توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گوناگون موسیقی
Bauokstoney
Tuesday 29 December 2009-1, 10:38 PM
فیزیك موسیقی
هنر - موسیقی
صوت موسیقی یا نت ، صوتی است كه از ارتفاعهای منظم تشكیل شده است و اثر خوشایندی بر گوش انسان دارد.
صوتی را كه میشنویم به خصوصیتهای گوش و ساز و كار شنوایی و نیز ویژگیهای فیزیكی صوت بستگی داد. صوتی را كه انسان با دستگاه شنوایی خود درك میكند، بر حسب سه مشخصه بلندی ، ارتفاع و طنین بیان میكنند.
تار مرتعش
هنگامی كه یك تار را مرتعش میكنیم، تنها هماهنگ اول آن ایجاد نمیشود. بلكه هماهنگهای دیگر آن نیز بوجود میآیند. از برهمنهش این هماهنگها یك موج مركب ایجاد میشود. آنچه ما پس از مرتعش كردن یك تار میشنویم، از این موج مركب ایجاد میشود. اگر موج صوتی حاصل از پیانو و ویولون را با هم مقایسه كنیم و در هر دو مورد فركانس صوت اصلی 440 باشد، تعداد و دامنه هماهنگهایی كه در ساختن این موج مركب سهیم هستند، متفاوت خواهد بود. در نتیجه اگر شكل موج مركب حاصل را رسم كنیم باهم فرق خواهند داشت.
مشخصههای صوت
طنین
طنین صوت به شكل موج مركب بستگی دارد. یعنی طنین به نوع ، تعداد و دامنههای هماهنگهایی كه ایجاد شدهاند، وابسته است.
ارتفاع
ارتفاع صوت با فركانس موج اصلی كه موج مركب از آن ساخته میشود، تعیین میشود.
بلندی
بلندی صوت به شدت صوت و خصوصیتهای شنونده بستگی داد.
توصیف صوت موسیقی
فاصله موسیقی
نسبت فركانس دو نت را فاصله موسیقی مینامند. تجربه نشان داده است كه هر فاصلهای برای انسان خوشایند نیست. به همین خاطر صوت موسیقی از سایر اصوات متمایز میگردد. لازم به ذكر است كه این احساس خوشایند نسبت به صوت موسیقی فقط مختص انسان نیست، بلكه سایر موجودات زنده نیز نسبت به آن حساسیت نشان میدهند. بگونهای كه اثرات صوت موسیقی بر اعمال موجودات زنده در بسیاری از مسائل تجربی مشاهده شده است.
گام موسیقی
گام موسیقی مجموعهای از چند نت است كه فاصله آنها برای گوش خوشایند است. گامهای متفاوتی در موسیقی وجود دارد.
- گام طبیعی :
گام طبیعی از هشت نت do2 , re , mi , fa , sol , la , si , do2 تشكیل شده است كه فاصله آنها از یك نت مبنا (do2) كه كمترین فركانس را دارد به صورت زیر است.
1. (Si) نسبت به (do1) مثل 15 به 18 است.
2. (la) نسبت به (do1) مثل 5 به 3 است.
3. (Sol) نسبت به (do1) مثل 3 به 2 است.
4. (fa) نسبت به (do1) مثل 4 به 3 است.
5. (mi) نسبت به (do1) مثل 5 به 4 است.
6. (re) نسبت به do1 مثل 5 به 4 است.
7. (do2) نسبت به (do1) برابر 2 است.
فركانس do2 دو برابر فركانس do1 است و اكتاو do1 نامیده میشود. اگر do2 را نت مبنا بگیریم، با رعایت فاصله فوق میتوانیم گام دوم را بسازیم. به همین ترتیب میتوان بر مبنای do3 كه اكتاو do2 است، گام سوم را ساخت و به همین ترتیب ادامه داد.
Bauokstoney
Tuesday 29 December 2009-1, 10:38 PM
آكوردئون را چه كسی اختراع كرد؟
هنر - موسیقی
آكوردئون یك آلت موسیقی است كه بر اصل دمه آهنگری و دمیدن هوا، ساخته شده است. صدا در اثر عبور با فشار هوا از زباله های فلزی كه روی دستگاه تعبیه شده اند به وجود می آید. رد پای پیشرفت و تكامل این وسیله موسیقی، شاید به سال های خیلی دوری باز می گردد.
زباله های فلزی كه قسمتی از این آلت موسیقی را تشكیل می دهند. برای اولین مرتبه به وسیله چینی های قدیم برای یك دستگاه موسیقی كه به چنگ معروف است، به كار برده شدند. بعداً در قرن شانزدهم فكر تعبیه قفسه های چوبی به آلتی كه بر اساس دم آهنگری ساخته می شد به وجود آمده و به این ترتیب آكوردئون اولیه پیدایش یافت.
بدیهی است كه در اثر باز و بسته شدن دمه كه موجب جریان هوا می شود، زباله های فلزی به ارتعاش در می ایند. به كلیدها یا دكمه های زبانه ها فشار آورده می شود و در نیتجه لرزش و نوسان، زبانه ها انواع آهنگ ها را در آكوردئون، به وجود می آوردند.
صفحه دكمه این آلت موسیقی، شبیه همان چیزی است كه در پیانو هم به كار رفته است و اختراعی است كه به قرن بیستم مربوط می شود. اولین آلت موسیقی كه می توان آن را جد آكوردئون فعلی دانست به وسیله شخصی اتریشی بنام دامیان در سال ۱۸۲۹ درست شد و به ثبت رسید.
آن طور كه معلوم است آكوردئون تا سال ۱۹۱۰ فقط در كشورهای اروپائی شهرت داشت و سپس با آمریكائی ها معروف گردید. این آلت موسیقی از آن تاریخ تا كنون به طرق زیادی تكامل یافته است و در سال ۱۹۳۷ برای اولین بار در یك اركستر سمفونیك مورد استفاده قرار گرفت.
پیانو آكوردئون دارای ۱۲۰ كلید باس در یك طرف بوده و ۴۱ دكمه سه تایی روی صفحه ای – از نوع پیانو – قرار دارد. برخلاف، دیگر وسایل موسیقی كه بر اثر كوشش یك یا چند نفره به وجود آمده اند، طبل از ابتدای زندگی بشر اولیه وجود داشته است.
انواع مختلف طبل به وسیله انسان های اولیه مورد استفاده قرار گرفته اند كه رد پای تاریخچه بعضی از انواع آنها حتی به زمان پیدایش كره زمین می رسد.
احتمالاً اولین بار از طبل به عنوان وسیله ای كه اهالی یك قبیله به هم خبر بدهند یا همدیگر را صدا بزنند استفاده شده است؛ یا این كه طبل زدن نوعی دادن علامت جنگ بوده است. تا این كه در همان زمان ها این وسیله كم كم به صورت یك وسیله موسیقی درآمد. چون انسان های وحشی در مبارزه با ارواح شیطانی آنرا به كار می بردند و طبل زدن برای آنها یك مفهوم مذهبی داشت. بنابراین در مراسم آنها شامل رقص و پایكوبی هم بوده و طبل یك وسیله پر اهمیت به شمار می رفته است. انسان های اولیه طبل هائی را كه با اَشكال مختلف ساخته شده بود به كار می بردند. مثلاً طبلی را كه از یك تنه تو خالی درخت درست شده بود و پوست حیوانات را روی آن كشیده بودند، به كار می بردند. یا طبل های خیزران كه از قسمت های خالی نی درست می شد و با چوب آن را می زدند. حتی بعضی ها هم بدن خود را محكم به زمین می كوفته اند، تا صدائی شبیه صدای طبل برخیزد!
استفاده از طبل در میان مردم مصر باستان خیلی مرسوم بوده است.
طبل مصری عبارت از طبل كوچكی بود كه با دست حمل می شد، عبری ها هم طبلی را به كار می برده اند كه قسمی از طنبور بود كه گاهی با دست، زده می شد و گاهی با چوب. چینی ها و ژاپنی ها هم از زمانه قدیم، صاحب این آلت موسیقی بوده اند.
سرخپوستان آمریكائی از طبل نه تنها برای فرستادن پیام یا در رقص و پایكوبی استفاده می كردند بلكه آن را برای پیش بینی هوا به كار می بردند؛ زیرا عقیده داشتند هر وقت بخواهد باران ببارد آن پوستی كه روی طبل كشیده شده است سفت خواهد شد. بنابراین این علامتی بود برای بارانی بودن هوا!
Bauokstoney
Tuesday 29 December 2009-1, 10:39 PM
آشنایی با ساز سه تار
موسيقي
شكل ظاهری آن مانند تار است، با این تفاوت كه شكم آن یك قسمتی، گلابی شكل و كوچك تر است، سطح رویی كاسه سه تار نیز چوبی است؛ سه تار امروزی چهار سیم دارد.
خرك سه تار كوتاهتر از خرك تار بوده، و دسته آن نیز از دسته تار نازكتر است، سه تار فاقد «جعبه گوشی» است و گوشی های چهارگانه آن، دو عدد در سطح جلویی انتهای دسته (سر ساز) و دو تای دیگر در سطح جانبی چپ (در هنگام نواختن در سطح بالایی) كار گذاشته شده اند.
تعداد دستان های سه تار در زمان حاضر، مانند تار ۲۸است.
وسعت ساز،ایضا مانند تار به قرار زیر است:
سه تار با ناخن انگشت اشاره (و گاه توام با ناخن انگشت وسطای) دست راست نواخته می شود. به عبارت دیگر «مضراب» سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است، و به همین دلیل و به علل اكوستیكی دیگر، صدای این ساز ضعیف بوده، برای تكنوازی در جلوی جمعیت، یا همنوازی در اركستر مناسب نیست.
چنین به نظر میرسد كه سه تار در قدیم، سازی محلی بوده و در آن زمان سه سیم داشته است (كه«سه تار» دلالت بر همین نكته میكند)، ولی بعدها شهری شده وسیمی بر آن افزوده اند.
Bauokstoney
Tuesday 29 December 2009-1, 10:39 PM
گذری بر موسیقی و سازهای ایرانی
موسيقی
در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و كرنا می پرداختند. در اوستا بخش یسناها آمده كه پزشكان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان می كردند.
در آن دوران سه نوع موسیقی آئینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بوده است، همچنین در جشن های طبیعت و روزهای تاریخی و ملی نواها و موسیقی ایرانی ویژه ای اجرا می شد. در دوران هخامنشیان سرودها و ترانه هایی به نام هوره در جنگ ها و جشن ها اجرا می كردند كه امروزه در ایلام و سرزمین های غرب ایران با همین نام رایج است.
در دوران ساسانیان به ویژه بهرام گور و خسرو پرویز موسیقیدان هایی زیرنظر وزیر دربار «خرم باش» كار می كردند. در جشن های بزرگ، این نوازندگان و خنیاگران نواها و آهنگ های گوناگون اجرا می كردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوری (خنیاگر) از هند برای شادی و پایكوبی مردم به ایران آورد.
نبد هیچ مانند بهرام گور به داد و بزرگی و فرهنگ و زور
مشهورترین موسیقیدان های این دوران باربد، سركش، رامتین، بامشاد، آفرین و نكیسای چنگ نواز بودند. باربد برای هر روز هفته نوایی ساخت كه به هفت خسروانی معروف است. همچنین برای هر روز ماه سی لحن یا سی دستان و برای ۳۶۰ روز سال غیر از پنجه دزدیده، ۳۶۰ آهنگ یا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران كه در ردیف موسیقی ایرانی است از ساخته های نكیسا است كه با چنگ نواخته است.
دستان دیگری به نام دستگاه راست است كه باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاه های هفتگانه موسیقی ایرانی است، همچنین باید به آهنگ ها و دستان نوروز بزرگ، آرایش خورشید، ماه بركوهان (ماه بالای كوهسار)، كین ایرج، سوگ سیاوش و گنج باد، گنج كاووس، تخت تاقدیس، فرخ روز، سوگ شیدیز و باغ شیرین اشاره كرد.
موسیقی ایرانی دارای هفت دستگاه به نام شور، ماهور، نوا، همایون، سه گاه، چهارگاه و راست پنجگاه است و آوازهای ایرانی دارای سه بخش: دستگاه، نغمه و گوشه است.
در ایران بعد از اسلام با اینكه موسیقی در اسلام نهی شده بود، با این حال دانشمندان اسلامی و موسیقیدانان بزرگ ایرانی درباره هنر موسیقی كتاب ها و نگارش هایی دارند.
▪ از آن جمله می توان به بزرگان موسیقی در دوره اسلامی اشاره كرد:
نشیط فارسی :
از پیشگامان و سازندگان موسیقی عربی در قرن اول هجری بوده است. (۸۰ هجری)
ابراهیم موصلی :
ـ ابراهیم موصلی (ارگانی) و پسرش اسحق موصلی متولد شهر ارگان فارس عودنواز بودند. ابراهیم شعر عرب را به آهنگ ایرانی آراست، گویند او نهصد نغمه موسیقی ساخته و پسرش نیز نوشته هایی در باب اصول موسیقی نگاشته كه امروزه چیزی در دست نیست. (۲۳۵- ۱۲۵ هجری)
زریاب :
یكی از موسیقیدان های ایرانی و شاگرد اسحق موصلی بوده و یكی از برجسته ترین خوانندگان و موسیقیدانان و نوازندگان عود در زمان هارون الرشید بود. یكی از آثار اوفی الاغانی است. (۲۴۶ هجری)
ابوالعباس سرخسی :
او یكی از نویسندگان ایرانی و از مردم سرخس بوده و درباره موسیقی دو كتاب از او باقی است. (كتاب الموسیقی الكبیر و كتاب الموسیقی الصغیر) (۲۸۶ هجری)
زكریای رازی :
ابوبكر زكریای رازی دانشمند بزرگ ایرانی كه در ری به تحصیل علوم گوناگون زمان خود می پرداخت و درباره موسیقی كتاب فی الجمل الموسیقی را نگاشته است. در جوانی نیز عود می نواخت. (۳۱۳هجری)
ابن خردادیه :
جغرافیدان ایرانی بوده و نیایش زرتشتی بوده اند و درباره موسیقی آثاری مانند آداب السماع، طبقات المغنین (درباره خوانندگان) و رساله ای درباره سازهای زمان ساسانی نوشته است. (۳۰۰ هجری)
ابونصر فارابی :
بزرگترین دانشمند قرن سوم و چهارم هجری است و در تمام علوم زمان خود استاد بود و او را معلم ثانی بعد از ارسطو می دانند. فارابی موسیقی را در بغداد آموخت و سماع طبیعی ارسطو را چهل بار خوانده است و سازی شبیه قانون نیز ساخته است و درباره موسیقی، آثارش عبارتند از: كتاب الموسیقی الكبیر- و المدخل الی صناعته الموسیقی و كتاب الموسیقی.
ابوعبدالله خوارزمی :
در اثرش مفاتیح العلوم از اصول موسیقی و ابزار و سازها سخن گفته است. (۳۷۰ هجری)
رودكی :
شاعر نامدار و موسیقیدان بزرگ ایرانی كه چنگ نیكو می نواخت. (۳۲۹ هجری)
ابوعلی سینا :
دانشمند برجسته ایرانی معروف به شیخ الرئیس در زمان سامانیان می زیسته. او در حدود ۱۰۰ كتاب در رساله نوشته است و در بخشی از موسیقی سخن گفته است و یكی از نوشته های او درباره موسیقی المدخل الی صناعته الموسیقی است.
صفی الدین ارموی :
یكی از دانشمندان بزرگ ایرانی است كه حدود سال ۶۱۳ هجری در ارومیه به دنیا آمد. عودنواز چیره دستی بود و آثارش در مورد موسیقی كتاب های الادوار و شرفیه درباره پرده بندی عود و گام های موسیقی است.
قطب الدین محمودشیرازی :
نویسنده كتاب دره التاج كه بخش بزرگی از آن درباره موسیقی است و در سال ۷۱۰ هجری درگذشت. رساله او در تاریخ موسیقی ارزش زیادی دارد.
الجرجانی :
شهرت جرجانی بیشتر در علوم ادبی و حكمت است و درباره موسیقی كتاب مقالید العلوم و دانش های دیگر سخن گفته است و در سال ۸۱۶ هجری درگذشت.
عبدالقادر مراغی :
نقاش و خوشنویس و عودنواز ماهری بوده است. از آثار او كتاب مقاصد الالحان و جامع الالحان درباره علم موسیقی است. (۸۳۸ هجری)
احمدالمسلم الموصلی :
یكی از موسیقیدان های ایرانی است كه كتاب درالنفی فی فن الموسیقی را درباره هنر موسیقی و موسیقی نظری نگاشته است. (۱۱۵۰ هجری)
برخی از سازهای ایرانی در دوره پیش از اسلام به سه دسته رده بندی شده اند:
▪ سازهای بادی مانند نی و سرنا و...
▪ سازهای كوبه ای (ضربه ای) مانند تنبك و...
▪ سازهای زهی مانند كمانچه و غچك و...
▪ ارغنون
بر وزن اندرون، سازی ایرانی است مشهور و بسیار قدیمی. گویند این سازایرانی را افلاطون وضع كرده است. در نوشته ها آمده ارغنون ساز و آواز هفتاد دختر خواننده و نوازنده است كه جملگی یك چیز را به یك بار و به یك آهنگ با هم بخوانند و بنوازند.
▪ بربط
سازی ایرانی است مرغابی شكل كه كاسه كوچك و دسته بلند دارد و عرب ها آن را گرفته، كاسه چوبی را بزرگ، دسته را كوچك و كوتاه كرده و آن را العود نام نهاده اند.
▪ بیشه
سازی ایرانی است بادی كه بیشتر شبانان از آن استفاده می كردند.
▪ توتك
بر وزن موشك ، سازی ایرانی است مانند نی كه چوپانان می نوازند.
▪ تنبور
بر وزن زنبور، ساز-ی ایرانی است مانند بربط. عرب ها به آن الطنبور می گویند.
▪ جلاجل
ساز-ی ایرانی است دف مانند همراه سنج و دایره.
▪ چغانه
بر وزن ترانه، ساز-ی ایرانی است كوبه ای شبیه قانون و برخی آن را همان قانون می دانند.
▪ چنگ
از سازهای ایرانی پیش از اسلام است كه در ادبیات فارسی و نقش های باستانی به چشم می خورد و در اروپا این ساز به هارپ معروف است.
▪ دنبره
سازی ایرانی است شبیه تنبور و معرب آن طنبوره است.
▪ دهل
سازی ایرانی است ضربه ای كه در زیر بغل گرفته می نوازند.
▪ رباب
سازی ایرانی است شبیه تنبور كه كاسه ای بزرگ و دسته كوتاهی دارد و روی كاسه پوست آهو می كشند.
▪ رود
نام سازی ایرانی است قدیمی كه در ادبیات فارسی همراه چنگ و رباب آمده است.
▪ زنگل
سازی است قدیمی كه دارای زنگوله ها و جلاجل هایی است.
▪ سرنای
سازی است بادی كه به آن نای رومی نیز گفته می شود.
▪ سنتور
سازی است خوش صدا كه بر صفحه چوبی آن ۹ تا ۱۲ خرك با سیم های زرد و سفید دیده می شود و با مضراب می نوازند.
▪ سه رود
سازی ایرانی است كه تركیب شده از سه ساز چنگ و رباب و بربط.
▪ شاخ و شانه
نام یك ساز ایرانی قدیمی است.
▪ شاشك
بر وزن ناوك، سازی است معروف كه به آن رباب نیز گویند.
▪ شاوغر
بر وزن گاوسر، سازی است بادی و نفیرش از كرنا كمتر است و به آن نای رومین نیز می گویند.
▪ شاه نای
كه مخفف آن شهنای است كه به سرنای رومی نیز معروف است.
▪ شش تا
نام سازی است كه به تنبور شش تار معروف است.
▪ شوشك
سازی است كه به آن رباب چهار رود نیز می گویند.
▪ شهرود
سازی است مانند موسیقار كه ایرانیان و رومیان در بزم و رزم نوازند.
▪ عجب رود
از سازهای بادی است و مانند نی می نوازند.
▪ عربانه
سازی ایرانی است شبیه دف و دایره و بعضی به آن دایره حلقه دار می گویند.
▪ عود
همان بربط ایرانی است كه عرب ها نام آن را العود نهاده اند.
▪ غیچك
نام سازی است معروف كه امروزه به آن كمانچه می گویند.
▪ قانون
نام ساز ایرانی بوده كه با دو حلقه یا زخمه با انگشتان می نوازند. امروزه به كشورهای عربی و تركیه راه پیدا كرده است. نوازندگان این ساز در دوران تیموریان و سلجوقیان و صفویه زیاد بوده اند كه می توان به حافظ قانونی، حافظ مضرابی و رحیم قانونی اشاره كرد كه نقش آنها در عالی قاپو اصفهان دیده می شود.
▪ موسیقار
سازی است كه از نی های بزرگ و كوچك به شكل مثلث به هم وصل است و دارای صدای جالبی است كه درویشان و شبانان می نوازند و نام پرنده ای نیز است.
▪ مولو
سازی است كه از شاخ آهو ساخته و دارای حلقه هایی نیز است.
▪ مهری
نوعی از ساز چنگ است و یكی از نام های چنگ است.
▪ نای مشك
نام سازی است بادی كه به آن نی انبان نیز می گویند.
▪ نی هفت بند و نی لبك
▪ نی هفت بند و نی لبك نیز از سازهای بادی ایرانی هستند.
Bauokstoney
Tuesday 29 December 2009-1, 10:40 PM
اپرا
Opera
موسيقی
در تاریخ اشتباهاتی رخ داده كه سرنوشت ملتها را تغییر داده است.اما خطاهایی هم وجود دارد كه باعث كشف و اختراعات بزرگ شده است مانند اختراع پلیاتیلن و اختراع كاغذ خشككن، كشف پنیسیلین و.... اپرا هم زاده یكی از آن اشتباهات تاریخی است.
اپرا (Opera ) جمع كلمه لاتینی اپوس (Opus) به معنای «اثر» است و به این تغییر باید اپرا را به طور تحتاللفظی به «آثار» ترجمه كرد. اما اپرا به صورت كلمه مفرد مونث از آغاز قرن ۱۷ میلادی به نمایشی گفته میشد كه به جای آواز خوانده شود و این اصطلاح تاكنون برای اینگونه نمایشهای آوازی از قرن ۱۴ میلادی به شیوه مادریگال و ویلانلا توسط خوانندگان دورهگرد (تروبادور Troubadour) اجرا میشد.
اما اپرای واقعی به همت دوتن از اشراف ایتالیا، كنت باردی و دوك مانتوا به وجود آمد. پیشروان اپرا وینچسو گالیله (۱۵۹۱-۱۵۲۰) (Vincenzo Galilei) پدر گالیله، فیزیكدان بزرگ، جولیو كاچینی (۱۶۱۸- ۱۵۵۰) (Giulio Caccini) و ژاكو پری Jacopo Peri) ۱۶۳۳- ۱۵۱۶) بودند. كاچینی و پری هر دو از خوانندگان معروف عصر خود بودند و آنها به دعوت گالیله در تصنیف اولین آثار اپرایی شركت كردند.
گالیله رسالهای در موسیقی به نام «مكالمه موسیقی قدیم و جدید» نوشته بود. او در آثار نمایشی یونان قدیم سه حماسه یافته بود كه به همراهی موسیقی اجرا میشد. از آنجا نتیجه گرفت كه تراژدیهای یونانی به صورت رسیتاتیف یعنی كلامی كه با موسیقی همراه میشود، خوانده میشده. این نظریه مورد توجه گروه نوازندگانی كه در دربار كنت باردی جمع شده بودند، قرار گرفت.
كنت باردی برای احیای شیوه قدیم یونان كه مورد توجه آن زمان بود موسیقیدانان را مامور كرد تا نمایشی همراه موسیقیDramma per Musica بسازند اما از آنجا كه این گروه سهنفری هیچگونه نمونهای از تئاترهای یونانی در دست نداشتند تصور كردند كه نمایشهای قدیم تماماً به آواز خوانده میشده است. در حالی كه آواز یا ساز یا گفتار دستهجمعی فقط به طور فرعی در تئاتر اجرا میشده و ربطی به مكالمه تئاتری نداشته است. به این جهت گروه مامور به خیال تقلید از درام یونانی، اپرا را به وجود آوردند.
نخست، پری به كمك رینو چینی شاعر، متن یك داستان قدیمی یونانی را به نام «دافنه» تهیه كرد و به موسیقی درآورد. این نمایش با استقبال زیاد مواجه شد طوری كه در سال ۱۶۰۰ به مناسبت ازدواج هانری چهارم و ماریا دی مدیچی اپرای دیگری به او سفارش داده شد. پری، داستان معروف «ارفه» را برای اپرای دوم خود انتخاب كرد كه بار دیگر به نام «نوریدیچه» در فلورانس به روی صحنه آمد. نوریدیچه اپرایی بود به شیوه رسیتاتیف كه در تمام مدت نمایش، لحن و بیان و مكالمه را از دست نمیداد.
دو سال بعد كاچینی درصدد برآمد همین داستان را به موسیقی درآورد. اگرچه كار او به مراتب ضعیفتر از پری بود اما برای نخستینبار «آریا» یعنی آواز اصلی اپرایی را در این نمایش به كار برد.با این حال هیچیك از این دو آهنگساز را موسس اپرا نمیدانند. كسی كه اپرا را به معنای واقعی بنیان گذاشت كلودیو مونتوردی (Claudio Monteverdi)، (۱۵۶۷ -۱۶۴۸) بود. مونتوردی در ابتدا با تصنیف قطعات كثیری به شكل مادریگال شهرت یافته بود. این شهرت باعث شد كه دوك وینچنتسو گنزاگا (Vincenzo Gonzaga) او را به سمت رئیس اركستر درباری برگزیند و به نوشتن یك اپرا تشویق كند.
اپرا از آغاز پیدایش، نمایش پرخرجی بود. فقط اشراف بزرگ و ثروتمند استطاعت سفارش چنین كار گرانبهایی را داشتند و به همین علت نیز اجرای یك اپرا در درجه اول، نماینده قدرت و ثروت و شخصیت فوقالعاده كسی بود كه آن را سفارش میداد. اگر خانواده مدیچی در فلورانس قدرت نمایش اپرا را داشتند برای خانواده گنزاگا در مانتورا نیز امكان داشت كه چنین نمایشی را در مانتوا به روی صحنه بیاورند.
به خصوص كه دوك گنزاگا خود را نمایش اپرایی نوریدیچه در شب عروسی ماریادی مدیچی حضور داشت و اهمیت اجرای این نمایش را درك كرده بود.مونتوردی سومین كسی بود كه داستان «ارفه و اوریدیس» را به موسیقی درآورد اما این بار اثر، آزمایشی و تجربی نبود. بلكه یك اپرای كامل بود كه به نام «ارفئو» روی صحنه آمد (۱۶۰۷). مونتوردی برای نوشتن این اپرا سالهای متمادی مطالعه كرد. در اپرای ارفئو تقریباً تمام اصول و قواعد اپرایی رعایت شده و از این حیث آن را اولین نمونه اپرای كلاسیك میدانند.
مقدمه اپرا با یك اورتور كه توسط اركستر نواخته میشود آغاز میگردد. علاوه بر خواننده تنها در مواردی نیز آواز دو نفری و سه نفری و دستهجمعی نیز وجود دارد. اركستری كه با خوانندگان همراهی میكرد در آن زمان اركستر بزرگی شمرده میشد و شامل سازهای متنوع زهی، بادی و ضربی بود. اركستر اپرای پری ۴ ساز داشت اما اركستر در اپرای مونتوردی به ۳۴ ساز رسید.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:04 PM
/جشنواره موسيقي فجر/
موسيقي نواحي در يك سالن اختصاصي اجرا ميشود
خبرگزاري فارس: در بيست و پنجمين جشنواره بينالمللي موسيقي فجر، بخش مسابقه و يك سالن مستقل براي موسيقي نواحي ايران اختصاص مييابد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از كميته روابط عمومي جشنواره، در جهت توجه ويژه دستاندركاران جشنواره بينالمللي موسيقي فجر به موسيقي نواحي و ارج نهادن به هنرمندان آن، در جشنواره امسال به همراه برگزاري بخش مسابقه در اين ژانر موسيقي، يك سالن موسيقي به صورت اختصاصي به برگزاري برنامه اين گروه اختصاص خواهد يافت.
بر اساس اين گزارش، در اين سالن همچنين بزرگان و اساتيد موسيقي نواحي نيز به اجراي برنامه خواهند پرداخت.همچنين سلسلهنشستهايي با محوريت موسيقي نواحي با حضور كارشناسان و پژوهشگران حوزه موسيقي و موسيقي نواحي در كنار اين برنامهها برگزار خواهد شد.
بيست و پنجمين جشنواره بينالمللي موسيقي فجر در اسفندماه سال جاري برگزار ميشود.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:04 PM
با گشايش نمايشگاه گروهي عكس؛
نگارخانه محسن رسولاف افتتاح شد
خبرگزاري فارس: پس از 500 روز از درگذشت عكاس و طراح جوان، محسن رسولاف، نگارخانه اي مدرن به نام اين هنرمند افتتاح شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، نگارخانه محسن در مساحت 220 متر مربع داراي200 متر مربع ديوار نمايشگاهي است كه به دو سالن بسته و يك سالن باز و اتاق ويژه ميكس مديا كه به قابليت هاي گوناگوني براي نمايش آثار هنري اعم از نقاشي ، عكس ، مجسمه، چيدمان ، ويدئو آرت و ديجيتال آرت مجهز است.
افتتاح اين نگارخانه مدرن با گشايش نمايشگاه گروهي عكس با عنوان «ديگري» همراه بود كه آثار 18 هنرمند را ارايه داده است.
در آغاز مراسم افتتاح نگارخانه محسن كه در آن بهمن فرمان آرا، محمود دولت آبادي، آيدين آغداشلو، جواد مجابي، فرح اصولي و مرتضي پورصمدي حاضر بودند، «احسان رسولاف» مدير اجرايي اين گالري در سخناني هدف از راه اندازي اين نهاد خصوصي حوزه هنرهاي تجسمي را ضمن زنده داشتن نام محسن، ارايه نگاه آوانگارد هنرمندان نوگرا و جسور، حمايت از هنر پيشرو و معاصر ايران و رونق بخشيدن به اقتصاد هنر اعلام نمود.
رسولاف گفت: نگارخانه محسن در طراحي و بهره مندي از تكنولوژي سعي كرده است مطابق معيارهاي بينالمللي احداث شود و ما اميدواريم با ارايه آثار هنري خلاقه و معرفي هنرمندان نوجو به استانداردهاي بينالمللي نزديك شويم.
در ادامه اين مراسم، آيدين آغداشلو هنرمند و هنرشناس برجسته در سخناني راهاندازي نگارخانه محسن را اتفاقي خيلي خيلي مهم و مبارك ارزيابي نمود و گفت: گالري داري در ايران شغل فرهنگي جواني ست . نخستين نگارخانه در ايران در سال 1328 توسط استاد جوادي پور تأسيس شد و از آن روز نگارخانه با فراز و فرود كاري قريب به 60 سال است، فعالند.
وي گفت : گالري داري با توجه به خصوصيات جامعه ما كاري بسيار دشوار و سخت است و براي نائل آمدن به يك گالري ممتاز به تعاملات گوناگوني نه تنها در عرصه هنر بلكه سياست ، اجتماع ، اقتصاد حتي بازارهاي جهاني دست يازيد.
آيدين آغداشلو با اشاره به تاسيس نگارخانه محسن گفت: اينگونه نام محسن عزيز ميماند و از اين پس در ذهن و خاطره اهالي هنر مانا جاودانه ميشود.
حميد سوري هنرشناس و محقق هنر سخنران ديگر مراسم افتتاحيه گالري محسن و نمايشگاه گروهي عكس ديگري بود.
سوري گفت : بعد از سالها كه هنر معاصر ايران پناهي جز موزه هنرهاي معاصر نداشت، اكنون نهاد خصوصي آمدهاند و هنر معاصر ايران را حمايت ميكنند. رويش اين نهادهاي خصوصي نظير گالري محسن كه مي خواهد فراتر از يك گالري حركت نمايد ميتواند اين اميد را نويد دهد كه حق هنر معاصر ايران ادا شود.
سوري با تجليل از نمايشگاه عكس «ديگري» و آثار برجسته ارايه شده در اين نمايشگاه از فلسفه و مباني مفهومي ديگري نيز، گفت: نمود در آثار هنرمندان جوان نمايشگاه ديگري به مخاطب اين ايده را تقديم ميكند كه ديگري را غيرخودي و دشمن ندانيم و بدانيم من و شما براي ماندن در اجتماع به ديگري و ديگران نياز مبرم داريم.
پيش از افتتاح نمايشگاه ديگري، علي اتحاد و مدير اين پروژه در سخناني با بسط تعريف عكس آن را يك رسانه خواند و توضيح داد مخاطبان در بازديد از نمايشگاه عكس «ديگري»، آثار ويدئو آرت، فتو اينستاليشن و... نيز خواهند ديد كه با توجه به خصلت ميان رسانهاي هر يك از آنها، آنها را عكس ميدانند هر يك از اين آثار متاثر از زندگي هنرمندان و ماحصل شرايط اجتماعي سياسي فرهنگي ست كه هنرمند با آن دست به گريبان است.
در نمايشگاه عكس «ديگري» كه به عنوان نخستين نمايشگاه در نگارخانه محسن داير شده، آثار 18 هنرمند را به معرض تماشا گذاشته شده است كه تا 30 دي داير خواهد بود. در اين نمايشگاه آثار ژينوس تقيزاده، بهرنگ صمد زادگان، سميرا عليخان زاده، سميرا اسكندرفر، نيما اسماعيل پور، نيكو ترخاني، سهراب مصطفوي كاشاني، بهنام كامراني، كتايون كرمي، باربد گلشيري، فريد امير علي قاسمي ، با بك كاظمي ، كاوه كاتب سمرقندي، احمد ذوالفقاريان، ملودي حسين زاده ، حامد صحيحي ، بهروز راعي و موسيقي جعفري ارايه شده است و علاقمندان ميتوانند همه روزه از آنها ديدن نمايند.
نگارخانه محسن در خيابان ظفر (وحيد دستگردي) ،خيابان ناجي، خيابان فروزان ، بلوار ميناي شرقي، شماره 42 واقع است.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:05 PM
در مركز موسيقي و سرود رسانه ملي؛
موسيقي زمستان و برف ساخته شد
خبرگزاري فارس: مركز موسيقي و سرود صدا و سيما سه نماهنگ تازه با موضوع فصل زمستان و برف توليد و آماده پخش كرده است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مركز موسيقي و سرود، نماهنگ «برف» به آهنگسازي و تنظيم فرهاد برنجان با صداي حامي شريف با شعري از ايرج قنبري و به اهتمام فرهاد فخربخش، «زمستان» به آهنگسازي و تنظيم محمدقليچخاني و اميرهوشنگ شاهرخي با صداي حميد غلامعلي با شعري از ايرج قنبري و به اهتمام هادي سركمري و «برف» به آهنگسازي و تنظيم حسين شريفي با صداي اميد حسيني با شعري از اسماعيل اميني و به اهتمام اميد حدادنسب به تازگي در مركز موسيقي و سرود رسانه ملي تهيه و توليد شده است.
اين آثار براي پخش در اختيار شبكههاي مختلف رسانه ملي قرار گرفته است.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:05 PM
محمد سرير در گفتوگو با فارس خبر داد:
نشست روز سهشنبه شوراي عالي خانه موسيقي، مختص اعضا است
خبرگزاري فارس: سرير از برگزاري نشست شوراي عالي خانه موسيقي در روز سه شنبه مختص اعضاي اين شورا خبر داد.
محمدسرير رئيس هيات مديره خانه موسيقي در گفت وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: نشست شوراي عالي خانه موسيقي سه شنبه بعدازظهر با حضور اعضاي اين شورا از جمله محمدرضا شجريان رئيس شورا، مصطفي كمال پورتراب، فرهاد فخرالديني، داود گنجهاي، هوشنگ ظريف، شاهين فرهت و بنده در موزه موسيقي برگزار ميشود.
وي ادامه داد: اين جلسه همانند ديگر جلسات تنها مختص اعضاي شوراي عالي خانه موسيقي است و شخص ديگري امكان حضور را ندارد.
سرير با اشاره به انعكاس مباحث مطرح شده در اين نشست گفت: پس از اتمام تمامي مسائل مطرح شده در شورا در اختيار رسانهها قرار خواهد گرفت.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:05 PM
آلبوم «طليعه دشتي» منتشر شد
خبرگزاري فارس: آلبوم موسيقي «طليعه دشتي» به خوانندگي حسين عليشاپور و آهنگسازي احسان عبايي از سوي موسسه فرهنگي هنري آواي مهرباني در بازار موسيقي منتشر شد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،در اين آلبوم كه توسط موسسه آواي مهرباني منتشر شده، پيشدرآمد طليعه، چهارمضراب دشتي، تصنيف عاشق مشو از ساختههاي محمود ذوالفنون و تنظيم رضا ثابت، جور گردون با شعري از موسي معروفي و رونق بستان با شعري از مولانا و ساخته احسان عبايي به چشم ميخورد.
در اين اثر همچنين ساز و آوازهايي با اشعار عارف قزويني و تكنوازي سهتار عبايي نيز اجرا شده است.
بنابراين گزارش، نوازندگاني چون احسان عبايي:سهتار، سهتار باس و تكنواز، نادر فولادينسب و سياوش كفاشي: سهتار، فرهاد ابراهيمخاني:ني، محمد باقر زينالي :كمانچه آلتو، احسان امامي:عود و مهدي رنگينكمان: تنبك در اين آلبوم حسين عليشاپور را همراهي كردهاند.
آلبوم «طليعه دشتي» به همت موسسه آواي مهرباني توليد و توسط موسسه آواي باربد در بازار موسيقي پخش شده است.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:06 PM
با موضوع گلزار شهدا در نگارخانه چليپا؛
نمايشگاه عكس «بوي بهشت» برگزار ميشود
خبرگزاري فارس: بوي بهشت عنوان نمايشگاهي است با موضوع مزار شهداي بهشت زهرا(س) كه از تاريخ 16 الي 30 دي ماه در نگارخانه چليپا برگزار خواهد شد.
به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي مركز فرهنگي ميثاق، نمايشگاه عكس «بوي بهشت» كه مشتمل بر 50 قطعه عكس رنگي در ابعاد 70در50 و 70 در 100 است، توسط مجيد كلهر و محمد بهمني، طي سالهاي 1383 الي 1387 به طور مستمر و در فصول مختلف سال عكاسي شده است، به مفاهيم و تنوع واقع در قابها و حجلههاي مزار شهداي دفاع مقدس و فرهنگ به كار رفته در گلزار شهداي بهشت زهرا(س) ميپردازد.
علاقهمندان جهت بازديد از اين نمايشگاه كه توسط مركز فرهنگي ميثاق و دفتر هنرهاي تجسمي پايداري برپا خواهد شد، ميتوانند از تاريخ 16 الي 30 دي ماه از ساعت 9 صبح الي 18 عصر به نگارخانه چليپا واقع در حوزه هنري، تقاطع حافظ و سميه مراجعه نمايند.
مراسم افتتاحيه روز چهارشنبه 16 دي ماه ساعت 16 برگزار خواهد شد.
مجيد كلهر و محمد بهمني، از عكاسان و مستندسازان عرصه هنر انقلاب اسلامي هستند كه سابقه انجام چندين پروژه عكاسي و ساخت آثار مستند و همچنين شركت در جشنوارههاي متعدد را در كارنامه خود به ثبت رساندهاند.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:07 PM
كنسرت صديق تعريف در كردستان عراق
خبرگزاري فارس: صديق تعريف خواننده موسيقي ايراني و مدرس آواز، بهار آينده در كردستان عراق كنسرت مي دهد.
به گزارش خبرگزاري فارس، صديق تعريف خواننده موسيقي ايراني و مدرس آواز، پس از سفري چند روزه به كردستان عراق، به ايران بازگشت.
او حدود 20 روز پيش بنا به دعوت رسمي همسر جلال طالباني رئيس جمهور عراق به اربيل سفر و با هنرمندان و اهالي فرهنگ كردستان عراق ملاقات كرد.
بنابراين گزارش، او در يك برنامه يك ساعته تلويزيوني در حوزه فرهنگ و هنر و موسيقي حضور يافت و پس از آن نيز در جمع دانشجويان دانشكده عالي موسيقي، سخنراني كرد.
تعريف، همچنين همراه با يك هيات فرهنگي از حلبچه نيز بازديد كرد. مطابق توافقات انجام شده، زمينه هاي برگزاري كنسرت صديق تعريف و گروهش در كردستان عراق فراهم شده است.
تعريف به احتمال بسيار زياد، بهار آينده دوباره به كردستان عراق سفر خواهد كرد تا در سالني با ظرفيت 1800 نفر، برنامهاش را اجرا كند.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:08 PM
سومين سوگواره پوسترهاي عاشورايي
خبرگزاري فارس: مجموعه پوسترهاي ارائه شده در سومين سوگواره عاشورايي منتشر شد.
در سومين سوگواره پوسترهاي عاشورايي بيش از 1800 اثر به دبيرخانه جشنواره ارسال شد كه هيات انتخاب از ميان اين پوسترها 110 اثر برگزيده را انتخاب كرد كه بهترينهاي اين پوسترها در كتاب حاضر جمع شدهاند.
دبير سومين سوگواره پوسترهاي عاشورايي در مقدمه كتاب نوشته است:
«در طول تاريخ هنر شيعي هنر عاشورايي به صورت هنري مستقل و با هويت يكي از زيباترين نمودهاي هنر اسلامي بوده است كه در فرهنگ مصور تشيع در قالبي نمادين با مفاهيمي عميق بيشترين بروز و ظهور را داشته است.»
انتشارات سوره مهر اين كتاب را در 104 صفحه با قيمت 6900 تومان منتشر كرده است.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:09 PM
پليس عراق آثار عتيقه قاچاق را توقيف كرد
خبرگزاري فارس: پليس عراق هفته گذشته اشيا عتيقه متعلق به تمدن سومريان را در چاله اي در شهر نصيريه كشف و ضبط كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اسوشيتد پرس، پليس عراق اين اشيا را كه شامل تنديسي سومري و ديگر عتيقه جات بودند در نصيريه توقيف كرد. اين اشيا براي قاچاق به خارج از عراق و فروش مخفي شده بودند.
39 شي عتيقه در چالهاي در نزديكي حرمي در شهر نصيريه كشف شدند كه شامل مجسمه و سفالهايي از تمدن سومر متعلق به چهار هزار سال پيش ميشوند و پليس عراق معتقد است كه اين اشيا براي قاچاق به كشورهاي همسايه پنهان شده بودند.
قانون عراق ميگويد كه تمامي آثار باستاني اين كشور كه بيش از 200 سال عمر داشته باشند بايد به دولت اين كشور تحويل داده شوند. همچنين عراق مملو از سايت هاي باستان شناسي است كه بسياري از آنها تا به حال محافظت نشدهاند.
در سال 2003 همزمان با ورود نيروهاي آمريكايي به اين كشور نزديك به 7 هزار شي از تمدنهاي بين النهرين، بابل و سومر به سرقت رفت كه هم اكنون تعداي كثيري از آنها جايشان در موزه تاريخ بغداد كه سال گذشته بازگشايي شد خالي است.اين امر انتقادهاي فراواني را به ارتش آمريكا براي عدم حفاظت از اشيا باستاني عراق وارد كرده است.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:09 PM
20 سال زندان براي فروش آثار جعلي پيكاسو
خبرگزاري فارس: مردي در آمريكا براي فروش آثار جعلي پيكاسو به 20 سال زندان محكوم شد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از آسوشيتدپرس، مردي 57 ساله از اهالي شيكاگو به جرم كلاهبرداري از 250نفر با هزينه بيش از يك ميليون دلار شده است. وي آثار جعلي پيكاسو و هنرمندان مطرح ديگر را به قيمت پوسترهاي نفيس ميفروخته است.
مايكل زربين آثار چاپ و كپي رايت شده پيكاسو و هنرمندان ديگر را به قيمتهاي هزار تا هزار و پانصد دلار از اسپانيا و ايتاليا ميخريده است و آنها را براي چندين بار در سايت اي بي به همان قيمت به فروش ميرسانيده است.
