PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بانک مقالات زیست شناسی



صفحه ها : 1 [2]

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:43 PM
زیست شناسی هیچ کس نمی داند ماهی قرمز کی و از کجا آمده، چگونه بر سر سفره هفت سین نشسته و حضورش دقیقاً برای چیست، اما همه می دانند که تحویل سال در غیاب او به دل نمی چسبد.
چند روزی اهل خانه را شاد نگاه می دارد و کودکان را سرگرم، بی آنکه کسی بفهمد او حتی با صدای بلند تلویزیون سکته می کند و بدنش با آفتابی که از پنجره می تابد، ذره ذره می سوزد!
او همان موجودی است که روزگاری در باور ایرانیان گاوی بر پشت داشت و گاو، جهان را بر شاخ نهاده بود؛ اما حالا باید در خانه همانان دو سه هفته ای را با زجر و محنت به سر آرد تا بمیرد!
قدیم تر ها که خانه ها بزرگ و حیاط دار بود، او هم در حوض وسط حیاط جایی برای خود می یافت و اهمیتی نمی داد که وقت تحویل سال چند ساعتی را در تنگ کوچک بلورین سر کند، اما در روزگار آپارتمان نشینی، تنها خانه او تنگ تنگ است و بس.
آیا او همان ماهی قرمز کوچولو است که می گویند نشان از وهمن امشاسپندان دارد و جانداران را پشتیبان است!
ماهی – سرخ یا غیرسرخ – آن گونه که دکتر محمود روح الامینی استاد مردم شناسی دانشگاه تهران می گوید در نماد شناختی ایرانی نشان از زندگی دارد و از آن رو در کنار هفت سین نوروزی قرار می گیرد که نوروز سرآغاز زندگی دوباره طبیعت است و حضور ماهی از میان انبوه حیوانات اشاره ای است به این آغاز.
البته کسی نمی داند که این موجود (بی آنکه نامش با حرف سین آغاز شود) از چه زمان پای ثابت سفره هفت سین شده است؛ چرا که به گفته روح الامینی «ما نه فقط درباره ماهی، بلکه حتی درباره هفت سین، کوچکترین اطلاعی در نوشته ها و متون کهن پارسی نمی یابیم. مراسم نوروزی اغلب در خانه ها برگزار می شده و چون تاریخ نگاری ایران یکسر معطوف به موضوعات رسمی و شاهانه بوده، توجهی به آن نکرده است.»
دکتر میرجلال الدین کزازی استاد ادبیات دانشگاه شهید بهشتی نیز همچون روح الامینی نمی تواند ردپایی از ماهی سرخ در آبشخورهای کهن به دست دهد، اما درباره کارکرد ماهی در فرهنگ و باور شناختی ایرانی سخنان درخوری دارد: «ماهی از آن روی که با آب در پیوند است، پدیده ای خجسته و بشگون و اهورایی شمرده می شود و به نشان فال نیک در خان نوروزی نهاده می آید. از سوی دیگر شاید بتوان این نشانه را هم مانند دیگر نشانه ها و نمادهایی که در خان نوروزی یا هفت سین می بینیم، در پیوند با ستایش روشنایی و خورشید دانست.»
او افسانه نهادن جهان بر شاخ گاو و جای گرفتن گاو بر ماهی را یادآور می شود و می افزاید: «گاو در نمادشناسی ایرانی نشانه رازآلود زمین یا جهان فرودین پیکرینه است که در ادب پارسی، جهان آب و گل خوانده می شود؛ در برابر شیر که نماد خورشید و آسمان است. از آنجاست که این گاو بر ماهی ایستاده و بنیاد و پایگاه زمین یا جهان پیکرینه آب و گل است.»
به هر روی ماهی سرخ نوروز تا از اعماق اسطوره ها به پای سفره هفت سین بیاید، راهی دور و دراز و گاه پرمشقت را می پیماید. این ماهی دوست داشتنی که به طور متوسط بین ۱۲ تا ۲۰ سال عمر می کند و در موارد نادری ۳۰ و ۴۰ را از سر می گذراند، از خانواده کپور ماهیان است و حدود ۱۵۰۰ خواهر و برادر دارد که برخی چون او تزئینی و برخی خوراکی اند.
در ردیف ماهیان گرم آبی و پرطاقت جای می گیرد و می تواند با اکسیژن بسیار کم به زندگی ادامه دهد. از این رو تکثیرش فرایند پیچیده ای ندارد و در خانه های روستایی و با امکانات ابتدایی نیز صورت می پذیرد.
آغاز تکثیر معمولاً از خرداد ماه است و از اوایل اسفند سر و کلمه ماهی قرمز در بساط دستفروشان فصلی پیدا می شود. در حالی که طبق آمار شیلات ایران، هر ساله ۳۱ میلیون قطعه انواع ماهی تزئینی در کشور تولید می شود، تولید ماهی قرمز به تنهایی از مرز ۶۰ میلیون قطعه می گذرد و این یعنی یک تجارت پرسود و تضمین شده است.
شیلاتی ها می گویند دست کم دو هزار نفر در سراسر کشور به طور مستقیم در پرورش ماهی قرمز دست دارند، اما این مربوط به واحدهایی است که مساحت شان از ۱۰۰ متر افزون تر است و از شیلات پروانه دریافت کرده اند و گرنه تعداد پرورش دهندگان خانگی باید به مراتب بیشتر باشد.
این عده اخیر را در زمره فقیرترین و خرده پاترین تولیدکنندگان ماهی به شمار می آورند و هزاران دستفروش را که در بخش های پایین دستی شبکه توزیع فعال اند، بر تعدادشان می افزایند.
کار تکثیر اغلب بی آنکه آسیبی به ماهی برسد، انجام می گیرد و اگر در واحدهای بزرگ و تحت نظارت باشد با استانداردهای بهداشتی همخوانی دارد. اما گرفتاری ماهی قرمز از زمانی آغاز می شود که پای در چرخه توزیع می نهد. هزاران هزار ماهی در دبه های کوچک و بزرگ، سوار بر وانت یا کامیونت یا حتی پشت خودروهای سواری به مراکز فروش حمل می شوند و خود را در مرحله قیمت گذاری می یابند.
گزارش یک خبرنگار از این مراسم رقت بار چنین است: «تهران ، خیابان مولوی... دبه های سفید از پشت وانت تخلیه می شوند. چند نفر کنار دبه ها نشسته اند تا مراسم قیمت گذاری راحت تر انجام شود. ماهی های ریز، مریض و نه چندان خوش رنگ به سادگی جدا می شوند و روی زمین یا احتمالاً داخل جوی کنار خیابان پرتاب می شوند.»
آنها که می مانند سهم دستفروشانی هستند که کلی چشم مالیده اند تا شب عید فرارسد و از این رهگذر پولی به دستشان آید. اما چه بسیار ماهی قرمزهایی که نیمه جان بر سفره هفت سین می نشینند، زیرا بر اثر تعویض مکرر آب، دست بردن در تنگ یا تکان های شدید دچار سکته شده و در آستانه مرگ قرار دارند.
مردم در خانه ها ماهی قرمز را در تنگ های کوچک رها می سازند و گاه از سر دوستی با ماهی تلنگری هم به تنگ می زنند تا به حرکت درآید. آنها که مهربان‌ترند ، مرتب آب ماهی را عوض می کنند و غذا برایش می ریزند؛ غافل از آن که تلنگر و تعویض چیزی نیست مگر یک شوک بزرگ به ماهی و غذای زیاد در حکم سم مهلک!
اما آنان که از مهربانی بی بهره اند، ماهی را یکسر به فراموشی می سپارند و آنقدر آب تنگ را عوض نمی کنند تا ماهی به شکل دردناکی می میرد!
پس عجب نیست که اعلام شود از ۱۵ اسفند سال گذشته تا ۱۵ فروردین امسال دست کم ۵ میلیون قطعه ماهی بر اثر بیماری، سکته و نگهداری نادرست جان سپرده اند. پیکر آنها میان زباله ها یا کنار جوی، هدیه نوروزی شهروندان به گربه های ولگرد شهر بوده است!
هم از این روست که یک متخصص محیط زیست می گوید: «اگر مردم می دانستند که حتی تولید صدا در ماهی قرمز ایجاد ترس و مرگ می کند، اگر می دانستند که در آب کلردار آرام و بی صدا می سوزد و نیاز به جای وسیع و آب پرخزه دارد، آن وقت هرگز ماهی های قرمز را قربانی سفره های هفت سین خود نمی کردند.»
رئیس انجمن موبدان زرتشتی بر این باور است که ماهی قرمز از هفتاد سال پیش به این سو (و گویا از چین) وارد آیین نوروزی شده و بهتر است که همان سیب شناور در آب نماد گردش خورشید در آسمان باشد و ماهی قرمز از سفره هفت سین کنار رود.
این نظر اما، تفاوت آشکار با رأی روح الامینی و کزازی به عنوان دو فرهنگ پژوه برجسته دارد که حضور ماهی بر خان نوروزی را – آن هم به مثابه نماد زندگی – برگرفته از اسطوره های ایرانی می دانند.
ولی تا آنجا که به ماهی قرمز مربوط است، اگر تاب آورد و عید را از سر بگذراند، چند گونه سرنوشت را پیش روی خویش می یابد: یا در تنگ می ماند تا بمیرد یا اگر خوشبخت باشد به حوض خانه راه می برد یا در حوض یک مسجد یا امامزاده رها می شود.
شاید هم در روز سیزده بدر به آبگیرهای طبیعی سپرده شود و جای وسیعی برای خود پیدا کند. با این حال حتی یک حساب سردستی نشان می دهد که محتمل ترین گزینه برای موجودی که نماد زندگی در سفره هفت سین است، مرگ است!
حتی اگر نیمی از ۶۰ میلیون ماهی عرضه شده در شب عید زنده می ماندند، سال دیگر کمتر خانواده ایرانی نیازمند خرید ماهی قرمز بود، ماهی قرمزی که می گویند نشان از وهمن امشاسپند دارد و جانداران را پشتیبان است...
منبع:حمیدرضا حسینی

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:44 PM
زیست شناسی ● تمام اشکال حیات از حیاتی از همان نوع
مقصود ما از پیوستگی ژنتیکی این است که نه تنها تمام زندگی از زندگی زاییده می شود («قانون زیست زایی») بلکه خاص تر از این که هر موجود زنده ای از یک یا دو والد هم گونه خویش پدید می آید. از این رو خصوصیات خود را در یک دودمان بی وقفه از نیاکان خویش، تا شروع گونه مربوطه در زمین و نظریه تکامل، از شروع تمام اشکل حیات در زمین ارث برده است.
نظر مربوط به پدیدآمدن ابنای موجودات زنده از والدینی از نوع خود، نظری به قدمت خود بشر است، اما طی سده های بسیار این اعتقاد که آنها تنها از هیمن راه به وجود می آیند تردید وجود داشت. در سفر پیدایش، به وقت نقل داستان خلقت چنین آمده است که هر موجودی «از همان نوع خودش پدید می آید». ارسطو در نوشته های خویش که قدمت آنها به چهارمین سده پیش از میلاد مسیح می رسد، نظر ویژه تری دارد. در اثر خویش موسوم به تولید جانوران می نویسد:
«در جریان عادی طبیعت، زاده هایی که یک نر و ماده از همان نوع تولید می کنند موجود نر یا ماده از همان نوع است ـ برای مثال زاده سگ نر یا سگ ماده سگی نر یا ماده است».
اما کتاب مقدس به این اعتقاد عمومی توسل می جوید که اشکال ابتدایی حیات می توانند از راهی دیگر پدید آیند، مانند زمانی که شمشون «زنبورها» را در جسد شیری می یابد که خود کشته بود. ارسطو نیز به زایش خودبخودی موجودات زنده اعتقاد داشت، آنجا که در تاریخچه جانوران می گوید:
برخی گیاهان از دامنه گیاهان به وجود آمده اند، در حالی که سایر گیاهان از شکل گیری برخی عناصر اصلی مشابه دانه به وجود می آیند... پس در رابطه با جانوران، برخی از حانوران والد مطابق نوع خود سرچشمه می گیرند در حالی که بقیه به طور خودبخودی و نه از نسل موجود پدید می آیند؛ و برخی از این موارد پیدایش خودبخودی از مواد گیاهی و یا خاک در حال فساد پدید می آید و این در مورد پیدایش خودبخود تعدادی از حشرات مصداق دارد. در حالی که بقیه از راه زایش خودبخودی در درون بدن جانوران از ترشحات چندین اندام آنها پدید می آیند.
پیش از پذیرش این دیدگاه که وراثت از نوعی مکانیسم زیست شناختی نتیجه می شود، شبح زایش خودبخودی باید پایین کشیده می شد. از نظر ارسطو (بزرگترین زیست شناسی روزگار باستان) و تمام آنهایی که بدون شک تا سال ۱۶۰۰ یا دیرتر از نظریه های وی پیروی کردند، الگوی تحول را با علت غایی و علت صوری تبیین می کردند، که اولی نهایت آنچه موجود زنده برای آن وجود داشت و دومی لوگوس یا سرشت ذاتی آن بود. از چهار علت (ذکر شده) توسط فیلسوف یونانی، علت مادی توسط والد ماده و علت انگیزه (مؤثر) توسط والد پدری فراهم می شد. این دو علت مواد و انرژی برای موجود فراهم می کنند؛ ولی هیچ نشانه ای از اینکه علت صوری به طریقی از والدین منتقل شود وجود ندارد. بلکه بیشتر همبسته علت غایی است و در خود سرشت چیزها وجود دارد. از این رو با فرض وجود علل مادی و فاعلی مناسب با قدرت یک جانور خاص باید به همان سادگی که از کثافت و لجن یا ماده در حال فساد منشأ می گیرد از مواد و نیروی انرژی زای فراهم شده توسط والدینی از همان گونه منشأ گیرد.
ابطال عملی نظریه زایشی خودبخودی نیازمند مجموعه ای از تحقیقات بود که بیش از دو سده طول کشید و با تجربیات فرانچسکو ردی در سال ۱۶۶۸ آغاز می شود و با آزمایش های پاستور در سال های ۶۴ ـ ۱۸۶۰ پایان می پذیرد. ردی توانست نشان دهد که لاروهای مگس گوشت از تخم هایی که حشره در گوشت می ریزد پدید می آید و در غیاب این تخم ها، با آن که گوشت همچنان فاسد می شود، هیچ لاروی و در نتیجه هیچ مگسی نمو نمی کند. روش وی ساده بود و یک مورد مثال عالی از یک آزمایش علمی است که در آن نمونه شاهد به کار رفته است. برخی از لوله های آزمایش حاوی انواع گوشت، در باز رها شدند، در حالی که بقیه با کاغذ پوشیده و کاملاً مسدود شدند. در لوله های در باز مگس ها تخم ریزی کردند و لاورها نیز به موقع ظاهر شدند؛ ولی لوله های در بسته همچنان بدون کرم ماندند. سپس برای پاسخ به این ایراد که بستن لوله ها از ورود آزادانه هوا به درون آنها جلوگیری کرده است، ردی آزمایش های کنترل شده دیگری ترتیب داد که در آنها لوله های پیچیده ای را به کار برد که با وجود آن که اجازه عبور هوا می داد از ورود مگس ها جلوگیری می کرد. وی در برخی آزمایش ها با افزودن یک توری اضافی حفاظت دوگانه ای در برابر ورود مگس ها فراهم کرد. مگس ها بر روی این توری ها تخم ریزی کردند و با آن که تخم ها به شکل لاور درآمدند به خاطر اینکه توری ظریف تر از آن بود که اجازه عبور مگس ها را بدهد حتی یک مگس در گوشت در حال فساد پیدا نشد.
با وجود این یافته ها، ردی هنوز بر این باور بود که در برخی حالات خاستگاه انگل های درون بدن انسان و جانوران و یا کرم حشره موجود در پوست بلوط ـ باید زایش خود به خودی در کار باشد. با این حال کم کم شواهدی بر علیه این دیدگاه ها جمع آوری شد. در ۱۶۷۰ میلادی یان سوامردام، از پژوهشگران چرخه زندگی حشرات پیشنهاد کرد که کرم های حشره موجود در پوست بلوط به خاطر تغذیه در آنجا گرد آمده اند و لابد از حشراتی پدید آمده اند که نطفه و یا تخم های خود را درون این گیاهان ریخته اند. در ۱۶۸۷ آنتونی وان یهونهوک، دریکی از نامه های مشهور خویش به انجمن سلطنتی لندن که تازه تأسیس شده بود، از بافت های بریده شده ای می گوید که یکی از جراحان از پای یک بیمار برای وی آورده بود. در این بافت ها کرم هایی وجود داشت که جراح فکر می کرد با زایش خودبه خودی به وجود آمده اند. لیونهوک به آسانی آنها را لارو حشره تشخیص داده، به روی تکه ای گوشت گوساله انتقال داد و مشاهده کرد که آنها رشد یافته، به شکل شیره تغییر شکل داده و نهایتاً به شکل مگس ها درآمدند. مگس ها پس از آمیزش تخم های باروری تولید کردند که لاروهای شبیه انواع اصلی از آنها تکوین یافتند، هر چند لیونهوک آزمایش مهمی برای آزمون باور خویش انجام نداد، قویاً زایش خودبه خودی تک یاخته ای ها و باکتری های میکروسکوپی را که کشف کرده بود نفی کرد. او در سال ۱۶۹۴ (در نامه ۸۳) نوشت که «هیچ موجودی بدون تولیدمثل به وجود نمی آیند».
به علاوه آنتونیو والیسزی ـ در خلال ۱۱ ـ۱۷۰۰ ـ که از شاگردان کالبدشناس مارچلومالپیگی (۹۴ ـ ۱۶۲۸) بود به مطالعه طبیعت زخم های (Gall) گیاهی پرداخت و ثابت کرد که سوامردام در فرض خویش کاملاً حق داشته است، به درستی که زخم های پوست گیاهان از نیش زنبورهای ماده تخم گذار بر روی بافت های پوست درخت به وجود امده و تخم ها نهایتاً پس از رشد کامل به شکل زنبورهای بالغ تغییر شکل می دهند، هر چند معمای زایش کرم های روده ای و کیسه ای تخم کرم های پهن تا ۱۸۳۲ روشن نشد، می توان گفت که ردی، لیونهوک، سوامردام، مالپیگی و والیسنری تحولی در تفکر زیست شناسی پدید آوردند که کمابیش هم ارز نظریه تکاملی آلی بود که در سده نوزدهم ارائه شد. گرچه هنوز هم اعتقاد به زایش خودبخود در بین عامه و برخی دانشمندان وجود داشت، اصل آن ابطال شده و در تمامیت این تردید وجود داشت. پیوستگی ژنتیکی به عنوان امری طبیعی، اگر نه به عنوان تنها الگوی حیات، برقرار نشد. موجودات جوان در حال رشد درست شبیه والدین خویش به شکل بالغ رشد کردند. پس احتمالاً آنها برخی بنیان عنصری را به ارث می برند که آنها را در قالب الگوی از نمو قرار می دهد.
تجربیات بعدی، به ویژه آنهایی که توسط توربرویل نیدهام انجام شد، رضایت بخش نبودند. او با استفاده از عصاره گوشت جوشانیده و خیسانیده دانه های جوشانیده این نوع آزمایش ها را بارها و بارها تکرار کرد (۵۰ـ۱۷۴۸). او برای پوشاندن لوله ها از چوب پنیه استفاده کرد. نتایج این بود که هم در لوله های دربسته توسط چوب پنیه و نیز لوله های در باز باکتری ها ظاهر شدند. بنابراین، زایش خودبه خودی حداقل باکتری ها، همچنان سؤال بدون پاسخ باقی ماند. کمی بعد در همان سده هجدهم، سال ۱۷۶۵، آبه لازارو اسپالانزانی، شاید بزرگترین زیست شناس تجربی آن عصر دوباره کارهای نیدهام را با روش های بهتری انجام داد. او دریافت که خیسانده دانه ها، حتی وقت با نهایت دقت هم پوشیده شده باشند، برای آن که میکروب ها در آنها رشد نکند باید مدتی طولانی (مثلاً ۴۵ دقیقه) بجوشند. نیدهام علاوه بر استفاده از چوب پنبه برای بستن سر لوله ها آنها را با صمغ چسبانید و کار آزمایش را فقط در کنار شعله آتش که فکر می کرد برای کشتن تمام موجودات میکروسکوپ کافی است، انجام داد. سپالانزانی ظرف های شیشه ای به کار گرفت که گردن آنها را می توانست در برابر شعله جوش دهد و آنها را با اطمینان کامل مسدود کند. سپس ظرف های حاوی خیسانده را به مدت ۴۵ دقیقه در آب جوش غوطه ور ساخت. این ظرف های کاملاً بسته پاک و عادی از موجودات زنده ماندند، در حالی که محتوی ظرف های شاهد با رشد باکتری ها کدر شدند. ولی هنوز بحث پایان یافته نبود. نیدهام بر این باور بود که گرمای شدید قابلیت خیسانده ها را در حمایت حیات از بین برده است. سپالانزانی پیروزمندانه گردن لوله های جوش داده شده را شکست و نشان داد که رشد باکتریایی خیلی زود در آنها ظاهر می شود. نیدهام باز هم و کاملاً به درستی، استدلال کرد که حرارت دادن قبل از حوش دادن گردن لوله ها موجب انبساط هوا می شود و در نتیجه پس از سرد کردن فشار هوا در لوله ها کم شده، یا خلاً نسبی در آنها به وجود خواهد آمد. وقتی گردن لوله های جوش داده شده شکسته شود، می توان در واقع صدای سوت وارد شدن هوا را شنید. نیدهام مدعی بود که هوا برای تولید حیات ضروری است و بنابراین آزمایش های اسپالانزانی شواهد قطعی به حساب نمی آیند. سپس موضوع تا مدتی مسکوت ماند.
در دهه ۱۸۳۰ که میکروسکوپ های با عدسی اکروماتیک و قدرت تفکیک خوب در بزرگنمایی ۴۰۰ امکان پذیر شد، توجه معطوف گویچه هایی شد که همیشه در لیکور در حال تخمیر دیده می شد. مفهوم اولیه از سرشت تخمیر، از آنتونی لاووازیه تا برزلیوس و لیبیگ آن بود که تخمیر فرآیندی صرفاً شیمیایی است. سپس بین سال های ۱۸۳۵ تا ۱۸۳۸، چارلز کاگینارددلاتو، و تئودور شوان مستقل از هم گزارش کردند که تخمیر الکلی بدون استثنا با حضور سلول های میکروسکوپی مخمر همراه و وابسته به آنها است. این سلول ها قابلیت تولیدمثل دارند و به عنوان سلول های گیاهی شناخته می شوند. آنها تا وقتی که زنده اند موجب تخمیز قند می شوند، زیرا شووان نشان داد که جوشاندن آنها را می کشد و اگر هوای گرفته شود توسط لوله پیش از ورود حرارت داده شود، پس از جوشاندن تخمیر و فساد در محیط رخ نمی دهد. در آزمایشی مشابه اف.اف شولز ازاسید سولفوربک برای پالایش هوایی که وارد لوله می شود،استفاده کرد،ودرسال ۱۸۵۴ اچ.ج.اف.شرودر و ت.فون دوچ استفاده از درپوش پنبه ای را ابداع کردند که معلوم شد با تصفیه مکانیکی از ورود هوا به درون لوله های سترون به طور مؤثر جلوگیری می کند. برزلیوس شیمی دان، فردریش ولر و ج.لیبیگ هنوز راضی نبودند. (اعتقاد بر این بود که) حرارت، مواد شیمیایی قوی و یا حتی تصفیه مکانیکی به نحوی طبیعت هوا را تغییر می دهند. هر چند لیبیگ پذیرفت که مخمر دارای نقش است، بر این نکته پافشاری می کرد تخمیر توسط برخی مواد محلول تشکیل شده از تجزیه انجام می شود. لویی پاستور بین سال های ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۰، در مورد خصوصیت حیاتی تخمیر در برابر خصوصیت صرفاً شیمیایی آن بالیبیگ درگیر بحث و جدل بود.
در همین ایام اف.آ.پوشه باکتری شناس ادعا کرد که او منشأ خودبه خودی میکروب ها را در طول تخمیر و فساد در واقع نشان داده است. خود پاستور بر آن شد ه در مورد اساس این جر و بحث قدیمی به آزمایش بپردازد. از ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۴ آزمایش های مهم خویش را انجام داد. او به مشاهده میکروسکوپی ذراتی پرداخت که از هوا گرفته شده بودند و نشان داد که اجسام زیادی به طور شناور در هوا وجود دارند که قادر به رشد هستند. او آزمایش های شوان را با هوای حرارت دیده تأکید کرد. قانع کننده تر از همه او ظرف هایی با گردن مارپیچ S ـ شکل ساخت که نوکشان به هوا باز می شد و نشان داد که محیط کشت مایع حامی رشد باکتری ها در چنین ظرف هایی پس از جوشانیدن ستروم می ماند مگر آن که قطره ای از محیط در مارپیچ انتهایی گردن لوله، جایی که ممکن است غبار جمع شده باشد، باقی بماند و به درون ظرف برگردد. او هوای یخچال طبیعی واقع در مون بلان را آزمایش کرد و دریافت که عاری از باکتری های شناور است. برخی از این ظرف ها که محتوی آنها همچون سترون است در انستیتو پاستور پاریس حفظ شده است. ظرف های مشابه در مواجهه با هوای شهر شدیداً آلوده شدند. حتی خون، هم که با کمال احتیاط برای جلوگیری از آلودگی باکتریایی جمع آوری شده، سترون باقی ماند.
از طرف دیگر روش های پاستور در سترون سازی با اقدام واحدی از مواجهه با دمای جوش همیشه مؤثر نبود؛ و پوشه وقتی به عنوان محیط کشت به جای آبگوشت مغذی از خیسانده علف استفاده می کرد در صورت از دست ندادن ایمان و شهامت خویش، می توانست ـ حداقل تا مدتی ـ نظر خویش را اثبات کند. جان تیندال در سال ۱۸۷۷ پدیده ای را که هم اینک توصیف شد انجام داد و دریافت آنجا که یک بار جوشانیدن در سترون سازی کارآمد نیست، با جوشانیدن در حد فاصل دوره های متناوب ۱۲ ساعته حتی کمتر از یک دقیقه، می توان محیط را سترون کرد. سپس او به فرضیه وجود «میکروب های» بسیار مقاوم رسید. فردبنالد کوهن، با استفاده از روش هایی مشابه تشکیل هاگ های باسیلوس سوبنیلیس را در خیسانده یونجه کشف کرد و نشان داد که یکباره جوشاندن هاگ ها را نمی کشد و پس از آن که اینها رویش یافتند حتی یک مواجهه کوتاه با دمای بالا تمام ارگانیسم های موجود را خواهد کشت. تبندال که فیزیک دان بود به کمک روش های نوری نشان داد که در آرام ترین هوا هم غبار وجود دارد و اظهار کرد جایی که هوا است میکروب هم هست.
پس برقراری نظریه میکروبی بیماری ها رابطه عمیقی با برقراری نهایی واقعیت پیوستگی ژنتیکی دارد. اما این واقعیت که پیوستگی ژنتیکی وجود دارد، این سؤال را پیش می آورد که مکانیسم آن چیست؟ پیروان سده هجدهمی نظریه پیش تشکیلی، از جمله اسپالانزانی و دوستش چارلز بونه، از مکانیست های عصر خود بودند. از نظر آنها ایده ذرات مغذی و یا موروثی، برگرفته از محیط و یا والدین ارگانیسم که با آنها هماهنگ باشد و در پیچیدگی موجود زنده سازمان یابد امری نامعقول بود. چیزی از پیش سازمان یافته باید خود از والدین (یا والد) به زاده ها انتقال یابد تا به عنوان زیر ساختار و راهنما در نمو عمل کند. از این رو پیروان نظریه پیش تشکیلی ـ که در بین زیست شناسان سده هیجدهم اکثریت بزرگی داشتند ـ اعتقاد داشتند که تخمک یا اسپرم حاوی نطفه موجود بعدی است، درست مثل حالتی که رویان کوچک گیاهی در درون دانه یافت می شود. از نظر برخی پیروان نظریه پیش تشکیلی، این اعتقاد به معنی حضور آدمک ریز در سر اسپرم بود، در حالی که والد ماده صرفاً تنها غذای لازم برای رشد نسل بعدی را فراهم می کند. در برابر اینها، تخمک باوران بر این باور بودند که نطفه یا رویان در تخمک وجود دارد و مایع منی و یا اسپرم نر فقط در فعال سازی تکوین رویان نقش دارد. پیروان دیدگاه پیچیده تر از پیش تشکیلی، مانند بونه، هر چند ابتدا به شکل ایده ای جالب از بیکرانگی یا تقریباً بیکران جلوه می کرد، این بود که مجموعه ای از رویان ها یکی در درون دیگری از همان ابتدا در درون تخمک حوا و یا نخستین فرد از جنس ماده هر گونه وجود دارد؛ ولی با توجه به شواهد آشکار تولید، مانند جوانه زدن، چنین مفهومی از پیش تشکیلی هرگز پذیرفته نشد.
در واقع مشاهده تشکیل جوانه های هیدر، پولیپ کوچک آب های شیرین که پسرعموی بونه به نام ابراهام ترمبلی کشف کرد، بونه را واداشت به استنتاج عام تری فکر کند. جوانه هیدر در هر کجای بدن رشد کند و آشکار است که هیچ جزئی در درون آن، مانند یک جوانه گیاهی که برای رشد و شکفتن تماماً آماده است، وجود ندارد. این فقط یک برآمدگی و آماس است. معهذا به موازات افزایش اندازه، شاخک های حیسش تشکیل می شود و بین آنها دهان تکوین می یابد و به پولیپ کامل از همان گونه والدی تبدیل می شود. پس بونه استدلال کرد که باید چیزی در بین باشد که موجب این رویداد شود، چیزی که قابل شروع رشد جوانه داشته باشد ـ ذراتی معین که طوری سازمان یافته اند که پولیپ کوچک از نمو آنها پدید می آید چون پولیپ می تواند خود را از هر جزء بدن خویش پدید آورد، ذرات از پیش سازمان یافته باید به طور کامل در هر جزء بدن وی وجود داشته باشد. پس «نطفه» ضرورتاً مینیاتوری از ارگانیسم نیست، بلکه نطفه عبارت است از «هر حکم، هر نوع اجزاء از پیش تشکیل شده ای که خود قابلیت تعیین به وجود آمدن گیاه یا جانور را دارد». این نکات در گفته های بعدی بونه آمده است.
بنیاد اولیه ای که مولکول های مغزی بر روی آنها عمل می کنند تا ابعاد اجزاء را در هر جهت افزایش دهند. این یک شبکه است، که عناصر آن توری ها را می سازند. مولکول های مغزی، با وارد ساختن خویش به درون این توری ها موجب رشد آنها می شوند.
آشکار است که عقاید واقعی بونه با دیدگاه مضحکی که به وی نسبت داده می شود بسیار متفاوت است. او ضرورت وجود الگوی عنصری را که از شروع هر زندگی باید دوره ارثی نمو آن را کنترل کند و ضرورتاً از نسل والدی به زاده ها منتقل شود به وضوح می دید. اما در اینجا شکل حل نشده ای وجود داشت.
در سال ۱۷۴۵ این معما را پیرلوئی دماپورتو، از همعصران بونه، به روشن ترین شکل ابراز کرد. شواهد زیادی وجود دارد که گونه های با تولیدمثل چنین زاده ها خصوصیات هر دو جنس والدی را به ارث می برند. در واقع درست همان صفت می تواند در یک و همان خانواده، گاهی توسط جنس ماده و زمانی توسط جنس نر، انتقال یابد. ماپورتو وراثت چندانگشتی (پلی داکتیلی) را در چهار فصل یک خانواده برلینی مطالعه کرد و این موضوع را به روشنی نشان داد. پس چگونه جنین از پیش تشکیل شده و یا حتی سیستم ذره ای از قبل سازمان یافته می تواند در این امر دخالت کند؟ هر آنچه از والدین به زاده ها انتقال یافته باشد باید توسط هر دو والد نر و ماده به طور برابر فراهم شده باشد.
این واقعیت ها ما پرتو را به نظر جسورانه ای رهنمون شد. او نوشت که بیاید تصور کنیم که ذرات مطابق با هر جزء بدن زاده ها توسط هر یک از والدین فراهم می شود و در تولید رویان آنها در سایه تمایل شیمیایی بین ذرات مشابه راه خود را به سوی محل های مربوطه پیدا می کنند. سپس ذرات مشابه با هم متحد می شوند و آنهایی که باید برای تشکیل مناسب یک جزء کنار یکدیگر قرار گیرند به سوی هم جلب و با اتحاد خویش از اجتماع اجزای نامناسب جلوگیری می کنند. پس رویان با همان الگوی ارثی درست گونه خویش ساخته می شود، ولی چون اینک ذرات مادری و پدری به کار گرفته می شوند، خصوصیت ارثی می تواند شبیه حالت هر یک از والدین باشد.
نظریه ذره ای وراثت ما پرتو در آن زمان پذیرفته نشد، چون ایده جذب موادشیمیایی مشابه براساس تمایل ترکیبی آنها هنوز نو بود. قدر مسلم این است که ما پرتو ذرات موروثی را با اثراتی که آنها تولید می کنند و بخش هایی که تکوین آنها را کنترل می کنند خلط کرد. از این جهات بونه بصیرت روشنتری داشت، اما مهم تر اینکه زمان تقریباً یک سده پیش از فرمولبندی نظریه سلولی و یا شناخت عناصر میکروسکوپی بود که وراثت باید بدان ها وابسته باشد. در نهایت وراثت باید به نوعی حافظه شیمیایی و آلی وابسته باشد و این قابلیت به ذرات مجزایی وابسته باشد که به هنگام ترکیب طبیعت ذاتی خود را حفظ کنند، خود به قدر کافی خارق العاده بود. وانگهی این ایده بنیادی سبب می شود ماپرتو پیشنهاد کند تکوین ناقص ـ که منجر به شکل گیری هیولاها می شود ـ باید از فزونی تعداد و یا کمبودهای ذرات باشد؛ و ذرات امکان دارد با تغییرات جدید منجر به انواع موروثی جدید شود؛ و حتی جدا شدن این اشکال در بخش های مختلف زمین منشأ گونه های جدید باشد.
گرچه ایده های ماپرتو در مورد وراثت از ایده رایج تر مخلوط شدن خصوصیات والدی و از دست یافتن گوناگونی در جمعیت از طریق عمل صرف درون زاد آوری و دورگه گیری بسیار پیشرو بود، که کشف جدیدی نبود و بنابراین ارزش چندانی نداشت؛ یعنی انگیزه چندانی برای انجام آزمایش فراهم نکرد. در غیاب دانش شیمیایی و یا معلول شناختی درباره اساس فیزیکی وراثت نمی شد در مورد آنها آزمونی ترتیب داد و به زودی فراموش شدند. به همین ترتیب می توان گفت که ایده های بونه حاکی از برخی ایده های نوین مهم از رابطه الگوی ژنتیکی، ژنوتیپ و دوره تکوین و یا تولید یک فنوتیپ یا جمع شدن خصوصیات نهایی بود، باز هم تا توسعه نهایی جنین شناسی تجربی هیچ راهی برای آزمون چنین ایده هایی وجود نداشت همین طور به جرأت می توان گفت که اگر داروین و همعصران وی دانش مناسبی از ایده های ماپرتو و بونه داشتند، نظریه پردازی های تئوریک بی ثمر در مورد وراثت به عمل نمی آمد.
چیزی که عمومیت این اصل را بر هم زند پدید نیامده است. وقتی که ویروس های باکتریایی، جانوری و گیاهی کشف شدند (۱۹۱ـ ۱۸۹۲)، توسط برخی که از رها شدن ویروسی ها از ارگانیسم های سالم گیج شده بودند، شبح زایش خودبه خودی زنده شد. اما بررسی های بعدی نشان داد که بسیاری از ویروس ها علاوه بر شکل بیماری زای خویش، یعنی حالت عفونی، می توانند با سازگاری و موفقیت در سلول های بدن میزبان خویش به شکل غیر بیماری زا، همزیست و یا حالت کمون به سر برند و در شرایط مناسب که می تواند پس از زمان طولانی باشد از آن رها شوند.
در برخی موارد ویروس های در حال ممکن است توسط سلول های جنسی و یا جوانه هایی که زاده ها را به وجود می آورند از یک نسل میزبان به نسل بعد منتقل شوند. پس گویی آنها در اصل به شکل صفتی ارثی در گونه میزبان در آمده اند. معهذا در مورد ویروس ها نیز، زنده از زنده زاییده می شود.
● هر سلول از سلول پدید می آید
فرمول بندی اولیه نظریه سلولی، به ویژه در شکل کلاسیک آن که ماتیاس شلایدن و تئودور شوان به سال ۱۸۳۹ ارائه کردند. برای توسعه مفهوم پیوستگی ژنتیکی چندان مفید نبود. در سال های اولیه سده نوزدهم (۱۸۰۲) ک.اسپرنگل تصور می کرد که سلول ها به شکل دانه ها یا حبابچه هایی در درون سلول های دیگر شکل می گیرند. او احتمالاً دانه های نشاسته را به جای سلول های جدید در حال تشکیل اشتباه گرفت. معهذا و علی رغم انتقادهای دیگران این ایده اشتباه توسط دیگران نیز اقتباس شد و حتی توسط خود شلایدن تا سال ۱۸۴۹ مورد پذیرش بود. همین طور در مورد توان، چنین به نظر می رسد که ایده هایش را در مورد تشکیل سلول های جدید از نقطه نظرات کریستیا فردریش ولف در یک سده پیش تر (۱۷۶۸؛۱۷۵۹) برگرفته است. به طور خلاصه، شوان فکر می کرد که سلول های جدید باید بیرون از سلول های موجود از میان مواد زمینه ای که تصور می رفت در بین سلول ها وجود دارند و یا از درون سلول های قدیمی با نوعی تبلور از شیره مادر به وجود می آیند. ایده های بهتر در مورد پیوستگی ژنتیکی سلول ها بر پایه کشف رابرت براون (۱۸۳۱) مبنی بر اینکه هسته خصوصیت معمول هر سلول در گیاه گلدار است، پا گرفت. (رابرت براون، برخلاف اینکه اغلب گفته می شود هسته سلول ها را کشف نکرد. هسته ها پیش از وی نیز بارها و بارها دیده شده بودند. آنچه او واقعاً انجام داد توسعه مفهوم عمومی از ضرورت هسته برای سلول بود». کار شلایدن و شوان در مورد سلول های جانوری، مانند سلول های طناب پشتی (نوتوکورو) و غضروف در حال رشد جنین ها اجازه داد تا این مفهوم به سلول های جانوری و نیز گیاهی بسط داده شود.
تقسیم سلولی در آن زمان به دقت و موشکافانه توسط تعدادی از پژوهشگران مشاهده شده بود؛ ج.پ.اف.تورپین (۱۸۲۶)، بی.سی.دومورتیه (۱۸۲۳) در جلبک های رشته ای، توسط هوگوفون مول(۳۹ـ۱۸۳۵) در جلبک های رشته ای و در گیاه پنجه گرگ آنتوسروس؛ توسط ج.مین (۱۸۳۰) در جلبک های سبز و ریسه های کپک ها و جوانه های انتهایی و نوک ریشه های گیاهان گلدار؛ و توسط سی.جی.ارنبرگ (۱۸۳۳) در تقسیم دوتایی تک سلولی های گوناگون، به ویژه مین وفون مول بودند که استوارتر از همه در برابر دیدگاه های عنوان شده توسط شلابدن و شوان ایستادند و بر این باور بودند که سلول ها از تقسیم خود آنها به وجود می آیند. بیش از دو دهه، از ۱۸۴۰ تا ۱۸۶۰، این دیدگاه ها در اردوی گیاه شناسی، توسط اف.یونگر و کارل ناگلی و اردوی جانورشناسی توسط ا.کولیکر، آر.رماک و رودلف ویرشو جانبداری می شدند. این مردان ابتدا پذیرفتند که سلول ها در واقع از راه تقسیم نیز به وجود می آیند و نهایتاً پذیرفتند که تنها از همین راه به وجود می آیند. کلمه قصار ویرشو که اغلب نقل قول می شود (Omnis cellula e cellula) بر جدل دیرینه ای نقطه پایان گذاشت. نکته بسیار مهم این است که رماک و ویرشو هر دو مخالف نظر تشکیل سلول آزاد شلایدن و شوان بودند، زیرا آن را همسنگ (نظریه) زایش خودبه خودی می دانستند.
تغییرات بزرگ در دیدگاه ها ناگهانی رخ نمی دهد، گرچه دیدگاه های ویرشو و رماک نهایتاً پیروز شدند و اساس پیوستگی سلولی را که لازمه اساسی پیوستگی ژنتیکی کلی است بنا گذاشتند این بحث ها تا مدت ها پس از سال ۱۸۵۵ همچنان ادامه یافت. هنوز زیست شاسانی با این باور وجود داشتند که اگرچه سلول ها باید از تقسیم سلول های از پیش موجود زاییده شوند، می توانند از راه تشکیل سلول آزاد نیز منشأ گیرند. اما به تدریج سنگینی شواهد و عقاید عملی بر این باورها چیره شد.
یکی از مهمترین مشاهدات اولیه ای که در مورد طبیعت تقسیم سلولی به عمل آمد، این مشاهده ناگلی بود که هسته های دو سلول جدید از تقسیم هسته والدی پدید می آیند.(او این پدیده را در موهای پرچم گیاه برگ بیدی تراوسانتیا دید، که همچنان نمونه کلاسیک برای مشاهده تقسیم میتوز برای تمام دانش آموزان و دانشجویان زیست شناسی به شمار می رود). اما ناگلی تصور می کرد که تقسیم هسته یک استثنا است. در سایه کارهای پرزحمت و دقیق، کارل ویلهلم خهوفمایستر (در سال های ۹ـ۱۸۴۸)؛ استفاده از همان نمونه در هم ریختن غشای هسته را پیش از تقسیم سلول تشخیص داد و به وضوح به حضور دسته ای آنچه بعدها معلوم شد کروموزوم ها هستند پی برد. بر طبق مشاهدات وی اینها را می شد به دو گروه تقسیم کرد که هر یک از آنها در یکی از دو هسته جدید دوباره سازمان می یافتند. با توجه به اینکه تمام اینها بدون بهره برداری از رنگ آمیزی و میکروسکوپ های ابتدایی آن زمانه مشاهده شدند در واقع یک موفقیت فوق العاده بود، اما این واقعیت که دیگران نمی توانستند تمام آنچه را او می دید ببینید در مورد درستی کار هوفمایستر قانع نشدند.
چون حانورشناسان با سلول های منفرد در حال تقسیم مانند سلول های خونی در جنین جوجه و یا سلول های در حال تقسیم تخم های لقاح یافته جدید بی مهرگان دریایی کار می کردند، نخستین زیست شناسانی بودند که قانع شدند تقسیم هسته ای جزء همیشگی از تقسیم سلولی است. رماک سلول های خونی را در آخرین مراحل تقسیم، زمانی که با یک ساقه باریک به یکدیگر مربوط بودند و نیز هسته ای در حال تقسیم را که با یک رشته ظریف به هم متصل اند مشاهده کرد. او همچنین ساختارهای ستاره ای شکل را در برخی از سلول های در حال تقسیم دید. برخی از سلول شناسان جانوری متقاعد شدند که هسته اولیه در طول هر تقسیم سلولی حل می شوند و هسته ای جدید در درون سلول های جدید دوباره تجدید سازمان می یابند؛ تا سال ۱۸۵۲ رماک به این استنتاج رسید که مواد هسته ای در واقع از یک نسل سلولی به بعدی استمرار دارند. قابل توجه ترین شکست در تفسیر در آن ایام به ا.ج.بالیبانی مربوط می شود که یکی از نخستین زیست شناسانی بود که مواد تثبیت کننده و سپس رنگ کارمین را برای رنگ آمیزی انتخابی اجزاء متفاوت سلول به کار بست. با مشاهده تک سلولی های مژه دار در خلال تصریف، به اشتباه آنها را به عنوان جانورانی با دستگاه های عضوی شبیه جانوران پرسلولی فرض کرد. پس او هسته کوچک را به عنوان «بیضه» تک سلولی تفسیر کرد و اهمیت مشاهده نمونه های زیبای تقسیم های میتوزی را که می دید و ترسیم می کرد کاملاً از دست داد.
برای جمع بندی، تا سال ۱۸۷۰ عموماً پذیرفته شده بود که سلول ها جز از سلول های والدی منشأ نمی گیرند اما به خاطر در هم ریختن و ناپدید شدن هسته والدی در طول تقسیم سلولی، منشأ هسته های جدید در ابهام ماند. آنچه لازم بود علامت روشن و غیرقابل اشتباه از اجسام اصلی درون هسته، یعنی کروموزوم ها بودند که خود پیوستگی ژنتیکی خویش را برداشتند.
هر کروموزوم از یک کروموزوم، در برقراری مفهوم پیوستگی ژنتیکی، دهه پس از ۱۸۷۳ دوره مهمی بود. طی این سال ها جزئیات تقسیم میتوزی، مرحله به مرحله توسط تعداد زیادی از سلول شناسان، از جمله ادوراد استراسبرگرد والتر فلمینگ که به ترتیب بر روی مواد گیاهی و جانوری کار می کردند که از رهبران این جریان بودند، معلوم شد. تعدادی از این پژوهشگران به طور نزدیک درگیر مطالعه رویدادهای گامت زایی و لقاح بودند. ما در اینجا فقط به کشف توالی رویدادها تقسیم سلولی و هسته می پردازیم که دستاورد مهم زیست شناسی سده نوزدهم و به همان اهمیت خود نظریه سلولی است. می توان این پیشرفت قابل توجه علوم زیستی را با ظهور ژنتیک مندلی و یا نظریه داروینی منشأ انواع از راه انتخاب طبیعی مقایسه کرد که هر دو دستاورد عمدتاً حاصل کار یک نفر بودند، در حالی که در گشودن رازهای اساسی تقسیم میتوز سلول بیشتر نظیر پیشرفت های ژنتیک در سده بیستم است که در آن نظریه کروموزومی وراثت و روشن کردن نقش های DNA و طبیعت رمز ژنتیکی مستلزم کار فرادی بسیاری بود، گرچه برخی از آنها در نقش رهبران و یا مبتکران ظاهر شدند.
در سال ۱۹۰۰ سلول شناس امریکایی اِ.ب.ویلسون، که کار خود وی در پیوستگی ژنتیکی بسیار ثمربخش بود در نخستین ویرایش سلول در نمو و وراثت (صفحه۴۶) نوشت: «فقط در سال ۱۸۷۳ راه برای درک بهتر موضوع باز شد. در این سال کشف های انتون اشنایدر ک سریعاً توسط دیگران در همان جهت توسط بوچلی، هرمن فول، ادوارد استراسبرگر، ادوارد ون بندن، فلمینگ و هرتویگ دنبال شد نشان داد دکه تقسیم سلولی فرآیندی بس پیچیده تر از آن چیزی است که تصور می شد...».
یعنی توسط رماک و سایرین که فکر می کردند تقسیم سلول و هسته صرفاً شامل تنجیدگی هسته و جسم سلول است.
نخست معلوم شد که تقسیم سلولی همواره با تشکیل شکل رنگ ناپذیر موسوم به درک همراه است. فول شروع تشکیل و رشد دوآستر (اجسام ستاره ای شکل) را در تخم در حال تقسیم توتیای دریایی دید و اتوبوچلی یک ساختار رنگ ناپذیر دوکی شکل را مشاهده کرد که بین استرها تشکیل می شود و نهایتاً با یک انقباض یا شیار پیشرونده در ناحیه صفحه استوایی دوک بریده می شود. تا سال ۱۸۷۵ استراسبرگر نشان داده بود که این رویدادها در سلول مشخص گیاهی تا حدودی به طور متفاوت پدید می آیند. دستگاه دوک در واقع تشکیل می شود، اما ممکن است استرها در قطب های آن وجود نداشته باشد و هیچ شیاری در معلول در حال تقسیم تشکیل نشود. در عرض یک صفحه سلولی از میان استوای دستگاه دوک تشکیل می شود و به تدریج فراتر از دستگاه دوک ادامه می یابد و از تمام جهات به دیواره های سلول قدیمی می رسد. سپس دیواره سلولی سخت جدیدی که دو سلول دختری را از هم جدا می سازد به شکل لایه هایی در هر دو طرف صفحه سلولی رسوب می کند.
فول همین طور در مورد خود عناصر هسته ای مشاهده کرد که پس از در هم ریختن غشای هسته ای آنها دوباره پدیدار می شوند و در سال ۱۸۷۳ اشنایدر و کمی بعد آی.شیستاکوف توانستند اجسام مشخصی را که همان کروموزم ها بودند، رنگ آمیزی کنند و ببیند. این ساختارهای سلولی به ویژه در بررسی های استراسبرگر درباره سلول های گیاهی در حال تقسیم و توسط بالبیانی در سلول های ملخ به خوبی مشاهده شدند. ساختارهای رنگ آمیزی شده که در ملخ میله ای شکل و در سلول های گیاهی V شکل بودند به شکل مجموعه ای در مرکز دستگاه دوک دیده می شوند. سپس آنها تقسیم شدند ـ که استراسبرگر فکر می کرد عرضی است و دو بخش تشکیل شده به قطب های مقابل دستگاه دوک حرکت کردندو اسکارهرتوبگ نشان داد که این دو گروه کروموزوم هسته سلول های جدید را به وجود می آورند؛ و استراسبرگر نشان داد که در سلول های گیاهی مورد بررسی اش، پیش از آن که دستگاه دوک تشکیل شود، کروموزم ها در درون هسته به شکل رشته های دوگانه در هم تابیده دیده می شوند که سپس کوتاهتر و ضخیم تر می شوند.
والتر فلمینگ تأیید کرد که این از خصوصیات سلول های حانوری نیز هست و در سال ۱۸۷۹ مشاهده بس مهم تری از اضافه کرد؛ تقسیم هر کروموزوم عرضی نیست و در واقع طولی (در تمام طول آن) است. توالی رویدادهای میتوزی که از مواد تثبیت شده و رنگ آمیزی شده استنتاج شده بود با مشاهده تقسیم سلولی در سلول های زنده توسط فلمینگ و دبلیو.اشنایدر تأیید شد تا سال ۱۸۸۰ و ۱۸۸۲ وقتی سومین ویرایش ساختار سلولی و تقسیم سلولی استراسبرگر و اثر فلمینگ تحت عنوان ماده سلولی، هسته و تقسیم سلولی به ترتیب منتشر شدند داستان تقسیم میتوز تقریباً کامل شده بود. شاهد نهایی که دو نیمه از طول تقسیم شده هر کروموزوم از هم جدا شده و به قطب های مخالف سلول حرکت می کنند توسط بندن در سال ۱۸۸۳ در سلول های جانوری و اف.هیوسر در سال ۱۹۸۴ در سلول های گیاهی فراهم شد.
جالب اینکه دو تن از گشایندگان راز ماهیت سیرمیتوز، یعنی استراسبرگر و فلمینگ، بانی اشتباه جدی بودند که تا سال های سال پژوهندگان بعدی را گمراه کرد. خطای استراسبرگر، یعنی مفهوم تقسیم عرضی کروموزوم ها، مانع جدی در برابر این شناخت بود که عناصر ارثی به طور خطی در کروموزوم ها مرتب شده اند؛ زیرا اگر واقعاً کروموزوم ها به طور عرضی تقسیم می شدند، دو بخش آن از نظر ژنتیکی متفاوت می بودند و با هر کروموزوم می توانست تنها یک عنصر ژنتیکی واحد داشته باشد که پس از دو تا شدن به سلول های دختری داده شوند اما استراسبرگر چند سال بعد به خطای خویش پی برد. از طرف دیگر فلمبیگ به این دیدگاه خطای خود که تمام کروموزوم ها ابتدا با هم به شکل یک رشته طویل که آن را "Spireme" نامید متحد بوده و بعد به شکل کروموزوم های جداگانه شکسته می شوند پای فشرد. این مفهوم که صرفاً بر پایه مشاهدات ناکافی در مورد تعداد انتهاهای آزاد کروموزوم ها در هسته ای اوایل پروفاز استوار بود کمتر با اصول ژنتیک ناسازگار بود و در نتیجه دوام طولانی تری داشت. حتی در اواسط سده بیستم همچنان کتاب های درسی و معلمینی را می شد یافت که به این مفهوم تأکید داشتند؛ علی رغم اینکه با نگاهی دقیق به شکل های خود فلمبیگ در هسته های اولیل پروفاز به روشنی می توان دید که در هسته های پروفازی گوناگون بیش از دو انتهای کروموزونی قابل مشاهده اند.
هر کروموزوم از یک کروموزوم ـ این پیوستگی با تقسیم توده سیتوپلاسم که ممکن است بسیار از نظر مقدار نابرابر باشد، سخت در تناقص است؟ اهمیت این دریافت بلافاصله آشکار شد. ویلهلم روکس در سال ۱۸۸۳ پیشنهاد کرد که شکافتن طولی کروموزوم ها دلالت بر حضور آرایشی خطی از «کیفیات» ارثی متفاوت در طول هر کروموزوم دارد.
در سال ۱۸۸۴ کارل ناگلی گیاه شناس با ذکر کارهایش در فیزیولوژی گیاهی و دورگ گیری گیاهان به نظریه ای که از قبل فرض شده و او آن را «نظریه مکانیستی ـ فیزیولوژیک اصل و نسب» می نامید، استناد می کند. از یک جهت او در پی انتقاد از نظریه انتخاب طبیعی داروین بود اما از طرف دیگر در پی فراهم کردن طرح مفهومی برای سیستم فیزیکی در توجیه وراثت بود. به طور عجیب و غیر مسئولانه ای، همان طور که کشف های مندل را نادیده گرفته بود، تمام پیشرفت های معاصر در معرفت مربوط به نقش هسته های سلول های جنسی در لقاح و نیز تمام نشانه های اهمیت ژنتیکی کروموزوم ها را که از تقسیم میتوزی می توان استنتاج کرد، نیز نادیده گرفت. در عوض با استدلال اینکه اسپرم و تخمک علی رغم تفاوت اندازه در تعیین صفات موروثی زاده ها (به موپرتو نگاه کنید) سهم برابر دارند، ناگلی نتیجه گرفت که مواد ارثی نه تمام مواد تخمک بلکه فقط بخش ویژه ای از آن را تشکیل می دهد. او این ماده محدود ارثی را «ایدیوپلاسم» نامید. او تصور کرد که ماده ارثی باید نوعی شبکه باشد که در کل ماده سلول، هسته و سیتوپلاسم به طور یکسان، پخش است. با تقسیم تخمک لقاح یافته به سلول های جنین، ایدیوپلاسم در هر یک از سلول های جدید تقسیم شده و صفت ارثی خاص آن را پدید می آورد. تصور می رفت که تکامل از تغییراتی که در ایدیوپلاسم پدید می آید رخ داده باشد، تغییراتی که پیوسته ادامه دارد و توسط نوعی نیروی ذاتی در ایجاد تغییر چاره ناپذیر پیش می رود. برای فردی چون او که مصرانه ادعا می کرد زیست شناس مکانیست هم است این ناهماهنگی واقعاً نظرگیر است، اما به نظر نمی رسید که ناگلی توجه داشته باشد که در این دیدگاه کمترین منطقی وجود ندارد.
شاید لازم باشد ک اشاره ای هم به گزارش حجیم و درازمدت قیاس هایی بکنیم که بین وراثت و حافظه وجود دارد و این نکته بهتر از همه در یکی از سخنرانی های ایوالد هرینگ فیزیولوژیست در سال ۱۸۷۰ به عمل آمده است. دیالکتیک از این ایده که حافظه باید یک پایه آلی، یا ماده، ناهشیار داشته باشد تا ایده مشابهی که پایه مادی باید در انتقال «حافظه» از نسلی به نسل دیگر موجودات زنده دخالت داشته باشد، پیش می رود. ضعف این دیدگاه از مکانیسم کاملاً نظری آن به آسانی پیداست، که درست مثل دیدگاه ناگلی کشف های سلولی دست اول آن زمان را که اساس محکمی برای طبیعت واقعی پیوستگی ژنتیکی فراهم می کرد نادیده گرفت. دلیل آن را به آسانی می توان دریافت. هرینگ امیدوار بود که برای اعتقاد لامارکی خود که خصوصیات اکتسابی می تواند به ارث برسند، اساس مادی فراهم کند. در بین دیگران ارنست هگل در سال۱۸۷۶، ساموئل باتلر در ۱۸۷۸، اچ.ب. آدر ۱۸۹۳ و نهایتاً آر.سیمون در ۱۹۰۴ همه با همان فراموشی و نادیده گرفتن حیرت آور دانش رو به گسترش تقسیم سلولی، استمرار و فردیت کروموزوم ها و نظریه کروموزومی وراثت. به نظرپردازی های ماهرانه ای در مورد وارثت پرداختند. مثل داروین، در تلاش برای شرح اثرات ارثی فرضی محیط، آنها وجود «پلاستیدول ها» و یا واحدهای زنده دیگری را فرض کردند که می توانست در اجزای مختلف بدن تغییر و تبدیل یافته و سپس توسط سلول های تولیدمثلی به افراد نسل بعدی منتقل شوند. اما درست برخلاف داروین حتی یکی از آنها هم در پی آزمون نظریه خویش به کمک آزمایش های دیگر برنیامد. در واقع هیچ یک از آنها روشنی استدلال ها و دقت آزمون های موپرتو را در بیش از یک سده پیش در برابر واقعیات شناخته شده نداشت. بعکس به نظر می رسد که این فیلسوفان حیات از این نکته غافل بودند که حافظه در نهایت قیاس ضعیف از وراثت است، چون حافظه به طور آشکار تنها در جانوران دیده می شود، در حالی که وراثت خصوصیتی است که در گیاه و جانور هر دو به یکسان وجود دارد. هربرت اسپنسر در اثر خویش، با عنوان اصول زیست شناسی (۱۸۶۴) به همان اندازه نظرپردازانه و راکد بود. در فرضیه واحدهای زیستی تعیین کننده تحول، به روشنی نشانه کمتری از دانش و هوشمندی زیست شناختی او دیده می شود که چارلزبونه یک سده پیشتر نشان داده بود.
آگوست وایزمن، که زمانی دانشجوی ناگلی بود، هدف ارتباط دادن درست مفهوم ناگلی از ایدیوپلاسم را به پیشرفت های معاصر سلول شناسی در پیش گرفت. در نخستین مقاله مشهور خویش در مورد موضوع وراثت به سال ۱۸۸۳ وایزمن ژرم پلاسم را به عنوان دودمان پیوسته ای از سلول ها تعریف کرد که تخم لقاح یافته ای را که منشأ فرد جدید است با گامت های خود آن فرد که از اتحاد آنها تخم های لقاح یافته نسل بعد به وجود می آید مرتبط می سازند. او می نویسد «ما وسیله ای آشکار داریم که توسط آن وراثت تمام ویژگی ای انتقال یافته انحام می گیرد، یعنی از پیوستگی مواد سلول های زایشی یا ژرم پلاسم». وایزمن به دو اصل در مورد ژرم پلاسم تأکید کرد. اصل اول پیوستگی ژرم پلاسم است. طبق این مفهوم ماده بدن (سوماتوپلاسم) موجود در هر نسل همچون انشعابی از ژرم پلاسم، یا دودمان زایشی، به وجود می آید؛ بنابراین تمام خصوصیاتی ک به ارث می رسند باید وایزمن چنین بیان می کند که «تغییر در اجزای بدنی فقط زمانی پدید می آید که تغییرات مطابق آن در ژرم پلاسم مقدم بر آن رخ داده باشد». او همچنین استنتاج کرد که خصوصیات کسب شده توسط سلول های بدنی نمی توانند به نسل بعد منتقل شوند مگر آنکه مکانیسمی فیزیکی برای انتقال ذرات یا مواد اصلی از سلول های بدنی به ژرم پلاسم در بین باشد. وایزمن بر این باور بود که انتقال ذرات بسیار غیرمحتمل است و در سال های بعد خود وی با ترتیب دادن آزمایش هایی در پی آزمودن وراثت صفات اکتسابی برآمد. تمام کارهای بعدی وی غیر ارثی بودن هر خصوصیت کسب شده توسط سلول های سومایی را تأیید کد و از این تجربیان دومین اصل عمده خویش، یعنی جدایی ژام پلاسم را استنتاج کرد. با این اصل مقصود وی این بود که اثرات محیطی که به ارث می رسند باید مستقیماً در ژرم پلاسم اعمال شده باشند و نمی توانند در بافت های بدنی تولید شوند و از آنجا به ژرم پلاسم منتقل شده باشند.
وایزمن، مثل هرتویگ و استراسبرگر، ایدیوپلاسم ناگلی را با کروموزم ها یکی می دانست ولی این مفهوم را بسط داده و فرض را بر این گذاشت که هر کروموزوم از عناصر موروثی که آنها را «اید» id نامید، ساخته شده اند و خود اینها مرکب از تعیین کننده های موروثی هر صفت هستند. طی تکوین بدن، ایدها تعیین کننده های خود را رها کرده و سپس مورد استفاده قرار می گیرند. تنها در سلول های زایشی است که تمام مجموعه ایدها به طور کامل حفظ می شود. به علاوه از نظر وایزمن هر کروموزوم شبیه هر یک از کروموزوم های دیگر بود. علی رغم شواهد فزآینده فردیت کروموزوم ها و نیز تقسیم طولی آنها که قبلاً بدان اشاره شد وایزمن در برابر تمام دیدگاه های مخالف طرح خویش ایستادگی کرد. اینجا ما مثالی عالی از دانشمندی را داریم که با بصیرت زیاد عمل می کند، ولی در دلبستگی به مدل مفهومی مطلوب خویش یا جزم اندیشی در برابر تمام شواهدی که او را به تغییر دیدگاه هایش می خوانند مقاومت می ورزد.
نظریه ای بسیار مشابه دیدگاه های امروزی در سال ۱۸۸۹ توسط هوگودو وربس تحت عنوان «تمام زایی درون سلولی» ارائه شد. هوگودو وربس می خواست عناصر موروثی، یا آنچه او آنها را پان ژنز می نامید، به هسته و کروموزوم ها و نیز فعالیت های آنها را به سلول خاص که در آن قرار دارند محدود سازد. این چیزی بود که وی آن را «درون سلولی» می نامید. پان ژنزهای دووریس از مفهوم ژن های سده بیستم کمی تفاوت داشت: در دیدگاه وی آنها کروموزوم ها را می ساختند، اما در عین حال به سیتوپلاسم انتقال می یابند و در آنجا فعال شده، در نتیجه تکوین سلول را کنترل می کنند. اما گروه نماینده از آنها همیشه می توانند در درون هسته باقی مانده تا با تقسیم میتوزی هم به سلول های بدنی و هم سلول های جنسی منتقل شوند. آیا تشابه بنیادی بین این پان ژنزها که تصور می رفت بر روی کروموزوم ها جای دارند و مفهوم امروزی ژن ها که از DNA (داکسی ریبونوکلئیک اسید) ساخته شده محدود به کروموزوم ها هستند و از طرف دیگر این تشابه این فرض که پان ژنزها برای تنظیم تکوین و کنترل خصوصیات ارثی از هسته به سیتوپلاسم می روند یا دیدگاه های امروزی در مورد RNA (ریبوکوکلئیک اسید) مایه اعجاب نیست؟ چون پان ژنزها محدود به سلول اند، یک به یک مطابق خصوصیات ارثی ویژه هستند و چون همیشه توانایی کامل در هسته وجود داشتند مدل مفهومی توسعه یافته توسط هوگود و وریس در برابر اصل جداسازی ژرم پلاسم و عدم توارث خصوصیات اکتسابی سازگاری داشت. متأسفانه استفاده از واژه «پان ژنز» موجب شد همه نظریه جدال برانگیز وراثت خصوصیات اکتسابی تداعی کنند که در سایه کار داروین دامن زده شد. در نتیجه دوریس، توسط افرادی که هرگز کتاب حجیم وی در مورد تمام زایی درون سلولی را نخوانده اند، به داشتن دیدگاه هایی کاملاً مخالف دیدگاه های خود وی مشهور شده است.
در آغاز قرن [بیستم] که با کشف درباره کارل مندل در واقع ژنتیک جدید پا به عرصه گذاشت، اساس سلول شنا

