PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گنج یابی و کشف عتیقه ها



صفحه ها : [1] 2 3 4 5 6

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:10 PM
گنج یابی و کشف عتیقه ها
:icon_pf(46):

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:11 PM
گورستانها و انواع قبرها

از بهترین جای آن شروع میکنیم که گورستان گبریان است.
خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.
گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.
حال میخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوع دفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد و مدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلث بوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.
در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.
در بسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگی به پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسی مانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بی بضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمند نیست.
نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچ چیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند و تازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.
قبرهایی نیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری از ایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.
بسیاری از خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهای دیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.
بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.
یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.
جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.
وقتی در جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفن میکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجود میباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزار کشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.
در گذشته ما گورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی که وبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. در همینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری را میشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست و حتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را از استخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.
همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.
جنازه هایی که در غارها و ذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد و جنازه هایی که در کوهستانها میباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.
هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.
در هر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که باید نتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیر است.
اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. در بسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آن چهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.
در ایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت است و میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبر یهودیان دارای فلش است).a
و مطلب آخر در مورد کسانی که به حفاری میروند و میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یک جنازه مومیایی پیدا کرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که درش طابوت طلا یا نقره یا سنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کم اینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردند و آن را آنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنین دزدان نتوانند گزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه ها حتماٌ اموال فراوان وجود دارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازه اربابشان زنده به گور میکردند. پس اگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدون اموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:11 PM
درخت و انواع آن:


در ایران انواع مختلف درخت وجود دارد.
در گذشته درختانی که عمر طولانی داشتند برای نشانه استفاده میشدند و در بیشتر جاهایی که اموال گذاشته می شد درختی هم کاشته می شد که بعدها پیدا کردن جا راحت باشد.
درختانی که بیشتر برای اینکار استفاده می شد به ترتیب زیر میباشد.
بوته گز که در حدود شش هزار سال عمر میکند.
درخت سرو که در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد.
درخت داغداغان که در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست.
درخت آزاد که دو هزار سال عمر میکند و در جنگلهای شمالی ایران به وفور یافت میشود.
درخت چنار که حدود هفتصد سال عمر میکند و پس از آن هر سال یک بار خود کشی میکند و خود را میسوزاند تا از بین برود که این خود سوزی هم چندین سال طول میکشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح که حدود نهصد سال قدمت دارد.
درخت نارون حدود پانصد سال عمر میکند.
درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میکند.

درخت زالزالک ودرخت توت وحشی هم عمرشان زیاد و بیشتر در آذربایجان به عنوان نماد بکار رفته اند.
درختهایی با عمر طولانی اکثرا نشانه بار است و بار هر کدام از آنها با دیگری متفاوت است به فرض اموالی که در نزدکی بوته گز یافت میشود با اموالی که در کنار سرو یافت میشود همیشه متفاوت بوده است.
اینم یک مطلب در مورد درختان
ممکنه درختانی از قلم افتاده باشند ، ذهنم اینقدر یاری کرد ، به بزرگی خودتون ببخشید.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:11 PM
گنج نامه ها
گنج نامه کتابهایی بوده است که حاوی مکانهایی است که در آنجا گنجی دفن میباشد.
تمام کسانی که صاحب گنج نامه بوده اند همه دارای علوم غریبه و علوم قدیمی میباشند.
تعدادی از گنج نامه ها به شرح زیر است: گنج نامه الوان هندی ، گنج نامه احمد وزیر ، گنج نامه ملاصدرا ، گنج نامه قائم مقام فرهانی ، گنج نامه میرزا مکتب خان تبریزی ، گنج نامه باگواس و گنج نامه شیخ بها (که به دو خط شجر ایستاده و شجر خوابیده نوشته شده است).
همچنین موبدان قبل از اسلام همگی دارای گنج نامه بوده اند. چون همگی آنها در زمان خودشان امانت دار بوده اند و از اموال مردم حفاظت میکردند. موبدان خود به دو قسمت تقسیم میشوند. اول موبد که اموال مردم نزد آنها به امانت گذاشته میشده است. و موبد موبدان که از اموال درباریان و پادشاهان حفاظت میکردند و نقش امین و کاتب شاهان را نیز بر عهده داشتند.
به همین دلیل است که قبر موبد موبدان همیشه بارهای نفیسی در خود دارد و جزو قبرهای بسیار با ارزش است.
گنج نامه ها چه آنهایی که توسط اشخاص نوشته شده است و چه آنهایی که موبدان آنها را نوشته اند همگی به رمز است و طلسمات سنگینی نیز دارند و چون افرادی که این گنج نامه ها را نوشته اند به علوم غریبه آشنا بوده اند رموز سنگینی برای گنج نامه ها گذاشته اند و ترجمه آنها کار استادانی است که به خط شناسی و طلسمات آگاهی کامل داشته باشند.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:12 PM
گنج نامه ها
گنج نامه ها اکثرا روی سنگ است و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم که درباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنج نامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.
بیشتر نوشته های روی پوست را داغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بین نمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.
بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست با خون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوب میشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.
پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغی میشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوست رو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جای مناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشک یا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوای کمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.
ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میسده است.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:13 PM
طبیعی ، مومیائی ، شیمیائی
یکی از مسائلی که در محافل حفاری بسیار رایج است و تمام شما نیز چیزهائی در ارتباط با آن شنیده اید یا فیلمهای در ارتباط با آن دیدهاید جسد مومیائی است که ریشه آن در مصر باستان هست و مردم ما به اشتباه فکر میکنند در ایران هم به وفور یافت میشود ، در صورتی که اینطور نیست.
در ایران تعداد کمی مومیائی وجود دارد که آن هم متعلق به دوران هخامنشیان هست.
وقتی ایران مصر را شکست داد و آنجا را به کشور پهناور ایران ضمیمه کرد ، دخترانی زیبا از درباریان مصر به ایران آورده شدند و با درباریان ایرانی وصلت کردند که هر کدام از این زنها که میمردند به رسم خودشان در ایران مومیائی میشدند.
ولی هیچ پادشاه یا درباریان ایران ِ باستان در اینجا مومیائی نشدند.
ایرانیان تکنیکی داشتند بسیار پیشرفته تر از مصریان که به آن در اصطلاح امروز شیمیائی میکویند و جنازه کاملا ّ سالم میماند انگار که همین دیروز مرده است و پادشاهان و سرداران و درباریان ایرانی که مرده اند شیمیائی شدند.
در زمانهای قدیم ایرانیان باستان خاک شناسانی داشتند که از تبحر و علم بالائی برخوردار بودند و خاکهای مناطق مختلف را برسی میکردند.
همه ما میدانیم که وقتی کسی از دنیا میرود و او را به خاک می سپارند بعد از چند روز چیزی از بدن آن شخص باقی نمی ماند جز استخوان و به اصطلاح امروزی میگوئیم تجزیه شد. تجزیه شدن کاری است که موجودات در خاک انجام میدهند مثل مورچه یا هر جاندار دیگر که گوشت و کلیه اعضای داخلی انسان را میخورد.
خاک شناسان ایران باستان توانسته بودند خاکهائی را پیدا کنند که به هیچ عنوان موجودات به آن خاکها نزدیک نشوند و به خاطر نوع و جنس خاک از گزند کلیه جانوران در امان باشد. وقتی شخصی را در جائی به خاک می سپردند که خاک آن از این نوع خاص بود ، بدن افراد به هیچ عنوان تجزیه نمی شد و برای همیشه سالم می ماند که این تکنیک خود نوعی سالم نگه داشتن اجساد بود.
اگه رفتید جائی حفاری و قبری را شکافتید و به یک چنین مسئله ای برخوردید نه بترسید نه فکر کنید که حتماّ باید به بار برسید. چون احتمالا وقتی قبر بغل ان را نیز بشکافید به همچین مسئله ای بر می خورید و این به خاطر خاک آن منطقه می باشد.
چه بسیار هستند خاک هائی که ظرف چند روز جسد را تجزیه میکنند و خاکهائی که سالها زمان میبرد تا یک جسد کاملا تجزیه شود و خاکهائی که دانشمندان باستانی ما کشف کردند که جنازه در آن به هیچ عنوان تجزیه نمیشود. و مثل روز اول سالم میماند.
در ارتباط با اجساد مومیائی مطلبی برایتان بنویسم که اطلاعت شما در رابطه با این مسئله بیشتر شود.
کلاّ سه کشور در دنیا اجساد را مومیائی میکرد
۱- مصر باستان که خود به دو صورت این کار را انجام میداد
2- هند که البته جزئی از ایران بود
3- ایران که در این کار توفقی کسب نکرد و موفق نشد
در مصر باستان به دو صورت اجساد را مومیائی میکردن اول طبقه مرفه و دوم طبقه متوسط. طبقه متوسط را شکمشان را باز میکردن و توی آن را خالی میکردند و در سر سوراخی درست میکردند و مغز را از آن در می آوردند و جسد را مومیائی میکردند. ولی طبقه اشراف و پول دار به این صورت بود که کلیه اعضای داخلی بدن را از معقد در میآوردند و مغز را از بینی و بعد جنازه را شش ماه در آب نمک می گذاشتند و چربی های آن را کاملا آب می کردند و سپس جسد را مومیائی میکردند. در کنار اجساد مومیائی مصری کنیزان و نوکران و سگ و گربه خانگی و هر چیزی که صاحب جسد به آن تعلق خاطری داشت را با جسد مومیائی و دفن میکردند که در زندگی پس از مرگ مشکلی نداشته باشد.
هندی ها نیز اجساد را مومیائی میکردند ولی به دلیل مصرف ادویه فراوان در هند اجساد مومیائی شده کیفیت مطلوبی ندارند.
در ایران به علت نبودن آن نمک خاص و گیاهان خاص برای مومیائی کردن اجساد موفقیتی حاصل نشد و ایرانیان به تکنیک شیمیائی کردن اجساد پرداختند که اجساد بسیار سالم تر از مومیائی میماند. ( تقریباّ کاملاّ سالم و مثل روز اول)
وقتی یک جسد را شیمیائی میکنند سالها مو و ناخن های دست و پا رشد میکنند تا به نقطۀ ایست رشد برسند.
شمیائی کردن اجساد به این روش بود که در آن زمان ایرانیان باستان رادیواکتیو را شناخته بودند و با استفاده از سنگ رادیو اگتیو که آن را به صورت پودر در می آوردند و روی جسد می پاشیدند و جیوۀ سرخی که دانشمندان آن زمان توانسته بودند تولید کنند به شیمیائی کردن اجساد می پرداختند . فکر کنم این توضیحات در مود اجساد مومیائی و شیمیائی و خاکهای شناخته شده که اجساد را کاملاّ سالم نگه میدارد کافی باشد.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:13 PM
اکسیر

اکسیر را دانشمندان یونانی و دانشمندان ایرانی ساختند و نوعی دارو محسوب می شد که البته در دسترس کلیه مردم وجود نداشت.اکسیر بیشتر از گیاهان و گاهی اوقات چیزهائی از حیوانات هم به آن اضافه می شده است.
اکسیر به صورت دو قلو هست یعنی نر و ماده دارد و هر کدام به تنهائی به هیچ دردی نمی خورند و باید با فرمول دقیق با هم مخلوط شوند تا کارایی داشته باشند.
اکسیر اکثرا در شیشه هست و درب آن با ساروج پلمپ گردیده است و اگر کسی آگاهی نداشته باشد و درب آن را باز کند ظرف چند دقیقه فاسد می شود. و کسی می تواند از آن استفاده کند که علم مصرف آن را داشته باشد.
هر نوع از اکسیر فقط برای درمان امراض خود ساخته شده است و هیچکدام بدرد کاری جز فرمول خود نمی خورد. مثلا وقتی شما اکسیر دندان دارید و بعد از صد سال دندانهایتان ریخته است می توانید با مصرف آن دوباره دندان در بیاورید و سالهای زیاد با دندانهای جدید زندگی کنید.
اکسیر اعظم بزرگترین یافته دانشمندان آن زمان بود که با داشتن آن میتوان هیچ وقت به مرگ طبیعی یا مریضی فکر نکرد چون با استفاده از آن انسان نه مریض میشود نه میمیرد.
افراد زیادی اکسیر اعظم را خوردند و عمری طولانی پیدا کردند مانند نمرود که ششصد سال عمر کرد و باعث مرگش نیز خودش شد وگرنه خیلی بیشتر از اینها عمر میکرد.
اینطور نیست که فکر کنیم هر کسی اکسیر دارد عمر جاودان میکند ، بلکه تا وقتی که اکسیر برای خوردن دارد مرگ به سراغش نمیآید.
بعضی وقتها میبینیم یا میشنویم که در یک دهات مردی یا زنی عمرش به صدو پنجاه سال رسید یا بیشتر. همه به اشتباه میگویند که چون در دهات و جای خوش آب و هوا هست و چیزهای طبیعی می خورد اینچنین عمری طولانی دارد ولی تا به حال کسی پرسیده است که چرا بقیه اهالی آن دهات یک چنین عمری ندارند؟؟
دلیل عمر طولانی آن مرد خوبی آب و هوا یا خوردن چیزهای سالم و مقوی نیست.
این مرد نا خواسته و بدون اینکه خود بداند یکی از مواد تشکیل دهنده اکسیر را خورده است. شاید در کوه یا بیابان نوعی علف که حتی خود نفهمیده که این گیاه در میان ناهار یا عصرانه آن مرد بوده است. و به این صورت عمری طولانی یافته است.
مقدار اکسیر بسیار محدود است و تعداد انگشت شماری از دانشمندان قدیم موفق به ساخت آن شده اند. یکی از این دانشمندان بزرگ سندوس طبیب بود که در دربار اردشیر دراز دست خدمت میکرد و روایت است که هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشیر در جایی بدون اینکه کسی او را بسناسد مشعول زندگی شد.
خیلی ها سعی کردند اکسیر تقلبی را در بازار های حفاری بفروش برسانند ولی بر عکس این که همه فکر میکنند شناخت اکسیر تقلبی بسیار سخت است و می توانند از این را شیادی کنند و مردم را گول بزنند ، شناخت اکسیر اصل بسیار راحت است و اگر راهش را بلد باشی و کور هم باشی میتوانی تشخیص بدهی که این اصل است یا تقلبی.
بعضی ها می گویند که اگر اکسیر وجود داشته باشد بعد از کشف آن می توان در آزمایشگاهای مجهز از روی آن ساخت و دیگر مرگ معنی ندارد. در صورتی که اینطور نیست ، همه ما میدانیم که در طول زمان بسیاری از حیوانات و گیاهان که در گذشته وجود داشته اند درگر وجود ندارند و نسل آنها از بین رفته است. پس شاید بتوان اکسیر را تفکیک کرد و مواد تشکیل دهنده آن را شناخت که تازه این هم امکان ندارد ولی بفرض این که بشود باید دید آیا این گیاهان هنوز هم وجود خارجی دارند یا از بین رفته اند؟ (خدا میداند).

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:14 PM
ساروج
در زمانهای قدیم که چیزی به نام بتون وجود نداشت ، برای ساختن جاهای مستحکم از موادی به نام ساروج استفاده می شد. امروزه به اشتباه مردم فکر میکنند که ساروج برای نگهداری عتیقه بوده است در صورتی که اینطور نیست.
ساروج برای پل سازی ، ساخت قلعه های محکم ، سد سازی ، و راه برای آب و نگهداری عتیقه و بسیاری از این مواری استفاده می شده است.
ساروج انواع مختلف دارد که محکمترین آن به ترتیب از ساروج سیاه شروع میشود و بعد از آن ساروج سفید و ساروج طوسی و ساروج کرم است. بعضی از ساروجها با موادی بنام سیلکس و بعضی با سرب و مس ذوب شده درست می شدند. اینها استقامت ساروج و محکمی آن را بالا میبرد.
در ساروجهایی که برای جلوگیری از نفوذ آب ساخته میشد از پشم شتر و موی بز استفاده میشد که ساروج را برای جلوگیری از نفوذ آب مستحکم میکرد.
تا چند سال پیش شصدو دو نوع ساروج شناخته شده است که از این تعداد پنجاه و یک نوع آن بدون اموال (زیر خاکی) میباشد و از باقیمانده انواع ساروج همه دارای طلا نمیباشد. در حفاریهای انجام شده اکثرا از سه نوع ساروج بار طلا بیرون آمده است و الباقی دارای نقره و مفرق و اجناس دیگر بوده اند.
کلیه ساروجها از مواد اصلی زیر درست شده اند.
شن و ماسه ، آهک و سفیده تخم مرغ
مواد دیگری هم به انواع ساروج اضافه میشد که در بالا نام بردیم.
طریقه خرد کردن هرکدام از این ساروجها متفاوت است ولی به طور کلی میتوان آنها را خرد کرد و از بین برد. برای مثال یک الماس را فزض کنید که میخواهید آن را خرد کنید. اگر با پتک هم روی آن بزنید خرد نمیشود ولی اگر بدانید که ضربه را به کجای الماس وارد کنید به راحتی خرد میشود و به قطعات کوچک تقسیم میشود. ساروج هم مانند همین الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد باید بدانید که از کجا شروع به شکستن آن بکنید تا بهتر نتیجه بگیرید.
برای ساخت مواد جهت خرد کردن ساروج باید نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد برای آن نمونه ساخته شود یا اینکه بدانید ساروج شما از چه نوعی است.
از بین بردن ساروجهایی که به صورت عمودی میباشد با استفاده از مواد بسیار سخت تر است ولی نشدنی نیست. اول باید دور جایی را که میخواهیم مواد بریزیم با خمیر گرفته و آن را کاملا آبندی کنیم و بعد از مواد ساروج استفاده کنیم.
حالا که بحث ساروج را تمام کردیم چند خط هم در مورد سنگ برایتان بگویم.
سنگ را نیز اگر از نقطه ضعیف آن کار کنیم به راحتی شکسته میشود و میتوان سنگهای چند تنی را خرد کرد ولی اگر به پست سنگی خوردید که هم قطر داشت هم رگه نداشت که بتوان با قلم و چکش خردش کرد ، باید به روش زیر عمل کنیم.
چند سوراخ در یک امتداد و به فاصله های مشخص در سنگ ایجاد میکنید و در داخل آنها موادی به نام کترا میریزیم (نوع ایرانی آن بهتر از نوع خارجی آن عمل میکند) و بعد با چوب سوراخها را کاملا از نفوذ هوا میپوشانیم و محکم میکنیم. از بست و چهار ساعت تا چهل و هشت ساعت بعد کترا در داخل سوراخ حجم میگیرد و باعث ترک خوردن سنگ میشود و سنگ را خرد میکند.
این مطلب در همینجا به پایان رسید اگه مشکلی داشتید با من در میان بگذارید.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:14 PM
طِلِسم
نوشته‌ای از کلمات و اشکال و ارقام و جداول است که دعانویسان و جادوگران و فال‌بینان، بسته به میزان ماندگاری مورد نظرشان، روی کاغذ و تکه فلز و پوست و حیوانات نقش می‌کنند. تفاوت مهم میان دعا و طلسم این است که دعا را به زبان مرسوم و کامل می‌نویسند، ولی در طلسم کلماتی از دعا را با حروف لایقرایی، خط و نقطه و حروف شکلی می‌نویسند[۱] و به همین دلیل فهم نوشته‌های روی آن برای عوام ممکن نیست.[۲] پاره‌ای بر این باورند که این طلسم بر پایه دعایی که هنگام ساخت آن خوانده شده یا روی آن نوشته شده باشد دارای اثر و توانایی خواهد بود. این واژه از فارسی به دیگر زبان‌ها چون عربی (در عربی طِلَسم و جمعش طلاسم) و انگلیسی (در انگلیسی talisman) راه یافته است.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:15 PM
طلسمات و تله ها

طلسم به معنای توهم هست که اگر بتوانی بر آن قالب شوی ، موفق می شوی و اگر نتوانی بر آن قالب شوی ضربه میخوری.
طلسم به دو قسمت کلی تقسیم میشود:
1-طلسمات قبل از اسلام
2-طلسمات بعد از اسلام

طلسمات قبل از اسلام مانند:
طلسم آتش ، طلسم باد ، طلسم آب ، طلسم رعد و برق ، طلسم اژدها و طلسم شیطان که طلسم شیطان از سخترین طلسمات است و هر کسی نمیتواند به راحتی بر آن غالب شود. طلسمات بعد از اسلام که طلسم مورچه و طلسم رتیل ، طلسم عقرب ، طلسم مار ، طلسم جن تعدادی از آنها هست. بغیر از طلسم شیطان و طلسم اژدها راه گشایی در بقیه طلسمات بسیار ساده است و فقط این دو طلسم خیلی سنگین هست و طلسم شیطان بسیار خطرناک.
کلیه طلسمات شرایطی دارد که با آنها باطل میشود و با دانستن این شرایط کار بسیار آسان میشود.
طلسمهای قبل از اسلام را میتوان با مسائل بعد از اسلام نیز باطل کرد.
بطور مثال بسیاری از طلسمات با ده قاف یا چهل کاف یا شصد قاف باطل میشود.
برای طلسمات دو تا مثال میزنم که بدانیم اصلا با طلسم روبرو شدیم یا نه.
فرض میکنیم در جائی کار مکنیم که به آب خوردیم و کار مشکل میشود.
اگر در آّب رفتیم و بیرون آمدیم و دیدیم خشک هستیم این طلسم است و اگر بیرون آمدیم و خیس بودیم این طلسم نیست بلکه به آب واقعی خوردیم یا در جائی که احساس میکنیم طلسم مار دارد باید یکی از مارها رو بگیریم اگر از دستمان رد شد و نتوانستیم آن را بگیریم طلسم است و اگر توانستیم آن را بگیریم ، این دیگر طلسم نیست.
خوب حالا یک پیش زمینه ای هم در مورد تله ها برای شما بگم.
تله نیز به دو دسته تقسیم میشود.
تله هایی که به آنها بار میدهیم تا عمل کنند و تله هایی که ار آنها بار میگیریم تا عمل کنند.
که هر دو به صورت مکانیکی عمل میکنند.
هر کدام از این دو نوع تله خود به انواع گوناگون تقسیم میشوند که کار کرد همه آنها به همین شکل است.
برای این مبحث بیشتر از این توضیح نمیدم چون خودش یک دنیایی است و می توان چندین کتاب در مورد آن نوشت.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:15 PM
پوست وانواع نوشته ها و نسخه ها
گنج نامه ها اکثرا روی سنگ است و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم که درباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنج نامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.
بیشتر نوشته های روی پوست را داغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بین نمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.
بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست با خون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوب میشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.
پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغی میشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوست رو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جای مناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشک یا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوای کمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.
ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میسده است.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:16 PM
پلها (http://alibey.persianblog.ir/post/65/)
در ایران پلهای بسیاری از نظر تاریخی وجود دارد و این هنر از دیر باز در ایران بوده است. ولی مطلبی که در مورد پلها با موضوع وبلاگ ما سنخیت دارد تعداد این پلها را محدود میکند.

تمام پلهای ایران دارای دفینه نیستند و فقط پلهای مربوط به یک زمان خاص دارای دفینه هستند.در زمان صفویه برای همه کاروان سرا ها و پلهای ساخته شده چند خمر سکه دفن می شد.

پادشاهان این دوران برای اینکه آبادانی مملکت عقب نیفتد و بر اثر حوادث راهها مصدود نشود یا کاروان سرا ها خراب نشود حجمی از طلا را در جایی مشخص در پل یا کاروانسرا میگذاشتند که در صورت نیاز برای مکانهای گفته شده خرج شود و برای همین است که تمام پل ها و کاروان سراهای دوران صفوی اموال دارد. البته در این جاها حفاری بسیار شده است و خیلی از آنها از بین رفته است ولی این را گفتم که در پلهای دیگر و کاروان سراهای دیگر دنبال دفینه نگردید.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:16 PM
پارینه سنگی در ایران
ادوار پارینه سنگی در ایران نیز تقریباً منطبق بر پارینه سنگی دنیاست:
پارینه سنگی قدیم: قبل از ۲۵۰۰۰۰سال قبل
پارینه سنگی میانه: ۲۵۰۰۰۰تا حدود ۴۰۰۰۰سال قبل
پارینه سنگی جدید: ۴۰۰۰۰تا ۱۲۰۰۰سال قبل

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:17 PM
علامت صلیب

بیشتر ما این علامت را درقبرستان مسیحیان میبینیم .میگویند که در دوران مسیحیت این علامت استفاده شده حدود2000 سال پیش اما گاها جاهایی را ما میبینیم که تا 3000 سال قدمت دارند و علامتی بشکل+ مشاهده میشود واین یعنی ...
اما در مکانهای پربار هم این علامت به کار برده شده.
در تفسیر این علامت خیلی باید دقت کرد < چون مهم این است تشخیص دهیم این علامت به مال تعلق دارد یا نشان سنگ مزاراست>
گاهی به معنی اشاره به جای دیگر است: یعنی هر 4 ساق صلیب را اندازه بگیر هر کدام که بزرگتر بود به آن طرف برو.
گاهی آن ساق که کوچکتر است مسیر را نشان میدهد.
اگر هر 4 ساق هم اندازه بود به همانجا اشاره دارد.
خیلی باید دقت کرد .
باید یک کارشناس حتما در کنارتان باشد.
صلیبها به شکلهای خیلی متنوعی طراحی شده اند.
در آذربایجان این صلیبها از دوران بیزانس به یادگار مانده اند.
صلیبها گاهی درکنارشان علامت دومی هم دارند مثل یک+ یا o
که به مامقیاس میدهند.
به سر خاچ باید دقت کنید که بسته باشد.
اگه خاچ ما تکی بود درست است 1-3-5-7-11
بهدنبال مزار باشید.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:19 PM
موکل در حفاری

بخونید تا تو حفاری گمراه نشوید....

اول یک مطلب رو بگم: داشته های هر کسی چه از نظر مالی چه از نظر فکری نشان دهنده تلاش اون شخص در زمینه ای که فعالیت کرده است هست. بگذریم از کسانی که یک شبه پول دار میشن و یا شانس دارند و یا خداوند به آنها عنایت میکند ولی در کل جامعه یک شبه پول دار شدن یا یک شبه عالم شدن به غیر از تقدیر خدا مرسوم نیست.

بعضی از حفار ها هر وقت میخوان به حفاری بروند شخصی رو که موکل دارد و بگفته خودش میتونه زیر زمین رو ببینه (کار دستگاه رو انجام بده) و طلسمات و تله ها رو باطل کنه رو به دنبال خودشون میبرند. و شروع به حفاری میکنند. اون پیر میاد و عین نسخه شما رو در زیر زمین براتون تشریح میکنه بصورتی که باور میکنید که چه چیزی دیده است. حتی تا چین های دامن مجسمه و تعداد مروارید های گردنشو میشمره و بهتون میگه.
اون پیر دروغ نمیگه. با احضار میتوان این کار رو کرد.
کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند میتونند حتی زیر زمین رو توسط موکلشون ببینند و تشریح کنند ولی هیچ وقت انسانهای موفقی در این کار نیستند.
روایات میگن وقتی جنسی یکصد سال در زیر زمین بماند این جنس جزو مهریه عجاین هست. و شما بمن بگوئید کی مهریشو دو دستی تقدیم من و شما میکند؟
تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید.
تعداد کسانی که با موکل بار از زیر زمین بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسانهائی شناخته شده بودند که این کار را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نبوده اند و اون نیز به دستور خداوند انجام شده است.
نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم.
هیچ وقت اگر میخواهید در حفاری موفق شوید علم رو کنار نگذارید و به چیزهائی مانند جادو و موکل بپردازید ، چون نه تنها موفق نمیشید بلکه ضربه هم میبینید.
اگر کسی رو پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس بدید که من هم دستش رو ماچ کنم و هم مرید اون بشم.
حالا یکی از دلائلی که نمیتوان با موکل موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمیدهند دفینه را جا به جا کنید.
دومین مطلب در مورد موکل.
ما موکل رو به دو قسمت کلی تقسیم میکنیم .

اول عنایتی و دوم بدست آوردنی.

موکل عنایتی موکلینی هستند که کلامشان از کسی به شخص دیگر داده میشود یا به صورتهای دیگر به یک فردی این موکل عنایت میشود.
با موکلی که به کسی عنایت شود شاید (شاید) بتوان دفینه ای رو از زیر خاک بیرون آورد که اون هم مطمئن باشید برای موکل نیست و برای این هست که خداوند در بین بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگاه میکند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید. چه بسا اگه موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود.و این کار هم اگر اتفاق بیفتد فقط یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است.

قسمت دوم موکلینی هست که با چله نشینی های فراوان بدست میآورید ، یعنی تلاشی برای بدست آوردن موکل میکنید.
اول این رو اضافه کنم که در این کار شما میخواهی جنی رو به زور دعا به اسارت بگیرید. و هیچ کس دوست نداره به اسارت بره مگر اینکه مجبور بشه و اسیر هر جائی که بتونه ضربه ای وارد کنه این کار رو خواهد کرد.
شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.

برای همین هست که میگم با موکل نمیتوان موفق شد. چون از بنیان تا انتها با مال دنیا منافات داره.
گوش به حرف مردم ندید و اگه کاری برای حفاری دارید با موکل خرابش نکنید.
هیچ چیزی در دنیا جای علم رو نمیگیره و کسانی که میخوان موفق بشن باید با علم دنیا به مال دنیا برسند.
پیر ما یک لشکر موکل داشت که هر چیزی میخواست براش فراهم بود و فقط یک بار با موکلی که به خودش عنایت شده بود توانست موفق شود و پس از چند سال زندگی دنیائی خودش رو به باد داد برای اینکه میخواست به ته این قضیه برسه و بعد هم که به انتهای قضیه رسید، پوسید و گذاشت کنار.
اگه خواستید عمرتون رو تو این راه تلف کنید یک نگاهی به دعا نویسان محلتون بندازید که تازه اینها زرنگاشن که سر مردم رو کلاه میزارن و زندگی خودشون رو میگذرونند.
هیچ وقت فکر نکنید که شما میتونید در این را از طریق اکتسابی به جائی برسید که امکان پذیر نمیباشد.
آخر کار تمام کسانی که میخواهند علم علوم غریبه رو کسب کنند دعا نویسی هست.
اگه خداوند بهت عنایت کرد برو دنبالش ، اگه نه ببوسش و بگذارش کنار.
کلمه عنایت رو هم براتون یک مثال بزنم.
نشونه بارز عنایت پرفسور میرزائی هست که رفت شاولین کنگ فو یاد بگیره و به شائولین راهش ندادند و دو روز جلوی درب شائولین زیر بارون نشست و وقتی برگشت ایران قوی ترین سبک کنگ فو جهان رو به نام کنگ فو توا نوشت و به علوم غریبه کاملا واقف شد. این یعنی عنایت.
کلام آخر رو بگم : با موکل نه موفق میشید نه نتیجه میگیرید. دوزار پول خرج کنید و یک دستگاه حرکت دهیدی تا نتیجه بگیرید. من امتحان کردم . با کسی که واقعا میتونست زیر زمین رو تشریح کنه ولی دریغ از یک سکه مسی بی ارزش. که بشه با موکل در آورد.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:19 PM
گنج یابی

پولدار شدن یک شبه آرزوی هر کسی است. خاصه آنکه در جایی زندگی کنیم که گنج زیر پای هر کسی نهفته باشد.
ایران مهد گنجهای زیرخاکی است. از آثار عتیقه گرفته تا پولهای طلا و نقره نهفته شده در کوزه ها.

آثار باستانی در گذشته به کام فرنگیها بود و پولهای کوزه به کام مردم طالب ثروت.
زمانی که اروپاییان پی به قدمت منطقه خاورمیانه و شرق و غرب بین النهرین بردند، وسوسه کشف آثار باستانی گریبان آنها را گرفت.
میسیونهای مذهبی و نظامیان اروپایی مأمور در ایران از اولین گروههایی بودند که به این امر علاقه نشان دادند.
کاوشهای باستانشناس و دانشمند انگلیسی- لوفتوس- در اواسط قرن نوزدهم در شهر باستانی شوش، شامه تیز فرانسویان را تحریک کرد.
فرانسویان علاقه مند و آشنا به تمدن ایران، هیئتهای مختلفی را گسیل کردند. از شانس آنان دوره، دوره اعطای امتیازنامه یا عصر امتیازات بود و ناصرالدین شاه سردمدار آن.
فرانسویان با دادن پشیزی در سال 1302ق «امتیاز انحصار اکتشاف آثار قدیم در تمام نقاط ایران» را به دولت دادند.
شیرین تر از این نمی شد، کل ممالک محروسه چندین برابر خاک فرانسه بود. ناصرالدین شاه در واقع گوشت را به گربه سپرده بود.
ناصرالدین شاه که به نظر تیزهوش می آمد چونان مردمان حریص بردن هر گونه اثر قدیمی از سنگ و چوب باستانی را مجاز شمرد مگر آنکه از طلا و نقره باشد. از دیدگاه وی طلا و نقره ارزش داشت نه سنگ نبشته حمورابی را که دُر یکتای شوش بود.
فرانسویان با کمال میل این شرط ساده لوحانه را پذیرفتند. در سال 1299 مدرسه لوور پاریس تأسیس شده بود که با امضای این قرارداد در 1302ق شعبه مطالعات فرهنگ ایران آن نیز گشایش یافت و بسیاری از آثار باستانی ایران به این شعبه منتقل شد و دریایی از تمدن ایرانی در آن موج می زند و اکنون نیز غنی تر از موزه های ایرانی است.
خروج بی حساب بسته ها و صندوقهای مالامال از آثار عتیقه که ارزنده تر از طلای ناب بودند از زمان ناصرالدین شاه معمول شد و حتی در سالهای ابتدایی دوران پهلوی نیز ادامه داشت.
مردم عادی در خرابه ها فقط دنبال طلا بودند. و هر از چندی راپورتچی ها، گزارشی از پیدا شدن دفینه ای در شهری دادند. کوزه سکه ای که صاحبان آن از ترس دزد و مأمور حکومتی در حیاط خانه یا دیوار دفن می کردند و چون فقط خود خبر داشتند با مرگ ناگهانی، خاطره آن را نیز در دل خاک می نهادند. و سرانجام با خراب شدن آن خانه و بنا و یا کند و کاو آدمی علاقه مند محتوای دفینه کشف می شد.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:20 PM
مهره مار چیست ؟

وقتی یک مار نر و یک مار ماده با هم جفت گیری میکنند ، هر کدام یک مهره میاندازند که به آن مهره مار میگویند.
مهره مار از پشت کردن مار نر و ماده افتاده میشود. وقتی این دو مهره را در زیر پوست دست چپ و راست فردی بگذارند میتوان از جمله طرف مهره مار داره استفاده کرد.
وقتی مهره ها گذاشته میشود دستها کمی عفونت میکند و چند روز بعد مهره ها آب میشود و عفونت دست خوب میشود و شخص مانند کذشته خود میشود با این فرق که الان همه دوستش دارن ، بهش احترام میگذارند ، توجه خاصی به او میشود ، هر چیزی که بخواهد فراهم میشود ، هر مطلبی که بگوید گوش میشود و انجام میشود و خلاصه هزار خاصیت دیکر دارد.
برای زنهائی که مهره مار دارند و مرد هائی که مهره مار دارند اسیر کردن هیچ دلی هیچ مشکلی ندارد و فقط کافیست دهن باز کنند و یک کلام بگویند.
خیلی از مردم به اشتباه فکر میکنند و میگویند وقتی که دو مار با هم جفت گیری میکنند دو مهره مارها روی هم میافتد و این دو مهره همان مهره مار است و مار را برای بدست آوردن این دو مهره میکشند که این درست نیست و مهره مار همانی است که من گفتم.
اگر مهره مار واقعی پیدا شود قیمت آن در حدود چهل میلیون تومان است.
همیشه توجه داشته باشید که مهره هائی عمل میکنند که از دو ماری که با هم جفت گیری کرده اند بدست آید. بفرض اگر شما وارد مکانی شوید که جای جفت گیری مارها بوده است مهره مار بسیار است ولی نمیتوان تشخیص داد که کدام اینها با هم جفت است. پس باید هنگام جفت گیری مار حضور داشته باشید و دو مهره را بردارید.
مهره مار به تنهائی کاری انجام نمیدهد و باید به آن ذکری خوانده شود که البته بسیار ساده است و وقتی این مهره ها را داشته باشید خیلی ها میتوانند روی آن ذکر بخوانند.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:21 PM
مقدماتی بر باستانشناسی و کشف دفینه ها :



حالا ببینیم چه زمینه هائی برای موفقیت باید فراهم باشه:
1- اول اینکه آدمهای ورشکسته و گرفتار نمی تونند تو این کار موفق باشن ، شما وقتی میخواهی بری دنبال یک ثروت باد آوردۀ چند میلیاردی باید توان هزینه های کار را داشته باشی.
2- دوم اینکه این کار عجله بر نمیداره و باید صبور بود ممکنه آدم انقدر خوش شانس باشه که همون بار اول به نتیجه برسه و ممکنه این کار سالها طول بکشه.






ایران یکی از پر بار ترین مناطق جهان است از نظر اشیاء قیمتی.

آمار نشون میده که بعد از 2500 سال حفاری در این مملکت هنوز یکصد و هفتاد هزار تن طلا در ایران مدفون هست که هفتاد هزار تن آن در اصفهان و شیراز میباشد.

که البته ممکن هست آمار کلی از این هم فراتر باشه.

جاهای پر بار ایران پس از اصفهان و شیراز عبارت است از:

شمال ایران استان گیلان و مازندران ، استان لرستان ، استان کردستان و استان تهران و آذربایجان شرقی و غربی .

البته این به این منظور نیست که در جاهای دیگر ایران اشیاء عتیقه وجود ندارد ولی به مراتب کمتر از این مکانها هست.

در اکثر مناطق ایران حفاری به صورت گسترده انجام شده و خیلی از نشونه ها و علائم از بین رفته است ولی اگر شما یک حفار خوب باشید همیشه می توانید از کوچکترین علائم بزرگترین نتیجه ها رو بگیرید و خود را به هدف نزدیک کنید.

جاهائی که رفت و آمد سهل هست و کار حفاری انجام دادن راحت ، اکثرا بارهایشان رفته است و جاهائی که کار کردن سخت و راه آن بسیار سخت و خطر ناک هست از نظر حفاری به مراتب سالم تر مانده و کمتر از جاهای دیگر دست خورده و بار آنها کمتر رفته است.

به همین دلیل استان لرستان و کردستان که هم خطر ناک هست هم کوهستانی از نقاط درگر سالم تر مانده.

کتابی به دستم رسیده به نام آثار عجم که مختص جاهای تاریخی شیراز هست. از این کتاب دو جلد به صورت سنگی به چاپ رسیده است که یکی از آن در موزه پاریس و دیگری به رسم امانت نزد من میباشد. این کتاب به هیچ عنوان غیر قانونی نیست و نگهداری آن آزاد است و جزو باستان شناسی محسوب نمیشود. ولی به علت اینکه فقط دو جلد از آن به چاپ رسیده است بسیار ارزشمند هست. در این کتاب کلیه مناطق باستانی و دارای دفینه شیراز نام برده شده است که ممکن است بعیر از تخت جمشید و پاسارگاد بقیه مناطق برای شما نا آشنا باشد. سعی میکنم چند صفحه از این کتاب رو در این وبلاگ بگذارم و سعی مکنم جاهای ارزنده اون رو بنویسم. زحمت کشیدن و به نتیجه رسیدن گردن دوستان عزیز.


منتظر آثار عجم باشید.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:24 PM
مقدمه سنگهای قیمتی


سنگهای قیمتی انواع مختلف دارند.


گاهی اوقات بعضی از سنگهای بسیار با ارزش در طبیعت معادل کم ارزش هم دارند و وقتی افراد نا آگاه که در شناخت سنگ تبحری ندارند به آنها نگاه میکنند به اشتباه سنگ کم ارزش را با سنگ قیمتی اشتباه میگیرند.


شیادان و افرادی سود جو از همین مسئله استفاده میکنند و با آن مردم را گول میزنند.


رشته جواهر شناسی شاخه ای مجزا از باستان شناسی میباشد و علم مربوط به خودش را دارد و بنده نیز اطلاعات کاملی از آن ندارم و ممکن است اشتباه کنم.


به هر حال اگه اشتباهی بود یا کم و کاستی داشت به بزرگی خودتون و بی سوادی من ببخشید.


این مطلب را نوشتم تا بتونید سنگهای نزذیک به سنگهای قیمتی را بشناسید و بدونید که چه سنگهائی نزذیک به رنگ و شکل سنگهای قیمتی هست.





جواهرات و سنگها


سنگ تورمالین : سنگی متبلور به رنگهای زرد ، سرخ ، بنفش که معادن آن در برزیل و برمه و آمریکا و سیبری وجود دارد


سنگ دُر دُر بر دو شکل کلی هست. کوهی و بیابانی و بشکل و رنگ بلور میباشد که دارای تللول میباشد و مروارید یکتا در صدف را هم دُر میگویند


سنگ زمرد یکی از اقسام آلومین به رنگ سبز که از سنگهای قدیمی هست و هر چه پر رنگ تر باشد گرانبها تر است


الماس یکی از سنگهای گرانبها که عبارت است از کربن خالص متبلور و در هندوستان ، برزیل ، آفریقا و برخی از کشورهای دیگر بشکل کریستال در کانها پیدا میشود گاهی بی رنگ و گاهی در رنگهای سبز ، سرخ ، آبی ، صورتی ، و سیاه یافت میشود. نوع بی رنگ آن در ردیف سنگهای گرانبها هست و فراوانتر از رنگهای دیگر میباشد ولی کلیه رنگهای آن گرانبها هستند. الماس هر چه درشت تر و پاک تر باشد گرانبها تر است. الماس همه اجسام را مخطط میکند و فقط با گرده های مخصوص خود صیقلی می شود. نوع صنعتی آن در شیشه بری به کار میرود.


یاقوت نوعی سنگ گرانبها هست که از معدن به دست می آید به رنگ سرخ ، زرد ، کبود ، سبز و سفید. نوع سرخ و شفاف آن بعد از الماس از بهترین سنگهای موجود میباشد و هر چه بزرگتر و خوش رنگ تر باشد گرانبها تر است در فارسی قدیم به آن یاکند هم میگفتند یواقیت جمع یاقوت است. رمانی= یاقوت درشت و سرخ رنگ شبیه انار یاقوت خام کنایه از لب معشوق می باشد.


زبرجد یک قسم آلومین رنگین مانند زمرد به رنگ زرد یا سبز که از سنگهای قدیمی است و در جواهر سازی بکار میرود و مشهور ترین آن سبز رنگ است در آمریکا و برزیل و استرالیا و روسیه یافت میشود


لعل یکی از سنگهای قیمتی به رنگ سرخ مانند یاقوت یک قسم آلومین رنگین است و در طبیعت پیدا میشود لعل بدخشان یکی از معروفترین آنها میباشد


کهربا صمغ برخی از درختان نوع سرو و کاج که از منۀ قدیمه تولید و مانند سنگ سفت و سخت شده و به رنگهای مختلف زرد و سرخ و سفید است و بر اثر مالش خاصیت الکتریسیته پیدا میکند و در 278 درجه حرارت ذوب میشود و سپس به شکل تیره رنگی میسوزد و در آب و الکل و جوهر سقز حل میشود. یکی از اقسام لینیت زغالی است سخت و براق و به خوبی جلا و صیقل پیدا میکند و در جواهر سازی بکار می رود


عقیق یک قسم کوارنز بی شکل به رنگهای مختلف است. نوع مرغوب آن به رنگ سرخ یا آلبالوئی است و مانند سنگهای قیمتی در زینت بکار میرود نوعی از آن که در یمن به دست می آید و سرخ رنگ است معروف به عقیق یمنی یا یمانی است که بیشتر نگین انگشتر میشود و واحدش عقیقه است


فیروزه یکی از سنگهای قیمتی به رنگهای آبی آسمانی که از معدن استخراج میشود و بیشتر نگین انگشتر از آن به دست می آید و در نیشابور و کرمان و فارس و آذربایجان به دست می آید. بهترین آن از معدنی از نیشابور به دست میآید و آن را فیروزه بواسحاقی میگویند.


یشم سنگی است شبیه عقیق یا زبر جد به رنگهای مختلف کبود ، سبز تیره و رنگ صابونی آن نیز یافت میشود.


لاجورد از سنگهای معدنی به رنگ آسمانی یا آبی پر رنگ که سائئده شده آن در نقاشی به کار میرود و در طب قدیم نیز کار برد داشته است. به عربی به آن لازورد میگویند.


مردار سنگ لیتارژ ، جوهر سرب ، جسمی است به رنگ سرخ یا زرد بیستر از سرب و قلعی گرفته میشود برای ساختن مرهم بکار میرود و به آن سنگ مردار هم گفته میشود.


مروارید گوهری است سفید و درخشان که در داخل صدف رشد میکند. وقتی ذره شنی بین صدف و جبه او قرار می گیرد جانور کم کم ماده آهکی بدور آن ذره ترشح میکند و رفته رفته مروارید ساخته میشود. درشتی آن به اندازه دانه خنثی شروع میشود و تا اندازه تخم کبوتر آن وجود دارد و در خلیج فارس و اقیانوس هند صید میشود.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:25 PM
زبانهاي ايران باستان
در پنج هزار سال پيش از ميلاد در منطقه اي ميان روسيه در شرق رود دنيپر و شمال قفقاز و غرب كوهاي اورال قومي زندگي ميكرد كه فرانتس بوپ آلماني آن قوم و زبان آنها را هندواروپايي ناميد. در اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد گروهي از اقوام هندواوپايي كه خود را آريايي مي ناميدند سرزميني را به تصرف در آوردند و آن سرزمين به نام آن قوم ايران ناميده شد.
در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد ايرانيان در شرق ايران در سرزمين هرات و مرو حكومتي تشكيل دادند كه اخبار آن به صورت افسانه اي در بخش پيشداديان و كيانيان در شاهنامه فردوسي به جاي مانده است. در اواخر سده هشتم پيش از ميلاد ، ديوكس دولت ماد را در همدان تاسيس كرد. دولتي كه ديوكس بنيان نهاده بود تابع دولت آشور بود. در اوايل سدۀ هفتم پيش از ميلاد هخامنش در پارسومش (واقع در نزدكي شوش) دولت پارسي هخامنش را تشكيل داد. اين دولت تابع دولت مادها بود. در سال 612 ق.م. هوخشتره مادي با تصرف نينوا (پايتخت آشور) دولت مستقل ماد را تاسيس كرد.
كورش پارسي (از نوادگان هخامنش) در سال 550 ق.م. با غلبه بر آستياگس (آخرين پادشاه ماد) دولت ماد را منقرض و دولت هخامنش را تاسيس كرد.اسكندر مقدوني در سال 331 ق.م. دولت هخامنش را سرنگون كرد.



از آغاز آمدن ايرانيان به اين سرزمين تا سال 331 ق.م. از لحاظ تاريخ زبان فارسي دوره باستان ناميده ميشود.


از سال 1000 تا 700 ق.م. دوره رواج ايران باستان است.


از ايرانيان باستان اثري بر جاي نمانده است. از طريق زبانهايي كه از آن منشعب شد آن را باسازي كردند.


در سده هاي نخستين هزاره اول پيش از ميلاد ، ايرانيان باستان در بخشهاي مختلف ايران به صورتهاي مختلفي در آمد و هر صورت آن زبان مستقلي شد. در ميان زبانهاي منشعب شده از ايرانيان باستان تنها از زبانهاي زير آثاري به جاي مانده است.


زبان سكايي _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي يوناني و لاتيني و هندي به جاي مانده است.


زبان مادي _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي فارسي باستان و يوناني به جاي مانده است.


زبان اوستايي _ كه تنها اثري كه از اين زبان به جاي مانده كتاب اوستاست.


زبان فارسي باستان _ از اين زبان كتيبه هاي شاهان هخامنشي باقي مانده است.


من اولين زبانهايي را كه حروفش را براي شما ميگذارم تا با آن آشنا بشويد زبان اوستايي و زبان فارسي باستان است. كه جزو اولين و مهمترين خطها و زبانهاي باستان است.


بعد از آن در همينجا به مرور كليه زبانها و خط هاي باستاني را برايتان خواهم گذاشت تا بيشتر با تاريخ و گذشته نوشته نشدهء ايران باستان آشنا شويد.


خط اوستایی و تعدادی نوشته به این خط


خط اوستایی (http://i5.tinypic.com/23lzf9t.jpg)


ماه نیاش به خط اوستایی (http://i4.tinypic.com/23lzkv8.jpg)


ترجمه ماه نیاش (http://i5.tinypic.com/23m06ms.jpg)


آبان یشت 1 (http://i5.tinypic.com/23m0a44.jpg)


آبان یشت2 (http://i5.tinypic.com/23m0cbk.jpg)


ترجمه آبان یشت 1 و 2 (http://i3.tinypic.com/23m07mg.jpg)


خط اوستایی تمام شد و خط بعد خط فارسی باستان میباشد.


فارسي باستان زبان قديم مردم پارس بوده است. مهمترين اثر بازمانده از فارسي باستان كتيبه داريوش بزرگ بر كوه بيستون است. از ديگر پادشاهان هخامنشي هم كتيبه هايي به جاي مانده است.


فارسي باستان به الفبايي نوشته شده است كه ميخي ناميده ميشود. علت اين نامگذاري آن است كه حرفهاي اين الفبا به ميخ شبيح است. ظاهراّ داريوش بزرگ دستور داده است كه الفبايي براي فارسي باستان ساخته شود و زبان بدان نوشته شودالفباي فارسي باستان از الفباي اكدي و الفباي اكدي از الفباي سومري گرفته شده است.


اين الفبا 36 حرف دارد و 2 واژه جدا كن و 8 انديشه و نشانه هايي هم براي اعداد.


الفباي فارسي باستان از چپ به راست نوشته ميشود.


خط میخی (http://i1.tinypic.com/23mudjp.jpg)


کتیبه دي پي دي (http://i2.tinypic.com/23mudyt.jpg)


کتیبه داریوش بزرگ (http://i1.tinypic.com/23muemh.jpg)


کتیبه خشایار شاه (http://i4.tinypic.com/23muhig.jpg)


زبان پهلوي اشكاني


پهلوي اشكاني زبان پهله بودكه شامل خراسان و مازندران و جنوب تركمنستان مي شد. در زمان داريوش پدرش استان دار پهله بود در همين سرزمين اشك اول توانست به حكومت يونانيان خاتمه دهد و دولتي تاسيس كند.


اين زبان به سه صورت نوشته مي شده است.


الفباي پهلوي اشكاني


الفباي فارسي ميانه


الفباي مانوي


كه هر سه تاي آن را برايتان مي گذارم.


خط پهلوی اشکانی (http://i6.tinypic.com/23w5dmb.jpg)


نمونه خط پهلوی اشکانی (http://i6.tinypic.com/23w5ojr.jpg)


خط مانوری (http://i4.tinypic.com/23w5v1u.jpg)


نمونه خط مانوری (http://i2.tinypic.com/23w5yfn.jpg)


کتیبه شاهپور در حاجی آباد (http://i3.tinypic.com/23w60sp.jpg)


ترجمه کتیبه شاهپور در حاجی آباد (http://i2.tinypic.com/23w61i1.jpg)


فارسي ميانه


فارسي ميانه دنباله فارسي باستان است كه به اين زبان پهلوي ساساني هم گفته ميشود.


اين زبان در دوران ساساني زبان رسمي ايران بوده است و از آن چهار نوع اثر با چهار نوع الفبا به جاي مانده است.


الف- فارسي ميانه كتيبه اي


ب – فارسي ميانه مسيحي


ج – فارسي ميانه زرتشتي


د- فارسي ميانه ترفاني


كليد ها رو برايتون ميگذارم اگه مشكلي داشتيد با من تماس بگيريد


تا بعد كه خطهاي ديكه رو به ترتيب براتون بگذارم


به اميد اين كه هم از اين سايت چيزي ياد بگيريد هم به كساني كه علاقه مند هستن معرفي كنيد ( گدا بازي در نياريد).

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:26 PM
طلسمات و تله ها

طلسم به معناي توهم هست كه اگر بتواني بر آن قالب شوي ، موفق مي شوي و اگر نتواني

بر آن قالب شوي ضربه ميخوري. طلسم به دو قسمت كلي تقسيم ميشود:

1-طلسمات قبل از اسلام

2-طلسمات بعد از اسلام

طلسمات قبل از اسلام مانند: طلسم آتش ، طلسم باد ، طلسم آب ، طلسم رعد و برق ،

طلسماژدها و طلسم شيطان كه طلسم شيطان از سخترين طلسمات است و هر كسي

نميتواند به راحتي بر آن غالب شود. طلسمات بعد از اسلام كه طلسم مورچه و طلسم

رتيل ، طلسم عقرب ، طلسم مار ، طلسم جن تعدادي از آنها هست. بعير از طلسم شيطان

و طلسم اژدها راه گشايي در بفيه طلسمات بسيار ساده است و فقط اين دو طلسم

خيلي سنگين هست و طلسم شيطان بسيار خطرناك.



كليه طلسمات شرايطي دارد كه با آنها باطل ميشود و با دونستن اين شرايط كار بسيار آسان

ميشود.طلسمهاي قبل از اسلام را ميتوان با مسائل بعد از اسلام نيز باطل كرد. بطور مثال

بسياري از طلسمات با ده قاف يا چهل كاف يا شصد قاف باطل ميشود.

براي طلسمات دو تا مسال ميزنم كه بدانيم اصلا با طلسم روبرو شديم يا نه. فرض ميكنيم

در جائي كار مكنيم كه به آب خورديم و كار مشكل ميشود. اگر در آّب رفتيم و بيرون آمديم

و ديديم خشك هستيم اين طلسم است و اگر بيرون آمديم و خيس بوديم اين طلسم نيست

بلكه به آب واقعي خورديم يا در جائي كه احساس ميكنيم طلسم مار دارد بايد يكي از مارها

رو بگيريم اگر از دستمان رد شد و نتوانستيم آن را بگيريم طلسم است و اگر توانستيم آن را

بگيريم ، اين ديگر طلسم نيست.

خوب حالا يك پيش زمينه اي هم در مورد تله ها براي شما بگم. تله نيز به دو دسته تقسيم

ميشود.

تله هايي كه به آنها بار ميدهيم تا عمل كنند و تله هايي كه ار آنها بار ميگيريم تا عمل كنند.

كه هر دو به صورت مكانيكي عمل ميكنند.

هر كدام از اين دو نوع تله خود به انواع گوناگون تقسيم ميشوند كه كار كرد همه آنها به همين

شكل است.

براي اين مبحث بيشتر از اين توضيح نميدم چون خودش يك دنيايي است و مي توان چندين

كتاب در مورد آن نوشت.


حیوانات


شاید نوشتن این مطلب در قسمت طلسمات درست نباشه ولی به خاطر اینکه مطالب زیر با گفتن ذکرهای مخصوص به واقهیت نزدیک میشود و با ذکر است که میتوان از اعضای بدن حیوانات استفاده کرد و همچنین اگر ذکر آن را بلد نباشی ارزشی نخواهد داشت ، تصمیم گرفتم که مطالب فوق را در قسمت طلسمات بنویسم.


مطلب بسیار گسترده است و هر هفته سعی مکنم مطالب پر باری در همینجا به آن اضافه کنم و در قسمت پیغام مدیر به همه دوستان عزیز نوشته های جدید را معرفی میکنم.


اول حیواناتی که در این زمینه از همه مهمتر هستند رو براتون نام میبرم و به تدریج مطالب این حیوانات را اضافه میکنم.
به ترتیب اولویت مار مهمترین حیوان است و بعد از آن هدهد و بعد از آن جعد و بعد از آن گرگ و کفتار جزو مهمترین حیوانات هستند.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:26 PM
ملکه مارها


اول از مارها براتون بگم.


مارها یک ملکه دارند که بین بیست تا پنجاه سانتیمتر هست و به رنگ سفید و بسیار ضریف و کوچک. به اندازه ای که میتوان به سادگی آن را با دست گرفت و له کرد. ولی به این سادگی هم نه یکم کار داره و اون اینکه ملکه مارها همیشه بر روی پشت یک افعی سوار هست و آن افعی ملکه مارها را از جائی به جائی میبرد. و در تمام ساعات روز و شب از آن حفاضت میکند.


کسی که بتواند این مار کوچک را زنده بگیرد از همه چیز دنیا بی نیاز خواهد شد و کسی که به این مار آسیب رساند قطعا نخواهد توانست که در این دنیا زندگی کند و کشته میشود.


این مار بسیار نادر است و آماری که از دیده شدن این مار وجود دارد از انگشتان دست کمتر است.


وقتی کسی ملکه مارها را به اسارت میگیرد میتواند برای آذادی آن هر چیزی تقاضا کند و مارهای دیگر برای پس گرفتن ملکه خود تقاضای شخص را براورده میسازند. و اگر این مار را به هر صورت از بین ببرید مارها با غریضه خود شما را پیدا و نابود میسازند.


اگه خاطرتون باشه چند سال پیش در شمال ایران یک خانه را مارها تسخیر کردند و صاحب آن را کشتند که حتی رسانه ها هم نشون دادند ولی هیچ کس نتوانست بگوید که هزاران مار از کجا سر از آن خانه در آوردند و دلیل آن چه بود که من امروز برای شما گفتم. و دلیلی نداشت جز از یبن بردین یکی از ملکه های مارها.


حالا از این مار کم یاب بیرون بیائیم و سراغ بقیه مارها برویم.


بزرگترین استفاده کننده از مارها درویشهائی هستند که به علوم غریبه آشنا هستند و کسانی که علم علوم غریبه دارند. البته اینطور فرض نکنید که با داشتن این علم هر ماری میشود کرد چون این علم بسیار پیچیده است و کسانی که به استادی این علم رسیده اند از دوازده خان آن فقط به هفت خان آن اشنائی دارند که تعداد این انسانها به عدد صد نمی رسد. ولی این افراد هر کاری که بخواهند میتوانند انجام دهند.


حالا یک مثال واقعی برای شما میزنم که به این علم آگاهی پیدا کنید و مارها را نیز بشناسید.


یکی از خواص مار


این اتفاق در سال هزار و سیصد و چهل هفت در کوهای دالاهو افتاده است و شخصی که این اتفاق برایش افتاده است فوت شده که مرد بسیار بزرگی بود. (خدا بیامرزتش).


از خدمت فرار کرده بود و در کوه دالاهو سردرگم بود و نمیتوانست راه را پیدا کند و از آنجا خلاص شود. کنار درختی نشسته بود و فکر میکرد که چه باید بکند که دید سه مرد با محاسن سفید و بلند از دور میآیند. وقتی نزدیک شدند و راوی را دیدند گفتند که اینجا چه میکنی؟


راوی گقت که در این کوها گم شده است.


آن سه مرد به راوی گفتند میتوانی چند روز برای ما غذا درست کنی و در عوض هر روز یک تومان مزد بگیری؟


راوی دید که این سه مرد برای هر روز میخواهند مزد یک ماه را به او بدهند. قبول کرد که برای آنها غذا درست کند و بعد آنها راه خروج از کوه را به او نشان دهند.


آن سه مرد نشستند جلوی کوه و شروع به گفتن ذکر کردند و راوی هر روز برای آنها غذا درست میکرد و آن سه مرد بدون خستگی و خوابیدن هفت روز به کار خود ادامه دادند.


روز هفتم راوی دید که ماری از دل کوه بیرون آمد و بطرف آن سه مرد میآید.


از ترس داشت سکته میکرد.


سعی کرد که به آنها بگوید که متوجه شد آنها خودشان میدانند.


راوی دید که مار به این سه مرد نزدیک شد و سرش را روی پای یکی از این مردها گذاشت و این سه مرد همانطور که با صدای بلند ذکر میگفتند سر مار را از بدنش جدا کردند و ذکر به پایان رسید.


بعد از آن دم ما را نیز جدا کردند و به راوی گفتند که از این مار برایشان آبگوشت درست کند.


راوی در دل گفت: اینها رو باش میخوان آبگوشت مار بخورند.


راوی رفت و شروع به پختن آبگوشت مار کرد که یکی از این مردها به راوی نزدیک شد و گفت کار ما تمام شده است و پس از خوردن ناهار و شستن ظرفها راه میافتیم و میرویم.


آبگوشت حاظر شد و این سه مرد بر عکس همیشه به راوی غذا تعارف نکردند و تا ته این آبگوشت را خوردند و به راوی گفتند که ظرفها را بشور که راه بیفتیم.


راوی شروع کرد به شستن ظرفها وقتی که داشت ظرفها را می شست با خود گفت مگر این آبگوشت چه مزه ای داشت که این سه نفر با ولع آن را خودند و به من هم ندادند. دستش را به ته ظرف آبگوشت برد و به پیاله کشید و به دهن گذاشت تا مزه آن را بفهمد.


ناگهان دید که ته رودخانه را میبیند.


به کوه نگاه کرد دید که داخل کوه را نیز میبیند.


به هر چیزی که نگاه میکرد داخل آن را میدی. که یکباره وحشت کرد و به آن سه مرد گفت که داخل همه چیز را میبیند.


آنها گفتند که نگران نباش و داروئی به راوی ما دادند و او بیهوش شد و وقتی به هوش آمد دید که دیگر داخل هیچ چیزی را نمیبیند.


آن سه مرد هفت تومان پول و آدرس خروج از کوه را برایش گذاشته بودند و رفته بودند.


راوی ما تازه فهمید که چه اشتباهی کرده است و چه علمی را از دست داده است.


این یکی از مواردی بود که از مار استفاده میشود.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:28 PM
فلزیاب :



اول اینکه امروزه بیشتر سرباریها که دسترسی به آنها آسان هست برده شده است و کمتر میتونید باری رو در سطح زمین پیدا کنید ، پس اولین مسئله مهم برای یک دستگاه خوب عمق آن هست که باید از دوازده متر بیشتر بزند.


مسئله دوم اینه که هر چی کار با دستگاه راحت تر باشد دستگاه بهتر است.


سوم اینکه در قدیم میگفتند که دستگاه باید با خاک منطقه سازگار باشه. این مورد از طرفی درسته و از طرفی غلط. دستگاه باید بتونه خودشو با قطب زمین سازگار کنه و امروزه تمام دستگاهای جدید این توانائی رو دارند.


چهارم اینکه دستگاه باید در کارخانه اصلی ساخته شده باشد و تحت لیسانس نباشه و کارخانه اصلی در یک کشور نباشد و دستگاه در کشوری دیگر مونتاژ شود.


پنجم اینکه دستگاه حتما باید خدمات پس از فروش داشته باشد و اینطور نباشه که دستگاه رو به شما تحویل دهند بدون هیچ خدمات پس از فروش. حتی اگه گارانتی دستگاه خارج از ایران باشه حتما باید دستگاه گارانتی باشه.


ششم اینکه دستگاه رو تا جائی که توان دارید به صورت نو تهیه کنید و تا جائی که امکان دارد از خرید دستگاه های دست دوم پرهیز کنید. چون اگه یک دستگاهی ایراد نداشته باشه کسی اون دستگاه رو به فروش نمیرسونه.


هفتم اینکه دستگاه باید بتونه تمام فلزات و کانیها رو از هم تفکیک کنه و دقیقا به شما بگه که به چه چیزی برخورد کرده اید. و بتونه ذرات رو حذف کنه و احتمالات رو قوی کنه که حتما بار رو گرفته باشه نه ذرات رو.


هشتم اینکه دستگاه باید بتونه عمق رو با اشتباه هر بیست سانتیمتر در ده متر به شما تحویل دهد


و آخر اینکه دستگاه خوب دستگاهی هست که دوره آموزشی داشته باشه و در حین آموزش کار با دستگاه بتونید دستگاه رو امتحان هم کنید که آیا با گفته های فروشنده همخونی داره یا فقط برای فروش دستگاه متوسل به دروغ گفتن میشن.


حتما هر دستگاهی تهیه میفرمائید به آموزش اپراتور و امتحان دستگاه توجه کافی بفرمائید چون مشکل ترین قسمت کار همین هست. اگه شما بهترین دستگاه این کرۀ خاکی رو تهیه کنید ولی نتونید به صورت صحیح با آن کار کنید موفق نخواهید شد.


به هر صورت میدونم که اینجا من کلیات رو مطرح کردم ولی اگه کسی میخواد دستگاهی بخرد که از اون نتیجه بگیره باید به این کلیات به دقت توجه کنه و همه اونها رو مد نظر بگیره.


هیچ وقت در خرید دستگاه سعی نکنید پول خودون رو دور بریزید. دستگاه هائی که زیر بیست هزار دلار هستند نمیتونند خواسته های شما رو براورده کنند مگر اینکه در یک کشور خارجی که کار با دستگاه آزاد است و در آوردن عتیقه جرم محسوب نمیشود با دستگاه ماه ها کار کنید و به تمام ریزه کاری های آن واقف شوید تا بتونید نتیجه مطلوب رو بگیرید. اگه تو کشوری باشه که دستگاه رو تهیه میکنید و اپراتوری آن را به شما یاد میدهند بهتر است. چون به محض احساس مشکل میتونید آن را مرتفع کنید.


پس اگه مطالب بالا رو مرور کنید میبینید که اپراتوری دستگاه مهمتر از خود آن است.


دستگا های ارزان قیمت (از ده هزار دلار تا بیست هزار دلار) اپراتوری بسیار سختی دارند و کار با آن مشکل هست و آموزش و تجربه بیشتری لازم دارد.


دستگاه های بالای بیست هزار دلار به مراتب بهتر است. و دستگاه های زیر ده هزار دلار نه تنها کار با آن بسیار سخت است و ماه ها تجربه مداوم نیاز دارد بلکه عمق زیاری را نیز برای شما نمیزند و شما را با مشکل مواجه میکند.


یک مطلب دیگه رو هم براتون بگم و اون در مورد نرم افزاری هست که دستگاه با اون کار میکنه. همیشه سعی کنید بهترین و ساده ترین نرم افزار رو برای دستگاهتون تهیه کنید تا هم امکانات زیادی برای کار شما و تفکیک هائی که لازم دارید داشته باشه هم کار با اون ساره باشه.


در کل همانطور که هر کاری برای موفقیت به علم اون کار نیاز داره دستگاه نیز علمی خاص داره که اپراتور آن باید داشته باشه و این علم دسته کمی از باطل کردن یک طلسم یا خوندن یک نسخه و ترجمه آن ندارد و این نیز بسیار مهم هست که مردم به آن توجه نمیکنند و پولشان رو دور میریزند.


پس در موقع خرید دستگاه اگه پولتان نمیرسید صبر کردن بهتر از آن هست که یک دستگاه بی استفاده تهیه کنید.و یا اگه فرصت رفتن کلاس اپراتوری را نداشتید دست نکه دارید تا شرایط کاملا محیا شود.


باز هم تاکید میکنم اپراتوری و آموزش کامل و تمرین بزرگترین رمز موفقیت با یک دستگاه هست.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:29 PM
علوم قدیم :


در اين قسمت ميخواهم از چيزهايي براتون بگم كه مردم عامي به اين حرفها ميخندند ولي حفاراني كه حتي باري هم از زير خاك در نياورده اند ميدانند كه اين موارد وجود دارد و اتفاق افتاده است.


اول براتون بگم كه در زمانهاي قديم علم خيلي پيشرفت كرده بود و در يك مقطعي از زمان حتي ميتوان گفت در بسياري از موارد از امروز پيشرفته تر بوده است. مثلا در مورد اهرام ثلاثه كه ميدانيم امروزه هم با اين تكنيك پيشرفته نمي توان نظير آن را ساخت يا مجسمه ونوس كه يك پاي آن در جنوب درياي مديترانه بوده و پاي ديگر آن در شمال دريا و اينها اثبات شده است و نمي توان دليلي براي آن آورد يا گفت كه چطور همچين چيزي در آن زمان امكان پذير بوده است كه امروزه نمي توان اين كار را انجام داد.


حالا ميخوام مواردي از آن را كه در ايران اتفاق افتاده است و مردم آن حوالي ديده اند برايتان بگم و بريم جلو تا به نتايج خوبي برسيم.


بعضي از اين مسائل ساعت و زمان خاص دارند و بعضي ديگر به شرايط محيط بستگي دارند. يكي از اين عجايب در درياچه اشتران كوه است كه در اين درياچه پري دريائي دارد كه هر چند سال يكبار نمايان ميشود و بسياري از اهالي منطقه آن را ديده اند .


در درياچه طار ورامين هر چند سال يكبار در يك زمان مشخص در ميان درياچه قصري از زير آب نمايان ميشود و پس از چند دقيقه دوباره به زير آب ميرود و اين قصر را نيز اهالي منطقه ديدهاند و گفته ميشود كه اين قصر در زمان پيشداديان ساخته شده است.


و خيلي از اين موارد كه باور آنها سخت است ولي واقعيت دارد.


اينها را گفتم تا ژيش زمينه اي شود براي جمله اي كه مي خواهم بنويسم و آن اكسير است.


اكسير هم به معناي كمياب است و در زمانهاي قديم به داروهائي مي گفتند كه هر كدام كار خاصي انجام ميدادند. مانند: اكسير مو ، اكسير دندان ، اكسير چشم ، اكسير شمس و ناياب ترين اكسير كه به آن اكسير اعظم مي گفتند.





اكسير را دانشمندان يوناني و دانشمندان ايراني ساختند و نوعي دارو محسوب مي شد كه البته در دسترس كليه مردم وجود نداشت.


اكسير بيشتر از گياهان و گاهي اوقات چيزهائي از حيوانات هم به آن اضافه مي شده است.


اكسير به صورت دو قلو هست يعني نر و ماده دارد و هر كدام به تنهائي به هيچ دردي نمي خورند و بايد با فرمول دقيق با هم مخلوط شوند تا كارايي داشته باشند.


اكسير اكثرا در شيشه هست و درب آن با ساروج پلمپ گرديده است و اگر كسي آگاهي نداشته باشد و درب آن را باز كند ظرف چند دقيقه فاسد مي شود. و كسي مي تواند از آن استفاده كند كه علم مصرف آن را داشته باشد.


هر نوع از اكسير فقط براي درمان امراض خود ساخته شده است و هيچكدام بدرد كاري جز فرمول خود نمي خورد. مثلا وقتي شما اكسير دندان داريد و بعد از صد سال دندانهايتان ريخته است مي توانيد با مصرف آن دوباره دندان در بياوريد و سالهاي زياد با دندانهاي جديد زندگي كنيد.


اكسير اعظم بزرگترين يافته دانشمندان آن زمان بود كه با داشتن آن ميتوان هيچ وقت به مرگ طبيعي يا مريضي فكر نكرد چون با استفاده از آن انسان نه مريض ميشود نه ميميرد.


افراد زيادي اكسير اعظم را خوردند و عمري طولاني پيدا كردند مانند نمرود كه ششصد سال عمر كرد و باعث مرگش نيز خودش شد وگرنه خيلي بيشتر از اينها عمر ميكرد.


اينطور نيست كه فكر كنيم هر كسي اكسير دارد عمر جاودان ميكند ، بلكه تا وقتي كه اكسير براي خوردن دارد مرگ به سراغش نميآيد.


بعضي وقتها ميبينيم يا ميشنويم كه در يك دهات مردي يا زني عمرش به صدو پنجاه سال رسيد يا بيشتر. همه به اشتباه ميگويند كه چون در دهات و جاي خوش آب و هوا هست و چيزهاي طبيعي مي خورد اينچنين عمري طولاني دارد ولي تا به حال كسي پرسيده است كه چرا بقيه اهالي آن دهات يك چنين عمري ندارند؟؟


دليل عمر طولاني آن مرد خوبي آب و هوا يا خوردن چيزهاي سالم و مقوي نيست.


اين مرد نا خواسته و بدون اينكه خود بداند يكي از مواد تشكيل دهنده اكسير را خورده است. شايد در كوه يا بيابان نوعي علف كه حتي خود نفهميده كه اين گياه در ميان ناهار يا عصرانه آن مرد بوده است. و به اين صورت عمري طولاني يافته است.


مقدار اكسير بسيار محدود است و تعداد انگشت شماري از دانشمندان قديم موفق به ساخت آن شده اند. يكي از اين دانشمندان بزرگ سندوس طبيب بود كه در دربار اردشير دراز دست خدمت ميكرد و روايت است كه هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشير در جايي بدون اينكه كسي او را بسناسد مشعول زندگي شد.