وي به اتهام فروش آثار قلابي و جعلي پيكاسو، ليختنشتاين، مارك شاگال، خوان ميرو و سالوادر دالي در آمريكا به 20 سال زندان و پرداخت جريمه 250 هزار دلاري محكوم شده است.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:09 PM
در گفتوگو با فارس عنوان شد:
نوحههاي 7 دستگاه منتشر ميشود
خبرگزاري فارس: عليرضا اميني پژوهشگر موسيقي نوحههاي 7 دستگاه را در قالب يك آلبوم منتشر ميكند.
عليرضا اميني پژوهشگر و تهيه كننده موسيقي در راديو در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: براي اولين بار در يك پژوهشي با كمك آقاي رضواني پور نوحههاي هفت دستگاه را جمع آوري كردم كه هم اكنون در آستانه انتشار است.
وي ادامه داد: در سراسر ايران و در بين فرهنگهاي مختلف بين 800 - 700 فرم رايج نوحه داريم كه يكسري از آنها در اثر آسيبهاي محيطي، لهجهها و زندگي بومي داراي ريتمهاي بسيار استانداردي نيست اما بنا بر ضرورتهاي آن منطقه رواج پيدا كرد.همچنين يك تعداد از آنها نيز در اثر مهاجرتها و آموزشهاي قومي بوجود آمدهاند.
اين تهيه كننده در خاتمه بيان داشت: در اين مجموعه سعي كرديم در قالب 7 دستگاه و 7 آواز حدود 100 نوحه از شايعترين ريتمها و فرمهاي نوحه در سراسر ايران را جاي دهيم و به عنوان يك مجموعه در اختيار رسانه قرار داديم.اين مجموعه با فرم ساختاري خودش هم قابليت پخش در رسانه و هم قابليت پژوهش را دارد و هم قابل استفاده براي جوانان علاقمند به هنر مداحي است چرا كه نوعي مكتب آموزشي به حساب ميآيد.
Bauokstoney
Saturday 9 January 2010-1, 10:11 PM
«شجريان» سازهاي ساغر، صراحي، بم صراحي و كرشمه را به صحنه ميآورد
خبرگزاري فارس: محمدرضا شجريان در كنسرتهاي خود با گروه شهناز در ايران و اروپا سازهاي جديد خود را با عنوان ساغر، صراحي، بم صراحي و كرشمه به صحنه ميآورد.
● گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در نشست مطبوعاتي كه صبح امروز با حضور محمدرضا شجريان، مجيد درخشاني، مزدا انصاري و محمدعلي رفيعي مدير برنامههاي شجريان برگزار شد، درخشاني در خصوص كنسرتهاي گروه شهناز در سال جديد گفت: طبق برنامهريزيهاي به عمل آمده امسال كنسرتهايي را در تهران و شهرهاي اروپايي خواهيم داشت كه البته با ورود چند ساز جديد از ساختههاي استاد شجريان اركستراسيون مقداري تغيير خواهد كرد.
وي با اشاره به برنامه اجرايي در اين كنسرتها، افزود: كنسرت ما در دو بخش خواهد بود به طوري كه در بخش اول قطعاتي را در بيات اصفهان بر اساس ساختههاي استاد شجريان و خودم اجرا خواهيم كرد البته شروع بخش اول با قطعه سازي «شكايت ني» از وزيري خواهد بود و به دنبال آن تصانيفي را اجرا خواهيم نمود.بخش دوم برنامه را نيز كه هم اكنون در حال تمرين هستيم با يك پيش درآمد آرام آغاز و آن را به ساقينامه وصل ميكنيم.
اين نوازنده تار با اشاره به تغيير مجموعه ساقينامه بيان داشت: اين بار با تنظيم جديد استاد شجريان ساقينامه را به شكل ديگر و در دستگاه سه گاه و تمامي گوشههاي آن اجرا خواهيم كرد و به دنبال آن يك چهارمضراب از ساختههاي من و چند تصنيف از ساختههاي خودم و شجريان را اجرا خواهيم كرد.
اين آهنگساز در خصوص حضور اركستر بزرگ شهناز در اروپا گفت: اين براي اولين بار است كه يك گروه به اين بزرگي از ايران در شهرهاي مختلف اروپايي كنسرتهايي را برگزار ميكند چرا كه برگزاري كنسرتهايي با اين حجم نوازنده غير ممكن است اما ما توانستيم غير ممكن را به ممكن تبديل كنيم.
*نواي ساغر، صراحي، بم صراحي و كرشمه در اروپا و تهران
----------------------------------------------------------------------------
شجريان با اشاره به حضور سازهاي جديد در كنسرتهاي آيندهاش گفت: در اين كنسرتها سازهاي جديدي چون صراحي، بم صراحي و ساغر را همراه با نوازندگان جديد در اركستر خواهيم داشت و سازهاي ديگري چون كرشمه را نيز معرفي خواهيم كرد.
اين خواننده با اشاره به سازهاي ابداعي جديدش افزود: بم صراحي را به جاي ويلنسل و ساغر را كه از خانواده تار است را به جاي بم تار در اركستر خواهيم داشت. كرشمه را نزديك خانواده عود ساختهام كه صدايي شبيه عود دارد.من همچنين سازي را با دو دف ساختهام به طوري كه هر دو طرف ساز دف است البته اين ساز هنوز تكميل نشده و من از حسين رضايينيا خواستهام تا با تمرين بر روي اين ساز بتواند صداهاي متفاوتي از آن توليد كند.
*طنين صداي شجريان از تهران تا اروپا
------------------------------------------------------
محمدعلي رفيعي مدير برنامههاي شجريان در خصوص زمان كنسرتهاي گروه شهناز گفت: تور اروپايي گروه شهناز از 5 تا25 سپتامبر مصادف با 14 شهريور تا 3 مهر در كلن، سوئد، زوريخ، پاريس، لندن و راديو فرانكفورت برگزار خواهد شد.همچنين از نيمه دوم تير ماه كنسرتهايي را در تهران خواهيم داشت و به دنبال اجراي استاد شجريان در شهرستانها ،ايشان كنسرتي را هم در شيراز برگزار خواهند كرد.
شجريان نيز در خصوص اجرا در شهرستانها بيان داشت: ما هميشه اجرا در شهرستانها را در برنامه كاري خود داشتهايم اما فراهم نشدن شرايط مناسب اين امكان را از ما سلب كرده است. ما هميشه به اين فكر هستيم كه در شهرهاي بزرگ برنامه داشته باشيم اما اغلب با بر خوردن به مشكلات بزرگ به برگزاري كنسرت در تهران بسنده ميكنيم.
وي ادامه داد: تاكنون قصد داريم در اصفهان و شيراز كنسرتي را برگزار كنيم كه البته تا زماني كه شرايط مناسب نباشد اين كار را انجام نخواهيم داد.
شجريان با اشاره به مكان مناسب براي اجراي كنسرتها گفت: متاسفانه ما مشكل سالن موسيقي را همچنان داريم چرا كه تالار وحدت مخصوص اپرا و نمايش است و مناسب موسيقي نيست، سالن وزارت كشور نيز كه اصلا استاندارد با فضاي موسيقايي نيست.از سوي ديگر نيز نميتوانيم در سالنهاي ورزشي كشور كنسرت برگزار كنيم چرا كه موسيقي شان و شرايطي دارد كه بايد فضاي لازم برايش فراهم شود.
*شجريان:در ساز سازي 80 درصد به نتيجه رسيدهام
-------------------------------------------------------------------
در ادامه اين نشست شجريان با اشاره به اهداف خود در ساخت سازهاي مختلف بيان داشت: ما در طول ساليان دراز سازهاي سنتي داشتهايم كه در ساختار آنها هيچ تغييري ندادهايم كه خود باعث شده اركسترهاي ما تنها يك صدا داشته باشند. اما به عقيده من ما نياز داريم رنگهاي زيادي را وارد اركستر نماييم.
وي ادامه داد: از آنجايي كه بخش بم اركسترهاي ما هميشه دچار مشكل هستند و من بيش از هر كس ديگري اين نياز را احساس كردهام از سالها پيش به فكر ساخت سازهايي بودهام كه پاسخگوي اين نياز باشند.
اين خواننده بيان داشت:به دنبال برطرف كردن اين نقطه ضعف و با مطالعهاي كه سالهاي زياد در سازهاي ايراني و خارجي داشتهام و با جستجو در سازفروشيهاي مختلف دنيا ،تحقيقاتم را آغاز و در اين دو- سه سال شروع به ساخت سازهايي براي اركستر كردهام كه خوشبختانه هم اكنون 80 درصد به نتيجه رسيدهام.
استاد آواز ايران در ادامه با تشويق سازسازان براي ساخت سازهاي متفاوت گفت: من ساخت ساز را شروع كردهام تا سازسازان نيز تشويق شوند كه با حفظ اصالتهاي خود، سنتهاي خود را بشكنند چرا كه به عقيده من بايد اصالتها را حفظ و سنتها را زير پا گذاشت تا در هر زمينهاي بتوانيم ابداعات جديدي انجام دهيم.
وي افزود: غرب هميشه به عنوان يك ميراث فرهنگي به ما نگاه كرده اما ما نميخواهيم اين كار را ادامه دهيم. البته آن چيزي كه به ما رسيده را حفظ ميكنيم اما براي حال و آينده هم بايد چيزهاي جديدي داشته باشيم و مطابق با جامعه خود و ديگر جوامع رشد كنيم.
*سازسازان بايد روي سازهاي جهان مطالعه كنند
---------------------------------------------------------------
در ادامه اين نشست شجريان با اشاره به صحبتهاي خود در خصوص سازهاي ابداعي در جشن خانه موسيقي گفت: در كنسرتي كه در جشن خانه موسيقي داشتم در معرفي سازهايم عنوان كردم كه خيلي از سازسازهاي ما آگاهي وسيع از اين فن ندارند و تنها در همان سازي كه ميسازند متخصص شدهاند. ما ضمن احترام به همه اين هنرها بايد يادآوري كنيم كه سازسازهاي ما مطالعي را نيز روي سازهاي جهان داشته باشند.به دنبال اين صحبت متاسفانه برخي از دوستان ناراحت شدند و حتي صحبتهايي را ناآگاهانه در اعتراض به اين جانب عنوان نمودهاند. وي ادامه داد: من از سازسازان ميخواهم در كنار كاري كه انجام ميدهند تحقيق و تجربياتي را در خصوص ساخت سازهاي ديگر داشته باشند. البته بعد از صحبتهاي بنده آقاي بوستاني تاري بدون كاسه ساختهاند كه قابليت اجراي همان ساز تار را دارد.
* آلبوم «آه باران» امروز منتشر شد
------------------------------------------------
به گزارش فارس،در ادامه اين نشست رفيعي از انتشار آلبوم «آه باران» با صداي شجريان خبر داد و سپس مزدا انصاري آهنگساز و تنظيم كننده اين آلبوم گفت: مراحل ساخت و تنظيم را از زمان فوت فريدون مشيري آغاز كردهايم و بعد از گذشت حدود 6 سال آن را امروز در بازار منتشر كردهايم.
وي ادامه داد: اين آلبوم در برگيرنده موسيقي گلهاست كه بر اساس اشعاري از فريدون مشيري، محجوبي، ياحقي شكل گرفتهاند.
اين آهنگساز بيان داشت: در بخش تكنوازيها نيز به دليل همخواني با فضاي موسيقي گلها از تكنوازي پيانو فخري ملك پور و تار فرهنگ شريف در اين آلبوم بهره برديم.
*شجريان: در صورت داشتن وقت با اركسترملي موسيقي گلها را ميخوانم
-------------------------------------------------------------------------------------------
شجريان در خصوص اجرا با اركستر ملي گفت: اين برنامه بستگي به وقت و زمان من دارد چرا كه من هم اكنون تمام وقتم را روي گروه شهناز گذاشتهام. يك مقدار زمان هم براي سازسازي دارم اما دلم ميخواهد در آينده اين كار را انجام دهم به طوري كه پيشنهاداتي را نيز در اين خصوص داشتهام.
وي درباره اجراي زنده برنامه گلها گفت: ما ميخواهيم در كنار موسيقي كه هم اكنون وجود دارد يادآوري نيز به موسيقي خوب و فاخر گلها داشته باشيم اما براي اجراي زنده چنين قطعاتي بايد برنامهريزي لازم را انجام دهيم.
*آموزش آواز شجريان از راه دور
---------------------------------------------
شجريان با اشاره به كلاسهاي آوازش گفت: كلاسهاي آواز من همچنان ادامه دارد و روند خوبي را طي ميكند به طوري كه با تمام گرفتاريهايم تشويق شدم اين كار را ادامه بدهم.همچنين طرحي را براي آموزش از راه دور دارم اما بايد وقت مناسب براي اين كار را پيدا كنم.
به گزارش فارس، در پايان اين نشست شجريان سازهاي جديد خود از جمله بم صراحي، كرشمه، ساغر و بم ساز را معرفي و هر كدام از نوازندگان اين سازها ،قطعاتي كوتاه را براي معرفي بيشتر آنها اجرا نمودند.
Bauokstoney
Tuesday 12 January 2010-1, 08:51 PM
ذهني: استفاده از موسيقي مقامي و مداحي در «هلال كاروان» ضرورت داشت
خبرگزاري فارس: سعيد ذهني گفت: با توجه به مضمون كار و از آنجايي كه موسيقي بسيار انتزاعي است، ما نياز به برخي توضيحات داشتيم و در اين كار به عنوان يك اتفاق موزيكال ضرورت وجود موسيقي مقامي و مداحي احساس ميشد.
سعيد ذهني آهنگساز سمفوني هلال كاروان در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس در خصوص اجراي اين اثر گفت: اجراي شب گذشته با دو سال پيش تفاوت بسيار داشت چرا كه ما در اين كنسرت كميت را از جهت كم كردن تعداد نوازندگان پايين آورديم، ولي كيفيت را از لحاظ اجرايي و نوازندگي بالاتر برديم، به طوري كه دو سال پيش حدود 110 نوازنده سمفوني را اجرا كردند و امسال نزديك 74 نفر. در واقع با سعي در انتخاب نوازندگان كيفيت اجرا را بيشتر كرديم.
وي با اشاره به ديگر تفاوت اين اجرا افزود: من در اجراي دوباره تغييري در پارتيتور ندادم و تنها بخش زهي كار را تقويت كردم كه اين خود به برجسته تر شدن ملودي كمك شاياني كرد.
اين آهنگساز در خصوص الزام حضور گروه نغمه سرايان در كنار اركستر، بيان داشت: من خيلي روي اين ايده كار كردم و هدفم نشان دادن خطوط آواز مقامي، مذهبي، سنتي و قرائت عربي در كنار 4 خط آوازي كلاسيك در اين اثر بوده كه اين خطوط آوازي كاملا در تابلوي 4 سمفوني به چشم ميخورد.
وي با اشاره به عدم همخواني اين گروه با اركستر، گفت: اگر شنونده ناهمخواني ، نامنظمي و كوك نبودن اين گروه را حس ميكند، كاملا درست است چرا كه طبيعت اين نوع آواز، چنين است و نبايد حضور اينها قرباني اين شود كه چرا كوك نيستيد و چرا مثل اركستر عمل نميكنند.
آهنگساز سمفوني «هلال كاروان» ادامه داد: به عقيده من با توجه به مضمون كار و از آنجايي كه موسيقي بسيار انتزاعي است ما نياز به برخي توضيحات داشتيم و در اين كار به عنوان يك اتفاق موزيكال ضرورت مداحي احساس ميشد.
ذهني در خصوص عدم بهرهگيري از خوانندگان پيشكسوت موسيقي مقامي در اين كار، بيان داشت: دو جريان مداحي در كشور وجود دارد يك جريان اصيل و قديمي كه داراي پشتوانه است و يكي جريان بازاري و مدرن كه من اصلا جريان جديد را نميپسندم چرا كه كاملا فاقد اصالت هستند. حاج محمد سراج ممكن است خواننده كوك نباشد اما داراي اصالتي زياد است چرا كه پدر ايشان بزرگ مداحان كل ايران است.
وي اظهار داشت: من براي راضي كردن حضور آقاي سراج در تركيب تلاش زياد كردم و شايد در اين كار از برخي مداحان خوش صدا استفاده نشده ولي هدف ما نشان دادن اصليترين شكل اين نوع موسيقي بود.
ذهني در خاتمه درباره نصب سيستم پيشرفته صوتي در تالار وحدت گفت: اين سيستم به نوعي تغيير در باندهاي سالن و نوع چيدمان ايجاده كرده كه به نظرم كاملا مشهود و تاثيرگذار است.
Bauokstoney
Tuesday 12 January 2010-1, 08:51 PM
با دكلمه صالح علاء؛
چكاوك «پيمان خازني» منتشر ميشود
خبرگزاري فارس: آلبوم موسيقي «چكاوك» به آهنگسازي پيمان خازني و خوانندگي محسن شاهرودي با دكلمه محمد صالح علاء به زودي در بازار موسيقي منتشر ميشود.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، اين اثر كه دومين آلبوم پيمان خازني در مقام آهنگسازي است در برگيرنده تصنيف آسماني با شعري از پروين فراهاني، دو نوازي تار و پيانو با دكلمه صالح علاء بر شعري از حافظ در مايه اصفهان، مقدمه دشتي، دو نوازي تار و پيانو با دكلمه صالح علاء بر روي شعر حافظ، تصنيف آتش دل با شعري از حافظ و بداهه نوازي ني در مايه دشتي، تصنيف جرعه جام با شعري از حافظ و تكنوازي ني در مايه اصفهان و قطعه بيكلام پيغام دل، تكنوازي سنتور و تصنيف پيغام دل با شعري از محسن شاهرودي در مايه دشتي است.
اين آلبوم كه شامل چهار برنامه است اولين مجموعه از سلسله آلبومهاي چكاوك است كه خازني قصد دارد در آينده آنها را به ترتيب در بازار منتشر كند.
بنابراين گزارش، در آلبوم شماره يك چكاوك نوازندگاني چون نويد مصطفيپور، پيمان گلمغاني و حسين شيخ بيگي: ويلن، فرشاد حسامي، حنيف فرهادي و پويان رمضاني: پيانو، پيمان خازني، تار، شاهد عليزاده: تار باس، سونيا نظامي: كمانچه، آوا رستميان: آلتو، الناز اعلايي: سنتور، آسانه برهان آزاد: عود، نيما جوزي و سعيد همتيان: ني، مهدي جهانگيري و شايان يزديزاده: تنبك و فرزاد جعفري: دف، محسن شاهرودي را به عنوان خواننده همراهي ميكنند.
چكاوك هم اكنون در مرحله انتشار و تكثير قرار دارد و به زودي در بازار موسيقي منتشر خواهد شد.
Bauokstoney
Tuesday 12 January 2010-1, 08:51 PM
در اولين شب سمفوني «هلال كاروان» نتها در سوگ عاشورا نواخته شدند
خبرگزاري فارس: اولين شب سمفوني «هلال كاروان» كه روايتگر واقعه عاشورا بود، شب گذشته با حضور ايمانيخوشخو معاون هنري وزير ارشاد برگزار شد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه با حضور محمد حسين ايمانيخوشخو معاون هنري وزير ارشاد، مهدي توسلي مدير موسسه فرهنگي هنري فدك، بابك رضايي مديرعامل انجمن موسيقي و اصغر اميرنيا مدير عامل بنياد رودكي برگزار شد، اركستر هلال كاروان به رهبري سعيد ذهني و خوانندگي علي مينو سپهر با تشويقهاي مردم كه صندليهاي تالار وحدت را پر كرده بودند، به روي صحنه آمدند و با نواي لبيك يكي از اعضاي نغمهسرايان عاشورايي و صداي زنگ كاروان كه به نوعي تصويرگر حركت قافله به سوي مدينه بود، قطعه قافله را اجرا كردند. در اين قطعه كه با قرائت آياتي از قرآن همراه بود، سازهاي اركستر حركت قافله امام حسين (ع) از مدينه به مكه و پس حركت كاروان امام به سوي كوفه را روايت ميكردند كه نكته قابل توجه در اين ميان اجراي نواي روح بخش آياتي از قرآن در فضاي موسيقايي بود كه اين خود بيانگر آسماني بودن اين نغمات است.
به گزارش فارس، قطعه حر با جلوههاي ويژه صوتي كه صداي آب را تداعي ميكرد و با تغيير نورپردازي سالن با حركت دست رهبر اركستر اجرا شد. اين قطعه در ابتدا مواجه قافله امام با لشگريان ابن زياد را نشان و سپس با نواي "اعوذ بالله من الكرب و البلا " كه توسط مؤذن گروه نغمهسرايان به زيبايي اجرا ميشد، ادامه يافت كه اين خود خبر رسيدن قافله به كربلا را ميداد.
در اين بخش كه خواننده و گروه كر نقش مهمي را ايفا ميكردند، پيوستن حر بن يزيد رياحي به ياران امام حسين(ع) به وضوح با نتهاي موسيقايي بيان شده بود در واقع سعيد ذهني تمامي اين وقايع را به گونهاي با زبان موسيقي بيان كرده بود كه مخاطبان خود را در صحراي كربلا حاضر ميديدند.
به گزارش فارس، عطش با تركيبي از نالههاي كودكان، لالايي مادرانه و شهادت حضرت علي اصغر (ع) ديگر قطعه اجرايي اين سمفوني بود كه در حين اجراي اركستر ، گروه كر دفتر موسيقي ارشاد، مينو سپهر خواننده و گروه نغمه سرايان با سردادن لالاييهايي، اين اتفاقات را روايت كردند كه البته گروه نغمهسرايان به هيچ عنوان با اركستر هماهنگ نبودند كه اين عدم هماهنگي در تمامي بخشها به چشم ميخورد، گويي اين گروه تنها براي خود و با بيتوجهي به روند موسيقايي براي خود ميخواندند.
اين گزارش ميافزايد: قطعه علمدار با نوحه خواني محمد سراج سرگروه نغمه سرايان آغاز و سپس سازهاي كوبهاي اركستر با اين گروه شروع به نواختن كردند. اين بخش كه روايتگر شهادت حضرت ابوالفضل(ع) و تقديم امان نامه دشمن به علمدار سپاه امام (ع) بود، توسط اركستر هلال كاروان به خوانندگي مينوسپهر به خوبي اجرا شد كه در اين بخش نيز تمام زيبايي كار با ناهماهنگي گروه نغمهسرايان به نوعي از بين رفت. چرا كه همان اشعاري كه نغمهسرايان ميخواندند، گروه كر دفتر موسيقي ارشاد به خوبي آنها اجرا ميكرد و در واقع موسيقي و اشعار به خوبي بيانگر واقعه عظيم عاشورا بود و عدم حضور نغمه سرايان نيز همين پيام را با زيبايي كامل ارائه ميداد اما گويي مسئولان و شايد آهنگساز اثر بدون در نظر گرفتن اين مسئله با اضافه كردن اين گروه به اركسترش قصد داشت مذهبي بودن كار را نشان دهد، در حالي كه نغمههاي زيباي اين آهنگساز، خود به خوبي اين هدف را محقق ميكرد.
سمفوني "هلال كاروان " با اجراي قطعه وداع كه تصويرگر شهادت امام حسين(ع) و وداع ايشان با حضرت زينب (س)بود، با نواي يا حسين اركستر، گروه كر و خواننده و در نهايت زنگ قافله به اتمام رسيد.
سمفوني هلال كاروان به همت موسسه فرهنگي هنري فدك و با حمايت بنياد فرهنگي هنري رودكي و معاونت هنري ارشاد تا 30 دي در تالار وحدت روي صحنه خواهد رفت.
Bauokstoney
Tuesday 12 January 2010-1, 08:52 PM
با سمفوني هلال كاروان؛
پيشرفتهترين سيستم صوتي تالار وحدت بهرهبرداري شد
خبرگزاري فارس: پيشرفتهترين سيستم صوتي تالار وحدت شب گذشته بدون برگزاري مراسم خاص در تالار وحدت به بهرهبرداري رسيد و اولين نواي موسيقي كه سمفوني هلال كاروان بود از اين سيستم پخش شد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، از سال گذشته بنياد فرهنگي هنري رودكي اقدام به خريد يكي از پيشرفتهترين سيستمهاي صوتي جهان (سيستم Line Array سري M'elodie شركت Meyer Sound) كرد كه به اين واسطه بتواند صداي كنسرتهايي كه در تنها سالن موسيقي ايران اجرا ميشود را تقويت كند.
اين سيستم كه همان زمان به دلايلي نصب نشده بود، با گذراندن زماني طولاني بالاخره توسط مسئولان اين فن در تالار وحدت نصب شد.
بنابراين گزارش، اين سيستم كه نوعي تحول در تالار وحدت 40 ساله است شب گذشته در سكوت كامل و بدون برگزاري مراسم خاص به بهرهبرداري رسيد و اولين نواي موسيقي كه سمفوني هلال كاروان بود از آن پخش شد.
Bauokstoney
Thursday 4 March 2010-1, 11:21 PM
با اجراي نيما مسيحا
جشنواره موسيقي فجر پايان يافت
بيستوپنجمين جشنواره موسيقي فجر در تهران شب گذشته (12 اسفندماه) با اجراي نيما مسيحا در مرکز همايشهاي برج ميلاد به کار خود پايان داد.
به گزارش ايسنا ، با نزديک شدن به روزهاي پاياني جشنواره، کمکم سالنهاي اجراي موسيقي پر شد و در دو سه روز آخر تقريبا سالنهاي اجراي کنسرتها پر بود.
نيما مسيحا شب پيش که شب ميلاد پيامبر اسلام (ص) بود، قطعهاي را با نام «وحدت» به پيامبر اسلام (ص) تقديم کرد.
وي سپس به ياد فرهاد مهراد قطعه «مرد تنها» را خواند و گفت: در 10سال فعاليتم در موسيقي و آواز، هميشه از صداي فرهاد حس ميگرفتم.
در ابتداي بخش نخست اين کنسرت، نيما مسيحا قطعات «دريغ»، «عاشقانه»، «سبد سبد»، «ماهي نقرهيي» و «غربت» را اجرا كرد.
مسيحا با بيان اينکه خود از خطهي آذربايجان ايران است، قطعهاي فولکور را به زبان آذري اجرا کرد. سپس از انتشار آلبوم جديدش در سال آينده خبر داد و اين بخش را با قطعهي «ستاره زد / ستاره زد / اما شبم روشن نشد / تنم به عريوني رسيد / خاک عزيز خونه رو سپردهام به دست باد / خاک غريب غربتم برام مثل وطن نشد» به پايان برد.
اين خوانندهي موسيقي پاپ کلاسيک بخش دوم اجرا را با قطعهاي از آلبوم جديدش که بهزودي به بازار ميآيد، اجرا کرد و گفت: اين قطعه توسط امير قباد آهنگسازي شده و پوريا صدري آن را تنظيم کرده و بابک صحرايي ترانهي آن را سروده است.
«اگه دستات پنجرههام رو سوزونده / اگه شوقي تو نگاه شب نمونده / اگه محکوم يه رؤياي دروغم / اگه آوارهي اين شهر شلوغم / نميتونم از چشماي تو جدا شم / نميتونم تو را دوست نداشته باشم»
در ادامه اين بخش، مسيحا قطعه مشهور «مهتاب، امشب دلم تنگه» را اجرا کرد و حاضران در اين اجرا او را همراهي کردند.
وي در ادامه ، ترانه تيتراژ سريال «دستهاي آلوده» را خواند و گفت: آغاز فعاليت هنري من در سال 1377 با اجراي اين ترانه با آهنگسازي بابک بيات بود.
مسيحا که در مقايسه با ديگر گروههاي پاپ شرکتکننده در جشنوارهي موسيقي فجر، بزرگترين گروه ارکستر را دارد، اعضاي گروهاش را يکبهيک معرفي کرد. در اين اجرا نوازندگان ويولون «علي جعفري پويان»، «مونيکا لران»، «بابک ايماني»، «امير عظيمي»، «سحر دادبين»، «حامد مختاري»، «تينا جامه گرمي»، «نيلوفر محبي»، «سارا بايرام زادگان»، «پيمان شامي»، «شهره مهرآبادي» و «روناک معماري» بودند. همچنين «سهراب برهمندي»، «رضا رحمتي»، «کاوه تسعيري» و «پژمان اختياري» ويولون آلتو ميزدند و «کريم قرباني»، «داوود منادي» و «آتنا مستعان اشتياقي» ويولون سل، «ناصر رحيمي» فلوت، «حسين ميرزايي» فرنچ هورن، «حسن فراهاني» و «اميد حاجيلي» ترمپت، «رضا تاجبخش» پيانو، «هومن غفاري» درامز، «همايون نصيري» پرکاشن، «آرش سعيدي» گيتار باس، «علي شکراني» ليد گيتار و «رضا لمعاني» گيتار آکوستيک نواختند. رهبر اين ارکستر هم «محمدرضا عقيلي» بود.
مهندس الی
Friday 5 March 2010-1, 06:22 PM
سلام . آهنگای از سالار عقیلی میخواستم.:icon_pf2 (10):
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:49 PM
پس از مدتها؛
سنگ قبر «پرويز مشكاتيان» بر مزارش جاي گرفت
خبرگزاري فارس: سنگ قبر «پرويز مشكاتيان» بعد از گذشت ماهها از درگذشت وي، بر روي مزارش نصب شد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، ماهها از درگذشت پرويز مشكاتيان نوازنده سنتور و آهنگساز ميگذرد اما به تازگي و طي هفته گذشته سنگ قبر بر مزارش جاي گرفته است.
مشكاتيان 30 شهريور در منزل خود دارفاني را وداع گفت. پيكر آن مرحوم بعد از انتقال به نيشابور در باغ عطار به خاك سپرده شد و هم اكنون با داشتن سنگ قبري در شأن آن هنرمند منتظر علاقمندانش است.
به گزارش فارس، عليرضا قدمياري مجسمهساز نيشابوري كه ساخت مجسمه مشكاتيان را بر عهده گرفته هم اكنون درحال انجام كار است كه با اتمام بر سر مزار اين هنرمند در باغ عطار نيز نصب ميشود.
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:50 PM
عيارسنجي بيستوپنجمين جشنواره موسيقي فجر/3
صهبايي: اركستر سمفونيك تهران وزنه جشنواره موسيقي فجر بود
خبرگزاري فارس: منوچهر صهبايي گفت: برنامههاي اركستر سمفونيك تهران در مقايسه با برنامههاي ديگر اركسترهاي كوچك حاضر در جشنواره، وزنه خاصي داشت در واقع تنها وزنه بزرگ جشنواره اركستر ما بود.
منوچهر صهبايي رهبر اركستر سمفونيك تهران درگفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: برگزاري جشنواره موسيقي و هر جشنواره فرهنگي و هنري يك كار مثبت است. به نظر من و با توجه به آنچه كه در جدول برنامه آمده بود، خيلي روي همه چيز فكر شده بود و با فكر همه كارها انجام شد.
وي ادامه داد: برنامههاي اركستر سمفونيك تهران در مقايسه با برنامههاي ديگر اركسترهاي كوچك حاضر در جشنواره وزنه خاصي داشت. در واقع تنها وزنه بزرگ جشنواره اركستر ما بود و البته مشكلات خودش را هم داشت. مشكلاتي از قبيل درست كردن جا روي صحنه، آماده كردن صحنه براي اركستر و وسايلي كه ما نياز داريم كه همگي كار ما را سخت ميكند.
رهبر اركستر سمفونيك تهران با اشاره به نگاه مسئولان و ارائه برخي تسهيلات بعد از اجراي موفق اركستر در اروپا بيان داشت: به اركستر به اندازه كافي رسيدگي ميشود. البته ما يك عده نوازنده استخدامي داريم كه بيمه هستند، حقوق ميگيرند و بعدها بازنشستگي خواهند داشت و اين خود كاري است كه مسئولان به خوبي انجام ميدهند. ما هم از نوازندهها ميخواهيم كارشان را خوب انجام دهند. اين هماهنگي از هر دو طرف باعث ميشود كه سطح كار اركستر بالا رود.
صهبايي در خاتمه خاطرنشان كرد: نظر مسئولان نسبت به كنسرتهايي كه ما در اروپا داشتيم، خيلي مثبت است و خيلي اركستر را تشويق كردند، حتي معاون هنري ارشاد به همراه ديگر مسئولان هنري به فرودگاه آمده بودند و از ما بسيار استقبال ميكردند. در حال حاضر هم هر زمان صحبتي ميشود، نسبت به اركستر خيلي مثبت فكر ميكنند و نگاهشان خيلي تشويقآميز است.
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:51 PM
سازهاي عاشيقي در ارسباران كوك ميشوند
خبرگزاري فارس: گروه موسيقي آذربايجاني همزمان با عيد نوروز در فرهنگسراي ارسباران برگزار مي شود.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه از 19 اسفند به مدت 3 روز برگزار ميشود گروه موسيقي آذربايجاني با سازهاي عاشيقي، تار، كمانچه، ناقارا و.... درسالن آمفي تئاتر فرهنگ سراي ارسباران به اجراي موسيقي آذري ميپردازند.
اين كنسرت به مناسبت فرا رسيدن عيد نوروز برگزار ميشود.
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:51 PM
انتشار آلبوم «همايون شجريان» از 20 اسفند
خبرگزاري فارس: آلبوم «آب،نان،آواز» با صداي «همايون شجريان» از بيستم اسفندماه سال جاري در بازار موسيقي منتشر ميشود.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين آلبوم كه به آهنگسازي علي قمصري است قطعاتي بر اساس اشعاري از مولانا، هاتف اصفهاني، شفيعي كدكني و علي غضنفري به چشم ميخورد.
در اين اثر نوازندگاني چون سهراب پورناظري: كمانچه، نگارخاركن:كمانچه آلتو، مصباح قمصري:بم كمان و سازهاي كوبهاي، نويد افقه:تنبك، پاشا هنجني:ني، گلناز خاشعي:دف، علي قمصري:تار و بم تار و عود و همكاري شروين مهاجر نوازنده كمانچه در مقدمه چهارگاه به اجرا پرداختهاند.
آلبوم «آب،نان،آواز» از بيستم اسفند توسط موسسه فرهنگي هنري دل آواز منتشر ميشود.
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:54 PM
از جلسه شوراي عالي خانه موسيقي تا فعاليت دوباره اركستر ملي
خبرگزاري فارس: چند تن از اعضاي شوراي عالي خانه موسيقي به همراه مشاوران هيئت مديره خانه با بررسي وضعيت فعلي اركستر موسيقي ملي در خصوص احيا و راهاندازي مجدد اين اركستر تشكيل جلسه داد.
به گزارش خبرگزاري فارس، در اين جلسه كه با حضور محمدرضا شجريان رئيس شوراي عالي خانه موسيقي، فرهاد فخرالديني، مهندس كاظمي، داود گنجهاي، محمد سرير و علي مرادخاني در محل موزه موسيقي تشكيل شد، ابتدا گزارشي از سابقه اجرايي و تعداد اعضا و وضعيت كلي اركستر ارائه شد و سپس موضوع امكان فعاليت اركستر ملي در چهارچوب بخش خصوصي و مرتبط با خانه موسيقي و يا ادامه حيات آن در وضعيت قبلي مورد بررسي قرار گرفت.
همچنين در خصوص محدود ساختن تعداد اعضاي اركستر پيشنهاد شد كه در كنار فعاليتهاي اركسترملي يك اركستر كوچك با 15 تا 25 نفر براي اجراي خارج از كشور نيز در نظر گرفته شود.
بنابراين گزارش، در اين نشست در مورد امكانات شهرداري و برنامههاي آنها جهت تشكيل يك اركستر با اين شكل نيز مطرح شد و همچنين پيشنهادهاي ديگري در زمينه ثبت شركت به صورت مستقل و زير نظر يك نهاد معتبر نيز مورد بررسي قرار گرفت.
يكي ديگر از پيشنهادهاي مطرح شده در اين جلسه گفتگو با مسئولان ارشاد بود تا امكان و خواست وزارت ارشاد براي احياي اركستر موسيقي ملي مشخص شده و ميزان تعامل با اين وزارتخانه نيز تعيين شود.
در پايان اين جلسه در خصوص منابع مالي و بودجه سالانه اركستر و همين طور تعداد اجراهاي اركستر برآوردهايي ارائه شد و نهايتا مقرر شد در جلسه آتي به صورت مشخصتر در اين زمينه تصميمگيري شود.
پس از اتمام اين جلسه آخرين جلسه شوراي عالي در سال جاري با حضور ديگر اعضا تشكيل شد.
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:54 PM
عيارسنجي بيستوپنجمين جشنواره موسيقي فجر/2
مهدوي: امكان ديدن اجراي گروههاي ايراني براي خارجيها ميسر نبود
خبرگزاري فارس: رضا مهدوي سرپرست گروه راوي با اشاره به اين كه صرفا با حضور چند كشور خارجي، جشنواره بينالمللي نميشود، گفت: متاسفانه امكان ديدن اجراهاي گروههاي ايراني براي خارجيها ميسر نبود كه ميبايست براي آن تدبيري ميانديشيدند.
رضا مهدوي سرپرست گروه موسيقي راوي كه در جشنواره بيست و پنجم به اجرا پرداخت، در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: جشنوارهها عموما هر ساله مثل هم هستند و تغييرات چنداني در آن ديده نميشود. ازآنجا كه تعريف درستي از جشنواره تا به حال رسما عنوان نشده، طبيعتا اين سردرگميها هر ساله با هر مديريتي همراه خواهد بود. بايد ديد اهداف و خواستهها و خروجيها چيست؟ اگر فقط بخواهيم جشنوارهاي در دهه فجر انقلاب اسلامي برگزار كنيم، پس اصولا نبايد بليت بفروشيم، اما اگر ميخواهيم جشنواره، نقطه عطف و سكوي پرش موسيقي و يا به عبارتي نماد سياستگذاري كلان موسيقي كشور در طول سال آينده باشد، كه در اين صورت ميبايست محتواي كيفي و نحوه گزينش و حتي دعوت از هيأت انتخاب را نهادينه و اصوليتر كنيم و اگر قرار است هر دوي اين موارد باشد، خبرگان موسيقايي كشور - چه پير و پيشكسوت و چه اصطلاحا جوان - كه استادان واقعي موسيقي تلقي ميشوند، انگيزهاي براي حضور خواهند داشت و ترجيح ميدهند در طول سال در هر كجاي ايران كه باشد اجراي برنامه داشته باشند.
وي ادامه داد: امسال انتخاب سنجيده موسيقي دانان نواحي و معلولان خوب بود. گروههاي سنتي حضور كم رنگي داشتند و به پاپ بيشتر پرداخته شده بود، آن هم بدون در نظر گرفتن حواشي و ملزومات اين گونه اجراها. درباره گروه "راوي " هم خوشبختانه به همان تعدادي كه در سالن حضور داشتند، مردم با تشويقهاي ممتد، من و گروهم را مصمم ساختند كه كارگروهي بداهه نوازي را با قوت بيشتر در سالهاي آينده ادامه دهيم.
اين نوازنده سنتور افزود: بنده در حقيقت توسط آقاي خبري در جشنواره تكنوازي و همنوازي كه در شيراز به طور مشترك برگزار كرديم، دعوت به جشنواره شدم و حتي دبير محترم اجرايي به من گفتند ميخواهيم در بخش اساتيد تالار وحدت براي شما برنامه بگذاريم كه بنده نپذيرفتم و حتي اجرا در تالار انديشه را كه يكي از بهترين تالارهاي شهر است، به دلايلي نپذيرفتم.
مهدوي در خصوص اصولي بودن قيمت بليتها بيان داشت: قيمتهاي بالا در همه شاخهها بيانگر نگاه لوكس و تشريفاتي بودن موسيقي را از نظر مسئولان ميرساند و من فكر ميكنم اين ارقام آگاهانه تعيين شده است چرا كه مسئولان تمايل دارند موسيقي را برج عاج نشين نشان دهند و بالطبع نظرات كميسيون محترم فرهنگي مجلس و آناني كه بودجههاي هنري را تنظيم و مصوب و ابلاغ ميكنند با اين نگاه، بودجه مستقل و مكفي براي موسيقي قائل نميشوند. چرا كه فكر ميكنند با همين تعداد اندك هنرمندان مشهور كه مردم بليتهاي گران آنها را ميخرند و سالنها پر ميشود، سيل عظيم جوانان و موسيقاييان كشور نيز همين استقبال شامل حالشان ميشود! كه همه ميدانند چنين نيست.
اين موسيقيدان كه خود از برنامه سازان راديويي است و برخي صداها را بعد از انقلاب در شبكههاي مختلف راديويي پخش كرده درباره چگونگي حضور بزرگان موسيقي در جشنواره گفت: بنده اعتقاد دارم عليرغم اين كه خيلي دير شده است همان طور كه در بخش نواحي دير شد و چند هنرمند بزرگ منطقهاي را در همين يكي دو هفته اخير از دست داديم. پس حداقل امسال از افرادي چون ايرج، گلپا، گلچين، سرهنگزاده و ديگران ميبايد در كنار بزرگان موسيقي نواحي در اختتاميه تجليل و دلجويي صورت ميپذيرفت. البته تجليل از استاد شهيدي حركت بسيار نيكويي بود ولي كيفيت برگزاري آن متاسفانه قليل و سرد بود!
وي ادامه داد: من در سال 1385 از آنتن راديو فرهنگ براي نخستين بار صداي ايرج وديگر چهرههاي موسيقي را تا مدتها پخش ميكردم و استقبال غيرقابل تصوري وجود داشت. اينان ذخاير موسيقايي كشور هستند كه داراي نبوغ، خلاقيت، و حس مردمي بودند و امروزه كمتر شاهد چنين مواردي در موسيقي هستيم.
اين پژوهشگر و مدرس دانشگاه درباره بينالمللي بودن و حضور بخش پاپ در جشنواره گفت: متاسفانه امكان ديدن اجراهاي گروههاي ايراني براي خارجيها ميسر نبود كه ميبايست براي آن تدبيري ميانديشيدند. من خود شاهد بودم كه بعضي از خارجيها به دنبال بليت براي برنامهها ميگشتند و علاقمند براي ديدن فرهنگهاي مختلف و وجوه اشتراك بودند.
سرپرست گروه راوي در ادامه اظهار داشت: اصولا بايد ببينيم هدف برگزار كنندگان از بخشهاي مختلف چيست چه نتيجهاي ميخواهند از آن حاصل كنند؟ بعضي از افراد و يا گروههاي خارجي مثل قوالان پاكستان ذاتا بينالمللي هستند و هر جشنوارهاي در هر كجاي دنيا با حضور اينان رنگ و معني مييابد. ما بايد بب?نيم در ايران چنين زمينهاي را دولتها براي افراد يا گروههاي مطرح موسيقايي فراهم كردهاند كه چنين توقعاتي را داشته باشيم؟
مهدوي افزود: همه گروهها به زور عاشقي در طول سال فعاليت ميكنند، پس نميتوان خروجي آنها را در جشنواره شاهد بود. به عقيده بنده صرفا با حضور چند كشور خارجي جشنواره بينالمللي نميشود اما بايد ديد آيا هدف مورد نظر با حضور آنها تأمين شده است يا خير؟ اتفاقا امسال بخش خارجي از آن جهت كه كشورهاي همسايه هستند به مراتب بهتر از كشورهاي اروپايي است. نميدانم چرا همه فكر ميكنند خارجيها فقط آمريكاييها و اروپاييها هستند كه نهايتا ميآيند موسيقي كليسايي خود را در بخش كلاسيك و يا مدرن ارائه ميدهند كه عامه مردم بهرهاي تا به حال نبردهاند. يا حتي حضور موسيقي پاپ كه اعتراض بسياري را برانگيخته و يكي از دلايل عدم حضور گروههاي مختلف و خوشنام سنتي و كلاسيك همين امر است. چرا كه پاپ عرصه ديگري را ميطلبد و ميبايست ملاك انتخابها هم بازتعريف شود و يا فكر اساسيتري كنند تا به شخصيت موسيقيدانهاي پاپ هم لطمهاي وارد نشود.
وي ادامه داد: در طول سال جشنوارههاي پاپ، جوان، نواحي، سنتي و غيره باشد و در نهايت جشنواره جشنوارهها در هر ژانري مستقل برگزار گردد و يا حداقل بخشهايي كه تشابهات آئيني، فرهنگي، ملي و هنري بيشتري با هم دارند يك جا برگزار شوند.