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:45 PM
زیست شناسی زرده پرها گروهی از کپور ماهیان بزرگ آبهای شیرین هستند و با نامهای زردک و سس ماهی نیز معروف است. تقریبأ تمام خانواده دسته Barbus در مقایسه با کپور که بطور نمونه در لجنهای بستر استخرها و آبهای آرام ساکن می شوند ، زرده پرها معمولأ در بسترهای شنی و سنگی در آبهایی با جریان تند با حجم اکسیژن حل شده بالا یافت می شوند. یک زرده پر بالغ طولی بین ۲۵ تا ۱۰۵ سانتی متر و وزنی بین ۲۰۰ گرم تا ۱۰ کیلوگرم دارد. اگرچه وزنهای حدود ۱ تا ۲ کیلوگرم بیشتر معمول هستند. اندازه زرده پرها در رودخانه های بزرگ از این نیز تجاوز می کند.
● مشخصات ظاهری :
بدنش کشیده و از طرفین کمی فشرده است. سر و فلس های بزرگی دارد. رنگ پشت آن قهوه ای تیره در طرفین زرد و در ناحیه شکم سفید است. علت نامگذاری آن باله های زردی است که دارد. دهانش در زیر قرار گرفته است. زرده پرها دارای دو جفت سبیل می باشند. یک جفت سبیل بلند در جلوی دهانشان واقع شده که بوسیله آن می توانند به راحتی موقعیت خود را در مسیر حرکتیشان تشخیص دهند و یک جفت سبیل کوتاهتر در زیر چانه دارند. نوع دیگری از زرده پر در حوضه خزر وجود دارد که سری پهن و اندازه ای بزرگ تر دارد اما اخیراً بسیار کمیاب است، این دو گونه را از روی موقعیت باله پشتی می توان شناسایی کرد که در گونه مورد بحث ما برخلاف آن گونه دیگر نسبت به سر ، به دم نزدیک تر است. نوع دیگر همیشه در قسمت های میانی رودخانه که دارای بستر قلوه سنگی و دمای متوسط ۱۵ تا ۲۰ درجه سانتیگراد به سر می برد. از مواد گیاهی، بذر علوفه، حشرات آبزی، سخت پوستان کف زی و بچه ماهی ها تغذیه می کند. نرها در ۴ سالگی و ماده ها در ۵ سالگی بالغ می شوند. ماهی نر در زمان تخم ریزی روی سر و بدن برجستگی های مرواریدی دارد.
زرده پرها بیشتر در رودخانه های اروپا و آسیای مرکزی زندگی می کنند. آنها همچنین در آفریقا نیز یافت می شوند. نام Barbel از واژه لاتین Barba به معنی ریش یا هرگونه برآمدگی تیز شبیه مو استنتاج شده است که اشاره به حسگرهای مو مانند رشد کرده در طرفین دهان زرده پر دارد.
● تخم ریزی :
تخم ریزی عمدتاً از خرداد تا تیر انجام می شود. به طور گروهی وارد رودخانه می شوند و در نقاط کم عمق تخم ریزی می کنند. ۳ تا ۹ هزار تخم می گذارند که زرد رنگ و چسبناک است و به سنگ ها و گیاهان می چسبد. نسبت جنسی نر به ماده هفت به یک است. مخصوص حوضه خزر و آرال است. تابستان ها در نبود ماهی سفید بازار دارد. گوشت آن دارای استخوان های ریز زیاد اما خوشمزه است. باید توجه داشت که تخم های آن سمی بوده و خوردنش باعث تهوع و سرگیجه می شود.
● گونه های زرده پر :
زرده پر ها دارای گونه های زیادی هستند که به شرح ذیل می باشند :
▪ آسیا :
۱) زرده پر کریمین Barbus tauricus که در رودخانه سالجیر در شبه جزایر کریمین یافت می شوند. همچنین یک زیرگونه با نام زرده پر کوبان Barbus tauticus kubanicus در بالادست و میانه رودخانه کوبان در روسیه یافت می شود.
۲) زرده پر آرال Barbus brachycephalus که در آسیای مرکزی یافت می شود و زیر گونه آن Barbus brachycephalus caspius یا زرده پر کاسپین یا زرده پر خزری است که در دریای خزر زندگی میکنند.
۳) زرده پر بیولاتمای Barbus capito capito در رودخانه کورا در قفقاز و ارس یافت می شود.
۴) زرده پر تِرک Barbus cisaucasicus که در رودخانه کومای روسیه یافت می شود.
۵) زرده پر ترکستان Barbus conocephalus که در رودخانه زراوشان یافت می شود.
۶) زرده پر گاکچا Barbus goktschaicus که در دریاچه گاکچا (دریاچه سِوان) در ارمنستان یافت می شود.
۷) زرده پر کورا Barbus lacerta که در روسیه یافت می شود.
۸) زرده پر هیمری Barbus luteus که ساکن بومی رودخانه های بین النهرین است.
▪ اروپا :
۱) Barbus Barbus یک زرده پر بومی در کشور انگلستان است که بعنوان یک ماهی ورزشی محسوب می گردد.
۲) زرده پر مدیترانه ای Barbus meridionalis که در حقیقت در کشورهای اسپانیا ، فرانسه ، لهستان ، رومانی و اکراین یافت می شود.
۳) Barbus sclateri به زرده پر اروپایی مشهور شده است.
۴) زره پر ایتالیایی Barbus tyberinus نام دارد.
۵) زرده پر آلبانیایی Barbus albanicus و گونه های دیگری همچون Barbus prespensis یا زرده پر پرسپا در کشور یونان شناخته شده است.
۶) زرده پر ایبری Barbus comizo در اسپانیا و پرتغال یافت می شوند.
منبع:انجمن گسترش و آموزش ماهیگیری ورزشی

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:45 PM
زیست شناسی شبیه سازی باز تولیدی بسیار گران است و امید انجام مطلوب آن بسیار کم است. علاوه برآن رشد تومورها در آن به سرعت انجام می شود و کوچکترین بیماری برای این نوع حیوانات، می تواند منجر به مرگ شود. اکثر این حیوانات رشد غیرطبیعی دارند و گاه به دلایل نامشخص به یک باره می میرند.
شبیه سازی(cloning)یکی از پیشرفته ترین دست یافته های بشر در زمینه علم پزشکی و مهندسی ژنتیک است که هر مرحله پیشرفت آن جنجال های بسیار زیادی را به همراه دارد. صرف نظر از پیامدهای اخلاقی شبیه سازی که در این مجال مورد بحث ما نیست، در این مقاله سعی شده است بیشتر به خود شبیه سازی و روش های آن پرداخته شود. روش هایی که شبیه سازی انسان فقط بخشی از آنهاست و حوزه بسیار گسترده ای را شامل می شود.
امکان شبیه سازی انسان زمانی مطرح شد که دانشمندان اسکاتلندی در مؤسسه روسلین، «دالی» را تولید کردند. «دالی» که به «دالی گوسفنده» شهرت داشت گوسفندی بود که تولید آن در سراسر دنیا با عکس العمل های متفاوتی از لحاظ علمی و اخلاقی مواجه شد. این کار که در سال ۱۹۹۷ از سوی مجله نیچر به عنوان مهم ترین تحقیق علمی سال برگزیده شد، در کنار نگرانی های اخلاقی بسیار زیادی که در برداشت- چه از سوی علمای مسیحیت و اسلام و چه از سوی مقامات کشورهای مختلف- افق جدیدی در علم ژنتیک پیش روی دانشمندان گشود و امیدواری های زیادی برای بهبود زندگی بشر ایجاد کرد. به دلیل حساسیتی که تولید دالی در برداشت، رسانه ها توجه خاصی به پدیده شبیه سازی نشان دادند، اما این نوع شبیه سازی تنها یک نوع خاص از چندین روش شبیه سازی موجود در علم پزشکی و ژنتیک است که به شبیه سازی بازتولیدی مشهور است. علاوه بر این نوع شبیه سازی، چند نوع دیگر شبیه سازی هم وجود دارد که می توان از آن ها علاوه بر باز تولید یک ارگانیزم خاص در انجام دیگر تحقیقات پزشکی هم استفاده کرد.
در این مقاله به طور کلی در مورد سه نوع شبیه سازی بحث خواهیم کرد:
۱) شبیه سازی دی ان ای یا فناوری دی ان ای باز ترکیب شده
۲) شبیه سازی باز تولیدی
۳) شبیه سازی درمانی
● فناوری دی ان ای باز ترکیب شده
در این قسمت می توان فناوری دی ان ای باز ترکیب شده، شبیه سازی دی ان ای، شبیه سازی مولکولی یا شبیه سازی ژنی را در کنار هم دسته بندی کرد، چون همه از یک پروسه مشترک پیروی می کنند. انتقال دستواره (تکه ای از دی ان ای اصلی که برای تکثیر از آن جدا می شود) از یک ارگانیزم به یک عنصر ژنتیک خود همانندساز مانند پلازمید باکتریایی. دانشمندانی که بر روی یک ژن خاص کار می کنند معمولاً از پلازمید باکتریایی برای تولید کپی های چند گانه همان ژن استفاده می کنند. پلازمیدها کروموزوم های اضافی خود همانندساز مولکول دایره ای دی ان ای هستند که جدا از ژنوم های معمولی باکتریایی هستند. پلازمیدها و دیگر گونه های ناقل شبیه سازی، توسط محققان ژنوم انسان برای تکثیر ژن ها و دیگر تکه های کروموزوم که مواد شناسایی کافی برای تحقیق بیشتر تولید می کنند استفاده می شوند. برای شبیه سازی یک ژن، یک تکه از دی ان ای که ژن مورد نظر را شامل می شود از دی ان ای کروموزومی توسط آنزیم های محدود کننده جدا می شود و سپس با یک پلازمید که توسط همان آنزیم های محدود کننده جدا شده است، ترکیب می شود. هنگامی که یک تکه از دی ان ای کروموزومی به ناقل شبیه سازی در آزمایشگاه وصل می شود، به آن مولکول دی ان ای بازترکیب شده گفته می شود. با انتقال این مولکول به سلول میزبان مناسب، دی ان ای باز ترکیب شده در کنار دی ان ای سلول میزبان باز تولید می شود.
شبیه سازی باز تولیدی شبیه سازی بازتولیدی فناوری است برای تولید یک حیوان که از همان هسته دی ان ای بهره می برد که حیوانی دیگر در همان زمان یا پیش از آن، آن هسته دی ان ای را داشته یا دارد. دالی گوسفند معروف اسکاتلندی ها با همین روش شبیه سازی شده بود. در این پروسه که انتقال هسته سلول تکثیر شونده نام دارد، دانشمندان مواد ژنتیک هسته یک سلول بالغ اهدا کننده را به یک تخم که هسته و همین طور مواد ژنتیک آن جدا شده اند منتقل می کنند. این تخم که دی ان ای یک سلول اهدا کننده را در خود دارد باید با جریان های شیمیایی یا الکتریکی مراقبت شود تا برای تقسیمات سلولی تحریک شود. هنگامی که جنین شبیه سازی شده به سطح مناسبی از پیشرفت می رسد به رحم یک میزبان مؤنث منتقل می شود جایی که تا تولد به پیشرفت خود ادامه می دهد. موجودی که با روش انتقال هسته تولید می شود، نمونه شبیه سازی شده واقعی حیوان اهدا کننده نیست و فقط دی ان ای کروموزومی و هسته ای آن همانند حیوان اهدا کننده است. در این زمینه موفقیت پروژه دالی بسیار چشمگیر است چرا که اثبات کرد مواد ژنتیک یک سلول بالغ می توانند برای تولید یک ارگانیزم جدید کامل مورد استفاده قرار گیرند. پیش از این دانشمندان بالاتفاق تصور می کردند هنگامی که سلولی به کبد، قلب، استخوان یا هر نوع دیگری از بافت های بدن تخصیص داده می شود، دیگر استفاده از آنها در بافت های دیگر امکان ندارد و دیگر ژن هایی که در سلول بودند و نیازی به آنها نبود غیرفعال می شوند. برخی محققین براین باورند که اشتباه یا کامل انجام ندادن پروسه باز برنامه ریزی، سبب مرگ، نقص عضو و معلولیت حیوانات شبیه سازی شده خواهد شد.
● شبیه سازی درمانی
این شبیه سازی که به شبیه سازی جنینی هم معروف است در واقع تولید جنین های انسانی برای استفاده در تحقیقات است. هدف از انجام این شبیه سازی تولید انسان های شبیه سازی شده نیست، بلکه هدف کشت سلول هایی است که می توانند در تحقیقات پیشبردی انسان و همچنین درمان بیماری ها مورد استفاده قرار گیرند. این سلول ها برای محققان بیومکانیک بسیار با اهمیت هستند برای این که می توان از آن ها برای تولید هر نوع سلولی که در بدن انسان وجود دارد استفاده کرد. این سلول ها پس از گذشت ۵ روز از تقسیم تخم، از آن استخراج می شوند. پروسه استخراج باعث از بین رفتن جنین می شود که این مسأله نگرانی های اخلاقی فراوانی را در پی دارد. محققان امیدوارند روزی این سلول های ساختگی، جایگزین مناسبی برای سلول هایی شوند که بر اثر بیماری هایی نظیر آلزایمر، سرطان و... از بین رفته اند. پس از آشنایی جزیی با روش های مختلف شبیه سازی، این سؤال مطرح می شود که اصلاً چرا انسان باید شبیه سازی شود؟ و یا این که آیا تا به حال هیچ انسانی شبیه سازی شده است؟ در مورد شبیه سازی انسان باید گفت که تا به حال هیچ انسانی از کشت سلول های یک انسان دیگر تولید نشده است. اما در مورد این که چرا انسان باید شبیه سازی شود، این گروه از دانشمندان موارد ذیل را ذکر می کنند. یکی از کاربردهای شبیه سازی می تواند برای زوج ناباروری اتفاق بیفتد که تمایل بسیار زیادی به بچه دارند. این بچه که از یکی از والدین شبیه سازی می شود، مسلماً در دوران کودکی فشارهای فیزیولوژیکی بسیار زیادی را متحمل خواهد شد. کاربرد دیگر شبیه سازی می تواند شبیه سازی استعدادهای بشری برای چند نسل باشد. مثلاً می توان با استفاده از دی ان ای اینشتین، وی را شبیه سازی کرد، اما هیچ تضمینی نیست که اینشتین جدید همانند آلبرت با هوش ما همان راهی را برگزیند که اینشتین به خاطر آن به شهرت رسیده است. یکی دیگر از موارد شبیه سازی، تولید جنین های تحقیقاتی است که پیش تر بدان اشاره شد. با همه علاقه ای که بشر به شبیه سازی دارد، این پدیده دارای خطرات و ایراداتی است که به صورت مختصر به آنها اشاره خواهد شد. شبیه سازی باز تولیدی بسیار گران است و امید انجام مطلوب آن بسیار کم است. نزدیک به ۹۰ درصد اقدام های شبیه سازی در این زمینه به نتیجه نمی رسند و برای انجام یک شبیه سازی موفق، باید نزدیک به ۱۰۰ بار انتقال هسته ای صورت گیرد و در همین یک مورد موفق هم، حیوان شبیه سازی شده نسبت به عفونت ها بسیار غیرمقاوم است. نمونه آن هم دالی بود که بر اثر عفونت ریه مرد. علاوه برآن رشد تومورها در آن به سرعت انجام می شود و کوچکترین بیماری برای این نوع حیوانات، می تواند منجر به مرگ شود. اکثر این حیوانات رشد غیرطبیعی دارند و گاه به دلایل نامشخص به یک باره می میرند.
از میان حیواناتی که تاکنون شبیه سازی شده اند، می توان به گوسفند ها، موش ها، گاو ها و حیوانات خانگی از قبیل گربه اشاره کرد. اما یکی از وسوسه انگیزترین شبیه سازی ها، شبیه سازی حیوانات ما قبل تاریخ مانند دایناسورها است، بدین ترتیب که با استفاده از دی ان ای بازمانده از آنها در سنگواره ها، آن ها را شبیه سازی کرد. هنگامی که این فرضیه مطرح شد، موافقت ها و مخالفت های زیادی با آن شد، اما این التهابات به زودی فروکش کرد، چون این موجودات بیش از ۶۵ میلیون سال پیش از بین رفته اند و این در حالی است که دی ان ای، فقط ۱۰ هزار سال عمر می کند. نظریه بعدی شبیه سازی ماموت ها بود که کمتر از ۱۰ هزار سال پیش زندگی می کرده اند. با این حال پیدا کردن دی ان ای مناسب ماموت ها غیرممکن به نظر می رسد. با این تفاسیر شبیه سازی موجودات منقرض شده فعلاً امکان ناپذیر است. البته شاید روزی فرزندان شبیه سازی شده دانشمندان امروزی بتوانند دایناسورها را هم اهلی کنند.
منبع:جواد نصرتی
سایت دام‌آوران

