توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مجله تلویزیون ( نقد و بررسی فیلم و سریال های تلویزیون )
صفحه ها :
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
[
17]
Bauokstoney
Monday 9 April 2012-1, 07:54 AM
عشق؛ تو را نوشت
رفتي و با رفتنت روايت فتح جاودانه شد. رفتي و هزاران لاله راوي رفتنت شدند.اما روايتت همچنان باقي است چرا كه از عشق ميگفتي و عشق را تصوير ميكردي. عشق را مينوشتي و عشق، تو را نوشت و تصوير كرد و خواند.
هنوز صدايت در گوش جان شنيده ميشود. صداي تپش تصاويرت همچنان ياد روزهاي عشق وحماسه را در دل زنده ميكند. هنوز رد پاي قلمت، چشمها را به آسمان رهنمون ميشود.
سيد، وقتي رفتي تازه همه از باز بودن باب رستگاري با خبر شدند. شقايقها ميدانستند كه ميروي و تمام دشتِ پروازت را زينت داده بودند.
اين اول راه بود براي تو، چرا كه بايد اوج ميگرفتي و گامهايت را روي ابرهاي حيرت ما ميگذاشتي و بعد پرميكشيدي.
رفتي و با رفتنت روايت فتح جاودانه شد. رفتي و هزاران لاله راوي رفتنت شدند.اما روايتت همچنان باقي است چرا كه از عشق ميگفتي و عشق را تصوير ميكردي. عشق را مينوشتي و عشق، تو را نوشت و تصوير كرد و خواند.
اين روزها نامت را بيشتر ميبرند چرا كه شكوفه هاي سعي ات در بهار به گل نشست. و خدا به تو لقب مرادت را هديه داد. سيد شهيدان. سيد شهيدان اهل قلم.شهيد سيد مرتضي آويني.
شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطهاش را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند.
او به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و در مقطع کارشناسى ارشد همان رشته فارغالتحصيل شد.تحصیلات دانشگاهی او با طبع هنریاش سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت انقلاب به فیلمسازی پرداخت.
پس از پیروزى انقلاب اسلامى به جهاد سازندگى پیوست و فیلم مستند «سیل خوزستان» را در سال ۱۳۵۸ و مجموعههاى «شش روز در ترکمن صحرا» و «خان گزیدهها» را در سال ۱۳۵۹ براى گروه جهاد سازندگى صدا و سیما ساخت.
با آغاز جنگ تحمیلى، فیلم مستند «فتح خون» و یازده قسمت مجموعه «حقیقت» را کارگردانى و تدوین کرد. از سال ۱۳۶۴تا سال ۱۳۶۸ علاوه بر کارگردانى مجموعه «روایت فتح» تدوین، نویسندگى متن و گویندگى کل این مجموعه هفتاد قسمتى را بر عهده داشت.
از سال ۱۳۶۸ همراه با ادامه فعالیت مستندسازى و تدوین، به نوشتن نقد سینمایى و مقالات نظرى درباره سینما و تلویزیون پرداخت.
از سال ۱۳۶۹ سيد شهيدان اهل قلم سردبیرى ماهنامه هنرى «سوره» و ویژهنامههاى سینمایى این نشریه را بر عهده داشت. سرپرستى واحد تلویزیونى حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى از سال ۱۳۷۰ و دفتر مطالعات دینى هنر از دیگر وظایف او بود. وى سپس به کارگردانى مجموعههاى جدید «روایت فتح» پرداخت.
کتاب آینهى جادو (درباره رسانههاى تصویرى و به ویژه سینما) و احتراز روح و شرح تعابیر حضرت امام (ره) و فردایى دیگر (مجموعه مقالات) از ديگر آثاري است كه آقا مرتضي از خود به يادگار گذاشته است.
اواخر سال 1370 "موسسه فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تأسیس شد.
پس از آن سید مجموعه تلویزیونی روایت فتح را که پخش آن متوقف شده بود دوباره پی گرفت و حاصل تلاش دوباره او در این زمینه دوره جدید روایت فتح بود که با نگاهی پختهتر و ارزشهای فنی والاتر باردیگر از تلویزیون پخش شد و خاطره روزهای پر حماسه دفاع مقدس را در ذهنها زنده کرد. اما ساخت دوره جدید روایت فتح نزدیک یک سال بیشتر دوام نیافت .
در بهار سال 1372 زمانی که چند روزی از عید نوروز میگذشت مرتضی آوینی یک بار دیگر سفر مکاشفه آمیزش را به مناطق جنگي برای ادامه ساخت مجموعه روایت فتح شروع کرد . مقصد او این بار فکه بود . جایی که بهترین فرزندان این آب و خاک در آن دلیرانه جان باخته بودند.
پنج شنبه نوزدهم فروردین72 راوي روايت فتح هنگام بررسی دالانی در منطقه فکه با یک مین خنثی نشده ،برخورد کرد و از ناحیه پا به شدت زخمی شد و پیش از آن که به بیمارستان برسد به خاطر خونریزی زیاد به شهادت رسید.
اكنون او زنده است و نزد معبودش روزي ميخورد.
Bauokstoney
Monday 9 April 2012-1, 07:57 AM
سريال نجاتيافتگان، فطرت و سرشت واقعي انسانها را به تصوير ميکشد
اينك آخر الزمان
تصور كنيد بر اثر شيوع يك بيماري واگيردار تمام اعضاي خانواده، دوستان و نزديكترين افراد فاميل را از دست دادهايد و تنها شما ميان معدود افرادي كه در كره زمين از اين بيماري جان سالم به در بردهاند بايد به زندگي خود ادامه دهيد.
چه خواهيد كرد؟ آنقدر شجاع هستيد در قرن بيست و يكم در شرايطي زندگي كنيد كه تمام مظاهر رفاه و آسايش شما از جمله برق، تكنولوژي و حتي آب آشاميدني از بين رفته است؟ سريال نجاتيافتگان (Survivors) كه در ايام نوروز از شبكه 3 سيما پخش شد چنين شرايطي را نشان داد.
بازسازي يك اثر مجموعه تلويزيوني نجاتيافتگان مجموعهاي علمي ـ تخيلي است كه آن را بايد در رديف فيلمهايي چون «28 روز بعد» و «بچههاي زمين» دانست كه آخر الزمان را به تصوير ميكشند. سريال تلويزيوني نجاتيافتگان كه ايام نوروز از شبكه 3 سيما روي آنتن رفت محصول 2008 تا 2010 شبكه بي.بي.سي و در اصل بازسازياي از مجموعهاي به همين نام است كه در دهه 1970پخش ميشد.
تري نيشن، خالق اصلي داستان و نويسنده رماني است كه سريال براساس آن ساخته شده است. داستان اينچنين آغاز ميشود: فراگير شدن ويروس آنفلوآنزاي اروپايي در انگلستان موجب به وجود آمدن شرايط اضطراري و بحران فراگير شده است. ابتدا مسوولان دولتي با كنترل و سانسور اخبار سعي در مخفي نگه داشتن حجم فاجعه دارند، اما با گسترش بيش از حد بيماري و مرگ و مير مردم، حالت فوقالعاده اعلام ميشود. ابي، پسرش پيتر را براي اردوي ورزشي به شهر ديگري فرستاده و نگران اوست. او خود به بيماري مبتلا ميشود و شوهرش سخت نگران است. ابي از بيماري نجات پيدا ميكند، اما شوهرش بر اثر بيماري كشته شده است. او براي پيدا كردن پسرش پيتر به راه ميافتد. همه اهالي شهر بر اثر بيماري مردهاند و تعداد كمي نجات پيدا كردهاند. او در مسير، با تعدادي از آنها برخورد ميكند. نجاتيافتگان اكنون خود را در دنيايي ميبينند كه در آن اثري از تجهيزات پيشرفته و مدرن نيست. نه پليس و ارتشي وجود دارد و نه لپتاپ و موبايلي.
تم اصلي سريال توجه به مهارتهاي نسل جديد بشر است. او شايد رانندگي بلد باشد و با رايانه خوب كار كند، اما آيا ميتواند در باغچه سبزي بكارد يا دنبال غذا برود؟ آيا ميتواند بدون كبريت آتش روشن كند؟ چالش اصلي اين نجاتيافتگان براي ادامه بقا در حالي است كه آنها در جامعهاي بايد زندگي كنند كه ديگر نه قانوني در آن هست و نه پليس و مجري قانون. آدرين هاجز، نويسنده مجموعه در اين مورد ميگويد: نجاتيافتگان در مورد بشر و انسانيت است. اين مجموعه، سوالاتي را در مورد فطرت بشر مطرح ميكند و ما را عميقا نگران ميكند. نجاتيافتگان در مورد ترس، عشق، ماجراجويي، دوستي و وفاداري است، اما بالاتر از همه اينها در مورد اميدهاي جديد است.
همه چيز از سارس شروع شد سوهاگ، مجري طرح كه شيوع بيماري سارس ايده اصلياش در ساخت اين سريال بود. تهيهكنندگان سريال پس از ماهها مذاكره توانستند سال 2007 توافقنامه جديد را براي ساخت اين سريال براساس رمان تري نيشن امضا كنند. آدرين هاجز كه نويسندگي اين سريال را به عهده داشت براي جلوگيري از انتقاداتي كه به سريالي كه پيش از اين در دهه 1970 ساخته شده بود وارد آمد سعي كرد فضاي داستان را با فضا و شرايط كنوني جامعه هماهنگ كند. او همچنين سعي كرد داستان را به گونهاي بنويسد كه نسبت به اصل داستان و سريال تلويزيوني كه پيش از اين براساس آن ساخته كمتر بيننده را متاثر و ناراحت كند.
نكته: چالش اصلي نجاتيافتگان براي ادامه بقا درحالي است كه آنها در جامعهاي بايد زندگي كنند كه ديگر نه قانوني در آن هست و نه پليس و مجري قانون
بيرمنگام و منچستر، لوكيشنهاي اصلي سريال بودند. گروه سازنده براي اين كه بتواند شهرهاي خالي از سكنه را بخوبي نشان دهد صبحهاي زود يكشنبهها فيلمبرداري ميكرد. به گفته هيو وارن، تهيهكننده سريال اين كار باعث كاهش استفاده از تصاوير كامپيوتري شده و بودجه سريال براي توليد صحنههاي ديگري هزينه ميشد. براي ساخت سريال از فيلمهاي 35 ميليمتري استفاده شد كه به گفته وارن، فضاي تاريك اكثر صحنههاي سريال و نياز به استفاده از دوربينهاي پيشرفته كه قابليت فيلمبرداري از فضاي تاريكي را داشتند آنها را به استفاده از اين تكنيك واداشت.
اين سريال اگرچه براساس رمان تري نيشن ساخته شد، اما با اصل داستان تفاوتهاي بسياري داشت. شخصيتهايي به سريال اضافه شدند كه در اصل داستان وجود نداشتند.
در زمان ساخت سريال، سازندگان آن هر گونه ادعايي را در مورد بازسازي بودن اين سريال رد كردند و آن را اقتباسي مستقل از نوشته تري نيشن دانستند. نجاتيافتگان در 2 سري ساخته و در سالهاي 2008 تا 2010 در مجموع در 12 قسمت 60 دقيقهاي به نمايش درآمد و پس از پخش 2 سري به دليل آنچه خود بي.بي.سي آن را تعداد كم بينندگان و ملاحظات ديگر ناميد دستور توقف اين سريال را داد. سريالي كه در سالهاي 1975 تا 1977 براساس كتاب نجاتيافتگان ساخته و به همين نام به نمايش درآمد در 3 سري و در مجموع 38 قسمت ساخته شد.
خالق نجاتيافتگان آدرين هاجز، نويسنده معروف و شناخته شده تلويزيوني انگلستان است كه كار خود را با روزنامهنگاري و كار در مجله اسكرين اينترنشنال آغاز كرد. در سال 1991 نخستين بار كار تلويزيوني خود را با سريال «به من بگو دوستم داري» آغاز كرد. فيلم «تام و ويو» كه سال 1994 براساس نوشتهاي از هاجز ساخته شد بازيگران آن ميرندا ريچاردسون و روزماري هريس را كانديد دريافت جايزه اسكار كرد. پس از چند كار سينمايي ديگر هاجز تمركز خود را بر توليدات تلويزيوني گذاشت و چند جايزه معتبر را نيز دريافت كرد. او از جمله خالقان سريال علمي ـ تخيلي دوران كهن محصول ITV است كه از شبكه 4 سيما در حال پخش است. او هماكنون روي سري چهارم و پنجم اين سريال كار ميكند كه قرار است سال 2011 و 2012 پخش شود. آدرين هاجز هنگام پخش سريال در مصاحبههايش از اين كه سريال توانسته تعداد زيادي از مخاطبان جوان را به خود جلب كند اظهار خوشحالي كرد. وي درباره مراحل توليد اين سريال چنين ميگويد: همه چيز خيلي سريع اتفاق افتاد. من رمان تري نيشن را قبلا بدقت خوانده بودم و با شروع كار نيز مجدد بارها با دقت آن را مطالعه كردم. كتاب سرشار از ايدههايي بود كه من دوست داشتم مستقيم يا غيرمستقيم از آن استفاده كنم.
پايان غيرمنتظره توليد سريال در شرايطي متوقف شد كه همه منتظر ساخت سري سوم آن بودند. اما در آوريل 2010 بي.بي.سي رسما اعلام كرد قصد ادامه توليد سريال را ندارد. سخنگوي بي.بي.سي گفت براي اين كه ايدههاي نو و جديد بتواند در عرصه سريالسازي وارد شود ساخت اين سريال ادامه نخواهد يافت. آدرين هاجز، خالق اصلي سريال نجاتيافتگان در اين مورد به ساينس فيكشن بولتن گفت: سريال تمام شد. من از فعاليتم طي اين 2 سال در اين سريال احساس غرور ميكنم. من از اين كه طرفداران سريال واقعا آن را دوست داشتند، خوشحالم. من اميدوار بودم سريال ادامه پيدا كند ولي اكنون تصميم بي.بي.سي اتمام آن است. بايد قبول كنيم در مورد جذب بالاي تعداد بينندگان، اين سريال چندان قوي عمل نكرد. شايد مهمترين مشكل، زمان نمايش اين سريال است. اكنون جهان وارد مرحله تاريكي جديدي شده و نياز آن در اين زمان نمايش سريالي با موضوع شرايط پس از آپوكاليپ يا آخر الزماني نيست.
زير ذرهبين تري نيشن، نويسنده و فيلمنامهنويس انگليسي 1997 ـ 1930 از نويسندگان سريال معروف دكتر هو در انگلستان است. ساخت سريال نجاتيافتگان در دهه 70 ابتدا با مشورت او انجام شد، اما پس از بروز اختلافنظرهاي شديد با تهيهكننده سريال ترنس دالبي سريهاي بعد بدون دخالت وي ساخته شد. همزمان در دادگاه عالي انگلستان نويسندهاي به نام برايان كلمنز ادعا كرد ايده اصلي داستان از او بوده و وي حتي اين ايده را در انجمن نويسندگان بريتانيا در دهه 60 ثبت كرده است. نيشن اين ادعا را بشدت رد كرد و البته پرونده با موافقت طرفين به دليل هزينههاي بالا مختومه شد.
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 08:57 AM
نمايش فيلمهاي سينماي آخر هفته
كارد و پنير در شبكه نمايش
فیلمهای سینمایی و تلویزیونی «زندانبان»، «مادر لر»، «هیولای پرنده»/ «آخرین پرواز»، «یك مادر2»، «این پرونده مختومه نیست»/ «خائن 1»، «شین»، «سرزمین مادری»، «خائن 2»/ «مرز»، «زمینی دیگر»/ «پاندای قهرمان»، «مهاجمین»، «آشپزی از صمیم قلب»/ «آغاز»، «بوسه باد»/ «كارد و پنیر»، «مسافرباران»، «بنبست هوشنگ» و«نیمكت گرمكنها» برخي از فيلمهايي هستند كه روزهاي پنجشنبه و جمعه 24 و 25 فروردین از شبكههای مختلف سیما پخش میشود.
شبكه یك به گزارش روز چهارشنبه جامجم آنلاين به نقل از روابط عمومیسیما، فیلم سینمایی «زندانبان» به كارگردانی ریگ تریس محصول سال 2011 آمریكا امشب ساعت 22 از شبكه یك سیما پخش میشود.
داستان این فیلم بر اساس تجربیات واقعی رونی تامیسون نوشته شده كه به 7 سال به عنوان افسر نگهبان در خطرناكترین زندان انگلستان خدمت كرده است. زندانبان نشان میدهد كه مسوولان زندان به دستور مقامات دولتی برای پخش مواد مخدر و فروش آن از زندانیان به عنوان قربانیان خود استفاده میكنند.
فیلم تلویزیونی «مادر لر» به كارگردانی و تهیهكنندگی جهانگیر الماسی روز جمعه ساعت 16 از شبكه یك سیما پخش خواهد شد.
غزاله نظر، شهره سلطانی و محمود قدیریان در اين فيلم نقشهاي اصلي را بازي كردهاند. داستان فيلم درباره پسر جوانی به نام «پناه» است كه بعد از اتمام سربازی به روستای خود برمیگردد و تصميم ميگيرد كه خانواده قاتلان مادرش را از روستا بیرون كند و...
***
فیلم سینمایی «هیولای پرنده» به كارگردانی استیون آر مورو هم جمعهشب ساعت 24 از شبكه یك سیما بازپخش خواهد شد.
شبكه 2 فیلم سینمایی «آخرین پرواز» به كارگردانی ریچارد استنلی روز پنجشنبه ساعت 30/14 از شبكه 2 سیما بازپخش خواهد شد.
***
شبكه 2 سیما برای روز جمعه ساعت 30/17 قسمت دوم فیلم سینمایی «یك مادر» به كارگردانی و تهیهكنندگی ماسیمو اسپانو، محصول سال 2008 كشور ایتالیا را برای پخش در نظر گرفته است.
داستان فیلم با بازی ویولانته پالاچیدو، انزو دكارنو و استفانو دیونیسی درباره ماریا است كه موفق نمیشود پول حاصل از كار چند ساله خود را از رئیس باند دریافت كند. او به رانندهای كه پول معامله را حمل میكند؛ حمله كرده، راهی زندان میشود و در 3 سالی كه زندانی است، دختر 3 سالهاش گرتا را از او میگیرند و به فرزند خواندگی خانوادهای میسپارند.
***
جمعهشب ساعت 23 هم فیلم تلویزیونی «این پرونده مختومه نیست» به كارگردانی مهرداد خوشبخت و تهیهكنندگی رضا جودی از شبكه 2 سیما پخش میشود.
حمیدرضا پگاه، الهام پاوهنژاد، نفیسه روشن و اسماعیل سلطانیان در اين فيلم بازي ميكنند. دختری به نام سارا به قصد رفتن به محل كار از خانه خارج ميشود و ديگر برنميگردد و 24 ساعت بعد جسدش در اطراف بیابانهای تهران پیدا میشود. سرگرد امیری همراه دستیارش سروان صادقی، مسوول پیگیری پرونده میشوند و تحقیقات را از نزدیكان سارا شروع میكنند و تا محل كارش ادامه میدهند، اما به سر نخ مشخصی دست نمییابند.
شبكه 3 فیلم سینمایی «خائن 1» به كارگردانی وینسونزو مارانو و با بازی لیندا هاردی و اینگرید چاوین روز پنجشنبه ساعت30/11 از شبكه 3 سیما بازپخش میشود.
فیلم سینمایی «خائن 1» محصول سال 2007 فرانسه و بلژیك است.
فیلم سینمایی «شین» به كارگردانی جورج استیون پنجشنبه شب ساعت 30/23 از شبكه 3 سیما به نمايش درميآيد.
اين فيلم درباره هفتتیركشی به نام شین است كه به شهر كوچكی به نام وایومینگ میرود و با كارگری در مزرعه جو استوارت اقامت میكند. رایگر سعی دارد مزرعهداران را وادار به كوچ كند تا زمینهای منطقه را صاحب شود و برای همین از استوارت میخواهد برای مذاكره به نزد او برود، ولی شین میفهمد كه آنها قصد دارند استوارت را بكشند.
روز جمعه ساعت 30/10 فیلم سینمایی «سرزمین مادری» به كارگردانی آشوتوش گوواریكر، محصول سال 2010 هند از شبكه 3 سیما باز پخش میشود.
فیلم سینمایی «خائن 2» محصول سال 2009 فرانسه، جمعه ساعت 30/14 از شبكه 3 سيما به نمايش درخواهد آمد.
در این فيلم فرمانده لونگو به بخش جنایی پلیس پاریس برگشته است. گروهی تبهكار به ریاست نیكولاچنگ به فروش مواد مخدر و اعمال غیر قانونی مشغولند. افراد چنگ از طرفی با بعضی از نیروهای پلیس ارتباط دارند.
شبكه 4 فیلم سینمایی «مرز» به كارگردانی ریچارد هلم روز پنجشنبه ساعت 30/15 از شبكه 4 سیما باز پخش میشود.
فیلم سینمایی «مرز» محصول سال 2011 سوئد است. آنتی رینی، آندره و یوبرگ در اين فيلم بازي ميكنند.
***
فیلم سینمایی «زمینی دیگر» به كارگردانی مایك كاهیل روز جمعه ساعت 30/20 درقالب برنامه «سینما 4» از شبكه 4 سیما پخش میشود.
در خلاصه داستان فیلم آمده: سیارهای با شرایط مداری یكسان با زمین در رصد منجمان آمریكا قرار میگیرد. شبی كه قرار است این سیاره در آسمان شهر رویت شود؛ رودای نوجوان، بدون آنكه گواهینامه داشته باشد؛ رانندگی میكند. او كه علاقه وافری به كیهانشناسی دارد؛ برای رویت آسمان تمركزش را از دست میدهد و به ماشین جان اصابت میكند. جان، همسر و فرزندش را در دم از دست میدهد و در حالی كه رودا به 4سال حبس محكوم میشود، در كما به سر میبرد.
فیلم سینمایی «زمینی دیگر» محصول سال 2011 آمريكاست كه با حضور بازيگراني مانند ویلیام ماپودر و بریت مارلینگ ساخته شده است.
شبكه تهران انیمیشن «پاندای قهرمان» به كارگردانی جی مانوارینگ ومیشل اسچمن محصول سال 2011 آلمان، پنجشنبه ساعت 30/13 در قالب برنامه «تماشاخانه» از شبكه تهران روی آنتن میرود.
در خلاصه داستان این انیمیشن با بازی نانسی ون ایندراستین، جین آلن و جو كوكر آمده: جایی در ارتفاعات چین، بقای پانداها در معرض خطر بوده و در حال منقرض شدن است، چون كه انسانها به طور مداوم در حال گسترش زیستگاه خود و شكار بیرویه و قاچاق پانداها هستند. در این بین پسربچهای به نام مانچو با كمك دوستان خود تلاش میكند به پانداها كمك كند.
فیلم سینمایی «مهاجمین» 30 دقیقه بامداد روز جمعه از شبكه تهران باز پخش میشود.
آدریان برودی، لاورنس فیش بورن و تافر گریس در فیلم سینمایی «مهاجمین» به كارگردانی نیمراد آنتال بازی كردهاند.
فیلم سینمایی «آشپزی از صمیم قلب» به كارگردانی جیمز هاكینگ محصول سال 2011، روز جمعه ساعت 30/13 از شبكه تهران پخش میشود.
اين فيلم درباره راب هالی یك سرآشپز بسیار موفق است كه با همسرش فرانسواز و دخترش میشل زندگی خوبی دارند. اما فرانسواز در یك تصادف اتومبیل میمیرد و راب هم در غم مرگ همسرش توانایی سابق خود را در آشپزی از دست میدهد. چند سال بعد راب تلاش میكند زندگی را از سر بگیرد و بار دیگر نشانههای توانایی سابقش را نشان میدهد.
شبكه شما فیلم تلویزیونی «آغاز» به كارگردانی ابراهیم نعمتیان و تهیهكنندگی محمدرضا معینی پنجشنبه شب ساعت 23 از شبكه شما پخش میشود.
درخلاصه داستان فیلم آمده: رضا پدر خانواده كه ناراحتی كلیه دارد برای تهیه وام و متعاقب آن پیوند كلیهاش قصد دارد سند خانهاش را گرو بگذارد. دختران او با این تصور كه پدرقصد فروش خانه را دارد با او مخالفت میكنند. پدر به نشانه اعتراض خانه را ترك و در خانهای اجارهای ساكن میشود.
علیرضا عیسیپور، وحید محبوب بشری، نسرین بابایی و فاطمه علیپرست در فیلم تلویزیونی «آغاز» از تولیدات صدا و سیمای مركز گیلان بازی كردهاند.
فیلم تلویزیونی «بوسه باد» به كارگردانی حسین عامری و تهیهكنندگی جواد قلیزاده، جمعه 25 فروردينماه ساعت 30/13 از شبكه شما پخش میشود.
اين فيلم درباره جواني به نام آرش است كه خواستگار ساراست و محمود پدرپزشك و جانباز سارا با ازدواج آنها مخالف است. چون آرش مقیم ایتالیاست و پدر موافق رفتن دختر به دیار غربت نیست، اما درادامه تلاش آرش و پدرش و تضمین ماندن در ایران ثمر داده و موافقت ضمنی محمود جلب میشود.
پندار اكبری، محمود جعفری، زهره صفوی و امیر مهدیكیا در فیلم تلویزیونی «بوسه باد» از تولیدات صدا و سیمای مركز كرمانشاه به ایفای نقش پرداختهاند.
شبكه نمایش فیلم سینمایی «كارد و پنیر» پنجشنبه 24 فروردین ساعت 13 ازشبكه نمایش پخش میشود.
در این فیلم بهزاد فراهانی، ثریا قاسمیو رضا داوودنژاد نقشهاي اصلي را بازي كردهاند. داستان فيلم درباره 3 جوان است كه با هم دوست صمیمی هستند و اغلب اوقات را با هم به خوشی میگذرانند. روزی 2 نفر از آنها متوجه میشوند دوست سوم مدت زیادی زنده نیست، از اين رو تصمیم میگیرند تنها آرزوی او را برآورده كنند. در این راه با 3 پیرمرد آشنا میشوند كه مسیر زندگی هر سه دوست را عوض میكنند.
فیلم سینمایی «كارد و پنیر» را محمود معظمی كارگردانی كرده و تهیهكنندگی آن را علی برجسته به عهده داشته است.
فیلم تلویزیونی «مسافر باران» به كارگردانی داریوش یاوری و تهیهكنندگی محمود یاوری پنجشنبه 24 فروردين ساعت 17 از شبكه نمایش پخش میشود.
مینا جعفرزاده، امیر آقایی، بهمن زرینپور، رامین راستاد، مهدی فقیه و آرام جعفری در اين فيلم بازي كردهاند.
گفتنی است، فیلمهای سینمایی و انیمیشن «فصل موجسواری»، «بچه شهریها»، «دستبرد» و «داروی مرگبار» پنجشنبه 24 فروردين ساعت 21،19،15و 23 از شبكه نمایش پخش میشود.
فیلم تلویزیونی «بنبست هوشنگ» به كارگردانی شاهین باباپور و تهیهكنندگی شهرام الماسی مقدم از تولیدات صدا و سیمای مركز همدان،ساعت 13 از شبكه نمایش پخش میشود.
در خلاصه داستان فیلم آمده: هوشنگ ظاهراً دست ازكارهای خلاف خود كشیده، اما خانوادهاش بویژه خواهرزنش لطیفه به او بیاعتماد هستند. روزی فضلی همدست سابق هوشنگ، او را برای سرقت از خانه اعیانی راضی میكند. اما برزگر، صاحبخانه آنها را هنگام ارتكاب جرم دستگیر و درهمان لحظه وانمود میكند كه هوشنگ را به جای فرزندش حسام گرفته است و از بیوفایی او و قطع رابطهاش با خود شكوه میكند.
اردلان شجاع كاوه، نادرسلیمانی، محمد افشار و رابعه اسكویی در فیلم تلویزیونی «بنبست هوشنگ» به ایفای نقش پرداختهاند.
فیلم سینمایی «نیمكت گرمكنها» به كارگردانی دنیس دوگان جمعه ساعت 19 از شبكه نمایش روی آنتن میرود.
داستان فیلم درمورد گاس است كه قبلاً بازيكن بيسبال بوده و دركودكي بچههاي ديگر را خيلي اذيت ميكرده است. حال كه او بزرگ شده با كودكي آشنا ميشود كه در زمين بيسبال مورد آزار و اذيت بچههاي ديگر قرارميگيرد. گاس همراه 2 دوست ديگرش ميروند و كودك را از دست آزاردهندگانش نجات ميدهند و به همين واسطه مورد حمايت پدركودك كه فرد متمولي است قرار ميگيرند.
ديويد اسپاد و جان هيدر در فیلم سینمایی «نیمكت گرمكنها» محصول سال 2006 آمریكا ایفای نقش كردهاند.
گفتنی است، فیلمهای سینمایی و انیمیشن «اوس موس جونز»، «تحول»، «دفتر كار» و«گروه ادیسون» روزجمعه ساعت 15، 17، 21 و 23 از شبكه نمایش پخش میشود.
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 08:57 AM
گفت وگو با مجري مسابقه از كي بپرسم
اجرايي به ياد مرحوم منوچهر نوذري
سري اول مسابقه از كي بپرسم اواخر دهه 60 با اجراي زندهياد منوچهر نوذري از شبكه يك سيما پخش شد و به يكي از مسابقات خاطرهانگيز تبديل شد.
در سال 1388 شبكه تهران مسابقهاي را با نام از كي بپرسم طراحي كرد و اجراي آن را به پسر زندهياد نوذري يعني ايرج نوذري سپرد.
سري سوم اين مسابقه نيز در ايام نوروز با اجراي فرهاد جم پخش شد. به اين بهانه با فرهاد جم به گفتوگو نشستيم.
شما چند سال پيش اجراي مسابقه راز سيب را به عهده داشتيد، بعد از گذشت چند سال چطور شد كه اجراي مسابقه از كي بپرسم را پذيرفتيد؟
من زماني كه مسابقه از كي بپرسم با اجراي مرحوم نوذري را از تلويزيون تماشا ميكردم، واقعا از ديدنش لذت ميبردم؛ اما فكر نميكردم كه روزي بتوانم چنين مسابقهاي را اجرا كنم. وقتي به من اجراي مسابقه از كي بپرسم پيشنهاد شد به جهت علاقهاي كه نسبت به اين برنامه و مرحوم نوذري داشتم، آن را پذيرفتم.
چه تغييراتي در اين برنامه نسبت به مسابقهاي كه مرحوم نوذري داشت ايجاد شده بود؟
بخش اول كه پرسشهاي تكگزينهاي بود و در بخش دوم مرحله از كي بپرسم را داشتيم. اما بخش جديدي كه اضافه شده بود جعبههاي تقسيم نام داشت. در اين مرحله شركتكننده راه يافته به اين بخش ضمن داشتن يك و نيم ميليون تومان جايزه نقدي در پاي صندوقهاي تقسيم 4 گزينهاي ايستاده و در صورت پاسخ به 5 سوال اطلاعات عمومي، علمي، ورزشي، فرهنگي و هنري موفق به كسب مبلغ مذكور ميشد. البته دكور اين برنامه هم بسيار جديد و جذاب بود به گونهاي كه از پردههاي ستارهايشكل استفاده شده بود و هنگام تشويق شركتكنندگان، ستارههاي اين دكور حركت ميكردند.
با توجه به اينكه اين مسابقه با مشاركت اداره كل استاندارد تهيه و پخش شد، چه ميزان از پرسشهاي برنامه به موضوع استاندارد اختصاص داده شده بود؟
بخشي از پرسشهاي مطرح شده با موضوع استاندارد بود كه به نظرم اگر امكان داشت، مشاركتكننده تنها اهداي جوايز را تقبل ميكرد و پرسشهاي مسابقه روند خودش را داشت، بهتر بود. البته اينكه برخي از پرسشها با موضوع استاندارد بود ايرادي نداشت، اما به نظرم وقتي مخاطب ما با اطلاعات عمومي در مسابقه شركت ميكند، انتظار ندارد از او سوالهاي اختصاصي کنند، اما مشاركتكننده هم با اهدافي در برنامه مشاركت ميكند و دوست دارد نظرهاي خودش را به شكلهاي گوناگون در برنامه اجرا كند.
پس به نظر شما مسابقات تلويزيوني نبايد با مشاركت نهادها و ارگانها توليد و پخش شود؟
در حال حاضر بسياري از نهادها و ارگانها تمايل دارند در اجراي مسابقات تلويزيوني مشاركت كنند، بالاخره آنها هم دوست دارند مسابقه در جهت فعاليتهاي خودشان باشد، به همين جهت اگر مسابقه بتواند بهگونهاي توليد شود كه مخاطب را با پرسشهاي خاص خسته نكند، ايرادي ندارد. شبكه تهران در دوره گذشته هم براي توليد مسابقه «از كي بپرسم» با شركت پست مشاركت كرده بود، اما من شنيدهام در سري جديد قصد دارد خودش متولي باشد و بدون مشاركت مسابقه را توليد و پخش كند.
به نظر شما مجري مسابقه چه ويژگيهايي بايد داشته باشد؟
مجري مسابقه بايد اطلاعات عمومي خوبي داشته باشد تا در طرح پرسشها با مشكل مواجه نشود. تسلط در اين موضوع بسيار مهم است. مسابقات تلويزيوني در حال حاضر به شكلهاي مختلف تهيه ميشود. ويژگيهاي مجري مسابقات هم بستگي به نوع مسابقه دارد. بايد ديد مسابقه جنبه تفريحي و سرگرمي دارد يا با هدف افزايش اطلاعات عمومي قرار است توليد شود. اگر مسابقه ظرفيت طنازي داشته باشد، ميتوان با استفاده از تكنيكهايي خاص فضاي استوديو و مسابقه را دگرگون كرد، اما اگر مسابقه در سطحي مشخص توليد ميشود، مطمئنا مجري هم بايد فضاي مسابقه را مدنظر داشته باشد و بر همان اساس اجرا كند.
وقتي شما در مسابقه از كي بپرسم خيلي جدي باشيد، مطمئنا مخاطب و حتي شركتكننده نميتواند با شما ارتباط برقرار كند. پس نياز است كه براي حل اين موضوع راهحلي پيدا شود.
من با توجه به تجربه اجراي مسابقه «راز سيب» سعي كردم فضاي شاد مسابقه را با استفاده از تكنيكهاي مختلف حفظ كنم و با شركتكنندگان ارتباط خوبي برقرار كنم تا آنها هم بتوانند بدون اضطراب در مسابقه شركت كنند. نياز است كه مجري مسابقه حتي اگر فضاي مسابقه جدي است، راههايي را براي برقراري ارتباط خوب با مخاطب و شركتكننده پيدا كند.
شما در اجرا بازي هم ميكنيد؟
در مسابقه «راز سيب» نياز بود كه اين اتفاق بيفتد اما من در مسابقه از كي بپرسم بازي نكردم چون نيازي به اين روش نبود.
دوست داريد اجراي برنامههاي ديگر تلويزيوني را هم انجام بدهيد؟
من اصلا به اجرا فكر نميكنم. بيشتر دوست دارم وقتم را صرف بازيگري و كارگرداني كنم.
مجموعه موفق همسران در حال حاضر از شبكه آيفيلم پخش ميشود؛ آيا شما هنوز هم با بازخوردهاي مردمي اين سريال مواجه ميشويد؟
بعد از گذشت 17 سال از پخش سريال همسران، هنوز هم مردم با من در اين خصوص صحبت ميكنند و بارها برايم پيشآمده كه مردم ابراز محبت ميكنند. در حال حاضر كه اين سريال از شبكه آيفيلم پخش ميشود برخي از مردم از آن روزها و خاطراتشان برايم ميگويند.
به غير از سريال همسران چه اثري برايتان خاطره انگيز بود؟
سريال «فاخته» را بسيار دوست دارم و در بين كارهاي سينماييام «معصوم» را به خاطر زحمتي كه برايش كشيدم خيلي دوست دارم.
فرشيد شكيبا - جام جم
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 08:59 AM
گفتوگو با يكي از نويسندگان چك برگشتي
مثل زندگي همه چيز واقعي بود
سريال چك برگشتي، اولين همكاري سروش صحت در مقام فيلمنامهنويس با سيروس مقدم است.
چك برگشتي به عنوان يكي از موفقترين آثار نوروزي نشان ميدهد كه مقدم براي ساخت اين سريال فيلمنامه خوب و جذابي در اختيار داشته است.
با سروش صحت به گفتوگو نشستيم تا درباره اين همكاري و آمادهشدن فيلمنامه چك برگشتي اطلاعات بيشتري كسب كنيم.
چطور شد به گروه سازنده چك برگشتي پيوستيد؟ از اول متن را آماده كرده بوديد و ميخواستيد گروهي براي توليد پيدا كنيد يا گروه توليدكننده پيشنهاد نويسندگي كار را به شما دادند؟
من و ايمان صفايي چندين سال است با هم كار ميكنيم. يعني هر چه در زمينه نگارش انجام داده ايم با همكاري يكديگر بوده. در مورد چك برگشتي يك روز محسن تنابنده از دفتر آقاي مقدم تماس گرفت، طرح جذابي داشت كه چون خودش درگير كار ديگري بود، ميخواست ما آن را براي يك تلهفيلم بنويسيم. ما طرح را خيلي دوست داشتيم، قرارداد بستيم و آن تلهفيلم را نوشتيم. آن زمان داشتند «تا ثريا» را ميساختند و قرار بود كه براي عيد «پايتخت 2» را بسازند كه نويسندهاش محسن تنابنده بود و چند قسمتي هم نوشته بود. ولي چون آقاي تنابنده درگير كار آقاي مجيدي شده بود، نميتوانست در پايتخت 2 بازي كند. به اين ترتيب ساخت پايتخت 2 منتفي شد. در همان زمان كه فكر ميكردند براي نوروز چه مجموعهاي را آماده كنند، خانم غفوري و آقاي مقدم از ما پرسيدند كه اين تلهفيلم قابليت گسترش و تبديل شدن به سريال را دارد يا نه، ما فكر كرديم كه دارد. چندين جلسه با آقاي فرجي مدير شبكه يك، آقاي اكبري مدير فيلم و سريال و خانم شوشتريان، ناظر كيفي، به اضافه خانم غفوري و آقاي مقدم و محسن تنابنده تشكيل داديم تا ببينيم اين قابليت وجود دارد يا نه. وقتي فهميديم كه هست، نگارش را شروع كرديم. تلهفيلم يك فيلمنامه 80 دقيقهاي دارد كه وقتي بخواهد تبديل به يك سريال 13 قسمتي 45 دقيقهاي شود، بايد داستان و شخصيت به آن اضافه شود. تلهفيلم داستان شرخري بود كه يك چك از يك طلبه به دستش ميافتد. اما چون فضا، فضاي انتخاباتي بود فكر كرديم كه ميتوانيم يك نماينده مجلس را جايگزين طلبه كنيم.
به اين فكر كرده بوديد كه فضاي سريال شبيه به پايتخت از كار در بيايد؟
وقتي مينوشتيم به پايتخت فكر نميكرديم. به اين علت كه پارسال وقتي اين سريال پخش ميشد من سفر بودم و نتوانستم آن را ببينم. فقط شنيدم كه يكي از موفقترين كارها بوده. است.
شايد به خاطر اين كه در چك برگشتي هم سراغ شهرستانهاي شمالي رفتهايد...
نه شهرستان شمالي نيست.
پس آن لهجهها به كجا مربوط ميشود؟
آن لهجهها مال هيچ جاي خاصي نيست. اتفاقاً تمام گروه سعي كرده كه لهجه مربوط به ناحيه مشخصي كه براحتي تشخيص داده شود، نباشد. لوكيشن هم جوري انتخاب شده كه متوجه شويد اينجا شهرستان است، اما اين كه بگوييد كدام شهرستان است ممكن نباشد. چون اگر ما يك جا را انتخاب ميكرديم جاهاي ديگر را از دست ميداديم و مجبور ميشديم فقط در مورد آن يك منطقه خاص صحبت كنيم در حالي كه منطقه خاصي مد نظرمان نبوده. اين موضوعي است كه هر جايي ميتواند اتفاق بيفتد.
چه بخشي از شكل نهايي فيلمنامه محصول كار شماست؟
طرحي كه داشتيم كوتاه و كلينگر بود. ما شخصيتها و قصههاي فرعي را شكل داديم. در طرح اصلي 2 شخصيت اصلي و قصه اصلي مشخص بود، اما اين كه پيشينه اين آدمها چه بود، اطرافيانشان چه كساني بودند يا مثلاً در هر قسمت براي آنها چه اتفاقي ميافتد، در آن مشخص نبود.
آقاي تنابنده هم در نوشتن فيلمنامه با شما همراه بودند يا اين كه فقط طرح را به شما دادند و بقيه كار را به عهده خودتان گذاشتند؟
چك برگشتي يك كار تيمي بود كه همه همراه بودند. خانم غفوري و آقاي مقدم بسيار همكاري كردند. تكتك بازيگران هم سهم داشتند. تجربه چند سالهام نشان ميدهد كارهايي به چشم ميآيد و مردم با آنها ارتباط برقرار ميكنند كه يك گروه با هم آن را پيش ببرند. كارگردان، نويسنده و بازيگر، همه در مرحله اول سعي ميكنند كار خودشان را بدرستي انجام دهند ولي اگر كمكي از دستشان برآيد براي هم انجام ميدهند.
در فيلمنامهاي كه نوشته شده بود، فرصتي براي بازيگران قائل شديد كه بتوانند با تكيه بر تجارب و مهارتهايشان، چيزي تحت عنوان بداههگويي داشته باشند يا اين كه ميخواستيد همه چيز مو به مو طبق همان چيزي كه نوشته بوديد اجرا شود؟
ما فيلمنامه را هميشه كامل مينويسيم و روي تكتك ديالوگها فكر ميكنيم. گاهي حتي جزئياتي مثل مكث كردن در حين گفتن يك ديالوگ را هم مينويسيم. اما بازيگران حرفهاي وقتي نقشي را به عهده ميگيرند، با آن نقش زندگي ميكنند. آنها تمام جزئيات نقش را ميخوانند و بعد آرامآرام با آن يكي ميشوند، به آن جان ميدهند و سكوت و اخم و لبخندش را ميشناسند. در زندگي هم خيلي چيزها در لحظه پيش ميآيد. وفاداري به متن به عنوان اصل و اساس وجود دارد، خيلي وقتها هم دقيقا عين متن سريال ساخته ميشود، اما لحظاتي هم هست كه نميشود اين قدر در چارچوب رفتار كرد. مثلا اگر حين گفتوگوي ما كه قرار است به همين شكل طبيعي پيش برود، يك نفر از كنارمان رد شود و به زمين بيفتد، عكس العمل متفاوتي نشان ميدهيم كه در روند طبيعي اين گفتوگو پيشبيني نشده بود. اين زندگي است. در صحنه هم همينطور است. ممكن است يك اخم باعث شود يك جمله در مورد آن اخم گفته شود. اينجا كارگردان تشخيص ميدهد كه آن جمله خوب بوده و بايد وجود داشته باشد يا نه، و بازيگران هم به او گوش ميكنند، اما متن كامل نوشته شده بود، ميزان وفاداري به متن خيلي زياد بود ولي مثل هر كار خوب ديگري از طرحها و ايدههاي بازيگران هم استفاده شده بود. يك تيم حرفهاي همه به متن كمك ميكنند تا بهتر ديده شود.
در نهايت هم نتيجه همان چيزي شد كه دوست داشتيد و پيشبيني ميكرديد؟
بله من خيلي راضي بودم. هم من و هم ايمان صفايي كه كار را دو نفري نوشتيم، از نتيجه راضي بوديم. هميشه بخشهايي از كار با تصوير ذهني آدم فرق ميكند چون شما با ذهنيت خودتان و كارگردان با ذهنيت خودش نوشته را تصوير ميكند، اما در نهايت نتيجه خيلي راضيكننده بود.
يكي از خصوصيات شخصيتپردازيها اين بود كه در يكي دو قسمت اول بخوبي ميشد آنها را شناخت و با آنها ارتباط برقرار كرد. به همين دليل دوست داشتني بودند، اين آدمها از كجا آمدند؟
من هم خيلي دوستشان داشتم. براي رسيدن به اين خصوصيت خيلي تلاش كرديم. بخش مهمي از وقتمان را كه بسيار كم بود، روي فكر كردن به اين آدمها گذاشتيم. چيزي كه برايمان خيلي مهم بود، اين بود كه آدمهاي قصهمان خوب مطلق و فرشته آسماني نباشند. چون اگر فرشته آسماني بودند مردم ديگر با آنها ارتباط برقرار نميكردند. ميگفتند اينها اصلا از جنس ما نيستند. اصلا اينها چه كسي هستند؟ ما چرا در جامعه دوروبرمان از اين آدمها نميبينيم؟ هيچ آدمي هم بدمطلق نيست. مثلاً لطيف يك شرخر است، از زندان آزادشده، سعي ميكند ماشين شوهرخواهرش را بدزدد، سكههاي خواهر حاملهاش را بگيرد، اما ميبينيم كه همان خواهر و شوهر خواهر را دوست دارد. فقط مجبور است، در شرايط خيلي سختي است. حتي وقتي پولي از مدرسه برميدارد باز آنقدر با خودش در تلاطم و كشمكش است كه ميرود پول را برگرداند. در حالي كه موقعي كه پول را برداشت برايش مشكلساز نشد و وقتي كه داشت بازميگرداند مشكلساز شد، اما با اين حال پول را سر جايش ميگذارد. روحاني قصه ما از جنس مردم بود، تافته جدابافته نبود. پليسمان را خيلي دوست داشتم. اين نقش خيلي حساس بود. در شوخي با پليس دستمان چندان باز نبود. پليس ما با اين كه رفيقش را خيلي دوست داشت، اما همه جا قانون را در اولويت قرار ميداد و همين باعث شد هيچ وقت نتواند براي دوستش هيچ كاري انجام دهد. چون قانون برايش مقدم بود و اجازه خيلي كارها را نميداد. با اين حال لطيف را دوست داشت و ميگفت اگر كاري بتوانم برايت انجام ميدهم ولي در چارچوب قانون باشد.
همانطور كه ميگوييد نزديك شدن به چنين شخصيتهايي بسيار سخت است. در سريال چك برگشتي گاهي روحاني سريال هم لبخندي روي لب مخاطب مينشاند و از قالب خشك مرسومش خارج شده است.
صحت: فكرها و داستانهاي زيادي براي هر كدام از شخصيتها و قصههايشان داشتيم، اما آنقدر ظرفيت همراهي و ارتباط يك شرخر و يك نامزد نمايندگي مجلس كه در آستانه انتخابات است زياد بود كه در 13 قسمت فرصت نداشتيم به آنها بپردازيم
فكر ميكنم يكي از جذابيتهاي اين كار چه براي من و ايمان به عنوان نويسنده، چه براي كارگردان و بازيگران و شبكه و مردم، همين بخش بود كه كمي حركت روي لبهتيغ انجام شد. مثلا اين كه يك نامزد نمايندگي مجلس و خانوادهاش را بياوريم، زندگياش را ببينيم، با آنها همراه شويم و شوخي كنيم، يا مثلاً معلم و ناظم داشته باشيم. همه اينها حوزههاي خطرناكي است، معلم، نامزد نمايندگي مجلس، پليس، روحاني، همه اينها كنار هم بودند، منفعل نبودند، همديگر را دوست داشتند. همه داشتند سعي ميكردند مشكلي كه پيش آمده را بدون بدجنسي و نامردي از زاويه خودشان حل كنند. در تمام كار يك نفر يعني سعيد بود كه، بدمن محسوب ميشد، آن را هم سياه و تلخ نكرديم و سعي كرديم منفور نشود.
بيشتر ما از بيرون به يك نامزد نمايندگي مجلس يا فضاي داخلي خانهاش، فضاي ستادش و روحيات خودش نگاه ميكنيم. شما چطور توانستيد از اين فضاها مطلع شويد و آنها را به صورت باورپذير بازسازي كنيد؟
قصه سريال درباره لطيف و كريم است. در طرح اوليه كمتر خانوادههاي اين دو نفر ديده ميشدند. چون وقت كمتري داشتيم. ولي وقتي تلهفيلم به سريال تبديل شد، يك خواهر باردار به سريال اضافه كرديم و شوهر خواهري كه وجوه مثبت بسياري داشت، اما به خاطر شرايط خاصي كه همسرش داشت، مجبور به پنهانكاري و دروغ ميشد. لطيف هم به خاطر شرايط پرداخت مهريه مجبور شد كه چك برگشتي را قبول كند. كريم مجبور ميشود با يك شرخر همراه شود و كنار بيايد، اين همراه شدن كريم با يك شرخر، آن هم يكي دو روز مانده به انتخابات، شرايط بحراني و خاصي برايش ايجاد ميكند. همان طور كه براي لطيف هم شرايط خاصي ايجاد شده بود، او هم گاهي ميخواست به شيوه قديمي خودش مثلاً دعوا كند، اما به خاطر حضور كريم در كنارش نميتوانست. انگار وجه خير و شر وجود اينها با هم در كشمكش بودند كه در آخر به اين نتيجه ميرسند كه با هم سازش كنند و به سمت آرامش پيش بروند.
در نهايت لطيف بدون سر و صدا و به آرامي به انساني آرامتر تبديل ميشود. براي اين تغيير و تحول، لحظهاي به عنوان لحظه متحول شدن لطيف نميتوان در نظر گرفت. او در سيري قرار ميگيرد كه كمكم از او انساني متفاوت با گذشته خودش ميسازد. اين يكي از نكات مثبت سريال است.
بله حتي از همان 10 دقيقه اول قسمت اول سريال ميبينيم كه لطيف به همسرش علاقه دارد. اين چيزي نيست كه به يكباره از قسمت 12 وارد ماجرا شود. در واقع بذرهايي است كه براي هر چيزي كاشته شد. مثلا در قسمت پنجم كه لطيف پولهاي مدرسه را سر جايش ميگذارد، نشان ميدهيم كه او جوهره تغييرپذيري را در وجودش دارد. به همين خاطر است كه تحول او نرم به نظر ميرسد.
در مورد شخصيتپردازيها و روند پيشروي قصه، تفكر ثابتي داريد؟ يعني اين شيوه را در كارهاي ديگر هم اجرا ميكنيد؟ براي مثال در «ساختمان پزشكان» هم همين روشها را به كار برديد؟
بله چون بدترين آدمها هم خوبيهاي زيادي دارند و بهترين آدمها هم بديهاي زيادي دارند. مهم اين است كه آدم بتواند خودش را در شرايطي قرار دهد كه از بديهايش استفاده نكند و بتواند خوبيهايش را بيشتر نشان دهد.
داستان «چك برگشتي» چندان داستان پيچيده و پركشمكشي نيست. يك ماجراي واحد پيش ميآيد و ديگران در قبال آن واكنشهايي دارند. منظورم اين است كه داستان داراي لايههاي بسيار و ماجراهاي فرعي خيلي پيچيده نيست. چطور چنين موضوعي 13 قسمت ادامه پيدا كرد و خستهكننده نشد؟
فكرها و داستانهاي زيادي براي هر كدام از شخصيتها و قصههايشان داشتيم، اما آنقدر ظرفيت همراهي و ارتباط يك شرخر و يك نامزد نمايندگي مجلس كه در آستانه انتخابات است زياد بود كه در 13 قسمت فرصت نداشتيم به آنها بپردازيم. اتفاقاً افسوس ميخورديم كه كاش كار 26 قسمت بود تا ميتوانستيم داستانهاي فرعي را بيشتر گسترش دهيم.
مثل داستان رؤيا و برادرش، بچه لطيف، معلمهايي كه در پارك راه ميرفتند، ناظم و مدير، خانم معلم، پليس و خانوادهاش، ما به همه اينها فكر كرده بوديم و برايشان داستانهايي طراحي كرده بوديم. اما ظرفيت اين سه نفر، يعني لطيف، كريم و احمد، به قول خانم رهنما مثلث آتش، آنقدر قوي شده بود كه عملاً كمتر به آن داستانكها نياز پيدا كرديم، اما اين كه اينها خستهكننده نشدند به خاطر اين بود كه ما اولين بار است در تلويزيون به يك نامزد نمايندگي مجلس، آدمي كه تا اين حد درگير مساله روز سياسي است، ميپردازيم. وارد خانوادهاش ميشويم، او را همراه ميكنيم با آدمي كه از او معمولاً چهره منفي سراغ داريم. اين خودش خيلي حرف و موقعيت تازه و نشنيده و نديده را به همراه دارد.
با اين كه قصههاي فرعي خيلي از اين آدمها تعريف نشد، اما سرنوشت آنها نيمهتمام نيست و به نظر نميرسد بخشي از آنها وسط راه رها شدهاند.
بله. يكي از اصول فيلمنامهنويسي اين است كه آدمها بايد شناسنامه داشته باشند، حتي اگر لزوما از همه آنچه كه دربارهشان ميداني استفاده نكني. ما براي اين آدمها داستانهايي داشتيم و ميدانستيم اگر برويم سراغشان، قرار است چه ماجراهايي داشته باشند. درست است كه از همهشان استفاده نكرديم، اما اين باعث شد كه وقتي داريم دربارهشان مينويسيم شناخت كامل از آنها داشته باشيم. براي مثال معلمهايي كه در پارك پيادهروي ميكردند، هر كدام برايمان كاملا تعريف شده بودند. ميدانستيم يك ديالوگ از زبان كدام ميتواند شنيده شود. ميدانستيم يكيشان آدمي است كه بيشتر شعار ميدهد، يكي كمي غمگين است چون همسرش مرده، حالا عاشق است و رويش نميشود آن را بروز دهد چون خيلي به همسرش علاقهمند بوده. يكي بذلهگوتر و برونگراتر بود. اينها الان خيلي ديده نميشود ولي براي خودمان راحت قابل تشخيص بودند و ميدانستيم كدام ديالوگ را به كدامشان بسپاريم. ضمن اين كه سرنوشت هركدام را تا حدودي توانستيم بفهميم. علامتهايي براي هركدام گذاشته شد و هيچ كدام به كل رها نشدند.
در زمان ساخت، خودتان حضور داشتيد؟
خير متأسفانه من و ايمان دو سه بار بيشتر سر فيلمبرداري نرفتيم چون وقت بسيار كمي داشتيم. به نظرم همين كه اين كار توليد شد يك معجزه بود. همينطور اين كه آقاي فرجي مدير شبكه يك اين ريسك را پذيرفت كه موضوع به اين حساسي را در اين وقت كم به دست بگيرد. فكر ميكنم آقاي مقدم در دنيا تنها كسي باشد كه بتواند در زماني بسيار كم چنين سريالي ارائه دهد. تا نيمههاي تعطيلات عيد، چند روز مانده به سيزده بدر، توليد ادامه داشت. يادم هست وقتي با ايمان به دفتر آقاي مقدم رفتيم تا در مورد شروع كار صحبت كنيم، من درگير بازي در يك قسمت از يك سريال بودم. به ايشان گفتم كه تا اول بهمن درگير هستم. گفتند بعدش شروع به نوشتن كن. يعني تا بهمن من درگير كار ديگري بودم. درست است كه تلهفيلم را نوشته بوديم ولي متنها كافي نبود. تازه روزهاي اول بهمن بود كه شروع كرديم به برگزاري جلسات اوليه، براي اين كه ببينيم چه بايد كنيم. بعضي از كارها آن موقع شروع به ضبط شده بودند، اما اين كار هنوز نگارشش هم شروع نشده بود. همينطور زمان ميگذشت و آنقدر دير شده بود كه من و ايمان يك روز گفتيم نكند اين كار اصلاً قرار نيست ساخته شود؟ بيستم بهمن بود كه كار شروع شد و هفته اول فروردين تمام شد. اين باورنكردني است.
از انتخاب بازيگران راضي بوديد؟
خيليخيلي زياد. به نظرم هدايت هاشمي، امير جعفري، هومن برقنورد، بهاره رهنما، ريما رامينفر و به طور كل همه بازيگران مجموعه بدرستي در جاي مناسبشان قرار گرفته بودند. همه انتخابها درجه يك و به قول آقاي فردوسيپور رويايي بودند.
بايد بگويم كه كل گروه خوب بودند. جاي ايمان صفايي در اين گفتوگو خالي بود. هرچه نوشتيم با هم بوده و نقش ايمان بسيار بسيار پررنگ بوده. ديگر فكر ميكنم كار كردن بدون او خيلي برايم سخت است. جسارت آقاي فرجي هم براي اين كه چنين موضوعي را كار كرد، بسيار باارزش بود. از ناظر كيفي كار، خانم شايسته شوشتريان خيلي تشكر ميكنم كه از قبل متنها را ميخواند و نكاتش را ميگفت تا بعدا درگير مميزي نشويم.
شروينه شجريكهن - جامجم
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 09:00 AM
هنرمندان روشندل برنامه راديويي ميسازند
«معلممون ميگه خدا شما نابيناهارو بيشتر دوست داره چون نميبينيد. ولي من گفتم خانم اگه ما رو دوست داشت چرا مارو نابينا كرد تا اونو نبينيم؟ بعد گفت خدا ديدني نيست، ولي همه جا هست ميتونيد اونو حس كنيد. گفت شما با دستاتون ميبينيد.»
اين جملات را پسر نوجوان فيلم «رنگ خدا» (ساخته مجيد مجيدي) با لحن معصومانهاش بيان ميكرد. او از روشندلاني سخن ميگفت كه در ظاهر نابينا هستند، ولي اين قدرت را دارند كه چيزهايي را ببينند كه آدمهاي معمولي از ديدنش عاجزند.
اين كه نابينايان بايد مثل ديگر افراد جامعه از فرصتهاي برابر بهرهمند باشند، اصلي مسلم و بديهي است. اما همه ميدانيم كه خيليها اين حق مسلم را ناديده ميگيرند.
در اين شرايط طبيعي است كه از شنيدن اين خبر كه يك شبكه راديويي، گروهي از نابينايان را براي ساخت برنامه جذب كرده است، خوشحال شويم.
«روشن ضميران»، عنوان برنامهاي راديويي است كه ساختش را سه نسل از هنرمندان روشندل به عهده گرفتهاند.
تهيهكننده روشن ضميران، اين برنامه را با اين اميد ساخته است كه نابينايان با شنيدنش انگيزه مضاعفي براي زندگي پيدا كنند.
عذرا وكيلي ميگويد: براي معرفي نابينايان موفق شهرستاني، گروه برنامهساز به ساير استانهاي ايران سفر خواهد كرد. دوستان نابينا ميتوانند گزارشگر افتخاري ما باشند و از اقصي نقاط كشور با ما در ارتباط بوده و گزارشهاي خود را بفرستند يا براي ما شعر، داستان كوتاه و قطعات ادبي بخوانند.
اين برنامه از بخشهاي مختلفي همچون ارتباط با خدا، نيايش و سپاسگزاري، معرفي سرگرميهاي خاص نابينايان، پخش سرودها و نواها كه توسط گروه كر و تك خوان نابينا اجرا ميشود، آشنايي با قانون عصاي سفيد و معرفي زندگي نامه بزرگان و فرهيختگان نابينا تشكيل شده است.
روشن ضميران، افراد روشندل را به عنوان مخاطب هدفش انتخاب كرده است، اما از همين الان ميتوان حدس زد كه برنامه دايره مخاطب فراتري داشته باشد.
افرادي كه دوست دارند وارد دنياي مهربان و دوست داشتني روشندلان شوند، ميتوانند يكشنبهها بعد از خبر ساعت 17 از راديو ايران شنونده اين برنامه باشند.
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 09:00 AM
مسابقه موج سلامت
سوالات اين مسابـقـه از سوي راديو سلامـت (موج افام، رديف 102) از شنبه تا چهارشنبه مطرح ميشود و اسامي برندگان هر پنجشنبه اعلام خواهد شد.
براي شركت در مسابقه، شماره سوال و گزينه صحيح را به شماره پيامك راديو سلامت 300001039 ارسال كنيد.
برندگان مسابقه اين هفته شهلا قراجه از مرند
شعله قشقایی از اراك
عبدالامین مهرینژاد از شهریار
معصومه رجبی
عبدالله شامیر برزكی از كاشان
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 09:01 AM
با ورود جعبه جادويي
شبنشينيها تمام شد
وقتي براي نخستينبار جان لاجيبرد اسكاتلندي در سال 1924 اولين تلويزيون ابتدايي جهان را اختراع كرد، هيچگاه فكر نميكرد روزگاري اين فناوري آنقدر محبوب شود و آنقدر پيشرفت كند كه جاي همه تفريحات خانوادگي و فردي مردم را بگيرد و چنان همه را مجذوب خود كند كه سالانه ميلياردها دلار بابت آن هزينه شود.
جعبه جادويي كه پس از جنگ جهاني دوم رونق خاصي گرفت، امروزه يكي از مهمترين ابزارآلات زندگي مدرن است و براي خيليها زندگي بدون داشتن تلويزيون بيمفهوم و غيرقابل درك است.
پیش از ورود تلويزيون در دهه 30 خورشيدي به ايران آمد؛ جعبه جادويي سياه و سفيدي كه هر خانوادهاي آن را نداشت. پيش از آنكه تلويزيون در خانوادههاي ايراني رخنه كند، زندگي ايرانيها رنگ و بوي خاص خود را داشت.
روزهاي بلند تابستان و شبهاي دراز زمستان ايرانيها بدون حضور تلويزيون به خوبي و خوشي ميگذشت، بدون آنكه كسي دلش بگيرد، حوصلهاش سر رود يا حتي براي عوض كردن كانالها با بقيه اعضاي خانواده كلنجار برود.
مردم براي پركردن اوقات فراغتشان كارهاي زيادي ميكردند. قهوهخانهنشيني مانند كافهنشيني امروز يكي از تفريحها بود.
با اين تفاوت كه خوراكيها اسمهاي عجيب و غريب و آشنا نداشت و اغلب دمكردههاي گياهي، فالوده، بستني، چاي و قليان بود.
قهوهخانهنشيني بخش اعظمي از وقت مردها را پر ميكرد، بويژه آنكه نقالي و پردهخواني نيز جزو جدانشدني قهوهخانهها به شمار ميرفت و خيليها به عشق نقالي و پردهخواني و همين طور طرنابازي كه امروزه هيچ جواني آن را بلد نيست و حتي اسمش هم به گوش كسي نرسيده، مشتري پروپا قرص قهوهخانهها ميشدند.
زنان نيز كارهاي مختلفي ميكردند. غير از كار براي تهيه لوازم خوراكي دستساز مثل لواشك، رب و ترشي، عصرهاي طولاني تابستان دور هم جمع ميشدند و تخمه هندوانههاي بو داده شده را كه در آبليمو و نمك خوابانده بودند و گندم شاهدانههاي خوشمزه را با ميوههاي تابستاني در كنار هم ميگذاشتند و ميزبان زنان همسايه ميشدند كه در حیاط خانه زیر سایه درخت جمع میشدند، گل میگفتند و گل میشنیدند.
تلویزیون كه نبود، زندگی آدمها برنامه داشت. اعضای خانواده این فرصت را داشتند كه شبها دور هم شام بخورند. پدر و مادر و فرزندان.
اگر حرفی و سخنی بود هنگام غذا یا پس از آن مطرح میشد. شبها زود میخوابیدند و صبحها زود از خواب بیدار میشدند.
شبهای جمعه معمولا سوروسات شبنشینیها و دورهم بودنها گرم بود. تابستانها در حیاط و پشتبام و زمستانها دور كرسی تفالی به حافظ میزدند و غزلی.
زنهای خانه فرصت بیشتری برای انجام كارهای هنری داشتند. بافتنی، قلاببافی، شمارهدوزی، گوبلن، خیاطی و عروسكبافی.
وقتی كه آمد كمكم كه تلویزیون به زندگی ایرانیان راه یافت، همه چیز تغییر كرد. آن اوایل در هر محله شاید یك خانواده تلویزیون داشت.
معمولا همسایهها ریز و درشت برای تماشای تلویزیون مهمان آنها میشدند. عدهای تلویزیونهایشان را در حیاط میگذاشتند و از همسایهها برای تماشای برنامههای تلویزیون پول میگرفتند، عدهای هم همسایهها را به تخمه و میوه ای مهمان میكردند.
خیلیها نمیتوانستند باور كنند كه چطور صدا از این جعبه جادویی بیرون میآید و چطور آدمها در جعبهای به این كوچكي به صورت سیاه و سفید حركت میكنند. خیلیها آن را شیطانی میدانستند و تماشایش را از گناهان كبیره.
تلویزیون و زمان حال هرچه بود تلویزیون آنقدر محبوبیت داشت كه امروزه هر خانواده حداقل یك دستگاه آن را در خانهاش دارد.
تلویزیونهای ابتدایی كه به صورت دكور هم از آن استفاده میكردند و اغلب به شكل كمد و حتی میز كنسول بودند با صفحه سیاه و سفید به تلویزیونهای رنگی تبدیل شدند. تلویزیونهای لمسی هم كمی بعد به بازار آمد.
همانهایی كه با لمس انگشت كانالهایش را میشد عوض كرد. كمیبعد تلویزیونهای رنگی كنترلدار آمد.
حالا دیگر بچههای آخر خانواده كارشان راحت شده بود و دیگر نقش ریموت را برای عوضكردن كانال به دستور اعضای خانواده بازی نمیكردند.
نكته: گوناگونی برنامههای تلویزیونی به اندازهای حق انتخاب و البته رقابت را تنگاتنگ كرده كه خیلی وقتها فرصتی برای مطالعه دید و بازدید و تفریحات سالم و فعالیتهای بدنی و ورزش باقی نمیگذارد
حالا تلویزیونهای رنگی به تلهسینماهایی تبدیل شده كه گاه بزرگی آنها به اندازه كل دیوار یك خانه است.
اغلب خانههای امروز تلویزیونهایی با صفحه تخت یا همان LCD دارند.
روزبهروز هم كه اخبار دانش و فناوری از ورود تجهیزات جدید برای رواج تلویزیونهای سهبعدی و چهاربعدی خبر میدهد. صدای چندبعدی هم كه مدتهاست به بازار آمده.
غیر از تنوع تجهیزات فنی كه سرعتش آنقدر زیاد است كه خیلیها از آن عقب میمانند، برنامههای تلویزیونی نیز نقش خود را بخوبی بین مردم باز كرده است.
بازار برنامههای تلویزیونی از نظر مخاطب و به دنبال آن دستمزد و هزینه بهمراتب گرمتر از رادیو، یار دیرین مردم و حتی سینماست.
گوناگونی برنامههای تلویزیونی به اندازهای حق انتخاب و البته رقابت را تنگاتنگ كرده كه خیلی وقتها فرصتی برای مطالعه، دید و بازدید و تفریحات سالم و فعالیتهای بدنی و ورزش باقی نمیگذارد.
دریافت مردم و باورپذیری آنها از تلویزیون بهمراتب بیشتر شده و همین امر باعث شده رخوت ایجاد شود و اطلاعات عمومی مخاطبان كاهش یابد، چرا كه آنها خود را به برنامههای تلویزیونی محدود میكنند كه حاضر و آماده در قالب برنامههای تلویزیونی بهشان عرضه میشود.
برنامههای تلویزیونی هم الگوسازی میكند؛ چه از نظر مد و حتی چه از نظر زبان پارسی. بسیار دیده شده كه خیلی از جوانان ظاهر خود را به شكل فلان هنرپیشه نقش اول سریال پرطرفدار درمیآورند یا اینكه زندگی خود را با داستانهایی كه سریال میشوند، مقایسه میكنند.
اگر كسی از فلان مجری تلویزیون خوشش آید یا اینكه از او بدش آید، میتواند در زندگی شخصیاش اثرگذار باشد.
سریالهای دنبالهدار ماه رمضان و عید بسیار باعث میشود كه سنت دیرین صلهرحم فراموش شود و دید و بازدیدها به تاخیر بیفتد به خاطر آنكه اعضای خانواده میخواهند سریال مورد علاقهشان را دنبال كنند.
اما سودای دسترسی به این بازار پرمخاطب كه خیلیها را مدهوش خود كرده، شبكههای ماهوارهای بسیاری نیز فعالیت خود را شروع كرده و بر اساس علایق مخاطب خاص خود برنامهسازی میكنند.
از شبكههای ویژه حیاتوحش با ماجراهای خاص خودشان گرفته تا شبكههایی كه 24 ساعته فیلم سینمایی یا كارتون پخش میكنند. از شبكههای خانوادگی تا شبكههای خبری.
دیگر پخش برنامههای تلویزیونی مثل سالهای نهچندان دور محدودیت زمانی ندارد و شاید همین تنوع و نبود محدودیت زمانی است كه باعث شده بسیاری از خانوادهها از صبح كه از خواب بیدار میشوند، تلویزيون را روشن كنند تا شب كه میخواهند به رختخواب بروند.
آنها با تلویزیون میخندند و میگریند. دستور آشپزی و پزشكی میگیرند و مشاوره روانشناسی میشوند. دیگر وقتی برای مطالعه و ديدن دوستان وجود ندارد.
این جعبه جادویی تمام زندگی مردم این دوره زمانه را قبضه كرده است. دیگر نوهها خانه مادربزرگها و پدربزرگها را روی سرشان نمیگذارند، بحث و گفت و شنودی در خانوادهها و تبادل عقیده در خانوادهها كم شده، تلویزیون هیچ فرصتی برای كسی نمیگذارد.
كاركردهاي تلويزيون مثبت است. بيشتر از اين كه گفتيم، اما نبايد اجازه دهيم جاي روابط عاطفي خانوادگيمان را بگيرد. به قول معروف در تماشايش اندازه نگهداريم كه اندازه نكوست.
مرجان حاجيرحيمي - جامجم
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 09:04 AM
بازيگر هم به پيشتوليد نياز دارد
يكي از آثار برجسته و ماندگار تلويزيون در نوروز 91 سريال «چك برگشتي» اثر سيروس مقدم بود كه با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد؛ سريالي كه به لطف عوامل حرفهاي و بازيگران باسابقهاش توانست در دل مردم جا باز كند و لحظات خوبي را در نوروز برايشان رقم بزند.
هومن برقنورد، بازيگر نقش احمد در اين سريال از جمله بازيگران موفق و تحسينشده در سريالهاي نوروزي بود كه با بازي متفاوتش، توجه مخاطبان را به خود جلب كرد.
بازی متفاوت شما در سریال چک برگشتی، بازتابهای بسیاری داشت، خودتان بازخورد مخاطبان را چطور ارزيابي ميكنيد؟
من هنوز بازخورد مردم را نديدهام، اما اولین تماشاچیانی که کار را میبینند، عوامل پشت صحنه و تهیهکننده و کارگردان اثر هستند و وقتی رضایت آنها را از بازیام میبینم، احساس میکنم که کار را درست انجام دادهام.
برای ارائه نقش احمد مشکلی نداشتید؟
مشکل كمبود زمان بود که استرس زیادی برايم ايجاد ميكرد. از زمان بستن قرار داد تا جلوی دوربین رفتنم، تنها سه روز طول کشید و البته مجید اسکندری با گریم خوب و آرزو غفوری با لباسهای مناسبي که برای نقش احمد در نظر گرفت، خیلی به بازی من و پيدا كردن شخصیت احمد کمک کردند.
فیلمنامه سريال چه مقدار در موفقيت آن و كمك به بازی شما تاثیرگذار بود؟
خیلی خوب بود، چرا که همه چیزش بهروز بود، از لحاظ اجتماعی و سیاسی بهروز بود، با آقای صحت و صفایی هم در سريال ساختمان پزشکان همكاري داشتم و با قلم و متن آنها آشنا بودم. زماني که متن را خواندم و برای بستن قرارداد رفتم، چهار قسمت بیشتر نوشته نشده بود و سيروس مقدم انتخاب شخصيت را از بين لطيف و احمد به عهده خودم گذاشت، پس از خواندن متن، احساس کردم بازي در نقش لطيف در زمان كوتاهي كه دارم، برایم سادهتر است، اما انتخاب نقش را به عهده خود كارگردان گذاشتم و گفتم برايم فرقي نميكند و آقاي مقدم هم نقش احمد را به من سپرد.
قبل از بازي در سريال چك برگشتي هم تجربه بازي در سريالهاي مناسبتي را داشتهايد؟
سريال اشکها و لبخندها را سه سال پيش برای عید نوروز بازي كرده بودم كه البته پس از تعطيلات پخش شد، در سريال «در مسیر زایندهرود» نیز که برای ماه رمضان فيلمبرداري شد، بازي كردم و برای اولین بار سکانسی را که در روز بازی کردم، شب در تلویزیون دیدم و این برایم خیلی جای تعجب داشت. ما از الان هم مي دانيم كه امسال ماه محرم و ماه رمضان داریم پس وقتی اين موضوع را میدانیم، چرا برنامهریزی درستی برای تولید سریالهاي مناسبتي انجام نميدهیم، برنامهریزی نادرست و فشارکاری بالا و زمان محدود، بازیگر، تهیهکننده و کارگردان را تضعیف میکند.
نبود زمان كافي در اين سريال به بازي شما هم لطمه زد؟
من همیشه گفتهام که چرا برای بازیگر پیشتولید نداریم، بازیگر هم به زمانی به عنوان پیشتولید نیاز دارد تا بتواند شخصیتی که میخواهد بازی کند، پیدا کند و به طور مثال به تعمیرگاه برود و ببیند که تعمیرکاران چگونه کار میکنند، غذا میخورند و... تا بتواند در فيلم مانند يك تعميركار نقشش را بازي كند. بازیگر باید در میان آدمها زندگی کند تا بتواند نقش خود را پیدا کند. اگر پیشتولید یکماهه وجود داشت، شخصیت احمد خیلی بهتر میشد، این احمد حاصل آزمون و خطاست و اگر پیشتولید بود، مجبور نمیشدم صدایم را در 2 قسمت اول دوبله کنم تا با قسمتهاي ديگر يكدست شود.
بازي در كنار ديگر بازيگران سريال چطور بود؟
حضور بازیگران سریال چک برگشتی در كنار هم اتفاق عجیبی بود، خانم رامینفر، امير جعفري، هدایت هاشمی، احمد مهرانفر و همه را میشناسم، وقتی گروهی همیشه با هم کار کردهاند، حواشی كار كمتر ميشود و بازیگران راحتتر کار میکنند؛ به طور مثال در روزهای پایانی فیلمبرداری که کمی مشکل فیلمنامه داشتیم، برخي سکانسها را بداهه کار میکردیم و مشكلي وجود نداشت.
اكثر بازيگران چك برگشتي، تجربه بازي در تئاتر را دارند، اين تجربه در ايفاي بهتر نقشها تاثيري داشت؟
تمام بازیگران چک برگشتی بالای 15 سال تجربه تئاتر داشتهاند، چند سال پیش نمایشي داشتیم به کارگردانی نادر برهانی که همه این بازیگران در آن هم بازي داشتند و نمایش بسیار به یادماندنی شد.
بازیگري یک استعداد است و تئاتر این استعداد را پرورش میدهد، تئاتر کار خارقالعادهای انجام نمیدهد، بلکه تنها استعداد را به بالندگی میرساند و پشتوانه تئاتری من باعث شد بتوانم نقش احمد را بازی کنم.
شما در صحبتهايتان گفته بوديد كه ديگر نميخواهيد كار طنز تلويزيوني را قبول كنيد، چطور شد كه كار در سريال چك برگشتي را پذيرفتيد؟
دلیل این گفتهام به متنهايي برميگشت كه به دستم ميرسيد. فيلمنامههايي كه هيچكدام راضيام نميكردند. از تمام سريالهاي عيد نوروز که در شبکهها بود، به من زنگ زدند و دعوت به كار شدم، اما هيچكدام را نپذيرفتم و تصمیم داشتم در تلویزیون کار طنز انجام ندهم، اما وقتی سیروس مقدم، بازي در چك برگشتي را پيشنهاد داد؛ با بازیگرانی که داشت، نمیتوانستم قبول نکنم، البته منظورم اين نيست كه دوست ندارم در تلويزيون كار كنم، بلكه كار خوب كمتر ميبينم.
معيارتان براي پذيرفتن سريال چيست؟
متن خوب، کارگردان خوب و گروه خوب؛ این سه مورد، ملاکهای من برای انتخاب فیلم یا سریال است. من معتقدم براحتی میتوانیم برنامههای خوب بسازیم و مقابل شبكههاي ماهوارهاي بايستيم، دوره جنگ سرد است، هم بین شبکههای داخلی كشورمان و هم کل شبکههای كشور با شبکههای ماهوارهای، به همين دليل بايد سعي كنيم آثار خوبي بسازيم، یعنی ما نمیتوانیم از پس چند شبکه ماهوارهای کوچک بربیاییم؟! به نظر من میتوانیم، تنها نیاز به برنامهریزی درست و مدیریت صحیح این برنامهریزی داريم.
تجربه كار با سيروس مقدم چطور بود؟
آقای مقدم آدم باهوش و بااخلاقي است، بعد از چيدن عوامل، موقعیت را درک کرد و فهمید که تیم، تیم هماهنگي است، کارگردانیاش فوقالعاده است و وقتی فهمید که کاراکترم را پیدا کردهام، دیگر کاری به من نداشت، جاهایی هم شوخیهایی خارج از متن میکردم که در آنها دخالت میکرد و اگر خوب نبود، میگفت که تغییر کنند و در باقی مواقع چیزی نمیگفت یا سعی در بهتر شدن آن شوخی میکرد. محسن تنابنده و احمد مهرانفر هم واقعا برای ما بازیگران، زحمت کشیدند و هر روز سر صحنه سکانسها را با ما تمرین میكردند.
سريال چك برگشتي از معدود سريالهاي مناسبتي بود كه فضاي سياسي و انتقادي داشت و جامعه امروز را نقد ميكرد. محدوديتي در كار نداشتيد؟
از لحاظ احتياط، برخی سکانسها را 2 بار میگرفتیم، یکبار با لحن شوخی و یکبار جدي که البته این اتفاق در طول سريال تنها 2 بار رخ داد. شبکه موافق ساخت سریال بود و از سریال حمایت کرد و اگر چک برگشتی موفقیتی کسب کرده، مدیون مدیران شبکه است.
بعد از سريال چك برگشتي باز هم در تلويزيون كار ميكنيد؟
فيلمنامهاي از مهراب قاسمخانی و پیمان قاسمخانی به دستم رسيده كه قرار است براي ماه رمضان ساخته شود که نمیتوانم این کار را هم رد کنم. اما اگر کار خوبی در تلویزیون وجود نداشته باشد، ترجیح میدهم کار تئاتر و سینما انجام دهم. همانطور كه سال گذشته در فیلمهای ملکه، بدون خداحافظی و اینجا شهر دیگری است، بازی کردم.
در تعطيلات نوروز، سريالهاي تلويزيون را هم نگاه ميكرديد، به نظرتان كدام سريال از همه قويتر بود؟
فرصت ندارم تلویزیون نگاه کنم و ترجیح میدهم در وقت كمي كه دارم کتاب بخوانم، البته در تعطیلات نوروز بجز سریال چک برگشتی، سریالهای سیر و سرکه و فراموشی را هم تا حدودي تماشا كردم. (با خنده ميگويد) سريال چك برگشتي بهتر از همه بود.
صابر احمدي - جامجم
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 09:05 AM
هنرمندان ياد «بيبي» را گرامي داشتند
مراسم يادبود هنرمند فقيد سينما و تلويزيون پرويندخت يزدانيان با حضور جمع زيادي از بزرگان تئاتر، سينما و تلويزيون پنجشنبه 24 فروردين در سالن شماره يك مجموعه تماشاخانه ايرانشهر برگزار شد.
در اين مراسم مجيد سرسنگي، مديرعامل خانه هنرمندان گفت: پرويندخت يزدانيان تنها بيبي بچههاي ايران نبود بلكه بيبي تمام بچههاي دنياست. توفيق بزرگي است كه امروز جمع صميمي از هنرمندان سينما در كنار هم ياد او را گرامي ميداريم.
سيروس الوند، كارگردان سينما گفت: رابطه كيومرث پوراحمد با مادرش هميشه برايم تداعيگر رابطه كامل و بينقص مادر و فرزند بود. هميشه در سينما به دنبال تفاوت سينماي ايران در پس و پيش از انقلاب ميگشتيم و نقطه عطف سينماي پس از انقلاب را دنبال ميكرديم. به نظرم نقطه عطف سينماي پس از انقلاب حضور خانواده اهالي سينما در سينماست.
اين كارگردان عنوان كرد: سينماي ايران سينماي نجيبي است و بانوان باوقار و نجيبي در اين سينما هستند كه جايگزيني براي آنها در سينما وجود ندارد. اميدوارم پرچمداران و جوانان قدر اين سينما را بدانند. در غم فراغ پرويندخت يزدانيان همه اهالي سينما سوگوارند زيرا مادر خود را از دست دادهاند.
هوشنگ مراديکرماني، نويسنده مجموعه «قصههاي مجيد» نيز گفت: مجيد و بيبي اين داستان از جنس کلمات بودند. هر نقش در هر داستان و کتابي به دنبال فردي ميگردد که به جسم او وارد شود. بدون هيچگونه تعارفي، مجيد باقربيگي و پرويندخت يزدانيان با تسلط کيومرث پوراحمد، نقشهاي داستان من را خوب پوشيدند؛ گويي تنها براي آنها ساخته شده بود.
کيومرث پوراحمد، پسر مرحومه پرويندخت يزدانيان نيز ضمن تشکر از همه حاضران در مراسم گفت: به عنوان يک عضو از خانواده سينما من نيز مهمان اين مراسم هستم. از تمامي برگزارکنندگان اين مراسم تشکر ميکنم. ما در بت ساختن دست طويلي داريم. دوست ندارم از مادرم بت بسازم. به خاطر دارم در طول يک سال فيلمبرداري مجموعه «قصههاي مجيد» مادرم تفاوت ضبط و تمرين را حتي تا روزهاي پاياني کار نيز درک نکرد و همواره بازي ميکرد.
وي بيان کرد: بسيار خشنودم که امروز با گذشت 20 سال از پخش مجموعه «قصههاي مجيد»، مردم و هنرمندان، خاطره بازي او را از ياد نبردهاند.احمد مسجدجامعي، گلاب آدينه، داوود رشيدي، رضا كيانيان، مازيار ميري، فرهاد توحيدي، حسن فتحي، رضا ميركريمي، امين تارخ، مرضيه برومند، حسن پورشيرازي و رويا تيموريان از ديگر حاضران اين مراسم بودند. (مهر)
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 09:07 AM
فتحي «زمانه» را در شبكه 3 ميسازد
مجموعه تلويزيوني «زمانه» به كارگرداني حسن فتحي براي پخش از شبكه 3 سيما ساخته ميشود.
سريال «زمانه» به تهيهكنندگي اسماعيل عفيفه در 45 قسمت ساخته ميشود و از داستاني اجتماعي برخوردار است.
امين تارخ، حميد گودرزي، مهرانه مهين ترابي، ليندا كياني و حسين محجوب از جمله بازيگراني هستند كه دراين سريال بازي ميكنند.
به گزارش فارس، فتحي بتازگي ساخت تلهفيلم چرخ و فلك را به پايان رسانده است. اين كارگردان ساخت آثاري نظير «در مسير زاينده رود»، «مدار صفر درجه»، «ميوه ممنوعه»، «پهلوانان نميميرند»، «شب دهم» و... را در كارنامه خود دارد.
Bauokstoney
Saturday 14 April 2012-1, 09:08 AM
زيباييهاي خليجفارس در شبکه شما
مستند «بهار زیر آبهای خلیج فارس» تولید سیمای مرکز خلیج فارس و به تهیه کنندگی و کارگردانی علیزاده پنجشنبه 24 فروردین ساعت 16 از شبکه شما پخش می شود.
به گزارش روز جمعه جامجم آنلاين به نقل از روابط عمومی معاونت امور استان ها، این مستند در ساختار محض به مدت 26 دقیقه روایتی از اکوسیستم خلیج فارس در فصل بهار را به تصویر می کشد.
درزمان بارندگی در فصل بهارکه شوری آب خلیج فارس نسبتاً کمتر می شود و شکوفایی پلانکتون ها در خلیج فارس آغاز می شود تولید مثل ماهی ها و جانوران مختلف نیز شروع می شود و این مستند رفتار، زندگی و تولید مثل این جانوران دریایی و حیوانات مختلف دریا را به رشته تصویر در می آورد.
از ویژگیهای بارز این مستند فیلمبرداری زندگی دوگونه سخت پوست خلیج فارس است که تا این زمان توسط کسی به تصویر کشیده نشده است و از دیگر ویژگی های آن تصویربرداری زیر آب ازدلفین های خلیج فارس و تخم ریزی ماهیان از زمان تخمگذاری تا لار و ماهی شدن است که برای اولین بار اتفاق می افتد.
دیگر عوامل مستند بهار زیر آبهای خلیج فارس عبارتند از: مشاور علمی: حمیدرضا بارگاهی/ ویرایش متن: عبدالله خداکریمی/ دستیار مونتور: مرجان عطایی فر/ مونتور: حامد بردبار نویسنده: امیدعلیزاده
Bauokstoney
Saturday 21 April 2012-1, 08:25 AM
نمايش فيلمهاي سينمايي آخر هفته
چاقالوها به تلويزيون ميآيند
فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني توافق، وقت طلايي، زندانبان/ چاقالوها، مادر من، تيم ماجراجو، پروانهاي در مه/ شين، بازرس مورس، پرواز از اردوگاه، خائن 2، رژه طولاني من، كوهستان سرخ/ زميني ديگر، هواي سرد/ ويني پو، دزدان ناشي، شكارچي مغزها/ برگ و باد، رويا/ تعقيب 3000 و خبرچين پنجشنبه و جمعه اين هفته از شبكههاي مختلف، پخش ميشود.
شبكه يك به گزارش روز چهارشنبه جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومي سيما، فيلم سينمايي « توافق » به كارگرداني توماس مك كارتي محصول2010 انگليس، پنجشنبه شب ساعت 22 از شبكه يك سيما پخش ميشود.
داستان اين فيلم در مورد مايك، وكيل زبردستي است كه در دوره ركود اقتصادي بسياري از مشتريهايش را از دست داده و در شرايط مالي سختي به سر ميبرد. او با همسر و 2 دختر كوچكش زندگي ميكند و در اوقات فراغت به كار مربيگري كشتي مشغول است. يكي از موكلان او به نام لئو كه پيرمرد ثروتمندي است به دليل ناتواني و زوال مغزي در گذران زندگي دچار مشكل است. مايك با گرفتن كميسيون 1500 دلاري تصميم به نگهداري از او ميگيرد.
فيلم تلويزيوني «وقت طلايي» به كارگرداني صادق كرميار روز جمعه ساعت 16 روانه آنتن شبكه يك ميشود.
داستان فيلم با بازي سروش صحت و بهاره رهنما درباره زن و شوهري تحصيلكرده است كه با وجود داشتن زندگي و امكانات مناسب و جايگاه اجتماعي خوب، قادر نيستند مشكلات زناشويي خود را حل كنند و به همين دليل تا مرز طلاق پيش ميروند.
فيلم سينمايي «زندانبان» به كارگرداني ريگ تريس محصول 2011 آمريكا جمعه اول ارديبهشت ساعت 24 از شبكه يك سيما بازپخش ميشود.
شبكه 2 فيلم سينمايي «چاقالوها» به كارگرداني استيون بريل و تهيهكنندگي راجر بيرن باوم، روز پنجشنبه ساعت 30/14 از شبكه 2 سيما به نمايش درميآيد.
در خلاصه داستان فيلم آمده: پسربچه چاقي به نام جري براي كاهش وزن به اردوگاه تابستاني فرستاده ميشود. به دليل تغيير مديريت، اوضاع اردوگاه نسبت به سالهاي قبل نابسامان و غيرقابل تحمل شده، بنابراين براي حل اين مشكل، بچهها و مربيان سالهاي گذشته با هم متحد ميشوند و فرد جديدي را براي مديريت انتخاب ميكنند.
شبكه 2 سيما براي پنجشنبه ساعت 21 فيلم سينمايي «مادر من» به كارگرداني كلاوس هارو، محصول 2005 كشورهاي فنلاند و سوئد را براي پخش در نظر گرفته است.
روز جمعه ساعت 30/17 فيلم سينمايي «تيم ماجراجو» محصول 2007 كشورهاي اسپانيا و فرانسه از شبكه 2 سيما پخش ميشود.
در خلاصه داستان فيلم آمده: بچهاي به نام تيم با همسنوسالانش در يك مركز نگهداري كودكان خردسال زندگي ميكند. او در پي توپ بازي با دوستانش هنگامي كه توپ را شوت ميكند، توپ به داخل زيرزميني تاريك و مخوف ميافتد. با افتادن توپ همبازيانش او را وادار ميكنند تا هرطور شده توپ را پيدا كرده و با خود بياورد و اين آغاز ماجراي ورود تيم به دنياي خواب و خيالش شده و ....
فيلم تلويزيوني «پروانهاي در مه» جمعه ساعت 23 روانه آنتن شبكه 2 سيما ميشود.
در خلاصه داستان فيلم آمده: مهرانه زن جواني است كه همسرش (صمد) در جنگ شهيد شده، ولي او هرگز اين موضوع را باور نكرده و اصرار دارد كه صمد برميگردد و....
عسل بديعي، كيهان ملكي، برزو ارجمند، زهره صفوي و فرانك نيكنژاد در فيلم تلويزيوني «پروانهاي در مه» به كارگرداني و تهيهكنندگي محمدجواد كاسهساز بازي كردهاند.
شبكه 3 فيلم سينمايي «شين» به كارگرداني جورج استيون روز پنجشنبه ساعت 30/11 از شبكه 3 سيما بازپخش ميشود.
فيلم سينمايي «شين» محصول 1953 در آمريكا ساخته شده است.
فيلم سينمايي «بازرس مورس» محصول سال 2000 كشورهاي آمريكا و انگليس پنجشنبه ساعت 15/17 از شبكه 3 سيما به نمايش درميآيد.
در خلاصه داستان فيلم آمده: پليس به دنبال دختري است كه به ظاهر گمشده و بازرس مورس اعتقاد دارد كه دختر به قتل رسيده است.
پنجشنبه شب ساعت 30/23 فيلم سينمايي «پرواز از اردوگاه» روي آنتن شبكه 3 سيما ميرود.
در اين فيلم ميبينيم كه در عمليات تجسس از يك منطقه تحت تصرف ارتش عراق، سرگرد خلبان، عباس حلمي اسير ميشود؛ در حالي كه پيش از اسارت، نوار تصاوير ضبط شده را در محلي پنهان كرده است. او در اردوگاه اسرا تحت شكنجه قرار ميگيرد، اما محل اختفاي اسناد را بروز نميدهد.
جمشيد هاشمپور، ميرمحمد تجدد و فريدون مالكي در فيلم سينمايي «پرواز از اردوگاه» به كارگرداني حسن كاربخش ايفاي نقش كردهاند.
فيلم سينمايي «خائن 2» محصول 2009 فرانسه جمعه ساعت 30/11 از شبكه 3 سيما بازپخش ميشود.
فيلم سينمايي «رژه طولاني من» به كارگرداني يانگ جون محصول2010 چين، جمعه ساعت 30/14 از شبكه 3 سيما پخش ميشود.
فيلم سينمايي «كوهستان سرخ» جمعه ساعت 19 از شبكه 3 سيما روانه آنتن ميشود.
در خلاصه داستان فيلم آمده: شن كوپر، افسر كلانتري است كه به علت بيماري و باردار بودن همسرش درخواست ادامه خدمت در كوهستان سرخ (شهري ييلاقي در استراليا) را داشته است. روز اول خدمت در كوهستان سرخ، كوپر سلاح خود را در ميان اثاثيه پيدا نميكند و بدون سلاح به كلانتري ميرود.
اين فيلم محصول 2010 كشورهاي استراليا و انگلستان به كارگرداني پاتريك هوگس است.
شبكه 4 فيلم سينمايي «زميني ديگر» به كارگرداني مايك كاهيل روز پنجشنبه ساعت 30/15 از شبكه 4 سيما بازپخش ميشود. اين فيلم محصول 2011 آمريكاست.
فيلم سينمايي «هواي سرد» به كارگرداني آرون كاتز جمعه ساعت 30/20 در قالب برنامه «سينما 4» از شبكه 4 سيما پخش ميشود.
در خلاصه داستان فيلم آمده: باب پسر جواني است كه دانشجوي رشته جرمشناسي بوده و درس را رها كرده، او مدتي است از همسر خود ريچل كه در شيكاگو زندگي ميكردهاند، جدا شده و اكنون به زادگاهش بازگشته و تصميم دارد به همراه خانوادهاش زندگي كند. اين فيلم محصول 2010 آمريكاست.
شبكه تهران انيميشن «ويني پو» به كارگرداني استفن جي اندرسون محصول 2011 آمريكا، پنجشنبه ساعت 30/13 در قالب برنامه «تماشاخانه» از شبكه تهران روي آنتن ميرود.
فيلم سينمايي «دزدان ناشي» به كارگرداني ژولين سري 30 دقيقه بامداد جمعه از شبكه تهران بازپخش ميشود.
شبكه تهران فيلم سينمايي «شكارچي مغزها» به كارگرداني كريستوفر تبوري محصول2004 كشورهاي آمريكا و كانادا، را براي پخش در ساعت 30/13 جمعه در نظر گرفته است.
شبكه شما فيلم تلويزيوني «برگ و باد» به كارگرداني جواد افشار از توليدات مركز گيلان پنجشنبه شب ساعت 23 از شبكه شما پخش ميشود.
در خلاصه داستان فيلم آمده: دختري كه در ايام نامزدي به سر ميبرد، با افتادن درختي روي پاهايش فلج ميشود. تازهداماد كه دوران سربازي را ميگذراند، نميتواند با اين شرايط كنار بيايد و مدام با خودش كلنجار ميرود كه از همسرش جدا شود.
فيلم تلويزيوني «رويا» به كارگرداني فريدون كرمي و تهيهكنندگي عباس گلرسا، از توليدات صداوسيماي مركز يزد جمعه ساعت 30/13 از شبكه شما پخش ميشود.
شبكه نمايش فيلم سينمايي «تعقيب3000» به كارگرداني گرگوري جي لينزي محصول2010 آمريكا، پنجشنبه ساعت 19 در جدول پخش شبكه نمايش قرار گرفته است.
داستان فيلم سينمايي «تعقيب 3000 » درباره خاطرات كودكي 2 برادر به نامهاي راجر و ميكي است كه به تيم بيسبال شهرشان علاقه بسيار دارند و تمام بازيهاي بازيكن معروف آن را از نزديك دنبال ميكنند.
همچنين فيلمهاي سينمايي و انيميشن «چشمهاي تقريبا نگران»، «توتفرنگي كوچولو، جشن بهاري»، «قطار فراري»، «بچههاي ابدي» و «جنگ» روز پنجشنبه ساعت 17، 15، 13، 21 و 23 از شبكه نمايش پخش ميشود.
فيلم سينمايي «خبرچين» به كارگرداني دانت لام محصول هنگكنگ جمعه ساعت 23 از شبكه نمايش روي آنتن ميرود.
در اين فيلم ميبينيم: بازرس پليس دن براي جمعآوري اطلاعات و دستگيري اعضاي تبهكار از افراد نفوذي به عنوان خبرچين بين آنها استفاده ميكند. بربر سارق حرفهاي است.
همچنين فيلمهاي سينمايي و انيميشن «تهران 20 سال بعد»، «پرس موش، دندون بچهها»، «قاصدك»، «خويشاوندي» و «مرد» روز جمعه ساعت 17، 15، 13، 19 و 23 از شبكه نمايش پخش ميشود.
Bauokstoney
Saturday 21 April 2012-1, 08:26 AM
آميتاب باچان:
تلويزيون برايم منبع الهام است
آميتاب باچان چند روز قبل وارد 69 سالگي شد و به همين خاطر چند گفتوگوي بلندبالا با رسانههاي جمعي هند كرد.
اين بازيگر ـ كه هنديها به او لقب ابرستاره را دادهاند ـ بيش از 40 سال است كه بيوقفه مشغول بازي در فيلمهاي سينمايي است.
او اولين بازيگر مشهور سينماي هند است كه در دوران اوج بازيگري خود، به همكاري با رسانه تلويزيون پرداخت و در سال 2000 به عنوان مجري با برنامه «كي ميخواد پولدار بشه؟» به همكاري پرداخت.
اين نمايش مسابقهاي خيلي سريع تبديل به پديده كل دوران فعاليت رسانه تلويزيون كشور و پربينندهترين برنامه تلويزيوني اين كشور آسيايي شد.
پس از آن بود كه ديگر بازيگران مطرح و جوان هند (همچون سلمانخان و شاهرخخان) هم جرات همكاري با نمايشهاي مسابقهاي هفتگي تلويزيوني را پيدا كردند.
حضور آميتاب باچان در مقام مجري برنامه كي ميخواد پولدار بشه؟ در حال حاضر، تبديل به يك خاطره جذاب همگاني در ذهنيت تماشاگران سينما و تلويزيون در شبهقاره هند شده است.
خبرنگاراني كه با اين بازيگر قديمي در سالروز تولدش مصاحبه كردند، بخشي از گفتوگوي خود را به همكاري باچان با رسانه تلويزيون و ديدگاه وي در رابطه با اين رسانه كوچك اختصاص دادهاند.
در سن 69 سالگي، هنوز هم پركارترين و فعالترين چهره دنياي هنر و سرگرمي هند هستيد و در بيشتر مدت 24 ساعت شبانهروز، مشغول كار هستيد. آيا وقت ميكنيد تمام آن كارهايي را كه دوست داريد، انجام دهيد؟
نه كاملا! هنوز هم فكرها و چيزهاي خيلي زيادي در ذهن است كه نتوانستهام آنها را به انجام برسانم و احساس ميكنم بايد آنها را هر چه سريعتر انجام دهم. شايد يك روز وقت انجام دادن آنها را پيدا كنم!
آيا ميل و آرزوي برآورده نشدهاي هم وجود دارد؟ مهمترين اتفاقي كه در يك سال گذشته برايتان رخ داده چه بود؟
آرزوهاي برآورده نشده زيادي دارم، ولي خيلي سخت است بخواهم دربارهشان صحبت كنم و روي آنها انگشت بگذارم؛ اما ميتوانم بگويم آنچه امروز برايم اهميت زيادي دارد، سال قبل اهميتي نداشت.
تا به امروز مسابقه تلويزيوني «كي ميخواد پولدار بشه» تنها كار تلويزيوني كارنامه هنريتان بوده است. تلويزيون تا چه اندازه روي شما و كارتان به عنوان هنرمندي كه عموم مردم او را ميشناسند و دوستش دارند، تاثير گذاشته است؟
تلويزيون برايم بزرگترين منبع الهام است. ارزشهايي كه اين رسانه خلق ميكند و تاثيراتي كه روي بينندگانش ميگذارد عظيم است. تمام اين چيزها در دوراني كه جلوي دوربين تلويزيون ظاهر شدم تجربهها و تمرينهايي بزرگ بودند كه چيزهاي زيادي به من ياد داد. كار در تلويزيون تاثير بزرگي روي من و كارهايم داشت. هيجاني كه اين رسانه خلق ميكند، قابل مقايسه با سينما نيست. نميدانم ميدانيد يا نه، ولي من از سالها قبل از اين كه تلويزيون در هند تبديل به يك رسانه بزرگ و پرقدرت شود، با آن همكاري داشتم و درگير مسائل آن بودم.
با وجود آن كه يك بازيگر سينما هستم، ولي هميشه گفتهام رسانه تلويزيون تاثيرگذارترين رسانه گروهي در هند است و در حال حاضر لقب تنها رسانهاي را به خود اختصاص داده كه اكثر سرگرميها را براي بينندگانش فراهم ميكند. صادقانه بگويم اين رسانه موفق شده در هند سينما را شكست دهد.
فكر ميكنيد چرا اين اتفاق افتاده است؟
در وهله اول به دليل بالا بودن كيفيت برنامههاي آن و دليل دوم را بايد در شتاب زياد تحولات و رويدادهاي اجتماعي جستجو كرد. در اوضاع و احوال كنوني كه همه چيز به سرعت برق ميگذرد، خيلي مهم است كه شما همه چيز را در سر زمان خودش در معرض ديد عموم قرار دهيد. يك فيلم سينمايي از زمان پيشتوليد تا زمان نمايش عمومي با يك فاصله زماني چند ماهه روبهروست كه يك خلأ ايجاد ميكند. ولي تلويزيون اين محدوديت را ندارد و ميتواند برنامهاي را در ساعات اوليه شب نمايش دهد كه صبح همان روز توليد شده است. براي من، تلويزيون خشنودكنندهترين و خلاقترين رسانهاي است كه طي اين مدت شناختهام.
پس چرا همكاريتان با اين رسانه اينقدر كم است؟
آدم هميشه نميتواند به خواستههايي كه دارد برسد. اگر من چنين ديدگاهي درباره تلويزيون دارم، معنياش اين نيست كه ميتوانم در انبوه كارهاي تلويزيوني حضور داشته باشم. واقعيت امر اين است كه من بازيگر سينما هستم و بايد رعايت و ملاحظه شغلم را بكنم. آدمي مثل من نميتواند هرروز راه بيفتد و اينجا و آنجا برود و در نمايشهاي تئاتري و مجموعههاي تلويزيوني بازي كند. همه ما موظف هستيم حرمت حرفه و شغلي را كه داريم حفظ كنيم و در كار ديگر همكارانمان مداخله نكنيم. همانطور كه دنياي تئاتر بازيگران خود را دارد، رسانه تلويزيون هم بازيگران خود را دارد كه همه ما آنها را به عنوان بازيگران تلويزيوني ميشناسيم. اگر من و ديگر همكاران سينمايي وارد مجموعههاي تلويزيوني شويم، آن وقت بازيگران تلويزيون چه كار كنند؟ تلويزيون بازيگران و كارگردانان خاص خودش را دارد كه كارشان توليد مجموعهها و برنامههاي تلويزيوني است. آنها كارشان را خيلي خوب بلدند و مردم هم آنها را دوست دارند. در ارتباط با همكاري با تلويزيون تا آنجا كه به ما بازيگران سينما مربوط ميشود، ميتوانيم در نمايشهاي مسابقهاي تلويزيوني به عنوان مجري ظاهر شويم.