مدير وقت دانشكده موسيقي سوره كه حضور گروههاي دانشجويي و بخش پژوهش را در چند جشنواره گذشته فتح باب كرد خاطر نشان كرد: بخش پژوهش كه حتي مي بايست نام آن را تغيير دهند چند سالي است كه راه خود را بيراهه ميرود و به عبارتي حياط خلوت جشنواره است و بهتر آن كه حرفي نزنيم حداقل ميتوان به برنامههاي چندين سال گذشته پژوهشي حوزه هنري و يا برنامه هاي اخير فرهنگستان هنر عزيزانمان را ارجاع دهيم.
مهدوي در خاتمه خاطرنشان كرد: خيلي تلاش كردم كه گروههاي دانشجويي در اين جشنواره جدي تلقي شوند و با نام دانشگاه خود حضور يابند. اين امر در دنيا سابقه دارد و ميتواند تبعات بسيار خوبي را به ويژه كشور ما كه جايگاه موسيقي مخدوش است و آيندهاي براي فارغالتحصيلان آن متصور نيست زمينهساز باشد ولي گويا مسئولان در سالهاي بعد اين راه را ادامه ندادند و بنده هم ديگر در دانشگاه مسئوليت نداشتم كه پيگيري كنم.
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:55 PM
دوئت پيانو و آواز كلاسيك نابينايان در سالن رودكي
خبرگزاري فارس: دوئت پيانو و آواز كلاسيك توسط دو هنرمند نابيناي در سالن رودكي برگزار ميشود.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه 21 اسفند در سالن رودكي برگزار ميشود، محسن فتحي از شاگردان محمد نوري با آواز خود فراز خنافري نوازنده پيانو را در اجراي اين كنسرت همراهي مي كند.
در اين اجرا اين دو هنرمند نابينا آثاري از شوبرت، بيكسيو، توستي و نيز قطعاتي چون يادگار، سپيدار و رستاخيز،سوئيت براي پيانو، سونات براي پيانو در 3 موومان از دمينور و كنسرتو براي پيانو در 3 موومان از دمينور را اجرا خواهند كرد.
بنابراين گزارش، اين گروه در بخش معلولين بيست وپنجمين جشنواره موسيقي فجر نيز در سالن شهيد سليماني شركت كردند.
كنسرت دوئت پيانو و آواز كلاسيك جمعه 21 اسفند ساعت 18 برگزار ميشود.
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:56 PM
براي بانوان؛
كنسرت گروه پريشاد در فرهنگسراي نياوران
خبرگزاري فارس: گروه موسيقي پريشاد به سرپرستي و خوانندگي پريچهر خلوتي 20 و 21 اسفند ساعت 17 در سالن اصلي فرهنگسراي نياوران كنسرت موسيقي ايراني براي بانوان برپا مي كنند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي فرهنگسراي نياوران، در اين كنسرت گروه پريشاد متشكل از مينو قاسم پور (قانون)، نيوشا بريماني (كمانچه)، پديده احرارنژاد(تار)، نازنين پدرثاني(تنبك و دايره)، سارا مهرافشا (دف) و نازلي بخشايش(پيانو) در دو بخش به اجرا خواهند پرداخت.
گروه در بخش نخست قطعاتي چون نميشه غصه ما رو يه لحظه تنها بزاره در دستگاه ماهور، شنيده ام كه رفتي و رها در دستگاه چهارگاه و در بخش دوم گروه نوازي، خاطرات عمر رفته، ديگه عاشق شدن فايده نداره، من كه مجنون توام، كردي،انتظار از توكل و ...را اجرا و در بخش دوم شعر مرغ سحر و قطعه اي از سروده هاي پريچهر خلوتي دكلمه خواهد شد.
گروه موسيقي پريشاد بيش از ده سال است كه كار خود را آغاز نموده و كنسرت هاي متعددي را در داخل و خارج از كشور به روي صحنه برده است.
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:56 PM
شوشتري: الگوسازي براي جوانان وظيفه بزرگ فرهنگي است
بزرگداشت بيژن كامكار در ارسباران برگزار شد
خبرگزاري فارس: بزرگداشت بيژن كامكار نوازنده برجسته دف با سخنراني ناظري، شكارچي، پورناظري و ... در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين مراسم كه با حضور شهرام ناظري، خانواده كامكارها،مجيد درخشاني، جلال ذوالفنون،كيخسرو پورناظري، حسين يوسف زماني و تني چند از هنرمندان برگزار شد، ابتدا نماهنگي از زندگي هنري بيژن كامكار پخش شد و محمد جواد شوشتري مدير سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، گفت:برگزاري بزرگداشت و نكو داشت بزرگان و هنرمندان ايران از وظايف سازمان فرهنگي و هنري شهرداري است كه خوشبختانه همكاران من در گذشته اين كار را نيز انجام مي دادند.
وي ادامه داد: الگوسازي براي جوانان وظيفه بزرگ فرهنگي است كه در اين ميان موسيقي سنتي اهميت بسياري دارد چرا كه با اين هجمه موسيقي غرب در بين جوانها بايد به الگوسازي بيش اهميت بيشتري داد.
شوشتري با بيان اين كه دستگاهها و آلات موسيقي ايراني پاك و مقدس هستند، بيان داشت: در حال حاضر محصولاتي به دست جوانها ميرسد كه به هيچ عنوان مناسب حال آنها نيست و جز جسارت به مقدسات هيچ چيز ديگري ندارد كه به نظر من اين اتفاق نگران كننده است.
بعد از صحبتهاي شوشتري، كيخسرو پورناظري آهنگساز و سرپرست گروه موسيقي شمس با ابراز خرسندي از برگزاري اين مراسم گفت: صدا يكي از پنج نيروي هستي است كه وقتي آهنگين ميشود نغمه و نوا از آن سرچشمه ميگيرد و زماني كه صدا به كيفيت شنيداري تبديل مي شود اثري فرا بعدي را به وجود ميآورد، از همين رو موسيقي ايران همنوا و همآواز است و به قول استادم «دادبه» نوا آواي خداست كه مردم خدايان از طريق ساز و آواز اين صدا را به گوش مردم خدا دوست ميرسانند.
وي ادامه داد: دو ساز از گذشتههاي بسيار دور در اين منطقه وجود داشته كه جز در محافل خصوصي در مجامع موسيقايي هم وارد شد كه يكي از آن سازها دف و ديگري تنبور است و خوشبختانه قدرت دف چنان بوده كه در طول 30 سال تمام فضاي موسيقايي را احاطه كرده است و اين اتفاق جز با پايمردي بيژن كامكار امكان پذير نبوده است.
پورناظري بيان داشت: من معتقدم كه خانواده كامكار و به خصوص بيژن حق بزرگي به گردن موسيقي ايران دارند.
به گزارش فارس، مراسم بزرگداشت بيژن كامكار با اجراي گروه موسيقي همسرايان به سرپرستي رضا طيبي ادامه يافت.
حسين يوسف زماني ديگر سخنران اين جلسه با اشاره به اينكه براي اولين بار بزرگداشتي در زمان حيات هنرمند برگزار ميشود، گفت:بيژن كامكار ساز دف را به جامعه موسيقي معرفي و تلاش كرد تا اين ساز را بنوازد و به علاقمندان بشناساند.
وي در ادامه به نوع تربيت حسن كامكار پدر خاندان كامكارها اشاره كرد و گفت: هريك از كامكارها گلي خوشبو در گلستان موسيقي هستند و اين گلها تنها به همت پدر كامكارها پرورش داده شد و حالا هريك از اين فرزندان نگه دارنده ياد و نام حسن كامكار هستند.
با اجراي گروه موسيقي دف نوازان علي اكبر شكارچي نوازنده كمانچه گفت: خانواده كامكارها باعث سربلندي موسيقي ايران شدند و من مطمئن هستم كه حافظه تاريخي مردم اين خاندان را فراموش نخواهد كرد.
شهرام ناظري نيز در اين مراسم با خواندن بيتي از مثنوي معنوي گفت : بيژن كامكار كسي است كه توانست مانند برخي از هنرمندان موسيقي بدعت گذار باشد او دف را به جامعه موسيقي معرفي كرد و اسباب ماندگاري آن را با فعاليت هاي خود فراهم كرد.حسن كامكار به عنوان معلم بزرگ در حوزه آموزش درست عمل كرد و توانست از جهت موسيقي برفرزندان خود و همچنين جامعه موسيقي تاثير فراوان بگذارد؛ من فكر مي كنم خانواده كامكار الگويي از همدلي و عشق به موسيقي و همينطور يكديگر هستند.
در پايان اين مراسم بيژن كامكار به همراه نجمه تجدد همسر خود به روي صحنه آمد و گفت: با اين همه تعريف دوستانم من تازه متوجه شدم در طول اين سال ها چه كردم.
وي ادامه داد: پشت هر آدم بزرگي يك همسر خوب و با قدرت وجود دارد كه اگر او نبود من نميتوانستم ادامه دهم نجمه تجدد كه خود او هم از هنرمندان عرصه موسيقي است در تمام مدت بيماري و درمان، همه سختيها را به جان خريد و با من همراه بود.
مراسم بزرگداشت بيژن كامكار با اجراي آثاري از گروه كامكارها توسط گروه نواي بامداد و با تجليل از اين هنرمند به اتمام رسيد.
Bauokstoney
Monday 8 March 2010-1, 12:57 PM
ويژه بانوان؛
بانوان كردي ژيوار درتالار وحدت كنسرت ميدهند
خبرگزاري فارس: گروه موسيقي بانوان ژيوار به سرپرستي و خوانندگي ژيوار شيخالاسلامي امروز در تالار وحدت و ويژه بانوان به اجرا ميپردازند.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه امروز در تالار وحدت برگزار ميشود گروه موسيقي كردي ژيوار متشكل از آزاده اميري:تار، روزيتا جانميان:سنتور، سونيانظامي:كمانچه، نازنين قاسمي: عود، ناديا ثابت راسخي:تنبك، عسل ملك زاده:دف و آرزو كوچكان:دهل به همراه گروه حركات موزون شامل هديه كيشي پور، غزاله نامداري زندي، مهرنازحق جو، شهرزاد و هروشيخالاسلامي، مونا ارسطو، سحر براتي، فرشته مثنويان، صبا برجويان، هديا عرفانيان، ندا شريعت، پرديس خسروي، هاله ذوقي، كيميا اشتري، ياسمن گودرزي و ياسمن پارسيان به روي صحنه ميروند و در دو بخش به اجرا ميپردازند.
در اين كنسرت و در بخش سنتي گروه تصنيف افسون چشم، مه رويان، بي تو اي سرو روان، چهار مضراب همراه با قطعات تكنوازي و دونوازي را در دستگاه نوا و در بخش كردي هلاله كويستان، كرازرده، هيوا، كابكي و عروسي را همراه با حركات آييني سنتي كردستان اجرا خواهند كرد.
كنسرت گروه موسيقي كردي ژيوار (ويژه بانوان) توسط بنياد خيريه فيروزنيا امروز ساعت 15:30 در تالار وحدت برگزار ميشود.
Bauokstoney
Thursday 11 March 2010-1, 09:16 AM
18 طراحي در گالري محسن 10 ميليون تومان فروش رفت؛
ارائه 115 اثر از 80 هنرمند سه نسل تجسمي ايران
خبرگزاري فارس: حراج طراحي در گالري محسن درحالي روزهاي پاياني خود را سپري مي كند كه در پنج روز نخست اين حراج 18 اثر به قيمت 10 ميليون تومان فروش رفت.
به گزارش خبرگزاري فارس، 14 اسفند براي نخستين بار حراج طراحي در ايران در گالري محسن با ارائه آثار اسامي مشهوري نظير اردشير محصص، صادق تبريزي، احمد مرشدلو، عربعلي شروه، ثميلا اميرابراهيمي، رضا هدايت، علي نصير و آرش ضيايي و ... آغاز به كار كرد كه در پنج روز گذشته با فروش ده ميليون تومان روزهاي موفقي را پشت سرگذاشت.
اين حراج پررونق درحالي 8 شب جمعه 21 اسفند به پايان خواهد رسيد كه تا اين لحظه گرانترين اثر به فروش رفته 5/1 ميليون تومان متعلق به «صادق تبريزي» است.
همچنين ارزانترين اثري كه در اين حراجي خريداري شده است يكصدهزار تومان متعلق به هويار اسديان است.
در اين حراجي منحصربه فرد، 115 طراحي از 80 هنرمند سه نسل تجسمي ايران ارائه شده است كه مجموع قيمت اين آثار حدود 50 ميليون تومان ارزيابي ميشود.
اين درحالي ست كه متوسط قيمت هر اثر حدود 400 هزار تومان برآورد شده است.
گران ترين طراحي ارائه شده در حراجي طراحي گالري محسن به اردشير محصص تعلق دارد كه دو ميليون تومان قيمت گذاري شده است.
و ارزانترين آثار اين حراج يكصدهزار توماني هستند كه از چند هنرمند نسل سوم به معرض فروش قرارگرفته اند.
شايان ذكر است همه طراحي هاي ارائه شده در اين حراجي از سوي "رزيتا شرف جهان، شاپور پويان، بهنام كامراني و باوند بهپور، انتخاب و گزينش شدهاند و هنرمندان و آثار راهيافته در حراجي همگي از نام هاي معتبر و شناخته شده در سه نسل هنرهاي تجسمي ايران محسوب ميشوند.
حراجي طراحي تا جمعه 21 اسفند 88 در گالري محسن داير خواهد بود و علاقه مندان مي توانند همه روزه از ساعت 4 تا 8 بعدازظهر جهت تماشا و خريد اين آثار به اين نگارخانه مراجعه نمايند.
Bauokstoney
Thursday 11 March 2010-1, 09:17 AM
مراسم پاياني تصوير سال با اجراي محمود كلاري
خبرگزاري فارس:مراسم پاياني هفتمين تصوير سال و جشنواره فيلم تصوير روز جمعه 21 اسفند ماه برگزار ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از دبيرخانه تصوير سال، در اين مراسم كه به روال هرسال با عكس گروهي هنرمندان راهيافته به نمايشگاه تصوير سال و جشنواره فيلم تصوير آغاز ميشود، اهداي جوايز در بخش جوان در رشتههاي عكس، گرافيك، كاريكاتور و فيلم، با حضور هيات داوران هر بخش برگزار ميشود و با نمايش فيلمهاي برگزيده جشنواره همراه است.
داوري آثار جوانان زير 25 سال - جايزه محسن رسولاف - را در بخش فيلم: فرزاد مؤتمن، حميد جبلي، مرتضي پورصمدي، تورج اصلاني و شهرام مكري، در بخش عكس: محمود كلاري، محسن راستاني و شهريار توكلي، در بخش كاريكاتور: كامبيز درمبخش، حسن كريمزاده و هادي حيدري و در بخش گرافيك فيروز شافعي، ساعد مشكي و مريم خونساري بخش گرافيك را برعهده داشتند.
اجراي مراسم پاياني را محمود كلاري - چهره شاخص مديرفيلمبرداري و عكاسي ايران- برعهده دارد. فاطمه معتمدآريا در ششمين دوره تصوير سال اجراي مراسم را برعهده داشت.
اين مراسم ساعت 15:30 در محوطهي خانهي هنرمندان ايران با حضور هنرمندان راهيافته به نمايشگاه و جشنوراه فيلم تصوير براي ثبت عكس يادگاري آغاز ميشود و در تالارهاي بتهوون و ناصري ادامه پيدا ميكند.
نمايش ويژه فيلم اين مراسم به اكران "اشكان و انگشتر متبرك و چند داستان ديگر " اختصاص دارد. اين فيلم برنده جايزه بهترين كارگرداني جشنواره فيلم فجر در سال 88 و فيلم برگزيده انجمن منتقدان سينماي كشور در سال 88 بوده كه در جشنوارههاي بوسان، سان پائولو، سانتا باربارا، بمبئي، تفليس و... نيز نمايش داده شده است.
نمايشگاه تصوير سال تا 24 اسفندماه جاري برپاست.
Bauokstoney
Thursday 11 March 2010-1, 09:17 AM
سرديس «آيتالله طالقاني» ساخته ميشود
خبرگزاري فارس: كار ساخت سرديس پرتره «آيتالله طالقاني» سال آينده آغاز خواهد شد.
به گزارش خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس، سرديس پرتره «آيتالله طالقاني» را قرار است «رضا قرهباغي» بسازد.
اين طرح از سوي سازمان زيباسازي شهرداري تهران پذيرفته شده است و كار ساخت آن از سال آينده آغاز خواهد شد.
سازمان زيباسازي شهرداري تهران، از طريق فراخوان اقدام به پذيرش طرحهايي با موضوع مشاهير ايران كرده است كه تعدادي از اين طرحها پذيرفته شده است و كار ساخت آنها از سال 89 آغاز خواهد شد، سرديس پرتره «آيتالله طالقاني» نيز يكي از همين طرحهاي پذيرفته شده است.
اين پرتره به احتمال زياد در خيابان «طالقاني» نصب خواهد شد.
Bauokstoney
Thursday 11 March 2010-1, 09:18 AM
عيارسنجي بيستوپنجمين جشنواره موسيقي فجر/5
ثابتزاده: جشنواره موسيقي به پژوهش اهميت نداد
خبرگزاري فارس: منصوره ثابتزاده گفت: يكي از نقاط منفي جشنواره موسيقي فجر اهميت ندادن به بخش پژوهش است و اين در حالي است كه، پژوهش يكي از بحثهاي خيلي مهم است.
منصوره ثابتزاده پژوهشگر موسيقي نواحي و عضو هيأت داوران بيست و پنجمين جشنواره بينالمللي موسيقي فجر در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: جشنواره امسال به جهت حضور گروههاي محلي و مقامي نسبت به سال گذشته خيلي بهتر بود و به اين لحاظ نگاه جشنواره مليتر، جمعيتر و فراگيرتر بود.
وي ادامه داد: يكي از نقاط منفي جشنواره موسيقي فجر اهميت ندادن به بخش پژوهش است و اين در حالي است كه پژوهش يكي از بحثهاي خيلي مهم است. بر اين اساس بايد به اين مقوله بيشتر توجه كنند و مطالب جديد و نو و نتيجه تمام عملكرد يك پژوهشگر را در جشنواره وارد كنند.
ثابت زاده اظهار داشت: موضوعات پژوهشها نبايد حالت ژورناليستي و تعارف و تمجيد به خود بگيرد و يا اين كه به صورت قلمي در بيايد. به نظر من برخي از مهماناني كه امسال دعوت شده بودند پژوهشهاي قابل توجهي نداشتند.
اين پژوهشگر بيان داشت: در كنار اين مسائل وقتي از پيشكسوتان و موزيسينها تقدير ميشود بايد از پژوهشگران هم تقدير كنند.
وي در خصوص سطح جشنواره بيست و پنجم گفت: جوانهاي امسال خيلي قوي بودند و حتي نسبت به خيلي از حرفهها كه يك رخوتي آنها را فرا گرفته بسيار بسيار پرشور و علاقمند شركت كرده بودند. عدم حضور حرفهايها مجالي را براي غيرحرفهايها و ناشناختهها ايجاد كرد.
ثابت زاده با ارئه درخواستهايي از مديران موسيقي بيان داشت: ما داوران جشنواره خواستههايي از مسئولان داشتيم كه يكي از آنها تشكيل كميته مخصوص موسيقي نواحي است كه بايد به صورت مستقل در دفتر موسيقي مثل بقيه موسيقيها تشكيل شود چرا كه قبلا به صورت مستقل جشنواره نواحي داشتيم و حال كه در جشنواره فجر گنجانده شده بايد به صورت كميتهاي در بيايد و ستادي در آن تشكيل و سياستهاي موسيقي نواحي تعيين شود.
ثابت زاده در خاتمه خاطرنشان كرد: يكي ديگر از پيشنهادات اين است كه به موسيقي شهرستانها خصوص آواز جنبي رسيدگي شود، همچنين پژوهشها بايد سازماندهي و موضوع تعيين شود و نتيجه كار پژوهشگر در طول سال ارائه شود.
Bauokstoney
Thursday 11 March 2010-1, 09:19 AM
اثر جديد اميرمهيار تفرشيپور؛
«ديالوگ در چهارگاه» در لندن اجرا ميشود
خبرگزاري فارس: «ديالوگ در چهارگاه» اثر جديد اميرمهيار تفرشيپور در لندن اجرا ميشود.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، اين اثر كه براي ويلن و پيانو نوشته شده است، 21 اسفند در سالن بلك هييت همراه با آثار آهنگسازان انگليسي اجرا ميشود.
به گفته تفرشي پور چهارگاه يكي از بهترين متريالها در موسيقي ايراني براي آميختن با موسيقي مدرن دانست كه البته كار جديدي نيست. استفاده از فواصل چهارگاه به صورت هارموني كلاستر به شنونده حالتي مبهم القا ميكند و او را در انتظار پايان باقي ميگذارد.
بنابراين گزارش، اميرمهيار تفرشيپور تحصيلات خود را در زمينه آهنگسازي در كنسرواتوار ترينيتي و گيلدهال به پايان رسانده و در حال حاضر مشغول تحصيل دكتراي آهنگسازي در دانشگاه برونل لندن است.
Bauokstoney
Thursday 11 March 2010-1, 09:23 AM
در مركز هنرپژوهشي نقش جهان؛
بزرگداشت «عليرضا مشايخي» برگزار شد
خبرگزاري فارس: بزرگداشت «عليرضا مشايخي» آهنگساز برجسته در مركز هنرپژوهشي نقش جهان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين مراسم كه با حضور مشايخي، سجاد محمد يارزاده ـ مدير نقش جهان و تني چند از هنرمندان و شاگردان اين هنرمند در سالن مركز هنرپژوهشي نقش جهان برگزار شد، مشايخي گفت: مردم ايران در مقابل موسيقي به يك خواب طولاني رفتهاند كه هنوز بيدار نشدهاند كه من در اين زمينه تلاش بسيار كردم تا با ساختن آثارم آنها را بيدار كنم. من به شخصه از گذشتگان خود راضي نيستم چرا كه آنها موسيقي را مثل «باخ» و «موتزارت» ننوشتهاند بلكه در دوران قاجاريه افراد مهم هنر موسيقي ما ابزار تفنن درباريان و ثروتمندان بودند.
وي با بيان اين كه موسيقي براي من مرز جغرافيايي ندارد، افزود: من زماني كه براي نوشتن سمفوني شماره 9 پژوهش ميكردم از رابطه خويشاوندي موسيقي ژاپني و آفريقايي متعجب شدم چرا كه ما انسانهاي چند فرهنگي هستيم.
اين آهنگساز با اشاره به اين كه تمدن بدون موسيقي معنا ندارد، بيان داشت: موسيقي كه من و شاگردانم پيرو آن هستيد يك زبان بينالمللي است و ما را قادر ميسازد كه با همنوعان خود در جهان صحبت كنيم. اگر در همه دنيا براي موسيقي انتخابات برگزار كنند، مطمئنا مايكل جكسون از باخ بيشتر راي ميآورد اما اين قدرتي را به او نميدهد، بنابراين كيفيت و عمق فرهنگي را نميتوان به راي عمومي گذاشت.
مشايخي خاطر نشان كرد:ماهيت هنر را نميتوان به آن تزريق كرد و وجودش برماهيتاش مقدم است و به من ثابت شده كه هنر راه خود را پيدا خواهد كرد.
به گزارش فارس، در ادامه اين برنامه سجاد محمد يارزاده مدير نقش جهان گفت:عليرضا مشايخي،50 سال عمر خود را در زمينه آهنگسازي نوگرا داشته است و امروز 70 سالگي او را تبريك ميگوييم و برايش آرزوي زندگي و عمري طولاني داريم.
سعيد عليجاني دبير علمي اين مراسم نيز افزود: مشايخي نخستين آهنگساز و پيامآور نوگرايي و مدرنيته در ايران است و 45 سال در داخل و خارج از كشور به فعاليت در اين زمينه پرداخته است.
مراسم بزرگداشت مشايخي با اجراي موومان چهارم سمفوني ايران و اهداي لوح تقدير به اين هنرمند به اتمام رسيد.
Bauokstoney
Thursday 11 March 2010-1, 09:24 AM
آلبوم موسيقي «تنيده در خطوط موازي» منتشر شد
خبرگزاري فارس: آلبوم موسيقي «تنيده در خطوط موازي» اثر مشترك علي و مصباح قمصري توسط موسسه فرهنگي هنري نقطه تعريف منتشر شد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، اين اثر شامل 3 اپيزود است كه در اپيزود اول قطعاتي چون خيز خار، دور سو و رقص چمباتمه، در اپيزود دوم درآمد فراق و آسوده و در اپيزود سوم روشن و ناخوانا به چشم ميخورد.
بنابراين گزارش، در كارنامه اين اثر علي قمصري نوازنده تار و آهنگساز آورده است: موسيقي ايراني همواره در دهليزهاي تو در توي تاريخ، نه تنها چون درفش استوار پا بر جا مانده، بلكه با گره خوردن با اسطورهها در ملوديهاي بديع و تابش- همگام و سنگ صبور مردم بوده است. چنان كه فراز و نشيبهاي سرنوشت نه تنها چراغ آن را خاموش نكرده بلكه امروزه ملوديهاي پر محتوي رديف دستگاهي و نغمه ها و الحان موسيقي محلي ايران، به موازات هنرهاي ديگر، نگين فرهنگ ايران زمين شده است. تاكنون به فراخور تأكيد موسيقي شرق بر بافت مونوفونيك (تك صدايي)، سازها بيشتر در محدوده صوتي تنور به بالا خود نمايي ميكرده است. شاهد بر اين مدعا محدود بودن سازهاي بم در ساز بندي ايراني بربط(عود) و بم تار(تار باس) است.
حضور بم كمان (كمانچه كنتر باس) در جهت اضافه كردن نام جديدي به مجموعه سازهايي كه هر چند وقت يك بار نام شان را ميشنويم نيست.
«تنيده در خطوط موازي» توسط موسسه فرهنگي هنري نقطه تعريف منتشر شده است.
Bauokstoney
Thursday 11 March 2010-1, 09:25 AM
همراه با قدرشناسي از نويسندگان و هنرمندان درگذشته در سال 88
مرحوم «حسين صبحدل» در برنامه سپيدارهاي آسماني تجليل ميشود
خبرگزاري فارس: سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در برنامه «سپيدارهاي آسماني» از حسين صبحدل موذن انقلابي و پيشكسوت قرآني كشور كه در سال 88 به ديار باقي شتافت، تجليل ميكند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل روابط عمومي اين سازمان؛ در برنامه سپيدارهاي آسماني از 15 آهنگساز، نوازنده و فعال عرصه موسيقي چون شهريار فريوسفي، فرامرز پايور، پرويز مشكاتيان، خاطره پروانه، سيدغلامرضا دبيري، مصطفي گرگين زاده، محمدرضا مقدم راد، سيد محمد نجمالدين، سيدمحمد ميرفخرايي، راميتن مجاهدنيا، سيد حسن شجاع مداحي، حسن يوسف زماني، فرمان بهبود و هوشنگ زهتاب و در عرصه سينما از 6 كارگردان، 5 بازيگر، تهيهكننده، مستندساز، صدابردار، تدوينگر، طراح صحنه، فيلمنامهنويس، گوينده، فيلمبردار و بدلكار تجليل ميشود كه در عرصه كارگرداني نامهاي آشنايي چون سيفالله داد، مسعود رسام، مهدي نوربخش، امير قويدل، اردشير كشاورزي كه در رشد سينماي ملي تلاش بسياري كردهاند، در ميان آنها ديده ميشود.
در بين اسامي، 7 شاعر و نويسنده به نام مهدي آذريزدي، محمد ايوبي، بيژن ترقي، اسماعيل فصيح، محمود شاهرخي، محمد امين رياحي و محمد هاشمي آستانه هم به چشم ميخورد.
«سپيدارهاي آسماني» از هنرمندان و ادباي درگذشته سال 88 كه در زمينه خوشنويسي، نقاشي، كاريكاتور، معماري، عكاسي، پژوهشگري هنر و ادبيات فعاليت كردهاند نيز تجليل ميكند.
اين مراسم روز پنجشنبه 20 اسفند از ساعت 16 تا 18 در فرهنگسراي ارسباران برگزار ميشود.
Bauokstoney
Monday 15 March 2010-1, 11:50 PM
سرپرست روابط عمومي اداره ارشاد خراسان شمالي:
مستند موسيقي مقامي خراسان شمالي توليد شد
خبرگزاري فارس: سرپرست روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان شمالي گفت: مستند موسيقي مقامي استان به عنوان گنجينهاي فراموشنشدني و سندي ارزشمند در حوزه فرهنگ و هنر استان به همت اين اداره كل توليد شد.
به گزارش خبرگزاري فارس از بجنورد به نقل از روابط عمومي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان شمالي، عباس كريمي اظهار داشت: اين مستند به كارگرداني هنرمند توانا و برجسته استان «علي عابدي» و به تهيه كنندگي معاونت فرهنگي و هنري اين اداره كل با حضور بزرگان عرصه موسيقي مقامي استان در طول يك سال و نيم تهيه و به عنوان سند و مرجعي ماندگار به تمام پژوهشگران، انديشمندان، فرهيختگان، هنرمندان و جامعه فرهنگي و هنري در سراسر كشور در آستانه حلول سال جديد تقديم شد.
وي تصريح كرد: مراسم تجليل و قدرداني از دستاندركاران، عوامل اجرايي و همچنين استادان موسيقي مقامي خراسان شمالي به مناسبت رونمايي اين اثر بينظير در 26 اسفند ماه جاري در بجنورد برگزار ميشود.
كريمي خاطرنشان كرد: اين گنجينه فاخر و بيبديل به همت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان شمالي در حالي به ثمر نشست كه تني چند از پيشكسوتان و بزرگان اين عرصه همچون استاد وليالله رحيمي، شيخ محمد بيابانگرد در ماههاي اخير به رحمت ايزدي شتافتند و مستند فوق تنها سند مضبوط از نغمهها و نواهاي به جاي مانده از اين بزرگان در كشور است.
Bauokstoney
Monday 15 March 2010-1, 11:50 PM
محسن رجبپور در گفتوگو با فارس:
ستارگان پاپ در كيش كنسرت نوروزي ميدهند
خبرگزاري فارس: ستارگان موسيقي پاپ كنسرتهاي نوروز 89 خود را امسال در كيش برگزار ميكنند.
محسن رجبپور مدير شركت ترانه شرقي در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: امسال جشنواره نوروزي كيش توسط شركت ترانه شرقي هر شب از ساعت 30/22 الي 24 با حضور هنرمندان برجسته در تالار شهر كيش برگزار ميشود و بر اين اساس، از 26 اسفند تا 13 فروردين هر شب از ساعت 1 بامداد كنسرتهاي گروههاي پاپ برگزار خواهد شد.
رجبپور افزود: به دنبال برگزاري اين جشنواره 26 و 27 اسفند احسان خواجه اميري، 28 و 29 اسفند محسن يگانه، 1و 2 فروردين رضا صادقي،3 و 4، 6 و 7 فروردين گروه آريان و 8 تا 13 بنيامين به روي صحنه ميروند.
مدير شركت ترانه شرقي در خاتمه گفت: دركنار اين كنسرتها ديگر برنامههاي هنري را نيز در كيش در دل جشنواره خواهيم داشت.
Bauokstoney
Monday 15 March 2010-1, 11:51 PM
گروه حصار در قطر كنسرت نوروزي ميدهد
خبرگزاري فارس: گروه موسيقي حصار به سرپرستي افشين معصومي نوروز 89 در قطر به اجراي برنامه ميپردازند.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه از 27 اسفند آغاز ميشود گروه موسيقي حصار متشكل از عليرضا وكيلي منش:خواننده،علي نجف پور: تار،اميد مصطفوي: تنبك، مهدي تيموري: ني، و افشين معصومي: تارباس و رباب به روي صحنه ميروند و قطعاتي از موسيقي سنتي را اجرا خواهند كرد.
وي افزود:گروه حصار در اين كنسرت شب وصل،به دست محبوب، حصاران و .... را مينوازند.
كنسرت گروه حصار 2 فروردين در دوهه قطر به اتمام ميرسد.
Bauokstoney
Monday 15 March 2010-1, 11:52 PM
عليرضا ميرعلينقي در گفتوگو با فارس:
سالنامه موسيقي سال 90 ، مهر 89 منتشر ميشود
خبرگزاري فارس: عليرضا ميرعلينقي مورخ موسيقي از عدم انتشار سالنامه موسيقي 89 و انتشار سالنامه 90 در مهر سال آينده خبر داد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،عليرضا ميرعلينقي چند سالي است كه همزمان با عيد نوروز سالنامهاي تخصصي براي هنرمندان موسيقي با عنوان سالنامه موسيقي منتشر ميكند كه در آن تولد تمامي هنرمندان و اتفاقات مهم اين هنر به چشم ميخورد.
ميرعلينقي در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: امسال اين سالنامه منتشر نخواهد شد اما مهرماه 89 ، سالنامه سال 90 را منتشر خواهم كرد.
وي ادامه داد: سالنامه سال 90 به صورت ويژه نامه خواهد بود به طوري كه دهه ها و صدهاي معنادار در موسيقي را انتخاب ميكنم.
ميرعلينقي در خاتمه خاطرنشان كرد: هماكنون مشغول كار بر روي اين سالنامه هستم كه مهرماه سال آينده در بازار منتشر كنم.
Bauokstoney
Monday 15 March 2010-1, 11:52 PM
شيرازيها از بيژن كامكار تقدير كردند
خبرگزاري فارس: بزرگداشت بيژن كامكار و مسيح افقه توسط موسسه فرهنگي هنري رهاورد پارسيان در شيراز برگزار شد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،در اين مراسم كه با حضور مسعود حبيبي نوازنده دف، كيوان ساكت نوازنده تار و آهنگساز، مجيد روزيطلب، جمشيد دل طلب و تني چند از هنرمندان در سالن سينما شيراز برگزار شد،عبدالرضا زارعي، مديرعامل مؤسسه رهاورد پارسيان گفت: مسروريم كه امروز از استادي تجليل ميكنيم كه منشأ آثار و اثرات پر شمار در موسيقي ايراني بوده است. بيژن كامكار؛ از ماندگارترين مردان موسيقي در ايران است كه همواره نام نيكش بر سر زبان ها بوده است و خواهد بود.
وي ادامه داد: ما در اين شب از دكتر مسيح افقه نيز تقدير خواهيم كردم كه همگان با تحقيقات و پژوهش هاي هنري و هنر او آشنايند.
در ادامه اين مراسم صديقي نسب، يكي از شاگردان مسيح افقه به تكنوازي سنتور پرداخت و سپس با پخش نماهنگي از زندگي هنري و علمي او، كيوان ساكت در مورد شخصيت علمي و هنري اين پژوهشگر موسيقي و ويژگي هاي شخصيتي و هنري بيژن كامكار به ايراد سخنراني پرداخت.
سپس مسيح افقه گفت: بنده خود را لايق اين تقدير نميدانم، اما چون برنامه ريزي قبلي شده بود، ديگر راهي براي گريز از اجراي اين برنامه نداشتم و به دليل زحمات دوستان، اكنون در خدمت شما هستم.
وي ادامه داد: موسيقي با تمام مخاطراتي كه از نظر جامعه شناختي دارد، وقتي به حوزه دانشگاه مي رسد، داستان متفاوتي پيدا ميكند كه طي آن، با سطح توقعات بيشتري از دانشجويان رشته موسيقي نسبت به هنرجويان خصوصي برخورد ميكنيم كه به هر حال چون زمان ميگذارند، بايستي علاوه بر موارد ديگر، بحث اشتغال آنان هم به طور جدي مطرح باشد.
وي در بخش ديگري از سخنان خود از پدر و مادرش كه شرايط تحصيل موسيقي را براي او فراهم كردهاند و نيز از استاد فرامرز پايور به عنوان جديترين معلم خود ياد كرد و روش آموزشي و رفتاري او را ستود.
بخش نخست اين مراسم با تقدير از مسيح افقه پژوهشگر موسيقي استان فارس به اتمام رسيد.
به گزارش فارس، بخش دوم اين برنامه با پخش نماهنگي از زندگي شخصي و هنري بيژن كامكار و اجراي تصنيف «چهره به چهره» گروه شيدا كه سال 1356 در حافظيه شيراز برگزار شده بود، آغاز شد كه بعد از پخش اين نماهنگ گروه دف نوازان خروش به سرپرستي هادي صالحنيا به اجراي موسيقي سنتي پرداختند.
با شعرخواني ايرج زبردست، مسعود حبيبي نوازنده دف گفت: بيژن كامكار كسي است كه در موسيقي اين سرزمين ما تأثير گذاشته است. خيليها آمدند و آثار بهسزايي ارايه دادند، اما تأثير شخص بيژن كامكار بر موسيقي مملكت آن گونه است كه با مقايسه با 25-30 سال قبل، ميفهميم كه چه اتفاقي به خاطر وجود اين مرد در استفاده از ساز دف در موسيقي افتاده است.
وي ادامه داد: بنده 10 سال در آموزشگاه كامكارها بودهام، در كنار اتاقي كه اين مرد درس ميداده است. ميخواهم بگويم كه بيژن كامكار با شرفترين معلم موسيقي است كه ديدهام. همه ما چه مستقيم و چه غيرمستقيم مديون ايشان هستيم. اگر هر كسي قدر خود را بداند، ارزشها جا به جا نخواهد شد و ما هم قدر اين استاد فرزانه را بايد بيش از پيش بدانيم. بايد بگويم كه بيژن كامكار فعاليت هنرياش فقط در عرصه ساز دف نبوده است، بلكه خواننده بسيار خوبي هم هست. آثار ايشان فراموش نشدني است.
اين نوازنده دف بيان داشت: ساز مهجور رباب را ايشان زنده كرد. من خدا را شكر ميكنم كه هماكنون اين استاد عزيز، سالم و سرحال در اين جلسه حضور دارند و سايهشان بر سر موسيقي مستدام است و اميدوارم مستدام هم بماند.
با اجراي گروه دچار به سرپرستي مصطفي سوهاني، فيلم اجراي تصنيف «چهره به چهره» در سال 1380 با صداي بيژن كامكار و دف نوازي ايشان همراه با گروه كامكارها در تهران پخش و با تقدير از اين نوازنده برجسته دف، او به همراه كيوان ساكت به بداهه نوازي پرداخت.
انتهاي پيام/ا
Bauokstoney
Monday 15 March 2010-1, 11:53 PM
در گفتوگو با فارس عنوان شد:
كنسرت «آريان» همزمان با تحويل سال 89
خبرگزاري فارس: گروه موسيقي «آريان» همزمان با تحويل سال نو در كوالالامپور كنسرت ميدهد.
محسن رجبپور مدير شركت ترانه شرقي و مدير هنري گروه آريان در گفتوگو با خبرنگار موسيقي گفت: در اين كنسرت كه همزمان با تحويل سال نو در برج دو قلوهاي كوالالامپور مالزي برگزار ميشود، گروه آريان به اجراي قطعات خود ميپردازند.
وي با اشاره به ديگر اجراي اين گروه افزود: امسال جشنواره نوروزي كيش توسط شركت ترانه شرقي هر شب از ساعت 30/22 الي 24 با حضور هنرمندان برجسته در تالار شهر كيش برگزار ميشود و بر اين اساس، از 26 اسفند تا 13 فروردين هر شب از ساعت 1 بامداد كنسرتهاي گروههاي پاپ برگزار خواهد شد.
رجبپور افزود: در اين جشنواره، گروه آريان در بازگشت در مالزي 3 ،4، 6 و 7 فروردين به روي صحنه ميرود.
Bauokstoney
Monday 15 March 2010-1, 11:53 PM
در گفتوگو با فارس عنوان شد؛
محمدرضا لطفي «اي عاشقان» را امروز منتشر كرد
خبرگزاري فارس: آلبوم موسيقي «اي عاشقان» به آهنگسازي محمدرضا لطفي و خوانندگي محمد معتمدي امروز در بازار موسيقي منتشر شد.
محمد معتمدي خواننده در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: اين آلبوم در دستگاه بيات اصفهان توسط گروه بانوان شيدا اجرا شده كه استاد لطفي در بخشهايي از آن به تكنوازي سه تار و جواب آواز پرداخته است.
وي ادامه داد: در اين اثر پيش درآمد اصفهان،ساز و آواز،تصنيف گفتم غم تو دارم، تصنيف اي عاشقان و ... به چشم ميخورد كه اشعار آواز از فروغي بسطامي و حافظ و اشعار تصانيف از ابتهاج و حافظ است.
اين خواننده با اشاره به كنسرتهاي خود با لطفي اظهار داشت: در سال آينده تصيميم براي برگزاري كنسرت هست اما چيزي تاكنون مشخص نشده است.
معتمدي در خاتمه خاطر نشان كرد: «اي عاشقان» امروز توسط موسسه آواي شيدا در بازار موسيقي منتشر شده است.
Bauokstoney
Monday 15 March 2010-1, 11:54 PM
«شرح پريشاني» منتشر شد
خبرگزاري فارس: آلبوم موسيقي «شرح پريشاني»، به آهنگسازي ميديا فرجنژاد و با صداي حجت اشرفزاده منتشر شد.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين آلبوم كه توسط شركت نهاله رودكي در بازار موسيقي منتشر شده قطعاتي چون بي من مرو با شعري از مولانا ، زخم و زخمه ،جام وصل با شعري از حافظ،شرح پريشاني (ساز و آواز، درآمد تا قرچه)، شرح پريشاني (ساز و آواز، ديلمان تا فرود)، شب باراني (تقديم به قهرمان كليدر)، نازنين با شعري از مولانا و پيمان با شعري از مولانا به چشم ميخورد.
در اين اثر هنرمنداني چون نويد دهقان:كمانچه، پاشا هنجني:ني، علي پژوهشگر:عود، زكريا يوسفي:بندير ، دف ، دهل ، كوزه ، طاس و نويد افقه:تنبك، ميديا فرج نژاد را به عنوان نوازنده تار همراهي ميكنند.
«شرح پريشاني» هم اكنون در بازار موسيقي به چشم ميخورد.
Bauokstoney
Monday 15 March 2010-1, 11:54 PM
معاون رايزني فرهنگي ايران در تركمنستان در گفتوگو با فارس:
گروه هنري و موسيقي ايراني، نوروز 89 در تركمنستان برنامه اجرا ميكند
خبرگزاري فارس: گروه هنري و موسيقي ايراني در ايام نوروز در عشق آباد پايتخت جمهوري تركمنستان برنامههاي فرهنگي و هنري اجرا ميكند.
معاون رايزن فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در عشق آباد در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در عشق آباد ضمن اعلام اين خبر تصريح كرد: گروه هنري و موسيقي ايراني نواي شيرا، قرار است با سفر به عشق آباد برنامه هاي مختلفي از جمله موسيقي و طنز را در ايام نوروز در تالار جديدالاحداث تركمنستان در عشق آباد اجرا كند.
بابالو افزود: هنرمندان ايراني همچنين در سالن اجتماعات نمايشگاه دائمي مجتمع تجاري ايران خودرو در عشق آباد نيز مراسم مشابهي را با حضور بيش از يك هزار نفر از ميهمانان از جمله خانواده هاي ايرانيان مقيم تركمنستان، اجرا خواهند كرد.
وي با اشاره به اهميت تصويب عيد نوروز به عنوان عيد بينالمللي از سوي سازمان ملل، گفت: عيد نوروز جشن مشترك فرهنگي بين ملتهاي ايران و تركمنستان است و به همين دليل مراسم عمومي بزرگداشت اين جشن باستاني در تركمنستان نيز به طور خودجوش توسط مردم برگزار ميشود.
دولت تركمنستان نيز به مناسبت گراميداشت عيد نوروز كه در اين كشور جشن ملي بهار نيز ناميده ميشود، 36 برنامه مختلف از جمله كنسرت موسيقي، نمايش تئاتر، جشنواره و نمايشگاههاي مختلفي را به همين منظور برنامهريزي كرده است كه اجراي كنسرت هنرمندان گروه ايراني نواي شيراز در صدر فهرست اين برنامهها قرار ميگيرد.
طبق برنامه جشنهاي نوروزي كه از سوي دولت تركمنستان اعلام و در روزنامه هاي عشق آباد منتشر شده است، گروه هنري و موسيقي «نواي شيراز» ايران با همكاري وزارت فرهنگ و راديو و تلويزيون تركمنستان قرار است در تاريخ 21 مارس در تالار مجلل تركمنستان واقع در شهر عشق آباد به همراه هنرمندان تركمن برنامه مشتركي را اجرا ميكند كه از عموم مردم تركمنستان براي حضور در اين مراسم دعوت شده است.
