PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بانک مقالات زنان



Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:10 PM
بانک مقالات زنان

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:10 PM
خانواده و اسراف
کلوا و اشربوا ولاتسرفوا ان الله لا یحب المسرفین
بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید همانا خدا اسرافکاران را دوست ندارد.1
اسراف در فرهنگ لغات به معنای افراط ، ولخرجی ،تلف کردن مال و زیاده روی کردن راگویند.2
و اما درحرمت اسراف و مذموم بودن آن هیچ بحث و گفتگویی نیست ولی مهم اینست که چگونه زیاده روی و اسراف را شناسایی کنیم وچگونه به میانه و اعتدال را سر لوحه خود قرار دهیم. علی ـ علیه السلام ـ راه تشخیص و تمیز آن را به ما نشان داده وبرای شخص اسرافکار سه نشانه ذکر می فرمایند : « طعامی که در خور او نیست می خورد ، لباسی که در خور او نیست می پوشد و متاعی که در خور او نیست می خرد.»3 بنابراین مهمترین عامل شناخت مرز وحد میان اسرافکار و غیر آن شأن و موقعیت اقتصادی افراد است یعنی چنانچه خوراک ،پوشاک و وسایلی که فرد استفاده می کند فراخور وضعیت اقتصادی وی باشد اسراف نبوده و در غیر این صورت نام مسرف در مورد او تحقق می پذیرد . ( البته این قید شأن و موقعیت مربوط به اصل استفاده وسایل و متاع مورد نیاز است به این معنا که استفاده شخص متمول از وسایل گران قیمت و خوردنیهای رنگارنگ اسراف محسوب نمی شود تا زمانی که در حد نیاز و جزء وسایل زندگی او باشدو الا چنانچه همین فرد به مصرف گرایی بی رویه روی آورد مثل استفاده از چندین نوع غذا در یک نوبت و یا خرید وسایلی که هیچگاه به کار نمی آید یقینا عمل او اسراف محسوب می شود.) اسراف یکی از گناهان کبیره است که چون سایر گناهان برای مبارزه با آن ابتدا باید عوامل پیدایش آن را شناخت و پس با آثار و عواقب سوء آن آشنا شد .
علل پیدایش اسراف دو عامل ذکر شده است : 1ـ عامل اخلاقی 2ـ عامل روانی



از جمله عوامل اخلاقی :
الف : ضعف ایمان است . مهمترین عاملی که انسان را درمقابل منکر مقاوم کرده و از افتادن در ورطه گناه باز می دارد ایمان است و شخصی که دچار اسراف شده بی تردید ایمان در قلب او آنگونه که باید قوت نگرفته است .
ب: پیروی از هوی نفس : « ان النفس لاماره بسوء الا ما رحم ربی »4
نفس انسان هماره انسان را به بدی می خواند مگر اینکه خدا رحم کند و شخص مسرف کسی است که مغلوب نفس اماره گشته است .
ج : کوته نظری : شخص مسرف گمان می کند هر چه پوشاک ، خوراک و وسایل زندگی اش در حد عالی باشد از ارزش و مقام بیشتری در اجتماع و در منظر سایرین برخوردار است.
د: ریا : شخص مسرف برای تفاخر مبادرت به ولخرجی ، بذل و بخششهای بی مورد که نه خود و نه دیگران نیازی به آن می نمایدتا فقط به در چشم دیگران بزرگ جلوه کند.
از جمله عوامل روانی :
الف : تجمل گرایی و تجمل پرستی
« حب الدنیا رأس کل خطیئه»انسانها زیباییها را دوست دارد. اما وقتی به حد افراط برسد که به مرحله پرستیدن و ستایش کردن نعمات دنیایی برسد.مسرف هرچه را که نی بیند آنرا از آن فرد بداند و در بدست آوردن آن تلاش کند این حالت مذموم است.
ب : الگوهای نادرست رفتاری و کرداری :
گاه مسرف اسراف کردن را از اطرافیان خود فرا می گیرد.
اسراف مذموم است و در دین اسلام هم نکوهش شده اما زمانی ضرورت ترک این خصیصه در ما ایجاد خواهد شد که به قبح آن ایمان پیدا کنیم و آن میسر نخواهد بود تا زمانی که عواقب سوء آن برایمان روشن گردد . لذا برای ایجاد این حساسیت به ذکر چندین مورد از آثار سوء اجتماعی و آثار اخروی اسراف می پردازیم .


آثار سوء اجتماعی :



1ـ ترک برکت از سفره بندگان و سلب نعمت ازایشان . پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) هر که در زندگی میانه روی کند خداوند او را نعمت دهد و هر که زیاده روی کند خدایش او را بی نصیب سازد.»5
2ـ گسترش بی عدالتی و فقر :وقتی اسراف از خانواده به جامعه کشیده شود فقر و بی عدالتی بوجود می آید. بازار یک جامعه تابع عرضه و تقاضا است . وقتی اسراف پیش آمد فرهنگ مصرف گرایی بالا می رود . در نتیجه تقاضا زیاد می شود درحالیکه عرضه ثابت است . اینجاست که جامعه با مشکل اقتصادی روبرو خواهد شد . مسرفان در یک جامعه کالاهارا به هر قیمتی که باشدخریداری می کنند . فروشنده هم باسوء استفاده جنس و کالای خود را به بالاترین قیمت ممکن می فروشد لذا گرانی و تورم بوجود آمده در نتیجه اقشار کم درآمد جامعه قادر به بر آوردن مایحتاج زندگی خود نبوده و فقر دامنگیر آنان می گرددد . به دنبال فقر عدالت ازجامعه رخت بربسته ، فاصله طبقاتی و فساد اقتصادی که آثار مخرب آن بر همگان روشن است فراگیر می شود .



آثار سوء اخروی:
1ـ محروم شدن ازحب خداوند که در ابتدای بحث به آیه مورد نظر اشاره شد .
« خداوند اسرافکاران را دوست ندارد .»
2ـ مستجاب نشدن دعا : پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله ) دعای چهار دسته از امت من مستجاب نمی شود که یکی از آنها شخص مسرف است.6
3ـ محروم شدن از هدایت پروردگار : « پس خداوند عمل فرعون را جلوی او زیبا جلوه داد تا از هدایت خدا محروم گردد و از راه راست بازداشته شود.»7
4ـ دور بودن از شفاعت ائمه : امام جواد ( علیه السلام) به نقل از پدرانشان به نقل از امیر المؤمنین ( علیه السلام )فرمودند : کیفر خدا را کوچک نشمارید زیرا شفاعت ما به برخی از اسرافکاران تنها پس از سیصد هزار سال می رسد.8
5ـ خوار شدن در قیامت : علی ( علیه السلام ) در نهج البلاغه می فرمایند : « آگاه باشید بخشیدن مال به آنها که استحقاق آن را ندارند ، زیاده روی و اسراف است و ممکن است در دنیا به او مقام بخشد،مال را بالا ببرد اما در آخرت او را پست خواهد کرد. و درمیان مردم ممکن است گرامی باشد اما در پیشگاه خدا خوار و ذلیل است.9
پی نوشتها:
1- سوره اعراف ، آیه 31 .
2- محمد معین ، فرهنگ فارسی ، تهران ، امیر کبیر ، 1375 ، ج1 ، ص 266 .
3- خصال ، ج 1 ، ص 110 .
4- سوره یوسف
5- حسن بن علی بن شعبه ، تحف العقول عن آل الرسول ، صادق حسن زاده ، ص 76 .
6- حسن بن علی بن شعبه ، تحف العقول عن آل الرسول ، صادق حسن زاده ، ص 632 .
7- سوره مومن ، آیه 41 .
8- محمد باقر مجلسی ، بحار الانوار
9- نهج البلاغه ، محمد دشتی ، خطبه 126 ، ص 240 .

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:11 PM
رفتار استاد شهيدمرتضي مطهري(ره) با همسرش
خوشبختانه در سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب، به دليل فراهم آمدن بستر حضور عيني و عملي بسياري از عالمان متعهد و مصلحان ديني در عرصه‌هاي مختلف اجتماع و طرح و تبيين نقطه نظرات آنان در جامعه و نيز چگونگي رفتار آنان با بانوان به ويژه همسر و دخترانشان، بسياري از ابهامات و شبهاتي كه در خصوص حقوق، وظايف و تكاليف زنان در جامعه وجود داشت، پاسخي روشن داده شد، كه مي‌بايست در تمامي شؤون زندگي فردي و اجتماعي ما به كار گرفته شود.
در اين بخش، نگاهي كوتاه به نحوه رفتار پاره تن امام، استاد شهيدمرتضي مطهري با همسر گراميشان خالي از لطف نخواهد بود. همسر ايشان مي‌گويد:
«در مدت 26 سالي كه با ايشان زندگي كردم، هميشه با يك حالت تواضع و آرامش با من رفتار مي‌كردند، با صداي متين و چهره خندان، به طوري كه من با يك ارادت و عشق خاصي كار مي‌كردم و علاقه شديد ايشان به من و محبت‌هايي كه مي‌كردند، مرا در انجام كارهاي منزل رغبت و شوق عجيبي مي‌بخشيد. من بسيار كم سن و سال بودم كه به منزل ايشان آمدم. ولي با همه آن كمي سن، هيچ وقت يادم نمي‌آيد كه از ايشان ناراحتي و رنجي ديده باشم. بسيار مهربان و با گذشت بودند، و به آسايش و راحتي من و بچه‌ها اهميت مي‌دادند. آنقدر با من صميمي و نزديك بودند كه رنج و ناراحتي مرا نمي‌توانستند تحمل كنند. يادم هست يك بار براي ديدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روزي با يكي از دوستانم به تهران برگشتم. نزديكي‌هاي سحر بود كه به خانه رسيدم. وقتي وارد خانه شدم، ديدم همه بچه‌ها خواب هستند، ولي آقا بيدار است. چاي حاضر كرده بودند، ميوه و شيريني چيده بودند و منتظر من بودند. دوستم از ديدن اين منظره بسيار تعجب كرد و گفت: همه روحانيون اين قدر خوب هستند! بعد از سلام و عليك، وقتي آقا ديدند، بچه‌ها هنوز خوابند. با تأثر به من گفتند: مي‌ترسم يك وقت من نباشم و شما از سفر بياييد و كسي نباشد كه به استقبالتان بيايد.
يك وقت هم من و ايشان به سفر كربلا رفته بوديم. وقتي به خانه برگشتم، دو سه تا از بچه‌ها خواب بودند. ايشان ناراحت شدند و با بچه‌ها دعوا كردند كه چرا وقتي مادرتان از سفر كربلا برگشته، همه شما به استقبالش نيامديد؟! بسيار مهربان بودند. بعد از چندين سال زندگي، همان مهر و محبت روزهاي اول ازدواج بين ما برقرار بود. روزهاي پنجشنبه و جمعه وقتي ايشان به قم مي‌رفتند، من لباس‌هايشان را مي‌شستم و مرتب مي‌كردم. اتاقشان را منظم مي‌كردم و منتظر مي‌ماندم تا برگردند. خلاصه هرچه از صفا و محبت و تقواي ايشان بگويم، كم گفته‌ام. ايشان از تمام مسائل خانه خبر داشتند و در بيشتر كارها به من و بچه‌ها كمك مي‌كردند. ايشان بزرگ‌ترين حامي و هادي من و بچه‌ها بودند. بيشتر صبح‌ها چاي درست مي‌كردند. در تمام طول زندگي به ياد ندارم كه به من گفته باشند يك ليوان آب به ايشان بدهم. از ظلم به زن‌ها بسيار ناراحت و منقلب مي‌شدند. هميشه مي‌گفتند: زن نبايد استثمار شود.
رفتار محترمانه و صميمانه‌اي بين من و ايشان بود. ايشان به خانم‌ها خيلي احترام مي‌گذاشتند و هميشه مي‌گفتند زن در جامعه ما خيلي استثمار مي‌شود. يك بار كه براي معالجه مرحوم علامه طباطبائي قدس‌سرّه با ايشان به خارج از كشور رفته بوديم، عده‌اي از دخترها و خانم‌هاي دانشگاهي پيش ما آمدند و به آقا گفتند: علماي اسلام به زن‌هايشان چندان احترام نمي‌گذارند و اسم آن‌ها را هميشه با نام «بي‌ادبي!» و چيزهاي ديگر مي‌برند، آن‌ها را در هيچ كاري شركت نمي‌دهند.
آقا جواب دادند: خير، اين‌طورها نيست؛ و خيلي از حقوق زن در اسلام صحبت كردند؛ از جمله گفتند: اسلام حق بسيار زيادي براي خانم‌ها قايل شده كه حتي مي‌گويد، وظيفه ندارد به بچه خودش هم شير بدهد، چه برسد به كارهاي ديگر.
يادم هست وقتي ايشان كتاب «نظام حقوق زن» را مي‌نوشتند، گاهي راجع به اين موضوعات با من صحبت مي‌كردند. ايشان از رنج و ظلم به يك زن خيلي ناراحت مي‌شدند و آن را ننگي بر مردان مي‌شمردند و البته نظر ايشان را درباره زن مسلمان مي‌توانيد از لابلاي كتاب‌هايي كه نوشته‌اند، پيدا كنيد. من خودم پيش ايشان قرآن و عربي ياد گرفته‌ام. بچه‌ها هم عربي و درس‌هاي ديگر را از ايشان ياد گرفته‌اند. چند سالي بود كه من عربي را فراموش كرده بودم. همين اواخر ايشان يك كلاس در منزل براي ما گذاشته بودند كه من و دخترها و يكي از دامادها و نيز پسرها جامع‌المقدمات مي‌‌خوانديم. ايشان آن قدر مهربان بودند كه خدا مي‌‌داند. عاطفه و مهر عجيبي بين ما بود. در بين حرف‌هايشان از عرفا و مقرّبان درگاه خداوند و اولياي خدا حرف مي‌زدند و بدون اين كه مستقيماً با من حرف بزنند، به صورت مثال‌هاي ساده و پرمعنا مرا به تقوا و فضيلت دعوت مي‌كردند.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:11 PM
زنی که به مقام رضای الهی رسید
روزی حضرت عیسی(ع) در مناجات خود به خدای عزوجل عرض کرد: پروردگارا! دوستی از دوستان خود را به من بنما. خطاب رسید: در فلان مکان برو. آن جا ما را دوستی است. او را دریاب. آن حضرت بدان مکان رفت. دید زنی که نه چشم دارد نه دست و نه پا، افتاده و مور و مگس بر وی جمع شده و ذکر زبانش این است: "الحمدلله علی نعمائه و الشکر الله علی الائه"
آن جناب تعجب نموده، پیش رفت و بر او سلام کرد. آن زن گفت: علیک السلام یا روح الله!
حضرت عیسی(ع) فرمود: ای زن! تو هرگز مرا ندیده ای. از کجا دانستی که من عیسی(ع) هستم؟
گفت: آن دوستی که تو را به من راه نمود، مرا معلوم کرد.
آن حضرت فرمودند: ای زن! تو نه چشم داری و نه دست و نه اندامی و تو تباه شده ای. به کدام نعمت شکر می کنی؟
زن گفت: الحمدلله دلی دارم ذاکر. زبانی دارم شاکر و تنی دارم صابر. خداوند را به یگانگی یاد می کنم که هر چه آلات معصیت بوده از من گرفته. اگر چشم داشتم به نامحرم نظر می کردم و اگر دست می داشتم لقمه حرام بر می داشتم و می خوردم و اگر پا داشتم از پی لذات می رفتم. این نعمت است که خدا به من داده و به هیچ کس نداده است.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:12 PM
ورزش بانوان


بسمه تعالی
هدف خداوند از خلقت انسان، تعالی و کمال اوست. انسان از دو بعد مادی و معنوی قابلیت رشد دارد. یکی از وجوه هویت انسان، وجه جسمانی اوست که در قبال حفظ، سلامت و رشد آن درپیشگاه خداوند مسئول است.
در این میان ورزش، ابزاری اصولی و کارآمد برای سلامت جسم و پرورش روح انسان به شمار می آید.
از طرفی ورزش بانوان از اهمیت خاصی برخوردار است. چراکه علاوه بر وجوه اشتراک آن با ورزش آقایان و تاثیر مشترکی که بر سلامت و نشاط در هر دو جنس زن و مرد دارد، با توجه به اوامر و نواهی دین، حدود و ضوابطی برای آن تعیین شده است.
لذا با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری(س) ضرورت بازنگری جدی در امر ورزش بانوان بیش از پیش احساس می شود. فقه پویای اسلام بایدپاسخگوی احکام و شبهات به روز در این حوزه باشد. و از سوی دیگر اهتمام جدی در اجرای احکام از بدیهی ترین وظایف مسئولین مربوطه می باشد.
**پس از انقلاب شکوهمند ایران و با حاکمیت اصول اسلامی بر اجتماع، شورای ورزش بانوان، امور ورزشی بانوان را عهده دار شد. در اسفندماه 1360 با تاسیس مدیریت امور ورزش بانوان، زمینه ای برای سامان بخشی و گسترش ورزش بانوان فراهم شد. ارتقاء این تشکیلات تا سطح معاونت سازمان تربیت بدنی و تشکیل انجمن های مختلف ورزشی راه را برای توسعه ورزش بانوان هموار ساخت. در سال1370 حرکتی تازه در ورزش زنان مسلمان در ایران به وقوع پیوست. و آن امکان حضور زنان در مسابقات ورزشی بود. با تصویب اساسنامه ای در بهمن ماه71 اولین دوره مسابقات بانوان کشورهای اسلامی در رشته های بدمینتون، والیبال، بسکتبال، هندبال، تنیس روی میز، تیراندازی، شنا، دو میدانی برگزار شد.
بررسی میزان رشد ورزش بانوان در عرصه های داخلی و خارجی هرچند گواه پیشرفت ورزش بانوان ایرانی است اما نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که در مقایسه با ورزش آقایان- به دلیل محدودیت های اجتماعی و دیگر عوامل- از رشد مطلوبی برخوردار نیست. به طوری که با توجه به برابری تقریبی تعداد زنان و مردان در جامعه کنونی، مردان 8/6 برابر بیشتر از زنان ورزش می‏کنند.
** حتی در مسابقات مخصوص بانوان تنها عده معدودی از دختران می توانند در فعالیت های ورزشی شرکت کنند و جمع کثیری از آنان به دلیل محدودیت هایی که وجود دارد، از پرداختن به ورزش محروم می مانند. عوامل اجتماعی تاثیر قابل ملاحظه ای بر قابلیت های ورزش بانوان ایرانی دارد. با توجه به احکام شرعی و تعبد اخلاقی و دینی خانواده ها دختران بعد از دوران کودکی نمی توانند در هر مکانی به ورزش بپردازند. در نتیجه فقر حرکتی در آنان ایجاد شده و باعث نزول عملکرد آنان در اثر کاهش قوای جسمی می‏شود. بدیهی است منع بانوان از ورزش مختلط، بایستی همراه با ایجاد فضا و برنامه ریزی لازم برای جداسازی و تفکیک جنسیتی اماکن ورزشی باشد. این در حالی است که تعداد چنین اماکن ورزشی برای بانوان به نسبت جمعیتی بسیار محدود است. این مسئله همت بیش از پیش مسئولین مربوط را می طلبد. اگر دوچرخه سواری بانوان در ملا عام جایز نیست؛ باید فضای سرپوشیده و مختص دوچرخه سواری برای بانوان فراهم باشد. در غیر این صورت بی تردید احکام به مرحله اجرا در نمی آیند.
**نتایج تحقیقات نشان می دهد که دختران در سنین قبل از ازدواج کمتر به باشگاه های ورزشی روی می‏آورند ولی پس از ازدواج این امکان را پیدا می‏کنند که بیشتر در باشگاه های ورزشی به فعالیت بدنی بپردازند. در خصوص پسران این نتایج کاملاً برعکس است. پسران مجرد فرصت بیشتری برای ورزش کردن در باشگاه ها دارند، اما با تشکیل خانواده کمتر به این مهم می‏پردازند. عوامل فرهنگی و محدودیت های اجتماعی تأثیرات شگرفی در ورزش به جا گذاشته است. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که در مجموع مردان بیشتر از زنان به ورزش روی می‏آورند.1 در حال حاضر مدارس، تقریبا تنها مکان مطمئن برای ورزش دختران دانش آموز به شمار می رود. این امر لزوم توجه ویژه مسئولین به ورزش مدارس را تشدید می کند. تشکیلات ورزش بانوان و دست‏اندرکاران ورزش مدارس باید بیش از گذشته به این امر توجه کنند تا از این طریق بتوان زمینه را برای رشد و توسعه ورزش در بین دختران آماده ساخت.
خوشبختانه در سال های اخیر توجه مسؤولان نظام بیش از گذشته به این امر معطوف شده و بودجه‏های تخصیص یافته به یکباره افزایش چشمگیری داشته است. در نتیجه ساخت اماکن ورزشی مخصوص بانوان شتاب فزاینده‏ای گرفته و سالن های ورزشی موجود، زمان بیشتری را به بانوان اختصاص داده اند. اما هنوز راه درازی تا مقصد مطلوب درپیش داریم.
**نکته دیگر این که برخی ورزش ها حتی از نظر علمی با ویژگی ها و توانایی های زنان همخوانی ندارد. اما بی آن که به این امر توجه شود تمام هم و غم ها صرف رقابت در این رشته ها حتی تا مراحل جهانی می شود.
مقام معظم رهبری می فرمایند: "زنان در محیط های سرپوشیده به ورزش بپردازند؛ اما چه لزومی دارد دختران ما در تمام مسابقات جهانی شرکت کنند؟! من نمی فهمم چرا؟ البته الان در این زمینه نمی خواهم دستوری بدهم؛ اما بررسی شود. برای جاهای مشخصی که هستند بفرستید تا بررسی کنند که زنان در چه حدودی خوب است شرکت کنند؟"
انتظار این است که ایران و خصوصا زن مسلمان با پیشینه تمدن و فرهنگ سازی که دارد خود مرجع نقد برخی از این ورزش ها باشد. نه این که با حضور خود مهر تاییدی بر آن ها بزند. تصاویری که از برخی مسابقات ورزشی بانوان در جهان انعکاس می یابد حاکی از عدم امکان اطمینان به آن فضاهاست.
ورزش بانوان قبل از هر چیز به فضاسازی نیاز دارد و قبل از آن به فرهنگ سازی منطبق بر حدود دینی.
در حال حاضر ورزش بانوان در ایران به رغم درخشش های جهانی، با چنین آسیب هایی مواجه است که توجه به آن ها رسالت اسلامی زنان محسوب می شود.
جای آن دارد که نماینده ای از طرف مقام معظم رهبری برای پاسخ به شبهات مختلف وجود داشته باشد و در کنار آن به ارائه نظر مراجع به صورت صریح و به روز اقدام شود.. اینجاست که ضرورت پرداختن به آموزش ها و فرهنگ سازی های مربوط در امر ورزش بانوان، اصولی و برای همگان قابل اطمینان می گردد.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:13 PM
وظايف دو جانبه زن و شوهر در خانواده
در يك خانواده ، دو طرفى كه زندگى مشترك دارند، حقوق متقابل نيز دارند. وقتى زن و شوهر، همچنين اوليا و فرزندان هر كدام وظيفه اى نسبت به طرف مقابل دارند، اگر آن را بشناسند و به آن عمل كنند، على القاعده نبايد در خانه مشكل و اختلافى پديد آيد.
در سامان يافتن مساله حقوق و وظايف در خانواده سه مرحله وجود دارد:
اول : شناخت اين حقوق و وظايف
دوم : عمل به آن وظيفه و تكليف
سوم: مراعات دو جانبه اين حقوق
اگر اين سه با هم در رفتار و معاشرت خانوادگى وجود داشته باشد، كار به بروز مشاجره و دعوا و شكايت و دادگاه و زندان و جدايى و... كشيده نمى شود و محلى براى نزاع نخواهد بود.
بايد هم زن در برابر شوهرش مطيع ، صبور، متحمل ، قدردان و وفادار باشد، هم شوهر نسبت به همسرش بردبار، نيكوكار، قدر شناس ، احترام گذار و تامين كننده نيازهاى معيشتى و آسايش باشد.
اگر صبورى و قناعت و پرهيز از پرخاش و بددهنى و بى احترامى خوب است ، بايد از هر دو سو باشد، نه آنكه يكى به خود حق بدهد هر چه خواست بگويد و هر چه خواست انجام دهد، ولى از طرف مقابل انتظار داشته باشد كه جز تسليم و سكوت و تحمل و ادب ، برخوردى نداشته باشد و در مقابل هتاكيها و بى حرمتيهاى او حتى پاسخى معمولى هم ندهد! نكته مهم ، پذيرش در سويه اين حقوق و مراعات آنها از دو طرف است . اين حقوق ، در كتابهاى تربيتى و اخلاقى و حديثى فراوان و متعدد است .
در احاديث آمده است كه : زن از شوهر خويش ، فرمانبردارى داشته باشد، بى رضايت او كارى نكند و جايى نرود، نسبت به او حالت تمكين داشته باشد، شوهر را نيازارد، او را اندوهگين نسازد، در خانه خدمت كند، شوهر دارى نمايد، رضايت او را از هر جهت جلب كند، چراغ روشن كند، غذا بپزد، خانه را مرتب كند، وقتى شوهر مى آيد از او استقبال كند و آنگاه كه از خانه بيرون مى رود بدرقه اش كند، خود را براى غير شوهرش نيارايد، بى اجازه و رضايت او در اموالش دخل و تصرف نكند و... (34) از سوى ديگر بر عهده مرد است كه لوازم زندگى و خوراك و پوشاك و مسكن را تهيه كند، در حد توان بر خانواده اش وسعت و گشايش دهد، احترام زن را نگه دارد و از آزار و ضرب و شتم او بپرهيزد، خود را براى همسرش آراسته و مرتب سازد، بخشى از وقت خود را صرف رسيدگى به كارهاى خانه و انس با خانواده كند، با مدارا و خوش زبانى برخورد كند و... طبيعى است كه اگر زن و شوهر، هر دو به اين وظايف عمل كنند، خانه و خانواده اى خواهند داشت با صفا، آرام ، گرم و با محبت كه زمينه رشد اخلاقى و تعالى فرهنگى خود و فرزندانشان نيز فراهم خواهد بود.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود:خيركم ، خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى (35)؛ بهترين شما كسى است كه نسبت به خانواده اش بهتر باشد و من بهترين شمايم نسبت به خانواده ام .

از سوى ديگر آن حضرت فرموده است :لا تودى المراة حق الله عزوجل حتى تودى حق زوجها(36)؛ زن هرگز حق خدا را ادا نمى كند مگر آنكه حق همسرش را ادا كرده باشد. يعنى حقگزارى نسبت به خداوند نيز وابسته به رعايت حقوق شوهر است و اگر در اين زمينه قصور و خلاف باشد، نمازها و عبادتها و حقوق الهى هم چندان ارزش و اعتبارى ندارد.

اگر در روايات است كه : زن ، محبت خويش را نسبت به شوهر ابراز كند و خويش را براى او بيارايد و سخنان دلپسند بگويد تا در چشم و دل شوهرش جاى بگيرد، اين را هم گفته اند كه شوهر، در بيرون از خانه حريم نگاهها و ارتباطهايش را نگه دارد و به نواميس ‍ ديگران چشم ندوزد و چون از سفر باز مى گردد براى همسرش سوغاتى بياورد و هديه بدهد و نيازهاى عاطفى و جنسى او را بر آورد و...
اگر همسران پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله ) به سفارش قرآن كريم ، به زندگى با قناعت و زاهدانه آن حضرت مى ساختند، آن حضرت نيز در كارهاى خانه كمك مى كرد، از هر چه مى خوردند مى خورد و هرگز از هيچ غذايى بد نمى گفت . اين است مفهوم عدل و انصاف در زندگى مشترك و خانوادگى . مراعات دو جانبه نسبت به حقوق متقابل زن و شوهر، رمز دوام و استحكام بنيان خانواده و تقويت انس و الفت در ميان همسران است .

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:16 PM
ویژگیهای همسر نمونه
اين سؤ ال برای همه مطرح است كههمسر نمونهكيست و زن يا شوهر ايده آل و مطلوب ، چه ويژگيهايى بايد داشته باشد؟ این پرسشهای مهماز سؤالات اساسى در گزينش همسر است .به این معنا که در گام نخست و آغاز كار-و حتی در مورد كسانىهم كه ازدواج كرده اند و مدتى از پى نهادن اين بنا و بر پا ساختن اين خيمه گذشته وصاحب فرزند نيز شده اند-آشنايى با اينشاخصها ومعيارها، مناسب و مفيد است ، زيرا با عينيت بخشيدن به آنها درزندگى مشترك ، مى توانند به سلامت و استحكام بنيان خانواده خويش ، كمك كنند.

پيشاز آنكه به خصوصيات مثبت و ارزشى همسر اشاره شود، بد نيست كه با چهره منفى ونكوهيده همسر ناشايست هم آشنا شويم و خانواده هاىناسالمرا بشناسيم . در اين زمينه روايات بسيار است و در اين احاديث افراد ، ازازدواج با فاسق ، بد اخلاق ، شراب خوار، عقيم ، احمق و سفيه ، مجنون ، و دخترى كهدر خانواده بد رشد و نمو يافته است ، نهى شده است ، از جمله اين حديث مشهور است كهرسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: از ازدواج باخضراءدمنبپرهيزيد. پرسيدند: يا رسول الله ، مقصود از خضراء دمن (سبز روييده درمزبله ) چيست ؟ فرمود: المراة الحسناء فى منبت السوءيعنى زن زيبا رويى كه در خانواده اى پست وفرومايه ، به بار آمده باشد.

همچنين زنان آلوده ، لجباز، نافرمان ،حقير و پست در نظر فاميل خود، سركش در برابر شوهر، رام و تسليم در مقابل ديگران ،ناموافق با شوهر، كينه توز، فخر فروش ، بى پروا در انجام كارهای زشت ، و ... در روايات نكوهششده اند و از اين گونه زنان به عنوانشرار النساءياد شدهاست .

در مقابل ، مردان به ازدواج با دوشيزگان ، زيبا رويان ، فرزند آوران ، عفيفان ونجيبان ، صاحبان اخلاق نيكو، ديندار و امين ، فرمانبرداران از شوهر و حافظان مال وآبروى همسر و ... تشويق شده اند .
از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله)روايت است : از جمله عواملى كه موجب صلاح و اصلاح مرد مسلمان مى شود آن است كههمسرى داشته باشد كه هر گاه به او بنگرد، خوشحال و مسرور شود و اگر از زنش دورباشد، آن زن،حافظ و نگهبان آبرو و حرمت شوهر باشد و اگر به او دستورى داد، اطاعت كند.

و در روايت ديگر چنين است : هيچ مرد مسلمانىپس از اسلام ، بهره اى بيشتر از اين نبرده است كه همسرى مسلمان داشته باشد كه اگربه او بنگرد، شادمان شود و اگر به او فرمان دهد اطاعت كند و هر گاه از همسرش دور باشد،در هنگام غیبت او، نسبت به خود و مال شوهرش ، نگهبان و امين باشد.
و رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: من سعادة المرء الزوجة الصالحة؛
همسر صالح و شايسته ، از جمله عوامل خوشبختىمرد است .
رهنمود اين احاديث ، عبارت از اين است كه از معيارهاى همسر خوب ،عفیف بودن،مراعات حقوقهمسروصيانت از مال و آبرواست . همين عوامل ومراعات اين نكات ، به قوام و استحكام بنياد خانواده پس از شکل گیری و در دراز مدت كمك مى كند. روابطمناسب عاطفى زن و شوهر با يكديگر، فرزندان ، بستگان ، حفظ حقوق آنان وانجام وظايف متقابل ، عامل ديگرى براى تضمین سلامت خانواده است

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:17 PM
"زنان و زمان در طبقه بندی سه گانه"

به نام خدا

* با این همه کینه توزی و نامردی من معتقدم دوباره برمی گردی
* گفتی که شما دعا کنید ای مردم! مولا! به خدا شکسته نفسی کردی!
* عطر دل انگیز نیمه شعبان در صفحات تقویم ما جاری شده است.

آیا تا به حال به محاسبه خود نشسته ای؟ آیا تا به حال فکر کرده ای که در کدام گروه قرار داری؟

من امروز می خواهم خودم را بین گروه های سه گانه ای که خداوند در قرآن دسته بندی کرده، جستجو کنم. اگر دوست داری تو هم می توانی در این جلسه محاسبه با من همراه شوی.


گروه اول: اسیران زمان

این گروه همان هايند که سختی ها و رنج های زندگی آنان را می گریاند. آن ها که همواره بلاها و مصائب را به خداوند نسبت می دهند و از آن گلایه مندند:( وَأَمَّا إِذَا مَا

ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ)

آن گاه که دنیا بدان ها روی می آورد و خوشی ها و پیروزی های دنیوی به سویشان سرازیر می شود سرمستانه می خندند و خود را مورد عنایت خاص خدا می بینند. به گونه ای که برای خود شآنی بالا و ماهیتی فراتر از دیگران قائلند. آن ها همان هايند که با لبخند دنیا می خندند.( فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ)

کودک را دیده ای که در اوج گریه با عروسكي آرام می شود؟ تا به حال به آن طفل کوچک فکر کرده ای که تمام دنیا برایش در همین عروسك معنا می یابد؟! گروه اول شبیه ترین انسان ها به چنین کودکی هستند.

زن در اسارت زمان، خواسته هاي خود را محور زندگی خانواده قرار می دهد. از نظر او كسب امكانات مالي و تثبیت موقعیت های اجتماعی بر مدیریت همسر و فرزندان و تربيت آموزشي فرزند ارجح است و گاه تا بدانجا پيش مي رود كه حضور اجتماعي را بر همسر و فرزند رحجان مي دهد نه آنكه حضور اجتماعي را يك وظيفه شرعي و در محدوده مشخص ببيند.


گروه دوم: عالمان به زمان

این طیف در برابر سختی ها و مصائب تسلیم رضای خداوندند. مقابل هر بلایی شاکرند و صبور. به زمان اجازه تسلط بر احوال خود را نمی دهند. به گروه اول با نگاهی پر از تاسف می نگرند و در درون خود حیرت زده می پرسند:"آیا اینان واقعا نمی دانند، روزی دنیا تمام می شود؟ آیا خبر ندارند که مرگ در کمین انسان است؟! آیا نمی دانند این دنیاطلبی ها بال های پروازشان را می چیند؟"

زن گروه دومی آن زنی است که دنیا برایش ابزار آخرت است. از دنیا و موقعیت های آن برای کمال خود و خانواده اش بهره می جوید. فرهنگ استفاده صحيح از زمان را در خانه نیز انتشار می دهد.


گروه سوم: امامان زمان

این دسته از انسان ها بر زمان مسلطند با ایمان به آیه"ان الله لایغیر ما بقوم الا یغیروا ما بانفسهم" در صدد اصلاح جامعه بر می آیند. از نظر آنان عمل صالح منطبق بر خواست خداوند و هدف خلقت است .

پنجاه زنی که در قیام امام عصر(عج) حضور دارند، از این گروهند. زن آخرالزمانی که در غرب به نام اسلام در برابر حکومت ها می ایستد و در احیاء حقیقت حجاب از دانشگاه اخراج می شود ولي مبارزه مي كند ، در این دسته قرار می گیرد.

در هر زمان، زنی که برای احیاء حق به پا خاسته، امامت زمان خود را به عهده داشته است. اداره زمان در دست چنین زنانی است که با اعتقاد انقلابی خود، تحولات رو به کمال در خانه و جامعه را بنیان می نهند و آن را رهبری می کنند. انتظار معنایی جز قرار گرفتن در این گروه ندارد.

برای من و تو که در آخرالزمان به سر می بریم، امامت زمان بیش از هر زمان دیگر ملموس است. بیرون آمدن از گروه اول برای من و تو کافی نیست. هرچند علم به زمان مقدمه امامت زمان است، اما برای من وتو که به هدف نهایی خلقت می اندیشیم کافی نیست.

بیا به قله های گروه سوم بنگریم و بکوشیم خود را از این دره های تاریک بیرون کشیم. بیا منتظر واقعی باشیم. و یادمان باشد مصلحان منتظر خود باید صالح باشند.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:18 PM
امام خميني و رهبري او هديه اي الهي براي زنان جهان
نويسنده:م-اسكندري

در توصيف شخصيت و نقش امام خميني(ره) در انقلاب اسلامي، متفكرين مسلمان و غير مسلمان از تعابيري چون "الگو و حامي اصلي حقوق بشر" ،" انديشه امام چالشي بزرگ براي امپرياليسم آمريكا و اسراييل" ، "آينده نگري او خنثي كننده توطئه هاي دو قطب شرق و غرب" ، "معنویت ---------- ، ویژگی بارز انقلاب اسلامی ایران" ، "احياگر هيبت اسلام" ، "مخالف حبس اسلام در مساجد"،" پناه مستضعفان جهان" ،"ايجاد كننده بيداري اسلامي" ، " بزرگترين مصلح عصر حاضر" و ... بسياري تعابير خاص ديگر ياد كرده اند.

براي نشان دادن عمق اثر گذاري حضرت امام در انديشه و عينيت جهان معاصر به برخي نقل قول هاي مبسوط تر از پاره اي از صاحب نظران و انديشمندان بپردازيم:

سيدصدرالدين، متفكر و انديشمند معاصر الجزايرى، گفته است:

امام خمينى (ره) مردى استثنايى بود. اين انسان هديه خداوند به مسلمين بود تا بتوانند مسيرشان را در اسلام تصحيح كنند. امام خمينى(ره) اسلام را از گوشه مساجد خارج كردند و ايشان مردم را به مسيرى هدايت و تشويق نمودند كه اسلام را بتوان به عنوان يك روش زندگى به اجرا درآورد. امام خمينى بود كه اين جرات را به مسلمانان بخشيد تا بتوانند اسلام را به ديگران عرضه كنند. الان مسلمانان به مسلمان بودن شان افتخار مى‏كنند، حال آنكه پيش از امام خمينى، جرات بيان مسلمان بودنشان را نيز نداشتند. آنها امروز به واسطه اسلام احساس قدرت مى‏كنند، اين فقط امام خمينى بود كه به ما اسلام حقيقى را نشان داد و اكنون با شناختى كه امام در اختيار مردم قرار داده، ايشان مى‏توانند بين اسلام واقعى يا همان گونه كه امام مى‏گفتند، اسلام ناب محمدى (ص) و اسلام آمريكايى فرق بگذارند.

معاون وزير فرهنگ قرقيزستان استاد جمعه على خان از امام اين گونه ياد مي كند:

امام خمينى آخرين پديده بزرگ قرن ماست. يعنى درست در حالى كه امريكا و شوروى جهان را به دو قطب بزرگ تقسيم كرده بودند و خطر هيچ قدرتى را تصور نمى‏كردند، امام خمينى ظهوركرد و انقلاب او بسيار جسورانه بود. شگفتى در اينجاست كه وى نزد هر ملتى محترم است و اين از تيزهوشى و نبوغ اوست كه توانست چنين تاثيرى در جهان معاصر باقى بگذارد. امام خمينى رهبرى مقتدر و دورانديش، انسانى والا و منزه، برخوردار از باطنى شفاف و زلال و طبعى غنى و سرشار بود.

به نظر من، رهبرى او و رهنمودهاى او، چه در خصوص مسائل ملل اسلامى و چه درباره معضلات جهانى، هديه‏اى الهى بوده است. وى به باطن انسانها نظر دارد و انسان را به زبانى ساده به آن سرچشمه‏هاى ازلى و ارتباط با مبدا وجود دعوت مى‏كند و اين هدف غايى زندگى است. معنى زندگى و نهايت تمدن رسيدن به همين منظور است. وى به اين نكته توجه خاصى دارد و همه انسانها را با همين ملاك، يعنى انسان بودن ارزيابى مى‏كند و اين در هر شرايطى ارزشمند است. فكر مى‏كنم رمز تمامى پيروزيها و دستاوردهاى انقلاب اسلامى نيز در همين است. اين يك واقعيت است كه هر رهبرى كه در كوران مبارزات قرار مى‏گيرد، در گردابى از مشكلات غوطه مى‏زند، اما او مسير درستى را مشخص كرد و اين ديگر با آيندگان است كه راه او را تا حصول نتايج پيگيرى كنند.

خانم نسيم والجى، عضو كميته زنان و سردبير مجلات «الكوثر» و «راه هدايت‏» كنيا در مورد امام مي گويد :

به خدا كه از شخصيت امام خمينى، اين شخصيت‏بسيار اعظم در قرن حاضر و در عصر جهالت و عصر فساد و اضمحلال انسان، نمى‏توان به طور كامل سخن گفت. حقيقتا امام شخصيتى است كه هر چه كرد براى خدا بود و در راه خدا بود. امام خمينى در مسير انبيا عمل كرد، بسيار پرهيزگار بود و در مقابل تفكر غرب و شرق ايستادگى و در راه اسلام ناب و شيوه انبيا، تلاش بسيار نمود. امام خمينى با تفكر، حكمت و اخلاق خود، حيرتى را در جهان معاصر پديد آورد. او در نامه‏اى به گورباچف آنچه را كه در شرق رخ داد، پيش‏بينى كرد. هر چه كه امام خمينى، راجع به اتفاقات و رخدادهاى جهان معاصر پيش‏بينى كرد، همان اتفاق افتاد. امام خمينى رسولى بود براى شرق و پيام‏آور حيات حقيقى بشر.

آنچه از كلمات بالا و بسياري از تعابير ديگر صاحب نظران برمي آيد، اين است كه تصويري كه از حضرت امام و نقش و جايگاه ايشان در جهان امروز در اذهان اهل بصيرت ونظر پديد آمده، بسيار عميق تر و گسترده تر از چيزي است كه در تصور بسياري از ما كه در كنار ايشان بسر برديم ، مي گنجد. در واقع بايد گفت كه اين اسلام ناب محمدي است كه از وراي قرن ها خاموشي و عزلت به صحنه آمده است و خود را با همه زيبايي و ژرفا و گستردگي نشان داده است . كار بزرگ حضرت امام همين بوده است كه در قالب پديده اي چون انقلاب اسلامي غبار غرض ورزي ها و كوته بيني ها و ... را از سيماي دلرباي اين دين الهي بزدايد و آن را پاك و بي شائبه در معرض نگاه اهل بصيرت و انصاف قرار دهد؛ آن هم نه تنها در مولد و زادگاه انقلاب اسلامي يعني كشور ايران ، بلكه در جهان اسلام و در پهنه كل جهان .

درست به جهت همين ريشه الهي انقلاب اسلامي است كه اين رخداد از حد جغرافياي يك كشور و يك منطقه فراتر رفت و عملا در كمترين زمان و به بهترين نحو در كل جهان منتشر شد ؛ و اين در شرايطي بود كه دشمنان اين انقلاب از بدو شكل گيري و سپس از هنگام پيروزي همه عده و عده خود را براي درهم كوبيدن آن و امحاء و نابوديش بكار گرفتند ، اما گويي هر آنچه آنها كردند، دقيقا در جهت معكوس هدف و مقصد شان نتيجه داد و نه تنها اين انقلاب نابود نشد و چهره اش با همه تلاش و تقلاي دشمنان قدر و غدار مخدوش و زشت نگشت، بلكه روز بروز بر جلوه آن افزوده شد و به سرعتي باورنكردني و حيرت افزا انديشه ها و دل ها را تسخير نمود.

البته ترديدي نيست كه امام خميني (ره) به سبب آن كه رهبر و بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران بوده ، بيشترين نزديكي و قرابت را با ملت ايران داشته است . از اين رو مي بينيم كه در دو برهه حساس يكي استقبال از حضرت امام در بدو ورود تاريخي او به ايران در سال 1357 در بحبوحه انقلاب اسلامي و ديگر ي در بدرقه آن عزيز به گاه رحلت اندوهبارش در سال 1368 ملت قدرشناس ايران صحنه هايي بي بديل و فراموش ناشدني از استقبال و بدرقه رهبر گرانقدر خويش در پيش چشم جهانيان به نمايش درآوردند.

و از همين روست كه رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هم بارها بر ادامه راه روشن حضرت امام در جمهوري اسلامي و درميان ملت مسلمان ايران تاكيد كرده اند . مشخصا در همين ايام به مناسبت نوزدهمين سالگرد ارتحال ايشان در جوار مرقد نورانيش فرمود: «انقلاب اسلامی، به فرموده امام راحل عظیم‌الشأن متعلق به همه قشرها و نسل‌های حال و آینده ایران است و این ملت بزرگ، این امانت سنگین الهی را در پرتو عمل به وصیت نامه راهگشای امام خمینی ،حفظ شعارها، جهت‌گیری‌ها، ارزش‌ها و مبانی انقلاب و در سایه پیشرفت و نوآوری و تعالی، حفاظت خواهد کرد».

اما حقيقت آن است كه بزرگي و عظمت انقلاب اسلامي و شخصيت حضرت امام بيش از آن است كه در حصار مليت و جغرافياي خاص اين كشور بماند. انقلاب اسلامي به همراه تفكر و نگرش ممتاز و منحصر به فرد امام بيشتر و زودتر از آن كه دشمنان بدانند در ميان دنياي اسلام و سپس در كل جهان انتشار يافت، به نحوي كه امروز در آستانه نوزدهمين سالگرد ارتحال آن بزرگوار شاهديم كه انديشه و منش و سيره امام در اقصي نقاط كره خاكي در معرض نگاه تحسين برانگيز و چشم هايي است كه در پي گمشده معنوي خود به او رسيده اند و با تمام دل و جان گوش به پيام و كلام و اثر و ... او سپر ده اند. و در اين دلباختگي و رهسپاري البته زنان گوي سبقت را از مردان ربوده اندو اين خود از كرامات و معجزه هاي اين انقلاب و شخصيت بنيانگذار آن محسوب مي شود.

چرا كه بر هيچ فرد مطلع و منصفي پوشيده نيست كه حجم مخالفت ها و معارضه هايي كه با انديشه امام خميني و انقلاب اسلامي در جهان امروز صورت گرفته است ، بمراتب بيش از مجموع تبليغاتي بوده است كه در طول بيش ازهفتاد سال عمر اتحاد جماهير شوروي بر عليه و ايدئولوژي كمونيسم توسط امريكا و وابستگانش صورت گرفت و مشخصا در حوزه زنان نيز تبليغات مسموم عليه رويكرد انقلاب و اسلام يكي از مهم ترين حربه هاي تبليغاتي غرب عليه انديشه هاي اسلام و امام بوده است . اما عليرغم همه اين فتنه ها زنان در كشورهاي اسلامي و بخصوص در غرب معارض با اسلام، امروز از پيشقراولان گرايش به انقلاب اسلامي محسوب مي شوند و با وجود همه ممانعت هاي آشكار و پنهان و همه سختگيري ها و ستيزها كه درا ين زمينه با آنها صورت مي پذيرد، بر گرايش و باور خويش استوارند و بلكه تعمد و اصرار بر اظهار و ابراز آن دارند؛ ا‌ظهار و ابرازي كه با انتخاب حجاب اسلامي به عنوان يك نوع پوشش برتر همراه شده است .

انتخاب پوشش اسلامي از سوي زنان غربي به منزله ضربه اي سهمگين بر حجم عظيم تلاش ها و حركت هايي بوده است كه در طول چند سده اخير غرب براي ساختن مدلي خاص از زن و ارائه آن به همه جهانيان به عنوان الگوي يگانه و منحصر بفرد قابل قبول و امروزي از زن بودن كرده است. بيهوده نيست كه امروز جهان غرب فارغ از همه شعارهايي كه در باب حقوق بشر و آزادي انسان ها مي دهد، با تمام توان فكري و عملي خود سركوب همه جانبه حركت اسلام گرايانه زنان را در غرب و هم در كشورهاي اسلامي در دستور كار خود قرار داده است و جالب آن است كه هر چه مي كوشد، با تاثير معكوس مواجه مي شود . يعني به نظر مي رسد كه مجموعه تدابير و تمهيدات دولت هاي غربي و پاره اي دولت هاي وابسته در كشورهاي مسلمان عملا به انتشار و اشاعه روز افزون حجاب منجر شده است.

به اين ترتيب شايد بهتر باشد كه آن دو اظهار نظر را كه در بالا از دو متفكر مختلف در مورد امام و رهبري وي با تعبير "هديه الهي" نقل كرديم ، به اين شكل مطرح كنيم كه امام خميني در انديشه و عمل ، بيش از هر كس هديه اي الهي براي زنان ايران، زنان جهان اسلام و بلكه زنان جهان بوده است؛ هديه اي كه معنويت ، هويت انساني و نقش و جايگاه وبرجسته در صحنه جامعه را براي زنان به ارمغان آورد.

اين است كه در چنين روزها و ايامي كه ياد آن عزيز بيشتر بر لوح دل ها و جان ها زنده مي شود، ما زنان بيش از همه سرتعظيم در برابر بزرگي ها و بزرگواري هاي امام راحل و انديشه و حركت او فرود مي آوريم و وظيفه و رسالت خود را نسبت به اشاعه انديشه و آرمان او بيش از ديگران مي دانيم. چنين باد .

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:19 PM
وضعيت آموزش زنان در جمهوری اسلامی ايران-قسمت اول
نويسنده:ميترا کاوه مريان

مقدمه
خداوند متعال، دانايان را با نادانان، برابر نمي داند و پيامبر گرامي اسلام «که درود خدا بر او باد» بر اساس تعاليم دين، طلب علم را بر هر زن و مرد مسلمان، واجب، اعلام فرموده و جستجوي علم و دانش را عامل جلب محبت و رضاي پروردگار شمرده است. آموختن، راهي بسوي شناخت پديده ها و زيباييها و نزديک شدن انسان به پروردگار جهان است. ما مي گوييم هر که بيشتر بداند دين ما را بهتر مي فهمد و درک زيباييها با آموزه هاي ديني، سهل تر است. هر چه علم انسان بيشتر شود با وسعت نظر بيشتري، حکمتهاي دين را درک مي کند و از تعاليم و دستورات دين در زندگي روزمره خود بهره مي گيرد. زنان مسلمان با پيروي از دخت گرامي پيامبر اسلام و دختران و شاگردان ايشان، سلسله علمی خود را تاکنون تداوم بخشيده و زنان عالمه بيشماري را به جهان علم و معرفت و تقوا عرضه نموده اند. به شهادت منابع تاريخي، گاه علودرجات علمي و معنوي زنان مسلمان، پيشتازي آنان را در کليه عرصه هاي علمي زمان خود بدنبال داشته است.

در کشور ايران نيز قبل و بعد از ظهور اسلام، آموزش زنان، تداوم داشته است. در تاريخ معاصر، اولين دبستان دخترانه ايراني، در سال 1285 شمسي (مقان 1906 ميلادي) به همت خانم صفيه يزدي همسر مجتهد طراز اول دوران مشروطيت، شيخ محمد حسين يزدي تاسيس شد. نام اين مدرسه عفتيه و تعداد دانش آموزان آن 66 نفر بود که 16 نفر از آنان به طور رايگان به تحصيل مشغول بوده اند.

انقلاب اسلامي ايران، شتاب بيشتري به علم آموزي زنان داد. به نحوي که در حال حاضر در عرصه هاي مختلف علمي، دختران و زنان، پا به پاي مردان و گاهي جلوتر از آنها قله هاي رفيع دانش را فتح مي کنند. همچنين به موازات کسب مدارج علمي، نقش خانوادگي خود را به عنوان همسر و مادر، به نحو شايسته اي ايفا مي نمايند. آنان دريافته اند که اولا آگاهي مادران، نقش تعيين کننده اي در بهره وري ملي(nation productivity) دارد. و ثانيا تلاشهاي تربيتي آنان، در دراز مدت آثار خود را براي تداوم بخشي و بقاي هويت فرهنگي، ملي و ديني جامعه بر جاي خواهد گذاشت.

در عصر حاضر دنيا به اين باور رسيده است که زنان، کارگردانان توسعه اندو توانمندسازي آنان، نقش موثري در کارکرد ارکان ديگر توسعه انساني دارد. آموزش نيز رکن اساسي توانمندسازي زنان است. برقراري عدالت آموزشي، مي تواند با سرعت و منطق بالاتري رشد زنان را تضمين کند.

با گسترش تکنولوژي هاي آموزشي و تحصيل و اشتغال زنان در مراکز آموزشي مجازي(E.learning) مي توان در مسير تحقق عدالت آموزشي گامهاي بلندتري برداشت. پيشرفت ساختارهاي آموزشي و شغلي، کارکردهاي جديدي را براي افزايش علم آموزي و مشارکت بيشتر زنان در فرآيند آموزشهاي عمومي و تخصصي پديد خواهد آورد.

عدالت آموزشي

معيار توانمند سازي زنان(gender empowerment measure) و برابري جنسيتي(gender inequality in education) دو شاخص از شاخصهاي توسعه انساني کشورها است که در گزارشهاي سالانه سازمان ملل متحد، با کميت عددي بيان مي شود و کشورها در قالب اين اعداد با هم مقايسه مي شوند. سطح آموزش زنان، در محاسبه هر دو شاخص، دخالت دارد. هدف از مقايسه در کاربرد اين شاخصها، نشان دادن فاصله زنان از مردان جوامع در برخورداري از امکانات توسعه انساني است. به اين معني که دولتها مقصود اصلي آموزش و توانمند سازي زنان را برابري آنان با مردان قرار داده اند .

مفهوم تازه اي که ما با استفاده از آموزه هاي دين اسلام مطرح مي کنيم،"عدالت جنسيتي" است. بنابراين ما معيار "عدالت آموزشي" را جايگزين مفاهيم "برابري جنسيتي" و "توانمند سازي" زنان در سطح بين الملل پيشنهاد مي کنيم و آمادگي داريم که شاخص هاي مربوط به آنرا به صورت کمي، جهت مقايسه وضعيت زنان جهان با هم، معرفي نماييم. عدالت جنسيتي به معني مشابهت يا برابري زنان با مردان نيست. بلکه هدف از آن، فراهم آوردن شرايطي است که زنان و مردان، به حداکثر رشد بايسته (لايق) خود در هر زمينه برسند.

عدالت جنسيتي در مورد آموزش زنان، شامل رشد آگاهيهاي عمومي آنان و نيل آنان به حداکثر سواد و دانش متناسب با ظرفيتها و سطوح مختلف استعدادهاي زنان، همچنين ايجاد تعامل ميان انواع نقشهاي فردي، خانوادگي و اجتماعي آنان است، بي آنکه لازم باشد ضرورتاً در اين مسير با مردان مقايسه شوند. به اين ترتيب ريشه کن کردن بي سوادي زنان و پرورش استعدادهاي آنان در طي نمودن سطوح مختلف آموزشي، عدالت جنسيتي را به همراه مي آورد. بر اين اساس، کاهش نابرابري جنسيتي زنان با مردان، مرحله اي از مراحل نيل به عدالت جنسيتي است. در چارچوب منابعي که دولتها براي رشد و ارتقاي مردان و زنان جامعه مصروف مي دارند، عدالت آموزشي، يعني اينکه همه زنان و همه مردان، متناسب با ظرفيتهاي انساني خود، در مظان بهره مندي از امکانات آموزشي قرار گيرند، به مراتب عالي علمي برسند و از دانش و معرفت، سهم داشته باشند.

در نوشتار حاضر به ارائه برخی از اقدامات انجام يافته و پيشرفت های بدست آمده در جمهوری اسلامی ايران، در زمينه های مختلف سوادآموزی، آموزش عمومی و آموزش عالی زنان پرداخته می شود.

سواد آموزي

از زماني که انسان در روي کره زمين خلق شده، آموزش زنان مورد عنايت پروردگار بوده است. آدم ابوالبشر(ع) که پيامبر خدا بود، حوا را از خداوند خواستگاري کرد و خداوند امر فرمود که آدم (ع) معالم دين (آموزشهاي مربوط به شناخت دين و دين داري) را به حوا بياموزد. و به اين ترتيب اولين هديه زنان ساکن کره زمين، آموزش و دانايي بوده است. آموزش سواد به اعضاي خانواده و فراهم کردن شرايط آن از مهمترين مسئوليتهاي مردان «بعنوان سرپرستان خانواده ها» بوده و خداوند جاهل نگه داشتن زن و فرزند را گناه بزرگي براي مردان مي شمارد. در جهان معاصر، سوادآموزي عموم مردم به عنوان مهمترين بخش آموزشهاي غيررسمي، مورد توجه و اهتمام کشورها قرار گرفته است.

بالا بردن سطح آگاهي هاي عمومي در همه زمينه ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه هاي گروهي و وسايل ديگر ارتباط جمعی يکي از اهداف اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است. همچنين در قانون برنامه چهارم توسعه کشور، تدوين و اجراي طرح راهبردي سوادآموزي با در نظر گرفتن شرايط جغرافيايي، زيستي، اجتماعي و فرهنگي مناطق مختلف کشور و با رويکرد جلب مشارکتهاي مردمي و سازمان هاي غيردولتي، پيش بيني شده است، بطوريکه تا پايان برنامه چهارم توسعه (2009ميلادي)، باسوادي افراد زير30 سال بطور کامل، تحقق پيدا کند.

اهتمام ما براي ريشه کن کردن بي سوادي، بر اساس فرمان حضرت امام خميني «رهبر کبير انقلاب اسلامي» بوده است. ايشان در اولين ماههاي پيروزي انقلاب فرمود: " لازم است تمام بي سوادان براي يادگيري و تمام خواهران و برادران باسواد براي ياد دادن بپا خيزند"

در راستاي اجراي اين فرمان طبق آخرين آمار مربوط به سرشماری سال 1385 در جمهوری اسلامی ايران، توزيع نسبي زنان با سواد نسبت به جمعيت زنان بالاي 6 سال، 34/80 درصد برآورد شده است که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 86/44 درصد افزايش داشته است. توزيع نسبي زنان با سواد نسبت به کل با سوادان کشور در سال 1385، 68/46 درصد برآورد شده است که اين رقم طي سه دهه گذشته 34/10 درصد افزايش داشته است.

در جمهوری اسلامی ايران علاوه بر آموزش رسمی افراد واجب التعليم، برای ريشه کن کردن بی سوادی در شهرها و بويژه در روستاها، سوادآموزی در دو مرحله صورت می گيرد، مرحله اول شامل آموزش اساسي خواندن و نوشتن و حساب کردن است و مرحله بعد آموزش حرفه اي و شغلي، که به آن "سوادآموزي تابعي" گفته مي شود. در سوادآموزي تابعي، سواد از طريق آموزش مهارتهاي مورد نياز ساکنين مناطق مختلف به مردم آموخته مي شود.

اين امر توسط نهادی بنام نهضت سوادآموزی در سطح کل کشور به اجرا درمی آيد. براساس آخرين آمار منتشره از سوی نهضت سوادآموزی، تعداد سوادآموزان زن در سال 1385، 1149524 نفر بوده است که اين رقم نسبت به سال 1375، 53/26 درصد افزايش و نسبت به سال 1365، 75/58 درصد افزايش داشته است. توزيع نسبي سواد آموزان زن نسبت به کل سوادآموزان در سال 1385، 65/85 درصد برآورد شده است که اين رقم نسبت به دو دهه گذشته 81/18 درصد افزايش داشته است. (همان)

شايان ذکر است از سال 1315 شمسي که اولين کلاسهاي اکابر در ايران داير شد، بزرگسالاني که در اين کلاسها شرکت مي کردند تنها مردان بودند و در سالهاي بعد نيز رشد سواد در ميان زنان، به کندي صورت مي گرفت.

اين در حالی است که در سالهای اخير فعاليتهای نهضت سوادآموزی ايران چندين برابر افزايش يافته است و همانگونه که سوادآموزان زن گرايش بيشتری به سوادآموزی داشته اند، درصد بيشتری از آموزشياران نهضت سوادآموزی را نيز زنان تشکيل می دهند.

تعداد آموزشياران زن نهضت سواد آموزي در سال 1385، 41876 نفر گزارش شده است که اين رقم نسبت به دو دهه گذشته 4/71 درصد افزايش داشته است.

توزيع نسبي آموزشياران زن نهضت سواد آموزي نسبت به کل آموزشياران در سال 1385، 72/84 درصد برآورد شده است که اين رقم نسبت به دو دهه گذشته 87/19 درصد افزايش داشته است. (همان)

ارائه «طرح خواندن با خانواده» در سال 1382، موجب شد که نهضت سوادآموزي ايران، جايزه بين المللي آيسسکو را به خود اختصاص دهد. در اين سال از مجموع سوادآموزان خانواده هاي ايراني، 84 درصد را زنان تشکيل مي دادند که درصد قبول شدگان زن در دوره منتهي به سال مذکور، به 85 درصد بالغ گرديد. در سال 1384، 2/ 86 درصد زن، تحت پوشش سوادآموزي قرار داشتند که از اين عده 87 درصد مدرک قبولي در کليه دوره ها را دريافت نموده اند. در اين سال 462 نفر از سوادآموزان نهضت سوادآموزي به دانشگاه راه يافته و تا سطح دکتراي حرفه اي پيش رفته اند که از اين تعداد، 347 نفر زن و 115 نفر مرد هستند.

دوره هاي آموزش عمومی و متوسطه

براساس مفاد قانون اساسی ايران، دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را برای همه ملت (اعم از زن و مرد) تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالی را تا سرحد خودکفايی کشور بطور رايگان گسترش دهد. همچنين رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه براي همه در کليه زمينه ها ضروري شناخته شده است و براي تحقق اين امر تلاشهاي زيادي مي شود. همچنين در اجراي اصل سيزدهم قانون اساسي، آموزش تعليمات دينی اقليتهاي ديني، بر طبق آيين خود، آزاد مي باشد.

در اجراي برنامه آموزش براي همه، دولت موظف شده است به منظور دسترسي به فرصتهاي برابر آموزشي به خصوص در مناطق کمتر توسعه يافته، گسترش دانش، مهارت و ارتقاي بهره وري سرمايه هاي انساني به ويژه براي دختران اقدامات مقتضي را به انجام برساند. فراهم کردن امکانات مناسب براي رفع محروميت آموزشي از طريق گسترش مدارس شبانه روزي، روستا مرکزي و خوابگاه هاي مرکزي، آموزش از راه دور و رسانه اي و تامين تغذيه، آمدوشد و بهداشت دانش آموزان و ساير هزينه هاي مربوط به مدارس شبانه روزي و نيز ايجاد و گسترش اماکن و فضاهاي آموزشي، پرورشي و ورزشي به تناسب جنسيت وتهيه و اجراي برنامه هاي لازم براي گسترش آموزش پيش دبستاني و آمادگي به ويژه در مناطق دوزبانه (که علاوه بر فارسي به زبان بومي منطقه خود تکلم مي کنند)، در قانون برنامه چهارم توسعه مورد تاکيد قرار گرفته است.

اجباري کردن آموزش تا پايان دوره راهنمايي به تناسب تامين امکانات و بتدريج در مناطقي که آموزش و پرورش اعلام مي کند، يکي از مقاصد برنامه چهارم توسعه است که بايد تا پايان مدت برنامه چهارم،تحقق پيدا کند.

در ماده 53 اين قانون، دولت موظف شده است به منظور هماهنگي امر سياستگزاري آموزش فني و حرفه اي اعم از رسمي و غيررسمي شامل آموزشهاي کارداني و علمي کاربردي و آموزشهاي فني و حرفه اي کوتاه مدت و آموزشهاي ضمن خدمت کارکنان دولت و مديريت حرفه اي تخصصي، ستاد هماهنگي آموزشهاي فني و حرفه اي به رياست معاون اول رئيس جمهور و عضويت وزراي آموزش و پرورش، کار و امور اجتماعي، علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت درمان و آموزش پزشکي، کشاورزي و جهاد سازندگي و رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور و رئيس مرکز امور زنان و خانواده تشکيل دهد. تصميمات اين ستاد پس از تاييد هيات وزيران براي کليه وزارتخانه ها و شوراها در امور مذکور لازم الاجرا خواهد بود.

مشارکت فعال زنان در آموزشهاي ضمن خدمت کارکنان دولت و تقويت مهارتهاي آنان متناسب با نيازهاي جامعه و تحولات فناوري و توجه به ترکيب جنسيتي عرضه نيروي کار و ارتقاي کيفيت زندگي زنان و نيز افزايش باورهاي عمومي نسبت به شايستگي آنان، نکات ديگري است که در اجراي قانون برنامه توسعه، پيگيري مي شود و درصد معيني از بودجه هاي سنواتي وزارتخانه ها به آنها تخصيص پيدا مي کند.

گزارش های رسمی وزارت آموزش و پرورش و تحقيقات و بررسی های آماری نشان می دهد که زنان در آموزش و پرورش بيشترين مشارکت و مسئوليت را دارند، نقش زنان در عرصه آموزش به عنوان معلمان، مربيان و راهنمايان نسل های آينده بسيار بارز است. اين امر ايجاب می کند که تربيت و آموزش زنان از اولويت ويژه ای برخوردار باشند. همچنين زمينه های لازم برای ارتقای سطح دانش، مهارت و تجربيات آنان، متناسب با شرايط و مسئوليت های مختلفی که در آموزش و پرورش بر عهده دارند و يا با آن مواجه هستند، فراهم گردد تا بتوانند به نحو مطلوبی مسئوليت های خود را به انجام رسانند.

از سوی ديگر نيمی از دانش آموزانی که در نظام آموزشی کشور به تحصيل اشتغال دارند دختر هستند که می بايست آموزش و تربيت آنان از اولويت و توجه خاصی برخوردار باشد. زيرا نه تنها آموزش همگانی و تعليمات فردی نوعی حقوق انسانی تلقی می شود، بلکه يکی از مسئوليتهای مديريت جامعه است که به اين گروه از ساختار جمعيتی توجه ويژه ای مبذول دارد. بنابراين توجه بيشتر به آموزش و پرورش زنان به لحاظ نقش های خانوادگی و ضرورت های اجتماعی برای مديريت جامعه، واقعيتی اجتناب ناپذير می باشد. زيرا که از اين طريق است که رشد سطح فرهنگ، معرفت، بينش سياسی و اجتماعی جامعه امکان پذير می گردد. بنابراين می توان گفت که گسترش و جذب واجب التعليمان دختر نه تنها گامی به سوی عدالت آموزشی محسوب می شود بلکه اين امر سهم بسزايی در افزايش کارآيی و سرمايه اجتماعی داشته و عامل مؤثر در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور محسوب می شود.

مقاطع تحصيلي رسمي، عمومی و متوسطه در کشور ما، شامل دوره هاي آمادگي، ابتدايي، راهنمايي، متوسطه عمومي و پيش دانشگاهي، دانشسرا و تربيت معلم است. آمادگي، يکسال پيش از آغاز دوره دبستان را در برمي گيرد. دوره ابتدايي، 5 سال، دوره راهنمايي تحصيلي، 3 سال و دوره متوسطه عمومي هم 3 سال طول مي کشدکه رشته هاي تحصيلي نظري، فني و حرفه اي و کار – دانش را شامل مي شود. داوطلبان ورود به دانشگاه، بعد از اتمام دوره متوسطه عمومي، يکسال، دوره پيش دانشگاهي را طي مي کنند. دانشسرا و مراکز تربيت معلم، تحت پوشش وزارت آموزش و پرورش، مدرس تربيت مي کند.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:19 PM
وضعيت آموزش زنان در جمهوری اسلامی ايران-قسمت دوم
روند تحولات شاخص های کمی مربوط به دانش آموزان دختر در آموزش و پرورش

زنان و دختران در جمهوری اسلامی ايران در سطوح مختلف آموزشي بويژه پس از وقوع انقلاب شکوهمند اسلامي، پيشرفتهاي زيادي داشته اند. جدول آخرين آمار آموزشي زنان ايران به شرح زير است:




دوره آموزشي
تعداد دختران
درصد دختران
سال تحصيلي
آمادگي
ابتدايي
راهنمايي تحصيلي
متوسطه عمومي
پيش دانشگاهي
دانشسراو تربيت معلم
284583
2818290
1837767
1805380
265534
5894
5/51
4/48
7/46
8/48
4/69
1/43
86 - 1385
86 - 1385
86 - 1385
86 - 1385
86 - 1385
86 – 1385




توزيع نسبي دانش آموزان دختر جمعاً در کليه مقاطع نسبت به کل دانش آموزان در سال تحصيلي 86-1385، 56/48 درصد برآورد شده است، که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 76/10درصد افزايش داشته است.

تعداد دختران دانش آموز در کليه مقاطع در سال تحصيلي 86-1385، 7243257 نفر گزارش شده است. توزيع نسبي دانش آموزان دختر نسبت به جمعيت زنان بين 6 تا20 ساله در سال تحصيلي 86-1385، 8/67 درصد برآورد شده است که اين رقم نسبت به سال تحصيلي 76-1375، 59/4 درصد کاهش و نسبت به سه دهه گذشته 7/24 درصد افزايش داشته است.

لازم به ذکر است کاهش تعداد دانش آموزان در دهه اخير بيانگر کنترل جمعيت بوده است و از آنجا که کنترل تعداد مواليد در دهه ماقبل آن محقق شده بود, لذا بطور طبيعی کاهش تعداد جمعيت دانش آموزان در دهه بعد از آن بوقوع پيوسته است.

پيشرفت تحصيلي دختران و پسران در اين دوره يکسان نبوده و طي تحقيقي که انجام شده در فاصلة سالهاي تحصيلي 71-70 لغايت 78-77، طول تحصيل فارغ التحصيلان دوره ابتدايي براي پسران، 29/5 و براي دختران، 17/5 سال محاسبه شده است. به اين معني که تحصيل ابتدايي پسران در اين دوره، هزينه اي بيش از دختران در برداشته است.

مطابق مطالعات انجام شده طول تحصيل در دوره هشت ساله آموزش عمومي، براي پسران، 6/8 و براي دختران 32/8 سال و هزينه تحصيل دختران در کل اين دوره ها کمتر بوده است. (همان)

تا سال 1376-1375 که دورة پيش دانشگاهي اجرا شد، طول دورة متوسطة عمومي، 4 سال بود. از اين سال براي سهولت ورود فارغ التحصيلان دبيرستاني به بازار کار و تعديل تعداد داوطلبان ورود به دانشگاهها، دورة متوسطة عمومي به 3 سال کاهش يافت و يکسال، دوره پيش دانشگاهي براي داوطلبان ورود به دانشگاهها اختصاص پيدا کرد.

براي بررسي تغييرات نسبت دختران در دورة متوسطه، به تفکيک رشته هاي تحصيلي بايد گفته شود که دورة دبيرستان، داراي يک سال آموزش عمومي در پاية اول است و پس از آن دانش آموزان در رشته هاي علوم رياضي، علوم تجربي، علوم انساني، فني و حرفه اي و کار ودانش وارد شده و دو سال تا پايان دورة متوسطه در اين گرايشها به تحصيل مي پردازند. نسبت دختران در سالهاي اخير در پاية اول از سال 82-1381 تا 86-1385 تقريباً ثابت و در حدود 46 درصد بوده است. اما از نظر رشته هاي تحصيلي خاص، رشته علوم تجربي در صدر قرار دارد به نحوي که نسبت دختران در سال 86-1385 به 3/66 درصد ارتقاء يافته است.

به همين ترتيب در سال 86-1385 دانش آموزان دختر دبيرستاني رشتة علوم انساني 60 درصد، علوم رياضي 2/43 درصد، رشته کار و دانش 3/40 درصد و رشته هاي فني و حرفه اي 5/34 درصد کل دانش آموزان اين رشته ها بوده اند.

بنابراين ملاحظه مي شود که دختران ما، در دوره متوسطه ،گرايش بيشتري براي تحصيل در رشته هاي علوم تجربي و علوم انساني دارند و در رشته هاي ديگر نيز درصدهاي مطلوبي را به خود اختصاص داده اند.

دوره پيش دانشگاهي، تنها دورة تحصيلي است که از ابتداي اجراي آن، نسبت دختران در آن بيش از پسران دانش آموز بوده است. علت اصلي اين امر، خروج بيشتر دانش آموزان پسر در پايان دوره متوسطه از سيستم آموزش رسمي و پيوستن آنان به بازار کار يا دوره هاي آموزش غيررسمي مي باشد. در سال 76-1375 نسبت دختران در اين دوره، 3/54 درصد بوده و تا سال 81-80 به 7/61 درصد بالغ گرديده است. بر طبق آخرين آمار در سال 86-1385 توزيع نسبي دختران نسبت به کل دانش آموزان اين دوره 63 درصد بوده است.
گرايشهاي تحصيلي دوره پيش دانشگاهي شامل رشته هاي علوم رياضي، علوم تجربي، علوم انساني و هنر است.

بررسي روند تغيير نسبت دختران در دورة پيش دانشگاهي به کل دانش آموزان اين دوره در سالهاي اخير نشان مي دهد که تعداد آنها در پنج سال گذشته در رشته هاي تحصيلي مختلف، تغييرات محسوسي داشته است.

در سال تحصيلي 86-1385 حضور دانش آموزان دختر در رشته هنر، با بالاترين نسبت و معادل 8/91 درصد بوده است و در مرتبه های بعدی به ترتيب در رشته علوم تجربي 1/72 درصد، درگروه علوم انساني 4/69 درصد و در علوم رياضي 7/46 درصد کل دانش آموزان اين دوره را دختران تشکيل داده اند.

بديهي است افزوني تعداد دانش آموزان دختر در دورة پيش دانشگاهي، تقاضاي آنان را براي ورود به دوره هاي عالي بيشتر از پسران ، بدنبال خواهد داشت.

دوره هاي استثنايي آموزش و پرورش، شامل آموزشهايي است که به دانش آموزان ويژه ارائه مي شود. دانش آموزاني که به هر دليل از قبيل ناتواني عضوي يا هوشي و يا سرآمدي و توانمنديهاي برجسته در سيستم جداگانه اي نسبت به قالب عمومي، آموزش مي بينند، در اين دوره ها تربيت مي شوند. دانش آموزان نخبه نيز در آمار اين سيستم قرار دارند. مقاطع تحصيلي استثنايي شامل پيش دبستاني، ابتدايي، مهارتهاي حرفه اي، راهنمايي و متوسطه (پيش دانشگاهي) است.

در سال تحصيلي86-1385، نسبت دختران در دورة پيش دبستاني، 58 درصد کل فراگيران اين دوره مي باشد. اين نسبت در دوره ابتدايي، 60 درصد، در دوره مهارتهاي حرفه اي، 65 درصد، در دوره راهنمايي،53 درصد و در متوسطه و پيش دانشگاهي، 54 درصد است . بنابراين در کلية دوره هاي آموزش استثنايي نيز، توزيع نسبي دختران دانش آموز از پسران، بيشتر بوده است.(همان)

حدود 50 سال پيش، 347 نفر دختر در دوره هاي دانشسراي عالي حضور داشتند که اين عده، 9/11 درصد کل دانشجويان اين دوره را در برمي گرفت. بيست سال بعد در سال تحصيلي 56-55 اين نسبت به 8/48 افزايش يافت. در سال 66-65 اين نسبت رو به کاهش گذاشت و به 8/23 درصد کل دانشجويان رسيد.

به دليل تداوم نسبي فعاليت مراکز تربيت معلم، در سال تحصيلي 79-78 تعداد کل دانشجويان در اين دوره ها افزايش چشمگيري داشته ولي نسبت دختران در اين دوره ها به 7/36 درصد کاهش پيدا کرد. پس از اين سال، تعداد کل دانشجويان، با نوساناتي رو به کاهش گذاشته و بالاخره در آخرين آمار موجود مربوط به سال تحصيلي 86-85 ، نسبت دختران به کل، 1/43 درصد گزارش شده است. به نظر مي رسد تعداد زيادي از دختران داوطلب تحصيل در اين دوره ها، به آموزش عالي، تحت پوشش وزارت علوم، تحقيقات و فناوري که متولي آموزش عالي کشور است، راه پيدا کرده اند زيرا دانشجويان دختر در دوره هاي عالي، به طور روز افزوني افزايش داشته است (همان).

روند تحولات شاخص های کمی مربوط به کادر آموزشی زن در آموزش و پرورش

در جمهوري اسلامي ايران، معلم از جايگاه رفيعي برخوردار است. امام خميني «ره» در پيامي، معلمي را شغل انبياء اعلام فرمودند و آثار تربيتي معلمان را مشابه آثار هدايت و تربيت پيامبران برشمردند.

بر اساس تعاليم دين اسلام، معلمان با تجهيز به تقوي و علم مي توانند در انتقال علم و مواريث فرهنگي، تاثيري شگرف داشته باشند. با توجه به گستردگي آموزش زنان در سطوح مختلف تحصيلي، و به تبع آن تعداد بيشمار معلمان کشور، مي توان به اهميت و فراواني اين تاثيرات پي برد.

کارکنان آموزش و پرورش، بيشترين تعداد شاغلان دولتي را تشکيل مي دهند. 66/70 درصد شاغلان دولتي کشور در پايان سال 1384، در وزارت آموزش و پرورش، حضور داشته اند.

تعداد کارکنان زن آموزش و پرورش در سـال 84-1383، 527433 نفر گزارش شده است که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 3/297 درصد افزايش داشته است. بطوريکه تعداد کارکنان زن آموزش و پرورش در حال حاضر افزون بر کارکنان مرد اين وزارتخانه است.

توزيع نسبي کارکنان زن آموزش و پرورش نسبت به کل کارکنان آموزش و پرورش در سال تحصيلي 84-1383، 4/50 درصد برآورد شده است و در حال حاضر بيش از نيمی از کارکنان آموزش و پرورش را زنان تشکيل می دهند که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 2/3 درصد افزايش داشته است.

ارتقاي توانايي و مهارت حرفه اي معلمان، با تدوين استانداردهاي حرفه اي معلم از جهت دانش، رفتار و عملکرد با استفاده از تجارب بين المللي و شرايط بومي کشور، يکي از برنامه هايي است که در قانون برنامه چهارم توسعه، پيگيري مي شود.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:20 PM
وضعيت آموزش زنان در جمهوری اسلامی ايران-قسمت سوم
دوره های آموزش عالی

دانش آموزان ما پس از طي دورة پيش دانشگاهي، با شرکت در آزمون همگاني و قبولي در آن، به دانشگاهها وارد مي شوند. آموزش عالي در کشور ما در دو بخش دولتي و آزاد (خصوصي) متمرکز است. مقاطع تحصيلي دانشگاهي، شامل دوره هاي کارداني، کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکترا است.

روند تحولات شاخص های کمی مربوط به ورودی دختران به آموزش عالی کشور

تعداد پذيرفته شدگان زن در مراکز آموزش عالي کشور اعم از دولتي و آزاد در سال تحصيلي 85-1384، 390306 نفـر گزارش شده است که اين رقم نسبت به سال 76-1375، 96/192 درصد و نسبت به سه دهه گذشته 27 برابر شده است.

توزيع نسبي پذيرفته شدگان زن در مراکز آموزش عالي کشور اعم از دولتي و آزاد نسبت به کل پذيرفته شدگان در سال تحصيلي 85-1384، 78/54 درصد بوده است که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 77/15 درصد افزايش داشته است.

لازم به ذکــر است بر اساس آخـرين آمار, درصد پذيرفته شدگان زن در مـراکز آموزش عالـی دولتی در سال 86-1385 برابر با 22/63 درصد کل پذيرفته شدگان بوده است.

تعداد دانشجــويان زن در مراکز آمـوزش عالي کشور اعم از دولتي و آزاد در سال تحصيلي85-1384، 1236622 نفر برآورد شده است که اين رقم نسبت به سال تحصيلي 76-1375، 91/168 درصد و نسبت به سه دهه گذشته بيش از 24 برابر شده است.

توزيع نسبي دانشجويان زن مراکز آموزش عالي کشور اعم از دولتي و آزاد نسبت به کل دانشجويان در سال تحصيلي 85-1384، 56/51 درصد برآورد شده است که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 76/21 درصد افزايش داشته است.

لازم به ذکر است درصد دانشجويان زن در سال تحصيلی 85- 1384 در دانشگاههای دولتی 15/55 درصد و در دانشگاه آزاد اسلامی 48 درصد بوده است.
تعداد دانش آموختگان زن مراکز آموزش عالي کشور اعم از دولتي و آزاد در سال تحصيلي 84-1383، 176239 نفر گزارش شده است که اين رقم نسبت به سال 76-1375، 96/208 درصد و نسبت به سال 56-1355، 13 برابر افزايش يافته است.

توزيع نسبي دانش آموختگان زن در مراکز آموزش عالي اعم از دولتي و آزاد نسبت به کل دانش آموختگان در سال تحصيلي 84-1383، 98/49 درصد برآورد شده است که اين رقم نسبت به سال 76-1375، 87/10 درصد و نسبت به سال 56-1355،47/20درصد افزايش داشته است.

لازم به ذکر است درصد فارغ التحصيلان در سال تحصيلی 84-1383 در دانشگاههای دولتی 72/49 درصد و در دانشگاه آزاد اسلامی 26/50 درصد بوده است. داده های آماری بيانگر آن است که در سالهای قبل اگر چه تعداد پذيرفته شدگان زن و حتی دانشجويان زن نسبت به مردان افزايش يافته بود, لکن تعداد زنان دانش آموخته هنوز کمتر از مردان بوده و اين مسئله ناشی از آن بود که تعدادی از دانشجويان دختر تحصيلات خود را نيمه کاره رها می کردند. لکن در آخرين سال اخذ اطلاعات اين شاخص نيز به مرز پنجاه درصد نزديک شده است و در مورد دانشگاه آزاد اسلامی از پنجاه درصد نيز فراتر رفته است, بدين معنی که در دانشگاه آزاد اسلامی پسران دانشجو بيشتر تمايل به ترک تحصيل داشته اند.

بر اساس آمار سال 85-1384 توزيع نسبی دانشجويان زن در مقطع کارشناسی بيش از ساير مقاطع و معادل 57 درصد کل دانشجويان اين مقطع است.

به همين ترتيب نسبت دانشجويان دختر در مقطع کاردانی معادل 65/44 درصد و نسبت دختران دانشجوي کارشناسی ارشد 26/38 درصد و نسبت دختران دانشجويان دکتری به 36 درصد دانشجويان کل اين مقاطع می باشد.

بر اساس آمار 85-1384 توزيع نسبی زنان دانشجو در گروه عمده رشته تحصيلی پزشکی بيش از ساير رشته ها و در دانشگاههای دولتی و آزاد نسبت اين دسته از دختران دانشجو به کل دانشجويان اين رشته 9/88 درصد است.

به همين ترتيب نسبت دانشجويان دختر در رشته علوم پايه 71 درصد، دانشجويان دختر در رشته هنر 63 درصد، دانشجويان دختر در علوم انسانی 5/62 درصد، دانشجويان دختر در رشته کشاورزی 28/45 درصد و دانشجويان دختر در رشته فنی و مهندسی 1/24 درصد کل دانشجويان اين رشته هامی باشد.

همانگونه که ملاحظه مي شود در جمهوری اسلامی ايران گرايش تحصيلی دختران دانشجو به ترتيب در رشته های علوم پزشکی، علوم پايه، هنر، علوم انسانی، کشاورزی و دامپزشکی و فنی و مهندسی است.

همچنانکه ماهيت اين رشته هاي تحصيلي با ساختار جنسيتي آنان سازگاري بيشتري دارد. از آنجا که در پذيرش دانشجويان زن براي ورود به رشته هاي دانشگاهي، هيچگونه محدوديتي وجود ندارد، انتخاب رشته و تحصيل درگروه رشته هاي فني و مهندسي و کشاورزي و دامپزشکي، بر اساس گرايش طبيعي آنان بوده و بيانگر علاقمندي کمتر زنان به تحصيل در رشته هايي است که از نظر فطري و اجتماعي، تناسب کمتري با ايفاي نقشهاي فردي، خانوادگي و اجتماعي آنان داشته است. همچنين تعدادي از دانشجويان ابراز داشته اند که براي احراز توانايي شغلي در بازار کار در اين رشته ها تحصيل مي کنند نه الزاماً به اين دليل که به آنها علاقه کافي دارند.

حضور زنان در مقاطع تحصيلي مختلف و گروه عمده رشته هاي تحصيلي دانشگاهها ، هرساله در حال افزايش است. از آنجا که يکي از مهم ترين هدفهاي آموزش عالي، تربيت نيروي انساني براي تصدي مشاغل و تخصصهاي گوناگون است، در ابتدا به نظر مي رسد اين افزايش حضور زنان در مواضع تحصيلي، در نهايت، بازارکار را براي مردان محدود کند. مردان، بنابر قوانين شرع مقدس و قانون مدني جمهوري اسلامي ايران، سرپرست خانواده و مسئول تأمين مخارج آن هستند در حاليکه زنان وظيفة مستقيمي در اين باره ندارند. به اين معني که اگر به کاري بيرون از خانه اشتغال داشته باشند، همة درآمد آن متعلق به خودشان است و ضرورتي ندارد که آن را به اقتصاد خانواده وارد کنند.

با اين فرض، اشغال مواضع شغلي گوناگون، ممکن است تهديدي براي اشتغال مردان و ايفاي مسئوليت اقتصادي آنان درخانواده شود. اين در حالي است که در جمهوري اسلامي ايران، تحصيل زنان در مقاطع عالي، الزاماً براي ورود زنان به بازار کار نيست و تعداد زيادي از زنان با تحصيلات عاليه، به بازار کار اجتماعي وارد نمي شوند و در حال حاضر بيش از سي درصد شاغلان را زنان تشکيل مي دهند .

طي تحقيقي که در يکي از استانهاي کشور درباره علل گرايش زنان به آموزش عالي در دهه گذشته انجام شده، زنان نمونه آماري، کسب اعتبار و موقعيت بهتر را مهم ترين عامل تحصيل خود اعلام کرده اند. البته علل ديگري مانندعلاقمندي به مشارکتهاي سياسي، نگرش فرهنگي اقشار مختلف جامعه به افراد تحصيلکرده (سياستگزاران، رهبران ديني، مديران و ...)، علاقمندي به احراز شغل و نگرش اعضاي نهاد خانواده (والدين و همسر) هم تأثير بسزايي در افزايش انگيزة آنان داشته است. لکن به هر حال، علاقمندي به احراز شغل، در رتبه هاي پايين انگيزة تحصيلات عاليه آنان قرار دارد. در اين تحقيق، گسترش ارتباطات، کمترين علت گرايش زنان به تحصيل را داشته که از نظر موازين شرع مقدس اسلام نيز در رتبه هاي پايين ارجمندي فعاليتهاي آموزشي واجتماعي زنان قرار دارد.

اما بايد اذعان نماييم که براي عده اي از زنان ما نيز تقاضاي نقش خواهي براي نقش آفريني در بخشهاي مديريتي جامعه اعم از مديريت اجرايي يا قانونگذاري در سطوح ملي و محلي وجود دارد اما اين نسبت نقش دهي به زنان، با افزايش تعداد زنان در آموزش عالي، متناسب نيست.

روند تحولات شاخص های کمی مربوط به کادر علمی زن در آموزش عالی کشور

با توجه به ميزان مشارکت زنان ما، در کادر آموزشي دانشگاههاي دولتي و آزاد در مراتب گوناگون علمي، اطلاعات آماری زير مي تواند سهم زنان را در ايفاي نقشهاي علمي-پژوهشي، نشان دهد :

تعداد کادر آموزشی زن در مراکز عالي کشور اعم از دولتي و آزاد در سال تحصيلي58-1384 ، 24579 نفـر گزارش شده است که اين رقـم نسبت به سال تحصيلي 76- 1375، 9/159 درصد افزايش داشته است.

توزيع نسبي کادر آموزشي زن در مراکز آموزشي عالي اعم از دولتي و آزاد نسبت به کل کادر آموزشي در سال تحصيلي85-1384، 13/20 درصد گزارش شده است که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 38/5 درصد افزايش داشته است.

در دانشگاههای دولتی جمهوری اسلامی ايران 1/9 درصد اعضای هئيت علمی با مرتبه استادی را زنان تشکيل می دهند، به همين ترتيب 41/15 درصد دانشياران ، 6/15 درصد استادياران، 72/20 درصد مربيان دانشگاهها را کادر علمی زنان تشکيل می دهند.

در دانشگاههای آزاد در جمهوری اسلامی ايران 6/5 درصد اعضای هئيت علمی با مرتبه استادی را زنان تشکيل می دهند، به همين ترتيب 5 درصد دانشياران ، 34/14 درصد استادياران، 63/22 درصد مربيان دانشگاهها را کادر علمی زنان تشکيل می دهند.


برنامه هاي ارتقاي علمي زنان دانشگاهي

(1) ارتقاي پوشش جمعيتي:

نسبت جمعيت دانشجويان به جمعيت 18تا 24سال، شاخص مهمي در ارزيابي کمي آموزش عالي به شمار مي رود. ارتقاي پوشش جمعيت دانشجويي به حد مطلوب، تا پايان برنامه چهارم توسعه در قانون برنامه پيش بيني شده است.

(2) کسب مدارج بالا :

توسعه کمي و کيفي آموزش عالي زنان در کسب مدارج بالا، يکي از اهداف ارتقاي مشارکت زنان در آموزش عالي است که در بند سوم اهداف و سياستهاي مشارکت زنان در آموزش عالي، به تصويب شورايعالي انقلاب فرهنگي رسيده و در اجراي آن، کميت و کيفيت آموزش دانشگاهي زنان، افزايش يافته است.

(3) بهره گيري مناسب از تخصصها و مهارتها :

يکي از سياستهاي مربوط به اشتغال زنان فارغ التحصيل دانشگاهها، بهره گيري مناسب و تخصصي از مشارکت کمي و کيفي زنان آموزش ديده به عنوان سرمايه هاي ملي دربرنامه هاي توسعه است. افزايش کمي و کيفي سطح آموزش و مهارتهاي اختصاصي زنان و تنوع بخشي به رشته هاي دانشگاهي متناسب با نقش آفريني آنان در عرصه هاي مختلف زندگي، نيز در بند 2 از فصل دوم اين سياستها گنجانده شده تا مبناهاي قانوني مناسبي را براي خود کفايي علمي زنان بويژه در رشته هاي تحصيلي مورد نياز خود، ايجاد نمايد.

(4) تأسيس رشته های دانشگاهی تخصصی زنان و خانواده:

براي افزايش دانش زنان درباره جايگاه زن وکسب اطلاعاتي درباره حقوق زنان، رشته هاي تحصيلي ويژه اي طراحي و تاسيس شده است. در حال حاضر 6 مرکز دانشگاهي، در مقطع کارشناسی ارشد در رشته مطالعات زنان، دانشجو مي پذيرد و تعداد زيادي از فارغ التحصيلان اين رشته ها در جايگاههاي شغلي مناسب خود، جذب شده اند. همچنين در مقطع کارشناسی رشته تحصيلي مطالعات خانواده در گرايشهاي مختلف روانشناسي، جامعه شناسي و.... داير است که سالانه دانشجويان علاقمند را به خود جذب نموده و تا کنون تعدادي از آنان فارغ التحصيل شده و در سازمان هاي اجتماعي، جذب شده اند. اين پيگيري ها بر اساس يکي از سياستهاي ارتقاي مشارکت زنان در آموزش عالي است که توسعه دانشگاهها و مراکز آموزش عالي خاص زنان را الزامي نموده است.

(5) مشارکت در سياستگزاري و تصميم گيري :

حضور زنان در مدارس، دانشگاهها و مراکز مختلف آموزشي به آنان فرصت مي دهد تا بخشي از مهارتهاي زندگي را فرا گيرند و تجربه حضور در عرصه هاي عملي نهادهاي اجتماعي را به دست آورند. اين امر متعاقبا آنان را در مراحل بعدي زندگي در ايفاي نقشهاي متنوع اجتماعي به عنوان مادر در امر تربيت فرزندان يا نيروي انساني ماهر و متخصص در عرصه کار و مديريت و به عنوان يک شهروند مسئول و آگاه و سرمايه انساني، مستعدتر و تواناتر مي کند. زنان نيروي شتاب دهنده توسعه اند. حضور آنان در مواضع آموزشي فرصت مغتنمي است براي پيشبرد برنامه هاي توسعه و نقش موثري در کنترل پيامدهاي بي ثبات کننده ناشي از توسعه و بويژه در کنترل پيامدهاي موسوم به شوکهاي فرهنگي توسعه ايفا مي کند.

در کشور ما براي پيگيري و استيفاي حقوق همه جانبه زنان در کليه عرصه هاي فردي، خانوادگي و اجتماعي، منشور جامع حقوق و مسئوليتهاي زن در جمهوري اسلامي ايران به تصويب شورايعالي انقلاب فرهنگي رسيده است. در فصل دوم اين منشور، حق مشارکت بانوان در سياستگزاري و تصميم گيري و مديريت هاي آموزشي ، علمي و حضور فعال در مجامع فرهنگي و علمي داخلي و خارجي مورد تاکيد قرار گرفته و در سازمانهاي ذيربط، تحقق آن پيگيري مي شود. زنان ما ، بويژه پس از وقوع انقلاب اسلامي، شايستگيهاي خود را براي سهيم شدن در اداره امور فرهنگي، علمي، اقتصادي و سياسي به اثبات رسانده اند و روزبه روز براي تربيت و انتصاب مديران لايق و متخصص زن، برنامه ريزي و سرمايه گزاري مي شود.

همچنين براي ارتقاي سطح علمي، آموزشي، پژوهشي و مديريتي زنان در دانشگاهها، دوره هاي تخصصي و فرصتهاي مطالعاتي کوتاه مدت و دراز مدت اجرا مي گردد.

(6) تشکيل انجمن هاي علمي و توسعه ارتباط هاي بين المللي :

به دنبال حمايت از تشکيل و توسعه انجمن هاي علمي زنان، بويژه در دو دهه اخير، زنان متخصص با تاسيس انجمن هاي علمي، مشارکت بيشتري در توسعه علم و کاربردهاي آن دارند. توسعه و تسهيل ارتباط علمي اعضاي هيات علمي و محققين و دانشجويان تحصيلات تکميلي زن با دانشگاهها و مجامع علمي خارج از کشور مورد حمايت دولت قرار گرفته است و استفاده بهينه از تجارب علمي و فرهنگي زنان دانشگاهي و حوزوي در مجامع ملي و بين المللي، در برنامه ها و ساختارهاي مرتبط، پيگيري مي شود.

توسعه تحقيق و پژوهش زنان

در منشور حقوق و مسئوليتهاي زن، "حق بهره مندي از حمايت آثار علمي- پژوهشي زنان و گسترش مراکز تحقيقاتي با مديريت زنان"، مطرح شده، در برابر اين حق، زنان براي" ارائه ديدگاه و تبيين دستاوردهاي مثبت ديني و ملي در زمينه مسائل زنان به جهانيان" مسئوليت دارندو براي تبيين و حفظ و اشاعه اين ديدگاهها تلاش مي کنند.

"توسعه مشارکت اعضاي هيات علمي و دانشجويان زن در برنامه هاي تحقيقاتي دانشگاهها و مراکز پژوهشي و فعاليتهاي مربوط به پارکهاي فناوري و شرکت هاي تحقيقاتي"، نمونه استراتژي هايي است که در حوزه تحقيق و پژوهش پيگيري مي شود.
زنان ما با پشتيباني هاي علمي، در کشف و اختراع تازه هاي علمی و انتشار مقالات علمي در عرصه هاي بين المللي مشارکت فعالي داشته اند.

علاوه بر گسترش مشارکت تحقيقي در رشته هاي مختلف علوم، جمهوري اسلامي از توسعه پژوهش در زمينه مسائل مربوط به زنان نيز پشتيباني مي کند. در اين راستا"اصول و مباني تحقيقات مسائل زنان" ،تدوين شده و به تصويب شورايعالي انقلاب فرهنگي رسيده و سازمانهاي مرتبط موظف شده اند که براي اجراي آنها، همکاري و هماهنگي داشته باشند. هدف از تصويب و اجراي اين اصول و مباني،" جهت دهي، گسترش و هماهنگي تحقيقات مسائل زنان بر اساس مباني اعتقادي نظام اسلامي به منظور اعتلاي شخصيت زن و رفع نيازها و تنگناهاي موجود در جامعه" بوده است. بر اين اساس تاسيس و تصويب و اجراي طرحهاي تحقيقي بيشمار در پژوهشکده هاي مختص موضوعات مربوط به امور زنان به صورت دولتي و خصوصي، مورد حمايت قانوني و مالي قرار گرفته است.

در بخش سياست هاي مبتني بر هدف فوق، نکات زير مورد تاکيد قرارگرفته و زمينه هاي اجرايي آن فراهم شده است:

• توسعه منابع و امکانات تحقيقات مسائل زنان، تربيت نيروي انساني محقق و حمايت از گسترش مراکز تحقيقاتي و خدمات علمي و اطلاع رساني ويژه موضوعات زنان.

• هماهنگي، نظارت و ارزيابي تحقيقات مسائل زنان در راستاي تحقق برنامه هاي توسعه فرهنگي و اجتماعي کشور و رفع مشکلات زنان.

• گسترش فرهنگ تحقيق در زمينه مسائل زنان و تقويت نقش زنان محقق دانشگاهي .

نمونه راهکارهايي که براي اجراي سياستهاي فوق، پيش بيني شده، در نکات زير قابل ذکر است:

• تعيين شاخصهاي رشد فرهنگي اجتماعي زنان در چارچوب ساختار فرهنگي و اجتماعي کشور.

• شناسايي مراکز تحقيقاتي موجود در زمينه مسائل زنان و حمايت از آنان در ابعاد مختلف.

• شناسايي، تشويق و تقدير محققين و صاحب نظران برجسته در مسائل زنان بويژه زنان.

• گسترش همکاري هاي بين المللي و تبادل اطلاعات علمي- تحقيقاتي مسائل زنان از طريق ايجاد مراکز علمي و پيوستن به مجامع منطقه اي و بين المللي در ايران.

• تلاش به منظور تخصيص عادلانه امکانات و اعطاي مسئوليت هاي پژوهشي به بانوان.

• توجه به پديده جهاني شدن و پيامدهاي مثبت و منفي آن در حوزه هاي مربوط به زنان از طريق تحقيقات ارائه راهکارهاي مناسب براي حفظ و تقويت هويت اسلامي و ملي زنان.

با فراهم شدن بسترهاي قانوني فوق، برنامه ريزي و تامين اعتبار براي اجراي کليه تحقيقات مرتبط با مسائل زنان تحت چارچوب هاي سياستگزاري شده انجام مي گيرد.

بانوان محقق ما براي تبيين و تحقق جايگاه شايسته زنان از اين فعاليتها استقبال نموده و به انجام پروژه هاي بيشمار پژوهشي در اين موضوعات، مشغول هستند.


