دنیا از هر ۳ زن، یک زن و از هر ۵ مرد یک مرد بالای ۵۰ سال دچار پوکی استخوان هستند.
مطالعه دیگری در ایران نشان داده است نیمی‌از زنان بالای ۴۵سال و ۹۰‌درصد زنان بالای ۷۵سال در ایران به پوکی استخوان مبتلا هستند.
تفاوت زنان و مردان
میزان پوکی استخوان در زنان، ۴برابر مردان ذکر شده است و شکستگی ناشی از آن در زنان، تقریبا دو برابر مردان شایع است. البته از ۷۵سالگی به بعد، پوکی استخوان در زنان و مردان به یک اندازه شایع است ولی این بیماری، اغلب بیماری زنان شناخته می‌شود.
زنانی که زودتر دچار عادت ماهانه و دیرتر یائسه شوند، احتمال بروز بیماری در آنها کمتر است. تحقیق منتشرشده در نشریه سازمان بهداشت جهانی می‌گوید حدود ۴۰‌درصد زنان و ۱۰‌درصد مردان در طول زندگی خود با خطر ابتلا به این بیماری مواجهند.
آمار شکستگی استخوان‌ها
مهم‌ترین عارضه پوکی استخوان، شکستگی است. بیشترین شکستگی در این بیماری، در ناحیه مفصل ران در محل اتصال به لگن و در ستون فقرات که معمولا وزن بدن را تحمل می‌کنند رخ می‌دهد. شکستگی در ناحیه مچ دست نیز شایع است. در ناحیه لگن در اثر زمین‌خوردگی شکستگی ایجاد می‌شود که سبب ناتوانی شدید و حتی مرگ پس از جراحی می‌شود.
آمارها در ایران می‌گویند۵۰ درصد افراد مبتلا به پوکی استخوان، شکستگی ران داشته‌اند که پس از این اتفاق،۲۰‌درصد از نظر زندگی وابسته به دیگران شدند و ۲۰درصد دیگر زندگی‌شان به خطر افتاد. طبق این آمار، در یک سال، ۵هزار شکستگی در استخوان ران در زنان و ۵۰۰مورد شکستگی در ستون فقرات و ۲هزار شکستگی در ناحیه مچ اتفاق می‌افتد.
این درحالی است که مطابق آمار سال۲۰۰۳ در آمریکا هرساله حدود ۵/۱میلیون زن یعنی ۴ نفر از هر ۱۰زن دچار شکستگی استخوان شده و حدود ۲۰‌درصد در سال فوت می‌کنند. در آمریکا، موارد شکستگی ناشی از پوکی استخوان از بیماری‌هایی مثل سرطان و بیماری قلبی در افراد بالای ۶۵سال شایع‌تر است. در آمریکای شمالی، اروپا، اقیانوسیه، استرالیا و نیوزیلند عمدتا شکستگی در مفصل ران شایع است.
آینده پوکی استخوان
براساس تغییرات سال‌های اخیر در میزان این بیماری در نقاط مختلف دنیا پیش‌بینی می‌شود این بیماری در۶۰سال آینده در بعضی مناطق که این بیماری شیوع کمتری داشته رو به افزایش خواهد بود و برعکس؛ مثلا امروزه آمریکای شمالی و اروپا نیمی‌از موارد شکستگی مفصل ران را در افراد مسن شامل می‌شوند ولی با اقدامات پیشگیرانه‌ای که در حال حاضر روی دختران جوان متمرکز شده است، تا سال۲۰۵۰ این میزان به یک‌چهارم خواهد رسید. این در حالی است که پیش‌بینی می‌شود در آسیا و آمریکای لاتین، شیوع پوکی استخوان همچنان رو به افزایش باشد.
مصرف بالای جوش شیرین در ایران
کلسیم و ویتامین D دو ماده مغذی لازم برای استحکام استخوان‌ها هستند و جوش شیرین مصرف شده در نان‌ها، یک عامل کمبود کلسیم و زمینه‌ساز پوکی استخوان است. مطابق اظهارات دکتر صفوی – مدیر کل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت – جوش شیرین در نان، عامل اصلی کمبود کلسیم در ایران است و ۵۸ میلیون نفر در کشور از کمبود کلسیم رنج می‌برند. بیشترین مصرف جوش شیرین، اول در تهران و سپس در گیلان، مازندران، قم و مرکزی است.
این در حالی است که نان یکی از مهمترین منابع تغذیه مردم کشورمان است؛ به طوری که ۴۳ تا ۵۸‌ درصد انرژی و ۵۶‌ درصد پروتئین مورد نیاز افراد جامعه را تامین می‌کند. از طرفی مصرف مواد لبنی در کشور ما بسیار محدود است؛ بنابراین نیاز به آموزش اصلاح عادات غذایی در زمینه مصرف لبنیات در خانواده‌ها از طریق متخصصین و پزشکان احساس می‌شود.
این اصلاح عادات غذایی باید از دوران کودکی شروع شود و طرح توزیع شیر رایگان در مدارس نیز بر همین اساس است. آمار نشان می‌دهد ۷۰ تا ۸۰‌ درصد افراد جامعه ما از کمبود شدید یا خفیف ویتامین D رنج می‌برند. همچنین تمام زنان پس از سن یائسگی لازم است با نظر پزشک، مکمل کلسیم و ویتامین D مصرف کنند.
نکته قابل توجه برای دختران جوان این است که بیشترین رشد استخوان در سنین بین ۱۱ تا ۱۷سالگی است و تا ۳۰سالگی بر دانسیته استخوان‌های بدن افزوده می‌شود؛ بنابراین در سنین جوانی باید برای پوکی استخوان فکری کرد و نباید فراموش کرد الگوهای مدرن امروزی برای زیبایی اندام مانند مانکن‌ها و نیز پیروی از شیوه‌های جدید لاغری، می‌تواند به استخوان‌های دختران آسیب بزند و زمینه‌ای برای خطر پوکی استخوان در سال‌های بعد باشد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:51 PM
لک صورت یا ملاسما


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=cf54239a793bcfea572e7e17f08bd7be
لک صورت یا ملاسما

لک صـورت یا ملاسـما یک عـارضه پوستی شـایع بخصوص در دختران و خانمهای جوان میباشد این عارضه بصورت لکه های قهـوه ای تا خـاکستری تیره بر روی گونه ها ؛ پیشانی و چانه دیده میشود. شـایعـترین سنین بروز آن ۲۰ تا ۳۰ سالگی است و در خانمها بیشتر از آقـایان میباشد.
عـلت های زیادی در ایجـاد آن نقـش دارند ولی ثابت ترین علـت را اشعـه ماورابنفش خورشید میدانند . یعنی همیشه این علت باضافه علل دیگر را در ایجاد لک سهیم میدانند.
علل دیگر:
۱) مصرف دارو بویژه داروهای هورمونی و بخصوص داروهای پیشگیری از حاملگی ( بصورت قرص ؛ تزریقی ویا کاشتنی )…. داروهای دیگر نیز در بروز آن نقش دارند ، از جمله داروهای اعصاب.
۲) تغییـرات هورمونی در بـدن از جـمله کـیستهای متعـدد تخمــدان ( pco ) و یا بیماری غــده فوق کلیوی.
با پیشگیری از تابش اشعه خورشید بطور مستقیم بر روی صورت از ایجاد لک تا حد زیادی میتوان جـلوگـیری کرد. مصرف کرمهای ضد آفتاب بطور منظم با عیار بالاتر از ۲۰ به فواصل هر ۳ ساعت و همچـنین اجـتناب ار تابش نور خـورشـید بطـور مسـتقـیم بر روی صورت در افراد مستعـد از ایجـاد لک میتوان پیشگیری نمود. برای از بین بردن لک با تجویز پزشک متخصص از کرمهای حــاوی هـیدروکـینون با در صد های گـوناگـون ( نباید بیشتر از۶ تا ۷ درصد باشد ) میتوان اسـتفاده نمود.
روشـهای دیگـر در درمان لک صورت : لایه برداری ( peeling ) ؛ سایش پوست بوسیله میکانیکـی ( dermabresion & salabresion ) و لـیزر میباشـد کـه بسـته به پوسـت افـراد انتخـاب میشود . افـراد با رنگ چـشــم روشـن و مـوهـای روشــن مـقـــدار رنگـدانـه پـوسـتی کـمتری نسـبت به پوسـتهای تیره دارند و به همین دلیل نور آفتاب بیشتر در پوست این افراد نفوذ دارد و چون یکی از اثرات نور آفتاب ایجاد لک صورت و همچنین کــک و مک میباشـد برای پیشگیری و درمان این افراد نیاز مبرم به ضد آفتاب دارند.

یکی از درمانهای لک صـورت همچـنان که قـبلاُ نیز گفته شد استفاده از پیـلینگ میباشد. ولی این روش مناسب همه افراد نمی باشد . چـون افراد با رنگ پوست تیره اصلاْ مناسـب پیلینگ نمیباشند. چــون یکی از عـوارض پیلـینگ خـود لک میباشـد و شانـس ایجـاد لک در افراد با پوست تیره خیلی بالا است .
درمان دیگر لک صورت لیزر درمانی میباشد .
هیچکدام از روشهای درمانی لک صورت دائمی نیست و در یک جلسه نیز انجام نمیگیرد و نیاز به تجـدید درمان دارد و ادامه درمان دارد ، زیرا استـعداد افراد برای ایجاد لک که با این روشــهای درمانــی برطرف نمیگردد . مصرف ضد آفتاب در افراد مستعد یک نیاز حیاتی در درمان و پیشگیری از لک میباشد .

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:56 PM
سردرد


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=cefdfb0bc68cc481b302bdc5c63a94c5
سردرد برای همگان پدیده ای آشناست و کمتر کسی است که در طول عمر خود آن را تجربه نکرده باشد. هنوز برای سردرد تعریف مشخصی که مورد قبول همه باشد وجود ندارد. شاید ساده ترین تعریف برای سردرد « احساس درد و ناراحتی از ناحیه کاسه چشم تا قسمت پشت سر » باشد.

باید به خاطر داشت که سردرد یک بیماری نیست، بلکه نشانه ای است از طیف متنوعی از بیماریها که از یک سرماخوردگی ساده شروع و به امراض جدی مثل تومورهــــــای بدخیم مغزی ختم می شود. گر چه در اغلب موارد منشأ سردرد، بیماریهای خوش خیم می باشد، اما اولین مسأله ای که در برخورد با بیمار مبتلا به سردرد باید حل شود، عبارت است از افتراق بین علل خوش خیم و علل خطرناکتر.
ساز و کارهای اصلی مکانیسم ها سردرد عبارتند از:

ـ گشاد شدن عروق داخل و خارج جمجمه
ـ التهاب عروق داخل و خارج جمجمه
ـ عفونت عروق داخل و خارج جمجمه
ـ انقباض ممتد عضلات کاسه سر و گردن
ـ تغییر فشار داخل جمجمه.

انواع اصلی سردرد :
۱ ـ‌ میگرن کلاسیک : معمولاً پانزده تا سی دقیقه قبل از شروع این نوع سردرد، علایمی مثل ظهور نقاط نورانی در جلو چشم، تاری دید و منگی پدیدار می شود؛ آرام آرام با از بین رفتن این علایم سردرد یک طرفه ای به صورت مبهم و در یک سمت ناحیه گیجگاهی ظاهر می شود، به تدریج شدت درد افزایش می یابد و سردرد حالت ضرباندار به خـــود می گیرد، در این مرحله بیمار رنگ پریده و دچار تهوع و استفراغ شدیدی می شود؛ بسیاری از بیماران در این مرحله ترس از نور پیـــدا می کنند و ترجیح می دهند در اتاق تاریک استراحت کنند و پاره ای دیگر تعریق شدید و تکرر ادرار پیدا می کنند. درد بین چند ساعت تا یک روز طول می کشد و بالاخره بیمار به خواب فرو می رود. پس از اینکه بیمار از خواب بیدار شد، سردرد تسکین می یابد. این نوع سردرد در زنان بیشتر دیده می شود و استعداد ارثی به بروز حملات در بین افراد وجود دارد.



۲ ـ سردرد عصبی: تقریباً ۹۰ درصد از بیماران مبتلا به سردرد دچار این نوع سردرد هستند. علت پیدایش این نوع سردرد، انقباض عضلات کاسه سر، گردن، شانه و صورت بوده و مهمترین دلیل پیدایش این انقباض ها، هیجانات عصبی است. درد معمولاً از ناحیه پیشـــــانی، گردن یا شانه شروع می شود و به تــدریج تمام کاسه سر را فرا می گیرد. این درد ماهیت فشاری داشته ولی خاصیت ضربانی ندارد. بیمار از اینکه سرش سنگین است شکایت دارد، ممکن است تهوع پیدا کند اما به استفراغ دچار نمی شود.
۳ ـ سردرد به علت عفونت مننژ (پرده های مغزی): درد در این بیماران به صورت فشرده بوده و تمام سر را فرا می گیرد، با استراحت کاهش می یابد و با حرکت تشدید می شود. وجود علایمی چون تب و سفتی گردن به تشخیص کمک می کند.
۴ ـ سردرد به علت تومورهای مغزی: این نوع سردرد ها معمولاً متناوب بوده و در اوایل صبح شدیدتر است، بیشتر ماهیت حمله ای دارد، با حرکت سر، بلند کردن بار، عطسه و به خصوص سرفه تشدید می شود. معمولاً سردرد همراه با اختلالات خواب همراه است و گاه بیمار به علت سردرد از خواب بیــــــدار می شود.
۵ ـ سردرد به علت فشار خون بالا: سردرد در این بیماران، معمولاً‌ زمانی ظاهر می شود که فشارخون حداکثر به حدود ۲۰۰ و فشارخون حداقل به حدود ۱۲۰ میلی متر جیوه رسیده باشد؛ این نوع سردرد غالباً در ناحیه پس سر متمرکز بوده، و با درمان فشارخون در اکثر موارد از بین می رود.
۶ ـ سردرد ناشی از بیماریهای چشم: عیوب انکساری چشم ، سبب پیدایش سردردهای مکرر در ناحیه پیشانی بخصوص به هنگام مطالعه یا تماشای تلویزیون می شود ، اما سردرد ناشی از آب سیاه با چشم درد شدید همراه بوده و معمولاً در ناحیــه پیشانی متمرکز می شود و اغلب با تهوع و استفراغ همراه است.
۷ ـ سردرد ناشی از بیماریهای سینوس: سردردهای ناشی از التهاب و عفونت سینوسها اغلب در ناحیه پیشانــــی متمرکز می شود؛ این دردها با حرکت سر و دراز کشیدن تشدید می شود و پس از بیدار شدن از خــواب به حداکثر شدت خود می رسد؛ این سردردها با درمان التهاب یا عفونت سینوس ها مرتفع می شوند.
۸ ـ سـردرد ناشی از عفونت های دندانی‌: این نوع سردرد ها غالباً از ناحیه صورت شروع و بتدریج به تمام کره سر منتشر می شود و با درمان عفونت دندانی، درد از بین می رود.
۹ ـ سردردهای آلرژیک: این نوع سردردها متعاقب تماس فرد بیمار با ماده حساسیت زا ایجــــاد می شود؛ معمولاً همراه با این نوع سردرد سایر علایم حساسیت مثل احتقان بینی، آبریزش از بینی ، سرفه، عطسه و گاهی اسهال دیده می شود وکنترل حساسیت معمولاً به کنترل سردرد منجر می شود.


گرفتن شرح حال از بیمار مبتلا به سردرد:
۱ ـ از زمان شروع سردرد سؤال کنید، چرا که سردردهایی که بتازگی آغاز شده اند، نیاز به بررسی جدی دارند.
۲ ـ از کیفیت و شدت درد سؤال کنید، بخصوص اگر فرد، مبتلا به سردرد مزمن است؛ از او بپرسید که کیفیت و شدت سردردش این بار نسبت به دفعات قبل تفاوت کرده است یا نه؟
۳ ـ از مراجعه کننده بپرسید که آیا همراه سردرد، علامت دیگری مثل تهوع، استفراغ، اشک ریزش و بی اشتهایی و … دارد یا نه؟
۴ ـ سابقه درمان سردرد را از او پرس و جو کنید. اگر پزشک قبلاً برای او دارو تجویز کرده است، نام آن را بپرسید.
۵ ـ محل دقیق سردرد را بیابید.
۶ ـ سابقه ارثی مبتلا به سردرد را در فامیل وی جستجو کنید.
۷ ـ فواصل زمانی حملات سردرد را بپرسید.
معاینه بیماران مبتلا به سردرد:
برای معاینه بیماران مبتلا به سر درد، معاینه ُگردن از نظر وجود یا عدم وجود سفتی گردن، اندازه گیری فشارخون، تعداد تنفس، درجه حرارت و تعداد نبض بیمار و نیز معاینه چشم بیمار از نظر سرخی را نباید فراموش کرد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 01:58 PM
بیماری هوچکین


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=a541abf2d1bf6446c908aeb24581a4c3

بیماری هوچکین چیست؟

هوچکین(Hodgkin) یک نوع خاص از لنفوم یا سرطان است که با رشد غیر طبیعی سلول ها در دستگاه لنفاوی همراه است. پیشرفت های جدید در زمینه تشخیص و درمان این بیماری باعث شده است که تعداد زیادی از بیماران بهبود یابند. در این بیماران با تشخیص زودرس و درمان مناسب، میزان بهبود افزایش خواهد یافت. گر چه بیماری هوچکین ممکن است در تمامی سنین دیده شود، شایع ترین سن شیوع آن بین ۲۰ تا ۵۰ سالگی است.
بیماری هوچکین عبارت است از سرطانی شدن قسمت مرکزی گره های لنفاوی . این بیماری در واقع یک نوع لنفوم است . این بیماری ، لنفوسیت ها (نوعی گلبول سفید)، گره های لنفاوی (گره هایی که عفونت را کنترل و مواد ایمنی زا برای بدن درست می کنند) و طحال (در واقع یک گره لنفاوی بزرگ است ) را درگیر می سازد. بیماری هوجکین می تواند در هر سنی رخ دهد، اما در بزرگسالان جوان و نیز افراد مسن شایع تر است . این بیماری در کودکان زیر ۱۰ سال نادر است .
بیماری هوچکین دریک منطقه دستگاه لنفاوی و معمولاً در گره لنفی ایجاد می شود. اگر این بیماری به موقع کشف و درمان نشود، ممکن است در تمام دستگاه لنفاوی پخش گردد. هوچکین می تواند باعث درگیری ریه، اعضای داخل شکم و استخوان ها شود. با گسترش بیماری، گویچه های سفید طبیعی کاهش یافته، در مقابله با عفونت ها اختلال ایجاد می شود. بنابر این بیماران مبتلا به هوچکین ممکن است مستعد ابتلا به عفونت ها ی گوناگون گردند.
تحقیقات درباره بیماریهای سرطانی منجر به پیشرفت در مبارزه با بیماری هوچکین ، افزایش کیفیت زندگی مبتلایان و بهبود موفقیت درمان شده است . اکثریت بیماران مبتلا به هوچکین قابل درمان هستند و یا می توان گفت برای سالیان سال بیماری آنها قابل کنترل می باشد . تحقیقات نشان دهنده این واقعیت است که در آینده احتمال موفقیت در درمان این بیماری باز هم افزایش خواهد یافت .
هوچکین در واقع نوعی از انواع لنفوم است در واقع لنفوم واژه ایست مشترک که نشان دهنده بیماری در دستگاه لنفاوی بدن می باشد .

همانطور که می دانید دستگاه لنفاوی در واقع قسمتی از سیستم ایمنی فرد می باشد که شامل عروق و غدد لنفاوی است که درون آنها مایع لنف که مایعی شیری رنگ است جریان دارد . غدد لنفاوی بصورت توده هایی در نواحی کشاله ران ، زیر بغل ، شکم ، سینه و گردن دیده می شوند . البته طحال ، تیموس ،‌ لوزه ها و مغزاستخوان نیز از دیگر اجزای دستگاه لنفاوی هستند .
در مورد مکانیسم ایجاد یاخته های سرطانی بصورت ساده می توان گفت : بدن از سلولهای متفاوتی تشکیل شده است . بطور طبیعی سلولهای بدن رشد می کنند و فقط زمانی که نیاز به سلولهای بیشتری وجود دارد . سلول جدید از تقسیم سلولهای قبلی ایجاد می شود . گاهی اوقات زمانیکه نیازی به سلول بیشتری وجود ندارد سلولها بدون مهار تقسیم می شوند و باعث ایجاد یک توده اضافی می گردند که می توانند خوش خیم یا بدخیم باشند .

در بیماری هوچکین ، یاخته های لنفاتیک بسرعت تقسیم می شوند و بدون هیچ نظم یا مهاری رشد می کنند . چون بافت لنفاوی در تمامی قسمتهای بدن دیده می شود ، بیماری هوچکین نیز می تواند از هر قسمتی از بدن آغاز گردد . معمولاً در هوچکین بافت سرطانی به آرامی از یک گروه غدد لنفاوی به گروه دیگر انتقال می یابد .
دستگاه لنفاوی در کجا یافت می شود؟
بیماری هوچکین در دستگاه لنفاوی ایجاد می شود. دستگاه لنفاوی از شبکه عروقی کوچکی که به آنها عروق لنفاتیک می گویند، به همراه بافت های لنفاوی که محل تجمع لنفوسیت ها بوده و شامل گره های لنفاوی و بافت های دیگر می باشند، تشکیل شده است. عروق لنفاتیک مسئول باز گرداندن مایعات میان بافتی به گردش خون سیستمیک هستند. بافت های لنفاوی در بیشتر بافت های بدن به ویژه طحال، کبد، مغزاستخوان و روده یافت می شوند.
در طی مسیر عروق لنفاوی، تجمع های دانه ای شکل کوچکی از لنفوسیت ها یافت می شود که به آنها غدد لنفاوی می گویند. عمل این غدد، حذف ناخالصی ها و باکتری های موجود در لنف است.
گره های لنفاوی در همه نقاط بدن پراکنده اند. درگردن، زیر بغل و کشاله ران به راحتی یافت و لمس می شوند. این غدد معمولاً از دانه تسبیح بزرگتر نیستند ولی در صورت ایجاد عفونت یا بیماری های دیگر بزرگ می شوند. یک گره لنفاوی بدون درد بزرگ شده، اگر بیشتر از یک ماه باقی بماند باید به پزشک مراجعه کرد.
علل بیماری هوچکین
برخی از محققان عقیده دارند که بیماری هوچکین دراثر مقابله دستگاه دفاعی بدن در برابر یک تحریک خارجی مثل یک ویروس ایجاد می شود. این بیماری در کشورهای درحال توسعه که در آنها افراد جامعه تا زمان بلوغ تماس فراوانی با عوامل عفونت زا داشته اند، کمتردیده می شود. این بیماری در کشورهای توسعه یافته صنعتی که در آنها کودکان تا سن ۱۰ سالگی با بیماری های شایع اطفال تماس نداشته اند، بیشتر دیده می شود. با این حال دانش ما راجع به علت بیماری هنوز ناکافی است.

* عوامل خطرساز :
علت یا علتهای بیماری هوچکین در حال حاضر کاملاً شناخته نشده اند . ولی بهرحال امروزه می دانیم که این بیماری مسری نیست و بدنبال جراحتها ایجاد نمی شود .
مهمترین عوامل خطرساز عبارتند از :
• سن ( معمولاً در سنین ۱۵ تا ۳۴ و بعد از ۵۵ سال دیده می شود . )
• جنس : بیشتر در مردان دیده می شود .
• سابقه خانوادگی : برادران و خواهران فرد مبتلا به هوچکین در معرض خطر ابتلای بیشتری هستند .
• بیماریهای ویروسی : بعضی از بیماریهای ویروسی احتمال ابتلا به هوچکین را افزایش می دهند ؟
لازم به تذکر است که وجود عوامل خطر به معنی ابتلای قطعی به بیماری نمی باشد بلکه احتمال آنرا می افزاید.
* علائم بیماری :
• بزرگی طولانی مدت غدد لنفاوی گردن ، زیربغل یا کشاله ران که معمولاً دردناک نیست .
• تبهای مکرر بدون علت مشخص
• تعریق شبانه
• کاهش وزن بیش از ۱۰ درصد بدون علت مشخص
بازقابل ذکر است وجود این علائم صددرصد به معنی ابتلا به هوچکین نیست و در اکثریت مواقع این علائم در بسیاری از بیماریهای ساده مانند آنفلوانزا نیز دیده می شود .
علایم شایع
خارش در تمام بدن
گره های لنفاوی متورم ، بدون درد به هنگام لمس ، با قوام لاستیکی و بدون چسبندگی به یکدیگر هستند. این گره های بزرگ شده در هر کجای بدن می توانند باشند اما در زیر بغل یا کشاله ران بیشتر دیده می شوند.
تب و عرق ریزش شبانه به طور متناوب
کاهش وزن
زردی چشم ها و پوست
احساس کسالت
کم خونی
خونریزی گوارشی
* تشخیص :
اگر پزشک به این بیماری مشکوک شود معاینه دقیقی از بیمار بعمل می آورد و بخصوص غدد لنفاوی ناحیه گردن ، زیر بغل ، کشاله ران را از نظر بزرگی و تعداد مورد بررسی قرار می دهد . پزشک ممکن است آزمایشات خون را نیز بعمل آورد ، همچنین تصویربرداری مختلفی نیز از قسمتهای مختلف بدن بعمل آورد .
در اکثریت موارد تشخیص دقیق منوط به تکه برداری غدد لنفاوی بزرگ شده ( بیوپسی ) می باشد که البته با صلاحدید پزشک معالج بعمل خواهد آمد .
اگر تشخیص هوچکین قطعی شود تعیین مرحله بیماری برای ازریابی دقیق روند پیشرفت آن اهمیت می یابد که پزشک بدین منظور اقدامات خاص تشخیصی را انجام خواهد داد .
* درمان :
تعیین مرحله بیماری نقش بسیار مهمی در روند درمان وی دارد . البته اندازه غدد لنفاوی درگیر ،‌ علائم بیماری ، سن و عوامل دیگری نیز در تعیین روند درمان مؤثر هستند .
بیماران مبتلا به هوچکین با صلاحدید پزشک معالج خود ممکن است علیه آنفلوانزا ،‌ ذات الریه و مننژیت واکسینه شوند . برای درمان هوچکین ممکن است از روش های شیمی درمانی و رادیودرمانی استفاده شود .
باید توجه داشت درمان هوچکین با داروهایی انجام می شود که اغلب دارای عوارض جانبی هستند که البته گریزی از آنها نیست .
همانطور که اشاره شد نتیجه درمان یک بیمار هوچکین به عوامل مختلفی از قبیل مرحله بیماری ، پاسخ بیمار به درمان ، سن بیمار و سلامت عمومی وی دارد . در ضمن پاسخ به درمان نه تنها در مورد هوچکین بلکه در تمامی بیماریها از یک فرد به فرد دیگر متفاوت است چون انسانها به دلایل ژنتیکی و محیطی با هم تفاوت دارند .
بعضی از عوارض جانبی درمان عبارتند از : تهوع و استفراغ و گلودرد ، مشکلات بلع غذا
بهرحال در طی درمان بهتر است در رژیم های غذایی به پروتئین و کالری کافی توجه نمود .
* پیگیریهای پس از درمان :
باید توجه داشت که بسیاری از بیماریها ممکن است پس از بهبود اولیه عود کنند و هوچکین نیز از این قاعده مستثنی نیست . لذا یک بیمار هوچکین پس از درمان باید بطور منظم تحت مراقبت و معاینات پزشکی قرار گیرد . که البته این پیگیریها از مهمترین قسمتهای درمان هستند و یک بیمار هوچکین باید کوچکترین تغییرات سلامت خود را به پزشک معالج خود اطلاع دهد .