خيلي ها سعي كردند اكسير تقلبي را در بازار هاي حفاري بفروش برسانند ولي بر عكس اين كه همه فكر ميكنند شناخت اكسير تقلبي بسيار سخت است و مي توانند از اين را شيادي كنند و مردم را گول بزنند ، شناخت اكسير اصل بسيار راحت است و اگر راهش را بلد باشي و كور هم باشي ميتواني تشخيص بدهي كه اين اصل است يا تقلبي.
بعضي ها مي گويند كه اگر اكسير وجود داشته باشد بعد از كشف آن مي توان در آزمايشگاهاي مجهز از روي آن ساخت و ديگر مرگ معني ندارد. در صورتي كه اينطور نيست ، همه ما ميدانيم كه در طول زمان بسياري از حيوانات و گياهان كه در گذشته وجود داشته اند درگر وجود ندارند و نسل آنها از بين رفته است. پس شايد بتوان اكسير را تفكيك كرد و مواد تشكيل دهنده آن را شناخت كه تازه اين هم امكان ندارد ولي بفرض اين كه بشود بايد ديد آيا اين گياهان هنوز هم وجود خارجي دارند يا از بين رفته اند؟ (خدا ميداند).

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:29 PM
سنگ پادزهر


سنگهائی وجود دارد بسیار نادر و کم یاب که به آنها سنگ پاد زهر میگویند.


سنگ پاد زهر برای دارو سازی و امراض مختلف مصرف میشود. و درمان کننده بسیاری از امراض هست.


یکی از علم های گذشته گان که در عقل ما امکان پذیر نمیباشد همین سنگ پاد زهر است.


سنگ پاد زهر وقتی حرارت می بیند از خود روغنی پس میدهد که درمان کننده همه امراض خارجی و تعدادی امراض داخلی هست.


یکی از خصوصیاتی که این سنگ دارد و میتوان اصل آن را از بدل آن شناخت این است که وزن این سنگ هیچ وقت کم نمیشود. یعنی ممکن است شما از یک سنگ پاد زهر یک کیلوگرمی سه کیلوگرم روغن پاد زهر بگیرید ولی وزن سنگ شما همان یک کیلوگرم باقی میماند.


سنگ پاد زهر بسیار نادر است و اگر کسی این سنگ را داشته باشد مانند این است که دنیای ثروت را داشته باشد.


سنگ پادزهر به رنگ مشکی است و مانند سنگ محک طلا میماند.


اگر دست شما زخم شود و مقداری از روغن سنگ پاد زهر را به آن بمالید بلافاصله خوب میشود. و اگر بیماری شما درونی باشد این روغن را با داروهای دیگر مخلوط میکنند و برای امراض درونی از آن استفاده میکنند و پس از مدت کوتاهی امراض درونی را نیز خوب میکند.


از این سنگ تعداد انگشت شماری (کمتر از انگشتان یک دست) وجود داشته است که مخصوص پادشاهان بوده است و هیچ کسی بغیر از پادشاهان حق استفاده از آن را نداشته است.


این هم یکی از مسائلی که در گذشته وجود داشته و از نظر عقلی دور از ذهن به نظر میرسد ولی در کتابهای بسیار قدیمی در مورد آن نوشته شده است.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:30 PM
پلها :


در ایران پلهای بسیاری از نظر تاریخی وجود دارد و این هنر از دیر باز در ایران بوده است. ولی مطلبی که در مورد پلها با موضوع وبلاگ ما سنخیت دارد تعداد این پلها را محدود میکند.


تمام پلهای ایران دارای دفینه نیستند و فقط پلهای مربوط به یک زمان خاص دارای دفینه هستند.


در زمان صفویه برای همه کاروان سرا ها و پلهای ساخته شده چند خمر سکه دفن می شد.


پادشاهان این دوران برای اینکه آبادانی مملکت عقب نیفتد و بر اثر حوادث راهها مصدود نشود یا کاروان سرا ها خراب نشود حجمی از طلا را در جایی مشخص در پل یا کاروانسرا میگذاشتند که در صورت نیاز برای مکانهای گفته شده خرج شود و برای همین است که تمام پل ها و کاروان سراهای دوران صفوی اموال دارد. البته در این جاها حفاری بسیار شده است و خیلی از آنها از بین رفته است ولی این را گفتم که در پلهای دیگر و کاروان سراهای دیگر دنبال دفینه نگردید.

در ادامه مطلب نام تعدادی از پلهای ایران و مکانهای آنها را براتون مینویسم که اگر گذرتان افتاد به دیدن آنها بروید.


همچنین تعدادی عکس از یکی از کتابهای چاپ شده برایتان میگذارم و باید بگویم که واقعا زحمت بسیار برای این کتاب کسیده شده و دست کسانی که این تحقیقات را کرده اند درد نکند.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:30 PM
ساروج :


در زمانهاي قديم كه چيزي به نام بتون وجود نداشت ، براي ساختن جاهاي مستحكم از موادي به نام ساروج استفاده مي شد. امروزه به اشتباه مردم فكر ميكنند كه ساروج براي نگهداري عتيقه بوده است در صورتي كه اينطور نيست.


ساروج براي پل سازي ، ساخت قلعه هاي محكم ، سد سازي ، و راه براي آب و نگهداري عتيقه و بسياري از اين مواري استفاده مي شده است.


ساروج انواع مختلف دارد كه محكمترين آن به ترتيب از ساروج سياه شروع ميشود و بعد از آن ساروج سفيد و ساروج طوسي و ساروج كرم است. بعضي از ساروجها با موادي بنام سيلكس و بعضي با سرب و مس ذوب شده درست مي شدند. اينها استقامت ساروج و محكمي آن را بالا ميبرد.


در ساروجهايي كه براي جلوگيري از نفوذ آب ساخته ميشد از پشم شتر و موي بز استفاده ميشد كه ساروج را براي جلوگيري از نفوذ آب مستحكم ميكرد.


تا چند سال پيش شصدو دو نوع ساروج شناخته شده است كه از اين تعداد پنجاه و يك نوع آن بدون اموال (زير خاكي) ميباشد و از باقيمانده انواع ساروج همه داراي طلا نميباشد. در حفاريهاي انجام شده اكثرا از سه نوع ساروج بار طلا بيرون آمده است و الباقي داراي نقره و مفرق و اجناس ديگر بوده اند.


كليه ساروجها از مواد اصلي زير درست شده اند.


شن و ماسه ، آهك و سفيده تخم مرغ


مواد ديگري هم به انواع ساروج اضافه ميشد كه در بالا نام برديم.


طريقه خرد كردن هركدام از اين ساروجها متفاوت است ولي به طور كلي ميتوان آنها را خرد كرد و از بين برد. براي مثال يك الماس را فزض كنيد كه ميخواهيد آن را خرد كنيد. اگر با پتك هم روي آن بزنيد خرد نميشود ولي اگر بدانيد كه ضربه را به كجاي الماس وارد كنيد به راحتي خرد ميشود و به قطعات كوچك تقسيم ميشود. ساروج هم مانند همين الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد بايد بدانيد كه از كجا شروع به شكستن آن بكنيد تا بهتر نتيجه بگيريد.


براي ساخت مواد جهت خرد كردن ساروج بايد نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد براي آن نمونه ساخته شود يا اينكه بدانيد ساروج شما از چه نوعي است.


از بين بردن ساروجهايي كه به صورت عمودي ميباشد با استفاده از مواد بسيار سخت تر است ولي نشدني نيست. اول بايد دور جايي را كه ميخواهيم مواد بريزيم با خمير گرفته و آن را كاملا آبندي كنيم و بعد از مواد ساروج استفاده كنيم.


حالا كه بحث ساروج را تمام كرديم چند خط هم در مورد سنگ برايتان بگويم.


سنگ را نيز اگر از نقطه ضعيف آن كار كنيم به راحتي شكسته ميشود و ميتوان سنگهاي چند تني را خرد كرد ولي اگر به پست سنگي خورديد كه هم قطر داشت هم رگه نداشت كه بتوان با قلم و چكش خردش كرد ، بايد به روش زير عمل كنيم.


چند سوراخ در يك امتداد و به فاصله هاي مشخص در سنگ ايجاد ميكنيد و در داخل آنها موادي به نام كترا ميريزيم (نوع ايراني آن بهتر از نوع خارجي آن عمل ميكند) و بعد با چوب سوراخها را كاملا از نفوذ هوا ميپوشانيم و محكم ميكنيم. از بست و چهار ساعت تا چهل و هشت ساعت بعد كترا در داخل سوراخ حجم ميگيرد و باعث ترك خوردن سنگ ميشود و سنگ را خرد ميكند.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:31 PM
پوست وانواع نوشته ها و نسخه ها


گنج نامه ها اکثرا روی سنگ است و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم که درباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنج نامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.


بیشتر نوشته های روی پوست را داغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بین نمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.


بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.


اکثر نوشته های روی پوست با خون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوب میشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.


پس این مورد رو اشتباه نکنیم.


پوستها در زمان خود دباغی میشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوست رو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جای مناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.


پوستها را اکثرا در جای خشک یا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوای کمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.


ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میسده است.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:32 PM
آتشکده ها


آتش کده از زمان ظهور حضرت زرتشت که پیامبر ایرانیان فبل از اسلام بود درست شد.


بعضی ها به اشتباه فکر میکنند که ما ایرانیان در زمان قدیم آتش پرست بودیم در صورتی که این صحیح نیست. ایرانیان در زمان زرتشت به آتش احترام میگذاشتند و آن را سمبل میدانستند ، ولی در همان زمان هم یکتا پرست بودند. و به همین خاطر سمبل بودن آتشکده ها برپا شد و موبدینی در آتشکده ها شروع به خدمت کردند.


آتشکده ها با هیزم و روعن چراغ همیشه روشن بودهاند. و اگر آتشکده ای خاموش میشد موبد آن مجازات میشد.


موبدان از نظر قدرت دسته کمی از حکومت وقت نداشتند و حرف آنها در دربار بسیار برش داشت. و همچنین برای مردم.


اکثر آتشکده ها نوشته ای دارند به زبان پهلوی و تعداد کمی از آنها نوشته ای دارند به خط میخی.


آتشکده ها در آن زمانها به صورت امانت سرا نیز بوده است. اولین امانت آتشکده ها همان آتش برافراشته آن بوده که هیچ وقت نباید خاموش می شد. و دومین امانت آتشکده ها امانت مردم بوده است که به موبد در آتشکده سپرده میشد.


در آن زمانها چون بانکی وجود نداشت و موبدان مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، مردم اموال اضافی خود را به آنها می سپردند یا زمانهائی که میخواستند به سفر بروند امانات خود را به موبدان میدادند و هر وقت که احتیاجی به آنها داشتند یا از سفر بر میگشتند آن را تقاضا میکردند و پس میگرفتند.


در زیر آتشکده ها مکانهائی بنا شده بود که از اموال مردم در برابر دزدان حفاضت کند و موبدان اموال امانتی مردم را در این مکانهای امن میگذاشتند. و رسیدی برای افراد صادر میکردند که بعد از مراجعت با نشان دادن رسید مال خود را دریافت کنند و موبد اموال را در مکانی مشخص دنفن میکرد و یک نوشته (نسخه) از اموال میکشید و در جائی محفوظ میگذاشت که اگر زمان طولانی شد مکان فراموش نشود و خیلی از نسخه ها به این صورت نوشته شد. که هم موبد مرد و هم صاحب مال نیامد و این سند باقی ماند و به صورت نسخه در آمد.


این اسناد جمع میشد و به فردی که به آن موبد موبدان میگفتند تحویل میشد که کل موبدان زیر نظر او بودند.


به طور مثال وزیر خسرو پرویز که خود یکی از موبدموبدان بوده است سلمان فارسی میباشد. و مطلب دیگر در مورد موبد موبدان این هست که آنها دانشمندان زمان خود بوده اند.


اوج شکوفائی آتشکده ها در زمان ساسانی میباشد و کل آتشکده ها دارای اطاقی در زیر خود بود که همیشه آتش در آنجا روشن بود.


نودو هشت درصد آتشکده ها دارای بار میباشند (البته اگر بار آنها نرفته باشد) در بهضی از مناطق که دزدان زیاد به آتشکده ها حمله میکردند و اموال آن را به سرقت میبردند ، اموال آتشکده در بیرون آن مدفون هست.


بیشتر آتشکده ها همیشه در روی بلندی بنا میشد که مردم بتوانند آتش رو ببینند.


تعدادی از آتشکده ها در زمانی که اعراب به ایران حمله کردند و مردم ایران مسلمان شدند به امامزاده تبدیل شد و اکثرا این امامزاده ها شجره ندارند.


در امام زاده هائی که کندوکاو میشود و در زیر آن اطاقی پیدا میشود که در آن دوده فراوان هست نشان میدهد که جزو همین آتشکده ها بودهاند.


در بعضی از آتشکدهها موبدان در آتشکده دفن میشدند و در بعضی از آنها در بیرون آتشکده و اکثر آتشکده ها در زیر خود راهرو و اطاقهای فراوان دارد که به جاهائی در اطراف میرود. و بارها و جنازه موبدان در آنها گذاشته می شده است.


تا اواخر دوران ساسانی و قبل از حمله اعراب به ایران آتشکده ها ساخته میشده است و زمانی که دین اسلام دین رسمی ایرانیان شد ، آتشکده ها از رونق افتادند


به خاطر اینکه مردم به زیارت آتشکده ها نروند و مورد احترام مردم نباشد ، بیشتر به صورت امامزاده در آمد و اشخاص مومن و با ایمان و یا زنان مومنه در این آتشکده ها دفن شدند که از آن به بعد مسلمانان به زیارت آنها میرفتند.


شکل ظاهری آتشکده ها مانند امامزاده های امروزی میباشد و اکثرا دارای گنبد و بارگاه بوده اند.


در آخر در مورد جائی دیگر که مورد پرستش ایرانیان بوده بگم و این مطلب رو به پایان ببریم. قلعه هائی که قلعه دختر نامیده میشود در اصل بنام یکی از خدایان (آناهیتا) بوده است و این قلعه ها نیز جای بسیار مقدسی برای ایرانیان زمان خویش بوده است.

Bauokstoney
Friday 5 February 2010-1, 11:33 PM
تاریخ ایران باستان:


ایران قدمت تاریخی بالائی داره ولی اون چیزی که به عنوان حکومت در ایران تاسیس شد و می شه گفت دوران با شکوه ِ تمدن ِ ما از انجا شکل گرفت دوران كيانيان بود که تقریبا از چهار هزار سال پیش شروع شد و بعد از آن پیشدادیان به ایران حکومت کردند.
بعد از پیشدادیان مهمترین تمدنی که در ایران به وجود آمد مادها بودند که تمدن بسیار پیشرفته و بزرگی بود و بعد از آن تمدن باشکوه هخامنشیان که به مملکت ما و خیلی از ممالک دیگر حکومت کردن و اوج شکوفائی تمدن ایران زمین در همین دوران هست. بعد از هخامنشیان اشکانیان به ایران حکومت کردن که دوران پر از جنگ و خون ریزی بود و بعد از اشکانیان ساسانیان آمدند که وضعیت مملکت و رونق اقتصادی بسیار بهتر از دوران قبل شد. و بعد از ساسانیان سامانیان بر ایران حاکم بودند و بعد از انها سلجوقیان که البته در اینجا حکومتهای مهم که سهم مهمی در آبادانی و گسترش مرزهای این کشور داشته اند را نام بردیم و بین این حکومتهای بزرک حکومتهای کوچک که تاریخی برای ما به جا نگذاشته بودند یا مهم نبودن بیز وجود داشته است. که البته نباید خودمان را گول بزنیم و باید بدانیم در بین پادشاهانی که به ایران حکومت کردند ، بودند کسانی که شهرهای این مملکت را برای یک زن بخشیدند و خیانتهای زیادی به این ملت کردند ولی ما به حکومت و مسائل آن کار نداریم.
در کلیه این زمانها اشیاء عتیقه از طلا وجود دارد بغیر از زمان کیانیان و پیشدادیان که هنوز طلا شناخته نشده بود و زمان اشکانیان که به خاطر جنگها و کشور گشائی های فراوان خزانه های مملکت خالی بود و طلای ساخته شده در این دوران بسیار کم است. و باید بدانید که هنوز سکه ضرب طلای این دوران یافت نشده است.
البته باید این مسئله را یاد آوری کنم که در ایران طلا به آن صورت زیاد نبود. مقدار زیادی در دوران هخامنشیان از کشورهای دیگر مانند روم و یونان و دیگر کشورها به غنیمت گرفته شد و به ایران آورده شد که مقداری از آنها ساخت زیبائی داشتند که به همان شکل ماندند که در بعضی از حفاریها می بینیم که اجناس رومی یا یونانی یا چینی و یا مصری و غیره از زیر خاک بیرون می آید و مقداری را در همان زمان ذوب کردند و هنرمندان ایرانی مجسمه و اشیاء گرانبهائی از آنها ساختند. و مقداری از هند اکتشاف کردند که ایرانیان استخراج و بعد از آن زیباترین اجناس عتیقهِ امروزی در زمانهای قدیم ساخته شد.بیشترین غنیمت در زمان هخامنشیان و ساسانیان گرفته شد که در دوران ساسانیان در ایران رونق اقتصادی فراوان داشتیم و دوران آسایش مردم ایران بود.
پس در ایران معدنی برای استخراج طلا شناخته نشده بود یا بسیار کم بود و کارهای ایرانی اکثرا با ذوب کارهای دیگر حکومتهای دنیا ساخته می شد.
شاید بعضیها این سئول برایشان پیش بیاید که در زمان تمدن شهر سوخته (جیرفت) که طلا شناخته شده بود پس چرا تمامی کارهای آنجا از سنگ است؟ باید بگویم که جاهائی که طلای فراوان دارد یا معدنی وجود داشته که مردم آن زمان یاد گرفتند طلا را استخراج کنند و اشیائی از طلا بسازند یا مردمی جنگجو بودند که در جنگها غنائم بسیار میگرفتند ولی مردم جیرفت یا بقیه نقاط بیابان نه معدن طلا داشتند نه مردمی جنگ طلب بودند و نه کسی به آنها برای گرفتن بیابان بی آب و علف حمله میکرد. برای همین بود که گفتم بعضی جاهای ایران پر بار هست و بعضی کم بار.

Bauokstoney
Monday 8 February 2010-1, 11:24 AM
طبق مَفاد بند دوم کنوانسیون 2003 یونسکو، «میراث فرهنگی ناملموس»، این گونه تعریف می‏شود: «رویّه‏ها (عُرف‏ها)، نمادها، دانش‏ها، مهارت‏ها، ابزارها، اشیا، آثار هنری و مکان‏های مرتبط با آنها، که جوامع و افراد، آنها را بخشی از میراث ناملموس خود می‏شناسند و همواره از نسلی به نسلی دیگر منتقل می‏شود و پیوسته به وسیله انسان‏ها و جوامع و گروه‏ها در پاسخ به محیط اطرافشان و در تقابل با طبیعت و تاریخشان خَلق می‏شود و سازگار با مفاد حقوق بشر بین‏المللی و شرایط احترام متقابل میان جوامع، گروه‏ها و اشخاص باشد».
هر چند هنوز تعریف جامعی از «میراث ناملموس» ارائه نشده است ، ولی با تأمل در مفاد بند دوم کنوانسیون - که ذکر کردیم - می‏توان فهرست مفیدی از حوزه‏هایی که در آنها میراث فرهنگی ناملموس، بارز و روشن است، ارائه داد.
1. رویّه‏ها، نمادها و سنن شفاهی، به انضمام زبان، به عنوان حاصل میراث فرهنگی ناملموس ؛
2. هنرهای نمایشی، از جمله: تئاتر، موسیقی، قصه‏خوانی، حرکات موزون و ... ؛
3. آداب و سنن اجتماعی، آیین‏های مذهبی، مراسم جشن و شادی، اعیاد و ... ؛
4. دانش و تجربیات انسان در تعامل با طبیعت و جهان ؛
5. حرفه‏ها و صنایع دستی و آثار هنری ؛
6. غذاها و لباس‏ها

Bauokstoney
Wednesday 10 February 2010-1, 01:09 AM
فلزیاب چیست؟

فلزياب چگونه كار مي كند؟ دستگاه فلزياب يك ميدان مغناطيسي در اطراف ديسك جستجوگر خود ايجاد مي كند. وقتي جسم فلزي در محدوده ي ميدان مغناطيسي قرار گيرد شدت ميدان مغناطيسي تغيير يافته و دستگاه فلزياب اين تغييرات متوجه وجود فلز در اطراف ديسك خود مي شود و آن را آشكار مي كند. هر چه ميدان مغناطيسي توليد شده توسط دستگاه بيشتر باشدعمق كشف فلز بيشتر خواهد بود. لازم به ذكر است كه عمق كاوش توسط فلزياب بسته به نوع, جنس, اندازه و شكل فلز است.

Bauokstoney
Wednesday 10 February 2010-1, 01:09 AM
هشدار به خریداران:

از خریداران محترم سیستم های فلزیاب خواهشمند است قبل از خرید هر نوع فلزیاب، معدن یاب، حفره یاب و غیره به نکات زیر توجه داشته باشید.

الف: هرگز بدون اطلاع و آگاهی از فروشنده هایی که جا و مکان مشخصی ندارند، اقدام به خرید یا واریز مبلغی به حساب آن ها جداًً خودداری فرمایید.

ب: مراقب باشید سیستم های که هیچ گونه ربطی به فلزیاب ندارند، با تبلیغ دروغین به شما نفروشند و به عنوان مثال چند نمونه از آن ها را به شما معرفی می نماییم.

دستگاه های ژئوفیزیک که این سیستم ها را به نام فلزیاب های تصویری تا عمق ۱۵ الی ۲۰ متر معرفی می نمایند، که این سیستم ها فقط جهت شناسایی رگه های زمین و گسل ها مورد استفاده قرار می گیرد که متاسفانه بعضی از افراد سودجو این سیستم ها را به قیمت خیلی بالا بفروش می رسانند.

دوربین های حرارتی و دید در شب را به نام فلزیاب تصویری معرفی می نمایند که این سیستم ها نیز هیچ گونه ربطی به فلزیاب نداشته و فقط جهت موارد خاص مورد استفاده قرار می گیرد.

دستگاه های زنده یاب لیزری را نیز به نام فلزیاب تصویری واقعی تا شعاع ۲ کیلومتر با تبلیغ دروغین بفروش می رسانند، که این سیستم ها نیز هیچ گونه ربطی به فلزیاب نداشته و فقط جهت پیدا کردن افراد زنده به هنگام زلزله در زیر آوار می باشد.

Bauokstoney
Tuesday 4 May 2010-1, 10:01 AM
در منطقه آزاد كيش
حراجي آثار تاريخي راه‌اندازي مي‌شود
مدير كل موزه‌ها و اموال منقول سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري جزئيات راه‌اندازي مركز خريد و فروش اشياي فرهنگي و تاريخي مجاز در كشور را تشريح كرد.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/12/20/100901140016.jpg
ام‌البنين نعمت گرگاني در گفت‌وگو با فارس درباره جزئيات راه‌اندازي مركز خريد و فروش اشياي فرهنگي تاريخي در كشور اظهار داشت: طبق برنامه‌ريزي‌هايي كه صورت گرفته است قرار است اين مركز در گام اول در يكي از مناطق آزاد كشور راه‌اندازي شود كه احتمالاً در منطقه آزاد كيش خواهد بود.
وي در ادامه با بيان اينكه مردم مي‌توانند براي فروش اشياي تاريخي خود به اين مركز مراجعه داشته باشند، افزود: تشكيل اين مركز خريد و فروش باعث مي‌شود اموال فرهنگي تاريخي مجاز به جاي اينكه از كشور خارج شوند در داخل كشور به فروش برسند. معمولاً اشياي فرهنگي تاريخي به صورت غيرقانوني از كشور خارج مي‌شوند و ممكن است دارندگان آنها نيز براي خروج اين اشيا مبادرت كنند اما چنانچه مكانيسمي داشته باشيم كه در داخل كشور بتوانيم خريد و فروش اين اشيا را مديريت كنيم طبيعتاً از خروج آنها نيز جلوگيري خواهيم كرد.
مدير كل موزه‌ها و اموال منقول سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ادامه داد: در واقع با راه‌اندازي مركز خريد و فروش اشياي تاريخي، بازاري را كه در كشورهاي حاشيه خليج فارس در اين زمينه وجود دارد به داخل كشور مي‌كشانيم.

ارسال آيين‌نامه راه‌اندازي مركز خريد و فروش اشياي تاريخي به دولت
گرگاني با بيان اينكه براي راه‌اندازي اين مركز بايد ساز و كارهاي قانوني فراهم مي‌شد، گفت: پيش از اين آيين‌نامه‌اي تخت عنوان حمايت از مالكان و فروشندگان اموال فرهنگي و تاريخي مجاز به تصويب هيئت وزيران رسيده بود اما سازمان ميراث فرهنگي موظف بود آيين‌نامه تكميلي براي آن تهيه كند و مجدداً به هيئت دولت ارسال كند كه در حال حاضر اين آيين‌نامه تهيه شده و به دولت نيز ارائه شده است.
وي ادامه داد: به محض اينكه اين آيين‌نامه به تصويب هيئت دولت برسد اقدامات اجرايي براي راه‌اندازي اين مركز انجام خواهد شد.
مدير كل موزه‌ها و اموال منقول سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با بيان اينكه در حال حاضر نخستين گام براي راه‌اندازي مركز خريد و فروش اشياء فرهنگي تاريخي مجاز برداشته شده است، اظهار داشت: مديريت و امور اجرايي اين مركز را به بخش خصوصي واگذار خواهيم كرد اما سازمان ميراث فرهنگي به عنوان ناظر بر عملكرد آنها نظارت خواهد داشت.

كيش؛ گزينه پيشنهادي براي راه‌اندازي مركز خريد و فروش اشياي تاريخي
گرگاني با اشاره به اينكه گزينه اول براي محل برپايي اين مركز خريد و فروش منطقه آزاد كيش است، گفت: اگر اين مركز خريد و فروش در مناطق آزاد كشور باشد بسياري از گردشگران نيز از ساير كشورها امكان خريد اشياي تاريخي مجاز را خواهند داشت.
وي در پاسخ به اينكه آيا با راه‌اندازي اين مركز امكان خروج بسياري از اموال تاريخي ايران به ساير كشورها بوجود نخواهد آمد؟ گفت:‌ اموال فرهنگي تاريخي به دو دسته مجاز و غيرمجاز تبديل مي‌شوند كه در واقع اشياي مجاز، خريد و فروش آنها در بين مردم هيچ‌گونه اشكالي ندارد و عموماً از طريق توارث از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شوند اما امكان خروج از كشور براي آنها وجود ندارد. در مقابل اشياي غيرمجاز نيز كه عمدتاً زيرخاكي هستند حتي در داخل كشور امكان فروش آنها وجود ندارد در نتيجه گردشگران خارجي حتي اگر در اين مركز خريد اقدام به خريد يك شيء تاريخي كنند و آن را از كشور خارج نمايند در واقع شيء تاريخي مجاز را از كشور خارج كرده‌اند.

تعيين قيمت پايه براي اشياي فرهنگي تاريخي
مدير كل موزه‌ها و اموال منقول سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ادامه داد: آثار تاريخي مجاز به خريد و فروش، حتي آثار معاصر هم مي‌توانند باشند كه مشكلي براي خروج از كشور ندارند و براي گردشگران خارجي قابل فروش خواهند بود.
گرگاني درباره وضعيت قيمت‌گذاري اشياي فرهنگي تاريخي در اين مركز خريد نيز اظهار داشت: كارشناس و متخصصي در اين مركز براي قيمت‌گذاري حضور خواهد داشت و در واقع همانند حراجي‌هاي بزرگ دنيا قيمت پايه براي اشيا تعيين خواهد شد.

Bauokstoney
Tuesday 4 May 2010-1, 10:02 AM
با استقرار 9 پايگاه يگان حفاظت
نفس حفاران غيرمجاز در جيرفت بند آمد
هم‌اکنون با استقرار 9 پايگاه يگان حفاظت در حوزه فرهنگي تاريخي جيرفت واقع در استان کرمان حفاري‌هاي غيرمجاز به صفر رسيده است.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/02/13/100874182849.jpg
سرپرست پايگاه محوطه تاريخي جيرفت ضمن بيان اين مطلب افزود: هم‌اکنون پايگاه‌هاي يگان حفاظتي در مناطق اسفندقه، سولقان، رابر، شهرقديم، کنارصندل،‌ رودبار، قلعه گنج، کهنوج و پايگاه حفاظتي جيرفت استقرار يافته‌اند.
حسام عارفي با اشاره به شدت انجام حفاري‌هاي غيرمجاز در محوطه تاريخي جيرفت در سال 80 بيان داشت:در حال حاضر با استقرار 9 پايگاه حفاظتي در اين منطقه حفاري هاي غيرمجاز به صفر رسيده است.
وي اضافه کرد: در طول سالهاي دولت نهم و دهم پايگاه‌هاي نيروي انتظامي و يگان بسيج براي حفاظت از محوطه تاريخي جيرفت مستقر بودند اما هم‌اکنون پايگاه‌هاي يگان حفاظتي ميراث فرهنگي کشور نيز در اين منطقه مستقر شده‌اند.

منبع: chtn

Bauokstoney
Tuesday 4 May 2010-1, 10:13 AM
با بيل مکانيکي مورد هجوم قرار دادند
غارت محوطه‌هاي تاريخي شهربابک
غارتگران ميراث تاريخي با بيل مکانيکي محوطه تاريخي روستاي مسينان در شهرستان شهربابک را مورد هجمه قرار دادند.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/02/12/100874084517.jpg
به گزارش مهر در کرمان، شهرستان شهربابک يکي از مناطق تاريخي استان کرمان است که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است اما گويي طي روزهاي اخير اين منطقه مورد توجه غارتگران ميراث تاريخي قرار گرفته است و در منطقه مسينان و در تپه هاي تاريخي اين منطقه با استفاده از ماشين آلات سنگين از جمله بيل مکانيکي به جان اين مناطق کهن افتاده اند.
در محل حفاريهاي صورت گرفته هم اکنون جاي چرخ هاي ماشين آلات سنگين مشاهده مي شود و در چاله هاي کنده شده مقداري سفال شکسته وجود دارد.
فرماندار شهرستان شهربابک در اين خصوص با تائيد حفاريهاي صورت گرفته در اين منطقه تاريخي گفت: اين حفاريهاي به وسيله ماشين آلات سنگين از جمله بيل مکانيکي صورت گرفته است و جاي رفت و آمد اين ماشينها روي شنهاي منطقه ديده مي شود.
حميد افضلي خاطرنشان کرد: شهرستان شهربابک داراي چندين محوطه تاريخي است که تاکنون هيچ کاوشي در اين مناطق صورت نگرفته است.
فرماندار شهربابک گفت: براي بررسي وضعيت به وجود آمده در اين منطقه به همراه نماينده مردم شهربابک در مجلس شوراي اسلامي طي روزهاي اخير بازديدي از منطقه صورت گرفت و از نزديک حفاريهاي صورت گرفته مورد بررسي قرار گرفت.
افضلي گفت: عده اي سودجو به دليل عدم وجود دستگاههاي مرتبط در اين مناطق دست به حفاريهاي غير مجاز مي زنند و اگر اثر تاريخي هم در اين مناطق يافت شود به دليل استفاده از ماشين آلات سنگين تخريب مي شود.
وي گفت: براي جلوگيري از ادامه اين روند با مسئولان ميراث فرهنگي در کرمان مذاکراتي صورت گرفته است و به زودي جلسه اي در اين زمينه در شهربابک برگزار خواهد شد و يگان ويژه ميراث فرهنگي نيز در شهربابک فعال مي شود.
وي با اشاره به وجود روستاي 12 هزار ساله ميمند در شهربابک و توجه ويژه گردشگران خارجي به اين منطقه افزود: نمايندگي ميراث فرهنگي در شهربابک اخيرا در منطقه فعال شده است و نياز به توجه بيشتر دارد.
افضلي درخصوص حفاريها گفت: اين حفاريها حداکثر طي دو روز اخير روي داده است و اثر چرخهاي ماشين آلات سنگين به وضوح قابل مشاهده است.
تلاشهاي خبرگزاري مهر در خصوص گفتگو با يکي از مسئولان ميراث فرهنگي کرمان در اين خصوص نيز نتيجه نداد و با وجود اينکه صدا و سيماي کرمان صحنه هايي از اين حفاريها را پخش کرده است و فرماندار و نماينده مردم شهربابک در مجلس شوراي اسلامي نيز از اين منطقه بازديد کرده اند، نماينده ميراث فرهنگي در شهربابک از وقوع اين حفارها ابراز بي اطلاعي کرد.

Bauokstoney
Tuesday 4 May 2010-1, 10:15 AM
سارقان تپه‌اي تاريخي را با بيل مكانيكي نابود كردند!
كرمانشاه؛ استان گنجينه‌هاي مدفون شده
اين يك واقعيت است كه كرمانشاه، استان گنجينه‌هاي مدفون‌شده است. گنجينه‌هايي كه هريك از آنها فقط يك رسالت را برعهده دارند و آن اين‌كه باستان‌شناسان با بررسي‌هاي خود از رازهاي تاريخي اين ديار پرده بردارند تا در راستاي شناخت هرچه بيش‌تر تاريخ، فرهنگ و تمدن اين سرزمين گامي برداشته شود؛
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/11/17/100866753171.jpg
اما متأسفانه كشف و سرقت اشياي عتيقه توسط افراد سودجو، مانع از تحقق اين هدف مي‌شود و در جهتي خلاف آنچه انتظار مي‌رود، با فروش، قاچاق و حتي تخريب اين داشته‌هاي گران‌قدر، رمزگشايي آنها براي هميشه به آرزويي عبث تبديل مي‌شود.

اشياي عتيقه، زيرخاكي، سنگ‌هاي قيمتي، سكه‌هاي باستاني، حفاري غيرمجاز، قاچاقچيان اشياي عتيقه و... عبارت‌هايي هستند كه در ميان مردم كرمانشاه شناخته‌شده‌اند و حتي آنها در نشست‌هاي مختلف درباره اين مسائل با يكديگر گفت‌وگو مي‌كنند.
به گزارش ايسنا، آن‌قدر مناطق باستاني و تاريخي در استان كرمانشاه وجود دارد كه اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري اين استان براي كنترل و حفاظت از آنها همواره با مشكل روبه‌روست. در اين شرايط، حفاري‌هاي غيرمجاز به‌شكل پراكنده در تپه‌ها و محوطه‌هاي باستاني اين استان انجام مي‌شوند. حتي كار به جايي رسيده است كه برخي حفاران كه گويا حوصله حفاري غيرمجاز را به روش‌هاي متداول كه زمان‌برند، ندارند، با بيل مكانيكي تپه‌اي تاريخي را به اميد يافتن آثار مي‌كاوند!
چندي پيش، برخي دوست‌داران ميراث فرهنگي استان كرمانشاه در تماس با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي، از حفاري روي تپه «گاكيه» متعلق به دوران پيش از تاريخ، با بيل مكانيكي خبر دادند. براي اطلاع از صحت اين موضوع، خبرنگار و عكاس ايسنا به تپه گاكيه رفتند و عمق فاجعه را به چشم ديدند.
سارقاني كه گويا حوصله كندوكاو نداشتند، با بيل مكانيكي به‌سراغ اين تپه تاريخي رفته و در چند نقطه آن، حفاري كرده بودند.
اين حفاري‌ها كه آثار چنگ‌هاي بيل مكانيكي به‌وضوح در آنها ديده مي‌شد، در يك نقطه به عمق حدود شش متر، در نقطه ديگر به عمق چهار متر، در مكاني ديگر به عمق حدود سه متر و حتا در يك نقطه كه گويا با بيل و كلنگ دستي نيز انجام شده بود، به عمق بيش از 10 متر مي‌رسيد.
علي رنجبر مسؤول شوراي روستاي گاكيه در نزديكي تپه تاريخي گاكيه با تشريح آنچه بر سر اين تپه آمده است، گفت: حدود دوهفته پيش، از اين حادثه خبردار شديم و به سرعت به تپه رفتيم و ديديم، عده‌اي با بيل مكانيكي اقدام به حفاري در چند نقطه از اين تپه تاريخي كرده‌اند.
وي كه كارت افتخاري حفاظت از ميراث فرهنگي را براي تپه تاريخي گاكيه دارد، با اظهار تأسف عميق از واقعه رخ‌داده، بيان كرد: پس از ديدن اين اتفاق، موضوع را بلافاصله به اداره كل ميراث فرهنگي استان و پاسگاه انتظامي منطقه اطلاع داديم.
رنجبر افزود: متأسفانه در سال‌هاي گذشته، اين تپه تاريخي از گزند و يورش قاچاقچيان اشياي عتيقه در امان نبوده است.
دوماه پيش نيز گزارش مشابهي را از حفاري و يورشي كه قاچاقچيان اشياي عتيقه به تپه «شادمان» برده بودند، منتشر كرد.
در طول سال‌هاي گذشته، چشم طمع قاچاقچيان اشياي عتيقه به تپه شادمان بوده است و آنها از هر فرصتي براي دست‌برد زدن به اين تپه استفاده كرده‌اند.
چوب درازي يكي از مردم روستاي شادمان كه كارت عضويت افتخاري ميراث فرهنگي را براي حفاظت از تپه شادمان داشت درباره فعاليت قاچاقچيان اشياي عتيقه در اين تپه تاريخي،گفت: حدود چند سال پيش در فصل زمستان، افرادي ناشناس اقدام به حفاري روي اين تپه كردند كه عمق آن به بيش از 25 متر مي‌رسيد. اين افراد ناشناس چند روز مشغول حفاري روي تپه بودند و از آن‌جا كه فصل زمستان و هوا نامساعد بود، ما نتوانستيم به تپه سر بزنيم و از آنها دليل حفاري را جويا شويم و درباره اين‌كه اين افراد چه كساني بودند يا در اين اقدام توانستند، شيء پيدا كنند يا خير، نتوانستيم اطلاعي كسب كنيم.
هم‌چنين رئيس شوراي روستاي شادمان درباره اين حفاري اظهار داشت: حدود چند سال پيش، شبانه چند نفر اقدام به حفاري روي تپه شادمان كردند. حفاري آنها شايد حدود 20 روز طول كشيد؛ اما از اين‌كه آنها در اين مدت به گنجينه‌اي رسيدند يا خير، مطلع نيستيم.
اين يك واقعيت است كه كرمانشاه، استان گنجينه‌هاي مدفون‌شده است. گنجينه‌هايي كه هريك از آنها فقط يك رسالت را برعهده دارند و آن اين‌كه باستان‌شناسان با بررسي‌هاي خود از رازهاي تاريخي اين ديار پرده بردارند تا در راستاي شناخت هرچه بيش‌تر تاريخ، فرهنگ و تمدن اين سرزمين گامي برداشته شود؛ اما متأسفانه كشف و سرقت اشياي عتيقه توسط افراد سودجو، مانع از تحقق اين هدف مي‌شود و در جهتي خلاف آنچه انتظار مي‌رود، با فروش، قاچاق و حتي تخريب اين داشته‌هاي گران‌قدر، رمزگشايي آنها براي هميشه به آرزويي عبث تبديل مي‌شود.

Bauokstoney
Tuesday 4 May 2010-1, 10:36 AM
شهرري
تپه تاريخي چشمه علي زير بيل مكانيكي
يك كارشناس حوزه‌ ميراث فرهنگي گفت: 20 مرداد‌ماه امسال شهرداري منطقه‌ 20 تهران با يك دستگاه بيل مكانيكي به عرصه‌ تپه‌ تاريخي چشمه‌علي در شهرري، به بهانه‌ سامان‌دهي محوطه‌ تجاوز كرد.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/06/02/100915553868.jpg
مجد‌الدين رحيمي در گفت‌وگو با ايسنا، افزود: پيش از اين نيز شهرداري اين منطقه بدون كسب موافقت‌نامه از سازمان ميراث فرهنگي، فواره‌هايي را در محوطه‌ي چشمه‌علي در مقابل كتيبه‌ي فتحعلي‌شاه ايجاد كرده بود و حتا با پي‌گيري‌هاي مكرر سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هنوز اين فواره‌ها جمع نشده‌اند.
وي با اشاره به ماده‌ي 560 قانون مجازات اسلامي (تعزيرات) كه شامل تخلف‌هاي انجام‌شده در اين منطقه مي‌شود، يادآوري كرد: براساس اين ماده، هر كسي بدون اجازه‌ي سازمان ميراث فرهنگي كشور يا با تخلف از ضوابط مصوب و اعلام‌شده از سوي سازمان يادشده در حريم آثار فرهنگي تاريخي مذكور در اين ماده مبادرت به عملياتي كند كه سبب تزلزل بنيان آن‌ها شود يا در نتيجه‌ي آن عمليات به آثار و بناهاي مذكور خرابي يا لطمه وارد شود، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارت وارده، به حبس از يك تا سه‌سال محكوم مي‌شود.
او اظهار داشت: اقدامات انجام‌شده توسط شهرداري منطقه‌ي 20 تهران (شهرري) فاقد وجاهت قانوني‌اند. به همين دليل، بايد علاوه بر توجه به اين مفاد قانوني، تأسيسات مخل ايجادشده در كنار كتيبه‌ي تاريخي جمع‌آوري شوند.
وي ادامه داد: متأسفانه به‌تازگي اقدامات غيراصولي مانند نحوه‌ي مداخله در مجموعه‌ي سازه‌هاي آبي شوشتر، مداخله‌ها در پل خواجو تحت عنوان مرمت، مرمت آرامگاه كوروش، نحوه‌ي رفتار در محوطه‌ي ميراث جهاني تخت جمشيد (پارسه)، بي‌توجهي‌ها به روند فرسايش در محوطه‌هاي تاريخي ارزشمندي مانند نقش رستم و كاخ‌هاي هخامنشي برازجان كه سندهاي ارزنده‌اي در راستاي معرفي حكم‌راني ايرانيان بر خليج فارس هستند، شدت بيش‌تري گرفته‌اند و در هاله‌اي از ابهام، روند فرسايشي زود‌رسي را طي مي‌كنند.
رحيمي با تأكيد بر اين‌كه از اقدام اخير شهرداري تهران در شهرري از طريق يگان حفاظت مستقر در منطقه‌ جلوگيري شده است، گفت: با اين وجود، انجام اين اقدام سبب تخريب بخشي از تپه‌ي تاريخي و مداخله‌ در منظر فرهنگي اثر شد. هم‌چنين لرزه‌هاي ناشي از حركت بيل مكانيكي مي‌تواند تأثير مخربي بر اثر گذاشته باشد.
اين كارشناس ميراث فرهنگي تأكيد كرد: ضرورت دارد، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با توجه خاص به حفاظت و صيانت از مواريث فرهنگي، برخورد‌هايي قاطع و جدي را به‌شكل ملي و بدون تبعيض، در برهه‌اي از تاريخي انجام دهد.
او معتقد است: لفظ نادرست «ميراث فرهنگي» شايد ارث بودن اين يادگارهاي تاريخي را القا كند. در صورتي كه اين امانت‌هاي فرهنگي به نسل‌هاي بعد نيز متعلق‌اند و بي‌توجهي به روند فرسايش و نبود حفاظت و مرمت اضطراري براي اين يادگارها، ما را به‌عنوان نسلي بي‌تفاوت در تاريخي معرفي خواهد كرد. به همين دليل، لزوم برخورد جدي‌تر سازمان ميراث فرهنگي با متخلفان در اين حوزه احساس مي‌شود. هم‌چنين ابلاغ دوباره‌ي برخي قوانين به متوليان مرتبط با مديريت شهري درباره‌ي آثاري كه در محدوده‌ي شهر هستند، ضروري به نظر مي‌رسد.
وي بيان كرد: بحث آشتي ديگر سازمان‌ها با سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بايد مطرح شود تا همه‌ي سازمان‌ها خود را رو در روي ميراث فرهنگي ندانند. به همين دليل، تعامل بين شهرداري و ميراث فرهنگي پيش از هرگونه اقدام اجرايي، از بروز چنين حركت‌هايي جلوگيري مي‌كند.
رحيمي افزود: جدي گرفتن هشدار‌هاي ميراث فرهنگي بايد مورد توجه شهرداري باشد و به‌گونه‌اي به نظر نيايد كه وقتي به نصب فواره به‌عنوان عامل مخرب و تهديد‌كننده‌ي نقش‌برجسته و كتيبه‌هاي چشمه‌علي اعتراض مي‌شود، در چند متري اين كتيبه با فلسفه‌ي سامان‌دهي محوطه، گودبرداري كنند، آن هم بدون انجام هماهنگي و گرفتن مجوزهاي لازم از تنها متولي حفاظت ميراث فرهنگي.
محوطه‌ي تاريخي چشمه‌علي در سال 1313 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد. محدوده‌ي عرصه‌ آن نيز در همان زمان تعيين شد. پس از آن، با وجود پيوستن ايران به كنوانسيون حمايت از ميراث فرهنگي و طبيعي جهان در هشتم دي‌ماه 1353، بي‌توجه مسؤولان در پيش از انقلاب به تجاوزهايي در عرصه‌ي اين محوطه‌ي تاريخي منجر شد.

Bauokstoney
Tuesday 4 May 2010-1, 10:37 AM
بيل مكانيكي محوطه هخامنشي شوش را شخم زد
مالك هتل چندمنظوره شوش در حالي با بيل مكانيكي عرصه محوطه باستاني شوش را كه آثاري از دوره‌هاي تاريخي ازجمله هخامنشي را در خود مدفون دارد؛ حفاري مي‌كند كه پيش از اين ساخت هتل در اين محدوده ممنوع اعلام شده است.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/03/05/100907722990.jpg
محمدرضا چيت‌ساز، مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري شوش با اعلام اين خبر به ميراث خبر گفت: محدوده‌اي كه بيل مكانيكي در آن فعاليت مي‌كند، بخشي از عرصه محوطه باستاني شوش است كه طبق ضوابط ميراث فرهنگي هرگونه فعاليت عمراني در آن ممنوع است.
پيش از اين نيز مالك هتل چندمنظوره شوش طي اقدامي شروع به حفاري در اين محدوده كرده بود كه با نمايان شدن آثاري از سفال، كار وي متوقف شد.
چيت‌ساز گفت: مجوز ساخت هتل در عرصه محوطه‌هاي باستاني شوش به اشتباه طي يك سال گذشته ازسوي رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان صادر شد.
اما زماني كه ازسوي پايگاه ميراث فرهنگي شوش با اين مجوز مخالفت شد، مالك هتل از ما نيز شكايت كرد كه البته بي‌ثمر بود. پس از پيگيري مسوولان پايگاه ميراث فرهنگي شوش، محدوده ساخت هتل مورد گمانه‌زني قرار گرفت كه منجر به كشف سفال‌هاي دوران تاريخي احتمالا متعلق به هخامنشيان شد.
اين آثار در عمق بسيار كم زمين ديده شده است و به علت بالا بودن سطح آب، باستان‌شناسان نتوانستند لايه‌هاي پايين‌تر را كاوش كنند.
چيت‌ساز با تاكيد بر اين نكته كه هرگونه ساخت‌وساز در اين محدوده ممنوع است؛ گفت: جايي كه هتل چندمنظوره شوش (كه به هتل اميرزرگر شهرت دارد) ساخته مي‌شود، حد فاصل ميان كاخ آپادانا داريوش و كاخ هخامنشي شائور است. يعني مشرق و مغرب اين هتل در محدوده 2 كاخ هخامنشي واقع شده است. ساخت‌وساز در اين محدوده به معناي تعرض به حريم منظري اين دو كاخ هخامنشي است.

Bauokstoney
Sunday 9 May 2010-1, 10:13 AM
با همدستي آمريكا و انگليس؛
آثار باستاني مسروقه عراق از موزه‌هاي رژيم صهيونيستي سردرآورد
رژيم صهيونيستي اذعان كرد كه تعداد زيادي از آثار باستاني و ميراث فرهنگي به سرقت رفته از عراق درپي حمله آمريكا به اين كشور در سال 2003 ميلادي از موزهاي اين رژيم سر درآورده است.

http://media.farsnews.com/Media/8706/Images/jpg/A0507/A0507577.jpg


به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري ملي عربستان، اداره موسوم به "آثار باستاني " اسرائيل اذعان كرد كه تعدادي آثار باستاني مسروقه عراق در موزه‌هاي اين رژيم به چشم مي‌خورد.
اين آثار باستاني بعد از حمله آمريكا به عراق در سال 2006 ميلادي از اين كشور به سرقت رفته و به خارج قاچاق شد.
روزنامه "الحقيقه " اردن به نقل از "عبدالزهره الطالقاني " سخنگوي وزارت گردشگري و آثار باستاني عراق از وجود آثار باستاني مسروقه عراق در سرزمين اشغالي خبر داد.
الطالقاني گفت: باندهاي ويژه كه ممكن است مورد حمايت سازمان‌هاي اطلاعاتي برخي كشورها باشند، در عمليات سرقت آثار باستاني عراق شركت داشته‌اند.
اين روزنامه به ناپديد شدن گنج‌هاي نمرود اشاره كرد كه يكي از باستانشناسان عراق آنها را بين سال‌هاي 1988 تا 1992 ميلادي در شمال شهر "موصل " كشف كرد و صدام ديكتاتور سابق عراق با اين گنج‌ها به صورت كاملا محرمانه برخورد كرد و دستور انتقال آن را در صندوق‌هايي به بانك مركزي عراق داد.
روزنامه الحقيقه افزود: آمريكايي‌ها بعد از اشغال شهر بغداد؛ اين صندوق‌ها را باز كرده و 650 قطعه آثار باستاني به اندازهاي متفاوت و ساخته شده از طلا را به ارزش تاريخي بسيار گرانبهايي يافتند و نيروهاي آمريكايي اين آثار را در موزه بغداد به نمايش گذاشتند و مردم عراق در سال 2003 ميلادي آن را مشاهده كردند اما اندك اندك از تعداد اين گنجينه آثار باستاني كم شد تا جايي كه همه اين آثار ناپديد شدند.
اين روزنامه عراقي به نقل از شاهدان عيني نوشت: آنها تعدادي از باستانشناسان به همراه خودروهاي زرهي آمريكا را مشاهده كردند كه در مناطق كشف گنج‌هاي نمرود به دنبال گنج‌هاي مدفون شده بيشتري مي‌گشتند.
در همين حال، اداره موسوم به "آثار باستاني اسرائيل " به سرقت آثار باستاني و تاريخي عراق اذعان كرد و "يولي شفارتس " سخنگوي آن گفت: دهها اثر باستاني در سال‌هاي اخير از عراق به اسرائيل رسيده ‌است كه به دورهاي تاريخي مختلف تعلق دارد.
وي مدعي شد كه اين آثار باستاني از راههاي قانوني و بوسيله بازرگانان به طور اساسي از شهر "لندن " پايتخت انگليس و برخي كشورهاي اروپايي ديگر وارد اسرائيل شده‌ است.
اين مسئول رژيم صهيونيستي افزود: به احتمال زياد اين آثار باستاني عراق در بازار آزاد برخي از كشورها فروخته و سپس در محل‌هاي موقت در اروپا بويژه در لندن انبار و سپس براي بازرگانان در اسرائيل فرستاده مي‌شود.
سرقت آثار باستاني و ميراث فرهنگي عراق توسط نيروهاي آمريكايي با نزديك شدن هرچه بيشتر به زمان آغاز خروج آنها از عراق افزايش مي‌يابد به گونه‌اي كه خانم "اميرعيدان " رئيس موزه‌هاي سازمان ميراث فرهنگي عراق يك ماه پيش به روزنامه عراقي "الصباح " گفت: مقامات امنيتي فرودگاه واشنگتن يك نيروي آمريكايي را درحال تلاش براي قاچاق يك قطعه اثر باستاني عراق به آمريكا دستگير كردند.
نظامي آمريكايي اين اثر باستاني را از يكي از مناطق باستاني شهر "اور " در استان "ذي قار " عراق به سرقت برده بود.
عيدان در حاشيه افتتاح نمايشگاه هنرهاي تجسمي كه به مناسب نخستين سالروز گشايش موزه ملي عراق برگزار شد، به الصباح گفت: سازمان ميراث فرهنگي عراق با هماهنگي وزارت كشور و پليس بين الملل "اينترپل " عراق در تلاش است تا آثار باستاني سرقت شده از عراق را بازپس بگيرند.
وي افزود: اين نيروي آمريكايي اثر باستاني سرقت شده را در ساك خود پنهان كرده بود.

ASTIAK
Saturday 15 May 2010-1, 02:05 AM
با سلام


ایا در مورد خوی چیزی میدونید

Bauokstoney
Saturday 15 May 2010-1, 02:07 AM
خوی منظورت شهر خوی هست یا چیز دیگری بیشتر توضیح دهید

ASTIAK
Saturday 15 May 2010-1, 02:07 AM
قدیم یه خانی بوده هر کسی رو میکشته با اموالش دفن میکرده

ASTIAK
Saturday 15 May 2010-1, 02:09 AM
اره یه شهر تو اذربایجان

Bauokstoney
Saturday 15 May 2010-1, 02:10 AM
فعلا چیزی به خاطرم نمیاد ولی حتما براتون اطلاعات میذارم بیایید و استفاده کنید دوست عزیز
شب خوش

ASTIAK
Saturday 15 May 2010-1, 02:12 AM
شما در مورد عتیقه تخصص دارید ؟ ممنونم.

Bauokstoney
Saturday 29 May 2010-1, 12:45 AM
با سلام و خسته نباشید
اطلاعات تقریبا ناقصی در مورد عتیقه دارم
شوخی میکنم تا جایی که بتونم کمک میکنم

محمد هادی
Thursday 17 June 2010-1, 07:04 PM
میخواهم دستگاه طلاياب بخرم کدام دستگاه رو پيشنهاد می کنيد از کدام شرکت بخرم از کشورهای ديگه چطوری میشه دستگاه وارد ايران کرد

Bauokstoney
Thursday 17 June 2010-1, 07:25 PM
با سلام
اکثر دستگاههای مورد تبلیغ در ایران مورد دارند یا تقلبی هستند و یا از نظر مسایل مختلف ( امنیتی ) مشکل دارند. بسیاری از شرکتها مدام تبلیغات میکنند ولی به خاطر همه مسایل نمیشه از اونها خرید کرد و الیته جدای همه مسایل امنیتی اکثرا دستگاههای فلزیاب با عمق بسیار کم هستند.
اکثر دستگاههای آمریکایی خوبند . مثل ردیاب مینی ماینر
اگر بتوانید به دبی یا ترکیه بروید میتوانید دستگاههای خوبی تهیه و وارد کشور کنید البته در منطقه مرزی ایران استان کردستان نیز میشه نمایندگان فروش دستگاههای خوب را پیدا کرد که دستگاه را پس از تست تحویل و پول دریافت میکنند.
موفق باشید.

محمد هادی
Friday 18 June 2010-1, 09:37 PM
سلام
دستگاه طلاياب تفکيک هم ميکنند
يا فقط طلا را نشان ميدهند و عمق واقعی اين دستگاها چند متر هستند
و به چه صورت ميشه فهميد که طلا هستند
ممنونم

محمد هادی
Friday 18 June 2010-1, 09:47 PM
شرکت kxs که نماينده کشور دوبی در ايران در استان اصفهان هست ايا به دستگاه ها و حرفهای آنها ميشه اعتماد کرد يا نه؟

محمد هادی
Friday 18 June 2010-1, 09:53 PM
لطفا نام يک دستگاه که از نظر کار کردن راحت و تصويری هم باشه از نظر قيمت مهم نيست خلاصه منحصر به فرد باشه به ما معرفی کن.
متشکرم

shahbaz
Monday 21 June 2010-1, 03:28 AM
سلام
من تازه عضو شدم، وبلاگ شما رو همین دیشب دیدم و تقریبا تمام مطالبش رو خوندم، وقتی تاریخ وبلاگ رو دیدم پاک حالم گرفته شد اما مطالب رو اینجا پیگری کردم و عضو شدم، من هم با احضار و موکل دقیقا چند سال علاف بودم، همه زندگی و وقتم رو توی این را تلف کردم ، چون بی حساب و کتاب ، بدون داشتن علم و دانش کار کردم.
آخرش خسته و نا امید بوسیدم گذاشتم کنار(این رو واسه کسایی میگم که تجربه من رو تکرار نکنن و به حرف شما باور داشته باشن) اما چند جا رو دست نزده گذاشتم موند، حالا میخواستم از شما بپرسم چطور میشه یک غار که دهانش رو پوشوندن رو پیدا کرد. اسم دره و کوه هم پیر هست دره تکیه به غرب داره

Bauokstoney
Monday 21 June 2010-1, 09:01 AM
با سلام و ارادت خدمت شما دوست عزیز
از حسن نیت شما انجمن پارسیان تشکر میکنم من هم به عنوان یکی از اعضای تقریبا فعال این انجمن فعالیت میکنم و از مدیریت سایت جناب ادمین تشکر میکنم که چنین فضایی را برای تبادل افکار ایجاد کردند.
در مورد موکل خدمتتون بگویم که معمولا دراویش هیچ وقت به بار نمیرسند. چرا که اجنه معتقند که طلایی که بیش از صد سال زیر خاک مونده جزء مهریه آنهاست و هیچ وقت جای آن را به دراویش نمیگویند . پس در این خصوص کار کردن تقریبا بی فایده هست و به قول خودتون وقت تلف کردن است.
ولی من معتقدم کار کردن به صورت رمز گشایی کار گشاست یعنی سندهای قذیمی را به فکر رمزگشایی کرده و از آن استفاده کرد.
اگر با فکر پیش بروید موفق میشوید . از دستگاههای خوب استفاده کنید. و خوب تفکر کنید تا به هدف برسید
برایپیدا کردن غار از یک زمین شناس استفاده کنید تا با پیدا کردن توپولوژی زمین درب غار را پیدا کند.
موفق باشید.

shahbaz
Wednesday 23 June 2010-1, 01:52 AM
با سلام و عرض ارادت
از شما ممنونم که تجربیات و معلومات خودتون رو در اختیار دیگران قرار میدهید
اگه نقشه توپولوژی منطقه رو بخواهم از کجا میتونم تهیه کنم از طریق گوگل ارت میشه تهیه کنم
با تشکر

cici
Saturday 9 October 2010-1, 09:09 PM
salam doste aziz..man ye so al dashtamm ke age mishe javab bediin...,,,,yekii az khoone hayee dostanee ma too ye dahatiiyeee kee be tazegii baz saziish kardann ..mahalee ghadiimee en khoonee ghabrestanee gabrii bodeee,, en doste ma migee shaba az otaghesh boyee badii miyadd,,ama be joozz khoodeessh kasii motevaje nemiisheee va chandd nafaram harfeshoo radd kardan en boo faghat shaba miiyadd va sobham tamam misheee...va enam begam kee onja na fazelabii hast na chahii kee bekhadd bo biyaddd,,,momkene chiizee khasii basheee?

Bauokstoney
Sunday 10 October 2010-1, 11:31 AM
با سلام خدمت شما دوست عزیز در خصوص مطلب شما باید بگویم اگر قفبرستان قدیمی باشه باید با اجازه سارمان میراث فرهنگی و گردشگری میشه کاوش کرد اگر جایی در ان نزدیکی چاه قدیمی یا درخت بزرگ شاخص داره یا قبر فرد بزرگی که قدیمی باشد احتمال وجود اشیا است . و در مورد بوی بد در شب باید بیشتر تحقیق بشه چون اگر مربوط به فاضلاب یا مکان بدبود بوده باید روز هم منتشر می شد ولی گیاهانی هستند که شب بوی ناجور و نامطبوع می دهند احتمال دارد در ان نزدیکی از این گیاه باشه چون چند سال قبل همسایه ما یکی از این گیاهها را داشت و موقعی که شب می شد انگار بوی جسد مرده تمام فضا را می گرفت اسم گیاه را نمی دونم .
البته بعضی از سفید خانه نیز هواکشی دارند که بوی بد یا بوی تعفن از آن ساطع میشود ولی در شب فقط ملموس هست اونهم یه مسئله ای هست
به هر حال یا بو از گیاهان خاصه یا از سفید خانه یا از قبرستان در مورد سفید خانه یا خزانه و قبرستان زمانی هست که باز شده باشد.در غیر این صورت بویی از آن در نمیاد مگر از طریق هواکش
ولی در مورد درختان و گیاهان خاص این مورد بیشتر محتمل است
موفق باشید.

behra
Tuesday 9 November 2010-1, 12:49 AM
در مورد عتیقه میخواست مشاوره بکنم.عکس دارم از وسایلی.email بدهید لطفا

sahab_sh
Saturday 11 December 2010-1, 01:05 PM
با سلام گفتید تله ها خیلی زیادن اگه میشه تله هایی که بیشتر از همه هست رو توضیح بدید، مثل تله پرتابی یا فرو رونده یا تله گازی.

Bauokstoney
Saturday 11 December 2010-1, 02:33 PM
یاد آور میشوم که تله ها انواع مختلف دارد و هر کدام بر اساس توپولوژی منطقه مورد استفاده قرار میگرفت مثلا در جاهای گرم و خشک و کویری از تله چاه بیشتر استفاده میشد . در مناطق کوهستانی از تله های پرتابی ...

یکی از تله های بسیار خطرناک تله گاز هست که از سموم موجود که پایداری زیادی دارند استفاده میشد.
مثلا در یکی از جاها که اسناد آن رویت شد در از یک نوع قارچ سمی خطرناک استفاده شد که بعد از چند ثانیه مثلا تا یک دقیقه تنفس در اون فضا دچار سرفه های بسیار شدیدی میشوند که باید منطقه را تخلیه کنند . در این سیستم از قارچ با یه نوع هاگ خطرناک استفاده میشد که با گذشت چند هزار سال از دوره هخامنشیان به صورت طبیعی داخل جداره ساروج تعبیه و رشد میکرد و از طریق شکاف کوچکی که در آن جا تعبیه شده بود آبیاری میشد.
برای رهایی از آن باید مکارن را تخلیه تا گاز خارج شود. و بعد با ماسک و پوشش مخصوص ادامه داد.
در آینده تله های بیشری را توضیح میدهم...

sahab_sh
Saturday 11 December 2010-1, 05:29 PM
جالب بود، ممنون میشیم اطلاعات بیشتری رو اینجا بگذارید :)

Bauokstoney
Sunday 12 December 2010-1, 01:48 PM
سلام
یکی دیگر از تله های ریزشی بوسیله ماسه بادی یا شنهای روان میباشد که امروزه در گاو صندوق های بسیار بزرگ نیز استفاده میشود. به طوریکه مکان قرار دادن بار یا بهتر بگویم اتاقک بار را به صورت دولایه میساختند .که بین این دو دیوار که به فاصله چند متر و ارتفاع حدود پنج متر میساختند ماسه را به صورت کاملا کمپکت شده یا فشرده قرار میدادند و طوری طراحی میکردند که از هر طرف که وارد فضا میشدند طی چند ثانیه خود را در میان ماسه میدند و نفس کشیدن برایشان بسیار مشکل میشد.یعنی خفه میشدندو میمردند . یکی از بانکهای بسیار قدیمی شهر یزد که بنده در سفری شخصا بازدید کردم از این سیستم امنیتی اسفاده میکرد.
البته همه تله ها قابل حل می باشد و قابل رمز گشایی مشروط به اینکه شما راه حلش را بدانی.
موفق و پیروز باشید.

اکبررر
Monday 3 January 2011-1, 01:04 AM
با سلام . سنگی به شکل سر پرنده ای که داخل چشمانش بهم ربط دارد و در حدود یک متر قد ویک متر عرض و در 100 متری به تپه ای سنگی کوچکی اشاره دارد ی کم راجبش توضیح بدهید با تشکر

akami
Saturday 15 January 2011-1, 09:59 PM
با تشکر از مطالب بسیار جالب و متنوع شما میخواستم خواهش کنم اگه ممکنه یک کلاس آموزشی تو سایت راه اندازی کنیدوملالب بیشتری ارایه بدید از قدیم گفتن زکات علم نشر آن است من عضو تازه وارد هستم

Bauokstoney
Saturday 15 January 2011-1, 11:27 PM
با سلام و خسته نباشید و تشکر از همه دوستان من در خدمت همه شما هستم هر سئوالی دارید در خدمتم در مورد سئوال دوست عزیز اکبررر که در مورد پرند پرسیدند به احتمال قوی در همون تپه ای که اشاره کرد باید کاوش صورت گیرد . در غیر این صورت باید به دنبال یک چشمه و یک قبر دور آن باشید . موفق باشید.
(http://www.parsianforum.com/member.php/69682-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B1)

اکبررر
Monday 17 January 2011-1, 10:13 PM
مرسی از کمکتون من این هفته کاوش و شروع میکنم خیلی لطف کردید متشکرم

Bauokstoney
Monday 17 January 2011-1, 10:37 PM
جناب اکبررر
سلام موفق باشید فقط اگر به تله و یا طلسم برخوردید نترسید و بیشتر تعقل کنید . قانون اصلی در کشف عتیقه رمز گشایی هست یعنی تفکر در مورد تفکر یا به اصطلاح علمی سایبرنتیک.
یعنی با دیدن هر آثار باید به دنبال نشانه آن باشی فقط تنها چیزی که مهمه اینه که آثار را قبل از دیدن کارشناس به هیچ عنوان از بین نبرید مطمئن باشید رد نود درصد آثار بار در زیر ان نیست منظورم اینه که با دیدن یه سنگ به شکل حیوان یا پرنده هیچ موقع آن را حرکت ندهید و یا نشکنید بعد از رمز گشایی آن را حرکت دهید.
به هر خال موفق باشید.
اگر با مطلب جدیدی برخورد کردید بنده را در جریان بگذارید.

armin12
Thursday 20 January 2011-1, 11:38 PM
با سلام خدمت شما دوستان
کسی میتونه در مورد مردگانی که تو خمره و در یک تپه چال شده اتد به من کمک کنه
ماله چه دوره ای هستند و ایا خبری هست یا نه
با تشکر از لطف شما:-?

Bauokstoney
Saturday 22 January 2011-1, 09:06 AM
با سلام خدمت شما دوست عزیز در مورد مردگان داخل خمره خدمتتان عرض کنم که در گذشته یعنی قبل از اسلام مردگان به طرق مختلف دفن میشدند به صورت دراز گش ، نشسته،چمپاتمه،جنینی و غیره که در دوره زرتشت یا همان گبری ها اکثر مردگان در داخل خمره های بزرگ دفن میکردند. گاها چند نفر را داخل یک خمره دفن میکردند که در نوع خود دیدنی هست چرا که اونا معتقد بودند که خدمتکار یا کنیز فرد مرده نیز باید همراه وی دفن شود. گاهی اوقات ممکنه در کنار این خمره های بزرگ که اسکلت یک یا چند نفر در آنجا دفن هستند خمره های ریزی نیز پیدا شود که نشان دهنده اونه که برای مردگان آب و غذا میگذاشتند تا از آنها بخورد.
اگر خوش شانس باشید که اون رفتگان از افراد مهم باشند می توانید به اموالی مثل شمشیر، خنجر ، دستبند و گوشواره و گردنبند برای زنان ، کوزه ای شیشه ای گرانقیمت و چندین آثار مهم که به همراه مردگان دفن میکردند نیز برسید.
در مورد تپه اگر این خمره ها در روی یک تپه باستانی و کاملا دست ساز می باشد توصیه میکنم دقیقا وسط تاکید میکنم دقیقا وسط تپه را در طول و عرض پیدا و عملیات کاوش را تا کف تپه انجام دهید به احتمال خیلی خیلی زیاد در مرکزی ترین قسمت تپه در کف آن و حتی پایین تر از کف آن شما با یک سفید خانه برخورد خواهید کرد.
به هر حال بنده در خدمت شما هستم این را هم بگویم صرف بودن جنازه در یک مکان نشان از بار ندارد چرا که ممکن هست یک قبرستان ساده باشد. و لی شاید مردگانی با کلاس بالا در آن باشد با غنایم ارزشمند.
موفق باشید. جوابگوی سئوالات دیگر هم هستم.