اما شما حتي ديگر به عنوان مجري يك برنامه مسابقهاي تلويزيوني هم در تلويزيون ظاهر نشديد؟
تجربهاي را كه ميخواستم از حضور در يك كار تلويزيوني پيدا كنم، با همان برنامه «كي ميخواد پولدار بشه؟» كسب كردم. حضورم به عنوان مجري تلويزيوني اعتراض شديد همكارانم را به همراه داشت. آنها بحق ميگفتند، من با اين كار تماشاگران سينما را خانهنشين كردم و پاي اين جعبه جادويي كوچك نشاندم. صنعت سينماي هند به خودي خود هم با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم ميكند و شايد درست نباشد كه ما بازيگران سينما هم با كارهايمان به اين مشكلات دامن بزنيم. در عين حال، جذابيت آن كار تلويزيوني من در اين است كه چون تك بود و تجربه مربوط به آن دوباره تكرار نشد، حال و هوايي خاص و منحصر به فرد پيدا كرد. شايد اگر در كارهاي بيشتري در تلويزيون شركت مي كردم، «كي ميخواد پولدار بشه؟» نميتوانست تبديل به آن پديدهاي بشود كه در حال حاضر هست.
با اين حال، هنوز احتمال حضور دوبارهتان در يك برنامه نمايشي تلويزيوني وجود دارد؟
صد درصد! چه كسي ميتواند بگويد فردا چه پيش خواهد آمد؟ آينده براي هيچ يك از ما قابل پيشبيني نيست.
با وارد شدن به 69 سالگي و در سالروز تولد خود، دوست داريد چه تغييري در زندگيتان بدهيد؟
چرا سالروز تولد آدم بايد دليلي براي تغييرات تازه باشد؟ اگر شما قويا احساس ميكنيد كه وجود تغييرات لازم است، نيازي نيست منتظر بهانهاي مثل سالروز تولد باشيد. هر روز زندگي براي ايجاد تغيير و دگرگوني، روز خوب و مناسبي است و من از هر فرصتي براي تازه شدن و تحقق بخشيدن به آرزوها و روياهايم استفاده ميكنم. براي اين كار هيچ وقت به انتظار فرا رسيدن زمان و وقت خاصي نمينشينم.
Bauokstoney
Saturday 21 April 2012-1, 08:27 AM
مسابقه موج سلامت
سوالات اين مسابـقـه از سوي راديو سلامـت (موج افام، رديف 102) از شنبه تا چهارشنبه مطرح ميشود و اسامي برندگان هر پنجشنبه اعلام خواهد شد.
براي شركت در مسابقه، شماره سوال و گزينه صحيح را به شماره پيامك راديو سلامت 300001039 ارسال كنيد.
برندگان مسابقه اين هفته سیدمهدیار مهدوی
مهشید مهرمند
احمد رزاقی
شهین محبی
عارف دوستی
Bauokstoney
Saturday 21 April 2012-1, 08:29 AM
از مجموعه شايد براي شما هم اتفاق بيفتد
«شب سوم» در رستوران کليد خورد
تصویربرداری اپیزود «شب سوم» به کارگردانی احمد معظمی و تهیهکنندگی اکبر تحویلیان از مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» جلوی دوربین رفت.
تصویربرداری اپیزود «شب سوم» امروز با ضبط صحنههای رستوران در میدان هروی تهران جلوی دوربین رفت.
طبق برنامهریزی انجام شده تصویربرداری طی 9 جلسه انجام میشود. اکثر صحنههای اپیزود در رستوران میگذرد و بخشهایی در خانه شخصیت اصلی با نام هاشم (امیر کاظمی) ، کلانتری و خیابانهای تهران ضبط خواهد شد.
در خلاصه داستان این اپیزود آمده است: هاشم که در قسمت قبل از رستوران اخراج شده در رستورانی دیگر مشغول به کار میشود. او انسان سالمی است و از اینکه در رستورانی کار میکند که کارگران بدون اطلاع صاحب رستوران در ماه رمضان غذا میفروشند رنج می برد اما....
در این اپیزود، حسن اسدی، رضا آحادی، فاطمه شکری، بهزاد داوری، امیر کاظمی و ... به ایفای نقش میپردازند.
تعدادی از عواملی که در ساخت اپیزود همکاری دارند، عبارتند از: نویسنده فیلمنامه: ندا نوبخت/ کارگردان: احمد معظمی/ مدیرتصویربرداری: بابک بذرافشان/ صدابردار: حمید یارندپور/ مدیرتولید: حسن صداقت/ طراح گریم: خاطره خاشعی/ طراح صحنه و لباس: افسانه صمدزاده/ برنامه ریز: امیرجاوید نیک/ دستیار اول کارگردان: سیامک راشدی
سری جدید مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» برای پخش در ایام ماه مبارک رمضان از شبکه تهران تهیه و تولید میشود.(فارس)
Bauokstoney
Saturday 21 April 2012-1, 08:30 AM
پخش پشت صحنه مسير انحرافي از شبکه سه
پشت صحنه مجموعه تلویزیونی «مسیر انحرافی» از شبکه سه سیما پخش میشود.
پشت صحنه مجموعه «مسیر انحرافی» فردا - شنبه دوم اردیبهشت - ساعت 21 از شبکه سه پخش میشود.
بنا بر این گزارش، تکرار این برنامه روز يكشنبه ساعت 14:30 به روی آنتن میرود.
پشت صحنه این سریال تلویزیونی توسط امین هاشمی اصل کارگردانی شده است.
سریال «مسیر انحرافی» به کارگردانی بهرنگ توفیقی ساخته شده و بازیگرانی نظیر فرزاد حسنی، پوریا پورسرخ، بهنوش بختیاری، محمد شیری، سپند امیرسلیمانی، نادر سلیمانی و... در آن ایفای نقش کرده اند.(فارس)
Bauokstoney
Saturday 21 April 2012-1, 08:32 AM
500 ساعت طرح توليد انيميشن تلويزيوني در سال 91
رییس مركز پویانمایی صبا گفت: 500 ساعت طرح برای تولید انیمیشن به تصویب رسیده كه ساخت آن در سال جاری پیگیری می شود.
حسین ساری با تاكید بر اینكه مركز پویانمایی صبا تلاش می كند تا تولید این طرح های انیمیشن در سال 91 انجام شود، ابراز امیدواری كرد كه صبا در پایان سال بتواند حدود 260 ساعت انیمیشن تولید و به شبكه های تلویزیونی عرضه كند.
وی همچنین مجموع برنامه های در حال تولید و طرح های در حال نگارش را بیش از 200 عنوان ذكر كرد كه اغلب آنها را مجموعه های انیمیشن تشكیل می دهند.
«ساری»، تولید آثار پویانمایی ویژه كودك و نوجوان را خواست و رویكرد اصلی صدا و سیما در حوزه انیمیشن عنوان كرد و گفت: بر اساس اهدافی كه در راهبرد مركز پویانمایی صبا ترسیم شده است، این مركز باید به قطب پویانمایی بویژه در حوزه انیمیشن های دینی و اخلاقی تبدیل شود.
رییس مركز پویانمایی صبا افزود: اكنون میزان پخش آثار انیمیشن داخلی نسبت به آثار خارجی در شبكه های تلویزیونی راضی كننده نیست.
وی اضافه كرد: صدا و سیما به دنبال ایجاد شبكه ویژه برای پخش انیمیشن است كه لازمه آن افزایش كمی سهم انیمیشن های ایرانی است.
«ساری» همچنین میزان تولید سالانه این مركز را 200 ساعت (حدود 15 هزار دقیقه) برآورد كرد و گفت: اگر به این رقم تولید انیمیشن در دیگر مراكز سیما افزوده شود به رقمی حدود 300 ساعت در سال می رسیم.
رییس مركز پویانمایی صبا هدف گذاری برای تولید سالانه 500 ساعت انیمیشن را دست یافتنی دانست و اظهارداشت: هرچند این عدد نیاز شبكه های تلویزیونی را به طور كامل پوشش نمی دهد اما اگر بنا داریم به قطب تولید انیمیشن تبدیل شویم، باید از نظر كمی و كیفی در بخش تولید رشد كنیم.
ساری افزود: تولید آثار انیمیشن در ایران در دو دهه اخیر مورد توجه جدی قرار گرفته و نوپا است اما رتبه خوبی را در میان دیگر كشورها دارد و در سال های اخیر نیز حوزه یادشده به توسعه كمی دست یافته است.
وي درباره استفاده از فناوری های نو در عرصه انیمیشن سازی در ایران گفت: حوزه انیمیشن به شدت تابع مهارت است و هرقدر كه تولید بیشتر شود، كیفیت كار هم ارتقا می یابد.
رییس مركز پویانمایی صبا با تاكید بر اینكه زمان توجه به ایجاد جذابیت های بصری در انیمیشن های ایرانی برای جذب مخاطب كودك و نوجوان فرا رسیده است، یادآور شد: تولید انیمیشن با كیفیت به فیلمنامه و ایده مناسب، طراحی درست، داشتن ابزارها و نرم افزارهای لازم و مهارت و تجربه كافی نیاز دارد.
وي تاكید كرد: مركز پویانمایی صبا برای ارتقای سطح كیفی انیمیشن های تولیدی نظارت كیفی بر آثار را در حین تولید در دستور كار قرار داده و ناظران كیفی در فرآیند تولید بر كارها نظارت می كنند.
«ساری» برپایی جشنواره هایی با محوریت انیمیشن، كارگاه های آموزشی، جلسات هم اندیشی، بازآموزی و آموزش های مهارتی فعالان را از اقداماتی برشمرد كه در ارتقای كیفی انیمیشن های تولیدی موثر است.(ايرنا)
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:14 AM
مسير انحرافي
لاست ايراني با طعم كمدي
از همان تيتراژ ابتدايي و تفاوت ذوقي كه دراجراي آن ميبينيم ميتوان حدس زد با يك سريال طنز مواجه هستيم.
پيش ازاينكه وارد قصه و شخصيتها شويم، بايد درهمين تيتراژ توقف كنيم كه با تمهيد هوشمندانهاي، بازيگران و شخصيتهاي پرتعداد خود را به مخاطب معرفي ميكند و اين شيوه براي مجموعهاي كه كاراكترهاي فراوان دارد ميتواند روش مناسبي باشد تا بازيگران، نقش و حضور آنها را به ذهن سپرد.
مسير انحرافي، هم قصه تازهاي دارد و هم در ساختار و بهرهگيري از جلوههاي ويژه بخوبي عمل ميكند حتي اگر بگوييم قصه و روايت آن تحت تاثيرسريال معروف لاست باشد، با اين حال بومي و ايرانيزه كردن يك قصه معروف اگر بدرستي صورت بگيرد جاي هيچ انتقادي نيست.
در ضمن ساختار و لحن كمدي قصه نيز آن را از سريال جدي لاست متمايز ميكند. با اين حال مسير انحرافي را ميتوان روايتي طنز از يك لاست ايراني دانست كه توانسته نظر مخاطب را به خود جلب كند و دستكم جسارت بهرنگ توفيقي در تجربهگرايي ساختاري را محك بزند.
به لحاظ ويژوال افكت و جلوههاي ويژه كامپيوتري نيز مسير انحرافي كار قابل اعتنايي است و دستكم با ظرفيت و بضاعت تكنيكي سينماي ايران براي يك سريال تلويزيوني امتياز خوبي محسوب ميشود كه اي كاش به همان دو قسمت اول ختم نميشد و درهر قسمت دستكم به شكل كوتاه و موجزي بخشي از اين تروكاژها به بيننده عرضه ميشد.
قرار نيست تمام لذت تماشاي يك سريال به قصه و آدمهايش ختم شود. اين بازيهاي تصويري و زيباييشناسي تكنيك نيز سهم بزرگي در لذت بصري مخاطب از تماشاي يك تلويزيون دارد كه ظاهرا رسانه ملي با ساخت سريالهايي مثل مسير انحرافي و «حيراني» نشان داد به اين مساله نيز توجه بيشتر و جديتري كرده است.
مسير انحرافي قصه مسافران هواپيمايي است كه براثر سقوط در يك جزيره ناشناخته وارد فضا و مناسبتهايي ميشوند كه سرنوشت مسافران را به هم وصل ميكند.
هرچند معلوم نيست بقيه مسافران ديگري كه در هواپيما بودند چه شدهاند. تنوع بازيگران و رويكردي كه در چينش بازيگران وجود داشته به ريتم تند قصه و تنوع آن كمك زيادي كرده و اين متنوع بودن از حضور مجرياي مثل فرزاد حسني گرفته تا بازيگر سينما مانند پوريا پورسرخ را در برميگيرد.
شخصيت عارف ساطور با ويژگيهاي شخصيتي و توانمندي فرزاد حسني در بيان و بازيهاي زباني كه به دايره واژگان زيادي نيازمند است انطباق خوبي يافته، هر چند گاهي جنس بازي فرزاد به نوع اجرايش در مقام مجري شباهت مييابد.
پوريا پور سرخ كه در چند فيلم سينمايي طنز همين لحن نيمه لمپني را انتخاب كرده بود و اتفاقا خيلي هم بد از كار درآمده بود در اين سريال هماهنگي و تناسب خوبي با نقش و فضاي قصه پيدا كرده و بازيش به دل مينشيند.
بهنوش بختياري نيز با لحن شمالي كه انتخاب كرده در بين خانمها بازي دلنشينتري دارد، درست برعكس شقايق دهقان كه نتوانست جذابيت بازي در «ساختمان پزشكان» را تكرار كند اما آنچه در چينش بازيگران و طراحي شخصيتها قابل توجه است اعتناي فيلمنامهنويس و كارگردان به خلق تضاد وموقعيتهاي پارادوكسي بين مسافران هواپيماست كه انواع شخصيتها را ميتوان در آن پيدا كرد كه البته حفظ راكورد بازي آنها نيز كار سادهاي نيست.
همين موقعيتهاي متضاد كمك كرده است قصه در عين اينكه به يك طنز فانتزي وابسته بوده و به نوعي سريال علمي ـ تخيلي هم محسوب ميشود رگههايي از كمدي موقعيت را نيز در خود بپروراند و صرفا به طنزكلامي و رفتاري محدود نشود.
مسير انحرافي در بستر يك كمدي موقعيت روايت ميشود و در كنار آن از طنازيهاي فردي و كلامي بازيگران خود نيز بيبهره نيست.
در ضمن با عبور از برخي ملاحظات و خط قرمزهایي كه در گذشته بوده در ارتباط با برخي مناسبتهاي اجتماعي و انساني آزادانهتر سخن ميگويد كه بدون شك بخشي از جذابيت سريال به همين ويژگي برميگردد.
بعد از سريال «چك برگشتي» حالا نوبت مسير انحرافي است كه از يك نماينده مجلس استفاده كرده و بهواسطه حضور او به يك طنز اجتماعي نيز پرداخته و برخي نقدهاي رفتاري در حوزه عمومي را دراماتيزه كرده است.
اين ناكجاآبادي جزيره نيز به انتزاعي و ذهني شدن موقعيت اجتماعي قصه كمك كرده و شرايطي را ترسيم ميكند كه انگار نقادي اجتماعي دريك مكان نامعلوم صورت ميگيرد و قرار نيست كسي يا جاي خاصي را نشانه بگيرد.
مسير انحرافي تمهيدات ظريف و هوشمندانهاي در طرح برخي انتقادات سياسي ـ اجتماعي به خرج ميدهد كه توي ذوق نميزند و در وادي لودگي نميافتد.
نگارنده فقط نگران پايانبندي اين قصه است كه دست كم آنقدر منطقي باشد كه جذابيت مجموعه را تا نقطه پاياني و گرهگشايي از قصه حفظ كند.
مسير انحرافي بهواسطه نوع قصه و التزامي كه در جلوههاي ويژه و تروكاژي داستاني داشته از حيث توليد، سريال سختي به نظر ميرسد. ما در اين شيوه از سريالسازي هنوز ابتداي راه هستيم و همينكه جسارت پرداخت به چنين ساختاري ايجاد شده، ميتواند نقطه عطفي براي تلويزيون باشد تا اين تجربهگرايي را به كمال رسانده و ما شاهد توليد انواع مختلف سريالها در كنار ملودرامهاي خانوادگي باشيم. شوخيهايي كه سريال مثلا با فيلم «ارتفاع پست» ابراهيم حاتميكيا دارد هم در نوع خودش جالب بوده و نشانهاي است از اينكه ميتواند شوخيهاي طنازانه را در ساحتهاي تازهتري تجربه كرد و دچار انحراف نشد.
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:14 AM
«طهران نو» موقعيتهاي كمدي زندگي را روايت ميكند
فريد سجادي حسيني در دومين تجربه سريالسازي خود بعد از سريال «بانو» مشغول كارگرداني سريال «طهران نو» براي پخش از شبكه 5 سيماست.
سريالي كه اميد سهرابي، فيلمنامه آن را نوشته و علي تقيپور تهيهكنندگي آن را عهدهدار است و تركيبي از بازيگران مطرح تلويزيون، سينما و تئاتر در چينش بازيگران اين مجموعه تلويزيوني در كنار هم خودنمايي ميكند. مجموعهاي كه با نگاه به فهرست بازيگرانش بايد گفت يكي از پربازيگرترين سريالهاي تلويزيون در سالهاي اخير است.
سريال طهران نو از آنجايي آغاز ميشود كه كيا مقدم بعد از سالها دوري از وطن به خاطر پيگيري برخي مسائل شخصي و در حالي كه در زندگي زناشويي خود شكست خورده است، به كشور بازميگردد، اما در همان بدو ورود با اتفاقي روبهرو ميشود كه زندگي خودش و بسياري را تحت تاثير قرار ميدهد.
حالا سكانسهاي قسمت سوم سريال در يك بيمارستان در حال تصويربرداري است، در اين سكانسها مهران احمدي در نقش «نعيم»، بهروز شعيبي در نقش «طاهر»، علي سرابي در نقش «كيا» و هومن سيدي در نقش «عادل» بازي ميكنند.
علي سرابي كه سالهاست در زمينه بازيگري تئاتر فعاليت ميكند و يكي از بهترينهاي اين عرصه است، به عنوان مهمترين تجربه حضور در تلويزيون در سريال طهران نو يكي از نقشهاي اصلي را به عهده دارد. سرابي معتقد است تلويزيون مهمترين رسانهاي است كه ارتباط مستقيمي با مخاطب دارد و از اين جهت فضاي مناسبي براي يك بازيگر است تا با مخاطبانش ارتباط بيشتر و بهتري داشته باشد.
وي در ادامه درباره حضورش در اين سريال ميگويد: امسال در سريال سهمي براي دوست به كارگرداني مسعود اطيابي بازي كردم و اواسط تصويربرداري سهمي براي دوست اميد سهرابي با من تماس گرفت و پيشنهاد بازي در اين سريال را با من در ميان گذاشت و حقيقتا به دليل مشغله زياد ابتدا حاضر به قبول كردن اين كار نبودم، اما بعد از خواندن فيلمنامه به حدي از قصه و ساختار مناسب آن خوشم آمد كه بازي در اين مجموعه را پذيرفتم؛ به جرات ميتوانم بگويم كه اين فيلمنامه يكي از بهترين فيلمنامههايي است كه تا به حال خواندهام. علاوه بر اينكه اين سريال گروه بازيگران بسيار خوبي دارد، به همين دليل فكر كردم چقدر در كنار اين بازيگران ياد خواهم گرفت و تجربه خوبي براي من خواهد بود.
سرابي در ادامه درباره ويژگي نقش خود در اين سريال افزود: در نقش كيا سعي كردم وفادار به قصه باشم و شخصيت را درست روايت كنم، چراكه خود نقش در فيلمنامه فراز و فرودهاي بسياري دارد و ترجيح ميدهم به جاي اينكه در خدمت سبك بازيگري خودم باشم، در خدمت متن و اثر نويسنده باشم و خوانش درستي از متن داشته باشم.
روايت درست از كمدي موقعيت بهروز شعيبي، يكي ديگر از بازيگران اين سريال است كه در اين سكانس، نقش يك بيمار را بازي ميكند، روي يك تخت دراز كشيده و ظاهرا حادثهاي برايش اتفاق افتاده كه پايش به بيمارستان كشيده شده است و مابين ديالوگهاي رد و بدل شده بين او و نعيم (مهران احمدي) حرفي از كليه هم به ميان ميآيد !
بعد از تصويربرداري اين سكانس، بهروز شعيبي بازيگر نقش (طاهر) درباره حضورش در اين مجموعه و برداشت شخصياش از نقشي كه به او سپرده شده است، ميگويد: طاهر شخصيتي است كه زندگياش دچار فراز و فرودهاي زيادي ميشود و در طول سريال هم مخاطب اين فراز و فرودها را ميبيند. حضورم در اين كار هم به دليل كارگردان خوب اين مجموعه بود كه سالهاست ميشناسمش و همچنين گروه بازيگران خوب و البته فيلمنامه قوي آن. نوع روايت قصه را دوست دارم و حضور بازيگراني كه تا پيش از اين، آنها در چنين نقشهايي ديده نشدهاند، برايم جذاب بود. وي در ادامه درباره تفاوت اين سريال كه در قالب كمدي درام روايت ميشود، با ساير مجموعهها و سريالهاي تلويزيوني ميگويد: من درباره اين تفاوت خيلي نميتوانم اظهارنظر كنم و بايد منتظر پخش آن باشيم، اما ميتوانم بگويم به نظرمن يك سريال چند شاخصه براي موفقيت در تلويزيون دارد، يكي از آنها ساعت و زمان پخش است و مهم تر از همه اينكه رابطه خوبي پشت دوربين و جلوي دوربين بين عوامل يك كار شكل گرفته باشد.
نكته: يكي از ويژگيهاي سريال طهران نو تعداد بازيگراني است كه در آن ايفاي نقش ميكنند. بازيگران معروفي كه قرار است آنها را در نقشهاي متفاوت ببينيم
وي در ادامه درباره نقاط قوت اين سريال ميگويد: در فيلمنامه طهران نو، قصه در عين جديت يك بار كمدي هم دارد كه براي آدمهاي قصه، كمدي نيست و خيلي هم موقعيت جدي است، اما براي بيننده كه نظارهگر قصه است، ممكن است كه بار كمدي داشته باشد. دومين مورد نگاه درست كارگردان به قصه و نوع روايت آن است و نكته بعد ارتباط شخصيتهاي قصه با هم است. مثلا در سكانسهايي كه من با علي سرابي و شقايق دهقان بازي دارم، ما تلاش نميكنيم شوخي را به متن يا حركاتمان اضافه كنيم. سعي ميكنيم اتفاق را بدرستي شكل بدهيم. گره خوردن تمام اين شاخصهها باعث ميشود ما به آن اتفاق كه روايت درست از متن و روايت يك قصه كمدي اجتماعي است، نزديك شويم.
شروع با فيلمنامه كامل علي تقيپور، تهيهكننده سالهاست با سجادي حسيني ارتباط نزديكي دارد و به گفته خودش سالها پيش در سريال «ترور» او در مقام بازيگر رابطه دوستي آنها شكل گرفته است و تا به امروز ادامه دارد.
تقيپور درباره شكلگيري اين سريال ميگويد: از آقاي اميد سهرابي دعوت كرديم تا قصهاي را براي ما بنويسد كه در عين كمدي بودن داراي مضموني اجتماعي باشد و خوشبختانه ايشان دعوت ما را پذيرفت و از آنجا كه من آشنايي و دوستي قديمي با فريد سجادي حسيني داشتم، پيشنهاد كارگرداني اين مجموعه را به ايشان دادم كه خوشبختانه پذيرفتند.
وي در ادامه ميگويد: از ويژگيهاي اين سريال كه به نظر من در زمان پخش از سريالهاي موفق سيما خواهد شد، اين است كه بشدت وفادار به متن است و به گونه (ژانر) خود كه گونه كمدي ـ درام است، وفادار است. اين در حالي است كه به نظر من در سريالسازي در كشور ما خيلي به گونه اهميت داده نميشود. اين سريال قصه بسيار منسجمي دارد و در مسير واحدي هم حركت ميكند. از ويژگيهاي ديگر سريال اين است كه بسيار پربازيگر و پرلوكيشن است و البته تفاوت ديگر شايد در اين باشد كه بازيگران در نقشهايي ظاهر شدهاند كه با ساير كارهايي كه تا امروز از آنها ديدهايم، متفاوت است.
تقيپور دليل افت كيفيت برخي سريالها را ضعف فيلمنامه ميداند و در اينباره ميگويد: متاسفانه بسياري از سريالها از ضعف فيلمنامه برخوردارند و گاهي حتي در زمان تصويربرداري، گروه فيلمنامه كامل در اختيار ندارد، اما خوشبختانه ما از زمان شروع تصوير برداري طهران نو فيلمنامه كامل در اختيار داشتيم و با دكوپاژ كامل سر صحنه حاضر ميشديم.
سكانسي كه امروز بايد تصويربرداري شود، چند بار تكرار ميشود و در اين ميان گهگاه صداي خنده گروه فضاي راهرويي را كه در آنجا تصويربرداري انجام ميشود، پر ميكند. بعد از اينكه اين سكانس به تاييد فريد سجادي حسيني ميرسد، دقايقي با او به گفتوگو مينشينيم.
وي در ابتدا درباره تفاوت اين سريال با ساير مجموعههايي كه از تلويزيون به نمايش درميآيد، ميگويد: تلاش نميكنم سريالي بسازم كه با ساير مجموعهها فرق داشته باشد. از نظر من، تفاوت اين كار در درونش است. درون اين اثر ويژگيهاي قابل توجهي ميبينم. به بيان ديگر، نگاه يا بيان واقعگرايانه زندگي مردم و جامعه در اين سريال ديده ميشود كه آن را تبديل ميكند به اثري كه شما هم لحظههاي كميك در آن ميبينيد و هم لحظههاي تراژيك. ما به هيچ وجه كار طنز انجام نميدهيم؛ نمونه اين كارها را دوستان ما در ساير مجموعهها انجام ميدهند و نمونههاي خوب اينگونه هم گهگاه در ميان آنها ديده ميشود. ما كاري ميسازيم كه فيلمنامه قابل توجهي دارد و اجرايي كه اميدواريم قابل توجه باشد.
وي در پاسخ به اين سوال كه چرا پس از ساخت سريال بانو بعد از سالها وقفه باز به سريالسازي روي آورده است، ميگويد: من نميتوانم بيكار بمانم و به محض اينكه كاري تمام ميشود، اگر به من پيشنهاد مجري طرح يا برنامهريز هم بشود، سر كار ميروم.
وي درباره تركيب بازيگران اين مجموعه ميگويد: از ابتدا با كمك آقايان سهرابي و تقيپور شروع كرديم به چينش بازيگران و همينطور بازيگراني كه به كار اضافه ميشدند و خودشان پيشنهاد ميدادند و در نتيجه به تركيبي كه در حال حاضر ميبينيد، منجر شد كه به نظر من تركيب خوبي است.
از همين چند ساعت همراه بودن با گروه سازنده آن ميتوان همدلي و ارتباط خوب آنها را در كار متوجه شد و البته علاقه تكتك عوامل به كاري كه انجام ميدهند. هدايت خوب سجاديحسيني به كل گروه انرژي زيادي ميدهد و اكثر كساني كه مجموعههاي موفقي را راهي آنتن تلويزيون ميكنند، بيش از هر چيز از پشت صحنه و گروه خوب كارشان صحبت ميكنند كه سريال طهران نو نيز از اين گروه خوب بهرهمند است.
از ديگر عواملي كه در ساخت سريال طهران نو همكاري دارند، ميتوان به نويسنده: اميد سهرابي با همراهي اميررضا طلاچيان، دستيار اول و برنامهريز: روزبه سجادي حسيني، مدير توليد: جعفر عروجي، طراح صحنه و لباس: بابك كريمي، مدير تصويربرداري: داوود اميري، عكاس: ناصر سجادي حسيني، صدابردار: فرزام منطقي، طراح گريم: امير اسكندري، تدوين: روزبه فرازمند. بازيگران: مهران احمدي، علي سرابي، هومن سيدي، بهروز شعيبي، شقايق دهقان، ندا مقصودي، سميرا ذكايي، ليندا كياني، گلاره عباسي، بهناز جعفري، آتنه فقيهنصيري، پوراندخت مهيمن، سوگل طهماسبي، بيژن افشار و... اشاره كرد.
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:14 AM
بررسي موسيقي سريال امام علي(ع)
سريال تاريخي و ماندگار امام علي(ع) كه به شرح زندگي حضرت اميرالمومنين علي(ع) از شروع خلافت تا شهادت آن حضرت پرداخت به نويسندگي و كارگرداني داوود ميرباقري سال 1376 از شبكه يك سيما پخش شد، به دلايل متعدد توانست توجه مخاطبان را به خود جلب كند و سنگ بناي خوبي براي حركتهاي بعدي فيلمسازان شود.
در اين سريال بازيگراني چون داريوش ارجمند، محمدرضا شريفينيا، سيروس گرجستاني، سعيد نيكپور، عنايت بخشي، ويشكا آسايش، انوشيروان ارجمند، جواد خدادادي، عنايتالله شفيعي و... هنرنمايي كردند.
ساخت موسيقي اين سريال كه يكي از ماندگارترين موسيقيهاي تاريخ تلويزيون است به عهده فرهاد فخرالديني بود.
نوشتن درباره موسيقي سريال امام علي (ع) از جهتي بسيار ساده و از جهت ديگر بسيار دشوار است. ساده است چون همه مردم بارها آن را شنيدهاند و زمزمه كردهاند و بخوبي ميشناسند، اما دشوار است چون اثري است برگرفته از سالها پژوهش آهنگساز فرهاد فخرالديني از آن نظر كه آهنگسازي مولف و پژوهنده است و هميشه براي ارائه موسيقيهاي خود عاملي غافلگيركننده در دست دارد كه يكي از آنها را در موسيقي سريال امام علي(ع) ميشنويم.
او پيشتر هم تاثير تامل و ژرفانديشيهاي خود را در موسيقي ايراني از راههاي گوناگون نشان داده بود. مثلا در مورد مقام نوا كه در موسيقي «سربداران» به كار رفته از تغيير فواصل شور و نوا در طول تاريخ سخن گفته بود و در اثر خود آن گونه كه باور داشت، مقام نوا را بدون استفاده از ربع پرده به كار برده بود.
اين بار اما بهرهگيري فخرالديني از دانستههاي خود در زمينه پيشينه موسيقي ايران، اندكي جديتر و عميقتر بود.
او طي سالهاي آغازين دهه 40 با راهنماييهاي دكتر مهدي بركشلي، پژوهشهايي در زمينه پردهبندي تنبور خراسان به روايت ابونصر فارابي انجام داده بود و سپس به سراغ متون كهن ديگري كه در باب موسيقي موجود بودند رفته و از ميان آنها شيوه آوانگاري عبدالقادر مراغهاي در دو كتاب مقاصد المالحان و جامع المالحان نظر او را بيشتر به خود جلب كرد.
از آنجا كه عبدالقادر اين الحان را با حروف ابجد ثبت كرده بود، با توجه به گذشت قرنها و منسوخ شدن اين شيوه آوانگاري، دستيابي به نغمه اصلي اين الحان نيازمند پژوهش و بررسيهاي دقيق بوده است، آنچنان كه خود فخرالديني بيان ميكند رمزگشايي و كشف شعر و آهنگ قطعهاي موسيقي از عبدالقادر را كه سالها پژوهشگران خارجي و خودي روي آن كار كرده بودند، پس از نزديك به 30 سال به او رسيد و او توانست اين مهم را به انجام برساند.
اين آهنگ را فخرالديني به عنوان موسيقي تيتراژ سريال امام علي(ع) با دو زبان فارسي و عربي به كار برد. اجراي بخش آواز اين تصنيف به عهده صديق تعريف بود. رواني و ملودي و تنظيم زيبا و دلنشين فخرالديني همراه با اجراي خوب صديق تعريف، همه باعث شد اين موسيقي يكي از ماندگارترين موسيقيهاي سريالهاي تلويزيوني در تاريخ ايران شود.
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:34 AM
گفتوگو با بازيگر سريال مسير انحرافي
لهجه را خودم ساختم
بهنوش بختياري يكي از بازيگران معروف حوزه طنز و كمدي است و عليرغم اينكه دانشآموخته زبان فرانسه است با حضور در سريال مسير انحرافي هفتادمين اثر نمايشي خودش را تجربه كرد.
با ديدن اين مجموعه مطمئنا متوجه شديد كه بهنوش بختياري تلاش فراواني كرد تا بازي متفاوتي داشته باشد. بختياري در مسير انحرافي نقش مهماندار هواپيما را برعهده داشت؛ شخصيتي كه به گفته خودش براي موفقيتش تلاشهاي فراواني كرده است.
فكر نميكنم تاكنون نقش مهماندار را در هيچ اثري بازي كرده باشيد. مطمئنا اين نقش جذابيتهاي خاصي برايتان داشت كه آن را پذيرفتيد.
من تاكنون در هيچ اثر نمايشي نقش مهماندار را بازي نكرده بودم و خودم اين نقش را دوست داشتم. وقتي به كار پيوستم چند قسمت از فيلمنامه نوشته شده بود و بازيگران خوبي مانند شقايق دهقان، پوريا پورسرخ، فرزاد حسني و... نيز حضور داشتند، به همين جهت بازي در اين مجموعه را پذيرفتم. البته اين مهماندار خصوصيات منحصر به فردي داشت. نه اينكه خصوصيات در فيلمنامه نوشته شده باشد و من فقط آنها را اجرا كنم بلكه به دليل اينكه كارم كمدي است بايد چاشنيهايي به شخصيت مهماندار اضافه ميكردم تا براي مخاطب جذاب باشد و به همين جهت از همان ابتدا سعي كردم شخصيت جالبي را طراحي كنم.
چه چاشنيهايي به شخصيت اضافه كرديد كه جذاب شود؟
شخصيت مهماندار نياز به طنازيهايي داشت كه بتواند موقعيت طنز را ايجاد كند. من سعي كردم در لحظات حضورم يك اتفاق بامزه بيفتد. جاني به نقش و آن فضا بدهم و اين كار سخت بود، چون بايد خودم بداههپردازي ميكردم.
بنابراين لهجه مهماندار را هم خودتان انتخاب كرديد؟
بله من همانطور كه گفتم با استفاده از ترفندهاي مختلف سعي كردم متفاوت باشم. صدايم را عوض كردم و روي لهجهاي كار كردم كه بتوانم ديالوگم را بهگونهاي خاص بيان كنم. با همه سختي و محدوديتهايي كه وجود داشت، تلاش كردم تا نقشم را به خوبي بازي كنم.
اين لهجهاي كه انتخاب كرديد مربوط به منطقهاي خاص است؟
خير! خودم به صورت تلفيقي از لهجههاي مختلف، اين لهجه را ابداع كردم.
شما بازي خودتان را در مسير انحرافي از تلويزيون ديديد؟ به نظرتان تا چه اندازه رضايتبخش بود؟
اين مجموعه برايم اهميت زيادي داشت چون انرژي زيادي را صرف آن كردم و سختيهاي زيادي را تحمل كردم، به همين جهت تلاش ميكردم كه همه قسمتهايش را ببينم؛ اما متاسفانه هشت سكانس از لحظات خوب بازي من حذف شده بود و واقعا دليل اين اتفاق را نميدانم. سكانسهايي كه از بازي من حذف شدند جذابيت بيشتري داشتند چون من حتي به زبان فرانسوي هم صحبت كرده بودم.
اين سكانسهايي كه از آنها ياد ميكنيد به چه دلايلي حذف شدهاند؟
راستش هنوز خودم هم نميدانم كه چرا اين سكانسها حذف شده است. شايد دلايل مختلفي را بيان كنند و بگويند كه اين سكانسها ريتم مجموعه را كند كرده بود يا مشكلاتي كه بين فيلمنامهنويس با تهيهكننده و كارگردان بوده است، اما به نظر خودم اگر اين سكانسها حذف نميشدند مخاطب ارتباط بيشتري با اين مجموعه برقرار ميكرد.
سكانسها مربوط به كدام بخش از داستان ميشد؟
اگر از ابتدا مجموعه مسير انحرافي را ديده بوديد، قرار بود من و آقاي حسني مقابل يكديگر باشيم. ارتباط فانتزي ما در كار واقعا بينظير بود، ولي سكانسها يي از بازي من و فرزاد حسني حذف شد. واقعا تصويربرداري در فصل سرما آن هم در جنگل برايمان طاقتفرسا بود و متاسفانه ما از اين سريال نتوانستيم به آنچه كه ميخواهيم برسيم.
تغيير فيلمنامهنويس تا چه اندازه بر روند توليد تاثير گذاشت؟
پيمان عباسي سه قسمت فيلمنامه را آماده كرده بود، ولي به نظرم مشكلات از جايي شروع شد كه بنا به دلايلي او ديگر با گروه همكاري نكرد. بالاخره فيلمنامهنويس در يك مجموعه تلويزيوني بسيار موثر است چون او در ذهنش شخصيتپردازي كرده و ميداند كه عاقبت هر شخصيتي چه خواهد شد.
وقتي نويسنده ديگري وارد گروه شده و از او خواسته ميشود فيلمنامه را بدون فرصت و حتي فكر كردن، بنويسد مطمئنا نميتوان اثر قوي توليد كرد. البته زامياد سعدونديان تلاش فراواني كرد تا فيلمنامهاي كه مينويسد جذاب و ديدني باشد و نميشود، گفت كه او مقصر است.
قبول داريد شخصيتها و داستان براي مخاطب غيرقابل باور بود؛ به طور مثال اگر خودتان در چنين موقعيتي قرار ميگرفتيد چه عكسالعملي نشان ميداديد؟
اگر خودم در چنين شرايطي قرار ميگرفتم تلاش ميكردم تا فرار كنم. بالاخره وقتي افرادي در جنگل و دور از امكانات زندگي ميكنند اول به فكر برگشتن هستند نه اينكه بخواهند آنجا مركز خريدي بزنند يا اقدامهايي از اين دست كنند. به نظرم خوب بود ما با حيوانات روبهرو ميشديم و حتي برخي از شخصيتها از بين ميرفتند اما نميدانم چرا خيلي اتفاقها شكل نگرفت.
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:35 AM
رسانه ملي مظهر سرمايه ملي
هر شعاري براي تبديل به شعور و نهادينه شدن در رفتار و كنش جمعي يك جامعه مستلزم فرآيند فرهنگسازي است و قطعا شعار امسال «توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني» بيش از آن كه مكانيسم و عوامل تحقق و عملي شدن خود را در طرح و برنامههاي اقتصادي جستجو كند بايد آن را در ساحت فرهنگ رديابي كرده و از اين حوزه طلب كند.
قطعا بزرگترين برنامهها و آرمانهاي اقتصادي و صنعتي نيز بدون تمهيدات فرهنگي امكانپذير نيست، بويژه در جهان امروز كه فرهنگ در سيره و سلطه رسانهها قرار گرفته است.
اولين مكاني كه شعار هر سال از تريبون آن مطرح ميشود صدا و سيما به عنوان رسانه ملي است و شايد به جرات بتوان گفت كه هيچ نهاد و موسسه و وزارتخانهاي به اندازه اين سازمان نميتواند در بسط عيني اين شعار موثر باشد.
صدا و سيما واجد ابزارها و امكانات متعدد و متنوع رسانهاي است كه هركدام داراي ظرفيت بالايي براي بسترسازي و ايجاد زمينههاي فرهنگي و فكري جهت تحقق اين شعار در حوزه عمومي است اما همه ظرفيت رسانه ملي در بازپخش تبليغي و ساخت تيزرهاي تصويري يا برگزاري ميزگردها و گفتوگوهاي تخصصي درباره راهكارهاي عملي اين شعار نيست.
نه اينكه اين تمهيدات هيچ تاثيري نداشته و تحقق عيني اين شعار را تسهيل نميكند، اما از حيث روانشناختي مخاطب و نظريههاي افكار عمومي برنامههاي نمايشي و گنجاندن اين مفاهيم و انگارههاي ملي كه به عنوان آرمانهاي بزرگ اجتماعي شناخته ميشود در دل يك فيلم يا سريال تلويزيوني از آن رو كه واجد آموزش غيرمستقيم است، بايد با تكيه بر شعور حسي و ظرفيتهاي عاطفي در كنار ظرافتهاي هنري، باور به توليد و حمايت از كار و سرمايه ملي را در مخاطبان خود پرورانده و تقويت كند.
برد و دامنه تاثيرات رسانه ملي به گونهاي است كه هيچ رسانه ديگري نميتواند به اندازه آن قدرت و ظرفيت لازم براي فرهنگسازي در ارتباط با شعار امسال را داشته باشد.
به عنوان مثال سريال حيراني ـ كه اين شبها از شبكه يك در حال پخش است ـ در دل قصه و به مقتضاي درام به تاثيرات مخرب كالاي چيني در كاهش و افت توليد ملي و ورشكستگي يك كارخانه با سابقه ايراني پرداخته و نشان ميدهد چگونه كار و سرمايه ملي به واسطه اقتصاد وارداتي و حمايت نشدن از سرمايههاي ملي به ورشكستگي و بنبست رسيده و حتي بر روابط و مناسبات خانوادگي افراد هم تاثير سوئي گذاشته است.
قطعا اين سريال و روايت اين ورشكستگي تاثير بيشتر در توجه مخاطب به شعار امسال داشته و اينكه چگونه حمايت از توليدات داخلي در قالب ابزارهاي نمايشي موثر واقع ميشود.
به نظر ميرسد مديران و تهيهكنندگان راديو و تلويزيون بويژه در بخشهاي نمايشي به اين مقوله در سال جاري توجه جديتري نشان دهند و حمايت از كار و سرمايه ايراني و راهكارهاي عملي يا تاثيرات مخرب فقدان آن را در اشكال مختلف به نمايش بگذارند.
اين كار البته به ظرافتهاي دراماتيك نيازمند بوده تا خود اين تمهيد به يك اغراق و شعارزدگي بدل نشده و پيام آن به ضد خودش بدل نشود.
لحاظ كردن سويه نمايشي در اين بازنمايي و فرهنگسازي چه بسا بيش از يك سريال متداول كه قرار نيست در راستاي اين شعار ساخته شود ضرورت دارد.
اتفاقا شعار امسال به واسطه همهگير بودن و ارتباط مستقيم آن با زندگي آحاد مردم از ظرفيت خوب و از پيشتعيينشدهاي براي بهرهگيريهاي دراماتيك دارد و از حيث روانشناختي مخاطب، قابل اتكا و اعتناست.
شعار «توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني» فارغ از اينكه به عنوان يك آرمان اجتماعي ميتواند دستمايه ساخت آثار نمايشي در ژانرهاي مختلف از داستاني تا مستند قرار بگيرد، خود توليدات رسانه ملي را نيز دربرميگيرد.
به اين معني كه تحقق اين شعار در رسانه ملي به عنوان يك موسسه بزرگ رسانهاي و در مقام يك شغل مستلزم توجه بيشتر به توليد آثار نمايشي و غيرنمايشي است.
سال گذشته شاهد تاسيس انواع شبكههاي راديويي و تلويزيوني بوديم كه نيازمند توليدات برنامههايي تازه و جذاب است.
از سوي ديگر رسانه ملي در مقام توليد كالاي فرهنگي و رسانهاي در هجمهاي از رقابتهاي رسانهاي بيگانه قرار دارد كه ميزان مخاطبان آن را تهديد ميكند لذا اين رسانه نيز در مقام يك توليدكننده ـ كه به توليد كالاها و ارزشهاي فرهنگي ميپردازد ـ مستلزم حمايت و پشتيباني بيشتري است تا كيفيت محصولات و توليدات داخلي آن افزايش يافته و ارتقا يابد.
در واقع شعار توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني براي صدا و سيما هم يك پيام است و هم يك ابزار كه بايد به هر دوي آنها به يك اندازه بها دهد.
چون خود رسانه ملي يكي از مظاهر سرمايه ملي است كه نيازمند حمايت و پشتيباني لازم است و بيش از هر كارخانه و نهاد اقتصادي و بازرگاني ديگر در زندگي تكتك مردم ايران حضور داشته و تاثير خود را ميگذارد. به همين دليل به حمايت بيشتر مسوولان و مردم نيازمند است.
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:54 AM
تلهفيلمهاي جديد در راه تلويزيون
مركز سيمافيلم 20 تلهفيلم را براي پخش از شبكههاي مختلف آماده نمايش كرده است؛ تلهفيلمهايي كه در آن مجموعهاي از بازيگران شناخته شده سينما و تلويزيون حضور دارند.
سايه انتظار، فراموشي، پلكان يک و 2، پنجره، روز شصتم، ترانه پائيزي، مرگ يك شاعر، مردان زمين، گمشدگان، ملاقات در صبح، يك تصادف ساده، لحظه طلايي، يك نفر ديگر، قلب دوم، فرزند چهارم، پلاك 7 كوچه پاييز، پيچ فرعي، برگ و باد و گنجينه جواهر پشته از جمله اين تلهفيلم هاست كه آماده پخش از شبكههاي مختلف است.
«گنجينه جواهر پشته» را نادر مقدس كارگرداني كرده است. داستان اين فيلم درباره يك گروه باستانشناس است كه وارد روستايي ميشوند، اهالي گمان ميكنند كه در روستايشان گنج پيدا شده است و... در گنجينه جواهرپشته بازيگراني مانند شقايق دهقان، ژوبين مقدس، هادي قميشي و ساقي زينتي بازي ميكنند.
«سايه انتظار» عنوان تلهفيلم بعدي است كه مونا زندي آن را كارگرداني كرده است. داستان درباره يك مدرسه دخترانه است كه در آن مسابقه مقالهنويسي با موضوع مادر نمونه برگزار ميشود و... در اين فيلم سيدمهرداد ضيايي، شيوا ابراهيمي، مريم سرمدي، ژاله شعاري و...به ايفاي نقش پرداختهاند.
داريوش ياري «فراموشي» را كارگرداني كرده است. فيلم داستان جواني را روايت ميكند كه مدعي ميشود معتمد محل، پدر اوست و سالها پيش او و مادرش را رها كرده است... داريوش ارجمند، عمار تفتي، نيلوفر شهيدي، بيوك ميرزايي و...از جمله بازيگران اصلي اين تلهفيلم هستند.
«پلكان يک و 2» تلهفيلمهاي اپيزوديك به كارگرداني سعيد ابراهيميفر داستان چگونگي رسيدن شخصيتي بهنام بلبل را از پايينترين سطح جامعه به سرمايهدار دوران پهلوي اول روايت ميكند. علي عمراني، آشا محرابي، خسرو احمدي، سينا رازاني و... در آن ايفاي نقش ميكنند.
«پنجره» به كارگرداني و تهيهكنندگي عباس رنجبر داستان دختري شهرستاني به نام شقايق را بازگو ميكند كه در دانشگاه تهران قبول ميشود و... محمد فيلي، بهار نوحيان، محمدرضا قديريان، رسول نقوي و... بازيگران اين تلهفيلم هستند.
در خلاصه داستان «روز شصتم» به كارگرداني عليرضا سبزواري آمده: يك كلاهبردار حرفهاي با دادن قول وام به مردم، از آنها پولي را بابت پيش پرداخت دريافت ميكند و... پرويز فلاحيپور، كاوه خدا شناس، آتوسا گودرزي و آتنه فقيهنصيري از بازيگران اصلي اين تلهفيلم هستند.
«ترانه پاييزي» به كارگرداني بهمن زرينپور مبارزات دانشجويان در زمان شاه را روايت ميكند.عمار تفتي، ساره بيات، ارسطو خوش رزم، محمدرضا ايمانيان و... بازيگران اين فيلم را تشكيل ميدهند.
در تلهفيلم« مرگ يك شاعر» امير دلاوري، محمد ساربان، عليرضا جاويدنيا، عليرضا مهران، اميد شاپوري و... به ايفاي نقش پرداختهاند.
اين فيلم به اواخر زندگي ميرزاده عشقي، شاعر و روزنامهنگار عصر مشروطه ميپردازد. حسن هدايت كارگردان اين تلهفيلم است.
درخلاصهاي از تلهفيلم «مردان زمين» آمده است: در وصيتنامه صفرعلي هيچ شاليزاري به دخترانش نميرسد و پسرش كه در شهر زندگي ميكند، بخش وسيعي از شاليزارها را به ارث ميبرد.
در اين فيلم نسرين مقانلو، محمدرضا هدايتي، اليكا عبدالرزاقي و... جلوي دوربين رفتهاند. تهيهكننده و كارگردان اين فيلم مهدي صباغزاده است.
«گمشدگان» عنوان فيلمي است كه داستان عكاسي را بيان ميكند كه به طور اتفاقي از دستگيري دو جوان توسط مأموران در جريان وقايع انقلاب 57 عكس ميگيرد و... كيهان ملكي، شبنم قليخاني، رضا توكلي و هاشم روحاني و... از بازيگران اين تلهفيلم هستند. اين فيلم را زندهياد محمدرضا اعلامي كارگرداني كرده است.
«ملاقات در صبح» داستان اسماعيل را روايت ميكند كه به اتهام قتل مادربزرگش به مدت 3 سال در كانون اصلاح و تربيت نگهداري ميشود.
در اين تلهفيلم كيهان ملكي، فقيهه سلطاني، حسين معلومي، افشين نخعي، معصومه موسوي و... بازي ميكنند. اين فيلم را مجيد جوانمرد كارگرداني كرده است.
«يك تصادف ساده» ساخته عليرضا اميني است و بازيگراني مانند رامين راستاد، محسن قاضيمرادي، مهوش وقاري، گلاره عباسي و محمدحمزهاي در آن نقشآفريني كردهاند.
اين فيلم داستان زندگي هاشم را روايت ميكند كه به كاريابي براي يك شركت پخش دارو مشغول است. هاشم در ماشين خود زندگي ميكند و...
«لحظه طلايي» به كارگرداني سپهر محمدي تلهفيلمي اپيزوديك است. اپيزود «لحظه طلايي» درباره مهندس ساختمانسازي است كه با يكي از كارگرانش درگير ميشود و... اپيزود«تصوير ديگر» داستان خانوادهاي فقير را به تصوير ميكشد.
مجيد مشيري، محمد مختاري، مهدي عطاران، مرتضي اكبري و... نقشهاي اصلي اين فيلم را برعهده دارند.
«يك نفر ديگر» و «قلب دوم» دو تلهفيلم از مجموعه «در آن سوها» است كه بهنام بهزادي آنها را كارگرداني كرده است. «يك نفر ديگر» داستان مسعود، مهندسي جوان را روايت ميكند كه وسوسه ميشود در يك مناقصه شركت كند.
كوروش سليماني، ليندا كياني، عليرضا آقاخاني و اميد روحاني بازيگران اصلي اين فيلم هستند. «قلب دوم» داستان مردي رماننويس به نام منصور را روايت ميكند. در اين فيلم علي نصيريان، پريوش نظريه، مهران احمدي، هدي ناصح و مهدي فقيه نقشآفريني كردهاند.
«فرزند چهارم» را شبنم عرفينژاد كارگرداني كرده و داستان مرد ثروتمندي را روايت ميكند كه به طور ناگهاني اعلام ميكند در گذشته همسري داشته و از او فرزندي دارد.
پرويز پورحسيني، مريم سلطاني، فرهاد مهدوي، صالح ميرزاآقايي،سميرا ذكايي و شهناز شهبازي نقشآفرينان اصلي آن هستند.
فيلم «پلاك 7 كوچه پاييز» را شهرام شاه حسيني كارگرداني كرده است. داستان فيلم قصه خبرنگاري را روايت ميكند كه سراغ نويسندهاي مشهور ميرود تا براي چاپ رمانش به زبان انگليسي وارد مذاكره شود.
داريوش فرهنگ،احمد ساعتچيان، نازنينفراهاني،احسان عيوضينژاد و... در اين فيلم تلويزيوني بازي ميكنند.
«پيچ فرعي» نگاهي فلسفي دارد به مساله انتخاب ما براي زندگي در دنيايي كه به آن واقعيت ميگوييم و دنياي ديگري كه در ذهن ما جريان دارد.
كيانوش اسلامي، كارگردان اين فيلم است و فريد وليزاده، مهدي امينيخواه، فريماه مرادي و مارال فرجاد در آن ايفاي نقش كردهاند.
داستان تلهفيلم «برگ و باد» درباره مرد متمولي است كه سالها پيش همسرش فوت شده است. او عاشق دختر جواني ميشود و قصد دارد با وي ازدواج كند و... رضا رويگري، مهدي امينيخواه، سعيد داخ، آتش تقيپور و... بازيگران اين فيلم هستند.
اين فيلم را ايليا منفرد كارگرداني كرده است.
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:55 AM
«مسير انحرافي» دنباله ندارد
نشست نقد و بررسي سريال «مسير انحرافي» عصر امروز در فرهنگسراي رسانه برگزار شد.
به گزارش ايسنا، پوريا پورسرخ، مجيد واشقاني، فرزاد حسني و عزتالله مهرآوران (بازيگران) و سيدمحمد هاشمياصل (تهيهكننده مسير انحرافي) در اين نشست حضور داشتند.
در اين نشست سيدمحمد هاشمي اصل اعلام كرد، برخلاف اخبار منتشر شده قصد ندارد سري دوم اين سريال را بسازد.
پوريا پورسرخ نيز گفت: معمولا وقتي در كاري قرارداد ميبنديم گفته ميشود كار متفاوتي است، اما بعد از يك يا
2 هفته از تصويربرداري متوجه ميشويم كه يك كار معمولي است و متفاوت نيست، اما «مسير انحرافي» همانند آنچه اعلام شده بود، متفاوت بود.
مجيد واشقاني نيز كه در كنار پوريا پورسرخ و شقايق دهقان يكي از نقشهاي اصلي مسير انحرافي را بازي كرده بود از تعامل خود با اين دو بازيگر صحبت كرد و افزود: زماني كه نقش نيما به من پيشنهاد شد، متوجه شدم اين نقش ظرفيت زيادي دارد و جاي كار زيادي به بازيگر ميدهد.
عزتالله مهرآوران، ديگر بازيگر مسير انحرافي نيز درباره حضور در اين کار گفت: اين سريال براي من مثل يك مدرسه بازيگري بود و من در جريان آن خيلي چيزها ياد گرفتم.فرزاد حسني، مجري و بازيگر تلويزيون نيز درباره نقش عارف ساتور كه در سريال «مسير انحرافي» بازي كرده بود، توضيح داد: تمام سعي من در طول اين كار اين بوده كه شخصيت عارف ساتور شبيه به شخصيت خودم نباشد و به همين دليل با بهرنگ توفيقي، كارگردان هر آنچه كه شبيه من بود از نقش درآورديم.
در ادامه اين نشست نيما حسنپور و حسين سلطانمحمدي كه به عنوان منتقد حضور داشتند، نكاتي را درباره لوكيشن مسير انحرافي و كامل نبودن فيلمنامه كه منجر به بداههگوييهاي زيادي از سوي بازيگران شده بود، مطرح كردند.
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:56 AM
شبکه سه «پشت کوه هاي بلند»
با اتمام سریال مسیر انحرافی، مجموعه تلویزیونی «پشت کوه های بلند» از شنبه 9 اردیبهشت، ساعت 21 روی آنتن شبکه سه می رود.
به گزارش روز يكشنبه جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومی شبکه سه سیما، مجموعه تلويزيوني «پشت کوه های بلند» به نویسندگی و کارگردانی امرالله احمدجو و تهیه کنندگی رضا جودی در قالب فانتزی و طنز در 50 قسمت 40 دقیقه ای با ساختاری اپیزودیک در گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما تولید شده است.
در این مجموعه بازیگرانی چون محمود پاک نیت، حسن اکلیلی، انوشیروان ارجمند، فردوس کاویانی، آتش تقی پور، مهوش صبرکن، علیرضا شجاع نوری، مهتاج نجومی، محمد فیلی، بهروز مسروری، فریدون سورانی، رحیم هودی، پرویز بزرگی نقش آفرینی می کنند.
در این سریال «سامشا» (محمود پاک نیت) با شخصیتی بسیار نزدیک و تقریبا همان حسام بیگ سریال روزی روزگاری است که حالا پادشاه شده و همراه با ملک خاتون (مهوش صبر کن)، شمس وزیر (انوشیروان ارجمند)، قشو نسالار (آتش تقی پور) و دیگر خدم و حشم معمول پادشاهان از جمله تلخک دربار (محمد فیلی) که او هم شخصیتی همسان «بسیم بیگ» روزگاری است برای تفرج، شکار و خوشگذرانی به اصفهان می آید.
حاکم دست نشانده سامشا در اصفهان (حسن اکلیلی) که دور از چشمان سامشا می خواهد پادشاهی را از آن خود کند،با طراحی پیشکار(فریدون سورانی)خواجه نعمان تاجر بزرگ اصفهان و کد خدا ی کولیباد (بهروز مسروری)را به دارالحکومه دعوت کرده تا با جلب حمایت آنها طرح خود را عملی کنند.
معلوم می شود که خواجه نعمان با غرق شدن کشتی هایش در مسیر هند ورشکسته شده و کد خدای کولیباد هم آن سلحشور و جنگجویی که تصور می کردند نیست.
قاصد پادشاه سر می رسد که سامشا در انتظار پیشواز حاکم در نزدیکی اصفهان اردو زده است و بنا به خلقیت خاصش و عادت دوران راهزنی هنوز بیابان نشینی و چادر نشینی را به کاخ نشینی ترجیح می دهدو به این جهت کنار رود خانه ی زاینده رود اردوگاهی برایش علم می شود ، حاضر نیست وارد شهر اصفهان شود. حاکم و پیشکار عاجز و درمانده که نقشه پادشاهی را چه کنند و...
سایر عوامل این مجموعه عبارتند از مجری طرح: موسسه فرهنگی- هنری میثاق فیلم، مدیر تصویر برداری: آبتین سهامی، مدیر تولید : شهاب علی بخشی، تدوین : مهدی جودی، طراح صحنه و لباس : محسن نوروزی، طراحان چهره پردازی: احسان روناسی-شیوا پاک نیت، موسیقی متن : مانی جعفر زاده، موسیقی صحنه : سینا فرزادی پور-بابک رجبی، صدابردار : حسین حجازی، طراحی و ترکیب صدا: بابک شکیبا، دستیار اول کارگردان: علی جودی، برنامه ریز: مجید فاضلی، عنوان بندی:الهام حسینی و توکا احمد جو و حامد حیدری، عکس : حکیم عمادی-توکا احمد جو.
مجموعه تلویزیونی «پشت کوه های بلند» از شنبه 9 اردیبهشت هر شب به جز پنجشنبه ها و جمعه ها، ساعت 21، تکرار آن روز بعد ساعت 14:30و خلاصه هر هفته، جمعه ها ساعت 16 از شبکه سه سیما پخش می گردد.
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:57 AM
دهه دوم فاطميه با شبكه تهران
حديث ياس، مستند يك روز اعتقاد، برنامه زنده داغ شقايق و... عناوين ويژه برنامه هاي گروه معارف شبكه تهران به مناسبت فرا رسیدن دهه دوم فاطمیه و سالروز شهادت حضرت فاطمه (س) است كه در ايام سوگواري دخت گرامي رسول اكرم (ص) بر روي آنتن مي رود.
به گزارش روز يكشنبه جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومي شبكه تهران، ويژه برنامه «داغ شقايق» عنوان برنامه اي زنده و تركيبي است كه در شامگاه سه شنبه به مدت 60 دقيقه، صبح چهارشنبه به مدت 90 دقيقه و شامگاه چهارشنبه به مدت 60 دقيقه اي در روزهاي پنجم و ششم اردیبهشت ماه پخش مي شود.
اين برنامه در برگيرنده بخش هايي چون گزارش از هيات مذهبي سطح شهر و عزاداري هاي شهروندان در ایام فاطمیه ، مرثیه و روضه خوانی ، گزارش از حرم هاي عبدالعظیم حسنی (ع) ، امامزاده صالح (ع)، عتبات عالیات، مشهد مقدس است كه با حضور کارشناسان مذهبی به تصوير كشيده مي شود.
همچنين مستند «يك روز اعتقاد» گزارشي از روند پخت «سمنو» در شهر قم است كه اين سنت هر ساله در ايام فاطميه اجرا مي شود كه در يك فرصت 12 دقيقه اي برای مخاطبان نمايش داده مي شود.
علاوه بر اين ، ويژه برنامه «سخنراني مذهبي» که تعداد آن شش برنامه است ، برای دهه دوم ایام فاطمیه و روز شهادت حضرت فاطمه (س) در نظر گرفته شده است.
این برنامه پخش سخنرانی حجه الاسلام و المسلمین صدیقی ، حجت الاسلام و المسلمین رييسي، حجت الاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان و حجت الاسلام والمسلمین ثمری است.
«نشان خدا» كار ديگري از گروه معارف است كه اين برنامه به بررسی فضائل اخلاقي حضرت فاطمه سلام الله عليه با حضور كارشناسان مذهبي همچون آيت الله علوي گرگاني و... در 10 قسمت پنج دقيقه اي مي پردازد.
«حديث ياس» كه اشاره اي به سخنان و احاديت حضرت فاطمه (س) و نقل احاديث درباره اين بانوي گرامي دارد در 40 قسمت يك دقيقه اي نمایش داده می شود.
مرثیه سرایی و روضه خوانی ، پخش نماهنگ و... از دیگر کارهای در نظر گرفته ویژه ایام سوگواری دخت گرامی رسول اکرم (ص) است که از شبکه تهران در روزهای پنجم و ششم اردیبهشت بر روی آنتن می رود.
Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 08:58 AM
با عوامل سريال دختري به نام آهو
دغدغههاي خانواده پسرزا
شبكه پنج سيما در كنار پردازش موضوعات مختلف فرهنگي ـ اجتماعي در قالب توليدات تركيبي و نمايشي، مدتي است توجه ويژهاي به حوزه درامهاي اخلاقي و تربيتي داشته است.
ساختههايي چون «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد»، «سايه روشن»، «پنجره» و... از جمله اين آثار بودند كه عموما بار محتوايي قابلتوجهي به دنبال داشتند.
در ادامه اين روند ميتوان مجموعه «دختري به نام آهو» را نيز در اين طبقهبندي جاي داد. اين مجموعه كه در حال حاضر يك شب در ميان از شبكه 5 سيما پخش ميشود، قصه آدمهايي است كه هر يك در قالب شخصيتپردازيهاي ذهني قدرتالله صلحميرزايي بخشي از پيام تربيتي اين داستان خانوادگي را به دوش ميكشند.
مردم دست به انتخاب ميزنند صلحميرزايي با وجود سابقه طولانياش در حوزه فيلمسازي، در بدو ورود به تلويزيون با استقبال خوبي از سوي تماشاگر مواجه شد؛ هرچند مخاطبان امروز سريال دختري به نام آهو و پيشتر از آن مجموعه پنجره اين كارگردان را بيشتر از ساختههاي طنز گيشهاي و پرمخاطب در سينما ميشناسند و صلحميرزايي مخاطبان تلويزيون را گستردهتر از مديوم سينما ميداند.
وي به آمار بيش از 80 درصدي رضايت بينندگان مجموعه «پنجره» اشاره ميكند و ميگويد: مخاطبان سينما قشري خاص هستند، اما در تلويزيون بينندگان گستردهتري داريم؛ اما اين به آن معنا نيست كه سينما از سوي بنده رها شده است. ضمن اين كه كار در تلويزيون را نيز ادامه خواهم داد.
از صلحميرزايي ميخواهم درخصوص فضاي كار در تلويزيون بيشتر توضيح دهد و در اين ارتباط مقايسهاي با رويكرد سينماگران فعال در رسانه تلويزيون داشته باشد.
وي ميگويد: در چند سال گذشته بسياري از كارگردانان سينما در تلويزيون مشغول هستند و قطعا به ارزيابي سنجيدهاي در اين حوزه دست يافتهاند. در ضمن شخصا عقيده دارم برخي سوژهها به لحاظ علمي و تربيتي در سينما بخوبي جواب نميدهد، اما رسانه گسترده و فراگير تلويزيون مخاطبي دارد كه تشنه فراگيري مسائل اخلاقي است.
صلحميرزايي چنين ادامه ميدهد: اين كار مبتني بر طنز موقعيت است. در حوزه سينما نيز عموما اعتقادي به كارهاي سخيف حوزه كمدي ندارم. بههرحال با بررسي سطح تحصيلات جامعه درمييابيم مردم با در نظر گرفتن نيازهاي خود، فيلمي را براي ديدن انتخاب ميكنند.
سنتگرايي و مقابله با هجوم سينماي غرب گمانهزنيها درخصوص مجموعه «دختري بهنام آهو»، نوروز 91 را براي پخش اين مجموعه از شبكه تهران پيشبيني ميكرد.
عليرضا داوري، تهيهكننده اين سريال اما نظر ديگري دارد و ميگويد: از ابتدا قرار بر پخش اين سريال در ايام عيد نبود؛ چرا كه به دليل آمادهنبودن برخي شرايط با آقاي صلحميرزايي به نتيجه رسيديم مجموعه براي ايام نوروز آماده نشود.
عليرضا داوري همچنين درخصوص رقابت دختري به نام آهو با مجموعه طنز شبكه 3 سيما ـ مسير انحرافي ـ ميگويد: قصه اين دو مجموعه كاملا متفاوت است. دختري... توجه ويژهاي به سنتهاي فراموششده دارد كه شايد كمتر مورد توجه كارگردانان ديگر قرار گيرد. اين ويژگي حاصل ظرايف كاري آقاي صلحميرزايي است كه طنزي دلي و زيرپوستي را به نمايش ميگذارد.
سينماي استراتژيك غرب در حقيقت به همين سنتها حمله ميكند كه مقابله با آن يكي از دغدغههاي مسوولان سينما و تلويزيون ماست. نسل جديد از گذشتهها و سنتها كمتر اطلاع دارد و دختري به نام آهو در اين حيطه ميكوشد با زيركي در قالب ديالوگهايي ملموس خصايصي چون محبت، انسانيت، مروت و... را در كاراكترهاي مختلف تقسيم كند.
داوري ميگويد: جغرافياي اسلامي و ايراني در اين مجموعه نمود دارد و كاملا نشان ميدهد محور يك خانواده بايد احترام به مادر و پدر باشد و نوجوانان و جوانان را خطاب قرار ميدهد.
وي با اشاره به سكانسهاي مربوط به نشستن همه افراد خانواده بر سر يك سفره، به يكي از ويژگيهاي اخلاقي در اين مجموعه اشاره ميكند و ميگويد: در اين سكانس ميبينيم هر يك از پسرهاي اين خانواده محبت را با والدين خود تقسيم ميكند؛ اما فيلمنامه به گونهاي مخاطب را دنبال خود ميكشاند كه بيننده در نهايت نتيجه مثبت اين مجموعه را درمييابد.
بازگشت به روابط گذشته صلحميرزايي علاوه بر فيلمسازي، در حوزه نويسندگي و تاليف در حوزه آموزش و تربيت نوجوانان نيز فعال است. وي درخصوص كاركردهاي اخلاقي نهفته در فيلمنامه و تقابل كاراكترهاي دختري به نام آهو ميگويد: هر آنچه نسل امروز دارد، مبتني بر اندوخته گذشتگان است.
اين مساله در مقوله رفاقتهاي گذشته نيز نمود بيشتري دارد. در اين قصه شاهد ارتباط آدمهايي هستيم كه با توجه به بدقوليهايي كه ممكن است به اجبار در زندگي پيش آيد، حاضر نيستند دوستيها را زير پا بگذارند.
خانوادهها با ديدن سريال دختري به نام آهو سعي ميكنند روابط صميمانهتري نسبت به يكديگر پيدا كنند و صلهرحم را بيشتر به جاي آورند. سعي كرديم با جذابيتهاي نهفته در اين سريال، مسائلي را كه در جامعه ما به دست فراموشي سپرده شده است به صورت تلنگري در ذهن مخاطب ايجاد كنيم.
از مجموعه دختري به نام آهو پيش از پخش روتين از شبكه 5 سيما، به عنوان اثري در ژانر طنز ياد ميشد؛ اما اين ويژگي نه به معناي عام، بلكه درست شبيه موقعيتهاي شاديآور و نمكين كه در زندگي سيال هر يك از ما بارها تكرار ميشود، خودنمايي ميكند.
طنز اين مجموعه نه به معناي خنداندن بلكه نشانهاي است از تبسم بر لبهاي مخاطب و خلق لحظاتي مفرح توام با تعمق در بطن داستان... و اين خصيصه در سريال دختري به نام آهو نمود نمييافت اگر كارگردان تيمي از بازيگران جدي و كمدي را كنار هم قرار نميداد.
صلحميرزايي در ادامه ميگويد: پس از مطالعه متن، با شناختي كه از بازيگران حوزه طنز داشتم، دست به انتخاب زدم. اصولا روال گزينش بازيگر در كارهاي بنده به اين شكل است كه پس از مرور فيلمنامه، تعدادي بازيگر در ذهنم جان ميگيرند و احساس ميكنم چينش اين مجموعه بسيار قوي است، چرا كه به لحاظ هنري كمتر در مجموعه تلويزيوني با اين سبك و سياق ديده شده است؛ اثري در گونه طنز كه هر دو طيف بازيگران جدي و كميك را در خود جاي داده است.
وي تاكيد ميكند: دختري به نام آهو داراي قصهاي سنتي است. داستان اين دو خانواده در كنار هم پيش ميرود و گاه جوانترها دور از ذهنيت خانوادههايشان با مسائل ايجادشده جديتر برخورد ميكنند. در ادامه داستان ميبينيم هر يك از فرزندان با نوع عملكردي كه دارند، سعي ميكنند خود را مقابل پدر، عزيز جلوه دهد.
مادري آرام و مهربان زهره حميدي در بيشتر كارهاي تلويزيوني نقش مادراني را بازي ميكند كه سادگي و عطوفت، نخستين خصيصه آنهاست؛ اما آيا دختري به نام آهو همين روند را دنبال ميكند؟
حميدي در پاسخ به اين پرسش ميگويد: مثل بسياري از زنان ديگر كه در سختي و مشكلات يار خانواده و همسر خود هستند، اين شخصيت نيز تا آخر داستان كه مشكلات همسرش حل و فصل خواهد شد، همراه اوست.
وي همچنين به رابطه شيرين كاراكتر راحله با همسرش اشاره ميكند و ادامه ميدهد: رابطه بنده و آقاي گرجستاني در اين سريال اصلا طنز نيست، بلكه ديالوگهايي از روي مهر رد و بدل ميشود. با تمام مشكلاتي كه اين زن دارد، خانهاش را از دست داده و آواره شده است، اما همچنان با همسرش يك تعامل دوسويه دارد و همدلي ميكند.
حميدي بازي در نقش زنان آرام و خانهدار را مبتني بر خواست مخاطب ميداند و ميگويد: مردم زهره حميدي را در قالب كاراكترهاي مهربان، آرام و بامحبت ميخواهند و به دليل ارتباطي كه با چنين كاراكترهايي برقرار كردهاند، از بنده بازي در همين حس و حال را توقع دارند.
شايد برخي اوقات بخواهم نقشي متفاوتتر را بازي كنم، اما چون مردم اين جوري ميخواهند، قصد ندارم ذهنيت مخاطب را به هم بريزم. بازيگر نقش راحله در ادامه ميگويد: از آغاز صحبتها با آقاي صلحميرزايي روي همين ويژگيها تاكيد شد. بنده قبلا در فيلمهاي شاخه گلي براي عروس و كلاهي براي باران نيز با ايشان همكاري داشتم و به درستي ميدانستم از من چه ميخواهد.
گرجستاني بازيام را تاييد ميكند آزاده رياضي در اين مجموعه كنار زهره حميدي و سيروس گرجستاني خانوادهاي را تشكيل ميدهد كه در موازات خانواده بهزاد فراهاني قرار دارد و بخشي از گره قصه به دست همين دختر باز ميشود.
رياضي درخصوص نقش نصرت ميگويد: همانطور كه بينندهها كار را دنبال كردهاند، اين كاراكتر از قسمت سوم اين مجموعه وارد داستان ميشود. اين دختر پرورشيافته خانوادهاي است كه به لحاظ خصوصيات فردي مجبور بوده است به اراده خود اتكا كرده و گاه جاي خالي پسر را براي پدرش پر كند و خانواده به اين دختر بسيار اميدوار است.
وي كه پيش از اين كمتر در آثار طنز موقعيت بازي كرده، معتقد است: اين شخصيت به دليل بهرهمندي از پوشش چادر و خواستهاي كارگردان، چندان به سمت بازي در موقعيتهاي طنز كشيده نميشود، ولي بنده سعي كردهام اين مساله را به صورت جدي كمي در بازيام نمايان كنم.
رياضي از سويي در كنار بازيگران باتجربه و شناختهشده حوزه كمدي همچون سيروس گرجستاني حضور دارد و از طرف ديگر مقابل بازيگري ناآشنا با اين حوزه و با تجربهاي به مراتب كمتر (پندار اكبري) به ايفاي نقش ميپردازد.
از او ميخواهيم درخصوص اين تقابل و تاثيرپذيري از بازيگران مقابلش توضيحاتي بدهد. او ميگويد: اين دو پارتنر در قالب داستان و نيز در واقعيت، كاراكترهاي متفاوتي نسبت به يكديگر دارند و اصولا قابل مقايسه نيستند. ضمن اين كه نوع بازي بنده در كنار آقاي گرجستاني در منزل و روبهروي پندار اكبري در اجتماع بايد تفاوت كند.
وي ادامه ميدهد: تاثيرپذيري از آقاي گرجستاني به دليل كسوتشان در اين عرصه بيشتر و بهتر بوده است و همواره به گونهاي بازي ميكردم كه ايشان راحت باشند و در سكانسهاي مختلف نيز سعي ميكردم تاييد ايشان را درخصوص بازيام بگيرم.
رياضي در تكميل صحبتهايش از نزديكي و تقابل دو كاراكتر وحيد و نصرت ميگويد: چون آقاي اكبري زودتر به اين گروه پيوسته بودند، تعامل خوبي درخصوص ادامه كار داشتيم و نقطهنظرات هر دوي ما در سكانسهاي مشترك مطرح ميشد؛ چرا كه ميخواستيم به نقطهاي برسيم كه دو كاراكتر همگون يا دو آدم كاملا متفاوت باشيم كه در نهايت به نقطهنظر مشتركي ميرسيم.
آزاده خواجهنصيري
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:08 AM
محسن رضايي:
هميشه نمره خوبي به راديو دادهام
محسن رضايي كه همزمان با سالروز تاسيس راديو در ايران درباره اين رسانه 72 ساله صحبت ميكرد، يادآور شد كه هميشه نمره خوبي به راديو داده است.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفتوگويي راديويي مهمترين دليل اينكه نمره خوبي به راديو ميدهد را كار تيمي خوب در اين رسانه عنوان كرد.
او در عين حال گفت: البته هنوز خيلي ظرفيتهاي خالي وجود دارد كه دوستان ما ميتوانند در راديو پر كنند.
محسن رضايي درباره نقش راديو در دوران دفاع مقدس به ايسنا گفت: در دوران جنگ ما يك راديو به نام راديو جبهه درست كرده بوديم كه فرماندهان را بينياز ميكرد از اينكه راديو بي بي سي يا راديو عراق گوش كنند. اين راديو سرودهاي مهيج ميگذاشت، اخبار را تحليل و با فرماندهان و رزمندگان مصاحبه ميكرد.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام بار ديگر در اين گفتوگو تاكيد كرد: راديو را من يك خانواده ميدانم؛ چرا كه به دليل ثباتي كه در نيروي انساني و كار جمعي وجود دارد خانوادهاي به وجود آمده است كه اخلاق برادري را در بين آنان حس ميكنم؛ اميدوارم اهالي راديو در سالگرد تاسيس و 72 سالگي اين رسانه روي اين نكته بيشتر توجه كنند. اين خيلي سرمايه بزرگي است.
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:10 AM
حركت موسيقي از حاشيه به متن
موسيقي در كشور ما آنقدر پربار هست كه كمتر كسي به نقش پرنفوذ آن در فرهنگ اين مرز و بوم شكي داشته باشد.
از همه اين حرفها گذشته اگر تشنگي و اشتياق مردم را براي شنيدن آواهاي موسيقايي اضافه كنيم، خلأ ناشي از حاشيهاي بودن اين پديده در تلويزيون را ميتوان بخوبي احساس كرد.
پيشترها موسيقي در تلويزيون حاشيهاي بود بر متن يعني همان برنامههاي تلويزيوني؛ اما استقبال مردم از موسيقيهاي تيتراژ يا متن سريالهاي سيما نشان از شنيده شدن آن داشت.
حالا وقت آن رسيده است كه اين حاشيه به سوي متن حركت كند و خود تبديل به برنامهاي ديدني شود البته اقداماتي از اين دست در تلويزيون ديده ميشود.
پخــش بــرنامه «دلنوازان» يا «تماشاگه راز» و چندي پيش «صداي پاي آب» كه ايام نوروز از شبكه آموزش پخش ميشد، نشاندهنده توجه دستاندركاران تلويزيون به استقبال مخاطبان از برنامههاي موسيقايي بود، اما پخش و توليد اين دست از برنامهها به همان ايام محدود شد و ديگر ادامه نيافت.
با توجه به رواج انواع موسيقي و آوازهاي گوناگون در جامعه و استقبال مردم از اين دست كالاهاي فرهنگي، چه بهتر كه تلويزيون به عنوان رسانه مرجع و متولي فرهنگ جامعه با تكيه بر سليقه عامه مردم دست به تهيه و توليد برنامههايي با محوريت موسيقي بزند؛ برنامههايي كه با وجود اينكه به آثار كهن و سنتي موسيقي ميپردازد، نيمنگاهي نيز به موسيقي امروز، ادبيات آهنگين، ظرفيتهاي موسيقي ايراني، آشنايي با آثار ماندگار و حتي استفاده از كارشناسان اين حوزه داشته باشد.
در نظر گرفتن چنين برنامههايي كه موسيقي را به عنوان يكي از نيازهاي جامعه مورد توجه قرار دهد، علاوه بر اينكه سواد موسيقايي مردم را بالا ميبرد، ميتواند در جهت افزايش ارتقاي سطح سليقه عمومي نيز حركت كند، بهطوريكه با اين اقدام از رواج برخي موسيقيها كه از نظر هنري ارزش زيادي ندارد نيز جلوگيري ميكند و با ارائه خوراك موسيقيايي مناسب به مخاطبان به جاي ناديده گرفتن علايق آنان، سليقه آنها را تا حد امكان رشد و توسعه ميدهد.
اين برنامهها قبل از آنكه سرگرمكننده باشد، امكان فراهم كردن بستري آموزشي نيز براي مخاطبان خود خواهد داشت و چه بهتر كه تلويزيون با توجه بيشتر خود به موسيقي و استفاده از ظرفيتهاي آن در برنامههاي مخصوص به اين كالاي فرهنگي، آن را در مسير و راهي درست هدايت كند.
مهراوه فردوسي - گروه راديو و تلويزيون
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:10 AM
«دختر من» در شبكه 2 سيما
«دختر من» عنوان اولين مجموعه تخصصي تلويزيون براي دختران است كه سهيلا جدلي تهيهكنندگي آن را بر عهده دارد.
اين مجموعه 26 قسمتي كه هر قسمت آن 10 دقيقه است، مرحله تدوين را پشت سر گذاشته و قرار است اوايل خرداد ماه از شبكه دوم سيما پخش شود.
كارگردان اين مجموعه اسماعيل جعفري و نويسنده آن لاله خسروي است.
آموزش مهارتهاي اجتماعي سهيلا جدلي، تهيهكننده مجموعه « دختر من» با بيان اينكه اين برنامه درباره دختران 8 تا 11 سال است به «جامجم» گفت: اين مجموعه زندگي شخصيتي بي نام که در مجموعه «دختر من» ناميده مي شود را روايت ميكند و او را در مواجهه با شرايط مختلف زندگي نشان ميدهد.
اين برنامه درصدد آموزش مهارتهاي اجتماعي به دختراني است كه در مقطع سوم تا پنجم دبستان تحصيل ميكنند و دوران كودكي خود را پشت سر ميگذارند.
وي ادامه داد: اين اولين بار است كه برنامهاي آموزشي براي دختربچهها ساخته ميشود كه هنوز به مرحله نوجواني نرسيدهاند و مراحل كودكي را پشت سر ميگذارند.
وي ادامه داد: آموزش مهارتهايي كه در منزل و جامعه به كمك فرد ميآيد، هدف اصلي اين برنامه است. به عنوان نمونه يادگيري انجام كارهاي عقبافتاده، قدرداني و سپاس از پدر و مادر، رعايت حقوق گروه همسن و كساني كه با كودك زندگي ميكنند، مثلا زماني كه يك فرد بيمار در منزل وجود دارد و به طور كلي آموزش رفتارهاي بهينهاي كه مورد قبول فرهنگ و جامعه ما باشد، هدف اصلي اين برنامه است.
پرهيز از نصيحت و شعار در برنامه جدلي با بيان اينكه در اين برنامه قرار است 26 مهارت را آموزش دهيم، گفت: هر قسمت از اين مجموعه داستان جداگانهاي دارد و در هر قسمت يك مهارت در قالب قصه و انيميشن و نمايش به كودكان آموزش داده ميشود.
جدلي ادامه داد: در اين برنامه از نصيحت و شعار بشدت پرهيز شده است. همچنين رويكردي آموزشي نسبت به سنتها نيز داريم. مثلا آيينهاي بومي مثل شب چله، عيد نوروز، جشن تكليف، نماز و... كه در قالب قصه مهارتهاي بهتر رفتار كردن در اين مراسم آموزش داده ميشود.
تهيهكننده برنامه «دختر من» گفت: اين برنامه پنج نقش اصلي دارد؛ «دختر من»، «پدر من»، «مادر من»، «مادربزرگ من» و «پدربزرگ من». كه هيچ كدام از آنها اسم ندارد و با همين نام خوانده ميشود.
وي افزود: در مباحث روانشناسي دكتر فريده ترابي ميلاني استاد دانشگاه الزهرا، كارشناس و مشاور برنامه در مباحث روانشناسي كودك است.
جدلي در آخر در پاسخ به اينكه چرا برنامهاي اختصاصي براي دختران ساختهايد، گفت: تا به حال هيچ برنامهاي براي كودكان دختر در تلويزيون ساخته نشده است.
در صورتي كه دختران حضور پررنگي در جامعه دارند و در آينده با چالشهاي زيادي درگير خواهند شد و ضروري است كه از همين دوران كودكي براي آنها برنامههاي آموزشي تهيه كنيم.
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:11 AM
گفتوگو با نويسنده سريال مسير انحرافي
سرگرداني شخصيتها در مكاني محدود
اشاره: نوشتن فيلمنامه «مسير انحرافي» را پيمان عباسي آغاز كرد. او كه نوشتن را شروع كرد، تهيهكننده و كارگردان مشغول انتخاب بازيگران و لوكيشنها شدند، اما عباسي پس از نوشتن سه قسمت از سريال از ادامه همكاري با اين گروه منصرف شد و تهيهكننده ادامه نوشتن را به زامياد سعدونديان سپرد.
فيلمنامهنويس جواني كه در پرونده كاري خود همكاري با گروه نويسندگان سريالهاي «سقوط يك فرشته» و «سقوط آزاد» را دارد.
با سعدونديان به گفتوگو نشستيم تا برايمان بگويد چگونه فيلمنامه ناتمامي را كه شخصيتهاي آن طراحي و بازيگرانش هم انتخاب شده بودند، به سرانجام رساند.
پيش از مسير انحرافي تجربه نوشتن فيلمنامه كمدي داشتيد يا اين سريال اولين تجربه شما در اين زمينه است؟
تجربه نوشتن كار طنز داشتم ولي متأسفانه هيچكدام از آنها به نمايش در نيامد. اولي فيلم سينمايي «باگت» به كارگرداني سامان مقدم بود كه در بازنويسي از روايت كمدي خارج شد و به ملودرامي با نام «يه عاشقانه ساده» تبديل شد. دومي هم سريالي به نام «ميلياردر» بود.
نويسندگي چند قسمت اول سريال مسير انحرافي بهعهده پيمان عباسي بود. وقتي شما به گروه مسير انحرافي پيوستيد، چند درصد از كار انجام شده بود؟
مدت شش ماه پيش توليد تمام شده بود و حدود دو ماه بود كه مشغول تصويربرداري بودند، تقريباً متن سه قسمت از سريال هم آماده شده بود. من شخصيت ديگري را وارد قصه كردم كه اميرحسين رستمي نقشش را بازي ميكند. براي او بخشهايي را نوشتم كه به دو قسمت اول اضافه شد. آن وقت قرار بود كه سريال براي ايام نوروز آماده شود به همين خاطر لازم بود كه زودتر شروع به كار كنيم تا سريال آماده نمايش شود.
وقتي شما نوشتن ادامه كاري را بهعهده ميگيريد كه پيش از حضور شما چند قسمتش آماده شده و بيشتر شخصيتها و خط اصلي داستان تا حدود زيادي مشخص شده ديگر نميتوانيد تغييرات زيادي در روند داستان ايجاد كنيد. اين مساله باعث ميشود تفكر و خلاقيتتان محدود شود و مجبور شويد در چارچوب قوانين و تعاريفي كه پيش از شما تعريف شده حركت كنيد. با اين حساب آيا باز هم فكر كرديد، ميتوانيد در ادامه دادن اين داستان تغييرات و تأثيرات مثبت ايجاد كنيد؟
در قسمتهاي اول به علت تعدد شخصيتها، اطلاعاتي كه از هركدام داده شده بود، شايد به اندازه يك تعريف يك خطي بود. بنابراين برايم امكان بسط و گسترش تعاريف آنها وجود داشت، اما تعداد شخصيتها براي يك كار 13 قسمتي خيلي زياد بود، اساس داستان هم بيشتر درام است تا كمدي، چون سقوط هواپيما و درگيريها و مصائبي كه براي مسافرانش پيش ميآيد بالقوه بستر خوبي براي طنز نيست. ضمن اين كه شايع شده بود كه مسير انحرافي شبيه سريال «گمشدگان» است، ميخواستم به سمت مخالف آن سريال پيش بروم. اين اتفاق در دنيا ميافتد كه نقيض يك سريال معروف را در ژانر كمدي ميسازند. سعي كردم در فرصت بسيار كم و اندكي كه داشتم، شخصيتپردازيها را تكميل كنم و نكاتي را كه لازم بود، به كار اضافه كنم.
از وقتي شما به گروه پيوستيد 10 قسمت فرصت داشتيد تا شخصيتها را پرورش دهيد و مسير داستان را مشخصتر كنيد، براي اين تغييرات چه كرديد؟
وقتي به گروه پيوستم، قرار شد سريال در 15 قسمت توليد شود يعني 12 قسمت فرصت داشتم. تمام سعيام را كردم، اما حجم زياد شخصيتها و زمان 45 دقيقهاي براي 15 قسمت، با هم متناسب نيست. اگر در هر قسمت ميخواستيم كمترين زمان را هم به هر كدام از اين آدمها اختصاص دهيم، از زمان تعيينشده بيشتر ميشد. همينطور بازيگران بسيار خوبي كنار هم چيده شده بودند كه چهرههاي شناختهشدهاي بودند و بيننده دوست داشت بازيگر محبوبش را بيشتر ببيند. در چنين شرايطي مجبور بودم به مسائلي كه به كار نويسندگي چندان مربوط نيست هم رسيدگي كنم.
اگر از ابتدا طراحي داستان را بهعهده داشتم، از قسمت اول و لحظه ورود هركدام از شخصيتها به هواپيما، با استفاده از فلاشبك، آنها را بهتر به مخاطب معرفي ميكردم تا بدانيم اين آدمي كه وارد هواپيما ميشود و با او همسفر ميشويم كيست
خيلي جاها بر اساس آنچه در فيلمنامه موجود بود، مجبور بودم بنويسم. در جزيره كلبه و رستوران و سينما داشتيم، اينها هم از قبل ساخته شده بودند و محدوديت زمان اجازه نميداد كه دوباره چيز جديدي ساخته شود بنابراين مجبور بودم از امكانات موجود استفاده كنم.
اگر فيلمنامه از قبل آماده بود و فضا و طراحيها بر اساس آن صورت ميگرفت كار برايم راحتتر بود.
لوكيشن ما در منطقهاي بسيار پردردسر بود كه به خاطر سردي هوا مجبور بوديم بيشتر سكانسها را داخلي بگيريم و نميتوانستيم سكانس شب داشته باشيم.
شايد اينها به نويسنده مربوط نباشد اما اين وقتي است كه فيلمنامه چند ماه قبل در آرامش آماده شده باشد. در اين شرايط سعي كردم به صورت مساوي به شخصيتها رسيدگي كنم و براي هركدام قصهاي تعريف كنم كه تا انتهاي كار بازگو شود.
شما 13 قسمت وقت داشتيد و داستاني بسيار پرماجرا، بنابراين بايد ضرباهنگ تندي را در كار لحاظ ميكرديد تا فرصت تعريف كردن داستان را به صورت كامل داشته باشيد. براي به وجود آوردن اين ريتم در فيلمنامه، چه چارهاي انديشيديد؟
مسير انحرافي به نوعي تك لوكيشن به حساب ميآيد چون تغيير فضاي چنداني ندارد. از اين كلبه به آن كلبه و از اين سمت جزيره به سمت ديگري ميرويم. بيننده مدام بافت ثابتي را ميبيند. در حالي كه در قسمتهاي اول فضاهايي مثل فرودگاه، خيابان و داخل هواپيما را داريم. براي اين كه ريتم ضرباهنگ ديده شود بايد شكست فضا اتفاق بيفتد. وجود تعداد زياد شخصيتها هم مشكل ديگري بود.
اگر كار، شكل درام يا ملودرام داشت ميتوانستم شخصيتهاي اضافي را در سقوط بكُشم اما اين كار براي يك سريال مناسبتي نوروزي خيلي تلخ بود و قابل اجرا نبود. يكي از معضلاتي كه داشتم بقيه افراد هواپيما بودند البته اين را هم در طول قصه پاسخ دادم، اما شخصيتها در جزيره بودند و كار ديگري نميشد كرد. سعي كردم تا جايي كه ممكن است در سكانسهاي شلوغ ديالوگها به صورت گفت و شنود باشد، قصه همه افراد را به موازات پيش ببرم و هر قسمت حدود 22 سكانس داشته باشم كه بين شخصيتها تقسيم شود تا بتوانم ريتم متعادلي به كار بدهم.
موافقيد كه در بعضي قسمتها اتفاق خاصي نميافتد كه به روشن شدن سرنوشت آدمها مربوط شود؟ بيشتر وقتها آدمها روبهروي يكديگر قرار ميگيرند و ديالوگهاي طولاني را رد و بدل ميكنند، بدون اين كه به داستان اصلي ارتباط چنداني داشته باشد. فكر نميكنيد كه حجم ديالوگها و سكانسهاي حاوي ديالوگهاي طولاني زياد است؟
بهر حال براساس تعداد شخصيتها نياز بود در بعضي موارد از اتفاق دوري كنيم و به روايت بپردازيم تا شناخت و جا افتادن در جزيره شكل بگيرد، اما گاهي حجم ديالوگها زياد است و اين مساله دلايل بسياري دارد. اينطور نبود كه براي حجم ديالوگها برنامهريزي نداشته باشيم.
درگونه طنز اكثر بازيگران بداههپرداز هستند كه اين مساله هيچ فيلمنامهنويسي را خوشحال نميكند و من هم از اين قاعده مستثني نيستم. البته اينگونه كارها به سليقه كارگردان مربوط است.
بازيگران فكر ميكنند و براساس سليقه مخاطب، نقشي كه در كار دارند و تجربيات خودشان ميتوانند چيزهايي را به ديالوگ اضافه كنند و همه اينها روي كيفيت سريال تاثير ميگذارد.
پس اينطور نبود كه سريال كاملا طبق فيلمنامه نوشته شده، اجرا شود؟
جز مواردي خاص كه به دليل كمبود زمان مجبور به عبور از آن بوديم بيشتر متنها اجرا شد، اما واقعيت اين است كه كار طبق زمانبندي پيش نرفت، قرارداد بازيگران تمام شده بود و ديگر نميتوانستيم به فلاشبكها (رفتن به گذشته) بپردازيم هرچند براي بيشتر شخصيتها فلاشبكها طراحي شده بود تا به شناخت كاملتري از آنها برسيم. اگر از ابتدا طراحي داستان را بهعهده داشتم از قسمت اول و لحظه ورود هركدام از شخصيتها به هواپيما، با استفاده از فلاش بك، آنها را بهتر به مخاطب معرفي ميكردم تا بدانيم اين آدمي كه وارد هواپيما ميشود و با او همسفر ميشويم كيست و در ادامه واكنشهاي آنها نسبت به مسائل مختلف در جزيره تعريف بهتري پيدا ميكرد.
دليل حضور بعضي شخصيتها اين است كه كمدي ايجاد كنند. كاري نداريم كه اين كمدي شيرين از كار درآمده يا نه، اما ميشد كه بعضي شخصيتها حذف شوند. ممكن است آنها هم نقشي در داستان داشته باشند اما آنقدر كمرنگ هستند كه در زمان نوشتن ميشد سهم آنها را به شخصيتهاي ديگر واگذار كرد.
طراحي شخصيتها و تعداد آنها طبق سليقه نويسنده قبلي، آقاي عباسي انجام شده بود و من اجازه كم كردن شخصيتها را نداشتم، چون با بازيگران براي نقشهايشان قرارداد بسته شده بود، شايد اگر سرنوشت شخصيتها از ابتدا معلوم بود، ميتوانستم به بعضيها بيشتر و به بعضيها كمتر بپردازم اما اين شخصيتها از اول به من ارائه شده بود و بايد آنها را به سرانجام ميرساندم.
اگر قرار بود سريال ادامه داشته باشد، راحتتر ميتوانستيد به تمام شخصيتها بپردازيد؟
بله، مثلا در سريالهاي مشابه ممكن است در اول شخصيتهاي زيادي وجود داشته باشند، اما وقت براي پردازش اين شخصيتها هم وجود دارد. چند قسمت به روحيات و دغدغههاي آنها پرداخته ميشود تا بيننده با آنها همذاتپنداري كند. بعد گروه ديگري وارد ميشود و با روحيات آنها آشنا ميشويم. ضمن اين كه تنوع لوكيشن بيشتري هم وجود دارد. اينها كشش كار را بسيار زياد ميكند، اما در اين سريال جز چند كلبه و يك رستوران كه كاملا شبيه هم بودند هيچ عنصر جذاب ديگري در مورد بافت محل نبود. دوست دارم كساني كه كار را نقد ميكنند در نظر بگيرند كه كار با چه شرايطي توليد شده نه اين كه در شرايط ايدهآل آن را بسنجند. هيچ كاري بدون ايراد نيست حتي كاري كه چند ماه فكر و زحمت پشت آن باشد. نقد هم لازمه پيشرفت و حركت به جلوست، اما در بررسي هر اثر بايد شرايط كار آن را در نظر بگيريم.
شروينه شجريكهن - جامجم
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:11 AM
با قصههاي بهمن از انقلاب تا دفاع مقدس
مجموعه انیمیشن قصه بهمن به تهیه کنندگی و کارگردانی محمود سلطان پور در 13 قسمت 11 دقیقه ای در صدا و سیمای خراسان رضوی به سفارش مرکز سیمای استان ها تهیه و تولید میشود.
به گزارش روز دوشنبه جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومي مراكز استانهاي صداوسيما، سلطان پور گفت: قصه بهمن داستان تحول یک نوجوان 13 ساله به نام بهمن است. قصه دوره نوجوانی و گذر از وابستگی به استقلال، قصه خود باوری و شناخت خویشتن و... موضوعاتی است که به شکل های گوناگون در این مجموعه به آن اشاره می شود.
وی با بیان اینکه در این مجموعه تحول فردی با تحول اجتماعی عجین شده و پیوند خورده است ابراز داشت: این مجموعه از مهر ماه 1357 یعنی اوج مبارزات مردم علیه رزیم شاه (مقطع انقلاب اسلامی) آغاز و تا سال 1360 (مقطع دفاع مقدس) ادامه می یابد.
وی افزود: درکنار قصه بهمن مخاطب با مردی آشنا می شود به نام سرگرد علی صیاد شیرازی که با منش، کردار و گفتارش نقشی اساسی در تحول شخصیت این نوجوان دارد. سلطان پور تصریح کرد: با توجه به تحقیقات گسترده ای که صورت گرفته است سعی شده وقایعی که در خصوص شهید صیاد بیان می شود مستند باشد.
وی هدف از تولید این مجموعه را آشنایی مخاطب نوجوان با قهرمانان و اسطوره های دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی خصوصا شهید علی صیاد شیرازی عنوان کرد و اظهار داشت: کتاب های در کمین گل سرخ نوشته محسن مومنی، ناگفته های جنگ از احمد دهقان و عملیات شیندرا نوشته علی صادقی گویا از جمله منابع این مجموعه هستند.
وی با اشاره به جذابیت های این مجموعه گفت: از ویژگی های این مجموعه استفاده از تکنیک full 3D و اندازه کادر HD است که تلاش می شود از کیفیت بسیار بالایی برای مخاطبان برخوردار باشد.
سلطان پور با بیان اینکه این مجموعه به مدت پنج ماه پیش تولید داشته است بیان کرد: 9 ماه تولید و 2 ماه مراحل پس تولید این مجموعه پیش بینی شده است که در حال حاضر طبق زمانبندی مراحل به خوبی انجام می گیرد. وی در پایان اظهار امیدواری کرد: این مجموعه در بهمن ماه 91 آماده پخش شود.
عوامل تولید این مجموعه عبارتند از:
مجری طرح : محمد مهدی نخعی راد / استوری بورد: جواد مهماندوست / نویسنده: محمود سلطان پور / انیماتور: امیر حسین سیستانیان، عاطفه سپهری / تکسچر: میلاد قربانی، عاطفه سپهری، فریده غنی ابادی / مدل سازی و فضا سازی: محمد مهدی نخعی راد، جواد / اورگنجی و میلاد قربانی / مدل سازی شخصیت ها: امیر سیستانیان، رضا رحمت زهی / نور پردازی و رندر : جواد اورگنجی و میلاد قربانی
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:12 AM
ويژه برنامه"بانوي آسمان" در صداي آشنا
ویژه برنامه "بانوی آسمان" کاری از گروه دین و اندیشه شبکه جهانی صدای آشنا در روز شهادت حضرت فاطمه (س) از این شبکه پخش می شود.
به گزارش روز سه شنبه جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومی و امور مخاطبان شبکه جهانی صدای آشنا، "بانوی آسمان" در سه بخش به این موضوعات می پردازد.
توسل به حضرت فاطمه (س)؛
گذری بر صحیفه حضرت؛
و حجاب و عفاف.
رقیه آقازاده سردبیر نویسنده و تهیه کننده، مهسا حق پناه گوینده و سمیه نجفی گزارشگر، در این ویژه برنامه همراه شما هستند.
"بانوی آسمان" را روز چهارشنبه ششم اردیبهشت ساعت 11:00 به وقت تهران برابر با ساعت 07:30 به وقت گرینویچ از کانال اروپای شبکه جهانی صدای آشنا بشنوید.
نشانی وب سایت شبکه جهانی صدای آشنا ()
شماره تماس روابط عمومی 22164131 ، 22652327
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:17 AM
ويژه برنامه"بانوي آسمان" در صداي آشنا
ویژه برنامه "بانوی آسمان" کاری از گروه دین و اندیشه شبکه جهانی صدای آشنا در روز شهادت حضرت فاطمه (س) از این شبکه پخش می شود.
به گزارش روز سه شنبه جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومی و امور مخاطبان شبکه جهانی صدای آشنا، "بانوی آسمان" در سه بخش به این موضوعات می پردازد.
توسل به حضرت فاطمه (س)؛
گذری بر صحیفه حضرت؛
و حجاب و عفاف.
رقیه آقازاده سردبیر نویسنده و تهیه کننده، مهسا حق پناه گوینده و سمیه نجفی گزارشگر، در این ویژه برنامه همراه شما هستند.
"بانوی آسمان" را روز چهارشنبه ششم اردیبهشت ساعت 11:00 به وقت تهران برابر با ساعت 07:30 به وقت گرینویچ از کانال اروپای شبکه جهانی صدای آشنا بشنوید.
نشانی وب سایت شبکه جهانی صدای آشنا ()
شماره تماس روابط عمومی 22164131 ، 22652327
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:17 AM
مسابقه موج سلامت
سوالات اين مسابـقـه از سوي راديو سلامـت (موج افام، رديف 102) از شنبه تا چهارشنبه مطرح ميشود و اسامي برندگان هر پنجشنبه اعلام خواهد شد.
براي شركت در مسابقه، شماره سوال و گزينه صحيح را به شماره پيامك راديو سلامت 300001039 ارسال كنيد.سوالات اين هفته1 ـ كدام گزينه به انتقال قند غذا به داخل سلولها كمك ميكند؟
الف) آب ب) انسولين
بهترين دهنده براي سلولهاي بنيادي كدام است؟
الف) خواهر و برادر تني فرد گيرنده ب) پدر و مادر فرد گيرنده
3 ـ براي اينكه ويژگي انتخاب كردن و تصميمگيري را در كودكان تقويت كنيم.
الف) در تمام موارد به او حق انتخاب و اظهار نظر بدهيم.
ب) در يك حيطه مشخص براي او چند گزينه بگذاريم تا در آن حيطه دست به انتخاب بزند.
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:18 AM
درباره سريال حيراني
وقتي فرم خود يك محتوا ميشود
ممكن است شما ديدن يك فيلم يا سريال سرراست را دوست داشته باشيد. فيلم و سريالي كه فرم آن چندان پيچيده نباشد.