Bauokstoney
Wednesday 31 March 2010-1, 09:22 AM
با حمایت های این ستاد احسان خواجه امیری و محسن یگانه در سالن کارگران گرگان به مدت چهار روزدر فروردین ماه 89 به اجرای کنسرت پرداختند که با استقبال همشهریان ومسافران نوروزی مواجه شد.
مهر: احسان خواجه امیری و محسن یگانه دو خواننده مطرح کشور درایام نوروز امسال در گرگان کنسرت اجرا کردند.
مسئول کمیته برنامه ریزی و نظارت بر ستاد دائمی تسهیلات و نظارت بر سفرهای گلستان گفت: با حمایت های این ستاد احسان خواجه امیری و محسن یگانه در سالن کارگران گرگان به مدت چهار روزدر فروردین ماه 89 به اجرای کنسرت پرداختند که با استقبال همشهریان ومسافران نوروزی مواجه شد.
علی مومنی هدف از برگزاری این کنسرت را فراهم سازی فضایی شاد و پرکردن اوقات فراغت دانست.
وی افزود: این کنسرت با مسئولیت کمیته فرهنگی ستاد دائمی تسهیلات و نظارت بر سفرهای استان گلستان و با همکاری اداره کل اماکن، شورای تامین استان و نیروی انتظامی استان برگزارشد.
Bauokstoney
Thursday 15 April 2010-1, 12:21 AM
یک گفتوگوی چالشی با محسن چاووشی در مورد حال و هوای غمانگیز کارهایش
قرار است فضا و شخصیت کارهای چاووشی را بیرون بریزیم و ته و تویش را دربیاوریم؛ این که تلخی ملموس و تاریکی عجیب از کجا میآید، از کجا نشات گرفته، چرا...
من تلخ نیستم ...
«هر روز عمرم از همه بدتره، نبضم نمیزنه، پلکم نمیپره...» و این شروعی است برای دومین آلبوم محسن چاووشی که باز هم تا حدود زیادی همان فضا و تصویر تلخ و سیاه را که خیلیها را عاشق کارهایش کرده، دارد. این گفت و گوی چالشی قرار نیست که به صورت عمده به ریز و درشت آلبوم جدید چاووشی بپردازد و قطعات و ملودیهای آن را بالا و پایین کند و به ایراد و ابهاماتش بپردازد. قصه، خیلی پیچیدهتر و جذاب تر است . قرار است فضا و شخصیت کارهای چاووشی را بیرون بریزیم و ته و تویش را دربیاوریم؛ این که تلخی ملموس و تاریکی عجیب از کجا میآید، از کجا نشات گرفته، چرا تا این حد ماندگاری اش زیاد شده که در تمام آثار این خواننده بروز پیدا میکند و خودش را نشان میدهد و کی قرار است که به پایان برسد.
میگویند هر اثر هنری، نشانههایی از شخصیت خالق آن در خود دارد. تو آدم غمگینی هستی؟
نه، به هیچ وجه، من اصلا آدم غمگینی نیستم. بیشتر با گذشته ام زندگی میکنم و اگر گذشته ام را از من بگیرند هیچ هویتی در کارها و ترانههایم باقی نمیماند. همیشه از فردا ترسیده ام. فردا کابوس همیشگی من است. اگر فردا رسید و من همچنان بودم و نفس میکشیدم. آن وقت با تجربه بیشتر و نگاه بازتری به امروز که تا آن وقت، گذشته ای از زندگی من است نگاه میاندازم.
پس این دنیای غمگین و سیاه کارهایت از کجا میآید؟
این تعبیر شاید به نوعی تعبیر و برداشت شخصی شما باشد. من اعتقاد دارم که کارهای من نه غمگین و سیاه و تلخ به قول شما، بکه یک جور حقیقت عاشقانه است که با لحن خودم به آنها پرداخته ام.
خودت به عنوان خواننده و خالق این قطعات، فکر میکنی که کاراکتر آدمهایی که کارهایت را گوش میکنند چه نوع کاراکتری است و چه جور آدمهایی با چه خصوصیاتی مخاطبان پر و پا قرص تو هستند؟
من به تمام مخاطبان موسیقی ام احترام میگذارم و اعتقاد دارم که سبک موسیقی من محدود به بخش کوچکی نیست؛ بلکه گستردگی بی انتهایی دارد که این برای من قابل احترام است.
این که میگویند همه عاشقهای شکست خورده و افسرده کارها و قطعات تو را گوش میکنند، اذیتت نمیکند؟
زیاد به این موضوع اعتقاد ندارم. شاید باز هم به نوعی این صحبت برداشت شخصی شماست. من دوستان بسیار زیادی دارم که هیچ کدامشان نه عاشق شکست خورده اند و نه افسرده ولی کارهای من را گوش میکنند و چقدر هم خوب با آنها ارتباط بر قرار میکنند. خیلی از آدمهایی هم که به وصال رسیده اند کارهای من را گوش میکنند.
تا حالا کتابهای کافکا را خوانده اید؟
نه، نخوانده ام، نه اسمش را تا به حال شنیده ام و نه ایشان را که سیاه و تلخ مینویسد میشناسم.
پرسیدم چون به نظرم دنیایی که تو داری و در کارهایت هم بالطبع آثاری از این دنیای شخصی ات وجود دارد تا حدودی شبیه دنیای کافکایی است و البته رنگ و صدای تو هم در این اتفاق تاثیر پررنگی دارد.
من که گفتم ایشان را نمیشناسم ولی اگر تحلیل شما از کافکا و دنیایش قبل از تحلیل کارهای من بوده است پیشنهاد میکنم با دقت دوباره ای کارهایم را گوش کنید. برای خودم مساله عجیبی است که چرا همه اصرار دارند که کارها و دنیای من را سیاه جلوه دهند و این گونه تعبیر کنند. خیلیها عادت دارند بدون درست گوش کردن درباره کارهایم قضاوت کنند، این درست نیست.
فکر میکنی اگر کافکا زنده بود طرفدار کارهای تو میشد؟
نمیدانم.
دنیای آرمانی محسن چاووشی چه خصوصیاتی دارد؟
دنیای آرمانی من کاملا شخصی است!
یک دوست صمیمی محسن چاووشی چه خصوصیاتی باید داشته باشد تا بتواند وارد دنیای آرمانی و شخصی او شود؟
راز دار بودن خیلی مهم است. باوفا، دلسوز و مهربان، یعنی دوست صمیمی من باید رفیق خوب روزها و رفیق روزهای خوب باشد.
کمی هم در مورد محتوای کارهایت صحبت کنیم. موافقی؟
برویم.
یک نوع ترس محو در آثار تو نسبت به عشقهای یکطرفه وجود دارد. زخم خورده عشقهای یکطرفه ای واقعا؟
هیچ ترسی در آثارم وجود ندارد. من فقط حقیقت و دردهای اجتماعی را بیان میکنم و همین. به لطف خدا در زندگی شخصی ام هم هرگز شکست نخورده ام.
احساس ناب و کاملا شخصی تو درکدام یک از کارهایت وجود دارد؟ یعنی کدام یک از کارهایت را وقتی گوش میکنی با خودت میگویی این خود منم؟
موسیقی و کلا کار هنری یعنی سرشار از احساس بودن و سر منشا موسیقی از احساسات ناب یک هنرمند تراوش میکند. این سوال سوال درستی نیست که من یکی از کارهایم را به عنوان احساس شخصی ام انتخاب کنم. من چیزی را که به آن اعتقاد ندارم هیچ وقت به زبان نمیآورم.
یکنواخت شدن فضای کارهای یک هنرمند بدترین ضربه را هم به خود او و هم به مخاطبش میزند. احساس نمیکنی فضای کارهای تو دارد کمی یکنواخت میشود؟
برای من عجیب است که شما چرا اصرار دارید که به کارهای من جهت بدهید. کارهای من نه یکنواخت است، نه سیاه و نه یک سویه. این تمام سعی ما برای آلبوم «ژاکت» بود.
دغدغه اصلی تو در ژاکت به کدام بعد شخصی ات بر میگردد؟
ژاکت نگاه من 30-29 ساله به چیزهایی است که باید میشد و نشد و البته چیزهایی که نباید میشد و شد...
خود من اولین بار که قطعه «کی به ات خندیده» را گوش کردم حس کردم قصه این ترانه یک قصه واقعی است. فضای این قطعه نسبت به آلبوم فرق میکرد. ماجرای این قطعه چی بود؟
عجیب است که حدستان درست است! در موسسه «آوای باربد» بیرون میآدم که یک آقایی جلوی من را گرفت. اسمش هادی بود؛ از بجنورد.
داستان ترانه «کی به ات خندیده»؛ داستان واقعی زندگی هادی است. قسمم دارد به حضرت عباس(ع) که این کار را بکنم و اسمش را هم بگویم. گفتم حتما اسمت را میگویم و خوشحالم از این که حالا به قولم وفا کرده ام. این قطعه را ساختم و خواندم فقط به خاطر هادی.
بعد از این همه سال، قطعه «بازار خرمشهر» از کجای ذهن تو بیرون آمد؟
قبل از هر چیز میخواهم بگویم که هدفم از خواندن این قطعه چه بوده است. این یک جور ادای دین به زادگاهم بوده و مردمان خوبش. اما این که چرا شاد؟ به خاطر این که دوست دارم همیشه مردم زادگاهم شاد باشند. قطه بازار خرمشهر قصه یک جوان ساده و پاکباز و بی آلایش است که به دنبال عشقش میرود، ولی به خاطر ناتوانیهایش آن را از دست میدهد. اتفاقا خیلی از دوستان در مورد این قطعه از من میپرسیدند که چرا آن را به این سبک خوانده ام. توضیحات مختصری داده بودم ولی حالا کاملتر گفتم، برداشت از این قطعه آِزاد است.
خرمشهر را چقدر دوست داری؟
خرمشهر زادگاه من است، پر افتخارترین شهر ایران در روزهای سخت.
ماندگارترین صحنه ای که در همه سالهای زندگی ات ذهن تو را درگیر کرده چه صحنه ای است؟
خانههای ویران و ترکش خورده، کودکان بی نفس، عاشقان پاکباز و...
در کاور آلبوم و در صفحات بیرونی عکسی از تو دیده نمیشود. در مصاحبههایت هم عکس نمیگیری و حتی در عکس پوستر آلبوم هم سرت را پایین گرفته ای. با چهره ات مشکل داری؟
نه، به هیچ وجه. عکس پوستر ژاکت در یکی از مسافرتهایم و کاملا به صورت اتفاقی گرفته شده است. چون دیدم به فضای پوستر میخورد از آن استفاده کردم. درمورد عکس نگرفتن هم باید بگویم که این طوری راحت تر هستم. همین!
با این روحیات خاص، قدرت مدیریت صحنه را در کنسرتهایت خواهی داشت؟
به زودی این اتفاق خواهد افتاد و جوابت را هم در سالن خواهی گرفت.
Bauokstoney
Thursday 15 April 2010-1, 11:16 PM
برنامههای سالار عقیلی برای سال جدید!
«همه جان و تنم وطنم وطنم وطنم» این نوایی بود که امسال از تلویزیون و در کوچه و خیابانها به گوش همه ایرانیها رسید؛ نوایی که صدای خواننده آن را در حافظه مردم ماندگار کرد. آوازها و تصنیفهایی که او...
به صلابت ایران جوان
سالار عقیلی برای سال آینده برنامههای زیادی دارد؛ خواننده جوانی که امسال بیش از همه هم نسلان خودش در موسیقی سنتی درخشید
«همه جان و تنم وطنم وطنم وطنم» این نوایی بود که امسال از تلویزیون و در کوچه و خیابانها به گوش همه ایرانیها رسید؛ نوایی که صدای خواننده آن را در حافظه مردم ماندگار کرد. آوازها و تصنیفهایی که او برای سریالهای تاریخی امسال مثل «پریدخت» و «سالهای مشروطه» اجرا کرد باعث شد تا بیشتر مردم او را به یاد داشته باشند. «سالار عقیلی» هنرمند جوانی است که در سالهای فعالیت خود توانسته است با بسیاری از بزرگان موسیقی همراه شود و آثاری را به اجرا در آورد که هر کدام برای خودشان در موسیقی سنتی حرفی برای گفتن دارند. ویژگی مهم دیگرفعالیتهای «سالار عقیلی» گزیده کاری اوست و به همین دلیل است که کارهای او معمولا در بین دیگر کارهای سنتی ای که این روزها در بازار منتشر میشوند یک سرو گردن بالاترند و مخاطبان بیشتری را جذب میکنند. اگر تا به حال پای اجراهای زنده او هم نشسته باشید تسلط و متفاوت بودن او در اجرا را هم کاملا میتوانید درک کنید. نمونه اش اجرای پاسال او به همراه سیامک آقایی که به مناسبت یاد بود پرویز مشکاتیان انجام شد.
گفت و گو را از دو اثری که شما پارسال منتشر کردید، آغاز کنیم. به نظر میرسد که اصرار فراوانی دارید که همچنان این گزیده کاریتان را حفظ کنید و در بهترین شرایط بیش از دو آلبوم در سال منتشر نکنید.
بله، تمایلی به انتشار بیش از یک یا نهایت دو اثر در سال ندارم. اتفاقا «مایه ناز» اثری بود که سه سال از آماده شدن آن میگذرد و شرکتی که قرار بود آن را منتشر کند، به خاطر مساله مجوز برای انتشار آن دست نگاه داشته بود و بالاخره این اثر که من در آن به همراه پیانوی همسرم، «حریر شریعت زاده» قطعاتی را به اجرا در آورده ام، آبان ماه سال جاری فرصت انتشار پیدا کرد.
آقای عقیلی، با توجه به تمرینات مستمر و فعالیتهایی که به همراه گروههای مختلف دارید، دلیلی برای کم کاریتان وجود دارد؟
من برخلاف شما اصلا خودم را خواننده کم کاری نمیدانم. مساله اینجاست که در انجام کارهایم سختگیریهایی دارم که شاید همین باعث شود که بسیاری آن را با کم کاری اشتباه بگیرند. برای مثال، گروهی که به عنوان خواننده در آن فعالیت میکنم، برایم اهمیت بسیاری دارد. پیش از این با ارکستر موسیقی ملی فعالیت میکردم که متاسفانه این ارکستر چند ماهی است که تعطیل شده است. همچنین چند سالی است که با گروه موسیقی «دستان» فعالیتهایی انجام میدهم که طی آن قرار است در ایام نوروز در پنج کشور اروپایی، 11 کنسرت برگزار کنیم که البته تعداد زیادی از این برنامهها در آلمان انجام میشود و علاوه بر آن در سوئیس، هلند، اتریش و سوئد هم برنامههایی را به اجرا در خواهم آورد. همچنین بخشی از فعالیتهایم نیز به همراه گروه «راز و نیاز» است که خود سرپرستی آن را بر عهده دارم.
گروه موسیقی «دستان» یکی از مهم ترین گروههای موسیقی ایران است که در این سالها تاثیرات بسیار مهمی بر موسیقی ایرانی و همچنین معرفی آن به دنیا داشته است. همکاری تان با این گروه چطور شروع شد؟
فعالیت من با گروه دستان از پنج سال گذشته آغاز شد. آلبوم «دریای بی پایان» اولین اثری بود که با آواز من و توسط این گروه به انتشار درآمد. به روال برنامههای این گروه، کنسرتهایی هم از این آلبوم در ایران و همچنین بسیاری از کشورهای دنیا برگزار کردیم. 12 کنسرت از آن اثر به بازار آمد و همان طور که گفتم حالا هم قرار است 11 کنسرت از «به نام گل سرخ» برگزار کنیم. مهم ترین دلیلی که باعث موفقیت این گروه شده این است که اعضای گروه بسیار باز فکر میکنند و نگاهشان به موسیقی جهانی است. بنابراین خود را تنها محدود به سنتهای رایجی که وجود دارد، نمیکنند؛ اتفاقی که متاسفانه تعداد زیادی از موسیقی دانان ایرانی به آن بی توجه هستند و در این سالها مانع از جهانی شدن موسیقی ما شده است اما گروه دستان با توجه به اصالتها، نو آوریهایی انجام میدهد که بسیار موثر است.
شما در همراهی با گروه دستان به شدت با این نوآوریها همراه هستید و علاوه بر آن در تعدادی از آثارتان – مثلا همین «مایه ناز» که مدت زیادی از انتشار آن نمیگذرد- توجه بسیاری به اصالتها دارید. به عنوان یک خواننده جوان یا نسل دوم خوانندگان پس از انقلاب، چه رسالتی برای خودتان قائل هستید که هم جوانان را با این نو آوریها همراه کنید و هم با اصالتها.
ببینید در حال حاضر بسیاری از خوانندگان هم نسل من چون علیرضا قربانی، همایون شجریان، و بسیاری دیگر که همگی شان از دوستان من هستند دارند در مسیری حرکت میکنند که همراه با تفکر و تعقل است و به همین خاطر این امیدواری به وجود آمده است که آنان زمینه ساز جریانی باشند که در عرصه موسیقی سنتی ایران، نتایج خوبی به همراه داشته باشد و در این میان مخاطبان جوان هم با آنان همراه شوند. من به جرات میتوانم بگویم که نسل جوانی که هم اکنون به شکل حرفه ای درموسیقی سنتی ایران فعال است، بدون شک میتواند تاثیراتی بسیار مهم و مثبت بر جریان موسیقی بگذارد. شعور موسیقایی نسل فعال در موسیقی ایران بسیار بالاست و بنابراین میتواند در هر دو زمینه فعالیتهای مهمی انجام دهد؛ یعنی از طرفی نگاه بسته بسیاری از هنرمندان نسل قبل را ندارند که مخالف هر نوع نو آوری ای بودند و از طرف دیگر فعالیتهایی را انجام میدهند که ریشه در فرهنگ و سنتهای ما دارد.
این نگرانی وجود ندارد که جوانان نتوانند با آثار سنگینی که در زمینه موسیقی سنتی ارائه میشود و در آن اصالتهای موسیقی رعایت شده است، ارتباط برقرار کنند؟
وظیفه ماست که اینها را به نسل جوان معرفی کنیم. بسیاری از اصالتهای موسیقی سنتی ما در حال نابودی است و ممکن است نسلهای بعدی به شکل کامل آنان را به دست فراموشی بسپارند. بنابراین خوانندگان هم نسل من نیز باید در این زمینه تلاشهایی را انجام دهند؛ کاری که من سعی کردم در آثاری چون «مایه ناز» یا «عشق دیرین» انجام دهم. این کار به تایید استاد «فرامرز پایور» هم رسیده بود و آقای دلنوازی تنظیم و ضبط قطعات آن را که همگی شان جزو قطعات قدیمی موسیقی سنتی به حساب میآیند، زیر نظر ایشان انجام میداد. خلاصه این که نسل ما باید به گونه ای فعالیت کند که تاثیراتی مهم بر جای بگذارد و کارهایی ریشه دار انجام دهد، همان طور که هم اکنون استاد شجریان این اقدام را انجام داده اند و حق بزرگی بر گردن بسیاری از موزیسینهایی دارند که هم اکنون فعالیت میکنند.
این احساس وظیفه، کار را برایتان دشوار نمیکند؟
بدون شک، اما از این احساس مسوولیت ناراضی نیستم، کما اینکه بسیاری از هنرمندان هم نسل من هم در این راه گام برمیدارند.
به همین خاطر است که در تمام آثاری که اجرا میکنید، از چند قطعه ای آوازی استفاده میکنید، آن هم در شرایطی که معمولا تصنیفها با استقبال بیشتری از طرف مخاطبان رو به رو میشوند؟
من بارها گفته ام که اساس موسیقی ما آوازی است. من بیش از هشت سال نزد آقای «تعریف» ردیفهای موسیقی سنتی ایران را به شکل کامل فرا گرفتم و اگر در آثارم از آنان استفاده نکنم، فایده ای ندارند.
شما از خطر فراموشی اصالتهای موسیقی سنتی ایران صحبت میکنید و عدم شناخت جوانان از این چیزها، اما از آن طرف ما شاهد استقبال جوانان از بسیاری از برنامههای موسیقی سنتی و همچنین آثار موسیقایی ای هستیم که در این زمینه منتشر میشود.
من از خطری صحبت میکنم که در این زمینه وجود دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت. به هر حال این نگرانی وجود دارد که نسلهای آتی نتوانند با اصالتهای موسیقی سنتی ارتباط برقرار کنند. در این میان، همان احساس وظیفه ای به وجود میآید که درباره آن صحبت کردیم. اتفاقا اگر این خطر جدی گرفته نشود، ماجرا ابعاد گسترده تری به خود میگیرد و به شکل قطع و یقین جدی تر خواهد شد. همان طور که پیش بینی کردن هر خطری میتواند از عواقب منفی آن بکاهد، در زمینه موسیقی هم قضیه به همین شکل است. چنانچه برای جلوگیری از آتش سوزی کپسولهای آتش نشانی را در نظر بگیریم، در صورت وقوع حادثه با خسارات کمتری مواجه خواهیم شد تا این که هیچ نوع آمادگی ای در این زمینه نداشته باشیم. متاسفانه جریان موسیقی سنتی در این سالها به شکلی بوده است که باعث فاصله افتادن با نسل جوان شده است اما درعین حال همچنان ما صاحب بسیاری از مخاطبان جوان و فرهیخته هستیم که از آثاری که در این زمینه منتشر میشود، به خوبی استقبال میکنند.
و راه دور شدن از این خطر چیست؟
باید آثاری ارائه شود که هم مخاطب عام آن را بپذیرد و هم مخاطب خاص. نمونههای بسیاری هم دراین زمینه منتشر سده است برای مثال، قطعه «وطنم» یا قطعه پایانی سریال «پریدخت» توانست طیف وسیعی از مخاطبان را در بر بگیرد یا آثاری که گروه دستان ارائه میدهد جزو همین دسته قرار میگیرد.
شما امیدواری بسیاری به نسل جوان فعال در حوزه موسیقی دارید. با وجود این، چرا آثارشما بیشتر همراه با پیشکسوتان است و در سال جاری جز کنسرتی که همراه با سیامک آقایی داشتید، چندان با نسل جوان همکاری نمیکنید؟
بدون شک اگر آنان کاری را ارائه دهند که با معیارهای من همخوانی داشته باشد، این کار را خواهم کرد. اگر این اتفاق تاکنون رخ نداده به این خاطر بوده که کارهایی که آنان به من پیشنهاد کرده اند چندان با روحیات من سازگار نبوده است، وگر نه هیچ تعصبی در این زمینه ندارم؛ ضمن این که علاوه بر همکاری با سیامک آقایی، من با نوید دهقان هم همکاریهایی داشته ام. سال آینده هم اثری را به همراه هوشنگ فراهانی منتشر خواهم کرد که آن هم از جوانان خوش ذوق عرصه آهنگسازی موسیقی سنتی ایران است.
Bauokstoney
Thursday 15 April 2010-1, 11:18 PM
سیر کردن در آهنگهای معروف وطنی!
برخلاف تصور خیلیها، «ای ایران» هیچ وقت سرود ملی ایران نبوده ولی یکی از سرودههای وطنی بوده که حتی از سرودهای ملی ایران هم معروفتر شده است. داستان ساخت این آهنگ هم برمیگردد به...
نام جاوید وطن...
حالا که سمفونی خلیج فارس سالار عقیلی با تمی وطن پرستانه منتشر شده، سیر کردن در آهنگهای معروف وطنی، حال و هوای خوبی دارد
فقط کافی است بروید یکی از این کنسرتهای ارکسترهای بزرگ تا دستتان بیاید موسیقی وطنپرستانه یعنی چه. کافی است در یک سالن بزرگ، قاتی یک مشت آدم نشسته باشید تا وقتی تصنیفهای وطنی شروع میشود، ببینید چه شوری ملت را بر میدارد. تا به خودتان میآیید، میبینید همه دارند با ارکستر همراهی میکنند و طنین «نام جاوید وطن ..» و امثالهم، سالن را پر کرده است. موسیقیهایی که تم وطن پرستانه دارند، همیشه محبوبند چون عرق وطنپرستی در آدمها کم و زیاد دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. این روزها یکی از آلبومهای پر فروش، «سمفونی خلیج فارس» است، آلبومی که پیش از این به مناسبت روز ملی خلیج فارس و همزمان با «اولین همایش خلیج فارس» رونمایی شد و در آن قطعاتی همچون «سرود دانش» و «خلیج فارس» از ساختههای فخرالدینی و «ای ایران» بر اساس اشعاری از احمدی جلالی، شفیعی کدکنی، علی غضنفری و گل گلاب، توسط 50 نوازنده به رهبری فرهاد فخرالدینی اجرا شد. حالا آخرین آلبوم سالار عقیلی، روی پیشخوان فروشگاههای محصولات فرهنگی است و ما به بهانه این آلبوم تازه وارد، مروری کرده ایم توی قطعههای معروف وطن پرستانهای که برای خیلی از ما نوستالژی شده اند و البته آثاری واقعا شنیدنی هستند. احساسات ناسیونالیستیتان را رها کنید،موسیقی وطن پرستانه حرف ندارد.
وطن- همایون شجریان
وقتی خبرش پیچید که قرار است همایون شجریان با گروه دستان همکاری کند، همه منتظر آن بودند که کارهای متفاوتی را بشنوند. همایون، جوانی بود به دنبال تجربههای جدید و گروه دستان هم یکی از بهترین گروههای موسیقی ایرانی که همیشه کارهای نو و متفاوتی را ارائه میداد اما به نظر خیلیها، نقطه اوج این همکاری اجرای تصنیف «ای وطن» ساخته سعید فرج پوری و روی شعری از سیاوش کسرایی بود، قطعه ای که شاید بتوان آن را گل سر سبد تمام قطعاتی خواند که همایون شجریان با گروه دستان اجرا کرده است. شعر فوق العاده به علاوه آهنگسازی ویژه ای که فرج پوری روی آن انجام داده، بیش از هر چیز دیگری باعث شده تا این آهنگ خاطره انگیز شود.
زمزمه: وطن/ وطن/ نظر افکن به من که من/ به هر کجا غریب وار/ که زیر آسمان دیگری غنودهام/ همیشه با تو بوده ام....
وطن من- ایرج بسطامی
ایرج بسطامی بیشتر از آن که آلبومهایش معروف باشند، تک آهنگهایش مشهور شده اند، معروفترین تک آهنگی که از ایرج بسطامی به یادگار مانده و اصلا خیلیها او را با آن میشناسند، همان آهنگ معروف «وطن من» است. پرویز مشکاتیان خدا بیامرز، یکی از بهترین آهنگهایش را روی این قطعه ساخته و شعر آن از ملکالشعرای بهار است. حالا دیگر نه خواننده و نه آهنگساز این قطعه بین ما نیستند ولی گوش سپردن به آن، بد جوری حال و هوای آدم را عوض میکند.
زمزمه: ای وطن من/ ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من/ دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست/ ای باغ و گل و لاله و سرو و سمن من
سپیده- محمدرضا شجریان
قدیمی ترها کاستهای شماره دار گروه چاووش را بیشتر از من و شما یادشان میآید. بیشتر آهنگهای این گروه که از ترکیب گروه عارف به سر پرستی پرویز مشکاتیان و گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و چند تا هنرمند دیگر تشکیل شده بود، در زمینه انقلاب و جنگ و فضای آن دوره بود. یکی از معروفترین آن آهنگها که امسال در جریان انتخابات خیلی معروف و خبرساز شد، آهنگ «سپیده» (ایران ای سرای امید) بود که محمدرضا لطفی آن را روی شعر از ه.الف. سایه (هوشنگ ابتهاج) ساخته است. قطعات آلبوم سپیده همگی وطنی هستند اما این آهنگ از همه معروفتر است. به غیر از این آهنگ، یک تک آهنگ دیگر به نام «ایرانی» (ایرانی به سر کن خواب مستی) هم در این آلبوم وجود دارد. این آلبوم توسط گروه شیدا اجرا شده و اولین بار به نام چاووش 6 انتشار پیدا کرد.
زمزمه: ایران ای سرای امید/ بر بامت سپیده دمید/ بنگر کزین ره پر خون/ خورشیدی خجسته رسید
همه جان و تن- سالار عقیلی
اولین بار این فرانسویها بودند که برای خود شیرینی وقتی مظفرالدین شاه میخواست وارد پاریس شود، این آهنگ را با مارش نظامی نواختند. البته آن زمان شعری درکار نبود، تنها یک قطعه خشک و خالی حماسی بود که موسیو لومر (موسیقی دان نظامی فرانسوی اعزامی به ایران در دوره قاجار) آن را برای پیانو ساخته بود و بعد از این که شاه از آن خوشش آمد، تبدیل شد به سرود ملی ایران. بعد از انقلاب، ارکستر ملل تصمیم گرفت که این آهنگ را بازخوانی کند و آن را بر اساس شعری از بیژن ترقی (صبح امید وطن) تنظیم کردند و توسط سالار عقیلی اجرا شد.
زمزمه: نام جاوید وطن ،صبح امید وطن، جلوه کن در آسمان همچو مهر جاوان... همه جان و تنم وطنم....
ای ایران- غلامحسین بنان
برخلاف تصور خیلیها، «ای ایران» هیچ وقت سرود ملی ایران نبوده ولی یکی از سرودههای وطنی بوده که حتی از سرودهای ملی ایران هم معروفتر شده است. داستان ساخت این آهنگ هم برمیگردد به جنگ جهانی دوم و زمانی که متفقین ایران را تصرف کرده بودند. حسین گل گلاب که یکی از شاعران معروف زمان خودش بوده، این شعر را میسراید و برای روح الله خالقی میبرد. خالقی هم با توجه به حال و هوای آن روز ایران، یک آهنگ دشتی روی آن میسازد. باز هم بر خلاف تصور خیلیها، غلام حسین بنان اولین کسی نیست که این آهنگ را اجرا کرده است. این سرود برای اولین بار در 27 مهر 1323 در تالار دبستان نظامی دانشکده افسری و به صورت کر اجرا شده است. بعدها این آهنگ توسط بنان، شجریان، ناظری، قربانی، عقیلی و خوانندگان دیگر بازخوانی شده است. «ای ایران» در سال 1960 در کنفرانس بین المللی بررسی سرودهای ملی، به عنوان یکی از پرتاثیرترین سرودهای ملی کشورها انتخاب شد.
زمزمه: ای ایران ای مرز پر گهر، ای نامت سرچشمه هنر، دور از تو اندیشه بدان، پاینده مانی و جاودان ....
گوهر تابان- محمد نوری
در بین تمام خوانندههای کلاسیک خوان، محمد نوری بیشترین آهنگهای وطنی را خوانده است. آهنگهایی مثل «سرزمین محبوب من» از آلبوم «شکوفه در شکوفه»، «ایران ایران» از آلبوم «دلاویزترین» یا «ای وطن» از آلبوم «آوازهای سرزمین خورشید» که قدیمیترین آنهاست. اما معروف ترین آهنگ وطنی ای که محمد نوری اجرا کرده و تا به حال هم منتشر نشده است، در همایش چهرههای ماندگار سه سال پیش اجرا شد. البته قطعه «ای ایران ایران» هم آن قدر از رادیو و تلویزیون پخش شده که دیگر سر زبان خیلیهاست.
زمزمه: ما برای آن که ایران گوهری تابان شود/ خون دلها خورده ایم/ خون دلها خورده ایم....
Bauokstoney
Thursday 15 April 2010-1, 11:18 PM
یک گفتوگوی آخر سالی با موضوع عشق با بنیامین!
نمیخواهد دست از سر عشق بردارد. اگر آلبوم دومش را گوش کرده باشید؛ میدانید که درست مثل سه سال پیش؛ عاشق است و همان طور...
آقای دوستت دارم
خواننده ای که در هر دو آلبوم پر طرفدارش از عشق خواند و بعید است به این زودیها دست از سر عشق بردارد.
نمیخواهد دست از سر عشق بردارد. اگر آلبوم دومش را گوش کرده باشید؛ میدانید که درست مثل سه سال پیش؛ عاشق است و همان طور در برابر عشق؛ دست به سینه است و از غم یار مینالد. هنوز هم (دوستت دارم) از زبانش نمیافتد. بنیامین بهادری، اول سال با آلبوم 88 به میدان آمد تا بلکه بتواند خاطره (دنیا دیگه مث تو نداره) را تکرار کند. آن روزها خیلی از فروشگاههای محصولات فرهنگی، کتاب فروشیها، مراکز موسیقی و حتی سوپر مارکتها بنیامین فروختند و نگذاشتند داغ جمله قشنگ (دوستت دارم) به دل کسی بماند. اگر عاشقانههای بنیامین را گوش نکرده اید و از آن آدمهایی هستید که (آلبوم، گریه، نامه، عاشق) میخواهید، بدانید که بنیامین توی هیر و ویر ترانههای واسوخت و لعن و نفرین هنوز عاشقانه میخواند. باید از خودش پرسید چرا این قدر گیر داده به عشق.
اصلا چرا عشق؟ آن هم میان این همه موسیقی اعتراضی که باب شده و طرفدار هم دارد؟
من این موسیقیهایی را که شما میگویید چندان گوش نداده ام. اما میخواهم بپرسم که مخالفتی با عاشقانه خواندن دارید؟
ببین؛ سبک موسیقی بنیامین برای جوانهای زیر 20 سال ایدهآل است. خوش بینی زیادی که در کارهای بنیامین به عشق وجود دارد، ایمان به عشق را در جوانان کم سال به یاد میآورد اما این دوره میآید و میگذرد. آدمها در گیر اتفاقات دیگر میشوند. دیگر چندان با عشق کاری ندارند. کافی است یک شکست عشقی بخورند تا دیگر اعتقادشان را به تمام این حرفها از دست بدهند.
این حرفی که من میزنم شاید کلیشه ای باشد اما عشق یک داروی قشنگه. من احساس میکنم عشق حتی میتواند آفتهای اجتماعی را از بین ببرد. خشونتها، تنبلیها و حتی اعتیاد. ما مشکلاتی در جامعه داریم که به راحتی میتوانیم با عشق حلشان کنیم. چیزی قشنگتر از این نیست که ما با صدای آرام و لحن عاشقانه مشکلاتمان را حل کنیم و احتیاجی هم نباشد که داد و فریاد راه بیندازیم.
بنیامین 85 کاملا عاشقانه بود. استدلالت هم این بود که (من در زندگی از عشق بدی ندیدم) حالا بنیامین 88 باز هم عاشقانه است؛ یعنی هنوز هم از عشق بدی ندیده ای؟
با این تعبیری که من دارم، اصلا نمیتوانم از عشق بدی ببینم. عشق در هر وضعیتی به من انرژی میدهد. حتی در بدترین حالت.
اما در این مدت یک فضای کاملا ضد عشق در موسیقی ایران شکل گرفت. ترانههای واسوخت و خوانندههایی که عشق را نفرین میکردند. در این مدت وسوسه نشدی برای این که استقبال بیشتری از کارهایت بشود، تو هم یکی دو تا کار ضد عشق بخوانی؟
ببینید اگر این جور کارها هوادار زیادی داشت که تا الان باید چند تا آلبوم ضد عشق پر فروش داشتیم. قبول دارم که پیش آمده یک آهنگی با دید منفی به عشق چند ماه پر شنونده باشد. حتی قبول دارم که ما کارهای خوبی با این دیدگاه داریم. اما این یک جریان دائمی نبوده. البته این را هم اضافه کنم که اصلا این جور کارها ضد عشق نیستند. کسی که میخواند (به خاطر عشق رگم را زدم) یا (به خاطر عشق خودکشی کردم) این کار یک کار عاشقانه است. من این جور کارها را نمیپسندم اما نباید فراموش کرد که باز هم عاشقانه است. عاشقانه ای که تلخ بیان میشود. حتی من هم چند تا کار دارم که تلخ است. با وجود این غالب فضای کارم نگاه خوش بینانه به عشق است.
البته در بنیامین 88 این فضای خوش بینانه ملموستر است در حالی که بنیامین 85 چند تا کار تلخ داشت اما این جا دیگر خبری از دید منفی به عشق نیست.
برای خود من جالبه. در چند روز گذشته چند نفری این بحث را با من داشتند اما من هنوز نفهمیدم این آلبوم تلختر است یا آلبوم قبلی. هر کسی یک چیزی میگوید. من خودم هم نمیدانم. فقط این را توضیح میدهم که فضای آلبوم جدیدم نسبت به قبلی پخته تر شده.
این دیدگاه بنیامین تا کی دوام میآورد؟ همین آدمی میمانی که نگاه خوش بینانه به عشق دارد و احساس میکند (عشق بر هر درد بی درمان دواست)؟
من دکتر دارو ساز نیستم. تخصصی هم ندارم که بخواهم کار عاشقانه ای به وجود بیاورم تا مردم را مداوا کنم. من فقط میخواهم دردهای خودم را درمان کنم. این آهنگها هم بیان احساسات تیمی است که داریم کار میکنیم. حالا اگر مردم هم از این نوع بیان احساسات ما استقبال کنند که چه بهتر و این یعنی موفقیت.
حالا برویم سراغ یک موضوع دیگر، ترانه در کارهای تو تاثیرگذارترین فاکتور است. ترانههایت یک جوری داستانگوست و اصلا شخصیت بنیامین با ترانههایش شکل گرفته تا نوع صدا یا حتی سبک موسیقی.
این ویژگی موزیک پاپ است. موسیقی پاپ کلام محور است. در موزیک پاپ اصلا نمیبینید که قطعات بیکلام گل کند. همیشه کارهایی که گل میکنند، به خاطر کلامشان است. در این سالها ریتمهای شبیه به هم میشنویم. آن چیزی گل میکند که کلامش فرق میکند. در موسیقی اگر تو سبک هم عوض کنی، شاید در بر خورد اول ملموس نباشد اما ترانه را به سرعت میفهمند.
پس با این حساب باید با ترانه سرای کارهایت خیلی نزدیک باشی. وقتی کارهایت این قدر حسی است، فرید احمدی باید برای چیزی که درون تو اتفاق میافتد؛ ترانه بگوید. یا حتی ترانههایی که فرید میسراید، باید در تو بازخورد خوبی داشته باشد.
ما با هم زندگی میکنیم.
ترانههایی که میخوانی اوریجینال بنیامین است. ترانههایی را که تو میخوانی، خواننده دیگری نمیتواند بخواند. از یک طرف دیگر هر ترانه ای هم روی صدای تو نمینشیند. نمیخواهی این کلیشه را بشکنی؟
من ماجرا را این قدر انحصاری نمیبینم. ترانههای زیادی برای من میخوانند اما من عادت دارم پس از این که ترانه ای را بشنوم، یک سری پیشنهاد روی ترانه داشته باشم. یعنی از بعضی ترانهها خوشم میآید اما میخواهم یک جاهایی از آن عوض شود. تا حالا این اتفاق نیفتاده. برای همین هم سخت است که با ترانه سرای دیگری غیر از فرید کار کنم. اختلافش با ترانه سرای بعدی در این روزگار زیاد است. من هیچ کاری بلد نباشم؛ ترانه خوب را تشخیص میدهم. شاید سلیقه ای هم عمل کنم اما با وجود این من هنوز کسی را ندیده ام که 16 بگیرد. آن هم در وضعی که ترانههای فرید 20 میگیرند. شاید این حرفی که زدم به ترانه سراهای دیگر بر بخورد اما به این موضوع اعتقاد دارم.
آلبومهایت را که میشنویم، شاید این فرضیه هم شکل بگیرد که بنیامین اصلا این طور آدمی نیست و برای این که آلبومش پرفروش شود این طوری میخواند.
این فرضیه شما از کجا آمده.
الان خوانندههای زیادی داریم که صدایشان را کلفت میکنند. خوانندههایی داریم که به چیزی که میخوانند اعتقادی ندارند؟
میفهمم، به هر حال وقتی تو یک آهنگ را میشنوی، اگر بتوانی با آن ارتباط بر قرار و همذات پنداری کنی، ثابت میشود که کار از دل خواننده بیرون آمده اما وقتی آهنگ عاشقانه میشنوی ولی هیچ حسی را در تو بر نمیانگیزد، معلوم میشود از این کارهایی است که شما میگویید.
پس خودت ضمیر اول شخص تمام ترانههایت هستی؟
کاملا. البته در بازیگری یک اصطلاح هست که (Living in the moments) من در خوانندگی هم به این موضوع ایمان دارم. برای همین در لحظههایی که آهنگها را میسازیم و ضبط میکنیم، کاملا این حس را دارم.
برای موسیقی گوش دادن چه سلیقه ای داری؟ باز هم کارهای عاشقانه گوش میدهی یا فرقی ندارد؟
همه چیز گوش میدهم. من کار عاشقانه دوست دارم. الان هم بگویم که دیگر مدلهای کار جذاب دیگری وجود ندارد. اگر وجود دارد به من بگویید تا بروم و گوش بدهم. کار اجتماعی- اعتراضی اصلا دوست ندارم. هر چند اگر بخواهم کار اعتراضی بخوانم، خوب بلدم. حتی اتودهایی زده ایم اما کارهای عاشقانه را بیشتر دوست دارم.
باز خورد کارهایت بین مردم چقدر برایت اهمیت دارد؟
ببینید، ما یک سری هنرمند داریم؛ وقتی کاری را منتشر میکنند که با استقبال مردم همراه نمیشود، موضع میگیرندکه مردم نمیفهمند و این کار برای قشر خاص است و حتی بحث این را پیش میکشند که من برای دل خودم این کار را کردم و انتظاری ندارم تا مردم از آن استقبال کنند. من اصلا این بحث را قبول ندارم. مگر میشود تو یک آلبومی را بیرون بدهی و تمایلی نداشته باشی که بین مردم تاثیرگذار باشد؟ وقتی من موزیک پاپ کار میکنم، باید آهنگهایی بخوانم که مردم دوست داشته باشند. این اصلا مبنای موزیک پاپ است. به هر حال ما برای ادامه حیاتمان به مخاطب نیاز داریم.
این ریتم تند آهنگهایت از کجا آمده؟ خودت دوست داری یا فکر میکنی که اقتضای زمانه و سلیقه مردم است؟
ببینید، این ریتم تند و تندخوانی جذاب است. جذابیت بخش مهمی از کار ماست. یکی از اولین گونههای جذابیت، این است که مخاطب به محض گوش دادن، از آن خوشش بیاید. حالا این جذابیت باعث شاد کردن میشود، باعث به حرکت در آوردن میشود و...! حالا بگذارید من سوال کنم. به نظرتان این ریتم تند با کار عاشقانه، تناقضی دارد؟
شاید این تصور شخصی خیلیها باشد که باید آهنگ عاشقانه، ریتمی ساده و آرام داشته باشد.
به نظر من اینها در جهت همدیگر هستند. من برای ریتمهای تند، ترانههایی را در نظر گرفته ام که خودشان هم مثل آهنگ، حرکت دارند، مثل (لکنت) که در شعر و فرم آن، حرکت وجود دارد، مخصوصا وقتی که به لکنت میافتی، ترجیع بندها تند میشوند، چون وقتی کسی به لکنت میافتد، ضرباهنگ حرف زدنش تندتر میشود. به هر حال ممکن است که کمی تنوع در شعر و نوع آهنگ, وجود داشته باشد اما در راستای همدیگر هستند.
در بنیامین 85، آهنگ (دنیا دیگه مث تو نداره) آن قدر محبوب بود که باعث شد مخاطبها به گوش دادن بقیه قطعات هم تشویق شوند. حالا کدام آهنگ میتواند این نقش را بپذیرد؟
ما در آلبوم اصلا دنبال این نبودیم که چیزی را دکور کنیم و همه برای آن، آلبوم را بخرند. بنیامین قبل از (دنیا دیگه مث تو نداره) تریبون نداشت و این آهنگ باعث شد که تریبون خودش را پیدا کند ولی الان جایگاهش وجود دارد و مخاطب میداند بنیامینی هست که میخواند.
طبق باز وردهایی که تا به حال داشتی، کدام آهنگهای آلبوم بیشتر از همه محبوب شده؟
تراک دو و تراک پنج قعلا بیشتر از همه شنیده شده اند و در مورد استقبال قرار گرفته اند.
یعنی همان تراکهایی که ریتم تند هم دارند.
بله، البته تراک 12 و 14 هم هست که ریتم خیلی تندی هم ندارد.