منابع
1. اصول کافي، جلد1، صفحه 36، حديث 5 و بحارالانوار، جلد 1، صفحه 171و...
2. رياحين الشريعه
3. نوري همداني، جايگاه زن در اسلام
4. بامداد، بدر الملوک، زن ايراني، جلد دوم، نشر ابن سينا 1348(نقل از مقاله تاسيس نخستين مدرسه دخترانه به همت زنان، نوشين احمدي خراساني، نشريه زنان، سال 7، شماره 46، شهريور 1377، صفحه 5
5. شيرازي، فريبا "زنان، مديريت فرهنگ بهره وري در جامعه" پيام زن، سال 6، شماره 66، شهريور 1376، صفحه39-38
6. صدوق، من لايحضره الفقيه، جلد 3، صفحه 379، حديث 4336
7. فيض کاشاني، ملا محسن، محجه البيضاء، جلد3، صفحه 73
8. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، مصوب 1358، اصلاحيه 1368، بند 2، اصل سوم
9. قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران(1388-1384) شمسي مقارن 2009-2005 ميلادي مصوب 11/ 6/1383 مجلس شوراي اسلامي، انتشارات سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور، چاپ هفتم 1385،بند ي، ماده52
10. صحيفه نور، جلد 11، صفحه 121
11. آمارنهضت سوادآموزي، آذر1386
12. ديزآبادي، ابراهيم "ديروز و امروز، آموزش زنان و دختران روستايي" پيام زن، سال5، شماره 55، مهر 1375، صفحه19-14
13. آمار نهضت سوادآموزي، 1383
14. شوراي فرهنگي-اجتماعي زنان" نهضت اسلامي، نهضت رشد و سوادآموزي زنان، ماهنامه پيام زن، سال 14، شماره 1، فروردين 1384
15. حقيقت جو، مريم" تحصيلات دختران، سندي ماندگار و مايه افتخار"، ماهنامه پيام زن، سال 14، شماره 1، فروردين 1384
16. نهضت سوادآموزي، فعاليتهاي نهضت سوادآموزي در آيينه آمار و نمودار1384
17. حقيقت جو، همان
18. قانون اساسي، اصل سوم، بندهاي 9و3
19. قانون برنامه چهارم توسعه، بند الف-1 ، ماده 54 و بند الف ماده 111
20. همان، ماده 52، بند ب
21. فصلنامه زن" نقدي بر محورهاي دوازده گانه کنفرانس پکن"، دوره 1، شماره 4، بهار 1385، صفحه 116-89
22. سايت iran women ، گزارش وضعيت جهان در سال 2006
23. دانشگاه آزاد اسلامي، اداره کل فناوري اطلاعات و ارتباطات، آمار آموزش عالي، 1386
24. همان، پردازش شده از جدول آماري مرتبط
25. خلفي، محبوبه، بررسي نگرش دانشجويان مرکز آموزش عالي فني دختران نسبت به انتخاب شاخه فني و حرفه اي و دلايل آن، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه الزهرا، 1378
26. مسعودي، عصمت. جواهري، منوچهر، طرح توصيفي تحليل دسترسي به فرصتهاي برابر در توسعه آموزش عالي دولتي در کشور، دانشگاه آزاد اسلامي، 1381
27. طرح بررسي ميزان نابرابري جنسيتي درزمينه اشتغال، تحصيل، ورزش و ازدواج از نظر دانشجويان دختر دانشگاهها و مراکز آموزش عالي، بي تا
28. نقوي، فتانه. علل گرايش زنان به آموزش عالي، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه اصفهان، 1381
29. پيشگاهي فرد،زهرا.طرح بررسي رابطه ميان آموزش عالي زنان درايران وحضورآنان در عرصه هاي قانونگزاري، دانشگاه تهران، بي تا
30. مجموعه قوانين سال 1384، جلد دوم، قوه قضائيه، روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران، چاپ اول، تابستان 1385، صفحه 61-58 (مصوبات شورايعالي انقلاب فرهنگي)
31. وزارت علوم، تحقيقات و فناوري. بررسي و تحليل افزايش سهم زنان در آموزش عالي، دفتر برنامه ريزي اجتماعي و مطالعات فرهنگي، چاپ اول، 1381
32. مجموعه قوانين سال 1383، قوه قضائيه، روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران، 1384 (مصوبات شورايعالي انقلاب فرهنگي)
33. مجموعه قوانين سال 1380، جلد دوم، قوه قضائيه، روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران، چاپ اول، بهار 1381، صفحه 2125-2123
34. مجموعه قوانين سال 1379، جلد دوم، قوه قضائيه، روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران، بهار 1380، صفحه 2095-2090
35. گزارش مستند ارزيابی تغييرات شاخص های آماری وضعيت زنان در جمهوری اسلامی ايران طی سه دهه (85-1355) منتشره از سوی مرکز اطلاعات و آمار زنان
36. سايت مرکز اطلاعات و آمار زنان
www.iranwomen.org
37. اطلاعات ارسالی از سوی مرکز اطلاعات و انفورماتيک دانشگاه آزاد اسلامی
38. گزارش مستند بررسی وضعيت امور زنان در آموزش و پرورش ارسالی از اداره کل امور زنان وزارت آموزش و پرورش

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:22 PM
شيوه هاي فرزند پروري در اسلام- قسمت اول
نويسنده: رزا خورشيدي

پيشگفتار

در گذشته‌اي نه چندان دور، مسئلة تربيت كودكان و رفتار با آنها ، دغدغه‌اي محسوب نمي‌شد. والدين در مواجهه با فرزندان خود به صورت فطري و غريزي عمل مي‌كردند و اغلب هم در اين زمينه موفق بودند يا لااقل نشاني از عدم موفقيت مشاهده نمي‌شد. امروزه روش‌هاي تربيتي سنتي و فطري به كلي منسوخ شده است و بروز ناهنجاريهاي رفتاري در كودكان و پيامدهاي ناگوار آن هم براي خود كودكان و هم براي خانواده و والدين آنها باعث شده است كه مسئلة تربيت كودك به عنوان يكي از پيچيده‌ترين و غامض‌ترين مسائل روزانه مطرح شود و صاحب‌نظران بسياري را به قلمفرسايي و تئوري پردازي در اين زمينه وادار كرده است.
با وجود تغييرات اين چنيني در اين موضوع ، متاسفانه هنوز در كشور ايران ، مراجعه به مشاور و متخصص براي كسب دانش و آگاهي نسبت به چگونگي رفتار با فرزند و حل مشكلات رفتاري كودكان ، جاي مناسبي در فرهنگ عمومي باز نكرده است. اكثر قريب به اتفاق والدين ، به شيوة آزمون و خطا با كودكان خود برخورد مي‌كنند و اغلب هم به خطا مي‌روند. در اين ميان هر گاه به مشكلي برخورد كردند ، بازهم سراغ متخصص نمي‌روند و ترجيح مي‌دهند مشكل خود را با افراد ديگر خانواده، همسايه‌ها ، همكاران و دوستان خود در ميان گذاشته و به اصطلاح از تجارب آنها استفاده كنند. غافل از اينكه شايد هيچ يك از اين افراد صلاحيت نداشته باشند و به صرف بيشتر بودن تجربه نمي‌توانند مرجع خوبي باشند. اي بسا كه تجارب تربيتي آنها سراسر اشتباه باشد.

از جمله افرادي كه در اين زمينه مي‌توانند مورد مشورت والدين و بويژه مادران قرار گيرند مبلغين مذهبي و سخنرانان و گردانندگان جلسات مذهبي مي‌باشند. بجاست كه اين افراد اطلاعات مختصري در زمينة روانشناسي رشد، رفتار با كودك و پيشگيري و مقابله با اختلالات رفتاري كودكان كسب كنند تا بتوانند ضمن پاسخگويي نسبي به سوالات مادران در مورد فرزندان ، آنها را به سمت مراجعه به مشاور متخصص و مطالعه در مورد مشكلات كودكان سوق دهند.بيشتر افرادي كه با مبلغين مذهبي سروكار دارند، افراد متدين و مذهبي هستند كه مايل به تريبت ديني فرزندان خود مي‌باشند. مطالب اين متن آموزشي شامل نكاتي در مورد تربيت فرزند، روانشناسي رشد، راههاي برقراري ارتباط موثر با فرزندان و نكاتي در مورد تربيت اخلاقي و اسلامي فرزندان مي‌باشد.

نكتة بسيار مهمي كه در اينجا ذكر آن ضروري است اين است كه مطالب اين دوره به هيچ عنوان جهت ايفاي نقش يك مشاور تربيتي كفايت نمي‌كند و تنها پيش‌درآمدي براي مطالعة بيشتر و آشنايي با مفاهيم تربيتي و تربيت ديني مي‌باشد. خوانندگان ضمن آشنا شدن با مسئلة تربيت كودك به اين مسئله واقف خواهند شد كه در هنگام مواجهه با سوالات تربيتي از سوي مادران ، ضمن دادن يك پاسخ كوتاه و موجز به آنان ، حتما بايد توصيه كنند كه به متخصص روان‌شناسي تربيتي و مشاور خانواده مراجعه شود.

بهداشت و سلامت روان و جسم مادر در هنگام بارداري ، عامل بسيار مهمي در تولد يك فرزند سالم و صالح است. دوران حمل با وجود اينكه نشانه ي تولد قريب‌الوقوع يك نوزاد است و شادي و خوشحالي بسياري براي خانواده بدنبال دارد، براي مادر دوراني سخت، سنگين، توام با دلهره و اضطراب و همراه با انواع عوارض جسمي و روحي است.

همسر و در كنار او ساير اقوام و نزديكان در اين دوران بايد به طور كامل از مادر باردار مراقبت و حمايت كنند و لحظه به لحظه رعايت حال او را بنمايند. كمترين برخورد ناسالم، داد و فرياد،‌سخنان ناپسند و دلهره‌آور ،‌بداخلاقي و هر نوع آزاري نسبت به مادر باردار علاوه بر اينكه به خود او صدمه مي‌رساند، بلكه در طفل بي‌گناه هم آثار سوء گاه جبران ناپذيري به جاي مي‌گذارد.

در قرآن مجيد دو بار يكي در سورة لقمان آية 14 و ديگري در سورة‌ احقاف آية 15 تصريح شده است كه بارداري رنج فراواني براي مادر در بر دارد و به رعايت حال او سفارش شده است.

مسائل دوران بارداري

در دوران بارداري وضعيت داخلي بدن زن ، دگرگون مي شود. بعضي از غدد مترشحه داخلي ، ترشحات بيشتري مي‌كنند و سوخت و ساز بدن تغيير مي‌كند،‌ غذا خوردن براي زن باردار سخت مي شود . رژيم غذايي زن حامله هم براي سلامت خود او و هم براي سلامتي جنيني كه در شكم دارد از هر نظر بسيار حساس است و بايد تحت نظر مشاور تغذيه باشد. جنين در رحم براي تشكيل اندامهاي مختلف نياز به مواد آهكي و آهني دارد و رژيم غذايي مادر او براي رفع اين نيازها بايد بدقت توسط يك متخصص تغذيه ، تنظيم شود.
دين مبين اسلام نه تنها در بارة تغذيه در دوران بارداري بلكه در خصوص نوع لباس، رنگ لباس، كفش ، رفت و آمد مادر، رفت و آمد افراد محرم و نامحرم در خانه در ايام بارداري زن و هر آنچه كه ممكن است تهديدي براي آرامش زن حامله به شمار رود ، دستورات اكيدي دارد. خود بارداري در دين اسلام نوعي عبادت است و حتي براي مادر حاملة بي حركت ، حسنه نوشته مي‌شود. رسول اكرم (ص) مي‌فرمايد: وقتي زن حامله مي‌شود ، به منزله انسان روزه دار، شب زنده دار براي عبادت و مجاهد به جان و مال در راه خداست. (بحار ج 1 ص 106)

وضع حمل

لحظة شيرين ولادت نوزاد،‌براي مادر يكي از سخت ترين و دردناك ترين لحظه‌هاست. مادر براي بر زمين گذاشتن باري كه با مشقت فراوان نه ماه با خود حمل كرده است، درد شديد و رنج سنگين و مشقت فوق‌العاده‌اي را تحمل مي كند. رسول اكرم (ص)در اين رابطه مي‌فرمايد : زماني كه حمل خود را بدنيا آورد ، براي او اجري است كه عظمت و بزرگيش قابل درك نيست. (بحار ج 101 ، ص 106) همچنين طبق فرمايش آن بزرگوار، بعد از زايمان بايد به زن خرما خورانيد . دين مبين اسلام جهت تامين بهداشت جسم و روان مادر و نوزاد به مسئلة زايمان، اطاق زايمان، قابله و افرادي كه در آن اطاق حضور دارند ، اهميت بسياري مي‌دهد.

نوزاد

زماني كه امام حسن مجتبي (ع) به دنيا آمد ، جد بزرگوارش دستور دادند كه او را در لباس سپيد بپوشانند ، آنگاه كودك را در آغوش گرفت و بوسيد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند و او را حسن ناميد.

روايت است كه بايد نخست در گوش نوزاد اذان و اقامه گفت، سپس كام نوزاد را با آب فرات و تربت پاك حسين (ع) برداشت و اگر هيچ يك در دسترس نبود،‌بايد با آب باران كامش را برداشت. بعد از آن بايد شكر خداوند به جاي آورد و دست آخر به نوزاد شير داد.
اولين عضو بدن نوزاد كه به كار مي‌افتد، گوش اوست براي همين واجب است كه اولين كلامي كه مي‌شنود و در روحش ثبت مي‌كند صداي ملكوتي اذان و اقامه باشد.

از معصومين عليهم السلام روايت است كه روز هفتم ولادت كودك بايد چند مسئله را رعايت كرد. نخست نام نيكو بر نوزاد بنهند. بعد سر نوزاد را بتراشند و به وزن مويش صدقه بدهند، بعد عقيقه كنند و گوشت عقيقه را به همسايگان بدهند ، سپس سر نوزاد را به زعفران آغشته نمايند ، بعد اگر پسر است او را ختنه كنند. نوزاد را غسل بدهند و تهنيت بگويند. (وسائل ج 1 ص 411) روايت است كه هنگام غسل دادن نوزاد نيت شود كه اين نوزاد را براي خدا غسل مي دهم و سپس اول سر و بعد جانب راست و بعد سمت چپش را بشويند. (غررالحكم ص47)

نوزاد و تربيت ديني

حضرت امير (ع) مي‌فرمايند اسراري كه در نهاد انسان پايه گذاري شده است در طول ايام آشكار مي‌شود. (غررالحكم ص47) برخلاف تصور عامه كه نوزاد هيچ چيز نمي‌فهمد، او اصوات و صداها را تشخيص مي‌دهد و مناظر و اشكال را مي‌بيند و اعصاب و مغزش از آنها متاثر مي‌گردد. لذا نمي‌توان گفت ديدنيها و شنيدنيها هيچ تاثيري در نوزاد ندارند و نسبت به آنها بي‌تفاوت است. جمله‌ها اگرچه براي نوزاد معنايي ندارند ولي روح او بسيار حساس است و كلمات در ذهن او نقش مي‌بندد.

نوزاد به تدريج با آن جمله‌ها مانوس و آشنا مي‌شود و همين آشنايي ممكن است در آيندة او موثر باشد. انسان با هر كلامي كه آشنا تر باشد ، به وقتش معناي آن را بهتر درك مي‌كند. انسانها قيافة آشنا را از نا آشنا بيشتر دوست دارند. نوزادي كه در يك محيط مذهبي رشد يافته و صدها مرتبه آهنگ دلرباي تلاوت قرآن و لفظ زيباي نام خدا را شنيده و با چشمش منظرة نماز خواندن والدينش را ديده ، با نوزادي كه در محيطي بي‌اعتقاد و شايد فاسد پرورش يافته و گوشش با شنيدن نغمه‌هاي حرام و چشمش با ديدن مناظر فحشا انس گرفته است ، هرگز يكسان نيستند.

پدر و مادر دلسوز و آگاه براي تربيت فرزندان خويش ، هيچ لحظه‌اي را از بدو تولد فرزند از دست نمي‌دهند و از هر فرصتي براي مانوس ساختن آنها با اصوات و مناظر خوب كمال استفاده را مي‌كنند. براي همين است كه پيامبر اكرم (ص) به پيروانش دستور داده كه به محض تولد نوزاد در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگويند. پيامبر مي‌دانست كه نوزاد معاني عميق اذان و اقامه را درك نمي‌كند ولي از تاثير عميقي كه همين الفاظ بر سلسله اعصاب ظريف نوزاد بر جاي مي‌گذارد، غافل نبود. ايشان به اين نكته توجه داشتند كه اين جملات در روح و روان كودك نقش مي‌بندد و او با اين كلمات مانوس مي‌شود.

به علاوه پيامبر اكرم (ص) با اين سفارش مي‌خواستند به پدران و مادران گوشزد كنند كه در تعليم و تربيت كودك درنگي جايز نيست و اين باور كه تربيت فرزند مثلا از دو سالگي آغاز مي‌شود ، مردود مي‌باشد. يك والد آگاه با گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد ،‌آيندة او را اعلام مي‌كند و كودكش را در گروه خداپرستان ثبت نام مي‌نمايد.

اثر تربيتي بر نوزاد تنها اختصاص به شنيده‌ها ندارد. بلكه به طور كلي مي‌توان گفت هر چيزي كه به وسيلة يكي از حواس در مغز و اعصاب كودك اثر بگذارد در زندگي آيندة‌او موثر خواهد بود. مثلا نوزادي كه اعمال منافي عفت را مشاهده نمايد ، گرچه در ابتدا چيزي تشخيص نمي‌دهد ولي روح و روانش از اين حادثه متاثر خواهد شد. همين مسئله مي‌تواند براي كودك منشاء انحراف اخلاقي باشد. به همين دليل در اسلام سفارش شده است كه عمل نزديكي بين زن و شوهر نبايد در حضور كودكي كه در گاهواره خوابيده است انجام شود.

تغذيه نوزاد

روزي نوزاد به قدرت خداوند در سينة مادرش با او به دنيا مي‌آيد. تركيب ايده‌آل شير مادر كه همگام با رشد نوزاد تغيير مي‌كند، تركيب منحصر به فردي است كه در سراسر جهان يافت نمي‌شود. قرنها قبل از اينكه متخصصان و پزشكان با انجام آزمايشات پيچيده به اين نتيجه برسند، رسول گرامي اسلام (ص)فرموده است كه براي كودك هيچ شيري بهتر از شير مادر نيست. (بحار ج 103 ، ص 323) اگر خداي ناكرده مادر شيرنداشت ، در اسلام سفارش شده كه براي نوزاد دايه‌اي بياورند و در مورد شخصيت دايه و خصوصيات اخلاقي او سخت مواظب باشند. روايت شده است كه از انتخاب داية بدكاره، رواني، احمق، كم ديد، يهودي، نصراني، مجوس ، شرابخوار و مال حرام خور اكيدا پرهيز شود. اولين شيري كه از سينة مادر ترشح مي‌شود آغوز نام دارد و حاوي مواد مغذي فراواني است كه نوزاد را بر عليه بيماريها و عفونتها مصون مي‌سازد. در اسلام آمده است كه كودك بايد دو سال از شير مادرش تغذيه شود. اين مدت حداقل 21 ماه ذكر شده است.

در واقع شير دادن به كودك تنها از جنبة تغذيه‌اي اهميت ندارد ، هنگام شير دادن از پستان مادر، تبادل عاطفي و تقويت روحي حادث مي‌شود كه اهميت بسيار دارد، كودك صداي قلب مادر را مي‌شنود و به عقيدة دانشمندان شير مادر كودك را شاد مي‌كند و از نظر اخلاقي در او تاثير مثبتي دارد. هنگام شروع شير دادن مستحب است مادر وضو بگيرد و با نام خدا شيردادن را آغاز نمايد. در هنگام شير دادن بايد به كودك نگاه كرد ، به او لبخند زد و در هر سني كه هست ،‌با او به نرمي و ملاطفت صحبت كرد. بهتر است از هر دو پستان شير داده شود و هر بار از يكي از آنها شروع كند. در مورد رژيم غذايي دوران شيردهي هم بايد مادر تحت نظر يك متخصص تغذيه قرار گيرد. اطرافيان بايد در دوران شيردهي همانند دوران بارداري ملاحظة مادر را بكنند زيرا حالات روحي مادر از طريق شير به فرزندش منتقل مي‌شود.


نامگذاري
انتخاب نام براي كودك يك فرايند بسيار مهم و حساس است و به هيچ عنوان نبايد ساده از كنار آن عبور كرد. در روايات آمده است كه نام نيكو از جملة وظايف اولية والدين در قبال كودك است. حضرت باقر (ع) فرموده است كه صادق‌ترين نامها ، نامهايي است كه بوي بندگي خدا مي‌دهد و برترين نامها براي فرزندان مسلمان ، نام انبياء است.

ارزش فرزند در اسلام

فرزند چه دختر و چه پسر از بزرگترين نعمت‌هاي الهي است كه خداوند به بندگان مؤمنش عطا مي‌كند. در اين رابطه آيات و روايات متعددي وجود دارد . از جمله امام موسي‌بن جعفر (ع) مي‌فرمايند : خوشبخت آن مردي كه نمرد تا فرزندي از خود ديد (وسائل ج 21 ص 357)و امير‌المؤمنين  مي‌فرمايند : بيماري فرزند كفارة گناهان پدر و مادر اوست. (همان منبع)

در اسلام سفارش بسياري در خصوص محبت كردن و اظهار عشق و علاقة عملي و زباني به كودك شده است. رسول خدا (ص) مي‌فرمايند: فرزندانتان را دوست بداريد و به آنان مهرباني كنيد. (وسائل ج 21 ص 483) . بعضي از مردم علاقة چنداني به فرزندان خود ندارند يا اگر هم دارند ، فكر مي‌كنند كه نبايد نشان بدهند. از معصومين روايت شده كه بايد فرزند را به كرات بوسيد و او را نوازش كرد. از همان اولين لحظات تولد بايد با عشق به نوزاد نگاه كرد و او را نوازش كرد و در آغوش گرفت و بوسيد.

بخاطر اوضاع فكري زمان عرب جاهليت كه تولد فرزند دختر ، بسيار شرم‌آور بود و افراد از فرط خشم و اندوه نوزاد دختر بيگناه را در مواردي زنده به گور مي‌كردند، اسلام در مورد فضيلت دختردار شدن و مراقبت از او سفارشهاي زيادي كرده است.

به طور كلي مرور منابع اسلامي نشان داد كه هر تصميمي خداوند براي بنده‌اش مي‌گيرد ، از روي درايت و حكمت است و تجلي كرامت و حسن انتخاب اوست. خدا هرچه براي بنده‌اش بخواهد به مصلحت دنيا و آخرت اوست. بنده بايد در مقابل مشيت الهي تسليم باشد و اين تسليم بالاترين مرحلة عبوديت است كه اخلاق انبياست. در سورة شوري آيات 49 و 50 آمده است كه پادشاهي ملك آسمانها و زمين تنها و تنها براي خداست . هرچه بخواهد مي‌آفريند و به هر كه بخواهد دختر و به هركه بخواهد پسر مي‌دهد. يا در يك رحم دو فرزند يكي دختر و ديگري پسر قرار مي‌دهد ، هركه را بخواهد عقيم مي‌گذارد و همانا خداوند دانا و توانا است.

ارزش فرزند در اسلام تا بدانجا است كه حتي كودك مرده ، جايگاه و مقامي شامخ نزد خداوند دارد و امام صادق (ع) فرموده است اگر طفلي بميرد، در برزخ به ابراهيم و ساره سپرده مي‌شود تادر دامان آنان تربيت شود و براي آخرت پدر و مادر ذخيره گردد. جايي كه طفل مرده اين همه براي انسان قيمت دارد ، كودك زنده‌اي كه بزرگ شود و در نتيجة زحمات والدين با وقار و با ادب و با ايمان گردد، براي انسان چه اندازه قيمت دارد؟ در اين رابطه دختر و پسر فرقي ندارد،‌منظور اولاد انسان است. خداوند در قرآن سورة‌ انفال آية 28 فرموده است كه فرزندان انسان براي انسان آزمايش حقند ، اگر انسان در برابر اين آزمايش و ابتلا سرفراز بيرون آمد و به وجود فرزندش خوشحال و راضي باشد، در تريبت ديني او بكوشد و وسائل ازدواجش را فراهم كند،‌احترام او را پاس بدارد ، در بزرگداشت وجود او و حق او اقدام نمايد، به اجري عظيم و ثوابي فوق‌العاده رسيده است. آية 46 سورة كهف بيانگر اين مضمون است كه مال و فرزندان زينت زندگي است . كسي كه براي تربيت فرزند خود زحمت مي‌كشد و او را آشناي با حق و انبياء و ولايت و قرآن بار مي‌آورد، اين عمل براي او باقيات صالحاتي بي‌نظير است.

در اين مورد دختر و پسر فرقي ندارد. آيا نسل پاك پيامبر اسلام از يك دختر باقي نماند؟ آيا مريم كبري براي والدينش باقيات صالحات نبود؟ چرا كسي بايد تصور كند كه فرزند پسر از دختر برتر است؟ آيا فرزند جز بر مبناي ارادة خداوند دختر يا پسر مي‌شود؟ آيا جائز است كه انسان در مورد ارادة خداوند قضاوت كند و بر آن خرده بگيرد؟ به پيامبر اسلام ، چهار اولاد ذكور به نامهاي قاسم،‌طيب، طاهر و ابراهيم عطا شد ولي براي تولد هيچ يك از آنان از جانب خداوند به وي تبريك و تهنيت گفته نشد و آيه‌اي هم در كلام‌الله مجيد به مناسبت تولد آنان نازل نگرديد. ولي وقتي فاطمه به دنيا آمد سورة كوثر نازل شد و بشارت خير كثير و نيكي دائم به پيامبر( ص) داده شد.

كرامت فرزند دختر تا حدي است كه مستحب است انسان اگر دختر ندارد ، دست نياز به جانب حق بردارد و از او تقاضاي يك دختر كند. رسول اكرم ميفرمايد : دختران چه خوبند ، مهربان و نرمخو ، مددكار و كاري ، انيس انسان با بركت و علاقهمند به پاكيزگي (وسائل ج 21 ص 362)

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:23 PM
شيوه هاي فرزند پروري در اسلام - قسمت دوم
نويسنده : رزا خورشيدي

نكات مهمي كه در دوران شيرخوارگي بايد به آنها توجه كرد

در اسلام، سه دوره براي زندگي فرد در نظر گرفته شده است كه به صورت سه تا هفت سال ميباشد. در روايات آمده است كه كودك درهفت سال اول زندگي امير، در هفت سال دوم مطيع و در هفت سال سوم وزير است. دوران شيرخوارگي كه دو سال اول زندگي را تشكيل ميدهد در هفت سال اول يعني در دوران اميري قرار دارد. نكات مهمي وجود دارد كه بايد در اين دوران به آنها توجه نمود چرا كه دو سال اول زندگي، پايههاي شكلگيري شخصيت كودك است و از اين نظر بينهايت اهميت دارد.

اسلام كودك را امانتي از جانب خداوند در دست والدين ميداند و تربيت او را نيز بر ذمة والدين گذاشته است. سالهاي اول زندگي كودك با مراجعه به متون اسلامي ، داراي اهميت بسيار زيادي است و توصيههاي متعددي در اين زمينه شده است. نيازهاي اساسي كودك در اين دوران از زندگي بايد مورد توجه قرار بگيرند. يكي از مهمترين نيازهاي كودك در دو سال اول زندگي نوازش و مهرباني است. درست مانند گياه كه براي زندگي به نور آفتاب محتاج است ،كودك خردسال هم براي رشد كردن به نوازش و مهرباني والدين بويژه مادر خود نياز دارد. يك نياز اساسي ديگر كودك در اين زمان ، آرامش است. كودك حركات تند و خشن را نمي پسندد و نسبت به هر نوع صدايي كه آرامش او را برهم زند ، واكنش منفي نشان مي دهد.

والدين نبايد در حضور كودك صداي خود را بلند كنند ، حتي اگر خواب باشد. براي خوشحال كردن طفل بايد در محل نگهداري او از رنگهاي شاد و زنده و مناسب استفاده كرد. نياز اساسي ديگر طفل در اين سن ، آزادي است . كودك بايد در كشف دنياي جديد خود را آزاد احساس كند. والدين بايد با نظارت به او اجازه دهند تا جايي كه خطري برايش ندارد، همه چيز را تجربه كند و محيط پيرامون خود را كشف كند. كودك در دوسال اول زندگي نياز مبرم به محافظت دارد. براي محافظت از طفل والدين هرگز نبايد او را بترسانند يا تهديد كنند. كودك نياز به يك خانوادة صميمي دارد، كودك از نخستين ماههاي تولد با مشاهده ميتواند درك كند كه پدر محافظ و روزي آور خانواده است. اسلام بارها و بارها بر حلال بودن لقمهاي كه پدر به خانه ميآورد و در دهان طفل خردسال خود ميگذارد، تاكيد ميكند. والدين بايد از بدو تولد كودك ، حتي زماني كه او مفهوم كلمات را تشخيص نميدهد، با وي با احترام و كرامت برخورد كنند تا بتوانند بعدها از كودك انتظار همين نوع رفتار را داشته باشند.

خصوصياتي مانند اعتماد، گرمي و زودجوشي در چند ماه اول ايجاد مي‌شوند. در اين زمان است كه بايد با كودك ارتباط سالم و محبت‌آميزي برقرار كرد . بسيار اهميت دارد كه والدين در هركاري كه براي كودك و در رابطه با او و در مقابل ديدگان او انجام مي‌دهند، مطمئن ، سازنده و مثبت باشند. لبخند زدن ، مهم ترين ابزار والدين براي ابراز محبت به كودك و نشان دادن خشنودي و رضايت و شادي به اوست. بعد از لبخند زدن ، صدا و لحن گفتگو با كودك اين تاثير را دارد. حتي زماني كه به نظر مي‌رسد كودك هيچ معنايي را درك نمي‌كند، والدين هنگام سروكار داشتن با كودك بايد مدام با او صحبتهاي خوشايند داشته باشند، برايش شعر‌هاي كودكانه بخوانند و با لحن شادي با او صحبت كنند. تماس بدني با كودك در اين سن نيز بسيار اهميت دارد. گرماي وجود مادر، نزديكي و بوي بدن او از نظر عاطفي براي كودك بسيار مهم است.

محبت و علاقه درخواست طبيعي كودك است و از راه آن بايد چشمش به دنياي آينده روشن شود. محبت نياز اساسي طفل براي ادامة حيات و رشد سالم جسم و روان مي‌باشد. نوع محبتي كه فرزند مي‌طلبد، با سايرين فرق دارد. محبت والدين مي‌‌تواند تعيين كنندة سرنوشت كودك باشد، بر اساس بررسيها ، يكي از عواملي كه به هنگام بيماري در درمان طفل موثر است، مهر و محبت والدين مي‌باشد. فقدان محبت زمينه‌ساز معضلاتي چون بي‌اشتهايي ، بي‌خوابي و بدخوابي ،‌شب ادراري در سنين بالاتر، اداو اطوارهاي ناهنجار براي جلب توجه ، دروغگويي بيمارگونه ، دزدي ، اضطراب ، افسردگي ، پرخاشگري و بسياري مشكلات ديگر مي‌شود.

از سوي ديگر افراط در محبت منجر به پيدايش عقدة حقارت مي‌شود. اطفالي كه بيش از حد توجه و محبت مي‌بييند لوس و از خود راضي بار مي‌آيند و بعدها در مقابله با مشكلات زندگي ناتوان مي‌مانند. اين كودكان تبديل به بزرگسالاني ديكتاتور و از خود راضي مي‌شوند كه نمي‌توانند با اطرافيان خودارتباط خوبي برقرار كنند چون از همه طلبكار هستند. آنها هرگز احساس مسئوليت نخواهند كرد و رشد عقلي مناسب سن خود نخواهند داشت.محبت كردن به كودك خردسال شرايطي به اين قرار دارد:

1ـ ميزان محبت بايد متناسب با سن كودك باشد.

2ـ محبت بايد صادقانه باشد،‌كودك خيلي زود تظاهر را تشخيص مي‌دهد.

3ـ محبت به كودك نبايد با تطميع و رشوه همراه باشد.

4ـ محبت بايد به جا و به موقع باشد. كار خوب بايد بلافاصله تشويق شود.

5ـ‌ مهرورزي‌ بايد بيشتر عملي باشد تا زباني. در عمل بايد به كودك مهرورزي كرد.

6ـ محبت بيش از حد نباشد. هنگام رفتار اشتباه به كودك اخم كردن هيچ ضرري ندارد.

7ـ محبت طوري نباشد كه اثر سوء داشته باشد.

8ـ محبت بدون قيد و شرط باشد. به خاطر زيبايي، شيرين‌زباني، باهوشي و استعداد و غيره نباشد.

آثار رواني محبت در دو سال اول زندگي عبارتند از سازندگي شخصيت كودك، ايجاد روح همكاري و تعاون و نيكي كردن در او، پاي‌بندي كودك به زندگي و اخلاق در بزرگسالي، رشد خصوصياتي مانند بخشندگي، تحمل و شكيبايي در سنين بالاتر، جلوگيري از كينه‌توز شدن كودك، رشد هوشي كودك، رشد اعتمادبنفس و عزت نفس در كودك. آثار جسمي محبت در دو سال اول هم اين است كه كودكان محبت ديده سالمتر از كودكان محروم از محبت هستند.

پدر و مادر ضمن محبت كردن به كودك بايد از او هم توقع محبت داشته باشند و حس رافت و محبت را در حين بازي و ارتباط با ديگران در او پرورش دهند. محبت كردن خاص يكي از والدين نيست و هردوي آنها بايد در اين راه تلاش كنند. مهرورزي والدين نبايد مانعي براي تربيت كودك محسوب شود و بايدها و نبايدها بايد جاي خاص خود را داشته باشد.

رفته رفته با بزرگ شدن كودك ، شخصيت متمايز او آشكار مي‌شود. در اين زمان مي‌توان آثار ابتدايي از خصوصياتي مانند جدي بودن، حساس بودن، استقلال، اجتماعي بودن ،‌تحريك پذيري ، لجاجت ، مصمم بودن ، تمركز ، كنجكاوي ، صبور بودن يا ناشكيبايي را در او مشاهده كرد. در اين دوران والدين بايد انعطاف پذير باشند. هرگز نبايد با كودك لج كرد و به او زور گفت. هرگز نبايد يك رابطة منفي با او برقرار كرد. كودك را بايد بدون قيد و شرط، همانگونه كه هست پذيرفت تا ياد بگيرد ديگران و خود را دوست داشته باشد.

اعتمادبنفس و عزت نفس دو مشخصة بسيار مهم در انسان هستند كه قدرت بسيار زيادي در تعيين ميزان خوشبختي و موفقيت او در تمام عمر به شمار مي‌روند. پايه‌هاي اين دو مفهوم در دو سال اول زندگي پي ريزي مي‌شود و هر دو در گرو رفتار صحيح والدين است. اگر والدين به اندازة كافي به كودك محبت كنند و فرصتهاي چالش انگيزي در اختيار او قرار دهند و عشق بدون قيد و شرط خود را نثار او نمايند،‌مسلما كودك هم به خودش اعتماد خواهد داشت و هم خودش را دوست خواهد داشت. وجود اين دو احساس در هر انساني اهميت كليدي در كل شخصيت او و طرز زندگي كردنش دارد. تحقيقات نشان داده است كه بيشتر افراد خلافكار و فاسد از اين دو خصوصيت برخوردار نيستند و مطالعات بيشتر نشان از رفتارهاي غلط والدين با آنها در سالهاي اولية زندگي داشته است.

مي‌توان به كودكي كه حتي فقط مي‌تواند بنشيند يا حداكثر سينه خيز برود، آموخت كه با مشكلات دست و پنجه نرم كند. به اين ترتيب كه به او اجازه داد ، اسباب‌بازي را كه مي‌خواهد با تلاش و حركت به دست آورد ، نه اينكه مادر مسير نگاه فرزند را دنبال كند و هرچه خواست به دست او بدهد.

بازي در اين سن ، مهمترين كار كودك است. پياژه مي‌گويد بازي مهمترين فصل كتاب كودكي است. مادران و پدران نبايد صرفا به رفع نيازهاي فيزيكي كودك بسنده كنند و باقي اوقات روز ، او را به حال خود رها كنند. والدين مي‌توانند با مطالعه و مراجعه به روانشناس تربيتي ، بازيهاي مناسب هر سن را فراگرفته و با كودك انجام دهند. بازي ممكن است در نظر والدين فقط وسيله‌اي براي گذران وقت باشد ولي براي كودك اهميتي همانند شغل بزرگترها و شايد از آن هم بيشتر داشته باشد.

موفقيت تاثير بسيار زيادي در رشد اعتمادبنفس و ايجاد خودپندارة مثبت دارد. بازيهاي دوران كودكي را بايد طوري ترتيب داد كه كودك با تلاش خود موفق شود و احساس غرور و رضايت كند. بايد به كودك كمك كرد تا به دنبال فعاليتهاي جديد باشد ، منظور فعاليتهايي است كه باعث مي‌شوند او مستقل و متكي به نفس ، با جرات و جسور و آمادة قبول مسئوليت شود. در پي هر موفقيتي بايد كودك را با لبخند و كلام تشويق كرد. تمامي اين اقدامات از طريق بازي ممكن است.

بازي با كودك مي‌تواند زمينه ساز آموزشهاي اخلاقي و اجتماعي به او باشد. بازي عامل پيشرفت و رشد خلاقيت ، شعور و رشد اجتماعي و عاطفي است. به واسطة بازي با ديگران ، كودك مشاركت و همكاري و داد و ستد و خوشرفتاري را مي‌آموزد. بازي كردن با كودكان در سنين زير دو سال ، باعث رشد قدرت تمركز حواس در او مي‌شود كه در موفقيتهاي تحصيلي آتي ، نقش اساسي دارد.

همة كودكان در هر سني نيازمند بازي هستند. حتي كودك نوزاد از تكان تكان خوردن يك جغجغة رنگي در مقابل ديدگانش هم لذت مي‌برد و هم مي‌آموزد. كودك يك ساله بلد نيست به تنهايي بازي كند . او در اين سن نياز به اسباب‌بازيهاي چالش انگيز و رنگارنگ و ايمن به علاوة يك بزرگسال براي همراهي در بازي دارد. اسباب‌بازيهايي كه كوكي و برقي هستند ، در عين گراني ، اثرات تربيتي معكوسي بر كودك دارند و مانع رشد هوشي او مي‌شوند. اسباب بازي بايد به گونه‌اي باشد كه كودك را به حركت وادارد نه اينكه او را مات و مبهوت به جاي خود ميخكوب نمايد.

كودكي كه از بازي منع شود ، در زمينه رشد با مشكلاتي مواجه خواهد شد و به قولي هرگز به طور كامل و منطقي بزرگ نخواهد شد. كودك عاشق بازي است و حتي در بستر بيماري سخت نياز خود به بازي را فراموش نمي‌كند. رسول اكرم سفارش كرده‌اند كه هر كس كودكي دارد ، بايد در ساعاتي از روز خود نيز كودك شود و با او بازي كند. بازي با كودك خردسال نبايد منحصر به مادر باشد. پدر هم در مراجعت از محل كار ، پس از استراحت بايد حتما اوقاتي از روز را به بازي با كودك بگذراند. يكي از محبوب‌ترين بازيها نزد كودكان بويژه فرزندان پسر ، كشتي گرفتن با پدر است.

بازي كردن با كودك براي والدين هم فرصتهايي پديد مي‌آورد. بازي حتي در سنين بسيار پايين ، باعث مي‌شود والدين بتوانند كودكان را بشناسند و ويژگيهاي شخصيتي آنان را مورد بررسي قرار دهند. اگر كودكي در خانه همبازي نداشته باشد ، وظيفة والدين سنگين‌تر مي‌شود و بايد وقت بيشتري را صرف كودك و بازي با او بنمايند. يكي از بهترين انواع بازي كه باعث رشد خلاقيت و اجتماعي شدن در كودك مي‌شود، بازيهاي نمايشي است كه در‌آنها مثلا كودك در قالب نقش مادر يا پليس و غيره مي‌رود. اين بازيها در انتهاي سال دوم كودكي امكان پذير است.

از زمان 9 ماهگي كودك در استفاده از اشياء اداي بزرگترها را در مي‌آورد و نشان مي‌دهد كه آنها را شناخته است. از سن ده ماهگي كودك شروع به وانمودسازي مي‌كند و هنگامي كه مثلا يك فنجان خالي را به دهان مي‌برد، مي‌فهمد كه در آن چيزي نيست و دارد بازي مي‌كند. از سن 12 ماهگي كودك ديگران را در بازي خود سهيم مي‌كند و مثلا عروسكش را به تقليد از مادر تيمار كرده و بعد به آغوش مادر مي‌دهد. از سن 18 ماهگي كودك مي‌تواند بازي براي خود طراحي كند. مثلا هنگامي كه اطوي اسباب‌بازي را پيدا كرد بدنبال تكه‌اي لباس يا پارچه براي اطو زدن آن مي‌گردد. يا عروسكش را برمي‌دارد و بعد بدنبال شانه براي موهاي آن مي‌گردد. بعد عروسك را مي‌نشاند و جلويش ظرف غذا مي‌گذارد.

كودك در سنين مختلف نيازمنديها و سلايق گوناگون دارد. بر حسب نياز و سليقة او بايد در هر سني ، اسباب بازي مناسب را در اختيارش قرار داد. در بدو تولد بهتر است اسباب‌بازيهاي گردان و بزرگ كه رنگهاي شاد و درخشان دارند به بالاي سر كودك آويخت و گاه و بيگاه كه كودك بيدار است با تكان تكان دادن آنها، صدايشان را براي كودك درآورد. از تولد تا 9 ماهگي مي‌توان براي كودك جغجغه، اشياي رنگارنگ ، قوطي‌هاي رنگين كوچك و متوسط، توپ پلاستيكي با رنگ روشن، توپ نرم پارچه‌اي غير كركي،‌عروسك پلاستيكي ، اسباب‌بازيهاي شناور براي اوقات استحمام آماده كرد. اسباب‌بازي كودك خردسال بايد رنگي‌، غير قابل شكستن ، بدون زاوية‌ تيز ، تميز ، غير قابل بلعيدن و قابل شستشو باشد. اسباب‌بازيهايي كه احتياج به بستن و باز كردن دارند ، بسيار مناسب‌تر از اسباب‌بازيهاي برقي و كوكي هستند. اگر آينة نشكني را بتوان در محل بازي كودك نصب كرد تا خود را در آن ببيند بسيار مفيد است.

يكي از مواردي كه در دو سال اول بايد در كودك رشد داده شود و در موفقيتهاي آتي او بسيار تعيين كننده مي‌باشد، خلاقيت است. خلاقيت بر خلاف هوش كاملا قابل پرورش است و شامل فعاليتهاي نو آورانه و مبتكرانه از سوي فرد مي‌باشد. ضرورت اساسي خلاقيت ، تخيل است. به بهره‌گيري از تخيل، كه نوعي تفكر آزاد است، دنياي بزرگ و پهناوري در مقابل ديدگان فرد گشوده مي‌شود و او قادر خواهد بود آزادانه خيال پردازي كند. از جمله بهترين ابزارها براي رشد خلاقيت كودك، بازيهاي خلاق است. براي رشد خلاقيت در كودك بايد او را از سنين خردسالي نسبت به محركهاي محيطي حساس كرد. بايد اجازه داد كودك در حال بازي اشياء را دستكاري كند. بهترين اسباب‌بازيها ، اسباب‌بازيهايي هستند كه از هم جدا مي‌شوند. از تحميل يك الگوي خاص براي كاربرد اسباب‌بازي بايد خود داري كرد. اعمال خلاق كودك بايد تشويق شود. مي‌توان براي تفكر خلاق كودك ضرورتهايي ايجاد كرد.

رشد شوخ طبعي در كودك به خلاقيت او كمك مي‌كند. كودكان خلاق هميشه از ميان كودكان شادي كه خود را دوست دارند، بر‌مي‌خيزند. رفتن به دامن طبيعت در رشد خلاقيت كودكان حتي در سنين زير دوسالگي ، موثر است. بهتر است هر هفته لااقل يك بار كودك را به پارك برد تا با طبيعت آشنا شود و به محض اينكه توانست راه برود ، به بازي در دامن طبعيت بپردازد. بازيهايي مانند شن بازي (در صورتي كه تميز باشد) آب بازي و غيره به رشد خلاقيت كودك مي‌انجامد. رفتن به پيك نيك و مسافرت براي رشد اجتماعي و خلاقيت كودك بسيار مفيد است.

هنگام بازي ، نبايد كودك را محدود كرد و مانع او شد ، مثلا نبايد به زور او را بلند كرد و به حمام برد. به جاي اسباب‌بازيهاي پيچيده و پر زرق و برق بهتر است اسباب‌بازيهاي ساده‌اي كه بتواند قواي تخيل كودك را بكار گيرد براي او تهيه كرد. هنگامي كه كودك به تقليد از والدين خود كارهايي مثل گردگيري و جارو كردن را انجام مي‌دهد ، نبايد مانعش شد و حتي بايد تشويقش كرد. فعاليتهاي هنري براي رشد خلاقيت و تخلية انرژي و احساسات كودك بسيار مفيد است. كارهايي مثل نقاشي با انگشت، نقاشي با قلم‌مو و با اسفنج و غيره در اين زمينه خيلي خوب است.

داستان خواندن و قصه‌گويي به رشد تفكر خلاق كمك شاياني مي‌كند. كتابهاي داستان بايد براي ردة سني كودك مناسب باشد و انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بسيار مفيد مي‌باشد . در اواخر دورة شيرخوارگي كه كودك قادر به صحبت كردن است ، مي‌توان قصه‌اي را تا نيمه براي كودك تعريف كرد و سپس از او خواست بقيه‌اش را تكميل نمايد.

نبايد كودكان را به صرف ساكت ماندن جلوي تلويزيون و ويديو رها كرد. اصولا نبايد كودك را به تماشاي طولاني تلويزيون عادت داد.

براي اينكه كودك آداب صحيح صحبت و معاشرت را بياموزد ، در همين سنين بايد با او با احترام رفتار كرد. هرگاه كودك چيزي به دست والدين داد بايد از او تشكر كرد و اگر چيزي از او مي‌خواهند بايد به صورت خواهش باشد. اگر والدين اشتباهي كردند، مثلا چيزي از دستشان افتاد بايد به كودك بگويند ببخشيد تا ياد بگيرد به موقع طلب پوزش كند.
رسول اكرم (ص) فرموده خداي رحمت كند كسي را درنيكي و نيكوكاري به اين ترتيب فرزند خود را ياري مي‌دهد:

1ـ آنچه كودك در حد قدرت خود انجام داده از او بپذيرد.

2ـ او را به گناه و طغيان وادار نكند.

3ـ به او دروغ نگويد و در برابر او مرتكب اعمال احمقانه نشود. ( حديث تربيت ص 107)

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:24 PM
عوامل مخدوش کننده ارتباط با همسر

برای داشتن سعادت و آرامش مطلوب در زندگی زناشویی، ارتباط سالم سازنده میان زن و مرد، نیاز اصلی است و حرف اول را می زند. در این عرصه موانعی بر سر راه قرار می گیرد، که البته رفع آن ها تنها به خود همسران بستگی دارد و کاملاً دو طرفه است. در این مرحله به بیان و بررسی برخی از آن ها می پردازیم.

1. سخت گیری

سخت گیری در خانواده مصادیق مختلفی دارد. از جمله آن ها می توان به بهانه گیری در امور خانه اشاره کرد.[1] تجربه ثابت کرده است که این عمل جز ناراحتی خود و دلسردی همسر نتیجه ای در بر نخواهد داشت. صفت سخت گیری جزیی از منفی نگری است که از نظر دین و اخلاق مذموم شمرده شده است. زیرا زمینه را برای رشد سایر اختلافات و ناسازگاری ها فراهم می کند. در گفتار و کردار آدمی همواره عیوب و نقایصی وجود دارد. هر اندازه انسان منفی نگر تر باشد، از زمینه موجود برای بهانه گیری، بیشتر بهره می جوید.

2. سخنان فتنه انگیز

یکی از مهم ترین عوامل اختلاف بین زن و شوهر این است که یکی یا هر دو خوبی های مرد و زن دیگری را به رخ هم بکشد. این گونه مقایسه های نا به جا فتنه انگیزی بزرگی در زندگی ایجاد خواهد کرد و جز تلخی و سردی کانون خانواده نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت.

3. تعصب و بی اعتمادی

گاهی در اثر عوامل مختلفی از قبیل علاقه افراطی و یا بدبینی ممکن است زن یا مرد نسبت به هم حساسیت بی مورد پیدا کنند. به طوری که در حفظ و پاکدامنی هم دچار وسواس و سخت گیری بی جا شوند. این گونه رفتارها و کنترل های افراطی زمینه روانی را برای سقوط انسان به سمت فساد و بی قیدی فراهم می کند. زیرا روح انسان در برابر فشار، عکس العمل نشان می دهد و شانه خالی می کند. پیامبر اکرم (ص) در این رابطه می فرمایند: تعلیم دهید و آسان گیرید .سخت نگیرید و نوید دهید و دیگران را طرد نکنید.[2]

4. ترشرویی

درست است کسی که ناراحتی و خستگی روحی دارد، ناخود آگاه آثار آن در چهره اش نمودار می شود. ولی اسلام به پنهان داشتن درد درون دستور می دهد. انتقال ناراحتی مسائل بیرون از منزل به همسر و یا بالعکس در ارتباط همسران مانع بزرگی در حفظ آرامش و سکون خانواده خواهد بود. امام علی (ص) در این رابطه می فرماید: «خوشرویی مؤمن در چهره او و اندوهش در دل اوست.»[3]


5. نا سزا گویی [4]

این عمل اگر برای روابط بیگانه شایسته نباشد، در مورد زن و شوهر به مراتب ناشایست تر است. زیرا آن ها می خواهند عمری با صمیمیت در کنار هم زندگی کنند. در روابط زنا شویی اگر گاهی کدورتی پیش آمد کرد، نباید با کلمات تند و ناشایست بر آتش قهر آن دامن زد. باید مواظب بود که سخنی از دهن پریده نشود که بعداً موجب خجالت و شرمساری از طرف مقابل گردد. به طور کلی اخلاق در کلام،یکی از پشتوانه های تضمین کننده روابط زن و مرد به شمار می رود.

6. اهانت

خداوند توهین و آزار مؤمن را اعلام جنگ با خود به حساب آورده است. آزار زبان بدترین آزارهاست. زن و شوهر در سایه ازدواج از ارتباطی پیوسته برخوردار می شوند و لذا برای حفظ حرمت مؤمن باید کاملاً مواظب باشند که مبادا جمله ای از زبان جاری شود که باعث آزار دیگری شود. سرزنش، تهمت، دشنام و شماتت، هر کدام موجب آزار دیگری می شود؛ که علاوه بر کیفر الهی و عقوبت اُخروی، آرامش و سلامت زندگی را هم به هم می ریزد.

7. خودخواهی

گاهی خودخواهی و خود برتر بینی، اختلافات بزرگ و موانع سختی را در ارتباط با همسر ایجاد می کند. گاه مرد می خواهد بزرگی و تسلط خود را بر زن ثابت کند. اگر اطلاعات ناقص و سطحی از دین داشته باشد، بدون اجازه او از خانه بیرون رفتن زن را پیش می کشد و مغالطه می کند. همسرش را افسرده و غمگین می کند و خودش را ناراحت و خشمگین. در صورتی که دین می گوید همه این ها بهانه است و ریشه آن همان وسوسه شیطانی است که چیزی جز غرور و خودخواهی نیست. گاهی نیز زن به واسطه جمال و هنری که دارد یا به دلیل هر برتری دیگری که در خود احساس می کند، بر همسر خود فخر می فروشد. ریشه این رفتار هم، همان نفوذ شیطان با صفت غرور در روح اوست. در هر صورت روابط زناشویی سالم و اسلامی به هیچ وجه در فضای حاکمیت شیطان ممکن نخواهد بود.

8. چشم و هم چشمی [5]

بر خلاف آن چه در تفکر عرف جا افتاده است، این مسئله هم از جانب زن و هم از سوی مرد پیش می آید. تنها نتیجه این اخلاق، ایجاد اختلافات زناشویی است. در صورتی که راه پیشگیری از این بیماری خیلی آسان تر است. اگر در روابط با همسر این دوای دینی مورد استفاده قرار گیرد، همه موانع برداشته می شود. طبق نظریه قرآن، مؤمن آن است که به تمام تجملات و چشم و هم چشمی ها و اسراف ها پشت پا می زند. سادگی اساس دین و شیوه بزرگان اخلاق بوده است. امام سجاد(ع) در این رابطه می فرمایند : تمامی خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه در دستان مردم جمع شده ، است .[6]

9. لجاجت

یکی دیگر از شاخه های منیت، لجاجت است[7]. خطر این رذیله به حدی بزرگ است که می تواند اساس زندگی را مختل کند. کسانی هستند که اگر حق را ببینند زیر بار آن نمی روند. حاضرند سنگی بر سر آنان بیاید، آتشی آن ها را بسوزاند، اما زیر بار نروند. از جمله چیزهایی که نمی گذارد همسران بر دل هم حکومت کنند، لجاجت است. اگر در شرایطی قرار می گیرید که نمی توانید از نظر خود کوتاه بیایید برای درمان مساله خود را وادار به رفتار خلاف آن کنید. در وهله اول برای شما سخت است اما به مرور برایتان عادت می شود .یادتان باشد انسان می تواند تغییر کند وخصوصیات خود را کمال بخشد.

10. توقعات بی جا

زندگی زنا شویی میدان مشترک کمال زن و مرد محسوب می شود. بنابراین برای داشتن آرامش و رضایت از زندگی، باید میزان خواسته ها و انتظارات زن و مرد از هم متناسب با قدرت و توان طرف مقابل باشد. در غیر این صورت فشار های روانی بر زندگی حاکم می شود و روابط خانوادگی دچار اختلال می گردد.

11. انتقاد ناپذیری

اسلام و تربیت دینی کاملاً روحیه انتقاد پذیری را تأیید می کند امام جواد (ع) می فرمایند : مومن نیاز دارد به توفیقی از طرف خدا و به پندگویی از طرف خودش و به پذیرش از کسی که او را نصیحت کند .[8]
خطر انتقاد ناپذیری، این است که محبت میان زن و شوهر را کمرنگ می سازد و حس لجاجت را در آنان تقویت می کند.

12. نا سپا سی

طبع انسان طوری است که وقتی در نعمت واقع شود، سپاسگذاری نمی کند و هنگام مصیبت و سختی، صبر و شکیبایی را از دست می دهد. این صفت اخلاقی ناپسند در محیط خانواده نیز بروز می کند و می تواند از سوی هر کدام از زن یا مرد، آشکار شود. به گونه ای که زحمات و محبت های طرف مقابل را درک نکرده و یا برای آن اهمیتی قائل نشود. این برخورد به مرور زمان اختلال شدیدی در روابط همسران ایجاد می کند.

13. سوء تفاهم

در سخن گفتن باید روشی را در پیش گرفت که از بروز سوء تفاهم جلوگیری شود. چه بسا اتفاق می افتد که گفته ها با شنیده ها همخوانی ندارد. چیزی که می گوئیم غیر از چیزی است که طرف مقابل از آن می فهمد. برخی افراد به جهت دارا بودن روحیه ای خاص، برای دچار شدن به سوء تفاهم به شدّت آماده اند و ذهن آن ها از هر سخنی، برداشتی نا مطلوب دارد. این افراد از خوش بینی بی بهره اند و حفظ روابط با آن ها بسیار دشوار است. برخی روان شناسان عامل اصلی اختلافات زناشویی را سوء تفاهم می دانند. آن ها معتقدند ریشه اصلی مشکلات زناشویی این است که دو طرف، به درستی به مقاصد حقیقی هم پی نمی برند. بنابراین همسران باید از گمان های بی اساس، تعبیر و تفسیرهای منفی و وسواس های فکری خود داری کنند تا آسیبی به روابط زناشویی شان وارد نشود.

14. خشم و عدم کنترل آن

تردیدی نیست که خشم و عصبانیت در سلامت جسمی و روحی انسان آثاری بسیار ویرانگر دارد و بیماری های مهمّی را به دنبال می آورد. از بعد اجتماعی نیز مشکلات جدی در روابط با دیگران ایجاد می کند و از محبوبیت و صمیمیت انسان می کاهد. در آموزش های دینی توصیه شده که در حال خشم، تصمیم نگیریم و برای کاهش این حالت، تغییر موقعیت بدهیم. مثلاً اگر ایستاده ایم، بنشینیم و ... در روایتی از امام سجاد (ع) آمده است:«هیچ جرعه ای با ارزش تر از جرعه خشمی که فرو برده شود، نیست!» [9]
اگر یکی از زوجین فردی عصبی است، طرف دیگر باید بکوشد با درک موقعیت، از تحریک عصبانیت او خود داری کند و با سکوت و خویشتنداری، او را در کنترل هیجان عصبی خویش یاری کند. بعد از فروکش کردن خشم، می توان در یک فرصت مناسب با همسر خود به گفتگو پرداخت و او را از تکرار این گونه برخوردها بر حذر داشت.

15. زندگی دیگران را به رخ همسرکشیدن

برخی همسران پیوسته زندگی دیگران را به رخ همسر می کشند و با این وسیله او را تحقیر می کنند. زن و شوهر موظفند برای حفظ روابط صمیمانه و مهر آمیز،یک بار و برای همیشه دست از مقایسه های ویرانگر بردارند و به این وسیله، موجبات آزردگی یا تحقیر طرف مقابل را فراهم نیاورند. گاه این نوع مقایسه ها به خانواده های زن و شوهر نیز کشیده می شود و هر یک از دو طرف، خانواده و بستگان خود را با بستگان طرف مقابل مقایسه می کند و امکانات و امتیازات آن ها را به رخ همسر می کشد. این نوع جر و بحث ها به کشمکش و درگیری می انجامد. در حقیقت این گونه رفتارها از ضعف های شخصیتی دو طرف حکایت می کند و نشان می دهد که این قبیل افراد هنوز به رشد و بلوغ فکری و روحی لازم نرسیده و راه و رسم زندگی مشترک را نیاموخته اند.

16. بیان گلایه ها

در یک ارتباط سالم گلایه ها و دلخوری ها و رضایت ها و خشنودی ها نیز به طور مناسب مطرح می شود. بعضی افراد تا سر صحبت باز می شود، حتماً چند گلایه و انتقاد در آستین دارند که طرف مقابل را با طرح آن ها آزار می دهند.
طرح گلایه هر چند در جای خود لازم است، اما نباید در بیان آن ها زیاده روی کرد. در بیان گلایه باید موقع شناس بود و فرصت مناسبی را برای این کار در نظر گرفت. زمانی که مرد خسته و آزرده از راه می رسد، یا زن به کار ظریفی مشغول است، زمان مناسبی برای بیان ناراحتی یا شکایت نیست.

17. جر و بحث

یکی از مسائل اساسی در حفظ ارتباط، پرهیز از جر و بحث و جدال های تند بر سر مسائل گوناگون و گاه کم اهمیت است. این گونه بحث ها آثاری مخرّب بر روابط انسانی بر جای می گذارد و موجب دور شدن از هم و دلخوری و رنجش خاطر همسران می شود. به این ترتیب روز به روز از میزان تفاهم آن ها کاسته می شود. اغلب زن یا شوهر نظری را ابراز می کند و با پافشاری، قصد تحمیل آن را بر دیگری دارد، هر چند آن نظر ممکن است دقیق و درست نباشد. طرف مقابل هم برای فرار از این تحمیل با تمام وجود در برابر آن موضع می گیرد. اینجاست که دامنه حمله و دفاع گسترده تر می شود و کار به مشاجره لفظی می کشد. تجربه نشان داده در همه این موارد، معمولاً جدال بر سر حق و باطل نیست. بلکه بر سر «خود» و به کرسی نشاندن حرف خود است. بنابراین کسانی که با آفت خودخواهی در مبارزه اند، از وارد شدن به این جدال ها می پرهیزند.
از سفارشات امام علی (ع) است که از ستیزه و خصومت بپرهیزید که این ها دل های برادران را بیمار می کند و نفاق را می رویاند.[10]


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - ر.ک- خانواده در اسلام – حسین مظاهری – ص 143
[2] -کنزالعمال.ج10.ص249
[3] . غررالحکم ج 1.ح 823/16
[4] - همان – ص 258
[5] - ر. ک- بهشت خانواده – ج1- دکتر سید جواد مصطفوی – ص 102

[6] -جهادالنفس – ص276
[7] - ر. ک- اخلاق در خانه – حسین مظاهری – ص 225
[8] -تحف العقول –ص480
[9] - اصول کافی – ج 2 – ص 109
[10] - جامع السعادات – ج 3 – ص 380

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:25 PM
راهکارهای ارتباط مؤثر با همسر




هر زن و شوهری بدون استثناء می خواهند زندگی مشترک و با صفا و سعادتمندی داشته باشند. و برای یافتن چنین سعادتی به دنبال عوامل خوشبختی می روند، سوال می کنند، می اندیشند، کتاب می خوانند و مشورت می کنند تا به مقصود خود برسند. برای داشتن روابط موفق با همسر نکات ذیل باید مورد توجه قرار گیرد:

1. گذشت و اغماض

عفو کثیر از صفات خداوند است که مومنان نیز به این خصلت الهی سفارش شده اند. در امر همسر داری بیشترین سفارش اسلام برای زن و مرد، اغماض از لغزشهای یکدیگر است. پیامبر(ص) در پاسخ به این سوال که بهترین بندگان چه کسانی هستند؛فرمودند :....و کسانی که وقتی خشمناک شوند ، عفو و اغماض را پیشه خود می سازند .[1]

2. صداقت

زن و مرد از لحظه خواستگاری تا پایان عمر باید بدانند که هیچ کس دلسوزتر از شریک زندگی آن ها نیست. دلسوزی وقتی محقق می گردد که صداقت و راستی در کار باشد.
3. خواسته ها و توقعات مناسب
مسلم است که انسان در اوائل جوانی از تجربه و درآمد و دارایی اندک و احتمالاً سطح تشخیص پایینی برخوردار است. لذا توقع داشتن منزل شخصی و وسائل بالا و رفاه دلخواه در ابتدای زندگی خواسته معقولی نیست. از این رو زن و مرد عاقل از ابتدای زندگی ضمن پذیرفتن این واقعیت، با متانت و تلاش و الگو قرار دادن تجارب بزرگان و خردمندان و با همفکری و درک اوضاع، زندگی خود را به سطح مطلوب می رسانند.

4. مشورت با یکدیگر[2]

مشورت در امور مختلف زندگی با همسر ضمن اعلام احترام به اندیشه و فکر وی، باعث تقویت ارتباط و تشدید علاقه و همدلی می شود. امیرالمومنین (ع)در این رابطه می فرماید :هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست .

5. عذر خواهی در خطا

در زندگی زناشویی طبیعی است که زن و مرد دچار اشتباه شوند. هر خطایی طرف مقابل را افسرده و ناراحت می کند. در نتیجه زندگی خانوادگی که اساس آن محبت و صفاست دچار خدشه و تزلزل می گردد. تنها در صورتی که پس از هر اشتباهی پوزش و عذر خواهی به دنبال آید، زنگار کدورت به زودی زدوده شده و جای آن را صفا و صمیمیت می گیرد و حتی گاه زندگی از ابتدا هم شیرین تر می شود. نکته قابل توجه این است که معذرت خواهی باید متناسب با مقدار جرم و خطا باشد، نه کمتر و نه بیشتر. در مقابل کسی که عذر خواهی نمود، طرف دیگر وظیفه دارد عذر او را بپذیرد. چرا که عدم پذیرش پوزش دیگران دلیل پستی و فرومایگی انسان است. امام صادق(ع) می فرمایند: بزرگواری انسان ، تقوای اوست .[3]

1. از سویی مرتکب اشتباه نشدن بهتر از عذر خواهی کردن است .با این وجود به دلیل جایزالخطا بودن انسان ، مدارا و بخشش از توصیه های بزرگان دین و اخلاق است. همان طور که امام صادق(ع) می فرمایند: خداوند اهل مداراست و مدارا را دوست دارد .[4]

6. خوب صدا زدن

هر یک از زن و مرد باید همسر خود را به نامی صدا کند که او بیشتر دوست دارد و خوشترش می آید. چه اسم کوچک باشد و چه نام خانوادگی .در صدا زدن نوع بیان خیلی مهم است.امیر المومنین علی(ع)در همین رابطه می فرماید: بیان هر انسانی حاکی از مراتب قوت نفس و درجه نیروی روانی اوست.[5]
همچنین در جایی دیگر می فرماید:با مخاطب خود مودب سخن بگویید تا او نیز به شما با احترام جواب دهد.[6]

7. سلام کردن

سلام کردن ایجاد انس و الفت می کند. کینه ها و کدورت ها را می زداید. اخم پیشانی ها را باز می کند. سلام باید با صدای بلند و واضح باشد. نه آهسته و نه پنهان. زن و شوهر نباید این نکته را که اسلام به آن اهمیت داده کوچک شمارند و بگویند سلام کردن برای غریبه ها است نه برای زن و شوهر که با هم نزدیکند. پس در سلام کردن بر یکدیگر سبقت بجویید.

8. سخن محبت آمیز

گفتگو و سؤال و جواب زن و مرد باید مؤدبانه باشد نه خصمانه و نفرت انگیز. یک مطلب ثابت را می توان به گونه ای اداء کرد که شنونده خوشش آید و پاسخ نیکو دهد. و همان مطلب را می شود طوری بیان کرد که مخاطب یا جواب ندهد یا جواب زشت و تند بدهد. از سویی زن و شوهر بایستی سعی کنند،در برابر کلمات تند و خشن طرف مقابل، متانت و سعه صدر نشان دهند و صحنه نزاع را به مجلس مزاح تبدیل کنند. چیزی که در ایجاد محبت یا نفرت مهمتر از کلمات و واژه ها است،آهنگ صدا و حرکات دست و چشم و لب و ابرو، هنگام سخن گفتن است. آهنگ نرم و ملایم،محبت و آرامش ایجاد می کند، همان طور که صدای کلفت و خشن ملال و نفرت می آورد. لب خندان و چهره باز، مخاطب را جلب می کند. چنان که ترشرویی و اخم هنگام سخن گفتن، مخاطب را دلسرد و افسرده می کند. زن و شوهردر مکالمات روزمره خود باید این نکات را رعایت کنند.

9. ابراز علاقه

همسران باید به هم علاقه نشان دهند . برخی افراد به گمان این که علاقه باید قلبی باشد و در عمل جلوه گر شود، از اظهار علاقه و محبت پرهیز می کنند و آن را نوعی ریا می شمارند. روشن است که علاقه باید قلبی باشد و در عمل آشکار شود، اما بیان آن نیز در جای خود لازم است. گاه زن نسبت به علاقه شوهر دچار تردید می شود و نشانه صریح و اعتماد بخشی نمی یابد که به خود آرامش دهد. در این موقعیت بیان علاقه، همچون آبی است که بر آتش درون او پاشیده می شود و او را از التهاب درونی رها می سازد. در روایات اسلامی توصیه شده که علاقه خود را نسبت به هم اظهار کنید. پیامبر (ص) فرموده اند: «مردی که به همسرش بگوید تو را دوست دارم، این جمله هرگز از دل او خارج نخواهد شد.»
سعی کنید حتما برای ابراز عاطفه و نشان دادن علاقه خود به همسرتان برنامه ریزی داشته باشید.محبت خود را با قول و فعل نشان دهید.هیچگاه در این مساله غرور را داخل نکنید.

10. درک مشکلات همسر[7]

هر یک از زن و مرد حوزه فعالیت مخصوصی دارد و مسیر معینی را می پیماید. در حوزه هر یک از آنان مشکلات و سختی ها و موانع خاصی وجود دارد که در حوزه فعالیت دیگری نیست. از این رو درک مسائل هر یک برای دیگری، بسیار سخت و درک کامل هم محال است. ولی چون این دو موجود کنار هم قرار گرفته اند و زندگی مشترکی تشکیل داده اند، مشکلات هر یک از آنان با دیگری ارتباط پیدا می کند. بنابراین همسران باید در حل مشکل طرف مقابل تلاش و همراهی کنند.

11. هدیه دادن

اسلام از هر فرصتی برای ایجاد محبت و صفا، بین خانواده استفاده کرده است. این دستور دین است که مرد دست خالی از سفر به خانه وارد نشود. زیرا هدیه یکی از بهترین شیوه های جلب عاطفه و علاقه است. علاوه بر این بزرگان دین به عیدی دادن در مناسبت ها تأکید داشته اند. نکته قابل توجه این که ارزش مادی هدیه نباید ملاک و مورد نظر قرار گیرد.

12. عیب پوشی

زن و مرد باید بدانند که در نفع و ضرر هم شریکند. و نزدیک تر و محرم تر از یکدیگر کسی را ندارند. بنابراین باید در حفظ اسرار هم کوشا باشند. خداوند متعال زن و شوهر را لباس یکدیگر قرار داده و به آن تشبیه کرده است. یعنی چنان چه لباس و جامه حافظ تن است و حجابی روی عیب های بدن، زن و شوهر هم نسبت به یکدیگر باید چنین باشند. اگر عیبی در طرف مقابل دیدند نباید آن را به دیگران حتی پدر و مادر خویش بازگو کنند.

13. تشکر و قدر دانی[8]

برای گرم نگه داشتن کانون مهر و صفا در زندگی تنها انجام وظیفه و محبت قلبی کافی نیست. اظهار محبت و تشکر نسبت به هم تأثیر روانی عمیقی در روح طرف مقابل باقی می گذارد. عده ای اهل تشکر و ابراز لفظی نیستند یا فکر می کنند قدردانی شخصیت آنان را پایین می آورد و یا این که توقع طرف مقابل را بالا می برد؛ از نظر اسلام هر دو تصور غلط است. اصولاً در میان همین تشکرها و جواب ها، احوالپرسی ها و تعارف ها مقدار ادب، صبر و انسانیت طرفین مشخص می شود. عباراتی مانند لطف و محبت تو را فراموش نمی کنم؛ تو چقدر مهربانی؛خدا را شکر که همسری به این مهربانی نصیبم شده است؛ممنونم؛و....شاید به نظر ساده باشد اما تاثیر عمیقی در قلب همسر شما می گذارد. به خصوص اگر با لبخند و از صمیم قلب اداء شود.

14. حسن نیت

در خانواده باید با حسن ظن به مسائل همسر و زندگی نگریست. زیرا منفی بافی نتیجه ای جز عقده، خود خوری، غیبت و دلسردی ندارد. زن و مرد باید بکوشند خوبی های همسر را همواره در نظر بگیرند و با حسن ظن به امورات او نظر داشته باشند.

15. احساس مسئولیت

انسان تا تنهاست، بیشتر در فکر خود است وروحیه کاملی برای مسئولیت پذیری ندارد. احساس مسئولیت همان وجدان اخلاقی و نفس لوامه است که نقش زیادی در پاک زیستی و انضباط رفتاری دارد. وجدان اخلاقی در حقیقت دادگاه کوچکی در درون جان انسان است.[9] ازدواج اعلام آمادگی برای پذیرش مسئولیت است واین احساس در روابط زن و مرد باید دو سویه باشد. به طوری که هر دو در قبال هم احساس وظیفه داشته باشند.

16. کوشش متقابل در حفظ عفت یکدیگر

همسران باید در ازدواج با رعایت آداب آن در حفظ هم بکوشند. اسلام کامجویی زن و شوهر از همدیگر را عبادتی مقدس و دارای پاداش های معنوی در نظر گرفته است. وجود غریزه جنسی که نیرومندترین غریزه در زن و مرد است، ایجاب می کند که انسان با ازدواج به این غریزه پاسخ طبیعی و مشروع دهد. ولی فقط ازدواج تنها نمی تواند عفت انسان را تضمین کند. بلکه نظارت و توجه همسران به هم تا حد زیادی مقوم عفت هر کدام خواهد بود.

17. روح تعاون و همکاری در خانه [10]

از ارکان مهم برای تحکیم خانواده و تداوم خوشبختی تعاون و همکاری میان زن و شوهراست. تعاون، پیوند زن و مرد را گرم نگه می دارد. بیشتر کشمکش ها بر اثر دوری از روح تعاون و همراهی است و ریشه اکثر شکایت ها به همین جا می رسدکه هر کدام از زن و مرد ادعای استقلال می کنند و زندگی را برای خود می خواهند. غافل از این که آن ها دو نفر نیستند، بلکه با پیوند مقدس ازدواج شریک حقیقی غم و شادی هم شده اند. خداوند هم در آیه 19 سوره نساء می فرماید: «با همسران خوشرفتاری کنید، حتی اگر به جهاتی از آنان راضی نباشید. و بر اثر اموری، آن ها به نظر شما خوشایند نباشند، فوراً تصمیم به بد رفتاری یا جدایی نگیرید. ممکن است که شما در تصمیم خود اشتباه کنید. چه بسا آنچه را شما نمی پسندید خدا در آن سود و برکت فراوان قرار داده باشد»

18. توجه به سخنان هم

اسلام دستور می دهد اگر کسی در حال سخن گفتن است، به او گوش داده شود. کسی که در میان سخن کسی وارد شود و حرف او را نیمه تمام گذارد، از نظر پیامبر(ص) چنان است که خراشی به چهره او وارد کرده است. این مسئله در زندگی زناشویی به مراتب اهمیت بیشتری پیدا می کند. زمانی که همسرتان سخن می گوید به او نگاه کنید و توجه خود رانشان دهید. مثلا با به کار بردن کلماتی مانند بله ؛متوجه شدم؛جدی؟؛راست می گویی؟؛و....نشان دهید که او را در سخن گفتن همراهی می کنید.

19. مهربانی

برای نشان دادن مهر و محبت راه های مختلفی وجود دارد. برای مثال، لمس کردن یا گرفتن دستان همسر هنگام تماشای تلویزیون، بدرقه کردن و یا استقبال از همسر. انتظار همسر را بر سر سفره غذا کشیدن.... این نوع ابراز محبت ها بسیار آرامش بخش و رویائی هستند. درست مثل این که رو به روی آتش بنشینید و به همراه همسرتان از گرمای آن لذت ببرید و در این گونه مواقع لازم نیست حرفی زده شود. هر بار که اوقات خوبی با همسرتان دارید، در واقع در حال ابراز محبت هستید.

20. توجه به همسر

یکی از بهترین راه های افزایش بعد مثبت زندگی زناشویی و تقویت ارتباط با همسر، انجام اعمال ظریف و متفکرانه است. برای مثال دادن یک شاخه گل به همسر، خرید مطابق سلیقه همسر، یا این که در یک روز شلوغ به فکر گرفتاری او بیافتید و بلافاصله با او تماس بگیرید تا حالش را بپرسید و در دعاهایتان او را یاد کنید و به او بگوئید که برایش دعا می کنید و این مسئله خصوصاً به زنان شاغل توصیه می شود. چون ممکن است این تصور در همسر شما ایجاد شود که مشغله کاری، اهمیت او را در ذهن همسر کمرنگ کرده است.

21. همدلی

همدلی یا همنوایی یکی دیگر از راههای ابراز محبت است . به تحکیم روابط همسری کمک بسیاری می کند. شما می توانید به همسرتان بفهمانید که واقعاً او را درک می کنید و با چهره خودتان به او نشان دهید که احساسی مشابه حس او را دارید. امام باقر(ع) می فرماید : خوبی دنیا جز در پیوند با برادران و آشنایان نیست .[11]

22. انتقاد پذیری

پذیرای حرف همسرتان باشید. حتی اگر با گفته های همسرتان مخالفید، طوری رفتار کنید که نشان دهید صحبت های او مهم، با معنا و محترم اند. انتقاد پذیری باعث می شود که حرف های ناگفته میان همسران باقی نماند و در نتیجه به استحکام روابط زناشویی کمک می کند.

23. واقع بینی در انتظارات خود

انتظارات متقابل در رابطه زناشویی، حتی آن جا که مطابق با حقوق مشروع باشد، باید با توجه به واقعیت ها و امکانات موجود و به عبارت دیگر واقع بینانه باشد. واقع بینی ویژگی بسیار مهم و با ارزشی است که در همه امور و از جمله در زندگی زناشویی نقشی بسیار مهم دارد. باید توجه داشت که ما همیشه نمی توانیم واقعیت ها و امکانات را به دلخواه تغییر دهیم بلکه باید با آن ها بسازیم و برنامه ها و خواسته های خود را مطابق با آنها طراحی کنیم وگرنه دامنه آرزوهای خود را بدون توجه به واقعیت ها گستردن، در واقع زندگی کردن در خواب و خیال است . بنابراین نخستین شرط در زندگی واقع بین بودن است.

24. تقسیم خوشی ها با همسر

همسران باید به هم نشان دهند که از زندگی مشترکشان رضایت دارند یا لااقل اوقات خوشی را با هم می گذرانند. برخی به این نکته توجه ندارند و زندگی خانوادگی و وظایف زناشویی را به آسانی تحت الشعاع کارهای دیگر قرار می دهند. در روایتی از پیامبر (ص) آمده است که: «نشستن مرد درکنار همسر، در نزد خدا محبوب تر از اعتکاف در مسجد پیامبر است. [12] »
اصول انسانی حکم می کند که مرد قبل از آن که لذّتی را برخود روا بداند، آن را برای همسر خویش بخواهد و در هیچ شرایطی او را فراموش نکند.

25. آراستگی و خود آرائی

در تعالیم دینی توصیه شده که زن در محیط خانه خود را برای همسرش بیاراید و با جذابیت مقابل او ظاهر شود. همچنین مرد باید ظاهری آراسته داشته باشد. آراستگی زن و شوهر از این جهت اهمیت دارد که رغبت آن ها را نسبت به هم بیشتر می کند. به سلیقه یکدیگر در انتخاب لباس و رنگ توجه کنید. هنگام خرید،نظر همسرتان را سوال کنید. بی اعتنایی نسبت به این گونه مسائل به ظاهر کوچک، می تواند روی روابط و پیوندهای همسران تأثیر منفی بگذارد. زمانی که بیرون از خانه کار می کنید نباید خستگی کار را توجیهی برای عدم رسیدگی به ظاهر خود برای همسرتان و ... قرار دهید. بلکه در درجه اول، مسئولیت شما جذب همسر و تحکیم خانواده است. [13]


--------------------------------------------------------------------------------

[1] -اصول کافی-ج2-ص240
[2] - ر.ک- خانواده در اسلام – حسین مظاهری – ص 124
[3] - جهادالنفس .ح 180
[4] -جهادالنفس.ح281
[5] . غررالحکم-ص343
[6] -غررالحکم .ص139
[7] - ر.ک- بهشت خانواده – ج1- دکتر سید جواد مصطفوی – ص 173
[8]- ر.ک- بهشت خانواده – ج1- دکتر سید جواد مصطفوی – ص 185
[9] - ر.ک- ازدواج و شیوه همسر داری از دیدگاه اسلام- محمد مهدی اشتهاری – ص 30
[10] - ر.ک- همان- ص 335
[11] -بحارالانوار – ج46 –ص291
[12] - تنبیه الخواطر – ص 362
[13] - بحارالانوار –ج47-ح65تا68

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:25 PM
چگونه با همسر خود ارتباط برقرار کنیم




اهداف ازدواج

دست توانمند و قادر پروردگار، تفاوت های حکیمانه ای را هم از بعد جسمی و هم از لحاظ روحی و روانی در خلقت زن و مرد قرار داده است. این تمایزات که عامل تنوع و جاذبه زندگی است، خیلی مواقع لازمه استحکام پیوند زناشویی و تکامل زن و مرد می باشند.
اساس شکل گیری خانواده، زن و شوهر است. به طوری که اگر در میان آن دو تفاهم و توافق وجود داشته باشد، عوامل و شرایط دیگر تحت الشعاع قرار می گیرند.

اگر روابط زن و مرد، بر اساس روابط ایمانی استوار باشد، زمینه ای برای آسایش و حیات سعادت مندانه خواهد بود. در آن صورت است که مهر و محبت متقابل ایجاد شده و امنیت و صفا برقرار می شود. در نتیجه بهشت واقعی در خانه پدید می آید. بدون شک شما که در آستانه زندگی مشترک قرار گرفته اید و یا زندگی مشترکتان را آغاز نموده اید، هدف ها و آرمان هایی را برای خود ترسیم کرده اید. اسلام اهدافی را برای ازدواج و تشکیل خانواده در نظر گرفته است، که به برخی از آنان می پردازیم:

1. سکون و آرامش

در دنیای پر آشوب و تلاطم، در جهان پر از عصیان و طغیان، در محیط پر از تصادم و برخورد، انسان به کانونی پر از آرامش و سکون نیازمند است تا در آن قوای از دست رفته را باز یابد وآماده تلاش و فعالیت مجدد گردد. ازدواج بنا به تعبیر قرآن از آیات خداست. زیرا که زمینه را برای چنین آرامش و سکونی فراهم می سازد. [1]
ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه(سوره روم.آیه21)
یکی از نشانه های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان بیارامید و در میان شما مهر و محبت انداخت. مسلما در این امور نشانه هایی است برای افرادی که می اندیشند.[2]

همسر خوب در کشاکش زندگی، در پیش آمد و تحولات پناه فکری و روانی انسان است. همدلی و غمخواری او موجب سکون انسان است و روان را از اضطراب رهایی می بخشد. ازدواج راه وصول به خوشبختی و سعادت را نزدیک تر می سازد. شاید به همین جهات بوده که پیامبر (ص) فرموده است: با ازدواج نیمی از دین کامل می شود.

2. انجام وظیفه الهی

ازدواج وظیفه ای است از جانب خدا به هر انسان بالغی که بار تکلیف را پذیرفته است و به سنت الهی تن می دهد. اگر پیوند به نام خدا و به خاطر اجرای فرمان الهی انجام گیرد، در سایه آن گذشت و فداکاری و سعادت به وجود می آید.

3. کامل شدن

میل به ازدواج در انسان نشانگر این است که او بدون همسر کامل نیست. این ازدواج است که زمینه را برای تکامل انسان فراهم می سازد و آنان را از حالت تنهایی و تک بودن در آورده و به حالت زوجیت می رساند. خوشگذرانی با همسر، و بهره گیری های مشروع، در صورتی که پیوندی معنوی و همه جانبه با خدا در زندگی حاکم باشد، مقدمه تکامل خواهد بود. کامل شدن انسان در سایه یک ازدواج شرعی و پذیرش قوانین و مقررات الهی انجام پذیر است. قوانینی که هم زن و هم مرد را تحت نظام الهی در آورد.

4. ارضای غریزه

کشش جنسی در آدمی یک خواسته طبیعی است که وجود آن در تعادل جسم و روان اثرات فوق العاده ای دارد. ارضای این غریزه به دو صورت ممکن است.

الف: به گونه ای مشروع و معقول که در سایه قرار داد و پیمانی تایید شده صورت گرفته و مورد قبول هر عاقل و صاحب اندیشه ای است. این ازدواج است که زمینه را برای تن دادن به مسئولیت های زندگی فراهم می سازد.

ب: به صورت آزاد و بی بند و بار که خاص حیوانات یا انسان هایی است که قید و بندی در زندگی برای خود و جامعه شان قائل نیستند. این دسته انسان ها به خود و جامعه زیان های جبران ناپذیری وارد می کنند.

5. ایجاد و بقای نسل

ازدواج تنها برای لذت جویی و ارضای غریزه نیست. بلکه وسیله ای است برای تولید مثل و ادامه و بقای نسل. به طور کلی می توان گفت که ازدواج از یک نظر قانون تکثیر است. که در سایه اجتماع نر و ماده، نه تنها در انسان بلکه در حیوانات و گیاهان هم صورت می گیرد. برای وصول به هدف تداوم نسل، روایات اسلامی تأکید و توصیه فراوانی دارند.

6. کسب مودت و رحمت

خانواده کانون محبت و مهرورزی است، زن و شوهر با محبت کردن به یکدیگر اساس خانواده را محکم می کنند. خداوند کانون خانواده را قرار داده است تا انسان ها محبت کردن و مهر ورزیدن را بیاموزند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] - ر. ک- تشکیل خانواده در اسلام – دکتر علی قائمی – ص 54
[2] - سوره روم آیه 21

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:26 PM
خانواده و نیازهای اساسی آن



خداوند خانواده را حریم خود قرار داده است. زن و شوهر در کنار یکدیگر می توانند به کمال برسند، می توانند رشد کنند و آرامش یابند. زن، مرد را به آرامش و کمال می رساند و مرد، زن را ... در خانواده بسیاری از نیازهای اساسی انسان اجابت می شود که این خود دلیلی برای ایجاد سکونت و آرامش است. در یک نگاه کلی نیازهای خانواده را می توان به نیازهای مادی و معنوی تقسیم کرد و در یک نگاه خردتر می توان نیازهای جسمی،نیاز به امنیت ،نیازهای عاطفی،نیاز به احترام ونیازهای معنوی را برشمرد.

نیازهای جسمانی

جسم انسان امانتی است از جانب پروردگار؛ باید در حفظ آن کوشید و باید برای حفظ سلامت جسم همسر و اعضای خانواده برنامه ریزی داشت.

مادران و همسران خانواده بالاترین نقش را در ایجاد زمینه مساعد برای برطرف شدن این نیاز فراهم می کنند.

در زندگی زناشویی باید به مسائل کوچک و بزرگ توجه نمود و برای آن برنامه ریزی داشت و حق هر مسأله را ادا نمود.

به همسران سفارش می شود در زمینه نیازهای جسمانی به نکات ذیل توجه کنند:

1. برنامه غذایی طوری تنظیم شود که هر دو بتوانند و مشتاق باشند که به موقع و در کنار هم به صرف غذاهایی تازه، لذیذ و خوش طعم متنوع و مقوی بپردازند. تهیه مواد اولیه از سوی شوهر، طبخ و فراهم کردن خوراکی گوارا و چیدن سفره ای چشم نواز توسط زن به این منظور کمک می کند.اگر زن بتواند غذای خوش طعم را با سبکی آسان ،بدون اسراف و اتلاف وقت تهیه کند،در حقیقت به رشد اقتصادی خانواده و در نتیجه اجتماع کمک کرده است. زیرا مانع به هدر رفتن غذا و اسراف می شود.پس برنامه ریزی برای این مساله کاری ارزشمند است.

2. محیط خانه از نظر نور، حرارت، صدا، پاکیزگی و تزئین آن گونه باشد که زمینه ساز راحتی جسم و آسودگی خاطر هر دو شود.

3. مرد و زن باید برای حفظ سلامت جسمانی هم بکوشند و در صورت بروز بیماری برای رجوع به پزشک، انجام آزمایش های طبی لازم و پرستاری از فرد بیمار با دلسوزی و جدیت عمل نمایند.

4. کارهای داخلی منزل مانند آشپزی، شستن ظروف، تمیزکردن محیط خانه، شستن لباس ها و اتوکردن آنها گر چه به طور عرف به عهده زن است اما خوب است که مرد در این امور به همسر خود کمک کند و در شرایط غیرعادی مانند زمانی که مهمان به خانه می آید، همکار و یاور او باشد. این در حالی است که از نظر شرع، زن هیچ گونه تکلیفی در این مورد ندارد.

امیرالمومنین علی علیه السلام در وصیت نامه گرانسنگ خود به امام حسن مجتبی علیه السلام می فرماید: «کاری که برتر از توانائی زن است به او وامگذار که زن گل بهاری است نه پهلوانی سخت کوش!»[1] در پیروی از این سخن مرد نباید همسر خود را به کارهای سخت منزل وادارد یا او را در انجام آنها تنها گذارد. مردانی که توانائی مالی دارند باید بانوئی سالم و مورد اطمینان را به عنوان خدمتکار خانه برگزینند و یا اگر نمی توانند از چنین فرد ثابتی کمک گیرند، در زمان هایی که لازم است از کسان دیگری که تندرست و صالح هستند برای خدمت در خانه استفاده کنند. این امر هم نشان دهنده وظیفه شناسی و لطف مرد به همسر خود است و هم باعث می شود که زمینه اشتغال افراد نیازمند فراهم شود.از همه مهمتر این است که مرد قدرشناس زحمات همسر خود در خانه باشد و نظافت خانه ،آشپزی و مدیریت داخلی خانه و...را امری ساده و آسان و بی مقدار نشمرده،از او تشکرکند و قدردانی خود را به او در عمل و در زبان نشان دهد. بسیاری از مواقع قدرناشناسی مردان نسبت به این امور است که در خانه ایجاد ناامنی می کند.

5. نیاز جنسی، کششی طبیعی و قوی است که اگر به خوبی و دو طرفه ارضا شود به سلامت جسم، آرامش روان و افزایش پاکی و پارسائی می انجامد و افزون بر اینها باعث ازدیاد محبت و صمیمیت بین زن و شوهر می شود. از این رو همسران نه تنها نباید از این واقعیت غافل شوند بلکه ضروری است با افزایش آگاهی ها و مهارت های لازم که از منابع علمی گرفته شده است و بها دادن به این غریزه مهم و خدادادی به رفع لذت بخش و سالم آن بپردازند و اگر مشکلی در این زمینه برای هر کدامشان پیش آمد بدون واهمه و پرده پوشی آن را با متخصصان با تجربه در میان بگذارند.

6. فعالیت های شبانه، از قبیل شب نشینی، دیدن برنامه های تلویزیون، بحث و گفتگوی با هم باید به گونه ای برنامه ریزی شود که برای خواب مفید، مؤثر و آرام بخش همسران - به مقدار و کیفیتی که به آن نیاز دارند – مزاحمتی پیش نیاورد. فراموش نکنیم که جسم خسته و ناسالم روان را رنجور و خلق و خوی انسان را پریشان و آشفته می سازد.

2- نیازبه امنیت

نیازهای ایمنی، جزو اساسی ترین نیازهای انسانند و ارضا نشدن آنها فرد را دچار بیماریهای جسمی (روان تنی) و ناراحتی روانی (اضطراب، افسردگی ، وسواس و...) می کند.


همسران به دلائل زیر باید برای افزایش امنیت خاطر یکدیگر حساس باشند و برنامه ریزی و تلاش کنند:

1. همسر نا امن چون خود از آرامش برخوردار نیست، نمی تواند به شریک زندگی خود آرامش و آسودگی خاطر ببخشد. اصولاً انسان اگر خود فاقد ویژگی کمال باشد نمی تواند آن ویژگی را در دیگری ایجاد کنند.

2. پرخاشگری، بدبینی، زودرنجی، تحقیر کردن و طعنه زدن و ناشکیبائی از شایع ترین پیامدهای ناامنی روانی است.

3. دنیاطلبی و مظاهر آن همچون ولخرجی و اسراف، حرص و زیاده خواهی راه هایی برای جبران کمبود این نیاز است. راههایی که هیچگاه نمی تواند حقیقتاً پاسخگوی این نیاز باشد. با تمسک به این روشها مشکلات جدیدی بر مشکلات قبلی افزوده می شود.

4. وقتی مرد یا زنی احساس نا امنی می کند یا فاقد آرامش است و همسر خود را عامل آن می داند، به دیگران پناه می برد و آنها را تکیه گاه خود قرار می دهد. خدا نکند این حامیان فریبکاران کژاندیشی باشند که با ظاهری خوش، فرد را به سوی خود می کشند و آسیب های اخلاقی و مادی فراوانی بر او وارد می سازند.

5. ثابت شده است که روی آوردن به سیگار،مشروبات الکلی و مواد مخدر راهی است که انسانهای فاقد آرامش و امنیت روان بر می گزینند تا از واقعیات فرار کنند.

6. دست زدن به کارهای خشن و خطرناک و حتی اقدام برای نابود کردن، عامل تهدیدی است که امنیت خاطر را از بین می برد و بارها و بارها اتفاق افتاده است و سوژه صفحه حوادث روزنامه ها و مجلات شده است. همه این موارد ناشی از احساس نا امنی است.

7. پدر یا مادری که آسوده خاطر نباشند، چگونه می توانند فرزندانی با صلاحیت و استوار و مقاوم در برابر بیماری ها و بحران های زندگی تربیت کنند؟باید توجه نمود که عمده ترین عامل و زمینه سلامت روان کودک وجود امنیت خاطر در پدر و مادر و دیگر اعضاء خانواده است.

چه باید کرد ؟

برای این که همسر وجودی پر از امنیت و آسودگی خاطر داشته باشد رعایت نکات زیر سفارش می شود:

1. اصلی ترین کار یافتن این باور است که انسان جایگاهی کریمانه دارد. به همسر خود کمک کنید تا بداند به عنوان یک انسان، خداوند او را کریم آفریده است. به او کمک کنید تا خود را باور کند و به توانایی هایی که خداوند به او داده است، ایمان بیاورد. تمام انسانها از تواناییهای خاص خود برخوردارند. توانائیهای همسرتان را پیدا کنید و با تکیه بر آنها او را به خداوند امیدوار کنید و در تقویت ایمان او کوشا باشید.

2. در زمینه های فکری و اعتقادی با او هم رأی و همسو باشید. اگر اختلافی در این زمینه دارید بدون این که بخواهید باورهای خود را تحمیل کنید، از طریق مطالعه، بحث و گفتگو به هم نزدیک شوید و اگر خود نمی توانید به توافق برسید از کسانی که در مسائل عقیدتی صاحب نظرند و هر دو آنها را می پذیرید برای روشن شدن مطلب بهره بگیرید.

3. پشتیبانی و حمایت خود را از او در گفتار و کردار نشان دهید. اگر کسی حتی نزدیک ترین اعضاء خانواده شما بی جهت به همسرتان ایراد بگیرد و او را تضعیف کند به دفاع از او بپردازید و اجازه ندهید قدر و حرمت همسرتان زیر پا گذاشته شود.

4. زندگی خود را بر پایه برنامه های منظم و واقع بینانه بنا کنید. پیامبر بزرگ اسلام صلی ا... علیه و اله وسلم یکی از راه های دستیابی به کمال را برنامه داشتن در زندگی و اندازه گیری در امور مالی و هزینه ها می دانند. امام رضا (ع) در این رابطه می فرمایند: «نسبت به مصارف مالی درباره خود و عائله ات معتدل و میانه رو باش.[2] »

5. با خود و همسرتان صادق باشید. صداقت در قول و عمل، اطمینان و اعتماد می آورد. دروغ و پنهان کاری بزرگترین عامل از بین رفتن آسودگی و امنیت روان است. امیرالمومنین علی (ع) می فرماید: «سرآغاز ایمان تخلق به اخلاق حمیده و خودآرایی به زیور راستی است.[3]» اگر همسرتان نداند چه می کنید، کجا می روید، میزان درآمدتان چقدر است، دوستانتان کیانند، حق دارد رنجیده و آزرده خاطر شود و بر آینده خود و روابطش با شما بیمناک گردد.

6. با همسر خود رو راست باشید. از شادیها و دردهایتان با او سخن بگویید.اگر مسأله ای شما را ناراحت نموده است، از او پنهان نکنید. مگر اینکه با بیان آن مسأله مرتکب خطایی شوید، مثلاً کسی شما را رنجانده است که اگر بخواهید بیان کنید و نام ببرید مرتکب غیبت شوید. در این نوع موارد خود را کنترل کنید. اما در شرایط دیگر سعی کنید با بیان مشکلات از ایشان راهنمایی و مشورت بخواهید.

7. یکی از آفت های آشیان خانواده بی اعتمادی است. زن و شوهر هر دو باید بکوشند.کاری نکنند که اطمینانشان به یکدیگر سلب شود؛ باید دانست که خراب کردن ساده تر از ساختن است. اگر اطمینان زن و شوهر از هم سلب شود، ایجاد اطمینان مجدد سخت می شود. پس زن و شوهر نباید بی اعتمادی به یکدیگر را دامن زنند، در نحوه ارتباطات، سخن گفتن ها، تلفن کردن ها، ارتباط با دوستان و ... باید به گونه ای عمل کنند که پیام آور اطمینان باشد. خوب است از ارتباطات یکدیگر مطلع باشید و حتی در شرایط لازم مشورت کنید، با همسرتان در مورد دوستانتان سخن بگویید به صورتی که نسبت به ارتباط شما با ایشان اعتماد داشته باشد. خیلی بد است که با دیگران با حوصله باشید و با همسر خود بی حوصله!

8. خوبست مردی که تمکن مالی دارد مهریه زن را اگر آن قدر است که می توان با آن مسکن خرید، به زن بپردازد و برای او سرپناهی با سند قطعی و رسمی تهیه کند تا در ایام پیری در صورت فوت شوهر احساس سرباربودن نکند و اگر با آن مهریه نمی توان خانه کوچکی خرید، خود مرد در زمان حیاتش با خرید و هدیه یک باب مسکن، از همسر خوب و فداکارش قدردانی نماید.

9. رفع نیازهای جسمی، ابراز محبت، احترام گزاردن و تکریم همسر و فراهم کردن زمینه های رشد و خودشکوفائی او در افزایش امنیت خاطر همسرتان مؤثر است و اصولاً ارضاء هر نیاز به رفع دیگر نیازها کمک می کند.

3- نیازهای عاطفی

مهرورزیدن و محبت دیدن از آن نوع نیازهائی است که تجلّی آن را به صورت های گوناگون درهمه انسان ها می بینیم، نزدیک شدن و صمیمی شدن با دیگران، وابستگی به گروه یا حزبی خاص، افزایش رغبت به درمان های گروهی، وقت گذرانی های گاه غیرسازنده در مجالس جشن و مهمانی و حتی روی آوردن بعضی از نوجوانان به دسته های بزهکار،... نمودهایی از این نیاز اساسی است.

اگر مطمئن باشیم کسانی هستند که ما را دوست دارند، در هجران و دوری ما اندوهگین می شوند و با دیدارمان قلبشان می تپد و آثار شادمانی و شعف در چهره آنها پدید می آید، اگر گرمای محبتی را در خانه دلمان احساس کنیم و روشنایی تعلق و مهری را در زوایای جان و ضمیرمان ببینیم، در برابر سیل بنیان کن حوادث زندگی استوار می مانیم و مقاوم و نستوه روی صخره های بلند مشکلات می ایستیم.

از سوی دیگر ثابت شده است که ریشه آسیب های روانی و ناسازگاری های اجتماعی در ارضانشدن سالم این نیاز یعنی نیاز به محبت و تعلق پذیری است. بدین معنی که اگر مادری به خاطر بحران های روحی و خانوادگی اش نتواند به دلبستگی طبیعی فرزندش پاسخ دهد، اگر کودک از مهر و دوستی خواهر و برادر و همسالانش محروم باشد، اگر به دلیل نقل مکان های مداوم، ترک گفتن زادگاه یکه و تنها بماند و خار غربت و بی کسی در جانش نشیند... آسیب پذیری اش در برابر فشارهای روانی و کژکاری های اخلاقی زیاد می شود و از جاده تعادل و ثبات دور می ماند.