مثلا اگر قرار است شاهد صحنهاي از يك ديالوگ دو نفره باشيد، به شكل معمول يك نما از نفر اول و يك نما از نفر دوم و بعد يك نماي دو نفره ببينيد. اكثر اتفاقها هر چند پر تعليق، در فرمي كلاسيك ارائه شود.
در اين صورت احتمالا اين روزها خيلي سرتان با سريال «حيراني» آخرين ساخته اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي گرم نميشود.
به نظر ميرسد اين دو نفر، اساسا ميانه چنداني با «روال معمول» چه در ساخت فيلم و چه سريال ندارند. آنها ترجيح ميدهند همواره دست به تجربه بزنند؛ حتي اگر سالها باشد كه ساخت فيلمهاي كوتاه و تجربي را پشت سر گذاشته و قدم به مناسبتهاي حرفهاي گذاشته باشند.
اين ويژگي نه خوب است و نه بد. صرفا يك انتخاب است. براي همين است كه ريسك ميكنند و مخاطب كم حوصله تلويزيون را پشت سر هم با نماهاي غيرمتعارف و ميزانسنهاي غريب و روايتي كه هر چه پيش ميرويم انگار از آن عقب تر ميمانيم، روبهرو ميكند.
شايد مخاطب هم حق داشته باشد با خودش بگويد «اين ديگر چه جورش است». واقعيت اين است كه اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي آثار خود را براي مخاطبي ميسازند كه دنبال «جور» ديگري ميگردند.
«شبانه» نخستين فيلم سينمايي اين دو نويسنده-كارگردان بود. اين فيلم قصه دختري را روايت ميكرد كه درگير با روح برادر شهيد خود و شك و ترديد به نامزدش بود. فضاي مبهم ذهني دختر به فرم روايت و فيلمبرداري و تدوين هم كشيده شده بود و البته بازيها.
در روايتي ملموستر اين درگيري فرم و محتوا و چالش ميان آنها در «شبانهروز» بيشتر خود را نشان داد. اثري كه قرار بود نوعي آسيبشناسي پنهانكاري در روابط زناشويي باشد، پر بود از كلوزآپ (نماي بسته) شخصيتها. در واقع اين كلوزاپها تحليل و هراسي از عيان شدن رازها را به بيننده منتقل ميكرد. نزديك بودن در عين دور بودن.
و حالا آنها در اولين تجربه سريالسازي خود دست به ريسك بزرگي زدند. داستان، داستان زندگي پولاد مرزبان است كه بعد از سالها و در واقع براي اولين بار با مادربزرگش به ايران ميآيد.
در ايران متوجه بيماري لاعلاج مادربزرگش شده و مجبور ميشود با رازهاي زندگياش كه سالها از او پنهان بوده، روبهرو شود و همين مساله زندگي ديگران را هم تحت تاثير قرار ميدهد.
به نظر ميرسد در وهله اول ما با يك فيلمنامه طبق استانداردهاي معمول تلويزيون روبهرو هستيم، اما وقتي در تيتراژ ذكر ميشود كه اين فيلمنامه به روايت اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي بازگو ميشود، يعني اينكه در اين داستان و فيلمنامه احتمالا چيزهايي پس و پيش يا حذف و... شده است يا در دكوپاژ و نهايتا انتخاب فرمروايي از سوي آنها اساسا اتفاق ديگري قرار است رخ بدهد.
هر چند هنوز براي نتيجهگيري درباره سريال زود است، اما با پخش همين تعداد محدود قسمتها بايد گفت اين بار بيش از هميشه اين دو فرم را بر محتوا برتري دادهاند و به رخ كشيدهاند تا جايي كه فرم خود انگار محتوايي را به همراه آورده است.
اين دو به عكاسي و نقاشي علاقهمند هستند و شايد براي همين است كه بيشتر از آن كه به تدوين به معناي ايجاد ارتباط بين تصاوير علاقهمند باشند به ميزانسن علاقهمند هستند.
در حيراني ما با ميزانسنها و دكوپاژي كاملا طراحي شده روبهرو هستيم. حالا اين كه چقدر اين ميزانسنها در اثر نشسته بحث ديگري است.
به نظر ميرسد بيشتر ميزانسنها به ميزانسنهاي تئاتر نزديك باشد. اكثر شخصيتها در حيراني و حتي هنگام مكالمه رودررو به يكديگر نگاه نميكنند يا لااقل زاويه دوربين و چرخش آن به گونهاي است كه چنين به مخاطب القا ميكند كه گويا ارتباطي ميان شخصيتها وجود ندارد.
به طور واضح براي كارگردانها فضاسازي و جو كلي صحنهها مهمتر از هر عامل ديگري است. در ايجاد ارتباط بين تصاوير اما سريال بشدت گنگ است.
آنها بشدت از تدوين خطي پرهيز كردهاند، اما تدويني كه جايگزين آن شده گرچه در راستاي فرم اثر گام برداشته، اما در بسياري از مواقع ضربههاي جبرانناپذيري به منطق روايي و منطق تصويري زده است.
در واقع پرهيز از تدوين خطي به اين معنا نيست كه هر وقت دلمان خواست كات بدهيم يا هر دو پلاني را پشت هم بياوريم. اتفاقي كه در برخي مواقع حيراني رخ ميدهد.
بر پايه استناد به فرم سريال حيراني (چه خوب است كه در يك سريال ميتوان درباره فرم آن حرف زد) ميتوان گفت فرم اين سريال نزديكيهاي زيادي با سبك امپرسيونيسم در سينما دارد؛ با آنكه شايد چند عامل مهم آن را نداشته باشد.
امپرسيونيستها معتقد بودند هنر براي بيان ديدگاه شخصي هنرمند است و محصول آن واقعي نيست و تجربهاي است كه احساسي را نزد تماشاگر برميانگيزاند، اما با اين تعريف عدهاي از آنها به سينماي انتزاعي نزديك شدند و عدهاي سينماي روايي و البته حيراني به روايت هم وفادار است، اما بيش از بيان روايت به دنبال جاري ساختن يك حس است.
اما از آنجا كه در بيشتر صحنهها حيراني در ميزانسنها (و نه در نوع فيلمبرداري و تدوين) كيفيتي تئاتري به خود ميگيرد، شايد كمي با امپرسيونيستها كه منتقد تقليد سينما از تئاتر بودند متفاوت باشند.
اما در اين جنبش كه در دهه 19 در فرانسه شكل گرفت هدف آن بود تا با استفاده از نور، سايه، رنگ، حالت كانوني، بافت تصوير، زاويه دوربين و تدوين، از ضبط رئاليستي رويدادها و صحنههاي واقعي فاصله گرفته شود و تاثيري ذهني خلق كند.
گرچه بنكدار و عليمحمدي نتوانستهاند از نور، سايه و رنگ بهره كافي ببرند، اما با قاببنديها توانستهاند اشيا و شخصيتها را از محيط پيرامون خود جدا كنند، گاه فيلم را سياه و سفيد ميكنند تا با تغيير جلوه بصري باعث تغيير شكل در واقعيت شوند براي نزديك شدن به روان شخصيتها بسياري از مواقع دريافت رويدادها يا برقراري ارتباط را از طريق آينهاي به تصوير ميكشند و....
در نهايت هم اين كه آنها با تكيه بر يك ريتم ديداري سعي در پيش بردن روايت خود دارند كه همين مساله بر امپرسيون كار آنها صحه ميگذارد. ريتمي كه سعي دارد تجربهاي فراتر از دنياي روزمره را برايمان فراهم كند و تجربهاي كه سعي ميكند بيشتر به روان شخصيتها و ذهنيت آنها نزديك شود تا رويدادها.
آزاده سهرابي - جام جم
Bauokstoney
Friday 27 April 2012-1, 09:18 AM
رايزني وزير نيرو با رييس رسانه ملي
وزیر و معاونان وزارت نیرو روز سه شنبه به منظور همفکری و تبادل نظر درخصوص مسائل مربوط به آب، برق با رئیس و معاونان سازمان صدا و سیما دیدار کردند.
به گزارش روز سه شنبه جام جم آنلاين به نقل از پايگاه اطلاعرساني حوزه رياست سازمان صداوسيما، پس از ارائه گزارش و پیشنهادهای وزیر و معاونین وزارت نیرو، رئیس سازمان صدا و سیما از همکاری بیشتر با این وزارتخانه استقبال کرد.
وزیر نیرو در گزارش خود از رشد 30 درصدی صادرات برق در سال 90 خبر داد و گفت: ظرفیت اسمی نیروگاه های کشور به بیش از 65 هزار مگاوات رسیده است.
مجيد نامجو با اشاره به رسیدن به مرز خودکفایی در تولید تجهیزات آب و برق گفت: میزان تلفات شبکه آب و برق از 23 درصد به 15 درصد رسیده است.
نامجو افزود: اجرای هدفمندی یارانه ها باعث شد که مصرف انرژی در بخش خانگی 10 درصد، در بخش عمومی 12 درصد کاهش و در بخش کشاورزی 15 درصد و صنعتی 5 درصد افزایش داشته باشد که نشان دهنده جهت دهی انرژی به سمت تولید است.
وی گفت: براساس آمار 19 میلیون از 25 میلیون مشترک برق مصرف متوسط و کم دارند و تنها 4 درصد از مشترکان پس از اجرای هدفمندی یارانه ها بیش از 2 برابر الگو مصرف کرده اند.
نامجو با بیان اینکه بارندگی امسال تا امروز 173 میلیمتر بوده است گفت: این میزان نسبت به متوسط دراز مدت 19 درصد منفی اما از سال گذشته 9 درصد بیشتر است.
معاونان وزارت نیرو نیز از صادرات یک میلیارد دلاری صادرات برق و اجرای 132 طرح آب و برق در بیست کشور جهان خبر دادند که می توان در انتقال این دانش فنی اطلاع رسانی کرد. همچنین در این جلسه عنوان شد امکان کاهش 30 درصدی مصرف برق خانگی بدون کم شدن رفاه خانواده ها وجود دارد که با این کار سالانه 60 میلیارد کیلو وات ساعت معادل 30 میلیارد دلار صرفه جویی خواهد شد.
به گفته معاونان وزیر نیرو برق فعلی کشور برای 200 میلیون نفر جمعیت کافی است در حالی که سالانه 45 هزار مگاوات تولید کشور برای حدود 75 میلیون نفر مصرف می شود.
Bauokstoney
Saturday 5 May 2012-1, 08:17 AM
«دسترنج» زن بوشهري به روايت تصوير
سريال «دست رنج» در صداوسيماي مركز بوشهر توليد شد.اين سريال در 13 قسمت 45 دقيقهاي در يك فضا و موقعيت كاملا بومي ساخته شده و بخش عمدهاي از بازيگران و عوامل فني و توليد نيز از نيروهاي بومي آن منطقه هستند.
تصويربرداري اين سريال از اول اسفند 1390 در روستاي بندرگاه بوشهر آغاز شد و بعد از 2 ماه كار در بوشهر به پايان رسيد.
تدوين اين سريال همزمان با مراحل تصويربرداري انجام شده و موسيقي آن نيز در همان بوشهر ساخته خواهد شد. «دست رنج» سومين تجربه بهرام صادقيمزيدي در مقام نويسنده و كارگردان در زمينه سريالسازي است.
در خلاصه داستان سريال «دسترنج» آمده است: اعظم اميريآموزگار حقالتدريسي كه شوهرش اياز به دام اعتياد افتاده است، شيرازه زندگياش از هم پاشيده ميشود.
اياز از كار بيكار شده و با خانواده نيز درگيري پيدا ميكند. اعظم امتيازش براي پستبندي با فرد ديگري برابر شده و آموزش و پرورش بوشهر فقط يك نفر را در شهر استخدام ميكند و نفر دوم بايد به يكي از روستاهاي اطراف بوشهر برود.
در اين روستا استفاده از هر ماده مخدري ممنوع است و اهالي نيز با مصرفكنندگان برخورد ميكنند. اياز
با شنيدن خبر رفتن اعظم به اين روستا ناراحت شده و مانعي بر سر راه او ميشود. (ايسنا)
Bauokstoney
Saturday 5 May 2012-1, 08:23 AM
در شبكه استاني سيماي آذربايجان غربي
آب نبات آماده پخش شد
آب نبات عنوان سريال عروسكي است كه در 26 قسمت 20 دقيقه اي به تهيه كنندگي گيتا حري رضايي و داود غفاري آذر در شبكه استاني سيماي مركز آذربايجان غربي تهيه و آماده پخش شد.
به گزارش روز پنجشنبه جامجم آنلاين به نقل از روابط عمومی صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی، تهيه كننده اين سريال هدف از ساخت سريال آب نبات را به تصوير كشيدن محبت و جادوي مهرباني و صداقت و همدلي در پيشبرد كارها عنوان كرد و گفت: ويژگي خاص اين سريال تلفيق عروسك با انسان و تعامل خوب آنها با همديگر است.
وي افزود: اين سريال يك ماه پيش توليد داشته و دو ماه كار تصويربرداري آن زمان برده كه بعد از اين مدت يكماه هم كارهاي تدوين و صداگذاري سريال طول كشيده و هم اكنون در نوبت پخش از شبكه استاني قرار دارد.
در اين سريال پپل نام عروسكي است كه در اثر اتفاقي عجيب از نقطه اي ناشناخته وارد زندگي نيما، قناد جديد قنادي لطيفي كه پسري ساده، پاك نيت و كاري و در عين حال دست و پا چلفتي است؛ مي شود.
نيما دانشجوي رشته نقاشي است و بنا به شغل آبا و اجدادي خود وارد اين كار گرديده. او از رشته تحصيلي خود در كارش بهره برده و آن را با اعتبار نام قنادي لطيفي آميخته و با كمك پپل موفق مي شود در كارش پيشرفت كرده و رقيب خود را از صحنه بدر كند .
عوامل سريال عبارتنداز: كارگردان: محمدرضا خوش لهجه تصويربردار : فرهاد كنعاني محقق و نويسنده: نژلا نوشيرواني تدوين: ساسان باغداران دستيار تهيه: حميد سليم اميني صدابردار: علي مظفري دستيار تصوير: عليرضا هارويان بازيگران: علي ضيايي، بابك لطفي، شراره زندي، ژاله گرامفر، بيژن لطفي، ماهرخ رفيع زاده و سهيل اندام
Bauokstoney
Saturday 5 May 2012-1, 08:29 AM
سبك زندگي شرقي در سينما و تلويزيون
فرهنگ ايراني در قاب تصوير
يكي از كاركردهاي مهم رسانهها، انتقال ميراث فرهنگي است و در اين ميان تلويزيون به واسطه ماهيت تصويري، سهم و نقش مهمتري دارد.
انتقال ميراث فرهنگي، هم از حيث مضموني ابعاد متنوع و متعددي دارد و هم از لحاظ فرم و ساختار روايي. يعني فرهنگ و تمدن اشكال گوناگوني دارد و رسانهها نيز از تمهيدات مختلف براي بازنمايي و انتقال آنها بهره ميگيرند.
بخشي از اين تمهيدات وجه غيرنمايشي دارد اما وجوه نمايشي و دراماتيك ماجرا از پيچيدگي، جذابيت و دامنه و عمق تاثيرگذاري بيشتري برخوردار است.
بديهي است يكي از روشهاي موثر و مخاطبپسند براي انتقال ميراث فرهنگي، نمايش سبك زندگي ايراني و شرقي در بستر فيلم و سريالهايي است كه ساخته ميشود.
طي دو دهه اخير كه مدرنيته در كشور ما بسط يافته و تاثيرات آن را ميتوان در آثار نمايشي هم رديابي كرد همچنان فيلم و سريالهايي كه به فرهنگ و سبك و شيوه زندگي اصيل ايراني ميپردازد براي مخاطبان جذابيت داشته و خاطرهانگيز و نوستالژيك است.
«يه حبه قند» به كارگرداني رضا ميركريمي فرهنگ و سبك زندگي ايراني را در جزئيترين حالت ممكن به نمايش گذاشته است.
در اين فيلم كه قصه آن در شهر يزد ميگذرد متناسب با درام دو سنت عروسي و عزاداري ايراني به شكل مينياتوري و با جزئيات تمام به تصوير كشيده شده و مناسبات و روابط خانواده ايراني به بهترين وجه روايت ميشود.
ريزهكاريهاي زندگي ايراني و روابط عاطفي و خانوادگي در اين فيلم به حدي با دقت و درايت به تصوير كشيده شده كه انگار يك فيلم مستند درباره زندگي به سبك ايراني است.
پررنگ بودن فرهنگ و سبك زندگي ايراني در آثار نمايشي، يكي از كاركردهاي مهمش باورپذيركردن موقعيت درام و شخصيتهاي قصه بوده و تماشاگر ايراني از ديدن آن لذت ميبرد.
اين موقعيت را در مقابل فيلمهاي پرزرق و برق و تجملگرايانهاي كه هيچ نشانهاي از سبك زندگي ايراني در آن ديده نميشود، قرار دهيد. اين گونه آثار معمولا با دافعه مخاطب همراه شده و حتي آزاردهنده است.
در سالهاي اخير شاهد سريالهاي مختلفي بوديم كه به اين مساله توجه داشته و بازنمايي و نمايش فرهنگ و شيوه زندگي ايراني را دستمايه ساخت خود قرار داده است البته اين سريالها بيشتر در مكان و لوكيشنهاي خارج از تهران و شهرستانها اتفاق ميافتد.
توسعه سريع مدرنيزاسيون در تهران موجب شده تا كمتر بتوان سبك و سياق زندگي ايراني را در تهران سراغ گرفت و گويي يك زندگي به سبك تهراني در حال شكلگيري است كه هويتهاي بومي و فرهنگي ندارد.
مثلا قصه يك حبه قند در يزد اتفاق ميافتد يا سريال در مسير زايندهرود در شهر اصفهان رخ ميدهد. شهرهايي كه به نظر ميرسد نشانههايي بيشتر از تمدن و الگوهاي زندگي ايراني را در خود حفظ كرده و كمتر در معرض تهديد يا تاثير سبك زندگي غربي بودهاند.
در مسير زايندهرود مثل سريال پدرسالار اكبر خواجويي با يك نظام خانوادگي گسترده مواجهه هستيم با آداب و رسوم و آيينهاي جمعي و گروهي خود.
مثلا آشنذري درست كردن، زندگي خواهران و برادران در كنار عروس و دامادها در يك خانه بزرگ، احترام به پدر و مادر و برادر بزرگتر، غذا خوردن روي زمين و دور سفره غذا و توجه به حجب و حيا و محرم و نامحرم و رفتارهايي از اين نوع ازجمله عناصر مهم در زندگي به سبك ايراني هستند كه البته بايد مراسم و مناسبتها را نيز به آن اضافه كرد.
حسن فتحي در سينما نيز در اولين فيلم بلند خود به نام زندگي به سبك ايراني تلاش كرد تقابل دو فرهنگ غربي و ايراني را در ارتباط با اين مساله به تصوير بكشد البته تلويزيون و سريالهاي آن بيش از سينما و فيلمهايش تلاش كرده فرهنگ ايراني را دستمايه نمايش خود قرار دهد.
سبك و سياق زندگي ايراني البته در نمادهاي بيروني خلاصه نميشود و آنچه بيش از اين اهميت دارد حاكم بودن روح ايراني در اين مجموعههاي تلويزيوني است.
يكي از بهترين نمونههايي كه به نظر نگارنده منطبق با سبك زندگي ايراني بود به سريال زير تيغ محمدرضا هنرمند برميگردد كه موفق شد بخوبي روحيه و حس و حال ايراني را بويژه از حيث عاطفي در قصه خود به تصوير كشد.
سريال وضعيت سفيد نيز بشدت نمايانگر زندگي ايراني در دهه 60 و هنگامه جنگ و بمباران بود. وضعيت سفيد بخوبي سبك و سياق زندگي مردم در پشت جبهه هنگام جنگ را به تصوير ميكشيد كه توانست نظر مخاطبان زيادي را به خود جلب كند.
جمعگرا بودن و همبستگي و همدلي ميان افراد و اعضاي خانواده يا همسايهها يكي از مهمترين ويژگيهاي زندگي ايراني است كه در سريالهايي كه در اين باره ساخته شده، برجسته ميشود.
سريالهاي دهه 60 به واسطه شرايط اجتماعي آن زمان بيش از سريالهاي امروزي توانست اين شكل از زندگي را به تصوير بكشد.
دو مجموعه آيينه و سايه همسايه به همين دليل است كه هنوز براي ايرانيان جذاب و خاطرهانگيز است. البته اين به اين معني نيست كه فقط سريالهايي كه از برخي عناصر و نشانهها يا وسايل و شمايل سنتي استفاده ميكنند سبك زندگي ايراني را منتقل ميكنند.
آنچه مهم است بينش و منش ايراني در زندگي است كه ميتواند در ساختار يك خانواده مدرن نيز ديده شود. اساسا ايراني بودن فراتر از سنتي يا مدرن بودن معني پيدا ميكند.
به همين دليل ميتوان سريال خانه سبز را در همين رده قرار داد. به هرحال امروزه با هجمه نشانهها و نمادهاي غربي در زندگي اجتماعي، فيلمسازان بايد سبك زندگي ايراني و ارزشهاي آن را به تصوير بكشند و مدام براي مخاطب يادآوري كنند. زندگي به سبك ايراني در عالم تصوير، بهترين شرايط لازم براي حفظ و صيانت از فرهنگ ايراني است.
Bauokstoney
Saturday 5 May 2012-1, 08:29 AM
سفر به دنياي كودكي
شبكه 2 سيما به نياز مخاطب گروه سني كودك و نوجوان در زمينه ساخت برنامه توجه ويژه دارد، زيرا شبكهاي تخصصي در حيطه كودك و نوجوان است.
براي اينكه جامعهاي بتواند ناممكنها را ممكن سازد، لازم است به نيازهاي دنياي كودك و نوجوان بيشتر بپردازد.
پس با الگوسازي، قهرمانپروري و توجه به تخيل و روياهاي اين گروه سني ميتوان به اهداف تربيتي و آموزشي برمبناي اصول اخلاقي و فرهنگي دست يافت زيرا آنها آيندهسازان كشور هستند.
بههمين منظور برنامه «بر بال پروانه» براي پخش از شبكه 2 سيما روزهاي زوج از ساعت 19 به مدت 30 دقيقه در نظر گرفته شده است.
واكاوي سينماي كودك و نوجوان بر بال پروانه از گروه فرهنگ، تاريخ و هنر شبكه 2 سيما، به بررسي تحولات صعودي و نزولي سينماي كودك و نوجوان ميپردازد.
ناصر عبداللهينگار، تهيهكننده اين برنامه كه بيش از 25 سال است در سازمان صدا و سيما فعاليت دارد، ميگويد: اين برنامه در 30 قسمت توليد شده كه مروري بر سينماي كودك و نوجوان بعد از انقلاب دارد. براساس تعريف و اولويتي كه شبكه 2 سيما در زمينه كودك و نوجوان دارد، برنامه بر بال پروانه در اين شبكه ارائه ميشود.
اين برنامه بخشهاي مختلفي همچون بحث كارشناسي حول محتواي فيلمنامه، نقش خانوادهها در احياي سينماي كودك و نوجوان، جايگاه آموزش و تربيت، اهميت قهرمانپروري و موضوعاتي در مورد سينماي كودك و نوجوان دارد. به همين منظور با تهيهكنندگان، كارگردانان، نويسندگان، روانشناسان و جامعهشناسان اين حوزه گفتوگو ميكند.
همچنين به نقش مديريت فرهنگي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، وزارت ارشاد، حوزه هنري، بنياد سينمايي فارابي و آموزش و پرورش در احياي سينماي كودك و نوجوان نيز پرداخته ميشود.
عبداللهينگار ميافزايد: چون بخشخصوصي راغب به سرمايهگذاري در ژانر كودك و نوجوان نيست، به بررسي وضعيت نابسامان اين مقوله و حيطه كاري هنرمندان اين حوزه كه چشمانداز روشني ندارند نيز در برنامه پرداخته ميشود.
بخش ديگري از برنامه به پخش بخشهاي كوتاهي از فيلمهاي اين گروه طي دهههاي گذشته اختصاص دارد كه به نوعي باعث تجديد خاطره براي بزرگسالان ميشود. در ضمن توجه صاحب نظران بهاين موضوع جلب ميشود كه نوع نياز گروه مخاطب در دهههاي گذشته با گروه مخاطب امروزي متفاوت است و نياز است اين دگرگوني و تغيير شگرف را بهتصوير كشيد.
بخش ديگر، معرفي يكي از بازيگران كودك و نوجوان در دهههاي گذشته است. همچنين حوادث و اتفاقات جشنوارههاي گذشته نيز مرور ميشود.
بيان تاريخچه سينماي كودك و نوجوان در ايران و جهان، بررسي برنامهسازي براي مخاطب كودك و نوجوان، علاوه بر اين، گفتوگو با فعالان عرصه سينماي كودك و نوجوان درباره توليد فيلم و كيفيت مطلوب آن با برخي هنرمندان، مديران و متوليان گذشته و فعلي سينماي كودك هم گفت و گو ميشود.
در اين برنامه سعي ميشود با نگاهي متفاوت به ژانر كودك به تحليل و تفسير وضعيت سينماي كودك و نوجوان پرداخته شود.
بر بال پروانه، برنامهاي تركيبي است كه در كنار پاسخگويي به سوالاتي پيرامون اعتلاي سينماي كودك به چگونگي تقويت كالبد اين سينما و توليد آثار فاخر و واكاوي وضعيت سينماي كودك و نوجوان ميپردازد.
عبداللهي نگار معتقد است: بچهها هميشه با برنامههاي مخصوص به خودشان راحتتر و بهتر ارتباط برقرار ميكنند. لازم است به سليقه كودك و نوجوان بيشتر اهميت داد، زيرا خاصيت اين گروه سني را بايد در نظر گرفت.
وي در ادامه ميافزايد: براي پيشرفت همه جانبه كشور و داشتن جامعهاي مدرن بايد به كودك و نوجوان توجه ويژه داشته باشيم و براي اين نسل تلاش كنيم. زيرا آنها آيندهسازان فرداي كشور هستند. از نظرات كارشناسان متعددي همچون پوران درخشنده، ابراهيم فروزش، فرشته طائرپور، سيروس حسنپور، مسعود كرامتي، حميد دهقانپور و ديگر دوستان نيز در اين برنامه استفاده كردهايم.
در ضمن از زحمات تيم كارگرداني و عزيزاني كه در تحقيق و پژوهش اين كار همكاري كردند، سپاسگزارم.
سيروس حسنپور سال 1349 در 8 سالگي با بازي در فيلم عمو سبيلو به كارگرداني بهرام بيضايي وارد سينما شد. وي هماكنون به كارگرداني در ژانر كودك و نوجوان ميپردازد. دهقان فداكار، آواز گنجشكها، مرواريد سياه از جمله آثار اوست.
از دنياي كودكان غافل شديم حسنپور معتقد است: گروه كودك و نوجوان از لحاظ سني، وضعيت جسمي، ويژگيهاي روحي و همچنين آمادگي و پذيرش ذهني در مرحلهاي مهم از زندگي قرار دارد. شناخت و بررسي خصوصيات اين گروه بسيار حائزاهميت است. كودك شيفته هيجان و قهرمانپروري است كه از خصايص اصلي اين گروه سني به حساب ميآيد؛ بر همين اساس آثاري كه توليد ميشود لازم است مطابق با ويژگيهاي فكري و الگوهاي زيباشناسي مخاطب ساخته و ارائه شود. لذا يافتن قالبهاي مناسب و همچنين پرداختن به مضامين جذاب و مورد علاقه كودك و نوجوان از مسائل زير بنايي تلقي ميشود.
اما بهدليل ناهماهنگي دستگاهها و نهادهاي مرتبط با كودك و نوجوان و نداشتن برنامهاي تحقيقاتي در مورد كودك و نوجوان همواره در وادي مرز بين فيلم براي كودك يا درباره كودك مشكل داريم.
فيلم علاوه برداستان جذاب بايد از قالب و فرمي كه با سليقه اين گروه سني هماهنگ و برگرفته از مقتضيات زمان حال نيز باشد، ساخته شود.
هماكنون جاي بسي اميدواري است كه شبكه 2 سيما در قالب برنامه بربال پروانه به مسائل سينماي كودك و نوجوان ميپردازد تا به نوعي اين بخش از سينماي كشور از انزوا و ركود خارج شود. فقط حمايت شبكه 2 تلويزيون كافي نيست بلكه همكاري ارگانهاي ديگر را نيز ميطلبد. در اين برنامه به نقاط اوج سينماي كودك و نوجوان در دهه 60 تا 70 كه زمان رونق ژانر كودك بود نيز پرداخته ميشود. يكي از آسيبهايي كه باعث ركود سينماي كودك و نوجوان شده اين است كه به دليل پرداختن به برخي مسائل از دنياي كودكان غافل شديم.
وي با اشاره به تاثيرگذاري رسانههاي بيگانه براين گروه سني افزود: با تلاش همهجانبه آموزش و پرورش، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و ديگر نهادها همگام با گسترش تكنولوژي و تغيير شيوه زندگي، انتخاب كودكان و نوجوانان نيز به همين نسبت گستردهتر شده است. آموزش و پرورش كه متولي تعليم و تربيت است در اين زمينه همكاري جدي نميكند. براي اين كه بتوانيم سينمايي فعال از نظر كمي و كيفي در عرصه كودك و نوجوان داشته باشيم، نياز است مجموعهاي از عناصر و دستگاههاي متولي در اين حيطه كنار يكديگر قرار گيرند و سليقههاي فردي خود را فراموش كنند تا در ژانر كودك و نوجوان حرفي براي گفتن داشته باشيم.
ظرفيت توليد كارهاي جذاب و ايدهآل در سطح بينالمللي را داريم، اما برنامهريزي هماهنگ و منسجم نداريم. هماكنون جشنواره فيلم كودك تنها انگيزه برنامهسازان در حوزه كودك و نوجوان است. اما اتفاق جدي و خاصي طي چند روز جشنواره رخ نميدهد.
شبكه 2 سيما كه چنين برنامهاي را توليد و پخش ميكند سعي دارد نظر صاحب نظران و دوستداران فرهنگي را به سمت اين موضوع مهم و اساسي جلب كند كه فيلمسازان خارجي نقطه هدف خود را كودكان و نوجوانان قرار دادند. پس نياز است ما نيز در اين زمينه بيشتر فعاليت كنيم.
كار كودك را جدي نگرفتهايم مجري ـ كارشناس برنامه بر بال پروانه مرجان اشرفيزاده است. او كارشناس ارشد ادبيات نمايشي و از سال 78 تاكنون حدود 20 فيلم كوتاه و مستند ساخته است. همچنين تلهفيلمهاي قفل يعني كليد و نامههاي خيس از كارهاي اوست.
اشرفيزاده درباره برنامه بر بال پروانه ميگويد: به مسائل و روندي كه سينماي كودك و نوجوان در ايران طي دهههاي گذشته داشته، پرداخته ميشود. در واقع به مشكلاتي كه در مسير اين بخش از سينماي ايران وجود دارد و بررسي دوران شكوفايي سينماي كودك و نوجوان اشاره ميشود. يكي از اهداف برنامه كمك به احياي سينماي كودك و نوجوان است تا بهواسطه گفتوگوهايي كه با كارشناسان اين حيطه انجام ميشود، بتوان به راهكارهايي رسيد.
وي با بيان اين نكته اظهار ميكند: سياستگذاري يكپارچهاي در مورد سينماي كودك و نوجوان نداريم و سليقهاي عمل ميشود. در ضمن برخي فكر ميكنند كساني كه براي كودك و نوجوان كار ميكنند كارشان جدي نيست. به همين دليل بودجه كافي و حمايتهاي لازم از سينماي كودك و نوجوان به عمل نميآيد. ما از سينماي كودك و نوجوان دنيا عقب هستيم. كار كودك را جدي نگرفتهايم. فيلمهاي اين طيف سني بايد آميزهاي از شادي، هيجان، حركت، محبت و با خلق فضاهاي زيبا همراه باشد تا بتوان نكات آموزشي و اخلاقي مناسب با فرهنگ ايراني را در آنها مطرح كرد. براي سامان بخشيدن به سينماي كودك و نوجوان، احتياج به عزم و اراده ملي داريم. آموزش كودكان مقوله مهمي است كه سينما و تلويزيون ابزارهاي قدرتمند و تاثيرگذاري در اين مورد هستند.
سيما پويا
Bauokstoney
Saturday 5 May 2012-1, 08:35 AM
آسمان شبكه يك باراني ميشود
تهيهكننده سري دوم سريال «آسمان هميشه ابري نيست» گفت: سري دوم اين مجموعه با عنوان «آسمان هواي باران دارد» ساخته ميشود.
اميرهوشنگ پوررحماني با اعلام اين خبر، افزود: هيچ يك از عوامل و بازيگران مجموعه «آسمان هواي باران دارد» هنوز مشخص نشده است و سريال مهرماه امسال كليد خواهد خورد.
وي درباره پخش مجموعه «آسمان هواي باران دارد» گفت: اين سريال به احتمال قوي در بهمن 91 به روي آنتن ميرود.
پوررحماني كه پيش از اين اعلام كرده بود همانند سري گذشته، بيشترين توجه و نگاه گروه سازنده به جوانان دبيرستاني بويژه دختران است.
گفتني است، سريال «آسمان هواي باران دارد» به تهيهكنندگي اميرهوشنگ پوررحماني در 26 قسمت 45 دقيقهاي براي شبكه يك سيما تهيه ميشود.
اين مجموعه موضوعات مختلفي همچون انواع موادمخدر و اعتيادآور، آدامسهاي روانگردان، علاقهمندي جوانان به فوتبال، فضاي دانشگاهي و خوابگاهي جوانان را در فيلمنامهاي درام مورد بررسي قرار ميدهد. (ايسنا)
Bauokstoney
Sunday 6 May 2012-1, 09:45 AM
چهره سازي در قاب تصوير
مدتي است در صدا و سيما به بهانههاي مختلف براين نكته تاكيد ميشود كه ستارهسازي در سياستهاي كلان رسانه ملي جايگاهي ندارد و تلويزيون درصدد تربيت و پرورش ستارهها نيست كه اين به تفاوت رويكرد رسانه ملي نسبت به همتايان خارجي خود بستگي دارد.
به اين معني كه ستاره به مفهوم متعارف كلمه برساخته نظام فرهنگي غرب بوده و با آن شاخصها صدا و سيماي ما جايگاه ستارهها نيست و درواقع ستارهسازي در اينجا ضرورت و كاركردي ندارد.
اما واقعيت اين است كه در عمل، ستارهسازي نه لزوما به معناي غربي آن در تلويزيون ما نيز ديده ميشود. چهبسا اين اتفاق محصول ناخواسته فعاليتهاي رسانه ملي باشد و يكي از كاركردهاي اجتنابناپذير تلويزيون به عنوان يك ابررسانه محسوب شود.
دستكم نه ستارهسازي، اما چهرهسازي و معرفي چهرههاي تازه به مردم در عرصههاي مختلف رسانهاي را ميتوان يكي از لوازم و كاركردهاي رسانه ملي دانست. يكي از مهمترين عرصههاي تلويزيون در ستارهسازي يا معرفي چهرههاي تازه، سريالهاي تلويزيوني است.
حضور يك بازيگر ناآشنا و تازهكار در سريال و مجموعه تلويزيوني قطعا بيش از سينما ميتواند در معرفي او به مخاطب موثر باشد و اين به طيف گسترده مخاطبان تلويزيون و برد رسانهاي آن برميگردد.
بسياري از بازيگران مشهور سينما كه شايد امروز ديگر حضور چنداني در تلويزيون نداشته باشند از تلويزيون شروع به كار كردهاند و اينجا نقطه عزيمت و سكوي پرش خوبي براي ارتقا و رشد حرفهاي آنان بوده، لذا يكي از كاركردهاي مثبت سريالهاي تلويزيوني را فارغ از ضعيف و قوي بودن اثر بايد در همين معارفه چهرههاي تازه دانست، هرچند قابليتهاي هنري يك اثر نمايشي در چگونگي معرفي و ميزان محبوبيت و شهرت يك چهره تازه تاثير فراواني دارد.
به اين معني كه حضور يك بازيگر جديد در سريال تلويزيوني لزوما به شهرت و محبوبيت او ختم نميشود و چه بسيار بازيگراني كه در يك مجموعه حضور داشته و حتي درخشيدند و به شهرت رسيدند، اما پس از مدت كوتاهي فراموش شدند يا بازيگراني كه عليرغم سالها حضور در سريالهاي تلويزيوني نتوانستند جايگاه حرفهاي مناسبي پيدا كنند يا پس از نقشآفرينيهاي متعدد در كسوت يك نقش خاص به شهرت رسيدند، مثلا حميد لولايي با بازي در نقش خشايار مستوفي بود كه به شهرت رسيد.
برخي البته معتقدند حضور بازيگران جوان و تازه كار ميتواند سطح كيفي سريال را پايين بياورد و به آن لطمه بزند. استدلال آنها اين است كه تلويزيون و مديومهاي مثل سريال و تلهفيلم، عرصهاي براي تجربهاندوزي نيست و با تجربهها بايد با حضور خود در اين مجموعهها، موفقيت آن را تضمين كنند.
تاكيد برحضور بازيگران ستاره در سريال يا تلهفيلم نيز مبتني برهمين رويكرد و منطق صورت ميگيرد، در حالي كه بسياري از همين ستارههاي سينمايي، كار خود را از تلويزيون آغاز كردند و با ديده شدن در تلويزيون و موفقيت در آن به سينما راه يافتند.
شهاب حسيني، امين حيايي، رضا عطاران و در سطوحي ديگر بازيگران طنزي مثل جواد رضويان، رضا شفيعجم، حميد لولايي و... به واسطه موقعيت و موفقيتي كه در تلويزيون به دست آوردند، پاي درسينما گذاشتند.
اكثر اين بازيگران، موفقيت خود را درسينما مديون تلويزيون ميدانند و آن را انكار نميكنند. آنها خود را ستارههايي ميدانند كه از زمين تلويزيون به آسمان سينما پرتاب شدند.
واقعيت اين است كه تلويزيون فرصت تجربهاندوزي و بسترسازي براي تربيت بازيگران حرفهاي بوده كه سود آن صرفا به جيب سينما نميرود و خود تلويزيون نيز اين از بركات آن بهرهمند ميشود.
از سوي ديگر، حضور چهرههاي جديد در ايجاد تنوع و پاسخ دادن به ذائقههاي متنوع مخاطب نيز مفيد است و از تكراري شدن آنها جلوگيري ميكند.
برخي مواقع با اين انتقاد از سوي مردم مواجه ميشويم كه يك سري بازيگران خاص در همه سريالها حضور دارند.
اين حضور مكرر قطعا موجب ملال و دلزدگي مخاطب شده و شادابي و پويايي يك اثر نمايشي را كاهش ميدهد. حضور بازيگران جديد ميتواند سريالهاي تلويزيوني را از اين تكراري و ملالانگيز بودن نجات دهد.
تجربههاي سريالسازي بويژه در يك دهه اخير نشان ميدهد بسياري از كارگردانها از اين اعتماد كردن و ريسكپذيري زيان نكردند و چهبسا در سرنوشت حرفهاي بسياري از بازيگران هم تاثير مثبتي گذاشتند.
سيروس مقدم نمونهاي از همين كارگردانهاست كه با استفاده از چهرههاي ناآشنا و تازهكار موجب معرفي آنها شد.
چهرهسازي و ستارهپروري يكي از كاركردهاي مهم تلويزيون است كه از آن گريزي نيست. در سريال مسير انحرافي كه بتازگي تمام شد نيز شاهد بازي خوبي از سوي مجيد واشقاني بوديم كه چهره ناآشنايي براي مخاطبان بود يا در سال گذشته بهنام تشكر با بازي در مجموعه ساختمان پزشكان خوش درخشيد.
واقعيت اين است كه تلويزيون به شكل ناخودآگاه و بنا به كاركرد ماهوي خويش به شكلگيري و معرفي ستارهها دامن زده و از آن گريزي نيست. اين ستارهها در همه عرصههاي نمايشي مثل بازيگري و مجريگري نمود داشته و نميتوان با بخشنامه جلوي آن را گرفت كه اين يكي از كاركردهاي جعبه جادوست.
با اين حال به نظر ميرسد رسانه ملي از اين ستارهها كه برخي از آنها شايد سرمايه ملي و رسانهاي محسوب شوند، بدرستي صيانت كرده و از فروغلتيدن در دنياي ستاره بازي كه بيشتر در فرهنگ غرب رواج دارد، جلوگيري كند.
سيد رضا صائمي
Bauokstoney
Sunday 6 May 2012-1, 09:57 AM
گزارشي از برنامه راديويي زاويه پنهان
پيدا و پنهان تبليغات ماهوارهاي
يکي از وظايف رسانه، مطرح کردن مسائل و معضلات روز جامعه از ديدگاههاي مختلف است.
برهمين اساس، برنامهسازان گروه سلامت روان سعي دارند در برنامه «زاويه پنهان» راديو سلامت، مسائلي را مورد بحث و بررسي قرار دهند که به سلامت جامعه ربط دارد.
برنامه زاويه پنهان هر هفته روزهاي شنبه از ساعت 11 به مدت 40 دقيقه زنده روي موج FM رديف 102 مگاهرتز از راديو سلامت پخش ميشود.
بررسي صحت مطالب شهرام زينالعابدين، تهيهکننده برنامه زاويه پنهان ميگويد: راديو سلامت به بحث سلامت جسماني و رواني در قالب موضوعات مختلف به گونهاي شيوا و ساده ميپردازد تا در پاسخگويي به نيازهاي جامعه، گام موثري بردارد. برنامه زاويه پنهان بهمنظور تصحيح تبليغات کاذب و نادرست رسانههاي خارجي و برخي رسانههاي داخلي تهيه ميشود. به همين دليل کارگروهي در راديو سلامت متشکل از متخصصان و صاحبنظران حوزه پزشکي، مسوولان سازمان نظام پزشکي و وزارت بهداشت تشکيل شد که هدف اصلياش، بررسي صحت و سقم مطالب عنوان شده در آگهيهاي تبليغاني است؛ زيرا برخي آگهيها، سلامت جسم و روان را به مخاطره مياندازد.
زينالعابدين تصريح ميکند: هدف از ساخت و ارائه برنامه زاويه پنهان، افزايش سطح آگاهي اقشار جامعه و مخاطبان برنامه از طريق علمي و کاربردي است؛ زيرا دانش بشري با استفاده از روشهاي کاربردي و نوين بايد در پي برآورده کردن نيازهاي روحي و جسماني بشر گام بردارد.
اما در مقابل، شاهد تبليغات کاذب در سطح کشور هستيم. متاسفانه شرکتهاي توليدکننده محصولات غيربهداشتي و غيراستاندارد خارجي به منظور سودجويي وارد بازار ايران شدهاند و در برخي نشريات معتبر داخلي نيز مبادرت به درج آگهي و معرفي محصولات خود ميکنند.
در طول مدتي که برنامه پخش ميشود، شنوندگان بسياري از نقاط مختلف کشور از طريق پيامک و تماس تلفني با برنامه ارتباط برقرار ميکنند و از تجربيات تلخشان در ارتباط با اينگونه تبليغات ميگويند.
در اين برنامه تلاش ميشود راههاي دستيابي به اطلاعات اوليه درباره صحت يا درست نبودن آگهيهاي تبليغاتي که در کشور منتشر ميشود را در اختيار مخاطبان برنامه قرار دهيم. همواره ميکوشيم از دغدغههاي فکري و استرسهاي مخاطبان برنامه از طريق اطلاعرساني شفاف کاسته شود.
با توجه به امتيازاتي که مخاطبان برنامه در سايت راديو سلامت به برنامه زاويه پنهان دادهاند، متوجه شديم اين برنامه از برنامههاي پرمخاطب و مورد علاقه شنوندگان راديوست.
هدف فرهنگسازي است سردبير و مجري ـ کارشناس برنامه زاويه پنهان، ليلا علوي ـ که کارشناس ارشد مامايي است ـ ميگويد: حدود هفت7 سال است در راديو سلامت فعاليت دارم. علوي، سردبير برنامه علت رصد تهديدکنندههاي سلامت از سوي برنامهسازان برنامه زاويه پنهان را فرهنگسازي ميداند؛ زيرا معتقد است وظيفه رسانهاي همچون راديو سلامت بيان حقايق و اطلاعرساني در سطح جامعه است. بهدليل سوءاستفادههايي که در زمينههاي پزشکي و طب سنتي در کشور ميشود و همچنين آگهيهاي تبليغاتي که از طريق شبکههاي ماهوارهاي و برخي نشريات داخلي منتشر ميشود لازم است دستگاههاي اجرايي اين تهديدکنندههاي سلامت را شناسايي و به مردم معرفي کنند.
ساختار برنامه آزاد تعريف شده تا براساس اتفاقاتي که در کشور رخ ميدهد، پيش برويم و براساس نيازهايي که در زمينه اطلاعرساني احساس ميکنيم، به رصد موضوعات بپردازيم.
براي مثال در مقطعي بحث انرژيدرماني، زالو درماني و مباحثي اينگونه در جامعه انتشار مييابد که لازم است همگام با جريانات موجود آنها را در برنامه زاويه پنهان بررسي كنيم که همين به روز بودن برنامه باعث مشارکت خوب مخاطبان شده است.
در ضمن اين برنامه از نظر من، براي گروه سني خاصي تعريف نشده؛ زيرا دامنه و گسترش تبليغات کاذب دربرگيرنده همه گروههاي سني است. براي نمونه برخي محصولات براي کودکان است و خانوادهها را به استفاده از آن محصولات ترغيب ميکنند.
سردبير و مجري ـ کارشناس برنامه در مورد اين سوال که دغدغه تبليغاتي که در حال حاضر برنامه زاويه پنهان به آن ميپردازد، چيست، ميگويد: هماکنون به بحث استفاده از داروهاي چربيسوز که با اسمها و نامهاي تجاري مختلفي در داخل و خارج کشور تبليغ ميشوند و اثرات زيانآور آنها ميپردازيم. با آزمايش و آناليزي که دستگاههاي ذيربط انجام دادند، به بيماريزا بودن اين محصولات و همچنين اعتيادآور بودن آنها پي بردهاند. در برخي تماسهاي شنوندگان برنامه نيز بيان ميشود افراد خانواده آنها بر اثر استفاده از اين ترکيبات، جان خود را از دست دادهاند.
به همين دليل در برنامه زاويه پنهان به عنوان مشتري با موسسات و نشرياتي که مبادرت به درج آگهي در اين زمينه کردهاند، تماس ميگيريم و سپس در زمان پخش برنامه با مسوولان اجرايي آنها ارتباط تلفني برقرار ميکنيم. مسوولان اجرايي با کارشناسان برنامه که در استوديوي پخش حضور دارند، صحبت ميکنند. هدف ما در اين برنامه، زير سوال بردن مسوولان نيست؛ بلکه هدف اين است که با کمک سازمانها و نهادهاي ذيربط بتوانيم جلوي درج آگهيهاي تجاري کاذب و غيراخلاقي که سلامت جامعه را تهديد ميکند، بگيريم. اطلاعرساني و فرهنگسازي از وظايف رسانههاي نوشتاري، ديداري و شنيداري است. به همين دليل وقتي با مسوولي ارتباط برقرار ميکنيم پيگير آن موضوع هستيم. در برنامههاي آينده در مورد داروهاي ترک اعتياد و محصولات لاغري نظير گوشواره، کمربند، دستبند و انرژيدرماني صحبت ميکنيم.
تبليغات با مجوز دکتر حجتالله مقيمي، مديرکل سازمان نظام پزشکي کشور درباره برنامه زاويه پنهان ميگويد: اين برنامه از سال 89 به منظور بررسي تبليغات ماهوارهاي که جنبه درماني و علمي نداشت، شروع به کار کرد. هدف ما در اين برنامه، پرداختن به جايگاه علمي و قانوني تبليغات است تا در اين زمينه سطح آگاهي مردم افزايش يابد.
در برنامه زاويه پنهان، جنبههاي قانوني تبليغات بررسي ميشود و متخصصان غدد، تغذيه، زيبايي، جراحي پلاستيک و ديگر رشتههاي پزشکي بحثهاي علمي را مطرح ميکنند و محصولاتي را که از طريق رسانهها درباره آنها تبليغات کاذب و دروغين انجام ميشود، مورد نقد و بررسي قرار ميدهند.
برخي از اين شرکتهاي دارويي زيرزميني که محل اصلي استقرار آنها خارج از ايران است، بهدليل آگاهي افراد جامعه ايراني و نخريدن کالا از آنها، به تغيير شکل و اسامي کالاي نامرغوب خود مبادرت کرده و از طريق قاچاق اين محصولات را وارد کشور ميکنند.
از اول سال 91 تاکنون 40 آگهي ماهوارهاي و قاچاق در نشريات به چاپ رسيده که با همکاري مستمر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پيگير تخلفات اين نشريات هستيم. سازمان نظام پزشکي با نشر و چاپ آگهيهاي پزشکي و معتبري که از مراجع قانوني و ذيربط داخل کشور مجوز تبليغاتي گرفتهاند، مخالفتي ندارد؛ بلکه با تبليغات مخرب و زيانآور که سلامت جامعه را به خطر مياندازد، برخورد ميکند.
در طول سال گذشته تعداد زيادي مجوز براي داروها و تجهيزات پزشکي بهداشتي و آرايشي که مطابق با استاندارد بود، صادر شد.
وي در پاسخ به اين پرسش که مردم چگونه از صحت درج آگهيهاي پزشکي اطمينان حاصل کنند، ميگويد: از طريق تماس با شماره تلفن 84130 در ساعات اداري ميتوانند اطلاعات جامع و مورد نياز در مورد آگهيهاي پزشکي، درماني و عملهاي جراحي همچون عملهاي جراحي زيبايي را دريافت کنند.
دکتر مقيمي در پايان ميافزايد: من و ديگر همکارانم در اين برنامه تلاش ميکنيم سطح آگاهي مردم در مورد محصولات پزشکي و درماني ارتقا يابد تا در دام افراد سودجو نيفتند و سلامت جسماني و روحي آنها دچار مشکل نشود.
Bauokstoney
Sunday 6 May 2012-1, 10:00 AM
پشت كوههاي بلند را با روزي روزگاري مقايسه نكنيد
مهوش صبركن را بسياري از مردم با بازياش در سريال «پس از باران» به ياد دارند.
او همسر محمود پاكنيت و بازيگري است كه در مجموعههاي مختلفي همچون خانهاي در تاريكي، شب ميگذرد، يوسف پيامبر(ع)، جراحت و... نقشآفريني كرده است.
او بازيگري را از تئاتر آغاز و سالها تلاش كرد تا به جايگاهي واقعي در اين عرصه برسد. اين روزها مجموعه تلويزيوني «پشت كوههاي بلند» با بازي صبركن از شبكه سوم سيما در حال پخش است.
پشت كوههاي بلند اولين مجموعه تلويزيوني است كه شما به اتفاق محمود پاكنيت نقش زن و شوهر را مقابل هم بازي ميكنيد. چطور به اين مجموعه پيوستيد؟
وقتي بازي در اين مجموعه به من و همسرم پيشنهاد شد بلافاصله پذيرفتيم؛ چون احمدجو از كارگردانهاي حرفهاي كشورمان است و همه مردم او را با مجموعه روزي روزگاري ميشناسند. ضمن اينكه اين كارگردان از دوستان شوهرم است و ويژگيهايي دارد كه منحصر به فرد است و كمتر در كارگردانهاي ديگر ديده ميشود. احمدجو هم فيلمنامهنويس خوبي است و هم مخاطب را بخوبي ميشناسد، به همين جهت عموم بازيگران دوست دارند با كارگردانهايي مانند احمدجو كار كنند.
ملكخاتون كاراكتري است كه شما در اين مجموعه نقشش را بر عهده داريد. اين شخصيت چه ويژگيهايي دارد؟
ملكخاتون رياستمدار است و هميشه ميخواهد نظرهاي خودش را بر همسرش تحميل كند. او در بخشهاي مختلف و تصميمگيريها دخالت ميكند و بر تصميمگيريهاي همسرش تاثير دارد.
به نظر ميرسد هيچكدام از شخصيتهاي اين مجموعه واقعي نيستند. شما براي ايفاي نقش در اين مجموعه چه تدابيري انديشيديد تا بتوانيد با مخاطب ارتباط برقرار كنيد؟
شخصيتهايي كه احمدجو در فيلمنامه طراحي كرده بود بسيار كامل بود و نيازي به اين نداشت كه ما حتما دنبال چنين شخصيتهايي در بيرون باشيم و بتوانيم ابتدا شخصيتي را كه ميخواهيم بازي كنيم شناسايي كنيم. در كل فيلمنامه هم نميتوان شخصيتهايي پيدا كرد كه در دورهاي خاص زندگي كردهاند. خوشبختانه كارگردان در همه مراحل در كنار بازيگران بود و آنها را راهنمايي ميكرد تا بتوانند نقش خود را به بهترين شكل بازي كنند. حتي احمدجو زمان زيادي را صرف بازيگراني ميكرد كه براي اولين بار در چنين مجموعهاي بازي ميكردند تا آنها هم بتوانند بخوبي ايفاي نقش كنند. من فكر ميكنم شخصيتها توانستهاند با مردم ارتباط خوبي برقرار كنند.
چگونه لهجه ميمهاي (منطقهاي از استان اصفهان) براي بيان ديالوگها انتخاب شد؟
با توجه به اينكه كارگردان اهل ميمه اصفهان است تصميم گرفته شده ديالوگها به لهجه ميمهاي بيان شود.
شما كه اصالتا اهل شيراز هستيد. چطور توانستيد اين لهجه را بيان كنيد؟
براي ما سخت بود چون خيلي اين لهجه را نشنيده بوديم اما براي اينكه بتوانيم اين لهجه را ياد بگيريم خيلي تمرين كرديم، ضمن اينكه برخي از بازيگران هم از استان اصفهان بودند و به اتفاق كارگردان خيلي به ما كمك ميكردند.
برخي از مردم مجموعه پشت كوههاي بلند را با روزي روزگاري مقايسه ميكنند. به نظرتان اين مقايسه درست است؟
وقتي نام احمدجو به عنوان كارگردان در چنين اثري مطرح ميشود بالاخره همه ياد مجموعه روزي روزگاري ميافتند كه به نظرم اين موضوع اشكالي ندارد. با اينكه بخشهايي از مجموعه پشت كوههاي بلند شباهتهايي با روزي روزگاري دارد، اما نبايد با آن مقايسه شود. به هر حال سليقههاي مخاطب در طول اين سالها فرق كرده و مردم مجموعههاي مختلفي را ديدهاند. من حتي يادم است وقتي مجموعه روزي روزگاري براي اولين بار پخش شد، مردم با آن ارتباط زيادي برقرار نكردند و در پخشهاي مجدد اثري ماندگار و به خاطرات خوش مردم تبديل شد.
با توجه به اينكه احمدجو وظيفه نگارش فيلمنامه را هم داشته است تا چه اندازه به شما اجازه بداههگويي يا تغيير در ديالوگ ميداد؟
احمدجو دوست دارد همه بازيگران به فيلمنامه وفادار باشند و من هميشه اگر نكتهاي به ذهنم ميرسيد بيان ميكردم و احمدجو در صورتي كه اين پيشنهاد به نقش كمك ميكرد، ميپذيرفت.
مجموعه پشت كوههاي بلند از چه نوع طنزي برخوردار است؟
ما هيچ وقت نخواستيم مردم را الكي بخندانيم. متاسفانه برخي مواقع شاهد آثار بيمحتوايي هستيم كه به هر شكلي ميخواهد مخاطب را بخنداند؛ اما در اين مجموعه تلاش شده با ايجاد طنز موقعيت و ديالوگهاي خاص و همچنين حكايتهاي تخيلي، لحظات شادي براي مردم به وجود بياورد.
فرشيد شکيبا - جام جم
Bauokstoney
Tuesday 8 May 2012-1, 08:14 AM
نگاهي به قصههاي کهن
فرهنگسازي با انيميشن
آثار ادبي و هنري هر ملتي بازگوکننده جهانبيني آن ملت است. در ادبيات منثور ايران، افسانهها و اسطورهها، جهاني خيالانگيز و غلوآميز خلق ميکنند که قرابت خاصي با دنياي انيميشن دارد.
مجموعه انيميشن ايراني «قصههاي کهن» که از گروه کودک و نوجوان شبکه 2 سيما پخش ميشود، با دستمايه قرار دادن داستانها و حکايات کهن، درصدد آموزش مفاهيم ديني و اخلاقي به مخاطب خود است. اين مجموعه با تکنيک کات اوت به کارگرداني ياسر محدثي در صدا و سيماي مرکز قم توليد شده است.
کات اوت از قديميترين تکنيکهاي ساخت انيميشن است. در اين روش با حرکت تک فريم تکههاي بريده شده کاغذ که براساس محورهايي مشخص به هم وصل ميشوند، حرکت ايجاد ميشود.
امروزه استفاده از تکنيک کات اوت کلاسيک به دليل دشواري در اجرا و زمانبر بودن آن جاي خود را به روش رايانهاي داده است، چراکه استفاده از رايانه مزاياي ويژهاي همچون امکان استفاده از سيکلهاي حرکتي، قابليت مشاهده حرکتهاي قبلي و اصلاح آنها، لايهبندي يک پلان و غيره را در اختيار انيماتور قرار ميدهد.
از اين روست که چنين شيوهاي به يکي از جذابترين و پركاربردترين تکنيکهاي توليد انيميشن به صورت انفرادي تبديل شده است.
قصههاي کهن از آن انيميشنهايي است که گرافيک بالا و جذاب آن در وهله نخست چشمنواز است. جنگل، کوچه، بازار، خانه، دريا و غيره همه به صورت ساده و خلاصه شده در اشکال معمولي به تصوير درآمدهاند.
شخصيتها نيز داراي همين ويژگيها هستند. هرچند پوشش آنها سنتي و با الهام از لباسهاي محلي است، اما در نهايت سادگي به تصوير درآمدهاند.
نماي صورت کاراکترها تنها در دو زاويه تمام رخ و نيمرخ نشان داده ميشود (به سبک کات اوت کلاسيک) و هيچگونه حرکت نرم و زاويه متفاوتي ندارد.
نکته قابل توجه در اين خصوص، شيوه طراحي چهره کاراکترها در زاويه نيمرخ است. در اين زاويه چشمها همانند نقاشيهاي مصري به حالت تمامرخ ديده ميشود که با فضاي تخت اثر و گرافيک آن تناسب کامل دارد، به گونهاي که هم خود اثر به صورت مستقل از ارزش بصري بالايي برخوردار است و هم در ارتباط با مخاطب کودک، آشنا و ملموس جلوه ميکند.
در مجموعه قصههاي کهن با شخصيتهايي ساده و صميمي روبهرو هستيم که يا کارهاي بزرگ ميکنند يا با عبرت گرفتن از اشتباهات کوچکشان، زمينه تحولات اساسي در زندگي خود و ديگران به وجود ميآورند.
در يکي از قسمتهاي اين مجموعه به نام «دزد جوانمرد» که برداشتي آزاد از گلستان سعدي است مخاطب با شاگرد ساده زرگري روبهرو ميشود به نام صفر که به علت مشکلات مالي قصد دارد با کمک دوستش شعبون دست به دزدي بزند.
با اين اوصاف وقتي سلمان، تاجر ثروتمند فرش، کيسه سکههاي خود را نزد او به امانت ميسپارد تا به حمام برود، صفر حتي با وجود وسوسههاي شعبون حاضر نميشود در اين امانت خيانت کند و نتيجه اين رفتار صحيح و اخلاقي او دستيافتن به پاداشي مهم و مصون ماندن از گزند عقرب سياهي است که سلمان آن را به عنوان نشانه در کيسه سکههاي خود قرار داده است.
اين حكايت يکي از نمونه داستانهاي آموزنده مجموعه قصههاي کهن است که به زباني شيوا و در قالب شخصيتهايي دوستداشتني و فضايي جذاب به مخاطب عرضه شده است.
يکي ديگر از ويژگيهاي مثبت مجموعه پويانمايي قصههاي کهن، حضور راوي در داستانهاي اين مجموعه است.
هرچند در بيشتر انيميشنهاي توليدشده با سبک و سياق قصههاي کهن، شاهد استفاده از اين تکنيک روايي بخصوص هستيم، اما فرق عمده اين مجموعه با نمونههاي مشابه، حضور بجا و به اندازه راوي در متن قصه است.
راوي با صداي صميمي و مهربان خود گاهي با کاراکترها شوخي ميکند، نکات مهم و اساسي را به ياد آنها ميآورد، گاهي شخصيتها را از انجام اعمال نادرست منع ميکند و حتي در مواقعي توسط کاراکترها به شوخي گرفته ميشود.
اين حضور تأثيرگذار سبب شده است راوي داستان در واقع خود به يکي از شخصيتهاي ثابت و دوستداشتني مجموعه تبديل شود، بعلاوه تا حدودي نيز بار طنز مجموعه به عهده اوست.
قصههاي کهن، داستان مردم عادي را روايت ميکند که رفتار و گفتار آنها فرهنگ عميق و غني ما را به وجود آورده است. داستانهايي فولکلور که قهرمانان آن هيچ ويژگي شاخص و بارزي ندارند.
با توجه به اين موضوع ميتوان گفت اين مجموعه در خلق کاراکترهاي خود موفق عمل کرده است. گلمراد، ننه قلي، صفر، شعبون و غيره همه نمونههايي از اين شخصيتهاي ساده و عامي هستند که بدون داشتن ويژگيهاي قهرمانگونه، بسترساز داستانهايي آموزنده ميشوند.
در واقع در اين نوع پويانماييها تمرکز اصلي سازندگان بر روايت صحيح و جذاب داستانهايي است که ارزش خود را مديون عناصر دراماتيک هستند نه قصههايي که به طور کامل بر ويژگيهاي خارقالعاده و غيرعادي شخصيت اصلي تکيه داشته و قهرمان در آنها نقش محوري و تعيينکننده دارد.
اين نوع نگاه به محتواي انيميشن در ساخت تعداد زيادي از پويانماييهاي توليد شده در چندسال اخير مورد توجه بوده است. حکايات شيرين، گنج مثنوي، ماجراهاي بهادر، بوستان سعدي و حتي مجموعه شکرستان از جمله اين نوع پويانماييها هستند.
ميتوان گفت قصههاي کهن با توجه به اهداف خود موفق عمل کرده است، چراکه علاوهبر برداشتهايي صحيح از داستانهاي عميق عاميانه توانسته است جذابيتهاي بصري لازم را نيز در بطن کار ايجاد كند.
يکي از ويژگيهاي محصولات پويانمايي با عنايت به مخاطبان آن که عمدتا کودکان و نوجوانان هستند، همواره الگوپردازي و هنجارسازي بوده است؛ ويژگي مهم و قابل توجهي که در روانشناسي تعليم و تربيت يکي از مهمترين عوامل تاثيرگذار در رشد شخصيت کودکان و نوجوانان به شمار ميآيد.
روانشناسان معتقدند با ارائه الگوهاي درست به فرزندانمان ميتوانيم آسيبهاي رواني آنها را اصلاح كنيم. با کمک کردن به کودکان و نوجوانان براي تخليه درست هيجانات احساسيشان ميتوانيم در سلامت رواني و آرامش روحي آنها موثر باشيم.
با ارضاي صحيح تمايلات فروخفته آنها که از طريق همذاتپنداري با قهرمانان قصههاي مصور امکانپذير است خواهيم توانست تاثير به سزايي در تعادل شخصيتي آنها داشته باشيم و روح و روانشان را از عقدههاي مخرب و ويرانگر بپيراييم.
توليدات پويانمايي از جمله مهمترين ابزارهاي آموزشي براي دستيابي به اين مهم به شمار ميآيند و بايد وجود آنها را در اين آشفتهبازار جذابيتهاي کاذب و بازيهاي رايانهاي مخرب، در حقيقت قدر دانست. امروزه کمتر ابزار آموزشي هست که براي کودکان و نوجوانان جذاب باشد و مورد قبول آنها واقع شود.
خوشبختانه رسانههاي تصويري همچون فيلم و سريال و انيميشن هنوز به صف عريض و طويل ابزارهاي آموزشي مطرود بچهها نپيوستهاند و ميتوان به آنها اميد داشت براي اينکه جايگزين روشهاي آموزشي گذشته شوند؛ روشهايي که کودکان و نوجوانان امروز از آنها سرخورده و گريزان هستند.
بهار عسگري
Bauokstoney
Tuesday 8 May 2012-1, 08:15 AM
"امدادگران" از مقام امدادگران تجليل مي کنند
گروه جامعه و زندگی شبکه جهانی صدای آشنا ویژه برنامه "امدادگران" را به مناسبت روز جهانی صلیب سرخ تهیه و تولید کرده است.
به گزارش جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومی و امورمخاطبان شبکه جهانی صدای آشنا، "امدادگران" با هدف تجلیل از مقام امدادگران در جامعه، مخاطبان را با فعالیت و نوع کار این افراد تلاشگر، آشنا می کند.
معصومه ذباح سردبیر، شیدایی نویسنده، نازیلا نظمی تهیه کننده، حمیدرضا رضایی گوینده، و سمیه نجفی گزارشگر، در این ویژه برنامه همراه شما هستند.
"امدادگران" را روز سه شنبه 19 اردیبهشت ساعت 11:00 به وقت تهران برابر با ساعت 06:30 به وقت گرینویچ از کانال اروپای شبکه جهانی صدای آشنا بشنوید.
پاسخ به شبهات اعتقادی در "رواق حکمت"گروه دین و اندیشه شبکه جهانی صدای آشنا با برنامه جدید "رواق حکمت" به بررسی، تحلیل و پاسخ شبهات اعتقادی می پردازد.
"رواق حکمت" با هدف بررسی و تحلیل و پاسخ شبهات اعتقادی و پاسخگویی به سوالات دینی مخاطبان می پردازد، ضمن آنکه در هر قسمت برنامه، یک سایت پاسخگو به سوالات دینی معرفی خواهد شد و مخاطبان می توانندسوالات خود را مطرح کرده و پاسخ خود را از برنامه بگیرند.
حجت الاسلام اسکندری ، دکتر میرباقری و قاسمی، کارشناسان این برنامه اند.سید داود عطایی نویسنده و سردبیر، فروغ وزیری زاده تهیه کننده و سمیرا سجادی گوینده و نویسنده، دراین برنامه همراه مخاطبان هستند.
"رواق حکمت" را شنبه ها و یکشنبه ها ساعت 05:00 به وقت تهران برابر با ساعت 00:30 به وقت گرینویچ از کانال آسیا و اقیانوسیه شبکه جهانی صدای آشنا بشنوید.
نشانی وب سایت شبکه جهانی صدای آشنا ()
شماره تماس روابط عمومی 22164131 ، 22652327
Bauokstoney
Tuesday 8 May 2012-1, 08:17 AM
كودكان هم مشتري اخبارند
همين كه صحبت از كودكان به ميان ميآيد، بسياري اين قشر آينده ساز را آنقدرها جدي نميگيرند و به عقيده آنان، آنها هنوز راه زيادي تا بزرگ شدن و نقش بازي كردن در جامعه را دارند.
درست است كودكان كم سن و سال هستند و شايد تجربه كافي براي ماهرانه زندگي كردن نداشته باشند، اما بايد اين واقعيت را پذيرفت كه ذهن و فكر آنها خصوصا در سالهاي اخير بيش از پيش رشد كرده و در چشم به هم زدني بسياري از مهارتهايي كه تا چندي پيش در سنين بالاتر كسب ميكردند را بخوبي فرا گرفتهاند.
گذشته از تغييرات عمده سبك زندگي و پيشرفت تكنولوژي كه خاصيت قرون جديد شده، اين كودكان همچون گذشته نيستند كه تنها فعاليتشان چشم و گوش بسته به مدرسه رفتن بوده است و گاهي اگر خيلي بازيگوش باشند به كوچه بروند و با توپي سرگرم شوند.
آنها حالا بيشتر از بزرگترهاي خود به تكنولوژي علاقه نشان ميدهند و در لحظات كوتاهي برنامههاي يك رايانه را نصب و حذف ميكنند.
حالا ديگر واژگان رايانهاي و فناوري جزو جداييناپذير ذخيره اطلاعاتي ذهن كودكان شده است و از آنجا كه عصر ارتباطات مترادف با عصر اطلاعات است، ضروري است غناي اطلاعاتي اين كودكان را با تغذيه مناسب آنها با خوراك متناسب خبري بالا برد.
جداي از اينكه در عصر اطلاعات، خبر و آگاهي به عنوان يكي از الزامات بشري خوانده ميشود، برنامه ريزي براي ايجاد يك بخش خبري براي كودكان بسيار ضروري به نظر ميرسد البته اين نياز تا حدي با اخباري با عنوان «اخبار جوانهها» برطرف ميشود اما اين اخبار به دلايلي نياز كودكان را برطرف نميكند.
اول اينكه جذابيت كافي براي جذب كودكان و تهيه اخبار مناسب سن آنها را ندارد و بيشتر اخباري را پوشش ميدهد كه شايد بتوان گفت نوجوانان را جذب و براي اين قشر مناسب است.
اما با توجه به نياز شديد انسان براي شنيدن اخبار و آگاهي از مسائل پيرامون، توجه به اين نكته كه بايد اخبار را جزو اولويتهاي اوليه زندگي اجتماعي هر انساني قرار داد، اين بخش خبري را بايستي به نحوي برنامهريزي كرد كه اقشار مختلف را در بر بگيرد.
در اين ميان كودكان نيز به عنوان افرادي كه بسياري به آينده آنها چشم دوختهاند نياز به در جريان قرار گرفتن اخبار روز و البته مربوط به خود دارند.
تحقق اين مساله با يك تحقيق و پژوهش جامع و برنامهريزي دقيق صورت ميگيرد تا بتواند نيازهاي اين قشر از جامعه را برآورده كند.
برنامه ريزان فرهنگي ميتوانند اخبار و اطلاعات مربوط به اين افراد را در يك بسته خبري متناسب با سن و شرايط كودكان تهيه و در قالبي جذاب به آنها ارائه كنند.
اين كار علاوه بر اينكه آنها را با مهارتهاي اجتماعي ـ سياسي آشنا ميكند، از همان سنين كودكي در جريان اخبار قرار ميدهد، كودكان را مطلع بار ميآورد و اين قشر را از همان سنين كودكي به كسب اطلاعات و آگاهي از امور پيرامون خود عادت ميدهد.
همچنين لزوم توجه به اخباري ويژه كودكان، آنجا خود را نشان ميدهد كه نياز به شنيدن و در جريان بودن اخبار آن هم در مختصات پيچيده عصر اطلاعات كنوني بهطور طبيعي شكل ميگيرد.
حال اگر برنامهاي يا اخبار ويژهاي متناسب با كودكان در هيچ شبكهاي يافت نشود اين نياز يا در جايي ديگر برطرف يا بهطور كلي نابود ميشود.
همچنين هنگامي كه آنها پاي اخبار بزرگسالان مينشينند با اخباري كه در اين بخشهاي خبري قرار داده شده است بعضا سياست زده و در بسياري از مواقع عملا با نيمي از اين اخبار ارتباط برقرار نميكنند.
حال غير از توجه به محتواي چنين اخباري كه بايد براي كودكان جذاب و متنوع باشد، ساختار اين اخبار نيز بايد به گونهاي باشد كه كودكان را به شنيدن اخبار جذب و آنها را به استقبال از اين برنامهها علاقهمند كند.
محتواي چنين اخباري بايد بشدت محتاطانه انتخاب شود، اخباري كه ارزش خبري خاصي براي كودكان نداشته باشد علاوه بر اينكه آنها را دفع ميكند، اين برنامه را از خود نميدانند و از علاقه آنها به ديدن اين اخبار ميكاهد.
تبديل اخبار پيرامون كودكان به قصههايي قابل فهم و درگير كردن فكر و ذهن آنها با اخباري قصه مانند، اين امكان را به برنامهسازان ميدهد كه اين بخش خبري در صورت به وجود آمدن موفق نيز عمل كند.
انتخاب هوشمندانه و زيركانه اخباري كه نياز اين گروه سني را برطرف ميكند را اگر به اخبار سرگرمكننده و متنوع و منعطف كودكان اضافه كنيم بسته فرهنگي جذاب و آموزشي پر باري را به كودكان تقديم ميكند.
همچنين استفاده از دكورهاي جذاب و رنگي، استفاده از مجريان خوش چهره و جوان، بهرهگيري از لحن كودكانه و قابل فهم، استفاده از سبكهاي سادهسازي جملات، بهرهگيري از ادبيات روان و جذاب و... نيز به ساختار جذاب اين بخشهاي خبري كمك زيادي خواهد كرد.
حتي دانستن اين نكته كه اخبار ميتواند در كمترين تاثيرگذاري خود كودكان را براي ورود به مرحله بالاتري از زندگي آماده كند لزوم تهيه چنين بخش خبري را ضروريتر ميسازد.
در دنيايي كه نيمي از كودكان با آگاهي از پيرامون خود در صدد تصرف دنياي آينده خود هستند، بسياري از برنامه ريزان فرهنگي با توجه به اين نكته تا حد امكان ميتوانند براي اين قشر آسيبپذير در جامعه بسته خبرهاي مناسبي را تهيه و آنها را از محيط پيرامون خود آگاه كنند.
Bauokstoney
Tuesday 8 May 2012-1, 08:17 AM
مسابقه موج سلامت
سوالات اين مسابـقـه از سوي راديو سلامـت (موج افام، رديف 102) از شنبه تا چهارشنبه مطرح ميشود و اسامي برندگان هر پنجشنبه اعلام خواهد شد.
براي شركت در مسابقه، شماره سوال و گزينه صحيح را به شماره پيامك راديو سلامت 300001039 ارسال كنيد.
سوالات مسابقه اين هفته 1 ـ اكسیژن در خون به كدام گزينه متصل میشود؟
الف) هموگلوبین ب) میوگلوبین
2 ـ كمبود كدام گزينه در بروز شبكوری نقش دارد؟
االف) ویتامین آ ب) ویتامین كا
3 ـ كدام گزينه از علل بروز كمردرد است؟
الف) ورزشهای تقویتی عضلات كمر
ب) كف پای صاف
Bauokstoney
Tuesday 8 May 2012-1, 08:19 AM
اين فقط يك پيشنهاد است
تلويزيون به عنوان رسانهاي فراگير درباره مباحث فرهنگي، هنري، اجتماعي، اقتصادي و... رايج در جامعه برنامهسازي ميكند و گاهي در برنامههاي خود اين مباحث را به چالش ميكشد و به نقد آنها هم ميپردازد.
برخي از اين برنامههاي چالشي، گاهي اوقات به برنامههاي ديدني تبديل ميشود كه تماشاي آنها براي بيشتر مخاطبان جذاب است.
از ميان اين برنامهها ميتوان به برنامه نود با موضوع فوتبال و حواشي آن و برنامه هفت اشاره كرد كه به سينما و اتفاقاتي كه در طول يك هفته، سينماي ايران با آن روبهرو ميشود، ميپردازد.
اين برنامه را بيشتر كساني به تماشا مينشينند كه به سينما علاقهمند هستند و تمايل دارند كه اخبار مربوط به آن را پيگيري كنند.
حضور كارگرداناني كه فيلمهاي آنها در حال اكران است و نقد كوتاه اين فيلمها از بخشهاي ديدني برنامه هفت است. گاهي هم حاشيهها بر اصل برنامه هفت چيره ميشود و اين برنامه را جذابتر ميكند.
تلويزيون به عنوان يك رسانه توليدكننده، پر است از فيلم، سريال، برنامههاي تركيبي، مستند و... كه كارگردانان و تهيهكنندگان مختلف آنها را مقابل دوربين ميبرند و بازيگران مطرح نقشهاي اصلي آثار نمايشي را بازي ميكنند.
برخي از اين آثار مورد توجه مخاطبان قرار ميگيرد و گاهي هم مردم بيتفاوت از كنار اين آثار ميگذرند و برخي اوقات هم واكنشهاي متفاوتي در برابر اين آثار دارند.
همه اينها ميتواند در يك نقد منسجم مطرح شود؛ نقدي كه در قالب يك برنامه تلويزيوني مطرح شود و تلويزيون خودش را نقد كند و به حاشيهها و اخباري كه در طول يك هفته پيرامونش شكل ميگيرد، بپردازد.
چنين برنامهاي اگر منسجم و بدون در نظر گرفتن برخي شرايط و برخي آدمها توليد شود، اگر از برنامههايي مانند نود و هفت پربينندهتر نشود، كمتر از آنها هم مخاطب نخواهد داشت.
چند سال پيش شبكههاي مختلف تلويزيون برخي از سريالهاي مطرح خود را در يك برنامه با حضور منتقدان و سازندگان نقد ميكردند، اما چنين برنامههايي با اقبال مخاطبان روبهرو نشد چون خيلي زود نقد سازنده و تاثيرگذار تبديل به نقدها و برنامههاي فرمايشي شد.
مخاطب امروزي آنقدر هوشمند است كه متوجه شود، برنامهاي كه نامش نقد است، دارد مراعات كارگردان، بازيگر و... را ميكند و در آخر هم ميخواهد نتيجه بگيرد اثري كه نمايش داده شده، فارغ از همه ضعفهايش عالي بوده و هيچ ضعفي نداشته است.
اما اگر تلويزيون بدون توجه به ملاحظات، خود را نقد كند و فقط به نقد و بررسي برنامههاي نمايشي بسنده نكند، هم برنامهاي جذاب درباره تلويزيون روي آنتن خواهد فرستاد و هم اعتماد مخاطب را جلب خواهد كرد و به او اطمينان خواهد داد كه هم نقاط قوت خود را ميبيند و هم به نقاط ضعف خود واقف است و اين سعهصدر را هم دارد كه نقدها را بشنود و به حاشيهها پاسخ دهد.
Bauokstoney
Tuesday 8 May 2012-1, 08:20 AM
برنامههاي راديو در نمايشگاه کتاب
رادیو ایران در برنامه "بهشت کتاب" بصورت زنده و مستقیم از محل برگزاری نمایشگاه کتاب، میزبان ناشران و نویسندگان است.
به گزارش روز دوشنبه جامجم آنلاين به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ایصدا، برنامه "بهشت کتاب" کاری از گروه فرهنگ رادیو ایران است که روزهای 16 تا 22 اردیبهشت هر روز ساعت 15:30 با دست اندرکاران نمایشگاه بین المللی کتاب، ناشر خارجی، ناشران مراکز استان های کشور و ناشر برجسته ایرانی در حوزه های مختلف علمی، فرهنگی، تاریخ، معارف اسلامی، قرآن، علوم فنی و هنری به گفتگو می نشیند.
این برنامه که ساختاری محتوا محور دارد، با حضور "فرهنگ جهان بخش" کارشناس ثابت، فرهنگ کتاب و کتابخوانی را به طور مفصل مورد بررسی قرار می دهد.
در بخش دیگر، احمدرضا صدر، گزارشگر برنامه در میان مردم، حضور می یابد و با آنان در مورد مطالعه و فرهنگ حاکم بر آن، صحبت می کند.
سعید سلیمانی، سردبیر، مهدی ساعی تهیه کننده و الهه قطبی، هماهنگی برنامه بهشت کتاب هستند.
در ایام برگزاری بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، 5 برنامه رادیو ایران به طور زنده و مستقیم از محل مصلی امام خمینی (ره) پخش می شود.
نواختن زنگ برنامه ريزي راديو ايران در نمايشگاه کتاب "زنگ برنامه ریزی" عنوان برنامهای از رادیو ایران است که به صورت زنده از محل برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران پخش میشود.
برنامه "زنگ برنامه ریزی" کاری از گروه دانش رادیو ایران است که به معرفی کتاب های آموزشی و ناشران این حوزه پرداخته و به پرسش ها و دغدغه های داوطلبان کنکور نیز پاسخ می دهد.
برنامه ریزی برای کنکور، شیوه های مطالعه کنکور، نحوه انتخاب کتاب های کنکور از میان انبوه کتاب های مرتبط و نیز روش های تقویت ذهن و حافظه، بخشهایی از مطالب قابل بحث در این برنامه هستند.
"زنگ برنامه ریزی" ساعت 16:30 به تهیه کنندگی و سردبیری عاطفه بنایی و گویندگی آسیه گرجی از ایستگاه رادیویی ایران پخش می شود.
مسابقه "بهترين ايده آموزشي" در نمايشگاه کتاب مسابقه "بهترین ایده آموزشی" که در قالب برنامه زنده روزنه پخش میشود،با هدف ایجاد نهضت صحیح مطالعه تهیه شده است.
"روزنه" عنوان برنامهای از گروه دانش رادیو ایراناست که شنبه تا چهارشنبه ساعت 17:10 تقدیم شنوندگان میشود.
همزمان با برپایی بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب، بخش مسابقه "بهترین ایده آموزشی" با هدف ایجاد جذابیت کتاب و کتابخوانی و ایجاد نهضت صحیح مطالعه در بین تمامی مردم ایران در برنامه روزنه پخش میشود.
بهزاد محمودزاده سردبیر، مهدی ساعی تهیه کننده و ایمان ساکی گوینده این برنامه هستند.
Bauokstoney
Tuesday 8 May 2012-1, 08:23 AM
گفتوگو با مجري «اخبار جوانهها»
اخبار به زبان کودکانه
«اخبار جوانهها» كه سالهاست از شبكه 2 سيما پخش ميشود سعي كرده خوراك خبري كودكان و نوجوانان را در عصر ارتباطات تهيه كند، به نحوي كه اين مخاطبان سرگرمي، آموزش و اطلاعرساني را همزمان در يك بخش خبري دريافت كنند.
با فائزه كشاورز، مجري و سردبير اين بخش خبري به گفتوگو نشستيم.
فعاليت خود را در اخبار جوانهها از چه زماني و چگونه آغاز كرديد؟
از دوم بهمن ماه سال 78 اين بخش خبري با توجه به نيازي كه مديران بخشهاي خبري سيما احساس كردند، راهاندازي شد. ابتداي شكلگيري اخبار جوانهها، سردبير سابق نظرش اين بود چون مخاطبان اخبار سراسري بزرگسالان هستند كه به اخبار سياسي توجه بيشتري نشان ميدهند، گرايش اخبار جوانهها بايد به جذب نوجوانان ، در ميانگين سني 7 تا 17 سال باشد و از آنجا كه براي خردسالان و كودكان تلويزيون جنبه سرگرمي دارد، تاكيد بر اين بود كه در اخبار هم بر دنياي كودك توجه شود. يك سال از راهاندازي اين بخش خبري ميگذشت كه براي اخبار جوانهها در سال 79 تست دادم و به عنوان خبرنگار مشغول به كار شدم و سال 83 گويندگي برنامه را به عهده گرفتم كه تا امروز ادامه دارد و از سال 87 سردبيري را شروع كردم.
براي اخبار جوانهها بيشتر در چه زمينههايي خبر تهيه ميكنيد؟
ابتداي شروع به كار اخبار جوانهها بيشتر جذابيت خبرها مهم بود و به مرور زمان قرار شد در اخبار بيشتر به موضوعاتي كه مربوط به كودك و نوجوان است و برايشان جذاب است پرداخته شود و نه مباحثي كه بزرگسالان ميپسندند. البته اين بخش خبري همان ساختار رسمي را دارد و به همين دليل برخي خبرهاي رسمي هم در آن وجود دارد كه بيشتر به فعاليتهاي آموزش و پرورش ميپردازد. برخي خبرها هم مانند تظاهرات دانشآموزان در شيلي، سياسي است كه ما بيشتر جنبه اطلاعرساني و آموزشي آن را در نظر ميگيريم.
اخبار جوانهها خبرنگار هم دارد؟
اوايل كار تصميم بر اين بود كه خبرنگار اختصاصي با سن پايين داشته باشيم كه مفاهيم برايش قابل درك باشد و افرادي در تحريريه خبري اين كار را به عهده گرفتند، اما به مرور زمان كه سن خبرنگارانمان بالا رفت از اين واحد رفتند و در سازمانهاي ديگر مشغول به كار شدند و دبيران خبري تحريريه بيشتر شدند و اين باعث شد خبرنگاران همه پيشرفت كردند، رفتند و ما ديگر خبرنگار نداريم و الان همه خبرهايمان را از خبرگزاريها ميگيريم. در حال حاضر تكيهمان را روي خبرنگاران شهرستانها گذاشتهايم و البته آنها هم پس از دورهاي به سن جواني رسيدند و الان مجدد در مرحلهاي هستيم كه از مراكز خواسته ايم خبرنگاران نوجوان را جذب كنند و با توجه به اين كه اين بچهها هم تحصيل ميكنند و در دوران امتحانات نميتوانند فعاليت خبري داشته باشند در زمان امتحانات از خبرهاي خبرگزاريها استفاده ميكنيم.
خبرنگاران شهرستانها را چه كساني انتخابميكنند؟
كشاورز: ما ترجيح ميدهيم بر خلاف بخشهاي ديگر خبري بيان سادهتري داشته باشيم و در عين حال جملات را درست ادا كنيم. معتقدم با ساده بيان كردن خبر ميتوان با مخاطب ارتباط بهتري برقرار كرد نه با شكستن افعال و عاميانه صحبت كردن
اين خبرنگاران را واحدهاي خبر مراكز استانها انتخاب ميكنند. ما در تهران از لحاظ اداري اين اجازه را نداريم كه خبرنگار جذب كنيم و از اين لحاظ امكاناتي كه در اختيارمان گذاشته شده كم است. البته شيوه درست اين است كه ما در اين بخش خبري، خبرنگار ويژه داشته باشيم كه پيگير اخبار باشد، به طور مثال اخبار كميسيون آموزش مجلس كه مربوط به دانشآموزان است يا مسائلي از اينگونه كه مناسب بخش خبري ماست را پوشش دهد، اما متاسفانه خبرنگاري در اين حوزهها نداريم و بايد براي بخش خبري خودمان خبرنگار جذب كنيم.
با خبرنگاران نوجوان قرارداد هم بسته ميشود؟
قرار دادي با خبرنگاران نوجوانمان نداريم. البته تاكنون بارها از باشگاه خبرنگاران جوان خواستهايم با ما همكاري كنند كه آنها در گفتوگوهاي شفاهي به ما جواب مثبت دادهاند و بخوبي ميپذيرند، اما در عمل همكاري نميكنند و ترجيح ميدهند بيشتر براي بخشهاي سياسي كار كنند.
فكر نميكنيد وجود خبرنگار و گزارشگر بزرگسال بخصوص براي بعضي بخشهاي برنامه ضروري باشد و كمك بيشتري به برنامه كند؟
شايد براي خبرها و گفتوگوهايي كه به چالش نياز دارد خبرنگار بزرگسال نياز داشته باشيم چرا كه خبرنگار نوجوان درباره برخي موضوعات اطلاعاتي ندارد تا بتواند بحث را به سرانجام برساند. بچهها از اينكه يك بزرگتر در برنامه با آنها صحبت كند خوششان نميآيد و بيشتر دوست دارند هم سن و سال خودشان آنها را مخاطب قرار دهد، بنابراين در اين زمينه تستي براي اجرا از بچههايي كه در حدود 11 سال بودند گرفتيم، اما خيلي مناسب به نظر نميرسيدند، به دليل اينكه اين بچهها در خبرهاي جديتر متوجه اصل خبر نبودند و نميتوانستند معني آن را منتقل كنند.
رابطه خودتان بيرون از اين مجموعه با كودكان چگونه است؟
در اجرا سعي ميكنم طوري برخورد كنم كه انگار دارم با بچهها صحبت ميكنم و اصولا در زمان گويندگي حالتهاي رسمي به خود نميگيرم. در كل در زندگي عادي و روزمره از آدمهايي نيستم كه سريع با بچهها بجوشم، اما بچهها با من ارتباط خوبي برقرار ميكنند و از آنها دور نيستم.
به نظر ميآيد دكور و طراحي استوديو برنامه براي كودكان و نوجوانان مناسب نيست و كمي فضاي رسمي و خشك را القا ميكند. آيا تصميمي براي تغيير دكور نداريد؟
اين مسائل در اختيار ما نيست و مديريت بايد تصميم بگيرد. اما قرار بر اين است كه دكور عوض شود. درباره نوع اجراي برنامه البته بايد بگويم با توجه به اين كه برنامه كودك نيستيم و هميشه هم دنيا، دنيايي نيست كه قرار است همه چيز خوب باشد، ما ترجيح ميدهيم بر خلاف بخشهاي ديگر خبري بيان سادهتري داشته باشيم و در عين حال جملات را درست ادا كنيم. من معتقدم با ساده بيان كردن خبر ميتوان با مخاطب ارتباط بهتري برقرار كرد نه با شكستن افعال و عاميانه صحبت كردن.
و سخن پاياني...
انتقاداتي به برنامه ما در زمينه پخش زياد برنامههاي علمي شد، اين مسأله به اين دليل است كه مخاطبان در نظرسنجيهايي كه صدا و سيما انجام ميدهد به بخش علمي اخبار جوانهها راي بالايي داده بودند.
همچنين ميخواهم از خانم ناهيد طهمورثي كه براي راهاندازي اخبار جوانهها خيلي تلاش كردند و سالها سردبير مجموعه بودند، تشكر كنم.
صابر احمدي - جام جم
Bauokstoney
Wednesday 9 May 2012-1, 08:20 AM
آبي عميق خليج فارس آماده پخش شد
تله فیلم آبی عمیق با موضوع جنایت آمریکا درحادثه هواپیمای ایرباس برفراز آبهای خلیج فارس درصداوسیمای مرکز خلیج فارس تولید و آماده پخش از شبکه های سراسری گردید.
به گزارش روز سهشنبه جامجم آنلاين به نقل از روابط عمومی صداوسیمای خلیج فارس حسن لفافیان کارگردان این فیلم تلویزیونی گفت: این تله فیلم 90 دقیقه ای داستان خانواده ای را روایت می کند که درگیر یکی از موضوعات مهم تاریخ معاصر می شوند.
لفافیان بااشاره به اینکه آبی عمیق باموضوع هواپیمایی ایرباس تولیدشده است افزود: این تله فیلم باهدف نشان دادن جنایت آمریکا و مظلومیت ایران ساخته شده است.
حسن لفافیان با اشاره به بخش هایی از داستان این تله فیلم اظهار داشت: مرجان درپی ازدواج و ادامه تحصیل در شهر بندرعباس زندگی می کند شخصی به نام امیر با او تماس گرفته و مدعی می شود که پدر واقعی اوست.
رضوان ادعای امیر را و اینکه او درکودکی رضوان، به آمریکا رفته است رادرست می یابد و امیر از رضوان می خواهد تا برای دیدنش به دبی برود. رضوان برخلاف نارضایتی برخی نزدیکانش راهی این سفرمی شود اما در میانه راه ناو وینسنس هواپیمای او راهدف قرارمی دهد و رضوان همراه بابقیه مسافران به شهادت می رسند. امیر به دنبال این رخداد، باورهایش معقول می شود و دست به اقداماتی می زند...
لفافیان افزود: این تله فیلم دوماه پیش تولید داشته است و تصویربرداری آن پنجاه روز طول کشیده است.
عوامل این تله فیلم عبارتند از:
مدیرتهیه: رحمت ا...عبدا...زاده/جانشین تولید: محسن امیری/ نویسنده: فلوراسام / بازیگران:حبیب دهقان نسب، فاطمه گودرزی، حسین توشه، مهران نائل ، سیماخضرآبادی و...
Bauokstoney
Wednesday 9 May 2012-1, 08:21 AM
زندگي شبانه شيرها در شبكه مستند
آثار مستند «زندگي شبانه شيرها»، «وال مارت» و «ارگ بم» براي پخش از شبكه مستند آماده شد.
مجموعه «زندگي شبانه شيرها» از امروز هر روز روي آنتن شبكه مستند سيما ميرود. اين مستند به زندگي جذابترين گونه حيوانات وحشي يعني شيرها ميپردازد.
2 مستند «وال مارت» و «ارگ بم» جمعه 22 ارديبهشت از شبكه مستند پخش ميشود. « وال مارت» ساخته رابرت گرين جمعه ساعت 16 پخش ميشود.
وال مارت تا چند سال پيش مغازه كوچكي در يكي از فقيرترين ايالتهاي آمريكا بود؛ اما بر اثر اتفاقاتي تبديل به يكي از بزرگترين فروشگاههاي زنجيرهاي در ايالات متحده و سپس جهان شد و اكنون اين شركت براي مشتريها و كارمندانش سياستهاي اقتصادي عجيبي دارد.
مستند كوتاه «ارگ بم» نيز جمعه، پس از اذان مغرب از شبكه مستند سيما پخش ميشود. اين مستند شهر تاريخي و متروك ارگ بم را از لحاظ معماري و با بياني شاعرانه به نمايش ميگذارد.
Bauokstoney
Wednesday 9 May 2012-1, 08:24 AM
زنگ روزنامهنگاري در شبكه آموزش
امير قميشي با بيان اين كه مجله تصويري «حوالي هفت» تبديل به مدرسه تصويري «باز باران» شد، خاطرنشان كرد: در اين سري از برنامه هدف ما بهطور خاص دانشآموزان و معلمان هستند و برنامه مدرسهمحور است.
تهيهكننده و مجري برنامه «باز باران» شبكه آموزش در گفتوگو با ايسنا، درباره برنامه زنده «باز باران» كه بتازگي روي آنتن ميرود، توضيح داد: مخاطبان اين برنامه، گروه سني نوجوانان، راهنمايي و سال اول دبيرستان به همراه معلمان هستند كه شامل زنگهاي متفاوتي از جمله انشاء، زنگ تجربه و زنگ خبر است و هر روز يك مهارت متناسب با مخاطب دانشآموز تدريس ميشود.
قميشي همچنين از راهاندازي چند كارگاه در اين برنامه خبر داد و گفت: روزنامهنگاري، تعليم و تربيت، انشاء، سينما و بهداشت و سلامت از جمله كارگاههايي است كه هر روز به يكي از آنها پرداخته ميشود.
اين مجري درباره تفاوت برنامه «باز باران» با برنامه قبلي «حوالي هفت» اظهار كرد: «باز باران» يك برنامه كاملا متفاوت است به اين دليل كه مخاطبان آن گروه سني نوجوان هستند، اما مخاطبان برنامه «حوالي هفت» عام بودند و برنامه بيشتر به حوزههاي فرهنگ و هنر ميپرداخت.
برنامه زنده تلويزيوني «باز باران» هر روز از 30/19 از شبكه آموزش روي آنتن ميرود.
Bauokstoney
Wednesday 9 May 2012-1, 08:25 AM
شبكه يك «دسر توتفرنگي» را سرو ميكند
فیلم سینمایی«دسر توتفرنگی» به کارگردانی محمدرضا حاجیباشی و تهیهکنندگی محمدهادی پروین، روز جمعه 22 اردیبهشت ماه از شیکه یک سیما پخش میشود.
به گزارش روز سهشنبه جامجم آنلاين، محمدهادی پروین تهیهکننده این فیلم سینمایی ، با اعلام این خبر، گفت: نسخه نهایی این اثر از سوی سیمافیلم تحویل شبکه یک سیما شده که از سوی این شبکه نیز برای پخش در روز جمعه 22 اردیبهشت - در آستانه روز بزرگداشت مقام مادر و پاسداشت منزلت زن - در نظر گرفته شده است.
«دسر توتفرنگی» ، داستان زنی به نام شیرین را روایت میکند که در پی بروز حادثهای برای همسرش ، میکوشد به سختی خانواده سه نفرهاشان را از طریق تنها کاری که بلد است ، اداره کند.
این درام خانوادگی ، تصویرگر زندگی و دغدغههای زنی است که تلاش میکند از خلال ترمیم رابطه لطمه دیده با دخترش مینا ، هم خانواده را سرپا نگه دارد و هم در کارش پیشرفت کند.
پروین، افزود: منطبق با برنامهریزیهای صورت گرفته ، تصویربرداری فیلم در لوکیشنهای پیشبینی شده ، در زمستان سال پیش در مناطق مختلف شهر تهران از جمله منیریه ، کاشانک ، شهرک قدس ، ایرانشهر ، میرداماد ، ضرابخانه و شیخهادی ، به پایان رسید و پس از پشت سر گذاشتن مراحل تدوین ، ساخت موسیقی ، ترانه ، صداگذاری و میکس نهایی ، پیش از پایان سال 90 ، نسخه نهایی فیلم «دسر توتفرنگی» ، تحویل سیمافیلم شد.
پریسا مقتدی ، هومن برقنورد، مهتاج نجومی ، الهام شکیب ، روشنک گرامی ، شاپور معمارزاده ، پریسا رضایی ، عقیل تقیزاده ، محمدجواد ستارالعیوب و . . . از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم ، نقشآفرینی میکنند.
مجریطرح فیلم سینمایی «دسر توتفرنگی» ، محصول سیمافیلم ، سیدحسین میرطار است.
Bauokstoney
Wednesday 9 May 2012-1, 08:25 AM
در همايش افق رسانه ملي صورت ميگيرد
رونمايي از 100 اثر مستند سيما
مجموعه نگارستان شامل 100 اثر مستند تولید صداوسیمای مراکز استانها در همایش افق رسانه ملی روز 23 اردیبهشت ماه رونمایی خواهد شد.
به گزارش روز سه شنبه جام جم انلاين به نقل از روابط عمومي معاونت امور استانهاي صداوسيما، لیست آثار این مجموعه به ترتیب زیر اعلام می شود:
ردیف
نامِ مستند
نامِ مرکز
تعداد
مدت
سال تولید
01
در جستوجوی پلنگ ایرانی
مازندران
1
75
1390
02
زندگی در قلب دنا
کهگیلویه و بویراحمد
1
50
1390
03
دیاپیر
خلیج فارس
1
31
1390
04
ارتفاع امید
کردستان
1
30
1390
05
بهار، زیرِ آبهای خلیجفارس
خلیجفارس
1
25
1390
06
خاک و تاک
مرکزی
1
19
1390
07
پایگاه ششمِ شکاری
بوشهر
1
50
1390
08
آریو برزن
کهگیلویه و بویراحمد
1
49
1389
09
قایق کوچک خداوند
بوشهر
1
36
1390
10
دریچهای به قلب کبیرکوه
ایلام
1
30
1390
11
چهارسوق تجاری
کرمان
1
66
1390
12
سیمای پُرشکوهِ زاگرس
خوزستان
10
297
1390
13
میمندیها
کرمان
1
29
1390
14
عصارخانهها
اصفهان
3
97
1390
15
افسانههای کردستان (راژوان)
کردستان
1
30
1390
16
آبی صحرا (قالی توتلیق)
گلستان
1
30
1390
17
دیلمان، بهشتِ نیاکان
گیلان
1
70
1390
18
آوای کرکیت
ایلام
1
29
1389
19
هنارانه
کرمانشاه
1
29
1390
20
اسب کاسپین
گیلان
1
50
1390
21
حیات در مانگرو
خلیج فارس
1
29
1389
22
مردان نمکی
زنجان
1
65
1389
23
کارآوا
زنجان
14
290
1390
24
قزوین، شهری که میشناسماش
قزوین
1
38
1389
25
تقویم توت فرنگی
کردستان
1
33
1389
26
برکت
سمنان
1
32
1390
27
آفتابی شدن
اصفهان
3
65
1389
28
زمستان تنها نیست
کردستان
1
40
1390
29
نجوایی در دوردست
کرمان
1
24
1390
30
مادرِ مِهر
خراسان رضوی
1
23
1390
31
آخرین نَفَس
آذربایجان غربی
1
32
1390
32
طبیعت ناشناخته
سمنان
5
93
1389
33
اسب ترکمن
خراسان شمالی
1
36
1390
34
گوزن زرد ایرانی
خوزستان
1
21
1389
35
گاندو
سیستان و بلوچستان
3
88
1389
36
سلطانیه، گوهر ایران
زنجان
1
69
1389
37
شگفتیهای غار کتلهخور
زنجان
2
59
1389
38
شهریار ایران
آذربایجان شرقی
12
103
1389
39
کوچه آلبالو
بوشهر
1
37
1390
40
حلزونها
بوشهر
1
35
1389
41
خواهری در لاهور
اصفهان
1
32
1390
42
نگین کوهستان
اصفهان
1
48
1390
43
روزگارِ درودگر
اصفهان
1
33
1390
44
زمزمهی رنگ
خراسان شمالی
1
25
1390
45
افسار آتش
خوزستان
1
32
1390
46
صید مروارید
کیش
1
26
1389
47
سمفونی نقش
قزوین
1
19
1390
48
در دل سیاهی
مازندارن
1
30
1390
49
چهل سال عاشقی
مازندران
1
21
1390
50
پَرگل
مرکزی
1
28
1390
51
خدابنده
مهاباد
1
32
1390
52
ژین (زندگی)
مهاباد
1
35
1390
53
سرپایان خلیج فارس
بوشهر
1
45
1389
54
مارهای سمی
گلستان
1
36
1390
55
نماد ایلام
ایلام
1
35
1390
56
گوچو
اصفهان
1
30
1390
57
تلخ اما شیرین (القهوه)
خوزستان
1
28
1390
58
چل تیکا
سمنان
1
22
1390
59
آخرین پرواز
فارس
1
36
1390
60
هویت (حمام)
خراسان رضوی
2
44
1390
61
ناخدا
آبادان
1
18
1390
62
برکههای دالامپِر
آذربایجان غربی
1
25
1390
63
پارک ملی دریاچه ارومیه
آذربایجان غربی
4
115
1390
64
من نادر هستام
خوزستان
1
22
1390
65
کَلهبس
گیلان
1
65
1390
66
سرزمین گیل
گیلان
1
41
1390
67
خداپرست
کرمان
1
26
1390
68
امداد در تاریکی
کرمان
1
37
1390
69
زیرهها هم گُل دارند
کرمان
1
27
1390
70
دسترنگ
چهارمحال و بختیاری
2
40
1390
71
هویت (رادیو)
خراسان رضوی
1
33
1390
72
صد سالهگی
خراسان جنوبی
1
45
1390
73
غار خفاشها
کردستان
1
30
1390
74
سرزمین چهار فصل
کهگیلویه و بویراحمد
7
160
1390
75
بر تَش
ایلام
1
28
1390
76
تالاب آلاگل
گلستان
1
25
1390
77
عبور از زاگرس
لرستان
3
71
1390
78
پردهها و نگارهها
مازندران
1
49
1390
79
داستان ارگانیک
کرمان
1
43
1390
80
کوه بانو
خوزستان
1
22
1390
81
بازار زنجان
زنجان
1
44
1390
82
تبلیغ در مناطق محروم
قم
3
72
1390
83
آتش در گلستان
گلستان
1
21
1390
84
بورالان
آذربایجان غربی
1
29
1390
85
کویر، بهشتِ فراموش شده
اصفهان
13
390
1390
86
عروسِ چیت
ایلام
1
25
1390
87
مازکَندَل
گلستان
1
25
1390
88
ملوان
گیلان
1
47
1390
89
در سبکی ملقب به اصفهان
اصفهان
3
132
1390
90
آبی صحرا
گلستان
2
60
1389
91
عروس عشایر
اردبیل
1
31
1390
92
مفاخر استان (دکتر الیاسی)
اردبیل
1
44
1390
93
بچههای کوچ
خراسان رضوی
1
24
1390
94
روستاهای محروم
خراسان رضوی
1
38
1390
95
دریا بیکران است
خوزستان
7
212
1390
96
بازار سمنان
سمنان
1
30
1390
97
مرجانها
سیستان و بلوچستان
2
76
1390
98
مزرعهای که رویید و شهر شد
سیستان و بلوچستان
1
58
1390
99
کیمیا
گیلان
1
21
1390
100
امین، نگهبانِ شالیهای نو رَس
مازندران
1
15
1390
مجموعِ قسمتها
182
مدت
5287 دقیقه؛ معادلِ 88 ساعت و 7 دقیقه
Bauokstoney
Thursday 10 May 2012-1, 11:28 AM
نمايش فيلمهاي سينمايي آخر هفته
مادرم گيسو به شبكه نمايش ميآيد
فيلمهاي ايراني دسر توتفرنگي، چك برگشتي، ملاقات، فرشته نزديك است، مرد و جاده، پل، داركوب، مونس، خاطرات روزانه من، اشتباه محض، مادرم گيسو و چند فيلم خارجي پنجشنبه و جمعه از شبكههاي مختلف سيما روي آنتن ميرود.