آلبومت، 17 تراک دارد. فکر نمیکنی این تعدد و تنوع باعث گیج شدن مخاطب شود؟
اگر چه زمان کل این آلبوم نزدیک به استاندارد زمانبندی آلبومهای دیگر است اما ممکن است این اتفاق بیفتد. ما نمیخواهیم این گیج شدن، عمدی باشد اما من با کشف شدن آهنگها توسط مخاطبان مشکلی ندارم. گیج شدن تا زمانی که تو را وادار به کشف کردن کند؛ خوب است. اما اگر آن قدر گیج شوی که به قول معروف عطایش را به لقایش ببخشی، دیگر خوب نیست. امیدوارم برای آلبوم 88 این اتفاق نیفتد.
آهنگهایی هم هست که دلت بخواهد در آلبوم باشد ولی نیست؟
یکی از بهترین آهنگهایم بود که بنا به صلاحدید ارشاد حذف شد و آهنگی بود که من دوست داشتم در آلبوم باشد.
چند آهنگ بیرون ماند؟ بالاخره سه سال نبودی و همه فکر میکردند در پشت پرده خیلی اتفاقات میافتد.
بیشتر کارها؛ کارگاهی و تحقیقاتی بود. شاید آهنگ تنظیم شده، دو تا بیشتر نبودند. بیشتر کارها تحقیقاتی بود تا نهایی.
تحقیقاتی یعنی چی؟ چه تحقیقی؟
تحقیق روی نوع خواندن و ملودیها و... اما بیشتر آنها قبل از این که به جایی برسند, به بایگانیها یا افراد دیگر سپرده میشدند. این جوری نبود که کاری را بسازیم، آماده کنیم، تنظیم شود و بعد آن را کنار بگذاریم. در همه آهنگها سه جا این اتفاق افتاد.
در آلبوم جدید، کدام یک از تجربههای آلبوم قبلی را تکرار کردی؟
مختصات آلبوم 85 از هر نظر دیگر برای ما یک آرم شده بود، البته قبل از آن هم برای ما یک آرم بود ولی مخاطب نشنیده بود. میگویند هنر یک فرایند است، خصیصه نیست. وقتی مردم با آن مواجه میشوند، بروز میکند. بعد از سال 85 دیگر آرم ما شکل گرفت چون مردم دیدند و شنیدند. حالا در مورد آلبوم جدید؛ ما پایه را همان گذاشتیم و فقط دکور را عوض کردیم. ما داریم موسیقی پاپ کار میکنیم و باید اگر تجربه ای خوب بوده از آن دوباره استفاده کنیم و با سر و شکلی دیگر تکرارش کنیم. ما شاکله را داشتیم و فقط تغییراتی در نوع ارائه اش دادیم. ما موسیقی پاپ کار میکنیم و نتیجه و استقبال مخاطبان برایمان خیلی مهم است. اگر کسی پاپ کار کند و بگوید که استقبال مخاطبان برایش مهم نیست، دروغ محض گفته. مثل تیمی که وقتی میبازد، بگوید بازی برایش مهم نبوده. این را نگوید، چه بگوید. هر کسی در موسیقی پاپ، کار میکند؛ بدانید دنبال مخاطب است. هر کس ادعا کند برای من مخاطب و فروش مهم نیست و به دنبال کار خاص هستم دروغ میگوید. اصلا ادامه حیات موسیقی پاپ به وجود مخاطب است. مطمئن باشید او کار خاص کرده تا متفاوت باشد و بگیرد اما نگرفته، حالا میگوید که برایش کار خاص و متفاوت مهم بوده. ما حیاتمان به مخاطب است این را انکار نمیکنم.
با این اوصاف میشود انتظار داشت که عوض شدی؟ حالا بر اساس درونت یا تغییر ذائقه مخاطب یا حتی مشورت یا فرید؟
من اساسا آدم مطلق گرایی نیستم، بنابراین هر کدام از این دلایل میتواند من را تغییر دهد و اصلا چیز عجیب و دور از انتظاری نیست. شاید دیدید ما اصلا آرممان را عوض کردیم؛ اما فعلا که خوب است. هر وقت قالب دیگری پیدا کنیم که مطمئن باشیم برای گوش مخاطب ما اولویت دارد و در ضمن ما هم میتوانیم با آن ارتباط بر قرار کنیم، مطمئن باشید که از آن استفاده خواهیم کرد. هر قدر هم که میخواهد متفاوت باشد.
پس خیلی چشمت پی مخاطب است، نه؟
من دست به سینه مقابل مخاطبم. مخاطب عام برای من خیلی مهم است. اگر آلبوم بعدی من آمد و نفروخت و من گفتم که برایم مخاطب، فروش، گیشه و ... مهم نبوده؛ بدانید دروغ گفته ام. کسی غلط میکند که موسیقی پاپ کار کند و آلبوم هم بیرون دهد و مخاطب و فروش برایش مهم نباشد. خب آلبوم را برای چه منتشر میکنید؟ بنشینید در خانه آهنگهایتان را گوش بدهید و حالش را ببرید و برای فک و فامیل هم بگذارید. اصلا پیروزی موسیقی پاپ، به استقبال مردم بر میگردد.
کنسرتت در چه مرحله ای است؟
هنوز معلوم نیست. به خیلی چیزها بستگی دارد. از اول هم توافق کرده بودیم که بعد از انتشار آلبوم دوم، کنسرتهای ایران را شروع کنیم و بالطبع کنسرتهای آمریکا و اروپا را.
برای آلبوم بعدی هم با توجه به ماجرای تحقیق و این حرفها 3 سال دیگر باید صبر کرد؟
نه, قرار نیست که این اتفاق بیفتد. البته اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک بگذارند. ببینید، تیم ما آمادگی اش را دارد که زودتر از این حرفها یک آلبوم خوب بیرون بدهد و در مورد این آلبوم هم ما آمادگی اش را داشتیم که زود تر از اینها آن را منتشر کنیم اما دلایلی وجود داشت که ترجیح دادیم ما تاخیر آلبوم دوم را به گوش مخاطب برسانیم.
Bauokstoney
Thursday 15 April 2010-1, 11:19 PM
مردی که در 9 سالگی صدایش جهانی شد
من از راه دیگری وارد موسیقی شدم و دریچه دیگری را در آواز دیدم که به ذهن هیچ خواننده دیگری نمیرسید و آن این بود که من از کودکی وارد موسیقی شده بودم و از همان دوران طفولیت...
شهرام ناظری در سال ۱۳۲۹ در کرمانشاه و در خانوادهای ادیب، فرهنگ دوست و اهل موسیقی متولد شد.
وی از زمان کودکی مانند اکثر خوانندگان که صدای خوش در خانوادهشان موروثی بوده، صدای خوش را از پدر و مادر خود به ارث میبرد و پدرش که صدای لطیفی داشت و از سبک قدما و خوانندگان آن دیار به خصوص شیخ داوودی خواننده بزرگ بهره گرفته بود، فرزندش را تحت تعلیم قرار داد. قطب این خانواده، استاد حاجی خان ناظری (پرویز خان پورناظری) بوده که اکثر موسیقیدانان کرمانشاه را با نت و موسیقی اصیل ایران تعلیم داده و خود از شاگردان درویش خان و کلنل وزیری بودهاست.
پدر شهرام ناظری ضمن آشنایی با گوشهها و ردیفهای آواز ایرانی با سهتار هم آشنایی داشت و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنین محیطی پرورش یافت.
این محیط مناسب هنری موجب شد تا وی در سن ۹ سالگی اولین برنامه هنری خود را در رادیو کرمانشاه همراه با تار مرحوم درویشی، از نوازندگان معروف کرمانشاه، اجرا نماید.
وی سپس در سن ۱۱ سالگی در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه در آواز ایرانی اجرا نمود و برای پر بارتر کردن درک موسیقی خود ارتباط بیشتری با پسر عمویش کیخسرو پورناظری و درویش نعمت علی خان خراباتی که تأثیر بزرگ و مهمی بر آشنایی او با موسیقی محلی و کردی و درک آن داشتهاند برقرار کرد.
وی همواره در پی بهرهبردن از مکاتب و استادان مختلف بودهاست. در سال ۱۳۴۵ برای بهرهگیری از محضر اساتیدی چون عبداله خان دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی وزیری و محمود کریمی، مقیم تهران شد و ضمن بهرهگیری از محضر این اساتید، سهتار را نیز نزد استادان احمد عبادی، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت.
شهرام ناظری به مدت یک سال در تبریز با نوازندگان و موسیقیدانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجهخانی و فرنام قیطانچیان که از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد.
درسال ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی برومند به استخدام رادیو تلویزیون در آمد و اولین برنامه خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی با مثنوی مولانا و ترانهای از شیخ بهایی اجرا کرد و پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان همکاریش را ادامه داد.
وی درسال ۱۳۵۵ در نخستین کنکور موسیقی سنتی ایران (باربد) مقام اول را به دست آورد. در سال ۱۳۵۶ همراه با گروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهید برای اجرای کنسرت در جشنواره توس انتخاب شد. در سال ۱۳۵۸ همراه با گروه چاووش که خود از اعضای اصلی آن بود در سختترین شرایط صدای موسیقی سنتی و اصیل ایران را به گوش مردم هنردوست ایران رساند.
شهرام ناظری از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پیگیر و بیوقفه، آلبومهای چاووش ۲، ۳، ۴، ۷ و ۸ را با همکاری گروه چاووش، گروه شیدا و گروه عارف به سرپرستی محمد رضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، آلبوم مثنوی موسی و شبان را با همکاری جلال ذوالفنون و بهزاد فروهری، شعر و عرفان را با همکاری نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران و گروه مولانا به سرپرستی جلیل عندلیبی، آلبوم سخن عشق باهمکاری گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همکاری گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان تهیه کرد.
او در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ از فعالیت خود کاست و به روشهای مختلف مشغول تدریس موسیقی و ردیفهای آوازی به علاقهمندان گردید.
از سال ۱۳۶۴ به بعد با همکاری گروههای موسیقی ایرانی کارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی و اصیل ایرانی عرضه ساخت که از درخشانترین این آثار میتوان شورانگیز با همکاری حسین علیزاده، گل صد برگ و آتش در نیستان با همکاری جلال ذوالفنون، کنسرت اساتید با همکاری گروه اساتید (گروه فرامرز پایور) و بیقرار با همکاری گروه جلیل عندلیبی را نام برد.
شهرام ناظری طی فعالیت هنری خود برای اجرای کنسرتهای موسیقی اصیل ایرانی و عرفانی سفرهای بیشماری به کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکا داشتهاست و در فستیوالهای جهانی نیز حضور یافتهاست.
وی درسالهای اخیر در کنسرتهای داخلی که زحمات اجرای آنها به دلیل کمبود امکانات و مشکلات پیش رو، زیاد است، حضور بیشتری داشتهاست. وی در جشنواره موسیقی فجر درسال ۱۳۸۰، به همراه فرزندش حافظ ناظری، شرکت کرد و جایزه اول این فستیوال را به عنوان بهترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی را به دست آورد. وی جایزه مخصوص هیئت داوران را نیز از جشنواره مهر دریافت داشتهاست.
در خانه ما همیشه حرف شاهنامه و فردوسی بود
شهرام ناظری که سالها به این فکر میکرده که چرا هیچ کس روی اشعار فردوسی کار نمیکند حالا بعد از سالها تصمیم خود را عملی کرده و بالاخره روی شاهنامه کار کرده است.
چندسال پیش وقتی شهرام ناظری نشان لژیون دو نور را برای سمفونی رومی از آن خود کرد همه فکر میکردند که او حالا حالاها تصمیم دارد تا روی اشعار مولانا کار کند. اما ویژگی آدمهای خلاق همیشه این بوده که در یک جا معطل نمانند و زودتر سراغ پروژه بعدیشان بروند. با اینحال کمتر کسی فکر میکرد که او کمتر از دوسال بعد از دریافت نشان شوالیه سراغ فردوسی برود.
ناظری که سالها به این فکر میکرده که چرا هیچ کس روی اشعار فردوسی کار نمیکند و از سویی همیشه این حس را داشته که صدایش آن لحن حماسی لازم را برای اجرای اشعار فردوسی دارد حالا بعد از سالها تصمیم خود را عملی کرده و بالاخره روی شاهنامه کار کرده است. این کار را از پاریس شروع کرده و این روزها به همراه پسرش حافظ همچنان در ایالتها و شهرهای مختلف آمریکا مشغول برگزاری کنسرت است. او که حسابی خوشحال است که حافظ درس موسیقی خوانده و کار موسیقی را به عنوان کار اصلی اش انتخاب کرده آهنگسازی را نزدیکتر از او به خود حس نمیکند.
او در این باره گفته است: من یک نوع لحن و بیان آوازی را پیدا کردهام چرا که هم ذهن محققی داشتهام و هم اینکه از بچگی آموزش موسیقی دیده بودم، آن هم آموزشی که به دور از جو حاکم بر موسیقی سنتی آوازی ایران بود، به دور از تقلیدها و روزمرگیها بود. کسی نیامد دقیقا به من بگوید که تو هم باید عینا از این راه وارد موسیقی بشوی، چون اگر قرار بود که من وارد آن راه بشوم، بیشک مقلد میشدم. در نتیجه من از راه دیگری وارد موسیقی شدم و دریچه دیگری را در آواز دیدم که به ذهن هیچ خواننده دیگری نمیرسید و آن این بود که من از کودکی وارد موسیقی شده بودم و از همان دوران طفولیت، حس موسیقی و حس تشخیص در من وجود داشت. حالا در این بین هم شانسهای زیادی آوردم، چرا که همه چیز موافق این بود که من در این راه بروم، خانوادهام بسیار همراه من بودند، مادر و پدرم عاشق شعر و موسیقی بودند، مدرسهای که در شش سالگی به آنجا رفتم، عموهایم هم بسیار علاقهمند به موسیقی بودند و مرا تشویق میکردند و در نتیجه همه چیز موافق بود و همه هم دوست داشتند که چیزی یاد من بدهند. از شش سالگی هم که به مدرسه رفتم از خوش شانسی که من داشتم، هم مدرسه و هم ناظم آنجا هر دو اهل شعر و موسیقی بودند. وقتی شش سالم بود، صبحها ناظم مدرسه آقای همتی سر صف مدرسه کوروش کرمانشاه ساز میزد و من آواز میخواندم و هر روز این جریان تکرار میشد و بعد از این مراسم بود که بچهها سرکلاس میرفتند. یعنی این را میخواهم بگویم که همه چیز برای من در زندگیام با موسیقی شروع شده است حتی یکی از بزرگان کرمانشاه که مردم برای او احترام ویژهای قائل بودند، به مدت 30 سال مرا در موسیقی راهنمایی میکرد، کسی که منبع موسیقی، شعر و تاریخ اجتماعی ایران بود.
دیگرنمیخواهم شهرام ناظری گذشته باشم
استاد آواز ایران تابستان سال گذشته در جریان تور آواز ایران درمحل خانه هنرمندان به گفتگو با خبرنگاران نشست.
در این نشست خبری شهرام ناظری ابتدا در مورد کنسرت اول این تور که قرار است روزهای ۲۵ و ۲۶ تیر ماه در قزوین برگزار شود گفت: این کنسرت با همراهی گروه مولوی خواهد بود و سعی کرده ام ترکیبی از قطعات جدید و قدیمی را ارائه کنم که در راستای همان مسیر حرکتی گذشته ام باشد. البته این طبیعی است که یکسری تغییرات در آن دیده شود.
وی همچنین افزود: بسیاری از مردم هنوز هم دوست دارند من همان شهرام ناظری ۲۰ سال قبل باشم و این را بارها به من گفته اند. اما به دلیل اینکه اولا من یک موزیسین هستم و بعد یک خواننده، و دوم اینکه چون من همواره در حال تحقیق و مطالعه هستم، همواره در کارهایم تغییر وجود خواهد داشت و اصلا دوست ندارم آن شهرام ناظری گذشته باشم.در این کنسرت نیز چنین تغییراتی وجود خواهد داشت.
افتخارات
شهرام ناظری، در سفری که مهرماه ۱۳۸۶ به فرانسه داشت، نشان شوالیه ادب و هنر (Chevalier des Arts et Lettres) را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسهاست و پاسداشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژهای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام میدهند. وی از طرف مجمع آسیاسوسیتی به عنوان هنرمند برتر آسیا انتخاب و از طرف بان کیمون دبیر کل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه شد وی همچنین در سال ۱۹۹۸ میلادی جایزه بهترین موسیقی عرفانی جهان را در مراکش کسب نمود.
نشان طلایی بارگاه مولانا بر سینهی شهرام ناظری نشست
آسین چلپی، نشان طلایی بارگاه مولانا جلالالدین محمد را در قونیه به سینهی شهرام ناظری چسباند.
این خبری بود که ایسنا از مراسم تقدیر خانواده مولانا از صاحب صدای مولاناخوان شرق بر مزار عارف پارسیگوی ایران زمین منتشرکرد.
دراین مراسم آسین چلبی - نواده شانزدهم پسری مولانا از سلطان ولد - با تقدیر از فعالیتهای شهرام ناظری دربارهی توسعه افکار و اندیشه مولانا گفته بود: از سوی خانواده چلپی مرکزی تاسیس شده است که خدمت و اشاعهی اندیشه حضرت مولانا در دنیا هدف قرار دادهاند؛ این موسسه به ثبت رسیده و مرکز آن در قونیه است.
سپس چلبی با تقدیر ازفعالیتهای استاد آواز ایران ، شهرام ناظری راشایستهترین کسی دانست که میتواند ریاست افتخاری این مرکز پژوهشی را در ایران برعهده داشته باشد.
آثار منتشر شده
•مثنوی موسی و شبان - مثنوی مولانا جلال الدین بلخی - ۱۳۵۸ •صدای سخن عشق (از صدای سخن عشق) - موسبقی عرفانی ایران - گروه نتبور شمس - سرپرست گروه: علی ناظری - ۱۳۵۸ •بهاران آبیدر - شهرام ناظری بیژن کامکار - آهنگساز: هوشنگ کامکار -بهمن ماه ۱۳۶۴
•باد صبا (باد صبا میآید) - جلال ذوالفنون
•شعروعرفان (بنمای رخ) - سرپرست: جلیل عندلیبی - اجرا: گروه مولانا - مرداد ۶۳
•یادگار دوست - اثری از کامبیز روشن روان - به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولدمولانا جلال الدین محمد بلخی - ارکستر سمفونیک ۱۳۶۴
•ساقی نامه و صوفی نامه ۱ (سوته دلان) -موسیقی: کامبیز روشن روان - ۱۳۶۷
•ساقی نامه و صوفی نامه ۲ (نسیم صبحگاهی) - موسیقی: کامبیز روشن روان - ۱۳۶۷
•نجوا - آهنگساز: حسن یوسف زمانی - گروه سلمک - پاییز ۱۳۶۳
•بشنو از نی آهنگساز و سرپرست گروه: فریدون شهبازیان
•سخن تازه -آهنگساز و سرپرست اجرا: مهدی آذرسینا -اجرا و ضلط در سال ۱۳۶۷
•دیوان شمس - محمد رضا لطفی
•لاله بهار - گروه عارف - سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان - ۱۳۶۵
•شورانگیز - آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده - گروه شیدا و عارف - تالار وحدت تابستان ۱۳۶۷
•سروش پیروزی - گنجینه سروش -موسیقی دفاع مقدس - آهنگساز: جلیل عندلیبی محمدعلی کیانی نژاد خواننده: محمد گلریز شهرام ناظری
•درگلستانه -به مناسبت شصتمین سال تولد سهراب سپهری - آهنگساز: هوشنگ کامکار - زمستان ۱۳۶۶
•زمستان - موسیقی: محمدرضا درویشی - سروده مهدی اخوان ثالث
•کنسرت اساتید موسیقی ایران - سرپرست گروه: فرامرز پایور - پاییز ۱۳۶۸
•گل صدبرگ - به یاد هشتصدمین سال تولد مولانا - موسبقی عرفانی ایران - همنوازی سه تار - سرپرست گروه: جلال ذوالفنون - ۱۳۶۰
•آتش در نیستان (آتشی در نیستان) - همنوازی سه تار - سرپرست گروه: جلال ذوالفنون - سال انتشار ۱۳۶۷ - نوار و لوح فشرده این آلبوم کمی متفاوت است
•۲۰ سال با آثار پرویز مشکاتیان - شهرام ناظری - علیرضا افتخاری - علی رستمیان - حمیدرضا نوربخش -تابستان ۸۲
•چشم به راه - آهنگساز: عطا جنگوک - گروه شهرآشوب - اردیبشت ۱۳۷۰
•کنسرتی دیگر (ساز و آواز) - داریوش طلایی - سال انتشار بهار ۷۲
•دل شیدا (اصفهان) - گروه اساتید موسیقی ایران - سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور - زمستان ۱۳۷۱
•کیش مهر - تصنیفهای ایرانی - آهنگساز و سرپرست گروه: جلیل عندلیبی
•مهتاب رو (مطرب مهتاب رو) - گروه نتبور شمس - سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری
•بی قرار - آهنگساز: جلیل عندلیبی
•حیرانی - موسبقی عرفانی ایران - گروه نتبور شمس - سرپرست گروه و آهنگساز: کیخسرو پورناظری
•لیلی و مجنون - موسبقی سنتی - گروه اساتید - سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور - ضبط ۱۳۶۸
•ساز نو آواز نو - گروه دستان - حمید متبسم - راست پنجگاه
•کنسرت ۷۷ (۹۸s Concert) - کامکارها شهرام ناظری - گرامیداشت یادروز حافظ- شیراز ۲۰ مهر ۱۳۷۷
•کنسرت کامکارها - مجموعه ورزشی انقلاب - مدیر هنری گروه و سرپرست: هوشنگ کامکار - تابستان ۷۶
•آواز اساطیر - نغمههای ساسانی (شاهنامه کردی)-آهنگساز: علیرضا فیض بشی پور
•سفر به دیگر سو (خط سوم) - یادواره شمس تبریزی - گروه دستان - کنسرت واشینگتون ۱۹۹۸
•غم زیبا - آهنگساز و سرپرست ارکستر: مسعود شناسا - بهار ۸۲
•لولیان - گروه دستان - آهنگ سازی و تنظیم قطعات: حمید متبسم
•مولویه (شور رومی) - آهنگساز: حافظ ناطری ۲۰۰۷ - ضبط شده در سال ۲۰۰۱
یکسری نوار به نام چاووش از شماره ۱ تا ۱۰ که در اکثر آنها همکاری دارد حتب اگر نخوانده باشد نقشی داشتهاست
•چاوش ۲ - گروه شیدا - موسیقی: محمد رضا لطفی - خوانندگان: محمد رضا شجریان شهرام ناظری
•چاوش ۳ - گروه شیدا - سرپرست گروه: حسین علیزاده
•چاوش ۴ - گروه شیدا و عارف - موسبقی ملی ایران - کانون فرهنگی و هنری
•چاوش ۷ - گروه شیدا و عارف - به مناسبت سالگرد انقالب - محمد رضا شجریان شهرام ناظری
•چاوش ۸ (موسبقی اصیل ایرانی)- گروه شیدا - سرپرست: محمد رضا لطفی - کانون فرهنگی و هنری
Bauokstoney
Thursday 15 April 2010-1, 11:21 PM
جدیدترین مصاحبه با محسن چاووشی
حالا بسیار خوشحالم كه اتفاقى به نام «ازدواج» در زندگىام افتاده و زندگى مشترك را بدون آن كه در كارم تأثیر منفى بگذارد، آغاز كردهام. همسرم اولین و تنها گزینه من براى...
چاوشى: مردم اشتباه نمىگیرند، مطمئن باش
خیلىها «متفاوت» حرف مىزنند اما در عمل آدمهاى متفاوتى نیستند. بعد از پنج سال آشنایى و برخوردهاى گاه و بیگاه، تو را اینطورى شناختهام كه اگرچه اصلاً متفاوت حرف نمىزنى اما در عمل واقعاً متفاوت عمل مىكنى. خیلىها، در ماهها یا یكى، دو سال اول ظهورشان زحمت زیادى كشیدهاند تا به ما بفهمانند كه نگاه خاصى دارند، اما دستشان «رو» شده! در خودت چه تفاوتهایى دیدهاى؟
من هیچوقت خودم را با خواننده دیگرى مقایسه نكردهام تا متوجه تفاوتها بشوم! اما اگر بخواهم درباره خودم حرف بزنم، مىتوانم بگویم كه من فقط به خاطر موسیقى، وارد موسیقى شدم و از روز اول به دنبال شهرت یا سایر مسائل حاشیهاى نبودم. هرگز نخواستم بگویم «من» هستم. از «منیت» متنفرم. دوست داشتم با كارهایم به مردم انرژى بدهم و محبوب بشوم.
خیلى از خوانندههاى دیگر هم با همین نیت وارد موسیقى شدند اما به مرور حاشیه روى آنها غلبه كرد و دچار تغییرات رفتارى شدند! احساس كردند مىتوان در موسیقى، از راههایى جز موسیقى هم مطرح شد اما تو تغییرى هم نداشتهاى. هنوز دور از جریانات حاشیهاى و بىسر و صدا هستى. نه اهل مصاحبه هستى، نه مىتوان عكسها و اخبار جدیدى در موردت به دست آورد.
من ترجیح مىدهم یك «چاه» بىنام و نشان كه 250 متر عمق دارد باشم، نه دریایى كه عمق آن 20 سانتیمتر است. در این پنج سال، از نظر خودم هیچ كار خاصى انجام ندادم ولى باز هم وقت كم آوردم. اصلاً بهتر است بگویم در این پنج سال فقط تجربه كردم. سعى كردم در ملودىسازى حركت تازهاى داشته باشم. تلاشم این بود كه با هر كارى مخاطبم را غافلگیر كنم اما او باز هم مرا بشناسد و قبول داشته باشد. از طرف دیگر روى صدایم به شدت كار كردم. سعى كردم از فضایى كه به من نسبت مىدادند، فاصله بگیرم.
در این سالها موسیقى تنها حرفهات بوده یا به كارهاى دیگر هم گریز زدهاى؟
فقط موسیقى. من زندگىام را پاى موسیقى گذاشتم. همیشه سعى كردم تلاش كنم تا به نقاط بالاتر برسم. تمام اطلاعاتم در مورد آدمهاى موفق به من ثابت كرد كه آنها براى موفقیت سختى كشیدهاند. به همین دلیل سعى كردم در اوج تنگناهاى زندگى كه مسائل مالى قسمت مهمى از آنها بود، آدم «تماموقت» موسیقى باشم و تمام مرارتها را تحمل كنم. اینكه مىگویم احساس مىكنم هنوز كار خاصى انجام ندادهام، اصلاً تعارف یا تواضع نیست، نظر قلبى من است.
یكى از آسیبهاى بزرگ موسیقى پاپ كه نمونهاش در موسیقى سنتى وجود ندارد، این است كه حتى بسیارى از خوانندههاى حرفهاى ما، این كار را به چشم «تفریح» نگاه مىكنند.
به نظر من حرفهاى بودن با تفریح خیلى فرق مىكند. شاید كارى كه ما به صورت حرفهاى انجام مىدهیم، براى مردم حكم تفریح را داشته باشد اما براى خودمان نباید اینطور باشد.
حرفت كاملاً درست است اما من از اتفاقى كه در حال رخ دادن است، گفتم و تو از آنچه «باید» باشد حرف زدى! یك مسأله دیگر هم وجود دارد و آن اینكه گرچه اكثریت مردم، گوش دادن به موسیقى را «تفریح» مىدانند اما به هر حال ما به مخاطب حرفهاى هم احتیاج داریم تا موسیقىمان پیشرفت كند.
مگر نداریم؟!
داریم؟
بله، من خیلىها را از دور یا نزدیك مىشناسم كه مخاطب حرفهاى موسیقى هستند. ما در تمام ریزهكارىهایى كه در آهنگهایمان انجام مىدهیم، به فكر آنها هستیم.
مخاطب حرفهاى چه تعریفى از نظر تو دارد؟
كسى است كه قدرت تشخیص دارد؛ در ترانه، در آهنگ، در تنظیم، در زیر و بم صداى خواننده، در میكس قطعات و خیلى فاكتورهاى دیگر.
انصافاً از نظر تو به اندازه كافى مخاطب حرفهاى داریم؟
نه، اما تا دلت بخواهد «منتقد» داریم. منتقدهایى كه نه در عرصه موسیقى كارى انجام دادهاند و نه از نظر تئورى با آن آشنایى دارند!
به این جور آدمها كه نمىشود گفت منتقد!
اما حالا كه اینجورى باب شده!
این منتقدهایى كه تو مىگویى، تریبون هم دارند؟
متأسفانه بله، هم در مطبوعات و هم در سایتها جایگاه دارند.
مثل اینكه از دست آنها خیلى آزرده هستى!
براى خودم نمىگویم چون تكلیف من الان دیگر روشن است اما متأسفانه بعضى غرضورزىها باعث مىشود خیلى از آدمهاى بااستعداد پیشرفت نكنند. با عرض معذرت، حتى خودِ تو هم كه از نظر من منتقد واقعى هستى، گهگاه در اتفاق نو با برخوردهاى شخصىات به ضرر بعضى از آدمهاى شایسته عمل كردهاى و در پرداختن به بعضىهاى دیگر هم جور دیگرى اشتباه داشتهاى.
منكر حرفهایت نیستم اما اشتباه در كار مطبوعات، تا درصدى قابل پیشبینى و اغماض است. این طبیعت شغلى ماست.
خیلى از مواقع دركت مىكنم، اما بعضى وقتها نمىتوانم.
برویم سراغ «یه شاخه نیلوفر» اولین آلبوم رسمى محسن چاوشى. نظر كلى خودت درباره این آلبوم بعد از گذشت حدود یك سال چیست؟
«یه شاخه نیلوفر» مىتوانست آلبوم خیلى بهترى باشد.
اشكالش كجا بود؟
اشكال اصلى این آلبوم بیشتر «فنى» است، البته اصلاً نمىخواهم بگویم من به عنوان آهنگساز یا خواننده ایرادى در كارم نداشتهام اما بزرگترین اشكال این آلبوم را در صدابردارىاش مىدانم. ما در صدابردارى فقط دو، سه نفر را به عنوان مرجع كنار خودمان مىبینیم. آنهایى كه در صدابردارى مرجع هستند، معمولاً به دیگران چیزى یاد نمىدهند و طبیعى است كسى كه به دیگران یاد ندهد، خودش هم چیز تازهاى یاد نخواهد گرفت. به همین دلیل كیفیت بسیارى از آلبومها در حد ایدهآل نیست. در «یه شاخه نیلوفر» بافت آلبوم طورى بود كه من روى صدابردارى محاسبه ویژهاى كرده بودم اما این محاسبات تقریباً به صورت كامل به هم ریخت.
واقعاً مهمترین ایراد «یه شاخه نیلوفر» را در وضعیت صداى آن مىدانى؟
بله، وقتى صداى خوب به گوش مخاطب نرسد، در ذهن او «زدگى» ایجاد مىشود.
ایرادهاى دیگر این آلبوم چه بود؟
غمگین بودن تمام قطعات حالت یكنواختى به وجود مىآورد. البته سبك من همیشه همین بوده اما تعداد زیاد قطعات این آلبوم باعث مىشد مخاطب براى برخورد با آن كم بیاورد. باید انواع دیگرى از موزیكها را هم در این آلبوم قرار مىدادم. مىبینى چقدر خوب خودم را تخریب مىكنم!
تو همیشه با غمى كه در صدایت وجود داشته، شناخته شدهاى. آلبوم «متاسفم» هم سراسر غم بود اما یك تفاوت بزرگ با «یه شاخه نیلوفر» داشت و آن هم اینكه همه عناصرش غمگین نبودند! در «متاسفم» شعرها و آهنگها و صداى تو غمگین بودند اما تنظیمها انرژى مىداد و مخاطب را به دنبال خودش مىكشید.
بله، با حرفت موافقم و سعى كردهام در آلبوم جدیدم این مسأله را هم تعدیل كنم اما در هر صورت من نمىتوام «غم» را از خودم جدا كنم!
حالا كه اینقدر راحت از خودت انتقاد مىكنى، در مورد نظرات دیگران هم درباره «یا شاخه نیلوفر» بگو. منظورم نظرات منفى است!
بیشترین انتقادها مربوط مىشد به روزهاى اول انتشار آلبوم. خیلىها از فضاى آلبوم جا خورده بودند...
چند درصد نظرات منفى بود؟
حدود پنجاه درصد اما به مرور تعداد موافقها بیشتر شد. البته من هرگز سر خودم را كلاه نمىگذارم. «یه شاخه نیلوفر» براى من آلبوم ایدهآلى نشد.
اما قبل از انتشارش به آن امید داشتى.
دقیقاً همینطور بود!
چه زمانى فهمیدى كه ایدهآل نیست؟
دو، سه ماه بعد از انتشارش. یك بدشانسى بزرگ هم داشتم و آن هم این بود كه «یه شاخه نیلوفر» اولین آلبوم مجاز من شد و بعضى دوستان گفتند چاوشى هم مثل خیلى از خوانندههاى دیگر، وقتى مجاز شد، افت كرد.
اینطورى نبود؟
نه! من كار خودم را مىكردم. در آلبومهاى غیرمجاز من هم هیچ سوءاستفادهاى وجود نداشت و «شریف» خواندم. من با تمام وجودم كارم را انجام دادم ولى متأسفانه «یه شاخه نیلوفر» مصادف شد با مجاز شدن آلبومهاى من.
كانون انتقادها از «یه شاخه نیلوفر» در اینترنت بود؟
بله، انتقادهاى خیلى خوبى هم از من شد. مثلاً از بابك افشار و بابك ریاحىپور كه هر دو موزیسینهاى فوقالعادهاى هستند، در اینترنت دو انتقاد خیلى خوب به دستم رسید كه انصافاً هر دو هم به دردم خورد.
مثل اینكه هنوز هم به اینترنت تعلق خاطر زیادى دارى؟
بله، اینترنت و بچههاى اینترنت همیشه از من حمایت كردهاند. به هر نقطهاى برسم، هرگز یادم نمىرود كه از طریق اینترنت به موسیقى معرفى شدم. در زمان انتشار «یه شاخه نیلوفر» هم اغلب سایتها و فعالان اینترنت همكارى خوبى با من داشتند، خصوصاً از این جهت كه باعث شدند امكان دانلود آلبوم از بین برود.
در اینترنت، معمولاً به تو «بىاحترامى» هم نمىشود. نه از جانب هنرمندهاى دیگر، نه از طرف مردم.
دلیل اصلىاش لطف آنهاست و از طرف دیگر من هم كارى با كسى ندارم. متأسفانه این روزها اخبار خوبى درباره فضاى موسیقى نمىشنوم. خیلىها علیه یكدیگر حرف مىزنند و این مسأله به ضرر موسیقى تمام مىشود. وقتى ما درون خودمان مشكل داشته باشیم، چطور مىتوانیم مشكلات بیرونى را حل كنیم.
شاید تو به خاطر محبوبیت و مقبولیت بالایت، مىتوانستى بهترین گزینه براى جنجالآفرینى و نقد كردن و تخریب دیگران خصوصاً در این چند ماهه باشى. قطعاً اگر حرفى علیه دیگران بزنى، خیلى خریدار پیدا مىكند چون معمولاً اهل حرف زدن نیستى!
من اصلاً حقى براى خودم قائل نیستم كه بخواهم درباره دیگران حرفى بزنم. همین كه كار خودم را انجام دهم و سرم به كار خودم گرم باشد، كافى است. تا حالا زمینههاى زیادى به وجود آمده كه درگیرى با دیگران را شروع كنم اما به دنبالش نرفتهام و چون به جرقهاى كه علیه من زده شد، عكسالعملى نشان ندادهام، مسأله سر و صدا نكرده...
اما همین چند هفته پیش یك بیانیه رسمى دادى كه در آن پاى فرزاد فرزین و محسن یگانه وسط كشیده شد و از آنها بابت اجراى آهنگ «نفس بریده» كه از ساختههاى قدیمىات بود، انتقاد كردى.
به این دوستان قبلاً گفته بودم كه این آهنگ را در كنسرتهایشان نخوانند چون امتیاز «نفسبریده» را واگذار كردهام و براى من مسأله ساز مىشود. از آنها خواستهام براى اجراى «نفس بریده» لااقل با من یا شركتى كه امتیازش را به آن واگذار كردهام، هماهنگ باشند.
دوباره برگردیم «یه شاخه نیلوفر». یكى از اشكالات این آلبوم تعداد قطعاتش بود. قطعههایى كه شبیه هم بودند!
براى اینكه پیشدستى كنم و زودت راز تو پرونده تخریب «یه شاخه نیلوفر» را ببندم، باید اعتراف كنم بله، تعداد قطعات به خاطر فضاى مشابه آنها خیلى زیاد بود و جا داشت دو قطعه را «كم» كنیم! از طرف دیگر مىشد قطعات را با سلیقه بهترى كنار هم قرار داد و الان از چیدمان آلبوم هم راضى نیستم.
اما در كنار تمام این انتقادها «یه شاخه نیلوفر» آلبومى بود كه در آن محسن چاوشى، باز هم محسن چاوشى بود و مثل بعضى خوانندههاى دیگر رنگ عوض نكرد. در این پنج سال، فضاى كارهایت خیلى تغییر كرده اما خودت عوض نشدهاى.
خدا را شكر كه بالاخره یك نكته مثبت پیدا كردى!
«یه شاخه نیلوفر» پارسال پرفروشترین آلبوم پاپ ایران بود و تو هزاران طرفدار دارى. این سؤال همیشه وجود دارد كه چرا محسن چاوشى كنسرت نمىدهد.
من تازه یك سال است مجوز گرفتهام و فقط دوازده قطعه مجاز دارم...
مىتوانستى در همین یك سال براى آهنگهاى دیگرت هم مجوز كنسرت بگیرى.
اما یك كار مهمتر هم داشتهام و آن هم سر و سامان دادن به سه آلبوم دیگرى است كه مقابل تهیهكنندگان آنها مسئول هستم.
در مورد این سه آلبوم، حرف مىزنیم. فعلاً درباره كنسرت بگو.
اول باید گروهم را انتخاب كنم. الان با دوست خوبم امید حجت درباره تكمیل گروه صحبتهایى داشتهام و همینطور با رضا تاجبخش و هومن غفارى. اتفاقى كه من در كنسرتها به دنبال آن هستم، به یك گروه توانا احتیاج دارد و به زمان بیشترى احتیاج دارم تا گروهم را انتخاب كنم.
مبادا این زمان آنقدر طولانى شود كه وقتى گروهت آماده شد، دوران محسن چاوشى تمام شده باشد!
دوران من تازه شروع شده!
فكر نمىكنى براى اجراى آهنگها به صورت زنده با مشكل مواجه شوى؟
اصلاً!
تا حالا نشنیدهام كه به تماشاى كنسرتى رفته باشى. فكر نمىكنى باید بیشتر در محیط كنسرتها حاضر باشى تا با حال و هواى آن آشنا شوى؟
در سالهاى خیلى دور به بعضى كنسرتها رفتهام. در این سه، چهار سال هم یواشكى چند كنسرت را از نزدیك دیدهام!
یعنى هیچكس نفهمید در سالن هستى؟
دو، سه بار حتى خوانندهها هم نفهمیدند كنسرتهایشان را دیدهام!
مگر خوانندهها دعوتت نكردند؟
نه! خودم رفتم تا ببینم چه خبر است! به همین خاطر مىتوانم ادعا كنم كه براى كنسرت اصلاً ناپخته نیستم. فكر مىكنم فقط سى ثانیه التهاب داشته باشم كه آن هم براى هر خوانندهاى طبیعى است.
در كنسرتهایت ساز هم مىزنى؟
نه، چون حواسم پرت مىشود!
قبل از انتشار «یه شاخه نیلوفر» گفته مىشد آلبومى با نام «من خود آن سیزدهم» را با صدایت خواهیم شنید. خیلى مشتاق بودیم این آلبوم را بشنویم. خصوصاً از این جهت كه مىخواستیم بدانیم چاوشى روى اشعار شاعرانى مثل مولانا چگونه ملودىهاى پاپ خواهد گذاشت. الان یك سال از انتشار «یه شاخه نیلوفر» گذشته و هنوز از «من خودم آن سیزدهم» خبرى نیست...
امتیاز «من خود...» متعلق به شركت آواى باربد است و نمىدانم چه زمانى منتشرش خواهند كرد. در این آلبوم 4 شعر مولانا، دو شعر مرحوم شهریار و یك شعر از باباطاهر و وحشى بافقى را اجرا كردهام و فكر مىكنم با توجه به فضاى «من خود...» باید در موردش بسترسازى شود. این آلبوم را با پیشنهاد حوزه هنرى به مناسبت سال مولانا تولید كردیم. البته من قبل از آن به پیشنهاد امیر ارجینى و حسین صفا روى یكى از اشعار مولانا آهنگ ساخته بودم و بعد از این پیشنهاد سه شعر دیگر از مولانا را هم ساختم...
اشعار مولانا، باباطاهر، وحشى بافقى و شهریار را چه كسى انتخاب كرد؟
همه كارها را خودم انتخاب كردم. هدفم این بود كه چهار قطعه از مولانا بخوانم و چهار قطعه از شعراى دیگر. دیوان باباطاهر و وحشى بافقى را در خانه داشتم و همینطور یك كتاب ناقص از غزلیات مولانا را. اما دیوان شهریار را همان روزها خریدم. سراغ شعراى دیگر هم رفتم اما با سرودههایشان به نتیجه نرسیدم.
تمام آثار مولانا، شهریار، وحشى بافقى و باباطاهر را خواندى؟
تقریباً بله! حدود یك ماه زمان برد. شعرهایى كه فكر مىكردم مىتوان روى آن ملودى پاپ گذاشت را علامت زدم. اول در مورد مولانا به نتیجه رسیدم و سپس دو قطعه از شهریار را انتخاب كردم. یكى از كارهایى كه روى شعر استاد شهریار ساختهام را فوقالعاده دوست دارم و فكر نمىكنم در آینده بتوانم مشابه آن را تولید كنم. از زمانى كه اشعار آنها را خواندم، تا یكى، دو ماه هیچ ترانهاى برایم جذاب نبود! مرحله انتخاب شعر براى آلبوم «من خودم...» یكى از مقاطع غیرقابل پیشبینى در زندگى من بود...
براى ایجاد ارتباط با معناى اشعار مشكلى نداشتى؟
سعى كردم به سراغ اشعار ساده بروم. البته خوشبختانه در كتاب اشعار این چهار نفر، معناى بعضى عبارتها و كلمات هم مقابل شعرها چاپ شده بود. مثلاً من اصلاً نمىدانستم «قراضه چین» كه مولانا از آن استفاده كرده، یعنى چه!
یعنى چه؟
«قراضه چین» یعنى تراشههاى طلا كه به زمین مىریزد.
شعرى كه «قراضه چین» داشت را در آلبوم خواندهاى؟
بله!
امید دارى كه «من خود...» روزى منتشر شود؟
بله، دوست دارم این اتفاق بیفتد البته اگر تهیهكننده چنین تصمیمى داشته باشد باید تنظیمها را عوض كنیم. چون این آلبوم فقط در سه ماه تولید شد و از آن روزها زمان زیادى گذشته است.
از بین «من خودم...» و «یه شاخه نیلوفر» كدامشان با سلیقه خودت بیشتر سازگار است؟
من آلبوم جدیدم را كه فعلاً اسمى ندارد، بیشتر از آنها دوست دارم!
راستى زمانى هم گفته شد كه یك آلبوم دیگر با قطعات فیلم «سنتورى» و چند قطعه دیگر هم منتشر مىشود. آن خبر واقعیت داشت؟
بله، این آلبوم مجموعاً شش قطعه دارد: چهار قطعه از فیلم «سنتورى» به اضافه دو قطعه دیگر از كارهاى قبلىام. امتیازش را هم به آقاى آزادى واگذار كردهام و دقیقاً نمىدانم مجوز گرفته یا نه.
تنظیمها با فیلم «سنتورى» تفاوت دارند؟
اگر قرار باشد آلبوم منتشر شود، احتمالاً تغییراتى خواهیم داشت.
اجازه هست در مورد آلبوم جدیدت حرف بزنیم یا همه چیز «سكرت» است؟
نه حرف بزنیم!
چند قطعه دارد؟
یازده تراكت.
تمام قطعات را بعد از «یه شاخه نیلوفر» ساختهاى؟
جز یك قطعه كه قبل از «یه شاخه نیلوفر» ساخته شد و حالا تنظیم آن را عوض كردهایم، تمام قطعات جدید هستند. این آلبوم برخلاف «یه شاخه نیلوفر» به شدت تنوع ریتم و فضا دارد. سعى كردم از تمام تجربههایم در این سالها استفاده كنم و با خودم تعارف نداشته باشم. به همین دلیل حتى لازم دانستم كه دو آهنگ «شیش و هشت» در آلبوم جدیدم داشته باشم.