برای ارضا این نیاز همسر خود خوبست به نکات زیر توجه داشته باشید:

1- هر چند مدت به همسرتان بگوئید که دوستش دارید. این نکته را مردان باید بیشتر رعایت کنند. پیامبر اکرم (ص) فرموده است: « قولُ الرَّجلِ لِلمرأه إنّی اُحبُّکَ لا یَذهبُ مِن قَلبِها أبداً : [4] اگر مردی به زنش بگوید دوستت دارم این سخن هیچ گاه از یاد و خاطر زن نمی رود! »

2- محبت خود را با تقدیم هدایائی هر چند به ظاهر کم بها نشان دهید. در روز تولد همسرتان سالروز عقد یا ازدواجتان، روز زن ، روز مرد (پدر)، اعیاد معروف مذهبی، نوروز،... می توانید با دادن هدیه، مهر و عشق خود را یادآور شوید. نوشته ای زیبا و مهرآمیز، اما نه اغراق گونه، در آغاز کتابی که پیشکش می کنید، ماندگارترین یادگارهاست.

3- در طول روز که از همسرتان دور هستید، به خصوص در زمان مسافرت اگر می توانید روزی یک بار به او تلفن بزنید و حالش را بپرسید.

4- بعد از بازگشت از مسافرت برای همسرتان هدیه بیاورید.

5- اگر منتظر او هستید که از مسافرت برگردد، خانه را و خود را بیارائید و با اشتیاق آماده ورودش باشید.

6- سعی کنید همیشه چهره ای گشاده و شاد داشته باشید. خوشروئی محبت آفرین و مهرافزا است.

7- هیچ گاه زن یا مرد دیگری را با همسرتان مقایسه نکنید و بذر تردید «با یک دل دو دلبر داشتن» را در قلب و جان او نیفکنید!

8- در زمان بیماری و ناتوانی ، با همه مهر و توان و شکیبائی از او پرستاری کنید.

9- روابط زناشوئی خود را با محبت و رعایت جانب او برقرار سازید.

10- به مردها توصیه می شود با همسر خود سخن بگویند و از سکوت در کنار او بپرهیزند. زن ها سخن گفتن را نشانی از محبت می دانند و خود با هر کسی صمیمی تر باشند، بیشتر سخن می گویند.

11- در زمان ناراحتی و حتی در اوج درگیری و دعوا مواظب باشید از به زبان آوردن کلماتی نظیر «از تو خوشم نمی آید» ، «دوستت ندارم» «از اول تو را نمی خواستم» ... خودداری کنید و با این جملات رنج آور، پیوند مقدس خود را سست و زخمی نسازید.

12- در هفته، ساعاتی را برای قدم زدن با هم، خرید با یکدیگر، رفتن به مهمانی یا تفریح،... اختصاص دهید. خصوصاً اگر هر دو در بیرون از خانه شاغل هستید، با برنامه ریزی، ساعاتی از هفته را به هم اختصاص دهید.

4- نیاز به احترام

تمام انسان ها نیازمند احترام به خود و احساس ارزشمندی هستند. نیاز دارند تا خود را و ارزش ها و توانائی های خود را باور داشته باشند.کسی که از احترام و تکریم دیگران برخوردار باشد دارای اعتماد به نفس، توانائی، قابلیت و کفایت می شود و وجود خود را در دنیا مفید و مؤثر می داند. در آموزه های دینی ما به اهمیت این امر اشاراتی روشن و کارگشا شده است.

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: «مَن کَرُمَت علیه نَفسهٌ هانت علیه شهواتُهُ»[5] کسی که دارای شخصیتی بزرگوار و مورد احترام باشد و برای خود ارزش قائل شود، شهوت ها و آلودگی ها نزد او کوچک و خوار می شود.»

امام هادی علیه السلام می فرمایند: «لا تُحقَّرَنَّ اَحَداً مِنَ المسلمینَ فإنَّ صَغیرَهُم عِندَا... کَبیرٌ»[6] هیچ مسلمانی را تحقیر نکنید زیرا مسلمانی که در نظر شما کوچک است نزد خداوند بزرگ است.

روان شناسان، پژوهش های زیادی درباره احترام به خود و عزت نفس انجام داده اند و ثابت کرده اند که بالابودن میزان احساس ارزشمندی با موفقیت تحصیلی، سلامت روان، مهارت اجتماعی و ارتباطی، گرایش به معنویت و عمل به باورهای دینی همسبتگی مثبت دارد و برعکس کسانی که از کمبود احترام به خود رنج می برند، افرادی زودرنج، پرخاشگر، بدبین، حسود، طعنه زن، گوشه گیر، ناموفق، کمرو ،... هستند. گرایش به سوء مصرف مواد مخدر و الکل، انحرافات اخلاقی، زیاده طلبی و اسراف،... در این افراد بیشتر است. اصولا عزت نفس پائین با هر نوع مشکل روانی، اخلاقی و اجتماعی همراهی دارد.

زندگی کردن با همسری که خود را قبول ندارد و در درون احساس بی ارزشی می کند، بسیار دشوار و اندوهبار است. همسری همیشه ناراضی، انتقادناپذیر خسته و سرد، زودرنج و پرخاشگر! برای کمک کردن به رفع افسردگی همسرتان و در نتیجه گرما بخشیدن به زندگی خود، رعایت نکات زیر را توصیه می کنیم:

1. ارزش ها و توانائی های همسرتان را بشناسید و به آنها ارج بگزارید. اگر هنری دارد نه تنها از آن تمجید کنید بلکه زمینه هایی فراهم آورید که آن هنر مجال بروز پیدا کند و در معرض دید بهره گیران قرار گیرد.

2. چون فاصله زیاد بین «وضع موجود» و «وضع مطلوب» مشکل آفرین است. سطح وضع موجود همسرتان را با افزایش توانمندی های او بالا ببرید. هیچ چیز برای پرورش و رشد عزت نفس کارآمدتر از دست یابی به موفقیت های واقعی نیست.

3. یکی از اجزا احساس ارزشمندی، پذیرش و خوش آمدن از ظاهر و ویژگیهای جسمی خود است. زیبائی و تناسب چهره و اندام همسرتان را یادآور شوید و البته در این راه به اغراق نگرائید. گران قدری انسان به گرانسنگی ویژگی های مثبت و اکتسابی اوست. به تعبیر والای قرآن کریم «لیس للانسان الا ما سعی» خودشیفتگان ناپخته به زیبائی خود که بی هیچ تلاشی به دست آورده اند، می نازند و برای جبران کمبودهای واقعی خود در پی آرایه های ظاهری و دنیوی هستند. در بحث جسم آن چه مهم تر است دوری از ایراد گرفتن از خصایص بدنی است. این زن یا مردی که امروزه همسر شماست، همانی است که خود دیروز برگزیده اید و با توجه به صفات خوب اخلاقی که داشته است به او دل بسته اید. نکند خدای ناکرده با نظر دوختن به دیگر کسان که بهره های ظاهری بیشتری دارند،چیزی از او بخواهید که در توانش نیست! مبادا عیبجویی از نقاش خلقت کنید و نشان دهید که معیارهای ارزشی شما پدیده هایی گذرا، سطحی و ناپایدار است. در رابطه های انسانی هیچ چیز دل آزارتر و در ارتباط با خداوند، هیچ چیز کفرآمیزتر از انتقاد و بدتر از آن مسخره کردن ظاهر و جسم دیگران نیست. البته اگر همسر شما دارای نارسائی و مشکل جسمانی خاص است که می توان بعد از مشاوره با متخصصان اهل نظر و صرف هزینه آن را برطرف کرد. باید این کار را بدون فوت وقت، جدیت و نیز بی منت و آزار انجام داد.

4. در کارهای خود، به خصوص در امور مشترک زندگی با همسرتان مشورت کنید و نظر او را جویا شوید. مخالفت با رأی همسر اگر با استدلال و منطق باشد مشکلی را به بار نمی آورد. اما مشورت نکردن با او و یا تخطئه و تحقیر نظری که می دهد، ناپسند و ناراحت کننده است.

5. در اختلافاتی که پیش می آید به کارهای او – که به طور مشخص بیان می شوند و قابل تغییر هستند – ایراد بگیرید نه به شخصیت او که عناصری نسبتاً ثابت دارد. تأکید می شود که علاوه بر تذکر درباره مسائل مشخص و جزئی، راه رفع ایراد را نیز با او در میان بگذارید.

6. اگر میزان تحصیلات همسرتان از شما پائین تر است و این برایتان خیلی اهمیت دارد و یا اگر می بینید بیشتر خویشان و نزدیکان که هم جنس همسرتان هستند، سطح تحصیلی خیلی (تأکید می شود خیلی) بالاتری دارند، برای رشد علمی (بهتر است بگوئیم گرفتن مدرک تحصیلی) او برنامه ریزی کنید و چون این کار بعد از تشکیل زندگی به آسانی زمان تجرد نیست، بنابراین ضرورت دارد که با او همکاری کنید و از معلمان با صلاحیت و کلاس های مناسب استفاده نمائید. اما در نظر داشته باشید که انسان ها با گوهر تقوا و خداترسی خود به یکدیگر برتری می یابند. پس به ابعاد انسانی و رفتاری همسرتان بها دهید و خصوصیات خوب او را تقویت کنید.

5- نیازهای معنوی

خداوند انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و از روح خود در او دمید. از این رو میان انسان و حیوان، فرق عظیمی است؛ و آن این است که انسان موجودی دو بعدی است و حیوان،تک بعدی. انسان و حیوان هر دو در نیازهای مادی مشترکند و آنچه موجب تمایز انسان است، روح معنوی گرایی اوست. چرا که اگر جسم انسان نابود شود،روح او پایدار می ماند. انسانی که روحش بمیرد نه فقط برای خودش، بلکه برای جامعه هم خطر آفرین است و اولین آثار مخربش در خانواده ظاهر می شود. برای همین یکی از مهمترین نیازها، نیازهای معنوی در خانه است. همسران باید به مسائل معنوی هم توجه کنند و هر دو زمینه ساز رشد معنوی هم باشند. باید به روح هم توجه کنند. شاید به دلیل همین اهمیت باشد که خدا در قرآن دستور می دهد:

یا ایها الذین آمنوا قوُا انفسَکُم و اهلیکم ناراً وَ قُودُها الناس و الحجاره ( سوره تحریم – آیه 6)

اگر آدمی چهره جان را با غبار نیازهای جسمانی نپوشاند، زندانی قفس مادیات نشود، و پای بسته و تخته بند تن و کمبودهای آن نگردد، اگر تلاش کند در دامگاه خودخواهی ها نماند،آن گاه می تواند به خودشکوفایی حقیقی دست یابد.یعنی به مدد پرورش استعدادهای علمی، هنری و روحانی خود، در فضای عالم قدس پرواز کند و به ندای عرشیانی که او را صفیر می زنند لبیک گوید. از سوی دیگر عوامل محیطی، به خصوص روابط خانوادگی، سیستم اداری و نظام حکومتی،گاه آن چنان موانعی بر سر راه رفع نیازهای اولیه انسان پدید می آورند که بیشتر هم و همت او بدست آوردن لقمه نانی، یافتن سرپناهی، جستجوی لبخند مهرآمیزی و پیدا کردن قدر و شأنی می شود. با چنین شرایطی دیگر چگونه می توان خود انسانی را یافت و آن را پرورش داد؟ اینجا سخن با همسران به خصوص همسران جوان است که در کنار توجه به نیازهایی که برشمردیم در این اندیشه باشند که با همدلی و همراهی، این عالی ترین نیاز انسانی را هم برآورند و رشد معنوی یکدیگر را تحقق بخشند. برای رسیدن به این هدف، قبل از هر چیز به یک برنامه ریزی صحیح و کامل نیاز است. خدا این برنامه ریزی را در نمازهای پنج گانه و دیگر فرایض دینی از قبیل روزه، حج، جهاد و ... تعیین فرموده است. در اجرای برنامه ریزی های معنوی توجه به اعتدال و عدم افراط و تفریط ضروری است. زن و شوهر می توانند بهترین همراه و تقویت کننده و مشوّق هم در اجرای برنامه های معنوی در کانون خانواده باشند. که تأثیر این همراهی پیش از هر چیز در تربیت کودکان وسعادت و قوام خانواده نمود پیدا خواهد کرد. برای تحقق این نیاز مهم به نکات ذیل توجه می کنیم:

1 .برای نماز یکدیگر در خانواده اهمیت قائل شوید،اوقات نماز را پاس دارید و آن را مقدم بر امور دیگر شمارید.شب ها به گونه ای وقت خواب خود و اعضای خانواده را تنظیم کنید که نماز صبح از دست نرود.

2 .برای روزه های واجب و قضای یکدیگر برنامه ریزی کنید.

3 .خود قرآن بخوانید و همسر خود را نیز به انس به قرآن توصیه کنید.بدانید که قرآن خواندن در هر روز،در خانه با صدای موزون و دلنشین برکات فراوانی را برای اعضای خانواده به دنبال می آورد.

4 .نسبت به مسائل مالی خانواده حساس باشید .کنترل کنید راه کسب معاش همسرتان حلال باشد.هیچ گاه به دلایل بروز نیازهای نابجای همسر، خود را مجبور به عدم رعایت شرع در مسائل مالی ننمایید.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] - نهج البلاغه – نامه 31

[2] - مستدرک. ج2.ص 423

[3] - غرر- ص 94

[4] - وسایل الشیعه – ج 14 – ص9

[5] - نهج البلاغه – فیض الاسلام – ص 1283

[6] - مجموع ورّام – ج1- ص31

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:28 PM
دختربچه‌ها و سيره نبي‌اعظم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

نويسنده : فریبا علاسوند

برخورد دين مبين اسلام خصوصاً پيامبر عظيم الشان آن نسبت به زنان و دختران بسيار والاست .كسي خواهد توانست به خوبي عظمت لطف رسول خدا(ص) به دختران را در عصر پيامبر درك كند كه از عمق فاجعه تحقير جنس مؤنث، دختركشي، برخورد كالايي با زنان در عصر جاهليت با خبر باشد.

اما سيره رسول خدا(ص) ممتاز و منحصر به فرد بود. خديجه كبري(س) پس از تولد قاسم چهار دختر براي رسول خدا(ص) به دنيا آورد و هر بار كه خبر تولد هر دختر به رسول خدا(ص) مي‌رسيد، بسيار مسرور ‌شده و گوسفندي قرباني مي‌كرد. نسبت به آنها دائماً ابراز لطف مي‌نمود و از مرگ آنها بسيار غمگين مي‌شد. زماني كه رقيه درگذشت رسول خدا(ص) خود او را دفن كرد. بر مزار او آب ريخت و فاطمه را كه كنار او نشسته بود و بر مرگ خواهر اشك مي‌ريخت نوازش كرده و دلداري مي‌داد و با گوشه عبايش اشك چشم او را پاك مي كرد. محبت او به فاطمه نيز بي‌نياز از هر گونه بحث است ولي جهت اداي احترام به آن بانوي بزرگ بخشي از روايات مربوط به رفتار حضرت با دختر گرامي‌اش را متذكر مي‌شويم:

بنا به نقل كتاب‌هاي روائي شيعه و سني رسول خدا(ص) دايماً فاطمه را مي‌بوسيد، سر بر سينه او نهاده و مي‌بوييد و مي‌فرمود بوي بهشت را از فاطمه(س) استشمام مي‌كنم. هر گاه فاطمه به حضورش مي‌رسيد، نه تنها جلوي قدوم دختر برمي‌ساخت بلكه بسوي او چند قدم مي‌شتافت و او را با تكريم بر جاي خود مي‌نشاند. هنگام رفتن به سفر، آخرين كسي كه رسول‌الله با او خداحافظي مي‌كرد فاطمه بود و پس از بازگشت اولين كسي كه به ديدارش مي‌رفت نيز فاطمه بود. پس از ازدواج او تا مدتي كه خانه او از خانه پدر فاصله داشت هر روز رسول خدا(ص) براي ديدار او و سلام بر او مسير طولاني را طي كرده و به خانه فاطمه مي‌رفت. همين رفتار بود كه مسلمانان را واداشت كه كنار خانه رسول خدا(ص) خانه‌اي براي فاطمه در نظر بگيرند.

رسول خدا(ص) نه فقط نسبت به دختران خود بلكه نسبت به سايرين نيز اين لطف را دريغ نمي‌فرمودند. از آن جمله امامه دختر زينب نوه رسول خداست كه حضرت او را بسيار دوست مي‌داشت. گاهي هدايايي كه در اختيارش قرار مي‌گرفت به امامه مي‌بخشيد. صاحب طبقات نقل مي‌كند روزي گردنبندي براي رسول خدا(ص) فرستاده شد و حضرت رو به همسران خويش فرمود آن را به كسي هديه مي‌كنم كه نزد من دوست داشتني‌تر است، سپس آنان مشاهده كردند كه رسول خدا(ص) گردنبند را به امامه بخشيد.

توجه رسول خدا(ص) به دختر بچه‌ها داستاني جداگانه و شيرين دارد ليكن علاوه بر توجهات عاطفي رسول خدا(ص) به دختران بايد دانست قوت روحي و صلابت شخصيت كه حاكي از اعتماد به نفس و توانايي ابراز وجود در مواقع مقتضي براي دفاع از حق و جسارت حق‌مداري در عرصه‌هاي مختلف زندگي است، ويژگي دختراني است كه در محضر آن پيامبر بزرگ رشد مي‌كردند.

آموزش حيا و عفت، خضوع، فروتني و قناعت كه از برجسته‌ترين اخلاقيات بخصوص براي زنان است، هيچيك در تربيت نبوي مانع از آن نمي‌شد كه نبي‌اكرم دختران را موجوداتي زبون و ذليل بار بياورد.

توجه به تربيت احساسي دختران و تلاش در جهت رشد عاطفي آنها يك ارزش بوده و حاكي از ارتباط معقول بين جنسيت و تربيت است. در عين حال دختران نيز مانند پسران وظائفي اجتماعي بر عهده دارند. آنان نيز مي‌بايست توانايي‌ آمريت داشته باشند تا بتوانند وظيفه مهم امر به معروف و نهي از منكر را در آينده انجام دهند. چنانكه اگر در شرايط حاد سياسي قرار ‌گرفتند بتوانند در مقابل ستمگران از حق و حقوق خود و ساير مسلمانان دفاع نمايند،در نتيجه لازم است كه توانايي روحي كافي و لازم را براي انجام اين وظائف مشترك انساني در اختيار داشته باشند. طبعاً اين توانايي‌ها رفعي و با سرعت كسب شدني نيست بلكه آموزش اين مهارت‌ها بايد در تمام مراحل رشد بخصوص دوران كودكي، در دستور كار تربيتي والدين يا نهاد‌‌هاي تربيتي قرار گيرد. بديهي است كه برنامه تربيتي‌اي كه حاوي همه نيازهاي عاطفي، شخصيتي، خانوادگي و اجتماعي زنان و مردان باشد آنان را در نقطه اعتدال قرار مي‌دهد و تعارضي در اوصاف و هويت جنسي آنان ايجاد نمي‌كند.

بنابراين رسول خدا(ص)، احترام به دختر و عدم آزار و اهانت به او را وسيله ورود به سعادت اخروي مي‌داند و تأكيد مي‌كند «اگر كسي هرگز پسر خود را بر دخترش ترجيح ندهد خداوند او را وارد بهشت مي‌كند.»
از نظر رسول خدا(ص) دختران بهترين فرزندانندو نعمت‌هايي هستند كه سرشار از لطف بوده و همواره آماده كمك و ياري‌اند.حضرت علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: هر گاه خبر تولد دختري به رسول خدا(ص) مي‌رسيد ايشان مي‌فرمودند او يك گل است و رزق و روزي او نيز بر عهده خداوند است.طبعاً اين تشويق هم حاكي از ويژگي‌ روانشناختي دختر بچه‌هاست و هم به نوعي داوري در مورد صفات عاطفي دختران است. خوب است با تأسي از بيانات پيامبر (ص) دختران را بر اساس تقويت اين صفات عاطفي تربيت نمود.

از سوي ديگر از شناخت زندگي دختراني كه در محضر حضرت تربيت يافتند معلوم مي‌شود كه حضرت در عين توجه به نكات فوق، استواري و اعتماد به نفس جهت انجام وظائف خطير را در مواقع لزوم، به آنان آموخته بود.

يكي از شواهد اين مطلب وجود مقدس حضرت زهراست. حضرت در كودكي يار و پشتيبان پدر در تمام شرايط حاد اجتماعي ـ سياسي دوران اوايل بعثت بود. روايت شده است كه روزي رسول خدا‌(ص) در كنار كعبه مشغول نماز بود و جمعي از قريش نيز در آن نزديكي نشسته بودند.

يكي از آن كافران خواست كه كسي شكمبه شتري را در هنگام سجده بر دوش رسول خدا(ص) نهاده تا اسباب اهانت به حضرتش فراهم شود.


عقبه بن‌ابي معيط جرأت اين جسارت را به خود داد و زماني كه رسول خدا(ص) در سجده بود مرتكب اين عمل ناروا شد. رسول خدا(ص) در سجده ماند و آن كفار بي‌مقدار آنقدر خنديدند كه نزديك بود بر زمين بيفتند. كسي به فاطمه ماجرا را خبر داد. وي در حالي كه كودكي خردسال بود، با سرعت خود را به پدر رسانيد و آن ماده متعفن را از دوش مقدس ايشان برداشته و آنگاه به كفار رو كرده و آنان را سخت شماتت كرد.
بديهي است كه اين شجاعت و جسارت را فاطمه (س) از مادر، پدر و محيط تربيتي خانوادگي خود به ارث برده بود.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:29 PM
زنان، جنگ و سيره نبي اعظم صلي‌الله‌عليه‌وآله

نويسنده : فريبا علاسوند


امروز مسئله آثار مخرب خشونت و بخصوص جنگ‌هاي مسلحانه بر زنان و كودكان يكي از مباحث مهم حقوق بشري است. در بسياري از اسناد بين‌المللي زنان به تأثيرات مضاعف خشونت‌ها و جنگ‌ها بر زنان و كودكان سخن رفته است. اين بدان معناست كه گرچه همه انسان‌ها از جنگ‌ها و مناقشات مسلحانه متضرر مي‌شوند ليكن زنان به دلايل مختلف دچار صدمات بيشتري مي شوند بدين معني كه علاوه بر لطماتي كه به خود آنان وارد مي‌آيد، حاميانشان را از دست ‌داده و مسئوليت فرزندان نيز بر عهده آنان قرار مي گيرد لذا پس از جنگ و كشته شدن مردان ، زنان، يكه و تنها عهد‌ه‌دار مسئوليت‌هاي فراوانتري مي‌شوند و بدليل حساسيت هاي روحي دچار آزارهاي عاطفي بيشتري ‌شده و آثار مخرب زيست محيطي جنگ‌ها سلامت آنان و كودكانشان را به خطر مي‌اندازد و اين در حالي است كه مسئوليت سلامت رواني و جسماني فرزندان هم به طور جدي متوجه آنهاست. فقر و كاستي‌هاي پس از جنگ نيز زنان بازمانده را با دهها مشكل مواجه مي‌سازد. گفتني است كه امروزه عناوين جديدي در ارتباط با زنان و جنگ‌ها پيدا شده است كه تاريخ بشريت سابقه‌اي از آنها را بخاطر ندارد. امروز تجاوز به عنف سازمان يافته به زنان يك استراتژي نظامي محسوب مي شود.
.
امروزه در جنگ‌ها با چنين روش‌هاي كثيف و غيرانساني زنان به عنوان موضوعات اصلي‌اي كه مي‌توان به كمك آنها تطهير و تغيير نژادي ايجاد كرد، لحاظ ميشوند.دنياي متمدن در حالي صحنه‌هاي فجيع و تجارب غير قابل باور در جنگ‌ها را از سر مي‌گذارند كه نمي‌داند در تاريخ اسلام و در سيره نبوي زنان در جنگ‌ها همواره گروه حفاظت شده اي به حساب مي‌آمدند. در اين مجال برآنيم تا نگاهي اجمالي به رابطه زنان در صدر اسلام و جنگ در سيره نبوي بياندازيم:

حفاظت مادي و معنوي از زنان در جنگ‌ها

اولاً حضور زنان در جنگ‌ها به عنوان سرباز و رزمنده از نظر رسول خدا(ص) و دين اسلام ممنوع بوده است. ثانياً پيام صريح رسول خدا(ص) كه در غزوات و جنگ‌ها دائماً براي سربازان اسلام خوانده مي‌شد اين بود كه به زنان و كودكان آسيبي نرسانيد. امام صادق عليه‌السلام فرمود: پيامبر خدا (ص)هر گاه گروهي را براي جنگ مي‌فرستاد فرمانده لشكر را فرا مي‌خواند، او را در كنار و اصحاب را در مقابل خود مي‌نشاند، سپس مي‌فرمودند: به سوي مبارزه برويد به نام خدا و در راه خدا و بنا بر آيين و كيش رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله، خيانت و پيمان‌شكني نكنيد، افراط نكنيد، كشته‌ها را قطعه‌قطعه نكنيد، درختي را قطع نكنيد مگر آنكه مجبور شويد و پيرمرد از كار افتاده و كودكان و زنان را نكشيد.

در جاي ديگر آمده است كه در غزوه "قرده" آنگاه كه چندتن از مسلمانان براي كشتن ابورافع به خانه او وارد شدند همسر او جلو آمد كه مانع آنها بشود. يكي از مسلمانان تصميم گرفت كه او را بكشد ولي به ياد آورد كه پيامبر(ص) آنها را از قتل زنان و كودكان نهي نموده است.

براساس همين تعاليم زماني كه حضرت اميرعليه‌السلام شنيدند كه سربازان اسلام هنگام حمله به شهري، خلخال از پاي زني غيرمسلمان كشيده و او را هراسانده اند، فرمود:" اگر مرد مسلماني چنان كلامي را بشنود و از غيرت و تأسف بميرد جا دارد.

همانطور كه قبلاً گذشت حضرت رسول پس از جنگ‌ها مي‌كوشيدند كه اسباب استخلاص و آزادي زناني را كه از خاندان‌هاي بزرگ و كريم بودند فراهم كنند. در موارد متعددي حرمت خود را براي مسلمانان گرو مي‌گذاشتند تا از حق خود در مورد اسراء بگذرند و زنان و اموالشان را آزاد سازند. در اينجا يادآوري جريان ذيل را مغتمم مي‌دانيم. در زمان خلافت خليفه دوم كه اسيران ايراني به مدينه وارد شدند عمربن خطاب خواست كه زنان را بفروشد . امير مؤمنان از قول رسول خدا(ص) فرمود كه «كريمان هر قومي را بزرگ بداريد...» به همين دليل گروهي از قريش تصميم گرفتند كه به جاي خريد و فروش زنان، با آنها ازدواج كنند. امير مومنان فرمود: ازدواج با آنها اشكال ندارد ولي آنها مختارند هر كه را خواستند به همسري انتخاب كنند. در ميان اسراء شهربانو دختر يزگرد سوم شاه ايران نيز ديده مي‌شد. از او پرسيده شد آيا مي‌خواهي ازدواج كني؟ چه كسي را انتخاب مي‌كني؟ و او سكوت كرد.اميرمؤمنان با مشاهده سكوت وي فرمود: اصل ازدواج را اراده كرده ولي بايد دانست كه چه كسي را انتخاب كرده است. خليفه از حضرت علي(ع) سوال كرد: اين را از كجا دانستي؟ حضرت باز از قول رسول خدا(ص) فرمودند: اگر دختر بزرگواري را كه ولي ندارد نزدتان آوردند و از او خواستگاري شد بايد از او پرسيده شود آيا به ازدواج رضايت مي‌دهي؟ اگر حيا كرد و ساكت شد، سكوت او رضايت است... اما اگر بگويد نه، نبايد بر آنچه اختيار كرده مجبورش كنيم.


حضور زنان در پشتيباني جنگ‌‌ها

بدليل حضور موثر زنان در پشت جبهه و نقش‌آفريني بي‌بديل آنان در امر پرستاري و مراقبت از مجروحان ،پيامبر(ص) برخي زنان را با خود به غزوه ها مي‌برد.
حضرت در غزوه ها در ميان زنان خود قرعه مي‌انداخت كه كدام را با خود براي كمك به پشت جبهه ببرد. ام‌سلمه كه زن آگاه و عاقل رسول خدا(ص) بود از زناني بود كه بارها با رسول خدا(ص) به غزوه ها مي‌رفت. فاطمه زهرا سلام‌الله عليها نيز به كرات در غزوات رسول خدا حاضر بود و كارهاي مربوط به مجروحين مخصوصاً پدر و همسرش را انجام مي‌داد.

از جمله اين زنان زني بود به نام ربيع دختر معوذ كه مي‌گويد "ما با رسول خدا(ص) به جنگ‌ها مي‌رفتيم سربازان را آب داده و خدمت مي‌كرديم و شهدا و مجروحين را به مدينه باز مي‌گردانديم". رفيده نيز زني بود كه رسول خدا(ص) سعد را پس از زخمي شدن، در خيمه او نهاد چرا كه او پرستار بود و مجروحين را مداوا مي‌نمود.

البته در تاريخ جنگ‌هاي رسول خدا(ص) از شيرزناني نظير نسيبه هم سخن به ميان آمده كه در ميدان حاضر مي‌شد. در جنگ احد وقتي اين بانوي بزرگ و شجاع ديد كه جان رسول خدا(ص) در خطر است در حالي كه همسرش نيز پيش روي او به شهادت رسيده بود آنچنان شجاعانه از رسول خدا(ص) دفاع كرد كه طبق نقل برخي متون تاريخي دوازده زخم برداشت. رسول خدا(ص) از شجاعت او مسرور و متبسم شد براي او دعا كرد و در عين حال از فرزند او خواست كه وي را به پشت جبهه منتقل سازد.


تسلي خاطر زنان و خانواده‌هاي بازمانده از جنگ و رسيدگي به آنها

يكي از موضوعات مورد توجه رسول خدا(ص) در جنگها رسيدگي به امور بازماندگان جنگ بود.
براي مثال زماني كه خبر شهادت جعفر طيّار به رسول خدا(ص) رسيد حضرت به خانه او رفت و فرزندانش را فراخواند. بدون آنكه از شهادت جعفر چيزي به زبان آورد فرزندان او را مورد لطف و تفقد خود قرار ‌داد.
اسماء بنت عميس همسر جعفر متوجه مسئله شد و به رسول خدا(ص) عرض كرد كه رفتار شما حاكي از شهادت جعفر و يتيمي فرزندان من است. رسول خدا(ص) از ذكاوت اسماء متعجب شد و براي تسلي خاطر او از عظمت مقام جعفر در آخرت و رشادت‌هاي او در ميدان نبرد و خصايص خوب ديگر او براي اسماء سخن گفت و همسر او را ستود. اسماء نيز از رسول خدا(ص) خواست كه حضرت اين سخنان را در جمع مسلمانان بگويد تا مردم ياد و خاطره‌ي جعفر (شهيد) را فراموش نكنند. رسول خدا(ص) ديگر مرتبه از خردمندي اسماء متحير شد.

توجه در رسيدگي به همسران شهدا و دعا براي شوهران آنان شيوه رسول خدا(ص) و سيره‌ي او بود كه و براي مردم آن روزگار بسيار تسلي بخش مي‌نمود. اين رفتار، از يك سو باعث آگاهي دستگاه حكومت از وضعيت زنان آسيب‌ديده مي ‌شد و از سوي ديگر شرايط رواني مناسبي را براي تحمل رنج، مديريت عواطف و شروع يك زندگي نو براي زن و فرزندان داغديده فراهم مي‌كند. پيامبر اكرم (ص) نه تنها به همسران شهداي مسلمان توجه داشت بلكه به همسران و بازماندگان دشمن هم عنايت و توجه مي نمود شاهد اين قضيه واقعه اي است كه به آن اشاره مي كنم. رسول خدا(ص) خالد بن وليد را براي گرفتن زكات به سوي قبيله بني مصطلق و بني محزوم فرستاد. متأسفانه در حالي كه طبق دستور قرآن، رسول خدا(ص) هرگاه از مردم زكات مي‌گرفت بر آنان درود مي‌فرستاد كه درود او مايه آرامش دل‌هاي مومنين بود، خالد و سربازانش پس از اقامه نماز برعكس به مردم حمله كرده و عده‌اي را كشته يا مجروح ساختند.

بازماندگان به رسول خدا(ص) شكايت كردند و رسول خدا(ص) از رفتار خالد اظهار بي‌اطلاعي و تنفر نمود. سپس حضرت به علي عليه‌السلام امر فرمودند: برو و مردم آن ديار را راضي ساز. حضرت رفت و بازگشت و به رسول خدا(ص) خبر داد كه به خانواده‌هاي مقتولين خون‌بهاي كشته‌هايشان را پرداختم، به ازاي هر جنين سقط شده مالي را به خانواده‌ها دادم، حتي مبلغي را جهت شكسته شدن ظروف آبخوري‌سگ‌ها و چهارپايانشان به آنها دادم و مابقي مالي كه نزدم بود به زنان و كودكان بخشيدم زيرا آنان از اين حمله ترسيده، فرياد زده و گريسته بودند.

همچنين روايت شده كه نبي اكرم دائماً به خانه ام‌سليم سر مي‌زدند و در بيان علت اين كار مي‌فرمودند: برادران او در غزوه ها به همراه من و براي همياري من جنگيدند و كشته شدند و من به اين خاطر به او محبت مي‌كنم.

امان دهي

يكي از عوارض و لوازم مربوط به منازعات در سيره نبوي، سازوكاري به نام «امان دهي» بود به اين معنا كه اگر كسي به هر دليلي به مسلمانان امان ‌آورده و پناه مي‌جست هر مسلماني حق داشت كه او را امان دهد.
در آيين جنگي اسلام امان‌دهي مسلمان به يك‌شخص داراي احترام بود. قابل ذكر است كه در اين حكم شرعي ،ميان امان‌دهي مردان با زنان تفاوتي نبود. يعني اين رفتار به يك ميزان، بين زنان و مردان داراي ارزش و اعتبار بود. از آن جمله مي‌توان به امان دهي ام هاني اشاره كرد.

در جريان فتح مكه رسول خدا به همه مردم مكه بجز ده نفر امان داد. يكي از آن ده تن به خانه ام هاني دختر ابوطالب عموي رسول الله(ص) پناه آورد. علي بن ابيطالب(ع) در جستجوي او به خانه خواهرش رسيد و خواست كه دستور پيامبر را راجع به او اجرا نمايد. ام هاني نزد رسول خدا(ص) آمد و عرضه داشت كه من اين مرد را امان دادم. رسول خدا(ص) نيز فرمود ما هم او را امان مي‌دهيم.

از سوي ديگر زنان مسلمان تحت هر شرايطي كه از محيط كفر وشرك مي‌گريختند و به دامان اسلام پناه مي‌آوردند به گونه‌اي متفاوت در امان اسلام قرار مي‌گرفتند.

يكي از اين صفحات درخشان تاريخ اسلام مربوط است به اتفاقي كه پس از صلح حديبيه رخ داد. روزي ام كلثوم دختر عقبه بن ابي معيط از مكه و از ميان مشركان گريخت و پس از پشت سر نهادن مشكلاتي چند، خود را به رسول خدا(ص) رساند. او در حالي مسلمان شده بود كه تمام خانواده‌اش به خداوند كافر بودند. طبق قرارداد مي‌بايست هر دو طرف پيمان، يعني مشركان مكه و مسلمانان مدينه هر فراري از يكديگر را تحويل داده و او را در پناه خود نگيرند. وقتي خانواده ام كلثوم طبق قرار‌داد براي باز پس‌گيري او مراجعه كردند، رسول خدا(ص) براساس آيه دهم از سوره ممتحنه (كه مي فرمايد : هرگاه زنان تازه مسلمان از سوي مشركان گريخته و براي حفظ دين خود به مسلمانان پناه آوردند اگر رسول الله آنها را آزمود و از ايمان آنها مطمئن شد، براي حفظ دين و حفاظت از جان آنها،‌ ايشان را نزد جامعه اسلامي نگه دارد.) او را باز نگرداند. اين واقعه كه در حقيقت با توجه به مفاد قرارداد، تبعيض مثبتي به نفع زنان به حساب مي‌آمد به وضوح حمايت خاص اسلام و رسول خدا(ص) را از زنان ثابت مي‌كند. گرچه پيامبر (ص) براي گريز از تهمت پيمان‌شكني با فطانت فرمود "در آن قرارداد بحث در مورد مردان بود و از واژه‌ي رجال استفاده شده است. پس قرارداد شامل حال زنان نمي‌شود!"

چنانچه معلوم شد ملاحظه و توجه به زنان به عنوان يك استثناء در جنگ‌ها شيوه خاص رسول خدا(ص) بود كه همواره در تاريخ مناقشات بين حضرت و دشمنانش مورد تأكيد بود. شايد ذكر اين خاطره اسلامي نيز خالي از لطف نباشد كه روزي در خلال يكي از جنگ‌ها، دختر حاتم طايي،‌ مرد سخاوتمند ادبيات و تاريخ جهاني، به اسارت نيروهاي اسلام درآمد. دختر نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: پدرم كشته شد و برادرم به شام گريخت. بر من منتي بگذار و مرا به نزد مردمم بفرست. حضرت روز اول و دوم پاسخي به او نداد. روز سوم به اشاره حضرت امير‌المومنين علي عليه‌السلام دختر دوباره خواسته‌اش را مطرح كرد. رسول خدا(ص) پاسخ داد منتظر قافله‌اي امانتدار هستم كه تو را با آنها به نزد قبيله‌ات بازگردانم. اين رفتار رسول خدا(ص) ضمن پاسداشت روحيه كرامت و بزرگي و سخاوتمندي پدر دختر يعني حاتم طايي، توجه و الطاف وصف ناشدني حضرتش را به زنان مي‌رساند.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:29 PM
زنان و امنيت رواني و سيره نبي‌اعظم صلي‌الله‌عليه‌وآله

نويسنده : فريبا علاسوند


در فقه اسلامي آئيني وجود دارد به نام حرمت قذف. معناي اصطلاحي قذف تهمت زني است، بخصوص تهمت‌هاي ناموسي كه با عرض و آبروي افراد ارتباط دارد. قذف و حرمت آن عام است و در مورد مردان و زنان، هر دو مطرح است. ليكن قرآن كريم مخصوصاً در مورد زنان حساسيت ويژه‌اي به خرج داده است. هم در خانه و خانواده و هم در اجتماع موكداً از مسلمانان خواسته است كه به زنان پاكدامن ذره‌اي كلام ناروا نسبت ندهند.

در سوره نور آمده است كه اگر كسي به زنان پاكدامن تهمت زده و نتواند چهار شاهد براي اثبات گفته خود بياورد لازم است كه خود، مجازات شود و مجازات وي هشتاد ضربه تازيانه خواهد بود. علاوه بر آن قرآن تهديد مي‌كند كه عذاب و كيفر اصلي اين عمل در آخرت و صحنه تجسم اعمال فاش مي‌شود كه همانا لعنت ابدي پروردگار است. اين وعده به عذاب اخروي به دليل اينست كه دامنه تهمت‌هاي ناموسي سبب ايجاد جو ناامني روحي و رواني بخصوص براي زنان خواهد بود. زنان به همان نسبت كه از حياء، وفاداري و خويشتنداري بيشتري برخوردارند، از تهمت‌هايي از اين دست صدمات جبران‌ناپذيرتري خواهند ديد.

رسول خدا(ص) در اين قبيل موارد با حكم حاكميتش دخالت نموده و به دفاع از زنان مي پرداختند.
در يكي از اين قضايا مردي به نام "عويمربن حارث عجلاني" به همسر خود تهمت ناموسي زد. زن ،شكايت به نزد رسول خدا(ص) آورد. رسول خدا(ص) رو به مرد نموده و فرمود: از خدا درباره همسرت كه دختر عموي تو نيز هست، بترس و تقوي پيشه كن.

حضرت مي خواستند با بكار بردن دو واژه همسر و دختر عمو(كه دو نسبت بسيار نزديك به انسان است ) مرد را به تجديدنظر در گفتارش ترغيب نمايند، ولي مرد در تهمتش مصر بود. زن به رسول خدا(ص) عرض كرد مردي كه شوهرم به رابطه اش با من بدگمان شده، كسي است كه همواره در منزل ماست و شوهرم او را به خانه ‌آورده، آنگاه به من تهمت مي‌زند. در چنان حالتي رسول خدا(ص) طبق دستور قرآني مراسمي به نام لعان انجام داد، چرا كه طرفين از اصرار و انكار دست برنمي‌داشتند و راهي هم براي اثبات تهمت از سوي مرد و يا شاهدي بر انكار از سوي زن وجود نداشت. رسول خدا(ص) طبق آيه مزبور، به هر يك فرمود كه بر ادعاي خود قسم بخورند ،مرد بر ادعايي كه دارد و زن بر انكاري كه مي‌كند( يعني پاكي خود )و آنگاه هر دو دروغگو را لعنت كنند. پس از قسم‌هاي چهارگانه ـ رسول خدا(ص) بين آندو جدايي ابدي برقرار كرد و دامن زن نيز به اين وسيله از تهمت مبرّا شد.

پيامبر عظيم الشان اسلام همواره سعي مي نمودند كه روابط و رفت‌ و آمدهاي مردم به گونه‌اي باشد كه امنيت رواني مردان و زنان حفظ شود و زنان در معرض تهمت قرار نگيرند.

در روايات آمده است كه روزي يكي از بني‌هاشم وارد خانه اسماء بنت عميس شد در حالي كه همسرش (ابوبكر) در خانه نبود. وقتي ابوبكر به خانه آمد و آن مرد را مشاهده نمود. ناراحت شد و ماجرا را براي رسول خدا(ص) بيان كرد. رسول خدا(ص) ضمن شهادت به پاكي اسماء، برخاست و به مسجد رفت. آنگاه با تأكيد فراوان فرمود: از اين پس احدي به تنهايي وارد خانه زني كه شوهرش در خانه حضور ندارد نشود.

با اين اعلام عمومي، حضرت، ضمن تصحيح رفتار مردان، به زنان كمك نمود كه در معرض تهمت قرار نگيرند.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:31 PM
زنان، علم آموزي و سيره نبي اعظم صلي‌الله‌عليه‌وآله
فريبا علاسوند

در دين شريف اسلام بخش معارف و اعتقادات از حوزه تقليد خارج است و همه افراد چه مرد و چه زن مي‌بايست از روي دليل ولو ساده‌ترين آن باورهاي راستين خود را تحكيم بخشيده و استوار سازند. به عبارت ديگر دينداري و دين‌ورزي بر شناخت و آگاهي از دسته‌اي از معارف، اصول و فروع ديني متوقف است و هيچكس نمي‌تواند در مراحل اوليه دين‌ورزي قرار گيرد در حالي كه كمترين آگاهي‌اي از مفاد ديني نداشته باشد.

در گنجينه حديثي ما روايتي هست كه به بهترين شكل گوياي ضرورت تعقل و شناخت در معارف الهي است. معروف است كه روزي رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله با تني چند از اصحاب از كنار پيرزني عبور مي‌كردند كه مشغول نخ‌ريسي بود و خدا را سپاس مي‌گفت، رسول خدا(ص) از وي دليل خداشناسي‌اش را پرسيد. و او در پاسخ به چرخ نخ‌ريسي خود اشاره نمود و گفت: همانطور كه اين چرخ بدون كمك دست و تدبير من نمي‌چرخد چرخ اين عالم نيز بدون اراده و تدبير نيروي الهي كه همانا خداست نخواهد چرخيد. اينجا بود كه رسول خدا(ص) رو به اصحاب فرمود «عليكم بدين العجايز» مراد حضرت اين است كه هر كس حداقل به اندازه اين پيرزن بايد دليلي بر خدا باوري خود داشته باشد.

از سوي ديگر از نظر فقه اسلامي آگاهي از آن دسته از احكامي كه مورد ابتلاء و نياز انسان است، بر هر مسلماني اعم از مرد و زن واجب است. پس قطعاً تعليم و علم‌آموزي در اين حد بر همه افراد واجب است علاوه بر اين از آنجايي كه اصولاً دانش خود يك فضيلت است، كسب دانش نيز، كسب فضيلت محسوب شده و انسان ها در دين و سيره نبوي سنت به آن ترغيب شده اند. طبعاً اگر اين دانش، علوم و معارف اسلامي و الهي باشد كه مي‌تواند در حوزه عمل به افراد كمك نمايد بيش از هر دانش‌ ديگري مورد توجه و دستور اسلام قرار خواهد داشت. نبايد از اين امر غفلت كرد كه در آيات شريف قرآن مراتبي ذكر شده كه بين دستيابي به آن و جنسيت هيچ ارتباطي نيست. مراتبي نظير تقوي، شهود حقايق الهي و اموري از اين دست. قرآن از مقامي به نام طهارت روح خبر مي‌دهد كه اگر كسي به آن دست يابد، قادر به دريافت واقعي بطون قرآن يعني معاني عميق و ژرفتر آن خواهد بود. قرآن تأكيد مي‌كند كه حقيقتي در آن است كه بجز پاكان به آن دست نمي‌يابند.تزكيه روحي و عمل پاك بي ريا مي‌تواند از طريق دانشي متفاوت بدست آيد؛ دانشي كه طبق روايات ما، نوري است كه خداوند در قلب آنكه بخواهد روشن مي‌كند. بنابراين انسان‌ها چه مرد و چه زن نسبت به رسيدن به اين مقامات بطور يكسان ترغيب شده‌اند. اگرچه علم مدون و دانش‌هاي كلاسيك تلازم قطعي و صد درصد با اين مقامات ندارند ولي مي‌توانند راه رسيدن به اين مقامات را تسهيل سازند.

در سيره نبوي هيچ‌گاه زنان براي استفاده‌هاي علمي بيشتر از محضر عالمان منع نشدند بلكه وقتي رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله با درخواست جمعي از زنان مبني بر اختصاص ساعتي به آنها مواجه شد، روزي از روزهاي هفته را به مجلس با آنان اختصاص داد و زنان مستقيماً از محضر علوم الهي آن حضرت بهره‌مند مي‌شدند،علاوه بر آنكه حضرت گاهي زنان پرسشگر را به زنان آگاه به مسايل و احكام ارجاع مي‌دادند. از آن جمله ام ورقه انصاري است. وي كه قاري قرآن و آگاه به مسايل نماز و احكام مختلف بود از سوي رسول خدا(ص) موظف ‌شد كه براي (زنان) اهل خانه خود نماز برپا كند و حضرت او را با دادن لقب شهيده از عاقبت كار خود آگاه ساخت. در تاريخ آمده كه گاهي حضرت به اصحاب مي‌فرمود برويم از شهيده عيادت كنيم.

از سوي ديگر نيازي به تأكيد ندارد كه رسول خدا(ص) خود از ميان تمام زنان قريشي و غير قريشي مكه، زني اديب را اختيار كرد كه در ميان قوم خود قبل از اسلام هم به عاقله شهرت داشت. (يعني خديجه‌كبري سلام‌الله‌عليها) زماني هم كه حضرت بنا به مشورت يكي از مسلمان صفيه دختر حيي‌بن اخطب را خواستگاري كرد از او شنيده بود كه صفيه دختر امير قوم يهود و عاقل‌ترين زنان آنهاست. اين ويژگي براي رسول خدا(ص) مهم جلوه نمود.

جريان ديگر در اين باره مربوط به حفصه دختر عمربن خطاب است كه قبل از ازدواج با رسول خدا(ص) تحت تعليم معلمه‌اي بود به نام شفا دختر عبدالله كه به وي خواندن و نوشتن ياد مي‌داد. رسول خدا(ص) پس از عقد تأكيد كرد كه آن زن معلم تعليم خود را به حفصه ادامه دهد . قطعاً اين موارد شواهد بجايي بر نگرش مثبت پيامبر به دانش‌آموزي زنان است. شايد ذكر اين مورد هم خالي از لطف نباشد كه در مدينه زني بود به نام خولاء عطاره كه كارش عطرفروشي به زنان مدينه بود در يكي از روزها كه وي به خانه پيامبر سرزد رسول خدا(ص) از او استقبال كرد و فرمود زينب هر گاه كه وارد خانه ما مي‌شوي خانه را معطر مي‌سازي. زينب مؤدبانه پاسخ داد كه يا رسول‌الله خانه شما به وجود شما معطر است ليكن من امروز براي فروختن عطر به خانه شما نيامدم بلكه آمدم تا از عظمت خدا از شما پرسش كنم. رسول خدا(ص) نيز به سوالات او را پاسخ داد.

بنابراين روشن است كه محضر رسول خدا(ص) محضر نزول فيض و دانش براي همه امت اسلامي بود.

جابربن عبدالله انصاري نقل مي‌كند كه رسول خدا(ص) روز عيدي، اول نماز بجا ‌آورد و سپس خطبه خواند. زماني كه از نماز و خطبه آن فارغ شد به سمت زنان آمد در حالي كه بر دست بلال تكيه كرده بود. حضرت همان كلمات را بر زنان موعظه كرد و آنان را به دادن صدقه (زكاة فطره يا صدقات ديگر) تشويق نمود آنگاه بلال قسمتي از لباس خود را پهن كرد و زنان صدقات خود را در آن ريختند.

ابن عباس نيز نقل مي‌كند كه رسول خدا(ص) گمان مي‌كرد كه به دليل زيادي جمعيت زنان صداي موعظه او را نشنيده باشند و لذا اين رفتار را اعمال نمود.چنانچه ملاحظه مي‌شود در سيره رسول خدا(ص) زنان در عمل و عمل لحاظ مي‌شوند و طبقه فراموش شده‌اي نيستند. موضوعات و مخاطبان مستقل پيام‌هاي الهي‌اند و حق آنان است كه از تعليم و معارف رسول خدا(ص) استفاده نمايند و در اعمال خير در جامعه سهيم باشند.
در تأكيد اين بحث كافي است كه به اين روايت نبوي توجه كنيم كه فرمود اگر كسي كنيزي در خانه دارد و او را به نيكويي، ادب و علم بياموزد و سپس آزادش ساخته و ازدواجش دهد دو ثواب دارد.

اينگونه عملكرد نشان دهنده رفتار علمي و آموزشي با كنيزان در سيره رسول خدا(ص) مي باشد.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:31 PM
پیام های عاشورا


السلام عليك يا ابا عبدالله

گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر

آن مهر بر که افکنم، آن دل کجابرم؟

آنچه که در عاشورا اتفاق افتاد،حقیقتی است که آثار فراوان با خود داشت و در حال حاضر نیز چنین است و در آینده نیز چنان خواهد بود. آنچه که مرضی پروردگار است، هیچ گاه در عالم گم نمی شود. اگر در تاریخ اتفاقی بیفتد و آن واقعه مرضی پروردگار باشد،همیشه اثرات آن باقی خواهد ماند. زیرا آنچه نزد پروردگار است، باقی است[1] و حادثه ای که در جهت رضایت پروردگار،شکل گرفته و تاییدات الهی را با خود داشته است، همیشه حمایت الهی را با خود دارد. اما اگر واقعه ای بر خلاف رضایت پروردگار شکل بگیرد، اثراتی که از خود باقی می گذارد نیز، مرضی خداوند نخواهد بود. لذا حمایت الهی را در استمرار و دوام نخواهد داشت و از این واقعه و حادثه چیزی نمی ماند جز خاطره ای و قصه ای!

عاشورا درسی است برای زندگی انسان. شیعیان امیرالمومنین با شناخت عاشوراییان و با آشنایی با مکتب حسین بن علی(ع)می توانند درسهایی تحول آفرین را فرا گیرند.


عزیز جوانم!اصلی ترین پیام عاشورا، پیام بندگی خداست. حسین بن علی(ع)جریان عبودیت را بسیار دقیق و دلنشین رسم کرد. بندگی خدا آنقدر گسترده است که هیچ حوزه ای از زندگی تو را خالی نمی گذارد. خداوند تو را به گونه ای آفریده است که در صورت یافتن حقیقت عبودیت رنگ زندگی ات عوض می شود. این رنگ، تمام عرصه ها و حوزه هایی را که در زندگی با آن مواجهی در بر می گیرد. رنگ خدا انسان را وظیفه مدار می کند.انسانی که بر زندگی صبغه الهی زد، در تمام حوزه ها به دنبال انجام وظیفه است و آن وظیفه چیزی نیست جز آنچه که در چارچوب بندگی خدا معنادار می شود. پیام عاشورا این است که اگر وظیفه تو قیام است، باید برای خدا فردی یا جمعی قیام کنی و اگر وظیفه تو دفاع از حقوق الهی ات است، باید از آن دفاع کنی. با مال یا جانت، با زن و فرزندانت، با گذشت از تمام تعلقاتت. فرق نمی کند. این حوزه وظیفه تو همه چیز تو را در بر می گیرد و هیچ جای خالی باقی نمی گذارد .

عاشوراییان به پیروی از امام معصوم(ع) واو به پیروی از پیامبر اکرم(ص)و ایشان به فرمان رب العالمین احیاء قلوب را وظیفه خود می دانستند. ایشان خود به عبودیت حق زنده شده بودند و نمی توانستند ببینند که قومی مرده باشند و ایشان حرکتی برای احیاء آنان نکنند. مگر نمی دانید که ولایت ماء معین است[2]، ولایت زنده کننده قلوب است. امام معصوم که ولی مطلق خداوند است نمی پسندد که انسان ها را غفلت فرا گرفته باشد و آن ها را به مرگ سوق دهد واو سکوت کند. او با آب ولایت قلوب را زنده می کند. امر به معروف و نهی از منکر احیائ قلوب است. امام معصوم به سیره جدش برای احیاء قلوب کوشید و در این احیاگری از همه چیز گذشت. وظیفه حسین بن علی(ع) در آن زمان این بود. دیگر جایی برای سکوت نبود. او می بایست مسیر تاریخ را عوض کند. تربیت شدگان مکتب امیرالمومنین (ع) همه دست به دست امامشان دادند و با او بیعت کردند تا وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهند. تبعیت از امام زمانشان ، وظیفه ایشان بود. امام ، امام است. چه بنشیند و چه قیام کند. او در هر حال خدا را می خواند و بندگی خدا را معنا می کند.

پیام دیگر عاشورا، راه رسیدن به بندگی است. حسین بن علی(ع)آموخت که راه رسیدن به بندگی چیست، تبعیت از سیره پیامبر اکرم(ص)! تبعیت از امام زمان در هر عصر، تبعیت از پیامبر اکرم(ص)است. و این تنها راه حصول بندگی پروردگار است.

عاشوراییان پیام های دیگری نیز آموختند: اوج گیری در عبودیت به حدی که به شهادت رسیدند.

انسان هر چقدر در بندگی پیشتر رود، محبتش به پروردگار بیشتر می شود. هر چقدر محبت انسان به خداوند بیشتر شود، مشتاق تر می شود تا در جوار او آرامش گیرد. این ملاک سنجش محبت به خداوند است. انسان مومن و عاشق پروردگار،مشتاق لقاء اوست. لذا می جوشد و می خروشد و بیم ندارد از گرگ های رهیده و رمیده نفس،او می تازد تا به لقاء برسد و دعوت ((یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک)) را پاسخ دهد. در حالی که او از خدا راضی است و خداوند هم از او راضی است.این یک سیر است. عاشورا پیام سیر الی الله می دهد. عاشورا مکتب سالکان کوی دوست است. هر کسی درد معرفت پروردگار را دارد باید در مکتب حسین بن علی(ع) تربیت شود.


--------------------------------------------------------------------------------

[1] . سوره نحل آيه 96 – ما عندكم ينفذ و ما عندالله باق


[2] . فرازي از دعاي ندبه – متي ننتفع من عذب ماءك فقد طال الصدي (كي شود كه بر جويبارهاي رحمت در آئيم و سيراب شويم كه عطش ما طولاني گشت).

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:32 PM
به بهانه هفته ولايت : " اعياد مبارك قربان و غدير بر مسلمانان جهان مباركباد!

نويسنده : مرضيه شكوري


پيامبر اكرم (ص) : ديباچه نامه عمل مؤمن حب علي ابن ابيطالب است.

عرفاتي با ...

گر همه صورت گران صورت زيبا كشند صورت ارباب من از همه زيباتر است


« انتَ الذي تَعَرفْتَ اليَّ في كل شي ء فَرَايتُكَ ظاهراً »

آري اين نداي غريب مردي تنها در تاريخ شصت هجري قمري است كه به جانب چپ كوهي در مقابل خانه خدا پناه مي برد و شروع به عشقبازي مي كند. بله صداي شكرگذاري مردي است كه با نهايت تذلل و خشوع به درگاه حق ندبه مي كند گويي مي داند كه محرم با تماميت اندوهش به نام او ثبت مي شود فردا عرفه است و اين نداي سلام اوست كه به محضر عالمياني كه به حب حسين بن علي (ع) خود را به خيمه هاي سالارشان در عرفات مي كشاند عرضه مي شود وقتي مي شود عرضه را درك كرد كه صداي اِني اَرْغَبُ اليك حسين (ع) تمام حس عبادتمان را در روز عرفه به خود جلب كند وقتي مي شود معناي حج عمره سيدالشهدا را كه قرار بود روزي حج تمتع باشد درك كنيم كه صداي مُقراً بِانكَ رَبي سيدالشهداء را در زمين آتشين مكه با تمام داغيش شنيده باشيم روزي مي شود با مهدي در عرفات دعاي عرفه را با تماميت ندبه سيدالشهداء بخوانيم كه پيمان شكني مردم كوفه را تجربه نكرده باشيم بالاخره روزي مي شود با خيالي آسوده از گناه با دعاي عرفه به حسين بن علي (ع) و ذريه اش مهدي فاطمه (عج) سلام داد آن روز،‌ روزي است كه نداي (اَناَ يا الهي المُعترفُ بِذُنوبي و انتَ الذي غَفَرتَ ) عرش خدا را تسخير كند و خدا به احترام رضايت مهدي (عج) ما را در دستگاه حكومت عدالتش به سربازي بپذيرد. بياييد پيمان ببنديم كه هر كس نداي اشكو اليك غربتي حسين بن علي (ع) را در عرفات شنيد و به حيث اين شنيدنن لاهوتي،‌ نماز ظهر عرفه خود را در زير پهناي اين چادر عظيم اين آسمان خدا به اقامت يا نه، به رويا اقامت او اقتدا كرد ديگران را از دعاي خير خود محروم نكند و واسطه اي جهت رساندن نداي شيطان ديگر به گوش مولايشان باشد.

الحَمدُلله الذي لَيسَ لِقضائه دافعٍ

قرباني غدير

سلام بر خداي بياباني كه حسين بن علي (ع) را عاشقانه به ارض دلتنگي‌ها كشيد، سلام بر جَبَل الرحمه اي كه بوي محبت مدينه را در اوج غربت به تسلاي دل سيدالشهداء (ع) بخشيد و با اين تجارت الهي تمام دلتنگي هاي مدينه كه در بغضي آسماني در گلوي خدا پيچيده بود به محض ورود خون خدا در عرفات، به آرامشي فاطمي در ابهتي حيدري مبدل كرد. نبوديم كه بندگي خون خدا را، ندبه هاي عشق خدا را درك كنيم اما امروز كه قرنها از آن حادثه غريب مي گذرد ديواره هاي دلمان صداي اَناَ الذي حَصْرِ سيد الشهداء (ع) در غروبي سرد از بي وفايي خاكيان زمين را مي شنود كه آقا فرمودند: من دل تنگم.

سوگند به قرباني مقدس اين روز كه در غايت بندگي به محضر آزمايش حق هديه شد كه آنان كه ادعاي مهر خدا در سينه مي كنند چقدر او را دوست دارند و قسم به منايي كه ابراهيم ها و حسين هاي زمان را با آغوشي پر از اسماعيل ها و علي اصغرها به مسلخ عشق كشاند، قسم به اين روز كه دستان شيطان در تنگناي رمل جمرات با تماميت ياس از محضر عاشقان خدا زنجير شد و قسم به تمام قرباني هاي حاجياني كه در بيت النور عالم طواف مي كنند كه يا ايهاالناس، عيد قربان و واقعه عرفات كه نه، تماميت تاريخ اسلام بهانه اي است براي مكتب ولايت خدا در غدير، نعمت خدا رحمت واسعه ولايت اوست كه تبلور آسمانيش براي زمينيان خدا مهر علي و اولاد (ع) اوست و مگر نه اينكه وعده داده شد كه امروز (اَتْمَمْتُ عليكم نعمتي ) نعمتم را بر شما تمام كردم،‌غايت نعمتم را بپذيريد كه (رَضيتُ لَكُمُ الاسلامَ دنياً) اسلام را براي شما به منزله آئيني (استوار) پذيرفتم، اين تلنگر معنوي خدا آنقدر مهم است كه رسالت چندين ساله حجت خود بر روي زمين را مساوي با ابلاغ اين عطيه الهي مي داند و نبي (ص) را خطاب قرار مي دهد كه (وَ اِنْ لَمْ‌ تَفْعَل فَما بَلَغْتَ رِسالَته )
... ابلاغ كن كه اگر نكني، رسالتت را تمام نكرده اي، ولايت علي (ع) نه بر ما كه بر نبي (ص) و نيز حجت است،‌ اين انتهاي قداست نعمتي است كه در سپاس اين نعمت ما مختاريم كه (اِماّ شاكراً و اِماّ كَفوراً ) شكر كنيم يا كفران نعمت، ولي با اين بينش، جواب نعمت را دهيم كه (لَئِن شَكَرتُم لَازَرونيكُم) اگر شكرگذاريد، حتماً بر نعمت هاي شما مي افزائيم، اينجا علاوه بر محبت خدا بر زمين، محبت محبت او نيز ما را مي گيرد كه فرمودند حُبُ عليٌ عبادَه كه دوستي بر علي عبادت است و مگر نه اينكه (هَلْ جَزاءَ الاحسانَ اِلاّ الاحسان)8 هر احساني پاسخي دارد و هر عبادتي در نزد خدا پاداشي دارد و محبت به علي دوري از آتش دوزخ را نويد مي دهد. بيائيد به حلقه مهر او چنگ بزنيم.

الحمدا.. الذي جَعَلَ كمال دينه و تمام نِعْمَته به ولايته علي بن ابي طالب (ع)

طواف كعبه دل

سلام بر محرمان كعبه دل، سلام بر لبيك گويان صداي هل من ناصر امام عشق، سلام بر محبين اميرالمومنين علي بن ابيطالب، سلام بر آنانيكه محبت علي (ع) را در اطاعت از علي زمان (مدظله) ديدند، سلام بر آنانيكه با دنيا در حالت احرام وداع كردند و چه ساده خود را به دور از زيورهاي دنيا به بيت النور عالم رساندند كه اين نه زيور بلكه واسطه اي براي رسيدن به خداي خسته ترين مرد عالم يوسف زهرا (س) است. مي دانيد كساني كه امروز به اين سيد عالم اقتدا مي كنند قطعاً در آن گرما و آفتاب داغ طلائيه نيز مي ماندند. چرا كه روزي كه امام روح ا... (ره) فرمان جهاد در فكه و شلمچه، هويزه، مجنون و تمام بلادي كه محبت خدا تنها نعمت آن زمينيان آسماني است عرضه شد عده اي به شيعيان حسين پيوستند و حبيب وار و عباس وار از اين مقام طواف حفاظت كردند و نگذاشتند كه سر حسين زمان به نيزه رود و عده اي نيز كه از همان نداي اوليه جهاد حيدري امام (ره) سر بر لانه هاي فساد خود كردند فقط صداي ما شيعه ابوسفيانيم از آنان شنيده مي شد. دسته سوم دسته اي بودند كه به كنج خانه هاي خود خزيدند كه ما نه شيعه حسينيم و نه شيعه ابوسفيانيم، ما شيعه دنياييم و سرورمان شياطين نفسمان است و قسم به همان دلاور مرداني كه صداي (امامنكم مسلم) زينب طاق از كفشان بريد و هروله وار آنان را به بيابان جنگ كشاند كه غيرت ما اجازه نمي دهد زينب با اهلي از حرم در بيابان، در حصار نامرديهاي كوفي پير شود. بله آنان با تمام گرماي آن روز با حاج همتهاي زمان در نقطه هاي خيبر و بدر ماندند اينان كساني بودند كه اگر مي بودند در شب عاشورا در خيمه اي كه ابي عبدا... (ع) خطبه كربلائي خود را مي خواندند قطعاً لبيك آنان سرزمين كربلا را شرمنده خود مي كرد بياييد با اين سيد عالم تا جان در بدن داريم اقتدايمان را نشكنيم كه عهد ما بر اطاعت او بيش از محبت ما به اوست.

« مقام ولايت امروز بيش از محبت ما به اطاعت ما نياز دارند.»

بياييد كاري كنيم كه ولايت مداري ما طوري در تاريخ ولايتهاي زمان بپيچد كه كوفيان دوران علي (ع) نطفه هاي جاهل و غافل بدر، و شاميان سنگدل را تا زمان براي هجرت ملكوتي باقي است سخت منقلب قرن خويش كنيم.

بياييد غديري در خم ولايت علي زمان (مدظله) حيدري نمائيم.

يا سيدي: أنا سائلكم و تصدق علينا

محراب غدير

مَن كنتُ‌ مولي فَهذا عليٌ مولا

ذكر قدوسي ملائكست كه نداي بلغ ما منزل اليك حق را به معراج انديشه مي برد كه روز غدير مي توان نداي بلند يا اهل اسلام انا بقيه الله محبت خدا بر زمين را شنيد.

اذان عشق در صلاه غدير به آب خم او وضو كرد و به اقامت روح بلند سبز او اقتدا كرد كه روح بلند غدير، امامت علي بن ابي طالبي (ع) است كه حصن و حصارش اَمِنَ مِن عذابي دارد و حرم امنش را خداي او ضمانت كرده است لا اله الا الله حصار بلند عشقي است كه در سال 60 هجري ديدگان كور كوفيان زمان را روشن كرد و به واسطه ي نور الهي اين امام همام بود كه كوفيان لذات حلال دنيا را چشيدند و با زندگي ناسوتي در مسير حلالش خود را در عروج لاهوت مي ديدند اما اين حس غريبي كه كينه اش در غدير رقم خورد چشمان مولا بين آنان را براي بار ديگر كور كرد اين كوري،‌ كوري چشمان صورت نبود كوري چشمان صيرت بود كه حجت را بر مردمان زمين تمام مي كرد.

خورشيد آسماني غدير در روز ولايت با تماميت عشق به زمينيان آسمان تابيد و اين غدير و عهد اخوت علي ابن ابي طالب (ع) بود كه دستان پر محبت پيغامبر عشق را بوسه باران مي كرد، تاريخ مي گذرد و ما در مسير سير وقايع روزگار شاهد عهدهاي هستيم كه با كمال ايمان به مرز اخوت نزديك شدند اما وقتي نداي هل من ناصر عشق را شنيدن هر كدام به سويي طلب حب دنيا مي كردند. خدا كند خورشيدي كه در غدير تابيد و صبح داغ مجاز را شرمنده‌ي خود كرد و هرگز افول نكند كه افول غدير در دلها غروب حب علي در ذات انسانهاست بايد حس غريب دستان گرم علي بن ابيطالب (ع) در غدير را با تماميت احساس فهميد، فهميد كه آقا با تمام علمي كه به نامردي مردمان بي غيرت كوفه داشتند چگونه اين دلتنگي را پذيرفتند و با معرفت به اطاعت از نبي (ص) دستان سرد آنان رارد نكردند.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:32 PM
جغرافياي نماز

نويسنده : زينب سيد ميرزايي


هنگامه هجران از آنجا آغازگشت كه رقيب با وسوسه او را از نعمت (قرب) محروم كرد و ابوالبشر در خراب آباد هجر از درد فراق ناليد و ... تا اين كه پيك رافتي از محبوب بر او بال رحمت فكند و نيايش را به او آموخت تا با آن دل رااز اين غربت خاكي به ملكوت گره زند و افلاكي شود. آدم با نيايش، فرصت وصل و لياقت قرب يافت و با پرستش از «غربت» به «قرب» رسيد.

نماز بهترين حديث شيدايي است و تنها زماني حلاوت آن را مي توان با تمام وجود احساس كرد كه اهل سعادت آباد دلدادگي و از ساكنان سرزمين سبز نماز و اهل محله ركوع و ساكن قصر سجود و يا مليت بندگي باشي و با لهجه خشوع سخن بگويي!

جغرافياي نماز

نماز مملكتي است به وسعت دل هاي دريايي و پهناور چون انديشه هاي آسماني با آب و هوايي هميشه بهار كه ترنم دلباختگي، روحي دل نواز به آن مي بخشد. در قسمتي از آن رشته كوه هاي ذكر تا افق ملكوت سر كشيده اند و دريايي نيلگون و زلال در پاي آن كوه ها موج مي زند و آبي صداقتش ديده مي نوازد. ماهيان رنگارنگ توفيقي را مي بيني كه تو را به سوي خود مي كشانند. اگر آنها را صيد كني، دوست، صيادت مي شود. نسيمي ملكوتي جانت را طراوت مي دهد و تو سرمست از اين همه زيبايي، مصمم مي شوي همه شهر را بگردي تا منظره هاي دل ربا را با چشم جان تماشا كني.

چشمه اي از نور

اول شهر به چشمه اي آراسته است كه از ملكوت مي آيد. نبايد از آن بگذري كه بدون آن سفر تو بي لطف است. به! چه خنكاي دلنوازي دارد! جسم و جانت رابا آن مي شويي، آب كه به صورتت مي پاشي يك آسمان نور به چهره ات مي تابد و آلودگي از جانت چون برگ پاييزي بر زمين مي ريزد و تو از چشمه نور وضو مي گيري. شستن دستها وصورت و مسح سر و پا همه حكمتي دارد كه پاك و پاكيزه به ديدار او بروي و با او هم كلام شوي. اكنون شاداب و با طراوت به سير خود ادامه بدهيد.

لباس و مكان نمازگزار

به لباست بنگر، چگونه آن را تهيه كرده اي؟ با چه سرمايه اي ، آيا صاحبش كس ديگري است كه در اين صورت او راضي است كه لباسش را بر تن داري؟ مبادا با ضايع كردن حقي صاحب آن لباس شده باشي؟ يعني غصب كرده باشي؟ اكنون ببين بر تن پوشت اثري از آلودگي و پليدي نباشد چرا كه پرواز به سوي پاكي ها نتوان كرد. حال به جايگاهت كه مي خواهي از آن جا تا خدا عروج كني خوب بنگر! مبادا كه غصبي باشد يا نجس و چه بهتر كه پروازت را از مسجد آغاز كني و از خانه خدا دوست و روبه سوي محبوب بروي و در حلقه نمازگزاران حديث عشق زمزمه كني.

اذان و اقامه

بانگي از دوست تو را صدا مي زند، برايت آشناست. از اولين روز تولد آن را شنيده اي كه كسي برايت مي خواند و تو با سكوت معصومانه اش دل به آن هنگ آسماني داده بودي! مي شنوي؟

وقت نماز

صبحگاهان ستاره اي ترين رنگ هاي زمان، صاحبدلان، پرده هاي غفلت را كنار ميزنند به نداي يار لبيك مي گويند و قامتي به عبادت مي بندند و قيامتي از شنيدن بر پا مي كنند و نماز صبح مي گزارند و خود را از هر وسوسه ابليس بيمه مي كنند. نماز، تكراري خجسته و نشاط آور است كه عامل پويايي و رشد انسان است به گاه روز از صبحدم به هنگام ظهر اگر به هوش نباشي، اگر از حيله دشمن غافل بماني به ريل غفلت خواهي افتاد و بر دره سقوط خواهي كرد. نماز ظهر و عصر هشداري است براي تو كه به ياد دوست باشي و به ياد زماني كه قرار است در برابر او پاسخ كارهايت را بيان كني. اكنون كه نوراني شده اي و به نماز متبرك، بقيه روز را هم از گزند وسوسه شيطان و نفس در امان خواهي بود.

اگر نماز به حق نماز باشد شامگاهان هم كه خسته از كار روزانه به كانون استراحت پناه مي بري عاكف كوي نياز مي شوي و درخلوت سجاده دلباختگي ات را محاسبه مي كني و بر دلدادگي ات مي افزايي، نماز مغرب و عشا را كه گزاري، سبك بال و سبك دل جان را به ضريح تمنا گره زن و بخواه تا شور عاشقي ات را افزون سازد.

تكبيره الاحرام

اكنون هنگام نماز است در انتهاي جاده زيردرختي كه از حس تمنا پربار است سجاده اي به آبي اخلاص روبه خانه دوست گسترده است، به نيت پاك كه معطر شدي، احرام بند، تكبيره الاحرام بگو و به عشق محرم شو. نماز ميقات صاحبدل است بر جرأت خودخواهي، سنگ بي توجهي بزن و دل را رنگ خدايي ده كه بهترين رنگ هاست.

قرائت

اي محبوب! ما خاكيان افتخار بندگي تو را داريم و دست طلب به سوي تو، به سوي آن آستان بي نيازت مي گشاييم. راه هدايت را نشانمان ده، همان جاده مستقيمي كه به تو مي رسد همان مسيري كه سعادتمندان آن را پيمودند و تو را يافتند، آن راهي كه به كهكشان هاي شوق منتهي مي شود. دوباره زبان به نام او زينت مي دهي و سوره توحيد تلاوت مي كني. به نام او ... بگو اوست معبود يگانه، بي نياز از هر چيز و هركس، مولود كسي نيست و خود فرزندي ندارد. همانند او هيچ تصور و هيچ موقعيتي و هيچ كس نيست. اكنون كه از صهباي تلاوت سرمستي، به محله ركوع مي رسي.

محله ركوع

چه جايگاه با عظمتي است. بايد قامت خود را به نشانه تعظيم خم كني و خوشه چين خرمن تسبيح شوي. در محله ركوع شرط ادب را به جاي مي آوري و در جرگه كمين قرار مي گيري. حال كه خود را به زيور تسبيح آراسته اي و عجز خود رادر پيشگاه او دريافته اي برمي خيزي تا مهياي رفتن به قصر بلورين سجود شوي و بر خوان فيض از مائده عبوديت بهره مند شوي، به بركت اجازه خاكساري يافته اي، ديده اي با حقيقتي دلربا آشنا مي شود از ركوع برمي خيزي كه به خاك بيفتي.

قصر سجود

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست كه هرچه بر سرما مي رود از ارادت اوست

آنگاه كه احساس تقصير كردي خود را در مقابل درجه اعلاي حق، بسيار خرد و ناچيز ديدي و پيشاني بر نماز گزاردي، به قصر بلورين سجده راه يافته اي. بايد آرام باشي و در حال طمأنينه با دل همنوا گردي كه «سبحان ربي الاعلي و بحمده» به وجد مي آيي.

ذكر كه تمام شد، هنوز اثري از نفس درخود مي بيني و هنوز سايه اي از «انانيت» را در آينه دل مشاهده مي كني و باز هم به سجده پناه مي بري و بايد به گونه اي زمزمه كني كه خود را در دوست فاني ببيني و اينكه هنگامه قنوت است.

باغچه قنوت

قنوت باغچه اي است پر از اقاقي هاي نياز، يك سبد بنفشه خواهش، قنوت اجابت را ميهمان دستانت مي كند. دست كه به آسمان مي گشايي با بهشت مي پيوندي. هرچه مي خواهي از او بطلب، مگر دوست ميهمانش را بي نصيب از لطف باز مي گرداند؟ تو كه از غير دست شسته اي و روبه سوي او برگ هاي نيازت را گسترده اي، حتما ستاره باران رحمت خواهي شد و از خوان توكل بهره مند.

ساحل تشهد

به رسم ادب، اينكه به پيشگاه او زانو مي زني و شهادت بر يكتايي او ورسالت رسولش را تكرار مي كني. همراه با رسول و جانشينان بر حق او، مي شود اين راه پرخطر را طي كرد. اگر چراغ هدايتي نباشد آدمي در ظلمت وسوسه به ويرانه هاي انحطاط روي خواهد برد. اگر اولياي الهي دست آدمي را نگيرند او فقط به ظاهر نماز مي پردازد و از روح او غافل مي ماند.

نماز بي ولايت بي نمازي است تعبد نيست نوعي حقه بازي است

تسبيحات اربعه

باز مي ايستي و حمد و تسبيح و تهليل و تكبير را چون دانه هاي تسبيح در كنار هم مي آوري تا رنگ هاي باقي مانده از جلوه هاي فريبنده دنيا از آينه وجودت پاك شود و عكس رخ يار را در جام دل نظاره كني، پس به ميمنت اين مرحمت، بازافتان و خيزان مي شوي، الله گويان مي شوي و از اين حال خوش به وجد مي آيي، باز ركوع و تشهد.

سراي سلام

اكنون هنگام وداع است. اگر به سلامت اين سفر را گذرانده اي، اگر موهومات از راه بيرونت نبرده اند، اگر حال توجهت زخمي القائات نشده، وقت آن است كه سلامي كه مي دهي پاسخ بشنوي. از سلام بر رسول نور، آغاز مي كني و سلام بر ما و بندگان شايسته خدا، شايد عبارت «سلام بر ما» دعايي باشد كه؛ خداوندا! سلامت و بركت ايمان را در زندگي معنوي ما بيفزاي و ما را از سلامت انديشه و كردار خوب برخوردار ساز.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:33 PM
رشد جسمي در دوران نوجواني

پدر ها و مادر هایی که فرزند نوجوان دارند بخوانند:
همان طور که می دانید اگر ما ویژگی های فرزند خود را بشناسیم و بدانیم که در هر سنی چه رفتاری عادی و طبیعی است و چه رفتاری غیر عادی و غیر طبیعی، آن وقت می توانیم با فرزندمان رابطه بهتری داشته باشیم. رابطه صحیح با یک نفر تنها از راه شناخت و آگاهی درست از ویژگی های او می تواند شکل بگیرد.
فرزند انسان از وقتی که به دنیا می آید، از نظر جسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی رشد و تکامل پیدا می کند.
این تغییر ها در بیست سال اول زندگی سرعت و تازگی بیشتری دارند.
انسان در هر مرحله از رشدش تغییراتی می کند که مربوط به همان مرحله است و کم و بیش نزد همه یکسان است.
هر کودک و نوجوانی با سرعت مخصوص خود رشد می کند. یعنی بعضی بچه ها کندتر رشد می کنند و بعضی تندتر. سرعت رشد بچه ها چندان مهم نیست، آنچه خیلی مهم است این است که ببینیم آیا فرزند ما مراحل مختلف رشد را پشت سر هم و به طور طبیعی می گذراند یا نه.
پدر و مادر بایدتوجه داشته باشند که آیا بچه ای که زیر نظر آنهاست چنان که باید مرحله های رشد را پشت سر می گذارد یا نه. برای این توجه، ما نیاز داریم که جنبه های مختلف رشد و ویژگی های آن را به درستی بشناسیم.
نوجوانی یعنی دوره ای بین کودکی و بزرگسالی و معمولا حدود چهارسال طول می کشد و دوره نوجوانی دختر ها حدود دوسال زودتر از پسرها شروع می شود و دو سال هم زودتر به پایان می رسد. به طور معمول دوره نوجوانی در دخترها از حدود یازده سالگی شروع می شود و تا حدود پانزده سالگی ادامه می یابد، ولی نوجوانی در پسرها از حدود سیزده سالگی شروع می شود و تا حدود هفده سالگی طول می کشد.
آغاز دوران نوجوانی از کودکی به کودک دیگر متفارت است.
از نظر طول دوره نوجوانی نیز بین افراد تفاوت وجود دارد. یعنی یکی زودتر این دوره را می گذراند یکی دیرتر.
تغییرات سریع سال اول زندگی کودک برای بزرگترها شناخته تر است و بزرگ ترها می دانند با این تغییرات چه کنند. مثلا وقتی کودکی شروع به راه رفتن می کند جلوی چیزهای خطرناک حصار می گذارند تا او برخورد یا سقوط نکند. یا وقتی دندان ها شروع به درآمدن می کنند، برای خارش لثه یا تغذیه کودک از غذاهای مناسبی استفاده می کنیم. در مرحله نوجوانی ممکن است والدین چندان توجهی به تغییرات ناگهانی درونی یا ظاهری فرزند خود نکنند. خود نوجوان نیز از چنین سرعتی در وجود خود بویژه از نظر تغییرات جسمی شگفت زده و غافلگیر می شود. بسیار دیده ایم که حتی خود نوجوان هم این تغییرات را نمی شناسد.
سرعت رشد بر رفتار نوجوان هم اثر می گذارد. مثلا نوجوانی که تا قبل از این دوره می توانست بعضی از کارهای بدنی را با مهارت انجام دهد. حالا به دلیل همین رشد سریع، مهارت بعضی از اندام های حرکتی مثل دست ها و پاهای خود را از دست می دهد. چون استخوان ها با سرعت رشد کرده، اعضای بدن را بزرگ می کنند و در نتیجه نوجوان نمی تواند حدود و اندازه های بدن خود را تشخیص دهد و حرکات آن ها را کنترل کند. نوجوان از این حالت تعجب می کند و حتی دچار اضطراب و نگرانی می شود.
اگر بزرگترها نسبت به این وضع نوجوان واکنش درست بروز دهند به او کمک کرده اند تا مراحل رشد خود را در این دوره به خوبی پشت سر بگذارد.
برخی بزرگترها با دیدن ضعف نوجوان در مهارت های حرکتی او را سرزنش می کنند. مثلا وقتی پای نوجوان هنگام راه رفتن به چیزی گیر می کند به او تهمت سر به هوایی می زنند. باید بدانیم نوجوان در این دوره به عمد این جور کارها را نمی کند. بلکه سرعت رشد ناگهانی عضله هایش بسیاری از مهارت های او را به طور موقت دچار اختلال می کند و در این حال اگر رفتار ما نادرست باشد، چه بسا نوجوان به لجبازی بیفتد و به طور عمد این حالت را تشدید کند.
کم شدن مهارت های حرکتی در آغاز دوران رشد امری طبیعی است.
نباید این موضوع را به عنوان عیب و ایراد نوجوان بدانیم. باید به نوجوان اطمینان بدهیم که این حالت طبیعی و زودگذر است. بهتر است فرصت هایی را برای نوجوان فراهم کنیم تا به فعالیت های بدنی بپردازد و از این نوع فعالیت ها دلزده نشود.
در این وضعیت نوجوان بیش از دیگران متوجه خرابکاری های حرکتی خود می شود. پس او را خجالت زده نکنیم.
نوجوان می بیند که دست و پاهایش به سرعت بزرگ می شوند، در حالی که بقیه قسمت های بدنش چنین نیست. طبیعی است که به فکر فرو برود. فکر می کند این موضوع مختص به اوست و دارد زشت و بدترکیب می شود. همین احساس او را ناراحت می کند و در رفتارش اثر می گذارد. اگر به او اطلاعات درست ندهیم سرگردان می شود.
مسخره کردن تغییرات بدنی نوجوان و شوخی در این باره ممکن است سبب ناراحتی بیشتر و ایجاد فکر و خیال در نوجوان شود. حتی اعتماد به نفس او را کم کند و باعث گوشه گیری و افسردگی او شود.
جالب توجه این که در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی این ناموزونی از بین می رود و ظاهر اندام نوجوان زیبا و موزون می شود. همین امر ممکن است سبب نوعی رفتار بخصوص شود. یعنی فرزند ما میل به نشان دادن زیبایی هایش پیدا کند. باید به او کمک کنیم تا ابزار دیگری برای بروز خود داشته باشد و از ظاهرش برای این کار استفاده نکند.
خستگی کوفتگی و درد عضلات
رشد سریع بدن سبب کشیدگی در عضلات می شود و همین امر با احساس درد عضلانی و خستگی و کوفتگی در نوجوان همراه است. اغلب والدین شاهد غرغر و شکایت فرزند نوجوان خود از این حالت هستند.
اگر علت این حالت را ندانیم وقتی فرزندمان اظهار کسالت می کند به او صفت تنبل را می دهیم.
نوجوان فکر می کند ما او را در ک نمی کنیم و در نتیجه رابطه اش با ما سست می شود. باید علت درد و خستگی را برایش توضیح دهیم. فرصت هایی برای ورزش و خواب مناسب برایش فراهم آوریم. با سپردن مسئولیت های خوشایند او را به نقش خود واقف کنیم. والدین باید توجه کنند که نوجوانان با هم فرق دارند و میزان مسئولیت آن ها بستگی به رفتاری دارد که در دوره قبل با آن ها شده است. والدین بهتر است صبور باشند و به تدریج بر بار مسئولیت نوجوان اضافه کنند. برای سپردن کار به نوجوان از کارهای ساده و خوشایند شروع کنند تا او تشویق شود.
به هیچ وجه نباید نوجوان خود را با نوجوانان دیگر مقایسه کنیم. همین طور او را با کودکی و دوره قبل از نوجوانی اش نیز مقایسه نکنیم. زیرا نباید فکر کند که تغییرات نوجوانی او را از آرامش کودکیش دور کرده است. تغییرات در پوست و مو
ممکن است در این دوره جوش هایی روی پوست ظاهر شود و مو چرب تر از گذشته شود. این موضوع غالبا نوجوان را ناراحت می کند. ممکن است بکوشد به هر طریق ممکن در صدد رفع مشکل برآید. و یا ممکن است این تغییرات سبب ناامیدی و غصه او شود. احساس کند زشت شده است و برای همین اخلاقش بد وپرخاشگر شود. والدین باید ضمن آگاهی از این موضوع گذرا بودن این حالت را با فرزندشان در میان بگذارند. زیاد از او ایراد نگیرند و رفتارش را به رخش نکشند. از طریق پزشک یا منابع معتبر دیگر اطلاعاتی در این باره به فرزند بدهند.
اشتهای زیاد و نیاز به مواد غذایی مناسب
خوردن هر نوع ماده غذایی نمی تواند نیازهای یک نوجوان را برآورده کند. باید توجه شود چه موادی بیشتر به درد نوجوان می خورد و چه موادی برای بدنش کمتر مفید است.
خواب آلودگی و نیاز به خواب بیشتر
رشد سریع نوجوان انرژی او را مصرف می کند و می شود گفت که او خسته می شود. زیرا برای ترمیم انرژی از دست رفته روزانه علاوه بر غذای مناسب نیاز به ورزش های مناسب و خواب کافی دارد.
خوابیدن حدود هشت ساعت در شبانه روز برای یک نوجوان کافی است. اما گاهی به نوجوانانی برمی خوریم که بش از این ها میل دارند در رختخواب بمانند. باید دقت کنیم که آیا واقعا این مقدار خواب برای آن ها لازم است یا مشکلات دیگری دارند که می خواهند با ماندن در رختخواب از آن فرار کنند.
والدین باید علت هر رفتاری را جستجو کنند. اگر ما با فرزندمان رابطه خوبی داشته باشیم و مشکلاتش را درک کنیم، اگر فرصت هایی را برای گفتگوی دوستانه با او در نظر بگیریم، اگر اطلاعات کافی درباره دوره نوجوانی در اختیار او بگذاریم او کمتر دچار حالت کسالت می شود.
هرچه رابطه با فرزند صمیمی تر و آگاهانه تر باشد، هر قدر کوشش کنیم آن چه از دستمان بر می آید به درستی برای نوجوان انجام دهیم، به هم نزدیک تر می شویم و همین کم شدن فاصله بین ما و فرزندمان به آن ها کمک می کند تا این دوره را بهتر بگذرانند.
ظهور علایم بلوغ
نوجوان در این مرحله با تغییراتی در بدن روبرو می شود. مقدمات این تغییرات قبلا در بدن فراهم شده ولی نشانه آشکاری نداشته است. شروع فعالیت غده های جنسی قابل مشاهده نیست. اما پس از مدتی اثر آن را روی بدن نوجوان می بینیم که به آن علایم جنسی ثانویه می گویند. مانند تغییر صدا، رشد مو در زیر بغل و ناحیه تناسلی، رشد پستان در دختر ها و رشد موی صورت در پسرها.
والدین باید خود اطلاعاتی در این باره داشته باشند.
والدین باید پیش از بروز علایم بلوغ در فرزند اطلاعات خود را کامل کنند و آماده یاری به فرزند باشند.
بزرگترها باید توجه کنند که هیچ گاه درباره این علامت ها شوخی نکنند. چون باعث خجالت نوجوان می شود. باید به نوجوان آموخت که جسم انسان محترم و باارزش است و تغییرات آن هم از نظر طبیعی و هم از نظر علمی قابل نوجه است. نوجوان باید بداندکه جسم او حریم خصوصی اوست.
نکته قابل توجه تغییر در تمایلات و کشش های درونی نوجوان است. در این دوران او تمایل و کنجکاوی نسبت به جنس مخالف پیدا می کند که برای خودش هم عجیب است.
والدین باید بدانند که این تمایل و کشش امری طبیعی است که تا حدی هم جنبه جنسی دارد، هم به دلیل کنجکاوی است.
والدین بهتر است به جای سرکوب شدید هر نوع گرایش به جنس مخالف به علت های آن فکر کنند. همین دانستن علت ها سبب می شود که با فرزندمان منطقی تر برخورد کنیم و با عکس العمل های تند خود سبب ترس و وحشت یا حرص و ولع آن ها نشویم.
ایجاد فرصت هایی برای گفتگو و کار مشترک برای دختران و پسران می تواند تمایل نوجوان را به جنس مخالف تا حدی تعدیل کند.
والدین باید بدانند اولین تجربه های فرزند از بلوغ و اولین رفتارهای ما نسبت به این موضوع اثر عمیقی در رفتارهای بعدی آن ها دارد.
بزرگترها باید بدانند ارتباط خوب بین والد و جنس مخالف یعنی پدر و دختر ویا مادر و پسر تا چه اندازه می تواند در تعادل تمایل به جنس مخالف در نوجوان کمک کند.
گاهی والدین وظیفه رابطه با فرزند را به عهده والد همجنس می اندازند. در حالی که این امر فقط برای دادن اطلاعات مربوط به بلوغ و مسائل جنسی می تواند درست باشد. ایجاد فرصت هایی برای دختران به طوری که بتوانند با پدرشان کار و صحبت و همفکری کنند و به همین ترتیب فراهم آوردن امکان کار و صحبت پسران با مادر کار مهمی است که بزرگترها باید به آن بپردازند تا از این راه نوجوانان به دنیای جنس مخالف نزدیک شوند و معیارهای درستی هم در این باره به دست آورند. و گرنه نوجوان کنجکاوی خود را با جنس مخالف همسن خود ارضا می کند.
خیلی وقت ها والدین می گویند ما با فرزند خود خیلی حرف می زنیم و رابطه داریم اما وقتی دقت می کنیم می بینیم این حرف ها بیشتر نصیحت و بازخواست است.
توجه والدین به روابط خود با یکدیگر در این دوره خیلی مهم است. چون فرزند در این مرحله به دلیل کنجکاوی نسبت به جنس مخالف به روابط بین والدین توجه زیاد می کند. هر رفتار غلط یا توام با بی قیدی بین والدین الگویی می شود برای فرزند.
والدین باید به نوجوان کمک کنند تا شور و هیجان های جنسی را متعادل کنند و آن ها را زودگذر بدانند و در این دوره تلاش کنند تا جسم خود را سالم و محفوظ نگه دارند.
بلوغ زودتر از موقع ممکن است سبب نگرانی نوجوان از وضع خودش شود. در این باره باید به نوجوان اطمینان داد که این حالت در خیلی ها طبیعی است.
بلوغ زودرس نشانه آمادگی برای ازدواج نیست و نباید این نوجوانان را به ازدواج تشویق کرد. بلکه باید کمک کرد تا این دوره را بی خطر بگذرانند.
بلوغ دیرتر هم ممکن است برای نوجوان مشکلاتی را به وجود بیاورد. چنین نوجوانی ممکن است کوچک تر از همسن و سالان خود مانده باشد. والدین باید چنین نوجوانی را به فعالیت های متناسب با جثه خودش تشویق کنند. مثلا اگر پسر نوجوانی به دلیل کوچکی جثه نمی خواهد وارد تیم فوتبال همسالان شود بهتر است به شنا یا ورزش های سبک تر تشویق شود.
والدین باید به این فرزندان اطمینان دهند که به زودی به گروه همسالان می رسند.
والدین باید با این فرزندان متناسب با سنشان رفتار کنند و به دلیل کوچکی جثه آن ها را کوچک حساب نکنند.
باید بدانیم چگونگی رشد بدنی نوجوان و تجربه های اولیه نسبت به بلوغ در شخصیت و سازگاری های اجتماعی اش اثر عمیقی دارد. پس باید سعی کنیم علاوه بر شناخت ویژگی های رشد جسمانی نوجوان، برای رشد بهتر جسمانی او همه محیط مناسب فراهم کنیم.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:34 PM
كليد كاخ بندگي


هوالمحجوب

در کار گلاب و گل، حکم ازلی این بود کان شاهد بازاری وین پرده نشین باشد

اگر شما هم به محض شنیدن واژه حجاب؛ به یاد پوششی برای بدن می افتید؛

اگر شما هم حجاب را مخصوص زن تصور می کنید؛

اگرحجاب را به معنی پوشاندن تمام بدن به جز صورت و دست ها می دانید حتما در این سفر سه صفحه ای با ما همراه باشید:

شاید شنیده باشید که آدم و حوا پس از اطاعت از شیطان در وسوسه خوردن میوه ممنوعه، لباس از تنشان افتاد و خود را عریان یافتند و همین عریانی باعث هبوط آن ها به زمین شد.

اگر پوشش مخصوص زن بود، دلیلی نداشت که آدم هم به زمین بیاید. پس حجاب خواسته ای است فطری و مشترک بین زن و مرد.

حجاب ظاهری داریم و حجاب باطنی. حتما دیده اید بعضی افرادی که به حجاب اعتقادی ندارند، فورا می گویند مهم این است که دل پاک باشد. غافل از این که اگر پاک بودن دل کافی بود، مطمئنا در آیات قرآن این همه بر حجاب تاکید نمی شد. هرچند رعایت حجاب ظاهری خیلی آسان تر از حجاب باطنی است، اما به عنوان مقدمه و پیش زمینه حجاب درونی واجب و ضروری است. تا آن جا که حق الله محسوب می شود. یعنی همسر نمی تواند بگوید من به عریانی ات راضی ام، یا دوست ندارم تو محجبه باشی.

اما عفاف باطنی اقسامی دارد و مراتبی

عفاف چشم: حتی در این مورد هم نمی توانیم با نگاه جنسیتی به قضیه بنگریم. مثل خیلی ها که می گویند حجاب چشم مخصوص مرد است. چراکه طبق سفارشات وحی، مومنان زن و مرد باید از نگاه کردن به نامحرم بپرهیزند.


عفاف گوش: پرهیز از استراق سمع و استماع هرچیزی که دین آن را مجاز نمی داند.

عفاف زبان: پرهیز از گفتن آن چه خدا اجازه اش را نداده است. مثل دروغ، بهتان، غیبت و ...

عفاف ذهن: پرهیز از هر نوع خیال و تفکری که انسان را از معنویت و نور دور می کند. و...

عفاف باطنی کلید ورود به کاخ بندگی است. اما یادمان باشد دریافت این کلید جز با قبولی در مرحله حجاب ظاهری ممکن نیست.

شاید بپرسید دلیل اهمیت پوشش بدن چیست؟ چرا پوشش، مقدمه حجاب باطنی است؟!

این که حد پوشش برای زن وسیع تر و حساس تر از مرد است، برای این است که ارزش انسانی زن در اجتماع تحت الشعاع جاذبه های جسمانی اش قرار نگیرد و خود بتواند با آرامش و امنیت در جامعه ظاهر شود.

فلسفه ای که خدا در قرآن برای حجاب بیان فرموده خیلی ظریف و عمیق است. خداوند آن را در قالب جمله " تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند" بیان فرموده است. اگر در مورد همین جمله هزاران کتاب نوشته شود در تمام قرون حرف برای گفتن وجود خواهد داشت.

قابل توجه کسانی که حجاب را محدودیت می دانند؛

مطمئن باشید هیچ زن بی حجابی در اجتماع راحت نیست. حتی اگر ظاهرا ادعای آزادی و آرامش داشته باشد. چون خدایی که خالق فطرت اوست؛ و بیش از او و پیش از او به نیازهایش واقف است، راه سلامت او را از گزندهای روحی و جسمی و نگاه های پلید در حجاب قرار داده است.

جالب این که درست همین دستور حجاب است که نقطه عطف توجهات خداوند به زن محسوب می شود.

چرا که به دلیل هدف تکامل در نظام خلقت و تفاوت بین زن و مرد، زن به لحاظ برخورداری از جاذبه های زیبایی، جنس مطلوب و مقصود مرد قرار می گیرد. اما در ردیف طالبانش همه نوع نگاه و دلی وجود خواهد داشت. یکی او را جسمی و شهوانی می خواهد و دیگری قلبی و معنوی. زن انتخاب کننده نهایی است. اما وقتی خود در معرض انتخاب دیگران قرار می گیرد، تنها راهی که برای شناخت نوع دل ها و نگاه ها دارد، حجاب اوست. او با محروم کردن چشمان آلوده به هوس از زیبایی های خود، می تواند ارزش انسانی خود را در معرض تماشای همگان قرار دهد و زن را به عنوان حافظ مقام جمال خداوند معرفی کند.

شاید بگویید اگر حجاب این چنین تاثیری در سعادت انسان دارد، پس چرا در جهان با آن مبارزه می شود؟

بد نیست بدانیم که مبارزه غرب به دلیل اقتضای نظام سرمایه داری و بهره برداری اقتصادی است. چرا که این نظام مادی زن را به عنوان نیروی ارزان قیمت از خانه ها بیرون می کشاند و با ارزش دهی پوشالی به چنین حضور اجتماعی مضر، پوشش را مانعی برای انجام کار نشان می دهند. به این ترتیب خانواده ها دچار تزلزلی بنیادی و آشفتگی و بی سرو سامانی خواهند شد. اما ---------- این نظام طوری تنظیم شده که حتی از فروپاشی خانواده هم بهره خواهد گرفت.

اما نظام غرب در مشرق زمین به ویژه کشورهای اسلامی نظیر ایران، زن را به عنوان محور خانواده و مربی انسان دریافته و این را فهمیده که تنها راه نفوذ در استقلال جوامع اسلامی، ایجاد تزلزل در خانواده و ترویج فساد و فحشاست. از سویی حجاب را بزرگترین سد نفوذ در باور و اعتقاد زن دریافته است. برای همین است که اکنون تمام تیرهای دشمن حجاب و عفاف جهان اسلام را نشانه گرفته است.

اینک برماست که به خودآییم و اسلام را دریابیم.