تشخیص بیماری
چون علت بیماری هوچکین نا معلوم است، در حال حاضر پیشگیری ازآن امکان پذیر نیست. ولی تشخیص زود هنگام و درمان مناسب نتایج خوبی به همراه دارد.
معمولاً اولین علامت، پیدا شدن یک غده لنفاوی بزرگ و بدون درد است ک معمولاً در گردن وگاه در زیر بغل یا کشاله ران دیده می شود. این غدد لنفاوی گاه در هنگام استحمام یا اصلاح کردن موهای بدن کشف می شوند. غدد لنفاوی ممکن است در اثر عفونت ها یا بیماری های دیگر غیر از بیماری هوچکین نیز بزرگ شوند ولی غده لنفاوی که بیش از یک ماه بزرگ بماند چه دردناک باشد چه نباشد باید توسط پزشک معاینه گردد. غده لنفاوی عفونی معمولاً دردناک است.
گاه علایم دیگری نیز دربیمار مبتلا به هوچکین دیده می شود که عبارتند از:
- تب طول کشیده ای که علت آن مشخص نیست.
- عرق شبانه توجیه ناپذیر. گاه این تعریق آن قدر زیاد است که بیمار مجبور به تعویض ملحفه می گردد.
- خارش بدن
- دردهای غیرطبیعی پشت یا شکم
- کاهش وزن غیر طبیعی
- تنگی نفس
بیشتر موارد هوچکین به ویژه اگر در مراحل اولیه شناسایی گردد، قابل درمان است. بنابر این برای کشف احتمالی غدد لنفاوی بزرگ شده، گردن، زیربغل و کشاله ران، خود را به طور منظم معاینه کنید.
این علائم در بیماری های دیگری غیراز هوچکین نیز شایع است ولی در صورت بروز این علائم برای از دست ندادن شانس تشخیص زود هنگام این بیماری، باید به پزشک مراجعه کرد.
پس از مراجعه به پزشک، وی تاریخچه کاملی از وضعیت پزشکی فرد تهیه می کند. آنگاه معاینه پزشکی به عمل خواهد آمد. اگر حالت غیرطبیعی درگره لنفاوی مشاهده نماید، آن گره لنفاوی برداشته می شود ودر زیر میکروسکوپ مطالعه می گردد. این آزمایش مشخص خواهد کرد که ضایعه خوش خیم یا بدخیم است.
اگر نتیجه نمونه برداری مشخص کند بیماری هوچکین است، آزمایش های تکمیلی زیرانجام می شود:
- پرتونگاری قفسه سینه
- آزمایش خون
- لنفانژیوگرافی : به معنی تزریق ماده حاجب به داخل سیستم لنفاوی و سپس تهیه رادیو گرافی ازآن که نشان دهند ه وضعیت سیستم لنفاوی و میزان گسترش بیماری درآن است.
- سی تی اسکن شکم
- آزمایش مغز استخوان
- نمونه برداری از اعضای داخل شکم برای نشان دادن گسترش بیماری به این اعضاء
ممکن است انجام تمام این بررسی ها دریک فرد لازم نباشد. تصمیم گیری در باره بررسی های لازم توسط پزشک معالج صورت خواهد پذیرفت.
عوارض احتمالی
گسترش سرطان به سایر نقاط بدن
ناباروری در مردان در اثر درمان
بیماری های قلب یا ریه ، کم خونی ، کم کاری تیرویید، و عفونت ها
درمان
اصول کلی
بیماری هوچکین به خوبی به درمان پاسخ می دهد. دربیشتر موارد بیماران به طور سرپایی درمان می شوند. درمان بیمار می تواند با پرتو درمانی یا شیمی درمانی یا ترکیبی از هر دو صورت پذیرد.
در پرتو درمانی سعی می شود با استفاده از پرتوهای پر انرژی X یا اشعه های ناشی از کبالت در منطقه درگیر شده توسط بیماری، سلول های سرطانی با حفظ بافت های سالم از بین برده شوند. خوشبختانه درمراحل اولیه، آسیب بیماری به دستگاه لنفاوی محدود می باشد و از این رو درمان مناسب با پرتودهی به قسمتی یا تمام دستگاه لنفاوی باعث بهبود بیماران خواهد شد.
شیمی درمانی برای از بین بردن سلول های سرطانی درتمام بدن استفاده می شود. پزشکان مقادیری از داروهای شیمی درمانی را استفاده می کنند که با حداقل صدمه به بافت های سالم بدن بتوان سلول های سرطانی را از بین برد. داروهای شیمی درمانی در تقسیم و رشد سلول های سرطانی اثر گذاشته و باعث تأخیر رشد سلول ها می شود و بیماران ترکیبی از شیمی درمانی و پرتودرمانی را دریافت می کنند.
هر دو روش درمانی ذکر شده می تواند عوارض نامطلوبی را ایجاد نماید. پرتو درمانی ممکن است باعث واکنش پوستی، تهوع، استفراغ و احساس خستگی شود. تمامی این عوارض را با استراحت مناسب و تغذیه خوب می توان تخفیف داد. بعد از قطع پرتو درمانی، این عوارض از بین خواهد رفت.
شیمی درمانی ممکن است باعث تهوع، استفراغ، اسهال، ریزش مو ، کم خونی ، خونریزی خود به خود، افزایش بروز عفونت وهمچنین زخم های دهانی شود. این عوارض درتمام بیماران دیده نمی شود، در تمام آنها نیز به یک شدت ظاهر نمی گردد و بعد از درمان از بین خواهد رفت.
بررسی های تشخیصی ممکن است شامل آزمایش خون و مغز استخوان ، لنفانژیوگرام (روشی تشخیصی که با تزیق ماده حاجب به درون مجاری لنفاوی و عکس برداری با اشعه ایکس دستگاه لنفاوی بررسی می شود)، نمونه برداری از گره های لنفاوی ، سی تی اسکن قفسه سینه و شکم ، و عکس برداری از قفسه سینه
سعی کنید در مورد درمان بیماری و شانس معالجه خود مثبت بیاندیشید. داشتن دیدگاه ذهنی خوب و مثبت کمک بسیار مهمی در بهبود بیماری است .
درمان ممکن است به طریق زیر انجام گیرد: تنها اشعه درمانی (استفاده از امواج پرانرژی [ تولید شده توسط دستگاه های اشعه ایکس مخصوص ، دستگاه های کبالت و سایر دستگاه ها ] برای درمان بعضی از انواع سرطان )، شیمی درمانی (درمان سرطان با تزریق داروهایی که سلول های سرطانی را بدون آسیب رساندن به بافت سالم از بین می برند)، یا ترکیب این دو روش
بهداشت مناسب و دهان در جلوگیری از بروز زخم های دهانی به هنگام شیمی درمانی مؤثر است .
مردانی که تحت درمان قرار می گیرند ممکن است تمایل داشته باشند که اسپرم خود را ذخیره کنند تا اگر نابارور شوند بتوانند با روش های کمکی بچه دار شوند.
داروها
داروهای ضد سرطان . داروها ممکن است باعث اثرات جانبی یا واکنش های نامطلوب در بعضی از بیماران شوند. علایم جدید ممکن است به علت دارو، خود بیماری اصلی ، یا بروز یک بیماری جدید پدید آیند. اثرات جانبی ناشی از دارو معمولاً با سازگار شدن بدن با آن یا قطع دارو ناپدید می شوند.
فعالیت
تا حدی که قدرتتان اجازه می دهد فعال بمانید.
رژیم غذایی
رژیم خاصی توصیه نمی شود.
در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید
اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان علایم بیماری هوجکین را دارید.
اگر یکی از موارد زیر به هنگام درمان رخ دهد: ـ تب ـ علایم عفونت (قرمزی ، تورم ، درد خود به خودی یا به هنگام لمس ) در هر کجای بدن ـ تورم پا و ساق پا ـ ناراحتی به هنگام ادرار کردن یا کاهش میزان ادرار در روز
اگر احساس می کنید که دارو باعث بروز علایمی شده است .

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:01 PM
علل سردرد و آشنایی با انواع سردرد


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=07539085aec0f2ea8f227bae5240dc54
علل سردرد و آشنایی با انواع سردرد
سردرد برای همگان پدیده ای آشناست و کمتر کسی است که در طول عمر خود آن را تجربه نکرده باشد. هنوز برای سردرد تعریف مشخصی که مورد قبول همه باشد وجود ندارد. شاید ساده ترین تعریف برای سردرد « احساس درد و ناراحتی از ناحیه کاسه چشم تا قسمت پشت سر » باشد.
باید به خاطر داشت که سردرد یک بیماری نیست، بلکه نشانه ای است از طیف متنوعی از بیماریها که از یک سرماخوردگی ساده شروع و به امراض جدی مثل تومورهــــــای بدخیم مغزی ختم می شود. گر چه در اغلب موارد منشأ سردرد، بیماریهای خوش خیم می باشد، اما اولین مسأله ای که در برخورد با بیمار مبتلا به سردرد باید حل شود، عبارت است از افتراق بین علل خوش خیم و علل خطرناکتر.
ساز و کارهای اصلی مکانیسم ها سردرد عبارتند از:
ـ گشاد شدن عروق داخل و خارج جمجمه
ـ التهاب عروق داخل و خارج جمجمه
ـ عفونت عروق داخل و خارج جمجمه
ـ انقباض ممتد عضلات کاسه سر و گردن
ـ تغییر فشار داخل جمجمه.
انواع اصلی سردرد :
۱ ـ‌ میگرن کلاسیک : معمولاً پانزده تا سی دقیقه قبل از شروع این نوع سردرد، علایمی مثل ظهور نقاط نورانی در جلو چشم، تاری دید و منگی پدیدار می شود؛ آرام آرام با از بین رفتن این علایم سردرد یک طرفه ای به صورت مبهم و در یک سمت ناحیه گیجگاهی ظاهر می شود، به تدریج شدت درد افزایش می یابد و سردرد حالت ضرباندار به خـــود می گیرد، در این مرحله بیمار رنگ پریده و دچار تهوع و استفراغ شدیدی می شود؛ بسیاری از بیماران در این مرحله ترس از نور پیـــدا می کنند و ترجیح می دهند در اتاق تاریک استراحت کنند و پاره ای دیگر تعریق شدید و تکرر ادرار پیدا می کنند. درد بین چند ساعت تا یک روز طول می کشد و بالاخره بیمار به خواب فرو می رود. پس از اینکه بیمار از خواب بیدار شد، سردرد تسکین می یابد. این نوع سردرد در زنان بیشتر دیده می شود و استعداد ارثی به بروز حملات در بین افراد وجود دارد.

http://0794.info/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5tYWdpcmFuLmNvbS9wcGljLz E1ODYvNTUvNi5qcGc%3D
۲ ـ سردرد عصبی: تقریباً ۹۰ درصد از بیماران مبتلا به سردرد دچار این نوع سردرد هستند. علت پیدایش این نوع سردرد، انقباض عضلات کاسه سر، گردن، شانه و صورت بوده و مهمترین دلیل پیدایش این انقباض ها، هیجانات عصبی است. درد معمولاً از ناحیه پیشـــــانی، گردن یا شانه شروع می شود و به تــدریج تمام کاسه سر را فرا می گیرد. این درد ماهیت فشاری داشته ولی خاصیت ضربانی ندارد. بیمار از اینکه سرش سنگین است شکایت دارد، ممکن است تهوع پیدا کند اما به استفراغ دچار نمی شود.
۳ ـ سردرد به علت عفونت مننژ (پرده های مغزی): درد در این بیماران به صورت فشرده بوده و تمام سر را فرا می گیرد، با استراحت کاهش می یابد و با حرکت تشدید می شود. وجود علایمی چون تب و سفتی گردن به تشخیص کمک می کند.
۴ ـ سردرد به علت تومورهای مغزی: این نوع سردرد ها معمولاً متناوب بوده و در اوایل صبح شدیدتر است، بیشتر ماهیت حمله ای دارد، با حرکت سر، بلند کردن بار، عطسه و به خصوص سرفه تشدید می شود. معمولاً سردرد همراه با اختلالات خواب همراه است و گاه بیمار به علت سردرد از خواب بیــــــدار می شود.
۵ ـ سردرد به علت فشار خون بالا: سردرد در این بیماران، معمولاً‌ زمانی ظاهر می شود که فشارخون حداکثر به حدود ۲۰۰ و فشارخون حداقل به حدود ۱۲۰ میلی متر جیوه رسیده باشد؛ این نوع سردرد غالباً در ناحیه پس سر متمرکز بوده، و با درمان فشارخون در اکثر موارد از بین می رود.
۶ ـ سردرد ناشی از بیماریهای چشم: عیوب انکساری چشم ، سبب پیدایش سردردهای مکرر در ناحیه پیشانی بخصوص به هنگام مطالعه یا تماشای تلویزیون می شود ، اما سردرد ناشی از آب سیاه با چشم درد شدید همراه بوده و معمولاً در ناحیــه پیشانی متمرکز می شود و اغلب با تهوع و استفراغ همراه است.
۷ ـ سردرد ناشی از بیماریهای سینوس: سردردهای ناشی از التهاب و عفونت سینوسها اغلب در ناحیه پیشانــــی متمرکز می شود؛ این دردها با حرکت سر و دراز کشیدن تشدید می شود و پس از بیدار شدن از خــواب به حداکثر شدت خود می رسد؛ این سردردها با درمان التهاب یا عفونت سینوس ها مرتفع می شوند.
۸ ـ سـردرد ناشی از عفونت های دندانی‌: این نوع سردرد ها غالباً از ناحیه صورت شروع و بتدریج به تمام کره سر منتشر می شود و با درمان عفونت دندانی، درد از بین می رود.
۹ ـ سردردهای آلرژیک: این نوع سردردها متعاقب تماس فرد بیمار با ماده حساسیت زا ایجــــاد می شود؛ معمولاً همراه با این نوع سردرد سایر علایم حساسیت مثل احتقان بینی، آبریزش از بینی ، سرفه، عطسه و گاهی اسهال دیده می شود وکنترل حساسیت معمولاً به کنترل سردرد منجر می شود.

http://0794.info/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5tYWdpcmFuLmNvbS9wcGljLz E1ODYvNTUvNy5qcGc%3D
گرفتن شرح حال از بیمار مبتلا به سردرد:
۱ ـ از زمان شروع سردرد سؤال کنید، چرا که سردردهایی که بتازگی آغاز شده اند، نیاز به بررسی جدی دارند.
۲ ـ از کیفیت و شدت درد سؤال کنید، بخصوص اگر فرد، مبتلا به سردرد مزمن است؛ از او بپرسید که کیفیت و شدت سردردش این بار نسبت به دفعات قبل تفاوت کرده است یا نه؟
۳ ـ از مراجعه کننده بپرسید که آیا همراه سردرد، علامت دیگری مثل تهوع، استفراغ، اشک ریزش و بی اشتهایی و … دارد یا نه؟
۴ ـ سابقه درمان سردرد را از او پرس و جو کنید. اگر پزشک قبلاً برای او دارو تجویز کرده است، نام آن را بپرسید.
۵ ـ محل دقیق سردرد را بیابید.
۶ ـ سابقه ارثی مبتلا به سردرد را در فامیل وی جستجو کنید.
۷ ـ فواصل زمانی حملات سردرد را بپرسید.

معاینه بیماران مبتلا به سردرد:
معاینه گردن از نظر وجود یا عدم وجود سفتی گردن، اندازه گیری فشارخون، تعداد تنفس، درجه حرارت و تعداد نبض بیمار و نیز معاینه چشم بیمار از نظر سرخی می باشد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:01 PM
علائم فلج عصب صورت ( فلج بل )


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=554a4ecf2d155a31f145220b8cd382f2
فلج “بل” عارضه‌ای است که در آن عضلات صورت به طور موقت فلج می‌شوند، این عارضه ناشی از صدمه به اعصاب در صورت است، و اغلب تنها یک طرف صورت را گرفتار می‌کند.
علائم فلج بل شامل ضعف در یک طرف صورت،انقباضات کوتاه‌مدت عضلانی،
افتادگی پلک و لب،اشک‌ریزش و سرازیر شدن آب دهان در طرف مبتلا، خشکی چشم، یا خشکی دهان می‌شود. اغلب افراد مبتلا به فلج بل در طول دو تا سه هفته بدون درمان بهبود پیدا می‌کنند.
موفق‌ترین شیوه برای پیشگیری از بروز علائم اضافی این است که علت آسیب عصبی را شناسایی و برطرف کرد.
اکثریت مبتلایان به فلج صورتی بل در طول سه تا شش ماه کاملا بی‌علامت می‌شوند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:02 PM
کم خونی ناشی از فقر آهن در کودکان زیر ۶سال


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=749c805de95e52d5bbf7f57603ec084e
کم خونی ناشی از فقر آهن در کودکان زیر ۶سال
مقدمه:
بر اساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی کم خونی به عنوان یک مشکل مهم بهداشتی مخصوصاً در کشورهای در حال توسعه به شمار می آید، به طوری که دو میلیارد نفر از مردم جهان دچار کم خونی هستند. در بسیاری از این کشورها تعداد زیادی از افراد به آن مبتلا می باشند. مهمترین و شایع ترین علت کم خونی، کمبود آهن است. این امر ممکن است ناشی از مصرف پایین آهن موجود در مواد غذایی یا به علت افزایش خون از دست داده در بدن باشد که در هر صورت به کم خونی ناشی از فقر آهن می انجامد.



کم خونی:
کم خونی حالتی است که در آن تعداد اندازه گلبولهای قرمز و یا میزان هموگلوبین موجود در خون تغییر می یابد و تبادل اکسیژن و دی اکسید کربن بین خون و سلولها دچار اختلال شود. از علل ایجاد کننده کم خونی می توان کمبودهای تغذیه ای ، خونریزی، ناهنجاریهای ژنتیکی، بیماریهای مزمن و یا مسمومیت های دارویی را نام برد.
منظــور از کم خونی های تغذیه ای، کم خونی هایی هستند که به علت دریافت ناکافی مواد مغذی به وسیله سلولها ایجــــــاد می شوند.
از مهمترین موادمغذی جهت خونسازی که کمبود آنها موجب بروز کم خونی می شود می توان به آهن، مس ، ویتامین ۶B ، ویتامین ۱۲ B و اسید فولیک اشاره کرد که از بین آنها کم خونی ناشی از فقرآهن یکی از شایعتــــــــرین کم خونی های تغذیه ای است.
در کم خونی ناشی از فقر‌آهن که بیشتر در کودکان و زنان در سنین باروری به وجود می آید گلبولهای قرمز کوچک و میزان هموگلوبین به کمتر از ۱۱ میلی گرم در دسی لیتر کاهش می یابد. اگر چه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی کم خونی فقرآهن به صورت کمی محاسبه نشده ولی به این نکته باید توجه شود که این بیماری سبب اتلاف منابع و مراقبتهـــــای بهداشتی، کاهش بهره وری در اثر افزایش میزان مرگ و میر، ابتلا به بیماری در مادران و کودکان و بالاخره کاهش ظرفیت جسمی و روانی در بخش بزرگی از جامعه می شود.

میزان نیاز به آهن
میزان نیاز به آهن بر اساس سن، جنس و وضعیت فیزیولوژیکی افراد متفاوت است، مثلاً زنان باردار به علت افزایش حجم خون، رشد جنین و جفت و سایر بافتها به آهن بیشتری نیاز دارند، به همین دلیل بیش از سایــرین در معرض خطر کم خونی قرار دارند. در شیرخواران در صورت سلامت مادر، میزان ذخایر آهن و آهن موجود در شیر مادر تا ۶ ماه اول زندگی کافی است ولی در مورد نوزادانی که با وزن کم متولــــد می شوند ذخایر آهن کم بوده و باید از زمان ۲ برابر شدن وزنشان آهن به صورت قطره خوراکی خورانده شود. میزان آهن مصرفی، روزانه ۵۰ تا ۲۰۰ میلی گرم برای بالغین و ۶ میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن برای کودکان زیر ۶ سال و ۱ تا ۲ میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن برای کودکان زیر ۲ سال می باشد.

دلایل فقر آهن
دلایل گوناگونی برای کمبود آهن در کودکان وجود دارد که از آن جمله می توان به علل زیر اشاره کرد:
۱ ـ دریافت ناکافی آهن: با توجه به اینکه ذخایر آهن موجود در بدن شیرخوار بعد از ۴ تا ۶ ماهگی تقریباً تهی می شود نیاز است که شیرخواران با شروع غذای کمکی آهن اضافی دریافت کنند، در غیـــــــر این صورت مبتلا به کم خونی فقر آهن می شوند که این موضوع به ویژه در مورد شیرخواران نارس از اهمیت بیشتر برخوردار است (که باید بعد از دو برابر شدن وزنشان آهن اضافه دریافت کنند). در کودکان بزرگتر کمبود دریافت آهن به علت رژیم غذایی با آهن کم و یا دریافت رژیم با آهن هٍم ناکافی به وجود می آید که در به وجود آوردن و گسترش کم خونی مؤثر است.
۲ ـ جذب ناکافی آهن: به علت اسهال مزمن ، تغذیه شیرخواران با شیرمصنوعی، کاهش ترشح اسید معده، مشکلات گوارشی و تداخلات دارویـــــی به وجود می آید و یا ممکن است علت کم جذب شدن آهن مصرف زیاد مواد غذایی سرشار از سبزیجات و حبوبات (به علت وجود فیتات، اگزالات و فسفات) و مصرف ناچیز پروتئین حیوانی باشد.
خاک خواری نیز می تواند باعث ایجاد ترکیبات غیرمحلول در روده و مانع جذب آهن شود.
خاک خواری به ویژه در زنان باردار و کودکان شایع است و برداشت ناکافی آهن اغلب در اختلالات سؤ جذب و اسهال مزمن رخ می دهد، همچنین تب شدید و عفونت های مزمن و بیماریهای انگلی مثل ژیاردیا و غیــــــــره می توانند منجر به کاهش جذب آهن و سپس کم خونی ناشی از آن شوند.
۳ ـ افزایش نیاز در زمان رشد: در دوران شیرخواری و کودکی به علت رشد سریع بافتها، نیاز به آهن افزایش می یابد. اغلب، نرخ سریع رشد در ســـال اول رخ می دهد در این مدت وزن بدن و حجم خون تقریباً سه برابر و میزان هموگلوبین خون دو برابر می شود. بیشترین نرخ رشد در شیرخواران نارس و شیرخواران رسیده با وزن کم هنگام تولد، رخ می دهد. در بدن این کودکان حجم خون و میزان ذخیره آهن در هنگام تولد کم است و چون به سرعت وزن اضافه می کنند نیازمندیشان به آهن افزایش می یابد که اگر این نیازمندی برآورده نشود در مدت سه ماه دچار کمبود آهن می شوند.
۴ ـ از دست دهی مزمن خون: در ۵۰ درصد شیرخواران خونریزی دستگاه گوارش ممکن است نقش مهمی در ایجاد کمبود آهن داشته باشد؛ احتمالاً حساسیت شیرخواران به پروتئینی که در شیرتازه گاو وجود دارد علت از بین رفتن مخاط روده و خونریزی گوارشی در آنها باشد و یا ابتلای کودکان به انگلهای روده ای باعث از دست دهی خون و کمبود آهن شود.



علایم کم خونی ناشی از فقر آهن
علایم کمبود آهن معمولاً به آهستگی بروز می کند، از این رو بیماران کم خون اغلب بدون نشانه هستند. به طور کلی بی اشتهایی، رنگ پریدگی زبان و مخاط داخل لب و پلک چشم، سردرد، خستگی و بی حسی، بی تفاوتی، تنگی نفس، از بین رفتن بافت پوششی زبان همراه با سوزش و درد، تپش قلب، التهاب و زخم گوشه دهان، خواب رفتن و سوزن سوزن شدن دست و پاها، التهاب مزمن معده که باعث کاهش ترشحــــــات معده می شود و در کم خونی های شدید قاشقی شدن ناخنها از نشانه های بالینی کم خونی ناشی از کمبود آهن می باشند.
همچنین همه چیز خواری (Pica) ، خوردن مواد غیر معمول مثل یخ، خاک ، نشاسته در کمبود آهن مشاهده شده ومعمولاً با درمان آهن معالجه شده است. در موارد نادر در کم خونی ناشی از کمبود آهن بزرگ شدن طحال نیز دیده شده است.