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:47 PM
زیست شناسی «شبیه سازی» (cloning ) یکی از پیشرفته ترین دستیافته های بشر در زمینه علم پزشکی و مهندسی ژنتیک است که هر مرحله پیشرفت آن جنجال های بسیار زیادی را به همراه دارد. صرف نظر از پیامدهای اخلاقی شبیه سازی که در این مطلب مورد بحث ما نیست، در این مقاله سعی شده است بیشتر به خود «شبیه سازی» و روش های آن پرداخته شود. روش هایی که شبیه سازی انسان فقط بخشی از آن هاست و حوزه بسیار گسترده ای را شامل می شود. امکان «شبیه سازی» انسان زمانی مطرح شد که دانشمندان اسکاتلندی در موسسه روسلین، «دالی» را تولید کردند. «دالی» که به «دالی گوسفنده» شهرت داشت، گوسفندی بود که تولید آن در سراسر دنیا با عکس العمل های متفاوتی از لحاظ علمی و اخلاقی مواجه شد. این کار که درسال ۱۹۹۷ از سوی مجله «نیچر» به عنوان مهم ترین تحقیق علمی سال برگزیده شد، در کنار نگرانی های اخلاقی بسیار زیادی که در برداشت، افق جدیدی در علم ژنتیک پیش روی دانشمندان گشود و امیدواری های زیادی برای بهبود زندگی بشر ایجاد کرد. به دلیل حساسیتی که تولید «دالی» در برداشت، رسانه ها توجه خاصی به پدیده شبیه سازی نشان دادند، اما این نوع شبیه سازی تنها یک نوع خاص از چندین روش شبیه سازی موجود در علم پزشکی و ژنتیک است که به شبیه سازی بازتولیدی مشهور است. علاوه براین نوع شبیه سازی، چند نوع دیگر شبیه سازی هم وجود دارد که می توان از آن ها علاوه بر بازتولید یک ارگانیزم خاص در انجام دیگر تحقیقات پزشکی هم استفاده کرد. در این مطلب به طور کلی در مورد سه نوع شبیه سازی بحث خواهیم کرد:
۱ ) شبیه سازی «دی ان ای» یا فناوری «دی ان ای» بازترکیب شده:
در این قسمت می توان فناوری «دی ان ای» بازترکیب شده، شبیه سازی «دی ان ای»، شبیه سازی مولکولی یا شبیه سازی ژنی را در کنار هم دسته بندی کرد، چون همه از یک پروسه مشترک پیروی می کنند. انتقال دستواره (تکه ای از دی ان ای اصلی که برای تکثیر از آن جدا می شود) از یک ارگانیزم به یک عنصر ژنتیک خود همانندساز مانند پلازمید باکتریایی. دانشمندانی که بر روی یک ژن خاص کار می کنند معمولا از پلازمید باکتریایی برای تولید کپی های چندگانه همان ژن استفاده می کنند. پلازمیدها کروموزوم های اضافی خود همانندساز مولکول دایره ای «دی ان ای» هستند که جدا از ژنوم های معمولی باکتریایی هستند.
پلازمیدها و دیگر گونه های ناقل شبیه سازی، توسط محققان ژنوم انسان برای تکثیر ژن ها و دیگر تکه های کروموزوم که مواد شناسایی کافی برای تحقیق بیشتر تولید می کنند استفاده می شوند. برای شبیه سازی یک ژن، یک تکه از «دی ان ای» که ژن مورد نظر را شامل می شود از «دی ان ای» کروموزومی توسط آنزیم های محدودکننده جدا می شود و سپس با یک پلازمید که توسط همان آنزیم های محدودکننده جدا شده است، ترکیب می شود. هنگامی که یک تکه از «دی ان ای» کروموزومی به ناقل شبیه سازی در آزمایشگاه وصل می شود، به آن مولکول «دی ان ای» بازترکیب شده گفته می شود. با انتقال این مولکول به سلول میزبان مناسب، «دی ان ای» بازترکیب شده در کنار «دی ان ای» سلول میزبان بازتولید می شود.
۲ ) شبیه سازی بازتولیدی:
شبیه سازی بازتولیدی فناوری است برای تولید یک حیوان که از همان هسته «دی ان ای» بهره می برد که حیوانی دیگر در همان زمان یا پیش از آن، آن هسته «دی ان ای» را داشته یا دارد. «دالی» گوسفند معروف اسکاتلندی ها با همین روش شبیه سازی شده بود. در این پروسه که انتقال هسته سلول تکثیر شونده نام دارد، دانشمندان مواد ژنتیک هسته یک سلول بالغ اهدا»کننده را به یک تخم که هسته و همین طور مواد ژنتیک آن جدا شده اند منتقل می کنند. این تخم که «دی ان ای» یک سلول اهدا»کننده را در خود دارد باید با جریان های شیمیایی یا الکتریکی مراقبت شود تا برای تقسیمات سلولی تحریک شود. هنگامی که جنین شبیه سازی شده به سطح مناسبی از پیشرفت می رسد به رحم یک میزبان مونث منتقل می شود جایی که تا تولد به پیشرفت خود ادامه می دهد. موجودی که با روش انتقال هسته تولید می شود، نمونه شبیه سازی شده واقعی حیوان اهدا»کننده نیست و فقط «دی ان ای» کروموزومی و هسته ای آن همانند حیوان اهدا»کننده است. در این زمینه موفقیت پروژه «دالی» بسیار چشمگیر است چراکه اثبات کرد مواد ژنتیک یک سلول بالغ می توانند برای تولید یک ارگانیزم جدید کامل مورد استفاده قرار گیرند. پیش از این دانشمندان بالاتفاق تصور می کردند هنگامی که سلولی به کبد، قلب، استخوان یا هر نوع دیگری از بافت های بدن تخصیص داده می شود، دیگر استفاده از آن ها در بافت های دیگر امکان ندارد و دیگر ژن هایی که در سلول بودند و نیازی به آن ها نبود غیرفعال می شوند. برخی محققین براین باورند که اشتباه یا کامل انجام ندادن پروسه باز برنامه ریزی، سبب مرگ، نقص عضو و معلولیت حیوانات شبیه سازی شده خواهد شد.
۳ ) شبیه سازی درمانی:
این شبیه سازی که به شبیه سازی جنینی هم معروف است در واقع تولید جنین های انسانی برای استفاده در تحقیقات است. هدف از انجام این شبیه سازی تولید انسان های شبیه سازی شده نیست، بلکه هدف کشت سلول هایی است که می توانند در تحقیقات پیشبردی انسان و همچنین درمان بیماری ها مورد استفاده قرار گیرند. این سلول ها برای محققان بیومکانیک بسیار با اهمیت هستند برای این که می توان از آن ها برای تولید هر نوع سلولی که در بدن انسان وجود دارد استفاده کرد. این سلول ها پس از گذشت ۵ روز از تقسیم تخم، از آن استخراج می شوند. پروسه استخراج باعث از بین رفتن جنین می شود که این مساله نگرانی های اخلاقی فراوانی را در پی دارد. محققان امیدوارند روزی این سلول های ساختگی، جایگزین مناسبی برای سلول هایی شوند که بر اثر بیماری هایی نظیر آلزایمر، سرطان و... از بین رفته اند.
● دلائل شبیه سازی
پس از آشنایی جزیی با روش های مختلف شبیه سازی، این سوال مطرح می شود که اصلا چرا انسان باید شبیه سازی شود؟ و یا این که آیا تا به حال هیچ انسانی شبیه سازی شده است؟ در مورد شبیه سازی انسان باید گفت که تا به حال هیچ انسانی از کشت سلول های یک انسان دیگر تولید نشده است. اما در مورد این که چرا انسان باید شبیه سازی شود، گروهی از دانشمندان موارد ذیل را ذکر می کنند; یکی از کاربردهای شبیه سازی می تواند برای زوج ناباروری اتفاق بیفتد که تمایل بسیار زیادی به بچه دارند. این بچه که از یکی از والدین شبیه سازی می شود، مسلما در دوران کودکی فشارهای فیزیولوژیکی بسیار زیادی را متحمل خواهد شد. کاربرد دیگر شبیه سازی می تواند شبیه سازی استعدادهای بشری برای چند نسل باشد. مثلا می توان با استفاده از «دی ان ای» اینشتین، وی را شبیه سازی کرد، اما هیچ تضمینی نیست که اینشتین جدید همانند آلبرت باهوش ما همان راهی را برگزیند که اینشتین به خاطر آن به شهرت رسیده است. یکی دیگر از موارد شبیه سازی، تولید جنین های تحقیقاتی است که پیش تر بدان اشاره شد. با همه علاقه ای که بشر به شبیه سازی دارد، این پدیده دارای خطرات و ایراداتی است که به صورت مختصر به آن ها اشاره خواهد شد. شبیه سازی بازتولیدی بسیار گران است و امید انجام مطلوب آن بسیار کم است. نزدیک به ۹۰ درصد اقدام های شبیه سازی در این زمینه به نتیجه نمی رسند و برای انجام یک شبیه سازی موفق، باید نزدیک به ۱۰۰ بار انتقال هسته ای صورت گیرد و در همین یک مورد موفق هم، حیوان شبیه سازی شده نسبت به عفونت ها بسیار غیرمقاوم است. نمونه آن هم «دالی» بود که بر اثر عفونت ریه مرد. علاوه برآن رشد تومورها در آن به سرعت انجام می شود و کوچک ترین بیماری برای این نوع حیوانات، می تواند منجر به مرگ شود. اکثر این حیوانات رشد غیرطبیعی دارند و گاه به دلایل نامشخص به یک باره می میرند. از میان حیواناتی که تاکنون شبیه سازی شده اند، می توان به گوسفندها، موش ها، گاوها و حیوانات خانگی از قبیل گربه اشاره کرد. اما یکی از وسوسه انگیزترین شبیه سازی ها، شبیه سازی حیوانات ماقبل تاریخ مانند دایناسورها است، بدین ترتیب که با استفاده از «دی ان ای» بازمانده از آن ها در سنگواره ها، آن ها را شبیه سازی کرد. هنگامی که این فرضیه مطرح شد، موافقت ها و مخالفت های زیادی با آن شد، اما این التهابات به زودی فروکش کرد، چون این موجودات بیش از ۶۵ میلیون سال پیش از بین رفته اند و این در حالی ست که «دی ان ای»، فقط ۱۰ هزارسال عمر می کند. نظریه بعدی شبیه سازی ماموت ها بود که کمتر از ۱۰ هزار سال پیش زندگی می کرده اند. با این حال پیدا کردن «دی ان ای» مناسب ماموت ها غیرممکن به نظر می رسد. با این تفاسیر شبیه سازی موجودات منقرض شده فعلا امکان ناپذیر است. البته شاید روزی فرزندان شبیه سازی شده دانشمندان امروزی بتوانند دایناسورها را هم اهلی کنند.
منبع:روزنامه ابتکار

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:48 PM
زیست شناسی سلول‌های بنیادی اینجا، سلول‌های بنیادی آنجا، سلول‌های بنیادی همه‌جا! این روزها دیگر می‌شود رد این سلول‌های شگفت‌انگیز را در بیشتر حوزه‌های پزشکی دید.
هر ماه، دانشمندان کاربرد جدیدی برای این سلول‌ها پیدا کرده و از آنها برای درمان موارد مختلفی استفاده می‌کنند؛ از سرطان گرفته تا ریزش موی سر. سلول‌های بنیادی در کنار ژن‌درمانی، از امیدهای اصلی دانش پزشکی برای غلبه بر دامنه وسیع بیماری‌ها در یکی دو دهه آینده هستند.
● انواع سلول‌های بنیادی
۱) سلول‌های جنینی:
این سلول‌ها را از تخمک‌های لقاح‌یافته (یا در واقع جنین) ۶ ـ ۵ روزه استخراج می‌کنند. این دسته از سلول‌های بنیادی قابلیت تبدیل شدن به تقریبا تمام انواع سلول‌های موجود در بدن را دارند.
۲) سلول‌های بالغین:
این سلول‌ها را از بافت‌های موجود بدن بالغ می‌گیرند. این دسته از سلول‌های بنیادی بیشتر تمایل دارند که به سلول‌های همان بافتی که در آن قرار دارند، تبدیل شوند. مثال معروف این گروه، سلول‌های خون‌ساز موجود در مغز استخوان است که قابلیت تبدیل شدن به سلول‌های خونی (گلبول قرمز، گلبول سفید و پلاکت) را دارند.
۳) سلول‌های پوستی:
در پاییز امسال، گروه‌هایی از دانشمندان آمریکایی و ژاپنی اعلام کردند که با دستکاری سلول‌های پوست موفق به تولید گونه جدیدی از سلو‌ل‌های بنیادی شده‌اند که همان خواص سلول‌های بنیادی جنینی را دارند؛ یعنی می‌توانند به هر نوع سلولی تبدیل بشوند.
سلول‌های بنیادی را می‌شود به نوعی، قطعات یدکی بدن پستانداران دانست. این سلول‌ها خواص ویژه‌ای دارند که آنها را از بقیه سلول‌های بدن متمایز می‌کند. این سلول‌های پایه توانایی عجیبی در تقسیم‌شدن و درعین‌حال نوکردن خودشان دارند. سلول‌های معمولی بدن قادر به تکثیر خودشان نیستند.
همچنین سلول‌های بنیادی با اینکه خودشان تخصصی نیستند (یعنی جزو بافت‌های هیچ کدام از دستگاه‌های حیاتی بدن شناخته نمی‌شوند) اما می‌توانند به سلول‌های تخصصی مختلف ـ مثلا سلو‌ل‌های عضله قلب، سلول‌های عصبی یا سلول‌های خونی ـ تبدیل شوند.
● کاربردهای پزشکی
خواص شگفت‌انگیز سلول‌های بنیادی و پیشرفت‌های بزرگ در این زمینه، این امید را در دل پزشکان زنده کرده که از این مسیر می‌شود بیماری‌های سخت زیادی را درمان کرد. با اینکه محققان سلول‌های بنیادی می‌گویند هنوز راه درازی تا درک کامل موضوع باقی مانده ولی همین امروز هم سلول‌های بنیادی در مداوای بیماری‌های مختلف به کار گرفته می‌شوند.
از سلول‌های بنیادی خون‌ساز موجود در مغز استخوان، سال‌هاست برای درمان سرطان‌خون استفاده می‌شود. تزریق سلول‌های بنیادی قلب برای بازسازی عضلات فرسوده قلب هم به تدریج فراگیر می‌شود. به جز بیماری‌های قلبی، در حال حاضر، سلول‌های بنیادی در درمان مواردی مثل مشکلات مغزی (پارکینسون، آلزایمر)، دیابت، ضایعات عصبی و نخاعی و آسیب‌های پوستی هم کاربردهای متنوعی پیدا کرده‌اند.
● مشکلات استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی
۱) مشکلات پزشکی:
دانشمندان هنوز نمی‌توانند به طور دقیق، میزان تولید سلول‌های تخصصی را کنترل کنند و این مسئله در برخی موارد می‌تواند باعث بروز سرطان بشود. همچنین در پیوند اعضا یا بافت‌های ساخته‌شده از سلول‌های بنیادی، بدن گیرنده ممکن است بافت‌های تولیدشده از سلول‌های بنیادی یک فرد دیگر را قبول نکند.
۲) مشکلات اخلاقی:
روش رایج برای استخراج سلول‌های بنیادی از جنین، باعث مرگ و از بین رفتن جنین می‌شود. شبیه‌سازی (کلونینگ) جنین به اسم اهداف پزشکی هم می‌تواند راه را برای شبیه‌سازی کامل انسان و سوءاستفاده از این مسئله باز کند.
● روش‌های استخراج سلول‌های بنیادی جنینی
استفاده از تخمک‌های لقاح‌یافته اضافی که برای لقاح آزمایشگاهی و خارج از رحم تولید شده‌اند:
http://www.persianarticle.ir/files/Image/Articles/Biology/37d2f894b3913f50483721f8c2e6b0af.jpg
بعد از گذشت ۶ ـ ۵ روز، جنین دارای حدود ۱۰۰ سلول پایه است. این سلول‌ها را از تخمک خارج می‌کنند و در یک محیط کشت مخصوص قرار می‌دهند.
● مایع آمنیوتیک اطراف جنین در داخل رحم (به مقادیر بسیار کم):
حدود یک درصد سلول‌های مایع اطراف جنین، سلول‌های بنیادی هستند. جفت و خون بند ناف هم می‌تواند منبعی برای سلول‌های بنیادی باشد.
محققان تا به حال توانسته‌اند از این دسته از سلول‌های بنیادی، سلول‌های عصبی، عضله، استخوان وکبد را تولید کنند.
منبع:علی کاشفی‌پور
روزنامه همشهری

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:48 PM
زیست شناسی مدتها قبل از اینکه ساختمان dnaشناخته شود، دانشمندان از توانایی موجود زنده در ایجاد نسخه های دقیقا مشابه خودوهمچنین بعدها، از توانایی سلول ها در تولید تعدادزیادی نسخه ی مشابه از ماکرومولکولهای بزرگ وپیچیده در تعجب بودند. سلامت dna بیشترین اهمیت را بای سلول دارد که آن را میتوان از پیچید گی و کثرت سیستمهای آنزیمی شرکت کننده در همانند سازی ، ترمیم ونوترکیبی dna و همچنین از انرژی مورد نیاز این سیستمها دریافت.
کشف قوانین مندل در سال ۱۹۰۰میلادی سبب تولید علم ژنتیک گردید.این علم جدید در سه سال اول حیاتش با سرعت تعجب آوری رشد کرد و باکشف نقش dna بشر وارد دومین عصر بزرگ ژنتیک شد . طی سال های۱۹۵۲تا۱۹۶۶ساختمان dna درخشید ، کد ژنتیکی شکوفا گردید و فرآیندهای رونویسی و ترجمه شرح داده شدند. پس از آن در سالهای ۱۹۷۱تا۱۹۷۳بررسی ژنتیکی مجددا باسرعت شگفت آوری به جریان افتاد که میتوان آن را فقط به عنوان یک دگرگونی در بیولوژی مدرن توجیه کرد.یک متدلوژی کاملا جدید توسعه یافت وامکان داد تا آزمایشهایی را که قبلا عملی نبودند با موفقیت طرح ریزی وانجام شوند. این روشها تحت عنوان علم بیو تکنولوژی نامیده شده اندوسومین عصر بزرگ ژنتیک را درخشان کرده اند و ما تازه در اواسط راهی هستیم که توسط این دگرگونی ایجاد شده و هیچ پایانی برای دورنمای مهیج آن قابل تصور نیست.
اما در علم بیوتکنولوژی توجه اذهان عمومی به وسیله ی مشابه سازی( به خصوص مشابه سازی انسان ) در دهه ی ۱۹۶۰ جلب گردید ، به ویژه با پیشرفت این علم و نتایج حاصل از تحقیقات دانشمندانی چون رابرت بریجرد ، توماس کینگ و جان گوردون که نشان میداد از یک سلول در حال تقسیم جنین وزغ یا قورباغه میتوان دسته ای از این موجود که دارای ساختار ژنتیکی یکسانی باشند ، خلق کرد. اما در آن زمان نتوانستند از آن برای کلون کردن موجودی کامل استفاده کنند. سالها پس از مطالعات بسیار اکثر محققین به این نتیجه رسیدند که ابن کار غیر عملی است تا اینکه در سال۱۹۹۵دکتر کیت کمپبل متخصص بیولوژی سلولی از موئسسه ی رزلین در اسکاتلند توانست راه خاموش ساختن و غیر فعال کردن ژنهای یک سلول بالغ و بردن آن به فاز جنینی را بیابد و بدین ترتیب او توانست مهم ترین مانع بر سر راه عملی ساختن رویای کلون کردن یک موجود را از یک سلول بالغ بر طرف سازد.
● مفهوم صحیح همانند سازی
کلون در لغت به معنی گروهی از اشیاء یکسان و همانند است. این کلمه معمولا نسخه ای دقیق از چیزی اشاره میکند ولی در عالم زیست شناسی ، کلون عبارت است از گروهی از موجودات زنده اعم از ژن، سلول ، ویروس و...که از نظر ژنتیکی مشابه هستند.از آنجا که هر موجودی از هزاران سلول با ژنوتیپ مشابه تشکیل شده ، بنابراین کلون کردن در حقیقت به کلون ژن ها (dna) منجر خواهد شد.
همانند سازی نه تنها در سطح میکروسکوپی ومولکولی بلکه در سطح ماکروسکوپی هم پدیده ی جدیدی نیست. دوقلوهای همسان نوعی موجودات همانند سازی شده اند. اصطلاح همانند سازی یا کلونینگ به سه روند کاملا مجزا از یکدیگر اطلاق میشود. متداولترین نوع همانند سازی ، شکل جنینی آن میباشد بدین صورت که یک سلول تخم به دو سلول تقسیم میشود. هر کدام از دو سلول جدید در صورت قرار گرفتن در رحم مادر و طی دوران جنینی انسانی مشابه دیگری ایجاد خواهد کرد. میتوان یکی از این دو سلول را در حالت انجماد حفظ کرد و سال ها بعد در صورت تمایل والدین در رحم مادر گذاشت. در نوع دیگر همانندسازی از سلول بالغ استفاده میشود ، هسته ی یک سلول تخمک را خارج میکنیم و هسته ی یک سلول بالغ را به جای آن قرار میدهیم، (عموما هر سلول در بدن یک موجود زنده ی بالغ حاوی کلیه ی اطلاعات ژنتیکی لازم جهت ساخت یک موجود کامل میباشد ، اما سلول های هر بافت فقط از اطلاعات مربوط به فعالیت همان بافت استفاده میکنند) ژنهای خاموش فعال میشوند و انسانی با مشخصات ژنتیکی فرد بالغ تولید خواهند کرد.
نوع سوم شبیه سازی شیوه ی درمانی آن است کاربردهای پزشکی این روش بسیار است. با استفاده از این روش میتوان سلول پوست فردی را که نیاز به سلول عصبی دارد چنان برنامه ریزی کرد که سلول عصبی بسازد، بدن این فرد هیچ گاه پیوند را پس نخواهد زد زیرا از لحاظ ژنتیکی دقیقا یکسان هستند.
● شبیه سازی انسان
دکتر بریژیت بواسلیه، مدیر شرکت آمریکایی کلوناید،تولد نخستین انسان شبیه سازی شده را با استفاده از سلول پوست تن زن آمریکایی ۳۱ ساله ای در روز ۲۷ دسامبر ۲۰۰۲ در یک کشتی نزدیکان واتیکان با زایمان سزارین اعلام کرد. این نوزاد دختر به نام حوا هنگام تولد ۳ کیلو و ۲۰۰گرم وزن داشت. کمی بعد در سوم ژانویه۲۰۰۳ دومین نوزاد همانند سازی شده به دنیا آمد. در پی انتشار این اخبار، ادعاهای دیگری نیز از جانب کشورهای مختلف اروپا وآمریکا در مورد جنین های شبیه سازی شده مطرح شد. به اعتقاد بعضی ، همانند سازی انسان مدتها پیش از اعلام عمومی آنها به وقوع پیوسته است: پیشرفت سریع علم ژنتیک بشر کنجکاو را در بسیاری از زمینه ها توانا ساخته و به احتمال زیاد این انسانها سالها قبل متولد شده اند . پیش از تولد موفق اولین نوزاد همانند سازی شده، تعداد زیادی نوزاد ناقص به وجود آمده واز بین رفته اند که دانشمندان به علت ترس از مخالفتهای جهانی از اعلام خبرآن خود داری کر ده اند. همانند سازی در عمل کار ساده ای نیست. برای خلق دالی گوسفندهمانن سازی شده ۲۷۷ مورد تلاش در مرحله آزمایش گاهی صورت گرفت وتنها ۱۳ مورد آنها به حاملگی گوسفند مادر ختم شد. درنتیجه یک گوسفند همانند سازیشده به دنیا آمد.

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:50 PM
زیست شناسی رفتار شناسی گریزی است برای پاسخ به سوال هایی جالب و جذاب که ممکن است بعضی از آنها خیلی وقتها، با مشاهده ی یک جاندار از ذهن ما بگذرد و با مطالعه ی رفتار هایی از جانداران که با وجود زیبایی های فوق العاده ، کمتر مد نظر ما بوده اند یا دیده شده اند ؟
از جمله اینکه :
چرا بعضی از حیوانات انفرادی هستند در حالیکه دیگران به طور گروهی زندگی می کنند؟ چرا اغلب افراد قبل از جفت گیری معاشقه می کنند ؟ چرا آواز پرندگان از سوت های خالص ترکیب شده در حالی که آواز دیگران از وزها و تحریر ها ترکیب یافته است ؟
همچنین سوالاتی کمی و دقیق مانند اینکه :
چرا قلمرو مرغ شهد خوار مشتمل بر ( ۱۶۰۰) گل می باشد ؟ چرا جفت گیری سرگین نر به طور متوسط ۴۱ دقیقه به طول می انجامد ؟
در طی این مقاله سعی می شود ببینیم که رفتار حیوان چگونه با محیطی که در آن زیست میکند سازگاری یافته است. وقتی از سازگاری بحث می کنیم توجه ما به تغیراتی است که در جریان تکامل از طریق فرآیند انتخاب طبیعی صورت می گیرد .بر این اساس ابتدا نظریه ی داروین در قالب اصطلاحات ژنتیکی جدید به شرح زیر مطرح است :
۱) همه ی موجودات زنده دارای ژنهایی هستند که سنتز پروتئین را کد بندی می کنند. این پروتئین ها رشد و تکوین سیستم اعصاب ، ماهیچه ها و ساختمان بدن موجود را تنظیم و لذا رفتار وی را تعیین می کند.
۲) در درون هر جمعیت بسیاری از ژن ها دارای دو یا بیشتر فرم آلترناتیو یا آلل هستند که پروتئین واحدی را به فرم های کمی متفاوت از هم کد بندی می کنند. این خود موجب تفاوتهایی در رشد و توسعه می شود . لذا در درون جمعیت تغیرات ( variation ) وجود خواهد داشت.
۳) بین آلل های مختلف برای جایگزینی در یک موضع واحد روی کروموزوم رقابت وجود دارد.
۴) هر آللی بتواند نسخه های بیشتری از خود را در مقایه با آلل های دیگر باقی بگذارد و در نهایت جای فرم های آلترناتیو خود را در حمعیت می گیرد. لذا انتخاب طبیعی یعنی بقاء افتراغی آلل های آلترناتیو.
در نهایت فرد را بایستی به عنوان حامل موقت یا ماشین بقا دانست که از طریق آن ژنها دوام آورده و همانندسازی می کنند.( ۱۹۷۶ d.wkins )
● ژن و رفتار
موضوع بوم شناسی رفتار موضوع تکامل رفتارهای سازشی در ارتباط با اوضاع بوم شناختی است. انتخاب طبیعی فقط بر روی تفاوت های ژنتیکی عمل می کند و لذا شرط آنکه رفتار تکامل پیدا کند ، آنست که :
۱) در درون جمعیت بایستی آلترناتیو های رفتاری موجود بوده و یا در گذشته وجود می داشته است.
۲) تفاوتها بایستی توارث پذیر باشند ، به عبارت دیگر منشاء بخشی از تفاوت ها باید ژنتیکی باشد.
۳) بایستی بعضی از آلترناتیوها موفقیت تولید مثلی بیشتر از دیگران ایجاد کنند.
▪ برای مطالعه تاثیر ژن بر رفتار سه روش عمده به کار می رود:
ـ استفاده از موتانهای ژنتیکی ،شیمیایی و تشعشعی . به عنوان مثال مگس های سرکه ی ماده یاد می گیرند که به طور انتخابی از بوی بخصوصی که با شوک الکتریکی تداعی شده اجتناب کنند. مگسهای موتانت کودن ( dunce ) یاد نمی گیرند که از شوک اجتناب کنند، هرچند که از سایر جهات رفتاری عادی هستند و می توانند وظایف ینایی را فرا بگیرند. به علاوه وقتی به مگس های عادی نیز باز دارنده فسفودیستراز سیکلیک ( آنزیم تجزیه کننده cAMP ) خورانده می شود آنها نیز قدرت یادگیری ضعیفی از خودشان نشان می دهند. یک موتانت دیگر به نام فراموشکار ( immnesiac ) نیز جدا شده که به طور عادی یاد می گیرد ، اما به سرعت فراموش می کند.
ـ تجربیات روی انتخاب مصنوعی : می توان از افرادی که خصوصیات رفتاری را به افراطی ترین مقدارش نشان می دهند استفاده کرد و آنها را به عنوان والدین ، در به وجود آوردن شجره های انتخابی به کار برد. مثلا سیرسیرک صحرایی Gryllus integer یا آواسر می دهد تا ماده را جلب کند و یا بی صدا سر راه ماده هایی را که به خواننده های دیگر جلب شده اند می گیرد. کید توانست نرهایی را نتخاب کند که زیاد و یا فقط به ندرت آوا سر می دادند و لذا که در تغیرات دوره آواز سازی نیز عنصر ژنتیکی دخالت دارد.
ـ مطالعه جفت هایی که تفاوت های ژنتیکی دارند. غالبا جمعیت های یک گونه که به لحاظ جغرافیایی متمایز باشند ، ریخت شناسی و رفتار متفاوت دارند این انعکاسی است از سازگاری های آنها با شرایط متفاوت بوم شناسی . اسیون ارنولد مارآبی راه راه ( Thamnophiselegars ) را در جنوب غربی آمریکا مطالعه کرده است. جمعیت های داخلی ( غیر ساحلی ) این مار بسیار آبزی بوده و اغلب در زیر آب از قورباغه ، ماهی و زالو تغذیه می کنند. جمعیت های ساحلی در خشکی می چرند و اغلب لیسه می خورند. در مطالعات مربوط به ترجیح غذایی در ازمایشگاه معلوم شد که مارهای وحشی که از مناطق داخلی شکار شده باشند از خوردن لیسه سر باز می زنند ، هر چند که نمونه های ساحلی لیسه را به خوبی می پذیرفتند. آزمایش هایی که با نمونه های بی تجربه نوزاد به عمل آمد نشان داد که ۷۳% افراد ساحلی به لیسه حمله میکنند و آنرا می خورند در حالیکه در مورد مارهای داخلی این رقم فقط ۳۵ % است.آرنولد افراد داخلی و ساحلی را با یکدیگر جفت نمود و دریافت که در این مورد بچه ها از نظر خوردن لیسه حد واسط بین والدین قرار می گیرند.
سسک ها اغلب بازدید کنندگان تابستانه اروپا هستند. اگر این پرندگان را در قفس نگه دارند در پائیز که زمان مهاجرت زمستانه در پرنده های آزمایشی موجود در قفس نشان داده که طول دوره ی بیقراری بستگی زیاد به فاصله ای دارد که فرد مهاجرت کرده است. وقتی جمعیت های شمالی مختلف گونه ی سسک سر سیاه با هم مقایسه شدند معلوم شد که دوره ی بیقراری در جمعیت های شمالی که بایستی را در انرژی را تا جایگاه زیست نه خود مهاجرت کنند ، طولانی تر است. به علاوه وقتی افراد جمعیت های شمالی ( آلمان غربی ) با افراد جمعیتهای جنوبی ( جزایر قناری ) جفت شدند ، زادگان آنها دوره ی بی قراری حد واسط از خود نشان دادند.
وقتی از ژن در ارتباط با ساختمان یا رفتار به خصوصی صحبت می کنیم منظور آن نیست که صفت مذکور به وسیله ی یک ژن کد می شود . ژنها به صورت هماهنگ عمل می کنند و احتمال دارد که ژنهای بسیاری تواما بر رجحان جفت گیری ، یادگیری ، آوازخوانی ، تغذیه و الگوهای مهاجرت فرد تاثیر داشته باشند. در عین حال این امکان وجود دارد که تفاوت رفتار و فرد به علت تفاوت یک ژن باشد.
تکوین رفتار نتیجه کنشی پیچیده بین ژن و محیط است. فرض کنید که متخصص بوم شناسی زفتار با یک لانه چرخ ریسک دم دراز ( Aegithalos caudatus ) برخورد کند ، و بالافاصله تحت تاثیر اینکه لانه تا چه حد با شیوه ی زندگی حیوان سازگار است و اسستتار اعجاب آور و گرمی و استحکام آن قرار خواهد گرفت. برای تکوین این سازگاری ها در پرنده سه راه مختلف را می توان در نظر گرفت:
افراد می توانستند همگی از طریق آزمایش و خطا شیوه ی ساختن لانه خوب را یاد بگیرند با اینکه می توانستند از کار یک پرنده ی با تجربه تر تقاید کنند. و بالاخره در خلال تکامل ، ژن لازم برای بروز اعمالی که به ساختن لانه ی خوب منجر شود می توانیته از طریق انتخاب طبعی در جمعیت انتشار پیدا کند ، زیرا افرادی که بهترین لانه ها را می ساخته اند بیشترین زادگان را نیز بر جای می گذاشته اند. در عین حال حتی اگر برای ساختن لانه در شکل در تنش به یادگیری نیاز باشد ، باز هم تفاوت های ژنتیکی مربوط به استعداد یادگی ری می تواند در تکامل مطرح باشد.
● رفتار ، بوم شناسی و تکامل
۱) انتخاب طبیعی در جریان تکامل به نفع افرادی عمل می کند که استراتژی تاریخچه یا چرخه ی زندگی که از سوی آنها اتخاذ شده ، سهم ژنها یآنها را در مخزن ژنی نسل های آینده به حداکثر برساند.
۲) بهترین شیوه ی موازنه بین بقاء فرد بالغ و کوشش های تولید مثلی او در طی تاریچه حیاتش بستگی دارد به بوم شناسی ، محیط فیزیکی محل زندگی فرد ، رفتار غذایی ، صیادان و .... دارد.
۳) موفقیت فرد در بقاء و تولید مثل شدیدا و به طور حیاتی به رفتار او بستگی دارد.
● مواظبت والدینی و سیستم جفت گیری
تفاوت گونه های مختلف از نظر مواظبت والدین و سیستم جفت گیری را میتوان با محدودیتهای فیزیولوژی و اکولوژیکی آنها مرتبط دانست.لقاح داخلی و تخصصهایی از قبیل ترشح شیر موجب میشود که ماده برای انجام مواظبت والدین مستعدتر باشد,در حالی که لقاح خارجی,دفاع از قلمرو و نیاز بچه ها به مواظبت از سوی هر دو جنس,نرها را وادار میدارد تا مواظبت های والدین را بر عهده بگیرند.
سیستم های جفت گیری را بر اساس گروههای کلی زیر میتوان طبقه بندی نمود:
۱) تک همسری(monogamy),یک نر و ماده پیوند زناشویی تشکیل میدهند.این پیوند ممکن است کوتاه یا دراز مدت (در بخشی از فصل تولید مثل یا تمام آن و یا حتی تمام عمر)باشد.اغلب والدین,هر دو از تخم و بچه ها مواظبت میکنند.
۲) چند زنی(polygyny),هر نر با چند ماده جفت میشود اما هر ماده فقط با یک نر. ارتباط نر ممکن است همزمان با چند ماده باشد(چند زنی همزمان)یا در پی هم(چچند زنی متوالی).در چند زنی این ماده است که معمولاً وظایف والدین را بر عهده دارد.
۳) چند شویی(polyandry),این درست بر عکس چند زنی است.ماده همزمان با چند شوهر است(چند شویی همزمان)و یا در پی یکدیگر(چند شویی متوالی).در این مورد مواظبت های والدین اغلب توسط نر صورت می گیرد.
۴) هرج و مرج جنسی(promiscuity).نر و ماده هر دو چندین بار با افراد مختلف جفت گیری میکنند. لذا این مورد مخلوطی است از چند زنی و چند شویی. هر کدام از دو جنس ممکن است از تخم ها یا بچه ها مواظبت کنند.
منبع:تهیه کنندگان : شیما ترحمی – الگا عظیمی – ایلناز علیزاده – زهرا مومنی
http://www.zoologyknowledge.blogfa.com
بر گرفته از کتاب مقدمه ای بر اکولوژی رفتار
تالیف: کربوز و دیوسیس
ترجمه :عبدالحسین وحابزاده
An Intrduction to Behavioural Ecology
J.R.krebs and N.B.Davies
Translated by: A.Vahabzadeh
انتشارات جهاد دانشگاهی چاپ سوم بهار ۱۳۸3

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:50 PM
زیست شناسی ● تاریخچه نژاد:
تاریخچه گربه ایرانی در حقیقت تاریخچه تمام نژادهای مو بلند است ، زیرا تقریباً با اطمینان می توان گفت که تمام گونه های مو بلند از نژادهای ایرانی به وجود آمده اند . البته نژاد Balinese (سیامی مو بلند) و نژادها سومالی (Abyssinian مو بلند) دو استثنا بر این مدعا هستند. تصور می شود این نژاد ها از جهش یک نژاد مو بلند مستقل به وجود آمده باشند.
این که اولین گربه های ایرانی کی . کجا پیدا شده اند ، مشخص نیست . با این حال شهرت و افتخار آنها به طور کلی نصیب مردم کشور ترکیه ، ایران (ایران قدیم) وهمسایه های نزدیک آنها گردیده است. گربه های مو بلند از حدود قرن ۱۶ میلادی و حتی زودتر در این کشورها دیده شده اندو این در زمانی بوده است که اولین گربه های از این نوع به اروپا راه یافته اند. هیچ گربه ای از نژادهای وحشی وجود ندارند که موهای بلند داشته باشند ، بنابراین باید پذیرفت که این ویژگی از یک جهش در گربه های مو کوتاه که حتماً از خواستگاه مصر برخواسته اند ایجاد شده است. آب و هوای سرد تر زمستانی ترکیه و ایران بدون شک چنین جهشی را امکان پذیر کرده است.
از زمان به وجود آمدن این گربه ها علاقه زیادی در بین دوستداران گربه برای نگهداری آنها ایجاد شد. این علاقه باعث شد که این گربه ها ارزش بیشتری نسبت به خویشاوندان مو کوتاه خود پیدا کنند.
تصور می شود گربه های خانگی به نام علمی Felis Catus ، از گربه جنگلی Felis Chaus یا گربه وحشی افریقایی ، Felis Lybica مشتق شده باشند. این گونه به گفته بعضی از جانور شناسان نوع خاصی از گربه وحشی اروپایی ، Felis Sylvestris تلقی می شوند. اگر این نظر صحیح باشد ، گربه خانگی با نام باشکوه تری یعنی Felis Sylvestris Catus ، نامگذاری خواهد شد.
● گربه های اصیل ایرانی:
گربه های اصیل ایرانی امروزی ، از نظر طول موها ، رنگ و آناتومی از شباهت کمتری نسبت به همنوعان اولیه خود برخوردارند. این پدیده حاصل سالها کوشش مستمر در جفت کشی انتخابی این موجودات است. اگر می توانستیم به زمانهای قبل برگردیم ، متوجه می شدیم که گربه های مو بلند از ایران و ترکیه به اروپا ، به خصوص کشور فرانسه ، جایی که مورد توجه زیاد مردم قرار می گرفتند ، حمل می شدند.
طبیعی دان فرانسوی Comet de Buffon کتاب Historie Naturelle خود را در سال ۱۷۵۶ میلادی نوشت. او در کتاب خود ، به متنی از قرن ۱۶ میلادی که به وسیله یک جهانگرد ایتالیایی به نام Pierto della vella نوشته شده ، اشاره کرده است که گربه های مو بلند آن روز را توصیف کرده و بر این نکته تأکید نموده که آنها از منطقه ای در شمال ایران به نام خراسان آمده اند. او گفته آنها نژادی هستند با موهای بلند ، نرم و شبیه ابریشم ، مخصوصاً در قسمت دم. او همچنین آنها را به رنگ یک دست خاکستری تشریح کرده است که در قسمت سر کمی تیره تر بودند. از مشخصه دیگر این گربه ها ، اهلی بودن آنها بوده است. Buffon ذکر کرده که جدا از رنگ ، این نژاد دقیقاً مشابه نژادهایی بوده که در فرانسه Angora شناخته می شود.
نژاد Angora نژادی بوده که در زمانهای قدیم تر به سفیدی رنگ مشهور بوده است ، ولی در واقعیت آنها رنگ های مختلفی داشته اند. با این حال رنگ سفید آنها که نزد اشراف زاده های فرانسوی و اروپایی نگهداری می شدند ، از محبوبیت بیشتری برخوردار بوده است. نژاد Angora بومی کشور ترکیه بوده است. دیپلمات پرآوازه فرانسوی Cardinal Richelieu که در سال ۱۶۴۲ میلادی از دنیا رفت ، از دوستداران فوق العاده گربه ها بوده است. شگفت این که او درست در زمانی می زیست که کلیسا خود از بزرگترین دشمنان گربه ها بوده و به دستور آنها ، گربه ها را از بالای برج ها پایین می انداختند ، می سوزاندن و از راه های مختلف با بی رحمی با آنان رفتار می کردند. Richelieu صاحب یک Chat Angora به نان Lucifer به رنگ سیاه بوده است. به نظر می رسد که در آن روزگار بیشتر موضوع این بوده که چه کسی صاحب گربه است. در واقع وضعیت صاحب گربه تعیین کننده این موضوع بوده که آیا گربه ها دارای روحی پاک ، یا همنشین و هم قدم شیطان اند.
به همین ترتیب شاید می بینید در اروپا در قرن ۱۹ میلادی ، گربه های مو بلند را بنابر میل صاحبان آنها گربه ایرانی یا Angora می نامیدند و این حقیقت که تفاوت های کوچکی چه از نظر موها و چه استخوان بندی بین این دو نزاد شبیه به هم ولی مختلف وجود داشته ، مورد توجه واقع نشده است. Harrison Weir انگلیسی که از او به عنوان پدر نگهداری از گربه های خانگی یاد می شود ، در اواخر قرن ۱۹ میلادی گفته که گربه ای دو رگه زیادی به عنوان نژاد روسی ، Angoran یا نژادهای ایرانی به فروش می رسیدند که این نکته به روشنی نشان می دهد که او به تفاوت میان گونه های ایرانی و Angoran واقف بوده است.
مشاهده تابلوهای نقاشی از گربه هایی که به همراه صاحبان خود در طول قرن ۱۸ میلادی به تصویر کشیده شده اند ، تصویر واضحی از ظاهر گونه اصیل گربه ایرانی به ما می دهد و آنها خیلی شبیه Angora های امروزی بوده اند. این بدین معنی است که آنها یک سر عادی گربه مانند با پوزه ای که به طور آشکار گُوه مانند است ، دارند. آنها استخوان بندی خوبی داشتند ولی نه خیلی حجیم. موها خیلی بلند و ابریشمی ، نه بیش از اندازه فشرده و نه پشم مانند بوده اند.
در سال ۱۹۶۸ میلادی Chas Ross گفته جالبی را در کتاب Book Of Cats راجع به گربه های ایرانی ذکر می کند. با وجود این که او همانند Buffon که در ۱۰۰ سال قبل از خود رنگ گربه های ایرانی را خاکستری می دانسته ، ولی بر این نکته نیز تأکید می کرده که نژاد گربه ایرانی موهای بسیار بلند و ابریشمی ، شاید بیش از نژاد Angora داشته اند. او ادامه می دهد آنها بی اندازه آرام و ملایم از لحاظ رفتاری بوده و احتمالاً یکی از زیباترین این گونه بوده اند.
به نظر می رسد که در آن دوران رنگ آنها ، نه استخوان بندی آنها معیار اصلی افتراق بین گربه های اصیل ایرانی و گربه Angoran بوده است. در هر صورت در آن زمان هیچ انجمنی برای گربه ها ، هیچ کتابی برای جفت انداختن آنها و هیچ شجره نامه ای برای ارزشیابی آنها وجود نداشته است. اگر شخصی ادعا می کرده که دارای یک گربه ایرانی یا Angoran است ، هیچ کسی واقعاً نمی توانست خلاف ادعای او را ثابت کند (غیر از طریق رنگ آنها) ، زیرا هیچ استاندارد و هیچ راهی برای نفی چنین گفته ای وجود نداشته است.
منبع:مرجع: The to Owning a Persian Cat نوشته Juliet Seymour
دیجیتال پت