بر ماست که به میراث داری اولین زن شهید اسلام حضرت سمیه، شکنجه های کافران حجاب را تحمل کرده و به مبارزه با بت های مد و فرهنگ های برهنگی به پا خیزیم. که این است که جهاد ما در جهان معاصر. در این آخرالزمان پر از فتنه.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:34 PM
تكريم و قدرشناسي از زنان و سيره نبي اعظم (صلي الله عليه و آله)

نويسنده:فريبا علاسوند

در چنان وضعيتي مطالعه نحوه برخورد و مواجهه حضرت رسول با زناني كه به نوعي در زندگي او نقش داشتند، گوياي نگرش كاملاً متفاوت و انساني حضرتش به زنان بوده است. بجز مادر، زنان ديگري كه تا قبل از بعثت حضرت رسول (ص) به نوعي با حضرت ارتباط داشته يا در زندگي او تأثير گذار بودند از قرار ذيل هستند:

1-بركه 2- حليمه سعديه 3- فاطمه بنت اسد 4- خديجه بنت خويلد 5- دختران حضرت

از آن برهه، نه تنها هيچ عبارتي از رسول اكرم در تنقيص زنان و هيچ رفتار خشن و توهيني عليه آنان نقل نشده است، بلكه به كرات رسول خدا(ص) در مقاطع مختلف به مناسبت هاي متعدد نسبت به زناني كه نامشان ذكر شد اظهار لطف كرده و با عبارات گوناگون و به بهانه هاي متعدد آنهار را تكريم كرده و يا به خير و خوبي از آنها ياد كرده اند. از آنچه در تاريخ آمده به دست مي آيد كه رسول خدا(ص) همواره ويژگي هاي مثبت و خوب رحم و مهرورزي زناني را كه در تاريخ زندگي او حضور داشتند، به مردم متذكر شده و اصرار داشتند كه ياد و خاطره ارزشمند آنها در خاطره مردم و جامعه اسلامي زنده بماند.

قدرشناسي و تشويق و تكريم اين زنان در طول حيات و پس از مرگ آنها از رفتار رايج پيامبر (ص) بود. يكي از زنان كه همواره از لطف و مرحمت رسول مكرم اسلام برخوردار بود «ام ايمن» است. وي كه نامش بركه بود اولين زني است كه پس از مرگ مادر حضرت آمنه بنت وهب در نگهداري و حضانت روسل خدا (ص) كوشيد. رسول خدا (ص) نيز راجع به او مكرر مي فرمود كه او بعد از مادرم، مادرم بود. (در حق من مادري كرد)

«حليمه سعديه» دومين زني است كه بر سفره رحمت پيامبر نشست و توانست با شيره جان خود همه اميد اديان را در دامان عطوفت خود بپرورد. حليمه در حالي پيامبر را كه طفلي كوچك بود از خاندان عبدالمطلب تحويل گرفت كه كودكي يتيم بود وطبق سنت هاي جاهلي آن روز، كمتر دايه اي رغبت خود را براي شير دادن به چنان طفلي نشان مي دارد. نيت پاك و دل مصفاي او ميزبان يتيم عبدالله شد ورسول خدا (ص) به پاس اين لطف، در روزگاران بعد كه دوره اقتدار و سيطره او بود خاندان حليمه را در سپاس خود غرق ساخت. صفحات تاريخ شهادت مي دهد كه در غزوه حنين پس از آنكه سپاه اسلام در جنگي طاقت سوز ، بر قبيله هوزان پيروز شد و بزرگ و كوچك آنها را به اسارت گرفت ،قبيله بني سعد كه تيره اي از هوازن بودند نيز در ميان اسرا ديده مي شدند. پس از جنگ چهارده تن از سران قبيله كه همگي مسلمان شده بودند از جمله عموي رضاعي پيامبر (ص) به محضر رسول خدا(ص) شرفياب شده و چنين گفتند:

«در ميان اسيران عمه ها، خاله ها ، خواهران رضاعي و خدمتگزاران دوران طفوليت شما وجود دارند لازمه كرم اين است كه به خاطر حقوقي كه برخي از اين زنان بر عهده شما دارند، كليه اسيران ما را از مرد و زن آزاد نماييد.»

رسول خدا(ص) فوراً فرمود كه من حاضرم سهم خود و فرزندان عبدالمطلب را به شما ببخشم ولي سهم مهاجر و انصار به خودشان مربوط است و آنان بايد شخصاً از حق خود درگذرند. ليكن حضرت به آنها ياد داد كه چگونه عواطف مسلمان را تحريك كنند تا آنان نيز اسرا را آزاد نمايند. فرمود: من را شفيع نزد آنان و آنان را شفيع نزد من قرار دهيد و پس از نماز ظهر تقاضاي خود را بلند تكرار كنيد.

همين اتفاق افتاد و رسول خدا (ص) همه مسلمانان را با كلماتي دلنشين راضي ساخت كه به حرمت زناني مانند حليمه از خود درگذردند و اين نيست مگر به خاطر قدرشناسي رسول خدا(ص) از آن زن همانطور كه حليمه براي رسول خدا(ص) محترم بود ،فرزندان او نيز همواره مورد توجه و عنايت رسول خدا (ص) بودند . در جنگ حنين كه دشمنان به اسارت درآمدند ، شيما خواهر رضاعي پيامبر نيز در ميان آنها بود . وقتي رسول خدا(ص) او را شناخت ، برخاست و رداي خود را براي او پهن نمود و اشك در ديدگانش حلقه زد. آنگاه به او فرمود: «اكنون اگر مي خواهي نزد ما بمان و اگر مي خواهي تو را به نزد قبيله ات بازگردانم».

او بازگشت به ميان قبيله را انتخاب كرد و مسلمان شد، سپس رسول الله (ص) نيز هدايايي به او داده و يكي دو نفر را به حفاظت او گمارد و او را به سوي قبيله اش فرستاد.
قدرشناسي رسول خدا(ص) از تمام زناني كه در حق او روزي خدمتي كرده بودند در طول تاريخ بشريت نمونه ندارد.

عايشه مي گويد: روزي «هاله» خواهر خديجه اجازه خواست كه وارد خانه رسول خدا(ص) شود. حضرت به محض آنكه صداي هاله را شنيد به ياد خديجه افتاد و ناله زد و سپس گفت خدايا او هاله است و در حق او دعا كرد و به حدي كه من به حسادت افتادم.
البته روشن است كه «خديجه كبري» در ميان زنان رسول خدا(ص) موقعيتي ممتاز دارد. خدماتي كه او به رسول الله و دين او كرد همه مسلمانان را وامدار خود ساخته است ، لذا قدرشناسي رسول مكرم اسلام از او به حق و شايسته است.

شايد ذكر اين جريان خوانندگان را بيش از پيش متوجه موقعيت ممتاز و عظمت شخصيت آن بانوي بزرگ بكند.

امير مؤمنان مي فرمايد: روزي مردي به درخانه ام آمد و فرياد زد : اي علي، محمد(ص)كشته شد. علي (ع) به منزل خديجه آمد ودر زد. خديجه گفت چه كسي است؟ حضرت علي (ع) پاسخ داد. سپس فوراً خديجه (كه همواره مانند مادري كه نگران فرزند خود مي باشد نگران رسول خدا(ص) بود) پرسيد: اي علي ،محمد(ص) چه شده؟

علي گفت : نمي دانم بجز آنكه مشركان او را با سنگ زده اند ؛نمي دانم كه او زنده است يا خير... خديجه همانطور كه به دنبال علي مي آمدو در بيابان حيران و سرگردان به دنبال رسول خدا(ص) مي گشت، صدا زد: چه كسي براي من پيامبر برگزيده را پيدا مي كند؟ چه كسي براي من آن فاني شده در راه خدا را مي جويد؟ چه كسي براي من بهار مرتضي را پيدا مي كند؟ چه كسي براي من پدر قاسم را مي يابد ؟ جبرئيل به خديجه كه سرگردان دنبال رسول الله مي گشت نگريست و گفت: اي رسول خدا (ص) آيا خديجه را نمي بيني كه از گريه او ملائكه آسمان مي گريند؟ او رابه سوي خود فراخوان و سلام خدا را به او برسان.

سپس رسول خدا(ص) در حالي كه خون چهره را با دست پاك مي كرد خود را از مخفيگاه خارج ساخت و به خديجه رساند. شب هنگام ، وقتي كه آن سه تن به خانه رسيدند ، خديجه پيامبر را بر تخته سنگي نشاند، سنگ ديگري را براي حفاظتش بالاي سر او به صورت سايبان قرار داد و خود با قباي پشمينه اي جلوي روي او ايستاد تا از او محافظت كند.

مشركان به خانه خديجه حمله ور شدند و در حالي كه خديجه خود را سپر جان رسول الله كرده بود آنها را سنگباران كردند تا آنكه خديجه فرياد زد: اي قريشيان آيا زن آزاده اي را در خانه اش سنگ مي زنيد؟ با اين كلام او مشركان بازگشتند.
آري! خديجه زني است كه تا آخرين لحظه ي حيات، قلب پيامبر را در تسخير خود نگه داشت.

به شهادت سطور تاريخ، «فاطمه بنت اسد» مادر گرامي حضرت اميرالمؤمنين (ع) از جمله زناني بود كه كودك يتيم عبدالله را به گرمي پذيرفت و او را در رديف فرزندان خود بلكه گرامي تر از آنها مراقبت نمود، گرچه مورخان تمام آن لطف و محبتي را كه بين آن بانو و رسول خدا(ص) در آن دوره محنت و سختي مبادله شده نقل نكرده اند، ولي از كلمات قدرشناسانه پيامبر برمي آيد كه آن بانو نقشي خاص در حيات وي داشته است. اين عبارت را مورخان اهل سنت نيز آورده اند كه حضرت فرمود:

«انه لم يكن بعد ابي طالب ابر بي منها»
بعد از ابي طالب هيچكس به قدر فاطمه بنت اسد به من نيكي نكرد. البته چنان كه گذشت د اين ميان خديجه همسر رسول خدا(ص) و دخترانش جايگاهي ويژه دارند.

برخورد با خديجه خود داستاني مفصل و جداگانه دارد كه به دليل اهميتش لازم است بارها در اين نوشتار از آنها يادكنيم .

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:34 PM
تكريم زنان از طريق مشورت با آنان

نويسنده:فريبا علاسوند

مشورت يكي از سازوكارهاي مهم تنفيذ قدرت و رياست است. قرآن كريم در دو مورد به مشورت مردان با زنان در محدوده خانواده اشاره كرده است: يكي مسئله رضاع و فطام، يعني از شير گرفتن فرزند و ديگري در رابطه با ملاقات حضرت موسي با دختران شعيب نبي (ع).

در مورد اول، خداوند زن و شوهر را به مشورت درباره زمان پايان دادن به دوري شيردهي فرزند مأمور مي كند و در ماجراي دوم به مشورت مفيدي اشاره مي كند كه دختر شعيب به پدر داد و تمام خانواده از ثمرات آن برخوردار گشتند. ثمراتي نظير كمك اقتصادي و حمايتي موسي (ع) از خانواده ي شعيب نبي (ع) كه از خانواده ي شعيب نبي (ع) كه سه دختر با پدري كهنسال بودند، ازدواج موسي با يكي از سه دختر ....

طبعاً مشورت خود داراي اصولي است و كسي كه طرف مشورت قرار مي گيرد (مستشار) لازم است كه از درايت و امانت كافي براي كمك فكري متناسب برخوردار باشد.

به هر حال رسول خدا(ص) در مواردي كه با زنان آگاه، بخصوص در خانواده خود مشورت مي نمود. اولين زني كه در مورد مشورت رسول خدا (ص) قرار گرفت خديجه كبري بود. رسول خدا(ص) اسرار نبوت را با او در ميان مي نهاد و لحظه به لحظه در صحبت هاي خود با او سختي نزول وحي را به كمك دلداري ها و كلمات منطقي او بر خود آسان مي نمود. هرگاه كه از رسالت بزرگ خود و از تجربه سنگين بارش وحي و ديدن فرشته آسماني سخن مي گفت: خديجه او را چنين دلداري مي داد:

«محمد بدان كه خدا تو را تنها نمي گذارد تو هيچگاه رسيدگي به خويشاوندان و صله رحم را فراموش نكردي ، به كسب آزار نرساندي و از ساري ديگران رو بر نتافتي.»

طبيعي است كه در اولين تجارب وحي، وجود عنصري حضرت رسول (ص) دچار سختي مي گشت. علاوه بر آنكه انبياء همواره از آنكه مردم به نداي حق پاسخ نگويند نگران و خائف بودند و بيش از آنچه تصور مي شود در فكر سعادت و شقاوت آنها به سر مي برند.
كلمات فوق قبل از آنكه عباراتي عاطفي و احساسي باشند از منطقي تبعيت مي كنند كه مي توانند در آن موقعيت بحراني رسول الله (ص) را ياري نمايند.

نمونه ديگر، مشاوره با «ام سلمه» است. پس از امضاي صلح نامه حدبيه رسول خدا(ص) به حاجيان امر فرمود كه قرباني كرده و سرهاي خود را بتراشند تا از احرام حج خارج شوند.

حضرت اين فرمان را سه بار تكرار كرد ولي هيچ مردي براي انجام دستور خدا(ص) برنخاست. حضرت ناراحت شد و به نزد ام سلمه رفت.

وقتي ماجرا را براي ام سلمه نقل كرد، وي عرضه داشت: «آيا واقعاً مايلي كه اين كار صورت گيرد؟» حضرت فرمود: «بله» ام سلمه عرض كرد كه از خيمه خارج شو و با احدي از آنان سخن مگو حتي يك كلمه. سپس خود قرباني كن و حلق نما. رسول خدا(ص) نيز چنان كرد. مردان وقتي اين صحنه را ديدند، برخاسته و طبق رفتار پيامبر (ص) قرباني كرده و سرهاي خود را تراشيدند.

بدين ترتيب ملاحظه مي شود: اولاً حضرت در اين شرايط ناراحت كننده و بحراني لب فرو نبسته و ماجرا را با همسر خود در ميان نهادند. ثانياً از شور و مشورت با او استفاده نمودند.

اين نكته بسيار مهمي در تلطيف روابط خانوادگي و الگوي صحيح رفتار با زني است كه انسان از عقل و درايت او مطمئن است.

در جاي ديگر زماني كه حضرت اين زن محترم را به عقد خود درآورد، ضمن آموزش حقوق او، از بهترين تعابير استفاده كرد و نظر او را راجع به نحوه اجراي اين حقوق جويا شد. در واقع به نوعي راجع به نحوه اجراي تكليف زناشويي با او مشورت نمود. از آنجايي كه ام سلمه قبلاً ازدواج كرده بود و يكي از چند زن رسول خدا(ص) محسوب مي شد، طبعاً مي بايست كه ايام معاشرت حضرت بين آنها تقسيم شود. حضرت با كمال نرمي و عطوفت و احترام فرمود: من پس از شب اول ازدواج، سه شب نزد تو مي مانم و اين نه به خاطر بها ندادن به ارزش و شأن توست، بلكه به اين دليل است كه زنان ثيب (يعني زناني كه بيش از يك بار ازدواج كرده اند) پس از زفاف حق دارند كه همسرشان 3 شب نزد آنها بماند
(درحالي كه اگر همسر، باكره باشد هفت شب متوالي حق اوست كه شوهر نزدش بماند) اگر تو بخواهي كه هفت شب نزدت بمانم، مي مانم ولي همين رفتار را نيز با زنان ديگر خواهم داشت. (و بايد كه عدالت را رعايت نمايم) آنگاه ام سلمه عرض كرد كه همان سه شب نزدم بمان.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:35 PM
ازدواج در سنت نبوي

رسول خدا(ص) چه در آن زماني كه خديجه كبري را به همسري برگزيد و چه پس از رحلت آن بزرگوار كه زنان ديگري را اختيار كرد و چه در مواردي كه در ازدواج مردان و زنان معاصر خويش نظارت يا دخالتي داشت، به چند امر مهم توجه وافر داشت كه به بخشي از آنها اشاره مي شود:

1- انتخاب ملاك هاي برتر براي ازدواج

2- پايه گذاري ازدواج هاي صحيح بر مبناي ميل، اختيار و آداب و صحيح

3- حفظ حرمت، شخصيت و شئون فردي، خانوادگي و اجتماعي زنان

4- نفي آداب و رسوم جاهلي درباره ازدواج

5- توجه به آثار و بركات اجتماعي حاصل از ازدواج

1- انتخاب ملاك هاي برتر براي ازدواج

بديهي است كه انسان ها به اغراض متعددي به تشكيل خانواده روي مي آوردند و اين اغراض كاركردهاي مختلف خانواده را تعريف مي كنند. اين اغراض و كاركردها با ملاك هاي انتخاب ارتباط دارند.

ازدواج مايه انس و آرامش بين زوجين است. مودت و رحمتي كه بين زن و شوهر به وجود مي آيد اين آرامش را تضمين مي كند. اخلاق نيكو نيز مودت و رحمت را از خطر و تهديد مي رهاند.

در روايات نبوي اخلاق شايسته يكي از ملاك هاي مهم انتخاب همسر محسوب شده است.

شرافت و اصالت خانوادگي نيز از اموري است كه از وجود ريشه هاي محكم نجابت و شايستگي حكايت مي كند كه آنهم موردتأكيد رسول مكرم اسلام بوده است.

ايمان، پرهيزگاري و تقوي نيز خصيصه مهم ديگري است كه آدميان را خدا ترس كرده و مانعي بزرگ بر سر راه ستم گري افراد مانند زن و شوهر نسبت به يكديگر مي شود.

طبعاً ميل به جاودانگي و تداوم در نسل، ميل جنسي و ارضاي آن نيز انگيزه هاي ديگري براي آدميان جهت ازدواج مي باشند.

صرفنظر از اينكه بدانيم اولويت و اصالت در ازدواج با كداميك از اين كاركردها براي ازدواج است، بايد گفت كه در سيره رسول خدا(ص) ملاك هاي ازدواج است، بايد گفت كه در سيره رسول خدا (ص) ملاك هاي ازدواج از ويژگي هاي قابل توجهي برخوردارند . روشن است كه حضرت تا زمان حيات خديجه كبري هيچ زن ديگري را در اختيار نفرمود .رعايت شيوه تك همسري در ازدواج اول رسول خدا(ص) مي تواند حاكي از خصوصيات منحصر به فرد خديجه كبري باشد. كما اينكه رعايت اين امر در سنين جواني رسول خدا(ص) و تعدد زوجات حضرتش در كهولت سن، كاملاً بر اين دلالت مي كند كه پيامبر از اتخاذ شيوه تعدد زوجات در سنين كهولت هيچگونه انگيزه غريزي و شهواني نداشته است.

بديهي است كه اگر كسي به انگيزه هاي شهواني قصد تجديد فراش داشته باشد، مي بايست كه در سنين جواني به اين امر مبادرت ورزد.

از سوي ديگر اگر چه خديجه زني برجسته و در معرض خواستگاري خواستگاران متعدد بود ولي آنچه بيش از هر چيز رسول خدا(ص) را متوجه او ساخت كمالات معنوي آن زن بزرگ است. اين جذبه چنان بود كه فاصله سني قابل توجه بين او و خديجه مانع از اين وصلت نمي شود.

در اين ميان نيازي به تأكيد بر اين حقيقت نيست كه خديجه كبري نيز از ميان ده ها مرد از اشراف و اعيان مكه،جوان هاشمي تنگدستي را به همسري برمي گزيند كه سرمايه ي او تعالي روحي و عظمت هاي وصف ناشدني اي هستند كه خديجه در ارتباط كاري و اقتصادي خود با او، بارها ديده و شناخته بود.

2- پايه گذاري ازدواج هاي صحيح بر مبناي دليل

در فقه اسلامي اركان اصلي ازدواج ، دختر و پسر بوده و با عدم رضايت هر يك از آنها پيمان و عهد ازدواج باطل است.

تاريخ شواهد متعددي نقل مي كند كه رسول خدا(ص) بر ضرورت وجود اين امر در ازدواج ها تأكيد كرده و آن را سنت مؤكد خود قرار دادند. از آن جمله مي توان به قصاياي ذيل اشاره كرد:

الف- زماني كه ابولهب براي خواستگاري دختران او (رقيه و ام كلثوم) براي دو پسر خود عتبه و عتيبه به خانه هاي رسول خدا(ص) آمد حضرت به هيچ وجه تحت تأثير روحيه متكبرانه و سلطه جويانه عموي خود قرار نگرفته و خويشاوندي يا اصرار عموي خود را تنها عامل پيوند قرار نداد. در اين باره همسر گرامي خود را خوانده و از او خواست كه با دختران كوچكش صحبت كند و آنها را در اين باره آگاه سازد. گرچه اين وصلت به دليل خردسالي دختران و مسايل بعدي انجام نگرفت. ليكن در هر حال اين شيوه حضرت ، سنتي نيكو و در عين حال غريب در آن زمانه به حساب مي آمد كه بر امتياز رفتار پدرانه حضرت تأكيد مي كرد.

ب – پس از غزوه ، زني به نام «ريحانه» دختر يزيد به اسارت مسلمانان درآمد. رسول خدا (ص) او را بين دو امر مخير ساخت . يا آنكه در خانه پيامبر مانده و تحت حمايت حضرت باشد و يا آنكه با وي ازدواج كند. در هر دو صورت اين زن كه از طبقه كريمان بني قريظه بود در خانه ساير مسلمانان به كنيزي نمي رفت و حرمتش پاس داشته مي شد. وي كه همسر خود را در جنگ از دست داد بود به پيامبر عرض كرد كه او با شوهر خود عهدي داشته كه هرگز پس از او ازدواج نكند. پيامبر (ص) اين عهد را پاس داشته و به اختيار و ميل آن زن حرمت نهاد.

ج – يكي از زناني كه مورد لطف دائمي حضرت بود «فاخته» (ام هاني) خواهر اميرمؤمنان بود. حضرت پس از مرگ همسرش از او خواستگاري نمود. اين بانوي بزرگ و خردمند به حضرت فرمود: «من زني داغديده و داراي فرزندان بسيارم كه مراقبت از آنها دائماً مرا به خود مشغول مي دارد. در حالي كه شما همسري نياز داريد كه تمام توجهش به شما باشد.»

پيامبر مي دانست كه ام هاني ارزش همسري با او را مي داند و وصلت با حضرت را بر ديده منت دارد، ولي با تعقل و استدلال صحيح او قانع گرديد و حرمت اختيار او را پاس داشت.

د – در متون تاريخي آمده زني به نام «خنساء» دختر خزام مي ترسيد كه پدرش او را به اجبار براي كسي عقد كند، در حالي كه وي ، مايل نيست. بنابراين كنيزش را نزد دو تن از بزرگان انصار فرستاد و مشكل را با آن ها در ميان نهاد. آنان نزد رسول خدا(ص) رفته و عرض كردند پدر خنساء وي را به اجبار به كسي تزويج كرده است. رسول خدا(ص) نيز به دليل اعلام عدم رضايت از سوي دختر، ازدواج را باطل اعلام فرمود.

3- حفظ حرمت و شخصيت و شئون فردي و خانوادگي و اجتماعي زنان

رسول خدا (ص) چه در ازدواج با خديجه و چه با ديگر همسران خود جايگاه انساني و سپس طبقه اجتماعي آنها را از نظر شرافت و كرامت همواره مورد نظر قرار مي داد.

تاريخ در هيچ ورقي از اوراق خود ثبت نكرده كه در موقعيتي، رسول خدا(ص) مثلاً سن بيشتر خديجه كبري را به رخ او كشيده باشد، بلكه همواره كمالات و فضيلت هاي توصيف ناشدني او را مد نظر قرار مي داد. در مقابل، وقتي در يك مورد عايشه بر يادآوري هاي مكرر پيامبر (ص) نسبت به خديجه حسادت كرد و گفت كه او (العياذ بالله) پيرزني بود كه خدا بهتر از او را نصيب كرده (كنايه از خودش كه دختركي جوان و باكره بود) رسول خدا(ص) غضبناك فرمود:

«هرگز خدا بهتر از خديجه را نصيبم نساخت» و سپس فضايل خديجه را براي برشمرد و فرمود:

«او در حالي به من ايمان آورد كه همه به من كافر بودند و در زماني تصديقم كرد كه همه تكذيبم كردند و تمام دارايي خود را مخلصانه در راه نشر دين خدا در اختيارم قرار داد.»
براي رسول خدا (ص) گذشت و فداكاري خديجه بسيار ارزشمند بود، خديجه زني بود كه روزي كاروان هاي تجاري او قافله هاي ابوسفيان و امثال او را خوار و خرد مي شمردع اما اين زن جليل القدر و ثروتمند فقر، گرسنگي و خاك نشيني را فقط به عشق رسول خدا(ص) و دينش تحمل كرد و خالصانه بر خاك هاي گرم شعب ابي طالب به آرامش ابدي فرو رفت .

حرمت خديجه براي رسول خدا(ص) آنقدر گرانمايه بود كه براي خوشي دل او و احترام به فرزندش از همسر سابقش (يعني هندابن ابي هاله) او را بسيار گرامي مي داشت و همواره با او از راه رفق و محبت و احترام برآمد. هند مشتاق روي رسول خدا(ص) بود و رفتار فوق العاده ي پيامبربا او كه ربيب يعني فرند همسر او به حساب مي آمد از او مجاهدي ساخت كه بعدها در ركاب علي بن ابيطالب در جمل به شهادت رسيد.

منطق پيامبر مفاد شريف اين حديث بود كه فرمود: «المرء بحفظ في ولده» اگر آدمي بخواهد كه به كسي حرمت نهد يا او را حمايت كند، خوب است كه فرزندان آن كس را حرمت نهاده و حمايت كند حمايت از فرزندان انسان مانند حمايت از خود انسان است. از سوي ديگر حفظ شخصيت خديجه در نظر گاه بلند پيامبر آن قدر مهم بود كه همواره دوستان خديجه را نيز مورد احترام قرار مي داد.

عايشه مي گويد: هر گاه كه رسول خدا( ص) گوسفندي ذبح مي كرد، سهم دوستان خديجه را مي فرستاد و همواره دوستان خديجه را تكريم مي نمود. تكريم دوستان خديجه علاوه بر آنكه بخشي از سنت پاسداشت رسول خدا(ص) نسبت به زني فداكار است كه در زندگي رسول خدا(ص) جايگاهي بس والا داشت، از اين جهت هم قابل توجه است كه آنها انسان هايي بودند كه زن بودن و كهولت سن آنها كافي بود كه در جامعه آن روز فراموش شوند، ولي سيره رسول خدا(ص) جز اين را اقتضا داشت. البته رسول خدا(ص) نسبت به ساير زنان خود نيز در اين باره توجه داشت و در تكريم زنان راجع به فرزندان آنها از شوهران سابقشان مي كوشيد، او هيچگاه مانع اظهار عطوفت و رسيدگي زنان به فرزندانشان نمي شد.

ام سلمه مي گويد به رسول خدا(ص) عرض كردم : آيا براي من اجري هست كه هنوز به فرزندان ابي سلمه توجه مي كنم و بر آنها انفاق نموده و تركشان نكرده ام. رسول خدا(ص) فرمود: بله براي تو اجر و ثواب اين كار هست .

گرچه تاريخ بيان نكرده كه رسيدگي مالي ام سلمه به فرزندان خود از مال رسول الله بود يا سهمي كه ام سلمه از وي براي خود مي گرفته و در آن صرفه جويي مي كرد و يا آنكه خود دارايي مستقلي داشته است؛ ولي همين مقدار كه رسول الله مانع از اين رسيدگي و توجه نمي شد و بلكه او را به اين كار تشويق كرده و آن را حركتي آخرتي مي دانستند، رفتاري آموزنده است، رفتاري كه قطعاً در تحكيم روابط فاميلي اين زنان با رسول خدا(ص) و بالا بردن مودت و انس بين آنها و رسول الله بسيار موثر بود.

مورد ديگري كه در اين باره بسيار خواندني است، قضيه «جويريه» دختر حارث است. وي از قبيله بين مصطلق بود. پدر وي دشمني شديدي با رسول خدا( ص) داشت. زماني كه در جنگ احزاب به اسارت درآمد اسارت براي او بسيار خفت بار بود، علاوه بر آن، او در غم و رنج مرگ عزيزانش به سر مي برد. خدمت رسول خدا(ص) آمد با صدايي بغض آلود اين دلتنگي و فشار روحي را با رسول خدا(ص) در ميان نهاد و گفت:

«من دختر حارث بن ابي ضرار امين و بزرگ قوم هستم و الان به مصيبتي گرفتار آمده ام كه مي داني. آمده ام كه به من كمك كني»

تغيير منزلت براي جويريه بسيار گرانبار بود. بر همين اساس خود از ثابت بن قيس كه جويريه در سهم غنايم او قرار گرفته بود خواسته بود كه بتواند خود را خريداري كرده (كنيز مكاتب) و آزاد سازد. ليكن پول كافي براي اين كاردر اختيار نداشت. رسول خدا(ص) چنان از صداي بغض آلود جويريه به رقت آمده وناراحت شدند كه فرمودند: من براي تو پيشنهاد بهتري دارم. من مي توانم تو را آزاد ساخته وبه همسري برگزينم و درخانه من از حمايت كافي برخودار شوي. فقط خدا مي داند كه اين پيشنهاد براي جويريه تا چه ميزان ارزشمند بود چرا كه شرافتي عظيم تر از آنچه در خانه پدري داشت نصيبش گرديده بود. انگيزه رسول خدا(ص) در اين باره چيزي به جز ترميم روحيه شكست خورده و جبران لطمه اجتماعي جويريه نبود. حضرت مايل نبود كه زني كريم در بازار مانند كنيزان فروخته شود.

«صفيه» دختر حي ابن اخطب همسر ديگر رسول خدا(ص) بود كه وي نيز از مكانت و منزلت قابل توجهي برخوردار بود. زماني كه رسول خدا(ص) او را به همسري برگزيد متوجه شد او دختر كريمي از خاندان بزرگ يهود است. شأن او نيز آن نبود كه در منازل مسلمانان به كنيزي برود. علاوه براين بنا به گفته يكي از مسلمانان، او عاقلترين زن قوم خودش بود. رسول خدا(ص) بنابراين جهات، او را به زني برگزيد.

اين قضيه خود حاكي از آن است كه رسول خدا(ص) براي زنان خردورز تا چه ميزان احترام و ارزش قابل بود.

روزي صفيه نزد رسول خدا(ص) زبان به گلايه گشود كه «حفصه» دختر عمر]همسر ديگر رسول خدا(ص) او را يهودي خوانده است. رسول خدا(ص) [ بدون آنكه غيرت و حسادت دو زن را عليه يكديگر بشوراند و يا با جانبداري از يكي اسباب كدورت ديگري را فراهم كند، استدلالي منطقي به صفيه آموزش داد. از خلال اين آموزش هم شخصيت و حرمت او محفوظ مي ماند و هم اين زن تازه مسلمان از آن پس در ميان جامعه اسلامي احساس سرشكستگي نمي كرد. حضرت فرمود :

«به آنان بگو من مفتخرم كه پدرم هارون، نبي خدا، عمويم موسي نبي خدا و شوهرم محمد(ص) نبي ديگر خداست.»

پيامبر در جنگ ها و غزوات و در مسير تبليغ دين شريف اسلام همواره به كرامت كريمان و لطمه اي كه آنان در تغيير وضعيت اجتماعي خود خواهند خورد توجه تمام داشت و مسلمانان را به رعايت شئون مردم سفارش مي فرمود.

3- نفي آداب و رسوم جاهلي درباره ازدواج

يكي از آثار نگرش شي واره به زنان در جاهليت ، آداب و رسوم مربوط به ازدواج، ديده مي شود. در آن زمان ازدواج هاي غيرانساني در ميان قبايل رايج بود كه بيشتر ضرر آن متوجه دختران و زنان بود .اين ازدواج ها با نام هاي متفاوتي شناخته مي شدند.

همانطور كه گذشت، ازدواج تحميلي كه در آن نظر دختر را جويا نمي شدند و يا بر خلاف ميل او، وي را به عقد كسي در مي آوردند، يكي از ازدواج هاي مرسوم و غلطي بود كه رسول خدا(ص) با آن جنگيد.

در متون روايي و تاريخي وارد شده كه روزي دختري نزد رسول خدا (ص) آمد و از پدر خود شكايت كرد، رسول خدا (ص) پرسيدند: مگر پدر تو با تو چه كار كرده است ؟ دختر پاسخ داد: پدرم برادرزاده اي دارد كه بدون آنكه نظر مرا بخواهد مرا به عقد او درآورده است .

رسول خدا) ص) ابتدا فرمود: حالا كه او اين كار كرده است تو هم قبول كن و عقد را بپذير. دختر پاسخ داد من او را دوست ندارم حضرت فرمود: اگر او را دوست نداري، اختيار با خود توست برو و آنكه را دوست داري به همسري برگزين.

آنگاه دختر پاسخ داد كه يا رسول الله من او را دوست دارم، اما چون پدرم بدون آنكه نظر مرا بداند اين ازدواج را برپا ساخته، مي خواستم با اين تدبير نظر شما را بدانم و بتوانم به همه زنان اعلام كنم كه از اين پس پدران حق ندارند دختران خود را به اجبار به عقد كسي در آورند.

ازدواج ديگري كه قبل از اسلام رايج بوده ازدواج دختران قبل از تولد آنها بود. شهيد مطهري در كتاب «نظام حقوق زن در اسلام» نقل مي كند.

«در آخرين حجي كه پيامبر خدا(ص) انجام داد روزي مردي سر راه حضرت را گرفت و گفت شكايتي دارم و آن اينكه در سال ها پيش در دوران جاهليت دوستي بنام طارق در ازاي كمكي كه به او در ميدان نبرد كردم قول داد، اولين دختري را كه نصيب او شود به عقدم درآورد، ولي حال كه اين اتفاق افتاده و دختر بزرگ شده ، از انجام قولش امتناع مي كند. رسول خدا(ص) فرمود: اگر از من مي پرسي هم تو و هم دوستت اشتباه مي كني، از اين ازدواج درگذر . مطمئن باش به اين ترتيب نه تو گنهكار مي شوي و نه دوستت طارق.

رسم باطل ديگر در مورد ازدواج ، ازدواج «شغار» بود . در اين نوع از ازدواج ، دختران دو خانواده با يكديگر معاوضه مي شدند و در واقع هر يك مهريه ديگري قرار مي گرفتند . با ظهور اسلام تمام اين رسومات درباره ازدواج باطل اعلام گريدد و رضايت و مصلحت طرفين عقد (يعني دختر و پسر) ملاك اصلي ازدواج قرار گرفت.

در مواردي نيز رسول خدا(ص) به كمك ازدواج ، مفاهيم صحيح را جايگزين مفاهيم نادرست مي نموند. يكي از قوانين نادرستي كه در بين عرب رايج بود عبارت بود از اينكه آنان پسرخوانده ها را پسر خود دانسته و قوانين پسري و پدري را برخود و پسرخوانده خود جاري مي نمودند. مثلاً به آنها ارث مي دادند با همسران آنها ازدواج نمي كردند و اموري از اين دست.

از سوي ديگر ارزش هاي قبيلگي كه در مواردي از مبناي واقعي و صحيحي هم برخوردار نبود، بيش از حد بر روابط و مناسبات آنها حاكم بود. ازدواج به تبعيت از اين آداب، دستخوش مسايل فراواني بود. به طور مثال اين آداب مسئله ي همترازي و كفويت يا همسان همسري را دچار ضوابط زيادي كرده بود. تحت هيچ شرايطي دختر از قبيله ي برتر با پسري از قبيله پايين تر يا بالعكس ازدواج نمي كرد. ازدواج زنان متمول با مردان تنگدست نيز آن قدر غير رايج بود كه در تاريخ آمده، ازدواج زني به سان خديجه با مردي مانند رسول خدا(ص) با آن همه شهرت با پاكي، صداقت و درستكاري ، ناهنجار مي نمود. زنان قريشي آن بانوي بزرگ را فقط به اين دليل ، آنقدر تنها نهادند كه او براي به دنيا آوردن فرزندانش هم يار و ياوري از زنان قريشي نداشت.

پيرو اين مسايل رسول خدا(ص) براي پالايش مفهوم كفويت و همسان همسري و از بين بردن ملاك هاي غلط مربوط به انتخاب همسر، زينب بنت جحش را كه از قبيله اي شريف و خانواده اي شناخته شده و متمول بود، براي زيدبن حارثه خواستگاري كرد. زينب كه دختر عمه رسول خدا(ص) بود، علاوه بر موقعيت خانوادگي، از زيبايي و توانمندي هاي شخصي ديگري نيز برخوردار بود.

در مقابل ،زيد غلام پيامبر بود كه پسر خوانده او هم شناخته مي شد. گرچه زيد واقعاً خود از خانداني شريف بود كه به اشتباه به بازار آورده و فروخته شد، ليكن حتي پس از فاش شدن ماجرا او بين بازگشت نزد پدر و خانواده و ماندن نزد رسول خدا(ص) دومي را انتخاب كرده و به خدمت رساني به رسول خدا(ص) افتخار نمود. در هر حال در زمان خواستگاري ، زيد مردي تنگدست بود. اين ازدواج سرگرفت و در برپايي آن تعاليم فراواني بود، از آن جمله (شفاف سازي مفهوم كفويت» بود.

رسول خدا (ص) در اين باره فرمود: «زن مؤمن كفو و همتراز با مرد مؤمن است.» شايد در شرح اين عبارت بتوان گفت كه اگر ايمان واقعي وجود داشته باشد، زن و شوهر مي توانند بسياري از تفاوت هاي موجود بين خود و شوهر خود را براحتي حل نمايند. اختلاف فرهنگي ، تربيتي ، خانوادگي، مالي ... فراواني بين دو جوان وجود دارد كه هر يك مي تواند حيات خانوادگي را مورد مخاطره قرار دهد. ليكن با وجود ايماني كه در طرفين را به گذشت وحكم قرار دادن خداوند و كتاب او در زندگي دعوت مي كند، افراد مي توانند بتدريج همتراز شوند . اين عمل البته كاري آسان در همه موارد نيست ولي به هر حال يك واقعيت است. رسول خدا(ص) با اين خواستگاري و وساطت در ازدواج درصدد تفهيم چنين مفاهيمي به مردم زمان خود بود؛ مردمي كه غرق در خلق اشرافيت قبيلگي بودند. البته زندگي زينب با زيد دوام چنداني نداشت زير آن دو نتوانستند. اين تفاوت ها را در درياي ايمان خود غرق سازند و لذا فاصله روحي بين آن دو از بين نرفت. آنقدر اين نزاع و عدم مودت بين آن دو ادامه يافت كه از رسول خدا (ص) خواست كه بين آن دو جدايي افكند و اجازه بدهد كه همسرش را طلاق گويد. اين امر بر رسول خدا(ص) گران آمد ولي وقتي نصايح سودي نبخشيد، زيد همسرش را طلاق داد. پس از آن طبق دستور قرآن و براي از بين بردن قانون منع ازدواج با زنان پسر خوانده، رسول خدا(ص) مي بايست زينب را به عقد خود در آورد. اين كا در واقع مهر باطلي بود بر تمام مناسبات و آثاري كه در ميان قبايل عرب بين رابطه پدر خوانده ها و پسرخوانده ها معمول بود.

روشن است كه اين كار چه قدر بر پيامبر گران بار بود، زيرا حضرت در معرض تهمت هاي فراواني قرار مي گرفت. علاوه بر آنكه سنت شكني ، كار پرزحمتي است، اين كار حضرت را در معرض اين سخن هم قرار مي داد كه رسول خدا(ص) از روس عمد زيد را وادار به طلاق همسرش كرده تا خود او را عق د كند، ولي در هر حال اين كار انجام شد و اتفاقاً رسول خد (ص) طبق فرامين آسماني جشن ازدواج با زينب را به گونه اي متفاوت برگزار كرد و اين خود تبليغ مهمي براي انتشار اين سنت شكني به اطراف جامعه اسلامي بود. (غذاي وليمه ي عروسي حضرت با زينب گوشت و نان بود كه در آن زمان كم سابقه بود و همه به اين جشن دعوت شدند) به هر حال آيه از آيات قرآن در اين باره نازل شد كه ضمن تأييد رفتار رسول خدا(ص) از او در مقابل آماج تهمت ها نيز به خوبي دفاع كرد:

«و اذ تقول للذي انعم الله عليه و انعمت عليه امسك عليك زوجك و اتق الله و تخفي في نفسك ما الله مبديه و تخشي الناس و الله احق ان تخشاه فلما قضي زيد منها و طراً زوجنا كها لكي لايكون علي المؤمنين حرج في ازواج ادعيائهم اذا قضوا منهن و طراً و كان امر الله مفعولا»

5-توجه به آثار و بركات اجتماعي حاصل از ازدواج

بديهي است كه ازدواج ، يك انتخاب فردي است كه افراد حقيقي مي توانند دامنه اهداف خود را از ازدواج به صورتي محدود يا گسترده در نظر بگيرند . ليكن بايد دانست كه ازدواج پيوندي است كه خواه ناخواه غير از زوجين، ديگران را نيز با خود مرتبط مي سازند. اين «ديگران» مي توانند دو فاميل باشند، دو طبقه اجتماعي باشند و يا دو گروه اجتماعي مثل دو قبيله در اعصار گذشته باشند.

انسان ها درباره اهدافي كه براي اين پيوند لحاظ مي كنند بسيار متفاوتند گاهي هدف فقط يك وصل عاطفي و پايان دادن به يك هجران است وگاهي در مقابل، اين هدف بسيار خود خواهانه ، مادي گرا و غيرعاطفي است. گاهي نيز افراد به جاي آنكه اهداف ميان مدت و بلند مدت متعالي جمع مي كنند. شخصيت حقوقي پيامبر خدا(ص) پس از بعثت و با توجه به نقش و آثار ازدواج و پيوند در ميان و بخصوص قبايل عرب آن روز، ايجاب مي كرد كه حضرت رسول (ص) اهداف فراواني را براي ازدواج هاي خود نظر بگيرد كه از مسير آنها بيشترين فايده به جامعه نوپاي اسلامي برسد.

نيت خالصانه آن مرد بزرگ، نتايج ارزشمندي را براي ازدواج هاي حضرت به بار مي آورد كه تا مدت ها جريان هاي موجود در جامعه اسلامي را كنترل و راهبري مي نمود. در ادامه به برخي از اين موارد اشاره مي شود.

الف – ازدواج رسول خدا(ص) با «جويريه» دختر حارث از ازدواج هاي با بركت رسول خدا(ص) بود. با اين ازدواح كينه و كدورت عميق بين مسلمانان و قبيله بني مصطلق برطرف گرديد. تكريمي كه حضرت براي جويريه قايل شد، باعث ايمان آوردن تمام عشيره و قبيله او (پدرش و قومش) شد و به حرمت اين ازدواج صد خانواده از اسارت مسلمان خارج و از قيد بندگي آزاد شدند.

ب – ازدواج رسول خدا(ص) با «ميمونه» دختر حارث هلاليه ، اين زن، خواهرم ام الفضل همسر عباس عمومي پيامبر ، خواهر اسماء بنت عميس و سلم همسر حمزه سيدالشهدا بود. حضرت بنا به مشورت عباس وي را به عقد خود درآود تا بين پيامبر و تمام خانواده هاي شريفي كه اين خواهران با آنها خويشاوند بودند ارتباط محكم پديد آيد. با اين قبيله بني هلال كه از شريف ترين و مهم ترين قبائل عرب بودند ايمان آوردندرسول خدا(ص)همواره راجع به اين چهار خواهر مي فرمود كه انها خواهر مؤمن و بزرگوار من هستند.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:36 PM
زن و خانواده در سيره نبي اعظم (ص)

نويسنده: فريبا علاسوند

پاي بندي به خانواده ، احترام متقابل بين دو همسر از يكسو و والدين و فرزندان ازسوي ديگر، پيشبرد امور بر مبناي مشورت ، اعتنا به همسر به عنوان شخصيت مستقل، حاضر و مشهود در خانواده، توجه به نيازها و احساسات زنان، حمايت از زنان در مقابل آداب و رسوم ظالمانه جاهلي، بخشي از سيره نبوي است.

رسول خدا(ص) زماني كه خديجه كبري را به همسري برگزيدندتا آخرين لحظه حيات خديجه، همراز و پاي بند به نظام زوجيت بود. در امور تجاري با او مشورت مي كرد و اخبار تجارت را به او گزارش مي داد و او را از اسرار نبوت آگاه مي ساخت . از كمك هاي او بهره مند مي شد و به او و خاندانش احترام مي گذاشت.

هيچگاه كلامي به درشتي به او نفرمود، همانطور كه اين رفتار را با باقي همسرانش پس از خديجه كبري داشت. طبق متون تاريخي، گاهي برخي زنان رسول خدا(ص) گرداگرد او را مي گرفتند و از او درخواستهاي متفاوت و نفقه بيشتر مي كردند به حدي كه برخي اصحاب صداي آنها را مي شنيدند؛ رسول خدا(ص) از اين برخورد غصه دار مي شدند، ولي سكوت كرده و كلامي به زنان نمي گفتند. گفتني است در حالي كه برخي اصحاب به رسول خدا (ص) عرض مي كردند اگر همسران ما از اين درخواست ها داشته باشند گردن آنها را خواهيم زد، رسول خدا(ص) فقط تبسم مي كردند.

خليفه دوم مي گويد: ما مردان قريش بر زنان خود حاكم و مسلط بوديم وقتي نزد انصار آمديم مشاهده كرديم كه در مدينه، زنان بر مردان خود غالبند . زنان ما نيز به تدريج اخلاق زنان مدينه را پيشه ساختند. روزي من بر همسر خود غضبناك شدم و او پاسخي به من داد. من از حركت عصباني شدم و او گفت: بخدا قسم زنان رسول خدا (ص) نيز گاهي پاسخ او را مي دهند ولي او هيچگاه عضبناك نمي شود.

همكاري رسول خدا (ص) در امور منزل و انجام كارهاي شخصي آن حضرت ،به كرّات در تاريخ نقل شده و جاي هيچگونه انكاري را باقي نمي گذارد. جالب است كه نقل اين رفتار از زبان زنان رسول خدا(ص) در زماني بوده كه رسول خدا) ص) درسنين جواني نيستند.
عايشه مي گويد: رسول خدا(ص) (در خانه) همواره مشغول به كارهاي مربوط به اهل و خانواده خود بود.

از روايات فوق برمي آيد كه مسلمانان با طرح سوالات مكرر خود از نظام خانوادگي حضرت، از همسران او مي خواستند سيره رسول اكرم (ص) را بيان كنند؛ سيره اي كه در آن دوره سابقه اي نداشته است.

رسول خدا(ص) در عين ملاحظه ي شأن و موقعيت همسران خود حكم اسلامي «قسم» را با عدالتي توصيف ناپذير رعايت مي كردند .

مراد از قسم اين است كه رسول خدا(ص) براي زنان خود اوقات و اموال خود را به طور مساوي تقسيم مي كرد و به شدت مراقب بود كه احساسات يكي عليه ديگري تحريك نشود.

اگرچه روايات متعددي در شأن نزول آيه اول سوره تحريم، وارد شده اما طبق مفاد آيه، رسول خدا(ص) به خاطر جلب رضايت برخي زنان خود كه با تنگ نظري خاطر مباركش را آزرده بودند، بر خود سخت گرفت.

آيات اول سوره تحريم خطاب به پيامبر مي گويد كه اين همه ملاحظه و حيا در مقابل همسران لازم نيست و زنان و ساير مؤمنين را به رعايت هر چه بيشتر حريم نبوي موظف ساخت.

رسول خدا(ص) مي كوشيد كه اين گونه رفتار را عرف مسلمين قرار دهد. مردان صالح را كه شوهران وارسته اي بودند تشويق مي نمود و همواره عموم مردان را به اخلاق كريمانه در حق همسران سفارش مي نمود.

از آنجمله مي توان به اين قضيه اشاره كرد: خديجه كبري (س) خواهر زاده اي داشت كه وي زني غير قريشي به همسر گرفته بود.

دوستان و اقوام به او سفارش مي كردند كه همسر خود را طلاق داده و زني از قريش اختيار كند. او پاسخ داد: «من هرگز شريك زندگي ام را ترك نخواهم كرد و حاضر نيستم كه او را با زني قريشي عوض كنم.»

خبر به رسول خدا( ص) رسيد، رسول خدا(ص) او را دعا كرد و فرمود:
«همانا او دامادي كريم است كه وفاداري را در حق زن و خانواده خويش تمام كرده است».

حمايت از زنان و حقوق آنها در خانواده هاي مسلمانان از اخلاق جدي رسول خدا(ص) بود. ايشان علاوه بر نصايح و موعظه هاي فراوان به رعايت حقوق يكديگر بخصوص زنان، سفارش كرده در مواقع لزوم مستقيماً دخالت مي فرمود.

آيه اول سوره مجادله از زني حكايت مي كند كه شوهرش به رسم جاهلي او را اظهار كرد. به اين معنا كه به او گفت كه تو براي من مانند مادرم هستي.

زن نزد رسول خدا(ص) شكايت كرد و گفت: اين مرد جوانيم را گرفته و فرزندانش را بزرگ كرده ام و در زندگي يار او بوده ام و الان در دوره نيازمندي و ميانسالي مرا به خود حرام كرده است.

رسول خدا(ص) منتظر وحي الهي شد و آيه اول سوره مجادله نازل شد:
«اي رسول ما خدا گفتگوي آن زن با تو را شنيد ...»

سپس رسول خدا(ص) شوهر زن را خواست و فرمود: اين رسم باطل است تو بايد كفاره بدهي و زن خود را به خانه ببري و چون مرد تنگدست بود و رسول خدا(ص) از بيت المال مسليمن كفاره را پرداخت نمود و زن را با مرد پشيمان به خانه شان باز گرداند.

اين جريان غير از آنكه حمايت رسول خدا(ص) از زنان و پيوندهاي خانوادگي را ثابت مي كند ، به وضوح دلالت مي كند كه زنان حق مجادله و دادخواهي داشته و به راحتي به محضر آن بزرگوار مي رسيدند و براي رفع مشكلاتشان از او ياري مي جستند.

گاهي زنان از عدم ايفاي وظايف زوجيت به رسول خدا(ص) شكايت مي كردند؛ از آن جمله ، همسر عثمان بن مظعون است كه به محضر پيامبر (ص) آمد و گفت: شوهرم از شب ازدواج تاكنون شب ها به عبادت و روزها به روزه مشعول است و به من توجهي ندارد. درروايت آمده كه رسول خدا(ص) كفش هاي خود را به دست گرفت و با شتاب به خانه مرد رفت و او را نصيحت كرد كه اين رفتار ناروايي است كه پيشه ساخته اي، خداوند مرا به رهبانيت و ترك لذت هاي دنيا مأمور نساخته ، بلكه به آئيني معتدل و آسان موظف نموده است،من خود نماز مي خوانم، روزه مي گيرم و با خانواده ي خود انس مي گيرم.

از سوي ديگر حضرت ضمن تأكيد بر اهميت پيمان ازدواج، تداوم حياتي خوش و سعادتمند بين زن و مرد را در سايه علاقه ي هر يك به ديگري لازم مي دانست. اگر چه گاهي زنان و مرداني هستند كه با وجود عدم انس و محبت طرفيني به خاطر مصالح فرزندان زندگي را تحمل كرده و يا اخلاق نارواي همسر خود را بر مي تابند، چنين مردان و زناني در صورتي كه به گناه نيفتد داراي اجر و ثوابي مضاعف هستند.

به هر تقدير در سيره ي حضرت هيچگاه زنان به رغم بي ميلي و يا نفرت نسبت به شوهر ، وادار به ادامه حيات خانوادگي نبودند.

ابن عباس مي گويد: «بريره» زني بود كه شوهرش مغيث نام داشت. او از شوهر ش جدا شد. ابن عباس مي گويد: مغيث به دنبال همسرش راه افتاد، گريه مي كرد و اشكش بر محاسنش مي ريخت! رسول خدا(ص) به ابن عباس فرمود: آيا تعجب نمي كني از محبت شديد مغيث به بريره و نفرت بريره نسبت به مغيث؟ سپس رسول خدا (ص) ميانجي گري كرد و به بريره فرمود: كاش به زندگي ات بر مي گشتي ؟ بريره (كه مي دانست اگر رسول خدا (ص) فرمان به چيزي دهد مي بايست مسلمانان از حضرتش تبعيت كنند) پرسيد: آيا مرا امر به بازگشت مي كنيد؟

رسول خدا(ص) فرمود: خير ، فقط ميانجي مي شوم. آنگاه بريره (مطمئن شد) وگفت: نمي توانم و رسول خدا(ص) پذيرفت.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:36 PM
زنان و مشاركت هاي سياسي و اجتماعي و سيره نبي اعظم (صلي الله عليه وآله)
نويسنده: فريبا علاسوند

اولين حركت اجتماعي- سياسي اي كه به طور يكسان در سيره نبوي و به دعوت قرآن به چشم مي خورد شركت همسر پيامبر در حركت هاي نماديني بود كه با اقتدار تمام پيدايش و ظهور دين جديدي را نويد مي داد. حضور آن بانو در كنار رسول خدا (ص) و برپايي نماز جماعت در كنار كعبه بهترين شاهد بر ضرورت حضور زنان مؤمنه در چنان مواقعي است. شجاعت خديجه در كنار موقعيتي كه رسول خدا(ص) براي اين حضور و بروز مي گشود حكايت از تحولي عميق در زندگي زنان آن عصر بود. زناني كه تا آن روز، وصف يا حضورشان مايه گرمي محافل فسق و فجور بود، اينك نشان و نماد جدي ترين حضورند.

در دومين گام، زنان مانند مردان به دستور خدا و راهنمايي رسول او موظف مي شوند براي حفظ ايمان خود هجرت كنند.

در گام سوم، حق شهروندي آنان كه بيعت با حاكم جامعه اسلامي است به آنان داده مي شود. بدون واسطه بايد پيام وصي را بشنوند . خود مستقيماً پيمان ببندند و آنگاه از لطف بيعت با رسول و استغفار او و مغفرت خداوند بهره مند شوند.

در گام چهارم ، در لايه هاي اجتماعي حضور داشته باشند، از جريان هاي جاري جامعه آگاه باشند، از احساس مسئوليت ، آگاهي و دانش كافي برخوردار باشند تا وظيفه هدايت و نظارت عمومي بر آحاد جامعه را در ساز و كار امر به معروف و نهي از منكر انجام دهند.

از آن پس نيز زنان طبق نقل هاي موثق تاريخي از جمله آيات قرآن در عبادات اجتماعي مثل نماز جماعت ، نماز جمعه نماز عيد ، نماز ميت ، اعتكاف و حج شركت مي كردند .

گفتني است بهترين شاهد بر شركت زنان در اعمال عبادي – اجتماعي نظير نماز جماعت، شأن نزول آيه 144 از سوره بقره است. در تفاسير مختلف آمده است زماني كه در بين نماز رسول خدا(ص) و مسلمانان موظف مي شوند قبيله خود را از مسجدالاقصي به سوي مسجدالحرام تغيير دهند، مردان در جاي زنان و زنان در جاي مردان قرار گرفتند. بديهي است كه اين مطلب به وضوح بر شركت زنان در نمازجماعت دلالت مي كند.

علاوه بر حضور زنان در فعاليت هاي عام عبادي و غير آن زنان در جامعه نبوي به اشتغالات متفاوتي مشغول بوند و اين قضيه در آن روزگار كه البته تهديد فرصت هاي شغلي و خطر بيكاري مردان مانند امروز نيز مطرح نبود ، امر كاملاً عادي محسوب مي شد در اي نميان يادآمدي بانوي بزرگ اسلام خديجه كبري و فعاليت اقصتادي او شايسته است.

خديجه زني كارآفرين

خديجه بنت خويلد از زنان اشراف و اصيل قريش بود. فضل علمي و ادبي، كمال روحي و شرافت اخلاقي و ذكاوت و خردمندي او زني برجسته را به تصوير مي كشد كه شهره ثروت، در مقابل اين كمالات در نگاه مورخ منصف ، در درجه دوم اعتبار است. او با درايت كامل ضمن حفظ وجهه ي اجتماعي خود، مستقيم و غيرمستقيم دارايي خود را اداره مي كرد. چنان زني در آن زمان از نوادر روزگار خود به حساب مي آمده است.

اولين مواجهه و برخورد رسول خدا(ص) با خديجه ارتباطي كاري و معاملي است. نكات قابل توجه در اين ارتباط اين است كه اولاً رسول خدا(ص) از اينكه به عنوان گمارده كاري براي زني كارآفرين فعاليت اقتصادي مي نمايد ابايي ندارد. يعني به اين رابطه جدي و اقتصادي از منظر مردي متعصب و تنگ نظر ننگريسته و آن را بري خود حقارت آميز نمي داند. ثانياً اين رابطه بسيار عفيفانه است. طبق نقل كتب تاريخي وقتي رسول خدا(ص) به همراه عموي گراميش ابوطالب به خانه خديجه وارد، شد عفت و خويشتنداري در همه ابعاد را در پيشاني حضور خود در خانه آن زن متمول و زيبا نشانيد و اثبات كرد. نه حرص به مال و نه انگيزه هاي شهواني هيچكدام اين رابطه كاري پاك را نيالود . عدم آزمندي رسول خدا(ص) نسبت به اموال خديجه كه مرحله به مرحله براي آن بانو ثابت شد و طهارت روحي او نيز در همان اولين برخورد براي خيدجه به اثبات رسيد. او تمام تلاش خود را نمود كه تمام شئون گماردگي اقتصادي را بجا آورد و در توفير و ازياد اموال خديجه بكوشد.


همسران و زنان ديگر

جابربن عبدالله نقل مي كند كه شوهر خاله من وي را طلاق داد، بنابراين او خواست كه در زمان عده اش درخت نخلش را بارور ساخته (تا از طريق آن امرار معاش كند) مردي او را از اين كار منع كرد و از زمين اخراجش كرد. رسول خدا(ص) به زن فرمود: آري تو نخل خود را رسيدگي كن شايد كه بخواهي در آينده صدقه اي بدهي يا كار نيكو و صحيح ديگري انجام دهي (و محتاج درآمدباشي)

جالب است كه عايشه راجع به زينب بنت جحش مي گفت: او از همه ما بخشنده تر بود زير او زني بود كه با دست خود كار مي كرد (صنايع دستي مي ساخت) و درآمد خود را صدقه مي داد.

در نقل ديگري وارد شده كه زينب همسر عبدالله بن مسعود مي گويد: در مسجد نشسته بودم كه رسول خدا(ص) را ديدم به زنان مي فرمود صدقه بدهيد ولو از زينت هايتان. زينب خود زني بود كه بر شوهر و فرزندان يتيمي كه در خانه اش بودند انفاق مي كرد. (يعني مخارج خانواده را تأمين مي نمود) زينب مي گويد به محضر رسول خدا(ص) شتافتم. ديدم زني از انصار بر درخانه رسول خدا(ص) ايستاده و سئوالش مانند سئوال من است. بلال را كه از آنجا عبور مي كرد فرستاديم تا از رسول خدا(ص) راجع به مسئله ما بپرسد كه آيا اين انفاقي كه ما بر شوهر و فرزندان مي كنيم و مخارج آنها را تأمين مي نماييم مشمول دستو شما به صدقه مي شود و از آن كفايت مي كند؟ پس بلال رفت و پرسيد و رسول خدا(ص) فرمود: بله براي اين زمان دو اجرا است يك ثواب كمك به خويشاوند و ثواب صدقه.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:37 PM
زنان و استقلال و سيره پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله)
نويسنده:فريبا علاسوند
رابطه خانوادگي و پيوند زوجيت، طرفين را نسبت به يكديگر متعهد مي سازد. زن و شوهر به دليل موقعيت خاص حقوقي اي كه نسبت به يكديگر و حيات جمعي جديد پيدا مي كنند تا حدي مي بايست كه از فرديت و استقلال خود صرفنظر كرده و گاهي مصالح خانوادگي را بر مصالح فردي ترجيح دهند.

در نظام حقوقي اسلام آزادي و استقلال فردي به ميزان معيني در خانواده محدود مي شود. به طور مثال زنان متعهد مي شوند كه نسبت به همسران خود تمكين نمايند وشوهران مي بايست كه به لوازم همسري گردن نهاده و اوان خود را در راه رفاه و سلامت خانواده خرج نمايند.

در عين حال تمام وجود و توانايي زن و شوهر اجير يكديگر نمي شود ، استقلال و ابتكار و آزادي عمل هر يك نيز در محدوده اي كه شريعت تعيين كرده محفوظ مي ماند.قرآن كريم مي فرمايند: «فلاجناح عليكم فيما فعلن في انفسهن باالمعروف» از سيره نبوي بر مي آيدكه زنان در خانه رسول خدا (ص) در محدوده شريعت و براي انجام رفتارهاي صحيح اجتماعي آزادي عمل مناسبي داشتند.

به طور مثال خديجه در حالي كه در عقد نكاح پيامبر (ص) است. خود مستقلاً زيدبن حارثه را از حكيم بن حزام بن خويلد خريداري مي كند و پيوسته صدقه مي هد.

عايشه نيز راجع به زينب بنت حجش همسر ديگر پيامبر مي گويد كه زينب زني خير و نيكوكار بود كه به روابط خويشاندي اعتنا مي كرد و بسيار صدقه مي داد.

همسر ديگر پيامبر «سوده» كه زني بسيار پاكدامن و وارسته بود، چنان خود را وقف مساكين و دردمندان كرده بود كه لقب ام المساكين به او داده بودند. پس از ازدواج با رسول خدا(ص) حضرت او را كاملاً آزاد گذارده بود كه در امول خود هر قدر كه مي خواهد تصرف كند و همچنان به محتاجين مدينه كمك برساند. اساساً ازدواج رسول خدا(ص) با سوده – كه زني مسن بود – براي حفظ موقعيت اجتماعي او بود، چرا كه پس از مرگ همسرش ديگر به دليل كهولت سن، كسي به ازدواج با او راغب نبود و رسول خدا(ص) با اين كار شرايط و شأن اجتماعي وي را حفظ نمود و همچنين او را به عنوان ملجاً محتاجين مدينه نگه داشت.

استقلال شخصيت قبل از آنكه يك عملكرد باشد، يك روحيه و خلق است، به اين معنا كه انسان مستقل ، انسان آزادي است كه براي خود اعبار و احترام قابل است و خود را محق مي داند كه بر محيط اطراف خود مؤثر باشد. اين احساس آدمي را وا مي دارد كه از حريم شخصيت و حقوق خود دفاع كند همچنان كه به او توانايي گذشت و عفو در عين قدرتمندي مي دهد.

اين احساس در تعداد قابل توجهي از زناني كه از محضر رسول مكرم اسلام (ص) استفاده كردند معلوم است.

«ام سلمه» يكي از زنان محبوب رسول خدا(ص) بود. وي به خردمندي و اقتداري معقول در تاريخ اسلام شناخته شد است. رسول خدا (ص) در حالي به او مهر مي ورزيد كه او داراي شخصيتي مقتدر و عاقل بود، سخن حق را در شرايط مقتضي به زبان مي آورد و لو آنكه سنت ها و آداب تحقيرآميز آن روزگار، آن را تاب نمي آورد.

در تاريخ آمده است كه وي روايت كرده، شنيدم مردم راجع به موضوعي صحبت مي كنند كه من از رسول خدا(ص) نشنيده بودم. روزي در حجره ام نشسته بودم و كنيزم موهايم را شانه مي زد. صداي رسول خدا(ص) را بر منبر شنيدم كه مي فرمود: «ايها الناس» ... به كنيز گفتم: دست نگهدار. كنيز گفت: او مردان را خوانده نه زنان را! به كنيز گفتم: رسول خدا(ص) فرمود: ايها الناس (اي مردم) و من از مردمم. آنگاه به حديث رسول خدا(ص) گوش فرا دادم.

اين روحيه حاكي از اعتناي رسول خدا(ص) به توانايي زنان و احترام او به ابراز وجود زنان است و زنان، بخصوص نخبگانشان را وارد در گفتگوها و مباحثي مي كرد كه شايد تا آن روز مباحثي مردانه به حساب مي آمدند. براي مثال روزي عمربن خطاب وارد خانه حفصه شد در حالي كه اسماء بنت عميس نيز در خانه ي او بود. عمر پرسيد: همان زني كه به حبشه رفت؟ اسماء گفت : آري ، عمر با اظهار فضل گفت: «ما بر شما در هجرت با رسول خدا(ص) پيشي گرفتيم پس به او سزاوارتريم (به او نزديكتريم).» اسماء عصباني شد و پاسخ استواري به او داد و گفت: «به هيچ وجه! شما با رسول خدا(ص) بوديد در حاليكه او گرسنگان شما را سير و جاهلان شما را موعظه مي كرد (يعني شما هم ازحمايت مادي و هم از حمايت معنوي و علمي رسول خدا(ص) بهره مند بوديد) در حالي كه ما در سرزمين غربت و ديار دشمنان بوديم و البته همه اينها به خاطر خدا و رسول او بود».

سپس شجاعانه گفت: «به خدا قسم غذايي نمي خورم و آبي نمي نوشم تا از رسول خود در اين باره سوال كنم» سپس به او اطمينان دادكه اين كار را با كمال شجاعت و امانت داري انجام مي دهد.

اسماء برخاست و نزد رسول خدا(ص) رفته ماجرا را بيان نمود. رسول خدا(ص) كه همواره به زنان، تفكر و منش آنها – بخصوص زنان بزرگ و برجسته توجه فراوان داشت از او پرسيد:

اسماء تو چه پاسخي دادي؟ اسماء پاسخ خود را بيان كرد و رسول خدا(ص) با اين عبارت او را تأييد فرمود: ابداً آنها نسبت به من از شما سزاوارتر نيستند. آنها ثواب يك هجرت و شما كشتي نشينان (كه از دريا با سختي عبور كرديد) ثواب دو هجرت داريد. وقتي اين خبر به مهاجران حبشه رسيد، مايه سرور و خوشحالي همه آنها شد.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:37 PM
سلسله مباحث تربيت فرزند-1
قبل از تولد مرا تربيت كن!

شماره اول

معاونت آموزش و پژوهش - بهار 1386



اميرالمومنين(ع):

هيچ ميراثي گرانبهاتر از تربيت پدر و مادر براي فرزند نيست.
غررالحكم.ص831

به خاطر من در ازدواج دقت كنيد

 پدر و مادر آينده!

شما مي خواهيد با هم ازدواج كنيد و بعد مرا به دنياي خودتان بياوريد.

آيا در انتخاب هم نهايت دقت و توجه را داشته ايد؟ من نمي توانم پدر و مادر خود را انتخاب كنم. اما باباي خوبم! تو مي تواني مادر خوبي براي من پيدا كني. مادري كه دنيا و آخرت مرا تضمين كند. مادري كه پاك و نجيب باشد. هم براي تو همسري مهربان و وفادار باشد و هم براي من مادري دلسوز و راهنما.

مامان خوبم! تو هم به خاطر من پدري را برايم در نظر بگير كه خوش اخلاق و مومن باشد. حلال و حرام را رعايت كند. خدا را هميشه ناظر كار و زندگي اش ببيند. فقط يك پدرمتعهد است كه مي تواند مرا تا هميشه خوشبخت و سالم نگه دارد.

حتما اين پيام رسول اكرم(ص)را شنيده ايد كه: (كسي كه دوست دارد پاك ومطهر به لقاي خداوند دست يابد،بايد با انتخاب همسر قانوني موجبات پاكي خود را فراهم كند.)1
خواهش مي كنم به خاطر احساس هاي زودگذر جواني و يا براي ظاهر خوب و پول و مقام ،زندگي مرا خراب نكنيد. من كه كاري از دستم بر نمي آيد. حق انتخاب ندارم. پس شما كمكم كنيد.

1:مستدرك. ج2.ص530

اول خودتان را تربيت كنيد

 بابا و مامان مهربان!

اگر دوست داريد من فرزند خوبي برايتان باشم، اگر دلتان مي خواهد نسل مومن و خداجويي داشته باشيد، مواظب اعمال خودتان باشيد. گناه شما در روح و جسمتان اثر مي گذارد. همين باعث مي شود كه من فضاي گناه را احساس كنم و تحت تاثير آن قرار گيرم.

وقتي به اهل بيت سلام مي دهيد، مي گوييد"انتم من اصلاب الشامخه و الارحام المطهره" يعني اين پدر و مادرند كه مهمترين نقش را در معنويت روح كودك دارند.

امكان ندارد شما مطيع خدا باشيد و در من اثر نگذارد. فكر نكنيد فقط بعد از تولدم مي توانم از شما تاثير بگيرم .نه! از همين الان من دارم از شما اثر مي پذيرم. خدا در برابر ميزان اطاعت و بندگي شما مرا صالح قرار مي دهد. اگر شما پاك و مومنانه زيسته باشيد و حلال و حرام خدا را رعايت كرده باشيد، مطمئن باشيد روح من هم اثر اعمال خير شما را قبل از تولد دريافت خواهد كرد. پس بنده خوب خدا باشيد تا خدا هم شما را پدر و مادر بنده خوبي قرار دهد. حتما شنيده ايد كه پيامبر(ص)فرموده اند:( رحمت الهي بر پدر و مادري باد كه فرزند خويش را در انجام نيكي و خير ياري نمايد.)1

1:(بحار.ج1.ص67)

مرا از خدا درخواست كنيد

 بابا! مامان!

فقط خداست كه مي تواند مرا به شما هديه كند. در هيچ كجاي دنيا هيچ قدرتي نمي تواند، كودكي را از وجود خودتان به شما بدهد. پس از زماني كه تصميم مي گيريد پدر و مادر من شويد، با تمام وجودتان مرا از خود خدا بخواهيد. وضو بگيريد و در درگاه پروردگار خود با نماز و نيايش و ذكر دعا بخواهيد كه گلي از گل هاي بهشت را به شما هديه كند. حتما نام زيباي خداوند را بر زبان و در دل داشته باشيد. پيامبر بارها فرموده است: (در خلوت زندگي بسم الله بگوييد تا شيطان در عمل شما شريك نشود.) 1

1: وسايل الشيعه. ج14. ص96

آماده داشتن من باشيد

 پدر و مادر من!

اول مطمئن باشيد كه مرا مي خواهيد و آمادگي داشتن مرا داريد.

خداي مهربان من فرموده كه فرزندان زينت و زيبايي زندگي دنيايند.1

من مي دانم كه دوست داريد كودكي، خانه و زندگي تان را شيرين تر كند. اما هيچ بچه اي نمي خواهد مهمان ناخوانده باشد. لطفا براي داشتن من اول تصميم بگيريد و برنامه ريزي كنيد. شرايط و موقعيت را بسنجيد. اگر با همه وجود مطمئن شديد كه موقع آمدن من است، مرا از خدا بخواهيد: (ربنا هب لنا من ازواجنا و زريتنا قره اعين)2

راستي يادتان باشد كه امام سجاد(ع) فرمود: (خداوندا!اي كه تو بهترين وارثي! مرا تنها مگذار و از سوي خويش برايم ياوري قرار ده كه در حياتم وارث من باشد و بعد از مرگ برايم طلب آمرزش كند. خدايا! او را جانشين سالم قرار ده و از فريب شيطان محفوظ بدار!)3

1:(كهف.آيه 46)
2:فرقان. آيه 74
3:وسائل الشيعه.ج5.ص106


من اسم خوب مي خواهم

 بابا و مامان خوبم!

حالا كه دعوتم كرده ايد و قرار است كودك شما باشم، اسم خوبي برايم انتخاب كنيد.
هنوز به دنيا نيامده ام اما وجود دارم. پس لطفا اسم مرا به كار ببريد. وقتي در مورد من به نام خودم حرف مي زنيد احساس غرور مي كنم از اين كه به من احترام گذاشته ايد و مرا به حساب آورده ايد.

درست مثل محسن(ع) كه ازقبل تولد ، پيامبر(ص) او را به نامش مي خواند.

راستي يادتان باشد نامي كه برايم انتخاب مي كنيد اولين هديه شما به من است كه تا آخر عمرآن را نگه خواهم داشت. پس اگر دوستم داريد بهترين اسم را براي من در نظر بگيريد.

چون نام خوب، بر روحيه و فكر من تاثير زيادي خواهد داشت. نام خوب مي تواند الهام بخش و اميدآفرين باشد ومرا شجاع و موفق كند.

امام باقر(ع)فرمودند: (راست ترين نام ها آن است كه بر بندگي الهي دلالت نمايد.)1

1:وسائل الشيعه.ج15،ص124

من به بدن حلال نياز دارم

 بابا و مامان سخت كوش!

اين را هميشه به ياد داشته باشيد كه گوشت وخون من از لقمه هاي غذاي شماست. من عضو رسمي بدن مادر شده ام. دقت كنيد كه جسم و روح مرا با چه غذايي به وجود مي آوريد. من بدن حلال مي خواهم. باباي خوبم! مي دانم فشار زندگي زياد است و تهيه غذاي حلال، بسيار سخت. اما خداوند بركت را در مال حلال قرار داده است. من به كم راضي ام. اما به لقمه شبهه ناك نه. مادر خوبم! خواهش مي كنم از دست هركسي خوراكي را نپذير. همان طور كه بعدها خودت يادم خواهي داد كه همين كار را بكنم.

مي دانم كه دوست داريد، فرزند صالحي داشته باشيد. همان طوري كه پيامبر عزيز(ص) فرموده: (فرزند صالح گلي است از گل هاي بهشت)1

گل بهشتي با حرام فورا پژمرده مي شود. پس مواظب من باشيد.

1:كافي.ج6.ص3

هواي سالم حق من است

 بابا! مامان!

من هم مثل شما به اكسيژن احتياج دارم. شما اگر در هواي ناپاكي قرار بگيريد، عطسه مي كنيد وفورا جاي خود را عوض مي كنيد و به فضاي پاكي مي رويد. اما من كه نمي توانم از جاي خود تكان بخورم چه كنم؟ بابا! خواهش مي كنم اگر مرا دوست داري، سيگار نكش. مادر! در هواي آلوده تنفس نكن! من خيلي رنج مي كشم. احساس خفگي به من دست مي دهد. تازه وقتي هم كه به دنيا بيايم دچار بيماري مي شوم. خدا هر نوع ضرر و زيان زدن و ضرر و زيان ديدن را در اسلام حذف كرده است. كه:" لاضرر و لاضرار في الاسلام"

براي همين هر چيزي كه به من ضرر مي رساند و من از آن بي خبرم را از من دور كنيد. اين نه فقط خواسته من كه خواست خداي مهربانم هم هست.


براي خدا تعيين تكليف نكنيد!

 بابا و مامان با ايمان!

خدا قرار است به شما امانت بدهد. كسي كه امانت مي پذيرد، حقي ندارد در مورد جنس و نوع آن اظهار نظري داشته باشد. اصلا مگر فرقي هم مي كند؟ من يك امانتم. نبايد به جنسيت من فكر كنيد. اگر شما دختر دوست داشتيد و من را خدا پسر قرار داده، يا برعكس، گناه من چيست؟

مگر در كتاب خدا نخوانده ايد كه : (فرمانروايي آسمان ها و زمين از آن خداوندي است كه هر چه بخواهد مي آفريند، به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هر كس بخواهد فرزند پسر مي دهد. يا آن ها را پسران و دختران توام با هم مي دهد و هر كه را بخواهد عقيم مي گرداند.)1

فقط خود خداست كه چنين حقي دارد. مگر خود شما مرد يا زن بودن خود را انتخاب كرده ايد؟

چه اصراري است كه حتما مي خواهيد خواست خدا همان چيزي باشد كه شما مي خواهيد؟ اين كه ديگر خواست خدا نيست. مطمئنم وقتي بزرگ شوم خودتان اين چيزها را يادم خواهيد داد.

1:شوري.آيات49و 50

من امنيت مي خواهم

 بابا و مامان!

قرار است نه ماه در اين دنياي كوچك تك و تنها باشم. اين جا كسي صدايم را نمي شنود. ازبعضي سرو صداها مي ترسم.من طاقت ترس ندارم. بابا! مواظب مادر باش! نگذار با كارهاي سخت و تحمل فشارهاي زياد، مرا خسته كند. به او مهرباني كن! مبادا دلش را بشكني. نگذارغصه بخورد يا عصباني شود. چون من خيلي اذيت مي شوم. حتي بيشتر از او درد مي كشم. باور كنيد من هم مثل شما زنده هستم. اين خانه كوچك برايم خيلي دوست داشتني است. فقط خواهش مي كنم نگذاريد كسي اين امنيت را از من بگيرد. من در اينجا خوشبختم. بگذاريد هميشه خوشبخت بمانم. يادتان هست كه پيامبر عزيز(ص) فرمود: (بدبخت كسي است كه در رحم مادر گرفتار شقاوت شود و خوشبخت كسي است كه در رحم مادر سعادت يافته است.)1

الحديث.ج3

به فكر غذاي بعد از تولدم هم باشيد!

 مادر مهربانم!

مي دانم كه تو تمام وجودت را براي سلامتي من به زحمت انداخته اي. اين را هم مي دانم كه هرگز از عهده جبران خوبي هاي تو بر نخواهم آمد. گاهي كه خيلي درد داري، به خودم مي گويم وقتي به دنيا آمدم ديگر تو راحت مي شوي. اما اين طور نيست. تو تا هميشه تكيه گاه رنج هايم خواهي ماند. از حالا داري براي آينده ام برنامه ريزي مي كني. حتما مي داني اولين نيازم شير توست. پس از حالا به فكر غذاي من باش!هر چه بدن من براي رشد نياز دارد، در شير تو نهفته است. براي همين است كه پيامبر(ص) فرموده است:( خداوند تعالي روزي فرزند را در دو پستان مادرش قرار داده است. در يكي آب و در ديگري طعام اوست.)1

اين شيوه تغذيه توست كه غذاي بعد از تولد مرا مشخص مي كند. اگر دوست داري رشد سالم و خوبي داشته باشم از وقتي تصميم مي گيري مرا به دنيا بياوري، در بهداشت و تغذيه ات دقت كن!

با مشورت متخصصان و اهل تجربه از حالا به فكر غذاي من باش!


1:وسايل الشيعه.ج21.ص453)

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:38 PM
سلسله مباحث تربيت فرزند - 2

مرا تربيت كن! دوران نوزادي
شماره 2
معاونت آموزش و پژوهش - بهار 1386


پيامبر اكرم(ص) :
فرزند جگرگوشه مومن است. اگر پيش از والدين بميرد، برايشان شفاعت مي كند و اگر بعد از آنها بميرد، برايشان استغفار مي كند و خداوند در اثر استغفار فرزند، والدين را مي بخشد.

مستدرك الوسائل.ج15.ص112


 از همان لحظه تولد مرا با خدا آشنا كن

 پدر و مادر مهربانم!

از اين كه سالم به دنيا آمده ام، خيلي خوشحاليد. اين را از برق چشم هايتان به خوبي مي فهمم. خودتان بهتر مي دانيد كه پيامبر اسلام(ص) به شستن كودك پس از تولد سفارش فرموده است. اين سنت را حتما شما هم دوست داريد. وقتي از سفري برمي گرديد، دلتان مي خواهد فورا بدنتان را شستشو دهيد. حالاهم كه مسافر كوچك شما پا به اين دنيا گذاشته، قبل از هر چيزي به غسل تولد نياز دارد. شايد خستگي اين سفر نه ماهه از تنم بيرون رود.

بعد از آن در گوش راست من ، اذان و در گوش چپم، اقامه بگوييد. شايد حكمتش اين باشد كه از همان اولين لحظاتي كه پا در اين دنيا مي گذارم آواي توحيد را بشنوم و در تمام زندگي براي پيدا كردن آن بكوشم. راهش را هم در اذان و اقامه شما قرار داده است. چرا كه پيامبر(ص)فرموده اند: "هركس براي او فرزندي متولد شود، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگويد، اين باعث مي شود كه او از شيطان رانده شده، محفوظ بماند."1

1. وسائل.ج5.ص136

براي من وليمه بدهيد و عقيقه كنيد

 بابا و مامان خوبم!

مي دانم اين آرزوي شماست كه تمام زندگي من براي مردم خيرو بركت باشد. دوست داريد حتي ازهمين به دنيا آمدنم هم مردم خوشحال شوند و از آن خيري به ديگران برسد. چه خوب است به بهانه تولد من مهماني بگيريد. اين مهماني، آن ها را هم خوشحال خواهد كرد. اما براي اين كه خدا هم خشنود باشد، مواظب باشيد دچاراسراف و تجمل نشويد.

من احساس غرور مي كنم وقتي مي بينم اين همه مهمان به خاطر من دعوت شده اند. اين يعني وجود من زندگي شما را تغيير داده است.

راستي هفت روزبعد از تولدم هم، با قرباني كردن گوسفندي در راه خدا؛ و تقسيم آن بين فقرا و نيازمندان مرا از بلاها بيمه كنيد. چون امام صادق(ع) درهمين مورد فرموده اند كه :"سلامتي هر نوزاد در گرو عقيقه است."1

1. مستدرك الوسائل.ج15.ص140

من حضور شمارا مي خواهم

 مامان عزيزم!

هيچ كس به اندازه تو براي من رنج نكشيده. اين را هم مي دانم كه هيچ كس، قدر تو براي ديدن من لحظه شماري نكرده است. پس تويي كه بهتر از همه زبان مرا مي فهمي. از تو مي خواهم بداني كه من بيش از هر چيز به حضور خود تو نياز دارم.

هيچ چيز به اندازه ضربان قلب و نفس هاي مهربان تومرا آرام نمي كند. هيچ چيز مثل آغوش گرم تو براي من تسكين بخش نيست.


باباي خوبم!

تو هم مثل مادر، براي من گنجينه آرامش و اتكاء هستي. خواهش مي كنم مرا تنها نگذاريد! من به حضور شما نياز دارم. هيچ پرستاري نمي تواند خلأ شمارا برايم پركند.
من به حضور در كنار شما نياز دارم. بيش از هر چيزي كه فكر كنيد.پس لطفا مواظب خودتان باشيد كه بيمار نشويد. چون بيماري شما، توجهتان را به من كم مي كند و من طاقت آن را ندارم.

براي با من بودن وقت بگذاريد. بابا! زودتر به خانه بيا و بيشتر در كنار من و مادر باش! من از شما، خودتان را مي خواهم.


مرا ببوس اما بگو مرا نبوسند

 مامان و بابا!
لطفا توجه كنيد. اين كه همه مرا دوست دارند و براي همه شيرينم دليل نمي شود كه مرتب مرا در آغوش بفشارند و ببوسند. من واقعا گاهي وقت ها از بوسه هاي ديگران رنج مي كشم. كاش مي توانستم داد بزنم و بگويم كه مرا نجات دهيد.

چرا بزرگترهايادشان مي رود كه پوست ظريف و حساس من تحمل تماس با لب هاي سخت آن هارا ندارد. اصلا بگذريم كه خطر بيماري هم در اين تماس ها وجود دارد. من كه خودم زبان ندارم تا ديگران را متوجه اين مسئله كنم اما شما مي توانيد با برخورد مناسب و منطقي مرا از اين مشكل نجات دهيد.

درست است كه پيامبر(ص) به بوسيدن كودك بسيار سفارش نموده و فرموده اندكه:"بوسيدن فرزند نيكويي است و پاداش هرعمل نيكويي ده برابر است."1

اما حد آن را هم در نظر بگيريد.من مطمئنم كه پيامبر(ص) حرف مرا خوب مي فهمد. خواهش مي كنم شما هم مرا درك كنيد.

1. كتاب العيال.ج1.ص338

من مراقبت مي خواهم

 مامان!بابا!

به دادم برسيد! دارم خفه مي شوم. انگار بد خوابيده بودم؛ نفسم داشت قطع مي شد. ولي هيچ كس متوجه من نشد.

حتي نمي توانستم گريه كنم...

مامان! بابا! مگر مرا دوست نداريد؟ چرا گاهي وقت ها حواستان پرت مي شود يا به مراقبت ديگران اعتماد مي كنيد؟ هيچ كس نمي تواند مثل خودتان نگران من باشد و از من مواظبت كند.فقط شما هستيد كه تاريخ دقيق واكسن هاي مرا مي دانيد و ميزان رشد روزانه ام را زير نظر داريد.

بابا! كاش مي توانستي طوري برنامه ريزي كني كه مامان وقت كافي و فرصت كامل براي مراقبت از من داشته باشد.

مامان! كاش به فكر مسائل كار و برنامه هاي ديگري كه وقت تو را براي نگهداري من تنگ مي كند، نباشي.

من مراقبت ويژه مي خواهم. چون خيلي ضعيفم و هيچ كاري از دستم برنمي آيد. درست مثل خودتان كه روزي نوزاد بوديد و حالا پدر و مادر من شده ايد.

مامان و بابا ! خدا از شما انتظار دارد از اين به بعد مرا در برنامه هايتان اصلي ترين كارتان بدانيد.

به من با وضو شير بده!

 مادر فداكارم!

خوب مي داني كه تاثير حالات معنوي تو در من بسيار عميق است. حالا خودت حساب كن كه اگر با وضو و ياد خدا مرا شير دهي من چه تربيتي پيدا خواهم كرد! راستي فكر نكني با شير دادن خود، فقط به من غذا مي رساني. من هنگام مكيدن سينه ات صداي قلب تو را مي شنوم و با آهنگ آن با تو ارتباط روحي و عاطفي برقرار مي كنم.

شنيده اي كه مادر مقدس اردبيلي در پاسخ به اين سوال كه چه كردي كه پسرت اين چنين شد؛ چه جوابي داده است. او گفت:” من هرگز لقمه اي كه از حلال بودنش مطمئن نبودم، نخوردم. قبل از شيردادن بچه وضو مي گرفتم و ابدا چشم به نامحرم نيانداختم. بعد از شير باز گرفتن در تربيت او كوشيدم و نظافت و طهارت را مراعات كردم."

مي دانم كه تو هم دوست داري فرزند بزرگ و صالحي تحويل جامعه بدهي، خب. پس از تو مي خواهم به اين نكته ظريف به خاطر من توجه كني.

راستي درشيردادن اين سفارش امام صادق(ع) را هميشه به ياد داشته باش كه فرمودند:" از يك سينه شير مده!از هر دو شير بده كه يكي به عوض طعام و ديگري به عوض آب است."1

1. حليه المتقين.ص158-157

قرآن را با گوشت و خون من بياميزيد

 بابا و مامان!

همان طوري كه مي دانيد ذهن من قدرت بالايي در دريافت آهنگ ها و اصوات دارد. دوران نوزادي من بهترين فرصت براي ثبت زيبايي هاي عرفاني و معنوي در روح و جان است.من هر چه را بشنوم فورا در درون خود ضبط مي كنم. پس از شما مي خواهم مرا در شرايطي قرار دهيد كه دلنشين ترين صوت ها را كه قرآن كريم است، هر روز بشنوم و با روح آن انس بگيرم. اين صدا مرا به ياد دوران پاك قبل از تولدم مي اندازد. اين صدا مرا به خدا نزديك مي كند و عشق رسيدن به او را در من زنده نگه مي دارد.

وقتي مرا به مجلسي كه ذكر خدا و اهل بيت(ع) در آن است، مي بريد؛ احساس مي كنم داريد براي آينده معنوي من سرمايه گذاري مي كنيد. عشق ائمه عليهم السلام و معرفت آن ها بزرگترين ضامن تربيتي من در طول زندگي ام خواهد بود. پس اين فرصت را به من بدهيد. چرا كه پيامبر (ص) شما را دعا كرده است: " خدا رحمت كند كسي را كه به فرزند خود در امور خير كمك كند." 1

1. مستدرك2.ص625

من آرامش مي خواهم

 بابا! مامان!
هيچ چيز به اندازه اين كه با سر وصداي شما يا مهمان ها از خواب بيدار شوم، مرا آزار نمي دهد. حتي گاهي وقت ها كه بيدارم، همين بلند صحبت كردن هاي شما، خنده هاي ناگهاني تان، صداي تلويزيون و...آرامش مرا به هم مي زند. اما جز گريه زباني براي اعتراض ندارم؛ كه آن هم بي فايده است. چون فورا بلندم مي كنيد و تكانم مي دهيد.

غافل از اين كه بالا انداختن شما بيشتر از قبل آرامش مرا بر هم مي ريزد. نمي دانم چرا بزرگترها، روزهاي نوزادي خودشان را به ياد نمي آورند؟ يعني قرار است من هم روزي مثل آن ها فراموشكار شوم؟!


محبت خود را تقسيم كنيد

 بابا! مامان!
درست است كه من كوچكتر از خواهر و برادرم هستم، اما آن ها هم مثل من به شما نياز دارند. آن ها هم توجه مي خواهند. دوست ندارم غصه بخورند يا مرا مقصر بدانند. لطفا محبت و توجهتان را تقسيم كنيد. مي دانم كار سختي است. اما پيامبر(ص) به آن تاكيد فرموده است: "بين فرزندانتان با عدالت رفتار كنيد همان گونه كه دوست داريد، آن ها با شما به نيكي رفتار كنند." 1

كوچكي و ضعف من دليل قانع كننده اي براي آن ها نيست. براي آن ها هم وقت بگذاريد تا مرا دوست بدارند. حتي به شما هم كمك كنند. چرا وقتي به طرف من مي آيند با آن ها دعوا مي كنيد. اشكال ندارد. بگذاريد مرا بغل كنند. مخالفت شما حساسيت آن ها را بيشتر مي كند. !

1. مكارم الاخلاق.ص 220

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:38 PM
سلسله مباحث تربيت فرزند-3
مرا تربيت كن! هفت سال پادشاهي
شماره سوم

معاونت آموزش و پژوهش- بهار 1386


امام صادق :
فرزند خود را هفت سال آزاد بگذاريد تا بازي كند.
كافي.ج6.ص47-46

قرآن را يادم بدهيد

بابا و مامان خوبم!

خودتان بهتر مي دانيد كه همه خوبي ها و بدي ها، زيبايي ها و زشتي ها در كتاب خدا بيان شده. قرآن بهترين مدرسه اخلاق است. مدرسه اي كه هم من و هم شما، و همه آدم هاي ديگر مي توانند در آن همكلاسي هم باشند. معلم مشترك ما هم خداست.

من و همه بچه هاي ديگر آهنگ قرآن را دوست داريم.

هركس به اندازه فهم خودش از قرآن استفاده مي برد. من هم با همه كوچكي ام مي توانم از روحانيت صوت آن بهره ببرم. درست است كه معني آن را نمي فهمم و كلماتش را تشخيص نمي دهم. اما تاثير روحاني آن را هيچ كس نمي تواند ناديده بگيرد.
حتي اميرالمومنين(ع) هم سفارش كرده اند:" حق فرزند بر والدين اين است كه او را به خوبي ادب و تربيت كنند و به او قرآن را ياد دهند."1

1.نهج البلاغه فيض.ص1264

به سوالاتم با حوصله جواب دهيد

بابا ومامان خوبم!

من هديه خدا به شما هستم. خيلي زود با شما آشنا مي شوم و وابستگي پيدا مي كنم. اما براي اين كه صاحب خودم يعني خداي مهربانم را بشناسم و ارتباط برقرار كنم، به كمك شما بيش از هر كس ديگري نياز دارم. اين اولين احتياج روحي من است. مي دانم ممكن است گاهي وقت ها حوصله سوال هاي عجيب مرا نداشته باشيد. ولي من جز شما از چه كسي مي توانم بپرسم. اگر به درستي به من پاسخ ندهيد در ادامه راه ناموفق خواهم ماند. مطمئنم كه شما دوست نداريد من شكست بخورم. پس روي اين نياز و رفع آن برنامه ريزي كنيد. چرا كه امام سجاد(ع) چه هم فرموده اند:"پدر مسئول است كه كودك را با اخلاق پسنديده پرورش دهد و او را به خداوند بزرگ راهنمايي كند." 1

1. تحف العقول.ص263

بگذاريدتنها بخوابم
بابا و مامانم!

از وقتي جشن تولد شش سالگي ام را گرفته ايد، احساس مي كنم بزرگ شده ام. خصوصا كه سال آينده بايد به مدرسه بروم. ديگر از بابت من خيالتان راحت باشد. از اين به بعد مي توانم روي پاي خودم بايستم. مي خواهم مستقل تر از قبل زندگي كنم. حتي شب ها را دوست دارم تنها بخوابم. شايد شما نگرانم باشيد. ولي از وقتي به من اجازه داده ايد، تنها بخوابم خيلي حس خوبي دارم. حتي راحت تر مي خوابم. ولي اعتراف مي كنم چند شب اول برايم سخت بود. هي از خواب بيدار مي شدم و دلم مي خواست شما را صدا بزنم. اما مي دانستم كه شما با اعتماد به دستور پيامبر(ص) رختخواب مرا جدا كرده ايد. چرا كه ايشان فرموده اند:"بستر خواب كودكان بايد در شش سالگي از هم جدا شود. "1

1. مكارم الاخلاق .ص116

مرا با سختي ها آشنا كنيد

بابا و مامان خوبم!

مي دانم كه در اين هفت سال اول قرار است من فقط به بازي سرگرم باشم و شما با همه وجود براي خواسته هاي من تلاش كنيد. اما زندگي پر از مشكلات و سختي هاي كوچك و بزرگ است. هيچ كس نمي تواند پيش بيني كند كه فردا چه اتفاق هايي خواهد افتاد. براي همين است كه من مي خواهم بيشتر مرا با سختي هاي زندگي آشنا كنيد. حتي امام كاظم(ع) هم در اين رابطه فرموده اند: "بهتر آن است كه كودك در كودكي با سختي ها و مشكلات زندگي كه غرامت عمر است، روبرو شود تا در جواني و بزرگسالي بردبار و صبور باشد."1

حتما از شدت مهرباني و دلسوزي تان نمي توانيد مرا در سختي ببينيد. خودتان را به آب و آتش مي زنيد تا من آسوده باشم. اما هميشه رنج ها باعث مي شوند كه آدم ها قدر خوشي ها را بهتر بدانند.پس هر كجا كه حس مي كنيد قدرت تحملش را دارم، مرا هم شريك مشكلات زندگي كنيد. اين طوري احساس مي كنم مي توانم آدم مفيدي باشم.

1. وسايل.ص126

من سلام كردن را از شما ياد مي گيرم

بابا! مامان!

وقتي شما بزرگترها به هم مي رسيد، سلام مي كنيد. اول فكر مي كردم اين كار مخصوص شماست. اما از وقتي شما هم به من سلام مي كنيد، فهميده ام كه كار خوبي است و بايد هميشه انجام دهم. من فكر مي كنم اگر شما اين كار را نمي كرديد، هيچ وقت متوجه نمي شدم كه سلام كردن نوعي ادب و احترام است. حتما امام صادق(ع) اين را مي دانستند كه فرمودند: " پنج چيز است كه تا لحظه مرگ آن ها را ترك نمي كنم. يكي از آن ها سلام كردن به كودكان است. در انجام اين اعمال مراقبت دارم. تا بعد از من به صورت سنتي بين مسلمانان بماند." 1

من نمي دانم آن چهارتاي ديگر چيست. فقط مي دانم كه سلام كردن كار خيلي آسان و زيبايي است. دوستي ها را زياد مي كند و آدم ها را به هم نزديك. كاش از همان روز اول اين كار را به من ياد مي داديد و مي گفتيد كه آن را انجام دهم.

1. مستدرك.ج3.ص209

مي خواهم ياد بگيرم

باباي خوبم! مامان خوبم!

چه دنياي عجيبي است اين جا. اين دنيا چقدر بزرگ است. هرچه بيشتر مي پرسم سوال هاي تازه تري برايم درست مي شود. من از خيلي چيزها سر در نمي آورم. معني خيلي چيزها را نمي دانم. دوست دارم مثلا بدانم آب از چه درست شده، باران از كجا مي آيد. چرا رنگ ها با هم فرق دارند. مي دانم گاهي وقت ها خيلي خسته تان مي كنم. سوال هاي زياد من، صبر زيادتر شما را مي خواهد. اما مي دانم كه آينده من به قدري برايتان مهم است كه هر كاري را براي آن انجام مي دهيد. پس حتما روي يادگيري من هم برنامه ريزي مي كنيد. راستي اميرالمومنين(ع) چه زيبا فرموده اند :"معلومات دوران كودكي همانند نقشي است كه بر سنگ، حجاري شده باشد."1

يادگرفتن، روح بي قرار ما بچه ها را آرام مي كند و به ما مسير درست زندگي را نشان مي دهد. اين هديه بزرگ را فقط به خاطر آينده ام به من بدهيد. اگر هم خودتان نمي توانيد، لطفا شرايطش را برايم فراهم كنيد. يا مرا به آموزشگاه هاي مناسب بفرستيد و يا برايم معلم بگيريد. ازدل مهربانتان مطمئنم كه به اين مسئله توجه خواهيد كرد.

1. بحار. ج1.ص69

من همبازي خوب مي خواهم

باباي خوبم! مامان مهربانم!

امام علي(ع) چقدر دنياي ما بچه ها را خوب مي شناختند كه فرمودند: " دل كودك مانند زمين خالي از كشت است كه هر تخمي در آن افشانده شود مي پذيرد."1

من از همبازي ام چيزهاي زيادي ياد مي گيرم. همان طور كه او هم از من كارهاي تازه اي مي آموزد. من و او خودمان همديگر را پيدا نكرده ايم. شما و بابا و مامان او در اين محل خانه گرفته ايد و همسايه هم شده ايد. شما همديگر را براي معاشرت انتخاب كرده ايد. ما هم زير نظر شما با هم دوست شده ايم. پس باز هم اين شماييد كه مي توانيد دوست خوب برا ي من پيدا كنيد. اگر تشخيص مي دهيد كه او خانواده خوبي ندارد و يا تربيت درستي نداشته، خودتان دوستي ما را تمام كنيد. چون اگر اين كار را نكنيد من چيزهاي زيادي از او ياد خواهم گرفت كه شما دوست نداريد. آن وقت ديگر نبايد مرا يا حتي همبازي مرا مقصر بدانيد. چون كاري بوده كه خودتان بر آن نظارت داشته ايد.

1. نهج البلاغه فيض الاسلام.ص912

مي خواهم بتوانم روي قولتان حساب كنم.

بابا! مامان!

من به هيچ كس به اندازه شما اعتماد ندارم و روي هيچ كس مثل شما حساب باز نمي كنم. وقتي حرفي را مي زنيد مطمئن هستم كه درست مي گوييد و وقتي قولي مي دهيد، خيالم راحت است كه به آن عمل خواهيد كرد.

اگر اتفاقي بيفتد كه شما نتوانيد به وعده تان عمل كنيد من خيلي ناراحت مي شوم. نه به خاطر اين كه كاري را كه مي خواستم، انجام نداده ايد، بلكه بيشتر براي اين كه مي بينم ديگر نمي توانم به چيزي اعتماد كنم. مي ترسم و گريه مي كنم. اما شما سعي مي كنيد آرامم كنيد و دوباره قول ديگري مي دهيد. درحالي كه دلم مي خواهد فقط ‌آن لحظه مرا درك كنيد كه علت گريه و دل شكستگي ام چيست. دلم مي خواهد بفهميد كه به خاطر ترس از تنهايي و اين كه در اين دنيا نمي توانم به چيزي مطمئن باشم، گريه مي كنم. شايد امام علي(ع) حال ما بچه ها را مي دانستند كه به شما فرموده اند: " وقتي يكي از شما به فرزند خود وعده اي داد، به آن وفا كند و از عهد خود تخلف ننمايد." 1

بدقولي شما باعث مي شود كه من هم كم كم وعده دادن را مهم ندانم و به كارها بي توجه شوم. تازه بعد از آن هم ممكن است، براي توجيه ديگران بهانه هايي بياورم و كم كم دروغ هم بگويم. اصلا من فكر مي كنم بدقولي خودش يك دروغ بزرگ است و همان طوري كه خودتان هميشه مي گوييد، دروغگو دشمن خداست. نگذاريد من دشمن خدا شوم.