عوارض بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی کم خونی ناشی از فقرآهن:
عوارض کمبود آهن به ویژه در شیرخواران و کودکان ۶ ماهه تا ۹ ساله متعدد هستند، به طوری که اختلال در تکامل و هماهنگی سیستم عصبی، اختلال در تکامل گفتاری، کاهش قدرت یادگیری و افت تحصیلی، اثرات نامطلوب فیزیولوژیکی و رفتاری و کاهش مقاومت بدن در برابر عفونتها از مهمترین عارضه ها هستند.
در دوران شیرخوارگی معمولاً اثرات و اختلالات ذهنی ناشی از کم خونی، غیرقابل جبران هستند، به طوری که ضریب هوشی کودکان کم خون ۵ تا ۱۰ امتیاز کمتر از حد طبیعی برآورده شده است.



پیشگیری و درمان کم خونی ناشی از فقر آهن
در سالهای اخیر برای برطرف ساختن مشکل کم خونی آهن، غنی کردن موادغذایی که روزانه به طور معمول مصرف می شوند توصیه شده است. به طور کلی برای پیشگیری از کم خونی ناشی از کمبود آهن در انسان به ویژه در گروههای آسیب پذیر، غنی کردن مواد غذایی، تجویز املاح آهن در مواقع لزوم (مثل زمان افزایش نیاز در دوران شیرخواری و دوران رشد …) و توصیه مصرف بیشتر از موادغذایی که منابع بسیار خوبی از آهن می باشند (جگر، گوشت قرمز و…) را می توان پیشنهاد کرد.
برای درمان و پیشگیری از چند روش استفاده می شود که بهترین و کم خطرترین آنها استفاده از مکملهای خوراکی است. درمان با نمکهای ساده آهن چون سولفات فرو خوراکی کاملاً مؤثر است و به شکل قرص، کپسول، شربت و یا قطره است و باید مصرف آنها چندین ماه ادامه یابد.
چنانچه این قرصها با معده خالی مصرف شوند جذب آنها بهتر و بیشتر صورت می گیرد ولی در این حالت ممکن است سبب تحریک معده و بروز مشکلات گوارشی شود. می توان عوارض گوارشی ناشی از مصرف آهن مانند تهوع، دل پیچه، سوزش قلب، اسهال یا بیوست را به حداقل رساند به شرطی که آهن را با میزان بسیار کم مصرف کرد و به تدریج به میزان آن افزود تا به حد مورد نیاز بدن برسد؛ همچنین بهتر است قرص آهن در آخر شب قبل از خواب استفاده شود تا عوارض ناشی از آن کاهش یابد.
ویتامین ث جذب آهن را افزایش می دهد به همین دلیل معمولاً مصرف ویتامین ث به همراه آهن پیشنهاد می شود علاوه بر درمان دارویی باید به میزان آهن قابل جذب در غذا نیز توجه کرد.
جذب آهن اغلب تحت تأثیر شکل آهن موجود در غذا می باشد. آهن موجود در پروتئین های حیوانی (آهن هٍم) مثل گوشت گــاو، ماهی، گوشت پرندگان، (مرغ و…) بیشتر جذب می شود، در صورتی که جذب آهن در پروتئین های گیاهی (آهن غیرهم) مثل سبزیجات و میوه جات کمتر می باشد. میزان جذب آهن غیر هم بین ۳ تا ۸ درصد است. اسید آسکوربیک (ویتامین ث) جذب آهن غیر هم را زیاد می کند.
عواملی مثل کربنات ها، اگزالات ها، فسفات ها و فیتات ها (که در حبوبات، نان سبوسدار (غیرتخمیر شده موجود است) مانع جذب آهن می شوند.
مواد موجود در سبزیجات ممکن است از جذب آهن غیر هم جلوگیری کنند. مصرف چای همراه یا بلافاصله بعد از غذا می تواند تا ۵۰ درصد جذب آهن را کاهش دهد زیرا تشکیل ترکیبات غیرمحلول آهن می دهد. جذب آهن موجود در زرده تخم مرغ به علت وجود فسویتین کم می باشد.

منابع غذایی آهن
منابع غذایی آهن عبارتند از: جگر، کلیه، گوشت به ویژه گوشت گاو، زرده تخم مرغ، سبزیجات برگ سبز تیره، میوه های خشک شده (برگه ها) بخصوص برگه زردآلو ، لوبیا چشم بلبلی، نخود خشک شده و دانه های روغنی مثل پسته ، بادام ، فندق و….

به طور کلی توصیه های زیر را می توان انجام داد:
۱ ـ غذای کمکی کودک را به موقع و در ۶ ماهگی شروع کنید.
۲ ـ غذاهایی که میزان آهن رژیم غذایی را افزایش می دهند، مصرف کنید.
۳ ـ در هر وعده غذایی از میوه ها و سبزیهای حاوی ویتامین ث مثل مرکبات، گوجه فرنگی و غیره استفاده کنید.
۴ ـ در برنامه غذایی خود و کودکان گوشت قرمز یا ماهی یا گوشت مرغ و سبزیهای برگ سبز و حبوبات را بگنجانید.
۵ ـ از خوردن چای یا قهوه با غذا ، قبل از غذا و بلافاصله بعد از آن بپرهیزید.
۶ ـ در تمام دوران شیرخوارگی شیرمادر را ادامه دهید.
۷ ـ به کودکان زیر ۲ سال بعد از ۶ ماهگی قطره آهن داده شود.
۸ ـ به کودکان علاوه بر مواد غذایی حاوی آهن روزانه ۳ لیوان شیر بدهید.
۹ ـ به درمان عفونتهای انگلی کودکان توجه خاص داشته باشید.
۱۰ ـ از آب بهداشتی سالم و تمیز استفاده کنید.
۱۱ ـ قبل از غذا دادن به کودک دستهای خود و کودک را تمیز بشویید.
۱۲ ـ گوشتها را به خوبی بپزید و از دادن گوشت به شکل کباب به کودک بپرهیزید.
۱۳ ـ از دادن تنقلاتی مثل کاکائو، شکلات و غیره به کودک اجتناب کنید.
۱۴ ـ در برنامه غذایی کودکان، غلات را در کنار حبوبات بگنجانید (عدس پلو).
۱۵ ـ در برنامه غذایی کودکان بالای یکسال چهار گروه اصلی مواد غذایی شامل لبنیات، میوه ها ، سبزیها، گوشت و غلات و حبوبات را بگنجانید.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:03 PM
علل کمر درد و راه های جلوگیری از بروز آن


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=cefb39b05fbf936eb134f829021ac423
علل کمر درد و راه های جلوگیری از بروز آن
کمردرد، شایع‌ترین‌ بیماری‌ است‌که‌ هر انسان‌ در طول‌ زندگی‌ به‌ آن‌ مبتلامی‌شود. ۸۰ درصد مردم‌ در طول‌زندگی‌ خود حداقل‌ یک‌ بار دچارکمردرد می‌گردند. یکی‌ از علل‌ شایع‌کمر درد مربوط به‌ آسیب‌ دیدگی‌دیسک‌ کمر است‌. دیسک‌ها لایه‌های‌بین‌ مهره‌ها می‌باشند و برای‌ مهره‌ها درحکم‌ ضربه‌گیر هستند. پارگی‌ دیسک‌ممکن‌ است‌ نیاز به‌ عمل‌ جراحی‌ پیداکند. عوامل‌ دیگری‌ نظیر فشارهای‌روحی‌ و زیاد بودن‌ وزن‌ بدن‌ نیز درایجاد کمردرد دخالت‌ دارند. البته‌ وزن‌زیاد به‌ تنهایی‌ عامل‌ کمردرد نیست‌ولی‌ چاقی‌ موضعی‌ مخصوصا در ناحیه‌شکم‌ به‌ علت‌ ایجاد فشار اضافه‌ برروی‌ کمر باعث‌ درد می‌شود.
اکثر کمردردها را می‌توانیم‌ باروشهای‌ ساده‌ای‌ مانند استراحت‌،آموزش‌ و تقویت‌ عضلات‌، پیشگیری‌ ودرمان‌ نماییم‌.

وضعیت‌ مناسب‌ بدن‌ برای‌جلوگیری‌ از کمردرد
وضعیت‌ مناسب‌ بدن‌ در حالت‌های‌نشستن‌، ایستادن‌، خوابیدن‌، بلندکردن‌اشیا و رانندگی‌ کردن‌ در پیشگیری‌ ازکمردرد کاملا مؤثر است‌.

خوابیدن‌
هنگام‌ خوابیدن‌ همیشه‌ از تشک‌سفت‌ استفاده‌ کنید به‌ طوری‌ که‌ تشک‌در ناحیه‌ کمر گود نشود. هرگز روی‌شکم‌ نخوابید، می‌توانید بر روی‌ یک‌پهلو و یا به‌ پشت‌ (طاقباز) بخوابید. درصورت‌ خوابیدن‌ به‌ پهلو یک‌ بالش‌نازک‌ بین‌ دو زانو قرار دهید و درصورت‌ خوابیدن‌ به‌ شکل‌ طاقباز یک‌بالش‌ کوچک‌ زیر زانو قرار دهید.

نشستن‌
یکی‌ از عوامل‌ ایجاد درد کمر درمحیطهای‌ کار نشستن‌ به‌ مدت‌ طولانی‌در وضعیت‌ نامناسب‌ است‌. نشستن‌ برروی‌ زمین‌ توصیه‌ نمی‌شود، زیرا به‌کمر و زانو فشار می‌آورد. اگر مجبورهستید روی‌ زمین‌ صاف‌ بنشینید سعی‌کنید به‌ جایی‌ تکیه‌ دهید و کمر و پشت‌را صاف‌ نگه‌ دارید و قوز نکنید.
اگر روی‌ صندلی‌ می‌نشینید ازصندلی‌ دسته‌ دار و تا حد امکان‌ بدون‌چرخ‌ و دارای‌ ارتفاع‌ و پهنای‌ مناسب‌،به‌ طوری‌ که‌ پشتی‌ صندلی‌ تا حد شانه‌ادامه‌ داشته‌ باشد، استفاده‌ کنید. طوری‌بنشینید که‌ زانو بالاتر از ران‌ قرار گیرد،برای‌ این‌ منظور از زیرپایی‌ استفاده‌کنید. هر ۲۰ دقیقه‌ یک‌ بار از جای‌خود بلند شوید و حداقل‌ یک‌ دقیقه‌حرکت‌ کنید و راه‌ بروید.

ایستادن‌ و راه‌ رفتن‌
بسیاری‌ از کارهای‌ روزمره‌ به‌ایستادن‌ طولانی‌ نیاز دارند. برای‌ کم‌کردن‌ فشارکمر در حالت‌ ایستاده‌بایستی‌ از چهار پایه‌ کوتاهی‌ به‌ ارتفاغ‌۲۰-۱۵ سانتی‌ متر در زیر یک‌ پااستفاده‌ کنید، به‌ طوری‌ که‌ یک‌ زانو خم‌شده‌ و روی‌ چهار پایه‌ قرار گیرد و پس‌از ده‌ دقیقه‌ پا را جابجا کنید.
هنگام‌ ایستادن‌ صحیح‌ شانه‌هاصاف‌ و گودی‌ کمر کم‌ می‌شود.
در موقع‌ راه‌ رفتن‌ کمر خود راراست‌ نگه‌ دارید، شانه‌ها را به‌ عقب‌دهید، سینه‌ها را به‌ جلو داده‌ شکم‌ را توببرید و کفش‌ راحت‌ بپوشید. پوشیدن‌کفش‌های‌ پاشنه‌ بلند ممکن‌ است‌ به‌ناراحتی‌های‌ کمر و پا منجر شود.
بلند کردن‌ اجسام‌ از روی‌ زمین‌
در این‌ وضعیت‌ زانو را خم‌ کرده‌،سپس‌ نشسته‌ و جسم‌ را از روی‌ زمین‌بلند کنید. هرگز برای‌ بلند کردن‌ اشیاکمر خود را خم‌ نکنید زیرا فشار واردبه‌ کمر چندین‌ برابر می‌شود. هر چه‌ بدن‌از جسم‌ دورتر باشد فشار وارده‌ برستون‌ فقرات‌ بیشتر است‌ و هر چه‌نزدیکتر باشد فشار وارده‌ کمتر خواهدبود، بنابراین‌ هر چه‌ می‌توانید بدن‌ خودرا به‌ جسم‌ نزدیکتر کنید.

حمل‌ بار
اگر مجبورید با دو دست‌ بار حمل‌کنید، بهتراست‌ آن‌ را روی‌ شانه‌ قراردهید.
اگر مجبورید بار را در جلوی‌ بدن‌بگیرید، بار را هر چه‌ نزدیکتر کنید و به‌شکم‌ بچسبانید; در این‌ حالات‌ نیزعضلات‌ شکم‌ را سفت‌ و گودی‌ کمر راصاف‌ کنید.

هل‌ دادن‌ و کشیدن‌ اشیا
در زمان‌ هل‌ دادن‌ و کشیدن‌ اشیایی‌مثل‌ جاروبرقی‌ یا جاروی‌ تی‌ جهت‌شستن‌ زمین‌، باید دسته‌ جارو را هر چه‌بیشتر به‌ بدن‌ نزدیک‌ کنید و تا حدامکان‌ از خم‌ کردن‌ کمر جلوگیری‌نمایید. از هل‌ دادن‌ یا کشیدن‌ اجسام‌سنگین‌، به‌ تنهایی‌ خودداری‌ کنید. ولی‌اگر مجبور شدید بهتر است‌ پشت‌ خودرا به‌ جسم‌ سنگین‌ تکیه‌ دهید و با فشارعضلات‌ پا وران‌ جسم‌ را هل‌ دهید.

رانندگی‌ کردن‌
وضعیت‌ رانندگی‌ کردن‌ باید مانندنشستن‌ باشد. تا حد امکان‌ طوری‌بنشینید که‌ پایتان‌ به‌ پدال‌های‌ اتومبیل‌نزدیکتر باشد و کمر به‌ صندلی‌ بچسبد.در این‌ حالت‌ فشار کمتری‌ به‌ مهره‌های‌
کمر وارد می‌شود. در صورت‌امکان‌ حین‌ رانندگی‌ از پشتی‌ طبی‌استفاده‌ کنید. فاصله‌ مناسب‌ از فرمان‌باید به‌ اندازه‌ای‌ باشد که‌ اگر دست‌ها به‌صورت‌ قیچی‌ از روی‌ یکدیگر عبورکنند راننده‌ مجبور به‌ حرکت‌ به‌ طرف‌جلو نشود.

کارهای‌ متفرقه‌
در موقع‌ بغل‌ کردن‌ کودک‌ قوانین‌بلند کردن‌ اجسام‌ را به‌ کار ببرید. هر جااحتمال‌ لیز خوردن‌ وجود دارد احتیاطکنید. چربی‌ کف‌ آشپزخانه‌ را شسته‌ وکف‌ آشپزخانه‌ را خشک‌ کنید. برای‌خرید و حمل‌ اجسام‌ از چرخ‌ دستی‌استفاده‌ کنید. برای‌ رسیدن‌ به‌ جسمی‌که‌ بالای‌ سرتان‌ است‌ هیچ‌ وقت‌پاشنه‌ها را بلند نکنید، بلکه‌ بهتر است‌یک‌ چهار پایه‌ زیر پای‌ خود قرار دهید.

ورزشهای‌ مناسب‌ برای‌پیشگیری‌ و درمان‌ کمردرد
ورزش‌های‌ مناسب‌ برای‌ کسانی‌ که‌کمردرد دارند عبارتند از:
پیاده‌ روی‌ و دویدن‌ مداوم‌ در سطح‌هموار، شنا و دوچرخه‌سواری‌.
افراد مبتلا به‌ کمردرد باید همیشه‌ بارژیم‌ غذایی‌ مناسب‌ و ورزش‌، تناسب‌اندام‌ و وزن‌ مناسب‌ خود را حفظ کنند.
ج نکات‌ کلی‌ که‌ در تمام‌ورزش‌های‌ مورد اشاره‌ بایدرعایت‌ شوند:
در هنگام‌ ورزش‌ بهتر است‌ لباس‌راحت‌ بپوشید. بهتر است‌ ورزش‌ها رابر روی‌ سطح‌ صاف‌ انجام‌ دهید.
ورزش‌ها را به‌ آرامی‌ و ملایمت‌ وبطور صحیح‌ انجام‌ دهید.
به‌ طور معمول‌ هر حرکت‌ را ۱۰ بارانجام‌ دهید. هر ورزشی‌ را که‌ باعث‌درد می‌شود انجام‌ ندهید تا با پزشک‌خود مشورت‌ کنید.

حرکت‌ اول‌
(کاهش‌ قوس‌ کمر)
طاقباز خوابیده‌، دست‌ها روی‌شکم‌، زانوها خم‌ و کف‌ پا روی‌ زمین‌باشد. گودی‌ کمر را به‌ زمین‌ فشار دهیدو ۵ ثانیه‌ به‌ همین‌ حالت‌ بمانید; سپس‌به‌ آرامی‌ به‌ وضعیت‌ اول‌ برگشته‌ ۱۰ثانیه‌ استراحت‌ کنید.
این‌ حرکت‌ را ۱۰ بار انجام‌ دهید.
حرکت‌ دوم‌
تقویت‌ عضلات‌ شکمی‌ (کاهش‌قوس‌ کمر)
طاقبار خوابیده‌، پا را از ناحیه‌ زانوجمع‌ کنید، دو دست‌ را زیر یک‌ زانوقرار داده‌ به‌ سینه‌ فشار دهید تا عضلات‌پشت‌ کشیده‌ شود و ۵ ثانیه‌ نگه‌ دارید،سپس‌ خود را شل‌ کنید و به‌ آرامی‌ به‌وضعیت‌ اول‌ برگردید. همین‌ کار رابرای‌ پای‌ مقابل‌ نیز انجام‌ دهید. این‌حرکت‌ را ۱۰ بار انجام‌ دهید.
حرکت‌ سوم‌
طاقباز خوابیده‌، هر دو پا را ازناحیه‌ زانو جمع‌ کنید و به‌ سینه‌ فشاردهید، ۵ ثانیه‌ نگه‌ داشته‌ سپس‌ خود راشل‌ کنید و به‌ آرامی‌ به‌ وضعیت‌ اول‌برگردید. پس‌ از ۱۰ ثانیه‌ استراحت‌همین‌ کار را تکرار کنید. این‌ حرکت‌ را۵ بار انجام‌ دهید.
حرکت‌ چهارم‌
طاقباز بخوابید، زانوها را خم‌ کرده‌،کف‌ پاها را روی‌ زمین‌ و دست‌ها راجلو بدن‌ قرار دهید. سر و شانه‌ را اززمین‌ بلند کنید تا جایی‌ که‌ بیشترین‌فشار را در عضلات‌ شکم‌ حس‌ کنید،در این‌ حالت‌ در حالی‌ که‌ به‌ طورطبیعی‌ نفس‌ می‌کشید به‌ مدت‌ ۵ ثانیه‌بمانید، سپس‌ خود را شل‌ کنید و به‌آرامی‌ به‌ وضعیت‌ اول‌ برگردید و ۱۰ثانیه‌ استراحت‌ این‌ حرکت‌ را ۱۰ بارانجام‌ دهید.
حرکت‌ پنجم‌
به‌ حالت‌ چهار دست‌ و پا قرارگیرید، شکم‌ را تو بکشید و سر را به‌طرف‌ پایین‌ ببرید. حال‌ برعکس‌ قوس‌کمر را به‌ طرف‌ پایین‌ و سر را به‌ طرف‌بالا ببرید. به‌ طور متناوب‌ حرکات‌ راتکرار کنید. در صورت‌ ابتلا به‌ زانو دردیک‌ بالش‌ نازک‌ زیر زانو قرار دهید.
حرکت‌ ششم‌
پشت‌ به‌ دیوار بایستید، طوری‌ که‌پشت‌ به‌ دیوار تکیه‌ کند و پاشنه‌ها ۱۰سانتی‌ متر با دیوار فاصله‌ داشته‌ باشند.در این‌ حالت‌ گودی‌ کمر را به‌ دیوارفشار دهید و ۵ ثانیه‌ در همین‌ حالت‌باقی‌ بمانید، سپس‌ به‌ آرامی‌ به‌ وضعیت‌اول‌ برگردید و ۱۰ ثانیه‌ استراحت‌کنید.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:03 PM
علل خستگی و ضعف عمومی


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=c4e55e9663c8a2a49a43dd19d58f09a7

علل خستگی و ضعف عمومی
مقدمه‌:

ضعف‌ عمومی‌ یک‌بیماری‌ نیست‌ بلکه‌ یک‌ شکایت‌ است‌و می‌تواند شکایت‌ آغازین‌ هر بیماری‌باشد. برخورد صحیح‌ و مناسب‌ کادر پزشکی با بیماری‌ که‌ با این‌ شکایت‌ به‌ درمانگاه‌ مراجعه‌ می‌کند موجب‌جلوگیری‌ از صرف‌ وقت‌ و هزینه‌ ومراجعه‌ بی‌مورد به‌ پزشکان گوناگون‌ می‌شود،بخصوص‌ در جاهایی‌ که‌ دسترسی‌ به امکانات تخصصی ‌‌ آسان‌ نیست‌ باعث‌ می‌شود که‌بیمار سریعتر به‌ پزشک‌ یا متخصص ارجاع‌ داده‌شود تا از عوارض‌ تأخیر در درمان‌مصون‌ بماند.

خستگی‌ یکی‌ از شایع‌ترین‌نشانه‌هایی‌ است‌ که‌ بیمار به‌ خاطر آن‌به‌ پزشک‌ و مراکز بهداشتی‌ درمانی‌مراجعه‌ می‌نماید. خستگی‌ احساسی‌است‌ که‌ توسط بیمار و به‌ صور مختلف‌از جمله‌: بی‌حالی‌، کسالت‌ و زود خسته‌شدن‌، فقدان‌ انگیزه‌ و نیرو، ازدست‌دادن‌ میل‌ و علاقه‌ به‌ کارهای‌روزمره‌ شادابی‌ کم‌ یا احساس‌ یأس‌ وناامیدی‌ بیان‌ می‌شود; همچنین‌ به‌صورت‌ احساس‌ باطنی‌ ضعف‌ و میل‌شدید به‌ استراحت‌ یا خوابیدن‌ نیز بیان‌می‌گردد.
** علت خستگی مفرط و راه های غلبه بر آن ها
۱- خواب ناکافی
یکی از شایع ترین دلایل خستگی، کم خوابی است. بنابر آمار موسسه ملی سلامت آمریکا، ۷۰ میلیون نفر از آمریکاییها از کمبود خواب مزمن رنج می برند.
راه حل: هر شب ۷ الی ۸ ساعت بخوابید.
۲- قطع تنفس در خواب (Sleep Apnea)
بعضی افراد با این که شبانه ۸ ساعت یا بیشتر هم می خوابند، باز هم در طول روز خسته اند. Sleep Apnea در واقع قطع موقتی تنفس در خواب است که مدت چندین ثانیه طول می کشد. هر بار که شما دچار این حالت می شوید برای لحظاتی از خواب بیدار می شوید و ممکن است خود شما هم از این بیدار شدن های کوتاه اطلاعی نداشته باشید.
راه حل: در صورت اضافه وزن، وزن خود را کم کنید، سیگار را ترک کنید.
۳- غدای ناکافی
تغذیه ناکافی هم یکی دیگر از دلایل خستگی است. همچنین خوردن غذاهای اشتباه! می تواند چنین مشکلی ایجاد کند. اگر شما روز خود را با خوردن شیرینیجات شروع می کنید، گلوکز خون شما به سرعت افزایش می یابد و به همان سرعت نیز پایین می آید در نتیجه شما پس از مدت کوتاهی احساس کسالت و خستگی می کنید.
راه حل: همیشه یک صبحانه کامل بخورید. سعی کنید صبحانه شما شامل پروتئین و کربوهیدرات های کمپلکس باشد مانند تخم مرغ و غلات. این ترکیب غذایی یک منیع انرژی است که به تدریج در اختیار سلول های بدن شما قرار می گیرد.
۴- کم خونی (Anemia)
آنمی یکی از دلایل خستگی در خانم هاست و زمانی اتفاق می افتد که اکسیژن کافی توسط گلبول های قرمز در اختیار سلول های بدن قرار نمی گیرد. آنمی با یک تست خون ساده قابل تشخیص است.
راه حل: درمان آنمی به علت ایجاد کننده آن بستگی دارد. مثلا آنمی کمبود آهن(Iron Deficiency Anemia) با کمک مکمل غذایی آهن یا غذاهای دارای آهن مانند گوشت، جگر، لوبیا و … درمان می شود.
۵- افسردگی
افسردگی علاوه بر اینکه بر روی روان اثرات سوء می گذارد، بلکه باعث اختلالات فیزیکی مانند خستگی، سردرد و بی میلی جنسی می شود. اگر به مدت ۲ هفته یا بیشتر به این علایم دچار شدید، احتمالا به افسردگی دچار شده اید.
افسردگی به خوبی به روان درمانی و دارو پاسخ می دهد. برای درمان حتما به پزشک مراجعه کنید.
۶- کم کاری تیروئید (Hypothyroidism)
تیروئید یکی از غدد درون ریز بدن است که در گردن و جلوی حنجره واقع شده است. این غده متابولیسم و سوخت و ساز بدن را کنترل می کند. هنگامی که فعالیت این غده کم می شود شما دچار خستگی و کسالت می شوید.
راه حل: یک تست خون می تواند کم بودن هورمون های تیروئید شما را تایید کند. هورمون های سنتتیک که توسط پزشک شما تجویز می شوند به راحتی متابولیسم بدن شما را به حالت عادی بر می گردانند.
۷- خوردن کافئین زیاد
همه ما می دانیم که خوردن کافئین باعث افزایش هوشیاری و تمرکز می شود. اما محققان به این نتیجه رسیده اند که خوردن مقادیر زیاد مواد غذایی حاوی کافئین ممکن است باعث ایجاد خستگی شود.
راه حل: از خوردن قهوه، چای، شکلات و داروهای حاوی کافئین به مقدار زیاد پرهیز کنید.
۸- عفونت پنهان مجرای ادرار
معمولا عفونت مجرای ادرار با علائمی چون سوزش ادرار و احساس ادرار فراوان داشتن شناخته می شود. اما این عفونت بعضی وقت ها هیچ علامتی غیر از خستگی ندارد.
راه حل: یک تست ادرار می تواند وجود یا عدم وجود این عفونت را تایید کند. با پزشک خود مشورت کنید. این عفونت وخستگی ناشی از آن به راحتی در عرض یک هفته از بین می رود.
۹- دیابت
در افراد دیابتی گلوکز در خون باقی می ماند و توسط سلول ها استفاده نمی شود و به انرژی تبدیل نمی شود.در نتیجه بدن به کمبود انرژی و خستگی دچار می شود. برای آگاهی از علائم دیابت به این پست مراجعه کنید.
راه حل: برای تایید ابتلا یا عدم ابتلا به دیابت به پزشک مراجعه کنید. این بیماری نیز قابل کنترل است.
۱۰- بیماری های قلبی
بیماری های قلبی خصوصا در سنین بالا باعث ایجاد خستگی حتی در حین انجام کارهای ساده روزانه می شوند.
راه حل: مشورت با پزشک و استفاده مرتب از داروهای تجویز شده و تغییراتی در سبک زندگی، باعث تحت کنترل در آمدن بیماری های قلبی می شوند.
۱۱- حساسیت های غذایی
بسیاری از پزشکان بر این عقیده اند که آلرژی به بعضی مواد غذایی می تواند باعث خواب آلودگی و خستگی شود. چنانچه پس از خوردن بعضی مواد غذایی خاص دچار کسالت می شوید، احتمال حساسیت به آن ماده غذایی را در نظر بگیرید.
راه حل: می توانید با پزشک خود مشورت کنید و یا اینکه از خوردن مواد غذایی که این حالت را در شما به وجود می آورند خودداری کنید.
۱۲- سندرم خستگی مزمن (Chronic Fatigue Syndrome)
چنانچه خستگی شما بیش از ۶ وجود داشته و شدت خستگی شما به حدی است که از عهده کارهای روزانه خود بر نمی آیید، احتمال ابتلا به این بیماری وجود دارد. شایع ترین علامت این بیماری، خستگی شدید و دائم بدون علت خاص است.
راه حل: مشورت با پزشک و انجام دادن بعضی تمرینات بدنی خاص و تغییراتی در سبک زندگی باعث بهبودی می شود.
راه حلی سریع برای خستگی های متوسط
چنانچه شما به خستگی متوسط که هیچ دلیل خاص پزشکی برای آن پیدا نشده است دچارید، ممکن است ورزش کردن یک راه حل خوب باشد. یک پیاده روی یا دوچرخه سواری ۲۰ دقیقه ای به مدت ۳ روز در هفته راه بسیار مناسبی برای غلبه بر خستگی است.
نکاتی‌ که‌ در جهت‌تشخیص‌ و درمان‌ صحیح‌ و به‌موقع‌ علت‌ ضعف‌ باید موردتوجه‌ کادر درمانی قرارگیرندعبارتند از:
۱ – گرفتن‌ شرح‌ حال‌ دقیق‌ و کامل‌از بیمار که‌ زمان‌ شروع‌ و کیفیت‌ آن‌ درطول‌ روز – ارتباط آن‌ با ماده‌ غذایی‌خاص‌ – سابقه‌ بیماری‌ قبلی‌ – سابقه‌زایمان‌ و… باید به‌ دقت‌ سؤال‌ شود.
۲ – انجام‌ معاینات‌ لازم‌ مانندگرفتن‌ فشارخون‌، درجه‌ حرارت‌ و بایدبه‌ سایر علایم‌ همراه‌ نیز توجه‌ کرد.