نقش محمدرضا آهارى در این آلبوم چقدر است؟
محمدرضا دوست خوب من است و در آلبوم جدید هم تنظیم تعدادى از قطعات را انجام داده است.
اغلب ترانهها را هم كه احتمالاً امیر ارجینى و حسین صفا گفتهاند.
بله.
براى خیلىها سؤال است كه چرا چاوشى و ارجینى و صفا فقط با هم كار مىكنند و وقتى كنار یكدیگر هستند، خوب نتیجه مىگیرند.
خیلى از خوانندهها خواستهاند با امیر و حسین همكارى كنند اما برایشان ارتباط برقرار كردن با آنها سخت بوده! خوشبختانه امیر و حسین در چند ماه گذشته فعالتر شدهاند و مطمئن هستم كه در آلبوم خوانندههاى دیگر هم حضور موفقى خواهند داشت. از طرف دیگر من براى آلبوم جدیدم از ترانههاى دیگران هم استفاده كردهام.
در راستاى همان تنوع؟
بله، در كتاب «بانو» كه شامل سرودههاى كیكاووس یاكیده است، یك شعر متفاوت را دیدم و اجرایش كردهام. على مهرگان هم دیگر ترانهسرایى است كه در این آلبوم به ما ملحق شده، جسارت كردهام و یك ترانه را هم خودم گفتهام. امیر و حسین هم با پنج و سه قطعه در این آلبوم حضور دارند.
آلبومهایى كه در ماههاى اخیر منتشر شدهاند را شنیدهاى؟
بله، تقریباً تمام آلبومها را شنیدهام. به نظر من آلبومهاى خوبى بیرون آمدهاند اما استقبال از آنها چندان خوب نبوده است.
كدام آلبوم بیشتر به دلت نشست؟
همه آلبومها را دوست داشتم. هم ترانهها، هم آهنگها و هم صداى خوانندهها خوب بودند.
مثل اینكه قسم خوردهاى اسم هیچ خوانندهاى را نگویى!
نه اصلاً اینطور نیست. آلبومهاى احسان خواجهامیرى، سیروان، بنیامین، سعید شهروز و امین رستمى را دوست دارم.
آلبومها را خودت مىخرى؟
اگر از خانه بیرون بروم، آلبومها را در اولین فرصت مىخرم.
مثلاً آلبوم بنیامین را همان روزى كه منتشر شد، خریدى؟
نه، فكر مىكنم چند روز بعد. یادم هست كه آلبوم بنیامین و سیروان را با هم خریدم.
تا حالا پیش آمده كه از فضاى آلبومهاى خوانندگان دیگر تأثیر بگیرى یا فقط در مسیر خودت حركت مىكنى؟
من كار خودم را مىكنم اما از كارهاى دیگران هم تأثیر مىگیرم. خیلى از مواقع پیش آمده كه با گوش دادن به آلبومهاى دیگران نكات تازهاى یاد گرفتهام.
خیلى از اطرافیانت كه از سالهاى گذشته تو را مىشناختند، تصور نمىكردند كه محسن چاوشى به این زودىها ازدواج كند...
چرا؟
به خاطر اینكه همیشه «تنهایى» را به همه چیز ترجیح مىدادى و فوقالعاده گوشهگیر بودى!
الان كه به گذشته برمىگردم، گاهى اوقات به این نتیجه مىرسم كه نباید تمام زندگىام را صرف موزیك مىكردم. به هر حال خواستههاى من در موسیقى، هزینهاى داشت كه باید پرداختش مىكردم و حالا بسیار خوشحالم كه اتفاقى به نام «ازدواج» در زندگىام افتاده و زندگى مشترك را بدون آن كه در كارم تأثیر منفى بگذارد، آغاز كردهام. همسرم اولین و تنها گزینه من براى ازدواج بود. ما سه سال پیش آشنا شدیم و نوروز امسال ازدواج كردیم. او نسبت به حرفه من درك كامل دارد و نه تنها مانع فعالیت من نیست بلكه كمك هم مىكند تا پیشرفت كنم. بعد از ازدواج حسم عوض نشد. همسرم هم موسیقى را مىشناسد و هم شنونده خوبى براى كارهاى من است.
در آلبوم جدیدت رد پاى او هم دیده مىشود؟
یك قطعه «مخصوص» دارم كه اگر الان در موردش توضیح بدهم، مزهاش را از دست مىدهد اما همینقدر بگویم كه در آلبوم جدیدم حركتى كردهام كه شاید از من بعید باشد! در آلبوم جدیدم، انرژى حضور همسرم را كاملاً احساس مىكنم.
هنوز هم مثل زمانى كه مجرد بودى، اغلب ساعات روز در خانه هستى و آهنگ مىسازى؟
بله، الان انگیزهام براى كار كردن در خانه خیلى هم بیشتر شده، خانواده مىتواند به پیشرفت هر هنرمندى كمك كند. همسرم مرا بیشتر از همیشه اجتماعى كرده، بیشتر از همیشه به مسافرت مىرویم اما اگر در تهران باشم، ترجیح مىدهم در خانه باشم.
مقصد سفرها، خارج است؟
نه، هنوز در ایران جاهاى خیلى زیبایى هست كه حداقل براى من ناشناخته هستند.
یكى از انتقاداتى كه گروهى از هوادارانت مطرح مىكنند، این است كه تو خیلى بیش از اندازه در دسترس آنها نیستى. بالاخره طرفداران یك هنرمند از او توقعاتى دارند. با خوانندههایى كه در خارج از كشور زندگى مىكنند، راحتتر مىتوان ارتباط برقرار كرد تا تو! این همه دورى از مردم هم چندان قشنگ نیست، خصوصاً وقتى امكان دیدن تو در كنسرتها هم وجود ندارد.
حرف شما درست است. قطعاً بعد از این بیشتر به مردم نزدیك مىشوم. الان قسمت عمدهاى از ایمیلهایى كه به دستم مىرسد را جواب مىدهم. قبول دارم كه كوتاهىهایى شده اما تلاش مىكنم كه خصوصاً در ایام كنسرت بیشتر با مردم ارتباط بگیرم.
اگر خودت را جاى یكى از هوادارانت بگذارى، فكر مىكنى به آنها حق بدهى؟
تصورم این بود كه هرچه دیده نشوم، بهتر است اما فكر مىكنم براى از این به بعد باید فكر تازهاى بكنم!
البته این همه دورى از مردم جنبههاى مثبتى هم دارد. مثلاً همانطور كه گفتى، یواشكى به كنسرتها مىروى و شناخته نمىشوى. فكر مىكنم در خیابان هم خیلى زیر ذرهبین نباشى!
بله، خدا را شكر معمولاً راحت در خیابانها مىچرخم. البته تازگىها تعداد كسانى كه گاهى اوقات مرا مىشناسند، بیشتر شده!
شاید علتش این باشد كه به عكسهایت بیشتر شبیه شدهاى!
شاید!!
در مورد خوانندهها كه چندان اظهار نظر نكردى. با توجه به سابقه حضورت در سینمان با فیلم «سنتورى» لطفاً به چند سؤال سینمایى جواب بده. از داریوش مهرجویى چه خبر؟
كاملاً از ایشان بىخبرم.
یعنى ارتباط تو با مهرجویى، كاملاً ادارى و خشك بود و فقط به همان زمان كه ترانههاى «سنتورى» را خواندى، محدود شد؟
بله، البته همكارى با ایشان مایه افتخار من بود. فكر نمىكنم در سینما، اتفاقى بهتر از «سنتورى» برایم رخ بدهد. به همین دلیل چند پیشنهاد جدید را رد كردم. چون نمىخواستم «عقبگرد» داشته باشم.
گویا یكى از پیشنهاداتى كه رد كردى هم مربوط مىشد به فیلمى كه توسط یك كارگردان خانم ساخته شد و او از تو خواسته بود براى تیتراژ پایانى فیلمش یك ترانه بخوانى!
بله، من هم خیلى سریع عذرخواهى كردم!
از بهرام رادان چه خبر؟
با هم ارتباط داریم و گهگاه حال و احوال مىكنیم.
آخرین تماستان كى برقرار شد؟
حدود بیست روز پیش. روز تولدم هم قرار بود همدیگر را ببینیم كه متأسفانه گرفتار یك فیلم سینمایى شد و نتوانست به منزل ما بیاید اما پژمان بازغى افتخار داد و آمد. حالا كه در مورد بازیگرها حرف مىزنیم، اجازه بده بگویم كه حامد بهداد را خیلى دوست دارم. گرچه هنوز او را ندیدهام اما به نظر من بازیگر بىنظیرى است. كامبیز دیرباز را هم واقعاً دوست دارم و خوشحالم كه با او ارتباط دارم.
براى دیدن فیلمها به سینما مىروى؟
بیشتر صبر مىكنم تا سىدى فیلمها منتشر شوند و در خانه تماشایشان كنم! اخیراً «سوپراستار» و «اخراجىها-2» را دیدم.
آخرین فیلمى كه در سینما دیدى؟
فكر مىكنم «چارچنگولى». راستى، فیلمى كه جواد رضویان آهنگ مرا در آن خوانده بود را هم در سینما دیدم. اسمش یادم رفت.
دلداده؟
بله، فیلم خوب و گرمى بود.
براى استفاده از آهنگهاى «عروس قصه» و «نامادرى» در این فیلم از تو اجازه گرفتند؟
نه!
ناراحت شدى؟
نه!
از اینكه صداى بعضى خوانندهها در سالهاى اخیر به شدت شبیه صداى تو شده (!!) ناراحت نیستى؟
نه، هركسى مىتواند هر جورى كه دوست دارد، بخواند!
حتى اگر مردم، صداى این خوانندهها را با صداى تو اشتباه بگیرند و كارهایشان را به حساب تو بنویسند هم ناراحت نمىشوى؟
مردم اشتباه نمىگیرند، مطمئن باش!
Bauokstoney
Thursday 15 April 2010-1, 11:21 PM
مروری بر زندگی پرويز مشكاتيان
برخی از كارهای مشكاتیان نیز با تنظیم چهره هایی چون محمد رضا درویشی (جان عشاق و گنبد مینا) وكامبیز روشن روان (دود عود) منتشر شدند كه در هر سه این آلبومها محمد رضا شجریان آواز خواند...
پرویز مشكاتیان متولد 24 اردیبهشت 1334 نیشابور بود.
وی مقدمات موسیقی را از 6 سالگی نزد پدرش، حسن مشكاتیان، آموخت و نخستین كنسرت خود را در سن 8 سالگی در مراسم گردهمایی دانش آموزان در مدرسه امیر معزی نیشابور ارائه داد.
پس از آن وی در جشنواره موسیقی كه دراردوگاه رامسر برگزار میشد به دفعات شركت كرد و در تمامی آنها مقامهای ممتاز را به دست آورد.
مشكاتیان سال 1353 در دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران قبول شد و همزمان به آموزش ردیف میززا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دكتر داریوش صفوت پرداخت.
وی همزمان با آموزش ردیف مبانی موسیقی و موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی، یوسف فروتن ادامه داد.
مشكاتیان از سال 1354 همكاری خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه زیر نظر دکتر داریوش صفوت ادامه داد و دركنار آن به اجرای كنسرت های متعدد با خوانندگانی چون پریسا (فاطمه واعظی) و هنگامه اخوان پرداخت و در سال 1356 گروه عارف را تشكیل داد.
در همین سال وی در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار میشد شركت كرد و به همراه پشنگ كامكار مقام اول در رشته سنتور را كسب كرد و نیز به همراه داریوش طلایی مقام ممتاز در ردیف نوازی را به دست آورد.
همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سایه) از دیگر فعالیتهای وی درسال 56 بود كه با واقعه 17 شهریور 57 وی وگروهی دیگر از اهل موسیقی به صورت دسته جمعی از رادیو استعفا دادند.
در این سال وی به اتقاق گروهی دیگر از هنرمندان موسیقی و با همكاری گروههای عارف و شیدا مؤسسه چاووش را شكل داد كه حاصل آن انتشار برخی از ماندگارترین قطعات موسیقی سنتی در سالهای 57 تا 62 بود.
تصنیف مرا عاشق با صدای شهرام ناظری (روی شعری از مولانا) و چهار مضراب شورانگیز و قطعه نغمه در دستگاه شور، تصنیف ایرانی(با صدای شجریان در چاووش 6)، قطعه ده ضربی چهار گاه به نام پیروزی و تصینف رزم مشترك (باصدای شجریان در آلبوم چاووش 7)، و نیز اجرای قطعه در قفس استاد ابوالحسن صبا با تنظیم حسین علیزاده در همین آلبوم از دیگر فعالیتهای مشكاتیان دراین دوره بود.
پس از این دوره مشكاتیان همكاری خود با محمد رضا شجریان را پی میگیرد كه حاصل آن آلبوم های سر عشق(درماهور) بیداد (دستگاه همایون) بر آستان جانان (در شور و بیات ترك)، نوا (مركب خوانی در دستگاه نوا) ، دستان (در دستگاه چهار گاه) و نیز اجرای كنسرتهای برون مرزی به همراه شجریان در كشورهای اروپایی كه تا سال 1366 به طول انجامید.
از سال 67 مشكاتیان همكاری خود با خوانندگان دیگری را هم در دستور كار خود قرار میدهد كه شهرام ناظری (آلبوم لاله بهار)، علی جهاندار (آلبوم صبح مشتاقان)، علیرضا افتخاری (مقام صبر)، ایرج بسطامی (موسم گل، افشاری مركب، مژده بهار،وطن من)، علی رستمیان و حمید رضا نوربخش (كنسرت گروه عارف) از جمله آنها بودهاند.
مشكاتیان در فستیوال موسیقی روح زمین در لندن شركت كرد و مقام نخست این جشنواره را به دست آورد.
برخی از كارهای مشكاتیان نیز با تنظیم چهره هایی چون محمد رضا درویشی (جان عشاق و گنبد مینا) وكامبیز روشن روان (دود عود) منتشر شدند كه در هر سه این آلبومها محمد رضا شجریان آواز خواند.
برخی از مهمترین قطعات ساخته شده توسط مشكاتیان از سوی علیرضا جواهری نت نویسی وبه بازار موسیقی عرضه شد.
مشكاتیان از سال 1376 اجراهای صحنه ای و انتشار آلبوم را متوقف كرد و تا تابستان سال 84 كنسرتی در كشور اجرا نكرد. در تابستان 84 وی به فكر تجدید ساختار گروه عارف و شیدا برآمد كه حاصل آن اجرای كنسرتی در تالار كشور با صدای شهرام ناظری بود.
مشكاتیان علاوه بر ساز سنتور كه ساز تخصصی وی است با سه تار هم آشنایی كافی دارد و همنوازی سه تار در آلبوم سر عشق را خود وی انجام داده است.
خانه موسیقی در هشتمین سالگرد خود مراسمی در تالار كشور برگزار كرد و از مقام هنری این هنرمند نامی تجلیل به عمل آورد.
این هنرمند نامی کشورمان، 29 شهریور 88 دارفانی را وداع گفت.
Bauokstoney
Monday 19 April 2010-1, 07:54 PM
همایون شجریان دو روز در تالار اندیشه حوزه هنری كنسرت میدهد
روزهای جمعه و شنبه ـ سوم و چهارم اردیبهشتماه در ساعت 20 در تالار اندیشهی هنری، دو اجرا برگزار میشود. قمصری افزود: این دو اجرا به لحاظ تعداد قطعات...
كنسرت همایون شجریان به همراه گروه «همنوازان حصار» به مدت دو روز تمدید شد. علی قمصری در گفتوگو با خبرنگار موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بیان كرد: روزهای جمعه و شنبه ـ سوم و چهارم اردیبهشتماه در ساعت 20 در تالار اندیشهی هنری، دو اجرا برگزار میشود. قمصری افزود: این دو اجرا به لحاظ تعداد قطعات و نوازندگان هیچ تفاوتی با كنسرتهایی كه در برج میلاد در روزهای سیام و سیویكم برگزار میشود، ندارد. به گفتهی وی زمان پیشفروش بلیتها بزودی اعلام میشود،و قیمت بلیتها نیز قطعا با برج میلاد متفاوت خواهد بود. به گزارش ایسنا،كنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار امشب و فردا شب در برج میلاد برگزار میشود.
Bauokstoney
Thursday 6 May 2010-1, 12:48 AM
نگاهی به موسیقی سریال در چشم باد ساخته حسین علیزاده
موسیقی فیلم برای احساسات و عواطف مخاطب نقش تهییج، تحریك، تشخص بخشیدن یا تنزل دادن را در قبال صحنههای مختلف یك فیلم ایفا میكند. از طرفی وقتی نمیتوان سخنانی را ...
زمزمه لالایی در باد
درهمتنیدگی و بههم پیوستگی نغمه و تصویر در سالهای اخیر تا بدان حد پیش رفته كه امروز مبحث موسیقی فیلم، خود به عنوان مقوله مجزا و پر تفصیل مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.
به زعم كارشناسان، قوت و ضعف موسیقی فیلم ارتباط تنگاتنگی با خود فیلم و فیلمنامه دارد. با این دیدگاه فراز و فرود نغمات در حیطه موسیقی فیلم یا سریال بر اساس تصاویر ساخته میشود؛ البته این موضوع به نظر نگارنده میتواند نسبی هم باشد.
به این صورت كه گاهی یك فیلم ضعیف و كم محتوا اگر از موسیقی فیلم باكیفیتی برخوردار باشد، میتواند تا حدی تشخص پیدا كند و در جذب مخاطب موثر باشد.
اما آنچه را كه نمیتوان انكار كرد همانا هماهنگی و انطباق مضمونی اركان موسیقی فیلم (شامل هارمونی، ریتم، اركستراسیون و...) با نظام اصلی فیلم است و تنها در این صورت است كه میتوانیم شاهد یك اثر موزون و دلنشین باشیم.
یك تعریف عام از موسیقی فیلم را میتوان به این صورت بیان كرد: موسیقی فیلم برای احساسات و عواطف مخاطب نقش تهییج، تحریك، تشخص بخشیدن یا تنزل دادن را در قبال صحنههای مختلف یك فیلم ایفا میكند. از طرفی وقتی نمیتوان سخنانی را فقط با زبان تصویر بیان كرد، از نغمه و ملودی ـ كه در اینجا با نام موسیقی فیلم شناخته میشود ـ در این مرحله مدد گرفته میشود.
اما در مورد موسیقیهایی كه برای فیلمهای ایرانی ساخته میشود، جدا از عوامل اولیهای كه برشمردیم به جرات میتوان گفت بهرهگیری از ملودی ایرانی توام با سازهای ایرانی تاثیر قابلتوجهی در موفقیت اثر برجای خواهد نهاد البته این بدان معنی نیست كه استفاده به جا و درست از موسیقی و سازهای غربی در تعارض با تاثیر یاد شده است، به طوری كه اگر از موسیقی ایرانی هم با شكل و شمایلی ناموزون برای فیلمهای مزبور استفاده شود باز توفیق مورد نظر حاصل نخواهد شد.
چنین هنرنمایی و دانشی، افرادی همچون حسین علیزاده را میطلبد تا در كنار اشراف بر ظرایف موسیقی سنتی و ایرانی، مهارت و روش استفاده از آن را نیز در چنته داشته باشند. موسیقی اصیل به مثابه یك رودخانه روان است كه هر كس به اندازه ظرفی كه با خود به همراه دارد از آن بهره میجوید.
موسیقیدانی همچون حسین علیزاده در طول چند دهه فعالیت حرفهایاش نشان داده است كه محدود و محصور در حیطه خاصی از ابعاد متنوع موسیقایی نیست.
پرداختن به ابعاد كاری او در این مجال نمیگنجد و ما این مقدمه را نوشتیم تا راهی را برای بررسی یكی از ساختههای او در میدان موسیقی فیلم باز كنیم؛ موسیقی سریال تلویزیونی «در چشم باد».
این مجوعه تلویزیونی كه جمعه شبها از شبكه 1 پخش میشود، نقبی تاریخی است به دوران یك قرن پیش به این سو تا اشغال ایران توسط متفقین و حوادث پس از آن.
این فیلم بیشتر از آن كه بازگوكننده تاریخ ---------- آن دوران باشد، به نمایش درآورنده تاریخ اجتماعی و فرهنگ عامه مردم ـ بخصوص تهران آن روزگار ـ است و همین موضوع بالطبع مسیر موسیقی متن فیلم را نیز تحتتاثیر قرار داده است.
بنابراین ساخت موسیقی فیلمی با خصوصیات ذكرشده، آن هم برای موسیقیدانی همچون علیزاده ظاهرا باید كاری آسان به نظر بیاید، چرا كه تخصص اصلی و اولیه او موسیقی اصیل ایرانی (مربوط به اواخر دوران قاجار) و نیز مكتب تهران (در محضر استاد دوامی) بوده و علیزاده با اندكی تحقیق و بازخوانی تاریخ دوران روایت شده در سریال، قاعدتا میبایست كلیت كار را برای پرداخت موسیقی فیلم بهدست آورده باشد.
اما مساله به همین سادگیها نیست، چرا كه ساخت موسیقی برای چنین سریالهایی كه دربردارنده حال و هوای آن دوران است باید مصداق روایت موسیقایی با زبان امروزین هم باشد. این نكته مهم همان چیزی است كه نگارنده این مقاله میخواهد بر آن صحه بگذارد.
شاید بیشتر فیلمها و سریالهای تاریخی كه در گذشته ساخته میشد، از آنجا كه با روایتی كاملا تاریخی و منطبق با حس و حال همان دوران بودند، ساخت موسیقی برای این دست فیلمها نیز نوعا با شیوه نعل به نعل انجام میشده است اما در سالهای اخیر روشی در تدوین و ساخت فیلمهای تاریخی باب شده است كه آن، غلبه بیان امروزی و نوآورانه در روایت متن فیلمنامه است.
پس چنانچه قرار باشد موسیقی این قبیل فیلمها نیز در همین فضا ساخته شود، در چنین حالتی كار سختتر خواهد شد. رفتن در دل دریای مواج موسیقی اصیل و غرق نشدن و گوهر برآوردن، خود مستلزم تبحری است كه همگان از آن بهره نخواهند برد.
تفحص در سنتهای موسیقی و به نغمه درآوردنش با روایتی پویا و امروزی، هنرمندی را لازم دارد كه مجهز به سلاح اندیشه و دانش باشد. همان سان كه حسین علیزاده و همردیفان وی این روش را بخوبی میشناسند.
بنابراین بهتر میتوان پی برد كه چرا جعفری جوزانی كارگردان این سریال، در بخش آهنگسازی و موسیقی فیلم به سراغ حسین علیزاده رفته است. با این توضیح كه حسین علیزاده علیرغم آن كه در عرصههای گوناگون موسیقی نظیر گروهنوازی، تكنوازی، بداههنوازی، ردیفنوازی، موسیقی حماسی، استفاده از موسیقی محلی و ساخت آهنگهای اركستری فعالیت دارد، ولی به نسبت كمتر به سمت ساخت موسیقی فیلم گرایش داشته است.
از این رو، حضور و هنرنمایی این موسیقیدان در موسیقی سریال در چشم باد، بیشتر میتواند به دلیل همان فضای ذكر شده در این سریال ارزیابی شود؛ فضایی كه نیازمند آهنگهایی است با رنگ و بوی تاریخی و سنتی و درعین حال با روایتی نو و فضایی امروزی.
در این بخش به برخی نغمات موسیقی فیلم مزبور اشاره میكنیم. در قسمت سی و سوم سریال در چشم باد شاهد استفاده از موسیقی محلی قشقایی در متن فیلم هستیم.
همنوازی سه تار و دایره كه نغمهگر این موسیقی اصیل و ریشهدار است، برای بیننده فضایی خاطرهانگیز را جلوهگر میكند، بخصوص در صحنهای كه بازیگر نقش لیلی در پهن دشت قبیله قشقایی، سوار بر اسب میتازد، تكنوازی كمانچه و سپس آهنگ ضربی برگرفته از موسیقی قشقایی لطف خاصی را به موسیقی در چشم باد میبخشد.
در قسمت سی و چهارم مجموعه در چشم باد، صحنهای وجود دارد كه در آن بیژن و لیلی توسط نیروهای بیگانه و اشغالگر، در حال انتقال از ایل قشقایی بوده و به اسارت برده میشوند. آنجا كه لیلی خبر باردار شدن خویش را به همسر جوانش میدهد، تكنوازی ویلنسل و عود فضایی دراماتیك را خلق میكند.
در همین قسمت و در مراسم خاكسپاری پدر بیژن، آواز خوان اشعاری را در گوشه مثنوی شور و دشتی اجرا میكند و سپس فرازهایی از گوشه دشتستانی را با اشعار باباطاهر به آواز میخواند:
دلی دارم كه بهبودش نمیبو
به هر در میدهم پندش نمیبو...
در بخشهای زیادی از متن فیلم، تكنوازی تار و سه تار ـ كه مربوط به صحنههای احساسی و خاطرهانگیز سریال است ـ بیننده فیلم را در فضایی دلنشین و خیالانگیز قرار میدهد. این تكنوازیها اكثرا در دستگاه شور و آواز ابوعطا نواخته شده و حال وهوای خوبی را به فیلم میبخشد.
اما در پایان خوب است به نكتهای اشاره كنیم. شبكه یك سیما مدتی است توجه بیشتری به موسیقیهای سنتی و استفاده از موسیقیهای محلی در آهنگسازیهای مربوط به فیلمهای تلویزیونی نشان میدهد.
این مساله در شرایطی كه برخی انتقادات نسبت به عملكرد صداوسیما در قبال موسیقی ایرانی وجود دارد، میتواند حامل سرفصل و نوید خوبی برای فیلمهای ایرانی و موسیقی مربوط باشد، بخصوص آن كه در بیشتر فیلمهای ذكر شده حتی نام سازها و اسامی نوازندگان هم در قسمت تیتراژ پایانی فیلم آورده میشود و این كاری است كه تا پیش از این انجام نمیشد.
بیشك استفاده فیلمسازان ایرانی از موسیقی و سازهای ایرانی در متن و تیتراژ فیلمها، هم تاثیر خوبی را بر جریان موسیقی فیلم داشته و هم بر كیفیت و مفهومرسانی فیلمهای ایرانی تاثیر مستقیم بر جای خواهد گذاشت.
Bauokstoney
Thursday 6 May 2010-1, 12:49 AM
10 موسیقی متن فیلم که حسابی سروصدا کردند!
در فهرست حاضر سعی شده شنیدنی ترین «ساند ترک»های دهه را از میان چندین فهرست ارائه شده از سوی مجلهها و سایتهای معتبر جهان استخراج کنیم...
اربابان موسیقی
ده ساندترک – موسیقی متن فیلمی – که دراین دهه حسابی سر و صدا کردند
سالهای سال است که در کنار نسخههای جور واجور فیلمهای سینمایی یا سریالهای تلویزیونی، مجموعه قطعههای موسیقی به کار رفته در آنها، هم به صورت مستقل و به عنوان آلبوم ساند ترک ( soundtrack) یا حاشیه صوتی آنها، وارد بازار میشود. یکی دو دهه است که این «ساند ترک»ها طرفداران پر و پا قرصی برای خود دست و پا کرده اند. اما ماجرای ظهور ساند ترک فیلمهای سینمایی به گذشتههای نزدیک مربوط نمیشود. اولین آلبوم حاشیه صوتی فیلمهای موزیکال را کمپانی «ام جی ام رکوردز» به بازار داد که شامل موسیقی اوریجینال فیلم «تا ابرها کنار بروند» (1946) بود. سینما دوستان در ابتدا به چنین آلبومی و انواع مشابه آن توجه خاصی نشان ندادند ولی کمپانی از رو نرفت و موسیقی فیلمهایی مثل «خبرهای خوش»، «رژه عید پاک»، «آنی تفنگت را برداشت»، «آواز در باران» و «هفت عروس برای هفت برادر» را هم یکی پس از دیگری روانه بازار کرد. به این ترتیب، بازار این نوع آلبومها به مرور و از اواسط دهه 50 گرم شد. کمی بعد که «ساند ترک»ها جای خود را میان موسیقی دوستان باز کردند، انواع و اقسام متفاوتی هم پیدا کردند. در کل، «ساند ترک»ها سه حالت دارند: 1- مختص فیلمهای موزیکال هستند و تمامی ترانههای فیلم را از ابتدا تا انتها در بر میگیرند. 2- آلبومهایی هستند که موسیقی اوریجینال فیلم در آنها گنجانده شده است. 3- آلبومی که شامل ترکیبی از موسیقی اوریجینال فیلم و ترانهها یا قطعههای انتخابی برای آن است. گذشته از این، در بعضی از آلبومهای حاشیه صوتی، بخشهایی از دیالوگهای به یاد ماندنی فیلم را هم با صدای بازیگران قرار میدهند. «ساند ترک»ها در کشور ما هم خواهان دارند؛ مثلا یکی از آنها موسیقی متن فیلم «پاپیون» است که حتما خیلی برایتان پیش آمده صدای آن را روی زنگ گوشی اطرافیانتان شنیده باشید!
در فهرست حاضر سعی شده شنیدنی ترین «ساند ترک»های دهه را از میان چندین فهرست ارائه شده از سوی مجلهها و سایتهای معتبر جهان استخراج کنیم.
ارباب حلقهها 2001و 2003
1- حلقههای بی کلام
هاوارد شور برای مجموعه فیلمهای «ارباب حلقهها»، ساعتها موسیقی نوشته و با گروهش ضبط کرده که حدود ده ساعت آن هم به صورت یک پکیج به بازار آمده است. در ساندترک قسمت اول فیلم «ارباب حلقهها»، بیشتر 17 قطعه آن، در وصف شرایط خاص فیلم و صحنههای نفس گیر آن است؛ فقط یک ترانه با کلام دارد، آن هم «شاید این طور شود» (May It Be) از انیاست. اما ساندترک فیلم سوم مجموعه، «ارباب حلقهها» که از 19 قطعه تشکیل شده، ترانههای بیشتری دارد؛ ترانههایی از جیمز گل وی، رنه فلمینگ، انی لنکس و حتی ویگو مورتنسن که بازیگر نقش آراگورن است. هاوارد شور برای ساخت موسیقی متن هر دو فیلم، برنده جایزه اسکار شد.
میلیونر زاغه نشین 2008
2- اصیل هندی
سال 2009 در حالی شروع شد که تب «میلیونر زاغه نشین» همه را فرا گرفته بود؛ تماشاگران عادی سینما و منتقدان سختگیر با تماشای فیلمی که دنی بویل انگلیسی ساخته بود، حسابی سر حال آمده بودند. یکی از دلایل محبوبیت بی حد و حساب «میلیونر زاغه نشین» را باید در موسیقی متن آن جست و جو کرد. موسیقی فیلم را ای. آر. رحمان – آهنگساز کارکشته هندی – ساخته و به گفته خودش از آن جا که با این فیلم میتوانسته موسیقی کشورش را به گوش جهانیان برساند، تمام تلاشش را کرده تا ترانههایی اصیل بسازد. رحمان با همین ترانههای ناب هندی، در مراسم اسکار 2009 برنده جایزه بهترین موسیقی متن و ترانه (ترانه «جی هو») شد.
مورد عجیب بنجامین باتن 2008
3- مورد مرموز احساسی
دیوید فینچر اسیر قطعههایی میشود که الکساندر دسپلات – آهنگساز 48 ساله فرانسوی – برای فیلم «تولد» (جاناتان گلیزر) ساخته و به همین خاطر به سراغ او میرود. قطعاتی که دسپلات برای «مورد عجیب بنجامین باتن» نوشته و با همراهمی گروه 87 نفری ارکستر سمفونیک هالیوود استودیو ضبط کرده؛ مثل قطعات فیلم «تولد» دو ویژگی عمده دارند؛ اول اینکه قطعات آرام و حزن انگیزی هستند که حس حسرت و نوستالژی را تداعی میکنند. گذشته از این، ملودیهای فیلم حالت پر رمز و رازی دارند؛ انگار که سوای ساختار ساده و مینی مال، آنها حرف دیگری هم دارند که دسپلات آنها را در لفافه زده است.
ساندترک فیلم در قالب دو سی دی به بازار عرضه شده؛ در دیسک اول 23 قطعه ای که دسپلات برای فیلم ساخته گنجانده شده و در دیسک دوم هم، قطعههای منتخب برای فیلم گرد هم آمده اند.
آه برادر تو کجایی ؟ 2001
4- تهیه ساند ترک به روش برادران کوئن
جوئل و ایتان کوئن برای ساخت موسیقی فیلم کمدی و متفاوت خودشان به کمک تی – بون برنت جمعی از خوانندگان با استعداد موسیقی کانتری را گرد هم آوردند تا ترانههایی ضبط کنند که به خوبی روی فیلم سوار شود. همین اتفاق هم افتاد؛ در فیلم، وقتی جورج کلونی و رفقایش برای ضبط ترانههایشان به استودیو میروند، باور کردن این که خودشان این ترانهها را نخوانده اند، کمی دشوار است.
ساند ترک فیلم آن قدر محبوب شد که بیش از 4 میلیون نسخه از آن به فروش رفت و از همه مهم تر، همان سال برنده جایزه بهترین آلبوم سال مراسم گرمی شد.
ماهی بزرگ 2003
5- وقتی قصهها به حقیقت بدل میشوند
تیم برتون یکی از آن کارگردانهای سینماست که وقتی اسمش به میان میآید، دنیای خاص او هم پیش چشم شنونده نقش میبندد. برتون برای خلق جهان منحصر به فردش به درستی از موسیقی استفاده میکند. از زمان «ادوارد دست قیچی» تا به امروز هم یار ثابت او در موسیقی، دنی الفمن بوده است. الفمن برای «ماهی بزرگ»، قطعههایی خیال انگیز و فانتزی ساخته است تا به برتون کمک کند تا زندگی مردی را روایت کند که آن قدر به قصهها اعتقاد دارد که همه شان به حقیقت مبدل میشوند. ترانههایی هم از گروهی مثل پرل جم و خوانندههایی مثل الویس پرسلی و بینگ کرازبی در ساندترک موجود است. الفمن با ساخت موسیقی متن این فیلم، نامزد جایزههای اسکار و گلدن گلوب شد.
گرگ و میش 2008
6- باب طبع خون آشامها
در تاریخ سینما، نمونههایی از این دست هم پیدا میشود که برای فیلمی نه چندان ارزشمند، یک ساند ترک شنیدنی تهیه کرده و به بازار داده اند. «ساند ترک»های دو فیلم سری «گرگ و میش» را باید جزء این رده به حساب آورد. تهیه کنندگان فیلم با توجه به سلیقه مخاطبان اصلی خودشان؛ یعنی نوجوانان بین 15 تا 19 ساله ترانههایی را از محبوبترین گروههای موسیقی راک جهان – مثل «میوز»، «لینکین پارک»، «کیلرز» و «رید یوهد» - گرد هم آورده اند. برای ساند ترک فیلم «گرگ و میش» - که آلبومی با 12 قطعه است – کارتر برول یک تم به نام «تم بلا» ساخته است و کار ساخت تمی برای «افسانه گرگ و میش: ماه نو» را الکساندر دسپلات انجام داده و قطعه ای به نام «ماه نو» نوشته و اجرا کرده است.
وال، ئی 2008
7- همراه روزهای تنهایی وال، ئی
موسیقی در زندگی وال، ئی – این ربات تنها و مغموم – نقش حیاتی ایفا میکند؛ تنها دلخوشی او گوش دادن به ترانه ای از فیلم موزیکال «سلام، دالی!» است. برای همین، این ترانه نقش اساسی در ساندترک این فیلم ایفا میکند. گذشته از آن، قطعههایی که توماس نیومن برای روزگار تنهایی وال. ئی و کارهای روزمره او نوشته، بسیار شنیدنی هستند؛ مثلا در بخشی از فیلم، والی. ئی را میبینیم که مشغول انجام کار روزمره اش است؛ در این جا موسیقی متن فیلم، چیزی شبیه به صدای مکانیکی تیک تاک یک ساعت است و ریتم آن شبیه به فضای یک کارخانه است که صدای ضعیف سوتی از آن به گوش میرسد. درست مثل این که فردی سر کارش در کارخانه دارد سوت میزند. ترانه مشهور فیلم، «پایین روی زمین» هم که کار پیتر گابریل است.
بابل 2006
8- کشکول بابلی
«بابل» فیلمی است بین المللی، یعنی ماجراهای آن در گوشه و کنار کره زمین رخ میدهد و همه آنها هم به نوعی به هم مربوط هستند. به همین خاطر برای ساخت موسیقی این فیلم، باید ترکیبی از موسیقیهای مختلف کشورهای جهان را گرد هم آورد. گوستاوو سانتائولالا هم درست همین کار را کرده و یک جایزه اسکار شد نتیجه تمامی تلاشهایش.
ساندترک مفصل فیلم در دو سی دی به بازار آمده و قطعههای مربوط به ژاپن – از جمله قطعه پایانی فیلم – را ریوچی ساکاموتو- آهنگساز مشهور ژاپنی – ساخته. «بابل» میخواهد نشان بدهد ما انسانها فارغ از فرهنگی که داریم و زبانی که با آن حرف میزنیم، دغدغههای مشترکی داریم. شاید برای انتقال چنین پیامی ابزاری بهتر از موسیقی پیدا نشود. ساندترک «بابل» دقیقا به همین خاطر شنیدنی است.
من آن جا نیستم 2007
9- همه به جای باب دیلن
وقتی تاد هینز تصمیم گرفت فیلمی درباره باب دیلن بسازد، هیچ ایده ای بهتر از این به ذهنش نرسید که دورههای مختلف زندگی او را با توجه به شمایل و موسیقی او نشان دهد و شش بازیگر مختلف هم نقش او را بازی کنند. به هین خاطر باید فکری هم برای ترانههای فیلم میکرد. هینز به این نتیجه رسید که بهتر است از خوانندههای دیگر بخواهد ترانههای باب دیلن را برای استفاده در فیلم بازخوانی کنند. حاصل این کار یک مجموعه دو آلبومی شد؛ در سی دی اول ساندترک، 16 ترانه از دیلن است که خوانندهای سرشناسی مثل ادی ودر (خواننده گروه پرل جم)، کت پاور و ویلی نلسون آنها را باز خوانی کرده اند. سی دی دوم هم 18 ترانه از دیلن دارد که بیشتر آنها را جمعی از خوانندگان امروز موسیقی راک خوانده اند، از جمله گلن هنسرد و مارکتا ایرگلوا که خودشان هم خوانندهایی حرفهای هستند.
گلادیاتور 2000
10- برای بدرقه ماکسیموس
تمامی قطعههای موسیقی این فیلم حماسی ریدلی اسکات را هانس زیمر ساخته است. ساند ترک 17 قطعه ای فیلم هم فقط یک ترانه گوش نواز پایانی دارد که روی صحنه قدم زدن ماکسیموس (راسل کرو) در گندمزار قرار گرفته است؛ ترانه «حالا ما آزادیم» با صدای لیزا جرارد. زیمر برای موسیقی این فیلم، قطعههایی پرحجم و حماسی و در عین حال با بار عاطفی بالا ساخته تا بتواند تمامی حالات روحی شخصیت گلادیاتوری زخم خورده را به تماشاگر انتقال بدهد. ساند ترک فیلم برنده جایزه گلدن گلوب شد و نامزد جایزه اسکار هم بود.
Bauokstoney
Thursday 6 May 2010-1, 12:49 AM
بازار داغ آلبومهای جدید چهرههای موسیقی در فصل بهار!
دیگر خیلیها باورشان شده است که مدیری مرد هزار چهره است؛ از همان زمانی که نشان داد علاوه بر ایدههای تازه در کارگردانی، بازیگر خوبی هم هست و اتفاقا در موسیقی هم...
بهار میاد با چهچهه!
با آمدن بهار بازار آلبومهای موسیقی هم حسابی داغ میشود
در این چند سال دیگر آن قدر تاریخ انتشار آلبومها عقب و جلو شده اند که ما هم به این راحتیها نمیتوانیم کامینگ سون جمع کنیم.
دلیلش هم این است که این آلبومها از زمانی که کار تهیه شان تمام میشود، تا زمان پخش شان باید هفت خوان رستم را برای انتشار و تکثیر و تبلیغات و... رد کنند. با همه این حرفها خبرهایی که از این ور و آن ور میرسد حاکی از آن است که بازار موسیقی در بهار حسابی داغ خواهد بود و یک عالمه آلبومهای رنگارنگ قرار است وارد بازار میشود که احتمالا نکاتی به بازار بیرونق این روزها میدهد. به غیر از این خیلی از چهرههای قدیمی موسیقی پاپ مثل علیرضا عصار، خشایار اعتمادی و امیر کریمی هم پس از مدتها سکوت و خروج از گردونه رقابتها دوباره میخواهند به بازار برگردند و این میتواند نوید آن باشد که که کیفیت آثار موسیقی هم یک تکانی بخورد.
پاپها
تو راست میگی علی اصحابی
اصحابی و آلبوم جدید اش، «تو راست می گی» به نوعی آخرین طعمه مافیای موسیقی شدند و آلبوم او قبل از انتشار رسمی در بازار موسیقی کشور، روی اینترنت منتشر شد تا همه رویاهای این خواننده جوان قبل از انتشار آلبومش، نقش بر آب شود.
همین اتفاق باعث شد که شرکت ایران گام هم دریک مقابله به مثل اصولی، انتشار آلبوم اصحابی را به تاخیر بیندازد تا شاید آب رفته را به جوی بازگرداند، آلبومی که قطعا با قطعه «غریبه» یا شعری از یاحا کاشانی» کلی سرو صدا به پا خواهد کرد و شنیدهها خبر از تنظیمهای حرفه ای «الیاس شیرزاد» و ملودیهای خوب و جوان پسند خود اصحابی دارند.
این سی دی رو بخر محسن یگانه
پس از مخالفتهاب پی در پی با نام «تابوت» که یگانه با نگاهی به ترجیع بند یکی از بهترین قطعات آلبوم (نباشی کل این دنیا، برام مثل یه تابوته/نبودت مثل کبریت و دلم انبار باروته) آن را به عنوان نام آلبوم انتخاب کرده بود. بالاخره او دست به دامان هوادارانش شد و انتخاب عنوان آلبومش را به همه پرسی گذاشت. نتایج به دست آمده اما از قرار معلوم چنگی به دل محسن نزد تا «این سی دی رو بخر» تا این لحظه نام آلبوم جدید یگانه باشد. آلبوم جدید یگانه قرار است تا اواسط اردیبهشت در بازار موسیقی منتشر شود.
کنسرت گروه دارکوب/ مهران مدیری و حامد بهداد
دیگر خیلیها باورشان شده است که مدیری مرد هزار چهره است؛ از همان زمانی که نشان داد علاوه بر ایدههای تازه در کارگردانی، بازیگر خوبی هم هست و اتفاقا در موسیقی هم حرفهای بسیار برای گفتن دارد؛ هم یکی از بزرگ ترین آرشیو دارهای موسیقی است و هم خوب میتواند بخواند.
این را دیگر تمام کسانی که در کنسرت دارکوب شرکت کرده بودند، تایید میکنند. به زودی آلبومی با صدای او و حامد بهداد توسط گروه دارکوب منتشر خواهد شد که 12قطعه دارد. هشت قطعه از این مجموعه بی کلام و چهار قطعه از جمله حیران و بیا بریم کوه با صدای «مهران مدیری» و دارکوب و تربت با صدای «حامد بهداد» است. شرکت ایران گام قرار است این اثر را که تلفیقی از کنسرت گروه در اریکه ایرانیان و تالار بزرگ کشور است، به صورت صوتی و تصویری منتشر کند.