اکبررر
Sunday 30 January 2011-1, 01:34 AM
سلام مرسی از کمکتون . ما دوتا بودیم و مردجنگل همون تپه رو ی متر کندیم جز سنگ چیزی نبود . این سنگ و در یه جای مخوفی در بین راه یعنی در 200متری ی راه قدیمی که کمتر کسی از اون راه الان عبور میکند چه برسه به دیدن این سنگ . چن روز پیش بعد حفاری دوباره رفتم من و دوسم در عمق جنگل در بالای این سنگ یعنی جایی که چشماش سوراخ هست از گوشه چشم در 20 متری ی تپه ای که بیشتر از خاک هست وجود داره دوسم بیخیال شد اما من احساسم اینه که حتما ی چیز خیلی جالبی هست!!!! بعدش روبه روی سنگ ایستادم در یک نیم دایره احساس میکنم سنگ از هر جهت بمن نگاه میکنه یعنی مثل اینکه میچرخه!!!!! من نامید نشدم ولی دوسم بیخیال شد من چکار کنم؟
مرسی از کمکتون میشه دقیقا بیشتر کمک کنید راجب سنگ

اکبررر
Sunday 30 January 2011-1, 01:40 AM
با عرض معذرت میخام بگم بیشتر و با دقت خیلی زیاد که به این سنگ نگاه کردم شبیه سر گربه هست احساس میکنم گوش داشت و یکیش بریده شد و از بین رفت لطفا کمک کنید

armin12
Monday 31 January 2011-1, 12:49 AM
با سلام عرض تشکرفراوان خدمت شما دوست عزیز و گرامی
در مورد این خمره ها که کاملا دور تا دور یک تپه میباشند و از نظر قدمتشم خیلی قدیمی است و ما هم نیز خیلی ناخواسته پیدایشان کردیم
و یکی از خمره ها را بیرون اوردیم و دیدیم درون آن اسکلت میباشد .
اما در مورد دست ساز بودن یا نبودن تپه چیزی نمی دانم و نیز این خمره ها درعمق حدود 5 تا 10 سانتی از سطح تپه قرار گرفته است
می شود کمی بیشتردر این مورد توضیح دهید و سفید خانه چیست :icon_pf2 (67):

Bauokstoney
Monday 31 January 2011-1, 09:06 AM
با سلام و ارادت
در مورد خمره ها عرض کردم که صرف وخود خمره در روی تپه نمیتواند عامل وجود دفینه باشد مگر قبرهایی که اجساد به همراه وسایل دفن میشدند که با کاوش قبر می توان به وسایل آن رسید.
اما اما اما در بعضی از تپه ها در جاهایی مسطح که تپه ای در اون دور بر نیست تپه هایی دست ساز وجود دارد حتی به مساحت یکی دو هکتار و بیشتر که کاملا دست سازند و به صورت لایه ایی مربوط به هر دوره روی آن کار میشه و مرده دفن میشود .
که در مرکزی ترین نقطه آن در عمق پایین و در کف تپه و گاها از کف تپه نیز پایین تر یک سفید خانه عمدتا بزرگ قرار میگیرد.
سفید خانه محل نگهداری دفینه های شاهنشاهی را گویند که یک و یا چند اتاق ساروجی هست که عمدتا داخل آن به رنگ سفید می باشد.

aziz1165
Saturday 26 March 2011-1, 06:00 AM
خدمت شما دوستان عزیز و شما استاد گرانقدر عرض سلام دارم
لطفا درباره دستگاهای فلزیاب جیوه ای منو راهنمای کنید
که چگونه کار میکنن فلز جیوه چه نقشی در این کار دارد وچقدر در این کار دقت دارد
واینکه در زمان های گذشته چگونه دفینه های زیر زمین را پیدا میکردند
تشکر میکنم از لطف شما استاد عزیز

Bauokstoney
Saturday 26 March 2011-1, 09:10 AM
با سلام و تبریک سال نو
خدمت شما عرض کنم که در گذشته های دور قبل از ساخت دستگاههای کشف دفینه هم از آثار که در کتب آثارشناسی اطلاعات آن موجود بود استفاده میکردند و جدای از آن از نوعی چوب مثل چوب انار که به صورت کمان در می آوردند نیز استفاده میکردند البته وسایل دیگری نیز بودند که جای بحث آنها اینجا نیست . در مورد جیوه فلزی هست که نسبت به بعضی از فلزات دیگر مثل طلا و نقره حاسیت نشان میدهد البته در دستگاههای جیوه ایی از مایع جیوه استفاده میشود.
موفق باشید.

aziz1165
Sunday 27 March 2011-1, 05:18 AM
باسلام وتبریک سال نو خدمت شما دوست عزیز و استاد محترم
من سوال از حضور شما پرسیدم که متاسفانه به من جواب ندادید
متن سوال من این بود که در روستای زادگاه من در کردستان یک کوه وجود دارد کا در دامنه کوه وپای کوه قبرستان گبری است ود ربالای کوه در نوک قله یک قبر وجود دارد که حدود 5 متر درازای ان قبر است وهیچ کسی یادش نمیاید که قبر متعلق به چه کسی است وهیچ مدرکی دال بر اینکه این قبر مربوط به چه کسی است وجود ندارد در زمان های گذشته مردوم به زیارت ان قبر میرفتند
ونکته دیگر اینکه در فصل بهار وقتی برفها اب میشو یک ازدها از برفهای باقی مانده بر روی کوه به وجود میاید که دم ان از پائین کوه شروع میشود وتا بالا کوه به صورت مارپیچ ادامه دارد ودر بالای کوه یک سنگ سیاه چشمش را درست میکند و ازدها که یک تاج هم به سر دارد دهنش را برای سنگ بزرگی باز میکن
من از شما خواهش میکنم که بفرمایید ایا در این قبر بالای کوه به نظر شما مالی وجود دارد یا اینکه این ازدها نشانه چیست من عکسی هم از این کوه با ازدهای که بر ان نقش بسته دارم اگر ممکنه جواب منو مرحمت بفرمایید تشکر میکنم از زحمات شما استاد گرانقدر

Bauokstoney
Monday 28 March 2011-1, 09:12 PM
با سلام وارادت جواب من همین قدر می باشد و این مسئله در حد سایت کفایت میکند و من هم از کتب مختلف مطالعه کردم و همین قدر اطلاعات دارم نه دنبال این مسایل هستم و نه اطلاعات آثار شناسی زیادی دارم شما نیز می توانید از کتب تاریخی که در بازار هست استفاده کنید و یا از سایتها و مراکز ی که در این حوضه کار میکنند استفاده کنید .
ممنون

seddighe
Sunday 1 May 2011-1, 10:43 PM
با سلام و ارادت به شما من اطلاعاتی در مورد آثار و علائم که بر روی سنگ وجود داره مثل نشان ضربدر یا مار و......
میخوام داشته باشم و اگر کتابی در این ضمینه وجود داشته باشه چطور میتونم بدست بیارم لطفا راهنماییم کنید ممنون میشم.من صاحب رستوران در شمال کشور هستم اگه براتون مقدوره شماره ای بدین تا با شما صحبت کنم سپاسگذارم

mahdi alizadeh
Thursday 9 June 2011-1, 04:46 PM
خدمت استاد ارجمند سلام و خسته نباشید من تازه توی سایتتون عضو شدم .یک سوال،روی یک سنگ صاف وباطول و عرض وارتفاع زیاد و بدون رکه2جای پای بچه که به صورت کنده کاری شده هست را پیدا کردم و درحالی که قسمت کنده کاری شده را نگاه میکنی احساس میکنی که حالت ذوب شدگی دارد و از طرفی در نیمه شمال سنگ ،به رنگ سیاه می باشد اگه میشه راهنمایی کنید که باچه شگردی برخورد شود .باتشکر

fx241924
Sunday 14 August 2011-1, 12:47 PM
با سلام خدمت استاد ارجمند
یک سوالی داشتم از خدمتتون
یک منزلی هست در اقوام که همه فرزندان ان خانواده خواب دیده اند که گنج داره اما از ترس مار و مامور و اینکه نمتونند سر هیچ موضوعی به توافق برسند این خونه دوسه سالی هست گداشته شده برای فروش ( از همون حوالی هم بوده خونه منتصب به همین خانواده که بعد از فروش توی اون گنج پیدا کردن )
حالا میخواستم من چه جور میتونم مطمئن شم که اونجا گنج داره که اقدام کنم برای خرید راهی هست جن - وکیلی .....با تشکر

Bauokstoney
Sunday 14 August 2011-1, 05:06 PM
با سلام
معمولا اجنه جای دفینه ها را نمیگویند به خاطر اعتقادات خاص خودشون واگر جای بار را بگویند اشتباه آدرس میدهند و میمونه دستگاه که باید دستگاه قوی داشته باشی .
موفق باشی

fx241924
Wednesday 17 August 2011-1, 10:47 AM
جایی هست که بشه دستگاه رو از اونجا تهیه کرد بیشتر اجاره کرد و البته مطمئن باشه

Bauokstoney
Wednesday 17 August 2011-1, 11:19 AM
با سلام و ارادت
دستگاههای موجود در بازار ایران 99 درصد قلابی هستند و کاربرد زیادی ندارند . به نظر من کار در حوزه زیرخاکی نیاز به تجربه و راهنمایی اساتید بزرگ تاریخ و باستان شناسی دارد چرا که بدون داشتن اطلاعات جامع نمیشه کار کرد.
به هر حال اگر میخواهید وارد این حوزه شوی باید بیشتر تلاش کنید کتب تاریخی مختلف مطالعه کنید و همیشه به روز باشید شما می توانید به مراکز باستان شناسی ایران که سایتهای اونا موجوده و من دقیقا نمیدونم نامشان را عضو شوید و با اونا کار کنید و اطلاعات خودتونو بالا ببرید .
موفق باشید.

shabgard
Sunday 18 September 2011-1, 10:16 PM
سلام.من تازه با سایتتون آشنا شدم.خیلی خوشو اومده.من ساکن قم هستم و به کاووش وباستانشناسی و...علاقه ی وافری دارم .چطوری میتونم در این زمینه فعالیت کنم

Bauokstoney
Tuesday 20 September 2011-1, 04:53 PM
با سلام و ارادت
شما می توانید به صورت روزانه وارد سایت شوید و مطالبتون را به اشتراک بگذارید. و اگر سئوال دارید بپرسید و یا به اطلاعات دیگران پاسخ دهید .
به هر حال به وب سایت انجمن پارسیان خوش آمدید امیدوارم لحضات شادی را در این سایت داشته باشید.

hassan1358arab
Tuesday 20 September 2011-1, 07:55 PM
با سلام خدمت دوستانم
من با مهارتی که در انتن زدن پیدا کردم قبرهای گبری رو به راحتی پیدا میکنم ولی نمیدونم چرا هدف اصلی رو نمیتونم نقطه دقیقش رو پیدا کنم کسی میدونه

Bauokstoney
Wednesday 21 September 2011-1, 12:09 PM
با سلام و ارادت
معمولا ردیابها مسیر یابند و کمتر نقطه دقیق را نشان میدهند وجود یک دستگاه نقطه یاب در کنار ردیابها نیاز ضرورریه

hassan1358arab
Friday 23 September 2011-1, 06:59 PM
من شنیدم که معمولا ردیاب به خاطر مغناطیس زمین هدف رو با 45 درجه اختلاف میگیره کسی اطلاعی در این مورد داره؟

gabriel
Wednesday 28 September 2011-1, 03:03 PM
سلام من میخام یک ردیاب با یک فلزیاب نقطه زن بخرم تا با هم برا گنج یابی استفاده کنم. برا هر کدوم بهترین دستگاه ی که سراغ دارین چیه؟
میشه سایت سازنده دستگاه مینی مایر رو بزارید؟
نظرتون در مورد ردیاب pdf 1000 ساخت آمریکا چیه؟ دستگاه خوبیه یا خیر؟ درباره سیستم مولتی سنسور شزکت اکوریت لوکاترز آمریکا چطور. دستگاه بدرد بخوری برا گنج یابی هست یا خیر؟

gabriel
Wednesday 28 September 2011-1, 03:16 PM
سلام کتاب راجع به آثار و علایم شناسی برا گنج یابی سراغ دارین به بنده معرفی کنید؟
متشکرم

Bauokstoney
Wednesday 28 September 2011-1, 04:57 PM
با سلام و ارادت کتاب آثار شناسی در بازار وجود ندارد
این آثار معمولا در حفاریها بدست میاد و در دست اشخاص خاص و یا سازمان میراث فرهنگی هست.

saman9000
Monday 3 October 2011-1, 03:42 AM
سلام من میخام یک ردیاب با یک فلزیاب نقطه زن بخرم تا با هم برا گنج یابی استفاده کنم. برا هر کدوم بهترین دستگاه ی که سراغ دارین چیه؟
میشه سایت سازنده دستگاه مینی مایر رو بزارید؟
نظرتون در مورد ردیاب pdf 1000 ساخت آمریکا چیه؟ دستگاه خوبیه یا خیر؟ درباره سیستم مولتی سنسور شزکت اکوریت لوکاترز آمریکا چطور. دستگاه بدرد بخوری برا گنج یابی هست یا خیر؟
دوستان من چطوری باید مطلب بزارم

Bauokstoney
Monday 3 October 2011-1, 01:36 PM
با سلام خدمت شما دوست عزیز باید گزینه پاسخ به موضوع را کلیک کنید و مطالبتون را قرار دهید و گزینه ارسال را بزنید

saman9000
Monday 3 October 2011-1, 08:02 PM
سکه شناسی
دوستان عزیز در این جا به شناخت عنواع سکه و تاریخچه سکه می پردازیم.
سرزمين ايران يكي از كهن ترين سرزمينهاست . كشور ما داراي گذشته پر افخاري است كه آثار آن در طي قرون متمادي با وجود آسيب هاي زمانه و غارت و آتش سوزي و بوالوسي افراد جاهل هنوز پا بر جا ايستاده و حكايت از عظمت گذشته و تاريخ هنر و تمدن مردمان اين سرزمين دارد . در سرزمين ايران در اغلب نقاط ، در زير تلهاي خاك و ويرانه ها ، آثار نفيس و گنجينه هاي متنوعي نهفته است كه روزگاري دست هنرمندان و صنعتگران با نداشتن وسايل و ابزار كافي آن را ساخته و با نقش و نگار ، طرح ، رنگ يا كنده كاري و برجسته كاري ، قدرت دست و روح هنري خود را به ثبوت رسانده و تجسم داده اند .

تحقيق و مطالعه در هر قسمت از آثار كهن مملت ما نه تنها تاريخ گذشته اين سرزمين را روشن مي سازد ، بلكه به تغيير و تحول تاريخ تمدن دنياي قديم و ارتباطي كه ملل از لحاظ نژادي ، هنري و اقتصادي با يكديگر داشته اند كمك مي كند . مردمان اوليه و بدوي براي زندگي بهتر و رفع حوائج روزانه هميشه در تلاش وضع بهتر بوده اند و همين اصل يعني عشق به حيات بوده كه تاريخ تمدن را بوجود آورده است و ملتها را به طرف روزگار بهتر و اختراعات و اكتشافات وا داشته است . كشف آتش و به كار بردن فلزات هر يك مبدأ مهمي در سير تكامل بشر بوده است .

از وقتي كه زندگي اوليه به شكل اجتماع شروع شد ، انسانها احساس كردند كه به كمك يكديگر نياز دارند و ناچار هر يك با سعي و عمل خود به رفع حوائج ديگري پرداخت تا توانست از دسترنج ديگري منتفع گردد . اين عمل ابتدايي را بايد اولين نظام اجتماع و اقتصاد و اصل داد و ستد دانست . با پيشرفت تمدن و تشكيل شهرها و اختراع خط و ايجاد خانه و مسكن ، ارتباط افراد با يكديگر بيشتر گرديد و مبادله و تجارت به صورت وسيعتري در آمد و كم كم داد و ستد و معارضة فردي جاي خود را به مبادله و تجارت داد ، به طوري كه كوشش در توسعة امور اقتصادي و ارتباطات ، موجد تشكيل دولتها و طرق و سوارح و تأسيسات بحري در مناطق دريايي و سازمانهاي مختلف و تنظيم قوانين براي بررسي و انتظام امور گرديد ، چنانچه قسمت مهمي از قانون حمورايي مربوط به امور تجارت و كسب و كار است . ( اين قانون نامه در خرابه هاي شوش پيدا شده و در موزه لوور فرانسه نگهداري مي شود ) صحنه هاي نقاشي در عصر قديم چه آنچه به امور دنيايي و چه آنچه مربوط به دنياي ديگر است . وضع داد و ستد و توزيع را نشان مي دهد .

تشكيل دولتها و رفاته اجتماعي و انضباط امور اقتصادي و توليد ثروت موجد اصولي گرديد كه كم كم به پيدايش سكه منجر شد . مملكت ما ايران نيز در اين قسمت ، مانند ساير شعب هنري سهمي دارد كه نه تنها از نظر سكه شناسي و تاريخي قابل ملاحظه است ، بلكه از لحاظ هنري نيز بسيار ذي قيمت است . اميد است با حفاري هاي گسترده اي كه در حال حاضر در قسمتهاي مختلف ايران انجام مي شود ، متخصصان كشورمان با روشن كردن ابعاد تاريك كشورمان و كشف اسناد و مدارك جديد مربوط به تاريخ ايران اطلاعات تازه تري از تاريخ سكه نيز بدست آورند .



تاريخچة پول :

ميليونها مردم جهان با تلاش و فعاليت مداوم ، نيرو و عمر خود را صرف مي كنند و حاصل اين كوششها و زحمات را بصورت پول دريافت مي نمايند . بي ترديد مي توان گفت كه امروز اساس گردش چرخهاي اجتماع بر پول نهاده شده وسيعترين روابط اجتماعي انسان بكمك پول انجام مي گيرد . امروز حتي كودكان هم مي دانند پول چيست و چه ارزشي دارد . بايد گفت كه كمتر كسي پيدا مي شود كه هر روز با مقداري پول سر و كار نداشته باشد و بهمين نسبت هم كمتر كسي از خود سؤال مي كند كه پول از كجا پيدا شده و تاريخچة آن چيست و در قديم چه چيزي به جاي پول وجود داشت .



علم سكه شناسي :

سكه شناسي قسمت مهمي از باستان شناسي است كه شاهد زنده اي از تمدن دنياي قديم و ملل مختلف مي باشد . علم سكه شناسي توانسته است بزرگترين خدمت را در روشن كردن تاريخ گذشته بنمايد و گوشه هاي تاريك و مبهم را روشن كند . سكه در هر دوره نمايندة عادات ، آداب ، خط ، زبان ، هنر ، مذهب ، تمدن ، ثروت ، ورشكستگي و ارتباطات تجاري هر ملت و مملكتي است ، يعني منبع اطلاعاتي صحيح و دقيق از دنياي قديم ، يعني از دوراني كه آثار هنري ، ابنيه ، معابر و مقابر ويران قديم را از روي قرنيه به طور ناقص و گاهي با تصور از آنچه از بنا به جا مانده تعمير و تا حدي به صورت اصلي درآورند و با حقيقت زمان تطبيق دهند . در اين قسمت سكه ، حلال مشكلات شده و كمك شاياني به تاريخ هنر دنياي قديم نموده است .

روي اغلب سكه هاي يونان صورت خدايان افسانه اي و بناهاي تاريخي مانند : كوليزه (محل نمايش جنگ حيوانات وحشي با انسان) يا اكروپل آتن (خرابه هاي آتن كه در بلندي روي تخته سنگي عظيم قرار گرفته است) و غيره منقوش گرديده است . اين نمونه ها دقيق و ظريف براي بناها و نقص و شكستگي مجسمه ها مطابق اصل بزرگترين كمك و راهنما شده اند . قسمت مهمي از آثار هنري ساساني كه فلزكاري و زرگري است و خوشبختانه قطعاتي بسيار جالب از صحنه هاي شكار ، رزم و بزم از حفاريها بدست آمده است و بواسطة تطبيق با سكه هاي آن دوره كه تصوير كامل هر يك از سلاطين به طور دقيق و ظريف از تزئين سر و سينه ، آرايش مو و تاج است مي توان اين شاهكارهاي هنري را با صداقت شخصي و منتسب به هر يك از شاهان واقعي نمود . (قسمت مهمي از اين ظروف نقره و طلا در موزة لنينگراد است) .



قبل از پيدايش سكه :

قبل از اختراع و ايجاد سكه با وزن صحيح و مقدار معين فلز ، ارتباط و داد و ستد مردم از راه مبادله صورت مي گرفت . تمدنهاي قديم بدون آشنايي با سكه ، زندگي تجارتي خود را از راه مبادله مي گذراندند . در روي نقاشيها و حجاريهاي مصر قديم ، صحنه هاي معاملات و داد و ستد بوسيلة معاوضه صورت گرفته است ديده مي شود . در اوستا دربارة مزد كارگران يا گرفتن جريمه از چهار پايان ذكر شده است . براي پرداخت دست مزد يك پزشك براي درمان كدخدايان يك گاو و براي شهربانان يك اسب خوب و براي پادشاهان يك گردونه چهار اسبه و براي زنان به ترتيب يك ماده الاغ ، يك ماده گاو و يك ماده شتر مقرر مي كرده اند .



اشكال بدوي پول :

استفاده از اشكال اوليه پول در جهان سوم و شمال آمريكا سابقه دارتر است . اسناد و مدارك بيشتري مبني بر استفاده از پول در اين مناطق نسبت به اروپا وجود دارد . در كنار چيزهايي كه به عنوان پول مورد استفاده قرار مي گرفتند ، استفاده از مهره در شمال آمريكا ، صدفهاي كاوري در افريقا و آسيا و دندانهاي نهنگ از همه رايج تر بوده است . در جامعه فيجيان هداياي ، دندان نهنگ بخش مهمي از مراسم هاي خاص بودند . دندانهاي نهنگ Tambua ( گرفته شده از كلمه Taboo ) بودند كه اهميت مذهبي داشته و تا اواسط دهه 1960 به عنوان پول مصرف داشته است .

در دورة هومر شاعر معروف يوناني چهار پايان اساس قيمتها بوده اند . دولتها براي جلوگيري از تقلب در عيار سكه ها ، علامت مشخصي را بر روي شمشهايي كه وزن معين داشتند ضرب مي زدند كه در حقيقت اين علامت گذاري اولين قدم براي ايجاد سكه مي باشد .

معادن مس قبرس يكي از مهمترين عايدي اين ناحيه بوده است . و در الواح مصري متعلق به 14000 يا 1600 ق . م در دوران سلطنت فرعون مصر آمنوفيس سوم يا آمنوفيس چهارم از واردات مهم مس از قبرس به مصر سخن رفته است . در بعضي از الواح شاه قبرس در قبال معاوضة شمش هاي مس از فرعون خواسته كه نقره برايش بفرستد .



هدف از ايجاد سكه :

نخستين هدف از ايجاد سكه قوميت ، حاكميت و استقلال و آزادي بوده است . در آن زمان از جمله وسايل آسان كردن مبادلات و تجارت به حساب مي آمد و شايد بتوان گفت بعد ها اين جنبه بر جنبه هاي ديگر برتري يافت .



پيدايش سكه :

سكه عبارت است از يك قطعه فلز به وزن معين كه روي آن علامت رسمي دولت يا حكومتي كه عيار و وزن آن را تعهد مي كند ، منقوش شده است . روايات در مورد اولين سكهها متفاوت است و اكثر دانشمندان سكه شناسي نظر هرودت را كه مردم را نخستين كساني مي داند كه سكه ضرب كرده اند را قبول دارند . نخستين سكه هاي ليدي مخلوطي از طلا و نقره كه به آن الكتروم مي گفتند ساخته شده بود كه بر روي آن شيارهاي موازي و پشت سكه چند فرورفتگي حك شده و گاهي در بعضي از اين فرورفتگيها نقش حيواني كه شبيه روباه است ديده مي شود . در دورة كرزوس سكه هاي معروف كرزوئيد ايجاد گرديد كه مي توان آن را اولين سكة حقيقي دانست زيرا هم داراي جنبة هنري است و هم تمام شرايط سكه تا به امروز نيز در آن مراعات شده است .



ايراني ها پس از فتوحات پي در پي در آساي صغير به وجود سكه و لزوم آن پي بردند ولي پادشاهان هخامنشي چون كمبوجيه و كوروش به ضرب آن اقدام نكردند ، اما به شهرها و ممالكي كه تابع ايران شده بودند اجازه دادند كه به ضرب سكة محلي خود ادامه دهند . داريوش اول براي اولين بار در ايران يه ضرب سكه هاي طلا و نقره اقدام نمود و سكه هاي طلا در يك و از طلاي خالص و به وزن 41/8 گرم و شكل نقه 6/5 گرم است . داريوش هم براي ترتيب اوزان تناسب طلا و نقره را ( به ) را به كار برد و چون در يك 41/8 گرم با وزن 112 گرم نقره مطابقت مي كرد و اين وزن براي گردش در تجارت و كسب سنگين و غير حمل بود ، از اين رو به ده قسمت تقسيم نمود و هر سكه 21/11 گرم وزن داشت . در اين صورت سكة نقره 21/11 گرم با يك سكة طلاي در يك 41/8 گرمي مطابقت مي نمود . ولي داريوش براي سهولت امور معاملاتي سكه هاي نقره را به نصف وزن تقليل داد كه همان شكل معروف است كه 6/5 گرم است ، بنابراين بيست شكل نقره ارزش يك در يك طلا را داشته است .

ضرب سكه در چين پس از كشورهاي ديگر متداول گرديد ولي چينيها خودشان مستقلاً مبادرت به اين كار كردند و آنرا از ملل ديگر ياد نگرفتند . ژاپنيها و كره ايها ضرب سكه را از چين اقتباس نمودند .



اصول فني ضرب سكه در ضرابحانه هاي قديم :

حسن احتياج در امر تجارت و داد وستد مردم قديم را بر انگيخت كه از فلزات استفاده كنند و بوسيلة ان معاملات خود را انجام دهند . ابتدا فلز را به شكل تبر ، طقه ، ديگ و خنجر به كار مي برند و بعد با پيشرفت تمدن مس ، آهن ، برنر ، طلا و نقره را به صورت شمش ، طقه دراورند . براي آنكه قطعات سكه هم وزن ، هم شكل و هم نقش باشد ، اصولي بود كه باعث پيدايش ضرابخانه شد .

سكه را بوسيلة سر سكه ضرب مي كردند ، سر سكه كه استوانه اي شكل يود ، و از برنز يا آهن ساخته شده و در يك طرف آن نقش مورد نظر حك گرديده بوده ، بر روي سنداني فلزي قرار مي دادند ، فلز را كه كمي گرم شده بود ، و قابل اثر ، بر روي آن گذاشته ، بعد سر سكه را از طرفي كه منقوش بود بر روي آن قرار داده ، بعد از تنظيم آن چكش را با شدت مي زندند ، تا اثر نقش بر
روي سكه نقر گردد .

با ضرب سكه در ايران مبادلات بازرگاني بين المللي راحت تر ، روانتر و سريعتر شد . و اين امر تحولي بزرگ در امر اقتصاد و تجارت بود . سكه قدمتي بيش از اين تاريخ داشت و متجاوز از يك قرن قبل از ايجاد حكومت هخامنشي ، براي اولين بار در يونان متداول شد و به دنبال آن ليدياييها از يونانيها ضرب كردن سكه را فرا گرفتند و آن را در داد و ستد به كار بردند .

پس از فتح ليدي به وسيلة كوروش ، ضرب سكه به همان ترتيب در ضرابخانه هاي سارد ادامه يافت . هنگامي كه داريوش به پادشاهي رسيد و پس از فرونشاندن اغتشاشات اوليه ، به ضرب سكه پرداخت كه به دريكا مشهور شدند . سكه ها از جنس طلا و نقره بودند و سكه هاي طلا مخصوص داريوش بود . از آن پس ، در سراسر امپراطوري سكه فقط به نام داريوش ضرب مي شد .

لازم به توضيح است كه اكثر مورخان ليديها را اولين قومي مي دانند كه سكه ضرب كرده اند .



جنس سر سكه ها :

چون جنس سر سكه از آهن يا برنز بود اغلب پس از استعمال زياد حالت ساييدگي پيدا مي نمود . چنانچه اين سائيدگي در بعضي از سكه ها مشاهده مي شود . از اين رو ضرابخانه ها بايستي سر سكه هاي متعددي داشته باشند تا بتوانند به موقع از آنها استفاده كنند .



جنس فلزات :

قسمت مهمي كه در سكه قابل ملاحظه است . نوع و جنس فلزات است . چون در دوران بسيار قديم از عهدة تصفيه بر نمي آمدند و نمي توانستند آن حد را كه لازم بود فلز را خالص كنند و از موادخارجي جدا نمايند . ناچار فلزات را به همان وضعي كهاستخراج مي شده به كار مي بردند . براي اولين بار در حدود هزارة چهارم استعمال آن بيشتر گرديد ، چنانچه مس را ذوب كرده و با آن اشيايي مانند تبر و خنجر ساختند . در مصر در هزارة پنجم يا ششم قبل از ميلاد ، عصر فلز شروع شد . جنس فلز هر محل اغلب معرف وضع اقتصادي و قدرت مالي آن مي باشد ، مثلاً سكه هاي هخامنشي علاوه بر آن كه مزد مزدوران خارجي بود ، در سراسر يونان نيز در جريان بود و با كمال ميل و رغبت خارجي ها متاع و كالاي خود را در مقابل دريافت آن به فروش مي رساندند . از آين رو جنس فلز تأثيري فراوان در گردش سكه داشت و اساس مهم اقتصاد در دنياي قديم تا به امروز بوده است .



اوضاع اقتصادي و واحد پول در بابل :

تسلط ايرانيان در بابل امور بازرگاني بابليان را از جريان عادي خارج ننمود ، منافع و نزول پول در حدود 20 درصد بود نقره واحد پول محسوب مي شد و گاهي در مقابل طلا نيز معاملات انجام مي گرفت اما مسكوك طلا معمول نگشته بود . مس مدتي جاي نقره را گرفت ولي بعداً متروك گرديد .

پول كه ساده ترين روش و وسيلة مبادلة است اولين بار در ليدي بوجود آمد و در آغاز قطعه فلزي بود ، مخلوط از تقره و طلا ( 30 درصد اين سكه ها نقره بود ) كه هر شهر علامت خود و يا تصاوير ديگري را بر آن نقش مي كرد . شهرهاي يوناني واسطه انتقال آن به يونان شدند . در نتيجه رواج پول ، رژيم سياسي و اجتماعي كه از قرنها پيش در اژه معمول شده بود . متزلزل شد . و جاي خود را به رژيم جديدي داد .

« كروزسي پادشاه ليدي دو نوع سكه طلا و يك نوع سكة نقره رواج داد . نوع اول طلاي خالص : استاتر 17/8 گرم ـ نيم استاتر 08/4 گرم ـ استاتر 72/2 گرم ـ استاتر 36/1 گرم ـ 68/0 گرم ـ سكه هاي نقره : استاتر 89/10 گرم ـ نيم استاتر : 44/5 گرم ـ استاتر ( ترتيه ) : 63/3 گرم ـ استاتر ( هكته ) : 81/1 گرم ـ استاتر ( همي هكته ) : 90/0 گرم . بدين ترتيب يك استاتر نقره ده گرم و هشتاد و نه صدم گرم وزن داشت و ده سكه نقره به وزن 90/108 گرم با يك استاتر طلا به وزن 17/8 گرم مبادله مي شد . با رعايت نسبت يك به سيزده »

http://www.banksepah.ir/DesktopModules/Contents/assets/museum/history/lidi3.jpghttp://www.banksepah.ir/DesktopModules/Contents/assets/museum/history/lidi2.jpghttp://www.banksepah.ir/DesktopModules/Contents/assets/museum/history/lidi1.jpg
داريوش اول : http://www.banksepah.ir/DesktopModules/Contents/assets/mar3.jpghttp://www.banksepah.ir/DesktopModules/Contents/assets/mar2.jpghttp://www.banksepah.ir/DesktopModules/Contents/assets/mar1.jpg

در ميان پادشاهان باستاني كمتر فرمانروايي را مي يابيم كه مانند داريوش به اين خوبي دريافته باشد كه كاميابي يك ملت بايد بر بنياد اقتصادي سالم گذاشته شود . داريوش مي دانست كه ابتدا بايد يك دستگاه منظم از وزنها و اندازه ها داشته باشد . يك نمونه رسمي از اين اندازه ها ارش شاه است كه مانند خط كشي از سنگ آهن سياه با اندازة 118 اينچ است و نام و عنوان داريوش روي آن اصل اعتبار آن را نشان مي دهد .

بعضي تصور كرده اند كه داريوش اولين كسي است كه نخستين سكه ها را در ايران رواج داد . داريوش بي آنكه سكه هاي سابق را از رواج اندازد ، پولي به اسم در يك در ايران رواج داد . اين سكة طلا از سكة طلاي كرزوس كه در ليدي زده مي شد سنگين تر بود . مقارن با اين سكه طلا پولي از نقره زدند كه به شكل يا سيكل معروف است . وزن سكة هاي نقره 6/5 بود ، بنابراين مي توان استنباط كرد كه نسبت نقره به طلا در آن زمان يك به سيزده و ثلث بوده است . مسكوكات ذكر شده در ايران و ممالك تابعه رواج داشت و ماليات ها و حقوق ساخلوها و غيره با اين سكه ها پرداخت مي شد . ولي بايد در نظر داشت كه دريك را كم سكه مي زدند و در مجموع پول مسكوك در خزانه هاي ايران بيشتر از شمش بود . به همين جهت عدة دريك هايي كه تا زمان ما باقي مانده است كم است .

ظاهراً ساتراپها مجاز بودند سكة نقره كم ارزش و مس برنند ، اين نوع سكه ها غالباً در آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد . ولي در سكه هاي مزبور در خارج از ايالت آنها حكم جنس را داشت . سكة طلا فقط همان دريك بودند كه فقط شاه مي توانست ضرب كند ، روي سكه هاي هخامنشي تاريخ نيست اما از صورت شاهان مي توان تاريخ آنها را تقريباًمعين كرد . حدس مي زنند كه اولين سكة داريوش در سال 516 ق . م زده شده است .

بر يك طرف دريكها صورت تيراندازي از پاريس است كه يك زانو را به زمين زده و زه كمان را مي كشد . دو دريكي و نيم در يكي خيلي كم به دست آمده است . از نوشته هاي مورخين يوناني معلوم است كه طلا و نقره را در خزانة شاهان غالباً به صورت شمش حفظ مي كردند و هر زمان كه لازم مي شد ، شمش را به صورت مسكوك در مي آورند .در دورة هخامنشي پاية پول بر طلا بود ، و خود دريك هم به معناي طلايي ( زريك ) است . از ضرابخانه هاي ايران اطلاعاتي در دست نيست ولي سكه هاي كم ارزش نقره در مستعمرات يوناني ، آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد .

داريوش نسبت به سكه ها و بدون غش بودن آنها بسيار حساس بود ، چنانچه هرودت مي گويد : يكي از عواملي كه آريانه حاكم مصررا اعدام كرد اين بود كه سكه اي از نقره زد كه كامل العيار بود ، اگر چه ولات حق زدن سكة نقره را داشتند ولي كامل العيار بودن سكه ها داريوش را خوش نيامد ، زيرا او مي خواست كاري كرده باشد كه هيچ يك از سلاطين قبل از او نكرده باشند .

داريوش علاقه داشت كه عيار پول طلا ( دريك ) و پول نقره شكل هميشه يك اندازه باشد و هيچ نقطه اي از امپراطوري ايران در پول طلا و نقره بيش از ميزان مقرر غش نمي زدند . . به همين جهت پول ايران مرغوب ترين پول دنياي قديم بود و مورد اعتماد تقريباً تمام كشورهاي دنياي قديم بود . حتي اگر داريوش متوجه مي شد كه ضرابخانه ها كه زير نظر ساتراپها كار مي كردند بيش از اندازه در سكه ها غش زده اند ، به شدت برخورد مي كرد ، نمونة آن والي باختر بود كه به شدت مورد مجازات قرار گرفت .

« داريوش نوع سكه ها را براي جانشينان خود معين كرد . روي سكه شاه لاغر با ريش ، در حالت نيم دوان ، نيم خم شده است . او جامة شاهانه بر سرش كه كمي خم شده تاج جنگي است . در دست راستش نيزه اي با ته حكفت كه نوك آن پايين است . از روي شانة راستش چسبيده ؛ روي شانة چپش تركشي است ، و در دست چپش كمان زه داري است . به اين سكه ها كه اغلب براي رشوه دادن به سياستمندان يوناني به كار مي رفت نام كمانگير داده بودند .

بعد ها در نوع ديگري از اين سكه ها يك خنجر كوتاه آخته افزوده شد . مانند سكه هاي كهن تر ليدي ، پشت آنها فقط چهار گوش جاي مهر را دارد ؛ سكه هاي سيمين فقط نشان جاي ابزار مهر را دارد . از مقدار هنگفت فلزهاي گرانبها كه همچو باج دريافت مي شد ، فقط مقدار كمي را سكه مي زدند ، و ماندة آن را به صورت شمش اندوخته مي شد .

به همين دليل بهنگامي كه اسكندر خزانه هاي شوش را تصرف مي كند با مقدار زيادي شمش روبرو مي شود . در بين سكه هاي هخامنشي ، به سكه هايي بر مي خوريم كه از لحاظ هنري ممتازند ، دريك روي سكه ها شاه سوار بر اسب و بر روي ديگر نقش كشتي نقر شده است . پس از داريوش كبير بعضي از ممانك و ساتراپها ، البته به ندرت اجازه يافتند كه جداگانه سكه ضرب كنند ، روي سكه به خط و زبان آن منطقه اي بود كه سكه را در آنجا ضرب مي كردند . اما بيشتر به خط آرامي بود . زيرا خط ميخي مخصوص كتيبه ها بود و برروي سكه به كار نمي رفت .

در اين دوره تهيه و به كار اندازي سكه در معاملات نه تنها در امور بازرگاني داخلي و خارجي تسهيلاتي فراهم كرد . بلكه به توسعه بانكها كه به تدريج رونق مي گرفتند نيز كمك مؤثري كرد . در اواخر عهد هخامنشي دو دريكي نيز ضرب مي شد . بر روي سكه هاي داريوش نقش يك كماندار پارسي كه همان پادشاه بود حك مي شد . از آن پس يونانيها به دريك نام عمومي كماندار را دادند . چنانچه اژه زيلاس فرمانده اسپارت گفت كه مراده هزار كماندار پارسي بيرون مي كنند كه منظور كمانداران بود كه روي سكه هاي طلا نقش بسته بودند . سكه هاي نقره داريوش شِكِل بود و يونانيها آن را در خم نا م نهادند .

در زمان خشايارشا دو سوم مزد را جنس و يك سوم را با سكه پرداخت مي كردند و بدين ترتيب پس از تقريباً نيم قرن از ضرب اولين سكه ، پول توانست جاي خود را در معاملات گوناگون باز كند .

همواره بر اثر ورود مسكوكات ، تجارت داخلي شايد سريعتر از تجارت خارجي توسعه مي يافت . همچنين سكه ، فعاليت بانكها را توسعه داد . شاهنشاهي هخامنشي براي بانكها امكاناتي بوجود آورد كه تا آن زمان سابقه نداشت . در زمان هخامنشيان بانكهاي خصوصي تأسيس شد .

شاهان هخامنشي خراج را به شكل زير انبار مي كردند . آنها طلا يا نقره را ذوب مي كردند و درون كوزه اي مي ريختند . وقتي كه كوزه پر مي شد ، آن را انبار مي كردند و هنگام نياز آن قدر كه لازم بود از كوزه ها را مي شكستند و سكه ضرب مي كردند . هنگامي كه اسكندر شوش را تصرف كرد ، با مقدار زيادي شمش خام روبرو شد كه خام نگهداري مي شد .

دربارة خراج در زمان كوروش و كمبوجيه هيچگونه ضرورت وجود پول را ايجاد نمي كرده است چون اقوام خراج خود را به صورت فلزات گرانبها پرداخت مي كردند . با وجود اين سكه هاي طلايي ليدي بوسيلة هخامنشيان مورد استفاده قرار مي گرفتند . البته اين امكان هم وجود دارد كه كروز ئيدهاي نقره منحصراً در زمان تسخير سارد بوسيلة كوروش ضرب و رايج شده و به اين ترتيب عملاً نقش پول پادشاهي را بازي كرده باشند .



سكه هاي خشايار شا :

نقش مهمولي سكه هاي شاهنشاهي ، اختلاف تصويير اين شاهنشاه با تصوير داريوش اول به واسطة بزرگي سرو بر جستگي گونه و ريش بلند و نوك تيز واضح است . پشت سكه فرورفتگي نا منظم و مستطيلي شكل مي باشد . شِكِل ( نقره ) به وزن 55/5 و دريك خشايار شا به همين طرح و به وزن 40/8 گرم است .



سكه هاي اردشير اول :

سكه هاي اردشير اول با جزئيات كمي نسبت به سكه هاي پدرش خشايار شا اختلاف مختصري دارد . روي سكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، تاج كمي بلندتر از تاج خشايار شاو ريش مرتب و مستقيم تا روي سنه آمده است . و موهاي سر در پشت گردن برگشته و انبوه مي باشد . پشت سكه فرورفتگي نا منظم در وسط دارد ، ( نقره ) به وزن 5 گرم مي باشد .



سكه هاي داريوش دوم :

روي سكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ داريوش دوم با ريش مجعد و در همو موهاي ترك ، ترك كه در پشت گردن به موازات هم ريخته شده است و بر روي سر وي تاج بلند با دندانه نوك تيز قرار دارد و قيافة او شكسته و پير است . پشت سكه مانند سكه هاي اردشير است .



سكه هاي اردشير دوم :

« براي تميز دادن سكه هاي اردشير دوم و صحت تشخيص آنها بهترين وسيله مقايسه آنهاست با سكه هاي سلاطين تابع يا ساتراپهاي آن دوره است . چنانچه از روي سكه هاي شاه صيداتيسافرن ساتراپ سارد ( كه در يك طرف سكه تصوير اين پادشاه منقوش است ) مي توان سكه هاي اردشير دوم را به خوبي تشخيص داد و تنظيم كرد . روي سكه نقش معمول سكه هاي شاهنشاهي است ، نيم رخ اردشير دوم با تاج كوتاه و موهاي جمع شده در پشت گردن ، برخلاف معمول سكه اي از اردشير بدست آمده است كه در حال كشيدن كمان است . پشت سكه به شكل مربع و داراي كنده كاري نا منظم مي باشد . »







سكه هاي اردشير سوم :

« نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ اردشير با ريش بلند و نوك تيز با موهاي پر پشت كه گوشها و پشت گردن را به خوبي پوشانده است و تشخيص سكه هاي اين شاهنشاه با مقايسة سكه هاي سلاطين ممالك تابع مثل اواگوراس دوم كه در يك طرف سكه نقش اردشير سوم باشد ، بسيار سهول است . پشت سكه فرورفتگي نا منظم دارد . سكه اي از اين پادشاه مكوجود است كه به جاي آنكه مانند معمول نيزه به دست داشته باشد دستش را بلند كرده است .



سكه هاي داريوش سوم :

اين شاهنشاه علاوه بر دريك و شِكِل ، دو دريكي و نيم در يكي نيز سكه زده است و نقش روي سكه بيشتر به وضع معمولي مي باشد . گاهي كماندار كه شخص شاهنشاه است ، به جاي نيزه خنجر به دست گرفته است . در پشت سكه براي نخستين بار به جاي مربع فرورفته نا منظم دو هلال و برجستگي هاي موجي شكل يا قسمتي از بدنة كشتي نفر گرديده است . سكه هاي اين شاهنشاه پس از انقراض امپراطوري هختامنشي نيز رايج بوده و مانند مظهر مليت ايران تا مدتي ضرب آنها ادامه داشته است .



اسكندر :

در گذشته چنين مي پنداشتند كه اسكندر در يكسان كردن پولهاي سراسر شاهنشاهي خويش با برابر ساختن ميزان زر و سيم بر پاية سكه هاي آتنا كوشش به جاي آورده باشد . به جاي آورده باشد شايد مي خواست ستاتر زر را كه برابر با 20 در خم بود به جاي دريك تثبيت كند .

منتها نسبت سيم به زر را به جاي هخامنشي بر پايه 1 : 10 قرار دهد .

اين پندار كهن را مي توان زد كه از آنجا كه اسكندر نه مي توانست يك چنين يكنواختي در شاهنشاهي خويش پديدار كند و نه چنين كاري را كرد . كار گاههاي درم زني گذشته همچنان به كار ادامه دادند و خزانه داري كشور همچنان كه دوران هخامنشي بود بر جاي ماند .

پول و سكه هاي نقره در سراسر دنياي هلني وضع اقتصادي را دگرگون ساخته بود به طوري كه ازدياد پول باعث تورم شده بود . ارزش طلا و نقره تقليل پيدا كرد و به طوري كه نوشته اند در عصر سلوكوس اول طلاهايي كه

در اثر فتوحات از ايران خارج شده بود ، بعداً به علت رونق تجارت به ايران بازگشت و مواد اوليه مانند چوب و فلزات كه ايران و هند از تهيه كنندگان آن بودند بسيار مورد تقاضا بود و مبادلات بيشتر شامل اشياء از جمله احجاركريمه و جواهر و ادويه و داروهايي كه از هند تا حدود برتاني ( در مغرب فرانسه ) صادر مي شد بودند .

بازرگاني حيات اقتصادي يونان را تشكيل مي داد . بازرگاني بود كه ثروتهاي زياد در شهرهاي بزرگ بوجود آورد و جمعيت روز افزون شهرها را اشتغال به كار مي داد . نقل و انتقال پول ديگر ، اكنون كاملاً جاي معاملة جنس را كه چهار صد سال پس از ضرب اولين سكه رواج داشت گرفته بود . بانكدارها به دولت و مردم اعتبار مي دادند .

در زمان حكمومت سلوكيان سكه هاي نقره در بابل ضرب مي شد و در بازار مبادله مي گشت. زماني كه سكه هاي نقره جهت نيازهاي نظامي در نبرد عليه سوريه مورد استفاده قرار گرفت و سكه هاي نقره را از بابل خارج كردند .

سكه هاي مسي رواج يافت . از دوران سلوكوس اول يك سكة نقرة 4 درهمي به دست آمده كه بر روي آن فيلي را نشان مي دهد كه احتمالاً از جمله فيلهايي بوده كهچاندرا گوپا از خاندان موياها به وي هديه كرده است . دربارة ايجاد پادشاهي باختر در عهد سلوكي اطلاعاتي به كمك سكه ها باقيمانده ، از اين دوره به دست آمده است. اين سكه ها از چهل فرمانروايي يوناني است كه در باختر و يا شمال غربي هند حكموت مي كردند . در واقع سكه شناسان تاريخ دودمانهاي اين سامان را از روي سكه هاي مذكور باسازي كرده اند .

هنگامي كه اسكندر ، جانشين پدرش گرديد ، خزانة مقدوني عبارت بود از شصت تالان مسكوكات نقره و چند جام طلا و نقره . حال آنكه قرض پادشاه مذكور به پانصد تالان بالغ مي گشت . فقر خزانه بدليل لشكركشي هاي فيليپ بود ، زيرا آنچه را به دست مي آورد خرج لشكركشي مي كرد . خود اسكندر هم بعد از فوت پدر براي حمله به ايران ناچار به قرض شد و هشتصد تالان قرض كرد .

البته اين فقر مالي ديري نپائيد و با تصرف ايران و خزانه هاي بابل و شوش و تخت جمشيد اسكندر ثروت زيادي بدست آورد .فتوحات اسكندر در ايران موجب متوقف شدن كار ضرابخانه ها نگرديد ،وآنها همچنان به كار خود ادامه مي دادند .

« سكه هاي اسكندر بدين طرح مي باشند : استاتر طلا كه در يك طرف آن تصوير اسكندر به وضع آتنا با كلاه خود به چشم مي خورد و در طرف ديگر الهة فتح با بالهاي گشاده ايستاده است . چهار درهمي هاي معروف كه تصوير نيم تنة اسكندر به طرز هراكلس كه كلاهي از پوست شير نمد به سر دارد ، بر روي آنها نقش شده است و در پشت سكه زئوس خداي بزرگ يونان بر روي تخت نشسته و عصاي قدرت و سلطنت مطلق را به دست گرفته است و نام اسكندر به خط يوناني در كنار سكه است ».



سكه هاي اشكاني :

به طور كلي اسناد و مدارك زمان اشكاني بسيار اندك است . سكه هاي سلاطين اوليه اشكاني تنها معرف نام و لقب پادشاه است . همين امر تطبيق سكه هاي دوران اشكاني را دچار اشكال كرده است . از اوايل قرن اول قبل از ميلاد نام شخص در روي سكه ها نقش گرديد و از سال 137 قبل از ميلاد سكه ها را با قيد تاريخ كه مبدأ آن سال 1312 قبل از ميلاد يعني تأسيس سلسلة سلوكيها بود ضرب مي كردند . از زمان سلطنت بلاش اول (57 ـ 51) م بتدريج براي نوشتن روي سكه ها از الفباي آرامي به جاي يوناني استفاده كردند .

اساس پول دولت پارت بر نقره بوده است كه تقليدي از پول سلوكيان شمرده مي شود ولي از قرن دوم پيش از ميلاد ايشان مبناي مستقلي براي پول خود ايجاد كردند ولي از لحاظ تسهيل تجارت و داد و ستد و خويش با روم ، پول خود را از حيث وزن با دينار روحي برابر ساختند . در آن زمان تاريخ سكه هاي پادشاهان پارت از مبدأ عهد سلوكيان احتساب شده و نوشته هاي آنها به يوناني بوده است . در قرن اول ميلادي نوشته هاي پارتي (آرامي) بر سكه هاي پارتي پديد آمد و در عين حال جنس فلز سكه ها به بدي گرائيد و از وزن آنها كاسته شد . برخي پادشاهيهاي كوچك و تابع نيز به نام خود سكه ضرب مي كردند .

« در روزهاي خيزش پارتيان در سال 238 ق . م پولي كه در بخش شمالي ايران در گردش بود ، همانند پول بقية امپراتوري سلوكي بود . اما سكه خانه هاي باكتريا و هكاتوم پوليس رفته رفته ترجيح مي دادند كه در ناحية آنها دراخم رواج يابد ، در صورتي كه ميان پادشاهيهاي انتيوخوس يكم و سوم در اكباتان سكه اي با اين جنس و واحد ضرب نمي كردند و در عوض بر زدن سكه هاي چهار عرضي بيشتر تأكيد مي رفته است . وزن استانده اي كه براي سكه ها در نظر مي گرفتند برگرفته از نظام آتيك بود چنانچه در سدة سوم پيش از ميلاد وزن دراخمها به حدود 4 گرم رسيد . نقش رسمي روي اين سكه هاي سلوكي تصوير بر پادشاه بود كه پشت سكه نيمرخ چپ آپالون را نشان مي دهد كه بر قبة سپر نشسته و كماني در دست دارد . بيشترين سكه هاي پارتي كه اكنون موجود است از گنجينه اي در دورة اترك كه در باختر بجنورد قرار دارد بدست آمده است . فرسوده ترين سكه ها و بنابراين نخستين گروه از سكه هاي پارتي نيم رخ راست سري بدون ريش را روي سكه نشان مي دهد كه با شلقي بر آن نهاده است و بر پشت آن طرف چپ تيراندازي در جامعة مهرانشينان نقش گرديده كه بر پايه اي نشسته و كماني بدست گرفته است . طرح و ساختمان اين سكه ها (پارتي) از سرمشق هلينستي كان و بيش پيروي مي كند » .



مهرداد اول :

بعد از شكست آنتيوخوس در مغنسيا حدود 190 ق . م زنجيرهايي كه يونانيان بر دست و پاي پارت بسته بودند سست شد و امكان به گردش درآمدن پولي مستقل براي پارت فراهم شد . مهرداد يكم كه در حدود سال 171 ق . م بر تخت نشست عامل اصلي گسترش سياسي پارت بود . سكه هاي اين پادشاه در درجة اول تصوير چهره اي بدون ريش كه با شلقي بر سر دارد نقش شده كه تقليدي از سكه هاي سابق است ، اما بعدها نيم تنه اي با آرايش مشابه جانشين آن مي شود . و در پشت سكه تيراندازي بر سپرآپولون نشسته نه بر روي چهار پايه.



اكباتان در سال 148 ق . م بدست اشكانيان افتاد ، اما همينكه سكه خانة با اهميت اين شهر به دست مهرداد افتاد از تسهيلات آن بهره مند گرديد . شمار زيادي سكة برنزي ضرب گرديد . سرانجام سال 140 ق . م نيروهاي پارتي بين النهرين را با شهر معروف آن سلوكية كران دجله به تصرف درآوردند . در اينجا نيز سكه هاي مهرداد مستقيماً از سكه هاي پادشاهاني كه به تازگي بيرون رانده شده بودند تقليد مي كنند .



فرهاد دوم :

نخستين سكه هاي فرهاد دوم پسر جوان مهرداد ظاهراً در سكه خانه شوش در الومايي زده شد . چهار دراخميها بالاخص (با طرح آپولون كه بر قبة سبز نشسته بر پشت سكه) دقيقاً از سبك سكه هاي كمنسكيرس پادشاه محلي پيروي مي كنند . بخش عمده سكه هاي فرهاد ، دراخما ، سكه هاي سيمين و برنزي هستند كه در ايران زده مي شدند . تصوير روي سكه تنها ريش كوتاهي دارد و تيرانداز پشت آن داراي نوشته « شاه بزرگ ارشك ، پدر خدا است كه لقب اخير به رساندن مهرداد به مرتبة خدايي اشاره دارد » . يك نوآوري حضور نام سكه خانه ها بر پشت سكه هاست . سكه خانه اصلي اكباتان بي گمان در پيروي از رسم سلوكيان از اين نشانه ها چشم پوشيده يك دراخم كه شايد در اين شهر ضرب گرديد . دوست دار پدر را جانشين پدر خدا مي كند . مقران 13 ق . م انتيوخوس هفتم به بين النهرين تاخت ، اما سرانجام شكست يافت و در سلوكيه سكه هايي كه ويژگي سبك يوناني را داشتند به افتخار پيروزي فرهاد ضرب گرديد . فرهاد دوم در جنگ با صحرانشينان كشته شد . هوسپا يوسين پادشاه خاراسن از گرفتاري اشكانيان در مرزهاي خاوري استفاده كرد و به بين النهرين تاخت ، اوليايي سكه خانة سلوكيه كه سرگردان بودند ، كه چه كسي را به رسميت بشناسد ، سكه هايي با تصوير مهرداد يكم ضرب كردند ، كه مدتها پيش در گذشته بود و بدين وسيله وقت كشي مي كردند .



مهرداد دوم :

مهرداد دوم فردي ممتاز و لايق و مدبر بود . او كه لقب كبير دارد ، خود را بر روي سكه هايش به يوناني تئوپاتور (پدرخدا) مي نامد ، اين پادشاه با وجود برخورد با مشكلات فراوان و وضع آشفته اي كه شاهنشاهي پارت داشت . توانست از لحاظ مختلف از حمله سركوبي قبايل و مغلوب ساختن سكاها و انعقاد معاهده با امپراتور چين و سامان دادن به وضع ارمنستان و به اطاعت واداشتن فرمانروايان يوناني باختر ايران را تبديل به يك قدرت بزرگ جهاني مي كند .



سكه هاي مهرداد دوم :

از مهرداد دوم سكه هاي متنوعي باقي مانده است كه از لحاظ تزئينات و نوع تاج با هم تفاوت دارند . در يكي موهاي سر او لوله شده و از روي پيشاي شروع و پشت سر ختم گرديده است . و به جاي تاج نوار ساده اي به سر بسته كه در پشت سرآويزان است . در نوع دوم موها به زير تاجي گرد كه با دو زبانه گوشها را پوشانيده ، قرار گرفته است ، و تاج از سه رديف مرواريد و گلي به طرح ستاره تزئين شده است . بر روي سكة مهرداد القاب مختلفي مانند اپي فانوس (نامي) اورگت (نيكوكار) و دكايو (دادگر) به كار رفته است . همچنين بر روي بعضي از درهم ها به جاي كلمة شاه ، شاهنشاه به كار رفته است .

بر مسكوكات اشكاني علامت شهري كه سكه زده شده ، مشخص است ، از اين طريق مي توان فهميد چه شهرهايي ضرابخانه داشته اند . بر سكه هاي پراتي علاوه بر زمان و خط يوناني ، ندرتاً حروف آرامي هم مشاهده مي شود .

نوشته هاي يوناني روي سكه ها در اوايل حكومت پارت خوب است ولي از اواسط آن و اواخر اين حكومت نوشته ها ضراب مي شود . علت آن است كه چون ضرابخانه هاي جديد زده شد كه استادان آنها غيريوناني بودند ، چون زبان يوناني را بلد نبودند ، از سكه هاي يوناني تقليد كردند ، با بهتر است گفته شود نوشته هاي آنها را تقليد مي كردند . محققين اين نوع سكه ها را مسكوكات شده اند بربري مي گويند .

سكه هايي كه از مهرداد دوم باقي مانده او را داراي چشمهايي درشت ، بيني بزرگ روحي و كلاه مرواريد دوخته با نيم تاجي به صورت اشعة خورشيد بر سر دارد . لقب او بر روي سكه هايش « تئوپاتور » يعني پسر خدا و « نيكاتور » يعني فاتح آمده است .



سنتروك :

سنتروك در سن 80 سالگي به پادشاهي رسيد و گمان مي رود وي برادر اشك ششم مهرداد اول باشد . بر روي سكه ها تصوير وي با ريش پر و سبيل بلند و قيافه اي نجيب مشاهده مي شود . تاج وي كلاهي است مدور كه از سه رديف با مرواريد تزئين شده بود . و در وسط آن قطعه جواهر به شكل ستاره نصب است . بر پشت سكه نقره است : شاه بزرگ ، دوستدار پدر .



فرهاد سوم :

از فرهاد سوم دو نوع سكه موجود است . نوع اول تصوير وي با تاجي ساده كه از نواري كه دور سر بسته شده و در پشت سر گره خورده است ، تشكيل يافته است . نوع دوم كه بسيار مجلل مي باشد . تاج مدوري است كه زبانه اي روي گوش و زبانة ديگر پشت سر را پوشانده است . دور و لبة تاج از مرواريد تزئين گرديده و شعله هاي آن از قسمت مرور ساطع است و در وسط تاج قطعه اي از گوهر گرانبها به شكل شعله نصب است . تصوير فرهاد و قيافة برازندة او با چشمان درشت و بيني كمي منحرف و سبيل و ريش پر نشان مي دهد . بر گردن فرهاد سوم دو رديف گردن بند قرار دارد و حاشية قبا از در و گوهر تزئين يافته است .



مهرداد سوم :

فرهاد سوم با توطئه پيران خود ، مهرداد و اُرُدْ از سلطنت بر كنار و حتي بنا بر عقيده عده اي از مورخين فرزندان ناخلف او را مسموم كردند . در بين دو پدر كش جنگ درگرفت و مهرداد برادر بزرگتر بر تخت نشست . ولي به دليل تندخويي و سخت گيري ، مورد نفرت قرار گرفت ، و بزرگان ارد را به شاهي برداشتند .

از مهرداد سوم سكه هايي به اين شرح باقي مانده است . « روي سكه تصوير نيم رخ مهرداد كه به جاي تاج ، نواري بر روي قسمتي از پيشاني قرار دارد و موي سر بسته و از پشت سر گره خورده و آويزان است . موهاي مجعد روي گردن را گرفته و ريش مدور او نسبتاً كوتاه است . پشت سكه : اشك كمان به دست بر تخت نشسته و اطراف او نوشته القاب قرار دارد » .



اُرُدْ اول :

بعد از مهرداد سوم ، بزرگان اُرُد را به شاهي برداشتند ، دورة پادشاهي ارد يكي از مهمترين قسمتهاي تاريخ پارت است . زيرا در اين زمان است كه جنگ معروف حران به وقوع مي پيوندد و شكست سهمگيني به دولت روم وارد مي شود. هنگامي كه پاكر فرزند ارد در جنگ با روميها كشته شد ، ارد فرند ارشدش به نام فرهاد را جانشين خود كرد ، و خود از سلطنت استعفا داد ، ولي بدست پسرش فرهاد خفه گرديد و به قتل رسيد ، همانطور كه خود قبلاً پدرش را كشته بود .



سكه هاي ارد اول :

روس سكه : « تصوير نيم رخ و نيم تنة ارد ، با چشماني درشت و زيبا و بيني بلند ، سبيل و ريش پر و موهاي مجعد كه گردن وي را پوشانيده است . تاج ارد به صورت نواري زرين و مخصط در پشت سر گره خورده تا پشت شانه آويزان شده است . گاهي در زمينة سكه ، هلال ماه يا ماه ستاره نقر است . پشت سكه : اشك كمان به دست بر تخت نشسته و دور نقش وي ، نوشته القاب ارد در هفت رديف قرار دارد ».



خصوصيات مسكوكات اشكاني :

با توجه به اينكه پرداختن به تمام جزئيات مسكوكات شاهان اشكاني در اين تحقيق نمي گنجد لذا به ذكر خلاصه ما بقي مي پردازيم . به طور كلي مسكوكات اشكاني از نقره و مس بود . سكه هاي نقره بر دو نوع بود . 1 ـ دراخم كه آن اصلاً پول يوناني بود 2 ـ چهار دراخمي كه حدود 4 گرم و گاهي كمتر وزن داشته است.

اين چهار دراخمي ها با دينار رومي برابري مي كرد . كلية سكه هاي اشكاني در قشنگي پست تر از سكه هاي ساساني است . روي سكه ها صورت شاهان اشكاني است كه بر تخت نشسته و كماني به دست گرفته و زن آن را كشيده اند . بعضي از سكه ها صورت ارباب انواع يوناني را داراست . در دورة اشكاني پاية پول ايران بر نقره بوده است .

بر سكه هاي اشكاني شكل زن بندرت پيدا مي شود . نمونة آن سكه فرهاد پنجم است كه صورت ماد و اورا داراست . معمولاً بر سكه سرشاه نقش شده ، اما سكه اي هم بدست آمده كه شاه را سوار بر اسب نشان مي دهد . از سكه هاي پارتي چنين برمي آيد كه آنها چيزهاي زيادي را از يوناني ها و سلوكيان تقليد كرده اند .



سكه هاي ساساني :

دولتهاي هخامنشي ، اشكاني و ساساني كه روي هم رفته بيش از هزار سال بر ايران حكومت كردند همگي به ضرب سكه پرداختند . ولي سكه هاي ساساني داراي اهميت بيشتري است . زيرا منابع گرانبهايي از حيات اجتماعي و اقتصادي و سياسي آن دوران ارائه مي دهد . پيروزيهاي مهمي كه شاهپور اول در مقابله با روميها داشت ، در تاريخ آن زمان و اوضاع آن زمان داراي اهميت فراوان بود . به طوري كه شاهپور اول دستور داد نقش آنها را بر روي صخره ها كنده كاري نموده ، ولي اين رويدادها بر روي سكه ها نقش بسته نشده علت آن اين است كه سكه براي ساسانيان عمدتاً يك وسيله اقتصادي بود .



نوع سكه هاي ساساني :

ظاهراً مسكوكات عهد ساساني دو نوع بوده است . يك نوع آنها از طلا ضرب مي شد ، و ديگري از نقره . مسكوكات طلا كه دينار گفته مي شد ، بندرت به دست مي افتد . پادشاهان اولية ساساني نوعي سكة طلا داشته اند كه از حيث وزن ، با سكة امپراتوران روم به نام (اوري) Aurrei مساوي بوده است . علاوه بر اينها سكه هايي طلايي از آن زمان به دست آمده از حيث وزن با هم تفاوت دارند . درهم نقره را تقريباً هميشه به يك وزن ضرب مي كرده اند . سنگيني اين درهمها بين 65/3 تا 94/3 گرم است . سكه هاي كوچك نقره هم ضرب مي كرده اند از اينقدر ديوبول diobole (معادل نيم درهم) و اوبول يا دانگ معادل درهم و هميوبول معادل درهم . سكه هاي مسي هم در آن زمان ضرب مي شده كوچكترين پولي كه اسم آن از زمان ساسانيان به ما رسيده است . پيشيز است .



نوشته هاي روي سكه ها :

نوشته هاي روي سكه هاي ساساني به خط پهلوي ساساني (فارسي ميانه) است . و در بعضي نوشته هاي رمزي مورد استفاده قرار گرفته است . بر روي سكه هموراه نام و لقب پادشاه ضرب مي گرديد . اما بعد از پادشاهي بهرام چهارم نوشته هاي پشت سكه تغيير كرده و محل ضرب سكه و به دست دادن سال پادشاهي است . البته سكه هايي مع در موارد خاص ضرب مي شدند نوشته هاي ويژه اي داشتند . نوع نوشته ها تا روزگار بهرام گور (پنجم) يكسان است .

« مزدا پرست ، خدايگان ، شاهنشاه ايران كه از نسل يزدان است » از پادشاهي هرمز يكم تا پادشاهي شاهپور سوم گهگاه عبارت «وانيران» نيز وارد آن عبارات مي شود .

پشت سكه عموماً شكل آتشداني است كه در وسط دو نفر قرار گرفته است . پشت سكه هاي شاهان معلي فارسي در زمان سلوكي ها و اوايل پارتها نيز شكل آتشداني بوده است .

در روي سكه هاي ساساني ، نام شهرهايي كه سكه در آنجا زده شده با علامت اقتصادي مشخص گرديده است . مثلاً « ست » علامت شهر استخر ـ رام : علامت شهر رامهرمز ـ دا : داراب گرد و غيره . سكه هاي ساساني در زمان خسرو اول به حد اعلاي بزرگي رسيده بود .

سكه خانه ها :

از همان آغاز حكومت ساساني ، حكومت مركزي در كار سكه زني نظارت دقيقي مي كرده است . در آنجا حكومت ساساني سه سكه خانه بيشتر نبوده است . ولي در زمان شاپور دوم و با سفرهاي جنگي او سكه خانه هاي جنگ نيز بوجود آمدند . كه يكي از آنها در افغانستان كنوني بود . ساسانيان هنگامي كه به قدرت رسيدند همة سكه هاي نواحي نيمه مستقل را كه از دورة اشكاني مانده بود از گردش خارج كردند . اما با فتح موقتي سرزمين كوشان در زمان شاهپور دوم و جانشينان او ناگزير شدند كه با پول بيگانه خود را سازش دهند و آن را بپذيرند .



شرح سكه هاي اردشير اول :

« نوع اول : اردشير از روبرو تصوير شده ، اطراف كلاه او « مرواريد » دوزي است و هلال و ستاره اي بر آن ديده مي شود . نوع دوم : نيمرخ راست اردشير با كلاه معروف اشكاني تصوير شده است . در انتهاي كلاه دو رديف مرواريد دوزي ديده مي شود . كه فاصلة ميان آن دو رديف نيز مرواريد دوزي است ، موي سر در زير پوشش كلاه كه آن نيز مرواريد دوزي است پنهان شده است ؛ از كلاه نواري بنام « نوار اشهره وند » آويخته است ، گرد تصوير چنبري نقطه چين ضرب شده است » .



شاهپور اول :

« تصوير نيم رخ شاپور با افسر شهرياري كنگره دار كه گوئي بر بالاي آن نصب شده است . از گوي و انتهاي افسر شهرياري رو به بالا ديده مي شود » پشت سكه : « آتشگاه كه پايه آن ستوني است بلند ، بر پايه ، آتشدان نهاده شده است . مجموعة آتشگاه از چند قطعه راست گوشه تشكيل شده است در دو سوي آتشگاه دو تصوير با افسر كنگره دارد ديده مي شود كه از كمرشان شمشيري آويخته است و نيزه اي بدست دارند » .



خصوصيات كلي سكه هاي ساساني :

مسكوكات ساسانيان از طلا ، نقره ، مس و برنج است . سكه هاي طلاي ساساني در زمان شاپور اول و دوم موافقتي با سكه هاي طلاي رومي داشتند . ولي بعدها وزن سكه هاي طلا مختلف شد . سكه هاي نقرة ساساني همان درخم است ، ولي از تحقيقات محققين چنين ب مي آيد كه در آن زمان درخم استعمال نمي شد . سكة نقره را زوز يا زوزون مي گفتند يا كرشه هم گفته مي شد . سكة نقره نزديك به يك متقال وزن داشت . به احتمال فراوان پول مسي را معا مي گفتند (معا يك لغت سامي است ) . بعضي از سكه هاي ساساني داراي خط آرامي است . ولي اكثريت با خط و زبان پهلوي ساساني نوشته مي شدند .

لوكونين عقيده دارد كه ساسانيان سكه هاي خود را بر روي سه فلز طلا ، نقره و برنز ضرب مي كردند . يكي از ويژگيهاي سكه هاي ساساني تصويرهاي يكسان بر رويه و پشت سكه ها بود كه در آنها تصوير نيم تنة شاهنشاه در سمت راست نقش مي شد . گاه در سكه هاي ساساني نقش شاه و جانشين او يا تصوير سه گانة شاهنشاه بانوي بانوان و جانشين شاه نقش مي گيرد .

بايد دانست كه سكه هاي پهلوي ساساني براي فهم تاريخ ساسانيان داراي اهميت زيادي است . بزرگترين مجموعة سكه هاي ساساني در موزة بريتانياست . چون تاج هر يك از شاهان ساساني شكل خاصي است . مي توان سكه هاي آنها را تشخيص داد . مثل : اردشير كه ابتدا مرواريد نشان بود ولي شكل آن تغيير كرده و به صورت گويي كه شايد علامت كرة زمين يا خورشيد باشد درآمد . تاج شاهپور اول كنگره دار بود و شباهت به تاجهاي سلاطين هخامنشي داشته است ، و نيز بر روي آن گويي نصب شده و مرصح به جواهر بوده است . تاج شاهپور دوم نيز كنگره دار بوده كه گويي منسوجي بر فراز آن است ، و از اطراف داراي نوارهاي مواج است . شكل اين تاج از شاپور اول تقليد شده و تفاوتي كه با آن دارد از حيث قوسهاي كوچكي است كه بر فراز لبة تحتاني تاج ديده مي شود .

لازم به ذكر است زماني كه ايرانيان در زمان شاهپور دوم و جانشينانش بر سرزمين كوشان غلبه كردند ، لقب « گوشانشاهان » يا « شاه بزرگ » كوشانيان داشتند . اين موارد از سكه هايي كه در زمان شاهپور دوم بدست آمده است ، مشخص مي شود .