به‌ طور مثال‌ مشاهده‌ موهای‌ زبر،ریزش‌ یک‌ سوم‌ خارجی‌ ابروها، صدای‌خشن‌، حالت‌ خمیری‌ پوست‌ به‌ نفع‌کم‌کاری‌ غده‌ تیروئید می‌باشد و یاافزایش‌ ضربان‌ قلب‌، لرزش‌، موهای‌نازک‌، کف‌ دست‌های‌ گرم‌ و مرطوب‌ به‌نفع‌ پرکاری‌ تیروئید است‌; همچنین‌رنگ‌ پریدگی‌ پوست‌ و ملتحمه‌ حاکی‌از وجود کم‌ خونی‌ است‌.
زبان‌ صاف‌ وشفاف‌ و ترک‌ خوردگی‌ کنار لبها نشانه‌کمبود ویتامین‌ها می‌باشد. بیماری‌ که‌ باخارش‌ مراجعه‌ می‌کند و در معاینه‌ کبدبزرگی‌ دارد که‌ ممکن‌ است‌ همراه‌ بازردی‌ یا بدون‌ زردی‌ باشد نشانه‌هپاتیت‌ است‌.
مشاهده‌ کبودی‌ پوست‌بدن‌ که‌ گاهی‌ همراه‌ با رنگ‌ پریدگی‌است‌ دلیل‌ کمبود پلاکت‌ است‌ که‌ممکن‌ است‌ که‌ بخشی‌ از یک‌ اختلال‌خونی‌ باشد.
وجود تب‌ یک‌ بیماری‌عفونی‌ را مطرح‌ می‌کند و یا پایین‌ بودن‌فشارخون‌ همراه‌ با تغییر رنگ‌ پوست‌نشانه‌ نارسایی‌ غده‌ فوق‌ کلیوی‌ است‌.به‌ هر حال‌ بیماری‌ که‌ با ضعف‌ عمومی‌مراجعه‌ می‌کند از زمان‌ ورود بیمار ومشاهده‌ او تا پایان‌ معاینه‌ بالینی‌می‌توان‌ حدس‌ هایی‌ زد و برای‌ اطمینان‌می‌توان‌ از آزمایش‌های‌ مختلف‌ کمک‌گرفت‌.
۳ – تهیه‌ نمونه‌ آزمایشگاهی‌ درصورت‌ لزوم‌ مانند تهیه‌ نمونه‌ خلط،مدفوع‌، لام‌ خون‌، آزمایش‌ کامل‌ ادرار وخون‌
۴ – تشخیص‌ بیماری‌ بر اساس‌شرح‌ حال‌ و معاینات‌ و با توجه‌ به‌بیماری‌های‌ شایع‌ در منطقه‌
۵ – آموزش‌ موارد بهداشتی‌ موردنیاز به‌ بیمار و اطرافیانش‌
۶ – ارجاع‌ به‌ پزشک‌ در صورت‌لزوم‌
۷ – پیگیری‌ صحیح‌ و به‌ موقع‌بیمار.

علل‌ خستگی‌:

خستگی‌ ناشی‌ از کارهای‌ زیادروزانه‌ یا فعالیت‌ جسمی‌ مداوم‌ امری‌طبیعی‌ است‌. خستگی‌ ممکن‌ است‌ دراثر استرس‌های‌ طولانی‌ مدت‌ هیجانی‌یا فشارهای‌ عصبی‌ نیز به‌ وجود آید; درچنین‌ شرایطی‌ چون‌ علت‌ خستگی‌معمولا برای‌ بیمار روشن‌ است‌، لذا ندرتا به‌ پزشک‌ مراجعه‌ می‌کند، باوجود این‌ خستگی‌ مزمن‌ یک‌ حالت‌طبیعی‌ نیست‌.

مهمترین‌ علل‌ خستگی‌مزمن‌:
الف‌ – خستگی‌ با منشأ روانی‌ (۸۰درصد علل‌):
۱ – اضطراب‌ و استرس‌
۲ – افسردگی‌
ب‌ – خستگی‌ با منشأ جسمی‌ (۲۰درصد علل‌):
۱ – بیماری‌های‌ عفونی‌(بیماری‌های‌ تب‌ دار مانند تب‌مالت‌،سل‌، ایدز یا بیماری‌های‌ وابسته‌ به‌ایدز، سندروم‌ خستگی‌ بعد ازبیماریهای‌ ویروسی‌).
۲ – اختلالات‌ متابولیک‌ و غدددرون‌ریز: کم‌ کاری‌ تیروئید، پرکاری‌غده‌ پاراتیروئید، کم‌کاری‌ هیپوفیز،پایین‌ بودن‌ قند خون‌، دیابت‌، اورمی‌،کمبود پتاسیم‌ در خون‌، کمبود سدیم‌.
۳ – اختلالات‌ خونی‌: آنمی‌، کم‌خونــی‌، لنفــوم‌ ولوسمی‌ (سرطانهای‌خون‌)
۴ – بیماری‌های‌ کلیوی‌ :نارسایی‌حاد کلیه‌ – نارسایی‌ مزمن‌ کلیه‌
۵ – بیماری‌های‌ کبدی‌ :هپاتیت‌حاد، هپاتیت‌ مزمن‌ و سیروز کبدی‌(چروک‌ شدن‌ کبد یا از کارافتادن‌ کبد).۶ – بیماری‌های‌ التهابی‌: بیماری‌های‌بافت‌ همبند، بیماری‌های‌ التهابی‌ روده‌
۷ – بیماری‌های‌ ریوی‌ مزمن‌
۸ – بیماری‌های‌ قلبی‌ عروقی‌ مزمن‌
۹ – سرطان‌ها
۱۰ – سندرم‌ خستگی‌ مزمن‌
۱۱ – بیماری‌های‌ عضلانی‌ – عصبی‌
۱۲ – علل‌ متفرقه‌: مصرف‌داروهایی‌ مانند آنتی‌ هیستامین‌ها، آرام‌بخش‌ها، داروهای‌ روانپزشکی‌،داروهای‌ ضدفشارخون‌ و سؤ مصرف‌داروها – الکلیسم‌ (مصرف‌ الکل‌) -درد مزمن‌ – کار بیش‌ از حد – زایمان‌ -رژیم‌های‌ غذایی‌ نادرست‌.

نتیجه‌گیری‌:
- به‌ طور خلاصه‌ نتیجه‌ می‌گیریم‌که‌ از شرح‌ حال‌ بیماران‌ مبتلا به‌خستگی‌ مطالب‌ زیادی‌ را می‌توان‌ به‌دست‌ آورد، شایعترین‌ علت‌ خستگی‌منشأ روانی‌ داشته‌ و در اثر اضطراب‌،عصبانیت‌ یا منازعات‌ مزمن‌ به‌ وجودمی‌آید، لذا یک‌ بررسی‌ دقیق‌ ازوضعیت‌ روحی‌ روانی‌ بیمار و زندگی‌وی‌ الزامی‌ است‌; همچنین‌ یک‌ علت‌ایجاد خستگی‌ واکنش‌های‌ افسردگی‌است‌ که‌ با ضعف‌، بی‌اشتهایی‌، کاهش‌وزن‌، فقدان‌ احساس‌، بی‌ خوابی‌،گوشه‌گیری‌، فقدان‌ میل‌ و انگیزه‌ درانجام‌ کارهای‌ روزانه‌ و خودکم‌بینی‌همراه‌ می‌باشد.
بیماران‌ مبتلا به‌ خستگی‌ناشی‌ از اضطراب‌ به‌ طور کلی‌ موقع‌رفتن‌ به‌ بستر و همچنین‌ هنگام‌بیدارشدن‌ در صبح‌ خسته‌ هستند. به‌نظر می‌رسد خستگی‌ ناشی‌ از علل‌روانی‌ در طول‌ روز کاهش‌ یابد.
بسیاری‌ از بیماران‌ اظهار می‌دارند که‌همیشه‌ خسته‌ بوده‌ و هر قدر استراحت‌می‌کنند یا می‌خوابند خستگی‌ آنهابرطرف‌ نمی‌شود و استراحت‌ به‌ آنهانیرو نمی‌بخشد. معمولا بررسی‌ بیشترمشخص‌ می‌کند که‌ خستگی‌ به‌ طورقابل‌ ملاحظه‌ای‌ نوسان‌ دارد طوری‌ که‌در یک‌ زمان‌ احساس‌ خستگی‌ می‌کندو در زمان‌ دیگر که‌ فقط چند دقیقه‌طول‌ می‌کشد احساس‌ نیرو می‌نماید وقادر است‌ همه‌ وظایف‌ محوله‌ را بخوبی‌انجام‌ دهد; سردرد، دردهای‌ عضلانی‌ وضعف‌ به‌ طور شایع‌ همراه‌ با خستگی‌مشاهده‌ می‌شوند.
خستگی‌ ناشی‌ ازبیماری‌های‌ جسمی‌ به‌ صورت‌ کاهش‌فعالیت‌، استراحت‌ و خواب‌ تظاهرمی‌کند. احتمالا بیمار هنگام‌ صبح‌ بدون‌خستگی‌ از خواب‌ برمی‌خیزد ولی‌فعالیت‌ کمتر از کار معمولی‌ وی‌ راخسته‌ می‌کند. انکار یا کم‌ اهمیت‌شمردن‌ خستگی‌ در بیماری‌ که‌ خسته‌به‌ نظر می‌رسد و یا طبق‌ اظهارات‌ افرادخانواده‌، کسل‌ و خسته‌ شده‌ است‌،معمولا نشانه‌ یک‌ بیماری‌ عضوی‌ است‌تا یک‌ اختلال‌ روانی‌.
بیماری‌ که‌ در ظاهر رنگ‌ پریده‌،زرد و بیمارگونه‌ است‌ و به‌ نظر خسته‌ وفرسوده‌ می‌آید و دارای‌ گونه‌های‌فرورفته‌ و پشت‌ خمیده‌ است‌، احتمالایک‌ بیماری‌ عضوی‌ دارد. در تمام‌بیماران‌ انجام‌ یک‌ معاینه‌ عمومی‌ وکامل‌ و بخصوص‌ معاینه‌ عصبی‌ الزامی‌است‌. اقدامات‌ تشخیصی‌ (مثل‌شمارش‌ سلول‌های‌ خونی‌،سدیمانتاسیون‌، کامل‌ ادرار، تست‌های‌بیوشیمیایی‌، تست‌های‌ تیروئید، قندخون‌، رادیوگرافی‌ سینه‌، نوار قلب‌ و درصورت‌ لزوم‌ بررسی‌ از نظر ایدز وبیماری‌های‌ بافت‌همبند) جهت‌ردکردن‌ علل‌ عضوی‌ بیماری‌ الزامی‌است‌. در صورتی‌ که‌ علت‌ عضوی‌خاصی‌ مشخص‌ شد بیمار را تحت‌نظرگرفته‌ تا زمانی‌ که‌ بتوان‌ با دلیل‌، وجودیک‌ بیماری‌ عمومی‌ را رد نمود. اگراقدامات‌ تشخیصی‌ اولیه‌ در بیماری‌ که‌غیر از خستگی‌ مشکلی‌ ندارد منفی‌باشد معمولا خستگی‌ منشأ روانی‌ دارد.لازم‌ است‌ خستگی‌ از ضعف‌ عضلانی‌که‌ به‌ صورت‌ کاهش‌ قدرت‌ یک‌ یا چندعضله‌ (به‌ صورت‌ فلج‌ کامل‌ یا ناقص‌)بروز می‌نماید و می‌تواند ناشی‌ ازبیماری‌ عضله‌، سیستم‌ عصبی‌ یااختلالات‌ الکترولیتی‌ باشد افتراق‌ داده‌شود.
بنابراین‌ همکاران توجه کنند که هر بیماری‌ که‌با شکایت‌ ضعف‌ عمومی‌ مراجعه‌ کرد،باید به‌ دقت‌ به‌ سخنانش‌ گوش‌ داد و باحوصله‌ شرح‌ حال‌ گرفت‌ و سپس‌ درصورت‌ نیاز اقدامات تشخیصی و درمانی را انجام داد و در صورت نیاز به متخصص مربوطه ارجاع داد.
۱ – گرفتن‌ شرح‌ حال‌ دقیق‌ و کامل‌از بیمار که‌ زمان‌ شروع‌ و کیفیت‌ آن‌ درطول‌ روز – ارتباط آن‌ با ماده‌ غذایی‌خاص‌ – سابقه‌ بیماری‌ قبلی‌ – سابقه‌زایمان‌ و… باید به‌ دقت‌ سؤال‌ شود.
۲ – انجام‌ معاینات‌ لازم‌ مانندگرفتن‌ فشارخون‌، درجه‌ حرارت‌ و بایدبه‌ سایر علایم‌ همراه‌ نیز توجه‌ کرد. به‌ طور مثال‌ مشاهده‌ موهای‌ زبر،ریزش‌ یک‌ سوم‌ خارجی‌ ابروها، صدای‌خشن‌، حالت‌ خمیری‌ پوست‌ به‌ نفع‌کم‌کاری‌ غده‌ تیروئید می‌باشد و یاافزایش‌ ضربان‌ قلب‌، لرزش‌، موهای‌نازک‌، کف‌ دست‌های‌ گرم‌ و مرطوب‌ به‌نفع‌ پرکاری‌ تیروئید است‌; همچنین‌رنگ‌ پریدگی‌ پوست‌ و ملتحمه‌ حاکی‌از وجود کم‌ خونی‌ است‌. زبان‌ صاف‌ وشفاف‌ و ترک‌ خوردگی‌ کنار لبها نشانه‌کمبود ویتامین‌ها می‌باشد. بیماری‌ که‌ باخارش‌ مراجعه‌ می‌کند و در معاینه‌ کبدبزرگی‌ دارد که‌ ممکن‌ است‌ همراه‌ بازردی‌ یا بدون‌ زردی‌ باشد نشانه‌هپاتیت‌ است‌. مشاهده‌ کبودی‌ پوست‌بدن‌ که‌ گاهی‌ همراه‌ با رنگ‌ پریدگی‌است‌ دلیل‌ کمبود پلاکت‌ است‌ که‌ممکن‌ است‌ که‌ بخشی‌ از یک‌ اختلال‌خونی‌ باشد. وجود تب‌ یک‌ بیماری‌عفونی‌ را مطرح‌ می‌کند و یا پایین‌ بودن‌فشارخون‌ همراه‌ با تغییر رنگ‌ پوست‌نشانه‌ نارسایی‌ غده‌ فوق‌ کلیوی‌ است‌.به‌ هر حال‌ بیماری‌ که‌ با ضعف‌ عمومی‌مراجعه‌ می‌کند از زمان‌ ورود بیمار ومشاهده‌ او تا پایان‌ معاینه‌ بالینی‌می‌توان‌ حدس‌ هایی‌ زد و برای‌ اطمینان‌می‌توان‌ از آزمایش‌های‌ مختلف‌ کمک‌گرفت‌.
۳ – تهیه‌ نمونه‌ آزمایشگاهی‌ درصورت‌ لزوم‌ مانند تهیه‌ نمونه‌ خلط،مدفوع‌، لام‌ خون‌، آزمایش‌ کامل‌ ادرار وخون‌
۴ – تشخیص‌ بیماری‌ بر اساس‌شرح‌ حال‌ و معاینات‌ و با توجه‌ به‌بیماری‌های‌ شایع‌ در منطقه‌
۵ – آموزش‌ موارد بهداشتی‌ موردنیاز به‌ بیمار و اطرافیانش
۶ – ارجاع‌ به‌ پزشک‌ در صورت‌لزوم‌
۷ – پیگیری‌ صحیح‌ و به‌ موقع‌بیمار.
سندرم خستگی مزمن(CFS) چیست؟
علائم و نشانه های این سندرم با بسیاری از بیماری ها مشترک است. خستگی در بسیاری از بیماری ها وجود دارد. ۱۰ تا ۲۰ درصد بیماران از خستگی شاکی هستند.
آنچه که از مفهوم “سندرم خستگی مزمن” (Chronic fatigue syndrome) می توان فهمید، خستگی است. اما این خستگی بعد از کار زیاد، اضطراب یا بی خوابی رخ نمی دهد، بلکه این خستگی از نوع شدید و خطرناک می باشد و با استراحت و داشتن فعالیت بدنی و ذهنی از بین نمی رود. این خستگی تمام بدن را احاطه کرده و فعالیت بدنی و توان فرد را کم می کند.
هنوز مشخص نیست که چرا این سندرم به وجود می آید. اما ممکن است در اثر تضعیف سیستم ایمنی یا انتقال ویروس باشد.
در بعضی مقالات آمده است که، سندرم خستگی مزمن می تواند بعد از یک بیماری(مثلا سرماخوردگی) و یا بعد از یک فشار عصبی شدید به وجود آید.
به طور کلی افراد مبتلا به این سندرم، از افراد بیمار کمتر فعالیت می کنند. این بیماری موجب کاهش فعالیت های مختلف شغلی، شخصی، اجتماعی و تحصیلی می شود. پس عملا فرد را منزوی می سازد.
علائم و نشانه های این سندرم
بیماران مبتلا، مدت ۶ ماه یا بیشتر، خستگی کشیده اند. علاوه بر این، نشانه های دیگری نیز دارد، از جمله:
۱- ناتوانی در تمرکز و عدم حافظه
۲- عدم توانایی فعالیت بدنی و یا مغزی
۳- سرحال نبودن
۴- درد مفصل (بدون قرمزی و تورم)
۵- درد عضلانی مزمن
۶- سردرد بسیار شدید
۷- حساس شدن گره های لنفاوی گردن و زیربغل
۸- سرفه
علائم و نشانه های گفته شده در تمام بیماران مبتلا به این سندرم دیده شده، اما در بعضی از بیماران، نشانه های دیگری نیز شناخته شده که این نشانه ها عبارتند از:
* دردهای شکمی، تهوع ، اسهال و نفخ
* عرق شبانه
* درد سینه
* تنفس کوتاه
* سرفه شدید
* مشکلات بینایی از قبیل: تیرگی، حساس به نور، خشک شدن و دردناک شدن چشم
* آلرژی و حساسیت به غذا، الکل، عطر، مواد شیمیایی، دارو و سر و صدا
* سرگیجه، نامنظمی ضربان قلب
* افسردگی، عصبانیت، ترس، زودرنجی
* دردناک شدن فک
* کاهش یا افزایش وزن
مشکلات این سندرم از فردی به فرد دیگر متغیر است. بسیاری از این ها می توانند زندگی فردی و اجتماعی خود را دنبال کنند، اما هستند کسانی که فعالیت و زندگی خود را از دست می دهند و به افرادی منزوی تبدیل می شوند.
بیماران CFS می توانند دچار انواع و اقسام بیماری ها شوند، از قبیل: تصلب و سفت شدن بافت ها، ویروسی شدن پوست، روماتیسم، بیماری های قلبی، بیماری های کلیوی، بیماری های مزمن ریوی و … .
چه کسانی به سندرم خستگی مزمن مبتلا می شوند؟
مطالعات نشان داده که زنان ۴ برابر بیشتر مبتلا می شوند.
این بیماری غالبا در سنین ۴۰ تا ۵۹ سالگی ظاهر می شود، اما در هر سنی امکان ابتلا وجود دارد.
این بیماری بیشتر در بزرگسالان و کمتر در کودکان دیده شده است.
این بیماری در هر نژاد و قومی ممکن است پیدا شود.
این بیماری در مردمان با درآمد کم بیشتر است.
در یک خانواده ممکن است این سندرم وجود داشته باشد، اما هیچ گونه دلیلی مبنی بر واگیردار بودن آن وجود ندارد. به طور کلی، هنوز در رابطه با مسری بودن یا نبودن این بیماری بحث است.
چگونه خود بیمار می تواند این بیماری را درمان کند؟
بیماران مبتلا به این سندرم باید یک برنامه متناوب چرخشی(در طول بیماری تا دوره بهبودی) را دنبال کنند.
اگر بیمارانی که در آستانه ی بهبودی هستند و تا حدی علائم و نشانه های آن کم شده است، بیش از حد فعالیت کنند، دوباره دچار خستگی و بیشتر شدن نشانه های سندرم خستگی مزمن می شوند.
* بیمار باید برنامه روزانه خود را زمان بندی کند و در زمانی که بیشترین انرژی را دارد، شروع به فعالیت کند.
* در برنامه خود ورزش را قرار دهد، زیرا که ورزش به بدن و مغز برای سالم زیستن کمک می کند.
* از دوست یا فامیل برای سلامتی خود کمک بگیرد.
* سر یک ساعت معین همیشه بخوابد.
* اگر در این بیماری دچار عدم حافظه یا عدم تمرکز شدند، هر آن چه که مهم است را بر روی کاغذ بنویسند. داروها ممکن است در بهتر خوابیدن به بیمار کمک کند که این هم باعث افزایش قدرت تمرکز و یادگیری می شود.
آزمایش های لازم برای اطمینان از این سندرم
آزمایش های تیروئید، کبد، اندازه گیری تعداد گلبول های خون و سرعت ته نشین شدن آن برای تشخیص لازم است، اما آزمایش ادرار لازم نیست.
اگر یکی از این آزمایشات غیرعادی بود، نمی توان شخص را مبتلا به سندرم خستگی مزمن دانست، بلکه در این مرحله باید به دنبال نشانه های دیگر بود.
همان طور که گفته شد، بیماری ها یکی از علل مبتلا شدن به این سندرم می باشد، بیماری هایی از قبیل: هپاتیت، کم خونی، بیماری های عفونی، سرطان ها، بیماری های عصبی و عضلانی، کم کاری تیروئید و دیابت.
افراد خیلی چاق( BMI بیشتر از ۳۰) و داروها و الکل نیز ممکن است ابتلا به این سندرم را موجب شوند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:04 PM
جوش صورت یا آکنه