ترانههای خط شکن/ رضا یزدانی
این که بعد ازانتشار آلبوم «هیس» در سال 85 چه اتفاقاتی افتاد که یزدانی تا به امروز آلبوم جدیدی را وارد بازار موسیقی کشور نکرده است؛ برای خودش ماجراها دارد. یزدانی پس از این که مسعود خان کیمیایی را مجذوب آثار خود کرد، با یک تغییر مسیر ملموس وارد دنیای سینما و تصویر شد و پس از تجربههای پر خاطره ای مثل «حکم» و «رئیس» استاد و حضوری متفاوت در تلویزیون با خواندن تیتراژ «مرگ تدریجی یک رویا» و خواندن ترانه قهرمانی تیم استقلال در مستند پر سرو صدای «آبی استقلال 2» به یک باره موقعیتی ویژه را به دست آورد و این اواخر هم با «محاکمه درخیابان» ثابت کرد سرقفلی تمام فیلمهای کیمیایی شش دانگ به نام او زده شده است. کار به همین جا ختم نشد و ایفای یکی از نقشهای اصلی اپیزود دوم «طهران، تهران» کار را به جایی رساند که او آرام آرام از پیشه اصلی خود فاصله بگیرد و همین اتفاقات باعث دوری چهار ساله او از بازار موسیقی کشور شود. اما این دوری قرار است ظرف 40 روز آینده با آلبوم «ترانههای خط شکن» پایان یابد؛ آلبومی که قرار است عطش عشق راکهای طرفدار یزدانی را برطرف کند. دو قطعه «نگران خودمم» و «خلیج فارس» هم جزء قدیمی ترین کارهای آلبوم هستند. «بهروز پایگان» و «فرزین قره گوزلو» اکثر تنظیمها را بر عهده داشته و خود یزدانی هم ملودیها را ساخته است. مثل همیشه یغما گلرویی ترانه سرای اول آلبوم است و البته چند ترانه سرای جوان از جمله حمید زاهد زاده هم او را یاری کرده اند.
سنتیها
کنسرت ماهور/ حسین علیزاده
حسین علیزاده اگر چه در سال جاری همچون بسیاری دیگر از استادان موسیقی سنتی در ایران برنامه ای را به اجرا در نیاورد اما به همراه کیهان کلهر و با خوانندگی حمیدرضا نوربخش کنسرتهای متعددی را در سالنهای معتبر آمریکا از جمله «کارنگی» نیویورک و دانشگاه هاروارد شهر بوستون و همچنین شهرهای ساراتوگا، لس آنجلس، ونکوور و تورنتو به اجرا درآورد. به نظر میرسد که فعلا خبری از اجراهای زنده، توسط او درایران نباشد و تنها باید به آثاری که از او منتشر میشود، قناعت کرد. اما قرار است انتشارات آوا خورشید اثری از او منتشر کند. آلبوم «کنسرت ماهور» برگرفته از برنامه ای است به همین نام که آن را در سال 73 به همراه ارشد طهماسبی و مجید خلج در آمریکا برگزار کرده و همان طور که از اسمش پیداست در دستگاه ماهور اجرا شده است.
مستند نواهای گمشده/ حسین علیزاده
استادان موسیقی ایران در این سالها، بیشتر وقتها بار مسوولیت خیلیها را بر دوش کشیده اند. خیلیهایشان یک تنه برای معرفی موسیقی ایران در جهان تلاش کرده اند. بعضیهایشان به تنهایی پژوهشهایی را به انجام رسانده اند که کار یک تیم تحقیقاتی بزرگ است و حالا هم حسین علیزاده در مستندی با نام «نواهای گمشده»، تلاش کرده است تا به معرفی سازهای باستانی ایران بپردازد که سالهاست فراموش شده اند و دیگر خبری از آنها در ارکسترهای موسیقی سنتی نیست؛ سازهایی که البته خیلیهایشان به اندازه ای دارای توانایی هستند که میتوان با آنها بسیاری از کمبودهایی را که در صدا دهی ارکسترها وجود دارد و مانع از تحقق بسیاری از ایدهها میشود، برطرف ساخت. این مستند تصویری هم البته خبر خوش دیگری برای دوستداران علیزاده است که به زودی منتشر میشود.
هزار گیسو/ ملیحه سعیدی
ملیحه سعیدی، بانوی قانون نواز ایرانی مدتهاست که به تنهایی تلاشهای بسیاری را در راه ارتقای ساز قانون انجام میدهد. او به همراه همسرش سازی را که بیشتر به عنوان یک ساز عربی شناخته میشد، به عنوان سازی ایرانی ضبط کرد. پیش از آن، ساز قانون در ایران «هزار گیسو» نام داشت؛ چرا که سیمهای آن از روده حیوانات بود و اضافه سیمها هم در سمت راست ساز آویزان بود که شبیه گیسو میشد. او حالا قرار است مجموعه هزار گیسو را که شامل 100 سال قانون نوازی در ایران است با حمایت حوزه هنری به انجام رساند.
مجموعه آثار/ لوریس چکناواریان
علاقه مندان موسیقی و آنهایی که موسیقی برایشان ارزش بیشتری از ناله و نفرینها یا قربان صدقههای عاشقانه دارد و دلشان می خواهد تا آن را به شکل جدی تری دنبال کنند، حتما زحمت خواندن کتابهایی را هم به خود خواهند داد که در این زمینه به انتشار درمیآیند.
به خصوص این که این کتابها مجموعه آثار اپرا و سمفونیهای لوریس چکناواریان باشد؛ آن هم در 8500صفحه که باید آن را حاصل 50 سال تلاش این آهنگساز در عرصه موسیقی دانست. این آثار شامل چهار اپرا، پنج سمفونی و تمامی کنسرتهای او در طول نیم قرن گذشته است. این اما تمام ماجرا نیست. این آهنگساز همچنین 12 قطعه رت بر اساس اشعار فردوسی برای صدای شهرام ناظری ساخته که چند سالی است از انتشار آنان خبری نیست اما با توجه به فعالیتهای اخیر استاد ناظری در زمینه فردوسی خوانی، امید به انتشار آنان در همین ماهها میرود.
گرفتاری/ علیرضا افتخاری
علیرضا افتخاری در آخرین گفت و گویی که انجام داده، اعلام کرده است که از این پس تعداد آلبومهای کمتری را به بازار موسیقی عرضه خواهد کرد. این شاید خبر خوشی باشد برای تمام طرفداران خواننده ای که خیلیها صدایش را آسمانی می دانند چون در این سالها تعداد آثار منتشرشده او به اندازه ای بوده که مانع از آن میشود که فرصت لازم برای گوش دادنشان فراهم شود. با وجود این به زودی آلبوم «گرفتار» او به آهنگسازی جلیل عندلیبی منتشر میشود. این اثر شامل دو لوح فشرده به نامهای «گرفتار» و «جاده ابریشم» است که میتوان در آن تصانیفی چون گرفتار، زندگی و... را مشاهده کرد.
اشعار این آلبوم از وحشی بافقی، ابوالقاسم لاهوتی و هما میر افشار است و یکی از قطعات این آلبوم، تصنیف زندگی است که سالها قبل عبدالوهاب شهیدی آن را خوانده است. مجوز این آلبوم به نام شرکت ایران مولانا دریافت شده اما با طراحی و بسته بندی شرکت آوای باربد منتشر شده است.
باده نوشین، عاشقی، هوای آفتاب/ سالار عقیلی
سالار عقیلی این روزها به همراه گروه موسیقی دستان مشغول برگزاری کنسرت دراروپاست. این اما تمام فعالیتهای عقیلی نیست. به نظر میرسد که خواننده جوان و خوش صدای موسیقی ایران امسال را با انتشار سه اثر بسیار فعال آغاز کند. قرار است آلبوم «عاشقی» او همین روزها به بازار عرضه شود. او این آلبوم را با همکاری ارشد طهماسبی (آهنگساز و نوازنده تار) منتشر کرده است. این چهارمین آلبوم عقیلی و ارشد طهماسبی است که آواز آن به صورت «مرکب خوانی» اجرا شده است. همچنین آلبوم «هوای آفتاب» با همکاری نوید دهقان (که کنسرت سال 87 این هنرمند را در تالار وزارت کشور در بر میگیرد) هم به زودی منتشر میشود. دیگر آلبوم منتشر شده این هنرمند «باده نوشین» است که با آهنگسازی هوشنگ فراهانی توسط انتشارات سروش منتشر خواهد شد. باده نوشین توسط سروش منتشر میشود و بقیه آلبومها توسط انتشارات «آوای باربد».
Bauokstoney
Thursday 6 May 2010-1, 12:50 AM
صدا زخمیهای موسیقی ما چه کسانی هستند؟!
کم نظیر هواداران فرهاد از آلبومهایش حتی پس از مرگش بدین معنا بود که فرهاد و لحن اعتراض گونه اش در قلب هوادارانش نفوذی عمیق دارد و با مرگ و پایان نفسهایش...
صدا زخمیها
محسن چاووشی اولین کسی نیست که تم آهنگهایش غم خسته و زخمی است. قبل از او هم خیلیها بودند که با این تم کارهایشان را اجرا میکردند. هر چند تعدادشان خیلی نمیشد. اما محسن چاووشی یکی از معروف ترین و پر طرفدارترین آنهاست. به جز چاووشی اینها دو نفر از معروفترین صدا زخمیهای ایرانی هستند:
فرهاد مهرداد
قطعا ترانه «یه مرد» در معرفیفرهاد و شناخته شدن پیشترش تاثیر زیادی داشت. «جمعه»، «بوی عیدی» و کارهای آخرش هم در شناخته شدن حنجره زخمی و فریادهای پر سوزش بیتاثیر نبود و همین سر آغاز محبوبیت خواننده ای بود که همیشه و در همه حال اعتقادات اجتماعیاش در اولویت بود و همین بر محبوبیتش افزود. استقبال کم نظیر هواداران فرهاد از آلبومهایش حتی پس از مرگش بدین معنا بود که فرهاد و لحن اعتراض گونه اش در قلب هوادارانش نفوذی عمیق دارد و با مرگ و پایان نفسهایش این علاقه تمام شدنی نیست.
انتخاب ویژه: «داره از ابر سیاه خون میچکه/ جمعهها خون جای بارون میچکه»
رضا یزدانی
صدای او صدای اعتراض یک نسل است. ترانههای اجتماعی او بیش از بقیه کارهایش به دل مینشیند و کلام این کارها وقتی روی «سافت راک» دوست داشتنیاش مینشیند، دیگر خبری از بی حوصلگی و کلافگی نیست و به مخاطب او دوز بشاش بودن و شادابی دست میدهد. همین لحن و فضاست که باعث شده او خواننده محبوب بزرگ مرد سینمای ایران – مسعود کیمیایی- شود که تمام قطعات فیلمهای جدید او را یزدانی بخواند. «حکم»، «رئیس» و این آخری هم «محاکمه در خیابان»
انتخاب ویژه: «وقتی آغوش رفاقت یه تله ست/ حرف هفت تیر پرو باور کن ...»
Bauokstoney
Saturday 8 May 2010-1, 04:58 PM
دانشمندان اتريشي :
معجزه موتزارت حقيقت ندارد
دانشمندان بخش روانشناسي در دانشگاه وين در تحقيقي تازه نظر دادهاند که موسيقي ولفگانگ آمادئوس موتزارت (1756 – 1791) برخلاف عقيده مشهور، بر مغز تأثير محسوسي ندارد و باعث افزايش هوش نميشود.
آنها از 15 سال پيش درباره پديدهاي تحقيق ميکنند که در محافل آموزش ذهني "معجزه موتزارت" خوانده شده است.شهرت دارد که موسيقي موتزارت هوش و ذکاوت کودکان را به طرز معجزهآسايي بالا ميبرد.
دانشمندان دانشگاه وين اکنون با بررسي 39 کار مطالعاتي و انجام آزمونهاي ميداني و آزمايشگاهي بر بيش از 3 هزار نفر به اين نتيجه رسيدهاند که آهنگهاي نابغه عالم موسيقي بر هوش انسان يا توان و ظرفيت مغزي تأثير مثبتي ندارد.
ياکوب پيچنيگ، سرپرست تيم تحقيقاتي در انستيتوي روانشناسي دانشگاه وين به خبرنگاران گفته است: "من به همه توصيه ميکنم که موسيقي موتزارت گوش کنند، چون بينهايت زيبا است، اما انتظار نداشته باشند که فقط با شنيدن موسيقي هوش آنها زياد شود."
فرانسيس راوشر، روانشناس آمريکايي در سال 1993 با نشر مقالهاي در نشريه علمي "نيچر" اظهار داشته بود که تحقيقات او نشان ميدهد شنيدن موسيقي موتزارت باعث افزايش هوش ميشود و قدرت تجسم را بياندازه بالا ميبرد.
خانم راوشر در مقاله خود گفته بود که شنيدن قطعه "سونات براي دو پيانو " (شماره 448) که موتزارت در سال 1781 تصنيف کرده است، بينهايت در بالا بردن ذکاوت مؤثر است.
مقاله خانم راوشر در محافل علمي توجه زيادي برانگيخت و بسياري از والدين فرزندان خود را وادار ميکردند براي بالا رفتن هوش ساعتها به موسيقي موتزارت گوش دهند.
پيش از اين در سال 1999 کريستوفر چابريس روانشناس آمريکايي در اعتبار "معجزه موتزارت" ترديد نشان داد. او نيز به اين نتيجه رسيده بود که موسيقي کلاسيک بر هوش انسان اثر محسوسي باقي نميگذارد.
بي بي سي
Bauokstoney
Sunday 9 May 2010-1, 01:45 PM
محسن رجبپور طي توضيحاتي در خصوص كنسرت بنيامين مصاحبه خود با شبكه لس آنجلسي را تكذيب كرد
.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، به دنبال اجراي بنيامين بهادري در لسآنجلس، برخي رسانهها اقدام به انتشار اخباري مبني بر حضور اين خواننده به همراه محسن رجبپور در يك برنامه تلويزيوني لس آنجلسي كردند؛ پس از انتشار اين اخبار رجبپور كه در حال حاضر به همراه گروهش در آمريكا به سر ميبرد، در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس، گفت: خلاف انتشار برخي اخبار در سايتهاي داخلي و هجمهاي كه طي اين مدت در آمريكا بر ما وارده شده، نه من و نه بنيامين هيچ مصاحبهاي با تلويزيونهاي لسآنجلسي نداشتهايم و اين تصاوير پخش شده به صورت مونتاژ از روي اينترنت گرفته شده است.
* دوربينهاي فيلمبرداري از شبكههاي مختلف در فرودگاه به سمت ما آمدند
وي ادامه داد: ساعتها قبل از ورود ما به فرودگاه 10 دوربين فيلمبرداري از شبكههاي مختلف بدون هيچ دعوتي از سفر ما به آن كشور فيلم گرفتند و يكي از اين شبكهها با استفاده از يكي از اين فيلمها مدعي حضور ما در استوديو شده، اين در حالي است كه ما اصلا مجري اين شبكه تلويزيوني را نميشناسيم.
* عليرغم تبليغات، ايرانيها صندليهاي سالن را پر كرده بودند
رجبپور با اشاره به اينكه اين كنسرت اولين اجراي يك خواننده رديف اول پاپ ايران در لسآنجلس است، افزود: طي يك ماه گذشته شايعات زيادي مبني بر اينكه دولت ايران اجازه نميدهد هنرمندانشان براي اجرا به خارج از كشور بيايند،عنوان شده بود و اين در حالي است كه در عين ناباوري، ايرانيهاي مقيم آمريكا و نيز مخاطبان آن كشور تمامي صندليهاي سالن را كه يكي از خوش نامترين سالنهاي لس آنجلس است، پر كرده بودند و مردم ايران عليرغم صحبتهاي مطرح شده عليه ايران، به ديدن كنسرت آمده بودند.
رجبپور گفت: فلان مجري برنامه لس آنجلسي عنوان كرده كه ما به درخواست بنيامين و رجبپور با اين افراد گفتوگو كردهايم در حالي كه اصلا چنين چيزي نبوده و همه شبكهها با حضور در فرودگاه ما را غافلگير كردند و ما اصلا از اين مسئله مطلع نبوديم.
* پليس آمريكا جلوي اغتشاشگران را گرفت
مدير برگزاري كنسرت بنيامين در خصوص جوسازيهاي افراد سودجو عليه ايران گفت: از مدتها قبل اعلام كرده بودند هنرمندان اين كنسرت ايراني هستند و هيچ كس به ديدن آن نرود. همچنين براي بر هم زدن اين برنامه برخي افراد مقابل درب ورودي اقدام به آتش زدن روسري كردند كه اين اقدام با حضور پليس و پيگيريهاي ما پايان يافت.
رجبپور در خاتمه خاطر نشان كرد: براي ما جاي تعجب است كه هم در ايران و هم در خارج مورد هجمه قرار ميگيريم به طوري كه رسانههاي داخلي نيز اقدام به انتشار چنين اخبار كذبي ميكنند.
Bauokstoney
Friday 28 May 2010-1, 09:57 AM
علیرضا افتخاری؛ مرد هزار آلبوم!
«اگر من صدای افتخاری را داشتم دنیا را فتح میکردم» این گفته منسوب به شجریان خواه موثق باشد یا نه، نشان دهنده اهمیت این خواننده 52 ساله اصفهانی است. صدای افتخاری...
دو آلبوم جدید در عرض یک هفته؛ علیرضا افتخاری که در طول بیش از دو دهه بیشتر از 80 آلبوم روانه بازار کرده نشان داده همچنان خواننده فعالی است. اما آیا این روند برای او و موسیقی ایران مفید بوده؟
«اگر من صدای افتخاری را داشتم دنیا را فتح میکردم» این گفته منسوب به شجریان خواه موثق باشد یا نه، نشان دهنده اهمیت این خواننده 52 ساله اصفهانی است. صدای افتخاری بهترین خاطرات موسیقیایی خیلی از ما را ساخته، اصلا شنیدن بعضی ابیات با صدایی جز افتخاری برایمان سنگین است. «یارا یارا گاهی..» ، «حال خونین دلان که داند...»، «بیا بیا دلدار من...» و خیلی ابیات را با صدای او حفظ کرده ایم. خواننده ای که کلی طرفدار دو آتشه دارد و دهه 70 اوج قدرت او بود. دهه ای که نیلوفرانه اش 3 میلیون کاست فروخت، افتخاری اما همان طور که در ظاهر چندان مقید به سبیل، ریش پروفسوری و... نبود در مسیر یکسانی نماند. مسیرش را در پاپ و سنتی عوض کرد و رکورد تولید آلبوم موسیقی را شکست. افتخاری که یک دهه قبل، حضور کوتاهش در تلویزیون، اتفاق مهمی بود این روزها آن قدر در تلویزیون هست که حضورش در ویژه برنامه نوروزی شبکه اول، دیگر هیجان فوق العادهای به بیننده نمیدهد. آیا مسیری که افتخاری آمده درست است؟ تصنیف خوانیاش بیشتر طرفدار داشت یا ترانه خوانیاش؟ این همه تولید آلبوم خوب است؟ در دسترس بودن بهتر است یا کام مخاطب را تشنه گذاشتن؟ آیا این بی پروایی و جرات در خواندن و از این شاخه به آن شاخه پریدن نشان دهنده توانایی است؟ نسل ما که افتخاری را در کنار اساتیدی مثل ناظری و شجریان قرار داده کلی سوال از این دست دارد. این پرونده کوچک نگاهی به روند کاری افتخاری است که این روزها دو آلبوم گرفتار و جاده ابریشم را روانه بازار کرده.
قبل از دهه 60
پیش استاد تاج، آواز را یاد گرفت. تاج سفارش کرده بود در کار صفحه خوانی و نوار پرکردن نرود. میگفت: «فعلا فقط دنبال یاد گرفتن باش. هنوز برای خواندن خیلی زود است» افتخاری جوان این حرف را آویزه گوشش کرد و تا زمانی که استاد تاج اصفهانی زنده بود سمت اجراهای رسمی نرفت.
1357
در 22 سالگی در آزمون باربد (که شامل سی لحن آوازی است) زیر نظر علی اکبر خان شهنازی، دکتر مهدی برکشلی، دکتر مهدی فروغ، دکتر داریوش صفوت و علی تجویدی، موفق به دریافت جایزه اول شد. داوران مسابقه، نوید ظهور یک استعداد بزرگ را میدادند.
1360
همین که تاج اصفهانی فوت کرد، اسباب را جمع کرد آمد تهران. اولین جایی هم که سراغش را گرفت منزل شجریان بود، چون شنیده بود شجریان شاگرد خصوصی میگیرد. افتخاری جوان به هر دری میزد تا پیش استادان بنام آن زمان برود.
1362
اولین آلبومش را آن هم با بزرگ ترین آهنگساز آن روزها یعنی فرامرز پایور به یاد استاد فقیدش تاج اصفهانی به نام «آتش دل» منتشر کرد.
1363
«دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود» خیلی از ایرانیها اولین بار صدای او را در تیتراژ سریال امیر کبیر (سعید نیک پور) شنیدند؛ آواز ماهوری که با نی محمد علی کیانی نژاد اجرا میشد. افتخاری با خواندن این آواز حسابی سر زبانها افتاد.
1363 تا 1366
برگشت اصفهان و به خواست پدرش کار موسیقی را کنار گذاشت، البته تمریناتش را ادامه میداد. بعد از سه سال پدرش رضایت داد تا به دنیای موسیقی برگردد و او دوباره برای کارهای جدیدش راهی تهران شد.
اواخر دهه 60
دیگر توانسته بود حسابی توجه تمام استادان موسیقی را به خودش جلب کند. شنیدن نام آهنگساز آلبوم جدیدش (راز و نیاز) همه را متعجب کرده بود: «حسین علیزاده» علیزاده در آن روزها تازه از کار ساخت نی نوا فارغ شده بود. بعد از این آلبوم هم افتخاری روند همکاری با استادان را در آلبومهای بعدی اش هم ادامه داد. همکاری با استادانی مثل پرویز مشکاتیان (آلبوم مقام صبر همراه با گروه عارف)، محمد موسوی (دریغا)، فریدون شهبازیان (شور عشق)، محمدعلی کیانی نژاد (مهرورزان) و محمدجواد ضرابیان (زیباترین) او را تا اوج شهرت پیش برد. در این آلبومها افتخاری موسیقی کاملا اصیل و سنتی را در کارهایش اجرا میکرد. آواز نقش پر رنگی را در این آلبومها ایفا میکردند و به علاوه تصنیفها هم با وسواس خاصی انتخاب میشدند.
1370
آلبومهای اجراهای خصوصی افتخاری با جلیل شهناز، حبیب الله بدیعی، غلامحسین بیگجهخوانی و محمد موسوی دست به دست میچرخید. دیگر همه افتخاری را جزو چند خواننده بزرگ ایران به حساب می آوردند.
سالهای ابتدایی دهه 70
افتخاری حالا حسابی جایش را در میان مردم باز کرده بود و هواداران پر و پا قرص خودش را داشت، برای همین تصمیم گرفت برود به سمت کارهای پر فروشتر یعنی «تصنیف خوانی» نقش آوازهای سنتی در آلبومهای افتخاری کمرنگ میشود. سرعت انتشار آلبومهای افتخاری بالا میرود. در این سالها بین دو تا سه آلبوم در سال منتشر میکند. آلبومهای همتای آفتاب، گل هزار بهار، امان از جدایی، تازه به تازه، افسانه، شور عشق، ناز نگاه و یاد استاد محصول همین سالهاست. البته در این بین افتخاری همچنان همکاری خود را با بزرگان موسیقی سنتی و کلاسیک مانند جلال ذوالفنون، جلیل عندلیبی، فریدون شهبازیان و کامبیز روشن روان ادامه میدهد.
1375
3 میلیون نسخه فروش نیلوفرانه با این رقم به رکورد جاودانه تاریخ موسیقی ایران رسید. رقمی که بعضیها تا 7 میلیون هم روایت میکنند. آهنگسازی عباس خوشدل، تنظیم فریدون شهبازیان و ترانههای قیصر امین پور صدای افتخاری این اثر ماندگار را رقم زدند. ترانههای این آلبوم هنوز هم از رادیو و تلویزیون پخش میشوند و تقریبا تمام تصنیفهای آن برای مردم نوستالژیک شده اند؛ تصنیفهایی مانند «ای نامت در دل و جان» «یارا یارا گاهی»، «صحرا صحرا دویده ام» و...
انتهای دهه 70
سالهای شکوفایی پاپ؛ افتخاری هم حال و هوای آلبومها را به سمت پاپ برد و سازهای الکترونیکی هم وارد سازبندیها شدند. میزان فروش آلبومهای افتخاری به صورت واضحی افت کرد ودر آلبومها هم دیگر خبری از آهنگسازها و نوازندههای معروف و بزرگ نبود. کم کم آهنگسازهای سنتی جایشان را به آهنگسازان پاپ دادند و آهنگها بعضی اوقات به سمت عامیانه و کوچه و بازاری شدن پیش رفتند. در این سالها اوج انتقادات به افتخاری به خاطر تغییر مسر محسوسی که داده بود وارد میشد. آلبومهای گل میخک، خنده بارون، خوش آمدی، نسیما، شکوه عشق، غم زمانه، خاطرات جوانی و چندین آلبوم دیگر متعلق به این دوره است.
1376
داریوش مهرجویی تصمیم گرفت برای موسیقی فیلم «لیلا» تصنیفهای آلبوم نیلوفرانه که آن روزها حسابی روی بورس بود و تقریبا همه آن را گوش میدادند، استفاده کند. جالب اینجاست که تصنیفها اصلا برای فیلم نه ساخته و نه تنظیم شده بودند ولی با این حال مهرجویی تصمیم گرفت از این تصنیفها مخصوصا در صحنههای دو نفره لیلا حاتمی و علی مصفا در فیلمش استفاده کند. صحنههایی که شریفی نیا با سه تارش شعرهای افتخاری را میخواند یکی از ماندگارترین صحنههای فیلم شد. تصویر افتخاری که کنار آبشار و لا به لای درختها در حال خواندن است برای همه آنهایی که اولین بار بود تصویر او را از شبکه پنج میدیدند، هیجان انگیز بود. خواننده پر طرفدار جزو اولین کسانی بود که در تلویزیون کار تصویری انجام میداد.
ابتدای دهه 80
افتخاری به روال سابقش ادامه می داد. همچنان با آهنگسازان پاپ کار میکرد و همچنان استقبال از آلبومهایش در پایینترین حد خود بود. استدلالی که خودش برای انتشار این کارها میآورد خیلی جالب بود: «میخوام کار پاپ انجام بدهند تا خوانندگان پاپ بدانند پاپ یعنی چی!»
سالهای میانه دهه 80
بعد از یک گردش 180 درجه ای و رفتن به موسیقی پاپ و انتشار آلبومهای سریالی، افتخاری تصمیم گرفت تا دوباره به حال و هوای کارهای قبلی خودش برگردد. اولین اثر را هم در این دوره به بازخوانی مرحوم علی تجویدی (آلبوم به دنبال دل) اختصاص داده بود که البته قبلا هم توسط خوانندههای دیگر خوانده شده بود. آثار بعدی او هم تاکنون مانند بردی از یادم (باز خوانی آثار بدیعی، خالدی و ملک) قصه شمع، همسایه (عطاالله چنگوک) و تنها تو میمانی همین حال و هوا را داشتند و خیلی از قطعات آن را باز خوانی آثار سنتی قدیمی تشکیل میداد.
1386
خبر خواندن آهنگ سپاهان با صدای افتخاری آن قدر برای طرفداران تیم هیجان برانگیز بود که تمام اصفهانیها و طرفداران سپاهان را ذوق زده کرد. این آهنگ به مناسبت حضور سپاهان در فینال جام قهرمانان باشگاههای آسیا ساخته شده بود.
جنجال لب خوانی او در کنسرتی در رشت خبر ساز شد. افتخاری گفت من برای کنسرت رفته بودم اما نه در سالن کارخانه.
1388
در این سال افتخاری دو آلبوم عاشقا سلام، عاشقا درود را منتشر کرده بود که حدود 150 هزار نسخه فروش کرد که نسبت به آلبومهای قبلی اش افت بسیار شدیدی داشت و در یک مصاحبه گفته بود که قصد دارد از این به بعد کمتر کار موسیقی انجام دهد.
1389
هنوز چند ماه از این حرف نگذشته بود که دو آلبوم از افتخاری به صورت همزمان منتشر شدند، «گرفتار و جاده ابریشم». هرچند این آلبومها هم با استقبال چندانی رو به رو نشد و کمتر از 10 هزار نسخه فروش کرد.
Bauokstoney
Friday 28 May 2010-1, 11:59 PM
نگاه حکما به موسیقی
رقص که در طی سماع، صورتی از وجد و هیجان صوفیانه را نشان میدهد، در نظر مولانا، نوعی رهیدگی از جسم و خرسندی در هوای عشق حضرت دوست محسوب میشود: و بنابراین معتقد است که سماع و رقص خالصانه...
افلاطون میگوید: "نغمه و وزن موسیقی تأثیر فوق العادهای در روح انسان دارد و اگر درست به کار رود میتواند زیبایی را در رویاهای روح جایگزین کند". موسیقی تأثیری شگرف بر روح آدمی دارد و میتواند لطیفترین احساسات انسانی را برانگیزد.
ابونصر فارابی، فیلسوف موسیقیدان شهیر ایرانی و صاحب "الموسیقی الکبیر" نیز میان فطرت انسان و موسیقی پیوند قائل است و پیدایش موسیقی را معلول سرشت آدمی میشناسد.
جایگاه موسیقی در فرهنگ معنوی و مذهبی نیز بسیار با اهمیت است. ادیان و مذاهب مختلف، تجلیگاه نمونههای متعالی از موسیقی هستند. آئینها و مراسم گوناگون موجود در هر کیش و مذهب هر یک به نوعی با گونهای از موسیقی همراهند.
اساساً موسیقی انسانهای نخستین به هر شکل و صورتی که بوده جنبه روحانی داشته و در قالب ستایش و نیایش خدایان و مناسک دینی بوده است.
در فرهنگ اسلام هم میتوان از موسیقی عاشورایی و تعزیه، موسیقی عبادی (اذان، تلاوت قرآن، روضه، نیایش و...) و موسیقی عرفانی به عنوان جلوههایی از این حضور نام برد.
بودائیان کتابهای مذهبی خود را با نوعی موسیقی میخوانند و آداب مذهبی آنان همراه با رقص و آواز است. عقیده چینیان نیز بر این بوده که میتوان با خدایان با زبان موسیقی سخن گفت.
موسیقی، شعر و مولانا
موسیقی پیوندی دیرینه با شعر دارد و در فرهنگ اسلامی نیز چنین است. ابونصر فارابی معتقد بوده که اگر اقاویل شعر با موسیقی همراه شوند عنصر تخییل در آنها افزونتر خواهد شد و بر میزان فعل و انفعالات ِ نفس در برابر اثر میافزاید.
به گفته دکتر حسین نصراز فلاسفه معاصر اسلامی نیز به ارتباط تنگاتنگ موسیقی و شعر اشاره دارد و میگوید:" به طور کلی در تمدن اسلامی موسیقی بسیار با شعر آمیخته بوده است. شعر شکل مطلوب هنر در جهان اسلام است و این توجه به شعر مستقیماً ناشی از ساختار شاعرانه وحی قرآن است.
هیچ ملت مسلمانی را نمییابید که سنت شعری بسیار غنی نداشته باشد. برخی از بزرگترین شاعران در جهان اسلام، نوازندگان و موسیقیدانان بزرگی نیز بوده اند، بنابراین شعری آفریدهاند که بسیار موسیقایی است.
نمونه بارز چنین شعرایی، مولانا جلال الدین محمد بلخی است. مهارت مولانا در علم موسیقی، سبب شد که وی بتواند در 55 بحر از بحور مختلف، شع بسراید.
وی هم در موسیقی علمی تبحر داشت و هم در موسیقی عملی. او به خوب وزن شناسی را میدانست و در جای جای دیوان غزلیات کبیر میتوان نشانههایی از آگاهی گسترده او از موسیقی را یافت.
غزل:
میزن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی یا پرده رهاوی یا پرده رهایی
بیش از 20 اصطلاح موسیقی را از قبیل نام سازها و پردهها و مقامها آورده است. او همچنین در موسیقی عملی هم دستی داشت و نوازنده چیره دست "رباب" نیز بود. مهارت وی در نواختن رباب تا حدی بود که حتی در ساختمان این ساز تغییراتی نیز پدید آورد.
به باور شفیعی کدکنی؛" از عصر شاعرْ – خنیاگران ایران باستان، تا امروز، آثار بازمانده هیچ شاعری به اندازه جلال الدین مولوی با نظام موسیقیایی هستی و حیات انسان، هماهنگی و ارتباط نداشته است."
اشعار مولانا به روشنی بیانگر مهارت موسیقیایی وی بوده و اشعار غنایی مولانا با موسیقی درآمیخته است. شاید بتوان گفت که هیچ شاعری تا به این حد موسیقی را در شعر خود وارد نکرده است.
عنصر موسیقیایی در غزلیات مولانا آنچنان برجسته است که حتی خواندن ساده اشعار وی بی ساز و آواز در مخاطب شور میانگیزد و وجد و شور میآفریند. البته به شرط آنکه شدّ و مدّ و تقطیعات اشعارش به درستی رعایت شود:
ای هوسهای دلم بیا بیا بیا بیا ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا
جایگاه موسیقی نزد مولانا
آهنگ حدی که شتربان میخواند و نغمه نی که قوال کاروان مینواخت، او را با لحنها و گوشههای ناشناخته دنیای موسیقی آشنا میکرد.
اما مولانا تا پیش از دیدار شمس، چندان به موسیقی نمیپرداخت. او فقیه بود و فقها را میانه ای با موسیقی نبود و نیست. تا اینکه شمس بر وی طلوع کرد و مولانایی دیگر پدید آمد. شمس، مولانای نو را به سماع خواند؛ کاری که او پیش از آن هرگز انجام نداده بود.
نزد مولانا (مولانای پس از دیدار با شمس!) موسیقی از جایگاه و اعتبار ویژهای برخوردار بود. وی مانند بسیاری از حکمای اسلامی، موسیقی را طنین گردش افلاک میدانست.
در واقع مولانا با نظریه «فیثاغورث» در باب موسیقی موافق بود و عقیده داشت که اصول موسیقی از نغمات کواکب و افلاک اخذ شده است. همانطور که ضمن داستان ابراهیم ادهم (دفتر چهارم مثنوی) میگوید:
پس حکیمان گــفتـه اند این لحـنها از دوار چــرخ بــگــرفــتـیــم مــا
چنین معروف است که فیثاغورث با ذکاوت قلبی و روشن بینی خود نغمههای افلاک را میشنید و سپس اصول موسیقی را بر اساس آن استخراج کرد. در واقع او موسیقی را که پیش از آن نیز وجود داشت با ریاضیات درآمیخت و قواعد و اصول دقیقی برای آن تنظیم کرد.
خود فیثاغورث میگوید: "من صدای اصطکاک افلاک را شنیدم و از آن علم موسیقی را نوشتم".
همچنین مولانا بر این عقیده بود که تاثیر نغمات و اصوات موزون بر روان آدمی از آن روست که نغمات آسمانی و ملکوتی جهان پیشین را در ما میانگیزد. چرا که به اعتقاد مولانا روح آدمی پیش از آن که به جهان فرودین هبوط کند، در عالم لطیف الهی سیر میکرده و نغمات آسمانی را میشنیده است. بنابراین موسیقی زمینی، تذکار و یادآور موسیقی آسمانی است:
در بهشت، آن لحنها بشنودهایم گرچه برما ریخت آب و گل شکل یادمــان آمــد از آنــها چــیزکی همچنین او در جایی دیگر نیز تصریح میکند: عارف در صدای رباب، آواز باز و بسته شدن دروازه بهشت را میشنود.
اما علی رغم این که موسیقی این جهانی را یادآور موسیقی آن جهانی میدانست.
موسیقی؛ زبان عشق مولانا عقیده داشت که هیچ زبانی توان تعریف عشق را ندارد، مگر نوا و موسیقی. مولانا از ناله نی، حدیث راه پرخطر عشق را میشنود و از بانگ رباب، ناله جانسوز عاشق سوخته ای را که از دوست و محبوب دور افتاده است:
هیچ میدانی چه میگوید رباب؟ زاشک چشم و از جگرهای کباب؟
و اما سماع؛ ره آورد شمس برای مولانا و توصیه اکیدش به وی. این سماع که فوق العاده نزد مولانا ارزشمند بود چیست و ارمغانش چیست؟
مولانا ابیات بسیاری در مثنوی و دیوان غزلیات خود در مورد سماع دارد و حتی چند غزل هم با ردیف سماع سروده است:
سماع از بهر جان بی قرار است سبک برجه چه جای انتظار است سماع آرام جام زندگانیست در مثنوی شریف نیز ضمن داستان هجرت ابراهیم ادهم از ملک خراسان میگوید: پس عذای عاشقان آمد سماع که در او باشد خـیـال اجـتمـاع قوتی گــیــرد خـیـالاتِ ضــمـیـر
بل که صورت گردد از بانگ و صفیر
از این رو مولانا سماع را غذای روح عاشقان میداند و محرک خیال وصل و جمعیت خاطر. منظور از خیال اجتماع(اجتماع خیال) و یا جمعیت خاطر این است که سالک، خاطر خود را از ما سوی الله منقطع کند و تنها در یاد حضرت حق متمرکز شود (نقطه مقابلِ پریشانی خاطر و خیال). جمعیت خاطر سبب میشود که قوای جسمی و روحی انسانِ سالک ذخیره شود. چرا که پریشان خاطری و افکار مشوش، همچون رخنه ای است که ذخایر جسمانی و روانی آدمیاز آن طریق به هدر میرود.
رقص که در طی سماع، صورتی از وجد و هیجان صوفیانه را نشان میدهد، در نظر مولانا، نوعی رهیدگی از جسم و خرسندی در هوای عشق حضرت دوست محسوب میشود: و بنابراین معتقد است که سماع و رقص خالصانه، انسان را از بار شهوات مزاحم و انانیت میرهاند.
و همچنین از آن رو که عشق را در همه هستی جاری و ساری میداند هستی را یک سره در رقص و سماعی شکوهمند میداند.
چه بسا که خود وی در کوچه و بازار هم با اصحاب به رقص در میآمد؛ چنان که روزی در بازار زرکوبان، این حالت بی خودانه به وی دست داد و از صدای چکشهای پیاپی زرکوبان، به سماع درآمد و به روایت افلاکی (صاحب مناقب العارفین)، «...همچنان از وقت نماز ظهر تا هنگام نماز عصر، حضرت مولانا در سماع بود» و این غزل را همانجا آغاز کرد.
رقص مولانا، به تعبیر دکتر زرین کوب، یک دعای مجسم و یک نماز بیخودانه بود؛ ریاضت نفس و مراقبت قلبی. در نظر مولانا، انسان با التزام به سماع، از اتصال به خودی و تعلقات آن میرهد بنابراین سماع در نظر وی هم پایه عبادت اهمیت داشت.
معروف است که روزی یاران مولانا پیرامون مطالب کتاب «فتوحات مکیه» محی الدین ابن عربی گرمِ مباحثه بودند که زکی قوال (از مغنیان مجلس سماع مولانا) ترانه گویان درآمد. مولانا در دم گفت: «حالیا فتوحات زکی به از فتوحات مکی است». و به سماع برخاست. و بدین گونه، پرداختن به تغنی را بر مباحث ملال انگیز کلام یو نظری ارجح میشمرد.
امام محمد غزالی نیز سماع را به سه قسم تقسیم کرده و دو قسم آن را که موجب غفلت و پیدایش صفات ناپسند است مردود شمرده و تنها یک قسم آن را جایز میداند.
کسانی مانند امام غزالی که سماع صوفیه را به شرطها، جایز میشمردند، به خطرها و آفتهایی که در آن بود اشاره میکردند . مخصوصاً حضور زنان و پسران را که ممکن بود مایه تشویش وقت شیوخ شود منع میکردند.
خود مولانا نیز در همراهی خود با این عقیده، ضمن ابیات زیر، مساله «اهلیت سماع» را بیان میکند:
بر سماع راست هر کس چیر نیست لقمه هر مرغکی انجیر نیست
در پایان به این نکته اشاره میشود که حرکات مربوط به رقص در سماع را متضمن رمز احوال و اسرار روحانی تلقی میکردهاند، به این صورت که؛
((چرخ زدن)) را اشارت به شهود حق در جمیع جهات
((جهیدن)) را اشارت به غلبه شوق به عالم علوی
پاکوفتن)) را اشارت به پامال کردن نفس اماره
و «دست افشاندن» را اشارت به دستیابی به وصال محبوب میدیدند.
منابع و مآخذ
دیوان غزلیات شمس ،شرح جامع مثنوی(جلدهای 1- 3 - 4) استاد کریم زمانی، بحر در کوزه، دکتر عبدالحسین زرین کوب، پله پله تا ملاقات خدا، دکتر عبدالحسین زرین کوب،موسیقی شعر، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
جستجو در تصوف، دکتر عبدالحسین زرین کوب، ارزش میراث صوفیه، دکتر عبدالحسین زرین کوب، از نی نامه، دکتر قمر آریان،مقاله «بی قراریهای یک روح ترانه خوان»، کریم زمانی، و مقاله «نگاهی کوتاه بر تاریخچه موسیقی» نوشته بهنام راهوار
Bauokstoney
Friday 28 May 2010-1, 11:59 PM
بهترینهای سالار عقیلی!
عقیلی جوان دقیقا از آن جایی معروف شد که پایش به ارکستر ملی و ارکستر ملل باز شد. خواندن سرود معروف «وطنم» آن قدر او را در میان مردم معروف کرد که دیگر...
بخوان و عاشقانه بخوان
سالار عقیلی در طول دوران کوتاه فعالیتش تاثیر زیادی در بازار موسیقی سنتی داشته است
سالار عقیلی جوان دقیقا از آن جایی معروف شد که پایش به ارکستر ملی و ارکستر ملل باز شد. خواندن سرود معروف «وطنم» آن قدر او را در میان مردم معروف کرد که دیگر کمتر کسی را پیدا میکنی نام سالار عقیلی به گوشش نخورده باشد. عقیلی در بین هم نسلان خودش کمتر دنبال ساختار شکنی میرود و از نوع کارهایش بر میآید که به شیوه های سنتی بیشتر علاقه دارد. مخصوصا بعد از انتشار آخرین آلبومش «مایه ناز» که باز خوانی آثار بزرگان موسیقی است، این را بهتر میشود درک کرد. اما با همین حس سنتی و چندین آلبومی که به بازار داد این روز ها به یکی از محبوب ترین خواننده های موسیقی سنتی ما تبدیل شده است.
1- عشق ماند- ارشد طهماسبی (گروه نوروز)
هنوز خیلی جوان بود برای این که بخواهد آلبومش سر و صدا به پا کند اما به لطف اجراهایی که در ارکستر ملی داشت، تقریبا تمام اهالی موسیقی را جذب خودش کرده بود. برای همین همان آلبوم اولی فروش خیلی خوبی داشت و توانست خیلی منتقدان را هم راضی کند.
2- سایه های سبز- ارشد طهماسبی
همکاری با ارشد طهماسبی توانست خیلی در سبک کاری سالار عقیلی تاثیر بگذارد چرا که نو آوری های طهماسبی مخصوص خودش است و به ردیف و چهار چوب های موسیقی خیلی پایبند است. دو آلبومی که عقیلی به همراه طهماسبی کار کرد باعث شناخته شدن بیشترش در دنیای موسیقی بود.
3- دریای بی پایان- گروه دستان
«به دریایی در افتادم...» آن قدر این تصنیف در زمان انتشارش معروف شده بود که تمام سنتی بازها دیگر آن را حفظ کرده بودند. به علاوه، تنها اسم گروه دستان کافی است تا کسی که کمی با موسیقی سنتی آشنایی دارد شکی در خریدن آن به دلش راه ندهد. عقیلی با دریای بی پایان وارد دوره جدیدی از فعالیت هنری اش شد؛ فعالیتی که دامنه اش از ایران فراتر رفت و در کل دنیا منتشر شد.
4- سعدی نامه و به نام گل سرخ- گروه دستان
«بخوان به نام گل سرخ، بخوان و عاشقانه بخوان» این بزرگ ترین نوآوری بود که عقیلی در طول کار هنری اش انجام داده بود؛ کاری که عامه پسند نیست اما بسیار نظر منتقدان را به خود جلب کرد. سعدی نامه و به نام گل سرخ در فاصله کوتاهی از هم منتشر شدند اما این هم باعث نشد تا در تاثیر گذاریشان بر فروش بازار موسیقی تاثیر بگذارد. در این مرحله آلبوم های عقیلی به حدی رسیده بود که سنتی باز ها بدون توجه به هر حاشیه و فقط به خاطر نام عقیلی آن را خریداری کنند.