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:52 PM
زیست شناسی هر تجمعی از جانداران هم گونه که در یک بوم ِ مشترک زندگی کنند و روابط بینابینی شان بر شایستگی زیستی ِ نهایی شان اثر گذارد، یک جمعیت را پدید می آورند. ساده ترین شکل جمعیت، دسته است، که از مجموعه ای از افرادِ هم گونه که جذب منابعی مشترک شده اند، تشکیل می شود. گروهی از سوسری ها که در آشپزخانه ای دور مواد غذایی جمع می شوند، یا پرندگانی که در اطراف آبگیری به تغذیه مشغولند، به این سطح ِ پیچیدگی وابسته اند.
اگر ارتباطات بین موجودات یک جمعیت آنقدر از نظر اطلاعاتی و کارکرد زیستی غنی شود که به پیدایش نوعی همکاری در میانشان منتهی شود، آن مجموعه از جانوران را شبه اجتماعی (Parasocial) می نامند. جانوران شبه اجتماعی در یک منطقه و در ارتباط نزدیک با یکدیگر زندگی می کنند و همراهی شان با جمع کارکردهایی مانند گردآوری و استفاده از منابع، دفاع در برابر دشمنان و تولیدمثل و پرورش فرزند را تسهیل می کند. یک گله ی گاومیش آفریقایی و یک گله کفتار نمونه هایی از جانوران شبه اجتماعی هستند.
اگر این ارتباطات و کارکرد زیستی به قدری اهمیت یابد که گروهی از اعضای گروه به نفع دیگران خدمت کنند و از تولیدمثل -که هدف نهایی هر جاندار، از دیدگاه تکاملی است - چشم پوشی کنند، آنگاه ما با یک گونه ی نیمه اجتماعی (Semisocial) روبرو هستیم . برخی از زنبوران زیر راسته ی Apocrita چنین ویژگی ای را دارند. یعنی گروهی از ماده های -معمولاِ- خویشاوند که در یک جا لانه سازی می کنند، بین خود به شکلی تقسیم کار می کنند که گروهی به تخم گذاری و گروهی دیگر برای انجام کارهای لانه و پیداکردن غذا می پردازند و خود تخم گذاری نمی کنند.
اگر این شیوه ی تقسیم کار به شکلی افراطی بینجامد، جوامع حقیقی پدیدار می شوند. موجوداتی را اجتماعی حقیقی (Eusocial) می گویند که در جوامعشان سه شرط برآورده شود:
نخست این که تمام اعضای جامعه به جز یک یا تعداد معدودی از جفتگیری و تولیدمثل چشم پوشی کنند. دوم این که طول عمر افراد به قدری باشد که دست کم یکی از والدین بیشتر عمر خود را در همراهی با فرزندانش بگذراند، یعنی نسلها بر هم افتادگی داشته باشند. و سوم این که تقسیم کار در میان اعضای جامعه به پیدایش طبقات اجتماعی تخصص یافته که کارکردهایی تمایز یافته و تفکیک شده را بر عهده گیرند، انجامیده باشد.
تقریباِ تمام جانوران دارای جوامع حقیقی، از رده ی حشرات هستند و به دلیل نقض یکی از بنیادی ترین اصول تکامل داروینی - تنازع برای بقا- همواره برای زیست شناسان بحث انگیز و مشکل ساز بوده اند. امروز ما می دانیم که رفتار ایثارگرانه ی جانورانی که در این چارچوب از جفتگیری ومنتقل کردن ژنومشان چشم پوشی می کنند، با کمک معادلات هامیلتونی توجیه پذیر است .
حشراتی که به بهای کمک کردن به ملکه شان از تخمگذاری خودداری می کنند، در واقع افرادی هستند که به تنهایی شانس زیادی برای انتقال ژنومشان ندارند، و با رفتار ایثارگران شان در واقع مشغول یاری رساندن به خویشاوندشان (معمولاِ مادرشان ) هستند تا ژنومی بسیار شبیه به ژنوم خودشان را با بازدهی بسیار بیشترو بهره وری ای بسیار بالاتر به نسل بعد منتقل کند. پس هدف نهایی تکامل که انتقال ژنوم است به این شکل ِ غریب برآورده می شود، و بر قواعد حاکم بر تکامل سیستم های زنده خدشه ای وارد نمی شود.
توزیع جوامع در شاخه های مختلف جانوری، به هیچ عنوان همگن نیست. به عبارت دیگر، جانوران دارای زندگی اجتماعی حقیقی، همگی درخوشه هایی به هم فشرده و خویشاوند از حشرات گرد آمده اند و متراکم شده اند. تقریباِ تمام جانوران اجتماعی حقیقی، به یکی از دو راسته ی جوربالان (موریانگان =Isoptera) و نازک بالان (Hymenoptera = زنبوران ) تعلق دارند. تنها استثناهای موجود به یک گونه از حشرات راسته ی هم بالان (Homoptera) که شته ها و زنجره ها را در بر می گیرد و احتمالاِ یک گونه از پستانداران، یعنی موش کور برهنه مربوط می شود.
راسته ی جوربالان، هفت خانواده و۲۰۰ جنس و حدود۱۸۰۰گونه از موریانگان را شامل می شود. تمام موریانگان زندگی اجتماعی حقیقی دارند و از نظر رده بندی و خویشاوندی به سوسک خانگی و سوسری شباهت زیادی دارند و بر خلاف نامشان، هیچ ارتباط دودمانی با مورچگان ندارند. جوامع موریانگان در حدود صد میلیون سال پیش به شکل نهایی کنونی خود رسید و به این ترتیب این موجودات کهنترین جوامع حقیقی را بر زمین بنیاد گذارده اند. کلنی موریانگان هر دو جنس نر و ماده را در بر می گیرد و دوره های فعالیت و چرخه های کارکردی آن شباهت زیادی با مورچگان دارد. با وجود کهنسال بودن جوامع موریانه ای، بزرگترین تراکم از گونه های دارای زندگی اجتماعی حقیقی رادر راسته ی نازک بالان می بینیم. این راسته، که سومین راسته ی بزرگ جانوری است و در حدود صد هزار گونه را در بر گرفته، دارای دو خانواده ی بزرگ Formicidae و Apidae است. خانواده ی نخست زنبوران شهدسازی مثل زنبور عسل را در بر می گیرند و خانواده ی دوم تمام مورچگان را شامل می شود. تمام وابستگان به این دو خانواده زندگی اجتماعی حقیقی دارند و تفاوت اصلی شان در توانایی پرواز زنبوران و بی بال بودن و زندگی زمینی مورچگان است .
سایر وابستگان به راسته ی نازک بالان، سایر اشکال زندگی گروهی را نیز به نمایش می گذارند و به همین دلیل هم رفتارشناسی این راسته برای بازشناسی روندهای تکاملی حاکم بر پیدایش جوامع حقیقی اهمیت فراوانی دارد. در برخی از زنبوران، زندگی نیمه اجتماعی یا شبه اجتماعی را می بینیم و با توجه به توزیع این شیوه های گوناگون زندگی بر شاخه ها و سطوح گوناگون رده بندی، می توانیم روند شکل گیری جوامع حقیقی را بازسازی کنیم . به کمک همین شواهد بوده است که نظریات هامیلتونی در مورد شکل خاص تعیین جنسیت در نازک بالان، توانست معمای رفتار ایثارگرانه ی افراطی حشرات اجتماعی را حل کند. در نازک بالان، تعیین جنسیت به وسیله ی تعداد کروموزوم (پلوئیدیسم ) انجام می شود. به این معنی که نرها هاپلوئید (n-کروموزومی) و ماده ها دیپلوئید (n۲-کروموزومی ) هستند.
به عبارت دیگر، نرها در نازک بالان بیشتر حالت انگلی و حاشیه ای داشته و کارکرد اصلی شان بارور کردن ماده هاست . به همین دلیل هم هست که معمولاِ در جوامع حقیقی این حشرات، جز در فصل جفتگیری و برای مدتی اندک جنس نر دیده نمی شود. این پدیده در مورچگان، که کاملترین جوامع زنبوری را تشکیل می دهند، به شکلی افراطی تر دیده می شود.
عجیبترین، متنوعترین، و پیچیده ترین شکل رفتار اجتماعی حقیقی را در مورچگان می توان یافت. این موجودات، احتمالاِ بیست هزار گونه دارند، که ۸۸۰۰ گونه ی آن شناسایی شده است. این انبوه گونه ها در دوازده زیرخانواده و چندین قبیله مرتب شده اند، و تقریباِ در تمام بومهای فعال زمین - به جز قطبها- یافت می شوند. کافی است به یاد بیاوریم که کل راسته ی پستانداران چهار هزار گونه دارد، تا به تنوع چشمگیر این موجودات آگاه شویم.
منبع:انجمن جبهه طبیعت

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:53 PM
زیست شناسی پوست ، وسیعترین عضو زنده بدن ، درحقیقت یکی از پیچیده ترین ، جالبترین و پرکارترین اعضاء نیز به شمارمی آید. دستاوردها و تحقیقات انجام شده در زمینه شناخت ساختار و عملکرد پوست در بدن طی دهه گذشته از مجموعه مطالعات دو قرن اخیر بیشتر و مؤثر تر بوده است .
● وظایف پوست :
۱) بدن را در مقابل آسیبهای مکانیکی ، حرارت وتابش شدید نور محافظت می کند .
۲) از نفوذ مواد شیمیایی و ورود میکروبها و میکرو ارگانیسمها به بدن جلوگیری می نماید .
۳) برخی از مواد مضر حاصل از فعالیتهای متابولیسمی در سیستم گوارشی و کبد را دفع میکند.
۴) هورمونها و آنزیمها را درداخل بدن حفظ می کند.
۵) به عنوان یک عضو لامسه خارجی ، پیامهای حسی را از طریق اعصاب به مغز و مراکز عصبی منتقل می کند .
۶) به کمک سلولهای لانگرهانس ، نقش مهمی را در سیستم ایمنی بدن ایفا می نماید.
● اجزا و ساختمان پوست
در هر اینچ مربع از پوست ، با ضخامت متغیر بین ۱ تا ۴ میلیمتر ، اجزا متعددی را می توان مشاهده نمود که با تعداد شگفت آوری در کنار هم به ایفای نقش خود می پردازند. ۶۵۰ غده مترشحه عرق ، ۶۵ فولیکول مو ، ۱۹ یارد مویرگهای ظریف خونی ، هزاران سلول لامسه ، پایانه عصبی و سلولهای لانگرهانس در هر اینچ مربع از پوست در کنار هم قرار دارند که علاوه بر آنها سلولهای ملانوسیت وآنزیمهای تیروزیناز ( سازنده ملانین ) را نیز باید اضافه نمود.
به طور کلی دو نوع غده در داخل پوست وجود دارند :
▪ غدد مترشحه چربی
▪ غدد مترشحه عرق
معمولا دهانه هر کدام از غدد چربی به یک فولیکول مو باز می شود ، اما در بعضی از موارد در پای هر فولیکول مو چند غده چربی وجود دارد که سبب تجمع چربی یا Sebum بر روی پوست می گردد.غدد عرق عمیقا در داخل لایه های زیرین پوست (درم) به صورت پایانه های فنری شکل ریشه دوانده اند که توسط یک لوله تو خالی جهت دفع عرق از لایه های بالاتر (اپیدرم) عبور کرده و دهانه کوچک آن در سطح پوست باز می شود .شایان ذکر است تعریق سبب پاکسازی پوست که همانا خروج آلودگیها از خلال دهانه کوچک مزبورمی باشد، نمی گردد.
● لایه های پوست:
سطح پوست از تجمع سلولهای مرده تشکیل شده است . زیرا در این سطح، سه لایه جداگانه بسیار نازک به شرح ذیل وجود دارد :
۱) اپیدرم :
اپیدرم که ضخامتش از ۰.۰۴ تا ۱.۶ میلی متر متغییر می باشد ،لایه مهمی است. سلولهای لانگرهانس که ایمنی پوست را برعهده دارد ، ملانوسیتها و آنزیم تیروزیناز که عهده دار تولید رنگدانه های ملانین و تنظیم رنگ پوست است ،در این لایه قرار دارند.محصولات آرایشی و بهداشتی نظیر پاک کننده ها ،لایه بردار ها ، ترمیم کنند ه ها یا مرطوب کننده ها نیز بر این لایه تاثیر می گذارد. اپیدرم مسئول زیبایی و شادابی ظاهری پوست است .
▪ پوست را در مقابل خشک شدن ( از دست دادن رطوبت ) ، نفوذ مواد شیمیایی مضر ومیکروبها حفاظت می نماید.
▪ اپیدرم یک لایه فعال متابولیکی است که سنتز چربیها ( لیپیدها ) را برعهده دارد .
▪ اولین سد دفاعی در مقابل حمله مواد اکسید کننده در بدن به شمـار می رود.
▪ عوامـل مقـابله کننـده با رادیـکالـهای آزاد نظـیـر ویـتامـینE،C در این لایه قرار دارند.
▪ قابلیت نگهداری مقادیر متنابهی از سرامیدها و Glycosaminoglycans را دارا می باشد.
▪ اپیدرم حاوی مقدار زیادی آب است . هرچه بدن جوانتر باشد ، آب بیشتری در پوست وجود دارد . با افزایش سن ظرفیت نگهداری آب در پوست کاهش می یابد و در نتیجه پوست به سمت خشک و چروک شدن متمایل می گردد .اپیدرم ، علاوه بر این ، اولین سد دفاعی بدن در مقابل هجوم میکروبی محیط اطراف بدن به شمار می آید.در سطوح تحـتانی لایه اپیـدرم ، سلولـها از طریق تقسیم میتـوزی ، تکثیر می یابند . هر سلول ، با حفظ سلول والد توانایی تولید یک سلول جدید را نیز دارا می باشد. سلول جوانتـر در جای خـود باقی مانده و سلول پیـرتر از لایـه های اپیدرم رد شده و به سطح می رسد.
این سلولها ضمن حرکت خود به سطوح بالاتر با ماده ای به نام کراتین پرمی شوند وآب و چربی خود را از دست می دهند. فسفولیپید موجود در آنها به گلیکـولیپید ، کلستـرول و سرامیدها تبدیل می شود و در پایان حرکت به صورت لایه ای از سلولها ی مرده روی سطح پوست قرار می گیرند.
از سوی دیگر سلولهای جایگزین، سلولهایی بزرگ ، جوان ونرم هستند که حاوی مقدار زیادی آب می باشند. با افزایش سن ، این لایه نازک شده و نگهداری رطوبت را برای پوست دچار مشکل می کند .سرامیدها یک نقش حیاتی در قابلیت نگهداری رطوبت توسط پوست بازی می کنند که این مسئله می تواند در سنین کهولت و نیز در مقابل تابش مستقیم خورشید ، پوست را محافظت نماید.
۲) درم:
لایه دوم یا درم ۵ تا ۷ برابر ضخیم تر از اپیدرم است و به وسیله یک غشاء پیوندی پایه به آن متصل شده است .درم از یک غشاء ضخیم ارتباطی تشکیل شده است که در حقیقت شبکه بهم بافته ای است از مویرگهای خونی و لنفی ، رشته ها وپایانه های عصبی و حسی ، کلاژن و فیبرهای پروتئینی الاستینی که وظیفه آنها نگهداری و حفظ رشته های عصبی می باشد.
فولیکول های مو ، مویرگهای خونی ، غده های چربی و عرق نیز در این لایه قرار دارند. وظیفه اصلی این لایه حفظ استحکام و ارتجاع پوست می باشد .
▪ اپیدرم را به کمک شبکه وسیع وظریف مویرگها ی خونی خود ، تغذیه می کند .
▪ به کمک شبکه محکمی از کلاژن و رشته های پروتئینی الاستین، سبب استحکام بافت پوست می شود .
▪ خاصیت ارتجاعی و کشسانی پوست را تامین می کند .
▪ به عنوان یک منبع ذخیره آب عمل می کند .
▪ پوست را در مقابل آسیـبهای مکانیکی محافظت می کند .
▪ نقش مهمی به عنوان یک گیرنده حسی ویک تنظیم کننده داخلی بازی می کند .
۳) هیپودرم:
هیپودرم ،سومین و آخرین لایه پوست ،پوست را به بافتهای ماهیچه ای متصل می نماید .
سلولهای چربی ، خاصیت ارتجاعی بسیار داشته و به عنوان ضربه گیر (مثل عملکرد فنرها در اتومبیل ) عمل می کند . ضربه گیری این لایه ، نقش بسیار مهمی در حفظ و نگهداری مویرگهای خونی و پایانه های عصبی دارد.
منبع:سایت سیمرغ

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:54 PM
زیست شناسی سلولهای بنیادی (‏‎(stem Cell‏ سلول های اولیه ای هستند که قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. این سلول ها می توانند تحت تأثیر بعضی شرایط فیزیولوژیک یا آزمایشگاهی به سلول هایی با عملکردهای اختصاصی مانند سلول های عضلانی قلب یا سلول های تولیدکننده انسولین در پانکراس و... تبدیل شوند.‏
● خصوصیات سلول های بنیادی
سلول های بنیادی با دیگر انواع سلول های موجود در بدن متفاوت هستند. از جمله خصوصیات مشترک این سلول ها:
۱) توانایی تکثیر و افزایش تعداد آنها برای مدت طولانی
stem cell‏ ها قادربه تقسیم شدن (‏dividing‏) ونوسازی خودشان برای مدت طولانی هستند. پدیده ای که در سلول های عضلانی، خونی و یا عصبی به صورت طبیعی دیده نمی‌شود.اما سلول های بنیادی این عمل را بارها و بارها انجام می دهند. هنگامی که عمل تکثیر برای مدت طولانی اتفاق می افتد آن را ‏proliferation‏ می نامند.
یک جمعیت آغازگر سلول بنیادی که شروع به ‏proliferation‏ می کند می تواند میلیون‌ها سلول را ایجاد کند، حال اگر این سلول ها نیز به مانند سلول های مادری اولیه غیر تخصصی (‏unspecialized‏) باشند می گویند که این سلول ها قادر به ‏long-term self renewal‏ هستند. ‏
۲) توانایی تمایز و تبدیل به سلول های تخصص یافته
در سال های اخیر تحقیقات زیادی در مورد امکان تبدیل سلول بنیادی مخصوص یک بافت به سلول های تخصصی یک بافت کاملا متفاوت انجام شده است . این فرایند را در اصطلاح ‏plasticity‏ می نامند. برای مثال تبدیل سلول های بنیادی مغز استخوان به نورون ها و یا تبدیل سلول های بنیادی کبدی به سلول های تولید کننده انسولین و یا تبدیل سلول های خون ساز به سلول های عضله قلبی. ‏
این سلول ها پس از دریافت پیام های شیمیایی معین می توانند تمایز حاصل کنند یا به‏‎ ‎سلول های تخصص یافته با عملکردهای خاصی، تبدیل شوند‎. ‎‏ عملکرد این سلول ها در بدن به این شکل است که به هنگام اختلال و بیماری، تکثیر پیدا کرده و سلول‏‎ ‎های جدیدی به بافت ارائه می کنند که اساس سلول های درمانی را تشکیل می دهد.‏
فرایندی که در آن سلول های غیرتخصصی به سلول های تخصصی یک بافت خاص تبدیل می شوند را تمایز( ‏differentiation‏) می نامند.‏
این پدیده تحت تاثیر ‏signalهای داخلی و خارجی قرار می گیرد که بخش مهمی از تحقیقات امروزه دانشمندان را به خود معطوف کرده است.‏Internal signals‏ آن دسته از علائمی هستند که توسط ژن ها کنترل می شود و در واقع به اطلاعاتی گفته می شود که خصوصیات و عملکرد ساختاری یک سلول را با کد کردن اطلاعات لازم در یک زنجیره ‏DNA‏ تعیین می کند.‏
اما منظور از ‏external signals‏ علائمی است که منشا خارج سلولی دارند و شامل مواد شیمیایی ترشح شده، تماس فیزیکی با سلول های مجاور و مولکول های مخصوص در محیط میکروسکپی اطراف سلول( ‏‎ microenvironment‎‏) هستند.‏‎
‎سلولهای بنیادی خود بر دو نوع هستند:
▪ سلولهای بنیادی جنینی
▪ سلولهای بنیادی بالغ
در سال ۱۹۶۰ محققان کشف کردند که مغز استخوان دارای حداقل دو نوع سلول بنیادی است : سلول های بنیادی خون ساز( که انواع سلول های خونی را در بدن می سازند) و سلول های استرومال( که می توانند بافت های غضروف، استخوان، چربی و بافت های همبندی فیبروز را در بدن بسازند). در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی، دانشمندان توانستند سلول های بنیادی را از جنین ابتدایی موش جدا کنند. بیشتراین دانشمندان معتقد بودند که سلول های عصبی جدید در مغز افراد بالغ نمی تواند تولید شود تا اینکه در سال ۱۹۹۰ دانشمندان توافق کردند که مغز بالغین شامل سلول های بنیادی است که قادر به تولید سه نوع اصلی سلول های مغزی ( که شامل آستروسیت ها، الیگودندروسیت ها (سلول های غیرعصبی) ، نورون ها (ســلول هـای عصـبی)) است. ‏
سلول های بنیادی افراد بالغ ‏‎(stem cell adult)‎‏ در ارگان ها و بافت های زیادی از بدن جدا شده اند، اما نکته مهم این است که تعداد بسیار محدودی از این سلول ها در هر بافت وجود دارد که در منطقه خاصی از آن بافت برای سالها ساکن باقی مانده و با ظهور بیماری یا آسیب بافتی فعال می شوند.‏
بافت هایی که سلول های بنیادی بالغین در آنها یافت می شوند عبارتند از: مغز استخوان، خون محیطی، مغز، عروق خونی، پالپ دندان، عضله اسکلتی، پوست، کبد، پانکراس، قرنیه، شبکیه، سیستم گوارش.‏
‏ در سال ۱۹۹۸دانشمندان موفق به جدا کردن سلول های بنیادی جنینی انسان و رشد آنها در محیط آزمایشگاه شدند و این سلول ها را سلول های بنیادی جنینی انسان نامیدند. این سلول ها همانطور که از نامشان پیداست از جنین های ۳ تا ۵ روزه که از تخمک های آزمایشگاهی بارور می شوند به دست می آیند و در محیط های اختصاصی کشت داده می شوند. ‏
جنین ۳ تا ۵ روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده ای متشکل از ۱۰۰ سلول و یا بیشتر است. سلول های بنیادی سلول های درونی یک بلاستوسیست هستند که در نهایت به یک سلول ، بافت و یا اندام درون بدن تبدیل می‌شوند. دانشمندان سلول های بنیادی را از بلاستوسیست جدا کرده و آنها را درون ظرف پتری دیش در آزمایشگاه کشت می‌دهند.
پس از آنکه سلول ها چندین بار تکثیر شدند و میزان آنها از گنجایش ظرف کشت فراتر رفت آنها را از آن ظرف برداشته و درون چندین ظرف قرار می‌دهند به این کار اصطلاحا" پاساژ گفته می‌شود. سلولهای بنیادی جنینی که چندین ماه بدون ایجاد تمایز پرورش یافته‌اند خط سلول بنیادی ‏‎ (cell line)‎نامیده می‌شوند.‏
کار با سلول های بنیادی بالغ سخت‌تر است. زیرا استخراج و کشت آنها نسبت به سلول های بنیادی جنینی دشوارتر است.
با این وجود یکی از موانع موجود برای استفاده از سلول های بنیادی جنینی، پس زدن آن ها توسط سیستم ایمنی است. اگر سلول های بنیادی جنینی اهدا شده به یک بیمار تزریق شوند ممکن است سیستم ایمنی بدن بیمار این سلول ها را مهاجمان خارجی تلقی کرده و به آنها حمله کند. اما استفاده از سلولهای بنیادی بالغ تا حدودی از این مشکل می‌کاهد. زیرا سیستم ایمنی بدن بیمار سلولهای بنیادی خود بیمار را پس نمی‌زند.
سلول های بنیادی بر اساس توانایی تکثیر و تمایز به انواع زیر تقسیم می شوند:‏‎
‎۱) سلول های بنیادی‎ TOTIPOTENT ‎یا همه توانی:‏‎
‎این سلول ها می توانند به هر نوع سلولی در بدن تغییر پیدا کرده و تبدیل شوند.از جمله این سلول ها‎ ‎تخمک بارور شده یا سلول های تولید شده در‎ ‎تقسیمات یک تخمک بارور شده می باشد.‏
۲) سلول های بنیادی‎ PLURIPOTENT ‎یا پرتوانی‎:
‎این سلول ها که از سلول های بنیادی رویان منشا می گیرند، حدود ۴ روز پس از لقاح‏‎ ‎به وجود می آیند و می توانند به هر نوع سلولی به جز سلول های بنیادی همه توانی و‎ ‎سلول های جفت تبدیل شده و تمایز حاصل کنند‎.
‎۳) سلول های بنیادی‎ MULTIPOTENT ‎یا چند توانی‎ :
‎این سلول ها از سلول های بنیادی پرتوانی منشا می گیرند و سلول های تخصص یافته از آنها ناشی‎ ‎می شوند. برای مثال سلول های بنیادی خون ساز که در مغز استخوان وجود دارند می توانند به همه‏‎ ‎انواع سلول موجود در خون تبدیل می شوند‎;‎‏ مثل گلبول قرمز، گلبول سفید و پلاکت . یا‏‎ ‎سلول های بنیادی عصبی که می توانند به سلول های عصبی و سلول های حمایت کننده عصبی‎ ‎تبدیل شوند.‏
۴) سلول های بنیادی‎ UNIPOTENT ‎یا تک توانی‎ :
‎این نوع سلول ها می توانند فقط به یک نوع سلول تبدیل شده و آن را تولید کنند.‏
● کاربرد سلول های بنیادی
از سلول های بنیادی می‌توان برای بازسازی سلول ها یا بافت هایی استفاده کرد که بر اثر بیماری یا جراحت صدمه یافته اند. این نوع درمان به درمان سلولی معروف است. یکی از کاربردهای بالقوه این شیوه درمان ، تزریق سلول های بنیادی جنینی در قلب برای بازسازی سلول هایی است که بر اثر حمله قلبی صدمه دیده‌اند. ‏
توصیه می‌شود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی به‌سر می‌برند، در کنار تجویز داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی، از روش پیوند سلول‌های بندناف به‌عنوان یک روش کمکی استفاده کرد.
بر این اساس، این ایده در دنیا مطرح شده است که نمونه سلول‌های بندناف هر شخص در ابتدای تولد گرفته و برای سال‌های بعد برای خود فرد ذخیره شود. با این عمل، بیمار شانس بیشتری برای زنده ماندن تا زمان دریافت قلب را خواهد داشت.
این روش به‌ویژه در بیماران کهنسال که سلول‌های بنیادی مغز استخوان آنها برای پیوند کافی نیست، از اهمیت بالاتری برخوردار است. از این‌رو، امروزه در اغلب کشورها بانک‌های ویژه‌ای برای جداسازی و نگهداری سلول‌های بنیادی بندناف نوزادان تاسیس شده است.‏
از سلول های بنیادی می‌توان برای بازسازی سلول های مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده کرد. این بیماران فاقد سلول هایی هستند که ناقل عصبی موسوم به دوپامین را تولید می‌کنند. بدون وجود این پیک شیمیایی حرکت بیماران مبتلا به پارکینسون نامنظم و منقطع است و این افراد از لرزش های غیر قابل کنترل رنج می‌برند.
در تحقیقات انجام شده روی موش ها پژوهشگران سلول های بنیادی جنینی را در مغز موش های مبتلا به بیماری پارکینسون تزریق کردند و شاهد آن بودند که سلول های بنیادی ، موش ها را بهبود بخشیدند. دانشمندان امیدوارند که روزی بتوانند این موفقیت خود را در انسانهای مبتلا به پارکینسون هم تکرار کنند. ‏
با استفاده از سلول های بنیادی می‌توان یک اندام کامل را در آزمایشگاه پرورش داده و آن را جایگزین اندامی کنند که بر اثر بیماری آسیب دیده است. برای این کار باید نوعی چارچوب از جنس پلیمر زیست تجزیه پذیر را به شکل اندام مورد نظر بسازند و سپس آن را با سلول‌های بنیادی جنینی یا بالغ بارور سازند. پس از آن عوامل رشد(‏growth factor‏) مخصوص آن اندام افزوده می‌شوند تا پرورش اندام را تحت کنترل و هدایت درآورند.‏
پس از آنکه چارچوب با بافت خاص آن اندام پوشیده شد آن را به بیمار پیوند می‌زنند. با به وجود آمدن بافت از سلول های بنیادی چارچوب تجزیه شده و در نهایت یک گوش ، کبد یا هر اندام دیگر باقی خواهد ماند.
برای مثال، در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخش‌های دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی همزمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع می‌کنند تا بافت سرطانی به تدریج نابود شود. در عین حال چون بخش باقیمانده کبد باید بتواند وظایف کل کبد را به عهده گیرد، لازم است تا این اعمال جراحی به نحوی انجام شود که بخش سالم باقیمانده، فرصت تکثیر را پیدا کند و در نهایت عملکرد کبد کامل را ایفا کند.
برای این منظور، حداقل ۶ هفته زمان لازم است تا بخش باقیمانده و سالم کبد تکثیر شود. اما پیوند سلول‌های بنیادی بخش سالم کبد، این مدت زمان به ۲ هفته کاهش می‌یابد. با این کار نه تنها کبد فرد بیمار در مدت زمان کمتری ترمیم می‌شود، بلکه با خارج کردن سریع‌تر بخش سرطانی از بدن، احتمال بروز متاستاز و دست‌اندازی سرطان به بخش‌های دیگر بدن فرد نیز کاهش می‌یابد.‏
از جمله کاربردهای دیگر سلول های بنیادی، جایگزینی سلول های از بین رفته انسولین ساز در دیابت نوع ۱ است. از لحاظ تئوری سلول های بنیادی جنینی را می توان در خارج بدن کشت داد و آنها را با استفاده از روش های مختلفی از جمله استفاده از "فاکتورهای رشد" به سلول‌های انسولین ساز تبدیل کرد و وقتی مقدار کافی از این سلول ها در دسترس باشد می توان از آنها برای درمان هر فرد دیابتی که نیاز به این سلول ها داشته باشد استفاده کرد.
همچنین می توان این سلول ها را با دستکاری ژنتیکی در برابر سیستم ایمنی شخص گیرنده و رد پیوند مقاوم کرد، کاری که در مورد سلول های بنیادی بالغ امکان پذیر نیست. این امکان نیز وجود دارد تا با قرار دادن این سلول ها در یک ماده غیر ایمنی زا کاری کرد که از رد شدن آنها توسط دستگاه ایمنی جلوگیری شود و دیگر نیازی به استفاده از داروهای ضد رد پیوند نباشد.‏
‏ در یکی از تحقیقات جالب که به تازگی در باره سلول های بنیادی در افراد بالغ صورت گرفت نشان داده شد که اگر سلول های بنیادی موجود در دیواره مجاری غدد لوزالمعده در بالغین در محیط آزمایشگاه کشت داده شوند می توان با تحریک آنها، یک توده سلولی درست کرد که نه تنها قادر به ترشح انسولین است بلکه قادر است تا میزان ترشح را براساس قند خون محیط کم یا زیاد کند، کاری که برای موفق بودن پیوند بسیار ضروری و حیاتی است.
منبع:مهندس ریحانه نقابت شیرازی
ماهنامه مهندسی پزشکی و تجهیزات آزمایشگاهی

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:58 PM
زیست شناسی «کوسه ماهی»، یکی از خطرناک ترین آبزیان است که با توجه به بزرگی جثه، بعضی از آنها مثل «کوسه» یا «کولی کر» (car Kooly)، صید آن با تهور بسیار و خطرات بی شمار همراه بوده و با سختی و دلهره انجام می گیرد.
بزرگ ترین و تنومندترین نوع کوسه را، «کولی کر» یا «کولی گو» (گاو)، یعنی تنومند و بسیار بزرگ می نامند. شکار «کولی گو» یا «کولی کر»، از تماشایی ترین صیدها و در عین حال یکی از انواع خطرناک شکار کوسه محسوب می شود. کوسه ها برای انسان نافع و سودمند می باشند و صیادان برای شکار آنها و استفاده از گوشت، روغن، جگر و باله پشت آنها، تلاش بسیار می کنند و بقیه بدن حیوان در صورت صید فقط به درد کود برای درختان و غذای دام و طیور می خورد.
برای صید کوسه از قلاب های مخصوص و تورماهیگیری استفاده می شود. در کشورهای اروپایی و خاوردور، شعاع های باله کوسه را درمی آورند و در تهیه «سوپ باله» از آن استفاده می نمایند و نیز از باله های شنای کوسه یک نوع چسب بسیار عالی تهیه می کنند.
در بین کوسه ها چند نوع وجود دارند که به آدم خوار معروف می باشند و به محض دیدن انسان در آب به او حمله می کنند. این نوع کوسه ها را «کوسه سفید»، «کوسه آبی»، «کوسه ببری» و «کوسه پلنگی» می نامند که از انواع بسیار خطرناک هستند. کوسه ها با وجود اینکه در طبقه ماهی ها رده بندی شده اند، اما از لحاظ استخوان بندی با ماهی ها تفاوت دارند، چون برخلاف ماهی دارای استخوان نیستند و اگر بخواهیم آن را به عضوی از بدن انسان تشبیه کنیم، باید بگوییم که غضروفی و شبیه به قسمت بیرونی گوش انسان است.
کوسه هایی که آدم خوار هستند، معمولا در نزدیکی ساحل به آدم ها حمله ور می شوند و با تیغ های پشت چنان ضربه ای به دست یا پا یا حتی به تنه آدم وارد می کنند که بلافاصله دست یا پا یا تنه انسان به کلی قطع می گردد.
در سواحلی چون خلیج فارس، این نوع کوسه ها به «کولی گرگ» معروف هستند. کوسه هایی وجود دارند به نام «بمبک» که این نوع کوسه، مانند حیوان تخم نمی گذارد تا بچه بیاورد، یعنی برخلاف ماهیان دیگر و اغلب مشاهده گردیده که بمبک بزرگ را چون شکم شکافتند بچه در شکم آن یافته اند. «کوسه ماهی» در آب بسیار سریع شنا می کند و ضمنا شنا کردنش آرام است، بطوریکه با وجود عظمت جثه اش موج و حرکتی غیرعادی در آب دریا ایجاد نمی کند، از این جهت خطر بیشتر است چون بطور ناگهانی، شناگران را در دریا غافلگیر می کند.
«قرش لخم»، «اره ماهی»، «ماهی کوسه» و«کوسه ماهی»، نوعی ماهی بزرگ جثه است که در رودها و دریاها پیدا می شود، رنگش قهوه ای و درازای بدنش به ۶متر می رسد، یک نوع از آن دندان های تیز اره مانند دارد و به انسان حمله می کند و دست و پا و سایر اعضای بدن انسان را قطع میکند و می خورد وماهی های دیگر را هم شکار می کند. گونه ای از ماهی های کوسه در خلیج فارس وجود دارند که حداکثر طول آن ها بین ۱/۵تا۲ متر است، ولی دارای جثه ای سنگین و بسیار درنده است.
● انواعی از کوسه ماهی
▪ کوسه کر:
کوسه عظیم الجثه کر، به کولی کر یا کولی گو، معروف است و از بزرگ ترین آبزیان می باشد. طول این کوسه به ۲۲متر و ارتفاع آن به ۵متر و وزن متوسط آن به چندین تن و فاصله بین دو چشم حیوان، به ۳ متر هم می رسد. چون کوسه کر نسبت به اتفاقات اطرافش بی تفاوت است و از صدای موتور لنج ها فرار نمی کند به «کوسه کر» معروف شده است. به «کوسه کر » معروف شده است. کوسه کر، با آن بدن بزرگ از حیوانات ریزی به نام «فلفل»، «دال »، «گروز» و بالاخره از میان «روبیان یا میگو » نیز تغذیه می کند.
«فلفل»، یک نوع حیوان دریای ریز و دراز است که شکل رشته را دارد و بدون استخوان و نرم است. «دال»، یک حیوان خطرناک زهردار دریایی، به اندازه یک انار معمولی با ریشه های بسیار است. «گروز»، یک جانور قرمز رنگ به اندازه یک بادام معمولی با ریشه های بسیار است. کوسه به غیر از قلب و اطراف روده ها و گردن، در سایر قسمت های بدن، اصلا خون ندارد و تمام بدنش رگ و پی است. پوست بدن کوسه کر، به طرف دم صاف است، ولی جهت پوست از دم به طرف سر مثل اره است.
▪ کولی بیلی:
طول آن بیش از یک متر نیست و همیشه به کنار دریا می آید و در حالی که دو باله خود را تکان می دهد سرش را زیر شن و خاک ساحل می کند. از این جهت به کولی بیلی، معروف شده است. گوشتش به درد کاری نمی خورد.
▪ کولی سیاف:
به نام کولی شمشیری و کولی اره هم شناخته شده است، زیرا در جلو سرش یک اره دو سر بسیار تیز و برنده و خطرناک به طول حدود دو متر وجود دارد و به هر چیزی و هر کجا برسد و بزند آن را ارهمی کند و از هم می درد. طول این کوسه با اره اش معمولا در حدود ۶تا۸ متر است.
▪ کولی گرگ:
از خطرناک ترین کوسه های دریا است و عموم دریانوردان از این کولی وحشت دارند. کولی گرگ بدنی آبی رنگ دارد و دهانش تا یک متر باز می شود و یک آدم رابه خوبی می تواند ببلعد. از نوع کولی گرگ بیشتر در دریای سلامه یافت می شود و خوشبختانه در آب های ایران کمتر رفت و آمد می کند. کولی گرگ وقتی به صیادان ماهی برمی خورد، تور و قلاب آن ها را پاره می کند و مرتبا در اطراف و زیر لنج حرکت می نمایند.
▪ کولی گربه:
وزن کولی گربه تا ۲۰ کیلو هم می رسد و بدنش مانند گربه نرم و انعطاف پذیر است. برای صیاد خطری ندارد و معروف است که بی عرضه ترین نوع کولی است و قدرت دفاع از خود را ندارد. تند و سریع هم می تواند شنا کند و صیاد براحتی می تواند دمش را بگیرد و از آب بیرون بیاورد. گوشت این کوسه را خشک کرده و به عنوان کود، از آن استفاده می کنند. کولی گربه در خارج آب در هوای مناسب، دو تا سه روز هم می تواند زنده بماند.
▪ کولی سیاه گوش یا کولی سومک:
در دو طرف سرش دو گوش کوچک دارد که به همین مناسبت به سیاه گوش معروف شده است. گوشت کولی سیاه گوش را می خورند و معتقد هستند که خاصیت دارویی دارد و هرکس دست و پایش را باد بگیرد و ورم شکم داشته باشد، گوشت این نوع کوسه را بخورد بهبود می یابد. همچنین روغنش را به بدن می مالند و می گویند که مفید است.
▪ کولی نمرانی:
صیادان می گویند; کولی نمرانی در حقیقت سگ دریا است و همه را می گیرد و آدم را می خورد.
▪ کولی سوار:
بدن کولی سوار دراز است، باله پشت کولی سوار هم به فروش می رسد و قیمت دارد ولی مطابق ارزش و قیمت باله پشت کوسه سیاف نمی باشد و از آن کم بها»تر است از این جهت به کوسه (سوار) یا دست دوم، معروف شده است.
▪ کولی شیردندان:
این کوسه، شش ردیف دندان در دهان دارد، و با وجود داشتن این دندانها از خطرناک ترین کوسه ها به شمارمی رود.
▪ انواع دیگر کوسه ها: کولی کر، کولی بناتی، کولی سرگرد، کولی سرخ، لم لم، کولی ناوی، کولی سهره سرخ، تولی پنگ سر، کولی جنازه، کولی مشما، کولی کراگری، کولی بلند، کولی گرسه، کولی بودوین، کولی بی دندان، کولی شارو و کولی چشم زیر. (گوشت اکثر این کوسه ها را خشک کرده و به عنوان کود از آن ها استفاده می کنند.)
● تهیه کود و دارو از کوسه
از باله و دم داروهایی می سازند که برای انسان مفید است، عده ای از مردم بندر گنک، کارشان خشک کردن کوسه است و باله و دم این حیوان درنده را جمع می کنند و به مردم، مخصوصا مردم هندوستان می فروشند.
● سیفه یا روغن کوسه
بزرگ ترین بهره ای که می توان از کوسه برد، تهیه روغن از جگر این حیوان است. روغن کوسه نیز به سهم خود دارای فواید قابل توجهی است از روغن جگر کوسه که معمولا بین ۶۰۰تا۱۰۰۰ کیلو وزن دارد، سیفه یا روغن می گیرند و آن را برای استحکام قایق ها و موتور لنج ها به بدنه آن ها می مالندو دوام قایق ها و موتور لنج ها را تا چندین برابر، اضافه می نماید و عمر آن ها را افزایش می دهد، به طوری که چوب لنج ها سال ها در آب شور دریا مقاومت کرده و پوسیده نمی شود. روغن کوسه علاوه بر استحکامی که به چوب لنج ها می بخشد، ظاهرآن ها را قشنگ و زیبا نیز می کند و بر جلوه کشتی هایی که به روغن کوسه آغشته شده اند، صدچندان می افزاید.
منبع:روزنامه ابتکار