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=2d4c2a28723ebfc376cca6315805b245
جوش صورت یا آکـنه
مقدمه
ضایعاتی که در اثر بسته شدن مجاری غدد چربی در صورت، گردن، پشت، شانه ها و سینه بوجود می آیند جوش یا به اصطلاح آکنه می گویند. این ضایعات بصورت جوش های سر سیاه، سر سفید، جوش چرکی، کیست و ندول می توانند بروز کنند. آکنه در اکثر نوجوانان دیده میشود و می تواند تا پایان جوانی و حتی بالای سی سال هم دیده شود. جوش معمولاْ بعد از چند سال بهبود می یابد ولی نمیتوان آن را به حال خود گذاشت چون با بهبود بعضی از جوشها، جوشگاه بوجود آمده تا پایان عمر باقی می ماند و از نظر زیبائی مشکل ساز هستند. گرچه این جوشگاه ها قابل ترمیم هستند ولی مانند پوست صدمه ندیده نمی شوند. در بعضی مواقع جوشگاه ها از نظر روحی فرد را آزار می دهند. بنابراین عاقلانه این است که جوش را درمان نمود تا جوشگاه را؛ چون درمان راحت تر و سریعتر است و نتیجه کار هم رضایت بخش تر است.
چگونگی بوجود آمدن جوش
غدد سباسه یا چربی از بدو در هر دو جنس وجود دارد. در اوایل دوران بلوغ با ترشح هورمون مردانه یا آندروژن این غدد شروع به بزرگ شدن و فعالیت خود که تولید و ترشح چربی است، را آغاز می کنند. غدد چربی در تمام سطوح پوستی بجز در کف پا و دست وجود دارد ولی بیشترین تراکم آنها در صورت، سینه، پشت و شانه ها است. غدد چربی ترشحات خود را بوسیله مجاری چربی که در ارتباط با فولیکول مو است، به سطح پوست تخلیه می کند. افزایش ترشح چربی باعث صدمه به مجاری غدد میگردد و سلول های جدار این مجاری آسیب دیده و کنده می شوند و این سلول های صدمه دیده بهم پیوسته و تولید پلاک یا لخته می کنند و می توانند مجاری را مسدود نمایند. از طرفی در بعضی افراد پوسته ریزی پوست بعلت بعضی نقص ها در آنزیم های لازمه برای پوسته ریزی طبیعی، بطور کامل انجام نمی گیرد و پوسته های روی هم انباشته شده در منافذ مجاری چربی باعث بسته شدن این مجاری می شوند. با بسته شدن این مجاری به هر وسیله، چربی در مجاری انباشته شده و باکتری های موجود در این مجاری رشد زیادی کرده و این چربی ها را تخمیر میکنند و مواد شیمیائی تولید شده در اثر تخمیر و ترشح بعضی فاکتورها از باکتری های موجود و همچنین انباشتگی چربی در مجاری باعث صدمه بیشتر به دیواره مجاری شده و آن را بطور کامل از بین می برند. با ورود چربی، سلول های مرده دیواره، باکتری ها و مواد تخمیری و آنزیمی به داخل پوست فرآیند التهاب فعال شده و سبب قرمزی و چرکی شدن جوش میگردد.
عوامل ایجاد کننده و تشدید کننده جوش
بهداشت فردی: گر چه آلودگی و کثیف بودن صورت و بدن علت ایجاد جوش نیستند ولی در تشدید جوش کمک می کنند. شستن صورت روزی دوبار با صابون و یا شامپو در بهبودی جوش کمک می کند. با آب گرم نباید صورت را شست، چون گرما ترشح چربی را افزایش می دهد و همچنین آب سرد نیز می تواند منافذ مجاری را خشک تر کنند و به بسته شدن این منافذ کمک نماید. پس بهتر است با آب ولرم صورت را شست.
رژیم غذائی: معمولاْ غذا باعث ایجاد جوش نمیشود. گرچه غذاهای چرب و شیرین در بعضی افراد جوشها را بدتر می کنند ولی این عمومی نیست و بقیه افراد نیاز به رژیم غذائی ندارند. ترشح زیادی انسولین در خون و رسیدن آن به پوست در برخی افراد باعث ایجاد جوش می شود. با خوردن غذاهای شیرین و چرب ترشح انسولین افزایش می یابد. پس فقط افرادی که با خوردن چربی و شیرینی دچار جوش می شوند نیاز است که از خوردن این غذاها پرهیز کنند. البته باید توجه داشت که عوامل دیگری نیز در ایجاد و تشدید جوش سهیم هستند. پس باید موقعی قضاوت کرد که این غذاها باعث تشدید جوش می شوند که با هر بار مصرف آنها جوش بدتر شود. از جمله غذا و خوراکیهایی که باعث این علت میشوند شامل: غذاهای چرب، تنقلات، خرما، کشمش، محصولات دریایی ( ماهی و میگو )، بعضی از میوه جات ( موز ، کیوی ، خرمالو ) و غیـره. بهـترین راهکار پرهیز از مواد غذایی و خوراکیهایی است که فرد اظهار میکند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر میشود.
نور خورشید: گرمای حاصل از نور خورشید باعث تحریک ترشح چربی و از طرفی باعث خشک شدن منافذ می شود. پس بهتر است از قرار گرفتن در تابش مستقیم آفتاب اجتناب کرد.
فراورده های آرایشی: افرادی که پوست چرب و دارای جوش هستند باید از کرم پودر و مرطوب کننده و حتی ضد آفتاب هایی استفاده کنند که فاقد چربی باشد. این محصولات باید غیر آکنه زا و غیر کومدون زا باشند. موااد آرایشی را باید روزی دوبار از صورت خود با آب و یا شیر پاکن های فاقد چربی و سازگار با پوست چرب پاک کنید. کرم پودرهای رنگی فاقد چربی می توانند قرمزی پوست شما را از نظر مخفی کنند. در صورت لزوم از مارکی استفاده شود که باعث التهاب پوستی نگردد (شما به آن حساسیت نداشته باشید که با تست کردن در داخل بازو می توانید از سلامت آن مطمئن شوید).
درمان جوش
در درمان جوش نباید خسته شوید. چون درمان جوش یک فرآیند مداوم و طولانی است. درمان جوش در حقیقت کنترل جوش زدن صورت و بدن شما می باشد نه ریشه کن کردن آن. اگر با درمان جوش شما بهبود یافت درمان را قطع نکنید بلکه با مشاوره با پزشک خود داروهای مصرفی را تعدیل دهید. گاهی نیاز است تا کنترل کامل جوش صورت بمدت شش ماه دارو مصرف کرد. در صورتی که بعد از مصرف دو ماه از دارو جوش صورت شما بهبودی نیافت شما به داروهای مصرفی مقاوم هستید و باید درمان تغییر یابد. بسته به نوع جوش و وضعیت جسمانی و هورمونی بدن دارو انتخاب می شود. پس بدون مشاوره با پزشک خود اقدام به مصرف یا تغییر دارو نکنید. در صورتی که با مصرف دارو تغییری در وضعیت جسمانی و یا پوست شما ایجاد شد پزشک خود را در جریان گذارید. در مواردی که کیست و ندول ایجاد شود گاهی نیاز به تزریق دارو بداخل کیست و ندول است و گاهاْ کرایو نیز در درمان مورد استفاده قرار می گیرد. جوشهای سر سیاه و سر سفید اگر با مصرف کرم های لایه بردار تخلیه نشوند نیاز به تخلیه آنها با وسایل خاصی است. پس از فشار دادن این جوشها و هر نوع جوش جهت تخلیه آن پرهیز کنید چون باعث شدت التهاب و ایجاد جوشگاه میگردد. از کندن جوشها اجتناب کنید چون باعث لک و ایجاد جوشگاه میگردد. در طول درمان گاهی نیاز است که از آنتی بیوتیک خوراکی از قبیل تتراسایکلین، اریترومایسین، داکسی سایکلین و غیره … مصرف نمایید. این داروها علاوه بر کاهش مقدار باکتری باعث کم شدن التهاب نیز میگردند. اگر با مصرف طولانی آنتی بیوتیک دجار قارچ تناسلی شدید با اطلاع پزشک دارو را قطع و قارچ را درمان نمایید. از عوارض جانبی داروها هراس نداشته باشید و به پزشک خود اطمینان کنید چون ترس از دارو باعث اختلال در روند درمان می گردد. در صورت هر گونه تغییری در مزاج و وضعیت جسمی پزشک خود را مطلع نمایید. اگر داروئی غیر از داروی درمانی جوش مصرف می کنید به پزشک اطلاع دهید. مصرف بعضی از داروها در زمان بارداری و شیر دهی مضر هستند بنابراین در صورتی که شما باردار هستید یا به نوزادتان شیر می دهید به اطلاع پزشک برسانید. در مواقعی جوش به داروهای رایج جواب ندهد و یا جوش بصورت کیست و ندول های بزرگ باشد با صلاحدید پزشک شاید نیاز به مصرف داروی اکوتان (ایزوتره تینوئین) باشید. این دارو عوارض متعددی دارد که الزاماْ در هر بیماری دیده نمی شود. باید قبل از شروع و در طول درمان برای پیشگیری از عوارض این دارو معاینات پزشکی و آزمایشات لازم انجام گیرد. در حین مصرف این دارو و احتیاطاْ تا یک سال بعد از قطع دارو باید جلوگیری از حاملگی صورت گیرد. دوره درمان باید کامل شود چون می تواند باعث عود جوش گردد. توصیه های پزشک را در حین درمان جوش فراموش نکرده و دقیقاْ اجرا کنید. همیشه در ذهن داشته باشید که جوش را نمی توان بطور کامل از بین برد ولی می توان آن را کنترل نمود.
درمان جوشگاه های جوش
روش های مختلفی برای از بین بردن جوشگاه ها استفاده میشود ولی باید در نظر داشته باشید که با هیچ روشی نتیجه صد در صد نیست. از جمله این روش ها می توان از لیزر، میکرودرم ابرشن، لایه برداری با مواد اسیدی و کرم های لایه بردار، سابسیژن یا آزاد کردن جوشگاه های فرو رفته از زیر، تزریق کلازن، هیالورونیک اسید و چربی را نام برد. گاهی نیاز است برای رسیدن به نتیجه مطلوب از چند روش استفاده نمود.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:04 PM
با آغاز فصل پائیز و زمستان افسردگی در میان شمار زیادی از مردم افزایش می یابد.( افسردگی زمستانی )


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=15&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=73aef529cbcf3ac84c55ebe88e969616

با آغاز فصل پائیز و زمستان افسردگی در میان شمار زیادی از مردم افزایش می یابد. این نوع افسردگی که” افسردگی زمستانی” نامیده می شود در کشورهائی که زمستان سردتری دارند و یا میزان آفتاب در پائیز و زمستان در آنجا کمتر است بیشتر دیده می شود.
هر چند که فرارسیدن فصل زمستان بر میزان افسردگی در ایران هم بی تاثیر نیست، اما روند صعودی میزان افسردگی در ایران به شرایط فصلی بستگی ندارد. فشارهای اقتصادی، سرخوردگی های اجتماعی و مشکلات خانوادگی از جمله دلایل افسردگی در ایران هستند.
*افسردگی در ایران:
افسردگی در ایران، مانند اکثر نقاط جهان، در میان زنان بیشتربه چشم می خورد اما آن چیزی که موجب نگرانی می شود این است که میزان افسردگی در میان جوانان و نوجوانان رو به افزایش است و جوانان از حدود ۱۷ سالگی با این مشکل روبرو می شوند اما بزرگترین گروه مبتلا به این بیماری را مردم بین ۳۵-۲۵ سال تشکیل می دهند.
عواملی که موجب به وجود آمدن افسردگی می شود متفاوت است و می توان از میان آنها از مشکلات اقتصادی، مشکلات اجتماعی بیکاری، خشونت در خانواده، کمبود محبت و سرخوردگی تحصیلی و شغلی نام برد.
*مردم در ایران تا چه حد از وجود مشکلی به نام افسردگی آگاهند:



میزان آگاهی تا حدی زیادی بستگی به طبقه وقشر اجتماعی دارد. طبقات بالاتر به خصوص آنهایی که از رفاه اجتماعی بیشتری برخوردارند از وجود افسردگی نیز اطلاع بیشتری دارند و برای درمانش هم مراجعه می کنند. اما موضوع مهمی که باید برآن تاکید کرد، این است که عوامل فرهنگی در شناخت افسردگی نقش خیلی مهمی بازی می کنند یعنی حتی اگر مردم از وجود افسردگی مطلع هم باشند باز حاضر نیستند آنرا برملا کنند. و تا زمانی هم که افسردگی برملا نشود و برای معالجه آن به متخصص رجوع نشود، درمان نخواهد شد.
به عنوان مثال در خانواده هایی که دختر دارند از ترس اینکه شوهر برای دخترشان پیدا نشود حاضر نیستند این بیماری را رو کنند.
*برای بیماری که به دنبال مداواست چه مراجع و یا مراکزی در ایران وجود دارد
امکانات در ایران بسیار کم است. روانشناس و روانکاوان تعدادشان کم است و وقت کمی برای بیمارانشان دارند در صورتیکه چنین بیمارانی بیش از هر بیمار دیگری احتیاج به وقت دارند. اما سازمان بهزیستی برنامه هایی رو برای شناساندن بیماری افسردگی در ایران آغاز کرده است.


بعنوان نمونه خانواده ای پسرشان مبتلا به افسردگی شدیداست ولی حاضرنیستند او را پیش پزشک ببرند چون معتقداند که پسرشان چشم خورده و معتقداند که نمی شود کسی را با حرف زدن دزمان کرد. در عین حال با خانواده دیگری آشنامی شویم که همه اعضای آن حتی به خاطر مسائل خیلی کوچک به روانشناس مراجعه می کنند. در اروپا معمولا مدت یک جلسه مشاوره پنجاه دقیقه تا یک ساعت است ولی در ایران این زمان خیلی کمتر است.
پس با این حساب نتیجه روانکاوی در ایران یا خیلی در دراز مدت بدست می آید یا ممکن است اصلا نتیجه بخش نباشد ، هم به دلیل زمان کم و هم به این دلیل که در درمان افسردگی همکاری خانواده بیمار تاثیر بسیار دارد چون گاهی حتی مشکل یک مشکل جمعی در خانواده است. و معمولا خانواده ها همکاری نمی کنند.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:05 PM
اکزما چیست ؟


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=1&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=e6ec33e0a41ed7e936dddf747762872c
اکزمای سرشتی یا اتوپیک
مقدمه
اکزما یا درماتیت، به تمام مواردی که پوست ملتهب، قرمز، تاول، ترشح، پوسته پوسته شدن، تغییر رنگ، ضخیم شدن و خارش پوست داشته باشد بکار میرود. اکزما دارای انواع مختلفی است از جمله: اکزمای تماسی آلرژیک، تماسی تحریکی، سرشتی (اتوپیک)، سبوره ای یا شوره ای، سکه ای و غیره…
کلمه اتوپیک گروهی از بیماریهای آلرژیک یا همراه با آلرژی را شامل می شود که اغلب چند نفر از افراد یک خانواده را درگیر می کند. در یک خانواده ممکن است آلرژی هایی از نظیر تب یونجه (حساسیت فصلی)، حساسیت به گرده گیاهان، آسم، بیماری دیابت یا قند خون و بیماری غده تیروئید وجود داشته باشد. علاوه بر این ها اکزمای اتوپیک نیز در این خانواده ها دیده می شود. در یک پنجم موارد ممکن است یک فرد از خانواده مبتلا به این اکزما بدون درگیری دیگر افراد خانواده باشد. اکزمای آتوپیک در سراسر دنیا بطور شایعی وجود دارد. این اکزما در هر سنی می تواند دیده شود و شیوع آن معمولاْ در نوزادان و کودکان بسیار بیشتر است. ضایعات پوستی، خشکی پوست و خارش از مهمترین علائم آن به حساب می آیند.
اکزمای اتوپیک در دوره نوزادی در سنین دو تا سه ماهگی شروع می شود و با گذشت زمان درگیری در قسمت های مختلف پوستی ایجاد میشود. این بیماری گاهی در سنین کودکی و گاهی تا سن بلوغ تداوم دارد و خود بخود از بین میرود.
علائم اکزمای سرشتی
در نوزادی ضایعات خارش دار پوستی همراه با ترشح، دلمه و قرمزی به خصوص روی گونه ها پدید می آیند ولی در جا های دیگر پوست نیز می توانند دیده شوند. نوزاد بعلت خارش معمولاْ بی قرار است و نواحی خارش دار را با دست و یا با هر وسیله ای می مالد. اگر چه این بیماری ممکن است تا پایان دوره نوزادی از بین برود ولی درمان در این زمان در تغذیه و رشد کودک کمک شایانی می کند. اگر بیماری ادامه پیدا کند پایعات کمتر تمایل به قرمزی، دلمه بستن و ترشح دارند. بعد از این دوره ضایعات به صورت خشک، قرمز متمایل به قهوه ای در آمده و پوسته پوسته شدن و ضخیمی پوست از علائم شایع این دوره است. البته خارش همچنان با قدرت پیشین وجود دارد. گاهی آنقدر فرد خود را می خاراند تا زخم شود. این زخم شدن می تواند بدلیل از بین رفتن سد دفاعی باعث بروز عفونت میکروبی در ناحیه شود. در سنین نوجوانی تا بزرگسالی ضایعات خشک و پوسته دار بیشتر در نواحی خم آرنج، پشت زانو، قوزک ومچ پا و هر ناحیه چین دار ممکن است دیده شوند.
تشخیص اکزمای سرشتی
هر ضایعه خارش دار با خصوصیات ذکر شده؛ همراه با یک تاریخچه فامیلی از اتوپی می تواند یک اکزمای سرشتی باشد. این بیماری همیشه از یک الگوی خاصی تبعیت نمی کند و ممکن است در هر مرحله ای و هر سنی بدون الگوی خاصی بوجود آید. ضایعات ممکن است در کف دست و پا و پشت دست و پا با خارش شدید و خشکی و قرمزی تیره رنگی دیده شود. در سنین بالاتر نیز احتمال ضایعات ترشح دار و دلمه بسته وجود دارد.
عوامل تشدید کننده اکزمای سرشتی
این بیماران دارای پوستی حساس هستند و عوامل زیادی می توانند پوست این افراد را تحریک کنند و ضایعات اکزمایی را در آنها بوجود آورند. البته هر فردی می تواند به عواملی حساس و به عوامل دیگری غیر حساس باشد یا بطور خلاصه میزان حساسیت پوست نسبت به این عوامل در افراد مختلف متفاوت است. این عوامل شامل: تغییر سریع دمای محیط (سرما و گرما)، خشکی هوا، ورزش سنگین یا هر گونه فعالیتی که باعث تعریق زیاد شود، بعضی غذاها، تماس با لباس های نایلونی یا پشمی، انواع عفونت ها، آفتاب و استرس های عصبی می باشند.تاثیر غذاها در ایجاد این بیماری
آلرژی غذائی در ده در صد این بیماران دیده می شود. غذاهائی که بیشتر مورد ظن هستند، شامل: تخم مرغ، شیر گاو، ماهی، آجیل، مواد افزودنی (چاشنی)، مواد رنگی مصنوعی، سویا، شکلات، توت فرنگی و غیره … می باشند. این غذاها می توانند باعث تشدید بیماری شوند ولی حذف تمام این غذاها از رژیم غذائی روش عاقلانه نیست و باید دید با مصرف کدام غذا بیماری فرد شدت می یابد و آن غذا را حذف کرد. در صورتی که به غذائی مشکوک هستید به مدت دو هفته مصرف نکنید و بهد از این دوره اگر با مصرف آن بیماری شدت پیدا کرد از خوردن این نوع غذا اجتناب کنید در غیر این صورت این غذا جزء رژیم نمی باشد. مدت زمان بین خوردن غذا و شدت بیماری معمولاْ یک تا سه ساعت است. مادرانی که دارای فرزند شیرخوار مبتلا به اکزمای سرشتی هستند نیز باید غذاهای حساسیت زا را پیدا کرده و از خوردن آن اجتناب کنند. چون مواد غذائی در شیر ترشح شده و با خوردن شیر مادر، نوزاد دچار ضایعات و شدت بیماری میشود.
نقش عوامل محیطی
گرده گیاهان و گرد و غبار نیز در شدت بیماری نقش دارند. تماس با وسایل و موادی که گرد و غبار را در خود نگه می دارند مانند: بالش، متکا، پرده، فرش، روکش مبل، پشم و غیره … باعث بدتر شدن بیماری میگردند. محل زندگی باید ساده و فاقد وسایل تجمع گرد و غبار باشد. در محل زندگی از نگه داشتن گیاه و گل و حیوانات باید اجتناب کرد. ملحفه ها باید مرتب شسته شوند و دو بار آب کشی شوند تا مواد پاک کننده کاملاْ حذف شوند. مواد آرایشی، عطریات، اسپری ها ( حشره کش یا خوشبو کننده) و دود سیگار می توانند بیماری را شدت بخشند.
درمان

مصرف هر گونه کرم، لوسیون، شامپو، صابون و محصولات آرایشی باید با مشورت پزشک باشد. از پوشیدن لباس های زیر خشن و زبر اجتناب کنید حتی الامکان از لباس های زیر نخی یا کتانی استفاده کنید. از پوشیدن لباسهای تنگ، چسبان و پشمی و نایلونی اجتناب ورزید. از فعالیت هایی که باعث تعریق زیاد می شود اجتناب کنید. اگر پوست شما خارش دارد از خاراندن اجتناب کنید چون خارش پوست سبب بدتر شدن ضایعات و شدت خارش می شود در این مواقع بهتر است با فشار دادن محل خارش أن را کنترل نمود. از کرمهای مرطوب کننده و چرب کننده بخصوص بعد از استحمام، استخر و شستن دست استفاده نمایید. داروهای تجویز شده موضعی باعث تخفیف بیماری میشوند. چون اکثر این داروها حاوی کورتون هستند بیش از زمان گفته شده استفاده نگردد. از داروهای ضد هیستامین نیز در بهبودی ضایعات و کنترل خارش استفاده میشود. اگر ضایعات عفونی شده باشند از آنتی بیوتیک موضعی یا خوراکی و یا هر دو استفاده میشود. کورتون خوراکی فقط مواردی کار برد دارد که درمان های پیشین بخوبی بیماری را کنترل نکرده باشند. این داروها باید بمدت کوتاهی استفاده شوند. خشکی پوست یکی از مشکلات این بیماران است و زمینه ساز ایجاد و شدت بیماری می شود. محیط زندگی همیشه باید مقداری مرطوب باشد و هوای آن نه سرد و نه گرم باشد بلکه باید هوا معتدل باشد. استحمام باید به حداقل دفعات و زمان برسد. در استحمام باید از آب ولرم استفاده کرد. کشیدن کیسه و لیف زبر باعث شروع و شدت بیماری می شوند. بعد از حمام بلافاصله بعد از خشک کردن با یک حوله نرم و ظریف تمام بدن را با یک مرطوب کننده یا چرب کننده بپوشانید. از کشیدن حوله به بدن اجتناب کنید بلکه باید حوله را با گذاشتن روی پوست آن را خشک کرد. در مواقع مصرف دارو هر گونه تغییر در پوست و یا بدن را به پزشک اطلاع دهید.