سخن آخر :

بحث سكه و سكه شناسي بحث بسيار گسترده اي است كه بدون شك شناسايي اين سكه ها ، با توجه به اينكه از منابع مهم و اصلي به شمار مي روند ، مي تواند به سير پيدايش تمدنها و چگونگي سقوط آنها ، نوع آداب و رسوم و بسياري مسائل ديگر را بر ما روشن سازد . با شناسايي سكه ها مي توان ، نقاط كور و تاريك بحثهايي تاريخي و جاهايي كه اسناد آنها موجود نيست را روشن كرد و به حقايق موردنظر دست رسي پيدا نمود . اگر باستان شناسان و متخصصان كشورمان با حفاري در جاهايي كه نياز به حفاري دارد بتوانند با پيدا كردن سكه هايي كه هنوز در زير خاك قرار دارند همت گمارند ، مي توانند كمك فراواني به تاريخ اين كشور و جهان نموده و عظمت ايران را در گذشته بيش از پيش نمايان كنند . جاي جاي اين كشور كهن سال آثار گذشتگان ما وجود دارد . كه روزگاري در جهان حرف اول را مي زدند و اكنون فقط آثار آن باقي است . ما نيز به داشتن چنين اجدادي افتخار مي كنيم و با سعي و تلاش و فرهنگ سازي سعي در حفظ آثار قديمي اين كشور و جلوگيري از به تاراج رفتن اين سرمايه ملي خواهيم كرد ، و اين مهم جز با همياري تمامي ايران دوستان ميسر نخواهد بود.

saman9000
Tuesday 4 October 2011-1, 12:11 AM
در اینجا بر آنم تا تعریف کوتاهی از باستان شناسی داشته باشم ، اما قبل از آن به مفهومی از تاریخ می پردازم : تاریخ مجموعه ای است از حرکت ها و تجربیات متراکم بشری ، و حرکت ها و تجربیات بشری چیزی نیست جز سرگذشت روزمره ی انسان ها - انسانهایی که با رفتار ، افکار ، آرزوها و تخیلات خود به دنیایی که زیستگاه ماست شکل بخشیده اند و می بخشند . )
باستان شناسی به مفهوم مطالعه ی گذشته ی انسان ها ، مطالعه آداب ، رسوم ، افکار ، سنن و فرهنگ انسانهای گذشته از طریق بررسی آثار و اشیا ی منقول و غیر منقول بجا مانده از آنها است ، بدین معنا که باستان شناس با مطالعه بر روی آثار منقول همچون : سفالینه ها ، ابزار و آلات سنگی ، استخوانی ، گلی ، چوبی و ... و آثار غیر منقول همچون: بناها ، آرامگاهها و ... با گذشته ی بشر و چگونگی زندگی ، معیشت ، فرهنگ و اقتصاد مردمان آندوره آشنا می شود و به شکل گیری تاریخ کمک می کند و به آن اعتبار می بخشد.
باستان شناسان چه کسانی هستند؟
اینان مردمی بسیار دانا و آگاه هستند ، مردمی هستند اهل کار و عمل ، دست هایی خشن و کارآزموده و روحی بیدار دارند ، و از کار کردن و حوصله به خرج دادن هرگز خسته نمی شوند . با چهره ای گشاده ، رنج گرما و رطوبت و گزند حشرات را تحمل می کنند و از هزاران سختی و ناملایمات سفر روی بر نمی تابند و از زندگی ناخوشآیند و ناهموار چادر نشینی پروا ندارند . مومیایی و استخوان های مردگان ، جمجمه های قربانیان جنگ ها ، تابوت ها و گورها و مقبره ها هرگز دل این مردان را به هراس نمی افکند و اشباح و ارواح نیز آنها را مرعوب نمی کند ، زیرا حرفه ی آنان این است که مردگان را چنان زنده کنند که ما به احوال و افکار آنها در عصر خودشان ، پیش از آنکه فرهنگ و تمدن شان در تاریکی اسرار پیچیده شود و یاد آنها از خاطره ها برود ، معرفت حاصل کنیم .
اما این مردمان کسانی نیستند که به دنبال بخت و اقبال ، آواره کوهها و دشت ها شده باشند. درست است که گاه و بیگاه گنجینه هایی به دست می آورند که شایسته شاهان و سزاوار سروران است ، اما اینان هرگز سر آن ندارند که کیسه های خود را مالامال کنند . این مردمان به دنبال چیزی و در جستجوی مقصودی هستند که بسی گرانبهاتر و ارجمندتر از مال دنیاست . این هدف و مقصود آن است که در کالبد بی جان و مدفون تمدن های گذشته بار دیگر جان تازه بدمند و بخصوص معمای زندگی اشخاصی را که نام آنها ضمن قصه ها و افسانه ها یا روایات به دست ما رسیده است حل کنند ، مردمانی از همه قبیل چون شاهان ، روحانیون ، سربازان، هنرمندان و کارگران ساده ای که قدرت آفریننده ی آنها حتا امروزه ما را به اعجاب می افکند.
باستان شناس از تکه سفالی که بدست می آید و یا از فلان دیوار فروریخته و نیز تمام اطلاعات کهنه و رنگ و رو رفته به آگاهی هایی از بشر گذشته و اعصار تاریخی که مردمان به آن تعلق داشته اند دست می یابد.

rezax50
Thursday 13 October 2011-1, 04:52 PM
با سلام خدمت دوستان عزيز
ببنيد دوستان گلم اگر حال و حوصله و جاي مطمئن داريد بريد دنبال گنج البته يه كم پول و افراد با تجربه هم نياز هست!!! والا بهتون توصيه ميكنم كه الكي وقت نگذاريد

bababozorg
Tuesday 18 October 2011-1, 01:43 AM
با سلام به شما دوست عزیز وبا تشکر از راهنمایی هاتون
ما با یه غار رسیدیم که در بسته بود قسمتی از ساروج رو شکستیم وارد شدیم یه در دیگر اونجا بود که اگه بهش دست بزنیم سنگ بزرگی که بالا سرمون بود میوفتاد رو سرمون این تله فیزیکیو چه جوری از کار بندازیم
ممنون میشم جوابم رو بدید

saeedd
Tuesday 18 October 2011-1, 12:07 PM
با سلام خدمت شما دوست عزیز.یک سوال و یک راهنمایی.جایی را با سند حفاری شده اما یک سری مشکل پیش امده شما میتونید مشکل منو حل کنید یا فرد با تجربه ای سراغ دارین تا ما از تجربیات استفاده کنیم.مرسیaadd_12345@yahoo.com

mehran1545
Tuesday 1 November 2011-1, 12:25 AM
با سلام
کسی از جوقن روی سنگ سر در میاره؟ گاه به تعداد زیاد روی یک تخته سنگ دیده میشه که میگن نشانه بار اطراف یا تو خود سنگه

mehran1545
Tuesday 1 November 2011-1, 12:39 AM
دستگاههایی که من تحقیق کردم به صوتی رسیدم اونم لورنز و بعضی دستگاههای دستساز که هم قیمت خوبی دارن هم تا 3 متر میشه رمشمن حساب کرد
ردیاب هم خیلی خطا دارن

Bauokstoney
Tuesday 1 November 2011-1, 12:46 AM
با سلام
تله های فیزیکی معمولا در وزن بالای 35 کیلو گرم جواب میدهد شم می توانید از حیوانات برای تست تله ها استفاده کنید حیواناتی که بیش از 35 کیلو وزن داشته باشند
در غیر این صورت می توانید از عامل صدا و فشار استفاده کنید مثل ترقه های دست ساز
موفق شوید.

armanjan
Tuesday 1 November 2011-1, 11:33 AM
سلام خدمت استاد گرامی. من چند بار خواب دیدم که تو خونه گنج هست.اونجا 1.5 متر کندم یک شتر کوچک برنجی که 140 گرمی پیدا کردم . از نقش و نگارش فهمیدم 750 سال قدمت دارد .آیا این یک نشانست؟

mehran1545
Tuesday 1 November 2011-1, 07:16 PM
تا آنجایی که در علم الکترونیک ثابت شده برده دستگاههای پالسی صوتی برای ابعاد بزرگ بیشتراز 5 متر نمیزنه و دستگاههای تصویری یا شبیه ساز که نوع دیگر پالسی میباشد ساخت آمریکا حدود 10 متر که قیمت آن 80 میلیون است

mehran1545
Tuesday 1 November 2011-1, 09:22 PM
با سلام استاد محترم
اگه امکان داره مرجعی که اطلاعات بیشتری در مورد علائم و نماد حکاکی شده روی تخته سنگها مثل شتر عقاب تیروکمان سرباز و جوغن معرفی کنید یا توضیح بدید که چه معانی دارند آیا میتونن نشانه گنج خفته ای باشه؟

rezax50
Tuesday 8 November 2011-1, 09:06 AM
كتاب نمادها و نشانه ها در جهان نوشته دكتر ابولقاسم دادور چاپ كلهر كه فكر كنم انتشارات كلهر و دانشگاه الزهرا به صورت اشتراكي اين كتاب را به چاپ رسوندن. موفق باشيد

madakto
Wednesday 9 November 2011-1, 01:31 AM
سلام به شما استاد گرامی و دوستان عزیز: بنده در ارتفاعات یک رشته کوه. در یک دره و کناره یک رودخانه فصلی بر روی یک تخته سنگ بزرگ. به تصویر یک عقاب بزرگ و واضح تقریبا برخورد کرده ام که درون شکافهای حکاکی آن با ماده ای شبیه ساروج سبز بر شده . عقاب بالهای خود را باز نموده و نوک و سر آن به سمت شمال تمایل دارد . این تصویر به خاطر اندازه بزرگ از دید رهگذران از کنار آن مخفی مانده واما کمی با فاصله بسیار زیبا حتی شهبر های آن مشخص است . در خصوص این مورد نیاز به راهنمایی شما استاد گرامی و شما دوستان دارم تشکر jrana99@yahoo.com

rezax50
Wednesday 9 November 2011-1, 02:48 PM
سلام به شما استاد گرامی و دوستان عزیز: بنده در ارتفاعات یک رشته کوه. در یک دره و کناره یک رودخانه فصلی بر روی یک تخته سنگ بزرگ. به تصویر یک عقاب بزرگ و واضح تقریبا برخورد کرده ام که درون شکافهای حکاکی آن با ماده ای شبیه ساروج سبز بر شده . عقاب بالهای خود را باز نموده و نوک و سر آن به سمت شمال تمایل دارد . این تصویر به خاطر اندازه بزرگ از دید رهگذران از کنار آن مخفی مانده واما کمی با فاصله بسیار زیبا حتی شهبر های آن مشخص است . در خصوص این مورد نیاز به راهنمایی شما استاد گرامی و شما دوستان دارم تشکر jrana99@yahoo.com
براتون افلاين و يك ايميل فرستادم بخونيد 
با تشكر

saied131
Friday 18 November 2011-1, 02:38 AM
با سلام خدمت دوست و استاد محترم:
من یه سوال داشتم که اگه راهنمایی کنید ممنون می شم
در دامنه یه کوه یه تپه کوچولو و کوتاه حدود 1000 متر قرار داره که همه قبر گبره که روی بعضی از سنگ ها علامت فلش دیده میشه این قبرستان در دامنه کوه ادامه پیدا می کنه و تقریبا یک کیلومتر ادامه داره که نهایتا به یک سنگ بزرگ میرسه که به نظر میرسه چندتا تیکه سنگ کشیده و یک تیکه رو رو هم گذاشتن و روی اون حدود 17 تا جوغن بزرگ و کوچیک تراشیدن و 2 تا نعل اسب هم دیده میشه میخواستم بدونم آیا چنین سنگی صرفا علامت قبرستونه یا می تونه علامت بار باشه؟
در صورتیکه علامت باره آیا زیر همون سنگه یا اشاره به جای دیگه داره؟ ممنون alone.badoo@yahoo.com

patrisali
Saturday 19 November 2011-1, 12:53 AM
سلام

در یک منطقه ما یه سنگی دیدم که تقریبا میشه گفت مثل شیر هست.(بالای کوه هم قرار داشت)زیر این سنگ یه قوس مانندی بود که چندتا سوراخ اونجا وجود داشت.زیر این سوراخها یه غار کوچک بود که پر شده بود.با خاک.ما خاکو خالی کردیم و رفتیم داخل.به سنگ برخوردیم که یه گوشه چسبونده بودن و رووش هم یه سوراخ بود.اینو که دیدیم گفتیم حتما نشانه چاه هست.یکم جلو رفتیم که دوتا سنگ کنار هم گذاشته بودن،این دوتارو با هر بدبختی بود شکوندیم کوچیکش کردیم گذاشتیم کنار چون واقعا سنگ سفتی بود.زیر این دوتا سنگ خاک بود این خاکو خالی کردیم.یه اتاقک بوجود اومد.دیگه کم کم ناامید شده بودیم که یه گوشه از این اتاقک مونده بود که اونم خالی کردیم تو دیواره 3 تا گودی بود (نسبی ، خیلی گود نبود)این 3تا به صورت مثلث کنار هم قرار گرفته بودن البته با فاصله.زیر اینا یه سوراخ بزرگتر بود که توش با یه چیز سیاه پر شده بود.خاک که تموم شد رسیدم به سنگ.بین سنگها باز از همون ماده سیاه بود.سرتون رو درد نیارم دستگاهی خریدیم و اونجا رو کندیم رفتیم پایین حدود 7-8 متر رفتیم پایین به هیچی نرسیدیم.این سنگها همش جدا جدا بودن.یه گوشه از همین چاه هم یه چیزی مثل ساروج بود ولی ما اخر نفهمیدیم ساروج هست یا نه.الان دیگه موندیم ببینیم اصلا باری اینجا وجود داره.ما وقتی اون سوراخ رو سنگ رو دیدیم توی غار دیگه گفتیم زدیم توخال.عکسهارو دارم.اگه لازم شد بگید تا براتون خصوی بفرستم

با تشکر

اربابا
Friday 25 November 2011-1, 08:38 PM
با سلام دوست عزيز مي خواستم بدانم ه علامت عنكبوت بروي يك تخته سنگ نشانه چيست؟ متشكرم

saied131
Saturday 26 November 2011-1, 04:46 PM
سلام ممنون از پاسختون
بله سنگ در همین جهت قرار داره و طوری گذاشته شده که انگار به سمت کوه نشانه رفته
منظور شما این بود که قبر شاهزاده زیر سنگ قرار داره؟ پس جوغن ها و نعل اسب چه معنایی دارند؟
باز هم تشکر می کنم

DANEVI
Saturday 26 November 2011-1, 05:35 PM
Dar mored ganjhayi ke to alamot hastesh etelaati age darin vasam bezarin .mamnon

Bauokstoney
Sunday 27 November 2011-1, 03:19 PM
قلعه الموت یکی از قلعه‌های منحصر به فرد تاریخی در ایران است.

قلعه الموت در شمال شرقی روستای گازرخان(قصر خان) و بر فراز صخره ای به ارتفاع ۲۱۶۳ متر از سطح دریا که بلندی صخره از زمین‌های پیرامون خود 200 متر و گسترده دژ 20000 متر مربع می‌باشد قرار دارد. این کوه از نرمه گردن (میان نرمه‌لات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا کرده است. صخره‌های پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کشیده شده‌اند. پیرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است که کوه هودکان با فاصله‌ای نسبتاً زیاد بر آن مشرف است. . این قلعه یکی از جاذبه‌های گردشگری استان قزوین محسوب می‌شود.

--------------------------------
قلعه الموت یک قلعه هست و تمامی قلاع باستانی محل زندگی پادشاهان و حاکمان بوده است و تمامی این حکام برای خود دفینه های سنگینی داشتند که در بهترین و محکمترین و امن ترین جای اون قلعه نگهداری میکردند . البته بسیاری از قلعه ها بعد از حمله پادشاهان دیگر به تسخیر درامده و همه اموال و گنج های انها مصادره میشد و بعدا به جاهای دیگری انتقال داده میشد.
در مورد این قلعه هم وضع به همین منوال بود ممکن هست دفینه اش سرجایش باشد و ممکن هست توسط یاغیان تسخیر شده .
البته اگر بوده توسط دولت برداشت شده چرا که این قلعه ثبت شده هست و تمامی اطلاعات آن استخراج شد.
موفق باشید

madakto
Friday 2 December 2011-1, 06:33 PM
با سلام خدمت شما دوستان و استاد گرامی . درون دره ای دور افتاده در بایین صخره ای عمود و مرتفع جشمه ای بر اب و زیبا وجود دارد که بالا و سمت راست آن حدود 3 متر یک غار دست ساز به قطر 1متر و طول 4 متر وجود دارد که داخل آن صاف بوده و ته آن همیشه نمناک است محل هایی بله مانند برای دسترسی به آن وجود دارد جلوی جشمه سنگی صاف وجود دارد که جای سم اسبی روی آن حک گردیده در ارتفاع 6 متری غار قبلی و سمت راست غار دیگر مشابه وجود دارد که به نظر میرسد ناتمام مانده درون دره چندین درخت چنار خیلی کهنسال وجود دارد که هیچ کسی از قدمت آنها اطلاعی ندارد درختان حدود 15 متر ارتفاع داشته و از لبه دره بالاترند این مکان مقدس بوده و عشایر آن را منتصب به امام اول میدانند که ما میدانیم فقط باوری بیش نیست با توجه به این اوصاف آیا این مکان میتواند محلی برای مال باشد ؟کجای این محل را باید جستجو نمود لطفا راهنمایی کنید تشکر و ممنون jrana99@yahoo.com

a-100-b
Thursday 29 December 2011-1, 03:12 PM
سلام ميخواستم بدون درکاروانسراها حوض انبارهاي دوره صفوي خرجي که براي نگهداري ا ن مي گذاشتن درکجاي ان
تعبيه ميشده با تشکر

mehdi16184
Saturday 31 December 2011-1, 06:35 AM
سلام
خسته نباشید . من چند وقت پیش توی یک زمین کشاورزی یه تیکه سنگ به شکل گلابی که وسطش سوراخ تراشیده شده و یک گل گندم کامل دورش به همراه چند دایره حک شده اطراف اون حلقه گندم شکل بود پیدا کردم 0 می خواستم بدونم که این سنگ چه معنی داره؟ ایا تو این زمسن جنس مدفون شده ؟

ali salimi
Tuesday 3 January 2012-1, 02:54 PM
ba salam khedmat ostade gerami
man dar jaei dashtam hafari mikardam ke be ye telesm barkhurd kadam
darun hufre budam ke tedade ziadi magase buzurg barkhurd kardam vaghti az an hufre birun miamadam dgar magasi nabud vaghti dakhele hufre mishudam bz magas ha namayan mishudan bekhatere hamin az kandan dast bardashtam
agar dar murede in muzu etelaati darid dar ekhtiaram bazarid mamnun misham.
ba tashakur.

ماتریس
Thursday 5 January 2012-1, 07:30 PM
با سلام در مورد دریاچه تار مطلب فوق همان است که در شمال شرقی شهر دماوند میباشد که راه صعب العبوری هم دارد به صورت مار پیچ تا بالای دهانه؟

KGB
Friday 6 January 2012-1, 01:12 AM
سلام
اطلاعاتی در مورد قبرهای باستانی موجود بر روی تپه‌ها و کوه‌های استان کرمانشاه و نحوه اکتشاف آنها را برای من توضیح دهید

fryfry32@yahoo.com

samuel.parseh
Friday 13 January 2012-1, 01:03 PM
دوستان کسی هست که در مورد آثار باستانی و مطالب جالبو خوندنی و علائم و این حرفا کتابی معرفی کنه؟؟؟/

کسی میدونه مفهوم علامت مرغ یا خروس در حالت نشسته چیه؟؟

جیمیل : esmaeil.alinejad@gmail.com

یاهو مسنجر : tuning_center

tohid200753
Saturday 14 January 2012-1, 12:17 AM
درخواست کمک در مورد خرید دستگاه:

با عرض سلام وخسته نباشید خدمت اساتید با تجربه و محترم
دوستان عزیزم ممکنه کلا تجربیات خود را در مورد انواع دستگاه برام ایمیل کنید tohid200753@yahoo.com
و اینکه با توجه به اینکه بودجه مالیم کمه( 4 میلیون ) دستگاه مناسب تصویری با خطای صفر برام پیشنهاد کنید که عمقش نهایت 3 متر باشد چون عمق زیاد به کارم نمیاد و کوزه و حفره و سنگ های قیمتی را به وضوح نشان دهد اخه اینروزا هرچیرو به اسم گنج یاب به ادم میندازند . واینکه ایا میشود از (شرکت های فلزیاب فروش) خرید یا غیرقانونی و خطرناک هست.و کلیه اطلاعاتی را که یک تازه کار را پخته کندلطفا همه رو برام ایمیل کنین
راستی در اخر شنیدم بعضی از دستگاهها هست که اگر بیشتر 3 دقیقه کار کنی باهاشون ..... محل شناسایی میشه و لو میری ایا این صحت دارد و طرز کارش چطور است ...میشه یه جوری دورش زد؟
دست گل همتون درد نکنه ..............خیلی خیلی ممنون

tohid200753
Saturday 14 January 2012-1, 12:26 AM
درخواست کمک در مورد خرید دستگاه:

با عرض سلام وخسته نباشید خدمت اساتید با تجربه و محترم
دوستان عزیزم ممکنه کلا تجربیات خود را در مورد انواع دستگاه برام ایمیل کنید tohid200753@yahoo.com
و اینکه با توجه به اینکه بودجه مالیم کمه( 4 میلیون ) دستگاه مناسب تصویری با خطای صفر برام پیشنهاد کنید که عمقش نهایت 3 متر باشد چون عمق زیاد به کارم نمیاد و کوزه و حفره و سنگ های قیمتی را به وضوح نشان دهد اخه اینروزا هرچیرو به اسم گنج یاب به ادم میندازند . واینکه ایا میشود از (شرکت های فلزیاب فروش) خرید یا غیرقانونی و خطرناک هست.و کلیه اطلاعاتی را که یک تازه کار را پخته کندلطفا همه رو برام ایمیل کنین
راستی در اخر شنیدم بعضی از دستگاهها هست که اگر بیشتر 3 دقیقه کار کنی باهاشون ..... محل شناسایی میشه و لو میری ایا این صحت دارد و طرز کارش چطور است ...میشه یه جوری دورش زد؟
دست گل همتون درد نکنه ..............خیلی خیلی ممنون

patrisali
Saturday 14 January 2012-1, 01:40 PM
درخواست کمک در مورد خرید دستگاه:

با عرض سلام وخسته نباشید خدمت اساتید با تجربه و محترم
دوستان عزیزم ممکنه کلا تجربیات خود را در مورد انواع دستگاه برام ایمیل کنید tohid200753@yahoo.com
و اینکه با توجه به اینکه بودجه مالیم کمه( 4 میلیون ) دستگاه مناسب تصویری با خطای صفر برام پیشنهاد کنید که عمقش نهایت 3 متر باشد چون عمق زیاد به کارم نمیاد و کوزه و حفره و سنگ های قیمتی را به وضوح نشان دهد اخه اینروزا هرچیرو به اسم گنج یاب به ادم میندازند . واینکه ایا میشود از (شرکت های فلزیاب فروش) خرید یا غیرقانونی و خطرناک هست.و کلیه اطلاعاتی را که یک تازه کار را پخته کندلطفا همه رو برام ایمیل کنین
راستی در اخر شنیدم بعضی از دستگاهها هست که اگر بیشتر 3 دقیقه کار کنی باهاشون ..... محل شناسایی میشه و لو میری ایا این صحت دارد و طرز کارش چطور است ...میشه یه جوری دورش زد؟
دست گل همتون درد نکنه ..............خیلی خیلی ممنون

سلام
دوست عزیز دستگاه تصویری با خطای صفر اصلا وجود نداره
به نظرم دستگاه پالاسی بهتر هست چون دستگاه تصویری های موجود اصلا بدرد نمیخورن و همش تقلبی هست
دستگاه تصویری خیلی باید کار کرده باشی که روش انالیز کردن و تفکیک رو یاد بگیری
دستگاه دیپ مکس x3 دستگاه خوبی هست..دستگاه دست ساز سفارشی هم هست که دست کمی از لورنز نداره
طلا رو در 2-2.5 متری بسته به نوع خاک و حفره و فلزات دیگه رو در 3-3.5 میگیره....تفکیک هم داره...در تفکیک عمق کمتر میشه...با تست تحویل میده..

shahab52
Monday 16 January 2012-1, 02:02 PM
باعرض سلام خدمت استادمحترم لطفا بفرمایید آیا تصویر ذیل که روی سنگ حک شده گنج نامه است ؟ مفهوم این تصاویر چیست؟
f:\01

shahab52
Monday 16 January 2012-1, 02:30 PM
با عرض سلام م ادب

چون سایت اجازه ضمیمه کردن عکس را نداده ، شکل نشان داده نمی شود.لذا مجبورم توضیح دهم که شکلی با این توضیحات روی تخت سنگی حدود یک متر در عرض 80 نزدیک قله کوهی بلند حک شده است: (شکل تشکیل شده از بزی که فلشی از شاخ آن به انسانی می رسد که به زانو نشسته و کمان دردسته دارد و نشانه ای را که بز دیگری است که شکم آن باردار است نشانه رقته ، و بوسیله فلش هم به آن وصل شده است البته نه بوسیله خط مستقیم بلکه مانند s که بجز کماندار در بالای شکل از شکلی مانند اسم - عملر - به این بز باردار وارد شده و در قسمت بالای شکل هم اشکال انسان که از وسط آن کلمه (سپد) رد شده و بز نشسته و دو خط محدب زیر هم که خطی عمودی و مستقیم از وسط آن می گذرد هم دیده می شود. لطفا مفهوم این اشکال را بفرمایید.

shahab52
Wednesday 18 January 2012-1, 02:52 PM
استاد یا دیگر کاربران محترم جواب نمیدن؟؟؟؟

ebnearabi85@yahoo.com:icon_pf2 (62):

Bauokstoney
Wednesday 18 January 2012-1, 10:12 PM
آثار و علائم دفینه و تفسیر هر یک از سنگ تراشه ها و سنگ نگاره های:
خوک - اسب یا اسب سوار - شتر - شیر - لاک پشت - مرغ - مرغابی یا اردک - عقاب - مار - عقرب - گوزن - ماهی - زن - سنگ آسیاب - شمشیر - کمان - گل - تیر یا پیکان - خورشید - رد پای انسان - دست - مثلث - مربع - دایره - کاسه (جوغان)
http://axgig.com/images/61666610133777590166.jpg

http://axgig.com/images/88390490343982684085.jpg

http://axgig.com/images/03845590077938748333.png

http://axgig.com/images/16390979039701790598.jpg

http://axgig.com/images/06578547833428404145.jpg

http://axgig.com/images/86361791158069472949.jpg

http://axgig.com/images/14522085194700311269.jpg

http://axgig.com/images/87330010756311377959.jpg

http://axgig.com/images/98360898059714630082.jpg

http://axgig.com/images/07491925602721702442.jpg

http://axgig.com/images/66018362398115537786.jpg

http://axgig.com/images/36766865639188734683.jpg

http://axgig.com/images/25993174234330615123.jpg

http://axgig.com/images/96434634418066072188.jpg

http://axgig.com/images/70851570017916142181.jpg

http://axgig.com/images/55321613658024085970.jpg

http://axgig.com/images/29520320079255540188.jpg

http://axgig.com/images/75219645419877836307.jpg

http://axgig.com/images/70348772828082430025.jpg

http://axgig.com/images/37253506699943112500.jpg

http://axgig.com/images/99652570261335839760.jpg

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 12:42 AM
علامت و نشان عقرب



http://axgig.com/images/01541317893283747582.jpg


عقرب نشانگر راه حل بوده تا در ادامه کار ، بهترین راه را انتخاب نماییم!
یکی از ویژگی های عقرب، سمی و خطرناک بودن آن است، به همین دلیل در جایی که این علامت باشد، به تله فیزیکی و یا شیمیایی بسیار مهلک برخواهیم خورد که در حفاری باید بسیار مراقب بود. موفقیت در چنین مکانی بسیار دشوار است، ولی می توان با دقت و یک برنامه حساب شده و حرفه ای ، به گنجینه ای عظیم و ارزشمند، دست یافت. این گنجینه معمولا در نزدیکی برکه ها، چاه های آب ، قنوات و یا در انبار شراب یافت می شود. توجه داشته باشید که در آن محل غار یا تونلی زیرزمینی باید وجود داشته باشد و حکاکی تصویر عقرب در کف زمین آن بر روی صخره یا سنگی می باشد که احتمالا در زیر خاک مدفون شده است. عقرب با دم یا چنگکهای خود به گنج اشاره می نماید. در قسمتی که به آن اشاره دارد، باید سنگی بزرگ باشد که قسمتی از آن در زیر زمین دفن شده است و در نهایت بعد از حفاری به اتاقی زیرزمینی بر می خوریم که پر از دفینه خواهد بود.
در اینجا متذکر می شوم که باید کوچکترین تغییرات بر روی خود علامت و نیز در طول کار، مورد بررسی و دقت قرار گیرد. و اینکه، معمولا در آسیابهای خاص، غارها، چاه ها، و راهروهای زیرزمینی، با این علامت روبرو می شویم.
عقرب به تنهایی نشان خطر و گنج است و در مکانهای مختلف معانی دیگری هم دارد و در همه جا نشانگر دفینه نمی باشد.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 12:45 AM
تشخیص صحیح آثار و علائم در حفاری

در حین حفاری امکان داره که با علائم و آثار زیادی مواجه بشوید که در اکثر مکان ها مشترک است و امکان داره با آثاری هم مواجه بشوید که تا حالا نمونه اش را از نزدیک مشاهده نکرده باشید و یا نشنیده باشید . معمولا این آثار برای مکانها و یا هدف های کوچک و متوسط صدق می کند .
اول اینکه در سطح زمین باید نشانه هایی وجود داشته باشد. مثلا تخته سنگی که بتواند نظرها را به خود جلب نماید، باید با بقیه سنگهای اطراف فرق داشته باشد و به راحتی نتوان آن را جابجا نمود و یا اینکه نوشته و نشانه هایی بر روی سنگ وجود داشته باشد و یا ...

توجه داشته باشید وجود تخته سنگ، درخت کهنسال، چشمه آب، تپه و تل خاکی، دلیل وجود حتمی و صددرصدی گنج و دفینه نیست!
بعضی از افراد فکر می کنند که هر تپه ای نشانه گنج است، در صورتی که از نشانه های وجود گنج در یک تپه این است که اولا خاک آن دستی بوده و نباید بکر یا طبیعی و دارای رگه های سنگی باشد. ثانیا تپه در محلی قرار گرفته باشه که در اون منطقه مشابه اون تپه کم باشد و در نزدیکی اون تپه آثاری همچون درخت کهنسال و چشمه آب و ... وجود داشته باشد. توجه داشته باشید که با دیدن درست آثار و علائم موجود و گمانه زنی درست و اصولی، می تواند شما را از حفاریهای بیهوده و مایوس کننده، تا حدود زیادی نجات دهد!

پس از شروع حفاری نیز توجه داشته باشید که ابتدا باید از خاک سطح عبور کنید و بسته به منطقه مورد نظر (کوهستانی، جنگلی، کشاورزی و ...) حداکثر تا عمق ۷۰ سانتیمتر، آثاری همچون ذغال، خشت یا تکه آجر، سنگ رودخانه ای و ... تا این عمق، دلیلی محسوب نمیشوند و حدودا از عمق یک متری به بعد است که باید آثار را کم کم مشاهده نمایید، مثل سنگ چین، خاک قبر یا جسد انسان، کوزه سفالی، ذغال چوب یکدست (حداقل ۷ سانتیمتر) و یا گلهای صابونی(روغنی) که در گذشته جهت عایق و جلوگیری از عبور آب و رطوبت و محافظت از اموال مورد استفاده قرار می گرفته و ...
اما وجود ذغال چوب یا سنگ هم از دلایل وجود صددرصد گنج و دفینه نیست، چرا که در گذشته امکان داشته چوپانی و یا فردی در آن مکان آتشی روشن کرده باشد و یا سقف چوبی و دیوار سنگی ساختمان و عمارتی بر اثر جنگ یا آتش سوزی فرو ریخته باشد. آن مکان وقتی تائید میشود که نشانه های دیگر هم وجود داشته باشند و به هیچ عنوان خاک بهم خورده و دارای لکه های مختلف نباشد.
از دیگر نشانه ها، سنگ چین با ملات یا وجود تخته سنگ یا سنگ های تراش خورده بزرگ در عمق حدودی یک و نیم متر به بعد است.
آجر و خشت های خام که بصورت مربع بوده و پلکانی یا منظم و بی دلیل چیده شده باشند بطوریکه مسکونی بودن مکان را تائید نکند، نیز می تواند از نشانه ها باشد و ...

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 12:46 AM
خط هیروگلیف

http://up.vatandownload.com/images/x6kcpw97gdp592z4x4m.jpg

هیروگلیف یا خط تصویری ، در اصل یعنی سپنتا منبت یا کنده کاری مقدس و ریشه در زبان یونانی دارد. علت این نام گذاری، آن بود که این روش نگارش بیشتر ویژه کاهِنان و رهبران مذهبی بوده است؛ چراکه آموختن آن دشوار و نوشتن آن نیازمند امکاناتی بود که معمولا مردم عادی از آن بی بهره بودند.
پیشینه کهنترین اثر یافته شده با خط هیروگلیف، به 3200 تا 3300 سال پیش از میلاد میرسد و برابر سندهای موجود، مصریان باستان تا 3500 سال پس از آن نیز از این روش نگارش استفاده می کردند.
روش نگارش هیروگلیف در مصر، شامل 700 تا 800 الفبای تصویری بود و هر چه که علاقه به نوشتن متن های مذهبی اضافه می شد، بر تعداد آنها نیز افزوده می شد. مصریان، هیروگلیف را از راست به چپ و از بالا به پایین می نوشتند و همچون سایر خط های باستانی، در متن های ایشان نیز خبری از نقطه ، فاصله و آیین نگارش نبود.
کلید الفبای خط
http://up.vatandownload.com/images/myekpp1sy7tlp1tdry3e.jpg
معانی تصاویر قراردادی
http://up.vatandownload.com/images/nd5qq11foru31u1h8d2.jpg
آموزش و نگارش هیروگلیف کاری دشوار بود. به همین دلیل مصریان خطی نو را بوجود آوردند که تنها فرق آن با هیروگلیف سنتی، ساده تر شدن دیس واژه ها بود.
نام این خط جدید ” hieratic “ یا خط کاهنی بود و برخی آنرا ”سرِهم یا شکسته ی هیروگلیف“ می دانند. این خط را، بر خلاف هیروگلیف سنتی که بیشتر بصورت کنده کاری و بنای یادبود بکار می رفت، با قلم نی بر روی پاپیروس می نوشتند. در زیر، نمونه ای از این خط را با هیروگلیف سنتی مقایسه کنید:
http://up.vatandownload.com/images/cngoqec81v2s1pejp0.jpg
در قرن هفتم پیش از میلاد، مصریان خط تازه ای اختراع کردند که از روش نگارش کاهنی یا همان ( hieratic ) نیز آسانتر بود. این روش نگارش، ”خط همگانی“ (demotic script) نام داشت. از آن تاریخ به بعد، مصریان از خط هیروگلیف سنتی، برای منبت کاری روی ساختمان، جواهر، و اسباب خانه استفاده می کردند؛ خط کاهنی را برای متن های مذهبی و خط همگانی را برای متن های تجاری و ادبی بکار می بردند.
در پایان، این را هم بگویم که خط هیروگلیف، به شکل های دیگر، در میان مردمان باستانی دیگری، چون سرخپوستان اولمِک ، مایاها، برخی از مردم چین باستان، و برخی مردمان ساکن میان رودگان (بین النهرین) ، نیز استفاده می شده است.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 12:49 AM
تدفین در دوره اشکانی


چکیده

عقیده به معاد نگاهی بود که مردم به مرگ داشتند و این یک اصل مشترک و واحد بین همه آدمیان در تمام دورانها و در سرزمینهای مختلف بوده است .در جوامع اولیه تصور روح و روان بسیار مبهم و پیچیده است . بشر نخستین اجداد و اموات خود را می پرستیدند و این پرستش نیاکان خالی از فکر بقایای روح نبود .ادامه و باقیمانده این باورهای دینی یکی از جریانهایی است که در تدفین های تابوتی و خمره ای و ... دخیل بوده است .


http://irfreeup.com/images/27548238397519749444.jpg

نوع تدفین در هر سرزمین و در هر تاریخی همواره نشانگر نوع عقاید ،آداب ، رسوم ،سنتها و باورهای یک قوم یا مردم آن سرزمین بوده است مطالعه تدفین در بررسی ها و مطالعات مربوط به مردم شناسی و شناخت جوامع ابتدایی و تاریخ تحولات آن بسیار موثر است. زیرا در طول تاریخ ، مرگ عامل مرموز و ناشناخته ای برای بشر بوده است که تنها راه شناخت و تجربه آن ، خوابها و خرافه ها ،داستانها و افسانه های خودساخته مردمان بوده است.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 12:53 AM
خیلی مهم

اولين چيزي كه در پروسه استخراج دفينه و حفاري با آن برخورد مي كنيم، دستگاه هاي گنج ياب است كه در ايران با عنوان فلزياب فروخته مي شود . يكي، دو شركت در ايران اين دستگاه ها را مونتاژ مي كنند كه براساس شعاع، عمق و قدرت تفكيك آنها، قيمتشان هم متفاوت است. البته كارگاه هاي زيرزميني فراواني هم وجود دارد كه مدارها را كپي مي كنند و پس از سوار كردن ic آنها را به حفارها مي فروشند. اين دستگاه ها در بیشتر موارد خطا دارند؛ مثلا نيكل را از طلا تشخيص نمي دهند يا بعد از اينكه فركانس ها به دليل برخورد با فضاي خالي تنورهاي قديمي زيرزمين، كوزه يا قبر برنگشت، اين اشتباه را پيش مي آورند كه دفينه اي با فلان اندازه وجود دارد. که البته نقش یک اپراتور با تجربه خیلی مهم و کلیدی می باشد.

دارندگان دستگاه هاي گنج ياب معمولا با چند روش كار مي كنند كه يكي از اين روش ها اجاره ساعتي است، اجاره بسته به نوع دستگاه هر ۱۲ساعت از ۵۰ هزار تومان تا ۳۰۰ هزار تومان نوسان دارد. لازم به توضيح است كساني كه ناچارند از دستگاه استفاده كنند، در واقع افرادي هستند كه نسخه گنج ندارند به عبارت ديگر دو روش براي يافتن دفينه در ميان حفاران معمول است:

۱ - استفاده از دستگاه گنج ياب با توجه به نشانه ها
۲ - استفاده از نسخه هاي خطي توسط خط خوان يا نسخه خوان ها

روش ديگري كه صاحبان دستگاه هاي گنج ياب با آن عمل می کنند، اخذ پول براساس تعداد مكان هاي كاوش است و در نهايت اينكه دارنده دستگاه با حفاران به شكل شراكتي از يك چهارم تا يك دوم كل دفينه قرار مي گذارند.
باید گفت: نشانه ها متفاوت هستند، اما مهمترين مسئله اين است كه بايد منطقه پيشنهاد شده، يك هفته پيش از حفاري كاوش شود. معمولا گروه يا چند نفر از آنها با يكي از افراد بومي منطقه طرح دوستي مي ريزد، تا هم مردم محل احساس كنند رفت و آمدها به دليل ارتباط فاميلي يا دوستي است و هم اين امكان به وجود آيد كه طي فرصت به دست آمده همه نشانه ها بررسي شود. در اين ارتباط برخي واسطه ها كه از همه درصد مي گيرند نقش تعيين كننده اي دارند، اما در مورد نشانه ها مي توانم بگويم كه يك مسئله فني است و با تجربه فراوان به دست مي آيد، اما آنچه كه معمولا مورد توجه كارشناسان قرار مي گيرد، وجود درخت هاي خيلي قديمي با قطر زياد است، همچنين سرچشمه ها، درخت هاي تك و ناياب مثل سپيدارها، تپه هایي كه شكل و رنگ و موقعيتشان با تپه هاي طبيعي فرق مي كند.
سنگ هاي قديمي منقش مثل سنگ قبرها، سنگ هاي ورودي غارها يا سنگ هايي كه براي پي ساختمان هاي قديمي كاربرد داشته. وجود زغال يا خاكستر، استخوان هاي زيرخاك و همچنين خاك رس كه نشان مي دهد آنجا ساخت اشياي سفالي رواج داشته است.
از آنجايي كه حفر يك تپه براي يك گروه حفار كه قرار است شبانه و مخفيانه كار كنند، امكان دارد هفته ها به طول بينجامد، به جاي كندن كل تپه، بخشي از آن با توجه به علائم جانبي حفر مي شود.
معمولا جهت غروب يا طلوع خورشيد حفر مي شود، اگر سنگ بزرگي بالاي تپه باشد از بالا به سمت پايين چاه زده مي شود كه معمولا به هواكش ها برخورد مي كنند، همچنين وجود يك چشمه يا تك درخت مي تواند جهت حفاري را تغيير دهد. بايد عرض كنم كه ۹۹ درصد اين شكل از حفاري ها هيچ سودي ندارد و حفاران را به سرمنزل مقصود نمي رساند، چون بسياري از تپه ها، پيش از اين، محل ديده باني يا محل عبادت بوده كه حفاريشان نتيجه اي در برندارد .
روش ديگري هم ميان حفاران و كارشناسان براي دستيابي به گنجينه وجود دارد كه مطمئن تر از روش اول به نظر مي رسد و آن روش نسخه اي است. ما دو جور نسخه داريم؛ شاهي و وزيري. لازم به ذكر است كه نسخه هاي وزيري معتبرتر از نسخه هاي شاهي هستند، چرا كه معمولا وزيران پس از آنكه شاه دستور به مخفي كردن گنجينه ها مي داد و نسخه آن را با اطلاع وزير تهيه مي كرد، وزيران جاي دفينه ها را تغيير مي دادند و نسخه ديگري به شكل مخفيانه مي نوشتند كه قاعدتا اعتبار بيشتري دارد. اين نسخه ها را بر اساس مهر و امضا مي توان تشخيص داد كه شاهي هستند يا وزيري، البته ما دو نوع ديگر نسخه داريم كه تقلبي هستند؛ يكي نسخه هايي كه توسط جاعلان نسخه روي پوست بز نوشته شده و براي آنكه كهنه به نظر برسد، دو هفته در آهك خوابانده مي شود. ما اين نسخه ها را با گازوئيل امتحان مي كنیم كه ببينيم واقعي هستند يا تقلبي، چون نسخه هاي تقلبي با گازوئيل تازه مي شوند.
دوم نسخه هايي هستند كه توسط مرتاض هاي هندي يا نمونه هاي ايراني آنها نوشته مي شوند، آنها اعتقاد دارند زيرزمين، موكلي در خدمتشان است كه جاي دفينه را نشانشان مي دهد، اما طلسم دفينه به نام خود آنها شكسته نمي شود. نسخه ها بين 300 تا یک میلیون تومان خريد و فروش مي شوند و بايد بگويم كه باز ۹۰ درصد آنها تقلبي هستند، چون نسخه هاي واقعي، داخل گنجينه هاي واقعي هستند. در واقع نسخه گنج بعدي را مي توان درون گنج هاي واقعي كشف شده پيدا كرد كه بازگشايي رموز آنها هم كار هر كسي نيست.
يك دسته از نسخه ها هم هستند كه به صورت شعر با رمز حروف ابجد و با خط كوفي بي نقطه نزد برخي افراد پيدا مي شود. نسخه هايي كه نسل به نسل منتقل شده و حالا به صورت اسناد با ارزش دست خانواده هاست .
حفاران اعتقاد دارند هر دفينه يك طلسم دارد، اينكه واقعا طلسم در مفهوم علمي چيست بماند، اما اكنون از اين اصطلاح، حفاران بهره هاي فراوان مي برند. انواع طلسم ها را مي توان به طلسم مار، اژدها، ماهي، گربه و سوسمار تقسيم كرد.
طلسم ماهي حس جاري شدن سيل را براي حفاران تداعي خواهد كرد يا افتادن در چاه، طلسم گربه به معناي از ما بهتران يا محافظي است كه در غياب صاحب گنج، تا ۵ هزار سال از آن حفاظت خواهد كرد و...
برخي از دارندگان دستگاه هاي گنج ياب پس از حفاري هاي طولاني توسط افراد بومي و اطمينان از اينكه دفينه ديگر در يك متري قرار دارد با اعلام اينكه گنج داراي طلسم سوسمار بوده و اين طلسم چهارشنبه خواهد شكست، حفاران را از كار منع كرده تا شبي ديگر در فرصتي مناسب به ربودن و انتقال آن مبادرت ورزند و انواع و اقسام كلاهبرداري ها كه گاه منجر به تهديد با سلاح گرم يا كشته شدن افراد نيز خواهد انجاميد.
و حرف آخر اینکه در برخي كشورها دولت روي دفينه هايي كه به شكل اتفاقي يا برنامه ريزي شده توسط افراد استخراج مي شود و همچنين عتيقه هاي خانوادگي كه باز اسناد ملي و سرمايه ملي تلقي مي شوند، قيمت گذاري كرده و بنا به ارزش آن شي ء، مبلغي را به افراد پرداخت مي كند، حتي گاه تا دو برابر قيمت يك شيء كه اين سياست مي تواند بخوبي جلوي خروج و قاچاق سرمايه هاي تاريخي و فرهنگي كشور را بگيرد که البته این امر فعلا شامل حال ما نمی شود!!؟

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 12:55 AM
در مجموعه باورهای اساطیری بازگشت به اصل و منشاء پیدایش با معصومیت آغازین از جایگاه ویژه ای برخوردار است. آدمی از آغاز در راه بازگشایی معمای آفرینش کوشیده است، برای او نقطه شروع وجودش، اینکه از کجا آمده و پیش از او محیط پیرامونش چگونه بود، درختان، سنگ ها، آب ها، جنگل، کوه، دریا، آنچه در دسترس او بود و می توانست لمس کند یا پدیده هایی که به چشم می دید و می توانست حس کند. آبی آسمان و شب ها که خورشید ناپدید می شد، اینکه کجا رفت و ستارگان از کجا آمدند و آبی آسمان که قیری سیاه رنگ شد، همه و همه سوالاتی بی پاسخ باقی می ماند!
حیرت او و ذهنی کنجکاو که نمی آسود سبب شد تا در جستجوی پاسخی بر آید، کنجکاوی انسان با پیدایش زبان، و ظهور نخستین واژه ها، این آلات تفکر، تشدید شدو او تنها نبود بیشتر که در توحش با حیوانات که می زیست همسخنی نداشت با برگرفتن میوه ممنوعه از درخت معرفت در شرق، مطلع خورشید چنانچه در افسانه های کتب مقدس آمده است، تکلم آغاز شد. حیوانات از او گریختند اما فراموش نشدند که روزگاری در کنار هم می زیستند، همسخنان او حیوانات ناطقی شدند که چون او، از حالت چهار دست و پایی به دو پایی تغییر کردند، آنان برخاستند و تاریخ اغاز شد

اما نخستین سوال خود او بود! با کنکاش دریافتن پاسخی در خور و قابل پذیرش برای ذهن ابتدایی خود سرچشمه ی ایمان نخستین را یافت، خداوند ظهور کرد خدایی مه آلود که رفته رفته از طبیعت زایید و چون معنایی در جان او شد، پس نخستین گام چنین بود.
تکلم با همسخنان در خلوت تاریک و روشن غارها، احتمالا در کنار یک اجاق با آتشی هدیه شده از آسمان، از آذرخش، راه گشایی تفکر بود، سپیده دم تاریخ فلسفه اگر انسان تنها می بود، معرفتی حاصل نمی شد، یعنی تکلم شکل نمی گرفت و زبان نمی گشود که " سخن با چون خودی شاید" پس با جملات اغازین، که نشانی از دستوز زبان، منطق و حتی واژگانی انتخابی و به جا نداشت، شروع کرد و چنین بود که خمیره جهان اسطوره ای شکل گرفت.
در نظر برخی از اسطوره پژوهان، اسطوره از نقص یا حتی بیماری زبان زاییده است. آنگاه که منظورش غروب خورشید بود، در بیانش خورشید را پنهان شده در پشت کوه یا فرو شده در دریا توصیف می کرد.
باری - خود او از کجا بود؟!
رفتار جنسی او که میراثی به جا مانده از دوران حیوانی بود و غریزی توجیه می شد، سبب ساز زایش بود. همنوعانی به جمعشان افزوده می شدند که چون خود او بودند، او ازنزدیک شاهد چگونگی زایمان بود. با مشاهده جنس ماده، مادرش یا مادرانی که زایمان می کردند، پس به غریزه کودکان را در آغوش می پروراندند. به تدریج معنای آفریدن در ذهن او شکل گرفت. زایمان، نوزادی ،کودکی ، بلوغ و در آخر همنوعی شبیه خودش. در بسیاری از اساطیر الاولین جنس ماده آفریننده و خدا معرفی شده است. او از شکم برآمده جنس ماده زاییده می شد.
قابل تآمل است که انسان هر چه می دید ،فراموش نمی کرد و در ذهن بی انتهای ناخودآگاه جای می گرفت.تحول در طبیعت، گردش فصول، درختان که از سبزی به زردی می گراییدند ،خشکیده می شدند، می مردند و در زیر برف دفن می شدند، آما با آغاز بهار و گرم شدن دوباره طبیعت دیگر بار جان می گرفتند، می روییدند و سبز می شدند ،بهار، تابستان، پاییز، زمستان و دوباره بهار، و در آن سوی، مشاهده همنوعانی پیرتر که به ناگاه بی تحرک می افتادند و بی جان می نمودند ،دیدار با مرگ و مردگان و در انجام تطبیق این دو زمینه ساز باوری آغازین شدکه او نیز می تواند چون طبیعت پس از مرگ دوباره جان گیرد و زنده شود.
در مجموعه یافته های باستان شناسی کشف قبوری از انسان های نخستین در این خصوص قابل توجه است. با بررسی این تدفین ها می توان دانست که او به زندگی پس از مرگ ایمان داشت، از این رو مردگان خویش را در گور می نهاد و بی اعتنا رها نمی کرد. شکل تدفین ها نشان می دهد که آنها مرده ها را با آیین دفن می نمودند و آن نشان از قدرت تکلم دارد. عموما در کنار اجساد ابزار آلات سنگی و حتی زیور آلات قرار داده می شد که چون ره توشه ای در سفر به جهان دیگر می نمود ،همچنین حالت جسد به هنگام تدفین که منظور از سخن ماست نیز همه دلیلی بر مدعاست.ژ


http://irfreeup.com/images/60288646866106001976.jpg
تدفین جنینی در معنی جمع کردن دست و پا به هنگام تدفین و بازنمایی شکل جنین و احتمالا تعیین جهت صورت به سمتی خاص، آیینی برای باز بازگردان مرده به رحم مادر، زمین زاییده، مادر کبیر بود. معماری قبور هندسی دایره با دایره ای در درونش که جسدی جمع و گرد بود، طبق یافته های باستان شناسی از دوران پیش از تاریخ معمول بوده است. شکل هندسی دایره و شکل خورشید که شب ها در زمین فرو می شد، نیست می شد و به صبح دوباره متولد می شد، تشبیه جسد به او و به ماه سایه ای از خورشید، روح خورشید و جایگزین او به شبی سیاه به گاه مرگ خورشید در کل صعود تفسیر می شود.

سپردن جسد به دایره کل، به معنای ذوب شدن در کل و همه هستی،به معنای فنای فی ال... در تصوف و عرفان اسلامی است، شکل دایره در اساطیر عروج ، همه هستی و روح کل تفسیر شده است. دایره خطی رمزی در طلسمات مانع از دخول ارواح پلید می شد دیوارهایی که به این شکل پیرامون نخستین سکونت گاهها، روستاهای اولین کشیده می شد.در آغاز برای حفاظت ساکنان از شر ارواح پلید بود. شکل ماه که از خطی منحنی آغاز می شد و به تکامل خویش می پرداخت . در انجام دایره ای کامل بود، بدر کامل، انسان کامل، و سپس مرگ و محاق و آنگاه تولد دوباره نیز ذهنیت دوران تاریخی دایره وار جهان، هزاره گرایی، مرگ کل جهان نابودی، توفان نوح و غسل گیری و طهارت، چون خورشید که در دریا فرو می شد و سپس تولد دوباره، آفرینش دوباره هستی را رفته رفته شکل داد.
شکل مخروط وار چادرها در آسیای مرکزی( اوبا) دایره ای به سمت آسمان، با ستون میانی، راهی رو به جهان بالا که شامان با بالا رفتن از آن عروج را تظاهر می نمود و سپس معماری زیگورتهای سومری، معابد مایا- آزتک، اقوام باستانی آمریکا که از آسیای مرکزی کوچ کرده بودند و آنگاه معماری یونان و رم باستان با طاق ها که بعدها در معماری مسیحیت با کلیساها ظاهر شد و روزگاری دیگر در معماری اسلامی به خصوص با حالت محراب مساجد، محل عروج و ارتباط با عالم بالا خود را نشان داد، همه از قداست شکل هندسی دایره حکایت می کرد.
در برخی اساطیر، مار، این خزنده بسیار نقش نماد عالم معرفی شده است. مار به حالت جمع شده دایره ای است که چون سال، واحد تاریخ اساطیری از نقطه ای آغاز و پس از دوری تکاملی، در همان نقطه پایان می پذیرد. ماری که دمش را گاز می گیرد نیز نماد پایان جهان و آغاز دوباره معنا شده است. تدفین جنینی می تواند شبیه یا پیشکش انسان به مار، خدای جهان زیرین، جهان مردگان باشد. مار و کژدم، خدایان دنیای تاریکی به شمار می روند. واژه ترکی«ایل» به معنی سال نیز از واژه ترکی ( ایلان) به معنی مار گرفته شده است.
عموما در اساطیر خاورمیانه ،جهان مرگ، جهان تاریکی، فراموشی و سردی است. از این رو مردگان را با اطعام، مانع از برآمدن به جهان بالا و ایجاد شر و هراس می شدند. گاه در برخی موارد دیده شده است که حتی اجزای جسد را از هم جدا می نمودند که در صورت بازگشت روح به تن نتواند حرکت کند. در ایران بسیاری از تدفین های باستانی به حالت جنینی کشف شده است، گور خمره های اشکانی نیز که خمره را رحم مادر تفسیر می کردند بیشتر با جسدی به شکل جنین در خاک شده است.
شکل خوش رنگ مار در طبل شامان نیز گاه نمادی از رنگین کمان معنی شده است. رنگین کمان به شکل دایره وار، در کتاب تورات نمادی از عهد و پیمان محسوب می شد. پیمانی که خداوند پس از توفان به نوح می نماید که پس از آن توفانی نخواهد بود! شکل دایره در معنی عهد، حتی در شکل انگشتری نامزدی، تعهد و تأهل خود را می نماید.
مار در زبان ترکی با واژه (ایلان) خود را نشان می دهد، در اتیمولوژی واژه(ایلان) به مصدر (ییغماق) و ( ییغیلان) می رسیم که همان جمع شده معنی می دهد، همچنین واژه ( حیه) در عربی که به معنی حیات و مار است، نیز نشانی از تولد دوباره را بازگو می کند.
گاه تدفین جنینی را تظاهری از حالت تواضع و سجود معنی کرده اند که در برابر کل مطلق، خورشید، روی بر خاک می نهد، زیرا که تدفین های جنینی را گاهی رو به سمت خورشید می یابیم، جهت صورت گاه رو به شرق، گاه مستقیما رو به آسمان، گاه به طرف غرب و گاه حتی روی بر خاک و جسد پشت به بالا یافت شده است که نشان از طلوع خورشید و سیر تکاملی از شرق به غرب و سپس غروب آن و هنگام شب است که در آن حال خورشید در جهان زیرین می باشد.
پس چنانچه در باورهای سومری آمده است، بیراه نیست که جهان مرگ را، جهانی بی خورشید و نور، تاریک و سرد معنی میکنند و گیلگمیش قهرمان افسانه ای سومر که در سفرش به جهان مردگان از گذرگاههای تاریکی به پاسبانی عقرب- انسان ها می گذرد...

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 12:56 AM
مشخصات يك استاد خوب دفينه


در بين افرادي كه براي كاوش و كشف دفينه و گنج دور هم جمع مي شوند بايد يك استاد و كار بلد ، حاضر باشد و در نظر داشته باشيد كه يك استاد باید بینشی فراتر از دیگران داشته باشد. یعنی:

1- باید آثار شناس باشد و اکثر آثاری را که در بیابان یا کوهستان یا هر جائی می بیند معنای آن را بداند.
2- استاد باید از روی تجربه بوی دفینه را حس کند.
3- خاک ها را لایه به لایه بشناسد.
4- به غارها تسلط کامل داشته باشد.
5- خطرات کار را بداند.
6- تله ها را بشناسد و طرز از کار انداختن آنها را بلد باشد.
7- از طلسمات آگاهی کامل داشته باشد و چه طلسمات قبل از اسلام چه طلسمات بعد از اسلام را بتواند باطل کند.
اینها شرایط یک استاد هست که برای یاد گیری هر کدام وقت فراوان صرف شده است و هیچ وقت چنین استادی را نباید رها کرد و می توان از این استاد استفاده برد و درسها آموخت و نيز به نتیجه رسید.

ضمنا به یاد داشته باشید که هرگز با موکل و اجنه نمی توان به طلا و گنج رسید و امیدوارم در دام افراد شیاد با عناوین فریبنده ای همچون درویش ـ دعاگر و دعانویس و ... نیافتید.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 12:58 AM
نسخه و طلسم گنج

اکثرا افراد سوالاتی مبنی بر اینکه در محلی مشغول حفاری هستند و یکی از دلایل حفاری هاشون اینه که با یک نسخه حالا یا کپی گرفته شده از روی اصلی یا اینکه الان اصلش در دستشون نیست و دست کسی دیگر است و یا اصلا با در دست داشتن اصل دارند حفاری می کنند ولی هنوز نتیجه نگرفته اند و از بنده در خواست دارند که راهنمایشون کنم ....
اما باید در جواب این دوستان بگم که چه کوپی گرفتن از روی اصل نسخه گنج یا اینکه الان اصلش در دستمان نیست ولی از نزدیک اصلشو دیدم و آدرسو می دونیم کجاست یا اصلا نسخه ی گنج اصلیشو در دست داریم ولی هنوز نتییجه نگرفته ایم چند حالت وجود دارد ... «۱» یا نتوانسته اید درست ترجمه کنید . «۲» یا هنوز آدرسه دقیق دفینه رو نتونسته اید پیداکنید و به اشتباه دارید جای دیگرو که مشابه است حفاری می کنید .«۳» یا نسختون اصلی نیست و ساخته ی دست امروزه «۴» یا بارو قبلا کسی دیگه خالی کرده و برده و شما کمی دیر متوجه شده اید که در این مکان گنجی نهفته شده . و... اما قابل توجه همه ی دوستان : نسخه ی گنج در اصل یعنی آدرس محل دقیق قرار گرفتن و آگاه ساختن شخصی که به دنیال گنج بوده از خطر های احتمالی ( یعنی طلسم و تله های مکانیکی ) و خیلی چیز های دیگر که اگر آثار به هم نخورده باشه احتیاجی به دستگاه هم نیست چون که در نسخه عمق و محل دقیق قرار گرفتن دفینه رو اشاره کرده و خیلی چیزهای دیگر .... امیدوارم که با صحبت های پوچ وقت ارزشمند خودشونو سپری نکنند و بیشتر دنبال حقیقت باشند که به هدف نزدیکترشون بکنه .
اکثر افراد ایمیل می فرستند و راه حلی برای باطل کردن طلسم می خوان . سوالم اینجاست که اکثرا افرادی که ایمیل می زند آیا تا به حال طلسم رو از نزدیک دیدند و یا اینکه نقل و قول کسی دیگرو می کنند که جایی مشغول حفاری بودند و با طلسم بر خورند و دست از کار کشیدند و یا اغلب دیدم که مثلا می گن بابامون تعریف کرده که فلان جا طلسم داره و یا فلان کس خواب دیده که فلان جا یه مالی داره و طلسمش مثلا مار است ...........
کسی نیست به این افراد بگه آخه آدمه حسابی شما تا وقتی که با چشم خودت ندیدی چرا بیخودی اراجیف اونارو میگی .؟ من منکر طلسم نیستم اما توصیم اینه تا وقتی طلسم رو با چشمانه خودتون ندیدید و یا توی نسخه نخونید باور نکنید . اکثر این طلسم هایی که بین مردم صحبتش است به مثال اینه که مثلا برای اینکه یک بچه رو از رفتن و یا دست زدن به یک شئی منعش کنید بهش اینطوری می گید که اگر دست بزنی به لولو خورخوره می گم بیاد بخورتد یا از این جور صحبت ها که برای باز داشتند یک نفر ازکاری ......
خیلی وقتها همین افکار پریشان و کذب باعث شده که افراد دست از کار بکشند و کسی دیگه بیاد هدفشونو در بیاره و حالشو ببره در حالی که زحتمشو یکی دیگه کشیده اما به خاطر بی کفایتی فرد این اتفاق افتاده. اما سعی کنید تمام این حرفارو کنار بزارید و به هدفتون بچسبید و دست ازش برندارید . اما تا وقتی که شما با طلسم در نیافتید طلسم هیچ آسیبی به شما نخواهد رسوند در واقع طلسم برای این منظور قرار داده شده که اگر فردی قصد جابه جایی مال رو داشت باهاش مقابله کنه و مانع این کار بشه . و طلسم فقط و فقط به چشم و گوش کسی دیده و شنیده می شه که قصد جابه جایی بار رو داشته باشه . ( هیچ گاه با حرفای دروغ خودتون رو گول نزنید و عمرتونو هدر ندید) .

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 01:01 AM
طلا در عهد باستان


در کلیه این زمانها اشیاء عتیقه از طلا وجود دارد بغیر از زمان کیانیان و پیشدادیان که هنوز طلا شناخته نشده بود و زمان اشکانیان که به خاطر جنگها و کشور گشائی های فراوان خزانه های مملکت خالی بود و طلای ساخته شده در این دوران بسیار کم است. و باید بدانید که هنوز سکه ضرب طلای این دوران یافت نشده است.
البته باید این مسئله را یاد آوری کنم که در ایران طلا به آن صورت زیاد نبود. مقدار زیادی در دوران هخامنشیان از کشورهای دیگر مانند روم و یونان و دیگر کشورها به غنیمت گرفته شد و به ایران آورده شد که مقداری از آنها ساخت زیبائی داشتند که به همان شکل ماندند که در بعضی از حفاریها می بینیم که اجناس رومی یا یونانی یا چینی و یا مصری و غیره از زیر خاک بیرون می آید و مقداری را در همان زمان ذوب کردند و هنرمندان ایرانی مجسمه و اشیاء گرانبهائی از آنها ساختند. و مقداری از هند اکتشاف کردند که ایرانیان استخراج و بعد از آن زیباترین اجناس عتیقهِ امروزی در زمانهای قدیم ساخته شد.بیشترین غنیمت در زمان هخامنشیان و ساسانیان گرفته شد که در دوران ساسانیان در ایران رونق اقتصادی فراوان داشتیم و دوران آسایش مردم ایران بود.

پس در ایران معدنی برای استخراج طلا شناخته نشده بود یا بسیار کم بود و کارهای ایرانی اکثرا با ذوب کارهای دیگر حکومتهای دنیا ساخته می شد.
شاید بعضیها این سؤال برایشان پیش بیاید که در زمان تمدن شهر سوخته يا جیرفت که طلا شناخته شده بود پس چرا تمامی کارهای آنجا از سنگ است؟ باید بگویم که جاهائی که طلای فراوان دارد یا معدنی وجود داشته که مردم آن زمان یاد گرفتند طلا را استخراج کنند و اشیائی از طلا بسازند یا مردمی جنگجو بودند که در جنگها غنائم بسیار میگرفتند ولی مردم جیرفت یا بقیه نقاط بیابان نه معدن طلا داشتند نه مردمی جنگ طلب بودند و نه کسی به آنها برای گرفتن بیابان بی آب و علف حمله میکرد. برای همین بود که گفتم بعضی جاهای ایران پر بار هست و بعضی کم بار.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 01:02 AM
غارهاي باستاني ايران
در مورد غارهای ایران حرفی براتون نمی زنم چون اگه بخوام بنویسم خودش 10 تا وبلاگ می شه و فعلا فقط به دو مسئله کلی که به حفاری مربوط می شه بسنده میکنم و کروکی چند تا غار را براتون تو وبلاگ میزارم.
توجه داشته باشید که برای شناخت و کشیدن کروکی دقیق این غارها چیزی بیشتر از ده سال وقت توسط دوست خوبم داريوش صرف شده که ماه عسلش به سادگی در اختيار دوستان عزیز قرار میگیره. موضوع کوچکی که میخواستم برای شما در مورد غارها بگم این 2 مسئله هست:
1- اکثرا غارهای ایران دفینه دارند (تقریبا 90%)


۲- غارهائی که طول آنها بیشتر از 30 متر باشد برای این منظور انتخاب می شدند و غارهائی که در زمان های قدیم محل سکونت بودند.


كروكي غارهاي باستاني :


کروکی غار شیل گنج در به طول 13 متر


کروکی غار آق قایا


کروکی غار افغان به طول 174 متر

کروکی غار بورنیک کوچک

کروکی غار پودنیک به طول 51 متر

کروکی غار پیرزن خانی

کروکی غار دربند سمنان به طول 114 متر

کروکی غار زاغه بزرگ به طول 110 متر

کروکی غار شاگین به طول 350 متر

تعدادی از غارهای ایران را براتون نام میبرم و مکانهای آنها را نیز مینویسم تا بعد سر فرصت کروکی آنها را نیز در اختیار شما قرار دهم.


1- غار آب کناری در کوه خیص در کوهدشت
2غار آتشگاه در شمال غربی کاشمر
3غار آزاد در توسرکان
4غار آزاد خان در نزدکی محلات
5غار آسانگران در شمال غربی کوههای پرو کرمانشاه
6غار آسیی در نزدکی انجدان اراک
7غار آق قایا در جاده همدان
8غار آوازا در کرمانشاه
9غار اخلمه در نزدکی مشهد در دهی به همین نام
غار ارژنگ نزدیک دماوند
غار آوهزا در شنقر کلیایی
غار اسبول در کوهای رالون در نزدکی میگون
غار اسپند خورشید در فیروزکوه
غار استاد در نزدکی شیروان در دهی به همین نام
غار اسک در جاده آمل در دره هراز نزدیک آب اسک
غار اسکندر در دامنه کوه سهند
غار اشکف بلند در غرب شیراز
غار اصحاب کهف در کوه هفت تنال بختیار
غار افغان در مبارکه گرمسار
غار انبهون در زرین دشت
غار انجدان در شرق اراک در دهی به همین نام
غار اوله تاو در ارتفاعات سیوان در ایلام
غار ایوان در کوهای شهر ری
غار بابا جابر در محلات در دهی به همین نام
غار باغچه در قوچان به سمت دره گز در دهی بنام آسیاب
غار برج در طالاقان
غار بزلی در نزدکی قلعه دژ
غار سفید نام در دهکده چیلک
غار بزمیدان در چناران مشهد
غار بگیچه در همدان
غار بنایی در یزد
غار بورنیک کوچک در مهاباد
غار بورنیک بزرگ در مهاباد
غار بیدخت در نزدکی گناباد در رشته کوهای کلاری
غار بیدک نزدیک بجنورد دهی به همین نام
غار بیمار آب در حدود 50 کیلومتری مشهد دهستان کارده دهی بنام

کوشک آباد در مغرب آن

غار پراو در کرمانشاه
غار پرده رستم در جمع آب چناران مشهد
غار پرو یا پر آب در حدود 10 کیلومتری کرمانشاه
غار پری یاغی در حدود 30 کیلومتری شرق شیراز
غار پلنگ در 12 کیلومتری (کمهِ) از بخش سیمدم اصفهان
غار پلنگ در نزدکی فیروز کوه
غار پلنگان در کوه ستخرگزین در شمال غربی شیراز
غار پودنیک در نزدکی ساوه
غار پوستین دوز در 30 کیلومتری شمال غربی شیروان در روستای
لوجعلی

غار پهاوان اشگفت در یزد
غار قلعه دختر در قلعه دختر دهدشت
غار پیرزن خانی در نور و کوجور در نزدکی ده اوزکلاه
غار پیری در جنوب شیر کوه ِ شیروان در منطقه ای به نام اٌی سورمه
غار تاوان در 120 کیلومتری شرق شیراز به سمت جهرم
غار تارون در دامنه کوه تارون واقع در 40 کیلومتری جنوب شرقی
شاهرود
غار تایله نو یا تایوله در کرمانشاه

غار تخت در همدان در نزدکی دهی به نام قلی آباد تهران
غار ترخان در کرمانشاه در روستای سمتیان از بخش بیلوار
غار تشهید در جاده ملایر
غار تعارچه آسیی به سمت انجدان
غار تک چای در جنوب محلات
غار تیره زرد در ایلام
غار چال نخجیر در 80 کیلومتری شمال شرقی دلیجان
غار چاه ارازه در قریه آب سنجد یا باقرآباد در شرق مورچه خورت
غار چاه پوده در 90 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان در دهی بنام پوره
غار چاه پیرزن در نزدکی جاه قلعه بندر
غار چاه حمزه در شهر ری
غار چاه زرده در کوه راسوند در اراک

غار چاه زنجیر در نزدکی میگون
غار چاه زندان در نزدکی تکاب در منطقه کردستان در نزدکی تخت سلیمان
غار چاه قلعه بندر (قهندژ) در شمال شرقی شیراز
غار چاه مرگ در 55 کیلومتری شیراز در دشمن زیاری در دهی بنام شول
غار چاه ودَمه در نزدکی اصفهان
غار چاه های راسوند در 35 کیلومتری جنوب اراک در کوهای راسوند

غار دامدام در نزدکی اراک

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 01:06 AM
" فرهنگ تدفین در ملل و ادیان مختلف "
انسان در طول تاریخ اجتماعات به اشکال گوناگون مردگانش را دفن کرده است. شکل‌هایی از تدفین وجود دارد که با هنجارهای فرهنگ ایرانی و اسلامی ما ناهمخوان است. با این حال نباید فراموش کرد که ملت‌هایی هم هستند که فرهنگ تدفین ما را نمی‌پسندند.
در این میان اما مرگ بی‌پرواترین و صریح‌ترین سویه‌ی زندگی و یک واقعیتِ مسلم است. به این جهت یکی از مشکلات انسان‌ها همواره این بوده است که مردگان‌شان را چگونه و کجا دفن
کنند.



در کهن‌ترین شکل تدفین ، جنازه را در حالت جنینی دفن می‌کردند


پیشینه‌ی کهن‌ترین گورهایی که تاکنون یافت شده است، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در کهن‌ترین شکل تدفین ، در عصر پیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی می‌خواباندند.
تدفین به شکل جنین از یک سو این توهم را ایجاد می‌کرد که جنازه به خواب فرورفته است و از سوی دیگر از امید به بیداری و تولدی دیگر پس از رستاخیز نشان داشت. اجداد ما در آن دوران بسیار دور جنازه‌ی مردگان را طناب‌پیچ می‌کردند. احتمالاً به این دلیل که می‌ترسیدند مردگان زنده شوند و سراغ زندگان بیایند.
مراسم تدفین در فرهنگ‌های کهن که پیشینه‌شان به سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد بسیار اهمیت داشت. گورهایی عظیم به طول دوازده متر که با تخته‌سنگ بنا می‌کردند از اهمیت تدفین در این فرهنگ‌ها نشان دارد.
در این گورها یک‌صد جنازه جا می‌گرفت و روی آن را با خاک می‌پوشاندند. چنین گورهای عظیمی به بناهای باشکوه شباهت داشت و ساختن آن‌ها وقت و هزینه‌ی زیادی می‌طلبید.
در سده‌های میانه، پیش از آغاز دوران روشنگری که همه چیز با افسانه درآمیخته بود، برخی اروپائیان، از جمله آلمانی‌ها اعتقاد داشتند که این گورها را غول‌ها برای خودشان ساخته‌اند.
در یونان قدیم مردگان را در تابوتی از سنگ آهک قرار می‌دادند و این تابوت سنگی را سارکوفاگوس یا «گوشتخوار» می‌خواندند. واژه‌ی تابوت در برخی زبان‌ها مانند آلمانی و فرانسه را بعدها از همین واژه‌ی سارکوفاگ استخراج کردند.
در قرون وسطی گمان می‌بردند که روح انسان در قلب او جای دارد. از این رو برخی پادشاهان و هنرمندان بزرگ وصیت می‌کردند که قلب‌شان را جداگانه دفن کنند. ریچارد شیردل، ناپلئون بناپارت، دانته و شوپن از مشاهیری‌اند که قلب آنان جداگانه دفن شده است.

در کنعان و ایران ، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند


در کنعان و در ایران، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند. در نقش رستم، در سینه‌ی کوه مقبره‌های عظیمی از دوران هخامنشی و ساسانی به یادگار مانده است.
داریوش کبیر، اردشیر، داریوش دوم و خشایارشا را در دل کوه دفن کرده‌اند.
پس از تصلیب مسیح ، جنازه‌ی او روی زمین مانده بود. روایت است که ژوزفِ آریماتئا، از یاران مسیح، گور خود را که در غاری قرار داشت به مسیح بخشید و جنازه‌ی او را در آن غار نهادند. مسیحیان اعتقاد دارند که مسیح، سه روز بعد زنده شد و از این غار به آسمان عروج کرد. این واقعه که در کتاب مقدس آمده است به روایتِ عید پاک شهرت دارد و منشأ مهم‌ترین عید مسیحی‌ست.

حوالی ستودان‌ها، هزاران کلاغ و مراغ لاشه‌خوار در پرواز بودند


مردگان را فقط در خاک یا در دل کوه‌ها دفن نمی‌کردند. در فرهنگ ایرانی - زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روح که از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده می‌کند. به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.
زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمه‌هایی می‌ساختند و مرده را به آن‌جا می‌بردند و در هوای آزاد، کنار دیواری می‌نهادند تا مرغان شکاری و حیوانات درنده آن‌ها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مرده باقی می‌ماند، استخوان او را برمی‌داشتند و در محوطه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به آن «ستودان» می‌گفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمه‌ی استخوان‌دان است.
استاد نفیسی در خاطرات دوران جوانی‌اش از برخی اعتقادات خاص زرتشتیان یاد می‌‌کند. اگر کلاغ یا لاشخور چشم راست مرده را درآورده بود، گمان می‌کردند مرده آمرزیده‌تر است. اگر دست راست زودتر از بدن جدا می‌شد، باز هم مرده آمرزیده‌تر بود. اگر مرده را کنار دیوار دخمه‌ای می‌ایستاندند و تعادل خود را از دست می‌داد و برای مثال به پشت می‌افتاد، آمرزیده‌تر بود تا این که به رو افتاده باشد.
اگر روی پای خود می‌افتاد یا به حال نشستن درمی‌آمد، گمان می‌کردند روح او معذب است. بدتر از همه مرده‌ای بود که سرش از تنش جدا می‌شد. بدیهی‌ست که حوالی این دخمه‌ها همیشه هزاران کلاغ و مرغان لاش‌خوار در پرواز بودند.
در آمریکای شمالی، در فلوریدا قبیله‌ی سمیول از قبایل سرخپوست مردگانش را در تنه‌ی پوک درختان می‌گذاشت تا به تدریج تجزیه شود. برخی قبایل سرخپوست هنگام کوچ از جایی به جایی دیگر مردگان‌شان را روی زمین می‌گذاشتند و به کوچ خود ادامه می‌دادند.
پیش می‌آمد که سالخوردگان این قبایل، وقتی هنگام مرگ‌شان فرامی‌رسید، از قبیله جدا می‌شدند و به کوه می‌زدند و در آرامش و در انزوا می‌مردند. جنازه‌ی آنان در همان محل می‌ماند تا به تدریج تجزیه شود و از بین برود.
تدفین در آب

در تبت، هرگاه زنان باردار و جذامیان می‌مردند، جنازه‌ی آنان را به رود می‌سپردند. وایکینگ‌ها نعش مردگانشان را سوار قایق کوچکی می‌کردند و به آب می‌سپردند. در آلمان اخیراً تدفین در آب مرسوم شده است. در این نوع تدفین جنازه‌ را ابتدا می‌سوزانند و سپس خاکستر آن را در ظرفی قرار می‌دهند که در آب حل می‌شود. ظرف را به آب می‌سپارند.

هندوها و ژرمن‌ها، مرده‌هایشان را می‌سوزاندند

در هندوستان، سوزاندن مرده‌ها مرسوم‌ترین شکل تدفین است. هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح ژرمن‌ها مرده را می‌سوزاندند و خاکستر آن را به همراه اشیای زینتی که از مرده به جای مانده بود، در یک ظرف گلی ساده جمع می‌کردند.

در میان هندوها رسم است که وقتی کسی می‌میرد، اگر دارای فرزند است، پسر ارشد می‌بایست آتش را بیفروزد. هندوها اعتقاد دارند که روح مرده با سوزندان جسم او آزاد می‌شود.

در غرب سوزاندن مرده مرسوم است. خاکستر مرده و برخی حیوانات خانگی را در ظرفی می‌نهند و این ظرف را به خاک می‌سپارند.

در همه‌ی فرهنگ‌ها، تدفین با مذهب درآمیخته است

‌مراسم تدفین از یک سویه‌ی تسلی‌دهنده برای بازماندگان برخوردار است. در زمان رومی‌ها وقتی مرده‌ای در آتش می‌سوخت، بازماندگان از دیدن دودی که از جنازه‌ برمی‌خاست تصور می‌کردند که روح مرده همراه با آن دود به آسمان می‌رود و با این فکر خود را تسلی می‌دادند در حالی‌که بعدها با آمدن مسیحیت و اسلام سوزاندن مرده، نشانگر بی‌احترامی به جسم انسان بود.

بهتر بود که جسم انسان را در کفن بپیچانند یا در تابوت بگذارند و در قبر قرار دهند تا روز رستاخیز فرارسد و معاد اتفاق بیفتد. به همین جهت پس از فراگیر شدن مسیحیت در اروپا، سوزاندن جنازه‌ها که تا پیش از آن مرسوم بود ورافتاد و به همین شکل پس از غلبه‌ی مسلمانان بر ایرانیان نهادن جنازه‌‌ها در دخمه‌ها منسوخ شد.

در قرون وسطی تنها زنانی را که به جادوگری متهم می‌شدند، پس از محاکمه در محاکم تفتیش عقاید با آتش می‌سوزاندند. دلیل می‌آوردند که با این تمهید روح شیطانی و پلید جادوگران همراه با جسم‌شان برای همیشه نابود شود.

با توجه به دگرگونی باورها و آئین‌های تدفین در تاریخ اجتماعات می‌توانیم بگوییم که در همه‌ی فرهنگ‌ها تدفین با مذهب درآمیخته و به همین جهت با تغییر مذهب، آیین تدفین نیز دگرگون می‌شده است.

تدفین در زمانه‌ی ما

مسلمانان و یهودیان با سوزاندن مرده مخالف‌اند. در اسلام و یهودیت می‌بایست مرده را حتماً در خاک دفن کرد. در یهودیت هر گور، تنها به یک جنازه اختصاص دارد.