شبكه يك به گزارش روابط عمومي سيما، فيلم سينمايي «پوآرو» با بازي ديويد شات پنجشنبه ساعت 22 از شبكه يك سيما پخش ميشود.
فيلم تلويزيوني «دسر توتفرنگي» به كارگرداني محمدرضا حاجيباشي و تهيهكنندگي محمدهادي پروين، جمعه ساعت 16 از شبكه يك سيما پخش خواهد شد.
داستان اين فيلم با بازي هومن برقنورد، پريسا مقتدي، روشنك گرامي، الهام شكيب و مهتاج نجومي درباره خانواده متمولي است كه بر اثر سانحه تصادف، تغييرات اساسي در زندگيشان رخ ميدهد. پدر خانواده كه شغل آزاد و پردرآمدي دارد، بر اثر برخورد يك كاميون مجروح و قطع نخاع ميشود. همسرش بعد از اين حادثه موفق ميشود با سختي فراوان بدهيهاي او را پرداخت كند. او كه در امر آشپزي تبحر دارد، پنهان از همسر و تنها دخترش، در رستوراني مشغول به كار ميشود.
فيلم تلويزيوني «چك برگشتي» به كارگرداني سيروس مقدم و با بازي اميرجعفري، ريما رامينفر، هومن برقنورد و بهاره رهنما، جمعه ساعت 24 ازشبكه يك سيما باز پخش ميشود.
شبكه دو فيلم سينمايي «راز درياچه» به كارگرداني ميشل رويتز و تهيهكنندگي كريستين بكر، پنجشنبه ساعت 30/14 از شبكه 2 سيما روي آنتن ميرود.
ليزا مارتينك، لوكاس شاست و هانس ورنر مير در فيلم سينمايي «رازدرياچه» محصول مشترك 2008 كشورهاي آلمان و اتريش ايفاي نقش كردهاند.
جمعه 22 ارديبهشت ساعت 30/17 فيلم تلويزيوني «ملاقات» به كارگرداني محمدحجت ذيجودي و تهيهكنندگي رضا انصاريان از شبكه 2سيما پخش ميشود. در اين فيلم علي اوسيوند، فرهاد بشارتي و افشين سنگ چاپ بازي ميكنند. داستان ملاقات از اين قرار است كه فرزندان بيبي، تصميم ميگيرند روز مادر به ديدار مادر پيرشان بروند و فيش حجي را كه براي او خريدهاند، به عنوان هديه روز مادر تقديم كنند، اما در راه رفتن به آنها خبرمي دهند، حال مادر بد شده و راهي بيمارستان شده است. همگي در بيمارستان حاضرمي شوند، اما بچهها نميتوانند به همراه بزرگترها وارد بخش شوند و مجبورند در سالن انتظار بمانند و اين براي نوهها كه عاشقانه مادربزرگ را دوست دارند، شرايط بدي است.
فيلم سينمايي «فرشته نزديك است» جمعه ساعت 23 از شبكه دو سيما پخش ميشود.
در خلاصه داستان فيلم آمده: عاطفه تنها در خانهاي قديمي زندگي ميكند. دو پسر او هر كدام ازدواج كرده و به زندگي خود مشغولند. روزي عاطفه زني را در خانه خود پيدا ميكند. وي حاضر نيست آنجا را ترك كند. عاطفه پليس را خبر ميكند. هيچ كس بجز عاطفه قادر به ديدن زن نيست. زن كه خود را شايسته معرفي ميكند قدرتهاي عجيبي دارد، ازجمله اين كه ميتواند پيشگويي كند.
سحر ولدبيگي، پروانه معصومي، پرستو صالحي و مهدي صبايي درفيلم سينمايي «فرشته نزديك است» به كارگرداني حسين تبريزي و تهيهكنندگي مجيد اوجي بازي كردهاند.
شبكه سه فيلم سينمايي «عصر اژدها» پنجشنبه ساعت 30/11 از شبكه 3 سيما باز پخش ميشود.
دني گلاور و ويني جولز در فيلم سينمايي «عصراژدها» به كارگرداني ريان ليتل و تهيهكنندگي مك كي دينز و استيو اي، محصول 2011 آمريكا به ايفاي نقش پرداختهاند.
پنجشنبه فيلم تلويزيوني «مرد و جاده» ازشبكه 3 سيما پخش خواهد شد.
داستان فيلم تلويزيوني «مرد و جاده» در مورد يك معلم و شاگرد قديمي است كه بعد از سالها با يكديگر در مسيري مشترك همراه ميشوند. برخورد نامناسب و مشكلاتي كه معلم در جواني داشته است باعث بروز مشكلاتي در تربيت اين شاگرد شده است. در طول راه بر مبناي همين مساله، اتفاقات زيادي براي آنها پيش ميآيد.
اسماعيل شنگله، سيروس اسنقي و كتانه افشارنژاد در فيلم تلويزيوني «مرد و جاده» به كارگرداني كامران قدكچيان و تهيهكنندگي علي ژكان بازي كردهاند.
فيلم سينمايي «دورينگو در تگزاس» پنجشنبه ساعت 30/23 از شبكه 3 سيما پخش ميشود.
فرانكو فرانچي و كيكو ايگراسيا درفيلم سينمايي «دورينگو درتگزاس» به كارگرداني ماريو گيرولامي، محصول سال 1967 ايتاليا به ايفاي نقش پرداختهاند.
جمعه ساعت 30/11 فيلم سينمايي «پل» به كارگرداني تينا پاكروان و تهيهكنندگي فريدون جيراني و با بازي مجيد مظفري، شقايق فراهاني و داريوش كاردان از شبكه 3 سيما بازپخش ميشود.
روز جمعه ساعت 14 فيلم سينمايي «دو دو تا چهار تا» روي آنتن شبكه 3 سيما ميرود.
ريشي كاپور و نيتو سينگ درفيلم سينمايي «دو دو تا چهار تا» به كارگرداني حبيب فيسال، محصول 2010 كشور هند ايفاي نقش كردهاند.
شبكه چهار فيلم سينمايي «كنار رودخانه» به كارگرداني تتسو شيموهارا و با بازي رينكو كيكوچي و هوري يوكي، پنجشنبه ساعت 45/15 از شبكه 4 سيما بازپخش ميشود.
فيلم سينمايي «كنار رودخانه» محصول 2011 كشور ژاپن است.
روزجمعه ساعت 30/20 فيلم سينمايي «هنوز هم دوستداشتني» محصول سال 2008 كشور آمريكا، در قالب برنامه «سينما 4» از شبكه 4 سيما روي آنتن ميرود.
مارتين لاندو، الن بورستين، آدام اسكات و اليزابت بنكز در اين فيلم بازي كردهاند.
شبكه تهران فيلم سينمايي «بازگشت به سرزمين عجايب» به كارگرداني والتر مارچ، پنجشنبه ساعت 30/13 در قالب برنامه «تماشاخانه» از شبكه تهران روي آنتن ميرود.
30 دقيقه بامداد روز جمعه فيلم سينمايي «خرس» از شبكه تهران بازپخش ميشود.
فيلم سينمايي «زندگي شيرين» به كارگرداني گري ياتس، محصول سال 2009 كشور كانادا، جمعه ساعت 30/13 از شبكه تهران پخش ميشود.
شبكه شما فيلم تلويزيوني «داركوب» به كارگرداني سعيد اسدي و تهيهكنندگي يحيي منصور مويد، از توليدات صدا و سيماي البرز، پنجشنبه شب ساعت 23 از شبكه شما پخش ميشود.
همچنين فيلم تلويزيوني «مونس» به كارگرداني فريدون كرمي و تهيهكنندگي سيدداوود تقوينژاد، جمعه ساعت 30/13 از اين شبكه پخش ميشود.
شبكه نمايش فيلم تلويزيوني «خاطرات روزانه من» به كارگرداني هاشم عليايي مقدم و تهيهكنندگي روحالله اميري و با بازي بهار نوحيان، مهدي امينيخواه و حميدرضا نعيمي از توليدات صدا و سيماي مركز همدان پنجشنبه ساعت 15/13 از شبكه نمايش پخش ميشود.
در اين فيلم ميبينيم: آغاز زندگي مشترك سياوش و مريم با پيدا شدن دفترچه خاطراتي از سياوش و خواندن آن توسط مريم رنگ ديگري به خود ميگيرد.
همچنين فيلمهاي سينمايي و انيميشن «بزرگترين شيرينكاري كارآگاه گجت»، «گردان آبنبات چوبي»، «توفان سياه»، «عدالت براي همه» و «هفت»، پنجشنبه ساعت 15، 17، 19، 21 و 23 از شبكه نمايش پخش ميشود.
فيلم تلويزيوني «اشتباه محض» به كارگرداني منوچهـر هادي و تهيهكنندگي محمدرضا مفيدي جمعه ساعت 15/13 از شبكه نمايش پخش ميشود.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: همسر جوان، خانواده دوست و متعهد زني در يك حادثه رانندگي كشته ميشود. وي كه در گذشته شاهد تهديدهاي تلفني فرد ناشناسي بوده، به دخترخاله خود مظنون ميشود و با تعقيب وي به حقيقت جديدي دست مييابد.
آرش مجيدي، شهره لرستاني، رضا بابـك و شهـين تسليـمي در فيلم تلويزيوني «اشتباه محض» بازي كردهانـد.
گفتني است، فيلمهاي سينمايي و انيميشن گوبي، مادرم گيسو، خلبان آسمان، داستان پليس و كوسههاي خشمگين روز جمعه ساعت 15، 17، 19، 21 و 23 از شبكه نمايش پخش ميشود.
Bauokstoney
Thursday 10 May 2012-1, 11:31 AM
راديو پل ارتباطي مردم و نمايشگاه كتاب
معاون صداي رسانه ملي در بازديد از بيست و پنجمين نمايشگاه بينالمللي كتاب از اينكه شبكههاي مختلف راديويي در نمايشگاه حضور فعالي دارند ابراز خرسندي كرد و گفت: خوشبختانه تمام شبكههاي راديويي در نمايشگاه بينالمللي كتاب به صورت مستقل يا جمعي حضور پيدا كرده اند كه با اين كار راديو توانست بين مردم و مسوولان نمايشگاه كتاب پلي برقرار كرده و آنها را با كتاب و كتابخواني بيشتر آشنا كند.
محمدحسين صوفي، معاون صدا هدف از ايجاد غرفههاي راديويي را در نمايشگاه كتاب آشنا شدن مردم با ناشرين و تغذيه فكري و روحي آنها با كتاب دانست و افزود: مردم در هرجا كه باشند ميتوانند با رسانه راديو ارتباط برقرار كرده و از جهان پيرامون خود اطلاعاتي را بدست بياورند.
معاون صدا با اشاره به اينكه غرفههاي راديو برنامههاي متنوع فرهنگي و رسانهاي را در طول برگزاري نمايشگاه كتاب داشته تصريح كرد: شبكههاي راديويي در نمايشگاه هم به معرفي نمايشگاه هم به معرفي خود راديو پرداخته و اين مهم در كيفيت و تاثير برنامههاي آينده موثر است.
صوفي طي اين بازديد از غرفههاي مختلف شبكههاي راديويي همچون ايران، فرهنگ، جوان، ايرانصدا، ورزش، معارف وغرفه معاونت صدا همچنين غرفههاي انتشارات كتاب نيز بازديد كرد.
Bauokstoney
Thursday 10 May 2012-1, 11:31 AM
فردا در آستانه روز مادر پخش ميشود
كلاهقرمزي و دوستانش در شبكه2
مدير گروه خردسال و كودك شبكه 2 از پخش يك قسمت جديد از مجموعه «كلاه قرمزي» در روز جمعه 22 ارديبهشت به مناسبت روز مادر خبر داد.
علي زارعان مدير گروه خردسال و كودك شبكه 2 سيما در اين باره به «جامجم» گفت: قصد داريم به مناسبت روز مادر ويژهبرنامه جذاب و مفرحي براي بچهها پخش كنيم تا بتوانيم روزي به ياد ماندني براي آنها و خانوادههايشان فراهم كنيم.
وي ادامه داد: به همين دليل پخش قسمت جديد برنامه كلاه قرمزي را در نظر گرفتيم. 14 قسمت از اين مجموعه كه هميشه با استقبال مخاطبان روبهرو شده است در ايام نوروز روي آنتن رفت و قسمت 15 با فضايي مفرح روز جمعه به مناسبت روز مادر ساعت 21 از شبكه 2 پخش ميشود.
قصه اين قسمت از مجموعه كلاه قرمزي حتماً براي بچهها جذاب خواهد بود.مدير گروه خردسال و كودك شبكه 2 تاكيد كرد: تكرار اين برنامه هم روز شنبه 23 ارديبهشت ساعت 18 پخش ميشود. عروسكها در قسمت جديد كلاه قرمزي همان عروسكهايي است كه نوروز مهمان خانهها بود. در اين قسمت كلاه قرمزي، پسرخاله، پسر عمهزا، فاميل دور، همساده، بعبعي و... حضور دارند تا يك جمعه شاد را براي بچهها رقم بزنند.
وي با ذكر اين نكته كه قصد داريم در اعياد بزرگ قسمتهاي جديدي از مجموعه كلاه قرمزي را پخش كنيم. گفت: اميدواريم بتوانيم نظر بچهها را با پخش برنامههاي مفرح و آموزنده جلب كنيم.
زارعان گفت: همچنين مجيد قناد همراه گروهش برنامه شاد «جمعه به جمعه» را ويژه روز مادر آماده كردهاست. اين برنامه صبح روز جمعه 22 ارديبهشت پخش ميشود.
Bauokstoney
Thursday 10 May 2012-1, 11:33 AM
واقعگرايي در ساختار و داستان تب برفكي
در ميان تلهفيلمهايي كه در پايان هفتهها و مناسبتهاي مختلف از تلويزيون پخش ميشوند، ديدن بعضي نمونه ها بيننده را دلگرم مي کند.
يكي از فيلمهايي كه به نظر ميرسد قبل از مخاطب، براي گروه سازنده جدي و بااهميت بوده، فيلم «تب برفكي» ساخته كاظم معصومي است كه آخر هفته از شبكه «شما» پخش شد.
داستان اين فيلم حول محور قاچاق مواد آرايشي و بهداشتي حركت ميكند. پليس كه قصد دستگيري و فروپاشي باند قاچاق اين مواد را دارد، در مسير فعاليتهايش با جواني به نام شاهين درگير ميشود كه داستان او بازگوكننده دغدغه سازندگان اين فيلم است.
در كنار داستان اصلي، داستانكهايي هم وجود دارد كه موجب شناخت بيشتر بيننده از شخصيتهاي فيلم ميشود.
براي مثال داستان زندگي شخصي شاهين كه با دختري به نام نيوشا رابطهاي عاطفي دارد و بخاطر خطاهايش توسط او طرد شده، در كنار داستان يكي از خواهرانش كه به علت مصرف قرصهاي لاغري غيرمجاز دچار بيماري جدي شده، روايت ميشود.
اين داستانكها باعث شده كه هم شخصيت شاهين از حالتي تكبعدي خارج شده قابل درك شود و هم دليلي قانعكننده براي پشيماني او محسوب مي گردد.
در بسياري از فيلمها ميبينيم كه شخصيت قاچاقچي يا نقش منفي، بدون وجود يك دليل منطقي، به يكباره متحول ميشود و سعي ميكند از كار خلاف كنارهگيري كند اما طراحي دلايلي محكمهپسند براي شاهين بهوسيله تصويري كردن زندگي شخصياش، باعث شده كه پشيماني او برپايه منطق باشد.
همين منطق و استدلالي كه در متن فيلمنامه وجود دارد، موجب ميشود بسياري از سوالاتي كه در فيلمهاي ديگر بيجواب ميماند، اينجا پاسخ داده شود و بنابراين فيلمنامه استوارتر و محكمتر از نمونههاي مشابهش باشد.
اين دلايل يعني ضربهاي كه شخصيت اصلي داستان (شاهين) از ديدن خواهرش و زندگي از دست رفتهاش متحمل ميشود و اضطرابي كه درون او به وجود ميآيد هم براحتي قابل درك است.
اضطراب جزو جدانشدني «تب برفكي» است. اين را از نحوه فيلمبرداري آن كه به صورت دوربين روي دست است، ميتوان دريافت كرد.
البته مانند بسياري از نمونههاي ديگر، گاهي استفاده از اين تكنيك در فيلمبرداري، در اين فيلم نيز صورتي غيرضروري پيدا كرده كه نه در صورت حذفش اتفاق خاصي ميافتاد و نه وجودش چندان لزومي دارد. ميتوان گفت گاهي اين نوع استفاده از دوربين در اين فيلم، نوعي تلقين اضطراب و تنش به نظر ميآيد، آنچه در بعضي از صحنهها به آن شدتي كه به تصوير كشيده ميشود وجود ندارد.
تب برفكي را ميتوان به دو قسمت تقسيم كرد، قبل از اين كه شاهين با پليس همعقيده شود و بعد از آن. نيمه اول فيلم با ضرباهنگي تند و پرهيجان، به طرح مساله و شناساندن شخصيتها اختصاص دارد.
اوايل فيلم براي نشان دادن عمق فاجعهاي كه قاچاق مواد آرايشي به بار ميآورد، از تصاوير هولناك و تكاندهنده بيماراني استفاده شده كه بر اثر مصرف اين لوازم دچار بيماريهاي شديد پوستي شدهاند.
اين تصاوير آنقدر تأثيرگذار است كه مدتها ذهن را رها نميكند و حتي بينندهاي كه اينگونه مواد را مصرف ميكند، به فكر واميدارد كه در انتخاب مواد آرايشي دقت بيشتري به خرج دهد.
درست است كه به نظر ميرسد اين تصاوير تفكربرانگيز ميتوانست بخشي از يك فيلم مستند باشد، اما هوشمندي كارگردان در استفاده موجز و كوتاه از اين تصاوير باعث شده كه اين تصور از بين برود. در واقع اين تصاوير پرشتاب، پاسخي به چرايي لزوم دستگيري واردكنندهها و زنگ خطري براي مصرفكنندههاست.
استفاده بيش از اندازه و نابجا از اين تصاوير ميتوانست منجر به دردنامهاي كماثر شود. اين كه وسوسه بيشتر نشان دادن اين تصاوير باعث تنزل سليقه كارگردان نشده، تحسينبرانگيز است.
نيمهدوم فيلم بيشتر به نحوه فروپاشي باند و دستگيري عاملان تخلف ميپردازد. نقشههايي كه پرورانده ميشوند، تعقيب و گريزي كه صورت ميگيرد و عملياتي كه براي دستگيري متخلفان انجام ميشود، فضاي فيلم را بيشتر بهگونه پليسي نزديك ميكند.
در اين قسمتها كه طرح مساله كاملا تمام شده، شخصيتهاي جديدي وارد سريال ميشوند كه مخاطب براي شناختن آنها فرصت كمي دارد، به همين خاطر آنها را مثل يك «تيپ» ميشناسد.
هرچند سازنده براي شكستن تصوير هميشگي از خلافكارها، در استفاده از هيبت تكراري پرهيز كرده و به جاي آن چهرههايي را نشانده كه ميتواند تصوير جديدي از خلافكارها ارائه كند، اما فرصت كمي كه براي معرفي آنها در فيلم وجود داشته باعث شده كه كارگردان نتواند بعضي از كليشهها را بهطور كامل از رفتار و گفتار آنها حذف كند.
تب برفكي قبل از اين كه نشاندهنده احترام به مخاطب باشد، بازگوكننده احترامي است كه گروه سازنده براي خود و حرفهشان قائل هستند و همين است كه اين فيلم را جزو نمونههاي موفق در بين فيلمهايي از جنس خودش قرار ميدهد.
Bauokstoney
Thursday 10 May 2012-1, 11:34 AM
نگاهي به سريال دختري به نام آهو
روابط دوستداشتني، تعارفهاي كليشهاي
استقبال مخاطبان از سريالهاي طنز نشان دهندۀ محبوبيت اينگونه آثار در ميان مردم است. بارها تأثير اين نوع آثار را در ميان مردم ديدهايم.
مثل استفاده مردم از تكيهكلامها و لحن صحبت بازيگران سريالهاي كمدي كه آنها را تا مدتها تكرار و يادآوري ميكند، اما گذشته از آن تأثيراتي كه در رفتار و گفتار مخاطب براحتي قابل پيگيري هستند، يك تأثير كلي هم وجود دارد كه مخاطب آن را به صورت ناخودآگاه دريافت ميكند.
يكي از اهداف مهم هر فيلم و سريال، اعم از كمدي يا درام، همين است كه تأثير ذهني مورد نظرش را روي مخاطب ايجاد كند.
يعني توسط افت وخيزها و كشمكشهاي فيلمنامه، منظر و همين طور ديدگاهي را براي مخاطب ترسيم كند، چيزي را به او بياموزد يا نكتهاي را يادآوري كند.
اما گاهي اين هدف آنقدر براي سازندگان مهم و حياتي ميشود كه فراموش ميكنند براي انتقال مفاهيم موردنظرشان، بايد آنها را ظريف و بدون بزرگنمايي نشان دهند تا مخاطب بدون اينكه مقابل آن مفاهيم مقاومت كند، بتواند آنها را دوست داشته باشد و در پس ذهنش حفظ شان كند.
مثلا بارها در سريالهاي مختلف ديدهايم كه يك مفهوم مثبت، آنقدر اغراق شده يا به قول معروف گل درشت نمايش داده ميشود كه بيشتر از آنكه تأثيري مثبت ايجاد كند، مخاطب را دچار دافعه ميكند.
در فيلمها و سريالهاي طنز گاهي در نشان دادن قُبح يا حُسن يك رفتار يا منش اين بزرگنمايي صورت ميگيرد اما در عين حال اگر اين كار از كنترل خارج شود، شكل تصنعي به خود ميگيرد و به كليت كار ضربه وارد ميكند.
براي مثال با ديدن چند قسمت از سريال «دختري به نام آهو» به كارگرداني قدرتالله صلحميرزايي كه اين روزها از شبكه تهران در حال پخش است، ميتوانيم بفهميم كه يكي از دغدغههاي اين سريال، به تصوير كشيدن روابط سالم و احترامآميز بين اعضاي خانواده است.
داستان در يك خانواده سنتي و در ميان آدمهايي كه بر تعاريف و سنتهاي ارزشمندي از قبيل احترام به پدر و مادر بسيار مصرند اتفاق ميافتد.
پدر خانواده كه مرد مسن و محترمي است، فرزندانش را زير پر و بال خود دارد و سعي ميكند براي حفظ شيرازه خانواده و عادت پسنديده صله رحم آنها را در خانه خودش جمع كند.
در بعضي از قسمتهاي اين سريال، وقتي اعضاي خانواده دور هم جمع ميشوند، سفرهاي به درازاي سالن پذيرايي پهن ميشود و همه با روي خوش دور آن مينشينند، وقتي كوچك و بزرگ به هم احترام ميگذارند و سعي ميكنند حرمتها را حفظ كنند، تأثير ناخودآگاهي كه صحبتش را كرديم اتفاق ميافتد.
خيلي از بينندگان با خودشان فكر ميكنند كه چقدر خوب ميشود اين آداب و سنن را حفظ كنند، چقدر قشنگ است كه ما اين تجربه اين چنين جمع شدن دور يك سفره را در تاريخمان داريم. حتي شايد خيليها تصميم ميگيرند كه اگر وجود چنين جمعهايي در خانوادهشان كمرنگ شده، آن را گسترش دهند.
اما در كنار اين همه تأثير مثبت، يك نكته تعجببرانگيز وجود دارد كه خاص اين سريال هم نيست. آن هم تعريف «احترام» در سريالهاي ماست.
درست است كه رفتار فرزندان با پدر احترامآميز و در عين حال دوستانه است، اما چرا بايد رابطه بين همسران تا به اين حد غيرواقعي نشان داده شود؟ در دختري به نام آهو حتي وقتي آقا مرتضي (بهزاد فراهاني) با همسرش عاليه خانم (مريم اميرجلالي) درد دل ميكند، ديالوگها كليشهاي و سرشار از تعارفهاي تكراري و گلدرشتي است كه بين يك زن و شوهر اصلا مرسوم نيست.
زن و مرد مثل دو آشناي دور، روبهروي هم مينشينند و خيلي رسمي با هم صحبت و تعارف ميكنند. در هر مقطعي از هر سخن از خوبيهاي هم تعريف ميكنند و به ارادت و علاقه و احترامي كه نسبت به يكديگر دارند اشاره ميكنند و يكديگر را با پسوند و پيشوند خانم و آقا صدا ميزنند.
حال سوال اين است كه اگر جوانهاي امروزي هم بخواهند از اين زن و شوهر الگو بگيرند و با همسرانشان رابطهاي درست، محكم و صميمي برقرار كنند، لازم است اين دستورزبان را به كار ببرند؟ شايد اگر اين لحن نزديكتر به واقعيت پرداخت ميشد، مخاطب پير و جوان راحتتر ميتوانستند با آن همذاتپنداري كنند و نكاتي را ياد بگيرند كه بتوانند در زندگي شخصيشان از آنها استفاده كنند وگرنه اين لحن صحبت كردن به گونهاي نيست كه بتواند مخاطب را قانع كند كه در روابطش به آن مراجعه كند.
ضمن اينكه ادبيات و رفتار به كار برده شده در اين سريال، آدمها را به دو دسته خوبهاي مطلق و بدهاي مطلق تقسيم ميكند كه در مورد روابط ديگر اعضاي خانواده هم قابل مشاهده است.
مثلا پسرهاي خوب خانواده داراي شخصيتي جدي و خشك و تا حدي عبوس هستند در حالي كه پسرهاي ديگر در رفتار و گفتارشان شيطنت و شوخطبعي ديده ميشود. اين تقسيمبندي باعث ميشود شخصيتها چندبعدي نباشند و واكنشهايشان قابل پيشبيني باشد.
Bauokstoney
Thursday 10 May 2012-1, 11:35 AM
تابستان خاطرهانگيز با عمو قناد
تهيهكننده و كارگردان برنامه «جمعه به جمعه» گفت كه براي ايام فراغت كودكان در فصل تابستان برنامههاي متنوع با فضاي شاد و خاطرهانگيز تهيه و تدارك ديده است.
مجيد قناد درباره برنامه «جمعه به جمعه» گفت: در تعطيلات تابستان ميخواهيم اوقات فراغت بچهها را به بهترين شكل پركنيم و با برنامههاي شاد و مفرح، تابستان خاطرهانگيزي را براي آنها رقم بزنيم.
وي ادامه داد: اين برنامهها شامل سرگرمي، مسابقه حضوري، مسابقه تلفني، نمايش، اطلاعات عمومي و... خواهد بود و قصد داريم با اتمام امتحانات دانشآموزان، به صورت زنده هر هفته جمعهها مهمان خانههاي گرم خانوادههاي ايراني باشيم.
قناد گفت: البته كارتونهاي شادي هم پخش خواهيم كرد كه قطعا مورد استقبال قرار خواهد گرفت.
Bauokstoney
Thursday 10 May 2012-1, 11:36 AM
هزاردستان؛ سريال برگزيده منتقدان سينمايي
مجله فيلم آخرين كتاب سال خود را به پرونده «30 سال سريالسازي در ايران» اختصاص داده و با نظرسنجي از حدود 60 نفر از منتقدان سينمايي درخشانترين سريالهاي بعد از انقلاب را انتخاب كرده است.
نكته قابل توجه و كنجكاويبرانگيز كتاب سال فيلم اين است كه دستاندركاران اين نشريه معتبر توجهشان را به رسانه فراگير تلويزيون معطوف كرده و براي اولين بار محور اصلي يك سالنامه را به موضوع سريالسازي اختصاص دادهاند.
در مقدمه اين پرونده نيز نويسنده به همين نكته اشاره كرده و نوشته است: حضور عوامل حرفهاي در پشت و جلوي دوربين كه بدون دغدغه گيشه و نگراني بازگشت سرمايه كار ميكنند و امكان تجربههاي پرهزينه دارند صنعت سريالسازي را در ايران به امري قابل تامل تبديل كرده است.
اين يادداشت ادامه ميدهد: امسال قرعه به نام موضوع سريالهاي تلويزيوني افتاده؛ موضوعي بسيار گسترده كه طولي به قدر عمر و تاريخ تاسيس تلويزيون دارد و عرضي به تعداد شبكهها و ساعت پخششان. اين روزها صنعت سريالسازي در جهان، بيش از هر زمان فراگير شده و گواه آن اقبال عمومي به سريالهاي متعدد جهان مانند گمشدگان، فرار از زندان، 24، دوستان و... است كه ديويدي فصلهاي مختلف آن در اكثر خانهها ديده ميشود.
شرايط سريالسازي در ايران، نگاهي جامع به مجموعههاي تلويزيوني تاريخي، نقش و تاثير تهيهكننده و بودجه در صدا و سيما، ناكامي كارگردانان معتبر سينما در سريالسازي و نگاهي به سير تيتراژ در سريالهاي سه دهه از جمله موضوعاتي هستند كه در اين سالنامه نويسندگان مجله فيلم به آن توجه كردهاند.
اين كتاب سال شامل مطالبي با محوريت يادآوري سريالهاي برگزيده، بررسي كارنامه سريالسازي كارگردانهاي برتر و نقد و بررسي سريالهاي مورد اشاره است.
در نظرسنجي انجام شده سريالهاي هزاردستان، قصههاي مجيد و امام علي رتبههاي اول تا سوم را كسب كردهاند.
در ردههاي بعدي نام سريالهايي چون روزگار قريب، كوچك جنگلي، افسانه سلطان و شبان، روزي روزگـاري، خانه سبز، شبهاي برره، سربداران، پاورچين، زير تيغ، داستان يك شهر، مدار صفر درجه و آرايشگاه زيبا در ردههاي بعدي اين فهرست قرار گرفتهاند.
Bauokstoney
Thursday 10 May 2012-1, 11:37 AM
ويژه برنامه ميلاد حضرت زهرا(س)
بانوي آب و آينه و سايه بان مهر
دو ویژه برنامه "بانوی آب و آینه" و "سایه بان مهر" کاری از گروه های دین و اندیشه و جامعه و زندگی شبکه جهانی صدای آشنا، در روز ولادت حضرت زهرا (س) پخش می شود.
به گزارش جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومی و امورمخاطبان شبکه جهانی صدای آشنا، "بانوی آب و آینه" به اهمیت زن در خانواده و جامعه می پردازد.
دکتر مهدی صفاری کارشناس این ویژه برنامه است.معصومه ذباح سردبیر، رویا ولی زاده تهیه کننده، زهره حبیبی گوینده و جواد پهلوان گزارشگر در این ویژه برنامه همراه شما هستند.
"بانوی آب و آینه" کاری از گروه دین و اندیشه، را روز شنبه بیست و سوم ارديبهشت ساعت 11:00 به وقت تهران برابر با ساعت 06:30 به وقت گرینویچ از کانال اروپای شبکه جهانی صدای آشنا بشنوید.
"سایه بان مهر" با حضور فروغ نیلچی زاده رئیس گروه پژوهشی دختران و زنان سازمان ملی جوانان، قصد دارد به تحلیل روایاتی که به شخصیت حضرت زهرا (س) پرداخته است، بپردازد.
فرزانه ردایی سردبیر نویسنده و محقق، نازیلا نظمی تهیه کننده، مهسا حق پناه گوینده و ملیحه کیان گزارشگر در این ویژه برنامه همراه شما هستند.
"سایه بان مهر" کاری از گروه دین و اندیشه، را روز شنبه بیست و سوم ساعت 09:30 به وقت تهران برابر با ساعت 05:00 به وقت گرینویچ از کانال آسیا و اقیانوسیه شبکه جهانی صدای آشنا بشنوید.
نشانی وب سایت شبکه جهانی صدای آشنا:
شماره تماس روابط عمومی 22164131 ، 22652327
Bauokstoney
Thursday 10 May 2012-1, 11:38 AM
خلاقيت؛ گمشده اجراي تلويزيوني
همانطور كه ميتوان بازيگري را يكي از مهمترين عوامل تاثيرگذاري در صنعت سينما دانست، مجريگري و نحوه اجرا نيز يكي از مهمترين عوامل تاثيرگذار در برنامههاي تلويزيوني است. مجري با نحوه اجراي مناسب خود به عنوان ويترين يك برنامه تلويزيوني عمل ميكند و در يك ارتباط موثر ميتواند در جذب مخاطب براي برنامه بسيار موثر باشد.
ارتباط با مخاطب از ويژگيهاي الزامي براي يك مجري است. او بايد بداند با توجه به طيف مخاطبان و هدف توليد برنامه، از چه شيوهاي براي برقراري اين ارتباط استفاده كند. بيشتر برنامههاي تلويزيون بر مبناي فعاليت مجري اداره ميشود. در اين برنامهها مجري ميتواند در نقش معرفيكننده برنامهها، ميزبان، گزارشگر، مفسر يا... ظاهر شود.
گاهي گمان ميرود همين اندازه كه گوينده و مجري بتواند مخاطب را جذب كند، كافي است تا بگوييم او ارتباطگر خوبي است. اشتباه اينجاست كه ارتباط در اينجا به درستي تعريف نميشود. ارتباط برقرار كردن به معناي ايجاد درك متقابل ميان مجري و مردم است. اين ارتباط برقرار كردن علاوه بر اين كه نيازمند ظريفترين و شفافترين شيوههاي كلامي و غيركلامي است، نيازمند سبك، شيوه يا گونهاي خاص از فهم ارتباطي است كه فرد مجري يا ارتباطگر را با ديگران متمايز سازد.
آغاز ديده شدن مجري در تلويزيون از چند سال پيش كه برنامههايي با رويكرد جوانپسند و مجري محور از تلويزيون روي آنتن رفت، اجراهايي در تلويزيون رونق گرفت كه ميتوان از آنها به عنوان آغاز ديده شدن مجري به عنوان عنصري مهم در برنامه تلويزيوني نام برد. شايد اوج اين رخداد به برنامه «نيمرخ» با اجراي شهاب حسيني برگردد. در اين برنامه، مخاطب تلويزيون با چهرهاي روبهرو شد كه علاوه بر داشتن سيمايي مناسب، نحوه اجراي متفاوتي نيز با سايرين داشت. او خيلي منعطف و خودماني بود و توانست در مدتي كوتاه مخاطبان زيادي براي برنامه دست و پا كند. بعد از آن نيز مجرياني مثل رضا رشيدپور، فرزاد حسني و... با برنامههايي مثل كولهپشتي، شب شيشهاي، صندلي داغ و... به سرعت در نگاه مخاطبان محبوب شدند.
كشور ما فرهنگ شفاهي قدرتمندي دارد. با اين حساب مجري در تلويزيون ما تنها يك فرد نيست، بلكه شخصيتي در يك بافت فردي شغلي اجتماعي است كه مستقيما با تكتك افراد اجتماع ارتباط دارد؛ خصوصا اگر برنامهاي مورد استقبال عموم قرار بگيرد.
همانطور كه ميدانيم شناخت از مردم، هوشمندي، قدرت تجسم، قريحه طنز، درك و پردازش مسائل فرهنگي ـ اجتماعي، توانايي كار گروهي، صداي خوب و داشتن يك چهره مناسب، سكويي مطمئن براي مجريان به منظور پرش و ماندگاري در ذهن مخاطب هستند. صميميت و انعطاف در نحوه اجرا، راحت بودن و استفاده از دايرهالمعارف خودماني از ديگر ويژگيهايي است كه نحوه اجراي مجريان را ديدنيتر ميكند. طبيعتا اين گونه رفتارها نگاه سنتي به مجري را از ذهن مخاطب پاك كرده و اين خلاقيت در اجرا در نوع خود بسيار مثبت ارزيابي ميشود، اما شايد اين عامل به تنهايي نتواند عمر طولاني محبوبيت يك مجري را تضمين كند. به اين معنا كه فارغ از نحوه اجراي خلاقانه با كمي تعمق به نوع برنامههايي كه آنها اجراي آن را به عهده داشتند، ميتوان ادعا كرد كه علاوه بر محبوبيت اين افراد، برنامهها نيز به نوبه خود جذاب و در نوع خود مخاطب پسند بودند. به عبارت ديگر نحوه چينش و برنامهريزي ساختاري اين برنامهها نيز در معروفيت و محبوبيت مجريان بسيار تاثيرگذار بوده است.
تلفيقي از قالب برنامه و سبك بخصوص مجريان بيشتر برنامههاي تلويزيوني تابع سبك و قالب ويژهاي هستند و تنها تعداد محدودي از برنامههاي آن خارج از طبقهبنديهاي مرسوم قرار ميگيرد. «تاكشو»ها گروهي از برنامههاي تلويزيوني هستند كه در آن گفتوگو، محور اصلي برنامه است كه در كنار گفتوگو، موسيقي، نمايش و... هم از اين برنامهها پخش ميشود. طي سالها او با تغييراتي كه در برنامههاي تلويزيوني ايجاد شد، اما ساختار تاكشوها بر روال گذشته ماند. در اين قالب برنامهسازي مجري نقش مهم و اساسي ايفا ميكند. در طي اجراي برنامه، مجري از مهمان سوالاتي ميپرسد و او پاسخ ميدهد. در شكل سنتي، مجري پشت يك ميز مينشست و ميهمان روبهروي او و معمولا روي يك مبلي راحتي؛ اما پس از چندي، تاكشوها شكل تازهاي يافت. گفتوگوها شكل آزادتري پيدا كرد، تقريبا بدون تمرين و برنامهريزي قبلي، مجري برنامه را آغاز كرد و خود اين فيالبداهه بودن، برنامهها را جذابتر از پيش كرد.
نكته: كشور ما فرهنگ شفاهي قدرتمندي دارد. با اين حساب مجري در تلويزيون ما تنها يك فرد نيست بلكه شخصيتي در يك بافت فردي شغلي اجتماعي است كه مستقيما با تكتك افراد اجتماع ارتباط دارد؛ خصوصا اگر برنامهاي مورد استقبال عموم قرار بگيرد
«شومن» هم در تعريف جهاني خود به كسي گفته ميشود كه اجراي چنين برنامههايي را به عهده ميگيرد و بدون اين كه متني از قبل آماده كند، فيالبداهه و با توجه به موضوع و محتواي برنامه مديريت گفتوگو و برنامه را به عهده ميگيرد و حرفهايي ميزند كه به اصطلاح مال خودش است و كسي آنها را براي او ننوشته است. اين خصوصيت در بسياري از مجريهاي تلويزيون كه محبوبيت زيادي نيز كسب كردهاند، مشاهده ميشود.
با همه اين تغييرات شايد جاي يك چيز در برنامههاي گفتوگومحور خالي باشد. آن هم حرفـــهاي شدن و جا افتادن مجريان در يك سبك خاص است. به عبارت ديگر ما شاهد دستهبندي فرميك بخصوصي در ميان اين دسته از مجريان تلويزيوني نيستيم. به اين معنا كه تقريبا نميتوان مجري خاص يا به عبارت ديگر شومن خاصي را در تلويزيون يافت كه سبك مخصوص به خود را در برنامه مورد نظر به وجود بياورد. آنها اكثرا از يك سبك خاص پيروي ميكنند كه قبلا مورد استقبال مخاطبان تلويزيون قرار گرفته است. عموما راحت و صميمي و شايد در اصطلاح تا حدي با اعتماد به نفس هستند. بيانشان به زبان مردم نزديك است و كلمههاي قلمبه سلمبه به كار نميبرند. با بيننده صميمي ميشوند و هيجان زيادي دارند، اما در كنار همه اين خصوصيات، هيچ كدام از آنها سبك خاصي از مجريگري كه فقط مختص آنها باشد را ندارند.
اين موضوع شايد در بدو امر جدي به نظر نرسد، اما مسلما نميتوان آن را در بهبود كارنامه حرفهاي يك مجري بياثر دانست. در نمونه جهاني اين نوع اجرا ميتوان به اپرا وينفري يا لري كينگ... اشاره كرد كه حتي برنامههاي آنان نيز به نام خود آنها معروف شده است. اينگونه خاصگرايي به اين نتيجه منجر ميشود كه مجريهاي مختلفي با تواناييهاي متفاوت به وجود بيايد و برنامهسازان به مدد قابليت مجري و سبك خاص او، دست به توليد برنامههاي جذاب و متنوع بزنند. به عبارت ديگر يكي از دلايل موفقيت آدمهايي مثل لريكينگ يا اپرا وينفري در سطح جهان تداوم آنها در اجراي يك برنامه در سالهاي مختلف است كه به نوعي خودشان و برنامه را شناسنامهدار ميكند. چيزي كه بنا به دلايل مختلف در ميان مجريان مطرح صدا و سيما قابل مشاهده نيست.
استفاده محدود از زبان بدن با اين اوصاف ميتوان گفت بسياري از اجراها در تلويزيون ما يكنواخت و تكراري شدهاست. اين ايراد شايد به يكنواختي در برنامهسازي نيز برگردد، اما نكته مهمي كه گاهي مجريان از آن غافل ميشوند، توجه به ارتباطات غيركلامي در كنار ارتباطات كلامي موثر و پوياست. به اين صورت كه بسياري از مجريان در تلويزيون به صورت محدودي از زبان بدن در اجراي خود بهره ميگيرند. حركات دست و سر، طرز نگاه كردن، طرز نشستن، راه رفتن و... در رفتار مجريان كمتر قابل رويت است. اين موضوع در بلندمدت يكنواختي برنامه را به همراه دارد و در بسياري از موارد نيز به تاثيرگذاري كمتر برنامه منتهي ميشود.
در بسياري از اجراهاي مطرح در جهان، زبان بدن يكي از عوامل مهم موفقيت مجري به حساب ميآيد. به اين معنا كه مجري موفق علاوه بر بيان خوب و شيوا بايد بتواند به خوبي از زبان بدن خود نيز استفاده كند. او بايد بداند كه چه موقع و هنگام اداي كدام جمله بايد بيشتر از دست خود استفاده كند، بايد بداند چه وقتي لازم است به بينندگان بخندد و چه موقع جدي باشد، بايد بداند چه موقع راه برود و چه هنگام شيوه نگاه كردنش عوض شود. در يك كلام ميزان تسلط مجري بر زبان بدن خود و هماهنگي آن با بيان او از ويژگيهاي مهم موفقيت وي به شمار ميرود. اين موضوع اما در ميان مجريان تلويزيون ديده نميشود. يعني اغلب اجراها در تلويزيون صامت و ساكن است. اغلب مجري نشسته و در موارد معدودي هم كه ايستاده است، تحرك زيادي ندارد.
البته ناگفته نماند كه با اينكه برخي از اين ويژگيها در رفتار بسياري از مجريان بنام تلويزيون از جمله عبدالرشيدي، داريوش كاردان، مرتضي حيدري، علي درستكار، محمدرضا شهيديفر، رضا رشيدپور، فرزاد حسني و... ديده ميشود و اين افراد باعث شدند كه تغييري اساسي در نحوه اجرا در تلويزيون به وجود بيايد و برنامههاي آنان مورد اقبال و توجه عمومي قرار گيرد، اما آنها تنها بخشي از پيكره اصلي مجريان تلويزيوني را تشكيل ميدهند. هنوز بسياري از برنامههاي تلويزيوني محتاج حضور و اجراي تخصصي مجرياني است كه با استفاده از تمام ظرفيتهاي ارتباطات، بيشتر در كار خود خلاقيت نشان بدهند.
Bauokstoney
Sunday 13 May 2012-1, 11:14 AM
ضرغامي در نشست سراسري افق رسانه تاكيد كرد:
تزريق اميد به جامعه - پرهيز از سياهنمايي
رييس رسانه ملي گفت: طرحهای بزرگ اقتصادی از جمله طرح هدفمندی یارانهها باید با همفكری و مساعدت همه مسوولان در قوای مختلف با موفقیت به نتیجه برسد و رسانهها وظیفه دارند با پرهیز از سیاهنمايی و حاشیه سازی های مخرب، مردم را به نتایج درخشان این طرح بزرگ و ملی امیدوار نگه دارند. صداوسیما و دیگر دستگاههای اطلاع رساني بايد در این خصوص اهتمام جدی داشته باشند.
بیست و ششمین نشست سراسری افق رسانه با حضور مدیران، كارشناسان و برنامهسازان رسانه ملی در سالن همایشهای صداوسیما برگزار شد.
به گزارش روز شنبه جامجم آنلاين به نقل از روابط عمومی حوزه ریاست، ريیس سازمان صداوسیما در این نشست با اشاره به اهمیت نقش اقتصاد در دهه پیشرفت و عدالت گفت: بر اساس رهنمودهای رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی)، فرهنگسازی در این حوزه نیازمند تفكر، مطالعه، نگاه عمیق، برنامهریزی و در نظر گرفتن ابعاد روانشناختی و اجتماعی موضوع است. صداوسیما و دیگر دستگاههای تبلیغاتی در این خصوص باید اهتمام جدی داشته باشند.
ريیس رسانه ملی، ترویج و تقویت فرهنگ كار، تولید، كارآفرینی و بهرهوری؛ تبدیل شعار سال به گفتمان غالب جامعه؛ آموزش همگانی الگوی مطلوب مصرف، اعتمادسازی عمومی برای حمایت و استفاده از تولیدات داخلی به عنوان ارزشی اسلامی و ملی و تبیین و مطالبه نقش قوای سه گانه در این عرصه توأم با اطلاعرسانی و برجستهسازی اقدامات مهم و اثربخش را از جمله اهداف رسانه ملی برشمرد.
مهندس ضرغامی ترسیم قابلیتهای اقتصادی ایران و معرفی زمینههای مناسب سرمایهگذاری؛ تقویت حس مسوولیت تولیدكنندگان در ارتقاي استاندارد، تقویت و افزایش مرغوبیت كالاهای ایرانی همراه با كاهش هزینه، آشناكردن سرمایهگذاران با اولویتهای سرمایهگذاری، تشویق مردم به سرمایهگذاری در تعاونیها، هدایت سرمایههای كوچك و پراكنده مردمی به سمت سرمایهگذاریهای سالم و پایدار نظیر بورس، ترویج شیوههای گسترش صادرات غیرنفتی بویژه در بخش كشاورزی و صنایع دستی، آموزش شیوههای نوینِ بازاریابی داخلی و خارجی، ترسیم فضای امن كشور برای سرمایهگذاری مولد؛ معرفی ایدهها و نوآوریهای شركتهای تولیدی و چهرهسازی از الگوهای موفق سرمایهگذاری را از جمله سیاستها و وظایف مهم صداوسیما ذكر كرد و از همه صاحبنظران و كارشناسان دلسوز دعوت كرد تا در این جهاد عظیم و فرهنگسازی مؤثر برای آن، رسانه ملی را یاری دهند.
ريیس رسانه ملی با اشاره به اقدامات گسترده و افتخارآمیز در عرصه عمرانی و آباداني كشور گفت: طرحهای بزرگ اقتصادی از جمله طرح هدفمندی یارانهها باید با همفكری و مساعدت همه مسوولان در قوای مختلف با موفقیت به نتیجه برسد و رسانهها وظیفه دارند با پرهیز از سیاهنمايی و حاشیهسازیهای مخرب، مردم را به نتایج درخشان این طرح بزرگ و ملی امیدوار نگه دارند.
در این نشست از 100 اثر مستند با نام «نگارستان» و 100 قطعه موسیقی تصویر با عنوان «پیك آشنا» از تولیدات مراكز استانهای سازمان صداوسیما رونمايی شد.
Bauokstoney
Sunday 13 May 2012-1, 11:16 AM
«سين مثل سريال» برگزيدگان نهايي را معرفي كرد
آخرين قسمت از برنامه تلويزيوني «سين مثل سريال» جمعه شب با حضور مسعود رايگان و رامبد جوان برگزار شد.
بنابر اين گزارش، پيش از اين شش سريال شوق پرواز، در چشم باد، شب دهم، خواب و بيدار، پايتخت و زير تيغ به مرحله نهايي راه يافته بودند.
همچنين شهاب حسيني، پارسا پيروزفر، پرويز پرستويي، حسين ياري، حامد بهداد و امير جعفري بازيگران مردي بودند كه بيشترين تعداد آراي مردمي را از آن خود كرده بودند.
در ميان بازيگران زن نيز كتايون رياحي، فاطمه معتمدآريا، الهام حميدي، سپيده خداوردي، آزيتا حاجيان و مهراوه شريفينيا نيز بازيگران زني بودند كه به نظر مخاطبان شبكه يك بهترين نقشآفرينيها را داشتهاند.
به گزارش فارس، در دور نهايي اين رقابت كه بيش از يك ميليون پيامك به آن ارسال شده بود، سريالهاي شوق پرواز، در چشم باد و پايتخت، به ترتيب از سوي مخاطبان انتخاب شدند. همچنين الهام حميدي، فاطمه معتمدآريا و كتايون رياحي نيز از ميان بازيگران زن، آراي مردمي را كسب كردند.
شهاب حسيني، پرويز پرستويي و حامد بهداد نيز به عنوان بهترين بازيگران دهه 80 شبكه يك سيما انتخاب شدند.
برنامه «سين مثل سريال» با رويكرد انتخاب بهترين سريال، بازيگر مرد و بازيگر زن در دهه 80 شبكه يك سيما روي آنتن رفت.
Bauokstoney
Sunday 13 May 2012-1, 11:17 AM
شبهاي مستند و بازارهاي سنتي در شبكه مستند
شبكه مستند سيما در اين هفته، دو هفته فيلم «پريسا عشقي» و «سعيد تارازي» را در قالب برنامه «شبهاي مستند» برگزار ميكند.
پخش آثار پريسا عشقي از ديشب آغاز شده است. از 26 تا 28 ارديبهشت هم آثار سعيد تارازي در اين برنامه پخش و نقد خواهد شد.
اين مجموعه كه هر شب ساعت 30/20 به پخش و نقد فيلمهاي سينماي مستند و آثار شاخص مستندسازان ايران ميپردازد، در اين هفته آثاري از اين مستندسازان پخش ميكند و اين آثار با حضور سعيد قطبيزاده، مجري ـ كارشناس، نقد و بررسي خواهد شد.
همچنين مجموعه مستند پخش « بازارهاي سنتي» از دوشنبه اين هفته، آغاز ميشود.
اين مجموعه به نقش بازارهاي سنتي در تاريخ و فرهنگ نواحي مختلف ايران ميپردازد و نقش بازار در توليد اقتصادي و محصولات هر شهر را بررسي ميكند.
همچنين آشنايي با روند شكلگيري بازارهاي اوليه و رشد و توسعه آنها از ابتدا تاكنون، همراه با ذكر برخي مصاديق آن، نقش بازار در جامعه و شهر اسلامي و پيوند آن با مسجد جامع و اركان اصلي دين از ابتدا تاكنون، آشنايي با گونههاي مختلف بازار اسلامي از لحاظ شكل ساختماني و معماري از جمله بازار خطي، بازار چند محوري، منظومهاي و... معرفي و تشريح بارانداز و راسته و نقش و كاركرد آن در بازارهاي سنتي ايران و بيان برخي مصاديق مهم اين كالبدها در اين مستند مورد بررسي قرار ميگيرد.
علاقهمندان ميتوانند اين مجموعه را از دوشنبه، هر روز ساعت 30/17 و به مدت 30 دقيقه در شبكه مستند سيما ببينند. ضمن اينكه تكرار آن نيز روز بعد در ساعت 30/9 پخش ميشود.
Bauokstoney
Sunday 13 May 2012-1, 11:18 AM
گزارشي از پشت صحنه يك لحظه ديرتر
نمايش زندگي روزمره آدمها
پخش سري دوم مجموعه «يك لحظه ديرتر» از 17 ارديبهشت در شبكه 2 سيما آغاز شده است. اين مجموعه كه به كارگرداني راما قويدل و تهيهكنندگي اميرعباس كني روي آنتن رفته، قرار است در 13 قسمت 45 دقيقهاي در روزهاي فرد مهمان خانههاي شما باشد.
بنا به تصميم مديران شبكه 2 سيما تكرار هر سه قسمت اين مجموعه قرار است روز جمعه پخش شود.
اين مجموعه كه با رويكردي اجتماعي ـ خانوادگي ساخته شده با نگاهي به مضاميني حاوي درونمايههاي اخلاقي، داستان زندگي آدمها را در لحظات حساس زندگيشان به تصوير ميكشد؛ آنجا كه ترديد و لغزشي هرچند كوتاه سرنوشت آدميان را به بيراهه ميكشاند.
فديا نورالهيان، حامد افضلي، رويا خسرونجدي، مهدي كيا و حميد حصاري نويسندگان اين مجموعه هستند و بازيگراني چون پرويز پورحسيني، سروش صحت، بابك حميديان، فرهاد جم، ليلي رشيدي و كمند اميرسليماني ايفاي نقش ميكنند.
اميرعباس كني ـ كه تهيهكنندگي سري دوم این مجموعه اپيزوديك را به عهده دارد ـ درخصوص طرح اوليه اين مجموعه ميگويد: براي بيان يك مضمون خاص يا مفهومي مشخص، طرح يك قصه مستقل براي شكلگيري سريال نمايشي كفايت ميكند. در واقع شفاف شدن مضمون و وجود قصه جذاب (با روايت مناسب و شخصيتهاي صميمي و باورپذير) به منظور پيريزي يك سريال نمايشي البته در مرحله تحقيق و نگارش نقطه شروع كار است.
اما گاهي يك برنامهساز به مضاميني برميخورد كه امكان طرح آن به صورت نمايشي با سوژههاي مختلف داستاني وجود دارد. يعني ميتواند آن را با قصههاي متنوع و در موقعيتهاي متفاوت نمايشي بارها مطرح كند؛ حتي گاهي مضامين مورد اشاره براي زمان نسبتا كوتاهتري بضاعت قصهپردازي دارند.
وي در ادامه صحبتهايش از تاريخچه پيدايش ساخت اين مجموعه و حضور كارگردانهايي كه در ساخت قسمتهاي مختلف آن حضور داشتند، چنين ميگويد: مجموعه يك لحظه ديرتر از سال 86 شكل گرفت. دغدغه چنين ساختاري هميشه در ذهن من وجود داشت كه موضوعاتي چون بدبينيهاي روزمره، بياعتماديها، چشم و همچشميها، بلندپروازيهاي نابجا، سوءتفاهمات، حسادتهاي بيمارگونه، حرام و حلال و اهميت كانون خانواده را در كار لحاظ كرده و روي آنتن ببرم.
در ساخت سري اول اين مجموعه كارگردانهايي چون ايرج كريمي، رضا بهشتي، سعيد ابراهيمي فر،حميد بهمني، كيوان عليمحني، اميد بنكدار و فياض موسوي همكاري داشتند.
در همان زمان پخش سريال در نوبت اول، ساخت سري دوم آن از طرف مديران شبكه 2 سيما مطرح شد و راما قويدل كه پيش از اين هم تجربه ساخت مجموعههاي اپيزوديك را داشت براي كارگرداني سري دوم يك لحظه ديرتر انتخاب شد.
تصويري از مضامين روز انساني راما قويدل كه پيش از اين هم تجربه ساخت مجموعههاي اپيزوديكي چون «گمشده» و «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» را دارد اين بار با نگاهي متفاوت و رويكردي جديد اين مجموعه 13 قسمتي را كارگرداني كرده است.
راما قويدل ـ فرزند مرحوم امير قويدل ـ كارگردان جواني است كه در همه سالهاي حضور در عرصه كارگرداني به مخاطب خود ثابت كرده ميتواند حرفهاي جديدي براي گفتن داشته باشد.
وي در پاسخ به اين پرسش كه مخاطب امروز تلويزيون خيلي با مجموعهها ارتباط برقرار نميكند و ساخت اينگونه مجموعهها ريسك بزرگي براي سازنده و تهيهكننده آن اثر دارد، ميگويد:
به نظرم سيستم ساخت سريالهاي اپيزوديك، جذاب است. درست است كه ريسك زيادي در ساخت آن وجود دارد و خيلي با مخاطب خود ارتباط برقرار نميكند، ولي در عين حال جذابيتهاي نهان و پنهاني دارد. ما در مجموعه يك لحظه ديرتر كار جديدي در ساخت سريالهاي اپيزوديك انجام داديم.
در عين حال كه اپيزودها از هم مستقل هستند، ولي به يكديگر ارتباط پيدا ميكنند. مثلا در انتهاي هر اپيزود آدمهاي اپيزود بعدي به داستان وارد ميشوند يا با يك جمله يا حتي تصوير از قصه به داستان بعدي وارد ميشويم.
يعني به نوعي قصه جديد ما در همان اپيزود قبلي شروع ميشود. البته ما در طول همه روايتهاي داستاني شخصيتهاي واحدي هم داريم كه به نوعي در همه قسمتها حضور دارند.
مثلا شخصيتي كه در قسمت اول داستان ما يكي از شخصيتهاي اصلي قلمداد ميشود در قسمت ششم به عنوان شخصيت فرعي قصه حضور دارد.
وي در ادامه صحبتهايش ميافزايد: يك لحظه ديرتر در همه قسمتهايش از يك مفهوم واحد پيروي ميكند و در وهله اول يك مجموعه اجتماعي ـ خانوادگي است كه در آن سعي شده همه مفاهيم و مضامين روز انساني به تصوير كشيده شود. اين مجموعه در عين حال كه با درونمايه عرضه پيام به مخاطب جلوي دوربين رفته، ولي بسيار در آن سعي شده از مستقيمگوييهايي كه جنبه القاي پيام و نصيحت به مخاطب دارد، جلوگيري شود. چرا كه اين مساله يكي از مهمترين مفاهيمي است كه در پسزدن مخاطب نقش عمده و اساسي دارد.
قويدل معتقد است: داستانهاي اين مجموعه در ژانرهاي مختلفي روايت ميشود، ولي در عين حال از يك روايت واحد هم برخوردارند.اين همان چيزي است كه بهدنبال آن بوديم.
اپيزودهاي ما از يك ملودرام خانوادگي آغاز ميشود و در ادامه داستانهايي از يك روايت مستندگونه را به تصوير ميكشند كه براي من و بيننده تازگي دارد، چرا كه احساس ميكردم قرار است 13 فيلم سينمايي را جلوي دوربين ببرم كه هركدام از آنها از حضور بازيگران مختلف در آن گرفته تا ميزانسن و نور و تصوير ميتواند يك اثر جديد و متفاوت قلمداد شود.
يك موسيقي كلاسيك با رگههاي ايراني بهنود يخچالي، آهنگسازي اين مجموعه را به عهده دارد. وي كه از سال 83 تا 88 با كارن همايونفر همكاري ميكرده اينك چند سالي است كه به صورت مستقل كار آهنگسازي فيلمها و سريالهاي تلويزيوني را انجام ميدهد.
وي كه پيش از اين آهنگساز سريالهايي چون شايد براي شما هم اتفاق بيفتد و سايه سلطان به عهده داشته، ميگويد: تجربه ساخت موسيقي براي سريالهاي تك قسمتي اتفاق خوبي بود. گرچه تفاوت زيادي با يك مجموعه چند قسمتي دنبالهدار داشت، چرا كه در يك مجموعه دنبالهدار داستان واحد و شخصيتهاي ثابتي حضور دارند كه با شناخت كافي و با احاطه بر تصاوير ميتوان يك موسيقي قابل باور ساخت، ولي اين اتفاق در ساخت مجموعهاي چون يك لحظه ديرتر نميافتد، زيرا هر قسمت از آن روايت متفاوتي را بازگو ميكند كه به نوبه خود موسيقي مجزايي ميطلبد.
به گفته آهنگساز اين مجموعه، روال ساخت موسيقي براي يك آهنگساز به اينگونه است كه بايد كل مجموعه تدوين شده در اختيار آهنگساز قرار گيرد تا با برمبناي آن بتواند يك موسيقي خوب و قابل باور براي مجموعه بسازد.
يخچالي در ادامه ميگويد: كم نبودند فيلمها و مجموعههايي كه به واسطه موسيقي خاصي كه داشتند حتي سالها پس از پخش آن براي مخاطب خود شناخته شده بودند و تداعي ميشدند.
خيلي جاها نياز است تصوير بدون موسيقي به بيننده ارائه شود. خيلي جاها هم تصوير،ديالوگ و موسيقي با همراهي يكديگر ميتوانند موفق عمل كنند، چون موسيقي به اندازه چند خط ديالوگ با خود مفهوم همراه دارد. اين تا حدودي به سليقه آهنگساز و نيز كارگردان كار برميگردد كه در كجا بايد بيشتر از موسيقي استفاده كرد. مجموعه يك لحظه ديرتر از آن مجموعههايي بود كه تعامل سه ضلعي موسيقي، ديالوگ و تصوير را با خود به همراه داشت و من هم سعي كردم از سازهايي در اين اثر استفاده كنم تا در عين حال كه كلاسيك بودن مجموعه را حفظ ميكند بتواند يك موسيقي ايراني را هم به مخاطب خود عرضه كند.
انتخاب درست بازيگران مريم كاظمي يكي از بازيگران اين مجموعه ميگويد: معمولا روال بر اين است كه خيلي از بازيگران بازي در سريالهاي اپيزوديك را نميپذيرند. شايد يكي از دلايلش اين باشد كه 45 دقيقه، زمان كافي براي ماندگاري و ديده شدن نقش نيست. وقتي از كاظمي ميپرسم چرا طي سالهاي اخير در تلويزيون كم كار بوده، در پاسخ ميگويد: طي اين سالها بيشتر در عرصه تئاتر فعاليت داشتم و در يكي دو كار هم كارگرداني نمايشها را بهعهده گرفتم. در عين حال هم خيلي از پيشنهادهايي كه داشتم قابل تامل نبودند.
وي در ادامه ميگويد: يكي از خصوصيات مثبت مجموعه اين بود كه براي همه نقشها فكر و براي آنها طراحي خاصي در نظر گرفته شده بود. هركدام از نقشهاي اين مجموعه در روند داستاني 45 دقيقهاي خود استمرار داشتند و به پيشبرد قصه كمك ميكردند. مريم كاظمي در يكي از اپيزودهاي اين مجموعه نقش زني را بازي ميكند كه در طول زندگي خود بشدت مراقب همسر و سه فرزند خود است تا جايي كه متوجه ميشود دچار بيماري لاعلاجي شده و بزودي ميميرد. تلاش او براي زنده ماندن و نجات زندگياش محور اصلي يكي از اپيزودهاي اين مجموعه است.
معتقدم تعامل يك قصه خوب، بازيگراني كه بجا و درست براي نقشهايشان انتخاب شدهاند و پرداخت درست يك اثر به لحاظ كارگرداني و... از جمله مواردي است كه ميتواند يك لحظه ديرتر را مجموعهاي درست و موفق به مخاطب معرفي كند.
فضاسازي در خدمت داستان كامياب امين عشايري در اين مجموعه كار طراحي صحنه و لباس را به عهده دارد در چهارمين تجربه خود با راما قويدل ميگويد: به عقيده من تعاملي كه يك طراح با كارگردان دارد، حرف اول و آخر را در آن اثر ميزند. هرقسمت از اين مجموعه در حكم يك فيلم سينمايي مجزاست و بايد طراحي خاصي به لحاظ لباس و صحنه در آن انجام شود. مشكلي كه در كارهاي اينچنيني وجود دارد نبود زمان كافي براي يك پيش توليد مناسب است. وقتي قرار باشد در هر قسمت گروهي بازيگر جديد همراه با قصهاي متفاوت وجود داشته باشد پس بايد نوع طراحي صحنه و لباس هم به نوعي انجام شود كه در خدمت اهداف آن اپيزود باشد. اين مجموعه لوكيشنهاي زيادي داشت و خيلي از قسمتهاي آن هم در شرايط سخت جوي و آب و هوايي ساخته شد. خيلي جاها به ابزارهاي خاصي در صحنه نياز داشتيم كه به دليل نبود وقت مجبور بوديم از خيلي از وسواسهايي كه بايد در كار وجود داشته باشد، بكاهيم.
وي كه از اپيزود ششم اين مجموعه با گروه همكاري كرده است، ميافزايد: يكي ديگر از مشكلاتي كه امروزه در مجموعههاي تلويزيوني با آنها مواجه هستيم نبودن يك فيلمنامه كامل است كه خيلي جاها دست ما را ميبندد. اگر قرار است فضاسازي درستي وجود داشته باشد پس بايد داستان آمادهاي هم در اختيار داشته باشيم.
سادگي در كنار پيچيدگي مديريت تصوير از جمله سمتهايي است كه به نوعي حرف اول را در ارائه يك روايت درست از يك مجموعه ميزند بخصوص اينكه كسي پشت دوربين قرار گيرد كه سابقهاي 20 ساله در مديريت نور و تصوير دارد.
فرشاد خالقي مديرتصويربرداري اين پروژه است. به اعتقاد اين تصويربردار، اولين چيزي كه سبك كاري را در ارائه تصوير و نور مشخص ميكند فيلمنامه است.
وي ميگويد: طي سالهايي كه در اين عرصه فعاليت داشتم تصويربرداري يك مجموعه با اپيزودهاي مستقل برايم بسيار جذابتر بوده است، چون تفاوتهايي كه در هر قصه وجود دارد به من اجازه ميدهد در ارائه قاببندي و حتي نورپردازي نوآوريهايي داشته باشم. اين تفاوت را در هر 13 قسمت مجزاي اين مجموعه اعمال كردم زيرا ميخواستم هر شخصيت را بسته به پرداختي كه در فيلمنامه برايش در نظر گرفته بودند به بيننده معرفي كنم. بسته به روند داستان خيلي جاها از نور اصلي محيط استفاده ميكردم و خيلي جاها با ايجاد يك نورپردازي خاص به شخصيتها عمق ميدادم. در كنار همه اينها در اپيزودهايي از اين مجموعه هم از ابزارها و وسايل خاصي بهره برديم كه پيش از اين در مجموعههاي ديگر استفاده نشده بود. يادم ميآيد در يك اپيزود جادهاي اين مجموعه دستگاهي ساختيم و به بالاي ماشين وصل كرديم كه در وهله اول هر كسي متوجه نميشد آن نما از چه زاويهاي تصويربرداري شده است.
زندگي آدمها جلوي دوربين مهسا كرامتي، همسر راما قويدل در اين پروژه در سمت بازيگر و نيز انتخابكننده بازيگران حضور دارد.
وي كه پيش از اين در مجموعههايي چون «خط قرمز» و «به دنيا بگوييد بايستد» ايفاي نقش كرده پنج سالي است كنار همسرش انتخاب بازيگران را به عهده دارد.
كرامتي معتقد است: حرفه انتخاب بازيگر هنوز جا نيفتاده و در خيلي از مجموعههايي كه ساخته ميشود، دستيار كارگردان اينوظيفه را به عهده دارد.
وي ميگويد:به عقيده من اين يك كار كاملا تخصصي است كه بايد شخص زبده و ماهري آن را انجام دهد، چون خوب ديده شدن يك مجموعه در گرو انتخاب درست بازيگران آن است. يكي از اتفاقات خوبي كه در يك لحظه ديرتر افتاد اين بود كه سعي كرديم از تركيب بازيگراني استفاده كنيم كه كاملا براي ايفاي نقشي كه به عهدهشان گذاشته شده موفق عمل كنند. اينجاست كه چهره بودن خيلي حرف اول را نميزند.
مجموعهها و فيلمهايي بودند كه بسيار خوب ديده شدند با اينكه بازيگر سرشناسي در آنها حضور نداشت. ما هم در اين مجموعه سعي كرديم از تركيب درستي از بازيگران استفاده كنيم و فكر ميكنم اين اتفاق تا حد زيادي افتاده است. بازيگران ما بيشتر از اينكه بازي كنند يك نقش از زندگي واقعي را به تصوير كشيدهاند.
شبنم مدني
Bauokstoney
Sunday 13 May 2012-1, 11:18 AM
درباره سريال پشت كوههاي بلند
افسانه پادشاهان در تلويزيون
با اينكه لحن و گويش اصفهاني ظرافتها و شيريني خاص خودش را دارد، اما انگار ملاحت زبان شيرازي در سريال روزي روزگاري، ساخته همين كارگردان ـ امرالله احمدجو ـ با ساختار اثر سنخيت و تجانس بيشتري داشت و حتي برخي ديالوگهاي آن به تكيهكلامهاي جذاب در سطح جامعه بدل شد.
با وجود اين شيرينزبانيها و ملاحت زبان فارسي و بازيهاي زباني آن را نبايد ناديده گرفت. به قول احمدجو من در پشت كوههاي بلند سعي ميكنم به واسطه مطالعه ميداني، تحقيق و علاقهمندي واقعي به اصل زبان و آشنايي با حداقلهاي زباني، ضربالمثلها و اصطلاحات عاميانه، مخاطب را به تفكر وادارم. اين كارگردان مضمون اصلي پشت كوههاي بلند را همانند روزي روزگاري توجه دادن جامعه به اخلاقيات معرفي ميكند.
ذكر تفاوتها در پشت كوههاي بلند و روزي روزگاري البته به معناي عدم تشابه ميان اين دو مجموعه نيست و ميتوان بين قصه و ساختار روايي هر دو اثر نقاط مشترك زيادي پيدا كرد.
داستان پشت كوههاي بلند از اين قرار است كه حاكم دستنشانده سامشاه در اصفهان (حسن اكليلي) كه دور از چشمان سامشاه ميخواهد پادشاهي را از آن خود كند، با طراحي پيشكار (فريدون سوراني)، خواجه نعمان تاجر بزرگ اصفهان و كدخداي كوليباد (بهروز مسروري) را به دارالحكومه دعوت كرده تا با جلب حمايت آنها، طرح خود را عملي كند.
بعدها معلوم ميشود خواجه نعمان با غرق شدن كشتيهايش در مسير هند ورشكسته شده و كدخداي كوليباد هم آن سلحشور و جنگجويي كه تصور ميكرد، نيست.
سامشاه در انتظار حاكم، در نزديكي اصفهان اردو زده است و بنا به خلقيات و عادت دوران راهزنياش، هنوز بياباننشيني و چادرنشيني را به كاخنشيني ترجيح ميدهد و به اين جهت كنار رودخانه زايندهرود اردوگاهي برايش علم ميشود.
او حاضر نيست وارد شهر اصفهان شود و همين مساله دستمايه رخدادهاي بعدي در سريال ميشود. شباهت ديگر دو مجموعه اين است كه بيشتر لوكيشنهاي سريال در همان لوكيشن اصلي روزي روزگاري تصويربرداري شده است.
شخصيت حسامبيگ سريال روزي روزگاري، اينجا در نقش سامشاه ديده ميشود و بسيمبيگ (محمد فيلي) با نام تلخك نقشآفريني ميكند.
همچنين شخصيتي به اين كار اضافه شده كه يادآور زندهياد خسرو شكيبايي در سريال روزي روزگاري است. نقش اين شخصيت را كه شيرخان نام دارد عليرضا شجاعنوري به عهده دارد البته بايد به تفاوتهاي جامعهشناختي و ويژگيهاي روانشناسي مخاطب در فاصله ميان اين دو سريال توجه داشت و آن را در اين تطبيق لحاظ كرد.
از روزي روزگاري در دهه 70 تا پشت كوههاي بلند دهه 90، هم جامعه و هم مخاطبان آن دچار تغيير و تحولات و دگرديسيهاي فردي و اجتماعي شدهاند كه نميتوان آن را در فرآيند جريانشناسي سريالهاي تلويزيوني ناديده گرفت.
پشت كوههاي بلند را بايد تركيبي از ژانرهاي مختلف دانست كه بيش از هر چيز يك روايت طنازانه از تاريخ محلي و فولكلوريك است و بدون شك تخيل را به لحن اين ساختار اضافه ميكند تا سويه سرگرمكننده و البته قصه گوي ماجرا برجستهتر شود.
قصهگويي قوي سريال را بايد از جمله ويژگيهاي بارز اين كار دانست كه ريشه در تعلقات خلقي ايرانيان دارد و چهبسا در همين بستر رفتاري است كه روزي روزگاري به دل مينشيند. در ضمن سنخيت لحن و ساختار اين مجموعه را با تفنگ سرپر هم بايد در نظر گرفت.
از جمله ويژگيهاي مهم پشت كوههاي بلند مثل آثار قبلي اين كارگردان توجه به فرهنگ و تاريخ محلي و فولكلوريك است كه در اينجا با طراحي صحنه، دكور و رنگآميزي بيشتري همراه شده و به طور كلي از ابعاد توليدي قويتري برخوردار است.
باز هم در اين ارزيابي بايد گذشت زمان و غني شدن سينماي ايران از حيث فني را در نظر گرفت. با اين حال در بخش بازيگري، روزي روزگاري از شمايل قدرتمندتري برخوردار بوده هرچند در اينجا هم برخي از بازيگران سابق استفاده شده است.
همين قياس نشان ميدهد چقدر حضور بازيگران توانمندي مثل خسرو شكيباني در برجسته شدن يك مجموعه تلويزيوني تاثير دارد.
سريال ساختاري اپيزوديك دارد و ضمن روايت يك داستان كه خط اصلي سريال را تشكيل ميدهد، بينندگان در هر شب يا در دو شب شاهد يك قصه مستقل هستند كه در قالب طنز ساخته شده و البته داستاني تخيلي است كه بدون زمان و مكان محسوب ميشود.
ناگفته نماند زايندهرود نيز يكي از نقشهاي اصلي را به عهده دارد و حتي خشكي آن در مقاطعي براي سازندگان پشت كوههاي بلند دردسرآفرين شده بود، اما در نهايت سازندگان با برنامهريزي توانستند از مقاطع پرآب زايندهرود استفاده كنند و بيشتر بخشها را در باغ بهادران كه محلي نزديك اصفهان است، تصويربرداري كنند.
البته بيابانهاي ميمه كه سريال روزي روزگاري نيز در آن ساخته شده، در اين سريال از چشم احمدجو دور نمانده و بخشهايي از كار را هم آنجا تصويربرداري كرده است.
پشت كوههاي بلند بيشتر به حكايتهاي ادبيات كهن شباهت دارد كه در قصه و داستان آن نكات حكمتآميز زيادي نهفته است و در اينجا آموزههاي اخلاقي در لابهلاي قصه و ديالوگها و اتفاقاتي كه براي شخصيتهاي داستان ميافتد، قابل بازخواني و تشخيص است.
پشت كوههاي بلند روايت اوسنه پادشاهي و حال و هواي آن بوده و يك رفتارشناسي و تبارشناسي از رفتار و سلوكي پادشاهانه را به تصوير ميكشد. موسيقي متن سريال را نيز بايد از جمله امتيازات آن دانست هرچند به زيبايي و خاطره انگيز بودن روزي روزگاري نيست.
سيدرضا صائمي
Bauokstoney
Sunday 13 May 2012-1, 11:21 AM
گزارشي از برنامه زنده راديو جوانه
برنامهساز ي توسط مخاطبان
«راديو جوانه» عنوان برنامهاي زنده است كه جمعهها از ساعت 16 به مدت يك ساعت روي آنتن شبكه جوان قرار ميگيرد.
طهوري، تهيهكننده برنامه ميگويد: راديو جوانه در واقع به منظور معرفي برندگان دوره اول جشنواره جوانه و اطلاعرساني براي جشنواره دوم راهاندازي شده است كه البته بخشهاي متفاوتي دارد.
در اين برنامه با افرادي كه در دوره اول جشنواره برنده شدهاند، مصاحبه ميشود و آنان در ارتباط با انگيزه و هدفشان از شركت در جشنواره صحبت و عوامل موفقيتشان را بازگو ميكنند.
اين كار در واقع دو اثر عمده و اساسي دارد. هم انگيزهاي ميشود براي افرادي كه قصد شركت در جشنواره دوم را دارند و هم باعث ميشود يادي از شركتكنندگان دوره اول شود و آنان در ارتباط با تجربهاي كه از دوره اول به دست آوردهاند با دوستانشان صحبت كنند.
طهوري ميافزايد: در اين برنامه با افراد برگزيده در ارتباط با ايدهها و روش آشنايي آنان با جشنواره صحبت ميشود و در واقع نوعي اطلاعرساني براي جشنواره دوم نيز به حساب ميآيد.
او ميگويد: علاوه بر اطلاعرساني دقيق و درست تا حد امكان نيز به سوالات فني و غير فني افراد پاسخ داده ميشود. به اين معنا كه ممكن است فردي در ارتباط با زمان برگزاري جشنواره يا موضوعات مورد بحث در آن يا شخص ديگري در ارتباط با متدهاي برنامهسازي سوالي داشته باشد كه به او هم در حد امكان پاسخ داده ميشود. سوالات دسته اول را با مسوولان برگزاركننده جشنواره در ميان ميگذاريم و در برنامه بعد به همه سوالات پاسخ داده ميشود.
وي خاطرنشان ميكند: علاوه بر صحبت با برندهها در بخش ديگري از برنامه با مسوولان و دستاندركاران برگزاري جشنواره نيز صحبت ميشود. شنوندگان ما ميتوانند با توجه به زنده بودن برنامه در همان لحظه تماس بگيرند و سوال خود را از مسوول مربوط بپرسند.
او ادامه ميدهد: خوشبختانه ما در نمايشگاه كتاب برنامه را به طور زنده با حضور دبير جشنواره روي آنتن برديم. تهيهكننده برنامه اذعان ميكند: داوران و هيات انتخاب آثار دوره اول جشنواره نيز از ديگر مهمانان ما هستند كه در برنامه با آنها صحبت ميكنيم و در ارتباط با ملاكهاي داوريشان ميپرسيم. اين بخش نيز كمك شاياني به شركتكنندگان ميكند و در واقع آنان را با مواردي كه بايد در آثارشان رعايت كنند، آشنا ميكند.
اجراي برنامهاي شاد و مفرح سعيد خورسندي، گوينده برنامه راديو جوانه در ارتباط با برنامه ميگويد: من با توجه به روحيهاي كه دارم اجراي برنامههاي شاد را بسيار دوست دارم. اين برنامه را هم با توجه به فضاي شادي كه بايد ايجاد ميشد و ارتباطي كه با برنامهسازان آينده راديو ميگرفت، پذيرفتم.
او كه برنامههايي چون پلاسما، كوپه هفتم و كلاس جووني را روي آنتن شبكه راديويي جوان دارد در ارتباط با تفاوت اجراي اين برنامه و ساير برنامههايي كه گويندگي آنها را به عهده دارد، ميگويد: شناخت گروه مخاطب براي گوينده و مجري بسيار ضروري است. ممكن است من اجراي برنامهاي در گروه دانش را به عهده داشته باشم كه آن برنامه قالب علمي دارد، لذا سبك اجراي جديتري را ميطلبد و بعلاوه نياز دارد سطح اطلاعات و دانش شما در حوزههاي علمي و فناوري روز بالاتر باشد، ولي راديو جوانه يك برنامه شاد است كه بخشهاي مربوط به خود را دارد. من بايد سعي كنم علاوه بر سوالاتي كه شنوندگان مطرح ميكنند خودم را جاي فردي بگذارم كه قصد دارد در جشنواره شركت كند و امكان ارتباط با برنامه به هر دليلي براي او وجود نداشته باشد، لذا بايد سوالات او را هم در برنامه مطرح كنم.
او ادامه ميدهد: مورد ديگري كه در اجراي برنامه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه صحبتها به دور از هرگونه هجو و زيادهگويي و تاثيرگذار باشد. به اين معنا كه هم بايد لحن جدي را در صحبت با مسوولان رعايت كنم و هم فضايي شاد و خودماني را با مخاطب داشته باشم.
خورسندي مهمترين عامل توفيق هر گوينده را دانش بالا، به روزرساني اطلاعات و مطالعه فراوان در همه حوزهها ميداند و ميگويد: آنچه همواره از جانب كارشناسان رسانه به ما توصيه ميشود اين است كه يك گوينده بايد اقيانوسي از اطلاعات باشد كه ممكن است عمق آن اطلاعات زياد نباشد. به نظر من در ايران تعداد گويندههاي خوش صدا كم نيست، ولي آنچه وجه تمايز يك گوينده خوب با ديگران ميشود، سطح اطلاعات و آگاهي افراد است. گوينده و مجري خوب كسي است كه آگاهي و اطلاعات بهروزي داشته باشد كه به نظر من خواندن روزنامه، مجله و دنياي مجازي در اين زمينه بسيار موثر است.
خورسندي ـ كه دانش آموخته برق قدرت است و هفت سال پيش كار خود را با گويش تيزرهاي تبليغاتي و راديو مركز گلستان آغاز كرد ـ ميگويد: به نظر من جشنواره جوانه فرصتي مناسب براي علاقهمندان در حوزه رسانه ماندگار راديو به شمار ميآيد.
ايجاد فرصتي براي بااستعدادها حميدرضا افتخاري، مدير گروه ورزش و جوان راديو جوان، دبير دومين جشنواره بزرگ جوان و راديوست و با اطلاعاتي كه در اختيار تيم برنامهساز راديو جوانه قرار ميدهد به نوعي تامينكننده خوراك اين برنامه است.
وي ميگويد: جشنواره جوانه عنوان جشنوارهای است كه اولين دوره آن سال گذشته برگزار شد. اين جشنواره با عنوان جشنواره بزرگ جوان و راديو نام گرفته كه به آن جوانه گفته ميشود. در واقع جشنواره به گونهاي است كه افراد تازه كار يا آماتور براي راديو برنامهسازي كرده و برنامههاي خود را براي دبيرخانه جشنواره ارسال ميكنند. سال گذشته اين جشنواره با استقبال بسيار خوبي روبهرو شد و امسال نيز شبكه جوان در تدارك برگزاري دومين دوره اين جشنواره است. جوانه بهترين فرصت براي شنوندگان حرفهاي راديو جوان يا هر كس ديگري محسوب ميشود كه احساس ميكند استعدادي در برنامهسازي راديويي دارد و تاكنون مجالي براي عرضه استعداد خود نيافته است. برگزاري اين جشنواره فرصتي بود كه براي اولين بار در راديو جوان براي مخاطبان فراهم شد و در دور اول نيز با استقبال بينظيري از سوي شركتكنندگان مواجه شد. در واقع اين جشنواره يكي از تجربيات بسيار موفق راديو جوان محسوب ميشود.
او ادامه ميدهد: همان ابتداي شكلگيري جشنواره تصميم بر اين شد برنامهاي براي اطلاعرساني به شركتكنندگان داشته باشيم و با آنان از طريق يك برنامه راديويي به طور زنده و مستقيم صحبت كنيم. با توجه به نام جشنواره عنوان اين برنامه نيز راديو جوانه شد، چراكه به طور خاص به مسائل و موضوعاتي درباره جشنواره ميپردازد.
اين برنامه بانشاط، بخشهاي متفاوتي دارد و بيشتر اطلاعرساني ميكند. علاقهمندان اين برنامه ميدانند كه در حال حاضر اين برنامه فقط جمعهها پخش ميشود، اما بزودي و به محض اعلام شروع جشنواره دوم ممكن است پخش آن هر روز يا چند روز در هفته شود. البته ما از طرق ديگري از جمله سايت جشنواره هم با مخاطبانمان در ارتباط هستيم، اما اين برنامه هم در همان راستا و به طور موازي براي تعامل با شنونده راهاندازي شده است.
حميدرضا افتخاري بر اين باور است كه راديو همچنان جايگاه ويژهاي ميان مردم دارد و راهاندازي شبكههايي مانند شبكه راديويي جوان باعث شده علاوه بر شنوندگان قديمي قشر جوان نيز با اين رسانه شنيداري ارتباط بسيار خوبي داشته باشند.
وي در ادامه ميگويد: با اينكه اكنون رسانههاي پرزرق و برق ديداري پا به عرصه وجود نهادهاند، اما راديو به عنوان يك رسانه شنيداري مخاطبان خاص خود را دارد.
البته بايد در برنامهسازي به دنبال موضوعات روز و جذاب بود. به عنوان مثال برنامههاي ورزشي هميشه طرفداران و علاقه مندان خاص خود را دارند. به همين دليل چه در راديو و چه در تلويزيون رقابت قابل ملاحظهاي ميان برنامهسازان هست، اما اين نحوه بيان موضوع و چگونگي ارتباط با مخاطب است كه برنامه را متفاوت ميكند.
چگونگي چيدن برنامهها به نوعي كه هم اطلاعات درست را به مخاطب بدهد و هم باعث جذب او به برنامه شود، وابسته به برنامهريزي مدير گروه برنامهساز است، لذا از افتخاري ميپرسم در اين خصوص چه تمهيدي انديشيده است؟ او ميگويد: گروه ورزش شبكه جوان به طور كلي سه هدف اصلي را دنبال ميكند: اول خبرسازي است كه ما به دنبال آن هستيم، اما به بهترين شكل و به گونهاي كه باعث پررنگتر شدن حواشي نشويم. دوم اينكه در هر بحثي بايد رعايت انصاف را كرد و در همه گفتوگوها به طور مستند صحبت شود. سوم اينكه ورزش فقط فوتبال نيست.
او خلاقيت و نوآوري در برنامهسازي را از عوامل توفيق يك برنامه عنوان ميكند و ميافزايد: هر چقدر از كليشهها فاصله بگيريم و سعي كنيم در برنامهسازي حرف جديدي براي گفتن داشته باشيم، مسلما موفقتر خواهيم بود. البته در اين خصوص نبايد تعامل با مخاطب را فراموش كرد، ما براي آنها برنامهسازي ميكنيم و اگر با سلايق آنها بخوبي آشنا باشيم با نيازسنجي مخاطب ميتوان سطح كيفي برنامهها را بسيار بالا برد.اين موضوع در حد شعار نيست و ما در اين راستا اقدامات جدي انجام دادهايم كه از آن جمله ميتوان به برگزاري جشنواره جوانه اشاره كرد. توصيه من به همه جوانان علاقهمند اين است كه فرصت را مغتنم بشمرند و با شركت در اين جشنواره توانايي خود را محك بزنند.
هاجر ياراحمدي
Bauokstoney
Sunday 13 May 2012-1, 11:21 AM
بزرگداشت حماسه سراي بزرگ ايران در يادگاري در جهان
ویژه برنامه "یادگاری در جهان" کاری از هنر و ادبیات شبکه جهانی صدای آشنا در روز بزرگداشت فردوسی از این شبکه پخش می شود.
به گزارش جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومی و امورمخاطبان شبکه جهانی صدای آشنا، این ویژه برنامه شامل قسمت هایی از گفتار استادان بزرگ ادب پارسی درباره اندیشه های حکیم ابوالقاسم فردوسی است.
همچنین بخشی از این ویژه برنامه به شاهنامه خوانی در قالب نقالی و سخنان دکتر کزازی راجع به فردوسی توسی اختصاص دارد.
آرزو کبیر سردبیر، رویا ولی زاده تهیه کننده و زهرا تقی ملا و عباس فراهانی گویندگان در این ویژه برنامه با شما هستند.
"یادگاری در جهان" را دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ساعت 11:00 به وقت تهران برابر با ساعت 06:30 به وقت گرینویچ از کانال اروپای شبکه جهانی صدای آشنا بشنوید.
نشانی وب سایت شبکه جهانی صدای آشنا ()
شماره تماس روابط عمومی 22164131 ، 22652327
Bauokstoney
Sunday 13 May 2012-1, 11:22 AM
درباره انيميشن لالينا
حركت روي خط زندگي
لالينا، انيميشني خلاقانه و جذاب است كه هماكنون از گروه كودك و نوجوان شبكه 2 سيما در حال بازپخش است.
طراحي لالينا، شخصيت اصلي فيلم بسيار جالب است. آناتومي كاريكاتورگونه او بدون هيچ جزئياتي در صورت و چهره بديع و بيهمتاست.
اين شخصيت تنها از نيمرخ به نمايش درميآيد و با اينكه جزئيات حالات صورت در آن به كار نرفته است، اما عكسالعملهايي گويا و ويژگيهايي روانشناسانه دارد.
ديگر شخصيتهاي اين مجموعه نيز داراي همين ويژگيها هستند. هرچند حيوانات، اشيا و حتي محيطهاي مختلفي كه آقاي خط در آن قرار ميگيرد، همگي انتزاعي و به سبك خاص خود فيلم است، اما آنها نيز گويا و جذاب هستند.
آقاي خط، قسمتي از خط سفيدي است كه دنياي او را تشكيل ميدهد. در واقع ميتوان گفت آقاي خط، زاده يك خط افقي سفيد است كه تا بينهايت ادامه دارد و هر كجا اين خط قطع شود، زندگي او نيز متوقف ميشود.
كارگردان دنيايي را خلق ميكند كه نقش آفرينندگي او در آن بخوبي نمايان است. طراح كه تنها دست او را در كادر ميبينيم، هر زمان اراده ميكند، موجودي را در مقابل آقاي خط قرار ميدهد يا خط زندگي او را قطع كرده و او را از حركت بازميدارد و در اين ميان، آقاي خط گاهي با اعتراض و گاهي با التماس از او كمك ميخواهد.
حضور دست طراح هر چند وقت يكبار، در كادر زندگي آقاي خط سرگرمكننده و جذاب است، اما اين نكته را نيز به بيننده گوشزد ميكند كه دنياي آقاي خط غيرواقعي است؛ دنيايي كه بيانتها مينمايد و هرچه آقاي خط در آن پيش ميرود، به پايان نميرسد، اما ميتواند تنها با يك اشاره كوچك طراح خاتمه يابد.
از آنجا كه انيميشن وسيله مناسبي براي به تصوير كشيدن دنياي درون، روياها و توهمات اشخاص است انيماتور ميتواند با ايجاد بستري مناسب به ارضاي تمايلات دروني خود بپردازد. در مجموعه انيميشن لالينا نيز كارگردان بخوبي از اين ويژگي فعال در انيميشن استفاده ميكند و با خلق دنيايي كه خود در آن حضوري پررنگ دارد، علت به وجود آمدن اتفاقات پيش آمده براي مخلوق خود ميشود.
او ميتواند دنياي خود را شاد و سرزنده كند يا برعكس فضايي غمگين و افسرده را بر آن حاكم گرداند بنابراين كارگردان حس و حال دروني خود را ضمن نمايش داستان زندگي مخلوقش بروز ميدهد.
يكي از ويژگيهاي انيميشن لالينا، سادگي بيش از حد آن است؛ به گونهاي كه غير از آناتومي كارتوني شخصيتهاي آن، جذابيت بصري ديگري ندارد، چراكه فضاي كلي اثر، تكرنگ و ساده است و شخصيتهاي آن نيز فقط خطوط محيطي سفيد دارند، اما با اين حال براي طيف وسيعي از مخاطبان جذاب و سرگرمكننده است. شايد علت محبوبيت اين انيميشن را بتوان در داستانپردازي قوي آن جستجو كرد.
در هر قسمت، مخاطب خود را آماده مواجهه با اتفاقات كميكي ميكند كه در فضايي كاملا متفاوت با تجربيات او رخ ميدهد. دنياي خطي ساده آقاي خط حتي با خارج شدن خط افقي زندگي او، از حالت مستقيم به مايل تغيير ميكند و متفاوت ميشود.
اتفاقات ساده اينچنيني سبب ميشود آقاي خط آماده ماجراجويي و خلق موقعيتهاي جذاب و دوستداشتني شود.
ديالوگهاي نامفهوم آقاي خط به يمن حالات و حركات دقيق بدن او كاملا قابل درك است. در بيشتر مواقع هم مخاطب ديالوگهاي آقاي خط، طراح است و تماشاي دنياي صميمي اين خالق و مخلوق و ارتباط عميق بين آنها موجب لذت وافر مخاطب ميشود.
امروزه توليد انيميشن با كمك رايانه به صورت روزافزوني در حال افزايش است. «انيميشن كامپيوتري، هنر به وجود آوردن تصاوير متحرك با استفاده از كامپيوتر است.
اين تكنيك زيرمجموعه گرافيك كامپيوتري و انيميشن است. حال آنكه انيميشن سنتي كه از آن به نامهاي انيميشن كلاسيك و انيميشن دستي نيز نام برده ميشود، قديميترين و از نظر تاريخي پرطرفدارترين نوع انيميشن ميباشد. در اين تكنيك هر فريم با دست طراحي ميگردد.» (انيميشن سنتي يا كامپيوتري؟، اسفنديار احمديه، مجموعه مقالات نخستين همايش انيميشن ايران، ص 380)
لالينا به روش سنتي توليد شده است. در واقع فلسفه انيميشن سنتي در مجموعه لالينا به زيباترين شكل به نمايش درآمده است.
كاواندولي با طرح يك گرافيك زيبا به بنياديترين ارتباط بين دست هنرمند و طراحي پرداخته است. دنياي روان و شناور دوبعدي خط در دستان هنرمند است. حضور مداوم دست به مخاطب يادآوري ميكند اين دنياي خيالي كه از آن لذت ميبريد، حاصل تراوشات ذهني هنرمند است.
استفاده از تكنيك سنتي يا دستي نيز در انتقال اين مفهوم تاثير بسزايي دارد، چراكه ميتوان يكي از تفاوتهاي اساسي آثار كامپيوتري با آثار كلاسيك را ـ بهرغم تمام پيشرفتهاي تكنيكي و كيفي به وجود آمده ـ فقدان روح اثر دانست.
البته ميان آثار خلق شده با تكنيك انيميشن كامپيوتري نيز ميتوان آثار ارزشمند و ماندگاري يافت، اما بحث بر سر نسبت اين آثار به كل آثار توليدي انيميشن و ماندگاري ارتباط آثار جديد با مخاطبان است. «روح اثر، عشق آفريننده اثر به كار خود، انتقال بخشي از احساس خود با اين عشق به آثار به وجود آمده و تاثير متقابل اين عشق بر مخاطب ميباشد.» (همان)
در مجموعه انيميشن لالينا روح اثر بخوبي به مخاطب منتقل ميشود و ميتوان گفت يكي از اصليترين علل ماندگاري اين اثر و موفقيت آن در سطح جهاني نيز حضور نيرومند اين احساس است.
و بالاخره اينكه لالينا مجموعهاي است كه وجهه سرگرمكننده آن بر وجهه آموزشياش غالب است، هرچند خلاقيت، سادگي و گرافيك جذاب اثر كاملا تاثيرگذار و آموزنده است، اما اين مهم در نگاه نخست تحقق نمييابد و نيازمند تداوم و تكرار است تا بتواند تاثير عميق و ماندگاري بر ذهن و ضمير مخاطب داشته باشد.
از اين گذشته، مخاطب اين تاثير تنها گروه سني بزرگسالان يا علاقهمندان به وجوه تكنيكي ساخت انيميشن هستند و نيز كساني كه بداعت و خلاقيت در خلق اثر هنري بهترين دليل براي جلب توجه آنهاست.
اين در حالي است كه مخاطبان كودك تلويزيون بيشتر با محتوا و مضمون انيميشنهاي تلويزيوني ارتباط برقرار ميكنند و فرم و ساختار شكلي براي آنها تنها رنگ و لعابي ظاهري است كه به فضاي كلي اثر علاقهمندشان و انيميشن را در نظر او جذاب و ديدني ميكند.
لالينا اگرچه براي هر گروه سني از كودكان و نوجوانان به اندازه كافي جذاب و دوستداشتني است، اما جز در لايههاي زيرين خود، امكان انتقال مضامين آموزشي و تربيتي را به كودك ندارد.
حال اينكه چنين ويژگياي، مزيت مجموعه محسوب ميشود يا نقص آن، به طرز تلقي ما از شايستگيهاي اثر هنري و نوع مواجهه گروههاي سني مختلف مخاطبان با آثار توليدي بخصوص پويانماييهاي كودكانه ـ كه از معدود آثار هنري متعلق به كودكان و نوجوانان به شمار ميآيد ـ بستگي دارد.
درباره کارگردان آزوالدو كاواندولي (اول ژانويه 1920) در شهر مادرنو به دنيا آمد، اما در ميلان بزرگ شد و سال 1940 به شركت فيلمسازي پگات (Pagat) پيوست و در ساخت اولين فيلم سينمايي انيميشن ايتاليا به نام «برادران ديناميت» همكاري داشت.
كاواندولي در دهه 1950 به طور مستقل در زمينه تبليغات با تكنيك عروسك تك فريم آغاز به كار كرد و با ساخت فيلم «خط (لالينا)» (1969) كه انيميشن با طراحي بود، به موفقيت رسيد.
اين اثر بخشي از برنامه تلويزيوني «كاروسلو (چرخ و فلك)» بود. فيلم سرگذشت مردي است كه از يك خط تشكيل شده است و روي همان خط افقي بيپايان نيز زندگي ميكند.
تا وقتي مرد روي اين خط قدم ميزند، با شكلهاي گرافيكي و ماجراهاي مختلفي روبهرو ميشود و هر بار نيز در پايان از دست هنرمندي كه آن را طراحي ميكند و جايگاهي خداگونه دارد براي حل مشكلاتش كمك ميخواهد.
غرغر كردن دائمي مرد، بهانهاي براي ايجاد موقعيتي كميك است كه در سراسر فيلم ادامه دارد. (يكصد سال سينماي انيميشن، ترجمه سعيد توكليان، ص 321)
Bauokstoney
Sunday 13 May 2012-1, 11:22 AM
طي نامهاي به مهندس ضرغامي
34 سينماگر خواستار تداوم «هفت» شدند
34 نفر از سينماگران مطرح كشور طي نامهاي به رئيس صداوسيما خواستار تداوم برنامه سينمايي «هفت» شدند.
در بخشي از اين نامه آمده است: دو سال قبل زماني كه برنامه زنده سينمايي «هفت» با اجرا و تهيهكنندگي فريدون جيراني آغاز به كار كرد به درايت شما تبريك گفتيم و شروع اين برنامه را با اجراي يك سينمايي به فال نيك گرفتيم.
در اين نامه تاكيد شده است با وجود انتقاداتي كه به برنامه داشتيم وجود آن را مفيد ارزيابي ميكنيم.
امضاءكنندگان اين نامه با تجليل از جسارت برنامه و توفيق آن در جذب مخاطب از تعطيلي آن ابراز نگراني كرده و تصريح كردهاند:نبود هفت به سود سينما نيست، اميدواريم تمام اين حرفها شايعه باشد و هفت به راهش ادامه دهد.
امضا كنندگان:
1ـ مسعود كيميايي2ـ داريوش مهرجويي 3ـ مسعود جعفري جوزاني 4ـ ابراهيم حاتميكيا 5ـ احمدرضا درويش 6ـ رضا ميركريمي 7ـ بهروز افخمي 8ـ عليرضا داوودنژاد 9ـ رسول صدرعاملي 10ـ عليرضا رئيسيان 11ـ ابوالحسن داوودي 12ـ همايون اسعديان 13ـ سعيد سهيلي 14 ـ مازيار ميري 15ـ رامبد جوان 16ـ بيژن امكانيان 17ـ مرتضي شايسته 18ـ غلامرضا موسوي 19ـ سيدجمال ساداتيان 20ـ داوود رشيدي 21ـ محمد پيرهادي 22ـ علي سرتيپي 23ـ فرشته طائرپور 24ـ مريلا زارعي 25ـ امين حيايي 26ـ ماهايا پطروسيان 27ـ مهناز افشار 28ـ حامد بهداد 29ـ محمود كلاري 30ـ عليرضا زريندست 31ـ عليرضا اميني 32ـ علي معلم 33ـ مهدي كرم پور 34ـ سعيد راد.
گفتني است بر اساس تصميم مديران صدا و سيما برنامه هفت با تغييراتي در ساختار و اجرا همچنان تداوم خواهد داشت.
Bauokstoney
Tuesday 15 May 2012-1, 01:39 PM
گامهاي معلق كاپيتان ايتاليايي
ويتوريو سيندوني، فيلمساز كهنهكار تلويزيون ايتاليا و كارگردان مجموعه تلويزيوني «كاپيتان» (كه اين روزها از شبكه 3 سيما پخش ميشود) بيش از 40 سال است كه دستاندركار ساخت مجموعهها و فيلمهاي سينمايي تلويزيون است اما نام وي دو سال قبل براي كارگرداني فيلم تلويزيوني «خانهام پر از آينههاست» با بازي سوفيا لورن، بازيگر كلاسيك سينماي ايتاليا بر سر زبانها افتاد و مطرح شد.