اکزمای تماسی

مقدمه
حساسیتی که بوسیله تماس مواد حساسیت زا ایجاد می شود و می تواند با دو مکانیسم ایجاد شود: ۱- اکزمای تماسی حساسیتی. ۲- اکزمای تماسی تحریکی.ماده ای که باعث ایجاد حساسیت پوستی تماسی می شود به نام ماده حساسیت زا یا آلرژن نامیده می شود. بسیاری از مردم نسبت به آلرژن ها واکنشی نشان نمی دهند ولی تعداد کمی از مردم به مرور زمان نسبت به بعضی مواد، که در تماس قبلی نسبت به آن حساس نبوده اند، حساس می شوند. تماس با این مواد بیشتر موجب پیدایش ضایعات خارش دار می شود.
موادی از قبیل: اسید ها، حلال ها، قلیاها، صابون های قوی و مواد شوینده معمولاْ اکزمای تماسی تحریکی ایجاد می کنند. این مواد آزار دهنده پوستی می توانند بر روی پوست هر کسی ایجاد واکنش نمایند ولی افرادی که بیشتر در تماس با این مواد هستند آزار پوستی سریعتر و بیشتر دیده میشود.
بعضی مواد شیمیائی هم آزارنده و هم حساسیت زا هستند.
علائم اکزمای تماسی
در نوع اکزمای تماسی تحریکی در محل تماس پوست قرمز و متورم شده و ممکن است تاول بزند. از ضایعات ممکن است مایع زرد رنگی مترشح شود و گاهی نیز تاول ها ممکن است بترکند و ایجاد دلمه کنند و یا ممکن است عفونت میکروبی روی این ضایعات ایجاد شود. در مراحل بعدی پوست ممکن است تیره تر شده و حالت چرمی بخود بگیرد. در این نوع اکزما بیشتر سوزش و گاهی درد وجود دارد و ندرتاْ همراه با خارش است.
در نوع اکزمای تماسی حساسیتی در محل تماس پوست قرمز و متورم می شود. ضایعات شدیداْ خارش دارند و گاهی ممکن است ضایعات مشابه دور از محل تماس نیز بوجود آیند.
در بسیاری از موارد افتراق بین اکزمای تماسی تحریکی و حساسیتی مشکل است.
آلرژن ها یا مواد حساسیت زا
شایع ترین مواد حساسیت زا شامل: نیکل، لاستیک، سیمان، چرم، بعضی داروهای موضعی، نگهدارنده های موجود در کرم ها و لوازم آرایش، رنگ ها، مواد معطر، پیچک سمی، بلوط سمی و گیاهانی از این قبیل می باشند.
نیکل: در بسیاری از فلزات یافت می شود. در وسایلی که روکش کروم دارند نیکل به مقدار کافی برای ایجاد واکنش وجود دارد. گوشواره، انگشتر، گردن بند، و حلقه بدلی و بند ساعت فلزی حاوی نیکل می باشد و در محل های تماس در افراد حساس می تواند ایجاد حساسیت کند. در سگک لباس ها، زیپ ها، دکمه ها و کلیپس های فلزی نیز به مقدار کافی نیکل وجود دارد.
تعریق موجب تشدید حساسیت به نیکل در افراد حساس به آن می شود.
لاستیک: مواد شیمیائی موجود در لاستیک عامل ایجاد حساسیت می باشند. لاستیک گاهی ایجاد کهیر نیز میکند که در این صورت به آن کهیر تماسی می گویند. این افراد با پوشیدن دست کش های لاستیکی در محل تماس دچار حساسیت می شوند. وجود الیاف نایلونی در بعضی لباس ها و جورابها و تماس آن با بدن ایجاد واکنش حساسیتی می کند. کفش نیز بدلیل وجود ساختار لاستیکی در آن می تواند ایجاد حساسیت کند. افرادی که به لاستیک حساسند از تماس با دستکش لاستیکی و یا پوشیدن لباس و کفشهای حاوی نایلون و لاستیک باید اجتناب کنند. لباسهای زیر و جوراب نخی در این افراد مناسب است. باید در موقع پوشیدن دستکش در زیر آن از دستکش نخی استفاده کنند.
رنگ مو: در این افراد به دلیل حساسیت به پارافنیلن دی آمین که در رنگ موهای دائمی وجود دارد، دچار ضایعات حساسیتی می شوند. در رنگ موهای غیر دائمی نیز ممکن است از این ماده وجود داشته باشد. باید قبل از استفاده از رنگ مو تست پوستی انجام داد و در صورت عدم ایجاد واکنش از آن استفاده نمود. گاهی این افراد به رنگ لباس ها نیز واکنش نشان می دهند که بدلیل وجود این ماده یا مواد رنگی دیگر که با پارافنیلن د%D

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:06 PM
بوی بد دهان ( پاسخ متخصص به سوالات شما )


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=c2131f3fba00a866fa3400ae9deed659

بوی نا مطبوع دهان
بوی بد دهان یک علامت شناخته شده با سابقه تاریخی قدیمی است. بوی بد دهان می‌تواند دلیل عمومی یا موضعی داشته باشد. مشخص شده که تقریبا ۸۵ درصد بوی دهان ناشی از عوامل موضعی است، از این جهت اهمیت روشهای بهداشتی مثل مسواک زدن دندانها و زبان محرز شده است.
باید یادآوری کرد که بوی بد دهان به تنهایی یک بیماری نیست بلکه علامت بیماریهای مختلف است. وجود بوی بد دهان معمولا در اکثر مواقع ناشی از عوامل بیماریزاست و نشان دهنده وجود یک بیماری است که باید شناسایی و تصحیح شود همینطور اکثر افراد احساس نگرانی درباره بوی بد دهان خود دارند. این نگرانی گاهی به آنجا میرسد که فرد از تماس با دیگران پرهیز می‌کند و هنگام صحبت کردن دست خود را جلوی دهان می‌گیرد و یا بطور مرتب از آدامس یا از انواع دهان شویه‌ها استفاده می‌کند. باید گفت چون گیرنده‌های بویایی خیلی سریع خسته می‌شوند و این گیرنده‌ها حدود یک ثانیه پس از تحریک به میزان ۵۰ درصد با محیط سازگاری می‌یابند و سپس با سرعت کمتری به سازگاری خود ادامه می‌دهند، از دریافت بوها عاجز می‌شوند. به همین دلیل فرد مبتلا به بوی بد دهان خیلی سریع به آن عادت خواهد کرد، بنابراین شخص نمی‌تواند بوی بد دهان خویش را تشخیص دهد. مطالعات بر روی بزاق انکوبات شده و هوای تنفسی گرفته شده از دهان افراد مورد مطالعه وجود سه ترکیب گوگرددار متیل مرکاپتان، سولفید هیدروژن و دی متیل سولفید را مسئول بیش از ۹۰ درصد بوی بد دهان می‌داند که در این بین نقش دو ترکیب اول بیشتر است
بوی بد دهان ناشی از عوامل بیماریزا
در این حالت بوی بد دهان به وسیله وضعیت‌های موضعی مثل بهداشت ضعیف دهان و عفونت لثه (ژنژیویت) مزمن بوجود می‌آید. مخصوصا در ژنژیویت مزمن اگر همراه با خونریزی از لثه‌ها باشد موجب بوی زننده و تنفرآور بخصوص هنگام صبح می‌شوددر تنفس دهانی (مثلا در وجود لوزه‌های بزرگ) بدبویی دهان در نتیجه ممانعت از شسته شدن طبیعی مخاط و دندان‌ها توسط بزاق است. زبان شیاردار، زبان مودار و زبان باردار چون به تجمع و نگهداری مواد غذایی کمک می‌کنند در ایجاد بوی بد دهان دخالت دارند. بیماریهای سینوس نظیر سینوزیت مزمن و فیستول سینوس دهانی و بیماریهای بینی ازجمله رینیت آتروفیک سل و سیفیلیس و رینیت چرکی همراه با ترشح و بیماریهای حلق نیز از علل بوی بد دهان هستند
بوی بد دهان ناشی از بیماریهای عمومی بدن
در این نوع بیماریها، بیماریهای دستگاه تنفس تحتانی از درجه اول اهمیت برخوردارند.آبسه ریه بوی گندیده شبیه به بوی گوشت فاسد دارد که حتی گاهی اولین علامت بیماری است. علت این بوی بد بیشتر باکتریهای بی‌هوازی هستند. سل ریوی در حالت پیشرفته به سبب نکروز کازئوز و زخمی شدن ضایعات سلی باعث بدبویی دهان و بازدم ناشی از تنفس می‌شود. سایر بیماریهای ریوی نظیر برونشیت مزمن، پنومونی نکروزه و کلا هر حالت بیماری‌زا که بر روی درخت تنفسی و نای اثر بگذارد، ممکن است بوهای قابل اعتراض تولید کند. در اختلالات گوارشی و سوهضم، زخم‌های معده‌، سرطان مری و معده‌، یبوست و عفونت‌های روده‌ای نیز بوی بد دهان مشاهده می‌شود. در دیابت بوی استون در هوای بازدم به مشام می‌رسد. در نارسایی کلیه بوی شبیه آمونیاک و در سیروز کبدی بوی کیک گندیده به مشام می‌رسد. کمبود ویتامین و هر بیماری که سبب تب شود از علل بوی بد دهان می‌باشند
بوی بد دهان ناشی از عوامل غیربیماریزااز این عوامل سیگار کشیدن را باید نام برد که نه تنها به خاطر بوی خود سیگار و توتون، بلکه به سبب ایجاد زبان مودار و کاهش جریان بزاق به بدبویی دهان کمک می‌کند. همچنین می‌توان بوی دهان صبحگاهی ناشی از توقف حرکت گونه، زبان و لب‌ها و نیز بر اثر کاهش جریان بزاق در طی شب اشاره کرد. به همین دلیل مسواک زدن قبل از خواب در کاهش بوی دهان صبحگاهی تاثیر زیادی دارد. پروتزهای ثابت و متحرک دندانپزشکی نیز درصورتیکه بهداشت دهان رعایت نشود سبب بدبویی دهان می‌شوند بوی بد دهان ناشی از عوامل عمومی غیربیماری‌زا
دوران قاعدگی چون با افزایش میکروب‌های بزاق و همچنین افزایش ۳۰۰ درصدی ترکیبات سولفوردار همراه است، بوی بد دهان را به دنبال دارد.
در حاملگی، در یائسگی و بلوغ نیز به دلیل تغییرات هورمونی بوی بد دهان
وجود دارد. در گرسنگی به علت فساد شیره پانکرآس بوی بد دهان وجود دارد که حتی با مسواک زدن ازبین نمی‌رود. در افراد مسن بوی بد دهان به سبب تغییرات متابولیک و سایر علل نظیر کم‌آبی بدن‌، کاهش مقاومت به عفونت، کاهش اشتها و غیره است. در خستگی و ضعف که بدن نمی‌تواند محصولات فرعی زائد را با سرعتی بیش از سرعت تولید آنها دفع کند، امکان بوی بد دهان است. بوی بد دهان در خانم‌ها بیشتر از آقایان وجود دارد
در مورد نقش تغذیه در ایجاد بوی بد دهان باید گفت که دهان ما بوی آن چیزی را که می‌خوریم می‌دهد. به همین دلیل آنهایی که برنامه غذایی با فرآورده‌های گوشتی دارند، دهانشان بوهای مختلف زیادی نسبت به گیاه‌خواران می‌دهد. همچنین مشخص شده است که مصرف رژیم پرچربی منجر به ایجاد اسیدوز می‌شود و در هوای تنفسی بویی شبیه به آنچه در کمای دیابتی وجود دارد، بوجود می‌آید. بطور کلی غذاهایی که پروتئین زیاد و مواد قندی کمی دارند به علت ایجاد مواد سولفوردار باعث بدبوشدن دهان می‌شود. البته نقش غذاهای بوداری مثل سیر و پیاز کاملا معلوم است
بوی بد دهان ناشی از داروها
ایزوسورباید (Isordil) که محتوی هیدرات کلراید می‌باشد می‌تواند باعث بوی بد دهان شود آنتی‌هیستامین‌ها، آمفتامین‌ها، آرامبخش‌ها، دیورتیک‌ها، فنوتیازین‌ها و داروهای شبه آتروپین باعث کاهش تولید بزاق و بنابراین کاهش شستشوی خودبخودی حفره دهان و در نتیجه ایجاد بوی بد دهان می‌شوند. فنوتیازین‌ها سبب ایجاد زبان مودار می‌شوند
افراط در مصرف دخانیات، کهولت سن، یائسگی، بیماریهای عمومی با تب بالا، اضطراب، کم‌آبی بدن، مصرف بی‌رویه ادویه‌جات و عدم رعایت بهداشت دهان نیز از علل دیگر ایجاد بوی بد دهان هستند
لازم به ذکر است بوی نامطبوع دهان یکی از عمده ترین علل مراجعه بیماران به دندانپزشک است. این عامل، پس ازدرد و مسائل مربوط به زیبایی در مقام سوم قرار میگیرد. بوی نا خوشایند دهان میتواند موجب منزوی شدن فرد شود و عوارض اجتماعی و اقتصادی را در پیش داشته باشد.
مسأله بوی بد دهان از بد و خلقت مورد توجه است و تاریخ آن به هزاران سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد. در طول تاریخ بوی بد دهان توسط اقوام یهود، یونانیان ،رومیان و سپس مسلمانان مورد بحث قرار گرفته است . نخستین مدارک مکتوب بشر در زمینه مقابله با بوهای ناخوشایند دهان به عصر یونانیها و رومیان باستان میرسد. از هزاران سال پیش اهالی کشورهای حوضه مدیترانه، سقز (نوعی زرین بدست آمده از درخت پسته وحشی )را تا زمان ابداع آدامس برای خوشبو کردن بوی دهان میجویدند. در تعالیم مذهبی یهودیان و مسلمانان توجه خاصی نسبت به رفع بوهای ناخوشایند دهان مبذول شده است. تلمود (کتاب مذهبی یهودیان) حاوی روشهایی برای تهیه دهان شویه میباشد. تعالیم اسلامی نیز به نوبه خود استفاده از چوب درخت مسواک را به منظور تمیز کردن دندانهای و پیشگیری از بوی ناخوشایند آن ، تأکید مینماید. اگر چه با ارایه شیوههای طبی در بازار، از میزان این امر کاسته شده است.
از دیگر شیوههای قدیمی که برای مقابله با این معضل مورد استفاده قرار میگیرند، عبارتند از: جویدن میخک (عراق)، دانه های فلفل (تلمود) و جعفری (ایتالیا).
اولین تحقیق در مورد بوی بد دهان در قرن نوزدهم انجام گرفته است و امروزه کنگرههای جهانی ویژه برای حل این مشکل برگزار میشود و هزینههای هنگفتی را نیز به خود اختصاص میدهد. اکثر افراد بالغ حداقل گه گاه از بوی بد دهان رنج بردهاند واغلب افراد از بوی بد دهان خود آگاهی ندارند. علت عدم توانایی در استشام بوی بد دهان توسط خود فرد مربوط میشود به حسن تطابق ناشی از ادامه استشمام بو. چون گیرندههای بویایی خیلی سریع خسته میشوند و این گیرندهها حدود یک ثانیه پس از تحریک به میزان ۵۰ درصد با محیط سازگاری مییابند و سپس با سرعت کمتری به سازگاری خود ادامه میدهند، بنابراین از دریافت بوها عاجز میشوند. به همین دلیل فرد مبتلا به بوی بد دهان خیلی سریع به آن عادت خواهد کرد. لیکن در بررسیها مشخص شده است که تعدادی از افراد میتوانند وجود درجه بوی بد دهان خود را تعیین نماید که در بین این فراد تعداد زنان بیشتر است. و نیز لازم به ذکر است که بوی دهان در خانمها بیشتر از آقایان شایع است.

علل بوی بدن دهان

بوی بد دهان اغلب از باکتریهای موجود در دهان ناشی میشود، اما علتهای دیگری نیز وجود دارد که در سالهای اخیر به آن پی بردهاند، تا همین سالهای اخیر دندانپزشکان به بیماران توصیه میکردند که دندانها را مرتب مسواک کنند و بهداشت دهان ودندان را رعایت نمایند. اما این توصیه راه علاج قطعی بوی بد دهان نمیباشد.
عموماً بوی بد دهان وقتی پیدا میشود که جریان عادی ترشح بزاق کند شده باشد. همان طوریکه میدانید دهان انسان پر از باکتریهایی میباشد که همراه با صرف غذا بلعیده میشود. این باکتریها گازهای بد بو از خود خارج میسازند.
مطالعات انجام شده بر روی بزاق انکوبات شده و هوای تنفسی گرفته شده از دهان افراد مورد مطالعه وجود سه ترکیب گوگردار، متیل مرکاپتان، سولفید ئیدروژن و دیمتیل سولفید را مسوول بیش از ۹۰ درصد بوی بد دهان میداندکه در این بین نقش دو ترکیب اول بیشتر است . بدترین این گازها گاز سولفید ئیدروژن است که بوی شبیه تخم مرغ گندیده دارد و همچنین متیل مرکاپتان که بوی تعفن اصطبل را میدهد .
در بررسیهای متعددی که در این زمینه انجام شده، مشخص گردیده که اندول، اسکاتول و متیل آمین به عنوان ترکیبات بد بوی موجود در بزاق دهان در متعفن ساختن فضای دهان مؤثرند. با این حال سهم این گازها در ایجاد بوهای ناخوشایند معلوم نشده است.
باکتریهای موجود در دهان غیر هوازی هستند. بزاق دهان غنی از اکسیژن میباشد، به همین دلیل جمعیت آنها را به شکل قابل ملاحظهأی کاهش میدهد، وقتی اشخاص سالم و معمولی شب میخوابند، جریان ترشح بزاق کند میشود و گاز سولفور متصاعد شده از باکتریها موجب بوی بد بامدادی دهان میگردد.
خوردن مسکرات، گرسنگی، زیاد حرف زدن، تنفس از طریق دهان بهنگام ورزش و هر عامل دیگری که سبب خشکی دهان گردد، عامل تولید بوی نامطبوع در دهان میشود. البته هنوز معلوم نشده به چه دلیل، اما استرس هم سبب بد بو شدن دهان میگردد. بسیار دیده شده که اشخاص وقتی در آزمایش شرکت میکنند و یا برای مصاحبه میروند، بعد از پایان جلسه، دهانشان خشک و نفس آنها بدبو میگردد.
منشاء بوی نامطبوع دهان
آنچه شما می خورید جذب رگهای خونی می شود و به ششها منتقل می شود.بوی بد دهان تا وقتی که ذرات غذایی از خون پاک نشده ادامه دارد و اگر هر روز از مسواک و نخ دندان استفاده نشود، ذرات غذا در دهان باقی می ماند و باعث تجمع باکتریها می شود که از دیگر علل بوی بد دهان است.همچنین دندانهای مصنوعی کاملا” تمیز نشده نیز محل مناسبی برای باکتریهای ایجاد کننده بوی بد دهان هستند.این باکتریها سمومی تولید می کنند که به لثه ها آسیب رسانده و در مراحل پیشرفته تر به استخوان های فک و صورت و سایر اجزای نگهدارنده دهان صدمه جدی خواهند زد.
سطح زبان یکی از قسمتهای اصلی تکثیر باکتریهایی است که بوی بد دهان و پلاک را میسازد.امروزه بسیاری از متخصصین دندانپزشکی اعتقاد دارند که عامل اصلی بوی بد دهان فعل و انفعالات شیمیایی روی سطح زبان است.
بوی بد دهان همچنین توسط بیماری خشکی دهان به علت کاهش ترشح بزاق نیز ایجاد می شود.این بیماری در اثر داروهای مختلف، مشکلات غدد بزاقی و یا تنفس مداوم از راه دهان ایجاد میشود و اگر شخصی از خشکی دهان رنج می برد، دندانپزشک یا بزاق مصنوع تجویز و یا استفاده از آبنبات بدون قند و مایعات فراوان را توصیه می کند.
از دیگر علل مهم بوی بد دهان دخانیات می باشد.دخانیات موجب لکه دار شدن دندانها، کاهش حس چشایی و ذائقه و صدمه دیدن لثه می شود.افرادی که از تنباکو استفاده می کنند بیشتر در معرض بیماریهای دندان و سرطان دهان قرار دارند.اگر از تنباکو استفاده می کنند باید از پزشک خود روشی برای ترک این عادت بخواهند.
بوی بد دهان ممکن است نشانه بی نظمی استفاده دارو در بیماریهایی مانند عفونت موضعی در اندام تنفسی(مجرای بینی-نای-شش)، سینوزیت مزمن، آبریزش بینی، برونشیت مزمن، دیابت، اختلالات معده و ناراحتی مزمن کلیه یا کبد باشد.بنابراین اگر دندانپزشک سلامت دهان و دندان فرد را تأ یید کرد، برای تشخیص علت بوی بد دهان به پزشک خانوادگی و یا متخصص داخلی و گوارش مراجعه کند.
منشاء بوی نامطبوع دهان میتواند خود دهان یا نواحی دیگر باشد در ۸۵ درصد موارد بوی بد دهان منشاء دهانی دارد.
یکی از شایعترین منابع بوی ناخوشایند داخل حفره دهانی، خط لثه به ویژه مناطقی از لثه که در فواصل بین دندانها قرار گرفته و محل تجمع باکتریها هستند، میباشد. بررسیهای کلینیکی که تا کنون انجام شده، این نکته را آشکار میکند که افراد مبتلا به بیماریهای نسوج اطراف دندان، بیش از افراد سالم، دچار بوی ناخوشایند دهان هستند. در اشخاص مبتلا به این بیماریها، تجمع بیشتری از میکروبها و بقایای مواد غذایی همچنین اجزای گوگردی فرار، روی زبانشان (در مقایسه با افراد سالم) دیده میشود. این افراد میتوانند پس از عبور نخ و یا خلال دندان از فاصله بین دندانها و استنشاق آن، به شدت این عارضه پیببرند و منشاء آن را مشخص نمایند. بنابراین با پاک نگهداشتن دندانها (بویژه مسواک زدن و نخ کشیدن) میتوان بوی ناخوشایند آن را برطرف کرد.
در صورتیکه دندانها سالم، بهداشت خوب و بافتهای نگهدارنده دندانها سالم باشد بوی دهان میتواند مربوط به قست خلفی سطح پیش زبان باشد که مکانی بسیار مساعد برای رشد میکروبهاست. بوی نامطبوع برخاسته از سطح پشتی زبان معمولاً تفاوت آشکاری با بوی متصاعد شده از لثهها دارد. بنابراین، شیوة سادهای برای ارزیابی بوی نامطبوع زبان موجود است. در این روش از شخص مورد نظر بخواهید تا مچ دست خود را بلیسد و پس از چند ثانیه، بوی دست او را استنشاق کنید. با وجود این، منبع اصلی بوی ناخوشایند معمولاً در انتهای سطح پشتی زبان و در نزدیکی حلق قرار دارد. بنابراین برای نمونهگیری بهینه از این منطقه، میتوانید سطح پشتی زبان را با یک قاشقک پلاستیکی بخراشید. در موارد بسیاری، با خراشیدن این ناحیه ترشحات زرد رنگی بدست میآید. این ماده از ترشحات بخش پشتی حفرهبینی تشکیل شده که در سطح فوقانی زبان انباشته میشود و سپس تجزیه میگردد. بنابراین با توجه به کیفیت بلغمی این ترشحات و موقعیت مکانی آن روی زبان همچنین رژیم غذایی خاص جوامع غربی، ترشحات یاد شده با جویدن و بلعیدن مواد غذایی از سطح زبان زودوره نمیشود.
بوی بد دهان ممکن است حتی در بچه های قبل از دبستانی هم وجود داشته باشد. این بو مثل بوهای سایر قسمتهای بدن میتواند به واسطه فساد هوازی باکتریها باشد. علاوه بر نواحی معمول داخل دهان (زبان ،زیر لثه، لثه بین دندانها) که میتواند منشاء بوهای بد دهان باشد عوامل دیگری از جمله پرکردگیهای غلط، روکشهای نا مناسب دندانی، گیر غذایی در بین دندانها و آبسهها نیز میتوانند موجب بوی بوی بد دهان شوند.
پوسیدگی دندانی در صورت وسیع بودن با به دام انداختن مواد غذایی میتوانند دهان را بدبو نمایند. دندانهای مصنوعی نیز از علل مهم بوی بد دهان هستند. به خصوصی اگر در طول شب در دهان باشند. هرگاه جریان بزاق در پایینترین سطح خود باشد (مثلا هنگام خواب یا قبل از صرف وعده غذایی)، بوی دهان افزایش مییابد. برعکس، عمل جویدن که موجب افزایش بزاق میشود با شستشوی حفره دهان موجب کاهش بوی بد میشود.
هرگاه علت دهانی بوی بد مشخص نشود میتوان به بیمار توصیه کرد که یک هفته از دهان شویه ضد میکروبی برای شستشو و قرقره کردن در دهان استفاده نمایند در صورتیکه بوی بد تا حد قابل توجهی کاهش یافته میتوان برای آن منشاء دهانی در نظر گرفت.
منابع خارج دهانی نیز برای بوی بد دهان شناخته شده است از جمله مشکلات مربوط به مجرای بینی که در اینصورت بوی بد بطور بارزتری از بینی به مشام میرسد. بوی بینی میتواند نشانه عفونت واضح بینی باشد مانند سینوزیت یا مشکلی که مجرای عبور هوا و ترشحات مخاطی را درگیر کرده باشد مثل پولیپ بینی، ناهنجاریهای فکی جمجمه ای مثل شکاف کام نیز ممکن است از عوامل مؤثر باشد. تمایل زیاد بچهها برای قرار دادن جسم خارجی در سوراخ بینی نیز یکی از علل شایع بوی بد یا تنفرانگیز از بینی است.
نقش لوزهها در بوی بد مزمن روشن نیست اما در بچهها بوی بد موقت همراه با عفونت لوزه معمول است. گاهی در شکافهای لوزه موادی ایجاد میشود که میتواند نقش کمی در بروز بوی بد دهان داشته باشد.
بسیاری از بیماریهای خارج دهانی میتواند منجر به بوی بد دهان شود. از میان این بیماریها، بیماریهای دستگاه تنفسی تحتانی از درجه اول اهمیت برخوردارند. آبسه ریوی بوی گندیده شبیه به بوی گوشت فاسد دارد که حتی گاهی اولین علامت بیماری است. علت این بوی بد بیشتر باکتریهای بی هوازی هستند. سل ریوی در حالت پیشرفته به سبب نکروز کازئوز و زخمی شدن ضایعات سلی باعث بدبویی دهان و بازدم ناشی از تنفس میشود. سایر بیماریهای ریوی نظیر برونشیت مزمن، پنومونی نکروزه و… که حالت بیماری را برروی درخت تنفسی و نای ایجاد نماید بوهای نامطبوع ایجاد میکند.
در اختلالات گوارشی و سوء هضم، زخمهای معده، سرطان مری، عفونتهای رودهای نیز بوی بد دهان مشاهده میشود. در دیابتهای کنترل نشده بوی استون در هوای بازدم به مشام میرسد. در نارسایی کلیه بوی شبیه آمونیاک و در سیروز کبدی بوی کیک گندیده به مشام میرسد . در اشخاصی با اختلال بسیار نادر نارساییهای متابولیکی نیز بوی نامطبوع دهان دیده میشود. نمونه چنین نارسایی تری متیل آمنیوری است که بوی بسیار ناخوشایندی شبیه بوی ماهی گندیده از دهان فرد مبتلا به مشام میرسد. در چنین بیمارانی مواد غذایی مثل تخم مرغ، برخی از لوبیاها و هم چنین مواد غذایی غنی از ترکیبات کلر، سبب ایجاد بوی نامطبوع دهان میشوند. در روده بزرگ انسان یک آنزیم، کلر را به تری متیل آمین تبدیل میکند که یک ماده بدبو میباشد اما در معده شخص مبتلا به سندرم ماهی، مقدار زیادی تری متیل آمین دست نخورده باقی میماند و لذا دهان آنها بدبو و بویی شبیه بوی ماهی گندیده از نفس آنها به مشام میرسد .
برخی از داروها هم میتوانند عامل بوی بد دهان باشند. آنتی هیستامینها، آمفتامینها، آرام بخشها، دیورتیکها، فتوتیازینها و داروهای شبیه آتروپین جریان تولید بزاق را کند میسازد و بنابراین شستشوی خود به خود حفره دهان کاهش مییابد و امکان میدهد که باکتریها تکثیر یابند.
در رابطه با سیگار و دخانیات باید متذکر شد که بوی آن تا یک روز بعد از کشیدن از دهان قابل استشمام است و جالب اینکه در گذشته، پیش از صدها سال مردم برای پنهان کردن بوی بد دهان از سیگار استفاده میکردهاند . سیگار کشیدن نه تنها به خاطر بوی خود سیگار و توتون بلکه به سبب ایجاد زبان مودار و کاهش جریان بزاق به بدبویی دهان کمک میکند.
عامل دیگر بوی دهان مواد غذایی میباشند که ما مصرف میکنیم. دهان ما بوی آن چیزی را میدهد که میخوریم، به همین دلیل آنهایی که برنامه غذایی با فرآوردههای گوشتی دارند،دهانشان بوی مختلف نسبت به گیاهخواران میدهد. همچنین مشخص شده است مصرف رژیم پر چربی منجر به ایجاد اسیدوز میشود و در هوای تنفسی بویی شبیه به آنچه در کمای دیابتی وجود دارد، بوجود میآید. بطور کلی غذاهایی که پروتئین زیاد و مواد قندی کمی دارند به علت ایجاد مواد سولفوردار باعث بد بو شدن دهان میشود. البته نقش غذاهای بودار مثل سیر و پیاز کاملاً معلوم است. با همه خواصی که دارد، بوی تند و زنندهای ایجاد میکند. اینکه گفته میشود بوی سیر از معده بر میگردد و از دهان منتشر میشود، صحیح نمیباشد. بوی سیر در واقع بلافاصله بعد از خوردن پیدا میشود. ترکیبات گوگردی سیر دارد شریانهای خونی میشود، از آنجا به ششها میرود و سپس بوی نامطبوع با بازدم خارج میشود. سیر حتی بدون اینکه خورده شود و وارد معده بگردد، میتواند نفس را آلوده کند. در یک آزمایش، یک دانه سیر را به پاهای یک پسر بچه ۱۲ ساله مالیدند، بوی سیر از طریق منقدهای زیر پوست وارد بدن، از آنجا به ریهها و نهایتاً با بازدم از دهان پسر بچه خارج شد.
پیاز، بخصوص پیاز خام، ادویه جات هندی و کاری و الکل هم از طریق شریانهای خونی، روی نفس انسان تأثیر میگذارند. راه درمان مطمئنی برای بوی بد دهان ناشی از غذا، هنوز شناخته نشده است، مگر آنکه صبر کنیم تا بوی نامطبوع بتدریج از میان برود. نوشیدن مایعات، آب وچای همراه غذا میتواند به از بین رفتن بوی بد حاصل از مواد غذایی سرعت بخشد.
اگر نفس شما در مقابل سیر و دیگر مواد بودار، واکنش شدید نشان میدهد، بهتر است از آنها کمتر مصرف کنید. تأثیر تلاش دفع بوی نامطبوع دهان با موادی مثل نعناع و جعفری بسیار اندک است. در واقع درمان از این نوع میتواند به بوی بد دهان شدت بخشد، چرا که ترکیب دو بو، میتواند بوی نامطبوعتری را بوجود بیاورد.
افرادی که رژیم غذایی میگیرند، در مقابل بوی بد دهان آسیب پذیر میشوند. این اشخاص چربیهای ذخیره شده را میسوزانند و استین تولید میکنند که بوی نامطبوعی دارد. بنابراین به هنگام وزن کم کردن توجه خاصی بایستی به بهداشت دهان و دندان مبذول گرد و مایعات فراوان بخصوص آب ساده صرف کنند.
بالاخره، برخی از خانمها در دوران قاعدگی احساس میکنند که بوی دهانشان نامطبوع شده است. علت این امر افزایش میکروبهای بزاق و همچنین افزایش ترکیبات سولفوردار است. تغییرات هورمونی در دوران قاعدگی و نیز حاملگی، یائسگی و بلوغ میتواند بوی بد دهان را ایجاد نماید. در گرسنگی به علت فساد شیره پانکراس بوی بد دهان وجود دارد که حتی با مسواک زدن هم از بین نمیرود . در افراد مسن بوی نامطبوع دهان به سبب تغییرات متابولیک و سایر علل نظیرکم آبی بدن، کاهش مقاومت به عفونت، کاهش اشتهاء و … است. در حالات خستگی و ضعف نیز که بدن قادر نمیباشد محصولات فرعی زائد را با سرعتی بیشتر از سرعت تولید آنها دفع نماید، امکان بوی بد دهان است .
درمان بوی بد دهان
چون اغلب بوهای بد دهان به علت عوامل موضعی است، بنابراین حذف این عوامل و اصلاح ناهنجاری‌های موجود در دهان اولین قدم درمان است. رعایت بهداشت دهان شامل مسواک زدن دندان‌ها، لثه، زبان و استفاده از نخ دندان در کاهش بوی بد دهان با منشا دهانی بسیار موثر است. مسواک زدن دندان‌ها و زبان ترکیبات سولفوردار را برای مدت یک ساعت به میزان ۷۰ تا ۸۵ درصد کاهش می‌دهد. باید توجه کرد که زبان یکی از جایگاه‌های اصلی میکروبها در دهان است و این به دلیل جمع شدن عوامل میکروبی در سطح پشتی زبان است و باید یک قسمت ضروری از بهداشت دهان معطوف به زبان شود.
در بیمارانی که به سبب خشکی دهان (به دنبال مصرف داروهایی که قبلا ذکر شد و یا بر اثر بیماری) بوی بد دهان دارند می‌توانند از آدامس‌های بدون شکر استفاده کنند
بطور کلی بوی بد دهان ناشی از عوامل موضعی بیماری‌زا زمانی ازبین می‌رود که بیماری درمان شود و بهداشت دهان رعایت گردد. استفاده از دهان‌شویه‌ها اثر موقتی در کاهش بوی بد دهان دارد. در حقیقت کوشش برای حذف بوی بد دهان با استفاده از دهان‌شویه‌ها علاوه بر اینکه موقتی است، حتی ممکن است بیماری عمومی را نیز از دید دندانپزشک مخفی نگه دارد بطور کلی پوشاندن بوی دهان با یک بوی معطر و قوی‌تر مناسب نیست و درمان باید بیشتر معطوف درمان علت اصلی باشد.
بطور کلی جهت کاهش بوی دهان باید از سیگار کشیدن، نوشیدن نوشابه‌های بودار، خوردن غذاهای با ادویه زیاد، غذاهای گوشتی زیاد، غذاهای معطر شده با پیاز و سیر، افراط در مصرف مواد چربی‌دار مخصوصا کره و روغن‌های مختلف اجتناب شود. در حالی که خوردن میوه‌های تازه و سبزیجات و بطور کلی رژیم غذایی غنی از فیبر ارجحیت دارد. همین طور نوشیدن آب زیاد در کاهش بوی بد دهان تاثیر بسزایی دارد
بوی نامطبوع دهان را میتوان به روشهای مکانیکی، شیمیایی و یا تلفیقی از دو روش یاد شده درمان نمود. از جمله شیوههای مکانیکی درمان این عارضه میتوان به مسواک زدن، برس زدن عمیق زبان، پاک کردن فضاهای بین دندانی (با استفاداه از نخ دندان و یا برسهای مخصوص فضاهای بین دندانی)، جویدن سبزیهای پرالیاف، آدامس یا قرصهای جویدنی، زدودن ادواری جرم دندان اشاره نمود.
مصرف کنندگان، بیشتر از دهان شویه شیمیایی برای بر طرف کردن بوی ناخوشایند دهان استفاده میکنند. در میان عوامل ضد باکتریایی که در این رابطه مورد استفاده قرار میگیرند. «کلروهگزیدین» یکی از مؤثرترین فرآوردهها میباشد. طیف ضد باکتریایی گسترده این ماده و تأثیر طولانی آن در محیط دهان، امکان کاهش دراز مدت بوی ناخوشایند دهان را فراهم میکند. گرچه دندانپزشکان استفاده ممتد از این فرآورده را توصیه نمیکنند. با وجود این دهان شویه حاوی کلرو هگزیدین میتواند به تشخیص زود هنگام این نکته که آیا بوی ناخوشایند از حفره دهان سرچشمه میگیرد یا نه، کمک نماید.
«لیسترین» دهان شویهای است که با استقبال فراوانی مواجه شده و حاوی انواع اسانسهای روغنی و الکل است.چنانچه این فرآورده روزی دوبار و هر مرتبه به مدت ۳۰ ثانیه در ۶ هفته مورد استفاده قرار گیرد. موجب کاهش دراز مدت بوی ناخوشایند دهان میشود. با وجود این بیشترمصرف کنندگان این فرآورده، تنها به مدت چند ثانیه آن را غرغره میکنند.
تولید کنندگان دهان شویه به کاهش غلظت الکل اتیلیک در فرمولاسیونهای ابداعی خود گرایش دارند. گنجانیدن الکل در فرمولاسیون دهان شویه موجب بهبود طعم آن میشود. همچنین اسانسهای روغنی را انحلال پذیر می کند و دارای خاصیت ضدمیکروبی است. اگر چه افزودن الکل در فرمولاسیون دهان شویهها معایبی از جنبه سلامت مصرف کننده نیز در بر دارد. زیرا الکل با خاصیت قابض خود عملاً موجب وخامت و تشدید بوی ناخوشایند دهان میشود. از دیگر تأثیرات این ماده که تاکنون به میزان کافی مورد بررسی قرار نگرفته است عبارتند از:
احتمال متابولیزه شدن الکل در دهان که تشکیل مواد بودار را در پیدارد، ضمن آنکه بقایای الکل موجود در دهان سبب آشکار شدن بیشتر اجزای بدبو میشوند به همان ترتیبی که وجود الکل در فرمولاسیون عطر موجب آشکار شدن پیش رایحه میگردد.
درمان بیماریهای دندان و حفظ سلامتی دهان برای از بین بردن بوی بد دهان ضروری است.برنامه منظمی برای معاینه دندانپزشکی و تمیز کردن دهان باید تهیه کرد.با معاینات منظم و دوره ای و مداوم دندانها ، دندانپزشک شما به راحتی قادر به تشخیص و درمان بیماری خواهد بود.اگر شخصی فکر میکند بوی بد دهانش ادامه دارد باید لیستی از غذاها و داروهایی که مصرف می کند تهیه کند چون بعضی داروها ممکن است در تولید بوی بد دهان نقش داشته باشند.از طرفی دیگر یکی از مهمترین علایم هشدار دهنده بیماریهای لثه تداوم بوی بد دهان یا طعم بد آن است.اگر عمل جراحی یا هر بیماری دیگر داشته باشد باید دندانپزشک خود را در جریان قرار دهد.باید بطور روزانه از مسواک و زبان پاک کن برای از بین بردن باقی مانده غذا و پلاک استفاده کرد، زبان را شست و یک بار در روز نخ دندان برای تمیز کردن بین دندانها استفاده کرد و اگر از دندان مصنوعی استفاده می شود باید آن را شبها در آورد و قبل از استفاده مجدد کاملا” تمیز کرد.
تا به حال عمدتا” مسواک و نخ دندان به عنوان وسیله اصلی بهداشت دهان و دندان توصیه و از مسواک برای پاک کردن سطح زبان استفاده می شد.امروزه برای این امر وسیله ای به عنوان زبان پاک کن طراحی شده است که علاوه بر تمیز کردن سطح زبان و رفع بوی بد دهان در سلامت دندانها و لثه نیز بسیار مفید است.
در مجموع باکتری هایی که به آسانی توسط زبان پاک کن برداشته می شوند، از همان دسته ای هستند که باعث گلودرد میکروبی می شوند.بیشتر مردم عقیده دارند، حس چشایی آنها بعد از استفاده از زبان پاک کن بهتر می شود.بر اساس پژوهشهای انجام شده، زبان پاک کن عاملی برای افزایش میل و اشتها به غذا در افراد مسن مرفی شده است.
مهمترین نکته قابل توجه، تحقیقات جدید و امیدوارکننده ای است که ارتباط سلامتی و بهداشت دهان و زبان را با تندرستی عمومی بدن نشان میدهد.پژوهشگران عقیده دارند باکتریهای موجود در پلاکها در بیماریهای قلبی شرکت می کنند.این باکتریها سبب تشکیل لخته خون و در مرحله بعد موجب انسداد شرایین و تنگی عروق می شوند.نهایتا” در بهار سال ۲۰۰۰ متخصصین فرضطه ارتباط میان سلامت حفره دهان و سلامت عمومی بدن را به اثبات رساندند.همچنین در ماه مارس ۲۰۰۱ ارتباط میان باکتریهای اشاره شده و بیماریهای ریوی مطرح گردید و در مقالات اخیر مجله انجمن دندانپزشکی آمریکا استفاده از زبان پاک کن به عنوان اقدامی مفید در پیشگیری از موارد فوق مطرح شده است.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:07 PM
آمبلیوبی ( بیماری تنبلی چشم )