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 05:59 PM
زیست شناسی زبان بزرگترین دست‌آورد بشر است. اما برخی با این عقیده مخالف‌اند از جمله نوام چامسکی متفکر و زبان‌شناس صاحب‌نام آمریکایی از مؤسسه‌ی تکنولوژی ماساچوست. او زبان‌آموزی را کار خارق‌العاده‌ای نمی‌داند.
به عقیده چامسکی، زبان نیز مانند توانایی پرواز که در جوجه‌عقاب به ودیعه گذاشته شده، در نوزاد انسان وجود دارد. از نگاه او کودکان سخن گفتن را نمی‌آموزند بلکه بیشتر، ضرورت پاسخ‌گویی به محرک‌های خارجی است که آنها را مجبور به سخن گفتن می‌کند. بحث چگونگی زبان و زبان‌‌آموزی از دیرباز با انسان همراه بوده و هنوز نیز رازی است نگشوده که تئوری‌های مختلفی را پدید آورده است.
● ایجاد ارتباط با دیگران، انگیزه‌ی قوی برای سخن گفتن
در سال ۱۸۶۶ «انجمن زبان‌شناسی پاریس» بحث در باره‌ی چگونگی پیدایش و تکوین زبان را ممنوع اعلام کرد. اما این ممنوعیت نتوانست، جلوی کنجکاوی انسان در کشف خویشتن را بگیرد. عقاید گوناگونی تکوین یافت و هر کس به فراخور درکش این موضوع را تعریف کرد. از تئوری تقلید گرفته تا تکرار اصوات ساده و کلمات شگفتی، مطرح شد تا به این پرسش پاسخ داده شود: چگونه انسان نخستین، سخن گفتن را آموخت و واژه‌ها و اصواتش قانونمند شد و زبان پدید آمد؟
برخی می‌گفتند، انسان‌های اولیه در انجام کارهای گروهی مانند غلتاندن سنگی بزرگ مجبور به ارتباط کلامی بودند، کلماتی بر زبان می‌راندند، مانند همنوایی در یک گروه. این همنوایی سرانجام معنا یافت و به سخن گفتن انجامید.
گروهی دیگر، تکرار اصواتی ساده مانند سینگ‌سانگ کودک را پیش ‌می‌کشیدند و می‌گفتند که انسان‌ها برای بیان منظور و احساس خویش انگیزه‌ای قوی برای ایجاد کلمات و ربط دادنشان داشتند.
● زبان، حاصل احتمالی تکامل مغز؟
اما هیچ کدام این‌ها این پرسش را که «زبان چرا به وجود آمد» پاسخ نمی‌دهد. Drek Bickerton «درک بیکرتون» از دانشگاه هاوایی در کتابش Language and Spices «زبان و انواع آن» می‌نویسد: زبان حاصل احتمالی تکامل مغز است. وجود ساختارهای نورولوژیک اولیه، انسان نخستین را قادر ساخت،‌ دریافت‌هایش را بیان کند و رفته رفته علائم و اصوات معنی‌دار را به وجود بیاورد. بدین ترتیب زبان نخستین به وجود آمد، زبانی که کلماتی معنادار داشت، اما قانونمند نبود و از قواعد گرامری خاصی تبعیت نمی‌کرد.
اما این پاسخ هنوز قادر نیست،‌ سیر پیچیده‌ی جهش از زبانی ابتدایی به زبان صرفی (در این زبا‌ن‌ها کلمات از یک یا چند هجای تغییرپذیر درست شده‌اند. یعنی ریشه‌ی کلمات تغییر می‌کند و به صورت‌های مختلف درمی‌آید. علاوه بر این پیوند پیشوند و پسوند با کلمات در این زبان‌ها فراوان است. زبان‌های مهم دنیا از جمله زبان فارسی از این نوعند) را توضیح دهد.
بیکرمن رخدادی ژنتیک را به یاری می‌گیرد و با کمک آن این جهش را تعریف می‌کند. او می‌گوید، همراه با تغییرات ژنتیک، اندازه‌ی مغز نیز تغییر یافت و سیناپس‌ها یا اتصال‌های نورونی جدیدی به وجود آمد و دستگاه صوتی نیز بهبود و تکامل یافت و اینچنین شد که زمینه‌های پیدایش زبان به وجود آمد.
● جهش ناگهانی، عامل سخن گفتن
چامسکی نیز بر همین باور است. او نیز جهشی ناگهانی را در سیر تکامل انسان، عاملی می‌داند که باعث شده سخن گفتن در قالب زبان‌های کنونی دنیا برایمان امکان‌پذیر گردد. از نظر او تنها از این راه می‌توان توضیح داد، چرا کودکان می‌توانند هر زبانی را بیاموزند، بی‌آنکه به قواعد گرامریش ‌آگاه باشند. چرا که چنین توانمندی را می‌توان تنها از موجودی برنامه‌ریزی شده انتظار داشت .
● در آغاز هیچ نبود!
دکتر مریم نوروزیان، متخصص بیماری‌های مغز و اعصاب و دانشیار نورولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران در خصوص چگونگی پیدایی تکلم می‌گوید: «انسان اولیه هنوز سخن گفتن را نمی‌دانست و حرف نمی‌زد. ارتباطات اول با حرکات دست بود و بعد vocal یعنی با تولید صدا و بعد verbal شد یعنی با تولید کلام. انسان اولیه برای انتقال مفاهیم از دست استفاده می‌کرد. اما اینکه چطور شد تکلم بوجود آمد،‌ این بود که وقتی انسان اولیه شروع کرد از دست‌هایش استفاده کند، آن دستی که بیشتر کار می‌کرد، و شروع کرد با دست حرف بزند، مرکز تکلم در مغز طرف مقابل ‌شکفته شد و این مرکز با دست طرف مقابل ارتباط پیدا کرد. ولی اول هم تکلم نبود، یک چیز نامفهوم بود، فقط تولید صدا بود و بعد کم کم لحن کلام، خشم، عشق، نفرت، تهدید و وحشت به آن اضافه شد و کم کم به صورت زبان درآمد.»
● مرکز تکلم در مغز در چپ دست‌ها و راست دست‌ها
اما مرکز تکلم انسان، با این سیر پیچیده،‌ در کجای مغز قرار دارد. دکتر نوروزیان در این خصوص می‌افزاید: مرکز تکلم در مغز، بستگی به این دارد که آن فرد راست‌دست یا چپ‌دست است. با توجه به اینکه بین ۹۰ تا ۹۵ درصد افراد جامعه راست‌دست هستند، بنابراین ما الان در مورد افراد راست‌دست می‌توانیم بگوییم که مرکز تکلم در این افراد در نیمکره‌ی چپ مغز قرار دارد، در اکثر موارد، درصد خیلی کمی ممکن است که در نیمکره‌ی راست باشد.
به گفته نوروزیان، دو نوع مرکز تکلم وجود دارد: «یکی از آنها برای تولید کلام هست که فرد را قادر می‌سازد، روان صحبت کند که این مرکز حرکتی تکلم هست که در ناحیه‌ی فرونتال یا لب پیشانی قرار دارد. به این ناحیه ناحیه‌ی بروکا می‌گویند. مرکز دیگر، مرکز درک تکلم هست که فرد را قادر می‌‌سازد، درک کند که خودش و دیگران چه می‌گویند. این مرکز درک یا ورنیکال نامیده می‌شود و در قسمت تمپورال مغز (گیجگاهی) قرار دارد و چپ یا راست بودنش بستگی به Handelness و این دارد که آن فرد عمدتا در برخی کارها مانند نوشتن، گرفتن قاشق، پرتاب دارت یا چیزهایی شبیه به آن از چه دستی استفاده می‌کند. اما در افراد چپ‌دست داستان به طرز جالبی متفاوت هست. اینجور نیست که در افراد چپ‌دست هم برای تکلم نیمکره‌ی راست غالب باشد. افراد چپ‌دست، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصدشان، در آنها هم نیمکره‌ی چپ،‌ نیمکره‌ی غالب تکلم هست. ولی در ۵۰ درصد موارد دیگر که باقی می‌ماند، تقریبا نیمی از آن یعنی ۲۵ درصد نیمکره‌ی راست غالب است و در نیم دیگر یعنی در ۲۵ درصد دیگر هر دو نیمکره با هم تعامل دارند. می‌توانیم بگوییم، در افراد راست‌دست مغز خیلی lateralize (جانبی‌ یا یک‌طرفه) عمل می‌کند و بیشتر برای تکلم از طرف چپ استفاده می‌کند. ولی در افراد چپ‌دست،‌ مغز دوطرفه کار می‌کند و از هر دو نیمکره‌اش استفاده می‌کند.»
او درباره اینکه آیا این موضوع نقشی هم در زندگی و سلامت انسان دارد، خاطرنشان می‌سازد: «افرادی که سکته‌ی مغزی می‌کنند و راست‌دست هستند، اگر اختلال تکلم دارند و نمی‌توانند بعد از سکته صحبت کنند، ما حتما حدس می‌زنیم که اینها نیمکره‌ی چپشان آسیب دیده. ولی در افراد چپ‌دست، داستان تا حدی برعکس هست. معمولا می‌گویند، افراد چپ‌دست از سکته‌های مغزی زودتر جان سالم به در می‌برند، برای اینکه مغزشان دوطرفه عمل می‌کند و خیلی وابسته به یک نیمکره نیستند.»
● سیر تکاملی که به به تفاوت میان زن و مرد انجامید
سیر تکامل انسان به گونه‌ای پیش رفت که نه تنها به سیستم عصبی مرکزی مختصاتی ویژه بخشید، بلکه میان آناتومی مغز زن و مرد نیز تفاوت‌هایی به وجود آورد. دکتر نوروزیان در زمینه‌ی تفاوت آناتومی مغز زن و مرد می‌‌گوید: «مغز زن و مرد با هم تفاوت‌های آناتومیک دارد، از نظر توانایی‌های کلامی و دیگر توانایی‌ها. مثلا مردها پرتاب دارت را خیلی بهتر انجام می‌دهند. اگر از مردی بخواهیم که ۱۸ کتاب را در یک قفسه جوری قرار بدهد که در طبقه‌ی اول دو برابر طبقه‌ی سوم و در طبقه‌ی سوم یک‌سوم طبقه‌ی دوم باشد این task کار را مردها بهتر انجام می‌دهند. ولی اگر ۲۰ تا ۳۰ تا شیی را روی میز بریزید و به خانم‌ها بگویید که سریع آنهایی را که شبیه به هم هستند، پیدا کنند، آنها خیلی زودتر از مردها اینها را پیدا می‌کنند.
نوروزیان درباره علت وجود این تفاوتها می‌گوید: «فرضیه‌های مختلفی داریم. مثلا گفته می‌شود، اگر چه صد در صد نیست، که این یک چیز تکاملی است. مثلا مردها در دوران‌های اولیه‌ مجبور بودند، برای شکار بیشتر پرتاب را تقویت کنند و زنها برای گردآوری غذا و چیزهای دیگر مجبور بودن، این چیزها را پیدا بکنند. مثلا دانه‌های غذایی و چیزهایی شبیه به این، ولی تفاوت‌های مغز زن و مرد به معنای توانایی‌های کمتر یا بیشتر آنان نیست. این کاملا نشان می‌دهد، همانطور که در زنها تفاوت‌های فیزیکال دیگری داریم، در مغز هم همین مسئله وجود دارد.»
● انسان، تنها موجودی که واژه می‌سازد و دروغ می‌گوید
تطبیق دیگری که انسان را از دیگر موجودات متمایز کرد و او را قادر به بیان کلمات ساخت، توانایی مغز برای تفکیک صداها بود. تنها انسان است که از این توانایی برخوردار است. انسان تنها پستانداری است که نمی‌تواند همزمان بنوشد و نفس بکشد. این نقیصه در سیر تکامل دستگاه صوتی انسان و حنجره پدید آمد. در حالیکه دستگاه صوتی انسان نئاندرتال این خصیصه را نداشت و شبیه به میمون بود. او می‌توانست همزمان تنفس کند و بنوشد. در سیر تکامل، Homo sapiens derthalensis (هومو ساپینس نئاندرتالنسیس) که نمی‌توانست سخن بگوید، منقرض شد و Homo sapiens sapiens (هومو ساپینس ساپینس) یا انسان اندیشه‌ورز بقا یافت و سخن گفت. سگ تنها می‌تواند پارس ‌کند، شامپانزه سعی می‌کند، اصوات بی‌هدف را مهار کند و موفق نمی‌شود،‌ اما انسان، این انسان توانا واژه می‌سازد و دروغ می گوید.
منبع:سایت ۷ تیر

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:00 PM
زیست شناسی گیاه شناسی شاخه‌ای از زیست شناسی است که با گیاهان سروکار دارد. که چند نوع گیاه وجود دارند؟ چگونه زندگی و رشد می‌کنند. چه طور نسبت به محیط اطراف خود واکنش نشان می‌دهند نسبت به چه امراضی حساس هستند و مهمتر از همه آنکه به چه نحوی گیاهان در زندگی روزمره ما تاثیر می‌گذارند. مطالعه بیشتر دید روشن‌تری نسبت به وابستگی انسان به گیاهان و تاثیر زیادی که آنها در منشا و پیشرفت تمدن داشته‌اند به دست می‌دهد. و به مطالعه علمی گیاهان می‌پردازد. بطور قراردادی ، گیاه شناسان به بررسی کلیه موجودات زنده‌ای که عموما جزء گونه‌های حیوانات محسوب نمی‌شوند می‌پردازند، یعنی موجودات زنده‌ای ‌که ثابت بوده یـا به پایه‌ای متصلند، هدف بررسی گیاه شناسان هستند.
بنابراین پیشرفتهای حاصل در دانش اقسام گوناگون حیات موجب ایجاد حوزه‌های دیگر مطالعات تخصصی ، جدا از گیاه شناسی برای این موجودات "شبیه گیاه" شده است. امروزه رشته‌ای به نام قارچ شناسی به مطالعه قارچها ، میکروبیولوژی به بررسی ویروسها و باکتریها و رشته جلبک شناسی به بررسی جلبکهـــــا می‌پردازد. امروزه موجودات زنده جزء این سه گروه (بیشتر قارچها ، جلبکها و میکروبها) دیگر در قلمرو گیاهان ، مورد بررسی قرار نمی‌گیرند اما هنوز هم توجه گیاهان شناسان به آنها معطوف می‌باشد.
● تاریخچه
در بین کارهای آغازین مربوط به گیاه شناسی که تقریبا ۳۰۰ سال قبل بعد از میلاد نوشته شده دو رساله بزرگ توسط تئوفراستوس (فیلسوف یونانی) دیده می‌شود: درباره تاریخچه گیاهان (Historia Plantarum) و درباره اهداف گیاهان. این دو کتاب روی هم بیشترین تاثیر را در دوران باستان و قرون وسطی در علم گیاه شناسی داشته‌اند. Dioscorides نویسنده رومی شواهد مهمی مبنی بر دانش یونانیان و رومیان درباره گیاهان دارویی ارائه می‌دهد.
Robert Hooke در سال ۱۶۶۵ با استفاده از یک میکروسکوپ ابتدایی ، سلول را در چوب پنبه و اندک زمانی بعد در بافت گیاه زنده کشف کرد. او با نگاه به یک برش باریکی از چوب پنبه نوشت : من توانستم تعداد بسیار زیادی منفذ و سوراخ در آن مشاهده کنم که بیشتر شبیه کندوی عسل هستند. این روزنه‌ها یا سلولها عمق زیادی نداشتند اما تعداد بسیار زیادی جعبه کوچک محسوب می‌شوند. (Leonhart Fuchs) نویسنده آلمانی ، (Conrad Gessner) نویسنده سوئیسی و (Nicholas Culpeper) و (John Gerard) نویسند‌گان انگلیسی یک کتاب گیاهی منتشر کردند که اطلاعاتی را درباره گیاهان داروئی ارائه می‌کرد.
● نخستین گیاهان در زندگی بشر
گیاهان نه فقط برای ما غذا ، لباس و مسکن تهیه می‌کنند، بلکه هوایی را که تنفس می‌کنیم از اکسیژن ، که بدون آن زندگی ممکن نیست محیا می‌سازند. بعضی از گیاهان نظیر باکتریها موجب ایجاد امراض مهمی برای انسان و حیوانات می‌شوند. اما در عین حال آنتی بیوتیک‌ها ، نظیر پنی‌سیلین و دیگر داروهایی که از گیاهان بدست می‌آیند به جلوگیری از انتشار یافتن این امراض کمک می‌نمایند. گیاهان برای بکار افتادن کارخانه‌ها نیرو تهیه می‌کنند و در بیشتر موارد ، مواد خام نظیر پنبه ، روغنها ، چربیها ، مومها ، لاستیک و چوب تولید می‌نمایند که در ساخت فرآورده‌های آنها بکار می‌روند.
اکثر کارگران جهان بوسیله کار با گیاهان و فرآورده‌های گیاهی افراد معاش می‌کنند. از ابتدای تاریخ ، گیاهان به دفع نیازهای بشر کمک کرده و موجب پیشرفتش گریده است. احتمالا یکی از مهمترین اتفاقات در تاریخ تمدن کشف این پدیده بود که بذرهایی که به داخل خاک می‌افتند رشد کرده ، گیاهان غذا دهنده را تولید می‌کنند. این انسان را ملزم به ماندن در یک محل به قدر کافی طولانی ، می‌کرد تا محصولاتی زراعی را برداشت کند و در تشکیل گروههای اجتماعی که به نوبه خود منجر به تقسیم کار می‌شد و منشا تجارت بود نقش مهمی را ایفا کند.
● زیست گیاهی پایه چه علومی است؟
دانش عمومی از اشیایی که چنان قسمت بزرگی از محیط ما را تشکیل می‌دهند و نقش چنان برجسته‌ای در زندگی ما ایفا می‌نمایند تا حد یک آموزش وسیع ضروری است. برای دانشجویان کشاورزی ، بیولوژی ، جنگلداری و منابع طبیعی بطور کلی زیست گیاهی پایه‌ای است که دانش اختصاصی‌تر آنها بر روی آن بنا شود.
● رشته‌های زیست گیاهی
زیست گیاهی یکی از تقسیمات اصلی زیست شناسی (علم زندگی) است. برای سهولت مطالعه ، موضوع زیست گیاهی به چندین رشته مهم تقسیم گردیده است. این رشته‌ها عبارتند از:
▪ تاکسونومی: یا سیستماتیک گیاهی با نامگذاری و تقسیم بندی گیاهان سرو کار دارد.
▪ مورفولوژی گیاهی: شکل و ساختمان و توسعه آنها همراه با روابط قسمتهای گیاهان با یکدیگر را بررسی می‌کند. و شامل مطالعه آناتومی ، سیتولوژی و امبریولوژی (جنین شناسی گیاهی) است.
▪ فیزیولوژی گیاهی: اعمال این علم مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای رشدو نمو ، متابولیسم و تولید مثل در گیاهان است.
▪ بیماری شناسی گیاهی: با امراض نباتی سروکار دارد.
▪ اکولوژی: علم بررسی روابط موجودات زنده با محیط اطرافشان می‌باشد.
▪ ژنتیک گیاهی: با مطالعه توارث در گیاهان سروکار دارد.
▪ مایکولوژی: علم مطالعه قارچها می‌باشد.
▪ فیکولوژی: علم مطالعه جلبکها می‌باشد.
● انواع مختلف گیاهان
یک گردش کوتاه در داخل جنگلها یا مزارع هنگام تابستان یا پاییز ، اختلافات وسیعی را از نظر شکل و ساختمان در گیاهان آشکار می‌سازد. بعضی ، درختانی مرتفع هستند، عده‌ای علفهایی کوتاه می‌باشند. بعضی گلهای زیبا دارند و بذر تولید می‌کنند. حال آنکه عده‌ای ، نظیر سرخسها به هیچ وجه تولید گل نمی‌کنند. اما بوسیله ساختمانهایی بسیار کوچک به نام اسپور تکثیر می‌شوند. بعضی روی زمین و بعضی در آب زندگی می‌کنند این اختلافات وسیع باعث شده که گیاه شناسان گیاهان را در گروههای مختلفی تقسیم کنند. و بر اساس شباهتها و یا روابط بنیانی تمام گیاهان به چند گروه بزرگ تقسیم می‌شوند.
ساده‌ترین این گیاهان ، باکتریها هستند که اکثرا تک سلولی می‌باشند. عده‌ای از این باکتریها موجب امراض سخت در انسان و حیوان و گیاه می‌شوند ولی بسیار دیگر برای انسان مفید می‌باشند.
قارچها مانند باکتریها تماما فاقد رنگیزه‌های کلروفیل سبز که لازمه زندگی مستقل هستند می‌باشند و از این رو باید غذای خود را از موجودات دیگر بدست می‌آورند برخی قارچها سبب امراض انسانی و حیوانی می‌شوند و بسیاری نیز برای انسان مفید هستند.
جلبکها به صورت غوطه‌ور در آب یا در شرایط مرطوب می‌رویند و محتوی رنگیزه‌های نوری مانند کلروفیل سبز می‌باشند و از این رو گیاهان مستقلی هستند برخی تک سلولی و برخی به صورت کلنی می‌باشند. و پایه غذایی تمام جانوران آبزی می‌باشند از این رو از اهمیت اقتصادی برخوردارند.
خزه‌ها و پنجه گرگیان ، گروهی از گیاهان را تشکیل می‌دهند. که در محلهای مرطوب سراسر جهان می‌رویند و فاقد ریشه ، ساقه و برگهای حقیقی هستند.
سرخسهای معمولی و دم اسبیان با داشتن تنه‌های گیاهی کاملا متمایز از جلبکها و قارچها و پنجه گرگیان و خزه تفاوت دارند و دارای ریشه ، ساقه و برگهای حقیقی هستند‌. و سیستم آوندی کاملا مشخص دارند. ولی به دلیل عدم تولید گل ، میوه یا بذر از گیاهان عالی متمایزند.
توسعه یافته‌ترین گیاهان با بزرگترین تغییرات ، گیاهان بذردار می‌باشند. آنها دارای ریشه‌ها ، ساقه‌ها و برگهای حقیقی و یک سیستم آوندی کاملا توسعه یافته می‌باشند هر چند مهمترین صفت ویژه در مورد آنها این امر است که بذر تولید می‌کنند. اکثر گیاهان زراعی ، درختان ، درختچه‌ها و گیاهان گلدار به این گروه تعلق دارند. گیاهان بذردار به دو گروه اصلی یعنی بازدانگان و نهاندانگان تقسیم می‌گردند. بازدانگان بوسیله تولید بذر بدون پوشش مشخص می‌شوند یعنی بذرها در میوه محصور نمی‌شوند.
نهاندانگان ، دارای گلهای کاملا توسعه یافته هستند و بذرهای خود را در یک ساختمان محصور شده که میوه نامیده می‌شود تولید می‌کنند. اعضای این گروه بسیار فراوان و تمام گیاهان گلدار معروف را دربرمی‌گیرند نهاندانگان به دو گروه مناسب کوچکتر تقسیم می‌شوند: تک‌‌لپه‌ایها و دولپه‌ایها.
● ارتباط با سایر علوم
گیاه شناسی دارای روابط گسترده با سایر علوم است. گیاه شناسی با جانور شناسی ، فیزیولوژی گیاهی ، بیوشیمی ، ژنتیک گیاهی ، کشاورزی و اکولوژی گیاهی و اکولوژی عمومی رابطه دارد.
منبع:سالار پولادزاده

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:00 PM
زیست شناسی بدن انسان ماشینی عظیم، پر تراوش و سرشار از مایعات است که مواد شیمیایی را با دقت و هماهنگی بسیار جابجا و مخلوط میکند تا همه چیز، از حافظه گرفته تا مواد مخاطی را بسازد. در اینجا، ما به کند و کاو در تعدادی از رازهای پیچیده، زیبا و حتی عاری از ظرافتی میپردازیم که به اشکال مختلف، بدن ما را به حرکت وامیدارند.
● اسید قوی موجود در معده
یک ماده بسیار خطرناک که هیچ فرودگاهی نمیتواند شما را به خاطر همراه داشتن آن متوقف کند، اسید هیدروکلریک یا جوهر نمک است. این اسید بسیار خطرناک که ماده ای مرکب و بسیار خورنده و سمی است، در معده ما یافت شده و در واقع توسط سلولهای جداره معده ترشح میشود. این اسید که برای شستشوی فلزات به کار میرود، به خاطر وجود مواد لزج مخاطی که دیواره معده را میپوشانند، نمیتواند به بافت آن آسیب وارد کند، بدون هیچ خطری در سیستم گوارش باقی مانده و غذای ما را تجزیه میکند.
● تاثیر حالت بدن بر حافظه
اگر تاریخ خواستگاری خود از همسرتان را فراموش کرده اید، بد نیست چند دقیقه با زانوی خمیده و در حالت تقدیم حلقه، بر زمین بنشینید. حافظه و خاطرات تا حد زیادی در حواس شما تجسم میابند. یک بو یا صدای خاص میتواند بخشی از یک خاطره مربوط به سالیان دور کودکی را در ذهن ما زنده کندو این ارتباط میتواند واضح باشد، مثلا زنگ دوچرخه میتواند شما را به یاد دوچرخ سواری در کوچه باغهای محل قدیمیتان بیاندازد، و از طرفی ممکن است دلیل این یادآوری واقعا برایتان چندان واضح نباشد.اما تحقیقات جدید نشان میدهد که اگر بدن ما در موقعیتی مشابه با حالتی که در زمان وقوع یک امر داشته قرار بگیرد، میتوانیم ماجرا را بسیار بهتر و دقیقتر به یاد آوریم.
● استخوانها به خاطر تامین مواد معدنی تجزیه میشوند
استخوانها، علاوه بر اینکه تکیه گاه و حامل اعضا و جوارح و عضلات بدن هستند، به تعدیل و تنظیم میزان کلسیم بدن نیز کمک میکنند. استخوان حاوی فسفر و کلسیم است که این دومی از عناصر مهم تشکیل دهنده ماهیچه ها و اعصاب به شمار میرود. اگر ذخیره کلسیم بدن کاهش یابد، هورمونهای خاصی ترشح شده و موجب میشوند که لایه های استخوانی تجزیه شده و مقدار این عنصر حیاتی در بدن را افزایش میدهند تا میزان کلسیم سلولی به حد اشباع برسد.
● بیشتر غذایی که میخوریم برای ذهن است
هرچند وزن مغز تنها ۲ درصد از کل وزن بدن انسان را تشکیل میدهد، اما با وجود کوچکی به ۲۰ درصد از کل اکسیژن و کالری دریافتی بدن نیاز دارد. سه شریان مغزی مهم برای رساندن مواد لازم به سر میروند و مدام در حال پمپ کردن اکسیژن به مغز هستند. انسداد یا پارگی یکی از این رگها میتواند سلولهای مغز را به شدت گرسنه کرده و انرژی لازم برای عملکرد صحیح را از آنان گرفته و کارایی بخشی را که با آن رگ در ارتباط است را خراب و یا قطع کند. چنین حالتی را سکته مینامیم
● مژکهای سلولی مخاط را حرکت میدهند
اکثر سلولهای بدن ما مجهز به بخشهای ویژه مو مانندی به نام مژک هستند که در موارد بسیاری-از گوارش گرفته تا شنوایی- مفید واقع میشود. مژکها در بینی به تخلیه مخاط از درون مجرای تنفسی به داخل گلو کمک میکند. هوای سرد، روند تخلیه مجرا راکند کرده و موجب میشود این مخاط بر روی هم انباشته شده و شخص دچار آبریزش بینی شود. غشاء متورم بینی یا غلیظ شدن این مخاط نیز میتواند موجب پر شدن مجرای تنفسی از مخاط و آبریزش بینی شود.
● مغز بزرگ جای دندان عقل را میگیرد
تکامل چندان بی عیب و نقص و عاری از مشکلات خاص خود نبوده است. گاهی اعضا یا خصوصیاتی خاص تنها به این دلیل در یک گونه باقی میمانند که آزار چندانی ندارند. برای مثال دندان عقل، در ابتدا تنها به عنوان وسیله درآمد دندانپزشکان وجود نداشته است، بلکه مدتها پیش، این دندانها به عنوان گروه سوم دندانهای آسیا و برای جویدن گوشت وجود داشته اند. اما با رشد مغز انسان، ساختار فک او نیز تغییر یافته و اکنون ما دهانی داریم که با دندانهایی گران قیمت و بی استفاده پر شده است.
● دنیا با تو میخندد
شواهد علمی نشان میدهد که درست همانطور که مشاهده خمیازه یک شخص میتواند رفتاری مشابه را در دیگران ایجاد کند، خنده نیز به دیگران سرات میکند. در واقع شنیدن صدای خنده بخشی از مغز را که عامل حرکات چهره استف تحریک میکند. تقلید نقش بسیار مهمی در کنشهای متقابل اجتماعی بازی میکند و کنشهایی چون عطسه، خنده، گریه و دهان دره همه میتوانند راههایی برای ایجاد همبستگی اجتماعی در میان گروه تلقی شوند.
● پوست چهار رنگ دارد
پوست، بدون وجود رنگها سفید شیری است. رگهای خونی در نزدیکی سطح پوست، آنرا تا حدی سرخ میکنند. رنگ دانه های زرد نیز در تمام انواع پوست وجود دارند و در نهایت، ملانین –لکه های تیره رنگ- به رنگ قهوه ای تیره، در اثر تابش اشعه واورا بنفش به وجود آمده و در مقادیر زیاد سیاه دیده میشوند. این چهار رنگمایه در مقادیر متفاوت با یکدیگر ترکیب شده و پوستهایی بارنگهای مختلف را برای افراد جهان به همراه می آورند.
منبع:باشگاه فرهنگی و ورزشی پیام