اما در ایران با افزایش جمعیت، به تدریج از اوایل دهه‌ی پنجاه خورشیدی گورهای دو و سه طبقه به وجود آمد. پیش می‌آید که اعضای یک خانواده را در یک گور سه طبقه قرار دهند. سنگی به نام سنگ لحد هر یک از این طبقات را از هم جدا می‌کند و به هر مرده یک سنگ قبر مجزا تعلق می‌گیرد.

در اسلام و یهودیت، نبش قبر جایز نیست و اصولاً شایسته نیست که آرامش مردگان به هم بخورد. گورستان در این مفهوم یک خانه‌ی ابدی‌ و از برخی لحاظ پندآموز است.
گورستان اهل تسنن، ساده است و پیش می‌آید که گورها بی‌نام و نشان باشند و تنها سنگی ساده بر آن بنهند. در مراکش سنگ قبر را به اندازه‌ی قامت مرده می‌تراشند و جز این هیچ نام و نشانی از مردگان باقی نمی‌گذارند.

اما در فرهنگ ایرانی و اسلامی ، آرامگاه و سنگ قبر اهمیت دارد، چنان‌که بسیاری از آرامگاه‌ها از نظر معماری و بسیاری از سنگ‌ قبرها از نظر خوشنویسی، شاهکارهایی به شمار می‌آیند.
پس از دوران روشنگری در غرب، سوزاندن جنازه‌ها از نو مرسوم شد. کلیسای کاتولیک تا سال‌ها با این نوع تدفین مخالف بود. با این حال در سال ۱۹۶۹ به دلیل کمبود جا ، کلیسا مجبور شد با سوزاندن جنازه موافقت کند.

سوزاندن جنازه و دفن خاکستر آن ، به مراتب ارزان‌تر از تهیه‌ی تابوت و اجاره‌ی یک گور به مدت پنج تا سی سال است. به همین جهت بسیاری از اشخاص در غرب وصیت می‌کنند که بعد از مرگ جنازه‌ی آنان را بسوزانند.

در ایتالیا و در هلند، مرده را الزاماً نمی‌بایست در گورستان دفن کرد. اما در بسباری از کشورها مانند ایران، آلمان و فرانسه، مرده باید حتماً در گورستان دفن شود و برای این کار، بازماندگان به جواز دفن نیاز دارند.

در آلمان تا سال ۲۰۰۳ ‌مرده را حتماً می‌بایست در تابوت بگذارند و دفن کنند. اما در سال ۲۰۰۳ این قانون را برداشتند و اکنون مسلمانان می‌توانند مشروط بر موافقت سازمان گورستان، مرده‌هایشان را در کفن‌ بپیچانند و به خاک بسپرند.

samuel.parseh
Friday 20 January 2012-1, 11:48 AM
:icon_pf2 (7):

دوستان علامت مرغ یا خروس در حالت نشسته به چه مفهومه..ممنون میشم جواب بدین:

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 04:47 PM
همه چیز درباره فلزیاب

با توجه به اینکه درباره دستگاه فلزياب به زبان فارسي در اينترنت يا مجلات داخلي چيزي پيدا نمي كنيد و اگر هم چيزي باشد متعلق به شركت ها يا افرادي است كه از فروش فلزياب فايده مي برند بازار شايعات و دروغ و كلاهبرداري داغ است و شما هرگاه جنسي را خريديد و آن را امتحان كرديد تازه به معايب يا محاسن آن آگاه مي شويد من بعد از تجربه و آزمايش فلزياب هاي مختلف و تحقيق علمي و عملي درباره آنها اين مطالب را به زبان ساده و بدون استفاده از اصطلاحات و لغات فني مربوطه تهیه کردم تا قابل استفاده براي همه باشد.
فلزياب چيست؟

دستگاه فلزياب وسيله ايست براي پيدا كردن اجسام فلزي مخفي شده درون زمين ديوار يا مواد ديگر.

فلزياب چگونه كار مي كند؟
دستگاه فلزياب يك ميدان مغناطيسي در اطراف ديسك جستجوگر خود ايجاد مي كند. در زماني كه جسم فلزي در محدوده ميدان مغناطيسي قرار گيرد شدت ميدان مغناطيسي تغيير يافته ودستگاه فلزياب با احساس اين تغييرات متوجه وجود فلز در اطراف ديسك خود مي شود و آنرا آشكار مي كند. هر چه شدت ميدان مغناطيسي توليد شده توسط دستگاه بيشتر باشد عمق كشف فلز بيشتر خواهد شد. لازم به ذكر است كه عمق كاوش توسط فلزياب با توجه به جنس فلز اندازه و شكل فلز تغيير مي كند(كمتر يا بيشتر مي شود)
انواع معمول فلزياب:
۱- فلزياب هاي تفريحي:(vlf)
اين نوع فلزياب ها معمولا خيلي سبك و كم حجم بوده و ديسك آنها كوچك(ديسك استاندارد آنها ۲۵ سانتي متر)است وعمق كاوش فلز آنها نيز معمولا كمتر از يك متر است. يعني اين كه يك فلز مربع شكل به اندازه ۱متر در ۱متر را حداكثر از فاصله يك متري مي توانند پيدا كند. فلزياب هاي تفريحي براي كشف فلزات در سطح خاك طراحي شده اند. اين نوع فلزياب ها داراي صفحه نمايشگري ديجيتالي و پيشرفته هستند. فلزياب هاي تفريحي كه داراي نمايشگر ديجيتالي مي باشند قدرت تفكيكي برابر با ۸۰ درصد دارند. يعني فقط مي توانند فلزات آهني را از فلزات غيرآهني با دقت ۸۰ درصد جدا كنند.

۲- فلزياب هاي حرفه اي:(pi)
فلزياب هاي حرفه اي داراي قدرت بسيار بيشتري نسبت به ديگر فلزياب ها هستند. فلزياب هاي حرفه اي داراي وزن سنگيني هستند زيرا در آنها به دليل مصرف زياد برق از باتري هاي اسيدي شبيه موتورسيكلت استفاده شده. و معمولا خود دستگاه يا باتري آنها يا هر دوي آنها به كمر شخص بسته مي شود. فلزياب هاي حرفه اي قدرت تفكيك ندارند و نمي توانند فلزات آهني را از غير آهني جدا كنند و هر فلز يا آلياژي را ببينند آشكار مي كنند. فلزياب هاي حرفه اي صفحه نمايشگر يا مانيتور ندارند و بسيار ساده مي باشند.

۳- فلزياب هاي صنعتي:
از فلزياب هاي صنعتي در صنايع مختلف مانند فرش ماشيني-چوب بري و صنايع بسته بندي و كارخانه جات استفاده مي شود.

۴- فلزياب هاي فرستنده وگيرنده:(tr)
فلزياب هاي فرستنده - گيرنده از يك ديسك فرستنده در جلو و يك ديسك گيرنده در عقب دستگاه كه معمولا به شكل مربع هستند تشكيل شده اند. اين نوع فلزياب ها قدرت تفكيك ندارند و فقط براي كشف فلزات بزرگ مانند لوله هاي آب و توده هاي بزرگ فلزي طراحي شده اند و به آنها گاهي انبوه ياب گفته مي شود. كار كردن با اين فلزياب ها مشكل بوده و به دليل دشوار بودن تنظيمدستگاه- خطاي زياد - گم كردن هدف - خطا در تعيين محل دقيق فلز - از استقبال عمومي برخوردار نبوده.
اخطار:
ازآنجايي كه فلزياب در كشور ما صنعتي تازه و بي سابقه است و اخبار و اطلاعات فني درباره آن كم مي باشد به همين دليل اكثر خريداران اطلاع كافي از سيستم هاي مختلف و كارايي آنها را ندارند و اين مشكل زمينه سواستفاده و كلاه برداري بعضي شركتها را فراهم كرده بطوريكه در چند سال اخير مشاهده شده دستگاه هايي مانند ولت متر - مولتي متر- فركانس متر- تستركابل و غيره را با تهيه كاتالوگهاي دروغي و جعلي با عنوان فلزياب و معدن ياب به افراد مختلف فروخته اند. در زير نام بعضي از آنها را ذكر مي كنم. بسيار مراقب باشيد.
نام دستگاه هاي دروغي وبي ربط وبي فايده كه با نام فلزياب در بازار موجود است:
۱- ليزراسكن:
ليزراسكن دستگاهي است كه با ارسال امواج ماورابنفش به صورت نقطه اي اختلاف دماي سطحي اجسام را اندازه مي گيرد و اعداد و ارقامي كه نشان مي دهد نسبي است و بسته به شرايط زماني و محيطي متغير است. اين وسيله جهت بعضي كارهاي مهندسي و نقشه كشي و آزمايشگاهي كاربرد دارد وهرگز ليزر اسكن يك فلزياب نيست.

۲-سيستم هاي آنتني:(ldl)(lrl)
اين دستگاه ها شامل دو عدد سيم ال شكل مي باشند كه به آنها آنتن مي گويند.اين نوع دستگاه يك دروغ محض است و قسمت الكترونيكي آن كاري انجام نمي دهد. تمامي كساني كه سيستم آنتني خريده اند از خريد خود پشيمان شده اند. هرگز سيستم آنتني يك فلزياب نيست و هيچ چيزي را پيدا نمي كند.

۳- سيستم دوربيني:
برخي شركت هاي كلاهبردار دوربين هاي هندي كم كه داراي فيلتر مادون قرمز مي باشند را به اسم فلزياب به مردم مي فروشند. هرگز فلزياب دوربيني وجود ندارد و من تا كنون چند نمونه از اين دوربين ها را ديده ام كه همگي كلاه برداري و دروغ محض بوده است.

۴- فلزيابي از راه دور:
هنوز دستگاهي كه بتواند از راه دورفلز را پيدا كند ساخته نشده و وجود ندارد. بنابراين: هرگز فلزياب از راه دور وجود ندارد ولي چند نمونه دروغي و كلاهبرداري در بازار موجود است كه من همه آنها را آزمايش كرده ام و به شما تضمين مي دهم كه هيچ كاري انجام نمي دهند.

۵- فلزياب تصويري:
بطور كلي فلزيابي كه بتواند تصويري از فلز مدفون شده نمايش دهد وجود ندارد(اگر چه با بهره گيري ازبعضي فن آوريهاي پيشرفته مانند اولتراسونيك و رادار امكان پذير است اما بسيار پر هزينه) ولي بعضي از افراد و شركت ها فلزياب هايي را كه نمايشگر ال سي دي دارند را به عنوان فلزياب تصويري معرفي كرده اند. در اين دستگاه ها بعضي از علايم مانند وضعيت شارژ باتري - وضعيت تنظيم و غيره روي صفحه نمايش داده مي شود و در معدودي از فلزياب هاي تفريحي فلزات كوچك تا عمق ۱۲ اينچ(۳۰ سانتي متر) بسته به شكلي كه دارند به صورت علامت مربع يا دايره يا خط نشان داده مي شوند كه البته نمايش اين علايم نيز با خطاي زيادي همراه است.
چند نكته:
تفكيك در دستگاه هاي فلزياب:
به امكان تشخيص جنس فلز بوسيله فلزياب تفكيك گفته مي شود.
اما ببينيم يك فلزياب پيشرفته چه جنس فلزي را تفكيك مي كند:
گروه اول فلزاتي كه خاصيت مغناطيس شونده دارند مانند آهن - فولاد -چدن. كه بطور كل به اين گروه فلزات آهني مي گويند.
گروه دوم فلزاتي كه خاصيت مغناطيس شونده ندارند و غير الكترومغناطيس هستند مانند سرب - قلع - نقره - مس - طلا - برنز - برنج - آلومينيوم-مفرغ كه بطور كل به اين گروه فلزات غير آهني مي گويند.
توجه:
يك فلزياب داراي قدرت تفكيك فقط مي تواند بگويد فلز زير خاك آهن است يا غير آهن آن هم با دقت ۸۰ درصد يك فلزياب داراي قدرت تفكيك حتي نوع پيشرفته آن نمي تواند بگويد فلز زير خاك طلا يا نقره است پس فريب تبليغات را نخوريد.
عمق كاوش:
عمق كاوش مهمترين نگراني استفاده كنندگان از دستگاه فلزياب است بطور كلي عمق كاوش به عوامل مختلفي بستگي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از :
۱- قدرت دستگاه - كه به نوع دستگاه و مدار الكترونيك آن بستگي دارد.
۲- اندازه فلز- هر چه فلز بزرگتر باشد در عمق بيشتري قابل كشف است.
۳- جنس فلز- حساسيت دستگاه ها نسبت به فلزات مختلف متفاوت است بطوريكه مقدار مشخصي از چند فلز مختلف در عمق هاي متفاوتي قابل كشف است.( بطور مثال : اگر در کاتولوگ دستگاهی ذکر شده باشد که عمق کاوش ۳ متر است این به آن معناست که فلزات آهنی را حداکثر تا عمق ۳ متر می یابد و فلزاتی همچون طلا و نقره با همان ابعاد را حداکثر تا عمق ۱ متر می یابد.)
۴- تكنولوژي ساخت و جنس سيم پيچ ديسك جستجوگر- در ساخت ديسك هاي فلزياب از فنون و آلياژهاي مختلفي استفاده مي شود بعضي از ديسك هاي جديد عمق كاوش را تا ۳۰ درصد افزايش مي دهند.
۵- شكل فلز- عمق كاوش براي اشكال مختلف اجسام فرق مي كند.
۶- جنس زمين و خاك - در زمين هاي سنگي و سنگلاخي عمق كاوش كمتر است.

اگر قصد خريد فلزياب را داريد توصيه هاي زير را جدي بگيريد:
۱- قبل از خريد هر دستگاهي نسبت به سيستمهاي مختلف و كارايي آنها از منابع مختلف و بيطرف اطلاعات لازم را كسب كنيد.
۲- فلزياب را فقط با امتحان و آزمايش بر روي زمين(خاك) خريداري كنيد.
۳- قبل از خريد دستگاه از گارانتي و خدمات پس از فروش آن اطمينان حاصل كنيد.
۴- از شركت هاي باسابقه و معتبر خريد كنيد.
۵- از خريد دستگاه هاي بدون شماره سريال و فاقد برچسب و كارت خوداري كنيد.
۶- قبل از خريد با افراد متخصص و باتجربه و شركت هاي مطرح در عرضه فلزياب مشورت كنيد.
۷- فريب ظاهر يا كاتالوگ يا مدل- خارجي يا ايراني بودن فلزياب را نخوريد و قبل از هر چيز بسيار تحقيق كنيد.
۸- براي كارها و مكان هاي مختلف نوع فلزياب فرق مي كند فلزياب هاي مخصوص گنج يابي يا عتيقه وآثارباستاني با فلزياب هاي مخصوص مين يابي و مناطق جنگي يا معدن يابي و غيره فرق مي كند. پس قبل از هر چيز ببينيد براي چه كاري و كجا مي خواهيد از فلزياب استفاده كنيد بعد متناسب با آن فلزياب بخريد.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 04:48 PM
بانک اگیـبی و شرکا

نخستین بانک شناخته شده در جهان
http://www.aariaboom.com/images/stories/pajhoohesh/sekeh_01.gifپیداست که با فرمانروایی کورش اقتصاد ایران وارد مرحله­ی نوین و جهانی خود شد، که تا فروپاشی حکومت ساسانیان، روند عمومی آن کم و بیش دست نخورده ماند. گشودن لیدی، کشور ثروتمندی که مردمش به مبتکران ضرب سکه شهرت دارند و گشودن بابل، یکی از معدود باراندازها و بازارهای کهن بین المللی، ایران را، از سند تا مدیترانه، به بزرگترین مرکز اقتصادی جهان باستان تبدیل کرده بود.
این گستره­ی بزرگ دادوستد، با سه مرکزیت همدان، پاسارگاد و بابل و در کنار این سه، مرکزیت­های بزرگی مانند اورشلیم و سارد، ناگزیر از برخورداری از شبکه­های مالی بزرگ بود، که بتواند جوابگوی آن همه تحرکی باشند که یک شبه پدید آمده بود.


http://www.aariaboom.com/images/stories/pajhoohesh/tejarat_01.jpg شاید شگفت انگیز باشد، که این نظام جدید، از بانکی، تقریبا مانند بانک­های امروز برخوردار بوده است.
قدیمی­ترین بانک (= بنگاه فارسی) شناخته شده در قلمرو ایران در زمان کورش بزرگ، به بانک «اِگیبی و پسران» مشهور بود. (1) درباره­ی این سازمان مالی نیز آگاهی­های ما، به سبب نبود ِخط از درون خاک ایران نیست. با بنیانگذاری شاهنشاهی هخامنشی و جهان گشایی کورش و برقراری آرامش و امنیت در آبادی­ها و راه­ها و همچنین آغاز رونق نقش سکه، شبه بانکداری نیز، که از هزاره­ی دوم پیش از میلاد در بین­النهرین تا حدودی شناخته شده بود، وارد مرحله­ی نوینی شد. معمولا کارهای مالی را معبدها به عهده داشتند، اما از اواخر سده­ی هفت پیش از میلاد که با فروپاشی یا ضعف حکومت­های بین­النهرین، معبدها توانایی پرداختن به امور مالی را از دست دادند، این شبه بانک­ها شکل جدی­تری پیدا کردند. این بانک­ها نخست فقط وام می­دادند و برای وام گرویی قابل توجهی، مانند زمین کشاورزی یا برده برای بهره برداری و بهره کشی، در اختیار بانک قرار می­گرفت.(2)
http://www.aariaboom.com/images/stories/pajhoohesh/sekeh_02.jpgشاهنشاهی پارس برای نظام بانکی امکاناتی فراهم آورد که پیشتر هرگز وجود نداشت. تا این زمان تنها امیران و روحانیان، به استثنای موردهای نادر به امر بانکداری و پول می­پرداختند. ظاهرا در زمان هخامنشیان بانک­های حقیقی و خصوصی مانند بانک اگیبی و پسران و بانک «مورشو و پسران»، برای نخستین بار به طور رسمی تاسیس شدند و یا هویتی رسمی یافتند. سدها سند بانکی از بایگانی این بانک­ها، از آن میان بانک وارسان شخصی به نام اگیبی از اهالی بابل به خط میخی به دست آمده است، (3) که آگاهی­های گرانبهایی درباره­ی نظام بانکی عصر باستان در اختیار ما می­گذارد.
با اینکه این بانک از آن ایرانیان نبود اما چون در قلمرو حکومت هخامنشیان کار می­کرد عملا سازمانی ایرانی به شمار می­آمد و حتی برای دولت مرکزی مالیات و خراج جمع­آوری می­کرد. (4)
آغاز کار بانک اگیبی و شرکا به سده­ی 7 پیش از میلاد می­رسد و به گمان از زمان «نبوکدنـَزر»(نبوکدنصر)، تا داریوش فعالیت داشته است.
«اونگند»(5) که ضمن مقاله­ای ارزشمند خاندان اگیبی را معرفی کرده است گمان می­کند، که نخستین اگیبی در سال­های میان 690 تا 610 پیش از میلاد زنده بوده است. بانک «اگیبی و پسران» با بانک دیگری به نام «مورشو و پسران» در طول فعالیت خود تمام قدرت پول منطقه را در اختیار خود داشتند (6).
بانک اگیبی و پسران به امور رهنی و اعتباری و همچنین امانی می­پرداخت. سرمایه­ی بانک صرف امور مربوط به مسکن، مزرعه، دام و کشتی­های باربری می­شد. پول، غله، خرما، آجر و دیگر وسایل مصرفی و حتی برده در قبال بهره­ی زیاد به صورت جنسی به بانک سپرده می­شد. (7)
بردگان برای «بهره گیری نامشروع» به متقاضیان اجاره داده می­شدند. گله­های بزرگ در اختیار طرف قرارداد قرار می­گرفت و به جای بهره تعداد زیادی از بره­ها، پشم و پوست دریافت می­شد. علاوه بر این، بانک اداره­ی ملک افراد را در برابر سود در اختیار می­گرفت.
ایرانی­های مقیم بابل که خود تمایلی به کار روی ملک خود را نداشتند، از این موقعیت استفاده می­کردند. بانک حتی در قبال بهره­ی غیر مستقیم پرداخت بدهی افراد را به عهده می­گرفت. غنیمت­های جنگی نیز به بانک فروخته می­شد. (8)
در بانک اگیبی، حسابی مانند حساب جاری بانک­های امروزی وجود داشت و استفاده از چک نیز معمول بود. (9)
http://www.aariaboom.com/images/stories/pajhoohesh/loh_01.jpgاز لوحی که در بابل به دست آمده است چنین برمی­آید که در ماه سپتامبر 537 پیش از میلاد شخصی به نام «تادانو» مقداری نقره به «ایتی - مردوک - بلاتو» رییس بانک اگیبی، سپرده است، تا در ماه نوامبر بهره­ی آن را دریافت بکند. این سند در اکباتان تنظیم شده است و پیداست که به هنگام نوشتن سند، مسوول بانک (یکی از اگیبی­ها ؟) در پایتخت بوده است. (10)
در این سند مقرر شده است، که وام پرداخت شده در بابل، به صورت خرما به نرخ روز بازپرداخت شود.
همچنین دیده می­شود، که 4 سال بعد، همین شخص در یک شهر ایرانی، به این دادوستد پرداخته است، اما این بار قرار شده است، که وام در اکباتان بازپرداخت شود.
در لوحه­های متعدد دیگری به تاریخ دوران پادشاهی کمبوجیه (یک مورد به تاریخ پادشهای بردیا [وَهَیزداتــَه]) معلوم می­شود، که بانک اگیبی در پارس، در جایی به نام «خومدشو»(خومَـدِشو) یا «متزیش»(مَـتـِـزیش)، در نزدیکی تخت جمشید، سرگرم کار بوده است.
چهار قرارداد ایتی - مردوک - بلاتو در این شهر بدست آمده است. موضوع مربوط بوده است به خرید بردگانی که نام ایرانی دارند و فروش آن­ها در بابل شگفت انگیز است، که بار دیگر همان­ها را به طرف تجاری خود در متزیش فروخته است.(11)
معمولا مورخان درباره­ی برده داری در ایران در مقایسه با دیگر جاها با کمبود سند روبرواند. بنابر این این سند را می­توان نخستین سند به شمار آورد !
از سندهای مربوط به بانک اگیبی چنین برداشت می­شود که ایتی - مردوک - بلاتو در سال­های 575 تا 520 پیش از میلاد زنده بوده است. از اینکه ایتی - مردوک - بلاتو رییس بانک اگیبی و برادرانش در سال 536 تا 535 پیش ار میلاد مبلغ هنگفتی از کمبوجیه، ولی­عهد کورش بزرگ، وام گرفته­اند (12) می­توان چنین نتیجه گرفت که بانک اگیبی ارتباط خوبی با دربار ایران داشته است.
متاسفانه از مدرک­های موجود درباره­ی علت این وامگیری چیزی به دست نمی­آید. امکان دارد، که دربار و یا دست کم ولی­عهد، با این بانک شریک بوده است. در هر حال خواه کمبوجیه شریک بوده باشد، خواه پردازنده­ی وام، پیداست که دامنه­ی فعالیت بانک برای داشتن دستی باز در کارهای بانکی، بطور صوری از کمبوجیه وام گرفته است. در هر حال سود کمبوجیه بایستی مبلغ چشمگیری بوده باشد، که او به این همکاری تن داده است.

http://www.aariaboom.com/images/stories/pajhoohesh/loh_02.jpg ظاهرا خاندان اگیبی از یهودی­های مهاجر بوده­اند و نام بنیانگذار بانک «یعقوب» بوده است. (13) در حالیکه به نظر اومستد (14) در سراسر نیمه­ی اول فرمانروایی هخامنشیان بهره­ی بانکی، اغلب به صورت جنسی، تقریبا بدون استثنا 20 در 100 بوده است، میلو (15) معتقد است، بهره­ای که در زمان نبوکدنزر حدود 10 در 100 و در زمان کورش و کمبوجیه بیش از 20 در 100 رسیده و حتی در پایان سده­ی 5 پیش از میلاد به 40 تا 50 در 100 بالغ شده است.
هرگاه وام در روز سررسید پرداخت نمی­شد، جریمه­ی سنگینی به میزان بدهی افزوده می­شد. گاهی سندها را شخص دیگری پشت نویسی می­کرد و چنانچه از طرف بدهکار، در پرداخت به موقع کوتاهی می­شد، ظهرنویس مسوول پرداخت بود.
برای وامی که گرویی داشت بهره دریافت نمی­شد، چون وام دهنده از گرویی مناسبی مانند خانه، زمین یا برده در اختیار داشت، برای مدت وام، به صورت رهن استفاده می­کرد.
در یادداشت تفاهم قید می­شد، که به هنگام برگشت پول، گرویی بازگشت داده خواهد شد و نه وام گیرنده اجاره خواهد گرفت و نه وام دهنده بهره.

در این نظام بانکداری استفاده­ی بیشتر همیشه از آن بانک بود و در صورتیکه وام گیرنده از عهده­ی پرداخت بدهی بر نمی­آمد، گرویی از طرف بانک ضبط می­شد. گاهی برای یک وام هم گرویی دریافت می­شد، هم بهره و در سند قید می­شد : هرچه وام گیرنده در شهر و بیرون از شهر دارد در گرو بانک است.
وام­های بی­بهره و گرویی (قرض الحسنه)، برای راه اندازی کار دوستان و خویشان بود.
اغلب بهره به صورت ماهانه پرداخت می­شد و گاهی هم یکجا و با اصل وام. برای هر قسط رسیدی جداگانه صادر می­شد. به هنگام تمام شدن وام، لوح اصلی بدهی نابود می­شد.
از لوح­های سالمی که به دست آمده­اند می­توان نتیجه گرفت که وام­های مربوط به آن لوح­ها هرگز تسویه نشده­اند !
زمین، خانه، چارپا و حتی برده، قسطی و [ از طریق بانک ] خریداری می­شد. از لوح­های بدست آمده گاهی دیده می­شود که آخرین قسط وام را نوه­ی وام گیرنده پرداخت کرده است ! (16)
ظاهرا سودجویی این بانک سبب فقر مردم می­شده است. مخصوصا که دولت دریافت مالیات و خراج منطقه را به این بانک به مقاطعه می­داده است و دست ماموران بانک تا حدودی در دریافت مالیات باز بوده است. (17)
شاید این موضوع توجیهی باشد برای شرکت کمبوجیه در بانک. منبع­های موجود نشان نمی­دهند که آیا این بانک خود نیز به حکومت مرکزی مالیات می­پرداخته است یا نه.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 04:49 PM
در حدود 385 كيلومتري غرب شهر تهران و در دامنه رشته كوههاي مرتفع الوند شهر همدان قراردارد. ارتفاع آن از سطح دريا 1813 متر مي باشد . شهر همدان بين مدار 25-33 درجه و 45-55 دقيقه عرض شمالي و 47-49 درجه و 34-36 دقيقه طول شرقي نصف النهارگرينويچ واقع است ارتفاع بلندترين قله آن موسوم به الوندكه در18كيلومتري جنوب شهر همدان مي باشدداراي 3874 متراست و رودخانه مهمي مثل خاكسور، قره چاي ، همه كسي و سيمينه رود از دامنه اين كوهستان جاريست .

تپه هگمتانه به صورت بيضي شكل در مركز شهر همدان ديده مي شود . خيابان اكباتان كه از ميدان امام آغازمي شود تپه را در جهت شمال – جنوب به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم مي كند . و پس از رسيدن به ميدان هفت تير به طرف غرب بلوار علويان كشيده شده كه تا ميدان عين القضاه ادامه يافته و مجددا" تپه را به دو قسمت شمالي ، جنوبي تقسيم مي كند . از خيابان شهداء ( شورين سابق ) در منطقه جنوب شرقي تپه هگمتانه اخيرا" بلواري بنام هگمتانه كشيده شده كه اين بلوار دامنه شرقي تپه هگمتانه را به طرف شمال تا ميدان هگمتانه دور زده و از آنجا به بلوار علويان به صورت يك بلوار كمربندي متصل مي شود و قراراست اين بلوار محوطه جنوب غربي تپه هگمتانه را دور زده و از آنجا به خيابان اكباتان متصل شود .

هر چند محدوده فعلي تپه هگمتانه حدود 25 هكتار مي باشد ولي بنظر مي رسد كه هنوز بقاياي بيشتري از تپه باستاني هگمتانه در زير شهر جديد همدان مدفون باشد .
ارزش و اهميت تپه هگمتانه از آنجا ناشي مي شود كه احتمال وجود شهر گمشده باستاني (( هگمتانه ) ) يا (( اكباتانا )) مركز حكومت كشور ماد در درون آن مي رود . قوم ماد كه از حدود اواسط قرن 8 قبل از ميلاد قدرت سياسي را در محدوده غربي ايران به دست گرفته بود بنا به روايت تاريخ تا روي كار آمدن سلسه هخامنشيان در حدود 520 قبل از ميلاد بر سر قدرت باقي مي ماند . در طول اين مدت كه دو قرن طول مي كشد پادشاهي چون دياكو ( 675-728 قبل از ميلاد ) ، فري ورنيش ( 653-675 قبل از ميلاد ) ، كياكسار ( 585-625 ق. م ) و ازدهاك ( 550 – 585 قبل از ميلاد ) در اين منطقه حكومت كردند .
معروفترين و مهمترين پادشاه مادها كياكسار بود كه با كمك بابليها توانست بر پادشاه آشور (( سين شاريشكون – ساراك )) غلبه نموده و بعد از تصرف نينوا دولت آشور را كه در آن زمان بزرگترين قدرت منطقه محسوب مي شد منقرض نمايد .
برطبق روايت هرودوت هاكيناوناسي مورخ يوناني ، بينانگذار سلسه ماد ، (( دياكو )) بوده و بنا به دستور وي شهر (( هگمتانه )) ( بمعني محل تجمع ) احداث و به صورت پايتخت كشور ماد در آمد. اين شهر داراي عظمت و شكوه فراوان بوده و نه تنها در دوره ماد بلكه در دوره هخامنشيان نيز به عنوان پايتخت ، آن هم پايتخت تابستاني ، بعد از شهرهاي شوش و تخت جمشيد انتخاب شد .
اسكندر مقدوني بعد از تصرف شهرهاي اخير الذكر شهر هگمتانه را نيز به تصرف خود درآورد گويا در هنگام حضور وي در پايتخت مادها و هخامنشيان يكي از سرداران معروف وي به نام هفايستيون فوت می کند.
وي نيز دستور مي دهد تا آرامگاه مجللي براي وي بسازند . هر چند تا كنون آرامگاه وي در همدان كشف نشده ولي وجود يك شير سنگي در ميدان سنگ شير همدان نشانگر استفاده از اين نوع مجسمه ها در مدخل آرامگاه سردار يوناني اسكندر مي باشد .
شهر هگمتانه نه تنها در ادوار ماد و هخامنشي و سلوكي مورد توجه خاص بوده بلكه در دوره هاي ديگر تاريخي ( پارتي ، ساساني ) و نيز در ادوار اسلامي بنا به نوشته هاي مورخين بيگانه و اسلامي به عنوان يكي از شهر هاي مهم ايران مطرح بوده است .
تعدادی از اشیاء کشف شده در شهر هگمتانه
http://www.hegmataneh.ir/Museum/Photo%20Small/07s.jpg (http://www.hegmataneh.ir/Museum/MuseumPB07.htm)http://www.hegmataneh.ir/Museum/Photo%20Small/02s.jpg (http://www.hegmataneh.ir/Museum/MuseumPB02.htm)
سر گاو سفالی (هخامنشی) ظروف شیشه ای (پارتی)
http://www.hegmataneh.ir/Museum/Photo%20Small/15s.jpg (http://www.hegmataneh.ir/Museum/MuseumPB15.htm)http://www.hegmataneh.ir/Museum/Photo%20Small/14s.jpg (http://www.hegmataneh.ir/Museum/MuseumPB14.htm)
پیه سوز با لعاب (ساسانی) مهر سنگی (ماد)
http://www.hegmataneh.ir/Museum/Photo%20Small/27s.jpg (http://www.hegmataneh.ir/Museum/MuseumPB27.htm)http://www.hegmataneh.ir/Museum/Photo%20Small/18s.jpg (http://www.hegmataneh.ir/Museum/MuseumPB18.htm)
اسکلت (هزاره دوم قبل از میلاد) کاسه سفالی (اسلامی)
http://www.hegmataneh.ir/Museum/Photo%20Small/05s.jpg (http://www.hegmataneh.ir/Museum/MuseumPB05.htm)http://www.hegmataneh.ir/Museum/Photo%20Small/11s.jpg (http://www.hegmataneh.ir/Museum/MuseumPB11.htm)
کتیبه با خط پهلوی(اشکانی) سنگ قبر با خط کوفی(سلجوقی)

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 05:00 PM
جزیره خارک جزيره خارک يکي از شمالي ترين جزاير خليج فارس به شمار ميرود که قدمت آن به بيش از 6000 سال مي رسد.
طول اين جزيره حدود 8 کيلومتر و عرض آن در حدود 4 کيلومتر و مساحت آن 28 کيلومتر مربع است و تا بوشهر 57 کيلومتر فاصله دارد.
اين جزيره سرزميني مرجاني است که زمين شناسان پيدايش آن را به 14 هزار سال پيش نسبت مي دهند. جزيره خارک در نقطه اي سوق الجيشي در امتداد راه دريائي بنادر باستاني مهمي چون سيراف; ليان; سينيز; مهرويان قرار داشت.
به دليل موقعيت حساس خارک در دوره باستان که به عنوان شمالي ترين پايگاه دريائي قوم پالميران به شمار مي رفت و همچنين توسعه فعاليت هاي نفتي و ساخت و سازهاي گستردهاي که در اين جزيره در حال انجام است، هياتي به سرپرستي حميد زارعي کارشناس ارشد باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي; صنايع دستي وگردشگري استان بوشهر اقدام به بررسي و شناسائي کامل جزيره کرد.
اين بررسي ها هدف شناسائي آثار باستاني و نمونه برداري سطحي جهت دستيابي به اطلاعاتي در زمينه الگوهاي مختلف زندگي انسان باستان; از اول آذر آغاز شد.
محور بررسي از پلاز کارگري واقع در منتهياليه شمال جزيره; آغاز شد و طبق برنامه مسيرهاي فضاي سبز; حاشيه دانشگاه آزاد; محوطه پيرامون هتل 90 خوابه شرکت نفت; نواحي بيروني شرکت فلات قاره; محوطه پيرامون طرح متانول; باغ ولايت; حاشيه شمالي و شرقي بقعه مير محمد حنفيه و حاشيه ساحلي به صورت سيستماتيک مورد بررسي قرار گرفت. در اين پژوهش بيش از 200 اثر باستاني مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت.
اين آثار شامل مواردي چون چاه; آب انبار; قنات وسيستم هاي آبياري; گور معبد; گوردخمه;استودان;قبور دوره اسلامي; بقعه و امامزاده; کليسا; آتشکده; چهار طاقي و تپه باستاني است.
ترکيب کلي آثار کشف شده به دو دوره تاريخي و اسلامي تقسيم بندي مي شود.
غالب آثار مربوط به دوره ساساني است که به صورت قنات; چاه; آب انبار; گور دخمه; استودان; آتشکده; چهار طاقي وکليسا که در مناطقي همچون نواحي باغ پيرمرد; باغ نصر; بخش شرقي بقعه مير محمد حنفيه; سواحل غربي جزيره ديده مي شود.
قديمي ترين اثر باستاني دو تخته سنگ ضربي; شبيه قبور دلمن مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد بوده که نزد مردم مشهور به دو دخترون است.
کشف سفالينه هائي با نقش مشخص و همچنين قطعات چيني با نقش و نگار گل و پيچک; حاکي از اين است که اين جزيره زيستگاه مردمي بوده است که با کشورهاي شرق آسيا همچون چين; هند ارتباط داشته اند.
به نظر مي رسد در دوره ساساني; جزيره از اهميت ويژه اي برخوردار بوده زيرا در بخش وسيعي از جزيره سفال شاخص ساساني به چشم مي خورد.
احتمالا در دوره ساساني فقط چند نقطه از جزيره را مد نظر داشته اند.
اين نقاط را با توجه به آثار موجود مي توان به خوبي مشخص کرد. به نظر مي رسد صخره کم ارتفاعي که در بخش شرقي بقعه مير محمد حنفيه به طول 200متر و عرض 20متر قرار گرفته در دوره ساساني از اهميت بالائي برخوردار بوده; زيرا بخش اعظمي از آثار دوره ساساني از قبيل دخمه; گور معبد; آتشکده;چهار طاقي و قبور سنگي در حاشيه و بر روي اين صخره ايجاد شده است.
در اين پژوهش با سفال هاي شاخصي چون سفال هايي با نقش خطوط مواج درون کادري با نوارهاي باريک وسفالهائي با نقش خطوط متقاطع مربوط به دوره ساساني برخورد شد.
همچنين چندين قطعه چيني آبي و سفيد که به صورت پراکنده در حاشيه ساحلي و بخش مرکزي جزيره بخصوص در ضلع شمالي دانشگاه آزاد اسلامي کشف شد که حکايت از ارتباط تجاري با چين; هند وسوماترا دارد.
به رغم اينکه دو تخته سنگ ضربي (دلمن)مربوط به هزاره نخست پيش از ميلاد که پيشتر در جزيره موجود بوده و به عنوان قديميترين اثر باستاني جزيره به شمار مي رفت;مي توان ادعا کرد آثار مهم و به خوبي شناخته شده در اين ناحيه مربوط به دوره ساساني است که مشخصات ويزه خود را داراست.

جزایر قشم - هرمز
قلعه پرتغالي ها – در انتهاي شمال شرقي جزيره قشم يك قلعه قديمي و مخروبه وجود دارد . اين قلعه را درسال 1030 هجري قمري ( 1621 ميلادي ) به دستور پادشاه اسپانيا درمسير بندرقشم ساخته اند . اين قلعه در سال1622 به دست سپاهان ايران فتح گرديد و تا امروز نيز آثار ديوار خارجي آن باقي مانده است . قلعه مذكور دو حصار و برج هايي در چهارگوش دارد . در پشت حصار بيروني قلعه ، خندقي وجود داشته كه اينك پر شده است . ديوار سازي قلعه با سنگهاي مرجاني و سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج به شكل بناهاي عهد ساساني انجام گرفته است .
در ميان خرابه هاي قلعه هنوز تعدادي لوله زنگ زده توپ وجود دارد : چهار لوله از اين لوله ها را در اطراف در ورودي پاسگاههاي قديمي شهر قشم و لافت نصب كرده اند و چند لوله توپ ديگر نيز به بندرلنگه حمل شده است .
قلعه هرمز- اين قلعه كه در ضلع شمالي جزيره هرمز و درساحل دريا قرار دارد ، مهمترين قلعه باقي مانده از روزگار تسلط پرتغاليها برسواحل و جزاير خليج فارس است . اين قلعه به فرمان ( آلفونسو آلبوكرك )‌ دريانورد پرتغالي در سال 1507 ميلادي ، در محلي موسوم به ( مورنا ) احداث شد . قلعه به شكل چند ضلعي نامنظم است . ساختمان آن بسيار محكم است و ديوارهايي به قطر 5/3 متر با چند برج به ارتفاع 12 متر دارد . تاسيسات قلعه شامل انبارهاي تسليحات ، آب انبار و اتاق هايي باسقف هلالي است . در زمان شاه عباس كه استعمار پرتغالي ها درايران خاتمه داده شد ، اين قلعه به دست امام قلي خان از سرداران شاه عباس فتح گرديد علاوه بر قلعه هاي مذكور ، آثارو بقاياي قلعه هاي شهرهاي ميناب و جاسك نيز از بقاياي سايرقلعه هاي استان است.
شهر قديـمي خــربز : اخيرا هنگام حفاري هاي باستان شناسي در جزيره قشم آثار يك شهر قديمي كشف شد . اين شهر كه تا قرن چهارم هجري قمري شهري آباد بوده است به دوره ساسانيان مربوط است . در حفاري هاي انجام شده ، سفالينه ها و آثار بسياري از محل به دست آمده است . طول تقريبي شهر خربز هفت كيلو متر است و از منابع آب شيرين برخوردار است .

اسكله باستاني بندر لافت - در بندر لافت ، آثاراسكله اي وجود دارد كه به دوران مادها ، هخامنشيان و ساسانيان مربوط است . طول اين اسكله 130 متر و ضخامت اصلي كف آن 7 متر و ديوارهاي روي اسكله 3 متر مي باشد كه باسنگهاي لبه دار ساخته شده است .

تپه كولغان قشم - بالاي يكي از تپه هاي كولغان ، آثار معماري و آبراهها ( كانالهاي) سالمي باديوارهاي سنگي به طول بيش از صد مترباقي مانده است كه نوعاً جالب توجه هستند .در قسمت ديگري از قبرستان منظمي با قبرهايي در درديف و با فاصله دومتراز يكديگر وجود دارد . نشانه هاي باقي مانده از اتاقك هاي مجاور تپه گوياي آن است كه اين محل احتمالاً بازاري بوده كه رونق بسيار داشته است . در كنار اين ويرانه ها سه حوض حفر شده در داخل سنگ وجود دارد كه بزرگ ترين آنها 12 متر و طول 4 متر و عرض دارد . درخت كنار تنومند و زيبايي نيز در جوار آن قرار دارد . تپه هاي كولغان مشرف بر دريا و سد خاكي ( بالاتل ) هستند و از زيبايي و چشم انداز بسيار جالبي برخوردارند . عده اي معتقدند كه اين مكان نيايشگاه ناهيد بوده است .
آب انبــارها و چـــاهها
محدوديت منابع آب شيرين در استان هرمزگان موجب گرديده است ، مردم محلي و مهاجمان براي ذخيره آب شيرين ، آب انبارها و چاههايي را احداث كنند كه مشخصات برخي از آنها در پي مي آيد :
آب انبار بي بي – اولين بركه آب شهر قشم در سال 1202 هجري قمري به وسيله زن خيرونيكو كاري به نام صوغيه همسر شيخ عبدالله حاكم وقت قشم ساخته شده است . سقف اين بركه كه به آب انبار معروف است بارها تجديد بنا شده است و درحال حاضر پس از دويست سال هنوز به نام بركه بي بي مورد استفاده مردم بومي است . اين آب انبار از حيث معماري جالب توجه است .

آب انبار خربز- در كنار شهر باستاني خربز در جنوب جزيره قشم حدفاصل بين شهر و يك نيايشگاه مهري يك مخزن بزرگ آب مربوط به دوره ساسانيان وجود دارد . اين بركه مدت ها مخروبه بود و لي در سالهاي اخير به نحو بسيار مطلوبي باز سازي شده است .

چاه پرتغالي ها – معروف به چاه قديمي استان هرمزگان چاه پرتغالي ها است . اين چاه در حال حاضر در محوطه نيروگاه برق قشم در سربندر قشم واقع شده است .

چاههاي بندرلافت – در پشت قلعه لافت و در داخل گودال مجاور قلعه به تعداد روزهاي سال كبيسه 366 چاه كم عمق براي جمع آوري آب باران حفر شد ه اند . برخي از محققين معتقدند اين چاهها مربوط به دوران هخامنشي و ساساني است.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 05:03 PM
كارشناسي آثار و اشياء باستاني

1- شناخت مکانهای باستانی که ما به این قسمت اصلاً کاری نداریم.
2- شناخت اجساد که به صورت خلاصه برایتان توضیح دادم.
3- شناخت سنگ ها که خود به 3 بخش تقسیم میشود:
1- سنگهای دوران حجر
2- سنگهای بعد از دوران حجر
3- سنگهای میان دوره ای

4- شناخت سفال ها در دوره پنج هزار ساله

1- ساده ، قهوایی ، سیاه ، خاکستری
2- لعاب دار – لعاب بیرونی ، لعاب درونی
3- نقش دار که به رنگهای مختلف است و هر رنگ متعلق به یک دوران خاص
5- فلزات که بحث اصلی ما هستند که خود به پنج قسمت تقسیم میشوند.
الف- مس : که از تمام فلزات قدیمی تر است. مس را هم به تنهائی درست
میکردند و هم در فلزات دیگر آلیاژ میکردند
ب - مفرغ : پس از مس مفرغ قدیمی ترین آلیاژ است. مفرغ ساده ساز دارد و نقش دار که بسته به حکومتها فلزات متفاوت میشود و قلم آنها فرق میکند مفرق بیشتر از کلیه فلزات مصرف میشد چون فلزی عادی بود و همه مردم میتوانستن آن را خریداری کنند. چون هم ارزان بود و هم فراوان و به همین دلیل است که در اکثر قبرهای قدیمی فلز مفرغ فراوان یافت میشود.
3- نقره که خود بر دو قسمت تقسیم میشود.
الف- نقره ساده : که از آن سکه و مجسمه های زیبا میساختند که اکثرآ با عیار بالا از آن استفاده میکردند و اصطلاحآ به آن نقره پنبه ای می گفتند.
ب - نقره طلاشور : که از آن بیشتر ظروف و مجسمه میساختند و به نقره چند خط طلا میزدند (عیار میکردند) که عمر نقره زیاد شود. شما میدانید که نقره وقتی به مدت طولانی بماند به صورت خاک نقره میشود و از بین میرود. نه اینکه ذات نقره از بین برود بلکه اکسید میشود و به صورت خاک نقره باقی میماند ولی نقره هائی که طلا شور میشدند بسیار سالمتر از نقره خالص باقی میماندند و به همین دلیل هست که کاهی اوقات در حفاری ها در خمر ها فقط خاک نقره یافت میشود.
4- طلا که به ذات خود نه تنها فلزی گرانبهاست که از استقامت بسیار بالائی برخوردار است و به هیچ عنوان از بین نمیرود.
همه میدانیم که وقتی فلزی به مدت طولانی در زیر خاک میماند جرم خاک به روی آن می نشیند که در اصطلاح میگویند پاتین بسته است و کاملاً هم درست است ولی طلا به ذات خود پاک است و به همین دلیل هم هست که طلا وقتی به مدت طولانی در زیر خاک میماند از خاک پاتین نمیبندد و اکثر کسانی که کار تقلبی میسازند در این قسمت کار مشکل دارند که نمیتوانند طلا را پاتین بندی کنند.
این را میگم که بدونید که پاتین طلا از خود طلا است که به صورت ذرات به روی کار مینشیند چون طلا همه چیز را از خود دور میکند بغیر از طلا.
5- هفت جوش : در زمانهای قدیم اجناسی را که میخواستند محکم درست کنند که از بین نرود و عمری طولانی داشته باشد ، هفت آلیاژ را با هم ترکیب میکردند که درجه ذوب آن بسیار بالا بود که و از نظر سختی به تیتانیوم فعلی معروف میباشد و از فلزات طلا ، نقره ، مس ، روی ، سرب ، آهن ، مسوار تشکیل می شد که قلم زدن هفت جوش بسیار سخت و طاقت فرسا بود و هنر مندان بسیار ماهری میخواست تا بتوانند این آلیاژ را بسازند و قلم بزنند. در مورد هفت جوش باید بگویم که از تمام فلزات سنگین تر است و چون ساخت آن بسیار سخت بود آن را قالب هم می ریختند.
6- سه جوش : بعد از اینکه سختیهای هفت جوش نمایان شد و برای همه هنرمندان کار با آن مشکل بود آلیاژ سه جوش درست شد که کار با آن بسیار راحت تر از هفت جوش بود. این آلیاژ از ترکیب طلا ، نقره و مس ساخته میشود که قلم خوردن آن خیلی راحت تر از هفت جوش بود ولی باز هم از فلزات دیگر محکمتر و سخت تر است و یکی از دلائلی که نقره را طلا شور میکردند همین سختی آلیاژ هفت جوش و سه جوش بود.

پس توضیحات کلی را دادیم فقط چند تا نکته ریز موند که در زیر براتون میگم.
فلز نقره طلا شور را اکثرآ هنرمندان برای خاندان دربار می ساختند.
طلا کوب با طلا شور فرق میکنه و این دو تا با هم قاطی نشوند.
بعضی از نقره ها را طلا کوب میکردند و بعضی از طلا ها را نقره کوب.
بعضی از مفرغ ها را طلا کوب میکردند.
بعضی از مفرغ ها را نقره کوب میکردند. که این نیز برای شکیل شدن کار بود و اکثرا هنرمندان این کار را برای درباریان انجام میدادند.

بغیر از این چهار عمل بالا ، عملی برای کوبیدن با فلزات دیگر انجام نمیشد
به صورت کلی برای شما در مورد فلزات گفتم و ادامه بحث را در همینجا در مورد کلیه مسائل کارشناسی میراث فرهنگی مینویسم و شما میتوانید در آینده در همینجا مطالب را دنبال کنید.


مقدمه سنگهای قیمتی

سنگهای قیمتی انواع مختلف دارند.

گاهی اوقات بعضی از سنگهای بسیار با ارزش در طبیعت معادل کم ارزش هم دارند و وقتی افراد نا آگاه که در شناخت سنگ تبحری ندارند به آنها نگاه میکنند به اشتباه سنگ کم ارزش را با سنگ قیمتی اشتباه میگیرند.

شیادان و افرادی سود جو از همین مسئله استفاده میکنند و با آن مردم را گول میزنند.

رشته جواهر شناسی شاخه ای مجزا از باستان شناسی میباشد و علم مربوط به خودش را دارد و بنده نیز اطلاعات کاملی از آن ندارم و ممکن است اشتباه کنم.

به هر حال اگه اشتباهی بود یا کم و کاستی داشت به بزرگی خودتون و بی سوادی من ببخشید.

این مطلب را نوشتم تا بتونید سنگهای نزذیک به سنگهای قیمتی را بشناسید و بدونید که چه سنگهائی نزذیک به رنگ و شکل سنگهای قیمتی هست.



جواهرات و سنگها

سنگ تورمالین : سنگی متبلور به رنگهای زرد ، سرخ ، بنفش که معادن آن در برزیل و برمه و آمریکا و سیبری وجود دارد

سنگ دُر دُر بر دو شکل کلی هست. کوهی و بیابانی و بشکل و رنگ بلور میباشد که دارای تللول میباشد و مروارید یکتا در صدف را هم دُر میگویند

سنگ زمرد یکی از اقسام آلومین به رنگ سبز که از سنگهای قدیمی هست و هر چه پر رنگ تر باشد گرانبها تر است

الماس یکی از سنگهای گرانبها که عبارت است از کربن خالص متبلور و در هندوستان ، برزیل ، آفریقا و برخی از کشورهای دیگر بشکل کریستال در کانها پیدا میشود گاهی بی رنگ و گاهی در رنگهای سبز ، سرخ ، آبی ، صورتی ، و سیاه یافت میشود. نوع بی رنگ آن در ردیف سنگهای گرانبها هست و فراوانتر از رنگهای دیگر میباشد ولی کلیه رنگهای آن گرانبها هستند. الماس هر چه درشت تر و پاک تر باشد گرانبها تر است. الماس همه اجسام را مخطط میکند و فقط با گرده های مخصوص خود صیقلی می شود. نوع صنعتی آن در شیشه بری به کار میرود.

یاقوت نوعی سنگ گرانبها هست که از معدن به دست می آید به رنگ سرخ ، زرد ، کبود ، سبز و سفید. نوع سرخ و شفاف آن بعد از الماس از بهترین سنگهای موجود میباشد و هر چه بزرگتر و خوش رنگ تر باشد گرانبها تر است در فارسی قدیم به آن یاکند هم میگفتند یواقیت جمع یاقوت است. رمانی= یاقوت درشت و سرخ رنگ شبیه انار یاقوت خام کنایه از لب معشوق می باشد.

زبرجد یک قسم آلومین رنگین مانند زمرد به رنگ زرد یا سبز که از سنگهای قدیمی است و در جواهر سازی بکار میرود و مشهور ترین آن سبز رنگ است در آمریکا و برزیل و استرالیا و روسیه یافت میشود

لعل یکی از سنگهای قیمتی به رنگ سرخ مانند یاقوت یک قسم آلومین رنگین است و در طبیعت پیدا میشود لعل بدخشان یکی از معروفترین آنها میباشد

کهربا صمغ برخی از درختان نوع سرو و کاج که از منۀ قدیمه تولید و مانند سنگ سفت و سخت شده و به رنگهای مختلف زرد و سرخ و سفید است و بر اثر مالش خاصیت الکتریسیته پیدا میکند و در 278 درجه حرارت ذوب میشود و سپس به شکل تیره رنگی میسوزد و در آب و الکل و جوهر سقز حل میشود. یکی از اقسام لینیت زغالی است سخت و براق و به خوبی جلا و صیقل پیدا میکند و در جواهر سازی بکار می رود

عقیق یک قسم کوارنز بی شکل به رنگهای مختلف است. نوع مرغوب آن به رنگ سرخ یا آلبالوئی است و مانند سنگهای قیمتی در زینت بکار میرود نوعی از آن که در یمن به دست می آید و سرخ رنگ است معروف به عقیق یمنی یا یمانی است که بیشتر نگین انگشتر میشود و واحدش عقیقه است

فیروزه یکی از سنگهای قیمتی به رنگهای آبی آسمانی که از معدن استخراج میشود و بیشتر نگین انگشتر از آن به دست می آید و در نیشابور و کرمان و فارس و آذربایجان به دست می آید. بهترین آن از معدنی از نیشابور به دست میآید و آن را فیروزه بواسحاقی میگویند.

یشم سنگی است شبیه عقیق یا زبر جد به رنگهای مختلف کبود ، سبز تیره و رنگ صابونی آن نیز یافت میشود.

لاجورد از سنگهای معدنی به رنگ آسمانی یا آبی پر رنگ که سائئده شده آن در نقاشی به کار میرود و در طب قدیم نیز کار برد داشته است. به عربی به آن لازورد میگویند.

مردار سنگ لیتارژ ، جوهر سرب ، جسمی است به رنگ سرخ یا زرد بیستر از سرب و قلعی گرفته میشود برای ساختن مرهم بکار میرود و به آن سنگ مردار هم گفته میشود.

مروارید گوهری است سفید و درخشان که در داخل صدف رشد میکند. وقتی ذره شنی بین صدف و جبه او قرار می گیرد جانور کم کم ماده آهکی بدور آن ذره ترشح میکند و رفته رفته مروارید ساخته میشود. درشتی آن به اندازه دانه خنثی شروع میشود و تا اندازه تخم کبوتر آن وجود دارد و در خلیج فارس و اقیانوس هند صید میشود.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 05:05 PM
قزل آلان (ديوار بزرگ گرگان) قزل آلان یا مار سرخ (دیوار بزرگ گرگان) طولانی‌ترین اثر معمارى ایران باستان و پس از دیوار چین دومین دیوار تاریخى تاریخى قاره آسیا با 200 کیلومتر طول ، در دشت گرگان و ترکمن صحرا قرار دارد. این دیوار از شرق دریاى خزر در خواجه نفس شروع و از شمال آق‌قلعه و گمشیان گذشته پس از پیمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در کوه‌هاى پیش‌کمر محو می‌شود.


در نوشته‌هاى تاریخى ، دیوار بزرگ گرگان را که مانعى در برابر بیابان‌گردان آسیاى میانه بوده به نامهاى سد سکندر ، سد انوشیروان ، سد فیروز ، دیوار دفاعى و … نامیده‌اند و مطالب گوناگونى در مورد آن بیان داشته‌اند.
نخستین پژوهشهاى باستان‌شناسى این دیوار توسط ژاک دمرگان فرانسوى درست در 100 سال پیش صورت گرفت که بخشى ار مسیر دیوار را از روى نقشه ترسیم نمود. بعد از او باستان‌شناس فرانسوى (آرن) در سال 1312 خورشیدى بخشى از دیوار گرگان را به صورت پیمایشى، شناسایى و معرفى کرد. در سال 1316 خورشیدى اریک اشمیت آمریکایى با پرواز بر فراز منطقه ، خط قرمز رنگى را بر روى زمین مشاهده کرد که با پیچ و تاب از دریا به سمت کوه‌‌هاى پیش‌کمر در شرق استان ادامه یافته است. او با دیدن این منظره عجیب این پرواز را بار دیگر تکرار کرد و با تهیه عکسهاى هوایى گام مهمى در شناسایى دیوار برداشت. بعد از ان دکتر محمد یوسف کیانى در سال 1350 با پرواز مجدد بر روى دیوار موفق به برداشتن عکسهاى جالب توجهى از دیوار شد و طول دیوار را 175 کیلومتر با 32 قطعه وابسته شناسایى کرد.
در سال 1378 با شروع ساخت سد گلستان بخشى از مسیر دیوار در و محدوده کانال آبیارى و زهکشى سد قرارگرفت و بنابر ضرورت حفظ دیوار آب سد از طریق دو کانال از زیر دیوار هدایت شد. بعد از آن در سال 1381 ، دیوار در شش فصل کاوش شد که اطلاعات فراوانى از آن به دست آمد. به طورى که هم اکنون باستان‌شناسان طول دیوار را 200 کیلومتر می‌دانند. از آنجایى که در برخى از نوشته‌هاى این دیوار تا مرو ادامه داشته ، باستان‌شناسان احتمال می‌دهند طول دیوار بیشتر از 200 کیلومتر باشد که در کاوش‌هاى آینده به جواب آن خواهند رسید. همچنین تا قبل از تخمین زده می‌شد اما بر طیق آخرین نمونه‌هاى آزمایش شده در آزمایشگاه‌هاى معتبر این دیوار مربوط به دوره ساسانى است.
دیوار گرگان در مناطق کوهستانى 2و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاى بزرگ آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتیمتر در دهها کوره آجرپزى پخت می‌شده است. بسته به خاک منطقه‌اى که آجر پخته می‌شد رنگ آن از نخودى تا قرمز فرق می‌کند. خندقى 30 مترى هم در جلوى دیوار کنده شده که آب از طریق آن به دشتها و کوره‌هاى مسیر مى رسید. از ارتفاعات پیشکمر تا روستاى زاو در پارک ملى گلستان که 35 کیلومتر است بخشهایى از دیوار سالم‌تر باقى مانده و با حفارى در چندین نقطه خوشبختانه بقایایى دیوار از زیر خاک بیرون آمده است.
در کاوش‌هایى که تا کنون انجام شده‌است 2 هزار متر مربع از دیوار حفارى گردیده‌است که درپی‌آن یک آتشگاه و استراحتگاه سربازان که فضا وابسته به دیوار بوده کشف شده‌است. همچنین دو قلعه از حدود 38 دژ تخمین زده در طول دیوار کاوش شده که به نظر محل سکونت سربازان بوده است. قلعه‌ها از اندازه‌هاى 120 در 120 متر شروع و بزرگترین آن به 240 در 300 متر می‌رسید. اکنون براى حفاظت دیوار در قسمت‌هایى از آن در دو طرف دیوار میله گذارى انجام شده تا حریم دیوار حفظ و از خرابى آن جلوگیرى شود. راندن خودروها بر روى آجرهاى ریخته از دیوار موجب شکستن و از بین آنها می‌شود و بعضى از اهالى از آجرهاى دیوار براى ساختمان‌سازى خود استفاده کرد‌ه‌اند. همچنین رعایت نکردن حریم دیوار از سوى سازمانهاى دولتى خسارتها‌ى فراوانى را به دیوار زده است.
بر طبق گزارشات مردمى نمونه‌هایى از آجرهاى دیوار نزدیک ساحل دریاى خزر و در داخل خلیج گرگان دیده است. در فصل آینده کاوش باستان شناسان قصد دارند باستان‌شناسى زیر آب دریاى را با کمک غواصان انجام دهند تا آثار معمارى احتمالى مدفون شده دیوار گرگان را در زیر آب بدست آورند. گفتنى است دیوار تمیشه دیوار دیگرى در جنوب دیوار بزرگ گرگان است که بخش شمالى آن در خلیج گرگان وجود دارد و احتمال اینکه دیوار بزرگ گرگان و تمیشه زمانى یک دیوار بوده است.



مرد نمكي
موزه ایران (ملی) - مرد نمکی در زمستان سال 1372 ، درروستای "حمزه لو" در زنجان، توسط معدن کاران نمک به طور کاملآ اتفاقی کشف شد .

با استفاده از باستان روش سالیابی کربن 14، متوجّه شدند که مرد نمکی متعلّق به 1700 سال پیش است و با توجه به لباس و گوشواره ی طلایی ای که به گوش چپ دارد، نمیتوانسته یک مرد عادّی باشد.
http://www.fardanews.com/files/fa/news/1386/4/19/1328_875.jpg
آزمایشات دی ان ای نشان داد که سن مرد نمکی هنگام مرگ حدود ۳۷ سال و قد وی حدود ۱۷۵سانتیمتر بوده‌است. گروه خون مرد نمکی ، با آزمایشات انجام شده بر روی سلول‌های موی سر ، بی مثبت مشخص شد.با آزمایش سی تی اسکن و رادیولوژی ، مشخص شد که مرد نمکی دراثر سقوط ناگهانی درون یکی از گودالهای معدن نمک و وارد شدن ضربه بسیار شدید به ناحیه راست جمجمه و صورت از بین رفته‌است.سر و پای چپ او در موزه ایران باستان تهران قابل بازدید است.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 05:07 PM
باستان شناسي مرگ !

اشاره : مطالعه تدفين در بررسي هاي مربوط به مردم شناسي و شناخت جوامع ابتدايي و تاريخ تحولات آن بسيار مؤثر است. زيرا در طول تاريخ، مرگ عامل مرموز و ناشناخته اي براي بشر بوده كه تنها راه تجربه و شناخت آن، خواب و خرافه ها، داستانها و افسانه هاي خودساخته مردمان بوده است.
مهمترين مؤلفه اي كه در نوع تدفين نزد ملت ها تأثير مي گذاشت، عقيده به معاد و نگاهي بود كه آنان به مرگ داشتند. در جوامع اوليه تصور روح و روان بسيار مبهم و پيچيده است. بشر، نخستين اجداد و اموات خود را مي پرستيد و اين پرستش نياكان خالي از فكر بقاياي روح نبود. ادامه و باقي مانده اين اعتقادها، يكي از جريانهايي است كه در تدفين هاي تابوتي دخيل بوده است.
از دوره آغاز شهرنشيني به بعد به خصوص در دوران تاريخي ايران پيش از اسلام، ما شاهد ساخت اولين قبرستان هاي منظم هستيم كه نشانگر وجود سازمانهاي اجتماعي در امر تدفين است. در واقع از شروع دوره تاريخي در ايران، تأثير نفوذ اديان تك خدايي بر نوع تدفين ديده مي شود و مشخص ترين پديده آن كم شدن اشياء و آثار تدفين در قبور است كه متأسفانه تاكنون تحقيقات جامعي در اين خصوص انجام نگرفته است.
گونه شناسي تدفين هاي پيش از دوره اسلامي، نشان مي دهد كه روش تدفين معمولاً به دو دسته كلي يعني بدون تابوت و تابوت دار تقسيم مي شود. دسته اول شامل جسدهايي مي شوند كه يا به پشت و طاقباز خوابانده شده اند و يا به حالت جمع شده و نه الزاماً به صورت جنبي مدفون شده اند. درباره دسته دوم هم بايد گفت كه تابوت ها سفالي و به شكل يك قايق بوده يا تابوت از چندين خمره سفالين به هم چسبيده تشكيل شده است.

هر چند كه براي گفته نويسنده كتاب «ايران، سرزمين جاويد» هيچ سند علمي و باستاني وجود ندارد؛ اما در اين كه مردگان دوران پيش از تاريخ و دوران باستاني در ايران، چنين به خاك سپرده مي شوند؛ شكي نيست.
نوع تدفين در هر سرزمين و در هر دوره تاريخي، همواره نشانگر نوع عقايد، آداب، رسوم، سنت ها و باورهاي يك قوم يا مردم يك سرزمين بوده است. در واقع گورهاي مكشوفه در سايت هاي باستاني همواره مانند دايره المعارفي عظيم براي باستان شناسان به شمار مي رود كه آنان را به كوره راههاي متروكه تاريخ راهنمايي مي كنند و به سؤالات بي شمار آنان جواب مي گويند.
«ايران از نظر تنوع و آثاري كه مربوط به تدفين است، موقعيت بسيار ممتازي دارد.»
«رضا چايچي» كارشناس تاريخ و معاون موزه ملي درباره قبور كشف شده در ايران مي گويد: «درست است كه ايران از نظر تعداد آثار به پاي كشوري مثل مصر نمي رسد، ولي از نظر تنوع آثار و اشياء موقعيت ممتازي دارد.»
وي، اهميت مطالعه تدفين را در شناسايي اعتقادات و عملكرد جوامع باستاني دانسته و اضافه مي كند: مطالعه تدفين در بررسي هاي مربوط به مردم شناسي و شناخت جوامع ابتدايي و تاريخ تحولات آن بسيار مؤثر است. زيرا در طول تاريخ، مرگ عامل مرموز و ناشناخته اي براي بشر بوده كه تنها راه تجربه و شناخت آن، خواب و خرافه ها، داستانها و افسانه هاي خودساخته مردمان بوده است.
«چايچي» كه خود به تازگي كتاب «تدفين تابوتي در ايران باستان» را با كمك «محمدرضا سعيدي هرسيني» منتشر كرده است، درباره اين موضوع مي گويد: «تمام اعتقادات نسبت به مرگ در يك اصل واحد مشترك هستند و آن، يك نوع معاد پس از حيات جاري است. بنابراين ما با توجه به ويژگي هاي موجود در فلات ايران و زمينه هاي جغرافيايي و ارتباط منظم آن با بقيه نقاط، شاهد اعتقادات مختلفي هستيم كه آنها در امر معاد مشترك هستند.»
وي، تنها مدارك به دست آمده از جوامع باستاني را آثار و بقايايي مي داند كه در قبور ديده مي شود و مي افزايد: «به غير از اين، مطالعه تدفين مي تواند كمك شاياني در پيشرفت علم نژادشناسي، شناخت بيماريهاي باستان و پيشرفت علوم تكنولوژي تاريخ هنر ايفا كند. به اين موارد مي توان آگاهي يافتن از نوع رژيم غذايي و نحوه زندگي انسان را نيز اضافه كرد.»
مهمترين مؤلفه اي كه در نوع تدفين نزد ملت ها تأثير مي گذاشت، عقيده به معاد و نگاهي بود كه آنان به مرگ داشتند. در جوامع اوليه تصور روح و روان بسيار مبهم و پيچيده است. بشر نخستين، اجداد و اموات خود را مي پرستيد و اين پرستش نياكان خالي از فكر بقاياي روح نبود. ادامه و باقي مانده اين اعتقادات از جريانهايي است كه در تدفين هاي تابوتي دخيل بوده است.



http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1382/images/NoPix.gif




http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1382/820423/news/003855.jpg







http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1382/images/NoPix.gif



همانطور كه گفته شد پايدارترين و قوي ترين عبادات يا آيين هاي پرستش نياكان مربوط به مصريان باستان است. اهرام باقي مانده، گواه اين اعتقاد آييني و ديريني هستند. در واقع هيچ ملتي در توجه به ساختن مقابر و موميايي كردن مردگان و ساختن تابوت هاي نفيس به پاي مصريان نمي رسد.
اما چايچي درباره نخستين گونه هاي تدفين در ايران مي گويد: «ساده ترين نوع تدفين در ايران، تدفين گودالي است. يعني به طور بسيار ابتدايي گودالي كنده و با توجه به فضاي گودال، جسد را در درون آن قرار مي دادند. اين نوع تدفين مربوط به دوران آغاز نوسنگي است، يعني۶۰۰۰ سال پيش از ميلاد است كه بقاياي آن در تپه هاي سراب و گوران به دست آمده است.» وي مي افزايد: «با كامل شدن استقرار و ساخت اولين روستاها در ايران، تدفين نيز با معماري و ضرورت هاي آن هماهنگ شد و با مصالح خشتي و گلي، تدفين هايي را ترتيب دادند. نوع بسيار خاصي از اين گونه تدفين در تپه حاجي فيروز در پنج هزار سال پيش از ميلاد شناسايي شده كه به نام تدفين هاي انباره اي يا صندوقي موسوم است.»
اين كارشناس مي گويد: «نوع معماري باستان، همواره در يكي از گوشه هاي اتاق، فضايي را براي نگهداري استخوان هاي مردگان در نظر مي گرفته اند. اين استخوانها نيز معمولاً به صورت تدفين ثانوي مورد توجه قرار مي گرفته است. تدفيني كه جسد حداقل به طور جزيي قبلاً در محوطه ديگري از گوشت و بافت ماهيچه ها پاك شده و فقط اسكلت باقي مي ماند. در كنار اين محوطه كه در اتاق تعبيه شده، اغلب اجاق وجود دارد كه نشانگر برافروخته شدن آتش يا اجراي مراسم آييني بوده است كه كيفيت آن تا به حال به طور كامل مورد شناسايي قرار نگرفته است.»
چايچي عقيده دارد كه تغيير نحوه معيشت و زندگي بشر بر تغيير نحوه تدفين بي تأثير نبوده است و ادامه مي دهد: «از دوره آغاز شهرنشيني به بعد به خصوص در دوران تاريخي ايران پيش از اسلام، ما شاهد ساخت اولين قبرستان هاي منظم هستيم كه نشانگر وجود سازمانهاي اجتماعي در امر تدفين است. در واقع از شروع دوره تاريخي در ايران تأثير نفوذ اديان تك خدايي بر نوع تدفين ديده مي شود و مشخص ترين پديده آن كم شدن اشياء و آثار تدفين در قبور است كه متأسفانه تا كنون تحقيقات جامعي در اين خصوص انجام نگرفته است.» وي درباره نوع مصالح به كار رفته در نقاط مختلف ايران براي تدفين مي گويد: «در مناطق كوهستاني از همان آغاز نوسنگي استفاده از سنگ در پديده تدفين وجود داشته است كه يكي از جالب ترين انواع تدفين مقبره هاي سنگي و تومولوس در مناطق كوهستاني هستند كه با استفاده از تخته سنگ هاي عظيم ساخته شده اند و نمونه هاي آن را مي توان در كوهستان هاي طالش مانند آغولر پيدا كرد.» وي اضافه مي كرد: «ايرانيان از نظر هنر و صنعت پيشگامان تاريخ بوده اند و بسياري از آثار بزرگ آنها در تدفين يافت شده است. نمونه آن تابوت هاي فنري و اشياء درون آنها است كه از نظر صنعت فلزكاري در مرتبه بسيار بالايي قرار دارد.»
به طور كلي مناطقي كه در آن آثار بسيار مهمي از تدفين هاي تاريخي يافت شده اند شامل مناطق آذربايجان، منطقه غرب شامل طاق بستان، كنگاور و سنگ شير همدان، منطقه جنوب غربي يعني هفت تپه، دستوا در شوشتر ، شوش، فارس يعني قبرستان چشمه سار تخت جمشيد و نقاط ديگري چون خليج فارس و جزيره خارك هستند.
چايچي، اشياء موجود در قبور و تدفين هاي باستاني را يكي از جالب ترين شاهكارهاي هنر ايران مي داند كه نمونه آن ظروف طلا و جام هاي نقره و طلاي مارليك است كه از منطقه رودبار گيلان به دست آمده است.
گونه شناسي تدفين هاي پيش از دوره اسلامي نشان مي دهد كه روش تدفين معمولاً به دو دسته كلي يعني بدون تابوت و تابوت دار تقسيم مي شود. دسته اول شامل جسدهايي مي شوند كه يا به پشت و طاقباز خوابانده شده اند و يا به حالت جمع شده و نه الزاماً به صورت جنبي مدفون شده اند. در باره دسته دوم هم بايد گفت كه تابوت ها سفالي و به شكل يك قايق بوده يا تابوت از چندين خمره سفالين به هم چسبيده تشكيل شده است.
اما مهمترين تابوت هايي كه از دوران مختلف تاريخي پيش از اسلام به دست آمده، شامل تابوت برنزي ارجان، تابوت برنزي زيويه (لاوك) و تابوت برنزي هخامنشي مي شوند.
تابوت برنزي ارجان در پاييز سال ۱۳۶۱ هنگام خاكبرداري براي عمليات سد سازي، روي رودخانه مارون كشف شد كه در شمال شهر بهبهان در استان خوزستان واقع شده است. طي تحقيقات به عمل آمده مشخص شد كه اين آرامگاه متعلق به كيدين هوتران پسر كوروش از پادشاهان محلي دوره ايلام نو است و به اواخر هزاره دوم تا اوايل هزاره قبل از ميلاد تعلق دارد.
اما متأسفانه از تابوت برنزي زيويه يا لاوك كه متعلق به هزاره اول قبل از ميلاد است اطلاعات چنداني در دست نيست، ولي بنابر مدارك موجود، اين تابوت در نتيجه كشف گنجينه زيويه در سال ۱۹۴۷ در نزديكي شهرستان سقز، در جنوب درياچه اروميه به دست آمد. يك فرضيه آثار متعلق به اين گنجينه متعلق به قبري از يك شاه نيرومند سكايي است.
تابوت برنزي هخامنشي هم طي كاوش هاي هيأت فرانسوي در شوش به سال ۱۹۰۱ ميلادي در قسمت جنوبي بناي آجري متعلق به شوتورك ناهونته، تابوت بزرگي از جنس برنز پيدا كردند كه در جهت شمالي- جنوبي قرار گرفته بود. اين تابوت را به لحاظ تاريخي به اواخر دوره هخامنشي نسبت داده اند، نكته قابل ذكر اين كه اين تابوت از نظر شكل و فرم حدفاصل بين تابوت هاي ايلامي و تابوت هاي پارتي قرار مي گيرد. همين امر نشان مي دهد كه تكامل تابوت در ايران، راه درازي پيموده است. بنابراين انتساب تابوت هاي واني پارتي به منطقه غرب و بويژه بين النهرين صحيح به نظر مي رسد، هر چند نمي توان منكر تأثيرپذيري هنر تابوت سازي پارتي از فلسطين، مصر و منطقه ميان رودان بزرگ، شد.
تابوت هخامنشي كه در فوريه ۱۹۰۱ ميلادي در آكروپول شوش توسط ژاك و هورگان كشف شد، از جهات متعددي داراي ارزش است. در اين تابوت برنزي اسكلتي قرار داشت كه قسمت فوقاني آن سراسر با تزيينات طلايي و سنگ هاي قيمتي پوشيده شده بود. متأسفانه هيچ گونه مدركي دال بر جنسيت جسد موجود نيست و مورگان از جهت اين كه استخوانها كوچك بود و هيچ اسلحه اي درون تابوت وجود نداشت، جسد را يك زن مي دانست، در حالي كه آرين مورخ يوناني گزارش مي دهد كه جسد كوروش كبير علاوه بر سلاح، از انواع گردن بندها، دستبندها و آويزهايي از جواهرات و طلا پوشيده شده است. همچنين هرودت از تعداد زياد تزيينات زرين سربازان خشايار شاه خبر مي دهد. بنابراين استفاده از جواهرات در ميان مردان و زنان در زمان هخامنشي، هنگام به خاكسپاري معمول بوده است و نحوه انتخاب اين اشياء و پوشاندن مرد با آنها نيز بخشي از مراسم تدفين بوده است.
از جمله اشياء ارزشمند و بي نظير اين تدفين كه از تكنيك ساخت بسيار بالايي برخوردارند، عبارتند از: كاسه نقره، حلقه باز با نقش دو سر شير از طلا كه با لاجورد فيروزه و صدف تزيين شده يك جفت دستبند از طلا، گردنبند با آويزهايي از طلا و لاجورد و صدف و نوعي عقيق، دو گردنبند طلا سنگ هاي نيمه قيمتي، مهره هايي از جنس آگات، يك جفت گوشواره از جنس طلا، يك جفت دگمه از جنس طلا و ظرف معروف به آلباسترون از جنس مرمر سفيد كه درون تابوت قرار گرفته اند.
اما چايچي درباره آيين و نحوه تدفين در دوره اسلامي مي گويد: «اسلام آيين پرستش نياكان را محدود كرد و سنت هداياي قبور را به تدريج منسوخ نمود، زيرا اعتقاد اسلام بر اين اصل استوار است كه هر كس فقط نتيجه اعمال خود را به همراه مي برد. در واقع ايران تنها كشوري است كه مذاهب باستاني اش نيز تا اندازه اي با مذهب تك خدايي هماهنگ است. يعني هرگز ايراني ها به اندازه ساير ملل بت پرست نبوده اند و چند خدايي در ايران هرگز رشد فزاينده اي نداشته است. پس از اسلام نيز سنت گذاشتن هدايا در قبور به شكل بسيار محدودتري ادامه داشته كه نشان دهنده تداوم سنت هاي دوران باستان است. البته اين سنت تا جايي اجرا مي شده كه آسيبي به تفكرات اسلامي وارد نكند.»
وي همچنين معتقد است: «منسوخ شدن رسم گذاشتن هدايا در قبور، باعث رشد اقتصادي در دوره هاي اسلامي است، چرا كه به اين ترتيب ديگر سرمايه عظيمي از طلا و نقره و ديگر اشياء گرانبها مدفون نگشته و در چرخه اقتصادي به گردش در مي آيد.»
وي مي افزايد: «بنابراين مطابق اعتقادات اسلامي كه هر كس حاصل ارزش هاي نيك و بد خويش است و تنها اين اعمال نيك است كه در جهان آخرت مي تواند به او كمك كند، رسم گذاشتن اشياء قيمتي كم كم منسوخ شد و جاي آن را وقف گرفت. تا جايي كه «اتيل هاوزن» ، شرق شناس بزرگ انگليسي مي گويد: اگر پس از حمله مغول به ايران كه هرج و مرج در ايران فراگير شد و شيرازه حكومت از هم پاشيد و امور اداري بسياري از كشورهاي اسلامي مختل شد، سنت بي نظير وقف و ساختن كاروانسراها و آب انبارها، شيرازه اقتصاد و امور فرهنگي را در اين سرزمين زنده و پابرجا نگاه داشت.»
مردان و زناني بي نام و نشان، در اين خاك خفته اند بي اين كه هيچ يادگاري از خود بر جاي بگذارند، چرا كه نه شاهزاده بوده اند و نه امير و سردار. ولي اين خاك از حضور آنان بوده كه بر جاي مانده است. آناني كه ما روي آرزوهايشان راه مي رويم و اگر خوب گوش فرا دهيم، مي شنويم تپش هاي قلبشان را كه هنوز نگرانند، نگران سرزميني كه در هر گوشه و كنارش سينه اي پر راز مدفون گشته است.