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=31bcb9706f9b6421a0295e14d09ce8db


در طی چهار دهه اول زندکی یعنی تا حدود ۴۰ سالکی ، تنبلی چشمی یا اصطلاحا اًمبلیوپی بیش از هر بیماری چشمی دیکری مسئول کاهش بینایی در یک چشم است . به لحاظ اًماری کمی بیش از ۲% افراد در جوامع مختلف دنیا مبتلا به این عارضه هستند . در کشور ما به جمعیتی حدود ۵۰ میلیون نفر بیش از یک میلیون نفر مبتلا به این عارضه بوده و این به واقع یک مسئله عمده در بهداشت عمومی کشور به حساب می اًید . حداقل در نیمی از این موارد بینایی در چشم تنبل شدیدا کم است .

در بیشتر موارد اًمبلیوپی یک طرفه است یعنی فقط یک چشم کاهش بینایی دارد . اَمبلیوپی یک طرفه در نیمی ازموارد با لوچی چشم (استرابیسم) و در موارد کمتری با عارضه ای بنام اًنیزمتروپی (یعنی نا مساوی بودن اندازه تصویر یک شیئی در دو چشم که ناشی از اختلاف قدرت دو چشم یا همان اختلاف نمره عینک اًنها است ) همراه است . خطر از دست رفتن بینایی در اثر اًمبلیوپی در شیرخواران نارس ، در نوزادان کم وزن ، و در نوزادانی که از والدین مبتلا به اًمبلیوپی متولد شده اند چهار برابر معمول است .

تنبلی چشم (اًمبلیوپی ) چیست ؟
مراکز عصبی مربوط به بینایی از بدو تولد تا حدود ۱۲ سالگی در حال تکامل هستند و حداکثر سرعت این روند در شیرخوارگی اتفاق می افتد . با رسیدن ۱۲ سالگی بینایی حالت تثبیت شده ای می یابد . در طی این دوره به خصوص در اوایل زندگی کودک (سه سال اول) هر گونه عاملی که سبب شود کودک دید خوبی نداشته باشد و تصویر واضحی از اشیاء دوروبرش روی پرده شبکیه چشمش تشکیل نشود . رشد وتکامل بینایی دچار وقفه می شود که نتیجه اًن پایین افتادن میزان بینایی طفل خواهد بود . این سخن معنی اش این است که ممکن است چشم ظاهری کاملا معمولی داشته باشد اما از بینایی خوب و طبیعی برخوردار نباشد . محرومیت چشم از برخورد و دیدن تصاویر دارای طرح و شکل در طی سه ماهه اول بعد از تولد باعث کاهش شدید ،عمیق ، و دایمی در میزان دید سه بعدی و تیز بینی در چشم مربوطه خواهد شد. همین محرومیت چشم در سنین قبل از۵ /۲ سالگی برای یک مدت سه ماهه یا بیشتر می تواند باعث کاهش تیز بینی به حد ۱۰/۱(۲۰/۲ )یا کمتر شود که بینایی بسیار ضعیفی است . (بینایی طبیعی ۱۰/۱۰ یا بر حسب یارد ۲۰/۲۰ است که معدل ۶/۶ واحد متری است .) اگر محرومیت تصویری بین ۵ / ۲ سالگی تا ۸ سالگی شروع بشود بینایی با سرعت کمتری رو به افول می گذارد و احتمال بیشتری برای پاسخ دادن به درمان وجود دارد . وضعیت مشابه البته با شدت کمتر درکودکانی دیده می شود که اًمبلیوپی اًنها ناشی از لوچی (انحراف چشم ) یا ضعف بینایی Optical Defocus است . سرعتی که با اًن در دوران طفولیت تنبلی چشم بیشرفت می نماید با سن نسبت معکوس دارد هر چه طفل کم سن تر باشد سرعت پیشرفت عارضه بیشتر است . سرعت بازگرداندن نقیصه ایجاد شده ، نیز عکس سن کودک است یعنی کودک کم سن تر سریعتر و کامل تر به درمان پاسخ می دهد . اصلاح اًمبلیوپی همچنین در تکامل دید واحد دو چشمی تاثیر اساسی دارد که میزان اًن منوط به زمان تشخیص و موفقیت درمان است .

همانطور که گفتیم وجود یک تصویر کاملا واضح بر روی شبکیه در طول دوره کودکی ، لازمه رشد طبیعی بینایی است. اساس و زیر بنای درمان اًمبلیوپی نیز بر همین معنا استوار است. یعنی نقش تمام درمان های موثر بر اًمبلیوپی فراهم کردن یک تصویر واضح در چشم (یا چشم های) گرفتار است که البته در بسیاری موارد با خاموش ساختن موقت چشم سالم بوسیله بستن یا تارکردن اًن همراه است . تصور می شود که این درمان با تحرک بیشتر بینایی در چشم گرفتار به اًن اجازه می دهد خوراک عصبی بیشتر و وسیع تری به مناطق بینایی مغز ارسال نماید .

چه عواملی سبب ایجاد تنبلی چشم (اًمبلیوپی ) می شود؟

تمام انواع اًمبلیوپی به هر حال ناشی از غیر طبیعی بودن پیام بینایی است که از چشم به مراکز عصبی اًن ارسال می شود. این عوامل را می توان به ترتیب از پرخطر تا کم خطر به سه گروه تقسیم کرد:
۱) محرومیت چشم از دریافت تصاویر

۲) تاری دیدگان
۳) لوچی یا انحراف چشمی

۱- محرومیت از تصاویر :

برای تشکیل تصویر اشیاء بر روی شبکیه ضروری است امواج نوری شیئی مربوطه از محیط های شفاف چشم یعنی قرنیه ، سوراخ مردمک ، عدسی، و محیط ژله مانند جلوی شبکیه عبور کند . اگر به نحوی این محیط، کدورت داشته باشند .این امواج به طور صحیح و کامل به شبکیه نخواهد رسید . به عنوان مثال محرومیت از تصویر می تواند نتیجه اًب مروارید مادرزادی کاملا پر (Dense )، پایین افتادگی مادرزادی پلک ، فقدان عدسی چشم و یا یک لک قرنیه شدید باشد . هر یک از عوامل فوق سبب عدم تشکیل تصویر واضح از اشیاء بیرون بر روی شبکیه چشم شیرخوار یعنی محرومیت شبکیه از تصویر خواهد شد. در عین حالیکه نور بطور مبهم به شبکیه خواهد رسید . شیرخوارانی که از ابتدا دچار محرومیت از تصویر هستند در معرض بیشترین خطر قرار دارند . گزارشات کلینیکی مربوط به دهه گذشته حاکی از این است که اگر جراحی و تصحیح بینایی ، قبل از سه ماهگی انجام شود در غالب اوقات نتایج نسبتا خوب از لحاظ بینایی بدست می اًید . بدیهی است هر چه رفع نقص مربوطه به روز اول تولد نزدیک تر باشد بینایی بهتری عاید خواهد شد. عقب انداختن جراحی به زمانهای بعد از سه ماهگی احتمال بدست اًوردن دید مناسب ( نیستاگموس ) را در بردارد .شایان ذکر است که درمان اًمبلیوبی بعد از عمل جراحی موارد فوق هم بایستی لاینقطع تارسیدن به حدود ۹ سالگی ، یعنی زمانی که دیگر خطری وجود ندارد ، ادامه یابد .

۲- تاری دیدگان :
این حالت ناشی ازعیوب انکساری ( از قبیل نزدیک بینی ، دور بینی و اًستیگماتیسم ) است که سبب می شود تصویر تشکیل شده بر روی شبکیه تارومبهم بوده و جزئیات اًن واضح نباشد. تاری دیدگان نسبت به سایر علل اًمبلیوپی کاهش خفیف تری در تیز بینی ایجاد کرده اًمبلیوپی ناشی از اًن سطحی تر است و به درمان نیز مستعدتر می باشد . ضمنا ممکن است هر دو چشم با همین علت دچار اًمبلیوپی بشود . (هردو چشم فوق العاده ضعیف باشند ). از حالتهای شایع تاری دیدگان که باعث اًمبلیوپی می شود وجود تفاوت میان عیب انکساری یعنی نمره دو چشم است که در این حالت مغز تدریجا از دریافت تصویر چشم ضعیفتر صرفنظر می نماید و چشم مزبور دچار تنبلی می شود . وجود این اختلاف (به نام اًنیزومتروپی) بیشتر در چشم های دوربین احتمال ایجاد أمبلیوپی دارد . باافزایش مقدار اختلاف میان دو چشم احتمال اًمبلیوپی نیز افزایش می یابد . مطالعات نشان می دهد که در افراد دوربین چنانچه ۴ دیوپتر (دیوپتر= واحد اندازه گیری همگرایی نور ونمره عینک ) اختلاف بین دو چشم وجود داشته باشد صددرصد احتمال بروز اًمبلیوپی وجود دارد و در افراد نزدیک بین این اختلاف بایستی ۶ دیوپتر باشد . در افراد دوربین با۵/ ۲ دیوپتر اختلاف بین دو چشم و در افراد نزدیک بین با ۴ دیوپتراختلاف ، احتمال بروز اًمبلیوپی به ۵۰ درصد می رسد.



۳- لوچی چشم یا انحراف چشم :
در حالت طبیعی هنگام نگاه کردن به یک شیئی از مرکز شبکیه های هر دو چشم تحریک عصبی همزمانی به قشر مغز ارسال می شود که از طریق اًن علیرغم داشتن دو چشم تصویر واحدی از شیئی مورد نظر رویت می شود . در حالت لوچی این وضعیت بهم می خورد و مغز از دریافت تحریک واحد محروم می شود . در واقع در این حالت یکی از چشمها از راستای طبیعی خارج شده و انحراف دارد و از شیئی مورد نگاه تصویری روی مرکز شبکیه اًن نمی افتد بلکه تصویر مبهم و ناواضحی از یک شیئی دیگر موجود در فضای اطراف بر روی این نقطه افتاده که مورد توجه نیست و مغز نیز به بیام عصبی اًن توجه ندارد . ادامه ،این امر تدریجا به تنبلی و عدم تکامل اًن چشم منجر می شود .

مشاهدات کلینیکی حاکی از این است که چیزی حدود ۴۰ درصد بیماران مبتلا به لوچی که به چشم پزشک مراجعه کرده اند در همان زمان اًمبلیوپی هم داشته اند .
در این انواع گوناگون لوچی ،مواردی که یکی از چشم ها به طور ثابت انحراف داشته و چشم دیگر به طورپیوسته برای نگاه کردن مورد استفاده قرار می گیرد اًمبلیوپی اتفاق می افتد . در مواردی که از هر یک از دو چشم به طور متناوب در امر نگاه کردن استفاده می شود احتمال اًمبلیوپی وجود ندارد گرچه دراین گروه خوش شانس ترنیز بهرحال تکامل سه بعدی مختل است. پیشگیری و درمان : تنها راه پیشگیری از تنبلی چشم تشخیص سریع وهر چه زودتر عواملی است که منجر به این تنبلی می شوند ، چون این تشخیص وقتی مثمرالثمر است که فرصت درمان اًمبلیوپی وجود داشته باشد یعنی زمانی که سیستم های عصبی چشم هنوز تثبیت نشده و تاثیر پذیر هستند . هرچه این شانس زودتر به کودک داده شود اولا میزان تنبلی چشمی ایجاد شده کمتر بوده و ثانیا کودک در سن پایین تر پاسخ سریع تری به درمان می دهد . از اًن جایی که شروع اًمبلیوپی عمدتا در سنینی است که کودک قادر به تکلم نیست کشف اًن نسبتا مشکل است . به همین ترتیب درمان اًن نیز مشکل خواهد بود . چون کودکان معمولا روش هایی که برای درمان تنبلی چشم به کار می رود -از قبیل بستن چشم سالم تر یا تارکردن دید اًن - را دوست ندارد و ممکن است در اوایل همکاری لازم را نکنند و مانع انجام اًن شوند. فهم مشکل توسط والدین و توجیه شدن اًنها کلید موفقیت درمان است و بدون اًن هیچ کاری نمی توان کرد. مدت درمان معمولا یک دوره طولانی گاها چند ساله است و در طی این دوره نیاز به مراجعات مکرر و پی در پی به طبیب معالج هست . این خود عامل دیگری است که به شدت نیازمند درک و همکاری کامل والدین کودک است .

بیماریابی :
بدیهی است که طفل شیرخوار از علامت خاصی از قبیل دید کم یا دوبینی شکایت نمی کند و در ظاهر بدون علامت جلوه می کند . به این دلیل بیماری یابی یا معاینه غربالی (Screening) برای تمام بچه ها توصیه می شود که از دوره نوزادی شروع شده و تا سالهای نخست دوره دبستان ادامه یابد . بیماریابی زودرس یک عامل مهم و حساس است چون همانطور که گفته شد فقدان دیدناشی از اًمبلیوپی در صورت تشخیص و درمان سریع امکان بهبودی بیشتری دارد ، وجوان هجده ساله ای که موقع معاینه چشم برای امتحان رانندگی تنبلی چشم او کشف شود هیچ شانسی برای درمان ندارد .

بیماریابی (یا معاینه به روش غربالی ) به معنی یک معاینه ساده و سریع است که در تعداد زیادی افراد به ظاهر سالم در زمان نسبتا کوتاه انجام شود و در بین اًنها علیرغم این که از عارضه خاصی شکایت ندارند موارد مشکوک کشف شده و برای معاینه کامل تر و دقیق تر به مراکز درمانی تخصصی تر ارجاع شوند . متخصصین اطفال ،پزشکان عمومی و یا تکنسین های بهداشتی در مراکز واکسیناسیون و کلینیک های بهداشتی مادر وکودک وقتی که کودک به هر دلیل دیگری اًورده شده است می توانند با انجام تست های ساده ای از شیرخواران و اطفال بیماریابی بعمل اًورند . معاینه غربالی در گروه خاصی از اطفال ضروری تر است که به اصطلاح اًنها را افراد با ریسک بالا یا در معرض خطر می نامند و شامل بیمارانی است که به طور نارس و یا با وزن کم بدنیا اًمده اند ، نوزادانی که در حین زایمان دچار صدماتی شده اند، بیمارانی که عوارض مغزی – عصبی یا تاخیر رشد عصبی دارند ، و بیمارانی که در خویشاوندان همخون اًنها موردی از اًمبلیوپی یا لوچی تشخیص داده شده و یا ویژگی های ریسک بالا را دارند بایستی برای ارزیابی چشمی جامع تر به متخصص چشم ارجاع شوند (یا خود والدین مراجعه کنند)
درمان معمولا تحت نظر پزشک متخصص چشم انجام می گیرد و این کار باید هرچه زودتر شروع شود. تاکید می شود که سیر درمان یک دوره طولانی چند ساله است و والدین طفل بایستی استقامت ، پشتکار و حوصله لازم را در طی این دوره داشته باشند و از رفت واًمدها و سایر مسایل جنبی خسته نشوند . راهی جز این وجود ندارد و زمان کودکی تنها زمان دست یابی به درمان است ودر صورت از دست دادن اًن ، این فرصت برای همیشه از دست فرزند شما رفته است .