1. مستدرك.ج2.ص626

با من بازي كنيد

باباي خوبم! مامان مهربانم!
شما وقتي گرسنه مي شويد غير از غذا هيچ چيزي نمي خواهيد. غذاي روح من هم بازي كردن و سرگرمي است. اصلا مگرخود اهل بيت(ع) به شما سفارش نكرده اند كه بگذاريد تا هفت سالگي بازي كنم. چرا اين قدر زود از بازي و سر و صداهاي من خسته مي شويد و مرتب مي گوييد: ساكت باش! بنشين!

من نمي توانم به حرف شما گوش كنم. مثل شما كه نمي توانيد گرسنگي طولاني را تحمل كنيد. گاهي وقت ها هم كه از شما مي خواهم خودتان با من بازي كنيد بهانه مي آوريد كه كار داريد يا اين كه خجالت مي كشيد با من مثل بچه ها همبازي شويد. اما اميرالمومنين(ع) خودشان با بچه ها بازي مي كردند و مي فرمودند: "كسي كه كودكي دارد بايد در راه تربيتش، با او كودكانه رفتا ركند." 1

بابا و مامان!

بازي كردن مرا باهوش و زرنگ مي كند. من با بازي كردن با دنياي اطرافم ارتباط برقرار مي كنم. براي همين است كه اسباب بازي برايم به اندازه غذا مهم است. حتي گاهي ممكن است از غذا هم مهمتر باشد. چون بازي كردن غذاي روح من است. وقتي شما با من همبازي مي شويد، به اين فكر مي كنم كه چقدر برايتان مهم هستم و شما چه دوستان خوبي هستيد كه مرا حتي در بازي هم درك مي كنيد. اين باعث مي شود كه من هم سعي كنم شما را درك كنم و در كارها با شما همراه باشم.

1. وسائل.ج5.ص126

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:39 PM
سلسله مباحث تربيت فرزند- 4
مرا تربيت كن!

هفت سال اطاعت شماره چهارم

معاونت آموزش و پژوهش- بهار 1386


پيامبر(ص):
" فرزند در هفت سال دوم مطيع و فرمانبردار پدر و مادر است."
مكارم الاخلاق. ص115

كاري كنيد حرف شنوي داشته باشم

پدر و مادر خوبم!

كم كم دارم مي فهمم كه بزرگ شدن يعني چه. حالا وارد هفت سال دوم زندگي ام شده ام.خيلي وقت ها دلم استقلال مي خواهد. دوست دارم كاري به كارم نداشته باشيد و بگذاريد آنچه دلم مي خواهد تجربه كنم. اما شما كه عاقلانه به تربيت و آينده من فكر مي كنيد، دوست نداريد راهي را بروم كه مقصد خوبي ندارد. وقتي بزرگ شوم حتما اين مسئله را بهتر مي فهمم. ولي نگذاريد زمان را از دست بدهم . مي دانم هم براي شما سخت است و هم براي من. هيچ كس حتي خود شما از امر و نهي خوشش نمي آيد. ولي شيوه آن هم فرق مي كند. شما مي توانيد با صبر و دقت در موقعيت هاي مناسب مرا به كاري امر كنيد و يا اشتباهاتم را تذكر دهيد. من مي دانم كه وقتي از پيامبر(ص) پرسيدند حق پدر بر فرزند چيست؟ ايشان فرمودند:"اين كه تا زنده است او را اطاعت كند."

اما وقتي پرسيدند حق مادر چيست؟ پاسخ دادند :" هيهات! هيهات! اگر به عدد ريگ هاي بيابان و قطره هاي باران در خدمت مادر بايستيد، معادل با يك روزي كه در شكم او بوده، نخواهد بود."1

پدر خوبم! مادر مهر بانم!

اطاعت و قبول حرف هاي شما اگر چه امروز تلخ است ولي براي فرداهايم شيرين خواهد بود. شما مثل پزشك در مورد من فكر مي كنيد. دارو را فقط براي درمان و سلامت من مي خواهيد. براي همين نبايد دلتان برايم بسوزد. اين حرف آينده من است.هرچند الان ممكن است از فرمان هاي شما ناراحت شوم.

1. مستدرك. كتاب نكاح. باب 70.ص628

مرا با توجه به استعداد و علاقه ام اهل علم بار بياوريد!

پدر خوبم! مادر مهربانم!

همان طور كه خودتان بارها به من گفته ايد، انسان، جاهل به دنيا مي آيد و در طول زندگي به دانش دست پيدا مي كند. اين دوران بهترين فرصت براي يادگيري من است. ذهن من براي پذيرش و فهم علم آمادگي كامل دارد. پس لطفا اين موقعيت را درك كنيد و مواظبم باشيد كه آن را از دست ندهم. نظارت شما در اين مسئله آينده مرا رقم مي زند. حتما شنيده ايد كه امام صادق(ع) هم فرموده اند:" دوست ندارم جوان شما را در غير اين دو حالت ببينم. يا در حال آموزش دادن يا در حال آموزش ديدن." 1

روح من علم را دوست دارد. اما استعداد و توانمندي هم مهم است. ممكن است شما مرا به رشته اي خاص از علم تشويق كنيد در حاليكه به آن علاقه ندارم و يا در رشته ديگري استعداد بيشتري دارم. اين ظلم بزرگي است در حق من و حتي در حق خودتان. چرا كه مي توانيد در رشته اي ديگر فرزند دانشمند و متخصصي داشته باشيد. اين مهرباني شماست كه هميشه بهترين ها را براي من مي خواهيد. اما در نظر داشته باشيد كه علم هميشه خير است. كسي نمي تواند بهتربودن آن را تشخيص بدهد. تنها چيزي كه مهم است، اين است كه علم در خدمت انسان قرار گيرد و من بتوانم با آن به مردم كمك كنم.

1. بحار. ص55

بهترين ارث را برايم بگذاريد

بابا و مامان آينده نگر!

شما همه عمرتان را براي سعادت من سرمايه گذاري كرده ايد و با فداكاري كامل، اوقات زندگي تان را وقف بزرگ كردن من نموده ايد. هيچ چيز براي خودتان نخواسته ايد. حتي تمام پس انداز هاي خود را براي آينده من در نظر گرفته ايد. از مخارج تحصيلم گرفته تا هزينه هاي ازدواجم و مسائل بعد از آن.

حتي بارها و بارها شنيده ام كه براي روزگار نبودن خودتان هم برنامه ريخته ايد كه من از ميراث شما استفاده بهتري ببرم. در حالي كه اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايند:" بهترين ارثي كه پدران مي توانند به فرزندان خويش بدهند، ادب و تربيت نيكوست. "1

پس از شما مي خواهم بيش از آنچه به رفع نيازهاي مادي من توجه داريد براي ادب و تربيت من نگران باشيد و تلاش كنيد. چرا كه مال دنيا را بدون شما هم مي توانم به دست بياورم . ولي اين تربيت پدرانه و مادرانه شماست كه در هيچ كجاي دنيا پيدا نمي شود. از سويي مال دنيا تمام مي شود اما تربيت شما گنج گرانبهايي است كه هيچ پاياني ندارد وسينه به سينه به نسل هاي بعد منتقل مي شود و هيچ خريد و فروشي در آن راه ندارد. براي همين است كه اميرالمومنين(ع) فرمودند:" قدر و منزلت انسان مومن در پيشگاه خداوند در گرو اين است كه فرزندي تربيت كند كه پيش از مرگ او را بي نياز كند." 2
1. غررالحكم.ص393
2. كنزالعمال.ج16.ص489

به من احكام دين را ياد بدهيد

بابا و مامان مسلمانم!

در روزگار سختي زندگي مي كنيم. مي دانم كه گرفتاري هاي زندگي تان خيلي است و مشكلات از هر سو بر شما فشار مي آورد. اما هميشه ديده ام كه در بدترين شرايط هم از تغذيه جسم من غافل نشده ايد. هيچ وقت يادتان نرفته كه من گرسنه مي شوم. اما در مورد گرسنگي و تشنگي روحي ام مي خواهم اين را به خوبي درك كنيد كه من در خانه شما به نام يك مسلمان به دنيا آْمده ام. من به دانستن احكام و دستورات دينم نياز دارم. لطفا مرا در اين راه كمك كنيد. خصوصا در اين سن كه اوج دريافت من از مسائل و دانش هاست. هميشه فكر مي كنم شايد از آنجا كه پيامبر(ص) اوضاع سخت روزگار مارا مي دانستند، قرن ها پيش فرمودند:" واي بر فرزندان آخرالزمان از روش ناپسند پدران." پرسيدند منظورتان پدران مشرك است؟

فرمودند:" نه از پدران مسلمان كه به فرزندان خود هيچ يك از فرائض ديني را نمي آموزند و به ناچيزي از امور مادي درباره آنان بسنده مي كنند." 1


1. مستدرك.ج2.ص625

مرا پند پذير تربيت كنيد!

پدر و مادر خوبم!

گاهي وقت ها به خاطر خواسته هاي كودكانه ام كارهاي اشتباهي انجام مي دهم. اين درست همان فرصتي است كه شما مي توانيد ازآن بهره بگيريد و با پند و نصيحت مرا تربيت كنيد و جهت دهيد. همين است كه اميرالمؤمنين(ع) سفارش كرده اند و فرموده اند: پندپذيري انسان عاقل به وسيله ادب و تربيت است و پند پذيري حيوانات با ضرب و زدن.1
گاهي با رفتارهاي كودكانه ام، به قدري اعصاب شما را بر هم مي ريزم كه فورا تصميم مي گيريد مرا تنبيه كنيد. تنبيه كار خوبي است و معناي قشنگي دارد. تنبيه يعني آگاه كردن. مي دانم كه شما مي خواهيد مرا بيدار كنيد و خطايم را نشان دهيد. اما تنبيه بدني آسان ترين كار براي شما و سخت ترين راه براي من است. در حالي كه با قدري صبر و متانت مي توانيد درس ماندگاري به من بدهيد. پند و اندرزهاي مهربانانه شما از هر تنبيهي براي من مؤثرتر است. براي همين است كه حضرت اباالحسن(ع) مي فرمايند: هرگز فرزند را با زدن تنبيه نكن، بلكه براي ادب كردنش، با او قهر كن ولي مواظب باش قهرت طول نكشد و هر چه زودتر آشتي كن." 2

يادتان باشد وقتي با من قهر مي كنيد انگار تمام دنيا را بر سرمن خراب كرده اند. من به خود مي آيم اما اگر قهرتان را طولاني كنيد، خاطره تلخي از راهنمايي شما پيدا مي كنم.

1. غررالحكم.ص646
2. بحار.ج23.ص114

من به محبت متعادل نياز دارم!

پدردلسوزم! مادر مهربانم!

خدا تمام وجود شما را سرشار از محبت به من نموده است. به طوري كه در خيلي از مواقع به خاطر من خودتان را از ياد مي بريد. ولي همان طور كه خودتان بهتر مي دانيد و بارها به من ياد داده ايد، اسلام دين تعادل است. محبت بيش از اندازه شما در حقيقت ظلم به آينده من است. چون باعث مي شود كه من لوس تربيت شوم و تحمل شنيدن حقيقت را نداشته باشم. از سويي گاهي وقت ها هم براي جلوگيري از لوس شدن من با من جدي برخورد مي كنيد. آن قدر خشك و بي روح كه خيال مي كنم واقعا دوستم نداريد. اين كار شما باعث مي شود كه من تعادل روحي ام را از دست بدهم و آينده ام را به سياهي بكشانم. امام باقر(ع) چه خوب به اين مسئله آگاه بودند كه فرمودند:"بدترين والدين كساني هستند كه در اعمال محبت، نسبت به فرزند زياده روي و افراط نمايند."1

خواهش مي كنم با اين همه خوبي و مهرباني كاري كنيد كه امام باقر(ع) شما را بهترين پدر و مادر بداند.

تعادل در محبت شما اين است كه هر گاه راهنمايي خواستم، راهنمايي كنم و به خاطر محبت مرااز كار صحيح محروم نكنيد. محبت حقيقي اين است كه راه راست را به من بشناسانيد.

1. تاريخ يعقوبي.ج3. ص53

در مورد نماز با من سخت گير باشيد!

بابا و مامان مؤمنم!

شيطنت و بازيگوشي، در اين سن و سال لازمه شخصيت من است. آن چنان كه خيلي وقت ها دلم مي خواهد از كارهاي مفيدي كه شما دوست داريد انجام دهم، فرار كنم. يكي از اين كارها نماز است. شما با حوصله، وضو و نماز را به من ياد داده ايد. حالا هم انتظار داريد من مثل شما با حوصله و احترام آن ها را به جا بياورم. در حالي كه روحيه من و شما دنيا به دنيا فرق دارد. تا مدتي پيش با زبان به من امر مي كرديد. من حالا معني خيلي از محبت هاي شما را نمي فهمم. روزي خواهم فهميد كه خيلي دير شده است.

ولي شما نگذاريد زمان را از دست بدهم. وقتي مي بينيد مسئله اي مثل نماز اين قدر مهم و اساسي است، اجازه ندهيد به خاطر شيطنتها و بازيگوشي هايم از آن عقب بمانم. حتي مرا دعوا كنيد. به من اخم كنيد و به خاطر لجبازي ام حتي مرا تنبيه كنيد. دلتان براي امروز من نسوزد. به فكر يك عمر زندگي ام باشيد.

حتما مي دانيد كه پيامبر(ص) هم به همين نكته توجه كامل داشته اند و فرموده اند: ):" فرزندان خردسالتان را با زبان بر نماز و وضو انس و عادت دهيد و آن گاه كه به ده سالگي رسيدند، آن ها را به خاطر سستي و سهل انگاري در نماز بزنيد. ولي از سه ضربه فراتر نرويد."1

پيامبر اكرم در اين حديث نشان داده اند كه با اينكه عطوفت و رحمت اساس تربيت است اما صورت رحمت در اينجا من نمي فهم كه هر چيز به نفعم است با اينگونه تذكرات.

1. مجموعه ورام.ص358

آداب غذا خوردن را من از شما مي آموزم

پدر مهربانم! مادر دلسوزم!

اين درست است كه من در مدرسه و اجتماع چيزهاي زيادي ياد مي گيرم. اما اولين مكان تربيت من خانه شماست و اولين و دائمي ترين معلم هاي من شماييد. در هيچ كجا به اندازه خانه كنار سفره غذا نمي نشينم. غذا فقط نياز جسمي مرا برطرف نمي كند. من در كناراين سفره مي توانم آموزش هاي زيادي ببينم. همين كه با نام و ياد خداوند غذا را شروع مي كنيد و به من ياد مي دهيد، يك كلاس درس ديني است. اين كه موقع غذا خوردن حرف نمي زنيد، و به هم نگاه نمي كنيد، همه و همه آموزش اخلاق و تربيت است.

اين كه با نظافت وبا دست و روي تميز غذا مي خوريد، اهميت شما به بهداشت و سلامت را به من نشان مي دهد.آيين غذا خوردن به قدري مهم است كه پيامبر(ص) مي فرمايند:" والديني كه خانواده را هنگام غذا بر سر سفره مي نشانند و غذايي پيش روي خود مي گذارند و در آغاز نام خدا را مي برند، و آنان هم خدا را ياد مي كنند و در آخر هم خدا را حمد و سپاس مي گويند، چون سفره جمع شود، مشمول آمرزش الهي قرار مي گيرند." 1

1. كافي.ج6.ص296

بگذاريد راستگو بمانم

پدر و مادر صادقم!

دنيا گاهي شرايطي را پيش روي شما قرار مي دهد كه مجبور مي شويد خيلي از واقعيت ها راپنهان نگه داريد. گاهي وقت ها خودم مي شنوم كه چيزي را مي گوييد كه اتفاق نيفتاده. يادم هست اولين باري كه من خواستم چنين كاري را انجام دهم، شما گفتيد دروغگو دشمن خداست. ولي درجاهاي مختلف خودتان دروغ مي گوييد. اين باعث مي شود كه من با خودم فكر كنم پدر و مادر من كه دشمن خدا نيستند؛ پس حتما دروغ چيز بدي نيست. كم كم من هم ياد مي گيرم. من از شما نمي خواهم راست گفتن را به من ياد دهيد. چون خودم آن را بلدم. من فقط انتظار دارم، نگذاريد دروغگو شوم. راهش اين است كه خودتان هم دروغ نگوييد. شايد سخت باشد. اما اين همان چيزي است كه خودتان از من انتظار داريد!حتما شنيده ايد كه امام صادق(ع) فرموده اند:" براي اين كه پاكي و خوبي كسي را بشناسيد، به ركوع و شجده طولاني او نگاه نكنيد. زيرا او به اين عمل عادت كرده است. ولي به راستگويي او نگاه كنيد و از اين راه او را بشناسيد."1

1. سفينه صدق

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:39 PM
سلسله مباحث تربيت فرزند-5
مرا تربيت كن!
هفت سال وزيري
شماره پنجم

معاونت آموزش و پژوهش- بهار 1386


پيامبر(ص):
"فرزند در هفت سال سوم وزير خانواده و مشاور پدر و مادر است."

من شخصيت كامل دارم

پدرم! مادرم!

درست است كه هرچه قدر هم بزرگ شوم، باز هم بچه شما هستم. اما گاهي وقت ها اين مسئله در ذهنتان آن چنان عميق و بزرگ مي شود كه نمي توانيد به سن و موقعيت من فكر كنيد. آن قدر مرا كودك مي پنداريد كه يادتان مي رود من درهفت سال سوم زندگي ام قرار گرفته ام. من دراين سن مشاور و همراه زندگي شما هستم. هيچ كس تا به حال با مشاور خود بدرفتاري يا بي توجهي داشته است؟!

دوست دارم همراه و ياور شما باشم . درست است كه نسبت به شما تجربه كم و ناقصي دارم. هميشه فكر مي كنم به همين خاطراست كه خيلي وقت ها به من اعتماد نمي كنيد. اما اگر منصفانه تر نگاه كنيم، خودتان هم روزي جوان بوديد و مثل امروز من تجربه زندگي نداشتيد. پس لطفا اعتماد به نفس را از من نگيريد. كمكم كنيد تا رشد كنم و تجربه بياندوزم. بهترين مربي براي من خود شما هستيد. هميشه يادتان باشد كه پيامبر(ص) فرمودند:" به تمام شما مسلمانان توصيه مي كنم كه نسبت به جوانان با نيكي رفتار كنيد و شخصيت آن ها را گرامي بداريد." 1

1.كتاب قريش.ص1

من به كنترل و نظارت نياز دارم

پدر و مادر دلسوزم!

همان طور كه خودتان مي دانيد و نگران هم هستيد، جامعه امروز ما محيط سالم و مناسبي براي تربيت نيست. اگر شما به اعتماد مدرسه و دوست و جامعه از تربيت من غافل شويد، دير يا زود گرگ هاي تباهي مرا شكار خواهند كرد. به خود مي آييد و مي بينيد كه كار از كار گذشته و من ديگر آن فرزند سر به زير و حرف شنو شما نيستم. بلكه دردام انحرافات غرق شده ام. آن وقت غير از خودتان چه كسي را مي توانيد سرزنش كنيد؟!

من مصونيت مي خواهم. و اين مصونيت جز با تدبير شما در كنترل رفتار من در خانه و معاشرت هايم با دوستانم حاصل نخواهد شد. خيلي وقت ها نظارت غير مستقيم نتيجه بخش تر است. هم براي شما و هم براي خود من! پس تحت هر شرايطي فراموش نكنيد كه هدايت و سلامت تربيتي من به شايستگي شما بستگي دارد. اين حرف من نيست. خود امام باقر(ع) فرموده اند: " مصونيت فرزندان از خطرات و انحراف ها در پرتو صلاحيت و شايستگي والدين آن هاست." 1

1. بحار.ج15.ص178

در ازدواج كمكم كنيد!

پدر و مادر مهربانم!

حالا كه بزرگ شده ام خوب مي فهمم كه انسان در هر دوراني نيازهاي تازه اي پيدا مي كند. اين باعث مي شود كه عميق تر به آفرينش توجه كنيم و بدانيم كه خدا ما را بيهوده و تصادفي نيافريده است.

من در اين سن احساس بلوغ دارم. دلم مي خواهد مستقل باشم و براي خودم زندگي مشتركي را آغاز كنم. دلم هم صحبتي را مي خواهدكه بتوانم به او تكيه كنم و تمام حرف هاي زندگي ام را تا پايان عمر به او بگويم. حتما شنيده ايد كه پيامبر(ص) فرموده اند:" فرزندان مانند ميوه هاي رسيده درخت هستند كه اگر چيده نشوند، تابش خورشيد آن ها را تباه ساخته و باد اجزاي فاسد شده آن ها را پراكنده مي كند. وقتي به سن ازدواج رسيدند، دوايي براي آن ها جز ازدواج نيست."1

آري پيامبر(ص) بهتر از هر پدر و مادري نياز ما را درك مي كند. اسلام هم راه تكامل انسان را در ازدواج قرار داده است. البته ممكن است به دليل جواني و بي تجربگي ام ، در انتخاب همسر دچار اشتباه شوم. اين وظيفه سنگين شماست كه در اين مرحله با صبوري ياري ام كنيد. ملاك هاي صحيحي كه در طول زندگي يادم داده ايد در انتخاب همسر خود را نشان خواهند داد. من حاصل تربيت و اندوخته فكري خود را در ازدواج آشكار مي كنم. اميدوارم آن روز از شيوه هاي تربيت خود راضي باشيد. چرا كه پيامبر(ص) هم در اين رابطه فرموده اند:" از حقوق فرزند بر والدين خود اين است كه وقتي بالغ شد وسائل تزويجش را فراهم نمايد."2

1. بحارالانوار.ج103.ص221
2. مكارم الاخلاق.ص114

سر رشته را شما نگه داريد

پدر و مادر خوب و دلسوزم!

موضوعات و بهانه هاي دنيا برا ي به هم خوردن روابط خيلي زياد و پيچيده است. لازم نيست كسي به دنبال بهانه اي بگردد. خيلي راحت مي شود از هم دلخور شد و با هم قطع رابطه كرد. ريشه همه اين ها؛ سوء تفاهم و يا اختلاف سلايق و در نهايت فراموشي خداوند است. اما تدبير شما بايد آن قدردقيق و بلند باشد، كه هرگز چنين اتفاقي نيفتد.
حتي اگر اشتباهي از جانب من سر زد، بايد آن قدر دنيا در نظرتان فاني و حقير باشد كه نگذاريد چيزي بين ما فاصله بياندازد.

خيلي وقت ها از اين كه عمرتان را پاي من گذاشته ايد، و من به خاطر گرفتاري هاي زندگي خودم، فرصت رسيدگي به شما را ندارم، غصه مي خوريد. هرچند در ته دل مرا درك مي كنيد.ولي دلم نمي خواهد اين موضوع را به ازدواجم ربط دهيد و يا شريك زندگي ام را مسبب آن بدانيد. چون در آن صورت زندگي ام به خطر مي افتدو مجبور مي شوم بين دو راهي قرار گيرم.

مطمنا شما هم راضي به پريشاني من نيستيد. پس لطفا نگذاريد شرايطي به وجود بيايد كه چيزي از امور دنيا بين من و شما فاصله بياندازد.

اين مسئله به قدري مهم است كه پيامبر(ص) هم مي فرمايند:" از رحمت خداوند دور باشند، پدر و مادري كه فرزند خود را به سرپيچي از خود و آزار نسبت به خودشان وادارند و باعث قطع رابطه محبت شوند."1

1. وسائل. ج5. ص115

مرا در خلوت نصيحت كنيد!

پدر و مادر عاقل و فهميده ام!

تجربه شما از زندگي، چندين برابر من است. هميشه راهنمايي تان مهربانانه و دلسوزانه بوده وهست. اما خواهش مي كنم اگر مرتكب اشتباهي شدم، با صبر و حوصله براي آگاهي من تصميم بگيريد نه با خشم و عصبانيت. اين برخورد شماست كه مرا متوجه اشتباهم مي كند. گاهي وقت ها هم بايد زباني مرا نصيحت كنيد. نصيحت زباني شما خيلي مفيد است. اما در صورتي كه فقط بين من و شما باشد. از اين كه جلوي ديگران مرا نصيحت كنيد، خيلي بدم مي آيد.آن وقت احساس مي كنم داريد آبروي مرا جلوي ديگران مي بريد. حسي به من دست مي دهد كه اصلا دلم نمي خواهد به نصيحتتان گوش كنم. پند دادن در مقابل ديگران خيلي تلخ و ناگوار است. مگر نشنيده ايد كه اميرالمؤمنين(ع) فرموده اند:" نصيحت كردن در حضور مردم، كوبيدن شخصيت آن فرد است." 1


1. شرح ابن ابي الحديد20. كلمه908.ص341

خودتان مربي من باشيد!

پدر و مادر من!

شما اولين و مهم ترين مربي من هستيد. من شما را الگوي زندگي خود قرار داده ام. در بسياري از مسائل با شما مشورت مي كنم. اين راهنمايي و ديد گاه هاي شماست كه مسير مرا مشخص مي كند. و حتي در تصميم گيري هاي بعدي من اثر مي گذارد. يكي از اين راهنمايي ها، نحوه رفتار شماست. اين شماييد كه مي توانيد با رفتار شايسته خود سلامت زندگي مرا تضمين كنيد. اميرالمؤمنين علي(ع) مي فرمايند:

" بايد رفتار والدين با فرزند، مانند رفتار مربي شايسته اي باشد كه تربيت صحيحش در اين جهان، مايه زيبايي و جمال اخلاقي فرزند شود." 1

دقيقا همين طور است.خيلي از مشورت ها و درس ها را حتما نبايد زباني بگوييد. من آن ها را در رفتارهاي شما پيدا مي كنم. يادتان باشد كه هميشه شما براي من مربي هستيد. اگر چه قله هاي علم را هم درنوردم و به مقام هاي بالاي اجتماعي برسم!

1. تحف العقول.ص263

برايم دعا كنيد
پدر خوب و مادرمهربانم!

خدا در قبال همه خوبي هايي كه در حق من كرده ايد، مقامي برايتان در نظر گرفته كه اگر از من رنجيده باشيد بر من خشم خواهد گرفت و اگر از من رضايت داشته باشيد، مرا دوست خواهد داشت.

در اين دنيا هيچ چيز جز به خواست و مشيت خداوند انجام نمي شود. فقط دعاست كه مي تواند قضاي الهي را تغيير دهد. من هر چه از خدا بخواهم با دعاي خير شما شدني است. چرا كه خود امام صادق(ع) فرموده اند:"يكي از دعاهايي كه از استجابت خداوند، محروم نخواهد ماند، دعاي پدر و مادر براي فرزند است." 1

اگر چه خوب مي دانم هرگز قدرت جبران خوبي هاي شما را ندارم و حتي اگر همه عمرم را صرف خدمت به شما كنم، گوشه اي از محبت هاي خالصانه شما جبران نخواهد شد. با اين وجود از شما مي خواهم مرا از سرمايه دعاي خيرتان بهره مند كنيد. حتما مي دانيد كه پيامبر(ص) فرموده اند:"بنده اي را در بهشت يك درجه بالاتر مي برند كه آن را دستاورد اعمال خود نمي داند. به پروردگار خطاب مي كند: خدايا اين درجه از كجا به من داده شد؟ خداوند مي فرمايد: به خاطر طلب آمرزشي كه پدر و مادرت برايت انجام دادند." پس به من حق بدهيد كه هميشه به دعاي شما محتاج باشم.

1. سفينه البحار. ج1.ص458

مرا به ورزش سالم تشويق كنيد

پدر و مادر دلسوزم!

من جسم و روح خود را مديون شما هستم. شما براي رشد من سرمايه گذاري مي كنيد. يكي از ابعاد رشد من، تربيت جسمي من است و اين مسئله در ورزش به خوبي ممكن است.

حتما شنيده ايد كه پيامبر(ص) هم در اين مورد فرموده اند:" فرزندان خود را شنا و تيراندازي تعليم دهيد." 1

شايد در زمان ايشان اين دو ورزش سالم ترين و مؤثرترين ورزش ها بوده اند. اما امروز هم هر دو اين ها بهترين و نتيجه بخش ترين ورزش ها محسوب مي شوند.

شما كه مي خواهيد مرا به باشگاه ورزشي بفرستيد و در رشته اي همراهي ام كنيد، لطفا با مطالعه و دقت وارد شويد. مكاني سالم و ورزشي مناسب اوقات فراغت مرا پربار خواهد كرد.

بدني ورزشي ، روح و فكري سالم را به من هديه خواهد كرد. البته بايد نظارت شما بر فعاليت من سايه داشته باشد. مي دانم چه مسئوليت سنگيني است. اما اين را هم مي دانم كه براي پدر و مادر،همه اين رنج ها شيرين است.

1. وسائل الشيعه.ج15.ص194

شغل سالم و مناسب مي خواهم

پدر زحمتكش و مادر سخت كوشم!

من در دوره سوم زندگي ام كه آغاز استقلال و ثبات شخصيتم است، براي اداره زندگي خود به شغلي مناسب نياز دارم. در كشور من كه جمعيت جوانان جوياي كار بالا است، مطمئنا پيدا كردن شغلي دلخواه، اگر نگوييم ناممكن، خيلي دشوار است. اين شماييد كه بايد قبل از اين كه به چنين روزي برسم، براي من برنامه ريزي كنيد. من در اوج جواني و خامي چيزي از كار و كسب نمي دانم. در دوراني كه به دنبال كار هستم، بايد به من روحيه بدهيد . همراهي ام كنيد. اين باعث مي شود كه دلسرد نشوم و با جديت بيشتر دنبال كار باشم. از آن جا كه شما مرا بزرگ كرده ايد، گاهي بهتر از خود من از استعدادها و توانمندي هايم خبر داريد. براي همين شماييد كه مي توانيد در اين مرحله مهم به داد من برسيد.يادتان هست كه پيامبر(ص) در همين رابطه فرموده اند:"همه شما بايد كار و كوشش نماييد. ولي آگاه باشيد كه انسان ها كاري را به آساني انجام مي دهند كه براي آن آفريده شده اند."1


1. سفينه.يسر.ص732

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:40 PM
برخی مبانی رفتار کاری مبتنی بر سیره اهل بیت (علیهم السلام)
نويسنده : دکتر سید عباس کاظمی

1. همراه بودن رفتار اجتماعی و فردی

انسان نمی تواند در عرصه اجتماعی عابدانه عمل کند مگر اینکه در همان لحظه خود را در محضر پروردگار بداند. این دو وجه در انسان نباید لحظه ای از هم جدا شود. در درون لحظه ای خدا را فراموش نکند و به دنبال کسب رضایت او و حفظ تقوا و انصاف باشد و در بیرون خدمتگزاری باشد که به دنبال خدمت می رود و خدمت کردن را فرصت تعالی می داند که خداوند در اختیارش گذارده است.

جدایی این دو حیث انسان، ظلمت او را به دنبال می آورد. انسان اگر لحظه ای خود را بی نیاز از توجه به خداوند دید در همان لحظه است که شیطان ریسمان ولایی برای او پهن می کند. پس این نیست که انسان در دوره ای به خود بپردازد و در دوره ای به جامعه، خیر سیرﺓ اهل بیت (علیهم السلام) این است که انسان هر لحظه مراقب و مواظب نفس باشد و در عین حال هر لحظه به دنبال خدمت کردن، که این خدمت در عرصه خانواده، اجتماع و .... شکل می گیرد؛ آنگاه است که این خدمت برای او نورانیت می آورد. این حرکت درونی اگر شکل نگیرد هر چند قالب بیرونی خوب طراحی شود انسان را به تعالی نمی رساند؛ لذا برای انجام کار خوب توجه به فرد و سازمان هر دو لازم است. در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) نه فرد گرایی است و نه جمع گرایی یعنی اصالت را نمی توان به فرد داد به این معنی که جامعه (سازمان) رها باشد و نمی تواند به جمع (سازمان) داد که فرد له شود.

2. توجه به کار و تلاش فراوان، هدفداری، کم توقعی و بی عیبی کار

در این نگاه کار عرﺻﺔ عبادت است و موقعیتی است که خداوند به انسان داده تا رشد کند و تعالی یابد. ار این منظر کار ابزار کمال انسان است؛ کار زیاد هیچکس را نابود نکرده است، آنچه که انسان را از بین می برد کار بی هدف و پراکنده است که در مخالفت با درون انسان قرار می گیرد و روح انسان را کسل می کند. اگر انسان بداند برای چه کار می کند و با چه کسی مواجهه دارد کار نه تنها خسته اش نمی کند که جلای روحش می شود. او کار را فرصتی می بیند که خداوند برای نیل به کمال در اختیارش قرار داده است؛ خوب می داند که وقت تنگ است لذا سعی می کند بیشترین خدمت را به بهترین صورت در این وقت کم انجام دهد. در این نگاه انسان ها با سعی و تلاششان شناخته می شوند، اگر تلاششان هم به ثمر ننشییند تأثیر نفسانی خود را می گذارد. تلاش برنامه داشتن را هم در خود دارد، تلاش بی هدف مرضی پروردگار نیست؛ انسان موحد به تمام امور خود سمت و سوی الهی می دهد.

به راستی که پروردگار عالمیان بندگان پرکار و کم توقع را بسیار دوست دارد، بندگانی که کار می کنند و منتی ندارند و کار خود را توفیق او می دانند.

در این نگاه علاوه بر جنبه های دانشی، مهارتی، تجربی و بهره گیری از ابزارهای فنی روز به ولایت پذیری، مدارا، محبت، تحمل یکدیگر و ....و به عبارتی به تمام خطوط اخلاق اسلامی توجه می شود و این خطوط مبانی اخلاق کاری قرار می گیرد زیرا قرار است با انجام کار خوب انسانها علاوه بر کسب سود، شروع به رشد کنند و متعالی شوند و رضایت پروردگار را جلب نمایند و این امر تنها با تبعیت از قرآن و سیرﺓ اهل بیت (علیهم السلام) ممکن است که خود بایستی مبانی تعلیم و تربیت قرار گیرد. درست است که خوب کار کردن و منطبق با وجدان دینی عمل کردن ارزش است و در انجام کار همه باید به دنبال کار بی عیب باشند اما این به این معنی نیست که اگر نتوانستیم به آن حد برسیم خود را از بهره ها ی کار انجام شده محروم کنیم زیرا خیر کمتر بهتر از فقدان آن است و خیر بیشتر بهتر از خیر کمتر؛ در وهله اول باید به دنبال خیر کثیر باشیم اگر به آن نرسیدیم به مراتب پایین تر راضی شویم و خود را محروم نکنیم و دیگران را هم. با همین خیرهای قلیل است که انسان ها آماده می شوند تا خیر کثیر را دریافت کنند؛ این هم نوعی تربیت و اعمال آن در مدیریت و نظام کاری است تا موجب انگیزش افراد برای انجام وظایف شود.

3. تشویق مداری، سنجش در سطح مشاهده پذیر و صراحت در کلام و عمل

با تشویق و ترغیب رفتارهای پسندیده افراد می توانند به خلاقیت برسند و زنده شوند، زنده شدن افراد خود موجب زنده شدن سازمان هم می شود.

به زبان دیگر بصیر شدن افراد و حیات قلبی انسان ها سازمان را بصیر و دارای حیات حقیقی می کند؛ در این مسیر تربیتی بایستی به تعامل، تفاوت استعدادها و راه های متفاوت برای کمال افراد و سازمان و سنجش عملکرد آنها توجه کرد. سنجش افراد به معنی سنجش ایمان و ویژگی های درونی افراد نیست آنچه سنجیده می شود باید در سطح مشاهده پذیر باشد و مربوط به کار ایشان در زمان و مکان خاص و نه درون افراد؛ بنابراین سیستم ارزیابی و کنترل کار نباید مستمسک سوء استفاده های غیر اخلاقی قرار گیرد و حوزه خصوصی افراد مورد تعرض قرار گیرد.

لذا نحوه ارزیابی افراد هم باید منطبق بر الگوهای رفتاری اهل بیت (علیهم السلام) باشد. برخی، خطاها را آنقدر بزرگ می کنند که دیگر جایی برای فرد در سازمان نمی ماند و بی حیثیت می شود که این دور از مدیریت بر مبنای کرامت انسان است. عموماً ارزیابی برای تشخیص این است که ببینید فرد در چه جایی بهتر تربیت می شود و مؤثرتر است؛ مسأله تبعیت از سیرﮤ معصوم معصومین (علیهم السلام) در تربیت شدن و اخلاق عملی بسیار مؤثر است.

شیوه مناسب برای رفع ایرادها تشویق مداری است، توبیخ را باید به حداقل رساند؛ مانند در آوردن غده سرطانی که اگر بماند بیماری فراگیر می شود، توبیخ باید در این شرایط رخ دهد. تا می شود دعوت به خیر اندیشی و کار صحیح باشد که خود مستلزم صراحت مدیران در کلام و عمل است چنانچه این صفت منطبق با فطرت انسان است، دوگانگی در رفتار و یا در رفتار و کلام منجر به رشد نفاق و اختلاف در محیط می شود.

4. نگاه به ارباب رجوع

از این منظر تمام کارها چارچوبی الهی دارد، انسان به قصد قرب بر سرکار حاضر می شود و به دنبال فرصت خدمت می گردد نه اینکه از آن فرار کند. ارباب رجوع را رسول رحمت می داند که با حل مشکل او بر تعالی اش افزوده می شود. از کار دلسرد و دل خسته نمی شود و به دنبال این نیست که ساعت کاری زودتر تمام شود. با کسالت سرکار حاضر نمی شود و از کار نمی دزدد. اینها همه نتایج آن نگاه و آن کمال معنوی است که باید در درون حاصل شود.

5. نگاه به همکاران

کارمند نگاهش به کار تفاوت خواهد کرد، او همکارش را شریک راه می داند نه فردی در مقابل خودش، می داند که او هم در مسیر تعالی حرکت می کند پس باید به وی کمک کرد. در این نگاه توحیدی همکاران، اهم از اساتید، کارمندان، مدیران، مستخدمان همه به دنبال یاری یکدیگر بر می آیند چون در جامعه دینداران خدمت می کنند، ارتقاء دیگری را ارتقاء خود می دانند و درد دیگری را درد خود و آبروی دیگری را آبروی خود، عزت دیگری عزت آنهاست. پس سعی می کنند که این حیات را در محیط حفظ کنند. اگر عیبی دیدند آن را برملا نمی کنند بلکه درصدد رفع آن بر می آیند با حفظ آبرو، زیرا می خواهند خداوند راضی باشد و خداوند از آبرو ریختن راضی نیست. احیاء نفس انسان با امر به معروف و نهی از منکر رخ می دهد نه با برملا کردن خطای او مگر در موارد معدودی که آن خود مرتبه ای از نهی از منکر باشد. چرا که امر به معروف و نهی از منکر هم در شریعت مراتبی دارد که حفظ آن مراتب وظیفه ماست.

6. توجه به کمال همه افراد

کمال هر فرد کمال مجموعه را به دنبال دارد. در این نگاه انسان اگر تعالی بگیرد منجر به تعالی مجموعه می شود و انسان ها اگر از نظر روحی کسل و ناامید شوند و یا بدگمان و بدبین باشند مجموعه چنین می شود، این از ویژگی های انسان است که فرد بر جمع و جمع بر فرد اثر می گذارد، پس برای ارتقاء جمع (سازمان) باید به ارتقاء روحی افراد و معنویت و تعالی آنها اندیشید و برای آن برنامه داشت.

7. توجه به بهره وری و خلاقیت

بهره وری در سازمان های انسانی مانند دانشگاه، حوزه و ... بهره وری انسانهاست و بهره وری انسان ها در تربیت توحیدی رخ می دهد. انسان ها هر چه قدر موحدتر شوند، بصیرتر و کارآمدتر می شوند، شکوفایی خلاقیت در انسانها، ارتباط مستقیم با تربیت توحیدی در ایشان دارد. آن خلاقیتی که به صلاح می انجامد و جامعه را به کمال رهنمون می سازد، در این شرایط شکوفا می شود.

8. هدفگذاری و برنامه ریزی در ابعاد فردی و اجتماعی

با توجه به اهداف تربیتی باید برای افراد برنامه داشت و چه برنامه ای دقیق تر از برنامه ای که خالق انسان آن را معرفی کرده است. قرآن و عترت، ریز این برنامه را دارد. با مطالعه دقیق قرآن و سیرﺓ اهل بیت (علیهم السلام) در می یابیم که برای تمام امور راهکار است، روش هست. قرآن و سیرﮤ اهل بیت (علیهم السلام) میزان است، بایستی تمام کارها در این ترازو سنجیده شود. بر ماست که صورت عملی برای این مسأله داشته باشیم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) فرموده اند: "انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی (علیهم السلام) ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا" پس حتماً چنین است و عرصه زندگی ما چه حیات فردی و چه حیات اجتماعی باید در این چارچوب باشد، و تنها در این صورت است که حیاه طیبه نصیبمان می شود و خسرانی در کار نخواهد بود. بنابراین هدف گذاری و برنامه ریزی برای تأمین نیازهای فردی و اجتماعی موجب انگیزش برای کار مفید تر می شود.

هدف گذاری برای تأمین نیازهای مادی و معنوی بستر مناسب را برای رشد و تربیت فراهم می کند، چون قرار است انسان ها رشد کنند و بنده شوند و درک بندگی کنند، این چیزی است که به آن دعوت شده اند.

پس از تبیین مبانی نظری نوبت به گام های عملیاتی کردن این الگو می رسد. از آنجا که انسان چنان رفتار می کند که می اندیشد و باور دارد – با لحاظ کردن عنصر اراده – پس شکل گیری رفتار مبتنی بر شکل گیری اندیشه و ایمان است (خطوط ممتد) در این نگاه آنچه انگیزه فرد است کسب رضایت پرودگار است که متناسب با شرایط عبودیت و بندگی خود را انجام می دهد. انسان با انجام رفتارهای منطبق با سیرﺓ اهل بیت (علیهم السلام) ایمانش افزون می گردد و اندیشه های او بارور می گردد (خط چین) و هر چقدر این مسأله افزایش یابد خود مدیریتی به لایه های عمیق تر می رسد یعنی به لایه حکمت؛ اگر این کنش و واکنش رفتار و ایمان ادامه یابد در آن صورت است که انسان به حکمت دست می یابد و بصیر می شود و آنگاه به خلاقیت می رسد.

لذا بایستی این مبانی نظری را به عمل نزدیک نمود که گام های آن در ادامه بیان می شود.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:40 PM
آئين شيردهي
معاونت آموزش و پژوهش-تابستان 1386

فلینظر الانسان الی طعامه


مادر مهربان!
سلام!
حتما از این که خدا هدیه ای به این عزیزی به تو و همسرت عطا کرده، خیلی خوشحالی.

قدم نورسیده تان مبارک!

این کودک، تکرار و مرور حیات خود توست. خدا او را قرار داده تا خود را دوباره از نو شروع کنی. تا بدانی که انسان ضعیف آفریده شده و خدا او را در سختی ها و مشکلات قرار داده تا راه کمال و عبودیت را در پیش بگیرد.

اولین نیاز کودک تو تغذیه و توجه به رشد جسمانی اوست.

تمام لحظاتی که برای تولد کودکت رنج کشیده ای، در درگاه خدا عبادت محسوب می شود. از سختی های قبل از تولد تا الان که کودکت به شیر نیاز دارد.

حتما می دانی که روایات زیادی درباره ثواب شیر دادن رسیده است. امام صادق(ع) مادر شیرده را به مجاهد فی سبیل الله تشبیه فرموده اند و اجر او را در صورت فوت، مساوی اجرشهادت شهید دانسته اند.

روزی پیامبر(ص) در مورد جهاد صحبت می کردند. زنی پرسید: یا رسول الله! آیا زنان هم بهره و نصیبی از جهاد می برند؟

پیامبر فرمودند: آری. از زمان حمل تا از شیر گرفتن طفل برای زن اجر و ثوابی است مانند ثواب آن کس که اسب سوار شود و در راه رضای خدا برای جان نثاری حاضر و مهیا شود.

آیا می دانی شیردر تربیت معجزه می کند!

اگر دوست داری بیشتر در مورد تاثیر عجیب شیر در تربیت کودکت بدانی ماجراهای زیر را بخوان:

به مادر شیخ انصاری که یکی از سرمایه های شیعه است گفتند: چه فرزند خوبی تحویل جامعه دادی!

جواب داد:"من توقع بیشتری از این پسرم داشتم. برای این که در2سالی که او را شیر دادم هیچ وقت بدون وضو نبودم. نصف شب بچه ام گریه می کرد و شیر می خواست. بلند می شدم وضو می گرفتم و بعد بچه ام را شیر می دادم.


از مادر مقدس اردبیلی نیز پرسیدند: سبب مقام ارجمند پسرت چیست؟
فرمود: من هرگز لقمه ای شبهه ناک نخوردم و قبل از شیر دادن بچه وضو می گرفتم . ابدا چشم به نامحرم نیانداختم و بعد از شیرباز گرفتن در تربیت او کوشیدم. همیشه او را با بچه های خوب نشست و برخاست می دادم.



فرزند شیخ فضل الله نوری از جمله کسانی بود که برای اعدام پدرش تلاش می کرد. یکی از بزرگان در زندان به ملاقات مرحوم نوری می رود و می گوید: این پسر چرا این قدر پست شده که علیه پدر خود دشمنی می کند؟

شیخ فرمودند: خودم هم می دانستم و همین ترس را داشتم . سپس فرمودند: این بچه در نجف متولد شد. مادرش بیمار شد. مجبور شدیم دایه ای بگیریم تا به او شیر دهد. پس از مدتی متوجه شدم که این زن آلوده است و حتی دشمن امیرالمومنین و اهل بیت(ع) می باشد. همان جا زنگ خطر برای من زده شد. اما دیگر کار از کار گذشته بود.


راستی مبادا تصور کنی که با شیر دادن تنها غذای کودکت را فراهم می کنی وفقط او را از گرسنگی نجات می دهی.این طور نیست. شاید کودکت بدون شیر تو هم بتواند رشد کند و زنده بماند. اما کار مهم تری که انجام می دهی و چیزی نمی تواند جایگزین آن شود این است که شیردهی تو وسیله ای برای تبادل عاطفی و تقویت روحی کودکت است. کودک به هنگام مکیدن سینه ات، صدای قلب تو را می شنود و آرامش می یابد. شیر تو کودکت را شاد و خرسند نگه می دارد و حتی از نظر اخلاقی در او اثر مثبتی دارد.

حتما به همین خاطر است که پیامبر(ص)بارها فرموده اند:" برای طفل هیچ شیری بهتر از شیر مادر نیست."
( مستدرک الوسائل.ج15.ص156)

این نکته ها را به خاطر بسپارید!

نکته اول:

نام خدایادتان نرود!

در شروع شیر دادن ذکر بسم الله را فراموش نکنید. باوضو بودن در این هنگام زیباترین جلوه بندگی یک مادر است. در روایتی از پیامبر(ص) تاکید شده است که هر امر باارزش و مهمی که بدون ذکر بسم الله الرحمن الرحیم انجام شود ناقص و بی نتیجه خواهد ماند. شکر الهی را در پایان شیردهی و غذا دادن به کودک فراموش نکنید.

نکته دوم:

حلاوت اولین شیر را به کودک بچشانید!

بهتر است که سریعاً پس از تولد یا کمی پس از آن شیردهی آغاز شود. اولین شیری که از سینه بیرون می آید "کلستروم" یا "آغوز" نام دارد که از لحاظ مواد مغذی بسیار غنی است و کودک را در مقابل بیماری ها محافظت می کند و متخصصین توصیه می نمایند که هرگز نباید کودک را از آن محروم کرد. همچنین سریع شروع به شیردهی کردن باعث می شود که کودک به سینه و تغذیه با آن عادت کند.

نکته سوم:

زمان شیردادن به کودک بستگی دارد

در چند هفته اول بهتر است که زمان را به کودک بسپارید، یعنی هرگاه که او خواست. شیر مادر زودتر از شیر خشک هضم می شود. بنابر این کودکانی که شیر مادر می خورند بیشتر از کودکان شیر خشک خوار نیاز به شیردهی دارند. اما به طور میانگین هر یک ساعت و نیم تا سه ساعت یکبار باید کودک را شیر داد. البته هرچه اشتهای کودک افزایش یابد این زمان کمتر خواهد شد.

سعی نکنید برای شیردادن (با شیر مادر) برای کودک زمان خاصی را مشخص کنید. این کار میزان شیر را کم می کند و کودک را گرسنه و بی قرار می سازد.

نکته چهارم:

با کودک حرف بزنید!

در هنگام شیر دادن به کودک نگاه کنید و با او حرف بزنید. در روزهای هفته با یاد معصومی که آن روز به نام وی منتسب است،کارهایتان را انجام دهید، غذا بخورید و به کودکانتان شیر بدهید.

مادری که می خواهد فرهنگ ساز باشد و فرهنگ اهل بیت را به کودک خود منتقل کند، لازم است با فرهنگ دین کودک را تغذیه کند و پرورش دهد.

صبر و آرامش، عصبانیت و تند خویی، افکار سالم یا غیر سالم ، گذشت و رافت اسلامی و یا لجاجت و انتقام گیری شما، همه و همه بر روی کودک تاثیر خواهد گذاشت. پس آینده شما درگرو اعمال و برخورد شماست.

نکته پنجم:

به شیوه درست به کودک شیر بدهید!

هنگام شیر دادن و خواباندن کودک طفل در سمت چپ قرار گیرد. چون کودک از درون رحم با صدای قلب مادر انس دارد، لذا در سمت چپ راحت تر است.

هنگام شیر دادن، کودک را روی بازوان لخت قرار دهید تا طفل گرمای بدن مادر را احساس کند. زیرا این احساس در رشد جنبه عاطفی کودک موثر است.

نکته ششم:

کودک را آزاد بگذارید!

کودکان در هنگام مکیدن پستان مادر علاقه شدید دارند که بدن وی را لمس کنند و دائما به بدن او دست زده و بازی کنند. اگر مادر به علت ناآگاهی مانع این امر شود, آثار نگرانی و گرفتگی در رخسار و عاقبت گریه کودک ظاهر می شود و حتی ممکن است تصمیم به ترک شیر خوردن بگیرد.

البته مادرانی که کودک خود را شیر هم نمی دهند، لازم است او را در آغوش بگیرند و نوازش کنند.

به کودک از هر دو پستان شیر بدهید. بهتر است هر بار از یکی از سینه ها شروع کند( در یک نوبت از سینه راست و در نوبت بعد از سینه چپ شروع کند به طو رمتناوب.)

شیر مادر برای نوزاد کافی است و به هیچ غذا یا مایع دیگری نیاز ندارد.

از رسول خدا نقل شده که : خداوند روزی فرزند را در دو پستان مادرش قرار داده است.در یکی آب و در دیگری طعام اوست.

نکته هفتم:

به غذای خود توجه کنید!

استفاده ازمیوه جات، سبزیجات خام، ویتامین و رژیم غذایی مناسب که درهر وعده آن مقداری پروتئین( ماهی،گوشت،تخم مرغ،پنیر و شیر) را حتما جدی بگیرید. مایعات نیز باید به میزان کافی( حدود سه لیتر شیر، آب میوه، چای، آب) بنوشید.

راستی از خوردن سیر و پیاز و آنچه تند است دوری کنید.

نکته هشتم:

بهداشت شیردهی یادتان نرود!

قبل از هر بار شیردهی، دست هایتان را با آب ولرم و صابون بشویید. زیرا از طریق دست بسیاری از میکرب های موجود در محیط خانه یا بیمارستان به شیرخوار منتقل می شود.(استحکام و یا شستن پستان با آب ولرم روزی یک بار کافی است.)

در هر وعده شیردهی قسمت رقیق تر و انتهای آن غلیظ تر و چرب تر است. شیرخوار برای رشد مطلوب باید هر دو بخش شیر را دریافت کند. پس پستان خود را به مدت کافی در دهان او قرار دهید و اجازه دهید آن را خوب بمکد. برای مکیدن محدودیت زمانی قائل نشوید. بگذارید هر قدر که شیرخوار می خواهد مک بزند و هر موقع خواست سینه را رها کند.

مبادا به خیال کمک به نوزاد نوک پستان را نیشگون گرفته و مانند سر بطری در اختیار کودک قرارا دهید.این کار باعث می شود که کودک فقط نوک پستان را بمکد. راه صحیح آن است که تمام پستان را در اختیار کودک بگذارید. این کار کمک می کند که نوک پستان و هاله اطراف آن به اندازه کافی در دهان شیرخوار قرار گیرد. فقط می توانید با انگشت بالای نوک پستان را کمی فشار بدهید تا جلوی تنفس کودک گرفته نشود.

تغذیه نوزاد در شب باعث افزایش ترشح شیر می شود. همچنین مکیدن های مکرر بهترین محرک برای زیاد شدن شیر است.

نکته نهم:

بعد از شیر دادن هم مواظبش باشید!

پس از هر نوبت شیردهی شیرخوار را بر روی شانه و یا در آغوشتان به صورت عمودی نگه دارید تا آروغ بزند.( برای تسهیل آروغ می توانید به ملایمت پشت شیرخوار را بمالیدو همچنین پنج تا ده دقیقه پس از گذاشتن کودک در جای خوابش عمل فوق را تکرار کنید و سپس او را به پشت یا به طرف راست بخوابانید.)

نکته دهم:

مزایای شیر خودتان را فراموش نکنید.

تغذيه نوزاد با شير مادر شانس بروز سرطان پستان را كاهش مي‌دهد.

خونريزي پس از زايمان در مادراني كه كودكانشان را با شير خود تغذيه مي‌كنند زودتر قطع مي‌شود.

شير مادر هميشه تازه و در دسترس است و هر زمان كه كودك احساس گرسنگي كند، در اختيار اوست؛ همچنين تغذيه با شير مادر پيوند محبت بين مادر و شيرخوار را محكم‌تر مي‌كند.

احتمال بروز سوء تغذيه، اسهال، عفونت‌هاي تنفسي و گوش‌درد و شيوع آلرژي زير يك‌سال و بزرگسالي در كودكاني كه با شير مادر تغذيه مي‌شوند كمتر از ساير كودكان است.

لاغري و كاهش وزن پس از زايمان در اين افراد كمتر ديده مي‌شود و مادران مذكور راحت‌تر به وزن طبيعي قبل از زايمان باز مي‌گردند.

آرامش خاطر مادر و كودك در تماس پوست با پوست بين آن دو و جلوگيري از اختلالات رفتاري و عاطفي كودك در سال‌هاي آتي از عمده‌ترين تاثيرات تغذيه نوزادان با شير مادر محسوب مي‌شود.

نکته یازدهم:

اگر مجبور به دوشیدن شیر بودید...

دوشیدن شیر به معنای تراوش کردن شیر از سینه به کمک دست یا بوسیله شیردوش می باشد. برخی زنان که خود به کودک شیر می دهند، ممکن است برای راحتی بیشتر اجازه دهند تا دیگران در شیر دادن به کودکشان کمک کنند مثلا می خواهند برای مدتی کوتاه از کودک دور باشند یا اینکه تمایل دارند تا همسرشان را در این امر بیشتر درگیر کنند.

وسایل مختلفی برای دوشیدن شیر مادر وجود دارد و مهم است که تمام وسایلی که مورد استفاده قرار می گیردو همین طور بطری شیر استریل باشد. شیر مادر نیز باید در فریزر قرار بگیرد و قبل از استفاده گرم شود.

نکته دوازدهم:

به حالات کودک توجه کنید:

حالت1:كودك شما زود به زود شير مي خورد:

شير مادر سريع هضم مي شود (معمولا1.5 تا 2 ساعت) از اين رو كودكان شيرخوار (شير مادر) زودتر از كودكان شيرخشكي گرسنه مي شوند. برخي از كودكان نياز شديدي به مكيدن دارند. همچنين كودكان اغلب براي احساس امنيت بيشتر به اين نياز دارند كه به طور مداوم با مادر تماس داشته باشند. تمام اين موارد طبيعي است و با برآوردن اين نيازها كودك لوس نمي شود.

حالت2:كودك شما به طور ناگهاني دفعات شير خوردنش افزايش مي يابد و يا اينكه طولاني مدت شير مي خورد:

اين حالت، جهش رشد كودك است. كودك گاهي ميزان شير خوردنش بيشتر مي شود كه معمولا از چند روز تا يك هفته طول مي كشد و اين امر باعث افزايش ميزان شير مادر مي گردد. در صورت بروز اين حالت به كودك مكمل غذايي ندهيد. مكمل دادن (مانند شير خشك، آب قند و ...) به بدن هشدار مي دهد كه كودك نياز به شير بيشتر ندارد و در نتيجه ميزان شير كاهش مي يابد.

حالت3:كودك پس از شير خوردن يك بطري شير خشك يا شير جوشيده شده را با ولع مي‌بلعد:

بسياري از كودكان با ميل خود يك بطري شير را حتي پس از يك تغذيه كامل از سينه مادر، مي خورند. البته اگر اين كار را به طور مرتب تكرار كنيد شيرتان كم خواهد شد.

چه چیز هایی شیر شما را کم می کند:

پستانك باعث مي گردد كه كودك با نوك سينه مشكل پيدا كند و همچنين باعث مي‌شود كه مقدار زماني كه كودك با سينه مادر ارتباط برقرار مي‌كرد، كمتر شود كه در نتيجه باعث كاهش ميزان شير مادر مي‌شود.

محافظ نوك سينه: اين نيز مي‌تواند منجر به ”مشكل با نوك سينه“ شود. همچنين باعث مي‌شود كه تحريك نوك سينه كه در انتقال شير نقش مهمي دارد كم شود و در نتيجه ميزان توليد شير كاهش يابد.

كودك خواب آلوده: در چند هفته اول، برخي كودكان غالباَ مي‌خوابند و خيلي كم تقاضاي شير مي‌كنند. اما شما در هر صورت هر دو ساعت يك بار در روز و هر 4 ساعت در شب به كودك شير دهيد تا ميزان شيرتان كم نشود.

شير دادن زمانبندي شده: شما نبايد طبق زمانبندي خاصي به كودكتان شير دهيد. اگر هر وقت كه كودك احساس گرسنگي كند و شما به او شير دهيد باعث ازدياد شيرتان مي‌گردد. اما زمانبندي مشخص براي شيردهي به توليد و ازدياد شير لطمه وارد مي‌كند.

قطع كردن شيردهي توسط مادر:

قطع شیر نيز به توليد شير و ميزان آن آسيب مي‌رساند. همچنين باعث مي‌شود كه چربي موجود در شير كه موجب وزن گرفتن كودك و پر انرژي ماندن او در بين فواصل شيردهي مي‌گردد به او نرسد.

در هر وعده از يك سينه شير بدهيد: اگر تمايل داريد كه شير شما افزايش يابد، بگذاريد كودك در هر وعده از يك سينه كامل تغذيه كند و سپس سينه ديگر را به او بدهيد.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:41 PM
راز هميشه ماندن



راز همیشه ماندن در چیست؟

روزهای قشنگ خدا در هاله ای از امانتداری ما نسبت به ودیعه او بر روی زمین که به رسم امانت باقی مانده است می گذرد و ما در هجوم جسارتهای بی وقت شیطان از اعتماد یک خالق به مخلوق غافل مانده ایم، غفلتی که شاید اگر ازابتدا او را در مسیر توبه می کشاندیم اکنون او ما را با خود به تباهی نمی کشاند.

اما همه شنیده ایم که خداوند ارحم الراحمین است و از انتهای محبت خود، بنده خویش را در سفره تنعمش جای می دهد.

آن روز را که آیه محبت او همانند خورشید بر سینه زمین و اهلش تابید، ما به خاطر نداریم چون نبودیم ، اما تاریخ ،آن را به خاطر دارد که نسل به نسل در ضمیر کتاب آسمانی پیامبر مهربانی ها ، ثبت کرد تا امروز و فرداها کسی از نبود حجت الهی ،ادله ای برای تقصیرهای خود بیان نکند .

سروش آسمانی از زبان رسول اعظم ترنم کلام اهل زمین شد که یا ایها الناس آیه بر پیغمبر نازل شده است :

بسم الله الرحمن الرحیم

الذین تتوفیهم الملائکه طیبین یقولون سلام علیکم ، ادخلوا الجنه بما کنتم تعلمون

پرهیزکاران کسانی هستند که فرشتگان قبض ارواح ، روح آنان را می گیرند ، در حالی که پاک و پاکیزه اند ، در آن حالت فرشتگان به آنان می گویند : سلام بر شما باد ، وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می دادید.

آری نوید مهر خدا بر گرده خاک که از افلاک آمده بود نهاده شد، بار سنگین و شیرینی که همیشه بودن ، حتی پس از مرگ را برای ما به ارمغان آورده بود.اکسیری که با گذشت چندین سنه از تاریخ آفرینش ، اما هنوز غافلانی هستند که به تصور خامشان ، آخرت خود را در پی کسب راهی برای تداوم عمر بشری خویش تلف می کنند غافل از اینکه تنها راه ابدی آن را خداوند چندین هزاره قبل از تولد زمین در لوح وحی خود بر قلب پیامبرش نازل کرده است.

زمان در چرخه نیا ت و اعمال ما در حال گذر است ولی آیا ما همانطور که به دنیایمان ، تفریحاتمان ، رفاهمان ، نحوه آسایشمان در دنیا بهاء می دهیم ، ذره ای به آخرت مشوش شده، از اعمال دنیائیمان فکر می کنیم ، به لحظه ای که موتمان فرا می رسد ، به آن زمان که تغییر چهره ما در لحظه عند الموت تنها و تنها بسته به اعمال خوب و بد ما در دنیا دارد .آیا هیچ فکر کرده ایم که ما در روز آخرت مانند دنیا، شاید غبطه چهره های زیبا را بخوریم؟و آیا اساسا برای این حسرت نیامده تدبیری اتخاذ کرده ایم ؟

آنان که هنگام رسیدن وعده خداوند دلی آرام و قلبی مطمئن دارند، تلالوء این آرامش الهی را بواسطه محبت خداوندی کسب کرده اند که او نیز به پاس انجام فرائض محوله بنده خویش، او را سرشار از مهر خود می کند.

عجب حکایت زیبایی، تا امروز مربوب، زکات نعمات رب خویش را می داد، زین پس رازق ، زکات بندگی مرزوق خود را می دهد .

می پرسی چگونه ؟ وقتی زمان رحلت او می رسد چهره اش رابسیار نورانی می کند تاجایی که رسول رسالت خدا می شود و برای انسانها حامل پیام می شود ،پیامی از جنس حقیقت ، حقیقتی با این مضمون که ای مردم ، مردن اول راحتی است.نترسید، آغاز وصال محبوب است، پاسخی به انتظار خدا است تا دیدار الست تکرار شود.

لحظه ای که عرق از پیشانی محتضر جاری است ،واز شدت رقت قلب، اشک از چشمانش سراریزمی شود ، زمانی است که اگر اهل معرفت دربالین میت حاضر باشند آرامش او را در لحظه جان کندن، موید این سخن می دانند.

در تاریخ بسیار داریم انسانهایی که شاید از شرایط مطلوب ظاهری برخوردار نبودند اما آنقدر فضایل اخلاقی، سیرت آنان را آراسته نموده است که برای همیشه عمر زمین، یک اسوه باقی می مانند، مانند جون غفاری که امیر المؤمنین( علیه السلام ) او را به 150دینار خرید و به ابوذر بخشید.

هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی( علیه السلام) و سپس به خدمت امام حسین ( علیه السلام) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد ، هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین( علیه السلام) آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست .

حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز. جون خود را به قدم های مبارک امام حسین( علیه السلام) انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟ جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.

یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم.نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین ( علیه السلام) گریستند و اجازه دادند. با آنکه جون پیرمردی90 ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند.

هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین ( علیه السلام) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:"الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام.

بارالها رویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما. از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.

وقتی در روایات درایت می کنیم به این نکته می رسیم که در هنگام قبض روح،مومن بی تابی می کند که شاید کنایه از اشتیاق رسیدن به لقاء الله باشد،در این حال خطاب فرشته مرگ به احساس او اینگونه است که ناراحت مباش و غصه مخور ، به خدا سوگند من نسبت به تو از پدری مهربان ، خوبتر و مهربانتر می باشم .

خدایا، آن زمان که دو فرشته مأمور انسان، در زمان موت به آسمانها می آیند و عرضه می دارند که یا الله بنده ات خوب بنده ای بود، در انجام اعمال صالح سریع بود و در گناه و عدم اجرای فرمانت کندی می کرد،با اینکه پرونده بنده بسته شده است اما این ندای محبت توست که مانند محبت مادری تمامی ندارد ودستور به رجوع ملائکه به زمین می دهی که بروید و در کنار قبر بنده ام تا موعد رستاخیز مرا تسبیح کنید واذکار الله اکبر و لا اله الا الله بسیار گوئیدو ثواب این اذکار را تا یوم القیامه برای او ثبت کنید.

خدای من ، اگرارحاممان بهترین تشریفات دنیائی را برای سپردنمان به خاک سرد زمین انجام دهند ،تو خود می دانی که در انتهای این خدمات، باز نیاز به یک بشارت آسمانی داریم که آخرین آرزویمان از جنس زمین است، به آن زمان که ما را دفن می کنند ولی تنها صدائی که ما را متوجه خود می کند نوای خانه برزخی ماست که ندا سر می دهد : من خانه غربتم ،یا ارحم الراحمین ما را در این احساس غربت و تنهائی دریاب.

خدایا در آن لحظه که هیچ پناه و ملجاء و امانی نداریم الا بقلب سلیم ، و آن زمانی که صدای پرسش ملائکه او ، تمام عرصه آفرینش را متوجه خود می کند که بگو امامت کیست ؟ قبله ات چیست ؟ما را متوجه محبت دوباره خود با مساعدتت و شفاعتت ، بفرما ؛ الهی آمین

منابع:

برگرفته از بحارالانوار،ج 6 ،ص166و 163/ ج81، ص176/ ج82 ، ص181و183
تفسیر نورالثقلین ، ج 4 ، ص 225

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:42 PM
رشد گرايش به حجاب اسلامى در کشور سوئد
براساس يك تحقيق از گرايشات اجتماعى و صنفى زنان مهاجر تبار ساكن سوئد، تمايل به استفاده از حجاب و پوشش اسلامى، بويژه در ميان دختران نوجوان مسلمان تبار در جامعه سوئد افزايش يافته است. «زنان محجبه شاغل در امور مختلف جامعه، با حفظ حجاب و حمل روسرى نشان مى‏دهند با افتخار و پاكدامنى، مى‏توانند در جامعه حضور داشته باشند.»

بنا به تحقيقاتى كه توسط يك بانوى خبرنگار سوئدى به نام خانم «كاترينا بيروال‏» صورت گرفته، بانوان و زنان جوان مسلمان كه بعضا سالها در سوئد زندگى كرده‏اند، بيش از زمان زندگى در كشور سوئد ، به ‏حفظ سنتها و پوشش اسلامى و استفاده از روسرى گرايش پيدا كرده و پيوسته بر تعداد خانمهاى محجبه افزوده مى‏شود، به گونه‏اى كه مى‏توان گفت پوشش موى سر اكنون رايج‏شده است.

خانم كاترينا بيروال در بررسى خود، زنان محجبه را به دو گروه تقسيم كرده است: گروهى كه عمدتا به منظور منحرف ساختن توجهات مردان و ممانعت از نگاه به آنان به چشم يك كالاى جنسى و تجارى و گروه ديگر كه از نظر سنتى داشتن روسرى و حجاب همانند بپا كردن كفش برايشان امرى محرز و طبيعى است. اين خبرنگار سوئدى به اين نكته نيز اشاره كرده است كه پوشش حجاب (اسلامى) علاوه بر زمينه‏هاى فوق، مى‏تواند برخاسته از يك ديدگاه سياسى، عمدتا به منظور شكلى از مقاومت در برابر سرمايه دارى غرب نيز مورد ملاحظه قرار گيرد.

آقاى يوناس سونسون، دانشجوى دكترا در رشته اسلام شناسى دانشگاه شهر لوند (واقع در جنوب سوئد)، در گفت و گو با كاترينا بيروال، مى‏گويد: در كشور سوئد آزادى كامل وجود دارد، بسيارى از دختران على رغم مخالفت والدين خود، اكنون روسرى برسر مى‏گذارند و در اين مورد نمونه‏هاى زيادى وجود دارد. وى مى‏گويد: روسرى سفيد رنگ بزرگى كه تا روى شانه‏ها را مى‏پوشاند، توام با لباسهاى غربى (از نظر رنگ و جنس، نظير كت و دامن) به صورت يك روند مد در اروپا، ميان زنان مسلمان فراگير شده است. آنها در كشورهاى دموكراتيك زندگى مى‏كنند و حفظ اسلام خود را با آن جامعه تطبيق مى‏دهند و همزمان، دانش و آگاهيهاى آنان نسبت‏به نگرشهاى مختلف در اسلام رشد مى‏يابد.

خانم كاترينا بيروال در گزارش خود نوشته است: «افراد در خارج از وطن اصلى، اغلب سنتى ترو به حفظ سنن خود بيشتر گرايش پيدا مى‏كنند و اين امرى است كه زنان مسلمان را حتى از زمان زندگى در كشورهاى خودشان، بيشتر به استفاده از روسرى ترغيب مى‏نمايد. به نوشته وى: «حتى فمنيستهايى وجود دارند كه معتقدند حجاب اسلامى، زنان آنان را از قيود بردگى و تهاجم مدها در امان نگه مى‏دارد». اين خبرنگار در بخشى از گزارش خود درباره برگزارى نمايشگاه روسرى در حومه پايتخت استكهلم، نوشته است: «مد ساز معروف فرانسوى، پير كاردن، بوتيك و شعبه‏اى در استانبول ندارد، اما در حومه استكهلم در منطقه رينكه بى (منطقه مهاجرنشين استكهلم) فروشگاه لباس زنانه‏اى وجود دارد كه آخرين مد روسريها و مانتو از شالهاى رنگين تا رداى بلند زنانه را مى‏فروشد.

ملاحظات

در كشور سوئد على رغم وجود گرايشات نژاد پرستانه كه بعضا گزارشات مطبوعاتى روند رو به رشد آن را خبر مى‏دهند، زنان مسلمان بويژه از كشورهاى عربى، بوسنى و پاكستان، بيش از سالهاى گذشته، به حفظ حجاب رغبت نشان مى‏دهند.

در ايستگاههاى قطار زيرزمينى و وسائط نقليه همگانى و فروشگاههاى بزرگ مركز شهر، اكنون ملاحظه بانوان محجبه در مقايسه با 4 سال پيش، امرى طبيعى و عادى به نظر مى‏رسد.

براساس آخرين گزارشات رسانه‏ها، در حال حاضر 300-200 هزار نفر از جمعيت 8/8 ميليون نفرى سوئد را ساكنان مسلمان تشكيل مى‏دهند.

تعيين ميزان تقيد به اعمال و احكام اسلامى در ميان مسلمانان سوئد، امرى بسيار دشوار است، اما با وجود سه سازمان بزرگ سراسرى اسلامى كه عمدتا چتر فراگير مراكز اسلامى مختلف در سوئد را تشكيل مى‏دهند، مى‏توان گفت كه ميزان تقيد به حفظ شعائر اسلامى در ميان مسلمانان ترك و عرب تبار بيش از مهاجرين ساير مليتهاست و علاقمندى براى مراجعه به مراكز اسلامى (پس از مشخص شدن وضعيت اقامت در سوئد) در ميان مسلمانان بوسنيايى و عرب، بيش از ساير مهاجرين ديده شده است.

گزارش روزنامه فوق از جمله گزارشات و به اصطلاح علائم اجراى اراده سياسى دولت‏به ادغام فرهنگى مهاجرين در جامعه بومى سوئد و همچنين جلب افكار عمومى جمعيت كثير مهاجرينى است كه تابعيت‏سوئد را پذيرفته‏اند.

درعين حال، اين گونه گزارشات از دو زاويه ديگر نيز مى‏تواند مورد ملاحظه قرار گيرد:

اول آنكه هشدارى است محترمانه و در واقع سيستماتيك نسبت‏به رشد اسلام گرايى نظير حجاب در ميان زنان مهاجر تبار در جامعه اروپا از جمله سوئد كه باعث نگرانى عده‏اى از سياسيون و دست اندركاران امور فرهنگى اين كشور گرديده است

و دوم، موضوع باز نمودن بحث‏حجاب در جامعه سوئد (با توجه به رشد فزاينده گرايش به عايت‏حجاب در سوئد)

و سپس تفسير و تفهيم آن، نه بدان گونه كه ماهيت و علل اصالت‏حجاب را در آيين اسلام مطرح نمايد، بلكه به شكلى كه از يكسو جامعه زنان، به نوعى آرامش نسبى احساس كنند و از سوى ديگر، شكل و نوع حضور آسان و متناسب شرايط را نشان دهد. شايد در نظر اول، تقليل معنويت‏حجاب و مدرنيزه كردن به ذهن متبادر گردد، ولى بايد هر پديده اجتماعى را متناسب بستر و زمينه اجتماعى آن پديده لحاظ كرده، گامهاى سنجيده و متناسب برداشت. شرايط جهانى و اوضاع فرهنگى منطقه (اروپا - اروپاى شمالى) نمى‏تواند متاثر از آنچه كه در عالم خارج به نام اسلام، در حال تحقق يافتن است، نباشد; در طول بيست‏سال گذشته، سياستمداران و صاحبان قدرت و مكنت مالى نيز تمام توان خود را در هدم جريان اسلامى بكار گرفته‏اند.

اما نتيجه نه تنها به نفع منافع ايشان نبوده، بلكه روز بروز شاهد رشد اسلام گرايى هستند. بنابراين، عاقلانه اين است كه زندگى مسالمت آميز با اسلام و مسلمانان داشته و از شدت تخاصم بكاهند. كشورهاى اروپاى شمالى كه از سويى از نظر تاريخى همچون اروپا درگيرى شديد مذهبى در عصر رنسانس و قبل از آن را تجربه نکرده اند و از سويى ديگر، مهاجرپذير و نيازمند مهاجر ند، ترجيحا راه ميانه را برخواهند گزيد. البته راه طولانى و داراى فراز و نشيب فراوان خواهد بود كه در اين ميان، رفتارهاى فرهنگى و تبليغات مذهبى ما مى تواند نقش قابل توجهى داشته باشد. تغييرات جهانى، شبكه‏هاى ماهواره‏اى، ارتباطات گسترده و روزمره، ايجاب مى‏كند كه نسبت‏به رفتارهاى فرهنگى و تبليغى متناسب با مناطق گوناگون، برنامه‏هاى خاص و جداگانه‏اى تنظيم گردد.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:43 PM
زنان مسلمان و شیوه های تأثیرگذاری در نظام بین الملل- قسمت اول
نویسنده: لیلاسادات زعفرانچی

" مجموعه مقالات اولین کنفرانس حقوق و مسئولیت های زنان در نظام اسلامی"


مقدمه

تحولات گسترده در جهان معاصر نشان از تغییرات شگرفی در وضعیت زندگی بشر دارد. منازعات و درگیریهای نظامی در کشورهایی چون افغانستان و عراق پس از رخداد 11 سپتامبر ،عدم پویایی و تأثیرگذاری سازمان ملل متحد را در عرصه جهانی به نمایش گذاشت. این در حالی است که توصیه های جهانی جهت تغییر نقش های به اصطلاح کلیشه ای زنان همچنان با ارائه معاهدات گوناگون نظیر کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان (CEDAW) به سیاستگذاران کشورهای اسلامی توصیه می شود.

نکته جالب توجه عدم دقت نظر محافل بین المللی بر آسیب و صدمات وارده به زنان و کودکان در مناطق جنگی عراق، افغانستان و آوارگی هزاران زن و کودک فلسطینی است که به وضوح به عنوان یک ظلم علیه این قشر بی دفاع و بی گناه در جهان مطرح است. تبیین جایگاه و منزلت والای زن در جهان امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به کوشش و تلاش دوباره دارد. در این میان زنان مسلمان جهان با تکیه بر مبانی الهی اسلام و با تکیه بر ادبیات مشترکی چون اخلاق، عدالت، ظلم ستیزی و... که می تواند همراهی اذهان عمومی زنان آزادی خواه جهان را به همراه آورد که در این راه پیشرو و حادثه آفرینند.

این مقاله می کوشد تا با ارائه نقطه نظرهایی پیرامون وضعیت زنان مسلمان در عرصه های تأثیرگذاری نظام بین المللی چون سازمان کنفرانس اسلامی، سازمان های غیردولتی و... به بهبود نقش آفرینی آنان در فضای جهانی بپردازد.

1- زن مسلمان در فرایند جهانی سازی

صاحبنظران معتقدند که درگیری های آینده جهانی بر پایه عوامل اقتصادی و ---------- شکل نمی گیرد، بلکه براساس عوامل فرهنگی شعله ور خواهد شد. نزدیکی ملل با یکدیگر به واسطه پیشرفت ارتباطات و رشد تکنولوژی به طور مداوم و پویا و ارسال سریع آن به کشورها موجب شده است تا آموزش های جهانی یکپارچه و فضای گفت و گو در عرصه بین الملی بیش از پیش مهیا شود. ارتقای آگاهی جهانی و افزایش اطلاعات عموم مردم دورترین نقاط جهان، از دستاوردهای مثبت جهانی سازی به شمار می آید.

فضایی که ترسیم شد، در حالی انسان را احاطه کرده که فضای رایانه ای 1 با این شعار که بگذارید مقرراتی وجود نداشته باشد گرایش به بی قانونی و کم رنگ شدن ارزش های اخلاقی یا شأن اجتماعی را افزایش داده است.

در انبوه زیبایی های مصور در فرهنگ و هنر، آنچه قابل رؤیت است اصرار بر زندگی فارغ از هیاهو و از همه مهم تر به دور از دغدغه های اجتماعی و ---------- است. در این فرآیند، انسان با دور شدن از معنویات، خواهان استفاده هر چه بیشتر از زمان و مکان و کلیه ابزارهای مالی است که بدون هیچ قید و شرطی، برای لذت و رفاه بیشتر، در اختیار او قرار می گیرد.

امروزه، کلیه وسایل ارتباط جمعی و ابزار اطلاع رسانی به گونه ای آشکار در دسترس کشورهایی است که از لحاظ قدرت صنعتی و برتری اقتصادی حرف اول را می زنند.
نتیجه این نظر گاه این است که معاملات فرهنگی بین غرب و کشورهای دیگر نامتعادل و نابرابر است، لذا جهانی شدن پدیده ای است که اساساً غربی به نظر می رسد و غیر غربیان در روند مواجهه نابرابری فرهنگی، ناچار از انقیاد و اطاعت از غرب می شوند.
متفکران بر این عقیده اند که جوامع جدید در اواخر قرن بیستم، به دلیل رشد روزافزون ارتباطات فراملی، با بحران هویتی رو به رو هستند که در نهایت به همسان سازی و هویت مشترک مبدل خواهد شد. گرایش بیشتر به مقوله جهانی شدن، فروپاشی همه هویت های مستحکم فرهنگی، مصرف گرایی بین ملت ها، اشکال این هویت مشترک است. از آنجا که فرهنگ ملی، بیشتر در معرض تأثیرات خارجی قرار می گیرد، حفظ هویت به صورت دست نخورده برای انسان امروزی از هر زمان دیگر دشوارتر است؛

با گذشت زمان و رخدادهای تاریخی، ابهاماتی در فرضیه بالا پدید آمد. آنچه موجب بروز شبه در امر «همسان سازی» فرهنگ شد، استواری بعضی اعتقادها و ارزش های ملی در جوامع بود. بسیاری از کشورها با وجود رنگ باختگی ظواهر فرهنگی، در آرمان ها و ارزش های خود راسخ بودند. در تاریخ معاصر، رویدادهای بسیاری بر گوناگونی فرهنگ ها در عرصه جهانی دلالت دارند. بروز درگیری در کنفرانس حقوق بشر در «وین» طی چند ماهی که از انتشار مقاله «برخورد تمدن ها» می گذشت، بین غرب به سرکردگی وزیر امور خارجه وقت امریکا که «نسبی گرایی فرهنگی»2 را تقبیح می کرد و ائتلاف کشورهای اسلامی و کنفوسیوسی که «جهان گرایی غربی»3 را نفی می کردند، نمونه ای از این رویدادهاست.

با رخداد یازدهم سپتامبر، بازگشت دوباره چند گونگی های ایدئولوژیکی در جهان مطرح شده است. در حالی که سیاستمداران و صاحبان قدرت در ایالات متحده آمریکا و حتی در برخی از کشورهای غربی هم پیمان، به ویژه در ایتالیا، اسلام را به عنوان دیدگاه متخاصم غرب و در واقع به منزله دشمن ایدئولوژیکی لیبرال دموکراسی مطرح کرده اند و سیاستمداران امریکایی و در راس آنها رئیس جمهور این کشور، دنیا را بر بنیان ایدئولوژی و گرایشات اعتقادی به دو بخش «با ما یا بر ما» تقسیم کرده است، در کشورهای اسلامی حرکت های گسترده و مداومی در حمایت از مردم مسلمان افغانستان و مردم مظلوم عراق به چشم می خورد و در واقع صحنه های غیر قابل انکار یک تقابل ایدئولوژیک در جهان را به نمایش می گذارد.

ظهور و بازگشت چند گانگی های فرهنگی به عنوان نوعی مقاومت و چالش فرهنگی در مقابل فرآیند جهانی سازی، بیانگر این واقعیت است که جهانی سازی قادر نبوده است یک فرهنگ همگانی را به جهان عرضه کند. جهانی سازی فرهنگی آن هم با تأکید بر مبانی غربی و لیبرالیسم اگر چه توانسته است حضور خود را در عرصه مصرف، تجمل، زیاده خواهی و فراموشی انسان به اثبات برساند، توانایی ارائه یک ایدئولوژی تأمین کننده آرمان ها، اهداف و منافع تمامی ملل جهان را نداشته است.

شاید نظریه هانتیگتون 4 مبنی بر جنگ تمدن ها خود اثباتی بر این مدعا باشد که تئوری پردازان غربی در ادامه حیات نظام بین الملل به این مشکل واقف اند و به دنبال راه چاره ای برای پر کردن این خلا هستند. جنگ های اخیر دولت قدرتمند جهانی در منطقه خلیج فارس گویای این مطلب است که فرهنگ و جهانی شدن آن، اگر چه ابزار پرقدرت و تأثیرگذار بر توده ها است، لیکن اهداف استعماری سرمایه داری را به طور کامل تأمین نمی کند؛ و لذا در زمانی که رسانه های ارتباطی نمی توانند به عمق اعتقاد ملت ها نفوذ کنند و موجب شوند آنها از مواضع خود عقب نشینی کنند، حضور نظامی و برتری قدرت تسلیحاتی، کارت برنده ای در دست صاحبان قدرت در عرصه بین المللی است.

«زیکمونت باومن» معتقد است پس از جنگ سرد، گرایش های بنیادگرایانه همان قدر در جهانی شدن مشروعیت دارند که گرایش های طرفدار آمیزش فرهنگی در این فرآیند نقش بازی می کنند؛

یکی از ایده های مطرح در جهانی سازی، حل مسئله ارتباط زن و مرد است. در این زمینه غیر از طرفداران جهانی سازی، پست مدرن ها نیز معتقدند سرنوشت بشریت بستگی به آن دارد که رابطه زن و مرد از حالت سنتی و مذهبی خارج شود و با وضعیت پست مدرن، متناسب گردد، یعنی رابطه زن و مرد از حالت رابطه خویشاوندی به مثابه تمهیداتی برای تثبیت پیوندهای اجتماعی تبدیل شود؛

به هر حال زن در جهانی سازی براساس ارزش های غرب به عنوان جزئی از جامعه باید در اختیار اقتصاد جهانی باشد، و در این راه خانواده، ارزش های اخلاقی و سنتی و سایر موارد نیز تحت الشعاع قرار می گیرد و یا کنار گذاشته می شود.
جهانی شدن در صورت برخورد مناسب و غیرانفعالی ازسوی نخبگان جهان، می تواند به عنوان حربه ای مهم در دست مردم جهان باشد تا از منافع خود محافظت کنند و افکار خود را آنگونه که می خواهند پیاده نمایند. به عبارت دیگر ارتباط نزدیک تر مردم جهان با یکدیگر امکان ارائه نظرات قوی تر و منطق کاراتر را فراهم می کند، به شرط آنکه صاحبان اندیشه برتر بتواند از این فرصت استفاده و تهدیدهای پیش آمده را به فرصت های مغتنم تبدیل کند. در این راستا، مسلمانان جهان باید پیشتاز مردمی باشند، که از جهانی شدن به بهترین نحو در جهت مهمترین هدف خود که ایجاد همدلی در جهان است، بهره برند و با استفاده از امکانات منحصر به فرد جهانی شدن و برخورد صحیح با آن، اندیشه های درخشان اسلام اصیل را که سالیان زیادی در غربت عزلت گرفتار شده است به سراسر جهان ابلاغ نمایند. اسلام، اولاً منشاء کرامت را «تقوی» می داند، و ثانیاً زن و مرد را از یک «جنس» بر می شمارد، ناگفته پیداست هیچ کرامت از قبل تعیین شده ای برای هیچ یک از جنس زن و مرد نمی شناسد و تنها میزان و حدود تقوی در هر فرد را ملاک و میزان کرامت و بزرگی در انسان تعیین می کند.

بنابراین، اگر در طول قرن های متمادی، همین آیات ملاک قرار می گرفت، این گونه ظلم مضاعف از سوی اجتماع به زنان تحمیل نمی شد؛
در بینش الهی اسلام، تکامل گرایی زنان به معنای حضور آنان در تغییر ارزش ها و ارتقای تفکرات و تعالی رفتار عمومی جامعه است. مسائل زنان تنها به مسائل حقوقی آن هم در قبال مردان، محدود نمی گردد، بلکه زنان باید خود را عنصری مؤثر در تغییر ارزش ها، باورها و اخلاقیات جامعه بدانند. برخلاف بعضی تفکرات دیگر، از منظر اسلام، زن صرفاً به خود دعوت نشده است و به رعایت مصالح خود توجه نمی کند، بلکه به کمال عمومی جامعه و مشارکتی که می تواند در دستگیری از افراد دیگر جامعه و حتی در سطح کشورهای اسلامی و بالاتر از آن «مستضعفین فی الارض» بنماید، خوانده شده است.

حاصل آنکه تکامل گرا نبودن زن در جهانی سازی غربی مبدا انزوای او، و انزوای او مبدا اسارت او و اسارتش مبدا حقارتش و حقارتش مبدا فساد وی گشته و جامعه ای که با چنین چالشی رو به رو گردد، از سرانجام خوشایندی برخوردار نخواهد بود.
طبیعی است گشودن چنین افق هایی از امید فراروی فعالیت زنان بسیار متفاوت با شرایط و ایده آل هایی است که در امر جهانی سازی فرا روی زنان جوامع قرار می گیرد و به صورتی سراب گونه آزادی و برتری بر مردان را به عنوان هدف غایی به آنان نوید می دهد.
زایش جنبش های عدالت جویانه را می توان از مهمترین پیامدهای جهانی شدن دانست، زیرا آگاهی، عدالت زاست و زایش عدالت باید همراه با جنبش های عدالت جویانه باشد. در این میان زنان مسلمان در صورت برخورد جدی، می توانند دارای نقش تعیین کننده و حتی نقش پیشتاز و رهبرگونه (همانطور که در انقلاب اسلامی مشاهده شد) باشند، به عبارت دیگر، از آنجا که زنان معمولاً وابستگی کمتری به منابع قدرت دارند و می توانند آلام جامعه بشری را بسیار سریع تر و عمیق تر درک کنند و به شکل گسترده تری هم نسبت به بی عدالتی ها از خود واکنش نشان می دهند.

زنان مسلمان با گرفتن ابتکار عمل می توانند امکان دستیابی به اهداف اصیل اسلام را فراهم نمایند، که همانا ابلاغ رسالات الهی، عدالت جویی، پیکار با ظلم، هدایت مردم به سوی رستگاری و آشنایی مردم جهان با حقایق اسلام و... است. این ویژگی های مهم می تواند آنان را پیشتاز جنبش های عدالت خواهانه نماید. در این راستا ارتباط کانون های زنان مسلمان سراسر جهان در بستر جهانی شدن می تواند این نقش مهم را برجسته تر نماید.

2- سازمان های غیردولتی زنان مسلمان

یکی از مهمترین مکانیزم هایی که در دنیای جهانی شده مدنظر است، کارکرد سازمان های غیردولتی است. این سازمان ها بصورت خودجوش و با توجه به قابلیت ها و کارآیی های ذاتی خود به فعالیت می پردازند و بدون اتکا به بودجه دولتی اهداف مورد نظر خود را دنبال می کنند. در این میان زنان کاراترین و مؤثرترین اعضای سازمان های غیردولتی را تشکیل داده اند. این قابلیت مهم زنان، متأسفانه بیشتر در جنبش های فمینیستی نمود عینی داشته است. بنابراین، همانگونه که اخیراً در گردهمایی بزرگ زنان اروپایی اعلام شد، زنان جهان باید به جای «تساوی» در همه جنبه ها در پی ایجاد روابط عادلانه با مردان باشند. فرمول فوق اگر به جای مرد ستیزی در دستور کار سازمان های غیردولتی زنان قرار گیرد، می تواند با توجه به ویژگی خلاقیت زنان، جهان را هر چه سریع تر به ایستگاه عدالت جهانی وارد نماید؛

امروزه حضور گسترده سازمان های غیردولتی زنان مسلمان در کنفرانس ها، نشست ها، همایش ها، سمینارهای بین المللی بر روند شکل گیری مصوبات بین المللی تأثیر چشمگیری داشته است. از آنجایی که ابقای صلح و امنیت بین المللی عامل مهمی در رشد و توسعه اقتصادی و توانمندسازی زنان است، بسیاری از سازمان های غیردولتی زنان مسلمان خواستار کاهش هزینه-های نظامی در سراسر جهان و همچنین کاهش تجارت، خرید و فروش و تکثیر بین المللی اسلحه شده اند. در اکثر کشورها هزینه های زائد بر نیاز از جمله هزینه های نظامی جهان و سرمایه گذاری در راستای تولید و تحصیل اسلحه، منابع موجود برای توسعه اجتماعی را کاهش داده است، که فشار ناشی از آن بیشتر بر زنان و کودکان تحمیل می شود. همچنین حمایت از مذاکرات بی درنگ جهت انعقاد پیمان جامع و عام، منع آزمایش های سلاح های اتمی و... از دیگر خواسته های سازمان های غیردولتی زنان در سراسر جهان است. برطرف کردن تمامی این خواسته ها تقویت تلاش های جهانی برای ترویج فرهنگ صلح، عدم خشونت و تحقق دکترین گفت و گو را می طلبد. زنان مسلمان و سازمان های تشکل یافته آنان در کنار هنرمندان، متفکران و اندیشمندان و شاید پیشروتر از آنان، قهرمانان حقیقی و راستین میدان گفت و گویند.
هم اندیشی پژوهش و عملکرد زنان مسلمان به عنوان یک سازمان غیردولتی از سال 1976 در سریلانکا به منظور بررسی چهره زن مسلمان آغاز به کار کرد، این مؤسسه در سال 1986 به ثبت رسید. از اهداف این سازمان می توان به موارد زیر اشاره نمود:

• ارتقای آگاهی زنان مسلمان سراسر دنیا به حقوق و جایگاه اجتماعی خود.

• توانمندسازی زنان برای تشخیص ظرفیت های وجودی خود.

• ایجاد نشست های ملی و بین المللی به منظور توجه به مسائل زنان مسلمان.

بسیاری از سازمان های غیردولتی زنان مسلمان در پیگیری مسائل جهانی و مختص بانوان، تلاش می کنند، رشیده شوئیب 5 استاد دانشگاه مالزی می گوید: اگر چه تنوع زیادی در جهان اسلام دیده می شود، اما این تمایل برای نهادینه شدن هم بستگی در جوامع اسلامی به خصوص فعالان موضوعات زن چشمگیرتر است،

خدیجه حفاجی 6 که از فعالان مسلمان زن در دانشگاه اتاوای کانادا است اظهار می دارد: بیش از 60 سازمان غیردولتی مسلمان از 12 کشور در کنفرانس پکن حضور داشتند که می توانستند ایمان و مذهب را در این سند وارد نمایند، لیکن این فرصت را از دست دادند. وی اذعان می دارد که صدای زنان مسلمان با نظرگاه اسلامی به صورت مشخصی خاموش می شود. وی بیان می دارد که در کارگاهی برای موضوع زنان مسلمان فعالیت کرده است و برگزارکنندگان آن غیر مسلمان ها بوده اند اما اجازه صحبت در مورد زنان مسلمان و وضعیت آنان به ایشان داده نشده است؛

نکته مهم در دقت نظر فعالان سازمان های غیردولتی بانوان مسلمان، ارائه چهره ای دقیق از وضعیت موجود زنان در جهان، بحران ها و چالش ها و طرح سئوال بزرگی در اذهان جامعه جهانی است که : «چه باید کرد؟».

قل یاهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا...7

بگو ای اهل الکتاب بیائید از آن کلمه حق که میان شما یکسان است (و همه حق می دانیم) پیروی کنیم (و آن کلمه این است) که به جز خدای یکتا هیچ کس را نپرستیم و چیزی را با او شریک قرار ندهیم.
دقت در مضمون آیه شریفه روشن می سازد که نمایندگان سازمان های غیردولتی زنان مسلمان باید با دقت نظر بر مشترکات ادیان و ملل و کشف زبان مفاهمه یکسان در جهت ایجاد همدلی زنان در نظام بین الملل کوشا باشند. رتبه بندی اولویت ها در امر رسیدگی به مشکلات زنان در جهان، بحث وحدت زنان، بازگشت به تعالیم الهی، برقراری عدالت و بازگشت به اخلاق در کنار ظلم ستیزی و کشف نقاط اصلی علل سقوط منزلت بانوان در جهان از جمله محورهای کلیدی برای ارائه زبان مشترک و ادبیات یکسان گفت و گو در نظام بین الملل است.

به نظر می رسد، آنچه بیش از همه اذهان شرکت کنندگان مسلمان زن را در نشست های بین المللی به خود معطوف نموده است، ارائه پاسخ های مناسب و قابل توجه به شبهات وارده به احکام اسلامی (از جمله قانون ارث، دیه و...) است. اگر چه لزوم اهتمام به این مهم بر کسی پوشیده نیست، لیکن ایستایی اعضای سازمان های غیردولتی و فعالان ---------- زنان مسلمان در این جایگاه و عدم تلاش برای حضوری مؤثر و ارائه طرح برتر جهانی می تواند از نقاط ضعف جهت گیری اعضای سازمان های غیردولتی به شمار رود.

هدف اصلی زنان مسلمان از شرکت در نشست های بین المللی، جریان سازی در نظم بی قاعده جهانی است و برگ برنده بانوان مسلمان، بیان مقاومت در مقابل زور و استکبار جهانی، رشادت های زنان مسلمان فلسطین و طرح شعار مبارزه با مستکبران و همدلی با مستضعفان عالم است.

هوشیاری سازمان های غیردولتی زنان مسلمان در استفاده از فرصت های پیش آمده به منظور تأثیر بر اذهان بیدار و آزادی خواه جهان، حادثه آفرینی و ارائه طرح برتر الگوی زنان عالم در نظام بین الملل و ارائه شاخصه های نوین جهت ارزیابی منزلت زنان از نقاط کلیدی موفقیت در ارائه چهره اسلام عزیز به جهانیان به شمار می رود.
امروزه جهان بیش از هر زمان دیگر خواهان منادیانی است که آوای عدالت و حق طلبی را خارج از چهارچوب بی قاعده نظام جهانی طرح نمایند.




1.cyber space
2.cultural relativism
3.western universalism
4.hantington
5.rashideh shuib
6.khadija haffaji
7.آل عمران،64.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:44 PM
زنان مسلمان و شیوه های تأثیرگذاری در نظام بین الملل- قسمت دوم
1- سازمان کنفرانس اسلامی و نقش زنان مسلمان

سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان تنها سازمانی که با انگیزه پیگیری نگرانی های کشورهای اسلامی در سه دهه پیش تشکیل گردید، اکنون پس از پشت سر گذاردن فراز و نشیب های مختلف، در صدد است تا با دستور کاری به وسعت تمامی موضوعات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مورد علاقه 56 کشور عضو، مشارکت خود را در صحنه بین المللی افزایش دهد. از جمله موضوعاتی که در دستور کار اجلاس مورد توجه اعضا قرار گرفته، بحث زنان و چگونگی مشارکت آنان در جوامع اسلامی است.
اولین اجلاس سران این سازمان در سال 1969 در رباط، پایتخت مراکش تشکیل گردید. در این اجلاس و اجلاس بعدی سران، وزیران خارجه کشورهای عضو از زنان و کودکان فلسطینی و سایر کشورهای اسلامی که در جنگ به سر می برنند و یا مستعمره سایر کشورها بودند، حمایت کردند. در واقع به دلیل مسائل و مشکلات فراوان از جمله درگیری ها و اختلافات بین کشورهای اسلامی عضو و سایر کشورها از جمله فلسطین، کشمیر و قبرس و همین طور فرایند تدریجی نهادینه شدن سازمان تا اوایل دهه 80، شاهد طرح برخی مباحث به طور مستقل در بخش فرهنگی و ---------- از قبیل حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان بوده ایم.
در چهاردهمین اجلاس وزرای خارجه در بنگلادش (1983)، قطعنامه­ای تحت عنوان سازمان بین المللی زنان مسلمان به تصویب رسید که به پیشنهاد جمهوری اسلامی پاکستان مطرح شد. از این اجلاس به بعد شاهد تصویب قطعنامه های متعدد مربوط به سازمان بین المللی زنان مسلمان و ایفای نقش زنان در جامعه اسلامی هستیم.1
فعالیت در چهارچوب سازمان کنفرانس اسلامی، زنان را برای دستیابی به حقوق مختلف خود با تکیه بر قوانین و مقررات اسلامی یاری می کند. وحدت زنان مسلمان و تشکیل سازمان های زیر مجموعه­ای سازمان کنفرانس اسلامی، آنان را در تغییر تفکر در فضای پیرامونی جوامع، برنامه های ملی و بین المللی و اصلاح قوانین و مقررات برای بهبود وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی توانمند می­سازد. کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی و حوزه خلیج فارس همچنین به دلیل اشتراک در فرهنگ اسلامی، با تبادل تجربیات خود می توانند راه بهبود شرایط و پیشرفت زنان را با اتکاء به فرهنگ غنی اسلام طی نمایند.