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 05:26 PM
سكه ساساني

شاهپور اول ساساني



http://up.iranblog.com/images/qo9rf8sjbjweu7joo7w7.jpg

Bauokstoney
Friday 20 January 2012-1, 05:29 PM
سفالگری در ایران باستان
کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی کهن که در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است و متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد است.


http://s29.aks98.com/download.php?file=23752956248378384100.jpg
در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در این صنعت به وجود آورد.

از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز تا دره سند را از زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن، تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی به طرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از شوش - در ایلام - که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه هـایی که از تـپه موسیان در 160 کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسیه است، جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می شود. سفالهـایی که بـه نام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زمانی است در حدود 3500تا 2500سال پـیش از میلاد مسیح می باشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگـی نیز در ایالت کانسوی چـین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فنِّ تولید دارد.

نخـستیـن ظرفـهـای سفالی که با روش کربن 14 تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چـهـارم پـیش از میـلاد مسیح است ،در بـین النهـرین یافت شده است. کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی کهن که در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است و آن هم متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد است؛ این ظرف دست ساز ِ نسبتـاً ابتدایی، به دنـبال خود ظرفی سرخ با لکـه های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشت که باعث پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزه گری گردید و سبب به وجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تـغـیـیرات و وقـفـه هایی که داشت بـیش از 2000سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد.


معـروفـتـرین پـیـشرفـتهای فـنی در رشته سفالینه سازی از این قـرار است:

1 - بـدنه ای از خاک رس ظریف که بدون تـردید آبـدیـده شده است. این ظرف در کوره پـخـته می شد و رنگ آن لیموئی، کرم، زرد، صورتی یا گـاهـی اوقات سرخ تـیـره بود. تـیـغـه های کـرم یا لیمویی رنگ که پـیـدا شده است نشان می دهـد که پـخـت آن در اتـمسفـر احـیا کـنـنده ای انجام شده است.

2- تمام ظروف دارای ضخامت یکـنواخت است، آنهـایی که بـلنـدیـشان بـیش از 10 سانـتـیمتر بود 3/0 سانـتیمتر ضخامت داشتـند و بزرگـترین آنها که پـیـدا شده است 30 سانتی متر ارتـفاع و 95/0سانتی متر ضخامت داشت.

3- گـردی کامل و بعـضی عـلاماتی که در موقع چرخ دادن آن بـدست آمده نشان می دهـد که لااقـل در آنروز چرخ کوزه گـری با سرعـت کم که پـیـش درآمد چرخـهـای فعـلی کوزه گـری است به کار برده می شده است.

4 - تمام ظروف پـیدا شده در دوغ آب خاک رس بـسـیار نـرمی فـرو برده شده بود که سطح آنهـا را اینـقـدر صاف کرده است.

5 - یک ماده رنگی که از گـرد اسید آهـن آبـدار و اکسید منگـنـز ساخته شده بود درآمیخـته ی فوق به کـار بـرده می شد. در پـخـت دوم این رنگـهـا سیاه و قهـوه ای سیر می شد.

http://s29.aks98.com/download.php?file=14225905230055377437.jpg
6 - پـیش از پـایان هـزاره چـهـارم قـبـل از میـلاد چرخ کـندر و کوزه گـری بصورت چرخ تـند امروزی درآمد. لااقـل این موضوع در مورد سفالهـایی که در سیلک، مرکـز ایران و تـپـه حصار در شمال شرقی ایران پـیدا شده است، صدق می کـند.

http://s29.aks98.com/download.php?file=12847686063325075970.jpg
7 - تـقـریـباً در هـمان زمان نوعـی از کوره در ایران بوجود آمد که آتـشخـانه آن در زیر محـل سفالهـا بود و یک در ِ آجری آنهـا را از هـم جـدا می کرد، کوره ها باید از این نوع باشـند. تا نظارت و بـررسی اتـمسفـر لازم برای تولید رنگـهـای کرم و نخودی عـملی باشد. این نوع کوره هـا هـنوز در سراسر کـشور از طرف کوزه گـران و آجرپـزان به کار برده می شود و هـنوز هـم رنگ نخودی را برای آجر تـرجـیح می دهـند.

8 - سفالهـای قالبی در تـپه حصار و تـل باکـون در جـنوب ایران پـیـدا شده است. در قـسمتهـای مخـتـلف کشور قالبهـای گـلی پخـته شده برای تولید زیاد مجسمه های متعـلق به سالهـای 2500 تا 1750 سال قـبل از مسیح بدست آمده است.

http://s29.aks98.com/download.php?file=44391750032945612837.jpg
9 - سفالینه های خاکستری رنگ با لعـاب سیاه درخشان ابـتـدا در حدود 2000 پـیش از مسیح در تـپـه حصار و در سیلک بوجود آمد. این سفالهـا که در کوره ی احیا کـنـنده پـخـته شده اند، اولین نوع سفالسازی لعـابی است که از آن اطلاع داریم. اینجا بجاست یادآور شویم که لعـابکـاری سفال در قرون وسطی در کاشان مـتـداول گـردید، و کاشان تـنـها چـند کیلومتر دورتر از سیلک است.

تـمام این پـیـشرفـتهـای فـنی در مـدت کـوتاهـی سفالسازی را یکی از حـرفـه های سامان یافـته کـرد و از آن تاریخ تا کـنون به هـمین نحـو باقـی مانده است. اما مهـارت و استادی کوزه گـران باستان تـنـهـا از نظر فـنی نبوده است، زیـبایی این فراورده هـا فوق العـاده است. به کار بردن رنگـیزه های اکسیدی با قـلم مـو با حرکات متـوالی کاملاً مشهـود است. تـزئینات نقـش حـیوانات و نباتات را تـقـریـباً با طرح هـندسی دقیق نشان می دهـد.

رضا گنجی
Saturday 28 January 2012-1, 12:33 AM
Dar mored ganjhayi ke to alamot hastesh etelaati age darin vasam bezarin .mamnon
در مورد جوغن و نعل اسب توضیح بدهید؟

taha_1982
Wednesday 1 February 2012-1, 08:52 PM
سلام.استاد عزیز راهنمایی میخواستم......
سی دی تو سایت های مختلف تبلیغ میشه راجب آموزش حفاری ،کار با فلزیاب و......
نظر حضرتعالی راجب آموزش چیه؟

Bauokstoney
Thursday 2 February 2012-1, 08:55 AM
با سلام
در مورد سی دی باید بگویم که اطلاعات خوبی را در اختیار شما قرار میدهد ولی جنبه تجاری آن بیشتر است. با توجه به نبود منابع مستقیم در کشف رمز و اثار شناسی چیز بدی نیست. ولی کلا نباید در دام یک سری از فرصت طلبان قرار بگیرید.

saied131
Thursday 2 February 2012-1, 12:47 PM
با سلام
من چند روز پیش یک سری عکس به ایمیل شما فرستادم ولی جوابی نگرفتم اگه احیانا ایمیل به دستتون نرسیده تا دوباره بفرستم
ممنون میشم راهنمایی بفرمائید. تشکر

Bauokstoney
Thursday 2 February 2012-1, 01:48 PM
سلام
عکسهاتون رسیده منتظر جواب باشید

طولفان
Thursday 2 February 2012-1, 06:11 PM
درباره بز با نشانه ای بر روی دمش توضیح دهید
نوع بز سنگی به ارتفاع80سانتی متر به طول1متر

طولفان
Thursday 2 February 2012-1, 06:13 PM
با سلام و خسته نباشید
در منطقه ما در قبرستان قدیمی سنکهایی به ارتفاع 1 الی2.5 متر به شکل آلت تناسلی مرد بر روی قبور موجود میباشد. که سر سنگها به طرف غرب میباشد.
که تعداد زیادی از این قبور نیز حفاری شده است
آیا احتمال وجود عتیقه وجود دارد.
لازم به ذکر است قبر هایی که حفاری شده اند در عمق 3 متری به اتاقهای 2در1 متر رسیده است. لطفا اگه اطلاعاتی دارید راهنمایی کنید.mirzapourhamed@yahoo.com

طولفان
Thursday 2 February 2012-1, 06:14 PM
سلام با عرض خسته نباشید میخواستم در مورد سنگ های ساخته شده که بشکل قوچ(کوسفند نر) که بر روی تخته سنگهای عظیمی قرار دارند و سر آنها به سمت مشرق قرار دارد توضیح بدهید. آیا امکان دارد در ان مکان عتیقه یا مالی وجود داشته باشد.لازم به ذکر است که این سنگها مربوط به دوره ایلکانیان میباشد... . mirzapourhamed@yahoo.com

shahab52
Saturday 4 February 2012-1, 12:05 PM
سلام ، میخواستم بدونم سنگ نسبتا بزرگی که شبیه اژدها یا شیر باشه وزیرشم دیوار آجری قدیمی باشه چی میتونه باشه؟

Bauokstoney
Saturday 4 February 2012-1, 04:55 PM
بله
میتونه جای دفینه باشد
عکس آن را بفرستید

shahab52
Sunday 5 February 2012-1, 09:50 AM
با سلام
عکس سوال صفحه 16 را برایتان هفته پیش به ایمیلتان ارسال کردم، اگر جواب دهید متشکر میشوم.ebnearabi85@yahoo.com:icon_pf(8):

saied131
Tuesday 7 February 2012-1, 11:59 PM
سلام اگه نمی خواین جواب ایمیل هارو بدین بگین که ما هم بیخودی هر روز ایمیل رو چک نکنیم

Bauokstoney
Wednesday 8 February 2012-1, 09:59 AM
سلام
نه این طور نیست من هم مثل شما منتظر کارشناسم تا اطلاعات را بگیرم و اطلاعات دقیق را به شما بدهم.
ممنون از صبرتون

tohid200753
Sunday 12 February 2012-1, 06:49 PM
با سلام و عرض خسته نباشد خدمت تمام دوستان مخصوصا جناب Bauokstoney (http://www.parsianforum.com/member.php/3-Bauokstoney) ( ناظر سایت )
دوستان چند سوالی دارم که جوابشان برایم بسیار مهم هستند پس از تمام دوستانی که اطلاعی دارند خواهشمندم دریغ نفرمایند پیشاپیش ممنونم و بخاطر خرابی ایمیل در سایت درج فرمایید دعا گوی شما خواهم بود
اشکال سنگی به شکل : ( لاک پشت ) (اسب روش ادم سوار شده ) ( ماهی ) و (شتر ) به چه معانی هستند ؟ و اگر جنسی باشد در کجای این محل ها می باشد با توضیحات کافی
مخصوصا لاکپشت و اسب برایم مهمند بی صبرانه منتظر جواباتون هستم. mer30

taha_1982
Tuesday 14 February 2012-1, 01:15 PM
سلام.اسناد چندی پیش سوال در مورده امامزاده ها و اینکه سی دی آموزشی تو سایتها تبلیغ میشه پرسیدم ولی متاسفانه نمیدونم جواب دادید یا نه؟سوالات فراوونی دارم راه بهتری واسه مکالمه ندارید؟

hassan1358arab
Wednesday 15 February 2012-1, 02:24 PM
سلام.اسناد چندی پیش سوال در مورده امامزاده ها و اینکه سی دی آموزشی تو سایتها تبلیغ میشه پرسیدم ولی متاسفانه نمیدونم جواب دادید یا نه؟سوالات فراوونی دارم راه بهتری واسه مکالمه ندارید؟

این سیدی ها سرکاری هستند دوسال پیش 150000تومان ریختم به حسابشون ولی سیدی که نفرستادن پولمم سوخت
بعضی از امامزاذه ها بار دارند وشکی درش نیست دوست عزیز

حمید خ
Thursday 16 February 2012-1, 08:37 PM
یه جایی در حدود 100 متری یه دامنه یه سوراخ کنده کاری شده روی سنگ دیدم با تلاش زیاد داخل شدم سه اتاقک تقریبا 3 متری هست که ورود به هر کدام بسختی انجام میشود ایتدای ورودی اتاقک دوم یک جون به اندازه یک فنجان هست کف اتاقک کمی کنده کاری کردم پر است از استخوان خصوصان دندان اسب و یا شاید شتر ایا احتمال وجود دفینه هست ممنون میشم راهنمایی فرمایید

Bauokstoney
Friday 17 February 2012-1, 12:02 AM
با سلام
همان طور که قبلا توضیح دادم دو مطلب در این خصوص وجود دارد یکی اینکه هر ساختمان قدیمی و اتاقک غار و یا حفره که محل زندگی قدما بود دال برا وجود دفینه نیست و می تواند صرفا محل زندکی ساده باشد با یک سری وسیله و کوزه و استخوان
از طرف دیگر شما به چه چیزهایی بگویید دفینه آیا صرفا پیدا کردن یک خمره خالی با یک سری ابزار زندگی ساده بگویید دفینه شاید به آن برسید به هر صورت شاید با کمی کنده کاری و حفاری بتوانید به چند قطعه شی باستانی برسید ولی وجود دفینه را تضمین نمیکنم.
موفق باشید.

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 08:55 AM
گنجینه پنهان : گنجینه داریوش که قرنهاست از نظرها پنهان است.!
حتما شما خبری را که چندی پیش در رسانه های جهان بازتاب داشت را شنیده اید. ماجرای کشف گنجینه ای عظیم در یکی از معابد هندوستان که ارزش واقعی ان 20 تا 25 میلیارد دلار براورد شد.!! یکی از دلایل مهم مخفی کردن این گنجینه ها, جنگ بین کشورها بود .. هر گاه کشوری مورد تجاوز قرار میگرفت و حاکم ان احساس میکرد که شکست خواهد خورد دستور می داد تا خزائن و صندوق های طلا در زیر خاک و در جایی مطمئن از نظرها مخفی شود. در بسیاری از مواقع تمام کارگران و ناظرانی که خبر از جای این گنجینه ها داشتند کشته می شدند تا جز پادشاه و حاکم کسی از خزینه مخفی خبردار نباشد. یکی از بزرگترین گنجینه های مخفی – گنجینه داریوش سوم است, که تا امروز کسی انرا پیدا نکرده و بسیاری از جویندگان و باستان شناسان را ناکام گذاشته است.
گنجینه پادشاه بزرگ ایرانیان، داریوش سوم هخامنشی که در سالهای ۳۸۰ تا۳۳۰قبل از میلاد می زیست، شاید بزرگترین گنج تمام دوران ها باشد. بخشی ازاین گنج را امپراطور مقدونیان، اسکندر (۲۳۲ – ۳۵۶ ق.م ) زمانی که در سال هایحدود (۳۳۴ ق.م) کشور پادشاهی ایران را تسخیر و گنجینه های" شوش" ،" ایسوس" *، دمشق و تخت جمشید را چپاول کرد به تاراج برد. امپراتور فاتح تنها در تخت جمشید حدود ۹,۰۰۰ تالنت طلا و ۴۰,۰۰۰ تالنتنقره به غنیمت گرفت. هر تالنت با معیارهای امروزی حدود ۲٫۲۶ کیلوگرم بود،یعنی بیش از ۱۰۰۰ تن یا به حساب دیگر بیش از ۵۰ کاروان بزرگ از حیواناتبارکش که فقط غنیمت یکی از شهر های ایران را با خود حمل می کردند. اما آمار نهایی شهر های ایران کمی تکان دهنده است. مورخ و وقایع نویس باستانی یونان، »دیودور«چنین نگاشته است که “ اسکندر کبیر گنجهای حاصل از تمام گنج خانه های تسخیرشده ایران را بر بیش از ۳,۰۰۰ شتر بارکش و ۱۰,۰۰۰ جفت قاطر (بیش از ۲۳,۰۰۰حیوان بارکش) سوار کرد و به کشور خود برد. اسکندر در آن زمان در ایران بدوناحتساب بخشی از گنجینه ها که داریوش سوم به نقاط امن برده بود، ۷۵۰,۰۰۰تالنت (حدود ۱۹,۶۵۰ تن) یعنی تقریبا ۹۸۰ کامیون باری ۲۰ تنی پر از طلا ونقره به غنیمت گرفت، البته بدون محاسبه سنگ ها، جواهرات و هزاران شی گرانبهای دیگر.! ا بر نگارش های باستانی، وقتی که او بعد ها با ارتش خود به مصر لشکرکشی کرد، دستور داد که سپرهای حفاظتی سربازانش را با نقره خالص آب کاریکنند که نشان از عظمت غارت لشگر مقدونی در ایران بود.! "
. اما سرنوشت باقی گنجینه ها چه شد؟ داریوش با کاروان کوچکی از گنجهایش به اقامتگاه تابستانی خود در " هگمتانه "شهر همدان کنونی رفت. بنا به نگارش های باستانی “داریوش هخامنشی قبل ازآن که بمیرد دستور داد که تمام طلاها، نقره ها و اشیای قیمتی دیگر را درنزدیکی شهر دفن کنند. وقتی که اسکندر اقامتگاه تابستانی را به تسخیر درآورد، هیچ اثری از گنج بر جای نمانده بود. اسکندر نیروهایش را وادار کردهفته ها در اطراف شهر بدنبال گنج مدفون بگردند که جستجویی بی حاصل بود.” این گنجینه که به گفته کارشناسان حدودا نصف دارایی خاندان هخامنشی بوده،برای بازسازی ایران و جمع آوری لشکری انبوه توسط داریوش حمل می شده است. نزدیک به ۲۵۰ سال بعد، سردار رومی " مارکوس لیزینیوس کراسوس " (۵۳ – ۱۱۵ق.م) به جستجوی این گنجینه طلا پرداخت و برای آن حتی با پارتها، یکی دیگراز اقوام آسیای صغیر جنگ کرد؛ پارتها در آن زمان سلسله پادشاهی جدیدی را درایران بر پا کرده بودند (سلسله اشکانیان). سرداران رومی" ژولیوس سزار " ( ۴۴ – ۱۰۰ق.م) ، " مارکوس آنتونیوس "(۳۰ – ۸۳ ق.م) و همچنین امپراتور روم، " نرون " (۶۸ – ۳۷میلادی) نیز، همگی بدون هیچگونه موفقیتی به جستجوی گنج افسانه ایداریوش پرداختند. در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی) شاه وقت ایران دستور کاوش این گنج را داد؛ یکهیئت آمریکایی با پیشرفته ترین تجهیزات حفاری و اکتشاف به کار پرداخت، امانتوانست گنج را پیدا کند. به این ترتیب: گنجینه طلای داریوش تا به امروز همچنان در مکانی به شعاع۱۰۰کیلومتر، در اطراف شهر همدان خفته است. گنجینه ای که معلوم نیست کی وکجا بیدار شود و جهانیان را محو عظمتش کند. * ایسوس: شهری در کشور ترکیه کنونی

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 08:59 AM
تصورات شگفت انگیز

پرفسور " ريگوئنا " در والنسيا در نزدیکی دریاچه ای به همین نام* که در حدود 32 کیلومتری جنوب غربی کاراکاس میباشد ,اسکلتی را پیدا که جمجمه انها تخت بود . ( سطح فوقانی جمجمه تخت بوده است ) ابتدا تصور شد که صاحب این جمجمه ناقص الخلقه مادر زادی است . اما مدتی نگذشت که جمجمه های دیگر از جمله جمجمه ای متعلق به یک جنین با همان خصوصیات کشف شد . و با کشف بناهای یادبود برای انسانهای کله مخروطی,چنین استنباط میشود که سازندگان انها دارای قوهء بصیرت مضاعف بوده اند که برای دانشمندان امروز کاملا ناشناخته است . پرفسور " پاول برژایر " در یکی از نوشته های روزانه خود چنین http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/Tabestan-90/skull_peru.jpgنوشته است : یکی از دوستان ما با نام " دنییل روزو " در سال 1952 عازم دشت لم یزرع "مارکاهواسی" واقع در غرب " کوردیلرادولاس " اند شد . تا کاوشهایی به عمل اورد . دشتی که فقط میتوان بر پشت قاطر به انجا رفت و وسعتی حدود 3 کیلومتر مربع دارد و در ارتفاع 1470 متری سطح دریا قرار دارد . " روزو " در انجا شکل حکاکی شده حیوانات و صورت انسان را در صخره ای یافت که فقط در نقطه انقلاب خورشیدی تابستان** نور افتاب روی انها افتاده و قابل رويت میگردند, و در غیر ان روز و انزمان در سایه و در تاریکی قرار گرفته و دیده نمی شوند!!! در میان ان کنده کاری ها شکل حیوانات دوران دوم زمین شناسی از قبیل سوسماران غول پیکر شیرها, لاک پشتها و شتر که در امریکای جنوبی ناشناخته است ( البته کاملا اینطور نیست زیرا بقایایی فسیل شده انها در قاره کشف شده است ) وجود داشت و در انجا یکطرف تپه ای را بصورت کله یک پیرمرد تراش داده بودند . وقتی از ان عکس گرفته و انرا ظاهر نمودند,فیلم نگتیو ان تصویر منور یک جوان را نشان میداد!! ایا این پدیده رابطه ای با نوعی مذهب ابتدایی داشته است.؟ تعین قدمت ان از طریق کربن-4 غیر ممکن است زیرا در "مارکاهواسی" هیچگونه بقایایی از موجودات زنده وجود ندارد, اما علم زمین شناسی قدمت انرا خیلی قدیمی تعین کرده است . "روزو " عقیده دارد که ان دشت مسکن تمدن " مسما " بوده است که احتمالا قدیمیترین نوع در روی زمین است . با توجه به این که ان تصاویر فقط در مواقع خاص و تحت تابش نور خورشید با زاویه به خصوص قابل رویت هستند,, در انصورت نمونه های مشابهی در قاره اروپا وجود دارند و شاید تعداد دیگری نیز باشند که نیاز به کشف شدن دارند . برای مثال در جنوب بریتانیا یک سری بنا های یادبود سنگی ماقبل تاریخ وجود دارند که مدت بیش از 40 سال مورد تجسس چند دانشمند از جمله "مارث سین جاست ", " ريکوارت ", " زکریالو روزیک " قرار داشت . انها متوجه علائم بخصوصی روی یکی از صخره های که معروف به " کرحم " میباشد , شدند . انها سال بعد مجددا به انجا برگشتند تا از انها عکس و تصاویر تعیه کنند,اما با کمال تعجب دریافتند که ان علائم محو شده اند . بهر حال یکی از متخصصین در انجا درنگ نمود و چند ساعت به نظاره ان سنگ پرداخت تا اینکه متوجه شد ان علائم به روی سنگ یواش یواش ظاهر میشوند!! بدین طریق دریافتند که بعضی از کنده کاریها روی سنگ ها در ساعات بخصوصی از روز و یا روز بخصوصی از سال قابل رويت اند . همچنین در " لاکماریاکوئر " سنگی از اینگونه بناهای یادبود وجود دارد که به نیمکت تجار معروف است و فقط در روزهای 16 و 17 ( معمولا 16 و 27 ماه های خورشیدی ) بعضی از ماه های به خصوص قابل رویت میشوند . تعداد کنده کاری های روی صخره موجود در هر قاره و عظمت کار ایجاد انها این توهم را بوجود می اورد که هنرمندان تراش دهنده انها دارای قدرت غول اسا و اسکنه غول پیکر بوده اند . برای مثال در ایتالیا "گایولیو فروسینی" به دو تا از این قبیل حجاری ها نام باکره صخره ها و به دیگری نیمرخ مرد داده اند که در الومایر نزدیک شهر روم واقع اند . کله حجاری دومی بصورت مخروطی است . درست مشابه " غول هاوی " در برزیل و اثار هنری مشابه دیگر در نقاط دیگر . پرفسور پاول و برژایر میگویند که حجاریهای اسرار امیز که بعضی مواقع پدیدار می شوند و بعضی موافع ناپدید, احتمالا مربوط به نوعی مذهب ابتذلئی بوده اند . اما در مورد صورت " مارکاهواسی " چه توضیحی میتوانم بدهیم, که با چشم بدون مسلح پیر جلوه می نماید و با دوربین عکاسی جوان.؟ و درک این پدیده که یک هنرمند حتی بتواند با استفاده از تجهیزات و ابزار مدرن چنین اثر دو حالته را به وجود اورد مشگل است!! به زحمت میتوان تصور نمود که پیکر تراش ناشناخته باستانی دارای نعمت خدادادی " دید مضاعف " بوده است . به هر حال تعداد زیادی از اینگونه شگفتی های گذشتگان در انتظار کاشفان به سر میبرد .
****
* این دریاچه را قبلا با نام " لاگونادو تا کاریگوا " میشناختند ** اول تیر ماه

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:01 AM
مکانیزم عملکرد سحر و طلسم و جادوگری و دعا و ابجد و غیره...

خطوط از نشانه های غارنشینان تا حروف و زبان عربی و انگلیسی و چینی و غیره موزه ای وجود دارد.

وقتی روح میخواهد یک طبقه پائین بیاید طبق احادیث وارده در کتاب عقل و جهل اصول کافی لباس عقل بر تن میکند
این عقل معنی و مفهوم نور و حقیقت را نمیتواند درک کند همانند ماشین حسابی است که بیش از چند رقم را نمیتواند محاسبه کند و اگر مثلا ظرفیت آن
ده رقم باشد نمیتواند یازده رقم و یا یک میلیون رقم را محاسبه کند بلکه تقریبی میتواند آن را محاسبه کند.

در این میان این ماشین حساب که لباس روح برای درک حجابهای ظلمانی و تاریکیهای عوالم سفلی است از مواد خام و اولیه موجود در جهان روح مجرد یا آسمان پنجم
برای ساخت منطق خود بهره میبرد.

هر تمدنی برای بیان حقایق روح مجرد که همگی در محضر خداوند متعال قرار گرفته اند یکی از این علامات و نشانه ها را مورد استفاده قرار داده اند.
نام این کار را اختراع خط مینامیند. در اصل اختراع برای بار اول به وجود نمی آید بلکه از خزانه ای که خداوند متعال خلق کرده است توسط بشر به عاریت گرفته میشود.
چنانچه خداوند در قران میفرماید خزانه همه چیز نزد ما است.

حال این حروف و نشانه ها در هز تمدن و زمانه ای نوعی بوده است. تا بتواند مفاهیم مجرد اولین جهان حجاب نورانی را در جهان های حجاب ظلمانی برساند.

از آنجائی که در قران خداوند میفرماید ان الاخره لهی الحیوان یعنی دنیای آخرت و جهانها و آسمانهای هفت گانه دارای درک و شعور الهی هستند
و از آنجائی که جهان فیزیکی ما در درون جهانهای معنوی قرار گرفته و محدود در جهانهای معنوی و در گوشه ای از جهانهای معنوی است لذا
این جوهره این جهانها که دائم در تسبیح حق تعالی هستند
و میفهمند لذا وقتی ما مثلا حروف ا ل ل ه را کنار یکدیگر میگذاریم جهانهای معنوی و موجودات خلق شده از ماده خام این جهانها
متوجه اشاره به ذات حضرت حق شده و در مقابل این نام عکس العمل نشان میدهند.

اگر کنار نام خداوند و یا سوره های قران و یا آیات قران درخاستی و یا حاجتی و یا نام من و یا شما قرار بگیرد
فورا خلقت خداوند به واسطه درک عاریتی که از وجود خداوند متعال گرفته است عکس العمل نشان داده
و خواسته را بر آورده میکند.

اما در این میان این حروف و نوشته ها و آیا و اسماء الهی ارتباط مستقیمی را ارواح طیبه و متعالی داشته باشند
به همان اندازه کائنات به دلیل ارتباط این حروف به سرچشمه کم واسطه حضرت حق تاثیر قویتری را منعکس میکنند.

بعنوان مثال یک فردی از نوشته های زبان عبری دوران بنی اسرائیل یا حضرت موسی که امروزه به نام آئین کبالا نامیده میشود
اسماء و صفات حضرت حق را مینویسد و کنار آن نام خود را مینویسد

ولی فردی همین مفاهیم موجود در آسمان پنجم را در قالب زبان عربی و زبان پیامبر اسلام و اهل بیت میویسد

از آنجائی که مقام و منزلت پیامبر اسلام و اهل بیت در آسمانها غیر قابل مقایسه با حضرت موسی و انبیاء بنی اسرائیل است
لذا نوشتن به زبان عربی تاثیری هزار مرتبه بیشتر از نوشتن همان مفاهیم ملکوتی به زبان عبری یا مثلا سریانی و یا حتی انگلیسی و فارسی
و غیره دارد.

همچنین به خصوص اینکه در روایات آمده است که زبان عربی زبان منتخب فرشتگان و و ساکنین ملکوت در آسمانهای اول تا چهارم است
(توجه در آسمانهای پنجم تا هفتم که حجابهای نورانی نامیده میشوند زبان و مکالمه وجود ندارد بلکه همه چیز به صورت نور درک و شهود میشود.
و نیاز به توضیح یا شرح و غیره نیست بلکه به صورت شهودی همه با یکدیگر ارتباط دارند و هیچ چیز مخفی وجود ندارد)

لذا بدین دلیل تاثیر زبان عربی برای نوشتن طلسم و دعا و رفع حاجات و غیره با اهمیت تر از سایر زبانها و علامات است.

از آنجائی که جهان نور و روح مجرد همه چیزش نامحدود است لذا خزانه حروف و الفبایش نیز نامحدود است
و هر کسی حتی میتواند برای خود حروف الفبا خلق کند و بر اساس آن حروف که از آسمان پنجم عاریت گرفته
طلسمها و جادوهائی متشکل از اسماء حضرت حق بنویسد و با نام خود و یا دیگران ترکیب کرده و منتظر تاثیر
کائنات در بر آورده شدن خواسته اش باشد.

اما حروف ابجد:
بنا به برخی نظرات حروف ابجد به دو قسمت ابجد صغیر و ابجد کبیر تقسیم میشود.
برخی در بعضی کتب معتقدند که ابداع کننده ابجد صغیر و کبیر امام علی بوده است و بر روی این ادعا تعصب هم دارند

2.
و اما تاثیر این حروف ابجد و اعداد در چیست ؟
همان گونه که گفتیم همه این فرمولها و حروف و مفاهیم در خزانه آسمان پنجم توسط فرشتگان نگهبان بعنوان ابزار
ارتباط موجوداتی همانند ما که در آسمانها و حجابهای ظلمانی ساکن هستند نگهداری میشود.
یکی از اینها حروف ابجد هستند که در این حالت به صورت خام تری با کائنات ارتبازط دارند
اگر بخواهیم به صورت مثالی موضوع را روشن کنیم برای آن دسته از دوستانی که با زبانهای برنامه نویسی کامپیوتر آشنائی دارند
یک زبان برنامه نویسی به نام اسمبلی هست که به صورت صفر و یک برنامه به کامپیوتر داده میشود
در این زبان نوشتن برنامه برای ما زمان بر و سخت و به اصطلاح رده پائین است.
اما سرعت اجرای آن فوق العاده بالا است ولی زبان های برنامه نویسی دیگری مانند بیسیک یا به قول امروزیها ویژوال بیسیک هست که
زبان برنامه نویسی رتبه بالا نامیده میشود که برای ما انجام آن آسان و اجرا در کامپیوتر همراه با کندی و زمان است

در این میان زبانهای متوسط شبیه به اسمبلی نیز هستند که بعنوان مثال به آن سی پلاس پلاس میگویند.

همچنین زبان دیگری مانند پاسکال یا دلفی هست که از نظر کارائی مابین بیسیک و سی پلاس پلاس هست.

حال بر میگردیم سر بحث اصلی و به حروف ابجد که درخواست یا حاجتی را خدمت خداوند متعال و کائنات میفرستیم
در اصل از زبان برنامه نویسی اسمبلی استفاده میکنیم

وقتی از زبان عربی استفاده میکنیم در اصل از زبان برنامه نویسی سی پلاس پلاس استفاده میکنیم
تا برنامه درخواست حاجت خود را برای گرفتن خواسته خود از خلقت طبق دستور خداوند بنویسیم
و زبان عبری یا کابالا که زبان بنی اسرائیل بود مشابه زبان پاسکال میباشد و زبان مادری مان مانند ترکی یا فارسی یا انگلیسی و چینی و غیره
نیز مشابه زبان برنامه نویسی ویژوال بیسیک عمل کرده و به کامپیوتر فوق هوشمند کائنات به نمایندگی از طرف خداوند که
ما خلیفه خدا در کائنات هستیم دستور میدهیم تا خواسته ما را اجرا نمایند.

در این میان اگر آشنائی با زبان اسمبلی داشته باشید میدانید که اگر یک صفر و یک جابجا شود کل برنامه به هم میخورد
در حروف ابجد نیز اگر یک عدد جابجا شود کل حاجت و یا طلسم و هر چیزی که انتظار داریم به هم میخورد.
و نتیجه نمیدهد.
کمی بالا تر که میرویم در زبان سی پلاس پلاس اشتباه در نوشتن کلمات نتیجه برنامه را خراب میکند و مشابه آن در زبان عربی
تجوید غلط در ادای کلمات نتیجه بر آورده شدن حاجات را به مشکل میرساند
و در زبانهای بالاتر مانند زبان مادری هر چیزی که ما میگوئیم کائنات متوجه میشود اما چون با زبان کائنات یعنی ابجد نیست
و یا چون با زبان اهل بیت و ملائکه یعنی عربی نیست لذا تا کائنات آن را تفسیر نماید زمان میبرد و نسبت به مسائل دیگر
احتمال خطا و بر آورده نشدن بیشتر و یا در صورت بر آورده شدن زمان بر است
زیرا دعائی که مثلا به زبان فارسی میگوئیم تا توسط موکلین دست به دست شده و تفسیر و به کائنات ارسال شود
زمان میبرد.




گفته شد که ما وقتی دعا یا طلسم و یا نشانه ای مثلا با استفاده از حروف ابجد و یا صورتی از موجوداتی را بر روی مثلا کاغذ یا فلز و یا سنگ
و پارچه و یا حتی آب و غیره مینویسیم در اصل به واسطه اینکه خلیفه خداوند در هر یک از آسمانها هستیم و دارای روحی هستیم که مجرد و
فراتر از حجابهای نورانی حیات خود را از وجود مقدس حضرت حق میگیرد
این روح ما در هر یک از آسمانهای هفت گانه دارای لباس و یا به قولی کالبدی از همان آسمان و به قول بعضی ها حجابی در مقابل حضرت حق دارد
و در نتیجه این کالبدش میتواند در هر یک از آسمانها فعالیتی را با استفاده از وسیله ای که همان کالبدش است انجام دهد.

برای اینکه مکانیزم کاملی از عملکرد طلسم و دعا و غیره را بدانیم باید با مکانیزم عملکرد آسمانهای هفت گانه خداوند آشنا شویم.
در این آسمانها بنا به تعبیر آیه الکرسی هفت آسمان به دو قسمت آسمانهای نورانی و ظلمانی تقسیم شده اند.
که بنا به مشاهده عرفا آسمانهای اول تا چهارم آسمانهای ظلمانی یا حجابهای ظلمانی برای رسیدن به محضر حضرت حق
یاد شده و آسمانهای پنجم تا هفتم حجابهای نورانی برای درک حضور حق یاد شده است.
و در هر یک از این آسمانها روح کالبدی را از جنس همان آسمان به تن کرده و با کالبدش در همان آسمان حیات و زندگی را تجربه میکند
تا علم ازلی که از حضرت حق دریافت کرده را با تجربه حیات در ابعاد مختلف خلقت ترکیب و قدرت بالفعل روح به صورت بالقوه در آید.
و چون روح سرگرم زندگی در میان کالبدهایش است لذا درک کاملی از حضور در محضر حق را ندارد و وقتی درک کاملی از حضور
حق را به دست می آورد که تمامی کالبدهایش را کنار بگذارد و بدون کالبد و لخت و عریان در برابر نور حضرت حق قرار گیرد
تا بیواسطه بتواند حق را دریابد و مشغله ای از بابت کالبدهای هفت گانه نداشته باشد.

و اما در این دو بعد نورانی و ظلمانی جوهره تشکیل دهنده این آسمانها متفاوت است

جوره تشکیل دهنده حجابهای نورانی نور حضرت حق یا همان نور اهل بیت است که بیواسطه است

و جوهره تشکیل دهنده حجابهای ظلمانی یک پرتو بسیار کوچکی از نور حق که همان نور اهل بیت است که به آن نور شیعیان علی میگوئیم
بدین معنی که خداوند از نورش اهل بیت و روح را خلق کرد و اهل بیت نیز از نورشان نور شیعیان شان را خلق کردند.
در گوشه ای بسیار کوچک در آسمان پنجم با استفاده از یک پرتو نورشان که همان پرتو نور شیعه است آسمانی به نام آسمان چهارم خلق میشود.
و همین طور در گوشه بسیار کوچکی در هر یک از آسمانها آسمانی کوچکتر و زیر مجموعه مانند خلق شد.

که جنس این آسمانهای ظلمانی به نوعی مشابه انرژی دنیای زمخت ما است ولی با این تفاوت که انرژی که ما در دنیای فیزیکی خود میبینیم
بسیار خشن تر و مادیتر وغیر لطیف تر از انرژی است که در آسمانهای بالاتر از نور شیعیان اهل بیت بعنوان جوهره خلق آسمانهای چهارگانه
ظلمانی خلق شده و وجود دارد.

در پائین ترین و بسیار بینهایت ریز ترین قسمت این آسمانها آسمان اول وجود دارد که در گوشه بسیار کوچک آن کلیه میلیاردها کهکشان
و ستاره وسیاره و ماه و خورشید و زمین و نور و فوتون و اتم و الکترونی و کوارک و کوانتوم وغیره خلق شده اند که به واسطه های بسیار
زیاد عنصر تشکیل دهنده اصلیشان از یک پرتو نور شیعیان اهل بیت است که در آسمان چهارم ایجاد شده است.

برخی عرفا که به شهود دریافته اند اعتقاد دارند که پرتو نوری مجرد از اهل بیت یا همان پرتو شیعیان اهل بیت
وقتی از آسمان پنجم به آسمان چهارم می تابد دو قسمت میشود به دو قطب
منفی و مثبت تقسیم شده و ماده و نر تقسیم شده و از این پرتو نور پلاریزه شده یا قطبی شده
زن و مرد و غیره خلق گردیده است. و در اینجاست که خداوند متعال میفرماید ما از هر چیزی جفت جفت خلق کردیم.
و این جفتها و زوج ها و منفی و مثبت ها و نر و ماده ها و ضدیت ها در عالم پنجم وجود ندارند !

هر موجودی در تمامی آسمانهای نورانی و ظلمانی یا با واسطه یا بیواسطه از حضرت حق نور وجود میگیرد و وجود پیدا میکند.
با این تفاوت که اگر این موجود در آسمان هفتم باشد مانند اهل بیت بیواسطه از حضرت حق نور میگیرد و نورش بسیار برنده و
عین نور حق و عین قدرت حق است با این تفاوت که این محدود و نور حق نامحدود است.
هر چه پائین می آئیم این نور با واسطه تابش میکند مثلا در مورد شیعیان نور حق بعد از گذر از اهل بیت به واسطه اهل بیت
بر شیعیان می تابد و به شیعیان وجود میدهد.
همین طور وقتی این نور وارد آسمان چهارم میشود یعنی که ابتدا از سوی حق و از گذر از وجود اهل بیت و بعد از آن گذر از وجود شیعیان
وارد دنیای آسمان چهارم شده و آنجا را خلق و به وجود آورده است.
تا اینکه این واسطه ها به جائی میرسند که در نهایت به دنیای فیزیکی ما و ماه و خورشید و زمین و کهکشان و اتم و مولکول و غیره میرسند.

و بنا به فرموده قران این نور که از سرچشمه خداوند آمده و با تابش بر خلقت به همه چیز وجود داده است
در دنیای فیزیکی ما باعث خلق اتم مولکول و طلا و زمین و خورشید و حتی نور فیزیکی خورشید و ماه و غیره
و حتی باعث خلق انرژی های مختلف دنیای مادی میشود.

حال من و تو بعنوان یکی از مخلوقات وقتی میخواهیم در مکانیزم این خلقت مثلا مادی یا غیر مادی در آسمانهای بالاتر تغییری ایجاد کنیم
مثلا اگر بخواهیم آهنی را به طلا تبدیل کنیم در اصل به اتمها و مولکولهای تشکیل دهنده آهن دستور میدهیم که آرایش اتمی خود را تغییر داده
و آرایش اتمی طلا را به خود بگیرند. و چون بقول خداوند در قران اینها همگی دارای درک و شعور هستند و خداوند را تسبیح میکنند
زیرا که جنسشان را که از نور خداوند سرچشمه میگیرد میدانند و مثل ما ها مست و نادان نیستند لذا بسته به اینکه این دستور
از چه منبعی آمده باشد دستور را اجرا یا رد میکنند.

هر چقدر این دستور از نزدیکی سرچشمه خلقت صادر شده باشد به همان اندازه اجرای دستور قطعی تر خواهد بود.
ما نامی قراردادی برای این دستور میگذاریم و به آن انرژی دستور میگوئیم.
حال هر چقدر این انرژی ساتع شده قویتر باشد اجرای دستور آنی و دقیق خواهد بود
بعنوان مثال خداوند که سرچشمه همه نورها است در قران میفرماید : و انما یقول له کن فیکون
پس هنگامی که به چیزی میگوئیم باش پس همان لحظه خلق شده و میباشد.

اما در مورد من و شما وقتی ما میگوئیم که در هوا سیبی از غیب حاضر شود حاضر نمیشود زیرا که نور کا قدرت روشن کردن عدم را
به وجود ندارد و چیزی که وجود ندارد باید نور کافی به او برسد تا روشن شده و خلق شود.
این مورد مانند این است که وسط جنگل فردی با نور فندک بخواهد جنگل را روشن کند
ولی خداوند جنگل را با نور خورشید روشن میکند خوب تفاوت این روشن شدن با آن خیلی متفاوت است و فندک نمیتواند
جنگل بزرگی را قابل دیدن کند.

حال در این میان هر کاری که برای افزایش این انرژی که بتواند در خلقت تغییر ایجاد کند میتواند
در بر آورده شدن خواسته ما موثر باشد.
چون نور اهل بیت و در مرحله بعد از آن شیعه نور خود را با انرژی بیشتری نسبت به بقیه کائنات
از خداوند میگیرند لذا توان انجام و دخل و تصرف در کائنات را نیز به راحتی دارند.
و هیچ چیزی برای آنها غیر ممکن نیست به حدی که حتی میتوانند دنیائی همانند کهکشانها را نیز خلق کنند.

اما چرا ماها که شیعه هستیم نمیتوانیم این کار را بکنیم ؟

دلیل این است که نام ما شیعه است نه خود ما!

شیعه واقعی همانند عمار یاسر است که وقتی یهودیان امدند و به پیامبر گفتند که آن سنگی که دویست نر نمیتوانند بردارند را
بردار پیامبر به عمار یاسر دستور داد و عمار یاسر به راحتی برداشته و به بالای کوهی پرتاب کرد و تکه تکه خورد شد!

از آنجائی که در اکثر اوقات به این راحتی نمیتوانیم شیعه باشیم
می آئیم و با ابزارهای مختلفی انرژی های مختلفی را از کائنات جمع میکنیم تا با استفاده از این نور یا انرژی
بتوانیم در کائنات و در دنیای فیزیکی خود دخل و تصرف بسیار کوچکی انجام دهیم.
این ابزارهای مختلف توسل جست به نور شیعه و یا نور اهل بیت است.
یعنی ما اهل بیت را و یا شیعه های واقعی را واسطه و شفیع خود ( دور از چشم وهابیها )
برای کسب نور بیشتری از حق برای انجام تغییر در زندگی مادی و یا معنوی خود قرار میدهیم.

برای این منطور تعدادی ابزار مادی و تعدادی ابزار معنوی وجود دارند.

ابزارهای مادی مانند استفاده از سنگهای قیمتی ، فلزهائی با جنس های خاص مثلا مس یا برنج یا برنز و آهن و غیره ...
و یا استفاده از عناصری مانند آب ، باد ، آتش ، خاک و غیره ...
و یا استفاده از انرژی موجود در صورتهای فلکی مانند دوازده صورت فلکی دوازده ماه سال که یکی از آنها شرف شمس است
و همچنین استفاده از انرژی خادمین علیا و یا سفلی و موکلین و یا ملائکه و غیره
و یا انرژی ماه و خورشید که در زمانهای خاصی از ماه و یا سال به اندازه و مقدار و جنس خاصی میرسد
استفاده میکنیم تا انرژی آنها را مثلا با بخور و بوی مناسب خواسته مان و غیره ترکیب کنیم تا انرژی همه اینها جمع شده و
باعث تغییر در آرایش اتمها و یا مسیر حرکت زندگی در داخل بعد زمان و باز شدن بخت و روبرو شدن با پسر یا دختر مورد علاقه و غیره
و یا تنظیم آرایش مولکولهای بدن برای از بین رفتن بیماری و غیره داشته باشیم.

ولی قدر مسلم این است که اگر به نور خالص دسترسی داشته باشیم نیاز به این همه شعبده بازی نداریم
و همانند خداوند متعال میتوانیم بگوئیم که کن فیکون باش پس میباشد.

زیرا که خداوند متعال برای خلق کردن نه نیاز به روزه گرفتن و ترک حیوانی دارد و نه سوزاندن بخور و نه هیچ چیز دیگر
که بخواهد مثلا کیمیاگری کند و طلائی خلق کند یا بیماری فلانی را درمان کند
و یا برای دختری پسری را بفرستد و یا بخت کسی را باز کند و غیره و غیره ....

در نتیجه علت استفاده از طلسم و ابجد و غیره در این است که ما نور اهل بیت را نداریم.

و به واسطه های بسیار ضعیفی از نور اهل بیت یعنی خخدمتگذاران علیا یا سفلی و غیره و عناصر مورد علاقه موکلین و فرشته ها
مانند سنگهای قیمتی و یا طالع های خاص که مورد توجه مولکین و غیره است استعانت و شفاعت میجوئیم.

در اصل کسی که به جادوگری حتی به جادوی سیاه معتقد باشد و حتی به کمک گرفتن از شیطان معتقد باشد
با شنیدن اعتقادات وهابیون که به شفاعت اعتقاد ندارند به آنها خواهد خندید زیرا که قانون جادوگری چه جادوی سفید و روشنائی بخش
و چه جادوی سیاه و شیطانی همه از فلسفه شفات و امداد و کمک گرفتن مشتق شده اند ولی با این تفاوت که یکی از نور خداوند و اهل بیت و شیعیان
کمک میگیرد و یکی از تاریکی شیطان و موکلین شیطانی یا به قولی سفلی برای رسیدن به آرزویش کمک میگیرد.

اما نکته مهم در این است که اگر به جای استفاده از نور اهل بیت و نوری بیواسطه تر احتمال سقوط و نتیجه بر عکس بسیار کم شده و به انسان قدرت میدهد
که در کنار بر آورده شدن حاجاتش به منبعی از نور تبدیل شده و به سمت بالا و قدرت بیشتری حرکت کند. در حالی که در جادوهای سیاه و
طلسمهای غیر شرعی شیاطین از نوری بسیار جزئی که ما در درون خود داریم استفاده کرده و با بخش ناچیزی از آن حاجات ما را بر آورده میکنند.

نتیجه آن که در جادوها و طلسمهای شیطانی ما انرژی را از دست داده و به بر آورده شدن حاجت میرسیم
در حالی که در طلسمها و جادوهای مشروع و مدد جوئی به اهل بیت و شیعیان راستین اهل بیت ما نه تنها انرژی و نور از دست
نمیدهیم بلکه انرژی و نور به دست آورده و مقداری را در درون خود ذخیره کرده و با مقداری از آن برای بر آورده شدن حاجت خرج میکنیم. .
در بخش قبلی گفته شد که هر تغییر و تحولی در کائنات و خلقت بخواهیم انجام دهیم باید نوری از سوی خداوند این وسط باشد
و بدون این نور غیر ممکن است کاری انجام شود زیرا که در خلقت برای وجود داشتن هر حقیقتی
نیاز به روشن شدن آن حقیقت و نمایان شدن یا خلق شدن یا تغییر داده شدن از حالتی به حالت دیگر داریم

مثلا دختری در مسیری افتاده که خواستگاران می آیند و میروند و کسی قصد جدی برای ازدواج ندارد
در این حالت میگوئیم که حقیقت ازدواج این دختر تاریک است و نور حق برای انجام شدن امر ازدواج نتابیده است

همینطور است در مورد بیماری که نور حق باید بر سلولهای بدن و اتمها و مولکولهای بدن فرد بتابد تا آنها بدانند که باید چه آرایشی را
بگیرند تا بیماری رفع گردد.

و همچنین است در مورد راه رفتن روی هوا یا راه رفتن روی آب یا تبدیل کردن آهن به طلا و یا زیاد شدن برکت و روزی و یا
دفع دشمن و هر چیزی که نام آنها را حاجت مینامیم. که بدون استثنا نیاز به این دارند که نوری را از حق بگیرند.

از آنجائی که کائنات فقط به نور حق پاسخ میدهند در انجام این کار معصوم هستند و کاری ندارند که نیت و قصد برای
امر منفی استفاده میشود یا امر مثبت و خیر! کائنات مانند منطق کامپیوتر و یا عقربه های دقیق ساعت به یکدیگر بسته شده اند.
اگر ما بخواهیم با استفاده از نور خداوند به کسی ظلمی بکنیم کائنات در انجام آن خود داری نمیکنند.

حال برای این امر یک تناقض به وجود می آید که اگر بخواهیم کاری شیطانی و یا دعا و طلسمی شیطانی انجام دهیم آیا از نور اهل بیت
و نور خدا میتوان برای قتل و کشتار و غیره استفاده کرد؟

در پاسخ میگوئیم که به صورت مستقیم نه نمیتوان چون خداوند و اهل بیت اجازه چنین کاری را نمیدهند
ولی انجام دهنده آن از روش دیگری استفاده میکند:

در این روش انجام دهنده مدتی نور را در درونش ذخیره میکند.
که به آن ریاضت میگوئیم. مثلا یک مرتاض یا جادوگری که ذکرهای زیاد میگوید یا آئینهای شیطان پرستان
و غیره که همگی به نور الهی متوسل میشوند بدون اینکه خود حتی بدانند از نور خداوند در درون خود ذخیره میکنند
زیرا نور خداوند بر همه می تابد و کاری ندارد که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.

وقتی این نور در درون فردی جمع و ذخیره شد آن موقع فرد از نور ذخیره شده در درونش میتواند برای امور شیطانی و غیر الهی
استفاده کند.

اما این امر خطرات زیادی دارد زیرا همانند این است که شما در بیابان باشید و مقدار کمی آب داشته باشید و از آن آب به جای استفاده
ذخیره و استفاده کل آب را برای عشق و حال کردن بیرون بریزید روی زمین !

از آنجائی که انسانی که از خدا روی برمیگرداند تنها شده و ارتباط تغذیه نورش را با خدا قطع میکند لذا تنها میتواند از نور ذخیره شده در درونش
استفاده کند که این گونه افراد بسته به اندازه نور ذخیره شده و اعمالی که انجام میدهند و مقدار نوری که مصرف میکنند
دیر یا زود نابود و چراغ وجودشان خاموش خواهند شد.
که به قول عوام به آن جهنم رفتن میگوئیم.
این جاست که فردی که از خدا روی گردانیده متوجه نیاز خود به نور خدا میشود
و میفهمد که در تاریکی افتاده و برقی که به واسطه آن چراغ وجودش روشن میشد دیگر از نیروگاه مرکزی
اتصال و ارتباطش قطع شده و اداه برق که همان فرشتگان هستند دستور دارند که برقی که به وجود اینها حرکت و روشنائی میدهد
را روشن نکنند زیرا که اینها با گرفتن برق و نور میروند و کائنات را به گند و تاریکی میکشانند. و با رفتار شیطانی خود باعث خاموش شدن
چراغهای کم سو در نقاط مختلف خلقت میشوند.

در اینجاست که آنجا که خداوند در قران میفرماید اهل جهنم به مومنین ساکن بهشت میگویند که مقداری از نور خود به ما
بدهید "ان افیضوا علینا ....."

اما در این میان عده ای که قصد و نیست عمل شری و یا شیطانی را دارند و یا بدون اینکه خود بدانند با وسوسه شیطان
میخواهند به سمت قطع ارتباط با سرچشمه نور شوند و وارد معرکه ریسک قطعی برق خدا شوند.
تحت شرایط خاصی اهل بیت و یا شیعیان اهل بیت و بزرگان و اولیاء و فرشتگانی که درک و شعور بالاتری دارند و به اصطلاح خدام علیا هستند
از دخالت در انجام امور منفی خود داری کرده و یا حتی بنا به دستور اهل بیت در انجام کار هایی جلوگیری میکنند.
این امر زمانی است که اهل بیت به ما علاقه داشته باشند و متوجه باشند که انجام این عمل باعث دردسر ما خواهد شد و ما با
از دست دادن بیش از اندازه نور وجودیمان همانند شمعی خاموش خواهیم شد.
بسیاری از شیاطین دنبال این هستند که نور وجودی ما را به خود گرفته و خود دارای نور شوند و اگر ما نور وجودیمان
تمام شود آنها اهمیت نمیدهند.

در اصل شیاطین بیکار نیستند که بخواهند ما را از راه به در بکنند آنها همانند حیوانات جنگل که به دنبال شکار هستند
تا با خوردن گوشت شکار تغذیه کرده و زنده بمانند
شیاطین نیز ما را شکار میکنند تا با تغذیه از نور درونیمان یا انرژیمان و یا هر چیزی که نامش را بگذاریم
بتوانند به حیاط نیمه تاریک خود در اعماق تاریک خلقت ادامه دهند زیرا که اگر این کار را نکنند
بدون نور شده و محو و نابود خواهند شد زیرا که به نور خدا متصل نیستند و هر لحظه نور ابلهان گنهکار را نخورند
نابود خواهند شد. مردم عوام به این اعمال شیاطین خونخواری میگویند که در اصل خون واقعی همان نور الهی است که همه
ازان استفاده میکنیم.

اما اهل بیت از اینکه ما نورمان را مصرف و تمام کنیم نگران و ناراحتند مانند پدر و مادری که وقتی فرزندی
از اداره و یا محل کارش استعفا میدهد و علاوه بر آن پس انداز قلکش را برای خرید مواد مخدر مصرف میکند

در این حالت وی آب باریکه در آمدش را از دست داده و ذخیره خود برای خرجی اش را نیز مصرف کرده و دیگر
پولی نیست که بتواند ادامه زندگی دهد.

در مورد گنهکاران نیز وقتی فردی ارتباطش را با خدا قطع میکند در اصل آب باریکه اش را قطع کرده
و وقتی گناه میکند در اصل پس اندازش را به جیب شیطان ریخته و در نهایت بدون نور شده و نابود خواهد شد.

لذا اینجاست که خدا و اهل بیت و فرشتگان ناراحت میشوند چون در آینده نه تنها پس انداز ندارد بلکه با مصرف مواد مخدر خود را نابود خواهد ساخت.

حال در نقطه مقابل این اعمال حالتی وجود دارد که فرد به انجام اعمال خیر و خواندن آیات قران و سوره ها و روزه داری و نماز خواندن
و غیره مشغول میشود در این حالت میگوئیم فرد با خدا ارتباط برقرار نموده است. در ین حالت نور الهی در درون فرد ذخیره میشود.
و از سوی دیگر با مصرف این نور برای دعا کردن به دیگران و یا صدقه دادن و یا انفاق کردن و غیره از یک طرف نور وارد وجود فرد شده و از طرف دیگر
از وجود فرد خارج شده در خلقت منتشر میشود.
در این حالت است که فرد واسطه فیض الهی میشود و هر چه بیشتر اعمال خیر انجام دهد به همان اندازه بیشتر از خدا نور میگیرد
و در نتیجه منطقی این حرکت وجود فرد به دلیل اینکه بتواند نور بیشتری را از خود عبور دهد و واسطه فیض بیشتری باشد
شروع به رشد میکند.
قسمت4
و در این حالت در اوائل که میتوانست واسطه فیض مثلا یک نفر باشد
به جائی میرسد که واسطه فیش هفت میلیارد انسان کره زمین میشود
یا مثلا واسطه فیض هفتاد هزار موجود میشود که در این حالت است که میگویند مثلا فلان فرشته
هفتاد هزار ملک و فرشته زیر فرمان خود دارد. در اصل اینجا است که
فلان فرشته واسطه فیض و نور الهی برای هفتاد هزار فرشته زیر دست خود است.

و در نتیجه چون قدرت و توان واسطه فیش زیادی دارد از این واسطه فیض بودن مقداری نیز مسلما برای خود برداشته و
خواسته های خود را نیز میتواند بر آورده کند.

اما چنین افرادی به مرور زمان یاد میگیرند که به جای اینکه از این نور الهی خودشان استفاده کنند
فقط واسطه شده و همه را به دیگران بدهند و این عمل آنها را بزرگتر میکند زیرا اگر مصرف کنند نور کمتری
منتشر کرده و در نتیجه نور کمتری هم از خدا خواهند گرفت.

لذا در این حالت این افراد مستجاب الدعوه میشوند.
و هر کاری بخواهند برای هر فردی دعا کنند بر آورده میشود زیرا که انرژی و نوری که در درونشان در جریان است
به هر خواسته ای برسد آن را به وجود آورده و خلق خواهد کرد.

و اینجاست که میگویند طرف معجزه میکند یا جادوگری میکند.
یا مستجاب الدعوه است.

گفتیم که اگر انسانی بخواهد دعا و یا خواسته منفی و شیطانی را انجام دهد
موکلین علیا یا فرشتگان و انبیاء و اولیا حتی الامکان سعی میکنند نگذارند این کار بشود ولی
وقتی دیند فرد از اختیار خود به زور میخواهد استفاده کند آنها سعی میکنند واسطه فیض و نور الهی نشوند.
و لذا فرد ارتباطش با نیروگاه یعنی خدا قطع میشود و در این حالت یا نمیتواند کار شر و شیطانی را انجام دهد یا
اگر ذخیره کافی داشته باشد سعی میکند از ذخیره خود برای انجام اعمال شیطانی استفاده کند.

در این میان نیز این افراد دو گونه هستند یا با انرژی خود عمل مذکور را انجام میدهند.
یا وسط را و یا در ابتدای راه انرژی کافی ندارند و یا مقدار انرژی کفاک انجام عمل را نمیدهد
که در این حالت تبدیل به تجسم شیطان میشوند و انرژی و نور را از دیگران میدزدند و به انرژی خود اضافه میکنند.

افراد زیادی در تاریخ زمین چنین کاری کرده اند مثلا صدام که با جمع کردن ارتش و استفاده از انرژی آنها
برای رسیدن به خواسته های شیطانی اش حرکت کرد ولی آن همه انرژی یک کشور باز نتوانست
کفاف انجام دادن آرزوهای شیطانی اش را بدهد.

برخی از جادوگران با خونخواری و کشتن انسانهای بیگناه دیگر و یا در زمانهای قدیم با قربانی کردن کودکان و بچه های بیگناه
به نوعی سعی میکردند از انرژی و نور ذخیره شده در وجود قربانی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند
زیرا که ارتبازشان با خدا و سرچشمه نور قطع شده و دیگر نیروگاه برق به چراغ آنها برق نمیدهد تا روشن شود.

این جادوگران در کنار انجام این کارها از ابزارها و آلات تولید نور نیز استفاده میکنند مانند نوشتن طلسمات و تعویذها
و اوراد و اذکار و غیره تا بتوانند به خواسته هایشان برسند.

در این میان دو حالت وجود دارد :

1- حالتی که در آن مستقیم از خود خداوند و یا اهل بیت و فرشتگان مقرب و یا موکلین علیا میخواهند کاری انجام شود

2- حالتی که در آن از موکلین سفلی برای انجام کار کمک میگیرند.

* -
در حالت اول اگر کاری که میخواهند انجام شود در راه خدا و برای منافع خلقت و توزیع عادلانه نور در خلقت باشد
درخواست کننده هر چقدر بد و شیطانی باشد خواسته اش اجابت میشود
ولی اگر درخواستش در جهت ظلم و یا ستم و یا از بین بردن نور و افزایش تاریکی باشد هیچ کدام از فرشته های مقرب یا موکلین علیا
و ارواح طیبه شیعیان و اهل بیت و اولیاء و انبیاء که دارای درک و شهور و هوش و آگاهی بسیار بالائی هستند و عاقبت هر کاری را میدانند
و به قوانین خلقت آگاهی کامل دارند
واسطه برای انجام آن عمل نمیشوند زیرا که نابودی خودشان و سقوط خودشان را در پی دادر.

*-
در حالت دوم که اکثر جادوگران شیطانی متوسل به آن میشوند و میدانند که اگر خواسته ای شیطانی داشته باشند فرشتگان مقرب
و موکلین علیا غییر ممکن است به آنها کمک کنند در این حالت جادوگران از موکلین سفلی که دارای آگاهی پائینی هستند
و تقریبا همانند روبات و یا همانند کامپیوتر هوش و آگاهی پائینی دارند متوسل میشند.

در این حالت موکلین سفلی کاری ندارند و اصلا نمیفهمند که اگر کاری شیطانی انجام شود عاقبت آن چه خواهد شد
و اگر مثلا جادوگر دستور قتل انسان بیگناهی را به موکلین سفلی بدهد موکل چشم و گوش بسته دستورش را انجام خواهد داد
در صورتی که انرژی کافی به موکل داده شود.
اکثر مردم عوام این موکلین سفلی را به نام شیطان میشناسند.
این موکلین که نامهای مختلفی مانند ابلیس و یا مثلا کحله بنت برقان یکی از دختران ابلیس و غیره که نامشان در کتب طلسمات
آمده است کاری به گناه و ثواب ندارند آنها فقط نیاز به نور دارند و در مقابل انجام عملی دستمزد میگیرند حال این دستمزد
خواستن حاجتی باشد یا گرفتن دستمزدی و یا اسیر کردن جادوگری و یا تسخیر کردن بدن جادوگر و غیره ...
ولی اگر جادوگر وارد باشد میتواند اینها را تسخیر کند و مفتی از آنها کار بکشد که در این حالت
اگر موکل سفلی تسخیر شده بتواند از اسارت جادوگر خارج شود انتقام سختی از جادوگر خواهد گرفت مگر اینکه جادوگر
مسائلی مانند ایجاد حصار و غیره را رعایت کرده باشد تا موکلی سفلی نتواند به او خسارتی وارد کند.

اما اگر جادوگر دارای طینت الهی باشد و کاری که از موکل میخواهد کاری الهی باشد و نتیجه آن خیری برای خلقت داشته باشد
موکلین با ترس و لرز انجام میدهند و از حضور در مقابل جادوگر احساس راحتی ندارند و یا عصبانی هستند و یا دائم میگویند
که ما را رها کن و دست از سر ما بردار ....

اگر کتابهای طلسم و جادو را خوانده باشید در مواردی به تسخیر ابلیس و یا دخترهای ابلیس و غیره اشاره شده که همگی اینها
همان موکلین سفلی هستند.

این موکلین چه علیا و چه سفلی تحت تاثیر لحظات و ساعاتی خاص از حرکت سیارات و ستارگان هستند و ظاهرا در زمانها و ماکنهای خاصی
به اینها نور و انرژی خاصی میرسد که عکس العمل بیشتری برای بر آورده شدن حاجات نشان میدهند.



در اینجا درباره انواع روشهای دعوت از موکلین وفرشتگان و غیره برای بر آورده نمودن حاجات بحث میکنیم:

اگر بخواهیم یک دسته بندی کلی بکنیم از بالاترین آسمانهای خلقت تا پائین ترین آسمانهای پادشاهی
بدین ترتیب میتوان شمرد :

7- نور وجود خداوند متعال
6- اهل بیت پیامبر اسلام و چهارده معصوم
5- شیعیان اهل بیت
4- انبیاء و اولیاء
3- فرشتگان مقرب
2- موکلین علیا
1- موکلین سفلی

توجه کنید که نور وجود مقدس خداوند با ذات خداوند متفاوت است و نور خداوند یکی از مخلوقات خداوند
و در اصل جوهری است که به نام روح القدس نامیده میشود که جوهره نور اهل بیت است.

هر کدام از اینها در یکی از آسمانها برای خود عرشی دارند و به رتق و فتق امور آسمان زیر حکومت و فرمانروائی خود مشغولند
با این تفاوت که پادشاه آسمان بالائی به کل آسمانهای پائین دستی خود نظارت و حاکمیت دارد.
وقتی ما حاجتی را درخواست میکنیم حاجت ما بالا میرود و بسته به انرژی ما و نور درونی ما و جنسی که این خواسته دارد میتواند بالاتر رود.
اگر ما انسانی با خدا باشیم خواسته ما بالاتر میرود و اگر انسانی با خدا نباشیم خواسته ما بالاتر نیز نخواهد رفت.
هر چقدر دعا نویس و طلسم نویس به سرچشمه خلقت نزدیک تر باشد به همان اندازه کمتر به تشریفات و ابزار آلات و حتی نیاز به دانستن
اسم ما و یا اسم مادر ما و در آوردن و استخراج ابجد و غیره ندارد.

در اصل موکلین علیا و گاهی موکلین سفلی هستند که نیاز به اسم ما و اسم مادر ما و یا حروف ابجدی که مینویسیم دارند
زیرا به کائنات تسلط ندارند.

اما فرشتگان مقرب و شیعیان و انبیاء و اولیاء و اهل بیت بر کل خلقت شاهد هستند و هیچ چیزی از دید آنها پنهان نیست
این که میگویند فلانی در راه خدا شهید شد یعنی به مرتبه ای رسید که هیچ چیز مخفی برای وی وجود ندارد و بر همه اسرار واقف شده است.
لذا برای این گونه موجودات نیاز به نوشتن ابجد و سوزاندن بخور و غیره وجود ندارد آنها بی نیاز از اینها کارشان واسطه فیض شدن است
و اصلا خدا آنها را برای حل مشکلات امثال من و شما خلق کرده است.

اما این موکلین سفلی و گاها علیا هستند که از ابجد و یا کشیدن شکلها و نوشتن اسماء خدا بر روی جداول و یا صفحات مسی یا برنجی و یا سنگهای قیمتی
و غیره تاثیر میپذیرند زیرا که انرژی که آنها از این اجسام میگیرند کمک میکند تا آنها بتوانند حاجات ما را انجام دهند
در حالی که انبیاء و اولیاء نیاز به این انرژیهای ناچیز ندارند و از سرچشمه انرژی و نور انرژیهای کلانی را حتی برای خلق کردن کهکشانها دریافت میکنند
و انجام دادن خواسته های ما حتی اگر بخواهیم کل کره زمین را پر از طلا بکنند برای آنها کاری ندارد.

و این کار به واسطه نوری که از خداوند میگیرند در یک چشم به هم زدن انجام میشود
حال با این اوصاف تصور کنید نور شیعیان و نور اهل بیت و نور خداوند چه کارهائی میتوانند انجام دهنده که خارج از تصور ما است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!