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:01 PM
زیست شناسی ● بررسی چگونگی تنفس ماهی در آب
اگر ماهی را از آب بگیرید ، خیلی زود به علت کمبود اکسیژن می میرد هیچ از خود پرسیده اید که چرا این وضعیت بوقوع می پیوندد ؟
در حالیکه مقدار اکسیژن موجود در حجم معینی از آب تنها یک سیزدهم مقدار اکسیژن موجود درهمان حجم ار هوا است پس چرا وقتی در محیط جدید مقدار اکسیژن سیزده برابر می شود ، ماهی به علت کمبود اکسیژن می میرد بدون شک این رویداد پی آمد عدم توانایی ماهی در وفق یابی با محیط تازه است
لذا بایستی به بررسی مکانیزمی در بدن ماهی بپردازیم که قادر نیست از اکسیژن غنی هوا استفاده نماید اما می تواند مسئله بزرگ استخراج اکسیژن را که به مقدار ناچیز در آب وجود دارد برای خود حل نموده و اکسیژن مورد نیاز خود را به این روش تأمین نماید.
یک ماهی صد گرمی رودخانه ای در حال استراحت حدود ۵ سانتی متر مکعب اکسیژن در ساعت احتیاج دارد ، و وقتی فعالیت عادی خود را شروع نماید سه تا چهار برابر این مقدار اکسیژن نیاز دارد . اگر راندمان مکانیزم تنفسی آن در انتقال اکسیژن صد در صد باشد این ماهی بایستی در هر دقیقه ۱۵ تا ۳۰ سانتی متر مکعب آب را از سطح تنفسیش عبور دهد تا اکسیژن مورد نیاز خود را تأمین نماید.
جابجا کردن چنین مقدار اکسیژنی در هوا مشکل نیست ، اما در آب کار و فعالیت زیادی را می طلبد زیرا چگالی آب تقریبا هزار برابر هوا ، و غلظت و چسبندگیش هم حدود صد برابر است .
در انسان فقط یک الی دو درصد از اکسیژن دریافتی در ماهیچه ها برای کار شش ها مصرف می شود اما در ماهیان این مقدار بسیار بیشتر می باشد از طرفی سرعت انتشار اکسیژن در آب ۳۰۰ هزار برابر آهسته تر از هوا می باشد .
پس چگونه یک ماهی بر این مسائل غامض فائق می آید ؟ مسائلی که بسیار عظیم تر از مسائل تنفسی مهره داران زمینی می باشد . و چرا ماهی در شرایطی بسیار آسان تر برای تنفس در روی زمین می میرد؟
قسمتی از جواب به این سوالات در ساختار مکانیزم تنفسی ماهی و طبیعت جریان روی آنها نهفته است آبشش های ماهی از یک سری از صفحات بدقت تقسیم شده تشکیل شده اند که در نتیجه سطح زیادی را برای تماس با آب ایجاد می نمایند و آب در یک جهت از روی آنها عبور می نماید که این با جریان کشندی در شش پستانداران تفاوت دارد . زمانی که ماهی از آب بیرون آورده می شود و در معرض هوا قرار می گیرد از دست رفتن پشتیبانی آب همراه با کشش سطحی سبب کوچک شدن شدید سطح آبشش ها می گردد که نتیجه این عمل در اکثر موارد کاهش شدید دریافت اکسیژن و مرگ خواهد بود .
کل سطح تنفسی در تماس با جریان آب بین ماهیان مختلف متفاوت است و این منطبق با حجم فعالیت هر گونه ای از ماهیان می باشد . برای مثال در ماهیان بسیار فعال مانند ماهی خال مخالی این سطح بیش از ۱۰۰۰ میلی متر مربع برای هر گرم وزن بدن ماهی است که از ده برابر سطح خارجی بدن ماهی بزرگتر است .
برای اندازه گیری راندمان مکانیزم استخراج اکسیژن از آب ، توانایی ماهی را در استخراج ۸۰ درصد اکسیژن محلول در آبی که از سطوح برانش ماهی عبور می نماید مورد نظر قرار می دهند درصورتیکه بیشترین راندمان برای یک انسان که بتواند با ورزش و تنفس شکمی یعنی تنفس از ته ششها که این عمل در ورزش هایی مثل تای چی چوان و یوگا آموزش داده می شود فقط استفاده از ۲۵ درصد اکسیژن موجود در هوا امکان پذیر است .
چنین راندمان بالایی در ماهیان بوسیله ویژگی ضد جریان تأمین می شود . که رابطه ای است بین جریان خون در بدن ماهی و جریان آب و مکانیزم قدرتمند پمپاژی که بطور مستمر آب را از سطوح آبشش در تمام مدت چرخه تنفسی عبور می دهد.
● جریان ضد جریان بین جریان خون و جریان آب:
اصول جریان ضد جریان در بسیار از موارد مختلف در بدن جانوران اتفاق می افتذ که بدین وسیله مبادله مؤثر مواد محلول یا گرما بین دو مایع در جریان بوقوع می پیوندد این چنین سیستمی از گذشته های دور بوسیله مهندسین در مکانیزم مبادله گرما کاربرد داشته است کسی که برای اولین با اهمیت این پدیده را در فیزیولوژی حیوانات کشف کرد« ون دام » بود که در سال ۱۹۳۸ چگونگی عمل این پدیده را در آبشش ماهیان شرح داد .
این پدیده بدین گونه است که وقتی خون در جریان خروجی در آبشش ماهیان که کاملا از اکسیژن تهی شده است با جریان آب پر از اکسیژن برخورد می نماید بر اثر کشش زیادی که در اکسیژن آب وجود دارد ( بسیار بیشتر از خون همجوارش می باشد ) اکسیژن از آب به خون انتقال می یابد .
این راندمان بالا به همین ضد جریان بستگی دارد زیرا اگر ما بصورت تجربی جریان آب عبور کننده از آبشش ماهیان را برعکس نماییم استخراج اکسیژن از۵۱ درصد به ۹ درصد کاهش می یابد.
برای راندمان حداکثر ، لازم است دو محلول آب و خون با همدیگر تماس نزدیکی را حاصل نمایند و سرعت جریان هر یک نسبت به دیگری تنظیم شود . فاصله ای که در آن اکسیژن آب به گلبول های خون ماهی انتقال می یابد بسیار کوچک است زیرا گلبول های خون ماهی تقریبا به نازکی پهنای صفحات برانش ماهیان که در آنها گردش خون و آب صورت می گیرد می باشند .
خارج از این صفحات آب از هر دو طرف عبور می نماید و همچنین رابطه ای بین ضربان قلب ماهی و فرکانس تنفسی ماهی وجود دارد که بصورت یک مکانیزم واکنش دار حجم خون عبور کننده از برانش ها را تنظیم می نماید ضربان قلب معمولا از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد و در بعضی موارد قلب با فازهای ویژه ای از سیکل تنفسی همزمان می شوند.
اما این همواره در کلیه گونه ها روی نمی دهد برای مثال در ماهی قزل آلا فرکانس تنفسی با ضربان قلب تقریبا مساوی است و به تدریج این دو فرکانس خارج از این نظم می گردند هرچند که قلب تمایل دارد که وقتی دهان ماهی بسته است ضربه زند . و در سایر موارد اغلب ضربان قلب از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد .
این چنین مکانیزمی این اطمینان را ایجاد می نماید که همواره مقدار کافی آب برای تأمین اکسیژن خون ماهی در دسترس باشد و این بسیار مهم است زیرا حجم معینی از خون ماهی می تواند حدود ۱۰ تا ۱۵ برابر مقدار اکسیژنی را که همان حجم آب حمل می نماید دریافت کند.
● جریان مستمر از داخل آبشش ها:
هنگامی که یک ماهی نفس می کشد دهانش را باز می کند و آب را وارد دهانش می نماید و بعد از عبور آب از میان آبشش ها از حفره های آبششی به داخل شکافهایی که وقتی سرپوش آبشش انبساط حاصل کرده و از بدن ماهی فاصله می گیرند ظاهرمی گردند وارد می شوند.
این جریان منقطع که بداخل و خارج سیستم تنفسی ماهی برقرار است این ایده غلط را می دهد که آب در روی آبشش ها در جریان است شواهد توصیفی حقیقی تر از کار دستگاه تنفسی با ثبت تغییرات فشار در دو طرف آبشش با نشان دهنده های حساس کندانسور مانومتر حاصل گردیده است تجربیاتی که با سه نوع ماهی آب شیرین انجام گردیده نشان داده اند که بجز یک دوره بسیار کوتاه، همواره فشار داخل حفره دهان از فشار حفره های برانش بیشتر است و لذا این نتیجه حاصل می شود که آب بدون انقطاع از روی برانش ها عبور می کند و به همین سبب استخراج اکسیژن از آب افزایش می یابد .
این مکانیزم بوسیله دو پمپ که کمی از فازکارشان با هم متفاوت است ایجاد می گردد در ماهی فعالیت پمپاژ به علت تغییرات درحجم حفره ها که بوسیله عمل عضلا ت تولیدمی شود انجام می گردد . البته مکانیزمی که در برانش ها قرار دارند بسیار پیچیده تر از این شکل ساده است .
در طی فاز دم حفره دهان انبساط حاصل نموده و آب وارد دهان می شود و همزمان حفره های برانش انبساط حاصل می نمایند اما آب نمی تواند وارد دریچه های خارجی آن شود . زیرا پوسته دور لبه خارجی به صورت بک والو عمل می کند.
در طول انبساط حفره برانش ، فشار هیدروستاتیک از فشار داخل حفره دهان کمتر می شود و سبب می گردد که آب در طول برانش ها رانده شود در این حالت حفره برانش بصورت پمپ مکش عمل می نماید در خلال فاز کم شدن حجم حفره دهان فشار داخل از فشار بیرونی همزمان که دهان شروع به بسته شدن می نماید بیشتر می شود و عملا بسته شدن مجرا انجام می گردد حتی در ماهیانی که قادر به بستن دهان خود بطور کامل نمی باشند به علت وجود لوله غشائی نازک که در لبهای بالایی و پائینی ماهی قرار دارند مجرا عملا بسته می شود در خلا ل این فاز افزایش فشار در حفره دهان بیشتر از حفره های برانشی می باشد و آب به عبور از برانش ها ادامه می دهد در این حالت حفره دهان بصورت یک پمپ فشار عمل می نماید .
در خلال تقریبا تمام سیکل تنفسی ، همواره فشار اضافی که تمایل دارد آب را وادار به عبور از برانش و از حفره دهان به حفره های برانش نماید وجود دارد .
البته یک دوره بسیار کوتاه نیز وجود دارد که اختلاف فشار بر عکس می شود و تمایلی برای ایجاد جریان در جهت عکس بوجود می آید. اما از آنجا که این زمان بسیار کوتاه و اختلاف فشار بسیار کم است تحرک کند آب اجازه ایجاد جریان برعکس را نمی دهد . لذا در این صورت جریان آب مستمری در روی برانش ها تشکیل می شود که جهت این جریان برعکس جهت جریان خون است لذا درصد بالایی از اکسیژن آب به گلبول های خون انتقال می یابد.
اما شکل جالب توجه مختلفی در این سیستم وجود دارند برای مثال در ماهیانی که بصورت غالب شناگر می باشند، پمپ دهان بهتر توسعه یافته است . هر چند که در بعضی موارد هیچ یک از دو پمپ کار نمی کند .
این زمانی است که ماهی با شنا تحرکات خود را ایجاد نموده است مثال خوبی در این مورد ماهی خال مخالی است که اجبار دارد بطور مستمر شنا نماید تا جریان دائمی آب روی برانش هایش بر قرار باشد مثال دیگر کوسه پلنگی می باشد که در خلال شنا پمپ هایش کار نمی کنند اما به محض اینکه بصورت ساکن درآید پمپ ها شروع بکار می نمایند .
ماهیانی که اغلب یا تمام اوقات خود را در کف دریا سپری می نمایند دارای حفره برانشی بزرگتر که با شعاعهای استخوانی اضافی تقویت می شوند می باشند و پمپ مکش آنها نیز بهتر تکامل یافته است .
ماهیانی مثل گربه ماهی آمریکائی (bullhead ) ، گورنارد ( gurnard ) ، دراگونت ( dragonet ) ،‌په لیس ( plaice ) و سایر ماهیان پهن از این نوع هستند . برای مثال در ماهی دراگونت (dragonet ) انبسلط حفره های برانشی تدریجی می باشد. لذا یک اختلاف فشار کم ثابت روی برانش ها تشکیل می شود .
در فاز انقباض ،آب از هر دو حفره حرکت کرده و از دریچه های باریک حفره برانشی خارج می شود . در ماهیان پهن که مدام روی یک طرف بدن خود قرار می گیرند وقتی در حال استراحت هستند و در کف اقیانوس بصورت مدفون شده در می آیند مسائل دیگر تنفسی ایجاد می گردد برای مثال برانش ها در هر دو طرف ماهیان په لیس ( plaice ) و کفشک ( sole ) توسعه یافته اند و بدون شک آب از هر دو حفره برانشی پمپ می شود .
در این حالت خطر ورود ماسه کف دریا و آسیب رساندن به برانش ها وجود دارد . لذا در این ماهی در فشار مشتق جریان برعکس نمی شود این بعلت کنترل عامل روی لوله های برانش می باشد که از ورود کمترین جریان نیز جلوگیری می نماید.
لذا منطبق با عادات ماهیان ، ساختار برانش ها متفاوت می باشند . ماهیان کف زی عموما دارای سطوح برانش کوچکتر و مجاری خشن تری می باشند و مجاری از هزاران سوراخ ریز تشکیل شده اند که در بین تارهای برانش قرار گرفته اند .
دو ردیف صفحه ای نازک که در اطراف چهار قوس استخوانی در تمام مسیر در دو طرف ماهی انباشته شده اند تشکیل یک شبکه مشبک را می دهد که در تمام دیواره های حلق ماهی جای دارد .
از آنجائیکه لبه های تارهای برانشی به علت ویژگی انعطافی اسکلت نگهدارنده اش به صورت اریب می باشد همواره لبه ها در تماس یکدیگرند و در نتیجه آب از شکافهایی که بوسیله صفحات تارهای همجوار ایجاد شده اند عبور می نماید همین سطوح بالا و پائین تارها در حقیقت سطوح تنفسی را تشکیل می دهند سقوط همین چین های ثانویه موجب کم شدن سطح مبادله گاز ها و در نتیجه اختناق ماهی که از آب خارج شده است می گردد هر چه این چین ها به یکدیگر نزدیک باشند آنها بهتر یکدیگر را پوشش می دهند برای مثال در ماهی خال مخالی ۳۹ تار در میلیمتر ، و در شاه ماهی ۳۳ تار در میلیمتر می باشد .
در ماهیانی که حوالی سواحل زندگی می نمایند و تحت تأثیر جریانات کشندی قرار می گیرند ، مانند گاو ماهیان ،‌ چین های ثانویه خیلی فاصله دار هستند و ۱۵ رشته در میلیمتر است . انواع گونه های مختلف با توجه به تحت تأثیر قرار گرفتن در آبهای ساحلی دارای ساختار متفاوت می باشند .
شبکه هایی که بوسیله برانش ها ایجاد گردیده اند بسیار باریک می باشند با یک نگاه به نظر می رسد که ابعاد بسیار کوچک این شبکه ها اجازه عبور آب کافی با اختلاف فشار تنها یک سه هزارم اتمسفر را ( که در بسیاری از گونه ها وجود دارد ) ندهند . اما تعداد سوراخ ها آنقدر زیاد است که آب کافی را عبور می دهند
برای مثال در یک ماهی آب شیرین ۱۳۰ گرمی تعداد این سوراخ ها به ۲۵۰ هزار می رسد در سرعت های بالای جریان آب مقداری آب از بین لبه تارها قرار می نماید اما در حالت استراحت ماهی کل جریان برابر جریانی است که از سوراخ ها عبور می نماید .
مقاومت سوراخهای برانش در تمام وضعیت های فعالیت ماهی یکسان نیست . بلکه متناسب با فعالیت ، انعطاف پذیر می گردد. فیلمبرداری از مارماهیان جوان نشان داده است که فاز مشخصی در چرخه تنفسی وجود دارد و آن زمانی است که لبه های رشته ها از هم باز می شوند و اجازه افزایش مدار کوتاه جریان را می دهند در خلال فعالیت پمپاژ ، فرآیند تحت الشعاع برانش در مقابل بار افزایش اختلاف فشار می باشد .
تماس بین لبه های تارها بوسیله انعطاف پذیری شعاع های برانش برقرار می گردد و هیچ قدرت ماهیچه ای برای مجزا کردن آنها وجود ندارد . انقباض عضلات وقتی فعال می شوند که ماهی تحرکات سرفه ای انجام می دهد در این وضعیت شیب فشار برعکس شده و برعکس شدن جریان آب موجب تمیز شدن برانش ها می گردد.
● تنفس پوستی در آب :
در بعضی از ماهیان ، مقداری از تبادل گاز در محیط آبی ، از طریق پوست صورت می گیرد . انتشار از طریق پوست نقش مهمی در تنفس ماهیان در مرحله نوزادی دارد . برای مثال در نوزاد ماهیان سین برانچی فورم(مونوپتروس آلبوس) جنوب شرقی آسیا ، قبل از تکامل آبشش ها تنفس از طریق شبکه مویرگی تنفسی وسیع که درست در زیر سطوح بافت پوششی باله میانی ، باله سینه ای و کیسه زرده قرار دارد ، صورت می گیرد .
ذکر این نکته جالب توجه است که این ماهی ، آب بشتری را به سمت سطح عقب بدن به گردش در می آورد . این در حالی است که جهت جریان خون ، از سمت عقب به جلو بدن است . بدین ترتیب جریان متقابل حاصل از آن برای بهینه کردن جذب اکسیژن در هنگام کاهش اکسیژن آب ، موءثر واقع می شود .
وجود تنفس پوستی به میزان قابل ملاحظه ، در تعدادی از ماهیان بالغ ثبت و اندازه گیری شده است . اندازه گیری میزان تنفس پوستی در شش گونه ماهی استخوانی آب شیرین نشان داد که عمدتا" ، تنها نیاز پوست به اکسیژن ازاین طریق تأمین شده است . بنابراین ،در ماهی کاراس ، سوف زرد ، قزل آلای جویباری و قزل آلای قهوه ای پوست ، عامل تبادل اکسیژن مورد نیاز برای سایر بافتها نیست . فقط در ماهی بول هد سیاه فاقد فلس (ایکتاروس ملاس )، پوست به عنوان یک اندام کوچک تنفسی عمل می کند و در حدود ۵% نیاز به اکسیژن را فراهم می سازد. همچنین در ماهی پهن دریایی(پلورونکتس پلاتسا)، انتشار اکسیژن از طریق پوست ، با مصرف اکسیژن توسط این اندام مطابقت دارد.
● نتیجه گیری:
آن چه گفته شد مختصر و ناچیزی از مکانیزم تنفسی ماهی می باشد . هنوز مسائل متعددی در مورد چگونگی ارتباط جریان آب و خون در طول برانش ها و چگونگی استخراج اکسیژن از آب وجود دارند که بایستی بررسی شوند ،‌بویژه در روی گونه های مختلف ماهیان و بایستی تحت شرایط متفاوت گونه های مختلفی را مورد بررسی قرار داد همچون مسائل متعددی که بوسیله جانورشناسان تحت بررسی است .
و ناشناخته های فیزیکی و فیزیولوژیک هر روز روشنتر می گردد. دانش تاریخ و ساختار طبیعی حیوانات هر روز گسترده تر می شود . به امید روزی که بشر بتواند از این شاهکارهای خلقت خداوند کپی صنعتی تهیه نموده و برای مثال با تهیه دستگاهی برای غواصان که همچون برانش ماهیان بتواند اکسیژن را از آب استخراتج نماید محیط ناسازگار زیر دریا را با طبیعت انسان سازگاری دهد و انسان بتواند بهتر از آن بهره برداری نماید .
منبع:سایت علمی دانشجویان ایران

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:02 PM
زیست شناسی اگر ماهی را از آب بگیرید خیلی زود به علت کمبود اکسیژن می میرد; هیچ از خود پرسیده اید که چرا این وضعیت بوقوع می پیوندد؟ در حالیکه مقدار اکسیژن موجود در حجم معینی از آب تنها یک سیزدهم مقدار اکسیژن موجود درهمان حجم از هوا است!
پس چرا وقتی در محیط جدید مقدار اکسیژن سیزده برابر می شود، ماهی به علت کمبود اکسیژن می میرد؟!
بدون شک این رویداد پی آمد عدم توانایی ماهی در وفق یابی با محیط تازه است، لذا بایستی به بررسی مکانیزمی در بدن ماهی بپردازیم که قادر نیست از اکسیژن غنی هوا استفاده نماید اما می تواند مسئله بزرگ استخراج اکسیژن را که به مقدار ناچیز در آب وجود دارد برای خود حل نموده و اکسیژن مورد نیاز خود را به این روش تامین نماید.
یک ماهی صدگرمی رودخانه ای در حال استراحت حدود ۵سانتیمترمکعب اکسیژن در ساعت احتیاج دارد و وقتی فعالیت عادی خود را شروع نماید سه تا چهار برابر این مقدار اکسیژن نیاز دارد. اگر راندمان مکانیزم تنفسی آن در انتقال اکسیژن صددرصد باشد این ماهی بایستی در هر دقیقه ۱۵تا۳۰ سانتیمترمکعب آب را از سطح تنفسی اش عبور دهد تا اکسیژن مورد نیاز خود را تامین نماید.
جابجا کردن چنین مقدار اکسیژنی در هوا مشکل نیست، اما در آب کار و فعالیت زیادی را می طلبد زیرا چگالی آب تقریبا هزار برابر هوا، و غلظت و چسبندگی اش هم حدود صد برابر است. در انسان فقط یک الی دو درصد از اکسیژن دریافتی در ماهیچه ها برای کار شش ها مصرف می شود اما در ماهیان این مقدار بسیار بیشتر می باشد از طرفی سرعت انتشار اکسیژن در آب ۳۰۰هزار برابر آهسته تر از هوا می باشد.
پس چگونه یک ماهی بر این مسائل غامض فائق می آید؟ مسائلی که بسیار عظیم تر از مسائل تنفسی مهره داران زمینی می باشد و چرا ماهی در شرایطی بسیار آسان تر برای تنفس در روی زمین می میرد؟ قسمتی از جواب به این سوالات در ساختار مکانیزم تنفسی ماهی و طبیعت جریان روی آنها نهفته است. آبشش های ماهی از یک سری از صفحات بدقت تقسیم شده تشکیل شده اند که در نتیجه سطح زیادی را برای تماس با آب ایجاد می نمایند و آب در یک جهت از روی آنها عبور می نماید که این با جریان کشندی در شش پستانداران تفاوت دارد.
زمانی که ماهی از آب بیرون آورده می شود و در معرض هوا قرار می گیرد از دست رفتن پشتیبانی آب همراه با کشش سطحی سبب کوچک شدن شدید سطح آبشش ها می گردد که نتیجه این عمل در اکثر موارد کاهش شدید دریافت اکسیژن و مرگ خواهد بود.
کل سطح تنفسی در تماس با جریان آب بین ماهیان مختلف متفاوت است و این منطبق با حجم فعالیت هر گونه ای از ماهیان می باشد. برای مثال در ماهیان بسیار فعال مانند ماهی خال مخالی این سطح بیش از ۱۰۰۰میلیمترمربع برای هر گرم وزن بدن ماهی است که از ده برابر سطح خارجی بدن ماهی بزرگتر است.
برای اندازه گیری راندمان مکانیزم استخراج اکسیژن از آب، توانایی ماهی را در استخراج ۸۰درصد اکسیژن محلول در آبی که از سطوح برانش ماهی عبور می نماید مورد نظر قرار می دهند درصورتیکه بیشترین راندمان برای یک انسان که بتواند با ورزش و تنفس شکمی یعنی تنفس از ته شش ها که این عمل در ورزش هایی مثل «تای چی چوان» و «یوگا» آموزش داده می شود فقط استفاده از ۲۵درصد اکسیژن موجود در هوا امکانپذیر است. چنین راندمان بالایی در ماهیان بوسیله ویژگی ضدجریان تامین می شود، که رابطه ای است بین جریان خون در بدن ماهی و جریان آب و مکانیزم قدرتمند پمپاژی که بطور مستمر آب را از سطوح آبشش در تمام مدت چرخه تنفسی عبور می دهد.
● جریان ضدجریان بین جریان خون و جریان آب
اصول جریان ضدجریان در بسیار از موارد مختلف در بدن جانوران اتفاق می افتد که بدین وسیله مبادله موثر مواد محلول یا گرما بین دو مایع در جریان بوقوع می پیوندد این چنین سیستمی از گذشته های دور بوسیله مهندسین در مکانیزم مبادله گرما کاربرد داشته است کسی که برای اولین با اهمیت این پدیده را در فیزیولوژی حیوانات کشف کرد «ون دام» بود که در سال ۱۹۳۸چگونگی عمل این پدیده را در آبشش ماهیان شرح داد.
این پدیده بدین گونه است که وقتی خون در جریان خروجی در آبشش ماهیان که کاملا از اکسیژن تهی شده است با جریان آب پر از اکسیژن برخورد می نماید بر اثر کشش زیادی که در اکسیژن آب وجود دارد(بسیار بیشتر از خون همجوارش می باشد) اکسیژن از آب به خون انتقال می یابد.
این راندمان بالا به همین ضدجریان بستگی دارد زیرا اگر ما بصورت تجربی جریان آب عبورکننده از آبشش ماهیان را برعکس نماییم استخراج اکسیژن از۵۱درصد به ۹درصد کاهش می یابد. برای راندمان حداکثر، لازم است دو محلول آب و خون با همدیگر تماس نزدیکی را حاصل نمایند و سرعت جریان هر یک نسبت به دیگری تنظیم شود.
فاصله ای که در آن اکسیژن آب به گلبول های خون ماهی انتقال می یابد بسیار کوچک است زیرا گلبول های خون ماهی تقریبا به نازکی پهنای صفحات برانش ماهیان که در آنها گردش خون و آب صورت می گیرد، می باشند. خارج از این صفحات آب از هر دو طرف عبور می نماید و همچنین رابطه ای بین ضربان قلب ماهی و فرکانس تنفسی ماهی وجود دارد که بصورت یک مکانیزم واکنش دار حجم خون عبورکننده از برانش ها را تنظیم می نماید ضربان قلب معمولا از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد و در بعضی موارد قلب با فازهای ویژه ای از سیکل تنفسی همزمان می شوند. اما این همواره در کلیه گونه ها روی نمی دهد، برای مثال در ماهی قزل آلا فرکانس تنفسی با ضربان قلب تقریبا مساوی است و به تدریج این دو فرکانس خارج از این نظم می گردند هرچند که قلب تمایل دارد که وقتی دهان ماهی بسته است ضربه زند و در سایر موارد اغلب ضربان قلب از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد.
این چنین مکانیزمی این اطمینان را ایجاد می نماید که همواره مقدار کافی آب برای تامین اکسیژن خون ماهی در دسترس باشد و این بسیار مهم است زیرا حجم معینی از خون ماهی می تواند حدود ۱۰تا۱۵ برابر مقدار اکسیژنی را که همان حجم آب حمل می نماید دریافت کند.
● جریان مستمر از داخل آبشش ها
هنگامی که یک ماهی نفس می کشد دهانش را باز می کند و آب را وارد دهانش می نماید و بعد از عبور آب از میان آبشش ها از حفره های آبششی به داخل شکاف هایی که وقتی سرپوش آبشش انبساط حاصل کرده و از بدن ماهی فاصله می گیرند ظاهرمی گردند وارد می شوند.
این جریان منقطع که بداخل و خارج سیستم تنفسی ماهی برقرار است این ایده غلط را می دهد که آب در روی آبشش ها در جریان است شواهد توصیفی حقیقی تر از کار دستگاه تنفسی با ثبت تغییرات فشار در دو طرف آبشش با نشان دهنده های حساس کندانسور مانومتر حاصل گردیده است تجربیاتی که با سه نوع ماهی آب شیرین انجام گردیده نشان داده اند که بجز یک دوره بسیار کوتاه، همواره فشار داخل حفره دهان از فشار حفره های برانش بیشتر است و لذا این نتیجه حاصل می شود که آب بدون انقطاع از روی برانش ها عبور می کند و به همین سبب استخراج اکسیژن از آب افزایش می یابد.
این مکانیزم بوسیله دو پمپ که کمی از فازکارشان با هم متفاوت است ایجاد می گردد در ماهی فعالیت پمپاژ به علت تغییرات درحجم حفره ها که بوسیله عمل عضلات تولید می شود انجام می گردد. البته مکانیزمی که در برانش ها قرار دارند بسیار پیچیده تر از این شکل ساده است.
در طی فاز دم حفره دهان انبساط حاصل نموده و آب وارد دهان می شود و همزمان حفره های برانش انبساط حاصل می نمایند اما آب نمی تواند وارد دریچه های خارجی آن شود، زیرا پوسته دور لبه خارجی به صورت بک والو عمل می کند.
در طول انبساط حفره برانش، فشار هیدروستاتیک از فشار داخل حفره دهان کمتر می شود و سبب می گردد که آب در طول برانش ها رانده شود در این حالت حفره برانش بصورت پمپ مکش عمل می نماید در خلال فاز کم شدن حجم حفره دهان فشار داخل از فشار بیرونی همزمان که دهان شروع به بسته شدن می نماید بیشتر می شود و عملا بسته شدن مجرا انجام می گردد حتی در ماهیانی که قادر به بستن دهان خود بطور کامل نمی باشند به علت وجود لوله غشائی نازک که در لب های بالایی و پائینی ماهی قرار دارند مجرا عملا بسته می شود در خلا ل این فاز افزایش فشار در حفره دهان بیشتر از حفره های برانشی می باشد و آب به عبور از برانش ها ادامه می دهد در این حالت حفره دهان بصورت یک پمپ فشار عمل می نماید.
در خلال تقریبا تمام سیکل تنفسی، همواره فشار اضافی که تمایل دارد آب را وادار به عبور از برانش و از حفره دهان به حفره های برانش نماید وجود دارد. البته یک دوره بسیار کوتاه نیز وجود دارد که اختلاف فشار برعکس می شود و تمایلی برای ایجاد جریان در جهت عکس بوجود می آید. اما از آنجا که این زمان بسیار کوتاه و اختلاف فشار بسیار کم است تحرک کند آب اجازه ایجاد جریان برعکس را نمی دهد. لذا در این صورت جریان آب مستمری در روی برانش ها تشکیل می شود که جهت این جریان برعکس جهت جریان خون است لذا درصد بالایی از اکسیژن آب به گلبول های خون انتقال می یابد.
اما شکل جالب توجه مختلفی در این سیستم وجود دارند برای مثال در ماهیانی که بصورت غالب شناگر می باشند، پمپ دهان بهتر توسعه یافته است، هرچند که در بعضی موارد هیچ یک از دو پمپ کار نمی کند. این زمانی است که ماهی با شنا تحرکات خود را ایجاد نموده است مثال خوبی در این مورد ماهی خال مخالی است که اجبار دارد بطور مستمر شنا نماید تا جریان دائمی آب روی برانش هایش بر قرار باشد مثال دیگر کوسه پلنگی می باشد که در خلال شنا پمپ هایش کار نمی کنند اما به محض اینکه بصورت ساکن درآید پمپ ها شروع بکار می نمایند.
ماهیانی که اغلب یا تمام اوقات خود را در کف دریا سپری می نمایند دارای حفره برانشی بزرگتر که با شعاع های استخوانی اضافی تقویت می شوند، می باشند و پمپ مکش آنها نیز بهتر تکامل یافته است. ماهیانی مثل «گربه ماهی آمریکائی»، «گورنارد»، «دراگونت»، « په لیس» و سایر ماهیان پهن از این نوع هستند. برای مثال در ماهی دراگونت، انبسلط حفره های برانشی تدریجی می باشد، لذا یک اختلاف فشار کم ثابت روی برانش ها تشکیل می شود.
در فاز انقباض، آب از هر دو حفره حرکت کرده و از دریچه های باریک حفره برانشی خارج می شود. در ماهیان پهن که مدام روی یک طرف بدن خود قرار می گیرند وقتی در حال استراحت هستند و در کف اقیانوس بصورت مدفون شده در می آیند مسائل دیگر تنفسی ایجاد می گردد برای مثال برانش ها در هر دو طرف ماهیان «په لیس» و «کفشک» توسعه یافته اند و بدون شک آب از هر دو حفره برانشی پمپ می شود. در این حالت خطر ورود ماسه کف دریا و آسیب رساندن به برانش ها وجود دارد، لذا در این ماهی در فشار مشتق جریان برعکس نمی شود این بعلت کنترل عامل روی لوله های برانش می باشد که از ورود کمترین جریان نیز جلوگیری می نماید.
لذا منطبق با عادات ماهیان، ساختار برانش ها متفاوت می باشند. ماهیان کف زی عموما دارای سطوح برانش کوچک تر و مجاری خشن تری می باشند و مجاری از هزاران سوراخ ریز تشکیل شده اند که در بین تارهای برانش قرار گرفته اند.
دو ردیف صفحه ای نازک که در اطراف چهار قوس استخوانی در تمام مسیر در دو طرف ماهی انباشته شده اند تشکیل یک شبکه مشبک را می دهد که در تمام دیواره های حلق ماهی جای دارد. از آنجائیکه لبه های تارهای برانشی به علت ویژگی انعطافی اسکلت نگهدارنده اش به صورت اریب می باشد همواره لبه ها در تماس یکدیگرند و در نتیجه آب از شکاف هایی که بوسیله صفحات تارهای همجوار ایجاد شده اند عبور می نماید همین سطوح بالا و پائین تارها در حقیقت سطوح تنفسی را تشکیل می دهند سقوط همین چین های ثانویه موجب کم شدن سطح مبادله گاز ها و در نتیجه اختناق ماهی که از آب خارج شده است می گردد هرچه این چین ها به یکدیگر نزدیک باشند آنها بهتر یکدیگر را پوشش می دهند برای مثال در ماهی خال مخالی ۳۹تار در میلیمتر، و در شاه ماهی ۳۳ تار در میلیمتر می باشد.
در ماهیانی که حوالی سواحل زندگی می نمایند و تحت تاثیر جریانات کشندی قرار می گیرند، مانند گاو ماهیان، چین های ثانویه خیلی فاصله دار هستند و ۱۵رشته در میلیمتر است. انواع گونه های مختلف با توجه به تحت تاثیر قرار گرفتن در آب های ساحلی دارای ساختار متفاوت می باشند.
شبکه هایی که بوسیله برانش ها ایجاد گردیده اند بسیار باریک می باشند با یک نگاه به نظر می رسد که ابعاد بسیار کوچک این شبکه ها اجازه عبور آب کافی با اختلاف فشار تنها یک سه هزارم اتمسفر را(که در بسیاری از گونه ها وجود دارد) ندهند، اما تعداد سوراخ ها آنقدر زیاد است که آب کافی را عبور می دهند.
برای مثال در یک ماهی آب شیرین ۱۳۰گرمی تعداد این سوراخ ها به ۲۵۰هزار می رسد در سرعت های بالای جریان آب مقداری آب از بین لبه تارها قرار می نماید اما در حالت استراحت ماهی کل جریان برابر جریانی است که از سوراخ ها عبور می نماید. مقاومت سوراخ های برانش در تمام وضعیت های فعالیت ماهی یکسان نیست، بلکه متناسب با فعالیت، انعطاف پذیر می گردد.
فیلمبرداری از مارماهیان جوان نشان داده است که فاز مشخصی در چرخه تنفسی وجود دارد و آن زمانی است که لبه های رشته ها از هم باز می شوند و اجازه افزایش مدار کوتاه جریان را می دهند در خلال فعالیت پمپاژ، فرآیند تحت الشعاع برانش در مقابل بار افزایش اختلاف فشار می باشد.
تماس بین لبه های تارها بوسیله انعطاف پذیری شعاع های برانش برقرار می گردد و هیچ قدرت ماهیچه ای برای مجزا کردن آنها وجود ندارد. انقباض عضلات وقتی فعال می شوند که ماهی تحرکات سرفه ای انجام می دهد در این وضعیت شیب فشار برعکس شده و برعکس شدن جریان آب موجب تمیز شدن برانش ها می گردد.
● تنفس پوستی در آب
در بعضی از ماهیان مقداری از تبادل گاز در محیط آبی از طریق پوست صورت می گیرد. انتشار از طریق پوست نقش مهمی در تنفس ماهیان در مرحله نوزادی دارد. برای مثال در نوزاد ماهیان «سین برانچی فورم» جنوب شرقی آسیا، قبل از تکامل آبشش ها تنفس از طریق شبکه مویرگی تنفسی وسیع که درست در زیر سطوح بافت پوششی باله میانی، باله سینه ای و کیسه زرده قرار دارد، صورت می گیرد. ذکر این نکته جالب توجه است که این ماهی، آب بیشتری را به سمت سطح عقب بدن به گردش در می آورد و این در حالیست که جهت جریان خون، از سمت عقب به جلو بدن است.
بدین ترتیب جریان متقابل حاصل از آن برای بهینه کردن جذب اکسیژن در هنگام کاهش اکسیژن آب، موثر واقع می شود. وجود تنفس پوستی به میزان قابل ملاحظه در تعدادی از ماهیان بالغ ثبت و اندازه گیری شده است. اندازه گیری میزان تنفس پوستی در شش گونه ماهی استخوانی آب شیرین نشان داد که عمدتا تنها نیاز پوست به اکسیژن ازاین طریق تامین شده است.
بنابراین در ماهی «کاراس»، «سوف زرد»، «قزل آلای جویباری» و «قزل آلای قهوه ای پوست» عامل تبادل اکسیژن مورد نیاز برای سایر بافت ها نیست. فقط در ماهی بول هدسیاه فاقد فلس، پوست به عنوان یک اندام کوچک تنفسی عمل می کند و در حدود ۵درصد نیاز به اکسیژن را فراهم می سازد.
همچنین در ماهی پهن دریایی، انتشار اکسیژن از طریق پوست با مصرف اکسیژن توسط این اندام مطابقت دارد.
منبع:روزنامه ابتکار

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:02 PM
زیست شناسی هر تجمعی از جانداران هم گونه که در یک بوم ِ مشترک زندگی کنند و روابط بینابینی شان بر شایستگی زیستی ِ نهایی شان اثر گذارد، یک جمعیت را پدید می آورند. ساده ترین شکل جمعیت، دسته است، که از مجموعه ای از افرادِ هم گونه که جذب منابعی مشترک شده اند، تشکیل می شود. گروهی از سوسری ها که در آشپزخانه ای دور مواد غذایی جمع می شوند، یا پرندگانی که در اطراف آبگیری به تغذیه مشغولند، به این سطح ِ پیچیدگی وابسته اند.
اگر ارتباطات بین موجودات یک جمعیت آنقدر از نظر اطلاعاتی و کارکرد زیستی غنی شود که به پیدایش نوعی همکاری در میانشان منتهی شود، آن مجموعه از جانوران را شبه اجتماعی (Parasocial) می نامند. جانوران شبه اجتماعی در یک منطقه و در ارتباط نزدیک با یکدیگر زندگی می کنند و همراهی شان با جمع کارکردهایی مانند گردآوری و استفاده از منابع، دفاع در برابر دشمنان و تولیدمثل و پرورش فرزند را تسهیل می کند. یک گله ی گاومیش آفریقایی و یک گله کفتار نمونه هایی از جانوران شبه اجتماعی هستند.
اگر این ارتباطات و کارکرد زیستی به قدری اهمیت یابد که گروهی از اعضای گروه به نفع دیگران خدمت کنند و از تولیدمثل -که هدف نهایی هر جاندار، از دیدگاه تکاملی است - چشم پوشی کنند، آنگاه ما با یک گونه ی نیمه اجتماعی (Semisocial) روبرو هستیم . برخی از زنبوران زیر راسته ی Apocrita چنین ویژگی ای را دارند. یعنی گروهی از ماده های -معمولاِ- خویشاوند که در یک جا لانه سازی می کنند، بین خود به شکلی تقسیم کار می کنند که گروهی به تخم گذاری و گروهی دیگر برای انجام کارهای لانه و پیداکردن غذا می پردازند و خود تخم گذاری نمی کنند.
اگر این شیوه ی تقسیم کار به شکلی افراطی بینجامد، جوامع حقیقی پدیدار می شوند. موجوداتی را اجتماعی حقیقی (Eusocial) می گویند که در جوامعشان سه شرط برآورده شود:
نخست این که تمام اعضای جامعه به جز یک یا تعداد معدودی از جفتگیری و تولیدمثل چشم پوشی کنند. دوم این که طول عمر افراد به قدری باشد که دست کم یکی از والدین بیشتر عمر خود را در همراهی با فرزندانش بگذراند، یعنی نسلها بر هم افتادگی داشته باشند. و سوم این که تقسیم کار در میان اعضای جامعه به پیدایش طبقات اجتماعی تخصص یافته که کارکردهایی تمایز یافته و تفکیک شده را بر عهده گیرند، انجامیده باشد.
تقریباِ تمام جانوران دارای جوامع حقیقی، از رده ی حشرات هستند و به دلیل نقض یکی از بنیادی ترین اصول تکامل داروینی - تنازع برای بقا- همواره برای زیست شناسان بحث انگیز و مشکل ساز بوده اند. امروز ما می دانیم که رفتار ایثارگرانه ی جانورانی که در این چارچوب از جفتگیری ومنتقل کردن ژنومشان چشم پوشی می کنند، با کمک معادلات هامیلتونی توجیه پذیر است .
حشراتی که به بهای کمک کردن به ملکه شان از تخمگذاری خودداری می کنند، در واقع افرادی هستند که به تنهایی شانس زیادی برای انتقال ژنومشان ندارند، و با رفتار ایثارگران شان در واقع مشغول یاری رساندن به خویشاوندشان (معمولاِ مادرشان ) هستند تا ژنومی بسیار شبیه به ژنوم خودشان را با بازدهی بسیار بیشترو بهره وری ای بسیار بالاتر به نسل بعد منتقل کند. پس هدف نهایی تکامل که انتقال ژنوم است به این شکل ِ غریب برآورده می شود، و بر قواعد حاکم بر تکامل سیستم های زنده خدشه ای وارد نمی شود.
توزیع جوامع در شاخه های مختلف جانوری، به هیچ عنوان همگن نیست. به عبارت دیگر، جانوران دارای زندگی اجتماعی حقیقی، همگی درخوشه هایی به هم فشرده و خویشاوند از حشرات گرد آمده اند و متراکم شده اند. تقریباِ تمام جانوران اجتماعی حقیقی، به یکی از دو راسته ی جوربالان (موریانگان =Isoptera) و نازک بالان (Hymenoptera = زنبوران ) تعلق دارند. تنها استثناهای موجود به یک گونه از حشرات راسته ی هم بالان (Homoptera) که شته ها و زنجره ها را در بر می گیرد و احتمالاِ یک گونه از پستانداران، یعنی موش کور برهنه مربوط می شود.
راسته ی جوربالان، هفت خانواده و۲۰۰ جنس و حدود۱۸۰۰گونه از موریانگان را شامل می شود. تمام موریانگان زندگی اجتماعی حقیقی دارند و از نظر رده بندی و خویشاوندی به سوسک خانگی و سوسری شباهت زیادی دارند و بر خلاف نامشان، هیچ ارتباط دودمانی با مورچگان ندارند. جوامع موریانگان در حدود صد میلیون سال پیش به شکل نهایی کنونی خود رسید و به این ترتیب این موجودات کهنترین جوامع حقیقی را بر زمین بنیاد گذارده اند. کلنی موریانگان هر دو جنس نر و ماده را در بر می گیرد و دوره های فعالیت و چرخه های کارکردی آن شباهت زیادی با مورچگان دارد. با وجود کهنسال بودن جوامع موریانه ای، بزرگترین تراکم از گونه های دارای زندگی اجتماعی حقیقی رادر راسته ی نازک بالان می بینیم. این راسته، که سومین راسته ی بزرگ جانوری است و در حدود صد هزار گونه را در بر گرفته، دارای دو خانواده ی بزرگ Formicidae و Apidae است. خانواده ی نخست زنبوران شهدسازی مثل زنبور عسل را در بر می گیرند و خانواده ی دوم تمام مورچگان را شامل می شود. تمام وابستگان به این دو خانواده زندگی اجتماعی حقیقی دارند و تفاوت اصلی شان در توانایی پرواز زنبوران و بی بال بودن و زندگی زمینی مورچگان است .
سایر وابستگان به راسته ی نازک بالان، سایر اشکال زندگی گروهی را نیز به نمایش می گذارند و به همین دلیل هم رفتارشناسی این راسته برای بازشناسی روندهای تکاملی حاکم بر پیدایش جوامع حقیقی اهمیت فراوانی دارد. در برخی از زنبوران، زندگی نیمه اجتماعی یا شبه اجتماعی را می بینیم و با توجه به توزیع این شیوه های گوناگون زندگی بر شاخه ها و سطوح گوناگون رده بندی، می توانیم روند شکل گیری جوامع حقیقی را بازسازی کنیم . به کمک همین شواهد بوده است که نظریات هامیلتونی در مورد شکل خاص تعیین جنسیت در نازک بالان، توانست معمای رفتار ایثارگرانه ی افراطی حشرات اجتماعی را حل کند. در نازک بالان، تعیین جنسیت به وسیله ی تعداد کروموزوم (پلوئیدیسم ) انجام می شود. به این معنی که نرها هاپلوئید (n-کروموزومی) و ماده ها دیپلوئید (n۲-کروموزومی ) هستند.
به عبارت دیگر، نرها در نازک بالان بیشتر حالت انگلی و حاشیه ای داشته و کارکرد اصلی شان بارور کردن ماده هاست . به همین دلیل هم هست که معمولاِ در جوامع حقیقی این حشرات، جز در فصل جفتگیری و برای مدتی اندک جنس نر دیده نمی شود. این پدیده در مورچگان، که کاملترین جوامع زنبوری را تشکیل می دهند، به شکلی افراطی تر دیده می شود.
عجیبترین، متنوعترین، و پیچیده ترین شکل رفتار اجتماعی حقیقی را در مورچگان می توان یافت. این موجودات، احتمالاِ بیست هزار گونه دارند، که ۸۸۰۰ گونه ی آن شناسایی شده است. این انبوه گونه ها در دوازده زیرخانواده و چندین قبیله مرتب شده اند، و تقریباِ در تمام بومهای فعال زمین - به جز قطبها- یافت می شوند. کافی است به یاد بیاوریم که کل راسته ی پستانداران چهار هزار گونه دارد، تا به تنوع چشمگیر این موجودات آگاه شویم.
منبع:انجمن جبهه طبیعت