2- زنان مسلمان طلایه داران آزادی و عفاف
با گذشت زمان و عدم تعهد جوامع به رعایت قوانین الهی، سرنوشتی دیگر برای زنان رقم خورد به گونه ای که جاهلیت مدرن، جایگزین جاهلیت اولی گردیده است، بنابراین نه تنها وضعیت زنان بهبود نیافته، بلکه علیرغم ادعای صاحبان به اصطلاح اندیشه های نوین، باز هم شاهد سیر نزولی منزلت زنان هستیم. رسیدن به جایگاه ارزشمند انسانی برای زن، که می بایست با بهره گیری از عقل و حکمت آمیخته با وحی حاصل شود تا وی به راه هدایت و رشد و تعالی برسد، متأسفانه و در عرصه جدال حق و باطل، بهره گیری توأمان از عقل و دین از یاد رفته است.
ویلیام جیمز2، نویسنده آمریکایی می گوید: «هر گاه بشر سالم زندگی کند، حتماً خدا را تجربه کرده است.» اما متأسفانه با از یاد رفتن قوانین و احکام خدایی، تجربه خدا از یاد می رود، در نتیجه سیر قهقرایی زندگی بشر آغاز می گردد، که وی را تا مرحله پست حیوانیت سوق می دهد. در این میان زنان نسبت به مردان تحت ظلم مضاعف قرار می گیرند و اعتراض های آنان ثمربخش واقع نمی شود. این نوع نگرش به زن، سبب اعتراض جامعه زنان غربی شده و جنبش زنان برای کسب جایگاه انسانی خویش پای می گیرد.3
این جنبش رهایی بخش در ابتدا آزادی زن را از ظلمی تاریخی نوید می داد، اما به مرور زمان به چالش های جدی دچار گردید. به گفته خانم سوزان فالودی 4 در کتاب بک لش 5 (تازیانه بر پشت) در پس این شادی و سرور و بزرگداشت پیروزی زنان آمریکایی و در ورای اخباری که همواره و بی وقفه تکرار می شود که مبارزه برای حقوق زن به ثمر نشست، پیام دیگری بروز می نماید. این پیام به زنان می گوید: «اکنون شما آزاد و برابر هستید، ولی هیچ وقت بدبخت تر از این نبوده اید.»
اما سئوال اساسی این است که چرا مدرنیته و مدرنیسم به سمتی حرکت کرد که حقوق، جایگاه، نقش و هویت واقعی زنان را نادیده انگاشت؟ با جست و جو در مبانی معرفت شناختی 6 حاکم بر دوران مدرنیته و مدرنیسم باید گفت، آنچه در مدرنیسم اتفاق افتاد روند معرفت شناختی مبتنی بر بنیادگرایی و عینیت گرایی 7 بوده است، به این معنی که آنچه عینیت پذیری آن بیشتر باشد، ارجحیت و اعتبار بیشتری دارد.
بنابراین، تأکید بر بنیادهای ثابت و ویژگی های متأثر از آن همچون طبیعت ثابت و متفاوت زن و مرد به تدریج باعث این ایده و تصور شد که آثار و خدمات مردان در جامعه عینیت و ظهور بیشتری دارد و زنان قادر به ارائه چنین نقشی در امر توسعه نیستند، به همین دلیل نگرش معرفت شناسی مدرنیته کم کم به حوزه قضاوت های انسان شناختی نیز وارد شد و زنان موجوداتی تصور شدند که توان و حق برابری و رقابت با مردان را ندارند. در نتیجه در دوران مدرنیته و مدرنیسم، عینیت گرایی به صورت غلبه و سلطه یک طبقه بر طبقه دیگر و انسانی بر انسانی دیگر جلوه گر شد؛
خانم وندی شیلت 8 در کتاب «بازگشت به عفاف» 9 می نویسد:
«قرار بود دوران ما، دوران آزادی بزرگ باشد، در حالی که اغلب مردم اکنون ناگزیر هستند به فرهنگی که در آن زندگی می کنند، اجازه دهند تا برای آنان انتخاب کند. برخلاف آنچه می پنداریم، گزینش های ما به ندرت از درون ما سرچشمه می گیرد. به عبارتی می توان گفت که انتخاب های ما همواره به ما «داده» می شوند. پس اکنون که قرار است چنین باشد، چرا به جای اینکه اجازه دهیم به عنوان مثال مؤسسه نظرسنجی گالوپ برای ما تصمیم بگیرد، این گزینش ها را از خداوند و از سنتی که پر از گنجینه های حکمت است، دریافت ننمائیم»؟
خانم شیلت ابتدا به پوشش موقرانه در کشورهای اسلامی اشاره می­کند و مطلبی را از مجله آتلانتا نقل می نماید:
«در ترکیه، کویت و دیگر کشورهایی که حجاب در آنها الزامی نیست، زنان بنیادگرا از «پاک دامنی رهایی بخش» سخن می گویند.»10
وی همچنین به مطلب خبرنگار مجله فایننشال تایمز در مورد مصر اشاره می کند: بسیاری از والدین از تصمیم دخترشان مبنی بر استفاده از پوشش سنتی گیج شده اند. مونا، فارغ التحصیل جوانی که در یک بانک خارجی کار می کند، علی رغم میل والدین و برادرانش، اخیراً پوشش اسلامی را انتخاب کرده و معتقد است که این نوع لباس به هیچ وجه فعالیت او را مختل نمی کند. او می گوید این نحوه پوشش او را قابل احترام می سازد» این بازگشت به پاک دامنی در قالب پوشش، تنها متعلق به کشورهای اسلامی نیست. چنین به نظر می رسد که در آمریکا نیز حدود 1989 انقلابی در موضوع پوشش آغاز شده است. مجله تایم از «موج عظیم گرایش به پاکدامنی» سخن می گوید و نشریه پوشش زنان گزارش می دهد 11 که تقاضا برای لباس های پوشیده سال به سال افزایش می یابد و این افزایش به سبب «تغییراتی است که در فضای اجتماعی به وجود آمده است.»
عملکرد زنان بخصوص زنان مسلمان در جهان گویای آن است که امروزه حجاب هم پوششی منتسب به مکتبی فکری و مذهبی در نظام بین الملل است و هم نشانه نوعی بینش به منظور نشان دادن اختیار فردی زنانی است که به سادگی، آزادی و انتخاب خود را به دست دیگران نمی دهند. حجاب بانوان مسلمان نمادی از یک حرکت خروشان است که با طی مرزهای جغرافیایی، ریشه های خود را به سر تا سر جهان می گستراند و اذهان زنان حق جو و آزاده جهان را با خود همراه می نماید؛ و همین امر است که در تقابل با دیدگاه­های مادی و انسان مدار غرب همواره مستکبران جهانی را به ضدیت با این نحوه تفکر وادار می­کند. اگر چه به نظر می­رسد انتخاب نوع پوشش از ارکان اصلی آزادی به شمار می­رود، اما چرا مدعیان آزادی در جهان اینگونه بی­رحمانه با این باور و اعتقاد مبارزه و مخالفت می کنند؟
امروزه حجاب نمادی از یک مبارزه است، مبارزه زنان آزادی خواه جهان با نظام سلطه جهانی. طی سالهای اخیر رسانه های غربی سعی دارند چهره زنان مسلمان و حجابشان را بد جلوه دهند، یعنی موجوداتی بدبخت و اسیر توتم ها و سنت های کهنه که نا امیدانه چشم به جهان متمدن دارند تا جنبش های رهایی بخش زنان، آزادی را برای آنان به ارمغان آورد. غرب، با ظرافت سرگرم اینگونه هجمه های فرهنگی، علیه حجاب زن مسلمان در کشورهای اسلامی بود که ناگهان فریاد حجاب خواهی از قلب اروپا و از سوی زنان و دختران تازه مسلمان سربرآورد.
تیری دوبومن، روزنامه نگار معروف فرانسوی، می نویسد: «از زمانی که اسلام را مورد مطالعه قرار دادم، مسلمان شدن زنان فرانسوی همواره تعجب مرا بر می انگیخت. به ویژه تعداد زنان مسلمان شده فرانسوی حدود صد هزار نفر است. همیشه این سؤال را مطرح می کردم که چرا زن فرانسوی، آزادی و برابری خود را که ثمره ده ها سال تلاش است، با اعتقاد به دینی که به گفته غربیان حقوق زن را پایمال می کنند، به تدریج از دست می دهد؟»
به نظر می رسد، موج اسلام خواهی و در پی آن حجاب خواهی در غرب، قبل از آنکه نیازمند تحلیل جامعه شناسانه باشد، نیازمند تحلیلی روان شناختی است. «اسلام خواهی» در غرب علاوه بر آن که یک جریان اجتماعی است، یک خواهش و نیاز عمومی است. زنان مسلمان غرب، حجاب را حق و تکلیف خود می دانند. انسان برای رشد و تکامل نیازمند محیط باز اجتماعی و آزادی اجتماعی است، همچنان که روح نیازمند رهایی از تعلقات است، عفت و پاکدامنی از جمله نیازهای اساسی روح انسان هاست تا به وسیله آن فرد و جامعه ، با آزادی از بند شهوات، مسیر رشد و کمال را بپیمایند، همین طور حفظ عفت از طریق حجاب، نیازی است اساسی و به همین دلیل یک حق است.
تصویب قانون منع حجاب در فرانسه و آلمان، اولین اعلام و اعتراف رسمی دولت مردان اروپا به اسلام است که ، پایه های فرهنگی تمدن سرمایه داری را به لرزه در آورد.
منع حجاب ، محدود به مدارس فرانسه نماند و به سراسر اروپا کشیده شد. منع حجاب در فرانسه، سرآغاز یک حرکتی علنی و رسمی علیه رشد و گسترش اسلام در غرب بود. یکی از مقامات رسمی دولت فرانسه در مصاحبه با خبرگزاری BBC درباره علت تصویب قانون منع حجاب می گوید: «این قانون وسیله ای است برای دفاع از فرانسه و اروپا در برابر گسترش اسلام»
از این پس تظاهرات شهرهای اروپا منحصر به افزایش حق دستمزد، معضل بیکاری و حفظ محیط زیست نخواهد بود، بلکه سیر تظاهرات به سمت بسط و تعمیم ارزش های اخلاقی و معنوی از حوزه فردی به حوزه های مختلف اجتماعی پیش خواهد رفت.
مسلمانان و دیگر شهروندان شعارها و حرف هایی در این تظاهرات ها، مطرح می کنند که نشان از تحولی عمیق در بطن فرهنگی جامعه اروپا دارد. در تظاهرات لندن علیه منع حجاب خانم «سلما یعقوب» مسئول ائتلاف «جنگ را متوقف کنید»، خطاب به جمعیت می گوید: «این حمله به حجاب ما، ادامه همان جنگ تروریسم است... من به شما می گویم که چه ارتباطی بین آن دو وجود دارد. اگر آنها این جنگ با تروریسم را به راه نینداخته بودند، نمی توانستند به خوبی به مسلمان اروپا حمله کنند. آنها باید به گونه ای دروغ هایشان را توجیه کنند. ... آنها اعلام کردند که ما برای حفظ حقوق زنان مسلمان در افغانستان به آنجا حمله می کنیم. پس چرا حقوق زنان مسلمان را در اینجا رعایت نمی کنند؟ افراط گرایی طالبان به همان میزان غیر قابل قبول است که افراط گرایی بنیاد گرایی بنیاد گرایان سکولار، اینجا در فرانسه». 12 (مؤید ، 2006)
نتیجه تلاش برای سرکوب موج اسلام خواهی و حجاب موجب شد حجاب، به نماد هویت زنان مسلمان در غرب تبدیل شود. تصویب قانون منع حجاب ، آغاز تحولات عمیق فرهنگی – اجتماعی جدید در اروپاست. در این گفتمان جدید، آزادی معنوی در کنار آزادی اجتماعی ، عدالت در کنار توسعه و اخلاق در کنار علم و فن خواهد بود.

5- زنان مسلمان و بازگشت دین به عرصه بین الملل
در قرون اخیر ، توجه به مسائل زنان، عمدتاً از دو ناحیه مختلف، با اهداف متفاوت و گاه متضاد دنبال شده است؛ گروه اول، زنانی که باور دارند در طول تاریخ ، جایگاهشان فرودست است و باید مسیر حرکت تاریخ را به سمت رشد واقتدار زنان، هدایت کنند؛ و گروه دوم،نظام سرمایه داری است که با استفاده از فرصت ، سعی دارد جنبش اجتماعی زنان را در مسیر اهداف خود به خدمت بگیرد. «تجدد» در دوران معاصر فریبنده در جهان دیگر وارد شده و سلطه امپریالیسم را حاکمیت می بخشد.
فرانسیس فوکومایا،13 انقلاب فاجعه آمیز جنسی و اقتصادی را «فروپاشی بزرگ» نام داده، فروپاشی ای که بی تردید هم اکنون به وقوع پیوسته است. (fox-gelovefe-2002)
به قولی دیگر نظریه سود حداکثر و استیلا بر بازارهای جهانی، زمینه ساز فرهنگ عجیب و مبتذلی است که همه جیز را در خود فرو می برد. مشکل اصلی بعضی کشورها و به خصوص کشورهای اسلامی جدا نمودن این دو محور یعنی تجدد از اهداف توسعه و دیدگاه سرمایه داری است. تصور تجددی که بر پایه فلسفه مادی بنا شده باشد و از جانبی به هویت و ارزش های پایدار جامعه و به خصوص دین و دیانت اصالت دهد، پوچ و بیهوده است .جدایی دین از ---------- که از دیر باز به عنوان راه چاره ای جهت نفوذ در کشورهای دین مدار پی ریزی شده ، خود گویای این واقعیت است.
در دکترین مادی گرایی، کلیه آحاد جامعه اعم از زن و مرد در بحران اند و بزرگ نمایی مشکلات قشر نز که بعضی ریشه در تاریخ خاص تمدن غربی دارد تزویر دیگری جهت سرپوش نهادن بر این سیل ویران کننده است؛ (یاس 1381: 10)
خانتم بتی فریدان 14 وضعیت آرمان گرایی زنان را درجوامع غربی چنین طرح می کند:
«اکنون زنان به یک بحران جدید هویت مبتلا شده اند که اسم خاصی ندارد. چطور ممکن است زنانی که در چنین مشکلات و بحران های بغرنج و خط آفرینی به سر می برند، خوشبخت نامیده شوند. اگر زنان به آنچه می خواستند رسیده اند، پس دیگر مشکل چیست؟ جوب این معما یک چیز بیشتر نیست و آن همان برای حقوق مرد و زن است که موجب همه این بلایا شده است. زنان افسرده و غمگین هستند چون آزادند، زنان اسیر و برده آزادی خود شده اند ... حرکت و نهضت زنان برای کسب آزادی و برابری که بارها در گوش ما زمزمه می شد، دشمن سرسخت خود زنان شده است» 15
به گفته شهید استاد مطهری: «در این نهضت به این نکته توجه نشده که مسائل دیگری هم غیر از تساوی و آزادی هست تساوی و آزادی شرط لازم اند نه شروط کافی. تساوی حقوق یک مطلب است و تشابه حقوق مطلب دیگر . برابری حقوق زن و مرد از نظر ارزش های مادی و معنوی یک چیز است و همانندی و همگنی و همسانی چیز دیگری. در این نهضت سهواً یا عمداً تساوی به جای تشابه کار می رود و برابری با همانندی یکی شمرده می شود و کیفیت ، تحت الشعاع کمیت قرار می گیرد و انسان بودن زن موجب فراموشی زن بودن وی می گردد. بدبختی های قدیم غالباً معلول این جهت بود که انسان بودن زن به فراموشی سپرده شده بود و بدبختی های جدید از آن جهت است که عمداً یا سهواً زن بودن و موقعیت طبیعی و فطری اش، رسالتش، تقاضاهای غریزه اش، استعدادهای ویژه اش به فراموشی سپرده شد است».16
لذا طرح احقاق حقوق بانوان در جوامع غربی به تدریج با شعارهایی مبنی بر حذف اعتقادات، ارزش ها و به خصوص مذهب توأم شد و این نقطه سرآغازی بود جهت تفکیک حوزه های آرمانی زنان معتقد به مکاتب و مذاهب و زنانی که مذهب و اخلاقیات را به عنوان سدی در مقابل ارتقاء وضعیت خویش می دیدند. جنبش های زنان در جوامع اگر چه براساس ظلم تاریخی صورت گرفته بر آنها ظهور نمود، لیکن به دلیل حذف ارزش ، سنت ها و به خصوص اعتقادات مذهبی به بیراهه رفت.
امروزه فمینیست ها نمی توانند پیامی را بپذیرند که بویی از مسیحیت داشته باشد. در حقیقت کلیسا از نظر آنان یک نهاد پدرسالار است که در فرهنگ جامعه جایی ندارد. متأسفانه این اعتقاد اکثر سخن گویان فرهنگی امروز است که در واقع تفسیر پست مدرن از واقعیت است.
پست مدرن ها عقیده دارند که همه ارزش ها نسبی هستند و اخلاقیات یک انتخاب فردی است. از نظر آنان مفهوم وجود یک قدرت مطلق حاکم (خدا)، یک «فکر کهنه» است و کسانی که اعتقاد به حقیقت مطلق دارند به عنوان افرادی نابردبار تلقی می شود.
در سال 1963 ، کتاب بتی فریدان 17 با عنوان رمز و راز زنانگی 18 ، فمینیسم را تبدیل به جریان کاملاً غیر دینی کرد.
کلیسا تلاش می کرد مفاهیمی را مطرح سازد، ولی سرگرمی و تفریح فرهنگ و صنعت دست به دست هم داده و صحنه هایی تماشایی ار از کلیسا به راه انداختند. در نتیجه یک نسل کامل از زنان، پیام خداوند را نشنیدند.
امروزه بازیگران ---------- قدرتمند جهانی در حرکت بین المللی خود در عرصه زنا«، در مقابل ادیان سه هدف را دنبال می کنند:
1- سلب مرجعیت و تأثیرگذاری دین در اصلاح وضعیت زنان: در این خصوص، اجتماعی نسبی در عرصه بین الملل صورت گرفته است؟ به گونه ای که کمتر دولتی خارجی از گفتمان سکولاریستی غالب، تن به مباحثه و چانه زنی می دهد.
2- قرار دادن ادیان به عنوان متهم ردیف اول در ستم به زنان: هم اکنون علاوه بر پیش نویس های ارائه شده به اجلاسیه های بین المللی از جمله اجلاس تایلند (2004) مبنی بر اینکه ادیان عامل ستم به زنان اند، متن آموزشی حقوق انسانی زنان و دختران نیز از طرف یونیسف و یونیفم با حمایت مالی «بنیاد صهیونیست فورد» تنظیم شده است که به صراحت بیان می کند: «کلیه ادیان دارای ویژگی های فرهنگی هستند که در نتیجه آن به زنان ستم می شود.19
3- به کارگیری ادیان برای تحقق اهداف نظام مادی: در این نگاه ، ادیان مستقلاً از صحنه رقابت حذف می شوند، بازسازی مفاهیم و اصلاحات بنیادین دین، به ابزاری برای توسعه فرهنگ حاکم تبدیل می شود. اصولاً جریان فمینیسم اسلامی در کشورهای مسلمان با چنین ایده ای مورد حمایت قرار گرفته است.
هم خوانی بینادهایفرهنگ غرب با ادبیات لیبرالیستی نظام سرمایه داری ، دستیابی هب نتیجه را برای تحقق اهداف مادی تسهیل می نماید. اما در کشورهای الامی، به دلیل تضاد فرهنگی، چنین نتیجه ای چندان به دست نمی آید. مفاهیمی چون: غیرت، عفاف، قناعت و اخلاق محوری، مانع اساسی نفوذ در جوامع اسلامی است و غرب که موضوع زن را یکی از مهمترین عوامل نفوذ در جوامع اسلامی و تحقق اهداف لیبرالی می داند، با وجود این مفاهیم با مشکل بزرگی روبروست. ویژگی خاص جوامع اسلامی سبب می شود تا اصلاحات مور دنظر غرب به آهستگی پیش رود. نظام بین الملل برای جهانی نمودن لیبرالیسم به ویژه در کشورهای اسلامی از چهار ابزار مهم سود می برد، (حوراء 1382):
1- سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته از جمله : یونیسف، یونسکو و صندوق جمعیت
2- بینادهای بین المللی از جمله: بنیاد فورد آمریکا، موسسه AID آمریکا و بنیاد توسعه هلند
3- دولت های بزرگ و اتحادیه اروپایی
4- سازمان های غیردولتی همسو
ادامه مطالب




1.مرکز امور مشارکت زنان ، امور بین الملل ایران و ارتقای نقش و جایگاه زنان در سازمان کنفرانس اسلامی، بهمن 1383.

2.William James
3.آندره میشل ، جنبش اجتماعی زنان ، ترجمه دکتر هما زنجانی زاده.
4.Sosan Faludi.
5.Back lash
6.Epictemological
7.Objectemological
8.Wendy shalit
9.A Return to Modesty
10.Deborah Scriggins, "women of the Veil ", Atlanta journal and constitution, June 28,1992.
11.Women's wear Daily, 1991

12.م. مؤیدی، تحلیلی بر چالش نظام سرمایه داری با حجاب زن مسلمان و راه سوم، پایگاه رسمی، انتشارات سوره مهر ، 2006/5/15

http/www.iricap.com/magentry.asp?id

Francis fukuyama 13.

14.Betly fiedan
15.فصلنامه شورای فرهنگی، اجتماعی زنان ، 1377.
16.نظام حقوق زن در اسلام؛ شهید مرتضی مطهری.

17.Betly fiedan

18.Feminine mystique
19.در سومین اجلاس بین المللی وزیران فرهنگ کشورهای عضو یونسکو که در شهریور ماه 1381 شمسی با موضوع میراث فرهنگی برگزار شد، نماینده ایران، گنجاندن عبارت «نقش دین در حفظ میراث فرهنگی کشورها» را در بیانیه مطرح کرد، که در ابتدا دبیر کل یونسکو ، با درج پیشنهاد مذکور مشروط به تغییر واژه «دین» به «ادیان» در بیانیه موافقت کرد، اما پس از مخالفت کشورهای غربی، این پیشنهاد را نیز پس گرفت. (به نقل از روزنامه ایران 2/7/1381).

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:46 PM
زنان مسلمان و شیوه های تأثیرگذاری در نظام بین الملل- قسمت سوم
ادبیات حاکم بر گفتمان جهانی درخصوص موضوعات زنان برگفته از ارزش گذاری مادی و بررس کمی فرآیند زندگی است. از مهمترین مسائلی که می تواند مورد توجه زنان مسلمان قرار گیرد، تحلیل های آماری کلی است که در تعیین جایگاه زنان در کشورهای اسلامی کارآمد به نظر نمی رسد. حوزه های توسعه انسانی و متداول ترین آنها در حیطه وضعیت زنان سه حوزه آموزش، بهداشت و درآمد است که از محوری ترین قلمروها در تبیین برنامه های توسعه محسوب می شود. سیطره کمیت گرایی و غفلت از کیفیت زندگی از دیگر عوارض برنامه های توسعه است و در نهایت شاید بزرگترین انتقاد به شاخصه های توسعه، به روح فردگرایی حاکم براین برنامه ها باز می گردد که منبعث از روح تمدن غربی در دوران مدرنیته است. در بحث زنان و نظام بین الملل، اگرچه حل مسائل شخصی و فردی زنان در مرتفع نمودن نیازهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آنان مثبت و ارزنده است، اما به معنای نگانی زیر مجموعه ای به مسائل زنان از منظر اقتصادی ، اجتماعی و ---------- نیست.
یکی از ضروریات در برخورد زنان مسلمان و نظام بین الملل بازنگری در تعریف وضعیت آرمانی زنان و تعریف شاخص ها و معیارهای مطابق با اخلاقیات، ارزش ها و در حقیقت عناصر گمشده ای است که در زندگی مادی امروزی جایگاه خاصی ندارند. معرفی این معیارها به زنان آزادی خواه جهان و همراه کردن حرکت های ظلم ستیز زنان در جهان می تواند با هدایت بانوان مسلمان جهان به نظام و ساختار بین المللی سمت گیری و جهت دهی تازه ای بخشد.
6-نگرش اسلام به مسئله توسعه و جایگاه ویژه زنان
اعتقادات مذهبی و ارزش ها و رفتارهای دینی از عناصر بسیار مهم و تعیین کننده فرهنگ به شمار می رود و در جهت گیری ها، اشکال و اهداف توسعه نقش اساسی دارند.
هدف از بعثت پیامبران، چیزی به جز یک توسعه فراگیر، متکامل و واقعی در جوامع بشری نبوده است، توسعه ای که هم در دنیا و هم در آخرت سعادت را برای بشر به ارمغان می آورد. دین اسلام به منزله کامل ترین ادیان الهی ، در بطن خود دارای عناصری است که ایای آن می تواند مدل فرهنگی متعالی را به وجود آورد. عناصر فرهنگی اسلام مانند طلب علم، کار و تولید، پیوستگی مادیت و معنویت، مذمت فقر مالی، اهمیت اقتصاد برای تأمین معیشت ، و هم وسیله ای برای عبادت و جهاد در نظر گرفته اشده است، مبارزه با خرافات، دعوت به تعقل و تحقق، تعاون همیاری .... و بالاخره جایگاه ویژه زنان و ارزش والای آنان، مدل فرهنگی توسعه را براساس تعالیم الهی ارائه می دهد.
کمرنگ شدن اخلاقیات و ارزش های اجتماعی بشر و اصل قرار گرفتن حداکثر منفعت مالی، بشر امروزی را برای رسیدن به حداکثر لذت و رفع نیازهای تعریف دشه در نظام بین المللی به گونه ای مخرب بر ارزش ها پاگذاشته است. با این رویکرد ، با بالا رفتن بسیاری از شاخص های به ظاهر توسعه یافتگی در کشورهای مدرن، آمار مربوط به خشونت ، قتل، تجاوز و بی عدالتی افزایش یافته است.
درمبحث توسعه اسلامی رویکرد توسعه مبتنی بر تعالیم الهی براساس تکامل فرد و در نهایت تعالی جامعه است. در سایه این توسعه همه جانبه، بحث اخلاق و عدم تفکیک پذیری آن از منافع اقتصادی بشر امری گریز ناپذیر است. لذا تفکیک توسعه مبتنی بر دیدگاه مادی از دیدگاه الهی پیوند اخلاقیات با منافع اقتصادی بشر است. در توسعه هدفمند اسلامی با محوریت اخلاق و عدالت به عنوان مهمترین سرفصل توازن اجتماعی، نقش زنان به عنوان سکان داران مهمترین گروه اجتماعی یعنی «خانواده» به گونهی ای برجسته مطرح است. خانواده که امروز در نظام جهانی به گونه ای شگرف در حال اضمحلال است، از منظر اسلام مانع انحرافات اجتماعی، شیوع جرم و جنایت و بسیاری از مشکلات روانی و اجتماعی، و در نهایت تأمین امنیت اجتماعی در فعالیت های اقتصادی است.
نگاه اسلام به زن ، فارغ از نگاه مادی و سودجویانه ، براساس انسانیت و به دور از نگرش ابزاری وتمایلات وی شکل می گیرد. زنان براساس تعالیم اسلامی با قابلیت ها و توانمندی های فطری و ذاتی خود در تکامل نظام الهی جایگاهی ویژه دارند.
7- آموزش و توانمندسازی زنا با رویکردی به توسعه اسلامی
در منظر فرهنگ توسعه اسلامی، انسان دارای کرامت ذاتی الهی است و همین احترام بر کرامت انسان، نخستین اصلی بود که شعله های هدایت و ایمان را در دل آحاد مردم برافروخت و سبب گردید انسان ها، اعم از زن و مرد فوج فوج به دامان پرمهر اسلام پناه آورند. از این منظر دسترسی بشر به آگاهی و علم یکی از راه های شناخت هستی و در نهایت شناخت الهی توصیف می گردد.
اسلام هر انسانی را بت توجه به توانمندی و استعداد و امکانات ،برخوردار از حق آموزش و فرهنگ می داند . تأکید بر استیفای این حق تا حدی است که در مواردی، یادگیری از واجبات دینی است و یا حتی در ضرورت نیازمندی های دنیوی ، این «حق» به «تکلیف» بدل می شود.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون» [1] آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند، برابرند؟
و نیز می فرماید:
«انما یخشی الله من عباده العلماء» [2] از میان بندگان خداوند، فقط دانشوران از او خوب و خشیت دارند.
پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم»: فراگیری علم بر هر مسلمانی واجب است.
در دیدگاه توسعه اسلامی، زن و مرد در آموزش و فرهنگ دارای حقی مساویند. بی تردید در اسلام میزان توانمندی زنان در مشارکت موثر اجتماعی با میزان علم و آگاهی آنان همراه است این روند نه تنها موجب به وجود آمدن نوعی توازن اجتماعی می گردد، بلکه به بر هم زدن برخی از بایدها و نبایدها که جنبه سنتی داشته و ریسشه های مذهبی آن جای شک و تردید دارد کمک می کند.
در دیدگاه توسعه اسلامی، زنان با آموزش و دستیابی به اندیشه های خلاق، مطابق با مقتضیات زمان و مصالح نظام، جایگاه خود را در جامعه اسلامی به دست خواهند آورد. شواهد تاریخی و روایی بسیاری در دست است که نشان می دهد، زنان در آغاز دوران تمدن اسلامی فضای خوبی برای فراگیری علوم داشته اند و لذا در رشته های مختلف همانند: علوم قرآن ، حدیث، فقه و بسیاری دیگر از معارف و دانش ها، درخشیده اند و حتی بسیاری از شخصیت های مرد و زن در محضر ایشان آموزش می دیدند.
بنابراین شیوع جهل و بی سوادی در میان زنان برخی از ملل اسلامی ناشی از نظام تربیتی اسلام نبوده است، بلکه به سبب انحراف مسلمانان از قواعد اصیلی بوده که اسلام در شئون تعلیم و تربیت بنیان نهاد .
توصیه و پیشنهادها در امر توانمندسازی زنان مسلمان در ابعاد اقتصادی و فرهنگی:
1 نقش زنا مسلمان در ایجاد و انتقال فرهنگ عمومی اقتصاد بسیار با اهمیت است. هدایت مازاد مصرف به پس انداز مولد و سوق دادن آن به مبادی سرمایه گذاری در کشورهای اسلامی از اهم فعالیت بانوان در مباحث اقتصادی است. سازمان های بین المللی از موفق ترین پروژه ها در تجهیز پس انداز زنان و حضور ایشان در بازارهای مالی از سه پروژه بانک (گرامین) در بنگلادش ، طرح (سواد) در هند و پروژه (اختیار) در مالزی نام می برند؛ (شادی طلب 1379)
2 حمایت از تولیدات کشورهای اسلامی در افزایش اشتغال و ارزشی نمودن مصرف کالاهای خودی به عنوان یکی از زیرمجموعه های سرمایه اجتماعی باید به عنوان یک مخم مد نظر زنان مسلمان قرار گیرد.
3 دولتمردان و نهادهای اجرایی باید زمینه ساز فرهنگ تحصیل و فراگیری دانش به عنوان محوری ترین نیاز هر انسان اعم از زن و مرد در کشورهای اسلامی باشند. در این راستا باید از اهم های حمایتی به گونه ای استفاده کرد تا بتوان بخری از باوردها و آداب و رسوم جاهلانه را که مانع ارتقاء آموزش زنان از میان برداشت.
4 با وجود اینکه زنان متأهل با نقش خود به عنوان عنصر مولد و یاری دهنده اقتصاد خانواده می توانند موثر واقع شوند، بیشتر آنها نگران پیامدهای کار خارج از خانه هستند. انعطاف قوانین اشتغال در کشورهای اسلامی از قبیل: ایجاد شغل های نیمه وقت، انعطاف در کاهش ساعات کار و تأکید بر بهره وری و کارایی علی رغم عدم حضور در محل کار، ایجاد وتعریف مشاغلی که بانوان بتوانند در کنار مسئولیت خانواده در محیط منازل به انجام آن مبادرت ورزند، همه از سرفصل هایی است که با دقت و برنامه ریزی می توان از حضور اقتصادی زنان همراه با تأمین امنیت روانی ایشان در ایفای نقش مادی و همسری بهره جست.
5 از مهمترین ویژگی های کشورهای اسلامی در بحث فرهنگ، حاکمیت ارزش های الهی بر کلیه شئون جوامع به خصوص بانوان مسلمان است. در این میان نقش بانوان کشورهای اسلامی در احیاء و حفظ ارزش های دینی به عنوان راویان هویت اسلامی بسیار شگفت انگیز است. زنان مسلمان در سراسر جهان با پیوستن به این هویت مشترک جهانی در حقیت «فرهنگ اسلام» را در ساختار بین المللی تعریف کرده اند.
6 در کشورهای اسلامی غلی رغم بالا بودن امید به زندگی ، افزایش درآمد سرانه و آموزش نسبتاً خوب زنان، فرصت های کمی برای حضور در تصمیم سازی و مدیریت جوامع مسلمان برای آنان ایجاد شده است. این نقصان در توانمندسازی زنان و به خصوص کشورهای مسلمان امر است که باید با برنامه ریزی های ملی و اهتمام دولت های اسلامی مرتفع گردد.
7 با توجه به ساختارهای اقتصادی ممالک اسلامی به ویژه کشورهای خلیج فارس و صادرات تک محصولی نفت، حضور اقتصادی زنان به به عنوان مصرف کنندگان کالاهای وارداتی بلکه در امر تولید و ایجاد ارزش افزوده در جلوگیری از بحران تخریب منابع تجدید نشدنی حائز اهمیت است. رویکرد ارتقاء صادرات غیر نفتی با تکیه بر توانمندی اقتصادی بانوان مسلمان در افزایش صادرات غیر نفتی محوریت دارد.
8 بازنگری در ساختار سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان محوری ترین نهاد بین المللی هماهنگ کننده کشورهای اسلامی و ایجاد بخشی مستقل در رابطه با مسائل مربوط به زنان که دارای زیربخش های فرهنگی، اقتصادی، ---------- – اجتماعی و ... است، ضروری می نماید.
9 اگر چه نباید از نقش حیاتی بانوان در ایجاد فرصت های شغلی بیشتر در زمینه توسعه اقتصادی کشورهای مسلمان غافل ماند، لیکن در بسیاری از حوزه های اجتماعی صرف تساوی بین دو جنس راه حل نهایی نبوده و معضلات را به گونه ای بحرانی پیچیده می نماید. اگر چه معاهدات بین المللی سعی در برطرف نمودن خلاءهای قانونی جهت مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی دارند، لیکن مشکلات ساختاری کشورهای در حال توسعه به دلیل فقدان سرمایه های لازم، غارت منابع و نابرابری های جهانی شدن اقتصاد و عدم زمینه مناسب فرهنگی در پذیرش بهبود منزلت بانوان، وسیع تر از مشکل عدم فعالیت اقتصادی زنان در این گونه کشورها است.
10 ایجاد تشکل های غیردولتی و حمایت دولت های اسلامی از مدیران و مجریان زن دراین راستا امری خطیر به حساب می آید. برنامه های توسعه منطقه ای در کشورهای مسملان باید با درایت خاص درباره بانوان وتأکید بر سرفصل مهم عدالت زمینه ای جهت حضور و بروز استعدادهای بالقوه زنان مسلمان را مهیا سازد.
11 امروزه در سیستم استعماری اقتصاد، خانواده و در نهایت هویت زنان نیز قربانی منافع بنگاه های اقتصادی و سودآوری شرکت های چندملیتی شده است. شایان ذکر است که زنان مسلمان در فرآیند توسعه و جهانی شده اقتصاد با بهره گیری از تجربه تلخ زنان کشورهای صنعتی درحوزه اقتصاد و تأثیر آن بر فروپاشی خانواده و شکست بینش فمینیستی هیچگاه در انتخاب خود، خانواده و هویت خویش را فدای منابع چرخ خای صنعتی اقتصاد نخواهند نمود.
12 رشد فناوری اطلاعات به عنوان یکی از فرصت های اجیاد شده جهانی شدن می تواند به نوعی مفید، در فرایند تجارت بانوان مسلمان موثر واقع گردد. به طور مثال در هندوستان ، از طریق بازاریابی با استفاده از عکس های دیجیتالی تولیدات بیش از 6000 زن روستایی به بازار عرضه شد. چنین فرایندی به عرضه مستقیم تولیدات با حذف واسطه ها انجامیده و منافع بیشتری از فروش محصولات به زنان اختصاص می یابد.(Sobhy.2003)0
13 در احتساب درآمد ملی کشورها با توجه به تعاریف رایج اقتصادی، کار خانگی زنان به علت غیر قابل فروش بودن و مصرف اعضای خانواده، کاری فاقد ارزش اقتصادی ارزیابی می گردد. احتساب این نرخ در تولید ناخالص ملی وارزیابی دقیق تر از فعالیت های زنان در کشورهای مسلمان اذهان عمومی جهان را به طور چشم گیری تغییر خواهد داد.
14 کشورهای اسلامی با بهره گیری از تعالیم اسلامی درخصوص شاخصه های امنیت اجتماعی و روانی به مزیت هایی دسترسی دارند که بسیاری از کشورهای به اصطلاح توسعه یافته فاقد آن هستند. توصیه زنان مسلمان به مجامع بین المللی بر تعریف و تأکید شاخصه های فراگیر که علاوه بر دستیابی به منافع مادی در برگیرنده امنیت، توازن و اعتدال اجتماعی باشد، می تواند موج جدیدی در جریان ساختارهای بین المللی ایجاد نماید.
ضروری است براساس توسعه با محوریت دانش ، نقش زنان کشورهای اسلامی را دولت های مسلمان مورد توجه قرار دهند و از توانمندی های ویژه بانوان در عرصه تکامل جامعه جهانی و در راستای برقراری توازن ، تعادل و امنیت بین المللی یاری جست. در این بین تعاملات کشورهای مسلمان، به ویژه حضور زنان مسلمان در رایزنی های بین کشوری ، خود باعث همگرایی بیشتر نظرات و تأثیر گذاری قوی تر در سیتسم جهانی و اتخاذ استراتژی های محوری در نظام بین المللی می گردد.
در نهایت امید است که براساس الگوی بنیادین اسلام بتوان از توانایی های بانوان در ارتقاء و بهبود وضعیت ایشان در راستای جهانی شدن ایدئولوژی اسلامی با توجه به زیرساخت های بومی و ملی حاکم بر جوامع مسلمان کوشش لازم را به عمل آورد.
فهرست منابع فارسی
1 امیری ، مجتبی. هانتیگون و منتقدانش، نظریه برخورد تمدن ها. ترجمه و ویراسته دفتر مطالعات ---------- و بین الملل. تهران .
2 پوراحمدی، حسین. «فرآیند جهانی شدن و چالش ای مفاهیم در رخداد یازدهم سپتامبر»، فصلنامه ---------- خارجی ، س 15. ش 4
3 حققت بیان، مجید زنان وجهانی شدن. ریحانه. فصلنامه فرهنگی پژوهشی مرکز امور مشارکت زنان . شماره 3.
4 ریتر، جفری. 1379. چالش حقوقی و اجتماعی فضای رایانه ای. ترجمه بابک در بیگی. ج 1. تهران: خانه کتاب
5 زعفرانچی، لیلا سادات. جهانی شدن فرهنگ و اقتصاد و تأثیر آن بر وضعیت زنان، فرهنگ . پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
6 زعفرانچی، لیلاسادات. زن امروز، تجدد گرایی یا واپس گرایی، ماهنامه فرهنگی اجتماعی، اطلاع رسانی یاس.
7 شادی طلب، ژآله. نقش زنان روستایی در تأمین و تجهیز منابع مجموعه مقالات زن و صرفه جویی – 1379
8 «فمینیسم در آمریکا تا سال 2003»، همایش سراسری زنان ، مسائل فرهنگی، اجتماعی جهانی سازی – اردیبهشت 1383.
9 م. مؤیدی. تحلیلی بر چالش نظام سرمایه داری با حجاب زن مسلمان و راه سوم، پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر، 15/5/2006.
10 مردان گیوی، اسماعیل. 16 مرداد 1381. «جهانی شدن و هویت ملی»، اطلاعات ---------- – اقتصادی ، ش 180-179.
11 مسئله بین المللی زنان، عرصه تقابل دو نگاه، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان – ماهنامه علمی، فرهنگی و اجتماعی زنان – دفتر مطالعات و تحقیقات زنان – شماره 2.
12 «مسئله بین المللی زنان ، عرصه تقابل دو نگاه»، دفتر مطالعات وتحقیقات زنان، حوراء، ماهنامه علمی – فرهنگی و اجتماعی زنان، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان ، شماره 2.
13 مولاوردی، شهیندخت، سازمان های غیردولتی و گفت و گوی تمدن ها. آوای مشارکت، مرکز امور مشارکت زنان.
نوروزی، حسین علی. پست مدرنیسم و پست مدرنیسم، نشر نقش جهان.
[1]زمر، 9.

[2]فاطر، 29.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:46 PM
آشنايي با اسناد و كنوانسيون ها
امروزه يكي از عرصه هاي چالش در سطح جهاني، موضوع زنان و نحوه رسيدگي دولتها به اين مسأله مي باشد. اين امر ريشه در جريانات پس از جنگ جهاني دوم دارد.

بعد از پايان جنگ دوم جهاني تفكّر مربوط به نظام جديد بين الملل حقوق بشر شكل گرفت. نقض فاحش حقوق انسانها در دوران حكومت فاشيسم و نازيسم و جنايات و فجايع ضد بشري دوران جنگ، جمعي را بر آن باور داشت كه اگر يك نظام موثر حمايت از حقوق بشردر جامعه ملل وجود داشت، ممكن بود نقض حقوق انساني، در قالب كنوني ونيز جنگ رخ ندهد.

بنابراين در همان اواسط دوران جنگ مسأله توجه بين المللي به مسايل اساسي حقوق بشر در آن گنجانده شد. درسال 1946 نيز كميسيون حقوق بشر تشكيل شد كه دو سند را در دستور كار خود قرار داد.

يكي اعلاميه جهاني حقوق بشر و ديگري كنوانسيون بين المللي حقوق بشر. كميسيون در اجلاس 1947 هر دو سند در زمينه حقوق بشر را «منشور بين المللي حقوق بشر» ناميد و اعلاميه حقوق بشر كه اصول كلي و معيارهاي حقوق بشر در آن ذكر شد، در 10 دسامبر 1948 به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل رسيد ولي تصويب كنوانسيون كه سند الزام آور بود، 18 سال بعد از تصويب اعلاميه يعني در 16 دسامبر سال 1966 تحت عنوان سه ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي – اجتماعي و فرهنگي، ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و پروتكل الحاقي به مثياق مدني و سياسي تصويب شد. بعد از آن كنوانسيون ها و معاهدات ديگري نيز در زمينه حقوق بشر (كه زنان نيز جزء مباحث و موضوعات آن هستند) به تصويب رسيد.

جمهوري اسلامي ايران از ميان معاهدات متعدد بين المللي در زمينه حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه بين المللي به موارد زير ملحق شده است:





رديف


عنوان


سال تصويب


سال لازم الاجرا شدن


1


ميثاق بين المللي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي


1966


1976


2


ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي


1966


1976


3


كنوانسيون بين المللي امحاء كليه اشكال تبعيض نژادي


1965


1969


4


كنوانسيون بين المللي منع و مجازات آپارتايد


1973


1976


5


كنوانسيون مربوط به پرداخت حقوق برابر براي كار مساوي


1951


1953


6


كنوانسيون منع تبعيض در آموزش


1960


1962


7


كنوانسيون بين المللي منع تبعيض در اشتغال و استخدام


1958


1960


8


كنوانسيون بين المللي منع تبعيض در ورزش


1985


1988


9


كنوانسيون منع و مجازات جنايت نسل كشي


1948


1951


10


كنوانسيون تكميلي مربوط به حذف برده داري، تجارت برده و ساير نهادها يا رفتارها شبيه برده داري


1956


1957


11


كنوانسيون منع كار اجباري


1930


1932


12


كنوانسيون حذف كار اجباري


1957


1959


13


كنوانسيون مربوط به وضعيت آوارگان


1951


1954


14


پروتكل مربوط به كنوانسيون وضعيت آوارگان


1967


1967


15


كنفرانس مربوط به سياست اشتغال


1964


1966


16


كنوانسيون حقوق كودك


1989


1990


17


كنوانسيون ژنو در مورد وضعيت مجروحين و بيماران در ميادين جنگي


1949


1950


18


كنوانسيون ژنو در مورد وضعيت افراد زخمي و بيمار ساكن كشتي آسيب ديده نيروهاي مسلح در دريا


1949


1950


19


كنوانسيون ژنو در مورد رفتار با زندانيان جنگي و اسرا


1949


1950


20


كنوانسيون ژنو حمايت از افراد غيرنظامي در زمان جنگ


1949


1950


21


پروتكل مربوط به كنوانسيون هاي ژنو راجع به قربانيان جنگهاي مسلحانه غير بين المللي


1977


1978



همانگونه كه از تاريخ تصويب اين كنوانسيون ها پيداست، برخي از اين قراردادها پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي از سوي دولت امضاء شده و به تصويب قوه مقننه رسيد و برخي درزمان حكومت رژيم پيشين تصويب شده است.

آنچه مسلّم است اكنون موضع ج.ا.ا (برخلاف خطّ مشي هاي رژيم سابق) ، موضعي منفعلانه نيست، بلكه كاملاً از روي شناخت جريانات حاكم بر سياست بين الملل بوده و طبعاً بسيار منطقي و فعال مي باشد.

امام خميني (ره) بنيانگذار ج.ا.ا درخصوص مقاصد ابرقدرتها از ايجاد سازمانهاي بين المللي فرموده اند: «اين سازمان ها و آنهايي كه با دست جنايتكار آنها اين سازمان ها درست شده است، آنها تمام حيثيت و انسايت بشر را از بين مي برند، با اسم اينكه ما طرفدار حقوق بشر هستيم ، طرفدار حقوق بشركه آن همه جنايات در عالم دارد. درواقع مي شود با دست اين دو تا قدرت و هيچ كلمه اي نمي گويند يا اگر بگويند به شوخي شبيه است تا جدي» (صحيفه نور، ج 16، ص 21)

بخشي از اين كنوانسيون ها و اسناد به امور و مسايل زنان اختصاص دارد. بنابراين دولتها با اين گونه اقدامات مي خواستند ظلم وارده بر زن طي قرنهاي متمادي را سريعاً برطرف كنند. اما در عمل تنها شكل ظاهري بردگي و ظلم دگرگون شده و نفي بردگي و استضعاف در ابعاد جديد ، مدرن و فريبنده ظهور كرد.

زر و زور به حاكميت نشست، ليكن اينبار به نام مردم سالاري، استيفاي حقوق بشر ، توسعه و .. به تعبير استاد شهيد آيت ا... مطهري : «قرن ما يك سلسله بدبختيها را از زن گرفت و يك سلسله بدبختيهاي ديگر براي او به ارمغان آورد. بدبختيهاي قديم غالباً معلول اين بود كه انسان بودن زن به فراموشي سپرده شده بود و بدبختيهاي جديد از آن است كه عمداً يا سهواً زن بودن و موقعيت طبيعي و نظري اش، رسالتش ، تقاضاها و استعدادهاي ويژه اش به فراموشي سپرده مي شود.»

از اين رو وضعيت اجتماعي و فرهنگي امروز زنان جهان هنوز موجب نگراني بوده و هر چند دهها كنوانسيون تصويب شده و ده ها كنفرانس جهاني برگزار شود، نتيجه لازم حاصل نشده و باز هم به دليل عدم شناخت وجودي زن و نبود تفسيري شايسته از آن ، مدافعين حقوق بشر به وادي كاذب در خواهند افتاد.

پس لزوم حركتي با تكيه بر ديدگاهي صحيح، روشن ،فراگير و منسجم در كنار همه تلاشها احساس مي شود. چه از نظر ما، انديشه ناب اسلامي به انسان بودن زن و مرد در نظام آفرينش از ديدگاهي واحد مي نگرد و هر دو را به تحرك و سازندگي فرا مي خواند و مسئوليت انحراف از مسير يا پايداري در عقيده را يكسان به دوش هر دو مي گذارد.

از اين منظر و براساس اصل تكامل انساني، نقش ها و مسئوليتها بين آن دو تقسيم ميشود تا با تعامل ارزشها بين زن و مرد، ويژگي هاي انساني در سطح تكامل نقشها و مسئوليت به يگانگي و انسجام برسد.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:47 PM
سند كنوانسيون رفع تبعيض نژادي (1)
نويسنده: واحد بين الملل مركز امور زنان و خانواده

تاریخچه رفع تبعيض نژادي در سازمان ملل

در سال 1963، مجمع عمومي سازمان ملل، اعلاميه ملل متحد پيرامون رفع كليه اشكال تبعيض نژادي را مورد تصويب قرار داد. اين اعلاميه برابري اساسي همه آحاد انساني را تصريح مي كند و خاطر نشان مي سازد كه تبعيض بين انسانها براساس نژاد، رنگ پوست يا اصليت قومي ، نفي اصول منشور ملل متحد، نقض حقوق بيان شده در اعلاميه جهاني حقوق بشر و مانعي در راه روابط دوستانه و مسالمت آميز در ميان ملتها محسوب مي شود. دو سال بعد، مجمع عمومي كنوانسيون لغو كليه اشكال تبعيض نژادي را مورد تصويب قرار داد. اين عهدنامه در 4 ژانويه 1969 رسميت قانوني پيدا كرد و تا 31 دسامبر 1994، 142 كشور آن را امضاء كردند. كشورهاي امضاءكننده اين عهدنامه متعهد مي شوند كه رفع سياست تبعيض نژادي و ترويج تفاهم بين نژادها را در پيش گيرند.

كميته رفع تبعيض نژادي كه با عضويت 18 كارشناس توسط عهدنامه مذكور برقرار شد، گزارشهايي را كه كشورهاي متعهد به كنوانسيون پيرامون تدابير اتخاذ شده براي اجراي مفاد كنوانسيون فوق الذكر تسليم مي كنند، مورد بازبيني قرار مي دهد، گزارشهاي مزبور را با نمايندگان دولتهاي مربوطه به بحث مي گذارد و توصيه هاي كلي ارائه مي دهد. همچنين كميته مي تواند شكايات واصله از سوي افراد يا گروهها را در مورد نقض مفاد كنوانسيون مورد رسيدگي قرار دهد، مشروط بر اينكه دولت ذيربط صلاحيت كميته براي رسيدگي به اين قبيل شكايات را طبق ماده 14 كنوانسيون به رسميت شناخته باشد.

در سال 1993، مجمع عمومي سومين دهه مبارزه با نژادپرستي و تبعيض نژادي (2003-1993) را اعلام داشت و از همه كشورها خواست تدابيري براي مبارزه با اشكال تازه نژادپرستي، بويژه از طريق تصويب قوانين، اقدامات اداري، آموزش و اطلاعات اتخاذ كنند.

در آن زمان مجمع عمومی اعلام داشت كه همه اشكال تبعيض نژادي و نژادپرستي، شامل مواردي كه از آيين هاي رسمي مبتني بر برتري نژادي از قبيل پاكسازي قومي حاصل مي شوند از جمله جدي ترين موارد نقض حقوق بشر در دنياي معاصر مي باشند و بايد با هر وسيله ممكن با آنها مبارزه نمود. نخستين دهه اقدام براي مبارزه با نژاد پرستي و تبعيض نژادي در سال 1973 و دومين دهه در سال 1983 اعلام شد. ايران نيز در سال 1965 اين كنوانسيون را به تصويب رسانيد. سال 1969 نيز سال لازم الاجرا شدن اين كنوانسيون مي باشد.

دیدگاه ج.ا.ا در خصوص كنوانسيون رفع تبعيض نژادي

امروزه در سراسر جهان شاهد مشكلات ناشي از گرايشات نژادپرستانه و قوميت گرايانه هستيم.

در كشورهاي آفريقايي درگيري ها و منازعات قومي و قبيله اي آرامش بسياري از اين كشورها را بر هم زده است.

در كشورهاي آسيايي وجود طبقات گوناگون اجتماعي و نظام مبتني بر نژادپرستي موجد تبعيض هاي عميق در كليه لايه هاي اجتماعي شده است.

همچنين در اروپا و آمريكا نيز شاهد ستم گسترده اي بر اقشار مختلف مانند مهاجرين، رنگین پوستان و... مي باشيم. در اين كشورهاي باصطلاح متمدن از برخي سازمانهاي غيردولتي تا سياستمداران سرشناس مروج اين امر مي باشند.

از جمله مهمترين كشورها در اين زمينه رژيم نژاد پرست آفريقاي جنوبي به دليل حاكميت اقليت سفيدپوست محسوب می شد.در حال حاضر نيز مي توان به رژيم اشغالگر قدس كه داعيه برتري قوم یهود به جهان را دارد اشاره نمود.

در حاليكه خوشبختانه در جمهوري اسلامي ايران اين پديده فاقد موضوعيت بوده و در قوانين، در مجلس و در انتخابات مختلف ، كليه قوم ها و نژادهاي ايراني بطور يكسان در برابر قانون قرار دارند و از حقوق و مسئوليت يكساني برخوردارند.

پس از تحقق پيروزي انقلاب اسلامي نيز اولويت كشور در سياست خارجي قطع ارتباط با كشورهاي آفريقاي جنوبي و رژيم اشغالگر قدس (به دليل وجود رژيم نژادپرست حاكم) قرار گرفت و ج.ا.ا از جمله اولين كشورهايي بود كه حکومت مردمی ماندلا در آفريقاي جنوبي را پس از فروپاشی رژیم آپارتايد به رسميت شناخت. اين امر ناشي از حاكميت تفكر دين اسلام بر جامعه و دولت مي باشد كه هم در سياست خارجي و هم در خط مشي هاي داخلي و ملي تبلور يافته است.

همانگونه که در متن کنوانسیون آمده است ، بخشي از اين كنوانسيون به موضوع زنان اختصاص دارد. در ادامه جهت آشنايي با رويكردها، مواضع و اقدامات جمهوري اسلامي ايران در ارتباط با موضوع زنان در اين كنوانسيون توضيحاتي به شرح ذيل ارائه گرديده است

اقدامات جمهوري اسلامي ايران

استراتژيهاي اقدام هر دولتي بر تافته از بنيانهاي فكري و فلسفي و بر پايه گفتمان غالب در آن كشور است. نظر به حاكميت گفتمان اسلامي و گزاره هايي نظير "يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبايل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقاكم ان ا... عليم خبير" اي مردم شما را از دو جنس زن و مرد آفريديم و شما را در گروهها و قبايل مختلف قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بي ترديد خداوند داناي آگاه است و نيز ورود آموزه ها و گزاره هاي ديني در متن قوانين، مقررات، زندگي، و در بستر فرهنگي، اجتماعي و سياسي جامعه ايران مقوله تبعيض نژادي يا قوميتي را فاقد عينيت و موضوعيت مي نمايد و عضويت ج.ا.ا در اين كنوانسيون در راستاي مقابله با ديدگاه تبعيض نژادي در عرصه بين الملل و ترويج عدالت به عنوان عرف بين المللي مطرح است.

در ايران با توجه به آميختگي اقوام مختلف و عدم وجود مرز بندي هاي مبتني بر نژاد و قوميت در هيچيك از زمينه هاي زندگي ، خصوصيات قومي در آمارگيريها ي رسمي اعمال نشده است و بنابراين نمي توان آماري از جمعيت اقوام مختلف ايراني ارائه نمود اما به طور كلي اكثريت جمعيت ساكن استانها ي آذر بايجان غربي ، آذر بايجان شرقي ، اردبيل و زنجان آذري، اكثريت جمعيت ساكن در استانهاي كردستان ، كرمانشاه و ايلام و بخشي از جمعيت ساكن استان آذر بايجان غربي كرد ، اكثريت جمعيت ساكن در استان سيستان وبلوچستان ، بلوچ ، بخشي از جمعيت ساكن در استان خوزستان عرب زبان و بخشي از جمعيت ساكن در استان گلستان تركمن هستند.

روند استقرار عشاير در ايران رو به فزوني است و دولت نيز جهت تسهيل زندگي عشاير جهت اسكان داوطلبانه عشاير خدماتي به آنها ارائه مي دهد. عمده خانوار عشاير ايران ترك ، كرد، لر هستند . اصل 19 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تصريع مي نمايد كه " مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردار ند و رنگ، نژاد ، زبان ومانند اينها سبب امتياز نخواهد بود"بمنظور تحقق اين اصل دولت سياست گذاري و اجراء فعاليتهاي خود را در دوره مورد نظر ادامه داده است.

بر اساس مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام ، جان ، مال ، عرض ، امنيت و ساير حقوق همه مردم در چارچوب قانون اساسي مورد حمايت همه جانبه است. زمينه سازي در جهت همگرايي فرهنگي و اجتماعي و همدلي ميان طوايف بر اساس قانون اساسي و پالايش فرهنگ از عصبيت هاي قومي و خرافي و مقابله با عواملي كه موجب تفرقه و تجزيه ملت مي شود از ديگر محورهاي اصول سياستهاي كلان نظام جمهوري اسلامي ايران در مورد اقوام است.

در آخرین گزارش ادواري جمهوري اسلامي ايران به كميته رفع تبعيض نژادي برخي از اقدامات صورت گرفته جهت توسعه شاخص هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي مناطق كمتر توسعه يافته كه داراي گروههاي قومي هستند، تشريح شد. اين اقدامات مورد تشويق كميته قرار گرفت.اين برنامه ريزي ها و اقدامات در سالهاي گذشته با رهيافت جديدتر و موثر تري دنبال گرديد.

سرمايه گذاري هاي قابل توجه دولت در برنامه هاي اول و دوم و سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي براي مناطق حاشيه اي كه جايگاه سكونت گروههاي قومي كشور مي باشند، در زمينه خدمات اساسي اجتماعي ‹ آموزش و بهداشت › و اشتغالزايي موجب شد كه محروميت در مناطق حاشيه اي كشور كاهش يا بد و اين مناطق در فرايند توسعه اي درون زا قرار بگيرند.

با توجه به موضوع فوق مناطق حاشيه اي و دور افتاده كشور در برنامه سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تحت عنوان مناطق كمتر توسعه يافته يا توسعه نيافته نامگذاري و راهكارها و مواد قانوني لازم براي تسريع در توسعه اينگونه مناطق در قانون برنامه سوم و همچنين قانون برنامه چهارم پيش بيني شده است .

افزون بر اين مواد قانوني در برنامه چهارم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ، راهكار هاي اجرائي مشخصي براي توسعه مناطق كمتر توسعه يافته كشور( که از نژادهای مختلف در آن مناطق سکونت دارند) پيش بيني شده كه به صورت اولویت طرح هايي در دستور كار دولت نهم قرار گرفته است. و از طريق مراكز دولتي و يا با همكاري سازمانهاي مردم نهاد در حال اجراست .

ايران در تلاشهاي بين المللي براي امحاء رژيم آپار تايد در آفريقاي جنوبي مشاركت مؤثر نمود پس از آن نيز ايران بر فعاليتهاي خود براي مبارزه با كليه اشكال سنتي و معاصر نژاد پرستي تبعيض نژادي و بيگانه ستيزي ادامه داده است.تدابير متخذه دولت براي منع فعل يا رويه تبعيض نژادي عليه افراد، گروهها يا موسسات و تضمين اينكه تمامي مراجع عمومي و ملي، محلي و دولتي طبق اين تعهد عمل مي كنند.

جمهوري اسلامي ايران معتقد به ضرورت اجراي اعلاميه و برنامه عمل كنفرانس جهاني عليه نژادپرستي است و به فعاليتهاي خود در سطوح ملي و بين المللي جهت اجراي اين مصوبات ادامه خواهد داد.

- به موجب ماده 9 قانون مدني جمهوري اسلامي ايران مقررات عهودي كه بر طبق قانون اساسي بين كليه مفاد كنوانسيون بين المللي رفع كليه اشكال تبعيض از جمله ماده 4 آن بدون نياز به قانونگذاري جديد در حكم قوانين داخلي كشور محسوب شده و در محاكم قابل استناد مي باشد.

تدابير متخذه براي عدم ارتكاب ، دفاع يا حمايت از تبعيض نژادي توسط اشخاص يا سازمانها

به منظور تعيين مجازات براي موارد مندرج در ماده 4 كنوانسيون ، قانون مجازات منع تبعيض نژادي براساس نژاد و يا جنس و نفرت نژادي و تحريك به تبعيض براساس نژاد يا جنس از طريق يكي از وسايل تبليغ عمومي عليه هر گروه كه از حيث نژادي ، جنس و رنگ و قوميت متفاوت باشند و نيز هر نوع مساعدت منجمله كمك مالي به فعاليتهاي تبعيض نژادي ممنوع است و مرتكب به حبس جنحه اي تا شش ماه محكوم خواهد شد مگر اينكه در عمل به موجب قوانين ديگر مستوجب مجازات شديدتري باشد كه در اين صورت مجازات شديدتر قابل اعمال خواهد بود.

- به موجب ماده 2 اين قانون «هر كس به منظور تبليغ تبعيض براساس نژاد يا قوم و يا جنس و يا به منظور ايجاد نفرت يا دشمني و يا به منظور ايجاد نفاق براساس نژاد و قوم و يا جنس جمعيتي تشكيل دهد يا اداره نمايد به حبس جنحه اي از سه ماه تا يك سال محكوم مي شود. مجازات قبول عضويت در جمعيت فوق حداقل مجازات مذكور خواهد بود.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:48 PM
سند كنوانسيون رفع تبعيض نژادي(2)

نويسنده:واحد بين الملل مركز امور زنان و خانواده



اقدامات انجام شده براي بهبود وضعيت زنان اقوام مختلف در مناطق كمتر توسعه يافته

تدابير خاص، برنامه هاي متخذه و طرح هاي در دست اقدام

در زمينه تدابير خاص، برنامه هاي متخذه و طرحها برای زنان و دختران در مناطق محروم ، روستايي و عشاير با نظر به محورهاي تعيين كننده و اساسي مرتبط با جمعيت آماري مذكور يعني آموزش، اشتغال و بهداشت گزارشي بدين شرح ايفاد مي گردد.

آموزش: به منظور بذل توجه ويژه به موضوع آموزش زنان و دختران در مناطق كمتر توسعه يافته داراي اقليتهاي قومي تمهيداتي انديشيده شده است.

تمهيدات قانوني: براساس ماده 52 قانون برنامه چهارم توسعه دولت موظف است به منظور تضمين دسترسي به فرصتهاي برابر آموزشي به ويژه در مناطق كمتر توسعه يافته گسترش دانش ، مهارت و ارتقاء بهره وري سرمايه هاي انساني به ويژه براي دختران و توسعه كمي و كيفي آموزش عمومي آن دسته از اقدامهاي ذيل كه جنبه قانونگذاري ندارد را به انجام برساند.

الف - توسعه زمينه هاي لازم براي اجراي برنامه آموزش براي همه

ب‌- اجباري كردن آموزش تا پايان دوره راهنمايي ، به تناسب تامين امكانات و به تدريج در مناطقي كه آموزش و پرورش اعلام مي كند به طوري كه در پايان برنامه چهارم اين امر محقق گردد.

ج- ارتقاء توانايي و مهارت حرفه اي معلمان به تدوين استاندارد ها ي حرفه اي معلم ، از جهت دانش ، رفتار و عملكرد با استفاده از تجارب بين المللي و شرايط بومي كشور.

د- تدوين و اجراي طرح راهبردي سواد آموزي كشور ، با در نظر گرفتن شرايط جغرافيائي ، زيستي، اجتماعي و فرهنگي مناطق مختلف كشور با رويكرد جلب مشاركتهاي مردمي و سازمانهاي غير دولتي به طوري كه تا پايان برنامه چهارم ، با سوادي افراد حداقل زير سي سال به طور كامل تحقق يابد.

ه- فراهم كردن امكانات مناسب براي رفع محروميت آموزشي از طريق گسترش مدارس شبانه روزي ، روستا مركزي و خوابگاه هاي مركزي ، آموزش از راه دور و رسانه اي و تامين تغذيه ، آمد و شد وبهداشت دانش آموزان و ساير هزينه هاي مربوط به مدارس شبانه روزي و نيز ايجاد و گسترش اماكن و فضاهاي آموزشي ، پرورشي و ورزشي به تناسب جنسيت و تهيه و اجراي برنامه هاي لازم براي گسترش آموزش پيش دبستاني و آمادگي به ويژه در مناطق دو زبانه.

برنامه هاي متخذه و طرحهاي در دست اقدام در راستاي رفع نا برابريها ي آموزشي و بر قراري عدالت آموزشي عبارتند از:

محروميت زدايي دانش آموزان دختر با رويكرد منطقه اي:

طرح مذكور با هدف افزايش دسترسي دختران دانش آموز به آموزش رسمي در محرومترين مناطق و افزايش پوشش تحصيلي دختران در مناطق محروم كشور پيش بيني و اجرا شده است.

1- افزايش نرخ دسترسي دانش آموزان دختر به آموزش رسمي از طريق آموزش از راه دور اين طرح كه با هدف افزايش نرخ گذر تحصيلي دختران از راهنمايي به متوسطه در حال اجرا ست منجر به افزايش نرخ گذر تحصيلي در 78 منطقه به ميزان(080/0) و نيز پوشش تحصيلي 1800 دختر بازمانده از تحصيل مناطق محروم در سال تحصيلي 85-84 شده است.

افزايش دسترسي دختران مناطق محروم به آموزش دوره متوسطه با انتخاب محرومترين مناطق آموزشي با استفاده از شاخص گذر تحصيلي از دوره راهنمايي به دوره متوسطه و شناسايي علل و عوامل پايين بودن نرخ گذر تحصيلي و سپس آموزش از راه دور عملياتي شده است.اين طرح در استانها ي اردبيل، زنجان، سيستان وبلوچستان ، چهار محال و بختياري ، كهكیلويه و بوير احمد ، كرمانشاه و ايلام و ساير نقاط محروم در اين استانها به مرحله اجرا در آمده است.

2- آموزش نيمه حضوري دختران بازمانده از تحصيل دوره راهنمايي در مناطق عشايري

3- افزايش ظرفيت مدارس شبانه روزي در مناطق محروم و روستايي از جمله قوم بلوچ در سيستان و بلوچستان،عربها در هرمزگان،و بوشهر ،و تركمنهاي گلستان.

4- طرح آموزش نهضت سواد آموزي زنان خانه دار در مقطع سني بالا در سطح روستاها و مناطق محروم داراي قوميتهاي مختلف

5- شناسايي زنان بي سرپرست و بد سر پرست اقوام مختلف در مناطق محروم و آموزش آنان

6- طرح رحمت- دوره آموزشي مهارت زندگي و تحكيم بنيان خانواده براي زنان خانه دار اقوام مختلف

(مركز امور زنان و خانواده در راستاي تحكيم و تقويت نهاد خانواده طرح آموزش رحمت را كه بر گرفته از دو ثقل قرآن و عترت مي باشد با هدف كاربردي كردن قرآن و سيره نبوي و ائمه معصومين عليهم السلام و محلي كردن و بومي كردن آموزشها ي ديني براي زنان خانه دار در سراسر كشور اجرا مي كند از ويژگي هاي اين طرح اختصاص آن براي مناطق محروم و روستايي كشورشامل اقوام كرد، لر ، بلوچ ، عرب ، ترك و فارس مي باشد ).

آموزش عالي:

تدابير خاص: اتخاذ رويكرد عدالت توزيعي در آموزش عالي

پس از انقلاب اسلامي وزارت آموزش عالي در ادامه سياستهاي محروميت زدايي و گسترش عدالت اجتماعي و به منظور تأمين نيروي انساني متخصص بومي اقدام به تأسيس حداقل يك مؤسسه آموزش عالي در هر يك از استانهاي كمتر توسعه يافته نمود. بطوريكه از سال 1370 شاهد تأسيس دانشگاههايي در مراكز استانهاي كردستان ، ايلام، هرمزگان ، بوشهر، و زابل كه ساكنان آنها كرد ،عرب و لر مي باشند هستيم . با اين اقدام دولت ضمن تقويت دانشگاههاي موجود و تأسيس دانشگاههاي جديد سعي در بهبود وضعيت آموزشي اين مناطق خصوصاً در بخش آموزش عالي نمود.

از عمده ترين نمونه هاي اين رويكرد بحث منطقه اي كردن و سهميه بندي نمودن مناطق در آزمون سراسري كنكور (آزمون ورودي دانشگاهها) بوده است.

براين اساس 35 درصد ظرفيت دانشگاهها به مناطقي اختصاص يافته كه امكانات آموزشي آنها اندك ارزيابي شده و محروم شناخته شدند. استانهايي كه هم مراكز آنها و هم ساير نقاطشان محروم تعريف شده عبارت بودند ازاستان بوشهر، استان هرمزگان، چهارمحال و بختياري ، لرستان ، ايلام، كهگيلويه و بويراحمد، سيستان و بلوچستان ، كردستان و خوزستان.

استانهايي كه غير از مراكز شان بقيه نقاط آنها محروم تعريف شده اند. بدين شرح مي باشند: استان آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، گيلان، مازندران، خراسان ، كرمان، زنجام ، سمنان، يزد، مركزي، اصفهان ، كرمانشاه ، همدان، فارس.

براي بهبود وضعيت آموزش عالي در ميان عشاير از سال 1373 تاكنون در آزمون سراسري دانشگاهها سهيمه اي تحت عنوان سهميه عشاير براي اين اقشار در نظر گرفته شده است.

اشتغال:

به منظور و بذل توجه ويژه به موضوع اشتغال زنان و دختران در مناطق كمتر توسعه يافته و داراي اقليتهاي قومي تمهيداتي انديشيده شده است. بر اساس ماده 100 قانون برنامه چهارم توسعه دولت موظف است.به منظور ارتقاي حقوق انساني ، استقرار زمينه هاي رشد و تعالي و احساس امنيت فردي و اجتماعي در جامعه و تربيت نسلي فعال ، مسئوو ليت پذير، ايثارگر، مومن، رضايت مند، برخوردار از وجدان كاري ، انضباط با روحيه تعاون و سازگاري اجتماعي، متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن، ‹ منشور حقوق شهروندي› را مشتمل بر محورهاي ذيل تنظيم و به تصويب مراجع ذي ربط برساند.

- ترويج مفاهيم وحدت آفرين و احترام آميز نسبت به گروههاي اجتماعي واقوام مختلف در فرهنگ ملي.

- دولت موظف است برنامه ملي توسعه كار شايسته را به عنوان گفتمان جديد عرصه آموزشهاي كار آفريني ، جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات بازار كار ، ارتباط و همبستگي كامل آموزش و اشتغال رفع موانع بيكاري ساختاري ، توسعه آموزشهاي مهارتي فني و حرفه اي معطوف به نياز بازار كار .

- اصلاح قوانين و مقررات در جهت انطباق قوانين و مقررات ملي با استانداردها و مقاو له نامه هاي بين المللي، كنسولي ، تحولات جهاني كار و امحاي تبعيض نژادي در همه عرصه هاي اجتماعي به ويژه در عرصه روابط كار و اشتغال .

برنامه هاي متخذه و طرح هاي در دست اقدام در راستاي توسعه آموزش هاي مهارتي، اشاعه فرهنگ خود اشتغالي و كار آفريني زنان و دختران در مناطق محروم و داراي اقليتهاي قومي به قرار زير مي باشند

1- آشنايي و ايجاد زمينه جهت كسب مهارت درخصوص فعاليت ها و حرف مورد نياز و ايجاد زمينه اشتغال

2-طرح خوداتكايي دانش آموزان دختر در مدارس راهنمايي و متوسطه با هدف توانمندسازي دختران قوميتهاي مختلف و ساكن در مناطق مرحوم، تقويت روحيه كار و تلاش و تعاون در دانش آموزان

3-طرح سازماندهي و انجام فعاليتهاي فرهنگي و مشاوره اي جهت ترغيب دانش آموزان به كسب حداقل يك مهارت در مناطق محروم

4-توسعه آموزشهاي مهارتي دختران ويژه مناطق محروم از طريق اشاعه و گسترش آموزشهاي فني و حرفه اي اين طرح با هدف افزايش مهارتهاي دختران و با توسعه بخشي رشته هاي فني و حرفه اي صورت پذيرفته و افزايش كمي چشمگيري از 467978 نفر دوره در سال تحصيلي 84-83 به 567987 نفر دوره در سال تحصيلي 85-84 و به 650000 نفر دوره درسال تحصيلي 86-85 يافته است .

5-افزايش تنوع رشته هاي مهارتي دختران از 88 رشته در سال تحصيلي 85-84 به 92 رشته مهارتي در سال تحصيلي 86-85

رشته هاي مهارتي جديد در زمينه هاي گردشگري ، فناوري اطلاعات ، حرف روستايي، صنايع دستي ، هنرهاي تجسمي از قبيل تراشكاري شيشه و كريستال، فناوري چندرسانه اي (مولتي مديا) ،حسابداري رايانه اي، طلا و جواهر سازي، چاپ روي پارچه، طراحي و معماري داخلي، تكثير و پرورش گياهان دارويي، تكثير و پرورش ماهيان زينتي و ...)

استانهاي مشمول طرح شامل آذربايجان غربي اردبيل ، ايلام، بوشهر، خوزستان ، كرمانشاه، لرستان و هرمزگان مي باشند.

6-توانمندسازي زنان مناطق محروم و اقوام مختلف

با هدف توانمندسازي زنان مناطق محروم از طريق راه اندازي مراكز آموزش فناوري اطلاعات در اين مناطق وحمايت و شناسايي نيازهاي اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي زنان خصوصاً زنان سرپرست خانوار که فعالیتهای زیر را در بر میگیرد:

تهيه بانك اطلاعاتي زنان سرپرست خانوار به تفكيك (مطلقه، بيوه، شوهران مهاجر، هرگز ازدواج نكرده و شوهر غير شاغل)

تعيين حجم نمونه و استانها و مناطق محروم مورد نظر (با توجه به حجم جامعه آماري كه در بانك اطلاعاتي در فاز اول بدست مي آيد)

تعيين و اولويت بندي نيازها و مشكلات زنان سرپرست خانوار (اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي)

اخذ نتايج و تحليل آن و ارائه راهكارهاي پيشنهادي عمل در حوزه هاي مختلف


7-ترغيب براي برنامه ريزي توسعه آموزش عالي در مقطع كارداني، كارشناسي با هدف تقويت سريع ساختار تخصصي مناطق محروم و محروميت زدايي ،اشتغال زايي و توسعه فرهنگي

8-حمايت از طرحهاي آموزشي و يا دوره هاي مهارت آموزي در راستاي حمايت و تشويق كارآفريني كه در اين راستا و حمايت از كارآفرينان طرحهاي ذيل مورد تشويق و حمايت هاي مالي قرار گرفته اند .

- طرح برگزاري دوره هاي مهارتهاي هفتگانه اعضاء تشكل هاي غيردولتي و كارآفرينان در مناطق كمتر توسعه

- طرح توانمندسازي تعاوني هاي زنان در مناطق ساكن قوميتهاي مختلف و مناطق محروم كشور

- طرح احداث بازارچه دائم خود اشتغالي براي كمك به بانوان سرپرست خانوار قومیتها
- طرح برگزاري دوره هاي مختلف كارآفريني و چگونگي استفاده از تسهيلات بنگاههاي زودبازده براي زنان مناطق محروم

- طرح حرفه آموزي (خياطي) قالي بافي و صنايع دستي به افراد نيازمند در ميان بانوان عشاير

- استانهاي مشمول طرح ، شامل اردبيل، لرستان، كردستان ، كهكيلويه و بويراجمد، بوشهر، خوزستان ، هرمزگان ، گلستان و كرمانشاه شامل اقوام ترك ، كر ، لر ، عرب مي باشند.

9-توسعه كار آفريني در شركتهاي تعاوني روستايي زنان در مناطق محروم

اقدامات انجام شده براي بهبود وضعيت زنان در مناطق كمتر توسعه يافته:

به منظور ارتقاء مشاركت زنان در مناطق كمتر توسعه يافته توجه ويژه اي از سوي مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري صورت گرفته است. در اين يكسال در ادامه اقدامات گذشته اين مركز طرح هايي اجرا شده است.

طرح توسعه مشاركت زنان روستايي با تأكيد بر مناطق كمتر توسعه يافته با كمك وزارت كشاورزي

طرح توسعه كارآفريني در شركتهاي تعاوني روستايي زنان از طريق:

1. كمك به ايجاد جايگاه حقوقي براي زنان روستايي و مناطق محروم از طريق كمك به تشكيل شركتهاي تعاوني زنان روستايي در قالب شخصيت حقوقي

2. توانمندسازي زنان روستايي از طريق ارائه آموزش هاي لازم و حمايتهاي فني و اعتباري از تعاونيهاي زنان

بمنظور بذل توجه ويژه به موضوع اشتغال زنان در مناطق كمتر توسعه يافته داراي اقليتهاي قومي نيز تمهيداتي انديشيده شده است . در اين راستا طرح تشكيل و سازماندهي تعاوني هاي زنان توليد كننده روستايي با همكاري مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري و دفتر امور زنان روستايي و عشايري وزارت جهاد كشاورزي به اجرا در آمد.

اين طرح در استانهايي از قبيل سيستان و بلوچستان ، كرمانشاه ، ايلام، لرستان ، هرمزگان ، خوزستان، آذربايجان غربي، آذربايجان شرقي و اردبيل به اجرا درآمد.

همچنين طرح ايجاد و تقويت تعاوني هاي زنان در سطح كشور در استانهايي از قبيل آذربايجان غربي، آذربايجان شرقي، اردبيل ، كردستان ، كرمانشاه ، ايلام ، خوزستان ، بوشهر، هرمزگان ، سيستان و بلوچستان و گلستان توسط وزارت تعاون به اجرا درآمد.

بهداشت:

در راستاي سياست محروميت زدايي و برقراري عدالت توزيعي در زمينه بهداشت و به منظور انجام اقدامات موثر در زمينه شاخص بهداشت تمهيدات قانوني و طر حهاي اجرايي ذيل پيش بيني گرديده است.

تمهيدات قانوني: به موجب ماده 90 قانون برنامه چهارم توسعه به منظور ارتقاء عدالت توزيعي در دسترسي عادلانه مردم به خدمات بهداشتي و در ماني و در جهت كاهش سهم خانوار هاي كم در آمد و آسيب پذير از هزينه هاي بهداشتي و درماني آنها ، توزيع منابع و امكانات بهداشتي و درماني بايد به نحوي صورت گيرد كه شاخص مشاركت عادلانه مالي مردم به نود درصد ارتقاء يابد و ميزان خانوار هاي آسيب پذير از هزينه هاي غير قابل تحمل سلامت به يك در صد كاهش يابد. وزارت بهداشت، در مان و آموزش پزشكي مكلف است با مشاركت سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور آئین نامه چگونگي متعادل نمودن سهم مردم در تامين بهداشت و درمان براي تحقق اهداف مذكور را ظرف مدت شش ماه پس از تصويب اين قانون تهيه و براي تصويب به هيات وزيران ارائه نمايد.

به موجب بند ج ماده 91برنامه چهارم توسعه: به منظور تعميم عدالت در بهره مندي از خدمات بهداشتي در ماني ، خدمات بيمه پايه در ماني روستائيان عشايري ، معادل مناطق شهري تعريف و اجرا مي شود. :

بهداشت و سلامت جسمي:

تدابير خاص جهت ارتقاء سطح بهداشت جسمي و روحي و رواني زنان و دختران مناطق محروم:

اقدامات و طرح هاي اجرايي در زمينه بهداشت و سلامت جسماني زنان و دختران عبارتند از :

1. طرح ارتقاء سلامت دختران از طريق آموزش تغذيه صحيح و آهنياري

2. افزايش سطح آگاهي بهداشتي دختران و دانش آموزان عشاير

3. طرح پيام آوران بهداشت دانش آموزان دختر عشاير و تحت پوشش قرار دادن 7000 دانش آموز دختر عشاير دوره راهنمايي در كل كشور

4. آموزش مفاهيم پيشگيري از معلوليت ها: ويژه خانمهاي با سطح تحصيلات سيكل وپايين تر

5. بررسي باليني زنان 10 تا 49 ساله همسردار درخصوص سرطانهاي سرويكس و تست تشخيص پاپ اسمير در مناطق روستايي و مناطق محروم داراي قوميتهاي ترك ، كرد،لر، فارس و بلوچ بصورت رايگان

6. ايمن سازي زنان 40-20 سال مناطق محروم در مقابل بيماري هپاتيت از طريق واكسيناسيون رايگان

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:49 PM
علت اصلی از هم پاشیدگی خانواده‌ها در ممالك توسعه یافته و اصطلاحاً پیشرفته چیست؟

تمدن‌ اسراف‌ و تبذیر
نويسنده: شهيد سيد مرتضي آويني

از آنجا كه ممكن است بعضی هیچ ارتباطی بین توسعه‌یافتگی به شیوه‌ی غربی و از هم پاشیدگی خانواده‌ها در غرب پیدا نكنند، یادآور مي‌شویم كه رشد اقتصادی را نباید با توسعه اشتباه كرد، زیرا كه توسعه جریانی چندبعدی است كه در خود تجدید سازمان و سمت‌گیری متفاوت كل نظام اقتصادی اجتماعی را به همراه دارد. توسعه در بسیاری موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز در برمي‌گیرد.

به عبارت روشن‌تر، توسعه به معنای سمت‌گیری كل نظامات اقتصادی و اجتماعی (اعم از نظام آموزشی، قانونگذاری، اجرایی...) در جهت رشد اقتصادی است. معنای سمت‌گیری كل نظام در جهت رشد اقتصادی این است كه هر برنامه و طرحی كه به رشد اقتصادی منجر نشود باید حذف شود و حتی نظام آموزشی ما نیز باید تابعی از برنامه‌ریزی توسعه‌ی اقتصادی باشد؛ و به عبارتی دیگر، اقتصاد باید زیربنا و مبنای همه‌ی تحولات و برنامه‌ریزي‌های فرهنگی و اجتماعی ما باشد!

اگر مبنای توسعه را آنچنان‌كه مذكور افتاد اعتبار كنیم، آنگاه بین روند توسعه و ازهم پاشیدگی خانواده‌ها در مغرب زمین ارتباطی بسیار نزدیك مشهود مي‌شود. با این مفهوم مناسبات بین تولید و مصرف برای پیوندهای خانوادگی نیز تعیین وضعیت خواهد كرد، تا آنجا كه در كتاب «موج سوم» ـ كه در توجیه تمدن غربی نگاشته شده است ـ نیز به تحلیل‌هایی اینچنین برمي‌خوریم: «دیگر بین انسان با انسان هیچ رابطه‌ای بجز منافع شخصی عریان و پرداخت نقدی، عاری از احساس و عاطفه باقی نمانده است.» روابط شخصی، پیوندهای خانوادگی، عشق، دوستی، علقه‌های همسایگی و اجتماعی همگی در هجوم بیرحمانه‌ی منافع شخصی تجاری رنگ باخته‌اند یا به تباهی كشیده شده‌اند.

اكنون در كشورهای به اصطلاح پیشرفته‌ی مغرب زمین، همان‌طور كه خانه تبدیل به آپارتمان، آپارتمان تبدیل به فلات و فلات تبدیل به استودیو مي‌شود، [به موازات آن] فامیل تبدیل به خانواده‌ی بزرگ، خانواده‌ی بزرگ تبدیل به خانواده‌ی ازدواجی و خانواده‌ی ازدواجی تبدیل به افراد مي‌شود ـ [تا آنجا كه] آی.تی.تی كه یكی از برجسته‌ترین مظاهر جامعه و اقتصاد پولی است، هیچ مرد یا زن متأهلی را استخدام نمي‌كند و از بین كارمندانش آنهایی كه مي‌خواهند ازدواج كنند، باید خدمت را ترك گویند، و البته جامعه‌شناسان و اقتصاددانان این پدیده را تحسین مي‌كنند و آن را از نشانه‌های توسعه‌یافتگی مي‌دانند.

مجددا به سؤال ابتدای بحث بازمي‌گردیم كه: «علت اصلی از هم پاشیدگی خانواده‌ها در ممالك توسعه یافته و به اصطلاح پیشرفته چیست؟»

در كتاب «موج سوم» آمده است: اگر ما خانواده‌ی هسته‌ای را متشكل از یك شوهر شاغل، یك زن خانه‌دار و دو كودك بدانیم و سؤال كنیم كه چند نفر از آمریكاییان واقعاً هنوز در این نوع خانواده زندگی مي‌كنند، پاسخ حیرت‌آور است: هفت درصد از كل جمعیت ایالات متحده آمريكا .

نویسنده‌ی كتاب در تشریح مطلب بالا اضافه مي‌كند: ... باید متذكر شد كه طبق آمارها ما شاهد نوعی افزایش انفجارآمیز تعداد «تك‌نوازان» افراد مجرد هستیم، یعنی افرادی كه بتنهایی و بطور كامل خارج از خانواده زندگی مي‌كنند. بین سالهای ١٩٧٠ و ١٩٧٨، عده‌ی افراد چهارده تا ٣٤ساله‌ای كه تنها زندگی مي‌كردند در ایالات متحده تقریباً سه برابر شد یعنی از ٥/١ میلیون به ٣/٤ میلیون افزایش یافت. امروزه یك پنجم تمامی خانوارها در ایالات متحد از افرادی تشكیل مي‌شود كه بتنهایی زندگی مي‌كنند.

تقارن زمانی بین این پدیده و توسعه‌ی صنعتی ـ یا بهتر بگویم توسعه‌ی اقتصادی ـ در جامعه‌ی غربی، نویسنده را دچار این اشتباه كرده است كه توسعه‌ی صنعتی را علت اصلی این پدیده بداند. البته شكی نیست كه توسعه‌ی صنعتی یكی از مهم‌ترین علل این مسئله‌ی اجتماعی است، اما ریشه را باید در جای دیگری جست و جو كرد . مراد ما در این قسمت، ذكر یكی از دردناك‌ترین تبعات و نتایج تلخ و ضایعاتی است كه ملازم با توسعه‌یافتگی به شیوه‌ی غربی است. نویسنده‌ی كتاب «موج سوم» ادامه مي‌دهد: ...ما شاهد نوعی انتقال دسته‌جمعی از خانواده‌هاي‌ «كودك ـ كانونی» به «بزرگسال ـ كانونی» هستیم. در آغاز قرن اخیر در جامعه‌ی (آمریكا) عده‌ی كمی افراد مجرد وجود داشت و بعد از آنكه كوچكترین فرزند خانه را ترك مي‌گفت تقریباً عده‌ی كمی از والدین برای مدتی طولانی زنده مي‌ماندند. در مقابل، در اوائل سال ١٩٧٠ در ایالات متحد تنها یك نفر از هر سه بزرگسال در خانه‌ای با فرزندان زیر هجده سال زندگی مي‌كردند.

امروزه سازمانهایی بوجود آمده‌اند كه زندگی بدون بچه را تشویق مي‌كند و بي‌میلی نسبت به داشتن بچه در بسیاری از كشورهای صنعتی رو به افزایش گذاشته است. در سال ١٩٦٠ فقط بیست درصد از زنان آمریكایی «همیشه متأهل» زیر سی سال بدون بچه بودند. در سال ١٩٧٥ این رقم به ٣٢ درصد افزایش یافت، یعنی شصت درصد افزایش در طول پانزده سال...

كشورهای صنعتی بسیار پیشرفته[!] امروزه در مواجهه با اشكال بسیار متنوعی از خانواده سر در گم شده‌اند، ازدواج هم‌جنس‌بازان، كمونها [زندگي‌های اشتراكی]، گروههایی كه برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها با یكدیگر زندگی مي‌كنند، گروههای قبیله‌ای در بین اقلیتهای قومی معین و بسیاری اشكال دیگر زندگی مشترك كه قبلاً هرگز وجود نداشته است...

نویسنده‌ی كتاب «موج سوم» كه گویی رسالت خود را توجیه گناهان تمدن غربی مي‌داند، بالأخره در پایان نتیجه مي‌گیرد كه باید این تغییر چهارچوب زندگی خانوادگی به وسیله‌ی قانون تسهیل شود و اصولی قانونی برای اخلاق اجتماعی وضع شود كه در آن لذت‌جویی و تنوع‌طلبی و تلون مزاج گناه نباشد: باید تصمیم‌گیری درباره‌ی زندگی در خارج از چهارچوب زندگی خانواده‌ی هسته‌ای تسهیل گردد نه اینكه مشكل‌تر شود. این یك قانون است كه ارزشها كندتر از واقعیت اجتماعی تغییر مي‌یابند. بنابراین ما هنوز آن دسته از اصول اخلاقی را بوجود نیاورده‌ایم كه پذیرش تنوع را تسهیل كند.

نویسنده در این گفته تأكید دارد كه این ما هستیم كه اصول اخلاقی را به وجود مي‌آوریم و به عبارت دیگر، بیرون از ما حقیقت ثابتی كه موجد اصول اخلاقی ثابتی باشد وجود ندارد. همه‌ی مفاسدی كه اكنون در جامعه‌ی غرب وجود دارد منشأ از همین اصلی مي‌گیرد كه بیان شد. این اصل متضمن این معناست كه اخلاق، اصول ثابتی ندارد و تغییرات آن تابع مقتضیات زمان است و این، خود انسان است كه این اصول را قرارداد مي‌كند. و بدین ترتیب، گناه بي‌معنا مي‌گردد و بشر رها مي‌شود تا هر چه تمایلات نفسانی او اقتضا دارد انجام دهد و البته چون در این میان همه باید از این ولنگاری نامحدود برخوردار باشند، مرز ولنگاری هر فرد تا آنجاست كه مزاحم ولنگاری دیگران نباشد. اخلاق بدین معنا یك میثاق یا قرارداد اجتماعی است و فرد، در عین خودپرستی و خودبنیادی، منحل در جامعه مي‌شود و جرم، جانشین گناه مي‌شود و قانون اصالت پیدا مي‌كند.

بر خلاف جوامع مذهبی كه بنیاد خانواده بر نكاح یا عقد مذهبی استوار است، در غرب بنیان خانواده بر لذت بنا مي‌شود و چون از سوی دیگر هیچ اصل اخلاقی و وجدانی وجود ندارد كه بشر را از تنوع‌طلبی و هرزه‌درایی باز دارد، افراد خانواده نیز لذت خود را در بیرون از خانواده و همسر خویش جست و جو مي‌كنند و اینچنین، تنها پیوند خانوادگی نیز از هم مي‌گسلد و خانواده از هم مي‌پاشد. اكنون در غرب، خانواده بدین معنایی كه ما اعتبار مي‌كنیم وجود ندارد و سال‌هاست كه بنیان این نوع عقد مذهبی از هم گسیخته است.
در كتاب «دنیای متهور نو» نیز اوتوپیایی تصویر مي‌شود كه در آن از خانواده نشانی نیست. نطفه‌ها در لوله‌های آزمایش بسته مي‌شوند و در همان‌جا رشد مي‌كنند و از همان لوله‌های آزمایش در انواع و نژادهای مختلف آلفا و بتا و گاما پا به دنیا مي‌گذارند و... ارتباط زن‌ها و مردها، و به عبارت بهتر نرها و ماده‌ها، صرفاً در طلب لذت انحصار پیدا مي‌كند، بدون آنكه هیچ‌گونه تعهد خانوادگی به دنبال داشته باشد.

در اكل و شرب (خوردن و نوشیدن) نیز بشر امروز در مغرب زمین به غایتی جز لذت نظر ندارد و تنوع‌گرایی و افراط در این زمینه نیز رواج بسیار گرفته است. این تلون مزاج و تنوع‌طلبی در سایر وجوه زندگی بشر غربی نیز وجود دارد، تا آنجا كه وسایل ارتباط جمعی ـ رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها ـ نیز مهم‌ترین وظیفه‌ی خود را ایجاد تفنن برای مردم مي‌دانند.
آنچه ما در لفظ توسعه‌ی اقتصادی مي‌بینیم رفع محرومیت‌ها و فقر و پر كردن شكاف‌هایی است كه از ظلم و ستم و بي‌عدالتی نتیجه شده است، اما جامعه‌ی غرب در همین لفظ، مصرف نامحدود و تمتع بیشتر از لذایذ دنیایی را مي‌بیند.

كسی نمي‌تواند انكار كند كه غایت توسعه‌ی اقتصادی به شیوه‌ی غربی تمتع هر چه بیشتر از لذایذ دنیایی است، حال آنكه در اسلام این تمتع با حیوانیت بشر ملازمه دارد نه با ابعاد انسانی وجود او: ذرهم یأكلوا و یتمتعوا و یلههم الامل فسوف یعلمون.
و الذین كفروا یتمتعون و یأكلون كما تأكل الانعام.

آیات قرآن صراحتاً این تمتع را نتیجه‌ی كفر بشر مي‌داند. زندگی بشر امروز در مغرب زمین، خود تفسیر عینی این آیات است و ادراك این معنا با كمی تدقیق و تحقیق برای همه ممكن مي‌شود.

انسان موجودی است كه بین نفس حیوانی و روح خدایی خویش هبوط و عروج دارد. لذتی كه پروردگار متعال در ارضای غرایز حیوانی قرار داده است برای راندن بشر در جهت تكامل اوست، به شرط آنكه انسان در محدوده‌ی احكام تشریعی دین كه فطری و وجدانی است زندگی كند. با اعراض از این احكام فطری، كار بشر تا بدانجا مي‌كشد كه نمي‌تواند عزم و اراده‌ی خویش را جز در جهت جستوجوی لذت به‌كار گیرد.

آنچه كه بنیان خانواده را در غرب ویران ساخته لذت‌گرایی و تمتع است، و البته این لذت‌گرایی نیز از هبوط بشر غربی و تغییر نسبت او با حق و اصالت دادن به نفسانیت خویش نتیجه مي‌شود. این هبوط در وجوه مختلفی بروز و تجلي‌ یافته است كه از آن جمله، نابودی خانواده است.

اصالت دادن به رشد اقتصادی نیز یكی دیگر از وجوهی است كه هبوط بشر در آن تجلی یافته است. آرمان توسعه‌یافتگی از اصالت دادن به رشد اقتصادی و غلبه‌ی اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشر زاییده شده و آنچه باعث شده تا بشر غربی برای اقتصاد اینچنین مقام و اهمیتی قائل باشد ماده‌گرایی و نسیان حق است.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:49 PM
زنان دنياي اسلام ، حاكميت بلامنازع غرب را به چالش مي كشند

نويسنده: طيبه اسكندري

در قرون جديد فرهنگ غرب در تعريف زنان به عنوان عامل مهم پيشقراول و جاده صاف كن توسعه فرهنگي مورد نظر نظام سلطه نگريسته است.خلع جايگاه انساني زنان و منحصر كردن زن به عنوان يك ابزار وكالاي جنسي و تعريف و تثبيت موقعيت او تنها در جهت تسخير كردن بازارهاي جهاني و رواج فرهنگ مصرف در همه جوامع و ملت ها به قوت و روشني در دستور كار فرهنگ سلطه بوده است.

از سوي ديگر با پيروزي دكترين انقلاب اسلامي در ايران زمين و به صحنه ‌آمدن انبوهي از زنان مسلمان در جريان اين انقلاب، فرهنگ سلطه جهاني كه با فروپاشي شوروي خواب سلطه بلامنازع را بر پهنه جهان مي ديد، يكباره با گونه تازه اي از زن و جايگاه و موقعيت او مواجه شد ، كه تا آن زمان نمي شناخت و طبعا نمي توانست براي مقابله با اين گونه از زن چاره اي انديشيده باشد. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، همه تكيه غرب براي تحقير زن مسلمان و سوق دادن او به الگوهاي مورد نظر در فرهنگ سلطه ، بر عقب ماندگي اين زن و مهجور و دور بودن از صحنه هاي سياسي و اجتماعي بود. اما امواج ستبر انقلاب اسلامي زني را درمعرض نگاه جهانيان قرار داد كه هم دين مدار بود و طبعا محجوب و پوشيده و هم در عين حال در صحنه هاي سياسي – اجتماعي حاضر بود، آن هم حضوري فعال و تعيين كننده.

اين است كه در تمام اين سال ها كه از انقلاب اسلامي ايران گذشته است ، به خوبي شاهديم كه به موازات حجم سنگين تهاجم نسبت به اين انقلاب ، جبهه اي بزرگ از مقابله تبليغاتي برعليه زنان مسلمان و هويت و جايگاه آنان باز كرده اند و تمامي تلاش شا ن صرف اين معنا شده است كه زنان مسلمان را حتي در ميان هموطنان و همكيشان خود، فاقد اعتبار و وجاهت نشان دهند و به انواع حيله ها زنان مسلمان را در مقابل توده زنان غربي قرار دهند و از اين رهگذر مجال ترويج الگوي نوين زن مسلمان را از ميان بردارند.
اما حاصل هجمه بي امان تبليغاتي كه در طول بيش از 28 سال صورت گرفته ، چه بوده است؟

آمار و ارقام نشان از آن دارد كه جهان غرب نه تنها موفق به مخدوش كردن چهره زن مسلمان در ميان ملل خودي(مسلمان ها) نشد، بلكه اين حملات قوي و برنامه ريزي شده تبليغاتي، نهايتا موجي عظيم از اسلام گرايي را در ميان ز نان غربي موجب گرديد و اين يكي از جبهه هايي است كه غرب با همه قدرت اقتصادي ، سياسي ، تبليغاتي و ... در آن شكست آشكار خورده است و حجم قابل توجه مساعي و تلاش هايش با نتيجه معكوس مواجه شده و گويي عملا اين تبليغات به ترويج الگوي زن مسلمان در بطن جامعه غربي منجر شده است و رمز و راز اين شكست هم چون بسياري از شكست هاي ديگراستكبار در مقابل انقلاب اسلامي ، هنوز بر آنها روشن نيست.

1- در يك نگاه گذرا به سير تحولاتي كه منجر به اشاعه الگوي زن مسلمان انقلابي در اقصا نقاط جهان شده است ، شاهديم كه اين الگو عليرغم همه تلاش و تقلاي فرهنگي مستكبران در دو عرصه ، در ميان زنان مسلمان كشورهاي اسلامي و در ميان زنان مغرب زمينبه شكلي گسترده و عميق توانسته اثرگذار باشد.

اما در مورد كشورهاي اسلامي بايد به اين نكته توجه داشت كه در نهضت دين زدايي كه از حدود دو قرن پيش در اين كشورها آغاز گرديد، زنان از مهم ترين عوامل مورد نظر بودند تا بكلي از ارزش هاي ديني و سنت هاي بومي كه حافظ هويت انساني – اسلامي اين جوامع بود، فاصله گيرند. در حافظه تاريخي ما مسلمانان حركت هاي مهم و گسترده اسلام زدايي ثبت شده است، حركت هايي كه اتفاقا در كشورهاي قوي تر و مهم تر اسلامي چون ايران و تركيه به سركردگي رضا خان و آتاتورك آغاز شد و كشف حجاب زنان از عناصر شاخص محسوب مي شود.

موج تازه اسلام گرايي خصوصا در ميان زنان در اين نوع جوامع كه مشخصا در قالب گرايش به حجاب خود را نشان مي داد ، خط بطلاني بود بر نسخه هاي موردنظر غرب كه براي تحول و به اصطلاح توسعه اين كشورها تدارك ديده بود و براي سردمداران نظام سلطه و هم حكومت هاي اين كشورها زنگ خطري جدي محسوب مي شد.