سيندوني كه متولد سال 1339 شهر سيسيل است، بهعنوان يك كارگردان سيسيلي معروف شد، زيرا كارهاي تلويزيوني او كاملا روحيه و حال و هوايي سيسيلي دارد و حتي بسياري از آنها، در همين مكان فيلمبرداري شده است.
اين فيلمساز پركار تلويزيوني فعاليت هنري خود را از سال 1968 شروع كرد و تا به حال بيش از 40 مجموعه و فيلم سينمايي تلويزيوني را كارگرداني كرده است.
منتقدان تلويزيوني ميگويند او هرسال تقريبا يك مجموعه يا فيلم سينمايي تلويزيوني را روي آنتن فرستاده و در هيچ زماني بيكار نبوده است.
به همين دليل است كه برخي منتقدان به شوخي و كنايه ميگويند تلويزيون ايتاليا تا حد زيادي مديون اوست و روي شانههاي اين فيلمساز قرار گرفته و جا خوش كرده است! در حقيقت شبكه تلويزيوني قديمي راي (RAI) كه تهيهكننده بيشتر كارهاي سيندوني است، حق بزرگي به گردن او دارد و برعكس.
مجموعه كاپيتان و اپيزودهاي مختلف آن نشان ميدهد پركاري اين فيلمساز باعث نشد وي كارهايي كماهميت و سخيف ارائه كند.
با وجود بالا بودن كميت كاري سيندوني، وي هميشه به كيفيت كارهايش اهميت داده و كارهاي او از سوي منتقدان به عنوان كارهايي معرفي شده كه استانداردهاي بالاي كاري را بخوبي رعايت ميكنند.
سيندوني كاپيتان را سال 2005 براساس فيلمنامهاي از لورا ايپوليني و آندره آليوني كارگردانی كرد. حال و هواي اكشن و جنايتكارانه اين مجموعه پليسي، چيزي نبود كه وي با آن بيگانه باشد.
او قبل از آن هم، در كنار كارهاي اكشن، خانوادگي، درام و ماجراجويانه خود، تعداد زيادي فيلم و مجموعه جنايتكارانه هم كارگرداني كرده بود.
جوليانو جما، بازيگر كلاسيك سينماي ايتاليا در كاپيتان در نقش اصلي ماجراها يعني كلنل ايورا وانتي بازي كرد. وي شخصيتي سرسخت و پير است كه بايد با مشكلات و دردسرهاي متعددي كه پيش روي خود دارد، مقابله كند.
استقبال تماشاگران از فصل اول مجموعه ـ كه در هفت اپيزود توليد شده ـ باعث شد تا تهيهكنندگان اين اكشن جنايتكارانه به فكر توليد فصل دوم آن بيفتند. فصل دوم با يك فاصله دو ساله از فصل اول و در پاييز سال 2007 روي آنتن رفت.
جوليانو جما، بازيگر اصلي فصل اول در دومين فصل مجموعه هم حضور داشت. در كنار بازيگران فصل اول، تعدادي بازيگر تازهوارد نقش شخصيتهاي جديد فصل دوم را بازي كردند.
هفت اپيزود دومين فصل كاپيتان نتوانست موفقيت فصل اول را تكرار كند و امتيازهايي كه منتقدان به آن دارند، پايينتر از امتيازهايي بود كه به شكلي سخاوتمندانه به فصل اول داده بودند.
با اين حال، فصل دوم كاپيتان همچنان لقب يك مجموعه پربيننده تلويزيوني را حفظ كرد و جزو كارهاي موفق تلويزيوني در سال 2007 معرفي شد.
كاپيتان با پايان بردن قصه خود در اپيزود چهاردهم، خط پاياني بر ماجراجوييهاي خود كشيد و راه را براي توليد فصل سوم آن بست.
سيندوني ميگويد: «سالهاست كه مشغول كار فيلمسازي در تلويزيون هستم و كارم را خيلي خوب بلدم. ميدانم تماشاچي معمولي از يك مجموعه تلويزيوني چه ميخواهد و سعي ميكنم در مجموعهها و فيلمهايي كه براي تلويزيون ميسازم اين نكته را به خوبي رعايت كنم. بعضي وقتها منتقدان سخت ميگيرند و توقعاتي را مطرح ميكنند كه شايد نتوان در يك مجموعه تلويزيوني آنها را انجام داد. همه ما بايد بدانيم در تلويزيون كارهايي بايد ارائه كنيم كه براي تماشاچي معمولي معقول و قابل هضم باشد. البته منظورم اين نيست كه كارهايي سطحي و كمارزش براي بيننده تلويزيوني بسازيم، اما نبايد فراموش كنيم او كسي است كه از يك مجموعه تلويزيوني توقع كاري قابل فهم و سرگرمكننده دارد.»
منتقدان تلويزيوني، سيندوني را به خاطر آن كه همچنان پركار است، ستايش كردهاند. او كه در سال 2011 دو مجموعه و فيلم سينمايي تلويزيوني را كارگرداني كرد، در سال 2010 به خاطر كشاندن سوفيا لورن جلوي دوربين تلويزيون و محول كردن نقش مادرش به وي، به صورت تيتر اصلي رسانهاي درآمد.
فيلم تلويزيوني تحسينشده «خانهام پر از آينههاست» براساس كتاب خاطرات ماريا سيسولونه، خواهر سوفيا لورن ساخته شد و قصه زندگي روميلدا ويلاني مادر سوفيا لورن را تعريف ميكند.
لورن در اين فيلم تلويزيوني براي دومين بار نقش مادر خود را بازي كرد و مارگات ماره، بازيگر تازهوارد سينما و تلويزيون در نقش جواني سوفيا لورن ظاهر شد. جوليانو جما، بازيگر اصلي مجموعه كاپيتان تلاش زيادي كرد تا نقشي در اين فيلم تلويزيوني به دست بياورد، اما موفقيتي در اين رابطه نصيب او نشد.
اين بازيگر قديمي با تعريف از سبك كاري سيندوني ميگويد وي براحتي ميتواند بازيگر خود را راهنمايي كرده و در مسير درست قرار دهد.
به اعتقاد اين بازيگر، سيندوني يكي از معدود فيلمسازان تلويزيوني است كه طرز كار با بازيگر را بلد است و هر هنرپيشهاي در كار وي احساس راحتي و آرامش ميكند. اين صحبتها از جانب بازيگري ارائه ميشود كه سابقه كار طولاني در سينما و فيلمسازان مطرح را دارد.
چنين صحبتي نشان از قدرت بالاي سيندوني در كارگرداني بازيگران و صحنهگرداني تلويزيوني دارد. جوليانو جما كار بازيگري را از نوجواني در سال 1958 شروع كرد و تا به حال در بيش از 100 فيلم سينمايي و مجموعه تلويزيوني ظاهر شده است.
او اولين همكاري خود با يك مجموعه تلويزيوني را در سال 1985 تجربه كرد. پس از آن وي اكثر كارهاي خود را با رسانه تلويزيون انجام داد و از دنياي سينما فاصله زيادي گرفت، وي همزمان با كاپيتان، مجموعه موفق تاريخي «پمپي» را نيز روي آنتن تلويزيون داشت. جما پس از سالها دوري از سينما در فيلم جديد وودي آلن به نام «به رم با عشق» در يك نقش مكمل بازي كرده است.
TV Guid - مترجم: کیکاووس زیاری
Bauokstoney
Tuesday 15 May 2012-1, 01:39 PM
تابستان شاد تلويزيون براي كودكان
«كلاه قرمزي»، «عمو پورنگ»، «فيتيلهايها»، «گل گندم»، «خانواده رايا»، «بوبو»، «دردونهها»، «جمعه به جمعه»، «دختر من»، «استاد همهچي دون» و «دس دسي صداش ميياد» از جمله برنامههاي متنوع و جذابي است كه شبكه 2 سيما براي تابستان امسال آماده كرده است.
به گزارش جامجم، ايرج طهماسب و حميد جبلي براي اعياد تابستان امسال قسمتهاي جديدي از مجموعه كلاه قرمزي را توليد ميكنند.
همچنين سري جديد «عموپورنگ» براي پخش در تابستان در مرحله پيشتوليد است. در سري جديد اين مجموعه، داستان عموپورنگ در يك آپارتمان اتفاق ميافتد و پنج شخصيت عروسكي به همراه عموپورنگ و اميرمحمد در موقعيتهاي طنز مختلف قرار ميگيرند. نويسندگي اين مجموعه برعهده عليرضا مسعودي است و كارگرداني آن را احمد عليپور برعهده دارد.
«فيتيلهايها» نيز قرار است برنامههاي ويژهاي را براي پخش در ايام تابستان آماده كنند. محمد مسلمي، تهيهكننده اين برنامه با بيان اين خبر، گفت: همانطور كه در ايام نوروز يك برنامه توليدي را روي آنتن شبكه برديم، تصميم داريم كه از اين به بعد نيز برنامههاي توليدي را در دستوركار خود قرار دهيم.
وي افزود: تصميم داريم اگر شرايط توليد فراهم شود به ادبيات كهن، مسائل كودكان در تغذيه، بهداشت فردي و اجتماعي و... بپردازيم. دين و اخلاق نيز بحث جديدي است كه به طور جدي به آن توجه خواهيم كرد.
مسلمي افزود: كار را بزودي آغاز ميكنيم و با اتكا به ادبيات كهن و قصههاي ديني در قالب و دكور جديد و متنوع برنامه را تهيه خواهيم كرد. همچنين با حفظ بخشهاي مختلفي كه در سريهاي قبل بچهها از آن استقبال كرده بودند، قصد داريم كاري را ارائه دهيم كه قابليت عرضه به كشورهاي ديگر را نيز داشته باشد تا مردم كشورهاي ديگر نيز با فرهنگ و آداب و رسوم كشور ما آشنا شوند.
از مزرعه تا نقاشي روزي شيشه «گل گندم» را گيتي فرشفايي تهيه ميكند. داستان «گل گندم» در يك مزرعه روستايي رخ ميدهد. در اين مزرعه دو عروسك به نامهاي فيل تنپوش «جيمبالو» و پرندهاي به نام «پرپرك» حضور دارند كه همراه با اهالي آن روستا در هر قسمت با ماجرايي روبهرو ميشوند. در اين مزرعه، يك فروشنده، نانوا، مزرعهدار و آسيابان زندگي ميكنند كه از شخصيتهاي اصلي «گل گندم» هستند.
اين مجموعه در 90 قسمت 45دقيقهاي تهيه ميشود.استفاده بيش از حد كودكان از بازيهاي كامپيوتري، معضلي است كه خانوادهها بايد آن را جدي بگيرند و در همين رابطه شبكه 2 سيما با تهيه مجموعهاي داستاني اين معضل را به تصوير خواهد كشيد.
«خانواده رايا» به تهيهكنندگي افتخارالسادات سعيدي عنوان مجموعهاي است كه در آن به استفاده بيش از حد كودكان از بازيهاي كامپيوتري با حضور رايا كه يك شخصيت كامپيوتري است، ميپردازد.
رايا، شخصيتي كامپيوتري است كه در بازيها زياد مورد ضرب و شتم قرار ميگيرد. او از كامپيوتر بيرون ميآيد و با دختربچه بازيگوشي آشنا ميشود و...
«خانواده رايا» در 90 قسمت 10 دقيقهاي تهيه ميشود.
«بوبو» عنوان مجموعهاي است كه در آن كودكان نقاشي روي شيشه را فراميگيرند. اين مجموعه در 50 قسمت سهدقيقهاي در گروه كودك و خردسال شبكه 2 سيما تهيه شده است.
كودكان در اين برنامه روي شيشه نقاشي ميكشند و در پايان نقاشيهايشان تبديل به انيميشن خواهد شد.حسن امامي تهيهكننده و كارگردان اين مجموعه است و سيدحسن سيديپريشان كار تصويربرداري آن را برعهده دارد.
«دردونهها» نيز عنوان مجموعهاي تلفيقي است كه در آن عروسكها در مواجهه با دنياي واقعي قرار ميگيرند. هدف «دردونهها» به گفته پرستو شاهمحمدي، تهيهكننده اين برنامه تقويت مهارتهاي كودكان در برقراري راوبط اجتماعي و تاكيد بر اهميت نقش كتاب در زندگي است كه اين مفاهيم به صورت نمايشي به كودكان آموزش داده ميشود. «دردونهها» در 90 قسمت 30 دقيقهاي از شبكه 2 سيما پخش ميشود.
پنج دقيقه وقت براي والدين مجيد قناد، تهيهكننده و كارگردان برنامه «جمعه به جمعه» نيز براي ايام فراغت كودكان در فصل تابستان برنامههاي متنوعي تهيه و تدارك ديده است.قناد، تهيهكننده «جمعه به جمعه» گفت: اين برنامهها شامل سرگرمي، مسابقه حضوري، مسابقه تلفني، نمايش، اطلاعات عمومي و... خواهد بود و قصد داريم با اتمام امتحانات دانشآموزان، از تير ماه به صورت زنده هر هفته جمعهها مهمان خانوادههاي ايراني باشيم. البته كارتونهاي شادي هم پخش خواهيم كرد.
وي ادامه داد: بخش جديد ديگري نيز داريم كه در آن پنج دقيقه به بزرگترها و والدين زمان ميدهيم تا به سوالات بچهها پاسخ دهند.مجموعه «دختر من» نيز توسط سهيلا جدلي تهيه و در حال حاضر صداگذاري و دوبله قسمتهاي انيميشني اين مجموعه آغاز شده است.
استادي که همه چيز را ميداند سهيلا جدلي، تهيهكننده مجموعه تلويزيوني «دختر من» درباره اين مجموعه به جامجم گفت: در حال حاضر تدوين «دختر من» تمام شده و مشغول صداگذاري و انجام كارهاي فني دوبله قسمتهاي انيميشن كار هستيم.وي ادامه داد: به احتمال زياد اين مجموعه از اواسط خرداد سال جاري از شبكه2 پخش خواهد شد.
«استاد همهچيدون» يك برنامه سرگرمي آموزشي است كه توسط عروسك «استاد همهچيدون» و يك بازيگر به نام پيمان اجرا ميشود و در هر قسمت يك موضوع علمي مورد بحث قرار ميگيرد و به يك سوال خردسالان هم جواب داده ميشود. اين برنامه در 52 قسمت 10 دقيقهاي تهيه ميشود.
پيمان فاطمي در اين مجموعه نقش پيمان را بازي ميكند و محمد بحراني، صداپيشه استاد همهچيدون است. اين برنامه نيز تابستان روي آنتن شبكه 2 ميرود.
«دسدسي» نيز عنوان مجموعهاي است كه گروه كودك و خردسال شبكه 2 سيما در دست توليد دارد.
Bauokstoney
Tuesday 15 May 2012-1, 01:40 PM
فرهنگ هل دادن ما
حادثه تلخي كه در برنامه كودكان موسوم به خاله شادونه در شهرستان خرمدره در هفته پيش رخ داد و طي آن سه كودك نازنين زير دست و پا له شدند و از دنيا رفتند، اگرچه نياز به توبيخ و تنبيه عوامل اين حادثه دارد، اما با خود يك پيام اجتماعي هم دارد و آن اين كه ما جامعه آموزشنديدهاي در حوزه اجتماعات و تشكلها هستيم.
ما خيلي هول هستيم و اين در رانندگي، ورود و خروج به سالنها، دريافت هدايا و نذورات و... كاملا مشهود است. كافي است بخواهيد 50 پرس غذاي نذري در يك خيابان توزيع كنيد و حتي از آن كمقيمتتر مثلا بخواهيد 50 تا سانديس بدهيد. آن وقت خواهيد ديد كه چه صحنههايي رخ ميدهد.
حال اگر اينجا يك جامعه فقير و گرسنه بود اشكالي نداشت، اما همه آنها كه براي آن سانديس آنطور دست و پاي يكديگر را لهميكنند و صحنههاي نامناسبي را خلق ميكنند توي جيبشان پول خريد 50 تا سانديس را دارند؛ اما چه كنيم كه هول هستيم.
سال پيش يكي از دوستان چند بليت به ما داد كه فلان سازمان در فلان جا نمايش گذاشته و بليت آن هم 20 هزار تومان است و اين بليتها را ما رايگان به شما هديه ميدهيم. با خانواده راه افتاديم تا اين نمايش ارزنده را ببينيم.
انبوه جمعيت بود كه داشت به سمت سالن ميرفت و با يكي دو سوال معلوم شد كه خيليها هم مثل ما مشمول عنايت شدهاند و بليت رايگان به دستشان رسيده است. وقتي به سالن رسيديم، ديديم ظرفيت تكميل است و اين جمعيت بيروني هم حدود 200 نفر بود. گفتند: صبر كنيد تا فرش بياوريم و كف سالن پهن كنيم و شما روي فرش بنشينيد.
از همراهانم عذرخواهي كردم و برگشتيم. عادت كردهايم به اين كارها. به روي سروكله هم نشاندن افراد. تيم برنامه خاله شادونه در اين چنين فضاي تربيتي برايشان چه فرق ميكرد كه در يك سالن سه هزار نفري پنج هزار نفر بنشيند يا شش هزار نفر؟ عادت كردهايم براي خارج شدن از يك در كوچك همديگر را هل بدهيم و با آرنج راهمان را باز كنيم.
اين عادت را حتي پاي مزار يك امام معصوم (همين مشهد خودمان و جلوي ضريح مطهر) نمايش ميدهيم. در شهر كوچكي چون خرمدره طبيعي است رفتن به اين برنامه براي بچههاي عزيز و معصوم آنجا چقدر جذاب بوده، اما عادتهاي دردآور جامعه ما اين گونه كودكان را به كشتن داده است. با اين عادتها بايد چه كنيم؟
خليل رفيعيطباطبايي - جامجم
Bauokstoney
Tuesday 15 May 2012-1, 01:41 PM
مسابقه موج سلامت
سوالات اين مسابـقـه از سوي راديو سلامـت (موج افام، رديف 102) از شنبه تا چهارشنبه مطرح ميشود و اسامي برندگان هر پنجشنبه در همين ستون اعلام خواهد شد.
براي شركت در مسابقه، شماره سوال و گزينه صحيح را به شماره پيامك راديوسلامت 300001039 ارسال كنيد.
سوالات اين هفته 1ـ كدام گزينه از راههاي پيشگيري از سالك است؟
الف) نصب توري در و پنجره ب) واكسيناسيون
2 ـ شايعترين نوع سياهزخم در انسان كدام است؟
الف) گوارشي ب) پوستي
3 ـ كدام گزينه از علائم افسردگي نيست؟
الف) تكرار يك رفتار ب) كاهش اشتها
Bauokstoney
Tuesday 15 May 2012-1, 01:41 PM
گشايش دوازدهمين جشنواره راديو
دوازدهمين جشنواره بينالمللي راديو و چهارمين اجلاس جهاني صدا امشب ساعت 21 با برگزاري مراسم افتتاحيه در زيباكنار آغاز به كار ميكند.
محمدحسين صوفي معاون صداي رسانه ملي در گفتوگو با «جامجم» با بيان اين كه جشنواره ميزبان 1200مهمان داخلي و خارجي است، اظهارداشت: از اين تعداد 40 نفر خارجي هستند كه امروز عازم محل برگزاري جشنواره در زيبا كنار ميشوند. در مجموع جمع خوب و باتجربهاي از برنامهسازان داخل و خارج از كشور در اين جشنواره حضور دارند.
وي با اشاره به برگزاري كارگاههاي آموزشي در حاشيه جشنواره گفت: سه كارگاه آموزشي «برنامههاي مستند راديويي» (Documentary)، ميني فيچر (Mini Feature)و برنامههاي شخصيتمحور (Interactive) روز گذشته در تهران براي برنامهسازان ايراني برگزار شد.
در طول برگزاري جشنواره نيز صبح و بعدازظهر كارگاههاي آموزشي و ميزهاي گفتوگوي تخصصي داريم. اين كارگاهها توسط استادان داخل و خارج كشور برگزار ميشود. در اين كارگاهها هم گپ و گفتوگو بين برنامهسازان و استادان صورت ميگيرد و همه استادان جديدترين محصولات رسانهايشان را ارائه ميكنند.
همچنين در طول برگزاري جشنواره علاوه بر كارگاههاي آموزشي و ارائه مقاله، گپ و گفتهاي دووسه نفره هم شكل ميگيرد كه بسيار مفيد است؛ چرا كه يكي از راههاي انتقال تجربه تشكيل همين جمعهاي كوچك است.
وي به انتشار و توزيع خلاصه مقالات اجلاس جهاني صدا در طول برگزاري جشنواره اشاره كرد و گفت: مجموعه مقالات برگزيده در آيندهاي نزديك در قالب يك جلد كتاب چاپ ميشود.
صوفي از برگزاري جشنواره به صورت سالانه در سالهاي آينده خبر داد و گفت: امسال ميخواستيم امتحان كنيم ببينيم دوسالانه مناسبتر است يا سالانه. با توجه به بررسيها به اين نتيجه رسيديم كه براي ارزيابي بهتر و كشف استعدادها مناسبتر است جشنواره سالانه باشد. دوازدهمين دوره جشنواره به صورت دوسالانه برگزار شد، اما جشنواره سيزدهم در ارديبهشت 92 برگزار ميشود.
برپايي سه ميز گفتوگو در دومين روز همايش همچنين استيو آهرن، استاد دانشگاه اهل استراليا و يكي از داوران بخش بينالملل جشنواره در گفتوگو با «جامجم» ضمن اشاره به كارگاههاي آموزشي كه براي اهالي راديو برگزار كرده است، گفت: كارگاههاي خوبي در طول اين چندروز در راديو برگزار شد. در اين كارگاهها برنامهسازان ايراني كارهايشان را پخش كردند و با بحث و تبادلنظر به نقاط ضعف آثارشان پي بردند.
وي كه براي چهارمين بار به ايران آمده، درباره كيفيت آثار جشنواره اظهار كرد: در جشنواره دوازدهم من هر قدر آثار بيشتري را داوري كردم، اميدوارتر شدم. به نظر من بهترين برنامههاي راديويي ايراني با بهترينهاي خارجي برابري ميكند و از استانداردهاي بينالمللي برخوردار است.
اين داور استراليايي درباره جايگاه و وضعيت راديو در كشور خودش توضيح داد: راديو جزو رسانههاي قديمي استرالياست و به دليل حضور رسانههاي جديد كمي دچار چالش شده است، اما هنوز جايگاه خودش را حفظ كرده است. داريم سعي ميكنيم در كنار رقابت با رسانههاي جديد با آنها همراهي هم بكنيم، چون استراليا فضاي وسيعي دارد و مناطق جغرافيايياش پراكنده است. راديو نقش زيادي در ايجاد انسجام اجتماعي بازي ميكند.
آهرن با بيان اين كه بيشتر آثار جشنواره را شنيده است، اظهارداشت: خيلي از برنامهها نكات آموزشي جالبي داشت؛ بهعنوان مثال در يكي از برنامههاي كرهاي ياد گرفتم كه در اين بحران اقتصادي چطور ميشود به موفقيتهاي تجاري دستپيدا كرد. در كارهاي ايراني هم يكي از برنامهها آثار باستاني ايراني را معرفي ميكرد و ياد ميداد كه چطور ميشود جلوي آسيب آثار باستاني را گرفت. اين برنامه برايم بسيار جذاب و شنيدني بود.گفتني است فردا در دومين روز همايش سه ميز گفتوگو با موضوعات بازانديشي راديو در عصر رسانههاي نوپديد، راديو و درام و راديو و كودك تشكيل ميشود. برپايي بخش اول مراسم اختتاميه از مهمترين اتفاقات دومين روز اين جشنواره است.
Bauokstoney
Sunday 20 May 2012-1, 08:02 AM
بررسي روانگردانها در «شبهاي مستند»
شبكه مستند سيما در اين هفته از 30 ارديبهشت تا 4 خرداد، هفته فيلم اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي را كه بتازگي تجربه سريال «حيراني» را پشتسر گذاشتهاند در قالب برنامه «شبهاي مستند» برگزار خواهد كرد و يك شب نيز به سيدعلي محترمي اختصاص خواهد داشت.
«شبهاي مستند» از ديشب ميزبان اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي بود. اين مجموعه كه هر شب ساعت 30/20 به پخش و نقد فيلمهاي سينماي مستند و آثار شاخص مستندسازان ايران ميپردازد، در اين هفته آثاري از اين مستندسازان را پخش ميكند و اين آثار با حضور خود فيلمسازان و سعيد قطبيزاده، مجري ـ كارشناس، نقد و بررسي خواهد شد.
روز يكشنبه فيلم «ام،دي،ام،اي» كه با هدف بررسي داروهاي روانگردان به تاريخچه كاربرد گياه خشخاش، قرصهاي شاديآور، اكستازيها و ساختار شيمياييشان ساخته شده، پخش ميشود. ديگر فيلمهايي كه از اين برنامه پخش ميشود عبارتند از آسمان سياه شب و چند بار به شب دلباختيم.
همچنين پنجشنبه 4 خرداد، مستند «سرپايان» ساخته سيدعلي محترمي در برنامه شبهاي مستند پخش و سپس با حضور شاپور عظيمي و سعيد قطبيزاده نقد و بررسي خواهد شد.
شبهاي مستند، به تهيهكنندگي بابك ميزاني هر شب بجز جمعهها، ساعت 30/20 از شبكه مستند سيما پخش ميشود.
Bauokstoney
Sunday 20 May 2012-1, 08:02 AM
نگاهي به سريال يك لحظه ديرتر
سريال روايتگر سايه بلند گناه و اشتباهاتي است كه آدمي در زندگي مرتكب ميشود و پيامد و عقوبتش دامن خودش را ميگيرد.
راما قويدل پس از ساخت مجموعه تلويزيوني «گمشده» اينك مسووليت ساخت سري دوم سريال «يك لحظه ديرتر» را به عهده گرفته است.
سري اول اين مجموعه را كارگرداناني چون ايرج كريمي، رضا بهشتي، سعيد ابراهيميفر، اميد بنكدار، كيوان عليمحمدي، حميد بهمني و فياض موسوي ساختند.
اين مجموعه در هر دو مرحله در 13 قسمت 45 دقيقهاي توليد شده است. اين شكل از سريالسازي خود يك تجربهگرايي در فرم و اجراي توليد است.
يعني يك يا چند داستان كه مولفهها و عناصر اصلي داشته و هويتي واحد دارد، هربار از نگاه يك كارگردان روايت ميشود.
تجربه نيز نشان داده اگرچه اين سبك سريالسازي يك همفكري و كنش جمعي و به اصطلاح كار گروهي محسوب ميشود، اما در عمل چندان موفق نبوده و يكدستي و انسجام قصهها و ساختار كلي سريال مخدوش ميشود.
از سوي ديگر امكان تجربه و هنرآزمايي تعداد زيادي از هنرمندان در اين سبك سريالسازيها وجود خواهد داشت. غير از تعدد كارگردان و بازيگران اين مجموعهها، نويسندگان نيز هركدام از نگاه خود قصهاي را براي تماشاگر تعريف ميكنند.
مثلا در همين سري دوم نويسندگاني مثل حامد افضلي، رويا خسرونجدي، مهدي كيا و حميد حصاري فيلمنامهها را نوشتهاند كه البته با توجه به اپيزوديك بودن مجموعه لطمه چنداني به كليت اثر وارد نكرده است.
با اين حال روايت يك لحظه ديرتر را نميتوان يك اتفاق بكر و تازه در تلويزيون دانست. مجموعه «خستهدلان» و «جستجوگران» نمونههايي از سريالهاي موجود هستند كه به شيوه اپيزوديك قصه خود را روايت ميكردند، در هر قسمت يا اپيزود يك داستان مستقل دارد و قصه خطي را دنبال نميكنند، اما درونمايه و مضمون اثر و مفاهيم اخلاقي و انساني كه در تار و پود قصهها تنيده شده بود از يك سرچشمه نشات ميگيرد و درواقع به زبانهاي مختلف بيان ميشود.
اين خط مشترك را ميتوان نوع عبرتآموزي انسان از رفتارهاي گذشته خود قلمداد كرد كه اينك در زندگي كنوني آنها تاثيرات خود را ميگذارد يا در آينده خواهد گذاشت.
به عبارت ديگر، سريال روايتگر سايه بلند گناه و اشتباهاتي است كه آدمي در زندگي مرتكب ميشود و پيامد و عقوبتش دامن خودش را ميگيرد.
يك لحظه ديرتر به لحاظ مضامين اخلاقي و درونمايه انساني خود بر لحظههاي سرنوشتسازي تاكيد ميكند كه تصميمگيري و اراده آدمي در آن لحظه بسيار سرنوشتساز و حياتي است و خير و شر زندگي را رقم ميزند. اينكه گاهي يك لحظه ديرتر اقدام كردن ميتواند يك عمر بر زندگي يك انسان تاثير سوء بگذارد.
اين سريال به نوعي بر تدبيرگرايي در برابر تقديرپرستي تاكيد كرده و اينكه آدمي ميتواند به دست خويش سعادت يا بدبختي خود را تعيين كند و لذا آنچه در پس همه اين قسمتها به عنوان يك پيام به مخاطب منتقل ميشود، دريافت لحظههاي حساس زندگي و پرهيز از غفلت است.
شايد يكي از امتيازات اين سريال توجه آن به قشر متوسط جامعه و مسائل و چالشهايي است كه اين طبقه در حال رشد در جامعه كنوني دارد.
بنا بر به گفته جامعه شناسان مشكلات و مسائل اين طبقه هم از حيث فردي و هم از منظر خانوادگي و حتي ابعاد اجتماعي با بحرانها و موقعيتهاي پيچيدهتري همراه بوده و توجه مجموعه به اين مسائل، دست كم در سطح طرح مساله ميتواند جاي تامل داشته باشد.
موقعيت بينابيني و وضعيت مبهم اين طبقه چنانكه در قصههاي مختلف سريال بازنمايي ميشود در يك گسست دروني بين سنت و مدرنيسم و متن وحاشيههاي آن بازخواني و صورتبندي شده و در كشمكشهاي دروني شخصيتهاي داستان يا مواجهه آنها با مسائل اجتماعي فرافكني ميشود.
واقعيت اين است كه بايد سوژه اصلي سريال و پيرنگهاي اخلاقي آن را هم در نظر گرفت كه جاذبه لازم را ندارد بويژه اينكه در اينگونه سريالها درباره ارزشهاي انساني يا تحول اخلاقي آنقدر گل درشت و مستقيم صحبت ميشود كه گاهي به ايجاد دافعه ميانجامد و مخاطب نه تنها از روايت قصه متحول نميشود بلکه گاهي نسبت به آن جبههگيري لجبازانه هم ميكند.
تهيهكنندگان اين سريالها بايد توجه داشته باشند كه انتقال مفاهيم و ارزشهاي اخلاقي به همين سادگي و آساني اتفاق نميافتد و به ظرافت و ظرفيتهاي هنري و روانشناختي مخاطب، سخت محتاج است.
بار سنگين اين مضامين بيشتر بر دوش ديالوگها و كليشهها است. در برخي اپيزودها كه اتفاقا با ساختار داستاني بهتري مواجه هستيم حضور بازيگران نا آشنا و بهتر است بگوييم ناوارد و كم تجربه به روايت و موقعيتسازيهاي درام لطمه زده و از جذابيت و عمق تاثيرگذاري آن كاسته است.
واقعيت اين است كه اخلاق آن هم در ساحت تجربههاي مدرن واجد كنشمنديهاي پيچيدهاي است كه ما در قصهپردازي بدون توجه به لايههاي دروني اتفاق، خود حادثه و لايه سطحي آن را دستمايه روايت قرار ميدهيم كه در نهايت منجر به شعارزدگي و غلونمايي ميشود.
اگر «يك لحظه ديرتر» را كمي از اين زوايه بپيراييم به مجموعه روايتهاي اخلاقي از موقعيت انسان معاصر نزديك ميشويم كه ميتواند هم مخاطب را جذب كند و هم پيام اخلاقي خود را با ظرافت هنرمندانهتري به وي منتقل كند. گاه براي انتقال و نهادينه شدن يك پيام به مخاطب بايد چند لحظه ديرتر به نتيجه برسيم.
سيد رضا صائمي
Bauokstoney
Sunday 20 May 2012-1, 08:03 AM
به بهانه پخش دو سريال انگليسي در حال پخش
ضرورت تنوع در نمايش آثار خارجي
تعداد سريالهاي انگليسي كه از تلويزيون ما پخش شده بسيار كمتر از سريالهاي آلماني و ايتاليايي بوده است. اما اين به معناي برتري كيفي سريالهاي آلماني و ايتاليايي نسبت به مجموعههاي انگليسي نيست.
بهعنوان مثال سريال «دكتر مارتين» بدون شك يكي از بهترين سريالهاي خارجي است كه در اين مدت اخير از شبكههاي مختلف تلويزيون ما روي آنتن رفته است؛ در حالي كه اكنون درصد بالايي از سريالهاي خارجي تلويزيون را آثار ايتاليايي به خود اختصاص داده است كه در بهترين شرايط از حد متوسط فراتر نميرود.
بيشتر آنها موضوعات پليسي است با يك فرمانده كه بخش اعظمي از داستان حول آنها ميگردد. حتي از فضاسازي، داستانها و خرده داستانهاي شبيه هم و بازيگرهاي يكسان نيز بهره ميبرد.
گرماي چنداني ندارد و فضاي سردي بر آنها حكم فرماست. البته ملودرامهاي ايتاليايي كه بيشتر از شبكه 2 پخش ميشود كمي متفاوت است و كيفيت بيشتري دارد.
مجموعههاي تلويزيوني آلماني نيز تقريبا همين شرايط را دارد، فقط با كمي كيفيت بهتر، اما با گذشت زمان ثابت شده است آنها هم دچار يكنواختي شده و بيشتر درگير داستانها و موضوعات پليسي است.
در اين كه ژانر پليسي، پرطرفدار و جذاب است و تناسب درستي با مديوم تلويزيون دارد، شكي نيست و قطعا بايد در حد و اندازه اين پتانسيل به پخش آثار پليسي خارجي توجه شود.
اكنون دو سريال انگليسي از شبكه 4 و 5 سيما در حال پخش است كه جزو آثار متنوعتر مجموع سريالهاي خارجي به حساب ميآيد؛ سريال «دكتر مارتين» و «لينلي». به همين بهانه بر آنها مروري مختصر ميكنيم.
جزئيات با چاشني طنز دكتر مارتين كه از سال 2004 ميلادي از شبكه ايتيوي پخش ميشود، اگرچه كاملا يك سريال كمدي به حساب نميآيد، اما لحظات كميك بسياري دارد و كارگردان چه در موسيقي و چه ديالوگها و از اينها مهمتر در خلق موقعيتهاي دراماتيك سعي كرده از فضاي جدي و سنگين دوري كند و اين يكي از محاسن سريال به شمار ميآيد؛ چرا كه سريالهايي كه طي سالهاي اخير ساخته شده است داستانها و فضايي كاملا جدي و خشك دارد و آن سريالهايي كه داراي اين ويژگي نيست هم كاملا كمدي است.
كم هستند سريالهايي كه داستانهاي تا حدودي جديشان را با زباني مفرحتر و به دور از بياني خشك و تلخ روايت كنند.
رگههاي طنز موجود در دكتر مارتين ظريفانه در اثر گنجانده شده و اين اصليترين ويژگي مثبت سريال به حساب ميآيد البته ناگفته نماند در جذابيتهاي اين سريال، لوكيشن بسيار زيباي آن نقشي كليدي ايفا ميكند.
داستان در يك دهكده ساحلي بسيار زيبا اتفاق ميافتد و اين به كارگردان و فيلمبردار سريال كمك شاياني كرده است تا دستشان براي خلق قابهايي تماشايي و زيبا و البته تنوع بصري باز باشد.
نكته ديگري كه از آن ميتوان به عنوان يك حسن بزرگ ياد كرد توجه و دقت كارگردان بر جزئيات اثرش است. در سريال دكتر مارتين بسختي يك پلان پيدا ميكنيد كه بيرون از مركز توجه قاب و در بكگراند، نابازيگرها چيدمان دقيقي نداشته باشند يا حركاتي غيرواقعي انجام دهند.
در حقيقت كارگردان همانقدر كه در مركزيت صحنههاي مورد نظر وقت صرف كرده است به همان ميزان نيز در اطراف و حواشي آن نيز وسواس به خرج داده و نتيجه آن اثري يكدست و قابل باور شده است.
رئاليسم موجود در سريال بخوبي از آب درآمده و اين به معناي آن نيست كه با اثري رئاليسمي با ويژگيهاي مرسوم طرفيم.
سريال در صحنهپردازيها توجه فراواني به اين واقعگرايي دارد، اما در لحن و شيوه روايت سعي كرده است از آن دوري كند و اين تصميم كاملا درستي است، چرا كه مديوم تلويزيون نسبت چنداني با آن رئاليسمي كه بيشتر در سينما سراغ داريم، ندارد و تنها نيازش به واقعگرايي، باورپذير بودن صحنهها و القاي حس جاري بودن زندگي است؛ چيزي كه در سريال دكتر مارتين از آن بخوبي استفاده شده است.
البته نبايد از دوبله نسبتا خوب اين مجموعه تلويزيوني هم غافل شد. صداپيشگاني چون كسري كياني، حميد منوچهري، امير منوچهري، شهراد بانكي، اكرم بنايي و مريم جوليني در اين مجموعه همكاري داشتهاند و با درك درستي از فضا و لحن سريال توانستهاند جنبههاي طنزآميز آن را به مخاطبان ايراني منتقل كنند.
وارث پوآرو و هولمز شبكه 4 سيما چند سالي است به پخش برخي مجموعههاي پرطرفدار خارجي اقدام ميكند.
مجموعههايي چون دوران كهن يا كارآگاه كهنهكار كه اتفاقا در همين قاب كوچك نيز به آنها پرداختهايم، جزو آثاري است كه علاوه بر استقبال جهاني، در كشور خودمان نيز طرفداران پر و پاقرصي براي خودشان دست و پا و رضايت بسياري از علاقهمندان بهسريالهاي خارجي را جلب كرد.
شبكه 4 به دليل آنكه كمتر درگير مسائل كمي در حوزه فيلم و سريال است، سعي ميكند با دستان بازتري به خريد و پخش اين آثار اقدام كند و به همين دليل اكنون به عنوان شبكهاي مطرح است كه سريالهاي خارجي با كيفيت و درجه يك را روي آنتن ميفرستد و همين نكته خيليها را در انتظار پخش سريالهاي جديد شبكه چهارم سيما گذاشته است.
كارآگاه لينلي، سريالي پليسي ـ معمايي است كه براي اولين بار سال 2001 پخش شد و استقبال از آن به نحوي بود كه توانست تا سال 2007 روي آنتن بيبيسي بماند. اين سريال طي سالهاي 2001 تا 2007 توانست مخاطبان فراواني را در كشور انگلستان براي خود دست و پا كند و همين زمينهساز خريد و پخش آن از طرف بسياري از كشورها از جمله ايران شد.
سريال همانند بيشتر آثار پليسي و كارآگاهي حول محور يك افسر باهوش و ذكاوت پليس است كه در هر قسمت، درگير پروندهاي جنايي و مرموز ميشود.
شايد در نگاه اول، ظاهر ماجرا و شخصيت اصلي كليشهاي و تكراري به نظر برسد. اما نكته اينجاست كه اتفاقا وجه تمايز اين سريال پليسي با ديگر سريالهاي اين ژانر در داستانها و روند پاسخدهي شخصيت اصلي به معماهاست و نبايد صرف تكراري بودن ساختار اثر و شخصيتها از آن دلسرد شد.
سريال با طرح داستانها و موقعيتهاي پليسي ـ معمايي خوب و هيجانانگيز سعي دارد مخاطب را جذب كند؛ چيزي كه در بسياري از آثار پليسي تلويزيوني وجود ندارد و خلأ آن احساس ميشود. معمولا هم اين خلا به وسيله جلوههاي ويژه و زد و خوردهاي بيدليل و غيرالزامي پر ميشود.
در صورتي كه طرح يك معماي درخشان و رمزگشايي هوشمندانه و قابل باور بيش از تمام اين جنجالها و زد و خوردها جذابيت و هيجان دارد.
ناتانيل پاركر، نقشآفريني تامس لينلي را به عهده دارد و بخوبي از پس آن برآمده است. او جزئياتي را كه در مرحله نگارش فيلمنامه در شخصيتپردازي گنجانده شده بدرستي درك كرده و خونسردي، ذكاوت و البته نگاه نافذ كاراكتر را بخوبي نشان داده است.
گفتني است مجموعه تلويزيوني كارآگاه لينلي نيز مانند بسياري از آثار پليسي تلويزيوني و غيرتلويزيوني، قصه خود را از يك داستان مشهور به همين نام اقتباس كرده است؛ داستاني كه اليزابت جورج بيش از 20 سال قبل آن را نوشته است.
البته نويسندگان سريال با داستانها به شكل دست و پا بسته روبهرو نشدهاند و سعي كردهاند داستانها با مسائل اجتماعي روز نيز بيارتباط نباشد.
حسين گودرزي
Bauokstoney
Sunday 20 May 2012-1, 08:04 AM
هر روز ساعت 13:10از شبكه بازار
پخش زنده اطلاعات بورس
گزارش اطلاعات بورس ایران هر روز ساعت 13:10 دقیقه از شبکه تلویزیونی بازار به طور زنده به روی آنتن می رود.
به گزارش روز شنبه جامجم آنلاين به نقل از پایگاه اطلاع رسانی بازار سرمایه (سنا) : این برنامه با هدف اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در زمینه رویدادهای بورس به طور مستند و بر اساس نیاز مخاطب و بهروز تهیه و پخش می شود.
ارائه شاخص افزایشها و کاهشها، بیشترین تقاضاها و عرضهها، ارائه اطلاعات بورس، فرابورس، بررسی بورس کالا، ارتباط زنده تلفنی با کارشناسان بازارسرمایه، تحلیلهای روزبازار و مصاحبه با کارشناسان مطلع از رویدادهای بورس از جزئیات این برنامه است.
این برنامه کاری از واحد تولید شبکه تلویزیونی بازار به تهیه کنندگی علیرضا میراحسنی است که از شنبه تا چهارشنبه هر روز به مدت 15 دقیقه به طور زنده و روزهای پنج شنبه و جمعه خلاصه رویدادهای بورس و تحلیلهای مرتبط با آن در طول هفته به صورت تولیدی پخش می شود.
Bauokstoney
Sunday 20 May 2012-1, 08:05 AM
برنامه گفتوگو محور در شبكه راديويي معارف
بررسي مشكلات جامعه در «گفت و شنود»
پرداختن به مسائل روز و آسيبشناسي مشكلات براي ساختن فردايي بهتر همواره در دستور كار رسانه ملي قرار داشته است بهطوري كه سازمان صداوسيما اين مسائل را در قالب برنامههاي چالشي، گفتوگو محور يا ساختارهاي مختلف برنامهسازي مورد توجه قرار داده و با بررسي نياز مخاطبان بهدنبال پاسخ مسوولان ذيربط است. «گفت و شنود» نيز از اين برنامههاست كه در قالب يك ميزگرد و با`حضور كارشناسان و مسوولان مورد نظر درخصوص يكي از موضوعات روز به مدت 60 دقيقه از شبكه راديويي معارف پخش ميشود.
در يك روز بهاري وارد شبكه راديويي معارف ميشوم و از پلهها پايين ميروم و پس از گذشتن از راهرويي باريك به استوديو پخش وارد ميشوم. احمد عارفخاني اولين كسي است كه او را ميبينم.
البته عارفخاني، مديرگروه خبر و برنامههاي سياسي راديو معارف است و سعي ميكند هميشه در كنار برنامهسازان گروهش باشد.
وي پس از اينكه مرا به چاي دعوت ميكند ميگويد: برنامه گفتوشنود در مدتي كه از حيات رسانهاش ميگذرد بهواسطه ساختار و زبان و لحن شفافي كه در طرح و تحليل مسائل مختلف دارد توانسته است نظر بسياري از مخاطبان را به خود جلب كند. بديهي است چنين برنامهاي فارغ از نوع رويكرد خود به تحليل موضوعات و سوژههايي كه انتخاب ميكنند، بشدت به شيوه و قدرت اجرايي مجري و تهيهكننده برنامه وابسته است، به همين دليل گروه برنامهسازي كه در حال حاضر وظيفه توليد اين برنامه را به عهده دارد از گروههاي خوب شبكه راديو معارف به حساب ميآيد.
وي ميافزايد: با توجه به تماسهايي كه مخاطبان با واحد ارتباطات شبكه گرفتهاند اين برنامه از برنامههاي پرمخاطب شبكه است و عوامل هم با انگيزهاند و ميكوشند مشكلات جامعه را به گونهاي كه مورد نظر شنوندگان راديوست، بررسي كنند.
انتخاب موضوع بر اساس نياز مخاطب مدتي است برنامه با موضوع بررسي وضعيت نسخ خطي در كشور شروع شده است و حجتالاسلام دكتر سيد محمود مرعشي نجفي، استاد اسفيايي مسوول فهرستنگاري كتابخانه ملي و دكتر ايراني رييس اسناد ملي در برنامه حضور دارند.
امامي، گوينده برنامه ميگويد: ما اسناد و نسخ خطي زيادي داريم كه برخي از آنها به دليل بيتوجهي و نگهداري در مكانهاي نامناسب از بين رفتهاند. كارشناسان برنامه هم در اين خصوص صحبت و نظرهاي متفاوتي را بيان ميكنند. فرصتي به دست ميآيد تا با تهيهكننده برنامه صحبت كنم.
محمدحسن جلالي سالهاست تهيهكنندگی، سردبيری و نويسندگي برنامه گفتوشنود را به عهده دارد.
جلالي موفقيتهاي فراواني را تاكنون در جشنوارههاي مختلف كسب كرده است كه همه اينها از خلاقيت و پشتكار او در برنامهسازي نشان دارد.
بخش سردبيري برنامه گفت و شنود را نيز به مرحله نهايي دوازدهمين جشنواره بينالمللي راديو راه پيدا كرد كه اين موضوع نشان ميدهد برنامه از پشتوانه تحقيقاتي كافي برخوردار است. همانطور كه برنامههاي تلويزيون به اتاق فكر نياز دارد برنامههاي راديو هم با داشتن اتاق فكر ميتوانند موفقيت خود را چند برابر كنند.
جلالي در اين خصوص ميگويد: من معتقدم همه برنامههاي راديو به اتاق فكر نياز دارند. به طور مثال برنامه گفتوشنود كه با حضور موافقان و مخالفان بحث و يك مجري بيطرف روي آنتن ميرود به اتاق فكر احتياج دارد تا در اين اتاق مسائل را بررسي كنيم و برنامه را با يك چارچوب مشخص روي آنتن ببريم.
وي ميافزايد: با توجه به اينكه تبليغات بعد وسيعي از جامعه امروز را دربر ميگيرد گاهي ما نيز با طرح يك موضوع آن را در واقع تبليغ ميكنيم نه به بحث مينشينيم و نه تبادلنظر ميكنيم كه اگر اين اتاق فكر وجود داشته باشد، هم باعث قوت بخشيدن به موضوع ميشود و هم بازشكافي، كه همين دو مزيت موضوع را به سوي هدف پيش ميبرد و يك نتيجه مشخص عايد برنامه ميشود.
جلالي ادامه ميدهد: در حال حاضر با تشكيل اتاق فكر براي اين برنامه تلاش كرديم موضوعات براساس نياز مخاطبان و جامعه انتخاب شود و مشكلاتي را كه شايد برخي رسانهها به آن نميپردازند، مطرح كنيم.
سردبير برنامه گفت و شنود تصريح ميكند: موضوعاتي كه در برنامههايي مانند گفت و شنود مطرح ميشود، اهميت دارد، چون اگر موضوع براساس نياز مردم طراحي نشود، با استقبال مواجه نخواهد شد.
جلالي كه بخش عمدهاي از انتخاب موضوع، تحقيق و پژوهش برنامه را به عهده دارد، خاطرنشان ميكند: هر موضوع كه انتخاب ميشود، جنبههاي متفاوتي دارد، ولي ما آن جنبه را كه بيشتر مرتبط با مردم است، پررنگتر و در آن مسير حركت ميكنيم. در اين برنامه، تحقيق و نگارش برنامه و مواردي كه بايد مدنظر قرار دهيم، همه در يك جهت هستند و مكمل يكديگر به حساب ميآيند.
در همه برنامهها سردبير نقش بسزايي در محتوا دارد و اگر بتواند محتوا را مديريت كند، شكي نيست كه مخاطبان زيادي را با خود همراه خواهد كرد.
جلالي در اين باره ميگويد: برنامههاي راديويي كار گروهي است و ما سعي ميكنيم همه تصميمات را در گروه برنامهسازي بگيريم، بهگونهاي كه روز به روز شاهد رضايتمندي و افزايش مخاطبان باشيم.
مشكلات با گزارشهاي مردمي ملموس ميشود گزارشهاي مردمي كه در لابهلاي برنامه پخش ميشود يا برقراري ارتباطهاي مردمي نيز برنامه را از حالت انتزاعي و گفتاري صرف خارج كرده و آن را عينيتر و ملموستر ميكند. محمد جواد اماميان از گزارشگران خوش بيان و با سابقه شبكه راديويي معارف است.
وي ميگويد: گزارشهاي مردمي به واسطه شفافيتي كه در برنامه ايجاد ميكند به اعتمادسازي مخاطبان كمك كرده و تاثيرگذاري برنامه را افزايش ميدهد و تضمين ميكند.
اماميان گزارشگري را موفق ميداند كه غير از داشتن صداي مناسب و فن بيان، آگاهي و دانشاش به روز باشد و بتواند هم از تجربههاي ديگران و هم از تجربههاي خودش استفاده كند و اين كه بداند براي چه برنامهاي چه سوژههايي را انتخاب كند تا درمدت زماني كه در اختيار دارد بتواند به همه مشكلات موجود اشاره كند.
مجري، نماينده مردم است جواد امامي، گوينده برنامه گفت و شنود است. وي تجربيات مختلفي را طي سالهاي پخش اين برنامه كسب كرده است و در حال حاضر با تسلط كافي با مهمانان و كارشناسان برنامه سخن ميگويد. او براي اجراي برنامهها، معيارهاي خاص خودش را دارد.
وي در اين باره ميگويد: اجراي برنامههايي را ميپذيرم كه بتوانم در آنها موثر باشم، چون پس از گذشت سالها فعاليت در حوزه اجرا و كسب تجربه نميتوانم صرفا يك مجري ساده باشم. مخاطب هم از من نميپذيرد كه مجري برنامهاي باشم كه پيامي را منتقل نميكند. هميشه دوست دارم برنامهاي را اجرا كنم كه در آن حرفهاي جدي مطرح شود و اصل موضوع در سايه حاشيههاي برنامه به فراموشي سپرده نشود.
وي معتقد است: بخشي از اعتمادسازي مخاطب از طريق مهارت مجري و بيش از آن صداقتش در ارتباط با شنونده رقم ميخورد. مجري بايد با مخاطب كاملا صادق باشد.
وي ادامه ميدهد: گروه تحقيق و پژوهش گفتوشنود فعاليتهاي گستردهاي دارد و متن و تحقيقات، چند روز پيش از برنامه آماده ميشود تا من ضمن مطالعه آنها، اطلاعات مورد نيازم را جمعآوري كنم. گفت و شنود از جهات مختلفي قابل بررسي است و با شنيدن چند قسمت از برنامه ميتوان فهميد پشتوانه تحقيقاتي خوبي دارد، چون همه بخشهاي برنامه در يك جهت هستند و مجري برنامه نيز نسبت به موضوع احاطه كامل دارد.
وي ميگويد: اين روزها برنامههاي گفتوگو محور در شبكههاي مختلف راديو زياد شده است، اما بايد ديد موضوعات تا چه اندازه براساس نياز مخاطبان است و برنامه چقدر پشتوانه تحقيقاتي دارد. ما بايد برنامهاي توليد كنيم كه اثرگذار باشد. براي اثرگذاري تنها مجري موثر نيست، بلكه همه عوامل در برنامه بايد وظايف خود را بخوبي انجام دهند تا مخاطبان بتوانند با برنامه ارتباط برقرار كنند.
تا چند سال پيش هر كسي براحتي نميتوانست اجراي يك برنامه را به عهده بگيرد. علاقهمندان پس از آزمونهاي مختلف انتخاب ميشدند و دوره كارآموزي ميگذراندند. مجريان منتخب با گزارشگري كارشان را شروع ميكردند و پس از دورهاي، اگر عملكردشان مورد قبول بود، اجراي برنامههاي توليدي تلويزيون را عهده دار ميشدند.
امامي در اينباره ميگويد: اما اكنون مجري شدن خيلي راحت شده است. كساني كه حتي دوره آموزشي را درخصوص چگونگي اجراي راديويي پشت سر نگذاشتهاند، براحتي پشت ميكروفن قرار ميگيرند و با وجود اشتباهات فراوان بازهم اجراي برنامه به آنها سپرده ميشود. بيتوجهي در انتخاب مجري ميتواند لطمههاي فراواني به برنامههاي راديويي بزند.
برخي اوقات ديده ميشود مهمانان برنامههاي راديويي سوالهايي را از پيش آماده ميكنند و در اختيار مجري قرار ميدهند يا حتي پيش از شروع برنامه، سوالها را با مجري مرور ميكنند.
امامي معتقد است: در برنامههايي كه چالشي نيستند، ميتوان سوالها را با مهمان هماهنگ كرد تا برنامه با محتواي بيشتري روي آنتن برود اما اگر برنامه چالشي است، به هماهنگي قبلي نيازي نيست. ضمن اينكه من در برنامه گفت و شنود خودم را جاي مخاطب ميگذارم و حتي اگر پاسخ مسوولي مرا متقاعد نكند، دوباره سوالم را تكرار ميكنم چون بايد به عنوان نماينده مردم در برنامه پرسشها را مطرح و درستترين پاسخها را دريافت كنم.
Bauokstoney
Sunday 20 May 2012-1, 08:05 AM
چشماتو نبند با اينور و اونور
تهيهكننده و كارگردان مجموعه نمايشي «چشماتو نبند» در شبكه آموزش سيما از حضور بيش از 200 كودك در اين مجموعه نمايشي خبر داد و گفت: اين مجموعه نمايشي تركيبي از بخشهاي عروسكي و مستندهاي نمايشي است كه توسط بچههايي با سنين 5 تا 10 سال بازي ميشود.
امير مشهديعباس در گفتوگو با ايسنا، درباره موضوع اين مجموعه نمايشي گفت: «چشماتو نبند» به موضوعات مختلفي كه دغدغههاي خردسالان است، ميپردازد. برنامه شامل 2 بخش عروسكي و مستند نمايشي است كه در بخش عروسكي، عروسكهاي «اينور» و «اونور» در استوديو حضور دارند.
مشهديعباس با بيان اين كه اين مجموعه در مراحل پاياني تصويربرداري است و تاكنون 70 قسمت از آن آماده شده است، خاطرنشان كرد: اين برنامه قرار است از ابتداي تابستان تا اواسط مهرماه از شبكه آموزش پخش شود.
اين كارگردان درباره انتخاب عنوان «چشماتو نبند» گفت: اين نام خطاب به كودك و خردسال است يعني اين كه چشمهايت را به روي حقايق و اتفاقاتي كه در اطراف خودت ميافتد، نبند.
Bauokstoney
Sunday 20 May 2012-1, 08:06 AM
بازگشت «پوآرو»
موريس فيليپس، كارگردان مطرح تلويزيوني قصد دارد يك فيلم تلويزيوني در ارتباط با ماجراجوييهاي كارآگاه پوآرو بسازد.
اين فيلم تلويزيوني با نام موقت «پوآرو» جلوي دوربين ميرود. پيشتوليد فيلم شروع شده و قرار است كليد فيلمبرداري آن اواسط فصل تابستان زده شود.
همكاران فيليپس در اين فيلم سينمايي تلويزيوني همان كساني هستند كه وي را در توليد مجموعه تلويزيوني «پوآروي آگاتا كريستي» در سال 2006 ياري دادند.
هنوز معلوم نيست ديويد ساچت در اين فيلم جديد دوباره ايفاي نقش خواهد كرد يا خير. برخي شنيدهها حكايت از آن ميكند كه فيليپس قصد دارد با فيلم سينمايي تلويزيوني خود يك كارآگاه پوآروي جديد را به تماشاگران تلويزيون معرفي كند.
اين فيلم براساس يكي از قصههاي جنايي آگاتا كريستي، خالق مجموعه كتاب پوآرو ساخته ميشود. پوآروي جديد تلويزيون با هزينهاي هشت ميليون دلاري جلوي دوربين ميرود و براي پخش در ايام تعطيلات كريسمس آماده نمايش خواهد شد.
موريس فيليپس از كارگردانان قديمي تلويزيون انگلستان است كه هفته گذشته يكي از اپيزودهاي مجموعه تلويزيوني پوآروي او به صورت فيلمي سينمايي از سيماي جمهوري اسلامي ايران نمايش داده شد.
اين فيلمساز كار ساخت مجموعهها و فيلمهاي تلويزيوني را از سال 1986 شروع كرد و تا به حال با بيش از 20 پروژه تلويزيوني به عنوان كارگردان همكاري داشته است.
Bauokstoney
Sunday 20 May 2012-1, 08:07 AM
گزارشي از برنامه «سفرگرد»
اهميت صنعت گردشگري در بحث كارآفريني و تاثيري كه بر چرخه اقتصاد و همچنين نقشي كه در معرفي ايران در جامعه جهاني و تبادلات فرهنگي ميان كشورها دارد، بر كسي پوشيده نيست.
بر همين اساس برنامه «سفرگرد» گروه دانش شبكه 4 اولين برنامه تلويزيوني است كه به صورت تخصصي به موضوع گردشگري و صنايع وابسته به آن ميپردازد.
اين برنامه جمعهها ساعت 22 به صورت زنده از شبكه 4 سيما پخش ميشود.
هدف توسعه گردشگري است
تهيهكننده برنامه سفرگرد، مصطفي شريفي كه كارشناس ارشد گردشگري بينالمللي دارد، ميگويد: براي اولينبار است كه در رسانه ملي، برنامهاي تخصصي به موضوع گردشگري و صنايع وابسته به اين صنعت به صورت آكادميك و علمي ميپردازد. هدف از توليد اين برنامه، طرح و بررسي نقاط ضعف و قوت، فرصتها و تهديدهاي فرآيند سياستگذاري، برنامهريزي و مديريت توسعه صنعت گردشگري در كشور است.
شريفي ميافزايد: ما تلاش ميكنيم به بررسي و تجزيه و تحليل علمي و منطقي اين صنعت بپردازيم و با دعوت از صاحبنظران، مديران دولتي و دستاندركاران صنعت گردشگري به راهكارهاي جديدي برسيم.
شريفي تصريح ميكند: از منظر رسانهاي، اين برنامه گفتوگومحور و به اصطلاح تاكشويي است كه با انتخاب سوژههاي گردشگري به بازنمايي مسائلي ميپردازد كه هم جذابيت رسانهاي داشته باشد و رضايت مخاطب را جلب كرده و هم بتواند پيامهاي مرتبطي را به بيننده و مسوولان منتقل كند.
وي همچنين ميگويد: چالشي بودن برنامه به اين مفهوم نيست كه بخواهيم نيمه خالي ليوان را ببينيم و فقط به ضعفها و نارساييها توجه كنيم. در اين برنامه به دنبال گزارش كار دستگاه يا نهاد دولتي و خصوصي خاصي نيستيم؛ بلكه در پي بهبود وضع صنعت گردشگري در ايران و يافتن راهكارهاي مناسب براي اصلاح تصميمگيريهاي نامناسب در حوزه گردشگري هستيم تا براي همه فعالان اقتصادي و مردم امكان كار و تلاش در اين حيطه فراهم شود.
شريفي خاطرنشان ميكند: با مخاطب از طريق تصاوير ارتباط برقرار ميكنيم تا با شنيدن صحبتهاي كارشناسي خسته نشود. در بخش اول در قالب نمايش تصويري و طنز، با تصاوير گرافيكي موضوعي كه در بخش گفتوگو مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد براي مخاطب تشريح و اهميت و ضرورت آن بيان ميشود. اين بخش حاوي نريشن و تصاوير مرتبط با موضوع مورد بحث است. هدف از آن، آشنايي مخاطب با كليات موضوع و نيز ضرورت طرح و بررسي آن است.
«مناظره»، بخش بعدي برنامه است كه در آن موضوعاتي همچون تحليل و بررسي علل اهميت تبليغات در گردشگري، نقش متوليان دولتي در پيشبرد گردشگري، الگويابي توسعه گردشگري در ايران، بررسي استانداردسازي در صنعت هتلداري، ساخت و مديريت برند در گردشگري و... مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد. در اين بخش سعي ميشود مهمانان دعوت شده از حوزههاي مختلف باشند تا ابعاد مختلف يك موضوع خاص بخوبي مورد تجزيه و تحليل قرارگيرد.
تهيهكننده سفرگرد ميگويد: متاسفانه در دعوت از مسوولان با مشكلات بسيار زيادي روبهرو هستيم. در برخي برنامهها واقعا جاي مسوول اجرايي خالي است و با وجود پيگيريهاي مستمر همكارانم موفق نميشويم، مقام مسوول را براي حضور در برنامه راضي كنيم.
دقت در كيفيت مهمانان، طرح ديدگاههاي متفاوت، چالش مفيد در مباحث، انتخاب موضوعات روز در زمينه گردشگري و پاسخگويي مسوولان همچنين پيگيري موضوع گردشگري هدف اصلي برنامه سفرگرد است.
برند؛ نياز گردشگري دكتر فرزاد مقدم، سردبير و مجري ـ كارشناس برنامه سفرگرد درخصوص اينكه تا چه اندازه برنامه پيشينه تحقيقاتي دارد، ميگويد: اصول كار بر مطالعه و تحقيق و پژوهش استوار است. براي هر برنامه از انتخاب محور اصلي بحث گرفته تا انتخاب مهمانان و طراحي پرسشهاي اصلي، ساعتها تحقيق و مطالعه صورت ميگيرد تا با حضور كارشناسان، به ارائه راههاي گسترش اين صنعت در ايران بپردازيم.
مقدم تصريح ميكند: گردشگري يك موضوع فرابخشي است و براي حل مشكلات اين حوزه به كمك همه اقشار جامعه بخصوص مسوولان نياز داريم. در هر قسمت از برنامه يكي از مشكلات حوزه گردشگري از جنبههاي مختلف مورد بررسي قرار ميگيرد تا مردم و مسوولان با آنها بيشتر از پيش آشنا شوند، زيرا يكي از اهداف رسانه بيان نيازهاي جامعه به زبان ساده است. در اين برنامه اشتباهاتي را كه در عرصه گردشگري اتفاق افتاده، مطرح ميكنيم تا افرادي كه به صنعت گردشگري ـ كه سومين صنعت مولد شغل و سرمايه پس از نفت و خودروسازي در جهان به شمار ميرود ـ بيشتر توجه كنند، زيرا منابع گردشگري در ايران، يك گنج واقعي هستند. ما از طريق گردشگري ميتوانيم راحتتر به منافع ملي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي خود در دنيا برسيم.
براي توسعه صنعت گردشگري نياز است همه رسانهها در سطوح مختلف با بهكارگيري روشهاي جديد و به روز تبليغاتي، وارد ميدان رقابت جهاني شوند. بحث تبليغات يكي از عمدهترين عوامل موفقيت در حيطه گردشگري است. ما در ايران بهترين جاذبههاي گردشگري را داريم، ولي برند تبليغاتي نداريم. براي نمونه، هند كشور لوكس و شيكي نيست، اما گردشگران زيادي در طول سال از آنجا ديدن ميكنند (هرچند زير ساختهاي خوبي ندارد) ولي روي برندسازي كار كردهاند.
در برنامه سفرگرد تلاش ميشود از سازمانها و ارگانهايي كه با صنعت گردشگري به طور مستقيم و غيرمستقيم در ارتباط هستند، دعوت كنيم تا كارشناسان آنها در برنامه شركت كنند و در زمينه گردشگري چارهجويي شود.
با سازمان ميراث فرهنگي، نيروي انتظامي، اتحاديه هتلداران، وزارت راه و شهرسازي در حوزه حمل و نقل و ديگر سازمانهاي ذيربط در تعامل هستيم، اما بعضي مسوولان حاضر نيستند در برنامه شركت كنند كه دليل اصلي همكاري نكردن اين عزيزان، نداشتن برنامهريزي منسجم و ثبات مديريت در آن حيطه است كه اميدواريم با همكاري سازمانهاي مربوطه اين مشكل برطرف شود.
مهمان امشب برنامه سفرگرد كيومرث فتحالله كرمانشاهي، معاون كمكهاي تجاري سازمان توسعه تجارت و مسوول تخصصي برند سازمان توسعه تجارت است. او ميگويد: تا امروز كمتر به برندسازي در حوزه گردشگري پرداخته ميشد، ولي برند يكي از ابزارهاي بازاريابي موفق در دنياست.
ايران، خانه خودتان است «سفريار»، عنوان يكي ديگر از بخشهاي برنامه سفرگرد است. كارشناس اين بخش به معرفي يكي از جاذبههاي خاص گردشگري كشور ميپردازد. آرش نورآقايي، پژوهشگر آزاد گردشگري، كارشناس بخش سفريار است.
او ميگويد: چون ميخواهيم در برنامه به بحثهاي تخصصي پرداخته نشود و خستهكننده نباشد، در بخش سفريار تلاش ميكنيم با مطرح كردن جاذبههاي گردشگري، عموم مردم را با مقوله گردشگري پيوند بزنيم.
براي مثال در شبي كه موضوع برنامه درباره برند گردشگري است از مردم خواستهايم در نظرسنجي پيامكي برنامه شركت كنند تا بتوانيم يك برند ايراني در زمينه گردشگري تعريف كنيم.
زيرا هر كشوري يك برند و شعار خاص خود دارد كه در جهان با آن شناخته ميشود، مثلا شعار كشور هند اين است: هند، باور نكردني يا سنگاپوريها ميگويند، سنگاپور شما. اما هنوز ما با اين پيشينه و ارزشهاي فرهنگي كه داريم براي ايران يك شعار گردشگري در سطح بينالمللي و جهاني نداريم.
از آرش نورآقايي ميپرسم شما چه شعاري را براي گردشگري ايران پيشنهاد ميكنيد؟ او ميگويد: مهماننوازي ايرانيان و فرهنگ ايراني در سراسر دنيا شهره عام و خاص است و اين در سفر نامههاي گوناگوني كه طي سالهاي خيلي دور و نزديك توسط جهانگردان نوشته شده بخوبي هويدا و مشهود است. شعار پيشنهادي من اين است: ايران، خانه خودتان است.
ما در اين برنامه پتانسيلها و گنجهاي خدادادي را كه در ايران وجود دارد، معرفي ميكنيم زيرا ايران يك افسونگري خاصي داردكه در بقيه مشرق زمين پيدا نميشود و يكي از اهداف گردشگري، شناخت است. بناهاي تاريخي، اماكن ديدني و جاذبههاي طبيعي كه حيات وحش نيز جزيي از آن است همچنين مراسم سنتي را كه كمتر به مردم معرفي شده در برنامه بازگو ميكنيم. براي مثال كمتر كسي ميداند در جزيره قشم دشت ستارهها وجود دارد. از طريق اين برنامه در ايجاد ايدههاي جديد براي سفر و گذراندن اوقات فراغت اطلاعات بهينهاي به مردم ميدهيم تا براي تعطيلات، كشورهاي ديگر را انتخاب نكنند.
گردشگري تفريح نيست فرهاد شمسيان، كارشناس ارشد گردشگري و عضو هيات سردبيري و مجري برنامه سفرگرد است. اين برنامه اولين اجراي زنده تلويزيوني اوست. شمسيان درباره برنامه ميگويد: ما با چنين برنامهاي ميخواهيم جامعه را به سمت و سوي گردشگري سوق دهيم. اين برنامه در حوزه حمايت از توسعه گردشگري ساخته ميشود و براي حمايت از بخش يا گروه خاصي نيست. اصولا با پرداختن به مقوله گردشگري در سطح كلان ميتوان ذهنها را فعالتر كرد و از ظرفيتها و پتانسيلهاي جامعه در راه تحقق اهداف بلندمدت اقتصادي، اجتماعي و ... سود جست.
گردشگري صرفا امري تفريحي نيست، بلكه ابزاري مناسب براي ارائه فرهنگ و تمدن است. سفر و گردشگري نياز روز جامعه است. با توجه به اين كه برنامه سفرگرد از اواسط فروردين امسال روي آنتن ميرود مردم استقبال خوبي از اين برنامه ميكنند و در هر برنامه حدود 12 الي 20 هزار پيامك ارسال ميشود كه اين نشاندهنده شناخت مردم از صنعت گردشگري است.
سيما پويا
Bauokstoney
Sunday 20 May 2012-1, 08:08 AM
گزارش از يك برنامه ورزشي در راديو جوان
داغترين اخبار فوتبالي در«چهار چهار دو»
اگر از مخاطبان و علاقهمندان فوتبال هستيد قطعا با تنها برنامه فوتبالي راديو جوان كه نود راديويي نام گرفته است، آشنايي داريد. برنامه «چهار چهار دو» شبكه راديويي جوان از معدود برنامههايي است كه توانسته فوتبالدوستان را يكشنبهها از ساعت 21 تا 22:30 با خود همراه كند.
براي تهيه گزارش از اين برنامه در يك عصر بهاري به سمت ساختمان شهداي راديو حركت ميكنم تا بتوانم با اين گروه برنامهساز صحبت كنم.
محمد اميني، سردبير چهار چهار دو درباره اين برنامه توضيح ميدهد: اين برنامه چند سال است روي آنتن قرار دارد و من آغاز ساخت آن را به ياد نميآورم. شايد پيش از اينكه به شبكه جوان بيايم اين برنامه وجود داشته است، اما با سبك و سياق ديگري، ولي آنچه در ارتباط با برنامه بسيار قابل توجه است اينكه در حال حاضر تنها برنامه فوتبالي شبكه جوان است كه با اين فرم خاص روي آنتن ميرود.
اميني ميافزايد: داشتن يك گروه برنامهساز مطلع، به روز بودن و داشتن اطلاعات لازم درخصوص فوتبال، همراه بودن با جوان امروز و حضور و مشاركت مسوولان فدراسيونها در فواصل برنامه ميتواند علاوه بر موفقيت يك برنامه راديويي به حل مسائل و مشكلات فوتبال كمك كند. صادقبودن با شنونده نيز در توفيق برنامه بسيار اهميت دارد.
اميني در ارتباط با رقابت با ديگر برنامههاي ورزشي ميگويد: هر برنامهاي مخاطب خاص خود را دارد و اگر كسي نود را دنبال كند ممكن است پيگير چند برنامه فوتبالي ديگر هم باشد. اينكه هر برنامه با چه فرمي روي آنتن قرار ميگيرد تفاوت در برنامهسازي را روشن ميكند و باعث تمايز برنامهها از هم ميشود. موضوعات با توجه به اتفاقات روز جامعه فوتبال انتخاب ميشوند. ممكن است در يك هفته اخبار و حواشي ليگ بسيار خبرساز شده باشد يا تيم خاصي حاشيههاي زيادي درست كرده باشد. سعي ما بر اين است كه اتفاقات و حواشي فوتبال را بيپرده با مردم در ميان بگذاريم و ابهامات را با حضور مسوولان و كارشناسان برطرف كنيم. وقتي حقايق در برنامهاي گفته شود مردم خود به خود به سمت آن برنامه جذب ميشوند، چرا كه همه به كشف حقيقت علاقه دارند. اين دقت در برنامه و همسو بودن با شنونده كمك زيادي به جذب مخاطب ميكند. ما سعي ميكنيم به موضوعاتي بپردازيم كه جوان امروز دوست دارد در ارتباط با اين ورزش بداند.
پيگيري از عناصر مشخصه چهار چهار دو برنامه چهار چهار دو، بخشهاي متنوعي دارد، داغ داغ از فوتبال، بررسي حواشي هفته، اخبار كميته انضباطي، خبرهاي خارجي، داخلي، فوتسال، گفتوگوي ويژه، ترينها و بررسي ليگ برتر از جمله آنها هستند. ترينها با اجراي پيمان طالبي روي آنتن قرار ميگيرد و در ارتباط با ترينهاي هفته فوتبال سخن ميگويد مثلا پرگلترين بازي، پراخطارترين بازيكن كه بحثهاي چالشي ديگري را نيز مطرح ميكند.
البته پيمان طالبي همراه پيام يونسيپور، كارشناس روتين برنامه و حسن اسماعيلپور گوينده كه خود دست كمي از كارشناس برنامه ندارد در استوديو حضور دارند و در ارتباط با اين بخش صحبت ميكنند.
در گفتوگوي ويژه هم از مسوولان فدراسيون فوتبال، كارشناسها، فوتباليستها يا مديرعامل باشگاهها دعوت ميشود تا در ارتباط با موضوعات روز صحبت كنند.
برنامه در حال پخش است و در فواصل برنامه، اميني مدام با حسن اسماعيلپور در ارتباط است و موضوعات را با او چك ميكند.
ريتم تند، شاد و سريع گوينده هيجان خاصي ايجاد كرده و رفت و برگشتهاي سريع ميان استوديو و اتاق فرمان و همچنين استفاده از صداهاي پسزمينه در زمان خواندن متن باعث جذابيت بيشتر برنامه شده است.
اميني درباره ساختار برنامه ميگويد: هدف ما از ساخت چهار چهار دو، حل مسائل فوتبال است. قرار است اين برنامه شاد، طنز و جوانپسند باشد تا جوان امروزي با در نظر گرفتن رفتار، عقايد و ديدگاههاي مختلف در توليد و پخش آن مشاركت كند.
وي در پايان صحبتهايش خاطرنشان ميكند: هماهنگي عوامل برنامه با هم و آشنايي آنها با شرايط رسانه، داشتن خلاقيت و... ميتواند به جذابيت و متفاوت بودن يك برنامه راديويي كمك كند.
پيگيري مشكلات فوتبال در فضايي شفاف برنامههاي ورزشي همواره طرفداران و علاقهمندان خاص خود را دارند. به همين دليل رقابت قابل ملاحظهاي ميان برنامههايي از اين دست چه در راديو و چه در تلويزيون برقرار است. چيدن درست برنامهها به نوعي كه هم اطلاعات درست را به مخاطب بدهد و هم باعث جذب او به برنامه شود به برنامهريزي مدير گروه برنامهساز وابسته است.
حميدرضا افتخاري، مدير گروه جوان و تفريحات شبكه راديويي جوان دانش آموخته شيمي است. وي بر اين باور است كه ورزش فقط فوتبال نيست و ميگويد: شعار من اين است كه ورزش فقط فوتبال نيست و همانقدر كه به اين ورزش پرداخته ميشود بايد به ديگر ورزشها هم بها داده شود.
البته به گفته او، فوتبال يكي از جذابترين و پرحاشيهترين ورزشهايي است كه در حال حاضر وجود دارد و در واقع برنامه چهار چهار دو براي پاسخ به اين نياز مخاطب و با هدف پيگيري مشكلات فوتبال روي آنتن ميرود.
او ميگويد: گروه ورزش شبكه جوان بهطور كلي سه هدف اصلي را دنبال ميكند؛ ابتدا در راستاي خصلت اصلي راديو بتواند خبر ساز باشد و به نوعي رسانه پيشرو باشد، دوم اينكه در بحثهاي ورزشي، چالشي بايد رعايت انصاف شده و در همه بحثها به طور مستند صحبت شود و سوم اينكه ورزش فقط فوتبال نيست. بر همين مبنا ما شش برنامه ورزشي داريم كه عبارتند از «جنب و جوش» كه به ورزش همگاني ميپردازد، «تيتر داغ» كه به حاشيههاي ورزش مربوط است، چه فوتبال و چه ساير رشتهها، «ايستگاه ورزش» كه يك برنامه تحليلي ـ خبري است، «توپ» كه يك طنز ورزشي است، «خط پايان» و چهار چهار دو به فراخور نياز در ساير برنامهها موضوع فوتبال مورد توجه قرار ميگيرد، اما بهطور تخصصي فقط در اين برنامه است كه درباره اين ورزش صحبت ميشود.
او اذعان ميكند: اصولا راديو، رسانه پيشرو در حوزه خبر است لذا ما سعي ميكنيم بهطور لحظهاي خبرها را در همه حوزههاي ورزشي به اطلاع مردم برسانيم. اگر چه راديو عناصري مانند تصوير و رنگ ندارد، اما گاه جذابيتهاي يك برنامه آنچنان در ذهن مخاطب تصويرسازي انجام ميدهد كه باعث كشش مخاطب و جذب او به برنامه ميشود بخصوص اگر آن برنامه جنجالي باشد و پشت پردههاي ورزشي مانند فوتبال را بسيار بيپرده و به اصطلاح رك به شنونده تقديم كند. برنامههاي ورزشي بويژه فوتبالي تلاش ميكنند با استفاده از تكنيك و خلاقيت در برنامهسازي شنوندگان بيشتري را جذب كنند.
او ميگويد: برنامه بايد با مردم صادق باشد و شفاف بودن از وظايف يك برنامه راديويي است. در چهار چهار دو نيز سعي ما بر اين است كه از كارشناسان خوشنام و منصف استفاده كنيم كه نقد منصفانه و فني داشته باشند و كمتر موضع شخصي خود را در برنامه وارد كنند.
او در ارتباط با رقابت با برنامههاي تصويري بيان ميكند: راديو حتي از لحاظ فني هم سريعتر از رسانههاي تصويري است و به خلاقيت و هنرمندي برنامهسازان بستگي دارد كه جذابيت برنامهها را به حدي بالا ببرند كه مانند يك برنامه ورزشي تصويري شوند. البته آنچه مسلم است اين كه گفتوگو ذاتا يك كار تصويري نيست و به تصوير نياز ندارد، اما بهطور كلي يك برنامه راديويي خوب ميتواند با يك كار تلويزيوني برابري كند يا حتي از آن هم جذاب تر باشد.
او در ارتباط با تنها برنامه فوتبالي شبكه جوان ميگويد: ما نود راديويي نيستيم و به حد زيادي به زمان پايبنديم. همه تلاش ما اين است كه به بهبود وضعيت فوتبال كمك كنيم نه اينكه حاشيهها را پررنگتر كنيم البته بهنظر من بايد خيلي هنرمندانه به حواشي پرداخته شود و اگر حل آنها به فوتبال كمك ميكند نبايد از مطرح كردنشان فرار كنيم، چرا كه به اعتقاد من حاشيهسازي براي جلب مخاطب بيشتر كار پسنديدهاي نيست. برنامه ما خواهناخواه جريانسازي ميكند ولي بهگونهاي فرهنگي اين كار را انجام ميدهد.
ريتم متناسب با برنامه حسن اسماعيلپور، از گويندگان جوان و پرانرژي است كه برنامههاي متفاوتي همچون رو موج ما بمون، شباشب، معمولي نيست، يك سبد ترانه و راديو همراه را روي آنتن شبكه راديويي جوان دارد. او كار خود را از راديو مركز مازندران آغاز كرد. اسماعيلپور، گوينده اصلي برنامه چهار چهار دوست. وي متولد 1360 در بهشهر و دانش آموخته گرافيك است.
او در مورد چهار چهار دو ميگويد: اين برنامه صد در صد فوتبالي است و به حواشي فوتبال ايران و اتفاقاتي كه در فوتبال ايران ميافتد مانند خبرهاي ليگ برتر و فدراسيون ميپردازد. در واقع يك برنامه گفتوگو محور است. اين برنامه يك اتاق فكر دارد كه ما ساعتها در آن بحث و بررسي كرده و موضوعات روز فوتبال را براي برنامه انتخاب ميكنيم.
او اذعان ميكند: ما به دنبال ايجاد جنجال در برنامه نيستيم. من گوينده ميتوانم با يك ديالوگ جرياني را راهاندازي كنم، اما وظيفه ما چيز ديگري است. ممكن است اتفاقات يا شايعاتي در ارتباط با فوتبال وجود داشته باشد كه 10 درصد از مردم از آن باخبر هستند. وظيفه من اين است كه افراد مورد نياز براي رفع ابهام را روي خط برنامه بياورم و از آنها بخواهم شفافسازي كنند.
او در پاسخ به اين پرسش كه اجراي شما در تيتر داغ كه يك برنامه ورزشي است با چهار چهار دو چه تفاوتي دارد، ميگويد: اين بسيار كار سختي است كه من بتوانم به دو گونه متفاوت اجرا كنم، چرا كه قالب، همان قالب ورزشي است. موضوعات هم تقريبا يكسان هستند، اما همه تلاش خود را ميكنم كه دو اجراي متفاوت داشته باشم. اين يك كار زمان بر است كه گويندهاي ورزشي بتواند خود را در دو قالب يكسان، متفاوت جلوه دهد.
اسماعيلپور كه خود را بشدت فوتبالي معرفي ميكند، چنين ادامه ميدهد: من به اين ورزش خيلي علاقه دارم و قبلا در پست دفاع هم بازي كردهام اما هيچگاه نميگويم هوادار كدام تيم هستم، چرا كه باعث ايجاد شائبه در ذهن مخاطب ميشود، اما من در اجرا يا حتي نقدهايم به هيچوجه به علاقه شخصي خودم دقت نميكنم و تمركزم بر نقد منصفانه و فني از همه تيمهاي ورزشي است، چرا كه در اينصورت كار بسيار سخت ميشود و بايد سانسور شده صحبت كني.
او ميگويد: وقتي حرفهاي نگاه كني و اين احساس را داشته باشي كه طرفدار هيچ تيمي نيستي آنگاه ميتواني اجراي خوبي داشته باشي گرچه كار سختي است، اما اگر اين باور را داشته باشي كه به فوتبال حرفهاي نگاه كني ميتواني به مطلوب خود بررسي من در زمان اجراي برنامه شنونده را به اين باور ميرسانم كه طرفدار تيم خاصي نيستم.
او بر اين باور است كه احساسي عمل كردن باعث شكست گوينده ميشود و همواره در اجرا بايد منطق را حاكم كرد.
او ادامه ميدهد: آنچه در گويندگي بسيار اهميت دارد اين است كه با اطلاعات در برنامه حاضر شوي و حرفي براي گفتن داشته باشي، چرا كه شنونده ما بسيار فهيم و هوشيار است و اگر از روي متن بخواني يا اطلاعاتي را از خودت نداشته باشي بسرعت متوجه خواهد شد. من همواره سعي كردهام به متن وابستگي شديد نداشته باشم. شايد تا چند برنامه بتواني به اطلاعات سردبير يا سوالات او متكي باشي، اما بسرعت شنونده متوجه اين بياطلاعي تو خواهد شد. قرار است من براي افرادي صحبت كنم كه قبولم دارند و قرار است از من صحبت جديدي بشنوند و اين بسيار بد است كه حرفي براي گفتن نداشته باشم. اگر گوينده اندوختهاي از خود نداشته باشد، تاريخ مصرف پيدا ميكند.
او به روز بودن را عامل موفقيت گوينده عنوان ميكند و ميافزايد: من قبل از هر برنامه، اطلاعات يك سال پيش فردي را كه ميخواهم با او ارتباط بگيرم، مطالعه ميكنم و آن را با زمان حالش مقايسه ميكنم. به اين صورت دستم در اجرا باز است. ممكن است سردبير به من سوالي يك خطي بدهد، اين هنر من را ميطلبد كه به آن سوال شاخ و برگ بدهم و برنامه را شنيدني كنم. او در پاسخ به اين پرسش كه چقدر با سردبير هماهنگ هستي، ميگويد: من با سردبير مدام در تعامل هستم و حتي در سوالات نيز همفكري ميكنيم.
هاجر ياراحمدي
Bauokstoney
Sunday 8 July 2012-1, 04:33 PM
مسابقه موج سلامت
سوالات اين مسابـقـه از سوي راديو سلامـت (موج افام، رديف 102) از شنبه تا چهارشنبه مطرح ميشود و اسامي برندگان هر پنجشنبه در همين ستون اعلام خواهد شد.
براي شركت در مسابقه، شماره سوال و گزينه صحيح را به شماره پيامك راديوسلامت 300001039 ارسال كنيد.سوالات اين هفته1ـ لباس بچهها در مهدكودك بهتر است چهرنگي باشد؟
الف) تيره ب) روشن
2ـ با استفاده از ضدآفتاب ضدآب چه مدت ميتوان در آب بود؟
الف) تمام روز ب) 40 دقيقه
3 ـ قطره آهن از چه سني براي كودك آغاز ميشود؟
الف) چهار ماهگي ب) يك ماهگي
Bauokstoney
Sunday 8 July 2012-1, 04:34 PM
شبكه آموزش تابستان را ديدني كرد
در فهرست برنامههاي تابستاني شبكه آموزش طيف وسيعي از موضوعات از هنرهاي تجسمي و معماري گرفته تا مشاعره و ورزش باستاني ديده ميشود. اين شبكه قصد دارد ايام تابستان با پخش برنامههاي سرگرمكننده اوقات فراغت مخاطبان خود را پر كند و در عين حال رويكردي آموزشي هم داشته باشد.
چشماتو نبند، خلاقيت و معماري، تجربههاي آقاي خوشبخت، مشاعره، پرده خيال و مدرسه پهلواني از جمله برنامههاي شبكه آموزش است كه يا پخششان بتازگي آغاز شده يا در ايام تابستان حال و هوايي متناسب با اين ماه پيدا كرده است.
حضور بازيگران زير 9 سال در چشماتو نبندمجموعه نمايشي و داستاني «چشماتو نبند» در يكصد قسمت براي گروه سني كودك و نوجوان و به كارگرداني امير مشهديعباس تهيه و توليد شده است.
چشماتو نبند در قالب يك مجموعه عروسكي به دغدغههاي واقعي و روزمره كودكان و خردسالان ميپردازد. در اين مجموعه بازيگران چهار تا 9 سال ايفاي نقش ميكنند.
همچنين از شخصيتهاي عروسكي به نام «اين رو» و «اونرو» نيز در فضايي شاد و موزيكال استفاده شده است.
اين مجموعه نمايشي ايام تابستان هر روز به غير از دوشنبه و جمعه ساعت 16 از شبكه آموزش پخش ميشود.
مستند «خلاقيت و معماري» به تهيهكنندگي و كارگرداني حسنعلي اربابي نيز در حال ساخت است و براي اولين بار موضوع آموزش معماري را به شكلي نوين در صداوسيما و در شبكه آموزش ارائه ميدهد.
اين برنامه آموزشهاي اسكيس را به همراه دارد. اسكيس شكل طراحي اوليه ساختمانها و بناهاي معماري است و چون خيلي از مشكلات دانشجويان معماري به دليل آشنا نبودن و نداشتن مهارتهاي اسكيس برميگردد، اين برنامه در واقع به نوعي به خلاقيت در معماري و اسكيس در كنار هم ميپردازد.
همچنين پخش مجموعه «تجربههاي آقاي خوشبخت» به كارگرداني حامد عزيزي و تهيهكنندگي داريوش ربيعي بزودي از شبكه آموزش آغاز ميشود.
تصويربرداري سري جديد «مشاعره» در بوستانها براي پخش در روزهاي آينده بتازگي آغاز شده است.
در سري جديد برنامه، شعرها تا اندازه زيادي با فصل بهار و تابستان مناسبت دارد و شركتكنندگان كه كودكان زير ده سال و جوانان هستند، بايد شعرهايي با اين مضمون را بخوانند. برنامه «مشاعره» با اجراي دكتر اسماعيل آذر روانه آنتن ميشود. شبكه آموزش در جديدترين برنامه توليدي خود با عنوان «پرده خيال»، وضعيت حاكم بر عرصه هنرهاي تجسمي را بررسي ميكند.
«پرده خيال» كه داراي ساختار مستند گزارشي است ضمن پخش گزارشهاي تجسمي از فعاليتها و نمايشگاههاي برگزار شده مختلف در عرصه هنرهاي تجسمي ميكوشد در گفتوگو با هنرمندان مشهور و كارشناسان برجسته اين حوزه، تحليل جامعي از هنرهاي تجسمي ارائه دهد.
در «پرده خيال» هنرهاي تجسمي شامل نگارگري، خوشنويسي، نقاشي، سفالگري و بخشي از هنرهاي سنتي و دستي كه مرتبط با اين حوزه هستند، پوشش داده شده است.
جليل جوكار به عنوان كارشناس ثابت در اين برنامه يكصد قسمتي حضور دارد. مرحله اول اين برنامه در 52 قسمت 25 دقيقهاي توليد شده است. پرده خيال با حمايت معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تهيه و توليد شده است.
معرفي آثار مناسب شنيداري در «دستان»شبكه آموزش سيما در ادامه روند پرداختن به حوزه موسيقي از پنجشنبه هفته گذشته جديدترين برنامه خود با نام دستان را در اين حوزه به تهيهكنندگي سيدمحمد مناجاتي روي آنتن برد.
در برنامه دستان با حضور استادان برجسته موسيقي،كارشناسان و همچنين گروههاي شاخص به بحث و بررسي جامع حوزه موسيقي پرداخته ميشود.
هدف از ساخت و پخش اين برنامه تامين آثار مناسب شنيداري در سبد خانوادههاي ايراني، معرفي آثار درخور و شايسته به مخاطبان، آشنايي علمي مخاطبان با هنر و علم موسيقي و ترويج و تبليغ آثار فاخر بر اساس اهداف شبكه آموزش سيما عنوان شده است.
برگزاري يادمان چهرههاي مطرح و تاثيرگذار موسيقي ايراني، بررسي تاثير موسيقي غرب بر موسيقي ايران، نقد و بررسي نقش موسيقي فيلم در تاريخ سينما و تلويزيون، پيوند شعر و موسيقي و اخبار جشنوارهها و نشستهاي تخصصي حوزه موسيقي از جمله بخشهاي مختلف اين برنامه خواهد بود. همچنين مجموعه مستند «مدرسه پهلواني»، جذابيتهاي ورزش باستاني در ايران و چند كشور خارجي را به تصوير ميكشد.
اين مجموعه مستند با موضوع ورزش و تفريحات سالم و ترويج ورزشهاي باستاني ايران در حال توليد است.
گروه توليدكننده «مدرسه پهلواني» به كشورهايي مانند نپال، هندوستان، تاجيكستان، بلاروس، تركيه، اوگاندا و... رفتهاند و ورزشهاي باستاني را در اين مناطق بررسي كردهاند.
Bauokstoney
Sunday 8 July 2012-1, 04:35 PM
درباره مجموعه تلويزيوني «فونيکس»
مجالي براي تكانخوردن تماشاچي نيست
تفاوت عمده مجموعه تلويزيوني «فونيكس» كه در حال پخش از شبكه سه سيماست با كارهاي مشابه پليسي تلويزيوني، در اين است كه فيلمنامه آن برگرفته از يكسري ماجراها و قصههاي واقعي است.
اين قصهها در دست فيلمنامهنويسان فونيكس، به داستانهايي درام و جذاب تبديل شدهاند كه ميتوانند تماشاچي را براحتي تا پايان ماجرا به دنبال خود بكشانند.
خالقان اصلي فونيكس، آليسون نيسل و توني مكدانلد هستند كه قبل از اين مجموعه، تعدادي كار پربيننده تلويزيوني توليد كرده بودند، ولي با اين مجموعه به موفقيتهاي تازهاي دست يافتند.
فونيكس كه يك مجموعه استراليايي بود، خيلي زود توانست توجه تماشاگران تلويزيوني در بقيه كشورهاي جهان را نيز جلب كند. پل سونكيلا، نل فيني كانر و جورج فيرفاكس بازيگران اصلي مجموعه هستند.
فونيكس سال 1992 در 13 اپيزود تهيه شد و روي آنتن رفت. استقبال تماشاگران از قصه و حال و هواي معمايي و دلهرهآور آن، راه را براي توليد فصل دوم هموار كرد.
اين فصل هم در 13 اپيزود تهيه و سال 1993 از تلويزيون استراليا پخش شد. با آن كه تماشاگران با استقبال بالاي خود از فصل دوم آن را نيز به يك كار موفق تلويزيوني تبديل كردند، ولي فصل سوم آن هيچوقت وارد مرحله توليد نشد. خالقان مجموعه ميگويند نداشتن سوژه جديد، عامل اصلي عدم توليد فصلهاي بعدي آن بود.
از آنجا كه فيلمنامه مجموعه براساس ماجراهاي واقعي نوشته شده بود و تهيهكنندگان آن با تاكيد بر اين مساله نميخواستند از قصههاي خيالي استفاده كنند، سازندگان مجموعه با محدوديت سوژه روبهرو شدند.
فيلمنامه فونيكس را مكدانلد و نيسل با همكاري هفت فيلمنامهنويس ديگر نوشتند. براي آن كه قصههاي مجموعه متنوع باشد، هريك از اين فيلمنامهنويسان در كار نگارش دو تا سه اپيزود مجموعه با دو فيلمنامهنويس اصلي همكاري كردند. كارگرداني اپيزودهاي مختلف مجموعه هم به دست پنج فيلمساز سپرده شد.
مايكل كارسون، كارگردان فعال تلويزيوني استراليا با ساخت هشت اپيزود فونيكس، بيشترين همكاري را با اين پروژه داشت.
او كه سال 2005 در جريان يك حادثه تصادف جان خود را از دست داد، سال 1975 با ساخت مجموعهها و فيلمهاي سينمايي ـ تلويزيوني كار خود را آغاز كرد و با وجود عمر كوتاه خود، با بيش از 25 سريال تلويزيوني همكاري كرد.
او فونيكس را در ميانه كار هنري خود كارگرداني كرد و اين در حالي بود كه هم قبل و هم پس از آن با تعدادي از آثار موفق تلويزيوني همكاري داشت.
كارسون گفته بود: در صحبتهايي كه با خالقان مجموعه داشتم متوجه تاكيد آنها بر واقعي بودن قصهها شدم. با اين حال آنها ميخواستند اين قصههاي واقعي به زباني هنري و اكشن تعريف شوند. نيسل به من گفت قصههاي واقعي معمولا در زمان توليد تبديل به يكسري كارهاي خشك و خستهكننده ميشوند و رئاليسم موجود در آنها باعث فرار تماشاچي ميشود. به همين خاطر، هدف آنها اين بود كه قصههاي واقعي فونيكس به همان زباني جلوي دوربين به تصوير كشيده شوند كه مجموعههاي خيالي و غيرواقعي ديگر ساخته ميشوند. طبيعي است انجام چنين كاري چندان ساده و راحت نبود. شما چگونه ميتوانيد در حالي كه يكسري واقعيتها دست و پايتان را بسته است، محصولي جذاب و حادثهاي ارائه دهيد كه حال و هواي آن شبيه مجموعههايي است كه قصههايشان از ذهن خلاق فيلمنامهنويس تراوش كرده و رنگ و بويي از واقعيت نبردهاند؟
با اين حال فونيكس توانست اين تلفيق را با موفقيت انجام دهد و اكشن و دلهره و رمز و راز را در دل قصههايي بكشاند كه براساس ماجراهاي واقعي نوشته شدهاند.
در قصه مجموعه، يك بازرس پليس كاركشته به نام فونيكس درگير يكسري پرونده جنايي شده و در هر اپيزود آن با يك ماجراجويي مرموز روبهرو ميشود كه حال و هوايي معماگونه دارد.
توني مكدانلد يكي از دو خالق اصلي مجموعه عقيده دارد وجه معمايي قصه، كمك زيادي به جذب تماشاگران كرد.
مكدانلد ميگويد: وقتي معمايي را مطرح ميكنيد كه برخي از جنبههاي ماجرا در آن ناشناخته است، بيننده كاملا با حرفي كه مطرح ميكنيد درگير ميشود و دوست دارد بداند اتفاقهايي كه قرار است بيفتد، چگونه رخ ميدهد و پاسخ معماهايي كه طرح ميشود چه خواهد بود. اين يك جور بازي با ذهن بيننده است كه آن را دوست دارد. ما هم با تكيه بر اين موضوع، فيلمنامهها را به سمت طرح معما و تلاش براي پاسخگويي به آنها كشانديم.
نيسل و مكدانلد خالقان فونيكس كه نميتوانستند فصل سوم آن را تهيه كنند و در عين حال نميخواستند تقاضا و اشتياق تماشاگران و دوستداران اين مجموعه پرطرفدار را بيپاسخ بگذارند، راه سومي در پيش گرفتند و سال 1994 مجموعهاي به نام «جانوس» (كه با نام «عدالت» هم شناخته ميشود) را تهيه كردند و روي آنتن فرستادند.
اين مجموعه دقيقا حال و هوايي شبيه فونيكس داشت و حتي ميتوان آن را ادامهاي دقيق بر اين مجموعه دانست. عوامل اصلي پشت صحنه جانوس دقيقا همان كساني بودند كه در توليد فونيكس مشاركت داشتند.
قصهها هم شباهت زيادي به قصههاي اپيزودهاي دو فصل مجموعه قبلي داشت. در اين مجموعه جديد فقط بازيگران اصلي تغيير كرده بودند.
جانوس هم در دو فصل 13 اپيزودي ساخته شد و پخش آن تا سال 1995 ادامه پيدا كرد. خالقان مجموعه آن را به تماشاگراني تقديم كردند كه دو سال در زمان پخش فونيكس با آن همراه بودند.
با پايان پخش جانوس، پرونده توليد مجموعهاي درام با حال و هواي جنايتكارانه و پررمز و راز از سوي مكدانلد و نيسل هم بسته شد.
Bauokstoney
Sunday 8 July 2012-1, 04:36 PM
فراز و فرودهاي نمايش راديويي در جهان
از تولد تا زندگي يک راديو
نمايشهاي راديويي، اجراي تئاترگونهاي است كه موفقيت آن در گرو اجراي خوب آوايي نمايش است. همانطور كه از اسمش پيداست اين نمايشها فقط در راديو پخش ميشود و تنها از طريق صداي بازيگران بامخاطب ارتباط برقرار ميشود.
از آنجا كه فاكتور بصري در راديو نمايش غايب است، كمك به شنوندگان براي تصور كردن شخصيتها و فهميدن داستان نمايش عناصر موسيقي، افكتهاي صوتي و ديالوگهاي قوي بشدت تاثيرگذار هستند.
ايستگاههاي راديويي كه به پخش اينگونه نمايشها مبادرت ميكنند به راديو نمايش معروف هستند. البته ايستگاههاي راديويي كه منحصرا نمايشنامه پخش كنند، معدود است.
در واقع از همان بدو تولد اين ژانر، ايستگاههاي راديويي ساعاتي از برنامه خود را به پخش نمايش اختصاص ميدادند.
تخمين عمر دقيق تولد اين نوع از ايستگاههاي راديويي كمي مشكل است، اما ميتوان گفت ايده اجراي نمايش در راديو به تولد خود اين رسانه برميگردد البته مدعيان زيادي تاسيس اين نوع از راديو را منتسب به خود ميدانند.
كاملا روشن است در سالهاي 1921 و 1922 ايستگاههاي متفاوتي بويژه ايستگاه راديويي KDKA و ايستگاه تازه تاسيس شده WLW روي ايده نمايش راديويي(گاهي از آن به نمايش شنيداري ياد ميشود) بهطور قابل ملاحظهاي كار كردند.
اما اگر بخواهيم به سوال اولين نمايش راديويي كدام است؟ جواب دهيم بايد بگوييم پاسخ بسيار ساده است. در گزارش چاپ شده در مجله پخش راديو مورخ نوامبر 1923 با جزئيات شگفتانگيزي آمده است، محل واقعي تولد اين نوع ايستگاه راديويي در شهر اسكنكتدي نيويورك؛ ايستگاه WGY شركت جنرال الكتريك بوده است كه در واقع نقطه عطف مهمي در تاريخ نمايشهاي راديويي محسوب ميشود.
در صفحات 26ـ24 اين مقاله كه «سي.اچ.هانتلي» نويسنده آن است، آمده پيش از اولين توليد نمايش راديويي در سپتامبر 1922، تلاشهايي در زمينه نمايش راديويي در ديگر ايستگاههاي راديويي صورت گرفته بود كه محدود به اجراهاي پراكنده ناموفق ميشد.
در اين گزارش بهطور خاص بهنمايش «احمق تمام عيار» كه بهطور آزمايشي بهصورت نمايش راديويي درآمده بود، اشاره شده است. نمايش ديگري كه در اين گزارش از آن ياد شده «رعد» است.
اين مقاله ميگويد نمايشها دقيقا به همان ترتيبي كه روي صحنه تئاتر در شهر شيكاگو اجرا ميشدند در راديو ارائه ميگرديد.
بهنظر ميآيد هنرپيشهاي به نام ادوارد اچ. اسميت اولين كسي است كه ايده واقعي نمايش راديويي و راديو نمايش را مطرح كرد.
او را با يك گروه نمايشي بهنام ماسك (نوعي از نمايش توام با موسيقي و حركات موزون) ميشناسند. اين گروه نمايشي در ترواي نيويورك فعاليت داشت.
در تابستان 1922 به مدير ايستگاه راديويي WGY كالين هيگر، پيشنهاد اجراي راديويي برخي نمايشهاي معروف آن زمان را ارائه كرد.
هيگر از اين پيشنهاد استقبال كرد؛ اما شرطي براي آن گذاشت. اين كه هيچيك از نمايشها نبايد بيش از 40 دقيقه طول بكشد.
او معتقد بود شايد طولاني شدن نمايش در راديو در حوصله شنوندگان راديويي آن نگنجد. اين پيشنهاد، كاملا نو و جديد بود و هنوز امتحان خود را پس نداده بود. اسميث بسرعت وارد عمل شد و روي اقتباس راديويي نمايشنامهاي از يوجين والتر به نام «گرگ» مشغول به كار شد.