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:03 PM
زیست شناسی مقاله ی قشنگ زیر رو که به قلم زیبای دکتر اسماعیل کهرم و بر مبنای مشاهدات در پارک ملی سرنگیتیه تانزانیاست با توجه به این نکته بخونید که:
"پارک ملی سرنگتی فقط ۱۵ کیلومتر مربع وسعت دارد که در آن ۵ هزار قلاده یوز زندگی می‌کند. در سراسر این پارک، و مناطق مجاور مانند «ماسائی مارا» و «امباسالی» زمین پوشیده از انواع جانورانی است که طعمه بالقوه یوزپلنگ محسوب می‌شوند. با این‌همه زندگی یوزپلنگ در دشت‌های سرنگتی سخت است."
● تلاش برای بقا:
یوز مادر در حال لیسیدن توله خود بود. تازه بچه‌ها غذا خورده بودند و احتیاج به تیمار و نظافت داشتند. دهان خون‌آلود موجب انتشار رایحه خون در دشت می‌شد. جانوران درنده سرگردان مانند شیرها را ممکن بود جلب کند. مادر با حوصله تمام کار نظافت ۳ توله را به پایان رساند. بچه‌ها شنگول از سر و کول مادر بالا می‌رفتند. دم او را گاز می‌گرفتند و از پشت او سر می‌خوردند و به زمین می‌افتادند. مادر با کمال صبر شیطنت بچه‌ها را تحمل می‌کرد. حدود ۸ هفته از تولد بچه‌ها می‌گذشت و تا ۱۸ ماهگی که مستقل می‌شدند راه زیادی را باید طی می‌کردند.
با آن‌همه خطری که در انتظار آنها بود و شاید هیچکدام به سن استقلال نمی‌رسیدند. لانه در پای تپه کوچکی قرار داشت و به خوبی استتار شده‌بود. بعد از مدتی مقابل چشم توریست‌ها که از فاصله ۵۰ متری و از داخل اتومبیل بدون سقف آنها را نظاره می‌کردند بچه‌ها خوابیدند. مادر به آهستگی برخاست. پاها و دستهای بلندش را راست کرد.دست‌ها را جلو گذاشت. شانه‌ها را پائین داد و انتهای بدن را به بالا کشید. حالتی شبیه خمیازه. خستگی در رفت و خود را برای کار آماده کرد. پر کردن ۴ شکم (۳ توله و خودش) کار سنگینی بود.مادر از لانه بیرون آمد. گردن کشید و چشم‌ها را مانند تلسکوپ به افق دوخت. دشت از وجود موجودات گوناگون مواج بود. ولی مادر به‌دنبال طعمه دلخواهش بود؛ غزال تامپسون. نوعی آهو که در سرعت و تغییر مسیر دادن همراه یوز تکامل یافته است.
این ۲ در طول زمان با هم مسابقه داده‌اند و سرعتشان به مرور زیادتر شده. حالا تفاوت بردن و باختن برای غزال مرگ و زندگی است و برای یوزپلنگ گرسنگی یا سیری خودش و توله‌ها. تلسکوپ خدادادی را به کار برد و یک دسته غزال را در دو سه کیلومتری پیدا کرد. آهسته به طرف گله حرکت کرد. بعد از چند دقیقه به نزدیکی گله رسید. ناگهان روی زمین خم شد و خزید، به طرف گله پیش رفت. هدف از این خزیدن نزدیک شدن به فاصله ۳۰ تا حداکثر ۱۰۰ متری غزال‌ها بود.او می‌دانست که اگر غزال‌ها او را قبل از فاصله ببینند، امکان صید نخواهد داشت. او باید حتی‌المقدور خود را به طعمه نزدیک می‌کرد. همین کار را هم کرد. پشت بوته‌ها به صورت خزیده به جلو رفت. احساس می‌کرد گله متوجه حضور او شده، از این‌رو بی‌حرکت ایستاد.
حتی دست راست خود را که بلند کرده بود به زمین نگذاشت. او می‌دانست که کوچک‌ترین حرکت‌ از جانب او توجه گله را جلب می‌کند. گله آرام گرفت او را ندیده بودند. چند قدم دیگر به جلو حرکت کرد. نقطه‌های روی پوستش شکل بدن او را می‌شکست و تشخیص طرح بدن او برای گله غیرممکن بود. مجددا بی‌حرکت ایستاد. زاویه حرکت خود را در امتداد غزال قرارداد. کمی خود را به زمین نزدیک کرد. دست‌ها و پاهایش جمع شدند و ناگهان به‌طور انفجاری به حرکت درآمدند. حال دیگر گله غزال با هم به حرکت در‌آمدند. ۲۰ تایی بودند. حدودا ۵۰ متری فاصله بین یوز و غزال به سرعت کم می‌شد.۶ ثانیه از حرکت یوز گذشته بود و حال سرعتش بالای ۶۰ کیلومتر در ساعت بود. ۵ ثانیه بعد سرعت به بیش از ۷۰ کیلومتر رسید و نزدیک آخرین غزال گام بر‌می‌داشت. مادر، این غزال را نشان کرده بود. سنگین و آهسته‌تر از دیگران بود. در ۲ قدمی غزال، ناگهان یوز سرعتش به‌شدت کاهش یافت و غزال جان به‌در برد. یوز حدود ۶۰۰ متر دویده بود و دیگر توان نداشت که با‌ آن سرعت ادامه دهد. پره‌های بینی‌اش به شدت باز و بسته می‌شد، تا هوای کافی به شش‌هایش برساند. سینه‌اش بالا و پایین می‌رفت. به آهستگی بازگشت و پشت بوته‌ای نشست. مدت‌ها نفس نفس می‌زد تا آرام گرفت و روز از نو و روزی از نو. عجب زندگی سختی است زندگی یوز. تنها هر ۵ حمله یک‌بار موفق به شکار می‌شود.خسته از جای برخاست. این بار یک گله «گنو» نزدیک شدند. چند کره کوچک با آنها بود. طعمه خوبی بودند. روی زمین خزید و به گله گنو نزدیک شد. باز هم با زحمت فاصله را کم کرد. در جهت خلاف حرکت باد حرکت می‌کرد. تا بوی او به گله نرسد. و باز هم ناگهان از جایش جهید. این بار سرعت کمتر طعمه موجب شد که زود به یک کره برسد. روی کره گنو پرید و او را به زمین زد. یوز گلوی کره گنو را فشرد. خودش هم از راه دهان نمی‌توانست تنفس کند ولی بینی پهن و عمیق او قادر به تأمین هوای شش او بود.
● زندگی سخت یوز
وقتی که کره گنو بی‌حرکت شد، یوز سریعا شروع به بازکردن حفره شکمی حیوان کرد. جگر، قلوه، و شش را باید سریعا ببلعد. فرصت کم است. اتومبیل سرباز توریست‌ها به یوز و طعمه‌اش نزدیک شد.
فاصله ما فقط ۶۰ یا ۷۰ متر بود. ناگهان سر و کله ۵ کفتار از دور پیدا شد. این‌ها به زودی دریافته‌اند که اتومبیل توریست‌‌ها وقتی متوقف می‌شود شکاری در گرفته است و برای بدست آوردن طعمه به آن طرف هجوم می‌برند. ناگهان یوزپلنگ که با آن زحمت شکار را به زمین زده بود، توسط کفتارها احاطه شد. جنگ را باخت و صحنه را خالی گذاشت. جانش در خطر بود. کفتارها در ۱۵ دقیقه حتی استخوان‌های کره گنو را بلعیده بودند.
آنچه را که نتوانسته بودند ببلعند، مانند دست و پا و سم یا جمجمه گنو را از بدن جدا کردند و با خود بردند. تنها یک کله بزرگ خون آلود روی زمین باقی ماند، که آن‌هم به‌زودی توسط باکتری‌ها محو می‌شد! عجب زندگی سختی است زندگی یوز. هنوز گرسنه بود و باید برای خودش و توله‌هایش غذا بدست آورد. باز هم باید از ابتدا شروع می‌کرد. دوباره همه چیز باید تکرار می‌شد. خزیدن روی سینه تا نزدیکی‌های طعمه‌هایش رفتن و ناگهان یک حرکت انفجاری و گام‌هایی که هر کدام ۷ متر طول داشت و در تعقیب غزال تامپسون. گله مجددا رم خورده بودند. فاصله هر آن نزدیک‌تر می‌شد. تقریبا درست سر یک غزال فرّار رفت. باز هم غزال برای جان فرار می‌کرد و یوز برای نان او را تعقیب. هرچند اگر به همین منوال پیش می‌رفت، تلاش یوز هم برای نان تبدیل به تلاشی برای جان می‌شد.
در حملات متناوب خستگی شدید می‌شود. اسید لاکتیک در عضلات فرسوده تشکیل می‌شود و برای از بین بردن آن نیاز به ساعت‌ها استراحت خواهد بود. یوز دست خود را دراز کرد که پشت پا به غزال بزند و با آن سرعت او را سرنگون کند. ناگهان غزال با یک مانور فوق‌العاده سریع، تغییر جهت آنی داد و در کسری از ثانیه ده‌ها متر از غزال فاصله گرفت. آن‌هم در جهت دیگری!!
غزال جان سالم به‌در برد و یوز خسته بعد از چند ثانیه متوقف شد و آهسته آهسته به طرف نیزار مخفی‌گاه خود پیش رفت. نفس نفس بسیار تند او مدت‌ها ادامه یافت و در نهایت سر را میان۲ دست خود قرار داد و چرت زد.‌ «عجب زندگی سختی است زندگی یوز».
غروب نزدیک می‌شد و یوز میانه‌ای با شبگردی نداشت. یک‌بار دیگر فرصت داشت شانس خود را امتحان کند. این آخرین فرصت برای امروز بود. اگر شب گرسنه می‌ماند شکار فردا مشکل‌تر می‌شد. از جا برخاست و رفت. باز هم گله غزال‌ها نزدیک او بودند. چند بره غزال در میان گله بود.
این‌ها می‌توانستند راحت‌تر هدف قرار گیرند ولی برای ۴ شکم گرسنه غذای کافی تهیه نمی‌شد. چاره‌ای نبود. توانایی تعقیب غزال تندرو بالغ را نداشت. یکی از بره‌ها را تعقیب کرد و به زمین زد. گله دور شد و رفت. بعد از مدتی لاشه بره را به دندان گرفت و به طرف لانه محل حضور توله‌ها راه افتاد. در نزدیکی لانه صدای خاص خود را سر داد.
۲ توله از مخفی‌گاه بیرون دویدند. مادر لاشه را زمین گذاشت. توله سوم نیامد که نیامد.
با آن همه کفتار، شیر و پلنگ در دشت، کوچک‌ترین اشتباه همه چیز را تمام می‌کند. مادر، فرزند را از دست داده بود....«عجب زندگی سختی است زندگی یوز». لااقل شکم آنها سیر شده بود.
فردا، روز از نو روزی از نو. صبح با خمیازه‌ای آغاز شد. بچه‌ها هنوز خواب بودند. مادر بیرون زد. باز هم تلسکوپ چشم‌ها را به کار گرفت. در دشت از غزال‌های تامپسون خبری نبود ویلدبست‌ها (گنو) هم رفته بودند. از دور شبح یک گله پیدا شد. دقت کرد. درست بود یک گله بزرگ در حرکت بود. فاصله خیلی زیاد بود. با حوصله شروع به دویدن کرد. باز هم به نقطه کمین رسید. پشت را خم کرد و به زمین چسبید و خزیده پیش رفت.
هنوز جانوران را تشخیص نداده بود، خوب دقت کرد. یک گله گاو میش بود که هرکدامشان حدود ۸ برابر وزن او را داشتند! شانس حمله و کشتار آنان را نداشت. او ۲ گوساله چند روزه را در گله نشان کرد. سنگین و ناشیانه راه می‌رفتند. امکان صید آنها وجود داشت. پیش رفت و در آخرین لحظه به‌طور انفجاری به حرکت درآمد. گله از جا کنده شد ولی گوساله‌ها پشت مادر و پدر کوه‌پیکر خود پنهان شدند.
یوزپلنگ از جلو چند گاو میش خشمناک عبور کرد و سعی کرد به گوساله نزدیک شود. یکی از گاومیش‌ها ناگهان حمله کرد. شاخ راست خود را به طرف یوزپلنگ پرتاب کرد. یوز با جهشی از جلوی شاخ رد شد. ولی انتهای بدن او به سر شاخ گیر کرد. گاومیش به آسانی او را روی شاخ بلند کرد و چندین متر در هوا پرتاب کرد. به زحمت از زمین برخاست و آنچه از جانش مانده بود را برداشت و فرار کرد. نیروی دویدن نداشت. شاخ گاو میش کار خود را کرده بود. لنگ لنگان به گوشه‌ای خزید.نگاهی به زخم عمیق خود کرد. خون فراوانی را از دست داده بود. مقداری از آن‌را لیسید. ولی خون بند نیامد. سرش گیج می‌رفت. درد بی‌حالی، گرسنگی، خونریزی همه عذاب آور بودند. خوابش می‌آمد. سر را بین ۲ دست گذاشت و چشم‌هایش را فرو بست. به فکر بچه‌هایش بود.

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:04 PM
زیست شناسی ● مختصری در رابطه با پاستور :
لویی پاستور دانشمند ، پزشک ، شیمیدان ، زیست شناس و باکتری شناس بزرگ فرانسوی در دهکده ی دل (Dole) ناحیه ی ژورا زاده شد .
او در دوران کودکی هیچگونه هوش زیادی از خود نشان نمی داد ولی بسیار کوشا و بردبار بود. به خاطر اینکه از استادان خود پرسش های شگفت آوری می کرد ، از گروه شاگردان نخبه و ارزنده به شمار می رفت .
پاستور در جهان به پدر میکروبیولوژی (میکروب شناسی) مشهور است . نام او در میان اندیشمندان و نیکوکاران جهان ،‌همیشه به یادگار خواهد ماند .
آزمایشهای مشهور پاستور که منجر به باطل شدن نظریه خلق الساعه شدند :
▪ آزمایش اول :
پاستور لوله ای شیشه ای برگزید و درون آن مقداری پنبه قرار داد . سپس با کمک تلمبه ای ، مقداری هوا به درون لوله کشید . سطحی از پنبه که هوا از آنجا وارد لوله می شد ، رفته رفته رو به تیرگی گذاشت تا اینکه به کلی سیاه شد .
پاستور این پنبه را در مخلوطی از اتر و الکل وارد ساخت و آنچه را که در ته محلول رسوب کرده بود زیر میکروسکوپ ساده ی خود بررسی کرد .
در این بررسی مشاهده کرد که ذره های گوناگون گرد و غبار ،‌گرده های گل ها ،‌ باکتری ها ی فراوان ، هاگهای گوناگون و حتی تارهای پشم در رسوب وجود دارد .
▪ پاستور از نخستین آزمایش خود نتیجه گرفت :
ـ هوا میکروب های فراوان دارد .
▪ آزمایش دوم :
پاستور مقداری آبگوشت که در آن گوشت بدون چربی پخته و آب وجود داشت و محیط غذایی مناسبی برای میکروب ها به شمار می رفت را در شیشه ی دهانه بازی ریخت و آن را در مجاورت هوا قرار داد .
پس از چند روز آبگوشت گندیده شد . او آبگوشت گندیده را زیر میکروسکوپ ساده ی خود نگاه کرد و آن را پر از میکروب یافت .
پاستور برای اینکه اطمینان حاصل کند که میکروب های هوا سبب گندیدگی آبگوشت شده اند ، مقداری از آبگوشت تازه را در شیشه ی دهانه باریکی ریخت و پس از جوشاندن ، دهانه ی شیشه را گرما داد تا گداخته شد و با این کار دهانه ی آن را بست .
▪ این آبگوشت مدت ها بدون آنکه گندیده شود ، همچنان سالم باقی ماند . پاستور از این آزمایش نتیجه گرفت :
ـ جوشاندن آبگوشت ، میکروبهای هوا را که عامل گندیدن آبگوشت هستند، از بین می برد .
▪ آزمایش سوم :
پاستور برای یافتن اطمینان بیشتر از اینکه میکروب های هوا سبب آلوده شدن آبگوشت شده اند ، یک بالون انتخاب کرد و در آن آبگوشت ریخت و جوشاند . سپس ظرف و آبگوشت جوشیده ی درون آن را توسط یک لوله ی خمیده ، در معرض هوا قرار داد .مدت ها گذشت و فسادی حاصل نشد . در این آزمایش ، لوله ی خمیده ،‌ مانع ورود میکروب های زنده ی هوا به درون آبگوشت شده بود .
سپس پاستور با خم کردن ظرف ، مقداری از آبگوشت را وارد لوله ی خمیده ی متصل به ظرف آبگوشت کرد . سپس این آبگوشت موجود در لوله را با خم کردن مجدد ظرف ، به ظرف آبگوشت برگرداند . پس از مدتی آثار فساد و گندیدگی در آبگوشت ظاهر شد .
▪ پاستور نتیجه گرفت :
ـ آبگوشت خودبخود گندیده نمی شود ، بلکه میکروبهایی که در ناحیه خمیده لوله قرار داشته اند باعث گندیدن آبگوشت شده اند .
● مقاومت مخالفان پاستور :
▪ معتقدین به خلق الساعه به آزمایشهای پاستور این ایراد را وارد کردند که :
ـ گرما دادن آبگوشت شرایط محیطی لازم برای خلق الساعه را از بین می برد . و اگر گرما وجود نداشته باشد ، حتما همه ی میکروب ها به وجود خواهند آمد .
پاستور برای رفع این ایراد آزمایشی دیگر انجام داد که به آزمایش چهارم پاستور مشهور است . با این آزمایش دیگر شکی باقی نماند که نظریه خلق الساعه باطل است .
▪ آزمایش چهارم :
پاستور ظرفی شیشه ای مطابق شکل تهیه کرد . این ظرف را قبلا گرما داد تا بدون میکروب شود . سپس دهانه ی بالایی آن را از پنبه ی استریل (بدون میکروب) پر کرد . نوک تیز لوله و پهلوی شیشه را با الکل پاک کرد و پوست گردن اسبی را هم با الکل پاک کرد . سپس نوک تیز شیشه را به سیاهرگ گردن اسب فرو کرد و کاری کرد که سر آن بشکند . (کاری شبیه تولید سوزن سرنگ) .
پاستور از بالای پنبه هوای درون شیشه را با تلمبه بیرون کشید .در نتیجه ی بیرون کشیده شدن هوای شیشه و ایجاد خلاء نسبی ، خون سیاهرگ گردن اسب به درون شیشه سرازیر شد . هنگامی که مقدار کافی خون اسب درون شیشه جمع شد ، پاستور با احتیاط لوله ی نوک تیز را از گردن اسب بیرون آورد و بلافاصله نوک لوله را یست .
خون درون شیشه مدت ها بدون آنکه گندیده شود بلقی ماند و حال آنکه اگر خون در مجاورت هوا قرار می گرفت فوراً فاسد می شد .
▪ پاستور در آزمایش چهارم بدون گرما دادن خون مانع آلوده شدن آن به میکروب شد و ثابت کرد :
ـ خون خودبخود میکروب (موجود زنده) تولید نمی کند .
منبع: زیست شناسی-پزشکی
احمد نوری

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:04 PM
زیست شناسی خون فاقد سلولهای خونی ، پلاسما نام دارد که در واقع قسمت مایع خون است. می‌توان پلاسما را به صورت پودر در آورد. در انسان به آسانی بوسیله آب استریل دوباره آنرا آماده ساخت. اگر چه به هر حال پلاسما همه آثار حیات را ندارد، اما نقش زیادی در جراحیهای فوری بخصوص در زمان جنگ دارد.
خون بافت پیوندی تخصص یافته‌ای است که سلولهای آن در داخل ماده زمینه‌ای مایعی به نام پلاسما شناورند. حجم خون در یک فرد بالغ بطور متوسط ۵ لیتر می‌باشد.
خون به واسطه گردش در داخل رگهای خونی اصلی ، توزیع مواد غذایی ، اکسیژن و حرارت در بدن و انتقال دی‌اکسید کربن و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها به ارگانهای دفعی است. خون در محیط خارج از بدن منعقد شده و به صورت لخته در می‌آید و قسمت محلول آن به صورت مایعی زرد و روشن به نام پلاسما ، از آن جدا می‌گردد.
برای جلوگیری از انعقاد خون به منظور مطالعات خونی مقداری هپارین یا سیترات به آن افزوده می‌شود. از نظر حجمی حدود ۵۵ درصد خون از پلاسما و ۴۵ درصد آن از سلولهای خونی تشکیل شده است.
● مواد تشکیل دهنده پلاسما :
▪ آب
▪ یونهای معدنی
▪ پروتئینهای پلاسما
▪ گلوکز و چربی
▪ مواد دفعی.
● آب پلاسما
بخش اعظم پلاسما ، آب است. آب پلاسما دارای دو منشا غذایی و آب متابولیک حاصل از آب میان بافتی سلولهاست. میزان آب بوسیله دستگاههای تنفس و دفع به دقت تنظیم می‌شود. آب پلاسما ، فشار خون را تحت تاثیر قرار می‌دهد و وسیله انتقال عنصرهای سلولی ، مواد غذایی محلول و ... است.
● روش تعیین حجم آب پلاسما
برای تعیین آب پلاسما از ترکیباتی استفاده می‌شود که پس از تزریق داخل وریدی نتوانند از دیواره عروق بگذرند. این ترکیبات بیشتر رنگهایی با مولکولهای درشت مانند آبی اوانز (Blue Of Chicago) ‌آبی شیکاگو (Evans blue) هستند که تعیین مقدار آنها از طریق رنگ سنجی بسیار آسان است و یا ترکیباتی مانند آلبومین دو دقیقه پس از تزریق یکی از ترکیبات فوق از بیمار خون گرفته و غلظت جسم تزریق شده را تعیین کرده و از نسبت دقت آن جسم ، حجم خون را محاسبه می‌کنند.
● غلظت الکترولیتی پلاسما
یونهای معدنی پلاسما از نوع یونهای معدنی موجود در آب میان بافتی و بطور کلی در سلولهاست. این یونها در حفظ موازنه نمک ، PH و فشار اسمزی بین پلاسما و آب میان بافتی و سلولهای بافتها دخالت دارند. یون سدیم ، کاتیون اصلی و یون کلر ، آنیون اصلی پلاسما است و در صورتی که غلظتها را بر حسب میلی اکی والان در لیتر مشخص کنیم کاتیونها و آنیونهای پلاسما کاملا متعادل هستند.
● تامپون پلاسما
تامپون اسید کربنیک - بی‌کربنات ، اگر چه حداکثر قدرت تامپونی را در حدود PH = ۶ دارد. (Ph اسید کربنیک ۶.۱ است.) بنابرین مهمترین تامپون پلاسما محسوب می‌گردد. این اهمیت نه تنها از نظر کمی ، بلکه بیشتر از نظر قابلیت تنظیم غلظت آن از طریق دفع گاز کربنیک توسط ریه‌هاست.
● پروتئینهای پلاسما
این مواد تراکم قابل توجه در پلاسما دارند. جز موادی هستند که تراکمشان باید پایدار بماند. بیشتر این مواد در کبد ساخته می‌شوند. مانند یونهای کانی ، در برقراری فشار اسمزی خون و PH آن سهم مهمی دارند. پروتئینهای موجود در پلاسما به قرار زیر است.
▪ آلبومینها:
در کبد ساخته می‌شوند. ناقل هورمونها در خون بوده ، وجود آلبومین در خون موجب جذب آب به داخل خون می‌شود. اگر مقدارش کم باشد، خون را جذب نمی‌کند و آب خود را از موئین رگها خارج کرده . در زیر جلد تجمع کرده و باعث خیز می‌شود. مبنای نامگذاری این پروتئنیها شباهت آنها به سفیده تخم مرغ است.
▪ گلوبولینها:
مبنای تنوع گروههای خونی هستند، به صورت آنتی کور عمل می‌کنند. در بسیاری از بیماریهای کبدی ، بیماریهای عفونی و نفریت مقدار گلوبولین خون پلاسما خون زیاد می‌شود. و ازدیاد گلوبولین خون ، ته نشین شدن گلبولهای قرمز را تسریع می‌کند.
▪ آلگوتینین:
آلگوتینین که گلبولهای قرمز خون را به یکدیگر می‌چسباند و همچنین ماده ضد گروههای خونی RH , B , A است.
▪ فیبرینوژن و پروترومبین که در انعقاد خون دخالت دارند.
● پروتئینها در پلاسما فشار اسمزی کلوئیدی ایجاد می‌کنند
پروتئینها تنها مواد محلول در پلاسما و مایع میان بافتی هستند که از غشای مویرگی انتشار پیدا نمی‌کنند. علاوه بر این هنگامی که مقادیر اندکی پروتئین به داخل مایع میان بافتی انتشار می‌یابد به زودی از راه رگهای لنفاوی از فضاهای میان بافتی به خارج برده می‌شود. فقط موادی که نمی‌توانند از منافذ یک غشای نیمه تراوا عبور کنند فشار اسمزی تولید می‌کنند.
پروتئینهای محلول در پلاسما و مایعات میان بافتی مسئول فشار اسمزی در غشای مویرگی هستند.
● قند پلاسما
قند به شکل گلوکز در پلاسما وجود دارد و مقداری آن ۱.۱ گرم در لیتر خون است. گلوکز خون از تجزیه مواد نشاسته‌ای و یا گلیکوژن کبد حاصل می‌شود.
● مواد چربی پلاسما
مقدار چربی و لیپوئیدهای پلاسما مخصوصا در کلسترول ، متغیر است. پس از یک غذای پر چرب ، مقدار آن در پلاسما زیاد شده و رنگ پلاسما کدر می‌شود. مقدمه تصلب شرائین و فشار خون نشست ذرات چربی کلسترول به جدار عروق است.
● مواد دفعی پلاسما
مواد دفعی سلولهای بدن در پلاسمای خون عبارتند از: ترکیبات نیتروژن‌دار ، آمونیاک ، اوره ، اسید اوریک، کراتین و بعضی از اسیدهای آمینه است.

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:05 PM
زیست شناسی در هفتمین جشنواره پژوهش و فناوری کشور (دی ماه ۸۵) دکتر حسین استکی رئیس پژوهشکده علوم شناختی به خاطر چاپ مقاله یی در نیچر با عنوان Microstimulation of inferotemporal cortex influences face categorization به عنوان پژوهشگر برتر در بخش ویژه جشنواره برگزیده شد. در اینجا شرحی درباره موضوع پژوهش ایشان و همکارانش به قلم دکتر استکی می آید.
علوم اعصاب شناختی در زمره علوم زیستی است که از درهم آمیختن شاخه های علمی مختلف به وجود آمده است. در این حوزه از دانش، ارتباط فعالیت سلول های مغز با قابلیت های شناختی مانند ادراکات حسی، توجه، تصمیم گیری، حافظه و یادگیری مورد مطالعه قرار می گیرند.
تحول دانش ما درباره مغز و قابلیت های شناختی آن طی سه دهه گذشته بر بسیاری از حوزه های علمی دیگر تاثیر گذاشته و منجر به ظهور علوم میان رشته یی و فناوری های جدید شده است. رشد سریع علم فیزیک در اوایل قرن بیستم زمینه ساز شکوفایی دانش هسته یی، تولید نیمه هادی ها، فناوری دیجیتال، ظهور عصر اطلاعات و در نتیجه تغییر ساختار ژئوپولتیکی، اقتصادی و نظامی جهان شد. ولی رشد انفجارگونه علوم اعصاب و دانش ما از مغز و قابلیت های پیچیده آن در حال حاضر به مراتب سریع تر از رشد علم فیزیک در قرن گذشته است. گستره و عمق تاثیر این تحول علمی مهم در ابعاد مختلف زندگی بشر در دهه های آینده آشکار خواهد شد.
شکل گیری علوم اعصاب محاسباتی یا مدل سازی عصبی از جمله مهم ترین تحولات علمی در اواخر قرن گذشته است. تبیین فرآیندهای عصبی که زیرساخت شناخت و سایر قابلیت های پیچیده مغز هستند و مدل سازی این فرآیندها به زبان ریاضی، امکان فهم بهتر از پدیده های شناختی و همچنین به کارگیری قابلیت های محاسباتی مغز در شئون مختلف زندگی را فراهم می آورد. پیدایش علوم نوینی مانند مهندسی اعصاب و دستیابی به امکان ارتباط مغز و ماشین از جمله دستاوردهای وحدت بین این شاخه های علمی است. از نمونه های مهم پیشرفت در این حوزه می توان به پیوند زدن مدارهای الکترونیکی به مغز آسیب دیده و بازسازی عملکرد بخش های تخریب شده توسط این مدارها اشاره کرد.
علوم بینایی از شاخه های مهم علوم اعصاب شناختی است که به مطالعه نحوه درک بینایی و ساختار عصبی مرتبط با آن می پردازد. با توجه به رشد سریع این حوزه از دانش و نیاز کشور به همگامی با تحولات علمی مهم جهان، در سال ۱۳۷۹ واحد پژوهشی مغز و علوم شناختی با حمایت پژوهشگاه دانش های بنیادی و همکاری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی توسط اینجانب تاسیس شد. در این مجموعه، با استفاده از تکنیک های نوینی مانند اندازه گیری پتانسیل های برانگیخته مغزی در انسان و ثبت الکتروفیزیولوژیک از سلول های عصبی مرتبط با حس بینایی، همراه با انجام آزمایش های سایکوفیزیکی در میمون های آزمایشگاهی، مکانیسم های ادراک بینایی مورد مطالعه و پژوهش قرار می گیرد.
کشف سلول هایی از مغز که به طور اختصاصی با دیدن تصاویر چهره فعال می شوند یکی از مشاهدات مهم علمی در سال های اخیر بوده است. این فعالیت عصبی با ادراک حسی فرد همزمان است ولی وجود رابطه علی بین فعالیت این سلول های مغز و ادراک تاکنون به اثبات نرسیده است.
یکی از فرضیات مهم علوم اعصاب شناختی این است که «ادراک» و «شناخت» در نتیجه فعالیت الکتر یکی سلول های عصبی در مغز به وجود می آید. طی پنجاه سال اخیر با پیشرفت فناوری و فراهم آمدن امکان ثبت پتانسیل های الکتریکی مغز، یافته های زیادی در مورد نحوه کد شدن اطلاعات در مغز به دست آمده است. ولی تمامی این شواهد تنها نشان دهنده نوع تاثیر تحریکات حسی بر فرآیندهای الکتریکی سلول های عصبی است و اینکه ارتباط علی بین فعالیت بخش های خاص مغز و قابلیت های شناختی وجود داشته باشد، به اثبات نرسیده است.
یکی از راه های بررسی ارتباط بین «فعالیت های مغز» و«شناخت» تحریک مدارهای نورونی حسی مغز از طریق تزریق جریان الکتریکی در نواحی خاص مغز و مطالعه «ادراک» به وجود آمده و رفتار شناختی ناشی از آن است. برای مثال، در صورتی که بدون وجود محرک بینایی و تنها با تحریک الکتریکی مصنوعی بخشی از مغز، ادراک بینایی حاصل شود و تصویری از یک شیء خاص «دیده» شود، نوع ارتباط «فعالیت مدارهای نورونی» و «شناخت بینایی» تحلیل و مشخص خواهد شد.
شواهد علمی و تجربی موجود در این زمینه بسیار محدود است. در پژوهشی که توسط اینجانب و دکتر سیدرضا افراز و دکتر روزبه کیانی انجام شد و نتایج آن در شماره آگوست ۲۰۰۶ مجله نیچر منتشر شد، نشان داده شده است که ادراکات بینایی پیچیده مانند شناخت چهره، وابسته به فعالیت تعداد محدودی از سلول های عصبی قشر مغز است. ما در این پژوهش نشان دادیم که می توان با تاثیرگذاری بر فعالیت الکتریکی مغز، درک بینایی و تصمیم گیری وابسته به آن را کنترل کرد. این یافته های علمی، علاوه بر افزایش دانش ما در مورد مکانیسم های شناخت در سیستم های زیستی، گامی به جلو در توضیح ارتباط مغز و ذهن محسوب می شوند و لذا بر نظریات موجود روانشناسی شناختی و فلسفه ذهن تاثیر خواهند گذاشت. از سوی دیگر براساس این یافته ها در نهایت امکان بازسازی قابلیت های مغز در افراد دچار ضایعات مغزی و کاربرد مکانیسم ها و قابلیت های شناختی انسان در ماشین ها و روبات ها فراهم خواهد شد.
مشکلات و پیچیدگی های تحقیقات آزمایشگاهی درباره ارتباط بین مغز و پدیده های ذهنی و میان رشته یی بودن این حوزه از دانش و عدم وجود گروه های آموزشی و تحقیقاتی مرتبط با علوم اعصاب شناختی و محاسباتی در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور، حمایت خاص از دستاوردهای پژوهشگاه در زمینه های ذکر شده را ضروری می کند.
منبع:دکتر حسین استکی
روزنامه اعتماد

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:06 PM
زیست شناسی اسفنج ها شامل حیوانات دریایی هستند که شاخه پوریفرا ( porifera ) را تشکیل می دهند و جزء جاندارلن ابتدایی می باشند. توجه به گذشته اسفنج ها مشخص کرده که نیاکان اولیه آنها کوآنوفلاژله ها ( choanoflagellate ) هستند.
بررسی مراحل تکاملی به وضوح نشان داده است که جد اسفنج ها از آغازیان آبزی بوده که تشکیل کلنی داده و بعد به صورت سلولهای یقه دار در اسفنج ها ظاهر شده اند.
در بدن یک اسفنج بافت یا اندام وجود ندارد ، بجای آن هر یک از سلول ها مسئول فعالیت های خاصی برای زنده نگه داشتن اسفنج ها هستند. بعضی از اسفنج ها بر روی صخره ها می رویند و رنگ های درخشانی دارند و بعضی از اسفنج ها شبیه گلدان هستند.
▪ سیستم حرکت : سلولهای آمیبی ( amoeboid cells ) همراه با فعالیت دیواره ابزار حرکت برای انتقال مواد غذایی از سلولی به سلول دیگر را فراهم می کند. برای مثال ، ممکن است بعضی از غذاها به سمت لایه ای از سلول هایی که سطح را پوشانده است حرکت کند و آنها از آن تغذیه کنند.
▪ سیستم گوارشی : اسفنج ها دارای تغذیه فیلتری هستند ، این بدین معنی است که آنها زمانی که بالغ می شوند در یک مکان باقی می مانند ، و غذا را به وسیله ---------- کردن از روزنه هایش بدست می آورند. ذرات میکروسکوپی غذا را به وسیله آب آورده و سپس به وسیله سلول های یقه ای احاطه می شوند ، سیستم گوارشی غذا را در ویزیکول هایی قرار می دهد یا آنها را به سمت سلول های آمیبی برای گوارش می فرستد.
▪ سیستم برون ریز : در اسفنج ها غده های درون ریز وجود ندارد ، اما آنها دارای غده های برون ریز هستند که به سطح ترشح می شوند . مطالعات در دو دهه گذشته نشان داده است که اسفنج ها بیو توکسین های وسیعی را تولید می کنند که گاهی بسیار قوی است. برای مثال برخی از Tedania , neofibularia می توانند جوشهای دردناکی بر روی پوست انسان ها ایجاد کنند. بیوتوکسین یک ماده شیمیایی است که از حمله صیادان و همچنین آلوده شدن به وسیله میکروبها جلوگیری می کند و به رقابت برای مکان با دیگر بی مهرگان شامل ascidians ، corales و حتی دیگر اسفنج ها کمک می کند.
▪ سیستم دفعی : یک منفذ اصلی در اسفنج ها وجود دارد که برای وارد یا خارج شدن مواد استفاده می شود.
▪ سیستم ایمنی : در تمام اسفنج های دریایی ترکیبی از anti- flammatory و antibiotic شناسایی شده است.
▪ سیستم اسکلتی و ماهیچه ای : دیواره یک اسفنج از سه نوع سلول تشکیل شده است. سلولهای بیرونی، سلول های اپیدرمی صاف هستند . سلول های درونی، سلول های یقه ای با تاژک هستند که آب را در روزنه ها و قسمت مرکزی به حرکت در می آورند و سرانجام آن را به وسیله منفذ بالایی که در بدن قرار دارد و osculum نامیده می شود ، به خارج می راند و Mesohyle یک لایه ژلاتینی بین قسمت بیرونی بدن و spongocel در اسفنج ها ست. اسکلت در اسفنج ها شامل تکه های کوچک سوزنی شکلی به نام spicules ( که از کربنات کلسیم تشکیل شده است. ) و یا روزنه پروتئینی به نام sponging و یا ترکیبی از هر دو است.
▪ سیستم عصبی یا حسی : در اسفنج ها سیستم عصبی وجود ندارد. اما ثابت شده است که سیگنال های الکتریکی در طول غشاء سلولها از یک طرف به طرف دیگر حرکت می کند.
▪ سیستم تولید مثل : اسفنج ها دارای تکثیر جنسی و غیر جنسی هستند. آنها هرمافرودیت ( hermaphroditic ) و یا جدا جنس اند. در تولید مثل جنسی تخم ها و اسپرم ها در آب رها و سپس بارور می شوند ، نتیجه این باروری تشکیل زیگوت است که به صورت یک لارو مژه دار که می تواند شنا و یک مکان جدیدی را پیدا کند ، می باشد. اسفنج ها همچنین به وسیله جوانه زدن تکثیر می شوند و محصول این فرایند یک کلنی است که می تواند بزرگ شود. آنها قادر به ترمیم خود هستند و همچنین می توانند از قسمت کوچک یک اسفنج کامل را بسازند.
▪ سیستم تنفسی : سلول های مختلف اکسیژنی که در جریان آب عبوری وجود دارد را جذب می کنند.

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:07 PM
زیست شناسی بیماری " آلکاپتونوریا " نوعی بیماری ژنتیکی است که در اثر نارسایی در فرایند تجزیه‌ی اسیدآمینه‌های فنیل آلانین و تیروزین به وجود می‌آید. این بیماری پیامد کمبود آ نزیمی است که اسید هموجنتیسیک (آلکاپتون) را به اسید مالیل استواستیک تبدیل می‌‌کند. در اثر کمبود این آنزیم، که هموجنتیسیک اسید اکسیداز نام دارد، آلکاپتون در بدن بیمار انباشته می‌شود و از راه ادرار به بیرون راه می‌یابد . این نارسایی به بیماری خطرناکی نمی‌انجامد، اما وقتی ادرار در برخورد با هوا قرار می‌گیرد، آلکاپتون با اکسیژن واکنش می‌دهد که پیامد آن، تبدیل آلکاپتون به فراورده‌‌ای تیره رنگ است و این فراورده باعث تیره شدن رنگ ادرار می‌شود. از این رو، مردم عادی نوزادنی را که با این نارسایی به دنیا می‌آمدند، انسان‌هایی سیاه بخت و تیره روز می‌پنداشتند.
آرچیبلد گرود با پژوهش گسترده‌ای که روی این بیماری انجام داد، به این نتیجه رسید که این نارسایی، به علت یک عامل ژنی نادر (باتوار ث مندلی) رخ می‌دهد و ازدواج بستگان درجه‌ی اول، زمینه‌ی بروز این صفت نهفته و نادر را آماده می‌سازد. برای این پژوهش بود که نظریه‌ی " یک ژن، یک آنزیم " ، با نام این پژوهشگر گره خورد. البته، همان‌طور که در ادامه می‌خوانید، وی با گردآوری و تفسیر داده‌های به دست آمده از پژوهش‌های دانشمندان دیگری، به این مفهوم پایه‌ای دست پیدا کرد.
در پژوهش‌های گرود، کم‌تر با طراحی آزمایش روبه‌رو می‌شویم. در حقیقت ، او با مشاهده و گردآوری اطلاعات توانست، فرضیه‌های خود را تا اندازه‌ای اثبات کند. سرانجام، زیست‌شیمی‌دان‌ها با پژوهش‌ هایی که طی نیم سده انجام دادند، توانستند تصویر دقیق‌تری از اساس بیماری آلکاپتونوریا عرضه کنند.
در این مقاله، شما با شیوه‌ی پژوهشی گرود آشنا می‌شوید و درمی‌یابید که چگوه گردآوری داده‌ها و تفسیر آن‌ها به یک یافته‌ی زیست‌شناسی می‌انجامد.
● طرح مسئله
در سال ۱۸۹۸ میلادی، خانواده‌ای به دکتر گرود مراجعه کردند که ادرار کودکشان پس از برخورد با هوا ، تیره رنگ می‌شد ( پوشاک نوزاد در بخش جلو قهوه‌ای تیره تا سیاه می‌شد). سه سال بعد، کودک دیگری در همان خانواده به دنیا آمد که به همین بیماری دچار بود. مشاهد ه‌های آغازین گرود نشان داد، این بیماری در خانواده‌ها تکرار می‌شود، یعنی اگر یکی از خویشاوندان نسبی این صفت را داشته باشد، احتمال بروز آن در خویشاوندان دیگر نیز هست. اما به طور معمول، والدین کودکان بیمار ، این صفت را ندارند.
▪ مسئله:
- چرا ادرار کودکان دچار شده به آلکاپتونوریا ، پس از برخورد با هوا، تیره می‌شود؟
- آیا این بیماری ارثی است؟
- الگوی توارث آن چگونه است؟
● گردآوری اطلاعات:
در سال ۱۸۵۹، شیمیدان‌ها ثابت کردند در ادرار این بیماران ترکیبی به نام اسید هموجنتیسیک (آلکا پت ون) وجود داردکه پس از واکنش با اکسیژن هوا ، به ماده ‌ی سیاه رنگی تبدیل می‌شود و ساختمان شیمیایی آن، شبیه ملانین (رنگیز ه ی پوست) است.
▪ پژوهشگران دریافتند :
۱) این مولکول در ادرار افراد سالم وجود ندارد
۲) همه‌ی بیماران از کودکی این نارسایی را دارند
۳) تغییر رژیم غذایی، باعث تغییر مقدار آلکاپتون در ادرار نمی‌شود
● فرضیه سازی
داده‌های جدول نشان می‌دهد، بین سن بیمار ا و میزان ترشح اسید هموجنتیسیک ( و در واقع ، بیماری آلکاپتونوریا ) ارتباطی وجود ندارد و مردها بیش از زن‌ها به این بیماری مادرزادی دچار می‌شوند. همچنین ، گرود و پژوهشگران دیگر دریافتند، بین این بیماری و رژیم غذایی افراد، ارتباط معناداری وجود
ندارد. از این رو، می‌توان نتیجه گرفت، این بیماری به اختلالی در واکنش‌های شیمیایی بیماران مربوط می‌شود و مبتلایان این نارسایی را از والدین خود به ارث برده‌اند.
▪ فرضیه : اگر این نارسایی ارثی باشد، احتمال بروز آن در بستگان بیمار (برادرها و خواهرها) نیز وجود دارد.
▪ بررسی فرضیه
● الکاپتون از کجا می‌آید ؟
بررسی‌های گرود نشان داد، آلکاپتونوریا یک بیماری ارثی است. اما چرا در ادرار مبتلایان مقدار زیادی آلکاپتون وجود دارد؟ در آن زمان، شیمیدان‌هایی که دربار ه‌ی واک نش‌های زیست‌ شیمیایی مطالعه می‌کردند، می‌دانستند که آنزیم‌ها باعث سرعت این واکنش‌ها می‌شوند و در نبود آنزیم، این واکنش‌ها انجام نمی‌شوند. آنان نشان داده بودند که واکنش‌هایی زیست‌ شیمیایی زنجیره ‌و ‌ا ر انجام می‌شوند؛ به طوری که ماد ه‌ی آغازین ، نخست به چند ماد ه‌ی میانی و سپس به فراورده تبدیل می‌شود. هر کدام از مرحل ه‌های یک زنجیر ه‌ی زیست‌ شیمیایی را یک آنزیم پیش می‌برد و اگر یکی از آنزیم‌ها وجود نداشته باشند، ماد ه‌ی میانی، که آن آنزیم روی آن کار می‌کند، انباشته می‌شود و در صورتی که در آب محلول باشد، با ادرار به بیرون راه می‌یابد .
● فرضیه سازی
ساختمان شیمیایی اسید هموجنتیسیک شباهت زیادی به ساختمان شیمیایی اسید آمین ه‌ی تیروزین دارد. (شکل زیر ). از این رو به نظر می‌رسد، اسید هموجنتیسیک از این اسید آمینه به دست می‌آید . افراد دچار شده به آلکاپتونوریا ، آنزیمی را که ماد ه‌ی میانی آلکاپتون را به ماده‌ی میانی دیگری تبدیل می‌کند ، ندارند.
▪ فرضیه: اگر این بیماری پیامد کمبود آنزیمی باشد که روی اسید هموجنتیسیک اثر می‌گذارد، پس میزان فعالیت این آنزیم باید در بیماران پایین باشد.
▪ بررسی فرضیه
▪ پرسش۲ : با توجه به شکل، آیا فرضیه ثابت می‌شود؟ ادرار والدین بیماران ، پس از قرار گرفتن در معرض هوا به رنگ تیره در نمی‌آید. با وجود این، فعالیت آنزیم در آنان از افراد عادی کم‌تر است. این حقیقت را چگونه توجیه می‌کنید؟ اگر به هر سه گروه مقداری اسید هموجنتیسیک بخورانیم، انتظار دارید ترکیب ادرار آنان چه تغییری پیدا کند؟
۵۰ سال طول کشید تا با نمونه‌برداری از کبد مشخص شد، فعالیت آنزیم‌های درگیر در تجزی ه‌ی اسیدآمینه‌های فنیل آلانین و تیروزین در افراد سالم و بیمار، به جز آنزیم هموجنتیسیک اسید اکسیداز، یکسان است (شکل زیر ). این آنزیم هموجنتیسیک را به مالیل استواستیک تبدیل می‌کند و کمبود فعالیت آن، باعث انباشته شدن این اسید در سلول‌ها و سرانجام ترشح آن به ادرار می‌شود.
▪ پرسش ۳ : کودک دو ساله‌ای به بیمارستان آورده شده است. مادرش می‌گوید، او زیاد استفراغ می‌کند ( به ‌ویژه پس از شیر خوردن ). وزن کودک و میزان تحرکش زیر اندازه‌ی عادی است. موهایش تیره‌اند، اما رگه‌های سفیدی دارند. نتیج ه‌ی بررسی ادرار کودک به صورت زیر است.
● پژوهش‌های فراکلاسی
۱) همان طور که گفته شد، اسید هموجنتیسیک در برخورد با هوا به ماده‌ای سیاه رنگ تبدیل می‌شود که ساختمان آن شبیه ملانین (رنگیز ه‌ی پوست) است. پژوهش کنید، بین سوخت و ساز ملانین و اسیدهموجنتیسیک چه ارتباطی وجود دارد؟
۲) آلبینیسم یکی دیگر از نارسایی مادر زادی در سوخت و ساز است. این نارسایی که به کاهش تولید ملانین و در نتیجه سفید شدن مو می‌انجامد، به علت کمبود فعالیت یکی از آنزیم‌های دخیل در تولید ملانین به وجود می‌آید. دربار ه‌ی این نارسایی اطلاعات بیش‌تری گردآوری کنید.
۳) فنیل کتونوریا ( pka ) نوعی نارسایی مادرزادی در سوخت و ساز است که بر خلاف دو نارسایی دیگر که گفته شد، می‌تواند با پیامدهای خطرناکی مانند کند ذهنی همراه باشد. دربار ه‌ی این نارسایی و چگونگی کا ستن از پیامدهای آن پژوهش کنید.
منبع: یزد بیولوژی