قسمت5
و اما نکته آخر :
- اگر حاجت شرعی دارید اقدام به انجام دعا و طلسم و جادوگری بکنید.
در غیر این صورت سقوط کرده و خود را در اعماق تاریک جهنم خواهید دید و لذا برای جلوگیری از نابودی
ناچار خواهید شد همانند شیاطین با جنایت و دزدی نور دیگران در اعماق تاریک خلقت به ادامه حیات ننگین مشغول شوید
که هر لحظه احتمال خاموش شدن نور سوسو زننده و کم نور شما وجود خواهد داشت.
اما اگر حاجت شرعی دارید موارد زیر برای شما مفید خواهد بود:
استفاده از جداول و مربعات و صفحات فلزی و نوشتن آنها بر روی سنگهای قیمتی مانند عقیق و غیره
برای بیشتر شدن انرژی و جلب کردن موکلین سفلی و حتی غلیا مفید و کارسازتر است

- سعی کنید فرکانس وجودی خود را روی فرکانس نور خدا سازگار کنید و مستقیما از خدا نور بگیرید
تا قدرت الهی و کن فیکون داشته باشید و همانند سلمان فارسی عضوی از اهل بیت باشید.

- سعی کنید حلال و حرام را رعایت کنید تا نور الهی بتواند به مقدار زیاد بر وجود شما بتابد و در وجود شما ذخیره شود

- سعی کنید کارهای خیر و اعمال نیک انجام دهید و به نیازمندان کمک کنید و از کودکان و سالخوردگان دلجوئی کنید تا ظرفیت نورالهی در شما زیاد شود

- سعی کنید نور الهی وجودتان را برای شیاطین انس و جنس تلف نکنید تا مورد لطف خدا و واسطه های فیض قرار گرفته و نور بیشتری دریافت دارید
زیرا که اگر نور و انرژی خود را تلف کنید دیگر نوری دریافت نخواهید کرد زیرا که این نور مال همه است و برای تلف شدن نیست
و باید جهانهای تاریک را روشن کند و برای بیهوده تلف کردن از سوی خداوند سرازیر نمیشود.

- سعی کنید از قرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت و زبان عربی اهل بیت تا میتوانید استفاده کنید تا بدون واسطه و بدون نیاز به نوشته های عجیب و غریب
و طلسمات عجیب و غریب و انجام اعمالی مانند سوزاندن بخور و یا کشیدن ریاضتهائی مانند ترک غذاهای حیوانی و گیاهخواری و یا نوشتن شرف شمس و غیره
خواسته ها و حاجات را بدون نیاز به موکلین مستقیما از اهل بیت و نور الهی دریافت دارید.

در این حالت عادی همانند علی و پیامبر اسلام زندگی خواهید کرد.
هر از چند گاهی گوشت حلال قربانی گوسفند یا پرندگان حلال گوشت و یا ماهی و غیره را خواهید خورد
و نعمتهای خدا را شکر خواهید رکد و با نوشتن اسماء الهی که در قرآن است و با خواندن آیات و سوره های
قرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت با زبان اهل بیت از خداوند خواهید خواست حاجاتتان بر آورده شود
و در این حالت حتی جالب اینکه قدرت بر آورده شدن حاجاتتان نیز بسیار قویتر خواهد بود
مثلا اگر بیماری نیاز به شفا داشته باشد در این حالت کافی است دستتان را بر بالای سرش بگذارید
تا کل بیماریهای فرد بهبود یابد
در حالی که قرآن و دعاهای وارده از اهل بیت استفاده نکنید و از اگر از طلسم و سحر و جادو های عجیب و غریب
استفاده کنید شاید ماهها طول بکشد تا اگر طلسم را درست نوشته باشید در بیمار تاثیر بگذارد و
اگر تا آن زمان بیمار از دنیا نرفته باشد با کلی زجر و شکنجه بیمار در نهایت شاید آن بیمار بهبود یابد!

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:04 AM
گنجینه باختری عجایبی در اتش و خون .

اما این گنج در بدترین زمان ممکن کشف شد. " ویکتورسریانیدی " در یک وضعیت بحرانی قرار داشت. اوضاع امنیتی هر روز بدتر می شد و انان باید با سرعت کار می کردند. باستان شناسان هر روز به ثبت و عکس برداری اثار می پرداختند و در پایان کار آثار را در یک اتاقک لاک و مهر شده که در مراقبت جدی قرارداشت می گذاشتند . اما هیولای جنگ باستان شناسان را نگذاشت که کارشان را تمام کنند آنان در حالی که


http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/Azar-90/bakhtar%20%283%29.jpg دکتر نجیب الله" رییس جمهر وقت بهمراه یکی از نزدیکانش .. او را حکومت طالبان کشت و پیکرش را در خیابان شهر اویزان کرد.. مردم افغانستان او را ناجی گنجینه باختری می دانند.



تازه گور هفتم را یافته بودند مجبور شدند کاوشهایشان را نیمه کاره رها کنند وآثار بدست آمده را برداشته به کابل بروند.اما هیچ کس ندانست که در گور هفتم چه بود . پس از ترک باستان شناسان این گور باسرعت تاراج شد وکاوشهای غیر فنی دیگر این منطقه را به کلی ویران کرد و به این ترتیب باستان شناسان موفق نشدند که با کاوش و جستجوی بیشتر در گورهای پیدا شده در مورد زندگی و باورهای سلسله کوشانیان تحقیق کنند . گنجینه طلای باختر به موزه کابل منتقل شد و ثبت گردید. اگرچه سریانیدی اصرار داشت تا پایان جنگ این گنجینه به یونسکو سپرده شود و در یک کشور بیطرف نگهداری شود اما این تقاضا پذیرفته نشدو سریانیدی به اتحاد شوروی بازگشت . در سال 1989میلادی ده سال از کشف باارزش ترین گنجینه جهان می گذشت، اما اوضاع افغانستان بدتر از هر زمان دیگر بود. قشون سرخ افغانستان را ترک کرده بود و حکومت افغانستان دریک حالت متزلزل قرار داشت و هر آن ممکن بود که سقوط کند . پس گنجینه طلای باختر را باز هم خطر بزرگی تهدید می کرد. اما یک فرد دور اندیش که اوضاع مملکت را بیش از هر کسی می دانست به فکر نجات بزرگ ترین ثروت کشورش و جهان افتاد. او "دکتر نجیب الله رییس "جمهور وقت بود. دکتر نجیب الله در یک عملیات فوق سری گنجینه طلای باختر را از موزه کابل به خزانه بانک مرکزی برد که دروازه ای به ارگ ریاست جمهوری دارد و امن ترین نقطه در کشور است انتقال داد . او هر قطعه از طلا را در میان پنبه پیچید و میان صندوقهایی کهنه گذاشت ودر گاوصندوق بانک مرکزی افغانستان و در یک زیر زمین سه طبقه ای که یک شاهکار معماری است قرارداد این زیر زمین با پیچیده ترین تدابیر امنیتی توسط یک شرکت المانی در زمان نادر خان ساخته شده بود. این گاو صندوق که توسط هفت قفل محافظت می شد .و برای بازکردن این گاو صندوق باید تمامی هفت کلید موجود باشد تا قفل ها به ترتیب باز شوند.اگر کلیدی بدون ترتیب به داخل قفلها انداخته شود،کلید داخل قفل گیر می کند و امکان باز شدن گاوصندوق از بین می رود. دکترنجیب شخصا صندوقها را مهرو لاک کرد و هفت کلید گاوصندوق را به هفت تن از معتمدان بانک ملی سپرد و از انها تعهد گرفت که درب گاو صندوق راجز برای رییس جمهور یا یک رهبر قانونی افغانستان به روی هیچ کس دیگری نگشایند . پس از آن کم کم شایعه گم شدن گنجینه باختر بالا گرفت،شماری می گفتند که روسها این گنجینه را با خود برده اند و شماری هم می گفتند که دکتر نجیب آنها را به روسها فروخته است. و این آوازه ها زمانی اوج گرفتند که حکومت دکتر نجیب سقوط کرد اما او درباره گنجینه باختر خاموشی اختیار کرد . با شدت گرفتن جنگ های تنظیمی در کابل هیچ کس نمی دانست که برسر گنجینه باختر چه آمده است. حتی آوازهایی از فروش این آثار در بازارهای جهانی پخش شدند و شماری می گفتند که این طلاها آب شده و برای خرید سلاح مصرف شده است . این اوازه ها جهان را و بیشتر ویکتور سریانیدی را ناراحت می کرد . با پیروزی طالبان اوضاع از این هم بدتر شد. درنخستین روزهای حاکمیت طالبان دکترنجیب که نگهبان باارزش ترین گنجینه جهان بود با برادرش به دست طالبان کشته شد و در چهارراه اریانا به دار آویخته شد . گروه طالبان تمامی عکسها و مجسمه های باستانی را نمادی از بت پرستی دانست و تمامی تابلوها و مجسمه های هنری را که به دستشان افتاد را نابود کردند. با فروپاشیدن تندیسهای بودا در بامیان دیگر امیدی برای مخفی ماندن گنجینه باختر وجود نداشت اما طالبان چندین بار به سراغ زیر زمین بانک مرکزی رفتندو کارمندان را تهدید کردندکه در گاو صندوق راباز کنند اما از هفت نفری که کلید را داشتند فقط یک نفر در بانک مانده بود و همه هفت نفر به مناطق دیگر جهان گریخته بودند. تنها کلیدی که دست این کارمند بود چون کلید اول نبود کلید بند ماند و کارمند بانک مرکزی به جرم همکاری نکردن با طالبان بیش از سه ماه را در زندان طالبان ماند. طالبان چندین بار کوشش کردند که درب گاو صندوق را باز کنندو حتی خواستند که درب را منفجر سازند اما تمام کوشش های طالبان برای انفجار درب این گاو صندوق بی نتیجه ماند. سرانجام در دوم می سال2003میلادی،حامد کرزی رییس جمهور افغانستان و اشرف غنی احمد زی، وزیر مالیه وقت به خزانه بانک مرکزی رفتند. آنها تصور می کردند که پشت این درها به ارزش نود میلیون دلار شمش های طلا خواهد بود و از اینکه به جز یک تن از هفت تنی که کلیدها را داشتند در افغانستان نبودند متخصصی از شرکت سازنده گاوصندوق از المان خواسته شده بود.وی هر هفت قفل را باز کرد در این میان یک تن بیشتر از همه قلبش می تپید و یکتور سریانیدی با موهای سفید و با گذشت بیست و شش سال بسیار مضطرب بود و نمی دانست که چه چیزی خواهد دید. اما در کنار 90 میلیون دلار شمش طلا ،صندوقهای فولادی با مهر دکتر نجیب الله وجود داشتند. وقتی این صندوقها گشوده می شوند سریانیدی با حیرت می بیند که گنجینه باختر میان آنها محافظت شده است . در حالی که دکتر نجیب نگهبان اصلی این گنج دیگر زنده نیست و به دست طالبان کشته شده است.گنجی که با گنج توتانخ آمون از فراعنه مصر مقایسه می شود و نه کمتر از آن. این گنج اکنون به سراسر جهان می گردد تا پیشینه غنی فرهنگ افغانستان را به جهانیان بشناساند و نگاه جهانیان را نسبت به افغانستان دگرگون سازد.

** http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/Azar-90/bakhtar-2.jpg برای مردم افغانستان و علاقمندان باستان شناسی این لحظه یکی از زیباترین دقایق تاریخ افغانستان بشمار می اید . زمانیکه حامد کرزای و شش تن از کلید داران گنجینه بهمراه کاشف ان ویکتورسریانیدی وارد خزینه بانک شده و گنجینه را سالم و سلامت پیدا کرده و انرا در دسترس مردم دنیا قرار میدهند. ** http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/Azar-90/PectoralSmall.jpg ** گردنبندی زیبا و شگفت انگیز..! براستی ظرافت و هنر چشم هر بیننده ای را خیره می کند. ** http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/Azar-90/P1020853.JPG ** تاج طلا ** http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/Azar-90/bakhtar%20%281%29.jpg

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:05 AM
بدنبال ملکه سبا در شنهای سوزان معــــاریــــب در افسانه های ماجرجویانه پنجاه یا صد سال پیش , خودکامه شرقی زشت روی و منحوسی – چهره اصلی داستان را تشکیل میدهد . خود رای ستمگری که برای گرفتن شیر زن ابی چشم و زرین موی انگلوساکسنی در چنگال های هرزه اش – طرح میریزد و کاهنان بت پرست اهریمنی زیر دستش – دلداده نیرومند شمالی ان شیرزن را به سرنوشتی تیره گرفتار میسازد ..!! اما امروز در این دوران روشن اندیشی هیچکس از چنین لولو یا موجود هراسناکی ترس بخود راه نمیدهد . در وافع برخی انسانهای خوش بین امروزی – وجود ستمگران را باور ندارند و اگر فردی دست به چنین کشتار http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/shahrivar-90/shaba.jpgهراسناکی بزند او را قلبا انسان خوبی می پندارند که گرفتار محرومیتها و نا امنی شده و تمام گناه او را گردن اجتماع می اندازند. از این رو شاید برخی با شنیدن این نکته که در مشرق زمین به راستی خودکامه هایی با ان خصوصیات وجود داشته است شگفت زده میشوند. در واقع روزگاری وجود چنین سلاطینی بسیار عادی بود و شاید هنوز هم از بین نرفته باشد. با انکه چنین ستمگرانی منحصر به مشرق زمین نبوده و دیگر بخشهای جهان نیز گرفتار انان شده اند اما چنین مینماید که قاره اسیا و افریقا به ویژه مستعد چنین رنجی باشند . از انجا که گاه باستان شناسان خواسته اند در سرزمینهای زیر نفوذ چنین فرمانروایانی دست به حفاری بزنند پای این ستمگران به ماجرای باستان شناسی نیز باز شده و داستان زمانی شنیدنی تر میشود که خودکامه سودجو در پندار خویش باستان شناس را در جستجوی گنجینه سرشار از زر و الماس دانسته و با طرح نقشه ای به او اجازه یافتن گنجینه را میدهد تا پس از ان خود بتواند به اسانی گنجینه را برباید. اما زمانی که درمیابند گنجینه ای در کار نیست ازرده خاطر گشته و برای باستان شناسان اشگال تراشی می کنند و بدینسان است که گاه یک راز باستان شناسی نه بدان سبب که نشانه های کافی برای گشودن ان در دست نیست – که تنها به سبب اشگال تراشیهای فرمانروایان سالیان سال در پرده ابهام میماند . برای همین در این بخش به گفتگو با چنین ستمگران اهریمن خو و دژ رازی که انان دیر زمانی باروهایش را ساخته اند – می نشینیم .
شبه جزیره افتاب سوخته عربستان عربستان شکل مربع مستطیل ناهمواری را دارد که محور بلند ان از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده میشود . در گوشه این مربع مستطیل و در نزدیک به کرانه جنوب غربی ان – سرزمین یمن قرار دارد که در میان یکصد و چند کشور جهان بیش از همه در برابر دگرگونیها ایستادگی کرده است . این کشور با اب و هوای نامطلوب و ثروت طبیعی اندک و مردمانی بیزار از بیگانگان – مردمانی که با تمام وجود معتقدند که " جهاد شمشیر خداوند بر گردن کافران است " اگر از نعمت کاوشهای باستانی برخوردار نبود هیچگاه دلبستگی بیگانگان را به خود جلب نمیکرد . هزاران سال پیش در عربستان جنوبی دودمانهای توانمند به اوج شکوفایی رسیدند که به اندازه سایر کشورهای زمان خویش برخوردار از تمدن بودند – همچون : سبا – ماعین – کاتابان – عوسان – حمیار – حضر موت ... در میان این دودمانها انکه از همه کهن تر بود . انکه زودتر از همه شکوهمندی یافت و انکه نامش بیش از همه با سحر و افسون امیخته شده است – " سبــا " نام داشت – همان که عبریان شبا مینامندش . در تورات امده است که : " هنگامیکه شهبانوی شبا آوازه سلیمان و پیوند او با پروردگار را شنید – بر ان شد تا بر پرسشهای دشوار او را بیازماید . پس با کاروانی سترگ از شترانی که بار انها تنها ادویه- زر فراوان – و سنگهای گرانبها بود رهسپار بیت المقدس ( اورشلیم ) شد . زمانیکه به درگاه سلیمان بار یافت – از انچه در دل داشت پرده برداشت و سلیمان تمام پرسش های او را پاسخ گفت و هیچ چیز را ناگفته نگذاشت... و او به شاه گفت : انچه در سرزمین خود درباره کردار و خرد تو شنیدم درست بود . اما انرا باور نداشتم تا به اینجا امدم و خود بچشمم دیدم .. خرد و نیک بختی تو از انچه شنیدم بیشتر است .. پس یکصد و بیست تالان زر ( هر تالان برابر با 6000 درهم ) ادویه فراوان و سنگهای گرانبها را به سلیمان پیشکش کرد . کسی هیچگاه ادویه ای فراوان تر از انچه شهبانو شبا به شاه سلیمان داد ندیده بود .. و سلیمان تمام ارزوهای شهبانوی شبا را براورد و به جز پیشکشیهای ارزشمند سلطنتی هر انچه شبا خواست بدو بخشید . شهبانو بازگشت و همراه خدمتکارانش رهسپار سرزمین خویش شد " این تنها اطلاعاتی است که از شهبانو سبا در دست است به جز انکه دیداری با سلیمان نزدیک به 950 ق – م باید روی داده باشد. در گزارش تورات از این بانو نامی برده نشده .. سن وزیبایی او روشن نبوده و از دل بستگی مهر امیزش با سلیمان نیز سخنی گفته نمی شود. شاید شهبانوی سبا پیرزنی زشت رو و ناهنجار همچون " هات شپسوت " که تنها فرعون زن بود و یا همچون الیزابت اول در سن سالخوردگی بوده است و شاید این دیدار مجالی برای گفتگو و چانه زدن های فراوان بر سر داد و ستد و http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/shahrivar-90/Marib005.jpgپیمان نظامی بوده است . اما خیالپردازان نسلهای بعدی از این رویداد کوچک داستانها و افسانه های مهرامیز خیالی پدید اورده و عربها برای خویش داستان شهبانو بلقیس شیر زن جوان وزیبا را ساختند و با پیوستن این داستان به نیرنگهای رزمی سلیمان نام بلقیس را نیز به فهرست بلند بانوانی که سلیمان از انان بهره مند شده بود افزودند . ساکنان حبشه بلقیس را حبشی و خاندان سلطنتی حبشه را ثمره مهر بلقیس به سلیمان دانسته اند . اما ظاهر و باطن شهبانوی سبا هر چه که باشد – بهتر بود درباره او و دیدارش با سلیمان بیشتر میدانستیم . از انجا که گزارشهای تاریخی پادشاهی سبا نزدیک به 150 سال پس از دوران شهبانو سبا اغاز میشود – لازم است که عملیات باستان شناسی زیادی در یمن انجام گردد . اما دشواری در همینجاست . زیرا عربهای یمن بیاد دارند که زمانی معاریب پایتخت شهبانو سبا بود و ساکنان معاریب از این افسانه به شکل بهانه دیگری برای بی اعتبار جلوه دادن بیگانگانی که به این سرزمین مقدس گام می نهند – بهره جسته اند . صورت فلکی درخشان پادشاهی هایی که سه هزار سال پیش در عربستان جنوبی پدیدار گشت – بدانگونه که در افسانه ها امده است – به دست اجنه و دیوهایی که سلیمان به انها فرمان می داد – به جهان هستی فراخوانده نشدند . " غولها و اجنه با بیشمار چشمها و بالهایشان - با فرمانبرداریشان اسمان را در می نوردیدن – در ان زمان که سلیمان شاه بود . شعر باستانی حبشه ای " این پادشاهی ها برای نیکبختی ساکنان سرزمین خود از پایه های سودمند اقتصادی برخوردار بودند . اهلی کردن شتر – که توانایی رفت و امد و جابجایی بارهای سنگین در بیابانهای خشک و بی اب و علف را برای انان افزون میساخت . این یکی از دلائل کامیابی انان بود . در سده 12 پادشاهان اشور اغاز به گرفتن شتران وحشی برای باغ وحش سلطنتی خود کردند و دیری نپائید که بهره گیری از این حیوان برای سواری در شنزارهای پهناور و بخشهای ناهمواره عربستان – عراق و ایران رایج شد . شتران رام سرزمین سبا از نخستین شترهایی هستند که نشانه تاریخی معتبری برایشان در دست است – زیرا اشاره هایی که در پنج کتاب نخست تورات به شتر میشود بیشتر جنبه افسانه ای داشته و تاریخی نیست. ساکنان استپهای اسیا شتر دو کوهان باختری را رام کردند. اما عربها شتر یک کوهان جمازه را بر ان برتری دادند . رمز کامیابی عربها راههای بازرگانی بود که سرزمینهای عرب نشین را میان هندوستان و ایران و غرب قرار میدادند. در ان دوران که تنها وسیله جابجایی کالاهای بازرگانی از راه های ابی – کرجی های کوچکی بودند که یارای پیمودن مسافت کوتاهی را داشتند و هیچگاه از نقطه دید خشکی فراتر نمی رفتند . برای کسانی که کالاهای بازرگانی را میان هندوستان و مدیترانه می بردند بیش از دو راه وجود نداشت . یکی راه خشکی 4828 کیلومتری ناهموار و پر خطری در میان خاور نزدیک و خاور میانه و راه دیگر سفر دریایی در راستای کناره عربستان بود که در شرایط مناسب میتوانستند از جنوبی ترین گوشه کنار از راه خشکی میانبر بزنند . با انکه هزینه مالیاتها در هر بندرگاه بهای کالاها را به چند بابر میرساند اما همین هزینه ها بهترین پشتیبان مالی پادشاهیهای عربستان جنوبی بود . داد و ستد بخور عامل دیگر این نیکبختی بود . در ائینهای که برای خدایان جهان باستان مدیترانه برگزار می شد – بخور فراوانی را میسوزانیدن

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:08 AM
معمای تمدن های ناپدید شده

در تاریخ 6 سپتامبر 1969 " جیمیز ویتال جونیور " یکی از باستان شناسان وابسته به" انجمن پژوهش اثار عتیقه نیوانگلند " اعلام کرد که ازمایشات " کربن – 4 " به روی پاره ای از بناهای عجیب در نیوانگلند ثابت می کند که این بناها در حدود 3000 سال قبل ساخته شده اند . اشیائی که در اتاق های سنگی نزدیک به این بناها کشف شده حکایت از ان دارد که این بناهای سنگی یکپارچه,توسط مردمانی ساخته شده است که http://pishgooyan.fileave.com/golchin-2/b3.jpgفرهنگ انان شبیه فرهنگ کسانی بوده که 3000 تا 4000 سال قبل از میلاد مسیح در مدیترانه میزیستند . نظریه مورد علاقه " ویتال " ان است که این سنگهای کوه پیکر بسیار شبیه کارهای سنگی مردمانی است که در شبه جزیره " ایبری " سکونت داشته اند (شبه جزیره ای است در جنوب باختری اروپا شامل اسپانیا و پرتغال ) برخی دیگر از باستان شناسان معتقدند که این بناها ریشه فنیقی دارد و جمعی دیگر بر این باورند که بشر گذشته دائما در حال نقل و انتقال از نقطه ای به نقطه دیگر بوده است و از اینرو این افراد را " گیتی نورد " نام نهادند . ایا براستی بعضی از تمدنها با هم در ارتباط بودند .؟ در ایند مطلبی در مورد قاره امریکا برایتان در وبلاک خواهم گذاشت که بسیار عجیب و باور نکردنیست . اما امروز گوشه کوچکی از این معما را با شما در میان خواهم گذاشت . ایا تا امروز IYNKICIDU به گوشتان خورده .؟ یقینا خیر ..پس بیائید به گزارش موسسه " سمیتسن " ( این موسسه وابسته به جیمیز سمیتسن شیمیدان, معدن شناس و بشر دوست نامدار انگلیسی است که بین سالهای 1765 و 1829 میزیسته ) در سال 1881 نظری بیفکنیم . بنایر این گزارش , در ایالت " جورجینا " واقع در امریکا یک جفت صلیب کوچک از زیر خاک بیرون امد که کارشناسان را شگفت زده ساخت . . هنر و سلیقه ای که در ساخت و پرداخت انها بکار رفته بود براستی قابل تحسین بود, ودر پشت انها کلمه IYNKICIDU بچشم ميخورد که با ظرافت تمام حک شده بود و حروف C وD در اين کلمه بطرف عقب برگشته بود ولی بقیه حروف,عینا ماند همان حروفی بود که در الفبای لاتین وجود دارد .!! یک کشیش امریکائی نیز به نام عالیجناب " گرس " در تپه های نزدیک شهر " داوین پورت " واقع در ایالت "ایلی نویز " چند لوح بزرگ از زیر خاک کشف کرد . یکی از انها شبیه علائم راهنمائی و رانندگی بود که در خیابانها نصب میکنند و روی ان نوشته به چشم میخورد IFTOWNS کاري به معنای این کلمات نداریم . شگفتی موضوع در این است که سرخپوستان امریکا نه الفبائی داشتند و نه انکه در روستاها و خیابانهای خود از علائم راهنمائی استفاده میکردند !!! پس این کلمات از کجا امده و متعلق به چه کسانی بوده است.؟ پاسخ این پرسش را باید در تمدنهای پیشتر ردیابی کرد . سرخپوستان امریکا سکه نیز نداشتند ,با این حال تعدادی سکه های قدیمی در امریکای شمالی کشف شد که براستی عجیب بود ... در اینده یک مطلب اختصاصی از قاره امریکا در وبلاک قرار خواهم داد . شهر عجیبی در عمق 6000 پائی اقیانوس کشف شد !
در سال 1966 بقایای یک شهر باستانی در ابهای مجاور ساحل " لیما " پایتخت پرو و در عمق 6000 پائی سطح اقیانوس توسط دکتر " رابرت منزیز " کشف شد . دکتر منزیز به دنبال شهر گمشده دیگری میگشت و برای این منظور بعضی از قسمتها را تا عمق 19000 پائی حفر کرد بود ولی بر حسب تصادف این شهر از زیر خاک بیرون امد . اثار باستانی " اینکای " قدیم , گله به گله در نزدیکی ساحل کشف می شود و باستان شناسان بر این باورند که در اینده بقایای تمدنهای حتی قدیمیتر نیز از اعماق اقیانوس کشف خواهد شد, بهر حال دکتر منزیز کشف یک چنین شهری را که در ژرفای 6000 پائی دریا پنهان شده بود , هیجان انگیزترین اکنشاف قرن حاضر می پندارد . یک چنین یافته ای خواه ناخواه انسان را به یاد قاره گمشده " اتلانتیس " که کم کم به افسانه پیوسته است می اندازد . یک زلزله شناس یونانی به نام پرفسور " انگلوس گالانوپولوس " درباره این قاره گمشده نظریه خاصی را ارائه میدهد . او چنین استدلال میکند که افسانه " اتلانتیس " از ویران شدن شهر باستانی بزرگی در جزیره " تیرا " واقع در دریای اژه سرچشمه گرفته است . وی عقیده دارد که یک کوه اتشفشان با چنان شدتی فاوران کرده که نزدیک به دوسوم جزیره را نابود ساخته است ( به امید خدا در اینباره هم مطلب خواهم نوشت) . " اجساد مومیائی شده درامریکای لاتین " کشف یک چنگال اهنی در یک گورستان باستانی,دردسر بزرگی برای دانشمندان فراهم ساخت اما هنوز از این موضوع گیج کننده فارغ نشده بودند که با یک معمای بزرگ دیگر روبرو گردیدند . معمای اجساد مومیائی شده در مکزیک!! تا انروز تصور می شد که هنر مومیائی کردن فقط اختصاص به مصریان باستان داشته است که به این وسیله با انجام مراسم فرهنگی, مذهبی, مردگان خویش را حفظ و حراست میکردند . اما ناگهان http://pishgooyan.fileave.com/golchin-2/b4.jpgباستان شناسان, در شرق استان "سونورا "واقع در مکزیک 30 جسد مومیائی شده را از زیر خاک بیرون کشیدند!! این 30 جسد کاملا حفظ شده و سالم مانده بودند, لباس های فاخری بر تن داشتند و جواهرات زیادی همراهشان بود, گوئی این اجساد حکم راهب را داشتند و همگی بیش از 10000 هزار سال قدمت داشتند . این اجساد مومیائی شده را درون غار بزرگی که تخته سنگ کوه پیکری دهانه انرا مسدود ساخته بود یافتند . تا انروز هیچ سرنخی بدست نیامده بود که ثابت کند مکزیکی های باستان نیز مانند مصریان مرد گان خود را مومیائی میکردند و این موضوع انگار دانشمندان را از خواب بیدار کرد!! چگونه میشود این مسئله را توجیه کرد .. اهرام های مختلف در قاره های مختلف و اکنون اجساد مومیائی!! در همان زمان که این اجساد را در مکزیک مومیائی میکردند, مردمان " کاستاریکا " در زیر جنگلهای گرم و مرطوب این سرزمین به کار دیگری سرگرم بودند تا سالها بعد,. دانشمندان و باستان شناسان زمان ما را بیش از پیش دچار سردرگمی سازند, یعنی تعدادی کره غول پیکر و عظیم سنگی که تا امروز هیچکس به راز ان پی نبرده است . برخی از این گلوله های سنگی عجیب فقط چند کیلو گرم وزن دارند, ولی بقیه به اندازه ای بزرگ هستند که قطر انها به 3 متر میرسد ! و وزنشان متجاوز از 16 تن میباشد ! شکل هندسی این کرات غول اسای اسرار امیز, انچنان دقیق و بی نقص است که دانشمندان ابتدا تصورمی کردند که پدیده های طبیعی هستند,اما بعدا روی پاره ای از انها علائمی دیده شد که نشان میداد ساخته دست بشر میباشند و در ساختن انان, ابزار بکار رفته است . مشابه این گوی های سنگی بعدا در مکزیک و هائیتی نیز یافت شد !!!! دانشمندان خاک زیر این کره های سنگی را حفر کردند تا http://pishgooyan.fileave.com/golchin-2/b5.jpgشاید جسدی در انجا پیدا کنند, زیرا تصور میکردند که این کرات سنگی به منزله سنگ قبر میباشد که روی گورها را پوشانده اند . انها میپنداشتند که کرات کوچکتر متعلق به گورهای کودکان و کرات بزرگتر متعلق به بزرگسالان میباشد, اما شگفت انکه در زیر این سنگ های کروی عجیب هیچ جسدی نیافتند . برخی از این کرات سنگی , پشت سر هم در یک ردیف دیده میشوند و برخی دیگر به شکل دایره و بالاخره بقیه انها بشکل مثلث روی زمین قرار گرفته اند !!! عده ای از باستان شناسان حدس میزنند که از این سنگهای گوی مانند برای مراسم مذهبی استفاده می شده است و پاره ای دیگر بر این باورند که این سنگها کاربرد نجومی داشته اند و ستاره شناسان ان زمان, حرکت ستارگان و منظومه شمسی را به این صورت در روی زمین نشان داده اند . ولی با همه این تفاسیر هیچکس بدرستی نمیداند که این کرات سنگی اسرار امیز چه هستند!! از کجا امده اند!! و برای چه منظوری به کار می رفته اند.؟!!... سنگهای کروی عظیم الچثه کاستاریکا تنها سنگهای عجیب دنیا نمیباشند . سنگهای جادوئی " کنزینگتن " نیز موجب رنجش دانشمندان و باستان شناسان گشته و انان را انگشت به دهان برجای گذاشته است . در امریکا و در ایالت " مینه سوتا " لوحه سنگی بزرگی به وزن 101 کیلوگرم کشف شد که روی ان نوشته عجیبی به چشم میخورد . این سنگ نوشته نشان میدهد که " وایکینگ ها " قرنها پیش از کریستوف کلمب قاره امریکا را کشف کرده اند . هر چند بنظر میرسد که وایکینگ ها, مردمان ولز و شاید برخی از ساکنان مدیترانه, قرنها قبل از کریستوف کلمب خطرات اقیانوس اطلس را به جان خریده و خود را به سرزمین امریکا رسانده باشند,اما هنوز اصالت و درستی و اعتبار سنگ نوشته "کنزینگتن" ثابت نشده است . یکی از تاریخ شناسان بنام " هلند" مدت پنجاه سال تلاش نمود تا ثابت کند که این سنگ نوشته واقعی است . برگردان نوشته روی این سنگ که توسط " هلند " انجام شد به شرح زیر است :" ما هشت سوئدی و 22 نروژی هستیم که از فنلاند و از طریق باختر ,یک سفر اکتشافی را اغاز کرده ایم . ما نزدیک دریاچه ای که دارای دو جزیره سنگی است اردو زده بودیم . به مدت یکروز از این سنگ به سوی شمال عزیمت نمودیم . یکی از روزها به ماهیگیری رفتیم . پس از بازگشت 11 تن از یاران خود را غرق خون یافتیم . همگی مرده بودند و علتش بر ما معلوم نبود . ای مریم مقدس ما را از شر شیطان نجات بده " علائم و نوشته هائی نیز در کنار سنگ بچشم میخورد که برگردان ان چنین است :" 10 تن از افراد گروه ما در کنار دریا بسر میبردند تا از کشتی های ما مراقبت کنند . سفر 14 روزه ما از این جزیره
سال 1362" دکتر " هلند " بر این باور است که گروهی از این افراد مو بور و چشم ابی که از حمله سرخپوستان قبیله " مندن " که در دره رود " میزوری " در داکوتای شمالی ساکن بودند,باقی ماندند و با انان اختلاط نمودند . ایا براستی افراد دیگر قبل از کلمب امریکا را کشف نموده بودند.؟ این سنگ نوشته چه میگوید . در "رودزیا " واقع در افریقا نیز ویرانه های " زیمباوه " توجه دانشمندان را به خود جلب کرده است . این خرابه ها بقایای یک معبد باستانی است که در ان بیش از یک میلیون بلوک سنگی به ابعاد 15*15 *30 سانتیمتر , از جنس گرانیت بکار رفته است . نکته شگفت انگیز در مورد معبد " زیمباوه " انست که تا شعاع صدها کیلومتری این معبد هیچگونه اثری از سنگ معدن یا گرانیت مطلقا وجود ندارد . معلوم نیست این سنگها را از کجا اوردند . کدام سلطان یا حکمران مذهبی سنگدلی اراده خود را بر هزاران برده و رعیت بینوا تحمیل کرده و انان را واداشته است تا یک میلیون بلوک سنگی را از فاصله ای بیش از هزار کیلومتر دورتر به انجا حمل کنند .؟ دنیا معماهای بسیاری دارد .. امریکای جنوبی... افریقا..اسیا...اروپا..بزودی از ایران خودمان هم خواهم نوشت....تخت جمشید این همیشه سرفراز و افتخار

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:10 AM
آخن آتن - فرعون انقلابی مصر باستان


http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/golchin-1/3as.jpg
"این تکه سنگهای نقاشی شده که با کمک رایانه در کنار هم قرار داده و منظم شده, بخشی از معبد شاه مرتد " آخن آتن " است که بعد از مرگ او ویران و تکه های ان پنهان شده بود . این کاشی ها یا همان ثلاث ها بعد از گذشت 3000 سال توسط باستان شناسان کشف و گوشه از واقعیت تاریخ برای نسل امروز اشکار شد." نقوش مربوط به همسر " آمن حوتپ " ملکه " نفرتیتی " عامدا" مخدوش شده بودند, برخی را طوری قرار داده بودند که تصویر ملکه به حالت وارانه بود . در خارج از این مجموعه, حفاران شوریر پایه های 28 مجسمه عظیم " آمن حوتپ " چهارم, بعلاوه بقایای متلاشی شده 25 مجسمه غولپیکر دیگر را یافتند که نشان می داد پیکره ها از جای خود نقش زمین شده اند . هدف از این خرابکاریها مخدوش کردن یکی از فراعنه سلسله هجدهم بود . یعنی " آمن حوتپ" فرزند سلاله ای از شاهان جنگجو و متکبر . در سال 1550 قبل از میلاد, بنیانگذار دودمان وی " احموز " مصر را از یوغ یک قرن تسلط یک قبیله متجاوز اسیایی تبار رها ساخت . این اغاز عصری 500 ساله بود که به " پادشاهی نوین " مشهور است . نیاکان " آمن حوتپ " امپراطوری بی همتا از نظر نفوذ و قدرت برپا ساختند . قلمرو پادشاهی انان در جنوب افریقا تا سودان – و از شرق تا سینا و غرب اسیا را در بر میگرفت . شاهان " پادشاهی نوین " ضمن وفاداری به تبار خود, " تبس " منزلگاه نیاکان خود را پایتخت مذهبی مصر قرار دادند . در ساحل رود نیل انان معابد بزرگی ساختند, و سه کیلومتر دورتر در یک وادی متروک در حاشیه کویر گورهای سلطنتی خود را بر پا کردند و دیوارهای ان را با نقوش حجاری شده و تصاویر نقاشی شده از خود و خدایان مورد علاقه خویش مزین ساختند . اما " آمن حوتپ " چهارم راه خود را از نیاکانش جدا کرده بود . او پرستش در پرستشگاه بزرگ و عمومی خدایان مختلف را رها کرده و فقط یک خالق " رع " خدای خورشید – را که توسط " آتن " تجسم می یافت پرستش نمود . " آتن " همان صفحه مدوری بود که اشعه های حیات بخش خورشید را ساطع میکرد . در سال پنجم حکومت خویش – این فرعون مرتد ( لقبی که مردم مصر باستان به این پادشاه داده بودند ) اعلام کرد که از ان به بعد نام او " آخن آتن " خواهد بود . معنی دقیق این نام مورد اختلاف است – اما روشن است که این نام معرف ارادت پادشاه نسبت به خدای جدید بود .( البته بسیار اعتقاد دارند این نام یعنی خدمتگذار آتن ) علیرغم تلاشهای فراوان " آخن آتن " تکریم و پرستش " آتن " در قلوب مصریان جای نگرفت . طولی نکشید که پس از مرگ فرعون, خدایان و الهه های گذشته مجددا" مطرح گشتند – و پیروزمندانه در گورها و معابد نیاکان " آخن آتن " جای گرفتند . از قرار معلوم به عنوان تنبیه این فرعون مرتد, کاتبان کاهن – نام " آخن آتن " را از فهرست شاهان تاریخی مصر حذف نمودند . از انجا که اشاره به حیات او غیر قابل اجتناب بود , مورخان از او با عنوان مبهم " حکومت ان ملعون " یا دوران " ان یاغی " یاد میکردند . " آخن آتن " فرزند شاه " آمن خوتپ " سوم و همسر اصلی او ملکه " تیه " بود . در زمان تولد او " پادشاهی نوین " در اوج شکوفایی خود قرار داشت و نفوذ ان فراتر از مرزهایش گسترش یافته بود . تاریخ دقیق جلوس " آمن حوتپ " چهارم به تخت سلطنت مورد اختلاف است – اما احتمالا" این امر در حوالی سال 1353 قبل از میلاد http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/golchin-1/2as.jpgبوقوع پیوست . برخی مورخان معتقدند که فرعون جدید ممکن است چندین سال بطور مشترک با پدرش حکمرانی می کرده است . شواهد حاکی از انند که حکومت حداقل 4 پادشاه با هم تلاقی داشته است . این که ایا ممکن است " آمن حوتپ " سوم و چهارم برای مدت زمانی بطور مشترک بر مصر حکمرانی میکردند یکی از بحث برانگیزترین مسائل مربوط به ان دوران محسوب میشود . حتی اگر پدر " آمن حوتپ " چهارم در قید حیات بوده باشد – وی یک شبه انقلاب مذهبی خود را انجام نداده است . با این وجود واضع است که به غیر از خدای خورشید دیگر خدایان مصر تحت عناوین, اشگال و صور مختلف او را مجذوب نمی ساختند . او بطور فزاینده ای دلبستگی خود - و بعد هم نام خود را – به خدای خورشید که او ان را " آتن " مینامید و خورشید حیات بخش بود – معطوف داشت . قرائن مختلف نشان میدهند که مردمان عادی موظف بودند فرعون " آمن حوتپ " چهارم را بمثابه مجری قدرت " آتن " پرستش کنند . " آخن آتن " تلاشهای خود برای تغییر مذهب حکومتی را شدت بخشید . بر روی دیوارهای یکی از معابد جدید او در " تبس " نه فقط سروده های وی در ستایش " آتن " وجود داشت – بلکه ناکامیهای خدایان کهن را که او مایل به بی اعتبار کردنشان بود را شرح داده بود . در سال پنجم فرمانروایی " آخن آتن ", او با ممنوع اعلام کردن پرستش خدایان مختلف مصر - بخصوص " آمن " شالوده مذهب را دچار لرزش کرد و دستور بستن معابد در سراسر قلمرو خویش را صادر نمود . کاهنان مصر وحشتزده شدند . در رژیم گذشته, انان از اعتبار و قدرت بی همتای برخوردار بودند . در سرتاسر سلسله هجدهم , معابد ویژه " آمن " امور اقتصاد کشور را در انحصار خود داشتند . عشریه ها و باج و خراجها به داخل خزائن " آمن " سرازیر بود – و انبارهای متعلق به این خدا, جایگاه غله مازاد کشور بحساب می امد . کاهنان معبد " آمن " هیاتهای تجاری خود را به کشورهای بیگانه اعزام می داشتند و کارگران شاغل در اور کشور را تحت کنترل خود داشتند . اما امکان انکار فرعون بصورت علنی وجود نداشت . از قرار معلوم – کاهنان معبد " آمن " به اعتقادات خود پایبند ماندند. (بقول جامعه شناسان امروز بصورت زیرزمینی و مخفی برای بدست اوردن قدرت گذشته خود تلاش میکردند ) اما به دستور فرمانروای سلطنتی , مظاهر کیش انها از بین برده شد . کاهنان تیزهوش تر باورهای خود را منطبق با اعتقادات فرعون نمودند و زمانی که فرعون شکل جدیدی از جشن و روز شادی را در تکریم " آتن " اعلام نمود, مطمئنا" کاهنانی در میان حضار این مراسم وجود داشته اند . " آخن آتن " برای پرستش خدای خود, پرستشگاهیهایی در " تبس " در کنار معبد عظیم " آمن " بنا کرد . در این مجموعه که شاید بیش از نیم کیلومتر طول داشت, فرعون قرص خورشید را در فضای باز و در محوطه ای با قربانگاههای وسیع, مورد تکریم و پرستش قرار می داد . دیوارهای این پرستشگاهها با تصاویر بسیار زیبا و رنگی حجاری شده از " آخن آتن "و " نفرتیتی " و دخترانشان پوشیده بود که در ارتباط مستقیم با رب النوع خود قرار داشتند . پرتو خورشید در تصاویر, به دستهای دراز شده شبیه انسان می رسید که در حال لمس پادشاه با وسیله ای بنام " آخن " ( سمبل زندگی ) بودند . " نفرتیتی " نقش مهمی را در گرامیداشت این کیش ایفا میکرد . قرائن مربوط به اشکال برجسته موجود در معبدی که برای استفاده او ساخته شده بود نشان می دهند که نام و تصویر وی – دست کم دو برابر نام و تصویر پادشاه در انجا حجاری شده اند . کتیبه های یافت شده در " کارناک " و نقاط دیگر از او با فهرست بلند بالایی از القاب اغراق امیز یاد می کنند : احسان گر بزرگ – بانوی ملاحت , محبوب , بانوی مصر علیا و سفلی , همسر پادشاه بزرگ که او را دوست می دارد ,بانوی دو سرزمین ... دختران " نفرتیتی " نیز در پرستش " آتن " شرکت می جستند . دختر بزرگ او , احتمالا" درست قبل از رسیدن پدر به تاج و تخت بدنیا امد . در تصاویر مربوط به سالهای اول حکمرانی " آخن آتن " دختر ارشد او به صورت یک کودک نوپا به تصویر کشیده شده است که لباسی همانند مادر خود بر تن داشته و یک زنگوله مصری را تکان می دهد . زیر نویس تصویر چنین است : دختر شاه – " مریت آتن " که فرعون او را دوست دارد از همسر بزرگ شاه " نفرتیتی که عمرش درازباد متولد شده است . ظرف چند سال – تصاویر دو خواهر " مریت آتن " به نامهای " مکت آتن " و " آنخس آتن " نیز در حجاریها ظاهر شدند . اگر پسرانی از پیوند " نفرتیتی " و " اخن آتن " بدنیا امده باشند ذکری از انها در تصاویر به میان نیامده است . در اسناد یافت شده از مراسم معرفی و اغاز حکمفرمایی " آخن آتن " فهرست هدایایی از قبیل – نان , ماء الشعیر ,گله هایی از حیوانات شاخدار , جانوران شکاری , ماکیان , شراب , میوه , بخور , و انواع سبزیجات تازه را نشان می دهند و اینکه چگونه اشراف و صاحب منصبان ارشد نظامی و نخبگان دربار , بدستور فرعون برای ادای احترام به وی فراخوانده شدند . " انان به حضور وی پذیرفته شدند و در برابر او بخاک افتادند و زمین را بوسیدند . اعلیحضرت به انان گفت : به " آخن آتن " نظر کنید که خدای خورشید مایل است برای گرامیداشت او محل یادبودی بر پا سازد ." انگاه شاه طرحهای مربوط به پایتخت جدید را بر شمرده و برخی از بناهای دولتی اصلی را مشخص ساخت . یک کاخ و عمارت برای خدای خورشید , یک کاخ مخصوص خوشی و شادی , اقامتگاههای سلطنتی و یک سایه بان مخصوص برای ملکه . پیش از انکه حتی رنگ بناها خشک شوند و غبار سنگتراشها فرو نشیند, " آخن آتن " خانواده خود را به محل جدید نقل مکان داد و سپس ترتیب مراسم پادشاهی خداگونه خود را داد . وی سوار بر ارابه جنگی و در حالیکه از سوی درباریان , کاهنان , گاردهای محافظ و ملازمان همراهی می شد از جاده ای که محل سکونت کاملا" جدا و قلعه مانند او را به معبد بزرگ " آتن " و کاخ عظیم متصل میکرد – عبور نمود . کاخ مزبور, مجموعه ای از سالنها و محوطه های باشکوه مزین به مجسمه های عظیم و حیرت اوری که شخصیت سلطنتی او را نشان می دادند, تشکیل شده بود . در این مکان پر هیبت – وی هیاتهای اعزامی از خارج را به حضور می پذیرفت, و خود را در بالکن کاخ به معرض تماشای مردم می گذاشت و برای کسانی که به او احترام می گذاشتند و برای دیدن او تجمع میکردند, زیور الات طلا و هدایای دیگر پرتاب میکرد . طی چند سالی که از حیات این شهر می گذشت – جمعیت ان بین 20 تا 50 هزار نفر بود که شامل افراد زیر بود : کاهنان ,دیوانسالاران , تجار , هنرمندان , قایقرانان و خانواده هایشان .. نیروی نظامی مشتمل بر نگهبانان پیاده و سواره مامور حفظ نظم بودند . 3000 سال بعد ساختمان مرکزی نظامی و اصطبلهای ان کشف گردید . برای کسانی که از رودخانه فاصله داشتند – چاه های عمیقی حفر گردید و کارگاههای عصارگیری و نانوائیهایی که از سوی معبد اداره می شدند, عصاره جو و نان تولید میکردند و انرا در اختیار مردم قرار می دادند تا علاوه بر تغذیه خود انرا به خدای " آتن " تقدیم نمایند . اگر چه درباریان نزدیک " آخن آتن " عمارات خود را در اطراف کاخ او بر پا می ساختند, اما تفاوتهای طبقاتی مردم چندان بچشم نمی امد . خانه ارابه رانی بنام " رانفر " چندان فاصله ای از خانه مجلل یکی از صاحب منصبان ارشد نظامی بنام " راموس " نداشت . برای اولین بار در تمام سلسله فراعنه یک برابری غیر قابل انکار بچشم میخورد . بسیاری از هنرها و بخصوص حجاران و نقاشان دارای نگرش جدیدی شده بودند. شعار عجیب " آخن آتن " که می گفت :– ما همه خدمتگزاران" آتن " هستیم یکی از موارد بینظیر http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/golchin-1/nafarrr.JPGدر میان سلسله های فراعنه مصر است . در صورتیکه نیاکان او تنها خود را خدمتگزار الهه مورد نظر خود می دانستند و مردم کمترین نقشی در اینگونه موارد داشتند . همانگونه که در بالا گفته شد : برای اولین بار خانه ها تقریبا" یک شکل شدند و تنها افراد بسیار کمی از این قاعده مستثناء بودند – که انهم بخاطره نزدیکی به " آخن آتن " بود . هنرمندان دارای ارزش والائی شدند و فرعون سعی کرد راحتی انها را بگونه ای فراهم اورد . به عنوان مثال پیکرتراش اصلی شهر بنام " توتموس " در مجموعه ای زندگی میکرد که شامل خانه محل سکونت – کارگاه و یک انبار که ابزار کار او در ان قرار داشت . در این مجموعه او بر شمایل خانواده سلطنتی و استفاده از انها به عنوان مدل ابنیه عمومی و پرستشگاههای خصوصی بررسی و کار میکرد .. یکی دیگر از وظیفه او اموزش جوانان و محصلین عاشق این فن با ارزش بود . هنگامیکه این شهر بحال خود رها شد – اخرین ساکنین خانه این هنرمند, برخی از اثار و مدلهای نا تمام او را بر جای گذاشتند . با فرو ریختن خانه و جابجایی شنها – این اثار هنری فراموش شده و مدفون شدند . یکی از با ارزش ترین اشیاء یافته شده از این بناء سر مجسمه " نفرتیتی " میباشد که کار اموزان برای اموزش از ان استفاده میکردند .

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:12 AM
پايتخت اسرار آميز هخامنشيان به يكباره ناپديد شدند


40سال تحقيق بدون نتيجه و شگفتي باستان شناسان _ ساکنان پايتخت اسرار آميز هخامنشيان به يكباره ناپديد شدند_150 تا 200 سال پس از ساخت شهر دهانه غلامان، ساكنان اين شهر با يك برنامه‌ريزي دقيق تمامي اموال خود را جمع‌آوري كرده و از اين شهر به مكان نامعلومي مهاجرت كردند لیلا میركمالی : علت مهاجرت برنامه‌ریزی شده ساكنان شهر «دهانه غلامان » یكی از مهم‌ترین پایتخت‌های ایالتی هخامنشیان در جنوب كشور، پس از گذشت دو هزار و پانصد سال در هاله‌ای از ابهام باقی مانده و باستان‌شناسان پس از 40 سال پژوهش در این منطقه هنوز پاسخی بر این مهاجرت اسرارآمیز پیدا نكرده‌اند. یكی از عجایب باستان‌شناسی در دوره هخامنشیان است. ساكنان این شهر در این منطقه در اوج عظمت زندگی می‌كردند و هنر و تبحر آنان از نوع معماری منحصر به فردشان در دهانه غلامان كاملا مشهود است. با این وجود ساكنان این شهر تنها در برهه تاریخی بسیار كوتاهی در این شهر زندگی كرده‌اند. 150 تا 200 http://pishgooyan.persiangig.com/book/k-1.jpgسال پس از ساخت شهر دهانه غلامان، ساكنان این شهر با یك برنامه‌ریزی دقیق و از پیش تعیین شده در یك فرصت مناسب و بدون هیچ شتابی تمامی اموال خود را جمع‌آوری كرده و از این شهر به مكان نامعلومی كه باستان‌شناسان حدس می‌زنند «پاكستان» باشد، مهاجرت كرده‌اند. دهانه غلامان در سال 1960 توسط باستان‌شناسان ایتالیایی شناسایی شد. عملیات حفاری در این محوطه بین سال‌های 1962 تا 1965 آغاز شد. اما از آنجایی كه ساكنان شهر دهانه غلامان هیچ اثری از خود باقی نگذاشته بودند باستان‌شناسان در جریان حفاری‌ها نتوانستند هیچ اثری را از منطقه به دست آورده و تنها به بررسی شواهد معماری بسنده كردند. دكتر «منصور سجادی»، باستان‌شناس و سرپرست تیم كاوش در «دهانه غلامان» و «شهر سوخته» درباره پژوهش‌های انجام شده توسط باستان شناسان ایرانی در این منطقه گفت: «یكی از نكات بسیار مهم در دهانه غلامان نبود هیچ اثری از برج و بارو، دژ و دیواری دفاعی در شهر دهانه غلامان است. همچنین از این محوطه هیچگونه اموال منقول و غیر منقول و حتی لایه‌های باستانی به دست نیامده است. این شواهد نشان می‌دهد كه ساكنان دهانه غلامان شهر را سریع، اما با آرامش و نظم تخلیه كرده‌اند و در متروك شدن آن عواملی چون جنگ و یا آتش‌سوزی و یا بیماری‌های مسری خطرناك وجود نداشته است. آنان به یك باره در یك برهه تاریخی با یكدیگر كاملا همداستان شده‌اند كه شهر را ترك كنند و هیچ اثری از خود به جای نگذارند.» . باستان‌شناسان حدس‌ها و فرضیات زیادی براساس شواهد و مطالعات خود مطرح كرده‌اند اما هنوز هیچ كس به درستی علت این مهاجرت اسرار‌آمیز را نمی‌داند. سجادی سه عامل را به عنوان دلایل این مهاجرت مطرح كرده است. به اعتقاد وی سه عامل عمده در تخلیه شهر دخالت داشته است. این مهاجرت به دنبال یك تصمیم ---------- بزرگ، طوفان عظیم شن و یا خشك شدن ناگهانی بستر رودخانه باشد كه به شهر آب می‌رسانده است.
این باستان‌شناس گفت: «عامل اول كه برخی باستان‌شناسان آن را عامل اصلی می‌دانند با پژوهش ما كاملا رد می‌شود. چرا كه این منطقه در زمان هخامنشیان در اوج قدرت بوده و از زمان بنای شهر نیز بیش از 150 یا 200 سال نمی‌گذشته است و این كه یك تصمیم ---------- از بالا برای تخلیه این شهر گرفته شده باشد عجیب به نظر می‌رسد. چرا كه دهانه غلامان خود یك مركز ---------- و پایتخت ایالتی در دوره هخامنشیان بوده است.» . «سجادی» همچنین به بررسی دو عامل دیگر از سوی محققان پیشنهاد شده پرداخت و گفت: «عامل دوم، یعنی وقوع طوفان شن ناگهانی نیز در تخلیه این شهر موثر نبوده چرا كه از این شهر هیچ شی‌ای به دست نیامده و از طرفی وقوع طوفان شن امری طبیعی در منطقه بوده است. با این وجود شواهد نشان می‌دهد مردم شهر زمان كافی در اختیار داشته‌اند تا اموال و اثاثیه خود را به جای دیگری منتقل كنند. طبعا طوفان شن در مقیاسی كه بتواند مردم را به ترك خان و مان خود مجبور كند، خسارات مالی و جانی بسیاری ایجاد می‌كند و شواهدی را برای آیندگان بر جای خواهد گذاشت.» . به گفته سجادی، سومین عامل یعنی خشك شدن ناگهانی بستر رودخانه بهترین فرضیه به نظر می‌رسد. احتمال دارد به دلایل مختلفی یكی از سرشاخه‌های رود هیرمند كه آب مردم این شهر را تامین می‌كرده خشك شده باشد و مردم دهانه غلامان مجبور به ترك شهر شده باشند. «سجادی» در پایان همه این فرضیه‌ها را تنها احتمالاتی بسیار ضعیف خواند و تاكید كرد كه آرزوی باستان‌شناسان این است كه بدانند مردم دهانه غلامان به چه دلیل این شهر را اینچنین دقیق و برنامه‌ریزی شده ترك كرده‌اند. شهر «دهانه غلامان» در 44 كیلومتری شهرستان زابل قرار گرفته است. این شهر ابعادی به وسعت یك و نیم كیلومتر در 800 متر مربع دارد كه احتمالا در زمان هخامنشی بیش از این اندازه مساحت داشته است.

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:13 AM
افسانه افرینش در مصر باستان

توطئه ست علیه برادرش آزیریس
ست با ملکه حبشه و 72 نفر از همفکرانش شروع به طرح دسیسه کردند . او مخفیانه اندازه برادرش را بدست اورد و شروع به ساختن یک جعبه زیبا کرد و وقتی کار جعبه تمام شد – یک مهمانی بزرگ ترتیب داد و آزیریس را به انجا دعوت کرد . در پایان مهمانی ست بالای میز رفت و گفت : " این جعبه زیبا را به کسی هدیه خواهم داد که اندازه او باشد." همه به نوبت به طرف جعبه رفتند تا اینکه نوبت به آزیریس رسید . وقتی آزیریس درون جعبه خوابید – ست با دوستانش فورا" درب جعبه را بستند و انرا با میخ محکم کردند – بعد روی ان سرب ریختند و تابوت را داخل نیل انداختند .نفتیس که این ماجرا را دیده بود از خانه شوهرش فرار کرد و به خواهرش ایسیس پناه برد . جستجوی ایسیس غمگین برای یافتن شوهرش آزیریس وقتی ایسیس ماجرا را شنید, بسیار ناراحت شد – لباس عزا پوشید و شروع به گریه زاری کرد . او همه جا بدنبال شوهرش گشت ولی انرا پیدا نکرد تا اینکه یک روز کنار رود نیل – بچه های که در ساحل نیل بازی میکردند به او گفتند که چند روز پیش تابوت زیبایی را روی رودخانه نیل دیده اند . ایسیس که نمیدانست جریان اب نیل تابوت را کجا برده است – نزد جادوگران رفت و از انها کمک خواست . جادوگران به او گفتند که تابوت به ساحل شهر بیبلوس رسیده وبین شاخه های درخت گز گیر کرده است . پس به خاطره جادوی تابوت – درخت گز بسیار بزرگ شده و شاه بیبلوس دستور داده تا از تنه این درخت برای قصرش ستونی بسازند . ایسیس در سرزمین بیبلوس پس ایسیس به سوی شهر بیبلوس حرکت کرد و وقتی به انجا رسید – کناره فواره ای نشست . در این هنگام دخترک زیبارویی نزد او امد . ایسیس موهای شاهزاده را بست و به او عطرهای خوشبو زد . وقتی شاهزاده به قصر بازگشت – ملکه از او پرسید : چه کس موهای تو را به این زیبایی ارایش کرده و به تو عطرهای خوشبو زده است.؟ شاهزاده جریان را برای مادرش تعریف کرد و ملکه دستور داد تا ان زن را به داخل قصر بیاورند. ملکه از ایسیس خواست تا پرستار دخترش شود . ایسیس روزها از دختر مراقبت میکرد و به او غذا میداد و وقتی شب فرا می رسید و همه میخوابیدند, ستون چوبی قصر را اتش میزد و دخترک را داخل اتش می انداخت و خودش را به شکل پرنده ای در می اورد و دور ستون شروع به عزاداری میکرد . وقتی خبر به ملکه رسید باور نکرد و تصمیم گرفت تا با چشم خودش ان را ببیند . ان شب وقتی ایسیس طبق معمول ستون را اتش زد و خواست دخترک را در اتش بیندازد, ملکه بیبلوس جیغ کشید و برای نجات دخترش به سوس ایسیس حمله کرد . در این هنگام ایسیس هویت واقعی خود را نشان داد و به او فهماند که میخواسته به کمک جادوی خود, شاهزاده را به یک الهه تبدیل کند ولی بخاطره فریاد ملکه, ابدیت شاهزاده از بین رفته است . وقتی ملکه این سخنان را شنید در بابر ایسیس تعظیم کرد و دستور داد تا تابوت را از میان ستون چوبی قصر خارج سازند و انرا به ایسیس بدهند . وقتی ایسیس تابوت را باز کرد و جسد شوهرش را دید, شروع به گریه و زاری کرد . او تا صبح شیون کرد و با طلوع افتاب بیاد اورد که پسرش " هــــوروس " را در خانه تنها گذاشته است . به همین دلیل جعبه را در نیزاری مخفی کرد و بدنبال پسرش به راه افتاد. ســـــت شرور باز میگردد . یک شب که ست در زیر نور ماه به شکار رفته بود, به جعبه بسیار زیبایی برخورد کرد و ناگهان بیاد اورد که این جعبه همان تابوتی است که برای برادرش درست کرده و انرا در ان قرار داده است . او با عصبانیت جسد برادرش را 14 تکه کرد و انها را در سراسر مصر پخش کرد . وقتی خبر به ایسیس رسید – دوباره غمگین شد . او تصمیم گرفت تا دوباره قطعات جسد شوهرش را پیدا کند . ایسیس قایقی از نی پاپیروس درست کرد و انرا درون رود نیل انداخت . او هر جا که که قطعه ای از بدن شوهرش را می یافت, به کمک " نفتیس" و " انوبیس " مومیایی و دفن میکرد و روی قبرش معبدی می ساخت . به همین دلیل است که " آزیریس " مقبره های زیادی در مصر دارد . با کمکهای ایسیس فداکار, آزیریس در دنیای مرده ها زنده شد و پادشاه مردگان لقب گرفت . انتقام هــــوروس از عمویش ســــت سالها بعد هوروس که جوان نیرومندی شده بود به کمک خدایان تبدیل به شاهین تیزچشمی شد و خدای اسمان لقب گرفت . یک روز روح آزیریس مقابل پسرش ظاهر شد و از او خواست تا انتقامش را از ست شرور بگیرد . پس از ان هوروس بدنبال ست رفت و جنگ بین ان دو شروع شد . در یکی از جنگها ست شرور چشم چپ هوروس را در اورد و تکه تکه کرد . اما چشم هوروس به طور سحر امیزی خود را جمع کرد و بصورت ماه کامل در امد . پس از ان چشم هوروس نماد طلسم و جادوی قدرت لقب گرفت و مصریان باستان ان را برای مصنون ماندن از چشم بد به گردن می اویختند . چنین روایت شده است که جنگ بین هوروس و ست شرور تا امروز ادامه دارد و در جنگها یکبار هوروس و بار دیگر ست شرور پیروز میشود . اما خدایان بر این باورند که روزی هوروس ست شرور را خواهد کشت و پس از ان آزیریس زنده شده و دوباره پادشاه جهان خواهد شد .






http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/golchin-2/hanfer.jpg

این پاپیروس که به کتاب مرگ هانفر مشهور است در موزه انگلستان در شهر لندن نگهداری میشود .



راهروی مات – پاپیروسی از کتاب هانفر در تصویر بالا , هانفر پس از عبور از دروازه خدایان ( بالای تصویر که الهه ها پشت سر هم نشسته اند ) به راهروی مات می رسد . در انجا انوبیس درست "هانفر" را گرفته و داخل راهروی مات اورده است . پس از ان خدایان قلب مرده را در اورده و روی یکی از کفه های ترازو میگذارند . بالای این ترازو الهه مات ایستاده که روی یکی از کفه هایش پر از پر به نشانی راستی و عدالت ( وزنه قوانین مات ) قرار دارد . سمت راست ترازو هم خدای تحوت در حال اندازه گیری و مقایسه قلب هانفر با وزنه عدالت است . در اینجا اگر قلب مرده سبکتر از پر باشد – یعنی در زندگی کارهای خوبی انجام داده و تمام عمر در خدمت فرعون و خدایان بوده, پس لیاقت انرا دارد که نزد آزیریس برود . اما اگر قلبش سنگین تر از پر باشد . یعنی در دنیایی زنده ها کارهای زشت و ناپسند انجام داده و به پسر خدایان ( همان فرعون ) خدمت نکرده , پس مستوجب عذاب و نابودی است و باید توسط شیطان آموت ( سگی با سر تمساح که زیر وزنه نشسته ) بلعیده شود . در این تصویر, تحوت اعلام می کند که قلب هانفر از قوانین مات سبکتر است , پس اجازه دارد تا نزد پادشاه دنیایی زیرین یعنی آزیریس برود . پس هوروس که همانند آنوبیس صلیب حیات ( نشانه زندگی ابدی ) در دست چپ خود گرفته, هانفر را تا بارگاه آزیریس راهنمایی می کند . در سمت راست تصویر – آزیریس روی تخت شاهی نشسته و شلاق و عصای سر کج سلطنتی را در دست دارد . پشت سر ازیریس – همسرش ایزیس و خواهرش نفتیس ایستاده اند و جلوی او گل نیلوفری روئیده که 4 نوه او ( پسران هوروس ) روی ان قرار دارند . حال هانفر منتظر است تا ازیریس نظر نهایی را اعلام کند که ایا لیاقت انرا دارد که وارد قلمرو پادشاهی ازیریس ( بهشت ابدی ) شود یا نه؟ اگر ازیریس به هانفر جواب مثبت بدهد – روح ازاد او (Ba) به سوی جسد مرده برگشته و در کالبد مومیایی حلول می کند تا همراه روح همزاد به بهشت ابدی و سعادت سفر کنند .
اگر دقت کنید روی شقایق چهار الهه کوچک بچشم میخورند ( پسران هوروس ) انها پاسداران امعاء و احشاء داخل بدن هستند .

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:14 AM
کامپیوتر باستانی

در یک سوی دستگاه محوری وجود دارد که به محض انکه شروع به چرخش می کند, تمام عقربه ها با سرعتهای متفاوت به حرکت در می ایند . زیر عقربه ها روکشهای برنجی وجود دارد که بر روی انها نوشته های مفصلی بچشم می خورد . " درک پیریس " فیزکدان برجسته انگلیسی با مطالعه بسیار http://img.villagephotos.com/p/2008-4/1306316/derek_price.jpgاین شی عجیب را یک " کامپیوتر " باستانی می داند که مثل ماشین حسابی برای محاسبه و پیدا کردند ستارگان به استفاده کنندگان این دستگاه کمک میکرده است . قدمت این " کامپیوتر " باستانی بیش از 3200 سال میباشد و به قول " درک پیرس " سازندگان این دستگاه باید با علوم بالای ریاضی و همچنین علوم مکانیکی اشنای کاملی داشته باشند . " درک پیرس " میگوید : در طول تاریخ به ستارنماهای مختلفی بر میخوریم – به عنوان مثال گفته میشود : " فدریک دوم " امپراطور سلسه " هومن اشتاوفن " در سال 1229 به هنگام بازگشت از پنجمین جنگ صلیبی از مشرق زمین – یک خیمه عجیب را با خود اورده بود . نقل شده در این چادر دستگاهی شبیه ساعت قرار داشت که با به کار انداختن ان, پهنه اسمان – صور فلکی و حرکت ستارگان بر سقف کنبدی شکل چادر منعکس می شده است .!! البته وجود این دستگاه در زمان سلطنت " فدریک دوم " چندان دور از ذهن نیست – چون می دانیم که توانایی فنی و هنر ساخت چنین وسیله در دوران شکوفایی علوم اسلامی موجود بوده است . اما ایده ساختن یک دستگاه محاسبه ستارگان ان هم در 1000 سال قبل از میلاد غیر قابل تصور است – چون در انزمان هنوز نمایش ثوابت با در نظر گرفتن حرکت وضعی زمین غیر ممکن بوده است . توجه داشته باشید که طبق مستندات گالیله اولین کسی بوده است که توانست ثابت کند زمین گرد است و همیشه در حال گردش بدور خود و خورشید است . اما کشف این " کامپیوتر " باستانی نشان میدهد که سازندگان ان برای محاسبه فاصله ستارگان حتما" باید از این قاعده علمی خبر داشته باشند. امروزه این " کامپیـــــــــــــــوتر باستـــــــــــــــــانی " در موزه اتــــــــن نگهداری میشود و تا امروز میلیونها نفر از سراسر جهان از ان دیدن می کنند

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:15 AM
سومریان و عجایب اسرارامیز این تمدن بشری

قدیمی ترین خط که همان خط میخی قدیم میباشد از ابداعات سومریان است . انها وقایع تاریخی و ثبت حوادث بزرگ را بر روی گل های پخته , عاج , چوب حک میکردند . برای این منظور کاتبانی را تربیت میکردند و پس از نوشتن گل ها را می پختند تا مدت زیادی در کتابخانه ها نگهداری شود . قدیمیترین مدرک از طوفان بزرگ متعلق به سومریان است . همانگونه که در مطالب قبل عنوان کردم در اکثر تمدنهای کهن بشری از این http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/Aban-85-86/babelclay3.JPGاتفاق یاد شده است . یکی از بزرگترین کتابخانه سومریان , کتابخانه " تلو " بوده است که مجموع 30000 لوح گلین در ان نگهداری می شده است . یکی از پر رمز و رازترین مدارک باقی مانده از سومریان افسانه " گیلگامش " است که بر روی لوحهای گلین به ثبت رسیده است . در این افسانه به مطالبی بر میخوریم که ما را به یاد مدرن ترین ابزارالات امروزی بشر می اندازد . ( لازم به ذکر است که گیلگامش تنها افسانه اینچنینی نیست – بنده در مطلب نشانه های از ماورای زمین از ماهابهاراتا هندیان برای شما به تفصیل صحبت کردم ) "ویلیام استینورد" یکی از نامی ترین افرادی است که بر روی افسانه های باستانی مختلف تحقیق می کند در کتاب" تکنولوژی باستانی " تمام افسانه های معتبر جهان را که سئوالات بیشماری را در خود جای داده مورد بررسی قرار داده است .« به عنوان مثال او در افسانه " گیلگامش " به پهلوانی بنام " اتانا " اشاره می کند که توسط خدایان به اسمان برده شده تا گردشی به اتفاق داشته باشند , او وسیله پرنده را چنین توصیف می کند : کشتی خدایان با صدای چون رعد به سوی زمین امد, نور کشتی خدایان چون خورشید چشمها را از کار می انداخت , خدایان بارها به من گفته بودند به صورتشان نگاه نکنم چون هر کس به چهره انها نظر بی اندازد میمیرد . برای همین انها نقابی بر چهره داشتند .!! همانگونه که در متن مشاهده می کنید توصیف چنین سفینه ای انهم در 4000 سال قبل از میلاد بسیار عجیب است. ایا نویسنده باستانی نمیتوانست از پرنده ای غولپیکر برای گردش " اتانا " استفاده بکند. چرا خدایان نقاب بر چهره داشتند؟! اما عجیبتر از سفینه خدایان , منظره ای است که " اتانا " انرا توصیف می کند . او میگوید : انقدر با کشتی خدایان بالا رفتیم که دریا مانند یک تغار بزرگ و زمین همچون یک ظرف کوچک بنظر میرسید . او کوچکترین جزئیات منطقه را بشکل حیرت اوری ذکر می کند به گونه ای که " ویلیام استیوند " میگوید : بی شک این پهلوان سومری انچه را که از بالا دیده دریای سرخ و خلیج فارس و زمینهای اطراف ان است .» ایا براستی یک نویسنده باستانی چنین تخیل قوی داشته که بتواند کوچکترین جزئیات دریای سرخ و خلیج فارس را انهم از ارتفاع بالا برای خوانندگانش به تصویر بکشد .؟! یکی دیگر از عجایب این تمدن غنی و شگفت انگیز مهارت انها در علوم کیهانی میباشد بگونه ای که انها میدانستند که خورشید ( ثوابت ) دارای سیارات متعددی است .! انها خدایان خود را در بصورت حیوانات بالدار بصورت مجسمه و حجاریهای مختلف توصیف میکردند . حال سئوال همیشگی دوباره به ذهن ما خطور می کند . سومریان چگونه به این دانش عظیم دست یافته اند.؟ به امید خدا در اینده نزدیک افسانه " گیلگامیش " را که کهن ترین افسانه نگارش شده بشریت میباشد بصورت جامع مورد بررسی قرار خواهیم داد و شما با یکی از عجایب و اسرار این تمدن غنی اشنا خواهید شد .
http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/Aban-85-86/243.jpg * بسياري از محققان و باستان شناسان سومر را منشا تمدن بشر مي دانند ولي اين موضوع به صراحت رد مي شود اما دراينکه آنان خدمت بسياري به بشر کرده اند و از قديمي ترن هاي تمدن بشری هستند شکی نبست، براي مثال کافي است بگويم که از اواسط قرن نوزدهم به بعد حدود نيم ميليون لوح با کتيبه پيدا شد که فقط 50000 از نيوا در نزدیکی موصل پيدا شد و اين لوحها فقط مربوط به سومر است و اين در حالي است که آشور – کلده – بابل و سام داراي هزاران هزار کتيبه و لوح کلي مي باشند و بازهم اين در حالي است که کل کتيبه هاي ايران و مصرشايد به 10000 نرسد.