اين نمايشنامه چهار پردهاي به نمايشي دقيقا 40 دقيقهاي تبديل شد. بيشتر تمركز داستان روي پرده دوم نمايش بود البته قسمتهايي از پردههاي اول و سوم هم به داستان نمايش اضافه شد تا داستان روايتي روان و قابل فهم داشته باشد.
براي تطبيق نمايشنامه با اجراي راديويي آن، نمايشنامهنويس اصرار داشت ارائه نمايش با گروه كاملي از بازيگران صورت پذيرد.
از اينرو اسميث از همكاران خود در گروه نمايشي ماسك استفاده و نقش شخصيتهاي نمايش را به آنان محول كرد: ويولا كارووسكا، فرانك فينچ، جيمز اس. دبليو. مولاركي، هنري ميلر و خود اسميث.
نمايش پس از چندبار تمرين بالاخره در سپتامبر 1922 روي آنتن رفت. پس از اجراي راديويي، هزاران نامه از مناطق مختلف به شعاع 500 مايلي از محل ايستگاه راديوي پخشكننده ارسال شد.
در يكي از نامههای ارسالي از شهر پيتز فيلد ماساچوست به اين موضوع اشاره شده بود كه جيغهاي يكي از كاراكترها به نام هيلدا بهقدري واقعي بوده كه پليس با شنيدن آن به گمان اينكه كسي مورد حمله واقع شده است، خود را به خانه نويسنده نامه رسانده تا صاحب جيغ را نجات دهد.
موفقيت اولين توليد نمايش راديويي، هيگر را تشويق كرد تا اجراي مجموعهاي از نمايشها را در خلال پاييز، زمستان و بهار 1922 تا 1923 ترتيب دهد.
در انتهاي فصل در مجموع 43 نمايش اجرا شد كه در همه آنها يك گروه بازيگر به اجراي نقشها پرداختند. همه نمايشها از برجستهترين آثار نمايشي انتخاب ميشدند.
از جمله معروفترين آنها ميتوان به اين آثار اشاره كرد: بهشتالله، نشانه صليب، الهه سبز رنگ و مادام ايكس. اين نمايشها در يك فريم زماني 40 دقيقهاي اجرا ميشدند. وسايل افكتهاي صوتي بسيار مبتدي و ساده بود.
بازيگران به دور ميكروفنهايي با پنجره گرد كربني از نوع برقي جمع ميشدند و نمايش اجرا ميكردند. بين ميكروفنها و همچنين ميزي در آنسوتر، وسايل ساده براي ايجاد افكتهاي صوتي از قبيل در آوردن صداهايي چون صداي باز و بسته شدن در، راه رفتن، زمين خوردن، بارش باران و ... قرار داشت.
گروه بازيگران WGY بهعنوان پاي ثابت نمايشهاي راديويي در دهه 20 به فعاليت خود ادامه داد. در واقع همين گروه بازيگران بودند كه براي اولين بار نمايش تلويزيوني را در ايالات متحده اجرا كردند.
نمايش تلويزيوني اجرا شده «سفير ملكه» نام داشت. اين نمايش سال 1928 در تلويزيون پخش شد.
اما در 17 اكتبر 1922 براي اولينبار نمايش راديويي از ايستگاه راديويي 2MT Writtle انگلستان كه به طور آزمايشي كار ميكرد، پخش شد.
در واقع اين ايستگاه راديويي، اولين راديو نمايش در كشور انگلستان بود.
نمايش «كايرانو دو برگراس» نام داشت. گروه بازيگران درواقع كاركنان مهندسي اين ايستگاه بودند.
اولين نمايشنامهاي كه مخصوص نمايش راديويي نوشته شد «حقيقت درباره پدر كريسمس» به نويسندگي «فيليپس ام.نوئيگ» نام داشت كه براي كودكان بود و در 24 دسامبر 1922 روي آنتن رفت.
راديو نمايش و نمايشهاي راديويي در دهه 40 ميلادي بهطور گسترده محبوبيت يافت. فناوري مدرن به محبوبيت اين ژانر كمك شاياني كرد.
البته با ورود تلويزيون به دنياي رسانه در دهه 50، نمايشهاي راديويي و در پي آن راديو نمايش كمي از محبوبيت خود را از دست داد، بهطوري كه حتي در برخي كشورها هرگز جايگاه اوليه خود را بهدست نياورد.
با وجود اين هنوز برنامههاي ضبط شده OTR (راديو زمان قديم) در آرشيوهاي صوتي مجموعهداران و موزهها و همچنين بهصورت آنلاين به حيات خود ادامه ميدهند.
اواخر دهه 50، راديو بيشتر به شكل امروزه خود شبيه شده بود. اين به آن معني است كه بيشتر بر پخش موسيقي، گفتوگوها، اخبار و برنامههاي ورزشي تاكيد داشت. البته امروزه نمايشهاي راديويي همچنان از راديوها شنيده ميشوند.
از سال 2011، ايستگاههاي راديو نمايش در ايالات متحده به پايينتر از حد خود نزول كردهاند و بيشتر بهصورت بازپخش يا پادكست برنامههاي دهههاي قبل محدود شدهاند.
گرچه در برخي كشورها، همچنان آيينهاي راديو نمايش و نمايش راديويي حفظ شدهاند. براي مثال، برخي ايستگاههاي راديويي در انگلستان، هرساله نمايشهاي راديويي جديدي توليد و پخش ميكنند.
از معروفترين نمايشهاي راديويي ميتوان به نمايش «جنگ دنياها» نوشته اورسن ولز اشاره كرد كه سال 1938 پخش شد.
نمايش بهقدري طبيعي اجرا ميشد كه شنوندگان متقاعد شده بودند زمين مورد حمله بيگانگان از كرات ديگر واقع شده است.
نوعي از نمايشهاي راديويي، كمدي راديويي است كه داراي عناصر كمديهاي تلويزيوني، طرحهاست. در برخي مواقع داراي عناصر سوررئال و فانتزي است كه با بودجهاي كوچك، افكتهاي صوتي كم و همچنين ديالوگهاي ساده ساخته ميشوند.
در كشور آلمان پس از جنگ جهاني بهعلت مشكلات پيش آمده و شكست آلمان در جنگ، و از بين رفتن سالنهاي تئاتر در بمبارانهاي جنگ، نمايشهاي راديويي شكوفا شدند.
در بين سالهاي 1945 و 1960 بيش از 500 نمايش راديويي در كشور آلمان روي آنتنها رفت. در حقيقت، كشور آلمان تنها كشوري است كه بيشترين نمايش راديويي را توليد ميكند و بيشترين شنونده را در اين ژانر دارد.
نمايش راديويي عصر حاضر نمايش راديويي همچنان محبوبيت خود را در جهان حفظ كرده است. ايستگاههاي راديويي به توليد اين نوع برنامه مشغولند.
كم هزينه بودن توليد اين نوع برنامه راديويي، فرصتهاي بسيار خوبي براي برنامهسازان نمايشهاي راديويي فراهم آورده است تا براي نوشتن نمايشنامه از نويسندههايي كه شهرت زيادي ندارند، كمك بگيرند.
راديو، زمينه تمرين خوبي است براي نويسندگان تازه كار تا تواناييهاي خود را محك بزنند، چراكه كلمات بخش اعظم اثر توليد شده را تشكيل ميدهد.
با فناوري قرن بيستويكم و افزايش تعداد توليدكنندگان مستقل كه قادر به جذب شنوندگان از طريق اينترنت هستند ، تحولي عظيم در صنعت نمايش راديويي پديد آمده و راديو نمايش حياتي دوباره يافته است.
پادكستها نيز آيندهاي درخشان براي نمايشهاي راديويي رقم خواهند زد.(جام جم - ضميمه قاب كوچك)
فائزه بهروان
Bauokstoney
Sunday 8 July 2012-1, 04:37 PM
بخوانيد و ببينيد
برنامه هاي شبكه نمايش سيما
بر اساس اعلام روابط عمومي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، برنامه هاي شبكه نمايش سيما در روز يكشنبه به شرح زير اعلام مي شود:
Bauokstoney
Sunday 8 July 2012-1, 04:38 PM
گفتوگو با بازيگر سريال راه طولاني
«بازرس» از كليشهها عبور كرده است
مهرداد ضيايي از بازيگراني است كه در كنار بازيگري، تجربه بازيگرداني هم داشته است. او تاكنون در مجموعههاي تلويزيوني همچون «بيگناهان»، «اولين شب آرامش»، «كارآگاهان»، «راه شب»، «در مسير زايندهرود» و... بازي كرده است.
او اين روزها بازي در مجموعه تلويزيوني «راه طولاني» را به كارگرداني رضا كريمي روي آنتن دارد.
ضيايي در اين مجموعه نقش يك بازرس را ايفا ميكند. به گفته خودش تلاش كرده تا اين نقش متفاوت از ديگر بازرسهاي تلويزيوني اجرا كند.
او نوع نگاه رضا كريمي را در آثاري كه ميسازد، دوست دارد و معتقد است اين مساله اولين اولويت او در پذيرش بازي در مجموعه تلويزيوني راه طولاني بوده است.
شما تاكنون در مجموعههاي مختلف تلويزيوني بازي كرده و نقش پليس را هم تجربه كردهايد، اما نقش بازرس در سريال راه طولاني را ميتوان متفاوتتر از نقشهاي قبلي شما دانست. اين نقش چه ويژگيهايي داشت كه اجراي آن را پذيرفتيد؟
همان طور كه اشاره كرديد، من قبلا نقش پليس را بازي كردهام اما بازرس راه طولاني با بقيه فرق ميكند. من نوع نگاه رضا كريمي را در آثاري كه ميسازد، دوست دارم. او وسواس زيادي درباره شخصيتها دارد و سعي ميكند در آثارش شخصيتپردازيهاي مناسبي داشته باشد. من ساخته سينمايي ايشان را دوست دارم و علاقهمند بودم با او تجربه همكاري داشته باشم. از سوي ديگر رضا كيانيان از دوستان قديمي من در تئاتر است و محمدرضا تخت كشيان هم از تهيهكنندگان باسابقه محسوب ميشوند. همه اين موارد باعث شد تا من بازي در مجموعه تلويزيوني راه طولاني را بپذيرم. ميدانستم كاري كه اين جمع توليد كنند، مسلما خوب خواهد شد.
يعني قصه سريال در انتخاب شما نقشي نداشت؟
اتفاقا فيلمنامه منسجم مجموعه تلويزيوني راه طولاني در انتخابم خيلي تاثير داشت، چرا كه احساس ميكردم قصه به گونهاي روايت شده كه هر بينندهاي با آن همذاتپنداري ميكند. اين مجموعه روايتگر زندگي مشكلات بيشتر خانوادههاي ايراني است. مسائلي كه شخصيتهاي قصه با آن درگير هستند، امكان دارد براي تكتك ما هم اتفاق بيفتد. گرفتاريهاي خانواده مرتضي اميري شامل نسل خاصي نميشود. در اين سريال ميبينيم كه شخصيتهاي مختلف كه متعلق به نسلهاي مختلف هستند، با مشكلات دست و پنجه نرم ميكنند.
شما اشاره كرديد به آثاري كه رضا كريمي در تلويزيون و سينما ساخته است، علاقهمند هستيد. كارهاي كريمي چه ويژگيهايي دارد كه شما را جذب ميكند؟
كارهايي كه ايشان ميسازند به قول معروف حركت دارد. به همين دليل كارهايش را دوست دارم. اين اتفاق هم در مجموعه تلويزيوني راه طولاني افتاده است. دوربين در اين مجموعه تلويزيوني ثابت نيست و در طول قصه سيال است.
از سوي ديگر، شخصيتهاي اين سريال كليشهاي نيستند. گرچه قصه درباره كلاهبرداري است، اما كارگردان اين كلاهبرداري را به شكل تصنعي نشان نداده است. كريمي جزو كارگرداناني است كه هيچ وقت سراغ كليشهها نميرود. اين اتفاق هم در شخصيت بازرس اين مجموعه افتاده است. بيننده شاهد بازرسي است كه با ديگر كارهاي تلويزيون تفاوت دارد. اين بازرس ويژگيهاي خودش را دارد.
يكي ديگر از امتيازات كارهاي رضا كريمي اين است كه به شخصيتها تكبعدي نگاه نميكند. اين طور نيست كه ما شخصيتي را سفيد يا سياه مطلق ببينيم. آدمهاي سريال به گونهاي هستند كه هر روز در زندگي روزمره و واقعي خودمان ميبينيم. وقتي به شخصيتها تكبعدي پرداخت نشود، مسلما براي بازيگر هم جذابيت دارد تا آن شخصيت دراماتيك را مقابل دوربين اجرا كند.
بازرسي كه شما در اين مجموعه بازي ميكنيد، علاوه بر اينكه آدم جدي است، اما رگههايي از طنز هم در شخصيتاش ديده ميشود و همين مساله باعث شده تا اين شخصيت تكبعدي به نظر نرسد. براي رسيدن به اين موارد خودتان پيشنهاد داديد تا بازرس به اين شكل باشد يا هدايت كارگردان بود؟
بخش زيادي از اين مواردي كه شما به آن اشاره كرديد، نتيجه همفكري من و رضا كريمي بود. در فيلمنامه به اين موارد پرداخت نشده بود. من و كارگردان در ارتباط با نقش ساعتها با هم صحبت ميكرديم تا اين نقش خلاقانه اجرا شود.
ضيايي: اگر روزي بازيگري به اين نتيجه برسد كه صددرصد از كارش راضي است، آن روز مرگ آن بازيگر است و بايد بازيگري را كنار بگذارد
ما سعي كرديم از كليشههاي رايج دوري كنيم تا مخاطبان با اين شخصيت همذاتپنداري كنند. يكي از ويژگيهاي خوب كارگردان تعامل با بازيگران بود و روي تكتك سكانسها كار ميكرديم و بعد از جمعبندي صحبتهايي كه ايشان با بازيگران داشتند يك سكانس ضبط ميشد.
پس با اين حساب قبل از شروع ضبط دورخواني داشتيد؟
بله، براي ضبط هر سكانسي دورخواني از قبل داشتيم و بعد از آن دكوپاژ (نمابندي) انجام ميشد و ضبط ميكرديم.
با توجه به اينكه شما سالها در تئاتر سابقه بازي داريد و دورخواني در تئاتر به شكل مداوم انجام ميشود، به نظرتان دورخواني تا چه حد ميتواند به بهبود آثار تلويزيوني كمك كند؟
اين مساله كمك زيادي به ارتقاي كيفيت نقشها ميكند، ولي متاسفانه در كارهاي تلويزيوني دورخواني كمرنگ شده است. در حالي كه اين روش ميتواند به بهبود كارها كمك زيادي كند. به اين ترتيب اين اتفاق خوبي است كه در آثار تلويزيوني بيفتد. در دورخواني نقشها بهتر جا ميافتد و بازيگران ميدانند كه بايد چگونه عمل كنند. وقتي اتفاقي ميتواند به رونق كار كمك كند، چرا در كار آن را حذف كنيم. در تئاتر اين مساله خيلي پررنگ است. اميدوارم در كارهاي تلويزيون هم روز به روز پررنگتر شود.
رضا كيانيان از سالها پيش با شما در تئاتر كار كرده است، اما تا به حال كار تصويري در كنار هم نداشتهايد. بازي در كنار رضا كيانيان در راه طولاني چه تجربهاي برايتان به همراه داشت؟
من و آقاي كيانيان از سال 74 با همديگر دوست هستيم و سال 76 با علي رفيعي نمايش «يك روز خاطرهانگيز براي دانشمند بزرگ» را بازي كرديم. تجربهاي كه در صحنه داشتيم باعث شد در اين كار تصويري راحتتر با هم كار كنيم و به قول معروف بده بستانهاي خوبي داشته باشيم.
از آنجا كه كار با آقاي كريمي راحت بود و او به بده بستانهاي ما مطمئن بود، باعث شد دست ما باز باشد و بتوانيم به راحتي نقشهايمان را ايفا كنيم. كار در كنار رضا كيانيان برايم افتخار بزرگي بود و تجربه خوبي به همراه داشت. كارگردان با شيوه خودش بازيگران را هدايت ميكرد و در مجموع تجربه شيريني بود. اميدوارم باز هم تكرار شود.
يكي از تكهكلامهايي كه شما در اين مجموعه خطاب به مرتضي اميري (رضا كيانيان) داريد، اين است كه «روبهروتو نگاه كن!». اين ديالوگ چگونه براي نقش بازرس انتخاب شد؟
اين تكهكلام هم نتيجه همفكري ميان ما بود. اين ديالوگ بخشي از شخصيت بازرس شده و ميخواستيم بازرسي كه بينندگان در اين مجموعه ميبينند، متفاوت از ديگر بازرسها باشد. البته هر چه قصه جلوتر برود شما شاهد اتفاقات جالبي خواهيد بود. اين تكهكلام ويژگي منحصر به فرد بازرس است.
الان كه اين مجموعه تلويزيوني را ميبينيد، به نظرتان تا چه حد توانسته دغدغه مردم جامعه را روايت كند؟
با صحبتهايي كه با اطرافيان دارم، متوجه شدم مردم تا حدود زيادي با اين مجموعه تلويزيوني ارتباط برقرار كردهاند. البته نميخواهم بگويم كه صددرصد راضي هستم، چرا كه اگر روزي بازيگري به اين نتيجه برسد كه صددرصد از كارش راضي است، آن روز مرگ آن بازيگر است و بايد بازيگري را كنار بگذارد.
وقتي برخورد مردم را ميبينم كه چگونه مجموعه تلويزيوني راه طولاني را پيگيري ميكنند، خوشحال ميشوم كه اين سريال توانسته تا اين حد برايشان جذاب باشد كه پيگير ماجرا باشند و به تماشاي آن بنشينند. من هميشه براي كارهايي كه انجام ميدهم، نقطه اوجي انتخاب ميكنم كه البته هنوز به آن نقطه اوج نرسيدهام. در اين مجموعه تلويزيوني هم تلاش كردهام به اوجي كه براي خود انتخاب كردهام، نزديك شوم.
Bauokstoney
Sunday 8 July 2012-1, 04:38 PM
روايت سيامك انصاري از احوالات دروني
يك نفر هميشه هست كه صدايش دايم با ماست. او به تناسب افكار ما در لحظهاي كه در آن هستيم با ما حرف ميزند، تشويقمان ميكند و اگر خيلي زورش برسد به ما تذكر ميدهد. اين صدا، صداي درون ماست كه خيليها آن را وجدان مينامند.
در بسياري اما اين صدا آنقدر آرام و لرزان است كه به سختي شنيده ميشود و در بسياري نيز آنقدر بلند و رسا كه در همه حال با آنهاست و دايم ديالوگي را بين خود و آنها به وجود ميآورد.
سريال «سهمي براي دوست» كه چندي است از شبكه دو سيما پخش ميشود اين صدا را به تصوير كشيده است. صدايي كه با بازيگران است، با آنها حرف ميزند و به آنها تلنگر ميزند.
اين صدا اما يك فرق عمده با صداهاي دروني ما دارد. او ميتواند حس دروني بازيگران را براي بينندگان بازگو كند و اين موهبت بزرگي است: اينكه كسي باشد حس و حال ما را بداند و آن را براي ديگران توضيح دهد. چيزي كه در جهان واقعي امكان وقوع آن نيست.
راوي اين سريال به مخاطب كمك ميكند بازيگران را بيشتر و بهتر بشناسد، با آنها ارتباط برقرار كند و از دنياي پيچيده آنها سر در بياورد.
«سهمي براي دوست» فارغ از محتوا و مضمون جذابش از بازيهاي رواني نيز بهره ميگيرد و شايد بتوان اين دو موضوع را از مواردي دانست كه اين سريال را ديدني ميكند اما در اين بين ميتوان به شتابزدگي اين سريال ايراد گرفت. اين شتابزدگي رابطه معنادار ميان بازيگران، احساسات و كنش و واكنشهاي آنها را در ذهن مخدوش ميكند.
شايد انتخاب راوي نيز به همين دليل صورت گرفته است. اينكه صدايي روي تصوير قرار بگيرد كه پيچيدگيهاي شخصيتي يا روابطي كه مخاطب در طول سريال فرصت شناختن آن را نداشته، برايش روشن شود.
از اين منظر وجود راوي در اين سريال يك هوشمندي به حساب ميآيد آن هم با انتخاب صداي سيامك انصاري به عنوان راوي كه طنز و شادابي را حتي در صداي خود نيز منعكس ميكند.
مهراوه فردوسي - گروه راديو و تلويزيون
Bauokstoney
Sunday 8 July 2012-1, 04:41 PM
نگاهي به مسابقه سرزمين دانايي
ترکيبي از هيجان و معما
بسياري از مخاطبان در قاب تلويزيون و سينما، قهرمانهايي را جستجو ميكنند كه در دنياي واقعي از آنها خبري نيست و شايد همين نياز بشر به وجود يك قهرمان است كه باعث خلق اسطورههاي متعدد شرقي و غربي-چه كهن و چه امروزي - شده است.
مدتي است مسابقهاي با عنوان «سرزمين دانايي» كه از شبكه تهران پخش ميشود، قهرمانهايي را به نمايش ميگذارد كه مجهز به هيچ قدرت ماورايي نيستند، نه سيمرغ دارند، نه رويين تن هستند و نه مانند اسطورههاي مدرن هاليوودي از ديوار راست بالا ميروند و پرواز ميكنند.
قهرمانان مسابقه سرزمين دانايي از دل همين جامعهاند، با دغدغهها و مشكلاتي مانند خود ما. آنها به دل طبيعت ميروند تا مدتي كوتاه، روزمرگيها را كنار بگذارند و در نقش يك قهرمان ظاهر شوند.
اين مسابقه قهرمانهايي را نشان ميدهد كه زمينياند، اشتباه ميكنند، خسته ميشوند، اما به هر صورت هدف را فراموش نميكنند و براي آن ميجنگند و دانستن همين مساله از سوي مخاطب كه شركتكنندگان در مسابقه كساني شبيه خود او هستند، باعث جذابيت اين برنامه ميشود.
مسابقه سرزمين دانايي در شرايطي پخش ميشود كه مدتي است مسابقههاي متفاوت و پرهيجان از تلويزيون پخش نميشود و اغلب مسابقات به پرسش و پاسخ و اطلاعات عمومي شركتكنندگان ختم ميشد كه البته اينگونه از مسابقات نيز در نوع خود مفيد و قابل توجه است، اما نياز به مسابقهاي متفاوت با بخشهاي پيچيده و نو در تلويزيون احساس ميشد كه مسابقه سرزمين دانايي اين خلأ را تا حدودي پر ميكند.
مسابقه سرزمين دانايي به سبك شناخته شدهاي از مسابقات تلويزيوني جهان به نام Adventure (ماجراجويانه ـ كاوشگرانه) ساخته شده است.
شرکتکنندگان در طول مسابقه ابزار و وسايل مجاز را انتخاب کرده و به کمک آنها مسير را طي ميکنند. برخي ابزار و لوازم که پيشتر در طول مسير پنهان شده، با رمزگشاييهايي از سوي شرکتکنندگان پيدا ميشود. خود اين مساله جنبههاي کاوشگرانه و جذابيت مسابقه را افزايش ميدهد.
اعضاي هر گروه بايد معماها و مسير پيشرو را در فرصت زماني معين (يک تا چهار شبانهروز) کشف و طي کنند. در اين مسير بايد فعاليتهاي خاص هر مسابقه مانند تهيه آب آشاميدني و آتش، توليد الکتريسيته براي شب، ساخت جانپناه، ماهيگيري، تهيه غذا، ساخت قايقي براي عبور از درياچه، ساخت بالن براي تهيه عکس هوايي از منطقه و دهها فعاليت و تجربه منحصر به فرد ديگر را انجام دهند.
از ديگر جذابيتهاي منحصر به فرد اين مسابقه، تصويربرداري آن است كه توسط چند گروه تصويربردار با دوربينهاي متعدد در طول مسير انجام شده و باعث به وجود آمدن تصاويري زيبا و مستندگونه از روند مسابقه شده است.
مستند مسابقه سرزمين دانايي با تلفيق بخشهاي هيجاني ـ فيزيكي با بخشهاي معمايي ـ علمي سعي دارد مخاطبان مختلف را با سليقههاي متفاوت جذب كند.
البته شايد اين انتقاد به مسابقه وارد باشد كه به دليل وجود برخي بخشهاي طولاني در آن، هيجان و نشاط در بخشهايي از مسابقه از بين رفته است، اما با اين حال فضاهاي بكر مسابقه، تدوين و تنوع بخشها و همراهي آنها با موسيقي خوب و همچنين اجراي مناسب گوينده توانسته بين برنامه و مخاطب ارتباط ايجاد کند و ضعفهاي آن را در حاشيه قرار دهد.
از ديگر ويژگيهاي اين مسابقه، ساخت ابزار و وسايل مختلف مانند راديو کوچک FM براي دريافت پيام از مرکز راهنمايي، ساخت فرستندههاي ساده، کوره خورشيدي براي پخت غذا، ژنراتور بادي يا آبي براي توليد الکتريسيته، بالن کوچک براي عکسبرداري و مسيريابي، توليد صابون براي شست و شو و... است كه گروهها براي رسيدن به مقصد بايد اين فعاليتها را بدرستي انجام دهند.
همچنين وجود فعاليتهاي ورزشي مهيج نظير کوهنوردي، عبور از جنگلهاي انبوه شمالي، صحرانوردي، قايقراني، بيابانگردي و غيره در كنار فعاليتهاي علمي از ديگر بخشهاي اين مسابقه است كه باعث شده طيف بيشتري از مخاطبان بخصوص مخاطبان جوان جذب برنامه شوند.
مسابقاتي مانند سرزمين دانايي در شکلهاي متنوع از جمله در قالب مهيج کاوشگري، يکي از گونههاي متداول در شبکههاي تلويزيوني دنياست که هرروزه بر مخاطبان انبوه و طرفداران مشتاق آن افزوده ميشود.
صابر احمدي - جامجم
Bauokstoney
Sunday 8 July 2012-1, 04:42 PM
شيرين بينا در نقش شهربانو
شيرين بينا در فيلم تلويزيوني «شهربانو» به كارگرداني علي محمد قاسمي و تهيهكنندگي مهدي شفيعي نقش شهربانو همسر يك جانباز شيميايي را بازي ميكند.
بينا درباره بازي در اين فيلم به جامجم گفت: شهربانو كه نقش اصلي قصه است، زن زحمتكشي است كه بار زندگي را به دوش ميكشد. همسر او جانباز شيميايي است و او ناچار در بيرون از خانه كار ميكند تا بتواند از طريق مشاوره زندگيشان را تامين كند.
وي ادامه داد: نقش همسرم را در اين فيلم قربان نجفي بازي كرده است. همچنين در يك تلهفيلم ديگر هم بتازگي بازي كردهام كه چون نامش تغيير كرده، اسم فعلياش را نميدانم.
در اين تلهفيلم نقش مقابلم را فرخ نعمتي ايفا كرده و داستان درباره زن و شوهري است كه از هم جدا شدهاند اما مرد قصد برگشت به زندگي را دارد، ولي با وجود حمايت دختر خانواده از پدرش، زن حاضر نيست با همسرش آشتي كند.
بينا درباره معيارهايش براي انتخاب نقش گفت:در درجه اول فيلمنامه خوب برايم اهميت دارد. دوم اينكه نقشي كه به من سپرده ميشود نبايد كليشهاي باشد. از نقشهاي تكراري پرهيز ميكنم، حتي يكي از دلايل گزيده كار بودن من اين است كه مرتب نقشهاي مشابه پيشنهاد ميشود. من دوست ندارم نقشهاي كليشهاي بازي كنم. معيار سوم من هم كارگردان و ديگر عوامل سازنده است.
بينا كه فيلم سينمايي «تو و من» را به كارگرداني محمد بانكي در نوبت اكران دارد، افزود: متاسفانه گاهي شاهد فيلمنامههاي ضعيف هستيم، به همين دليل حاضر به پذيرش هر نقشي نيستم.هميشه نقش مادر به من سپرده ميشود. البته اينطور نيست كه اجراي نقش مادر را دوست نداشته باشم، ولي دلم نميخواهد فقط نقش مكمل داشته باشم. دلم ميخواهد نقشي كه به من محول ميشود با ديگر نقشهايم تفاوتهايي داشته باشد.
Bauokstoney
Tuesday 31 July 2012-1, 08:55 AM
64000 دقیقه از برنامه های توليدي صدا و سيما در ماه مبارك رمضان راهي 22 شبكه خارجي جهان شدند . به گزارش روابط عمومي مرکز امور بین الملل رسانه ملي ، با عنایت به فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ولزوم استفاده از فرصت معنوی این ماه برای آشنا ساختن بینندگان خارج از کشوربه ویژه مسلمانان ، با فرهنگ اسلامی ایران وعلاقمند نمودن آنان به تماشای برنامه های تولیدی صدا و سیما ، اداره مبادلات برنامه ای مرکز امور بین الملل ، موفق به ارسال حدود 64000 دقیقه برنامه برای 22 شبکه در19کشورجهان ازجمله ؛ لبنان، عراق ، تاجیکستان ،افغانستان، مالزی ،ترکیه وشبکه های؛ "اسلام تی وی" روسیه ،"هدایت تی وی" انگلستان و"آی تی وی" آفریقای جنوبی شده است که این موارد شامل33 عنوان مجموعه تلویزیونی پرمخاطب مانند؛ «"یوسف پیامبر(ع)"،"مریم مقدس(س)"،" صاحبدلان" ،"اغما"،"مدار صفردرجه"، "اویک فرشته بود" » ،81 عنوان سینمایی ،4 عنوان انیمیشن ، 13 عنوان مستند به ویژه مستند جذاب ودیدنی" ایران" که به جاذبه های مکان های تاریخی وشهرهای مختلف ایران می پردازد. شايان ذكر است، برنامه های مذکور به زبان های؛ « فارسی ، عربی ، اردو ، انگلیسی و روسی » متناسب با زبان مورد استفاده شبکه های دريافت کننده به صورت دوبله یا زیر نویس ارسال شده است.
روابط عمومي مركز امور بين الملل سازمان صدا و سيما Tel: 22167268 Tel/Fax:22013629
Bauokstoney
Tuesday 31 July 2012-1, 08:57 AM
شبكههاي ورزش و پويا سراسري شد
برنامههاي شبكههاي ورزش و پويا از روز سهشنبه (10 مرداد) ساعت 13 به طور سراسري براي بينندگان تمام استانهاي ايران قابل دريافت ميشود. پيش از اين فقط مردم تهران قادر به ديدن برنامههاي اين دو شبكه بودند، اما از روز سهشنبه مخاطبان مراكز استانها و شهرستانهاي اطراف ميتوانند با اين دو شبكه تازهتاسيس همراه شوند.
فرهنگ گودرزي، مديركل فرستندههاي تلويزيوني و راديويي افام ضمن اعلام اين خبر به جامجم گفت: با حمايتهاي رئيس رسانه ملي و انجام تغييرات در زيرساختها توانستيم امكان دسترسي ساكنان استانها و شهرستانها را به برنامههاي دو شبكه پويا و ورزش فراهم كنيم.
در حال حاضر دو بسته شبكهاي (TS) روي دستگاههاي گيرنده ديجيتال موجود است، به اين صورت كه روي بسته اول شبكههاي يك، دو، سه، چهار، تهران، خبر، آموزش، قرآن، تلهتكست و شبكههاي راديويي قرارگرفته است.
وي افزود: 15 شبكه راديويي در حال حاضر از طريق اين دستگاهها قابل دريافت است كه در آينده به 20 شبكه خواهد رسيد و شبكههايي چون راديوتابستانه به اين مجموعه اضافه ميشود.
همچنين امكان EPG نيز روي اين بسته قرارگرفته است. مخاطبان اگر دكمهاي به همين نام را روي دستگاههاي كنترل از راه دورشان فشار دهند، ميتوانند از اين امكان استفاده كنند و به اطلاعات جداگانهاي درباره ساعت پخش فيلمها و پشت صحنه توليدات سيما دسترسي داشته باشند.
مديركل فرستندههاي تلويزيوني و راديويي افام با اشاره به محتويات بسته دوم گفت: روي TS (بسته) دوم شبكههاي مستند، شما، بازار، نمايش، پرستيوي، العالم، آيفيلم، ورزش و پويانمايي را قرار دادهايم؛ با اين تفاوت كه در شهرستانها شبكه استاني مربوط قرار گرفته و در تهران شبكه جامجم جايگزين شبكه استاني شده است، يعني در دريافت شبكههاي پويا و ورزش هيچ تفاوتي بين مخاطبان استاني و شهرستاني وجود ندارد.
گودرزي با اشاره به اينكه به طور معمول روي هر بسته هشت برنامه ميتواند قرار بگيرد، گفت: از آنجا كه راهاندازي بسته سوم در كوتاه مدت امكانپذير نبود و مستلزم صرف هزينههاي زياد بود، تصميم گرفتيم با انجام كارهاي زيرساختي و افزايش پهناي باند تعداد شبكههاي بسته دوم را از هشت شبكه به ده شبكه ارتقا دهيم.
اين مدير رسانهاي از مردم خواست كه با فشردن گزينه جستجوي مجدد، گيرندههاي ديجيتال خودشان را دوباره تنظيم كنند تا بتوانند شبكههاي جديد اضافه شده را ببينند.
او در اين رابطه توضيح داد: هر بار كه شبكهاي جديد به مجموعه شبكههاي ديجيتال اضافه ميشود، دارندگان دستگاههاي ديجيتال بايد جستجوي مجدد را انجام دهند. در اين راستا لازم است دفترچه راهنماي گيرندههاي خود را مطالعه كنند و با شيوه انجام جستجوي مجدد آشنا شوند.
60 درصد جمعيت كشور تحت پوشش شبكههاي ديجيتال وي با بيان اين كه در حال حاضر 60 درصد جمعيت كشور تحت پوشش شبكههاي ديجيتال است، تاكيد كرد: مناطقي از غرب تهران مثل كن و شهرك شهيد باقري به اين دليل كه در كنار كوه واقع شده است، در دريافت امواج فرستندههاي ديجيتال مشكل داشتند كه از امروز با افتتاح ايستگاهي جديد در چيتگر اين مشكل مرتفع ميشود. ساكنان اين مناطق ميتوانند آنتنهاي خودشان را به سمت اين فرستنده بچرخانند و شبكههاي ديجيتال را دريافت كنند.
گودرزي در پاسخ به اين سوال كه چرا گاهي تصاوير گيرندههاي ديجيتال محو ميشود، گفت: برخي از دستگاههاي گيرنده استاندارد نيست. تك تك شركتهاي واردكننده و توليدكننده اين دستگاهها موظف هستند محصولاتشان را به اداره امور ارزيابي فني و استانداردهاي صدا و سيما ارائه و مهر استاندارد دريافت كنند.
حدود ده شركت اين مهر را دريافت كردهاند ولي برخي دستگاههاي موجود در بازار اين مهر را ندارد و به لحاظ فني مورد تائيد نيست. وي به مشكلات پيش آمده در برخي مجتمعهاي مسكوني اشاره كرد و گفت: در برخي مجتمعها آنتن مركزي به شيوه استاندارد اجرا نشده است و چون واحدهاي زيادي از اين آنتن استفاده ميكنند، دستگاههاي گيرنده در دريافت امواج دچار مشكل ميشود. بنابر اين ضروري است در نصب آنتن مركزي بازنگري شود.
Bauokstoney
Tuesday 31 July 2012-1, 08:57 AM
قدرداني آيات عظام از رسانه ملي
حضرات آيات عظام مكارم شيرازي، سبحاني، خرازي و حجت الاسلام و المسلمين حسيني بوشهري از پخش گسترده ترتيل خواني قرآن كريم در رسانه ملي تجليل كردند.
آيت الله مكارم شيرازي از انعكاس گسترده ترتيل خواني در شبكههاي ملي قدرداني كرد وگفت: بايد اين برنامهها در سطح شبكههاي بينالمللي نيز منعكس شود تا جهانيان بدانند كه ايران اسلامي حيات خود را در گرو قرآن كريم ميداند.
آيت الله سبحاني هم اين كار صدا و سيما را گامي موثر براي ترويج و توسعه فرهنگي قرآني در كشور ارزيابي كرد.
آيت الله خرازي نيز پخش برنامه ترتيل خواني را در صدا و سيما كاري ارزشمند توصيف كرد و گفت: هر چه براي قرآن كار شود سعادت دنيا و آخرت را به دنبال خواهد داشت.
حجت الاسلام و المسلمين حسيني بوشهري هم با اشاره به توطئههاي دشمنان براي اينكه ايران را از قرآن جدا كنند، افزود: اين برنامه صدا و سيما ميتواند توطئههاي دشمنان را خنثي كند.
وي از دست اندركاران صدا و سيما كه براي ترويج معارف قرآن تلاش ميكنند قدرداني كرد. (واحد مركزي خبر)
Bauokstoney
Tuesday 31 July 2012-1, 08:58 AM
مجموعه «خروس زيرك و روباه كلك» در شبكه پويا
مجموعه «خروس زيرك و روباه كلك» يكي از توليدات مركز پويانماي صبا هم اكنون هر روز از شبكه پويا پخش ميشود.
ميترا عبدي كارگردان «خروس زيرك وروباه كلك» در گفت و گو با روابط عمومي مركز صبا درباره انيميشن خود گفت: فيلم نامه خروس زيرك و روباه كلك از داستانهاي پند آموز كهن ايراني نوشته شده است و در 20 قسمت 15 دقيقهاي براي گروه سني خردسال و كودك با تكنيك كات اوت و سه بعدي توليد گرديده است.
عبدي در ادامه افزود: سري دوم اين مجموعه نيز در 26 قسمت 15 دقيقهاي در حال ساخت است. فيلمنامه و استوري برد و ريل آن به اتمام رسيده و هم اكنون آماده دوبلاژ و مراحل ديگر توليد است.
اين كارگردان زمان پايان توليد سري دوم خروس زيرك و روباه كلك را اواسط سال آينده ذكر كرد و در ادامه افزود:
از مشخصات ديگر اين مجموعه ميتوان به موزيكال بودن اشاره كرد كه پندها و نصايح در هر داستان به صورت شعر به كودكان آموزش داده ميشود،همچنين در طراحي فضا و گرافيك آن سعي شده به نوعي از فرمها و رنگ آميزي مينياتور ايراني استفاده شود.
Bauokstoney
Tuesday 31 July 2012-1, 08:59 AM
تدوين «تست» در مركز چهارمحال و بختياري
تله فيلم «تست» از توليدات شبكه استاني سيماي جهان بين مركز چهارمحال و بختياري به مرحله تدوين رسيد.
به گزارش روابط عمومي صدا و سيماي مركز چهارمحال و بختياري: اين تله فيلم با محوريت تب فوتبال در جامعه امروز، داستان يعقوب و پسر نوجوانش كريم را روايت مي كند كه بر اثر مسائل حاشيه اي فوتبال روابط شان به چالش كشيده مي شود.
در اين فيلم ماجراهاي زيادي براي شخصيت هاي اصلي داستان اتفاق مي افتد كه در نهايت باعث ايجاد نگرش هاي جديدي در اين پدر و پسر نسبت به خود و جامعه پيرامون شان مي شود.
تصويربرداري اين اثر در لوكيشن هاي روستايي و شهري 20 روز طول كشيده و پيش بيني مي شود با اتمام مراحل تدوين، صداگذاري و موسيقي مهرماه امسال آماده پخش شود.
عوامل این فیلم عبارتند از:
تهيه كننده: فرشاد صالحي/ كارگردان: حسن جوانبخت/ نويسندگان: فرشاد صالحي، قاسم اسماعيلي/ مدير تصويربرداري: محمد قلي پور/ صدابردار: مهران ثابتي فرد/ مدير توليد: ناصر قائدي/ تدوين گر: محمد حسين غضنفري/ آهنگ ساز: كيومرث توكلي/ برنامه ريز: اسماعيل جلالي/ طراح صحنه و لباس: مهدي حسام الذاكرين/ طراح گريم: شهرزاد عقيقي/ بازيگران: محمد باقر صفانور، جلال نجفي، سارا اسماعيلي، جواد قاسمي پور.
Bauokstoney
Tuesday 31 July 2012-1, 09:01 AM
آغازي تعيينكننده براي سريالها
ماراتن سريالهاي مناسبتي ماه رمضان از همان اولين روز اين ماه آغاز شد و همانند سنت هر ساله تلويزيون، هر شبكه از ميان گزينههاي موجود دست به انتخاب زد و در ساعت پخشي كه از قبل برنامهريزي شده بود، اين سريالها روي آنتن رفت.
كنار هم قرارگرفتن سريالهاي تلويزيوني به طوري كه اولين قسمت همه آنها در يك روز مشخص پخش شود در ماه رمضان و عيد نوروز رخ ميدهد و از همين رو رقابتي آشكار در جذب مخاطب ميان شبكههاي تلويزيون و كارگردانان و عوامل سازنده اين مجموعهها شكل ميگيرد.
به نظر ميرسد تجربه ماه رمضان امسال بخوبي ميتواند در ساير مناسبتها مورد استناد قرار بگيرد. اما بحث رقابت كه به ميان ميآيد، مهمترين نمود آن در ميزان جذب مخاطبان و انعكاس رسانهاي يك مجموعه است و براي موفقيت در اين زمينه قسمت اول بيش از پيش مورد توجه قرار ميگيرد.
به واقع در زماني كه شبكهها، مخاطبان را با سريالهاي متعددي احاطه ميكنند اين امكان را براي آنها به وجود ميآورد كه زمان محدود خود را به ديدن سريالي كه بيش از بقيه نظرشان را به خود جلب ميكند اختصاص دهند.
براي آن دسته از مخاطباني كه به قصد ديدن محصولات گوناگون شبكههاي تلويزيوني در مناسبتهاي مختلف پاي تلويزيون مينشينند، قسمت اول سريال نقش بسزايي ايفا ميكند.
قسمت اول كه به صورت كلاسيك شامل معرفي شخصيتها، روابط ميان آنها و تعريف فضاي نسبي ميشود اگر بتواند ذهن مخاطب را با خود درگير كند حتما مخاطب پيگيري را به جمع مخاطبان خود خواهد افزود.
در بين سريالها البته مسير مجموعه «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» مسير متفاوتي است چراكه اين مجموعه ساختار اپيزوديك دارد و در هر قسمت آن داستان مجزايي به صورت كامل تعريف ميشود كه پيگيرياش نياز به دنبالكردن قسمتهاي قبل ندارد.
از سوي ديگر، اين مجموعه چند سال است از شبكه تهران پخش ميشود و مخاطبان اين شبكه آشنايي ويژهاي با آن دارند.
اين مجموعه شانس آن را دارد تا علاوه بر مخاطبان قبلي خود مجددا از فرصت قبل از افطار استفاده كند و مخاطبان جديدي را با خود همراه كند.
سريال «چمدان» شبكه دو نيز هرچند ساختار اپيزوديك دارد، اما خط اصلي ماجرا در تمام قسمتهاي آن يكسان و حول محور يك چمدان است.
با اين حال ميتوان گفت چمدان در قسمت اول تا حدودي ضعيف ظاهر شده و حتي استفاده از بازيگراني چون شهره لرستاني و مهران غفوريان در قسمت اول نتوانست انتظار مخاطبان را بخوبي برآورده كند.
اين دو بازيگر هرچند بار اصلي قسمت اول را به دوش كشيدند، اما به دليل نبود متن مناسب كه بتواند بار كمدي متناسب با ظرفيتهاي آن دو را به همراه داشته باشد، نمود چنداني پيدا نكردند.
با اين حال، هرچند براي قضاوت نهايي درباره اين مجموعه هنوز بايد قسمتهاي ديگر آن را نيز مورد بررسي قرار داد، اما اگر مخاطبي به قصد انتخاب، تنها مشاهده قسمت اول سريالها را مبنا قرار دهد، چمدان شانس خود را تا حدودي براي ديده شدن از دست داده است.
«راز پنهان» شبكه يك اما به نسبت چمدان در قسمت اول موفقتر ظاهر شد و گرهافكنيهايي كه پيرامون شخصيت اصلي داستان در اين قسمت صورت گرفت توانست شانس اين مجموعه را در جذب مخاطبان پيگير افزايش دهد.
با اين حال انتخاب داريوش ارجمند و پروانه معصومي در نقش پدر و مادري دلسوز به نظر ميرسد كه خطر تكرار را با خود به همراه داشته باشد چراكه اين دو بازيگر در كارنامه كاري خود بارها تجربه ايفاي چنين نقشهايي را داشتهاند.
از سوي ديگر، اما حضور عليرضا جلاليتبار (به عنوان بازيگري كه براي مخاطبان تلويزيوني كمتر شناخته شده است) در نقش اول اين مجموعه و حضور كامران تفتي در نقش مثبت (برخلاف اغلب كارهاي وي)، تعادلي را به وجود خواهد آورد كه رصدكردن نتيجه اصلي آن مستلزم تماشاي قسمتهاي جديدتر است.
در بين مجموعههاي مناسبتي امسال، «خداحافظ بچه» كه گزينه اصلي شبكه سه براي ماه مبارك رمضان است در قسمت اول بسيار قويتر از ديگر سريالها خود را به مخاطبان معرفي كرد.
نحوه معرفي شخصيتها در فضايي فانتزي كمك كرد تا مخاطب علاوه بر خنديدن در لحظههاي كمديگونه آن بتواند در جريان مسأله اصلي شخصيتهاي اصلي داستان كه انتظار براي بچهدارشدن است، قرار بگيرد.
در اولين قسمت اين مجموعه با شخصيتهاي زيادي آشنا شديم و روابط ميان آنها نيز بخوبي براي مخاطبان طرح شد.
علاوه بر معرفي ويژگي ذاتي هر يك از شخصيتها نيز تا حد زيادي در اختيار مخاطبان قرار گرفت و كسي كه قسمت اول اين مجموعه را ديده، احساس ميكند همه شخصيتهاي آن را بخوبي ميشناسد.
مبينا بنياسدي - جامجم
Bauokstoney
Tuesday 31 July 2012-1, 09:01 AM
يوز ايراني کارتون ميشود
انیمیشن یوز ایرانی در 13 قسمت 11 دقیقه ای به تهیه کنندگی ریحانه خیرخواهان در صدا و سیمای مرکز سمنان تهیه و تولید می شود.
به گزارش روابط عمومی صدا و سیمای مرکز سمنان، این انیمیشن به سفارش مرکز سیمای استان ها با هدف حمایت از حیات وحش و آشنایی مخاطبان بویژه کودکان با حیوانات کمیاب و در خطر انقراض استان سمنان تولید می شود و داستان آن درخصوص کودکی است که با خانواده به پارک ملی توران سفر کرده و با یک توله یوز پلنگ زخمی برخورد می کند و ...
پیش تولید یوز ایرانی 3 ماه به طول انجامید و پیش بینی می شود بعد از اجرای انیمیت که تا آبان ماه سال جاری به طول خواهد انجامید تا پایان سال جاری آماده پخش شود .
این انیمیشن با تکنیک دو بعدی کامپیوتری ساخته می شود و عوامل تولید آن عبارتند از:
نویسنده و کارگردان: محمد جواد بابایی، طراح کلید: رامین پاکار، طراح میانی: زهرا ترکمان، قلم گیری: فاطمه طباطبایی – نگار نیک پور – فاطمه رامه، رنگ: فاطمه حیدری – عظیمه دوستمحمدی، طراحی بک گراند: فاطمه خردی، صداگذاری: مهدی جرجانی، تدوین: محمدجواد بابایی.
Bauokstoney
Wednesday 1 August 2012-1, 10:52 AM
ناديا دلدار گلچين در شبكه چهار
ناديا دلدار گلچين، بازيگرسينما و تلويزيون از مراحل درمان بيمارياش در برنامه شگفتيهاي آفرينش انسان سخن ميگويد.
به گزارش روابط عمومي شبكه چهار سيما، برنامه شگفتيهاي آفرينش انسان روز چهارشنبه (11 مرداد) به بيماريهاي كليوي ميپردازد و به همين منظور عوامل اين برنامه با حضور در بيمارستان درباره آخرين وضعيت ناديا دلدار گلچين، بازيگرسينما و تلويزيون ـ كه مدتي است به بيماري نارسايي كليوي دچار شده ـ و مراحل درمان بيمارياش با او گفتوگو كردهاند.
ناديا دلدارگلچين در فيلمهايي چون نامرئي، روسري آبي، كمكم كن، مهر مادري، غريبانه، شيدا، دختري با كفشهاي كتاني و مجموعههاي تلويزيوني خاله سارا، كهنهسوار و دزدان مادربزرگ به ايفاي نقش پرداخته است.
همچنين در اين برنامه اصغر قاسمي و آريا جنابي درباره بيماريهاي كليوي در اين برنامه صحبت خواهند كرد.
شگفتيهاي آفرينش انسان در 30 قسمت 60 دقيقهاي ويژه ماه مبارك رمضان تهيه و توليد شده است و در قالب تركيبي، عملكرد قسمتهاي مختلف بدن انسان را از ديدگاه علوم پايه و پزشكي بررسي ميكند.
شگفتيهاي آفرينش به تهيهكنندگي مريم فيروزي در گروه دانش شبكه چهار سيما تهيه و توليد شده است و هر روز جز پنجشنبهها ساعت 18 و 30 دقيقه از شبكه چهار سيما پخش ميشود.
Bauokstoney
Wednesday 1 August 2012-1, 10:53 AM
دريافت برنامه راديو تابستانه با ستاپ باكس
امکان دریافت برنامه های شاد و مفرح رادیو تابستانه در گیرنده های دیجیتال (ستاپ باکس) فراهم شد.
به گزارش روز سه شنبه جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومی رادیو تابستانه، امکان پخش برنامه های مفرح و شاد رادیو تابستانه در مناطقی که تحت پوشش فرستنده های دیجیتال صدا و سیما است با تلاش همکاران معاونت فناوری رسانه فراهم شد.
علاقندان می توانند با جستجوی مجدد در گیرنده های دیجیتال، برنامه های رادیو تابستانه را از ساعت هشت تا 20 پخش می شود.
Bauokstoney
Wednesday 1 August 2012-1, 10:54 AM
نمايش توانايي مهندسان ايراني در پلاگ
تله فيلم پلاگ به كارگرداني حسين تبريزي و تهيه كنندگي مصطفي علمي فرد در صدا و سيماي مركز چهار محال و بختياري تهيه و توليد ميشود.
اين تله فيلم بخشي از افتخارآفريني و تلاش خستگي ناپذير مهندسان جوان كشور را در مسير خود كفايي و انعكاس جلوهاي از توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني به تصوير ميكشد.
تله فيلم پلاگ بر اساس يك داستان واقعي ساخته ميشود و روايتگر آبگيري پيش از موعد سد كارون 4 در سال 89 است كه مشكلاتي را به همراه دارد و با تلاش مهندسين كشور، يك افتخار ملي بدست ميآيد.
در حال حاضر تله فيلم مراحل تدوين، صداگذاري و موسيقي را پشت سر ميگذارد كه تا پايان مردادماه آماده نمايش خواهد شد.
حسن جوهرچي، جعفر دهقان، مير طاهر مظلومي، شهرام ابراهيمي، اكبردانيالي، مصطفي عبد المحمدي و… در اين فيلم ايفاي نقش ميكنند.
ساير عوامل فيلم سينمايي «پلاگ» عبارتند از: كارگردان: حسين تبريزي، تهيه كننده: مصطفي علمي فرد، فيلمنامه: سيد امين حسينيون، مشاور كارگردان: محمد عفراوي، مدير برنامه ريزي: نيلوفر شهيدي، مدير فيلمبرداري: حسن سلطاني، طراح صحنه و لباس: محمد محمدي، طراح گريم: اولدوز عزيزي، صدابردار: وحيد سلطاني، مدير توليد: فاطمه حيدري.
Bauokstoney
Wednesday 1 August 2012-1, 10:55 AM
ديوانه انتقادم
يك تهيه كننده تلويزيوني از اين كه در برنامه «خنده بازار» كارش را نقد كردهاند، اظهار خوشحالي كرده است.
به نظر شما عجيب نيست؟ براي پاسخ دادن به اين پرسش، حاشيههاي برنامههاي قبلي «خنده بازار» را به ياد آوريد و فكر كنيد چند درصد امكان دارد يك نفر براحتي نقد عليه خودش را بپذيرد و تازه لبخند رضايت و خوشحالي هم بر لبانش نقش ببندد.
سال گذشته در چنين روزهايي بود كه صداي اعتراض برخي چهرههاي عالم هنر و ورزش به برنامه تلويزيوني «خنده بازار» بلند شد.
رضا صادقي و علي دايي در صف معترضان بودند و كار را تا جايي پيش بردند كه تا چند روزي حرفهاي تند و تيزشان به تيتر جذاب مطبوعات بدل شد.
حالا در حالي كه يك سال از آن زمان ميگذرد، تهيهكننده برنامه «روز از نو» گفتوگويي با خبرگزاري ايسنا انجام داده و گفته است: «از طرف من بهخندهبازاريها بگوييد من ديوانه انتقاد هستم؛ چرا كه خودم از جمله افرادي هستم كه منتقد بسياري از برنامههاي رسانههايم. من كمال تشكر را از گروه خندهبازار دارم.»
اگر بخواهيم خوشبينانه نگاه كنيم بايد بگوييم در اين يك سال فرهنگ انتقادپذيري مردم رشد كرده و فهميدهاند كه هيچ قصد و غرض سوئي پشت حرفهاي نقادانه نيست و برنامه «خنده بازار» قصد تخريب و تمسخر هيچ فرد و گروهي را ندارد، ولي ميتوانيم موضوع را از يك جنبه ديگر هم مورد بررسي قرار دهيم.
سال گذشته بازيگران «خنده بازار» در برخي لحظات بعضا روي ضعفهاي شخصيتي و ظاهري چهرههاي مشهور دست ميگذاشتند و با تكيه بر آن مخاطب را ميخنداندند.
در طول اين يك سال برنامه «خنده بازار» هم دچار تكامل شده و دستاندركارانش فهميدهاند چگونه بر لبه تيغ حركت كنند تا كسي از دست شان دلخور نشود.
اكنون اين برنامه بيشتر كارنامه چهرههاي مشهور را زير تيغ نقد ميبرد و نويسندگان و بازيگران خيلي كاري به ويژگيهاي شخصيتي اين افراد ندارند.
به عنوان مثال در بخشي كه با برنامه «روز از نو» شوخي ميشد استوديويي را ميديديم كه بيش از حد شلوغ بود و مهمانان و مجريها هر كدام جلوي دوربين ميآمدند و چند جمله بيربط را ميگفتند و ميرفتند.
اگر همه سوژههاي «خنده بازار» مثل پيام ابراهيم پور، تهيه كننده «روز از نو» واكنش نشان ميدادند دست طنزپردازان براي خلق آثار طنز و نشاط آور باز ميشد و با خيال راحت حرفهاي جدي شان را در قالب طنز و شوخي بيان ميكردند.
اين تهيه كننده به قول نسل سوميها در حد تيم ملي برزيل از خودش انتقادپذيري نشان داده است! در پايان اين مطلب بد نيست اشاره كنيم به فهرست ديگر كساني كه آستانه تحمل بالايي داشتند و پس از ديدن چهره كاريكاتوري خودشان در تلويزيون واكنشهاي مهربانانهاي نشان دادند.
علي پروين، فيروز كريمي، بهمن هاشمي، عادلفردوسيپور، فريدون جيراني و محمد كفاشيان در صدر اين فهرست قرار ميگيرند.
Bauokstoney
Wednesday 1 August 2012-1, 10:56 AM
معماي شاه بازيگران خود را شناخت
18 نفر از بازيگران فاز اول سريال «معماي شاه» انتخاب شدهاند و گروه توليد اين سريال تلاش ميكند اواسط شهريور تصويربرداري فاز اول را آغاز كند.
محمدرضا ورزي كارگردان اين سريال جامجم گفت: تاكنون بازيگران نقشهاي جواني و ميانسالي محمدرضا شاه، دكتر مصدق، هژير، علم، علا، منصور و بسياري ديگر از وزيران دربار انتخاب شدهاند و انتخاب ديگر بازيگران همچنان ادامه دارد.
بنا به گفته ورزي، حسين نورعلي در نقش شاه جوان، اميرمهدي كيا در نقش شاه ميانسال، اصغر معيني صالح در نقش دكتر مصدق، حميد منوچهري در نقش آيتالله كاشاني، كامران تفتي در نقش شهيد نواب صفوي، عبدالرضا اكبري در نقش سپهبد زاهدي، انوش نصر در نقش حسينعلا، عباس شادروان در نقش عبدالحسن هژير و رضا فياضي در سه نقش چرچيل، ژنرال هايزر و نماينده مجلس انتخاب شدهاند.
همچنين با بهمن دان براي بازي در نقش حسنعلي منصور مذاكره شده است و قرار است منوچهر آذري در نقش روحالله خالقي آهنگساز، ايرج سنجري مدير دوبلاژ در نقش تيمور بختيار و رييس ساواك و ولي الله مومني در نقش شعبان جعفري در اين سريال ايفاي نقش كنند.
همچنين در بخش شخصيتهاي تخيلي و دراماتيك معماي شاه، امير دژاكام كه بازيگردان سريال هم است، نقش يك كارگردان تئاتر به نام آقاي مهرداد را بازي ميكند.
ژيلا سهرابي نيز در نقش توبا و امير يل ارجمند در نقش پسري عقب مانده با نام امير مسعود در سريال معماي شاه بازي خواهند كرد. امير كربلايي از بازيگران تئاتر نيز در نقش مردي ريش قرمز كه ساكن يك امامزاده است بازي خواهد كرد. اين امامزاده محور برخي حوادث خواهد بود.
همچنين داريوش ارجمند كه پيشتر براي نقش آيتالله بروجردي تست گريم داده بود به دليل ويژگيهاي ظاهري تقريبا نامشابه به احتمال زياد براي بازي در نقش يكي از شخصيتهاي غيرواقعي داستان انتخاب خواهد شد.
ورزي درباره تيتراژ پاياني و ترانههاي اين سريال گفت: «معماي شاه»هشت تصنيف قديمي دارد كه با صداي سالار عقيلي خوانده ميشود و پنج ترانه پاپ كه با صداي اميريل ارجمند اجرا ميشود. موسيقي تيتراژ «معماي شاه» نيز توسط سالار عقيلي به احتمال زياد با شعري از افشين يداللهي اجرا خواهد شد.
وي ادامه داد: فيلمنامه «معماي شاه» در حال بازنويسي توسط مهدي سجادهچي است و موسي حقاني کار پژوهشي آن را بهعهده دارد. تاکنون 60 درصد فيلمنامه اين سريال بازنويسي شده است.
ورزي كه در كارنامه خود ساخت سريالهايي مانند «پدرخوانده»، «عمارت فرنگي» و «سالهاي مشروطه» را ثبت كرده، ادامه داد: يك گروه مهندسي در حال طراحي دكور براي بازسازي سالهاي 1317 تا 1357 در شهرك غزالي است. در حال حاضر گودبرداري دكور به پايان رسيده و مرحله پيريزي آن آغاز شده است.
توليد سريال معماي شاه در سه فاز صورت ميگيرد؛ فاز اول از سال 1317 تا طلاق ثريا را شامل ميشود، فاز دوم از سال 1337 تا 1344 و فاز سوم از سال 1349 تا 1357 را روايت ميكند.
از عوامل سازنده معماي شاه ميتوان به مدير تصويربرداري: هادي پويان، طراح گريم: شهرام خلج، طراح صحنه و دكور: داريوش پيرو، دكوراتور: داوود علياكبري، دستيار اول كارگردان و عکاس: مسعود عجمي، دستيار دوم كارگردان: تينو صالحي، مدير برنامهريزي: محسن صادقينسب، طراح لباس: مجيد ليلاجي، تدوين: احسان جعفري، موسيقي: بابك زرين، صداگذاري: علي علويان، صدابردار: امير شاهوردي و سرپرست توليد: عليرضا حقشناس اشاره كرد.
سريال «معماي شاه» در 45 قسمت 50 دقيقهاي براي پخش از شبكه يك تهيه ميشود.
Bauokstoney
Saturday 25 August 2012-1, 08:37 AM
موفقيت شكرستان در چين
مجموعه انيميشن «شكرستان» موفق به دريافت عنوان بهترين طراحي شخصيت در ششمين دوره جشنواره انيميشن و كميك جوانان آسيا 2012 چين شد. بهرام عظيمي هم به عنوان يكي از داوران در اين جشنواره حضور داشت.
مسعود صفوي، تهيهكننده مجموعه انيميشن شكرستان درباره اين موفقيت به ايسنا گفت: موفقيت اين انيميشن بدون همراهي تيم توليد اين مجموعه امكانپذير نبود.
اين انيماتور در ادامه با اشاره به آغاز مرحله دوم ترجمه و تاليف كتابهاي تخصصي منتخب بينالمللي در زمينههاي مختلف انيميشن گفت: مركز مطالعات و توليدات انيميشن حوزه هنري اقدام به انتخاب و تاليف مجموعا 20 كتاب با عناوين تهيهكنندگي انيميشن، اسرار انيميشن خميري، تاريخچه كميك استريپ، دايرهالمعارف تكنيكهاي انيميشن، همه چيز درباره انيميشن، كتاب جامع انيميشن، نقاشي كارتوني براي مبتديان و... كرده است كه 8 جلد از اين مجموعه منتشر شده است.
Bauokstoney
Saturday 25 August 2012-1, 08:38 AM
از روز شنبه؛
«سايه سلطان» روي آنتن شبکه 2 ميرود
نخستین قسمت مجموعه تلویزیونی «سایه سلطان» به کارگردانی مرتضی آتشزمزم شنبه چهارم شهریورماه ساعت 21 روی آنتن شبکه دو میرود.
«سايه سلطان» را مرتضي آتش زمزم براي سيماي مركز اصفهان كارگرداني كرده است. در اين سريال بهزاد فراهاني، هوشنگ حريرچيان، بابك انصاري، اسماعيل موحدي، شراره رخام، مريم اميني، محمدعلي مياندار، سعيد محقق، جمشيد گنجلي، مژگان رفيعي، حسين جريره، يوسف تيموري و طناز تجدد نقشهاي اصلي را بازي ميكنند. از آنجايي كه بخشي از داستان «سايه سلطان» مربوط به لبنان ميشود بازيگراني مانند مجدي مشموشي، رنيا سلوان و ماريتا زوپولين حداد نيز براي بازي در اين سريال از لبنان به ايران آمدهاند.
داستان «سايه سلطان» در سه دوره گذشته، حال و آينده روي ميدهد و ماجراهاي آن از جايي آغاز ميشود كه دختري فرانسوي با خيال اينكه اصليتي ايراني دارد به ايران ميآيد و به اصفهان ميرود. او در خيال در زمان سفر و تاريخ معاصر ايران در دوره قاجار را مرور ميكند. او در اين سير تاريخي با شخصيتي به نام ظلالسلطان، پسر بزرگ ناصرالدين شاه آشنا ميشود؛ مردي مستبد كه والي اصفهان است و به دستور اوست كه برخي از اماكن ديدني و باستاني اصفهان نابود ميشود. نقش ظلالسلطان را بهزاد فراهاني بازي ميكند. اين سريال در خانههاي قديمي و محلهاي سنتي اصفهان تصويربرداري شده است.
«سايه سلطان» ساعت 21 از شبكه 2 سيما پخش ميشود.
برخي از عوامل سازنده اين سريال عبارتند از: كارگردان و تهيهكننده: مرتضي آتش زمزم، ناظركيفي: يوسف افشاري، تصويربرداري: محمد فضيله، طراح صحنه و لباس: محسن شريفي، صدابردار: مسعود اردلان، طراح گريم: علي بهادر، مدير تداركات: حسين توكلي، دستيار كارگردان و برنامهريز: مهرداد يزداني، عكاس: محمدحسين وجداني و مجري طرح: محسن آتش زمزم.
Bauokstoney
Saturday 25 August 2012-1, 08:39 AM
تعبير خواب به روايت شهاب حسيني
با پايان تصويربرداري فيلم «تعبير خواب» به كارگرداني رضا دادويي، تدوين فيلم به نازنين مفخم سپرده شد.
اين فيلم مضموني اجتماعي دارد و داستان پليسي را روايت ميكند كه در دوراهي انتخاب تعيينكننده در زندگياش قرار ميگيرد. او در جريان يك پرونده سرقت با مشكلات فراواني دست به گريبان شده و ميان دوراهي انجام وظيفه و عمل به قولي كه داده، مانده است. او براي انتخاب، زمان چنداني نداشته و بايد يكي را انتخاب كند.
به گزارش فارس، شهاب حسيني، حميد ابراهيمي، مهران نائل، رضا آشتياني، الهه حسيني و ... از بازيگران اصلي اين فيلم هستند.
تعبير خواب به سفارش گروه فيلمهاي تلويزيوني شبكه يك و با مشاركت نيروي انتظامي (ناجي هنر) براي پخش در هفته نيروي انتظامي آماده نمايش ميشود.
Bauokstoney
Saturday 25 August 2012-1, 08:41 AM
ختم قرآن در قاب سيماي رمضان
در ارتباط با طرح بزرگ قرآني 1446 و با محوريت حفظ جزء سيام قرآن كريم 290 ساعت برنامه توليد و از شبكههاي سيما پخش شده است.
به گزارش روابط عمومي سيما؛ علي دارابي معاون رييس صداوسيما در امور سيما اهم فعاليتهاي ششمين طرح بزرگ قرآني با محوريت حفظ جزء سي ام قران كريم را تشريح كرد.
دارابي اظهار كرد: همكاران ما در ستادهاي محتوايي، روابط عمومي، اجرايي و پشتيباني بيش از 70 روز تلاش كردند تا اين برنامه در راستاي منويات رهبر معظم انقلاب مبني بر تربيت 10 ميليون حافظ قران كريم به نحو احسن انجام پذيرد.
معاون رييس صداوسيما در امور سيما، توليد و پخش بالغ بر 17000دقيقه برنامه قرآني را نشانه تعامل تمامي شبكهها در اين طرح عظيم دانست و افزود: هريك از شبكهها سهمي از اين توليدات را بر عهده داشته اند به طوري كه شبكههاي يك تا پنج به ترتيب 1500، 1200، 900، 1800 و 1200 دقيقه برنامه توليد و پخش كردهاند.
وي اضافه كرد: شبكه جامجم و راديو قرآن نيز بيش از 900 دقيقه برنامه توليد كردهاند. البته بيشترين ميزان برنامهسازي را شبكه قران و معارف سيما يعني بيش از 9000 دقيقه بر عهده داشت.
دارابي در ادامه افزود: شبكههاي تلويزيوني همچنين با بهره گيري از اساتيد و كارشناسان مجرب قرآني، اقدام به پخش برنامههاي آموزشي روخواني، فصيح خواني، حفظ و شيوههاي آن و تفسير پيامهاي جزء 30 كردند.
وي اطلاع رساني دقيق و به موقع را از مهمترين ويژگيهاي طرح بزرگ قراني 1446 دانست و اضافه كرد: خبررساني به وسيله رسانههاي مختلف، پخش تيزرهاي تبليغاتي، زير نويس و پاسخ به سوالات پيامكي مخاطبان بسياري را مجذوب اين طرح كرد. همچنين در كنار برپايي استوديوهاي اصلي شبكه قرآن در بوستانها و فضاهاي عمومي شهر تهران، استوديوهاي موازي نيز ايجاد شد تا برنامه با سهولت و سرعت بيشتري تهيه و پخش شود.
معاون رييس رسانه ملي در امور سيما، از فعاليت استوديوهاي مستقر در مراكز صداوسيماي استانها، راه اندازي سامانه پيام كوتاه و وب سايت در اطلاع رساني به موقع اخبار طرح قرآني 1446 خبر داد و گفت: همكاري رسانههاي مختلف از جمله مطبوعات و برخي پايگاههاي خبري در اطلاع رساني اين طرح قابل تقدير است.
دارابي از حضور بيش از 4 ميليون و ششصد هزار نفر در اين طرح خبر داد و افزود: در طرح 1446 نسبت به سال گذشته در بخش حفظ حضوري و مسابقه كتبي 100 درصد افزايش مخاطب داشته ايم.
دارابي در پايان يادآور شد كه مراسم اختتاميه طرح بزرگ قرآني 1446 بيست و سوم مرداد ماه با حضور حجت الاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني رييس دفتر رهبر معظم انقلاب برگزار شد و در اين مراسم به قيد قرعه به تعداد 1446 نفر كمك هزينه عمره مفرده، 1446 نفر كمك هزينه عتبات عاليات و 1446 نفر كمك هزينه سفر به مشهد مقدس به برندگان طرح اهدا شد.
Bauokstoney
Thursday 20 September 2012-1, 10:29 AM
فردوس کاوياني در سرزمين مادري
مجموعه داستانی سرزمین مادری که در 26 قسمت 45 دقیقه ای به کارگردانی جواد روستایی و تهیه کنندگی عباس رنجبر در صدا و سیمای مرکز استان مرکزی تولید شده است پس از سریال شکر تلخ از شبکه «شما»نمایش داده میشود.
به گزارش جامجم آنلاين به نقل از روابط عمومی معاونت امور استان ها، این سریال داستان تعمیر کار سیاری به نام ضیا است که بر اثر حادثه ای تمام اموال خود را از دست می دهد و به شهر مادری خود (ساوه) بر می گردد تا در آنجا به کمک خواهرش شغل قدیمی خود را از سر بگیرد.
فردوس کاویانی، مهتاج نجومی، داود فتحعلی بیگی، آتوسا گودرزی، پوریا زندباف و فرشید صمدی پور از جمله بازیگرانی هستند که در این سریال به ایفای نقش پرداخته اند.
بنابراین گزارش این مجموعه از پنجشنبه 30 شهریورماه هر شب ساعت 21 و 15دقیقه و تکرارش روز بعد ساعت 15 از شبکه شما روی آنتن می رود.
در این مجموعه عباس رنجبر (نویسنده)، محمود احمدی (صدابردار) و حسین فرید زاده (تصویربردار) همکاری داشته اند.
Bauokstoney
Thursday 20 September 2012-1, 10:30 AM
گفت و گو با بازيگر سريال بيدارباش
ياد گرفتهام چگونه نقشهايم را انتخاب كنم
رابعه اسكويي معمولا در نقشهاي طنز بازي ميكند. او در مجموعه تلويزيوني «بيدارباش» به كارگرداني احمد كاوري كه در حال پخش از شبكه يك است، نقش زني را بازي ميكند كه اعتقادات مذهبي دارد.
اعتقادات او با تفكرات همسر و پسرش فاصله دارد. با اسكويي به گفتوگو نشستيم تا درباره نقشش در اين سريال بيشتر بدانيم.
شما در مجموعه بيدارباش نقش زني را بازي ميكنيد كه اعتقادات مذهبي دارد. تضادهايي كه اين شخص با تفكرات همسر و پسرش دارد، شما را براي بازي در اين مجموعه ترغيب كرد يا دلايل ديگري داشتيد؟
مسلما عوامل زيادي باعث ميشود تا يك بازيگر نقشي را انتخاب كند. آنچه مرا براي بازي در اين مجموعه ترغيب كرد، متفاوت بودن نقش بود. علاوه بر آن در كنار دوستاني همچون اكبر عبدي و مجيد صالحي بازي ميكردم كه اين مساله هم برايم جذابيت لازم را داشت. نقشي كه در مجموعه بيدارباش بازي ميكنم بزرگتر از سنم است كه اين هم برايم جالب بود. مجيد صالحي در طول كار مرتب به شوخي ميگفت سن خانم اسكويي آنقدر نيست كه بخواهد نقش مادرم را بازي كند.
مردم شما را بيشتر در نقشهاي طنز ديدهاند تا جدي. اين امر تصادفي است يا خودتان اصرار داريد نقش طنز بازي كنيد؟
به هر حال ما از سوي كارگردانان انتخاب ميشويم. شايد دليل اين كه قبلا فقط در نقشهاي طنز ظاهر ميشدم اين بود كه بلد نبودم نقشهاي خوب را انتخاب كنم، به همين دليل يك سري كار را انتخاب ميكردم، اما الان ديگر اين طور نيست و نقشهايم را با وسواس بيشتري انتخاب ميكنم.
اسكويي: آنچه مرا براي بازي در اين مجموعه ترغيب كرد، متفاوت بودن نقش بود. علاوه بر آن بازي با اكبر عبدي و مجيد صالحي برايم جذابيت لازم را داشت. نقشي كه در مجموعه بيدارباش بازي ميكنم بزرگتر از سنم است كه اين هم برايم جالب بود
البته ايفاي نقشهاي طنز كار راحتي نيست. اتفاقا خنداندن مردم ايران كار دشواري است، از سوي ديگر من از كارهايي كه تاكنون بازي كردهام، ناراضي نيستم. بازي در فيلم سينمايي «سگكشي» به كارگرداني بهرام بيضايي برايم خاطرهانگيز است. در اين فيلم يك نقش جدي را بازي كردم. در مجموع تلاش ميكنم از نقشي كه بازي ميكنم، لذت ببرم.
اين اتفاق در مجموعه بيدارباش هم افتاد؟
بله، بازي در اين مجموعه برايم شيرين و دوستداشتني بود و آنقدر ويژگيهاي خوب داشت كه از اجراي آن لذت بردم.
چرا در سالهاي اخير كمكار شدهايد؟
دليل كمكاريام اين است كه به خودم حق انتخاب ميدهم تا وقتي كاري را انجام ميدهم برايم لذتبخش باشد. يكي از ويژگيهاي من اين است كه وقتي نقشي براي بازي به من سپرده ميشود، علاقهمند هستم آن را بپرورانم. وقتي يك اثر پخش ميشود مخاطب در جريان مشكلات يك كار نيست و تنها تصوير را ميبيند، بنابراين بايد تلاش كنيم تا نقش را به خوبي بازي كنيم. بايد نقش به گونهاي ايفا شود تا مخاطبان با آن همذاتپنداري كنند و آن را دوست داشته باشند.
بنابراين وظيفه خودم ميدانم تا نقشي را كه به من سپرده ميشود به خوبي بازي كنم، حتي اگر از نقش لذت نبرم باز هم حق ندارم به وظيفهام عمل نكنم. در مجموع براي خلق نقش زحمت ميكشم. براي بازي در مجموعه بيدارباش هم تلاش كردم تا نقش مادر خانواده را به خوبي ايفا كنم. براي رسيدن به اين نقش مدام با اطرافيانم صحبت ميكردم تا بدانم مردم اوايل دهه 60 كه قصه سريال در آن دوره ميگذرد، چگونه و چطور فكر ميكردند تا بتوانم به خوبي نقشم را بازي كنم.
در اين باره با كارگردان و ديگر بازيگران هم مشورت ميكرديد؟
بله، درباره نقش با كارگردان و آقايان عبدي و صالحي صحبت ميكردم. بويژه درباره چالشهاي فكري كه شخصيت من با همسر و پسرم داشت بيشتر حرف ميزدم تا بتوانم نقش را ملموس در بياورم.
من در كارهاي ديگر هم تجربه همكاري با اكبر عبدي را داشتهام و تقريبا با خصوصيات اخلاقي و نوع بازي او آشنا بودم. اولين تجربه بازيام در كنار او به مجموعه «آبدارشاه» برميگردد. در آن کار اكبر عبدي برايم مثل يك معلم بود و با حوصله در اولين تجربه مشتركمان با من رفتار ميكرد. او نگاه زيبايي به كار دارد و كار كردن در كنار او هميشه برايم تجربه شيريني به همراه دارد.
Bauokstoney
Thursday 20 September 2012-1, 10:31 AM
گفتوگو با كارگردان فيلم ميان ماندن و رفتن
تعقيب و گريز در لوكيشني بكر
بهروز شعيبي، بازيگر و كارگردان جواني است كه تاكنون در فيلمهاي سينمايي همچون آژانس شيشهاي، طلا و مس و... بازي كرده است. فيلم تلويزيوني «ميان ماندن و رفتن» به كارگرداني او چند روز قبل از شبكه يك سيما پخش شد. اين فيلم، داستان جواني به نام مجيد است كه با ماجراهاي زيادي روبهرو ميشود.
شعيبي در اين فيلم سعي كرد با بهرهبردن از فضاهاي بكر، قاببنديهاي خوب و فلاشبكهاي (رفتن به گذشته) بهموقع اثر مناسبي از خودش در كارنامه هنرياش به جا بگذارد.
فيلم با لوكيشني بكر و تازه شروع ميشود كه با نام فيلم تطابق دارد. سكانسهاي ابتدايي ميان ماندن و رفتن را كجا تصويربرداري كرديد؟
از ابتدا تصميم داشتيم قصه با يك صحنه بكر شروع شود تا براي مخاطب جذاب باشد. براي صحنههاي ابتدايي به دنبال يك منطقه مرزي در غرب و شرق ميگشتيم تا اينكه به جنوب و قشم رسيديم و فضايي ميان آب و خشكي پيدا كرديم. صحنههاي ابتدايي فيلم را در اين منطقه ضبط كرديم. همچنين صحنههاي تعقيب و گريز ابتداي فيلم را در چند منطقه از جمله دره ستارهها، چاه كوه و... تصويربرداري كرديم. از سوي ديگر من در كارهايي كه ميسازم به دنبال فضاهاي تكراري نيستم و هميشه از اين مساله پرهيز ميكنم.
اشاره كرديد فيلمنامه چندين بار بازنويسي شد. شما خودتان در بازنويسي دخالتي داشتيد يا نه؟
بله، همراه حميد مولوي كه علاوه بر نگارش فيلمنامه، تهيهكنندگي كار را هم بر عهده داشت، تغييراتي در فيلمنامه داديم. اين فيلم از توليدات سيمافيلم است و تهيهكننده چند سال به دنبال ساخت اين فيلم بود تا اينكه شرايط ساخت آن مهيا شد و از من هم به عنوان كارگردان دعوت شد. من چند كار براي سيمافيلم انجام دادهام و اين مركز برايم غريبه نيست.
از سوي ديگر، هر كارگرداني براي اينكه خودش را به فيلمنامه نزديك كند بعد از مطالعه آن تغييرات لازم را اعمال ميكند. اين اتفاق هم در فيلم ميان ماندن و رفتن افتاد و ما تلاش كرديم سكانسهايي را اضافه يا كم كنيم تا قصه قوام لازم را داشته باشد.
يكي از امتيازات اين فيلم پرهيز از فضاي آپارتماننشيني و پرداخت به موضوع مهاجرت و خروج غيرقانوني است. تا چه حد دغدغه داشتيد از اين فضاهاي تكراري دوري كنيد و يك كار جديد براي تلويزيون بسازيد؟
اتفاقا ويژگي اين فيلم براي خودم، دوري از فضاهاي تكراري آپارتماننشيني بود. علاقهمندم گونههاي متفاوت را تجربه كنم. بنابراين احساس كردم كارگرداني فيلم ميان ماندن و رفتن ـ با توجه به قصهاي كه دارد ـ اين شرايط را برايم فراهم ميكند، در اين فيلم موقعيتهاي پيشبينينشدهاي وجود داشت كه همه ما را وادار كرد براي بهترشدن كار فكر كنيم.
به نظرم اتفاق خوبي در ميان همنسلان من افتاده كه تلاش ميكنند در كارهايي كه ميسازند از فضاهاي تكراري دوري كنند. البته نميگويم من موفق هستم يا نه؟ اما تلاش ميكنم كاري كه ميسازم متفاوت بوده و حرف تازهاي براي گفتن داشته باشد.
در اين فيلم از فلاشبك زياد استفاده كردهايد. از اين مساله نگران نبوديد كه ممكن است مخاطب با اين نوع روايت ارتباط برقرار نكند؟
شعيبي: ويژگي اين فيلم براي خودم، دوري از فضاهاي تكراري آپارتماننشيني بود. در اين فيلم موقعيتهاي پيشبينينشدهاي وجود داشت كه همه ما را وادار كرد براي بهترشدن كار فكر كنيم
نه، اصلا نگران نبودم، چون ميدانستم قصه آنقدر براي مخاطب جذابيت دارد كه آنها را با خود همراه ميكند و شكست زمان براي بينندگان مشكلي ايجاد نميكند. اتفاقا بيننده علاقهمند است اثري كه ميبيند سطح سليقهاش را ارتقاء ببخشد. به عقيده من، اگر اثري پيچيدگي لازم را نداشته نباشد، نميتواند براي بيننده جذابيت ايجاد كند. به نظرم حتي ايرادي ندارد اگر اثري را دو بار ببينيم تا متوجه شويم پيام كار چيست. علاوه بر آن، ذهن بينندگان از ما جلوتر است و ما بايد سعي كنيم خودمان را به آن برسانيم و اين مساله ميسر نميشود مگر آنكه از روايتهاي خوبي در قصه استفاده كنيم تا براي مخاطبان جذاب باشد.
در ارتباط با قاببنديهاي خاص هم ـ كه به آن اشاره كرديد ـ بايد بگويم هر فيلمنامهاي نمابندي خودش را دارد. ما تلاش كرديم تا سطح كيفي پلانها خوب باشد، حتي يكچهارم از زمان اين فيلم را به تصويربرداري صحنههاي تعقيب و گريز اختصاص داديم تا كيفيت تصاوير خوب باشد.
قصه ميان ماندن و رفتن با وجود آنكه تعليقهاي لازم را دارد و بيننده نميتواند حدس بزند پايان قصه چه اتفاقي ميافتد، اما انگيزههاي مجيد (قهرمان اصلي قصه) براي رفتن به خارج از كشور بدرستي نشان داده نميشود. در واقع مجيد شخصيت مثبتي است كه مخاطب نميتواند باور كند او به دنبال خروج غيرقانوني از كشور است.
با شما موافق نيستم، چون ما انگيزههاي او را بخوبي نشان ميدهيم و در پايان نشان ميدهيم براي پيداكردن دوستش تن به مهاجرت غيرقانوني ميدهد.
وقتي مجيد در آن جزيره متروك گرفتار ميشود يك تلفن پيدا ميكند و از آن طريق با تهران تماس ميگيرد. بودن خط تلفن، آن هم در جاي متروكي كه حتي آب آشاميدني وجود ندارد، كمي دوري از واقعيت است.
ما شير آب را نشان داديم كه به دليل استفادهنكردن خشك شده بود. به همين دليل، بودن تلفن خراب هم دور از واقعيت نيست. به هر حال، اين جزيره متروكي است كه زماني محل زندگي آدمها بوده است. بنابراين بودن خط تلفن امري طبيعي است.
نقش قهرمان اصلي قصه را ساعد سهيلي بازي كرده كه خيلي بازيگر شناختهشدهاي نيست. فكر نميكنيد ميتوانستيد براي اين نقش انتخاب بهتري داشته باشيد، چرا كه لازم بود نقش مجيد با انرژي بيشتري اجرا شود؟
اتفاقا انتخاب خوبي بود. اين حرف را به خاطر تعصبم نميزنم. ساعد سهيلي بهترين انتخاب براي نقش مجيد بود. او جوان آيندهداري است.
من سعي كردم براي اين نقش از بازيگري استفاده كنم كه براي مخاطب شناختهشده نيست. زماني كه او فيلم ميان ماندن و رفتن را بازي كرد در هيچ اثري بازي نكرده بود و بعد در فيلم سينمايي «گشت ارشاد» بازي كرد. به هر حال انتخاب او خوب بود، چون مخاطب ذهنيتي درباره او نداشت و اين مساله نقش را براي بينندگان ملموس ميكرد. من هميشه سعي ميكنم در كارهايي كه ميسازم از بازيگران جديد استفاده كنم. ما نياز داريم بازيگران جوان مستعد را معرفي كنيم تا در اين باره با محدوديت روبهرو نشويم.
شما علاوه بر كارگرداني، بازي هم ميكنيد. كدام يك از اين دو حرفه دغدغه شماست؟
من علاقهمند هستم در هر كاري كه انجام ميدهم حرف تازهاي براي مخاطب داشته باشم. فرقي نميكند در مقام بازيگر باشم يا كارگردان. آنچه اهميت دارد اين است كه كارم را بخوبي انجام بدهم. بنابراين به اين مساله فكر نميكنم كه بازي كنم يا كارگرداني. تلاش ميكنم كار خوبي انجام بدهم.
Bauokstoney
Thursday 20 September 2012-1, 10:31 AM
به ياد درخت با طراوت کوچه اقاقيا
مهمترين ويژگي زندهياد منوچهر نوذري در مقام مجري برنامههاي مسابقهاي و طنز، حاضرجوابياش بود. او ميدانست كه چگونه روي لبه تيغ حركت كند و به گونهاي جواب طرف مقابلش را بدهد كه مخاطب سر ذوق بيايد و حريمهاي ادب و احترام هم شكسته نشود؛ اصلي كه خيلي از مجريهاي امروزي آن را ناديده ميگيرند.
مجريهاي جواني كه گاه بيش از حد مودب و اتوكشيده ميشوند و گاه چيزي ميگويند كه رنجش خاطر مهمان برنامه را همراه دارد.
اگر يادتان باشد عادل فردوسيپور زماني كه جواني گمنام بود در يكي از قسمتهاي مسابقه هفته شركت كرده بود. بخشهايي از اين قسمت كه چندي پيش در برنامه نود روي آنتن رفت گوياي حاضرجوابي منوچهر نوذري بود.
هنگامي كه اين مجري از فردوسيپور سوالي پرسيد كه جوابش بله ميشد، فردوسيپور پاسخ داد «ادسون آرانتس دو ناسيمنتو معروف به پله» نوذري كه تعجب كرده بود از عادل خواست كه اين اسم را چند بار ديگر تكرار كند.
اوج ماجرا در آخرين تكرار بود كه نوذري با لبخندي كه خاص خودش بود به فردوسيپور گفت: خودتي!الان وقتي بازي خوب و روان نوذري در سريال كوچه اقاقيا را ميبينيم يادمان ميآيد كه تواناييهاي اين هنرمند فقط به حوزه اجرا محدود نميشد.
او در طنزنويسي، صداپيشگي و بازيگري نيز حرفهاي زيادي براي گفتن داشت.
صادق عبداللهي، طنزنويس برنامه راديويي جمعه ايراني كه سالها با نوذري همكار بوده، تعبير جالبي درباره اين هنرمند دارد: نوذري چاهي بود كه آبش خشك نميشد.چشمه خلاقيت نوذري همواره جوشان بود و او با تكيه بر همين خلاقيت مخاطبانش را تا آخرين لحظه يك برنامه پاي راديو و تلويزيون نگه ميداشت. تيپهاي راديويي چون آقاي ملون و آقاي دست و دلباز اين قدر تاثيرگذار است كه تكيهكلامهايشان هنوز هم بين مردم استفاده ميشود.
ملون با روحيه بيثباتش و دست و دلباز با خساستش، دو شخصيت ملموسي بودند كه خيلي زود جايشان را بين شنوندگان راديو باز كردند.كوچه اقاقيا ساخته رضا عطاران هماكنون از شبكه آي فيلم در حال پخش است؛ سريالي كه در آن نوذري يكي از نقشهاي اصلي و كليدي را بازي ميكند. او پدر يك خانواده است كه در روزهاي آخر عمرش به افسردگي دچار شده است.
بچههايش ميخواهند با انجام كارهاي نمايشي روحيه از دست رفتهاش را به او برگردانند. اما هميشه نقشهشان نقش بر آب ميشود. آنها او را به آلن دلون بازيگر سينما تشبيه ميكنند، با او مچ مياندازند و شكست ميخورند تا پدر به ياد روزهاي شيرين جواني بيفتد، اما زخم روحي پدر عميق تر از آن است كه با اين چيزها مرهم يابد....مسلما اجراي اين صحنهها براي بازيگري كه در پشت صحنه هميشه لبخند بر لب دارد، كاري سخت و دشوار است.
اما منوچهر نوذري از عهده اين ماموريت دشوار بخوبي برميآيد. او همان بازيگري است كه همواره در پايان برنامه صبح جمعه با شما ميگفت: ز حق توفيق خدمت خواستم دل گفت پنهاني/ چه توفيقي از اين بهتر كه خلقي را بخنداني.
هنگامي كه نوذري در 16 آذر ۱۳۸۴ دار فاني را بدرود گفت، اين جمله روي سنگ مزارش نقش بست. روحش شاد و يادش گرامي باد.
Bauokstoney
Wednesday 26 September 2012-1, 11:43 PM
«يك روز پر ماجرا» در راديو نمايش
يك روز پرماجرا با خانواده به تهيهكنندگي مهتاب اميني و كارگرداني مجيد حمزه در مركز هنرهاي نمايشي راديو توليد شد.
به گزارش روابط عمومي مركز هنرهاي نمايشي راديو، اين نمايش راديويي به سردبيري مجيد حيدري و نويسندگي ليدا شيرمرد درباره دكتر سلامت است كه يك روز صبح به همراه دختر و پسرش با اتوميبيل شخصيشان به كلاس درس و سر كار ميروند كه در راه تصادفي اتفاق ميافتد؛ پيرمردي كه با آنها تصادف كرده آلزايمر دارد و....
نمايش يك روز پر ماجرا با خانواده با هنرمندي محمد عمراني، رامين پورايمان، مينو جبارزاده، مهرداد مهماندوست، صفا آقاجاني، صديقه كيانفر، علي زريني، نازنين مهيمني، توران مهرزاد و سيما خوشچشم در مركز هنرهاي نمايشي راديو تهيه شده است.
Bauokstoney
Wednesday 26 September 2012-1, 11:44 PM
فيلمهاي تلويزيوني و سينمايي آخر هفته
آقاي مهربان با شب واقعه ميآيد
در تعطیلات آخر هفته ( پنجشنبه و جمعه 6 و7 مهر ماه) مصادف با روزهای پایانی هفته دفاع مقدس و سالروز ولادت با سعادت هشتمین خورشید امامت ، فیلم های سینمایی، تلویزیونی ایرانی و خارجی و انیمیشن از شبکههای سیما روی آنتن خواهد رفت.
به گزارش روابط عمومی سیما، بینندگان می توانند در روزهای پایانی هفته فیلم های سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن«بیا ازگذشته ها حرف بزنیم»، «دست ها نگاه ميكنند»، «آقای مهربان»، «به کبودی یاس»، « آلبرت دوست نامرئی من» ، «شب واقعه »، « روز هفتم» ، «ستاره های روی زمین » ، « به آهستگی » ، « لبخند در مراسم ترحیم »، « بر من حکمرانی »، « توطئه ویل بی » ، « آستریکس و نبرد بزرگ »، «سه تفنگدار» ، « اینجا دلتنگی نیست»، « همسنگار »، « معجون جادویی »، « میلیونر زاغه نشین » و « آوای نقاره ها » را تماشا کنند.
شبکه یک فيلم تلويزيوني "بيا از گذشتهها حرف بزنيم" به كارگرداني و نويسندگي حميد نعمت الله و تهيه كنندگي محمدرضا شفيعي 30دقیقه بامداد روز جمعه 7 مهر از شبكه يك سيما پخش مي شود.
در اين فيلم ثريا قاسمي ، زنده یاد مهين شهابي و پوراندخت مهيمن بازي مي كنند.
موضوع فيلم درباره كارواني زيارتي است كه از تهران به مشهد مي رود. فيلم تلويزيوني " بيا از گذشته حرف بزنيم " از توليدات گروه فيلم هاي تلويزيوني شبكه يك سيما است.
شبکـه یک سیما برای ساعت 16روز جمعه 7 مهرماه فیلم سینمایی « دست ها نگاه ميكنند » به کارگردانی ابراهيم شيباني و تهیه کنندگی سعيد سعدي را برای پخش در نظر گرفته است.
فیلم سینمایی « دستها نگاه ميكنن د» در مورد نويسنده اي ارمني است كه در داستان هاي جنگي مشهور و در صف اول قرار گرفته متوجه ميشود كه تمام وقايع و شخصيت اصلي داستان او يعني "كربلايي حسين" واقعي هستند . او كه قبلا اعتقادي به ارزشها و نگرشهاي ماورايي در جنگ نداشته به باورهاي تازهاي از اين مضامين و شناخت تازهاي از شخص "كربلايي حسين" ميرسد.
بهنوش بختياري ، آتيلا پسياني و سعيد پورصميمي در این فیلم از تولیدات سال جاری مرکز سیما فیلم به عنوان نقشهای اصلی حضور دارند.
شـبـکـه دو انیمیشن « آقای مهربان » به کارگردانی علیرضا گلپایگانی فر، از تولیدات مرکز پویانمایی صبا، پنجشنبه 6 مهرماه ساعت 14:30روی آنتن شبکه دو سیما می رود.
مضمون داستان پویانمایی «آقای مهربان» سیره عملی امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) است .
فیلم سینمایی «به کبودی یاس» به کارگردانی جواد اردكاني و تهیه کنندگی ابراهیم اصغری پنجشنبه 6 مهرماه ساعت 21 از شبکه دو سیما پخش می شود.
در خلاصه داستان فیلم آمده : " برونسي" فرماندهاي است كه لحظهاي در اصول خود ترديد نميكند ، "برونسي " از جبهه به شهر ميآيد تا همزمان عمليات خيبر را جمع كرده و براي عمليات بدر به جبهه بروند، اما هر يك از آنها مسائلي دارند كه "برونسي "بايد حل كند.
محمد تقي نژاد ، علي بكانيان و حسن چودن در فیلم سینمایی « به کبودی یاس» بازی کرده اند.
عصر روز جمعه ساعت 17:30 فیلم سینمایی «آلبرت دوست نامرئی من » به کارگردانی یورگو پاپاواسیلیو و تهیه کنندگی آرنو اُرتمیر ازشبکه دو سیما روی آنتن می رود.
فیلم سینمایی « شب واقعه » با بازی حميد فرخ نژاد، لادن مستوفي، باران كوثري و حبيب دهقان نسب ، جمعه 7 مهرماه ساعت 21 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي ميكند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...
فیلم سینمایی « شب واقعه » به کارگردانی شهرام اسدي و تهیه کنندگی سيداحمد ميرعلايي در سال 1387 ساخته شده است.
فیلم تلویزیونی « روز هفتم » به کارگردانی محمد پورضرغام و تهیه کنندگی پرویز امیری ، جمعه 7 مهرماه ساعت 23 از شبکه دو سیما پخش می شود.
این فیلم با بازی ارسطو خوش رزم، صدرالدین شجره، مجید مشیری، بیتا خردمند، قدرت الله دلاوری، سید مهدی حسینی داستان پدر و مادری را روایت میکند که فرزند خود را به مشهد بردهاند تا شفا پیدا کند. مادر کودک نذر کرده که در حرم حضرت امام رضا (ع) هفت روز مجاور شود، اما در روز ششم حال کودک بدتر میشود و با پافشاری پدر، مادر راضی میشود که کودک را به تهران بازگردند.
شـبـکـه سـه فیلم سینمایی « ستاره های روی زمین» به کارگردانی امیر خان ، جمعه 7 مهرماه ساعت 9:20 از شبکه سه سیما باز پخش می شود.
در این فیلم امیر خان و دارشیل سافاری بازي ميكنند.
فیلم سینمایی « به آهستگی » جمعه 7 مهرماه ساعت 14:30 از شبکه سه سیما پخش می شود.
داستان فیلم در محمود کارگر جوشکار ساده راه آهن است که دور از خانواده در جنوب کار مي کند. به او خبر مي رسد که زنش پري که دچار بيماري عصبي است، مدتي است از خانه رفته و فرزندش را پيش مادر و پدر محمود گذاشته است. محمود با وجود سخت گيري هاي کارفرمايش، به خانه اش در کرج برمي گردد و ...
محمدرضا فروتن، نیلوفرخوش خلق و شاهرخ فروتنیان به کارگردانی مازیار میری و تهیه کنندگی جهانگیز کوثری از جمله بازیگران این فیلم سینمایی می باشند.
فیلم سینمایی « لبخند در مراسم ترحیم » به کارگردانی حسین قناعت و تهیه کنندگی امان اله پیشنماززاده ، جمعه 7 مهر ماه ساعت 19:30 از شبکه سه سیما پخش می شود .
در این فیلم با بازی آناهیتا همتی ، اردلان شجاع کاوه و مریم معصومی خواهید دید؛ پژمان استاد نقاشی دانشگاه هنر است که تصورمی کند، کسی قدر آثار و هنرش را نمی داند. او به این موضوع معترض است و به همین دلیل معتقد است که از جمله هنرمندانی است که بعد از مرگش معروف می شود. بر اثر شوخی یکی از دانشجویان که از او آزرده است خبر مرگش به صورت پیامکی منتشر می شود و...
شـبـکـه چـهـار فیلم سینمایی « بر من حکمرانی » به کارگردانی مایک بیندر ، با بازی آدام سندلر و دان چیدل، محصول سال 2007 آمریکا ، پنجشنبه 6 مهرماه ساعت 16 از شبکه چهار سیما بازپخش می شود .
علاقه مندان برنامه « سینما 4 » جمعه 7 مهرماه ساعت 20:30 می توانند فیلم سینمایی « توطئه ویل بی » به کارگردانی رالف نلسون را تماشا کنند.
مایکل کین و سیدنی پوشر در فیلم سینمایی « توطئه ویل بی » محصول سال 1957 انگلستان به ایفای نقش پرداختند.
شـبـکـه تـهــران انیمیشن « آستريكس و نبرد بزرگ » به کارگردانی فيليپ گريموند ، محصول سال 1989 کشورهای آلمان و فرانسه ، پنجشنبه 6 مهرماه ساعت 13:30در قالب برنامه « تماشاخانه » مهمان بچه های شبکه تهران می شود.
40 دقیقه بامداد روز جمعه 7 مهرماه فیلم سینمایی « سه تفنگدار » به کارگردانی كول اس. مك كي از شبکه تهران بازپخش می شود.
هيتر هيمنس ، ژين ، آلن راچينز، كيت آلن و ميشله بويد درفیلم سینمایی« سه تفنگدار » محصول سال 2011 کشورهای هنگ کنگ و چین بازی کرده اند .
فیلم تلویزیونی « اینجا دلتنگی نیست» به کارگردانی مهیار عبدالملکی و تهیه کنندگی حسین بخشی پور، جمعه 7 مهرماه ساعت 13:30 از شبکه تهران پخش می شود.
اين فيلم تلویزیونی به گوشهاي از زندگی دختر دانشجویی به نام فاطمه می پردازد که با پدربزرگ و مادربزرگ خود زندگی می کند و در حادثه ای پدر و مادر خود را از دست داده است. وی به اصرار پدربزرگ خود به مشهد می آید و در مشهد زندگی او دچار اتفاقاتی می گردد.
زهرا پیرهادی، امیر بارانلویی، پیام اسکندری، حشمت آرمیده و وحید اسماعیلی درفیلم تلویزیونی « اینجا دلتنگی نیست» حضور داشتند.
شـبـکـه شمـا فیلم تلویزیونی « همسنگار» پنجشنبه 6 مهرماه ساعت 23 از شبکه شما پخش می شود.
در این فیلم خواهید دید: پس از محاصره شهرهای آبادان و خرمشهر توسط نیروهای عراقی تنها راه خروج از شهر بهمنشیرمی باشد و مردم منطقه در وضعیت نابسامانی به سرمی برند...
حمید با نمکی، حسین قفلی ، مهتاب صداقت و عباس جوادی از بازیگران اصلی فیلم تلویزیونی « همسنگار» به کارگردانی احسان عبدی پور و تهیه کنندگی هومن کبیری می باشند .
فیلم تلویزیونی « معجون جادویی » به کارگردانی و تهیه کنندگی علی حلوی ، از تولیدات صدا و سیمای مرکز گیلان ، جمعه 7 مهرماه ساعت 13:30 از شبکه شما روی آنتن می رود.
در این فیلم می بینیم : تراب گیلدهی ، پیرمرد رستوران داری است که تنها زندگی می کند و سال ها پیش همسر خود را از دست داده است و در پیرانه سری عاشق زن جوانی می شود و از او تقاضای ازدواج می کند اما پاسخ او منفی است، او دل شکسته و سرخورده است در خلوت خود فرو می رود اما...
ساقی زینتی ، مینا نوروزی ، اسماعیل حاجتی و رسول حق دوست در اين فيلم بازي ميكنند.
شبكه آموزش فیلم سینمایی « میلیونر زاغه نشین» به کارگردانی دِوپاتل و آنیل کاپور ، جمعه 7 مهرماه ساعت 10 از شبکه آموزش پخش می شود.
فیلم سینمایی « میلیونر زاغه نشین» محصول سال 2008 درکشورهای انگلستان و آمریکا ساخته شده است .
شـبـکـه قرآن و معارف سیما فيلم تلويزيونی «آوای نقارهها» به کارگردانی جواد مزدآبادی جمعه 7 مهرماه ساعت 15 از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می شود.
شهرام عبدلی، جلال طباطبایی ، سیامک اشعریون، آهو خردمند، حسن اسدی، کاوه سماکباشی، افشین سنگچاپ، امید متقی و مریم سلطانی در این فیلم مناسبتی بازی کرده اند.
این فیلم در بستری اجتماعی قصه چهار نفر را روایت میکند که در پایان در حرم امام رضا (ع) گره هر داستان گشوده میشود .
شبکـه نمـایـش فیلم های سینمایی ، تلویزیونی و انیمیشن « تله روباه »، « آن شرلی دختری با موهای قرمز(قسمت 6) » ، « دیوانگی »، « امتیاز » و « محاصره قلعه » پنجشنبه 6 مهرماه ساعت 13، 15 ، 17، 21 و 23 از شبکه نمایش پخش می شود.
فیلم سینمایی «گزارش اقلیت» به کارگردانی استیون اسپیلبرگ ، پنجشنبه 6 مهرماه ساعت 19 برای پخش از شبکـه نمایش در نظر گرفته شده است.
در اين فيلم كه محصول سال 2002 آمريكا است تام کروز، کولین فارل ، سامانتا مورتون و ریچارد کوکا ايفاي نقش ميكنند.
فیلم های سینمایی و تلویزیونی « لیست انتظار »، « آن شرلی دختری با موهای قرمز (قسمت7) »، « یوگی خرسه »،« هالک شگفت انگیز 1» ،« سلطان کمدی » و « آدم » جمعه 7 مهرماه ساعت13، 15، 17 ،19 ، 21 و 23 از شبکه نمایش روی آنتن می رود.