مشخصا در كشور تركيه اين تحول در ميان زنان در سطحي گسترده و چشمگير پديد آمده است ، به نحوي كه ناظران خارجي در مواجهه با جامعه ترك به عنوان يك جامعه لائيك از حجم بالاي زنان با حجاب در اين كشور حيرت زده مي شوند . اين در حالي است كه همواره حكومت تركیه پیش‌قراول سركوب حجاب دختران مسلمان بوده است. شاهد اين مدعا خبري است در اين مورد كه چند سال پيش در رسانه ها منعكس گشت:

اخيرا تظاهراتی در منطقه "ملتیه" تركیه علیه منع حجاب دانشجویان دانشگاه ها در تركیه برگزار شد. پس از راهپیمایی، پلیس تركیه 75 نفر از شركت‌كنندگان در راه پیمایی را شبانه دستگیر و روانه زندان كرد كه عمدتآً از زنان بودند. در میان زندانیان خانم هدی كیا از اسلام‌گرایان فعال تركیه و سه فرزندش بودند. دادگاه تركیه، برای وی و هر سه فرزندش به جرم تلاش برای تغییر قانون اساسی حكم اعدام صادر كرد. البته صدور حكم اعدام دلایل دیگری نیز داشت كه از نظر دولت جرم سنگین‌تری بود. خانم هدی ‌كیا قبلا‌ً به ایران سفر كرده و در نماز جمعه تهران شركت كرده بود. هدی كیا، پس از صدور حكم اعدام، در نامه‌ای، به مسلمانان نوشت: "آنها سعی می‌كنند با حكم مرگ دهان ما را ببندند. ‌آنها نمی‌دانند كه ما این راه را خود انتخاب كرده‌ایم تا به مقام شهادت، برای كسب رضای خداوند، برسیم." پس از چند سال، در اثر فشار افكار عمومی مسلمانان تركیه و جهان دولت این كشور مجبور به لغو حكم اعدام آنان شد."

در يك كلام مي توان گفت كه در تركیه، زنان به هر پست و موقعیت اجتماعی می‌توانند برسند اما بدون حجاب .

در ساير كشورهاي اسلامي هم زنان مسلمان در سياست هاي حكومتي موقعيت بهتري ندارند.

در عربستان زنان باید همه محجبه باشند، منتها در همان چارچوب خانه‌ها و حداكثر در كوچه و بازار به همراه مرداني از محارم شان.

چندی پیش رئیس‌جمهور تاجیكستان، درباره زنان، فتوایی! صادر كرد كه به‌شدت جای تأمل دارد. وی اعلام كرد: نماز خواندن زنان در خانه بیشتر از نمازخواندن زنان در مساجد ثواب دارد، پس بهتر است زنان در همان خانه‌ هاي شان نماز بخوانند.

علي رغم همه اين سختگيري ها و شدت عمل ها امروز زنان مسلمان در بسياري از كشورهاي اسلامي با حجابند و به حجاب خود به عنوان يك عامل هويت و اعتبار مي نگرند. مهم تر از آن ، اين است كه زنان مسلمان در كشورهاي اسلامي زن مسلمان ايراني را الگوي خود مي داند و براي رسيدن به جايگاه و منزلتي نظير او تلاش مي كنند.
و اما در كشورهاي مغرب زمين ماجرا هاي غريب تري رخ داده است؛ سرزمين هايي كه با تأخير بسيار نسبت به دوران رنسانس، به زنان حقوق و آزادي هايي (چون حق رأي و حق مالكيت) داده شد، آن هم به شكلي كه نهايتا جز به فروپاشي كانون خانواده در اين جوامع و ملعبه و بازيچه سيستم اقتصادي تكاثر طلب غرب شدن ، شمع محافل بزم و خوشگذراني گشتن ، مايه آرايش و زينت ويترين ها و رونق بازار فيلم سازي هاليوود گشتن چيزي براي زن و جامعه غربي به همراه نداشت .

براي زنان در چنين جامعه اي الگوي زن مسلمان انقلابي نه تنها اشاعه يافت، بلكه به الگويي جذاب تبديل شد . در واقع زن غربي از پس لايه هاي ضخيم وجهه نظرهاي غلط نسبت به زن در سيستم فرهنگي منحط مغرب زمين ، توانست اين الگو را به عنوان پاسخي براي بخش هاي گمشده وجودش انتخاب كند و پاسخ مثبت خود را به آن به روشن ترين شكل ممكن نشان دهد.

در كشور فرانسه به عنوان مهد آزادي زنان و نيز مهد سالن هاي مد و كارخانه هاي لوازم آرايش ، حركتي گسترده به سوي حجاب از سوي زنان آغاز شد و حكومتي كه ادعاي دموكراسي و آزادي و حقوق بشر داشت به بدترين شكل ممكن با مسأله آزادي انتخاب حجاب برخورد كرد. دراين ميان آنچه جالب توجه بود ، نحوه انعكاس علل و چگونگي تحول دختران جوان فرانسوي در رسانه ها بود:

تیری دوبومن روزنامه‌نگار معروف فرانسوی، می‌نویسد: "از زمانی كه اسلام را مورد مطالعه قرار دادم، مسئله مسلمان شدن زنان فرانسوی همواره تعجب مرا برمی‌انگیخت. به‌ویژه كه تعداد زنان مسلمان‌شده فرانسوی به حدود صد هزار زن رسید. من، همیشه این سؤال را می‌كردم كه چگونه زن فرانسوی كه ثمره تلاش ده ها ساله خود در زمینه آزادی و برابری زنان را به تدریج به‌دست می‌آورد، به دینی روی می‌آورد كه طبق گفته غربی ها حقوق زن را پایمال می‌كند؟

چندی پیش، دو دختر فرانسوی، از یك خانواده یهودی، در شمال پاریس به اسلام گرویدند. آنها با حجاب كامل اسلامی به مدرسه رفتند، اما پس از مدتی به خاطر حجاب از مدرسه اخراج شدند. پدر آلما (Alma) و لیلا (Lila) از مسئولان مدرسه شكایت كرد اما فایده‌ای نداشت و آنها مجبور شدند در خانه ادامه تحصیل دهند. لارنت لوی (Laurent Levy) می‌گوید: دخترانش آزادانه و با اختیار خود این پوشش را انتخاب كرده‌اند. پدر آلما و لیلا یهودی است و خود اعتقادی به دین ندارد و در رابطه با حجاب دخترانش می‌گوید: "انتخاب بچه‌ها، مرا مقداری می‌آزارد. من فكر می‌كنم، این یك اشتباه است. فكر می‌كنم، این بدفهمی دنیاست. من نگرانم. زندگی‌ِ یك زن در اسلام ممكن نیست به خودباوری او بینجامد." آلما لبخند می‌زند و جواب می‌دهد: "اگر اسلام به ما خودباوری نمی‌داد، آن را انتخاب نمی‌كردیم"

اما برخورد دولت فرانسه با اين پديده فارغ از همه شعار ها و مدعاها بسيار خشن و غير انساني بوده است:
از ابتدای سال تحصیلی جدید در فرانسه، تاكنون بیش از 40 نفر از دختران محجبه فرانسوی از مدارس این كشور اخراج شده‌اند. اما منع حجاب، محدود به مدارس نماند. چندی پیش "ژاكوس مارتین" یكی از شهرداران پاریس اعلام كرد: "زنان مسلمان، برای حضور در شهرداری، جهت ازدواج، نباید حجاب داشته باشند." وزیر كشور فرانسه "نیكلای ساركوزی" در آوریل 2003 اعلام كرد: "زنان مسلمان، برای صدور پاسپورت، باید عكس بدون حجاب داشته باشند." "دومینیك پربن" وزیر دادگستری فرانسه در 25 نوامبر 2003 اعلام كرد كه شخصاً یكی از اعضای هیئت منصفه یك دادگاه را به خاطر حجاب اخراج كرده است. حتی چندی پیش در مسابقات بین‌المللی ورزشی در فرانسه، یك دختر مسلمان از انگلیس به خاطر حضور در مسابقات با روسری از دور مسابقات اخراج شد.

اين حركت در نقاط ديگر اروپا هم ادامه يافت و انعكاس آن در رسانه ها هم ديده شد:
"برگیت جمیله" جوان تازه مسلمان اروپایی، در شرح علل گرایشش به دین می‌گوید: "من در تمام طول دوران زندگی 26 ساله‌ام، انسان مذهبی نبودم و زندگی‌ام را مانند سایر افراد اروپایی، در خوشی و خوش‌گذرانی پشت‌سر می‌گذاشتم؛ اما همیشه در زندگی خویش احساس خلأ و كمبود می‌كردم. با وجود تمام تلاشی كه در برطرف كردن این خلأ زندگی خود داشتم، باز هر روز، بیش از پیش، وضع روحی‌ام بدتر می‌شد. البته ظاهراً انسان شادی بودم... تماشای منظره زنان محجبه، صدای اذان مناره‌های مساجد، گویی روح مرا تكان می‌داد. شروع به مطالعه قرآن كردم، هر چه بیشتر می‌خواندم، احساس می‌كردم كه وضع روحی‌ام روز به روز در حال بهبودی است... در سن 26 سالگی به اسلام گرویدم."

وابسته فرهنگی سفارت ایران در نروژ، جریان مسلمان شدن یكی از زنان نروژی را چنین تشریح می‌كند: "... آنا بریت با من تماس گرفت و گفت: می‌خواهم مسلمان شوم، من شگفت‌زده شدم و خدا را سپاس گفتم. آنا بریت گفت: من چادر می‌خواهم! گفتم: پوشیده بودن كافی است، چرا چادر می‌خواهی؟ (چرا كه ترسیدم با جوی كه در آنجا علیه چادر بود، توان تحمل این سختیها را نداشته باشد.) اما او باز هم تأكید كرد: می‌خواهم با لباس رزم زنان ایرانی كه الگو و سمبل من بوده‌اند، شهادتین را بگویم. به او گفتم: چه اسمی را انتخاب كرده‌اید؟ گفت: زینب. گفتم: چرا؟ گفت تحقیق كرده‌ام، دیدم حضرت زینب‌(س) زن صبور، مقاوم و كاملی بوده است."

در كشور آلمان به عنوان مهد تفكر و انديشه در قاره اروپا هم اين گرايشا ت انعكاس رسانه اي داشت:

خانم "تانیا پولینگ"، جوان تازه مسلمان آلمانی، در جواب این سؤال خبرنگار كه "شما برای پذیرش اسلام خیلی قربانی داده‌اید و از آن همه آزادی ها و دوستان گذشته صرف‌نظر كرده‌اید. در قبال این فداكاری ها چه به دست آورده‌اید؟" می‌گوید: "من، هر چیزی را از دست داده باشم اما در عوض "خودم" را به دست آورده‌ام، من، همیشه احساس پوچی و بن‌بست و درماندگی می‌كردم، امروز خودم را كه بیش از بیست سال گم كرده بودم و خدایی را كه اصلاً از او بیگانه شده بودم، هر دو را یافته‌ام. و همه چیز و همه كس را دوباره در اسلام به دست آورده‌ام؛ آزادی معنوی، آرامش روحی، داشتن یك امام و رهبر خوب و دوست‌داشتنی (امام خامنه‌ای)، خواهران و برادران دینی در هامبورگ، آلمان و اروپا، حتی سراسر دنیا."

نحوه مواجهه دولت آلمان و بعضي از ديگر كشورهاي اروپايي هم با زنان و دختران با حجاب جالب بوده است:

صدر اعظم آلمان، "گرهارد شرودر" اعلام كرد: "حجاب، در میان كاركنان دولت و معلمان آلمانی جایی ندارد." در چند ایالت آلمان، حجاب معلمان ممنوع شد كه آخرین آنها ایالت "باواریا" است. چندی بعد در بلژیك نیز معاون نخست‌وزیر اعلام كرد: "ما نیز باید همان كار (تصویب قانون و منع حجاب در فرانسه) را انجام دهیم." وی دستور منع حجاب در میان كاركنان دولتی، معلمان و پزشكان و مدارس عمومی را صادر كرد و برخی ایالت ها، قبل از تصویب این قانون، شروع به اجرای آن كردند. چند ماه پیش، وزیر خارجه بلژیك علنا‌ً اعلام كرد كه "چادر باید از این كشور حذف شود." در اسپانیا، یكی از مدارس حجاب را برای دانش‌آموزانش ممنوع كرد و وزیر آموزش و پرورش در حمایت از عملكرد مسئولین مدرسه، حجاب را به‌عنوان علامت تبعیض علیه زنان نام برد. وزیر امور اجتماعی اسپانیا در این باره می‌گوید: "این كار دختران مسلمان (حجاب) غیر اسلامی است." در ایتالیا، مربی یك كودكستان از كار بركنار شد. در جواب شكایت وی گفتند: "حجاب وی بچه‌ها را می‌ترساند."

واضح است كه چرا آنها از حضور زنان در مساجد هراس دارد. چون مساجد منشأ نهضت های اسلامی هستند و زنان نقش كلیدی در تحریك این نهضت ها دارند.

نهايتا آنچه بايد گفت اين است كه در جريان تحولاتي كه در جهان در جهت گرايش به دين و مشخصا اسلام پديد آمده است ، زنان نقشي اساسي و پررنگ ايفا مي كنند . در واقع جهان غرب با همه مساعي كه در مسير زدودن فطرت از زنان و كشاندن آنان به وادي گمراهي و انحراف به كار گرفته در حال حاضر با موجي عظيم از بازگشت به دين و فطرت خصوصا در ميان زنان مواجه شده است. در پاسخ به اين جريان بزرگ ، جهان غرب تنها رويكرد ستيزه را اختيار كرده است و در اين راستا بخش مهمي از تلاش خود را مصروف مخدوش كردن چهره زن مسلمان مي كند و در پي آفريدن تصاويري ناموزون و بلكه وحشتناك از زن مسلمان در افكار عمومي جهانيان است .

اما آيا اين مقابله مي تواند به سود غربي ها خاتمه يابد؟ آيا زنان مسلمان كه امروز در جبهه اي به وسعت افريقا، امريكا ، اروپا و آسيا با دشمن غربي مي جنگند، در اين رويارويي شكست مي خورند و يا به اشكال گوناگون به فتح يك يك سنگرهاي تبليغاتي دشمن و تصرف آنها به سود خود مي انديشند؟ آيا قرار داشتن در دهكده جهاني و اتمسفر اطلاعاتي امروزين ، به سود زنان مسلمان در اين مقابله نيست؟ آيا زنان مسلمان ناگزير بر اثر حضور در جبهه جنگي با اين وسعت و اهميت به توانمندسازي روزافزون خود روي نمي آورند ؟ آيا براي فرجام اين نبرد ، جز پيروزي زنان مسلمان و امت اسلامي عاقبتي مي توان تصور كرد؟

پيام قرآن ما اين است : العاقبه للمتقين.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:50 PM
چرا اسلام را مقصر می دانیم؟

نويسنده: دکتر م. الف. قاضی

تشرف به اسلام بیش از سایر ادیان در جهان، رو به رشد بوده و در حال حاضر بیش از 5/1 میلیارد نفر از جمعيت جهان ، مسلمان هستند .حال این سئوال مطرح میشود که علت روی آوردن مردم جهان به دین اسلام چیست و آن شمشیری که دائما از آن نام می برند، هم اکنون کجاست؟

در اسلام هر فردی به منظور دفاع از خود، خانواده ، کشور و همسایگانش ذیحق محسوب می شود. طبق این قانون، مقاومت موجود مردم افغانستان، بوسنی، چچن، عراق، کشمیر و فلسطین در مقابله با کسانی که به بهانه آزادسازی به این کشورها تجاوز کرده اند، منطقی و قابل توجیه است. کسانی که ادعای آزادسازی دارند، در واقع اشغالگرند. قرآن آشکارا اعلام می کند که نجات یک فرد مانند نجات کل بشریت است و اگر فردی، انسانی را به قتل برساند، مانند آن است که انسانیت را از بین برده باشد.

آنچه که هم اکنون در کشورهای اسلامی اشغال شده شاهد آن هستیم ، نوعی واکنش طبیعی به اشغالگری، بمباران، کشتار، ترور شهروندان بی گناه ( اعم از کودکان، پیرمردان و زنان ) و تجاوز جنسی، در کنار چپاول منابع طبیعی، آثار باستانی و ملی است و اینها در صدر تمام تخریب هایی است که اشغالگران علیه سرمایه های ملتهای مسلمان انجام داده اند.

ما به کسانی که ازنیروی دفاعی اسلام در هراسند اطمینان می دهیم که اگر سرزمین ها ی مسلمین توسط متجاوزان بیگانه اشغال نمی شد، طبعا دفاعی که شما آن را حرکتی تروریستی می نامید در آنجا صورت نمی گرفت.

ما از کسانی که اسلام را محکوم می کنند، خواستاریم که اعمالی را که مسیحیان در طول تاریخ ، علیه سایر مسیحیان، یهودیان و مسلمانان انجام داده اند، توضیح دهند. نمونه ای از این اعمال در زیر ذکر شده است :

_شوالیه هایی که صدها هزار تن از مردان، زنان و کودکان مسلمان را در جنگ های صلیبی به قتل رساندند، مسیحی بودند.
_ ملکه الیزابت که مسئولیت تفتیش عقاید یهودیان و مسلمانان در اسپانیا را بر عهده داشت، یک مسیحی بود.
_میلیون ها نفر از مردم در طول جنگ های جهانی توسط اروپایی ها و آمریکایی های مسیحی کشته شدند.
_آدولف هیتلر که قساوت بی سابقه ای را نسبت به یهودیان و مسیحیان روا داشت، یک مسیحی بود.
_ صدها قربانی مسیحی ایرلندی که در ایرلند شمالی به قتل رسیدند، پروتستان و کاتولیک بودند.

در اينجا اين سئوال مطرح ميشود كه چرا بیگناهانی که علیه دیکتاتوری و قاتلان ایستاده اند هیچ گاه به این دلیل که « تروریست مسیحی» بودند، مؤاخذه نشدند؟ و اقدامات دفاعی آنان اقدامات تروریستی محسوب نشد ؟

« تیموتی مک وی » که عامل انفجار ------ در ساختمان فدرال « موراه » (murrah) در اوکلاهاما سیتی شناخته شد، یک کاتولیک بود. آیا می توان گفت که همه کاتولیک ها تروریستند؟

آدمکشانی که در طول 200 سال گذشته در ایالات متحده، مسئول قتل و تجاوز علیه سرخپوستان آمریکایی و برده های سیاه پوست به حساب می آمدند، همگی مسیحی بودند. آیا می توان گفت مسیحیان تروریستند؟ !

آیا آن افرادی که نسبت به اسلام، سرشار از نفرتند، هیچگاه مسیحیت را برای اعمال غیر انسانی ذکر شده که توسط مسیحیان در نقاط مختلف جهان انجام شده است، محکوم می کنند؟ اگر نه، پس چرا آنها مذهب اسلام را آن هم به علت نوعی واکنش طبیعی نسبت به اشغال کشورهای اسلامی توسط متجاوزان بیگانه، سرزنش می کنند؟ و از همه مهمتر آنکه این افراد باید بدانند که سه دین بزرگ ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام واجد ریشه مشترکی می باشند که همان « اعتقاد به قادر واحد مطلق » است.

بر طبق قرآن، تمامی مردان و زنان برابر آفریده شده اند و ما همگی در زیر سایه قدرت الهی، یک ملت واحد هستیم. به عنوان یک برادر همنوع، در انتها به آنهایی که سرشار از نفرت و خشونت هستند، پیشنهاد می کنیم که پیش از آنکه تصمیم به نوشتن نامه ها و مقالات زننده و مملو از انتقام و نفرت شخصی و کینه بگیرند، حداقل در مورد تاریخ اسلام و مسلمانان، تحقیق کنند.


دکتر م. الف. قاضی
Dr. M.A. Qazi
منبع: روزنامه The Muslim News چاپ لندن. 31 آگوست 2007 .

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:51 PM
سانفرانسيسكو مركز عمده براي شبكه هاي بين المللي جرائم قاچاق و برده داري

مترجم : اكرم يوسفي


قاچاق جنسي

بسياري از فحشاء خانه هاي آسيايي سانفرانسيسكو كه بخشي از فرهنگ مجاز جنسي شهر را تشكيل داده، باعث تباهي و فساد شهر شده اند. مكانهاي برده داري جنسي بين المللي در محله هايي چون بمبئي و بانكوك منحصر شده است. قاچاق جنسي در حال حاضر هشت ميليون دلار از سهم تجارت بين المللي را به خود اختصاص داده و در اين ميان، سانفرانسيسكو در شمار بزرگترين مراكز تجاري مذكور قرار دارد.

طبق گزارش دنا هاگز كارشناس قاچاق جنسي در دانشگاه رودايلند گرايش ليبرال سانفرانسيسكو به سمت روابط جنسي نامشروع و جمعيت وسيع مهاجر، آنرا بعنوان يكي از شهرهاي برجسته آمريكا براي قاچاق جنسي بين المللي تجارت آزاد و بي قيد و بند قرار داده است.

شهرداري سانفرانسيسكو گوين نيوسام گفت : آوردن دختران با زور و اجبار به اين كشور، باعث ناراحتي من ميشود. خانواده هاي اين دختران از باز گرداندن آنها به خانه هايشان مي ترسند و آنها به سرعت مورد تجاوز جنسي قرار مي گيرند.

به دليل پنهان و مخفيانه بودن قاچاق انسان در قالب شبكه هاي زير زميني، تعداد قربانيان اين جنايت در ايالات متحده امريكا و سط جهان ناشناخته و نامعين بوده و آمارها بسيار بي اعتبار مي باشند.

براساس شواهد و نقل قولهاي از وزارت امور خارجه ايالات متحده ، تخمين زده مي شود كه هر ساله 600000 تا 800000 انسان براي كار و بهره برداري جنسي مورد قاچاق قرار گرفته اند و اين آمار 80% زنان و دختران را در بر مي گيرد كه اغلب زنان مورد قاچاق بمنظور بهره برداري جنسي از كشور خارج شده اند.

براساس تحقيقات آژانس اطلاعات ايالات متحده آمريكا (سيا)، وزارت امور خارجه تعداد قربانياني كه هر ساله بمنظور قاچاق به اين كشور وارد مي شوند حدود 17500 – 14500نفر تخمين زده است اما معلوم نيست كه چه تعداد از آنها قربانيان جنسي هستند.

برخي گروههاي حامي و طرفدار تعداد اين قربانيان را بسيار زياد دانسته اند در حاليكه ديگران حكومت را به جهت بزرگ جلوه دادن اين مسئله مورد انتقاد قرار داده اند.

نماينده وزارت امور خارجه براي كنترل و مبارزه با قاچاق در زندانها گفت: آمار ارائه شده معمولا تقريبي است چرا كه قربانيان قاچاق روي يك خط مشخص نايستاده اند و هر بار افراد جديدي دستشان بعنوان قربانيان جنسي بالا مي رود.

سيا روش تحقيق و جستجوي خود را فاش نخواهد كرد اما مبنا و پايه شاخصهاي آن بر 1500 منبع شامل آمار و ارقام حكومتي، آمار، قوانين و مقررات اجرايي، تحقيقات دانشگاهي آمار و گزارشات بين المللي و گزارشات روزنامه ها متكي است.

زنان قاچاق شده براي صنعت جنسي اغلب از آسياي جنوبي، اتحاد جماهير شوروي سابق و امريكاي جنوبي در ايالات متحده امريكا به دام انداخته شده اند و اين امر از طريق مجاز شمردن مشاغل سودآور بعنوان الگو و تنها براي فروخته شدن به روسپي خانه ها ، كلوپها و اخاذي و مصرف كردن هزاران دلار جهت قرض دادن براي سفرهاي حيرت انگيز بمنظور يافتن صاحبان و مالكان جديد صورت مي گيرد.

محقق و پژوهشگر فدرال گفت حتي آن كساني كه با ايده كار در جامعه اي پيشرفته ، به ايالات متحده وارد مي شوند نمي توانند تصور كنند كه با كارهاي موهن و گرفتار كننده روبرو خواهد شد.

قاچاق انسان يك تجارت چند بيليون دلاري و هم جهت با جرائمي مثل گرفتار كردن در دام مواد مخدر و قاچاق اسلحه است.

باري نانگ كه يكي از مهاجران كره جنوبي است گفت: يك شبكه سازمان يافته لجستيكي بين كره و ايالات متحده آمريكا با كارآموزان، دلالان، واسطه ها، رانندگان تاكسي و زنان وجود دارد.

ايالات متحده امريكا در شمار بالاترين كشورهاي مقصد براي قاچاق جنسي در كنار ژاپن و استراليا قرار دارد.

در ايالات متحده قاچاقچيان اغلب در كاليفرنيا، نيويورك، تگزاس و لاس و گاس مراكز عمده فحشا را در اختيار دارند. با وجود اينكه شبكه قاچاق يك دنياي زيرزميني است اما در بيش از 1000 مصاحبه با عناصر فدرال متخصصان قربانيان قاچاق جنسي در كاليفرنيا و آفريقاي جنوبي تصويري از شيوه عملكرد قاچاقچيان بين المللي در رابطه با خريد و فروش زنان ، بين آسيا و سواحل غربي در حال ظهور است.

مارك اف ولمن نماينده آژانس ويژه گفت: در ماورالبحار، قاچاقچي معمولاً زن است. زنان قاچاقچي، از كلوبها، بارها، دانشكده ها استخرهاي شنا و رستورانها عضوگيري مي كنند. اعضا ليستها را پر مي كنند و اينترنت زنان جوان و آسيب پذير را مورد هدف و نشانه قرار مي دهد و اين كار از طريق پيشنهادهاي كاذب براي خدمات، مدل و مهماني در آمريكا صورت مي گيرد.

قاچاقچيان، زنان را به كانادا و مكزيكو پرواز داده و بطور سواره و پياده آنها را به كاليفرنيا مي فرستند. در مكزيكو قاچاقچيان زنان را به مسيرهاي بياباني خطرناك براي كار مي فرستند.

بيشتر زناني كه از طريق فرودگاه به سانفرانسيسكو و لوس آنجلس آورده شده اند با استفاده از پاسپورتهاي جعلي و دانش آموزي و يا ويزاهاي توريستي كه از طريق قاچاقچيان براي آنها تهيه شده وارد اين شهرها مي شوند.

طفره رفتن از پست هاي بازرسي – زميني، هوايي، يا دريايي براي قاچاقچيان آسان است چرا كه هنوز مورد شناسايي قرار نگرفته اند.

لرن مك مأمور ويژه در سان دياگو گفت :

بازرسي واقعي مثل فيلم ها نيست كه شما كيف خود را باز كنيد و با آنها مصاحبه نمائيد و آنها هر چيزي را به شما بگويند.

در كاليفرنيا اين زنان در درون خانه ها، مغازه ها و آپارتمانها و زير زمين ها تنها براي ياد گرفتن شغل پيشنهادي شان كه فقط يك حقه و حيله است پنهان شده اند و در واقع علت اصلي حبس اين زنان، .

روابط جنسي با بسياري از مردان در يك روز است.

برخي اوقات قربانيان، مجبور به زندگي در روسپي خانه ها يا اتاق مشترك با 6 -5 نفر ديگر مي شوند.

مالكان و صاحبان اين زنان مدارك سفر قربانيانشان را تا موعد پرداختن هزينه هاي سرسام آور ضبط و توقيف مي كنند.

اغلب گروگانگيرها به زنان اطمينان خواهند داد كه هرگز بدهي آنها را نخواهند پرداخت و اين بخاطر پرداختن هزينه هاي حق عضويت ، غذا ، لباس يا اجاره خانه است. برخي جرايم و غرامت هاي زنان براي آزردن و ناراحت كردن مشتريان، ديركردن براي حضور در محل كار يا دعوا كردن است.

يوكي 25 ساله كه براي امنيت خود بيمناك است و به همين دليل، فقط نام كوچك خود را در مصاحبه با گاهنامه اي در سئول، بيان كرد گفت : از كره جنوبي به كافه كارائوك در اينگل وود لوس آنجلس قاچاق شده است در حاليكه به او اطمينان داده شده كه به راحتي مي تواند براي دادن نوشيدني به مردان خدمت نمايد. او چنين ادامه داده است كه براي فروختن 3000 دلار نوشيدني در هر ماه سفارش گرفته و زماني كه . زماني كه نتوانست از عهده اين كار برآيد به يك خانه فحشاء فروخته شده كه مردان ميتوانستند در ازاي 400 دلار ، مالك او شوند.

بردگان چيني، كه در مغازه ها و دكانهاي فحشاء و كافه ها كار مي كنند، اغلب در اتاق هايي با درهاي دوبل امنيتي حبس شده اند. و فقط تحت حفاظت رانندگان تاكسي متقلب و شياد براي برقراري ارتباط جنسي به مكانهاي ديگر منتقل ميشوند.

زن ديگري به نام «كيم» نيز، از تجاوز آزار و اذيت و بردگي خود توسط صاحبان و مالكان خود گزارش داد كيم كه از گفته كه براي پرداخت 400/4 دلار جراحي پلاستيك جهت باز كردن چشمها و عمل بيني اش تحت خشونت قرار گرفته بود. (مانند مارلين مونرو).

اين دو زن هر دواز حبس گريخته و در سئول زندگي مي كنند و زمان خود را به تلفن زدن يا استفاده از اينترنت يا تماشاي تلويزيون مي گذرانند آنها از بيرون رفتن و ديدن آدمهاي بدرفتاري كه جزء شبكه قاچاق هستند در هراس هستند و آنها بيم اين را دارند كه قاچاق جنسي آنها را با سازمانهاي مجرمانه كه از كاربرد خشونت هيچ وحشتي ندارند احاطه كرده باشد.

اگر چه مشخص نيست كه بيشتر پولهايي كه بازار سانفرانسيسكو براي قاچاق جنسي توليد مي كند چگونه است عناصر فدرال 2 ميليون دلار نقد از 10 مكان فحشاء آسيايي طي تابستان 2005 در سانفرانسيسكو مصادره و ضبط كرده اند.

پليس محلي گفت متلاشي كردن باعث نابود شدن اين تجارت جنسي غيرقانوني نشده است.

تيم هتريچ پليس سانفرانسيسكو گفت: تعداد مكانهاي فحشاء آسيايي در سانفرانسيسكو در دو سال گذشته دو برابر شده است.

فوايد و عوايد بسيار عظيم هستند من 9 نفر را كه در اين زمينه كار مي كنند گرفته ام. حداقل 90 مركز فحشاء در سانفرانسيسكو وجود دارد جائي كه روابط جنسي به حراج گذارده شده است. طبق وب سايت روابط جنسي my red book.com اين سايت از حول و حوش سال 1997 وجود داشته و بيش از 55000 مصاحبه از كارگران جنسي كاليفرنياي شمالي انجام داده است پليس گفت: بطور متوسط حدود 8 زن وجود دارد كه در يك مكان فحشاء و روسپي گري كار مي كنند. بيش از 700 قرباني جنسي آسيايي در سانفرانسيسكو كار مي كنند 90 مركز فحشاء غيرقانوني در وب سايت روابط جنسي (---) قرار دارد.

اما محدوده قاچاق جنسي در سانفرانسيسكو بسيار وسيع تر است - زنان همچنين براي كار بعنوان اسكورتر و بدرقه كننده، دختران تلفني، رقاصان شهوتي و فاحشه هاي خياباني مورد استفاده قرار مي گيرند.

زنان همچنين در مكانهاي فحشاء آسيايي كه كوچكتر از آپارتمانهاي اجاره داده شده توسط قاچاقچيان هستند سكني دارند.

پليس در ليور مور، كنكورد، سان ماتو و سانتا كلارا در 2004 تا 2005 اقامتگاههاي مربوط به فحشاء را در همسايگي خود پيدا كرده اند.

هزاران زن تحت قاچاق در سانفرانسيسكو وجود دارد. نرما هتالينگ كسي كه از قربانيان عليه طرح بهره برداري جهاني در سانفرانسيسكو حمايت مي كند اين مطلب را عنوان كرد:

او مي تواند مرداني را كه در طول ساعات روز به يك فاحشه خانه در خيابان محل كارش رفت و آمد مي كنند ببيند. با يك نگاه به شهر، من هرگز مانند اين را پيش از اين كه اين قدر فاحشه خانه در شهر باشد را نديده بودم.

سي و هفت مركز فحشاء جنسي در ليست كتاب قرمز من از فاحشه خانه هاي مجاز وجود دارد كه آنها از وزارت بهداشت عمومي سانفرانسيسكو مجوز گرفته اند. جانسون اجو كه ناظر اصول و قوانين بهداشت محيط سانفرانسيسكو است گفت بخشي از اين مسأله يك كار عقب مانده بزرگ است كه زماني ايجاد شد كه سيستم قضائي و رسيدگي به مسأله فحشاخانه ها از اداره پليس به اداره بهداشت عمومي در سال 2004 انتقال يافت.

او گفت : ما يكديگر را بررسي و رسيدگي كرده ايم ولي فحشاء يك مسأله اي است كه مربوط به پليس است ما بدنبال سلامتي و امنيت از خشونت هستيم.

قاچاقچيان جنسي كه دستگير مي شوند بندرت به قاچاق جنسي محكوم مي شوند آنها كه بازرسان فدرال يك سال يا بيشتر يك شبكه بردگي جنسي را تحت مراقبت مي آورند و اين در واقع يك بازي نا اميدكننده موش و گربه است! پليسهاي محلي نيز با مسائل مشابهي روبرو هستند.

هتريچ واحد سخنگوي سانفرانسيسكو گفت:

بازرسان مخفي ما زنان را براي فحشاء در مراكز فحشا زنداني مي كنند. ما به او اجازه مي دهيم كه بداند اگر با ما همكاري كند ما او را زنداني نخواهيم كرد. اما بيشتر از اينكه از ما بترسد از قاچاقچيان خود مي ترسد.

دانگ شيم كيم گفت: زنان بواسطه دلايل موجهي بيم دارند. آن كساني كه مي آيند و شهادت مي دهند با اسيد سوزانده مي شوند، ناپديد مي شوند، يا خانه هاي آنها سرقت مي شود و خانواده هاي آنها صدمه مي بينند يا در كشور خودشان تهديد مي شوند.

نيوسام تيمي را براي نظارت امنيت و بهداشت در تابستان 2005 آماده كرده بود. مقامات شهري تعجب زده شدند كه همه 100 فاحشه از 10 مكان فحشا در سانفرانسيسكو كه كره اي بودند جابجا شده اند.

از زمان حملات تهاجمي فدرال تنها يكي از مكانهاي فحشا مورد هدف در گيلادكيج در شهر تعطيل شده اند. دو مكان ديگر كه در حملات فدرال مورد هدف قرار گرفته بودند وقتي ساختمانهاي آنها فروخته شد بسته شدند.

دفتر دادستان كل شهر چندين فحشاخانه ديگر را تحت تعقيب و پيگرد قرار داده است يك معدودي از مكانهاي فحشاء 2500 دلار جريمه شده اند و به 60 و 90 روز تعطيلي در صورت ادامه تخلفات پنهاني خود تهديد شده اند.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:51 PM
سهم زنان در تصميم‌سازيهاي بين‌المللي

مهندس زهره عطايي آشتياني

امروز منظر كلي جهان حكايت از بحراني در موضوعات مختلف سياسي، فرهنگي و اقتصادي دارد. بي شك يكي از عرصه هاي اين چالش، زنان و نحوة رسيدگي دولتها به اين قشر است، در واقع اين قشر از دهه هاي قبل تا كنون ملاك ارزيابي ميزان عدالت و توسعه طلبي دولتها محسوب مي شوند. درخوش‌بينانه‌ترين وضعيت به نظر مي‌رسد كه شايد بشريت از ظلم تاريخي كه نسبت به زنان روا داشته، به نوعي رنج مي برد و درصدد جبران آن برآمده است و سعي در ايجاد آرامشي ظاهري در وجدان بشري نسبت به اين مسئله دارد. بي شك يكي از عرصه هاي اين چالش، زنان و نحوة رسيدگي دولتها به اين قشر است، در واقع اين قشر از دهه هاي قبل تا كنون ملاك ارزيابي ميزان عدالت و توسعه‌طلبي دولتها محسوب مي شوند. هر چند كه به دليل عدم شناخت "منزلت و جايگاه" اصلي آنان تنها توانسته است دست به يك سري " ترميم ها" بزند كه اگر ابعاد مختلف چنين تغييراتي را مورد بررسي قرار دهيم، شايد بتوان اثرات سوئي كه زواياي مختلف روحي، فكري و رفتاري آنان چه در سطح فردي و چه در سطح اجتماعي را مبتلا كرده، شناسايي و ارزيابي نمود و در اينصورت مفاهيمي چون توسعه، برابري و... نيازمند بازنگريهاي اساسي خواهد شد.

1ـ شاخص‌هاي بين‌المللي در توانمندسازي زنان

يكي از شاخص‌هاي توسعه‌يافتگي، حضور قشر زنان در ابعاد سياسي، فرهنگي و اقتصادي، تعاريف و مفاهيم جديدي در قوانين بين‌المللي بود، البته بررسي مفاهيم و تعاريف در هر يك از مراحل، نياز به ارزيابي خاستگاه توليد مفهوم دارد. از جمله اين تعاريف دو شاخص عمده جهت حضور زنان در روند توسعه مي‌باشد كه در گزارشهاي توسعة انساني برنامة عمران سازمان ملل (UNDP) مطرح گرديد.

الف) شاخص توسعة جنسيتي[1](GDI) كه از طريق محاسبة نرخ اميد به زندگي، رشد و نسبت درآمد زنان و ميزان سوادآموزي آنان نسبت به مردان مشخص مي گردد.

ب) شاخص توانايي جنسيتي[2](GEM) كه ميزان دسترسي زنان به مناصب سياسي و پارلماني و مشاغل فني و تخصصي را مورد بررسي قرار مي دهد.

هر چند مجامع بين المللي و كشورهاي توسعه يافته سعي در محكوميت كشورهاي در حال توسعه با استفاده از بررسي وضعيت زنان برمبناي همين شاخص ها بعنوان اهرم فشار دارند، ولي با وجود دهها مقاوله نامه و قرار داد در موضوع زنان كه به تصويب مجامع بين المللي رسيده نتايج پيش بيني شده در اين اسناد و موضوع «عرصه‌هاي حضور زنان» محقق نگرديد. در مجموع وضعيت زنان در كليه كشورها با همين شاخص‌ها تفاوت چنداني با يكديگر ندارد و با وجودي كه برخي كشورها برموفقيت خود در جهت احقاق حقوق زنان كشورشان بسيار تأكيد مي كنند، اگر به لايه هاي عميق تر اين امكانات بنگريم زنان حتي در احقاق حقوق خُرد كه موضوع شاخص توسعة جنسيتي(GDI) است هم، موفقيت چنداني كسب نكرده‌اند.

از جمله مي‌توان به ميزان درآمد و شكاف عميق بين فقر و غنا كه عوارض مستقيم و تأثير آن متوجه زنان و كودكان است اشاره نمود. همچنين طبق گزارش توسعة انساني سازمان ملل متحد هزينة كشورهاي به اصطلاح توسعه‌يافته در زمينة محصولات معرفي چندين برابر ميزان سرمايه‌گذاري جهت رشد بهداشتي، سوادآموزي و... در سطح بين‌المللي است كه ذيلاً به آن اشاره مي‌شود:

سه نفر اول ثروتمند جهان داراي ثروتي معادل (يا بيشتر از) توليد ناخالص ملي مجموعة كشورهاي ضعيف توسعه نيافته با جمعيتي معادل 600 ميليون نفر هستند.
20% از جمعيت ثروتمند "جهان اوّل" 96 بار بيشتر از 20% كشورهاي جهان سوم كسب درآمد دارند.[3]

ميزان بدهي بيست كشور حدود 5/5 تا 7/7 ميليارد دلار مي باشد كه كمتر از قيمت يك ------ افكن فوق سرّي است.
در سال 1998 براي هر يك دلاري كه به كشورهاي در حال توسعه وام داده شده 13 دلار از آنان بازپرداخت شده است.

هزينه آموزش ابتدائي تمام مردم جهان معادل 6 ميليارد دلار است؛ در حاليكه در ايالات متحده آمريكا سالانه مبلغ 8 ميليارد دلار فقط صرف لوازم آرايشي مي شود!
نصب تجهيزات آب آشاميدني و وسايل بهداشتي براي همه افراد جهان، بعلاوه هزينه‌هاي متفرقه ساليانه بالغ بر 9 ميليارد دلار است، در حاليكه ساليانه مبلغ 11 ميليارد دلار صرف خريد بستني در اروپا مي شود!

خدمات بهداشت مواليد همة زنان در سال بالغ بر 12 ميليارد دلار است، كه موازي با آن در سال 12 ميليارد دلار عطريات در اروپا و امريكا مصرف مي شود.
هزينه مراقبتهاي اوليه بهداشتي و تغذيه در جهان بالغ بر 13 ميليارد دلار است. در حاليكه در سال 17 ميليارد دلار صرف مواد غذايي در اروپا و امريكا 35 ميليارد دلار صرف تفريح و سرگرمي در ژاپن، 50 ميليارد دلار صرف سيگار و 105 ميليارد دلار صرف مشروبات، و 400 ميليارد دلار صرف مواد مخدر در اروپا مي‌شود.
سالانه 780 ميليارد دلار صرف هزينه هاي نظامي جهان مي شود.[4]

روند حاكم برجهان كه شمايي از آن براساس آمارهاي سازمان ملل متحد طرح گرديد در ذات خود به دليل پذيرش جامعة طبقاتي، اصل قراردادن سرمايه و رشد دائم‌التزايد آن، محروميت‌هاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي را امري عادي تلقي مي‌نمايد. لذا احقاق حقوق فردي اقشار مختلف مانند كسب درآمد، سلامت و بهداشت و سوادآموزي و.... براساس شاخص توسعة جنسيتي(GDI) زيرمجموعه‌اي از جريان رشد سرمايه بوده و تابع معادلات اقتصادي جهان مي‌باشد. به همين جهت توسعة مصرف و ترغيب جوامع به تنوع و توليد نيازهاي از پيش طراحي شده براي حمايت از تداوم چرخهاي توليد صاحبان ثروت و قدرت است، از اين‌رو هزينه‌هاي صرف شده براي احتياجات اوليه جهت ادامة زندگي انسانها قابل مقايسه با ميزان مصرف توليدات غيرضروري (لوازم آرايش. تنوع غذايي و....) در كشورهاي سرمايه‌دار نيست.
با چنين فاصله اي به نظر مي آيد دسترسي به حقوق خُرد و اوليه از جمله بهداشت، آموزش و….، با توجه به شاخص جنسيتي توسعة (GDI) خارج از حيطة اقتدار دولتها بوده و نيازمند بازنگري و تدوين سياستهايي كنترل قدرتهاي جهاني است.

2ـ حضور زنان در قدرت سياسي

بنابه ماده هفتم (شامل سه بند) و ماده هشتم (شامل يك بند) كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض كه متناظر با شاخص ميزان توانمندسازي جنسيتي (GEM) مي‌باشد، حضور زنان در ابعاد مختلف سياسي از عمده‌ترين مسائلي است كه دولتها مي‌بايست توجه لازم را به آن معطوف دارند.

1/2ـ حضور سياسي آحاد زنان

هدف بند اوّل و سوّم مادة هفتم كنوانسيون آحاد يا تودة زنان بوده كه در ابعاد سياسي به عنوان رأي دهنده‌ مؤثر هستند. حضور در اين سطح مي‌تواند در تغيير گرايشات سياسي جوامع دخيل باشد، در حال حاضر در اين بخش به غير از تعداد انگشت‌شماري از كشورها كه براي زنان حق رأي قائل نيستند (از جمله كويت و عمان و امارات)، بقية كشورهاي جهان در اين حوزه با تقدم و تأخر زماني[5] حضور زنان در اين بخش را امري پذيرفته شده دانسته و نياز به تحميل مفاد قانوني خارج از حاكميت ملت‌ها (توسط قوانيني چون كنوانسيون رفع تبعيض) توسط كارگزاران بين‌المللي جهت تسريع اين امر نمي‌باشد.

در مورد بند "ج" ماده هفت درخصوص شركت زنان در سازمانها و انجمن‌هاي غيردولتي، مي‌توان اذعان نمود كه در كشورهاي مختلف با رويكردهاي متفاوت فرهنگي، هميشه گرايش به سمت حركتهاي اجتماعي براي احقاق حقوق صنفي و گروهي و حتي در بُعد وسيع‌تر تغيير در شكل حكومت‌ها چون انقلاب اسلامي ايران و يا حركت عدالتخواهانة زنان فلسطيني وجود داشته است كه اگر چه اين گروههاي غيردولتي نيازمند حمايت حكومتها هستند ولي تحرك آنان وابسته به نظام حاكمه نبوده، و انگيزة اينگونه تشكل‌ها خودجوش و دروني است، لذا گنجاندن اين بند در بخشي كه منظور حضور سياسي زنان در عرصه‌هاي قدرت است بي‌معنا مي‌باشد.

البته ايجاد زمينه جهت فعاليت‌هاي سازماني براي زنان مي‌تواند رشد قابل ملاحظه‌اي را به همراه داشته باشد ولي چنين هدفي در صورتي امكان‌پذير است كه پرورش سازماني زنان با هدف عدالتخواهي باشد، نه آنكه سازمانهاي غيردولتي به دليل وابستگي فرهنگي، سياسي و اقتصادي از سوي سازمانهاي متكفل مديريت بخش‌هاي غيردولتي چون [6]CEDAW، بعنوان اهرم فشار بر برخي دولتهاي مخالف سياستهاي استراتژيك بين‌المللي عمل نمايند.

لازم به ذكر است بسياري از سازمانها و انجمن‌هاي غيردولتي به دليل رسيدن به شاخص‌هاي بين‌المللي و مطرح شدن در كنفرانس‌ها و استفاده از امكانات مالي سازمان ملل متحد تلاش به پيوستن و اخذ سمت مشورتي از بخش‌هايي از سازمان ملل چون CEDAW دارند در حاليكه بسياري از اهداف كميسيون رفع تبعيض سازمان ملل با اهداف اينگونه سازمانها در تضاد ‌بوده، ولي براي پيوستن چاره‌اي به جزء انفعال در مقابل قوانين بين‌المللي و تغيير در اهداف و انگيزش‌هاي اولية چنين سازمانهاي غيردولتي نمي‌باشد!

2/2ـ نخبگان و حضور در قدرت سياسي

در سال 1995 طي سند كار پايه عمل پكن دوازده حوزة نگران كننده را در مورد زنان طرح نمود كه مادة هفتم آن با عنوان «زنان در قدرت و تصميم‌گيري» برمشاركت زنان در پُست‌هاي مؤثر قدرت تأكيد دارد كه هدف از اين پيشنهاد، تأثير نظرات تعيين كننده زنان و تدبير آنان براي رعايت حقوق انساني اين قشر جهت دخالت دادن هر چه بيشتر آنان در امور تصميم‌سازي و جهت‌دهي توسعه ملّي و ارزش‌هاي اجتماعي و تخصيص بهينة منابع برابر با مردان بوده است. همچنين مفاد كنوانسيون رفع تبعيض از زنان برحضور نخبگان و متخصصين زن كه هدف بند دوّم ماده هفتم و ماده هشتم كنوانسيون اين بخش از زنان هستند، مورد توجه قرار گرفته است، و به نظر مي‌رسد وظيفة اين گروه بايد ايجاد تغيير در معادلات سياسي و تنظيم برنامه‌هاي كلان اجتماعي باشد.

چنانچه بخواهيم ابعاد مختلف چنين وظيفه‌اي را بررسي نمائيم لازم است تا به ابعاد مختلف هر پديده اجتماعي دقت شده و طبقه‌بندي نمود چه بُعد فرهنگي، چه سياسي و چه اقتصادي عام‌ترين طبقه‌بندي مراحلي را كه جهت دسترسي به قدرت به ترتيب اهميت مي‌توان طرح نمود شامل مراحل ذيل باشد:

- مرحلة توليد
- مرحلة توزيع
- مرحلة مصرف

البته امروز قواعد اجتماعي اين تقسيم‌بندي را منحصر به عرصه اقتصادي مي‌نمايد، در حاليكه با تعميم اين مراحل مي‌توان طبقه‌بندي و الويت‌گذاري موضوعات فردي و اجتماعي را سازماندهي نمود. از جمله اين موضوعات سير توليد نياز در جوامع مي‌باشد. در روندي كه امروزه براي توليد نياز در جوامع بشري طراحي شده است ابتدا «انگيزه» در جهت توليد نياز (از جمله حضور زنان در قدرت) ايجاد مي‌شود. سپس با توجه به گسترش ارتباطات نياز توليد شده در شكلهاي مختلف توزيع و سپس ابزارهاي ارضاء آن نياز (مانند طراحي قوانين يا محصولات) در ابعاد اقتصادي و سياسي و فرهنگي روانه بازارهاي مصرف مي‌شود. شكل‌گيري الگوهاي فرهنگي و حتي برنامه‌ريزيهاي استراتژيك سياسي نيز از اين روند مستثني نيستند.

ذكر اين نكته لازم است كه اگر چه افراد در پايان اين سير، محصولات را در عينت ملاحظه مي‌كنند ولي در روند توليد، " انگيزه" و " فكر" از مهمترين عوامل پيش از ايجاد محصول در روند توليد مي‌باشند كه مراكز تحقيقاتي و پژوهشي اين وظيفه را به عهده دارند.

حال چنانچه موضوع مورد نظر، يعني حضور سياسي زنان در سطح بين المللي را مترادف با "حضور در قدرت سياسي" بدانيم بگونه اي كه روند توليد، توزيع و مصرف در آن جريان داشته باشد، مي توان عرصه‌هاي ذيل را در بُعد سياسي طرح نمود:
ـ عرصة " مولد قدرت بودن" و داشتن اختيار بُعد " تصميم سازي"
ـ عرصة " توزيع قدرت" و اختيارات بُعد " تصميم گيري"
ـ عرصة " مصرف يا بهره وري از قدرت" بُعد " اجرائي".

در واقع اصلي‌ترين بُعد براي حضور در تصميم‌سازيهاي بين‌المللي داشتن اختيارات اجتماعي، سازماني، صنفي و فردي بعنوان زن است كه در اين صورت امكان حضور در تصميم‌سازي، تصميم‌گيري و حتي اجرا براي زنان معنا مي‌يابد، در حالي كه امروز در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي نه تنها به دليل عدم‌شناخت توانمنديها و محدوديت‌هاي اجتماعي، فرهنگي و جايگاه مطلوب زن نوع حضور زنان به سطوح اجرائي و بعضاً در سطوح مديريت‌هاي مياني منحصر شده است، بلكه حضور در همين سطح نازل نيز از خاستگاه جنسيتي او و حل مشكلات اين قشر نمي‌باشد بلكه به دليل تخصص افراد در آن عرصه است لذا تصميمات چنين زني تفاوت چنداني با يك مرد در همان پًست سازماني ندارد و در تغيير وضعيت زنان مؤثر نخواهد بود زيرا مبناي چنين حضوري تحقق جامعه‌اي برپاية عدالت كه تمامي اقشار بنابه فرصت‌هاي متناسب با ظرفيت‌هاي روحي، فكري و رفتاري نيست، بلكه تنها سعي در برابري صوري در سطح اجتماعي مي‌نمايد.

3/2ـ تطبيق مراحل حضور سياسي با شاخص‌هاي بين‌المللي

اگر طبقه‌بندي طرح شده را با طبقه‌بندي شوراي اقتصادي ـ اجتماعي سازمان ملل متحد طبق قطعنامه 4/1990 انطباق دهيم در مي‌يابيم درصد بسيار اندكي از اين سهم آن هم بيشتر در بخش بهره‌وري از قدرت و سطوح اجرائي در مصادر سياسي، سهم زنان است. اين دستورالعمل بين المللي سطوح عالي حضور سياسي زنان را در چهار بخش تعريف كرده است.

سطح اول: رتبه وزارتي، وزيران خارجه، رؤساي بانكهاي مركزي و دفاتر رياست جمهوري و نخست وزيري
سطح دوم: بطور كلي كفيل و معاونان وزير
سطح سوم: دبيران و منشي هاي دائم در كشورهاي مشترك المنافع
سطح چهارم: در سير نزولي سلسله مراتب، به علت تعداد فزاينده سطوح مياني سمت‌هاي معاونت، دبيري و مدير مسئول حوزه هاي فني و اداري را در برمي‌گيرد.

حال با توجه به طبقه‌بندي فوق با مفاهيم «تصميم‌سازي» و «تصميم‌گيري» و «اجرائي»، آنچه امروز با تمام تلاش‌ها و شعارها و فشار بردولتهاي ضعيف در مورد حضور زنان در ابعاد سياسي در جهان صورت گرفته است، اينگونه مي‌باشد:
بنظر مي رسد، حضور سياسي زنان در بخشهاي " تصميم سازي" (يا مولد قدرت بودن) به نوعي ناديده گرفته شده و بيشتر جايگاه اين قشر در سطوح اجرائي و بعضاً تصميم‌گيري لحاظ شده است، توليد كنندگان مفاهيم بين‌المللي با تكيه برحضور زنان براي تثبيت دموكراسي، عدم حضور زنان را در جايگاه تصميم‌سازي را به دليل حضور مؤثر آنان در سطح توزيع قدرت و مسئوليت با توجه به تفاوت‌هاي فردي و رواني زن و مرد توجيه مي‌نمايند و حتي معدود زناني كه در سطح تصميم‌سازي در سالهاي اخير به كار گرفته شده‌اند از جايگاه زنانه نبوده بلكه در منزلت مردان در اين مناصب حضور يافته‌اند.

ولي براساس آنچه گذشت مي‌توان ادعا نمود كه عدم وجود " اختيار" در هر سه حوزة «توليد»، «توزيع» و «بهره‌وري از قدرت» براي زنان در عرصه‌هاي بين‌المللي به وضوح ديده مي‌شود.

البته در كشورهاي به اصطلاح توسعه يافته به نوعي زنان و مردان در موضوعات خُرد و فردي امكان " انتخاب" را دارند ولي داشتن " اختيار" در تعيين جهت ادارة سياسي، داشتن اختيار در تعيين موضوع متناسب با اين جهت امري محال به نظر مي‌رسد زيرا استراتژيهاي مورد نياز جوامع توسط كارگزاران بين‌المللي تعيين شده و در جهت منافع بخش‌هاي خاصي هدايت مي‌شود. اين مسئله حاكي از آن است كه در موقعيت‌هاي خاص از جمله تغييرات سياسي و فرهنگي در جهان نياز به ابزارهايي است كه در صورت لزوم بتواند در بحرانهاي اجتماعي، قواعد و معادلات بازيهاي سياسي را با وجود اين قشر عظيم دستكاري نمايد و موجب تحقير و يا تجليل از ملل، گروهها و حكومتهاي خاصي شود.
در هر حال محصول نگرش‌هاي مختلف نسبت به جايگاه زن عكس‌العملهاي متفاوتي در اين قشر ايجاد نموده است. همانگونه كه حكومت‌هاي مردسالارانه موجب تحقير و انزواي زنان و رفتار ناعادلانه با آنان شده‌اند، استفادة ابزاري از اين قشر نيز در نظام طبقاتي و سرمايه‌داري به انحاء مختلف اعم از استفاده از نيروي كار ارزان تا وسيله تحرك سياسي، فرهنگي و اقتصادي شدن موجب پيدايش عكس‌العمل‌هاي شديد نسبت به قشر مردان (به جاي موضع‌گيري نسبت به عاملان چنين تغييراتي) شده تا حدي كه گروههايي از زنان عدم‌پذيرش مردان براي هر نوع ارتباط از شكل گروهي و قشري و فردي را هدف اصلي خود قرار داده‌اند. البته عكس‌العمل‌هايي از اين دست، سطحي‌ترين واكنش به برخوردهاي ظالمانه‌اي است كه حذف اختيار اين قشر را در پي داشته است در حالي كه آنان داراي توانمندي، ظرفيت‌هاي روحي و ذهني و رفتاري قابل ملاحظه‌اي جهت پيشبرد اهداف عدالتخواهانه و سعادت اجتماعي هستند.

هنگامي عدالت براي زنان تحقق مي‌يابد كه اين قشر خود را نه برابر به لحاظ فيزيكي و حتي فكري كه «متوازن» با مردان دانسته و مسئوليتهاي خود را «متناظر» با آنان ببينند در اين حالت حضور در توليد قدرت يا تصميم‌سازي زنان معنا مي‌يابد زيرا با خاستگاه زنانه به مسائل سياسي توجه مي‌شود و حضور زنان[7] بركرسي مراكزي چون شوراي امنيت اختيارات و ملاحظاتي كه نسبت به منافع زنان و كودكان جهان مي‌توانند داشته باشند، را بوجود آورده و مانع بروز بسياري از جنگها خواهد شد. در اين حالت است كه نحوه‌ي مديريت كشورها با سيستم طبقاتي و ناعادلانه دگرگون شده و بجاي حضور زنان در سطح ساختارها به عنوان مصرف كننده، آنان در سطح توليد در ابعاد تصميمات سياسي، فرهنگي و اقتصادي منزلت و شأن خود را باز مي‌يابند. تنها با تمسك به ديدگاه ديني و توجه به تفاوتهاي جنسيتي است كه تصميمات اين قشر ارتقاء جوامع بشري در جهت توسعة الهي و مادي، اثرگذار خواهد بود. با چنين رويكردي پس از انقلاب اسلامي ايران تلا ش نمود تا منزلت جديدي براي زنان تعريف نموده و آنان را از شكل ابزاري خارج نمايد لذا در بحراني‌ترين حوادث تاريخي چون انقلاب اسلامي حضور اين قشر، هميشه هدفمند و كارساز بوده است؛ امّا پس از اين دوره بدليل بروز جنگ تحميلي بين ايران و عراق توسط قدرت‌هاي سلطه‌گر برنامه‌ريزي و سازماندهي امور زنان در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي و خانوادگي در معرض آسيب قرار گرفت وخواه ناخواه پس از مدتي اقتدار اجتماعي و هويت سياسي به شكل عيني و حقيقي جاي خود را به مشاركت در زمينة پيشبرد جنگ داد.
در واقع حضور تودة زنان ايران اسلامي در اين مسير خود، موجب توسعة مشاركت‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آنان گرديد بطوري كه براساس آمار حضور سياسي زنان در ايران پس از جنگ تحميلي و عوارض ناشي از آن با رشد قابل توجهي روبرو شد.


--------------------------------------------------------------------------------

[1]. Gender-Related Development Index
[2]. Gender Empowerment Measure
[3]. United Nation Development Program, Human Development Report 2000, Oxford University Press, 2000.
[4]. We, the People, the Role of United Nations in the Twenty First Century, the Millennium Report, United Nation, New York, 2001.
[5]. قزاقستان حق رأي براي زنان را در سال 1994، نامبيا 1989، عراق 1980 و سوئيس 1971، تصويب نموده است.
[6]. Convention of Elimination of all forms of Discrimination Against Women
[7]. منظور حضور زناني با آرمانهاي عدالت خواهانه است، نه صرفاً افرادي كه به شكل گزينشي براي اهدافي در برخي از اين مجامع انتخاب شده اند، چه اينگونه زنان خود مصرف كننده خواهند بود، نه توليد كننده فكري.

نویسنده:
مهندس زهره عطايي آشتياني
هيئت علمي گروه بررسي مسائل زنان
پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:52 PM
واكنش هاي ستيزه جويانه غرب در مقابل مظاهر اسلام1
مقدمه:

حاكميت گفتمانها و ميزان پايايي و تداوم آنها بحث محوري سياسي و استراتژيك در دنياي معاصر است. انديشمندان غربي با درك قدرت بنيانها و شالوده هاي گفتمان اسلامي، پيشروندگي ذاتي آن و براي حاكم نمودن گفتمان ليبراليستي غرب در تلاش هستند تا از طريق مكانيزمهاي سركوب كننده و كنترل كننده از گسترش، نفوذ و حاكميت گفتمان اسلامي ممانعت بعمل آورند. اين شكل و قالب جديد مبارزه و اعمال تئوري نظام سلطه با مظاهر و بنيانهاي اسلامي مي باشد.

در واقع غرب از بيم گسترش تفكر اسلامي و گفتمانهاي ديني در ميان كشورهاي غربي و در قالب دكترين " اقدام پيش دستانه " در دو سطح دروني و بيروني سعي در اعمال سياستهاي جاه طلبانه خود براي مبارزه با اسلام و تفكر اسلامي نموده است.

استراتژي هاي غرب در سطح بيروني، در قالب موارد ذيل، متجلي شده است: صدور قوانين متعدد پيرامون ممانعت از كاربرد حجاب در بعضي كشورهاي غربي مانند فرانسه، اخراج و تحقير دختران از مدارس، بيمارستانها و محل كار، اعمال سياستهاي تبعيض آميز عليه زنان مسلمان در كشورهاي غربي عليرغم توانمندي هاي منحصر به فرد شان صرفاً بواسطه استفاده از پوشش اسلامي و اعتقادات فردي، فضاسازي غيرواقعي از مسلمانان در رسانه ها و ساير وسايل اطلاع رساني، متحجر و متعصب نشان دادن مسلمانان و ادعاي دور بودن آنها از مظاهر دنياي مدرن و همچنين تشويق و حمايت از افراد سازمانها و يا تشكيلاتي كه به نحوي ياريگر غرب درسركوب مسلمانان و مقابله با اسلام گرايي هستند.

سطح دروني تئوري "اقدام پيش دستانه غرب" نيز در قالب طرحها و نقشه هايي همچون سياست خاورميانه بزرگ و مقابله با بنيادگرايي اسلامي مطرح شده است. غرب، با هدفگيري سعي نموده ريشه هاي فرهنگي نظامهاي اسلامي را نشانه بگيرد و با آسيب رساندن به مراكز علمي و فكري كشورهاي اسلامي با بنيادهاي فكري آنها مقابله نمايد تا انديشه هاي اسلامي را كه تهديدي براي منافع خود مي بيند در نطفه خفه كند.

غرب برخلاف شعارهاي آزاديخواهي، دموكراسي، حقوق بشر و آزادي اديان عمل نموده است. در واقع اسلام ستيزي در غرب و نگاه ستيزه جويانه آن خصوصاً نسبت به زنان مسلمان و باورهاي اسلامي ايشان برخاسته از سياستهاي استعماري و تئوري نظام سلطه است.

در راستاي اين سياستها محافل غربي تلاش مي نمايند تا با پيش داوري هاي نادرست و پراكندن ديدگاههاي غير واقعي و زدن برچسب هايي چون بنيادگرا، تروريست، متحجر و واپس گرا مانع از حاكم شدن تفكرات اسلامي در جوامع غربي گردند.

عدم تمايز ميان اقليت تروريست (طالبانيسم و القاعده كه عموماً به كمك غربيان بوجود آمده اند)، و گرايشات افراطي موجود در غرب با اكثريت جامعه مسلمان و حادتر شدن جوّ دشمني عليه آنان، موجبات نگراني و نارضايتي در ميان مسلمانان را بوجود آورده است. اين وضعيت به گونه اي صورت گرفته كه امروزه در برخي از كشورها كه اكثريت آن را مسلمانان تشكيل مي دهند مانند تونس و تركيه و... نه تنها زمينه سازي براي اجراي قانون اسلامي انجام نشده بلكه از اجراي آن ممانعت به عمل آمده و آن را غيرقانوني اعلام كرده اند.

آنچه در پي ميآيد گزيده اي است از اخبار منتشره در برخي از جرايد و سايت ها در ارتباط با "مبارزه با حجاب اسلامي" كه مصداق بارزي از اسلام ستيزي در كشورهاي جهان بخصوص در غرب است:


 زن مسلمان در محل كار مورد تبعيض قرار مي گيرد

عليرغم عملكرد بسيار مناسب زنان مسلمان در بريتانيا در مدارس و دانشگاهها، در رقابت با كارمندان همتاي خود، اين زنان با افت شديد موقعيتي در محل كار خود مواجه مي شوند كه عمدتا تبعيضات فراواني براي آنها به همراه دارد.

كميسيون فرصت هاي برابر گزارشي را به نام "به سمت بالا جابجا مي شويد" ؟ منتشر نمود. در اين كميسيون موارد واقعي تبعيض عليه زنان سياه بنگلادشي، پاكستاني و حوزة درياي كارائيب كه با تلاش بسيار كار مي كنند ،مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته است.
اين گزارش بر پايه تحقيق گسترده اي كه در ميان زنان جوان بين 24 – 16 سال انجام گرفته، ارائه شده است.

يافته ها بسيار هشدار دهنده و نگران كننده هستند. با وجود اينكه زنان جوان سياه بنگلادشي، پاكستاني و كارائيبي، واجد صلاحيت آكادميكي خوب و توانائي هاي حرفه اي مشابه با دختران سفيد هستند، اما با موقعيت هاي متفاوت با همتايان سفيد خود در بازار كار روبرو مي شوند.

به طور كلي زنان اقليت نژادي دو برابر بيش از زنان سفيدپوست بي كار هستند، به عنوان مثال، تعداد زنان پاكستاني شاغل با تحصيلات عالي چهار برابر كمتر از زنان سفيدپوست مي باشد.

17 درصد از زنان اقليت نژادي در مصاحبه ها مورد سؤالاتي با مضمون تبعيض جنسيتي پيرامون ازدواج، طرحهاي مربوط به رفتار با كودكان و ديدگاه خانواده هايشان درخصوص اشتغال آنها، قرار مي گيرند و اين در حاليست كه اين رقم درخصوص زنان سفيد پوست، 6 درصد است.

يافته ها حاكي از آن است كه درصد كمتري از زنان اقليت نژادي در مقايسه با زنان سفيد داراي مقامهاي ارشد هستند و اين در حالي است كه تعداد زيادي از زنان اقليت مذكور در مشاغل پائين جامعه مشغول به كار مي باشند.

همچنين گزارش شده است كه زنان بنگلادشي و پاكستاني كه 90% از مسلمانان بريتانيا را تشكيل مي دهند براي پوشش مذهبي خود با تبعيض روبرو بوده و شكاف عميق جنسي نسبت به زنان سفيدپوست براي آنان وجود دارد.

بيم و هراس ناشي از بي عدالتي و نابرابري در ميان اين زنان اقليت در اظهارات آنها نمايان است:
خانمي اظهار داشته است : « احساس مي كنم كه با وجوديكه كارم را خيلي خوب انجام داده و بسيار بهتر از همتايان سفيدپوست فعاليت مي كنم اما زير نگاههاي موشكافانه و دقيق اطرافيانم قرار دارم. مشاركت و همكاري من ناديده گرفته شده و يا با سكوت و بي توجهي و انتقاد با آن برخورد مي شود.»

شخص ديگري كه در مورد تبعيض نژادي و جنسيتي موجود در بازار كار مورد مصاحبه و سؤال قرار گرفته بود؛ گفت :

"چرا مورد ستم و آسيب قرار دارم؟ به خاطر اينكه بچه دارم ؟ يا اينكه آسيايي هستم ؟ يا چون حجاب اسلامي دارم ؟ يا همه اين موارد ؟ و من حس مي كنم با بي عدالتي زيادي روبرو هستم."

كميسيون فرصتهاي برابر، بر انجام اقدامات ويژه جهت برداشتن موانع ساختاري براي محدود كردن تأثيرات تبعيض جنسيتي، اعتقادات پوچ و نگرشهايي كه درباره زنان اقليت نژادي خصوصاً زنان مسلمان وجود دارد تاكيد مي كند.

كميسيون مذكور بايستي هر گونه اقدامي را براي متوقف كردن رويه تبعيض آميز كارفرمايان و كمپانيهاي اروپايي در تمامي زمينه ها جهت اطمينان بخشي مسلمانان اعمال نمايد.

متاسفانه عليرغم قوانين حمايتي موجود پيرامون زنان اقليت نژادي به واسطه تبعيضهاي پيش روي ايشان هيچ راهي براي اطمينان بخشي در محيط تنش زا و پر استرس كار و همچنين سركوبها و تحقيرهايي كه عليه آنان در رسانه هاي جمعي سراسر جهان غرب اعمال مي شود وجود ندارد.1

 "نقاب"آري يا نه؟!

بحث بر سر نقاب زدن زنان مسلمان انگليس به بحراني اجتماعي در بين گروه هاي مختلف اين كشور مبدل شده است.

به نقل از پايگاه اطلاع رساني "نسيج" ، "تريفور فليبس" رئيس كميته برابري نژادي انگليس درباره اين مساله مي گويد: گفت و گو و بحث بر سر موضوع حجاب زنان مسلمان به شرط اينكه متوجه فرقه مذهبي خاصي نباشد امري ضروري است. وي مقنعه زدن را عاملي براي وقوع درگيري هاي مشابه با آنچه كه پنج سال پيش در شمال انگليس اتفاق افتاد دانست.

از سوي ديگر برخي گزارش ها از تحت فشار بودن مسلمانان در انگليس و سوء قصد به مسلمانان انگليس حمايت مي كند.2

 به گفته رهبران مسلمان اظهارات جك استراو عامل حمله به زنان با حجاب شد

روزنامه اخبار مسلمانان، چاپ بريتانيا، به نقل از " الهام اسدبواراس" و "احمد جي ورسي" در 27 اكتبر سال 2006 سخنان وزير اسبق امور خارجه انگلستان "جك استراو" و ديگر وزراء كابينه پيرامون حجاب و مسائل مربوط به زنان را عامل شدت يافتن حملات عليه مسلمانان دانست.

"استراو" در بيانات خود گفته بود؛ استفاده از مقنعه پوشيده توسط زنان مسلمان در بريتانيا روابط اجتماعي را با مشكل مواجه خواهد نمود. يك روز پس از اين سخنان، زني 49 ساله از اهالي توكسيت نيويورك از سوي مردي سفيد پوست، مورد حمله قرار گرفت. اين زن چهره اش را با مقنعه پوشانده بود و مردمهاجم، حجاب او را پاره كرد. مسلمانان در واكنش به اظهارات "جك استراو" سخنان او را محكوم نمودند. دبيركل شوراي مسلمانان بريتانيا «دكتر محمد عبدالباري» در اين خصوص گفت : هفته هاي اخير شاهد چندين حمله، آتش زني مساجد و يورشهايي به افراد مسلمان در اطراف كشور بوده ايم. اظهارات جك استراو در اين زمينه به شدت تاثيرگذار بوده است.

در حادثه ديگري در بريتانيا دانش آموز 21 ساله ترك بنام "زينب اكمن" مورد حمله فرد سفيدپوست بريتانيايي قرار گرفت. اين حمله نيز سه روز بعد از اظهارات "استراو" صورت گرفت.

او به روزنامه "اخبار مسلمان" گفت : من در تسكو در كانتربري بودم. كه زني مرا به عنواني صدا كرد.

او به من گفت : از تو متنفرم. من از همه شما كه اينچنين حجاب داريد بيزار هستم؛ حقيقت اين است كه شما در اين كشور مرا بيمار كرده ايد.

اكمن گفت : عليرغم عصبانيت شديدي كه در درون خود داشتم، به آن زن گفتم : من شما و اين كشور را دوست دارم.

در رويداد ديگري "صديقه" 22 سالة با حجاب از شهر سوئيت به "روزنامه اخبار مسلمان" گفت: يك روز پس از اظهارات "جك استراو" در مسير رفتن به محل كارم، به مردي 60 ساله برخورد كردم كه با صداي بلند، به طوري كه من بشنوم، با زني جوان در حال گفتگو بود. آن دو نزديك من ايستادند. او شروع كرد به بحث با زن سفيد جوان تري كه پشت او ايستاده بود و درباره اظهارات استراو در رابطه با حجاب سخن مي گفتند: مرد مي گفت:
من با جك استراو موافقم. شما نيستيد؟ او با صداي بلند صحبت مي كرد تا من هم بشنوم.

و بعد چنين ادامه داد كه: " آنها مي توانند خود را در هر مكاني منفجر كنند، اين افراد كه حجاب دارند جاهل و نادان هستند. الان زماني است كه ما بايد از دست آنها خلاص شويم. فرانسه حجاب را منع كرده است حالا نوبت ما است كه كاري شبيه آنها انجام دهيم".

صديقه گفت : "آنها براي مشاهده واكنش من، تمام وقت در حال نگريستن به من بودند. من گر چه عصباني بودم اما تنها نگاه ناخوشايندي به او كرده و ساكت ماندم. چون كه گفته هاي او تحت تأثير لفاظي هاي ناعادلانه و غيرمنصفانه عليه همه مسلمانان بود.

حمله ديگري در "هاكني شرق لندن" گزارش شد. جائي كه طبق گزارش روزنامه مستقل زني مسلمان با پوشش اسلامي از اتوبوس پياده شد و يك مسافر داد زد: چرا موهاي بسيار زيبا و جذاب خود را نشان نمي دهي؟

در حادثه ديگري زن مسلمان 20 ساله با حجاب، توسط مرد جوان سفيدپوست به زمين هل داده شد. اين رويداد در " ايستگاه كانتيگ تاون" در شرق لندن اتفاق افتاد.3

 حقوق؛ خيابان يكطرفه نيست

روزنامه اخبار مسلمان در 27 اكتبر 2006 ضمن اشاره به نگراني افراد از حق و حقوق خود، به اين مطلب پرداخت كه؛ هر فرد در عين دارا بودن حقوق فردي، از حقوق اجتماعي نيز برخوردار است.

نويسنده ضمن تاكيد به سخنان ارزشمند پيامبر (ص) و نوه گرامي ايشان امام سجاد (ع) در رابطه با حقوق در ديدگاه اسلامي به حقوقي كه همسران نسبت به يكديگر دارند و حقوقي كه فرزندان بايستي نسبت به والدين خود قائل باشند اشاره مي نمايد.
در هفته هاي اخير جامعه مسلمان بريتانيا بسيار مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است. در اين روزنامه آمده است:

چرا مسلمانها معمولاً در صدر اخبار هستند و تقاضاي حقوق خود را مي كنند؟

3% از جمعيت مسلمان بريتانيا ، مقدار بسيار نامتناسبي از ميانگين انعكاس اخبار در وسايل ارتباط جمعي را به خود اختصاص مي دهند و اغلب اين اخبار و اطلاع رساني ها به صورت گزينشي صورت مي گيرد.

براي مثال روزي كه رسانه هاي بريتانيا درباره اظهارات "جك استراو" پيرامون بحث حجاب و چادر گزارش مي داد پليس اخبار و گزارش بزرگترين اخبار مواد شيميايي اين كشور را كه در بريتانيا پيدا شده بود، پنهان كرد.

در جوامع مسلمان پيرامون مسأله حجاب دو تفكر وجود دارد:

1- آنهائي كه براي كنار گذاشتن پوشش و لباس خود ناراحت و نگران هستند.

2- آنهايي كه از حجاب به عنوان يك انتخاب و گزينه براي زنان دفاع مي كنند.

اگر يك زن مي خواهد مقنعه بزند يا چادر بپوشد اين انتخاب اوست و واقعيت هم همين است. ما حق بسيار مهم انتخاب مساله حجاب و پوشش براي زنان را فراموش كرده ايم.
مهم اينست كه ما بعنوان يك جامعه مي توانيم و بايد شيوه اي را براي احترام به حقوق ديگران پيدا نمائيم.

اگر زن مسلمان (چادر و يا مقنعه) را انتخاب مي كند ميداند كه ممكن است اين حجاب او مردم ديگران را ناراحت كند. اما اين مسأله، نه تنها به معناي صحيح بودن رفتار ديگران نبوده بلكه به معناي كنار گذاشتن چادر و پوشش نيز نيست.

به نظر نويسنده روزنامه گام بعدي اين است كه راهي را براي ارزيابي و سنجيدن ناراحتي ها در مقابل احترام به آزادي و شأن و كرامت انسانها كه شامل همه افراد جامعه ميشود ، پيدا نمائيم. مسلمانها بايستي به اعتقادات خود و سنن اسلامي توجه نمايند و احترام به حقوق ديگران را ياد بگيرند. چرا كه همسايگان ما نيز حق دارند احساس آرامش و راحتي نمايند. هر حقي مسئوليتي نيز به همراه دارد.

اگر مسلماني در بريتانيا تقاضاي حق بنمايد، اين درخواست بايستي در مقابل درخواستهاي مخالفان و غير مسلمانان مطرح شود ،همانگونه كه آنان حق دارند ،حق مسلمانان نيز بايد مورد احترام واقع شود.
مسلمانها بايستي بعنوان بخشي از كشور بريتانيا مورد پذيرش قرار بگيرند. ما همگي زندگي در بريتانيا را انتخاب كرده ايم و همگي علاقمنديم كه بخشي از ساختار جامعه تلقي شويم.4

 مسايل مهم تر از حجاب زنان هم در انگليس مطرح است

رهبر حزب محافظه كار انگليس گفت: در اين كشور مسايلي مهم تر از پوشش زنان مسلمان وجود دارد. روزنامه انگليسي آبزرور نوشت؛ "ديويد كامرون" رهبر حزب محافظه كار انگليس كه قرار است در جمع دانش آموزان اين كشور سخنراني كند، گفت: در انگليس مسايل مهم تري از بحث درباره حذف حجاب زنان مسلمانان هم وجود دارد.

بنابراين گزارش انتظار مي رود كه كامرون در اين سخنراني بگويد:

معتقد نيستم كه بحث درباره هماهنگي جامعه در انگليس فقط به موضوع كوچكي مانند پوشش زنان مسلمان مربوط شود. همچنين "كامرون" خواهد گفت : ما بايد به زير پردة حجابها برويم و مساله اي كه اكنون بايد بدان توجه شود فرهنگ در انگليس است. 5



 بحث سياستمداران غربي درباره موضوع حجاب عامل ايجاد تفرقه در جوامع مختلف است

"طارق رمضان" روشنفكر مسلمان و استاد دانشگاه آكسفورد در همايشي با حضور رهبران سه مذهب توحيدي، مسئولان سياسي و نمايندگان پليس شهري انگلستان بحث كنوني جوامع غربي در مورد مسئله ي حجاب را عامل ايجاد تفرقه در جامعه دانست.
وي با بيان اينكه بحث حجاب اسلامي پديده اي جهاني است و نقطه ي تمايز مسلمانان با ديگر اقشار جامعه محسوب مي شود گفت: آسيبي كه اخيراً به روابط مسلمانان با ساير افراد جامعه وارد آمده تنها مختص به انگلستان نيست و اين موضوع در آمريكا و ساير كشورهاي اروپايي نيز مشكلاتي را به دنبال داشته است.

اين فيلسوف مسلمان از مسلمانان خواست تا قرباني سياستهاي آنان نشده؛ و از برخوردهاي احساسي با اين موضوع بپرهيزند.

همچنين در خاتمه ي اين همايش "كن ليونيگستون" شهردار لندن با اشاره به اين كه از هر 12 شهروند لندني يك نفر مسلمان است، يادآور شد: مسلمانان بايد نقش مهمي را در زندگي شهري لندن ايفا كنند و اين در حالي است كه مسلمانان با تبعيض نژادي و سوء قضاوت ها مواجه اند. 6

منابع و پي نوشت ها :
1-http://www.muslimnews.co.uk. 29/9/2006. (7/7/85)
2-خبرگزاري ايكنا ، 3/8/85 (25/10/2006 )
3.
http://www.muslimnews.co.uk.27/10/2006. (5/8/85)
4.
http://www.muslimnews.co.uk.27/10/2006. (5/8/85)
5. خبرگزاري ايلنا ، 7/8/85 ، (29/10/2006)
6. خبرگزاري ايكنا ، 8/8/85 ، (30/10/2006)

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:52 PM
واکنش های ستیزه جویانه غرب در مقابل مظاهر اسلام2
در بخش پیشین گزارش، با تاکید بر دکترین و رفتار غرب در مقابل مبارزه با مظاهر اسلام به ذکر چند نمونه از رفتار های ناعادلانه و ستیزه جویانه اشاره کردیم.اینک با ذکر موارد دیگری با استناد به اخبار خبرگزاری ها و روزنامه هادنباله مطلب را پی می گیریم.
زنان محجبه تونسي در گيرو دار تبعيض
اخيراً تبليغات گسترده اي در اكثر كشورها توسط مقامات دولتي عليه زنان و دختراني كه تنها خواستار انتخاب آزادانه ي حجاب خود هستند به راه افتاده است. به نقل از پايگا ه اينترنتي (Verite- action.org ) دانش آموزان و دانشجويان تونسي از 24 شهريورماه همزمان با آغاز سال تحصيلي در اين كشور مورد آزار و اذيت قرار گرفته اند.در زمان برقراري حكومت "حبيب بورقيبه" رعايت حجاب در معابر عمومي بر مبناي بخشنامه ي 108 ممنوع شد. اكنون اجراي بخشنامه ي فوق به شيوه اي براي سركوب تبديل شده و مسئولان بلندپايه ي دولتي و به ويژه احزاب قدرتمند سياسي آن را هدايت مي كنند. حريم شخصي هزاران زن و دختر جوان به طرزي سازمان يافته و خشونت آميز به نام قانون مورد تعرض قرار مي گيرد. در حاليكه اين بخشنامه همواره به دليل عدم مطابقت آن با قانون اساسي اين كشور مورد اعتراض قرار گرفته بود. آزادي در انجام فرائض ديني؛ طبق اعلاميه جهاني حقوق بشر؛ در توافق نامه ها و ساير تصميمات بين المللي گنجانده شده است و مورد تائيد دولت تونس و قانون اساسي اين كشور نيز مي باشد. تبليغات خشونت آميز عليه حجاب نه تنها به اجراي تمهيدات معمول و ممانعت از ورود به مكان هاي آموزشي و دانشگاهي خلاصه نشده بلكه به دليل ايجاد نا امني روحي و رواني دختران جوان نگران كننده است. موارد زيادي از تعرض به دختران جوان، تعرض به حريم شخصي هزاران زن و كشيدن روسري از سرآنها، تهديد و احضار آنها به "كميته ي دختران جوان" در سازمان انضباطي دبيرستانها و دانشگاه هاي تونس؛ به نام اجراي قانون گزارش داده شده است.گاهي نيز رؤساي دانشگاه ها شخصاً زنان محجبه را مورد تعرض قرار داده، دختران جوان را تعقيب كرده و حجاب را از سر آنان بر مي دارند. اين تبليغات گسترده در برابر حجاب زنان كه يادآور سركوب هاي گذشته در دهه ي نود است، صدها زن تونسي را به جهل و ناداني متهم كرده و آزادي پوشش و حق آموزش آنان را مورد تهديد قرار مي دهد.1
 جك استراو : از سخنانم در مورد پوشش زنان مسلمان متأسف نيستم
به گزارش خبرگزاري فرانسه، "جك استراو" رئيس مجلس عوام انگليس گفت: از سخنانم در مورد حذف حجاب زنان مسلمان كه موجب شكل گيري واكنش هاي بي شمار در بريتانيا و خاورميانه شد متأسف نيستم.» وي با اشاره به نوشتن مقاله اي در ستون يكي از روزنامه هاي انگليس گفت: « دوباره چنين مطلبي را خواهم نوشت.» بنابراين گزارش اظهارات "جك استراو" وزير خارجه سابق انگليس بحث هايي در مصر و جهان عرب به وجود آورده است.2
 اخراج دانش آموزان محجبه در دانمارك
15 دانش آموز دختر مسلمان دانماركي به خاطر محجبه بودن و پوشيدن لباسهاي بلند در زنگ ورزش تهديد به اخراج شدند. مدير اين دبيرستان دانماركي در اين باره گفت: ما از دانش آموزان مسلمان مي خواهيم در زنگهاي ورزش از پوشيدن لباسهاي بلند خودداري كنند. وي تصريح كرد؛ اين مسئله فقط به خاطر سلامتي آنهاست و هيچ مخالفت ديني در اجراي اين قانون وجود ندارد. وزير آموزش و پرورش دانمارك "مارگريتا فيسگر" با حمايت از اين تصميم گفت : پوشيدن لباسهاي بلند در زنگهاي ورزش حركات ورزشي دانش آموزان را با مشكل مواجه مي كند. 3
 جنگ حجاب همسران در ميان مقامات عاليرتبه تركيه
فرماندهان نظامي ارتش تركيه در شهر سامسون در شمال اين كشور مراسم جشن هشتاد و سومين سالگرد جمهوريت را در اعتراض به حضور چند خانم محجبه ترك كردند. اين مراسم همه ساله در روز 29 اكتبر در شهرهاي تركيه برگزار مي شود و سران سياسي و نظامي منطقه در آن شركت مي كنند. در آنكارا هم "احمد نجدت سزر" رئيس جمهوري تركيه مانند سالهاي گذشته آن دسته از وزيران و نمايندگان مجلس را كه همسرانشان محجبه هستند بدون همسر به ضيافت شام در كاخ رياست جمهوري دعوت كرد. نخست وزير، رئيس مجلس و وزير امور خارجه تركيه بدون همسران محجبه خود در اين ضيافت حضور داشتند. برخي از مدعوين در اعتراض به اين موضوع از شركت در ضيافت خودداري كردند و در مجموع از سيصد و پنجاه نماينده عضو حزب عدالت و توسعه در مجلس تركيه فقط هفده تن در ضيافت رياست جمهوري حضور داشتند.4
 حجاب در دادگاه عالي پيشاور ممنوع شد
قاضي ارشد دادگاه پيشاور، وكلاي زن مسلمان را از رعايت حجاب اسلامي در اين دادگاه محروم كرد!
به نقل از ديلي تايمز "طارق پرويز خان" قاضي ارشد دادگاه عالي پيشاور ضمن بيان اين مطلب خطاب به وكلاي مسلمان گفت : شما افراد متخصص هستيد و بايد پوششي مناسب تخصص خود داشته باشيد! ما قضات نمي توانيم وكلاي زن محجبه را از يكديگر تشخيص بدهيم."رييسه انجم" يكي از وكلاي محجبه دادگاه عالي لاهور در اين باره اظهار كرد: حجاب انعكاس محبوبيت زنان است و ما وكلاي محجبه با پوشش اسلامي احساس اعتماد بيشتري داريم. وي ادامه داد: حقوق دانان زن در حزب حاكم ائتلاف اسلامي در پيشاور، پوشش اسلامي را در دادگاهها بدون استثنا رعايت مي كنند.5
 فرانسه، زنان مسلمان را از داشتن حجاب در اماكن عمومي منع مي كند
به نقل از پايگاه اينترنتي محيط: « فيليپ دو ويليه» رئيس حزب حركت فرانسه طرح ممنوعيت حجاب اسلامي زنان مسلمان در اماكن عمومي و جاده هاي اين كشور را ارايه داد. رئيس حزب حركت فرانسه مدعي است؛ حجاب سمبل تسليم شدن زنان و هتك حرمت كرامت آنها به شمار مي آيد. "دو ويليه" معتقد است: فعالان مسلمان از حجاب به عنوان وسيله اي براي حمله به بنيان جمهوري در فرانسه استفاده مي كنند و اين در حالي است كه مسلمانان بايد به قوانين فرانسه احترام بگذارند. اين مسئول در گفتگو با روزنامه فيگارو فرانسه گفت: پارلمان بلژيك نيز از پوشش حجاب زنان مسلمان در اماكن عمومي جلوگيري مي كند. همچنين در برخي از شهرهاي كشور هلند نيز مشابه اين اقدامات صورت گرفته است. 6
 عليرغم عدم ممنوعيت حجاب در نروژ، دانشجويان پزشكي مسلمان نمي توانند باحجاب اسلامي در بيمارستان حاضر شوند
به اين دانشجويان پيشنهاد شده است كه قبل از ورود به محل كار در بيمارستان روسري خود را درآورند، تعداد زيادي از دختران دانشجوي پزشكي مسلمان كه حاضر به درآوردن حجاب خود نشدند از كشورهاي اسلامي از جمله ج.ا.ا درخواست كردند تا تحصيلات خود را در دانشگاه هاي اين كشور ادامه دهند.
 توقيف كتاب حجاب و نگاه معاصر در مصر
انجمن تحقيقات اسلامي مصر وابسته به دانشگاه الازهر دستور توقيف كتاب "حجاب و نگاه معاصر" نوشته "اقبال بركه" را صادر كرد. به نقل از روزنامه عربستاني "الوطن" ، "علي جمعه" مفتي مصر به دليل مخالفت آشكار اين كتاب با قرآن و سنت پيامبر (ص) عدم صلاحيت آن را براي چاپ اعلام كرده است. "خالد البحيري" نويسنده مسلمان مصري هم "اقبال بركه" را به مخالفت با علماء مسلمان در مورد مسئله حجاب متهم كرده است. "البحيري" تصريح كرد: مخالفت آشكار "بركه" با حجاب با اين جمله در كتابش مشخص مي شود كه مي گويد: "هيچ كتاب ديني به صورت واحد به مسئله حجاب نپرداخته است و حجاب بايد به اختيار بانوان باشد."وي افزود: "بركه" با تفسير و درك نادرست از قرآن، حجاب را مخصوص زنان پيامبر (ص) دانسته و با اين ديدگاه، هدف ديني حجاب را ناديده مي گيرد و به حجاب تنها به عنوان يك توصيه اجتماعي و نه يك قانون كه فرد در رعايت آن مختار است مي نگرد."اقبال بركه" مدعي است كه حجاب براي آشكار شدن تفاوت بين زنان برده و آزاده واجب شده است و اين در حالي است كه اين مسئله با آيه قرآني « وليضربن بخمرهن علي جيوبهن » مخالفت آشكار دارد.7
منابع :
1. خبرگزاري ايكنا، 9/8/85، (31/10/2006)
2. خبرگزاري ايلنا، 12/8/85، (3/11/2006)
3. روزنامه كيهان، 13/8/85 ، (4/11/2006)
4. روزنامه قدس ، 13/8/85، (4/11/2006)
5. خبرگزاري ايكنا، 14/8/85، (5/11/2006)
6. خبرگزاري شبستان ، 15/8/85 ، (6/11/2006)
7. خبرگزاري ايكنا، 19/8/85 ، (10/11/2006)

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:53 PM
واکنش های ستیزه جویانه غرب در مقابل مظاهر اسلام 3
چنانکه گفته شد غرب از بیم گسترش تفکر اسلامی و گفتمان های دینی در میان کشور های غربی اقداماتی همچون مبارزه با مظاهر اسلامی چون حجاب زنان مسلمان را بر مبنای دکترین "اقدام پیش دستانه " تدوین کرده است.
در شماره های پیشین به نمونه هایی از این حرکت هماهنگ اشاره شد هم اکنون نمونه های دیگری از آنچه در کشورهای غربی در جریان است را ذکر می کنیم.

 هلند به سوي ممنوعيت كامل پوشش زنان پيش مي رود
احتمالاً اولين كشور اروپايي كه اقدام به ممنوعيت پوشيدن مقنعه و برقع توسط زنان، كرد، كشور هلند است.
به نقل از روزنامه گاردين "ائتلاف راست" شب گذشته اعلام كرد: به دنبال راهي براي ممنوعيت پوشش مقنعه مسلمانان است.
زمينه هاي ممنوعيت حجاب در اين كشور، در شرايطي فراهم شد كه دسامبر گذشته پارلمان به ممنوعيت پوشش صورت زنان، رأي مثبت داد.
"ريتا وردانك" وزير مهاجرت به اين مساله اشاره كرد كه دولت اكنون به سوي ممنوعيت كامل پيش مي رود اگر چه اين اقدام برخلاف قوانين آزادي مذهب در هلند باشد.1

 بلژيك هم حجاب را در مدارس ممنوع كرد
يك مدرسه بلژيكي مانع ورود دختران دانش آموز مسلمان محجبه به داخل مدرسه شد و از آنها خواست يا حجاب را از سر برداشته و يا به خانه هاي خود بازگردند. مدارس شهر انتورب بلژيك در يك اقدام هماهنگ و نژاد پرستانه مانع ورود تمامي دختران محجبه به داخل مدرسه شدند.
براساس اطلاعات رسيده اين اقدام مدارس بلژيك بدون اعلام قبلي صورت گرفته و دختران دانش آموز در پي اين اقدام در مقابل مدارس خود تحصن كرده و از طريق موبايل اولياي خود را در جريان اين مساله قرار دادند.
منابع غربي در اين رابطه خبر دادند؛ در حاليكه مسئولين اقليت مسلمان بلژيك اين اقدام را به شدت محكوم كردند برخي از فعالان عرب تبار حقوق زنان ادعا كردند كه حجاب دختران را از كار و تحصيل باز داشته و مانع دستيابي آنها به حقوق متعالي خويش مي شود.
اشاره مي شود مسئولين رسمي بلژيك حاضر به موضع گيري در اين رابطه نشده و اعلام كردند مسئوليت اداره مدارس بر عهده مديران است و دولت حق دخالت در چنين مسايلي را ندارد.2

 اسقف اعظم انگلستان بر "كشف حجاب" در اين كشور تاكيد كرد
اسقف اعظم انگلستان در گفت و گو با "ديلي ميل" بر كشف حجاب زنان مسلمان در اين كشور تاكيد كرد.
به نقل از استاندارد ايونينگ "جان نستامو" اسقف اعظم انگلستان ضمن اهانت به زنان مسلمان، از آنان خواست تا از حجاب اسلامي خود صرفنظر كنند.
"نستامو" گفت: زنان مسلمان با داشتن حجاب مورد بي توجهي مردم جامعه قرار خواهند گرفت و اين امر موجب رنجش خاطر آنان خواهد شد.
اين اسقف اوگاندايي تبار ضمن تاييد اظهارات اخير "جك استراو" وزير امور خارجه سابق انگلستان افزود: زنان مسلمان بايد در اماكن عمومي و هنگام صحبت كردن برقع خود را بردارند.3

 ورود دانشجويان محجبه به يك دانشگاه جمهوري آذربايجان ممنوع شد
مسئولان دانشگاه دولتي شهر "سومقايت" واقع در 38 كيلومتري شمال شهر "باكو" ورود دانشجويان محجبه به اين دانشگاه را ممنوع كردند. تشكل "دفاع از آزادي اعتقاد ديني جمهوري آذربايجان" اعلام كرد: " نادر قهرمانف " رئيس اين دانشگاه؛ دستور جلوگيري از حضور دانشجويان محجبه در كلاسهاي درس را صادر كرده است.
براساس اين گزارش گروهي از اعضاي تشكل مذكور براي بررسي اين مسأله به "سومقايت" اعزام شدند.
گروه نگهباني اين دانشگاه به گروه اعزامي اعلام كردند؛ رئيس دانشگاه به آنها دستور اكيد داده كه از ورود دانشجويان محجبه به كلاسهاي درس جلوگيري كنند. طبق اين گزارش مسئولان دانشگاه "سومقايت" جمهوري آذربايجان از دانشجويان محجبه خواستند بدون حجاب در دانشگاه حاضر شوند.4
 اعتراض واتيكان به پوشيدن نقاب توسط زنان مسلمان در اروپا
مسئول بلند پايه واتيكان از پوشيدن نقاب توسط زنان مسلمان مهاجر در اروپا ابراز نگراني كرد.
وي گفت : "پاپ فردريك" رهبر كاتوليك هاي جهان خواستار پايه ريزي قانوني براي تركيب و ادغام مهاجران و پناهندگان در جوامع اروپايي شده است.
"مارتينو" افزود: مهاجران بايد به سنت، فرهنگ و دين كشورهاي مقصد احترام بگذارند و از قوانيني كه آن ها را از پوشيدن حجاب و مقنعه منع مي كند، پيروي كنند.
وي گفت: پيامد بعضي از سنت هاي ديني مسلمانان خوشايند نبوده و با فرهنگ جامعه اي كه در آن زندگي مي كنند، همسويي ندارد.5

 وزير مهاجرت هلند حجاب را ممنوع كرد
علي رغم عدم وجود قانون ممنوعيت حجاب در هلند، وزير مهاجرت اين كشور پوشش حجاب را ممنوع اعلام كرد.
به نقل از روزنامه عربستاني "الوطن" ، "ريتا ويردونك" وزير مهاجرت هلند، با حضور در پارلمان هلند گفت : با اينكه هيچ قانوني مبني بر ممنوعيت حجاب وجود ندارد، ولي درصدد وضع قانون ممنوعيت حجاب و تعيين جريمه براي عدم مجريان آن در اين كشور هستيم.
وزير مهاجرت هلند در ادامه تصريح كرد: پوشش حجاب در هلند موجب سوء تفاهم و بروز مشكلاتي در آموزش مي شود و به همين دليل درصدد وضع قانون منع حجاب برآمديم.
وي گفت : بانوان محجبه در هلند با مشكلاتي نظير برقراري ارتباط با شهروندان هلندي و همچنين پذيرش در جامعه مواجه خواهند شد.
يادآوري مي شود در روزهاي گذشته بحران حجاب دامنگير بسياري از كشورهاي اروپايي و حتي كشورهاي اسلامي شده است.6
 افزايش نگراني دولت هاي غربي از پيشرفت زنان مسلمان جهان
دولت هاي غربي از پيشرفت زنان مسلمان در تمام نقاط جهان ابراز نگراني كرده و درصدد چاره جويي برآمدند.
به نقل از خبرگزاري رويتر پيشرفت زنان مسلمان در تمام نقاط جهان به ويژه آمريكا و انگليس دولت هاي غربي را به حدي نگران كرده كه آنان به فكر چاره جويي افتاده اند.
بنابراين گزارش، زنان مسلمان در موقعيت هاي سياسي، تجاري، تحصيلي و فرهنگي به موقعيت هاي بالايي در جامعه خود رسيده اند و اين روند همچنان رو به پيشرفت است.
در همين راستا 120 انديشمند از زنان مسلمان در همايش نيويورك به بحث و بررسي درباره عملكرد زنان در كشورهاي مختلف پرداختند.7

 اظهارنظر منصفانه رئيس جمهور آلمان درباره حجاب
"هورست كوهلر" رئيس جمهور آلمان مخالفت خود را با اين نظريه كه حجاب عاملي براي عدم هماهنگي و انطباق گروه هاي مختلف در جامعه آلمان است، اعلام كرد.
به نقل از هفته نامه زمان تركيه، "كوهلر" رئيس جمهور آلمان در مصاحبه با روزنامه "رندزشوا"
(Rands Chan) فرانكفورت با بيان اين مطلب گفت : زنان مسلمان به عنوان سرمايه هاي واقعي براي كشور آلمان هستند.
وي با اشاره به برپايي جلسه اي با حضور زنان مسلمان "دويسبورگ" گفت : بسياري از اين زنان محجبه داراي تحصيلات عاليه بوده و به عنوان سرمايه اي براي كشور آلمان محسوب مي شوند، به همين دليل ما به آنها نيازمنديم.
"كوهلر" ادامه داد: بسياري از زنان مسلمان، همت بلندي براي دستيابي به موقعيت هاي عالي در جامعه آلمان دارند.
وي تاكيد كرد: هر كسي كه قصد زندگي پايدار و هميشگي در جامعه آلمان را دارد، كافي است تا خودش را متعلق به اين كشور بداند.8

 انتقاد نيوزويك از ممنوعيت حجاب در كشورهاي غربي
هفته نامه نيوزويك امريكا در شماره اخير خود از ممنوعيت حجاب در كشورهاي غربي انتقاد كرده و ان را نامناسب دانست.
به نقل از هفته نامه زمان تركيه، هفته نامه نيوزويك شماره اخير خود را به مقوله حجاب و ممنوعيت آن در كشورهاي اروپايي اختصاص داد و نوشت : ممنوعيت حجاب در كشورهاي غربي كه ادعاي وجود آزادي هاي فردي را دارند، قابل قبول نيست.
در ادامه اين مقاله آمده است بسياري از كشورهايي اروپايي از جمله تركيه در كشمكش با موضوع حجاب و ممنوعيت يا عدم ممنوعيت آن هستند.9

 غيرقابل قبول دانستن حجاب توسط وزير امور ديني تونس!
ممنوعيت حجاب در خيابان هاي تونس سخنان غيرمنتظره وزير امور ديني اين كشور را به دنبال داشت.
به گزارش العربيه وزير امور ديني تونس «ابوبكر الاخزوري» در مصاحبه با روزنامه تونسي "الصباح" در مورد پديده حجاب، آن را پديده اي غيرقابل قبول و منسوخ دانست.
وي گفت: اگر ما مي گوييم حجاب غيرقابل قبول است، اين سخن را براساس منابع موثقي ارائه مي دهيم.
"الاخزوري" در هجوم به حجاب افزود: حجاب پديده اي بيگانه و پوششي طايفه اي و سنتي است.
وزير امور ديني تونس در سخنان غيرمنتظره خود تاكيد كرد: هر گونه پوشش طايفه اي، داشتن حجاب و ريش بلند را به دليل گرايش به جماعتي خاص رد مي كنيم.
وي ضمن اينكه حكومت تونس را حكومتي مدرن عنوان كرد، افزود: مردم تونس با ديدي باز به امور مي نگرند.
"ابوبكر الاخزوري" در اين باره گفت: فتواهاي ما فتواهايي است كه براساس خواسته هايي مشخص صادر مي شود و جا دارد اين احكام صادره با احكام اصلي اسلامي مطابقت داده شود.
وي در ادامه خاطرنشان كرد : نيروهاي امنيتي تونس حق دارند ماده 108 قانون سال 1981 را مبني بر ممنوعيت حجاب در مدارس و كليه مؤسسات عمومي اجرا كنند. 10

منابع :
1. خبرگزاري فارس، 20/8/85 ، (11/11/2006)
2. خبرگزاري ايرنا، 24/8/85 ، (15/11/2006)
3. خبرگزاري شبستان ، 24/8/85 ، (15/11/2006)
4. پايگاه اطلاع رساني شوراي فرهنگي اجتماعي زنان 25/8/85 ، (10/11/2006)
5. خبرگزاري ايكنا ، 26/8/85، (17/11/2006)
6. خبرگزاري ايكنا ، 28/8/85، (19/11/2006)
7. خبرگزاري ايكنا، 28/8/85، (19/11/2006)
8. خبرگزاري ايكنا، 30/8/85، (21/11/2006)
9. خبرگزاري ايكنا، 30/8/85، (21/11/2006)
10. خبرگزاري قرآني ايران

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:54 PM
زنان مسلمان، توسعه، اشتغال، فقروچالشهاي پيش‌رو

نويسنده : لیلا سادات زعفرانچی

مسألة توسعه با دامنه و ابعاد وسيع، سالهاست كه كشورهاي جهاني را به ورطه‌هاي متفاوت كشانده است. در همين ارتباط تعيين الگوي توسعه, مسأله مشاركت و نحوة حضور زنان به نتايج بحث برانگيزي در نظام جهاني منتهي مي‌شود. در نظريات جديد توسعه برپايه محوريت دانش ضرورت يك نگرش متعادل در تعيين جايگاه دو جنس كاملاً ضروري است. آثار برنامه‌ريزيها و تحولات ناشي از آن درخصوص زنان از آنجايي كه بعنوان دريافت كنندگان مواهب توسعه و خدمت رسانان به گسترش توسعه محسوب مي‌شوند درخور توجه است.