تا به امروز موثرترین روش درمانی“ بستن کامل چشم سالم“ و محرومیت موقت این چشم از بینایی است تا چشم تنبل فعالیت عصبی بیشتر و تمام عیارتری داشته باشد. البته رفع هرگونه عیب انکساری خفیف یا شدید ، معمولا به کمک عینک ، گام اول درمان است و استفاده از عینک در طفل هیچگونه محدودیت سنی خاصی ندارد . طول مدت بستن چشم در طی یک روز و ادامه اًن در طی هفته ها و ماهها تابع جداول خاصی است که در اًنها سن کودک و زمان شروع درمان عامل تعیین کننده اصلی است .
معمولا کودکان بالای یک سال یک دوره تمام وقت را شروع می کنند که زمان بسته بودن چشم سالم در طی روز شامل تمام روز ( به جز یک ساعت اول صبح پس از بیدار شدن و یک ساعت اًخرشب قبل از خواب ) است . طول دوره اًن نیز یک هفته به ازاء هر سال سن محاسبه می شود . مثلا در یک بچه دوساله به مدت دو هفته هر روز چشم سالم را می بندند ( به جز ساعت اول و اًخر روز) . پس از اًن معمولا مقدار ساعات بستن چشم سالم را در طول روز کاهش داده و به شکل پاره وقت در می اًورند . غالبا ضروری است این درمان حتی تا پایان ۹ سالگی ادامه داشته باشد تا چشم به حالت تثبیت شده برسد . در تمام طول درمان به خصوص در هفته های اول که برنامه بستن چشم به شکل تمام وقت است ضروری است معاینات با فواصل مشخص و با برنامه ای که توسط چشم پزشک تعیین می شود انجام گیرد که هم وضعیت پیشرفت بینایی در چشم تنبل ارزیابی شود و هم چشم سالم بسته شده کنترل شود که خود دچار تنبلی نشود . یک نکته مهم چگونگی برخورد با کودک در روزهای اول شروع درمان است که چشم بهتر او بسته می شود و عملا کودک با یک چشم کم بینا باقی می ماند و لذا در مقابل این اقدام درمانی واکنش نشان داده و سعی می کند پانسمان چشمی را بکند. بر والدین طفل است که حداکثر صبروحوصله و د رعین حال مقاومت در حفظ پانسمان را در روزهای اول به خرج دهند تا تدریجا کودک به وجود اًن عادت نماید . البته افزایش روزانه دید چشم ضعیف نیز به حل مسائل کمک خواهد کرد . گاهی ممکن است برای درهم شکستن مقاومت کودک از اقدامات کمکی مثل بستن اًتل (قطعه ای چوب یا خط کش چوبی باند پیچی شده) در ناحیه اًرنج ها استفاده کرد که کودک نتواند اًرنج هایش را خم کند و دستش را به چشمهایش برساند. غیر از روش بستن چشم قوی تر، روش های درمانی دیگری نیز وجود دارد که ممکن است در بعضی موارد خاص مفید تر باشد ولی عمومیت نداشته و در مجموع سرعت و عمق اثر روش فوق را ندارد.

ذکر چند نکته :

۱- در مواردی که اًمبلیوپی ناشی از ضعیفی چشم (عیب انکساری) است معمولا استعمال عینک مناسب همه کاری است که لازم می اًید ، به خصوص اگر تشخیص عیب در سنین پایین داده شده باشد ونمره عینک زیاد بالا نباشد. در غیر این صورت ممکن است یک دوره کوتاه مدت درمان با بستن چشم بهتر نیز لازم باشد.
۲- در مواردی که اًمبلیوپی ناشی از لوچی باشد قبل از هر گونه اقدام جراحی برای رفع لوچی ، ضروری است اًمبلیوپی مورد درمان قرار گیرد و پس از مساوی شدن دید چشم لوچ با دید چشم بهتر یا کامل شدن کیفیت نگاه دوختن اًن چشم (Fixation )، بایستی اقدام به جراحی نمود و چشم لوچ را در وضعیت صحیح قرار داد . در طی دوره درمان تنبلی چشم قبل از جراحی ، به مرحله ای می رسیم که هر یک از چشمها قابلیت نگاه دوختن و حفظ اًن را بدست می اًورند و زمانی که چشم تنبل نگاه می دوزد چشم سالم انحراف می یابد و با لعکس . یعنی این حالت متناوبا در هر دو چشم قابل تکرار است . ممکن است این تصور پیش بیاید که قبل از درمان فقط یک چشم چپ بوده ولی حالا که درمان تنبلی انجام شده چشم سالم هم دچار لوچی شده است . این تصور غلطی است که غالب والدین به اًن گرفتار می شوند . رسیدن چشم ها به این مرحله یک علامت خوب و دلیل موفقیت درمان تنبلی چشم است و جای هیچگونه نگرانی نیست . در این مرحله با یک عمل جراحی هر دو چشم در وضعیت صحیح قرار خواهند گرفت .

(به ندرت ممکن است عمل جراحی کوچکی بعد از عمل اولیه ضرورت یابد.)

۳- نظارت درمانی بر چشم ها بعد از عمل جراحی نیز بایستی ادامه یابد تا تنبلی عود نکند . البته فواصل معاینات در این دوره طولانی تر خواهد بود تا سرانجام کودک ۹ سالگی را تمام کند

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:07 PM
سوزش سر دل، فتق و بیماری برگشت محتویات معده به مری (ریفلاکس)


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=5106d9daf221a9ab5a9a9fd8773b6cbc

بیماری ریفلاکس زمانی اتفاق می افتد که اسفنکتر تحتانی مری به درستی بسته نمی شود و محتویات معده به مری سر ریز می شود یا ریفلاکس می کند. اسفنکتر تحتانی مری حلقه ای از عضلات در ته مری است که مانند دریچه ای بین مری و معده عمل می نماید. مری غذا را از دهان به معده حمل می کند.

زمانی که اسید معده سر ریز شده با آستر مری تماس پیدا می کند باعث احساس سوختن در سینه و گلو به نام سوزش سردل می شود. این مایع حتی ممکن است در عقب دهان حس شود و به آن سوءهاضمه اسید گفته
می شود. سوزش سر دل گاهگاهی شایع است ولی لزوماً به علت بیماری ریفلاکس نیست. سوزش سر دلی که بیش از دو بار در هفته اتفاق بیفتد می تواند مطرح کننده بیماری ریفلاکس باشد و در نهایت می تواند به مشکلات سلامتی جدی تری منتهی شود.
هر کسی منجمله شیرخواران، کودکان و زنان حامله می توند بیماری ریفلاکس داشته باشد.
نشانه های ریفلاکس چه هستند؟
نشانه اصلی سوزش سر دل و سوء هاضمه اسید دائمی است.برخی افراد ریفلاکس بدون سوزش سر دل دارند. در عوض آنها درد در قفسه سینه، خشونت صدا یا مشکلات بلع را تجربه می کنند. ممکن است احساس گیر کردن غذا در گلو داشته باشید مانند اینکه گلویتان مسدود شده. بیماری ریفلاکس می تواند باعث سرفه خشک یا تنفس ناجور هم بشود.

ریفلاکس در بچه ها
مطالعات نشان می دهد که ریفلاکس شایع است و می تواند در کودکان و شیرخواران نادیده گرفته شود. این مسئله می تواند باعث استفراغهای مکرر، سرفه و سایر مشکلات تنفسی شود. دستگاه گوارشی نابالغ کودکان معمولاً مقصر است و بچه ها در زمانی که یکساله می شوند مشکلشان بر طرف می گردد. اگر این مشکل مرتب اتفاق می افتد و باعث ناراحتی می شود آن را با پزشک کودکتان در میان بگذارید. پزشک ممکن است راهکارهای ساده ای را برای پیشگیری از ریفلاکس مانند گرفتن آروغ شیرخوار چندین بار حین شیر خوردن یا نگه داشتن شیرخواردر حالت ایستاده به مدت ۳۰ دقیقه توصیه کند.
اگر کودک شما بزرگتر است پزشک ممکن است پرهیز از موارد زیر را توصیه نماید.
- نوشابه ای دارای کافئین
- شکلات و نعنا
- غذاهای چاشنی دار و معطر مانند پیتزا
- غذاهای اسیدی مانند پرتقال و گوجه فرنگی
- غذاهای چرب و سرخ شده
پرهیز از غذا خوردن دو تا ۳ ساعت قبل از خواب نیز می تواند کمک کننده باشد. پزشک ممکن است پیشنهاد کند که کودک در حالیکه سرش بلند شده است بخوابد. اگر این اقدامات کارگرنباشند، پزشک ممکن است توصیه به تجویز دارو برای کودک شما کند و در موارد نادر کودک ممکن است نیاز به جراحی داشته باشد.
چه عاملی باعث ریفلاکس می شود؟ هیچکس نمی داند که چرا افراد به ریفلاکس مبتلا می شوند. یک فتق ممکن است همکاری کننده باشد. فتق زمانی اتفاق می افتد که قسمت فوقانی معده ازدیافراگم یا میان پرده (دیواره ماهیچه ای که شکم را از قفسه سینه جدا می کند) بالا می زند. میان پرده ( دیافراگم) به اسفنکتر تحتانی مری کمک می کند که از بالا آمدن اسید به درون مری جلوگیری نماید. زمانی که فتق وجود دارد بالا آمدن اسید راحتتر اتفاق می افتد. فتق از این طریق می تواند باعث ایجاد ریفلاکس شود. فتق می تواند در هر سنی اتفاق بیفتد. بسیاری افراد سالم با لای ۵۰ سال یک فتق کوچک دارند.
سایر عوامل کمک کننده به ریفلاکس شامل موارد زیر است:
- استفاده از الکل
- اضافه وزن
- حاملگی
- سیگار کشیدن
بنابراین غذاهای خاصی می توانند با وقوع ریفلاکس مربط باشند شامل:
- میوه های سیترات دار
- شوکولات
- نوشابه های کافئین دار
- غذاهای ادویه دار
- غذاهای حاوی مقدار زیاد گوجه فرنگی مثل خوراک لوبیا، سس های گوجه و پیتزا
ریفلاکس چگونه درمان می شود؟
اگر سوزش سردل یا یکی دیگر از نشانه ها را برای مدتی دارید باید با یک پزشک مشورت کنید. ممکن است لازم باشد یک متخصص داخلی (پزشک متخصص بیماریهای داخلی) یا یک فوق تخصص گوارش (پزشک متخصص بیماریهای معده و روده) را ببینید. درمان بسته به شدت ریفلاکس شامل یک یا چند تغییرزیر در شیوه زندگی یا دارو یا جراحی است.
تغییرات شیوه زندگی:
- اگر سیگار می کشید، ترک کنید.
- الکل مصرف نکنید.
- در صورت نیاز وزن کم کنید.
- غذای کمی بخورید.
- لباسهای آزاد بپوشید.
- تا سه ساعت بعد از غذا از دراز کشیدن پرهیز کنید.
- به اندازه ۱۵ تا ۲۰ سانتی متر سر تخت خود را با گذاشتن قطعات چوب زیرپایه ها با لا ببرید. بالش اضافی به تنهایی کمک کننده نیست.
داروها
پزشک ممکن است توصیه به استفاده از داروهای ضد اسید یا استفاده از داروهای متوقف کننده تولید اسید یا داروهای کمک کننده به ماهیچه هایی که معده را تخلیه می کنند، نماید.
ضد اسیدها
داروهای ضد اسید معمولاً اولین داروهایی هستند که در بیماری ریفلاکس برای از بین بردن سوزش سر دل و سایر نشانه های خفیف ریفلاکس توصیه می شوند. بسیاری از انواع موجود در بازار ترکیبات متفاوتی از سه نمک را به عنوان پایه استفاده می کنند که عبارتند از: منیزیوم، کلسیم، و آلومینیوم با یونهای هیدروکسید یا بیکربنات. به هر حال ضد اسیدها عوارضی دارند. نمکهای منیزیوم می توانند منجر به اسهال شوند و نمکهای آلومینیوم منجر به یبوست می شوند. نمکهای آلومینیوم و منیزیوم غالباً در ترکیب با یک محصول دیگر برای متعادل کردن این اثرات استفاده می شوند.
ضد اسیدهای کربنات کلسیم هم می توانند به عنوان منبع مکمل کلسیم استفاده شوند. اینها نیز می توانند باعث یبوست شوند.
عوامل کف کننده. برای پوشش دادن محتویات معده شما برای پیشگیری از ریفلاکس استفاده می شوند. این داروها به افرادی که آسیبی در ناحیه مری خود ندارند کمک می کنند.
مسدود کننده های گیرنده اچ ۲ . این داروها بر تولید اسید اثر می گذارند. این داروها در مدت کوتاهی ایجاد راحتی می کنند ولی نباید به مدت طولانی تر از چند هفته استفاده شوند. این داروها در نیمی از افرادی که نشانه های ریفلاکس را دارند موثر هستند.
مهار کننده های تولید اسید. این داروها موثرتر از مسدود کننده های گیرنده اچ ۲ هستند و می توانند نشانه ها را تقریباً در تمام افرادی که ریفلاکس دارند مهار کنند.
گروه دیگری از داروها که پیش فعال هستند به ماهیچه های اسفنکتر قوت می بخشند و باعث می شوند معده سریعتر تخلیه شود.
از آنجا که داروها از طرق مختلفی اثر می کنند.ترکیب داروها می تواند به کنترل نشانه ها کمک نماید. افرادی که بعد از غذا خوردن دچار سوزش سر دل می شوند بهتر است ضد اسید و مسدود کننده گیرنده اچ ۲ استفاده کنندو ضد اسیدها در ابتدا به خنثی کردن اسید معده کمک می کند در حالیکه مسدود کننده گیرنده اچ ۲ بر تولید اسید اثر می گذارد. زمانی که ضد اسید کارش تمام می شود مسدود کننده گیرنده اچ۲ تولید اسید را متوقف می نماید. پزشک بهترین منبع اطلاعاتی برای نحوه استفاده از داروهای ریفلاکس است.
اگر نشانه ها پایدار بمانند چه؟
اگر سوزش سر دل با تغییرات شیوه زندگی بهبودی نیابد ممکن است نیاز به آزمایشات اضافی داشته باشید.
عکس رادیوگرافی بلع باریوم از اشعه X برای کمک به تشخیص ناهنجاری هایی مانند فتق و التهاب شدید مری استفاده می کند. در این آزمایش، محلولی را می خورید و سپس عکس اشعه X از شما گرفته می شود. گر چه باریک شدن مری که تنگی خوانده می شود، فتق و سایر مشکلات مشخص می گردند، آزردگی خفیف در این عکس مشخص نمی شود.
آندوسکوپی فوقانی دقیق تر ازرادیو گرافی بلع باریوم است و می تواند در بیمارستان یا مطب پزشک انجام شود. دکتر به گلوی شما اسپریی برای بی حس کردنتان می زند و سپس یک لوله پلاستیکی باریک را به نام آندوسکوپ از دهان شما به پایین می لغزاند. یک دوربین کوچک در آندوسکوپ به پزشک اجازه می دهد که سطح مری را ببیند و ناهنجاریها راجستجو کند.اگر نشانه های متوسط تا شدید داشته باشید و این روش آسیب به مری را نشان دهد معمولاً نیازی به آزمایش دیگری برای تأیید ریفلاکس نیست.
دکتر ممکن است از انبرکهای کوچکی در آندوسکوپ برای برداشتن قطعات کوچک بافت استفاده کند. نمونه مشاهده شده در زیر میکروسکوپ می تواند آسیب ایجاد شده به وسیله اسید را نشان دهد و سایر مشکلات را در صورتی که موجودات عفونی کننده یا اختلالات رشد وجود نداشته باشند رد نماید.
در آزمایش نظارت PH، پزشک یک لوله کوچک را در داخل مری به مدت ۲۴ ساعت قرار می دهد. این لوله زمانی که شما فعالیتهای روزمره خود را انجام می دهید، میزان و مقدار اسیدی را که به مری شما وارد می شود اندازه می گیرد. این آزمایش در افرادی که نشانه های ریفلاکس را دارند ولی آسیب مری ندارند مفید است. در ضمن این روش در تشخیص اینکه آیا نشانه های تنفسی مانند خس خس و سرفه به وسیله ریفلاکس ایجاد شده اند یا خیر کمک کننده می باشد.
جراحی
جراحی زمانی که دارو و تغییر شیوه زندگی موثر نیست انتخاب می شود. جراحی ممکن است یک جایگزین منطقی برای درمان های دارویی دائمی که بعضاً می توانند ناراحت کننده باشند، تلقی شود.
کاشت
اخیراً برای افرادی که از جراحی پرهیز می کنند راهی به نام ایمپلنت یا کاشت پیشنهاد شده است. انتریکس محلولی است که اسفنجی شکل می شود و اسفنکتر تحتانی مری را تقویت می کند تا اسید معده را از جریان یافتن به داخل مری نگهداری کند. این ماده در حین آندوسکوپی تزریق می شود. کاشت برای افرادی که ریفلاکس دارند و آنان که به مهار کننده های تولید اسید جواب می دهند مورد موافقت قرار گرفته است. اثرات طولانی مدت کاشت نا شناخته است.
عوارض طولانی مدت ریفلاکس چه هستند؟
گاهی ریفلاکس میتواند باعث بروز عوارض خطرناکی شود. التهاب مری از اسید معده باعث خونریزی یا زخم می شود. به علاوه، جوشگاههای ناشی از آسیب بافتی می تواند مری را تنگ کند و باعث مشکلات بلعی شود. برخی افراد دچار مری بارِت (به کسر «ر») می شوند که در آن شکل و رنگ سلولهای مری غیر طبیعی می شود و در طول زمان تبدیل به سرطان می گردد.
در ضمن، مطالعات نشان می دهند که آسم، سرفه مزمن، و تصلب ریه می تواند ناشی از ریفلاکس باشد یا به وسیله آن تشدید شود.

نکاتی برای به خاطر سپردن:
سوزش سر دل که سوءهاضمه اسید هم خوانده می شود، شایعترین نشانه ریفلاکس است. هر کسی که دو بار در هفته یا بیشتر دچار سوزش سر دل می شود ممکن است ریفلاکس داشته باشد.
ممکن است ریفلاکس داشته باشید اما سوزش سر دل نداشته باشید. نشانه ها ممکن است شامل صاف کردن زیاده از حد گلو، مشکلات بلع، احساس گیر کردن غذا در گلو، سوزش دهان یا درد در قفسه سینه باشد.
در کودکان و شیر خواران، ریفلاکس ممکن است باعث استفراغ مکرر، سرفه و سایر مشکلات تنفسی شود. در بیشتر نوزادان تا سال اول تولد نشانه های ریفلاکس از بین می رود.
اگر بیش از دو هفته نیاز به استفاده از ضد اسید داشته باشید باید به یک پزشک مراجعه کنید. بیشتر پزشکان می توانند ریفلاکس را درمان کنند همچنین ممکن است نیاز به مراجعه به یک متخصص داخلی داشته باشید (پزشکی که در طب داخلی تخصص دارد) یا یک فوق تخصص گوارش (پزشکی که بیماریهای معده و روده را درمان می کند)
پزشکان معمولاً تغییرات رژیم غذایی و شیوه زندگی را برای برطرف کردن سوزش سر دل توصیه می کنند. بسیاری افراد دچار ریفلاکس به دارو نیز احتیاج دارند. ضمناً جراحی نیز می تواند یک انتخاب باشد.

HAMEDZH2
Monday 16 November 2009-1, 02:08 PM
انژین صدری چیست و چگونه با آن برخورد کنیم


http://www.pezeshk.us/ads/adlog.php?bannerid=16&clientid=2&zoneid=1&source=&block=0&capping=0&cb=06d831f21adfcbb3728a365e113cc6eb

آنژین صدری علامت واضح بیماری قلبی است که همان درد قفسه سینه ناشی از بیماری عروق کرونر قلب است . این درد به علت کمبود اکسیزن قلب ایجادمی شود که میتواند به علت تنگی عروق کرونر یا اسپاسم این عروق ایجاد شود .آنژین صدری به صورت احساس فشار در قفسه سینه و درد با انتشار به گردن ،فک و بازوها ظاهر می شود.

انواع آنژین:
دو نوع آنژین وجود دارد:
۱) آنژین پایدار:
این درد معمولا در زمانی اتفاق می افتد که استرس روحی یا
استرس ورزشی وجود داشته باشد یعنی درد با استرس روحی یا ورزشی بوجودمی آید که با مصرف دارو یا قطع فعالیت و یا هردو بهبود می یابد.
۲) آنژین ناپایدار:
در اغلب اوقات درد ان قابل پیش بینی نیست و ممکن است
درحالت استراحت نیز رخ دهد و مدت زمان درد نیز طولانی تر از آنژین پایداراست و ممکن است با درمان دارویی نیز بهبود نیابد که در این صورت با پزشکتان تماس بگیرید یا به نزدیکترین اورزانس مراجعه کنید. درصورت عدم بهبود درد با استفاده از دارو فورا با پزشک تماس بگیرید یابهاورژانس مراجعه کنید.


حمله قلبی چیست؟
وقتی قسمتی از عضله قلب شما به دلیل فقدان اکسیژن از بین برود حمله قلبی رخ می دهد که بدون اکسیزن عضله قلب خواهد مرد.
تفاوت میان آنژین و حمله قلبی:
تفاوت اصلی بین حمله قلبی و آنژین این است که در حمله قلبی قسمتی از عضله قلبی واقعا می میرد ولی در آنژین عضله قلب نمی میرد با این وجود تشخیص قطعی حمله قلبی تنها بعد از انجام تستهای تشخیصی امکانپذیر است.
نکته:برای کمک به پزشک در تشخیص لازم است درد قفسه سینه خود را دقیقا توضیح دهید .


از خودتان این سوالات را بپرسید :
۱) درد را چگونه احساس می کنید ؟ تیز، مبهم، احساس سفتی ، سنگینی یا
فشرده شدن
۲) محل دقیق درد کجاست ؟
۳) آیا به جاهای دیگر مثل شانه، بازوها ،بین دو کتف، گلو یا فک نیز تیر می کشد ؟
۴) با چه فعالیتهایی درد شروع می شود ؟ مثل استرس و فعالیت
۵) درد چگونه فروکش میکند ؟مثلا با تغییر وضعیت یا با خوردن انتی اسید
۶) درد چه مدت طول می کشد؟
۷) چه موقع از روز این حمله ها بیشتر است؟
آیا درد با علائم دیگری مثل تنگی نفس ، تعریق یا بیحالی همراه است؟
۹) آیا الگوی درد با قبل تفاوت دارد؟
پزشک می خواهد تا حد لازم در مورد علائم و نشانه های شما بداند بنابر این از گفتن هر انچه که احساس میکنید پروا نکنید . به یاد داشته باشید هر چه پزشک مشکوک تر باشد تستهای بیشتری برای تشخیص قطعی نیاز است.


روش استفاده از قرص زیر زبانی:
- بیمار باید در هنگام درد قفسه سینه بنشیند و قرص زیر زبانی را در زیر زبان قرار دهد زیرا در وضعیت ایستاده باعث کاهش فشار خون می شود
- قرص باید به طور طبیعی حل شود و بلعیده نشود تا دارو به طور کامل حلشود . بیماری که دهانش خشک است قبل از مصرف قرص کمی آب بنوشد یا دهان خود را خیس کند و قبل از حل شدن قرص زبان خود را حرکت ندهد.
- در صورتی که پس از مصرف یک قرص درد کاهش نیافت میتوان به فاصله هر پنج دقیقه تا سه قرص استفاده کرد و در صورت عدم بهبودی فورا به نزدیکترین اورژانس مراجعه نماید .نکته:نباید بیشتر از سه قرص در مدت ۱۵ دقیقه استفاده کرد- همیشه قرصهای زیر زبانی همراه داشته باشید .
- قبل از حل شدن قرصهای زیر زبانی زبان را حرکت ندهد و آب دهان را فرونبرد . اگر درد بیمار شدید است قرصها را با دندان خرد کند تا جذب دهانی سریعتر شود.

- به محض اینکه درد کاملا تسکین یافت هر مقدار از قرص که در دهان مانده را بیرون بریزد و ۱۵ تا ۲۰ دقیقه جهت پیشگیری از سرگیجه یا غش استراحت کند ( مخصوصا اگر سردرد دارد)
- قرصهای زیر زبانی را میتوان جهت پیشگیری از دردهای آنژینی ۵ تا ۱۰
دقیقه قبل از انجام فعالیتهای سنگین بدنی مثل فعالیت جنسی یا بالا رفتن ازپله
استفاده کرد . اثر دارو به مدت ۳۰ تا ۶۰ دقیقه ادامه می یابد .

- باید در صورت افزایش درد ، تکرار درد، افزایش مدت درد یا شدت درد به اورژانس مراجعه کرد.
- عوارض این قرصها شامل :
گرگرفتگی ، سردرد ، کاهش فشار خون، طپش قلب ، احساس پری سر
- باید از فاسد نبودن دارو مطمئن باشید در صورتی که احساس سوزش روی زبان ویا سردرد دارید قرصهای نیتروگلیسیرین سالم هستند برای بر طرف شدن سردرد میتوان از قرص استامینوفن استفاده کرد .
- قرصهای نیتروگلیسیرین در اثر گرما ، رطوبت، هوا، نور و باگذشت زمان اثر دارویی خود را از دست می دهند پس هر شش ماه یکبار باید این قرصها راتجدید کرد و این دارو باید در ظروف شیشه ای دربسته و تیره رنگ نگهداری شوند.
- نباید مصرف داروهای قلبی مخصوصا ترکیبات نیترات را به طور ناگهانی قطع کرد.
استفاده از نوع اسپری دارو:
- ظرف اسپری را تکان ندهید و روی زبان یا زیر ز