5- مایه ناز- حریر شریعت زاده
مایه ناز یک جورهایی برای عقیلی بازگشت به گذشته بود. البته این روزها بازار باز خوانی آثار قدیمی حسابی داغ است اما این نوع کار ها آن قدر که مخاطب جمع کن هستند در بین منتقدان جایی ندارند.
Bauokstoney
Saturday 29 May 2010-1, 12:00 AM
با حسامالدین سراج آهنگساز، مدرس موسیقی و خواننده
موسیقی سنتی غم دارد، اما غصه ندارد. غصه مربوط به امور دنیوی است كه در موسیقی ما جایی ندارد و به جایش غم فراق معشوق حقیقی در آن موج میزند. این در شعر ما نیز سابقه دارد...
نیمه های دهه 60 خورشیدی بود كه صدای حسامالدین سراج با آلبوم «باغ ارغوان» گوشم را نوازش داد و بر دلم نشست. از آن زمان تا امروز كه 25 سالی میگذرد و بیشتر كارهایش را گوش كردهام، هیچگاه فرصتی پیش نیامد تا پای صحبتش بنشینم. سراج اصولا گفتگوگریز است و این بار هم یكی دو ماهی طول كشید تا قرار مصاحبه با او را نهایی و در عصر یك روز بهاری ملاقاتش كنیم.
ساعت 4 بعدازظهر یك روز وسط هفته بود كه در طبقه هفتم یك ساختمان واقع در خیابان قائممقام فراهانی روبهروی هم نشستیم و از ویژگیهای كارهایش، شرایط امروز موسیقی كشور، تازهترین آلبومش و ... حرف زدیم.
این موسیقیدان، آهنگساز و استاد دانشكده هنرهای زیبا، خوانندهای صاحب سبك است كه صدا و تكنیك ویژه خود را دارد. بیشتر اشعاری كه در كارهایش میخواند، حال و هوایی عرفانی دارد كه با آوای خاص او هماهنگی و همخوانی دارد.
در كنسرتی كه سال گذشته در مونیخ آلمان داشتید، در سخنانی از جوانان خواستید كه به موسیقی سنتی روی آورند، چرا كه نهایت آن به مولانا، سعدی و حافظ ختم میشود. درست است؟
بله. حرفهایم تقریبا چنین مضمونی داشت و بارها پیش از این هم بر آن تاكید كردهام.
خب این صحبت، بحث قدیمی وابستگی موسیقی سنتی به ادبیات فارسی را زنده میكند كه چالش برانگیز است. آیا موسیقی ایرانی كاركردی جز خدمت به شعر ندارد و بی آن زنده نیست؟
اشاره این سخن آن است كه موسیقی سنتی ما را به سمت معنا و معرفت سوق میدهد. جوانی كه سازی مثل سهتار میزند، اشعاری با آن خوانده میشود كه دارای مضامین و محتوای معرفتی هستند. در این صورت چنین نوازندهای با آثار بزرگانی چون مولانا، سعدی و حافظ انس میگیرد.
مساله همین همراهی جداییناپذیر موسیقی و شعر ایرانی است كه استقلال این هنر ناب را زیر سوال میبرد.
ما موسیقی بیكلام هم داریم، اما در آن متوقف نمیشود. موسیقی ما به دلیل علاقه مخاطب برای ارتباط مستقیم و بیواسطه با مفاهیم و معانی، بیشتر وقتها با شعر همراه میشود كه دلیل استقلال نداشتن موسیقی نیست.
این وابستگی یك اما و اگر دیگر هم دارد كه مربوط میشود به محدود ماندن كلام موسیقی در اشعار چند شاعر بزرگ ایران. برای مثال شما هم در این گفتگو تنها از مولانا، سعدی و حافظ نام میبرید.
تا حد زیادی همینطور است كه میگویید. برای مثال در موسیقی ایرانی در حق حكیم توس ظلم شده است. فردوسی شاعری است كه بیان اسطورهای و حماسی خاص خودش را دارد كه آكنده از حكمت است. این یك نقصان موسیقی ایرانی است كه كمتر به سراغ اشعار حماسی فردوسی رفته؛ هرچند در سالهای اخیر كارهایی در این زمینه صورت میگیرد.
به جز فردوسی، ادبیات فارسی، شاعران بسیار دیگری نیز دارد كه از آن میان موسیقیدانان بیشتر به سراغ مولانا، سعدی و حافظ میروند. چرا به دیگران توجهی نمیشود؟
ادبیات فارسی، 5 قله دارد؛ فردوسی، نظامی، مولانا، سعدی و حافظ. آنان به سبب آن كه اشعارشان به لحاظ صنایع ادبی و مضمون قوی است، بیشتر مورد توجه قرار میگیرند.
در مقایسه با تعریفی كه در جهان از موسیقی وجود دارد، آیا همین وابستگی به شعر و كلام، برای موسیقی سنتی یك عیب به شمار نمیآید؟
این عیب نیست، ویژگی موسیقی ایرانی است. نباید انتظار داشته باشیم كه تعاریف و الگوهای موسیقی غربی، اینجا هم دقیقا انطباق داشته باشد. مسلم است كه آنان فرهنگ خاص خود را دارند كه موسیقیشان هم با آن هماهنگ است. موسیقی ایرانی، مبتنی بر مضامین عرفانی است كه مردم هم بشدت علاقهمند به آن هستند. برای مثال، غزلیات حافظ جزئی جداییناپذیر از فرهنگ و زندگی مردم است كه بیشك در موسیقی هم حضوری پررنگ پیدا میكند.
یك بحث دیگر، توجه موسیقی سنتی به قالبهای كلاسیك شعر فارسی با محتوای عارفانه است. در این میان چرا شاعران نوپرداز و مضامین اجتماعی جایی ندارند؟
اشعار دارای مضامین اجتماعی بیشتر به صورت دكلمه همراه با موسیقی جالب میشوند؛ بویژه اگر با صدای خود شاعر باشد. فكر میكنم این نوع شعر با قالب موسیقی سنتی جور درنمیآید.
برای همین است وقتی شما به سراغ شاعران معاصری هم مثل قیصرامینپور میروید، اشعاری با وجوه عارفانه او را برمیگزینید و به سراغ آثار اجتماعیاش نمیروید؟
وقتی من میخواهم كنسرتی بدهم یا آلبومی را منتشر كنم، هر شعر انتخابیام باید با دیگر آثار آن مجموعه سنخیت داشته باشد. یعنی اشعاری با مضامین متناسب باید در كنار هم قرار بگیرند.
موسیقی سنتی در دورههایی تاریخی مثل زمان مشروطه، انقلاب و جنگ بشدت ---------- و اجتماعی شده كه منافات و تعارضی با ساختارش پیدا نكرده است. چرا این جریان پایدار و همیشگی نباشد؟
یك زمانی رسالت موسیقی این میشود كه بیاید در عرصه اجتماعی و ---------- كار كند كه این اتفاق در اوایل انقلاب رخ داد و من هم آثاری را با این مضامین خواندم. اما یك زمانی مسائل اجتماعی به گونهای هستند كه رسالت هنر بالاتر از آنهاست. این بحث مثل این است كه به حافظ ایراد بگیریم چرا یك شعر انقلابی صریح و متناسب با دوره و زمان خودش نسروده است. اما وقتی خوب غور میكنیم، میبینیم حرفهایی كه حافظ زده است، فراتر از این عرصههای سطحی است. البته آنچه بزرگان عرفان و حكمت اسلامی به زبان شعر گفتهاند، همیشه و همه جا میتواند الگویی رفتاری برای فعالیت در حوزههای اجتماعی و ---------- باشد. برای مثال وقتی حافظ میگوید «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» یك راهنمای طریقت ---------- و اجتماعی جلوی ما مینهد كه هیچگاه كهنه نمیشود.
به عبارت دیگر در حالی كه هر شاعر و موسیقیدانی بیشك دارای تعهد اجتماعی و ---------- است، اما وارد بازیها و بحثهای سطحی و روزمره این عرصه نمیشود.
این تعهد ---------- و اجتماعی را چگونه تعریف میكنید؟
بیشتر در حوزه مفاهیم عمومی انسانی مطرح میشود. هر كسی در هر رشته هنری فعالیت میكند، به یقین این فكر و باور را دارد كه با اشاعه هنر درست و معنوی، میتوان خیلی از مسائل و معضلات اجتماعی را حل كرد.
در تاریخ ایران، نوعی نگاه علمی به موسیقی وجود داشته است و دانشمندان زیادی درباره آن رساله و
كتاب نوشتهاند. این رویكرد بر چه پایهای استوار بوده است؟
موسیقی در واقع وجه تجریدی ریاضی است، چون در آن نسبت فركانسها پدید آورنده زیبایی است. این رویكرد نفیكننده وجه هنری موسیقی نیست، بلكه بیشتر در جهت آشكارسازی رموز علمی آن حركت میكند. چنین وضعیتی كم و بیش درباره معماری هم صدق میكند؛ چرا كه آن را وجه تجریدی هندسه مینامند. در اینجا نسبت طول، عرض، ارتفاع و سطوح است كه زیبایی را میآفریند.
اشاره به معماری كردید كه درس آن را هم خواندهاید. تحصیلات و تجربه شما در این رشته چه تاثیری بر كار هنریتان در عرصه موسیقی گذاشته است؟
بستر معماری، مكان است و بستر موسیقی، زمان. اما چون هر دو هنر با نسبتهای عددی سر و كار داشته و وجوه مشترك زیباییشناسی دارند، با هم بیگانه نیستند. در یك جمله كوتاه میتوان گفت كه موسیقی، معماری زمان است و معماری، موسیقی مكان.
اما نگفتید تحصیلات و تجربه معماری شما چه نقشی در هنر موسیقیتان ایفا كرده است؟
بیشك به طور ناخودآگاه بر هم اثر گذاشتهاند كه بیانش سخت است، ولی حداقل میتوانم بگویم كه تحصیلات دانشگاهی باعث میشود كه هنرمند، ذهنی طبقهبندیشده پیدا كند. پشتوانه آموزشی، هنرمند را تحلیلگر میسازد و آن را به یك آنالیزور تبدیل میكند.
بسیاری از علاقهمندانتان، صدای شما را حزنانگیز میدانند. خودتان هم این تحلیل مخاطب را میپذیرید؟
شاید این طور باشد، اما فكر میكنم بیشتر این باشد كه چه میخوانم. یك موقع خواننده رشتی، شوشتری یا كرد بیات میخواند كه احساس غم در مخاطب ایجاد میكند، اما یك زمانی دارد همایون یا چهارگاه میخواند كه حالت متفاوتی دارد.
این قضاوت كه موسیقی سنتی به طور كلی محزون است را چقدر وارد میدانید؟
این را به هیچوجه نمیتوانم قبول كنم. چرا كه اگر با موسیقی سنتی انس بگیریم، متوجه میشویم كه در آن هیچ حزن دنیایی وجود ندارد و ایجاد غصه نمیكند. موسیقی سنتی در واقع دارد هشدار میدهد و با صدای محزونش میخواهد ما را از غفلت بیرون بیاورد. در یك جمله باید گفت كه موسیقی سنتی غم دارد، اما غصه ندارد. غصه مربوط به امور دنیوی است كه در موسیقی ما جایی ندارد و به جایش غم فراق معشوق حقیقی در آن موج میزند. این در شعر ما نیز سابقه دارد.
اما در شعر فارسی، نمونههای بسیاری وجود دارند كه طربانگیز هستند. در حالی كه در موسیقی ایرانی كمتر به چشم میآید.
این هم یك سوءتفاهم دیگر است. در موسیقی ایرانی هم طرب داریم؛ همانطور كه در آن حماسه و غم همدیده میشود. زیبایی موسیقی ما به دلیل همین مجموعه است كه كنار هم قرار گرفتهاند. برای مثال ما با پیشدرآمد شروع میكنیم كه قطعهای آرام و ملایم است و شنونده را با فضای دستگاه آشنا میكند. بعدش چهار مضراب میآید كه تند و با هیجان است و نمیگذارد مخاطب خسته شود. سپس نوبت به آرامش ساز و آواز میرسد كه در ادامه تصنیفخوانی به دنبالش میآید. رنگ هم قطعهای شاد است كه كار را به پایان میرساند. این مجموعه متنوع خود نشاندهنده آن است كه موسیقی ایرانی آن طور كه برچسب خورده است، محزون نیست. آنچه در موسیقی ایرانی بیشتر به چشم میآید، عمق غم نهفته در آن است و نه مقدارش. به عبارت دیگر موسیقی ما از نظر كمی خیلی غمگین نیست بلكه شدت آن زیاد است. برای مثال گوشه كرد بیات بسیار محزون و مغموم است.
از سال 1359 كه آلبوم نینوا را منتشر كردید تا امروز تعداد كارهایتان به 25 میرسد كه از میانگین سالی یكی هم كمتر است. چرا؟
از قدیم گفتهاند آن خشت بود كه پرتوان زد و در عالم هنر باید با وسواس كار كرد. هر مجموعه موسیقی باید دارای ظرایف لازم و پختگی كامل باشد تا بتوان آن را منتشر كرد. خودم هم دوست ندارم زیاد كار كنم و كیفیت آن پایین بیاید.
كارنامه 30 ساله شما هم فراز و فرودهای زیادی داشته است. گاه در یك سال 2 آلبوم بیرون دادهاید و چند سال هم شده كه هیچ كاری منتشر نكردهاید.
بخشی از این مساله به تهیهكنندگان و ناشران برمیگردد كه بویژه در سالهای اخیر كمتر رغبت دارند به موسیقی اصیل بپردازند. دلیل اصلی آن هم درهمریختگی و بینظمی فضای موسیقی كشور است. دهههای 60 و 70 خورشیدی، دوره بهتری برای موسیقی ایرانی بود كه بویژه مقطع 1364 تا 1375 را باید طلایی نامید. متاسفانه از ابتدای دهه 80، فضای موسیقی كشور نابسامان شد كه بر میزان و كیفیت آلبومهای منتشر شده در حوزه موسیقی سنتی هم تاثیر منفی گذاشت.
منظورتان از درهمریختگی چیست؟
20 سال پیش، آثار موسیقی سنتی در شمارگان 100 هزارتا منتشر میشد كه برای تهیهكننده سودآور و برای هنرمند قانعكننده بود. در حالی كه امروزه چنین شرایطی وجود ندارد.
دلیل این افت را در چه میبینید؟
وارد شدن موسیقیهای بیریشه به بازار كه ذهن مخاطب را آشفته و گیج كرده و فضایی پراغتشاش را شكل داده است.
منظورتان پررنگ شدن موسیقی پاپ است؟
موسیقی پاپ هم تعریف خود را دارد كه باید در فضایی هنری شده ارائه شود، اما وقتی همه چیز بیحساب و كتاب است، تولیدات پاپ هم به پایینترین سطح كیفی خود نزول میكند. در این حالت علاقهمندان با انبوهی آلبوم جورواجور كه خلقالساعه پدید آمدهاند روبهرو هستند كه تعداد اندكی آثار سنتی در آن وجود دارد كه آنها هم به خوبی دیده نمیشوند. ذهن مخاطب هم در این شرایط گیج میشود و در بین این سر و صداهای زیاد، اصلا امكان انتخاب پیدا نمیكند.
یعنی نوای موسیقی سنتی در سر و صدای زیاد دیگر موسیقیها شنیده نمیشود؟
شنیده میشود، اما بسیار ضعیف و كمتر از گذشته است. در قدیم، طرفداران موسیقی اصیل ایرانی همیشه منتظر انتشار آلبومی جدید بودند كه دیگر از آن تب و تاب خبری نیست. این درهمریختگی و اغتشاش بر ذائقه علاقهمندان نیز تاثیر بدی گذاشته و آنان را حتی از موسیقی خوب و فاخر هم دلزده كرده است.
چطور میتوان به این وضعیت بینظم، سامان بخشید؟
بخشی از این وظیفه بر عهده مسوولان و مدیران است. اگر آنان شرایط برپایی كنسرت را ساده و سهل سازند، از ناشران آلبومهای موسیقی حمایت كنند، مساله كپیرایت را جدی بگیرند و فضای تبلیغی مناسبی را برای آثار هنری به وجود بیاورند، مطمئن باشید كه به مرور بسیاری از مشكلات رفع خواهد شد.
اشاره به كپیرایت كردید كه رعایت نكردن آن به تولیدكننده و هنرمند صدمه میزند. فكر میكنم برای شما این مساله خیلی پررنگتر است، چراكه بیشتر آثارتان و حتی قطعات این آلبوم جدیدتان روی سایتهای گوناگون قرار دارد.
متاسفانه همین طور است و كاری هم از دست ما برای جلوگیری از آن برنمیآید. برای همین است كه هنرمند ایرانی از نظر مالی تامین نیست و امنیت هنری و حرفهای ندارد. وقتی قطعات هر آلبومی به سرعت در فضای مجازی منتشر میشود، به زودی تولیدكنندگان پاپس میكشند و دیگر كاری به هنرمندان سفارش نمیدهند.
این در حالی است كه هر هنرمند با كارش زنده است و اگر این را از او بگیریم، انگار جانش را گرفتهایم. این مشكلی است كه دولتیها، نمایندگان مجلس و دیگر مسوولان باید برای آن فكری بیندیشند.
اشاره به تعداد كم كنسرتها هم داشتید. چرا این طوری است؟
چون روندی پیچیده و زمانبر دارد. سال 87 درخواست برگزاری كنسرتی را دادم كه برای جواب دادن به آن حدود 50 روز وقت تلف كردند. زمانی هم كه پاسخ مثبت دادند، دیگر تالار بزرگ كشور پر شده بود و امكان میزبانی ما را نداشت. پیچ و خم اداری صدور مجوز كنسرت، آنقدر دست و پاگیر است كه بسیاری را از كرده خود پشیمان میسازد و منصرف میكند.
در حالی كه اجرای زنده موسیقی، یكی از بهترین راههای جذب مخاطب و علاقهمند ساختن جوانان است.
بله. بیشترین صندلیهای تالارها در هنگام برگزاری كنسرتها از سوی جوانان پر میشود كه نشاندهنده ظرفیت بالای این هنر در جذب مخاطب است. ما چرا نباید از این توان نهفته در جامعه استفاده و جوانان را تغذیه فرهنگی و روانی كنیم؟ مطمئن باشید اگر هنر در هر جامعهای گسترش یابد، جای بسیاری از انحرافات و نابهنجاریهای اجتماعی را تنگ میكند. وقتی كنسرتها تعطیل شوند، آهنگساز، خواننده و نوازنده بیكار خواهند شد و مخاطب جوان هم وقتش را با كاری كه شاید چندان پسندیده نباشد، پر میكند.
وقتی به فهرست آثار منتشر شده شما نگاهی میاندازیم، میبینیم كه با آهنگسازان زیادی، چه جوان
و چه پیشكسوت ونامدار و ناشناس كار كردهاید. معیار همكاری شما با دیگران چیست؟
برای من، اسم زیاد مهم نیست و این كار است كه اهمیت دارد. برای همین با حسن یوسفزمانی، فریدون شهبازیان، مجید درخشانی، علی رحیمیان و ... كه سابقه بیشتری دارند همكاری كردهام و با جوانترها هم كار كردهام.
در بسیاری از آلبومها هم خودتان آهنگسازی كردهاید. چه مواقعی و تحت چه شرایطی این وظیفه را برعهده میگیرید؟
یك زمانی خودم ملودیها و آهنگهایی متناسب با اشعار دارم و برای همین آهنگسازیاش را برعهده میگیرم. وقتی هم هست كه دیگران از من دعوت به همكاری میكنند كه پس از ارزیابی، به آنان جواب مثبت میدهم.
در كارهایتان علاوه بر موسیقی ردیف دستگاهی، آثار اركسترال و حتی نواحی و مقامی به چشم میخورد. آیا هیچگاه به تلفیق و تركیب اینها فكر كردهاید؟
یك موقعی كاری فانتزی میخواهید بكنید كه براساس آزمون و خطاست و در نهایت مطمئن باشید ماندگار نمیشود. در موسیقی تلفیقی، حفظ شأن موسیقی ایرانی، نوازنده و ساز خیلی مهم است. همینطور حفظ اصالتها كه نباید آنها را مخدوش سازیم و تحریف كنیم.
البته تازهترین آلبومتان با عنوان جام الست، گرایشهایی در عرصه موسیقی تلفیقی دارد، فضایی متفاوت را ارائه میكند و در آن سازهای ایرانی و خارجی در كنار هم قرار گرفتهاند. چطور شد قدم در این راه گذاشتید؟
یك ساز بلند بادی از آفریقا، دودوك، دمام، دهل و كوزه را در كنار سازهای سنتی قرار دادهایم كه رنگآمیزی متفاوتی را به وجود آورده است. با این حال همه اینها در خدمت موسیقی اصیل ایرانی قرار گرفتهاند و چیزی بیرون از آن نیست.
30 سال،25 آلبوم
حسامالدین سراج متولد سال 1337 اصفهان است؛ شهری كه نقشی پررنگ در حفظ و ترویج موسیقی ردیف دستگاهی دارد و بزرگان زیادی را در این عرصه به هنر ایران معرفی كرده است. او آموختن نوازندگی تنبك را از 13 سالگی شروع كرد و پس از آن سنتورنوازی را پیش اساتیدی چون فرامرز پایور، رضا شفیعیان و پشنگ كامكار فراگرفت. در محضر اساتیدی از جمله محمود كریمی و محمدرضا شجریان، آواز را فراگرفت و از سال 1359 در كنار تحصیل رشته معماری، كار حرفهایاش را با انتشار اثر نینوا آغاز كرد. در طول 30 سال گذشته، بیش از 25 آلبوم موسیقی را منتشر كرده كه آهنگسازی نزدیك به 10 مجموعه را خودش انجام داده است. «آیینه رو»، «باغ ارغوان»، «شرح فراق»، «بینشان»، «نرگس مست»، «ماه نو»، «وداع»، «رویای وصل» و «شهر آشنایی» عنوان تعدادی از آلبومهای اوست كه با آهنگسازی خودش، محسن نفر، فریدون شهبازیان، مجید درخشانی، علی رحیمیان، رامین كاكاوند، حسن یوسفزمانی، مدیا فرجنژاد و ... منتشر شده است.
اگرچه سراج اشعار بسیاری از شاعران كلاسیك و معاصر ایران را خوانده است، اما همه آنها در یك چیز شبیه بودهاند و آن مضمون و محتوای عرفانیشان است. از اینرو میتوان صدای او را منتقلكننده، شعر عارفانه ایران دانست كه سبك خوانندگیاش با مفاهیم كارهایش منطبق است. این موسیقیدان و آهنگساز، علاوه بر انتشار آلبومهای متعدد، كنسرتهای زیادی را در ایران و كشورهای دیگر برگزار كرده است. بعد از چند سال دوری او از صحنه اجراهای زنده داخلی، اگر همه چیز بر وفق مراد پیش برود، علاقهمندانش امسال میتوانند شاهد برگزاری كنسرت او باشند.
Bauokstoney
Saturday 29 May 2010-1, 12:00 AM
بزرگان فراموش شده ملك پدری و سروران سرزمین اجنبی
چرا كلهر كه هر 4روز یك كنسرت در دنیا برگزار میكرد و در طول سال، 250 روزش را در مسافرت و اجرای برنامه بود، در زمینه برگزاری كنسرت در ایران كمكار است؟...
وجود خطوط قرمز متعدد، انجام هر فعالیتی در بخش موسیقی را منوط به گذراندن پروسهای طولانی و در بیشتر مواقع نفسگیر كردهاست.
طاقتفرسا بودن روند دریافت مجوز، نبود سالن مناسب، نبود اسپانسر و حمایتكننده مالی، نبود تبلیغات تصویری بهدلیل همان مشكل همیشگی ممنوعیت نمایش ساز در تلویزیون ایران، بالا بودن هزینه اجاره سالنها كه به سقف 15میلیون تومان در برخی سالنها هم میرسد، نبود حاشیه امن اجتماعی و حقوق شهروندی برای یك هنرمند و... ازجمله مشكلاتی است كه هنرمندان عرصه موسیقی طومار آن را ردیف میكنند تا دلایل عدمتمایل خود برای اجرای صحنهای در داخل كشور و تمایل به سفر به خارج از كشور را بیان كرده باشند. اما اگر تعدادی از هنرمندان به دلایل اخیر، دیگر كشورها را بر سرزمین مادری خود ترجیح میدهند، در مقابل عدهای كه هنوز آماج حواشی قرار نگرفتهاند و البته برخی پیشرفتها را در سایه ممارست و سختكوشی جوانان به دست آوردهاند، چمدان میبندند و راهی سرزمین مادری میشوند تا ساكنان سرزمین خود را از حظ هنری خود برخوردار كنند اگرچه این سفرها اغلب عمر چندانی ندارد.
حسین كلهر كه چند سالی است در ایران كنسرت برگزار نكرده و تنها آلبومهایش منتشر شده، در سالهای اخیر كنسرتهای بسیاری در سراسر دنیا برگزار كرده است كه بنا به بعضی شنیدهها تعداد آنها را تا 50 كنسرت در سال نیز اعلام كردهاند. اما آخرین باری كه علاقهمندان موسیقی شاهد حضور كلهر در یك كنسرت در ایران بودند، سال۸۴ بود. اما چرا كلهر كه هر 4روز یك كنسرت در دنیا برگزار میكرد و در طول سال، 250 روزش را در مسافرت و اجرای برنامه بود، در زمینه برگزاری كنسرت در ایران كمكار است؟
كلهر درباره این موضوع گفت: «اگر قرار بود در ایران كنسرتی برگزار كنم بهعنوان مثال باید همراه با كسانی باشد كه عموما با آنها در نقاط مختلف دنیا كنسرت میدهم. اما قوانین جدیدی از طرف مسئولان تدوین شده؛ مثلاً نوازنده خارجی كه قرار است برای اجرا به ایران دعوت شود، باید گواهی عدمسوءپیشینه داشته باشد. طبیعی است كه نمیتوان به موسیقیدانی كه همه دنیا او را میشناسد گفت كه برای برگزاری كنسرت در كشور من تأییدیه پلیس كشور خودش را ارائه كند. پس این بخش از ارتباط من با موسیقی و موسیقیدانان غیرایرانی در ایران خودبهخود منتفی است. اما برگزاری كنسرت در ایران داستانهای خودش را دارد.»
بازهم مجوز!
حسین علیزاده ازجمله هنرمندان سختگیر و مقرراتی است كه مدتهاست در ایران به صحنه نرفته است. به یقین سال 86 برای بزرگان موسیقی ایران زمین و حسین علیزاده كه تازه از گروه اساتید بهدلیل اختلافهای مختلف جدا شده بود، یك سال منحصربهفرد بود.
نزدیك به 2میلیارد تومان فروش بلیت در 2فصل ابتدایی سال به دست آمد كه اگر دیگر استانها نیز سهمی از این ماجرا داشتند، بیگمان 3 یا 4برابر این رقم حاصل میشد. علیزاده در همین سال به همراه مجید خلج و گروه همآوایان به صحنه رفت. اما در پایان علیزاده اعلام كرد بهدلیل مشكلات در نحوه صدابرداری و ضبط و آكوستیك نبودن سالن وزارت كشور دیگر در این تالار به اجرای موسیقی نمیپردازد و این پایانی بود بر اجرای علیزاده درسالن وزارت كشور. اما غیراز مشكلات فنی، ماجرای دریافت مجوز هم علیزاده را پس از سالها تجربه دلخور كرده بود. او دلخوریاش را این چنین عنوان میكند: «یك هنرمند برای داشتن ارتباط با مردم باید مجوز دریافت كند اما تا مجوز صادر شود باید چند تشكیلات موازی با هم توافق كنند كه به شما مجوز بدهند یا خیر! بعد هم سالن مناسب.
غیر از تالار رودكی كه سالها پیش ساخته و طراحی شده است آنهم درست زمانی كه جمعیت ایران فقط ۲۰میلیون نفر بود تا امروز تعداد سالنها افزایش نیافته است. اجاره سالن وزارت كشور بهكنار بهای گزاف چند میلیونی آن برای هر شب، بهدلیل عدمتناسب با اجرای موسیقی چندان باب میل دستاندركاران موسیقی نیست. نتیجه آن میشود كه بلیت كنسرت در ایران از بلیت كنسرت در آلمان گرانتر است.» در این مدت هم بهرغم آنكه خبر اجرای علیزاده منتشر شد اما این اجرا هرگز عملی نشد و او تنها به انتشار آلبومهای خود دلخوش ماند.
تب تندی كه فروكش كرد
محمدرضا لطفی پس از سالها تجربه درآهنگسازی و نوازندگی سال85 به ایران آمد و در آخرین روز فصل تابستان همان سال در نخستین برنامه عمومی خود در تالار رودكی ظاهر شد. لطفی كه در آن سالها با گروه موسیقی شیدا اجراهای متفاوتی را رقم زده بود، اعلام كرد كه تصمیم دارد بار دیگر این گروه موسیقی را احیا كند و بهدنبال آن، در سال86 در فضای باز كاخ نیاوران به اجرای برنامه پرداخت. سپس در سال87 شاگردانش را در معرض قضاوت گذاشت و آنها در قالب گروههای سهگانه به اجرای برنامه پرداختند كه البته با اقبال چندانی هم مواجه نشد. بلافاصله برای بیان آشتی رسمی خود به دعوت جشنواره موسیقی فجر پاسخ مثبت داد تا با كمك شاگردانش دومین اجرای خود را در سال87 رقم بزند اما ماجرا به همین جا ختم شد. لطفی در سال88 هیچ برنامهای نداشت و البته دلایل عدمبرگزاری كنسرت خود را بیپاسخ گذاشته است.
نتهای سكوت شمس
گروه شمس به سرپرستی كیخسرو پورناظری در سال 87 توانست طی 4شب اجرا، بیش از 20 هزار نفر را به كاخ سعدآباد بكشاند. در این كنسرت از8 نوازنده خارجی و سماعگران قونیه دعوت شده بود اما باوجود هزینههای سرسام آور گروه برای آوردن آنها به ایران و پرداخت پول بلیت ازسوی علاقهمندان، بهدلیل عدمارائه مجوز ازسوی وزارت ارشاد، برنامه خود را اجرا نكرده و خود به تماشای كنسرت گروه شمس نشستند. این گروه در سال88 در ایران كنسرتی برگزار نكرد اما از پنجم مهرماه تا 17 آبانماه 88 به شهرهای نیویورك، لسآنجلس، سانفرانسیسكو و سندیهگو سفر كرد تا برنامه «برای ایران» را اجرا كند.
متأثر از شرایط
گروه كامكارها كه بسیاری از آن بهعنوان بادوامترین گروه موسیقی ایران یاد كردهاند نیز بهصورت روتین اجراهای خود را در خارج از كشور دنبال میكنند. آنها بهطور معمول هرسال در یك كنسرت دو تا سه روزه، مخاطبان داخلی را به تالار وزارت كشور میكشانند اما كنسرت شیراز این گروه تنها برنامه كامكارها در سال 87 بود كه مجوز آن بهگفته هوشنگ كامكار با رنج فراوان اخذ شد حال آنكه این گروه در همین سال در ابوظبی و آلمان به اجرای برنامه پرداخت و اگر اجرای كردستان عراق با عدنان (خواننده عراقی) بهدلیل برخی مشكلات لغو نشده بود، كامكارها سومین اجرای برونمرزی خود را نیز در آن سالپشت سر میگذاشتند.
بدون رغبت
و گروه دستان با مدیریت حمید متبسم با ویژگی برنامههایی نو و غیرتكراری و با همراهی نوازندگان و آهنگسازان معتبر ایرانی، پس از اجرای ناكام خود در تالار بزرگ كشور به همراه همایون شجریان و قطع برق تالار، سال گذشته رغبتی برای اجرا در ایران از خود نشان نداده است. اما همین گروه با خواننده گروه خود - همایون شجریان- تور اروپایی خود را از 28 فروردین سال گذشته آغاز كردند و تور آمریكای شمالی و كانادای این گروه نیز از 18 اردیبهشت آغاز و تا نیمه خرداد ادامه داشت.
این گروه امسال هم با خوانندگی سالار عقیلی برنامههایی برای آنسوی آبها تدارك دیده است.
Bauokstoney
Saturday 29 May 2010-1, 12:01 AM
تهمورس پورناظری از برنامههای جدید گروه شمس میگوید
اصلا موسیقی ما هنوز جهانی نیست. اصلا موسیقی ایرانی وجود ندارد كه بخواهیم راجع به آن حرف بزنیم. موسیقی هند، عرب، چین، اروپا و آمریكا همه جا هست، ولی موسیقی ایرانی كجاست، هیچجا...
كنسرت دیار مهر به آهنگسازی تهمورس پور ناظری اولین اجرای موسیقی سنتی در سال جدید است. این برنامه در روزهای پایانی هفته جاری در 2 بخش اجرا میشود كه بخش اول به اجرای قطعات آلبوم دیار مهر كه چند سال پیش منتشر شده، اختصاص دارد و در بخش دوم آلبوم سرزمین خورشید كه از كارهای جدیداوست و به خوانندگی فرشاد جمالی اجرا میشود. با او درباره فعالیت های جدیدش گفتگویی كرده ایم كه میخوانیم.
شما مدیر و به اعتقاد خیلیها قلب تپنده گروه شمس هستید. در حال حاضر گروه چه روندی را طی میكند و اهدافش از كارهایی كه در پیش دارد، چیست؟
گروه هم اكنون یك مسیر متفاوت از گذشته را طی میكند كه بتواند با یك بیان، فرم و استاندارد دیگری به حضورش در فضای موسیقی كشور ادامه دهد. البته در مدت یك سال و نیمی كه در ایران برنامه نداشتیم، در كشورهای مختلف دنیا حضور داشتیم و همان كارهایی را كه اجرا شده بود، اجرا كردیم، ولی حالا در واقع میخواهیم شروع متفاوتی را تجربه كنیم.
این متفاوت بودن شامل چه چیزهایی میشود؟
متفاوت بودن از هر لحاظ. ما به نوعی در حال تغییر استاندارد موسیقیمان هستیم.
یعنی تا به حال استاندارد نبودهاید؟
به عقیده من در ایران ما چیزی به عنوان استاندارد نداریم كه حالا بخواهد موسیقیاش استاندارد باشد.
بیشتر مخاطبان شما با نوستالژی كه نسبت به گروه شما دارند،با كارهایتان پیش میروند. فكر نمیكنید این تغییر باعث شود مخاطبانتان را از دست بدهید؟
از روزی كه گروه شمس تشكیل شده تا امروز 30 سال میگذرد. در این مدت گروه 3 مرحله را طی كرده یعنی تا امروز 3 تغییر در نوع موسیقی و اجرا داشته است.
به طور كلی تغییر در ماهیت معنایی كار نیست، بلكه در ماهیت اجرایی آن است و امكان دارد برخی شنوندهها كارهایی را كه توسط گروه در شرایط كنونی اجرا میشود، دوست نداشته باشند كه این حق طبیعیشان است. به هر حال هدف و ---------- بر این بوده با كاری كه انجام میدهیم بتوانیم شنونده بیشتری را به دست بیاوریم. هدف ما كاملا بر این است كه بتوانیم طرفداران موسیقی از هر نوع حتی آنهایی كه شنونده آثار ما نیستند را به دست بیاوریم. این مساله در قشر جوان نمود گستردهتری دارد و ما میكوشیم به سمتی برویم كه جوانان را جذب كنیم، چرا كه اگر قرار باشد همین طوری پیش برویم، ما هم با شنوندههایمان پیر میشویم و این اشتباه است.
درواقع تغییر از جهت جذب مخاطب هم در كار لحاظ است و به نوعی هسته اصلی كار هیچ تغییری نمیكند و فقط ظاهر و شیوه اجرایی تغییر مییابد؟
برای این تغییر جدا از مورد اجتنابناپذیری كه گفتید بیشك فرمهای آهنگسازی هم باید تغییر كند. وقتی فكر عوض میشود، فرم سلیقه انسان نیز تغییر میكند، یعنی من كاری كه 10 سال پیش كردم امروز آن را هرگز تكرار نخواهم كرد، بلكه با تجربه و حس امروزم كار میكنم.
این تغییر و تحول در گروه از سمت شما بوده یا پدر و به طور كلی چقدر این همسویی میان شما و پدر برقرار است؟
عموم كسانی كه مخاطب ما هستند، همیشه فكر میكنند تغییرات را من ایجاد كردم و پدرم یك آهنگساز سنتی است و من یك سنتشكن هستم، ولی وقتی دقت كنیم سنتشكن بزرگ پدرم بوده كه تنبور را كه ساز روستایی است و در مراسم مذهبی در روستاها نواخته میشده و كسی تا 30 سال پیش نمیدانسته این چه سازی است، در كنار دف و دیگر سازها قرار داده و برایش آهنگ ساخته و آن را با شعر مولانا، حافظ و عطار تركیب كرده و به صحنه حرفهای موسیقی آورده است. در واقع یك حركت غیر سنتی با یك ساز صددرصد سنتی به همین علت این ساختارشكنی و حركت روبه جلو در ناخودآگاه من بوده و رشد كرده است.
این تغییر در روند آهنگسازی و تغییر نگرش به خاطر اقامت 2 ساله شما خارج از ایران و در مواجه با دیگر موسیقیها شكل نگرفته است؟
از همان ابتدای كارم خیلی به تجربهای كه در موسیقی شد تكیه نكردم. البته حاصل كارم جاهایی موفق نبوده و جاهایی هم ناموفق از آب درآمده ولی خودم هم عقیدهای به تكرار ندارم چون روحیهام به این شكل نیست. ممكن است خیلی از لحاظ ملودیك تغییرات عجیب و غریب نباشد ولی در مورد شیوه اجرا، سازبندیها، كارگردانی كار هیچ وقت یك روند ثابت را در كارهای من نمیبینید در واقع یك منحنی شاید رو به بالا یا پایین دارد.
طبیعتا آدم وقتی در جایی غیر از مكانی كه بزرگ شده و تجربه كرده ، زندگی میكند و چیزهای متفاوت میبیند به یك آنالیز دیگری میرسد به طور مثال من در گذشته خیلی فكر میكردم موسیقی ما از هر لحاظ قدرتمند است اما هم اكنون به این نتیجه رسیدم كه اگرچه موسیقی ما قدرتمند است اما ما آهنگساز، هنرمند و اجرای قدرتمند نداریم و اصلا چیزی بنام موسیقی ایرانی نداریم.ما در ایران فكر میكنیم موسیقی ایرانی داریم ولی وقتی از ایران بیرون میرویم، دیگر موسیقی ایرانی وجود ندارد.ما اصلا وجود نداریم.
ما برای دوستان، آشنایان و خودمان كار میكنیم. ما خودمان هستیم و برای خودمان میسازیم، خودمان میخریم و گوش میكنیم در واقع كسی خریدار موسیقی ما نیست، حتی میشود گفت موسیقی ما نه در داخل بازاری دارد و نه در خارج.
پس در واقع برخلاف تصور خیلیها كه معتقدند موسیقی ما جهانی است،جهانی نیست؟
اصلا موسیقی ما هنوز جهانی نیست. اصلا موسیقی ایرانی وجود ندارد كه بخواهیم راجع به آن حرف بزنیم. موسیقی هند، عرب، چین، اروپا و آمریكا همه جا هست، ولی موسیقی ایرانی كجاست، هیچجا.
ما هنرمندان موسیقی، قهرمانان تكنفره هستیم. یعنی هر هنرمند خودش باید راه را بسازد و جلو برود. هركس كه تأثیرگذار كار میكند به تنهایی كار میكند و این خود باعث عقب ماندگی موسیقی ما میشود.
با این توصیف اسم آقای شجریان كه در فهرست 50 آهنگساز برتر جهان وجود دارد. نقشی در جهانی شدن موسیقی ما ندارد؟
من به شخصه خیلی احترام برای آقای شجریان قائل هستم. ایشان هم استاد و هم جزو معدود هنرمندان با لیاقت ایرانی است. آقای شجریان از معدود كسانی است كه در این سرزمین لیاقت دارد و توانسته خودش را به جایی برساند. به این واسطه اگر كسی هم صدا و سبك موسیقیاش را دوست ندارد، ولی احترام هنری برایش قائل است و این خیلی موضوع مهمی است. ولی اینكه ما اسمی را در یك فهرست داشته باشیم. هیچ تغییری در روند موسیقی ما نخواهد داشت. هنرمندان انواع موسیقی ایرانی حتی آهنگسازهای پاپ كه در ایران یا خارج از ایران كار میكنند آثارشان به جهانی شدن و معرفی موسیقی ایران نمیانجامد. درواقع معرفی این است كه شما در صدر فروش باشید و در هر فروشگاه موسیقی در جهان كه میروید یك قفسه موسیقی ایران ببینید نه اینكه حتی یك سی دی ایرانی نبینید.
آیا انگشت اتهام به سمت خود گروههایی كه فعالیت میكنند، بر نمیگردد؟
ما هر چقدر قدرتمند، درجه یك و هر چقدر موفق كار كنیم تماشاچی ما در همه جای دنیا هزارنفر، دو هزار نفر و سه هزار نفر است. یك گروه ایرانی هرگز نمیتواند 50 هزار تماشاچی داشته باشد و یكدفعه 5 میلیون دلار از یك كنسرت درآمدزا كمك كند. برپایی چنین موسیقی یك كار بازرگانی و یك صنعت است. فقط این نیست كه یك نفر ساز بزند و یك نفر آواز بخواند. وقتی 30 هزار بلیت كنسرت یك هنرمند كه میانگینش400 دلار است در 20 دقیقه فروش میرود. آن موقع او هنرمندی جهانی است.پس این مهم از عهده موسیقیدان خارج است؛ چرا كه اصلا وظیفه او تهیه كنندگی موسیقی نیست. او تنها مجری و خالق موسیقی است.
پس با این توصیف برگزاری كنسرتها در خارج از كشور كار بیهودهای است؟
خیر بیهوده نیست، ولی خیلی كار كوچكی است و اصلاً به شمار نمیآید، چون مخاطبان این كنسرتها یا كسانی هستند كه یك مقدار موسیقی ایران را میشناسند یا ایرانیهای دلتنگ وطنند.
در حال حاضر این همه استعداد درجه یك را میبینیم كه برای كمترین پولها باید كارهای خیلی سطح پایین و روزمره انجام دهند.
با توجه به اینكه بخشی از موسیقی و نوع شیوه اجرای گروه شما براساس موسیقی تنبور است و با توجه به تغییر نگرشی كه به آن اشاره كردید، آیا میتوان در موسیقی تنبور هم تغییر ایجاد كرد؟
در شیوه اجرا هر تغییری میتوان صورت داد، ولی آن اصالت فرهنگیمان و ریشهدار بودن كار، موضوع دیگری است كه نحوه اجرا باید با آن هماهنگ باشد و آن را تقویت كند، نه اینكه آسیب بزند.
ما كمكم باید به این برسیم كه اجرای موسیقی روی صحنه، نمایش موسیقی است؛ چرا كه كنسرت جنبه دیداری دارد و تماشا كردن یك هنرمند تنها 5 دقیقه جذاب است.
در جامعه كنونی كه علاقهمندی به موسیقی سنتی خیلی كمرنگ است، موسیقی تنبور ما چه جایگاهی را به خودش اختصاص داده و چقدر در مواجهه با مخاطب مورد پذیرش قرار میگیرد؟
موسیقی تنبور موسیقی خاصی است. پس شنونده آن هم خاص است. خیلیها كه موسیقی تنبور را دوست دارند با موسیقی سنتی خیلی رابطه ندارند. به نظر من موسیقی تنبور پلی است میان دیگر موسیقیها، همچنین این موسیقی میتواند یكی از خلأها را پر كند. من خیلیها را دیدم كه علاقهمند به موسیقی غربی هستند و موسیقی تنبور را هم دوست دارند.
من معتقدم استقبال از موسیقی به نسبت 10 الی 15 سال پیش خیلی بهتر شده با اینكه نمیتوانیم با هیچ جای دنیا مقایسه كنیم، اما به نسبت خودمان به نظرم سیر صعودی داشته است.
Bauokstoney
Saturday 29 May 2010-1, 12:02 AM
گزارش تصویری کنسرت همایون شجریان در برج میلاد
کنسرت گروه موسیقی «همنوازان حصار» به آهنگسازی علی قمصری و آواز همایون شجریان دوشنبه شب در مرکز همایشهای برج میلاد برگزار شد...
رویا نونهالی یکی از مهمان کنسرت بود
نگار خارکن، نوازنده کمانچه
همایون شجریان و نوشین پاسدار
vBulletin® v4.2.1, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.