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:17 AM
ناپدید شده گان

مرد زمین‌گیر
" اوون پارفیت " پس از یك سكته مغزی شدید كاملا فلج شده بود. در ماه ژوئن سال 1793 در منطقه « شپتون مالت در كشور انگلیس،» " پارفیت" طبق معمول همیشه در بعد‌ازظهر گرم ماه ژوئن بیرون خانه خواهرش نشسته بود. این مرد شصت ساله كه واقعا قادر به حركت كردن نبود با لباس راحتی خانه روی پالتوی تاخورده‌اش نشسته بود و به اطراف نگاه می‌‌كرد. آن طرف جاده كارگران مزرعه همسایه كه كار روزانه خود را به پایان رسانده بودند، علف‌های خشك را جمع می‌‌كردند. ساعت هفت بعدازظهر " سوزانا " خواهر " پارفیت " به همراه همسایه‌اش از خانه بیرون رفت تا به كمك یكدیگر" پارفیت "را به داخل خانه برگردانند زیرا به نظر می‌‌رسید كه طوفان در پیش است اما او رفته بود. تنها چیزی كه از او برجای مانده بود همان پالتوی تاخورده‌اش بود. تحقیقات و جستجوها برای كشف این معمای غیرقابل توضیح تا سال 1933 هم ادامه داشت ولی هیچ اثری از او پیدا نشد و هیچ سرنخی از سرنوشت عجیب " اوون پارفیت " كشف نگشت . ناپدید شدن یك دیپلمات در سال " 1809 بنجامین بت‌هرست" دیپلمات انگلیسی جلوی چشم همراهانش ناپدید شد. در آن روز "بت‌هرست" پس از انجام یك ماموریت كاری در یك دادگاه اتریشی، در كنار همراهانش به سوی هامبورگ برمی‌گشت. در میانه راه در مهمانخانه‌ای در شهر "پرل برگ" توقف كردند تا شام بخورند. پس از اتمام غذا آنها به اتفاق یكدیگر به سوی كالسكه خود كه بیرون از مهمان‌خانه انتظارشان را می‌‌كشید به راه افتادند. "بت‌هرست" چند قدم از همراهانش جلوتر بود. آنها بت‌هرست را می‌‌دیدند كه جلویشان به سمت كالسكه قدم برمی‌داشت بعد به قسمت جلوی كالسكه رفت تا اسب‌ها را‌ آزمایش كند و سپس خیلی راحت درست جلوی چشمان آنها ناپدید شد و دیگر هیچ اثری از او به دست نیامد. تونل زمان در سال 1975 مردی به نام "جكسون رایت" به همراه همسرش و با اتومبیل شخصی خود از نیوجرسی به سوی "نیویورك سیتی" در حركت بود. در این مسیر آنها مجبور بودند كه از "تونل لینكلن" عبور نمایند. رایت می‌‌گوید اتومبیل را به كنار جاده هدایت كرد تا قبل از ورود به تونل شیشه‌ها را تمیز كند تا دید بهتری داشته باشد. همسرش مارتا پیشنهاد كرد او هم شیشه‌های عقب را پاك كند تا زودتر راه بیفتند و سفرشان سریع ‌تر تمام شود. وقتی رایت به عقب برگشت همسرش رفته بود. او نه صدای غیرعادی شنیده بود و نه اتفاق عجیب و غیرعادی رخ داده بود. تحقیقات وسیع پلیس نیز ثابت كرد هیچ مدركی دال بر جنایت یا نقشه‌های قبلی در در كار نبود. مارتا دایت هنوز پیدا نشده است. ابر اسرارآمیز در سال 1915 سه سرباز ادعا كردند كه شاهد ناپدید شدن باورنكردنی یك گردان كامل ارتش بوده‌اند. پنجاه سال پس از جنگ " كالیپولی" تركیه در زمان جنگ جهانی اول، سرانجام این سه سرباز با داستانی عجیب قدم به جلو گذاشتند. این سربازها كه اعضای كمپانی نیوزیلند بودند اظهار داشتند آن روز در منطقه سولوابی تركیه در جایی كه كاملا بر گردان انگلیسی تسلط داشته‌اند و می‌‌توانستند به راحتی سربازان را ببینند، ایستاده بودند. مه ابر مانند غلیظی تا سطح تپه پایین آمده بود ولی سربازان انگلیسی بدون ترس و تردید به حالت رژه‌ به درون مه قدم نهادند ولی دیگر از آن سوی ابر خارج نشدند. بعد از این‌كه آخرین سرباز وارد ابر غلیظ شد، آن ابر آهسته آهسته بالا رفت و از تپه فاصله گرفت و به بقیه ابرهای آسمان پیوست. وقتی جنگ تمام شد، دولت انگلیس كه فكر می‌‌كرد آن گردان به تسخیر ارتش تركیه درآمده است و سربازان آن هم‌اكنون اسیر آنها می‌‌باشند، تقاضای استرداد آنها را كرد ولی ترك‌ها تاكید كردند . افسانه دیوید لنگ مردم آمریكایی میگویند این افسانه معروف حقیقت دارد و در دسامبر سال 1880 در مزرعه‌ای در نزدیكی " گالاتین" واقع در ایالت تنسی آمریكا و در برابر چشم چندین شاهد به وقوع پیوست. جورج و سارا دو فرزند خانواده " لنگ" در حیاط جلوی خانه خود مشغول بازی بودند. " دیوید و اما " والدین بچه‌ها از در جلویی خانه بیرون آمدند. دیوید به درون چمنزار رفت تا به اسب‌هایش رسیدگی كند. در همان زمان درشكه‌ای حامل دوست خانوادگی‌شان قاضی "آگوست پك" به خانه نزدیك شد. دیوید برگشت كه دوباره به سوی خانه‌شان بازگردد كه چشمش به درشكه افتاد و دستی برای دوستش تكان داد. یکی دو ثانیه بعد دیوید درست در برابر چشمان همسرش، فرزندانش و دوست قاضی‌اش ناپدید شد. " اما " جیغ كشید و همه به سرعت به سوی محلی كه چند ثانیه قبل دیوید ایستاده بود رفتند زیرا فكر می‌‌كردند به‌طور حتم درون چاله‌ای افتاده است ولی چاله‌ای در بین نبود. جستجو‌های خانواده، فامیل، دوستان و همسایه‌ها هیچ سودی نداشت. چند ماه پس از این ناپدید شدن غیرقابل توضیح و باورنكردنی، بچه‌های دیوید متوجه شدند چمن‌های محلی كه پدرشان در آن‌جا ناپدید شد، زرد شده است. منطقه‌ای دایره‌ای شكل به قطر حدودا پانزده فوت كه علف‌های آن زرد و پژمرده شده بودند. استون هنج سنگ‌های ایستاده و اسرارآمیز " استون هنج " در انگلیس هم در ماه اگوست سال 1971 شاهد ناپدید شدن حیرت‌انگیزی بودند. در آن زمان " استون هنج" هنوز چندان مورد توجه و علاقه مردم نبود و در آن شب خاص یك گروه از آوازه‌خوان‌های دوره‌گرد تصمیم گرفتند برای شب یك چادر درست وسط این سنگ‌های ایستاده بزنند و در آن بخوابند. آنها چادر زدند و آتش بزرگی روشن كردند و دور هم نشستند و شروع به سیگار كشیدن و آواز خواندن نمودند. شب‌نشینی آنها حدود ساعت دو نیمه شب به ناگهان قطع شد زیرا طوفان شدیدی كاملا ناگهانی دشت را فراگرفت. رعد و برق می‌زد و صاعقه به درختان منطقه و حتی سنگ‌های " استون هنج" می‌‌خورد. دو شاهد كه یكی كشاورز و دیگری پلیس بودند می‌‌گفتند كه گویی سنگ‌های قدیم استون هنج روشن شدند و نوری آبی رنگ به شدت به اطراف پاشیده شد. این نور آنقدر شدید بود كه ما مجبور شدیم چشمهایمان را ببندیم. صدای جیغ آن چادرنشینان را می‌‌شنیدیم به همین خاطر به سرعت به آن طرف رفتیم زیرا فكر می‌‌كردیم به‌طور حتم زخمی شده‌اند یا حتی مرده‌اند ولی در كمال تعجب هیچ‌كس را در آن‌جا ندیدیم. تنها چیزی كه در میانه آن سنگ‌های اسرارآمیز به چشم می‌‌خورد تكه پاره‌های چادر آوازه‌خوان‌ها و خاكستر آتش آنها بود و از خودشان هیچ اثری دیده نمی‌‌شد.
دهكده‌ای كه ناپدید شد.!! وقتی كسی ناپدید می‌‌شود فقط یك نفر است ولی وقتی صحبت از یك دهكده باشد چه‌طور؟ دهكده‌ای شامل دو هزار مرد و زن و كودك؟ در روز سی نوامبر سال 1930 " جولابل" كه برای جمع‌آوری پوست حیوانات در جنگل تله كار می‌‌گذاشت با كفش‌های برفی خود به سوی یك دهكده اسكیمویی در سواحل دریاچه " آنجیكونی" واقع در شمال كانادا رفت. " لابل" با آن دهكده كاملا آشنا بود و می‌‌دانست آن‌جا محل زندگی بیش از دو هزار نفر بود كه از راه ماهیگیری زندگی خود را می‌‌گذراندند. ولی وقتی به آن‌جا رسید دهكده كاملا متروكه بود. تمام كلبه‌ها و فروشگاه‌های آن خالی بودند. بر روی یك آتش خاموش شده قابلمه تاس‌كباب كاملا سوخته‌ای دیده می‌‌شد. " لابل" به مسئولان خبر داد و جستجو آغاز شد. جستجویی كه به كشفیات عجیب و غریبی منتهی می‌‌شد. هیچ ردپایی از هیچ‌یك از سكنه آن دهكده به چشم نمی‌‌خورد كه نشان دهد آنها خود با پای خود دهكده را ترك كرده‌اند و تمام سگ‌های سورتمه اسكیموها زیر توده‌ای از برف دفن شده بودند و همگی آنها از گرسنگی مرده بودند. تمام غذاها و آذوقه‌ اسكیموها دست نخورده در كلبه‌هایشان باقی مانده بود آخرین كشف، موضوعی تكان‌دهنده و مرعوب كننده به نظر می‌‌رسید. تمام قبرهای مردگان اسكیموها خالی شده بودند.

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:19 AM
کتیبه خورشید - سرنوشت کلئوپاترا http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/mesr-s-r/q1.jpgمصریان باستان برای ستایش خدایان خود از شیوه های مختلفی استفاده میکردند . نقش و نگارهای " هیروگلیف " در معابد و مقبره ها مصر باستان یکی از این روشها محسوب می شدند . اما شگفت انگیزترین شیوه برای ابراز احساسات فراعنه نسبت به خدایانشان , استفاده از ستونهای غولپیکری بود که در اماکن مختلفی کار گذاشته می شد . این ستونهای گرانیتی بیش از 20 متر طول و وزن انها بالغ بر 150 تن میباشد . بر روی این ستونها نیایشهای مخصوص و همچنین خدماتی که فرعون وقت انجام داده به شکل زیبایی توسط هنرمندان فراعنه حک شده است . امروزه تعدادی از این ستونها بصورت کامل در معابد مختلف خودنمایی می کنند و با اینکه عمر بعضی از انها به بیش از 3000 سال می رسد اما زیبایی و عظمت انها چشم هر بیننده ای را بخود خیره می کند . اما سرنوشت »کتیبه خورشید» یا همان » سوزن کلئوپاترا » حکایت غریب و در نوع خود شنیدنی میباشد – درست مثل سرنوشت صاحب کتیبه یعنی » کلئوپاترا » مطلب امروز در دو بخش تعیه و تنظیم شده است . قسمت اول حکایت کتیبه ای میباشد که توسط حکمران وقت مصر به یک انگلیسی پیشکش شده است . اما قسمت دوم مربوط میشود به زندگی خود " کلئوپاترا " که توسط دوست وبلاگنویس ما » امیر » مدیر وبلاگ » EGYPT » تعیه و تنظیم شده است . حتما" بین شما بینندگان Yahoo2 - عزیزانی هستند که دوست دارند با این زن تاریخ ساز مصر اشنا شوند. با تشکر از امیر عزیز برای تعیه قسمت دوم مطلب امر
ستونهای هرمی شکل سنگی مصر در اصل برای ستایش خدایان و بخصوص خدایان خورشید برافراشته شده اند که از زمان رومی ها به عنوان نشانه های فتح و نیروهای اسرارامیز شناخته شده است . ستونهای گرانیتی با وزنی حدود 150 تن در مقابله با اشخاصی که برای جابجایی انها کوشش و مبارزه میکردند رازهای شگفتی در سینه دارند . هنوز معلوم نیست چگونه معماران مصری این غولهای سربه فلک کشیده را جابجا میکردند.! شاید هیچکس به اندازه » سرجیمیز الکساندر » انگلیسی ,این سئوال را از خود نکرده باشد . در سال 1877» محمد علی » حکمران مصر, ستون کوه پیکری را که حدود 3000 سال پیش توسط صنعتگران مصر باستان حکاکی شده بود به " سرجیمیز الکساندر " پیشکش کرد . برای حاکمان وقت غارت و چپاول میراث فرهنگی مصر هیچ ارزشی نداشت .. انها برای راضی نگه داشتن دول اروپایی از تمام ابزارهای موجود استفاده میکردند . در عوض برای " سرجیمیز الکساندر " انتقال این کتیبه باستانی به انگلستان یک غرور ملی محسوب می شد .


http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/mesr-s-r/a2.jpg کتیبه خورشید یا سوزن کلئوپاترا : این ستون امروز در کنار رودخانه تایمز در شهر لندن غربت خود را به ماتم نشسته است .



( البته کتیبه کلئوپاترا تنها کتیبه غارت شده از این قبیل نیست- کتیبه توتموس سوم در شهر نیویورک – کتیبه رامسس دوم در شهر پاریس نمونه های از ستونهای غارت شده اند.) همانگونه که اشاره شد این ستون 150 تنی که ارتفاع ان بیش از 20 متر بود به دستور »کلئوپاترا » تراش خورده بود . در این کتیبه از خدایان خورشید قدردانی شده و از ایثار و فداکاریهای " کلئوپاترا " که در راه ابادی مصر صورت گرفته حماسه های به خط هیروگلیف بر تن این ستون نقش بسته بود . تنها فکر سرجیمیز چگونگی انتقال این کوه سنگی از » لوکسور » به بندر اسکندریه و سپس حمل ان به انگلستان بود . بیش از 700 نفر برای این جابجایی تلاش میکردند – در اخر ستون سنگی را در داخل یک استوانه اهنی ضد اب قرار دادند و انرا بر روی چرخهای عظیمی استوار ساختند . این چرخها که قطر انها به 3 متر می رسید از جنس اهن و همچنین چوبهای مقاوم بود . چوب برای ان بود که بتوانند این استوانه غول پیکر را به دریا بیافکنند . برای اولین بار در دریا استوانه ای به صفهات اهنی, سکان , عرشه اهنی و کابین مجهز شده بود – این وسیله عجیب توسط یک کشتی بخار بنام » الگا » در 21 سپتامبر 1877 بندر اسکندریه را به مقصد انگلستان ترک کرد . مسافرتی خطرناک و همچنین مهیج , روزنامه های انگلیسی خبر این انتقال را لحظه به لحظه دنبال میکردند . شایعات مختلفی در شهر بگوش می رسید , کتیبه خورشید در دریا غرق شده است .!! البته این یک شایع بود .. در یکی از روزها, طوفان باعث شد که ناخدا بطور موقت کشتی اسیب دیده را رها کند . بعد از اینکه کشتی تعمیر و اماده شد, بنای تاریخی در 21 ژانویه 1877 وارد رودخانه تایمز شد و در کنار رودخانه لنگر انداخت . مردم لندن دسته دسته برای دیدن این ستون 3000 ساله به حاشیه رودخانه می امدند – جرثقیلی به ارتفاع 35 متر ساخته شد و » کتیبه خورشید » بعد از یک تلاش مداوم در کنار رودخانه به روی پا ایستاد . امروزه با گسترش شهر لندن پارک کوچکی در مجاورت " کتیبه خورشید " ساخته شده و مجسمه های به شکل » ابوالهول » در کنار این بنای باستانی جای گرفته است . اما در این مجموعه هیچ نشانی از ذوق و هنر معماران باستانی مصر بچشم نمیخورد . مردم لندن نام نامفهومی بر این کتیبه گذاشته اند .. » سوزن کلئوپاترا » ... نمیدانم . شاید سرنوشت " کتیبه کلئوپاترا " مثل سرنوشت خود او باشد . اروپا و روم باستان , نقش اساسی در زندگی " کلئوپاترا " داشتند و اینکه یک کشور دیگر از اروپا ... انگلستان .!!! " کتیبه خورشید " که بیش از 3000 سال در پرتو افتاب سوزان مصر پابرجا ایستاده بود – اینک از خدایان خورشید در اسمان بارانی لندن استمداد می طلبد . *** http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/mesr-s-r/q3.jpg در تصویر بالا دو نمونه از ستونهای نیمه کاره را مشاهده میکنید . در تصویر سمت راست استخراج سنگ غولپیکری را که در معدن رها شده است را میتوانید ملاحظه کنید . حال چگونه این سنگها را جابجا میکرده اند معمای است که هنوز لاینحل مانده است.! در تصویر سمت چپ ستونی را که شکل ان کامل شده و هیروگلیفهای بر پیکرش نقش بسته است را مشاهده می کنید . متاسفانه نیمی از این ستون در جابجایی (بخاطره ساخت سد ناصر در کنار معبد ابو سیمبل ) ویران شد . *** http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/mesr-s-r/q4.jpg در تصویر بالا عملیات انتقال کتیبه خورشید را مشاهده می کنید . در تصویر سمت راست استوانه ساخته شده را در بندر اسکندریه را ملاحظه می کنید . در تصویر سمت چپ میتوانید عظمت این ستون را مشاهده کنید . برای انتقال این سنگ عظیم الجثه بیش از 700 نفر تلاش میکردند .

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:19 AM
کتیبه خورشید - سرنوشت کلئوپاترا

کلئوپاترا كه به معنی « شكوه پدر » است و پس از مرگ پدر خود در بهار سال 51 پیش‌ازمیلاد به‌همراه http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/mesr-s-r/cleopatra-1.jpgبرادرش پتولمی سیزدهم 12 ساله بر تخت سلطنت نشست، اما در واقع به تنهایی بر مصر حكومت می‌كرد. سه سال بعد مشاوران برادرش او را از قدرت خلع و مجبور كردند از مصر فرار كند. تا این‌كه با مرگ این برادر و درحالی‌كه جولیاس سزار پایتخت مصر را در تصرف خود درآورده بود كلئوپاترا دوباره به فرمان سزار بر تخت نشست . "كلئوپاترا "، نخستین زنی در دنیاست كه زیبایی و جاذبه زنانه را در خدمت ---------- گرفت. او پرآوازه‌ترین زن در تاریخ باستان جهان بود كه ملكه مصر در آخرین سده قبل از میلاد شد. كلئوپاترا با نفوذ خود روی دو مرد بزرگ آن زمان یعنی « ژولیوس سزار » و« مارك آنتونی » توانست نزدیك به 20 سال بر مصر حكومت كند. « پلوتارك« ، مورخ یونانی، از استعداد »كلئوپاترا» در فراگرفتن علوم و زبان‌های رایج آن زمان یاد كرده و می‌نویسد:‌ « او به زبان‌های مصری، ایرانی‌، عبری، لاتین و یونانی سخن می‌گفته است. او حتی زبان بومیان ساحل دریای سرخ را هم فراگرفته بود. »كلئوپاترا» یونانی الاصل و اهل مقدونیه بود. او، كلئوپاترای هفتم دختر یكی از سلاطین »پتولمی» بود. این خاندان هنگامی كه«اسكندر» در سال 332 قبل از میلاد مصر را تسخیر كرد، به حكومت این منطقه گماشته شدند. كلئوپاترای هفتم در سال 68 یا 69 قبل از میلاد هنگامی كه قدرت »پتولمی» ها رو به زوال بود به دنیا آمد. او پس از مرگ پدرش در سال 51 قبل از میلاد در سن 18 سالگی حكومت مصر را به عهده گرفت. طبق قوانین مصری حقوق و اختیارات بین كلئوپاترا و برادر كوچكش »پتولمی دوازدهم» تقسیم شد. اما با توطئه‌هایی از طرف برادرش، كلئوپاترا پس از مدت كوتاهی به سوریه تبعید شد . ماه عسل تا ماه زهر ماه عسل « سزار » و «كلئوپاترا» برای مدت یك ماه در طول رودخانه « نیل » آغاز شد و در این مدت «كلئوپاترا» از سزار باردار شد و در سال 47 قبل از میلاد پسری به دنیا آورد كه او را « سزاریون » یا پسر سزار نامیدند. در این زمان بود كه « ژولیوس » از طرف سنای روم « دیكتاتور مادام الامر» رم معرفی شد. در آن زمان دیكتاتور صفت محترمی بود كه تنها در اختیار افرادی گذاشته می‌شد كه اختیارات تام داشتند. «سزار» در معبد «ونوس» مجسمه‌ای طلایی از «كلئوپاترا» را نصب كرد و به نمایش گذاشت. او حتی صندلی طلایی برای « كلئوپاترا » در سنای رم تهیه دیده بود تا هر گاه كه مایل بود به مجلس وارد شود و بر جایگاه مخصوص خود بنشیند. این خوشبختی با كشته شدن « ژولیوس » در مجلس سنا به ضرب چاقو پایدار نماند. بازگشت به مصر و مرگ "كلئوپاترا" كه جان خود را در خطر دید به همراه پسرش به مصر بازگشت و چندی به رسیدگی مشكلات مردم و قحطی گذراند. سنای رم پس از كشته شدن ژولیوس سزار، یك هیات سه نفری را به جای او http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/mesr-s-r/cleopatra-3.JPGبرگزید. این سه «اوكتاویان»،‌ «ماركوس آنتونیوس» و «لیپدوس» بودند. « ماركوس آنتونیوس» كه در تاریخ به نام «مارك آنتونی» شناخته شده پس از استقرار حكومت برای توسعه قلمرو رم به سوی شرق لشكركشی كرد. «مارك آنتونی» پیش از ادامه سفر خود در جزیره « تارسوس» لنگر انداخت و یك كشتی نزد«كلئوپاترا»‌ فرستاد تا او را برای مذاكره با «مارك آنتونی» بیاورند. كلئوپاترا كه بار دیگر فرصتی را برای تسخیر قلب مرد حاكم بر رم یافته بود، برخلاف دیدار خود با«ژولیوس سزار» با ناوگان عظیم به دیدار او شتافت. این بار هم موفق شد و «مارك آنتونی» با دیدار این زن بیست ساله و نازك اندام به او دل باخت. این دیدار، «مارك آنتونی» را از ادامه لشكركشی خود بازداشت و حتی پس از بازگشت به رم هم تاب دوری نیاورد و به عنوان بازدید ملكه مصر به این كشور سفركرد. پس از ورود او به مصر به درخواست «كلئوپاترا» آن دو با هم ازدواج كردند. اندكی بعد در سال 40 قبل از میلاد «كلئوپاترا» برای «مارك» دختر و پسری دوقلو به دنیا آورد. نام دختر را « سلنه « و نام پسر را «الكساندر هلیوس» نامید. « مارك آنتونی« پس از بازگشت به رم با شركت در سنا به شرح موفقیت‌های خود پرداخت. اما او می‌دانست بدون جلب موافقت «اوكتاویان»، رقیب خود نمی‌تواند كاری از پیش ببرد. بنابراین به پیشنهاد «اوكتاویان»،‌ «مارك آنتونی» با خواهر او « اوكتاویا » ازدواج كرد. اما سودای عشق «كلئوپاترا»،‌ «مارك آنتونی» را راحت نمی‌گذاشت . او به مصر بازگشت و در جشني، رسما ازدواج خود با «كلئوپاترا» را اعلام كرد. او در مذاكره و قراردادي اداره كشورهاي سوريه،‌ لبنان، فلسطين كنوني و قسمتي از دره اردن را به «كلئوپاترا» واگذار كرد. «كلئوپاترا» كه در پي تسخير جهان بود، «مارك» را بر آن داشت تا به سوي ايران لشكركشي كند. در اين لشكر كشي «كلئوپاترا» به دليل باردار بودن «مارك آنتوني» را همراهي نكرد و اشكانيان شسكت سختي به «مارك» وارد كردند. «اوكتاويان» از فرصت استفاده كرد و دست به تحريكاتي عليه «مارك آنتوني» زد. مارك آنتوني پس از شنيدن اين اخبار، حكم طلاق «اوكتاويا» را داد. اين امر باعث شكل‌گيري جنگي سرنوشت ساز بين «اوكتاويان» و «مارك آنتوني» شد. اين جنگ در سال 30 پيش از ميلاد درگرفت. در هنگام جنگ به «مارك آنتوني» خبر دادند كه «كلئوپاترا» خودكشي كرده است. پس از شنيدن اين خبر او به سبك روميان خود را روي خنجر تيزي انداخت اما مجروح شد. پس از اقدام او به خودكشي به او خبر دادند كه «كلئوپاترا» زنده است. او از همراهانش خواست تا او را نزد «كلئوپاترا» ببرند. «كلئوپاترا» با ديدن بدن خوني شوهرش آشفته شد. «مارك آنتوني» در دستان او جان داد. «كلئوپاترا» با «اوكتاويان» وارد مذاكره شد تا جان پسر خود را نجات بدهد. كلئوپاترا كه پس از مرگ «مارك آنتوني» چندي را در بستر بيماري گذرانده بود، به محض اينكه احساس كرد حالش بهتر شده است، بهترين لباسش را پوشيد و به بهترين وجه آرايش كرد و با سم مار خودكشي كرد. «كلئوپاترا» در سن 38 سالگي در حالي كه تمام جواهراتش را به بدن خود آويخته بود، درگذشت. «كلئوپاترا» با ديدن بدن خوني شوهرش آشفته شد. «مارك آنتوني» در دستان او جان داد. «كلئوپاترا» با «اوكتاويان» وارد مذاكره شد تا جان پسر خود را نجات بدهد. كلئوپاترا كه پس از مرگ «مارك آنتوني» چندي را در بستر بيماري گذرانده بود، به محض اينكه احساس كرد حالش بهتر شده است، بهترين لباسش را پوشيد و به بهترين وجه آرايش كرد و با سم مار خودكشي كرد. «كلئوپاترا» در سن 38 سالگي در حالي كه تمام جواهراتش را به بدن خود آويخته بود، درگذشت . پوشيدن لباس مردانه برای حفظ تاج و تخت تصويري در یک كتيبه‌ 2050 ساله كلئوپاترا را با لباس مردانه نشان میدهد . تصويري در یک كتيبه‌ كه تقريباً 2050 سال پيش روي تخته سنگي حكاكي شده است كلئوپاترا را با لباس مردانه نشان می‌دهد . به گزارش ديسكاوري، اين كشف حاصلِ تحليلي جديد از اين شيء باستاني است كه تنها يكي از سه تصوير موجودي است كه كلئوپاترا را به عنوان مرد نشان مي‌دهد. آن دو شيء باستاني ديگر http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/mesr-s-r/cleopatra-2.jpgلوح‌هايي هستند كه قدمت همگي آنها به سال 51 پيش از ميلاد مي‌رسد، یعنی به زمان شروع سلطنت كلئوپاتر. پژوهشگران اين نظريه را مطرح كرده‌اند كه احتمالاً اين لوح 4/13 در 8/9 اينچي كه به تازگي كشف شده است، اولين بار در «تل مقدم» از خاك بيرون كشيده شده باشد، در شهري از مصر كه به زبان يوناني لئونتون پوليس، يعني «شهر شيرها»، ناميده مي‌شد. ويلي كلاريس كه مدير اين تحليل‌هاست می‌گوید: «اين لوح كلئوپاترا را به شكل فرعوني مذكر نشان مي‌دهد كه تاجي دوپره (كه مشخصاً مردانه بود) به سر دارد و در حال تقديم هيروگليفي از يك مزرعه به شيري است كه پاي یک ستون نشسته است. الاي شير متني هيروگليفي است كه او را "اريسيسِ شير" مي‌نامد، يعني شيري مرده و موميايي‌شده كه با خداي دنياي زيرين، اُزيريس، هم‌هويت شده است».ازيريس خدايي مهم در فرهنگ مصري است. پادشاهان به او هدايايي مي‌دادند به اين اميد كه به سرزمين‌هاي‌شان حيات، ثبات و چيرگي ببخشد . كلاريس، مصرشناس و محقق كلاسيك در دانشگاه كاتوليك لووَنِ بلژيك، می‌گوید در تصوير جنسيت ظاهري كلئوپاترا تغيير كرده كه احتمالاً به دليل تنبليِ خالقِ اثر بوده است. او می‌گوید: «تا سال 51 پيش از ميلاد، پتولمايوسِ دوازدهم، پدر كلئوپاترا، پادشاه مصر بود. پيش از مرگ او لوح‌هايي حك شده بودند و سنگ‌تراش نام حاكم جديد را به روي لوح حك كرد، اما تصوير فرعون مذكر را تغيير نداد، زيرا این کار بسيار دشوار بود يا كار زيادي مي‌برد».كلاريس اضافه كرد يكي از پاهاي كلئوپاترا از نو كنده شده است، و احتمالاً كسي شروع به بازسازي كار كرده، اما بعد از ادامه کار منصرف شده است. ملكه هتشپ‌سوت كه در قرون شانزده و پانزده پيش از ميلاد مي‌زيست، اغلب بدون سينه، در لباس مردانه و با ريشي پُر تصوير مي‌شده است. بسياري از مورخان معتقدند او تصور مي‌كرده است كه اين نمادهاي مردانه، بر قدرت و ادعاي او بر تاج و تخت صحه مي‌گذارد، آن هم در زماني كه بيشتر زنان نمي‌توانستند به مقامات رسمي دست پيدا كنند. كلاريس معتقد است كه اين موضوع ربطي به كلئوپاترا ندارد؛ چرا كه تصاوير روي ديوار معابد و سكه‌هاي دوران سلطنت كلئوپاترا، او را در شكل زن نشان مي‌دهند. در ضمن اسم كلئوپاترا هم نشان مي‌دهد كه او زن است. اين لوح به مجموعه دوان فنگِ موزه دانشگاه پكن متعلق است. فنگ سفيري فرهيخته و دنياديده بود كه آثار برجسته زيادي را جمع‌آوري كرده بود كه برخي از آنها نيز در موزه شیکاگو نگهداری میشود .

Bauokstoney
Saturday 18 February 2012-1, 09:20 AM
شگفت انگیزترین صنعتگران باستانی

پرفسور " سمیول " در دل جنگلهای گواتمالا و کاستاریکا , تعداد قابل ملاحظه ای سنگ گرد مشاهده کرد که قطر انها از سه تا چهار سانتیمرد تا 3 متر متغیر بود و وزن انها به 15 تا 16 تن می رسید . این سنگها به شکل قابل تحسینی سیقل داده شده بودند که با دیدن انها انسان تصور میکرد , انها با لوازم پیچیده امروزی به این شکل در امده اند . پرفسور ادامه میدهد : تا فاصله صدها کیلومتری انجا معدن سنگی وجود ندارد که این کره های سیقل دیده را از انجا تراش داده و اورده باشند . ضمنا" چگونه و با چه وسیله ای انها را به محل فعلی اورده اند . این سنگها در نقاط مختلف بچشم میخورند , در بالای کوه ها در دل جنگل ها در کنار دریا و خلاصه در مکانهای که مهندسان باستانی در نظر داشتند . تراش دادن این کرات اسرارامیز با این دقت و ظرافت بطور حتم دهها سال طول کشیده است . این کرات در اشگال مختلف هندسی مثل مربع یا مثلث یا دایره و گاهی بطور تکی در مکانهای خود قرار گرفته اند, تمام اشگال هندسی از قوانین ریاضی پیروی کرده اند و در انها اکثرا" به ارقام .. 1 – 2 – 3 – 4 – 6 – 8 برخورد می کنیم . تنها نظریه ای که میتوان ارائه نمود این است که هدف چیدن انها به ان صورت ارائه نمونه های صوره فلکی و سیستم های ستاره ای بوده است . مجموعه بعضی از انها را میتوانم با چینش بعضی از ستارگان شناسائی کرد .. مثل دب اکبر یا شکارچی, ولی تعدادی نیز وجود دارند که در نقشه ستاره ای ما وجود ندارند . در جزیره " ایستر " هم میتوان گرات اینچنینی را که از سنگ تراش و سیقل داده شده اند را مشاهده کرد – اما فاصله این دو از هم هزاران کیلومتر راه دریایی است .! ایا ارتباطی بین این دو تمدن وجود دارد.؟! ا



http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/USA%20-%20Asraramiz/w3.jpg این گوشواره های زیبا و ظریف توسط هنرمندان منابی ساخته شده است . بیش از 2 تن از این صنایع توسط غارتگران غربی ذوب و به شمش تبدیل شد .



همانطور که در بالا عنوان شد سرخپوستان " چیبچا " زرگرهای مهاری بودند .. اما در میان اقوام مختلف امریکای لاتین سرخپوستان " منابی " را میتوان استادان بی همتای این هنر مشهور قلمداد کرد . این اقوام که در سواحل شمالی اکوادور می زیسته اند . با وجود اینکه ذربین در اختیار نداشته اند, اما با مهارت و ظرافت خاصی روی دانه های ریز طلا به اندازه نصف ته یک سنجاق , نقش و نگار بدیعی می کنده اند و حتی داخل بعضی از دانه های ریزتر از انرا خالی میکرده اند .! وقتی با یک ذربین قوی به شاهکار انها بنگریم به کامل بودن هنر انها پی برده و این تمدن هنرمند را تحسین خواهیم کرد . فرایندی که انها بکار میگرفتند به تکنیک " ریز کاری" معروف است و تازه در این اواخر توسط یکنفر استاد کار المانی بنام " فروترسکو " مجددا" ابداع گردید . ( در کشور خودمان ایران نیز این اواخر روی تار مو و دانه برنج حکاکی کردند . در روی اولی در سال 1355 خورشیدی یک مصرع شعر در وصف ملکه نوشته بودند و روی دانه برنج در سال 1372 نقوشی توسط هنرمندان اصفهانی کنده شده بود ) این کار چنان پیچیده و ظریف است که دانشمندان فکر می کنند بدون استفاده از ابزارهای ویژه قابل اجرا نبوده است . با وجود اینها در جزیره " کرت " در عهد باستان نیز برای شیار زدن یال شیر که طول ان به زحمت به 2 سانتیمتر می رسیده است از همان تکنیک استفاده شده بود و در یونان عهد " هومر " نیز در ساختن بالهای یک جغد و زگیل های یک وزغ که طولشان به زحمت به 5/2 سانتیمتر می رسیده است از همان روش سود جسته بودند . سومریان و مردم ایران باستان ( کیف پول ظریف و گوشواره ها ) و همینطور مردم مصر باستان این هنر ظریفه را به مورد اجراء می گذاشتند . بنابر این میتوان چنین نتیجه گرفت که این تکنیک ظریف کاری از محلی که برای اول ابداع شده بود,http://pishgooyan.persiangig.com/PIC/USA%20-%20Asraramiz/w4.jpg به سرتاسر کره زمین راه یافته است .! اما چگونه و از کجا.؟! این سئوالی است که تئوریهای مختلفی را در بر داشته, مثل اتلانتیس یا اموزش نیاکان ما توسط موجوداتی از ماورای زمین . " هلن تنشارد " به نقل از پرفسور " آنرا " مینویسد : حدود 400 سال قبل تیمی از کاوشگران تحت رهبری " پدرودو هریدیا " بدنبال پیدا کردن طلاجات راهی دره " کائوکا " در کشور کلمبیا شدند . ان تیم در مسیر خود در عمق خاک کلمبیا به قبیله ای از سرخپوستان برخورد نمودند که تحت ریاست یک زن اداره می شد . وی از تازه واردین غریبه استقبال دوستانه ای بعمل اورد . ابتدا قصر خود را که بناهای ان شباهت زیادی به بناهای " مایا " ها داشت را به انها نشان داد بعد انها را به معبد بزرگ برد و در انجا چشم انها, به تعداد بیست وچهار عدد مجسمه بزرگ طلایی افتاد, یعنی پوششی از یک ورقه طلایی داشتند . رئیس قبیله به هریدیا گفت : که این معبد و مجسمه های داخل ان هزاران سال قدمت دارد و اجداد انها از روزیکه بیاد دارند این معبد در انجا بوده است . در داخل بیشه پیرامون ان معبد چشم ان اسپانیولی ها به چیزی افتاد که نفس را در سینه هایشان حبس نمود . از شاخه های تمام درختان بلند ان درختستان یک ناقوس طلایی اویزان بود . مهمانان ناخوانده ان ملکه , در مقابل ان همه مهمان نوازی وی تلافی ناجوانمردانه ای بعمل اوردند . انها تمامی ناقوس های طلایی و مجسمه ها را به زور از انها گرفتند و در ضمن در مسیر راه خود از قبیله های دیگر مقدار یک تن و دویست پنجاه کیلوگرم طلاهای دیگر ربودند . این کاوش و چپاول گری انها مدت 9 ماه طول کشید و حجم غنائم فوق العاده شد . بدین طریق " هریدیا " حدود 2 تن طلاجات که اکثرا" به صورت کارهای هنری نفیس بودند را با خود به همراه اورده و بسیاری از انها را ذوب نموده و بصورت شمش در اورد . تنها اثار هنری باقی مانده از ان چپاول, توسط یک انسان علاقه مند به اثار باستانی از " هریدیا " خریداری شد که امروزه در موزه مادرید نگه داری میشود . این مجموعه بی نظیر یکی از شگفت انگیزترین صنایع " ظریف کاری " فعلی جهان محسوب میشود , هیچکس نمی داند که سرخپوستان امریکای لاتین چگونه توانسته اند این اثار ذره بینی را خلق کنند و به انها حیات ابدی ببخشند . همانطور که در ابتدای مطلب عنوان کردم , بسیاری از مورخان غربی برای اینکه وحشیگری خود را پنهان کنند – به تمدنی که ابعاد مختلف دانش انها , دانشمندان و محققان امروز ما را در بحت و حیرت فرو برده است - تهمت بربریت و وحشیگری می زنند . من در مردادماه سال 84 مطلبی را با عنوان " چشمان بصیر به همه چیز " را در وبلاگ قرار دادم – که یک مطلب جامع و در نوع خود شگفت انگیز است . شاید با خواندن ان مطلب بتوانیم جواب امروز خود را پیدا کنیم

mjz
Saturday 18 February 2012-1, 10:15 PM
سلام دوستان ما به یک غار کوچک وارد شدیم و فهمیدیم که وسط غار حالت گل دست ریز داره گلها رو بیرون ریختیم و تا امق 20 متر پایین رفتیم تا به ته چاه رسیدیم ولی خبر از بار نبود.میشه به من کمک کنید که ایا چیزی داخل این چاه میتونه باشه یا نه؟ظمنآ پایین غار 5 عدد سوراخ سنگ وجود داره و چاه داخل غار به شکل مستطیلی است.کمکم کنید لطفآ

masoudi200
Sunday 19 February 2012-1, 12:25 PM
سلام دوست عزیز
من روی یه کوه چند تا علامت دیدم.این علامت ها روی سنگ هستند.علامت ها به شکل کاسه روی یه سنگ صاف هستند.اطراف اون هم چند تا علامت دیگه هست.امیدی به بار هست یا نه؟

ali_sultani26
Thursday 23 February 2012-1, 02:37 PM
سلام
با عرض خسته نباشید وبلاگتونرو مطالعه کردم خیلی جالب بود و مطالب مفیدی داشت که همون گفته ها به من صدق می کنه که در عکس هایی که براتون فرستادم معلوم هست
در ضمن منطقه که من کار میکنم در انجا خاکستر و خاک دست ریز و پایین تر از ان آهک هست که دوروبر آن سنگ چینی وجود دارد که با کمی کندن این سنگها با آهک سفت شده است و یک تکه استخوان انسان نیز در همان جا پیدا کردم و نشانی که با جنس آهک بوده که شبیه خورشید بوده از انجا پیدا کردم که عکس آنها را برایتان ارسال کردم.
ضمن تشکر از کمکتان لطفا مرا راهنمایی کنید منتظر جوابتان می باشم که در آنجا چه چیزی ممکن هست وجود داشته باشد؟
و سوالی از شما داشتنم که اگر جنسی در انجا وجود داشته باشد زیر سنگها بوده یا پشت سنگ چینی؟

parsa21
Monday 27 February 2012-1, 06:12 PM
با سلام
كتاب آثار عجم نوشته فرصت الدوله است و ارزش آن چقدر است اگر راهنمايي فرماييد ممنون مي شوم

حمید خ
Friday 2 March 2012-1, 10:59 PM
سلام دوستان ما به یک غار کوچک وارد شدیم و فهمیدیم که وسط غار حالت گل دست ریز داره گلها رو بیرون ریختیم و تا امق 20 متر پایین رفتیم تا به ته چاه رسیدیم ولی خبر از بار نبود.میشه به من کمک کنید که ایا چیزی داخل این چاه میتونه باشه یا نه؟ظمنآ پایین غار 5 عدد سوراخ سنگ وجود داره و چاه داخل غار به شکل مستطیلی است.کمکم کنید لطفآ .........

حمید خ
Friday 2 March 2012-1, 11:10 PM
با سلام كتاب آثار عجم نوشته فرصت الدوله است و ارزش آن چقدر است اگر راهنمايي فرماييد ممنون مي شوم این کتاب برای نقاط بخصوصی از کشورمان هست بهتره برسی فرمایید در رابطه منطقه مورد نظرت مطالبی داره یا نه در صورتی که داشته باشه اگه جعلی نباشه کتاب باارزشی هست با عجله نسبت به خرید اقدام نکنید

حمید خ
Friday 2 March 2012-1, 11:47 PM
سلام دوستان ما به یک غار کوچک وارد شدیم و فهمیدیم که وسط غار حالت گل دست ریز داره گلها رو بیرون ریختیم و تا امق 20 متر پایین رفتیم تا به ته چاه رسیدیم ولی خبر از بار نبود.میشه به من کمک کنید که ایا چیزی داخل این چاه میتونه باشه یا نه؟ظمنآ پایین غار 5 عدد سوراخ سنگ وجود داره و چاه داخل غار به شکل مستطیلی است.کمکم کنید لطفآ

عکس 5 سوراخ را همراه با تعین موقعیت جغرافیایی (شمال) را به اضافه قطر و عمق سوراخها را بفرست تا انچه میدانم راهنمایی کنم

حمید خ
Friday 2 March 2012-1, 11:49 PM
با سلام
كتاب آثار عجم نوشته فرصت الدوله است و ارزش آن چقدر است اگر راهنمايي فرماييد ممنون مي شوم

این کتاب برای نقاط بخصوصی از کشورمان هست بهتره برسی فرمایید در رابطه منطقه مورد نظرت مطالبی داره یا نه در صورتی که داشته باشه اگه جعلی نباشه کتاب باارزشی هست با عجله نسبت به خرید اقدام نکنید

hamze2000
Saturday 3 March 2012-1, 12:11 PM
سلام.می خواستم بپرسم شکل فرو رفته صلیب روی یک سنگ بزرگ کنار قبرستان که سه تا سرش پیکان به درون(مثل 7)که پایش یه مربع که داخلش یه مربع دیگه هستش نشونه چیه.با تشکر

hamze2000
Saturday 3 March 2012-1, 07:07 PM
بابا کسی نیست جواب بده

parsa21
Wednesday 7 March 2012-1, 09:40 PM
با سلام
اقا حميد ازاينكه جواب دادين خيلي متشكرم
منظور من از آثار عجم فرصت الدوله كتابي است كه مربوط به شيراز و اطراف آن است كه من يكي دارم و چون خودم در شمال غرب كشور هستم به منطقه ما مربوطه نمي شه اگر كسي از طرف شيراز بخواهد مي خواستم بفروشم

parsa21
Saturday 10 March 2012-1, 12:23 PM
با سلام به همه دوستان
من يك سنگ بزرگ را عكسبرداي كردم كه در سينه يك كوه مثل شير نشسته وبه سمت روبرو به طرف بالاي كوه نگاه ميكنه راهنمايي فرماييد كه من چه طور ميتوانم عكس را توي اين جا بگذارم تا راهنمايي ام كنيد

fx241924
Thursday 15 March 2012-1, 12:22 PM
باسلام به دوستان و اساتید محترم
کسی از قم چیزی میدونه یا قم هم از شهرهایی هست که بار داشته باشه یا دوستانی هستند که از قم چیزی گیر اورده باشند
ممنون میشم برای جستجو در قم راهنمایی بفرماییید

fx241924
Thursday 15 March 2012-1, 12:26 PM
8->8->8->باسلام به دوستان و اساتید محترم
کسی از قم چیزی میدونه یا قم هم از شهرهایی هست که بار داشته باشه یا دوستانی هستند که از قم چیزی گیر اورده باشند
ممنون میشم برای جستجو در قم راهنمایی بفرماییید
-------------------------
چه خوش باشدکه بعد از انتظاری به امیدی رسد امید واری :icon_pf2 (70):

Bauokstoney
Thursday 15 March 2012-1, 02:05 PM
با سلام به همه دوستان
بله قم نیز از شهرهای کویری و باستانی ایران عزیز و اسلامی هست که در حفاریهای مختلف اطلاعات خوبی از تاریخ این شهر مقدس بدست آمد که نشان از دیانت ، رشادت و پیشرفتهای این شهر کهن و باستانی ایران را نشان می دهد . موفق باشید

aliasa
Friday 23 March 2012-1, 06:52 PM
با سلام به همه دوستان
من يك سنگ بزرگ را عكسبرداي كردم كه در سينه يك كوه مثل شير نشسته وبه سمت روبرو به طرف بالاي كوه نگاه ميكنه راهنمايي فرماييد كه من چه طور ميتوانم عكس را توي اين جا بگذارم تا راهنمايي ام كنيد

سلام دوست عزیز عکستو واسم ایمیل کن تا راهنماییت کنم
شیر نشانه کاره عزیز ولی نمیشه گفت نگاهش نشانست یا ...
aliasa707@yahoo.com

boyfat
Sunday 25 March 2012-1, 03:22 PM
چیزهایی که پیدا کردین عکسشو بفرستین نشونه کارشناس بدم
shaker4gush@yahoo.com

حمید خ
Thursday 29 March 2012-1, 10:19 PM
با سلام به همه دوستان
من يك سنگ بزرگ را عكسبرداي كردم كه در سينه يك كوه مثل شير نشسته وبه سمت روبرو به طرف بالاي كوه نگاه ميكنه راهنمايي فرماييد كه من چه طور ميتوانم عكس را توي اين جا بگذارم تا راهنمايي ام كنيد

سلام اقا پارسا یه عکس از کتاب فرصت شیرازی برام ایمیل کنید ممنون میشم شماره تماستون را داشته باشم
fnavaz@yahoo.com

حمید خ
Tuesday 3 April 2012-1, 01:12 AM
با سلام
اقا حميد ازاينكه جواب دادين خيلي متشكرم
منظور من از آثار عجم فرصت الدوله كتابي است كه مربوط به شيراز و اطراف آن است كه من يكي دارم و چون خودم در شمال غرب كشور هستم به منطقه ما مربوطه نمي شه اگر كسي از طرف شيراز بخواهد مي خواستم بفروشم

جناب پارسا چی شد در رابطه با کتاب جواب ندادید

parsa21
Wednesday 11 April 2012-1, 01:57 PM
با سلام استاد محترم
اگه امکان داره مرجعی که اطلاعات بیشتری در مورد علائم و نماد حکاکی شده روی تخته سنگها مثل شتر عقاب تیروکمان سرباز و جوغن معرفی کنید یا توضیح بدید که چه معانی دارند آیا میتونن نشانه گنج خفته ای باشه؟


با سلام
اگه نوع اشكال ويا شكل حكاكي شده و يا نقش برجسته را بنويسي مي توانم كمي كمكتان كنم .

parsa21
Wednesday 11 April 2012-1, 02:18 PM
مرغ تنهاست و يا جوجه و يا جوجه هايي نزيكش هست اگر هست تعدادش را برام بنويس .

parsa21
Wednesday 11 April 2012-1, 02:27 PM
با سلام دوستان
اگر اطلاعاتي در مورد دستگاه نوكتا / گلدين كينگ / تركيه داريد در هر مورد كه باشد راهنمايي فرماييد ممنون ميشم

patrisali
Wednesday 11 April 2012-1, 11:46 PM
با سلام دوستان
اگر اطلاعاتي در مورد دستگاه نوكتا / گلدين كينگ / تركيه داريد در هر مورد كه باشد راهنمايي فرماييد ممنون ميشم

دستگاه مزخرفی هست..اصلا بدرد نمیخوره

mami55
Sunday 15 April 2012-1, 12:10 AM
بله بفرمایید

boyfat
Wednesday 18 April 2012-1, 03:57 PM
چیزهایی که پیدا کردین اگر از جنس طلا بود جای صحبت داره...
shaker4gush@yahoo.com

chemienasr
Wednesday 18 April 2012-1, 04:39 PM
سلام و خسته نباشيد اطلاعات اين سايت خيلي مفيد بود يه سئوالي داشتم وجود طلسم به گفته شما درست اما در همون دوره ناصرالدين شاه كه گفتيد فرانسوي ها آثار مار رو به تاراج بردن چه خود فرانسوي ها و يا خود باستان شناسهاي سازمان ميراث فرهنگي تو اثر حاضر موقع حفاري به طلسم ميخوردن يا نه ؟ اگه بله ، پس چرا جايي ذكر نشده ؟ من مطالب شما خيلي كمكم ميكنه اما كسي از من پرسيد نتونستم جواب بدم كه اگه طلسم وجود داره چرا تو اين تاريخ ايران كه اين همه به تاراج بردن آيا باستان شناسها و يا كارشناسهاي خارجي كه از ايران خودمون اجناس تاريخي رو به تاراج بردن با طلسم مواجه شدن يا نه؟

patrisali
Thursday 19 April 2012-1, 01:11 AM
سلام و خسته نباشيد اطلاعات اين سايت خيلي مفيد بود يه سئوالي داشتم وجود طلسم به گفته شما درست اما در همون دوره ناصرالدين شاه كه گفتيد فرانسوي ها آثار مار رو به تاراج بردن چه خود فرانسوي ها و يا خود باستان شناسهاي سازمان ميراث فرهنگي تو اثر حاضر موقع حفاري به طلسم ميخوردن يا نه ؟ اگه بله ، پس چرا جايي ذكر نشده ؟ من مطالب شما خيلي كمكم ميكنه اما كسي از من پرسيد نتونستم جواب بدم كه اگه طلسم وجود داره چرا تو اين تاريخ ايران كه اين همه به تاراج بردن آيا باستان شناسها و يا كارشناسهاي خارجي كه از ايران خودمون اجناس تاريخي رو به تاراج بردن با طلسم مواجه شدن يا نه؟

دوست عزیز هر جا گنجی باشه دلیل بر این نیست که طلسم هم داره..برای هر گنجی طلسم که گذاشته نمیشده
اگر هم طلسم داشته باشه با قاعد و قانون خودش این طلسمهارو شکوندن توسط افراد ماهر و گنجهارو بردن.
ولی در کل از نظر اینکه طلسم وجود داشته باشد بلی وجود دارد ولی در همه ی مکانها از اون استفاده نمیشده

saied131
Friday 20 April 2012-1, 06:45 PM
سلام.می خواستم بپرسم شکل فرو رفته صلیب روی یک سنگ بزرگ کنار قبرستان که سه تا سرش پیکان به درون(مثل 7)که پایش یه مربع که داخلش یه مربع دیگه هستش نشونه چیه.با تشکر

بیشتر ما این علامت را درقبرستان مسیحیان میبینیم .میگویندکه در دوران مسیحیت این علامت استفاده شده حدود2000 سال پیش اما گاهاجاهایی را ما میبینیم که تا 3000 سال قدمت دارند و علامتی بشکل+ مشاهده میشود.
اما در مکانهای پربار هم این علامت به کار برده شده.
در تفسیر این علامت خیلی باید دقت کرد < چون مهم این است تشخیص دهیم این علامت به مال تعلق دارد یا نشان سنگ مزاراست>
گاهی به معنی اشاره به جای دیگر است: یعنی هر 4 ساق صلیب را اندازه بگیر هر کدام که بزرگتر بود به آن طرف برو.
گاهی آن ساق که کوچکتر است مسیر را نشان میدهد.
اگر هر 4 ساق هم اندازه بود به همانجا اشاره دارد.
خیلی باید دقت کرد .
باید یک کارشناس حتما در کنارتان باشد.
صلیبها به شکلهای خیلی متنوعی طراحی شده اند.
در آذربایجان این صلیبها از دوران بیزانس به یادگار مانده اند.
صلیبها گاهی درکنارشان علامت دومی هم دارند مثل یک+ یا o
که به مامقیاس میدهند.
موفق باشید

غیبی
Saturday 21 April 2012-1, 08:51 PM
سلام دوستان یک سکه پیدا کردم از بیابان
سیاه رنگ عرض یک سانت ونیم قطر 4 میل هیچ اطلاعاتی در موردش پیدا نمیکنم کسی هست راهنمایی کند ممنون میشم
ایا با ارزش هست یا نه
یا نشونه این میتونه باشه توی اون منطقه و بیابان امکان بودن بار بوجود داره :icon_pf(11):

Bauokstoney
Sunday 22 April 2012-1, 12:49 PM
سلام دوست عزیز اگر نوشته ایی بر روی ان هست بفرستید تا با مشورت دوستان اطلاعاتش را دربیاریم.

غیبی
Sunday 22 April 2012-1, 03:04 PM
با سلام
اول بگوییم که سکه به رنگ مشکی
اما یکی از دوستان لطف کردن سکه را به .... دادند
که معلوم شد سکه مسی هست
یک طرف سکه عکس یک حیوان چهار پا که سر ان مشخص نیست دم و پاها و بدن ان پیدا هسیت
طرف دیگه سکه یک نوشته ای هست که قابل خاندن نیست
اگه بتونم اسکن میکنم و میفرستم برای همه دوستان تاراهنمایی کنند

ممنون میشم

غیبی
Sunday 22 April 2012-1, 08:19 PM
حذف شد :icon_pf(59)::icon_pf(59):

غیبی
Monday 23 April 2012-1, 09:35 AM
حذف شد :icon_pf(59)::icon_pf(59):

Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 10:02 AM
از طریق بخش آپلود آن را آپ کنید یا در یک سایت ذخیره عکس ذخیره کنید و بعد لینکش را آپ کنید .
ممنون

غیبی
Monday 23 April 2012-1, 10:20 AM
با سلام
دوستان چیزی متوجه شدن ممنون میشوم راهنمایی کنند


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/58214887676346548499.jpghttp://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/15171340925678286873.jpg

Bauokstoney
Monday 23 April 2012-1, 05:25 PM
با سلام و ارادت
وجود سکه در مناطق مختلف ایران با توجه به تمدن ایران و تاریخ ایران جای هیچ گونه تعجبی ندارد نمیشود که همیشه سکه زیر زمین باشد اتفاقی روی زمین هم میشه پیدا کرد .
به هر حال تصاویر آن خوانا نیست ولی آنچه که از شکل آن بر می آید خط عربی هست و شاید نام پادشاه آن دوره حک شده باشد و این حیوان چهار پا هم نماد ان زمان باشد . و یا لقب پادشاه آن زمان باشد مثل پلنگ ، شیر و از این قبیل
یا نشانه هیبات وبزرگی شاه بود و یا نشان تجارت و کسب و کار پادشاه
به هر حال شاید با استفاده از ردیاب خوب بتوان در آن حوالی به یک دفینه هم رسید.
موفق باشید.

غیبی
Monday 23 April 2012-1, 08:18 PM
با تشکر
اون وقت ازکجا میشه یک رد باب خوب پیداکرد
اگه مورد خاصی مد نظرتون هست ممنون میشم بفرمایید یا عواملی که زود تر بشه این پروژه رو به سلامت انجام داد

حمید خ
Wednesday 25 April 2012-1, 11:04 PM
با سلام دوستان
اگر اطلاعاتي در مورد دستگاه نوكتا / گلدين كينگ / تركيه داريد در هر مورد كه باشد راهنمايي فرماييد ممنون ميشم

سلام جناب پارسا گوشیتون خاموشه یا میسنجر میتونی صحبت کنی

غیبی
Thursday 26 April 2012-1, 06:31 PM
ا http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/15171340925678286873.jpg
با سلام
چند باری به اون منطقه (پیدا کردن سکه) رفتم خوب بدون هیچ وسیله ای و تنها
چیزی که پیدا نکردم دست کلیدم رو هم گم کردم
شاید جالب باشه براتون اگه که بگم توی همون منطقه فسیل پیدا کردم
فسیل هایی که بیشتر شبیه قلم گاو اسب . شتر ... هست
و مملو هست از گوش ماهی بزرگ و کوچیک
که خوب از قدمت اونجا نشون میده
دوستان اگه در مورد راهنما ویا فلزیاب میتونند کمکم کنند ممنون میشم
با تشکر

غیبی
Sunday 29 April 2012-1, 08:34 PM
البته نمیدونم چی هست الگه از دوستان راهنمایی کنند ممنون میشم
اینارو توی یک بیابان بکر ودست نخورده پیدا کردم
جالب اینکه فقط روی سطح خاک بود نه حتی کمی پایین تر
اول فکر کردم که همین سنگهای معمولی باید باشه
که توسط بارون و گرما به حالت سیقلی در امده اما باز هم در کنار انها بودند سنگهایی معمولی سیقل نیافته
گفتم شاید سنگ اتشفشان چیزی باشه
اما باز به نتیجه نرسیدم
بعد گفتم شاید سنگ اسمانی چیزی باشه
گفتم که چرا باید توی سطح باشه حتی بدون یکه مقدار فرو رفتگی
گفتم ها....
نظر به اینکه ایران قبلا کلا دریا بوده (چندین هزار سال قبل) باید این سنگ های اسمانی توی دریا و بعد ته دریا
جای گرفتن باشند فکر کنم اگه فیلسوف میشدم نظریه پرداز خوبی میشدم
حالا نبود خریدار ...... ما رفتیم


دوستان اگه راهنمایی کنند ممنون میشم
اگه مرکزی هم میشناسند برای سوال در مورد این سنگها هم ممنون میشوم با تشکر


http://bac.vacau.com/photos/181eaa49f592.jpg

غیبی
Tuesday 1 May 2012-1, 08:42 PM
دوستان در مورد این سنگ هم توضیح بدن ممنون میشم
با تشکر
http://cbit.site50.net/photos/934c1ec0cd31.jpg[/IMG]

hanar
Friday 4 May 2012-1, 12:02 AM
درود
به نظرتون میشه با 4 تومن یک طلا یاب خوب بگیرم ؟زیاد هم بزرگ نباشه.
ممنون میشم کمک کنید

hanar
Friday 4 May 2012-1, 09:14 PM
درود

به نظرتون میشه با 4 تومن یک طلا یاب خوب بگیرم ؟زیاد هم بزرگ نباشه.
ممنون میشم کمک کنید

درود
کسی نیست راهنمایی کنه

samuel.parseh
Friday 4 May 2012-1, 11:51 PM
کسی میدونه مرغ یا خروس در حالته نشسته نشانه چیه؟؟

پدر بزرگ دوستم اون نشانه رو خراب کرده تا کسی نبینه... الانم به رحمت خدا رفته... خیلی اسرار داشت که اونجارو بکنن بچه هاش..اما کسی نکند

حالا کسی میدونه نشانه چی میتونه باشه؟؟

فلز یاب کسی داره پایه ام بریم

email : tuningcenter.ir@gmail.com

id yahoo : tuning_center

مکانشم اردبیله..نزدیکای اردبیل

madakto
Saturday 5 May 2012-1, 12:54 AM
با سلام به همگی دوستان عزیز. بنده جا های بسیار بکر و جالب بلدم که همگی دارای علایم از قبیل فلش. تصویر حک شده عقاب و تصویر بنجه انسان در ته غار و بهترین انها کوه مخروطی سنگی مشکی رنگ با ارتفاع 500 متر و بسیار دور افتاده که نوک ان درون دل کوه اتاقکی و کف اتاق حفر های به اتاق بایین که اتافها بر از خاک بود و تخلیه کردیم اما گویا بصورت طبقه ای اتاقهای بیشتر هست و نوک کوه از طریق بله دست ساز به اتاق اول منتهی میشود با استناد به سند محل گنجینه ای بزرگ میباشد که ورودی داشته که ما جای ان را بیدا نکردیم و سند مربوطه موجود نیست از شما دوستان عزیز چنانچه کسی هست هم اطلاعات و هم تجربه و دستگاه مناسب دارد بعد از اطمینان متقابل در این زمینه همکاری داشته باشیم من jrana99@yahoo.com

samuel.parseh
Saturday 5 May 2012-1, 03:02 AM
اینجا اگه بروبچ مازندرانی هستن اعلام کنن..جایی میرن واسه تفریح و دفینه یابی با هم بریم..

منم علاقه دارم به این کارا... فدا

حمید خ
Saturday 5 May 2012-1, 10:38 PM
درود
کسی نیست راهنمایی کنه



دوست عزیز در خرید ردیاب یا طلا یاب عجله نکن و اشتباه هم نکن بیشتر دستگاههای موجود در ایران مشکل دارن و ناقص عمل میکنن

Bauokstoney
Sunday 6 May 2012-1, 01:52 PM
سلام
قابل توجه همه دوستانی که به دنبال خرید دستگاه هستند خدمت همه عرض کنم که به نظر من یا باید هزینه میلیونی بالا بکنیم از مراکز معتبر خارجی خرید کنید که به نظر من 99درصد از بچه های سایت از خرید آن عاجزند و یا باید دستگاههایی در حد سه یا چهار تومنی بخرند که در این صورت دستگاههای فلزیاب پالسی از همه بهترند. و این دستگاهها را نیز باید از مراکز معتبر داخلی و یا خارجی خریداری کنید.
موفق باشید

amirarshad
Monday 7 May 2012-1, 04:12 AM
با سلام اگه کسی میتونه در مورد علائم قدیمی کمکون کنه لطفآ جواب بده ، در واقع ما از نسخه استفاده میکنیم ولی بعد از چند ماه کسی که کارشناسمون بود مشکلی واسش پیش اومد و دیگه باهامون نیست لطفآ اگه کسی در این مورد سررشته داره بیاد تا یا هم ادامش بدیم ، ایمیل : amirarshad007@yahoo.com

amirarshad
Monday 7 May 2012-1, 04:16 AM
با عرض سلام و خسته نباشید اگه مقدوره میخواستم با مدیر محترم این بخش در رابطه موضوع خاصی صحبت کنم در واقع برای ادامه کار کمک میخواستم با تشکر

boyfat
Tuesday 8 May 2012-1, 12:20 AM
اگر کسی چیزی از جنس طلا پیدا کرده می خوام باهاش صحبت کنم...
shaker4gush@yahoo.com

Bauokstoney
Tuesday 8 May 2012-1, 08:52 AM
با سلام و ارادت
منظورتون چیه جناب boyfat؟

boyfat
Tuesday 8 May 2012-1, 11:05 AM
هیچی بیان تو میل صحبت می کنم شمام بیا تا توضیح بدم برات
shaker4gush@yahoo.com

amirarshad
Friday 11 May 2012-1, 10:47 PM
به کمکتون نیاز داریم چطوری باهاتن صحبت کنماطلاعتتون در چه حد است؟

رستان
Tuesday 15 May 2012-1, 12:49 AM
:icon_pf(31):
به کمکتون نیاز داریم چطوری باهاتن صحبت کنماطلاعتتون در چه حد است؟

رستان
Wednesday 16 May 2012-1, 12:17 AM
:icon_pf(6):سلام استاددرخت گزی در کنارروستا وجود دارد که به ان درخت مراد ده می گویند ودلیل ان را قدمت ان میدانند و بر روی تپه ماسه کوتاهی واقع شده ایا میتواند دلیلی بر نشانه باشد

goold
Wednesday 16 May 2012-1, 10:08 PM
سلام من به یک متخصص نیازمندم تا مشورت کنم :icon_pf(27): پورسانت هم دارد در مورد محل بار و................................................ .......

goold
Wednesday 16 May 2012-1, 10:25 PM
سلام من میخواهم با استاد Bauokstoney (http://www.parsianforum.com/member.php/3-Bauokstoney)
تماس بگیرم لطفا اگر کسی خبر دارد اطلاع دهد

amino3000
Thursday 17 May 2012-1, 12:15 PM
طریقهی گذاشتن عکس را درسایت لطفن برایم توضی بدید دوتا عکس ازیک انگشتر وسکه دارم

hanar
Friday 18 May 2012-1, 09:39 PM
درود لطفا يك فروشنده فلز ياب مطمئن معرفي كنين

Bauokstoney
Saturday 19 May 2012-1, 09:11 AM
در جایی دانلود کنید و لینکش را بذارید.

kaveh25
Saturday 19 May 2012-1, 03:50 PM
درود
به نظرتون میشه با 4 تومن یک طلا یاب خوب بگیرم ؟زیاد هم بزرگ نباشه.
ممنون میشم کمک کنید
با این پول و صرفا برای طلا GPX ساخت شرکت Minelab بگیرید

kaveh25
Saturday 19 May 2012-1, 05:09 PM
با سلام دوستان
اگر اطلاعاتي در مورد دستگاه نوكتا / گلدين كينگ / تركيه داريد در هر مورد كه باشد راهنمايي فرماييد ممنون ميشم
اصلا دستگاه خوبی نیست
اگه خواستید پولتون آتیش بزنید برید سروقت نوکتا

IcanDo2
Tuesday 22 May 2012-1, 06:22 AM
با سلام و ارادت کتاب آثار شناسی در بازار وجود ندارد
این آثار معمولا در حفاریها بدست میاد و در دست اشخاص خاص و یا سازمان میراث فرهنگی هست.
دوست فهیم و متخصص، چرا می گویید وجود ندارد؟! اگر شما اطلاعی ندارید و یا اگر چیزی را ندیده باشید، باید به اشتباه مردم را راهنمایی نمایید! و بگویی وجود ندارد؟!!


http://axgig.com/images/75422784485593758746.gif (http://iran-treasure.blogfa.com/post-155.aspx)
http://axgig.com/images/91371227372425767382.jpg

parsa21
Tuesday 22 May 2012-1, 11:01 PM
با سلام و درود
دوستان زياد به كتاب چشم طلايي مطمئن نباشيد كليه اطلاعات مختصر و مبهم مي باشد اين كتاب را يك شركت از تركيه ( نوكتا ) جمع آوري كرده وخود آن شركت نيز توليده كننده دستگاه مي باشد كه فعلا كسي نيز دستگاه آنها را تاييد نكرد ه است وكتاب و دستگاه صرفا كاربرد تجاري و در آمد زا براي آن شركت و ديگران دارد من مي گم حواستون جمع باشد . آزمودن ، آزموده خطا ست

boyfat
Wednesday 23 May 2012-1, 05:35 PM
دوست عزیز آقای amino3000 پیام هاتونو 1 نگاه بندازین و اینکه
شما می تونی در این 2 تا سایت عکستو آپلود کنی
یا لینکشو بزاری یا خود عکسو کپی کنی
http://uploadkon.ir/
http://www.2shared.com/

Bauokstoney
Friday 25 May 2012-1, 11:19 AM
با سلام و ارادت خدمت همه دوستان
کتابی معرفی شده به اسم چشم طلایی من اطلاعات کتاب را رد نمیکنم و تایید هم نمیکنم ولی چیزی را که من عرض کردم که منابع آثار شناسی فقط در حفاریها بدست می آید و برای اون کتاب چاپی من ندیدم صرفا به این خاطر که بنده کتاب آثار شناسی را به عینه دیدم و 722 آثار و علایم در این کتاب ذکر شده هست که میتوان به آسانی آثار را رمزگشایی کرد.
اگر هم کتاب چاپی مثل کتاب یاد شده ( چشم طلایی ) در بازار باشد فقط صرفا جنبه تجاری دارد تا جنبه اطلاعاتی به همین خاطر من اصلا نا این کتب و یا سی دی های این چنینی را تاید نمیکنم.

نکته مهم : هدف از راه اندازی این بخش در سایت پارسیان راهنمایی دوستان، تبادل نظر در مورد حفاری ، تاریخ گذشتگان ایران زمین و به خصوص جلوگیری از سوء استفاده برخی از عناصر فرصت طلب می باشد و مسائل دیگری را دنبال نمیکند . بر اساس آیه شریفه قرآن مجید: (( ما راه را به شما نشان دادیم میخواهید شکر گزار باشید و یا ناسپاس ))

به هر حال موفق باشید.

IcanDo2
Saturday 26 May 2012-1, 07:56 AM
با سلام و درود
دوستان زياد به كتاب چشم طلايي مطمئن نباشيد كليه اطلاعات مختصر و مبهم مي باشد اين كتاب را يك شركت از تركيه ( نوكتا ) جمع آوري كرده وخود آن شركت نيز توليده كننده دستگاه مي باشد كه فعلا كسي نيز دستگاه آنها را تاييد نكرد ه است وكتاب و دستگاه صرفا كاربرد تجاري و در آمد زا براي آن شركت و ديگران دارد من مي گم حواستون جمع باشد . آزمودن ، آزموده خطا ست

دوست خوبم
شما تقریبا درست فرمودید ولی اول لطف کن این کتاب (به زبان فارسی) را بگیر مطالعه کن و بعد بگو ، پیف پیف بو میده!!
عزیز دلم، این کتاب شامل 200 صفحه از بخشهای مهم کتاب آلتین گوز (چشم طلایی) که به درد ما و گنج پژوهان ایرانی می خوره بوده و 228 صفحه دیگر هم شامل یک پخش که اکثر سکه های ایران با درج وزن و اندازه و عکس پشت و رو و مشخصات و محل ضرب و ... درج گردیده و همچنین تله ها ، طلسمات، ساروج، خط شناسی (آموزش + کلید الفباهای باستانی) و اعداد ابجد و ... می باشد.
کتابی که شما در هنگام خرید دستگاه نوکتا به شما فروخته شده است ، حدود 660 صفحه است و اطلا بخشهای عمده اون مربوط به آناتولی و سکه های ترکیه و عثمانی می باشد که کاملا حق با شماست چون به درد شما و دیگران هم نمی خوره!!
و در پایان عرض می کنم ، مهمترین مسئله هم این است که گردآورنده این کتاب و مدیر وبلاگ ایران: سرزمین گنجهای گمشده، شخصا به تمامی ابهامات خوانندگان کتاب و مشترکین وبلاگ ، پاسخ داده و تفسیر کلیه مطالب و حتی تفسیر و راهنمایی و مشاوره رایگان در مورد محلهایی که شما آثار و علائمی دارید و به آن محلها مشکوک می باشید را نیز با صداقت و بدون چشم داشت، ارائه می نماید.
ضمنا اگر ایشان را آزموده اید، مورد را بفرمایید تا ما دوباره وی را آزمایش نکنیم چون به قول شما : خطا است!!

parsa21
Saturday 26 May 2012-1, 02:14 PM
با سلام Icando2
1 - من هدفم از ازمودن منظورم شما نبوديد اگر احيانا چنين برداشت شده پوزش مي طلبم .
2- ما در اين مجموعه هدفي داريم و آن اينكه صادقانه هر آنچه ميدانيم براي راهنمايي اعضاي انجمن در اختيار هم قرار دهيم .
3- شما اسم كتابتون ترجمه فارسي همان كتاب (ـآلتين گوز ) مي باشد كه كه فكر مي كنم از نظر ادب قلمي كپي نام صحيح نباشد و همچنين موجب برداشت متفاوت از جانب خريداران و يا خوانند گان مي شود (يعني اينكه آدم فكر مي كنه ترجمه همان كتاب چاپ شده در تركيه ميباشد كه شما اقدام به چاپ نموده ايد )
4 - من كتاب شما را مطالعه نكرده ام ولي همه آن مشخصاتي كه مي فرماييد از جمله تله ها ، طلسمات ،ساروج خط شناسي و اجنه و الفبا ... در آن كتاب موجود است .
5 - شما سايت خودتان اول هاي كار بسيار عالي بود ولي بعد ها به محض اينكه طرف دارانت زياد شد به بهره برداري كاملا تجاري از اطلاعات تون اقدام نمودين كه اين اصلا انصاف نيست شما حتي براي پاسخ يك سوال عاميانه كه قبلا بي درغ جواب مي دادين حالا دنبال اخذ اجرت هستين به طريقي مانند خريدن پكيچ از شما به نظر شما اين انصاف است
6- شما در سايت خودتان تمامي عكسها و سمبل هايي را كه گذاشتين مربوط بهسايت هاي تركي و همان مناطق اناتولي كه خودتان در پاسخ ردش كرديد ميباشد .
7 - ولي من از همه خواهش دارم كه بيايد اين انجمن ها را صادقانه و به دور از منافع شخصي اداره كنيم و همه با اخلاص داشته هايمان را عرضه كنيم .