Bauokstoney
Wednesday 26 September 2012-1, 11:44 PM
پايگاه اطلاع رساني «رسولالله تيوي» راهاندازي شد
در آستانه ميلاد امام هشتم(ع)، پايگاه اطلاعرساني رسولالله (ص) ديروز با حضور علي دارابي، معاون سيما راهاندازي شد.
به گزارش روابط عمومي سيما، شبكه قرآن سيما در پاسخ به اهانت به ساحت مقدس نبي اكرم(ص) پايگاه اطلاعرساني «رسولالله تيوي» را با هدف تبيين فضائل و ويژگيهاي بارز حضرت محمد(ص) به نشاني () راهاندازي كرد.
شبكه قرآن همچنين پايگاه امام رضا(ع) را به نشاني () به مناسبت تولد اين امام همام مجددا فعال كرد.
Bauokstoney
Wednesday 26 September 2012-1, 11:45 PM
موفقيت سيمافيلم در جشنواره فيلم مقاومت
مركز سيمافيلم چهار جايزه بخش مسابقه آثار سينمايي ـ ويديويي دوازدهمين جشنواره فيلم مقاومت را از آن خود كرد.
به گزارش روابط عمومی سیما ، با اعلام نتایج بخش مسابقه آثار سینمایی ـ ویدیویی دوازدهمین جشنواره فیلم مقاومت دیگر بار مرکز سیمافیلم در صدر موفقیت ها ایستاد . شرح افتخارات بدین ترتیب است:
جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه آثار سینمایی - ویدئویی به فیلم " دست ها نگاه می کنند" محصول مرکز سیما فیلم تعلق گرفت.
بنا براین گزارش در این بخش دیپلم افتخار و تندیس بهترین کارگردانی از آن رضا بهشتی برای کارگردانی فیلم " ترم زمستانی " شد.
همچنین در بخش انتخاب بهترین بازیگر مرد نیز دیپلم افتخار و تندیس به سعید پور صمیمی برای بازی در فیلم " دست ها نگاه می کنند" اهدا شد .
جایزه ویژه بخش آثار سینمایی - ویدئویی به علی شاه حاتمی برای حضور مستمر در عرصه سینمای دفاع مقدس اهدا شد.
وی با فیلم " ژنرال" در دوازدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت حضور داشت .
دوازدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت از سوم تا هفتم مهرماه در تهران و همزمان 18 استان کشور برگزار می شود و مرکز سیمافیلم با 9 اثر در بخش های مختلف این جشنواره حضور دارد.
Bauokstoney
Wednesday 26 September 2012-1, 11:46 PM
تصويب اساسنامه راديوهاي قرآني و اسلامي
معاون صدا در نشستی با اعضای هیأت رئیسه اتحادیه رادیوهای قرآنی و اسلامی اساسنامه این اتحادیه را تصویب کرد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ،در نشست خبری هیئت رئیسه این اتحادیه که با حضور معاون صدا و مدیر رادیو قرآن در ساختمان شهدای رادیو برگزار شد صوفی با بیان اینکه قران کتاب زندگی ، هدایت و وحدت است گفت :جایگاه پیامبر اسلام (ص) به عنوان حامل وحی در میان دیگر پیامبران بی بدیل است .
وی گفت : همه پیامبران الهی پیامبر خاتم را بشارت داده اند ، همه ادیان الهی بویژه مسلمانان بر پاسداشت و کرامت این جایگاه روحانی تکلیف ویژه و اساسی بر عهده دارند در عین حال وظیفه مسلمانان است که راحتی و ارامش را از همه توطئه گران که اهانت به قرآن و پیامبر می کنند بگیرند .
معاون صدا اضافه کرد: مسلمانان و موحدان و آزاد اندیشان باید این پرسش را از سران استکباری داشته باشند که درکشورهای غربی به این بهانه که در انجا ازادی بیان است با کسانی که فیلم کاریکاتور و یا کتاب علیه دیگر ادیان تهیه می کنند برخورد نمی شود اما درباره قضیه هولو کاست برخورد به گونه ای دیگر است.
وی افزود :توهین علیه دیگر مذاهب و ادیان در حال تکرار شدن است ، سال گذشته هم فیلم ضد اسلامی ساختند و بر شبکه های رادیویی قرانی واجب است که با این جریان ضد اسلامی برخورد رسانه ای داشته باشند.
محمدزاده مدیر رادیو قران نیز در این نشست با اشاره به برگزاری اولین اجلاس بین المللی رادیوهای قرآنی و اسلامی در سال 87 گفت : دومین دوره این اجلاس نیز اواخر امسال برگزار خواهد شد.
وی گفت :کمک به ارتقای فعالیتهای رادیوهای قرآنی و اسلامی در میان مسلمانان، کمک به توسعه رادیوهای قرآنی و اسلامی در مناطق مسلمان نشین یا در هر منطقهای که علاقمندانی برای شنیدن صدای قرآن و اسلام وجود دارد، ایجاد زمینههای مناسب برای آموزشهای حرفهای و انتقال تجربیات میان اعضا، کمک به وحدت جهان اسلام، مراقبت از مرزهای عقیدتی و دینی قرآنی و اسلامی از جمله ماموریتها و اهدافی است که اتحادیه رادیوهای قرآنی و اسلامی میتواند برای آنها اهتمام ورزد.
Bauokstoney
Wednesday 26 September 2012-1, 11:47 PM
در شبكه تهران به روي آنتن ميرود
سري جديد عمليات 125 با حوادث ويژه
سری جديد عملیات 125 کاری از گروه فیلم و سریال شبکه تهران همزمان با روز آتش نشانی 7 مهرماه جمعه ساعت 19 به صورت هفتگی بر روی آنتن می رود .
به گزارش روابط عمومی سیما به نقل از روابط عمومی شبکه تهران ، 16 قسمت از این سریال به کارگردانی مسعود آب پرور و تهیه کنندگی داود هاشمی زمستان سال 90 تولید شده است که روز جمعه ساعت 19 پخش می شود،تکرار سریال روز بعد ساعت 23 خواهد بود.
بنا براین گزارش ، این سریال در 26 قسمت 45 دقیقه ای تهیه و تولید می شود که در بخش های پایانی آن گروه های ویژه آتش نشان حضور دارند.
در اين فصل حوادث خاص و ويژه در سريال اتفاق مي افتد كه شخصيت هاي داستاني آن را مهار مي كنند. این سریال صحنه های پرتحرک و اکشن و نفس گیری را به تصویر می کشد.
ساير عوامل توليد عبارتند از داوود هاشمي (تهيهكننده)، بهروز افخمي (كارگردان و بازنويسي فيلمنامه)، آيدين افخمي (دستيار كارگردان)، علي حسن پور (برنامه ريز) علي شير محمدي (طراح صحنه و لباس)، اشكان وثوقي (مجري گريم)، عليرضا فتحي ( طراح بدلكاري) و مهدي شهبازي (مديريت تداركات)
Bauokstoney
Wednesday 26 September 2012-1, 11:48 PM
پيام تسليت رييس رسانه ملي
ريیس رسانه ملی طی پیامی شهادت خبرنگار شبکه پرس تی وی در سوریه را تسلیت گفت.
به گزارش پايگاه اطلاعرساني حوزه رياست سازمان صداوسيما متن پيام بدين شرح است:
بسم رب الشهداء و الصديقين
« مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضی نَحبَه وَ مِنهُم مَن یَنتظِرُ وَ ما بَدَّلوا تَبدیلاً »
در آوردگاه حق و باطل بار دیگر روایتگری صادق از این عرصه، آسمانی شد.
آنان که تاب مقاومت در برابر ارائه تصویری متفاوت از صحنه درگیری جبهه مقاومت با نظام سلطه و اذناب منطقهای آن را نداشتند ، برغم شعارهای عوام فریبانهی حمایت از جریان آزاد اطلاعات ، دست به ترور زدند و گزارشگر صادق شبکه پرستی وی آقای مایا ناصر را از ناحیه گلو به گلوله بستند تا صدای افشاگری وی را خاموش سازند.
همچنین برای دومین بار طی یک ماه گذشته رئیس دفتر شبکه پرستیوی و العالم در دمشق آقای حسین مرتضی را هدف قرار دادند تا بلکه امکان اطلاعرسانی و واقعنمایی این دو شبکه در عرصه رخدادهای منطقه را سلب نمایند.
نکته ظریف این حادثه ، بروز این رخداد در هفته دفاع مقدس است که این اقتران خود بیانگر معانی سمبلیک فراوانی است .
اینجانب شهادت این فرزند غیور جبهه مقاومت، شهید مایا ناصر و زخمی شدن مجاهد نستوه حسین مرتضی را ارج نهاده و به خانواده بزرگ صدا و سیما به ویژه شبکههای پرستیوی و العالم تبریک و تسلیت میگویم و برای خانواده این دو عزیز صبر و پایداری آرزومندم.
نگاهي کوتاه به سیل اظهارنظرهای حاصله در سایت شبکه پرستیوی در این مدت کوتاه حکایت از آن دارد که صدای جبهه مقاومت در مقابل استکبار جهانی و اذناب منطقهای آن خاموششدنی نیست و این شعله، پرفروغتر از گذشته در عرصه اطلاعرسانی پرتو افکن خواهد بود.
سيد عزتالله ضرغامي
رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
Bauokstoney
Saturday 29 September 2012-1, 09:23 AM
پخش مستند دفاع مقدس
روايت زندگي شهيد باقري از شبكه 1
مجموعه مستند «آخرین روزهای زمستان» با محوریت زندگی شهید حسن باقری از امشب روی آنتن شبکه یک سیما میرود.
به گزارش فارس، مجموعه «آخرین روزهای زمستان» روایت زندگی شهید حسن باقری با نام واقعی غلامحسین افشردی معروف به سقّای بسیجیان جوانترین فرمانده ایران در دوران جنگ ایران و عراق است.
این مجموعه مستند از امروز جمعه -7 مهرماه- ساعت 20 از شبکه یک سیما پخش میشود و تکرار آن روزهای سهشنبه ساعت 23 روی آنتن میرود.
تیتراژ این مجموعه مستند با صدای علیرضا قربانی و شعری از عارف قزوینی (از خون جوانان وطن لاله دمیده) ساخته شده است.
مجموعه «آخرین روزهای زمستان» قرار است در 10 قسمت 50 دقیقهای پخش شود. در این مجموعه مهدی زمینپرداز (در نقش حسن باقری)، مجتبی شفیعی (در نقش احمد متوسلیان)، ابراهیم امینی (در نقش محسن رضایی)، سعید میرزایی (در نقش رحیم صفوی) و سهیل بابایی (در نقش محمد برادر شهید باقری) در این مجموعه مستند ـ داستانی ایفای نقش کردهاند.
شهید حسن باقری بهعنوان فرمانده قرارگاههای نصر و کربلا نقش بسیاری در موفقیت نیروهای ایران در عملیاتهای فتحالمبین و رمضان و همچنین بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر داشت. باقری در هنگام شهادت سمت قائممقامی فرمانده نیروی زمینی سپاه را برعهده داشت.
وی در 9 بهمن 1361وقتی در منطقه فکه مشغول شناسایی منطقه دشمن و آماده سازی عملیات والفجر مقدماتی بود که در سنگر دیدهبان مورد اصابت گلوله خمپاره قرار گرفت و همراه با مجید بقایی به شهادت رسید. باقری در زمان شهادت 27 سال داشت و محل دفن وی، قطعه24 گلزار شهدای بهشت زهرای تهران است.
Bauokstoney
Saturday 29 September 2012-1, 09:24 AM
درگيريهاي سوريه جنگ رسانهاي است
حسن شمشادي 42 ساله، حدود 20 سال است با صدا و سيما همكاري ميكند، اما از سال 75 به عنوان خبرنگار واحد مركزي خبر در صدا و سيماي مركز لرستان به صورت رسمي فعاليتش را آغاز كرده است.
شمشادي از جمله خبرنگاراني است كه با درخواست خودش به عراق اعزام شد و سه سال در كشور عراق گزارشهاي مختلفي را تهيه و ارسال كرد.
وي از سال 89 به سوريه رفت و مدتي است گزارشهاي روزانه او را از آخرين وضع سوريه ميبينيم.
ابتدا برايمان بگوييد چطور شد به عنوان خبرنگار به عراق رفتيد؟
اسفند 1381 وقتي آمريكا به عراق حمله كرد با گروهي به مرز عراق رفتيم و گزارشهايي را براي واحد مركزي خبر ارسال كرديم. وقتي بغداد سقوط كرد، درخواست كردم به بغداد بروم، اما موافقت نشد. بعد از درخواستهاي مكرر سال 1383 با اعزام من به بغداد موافقت شد.
در عراق تهديد نميشديد؟
تهديد براي همه خبرنگاران در همه كشورها وجود دارد؛ بخصوص در عراق كه اردوگاه منافقان هم آنجا بود. از طرف گروههاي مختلفي تهديد وجود داشت، اما هيچكدام از اين تهديدها مستقيم نبود. كميتهاي در معاونت سياسي، خبرنگاران اعزامي به كشورهاي مختلف را مشخص ميكند. سال 1389 اين كميته مرا به عنوان مدير دفتر صدا و سيما در سوريه انتخاب كرد. البته من در كنار مديريت اين دفتر بايد وظيفه خبرنگاري را هم انجام بدهم.
انتخاب خبرنگاران به كشورهاي مختلف چگونه انجام ميشود؟
خبرنگاري كه اعزام ميشود بايد توانايي جمعآوري اخبار، گزارش، تحليل و تفسير از آن كشور و مناطق اطرافش را داشته باشد. علاوه بر اينها تواناييهاي حرفهاي و آشنايي با منطقه و زبان هم بسيار موثر است.
عموما در كشورهايي كه جنگ صورت ميگيرد خبرنگاران واحد مركزي خبر حضور پررنگي ندارند و بيشتر از تصاوير آرشيوي استفاده ميكنند و به منطقهاي كه درگيري در آنجا رخ داده نزديك نميشوند، چرا چنين است؟
واقعا كار كردن در مناطق جنگي سخت است. شايد تصورتان اين است كه برخي از شبكهها چگونه خبرنگارشان به ميان صحنه ميرود و در حين درگيريها گزارش ميدهد. من خودم ديدم كه اين خبرنگاران علاوه بر پوشيدن جليقه نجات و داشتن امكانات متعدد براي گزارش ميروند و زماني كه روي آنتن هستند محافظاني اطراف خبرنگار را گرفته تا مشكلي براي او پيش نيايد و اين در حالي است كه خبرنگاران واحد مركزي خبر با كمترين امكانات مشغول فعاليت هستند.
برخي ميگويند تلويزيون ايران اوضاع واقعي سوريه را نشان نميدهد. شما كه در دمشق هستيد، چقدر با اين گفته موافق هستيد؟
اوضاع سوريه مشخص است، حدود هجده ماه است كه هر روز فشارها بر سوريه بيشتر ميشود. بسياري از رسانهها از روز اول به گونهاي اوضاع را گزارش كردند كه انگار نظام سياسي سوريه سقوط كرده و هر روز زماني را براي سقوط دولت دمشق مشخص ميكنند.
آنها گزارشهايي ميدهند كه واقعيت ندارد. من همان روزي كه رسانههاي ديگر كشورها گفتند سوريه سقوط كرد و درگيريهاي شديدي را در خيابانها به تصوير كشيدند به هفت منطقه اصلي رفتم. پنج منطقه آرام بود و تنها دو منطقه درگيري وجود داشت كه همه اينها را به صورت تصويري گزارش كرده و ارسال كردم. در اين جنگ هر كسي در جبههاي قرار گرفته است. در اين جنگرسانهاي دروغپردازيها، همه با برنامه است و واقعيت ندارد. رسانهها با مخالفان بشار اسد همراه شده و آنها هم با در اختيار داشتن اين رسانهها تلاش ميكنند سوريه را ملتهب نشان دهند.
آيا براي خبرنگاران، دورههاي آموزشي به صورت ويژه با عنوان خبرنگارجنگي برگزار ميشود تا اين خبرنگاران بتوانند با دانش و اطلاعات كافي به مناطق اعزام شوند؟
دورههاي مختلف آموزشي براي خبرنگاران برگزار ميشود، اما تا جايي كه من اطلاع دارم تاكنون دورهاي خاص ويژه خبرنگاران جنگي نداشتهايم.
اين روزها علاوه بر شما خبرنگاران ديگري هم از اوضاع سوريه گزارش ميدهند. چه دليلي باعث شده تا خبرنگاران بيشتري به سوريه بيايند؟
با توجه به اوضاعي كه در سوريه است درخواست حضور خبرنگاران ديگري را هم داشتم كه موافقت شد خبرنگار كمكي هم به سوريه اعزام شود و به همين دليل در حال حاضر خبرنگاراني از واحد مركزي خبر نيز به سوريه اعزام ميشوند تا گزارش، تحليل، خبر و... بيشتري تهيه و ارسال شود.
پيش آمده براي تهيه گزارش به منطقهاي اعزام شويد و برايتان مشكلي پيش بيايد؟
بالاخره اين موضوع امكان دارد و ما در تمام ماموريتهايي كه ميرويم، ميدانيم هر لحظه امكان دارد حادثهاي برايمان پيش بيايد. يادم هست به حلب كه رفته بوديم در كمين نيروهاي مسلح افتاديم. متاسفانه تكتيراندازهاي بسيار حرفهاي از كشورهاي مختلف با نيروهاي مخالف دولت همكاري ميكنند از جمله تيرانداز معروف ايرلندي كه علاوه بر تيراندازي به مردم و برخي از شخصيتها، وظيفه آموزش به تكتيراندازهاي ديگر را دارد.
با اين اوضاع همچنان علاقهمنديد در سوريه بمانيد؟
صدا و سيما براي پرورش و تربيت نيرويي مانند من هزينه بسيار زيادي كرده و من هم وظيفه دارم اكنون در سوريه بمانم و كارم را بدرستي انجام دهم. به نظر من، درگيريهاي سوريه يك جنگ رسانهاي است. من به كار در سوريه اعتقاد دارم و با همه توانم تلاش ميكنم واقعيتهاي اين كشور را منعكس كنم.
Bauokstoney
Saturday 29 September 2012-1, 09:25 AM
پيگيري «مفاسد اقتصادي» در راه سوم
برنامه «راه سوم»، سخنرانيها، نامهها و ديگر مكاتبات رهبر معظم انقلاب در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي طي ده ساله اخير را بررسي و عملكرد مسئولان كشور در اين رابطه را از آنها مطالبه ميكند.
به گزارش روابط عمومي شبكه دو، برنامه گفتوگومحور راه سوم كه جمعهها ساعت 22 و 45 قيقه از شبكه دو سيما پخش ميشود، بنا دارد به موضوعاتي از قبيل عملكرد مسئولان براي تحقق اقتصاد مقاومتي در بخش بورس و ارز مبارزه با مفاسد اقتصادي، تجملگرايي و اشرافيگري، نخبهپروري و حمايت از كار و سرمايه ايراني بپردازد.
اين برنامه 36 قسمتي به تهيهكنندگي فلاح پرويزي و اجراي مرتضي حيدري، مجري باسابقه برنامههاي سياسي تلويزيون، هر هفته 45 دقيقه از آنتن شبكه دو را به خود اختصاص خواهد داد.
Bauokstoney
Saturday 29 September 2012-1, 09:26 AM
صفربيك «روزي روزگاري» درگذشت
بهروز مسروري بازيگر سينما، تلويزيون و راديو عصر روز جمعه (هفتم مهر ماه) به دليل ابتلا به سرطان ريه درگذشت.
او در سن 62 سالگي دار فاني را وداع گفت و بازي در سريال «پشت كوههاي بلند» به كارگرداني امرالله احمدجو آخرين حضورش در تلويزيون بوده است.
بهروز مسروري همچنين در سريال «روزي روزگاري» از ساختههاي احمدجو بازي كرده است.
به گفته خانواده مسروري مراسم تشييع پيكر اين بازيگر يكشنبه ـ نهم مهر ماه ـ برگزار ميشود و وي در قطعه هنرمندان به خاك سپرده خواهد شد.
به گزارش ايسنا، بهروز مسروري اخيرا با سريال «پشت كوههاي بلند» در نقش «كدخداي كوليآباد» روي آنتن بود.
او همچنين در سريال «روزي روزگاري» نقش «صفربيك» را بازي كرده است. سريال «تفنگ سرپر» و فيلمهاي «پرده آخر» و «روزهاي زندگي» از ديگر آثار اين هنرمند هستند.
Bauokstoney
Saturday 29 September 2012-1, 09:26 AM
سرافراز اعلام كرد:
تهديدخبرنگاران ازسوي آمريكاواسراييل
معاون برونمرزي صداو سيماي جمهوري اسلامي ايران با بيان اينكه پرستيوي پرچمدار جنبش 99 درصدي است گفت: خبرنگاران مستقيما از سوي رژيم صهيونيستي و آمريكا تهديد به مرگ ميشوند که اين امر نشاندهنده اهميت سوريه و تفاوت اين جنگ با جنگهاي قبلي دارد.
محمد سرافراز معاون برون مرزي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران شب گذشته در گفتگوي ويژه خبري به بررسي ريشههاي خصومت نظام سلطه با رسانههاي مستقل پرداخت.
معاون برون مرزي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در پاسخ به سوال اول مجري برنامه كه از وي در خصوص شهادت خبرنگار پرستيوي پرسيد گفت:براي دفتر مشترك پرستيوي و العالم در دمشق و خبرنگاران اين دفتر در روزهاو ماههاي گذشته پيامهاي تهديدآميزي از سوي نظام سلطه فرستاده ميشد و آنها را به قتل و ترور تهديد ميكردند.
سرافراز با اشاره به اينكه خبرنگاران، تصويربرداران در صحنه نبرد مصون هستند و نبايد آنها را به عمد كشت افزود: در حادثه جنگ سوريه به صورت مكرر خبرنگار و مسئول دفتر پرستيوي و العالم مورد تهديد قرار ميگرفتند.
وي با اشاره به سابقه خدمت مسئول دفتر پرستيوي و العالم در طول سالهاي گذشته اظهار داشت: وي در جريان جنگ 33 روزه اسرائيل عليه لبنان در مناطق بمباران جنگ مشغول اطلاعرساني بود.
معاون برون مرزي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بيان كرد: حسين مرتضوي به عنوان مسئول دفتر العالم و پرستيوي ايفاي نقش ميكرد به طوري كه به طور مرتب مورد تهديد قرار ميگرفت.
وي با بيان اينكه مديرمسئول پرستيوي و العالم و مايا ناصر خبرنگاري مسئول و باانگيزه و وظيفهشناس بود در خصوص سابقه خدمت مايا ناصر گفت: مايا ناصر خبرنگار پرستيوي و مسلط به زبان انگليسي بود كه در صحنههاي جنگ سوريه كار پرخطر اطلاع رساني را انجام ميداد و در نهايت در اين راه به شهادت رسيد.
سرافراز با اشاره به اينكه خبرنگاران مستقيما از سوي رژيم صهيونيستي و آمريكا تهديد به مرگ مي شوند افزود: اين امر نشاندهنده اهميت سوريه و تفاوت اين جنگ با جنگهاي قبلي دارد.
معاون برون مرزي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با تاكيد بر اينكه دشمن اطلاع رساني را مورد هدف قرار داده است اظهار داشت: دشمن خبرنگاران و مسئولان اطلاعرساني را تهديد به مرگ و يا ترور ميكنند.
وي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه ريشه اين خصومتها چيست و چرا آنها به صورت هدفمند دست به اينگونه اقدامات ميزنند گفت: طي دو سال گذشته شاهد فشار سنگيني بر روي خبرنگاران پرستيوي و العالم بوديم.
سرافراز در ادامه افزود: يكي از تفاوتهاي عمده شرايط فعلي با گذشته در حوزه آرايش رسانهاي دنيا است.
معاون برون مرزي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با بيان اينكه صحنه جنگ آرايش رسانهاي آمريكا در جنگ عليه عراق و افغانستان به اين شكل بود كه CNN با شعار جنگ عليه ترور حضور داشت.
وي با بيان اينكه CNN از جنگ عليه افغانستان و عراق حمايت ميكرد و در نبرد حضور داشت خاطرنشان ساخت: آنها براي اينكه اين جنگ نامقدس را موجه جلوه كنند در ظاهر از طرف مقابل حمايت ميكردند اين در حالي بود كه رسانه پشت سر آنها الجزيره بود.
سرافراز با اشاره به اينكه آمريكا در جنگ افغانستان و عراق از دو قطب رسانهاي كه از نظر ما باطل بود حمايت ميكرد گفت: آمريكا در جنگ به گونهاي آرايش رسانهاي كرده بود كه هر دو طرف يعني صدام و طالبان هر دو در دست خودش بودند.
معاون برون مرزي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با اشاره به اينكه در ابتدا ما در حوزه رسانه داراي نقش ضعيفي بوديم اما خوشبختانه به تدريج اين نقش قويتر و پررنگ شد افزود: در جنگ عراق شبكه العالم بوجود آمد و به سرعت مخاطبين فراواني پيدا كرد.
Bauokstoney
Sunday 30 September 2012-1, 09:18 PM
ضرورتي به نام مستند اجتماعي
گونه مستند همانطور كه از نامش برميآيد گونهاي از آثار است كه به شيوههاي مختلف سعي دارد بخشي از واقعيت را به تصوير بكشد.
از همينرو انواع متعددي از مستندها همچون مستندهاي تاريخي، مستندهاي اجتماعي، مستندهاي سياسي، مستندهاي داستاني، مستندهاي حيات وحش و... وجود دارند كه به فراخور نگاه مستندساز به آنچه ميخواهد روايت كند اثر او در يكي از اين قالبها قرار ميگيرد.
انواع مختلف مستند هركدام ويژگيهاي منحصربهفرد و مخاطبان خاص خود را دارند. در اين بين اما مستندهاي اجتماعي كه با نگاهي منتقدانه شرايط اجتماعي و مسائل موجود را مورد كنكاش قرار ميدهند ابعاد گستردهتري نسبت به ساير گونههاي مستند به خود گرفتهاند، چراكه بستري وسيعتر و موضوعاتي به مراتب همهگيرتر در حوزه كاري اين نوع مستند قرار ميگيرد.
مستندهاي اجتماعي، بازنمايياي از واقعيت هستند كه از دريچه دوربين براي مخاطبان روايت ميشوند. اين واقعيتها هرچند با واسطه و از نگاه كارگردان به تصوير درميآيند اما اغلب نگاهي فراتر از نگاه عموم مردم به جامعه دارند. نگاه مستندساز اجتماعي نگاه نقدآميزي است كه به قصد اصلاح و نشان دادن كاستيها و معضلات بخشي از جامعه كه معلول برخي نارساييهاست دوربين به دست گرفته است.
او با دوربينش جنبههايي را به تصوير ميكشد كه يا كمتر مورد توجه قرار گرفتهاند يا از چشم همه غير از خود مستند ساز به دور مانده است.
مستندهاي اجتماعي علاوه بر نگاه منتقدانه، پژوهشمحور نيز هستند و در بسياري موارد قابليت دارند مورد استناد پژوهشگران اجتماعي و طرحهاي آكادميك قرار بگيرند.
جامعهشناسان و مردمشناسان امروزه مستندهاي اجتماعي را به عنوان بخش مهمي از منابع تحقيقاتي خود در نظر ميگيرند و حتي گاهي بسياري از مستندها مبناي يك پژوهش علمي ميشود. با وجود اين و با توجه به تعداد زياد فيلم مستند اجتماعي كه در سالهاي اخير ساخته شدهاند و اينكه ميتوان گفت مستندها گنجينهاي بزرگ براي مطالعات اجتماعي به شمار ميآيند، تاكنون جز به صورتي بسيار اندك مورد استفاده قرار نگرفتهاند.
بارها ديدهايم آثار مستندسازان ايراني در جشنوارههاي بينالمللي حائز رتبههاي درخشاني ميشود اما كمتر مخاطبي در داخل، آن مستند را ديده يا نسبت به آن شناخت دارد.
شايد همين كاستي يكي از دلايل تاسيس شبكهاي تحت عنوان شبكه مستند را فراهم كرد. اين شبكه از زمان تاسيس توانسته تا حد زيادي در شناساندن مستندهاي ساخته شده در كشور و همچنين مستندسازان به مخاطبان موفق باشد، اما جاي خالي يا بهتر بگوييم كمرنگ بودن مستندهاي اجتماعي همچنان در اين شبكه احساس ميشود كه شايد عمده دليل آن ضعف موجود در حوزه مستندسازي اجتماعي باشد.
وقتي ميگوييم مستند اجتماعي يعني نگاهمان رو به جامعه است و دريچه دوربينمان قرار است پارهاي از مسائل اين جامعه را به تصوير بكشد.
مسائلي كه شايد به چشم مردم عادي نيايد و اهميت آن را تنها يك مستندساز بايد نشان بدهد. اين مستندها را ميتوان محصولي ميان رشتهاي تلقي كرد كه سازنده آن، هم نيازمند نگاه جامعهشناسانه است و هم نيازمند شناخت نسبت به تكنيكهاي سينما و با اين حال مستندسازان ما اغلب با اينكه در حيطهاي ميانرشتهاي مشغول به فعاليت هستند همچنان نگاه آكادميك تكرشتهاي دارند.
درواقع وقتي ميگوييم ميان رشتهاي يعني در گير شدن دو يا چند رشته دانشگاهي، علمي يا هنري و چنين مطالعاتي است كه در طول آن افرادي با تخصصهاي مختلف، موضوع يا مشكلي را از ديدگاه رشته خود مورد مطالعه مشترك قرار ميدهند.
شايد ضعف مستندهاي اجتماعي در كشور ما از همين نبود نگاه ميانرشتهاي ناشي ميشود. مستندهاي اجتماعي كاتاليزوري براي تشخيص معضلات و مشكلات اجتماعي به شمار ميآيند.
با اين وجود هنوز مستندسازان ما هرچند نگاه باريك بينانهاي به مسائل اجتماعي دارند، اما خلأ نگاه جامعهشناسانه آنها مانع ساخت مستندهايي ميشود كه به صورتي عميق به كنكاش در يك موضوع پرداخته باشد و اغلب اين مستندها در سطح باقي ميمانند.
بد نيست حالا كه نگاه دانشگاهيان و اهالي مردمشناسي و جامعهشناسي تا حدودي به آثار مستند جلب شده و تاسيس شبكه مستند عملياتي شده است ابتكار عمل پيوند ميانرشتهاي مستندهاي اجتماعي را به دست اين شبكه بسپاريم تا شرايطي براي نقد و بررسي آكادميك مستندهاي اجتماعي و در عين حال ايجاد بستري از نقد براي توسعه هرچه بيشتر اينگونه از مستند فراهم كند.
شايد اگر مستندسازان نگاه جامعهشناسانهشان تقويت شود و مستندسازان به صورت آكادميك تكنيكهاي ساخت مستند را بياموزند تحول عظيمي در گونه مستندهاي اجتماعي به وجود خواهد آمد، تحولي كه شبكه مستند ميتواند آغازگر آن باشد.
مبينا بنياسدي - جامجم
Bauokstoney
Sunday 30 September 2012-1, 09:19 PM
گفت و گو با بازيگر سريال تكيه بر باد
از نمايش عشق پيرانه سر پرهيز داشتيم
نادر محسنيان با شرارتهايش در داستان سريال «تكيه بر باد» اين شبها خيلي از بينندگان را با خودش همراه كرده است.
مهدي فخيمزاده، مشاور و بازيگر سريال در اين گفتوگوي كوتاه براي ما درباره جزئيات اين نقش و جنبههاي مختلف سريال صحبت ميكند.
معمولا بازيگران ايفاي نقشهاي منفي را براحتي نميپذيرند. شما چطور با نادر كه آدم بد ماجرا بود كنار آمديد؟
اين تلقي از بازيگري متعلق به برخي بازيگران سينما و تلويزيون است. برخيها از تبعات نقش منفي پرهيز دارند، چون ميخواهند دستمزدشان را بالا ببرند يا در جامعه به عنوان سوپراستار معرفي شوند وگرنه تاريخ سينما و تلويزيون پر است از نقشهايي كه مشكلات رواني، اخلاقي و عاطفي دارند.
اين شخصيتها الگوي اخلاقي نيستند. در تاريخ كارهاي نمايشي در آثار ريچارد سوم، خانه عروسك و مكبث شخصيتها مشكلدار هستند. اين شخصيتها انگيزه اجراي خوب را به بازيگر ميدهند. من كسي نيستم كه از طريق بازيگري بخواهم كسب درآمد كنم.
از اول هم كارم نويسندگي و كارگرداني بوده است. براي من نقش مثبت و منفي فرقي نميكند. خيلي وقتها نقشهاي منفي نقشهاي خيلي بدي هستند. وقتي شخصيت ابعاد نداشته باشد، آن آدم كاملا خوب يا بد است. در حقيقت آن آدم بيشخصيت است و شخصيتي ندارد.
در طول سالهاي بازيگريام آدمي خوبتر از نمكي «مسافران مهتاب» پيدا نميشود. او موجود بيآزاري بود. شخصيت فيلم «تشريفات» هم همينطور بود. من بهدنبال شخصيتي هستم كه بُعد داشته باشد و داراي ظرفيت براي نقشآفريني باشد. هر وقت اين شخصيت را پيدا كنم از اجرايش هيچ ابايي ندارم.
به نظر شما نادر محسنيان اين ابعاد را داشت؟
بله. اين فرد از قسمت 15 به بعد ابعاد شخصيتياش را بيشتر نشان ميدهد. تا همين حالا هم خيلي از پيچيدگيهايش را نشان داده است. چرا او به دنبال بچهاش رفته است؟ ميتوانست نرود. اگر آدم منفي بود ميگفت بچه چه اهميتي دارد. نادر يك شخصيت خاكستري است. همانطور كه همه ما خاكستري هستيم. حالا زماني سويههاي منفي نقش پررنگتر است و زماني برعكس. همه آدمهاي دور و بر خاكستري هستند. خداوند آدم سفيد مطلق يا سياه مطلق نيافريده است.
فكر نميكنيد اگر نادر واقعا عاشق عاطفه بود داستان هيجانانگيزتر ميشد؟
نكته: نادر يك شخصيت خاكستري است. همانطور كه همه ما خاكستري هستيم. حالا زماني سويههاي منفي نقش پررنگتر است و زماني برعكس. همه آدمهاي دور و بر خاكستري هستند. خداوند آدم سفيد مطلق يا سياه مطلق نيافريده است
اولا كه بايد اين سريال را تا آخر تماشا كنيد تا بفهميد عاطفه چه كسي را به تور انداخته است. ثانيا روز اول وقتي با كارگردان و نويسنده صحبت شد، قرار گذاشتيم به سمت ماجراي شيخصنعان و عشق پيرانه سر نرويم. شيخ صنعان الگوي همه قصههاي اين مدلي است. نادر و عاطفه هيچ كدام عاشق همديگر نيستند. نادر محسنيان طرح و نقشهاي دارد و عاطفه هم همينطور.
به نظر شما چه عاملي باعث شده اين سريال مخاطب بالايي جذب كند؟ اين كه داستانش را خوب تعريف ميكند؟
همه سريالها ميخواهند داستان تعريف كنند. مگر كساني مثل آقاي كيارستمي باشند كه با ضدقصه كار ميكنند، اما بعضي وقتها اين اتفاق نميافتد. ممكن است فيلمسازي يك بار بتواند اين كار را بكند و يك بار نتواند. تمام مريضهايي كه زير دست دكتر هستند سالم بيرون نميآيند. بعضيها ميميرند و بعضيها خوب ميشوند. همه ميخواهند قصهشان را خوب منتقل كنند. گاهي وقتها هم طرح قصه ظرفيت ايجاد جذابيت را ندارد. قصه تكيه بر باد، اما اين ظرفيت را داشت. اين قصه پيچوخمهايي دارد كه هنوز نصف بيشترش باز نشده است.
براي خود شما چه جنبهاي از سريال جذابتر بود؟
اگر نقشي به من پيشنهاد شود و بيكار باشم رويش فكر ميكنم. زماني تصميم داشتم اصلا بازي نكنم. الان بازي ميكنم به شرطي كه نقش جاي كار داشته باشد. ما مثل كشاورزها دائما در حال كاشت و برداشت هستيم. يا داريم مينويسيم يا ميسازيم يا اكران ميكنيم و نمايش ميدهيم. هيچ هنرپيشهاي در مقابل يك نقش بد كاري از دستش برنميآيد. هر چقدر هم كه توانايي داشته باشد نميتواند كاري كند. نقش و هنرپيشه در هم ممزوج ميشوند. اين دو تا ظرف و مظروف هستند. درباره نقش نادر تشخيص دادم ابعاد خوبي دارد و براي تماشاگر كنجكاوبرانگيز است.
بيشترين بده بستان شما در مقابل افسانه پاكروست. درباره كيفيت نقشآفريني او چه نظري داريد؟
به نظر من نقش دختر شهرستاني را خيلي خوب بازي كرد. خودش خيلي تلاش ميكرد و خيلي هم علاقهمند بود. ما هيچ مشكلي با هم نداشتيم.
ظاهرا كارگردان اين سريال هم زماني شاگرد شما بوده. درست است؟
زماني كه من سر كلاسهاي زندهياد سمندريان تدريس ميكردم، محمود معظمي شاگرد من بود. او در سريال «حس سوم» در كنار من كارهاي دستياري را انجام ميداد. روي او شناخت خوبي داشتم و از تواناييهايش آگاه بودم. بهخاطر همين پذيرفتم در سريالش، هم به عنوان مشاور و هم به عنوان بازيگر حضور داشته باشم.
احسان رحيمزاده - گروه راديو و تلويزيون
Bauokstoney
Sunday 30 September 2012-1, 09:22 PM
در باره كلاه پهلوي
زندگي پرفراز و نشيب «شادي»
بهاره كيان افشار در سريال تلويزيوني «كلاه پهلوي» كه در حال پخش از شبكه يك است، نقش شادي، دختر مستشارالدوله را بازي ميكند. نقش مادر او را گوهر خيرانديش ايفا ميكند.
وي با بازي در اين سريال، نخستين تجربه بازيگرياش را كسب كرد. با كيانافشار به گفتوگو نشستيم تا درباره نقشش در اين سريال بيشتر بدانيم.
با توجه به اينكه بازي در سريال «كلاه پهلوي» نخستين تجربه بازيگري شماست، چطور براي بازي در اين سريال انتخاب شديد؟
من به واسطه يكي از دوستانم به مسئول گروه انتخاب بازيگران سريال «كلاه پهلوي» معرفي شدم. در دوران مدرسه در گروه تئاتر حضور داشتم و هميشه علاقهمند به بازي در تئاتر بودم البته رشته فني و مهندسي خواندهام، اما بازيگري را دوست دارم تا اينكه شرايط بازي در اين سريال برايم فراهم شد. بازي در اين مجموعه، هديهاي از طرف خداوند برايم است.
دليل انتخابم براي نقش شادي اين بود كه فيزيك و چهرهام براي اين نقش مناسب بود. بعد از صحبتهايي كه درباره نقش با آقاي ضياءالدين دري داشتم، با شخصيت شادي بيشتر آشنا شدم و احساس كردم ميتوانم اين نقش را اجرا كنم تا اينكه به مرور بيشتر با اين نقش انس گرفتم. در مجموع براي ايفاي نقش شادي چند جلسه با كارگردان صحبت كردم تا بتوانم اين نقش را بخوبي به تصوير بكشم.
با توجه به اينكه قبل از سريال كلاه پهلوي، تجربه بازيگري نداشتهايد، كدام يك از ويژگيهاي اين شخصيت برايتان جالب بود كه تصميم گرفتيد وارد حرفه بازيگري شويد و نقش پرفراز و نشيبي مانند شادي را بازي كنيد؟
شادي، شخصيت محكمي دارد. شايد بخشي از اعتماد به نفس او به خاطر جايگاه خانوادگياش باشد، اما با توجه به اينكه پزشك است و دانش و آگاهي لازم را دارد، از اين جايگاهش سوءاستفاده نميكند. به مرور كه قصه جلوتر برود، بيشتر با شخصيت شادي آشنا ميشويد و متوجه خواهيد شد كه او شخصيت مثبتي دارد. همه اين موارد برايم جذابيت داشت.
در قسمتهايي كه از سريال پخش شده، شادي دختر مغروري است كه خيلي به جايگاه خانوادگياش متكي است و اصلا او را به عنوان شخصيت مثبت قصه نميبينيم. اين با صحبت شما مغايرت دارد؟
بله، تا اين بخش از قصه، شما شخصيت شادي را به عنوان يك دختر مغرور ميبينيد، اما به مرور كه قصه جلوتر برود، طرز تفكر او به خاطر شرايط زندگي، ايدئولوژيها، اخلاقيات و... تغيير ميكند. در مجموع شخصيت شادي فراز و نشيبهاي زيادي خواهد داشت و به خاطر دانشي كه دارد، شخصيتش مثبت ميشود. در اين باره خيلي نميتوانم توضيح بدهم، چون ممكن است داستان لو برود.
بخشي از شخصيت شادي تحت نفوذ مادرش است. در اين سريال نشان داده ميشود وقتي يك دختر ايراني در يك خانواده اصيل زندگي كند، حتي زماني كه در خارج از ايران هم تحصيل كند، باز هم آزادانه تصميم نميگيرد و خانوادهاش در تصميمات او تاثيرگذار هستند.
از آنجايي كه تجربه شما در بازيگري كم است، آيا قبل از بازي در سريال «كلاه پهلوي» دورخواني داشتيد يا نه؟
خيلي جلسات دورخواني نداشتيم. قبل از ضبط هر سكانس درباره فضاي كار و نقش با كارگردان صحبت ميكرديم؛ البته فيلمنامه سر صحنه خيلي تغيير كرد و ميتوانم بگويم فيلمنامهاي كه به من داده بودند و صحنههايي كه ضبط كرديم 20 تا 30 درصد تغيير كرد.
با توجه به اينكه شما بازيگر حرفهاي نبوديد و نقش شادي هم سختيهاي خودش را داشت، اجراي اين نقش بدون جلسات دورخواني مشكل نبود؟
خيلي سخت بود. واقعا بازي در اين مجموعه نياز به تمركز خيلي زياد داشت. بازيگري كار دشواري است. بايد عميقا نقش را درك و بعد آن را بازي كنيم. وقتي نقش براي خودمان ملموس نباشد، مسلما نميتوانيم آن را بدرستي ايفا كنيم. معتقدم اگر در اين حرفه عشق، صبر و پشتكار نباشد، نميتوان موفق شد.
در اين مجموعه، گوهر خيرانديش نقش مادرتان را بازي ميكند. حضور او چقدر در بازي به شما كمك ميكرد؟
روزهايي كه با ايشان بازي داشتم، حضورشان به من دلگرمي ميداد و تمام لحظات به من كمك ميكرد. راهنمايي او خيلي در بازيام تاثير گذاشت و فراتر از آن كمكهاي كارگردان خيلي مفيد بود. ميتوانم در يك جمله بگويم حضور ضياءالدين دري در اين مجموعه چتري براي همه بازيگران بود.
در مجموع بازي در اين مجموعه بهترين اتفاق زندگيام است. واقعا برايم خيلي خوشايند است كه در كنار يك كارگردان باتجربه و بازيگران حرفهاي بازي كردم. حاصل كار را كه ميبينم، برايم شيرين و دوستداشتني است. براي رسيدن به نقش شادي سعي كردم خودم هم مطالعاتي در تاريخ داشته باشم تا با ذهني آماده سر كار حاضر شوم.
بازي در كدام يك از سكانسهاي اين سريال تلويزيوني برايتان دشوار بود؟
من سكانسهاي دشوار در اين سريال خيلي زياد داشتم و در حال حاضر نميتوانم نامي از آنها ببرم. نقش شادي از قسمت هفتم به بعد خيلي پررنگ ميشود. او بعد از پايان تحصيلات به ايران برميگردد و با اتفاقات زيادي روبهرو ميشود؛ اتفاقاتي كه تماشاي آنها براي بيننده هم جذاب است.
فاطمه عودباشي - گروه راديو و تلويزيون
Bauokstoney
Sunday 30 September 2012-1, 09:24 PM
نگاهي به مستند «آخرين روزهاي زمستان»
قهرمان، مثل مردم واقعي
جمعه شب مستند «آخرين روزهاي زمستان» از شبكه يك سيما پخش شد؛ مستندي كه ميتوان آن را از چند جهت بررسي كرد و نام يك اثر ديدني به آن داد.
مستند «آخرين روزهاي زمستان» كه درباره زندگي شهيد «حسن باقري» است، از همان ابتدا تكليفش را با مخاطب روشن كرد و به او اطمينان داد كه قرار نيست از اين شهيد يك قديس بسازد و بگويد كه شهيد باقري از همان ابتداي طفوليت، معصوميتي خاص داشته و همين معصوميت باعث شده او راه شهادت را انتخاب كند.
آخرين روزهاي زمستان نشان داد كه شهيد حسن باقري، كودكي بسيار بازيگوش بوده كه آخرين كارش درس خواندن و توجه به نمراتش بوده است.
او در كودكي در محله، بزنبهادر بوده و كسي حريف او نبوده اما مرام جوانمردي از همان نوجواني در او وجود داشته است.
همين مرام باعث شده تا او روزي مردي ناشناس و بيسرپناه را به خانه بياورد و به اعتراض اهالي خانه كه چرا اين مرد ناشناس را به خانه آورده است، توجه نكند و آن مرد را در خانه پناه دهد.
مادر شهيد باقري در ابتداي قسمت اول رو به دوربين نشست و از چگونگي به دنيا آمدن او گفت كه در يكي از شبهاي سرد زمستان بوده است.
مادر با كلامي صادقانه همه خاطرات خود از فرزند شهيدش را گفت. انگار خانواده شهيد باقري با هم عهد بسته بودند كه صادقانه واقعيات زندگي اين شهيد را بازگو كنند.
مرد جواني كه راه زندگي خود را گام به گام پيدا كرده است. شهيد باقري اگر در مدرسه نمرات خوبي نداشته، اگر در كنكور رتبه خوبي نياورده و در دانشگاه اروميه رشته خوبي قبول نشده و اگر دانشگاه را هم نيمهتمام گذاشته و به تهران برگشته، قرار نيست كه در زندگي شخصي هم تصميمات اشتباه بگيرد و راه را به خطا برود.
شاگرد نه چندان زرنگ مدرسه ميتواند فرمانده خوبي براي جنگ باشد. هركس تواناييهايي دارد. هر كسي در رشتهاي نابغه است و شهيد باقري در اداره عملياتي كه بهعهده ميگرفته يك نابغه بوده است.
يكي ديگر از نقاط قوت سريال آخرين روزهاي زمستان، متن قوي، منسجم و خودماني بود كه روي تصاوير گفته ميشد. متن مانند يك داستان جذاب بيننده را با خود همراه ميكرد. البته در اين ميان نبايد صداي خوب گوينده را ناديده گرفت.
سيد محمد آويني، گوينده متن آخرين روزهاي زمستان با وفاداري به صداقت اين مستند، توانسته بود با لحن و نوع بيان خود مخاطب را پاي اين برنامه بنشاند و به مخاطبان ثابت كند كه زندگي معمولي برخي از شهيدان ميتواند پاك بودن و بيآلايشي آنها را به اثبات برساند.
نوع روايت زندگي شهيد باقري نشان داد كه قرار نيست يا شهيدان را آدمهايي بدون هيچ اشتباه نشان دهيم يا آنها را آدمهايي به تصوير بكشيم كه پر از خطا هستند و بعد از رفتن به جبهه متحول شده و به قهرمان تبديل ميشوند. آخرين روزهاي زمستان تصوير قهرماني است كه مثل مردم واقعي زندگي كرد و به شهادت رسيد.
طاهره آشياني - دبير گروه راديو و تلويزيون
Bauokstoney
Sunday 30 September 2012-1, 09:26 PM
اداي دين فرخنژاد به زادگاهش
در چند روز گذشته همزمان با هفته دفاع مقدس دو فيلم سينمايي با بازي «حميد فرخنژاد» روي آنتن تلويزيون رفت.
دو فيلم شب واقعه و روزهاي زندگي كه سال ساختشان دو سالي با هم تفاوت دارد و هركدام جنبهاي از تواناييهاي اين بازيگر را به نمايش ميگذارند.
دو فيلم كه به لحاظ مضموني شباهتهاي زيادي با هم دارند. هر دو از سالهاي خون و آتش ميگويند و دلاورمردي آدمهايي كه لباس رزم به تن نداشتند، ولي در دوراهي مرگ و زندگي به آرامش پشت كردند و مردانه رو در روي دشمن ايستادند.
فرخ نژاد در فيلم «شب واقعه» در نقش «دريا قلي سوراني» جلوي دوربين رفته است. يك مرد ميانسال روستايي كه در لحظه موعود كاري ميكند كارستان و سرنوشت شهري را تغيير ميدهد.
او ميشنود كه دشمن چشم طمع به آبادان دارد و ميخواهد خودش را به اين شهر نزديك كند. «دريا قلي» با تني زخم خورده مسافت چند كيلومتري را با دوچرخه ركاب ميزند تا اين خبر شوم را به فرماندهان دلير ايراني برساند.
حميد فرخنژاد با اجراي شخصيت فردي سادهدل و در عين حال پيگير، كمك زيادي به باورپذيري نقش كرده است.
حسيترين لحظه بازي او وقتي است كه مشتي خاك بر ميدارد و ميگويد: نميگذارم اين خاك دست دشمن بيفتد.
اين بازيگر در فيلم روزهاي زندگي نقشي كاملا متفاوت از شب واقعه را ارائه ميدهد. او از نقش يك شخصيت روستايي فاصله ميگيرد و در نقش يك پزشك متخصص ظاهر ميشود.
اجراي اين نقش با چند دشواري همراه است؛ يكي اين كه پزشك بايد در سختترين شرايط جنگي ماموريتش را انجام دهد و از نزديك شاهد شهادت اطرافيانش نيز باشد.
دوم اين كه پزشك در نيمه دوم داستان نابينا ميشود و بنابراين بازيگر نميتواند از چشم هايش براي انتقال حس به مخاطب استفاده كند.
فرخنژاد كه از اهالي خونگرم آبادان است، چندي پيش گفته بود كه با بازي در فيلمهايي كه به جنوب كشور مربوط ميشود ميخواهد دينش را به اين منطقه ادا كند. فيلمهاي «عروس آتش» و «ارتفاع پست» را هم بايد به اين فهرست اضافه كنيم.
كفه كارهاي سينمايي اين بازيگر به نسبت كارهاي تلويزيونياش سنگيني ميكند. او تا به حال فقط دو بار در آثار تلويزيوني ظاهر شده است؛ اولي سريال «حلقه سبز» ساخته ابراهيم حاتميكيا كه در آن نقش يك روح سرگردان را بازي ميكرد و دومي فيلم تلويزيوني «حبيب» كه بهخاطرش سال گذشته جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره جام جم را تصاحب كرد.
احسان رحيمزاده
Bauokstoney
Monday 1 October 2012-1, 10:31 AM
تعبير خواب شهاب حسيني در شبكه يك
با اتمام صداگذاري و ساخت موسيقي «تعبير خواب» با بازي شهاب حسيني اين فيلم تلويزيوني براي پخش در هفته ناجا به شبكه يك سيما تحويل داده شد.
به گزارش مهر، تعبير خواب فيلمي پليسي است كه بيشتر به زندگي خصوصي يك عضو نيروي انتظامي ميپردازد. اين فيلم به كارگرداني رضا دادويي كار مشتركي از گروه فيلمهاي تلويزيوني شبكه يك و ناجي هنر است كه به مناسبت هفته نيروي انتظامي از اين شبكه پخش ميشود.
سيدشهابالدين حسيني، حميد ابراهيمي، مهران نائل، رضا آشتياني و الهه حسيني از جمله بازيگران اين تلهفيلم هستند. برخي ديگر از عوامل سازنده تعبير خواب عبارتند از: پيمان شيرخاني: نويسنده، اشكان اشكاني: فيلمبردار، حسين بشاش: صدابردار و محمود صادقي: طراح صحنه و دكور.
Bauokstoney
Monday 1 October 2012-1, 10:33 AM
كلاه پهلوي به شبكه 4 هم ميآيد
سريال «كلاه پهلوي» به كارگرداني سيدضياءالدين دري از پنجشنبه اين هفته ساعت 19 از شبكه چهار سيما بازپخش ميشود.
به گزارش روابط عمومي شبكه 4، اين سريال كه پخش آن از هفدهم شهريور ماه از شبكه يك سيما آغاز شد، به تاريخ معاصر ايران ميپردازد و روايتگر اوضاع ايران در سالهاي حكومت پهلوي و ماجراي كشف حجاب است.
مجموعه تلويزيوني كلاه پهلوي به كارگرداني سيدضياءالدين دري و تهيهكنندگي محمدرضا تختكشيان ساخته شده و بازيگران مطرح سينما و تلويزيون همچون امين حيايي، داوود رشيدي، داريوش فرهنگ، رضا كيانيان، گوهر خيرانديش، داريوش كاردان، محمدرضا شريفينيا و... در آن به ايفاي نقش پرداختهاند.
Bauokstoney
Monday 1 October 2012-1, 10:34 AM
«مثل باران» در چهارمحال و بختياري
تلهفيلم «مثل باران» به كارگرداني وحيدرضا حديدي و تهيهكنندگي كامران پاكمنش در صداوسيماي مركز چهارمحال و بختياري توليد ميشود.
به گزارش روابط عمومي مركز استانها، داستان فيلم «مثل باران» درباره سوگند پرستار بخش اطفال بيمارستان است كه فرزند خود را از دست داده و بهدليل وابستگي شديد به كودكان بخش اطفال مشكلاتي را در اين بخش ايجاد كرده و از اينرو رئيس بيمارستان او را از رفتن به بخش اطفال منع ميكند. با ورود دختر بچهاي به بخش اطفال و آشنايي او با سوگند اتفاقات جديدي رخ ميدهد.
سيما تيرانداز، مهدي صبايي، سولماز همتزاده، جواد محمدينژاد، مسلم بامداد، اكبر دانيالي، هليا ميرصوفيان، سارا اسماعيلي، محمدرضا نيلي، آرزو ابيزاده و... از جمله بازيگران اين تلهفيلم هستند.
برخي ديگر از عوامل سازنده اين فيلم عبارتند از:
نويسنده: رضا خمسه، تصويربردار: محمد ناصري، صدابردار: وحيد سلطاني، طراح گريم: الدوز عزيزي، طراح صحنه و لباس: احمد سعادتبخت، تدوين: كاوه ايماني، صداگذار: آرش قاسمي، موسيقي: حميدرضا صدري، مدير توليد: مسلم بامداد و برنامهريز: امير سليمخاني.
Bauokstoney
Tuesday 2 October 2012-1, 09:54 AM
بازيگر نقش فرخ:
كلاه پهلوي، جذابتر ميشود
بازيگر نقش «فرخ» در سريال «كلاه پهلوي» گفت: قضاوت درباره محتواي «كلاه پهلوي» زود است و بايد به اين سريال زمان بدهيم.
اميرعلي دانايي كه حضور در مجموعه تلويزيوني «كلاه پهلوي» اولين تجربه او بهشمار ميرود، در گفتوگو با فارس درباره انتخابش از سوي سيدضياءالدين دري، كارگردان سريال براي ايفاي يكي از نقشهاي اصلي سريال، گفت: اين سوال سختترين پرسش ممكن در حال حاضر است و من ترجيح ميدهم در آينده در اين باره صحبت كنم.
وي همچنين درباره بازتابهايي كه تا بهحال از سوي مخاطبان ديده، اظهار كرد: خوشبختانه استقبال از سريال خوب بوده است. من از حضور در مجموعه «كلاه پهلوي» راضي هستم و به نظرم كار خوبي شده است.
وي ادامه داد: سريال «كلاه پهلوي» به لحاظ داستان و نوع روايت خاصش، اثري قابل توجه و كمنظير در تلويزيون است كه جمع زيادي از بازيگران طراز اول كشورمان نيز در آن حضور دارند. اين ماجرا براي من تجربه بسيار خوبي بود.
دانايي تصريح كرد: حضور در سريال «كلاه پهلوي» براي من مثل يك دانشگاه بود و در اين كار با تعداد قابل توجهي از بازيگران بهطور مستقيم كار كردم و نقش اصلي سريال را بازي ميكنم كه بهواسطه حضور او، پاي بسياري از شخصيتهاي مهم به سريال باز ميشود.
وي افزود: هنوز براي قضاوت درباره سريال «كلاه پهلوي» زود است و بايد بگذاريم حداقل ده تا 15 قسمت از آن پخش شود. من شش سال در اين سريال حضور داشتم و حرفهاي بسياري براي گفتن دارم.
Bauokstoney
Tuesday 2 October 2012-1, 05:21 PM
شمشير دو لبه تبليغات رسانه اي
امروزه تبليغات با توجه به ويژگي فراگيريشان، جزء انكارناپذير شبكههاي تلويزيوني محسوب ميشود.
از اينرو تبليغات تلويزيوني را پادشاه تبليغات ميگويند؛ پادشاهي كه برقراري حكومتش به دو عامل اساسي بستگي دارد: قلمرو گسترده تلويزيون و درآمد نامحدود به واسطه تبليغات.
برخي كارشناسان معتقدند بايد به بعضي اطلاعرسانيهاي مثبت كه به وسيله عوامل تبليغاتي در جامعه صورت ميگيرد، ارج نهاد؛ زيرا بدون اطلاعرساني صحيح، هيچ وقت امكان انتخاب درست ميسر نميشود.
بدون شك يكي از اهداف تبليغات، آگاهي دادن به مردم است كه به اين وسيله ضمن درك نيازهاي مصرفكننده به نفع شركت مربوط نيز خواهد بود به شرط اينكه كالاي تبليغ شده از كيفيت مرغوبي برخوردار باشد يا به عبارت ديگر، تبليغات ضمن اطلاعرساني و آگاه كردن بايد مخاطب را نيز متقاعد كند كه به چه دليل از كالاي معرفي شده استفاده كند.
براي درك درست از تاثير تبليغات در رسانههاي عمومي بخصوص تلويزيون كه علاوه بر شمار بالاي مخاطب، سلايق گوناگوني را شامل ميشود بايد دانست اين روند با چه ويژگيهايي همراه است.
*** آگاهي از نظرات اغلب كارشناسان ارتباطات درخصوص شيوههاي تبليغات مؤثر در روند زندگي روزمره مردم، نهتنها براي متقاضيان و سفارشدهندگان تبليغات تلويزيوني حائز اهميت است، بلكه اين مهم در دستور كار دستاندركاران، سياستگذاران و برنامهسازان تلويزيوني قرار گرفت تا تبليغات به بازدهي مورد انتظار دست يابد.
جدا از تبليغات كالاها و خدمات مصرفي، ارائه گزارش از دستاوردهاي دستگاههاي خدمتگزار مردم در ايران كه از آن بهعنوان برنامههاي مشاركتي تلويزيون ياد ميشود ـ كه البته از سالم ترين انواع تبليغات تلويزيوني است ـ علاوه بر عامالمنفعه بودن آن، با ايجاد اميد و روحيه ميان مردم ـ به واسطه نمايش دستاوردهاي نظام ـ مخاطب را منفعل فرض نكرده و نيز همچون ديگر تبليغات به خريد كالايي كه به آن نياز ندارد، تشويق نميكند، بلكه وي را عنصري هوشمند و پيگير تلقي ميكند كه دستگاهها را ملزم به پاسخگويي درخصوص عملكرد خرد و كلانشان ميداند.
از اينروست كه ارائه اطلاعات رسا و شفاف در زمينه عملكرد نهادها، سازمانها و موسسات، جزئي از نيازهاي اوليه و حركتهاي بنيادي و اصولي آنها به شمار ميرود كه چنانچه اين بخش از نيازهاي اين دستگاهها را در كنار حق طبيعي مردم و مخاطبان تلويزيون براي دسترسي به اطلاعات عملكرد و نحوه بازده نهادهاي اجتماعي بدانيم، وجوه تقاضاي دوجانبه تلويزيون و نهادهاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي و... را براي مشاركت در توليد برنامههاي تلويزيوني بهتر ميتوان مورد تحليل و بررسي قرار داد.
*** با تغيير سياستها در تخصيص بودجه تبليغات در هر دستگاه دولتي به جاي تمركز بودجه اين دست فعاليتها در صدا و سيما، عرصه رقابت تنگاتنگ وزارتخانهها يا مؤسسات دولتي در ارائه گزارشي از فعاليتها و نيز فرهنگسازي و آموزش متناسب با مأموريت، در نظر داشتن سليقه و زاويه ديد خاص آنها ايجاد كرد بنابراين تلويزيون ناگزير به تعيين موازين اجرايي و مالي ساخت برنامههاي مشاركتي همسو با نياز سازمانهاي متقاضي شد تا ضمن ارائه خدمات، اين حق براي همه بخشهاي دولتي يكسان باشد.
از آنجا كه تبليغات ـ اعم از مستقيم يا غيرمستقيم، ميان برنامهاي يا در دل برنامهها ـ يكي از عرصههايي است كه فكر و انديشه سياستگذاران خود را به مخاطبان آن عرضه ميكند، ميتوان نتيجه گرفت قبل از هر گونه پردازش و اجرايي، آشنايي با قوانين و مقررات تبليغاتي و احاطه بر آنها بويژه در تلويزيون كه دربردارنده ارزشها و بايد و نبايدهايي خاص رسانه ملي است، ضرورت مييابد.
مقررات و نظامنامههاي اخلاقي و مكانيسم تعامل و شيوههاي اجرايي اين موضوع در صدا و سيما از اصول كلي و جزئيات و حساسيتهاي بسيار رسانه ملي سر چشمه ميگيرند كه از طريق متولي پخش آگهيها در صدا و سيما بخش بازرگاني كه از جمله زير مجموعههاي معاونت اداري و مالي سازمان است، اجرا ميشوند.
روند توليدات مشاركتي بهگونهاي متفاوت و با مراجعه سازمانها به امور عمومي شبكههاي تلويزيوني و بررسي نيازهاي سفارش دهندگان تا رسيدن به قالبهاي مجاز سازمان در اين حوزه انجام ميشود. بررسي طرحهاي ارسالي از سه ديدگاه محتوايي شامل پيام يا ساختار برنامه، زمان و نحوه پخش توسط امور عمومي، گروههاي برنامهساز و تأمين برنامه و پخش هر شبكه صورت میگیرد.
پس از آن طرح برنامههاي متقاضيان از سوي امور عمومي در كميته نرخگذاري اداري و مالي سازمان ارائه و مبلغ مصوب به سفارشدهنده اعلام ميشود تا چنانچه توافق صورت گيرد قراردادي با توافق طرفين انجام و كار به مرحله پيش توليد و پس از آن توليد و پخش وارد شود.
با مروري بر عملكرد رسانه ملي در سالهاي اخير و نياز آنتن به توليد و پخش برنامههاي متنوع و بودجه محدود در اختيار سازمان، هنوز درآمد ناشي از توليدات مشاركتي چشمگير نيست
توليدات مشاركتي شامل برنامههاي گفتوگومحور و تركيبي، مستندهاي گزارشي، فيلمهاي تلويزيوني و... به صورت مستقل يا درون برنامهاي است كه از ابتدا تا نظارت بر پخش و ارائه گزارش توسط امور عمومي هدايت ميشود.
البته سليقه برخي ارگانها در جانمايي آموزههاي متناسب با نياز مخاطب در مجموعههاي تلويزيوني ـ البته نه به صورت گل درشت و حساسيتزا ـ به ايشان در صرف هزينه كمتر و بازدهي بيشتر كمك كرد؛ مثل آموزشها و فرهنگسازي درباره استفاده درست از گاز در مجموعه تلويزيوني «مثل يك كابوس» كه با مشاركت شركت ملي گاز ايران ساخته و از شبكه يك سيما پخش شد.
نظارت بخشهاي ذيربط در سازمان به منظور جلوگيري از آسيب فروش آنتن گامي است كه رسانه ملي از ابتداي قدم نهادن در اين مسير برداشته تا ضمن ارائه خدمات با كيفيت به سازمانهاي سفارشدهنده، حق مسلم مخاطبان خود را كه همانا دسترسي به برنامههاي ارزشمند و پرمحتواست، ناديده نگيرد.
اين شمشير دو لبه به قدري تيز است كه در مواردي به حذف مشاركتكننده برنامه ـ مانند بهزيستي در برنامه رمضاني شبكه دو سيما به نام «ضيافت الهي»ـ نيز انجاميده است.
آنچه در اين ميان براي متوليان رسانه ملي اهميت دارد شناخت دقيق اقتضائات رسانه و سعي در گل درشت و مستقيم نشدن تبليغات از سوي طرف مشاركت است كه در صورت رعايت نكردن آنها، موجبات پس زدن مخاطب و زير سؤال رفتن رسانه فراهم ميآيد.
*** با مروري بر عملكرد رسانه ملي در سالهاي اخير و نياز آنتن به توليد و پخش برنامههاي متنوع مخاطبپسند، آموزنده و سرگرمكننده در فضاي رقابتي با شبكههاي ماهوارهاي و بودجه محدود سازمان بايد گفت درآمد ناشي از توليدات مشاركتي چشمگير نيست.
همراهي همهجانبه رسانه ملي با دولت به منظور اجراي صحيح طرحهاي ملي مانند هدفمندي يارانهها يا ساخت ويژهبرنامههاي مناسبتي، هر سال مستلزم حجم بالايي از توليد، در سرفصل وظايف رسانه قرار دارد كه بدون مشاركت انجام ميشود.
از ديگر سو، شكلگيري طرحهاي مشاركتي، نوعي همافزايي محسوس بين صدا و سيما و نهادهاي مرتبط را نشان ميدهد، زيرا با اين كه ارائه آموزشهاي عمومي، تبليغ سبك زندگي صحيح و فرهنگسازي اخلاق، دينمداري و مشاركت اجتماعي و سياسي، توليد محوري و استقلال اقتصادي در دستور كار عمومي رسانه است، اما بسط دامنه فعاليتهاي صداوسيما و تاسيس شبكههاي تخصصي از يك سو و گستردگي شاخههاي مختلف اين مفاهيم كه در شرايط فعلي جامعه هر روز پيچيدهتر از روز پيش ميشود از سوي ديگر، نهادهاي متنوع فرهنگي، اقتصادي، شهري، اجتماعي و... را بر آن ميدارد تا در راستاي ماموريتهاي توسعه يابنده و روز افزون خود، هم به نشر و ترويج آموزههاي مدنظر خود پرداخته و هم به نضج و رسوخ تضمين شده و قابل اطمينان فعاليتهاي خود اميدوارتر شوند.
به اين گونه نهتنها رسانه ملي به وسعت بخشي انجام رسالت خود دست مييابد و نكات و دستاوردهايي را در بازنماييهاي خود به عرصه نمايش ميگذارد كه مبتني بر جديدترين يافتههاي نهادهاي درگير با آن در متن جامعه هستند كه دستگاههاي فعال جامعه را نيز در قدرت شگفتانگيز و جادوي رسانه شريك ميكند؛ تعاملي كه در صورت رعايت اصول آن براي هر دو سو، نتيجهاي جز برد ـ برد ندارد.
همزيستي مسالمتآميز از ضريب نفوذ بالاي تلويزيون و جذابيت ديداري و شنيداري آن بر مخاطب كه بگذريم، رابطه خوراك تبليغاتي و شبكههاي تلويزيوني متقابل است.
همان قدر كه تلويزيون زمينه مناسبي براي معرفي كالاها يا خدمات است، به همان ميزان نيز درآمد تبليغات، محملي براي تامين يا تعديل هزينههاي گزاف برنامه سازي ميشود و در نتيجه، ادامه حيات شبكههاي تلويزيوني را ميسر ميكند.
وابستگي دوجانبه و غيرقابل انكار تلويزيون و تبليغات كه حيات هركدام را به تداوم حيات ديگري پيوند داده است، باعث شده شيوههاي متنوعي ازاين همزيستي پديد آيد.
در همه جاي دنيا ابرشركتهاي چند ده ميليارد دلاري كه شبكههاي تلويزيوني را اداره ميكنند ـ مانند سوني، والت ديزني، جنرال الكتريك، تايم وارنر، ايتياندتي، كامكست، نيوز كرپ يا كام و... ـ نميتوانستند بدون تلويزيون به اندازه فعلي بزرگ شوند.
همانطور كه بدون حمايت اين شركتها، ساخت تاثيرگذارترين سريالها و برنامههاي تلويزيوني در تاريخ اين رسانه غيرممكن بود. (جام جم - ضميمه قاب كوچك ())
سيد احمد آلآقا
Bauokstoney
Tuesday 2 October 2012-1, 05:21 PM
پيشاهنگان مشاركت
قصه سريال مشاركتي و ساخت و ساز يك مجموعه داستاني با پول نهادها و ارگانها، سالهاست پاي بسياري از سازمانها، وزارتخانه و... را به سريالسازي باز كرده تا جايي كه حالا كارهاي مشاركتي در اولويت قرار گرفته است.
البته در اين ميان برخي سازمانها با برنامهريزي صحيح و اصولي و در اختيار گرفتن افراد مستعد و زبده آثار مشاركتي قابل قبولي توليد كرده و برخي ديگر راه را به خطا رفتهاند و سريال را فقط بستري براي تبليغات مستقيم و غيرمستقيم نهاد يا سازمان خودشان قرار دادهاند و به نوعي تبليغشان به ضدتبليغ تبديل شده است.
ناجا، پيشاهنگ مشاركتيها ميان همه اين ارگانها و نهادها، نيروي انتظامي طي اين سالها بيشترين مشاركت را در ساخت تلهفيلم و سريال داشته است.
ناجا طي سه سال متوالي به شكل ويژه و براي گراميداشت هفته نيروي انتظامي تلهفيلمهايي توليد كرد كه به دليل تعجيل در نگارش فيلمنامه و توليد، به آثار درخور توجهي تبديل نشد البته در اين ميان تلهفيلمهاي خوبي چون «اخراجي» ساخته مهدي كرمپور و «سرقت» و «گروگان» هر دو ساخته محمدرضا آهنج از تلهفيلمهاي خوب و موفق ناجا بود.
اين نهاد در ادامه سياستهاي خود براي گراميداشت هفته ناجا، توليد مينيسريال را جايگزين توليد تلهفيلم كرد. سريال «سقوط آزاد» به كارگرداني عليرضا اميني سال گذشته توليد شد؛ سريالي كه با حضور ستارگان و كارگردان سينمايياش، نتوانست انتظارات را برآورده كند.
حالا و براي امسال هم، ناجا توليد سه سريال را در دستور كار خود قرار داده است؛ اولين آنها «ديوار» به كارگرداني سيروس مقدم است؛ سريالي كه با توجه به حضور كارگردان كاركشته و مخاطبشناسي چون مقدم قطعا كار موفقي از كار درخواهد آمد در ضمن فيلمنامه سريال را هم سعيد نعمتالله نوشته است.
سريال «ماتادور» و «بدل»، ديگر سريالهاي در دست توليد ناجا است كه سريال اول به كارگرداني فرهاد نجفي در دست توليد است و دومي هم در مرحله نگارش، تا پس از اتمام فيلمنامه جلوي دوربين مهدي فخيمزاده ميرود.
ناجا كه پيش از اين در توليد سريالهايي چون «خواب و بيدار»، «معما» و... در جذب مخاطب، موفق عمل كرده بود، حالا نشان ميدهد كه پس از چند تجربه ناموفق، دوباره با جذب كارگردانان كاربلد درصدد توليد سريالهاي مشاركتي پرمخاطب است.
سريالهاي نفتي و گازي شركت گاز و در كل وزارت نفت هم از وزارتخانههاي تقريبا فعال در عرصه سريالسازي است. اين وزارتخانه كه توليد چند فيلم سينمايي موفق از جمله «جنگ نفتكشها» و «توفان» را در كارنامه توليدات نمايشي خود دارد در ساخت چند سريال تلويزيوني هم مشاركت داشته است.
«نفس سنگ» به كارگرداني احمد بخشي كه سالها بهعنوان دستيار در كنار علي حاتمي فعاليت داشت، يكي از سريالهاي شركت گاز است؛ سريالي كه البته به شكلي كاملا مستقيم به ارائه پيامهاي آموزشي درباره شيوه استفاده از گاز ميپرداخت. اين شركت طي يكي دو سال اخير هم در توليد سريال مشاركت داشته است.
توليد بخشي از سريال اپيزوديك «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» از جمله فعاليتهاي اخير اين شركت است، اما مهمترين و قابل توجهترين سريال شركت گاز، مشاركت در توليد «مثل يك كابوس» بود؛ سريالي كه هرچند در بخش پيامهاي آموزشياش كمي مستقيمگويي ميكرد، اما ساختار منسجم و داستان پرپيچ و خم و پرتعليقاش از آن اثري قابل توجه ساخت البته در اين مدت وزارت نفت هم به شكل مستقيم وارد عرصه سريالسازي شد، سريالي با نام «چاه پنجاه» كه الان حدود دوسالي ميشود به دليل مشكلات مالي متوقف شده و امكان ادامه توليد آن هم تقريبا صفر است.
شهرداري، فعال در سريالسازي شهرداري تهران و موسسات و سازمانهاي وابستهاش در سالهاي اخير در توليد و مشاركت آثار زيادي نقش داشته است.
نكته قابل توجه در خصوص سريالهاي مشاركتي شهرداري و موسسات وابستهاش، پرمخاطب و جذاب بودن بيشتر آنهاست؛ سريالهايي كه غالب آنها را هم كارگردانان صاحبنام توليد كردهاند، كارگرداناني كه به واسطه حضورشان در راس سريال توانستهاند پاي بازيگران اسم و رسمداري را به سريالشان باز كنند.
از جمله اين سريال ميتوان به «زير تيغ» به كارگرداني محمدرضا هنرمند و «كتابفروشي هدهد» به كارگرداني مرضيه برومند اشاره كرد كه هر دوي آنها با مشاركت سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري توليد شد، اما يكي ديگر از سازمانهاي وابسته به شهرداري تهران ـ كه در توليد سريال مشاركتي حضوري موفق داشت ـ سازمان آتشنشاني است.
سازماني كه طي اين سالها با توليد سريال «عمليات 125» توانست در قالب اثري خوش ساخت و مخاطبپسند، فعاليتها و عمليات مهيج آتشنشانان را به تصوير بكشد.
سريالي كه تا همين حالا سه فصل از آن توليد شده كه فصل اول و دوم آن روي آنتن رفته و فصل سوم آن هم در دست توليد است البته يكي ديگر از ويژگيهاي اين سريال بازگشت بهروز افخمي به عرصه سريالسازي است. او 9 قسمت از فصل اول را ساخت و در حال حاضر هم كارگرداني 10 قسمت پاياني فصل سوم را در دست گرفته است.
بانك شهر هم به عنوان يكي از موسسات وابسته به شهرداري در توليد چند سريال نقش داشته، البته در همه توليداتي كه با مشاركت اين بانك توليد شده، حضور اسپانسر به شكل گلدرشتي به چشم آمده است البته اين مورد در خصوص ديگر بانكهايي كه اسپانسر سريالها ميشوند نيز بوضوح ديده ميشود.
طي اين مدت سريالهايي چون «عيد امسال»، «پنج كيلومتر تا بهشت» و... با مشاركت بانك شهر توليد شده است.
سريالهاي بنياد شهيد بنياد شهيد و امور ايثارگران طي همه اين سالها در مشاركت سريالهايي كه با موضوع زندگي سرداران شهيد توليد شده، نقشي اساسي داشته است. سريال «سيمرغ» با موضوع زندگي شهيدان شيرودي و كشوري از توليدات مهم اين بنياد است؛ سريالي كه هر چند به لحاظ ساختاري ضعفهاي عمدهاي داشت، اما در سالي كه پخش شد توانست در جذب مخاطب موفق باشد.
اين بنياد چند سال بعد با همكاري حسين قاسميجامي سريال «شهيد فهميده» را توليد كرد و طي سالهاي اخير يكي از طرحهاي قديمي خود يعني زندگي سردار شهيد عباس بابايي را به سرانجام رساند؛ سريالي كه سال گذشته با عنوان «شوق پرواز» با بازي شهاب حسيني در نقش شهيد بابابي مورد توجه قرار گرفت.
اين بنياد حالا با همكاري جواد نوروزبيگي، تهيهكننده سريال شوق پرواز، سريال زندگي سردار علي صيادشيرازي را در دستور كار خود قرار داده است.
فرهاد توحيدي كه فيلمنامه اوليه شوق پرواز را نوشته، نگارش فيلمنامه زندگي شهيد صياد را به عهده دارد البته بنياد شهيد در عرصه سريالسازي علاوه بر ساخت اين قبيل مجموعههاي نمايشي، سريالهاي ديگري هم ساخته كه بارزترين توليد نمايشي آن سريال پرمخاطب «گل پامچال» به كارگرداني محمدعلي طالبي است كه سال 1370 پخش و با استقبال بسيار خوبي هم روبهرو شد.
كميته امداد و سريالسازي كميته امداد امام خميني(ره) هم يكي از نهادهاي فعال در عرصه سريالسازي است؛ نهادي كه تلاش دارد در قالب آثار نمايشي خود بحث انفاق و كمك به هموطنان را ترويج دهد.
يكي از سريالهاي معروف اين كميته «لبخند زندگي» است كه اوايل دهه 70 پخش شد؛ سريالي كه موجب ديده شدن يك چهره جديد شد.
اين چهره جديد كسي نبود جز نسرين مقانلو كه با اين سريال حسابي ديده شد و به شهرت رسيد. سريال «سرنوشت» با نام قبلي «ساميه» هم يكي ديگر از توليدات مشاركتي كميته امداد است. اين كميته امسال هم در ساخت سريال «روياي گنجشكها» مشاركت داشته است.
اين سريال به كارگرداني راما قويدل قرار بود ماه مبارك رمضان از شبكه دو پخش شود كه اين امر اتفاق نيفتاد و حالا در نوبت پخش اين شبكه است.
سريالهاي مالياتي سازمان مالياتي كشور هم در مناسبتهاي مختلف در عرصه توليد سريال ورود كرده و سريالهايي را با مشاركت تلويزيون تهيه و توليد كرده است.
يكي از آخرين كارهاي اين سازمان، سريال كمدي «روزگار خوش حبيب آقا» است؛ سريالي كه اگرچه براي پخش در ايام نوروز آماده شد، اما روي آنتن رفتنش در اين مناسبت هم نتوانست زياد به كمكش بيايد. سريالي كه با وجود حضور سيروس گرجستاني چندان به چشم نيامد.
سازمان بازرسي و پرونده جرائم كلان يكي از جذابترين و صريحترين سريالهاي دهه 80 با مشاركت سازمان بازرسي كل كشور تهيه و توليد شد. اين سازمان با در اختيار قرار دادن پروندههايش براي ساخت سريالي نمايشي، زمينه توليد مجموعه اپيزوديك «جستجوگران» را مهيا كرد؛ سريالي به كارگرداني محمدعلي سجادي كه با همه تنگناهايي كه داشت، توانست نظر مخاطبان را جلب كند.
لحن صريح سجادي در به تصوير كشيدن پرونده مفاسد اقتصادي و عبور او از برخي خطوط قرمز موجب شد اين سريال در كانون توجه قرار بگيرد.
جستجوگران هرچند پخش خوبي نداشت و با كمترين تبليغ روي آنتن رفت، اما همين نگاه جسورانه موجب تبليغ دهان به دهان آن ميان مخاطبان شد و آمار مخاطبان سريال به طرز عجيبي بالا رفت.
اين سازمان پس از موفقيت سري اول، آمادگي خود را براي توليد فصل دوم سريال اعلام كرد و محمدعلي سجادي هم نگارش فيلمنامه آن را شروع كرده، اما هنوز به توليد نرسيده است. (جام جم - ضميمه قاب كوچك ())
طاها سعيدي
Bauokstoney
Tuesday 2 October 2012-1, 05:22 PM
پندها و حكايات ايراني در شبكه پويا
13 انيميشن جديد در مركز پويانمايي صبا در دست توليد است. «محمد امين»، «كليله و دمنه»، «قند و شكر» ، «دشت تمشك»، «اين چيه؟»، «بوستان سعدي»، «نادان»، «هركسي كاري داره»، «يوز»، «قصههاي شيرين»، «گلستان سرزمين من»، «مسافر قلقله زن» و «پهلوانان 3» از جمله اين انيميشنهاست.
سري دوم «محمد امين» به تهيهكنندگي محمد شعشعي و كارگرداني پوريا نيكمنش با همكاري مركز پويانمايي صبا در 13 قسمت 15 دقيقهاي در دست توليد است.
سري اول «محمد امين» چند روز قبل پس از پخش فيلم موهن درباره پيامبر اسلام(ص) در سه قسمت 15 دقيقهاي روي آنتن شبكه پويا رفت. «محمد امين» عنوان سريالي انيميشني است كه به منظور معرفي شخصيت پيامبر اكرم (ص) توليد شده است.
نگارش فيلمنامه سري دوم «محمد امين» را مسعود ترغيبي برعهده دارد و مينو آيتاللهي نيز كارشناس مذهبي آن است. اين سريال براي نخستين بار است كه با محوريت زندگي و شخصيت نبي مكرم اسلام(ص) در قالب انيميشن با همكاري مركز پويانمايي صبا توليد شده است.
انيميشن «كليله و دمنه» به كارگرداني عليرضا توكلي بينا با تكنيك دو بعدي در 26 قسمت 13 دقيقهاي مراحل توليد خود را ميگذراند.
توكلي بينا درباره انيميشن «كليله و دمنه» گفت: داستانهاي اخلاقي اين انيميشن برگرفته از كتاب كليله و دمنه و از زبان حيوانات است. اين انيميشن سعي كرده به روش غير مستقيم الگوهاي صحيح اخلاق و رفتارهاي ناهنجار و بد اخلاقيها توسط حيوانات را به تصوير بكشد. حميدرضا جمالي، نويسنده «كليله و دمنه» و زهرا هاشمي، مجري طرح اين انيميشن هستند.
داستانهاي عجيب يك سياره مجموعه انيميشن «قند و شكر» به كارگرداني شهرام خوارزمي نيز در 26 قسمت هفت دقيقهاي در حال توليد است.
شهرام خوارزمي، كارگردان اين انيميشن گفت: مجموعه «قند و شكر» مجموعهاي از داستانهاي كهن برگرفته از «كليله و دمنه»، «مرزباننامه»، «مثنوي» و... است كه تعداد 13 قسمت از اين مجموعه توليد شده و بقيه در حال توليد است.
اين كارگردان از ويژگيهاي اين مجموعه به تركيب نظم و نثر اشاره كرد و افزود: براي هر قسمت نماآهنگهايي تهيه كردهايم كه در كنار روايت داستان به مجموعه فضاي موزيكال و شاد ميبخشد كه براي گروه كودك و خردسال جذابيت بالايي دارد.
«دشت تمشك» عنوان مجموعه ديگري است كه در مركز پويا نمايي صبا در 52 قسمت ده دقيقهاي توليد ميشود. اين انيميشن با تكنيك دو بعدي توليد ميشود و زحل رضوي، نويسنده و كارگردان آن و مهدي صفارپور، تهيهكننده و مجري طرح است.
داستان اين انيميشن درباره «مه شب» سوسك شبتاب كوچكي است كه به همراه دوستانش تارتن عنكبوت و كرپو مارمولك باغي در هر قسمت با حشرات جديدي آشنا ميشوند كه نحوه زندگي آنها داستان هر قسمت را ميسازد. خلق و خوي هر يك از شخصيتهاي اصلي باعث ايجاد درد سر يا موقعيت طنز ميشود.
سري چهارم مجموعه «اين چيه؟» نيز در 52 قسمت 10 دقيقهاي و با تكنيك دوبعدي در حال تهيه است. بهروز يغمائيان، كارگرداني اين انيميشن را به عهده دارد و گروه نويسندگان آن را مهكامه يغمائيان، صادق خوشحال و شيوا اصلاني تشكيل ميدهند.
داستان «اين چيه» در سيارهاي ناشناخته اتفاق ميافتد كه در آن هفت موجود عجيب و غريب در كنار هم زندگي ميكنند و اين موجودات اوليه و ناآگاه بدون هر گونه امكانات زندگي و تمدن زمينيها هستند. تاكسي نام يكي از اهالي اين سياره است كه با سفينهاي قديمي و قراضه هرازگاهي به زمين سفر ميكند... «اين چيه» نام كامپيوتري بسيار قديمي است كه در اين سياره زندگي ميكند و در هر قسمت با ارائه اطلاعات خود سوالي را كه در ذهن اهالي سياره ايجاد شده برطرف ميكند.
زندگي در قرن هفتم سري دوم انيميشن «بوستان سعدي 2» نيز عنوان انيميشني است كه در 13 قسمت ده دقيقهاي و با تكنيك دوبعدي به كمك كامپيوتر به كارگرداني ملوس مراد توليد ميشود. «بوستان سعدي» سرشار از حكايتهاي پندآموز درباره شاهان، زورمندان و حكايتهايي از مردم عامي است.
مراد در رابطه با اين انيميشن گفت: در اين كار سعي شده كه سادگي فضا و شخصيتها به لحاظ زماني كاملا در طراحيها رعايت شود. چهرهها، تنپوشها و حتي نوع چيدمان وسايل زندگي، بازارها، محيط شهر و كاخهاي آن زمان حاكي از زندگي در قرن هفتم دارد. داستان اين مجموعه حاوي پيامها و پندهايي است كه درخور فهم كودكان و نوجوانان است.
«هر كسي كاري داره» عنوان انيميشني ديگري است كه پروين تجويد در 15 قسمت پنج دقيقهاي توليد ميكند. اين انيميشن با اشعار طنز و فانتزي مشاغل مختلف را به كودكان آموزش ميدهد.
انيميشن «هركسي كاري داره» مراحل پيش توليد خود را طي كرده و آماده توليد است. پروين تجويد درباره اين انيميشن گفت: هركسي كاري داره، اشعاري در زمينه معرفي مشاغل براي گروه سني كودك و خردسال است كه به زيبايي به تصوير كشيده شده و كودك را با مشاغل مختلف آشنا ميكند. برخي از اين مشاغل عبارتند از: بقال، قصاب، كشاورز، گلفروش، نانوا، نجار، رفتگر و.
انيميشن «يوز» نيز در دو قسمت 45 دقيقهاي به كارگرداني عليرضا كاويانراد در حال تهيه است. كارگردان اين انيميشن با بيان اين خبر گفت: اين انيميشن درباره يوزهاي ايراني است و براي ساخت اين انيميشن همراه با اعضاي انجمن يوز و انتشارات ايرانشناسي به منطقه خراسان شمالي رفتيم و موفق به تماشاي يوز ايراني و ديگر حيوانات موجود در منطقه شديم. تكنيك انيميشن يوز دوبعدي به شيوه دستي است كه در اين تكنيك تمام فريمها توسط دست طراحي ميشود.
مجموعه «قصههاي شيرين» نيز در 9 قسمت ده دقيقهاي به كارگرداني ژيان ديباوري مراحل پاياني خود را ميگذراند. اين مجموعه كه موضوعاتش برگرفته از كتابهاي كهن و حكايتهاي پندآموز قديمي در قالب طنز است با گرافيك و فضايي ايراني ساخته شده و شخصيتپردازي اين داستان، جذاب و متفاوت است. تكنيك كار دوبعدي است و در حال حاضر مراحل توليد اين مجموعه در قسمت دستي به اتمام رسيده است.
پيرزن قلقلهزن در فرودگاه «گلستان سرزمين من» نيز عنوان انيميشن ديگري است كه در 26 قسمت 15 دقيقهاي و با تكنيك دوبعدي تهيه ميشود. نويسنده اين انيميشن علي مينايي و كارگردان آن عليرضا كاويان راد است. اين مجموعه تصاويري شاد از زنجيره زيبا و با شكوه حيات وحش منطقه گلستان به نمايش ميگذارد.
شخصيت محوري مجموعه، پرندهاي به نام هما است كه تعداد محدودي از آن در منطقه گلستان باقي مانده است. حيوانات منطقه با آمدنهما تلاش ميكنند با به نمايش گذاشتن تواناييهاي خاص خود مقام برتر را در ميان ديگران كسب كنند.
«مسافر قلقلهزن» نيز يك انيميشن دو بعدي است كه در 52 قسمت 10 دقيقهاي به كارگرداني بهروز يغمائيان در حال تهيه است.
در خلاصه داستان اين انيميشن آمده است: پدر نويد كه مامور برج مراقبت فرودگاه است به رئيس خود عبور يك كدوي پرنده را در آسمان گزارش ميدهد. آنچه پدر نويد ديده كدوي پيرزن قلقله زن بوده كه از عالم قصه به زمين پرتاب شده است، كدوي پرنده در اتاق نويد فرود ميآيد. نويد كدو را پيدا ميكند ...
سري جديد مجموعه «پهلوانان» به كارگرداني سياوش زرينآبادي نيز در 13 قسمت 30 دقيقهاي در حال تهيه است. موضوع اين مجموعه تاريخي است و وقايع آن در خوارزم ـ يكي از شهرهاي خراسان قديم ـ در قرن هشتم هجري ميگذرد. شخصيت محوري قصهها، پهلوان محمود قتالي خوارزمي ملقب به پورياي ولي، شاعر، عارف و ورزشكار نامي ايرانزمين است.
Bauokstoney
Tuesday 2 October 2012-1, 05:23 PM
معلولان قهرمانان بالقوه تلويزيون
روز گذشته روز جهاني ناشنوايان بود. چنين روزهايي فقط در تقويمها ثبت و روز بعد از خاطرهها پاك ميشود. معلولان به دليل نقص عضو امكان هماهنگي با ساير افراد جامعه را ندارند. آنها بسختي ميتوانند مثل ديگر شهروندان از امكانات شهري و اجتماعي استفاده كنند و به همين دليل هم معمولا گوشهگير هستند.
برخي از اين معلولان توانايي و امكان برقراري حتي يك رابطه كوچك اجتماعي سالم را با ديگر شهروندان ندارند و اين موضوع آنها را آسيبپذيرتر از ساير اقشار جامعه كرده است اما اگر تلويزيون و برنامههاي آن را گامي جهت راهنمايي مردم براي زيست اجتماعي موفق بدانيم و سريالها را از جمله محبوبترين و پرنفوذترين برنامه تلويزيوني؛ ديگر شكي باقي نميماند كه اينگونه برنامهها كه در قالب قصه و جلوههاي صوتي و بصري كاركردي تفريحي و آموزشي دارند، بر معلولان بسيار تاثيرگذار هستند.
معلولان به خاطر نقص فيزيكي خود هميشه در معرض مقايسه با افراد سالم هستند. بيشتر اينها به دليل شرايط به اين باور غلط رسيدهاند كه نميتوانند در جامعه نقش مثبتي را ايفا كنند و تبديل به يك فرد موثر شوند اما يك اثر نمايشي و سريال قوي با داستاني محكم و شخصيتپردازي به جا و مناسب بخوبي ميتواند اعتماد به نفس معلولان را ارتقا بخشد.
ديگر بر كسي پوشيده نيست كه قهرمانسازي در سريالهاي داستاني تاثير مثبتي بر بينندگان دارد. مخاطب ميتواند خودش را به جاي قهرمان اصلي بگذارد و از طريق همذاتپنداري با او تواناييهاي بالقوه خود را كشف كند.
در سالهاي اخير در آثار سينمايي همچون «رابطه»، «مسافران مهتاب» و «اينجا بدون من» به افراد معلول توجه شده است؛ اما با نگاهي به سريالهايي كه در تلويزيون ساخته ميشود كمتر شاهد اين اتفاق هستيم.
اين كه داستان اصلي يك سريال را به مسائل يك معلول جسمي يا ذهني اختصاص دهيم شايد در ابتدا غيرجذاب به نظر بيايد، اما از آنجا كه قهرمانان هميشه به عنوان افرادي با پشتكار بالا و نبوغ زياد شناخته ميشوند، ظرفيت ارائه يك الگويمناسب براي اين قشر از افراد جامعه را دارند.
به اين صورت معلولان هم ميتوانند دغدغههاي خود را از زبان قهرمان اصلي يك سريال يا يك فيلم به ساير افراد جامعه منتقل كنند و هم ميتوانند با الگوبرداري از سختكوشي و تلاش افرادي همچون خودشان در جهت بهبود روابط اجتماعي و زندگي فردي خود بكوشند و مانند ساير افراد يك جامعه در آباداني و پيشرفت كشورمان سهيم باشند.
Bauokstoney
Tuesday 2 October 2012-1, 05:24 PM
گفت وگو با بازيگر سريال عمليات 125
تجربه زندگي در ايستگاه آتشنشاني
عبدالرضا اكبري در سري سوم سريال تلويزيوني «عمليات 125» كه در حال پخش از شبكه تهران است، نقش عنايت، فرمانده آتشنشاني را بازي ميكند. او فرمانده آرامي است و تلاش ميكند هر كاري از دستش برميآيد براي آتشنشانان جديد انجام دهد.
با اكبري به گفتوگو نشستيم تا درباره بازياش در اين مجموعه بيشتر بدانيم.
شما در سه سري از مجموعه «عمليات 125» بازي كردهايد كه آنها را بهروز افخمي، راما قويدل، محمدرضا آهنج و مسعود آبپرور كارگرداني كردهاند. با توجه به اينكه شما نقش يك فرمانده آتشنشاني را در اين سريال بازي ميكنيد، برايتان دشوار نبود كه هر بار با يك كارگردان كار كنيد؟
هر كدام از اين كارگردانان كه شما نامشان را برديد، ويژگيهاي خودشان را به لحاظ تكنيك و فن در كار دارند و من به عنوان بازيگر طبق اصول هر كدام از اين كارگردانان بازي خودم را با آنها هماهنگ كردهام. با توجه به اينكه از ابتداي توليد اين سريال همه چيز مشخص بود و شخصيتپردازيها كامل شكل گرفت، بنابراين در طول كار با مشكلي روبهرو نشديم. ميتوانم بگويم تفاوت سريهاي مختلف سريال «عمليات 125» در اين است كه سري اول بيشتر شخصيت محور بود، سري دوم حادثهمحور و سري سوم تركيب اين دو است. سري سوم اين سريال فضاي جذاب و متفاوتي دارد. در اين بخش علاوه بر اينكه نسل جوان آتشنشانان ياد ميگيرند در عملياتها بايد چگونه تلاش كنند، حوادث مختلف هم به تصوير كشيده ميشود. در مجموع استقبال مردم از سريهاي اول و دوم اين مجموعه خيلي زياد بود. اميدوارم سري سوم «عمليات125» هم مورد توجهشان قرار بگيرد.
در ميان كارگرداناني كه اين مجموعه را مقابل دوربين بردهاند، من بيشتر با بهروز افخمي همكاري داشتم، چون قبل از بازي در اين مجموعه در ديگر آثار سينمايي افخمي حضور داشتم بنابراين نسبت به ديگر كارگردانان سريال «عمليات 125» او را بيشتر ميشناختم و با قلم، تفكر و شيوه كارش آشنا هستم.
فصل اول سري سوم اين مجموعه را در خدمت مسعود آبپرور بوديم و فصل دوم را كه در حال حاضر مشغول ضبط آن هستيم، با بهروز افخمي كار ميكنيم. در مجموع بازي كردن در اين مجموعه برايم تجربه متفاوتي است.
كدام ويژگي اين شخصيت برايتان جذابيت داشت كه باعث شد در سه سري از اين مجموعه بازي كنيد؟
در اين مجموعه نقش عنايت، فرمانده آتشنشاني را بازي ميكنم. او يكي از فرماندهان آرام و مهربان است كه ارتباط خوبي هم با نسل جوان دارد و سعي ميكند آموزش لازم را در اين حرفه به آنها بدهد. همه اين موارد برايم جالب بود و علاقهمند به بازي در اين مجموعه شدم.
سريال«عمليات 125» در مقايسه با ديگر مجموعههاي اجتماعي روز به لحاظ لوكيشن، قصه و... تفاوتهاي زيادي دارد. درباره دشواريهاي بازي در اين سريال بگوييد.
مسلما بازي در چنين سريالي آن هم به دليل شرايطي كه شما به آن اشاره كرديد با تفاوتهايي همراه است، چون در اين سريال با كشمكش، حادثه، حريق و... روبهرو هستيم. اين در حالي است كه در يك مجموعه عادي اين دشواريها را نداريم. گرچه توليد سريالهايي همچون «عمليات 125» بهلحاظ تجهيزات، قصه و... مشكلات خودش را دارد، اما وقتي نتيجه كار ديده ميشود، لذتبخش و شيرين است.
با توجه به سختيهايي كه به آن اشاره كرديد، قبل از رفتن جلوي دوربين تا چه ميزان از مشاوره آتشنشانان استفاده كرديد؟
ما از ابتداي توليد اين سريال با آتشنشانان مشورت ميكرديم و در سري سوم اين سريال در ايستگاههاي مختلف از اين مشاورهها بهره ميبريم. ما از خاطرات شخصي آنها استفاده ميكنيم و در مجموع ميتوانم بگويم در روزهاي مختلفي كه به ايستگاههايآتشنشاني ميرويم، به نوعي در آنجا زندگي ميكنيم، چون با بخشهاي مختلف زندگي ماموران آتشنشاني آشنا ميشويم و آن را لمس ميكنيم. من شخصاً از كردار و منش يكي از آتشنشانان خيلي استفاده كردم و او الگوي خوبي براي ايفاي نقش عنايت بود.
هنوز هم درگير ضبط اين مجموعه هستيد؟
بله، بخش عمده بازيهاي من تمام شده است، اما بخش كوتاهي از آن مانده كه اين روزها مشغول تصويربرداري آن هستيم. در مجموع فكر ميكنم گروه دو ماه ديگر درگير توليد اين سريال است.
چرا مدتي است كم كار شدهايد؟ دليل كم كاريتان به اين دليل است كه ميخواهيد پسرتان (پندار) جاي شما را بگيرد؟
كم كاريام به علت وسواسي است كه براي انتخاب نقشهايم دارم. علاقهمند هستم نقشي را بازي كنم كه حرفي براي گفتن داشته باشد، نه اينكه كليشهاي باشد. علاوه بر آن چه ايرادي دارد كه پسرم جاي من را بگيرد؟ اين اتفاق خوبي است و خوشحال ميشوم.
تا چه ميزان آموختههايتان را در سينما و تلويزيون به پسرتان منتقل ميكنيد؟
تا جايي كه از دستم بر بيايد، حتما اين كار را انجام ميدهم. سعي ميكنم هر آنچه از بازيگري در سينما و تلويزيون تجربه كسب كردم به پسرم منتقل كنم.
فاطمه عودباشي
Bauokstoney
Tuesday 2 October 2012-1, 05:27 PM
در باره برنامهها و سريالهاي مشاركتي موفق
آنچه شما خواستهايد
طي اين سالها برنامههاي نمايشي و غيرنمايشي مشاركتي بسياري ساخته شده است. در ميان نهادهاي مشاركتكننده، بيشترين همكاري را سازمانهاي آب، برق، گاز، نيروي انتظامي (ناجا)، بيمه و... داشتهاند.
البته در اينباره نميتوان نهادهاي اقتصادي همچون بانكها را ناديده گرفت كه به عنوان اسپانسر در برخي توليدات نمايشي همچون «عيد امسال»، «پنج كيلومتر تا بهشت» و... حضور داشتند و صحنههايي از آثار توليد شده به ورود شخصيتهاي قصه به بانكها اختصاص داشت.
در ميان آثار توليد شده نمايشي و غيرنمايشي كه با مشاركت نهادي تهيه شده است برخي آثار موفقتر از بقيه بودند كه در اين گزارش تلاش كرديم بخشي از برنامهها و سريالهاي مشاركتي موفقتر را مرور و دلايل موفقيت آنها را بيان كنيم.
آتشنشاناني واقعي در عمليات 125 بهروز افخمي پس از «كوچك جنگلي» در دهه 60 ديگر براي تلويزيون مجموعه نساخت تا اينكه با كارگرداني سري اول «عمليات 125» با موضوع حرفه آتشنشاني دوباره به تلويزيون برگشت.
از سالها پيش ساخت مجموعههاي تلويزيوني با محور قرار دادن يك حرفه خاص همچون پزشكي، پرستاري، آتشنشاني و... در شبكههاي مختلف تلويزيون دنيا رواج پيدا كرد و دستمايه مجموعههاي جذابي همچون «هشدار براي كبري 11»، «پرستاران»، «هليكوپتر امداد» و... شد و توانست مخاطبان زيادي كسب كند، اما در مجموعههاي وطني كمتر پيش آمده نوع موضوعات به مجموعههاي جذابي تبديل شود.
بهروز افخمي در مجموعه تلويزيوني عمليات 125 به تهيهكنندگي داوود هاشمي سراغ يكي از پرخطرترين و جذابترين مشاغل دنيا يعني آتشنشاني رفت كه به لحاظ دراماتيك جاي پرداخت زيادي داشت.
او با انتخاب و هدايت صحيح نويسندگان اين اثر توانست با محور قرار دادن زندگي شخصي و مشكلات تعدادي از داوطلبان آتشنشاني داستانهاي فرعي جذابي خلق كند.
اين مجموعه روايتگر ماجراهاي پنج جوان بود كه تلاش ميكردند وارد آتشنشاني شوند. گر چه اين مجموعه با همكاري و سفارش سازمان آتشنشاني تهران ساخته شد، اما ميتوان گفت يكي از نكات ويژه مجموعه عمليات 125 پرداخت به ريزترين جزئيات زندگي داوطلبان آتشنشاني بود.
افخمي در اين مجموعه با قرار دادن عنايت (عبدالرضا اكبري) به عنوان هسته مركزي و دو آتشنشان قديمي و كهنهكار در كنار او مثلث خوبي را شكل داد.
يكي از امتيازات اين مجموعه گرفتن بازيهاي رئال از بازيگران بود در ضمن اينكه شخصيت طناز قصه، حسين لطيفي با بازي ايمان صفا به نمك قصه افزود.