رشد اقتصادي بدون رشد اجتماعي مي‌تواند به بحران منجر شود و رشد فرهنگي بدون پشتوانه اقتصادي متوقف خواهد شد. لذا براي دستيابي به توسعه پايدار بايد نسبت بين ابعاد مختلف توسعه حفظ گردد.

امروزه با توجه به هدف اصلي در به حداكثر رساندن رفاه انساني سياستهاي نظام سرمايه‌داري، بوسيلة تحريك جمعي و ارضاء طبقاتي موجب ايجاد ناهنجاري عظيمي در توازن اجتماعي جهان گرديده و ارضاء تمايلات بشر بدليل كمبود منابع، همواره محدود باقي‌مانده است. شمار كساني كه در گروه «فقر مطلق» قرار دارند و بيشتر آنها ساكن كشورهاي كمتر توسعه يافته هستند در آخرين دهة اين هزاره تقريباً به ميزاني برابر با رشد جمعيت جهان افزايش خواهد يافت. امّا سطح بيكاري واشتغال ناقص، عدم‌امنيت و آسيب‌پذيري اقتصادي، حتّي در بعضي از ثروتمندترين كشورهاي كرة زمين همچنان بالا است. نشانه‌‌هاي شگفت‌آوري از رشد نابرابريهاي درآمد و ثروت در بسياري از كشورهاي فقير و غني در دست است. اين روند، احساس محروميت اقتصادي و نارسايي اجتماعي را وخيم‌تر مي‌كند.

نصب تجهيزات آب آشاميدني و وسايل بهداشتي براي همه افراد جهان، بعلاوه هزينه هاي متفرقه ساليانه بالغ بر 9 ميليار دلار است، در حاليكه ساليانه مبلغ 11 ميليار دلار صرف خريد بستني در اروپا مي شود!

خدمات بهداشت مواليد همه زنان در سالغ بر 12 ميليار دلار است، كه موازي با آن در سال 12 ميليار دلار عطريات در اورپا وامريكا مصرف مي شود.

هزينه مراقبتهاي اوليه بهداشتي و تغذيه در جهان بالغ بر 13 ميليارد دلار است. در حاليكه در سال 17 ميليار دلار صرف مواد غذايي در اروپا و امريكا 35 ميليار دلار صرف تفريح و سرگرمي در ژاپن، 50 مليار دلار صرف سيگار و 105 ميليار دلار صرف مشروبات، و 400 ميليار دلار صرف مواد مخدر در اروپا مي شود.

سالانه 780 ميليار دلار صرف هزينه هاي نظامي جهان مي شود.[1]

روند حاكم بر جهان كه شمايي از آن براساس آمارهاي سازمان ملل متحد طرح گرديد در ذات خود به دليل پذيرش جامعة طبقاتي، اصل قراردادن سرمايه و رشد دائم التزايد آن، محروميت هاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي را امري عادي تلقي مي نمايد. لذا احقاق حقوق فردي اقشار مختلف مانند كسب درآمد، سلامت و بهداشت و سواد آموزي و..... براساس شاخص توسعة جنسيتي(GDI) زيرمجموعه اي از جريان رشد سرمايه بوده و تابع معادلات اقتصادي جهان مي باشد. به همين جهت توسعة مصرف و ترغيب جوامع به تنوع و توليد نيازهاي از پيش طراحي شده براي حمايت از تداوم چرخهاي توليد صاحبان ثروت و قدرت است، از اين رو هزينه هاي صرف شده براي احتياجات اوليه جهت ادامة زندگي انسانها قابل مقايسه با ميزان مصرف توليدات غير ضروري(لوازم آرايش، تنوع غذايي و........) در كشورهاي سرمايه دار نيست.

نتايجي از اين دست موجب ايجاد فقر اقتصادي و عدم استفاده عادلانه منابع در جهان امروز خواهد گشت و سهم تاثير آن بر جامعه زنان در كشورها وسعت بيشتري به جهت عدم حضور اين قشر در تصميم گيريهاي اقتصادي در جهان دارد.

به همان اندازه كه ناديده گرفتن مشكلات و نيازهاي اوليه و ابتدايي بانوان در تاريخ اجتماعي ـ سياسي كشور ها بشمار مي‌رود، عدم دقت نظر به توانائيهاي بالقوة زنان و مقرر نمودن مقصدي مشابه به عنوان آرمان واحدي براي هر دو جنس منطقي نبوده و قابل دستيابي نيست. براساس تعاليم الهي اسلام مدينه فاضله و آرماني جامعة زنان مسلمان در سايه به اوج رسيدن كمالات و انسانيت در كل جامعه بشري محقق خواهد شد. اگر ابزارهاي توسعه درصدد هموار نمودن مسير جهت برقراري شاخص‌هاي برابري در فرآيند مشاركت‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي زنان و مردان ‌باشند، نه برابري و نه تبعيض جايگاه حقيقي زنان و مردان را مشخص نمي‌كند.

طرح ورود زنان در كشورهاي اسلامي به بحث كار بازاري همراه كاهش وجاهت كار خانگي زنان و معرفي نمودن اصلي‌ترين مشكل تحت عنوان تسلط مرد سالاري تعقيب گرديد،غافل از اينكه كشورهاي در حال توسعه تنها از نابرابري جنسي بين زن و مرد رنج نبرده و بحث مشكل فقر و عدم دسترسي به منابع در اينگونه كشورها فراتر از ابعاد جنسي و زيربنايي است. اگر چه بصورت منطقي با تغيير و تحولات توسعه و بدنبال پيگيري آن از سوي كشورهاي جنوب با توجه به نسخه اصلي غرب و به هم خوردن توازن اجتماعي و اقتصادي به‌دنبال آمده، وضع زنان در اين ميان اسفناك‌تر بود ليكن مشكل پيش آمده را بجاي حل فرهنگ بومي كشورها در اقتصاد توسعه جهاني بايد در اعتدال نسخه‌هاي توسعه يافتگي كشورها همنوا با فرهنگ و ويژگيهاي خاص آن جويا شد. توسعه يافتگي كشورهاي پيشرفته زماني آغاز شد كه دامنة رقابت اقتصادي ملت‌ها محدود، منابع مورد نياز فراوان و سهل‌الوصول و در نتيجه طي مراحل پيشرفت براي كشورها آسانتر مي‌نمود. با شكاف موجود بين كشورهاي غني و فقير و ناهموار شدن طي مراحل توسعه انتظار فاصله وسيع بين دو جنس نامعقول بنظر نمي‌رسد چرا كه همواره زنان آسيب‌پذيرترين اقشار جامعه محسوب مي‌گردند و لذا ريشه نابرابري را بايد در ساختار غيرمنصفانه توسعه در جهان جستجو نمود.

اصل مزيت نسبي و يافتن سرفصل‌هايي از حضور اجتماعي، اقتصادي و سياسي كه با گرايشات و خواستگاههاي زنان مطابقت داشته و از طرف ديگر بهره‌وري و حضور زنان نيز در اينگونه جايگاهها، مفيد، مؤثر و متكامل باشد، مقدمه اصلي بحث توسعه بشمار مي‌رود. اصل فوق ، در پيچ و خم توسعه از منظر اقتصاد غربي به كرّات فراموش مي‌گردد. استفاده از نيروي عظيم انساني زنان و اينكه آنان نيمي از جمعيت را تشكيل مي‌دهند و بايد در مراحل پيشرفت از آنان مدد جست بارها و بارها توسط مناديان توسعه طرح و گوشزد مي‌گردد حال آنكه هيچگاه پاسخ روشن و مستدلي در تعيين جايگاه زنان در مراحل توسعه با توجه به ويژگيهاي خاص اين قشر ارائه نمي‌شود. اگر در ايجاد تفاوت در نقش‌هاي زنان و مردان در طول تاريخ همواره متهم رديف اوّل ظلم تاريخي به زنان، مردسالاري، حاكميت فرهنگ سنتي و... مطرح مي‌گردد، آن روي سكه همواره مورد غفلت قرار مي‌گيرد كه شايد بعضي تفاوت‌ها مستقيماً به انتخاب، اختيار و باور زنان بستگي دارد و بايد به اينگونه انتخاب‌ها ارج نهاد، تفاوت‌ها را پذيرفت و با توجه به اين تفاوت‌ها جهت حضور زنان در امراشتغال برنامه‌ريزي نمود.

از مهمترين مسائلي كه مي‌تواند تحليل‌هاي مبتني برآمار خصوصاً تحليل‌هاي مربوط به تعيين وضعيت را مشخص كند ،شاخص‌هاي معرفي شده در تعيين جايگاه زنان در كشورهاي جهان است. اگرچه شاخص‌هاي معرفي شده در نظام بين‌الملل هر يك به بُعدي از ابعاد توسعه از لحاظ جنسيت نظر دارند ليكن معيار مشخصي در بومي‌سازي شاخص‌هاي توسعه در نظر گرفته نشده است. از جانب ديگر به دليل كمرنگ‌شدن محوريت خانواده در كشورهاي به ظاهر توسعه يافته در معرفي عوامل توسعه كمتر به نقش و ساختار خانواده بعنوان نهادي مطرح در روند توسعه توجه شده است، لذا معيارهاي توسعه به شاخص‌هاي مبتني برتحكيم خانواده نظير: آمار طلاق، جرم و فساد، نرخ ازدواج و تشكيل خانواده نظر ندارند.

از آنجا كه رشد اقتصادي و جهاني شدن در ابعاد اقتصادي مبتني بر بازار آزاد و گسترش بازارهاي فراملي است، به تعبير ترنر[2]، مستلزم وجود جامعه‌اي بدون خانواده و در نهايت بدون فرزند است كه اين خود نسبي شدن روابط خانوادگي و جنسي را مي‌طلبد. خانواده بعنوان يك نهاد اجتماعي در فرآيند جهاني شدن دچار تناقضات روزافزون مي‌شود. از يك سو ضرورت مشاركت اقتصادي زنان و در سوي ديگر تمايلات مادر بودن و بچه‌دار شدن قرار دارد كه اين دو در تعارض با يكديگر قرار ‌گرفته‌اند. صميميت و رابطه عاطفي تنگاتنگ ميان فرزندان و والدين در شرايط اشتغال والدين به راحتي ايجاد نمي‌شود. اين كمبودها تنش‌هايي را در فضاي خانواده ايجاد مي‌كند كه افزايش بيش از پيش طلاق و خشونت‌هاي خانگي از جمله پيامدهاي آن است.

ليكن امروزه باز هم اهميت خانواده در ايجاد رفاه و آسايش براي اعضاي خود و فراهم نمودن چشم‌انداز روشن براي فرزندان، به قدرت خود باقي است و هم چنان دغدغه اصلي زنان جهت تقابل ميان شغل و وظايف خانوادگي در كشورهاي به اصطلاح توسعه‌يافته ديده مي‌شود. امروزه زنان ناگزير هستند دست به انتخاب بزنند، امّا فرهنگي وجود ندارد كه به آنان بگويد چه بكنند. تلاش‌هايي نيز كه زنان جهت آشتي دادن موقعيت شغلي خود با مسائل مربوط به خانواده انجام مي‌دهند، عمليات بسيار دشواري است كه اغلب باعث فشارهاي روحي مي‌گردد.

نظام جمهوري اسلام ايران با توجه به اصل توازن و اعتدال جنسيتي و با در نظر گرفتن ويژگيهاي كتمان‌ناپذير هر يك از دو جنس در پي ارائه جايگاه ويژه و متناسب با شايستگي ويژة زنان در عرصه فعاليت‌هاي اقتصادي است. و با توجه به رويكرد حاضر توانمندسازي زنان به اين معنا است كه بتوان از حضور بهينه، مؤثر و مفيد زنان با در نظر گرفتن مزيت‌هاي ويژه و مطابق با شرايط جنسي آنان در صحنه‌هاي توسعه بهره‌مند شد.

يكي از موضوعاتي كه در سند چشم‌انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 هجري شمسي مورد توجه و تأكيد قرار گرفته، برخورداري از دانش پيشرفته، توانايي در توليد علم و فناوري با اتكاء برسهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي در توليد ملّي است.

. در سياستهاي كلي برنامه چهارم توسعه به موضوع ايجاد اشتغال مولد و كاهش نرخ بيكاري و تلاش براي دستيابي به اقتصاد متنوع و متكي برمنابع دانش و آگاهي، سرمايه انساني و فناوري نوين توجه شده است. در سند چشم‌انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 هجري شمسي و سياستهاي كلي برنامه چهارم، دو بند بسيار جامع در ارتباط با مسائل زنان مبني برتقويت نهاد خانواده، افزايش مشاركت بانوان و... به‌چشم مي‌خورد.
اولين بند از ماده 111 برنامه چهارم توسعه به بحث اشتغال بانوان اختصاص يافته است. با توجه به رشد دانش‌آموختگان زن، افزايش تعداد دانشجويان دختر، نرخ رشد جمعيت فعال اقتصادي كشور، دولت در برنامه چهارم توسعه موظف شده است تا زمينه را جهت رشد اشتغال زنان به‌نحوي كه سبب پايين آمدن نرخ بيكاري كل كشور شود، فراهم نمايد.

قابل توجه است، سهم عرضه جديد نيروي كار زنان در كل عرضه جديد نيروي كار در دوره 79-1375 حدود 2/20 درصد بوده است. بنابراين، سهم زنان در عرضه جديد نيروي كار در برنامه چهارم توسعه افزايش خواهد يافت. در برنامه چهارم توسعه پيش‌بيني شده است نرخ بيكاري در سطح كل بازار كار به 4/8 درصد كاهش يابد.

درصد زنان داراي تحصيلات عالي از كل جمعيت داراي تحصيلات عالي از 36 درصد در سال 1375 به 7/39 درصد در سال 1379 افزايش يافته و نهايتاً در سال 1383 به حدود 5/43 درصد رسيده است.

لذا انتظار مي‌رود سهم زنان داراي تحصيلات عالي از كل جمعيت داراي تحصيلات عالي در سالهاي آتي نيز همچنان افزايش يابد و در پايان برنامه چهارم توسعه به حدود 6/45 درصد برسد. بنابراين، در برنامه چهارم توسعه، زنان نقش بيشتر و مهمتري در تأمين نيروي انساني متخصص خواهند داشت. بدنبال آن جمعيت فعال كشور نيز در برنامه چهارم تحول اساسي خواهد داشت و سهم جمعيت فعال داراي تحصيلات عالي از كل جمعيت فعال كشور از حدود 9/8 درصد در سال 1375 به حدود 10 درصد در سال 1379 افزايش يافته و سپس به 7/11 درصد در سال 1383 رسيده است و پيش‌بيني مي‌شود به 2/14 درصد در پايان برنامه چهارم توسعه افزايش خواهد يافت.

بنابراين، عرضه نيروي كار كشور در برنامه چهارم توسعه دستخوش تغييرات اساسي خواهد شد و سهم نيروي كار داراي تحصيلات عالي (به ويژه در مورد زنان) افزايش قابل توجهي خواهد داشت كه اين مسئله بيانگر ضرورت ايجاد فرصتهاي شغلي بيشتر و متناسب با تخصص آنها در آينده است.

با تصويب قانون بخش اقتصاد تعاوني و تشكيل‹وزارت تعاون› در سال 70، گامي در جهت تحقق عدالت اجتماعي از راه فراهم آوردن زمينه هاي اشتغال، افزايش درآمد و…. برداشته شد.

ارزيابي ميزان تحقق اين هدف با تفكيك تعاونيها در ميان سه وزاتخانه كشاورزي، جهاد سازندگي و تعاون، كاربسيار دشواري است ولي بهرحال وزات تعاون در طي سه سال گذشته، رهبردهايي را بمنظور ايجاد اشتغال براي زنان جوياي كار اتخاذ كرده است. در اين راهبرد، وزارت تعاون از رهيافت‹خانواده گرا› استفاده كرده است، بطوريكه زنان و مردان از يك خانواده مي توانند در يك تعاوني عضويت يابند و در صورتي كه بيش از 50 درصد اعضاء يا شاغلين را زنان تشكيل دهند، ‹تعاونيهاي زنان› ناميده مي شوند.

در قانون كار جمهوري اسلامي ايران سعي براين بوده است كه با توجه به منزلتي كه اسلام براي زنان قائل است، مقررات به نحوي تدوين گردد كه زنان علاوه براشتغال در مشاغل گوناگون قادر باشند به وظايف خطير خود در خانواده عمل كنند و در ضمن خصوصيات روحي و جسمي زنان نيز مدنظر قرار گرفته است.

در چهارچوب اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بر مبناي اصل عدالت اجتماعي همه مردم فارغ از ويژگيهاي جنس،سن، نژاد و زبان و غيره از هر قوم و قبيله اي كه باشند در تمامي جنبه هاي زندگي داراي حقوق مساوي شناخته شده اند.

در مقدمه قانون اساسي با نگاهي ويژه به خانواده از آن به عنوان واحد بنيادين جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان و زمينه ساز حركت تكاملي و رشد يابنده انسان يادشده و فراهم نمودن امكانات لازم جهت نيل به اين هدف از وظايف حكومت اسلامي برشمرده شده است.

نكته حائز اهميت در موازين نظام جمهوري اسلامي ايران در بحث اشتغال زنان، احتساب زنان خانه دار به عنوان افرادي مولد، كارا و فعال است.

در ايران امروز، زنان همچنان به نقش هاي همسري و مادري خود وفادارند بطوريكه براي هماهنگي مسئوليتهاي خانوادگي و افزايش مدت زماني كه بايد با همسر و فرزندانشان بگذارنند، يا شغلهايشان را تغيير داده اند و به مشاغلي وارد شده اند كه منعطف تر است و يا ارتقاي شغلي را ناديده گرفته و ساعات كار خود را محدود ساخته اند. در همين راستا به منظور تقويت و تحكم بنيان خانواده و با توجه به مشكلات زنان شاغل و متأهل موضوع تقليل ساعات كاري بانوان شاغل در دستگاههاي دولتي در دستور كار هيئت دولت قرارگرفت و مركز امور زنان و خانواده نيز اقدام به تهيه و تدوين لايحه پيشنهادي در اين خصوص نموده است كه انتظار مي رود با تصويب نهايي طرح و اجراي آن بخشي از نگرانيهاي ناشي از پيامدهاي كار خارج منزل بانوان شاغل مرتفع گردد.

توصيه و پيشنهادها:

1- نقش زنان مسلمان در ايجاد و انتقال فرهنگ عمومي اقتصاد بسيار با اهميت است. هدايت مازاد مصرف به پس انداز مولد و سوق دادن آن به مبادي سرمايه گذاري در كشور هاي اسلامي از اهم فعاليت بانوان در مباحث اقتصادي است.سازمانهاي بين المللي از موفق ترين پروژه‌هادر تجهيز پس انداز زنان و حضور ايشان در بازارهاي مالي از سه پروژه بانك (گرامين) در بنگلادش,طرح (سواد) در هند و پروژه (اختيار) در مالزي نام مي برند. (20)

2- حمايت از توليدات كشورهاي اسلامي در افزايش اشتغال و ارزشي نمودن مصرف كالاهاي خودي به عنوان يكي از زير مجموعه هاي سرمايه اجتماعي بايد به عنوان يك مهم مد نظر زنان مسلمان قرار گيرد.

3- زنان بر اساس توانايي خاص به اشتغال در حوزه هاي ويژه تمايل بيشتري دارند. علت حضور ايشان در اين مشاغل، ويژگي جسماني ، ارضاي روحي و در نهايت احساس اعتماد به نفس و كارايي بيشتر در حوزه‌هاي مربوطه است. آمار و ارقام هماهنگ در اين باره نشان مي‌دهد كه ايجاد زمينه‌هاي اجتماعي و ترغيب به انجام مشاغل مختلف توسط زنان و شعارهاي برابري در كشورهاي پيشرفته كه ادعا دارند نقشهاي كليشه‌اي را ديرزماني است حل كرده‌اند، نتوانسته مانع حضور جدي‌تر بانوان در فعاليتهايي شود كه با روحيات ايشان سازگارتر است. نرخ آموزش زنان كه در انتخاب شغلي ايشان مؤثر است به گونه‌اي معنادار در برخي رشته‌ها بالاتر بوده و حتي در مقايسه با مردان بيشتر است. بنابراين ايجاد و تعريف فرصتهاي شغلي با توجه به مطالعات جنسيتي كه بتواند خواست زنان مسلمان را در كشورهاي اسلامي پاسخگو باشد از اهميت فراواني برخوردار است.

4- زمينه‌سازي جهت ايجاد فرهنگ تحصيل و فراگيري دانش به عنوان محوري‌ترين نياز هر انسان اعم از زن و مرد در كشورهاي اسلامي بايد توسط دولتمردان و نهادهاي اجرايي در اولويت برنامه‌هاي توسعه قرار گيرد. دراين راستا بايد از اهرمهاي حمايتي بگونه‌اي استفاده كرد تا بتوان برخي از باورها وآداب و رسوم جاهلانه را كه به عنوان مانع در مقابل ارتقاء آموزش زنان عمل مي‌نمايند ازميان برداشت.

5- با وجود اينكه زنان متأهل با نقش خود به عنوان عنصر مولد و ياري دهنده اقتصاد خانواده مي‌توانند مؤثر واقع شوند، بيشتر آنها نگران پيامدهاي كار خارج از خانه كه مي‌تواند بر خوشبختي و رفاه خانواده ايشان مؤثر باشد، هستند. انعطاف قوانين اشتغال در كشورهاي اسلامي از قبيل: ايجاد شغل هاي نيمه وقت، انعطاف در كاهش ساعات كار و تأكيد بر بهره وري و كارايي علي‌رغم عدم حضور در محل كار، ايجاد و تعريف مشاغلي كه بانوان بتوانند در كنار مسئوليت خانواده در محيط منازل به انجام آن مبادرت ورزند، همه از سرفصلهايي است كه با دقت و برنامه‌ريزي مي‌توان از حضور اقتصادي زنان همراه با تامين امنيت رواني ايشان در ايفاي نقش مادري و همسري بهره جست.

6- از مهمترين ويژگيهاي كشورهاي اسلامي دربحث فرهنگ حاكميت ارزشهاي الهي بر كليه شئون جوامع به خصوص بانوان مسلمان است. . در اين ميان نقش بانوان كشورهاي مسلمان در احياء و حفظ ارزشهاي ديني بعنوان روايت كنندگان يك هويت اسلامي بسيار شگفت‌انگيز است. زنان مسلمان در سراسر جهان با پيوستن به اين هويت مشترك جهاني در حقيقت «فرهنگ اسلام» را در ساختار بين‌المللي تعريف كرده‌اند.

7- با توجه به ساختارهاي اقتصادي ممالك اسلامي بويژه كشورهاي خليج‌فارس و صادرات تك محصولي نفت حضور اقتصادي زنان نه به عنوان مصرف‌كنندگان كالاهاي وارداتي بلكه در امر توليد و ايجاد ارزش افزوده در جلوگيري از بحران تخريب منابع تجديد نشدني حائز اهميت است. رويكرد ارتقاء صادرات غيرنفتي با تكيه بر توانمندي اقتصادي بانوان مسلمان درافزايش صادرات غيرنفتي محوريت مي‌يابد.

8- بازنگري در ساختار سازمان كنفرانس اسلامي به عنوان محوري‌ترين نهاد بين‌الملللي هماهنگ كننده كشورهاي اسلامي و ايجاد بخشي مستقل در رابطه با مسايل مربوط به زنان كه داراي زيربخشهاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي- اجتماعي و ... است، ضروري مي‌نمايد.

9- اگرچه نبايد از نقش حياتي بانوان در ايجاد فرصت‌هاي شغلي بيشتر براي ايشان در زمينه توسعه اقتصادي كشورهاي مسلمان غافل ماند، ليكن در بسياري از حوزه‌هاي اجتماعي صرف تساوي بين دو جنس راه‌حل نهايي نبوده و معضلات را بگونه‌اي بحراني پيچيده مي‌نمايد. اگرچه معاهدات بين‌المللي سعي در برطرف نمودن خلأهاي قانوني جهت مشاركت زنان در فعاليت‌هاي اقتصادي دارند، ليكن مشكلات ساختاري كشورهاي در حال توسعه بدليل فقدان سرمايه‌هاي لازم، غارت منابع و نابرابريهاي جهاني‌شدن اقتصاد وعدم زمينة مناسب فرهنگي در پذيرش بهبود منزلت بانوان، وسيع‌تر از مشكل عدم فعاليت اقتصادي زنان در اينگونه كشورها است.

10- ايجاد تشكلهاي غيردولتي و حمايت دولتهاي اسلامي از مديران و مجريان زن در اين راستا امري خطير به حساب مي‌آيد. برنامه‌هاي توسعه‌اي منطقه‌اي در كشورهاي مسلمان بايد با درايت خاص درخصوص بانوان و تأكيد بر سرفصل مهم عدالت زمينه‌اي جهت حضور و بروز استعدادهاي بالقوة زنان مسلمان را مهيا ‌سازد.

11-امروزه در سيستم استعماري اقتصاد خانواده قرباني فرد زن و در نهايت هويت زنان نيز قرباني منافع بنگاههاي اقتصادي و سودآوري شركت‌هاي چند مليتي گشته است. شايان ذكر است كه زنان مسلمان در فرآيند توسعه و جهاني شدن اقتصاد با بهره‌گيري از تجربة تلخ زنان كشورهاي صنعتي در حوزة اقتصاد و تأثير ‌آن برفروپاشي خانواده و شكست بينش فمينيستي هيچگاه در انتخابهاي خود، خانواده و هويت خويش را فداي منافع چرخهاي صنعتي اقتصاد نخواهند نمود.

12- ناامني اجتماعي حضور زنان در مشاركتهاي اجتماعي در بسياري از كشورها با تحمل خطرات و خشونت عليه ايشان در محيط كار همراه است. باتوجه به تعاليم الهي و فرهنگ غني كشورهاي مسلمان، ملاحظه اخلاقيات به عنوان سرفصل توسعه اسلامي در تأمين و زمينه سازي حضور اقتصادي بانوان به طور جدي مطرح مي‌باشد.

13- رشد فناوري اطلاعات به عنوان يكي از فرصتهاي ايجاد شده از جهاني شدن اقتصاد مي‌تواند به نوعي مفيد در فرايند تجارت بانوان مسلمان مؤثر واقع گردد. به‌طور مثال در هندوستان، از طريق بازاريابي با استفاده از عكسهاي ديجيتالي توليدات بيش از 6000 زن روستايي به بازار عرضه شد. چنين فرايندي به عرضه مستقيم توليدات با حذف واسطه‌ها انجاميده و منافع بيشتري از فروش محصولات به زنان اختصاص مي‌يابد. (21)

14- در احتساب درامد ملي كشورها با توجه به تعاريف رايج اقتصادي كار خانگي زنان به علت غير قابل فروش بودن و مصرف آن توسط اعضاي خانواده ، كاري فاقد ارزش اقتصادي ارزيابي مي‌گردد. احتساب اين نرخ در توليد ناخالص ملّي و ارزيابي دقيق‌تر بخصوص از فعاليت‌هاي زنان در كشورهاي توسعه نيافته اذهان عمومي جهان را بطور چشمگيري تغيير خواهد داد.

15-شاخصه‌هاي جهاني توسعه يافتگي اگر چه براي رتبه بندي كشور ها، بر مقادير كمي از جمله درآمد سرانه, اميد به زندگي و نرخ باسوادي توجه دارد, ليكن در ارزيابي بحرانهاي گريبانگير كشورهاي به اصطلاح توسعه يافته ناكار آمد است. به نظر مي رسد اگر شاخصه هاي امنيت اجتماعي و رواني, جنايت, طلاق, قتل و فساد و ... در ارتباط با زنان در شاخصه هاي توسعه يافتگي دخيل گردند، بايد در تعريف كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه بازنگري شود. كشورهاي اسلامي با بهره‌گيري از تعاليم الهي اسلام در خصوص شاخصه هاي امنيت اجتماعي و رواني به مزيت هايي دسترسي دارند كه بسياري از كشور هاي به اصطلاح توسعه يافته فاقد آن مي باشند. توصيه زنان مسلمان به مجامع بين المللي بر تعريف و تاكيد شاخصه هاي همه جانبه كه علاوه بر اندازه گيري دستيابي به منافع مادي در برگيرنده امنيت, توازن و اعتدال اجتماعي باشد مي تواند موج جديدي در جريان ساختارهاي بين المللي ايجاد نمايد.

ضروري است براساس توسعه با محوريت دانش، نقش زنان كشورهاي اسلامي توسط دولتهاي مسلمان مورد توجه قرار گرفته و از توانمنديهاي ويژه بانوان در عرصه تكامل جامعة جهاني و در راستاي برقراري توازن، تعادل و امنيت بين‌المللي ياري جست. در اين بين تعاملات كشورهاي مسلمان، بويژه حضور زنان مسلمان در رايزنيهاي بين كشوري خود باعث همگرايي بيشتر نظرات و تأثيرگذاري قويتر در سيستم جهاني و اتخاذ استراتژيهاي محوري در نظام بين‌المللي مي‌گردد.

اميد است كه براساس الگوي بنيادين اسلام بتوان از تواناييهاي بانوان در ارتقاء و بهبود وضعيت ايشان در راستاي جهاني شدن ايدئولوژي اسلامي با توجه به زيرساختهاي بومي و ملّي حاكم برجوامع مسلمان كوشش لازم را بعمل آورد.

انشاءالله
ليلاسادات زعفرانچي



--------------------------------------------------------------------------------

1. We, the People, the Role of United Nations in the Twenty First Century, the Millennium Report, United Nations, New York, 2001
[2]. Turner


http://www.women.org.ir/img/sabz1/tazeha.gif

http://www.women.org.ir/files/fa/tazeha/395_243.jpg عناوین ایام ا... دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی در سال 1388
دوشنبه12/11/1388انقلاب اسلامی، امام خمینی، ولایت فقیه و رهبری
سه شنبه 13/11/1388انقلاب اسلامی، مردم سالاری دینی ، قانون مداری و عدالت گستری
چهارشنبه 14/11/1388انقلاب اسلامی، خودباوری، پایداری و شکوفایی علمی
پنج شنبه 15/11/1388انقلاب اسلامی ، ایمان، ایثار، شهادت
جمعه16/11/1388انقلاب اسلامی ، نهضت حسینی، احیای ارزش های اسلامی و انتظار فرج
شنبه 17/11/1388انقلاب اسلامی ، استحکام خانواده، رسالت و منزلت زن
یکشنبه18/11/1388انقلاب اسلامی ، بصیرت دینی ، فرهنگ و تمدن ایرانی – اسلامی
دوشنبه 19/11/1388انقلاب اسلامی، بسیج و نیروهای... http://www.women.org.ir/img/redarrow.gif ادامه







http://www.women.org.ir/files/fa/adv/52_285.gif
http://www.women.org.ir/files/fa/adv/53_175.gif
http://www.women.org.ir/files/fa/adv/57_672.gif
http://www.women.org.ir/files/fa/adv/47_889.jpg

http://www.women.org.ir/files/fa/adv/51_459.gif
http://www.women.org.ir/files/fa/adv/49_260.jpg
http://www.women.org.ir/img/sabz1/nazar.gif

به نظر شما کدامیک از طرح های ذیل در تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص" اصلاح الگوی مصرف" کاربردی تر می باشد؟

اختصاص بخشی از برنامه های تلویزیونی،فیلم های سینمایی،داستان ها،روزنامه هاو جراید و سایت های اینترنتی و...به ترویج و آموزش اصلاح الگوی مصرف
برنامه ریزی و برگزاری اردوهای آموزشی-عملی اصلاح الگوی مصرف در میان دانش آموزان و دانشجویان
شناسایی سرمایه های راکد در سطح سازمان ها و نهاد ها و شرکت های دولتی جهت به کارگیری مجدد و موثر آن ها
مقایسه الگوی مصرف در کشور های گوناگون جهان و نوع برخورد مردم سایر ملل با پدیده اسراف و صرفه جویی همراه با ارائه اطلاعات و آمار
امکان سنجی برای مصارف بهینه و مصارف سودآور برای کشور،مثل استفاده از مواد غذایی مناسب و...که هزینه ها را کاهش داده و دارای توجیه اقتصادی است

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:55 PM
حضور زنان در رهبري، حكومت و جايگاه سياسي كشورها

بسمه تعالي


مقاله حاضر در نشست كارشناسي كنفرانس اسلامي oic با موضوع" مشاركت زنان در تصميم گيري و سازماندهي " كه در تاريخ دوم و سوم بهمن ماه سال 1386 در كوالالامپور پايتخت كشور مالزي برگزار شد ، ارائه گرديده است . از اهداف مهم اين كنفرانس مي توان به تشكيل مجمعي براي شناسايي ، گفتگو ، تشريك مساعي و مشكلات پيش روي كشور هاي عضو oic و تقويت و بهبود مشاركت براي زنان در كليه اشكال تصميم گيري و امكان ارئه توصيه ها و پيشنهادات لازم در خصوص استراتژي و اقدامات مناسب در اين حوزه اشاره كرد. نمايندگان كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي در اين نشست به ارائه ديدگاه ها و نقطه نظرات خود پيرامون موضوع اجلاس پرداخته و ديدگاه هاي جمهوري اسلامي ايران نيز در قالب اين مقاله به اطلاع حضار رسيد:

حضور زنان در رهبري، حكومت و جايگاه سياسي كشورها

اسلام عزيز متكي بر باورهاي عميق و استوار بر فطرت، پلي مستقيم به سمت كمال و تكامل انساني را رقم زده است. سياست، حكومت و رهبري در عرصة دين الهي اسلام دستاويزي جهت اتحاد و انسجام بيشتر ملت‌ها و راهي به سمت هدايت دنيوي و اُخروي جوامع محسوب مي‌گردد.

از اين منظر گردانندگان سياسي و حكومتي در كنار قدرت اداره حكومت مسئوليتي بس خطير را در پيشگاه مقام الهي عهده دارند و لذا حضور سياسي، نه به منزلة كسب قدرت كه به‌معناي كامل فداكاري و ايثار جهت تعالي و رشد ملت‌ها محسوب مي‌شود. وَ لَقَدْ كَتََبْنا في الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أنَّ الأرْضَ يَرْثها عِباديَ الصّالحُون و ما بعد از تورات در زبور داوود نوشتيم كه البته بندگان نيكوكار من ملك زمين را وارث و متصرف خواهند شد. اكنون با دور شدن از معنويت و گسست منابع وحياني از زندگي دنيوي و اتكاء روزافزون برعقل بشري در رهيابي سعادت انسان، نياز مبرمي جهت بازگشت به فرامين آسماني و جلوگيري از انحطاط و تزلزل در جوامع ديده مي‌شود و در اين ميان زنان با بازگشت و گرايش به اصلي‌ترين وديعه‌ الهي وجود خود كه همان رحمت و عطوفت است، آلام بشر سرگردان امروزي را بيشتر و عميق‌تر درك مي‌كنند. برافراشتن پرچم عدالت، راستي و اخلاق در جهاني كه بر اثر ظلم و ستم بي‌امان خالي از قسط و برادري و برابري گشته است از زنان مسلمان و معتقد در اقصي نقاط جهان و در هر پست، مقام و مرتبه‌اي انتظار مي‌رود.

اين نكته مؤيد اين ادعا است كه گردهمايي زنان مسلمان و انديشمند فعال در عرصه سياست و حكومت كشورهاي اسلامي با هدف كشف و شناسايي نكات مغفول مانده از چشم طراحان و سياستگذاران جهاني شكل گرفته است و انتظار ارائه راهكارهايي ويژه و فراتر از دستاوردهاي كنوني اجماع بين‌المللي و با تكيه برفرامين دين الهي اسلام از اين جمع تصميم‌گير جهت حل معضلات زنان، انتظاري دور از واقعيت نخواهد بود. اگر چه توصيه‌هاي جهاني براساس معاهدات و كنوانسيون‌هاي متعدد طرح افزايش حضور بانوان را در عرصه حكومت و رهبري كشورها توصيه مي‌كند، واقعيت‌هاي جهاني گوياي اين نكته است كه حضور زنان در عرصة فعاليت‌هاي اقتصادي كشورها بسيار پرشتاب‌تر از ايفاي نقش‌هاي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري سياسي رقم خورده است.

حضور قليل زنان در عرصه سياست يك پديدة جهاني است كه مربوط به جامعه و نظامي خاص نمي‌باشد و صرف تساوي دو جنس در حوزة قوانين اساسي نيز نتوانسته دستاورد افزايش حضور سياسي زنان را در نقش‌هاي رهبري و حكومتي به ارمغان آورد و لذا هنوز سهم زنان در سياست جهاني ناچيز است.

هدف از حضور زنان در مناصب سياسي و حكومتي

به نظر مي‌رسد علت اصلي ناكامي در سياست‌پردازيهاي جهاني در ارتقاء وضعيت بانوان، به عدم پاسخي درست و منطقي به اصلي‌ترين سئوال مطرح در اين حوزه باز مي‌گردد:

هدف از حضور زنان در مناصب رهبري، حكومتي و ادارة سياسي كشورها چيست؟

بسياري از صاحبنظران معتقدند كه علم سياست همانند بسياري از ساختارهاي ديگر جوامع از جمله اقتصاد براساس مباحث مردانه تعريف و اجرا مي‌شود. با اين رويكرد صريح‌ترين پاسخ به سئوال فوق اين است كه اصل برابري دو جنس تنها و شايد كافي‌ترين دليل جهت مشاركت سياسي زنان در ادارة كشورها محسوب مي‌شود. پيامد چنين نگرشي، رقابتي نه چندان ثمربخش بين زنان و مردان جهت تصاحب زمينه‌هاي مختلف اجتماعي از جمله حوزه‌هاي سياسي است.

معتقدان براين باورند كه با سياستهاي برابري دو جنس در حوزة تصميم‌سازي و افزايش كمّي حضور زنان در مناصب رهبري و حكومتي، طرح جهاني آرماني محقق مي‌گردد. دستاورد توصية فوق، سفارش مؤكد به كشورها جهت ارائه آمار و ارقام مستند در ترسيم تعداد كمّي حضور زنان در مناصب مختلف سياسي، فرهنگي و اقتصادي است.

دولتها سعي دارند تا با تسليم گزارشات ملي در صدد ارائه وضعيتي ايده‌آل و روندي رو به رشد كمّي از جمعيت بانوان در عرصه‌هاي مختلف ملّي ‌باشند در حاليكه هيچيك از نهادهاي بين‌المللي به بررسي ميزان تأثيرگذاري و اثربخشي كيفي بانوان حاضر در پست‌هاي رهبري و حكومتي جهان نمي‌پردازند.

ساختار سياست در جهان امروز

امروزه در جهان ساختار قدرت در عرصة جهاني به شكلي پيچيده‌اي فارغ از اخلاق، دين و معنويت و نوعدوستي گشته و براساس بازي شطرنج سياسي، كشورهاي فاقد قدرت اقتصادي و نظامي محكوم به مات شدن در اين ميدان هستند. اصل زياده‌خواهي بشر امروز، از منافع فردي به منافع گروهي و ملّي گسترش يافته و اشكال متنوع قدرت‌طلبي مدرن در پي گرفتن سهم بيشتر خود از منابع جهاني چهره‌اي مجاز به خود مي‌گيرند.

مباحث رهبري و حكومت در نظم نوين جهاني فارغ از مباحث جنسيتي برابعاد قدرت استوار است و در اين ميان توصيه جهت افزايش حضور سياسي زنان آن هم با تكيه بر آمار كمّي در اين بازي غيرعادلانه جهاني تأثير بسزايي نخواهد داشت. در زماني كه سياست نه بعنوان وسيله‌اي جهت نيل به اهداف متعالي انساني بلكه بعنوان هدف در بدست‌آوردن قدرت غيرمصلح جهاني بكار گرفته مي‌شود، حضور زنان در مهره‌هاي سياسي غيرمتوازن جهاني بدون ارتباط به جنسيت ادامة همان نقشي است كه مردان در به دست آوردن قدرت ايفا مي‌نمايند.

درست‌ترين و صحيح‌ترين پاسخ به سئوال لزوم مشاركت سياسي زنان و ايفاي نقش‌هاي رهبري و حكومتي به نياز امروز جهان به عدالت و صلحي پايدار مبتني بر خواستگاههاي فطري زنان باز مي‌گردد و لذا صرف رقابت دو جنس جهت كسب مناصب قدرت در جهان هدف از ايفاي نقش‌هاي سياسي زنان نبوده و نيست.

آنچه بيش از همه در نظام بين‌الملل مورد بي‌توجهي و بي‌مهري قرار گرفته، شاخصه‌هاي روحي و ذاتي بانوان است كه بعضاً با تهاجمي غيرعادلانه گويا اصلي‌ترين دليل عقب‌ماندگي زنان محسوب مي‌شود و اينجاست كه جهاني كه فارغ از مهر و عطوفت سياسي سامان يابد نظاره‌گر كشتار صدها انسان بي‌گناه در اقصي نقاط جهان در سايه ظلم و بي‌عدالتي خواهد بود. نكته جالب توجه در اين ميان ارزيابي فعالين سياسي زن با معيارهاي مردانه در جهان امروز است بگونه‌اي كه تلقي از يك زن موفق سياسي به ميزان گرايش وي به سياست‌هاي مردانه بستگي دارد، در حاليكه اگر از خواستگاه فطري و ذاتي زنانه خود ساختار جديدي را در عرصه سياست جهاني رقم زند، دليلي برضعف وي در حوزة مربوطه به شمار مي‌رود.

· ديدگاه جمهوري اسلامي ايران درخصوص جايگاه سياسي زنان

جمهوري اسلامي ايران براين باور است كه حضور سياسي زنان در مناصب رهبري و حكومتي زماني مي‌تواند روند صلح و دوستي را در جهان به ارمغان آورد كه ساختار سياسي جوامع ظرفيت ايجاد و ظهور استعدادهاي عاطفي ذاتي زنان را داشته باشد، بجز اين حضور زنان صرفاً به منزلة جابجايي دو جنس در كسب مناصب قدرت است نه بهره‌برداري از ويژگي‌هاي بارز و كمياب زنانه! در صورتي روح جراحت خورده بشر در ساية سياست‌ عادلانه التيام خواهد يافت كه بانوان با در دست داشتن اهرم‌هاي مؤثر، جرياني نو را در عرصه ساختار حكومت جهان بر پايه گرايش هر چه بيشتر به مهر، صلح و دوستي رقم زنند. اين اصلي است كه در چند دهة اخير با فراموشي آن جهان بارها و بارها طعم تلخ كشتار و جهان گشايي قدرت‌طلبان بزرگ را چشيده است. پرواضح است كه فراموشي دين، اخلاق و معنويت در جهان و گره خوردن آن با بي‌عدالتي در توزيع ثروت و قدرت دستاورد ديگري جز وضعيت موجود را به همراه نخواهد داشت.

رويكرد اسلام به بحث حضور زن در حكومت و سياست مبتني بر انديشه‌اي است كه قائل به حضور زنان در مقياس تكامل جامعه است. از اين منظر حضور زن در تكامل‌گرايي بدين معنا است كه افق حساسيت و انديشة زنان از سطح مسائل خرد و تنها كسب مناصب قدرت بطور كلّي به افق بالاتري دست يابد. از اين منظر زنان محور ارتقاء سطح حساسيت در جوامع جهت نيل به اهداف و آرمانهاي بزرگ مي‌باشند. لذا اصلي‌ترين نقش زنان در جايگاه حكومت و رهبري جوامع، نقشي كيفي مبتني بر تغيير ارزشها، ارتقاي تفكرات و تعالي رفتار عمومي جامعه است و كليدي‌ترين جايگاه بانوان مسلمان شكل‌دهي موج عواطف جمعي است. هر مجموعه‌اي كه توان رهبري عواطف جامعه و تأثير و هدايت آن را داشته باشد به همان ميزان توانسته است تمايلات ملّي و حتي بين‌المللي را تحت تأثير قرار داده و به اين ترتيب، نقش مؤثر و تعيين‌كننده‌اي در سرنوشت جهان به خود اختصاص دهد. از اين‌رو تنها زناني مي‌توانند در حيطه قدرت سياسي موفق شوند كه در خود ويژگي هدايت تمايلات جامعه را دارا باشند. هدايت جامعه در راههاي متعدد ايثار و فداكاري نسبت به ديگران نهفته است و زنان رهبر در جوامع مسلمان گروهي هستند كه فارغ از هياهوي بين‌المللي به زندگي خود و جامعه ابعاد وسيع‌تر و بينش تازه مي‌دهند.

حضور كيفي زنان مسلمان در عرصه سياست جهاني

اگرچه يكي از نمودهاي بارز حضور سياسي زنان تجلي افزايش كمّي بانوان در مناصب تصميم‌سازي و تصميم‌گيري است ليكن عدم دقت نظر به اصل كيفيت و چگونگي حضور در اين عرصه، عنصر مفقودة عصر حاضر در چشم‌انداز سياست‌هاي جهاني محسوب مي‌شود.

از مهمترين پيامدهاي حضور زنان در عرصه‌هاي مختلف حكومت و سياست را مي‌توان زايش جنبش‌هاي عدالت‌جويانه دانست. در اين ميان زنان مسلمان در صورت برخورد جدّي، مي‌توانند داراي نقشي تعيين كننده و حتي پيشتاز و رهبرگونه باشند. از آنجا كه زنان مي‌توانند آلام جامعه بشري را بسيار سريعتر و عميق‌تر درك كنند و معمولاً وابستگي كمتري به منابع قدرت دارند، به شكلي گسترده‌تر نيز نسبت به بي‌عدالتي‌ها از خود واكنش نشان مي‌دهند. زنان مسلمان با گرفتن ابتكار عمل مي‌توانند امكان دستيابي به اهداف اصيل اسلام را كه همانا ابلاغ رسالت الهي، عدالت‌جويي، پيكار با ظلم، هدايت مردم به سوي رستگاري و شناساندن مردم جهان با حقايق اسلام و.... مي‌باشد را، فراهم نمايند. در اين راستا ارتباط كانون‌هاي زنان مسلمان سراسر جهان در بستر جهاني شدن مي‌تواند اين نقش مهم را برجسته‌تر نمايد.

حضور سياسي زنان پس از انقلاب اسلامي ايران

وقوع انقلاب اسلامي ايران در دهه 1980 يكي از اصلي‌ترين منابع «مقاومت هويت» در برابر هجوم اعتقادات نظام مادي بود. براثر انقلاب اسلامي ايران، براي نخستين بار در تاريخ معاصر خاورميانه، اين امكان بوجود آمد كه «هويت» اسلامي صاحب يك «روايت كننده» شود.

حضور زنان در تظاهرات پر شكوه ضد رژيم شاهنشاهي در ايران و رشادت‌ها و فداكاريهاي بانوان در سالهاي دفاع مقدس دوشادوش پدران، همسران و فرزندان تجربه‌اي زيبا و به يادماندني را از حضور سياسي زنان در تاريخ ايران رقم زده است.

پس از جنگ و در سالهاي سازندگي بانوان ايران اسلامي با شركت گستردة خود در مناصب تصميم‌سازي و تصميم‌گيري در پي تكامل اهداف نظام فعاليت نمودند. براساس آخرين آمار ارائه شده توسط مركز آمار ايران 5/2 درصد از كل زنان شاغل در گروه عمده شغلي، مديران،‌ قانونگذاران و كاركنان عالي‌رتبه قرار داشته‌اند. بررسي آمار مزبور در دورة زماني سالهاي 1355 تا 1384 نشانگر ارتقاء وضعيت زنان در كشور از بُعد حضور در عرصه‌هاي مديريتي جامعه بوده است.

درصد مديران، قانونگذاران و كاركنان عالي‌رتبه طي سياست‌هاي اعمال شده در سالهاي 1376 تا 1383 با رشدي معادل 63/25 درصد از 99/1 درصد در سال 1376 به 5/2 درصد در سال 1383 رسيده است. براساس آمار موجود در سال 1380 كه آخرين سري آمارهاي منتشر شده مديران كشور توسط بانك آمار مديران بوده است، زنان 98/2 درصد از كل مديران بخش دولتي را تشكيل داده‌اند. در ميان دستگاههاي اجرايي كشور در سال مزبور وزارتخانه‌هاي بهداشت و امور اقتصاد و دارايي بيشترين تعداد مديران زن را به خود اختصاص داد‌ه‌اند. تعداد كل زنان در شوراي اسلامي شهر و روستا در كشور جمهوري اسلامي ايران، 2334 نفر مي‌باشد و همچنين تعداد مشاوران زن استانداران 30 نفر و تعداد مشاوران بانوان در فرمانداري‌ها به 211 نفر بالغ مي‌شود.

زنان در كشور جمهوري اسلامي ايران علاوه براين در عرصة اصلاح و بهبود وضعيت قوانين و حقوق ملّي نيز فعال عمل نموده‌اند در جدول زير مي‌توان روند افزايش تعداد منتخبين زن را در مجلس شوراي اسلامي به عنوان قوه مقنّنة كشور مشاهده نمود.


تعداد منتخبين زن هفت دوره مجلس شوراي اسلامي

دوره
تعداد
اوّل
4
دوّم
4
سوّم
4
چهارم
9
پنجم
14
ششم
11
هفتم
12




تعداد داوطلبين زن هفت دوره مجلس شوراي اسلامي

دوره
تعداد
اوّل
66
دوّم
28
سوّم
37
چهارم
81
پنجم
320
ششم
513
هفتم
828




زنان در نظام جمهوري اسلام ايران علاوه براين با حضور مؤثر و مفيد خود در انتخابات ملّي، استقلال و هويت كشور خويش را براساس انتخابي آگاهانه تثبيت مي‌نمايند. از سوي ديگر زنان در حوزة شوراهاي شهر از فعالين اين عرصه محسوب مي‌گردند اين در حالي است كه زنان در مناطق روستايي تعداد داوطلبين بيشتري نسبت به مناطق شهري داشته‌اند.


زنان منتخب در شوراهاي شهر

انتخاب شدگان
تعداد داوطلبين زن
تعداد منتخبين زن
دورة اوّل
7276
1375
دورة دوّم
5867
2336


تعداد سازمانهاي غيردولتي زنان از 260 سازمان در سال 80 به 480 سازمان در سال 83 رسيده است كه رشدي برابر با 6/84 درصد را نشان مي‌دهد. نرخ رشد درصد اعضاي زن شوراهاي اسلامي شهر و روستا طي سالهاي 1376 تا 1382 برابر با 76/79 درصد بوده است. لازم به ذكر است كه در هيئت دولت جمهوري اسلامي ايران دو زن در پُست رئيس مركز امور زنان و خانواده و رئيس سازمان محيط‌زيست حضور دارند.

آنچه از ما انتظار مي‌رود

● امروزه حضور گسترده زنان مسلمان در كنفرانس‌ها، نشست‌ها، همايش‌ها و سمينارهاي جهاني بر روند شكل‌گيري مصوبات بين‌المللي تأثير چشمگيري داشته است. هدف اصلي زنان مسلمان در عرصه سياست، ايجاد حادثه و جريان‌سازي در نظم بي‌قاعده جهاني است و برگ برنده آنان بيان مقاومت در مقابل زور و استكبار و رشادت‌هاي زنان فلسطين و لبنان، در كنار طرح شعار مبارزه با مستكبرين در سايه همدلي با مستضعفين عالم است.

● فعاليت‌ در چهارچوب سازمان كنفرانس اسلامي، زنان را جهت دستيابي به حقوق مختلف خود با تكيه برقوانين و مقررات اسلامي ياري مي‌نمايد. وحدت زنان مسلمان و تشكيل سازمانهاي زيرمجموعه‌اي از سازمان كنفرانس اسلامي، آنان را براي تغيير فكر و انديشه در محيط پيرامون جوامع، برنامه‌هاي ملّي و بين‌المللي و اصلاح قوانين و مقررات در جهت بهبود حضور سياسي بانوان توانمند مي‌سازد.

● يكي از ضروريات در برخورد زنان مسلمان با موضوعات سياسي بازنگري در تعريف وضعيت آرماني زن امروز در جهان و تعريف شاخصه‌ها و معيارهايي مطابق با اخلاقيات، ارزشها و در حقيقت عناصري است كه در زندگي مادي امروزي جايگاه خاصي را در رتبه‌بندي كشورها ندارد. معرفي چنين معيارهايي بر گرفته از تعاليم الهي اسلام كه اصلي‌ترين نسخه در جهت ارتقاء تكاملي بشر است مي‌تواند به نظام و ساختار بين‌المللي سمت‌گيري و جهت‌دهي تازه‌اي ببخشد.

● جاي تعجب است علي‌رغم مشكلات پيچيده زنان در كشورهاي غربي، عدم بهبود شرايط و اوضاع موجود در جهان و حتي فراتر از آن ايجاد ناامني اينگونه كشورها براي زنان و اقليت‌هاي مسلمان، فشارهاي سياسي جهت پيوستن كشورهاي اسلامي به معاهدات و كنوانسيون‌ها غيرهماهنگ با آرمانهاي ديني و ملّي اينگونه كشورها همچنان ادامه دارد و جهت پس گرفتن حق تحفظ‌هاي كشورهاي مسلمان از ابزارها و اعمال فشار سياسي استفاده مي‌شود.

● حضور اقليت‌ها در كشورهاي مسلمان و برخورد با آنان كه متناسب با تعاليم الهي اسلام است همه بر در نظر گرفتن كرامت و ارزشهاي انساني و حق برخورداري از حقوق شهروندي آنان دلالت دارد. آنچه جاي تأسف است عدم ملاحظات بشر دوستانه از سوي برخي كشورها و غفلت از آزادي عقيده در خصوص زنان محجبه مسلمان به شمار مي‌رود. حال آنكه آواز دموكراسي گوش‌ها را كر مي‌كند و مناديان از سرزمين‌هاي دوردست به بهانه سوغات آزادي به خود اجازه حضور بي‌دليل در سرزمين‌هاي ديگر را مي‌دهند در بسياري از كشورهاي سردمدار چنين شعارهايي همچنان زنان مسلمان و محجبه از اصلي‌ترين حقوق شهروندي خويش كه همان حفظ مباحث ارزشي و اعتقادي آنان است بازمانده‌اند. انتخاب كميته‌اي ويژه از سوي سازمان كنفرانس اسلامي كه با تعيين مدت زمان معيني فعالانه در حوزة بين‌المللي ظاهر شده و احقاق حقوق بانوان محجبه مسلمان را به عنوان اقليت‌هاي شهروند در كشورهاي مختلف پيگيري نمايد از اهم تكاليف اين مجموعه محسوب مي‌گردد.

● از آنجا كه بسياري از اهداف جامعه جهاني مبتني بر ارزشها و ايدئولوژي حاكم بر نظام بين‌الملل شكل گرفته است بي‌شك مجموعه زنان مسلمان در سازمان كنفرانس اسلامي براساس باورها و تعاليم الهي اسلام پيشكسوت درخصوص طرح مباحث «خانواده» بعنوان نقطه‌اي مغفول در نظم بي‌قاعده جهاني بشمار مي‌روند. احياء طرح برتر «خانواده سالم» بعنوان اصلي‌ترين نهاد جهت ساخت يك جامعه آرماني و منحصر به فرد و جلوگيري از آسيب‌هاي بي‌امان ناشي از عدم مديريت جهاني براي اين كوچكترين نهاد اجتماعي مي‌تواند از اصلي‌ترين مباحث جهت اهتمام و بذل توجه شما انديشمندان در رأس عناوين مدّنظر قرار گيرد.

● ضروري است براساس توسعه با محوريت دانش، نقش زنان كشورهاي اسلامي توسط دولتهاي مسلمان مورد توجه قرار گرفته و از توانمنديهاي ويژه بانوان در عرصه تكامل جامعة جهاني و در راستاي برقراري توازن، تعادل و امنيت بين‌المللي ياري گرفته شود. در اين بين تعاملات كشورهاي مسلمان، بويژه حضور زنان مسلمان در رايزنيهاي بين كشوري خود باعث همگرايي بيشتر نظرات و تأثيرگذاري قويتر در سيستم جهاني و اتخاذ استراتژيهاي محوري در نظام بين‌المللي مي‌گردد. درنهايت اميد مي‌رود كه براساس الگوي بنيادين اسلام بتوان از تواناييهاي بانوان در ارتقاء و بهبود وضعيت ايشان در راستاي جهاني شدن ايدئولوژي اسلامي با توجه به زيرساختهاي بومي و ملّي حاكم برجوامع مسلمان كوشش لازم را بعمل آورد.

انشاءالله

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:56 PM
پورنوگرافي
پشت سنگر آزادي بيان

چكيده مقاله ای ازنویسنده و معلم آمریکایی : جان اف بوروسکی


رواج گسترده محصولات پورنوگرافي در كشورهاي غربي، علاوه بر بدآموزي هاي اخلاقي و اجتماعي، به وجود آورنده زباني زشت و بي پروا در ميان كودكان و نوجوانان آمريكايي گرديده است. دانش آموزان ما علي رغم اينكه معاني واژه هايي نظير فاحشه و دلال را نمي فهمند، اما مطمئناً اين كلمات، مفاهيم و تحريكاتي براي دانستن را براي مخاطبان و به كارگيرندگان اين لغات به وجود خواهد آورد. اين لغات، ارزش هاي انساني را تا پايين ترين حد ممكن نزول مي دهد و زنان به عنوان كالايي مصرفي در جامعه، مطرح مي گردند.

نويسنده اين مقاله با يادآوري اين مطلب كه فعالان صنعت پورنوگرافي، خود را پشت مفاهيمي نظير آزادي بيان و قانون اساسي آمريكا پنهان مي كنند، يادآور مي شود كه بايد بزرگسالان و كارشناسان ما براي تغيير اين شرايط نابهنجار، دست به اقداماتي مؤثر و اثربخش بزنند.

دانش آموزان ما نيز نظير ساير نسل ها، دوره كودكي خويش را در مدارس مي گذرانند؛ اما گفتارهاي حاكم بر اين مدارس، چنان زشت و كثيف و شرم آور گرديده كه بدبين ترين منتقدان هم اعتقاد دارند اين نوع تكلم فرزندان نسل حاضر، آينده را به خطر مي اندازد.

امروزه اين «مسابقه تباهي» در بخش ارتباطات انساني، وارد مرحله خطرناكي گرديده است كه تنزل جايگاه زنان و نگاه حقارت آميز جامعه به آنان، روشن ترين نتيجه اين وضعيت خواهد بود.

كليپ تصويري كه اخيراً وارد بازار موسيقي گرديده است، را به عنوان مثال مطرح مي كنم. اشعار اين آهنگ در مدرسه پخش شده و اشعار اين آهنگ به عنوان يكي از ترانه هاي مورد علاقه و توجه دانش آموزان حركات قهرمانان اين كليپ را تقليد مي كنند در اين اشعار سخيف، خواننده در مورد زنان فاحشه مي خواند.

امروزه رواج آهنگ هايي كه در آن الفاظ زشت بكار رفته فرزندان ما را به سوي ابتذال سوق مي دهد. چرا كه اين آثار، به گونه اي استثمار زنان و دختران به عنوان فاحشه و براي كسب سود را، عملي مورد قبول تلقي مي نمايد. من بعنوان يك معلم با شنيدن زمزمه هاي شاگردان كلاسم كه حرف هاي زشتي ميان يكديگر رد و بدل مي نمايند، مجبورم علاوه بر اينكه معناي اين لغات زشت را برايشان بيان كنم، آنها را از اين كار هم نهي نمايم. كلمات، وسيله ارتباط ما با يكديگر به شمار رفته تأثيرات و ارزش هاي مورد نظر ما را منتقل نموده و مي توانند بر حالات عاطفي و رفتاري ما، تأثيرات شگرفي داشته باشند.

بعضي از مدافعان وضعيت نابسامان اين نسل، خود را پشت قانون اساسي ايالات متحده مخفي نموده اند. آنان مي گويند: «آزادي بيان، هزينه دارد و پذيرش اين هزينه، به نفع جامعه مي باشد.» اما بايد دانست كه در يك جامعه، منافع گروهي و نه فردي بايد مورد توجه قرار گيرد. من يكي از مدافعان سرسخت قانون اساسي ايالات متحده هستم، اما نمي توانم آزادي بيان را به عنوان يكي از دلايل استفاده از زبان زشت و شرم آوري كه هم اينك در ميان دانش آموزان مدارس رواج دارد، بپذيرم.

من پس از كار در مشاغلي نظير آهنگري، كارگري و ساير مشاغل، به معلمي روي آوردم. در يكي از سفرهايم به شهر نيويورك، با يك كارگر سكس برخورد كردم. او يك زن آمريكايي آفريقايي تبار زيبا بود كه زباني شيوا و بذله گو داشت. در خلال صحبت، به من گفت كه والدينش او را از خانه بيرون كرده اند. من به او 20 دلار دادم تا با اتوبوس نزد والدينش براي زندگي باز گردد. چشمانش درخشيد و در حالي كه مرا در آغوش كشيده بود و پول مرا مي بوسيد، به آرامي گفت : «متشكرم». او به من گفت كه هيچ كس تاكنون به غير مقاصد جنسي در خيابان ها به او توجه نمي نموده است.

ميانگين سن ورود به فاحشه گري در آمريكا 13 سال است و شاگردان كلاس علوم من هم در اين سن و سال قرار دارند. به علاوه، كوچك ترين دختر من هم، 13 سال سن دارد. رواج زناي با محارم نيز در ميان اين دختران و پسران، بين 65 تا 90 درصد است. به علاوه، 90 درصد اين فاحشه ها، دلال دارند، مرداني كه با كلاه هاي بزرگ لبه دار و كتهاي پوست خز. نرخ تجاوز جنسي در ميان اين دختران و پسران 80 درصد بوده و بعضي از اين دختران، در طول يك سال، هشت تا ده بار، مورد تجاوز جنسي قرار مي گيرند. اين وضعيت اسفبار، مطمئناً براي كهن ترين كسب و كار تاريخ و قربانيان آن، بسيار زياد مي باشد. البته به اين شرايط، بايد خشونت گسترده دلال ها نظير شكستن بازوها و سوزاندن با سيگار را نيز بيافزاييد. امروزه، ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه به فرزندان خويش از ابتدا مي آموزيم كه «همه چيز فروشي است.» بسياري از دختران جوان، امروزه بهترين لباس هاي خود را براي رفتن به مدرسه مي پوشند، پيراهن هاي گران قيمت با نوشته های بي معني بر روي آن ميپوشند و به موسيقي هايي گوش فرا مي دهند كه خلاقيت را در آنها مي ميراند. به علاوه، فرهنگ مادي گرا و تجاري ما به همراه ابرشركت هاي حاكم بر بازار تلاش مي كنند كه به اين وضعيت، دامن بزنند.استفاده از لغات نامناسب و زشت نبايد جايگاهي در مدارس داشته باشند من پيشنهاد مي كنم كه براي استفاده كنندگان از اين لغات مجازاتهايي در نظر گرفته شود.

به علاوه، بايد دانست كه در سايه روسپي گري، ارزش انسان ها تا پايين ترين حد ممكن، نزول مي كند و هيچ عاملي نمي تواند اين وضعيت را مخفي نمايد. معلمان، از اقرار به رد و بدل شدن اين اصطلاحات شرم آور در كلاسهايشان، امتناع مي كنند. اما بايد براي دانش آموزان توضيح داد كه يك دلال، واقعاً چه كسي است و چرا زنان نمي خواهند خود را به عنوان يك كارگر جنسي بينند. به همين دليل ، ما بايد شاگردان خود را با واقعيت ها، بيشتر آشنا نماييم.

اخيراً «موسسه فيلمسازي كلمبيا» در نظر گرفته است كه يك فيلم كارتوني 80 دقيقه اي در مورد يك دلال 9 ساله بسازد. بدين ترتيب، آيا ما در آينده شاهد ساخت بازي ها و فيلم ها و داستان هايي نخواهيم بود كه به بهانه آزادي بيان، اين فعاليت هاي زشت را در جامعه گسترش مي دهند؟ سؤال اصلي اين است كه ما به عنوان افراد بزرگسال، در مورد اين مسأله مهم، چه كرده ايم؟ مگر ما به عنوان عقلاي جامعه، نبايد كودكان خويش را به سوي سعادت، هدايت نماييم؟

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:57 PM
مشوق هاي شرم آور
سوء استفاده جنسي از كودكان

چكيده مقاله از يك نويسنده امريكايي :

در چند دهه اخير و به دنبال گسترش مبادلات بين المللي جهاني شدن فقر ومهاجرت و رواج رسانه هاي نوين رشد لجام گسيخته سوء استفاده هاي جنسي از كودكان به عنوان يكي از جذاب ترين تفريحات بزرگسالان، واقعيات شرم آوري را در جهان امروز رقم زده است. نويسنده اين مقاله كه سالهاست در جهت از بين بردن اين ناهنجاري ها تلاش مي كند، با نگاهي به وضعيت كودكان روسپي در كشورهايي نظير تايلند، ايالات متحده، روماني و لهستان معتقد است كه رواج فقر و بيكاري، فقدان آموزش، وجود قوانين نابرابر، عدم وجود حمايت هاي قانوني متناسب از كودكان و شهروندان و در نهايت تحريكات فزاينده جنسي كودكان از سوي رسانه جمعي را بايد مهمترين مشوق هاي گسترش اين صنعت شرم آور دانست.

يكي از پارادوكس هاي غم انگيز روزگار ما اين است كه يكي از معروف ترين و جذاب ترين تفريحات كنوني آن، سوء استفاده جنسي از كودكان به حساب مي آيد.

اگر مايكل جكسون به سوء استفاده جنسي ازيك كودك در ويلايش در كاليفرنيا متهم مي گردد، بايد در مورد گسترش اين پديده شيطاني، نگراني بيشتري را احساس نمود. حتي اگر بي گناهي وي نيز اثبات گردد، به هر حال، مسأله سوء استفاده هاي غيراخلاقي از كودكان و لزوم اتخاذ مواضع جدي تر در اين زمينه از سوي دست اندركاران اين حوزه، نيازمند توجه و اهتمام بيشتري مي باشد.

سوء استفاده جنسي از كودكان مي تواند انواع گوناگوني داشته باشد نظير تجاوز جنسي به آنان در منازل تا استفاده از كودكان دختر و پسر به عنوان روسپي. اگر چه در اين زمينه، فقر مي تواند به عنوان يك عامل مهم پيشبرنده اين اقدامات به شمار رود، اما نمي توان تنها اين عامل را به عنوان دليل وجودي اين سوء استفاده ها، معرفي نمود. چرا كه در اين ميان، مادي گرايي فزاينده و رشد مصرف گرايي نيز، نقش مهمي دارند. در پژوهشي كه در اين زمينه در شمال تايلند انجام گرديد، تعدادي از بچه هاي تايلندي اعلام نموده بودند كه دوست دارند پس از بزرگ شدن به روسپي گيري بپردازند. بسياري از دختران، آرزو دارند كه در بانكوك به كار بپردازند و به دليل اينكه هيچ يك از آنان، از تحصيلات مناسبي برخوردار نيستند، كار به عنوان يك فاحشه از سوي اين دختران و پوشيدن لباس هايي زيبا و استفاده از جواهرات و زينت آلات دلفريب، مي تواند يكي از مشوق هاي اصلي در اين زمينه به شمار رود.

به دليل ضعف جسماني، اين كودكان مورد سوء استفاده قرار گرفته، به سادگي در معرض ابتلا به امراض مقاربتي قابل انتقال نظير اچ آي وي (ايدز) قرار مي گيرند. يك مطالعه انجام شده در تايلند حاكي از آن است كه يك سوم كودكان روسپي، آزمايشهاي تشخيص ويروس اچ آي وي آنان، مثبت بوده است. به دليل نگراني در مورد ابتلاي مشتريان به ايدز، اين صنعت شرم آور به سوي عرضه دختران كم سن و سال تري حركت نموده كه مي توانند با بهايي بسيار بيشتر به عنوان دختران باكره به فروش روند. طبيعي است كه اين دختران، عاري از بيماري ايدز نيز خواهند بود. البته به دليل شرايط خاصي كه اين دختران و پسران در آن زندگي مي نمايند، اين كودكان در معرض ابتلا به سوء تغذيه، بيماري هاي رواني، احساس گناه، نابرابري و افسردگي هم مي باشند.

سوء استفاده تجاري جنسي از كودكان در سراسر دنيا رو به فزوني نهاده است. مهمترين دلايل گسترش اين پديده در مناطق مختلف جهان را مي توان توسعه مبادلات بازرگاني در ميان كشورهاي مختلف، بيكاري، جايگاه نامناسب دختران در اجتماع، فقدان آموزش اين كودكان و والدينشان، قوانين نابرابر، فقدان حمايت هاي حقوقي مناسب از شهروندان و در نهايت تحريك جنسي فزاينده كودكان از سوي رسانه ها دانست پديده اي كه به ويژه در كشورهاي صنعتي با روندي فزاينده رو به رو ميباشد.

تخمين زده مي شود كه همه ساله حدود 4 ميليون زن و كودك در سراسر دنيا براي فاحشه گري و بردگي خريد و فروش مي شوند. (اگر چه بيشتر اين كودكان، دختر هستند، اما پسران نيز در اين ميان يافت مي گردند.) به علاوه، حدود پنجاه هزار زن و كودك آسيايي، آمريكاي لاتين و اروپاي شرقي نيز همه ساله به ايالات متحده وارده شده و براي كار در مشاغلي نظير روسپي گري، پيشخدمتي و يا كارگري مورد سوء استفاده هاي مختلف جنسي قرار مي گيرند.

اگر چه بيشترين تعداد كودكان فعال در عرصه روسپي گري به قاره آسيا تعلق دارند، اما كودكان اروپاي شرقي (نظير كودكان رومانيايي، لهستاني، روسي، مجارستاني و جمهوري چك) با روندي فزاينده به اين صنعت شيطاني وارد مي گردند. در سراسر دنيا، بسياري از افراد و سازمان هاي غيردولتي، با پشتكار فراوان در زمينه حفظ حقوق كودكان، به فعاليت مشغولند.

در فيليپين، تعدادي از افراد و كارشناسان سازمان هاي حامي حقوق كودكان با سركشي از بارها و فاحشه خانه ها، به دنبال آن هستند كه در صورت حضور كودكان، اين امر را به مسؤولان ذيربط اطلاع دهند. «جنبش كارگران داخلي» هندوستان نيز اقداماتي را در زمينه حمايت هاي حقوقي، آموزش و مشاوره به اعضايش (كه اكثريت آنان قربانيان سوء استفاده هاي جنسي مي باشند) ارائه مي دهد. در آمريكاي مركزي نيز مؤسسه «كاسا آليانزا» (كه مقر آن در شهر سان خوزه، پايتخت كاستاريكا قرار دارد) در زمينه حفاظت از حقوق كودكان، فعاليت هاي فراواني دارد و خدماتش را در حوزه هاي بازآموزي كودكان و ارائه امكانات لازم جهت دستيابي آنان به فرصت هاي مناسب شغلي، ارائه مي دهد.

فعاليت هاي سازمان هاي غيردولتي در حوزه هايي نظير جلوگيري ازسوء استفاده هاي جنسي از كودكان از طريق آگاه سازي جامعه و توسعه آگاهي هاي عمومي، ارائه خدمات اجتماعي نظير مشاوره هاي روانشناسي به كودكان آسيب ديده و خانواده هايشان و در نهايت ايجاد الگويي حقوقي جهت تعقيب قضايي و مجازات افراد گناهكار جريان دارد كه تاكنون آثار مثبتي نيز به همراه داشته است. اما همه اين فعاليت ها نيازمند تعهد و مسؤوليت پذيري بيشتري از سوي دولت هاي دنيا مي باشد تا اين تجارت شيطاني با محدوديت روبرو گرديده و يا به صورت كامل از بين برود.

Bauokstoney
Sunday 17 January 2010-1, 05:57 PM
به سوي مصرف كمتر

به سوي مصرف كمتر

نويسنده امريكايي : ادواردفلاتاو،نویسنده و صاحب نظرآمریکایی در حوزه مسائل محیط زیست

چكيده مقاله :

با گسترش زندگي شهرنشيني و افزايش دامنه فعاليت هاي تبليغاتي رسانه هاي مختلف از يك سو و تشويق به مصرف بيشتر كالاهاي مصرفي، شاهد روند لجام گسيخته اي در مصرف انسان هاي معاصر هستيم. اين روند كه به دليل تحريك دائمي نيازهاي غيرواقعي مصرف كنندگان، وارد دور باطلي نيز گرديده، به مسابقه بي حد و مرز آزمندي و طمع ورزي و چپاول گونه هاي گياهي و جانوري و تخريب محيط زيست انجاميده است. بايستي لزوم مسؤوليت پذيري افراد در قبال زيستگاه خويش، را خاطر نشان سازم كه بايد انقلابي بنيادين در زمينه مصرف گرايي بي حد و مرز كنوني جوامع انساني صورت گيرد. در مورد دل مشغولي هاي وسواس گونه ملت ما و خريد هاي پيش از فرا رسيدن سال نوي مسيحي در حالي كه نيروهاي ما در خاك عراق كشته و معلول مي گردند، يك نكته ناديده وجود دارد: آيا نبايد اين زياده روي ها، با انديشيدن به هزاران عراقي اي كه در درگيري ها جان مي بازند و ميلياردها انساني كه به آب آشاميدني مناسب و خدمات بهداشتي دسترسي ندارند، تغيير يابد؟

همچنين با توجه به اينكه بسياري از كالاهاي مورد مصرف ما از منابع ارزشمند طبيعي كره زمين و به شكل غيرجايگزين ساخته مي شوند و در چرخه بازيافت نيز قرار نمي گيرند، ما نبايد در اقدامات خويش، تجديدنظر نماييم؟ به علاوه، بايد دانست كه اگر چه ايالات متحده و ساير كشورهاي توسعه يافته، حدود 20 درصد جمعيت دنيا را تشكيل مي دهند، اما 80 درصد منابع طبيعي دنيا را مصرف مي نمايند. بدين ترتيب، علي رغم وضعيت كنوني و اتلاف گسترده منابع طبيعي توسط شهروندان غربي، اختصاص درصد اندكي از توليد ناخالص ملي جهت كمك به كشورهاي فقير دنيا، تا چه حد، كارساز است؟

شهروندان جامعه ما، چنان به خريدهاي كريمسس خود وابسته شده اند كه تغيير اين وضعيت در پاره اي از موارد به عنوان يك عادت فردي ، ناممكن به نظر مي رسد. همه ما در آستانه كريسمس با انبوهي از كاتالوگ ها و بروشورهاي ناخواسته تبليغاتي رو به رو مي گرديم.

بي ترديد رفتارهاي مخاطره آميز ما در تعيين وضعيت آينده دنيا مؤثر خواهد بود. امروزه خريدهاي مصرف كنندگان آمريكايي دريك سال به 8 تريليون دلار بالغ مي گردد و اين رقم، دو سوم كل اقتصاد 12 تريليون دلاري ايالات متحده را تشكيل مي دهد. به علاوه، در فاصله زماني دو ماهه بين روز شكرگزاري و عيد كريسمس، آمريكايي ها 457 ميليارد دلار صرف خريدهاي خود مي نمايند كه اين رقم، 40 درصد فروش سالانه و 50 درصد سود سالانه فروشندگان آمريكايي را فراهم مي كنند. البته اين رقم هنگفت، باعث توسعه فعاليت هاي شركت هاي توليدي و صنعتي نيز مي گردد.

براساس گزارش «مؤسسه نظرسنجي هريس» و براساس مطالعه اين مؤسسه بر روي نظرات مصرف كنندگان، تقريباً سه چهارم آنان اعلام نموده اند كه در موارد متعددي به دليل جذابيت فراوان تخفيف هاي فروشندگان، نتوانسته اند در برابر تمايل خويش به خريد مقاومت نمايند. اين خريدها به شادماني مصرف كننده نيز منجر گرديده است. پژوهش هاي اخير نيز اعلام مي نمايد كه ولخرجي هاي مصرفي كنندگان در خريدهايشان، مي تواند روحيه مادي گرايي را در آنان تحريك نمايد. اين مطالعه نشان مي دهد كه هر چه مصرف كنندگان خريد بيشتري انجام دهند، فكر مي كنند كه نياز به خريدهاي بيشتر و مصرف بيشتري نيز دارند. بدين ترتيب يك دور باطل پرهزينه در آزمندي و طمع ورزي به وجود مي آيد.

اما چگونه ما مي توانيم اين روند مصرف گرايي بي حد و مرز را متوقف نماييم؟

بي ترديد و براساس نظر كارشناسان، براي اين مصرف گرايي، نمي توان پاياني متصور شد. هر چند كارشناسان از «مصرف مسؤولانه» سخن به ميان مي آورند كه به معناي تغيير ساختار اقتصاد ما در جهت هماهنگ نمودن مصرف با اعمال سياست حمايت از حيات در كره زمين و مسؤوليت پذيري در برابر منافع ساير انسان ها و ايستادگي در برابر خواهش هاي دروني، همراه مي باشد.

ما مصرف كمتر، بازيافت بيشتر و كاهش آلودگي هاي طبيعت تا سطحي كه محيط زيست را به سوي نابودي پيش نبرد، را پيشنهاد مي نماييم. ساير استراتژي ها مي تواند شامل استفاده از كالاهاي ساخته شده محلي، استفاده از وسايلي كه مصرف بهينه سوخت دارند، و تغيير جهت مصرف شخصي به سوي فعاليت هاي غيرمادي نظير بهبود وضعيت آموزشي و گرايش به سوي فعاليت هاي هنري، باشد.

امروزه تغيير فرهنگ مصرف گرايي و كاهش در حجم پسماندهاي مختلف به وجود آمده، كه به جزيي از فرهنگ ما تبديل شده است، اين مسئله مي تواند به كاهش بحران هاي بين المللي و فقر در جهان امروز كمك نمايد.

دوباره به خانه برگرديم. چرا كه ما بايد تصورات و انگيزه هاي نادرست خويش در مورد مصرف گرايي بي حد و مرز را تغيير دهيم كه اين كار ميتواند در نهايت، رضايت دروني ما را افزايش دهد.

Bauokstoney
Sunday 24 January 2010-1, 08:51 PM
چهره خانمها پنجره ایست به شخصیت درونی آنها! تحقیقاتی در این زمینه که آیا واقعا ظاهر و نشانه‌های ظاهری هر شخص می‌تواند بیانگر سر درون او باشد یا نه انجام گرفته که نتایجی بشرح ذیل داشته است.

بر این اساس، مشخص گردیده که هر آنچه خانمها در ظاهرشان و بخصوص در صورتشان عیان است، از درون آنها و روان آنها حکایت دارد. مثلا اگر خانمی در ظاهر متدین است، پس واقعا متدین است و یا اینکه اگر خانمی در ظاهر خوشبخت است و دم از خوش شانسی می‌زند، واقعا و بی تردید خوش بخت است. اما در مورد مردان؛ آقایان مانند کتابهایی ناگشوده می‌مانند که باید مدت زمانی طول بکشد تا تمام کتاب خوانده شده و پی به منظور نویسنده برد و نمی‌توان با یک نظر فهمید که مرد مورد نظر چگونه مردیست.

این در حالیست که بعضی مردم بر این باورند که جامعه، افراد را به سمت گرایشها و رفتارهایشان سوق می‌دهد. مثلا مدل موی خانمها و یا مدل لباس پوشیدن بعضی افراد. مثلا خانمی با موهایی ژولیده و یا مردی با شلواری پاره راه می‌رود که اینها شاید مد جامعه باشند.

در راستای این تحقیقات از ۱۰۰۰ خانم درخواست شد تا تصویری از خودشان بهمراه فرمی که باید مشخصاتی از قبیل رفتارهای شخصیتی، باورها و اعتقادات و … را در آن می‌نوشتند برای محققان ارسال شود. سپس گروه تحقیق تصاویر افرادی را که مشخصاتشان تقریبا شبیه هم بود جدا کرده و در وب سایتی قرار دادند، آنگاه قریب به ۶۵۰۰ نفر برای اینکه حدس بزنند که هر چهره بیانگر چه مشخصات درونی است به سایت وارد شدند.

جالب اینجا بود که ۷۰% از افراد، خانم‌های خوشبخت و خوش شانس را از روی تصویر درست حدس زده بودند. همچنین ۷۳% خانم‌های متدین و معتقد به دین و ۴۵% خانم‌های قابل اعتماد و امین را درست تشخیص داده بودند. این در حالی است که آنها نتوانسته بودند خانمهای شوخ طبع و بامزه را از روی تصویر درست حدس بزنند.

با این حال چهره آقایان نمی‌تواند بیانگر آنچه را که آنها در درون خود می‌گذرانند باشد. مثلا در تحقیقی دیگر مشخص شد که افراد، بجز چهره مردان خوش شانس و خوشبخت که فقط ۲۲% صحیح حدس زده بودند، نتوانسته بودند چیز دیگری را تشخیص دهند.

ریچارد وایزمن استاد دانشگاه هرتفوردشر به اتفاق راب جنکینز از دانشگاه گلاسکو، افرادی که این تحقیقات را انجام داده‌اند، می‌گویند دلایل بسیاری برای مطالب فوق می‌تواند وجود داشته باشد از جمله :

شاید چهره خانمها واقعا دربر دارنده اطلاعاتی از شخصیت آنان باشد. شاید هم افرادی که وارد سایت شده و گمانه زنی نموده‌اند نابجا حدس زده و یا اینکه از روی اذیت اشتباها انجام داده‌اند. همچنین شاید خانمهایی که تصویر و مشخصاتشان را ارسال نموده‌اند خیلی با تفکر و‌اندیشه در مورد تصویرشان، اینکار را انجام داده‌اند.

اما از تحقیقات قبلی سایر محققان اینطور بر می‌آید که افرادی که دارای چهره‌هایی جذاب و پر انرژی هستند، غالبا افرادی موفق، خوشبخت، سالم، باهوش و کارآمد می‌باشند. همچنین افرادی با صورتهای بزرگ تر، معمولا دارای شخصیت مردانه و زمخت‌تری هستند تا سایر افراد.
تحقیقی دیگر نیز در این زمینه نشان داده است که پسرانی که چهره‌های کودکانه‌ای دارند، معمولا پرخاشخوتر بوده و به مراتب بالای تحصیلی نیز نائل خواهند شد.

Bauokstoney
Saturday 15 May 2010-1, 01:12 PM
حجاب قدیمی شده!!




در آخرین سفر حج پیامبر اسلام(ص) که به حج وداع معروف شده، تعداد زیادی از مسلمان ها ایشان را همراهی می کردند و طبیعتاً از فرصت به وجود آمده برای پرسش سؤال هایشان از آن حضرت(ص) بهره می بردند. در این بین یکی از زنهای مسلمان خدمت ایشان رفت تا مطلبی از ایشان بپرسد. در همین حال یکی از یاران پیامبر(ص) به نام فضل بن عباس پشت سر ایشان نشسته بود. پیامبر(ص) در حالی که به سؤال آن زن جواب می دادند متوجه شدند نگاه آن زن و فضل به هم گره خورده و چشم به چشم هم دوخته اند. حضرت(ص) به آرامی برگشتند و دستشان را روی گونه ی فضل گذاشته و با مهربانی صورت او را برگرداندند و فرمودند: « یک زن جوان و یک مرد جوان؛ میترسم شیطان هم این وسط جای پایی باز کند. »

یکی از مسائلی که در چند دهه ی اخیر در کشورهای اسلامی و از جمله ایران، بسیار مورد کنکاش و توجه قرار گرفته، بحث روابط زن و مرد و به تبع آن بحث حجاب و پوشش بانوان است. ویژگی های خاص این موضوع و تأثیر نتایج آن برعموم مردم، باعث شده این مباحث از حوزه ی کارشناسی و نقادی اندیشمندان و روشنفکران خارج شده و عموم مردم در باره ی آن صحبت و تبادل نظر کنند. طبیعی است که گروهی، مخالف حجاب و پوشش زن و طرفدار آزادی روابط زن و مرد هستند و گروه دیگر موافق حجاب و پوشیده بودن زنان و طرفدار ایجاد محدودیت در روابط زن و مرد نامحرم هستند و هر گروه برای اثبات نظرات شان، دلایلی می آورند.
یک زن جوان و یک مرد جوان؛ میترسم شیطان هم این وسط جای پایی باز کند.

اکثر دلایلی که از سوی مخالفان حجاب و پوشش زنان مطرح می شود را می توان به دو بخش تقسیم کرد: 1 - بحث حجاب زن و پوشیده بودن او و ایجاد محدودیت در روابط زن و مرد و دستوراتی که توسط قرآن و پیامبر(ص) برای مردم آمده، مربوط به اعراب بدوی و بدون تمدن و خشن و بی فرهنگ آن روز است و امروزه با توجه به شرایط جامعه و رشد علم و تکنولوژی و فرهنگ عمومی مردم، هیچ ضرورتی برای رعایت این احکام وجود ندارد.

2 - اگر زمانی زن ومرد در پوشش و لباس محدودیتی نداشته باشند و بتوانند هر طور که بخواهند لباس بپوشند و همچنین محدودیت روابط بین آنها برداشته شود و هر مرد و زن نامحرمی بتوانند آزادانه و حتی بدون نگاه منفی از سوی جامعه با هم رفاقت کنند ، این روابط و رفاقت ها به تدریج برای زنان و مردان عادی می شود از حالت هیجانات جنسی آن کاسته خواهد شد. طوری که پس از مدتی، رفاقت و دوستی مردان و زنان با هم، مثل دوستی دو مرد یا یا دو زن با هم خواهد شد و زن و مرد نامحرم در حالی با هم تعامل و ارتباط خواهند داشت که هیچ قصد و غرضی لذت جویی بینشان وجود نداشته باشد.

از آنجا که طرح این دو مطلب و مخصوصاً استدلال دوم، به تدریج در جامعه رو به افزایش است، تصمیم گرفتیم به طور بسیار اجمالی و در یک مقاله این دو موضوع را بررسی نمائیم.

قبل از اینکه مستقیماً به شبهه ها و سؤالات فوق پاسخ بدهم. لازم است دو نکته اساسی را ذکر کنم. یکی اینکه توجه داشته باشید بحث پوشش و حجاب زنان و کیفیت حضور آنان در جامعه، یک بحث زنانه و بی ارتباط به مردها نیست. هرچند به ظاهر مخاطب این مباحث فقط بانوان هستند و معمولاً مسئله به این صورت طرح می شود که آیا خوب است زن، پوشیده و با حجاب باشد یا باید آزادانه و هر طور راحت است و حتی نیمه برهنه در جامعه ظاهر شود؟ برخی هم با لحن دلسوزانه چنین مطرح می کنند که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محدود ؟ اما باید توجه داشت که تبعات این مبحث و هر نتیجه ای که از آن گرفته شود مستقیماً به مردها هم مربوط خواهد شد. به همین دلیل است که بیشتر کسانی که سردمدار و محرک جریان های آزادی روابط زن و مرد می باشند ، مردها بوده اند. فروید و برتراند راسل و بسیاری مردهای دیگر در این راه بیش از حد نیرو گذاشته اند و تقریباً هیچ زنی در این عرصه به اندازه مردها تلاش نکرده . چون واقعیت امر آنست که آن کسی که از آزادی بی قید و شرط و نامحدود روابط زن و مرد نفع می برد ، مرد است. دومین نکته ای که لازم است به آن توجه شود این است که بحث حجاب و پوشش یک بحث مقدمه ای و ابتدائی است. هر چند ظاهراً عمده ی مباحثات و حرف ها، درباره ی حجاب و پوشش است ولی عمق مطلب و حقیقت و ایستگاه آخر این موضوع ، آزادی یا محددیت در روابط زن و مرد است. یعنی پوشیده و محجبه بودن زن، باعث ایجاد محدودیت در روابط او با مردهای غریبه می شود و خواه ناخواه بی حجابی و آزادی در نوع آرایش و احیاناً برهنگی قسمتی از بدن زن، باعث ایجاد روابط بی قید و شرط زن و مرد خواهد شد، هر چند عده ای تلاش می کنند آن را انکار کنند.

Bauokstoney
Saturday 15 May 2010-1, 01:13 PM
حجاب بي حجاب چون...



قبل از مطالعه ي اين مطلب ،خواندن مقاله ي قبل با عنوان « حجاب قديمي شده » الزامي است!!!

گفتيم که بيشتر دلايل مخالفين حجاب و پوشش بانوان را مي توان دردو بخش خلاصه کرد:

اولين مطلبي که عنوان مي شود اين است که در قرن اتم و فضا و اينترنت، نمي توان و نبايد به احکام و دستوراتي که براي بانوان در چهارده قرن پيش و بين قبايل عقب مانده و بي فرهنگ بدوي اعراب آمده است، عمل کرد.

البته چنين استدلالي فقط در مورد احکام حجاب و روابط زن و مرد ، مورد استفاده قرار نمي گيرد. بلکه افراد با طرح چنين تفاوت هايي بين زمان حال و قرن ها پيش، بازنگري در بسياري از احکام و دستورات اسلام را لازم مي دانند. بديهي است که انسان از نظر علم و فناوري به پيشرفت هاي عظيمي نائل شده و طبعاً هيچکس منکر لزوم تطبيق و بهره گيري از عنصر زمان و مکان و تغيير شرايط در صدور احکام دين نيست. اما در اينگونه موارد لازم است به يک نکته توجه داشت.



پيشرفت علم، يعني انسان امروز، مواد و موجودات اطراف خود و همچنين قوانين عالم را تا حدي شناخته و از آنها به نفع خودش استفاده برده. جاذبه ي زمين، نيروي گريز از مرکز، وراثت، مهار انرژي ها و غيره، بخشي از قوانين عالم هستند که انسان به تدريج آنها را شناخته و از آنها بهره مند مي شود. ولي با وجود اين همه پيشرفت و رشد علمي، انسان هنوز نتوانسته قوانين عالم خلقت را تغيير دهد. چرا که قوانين عالم، تغيير ناپذيرند و با گذشت زمان و پيشرفت بشر تغيير نمي کنند.

قوانين عالم، تغيير ناپذيرند و با گذشت زمان و پيشرفت بشر تغيير نمي کنند.

بديهي است که اين قوانين صرفاً به علومي مثل فيزيک و شيمي و رياضي خلاصه نمي شود. و در همه ي ابعاد جهان آفرينش وجود دارند، از جمله ي آن ها خصلت ها و خصوصياتي است که در وجود انسانها قرار داده شده که هر کدام از اين ويژگي ها کارکرد خاص خود را دارند. مثلاً انسان هم مثل همه ي جانداران براي بقا، نيازمند به تغذيه است. و علم با همه ي پيشرفتي که داشته نتوانسته نياز به تغذيه را در وجود انسان از بين ببرد. ممکن است شکل و اندازه غذا را تغيير داده باشد و مثلاً گاهي با قرص و سرم و آمپول مواد را به بدن برساند ولي نتوانسته در اصل ماجرا تغييري به وجود آورد.



از جمله اين خصوصيات، وجود غريزه ي جنسي در انسانهاست و علت وجود چنين غريزه اي، لزوم زاد و ولد و بقاي نوع آنهاست. براساس همين غريزه، زن و مرد نسبت به هم جاذبه و تمايل دارند. البته نوع تمايل و جاذبه مرد نسبت به زن، تفاوت دارد با نوع تمايل و جاذبه زن نسبت به مرد و هر کدام از آنها نگاه متفاوتي به ديگري دارد. در طبيعت و سرشت زن، ميل به جلب توجه و دلبري و تصاحب قلب مرد قرار داده شده و در طبيعت و سرشت مرد ، ميل به تصاحب و کامجويي از زن نهفته شده. وجود اين خصلت ها در زن و مرد به گذشت زمان و دوران شترسواري و بيابان نشيني و يا دوران اينترنت و اتم و ليزر ربطي ندارد. تا وقتي که زن، زن است و خصلت هاي زنانه دارد و مرد، مرد است و خصلت هاي مردانه دارد و تا وقتي غريزه هاي طبيعي در وجود انسانها زنده است، تمايل و جاذبه بين زن و مرد برقرار است.



از نظر اسلام ، انسان براي رسيدن به هدف هاي متعالي خلق شده و در وجودش ابزار رسيدن به اين هدف هاي عالي قرار دارد. مثل تمايل انسان به رشد و پيشرفت و نارضايتي از رکود و عقب ماندگي، علاقه به زيبايي، ميل به خوشبختي و آرامش. جاذبه نسبت به خوبي و خير و فضايل اخلاقي، تنفر از اسارات و انزجار از تحقير و بعضي خصلت هاي ديگر که در وجود همه ي انسانها در هر جاي دنيا، قرار دارد. و توجه به اين خصلت ها و ويژگي ها باعث رشد و تعالي انسان خواهد شد.

اگر انسان همه ي فکر و ذکرش رسيدگي به نيازهاي جسمي و غريزي اش باشد، از رسيدن به اهداف عالي و متعالي باز مي ماند و از طرف ديگر نمي تواند اين نيازها را ناديده بگيرد.

اما از طرف ديگر ، انسان به حکم اينکه يک موجود زنده است ، نيازهاي جسماني هم دارد. مثل نياز به تغذيه و لزوم استراحت و برخوردداري از لذت هاي جنسي. اگر انسان همه ي فکر و ذکرش رسيدگي به نيازهاي جسمي و غريزي اش باشد ، از رسيدن به اهداف عالي و متعالي باز مي ماند و از طرف ديگر نمي تواند اين نيازها را ناديده بگيرد. به همين دليل اسلام براي رسيدن به هر دو جنبه ي وجودي انسان (رشد خصلت هاي عالي انساني و تأمين سلامت و نيازهاي بدن) راهکارهايي را ارائه کرده. از نظر اسلام، انسان موظف است به ميزان لازم تغذيه داشته باشد و در حد نياز استراحت کند و در حد اعتدال کامجويي جنسي داشته باشد.



بنابراين مردان و زنان، فقط در محيط خانواده و در کادر قانون ازدواج و همراه با پذيرش بعضي تعهدات نسبت به هم، مي توانند از همسران شرعي خود کامجويي کنند. و هر کدام از آنها، از اينکه در خارج از کانون خانواده در جستجوي کاميابي باشند ، منع شده اند . مهم ترين روشي که باعث مي شود چنين حد و اندازه اي رعايت شود، اينست که زنان و مردان مراقب نگاه هايشان باشند و زنان با ظاهر ساده و پوشاندن بدن، طوريکه باعث تحريک مردان نامحرم نشوند در جامعه حاضر شوند و هر مرد و زني از انجام هر کاري که باعث تهييج و تحريک ديگري شود ، حتي نگاه خيره به هم منع شده اند. (به داستان اول مقاله رجوع کنيد) زنان براي جلب توجه مردان، در معابر عمومي آرايش مي کنند و يا لباس هايي مي پوشند که قسمتي از بدن را برهنه بگذارد و يا لباس هايشان را به رنگ غيرمتعارف انتخاب مي کنند. هر چند بعضي ها بسيار تلاش مي کنند اين موضوع را انکار نمايند.

انجام چنين رفتاري به هر شکل و در هر عصر و زماني که باشد و در هر دوره ي تمدني بشر، باعث مي شود کامجويي انسانها از محيط خانواده خارج شود.