بعد از موفقيت سري اول اين مجموعه، سري دوم هم به كارگرداني محمدرضا آهنج ساخته شد. او در سري دوم، عمليات آتشنشانان را به تصوير كشيد و نشان داد چگونه آنها در معرض خطر هستند و جانشان را براي نجات افراد حادثهديده به خطر مياندازند.
سري دوم اين مجموعه هم با موفقيت روبهرو و باعث شد بار ديگر تلويزيون از داوود هاشمي بخواهد سري سوم اين مجموعه را تهيه كند. فاز اول اين مجموعه را مسعود آبپرور ساخت و فاز دوم را بهروز افخمي كارگرداني كرد. هنوز سري سوم اين مجموعه پخش نشده تا مورد قضاوت قرار بگيرد.
اجراي موثر مجري رها شده از دام اعتياد تاكنون برنامههاي متنوعي در ساختارهاي نمايشي و گفتوگو محور با موضوع اعتياد از شبكههاي سيما پخش شده، اما برنامه شروع خوب با اجراي يك مجري كه خودش سالها گرفتار معضل اعتياد بوده، رنگ و بوي ديگري به برنامههاي شبكه سه داد.
اين برنامه به تهيهكنندگي علي زاهدي و اجراي امير معافي از شبكه سه پخش شد. زاهدي، جزو تهيهكنندگان فعال و با سابقه در سازمان صدا و سيماست كه تهيه برنامههاي خوبي همچون جزر و مد، كولهپشتي، فوقالعاده، نيمروز و... را در كارنامه دارد. در واقع ميتوان او را جزو تهيهكنندگاني به شمار آورد كه سرش براي تهيه برنامههاي چالشي و مناسب درد ميكند.
او با تهيه برنامه شروع خوب كارنامهاش را كامل كرده است. زاهدي براي اجراي اين برنامه دست به اقدام جالبي زد كه تاكنون در تلويزيون تجربه نشده و آن هم دعوت از فردي براي اجرا بود كه سالهاي بسياري با معضل اعتياد دست و پنجه نرم كرده و حالا چند سالي ميشود از اين بيماري رها شده است.
معافي در حال حاضر عضو تيم ملي تيراندازي با كمان است و به عنوان تنها نماينده ايران در اجلاس وين همراه سردار اسماعيل احمديمقدم شركت و درباره مبارزه با مواد مخدر صحبت كرد.
معافي چهار سال پيش همراه مادرش در برنامه «ماه عسل» بدون آنكه از مسئولان بخواهد تصويرش را شطرنجي كنند، حاضر شد و درباره سالهايي كه در بند اعتياد بود، صحبت كرد و در مقام مجري مقابل كارشناسان و افرادي كه معضل اعتياد را لمس كردهاند، نشست و چندي بعد هدايت برنامه شروع خوب را به عهده گرفت.
معافي نه تنها اجراي خوبي داشت، بلكه با توجه به تجربهاي كه درباره مواد مخدر دارد، سوالات خوبي هم مطرح كرد. برنامه شروع خوب تلاش كرد با رويكرد مثبت نگرانه اين معضل قديمي و بارها گفته شده را با روش و ساختاري جديد و متفاوت بيان كند و آن را به تصوير بكشد. اين برنامه تركيبي از حضور كارشناس، پخش مستند و دعوت از افرادي بود كه سالها اسير اعتياد بودند.
انتخاب اين تركيب، جذابيت خاصي به برنامه داد و باعث شد خيلي عميق به چگونگي گرايش افراد مختلف به اعتياد بپردازد و كارشناس برنامه هم دلايل آن را مورد بررسي قرار بدهد. گرچه اين برنامه از همكاري ستاد مبارزه با مواد مخدر نهاد رياست جمهوري هم بهره برد، اما اصلا شبيه برنامههاي سفارشي و مشاركتي كه صرفا رپرتاژ آگهي هستند، نبود.
از سوي ديگر، نوع چيدمان مستندها در برنامه شروع خوب به حدي خوب بود كه باعث شد برنامه از كليگويي خارج شود و به جزئيات بپردازد تا بيشتر مورد توجه بينندگان قرار بگيرد و موضوع براي آنها قابل لمس و باور باشد.
برنامه شروع خوب صرفا گفتوگو با كارشناس را نشان نميداد و تصاوير واقعي از معتادان و تجربيات اندوهبار آنها رنگ و بوي ديگري به اين برنامه داد.
اين برنامه جسورانه، خطرات و پيامدهاي منفي اين معضل را روايت كرد و علاوه بر آسيبشناسي، نگاه هشداردهنده و پيشگيري هم براي خانوادهها داشت.
ميتوان گفت يكي از امتيازات برنامه شروع خوب پخش تصاوير و گفتوگوهاي خياباني با معتاداني بود كه در حال مصرف بودند. اين تصاوير، جذابيت بيشتري براي مخاطبان داشت و از سوي ديگر به اعتياد زنان هم پرداخت و فقط جامعه مردان معتاد را انتخاب نكرد. صحنههاي تلخ و تكاندهنده اين برنامه، حرفهاي بسياري براي جوانان و خانوادههايي داشت كه با اين معضل روبهرو بودند.
كتابهاي جذاب در كتابفروشي هدهد مجموعه تلويزيوني كتابفروشي هدهد به كارگرداني مرضيه برومند با مشاركت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهيه و پخش شد. قصه كتابفروشي هدهد مانند ساير آثار برومند پيچيده نبود.
روايت اتفاقاتي بود كه اطراف ما به عنوان آدمهاي عادي در حال رخ دادن بود و همين آن را جذاب ميكرد. اين مجموعه كه شنبهها پخش ميشد، مخاطبان را با آدمها و كتابهايش همراه ميكرد.
بيترديد و بدون اغراق، كتابفروشي هدهد اولين سريال ايراني است كه طي چند سال اخير به طور اختصاصي بحث كتاب را مطرح كرد.
اين مجموعه حكايت كيوان كتابچي، صاحب كتابفروشي هدهد بود كه پس از مرگ پدرش آن را به شوهر خواهرش ميفروشد تا به پيتزا فروشي تبديل كند و خود با يك اتوبوس قديمي مستعمل، دور و اطراف شهر به فروختن كتاب مشغول ميشود.
حكايتي نه چندان پيچيده با زباني آميخته با طنز معمول مرضيه برومند، نويسنده و كارگردان سينما و تلويزيون كه در كارنامه خود آثاري موفق چون مدرسه موشها، خونه مادربزرگه، قصههاي تابهتا، آرايشگاه زيبا، خودروي تهران يازده، ورثه آقاي نيكبخت، الو الو من جوجوام، مرباي شيرين و شمسي و مادام را دارد.
برومند پس از ساخت اين مجموعه تاكيد كرد: از كودكي تا امروز هميشه كتاب را دوست داشتم. در زيباترين و شيرينترين خاطراتم حتما كتاب نقش اصلي داشته و با من همراه بوده است. هميشه دلم ميخواست اين دلبستگي به كتاب را جوري به نمايش بگذارم تا اينكه كتابفروشي هدهد اين فرصت را به من داد.
هر قسمت اين سريال به نام يك كتاب پخش ميشد. يك هفته روي ماه خداوند را ببوس نوشته مصطفي مستور، يك قسمت به نام «مثنوي مولانا» و يك بار ديگر نيز اتوبيوگرافي هوشنگ مرادي كرماني با نام «شما كه غريبه نيستيد.»
در مجموع مرضيه برومند ثابت كرد ميتوان در قالب يك مجموعه نمايشي جذاب، كتابها را به شكلي متفاوت، خواندني و دوست داشتني تبليغ كرد.
تابوشكني كمال تبريزي در دوران سركشي كمال تبريزي از كارگردانان متبحر سينما و تلويزيون است كه تاكنون ساخت آثار مختلفي را در كارنامه هنرياش به ثبت رسانده است.
او سال 1380 دست به يك تابوشكني در آثار نمايشي تلويزيون زد و آن هم توليد مجموعه تلويزيوني «دوران سركشي» با موضوع عصيانگري دختران بود.
دوران سركشي، داستان دختري فراري به نام روناك با بازي عاطفه نوري بود كه با كمك بهزيستي قصد داشت به زندگي عادي بازگردد. در اين باره مربي با بازي لادن مستوفي تلاش زيادي كرد تا روناك را به زندگي عادي برگرداند. او در اين باره از هيچ تلاشي سر باز نزد.
اين سريال به بررسي مشكلات اجتماعي و رفتاري بلوغ در دختران ميپرداخت. تبريزي اين مجموعه را به تهيهكنندگي رضا جودي و براساس فيلمنامه عليرضا طالبزاده جلوي دوربين برد. اين مجموعه گرچه به سفارش شهرداري تهران ساخته شد، اما به دور از هرگونه سفارش بود.
اين مجموعه كه از شبكه تهران روي آنتن رفت نهتنها توانست سطح آثار نمايشي تلويزيون را ارتقا ببخشد، بلكه به فيلمسازان نشان داد ميتوان اثر مشاركتي بدون تبليغات ساخت كه هم براي مخاطبان سرگرمكننده است، هم جنبه آموزشي دارد.
اين مجموعه هشداري به خانوادهها بود تا هميشه رفتار درستي با فرزندانشان داشته باشند تا مبادا از ميان راههايي كه پيش رو دارند راه اشتباه را انتخاب كنند و با مشكلات زيادي همراه شوند.
پليس 110 و مهدي فخيمزاده مجموعه تلويزيوني خواب و بيدار به كارگرداني مهدي فخيمزاده و تهيهكنندگي سيدجمال ساداتيان سال 1381 ساخته شد و سال 1382 روي آنتن شبكه يك رفت.
در اين سريال محمد صادقي، دانيال حكيمي، لادن طباطبايي، مهدي فخيمزاده، ليلا برخورداري و رويا نونهالي ايفاي نقش كردند.
داستان اين مجموعه در مورد زني به نام ناتاشا با بازي رويا نونهالي بود كه به ايران باز ميگردد تا معامله موادمخدر را به انجام رساند، اما با دستگيري همدستان او، ارزهايي كه براي خريد مواد مخدر به ايران آورده شده به دست پليس ميافتد. ناتاشا كه اكنون راهي براي ادامه كار ندارد تصميم ميگيرد با همدستي فردي با سابقه در ايران به نام عبدالله پلنگ به چند بانك دستبرد بزند تا پول لازم را براي انجام ماموريتش تهيه كند.
فخيمزاده درباره نخستين تجربه پليسياش در تلويزيون ميگويد: بعد از سريال ولايت عشق، آقاي قاليباف كه فرمانده وقت نيروي انتظامي بودند، مرا صدا كردند و گفتند ميخواهيم كاري درباره نيروي انتظامي بسازيم. من به آنها گفتم بلد نيستم كار تبليغاتي و سفارشي بسازم. ايشان گفتند من هم نميخواهم كار تبليغاتي بسازيد، ميخواهم تصور مردم را از پليس اصلاح كنم، چرا كه مردم هنوز راجع به پليس همان آژانهاي 50 سال پيش را در خاطره دارند.
تصورشان از بزهكار هم اين است كه همان آفتابهدزدهاي 50 سال پيش هستند. گفتم اين يك بحث ديگر است. اجازه بدهيد من كمي فكر كنم، چون الان ذهنيتي راجع به اين كار ندارم. از دفتر ايشان كه بيرون آمدم (در ميدان عطار) متوجه شدم پليس 110 تازه تاسيس شده و آقاي رويانيان نيز مسئول آنجا بود. در اتاق ايشان ديدم تابلويي نصب شده كه اگر مثلا در شهر كرمانشاه در ساعت فلان كسي به كلانتري زنگ زده باشد، اين تابلو نشان ميدهد. آن مساله در نگاه اول به نظر من جالب آمد و كمكم شروع كرديم به تحقيق بيشتر.
در ادامه متوجه گروهي به نام رهايي گروگان شدم كه گويا مثل آتشنشانان آماده به كار هستند كه هر كجا گروگانگيري اتفاق افتاد، وارد عمل ميشوند و.... در ادامه تحقيقاتم را وسيعتركردم در مورد يگان ويژه، آگاهي و...، تا اينكه ماجرا براي خودم هم جالب و جذاب شد، چون تا آن زمان فكر نميكردم پليس تا اين حد پيشرفت كرده باشد. در ادامه هم مجموعههاي «حس سوم» و «بي صدا فرياد كن» را ساختم.
ميتوان گفت مجموعه خواب و بيدار از كارهاي مشاركتي خوب ميان صدا و سيما و نيروي انتظامي است كه در بازپخش هم توانست نگاه بسياري از مخاطبان را به سمت خودش جلب كند. اين مجموعه به زيبايي، تصويرگر زحمات نيروي انتظامي بود، بدون آنكه تبليغاتي باشد. مسلما اين موفقيتاش به اين خاطر بود كه پليس مخاطب عام مد نظرش بود. به همين دليل هم كار خوبي شكل گرفت.
تكيه بر باد و عصيانگري يك دختر بلندپرواز مجموعه تلويزيوني «تكيه بر باد» به كارگرداني محمود معظمي و تهيهكنندگي حميدرضا مهدوي از توليدات شبكه تهران است كه اين روزها از شبكه تهران پخش ميشود. اين مجموعه نيز با آنكه با مشاركت اداره كل اوقاف و امور خيريه استان تهران ساخته شده، اما هيچ ردي در اين باره در مجموعه نميبينيم. درواقع كارگردان، نويسندگان و بازيگران حرفهاي مانع شدهاند اين مجموعه تلويزيوني رنگ و بوي سفارشي به خود بگيرد.
در اين مجموعه بازيگراني چون فرامرز قريبيان، مهدي فخيمزاده، افسانه پاكرو، شهرام عبدلي، اشكان خطيبي، بهزاد خداويسي، شراره دولتآبادي، گلاره عباسي، فلور نظري و... ايفاي نقش كردند.
داستان سريال تكيه بر باد كه يك ملودرام اجتماعي است و توسط عباس نعمتي، طلا معتضدي و محمدمحمود سلطاني نوشته شده درباره دختري به نام عاطفه است كه با قبول شدن در دانشگاه از شيراز به تهران ميآيد و اين مساله سرآغاز اتفاقات گوناگوني براي او و اطرافيانش است. عاطفه كه دختر دادستان شيراز است در بدو ورودش به دانشگاه با مرد مسني بهنام نادر آشنا ميشود.
پدر عاطفه (فرامرز قريبيان) مردي معتقد، مذهبي و مردمدار است و از اسراف و ريخت و پاش پرهيز ميكند، اما نادر نقطه مقابل اوست. عاطفه كه اعتقادات پدر و شيوه زندگي او را نميپسندد به نادر گرايش پيدا كرده و از او ميخواهد باهم ازدواج كنند.
ظاهر عاطفه و سبك زندگي او چنان تغيير مييابد كه همه خانواده با او به مشكل ميخورند و نگرانش ميشوند، اما عاطفه بيپروا به رفتارش ادامه ميدهد و همه تلاشش را براي ازدواج با نادر ميكند. نادر هم كه سالها پيش از همسرش جدا شده است، در ظاهر به او ابراز علاقه ميكند و براي او خانه و ماشين ميگيرد و شرايطي فراهم ميآورد كه عاطفه را همچنان راضي و مشتاق نگه دارد.
مجموعه تكيه بر باد داستان تقابلها و تضادها و مقابله عاطفه با هنجارهاست. اين مجموعه به واسطه داستاني كه مملو از گره براي مخاطبان است، با كارگرداني يكدست و بازيهاي خوب توانسته نظر بينندگان را جلب كند.
عمليات پايتخت و ماجراي يك جاسوس بيگانه از ديگر آثار موفق تلويزيون در زمينه كارهاي مشاركتي، فيلم تلويزيوني «عمليات پايتخت» به كارگرداني محمدرضا آهنج و تهيهكنندگي كاوه افضلي بود كه با همكاري نهاد رياست جمهوري و شبكه تهران ساخته شد. آهنج جزو كارگرداناني است كه ساخت آثار متعدي را در كارنامه هنرياش به ثبت رسانده است. او غير از اين فيلم، مجموعه تلويزيوني «معما» هم ساخته بود و با آنكه كار مشاركتي بوده، اما به زيبايي روايتگر يك قصه دلنشين بود.
فيلم تلويزيوني عمليات پايتخت، مضموني پليسي داشت و داستان سال 2002 و از جايي آغاز ميشد كه مبادلهاي بين تشكيلات امنيتي ايران ويك جاسوس بيگانه صورت ميگيرد. حامد، مامور امنيتي ايراني براي معالجه به خارج از كشور سفر ميكند، اما در اين سفر ربوده ميشود و...
حميدرضا پگاه، امير كاوه آهنجان، ليلا بلوكات، اميرمحمد زند، مريم سلطاني، محمود مقامي، شهروز ابراهيمي، نازآفرين كاظمي، مژگانترانه، پروانه صلابت و آنا گرگوريان در آن ايفاي نقش كردهاند.
گاز و مثل يك كابوس مثل يك كابوس سومين تجربه شهرام شاهحسيني در تلويزيون است. شاه حسيني با تجربه و درسهايي كه از كارگردانان بزرگي از جمله مرحوم رسول ملاقليپور، بهرام بيضايي و سيامك شايقي به دست آورده، خود در ساخت آثار كوتاه و بلند سينمايي گام گذاشت.
اين مجموعه قصه مردي بود كه براي پيدا كردن گذشتهاش پس از 30 سال به كشور بازگشت و درگير ماجراهايي شد. در كنار اين قصه خانوادهاي را ديديم كه در سطح بالاي تحصيلات و موقعيت اجتماعي قرار داشتند و البته در همان قسمتهاي نخست شوك بزرگي به آنها وارد شد و فرزند خود را كه از اعضاي يك تيم نجات شركت گاز بود، از دست ميدهند.
اين مجموعه گرچه با مشاركت شركت گاز تهيه شد، اما توانست اثر سفارشي مناسبي باشد. در واقع شاهحسيني در قالب يك داستان متفاوت، كار سفارشي خوبي ساخت. او ريتم مناسبي براي اين كار انتخاب كرد تا مخاطب خسته نشود و پيگير قصه باشد.
استفاده از بازيگران باتجربه و بزرگي چون داريوش فرهنگ، محمد صادقي، بهرام ابراهيمي، ناصر طهماسب، زهره حميدي و شراره دولتآبادي در كنار جواناني مانند پريناز ايزديار، آرمان صورتگر، نيما راد و سارا بهرامي نقطه عطف اين مجموعه تلويزيوني بود.
استفاده از فضاهاي متعدد مجموعه مثل يك كابوس از ديگر نقاط قوت آن به شمار ميرود. قاببنديهاي مناسب، دكوپاژ خوب، بازيگري مقبول، تعدد لوكيشن و ضرباهنگ مناسب و قصه ملودرام اما معماگونه نكات بارز و نقطه قوت مجموعه به شمار ميآيند كه به طور قطع براي موفقيت يك اثر تلويزيوني، تضمين است.
شوق پرواز و حكايت يك قهرمان ملي مجموعه تلويزيوني «شوق پرواز» به كارگرداني يدالله صمدي و تهيهكنندگي جواد نوروزبيگي با همكاري بنياد شهيد ساخته شد. اين مجموعه جزو توليدات فاخر تلويزيون است كه توانست نگاههاي بسياري از مخاطبان را همراه كند. بينندگان اين مجموعه با ديدن هر قسمت براي تماشاي اين اثر بيشتر ترغيب ميشدند، چرا كه به دور از هر گونه كار سفارشي بود.
اين مجموعه تلويزيوني به وقايع زندگي ماندگار و غرورآفرين شهيد بابايي و نحوه شهادتش پرداخت و فرهاد توحيدي، مهدي محمدنژاديان و حسين ترابنژاد فيلمنامه اثر را بر پايه زندگي واقعي شهيد عباس بابايي نوشتند. در اين مجموعه بازيهاي بينظيري از بازيگراني چون شهاب حسيني، كورش تهامي، افسانه بايگان، ستاره اسكندري، الهام حميدي، فخرالدين صديقشريف، مهران رجبي، شهرام حقيقتدوست و... شاهد بوديم.
به تصوير كشيدن دوران كودكي، نوجواني و جواني شخصيت اصلي داستان (شهيد عباس بابايي)، القاي حس لازم در مخاطب براي باور لحظات سپري شده زندگي او و پرهيز از شعارزدگي از ويژگيهاي قابل تامل شوق پرواز بود.
صمدي در شوق پرواز با بهرهگيري درست و مناسب از بار دراماتيك داستان، تلاش داشت با ساختاري متفاوت به ترسيم ابعاد شخصيتي، وجوه انساني و مناسبات اجتماعي، فرهنگي و سياسي شهيد بابايي بپردازد. توجه وي به ساختار روايي، شخصيتپردازيها، گرهافكنيها، امانت در تصوير كردن واقعيات و خلق باورپذير اتفاقها و حوادث زندگي قهرمان داستان صمدي، از احترام او به مخاطب نشان داشت.
داستان شوق پرواز از زمان حال آغاز شد و هنگام روايت، با فلاش بكهايي به گذشته ميرفتيم و سرگرم ديگر زواياي پنهان زندگي شهيد عباس بابايي ميشديم و با آن همذاتپنداري ميكرديم. بيترديد انتخاب بخشهايي از زندگي عباس بابايي كه بار دراماتيك و جذابيت بيشتري داشت به انسجام خط روايي انجاميد. فيلمنامه منسجم و انجام پژوهش و تحقيقات لازم و مناسب براي بازتاب شخصيت فردي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي شهيد بابايي، پلي ميان گذشته و اكنون زد.
شوق پرواز حكايت شور و شوق يك قهرمان ملي بود كه لابهلاي دفترچه خاطراتش پنهان مانده بود؛ خاطراتي كه بيشك بخشي از حماسه دفاع مقدس و شكوه آن دوران را در خود جاي داده و هيچ گاه رنگ فراموشي نميگيرد.
سفر بخير و موضوعات متنوع «سفر بخير»، برنامه زنده شبكه سه، جزو توليدات مشاركتي با پليس راه است. اين برنامه در هر هفته به موضوعات متنوعي ميپردازد كه براي بينندگان جذابيت زيادي به همراه دارد. اين برنامه با شخصيتهاي متعددي گفتوگو ميكند و اطلاعات مناسبي در اختيار بينندگان قرار ميدهد.
Bauokstoney
Wednesday 3 October 2012-1, 08:43 PM
روايت ناتمام يک فصل معلق در شبكه 4
نمايش «روایت ناتمام یک فصل معلق» ساخته هومن سيدي در برنامه مجله تئاتر نقد می شود.
به گزارش روابط عمومي شبكه چهار سيما، مجله تئاتر كه به صورت هفتگي به مسائل صنفي، حرفهاي و تخصصي اين هنر و نقد و بررسي آثار روي صحنه تئاتر ميپردازد،12 مهر ماه در بخش نقد نمايش روي صحنه با حضور هومن سيدي كارگردان و نويسنده نمايش «روايت ناتمام يك فصل معلق» اين نمايش را نقد ميكند.
به گفته نيما دهقان تهيه كننده برنامه، تفاوت تئاتر حرفهاي و آزاد موضوعي است كه مجله تئاتر اين هفته به آن خواهد پرداخت و موانعي كه تئاتر آزاد با آن مواجه است، بررسي مسائل اقتصادي يك هنرمند در حوزه آزاد و حرفهاي از جمله مباحثي است كه در برنامه مطرح خواهد شد و مجيد جعفري كه مدتي در تئاتر حرفهاي فعاليت داشته و بعد از آن به تئاتر آزاد كوچ كرده است براي بررسي اين موضوع در برنامه حضور خواهد داشت.
دهقان به بخشهاي برنامه اشاره كرد و گفت: گزارشي از جشنواره تئاتر خياباني در مريوان و گزارشي از يازدهمين جشن منتقدان و نويسندگان خانه تئاتر از ديگر بخشهاي اين برنامه است.
«مجله تئاتر» كاري از گروه فيلم و نمايش شبكه چهار سيما است و چهارشنبهها ساعت 23:15 از شبكه چهار پخش ميشود.
Bauokstoney
Wednesday 3 October 2012-1, 08:44 PM
سرافراز اعلام کرد:
تهديد بيسابقه خبرنگاران در سوريه
معاون برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، تهدید مکرر خبرنگاران در سوریه را در دنیا بی سابقه دانست.
"محمد سرافراز" پس از عیادت از مدیر دفتر العالم در دمشق، که برای درمان جراحات به تهران منتقل شده، تأکید کرد: در سوریه فقط خبرنگاران شبکه های ایرانی نیستند که مورد حمله قرار می گیرند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، وی افزود: هر خبرنگاری که از درون خاک کشور سوریه، برخلاف شبکههای عربی و انگلیسی زبانی که بیش از یک سال و نیم است مدعی سقوط دولت سوریه ظرف یک ماه هستند اطلاع رسانی کند، مورد حمله قرار می گیرد.
سرافراز تأکید کرد: خبررسانی این شبکهها با مشکل مواجه شده، زیرا اطلاعاتی که آنها می دهند دچار تناقض است و جنگ روانی آنها به نتیجه نرسیده؛ به همین دلیل آنها از خبرنگارانی که واقعیتهای جبهه مقاومت را از درون سوریه منعکس می کنند بسیار عصبانی هستند.
معاون برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، خاطرنشان کرد: به همین دلیل در سوریه خبرنگاران را به طول شخصی و گروهی به طور مکرر تهدید می کنند، و این موضوع کاملا در کار خبر رسانی در دنیا بی سابقه است .
"حسین مرتضی" هفته قبل هنگام پوشش خبر حمله به مقر فرماندهی ستاد کل ارتش سوریه در دمشق از سوی عناصر مسلح هدف گلوله قرار گرفت و مجروح شد؛ وی دیروز برای تکمیل درمان به تهران انتقال یافت.
Bauokstoney
Wednesday 3 October 2012-1, 08:45 PM
در باره برنامه حباب
آيينه اي در برابر زندگي
برنامههاي متعدي با موضوع اعتياد از شبكههاي مختلف سيما تهيه و پخش شده است. گاهي برخي از اين برنامهها مورد توجه مردم قرار ميگيرد. دليل موفقيت چنين برنامههايي پرداخت به موضوعهايي است كه مردم بيشتر با آن درگير هستند و مشكلاتي در اين ارتباط دارند.
«حباب» عنوان يكي از برنامههاي مشاركتي با ستاد مبارزه با مواد مخدر است كه با موضوع اعتياد اين روزها به آنتن شبكه يك سپرده شده است.
اين برنامه به تهيهكنندگي اميرحسين سيدي، چهارشنبهها به صورت زنده ساعت 18:20 دقيقه تا 19 پخش ميشود.
امير قنبري كه كارشناس ـ مجري برنامه حباب است تحصيلاتش را در رشته روانشناسي گذرانده است. خطيبي نيز كارگرداني را به عهده دارد.
اين برنامه اگرچه با مشاركت ستاد مبارزه با موادمخدر تهيه ميشود، اما به دور از هرگونه شعارزدگي و مستقيمگويي است و در قالب صحبتهاي كارشناس ـ مجري با مهمان برنامه و پخش گزارشهاي متنوع تلاش دارد پاسخگوي دغدغههاي خانوادهها دراينباره باشد.
اين برنامه به موضوع پيشگيري از اعتياد ميپردازد و تلاش ميكند به خانوادهها هشدار بدهد مراقب فرزندانشان باشند تا گرفتار اعتياد نشوند. همه اين عوامل ما را براي تهيه گزارش پشت صحنه ترغيب كرد و يك روز مهمان اين برنامه شديم.
*** برنامه حباب از استوديو 13 ساختمان سيما به صورت زنده روي آنتن ميرود.
پس از عبور از يك راهرو كه استوديوهاي متفاوتي دارد به استوديو 13 ميرسم. همه عوامل تلاش ميكنند هر كس گوشهاي از كار را انجام دهد.
پس از گذشت دقايقي برنامه آغاز ميشود و مجري ـ كارشناس با بينندگان احوالپرسي ميكند.
در بخشي از اين استوديو، اميرحسين سيدي، طراح و تهيهكننده برنامه حباب را ميبينم كه با عوامل مشغول صحبت است. او گرچه پزشك عمومي است، اما سالها سابقه تهيهكنندگي برنامههايي را با موضوع اعتياد دارد.
به همين دليل سراغ او ميروم تا بيشتر درباره تهيه برنامه حباب بدانم. سري اول و دوم اين برنامه از شبكه دو روي آنتن رفت و پخش سري سوم اين برنامه از چندي پيش از شبكه يك شروع شده است. اين برنامه از توليدات گروه اجتماعي همين شبكه است.
از او ميپرسم از ابتدا ساخت اين سهگانه را مد نظر داشته يا پس از اينكه سري اول با استقبال مخاطبان روبهرو شد، تصميم گرفت سريهاي دوم و سوم را بسازد كه او اينگونه توضيح ميدهد: نه، از ابتدا اين تصميم را نداشتم. پس از اينكه برنامه مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفت، تصميم توليد سري دوم و سوم اين برنامه را گرفتم.
وي درباره تهيه برنامه ميگويد: تاكنون برنامههاي زيادي درباره اعتياد تهيه و پخش شده است، اما بيشتر دوستان عزيز تهيهكننده به موضوع اعتياد، سياه نگاه كردند و افرادي را كه گرفتار چنين بيمارياي شدند خيلي بد به تصوير كشيدند. در حالي كه بايد به اين افراد همچون بيمار نگاه كرد، بيماراني كه بيشتر از بقيه به مراقبت نياز دارند. ما تلاش كرديم به اين بيماري همچون بيماران قلبي ـ عروقي يا گوارشي نگاه كنيم. به همين دليل تلاش كرديم نشان بدهيم اين افراد هم ميتوانند خودشان را اصلاح كنند. تنها بايد آنها را آگاه كرد تا مشكل شان برطرف شود.
*** سيدي عنوان ميكند: به همين دليل در سري اول بيشتر به درمان پرداختيم. پس از اينكه سري اول روي آنتن رفت، متوجه شديم با استقبال مخاطبان روبهرو شده است. ما به بينندگان نشان ميداديم چگونه بايد به يك نفر كه شيشه مصرف كرده كمك كرد، چگونه بايد او را به كمپ فرستاد و... اما در سري جديد به سراغ پيشگيري رفتيم، بويژه اينكه در سري سوم افراد 15 تا 25 سال را در نظر گرفتيم و به خانوادهها آموزش ميدهيم كه چگونه مراقب نوجوانان و جوانان خودشان باشند تا گرفتار اعتياد نشوند.
پيشگيري اهميت زيادي دارد و بايد در اينباره خانوادهها را آموزش داد تا آنها ايزوله شوند و بدانند هنگام بروز چنين مشكلاتي چگونه برخورد كنند. سري سوم را براي 52 قسمت تهيه ميكنيم كه تاكنون 16 قسمت روي آنتن رفته است.
وي با اشاره به استقبال مخاطبان از برنامه ميگويد: خوشبختانه مردم استقبال خوبي از اين برنامه دارند و مرتب براي ما پيامك ميفرستند. آنها با نظرات سازندهشان كمك زيادي به ما ميكنند. در واقع ما تلاش كرديم در برنامه حباب، پاسخگوي نگرانيهاي والدين باشيم كه چگونه بايد از فرزندانشان مراقبت كنند تا گرفتار اين بيماري نشوند. اميدوارم توانسته باشيم مثمر ثمر باشيم.
اين تهيه كننده درباره اين كه چرا سري اول و دوم برنامه از شبكه دو پخش شد و سري سوم از شبكه يك روي آنتن ميرود، ميافزايد: با توجه به اين كه شبكه دو براي كودكان و نوجوان تعريف شده، دوستان اعلام كردند پخش چنين برنامهاي از اين شبكه مناسب بچهها نيست و قرار شد ساعت 23 روي آنتن برود، ولي از آنجا كه اگر در اين زمان از شبكه دو پخش ميشد، بيننده خود را از دست ميداديم، شبكه يك را انتخاب كرديم.
*** سيدي با اشاره به مباحث پيشگيري در برنامه حباب ميگويد: احساس كرديم بايد به مباحث پيشگيري بپردازيم تا بيشتر مورد استفاده مردم قرار بگيرد. بههميندليل به سنين 15 تا 25 سال ميپردازيم و در اين ارتباط برنامهريزي كرديم. البته در ارتباط با بچهها مشغول تحقيقات هستيم. قصد داريم با زبان بچهها درباره اين معضل صحبت كنيم و با روانشناسي كودك اين معضل را در سنين كودكي مورد بررسي قرار بدهيم. ما بايد روي صبر، استقامت و اراده بچهها كار كنيم تا آنها را براي زندگي آيندهشان آماده كنيم تا مبادا با مشكلاتي روبهرو شويم.
وي ادامه ميدهد: در حال حاضر مشغول تهيه مجوز از ستاد مبارزه با مواد مخدر هستيم تا اين بار دوربين برنامه حباب سراغ بچهها برود و در اين ارتباط آموزش لازم را به خانواده بدهيم.
اين تهيه كننده در پاسخ به اين پرسش كه از ابتدا نگران نبوديد به خاطر اين سن در نظر گرفته شده ممكن است با مميزي روبهرو شويد، توضيح ميدهد: نه، نگران نبوديم، چون قرار بود به مساله پيشگيري بپردازيم و اين كه خانوادهها بايد چگونه مراقب فرزندانشان باشند تا با مشكلاتي روبهرو نشوند. با توجه به اين كه موضوع از ابتدا مشخص و مجوز آن هم گرفته شده بود، به همين دليل جاي نگراني وجود نداشت.
وي در پاسخ به اين پرسش كه با آن كه برنامه حباب مشاركتي تهيه ميشود، اما از تبليغات گل درشت خبري نيست، آيا در اين رابطه نهاد مشاركتكننده مسالهاي را به شما در برنامه ديكته نكرد، توضيح ميدهد: هدف ستاد، تبليغات گل درشت نبود، بلكه تهيه برنامهاي مناسب بود تا مورد توجه مردم قرار بگيرد و از آن استفاده كنند. در واقع بايد گفت: ما به دنبال تهيه برنامهاي تاثيرگذار بوديم نه تبليغاتي.
سيدي درباره اين كه تهيه چنين برنامههايي نيازمند دانش و اطلاعات زيادي است، اما برخي مواقع تهيهكنندگان چنين دانشي را ندارند و برنامه با مشكلاتي روبهرو ميشود، چرا شاهد چنين مسائلي هستيم، توضيح ميدهد: براي تهيه چنين برنامههايي بايد پيش از هر چيزي تهيهكننده اشراف لازم را داشته باشد. متاسفانه گاهي پيش آمده چون تهيهكننده آگاهي نداشته برنامه از هدف اصلي دور شده است. ما تلاش كرديم بتوانيم پاسخگوي دغدغهها و نيازهاي مردم باشيم.
به همين دليل ما اتاق فكر داريم و در اين اتاق موضوعات را از قبل مشخص و در ارتباط با آن برنامهريزي ميكنيم تا شروع و پايان خوبي براي هر مبحث داشته باشيم.
*** سيدي درباره انتخاب قنبري به عنوان مجري ـ كارشناس برنامه حباب ميگويد: در سري قبل در خدمت آقاي اسماعيلي بوديم، اما ايشان مجري بودند نه مجري ـ كارشناس. احساس كردم در اين برنامه بايد از مجري ـ كارشناس بهره ببريم تا بتواند به درستي برنامه را هدايت كند. به همين دليل يك مجري ـ كارشناس براي برنامه انتخاب كرديم. امير قنبري، روانشناس است و برنامه را درست اجرا ميكند. همچنين گزارشهايي كه پخش ميكنيم متنوع است تا مورد توجه مردم قرار بگيرد.
وي درباره اين كه تا چه حد از پيامكهاي مردم بهره ميبريد، مي گويد: مردم در پيامكهايي كه دارند درددلهايشان را به ما ميگويند و ما اين درددلها را اولويتبندي ميكنيم و بر اين اساس به موضوعات دردناك زندگي آنها ميپردازيم. اميدوارم بتوانيم پاسخگوي دغدغهها و نياز مردم در اين برنامه باشيم.
پيشگيري پيش از درمان در آمريكا يك بار تحقيقاتي در ارتباط با مارشملو (غذاي مورد علاقه بچهها در آمريكا) انجام دادند. اين غذا جلوي بچهها گذاشته شد و مربي به آنها گفت اگر دست به اين غذا نزنند به آنها دو تا مارشملو داده ميشود.
برخورد بچهها خيلي جالب بود. برخي از آنها نگاهي به اين غذا ميكردند و از آنجا كه نميدانستند دوربين مخفي در اتاق وجود دارد و صحنهها را ضبط ميكند به اين غذا ليس ميزدند و بعد آن را كنار ميگذاشتند تا دو تا دريافت كنند. بعضي بچهها گاز ميزدند و پشت و رو ميكردند. به هر حال برخورد بچهها متفاوت بود.
بعد از انجام تحقيقات آينده اين بچهها در 35 سال بعد مشخص شد كدام يك از آنها صبور هستند و در مقابل مشكلات كم نميآورند و كدام يك عكس اين كار را انجام ميدهند.
به هر حال ما هم تصميم گرفتيم اين تحقيقات را بومي كنيم و در اين ارتباط تحقيقاتي انجام بدهيم. به همين دليل در سري جديد برنامه حباب به موضوع پيشگيري ميان بچهها خواهيم پرداخت. (جام جم - ضميمه قاب كوچك ())
مهدي دهقان
Bauokstoney
Wednesday 3 October 2012-1, 08:46 PM
سهم ناشنوايان از تلويزيون چقدر است؟
رسانههاي جمعي بخوبي توانستهاند جاي خالي ناآگاهي را ـ كه يكي از مسائل گريبانگير نسل كهن بود ـ پر كنند. جوامع بشري نيز با استفاده از اين امكانات در عصر اطلاعات موفق به بالابردن آگاهي خود از دنياي پيرامون شدند. بسياري از مردم با ديدن تلويزيون و شنيدن راديو خود را در معرض آگاهي از محيط اطراف قرار ميدهند و با اين كار وجود خود را در جامعه تثبيت و جايگاه خود را در اجتماع پيدا ميكنند.
ناشنوايان نيز جزو افراد يك جامعه هستند كه با توجه به نقص فيزيكي خود مجبورند تلاش بيشتري براي ورود به جامعه و تبديلشدن به عنصري مفيد بكنند و از آنجا كه ورود به جامعه نيازمند بهره بردن از امكانات رفاهي، سرگرمكننده و آگاهيدهنده است، اين قشر از افراد جامعه خواهناخواه از يكي از اصليترين امكاناتي كه براي ديگر مردم در يك جامعه فراهم است محرومند. استفاده از تلويزيون و راديو به عنوان اصليترين و فراگيرترين وسايل ارتباط جمعي ازجمله اين امكانات است. از آنجا كه راديو اصولا بر پايه حس شنوايي اختراع شده، اين رسانه عملا براي ناشنوايان بياستفاده ميشود. با اين حساب، تلويزيون تنها وسيلهاي است كه ميتواند حس ديداري ناشنوايان را ارضا كرده و براي آنها كاركرد مثبتي ايفا كند.
اما ناگفته پيداست اگر ناشنوايان نتوانند با شخصيتهاي اصلي سريالها يا مجريان اخبارگو و محتواي چيزي كه ميگويند ارتباط برقرار كنند، برنامههاي تلويزيون براي آنها بيمعني و اين موضوع در نهايت باعث دلزدگي آنها از اين رسانه ميشود. اين موضوع وقتي اهميت پيدا ميكند كه بدانيم تلويزيون نقش مهمي در زندگي افراد دارد و با اهميتندادن به ناشنوايان در استفاده از تلويزيون، عملا اين افراد را از گردونه چرخ بزرگ جامعه حذف ميكنيم، اما تلويزيون جمهوري اسلامي ايران در دهه 70 به اين فكر افتاد در برنامههاي خود امكاني را ايجاد كند كه اين برنامهها براي ناشنوايان نيز قابل استفاده شود.
در سال 62 بخش تازهنفسي به نام اخبار ويژه ناشنوايان در شبكه دو سيما راهاندازي شد و چند رابط خبري ازجمله رضا محمودي اجراي اين بخش را به عهده گرفتند. بعد از گذشت چند سال اين بخش خبري در برخي مواقع تبديل به باكس كوچكي شد كه در گوشه سمت چپ تلويزيون، رابطان خبري را نشان ميداد كه اخبار را براي ناشنوايان با زبان اشاره ترجمه ميكردند. اينگونه بود كه اخبار ناشنوايان به عنوان بخش ثابت برخي از بخشهاي خبري در شبكههاي مختلف تلويزيوني تبديل شد.
شبكه تهران در زمان پخش سريال «روزگار جواني» مخاطبان ناشنوا را هم در نظر گرفت و در زمان پخش اين سريال، يك رابط ، ديالوگهاي اين سريال را براي ناشنوايان معنا ميكرد. اين روش در چند سريال و در سالهاي بعد ادامه يافت، اما بهمرور ديگر ادامه نيافت.
زمينه ورود فعالانه ناشنوايان به جامعه را فراهم ميكنيم رضا محمودي جزو اولين كساني بود كه به عنوان رابط ناشنوايان در بخشهاي مختلف مربوط به آنان در تلويزيون مشغول به كار شد. او ناشنوا و محقق و مدرس زبان اشاره ناشنوايان نيز است. محمودي اكنون در مركز غيردولتي انجمن خانواده ناشنوايان ايران در زمينه آموزش زبان اشاره و توانبخشي ناشنوايان فعاليت ميكند. البته پيش از او فاطمه آقامحمد، سردبير فعلي بخش خبري مربوط به ناشنوايان اولين رابط خبري اين اخبار بود.
محمودي درباره چگونگي شكلگيري اخبار ناشنوايان به «جامجم» گفت: فاطمه آقامحمد به عنوان كارشناس و رابط ناشنوايان و همچنين سردبير اين بخش خبري مهمترين خبرهاي هفته را جمعآوري ميكند و با نظارت كارشناسان، اين اخبار را براي ناشنوايان قابل استفاده و آنها را ويرايش ميكند. اين اخبار به دست مجريان ميرسد و با تبديل به زبان اشاره براي ناشنوايان پخش ميشود.
محمودي: در تمام دنيا افراد يك جامعه در كنار هم ميتوانند به رشد و اعتلاي يك جامعه كمك كنند. پس اين تكليف بهعهده مسئولان مملكتي است كه با حداقل هزينههاي مادي و انساني، زمينه ورود فعالانه همه اقشار جامعه ازجمله ناشنوايان را به اجتماع فراهم كنند
وي با اشاره به اين كه اين بخش خبري براي بينندگان از جذابيت بالايي برخوردار است، گفت: از آنجا كه اين بخش همهگير و هم براي شنواها و هم ناشنوايان قابل استفاده است، كاركرد بسيار مثبتي دارد. همچنين اگر به دليلي يك ناشنوا نتواند از ساير منابع خبري هفته استفاده كند در اين بخش مهمترين خبرهاي يك هفته را ميبيند.
اين گوينده خبر افزود: افرادي كه اجراي بخشهاي خبري براي ناشنوايان را به عهده ميگيرند نياز به آموزش دارند و آموزش اين افراد به عهده حوزه توانبخشي سازمان بهزيستي و مراكز غيردولتي ويژه آموزش ناشنوايان است. انجمن خانواده ناشنوايان ايران نيز در اين امر نقش مهمي ايفا ميكند.
وي درباره ضرورت وجود بخش خبري مربوط به ناشنوايان افزود: در تمام دنيا افراد يك جامعه در كنار هم ميتوانند به رشد و اعتلاي يك جامعه كمك كنند. پس اين تكليف بهعهده مسئولان مملكتي است كه با حداقل هزينههاي مادي و انساني زمينه ورود فعالانه همه اقشار جامعه ازجمله ناشنوايان را به اجتماع فراهم كنند.
وي ادامه داد: خوشبختانه با ايجاد بخشهاي مربوط به زبان اشاره ناشنوايان در برنامههاي مختلف تلويزيوني اين امكان براي اين قشر از جامعه پيدا شد كه در كنار ساير شهروندان از برنامههاي تلويزيون استفاده كنند. همچنين ترجمه اخبار مربوط به حوزههاي اقتصادي، سياسي، ورزشي و... قدم مثبتي در زمينه اعتلاي آگاهي عمومي ناشنوايان است. چراكه يك ناشنوا ميتواند با ديدن يك بخش خبري، بخشي از نيازهاي خود در حوزههاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي را برطرف كند.
محمودي گفت: در بخش خبري ناشنوايان، همه افراد ازجمله ناشنوا و شنوا با هم همكاري ميكنند و بيشتر كساني كه برنامه را اجرا ميكنند دچار اختلال ناشنوايي هستند.
تداخل زيرنويس سريالها با زيرنويسهاي تبليغاتي از آنجا كه اتحاديه راديو و تلويزيونهاي آسيا و اقيانوسيه (ABU) و همچنين اتحاديه راديو و تلويزيونهاي اروپا (EBU) بر استفاده از رابط ناشنوايان و زيرنويس در تلويزيونهاي دولتي تاكيد دارند، توجه به اين بخش از برنامههاي تلويزيون و نهادينهكردن آن اهميت بالايي دارد. در حال حاضر نيز اكثر شبكههاي تلويزيوني دنيا براي برخي بخشهاي خبري از رابط ناشنوايان استفاده ميكنند، كشور ايران نيز در بين كشورهاي همسايه در اين زمينه پيشتاز است.
شبكه تهران نيز ازجمله شبكههايي است كه براي اولين بار به اين قشر از بينندگان تلويزيون توجه ويژهاي كرد. اين شبكه در مقطعي، ديالوگهاي تمام آثار نمايشي خود را به صورت زيرنويس براي بينندگان ناشنوا ترجمه ميكرد.
عليرضا نيك انديش، مدير تامين شبكه تهران در رابطه با اين موضوع گفت: زماني مسئولان بهزيستي با جلسهاي كه با مديران شبكه داشتند درخواست كردند آثار نمايشي اين شبكه نيز به صورتي براي ناشنوايان قابل ديدن شود. ما هم ديالوگهاي سريالها را در زمان تكرار آنها به صورت زيرنويس پخش ميكرديم. اين موضوع بسيار مورد استقبال قرار گرفت. بسياري از مديران بهزيستي معتقد بودند زيرنويسها غير از ديدنيتركردن سريالها براي بينندگان ناشنوا، به رشد فرهنگ مكتوب آنها نيز كمك ميكند.
وي در مورد اين كه چرا اين زيرنويسها در حال حاضر براي آثار نمايشي وجود ندارد، گفت: اين روش ادامه داشت، اما در مواقعي زيرنويسهاي سريالها با تبليغات و اطلاعرسانيهايي كه به صورت زيرنويس به نمايش درميآمد، تداخل پيدا ميكرد و اين موضوع باعث بههمريختگي ظاهري قاب تصوير ميشد . به همين دليل از ششماه پيش زيرنويس سريالها و فيلمهاي نمايشي را متوقف كرديم، اما اگر اين مشكلات رفع شود و سازمان بهزيستي ضرورت و لزوم ايجاد چنين بخشي را با مديران مطرح كند حتما اين موضوع را دوباره مورد توجه قرار ميدهيم.
مهراوه فردوسي / گروه راديو و تلويزيون
Bauokstoney
Wednesday 3 October 2012-1, 08:46 PM
اكتشافي صادقانه درباره بدن انسان
برنامه مستند «درون بدن انسان» سه هفته است كه دوشنبهشبها از شبكه چهار سيما روي آنتن ميرود. اين برنامه را شبكه بي.بي.سي توليد كرده است.
درون بدن انسان، مستندي خلاقانه است كه با استفاده از تصاوير بكر و گرافيكهاي بسيار بالا، اثري ديدني را به نمايش ميگذارد.
در اين مستند بخشهاي مختلف بدن از جمله قلب، رگها و گردش خون، دستگاه گوارش، دستگاه تنفسي، مغز و... با تمام جزئيات به نمايش درميآيد و كاركردهاي هر بخش بازگو ميشود. اين مستند به مديريت عباس نباتي به فارسي دوبله شده است.
مستند «درون بدن انسان» نشان ميدهد كه آفرينش انسان، معجزه خلقت است. اين برنامه هرچند پر از مباحث علمي و پزشكي است، اما به گونهاي ساخته شده كه براي عموم مخاطبان هم جذاب است و هم اطلاعات مفيدي را در اختيار آنها ميگذارد.
اين مستند در 13 قسمت توليد شده است و دو مجري در آن حضور دارند، اما براي پخش از شبكه چهار در چهار قسمت آماده شده است.
گيدئون برادشاو و نت شارمن، كارگردانان اين مجموعه مستند هستند و كريستوفر كاتن هم به عنوان بازيگر و مجري با آن همكاري كرده است.
هدف اصلي اين مجموعه به گفته برادشاو، اكتشافي صادقانه درباره عجايب داخل بدن انسان است، اما خود او و همكارانش ميدانستند كه ضبط صحنههاي عجيب و غريب و خيالانگيز مجموعه، كار چندان سادهاي نخواهد بود.
سازندگان مجموعه با استفاده از يكسري تصاوير گرافيكي، تلاش كردند تصويرهاي واقعي و جديدترين يافتههاي علمي را به زباني ساده بهنمايش بگذارند.
اين سفر علمي با تعريف درباره جزئيات درون بدن انسان و ناشناختههاي مربوط به آن آغاز ميشود. پيچيدگيهاي پنهان بدن آدمي، چيزي نيست كه بتوان با يك مجموعه دربارهاش صحبت كرد و اين چيزي است كه نت شارمن، دومين كارگردان مجموعه تاكيد خاصي روي آن دارد.
شارمن ميگويد: بدن به شيوههاي شگفتانگيز و پيشبيني شدهاي كار ميكند. درون بدن انسان، به آدمهايي خاص كه در نقاط مختلف جهان زندگي ميكنند و با محدوديتهاي فيزيكي زيادي روبهرو بودهاند نيز ميپردازد. بحث درباره اين افراد بر جذابيت مجموعه ميافزايد.
از اولينلحظه تولد تا واپسين نفسي كه آدم ميكشد، بحث قصه «درون بدن انسان» است و اپيزودهاي مختلف آن، آشكار كننده تواناييهاي خاص بدن انسان و امكانات شگفتانگيز آن است.
اين مستند قصه خلق بيولوژيكي انسان را با تصاوير تماشايي تعريف و اين پرسش را طرح ميكند كه چه عواملي باعث خلق انسان ميشود؟
صحنههايي كه در مجموعه به نمايش درميآيد، عموما صحنههايي منحصر بهفرد است كه با زحمات يك گروه فيلمبردار سختكوش به دست آمده است. يكي از دلايل موفقيت بالاي اين مجموعه مستند در بين كارهاي مشابه، تصاوير يگانه و منحصر بهفرد آن است.
با آن كه «درون بدن انسان» بيشترين كاركرد را براي دانشجويان رشته پزشكي و اهالي حرفه پزشكي دارد، اما تماشاگران معمولي هم ميتوانند با تماشاي آن، اطلاعات خود را درباره بدن آدمي افزايش دهند. يكي از نكات مثبت مجموعه هم در همين نكته است.
پس از پخش اين مجموعه در شبكه بيبيسي، آمار درخواست پخش برنامههاي علمي از اين دست افزايش يافت و حتي ديگر شبكههاي تلويزيوني انگلستان هم جذب توليد چنين مجموعههايي شدند.
منتقدان تلويزيوني هم نقدهاي مثبتي براي درون بدن انسان نوشتند و از آن به عنوان مستندي جسارتآميز اسم بردند كه وارد ناشناختههايي ميشود كه رسانه تلويزيون تا به حال كمتر سراغ آنها رفته است يا اگر هم رفته، به اين شكل آنها را مطرح نكرده است.
كيكاووس زياري - جام جم
Bauokstoney
Monday 8 October 2012-1, 09:19 PM
بهترين باباي دنيا
كودكان در كنار والدينشان معنا پيدا ميكنند. كودكي كه سرپرست ندارد و اصطلاحا به او يتيم ميگويند، معناي بيروني ندارد چون كسي نيست كه براي اين كودك امكانات زندگي را مهيا كند، براي آيندهاش برنامهريزي كند، با محبت و تربيت خود شخصيت او را بپروراند و از او حمايت كند.
كودك بيحامي هم مثل برگ لرزان پاييزي است كه با كوچكترين وزش نسيم بر زمين ميافتد. همه اين آسيبها باعث شده تا بزرگان دين و معرفت توجه به ايتام را گوشزد كنند.
در بسياري جوامع دولت حامي كودكان يتيم است و اگر كسي قرار است از اين كودكان حمايت مالي و معنوي كند بايد كمكهاي خود را از طريق دولت به كودكان يتيم برساند.
اما در جوامعي مثل جامعه ما كه «يتيمنوازي» ريشه در فرهنگ مذهبي ما دارد افرادي پيدا ميشوند كه مستقيما سرپرستي يك يا تعدادي از ايتام را بهعهده ميگيرند و براي آنها وظيفه پدر و مادري را ايفا ميكنند.
ما ايرانيها معمولا از همان زماني كه كودك هستيم قلكهايي را در اطرافمان ميبينيم كه روي آنها نوشته انجمن حمايت از ايتام. اين قلكها به مردم يادآوري ميكند كه در كنار زندگي روزمره به ياد بچههايي هم باشند كه پدر و مادر ندارند.
تلويزيون اما به عنوان يك رسانه فراگير خيلي بيشتر از قلكهايي كه در اكثر خانهها وجود دارد، ميتواند يتيمنوازي و حمايت از اين گروه را ترويج كند.
سريال «روياي گنجشكها» كه پخش آن از شنبه شب از شبكه دو سيما آغار شد، موضوع ايتام و توجه به آنان را موضوع خود قرار داده است.
داستان اين سريال درباره يك پيرمرد مهربان (علي نصيريان) است كه خانه خود را در شمال كشور به موسسهاي براي نگهداري از ايتام تبديل كرده است. قرار است در اين خانه اتفاقات زيادي رخ دهد.
هنوز تا پايان روياي گنجشكها و تماشاي اتفاقات آن بايد صبر كنيم. شايد اين سريال مخاطبان زيادي را جذب كند و شايد هم مورد انتقاد قرار بگيرد، اما آنچه مهم است، انتخاب سوژه براي اين سريال تلويزيوني است.
كودكان يتيم معمولا در حاشيه برخي از آثار نمايشي قرار ميگيرند، اما تاكنون كمتر ديده شده كه ايتام و گروهي از بچههاي بيسرپرست كه تحت حمايت فرد خيري قرار ميگيرند، اصل و محور يك سريال باشند.
در كنار اين توجه به موضوع بايد به حضور، علي نصيريان هم در اين سريال اشاره كرد كه پذيرفته نقش اصلي اين سريال را بازي كند.
نصيريان يكي از پيشكسوتان حرفه بازيگري است. در ضمن يكي از بااخلاقترين بازيگران ايراني هم هست. حضور او در اين سريال يكي از نقاط قوت روياي گنجشكهاست اما نكته مهمتر از اين حضور نوع بازي نصيريان است.
او در سكانس پاياني قسمت اول نشان داد كه عاشقانه در روياي گنجشكها بازي كرده است. او ميخواسته با اين سريال نشان دهد كه فرهنگ يتيمنوازي را ميشناسد و ميداند كه بايد با يك يتيم چگونه رفتار كند تا به او لقب بهترين باباي دنيا را بدهند.
طاهره آشياني
Bauokstoney
Monday 8 October 2012-1, 09:19 PM
چشم كودكان به دنبال تلويزيون امروز، هفدهم مهر به گواه تقويم، روز جهاني كودك نامگذاري شده است و اين روز در سراسر جهان به منظور احترام به كودكان جشن گرفته ميشود. كودكان امروز در كنار تربيت خانوادگي و مدرسهاي، از تربيت رسانهاي نيز برخوردارند و تلويزيون علاوه بر پر كردن اوقات فراغت و سرگرمي ميتواند بر رفتار و رشد فكري كودكان نيز تاثير بگذارد. برنامهسازي براي كودكان در گستره جهان و با شرايط بومي و فرهنگي خاص، نيازمند تحقيقات ميداني گستردهاي است كه بايد بيشتر مورد توجه برنامهسازان و سياستگذاران قرار گيرد. خلاقيت در برنامههاي كودك داريوش فرضيايي يا همان عمو پورنگ تلويزيون، درباره كيفيت برنامههاي كودك در تلويزيون به جامجم گفت: مهمترين ايدهآل براي تهيه يك برنامه موفق اين است كه كار كودك مختص كودكان باشد و دغدغهها و نيازهاي آنها را محور كار خود قرار دهد. متاسفانه برنامههاي كنوني كه براي كودكان تهيه و توليد ميشود، همه به سمت اجراي زنده سوق پيدا كرده و اين موضوع فرصت كار تحقيقاتي و كارشناسي شده را از برنامهسازان گرفته است. وي افزود: در اجرا و تهيه برنامههاي زنده هر قدر هم كه متبحر باشيم، اما در نهايت دستمان بسته است و امكان آزمون و خطا بيشتر و كار كارشناسي و دقيق كمتر ميشود. شايد در نگاه اول اين موضوع جذابيتهاي خودش را داشته باشد، اما متاسفانه بيشتر كارهاي كودك، محدود به يك مجري و چند دوربين و كارگردان و تعدادي بچه شده است. فرضيايي اضافه كرد: نبود متن قوي و جاي خالي پژوهش در كارهاي كودك نيز از ديگر نقاط ضعفي است كه گريبانگير برخي از اين برنامهها شده است. وي با اشاره به اينكه حتي اگر يك برنامه به صورت زنده اجرا ميشود، بايد به سمتي پيش برود كه سبك خاص خودش را پيدا كند، ادامه داد: اگر حرف تازهاي براي بچهها نداشته باشيم و برنامه ما از ديگر برنامههاي مشابه متفاوت نباشد، كمكم جذابيت خود را از دست ميدهد و تبديل به يك برنامه مهجور ميشود. عمو پورنگ گفت: تلويزيون با توجه به گستردگياش، ميتواند باعث ايجاد حركتهاي بزرگي شود و اين زماني صورت ميگيرد كه نگاه ما به برنامههاي كودك تغيير كند. سريالسازي يكي از موضوعاتي است كه جاي خالي آن در ميان برنامههاي كودك حس ميشود. اين مجري اضافه كرد: برنامه هر قدر هم كه جذاب باشد، اگر دچار تكرار شود تمام ماهيتش را از دست ميدهد. متاسفانه برخي برنامههاي كودك به سمت روزمرگي ميرود و دچار يكنواختي شده و اين در حالي است كه بچهها نياز به كار خلاقانه و نو دارند. عموها و خالهها كافي نيستند مسلمي، كارگردان و يكي از مجريان برنامه فيتيله نيز درباره برنامههاي كودك به جامجم گفت: به اعتقاد من برنامههاب كودك بايد به صورت يك بسته بزرگ و متنوع به بچهها ارائه شود؛ بستهاي حاوي كارهاي عروسكي، نمايشي، آثار نمايشي و... كه هر كدام تنوع خاصي داشته باشد و كودك از ديدن آن لذت ببرد. وي ادامه داد: برنامههاي كودك مجري محور شدهاند و متاسفانه ما سادهترين راه را براي ورود به دنياي كودكان انتخاب كردهايم و بيشتر برنامهها از نظر شكل و ساختار شبيه هم شدهاند و اين در نهايت به اين برنامهها آسيب ميزند. مسلمي با اشاره به اينكه ما بايد حس كنجكاوي بچهها را تحريك كنيم، گفت: بايد در برنامهها مسائلي را مطرح كنيم كه بچهها پاسخ سوالات خودشان را در آن پيدا كنند. برنامههاي كودك احتياج به هنرمنداني دارد كه در اين عرصه داراي تجربيات زياد هستند. وي اضافه كرد: در برنامههاي كودك، فقط عمو و خالهها نميتوانند دنياي بچهها را پر كنند. در همين زمينه نيز گروه فيتيلهايها تصميم گرفتهاند بخشي از برنامههاي خود را توليدي تهيه كنند كه بتوانيم از نظر دكور، لباس و متن به سمتي پيش برويم كه نيازهاي بچهها را ارزيابي و هوش و استعداد آنها را بسنجيم و آنها را هر چه بيشتر در برنامه درگير كنيم و حس كنجكاويشان را با فعاليت در برنامه برانگيزيم. توجه به كودكان آسيبپذير مجيد قناد، مجري و تهيهكننده با تجربه برنامه «جمعه به جمعه، خونه به خونه» هم درباره كيفيت برنامههاي كودك به جامجم گفت: همانطور كه بچهها به تلويزيون نگاه ميكنند و به آن چشم ميدوزند، تلويزيون هم بايد به بچهها نگاه ويژهاي داشته باشد. ما به عنوان تهيهكنندگان برنامههاي كودك بايد هر روز را روز جهاني كودك بدانيم و تلاش كنيم برگ تازه و خلاقانهاي را براي كودكان رو كنيم. وي ادامه داد: در برنامههاي كودك بايد به تنوع قشري كودكان توجه كنيم و محتوا و ظاهر برنامهها به سمتي پيش نرود كه تنها يك قشر شهرنشين را مورد توجه قرار دهيم، چرا كه مخاطبان برنامههاي كودك همه بچههاي ايران كشور هستند. قناد اضافه كرد: متاسفانه در عصر جديد و با توجه به فراواني شبكههاي مختلف جهاني، اگر در زمينه برنامه سازي نتوانيم توجه بينندگان را جلب كنيم، كودك بسرعت جذب شبكههاي ديگر ميشود. ما به عنوان برنامه ساز كودك و يك نهاد تربيتي اثر گذار نبايد بگذاريم كه كودكان اين عدم آگاهي را تجربه كنند و بايد مهارتهاي لازم تربيتي و آموزشي را در كنار فراهم كردن شادي در برنامهها ايجاد كنيم. وي افزود: موضوع ديگري كه در برنامههاي كودك مورد غفلت قرار گرفته، توجه به كودكان فقير، بيمار يا بزهكاران است. چقدر براي پيشگيري از بروز اين مسائل به كودكان آموزش صحيح دادهايم؟ اينها مسائلي است كه نبايد از آن غفلت كرد تا روز به روز برنامههاي غنيتر و جذابتري براي كودكان تهيه كنيم. مهراوه فردوسي
Bauokstoney
Monday 8 October 2012-1, 09:21 PM
روياي واقعي تاكسي شكلاتي
راننده تاكسي كه با عنوان «مرد شكلاتي» در برنامه شنبهشب شبكه تلويزيوني «جامجم» شركت كرد، در نوع خودش يك پديده بود. شبيهاش را فقط در برنامههاي نمايشي عروسكي ديدهايم.
شخصيتي شبيه به «آقاي همساده» مجموعه كلاه قرمزي كه واكنش هميشگياش به اتفاقات زندگي لبخند و رسالتش شاد كردن دل ديگران است.
او ماموريتش را با اهداي شكلات به مسافران تاكسي به انجام ميرساند. البته خودش تعريف كرد كه ابتدا با شكلات شروع كرد و بتدريج سفرهاش رنگينتر شده است. او گفت: «يكي از مسافران در دفترچه خاطرات تاكسيام نوشت، آقاي شكلاتي چرا صبحانه نميدهي؟ من هم صبحانه را اضافه كردم. يك نفر ديگر نوشت، ما نهار هم ميخواهيم. بعد از آن براي نهار برنامهريزي كردم. البته با نهار نوشابه نميدهم. آدامس موزي ميدهم با خلال دندان كه به هضم غذاي مسافران كمك كند.»
آقاي شكلاتي به سلامت روح و روان مسافران خيلي اهميت ميدهد. به هيچ وجه بوق نميزند، در طول راه لطيفه و داستان تعريف ميكند، موسيقي مورد علاقه مسافران را پخش ميكند تا روحشان تازه شود، دربستي سوار نميكند تا حق ديگران ضايع نشود و....
او همه اين كارها را انجام ميدهد تا ثابت كند يك راننده تاكسي در هياهوي اعصاب خردكن «بوق» و «ترافيك» ميتواند همچنان «مهربان» بماند و شاد زيستن را به ديگران آموزش دهد. صبحانه اين مرد شامل كره و مربا و پنير و گردو و خامه و عسل ميشود. چهارشنبهها هم حليم ميدهد و در طول روز با آبميوه سرد و آب معدني از مهمانانش پذيرايي ميكند و....
صرف صبحانه در اين تاكسي آداب و مقررات خاص خودش را دارد. مسافري كه در صندلي جلو نشسته دستكش بهداشتي دستش ميكند و براي بقيه لقمه ميگيرد و... اين چيزهايي كه ميخوانيد بيشتر به رويا و افسانه شبيه است. اما مطمئن باشيد كه فردي با عنوان «مرد شكلاتي» و «اسم واقعي» مجتبي ميرخوند چگيني مابهازاي خارجي دارد و يك داستان خيالي نيست.
او شنبه شب در برنامه «اينجا ايران است» شبكه جامجم شركت كرد و گفت كه اگر كسي براي ديگران موج مثبت بفرستد خدا هزار برابرش را برميگرداند. او گفت كه اگر ميم «مشكلات» را برداريم، به «شكلات» ميرسيم. اين حرفش كليشهاي و شعاري نبود. چون مخاطب ميديد كه خودش هر روز دارد اين كار را به تعداد تمامي مسافران تكرار ميكند.
احسان رحيمزاده
Bauokstoney
Monday 8 October 2012-1, 09:22 PM
روياي گمشده كودكان در راديو
بچه كه بوديم راديو را با صداي عذرا وكيلي و مريم نشيبا ميشناختيم. در روزهاي كودكي صبحها باعشق برنامه «سلام كوچولو» از خواب بيدار ميشديم و دست و صورت نشسته و بيتوجه به مادر كه براي خوردن صبحانه صدايمان ميكرد، راديو را روشن ميكرديم و برنامه دلخواهمان را گوش ميداديم.
شبها هم با شنيدن برنامه «شببخير كوچولو» با صداي مريم نشيبا و لالايي پاياني اين برنامه ميخوابيديم؛ چه شيرين بود اين لحظات.
اين شيريني بعد از گذشت اين همه سال وجود دارد و الان هم بچهها اين برنامهها را گوش ميدهند. گرچه برخي معتقدند بچههاي امروز چندان مخاطب راديو نيستند.
البته از دو سال پيش محمدحسين صوفي، معاون صداي سازمان صدا و سيما وعده راهاندازي راديو كودك را داده و همه برنامهسازان هم به اميد روزي هستند كه اين اتفاق بيفتد. راهاندازي راديو كودك ميتواند بچهها را با راديو آشتي دهد.
راديو كودك در انتظار نيمه دوم سال محمدحسين صوفي، معاون صدا درباره راهاندازي راديو كودك كه از دو سال پيش وعده آن داده شده است و اينكه آيا زيرساخت اين شبكه آماده شده يا نه؟ به جامجم ميگويد: طراحي زيرساختهاي اين شبكه از يك سال قبل آغاز شده است. در حال حاضر مشغول برنامهريزي هستيم تا در شش ماهه دوم امسال راديو كودك را راهاندازي كنيم.
وي ادامه ميدهد: به دنبال تخصيص فركانس براي راديو كودك هستيم. تاسيس يك شبكه نيازمند فرآيندهايي است كه شامل برنامهسازي، پشتيباني و ايجاد فركانس است. با برطرف شدن مشكلات فني، اين شبكه هم تاسيس ميشود. در حال حاضر هم برنامههايي تهيه شده تا با دستپر بهاستقبال اين شبكه برويم.
معاون صدا درباره تربيت نيروي متخصص براي اينشبكه راديويي توضيح ميدهد: خوشبختانه نيروي خوب در راديو زياد داريم، تلاش كرديم كساني كه علاقهمند به كار كودك هستند و مخاطبان كودك را ميشناسند شناسايي كنيم تا بر اساس ذائقه مخاطب كودك برنامههاي متنوع و شادي را در راديو براي بچهها تهيه كنند. ضمن اينكه آموزشهايي هم براي آنها در نظر گرفته شده كه در طول انجام كار سپري ميكنند.
بچههاي شهرستان، مخاطبان پر و پا قرص راديو عذرا وكيلي كه سالها برنامه موفق «سلام كوچولو» را اجرا و تهيهكنندگي كرده، درباره اينكه آيا بچهها شنوندگان خوبي براي برنامههاي كودك در اين رسانه هستند، توضيح ميدهد: بله، به نظرم بچهها با علاقه و دقت به برنامههاي راديو گوش ميدهند. در سفرهايي كه من به شهرستانها داشتم در آنجا بچهها را ميديدم كه چگونه با علاقه برنامههاي كودك راديو را گوش ميدهند. اگر برنامهاي مورد پسند بچهها باشد، حتماً آن را دنبال ميكنند. اگر تهيهكننده يك برنامه مناسب كودك تهيه كند با استقبال مخاطبان روبهرو ميشود.
وي با اشاره به دشواريهاي ساخت برنامههاي كودك در راديو ميگويد: همين مساله باعث شده تا تهيهكنندگان كمتر سراغ ساخت برنامههاي كودك بروند. بايد براي ساخت برنامههاي كودك از متخصصان كمك گرفت تا برنامه براي بچهها شنيدني شود. نبايد به سراغ آدمهاي ارزان رفت و بايد از نويسندگان خوب بهره گرفت.
وكيلي درباره تربيت گويندگان جوان ميافزايد: ما گوينده زياد داريم، اما هر گويندهاي نميتواند گوينده برنامه كودك باشد، چون اجراي برنامه كودك ويژگيهاي خودش را دارد. وقتي به من هم برنامه بزرگسال پيشنهاد ميشود، قبول نميكنم، چون ميدانم اجراي من فقط براي كودكان مناسب است. هر كس بايد سر جاي خودش قرار بگيرد.
تهيهكننده و مجري برنامه سلام كوچولو ميگويد: كسي كه قرار است گوينده برنامه كودك راديو باشد بايد صداي مادرانه و دلنشيني داشته باشد تا بتواند ارتباط خوبي با بچهها برقرار كند. گاهي شاهد هستيم گويندگان جوان اداي ديگران را در ميآورند. در حالي كه اين اشتباه بزرگي است. بايد گوينده خودش باشد تا ماندگار شود. مريم نشيبا بهخاطر ارتباط خوب و صميمانهاي كه با بچهها دارد، ماندگار شده است.
وي ادامه ميدهد: كسي كه گوينده برنامه كودك راديو است بايد راديو را دوست داشته باشد تا بتواند با سختيهاي آن كنار بيايد و گوينده خوبي شود. ضمن اينكه آموزش را فراموش نكند و با گفتن بهبه و چهچه دوستانش راهي برنامههاي تلويزيون نشود. در سالهاي اخير شاهد رشد برنامههاي كودك در راديو بوديم كه جاي قدرداني از معاون صدا و مديران راديو دارد. اميدوارم روزبهروز اين برنامهها رونق بيشتري پيدا كند.
توجه راديو قرآن به كودكان مريم نشيبا چهره نامآشنايي براي بزرگترها و بچههاست و سالهاست قصههاي برنامه شببخير كوچولو را روايت ميكند.
او درباره تعامل بچهها با شبكههاي مختلف راديويي ميگويد: برنامههاي كودك مثل سلام كوچولو و شببخير كوچولو جايگاه خوبي در ميان بچهها دارد و بچهها با علاقه به برنامههاي كودك گوش ميدهند. اين برنامهها از گذشته تاكنون مخاطب خودش را داشته است و الان هم براي بزرگترها نوستالژي دارد.
صوفي: به دنبال تخصيص فركانس براي راديو كودك هستيم. تاسيس يك شبكه نيازمند فرآيندهايي است كه شامل برنامهسازي پشتيباني و ايجاد فركانس است. با برطرف شدن مشكلات فني اين شبكه هم تاسيس ميشود
اين گوينده اشاره ميكند: حتي من در مهدكودكها ديدهام كه مربيان مهدها برنامه شببخير كوچولو را ضبط ميكنند و زماني كه بچهها بعد از ناهار ميخواهند استراحت كنند، براي بچهها ميگذارند تا گوش بدهند و راحت بخوابند.
وي ادامه ميدهد: در سالهاي اخير با همت معاون صدا برنامههاي كودك رشد خوبي داشتند و شبكههاي مختلف راديو هر چند كم، اما برنامهاي براي كودكان دارند، حتي برنامههاي كودك مثل «آي قصه قصه» در شبكه صداي آشنا كه من هم راوي اين برنامه بودم، مخاطبان زيادي داشت. گرچه اين برنامه تمام شده، اما ديگر برنامههاي كودك صداي آشنا جايگاه خوبي در ميان بچهها دارد.
اين گوينده با اشاره به راهاندازي راديو كودك ميگويد: اميدوارم بزودي اين شبكه راهاندازي شود تا بچهها صاحب يك شبكه راديويي براي خودشان شوند. راديو قرآن هم خيلي جدي به مقوله كودك ميپردازد و برنامههاي خاصي براي كودكان پخش ميكند و قصص قرآني را با ادبيات خاصي براي بچهها روايت ميكنند تا مورد توجه آنها قرار بگيرد.
نشيبا در ارتباط با تربيت گويندگان جوان براي برنامههاي كودك عنوان ميكند: بچههايي كه در برنامه سلام كوچولو با عذرا وكيلي كار ميكنند، ميتوانند در آينده گويندگان خوبي شوند، چون از سن پايين با يك برنامه كودك راديو آشنا ميشوند و متوجه ميشوند يك برنامه راديويي براي كودكان بايد چه ويژگيهايي داشته باشد.
وي ادامه ميدهد: ارتباط برقرار كردن با بچهها كار راحتي نيست. بايد همزبان بچهها شد تا آنها را همراه خود كرد. بنابراين كسي كه قرار است گوينده برنامههاي كودك راديو شود بايد شناخت درستي از مخاطب كودك داشته باشد تا بتواند موفق شود.
برنامهسازي براي كودكان پرهزينه است معصومه ذباح از آبان 1371 كار نويسندگي را با نوشتن قصههاي شببخير كوچولو آغاز كرد و نويسندگي بچههاي انقلاب را در كارنامه دارد. او در حال حاضر مشاور، كارشناس و نويسنده دو برنامه كودك با نامهاي قاصدك و بچهها سلام در راديو سلامت است.
او درباره اينكه بچهها تا چه ميزان شنونده برنامههاي كودك راديو هستند؟ توضيح ميدهد: من اعتقاد دارم اگر برنامهساز شناخت درستي از مخاطبان داشته باشد، مسلما ميتواند با يك برنامهريزي صحيح موفق عمل كند. همه ما برنامههاي سلام كوچولو و شببخير كوچولو را به ياد داريم. اين برنامهها براي بزرگترها نوستالژي داشته و هنوز هم بعد از گذشت اين همه سال مخاطبان پر و پا قرص خودش را در ميان بچهها و بزرگترها دارد.
ذباح درباره تعداد كم برنامههاي كودك راديو ميگويد: به نظرم برنامهها كم نيستند، اما كافي هم نيستند و ميتواند بيشتر از اين هم بشود. در حال حاضر سلام كوچولو و شببخير كوچولو از راديو ايران، ورزش نشاط كودك از راديو ورزش، صد دانه ياقوت از صداي آشنا و... پخش ميشود بنابراين نميتوانيم بگوييم تعداد برنامههاي كودك كم است.
نويسنده برنامه سلام بچهها و قاصدك ميافزايد: برنامهسازي براي كودكان پرهزينه است، به دليل اينكه برنامههاي كودك بايد ريتميك و همراه با آواهاي متنوع باشد تا براي بچهها جذابيت لازم را داشته باشد وبرنامه را گوش بدهند. به هر حال در راديو ما تصوير نداريم و همين كار را سخت ميكند. بايد به بچهها خوراك مناسبي در راديو بدهيم.
وي ادامه ميدهد: با توجه به بضاعتي كه داريم برنامههاي كودك راديو مناسب هستند، اما ميتوانيم برنامههاي بيشتر از اين هم داشته باشيم. در حال حاضر بچهها پيامكهاي زيادي به برنامههاي قاصدك و سلام بچهها ميفرستند و ما با توجه به ارتباطاتي كه با آموزش و پرورش داريم، ميدانيم بچهها از برنامههاي كودك راديو استقبال ميكنند. خودم هم معلم هستم و سعي ميكنم با توجه به شناختي كه از دغدغه بچهها دارم برنامههاي مناسبي براي آنها بنويسم.
ذباح با اشاره به بازيگران خوبي كه در بيرون از راديو فعاليت ميكنند، ميگويد: نيروهاي مستعد در بيرون از راديو زياد هستند كه قابليت و توانايي لازم را دارند و ميتوانيم از آنها بهره ببريم. بهتر است تست گويندگي براي كودكان و نوجوانان بگذاريم و بچههايي را كه براي حرفه گويندگي مستعد هستند، جذب كنيم تا نيازي نباشد از گويندگان بزرگسالي كه ميتوانند با صداي كودكان حرف بزنند، استفاده كنيم.
وي ميگويد: ساخت برنامه براي كودكان در راديو دشواريهاي خاص خودش را دارد. بايد برنامه متنوع و شامل آيتمهاي بسيار كوتاه باشد تا براي بچهها شنيدني شود. ما در يك قسمت از برنامه 15 دقيقهاي كودك براي راديوسلامت 9 آيتم قرار داديم تا بچهها را جذب كند و آنها با برنامه احساس همذاتپنداري كنند.
صداي آشنا براي بچههاي خارج از ايران مژگان مشتاق كه نويسندگي و سردبيري برنامه كودك صد دانه ياقوت را در صداي آشنا به عهده دارد با اشاره به تعامل بچهها با راديو ميگويد: در شهرستانها بچهها بيشتر از تهران شنونده برنامههاي راديو هستند. اما مخاطبان كودك شبكه صداي آشنا زياد است، چون پدر و مادرها علاقهمند هستند بچههايشان زبان فارسي را ياد بگيرند، به همين دليل از برنامههاي كودك در اين شبكه راديويي استقبال ميكنند.
وي ادامه ميدهد: گرچه تعداد برنامههاي كودك كم است، اما اميدواريم با راهاندازي شبكه كودك تعداد برنامهها براي بچهها بيشتر شود. سالهاست مريم نشيبا و عذرا وكيلي براي كودكان در راديو برنامهسازي ميكنند. مسلما بايد بهدنبال گويندگان جوان باشيم و با آموزش گويندگي آنها را ساماندهي كنيم. كساني كه قرار است برنامهساز كودك شوند بايد علاقه خاصي به كودكان داشته باشند و كودك درون آنها زنده باشد تا برنامههاي موفقي تهيه كنند.
مشتاق اشاره ميكند: دليل ماندگاري مريم نشيبا و عذرا وكيلي در طول اين سالها شناختي است كه آنها از بچهها دارند و با علاقه كارشان را انجام ميدهند. به همين دليل بچهها با آنها ارتباط صميمانهاي برقرار ميكنند.
تعامل كودكان با راديو مناسب است گلريز وكيلي ـ دختر عذرا وكيلي ـ سردبيري برنامه شببخير كوچولو را بر عهده دارد. او درباره تعامل بچهها با راديو ميگويد: ما در طول روز تلفنها را اعلام نميكنيم، اما بچهها مرتب با ما تماس ميگيرند و از مادرانشان ميخواهند تا شماره تلفن را بگيرند و آنها صحبت كنند. دليل تعامل بچهها با اين برنامه به خاطر ارتباط صميمانهاي است كه خانم وكيلي با بچهها دارد.
وي ادامه ميدهد: اميدواريم با راهاندازي راديو كودك تعداد برنامههاي كودك افزايش يابد. البته برنامههاي كودك بايد كوتاه باشد تا شنونده را ـ كه كودك است و حوصله كمي براي نشستن پاي يك برنامه دارد ـ جذب كند. معتقدم براي تربيت گويندگان جوان براي برنامههاي كودك بايد از كساني كه علاقهمند به فعاليت در اين حوزه هستند، تست گرفته شود و بعد از آموزشهاي لازم آنها را جذب كرد.
فاطمه عودباشي
Bauokstoney
Monday 8 October 2012-1, 09:22 PM
مسابقه موج سلامت
سوالات اين مسابـقـه از سوي راديو سلامـت (موج افام، رديف 102) از شنبه تا چهارشنبه مطرح ميشود و اسامي برندگان هر پنجشنبه در همين ستون اعلام خواهد شد.
براي شركت در مسابقه، شماره سوال و گزينه صحيح را به شماره پيامك راديو سلامت 300001039 ارسال كنيد.
سوالات اين هفته 1 ـ لبنيات غني از كدام گزينه است؟
الف) كلسيم
ب) ويتامين C
2 ـ كدام گزينه باعث حساسيت غذايي در كودكان ميشود؟
الف) شير گاو
ب) شير مادر
3 ـ كدام گزينه در جذب كلسيم موثر است؟
الف) خوردن مكمل كلسيم با معده خالي
ب) خوردن مكمل كلسيم پس از خوردن غذا
Bauokstoney
Monday 8 October 2012-1, 09:25 PM
گزارشي از سريال دولت مخفي تراژدي ماندن و انتظار گاهي براي تهيه گزارش از يك مجموعه تلويزيوني، فيلم يا برنامهاي خاص، خبرنگاران سر و دست ميشكنند و داوطلب ميشوند گزارشش را بنويسند اما براي رفتن به پشت صحنه برخي سريالها كسي داوطلب نيست، بخصوص كه مسير دور باشد و نداني قرار است چطور به آنجا برسي. اولينبار كه با عليرضا جلالي، يكي از تهيهكنندگان سريال «دولت مخفي» تماس گرفتم تا براي نوشتن گزارشي از پشت صحنه اين مجموعه تلويزيوني بروم، چند ماه پيش بود كه استقبال كرد و گفت هر وقت بخواهم ميتوانم به شمال كشور بروم. مسافت طولاني بود و ترجيح دادم منتظر بمانم. حالا گروه به تهران آمده و در شهرك دفاع مقدس كار ميكند. لوكيشن در تهران است، اما رسما در بيابان قرار دارد. خواستم عقبنشيني كنم و در لوكيشنهاي ديگر همراهيشان كنم كه فهميدم گروه براي ادامه كار به عراق ميرود. بسختي خود را به شهرك سينمايي دفاع مقدس، آنطرفتر از اسلامشهر و جايي در اتوبان قم رساندم. تجربه خوبي بود. به محض ورود به شهرك، صداي خمپاره نظرمان را به انتهاي جادهاي كه از در شهرك شروع ميشد و معلوم نبود تا كجا ادامه داشت، جلب كرد. پس از آن، دودي در هوا پخش شد. نگهبان جلوي در شهرك اشاره كرد كه گروه فيلمبرداري همانجا مستقر است. كمي به راه آسفالتي كه انتهايش معلوم نبود و عبور و مروري در آن نميشد نگاه كردم و تصميم گرفتم به نشانياي كه دود به ما ميداد بروم. دو كيلومتري راه رفتم. در مسيرم تانكها روي تپهها و با فاصلههاي تقريبا نامنظمي ايستاده بودند. چند ماشين سوخته نيز اطراف تانكها به چشم ميخورد. صداي موتوري از دور ميآمد كه با سرعت به من نزديك ميشد. خودم را از جاده كنار كشيدم. موتور هوندايي با دو سرنشين از كنارمان رد شد. كمكم به جايي رسيدم كه تقريبا گروه را در حين كار ميديدم. موتور دوباره برگشت. پشت موتور پژمان بازغي نشسته بود. اين را بعد به من گفت كه زير سايبان نشسته بوديم و درباره كار با هم صحبت ميكرديم. بالاخره به گروه رسيده بودم. كمي آب خوردم و به سمت خرابههايي رفتم كه در يكي از آنها عبدالحسين برزيده، كارگردان سريال با دستيارانش نشسته بود و صحنهاي را ميگرفت كه بايد يك سرباز عراقي، سرباز ديگري را كه مرده بود به داخل خرابهها ميكشاند. با اينكه هماهنگيهاي لازم براي رفتن به شهرك و حضور در پشت صحنه صورت گرفته بود، با كارگردان هماهنگ نكرده بودند و منتظر ماندم تا وي نيز اجازه گفتوگو با عوامل و بچههاي گروه را صادر كند. روي چند صندلي كه زير سايبان قرار داشت، نشستيم. كاوه خداشناس و پژمان بازغي نيز آمدند و روي صندليها نشستند. خداشناس مجلهاي دست گرفته بود و ميخواند. بازغي پرسيد از كجا آمدهام و در همين حين محمدرضا رهبري به ما اضافه شد. دو هنرور نيز روي صندليها نشستند. تقريبا زير سايبان پر شده بود. پژمان بازغي از وضعيت مصاحبههايي كه تاكنون با وي شده است به ما گفت و از سوالهاي غيركارشناسانه برخي خبرنگارهاي حوزه سينما گلهمند بود. در حين همين گلايهها، مجلهاي را كه دست همكارمان بود گرفت، عكسي را نشان داد و از ما خواست احساسمان را در چند كلمه نسبت به آن بگوييم. ناخودآگاه ياد برخي مصاحبههاي سرگرمكننده مجلات خانوادگي افتادم. رهبري حواسمان را به اين جمع كرد كه «شما تازه آمدهايد و عادت نداريد... الان خمپاره ميزنند. بهتر است گوشهايتان را بگيريد.» اعتقاد بچهها بر اين بود كه كار خيلي كند پيش ميرود و پلانهايي هست كه 90 بار تكرار شده تا به آنچه ميخواستند نزديك شدهاند. در اين مدت كه صحبت ميكرديم صحنه داخل خرابه كشيدن عراقي كشته شده تكرار ميشد. پرسيدم كي عراق ميرويد؟ بازغي گفت: شايد نرويم. ميگويند آنجا خيلي امن نيست. فعلا دارند رايزني ميكنند. بعد يكي از هنرورها را آورد و معرفي كرد و گفت: سينما يعني اين! منظورش حسن نقوي بود كه به گفته خودش 15 سال بود هنروري ميكرد. خيلي پر جنب و جوش بود و حتي براي شادي دل بچههاي پشت صحنه پشتكوارو ميزد و صداي بچه درميآورد و ديالوگ چندتا از فيلمهايي را كه در آنها نقشآفريني كرده بود، ميگفت. نقوي دستهايش را نشانمان داد كه بهخاطر پشتكواروهايي كه زده پر از تيغ شده است. او نقش بيسيمچي پژمان بازغي را بازي ميكند كه در اين مجموعه فرمانده است. رفتن به عراق منتفي نيست مجموعه تلويزيوني دولت مخفي، داستان سه جوان است كه در شمال كشور زندگي ميكنند و با هم دوست هستند. وضع و شرايط زندگي هر يك از آنها به حدي خوب است كه تصورات ذهني هر يك از كساني را كه گمان ميكردند جوانان براي فرار از سختيهايي كه گرفتار آن هستند به جبهه رفتهاند، بههم ميريزد. به همين دليل صحنههاي خانوادگي و آغازين فيلم در شمال كشور و بهترين منطقه آب و هوايي آن فيلمبرداري شده است. قصه آن در دهههاي 60 و 70 ميگذرد. پژمان بازغي در اين سريال در نقش سعيد، فرماندهاي است كه پس از شهادت پدرش، خانوادهاش را از جنوب به شمال كشور آورده و با پروانه (لاله اسكندري) نامزد ميكند. او در جريان اين مجموعه زخمي و سپس اسير ميشود. پس از 10 سال بازميگردد، اما با بازگشت سعيد از جبهه، ماجراهاي دراماتيكي در روند داستان اتفاق خواهد افتاد. از ديگر بازيگران اصلي دولت مخفي كاوه خداشناس (اصغر)، محمدرضا رهبري (رحيم)، امير آتشاني (غفور)، مهتاج نجومي (فروغ)، مريم بوباني (صفورا)، هادي قميشي (حاج نايب)، ابراهيم برزيده (پرويز)، مريم سلطاني (پرستو)، كريم خودسياني (اشكان) و... هستند. فيلمنامه اوليه اين سريال با حمايت موسسه فرهنگي پيام آزادگان توسط رحمان سيفيآزاد و داريوش ربيعي نوشته و به قلم عبدالحسين برزيده و سيدمجيد امامي بازنويسي نهايي شده است. دولت مخفي، به كارگرداني عبدالحسين برزيده و تهيهكنندگي حميد آخوندي و عليرضا جلالي است. عليرضا جلالي، تهيهكننده اين مجموعه ميگويد: اين مجموعه درباره اسراي ايراني در عراق است و در بخشي به خانواده آنان پرداخته شده كه كمتر از اسرا عذاب نكشيدهاند و آنان نيز اسيران اين وضع بهحساب ميآمدند. در بخشي از اين مجموعه به اسارت حجتالاسلام سيد علياكبر ابوترابي نيز اشاره ميشود. وي اشاره ميكند كه درباره شخصيت ابوترابي بسيار تحقيق شده و همه تاكيد داشتهاند كه او در آن دوران بسيار تاثيرگذار بوده و حتي با رفتارش روي عراقيان نيز اثر ميگذاشته است. جلالي اضافه ميكند: اين مجموعه قرار است روايتگر گذراندن لحظههاي دوران اسارت از سوي اسرا و خانوادههاي چشم انتظار آنها باشد و در قالبي داستانگونه، صبر، اراده و استقامت اين هموطنان را به تصوير بكشد. در بخش ديگر نيز به آزادي آنان و استقبال مردم از ايشان ميپردازيم. جلالي به نقش عبدالحسين برزيده در تغييرات مثبت ايجاد شده در فيلمنامه اشاره ميكند و ادامه ميدهد: اين تغييرات براي بهتر شدن روند سريال بوده و با فيلمنامهنويسانش هماهنگي لازم صورت گرفته است. به گفته اين تهيهكننده، دولت مخفي در 26 قسمت توليد ميشود كه همزمان با توليد در حال تدوين است. حميد آخوندي، ديگر تهيهكننده سريال نيز اكنون به عراق رفته تا رايزنيهاي لازم را براي انتقال بازيگران و عوامل صحنه به آنجا انجام دهد. جلالي مدت كار در لوكيشن عراق را 15ـ10 روز ميداند و به روند كند كار اشاره ميكند. او طرح كلي مجموعه را جرياني عام در رزمندگان ميداند و ميگويد: سه فرزند دارم كه زمان بهدنيا آمدن هيچيك از آنها بالاي سر همسرم نبودم و اين امر خيلي ميان رزمندگان آن دوره رايج بود. بايد گفت خيليها از روي بيكاري و بدبختي به جبهه نرفتند، بلكه نوعي وظيفه بود كه آنها را به جبهه ميكشاند. تهيهكننده اين سريال درباره مشكلات هزينهاي كه طولانيشدن كار برايشان پيش آورده معتقد است اگر از شهرك بيرون بيايند، قسمت اعظمي از مشكلات را پشت سر گذاشتهاند. او ميگويد: هنوز به دليل نبود تمركز، درباره تيتراژ و موسيقي سريال تصميم نگرفتهام و فعلا عزم خود را جزم كردهام تا توليد خوبي داشته باشيم. وي در پايان به همكاريهايي كه ارتش جمهوري اسلامي در ساخت فيلم «روز سوم» كرده اشاره كرد و گفت: ارتش براي فيلم روز سوم امكانات، تشكيلات، نيروي انساني، هليكوپتر خود را در اختيار ما گذاشت و براي كار به ما گردان معرفي كرد كه هر چه بهتر كار پيش رود. چيزي كه در ساخت اين فيلمها با اين كه كار بسيار دشواري است با آن كمتر روبهروييم. جلالي خود را مديون ارتش ميداند و اميدوار است كاري در خور آنان تهيه كند. تصويربرداري دولت مخفي اسفند 90 آغاز شده و با گرفتن صحنههايي از شمال كشور (رامسر) و بخشهاي خانوادگي سريال شهريورماه به نيمه خود رسيده است. مشكلات نفسبُر شهرك ظهر است و با گروه براي خوردن ناهار به استراحتگاهها ميروم. بچهها درباره روند كار و مشكلات آن صحبت ميكنند و همه دوست دارند زودتر كار در شهرك دفاع مقدس تمام شود، چون امكانات خوبي ندارد. مجموعه تلويزيوني دولت مخفي، داستان سه جوان است كه با هم دوست هستند. وضع و شرايط زندگي هر يك از آنها به حدي خوب است كه تصورات ذهني هركس را كه فكر ميكند براي فرار از سختيها به جبهه رفتهاند بههم ميريزد با توجه به اين كه چند نفر به دليل طولاني شدن كار از گروه جدا شده و عدهاي ديگر جاي آنان به گروه پيوستهاند محمود ريحانصفت، مدير توليد فعلي سريال ميگويد: بيشتر افرادي كه از گروه جدا شدهاند دلايل شخصي داشته و هيچ يك اخراج نشدهاند. او اين روند را درباره طرحي كه طول ميكشد عادي ميداند. وي ميگويد: 25 ـ 20 لوكيشن در شمال فيلمبرداري شده است و هنوز كار آنجا ادامه دارد. از آنجا كه كار فصل پاييز در شمال جلوي دوربين رفت، با طول كشيدن آن به گرما خورديم و با مشكلات پوشيدن لباسهاي زمستاني در تابستان و پاك شدن گريمها به خاطر شرجي بودن هوا روبهرو و مجبور شديم به تهران بياييم و مجدد اواسط پاييز براي ادامه كار به شمال بازگرديم. سريال پس از اين در آبادان و پرند كه اردوگاه اسرا خواهد بود، ادامه خواهد يافت. ريحانصفت ميافزايد: بيشترين سختيهاي كار در بخش شهرك دفاع مقدس است. شايد شهركيها خود مقصر نباشند، اما اينجا همواره مشكل حركتي و... داريم كه بازه كاري را بسيار پايين آورده است. داستان عشق، رفاقت و دوستي كاوه خداشناس، بازيگر نقش اصغر در مجموعه دولت مخفي سريال را داراي رنگآميزي خوب و موفقي ميداند كه نويسندگان و كارگردان برايش بهوجود آوردهاند و معتقد است: موفقيت چنين كارهايي كه همدلي ميان عوامل آن بسيار زياد است تضمين شده است. او كه يكي از سه رزمندهاي است كه از شمال راهي جبهه شده و در پايان اين مجموعه شهيد خواهد شد، ميگويد: اين داستان با محوريت عشق، رفاقت و دوستي است و قسمتهايي از آن در شمال فيلمبرداري ميشود. اين مجموعه پر از تصاوير كارتپستالي است كه متحرك شدهاند. اصغر سريال دولت مخفي ادامه ميدهد: عبدالحسين برزيده سعي كرده تصاويري خاكستري از شخصيتها ارائه كند و اين از هوشمندي قصه است كه بخش عاطفي و خانوادگي مجموعه به شكلي پررنگ شده كه بخشهاي جبهه آن تاثيرگذارتر جلوه كند. كاوه خداشناس درباره اين پرسش كه دولت مخفي هم خاصيت اغراقآميز بودن فيلمهايي را كه در حوزه جبهه و جنگ ساخته ميشود، دارد يا خير توضيح ميدهد: آدمهايي كه در اين حوزه كار ميكنند و مينويسند چون بسيار وابسته به آن محيط و شرايط هستند، هرچقدر هم بخواهند برخي ارزشها را برايشان كمرنگ كنند، به آن تن نميدهند و از منظر ديگري به قصه نگاه ميكنند. بايد به آنها حق داد، چون جوان بوده و تاثيري كه شرايط در ذهنشان داشته بسيار زياد است، اما ما به فراخور آدمي كه 20 سال از جنگ گذشته به آن نگاه ميكنيم. اين بازيگر ادامه ميدهد: در كل، جنگ ذاتا فرآيند اغراق شدهاي است و در تمام دنيا فيلمهايي كه در اينباره ساخته ميشود اغراقشدگي را در خود دارند و رفاقت، نفرت، از خودگذشتگي و... در آن بسيار بالاتر از حد معمول است. اما محمدرضا رهبري، ديگر بازيگر سريال ميگويد: با وجود كارگرداني مانند عبدالحسين برزيده و اين كه متن كار بارها بازنويسي شده است، تصور ميكنم مجموعه تلويزيوني خوب و منحصر به فردي از آب درآمده باشد. خوشبختانه ارتباط عوامل، چه پشت صحنه و چه جلوي دوربين بسيار عالي است. اينجا اختلاف سليقه و عقيدهاي وجود ندارد. محمدرضا رهبري كه كار تصوير را با مجريگري در برنامه «موج» آغاز كرده نسبت به بازيگري در سريالهاي تلويزيوني خوشبين است و ميگويد: من تلويزيون را دوست دارم چون در آن ميتوان به جاي مشهور شدن، محبوبيت را تجربه كرد. برخي سوپراستارهاي سينمادر مجموعههاي تلويزيوني حاضر نميشوند، چون سينماي ما به اين كه گيشه را با وجود آنها تكان دهد عادت كرده است. اما من اگر در سينما به جايگاه خيلي بهتري هم برسم دوست دارم باز با تلويزيون همكاري كنم. تلويزيون به فراخور نوع رسانهايش بيشتر ديده ميشود، در حالي كه سينما، بخصوص سينماي بحرانزده اين روزها، دچار فضاهاي تخصصي و در عينحال محدودتر است. اين بازيگر كه در نقش سينا در مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» ديده شد، دولت مخفي را يكي از بهترين تجربههاي بازيگري خود ميداند و در اين باره اضافه ميكند: بازي در دولت مخفي به دليل گرماي تابستان لوكيشن شهرك سينمايي دفاع مقدس و مشكلات كار با اسلحه و جنگافزارها ميتواند براي بازيگران دشوار باشد و چهبسا برخي توانايي تحمل اين مشكلات را نداشته باشند. رهبري كه در دولت مخفي نقش رحيم، يكي از نقشهاي اصلي را ايفا ميكند درباره قصه مجموعه معتقد است: داستان بيش از آن كه دربرگيرنده مضامين صرف دفاع مقدس باشد، ميخواهد دغدغه نسلي را كه همزمان با جنگ دچار مشكلات عديده ديگر بوده بپرورد. سه جوان از يكي از شهرهاي شمال راهي جبهه ميشوند، اصغر (كاوه خداشناس) شهيد و سعيد (پژمان بازغي) اسير ميشود و رحيم (من) برميگردم و به خانوادهها اطلاع ميدهم ولي اين اطلاعرساني مشكلاتي بهوجود ميآورد، اما متن مدام بازنويسي ميشود و ممكن است تغييراتي در آن پيش بيايد. با توجه به اين كه به عقيده رحيم، اين مجموعه تلويزيوني بنا به شرايط ويژه توليد و قصه تراشخوردهاش تجربهاي موفق خواهد بود اميدوار است شبكه دو سيما وقت مناسبي را در كنداكتور خود براي پخش آن در نظر گرفته باشد. گرمه، خاكه؛ سينماست ديگه حسن نقوي، هنروري كه در نقش بيسيمچي در اين سريال بازي ميكند، ميگويد: مانند ديگر هنروران از طريق موسسه معرفي شده است. او كه تا پيش از اين در فيلمهايي چون «فقر و فحشا» و «رسوايي» مسعود دهنمكي، «سرزمين كهن» كمال تبريزي، «زير هشت» و «تا ثريا» سيروس مقدم، «حريم» و «نردبان آسمان» محمدحسين لطيفي، «دنده معكوس» حسن فتحي، «كلاه پهلوي» ضياءالدين دري و... بازي كرده است مشكلات بازي در اين مجموعه تلويزيوني را گرما، خاك و امكانات كم ميداند، اما در عينحال معتقد است همه اينهاست كه سينما را ميسازد. نقوي اضافه ميكند: بايد هر چه را كارگردان ميگويد انجام داد و در آن كمتر چون و چرا كرد تا كار سريعتر انجام شده و صميميت ميان گروه حفظ شود. او كه از همين راه امرار معاش ميكند گاهي در مدارس و جشنها برنامه اجرا ميكند و اين را از مشكلات بازيگران كمتر در ويترين ميداند. اين هنرور معتقد است بايد همه ديالوگها را حفظ كرد تا كمتر در كار مشكل ايجاد شود. او كه ديالوگ فيلمهايي را كه بازي كرده است هنوز به ياد دارد ميگويد از بازي كنار بازيگران خوب هميشه لذت برده و اين را از لذتهاي كارش ميداند. ديگر عوامل اين مجموعه عبارتند از مدير توليد: محمود ريحانصفت، جانشين شهرام دانشپور، مدير تصـويربرداري: ايرج عاشوري، طراح صحنه و لباس: سعيـد آهنگراني، طراح گريـم: مهدي شيرازي، مدير صدابرداري: هادي معنويپور، منشي صحنه: مهدي آقايي، تدوين: سيدمجيد امامي، مجيد حسني و مريم جلالي، عكاس: مهدي صادقي. يك شبانهروز كار براي ضبط 50 ثانيه گرچه اين سريال هنوز نوبت پخش نگرفته است، اما همچنان همه اميدوارند با توجه به حساسيتهاي كارگردان مورد توجه بينندگان قرار گيرد. مشغول گفتوگو با محمدرضا رهبري بوديم كه بچهها سر صحنه رفتند، اما حالا به انتهاي جاده كه نگاه ميكنم نه دودي به چشم ميآيد و نه صدايي به گوش ميرسد. در سكوت كامل رزمنده عراقي همرزم مردهاش را به داخل خرابه ميكشد و ما ميدانيم تائيد صحنهها چقدر براي برزيده حساس است؛ آنقدر كه از يك صبح تا شب فقط ممكن است 50 ثانيه از اين مجموعه تلويزيوني فيلمبرداري شود. كارگرداني كه در ساخت سريالي براي اهل ويژه، بارها كات ميدهد. شهرك با وجود گرما، خاك و امكانات نداشتهاش براي ما خاطرهاي شد از بچههايي كه با اميد براي رونق دادن به قاب كوچك خانوادهها تلاش ميكنند. (جام جم - ضميمه قاب كوچك) نگار حسينخاني
Bauokstoney
Monday 8 October 2012-1, 09:26 PM
مرور خاطرات گذشته در دره شيرهاي سنگي تله فیلم دره شیرهای سنگی به کارگردانی سید مجتبی اسدی پور و تهیه کنندگی فرز