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:08 PM
زیست شناسی نتایج تحقیقات جدید نشان داد زمستانخوابی تاثیری بسیار تعجب برانگیز روی سلول های ژرمینال سوسماران دارد. تحقیق حاضر در کشور ایران و در مرکز خصوصی FTEHCR انجام شده و در مجله علمی Salamandra در کشور آلمان به چاپ رسید.
سلول های لایه ژرمینال در امر تولید مثل نقش دارند و در نهایت بقاء اکثر موجودات رابطه مستقیمی با فعالیت این سلول ها دارد. به طور کلی در جانوارن فعالیت این سلول ها بستگی به شرایط محیطی دارد اما برخی جانواران همچون انسان تاثیر سردی یا گرمی هوا روی فعالیت لایه ژرمینال به حداقل ممکن کاهش میابد.
تاثیر زمستانخوابی روی سلول های لایه ژرمینال سوسماران ادامه فعالیت های مرکز تحقیقات اکولوژی و خزنده دوزیست شناسی FTEHCR میباشد. این مطالعه در سال ۲۰۰۶ به پایان رسیده و برای تایید و چاپ در سطح بین المللی فرستاده شد. سرانجام پس از حدود یکسال داوری توسط دانشمندان مطرح برای چاپ پذیرفته شد و در اواخر سال ۲۰۰۷ به چاپ رسید (رجوع شود به منبع).
تحقیق حاضر در شرایط طبیعی انجام گرفت و از متدهای بسیار ساده ای استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد برخی سوسماران در فصول سرد لایه ژرمینال آنها موقتا فعالیت خود را متوقف نموده (فاز خاموش یا Silent p.) و پس از دوره ای کوتاه مجددا فعالیت خود را آغاز مینمایند. اما فعالیت نمودن سلول های لایه ژرمینال تا مرحله ای خاص پیشرفت میکند (فاز فعال سازی یا Activation p.) و قبل از رسیدن به مرحله نهای (فاز فعال یا تولید اسپرم) برای مدت زمانی متوقف خواهد شد. فاز های بیان شده در سطح سلولی میباشند، اما یکی از نتایج رفتاری این فاز را میتوان به صورت زیر بیان نمود. تنها زمانی جنس نر میتواند رفتارهای عشق بازی را از خود نشان دهد که سلول های لایه ژرمینال موفق شوند به آخرین مرحله خود یعنی فاز فعال برسند. فاز کشف شده یک مرحله قبل از تولید اسپرم میباشد. بر طبق این تحقیق یکسری سکانس های DNA (ژن هایی) در این امر دخیل میباشند که در این مرحله (فاز فعال سازی) به مرحله تجلی نمیرسند.
اما نتیجه نهایی که عموم بتوانند آن را تا حدودی درک نمایند این است که رفتارهای ظاهری که در موجودات صورت میگیرد ریشه در فعالیت ماکرومولکول های حیاتی دارد. به بیانی دیگر: رفتارهای فردی و یا جمعی نشان دهنده تجلی ژن های خاصی (سکانس های DNA) میباشد.
متاسفانه این مرکز به دلیل نداشتن امکانات تحقیقاتی پیشرفته ادامه فعالیت ها را به اجبار متوقف نموده است. اما نویسنده امیدوار است که دانشمندان مولکولی در خارج ایران بتوانند مکانیسم فاز فعال سازی را از نظر مولکولی کشف نمایند و به تفضیل بیان نمایند که کدام سکانس های DNA عامل اصلی این توقف هستند؟ و متوقف کننده های این سکانس ها به چه صورت تحت تاثیر زمستانخوابی قرار میگیرند؟ رسیدن به این سوالات مساوی چاپ نمودن نتیجه تحقیق در بهترین ژورنال های دنیا است. علاوه بر این بسیاری از مجهولات دنیای اسپرماتوژنز- رفتارشناسی حل خواهد شد. به عقیده نویسنده مقاله، کشف نمودن مکانیسم این فاز از دیدگاه مولکولی رده پای بسیاری از سوالات اخلاقی- رفتاری در انسان ها حل خواهد شد. اما نویسنده مقاله نگران از کشف این مکانیسم از دیدگاه مولکولی میباشد، چرا که راه برای انقطاع نسل یک جامه توسط جامعه ای پیشرفته باز خواهد شد و از این طریق میتوان قومی را برای همیشه از سطح کره زمین محو نمود. اما نویسنده امیدوار است که اینچنین سوءاستفاده های اخلاقی از طرف کشورهای پیشرفته صورت نگیرد.
▪ نکته مهم:
باری دیگر مرکز تحقیقات اکولوژی و خزنده شناسی FTEHCR موقعیت خود را در سطوح بین المللی تثبیت نمود و باری دیگر افتخاری را (هر چند کوچک) نسیب ایران نمود. اما متاسفانه همچنان مرکز FTEHCR توسط هیچ سازمان و یا اداره دولتی حمایت نشد (بر خلاف مکاتبات فراوان انجام شده با مسئولین رده بالای نظام). به همین دلیل اگر تا اواسط سال ۲۰۰۸ حکومت ایران حمایت خود را از این مرکز اعلام ننماید این مرکز پس آن اسم ایران را از تحقیقات خود حذف خواهد نمود. حذف نمودن نام ایران و جایگزینی خاورمیانه پس از نیمه دوم سال ۲۰۰۸ شروع خواهد شد. دلیل این امر نیز بسیار واضح میباشد، بی اهمیتی مسئولان امر در امر تحقیقات پایه توسط مرکز FTEHCR.
منبع:References
Torki, F. ۲۰۰۷. The role of hibernation on testicular cycle and testicular activation during dormancy in the hibernate lizard Trapelus lessonae (Reptilia; Agamidae) in nature. Salamandera, ۴۳(۴): ۲۴۵-۲۴۸
مرکز تحقیقات اکولوژی و خزنده دوزیست شناسی
(Farhang Torki Ecology and Herpetology Center for Research, FTEHCR)
لرستان- نورآباد- صندوق پستی: ۱۳۹-۶۸۳۱۵
فرهنگ ترکی

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:09 PM
زیست شناسی دلفینها دنیای شگفت انگیزی دارند.آنها موجوداتی باهوش،مهربان،دوست داشتنی وهمانند بچه ها عاشق بازی هستند ،چنانکه عده ای از پژوهشگران معتقدندروانشناسی دلفینها شبیه روانشناسی کودکان است.همچنین دلفینها برخلاف بشیاری از جانوران دیگر نه تنها ازانسانها گریزان نیستند بلکه در ایجاد ارتباط مشتاق و پیش قدم هستند. محققان معتقدند که قسمت اعظم مغز دلفینها برای برقراری ارتباط مورد استفاده قرار میگیرد.
دلفینها با سیستم اکولوکشین(Echolocation ) یا محل پژواک با دیگر موجودات و محیط اطراف ارتباط بر قرار می کنند. اگر چه دلفینها دارای یک زبان رسمی هستند،اما از صدای سوت مانندی که در حکم امضاست برای شناساندن خود بهره میبرند.دلفینها به کمک سونار(sonar )یا ردیابی صوتی در زیر آب ،محیط پیرامون،اشیاءودیگرموجودات را بررسی می کنند.بدین گونه که با فرستادن امواج صوتی به سوی جسم مورد نظر و بازتابش،شکل،اندازه وفاصله ی آن را حدس میزنند.دلفینها دارای توانایی های بسیارزیادی در یادگیری هستند و طبق پژوهشهای علمی بعد از انسان باهوشترین موجود زمین میباشند.دلفینها طی آموزشهایی توانسته اند بعضی اصوات را که شنیده چند کلمه در زبان انسانها است ادا کنند.دانشمندان بعید نمیدانند که روزی دلفینها بتوانند با زبان بشر با او رابطه برقرار کنند.دلفینها نمی خوابند اما در طی روز دوتاسه دقیقه روی سطح اقیانوس چرت میزنند.تعداد دلفینها بسیار زیاد است به طوری که در ساحل ژاپن جمعیتشان بین ۳۰هزار تا۵۰هزار عدد تخمین زده میشود.بعضی گونه ها در دسته های هزارتایی سفر میکنند،البته در دسته های کمتر از هزارتایی وحتی صدتایی هم مشاهده شده اند.
خانه دلفینها با ۱۷جنس و۳۵ گونه بزرگترین خانواده ی زیر راسته نهنگهای دندان دار محسوب میشود.اعضای این خانواده در تمام آبهای آزاد جهان و همچنین دربعضی از رودخانه های در امتداد آب شیرین انتشار دارند.این خانواده از دوره ی آئوسن ظاهر شده اند.پوست بدن دلفین ها معمولا صاف و برهنه است.ممکن است در سروتنه ی تعدادی از آنها مو وجود داشته باشد.از گوشهای خارجی فقط سوراخ کوچکی نمایان است و سوراخ بینی که یک یا دو عدد میباشد در بالا وعقب سر قرار گرفته اند تا عمل تنفس در سطح آب را سهولت بخشند،این سوراخ ها به وسیله ی پرده ای خودبه خود بسته میشوند.تعداد دندانها زیاد ودر بعضی گونه ها به ۲۶۰عدد میرسدو عمدتا از ماهی ها وسرپایان وحتی دلفینهای کوچکتر تغذیه میکنند.
● دلفین بینی بطری ( Bottlenose):
از گونه ی دلفین هایی است که به وفور در آکواریوم های دنیا جهت انجام عملیات نمایشی به کار گرفته میشود.از نقطه نظر پراکندگی در اکثر اقیانوس های جهان از جمله خلیج فارس وجود داردبا وزنی در حدود ۲۵۰تا۶۰۰کیلوگرم وطولی معادل ۲تا۴ متروردیف دندانهایی که در هر آرواره از ۲۲تا۲۶دندان تشکیل شده.تقریبا هردوسال یکبار هم بچه دار شده ودلفینی به طول ۱متر ووزنی معادل ۳۷کیلوگرم را به مدت۱سال شیر میدهندوطول عمری معادل ۲۶تا۳۰سال دارد.
● دلفین سیاه:
گونه ای ازخانواده ی نهنگهای خلیج فارس میباشد که رنگ تیره ی بدن وی رااز سایر گونه های این خلیج جدا میسازد،رنگی بین خاکستری تیره مایل به سیاه،البته بسیاری از دلفینها پس از مرگ رنگ پوست را تعویض میکنند که شاید موجبات اشتباه را فراهم میکنند.دلفین سیاه به دندان هایی با قطر بیش از ۲۵میلی متر مجهز میباشد که به نوعی در برخی موارد حمله ی این گونه به سایر دلفینها را فراهم می اورد،اما عمدتا به علت سرعت کمتر درقیاس با سایر هم گونه ها ناکام میماند.از نقطه نظر پراکندگی در اکثردریاهای گرم و معتدل جهان از جمله خلیج فارس یافت میشود.همچنین وزنی معادل ۲متر از دیگر ویژگی های این گونه محسوب میشود.
● دلفین یونس(نهنگ یونس):
نوعا گونه ی منزوی شناخته میشود،دارای طولی معادل ۳تا۴متر میباشد وزنی حدود ۴۰۰
تا۴۳۰کیلوگرم،دارای مجموعا ۹دندان ،با رنگ خاکستری تیره که به مرور در اثر افزایش سن روشنتر میگرددو به همراه خطوطی نا منظم بروی پوست.روایت میکنند که یونس پیامبر توسط نهنگی بلعیده شد.دلفینها توجه بسیاری از پژوهش گران و دانشمندان را به خود جلب کرده اند و تحقیقات و مطالعات بسیار روی آنها صورت گرفته است.علاوه بر این مردم عادی نیز دلفینها را بسیار دوست دارند .دیدن پرش دلفین بیرون از آب تا ارتفاع بالا ،باعث میشود که مردم در هر سنی که باشند،شادمانه فریاد بزنند.شاید علت این همه علاقه و توجه این است که:
- کسانی که از آب وحشت دارند در کنار دلفینها کاملا احساس آرامش میکنند.
- افرادی که با دلفین ها شنا میکنند،امواج مغزی شان الگوی یکسان و هماهنگی پیدا میکنند،همانند کسانی که مدتها مدی تیشن کرده اند حتی اگر سابقه ی آنرا نداشته باشند. دلفین ها می توانند مثل یک پرستار خوب و مهربان باشند .اغلب مربیان تصدیق می کنند که دلفین ها از حیوانات سیرک فهیم ترند و این مربیان حداقل یک تجربه ی روحی یا استثنایی با دلفین ها داشته اند.در طی قرن ها ، بارها گزارش شده است که دلفین ها جان ماهی گیران را در دریا نجات و یا محل ماهی ها را به آنان نشان داده اند.
در قبیله ای در آفریقا نقشه ی جالبی از مو قعیت ها ی ستاره ها وجود دارد که بدون هیچ گونه ابزاری برای رصد کردن تهیه شده است . افراد این قبیله در پاسخ به این پرسش که چگونه چنین چیزی ممکن است می گویند طبق افسانه های قبیله ،این دانسته ها توسط دلفین ها در ذهن اجدادشان تداعی شده است. در کشور یونان خانه های وقف شده ای وجود دارد که به خانه ی دلفین معروفند. در استرالیا یک گروه بومی خود را رویای دلفین می نامند.
بعضی افراد معتقدند که با این مو جودات دریایی ، تله پاتی دارند و آنها حامل پیام های گوناگونی در مورد مسایل زیست محیطی و تغییرات فراگیر آن برای بشریت هستند. تاکارا که سال های مدید راجع به دلفین ها کتاب نوشته معتقد است دلفین ها به سه روش دیداری، شنیداری و حسی پیام هایشان را به انسان انتقال می دهند :
۱) وقتی شخص نزدیک آنهاست و در حال تماشا یا شنا کردن با آنهاست.
۲) از طریق رویا هنگامی شخص در خواب است .
۳) زمانی که امواج مغزی فرد در حالت آلفا ( مدی تیشن ) یا تتا( تمرکز عمیق ) است.
نوشته های زیادی راجع به احساس عشق،شعف و آرامش تجربه شده وجود دارد که توسط کسانی نوشته شده که در طبیعت آنها با دلفین ها مواج شده اند.همچنین برخی از دانشمندان به طور جدی به شرح تصاویر پرداخته اند که ارسالش را به دلفین ها نسبت داداه اند.
بعضی نیز گزارش می دهند هنگامی که با دلفین ها شنا می کنند بطور واضح صدایی می شنوند مثل اینکه کسی به شما بگوید سلام و وقتی اطرافتان را نگاه می کنید کسی را در آن حوالی نمی بینید ! جدا شوک آور است!
ارتباط دلفین ها با شعور هستی ،عقیده ای است که برخی به آن باور دارند و برخی دیگر هم می گویند دلفین ها موجوداتی آبزی از جهان و سیاره ای دیگرند (یکی از قمر های سیاره ی زوپیتر ) که به زمین آمده اند و در کالبد فیزیکی دلفین زندگی می کنند.
به هر شکل دلفین ها با انسان بویژه کودکان رابطه ی بسیار خوبی دارند ، شواهد حاکی از نتایج مفید کار با دلفین ها به خصوص در مورد کودکان است که نیازهای ویژه ای دارند . دلفین ها می توانند ناتوانی بچه های کوچک را احساس کنند و بسیار مهربان و مراقب برخورد نمایند و این امر به بچه ها کمک می کند که در کوتاه ترین زمان به معالجه ی کامل تری برسند . به عنوان مثال بچه هایی که نمی توانند حرف بزنند ،بعد از فقط دو جلسه چندین کلمه بر زبان می آورند .و همین طور اینکه وقتی کودکان ناشنوا به دلفین ها گوش می دهند ،اصوات جدیدی می شنوند ،صوت های مافوق صوت (اولتراسونیک) که در صدای دلفین هاست و بدین ترتیب دلفین ها به کودکان نا شنوای کامل کمک می کنند که بشنوند.
به نظر می رسد در ارتباط بین دلفین ها و کودکان،مرز بین انسان و حیوان از بین می رود . در آنها عشق ،همدردی، درک و تفاهم است و حس مشترک بازی و شعف.
منبع:مترجم : فروغ مهاجر
دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا
گرد آوری : شیما ترحمی / الگا عظیمی/ نوشین عبدالله پور

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:10 PM
زیست شناسی ● زیست توده (Biomass)
زیست توده(Biomass)و سوخت های زیستی حاصل از ان یکی از انواع انرژی است که می تواند از گیاهان یا کشت گیاهان مخصوص بدست اید وجانشین بخشی از انواع دیگر انرژی شود.در واقع Biomass به مواد بیوتکنولژی(گیاهی و حیوانی)مرده یا زنده گفته می شود که هنوزکاملا تجزیه یا تخمیر نشده باشند.
● سوخت های زیستی (Biofuels)
سوخت های زیستی نوعی از سوخت ها هستند که از منابع زیست توده(Biomass)بدست می ایند.این سوخت ها شامل اتانول مایع، متانول،بیودیزل و سوخت های دیزل گازی مثل هیدروژن و متان است.
از منابع اولیه تولید این سوخت ها می توان به ضایعات چوبی ، تفاله های محصولات کشاورزی، نیشکر، غلات، روغن گیاهان و سبزیجات اشاره کرد.امروزه بیشتر کشورها در بخش انرژی، نیاز و تقاضای خود را بسوی استفاده ازاین گونه سوخت ها سوق می دهند.زیرا معضل هایی مثل الودگی زیاد محیط زیست سوخت های فسیلی که به نوبه خود سبب برهم خوردن شرایط اکولوژیکی می شوند و خطر های زیست محیطی را به دنبال دارند، همچنین محدود بودن ذخایر سوخت فسیلی سبب شده تا به این نوع انرژی ها پیش از پیش توجه شود.
‌● اتانول (Ethanol)
اتا نول یا الکل اتیلیک، مایعی روشن، بی رنگ با بوی قابل تحمل است.در حال حاضر از این ماده به صورت خالص یا مخلوط ان با بنزین بعنوان سوخت استفاده می شود.این ماده با عدد اکتان ۱۱۳ سوختی مرغوب است و بعنوان ترکیبی اکسیژن دار با اضافه شدن به بنزین می تواند عدد اکتان را افزایش و انتشار الاینده هایی نظیر co را کاهش می دهد.اتانول می تواند در موتور های جدید بنزین سوز، بدون هیچ تغییری در سیستم موتور از ۳تا ۲۴ درصد بصورت مخلوط با بنزین مصرف شود، اما استفاده از این ماده با درصد های بالاتر نیازمند استفاده از موتورهای اختصاصی یا دومنظوره است.
اتانول را می توان به روشهای شیمیایی و بیولژیکی تولید کرد.در روش های شیمیایی از هیدراسیون مستقیم و در روش های بیولژیکی از تخمیر نشاسته،سلولز و همی سلولز توسط میکرو ارگانیسم ها اتانول تولید می شود.یعنی از تخمیر کربوهیدرات های مونو مریک اتانول مایع حاصل می شود.
منابع تولید Bioethanol را می توان در ۳ گروه دسته بندی کرد:
۱) قند های ساده:نیشکر، چغندر و ملاس.
۲) مواد نشاسته ای:سیب زمینی و حبوبات.
۳) مواد لیگنوسلولزی:چوب و ضایعات کشاورزی(کاه گندم و برنج، ساقه ذرت، باگاس نیشکر) ، کاغذ های باطله، ضایعات چوبی و غیره.
از پساب کارخانجات خمیر و کاغذ که محتوی همی سلولز است استفاده مجدد می شود.
((باگاس، باقیمانده فیبری ساقه نیشکر پس از عصاره گیری ان است که بصورت قطعات ریز تراشه چوب و زرد رنگ است.))
همان طور که گفتیم کربو هیدرات ها را می توان از منابع گوناگونی بدست اورد.برای نمونه در برزیل کربو هیدرات ها را از نیشکر بدست می اورند که بعنوان ماده اولیه در بیشتر صنایع بزرگ این کشور استفاده می شود یا درامریکا شمالی، کربو هیدرات ها را از هیدرولیز انزیماتیک نشاسته که در غلاتی مانند ذرت و گندم وجود دارد، بدست می اورند.
برای تولید اتانول از کربوهیدرات ها بعنوان سوخت باید از منابع اولیه ارزان قیمت و تا حد ممکن بی مصرف استفاده کرد تا بتوان به سوخت ارزان و مقرون به صرفه دست یافت.یعنی تهیه مستقیم از اصل محصولات کشاورزی به سختی می تواند بعنوان راه حل مناسب تولید Bioethanol باشد.استفاده از مواد لیگنوسلولزی بعنوان سوبسترات ارزان قیمت تر می تواند بیو اتانول را رقابت امیز با سوخت های فسیلی کند.مواد لیگنوسلولزی از ترکیبات سلولزی و همی سلولزی که بصورت زنجیره های بسیار بلند کربوهیدراتی هستند تشکیل شده اند.این ترکیبات بوسیله ماده چسبنده لیگنین در کنار هم نگهداری و محافظت می شوندواما نیازمند یک مقدار بیشتری از فراورش است تا مونومرهای قندی را در دسترس میکروارگانیسم ها قرار دهد تا با فرایند تخمیر اتانول را تولید کند.
بر طبق تحقیقات سازمان انرژی ایالات متحده که توسط لابراتورهای ارگن( ََ Argone)دانشگاه شیکاگو صورت گرفته است،یکی از مزیت های اتانول سلولزی این است که پرتو گازهای گلخانه ای (GHG)را تا ۸۵درصد بالای بنزین تولید شده کاهش می دهد.در مقابل اتانول نشاسته ای (انرژی که از ذرت نشات می گیرد)،که بیشتر اوقات برای فراهم کردن انرژی فرایند،از گاز طبیعی استفاده می کند،پرتو گاز گلخانه ای را نزدیک ۱۸ تا ۲۹ درصد بیشتر از بنزین کاهش می دهد.اتانول قندی ارزانتر از اتانول ذرت است.در هر دو مورد لیگنین هدر رفت تبدیل به سوخت می شود تا برای فرایند انرژی با مقدار اضافی تولید کند و مقداری از الکتریسیته مورد نیاز را برای شبکه فراهم کند.
● روش های تولید (Production method)
دو روش برای تولید الکل از سلولز وجود دارد:
۱) فرایندهای هیدرولیز سلولزی که شامل هیدرولیز روی مواد لیگنوسلولزی پیش عمل اوری شده توسط تخمیر و تبخیر.
۲) گاز سازی که مواد اولیه لیگنوسلولزی را به کربن مونوکسید و هیدروژن تبدیل می کند.این گازها می توانند توسط تخمیر یا کاتالیز شیمیایی به اتانول تبدیل شوند.
هر دو مرحله شامل تبخیر بعنوان مرحله پایانی است تا اتانول خالص را جدا کند.Cellulolysis
● هیدرولیز سلولز(روش بیولوژیکی(زیست شناختی)) (Biologicalapproach)
۴ یا ۵ مرحله برای تولید اتانول با استفاده از روش های بیولوزیکی وجود دارد.
۱) یک مرحله پیش عمل اوری،تا ماده لیگنو سلولزی مثل چوب یا کاه را تابع(اماده)هیدرولیز کند;
۲) هیدرولیز سلولز(Cellulolysis)،تا مولکول ها را به قند تبدیل کند;
۳) جدا سازی محلول قندی از مواد پسماند،به ویژه لیگنین;
۴) تخمیر میکروبی محلول قندی;
۵) تقطیر کردن تا ۵۹۹درصد الکل خالص تولید کند.
● پیش عمل اوری(دستکاری اولیه) (Pretreatment)
اگرچه سلولز منبع وافری در مواد گیاهی است اما قابلیت و توانایی اش توسط ساختار سختش کم شده است.در نتیجه،یک پیش عمل اوری موثر برای تفکیک کردن سلولز از نفوذ ناپذیر کردن لیگنین و ساختار کریستالی اش نیاز است تا برای مرحله هیدرولیز بعدی اماده شود.به مراتب اکثر پیش عمل اوری ها از طریق روش های شیمیایی یا فیزیکی انجام میشود.برای دستیابی به بازده بالاتر،تعدادی از محققان درصدد امدند تا هر دو اثر را ترکیب کنند.
امروزه،تکنیک های پیش عمل اوری موجود شامل هیدرولیز اسیدی، انفجار(اسپرزش) بخار، انبساط فیبر امونیاکی، اکسیداسیون مرطوب قلیایی و پیش عمل اوری های اوزونی است.علاوه بر تفکیک موثر سلولز ،یک پیش عمل اوری ایده ال (ارمانی) باید تشکیل فراورده های تخریب را کاهش دهد به دلیل اثرات بازدارنده ان ها روی هیدرولیز بعدی و فرایند های تخمیر.حضور بازدارنده ها نتنها باعث پیچیده کردن تولید اتانول می شود بلکه باعث افزایش هزینه تولید نیز می شود که این افزایش هزینه به علت مراحل سم زدایی لازمه است که باید انجام شود.
اگرچه پیش عمل اوری توسط هیدرولیز اسیدی احتمالا قدیمی ترین تکنیک پیش عمل اوری است،چندین بازدارنده شامل فورفورال(furfural) و فورفورال هیدروکسی متیل(hydroxymethyl furfural)(HMF)تولید می کند که به مراتب بعنوان بیشترین بازدارندهای سمی که در محصول ابکافت سلولزی حضور دارند به حساب می ایند.در حقیقت انبساط فیبر امونیاکی (AFEX)پیش عمل اوری منحصر به فردی است که باعث افزایش قابل توجه بازده شده در عین حال که هیچ اثر محدود کننده ای(بازدارنده ای)در نتایج هیدرولیز ندارد.
● فراورش های هیدرولیز کننده سلولز (Cellulolytic process )
مولکول های سلولز از زنجیر های بلند مولکول های مختلف قندی تشکیل شده اند.در فرایند هیدرولیز،این زنجیر ها گسسته می شوند تا قند را ازاد کنند،قبل از اینکه از انها برای تشکیل الکل استفاده کنیم.
دو روش عمده هیدرولیز سلولز(cellulolysis)وجود دارد:یک واکنش شیمیایی که از اسید ها استفاده می کند،یا یک واکنش انزیماتیک.
● هیدرولیز شیمیایی (Chemical hydrolysis)
در روش های قدیمی که در قرن ۱۹واغاز قرن ۲۰ توسعه یافت،هیدرولیز توسط حمله اسید به سلولز انجام می شود.ممکن اسید رقیق تحت دمای بالا و فشار بالا مصرف شود،یا اسید غلیظ بیشتری می تواند در دماهای پایین تر و فشار اتمسفریک انجام شود.یک مخلوط سلولزی بلور زدایی شده از اسید ها و قندها در حضور اب واکنش می دهند تا مولکول های قندی منفرد را تکمیل کند.(هیدرولیز).محصول این هیدرولیز سپس خنثی شده و برای تولید اتانول از تخمیر مخمر استفاده می شود.همان طور که اشاره شد،یک مانع قابل توجه برای فرایند اسید رقیق این است که هیدرولیز خیلی سریع است که فراورده های تخریب سمی که می توانند در تخمیر مداخله کنند تولید می شوند.اسید غلیظ نیز باید برای بازیابی از جریان قند جدا شود.(بستر متحرک مدلسازی شده،برای مثال جداسازی کروماتوگرافی)تا از نظر تجاری جالب توجه باشد.
این تکنولژی بی نظیر است از این حیث که ،برای اولین بار،این امکان را فراهم می سازد که بطور گسترده مواد سلولزی موجود یا عموما زیست توده،از نظر اقتصادی به صورت مطلوبی تبدیل به قند شود،به موجب ان ماده اولیه(خام)ارزان برای تخمیر یا تبدیل مواد شیمیایی به هر یک از صد کالای ویژه مختلف و/یا کالای مواد شیمیایی فراهم میکند.
● هیدرولیز انزیماتیک (Enzymatic hydrolysis )
رشته های سلولز می توانند توسط انزیم های سلولاز(cellulose)به مولکول های گلوکز شکسته شوند.اینگونه واکنش ها در دمای بدن و در معده یک (جانور)نشخوار کننده مثل گاو ها وگوسفند،یعنی جایی که انزیم ها توسط باکتری ها ایجاد می شوند،اتفاق می افتد و این فرایند چندین انزیم را در مراحل مختلف تبدیل استفاده میکند.بنابراین از یک سیستم انزیماتیک مشابه استفاده می کنند و مواد لیگنو سلولزی می توانند بطور انزیمی در یک شرایط نسبتا ملایم (с&#۷۳۰;۵۰ و ۵=PH)هیدرولیز شوند.ازاینرو گسستن موثر سلولز را بدون ایجاد محصولات فرعی که خود جور دیگر از فعالیت انزیم جلوگیری می کنند را میسر می سازد.
به مراتب، تمام متد های پیش عمل اوری عمده،شامل پیش عمل اوری اسید رقیق،نیازمند مرحله هیدرولیز انزیماتیک است تا محصول قندی زیادی برای تخمیر اتانولی بدست اید.
● تخمیر میکروبی (Microbail fermention)
خمیرمایه ی ساکارومیست سرویزیا(saccharomyces cerevisiae)مدت هاست که بطور تجاری در صنعت ابجو سازی استفاده می شود تا اتانول را از هگزوز ها (قند ۶ کربنه)تولید کند.
طبیعت پیچیده کربوهیدرات ها در زیست توده لیگنو سلولزی نشان می دهد،یک مقدار قابل توجهی از گزیلوز(قند چوب)و ارابینوز(قند های ۵ کربنه ای که از پروتئین همی سلولزِلیگنو سلولز مشتق شده اند)نیز دز محصول ابکافت وجود دارد.برای مثال،در محصول ابکافت corn stover تقریبا ۳۰درصد کل قندهای قابل تقطیر گزیلوز(قند چوب)است.در نتیجه،توانایی میکروارگانیسم های تخمیری برای اینکه تمام زنجیرهای قندی موجود در محصول ابکافت را مورد استفاده قرار دهدلازم و حیاتی است تا رقابت اقتصادی اتانول سلولزی و مواد شیمیایی که بالقوه پایه زیستی دارند را افزایش دهد.
در سال های اخیر،مهندسی متابولیک پیشرفت قابل توجهی را در زمینه میکروارگانیسم هایی که در فراورده سوختی اتانولی استفاده می شوند را نشان داده است.علاوه بر ساکارومیست سرویزیا(saccharomyces cerevisiae)،میکروارگانیسم هایی مثل،زیمامونوزموبیلیس(zymomonas mobilis )و اشرشیا کولی(Escherchia coli)برای فعالیت های متابولیکی جهت تولید اتانول سلولزی مورد استفاده قرار می گیرند.
اخیرا،مخمر های طراحی شده می توانند با بازدهی بالا گزیلوز(قند چوب)و ارابینوز،و حتی هر دو را با هم تخمیر کنند.سلول های مخمر مخصوصا برای فرایند های تولید اتانول سلولزی مورد توجه هستند چرا که صدها سال است که از این سلول های مخمر در بیوتکنولژی استفاده می شود به این دلیل که این مخمرها در غلظت های بالای اتانول و عوامل محدود کننده مقاوم بوده و حتی می توانند در مقادیر پایین PH که از الودگی های باکتریایی جلوگیری می کند نیز رشد نمایید.
● تخمیر و هیدرولیز ترکیبی (Combined hydrolysis and ermentation)
تعدادی گونه باکتری که قادر به تبدیل مستقیم ترکیب اولیه سلولز به اتانول هستند یافت شده است.یک نمونه کلستریدییوم ترموسلوم(Clostridiu thermocellum) است،یک ترکیب پیچیده سلولزی را مورد استفاده قرارمی دهد تا سلولز را بشکند و اتانول را سنتز کند.اگرچه کلوستریدییوم ترموسلوم در طول متابولیسم سلولز علاوه بر اتانول،محصولات دیگری چون استات ولاکتات تولید می کند،همچنین کارایی فرایند را نیز کاهش می دهد.بعضی از تحقیقات در تلاشند که تولید اتانول را با استفاده از باکتری های اصلاح شده ژنتیکی اپتیمم نمایند.
● فرایند گازسازی(تبدیل به گاز شدن)(روش ترموشیمی) (Gasification process(Thermochemical approach) )
فرایند گازسازی بر تجزیه شیمیایی زنجیره سلولز(هیدرولیز سلولز)تکیه نمی کند،شکستن سلولز به مولکول های قندی،کربن موجود در ماده اولیه با استفاده از ان سوخت به گاز سنتزی تبدیل می شود.سپس کربن مونوکسید،کربن دی اکسید و هیدروژن ممکن است به یک ظرف تخمیر ویژه(یک نوع مخصوصی از ظرف تخمیر)خورانده شوند.بجای تخمیر قندی با مخمر،این فرایند از یک میکروارگانیسم کلوستریدییوم لجونگ دالای(Clostridium ljungdahilii )استفاده می کند.این میکروارگانیسم کربن مونوکسید،کربن دی اکسید و هیدروژن را جذب می کند(eat)و اتانول و اب را تولید می کند.از اینرو این فرایند می تواند به ۳ بخش تقسیم شود:
۱) گازی شدن-مولکول های پیچیده با پایه کربنی شکسته می شوند به اجزای تشکیل دهنده و مولکول هایی چون کربن مونوکسید،کربن دی اکسید و هیدروژن تولید می شوند.
۲) تخمیر-تبدیل کربن مونوکسید،کربن دی اکسید و هیدروژن به اتانول که از میکروارگانیسم (Clostridium ljungdahilii) استفاده می کنند.
۳) تقطیر-که اتانول از اب جدا می شود.
منبع:گرد اورنده و مترجم: فاطمه پیل

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:10 PM
زیست شناسی سلول‌های بنیادی اینجا، سلول‌های بنیادی آنجا، سلول‌های بنیادی همه‌جا! این روزها دیگر می‌شود رد این سلول‌های شگفت‌انگیز را در بیشتر حوزه‌های پزشکی دید.
هر ماه، دانشمندان کاربرد جدیدی برای این سلول‌ها پیدا کرده و از آنها برای درمان موارد مختلفی استفاده می‌کنند؛ از سرطان گرفته تا ریزش موی سر. سلول‌های بنیادی در کنار ژن‌درمانی، از امیدهای اصلی دانش پزشکی برای غلبه بر دامنه وسیع بیماری‌ها در یکی دو دهه آینده هستند.
● انواع سلول‌های بنیادی
۱) سلول‌های جنینی:
این سلول‌ها را از تخمک‌های لقاح‌یافته (یا در واقع جنین) ۶ ـ ۵ روزه استخراج می‌کنند. این دسته از سلول‌های بنیادی قابلیت تبدیل شدن به تقریبا تمام انواع سلول‌های موجود در بدن را دارند.
۲) سلول‌های بالغین:
این سلول‌ها را از بافت‌های موجود بدن بالغ می‌گیرند. این دسته از سلول‌های بنیادی بیشتر تمایل دارند که به سلول‌های همان بافتی که در آن قرار دارند، تبدیل شوند. مثال معروف این گروه، سلول‌های خون‌ساز موجود در مغز استخوان است که قابلیت تبدیل شدن به سلول‌های خونی (گلبول قرمز، گلبول سفید و پلاکت) را دارند.
۳) سلول‌های پوستی:
در پاییز امسال، گروه‌هایی از دانشمندان آمریکایی و ژاپنی اعلام کردند که با دستکاری سلول‌های پوست موفق به تولید گونه جدیدی از سلو‌ل‌های بنیادی شده‌اند که همان خواص سلول‌های بنیادی جنینی را دارند؛ یعنی می‌توانند به هر نوع سلولی تبدیل بشوند.
سلول‌های بنیادی را می‌شود به نوعی، قطعات یدکی بدن پستانداران دانست. این سلول‌ها خواص ویژه‌ای دارند که آنها را از بقیه سلول‌های بدن متمایز می‌کند. این سلول‌های پایه توانایی عجیبی در تقسیم‌شدن و درعین‌حال نوکردن خودشان دارند. سلول‌های معمولی بدن قادر به تکثیر خودشان نیستند.
همچنین سلول‌های بنیادی با اینکه خودشان تخصصی نیستند (یعنی جزو بافت‌های هیچ کدام از دستگاه‌های حیاتی بدن شناخته نمی‌شوند) اما می‌توانند به سلول‌های تخصصی مختلف ـ مثلا سلو‌ل‌های عضله قلب، سلول‌های عصبی یا سلول‌های خونی ـ تبدیل شوند.
● کاربردهای پزشکی
خواص شگفت‌انگیز سلول‌های بنیادی و پیشرفت‌های بزرگ در این زمینه، این امید را در دل پزشکان زنده کرده که از این مسیر می‌شود بیماری‌های سخت زیادی را درمان کرد. با اینکه محققان سلول‌های بنیادی می‌گویند هنوز راه درازی تا درک کامل موضوع باقی مانده ولی همین امروز هم سلول‌های بنیادی در مداوای بیماری‌های مختلف به کار گرفته می‌شوند.
از سلول‌های بنیادی خون‌ساز موجود در مغز استخوان، سال‌هاست برای درمان سرطان‌خون استفاده می‌شود. تزریق سلول‌های بنیادی قلب برای بازسازی عضلات فرسوده قلب هم به تدریج فراگیر می‌شود. به جز بیماری‌های قلبی، در حال حاضر، سلول‌های بنیادی در درمان مواردی مثل مشکلات مغزی (پارکینسون، آلزایمر)، دیابت، ضایعات عصبی و نخاعی و آسیب‌های پوستی هم کاربردهای متنوعی پیدا کرده‌اند.
● مشکلات استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی
۱) مشکلات پزشکی:
دانشمندان هنوز نمی‌توانند به طور دقیق، میزان تولید سلول‌های تخصصی را کنترل کنند و این مسئله در برخی موارد می‌تواند باعث بروز سرطان بشود. همچنین در پیوند اعضا یا بافت‌های ساخته‌شده از سلول‌های بنیادی، بدن گیرنده ممکن است بافت‌های تولیدشده از سلول‌های بنیادی یک فرد دیگر را قبول نکند.
۲) مشکلات اخلاقی:
روش رایج برای استخراج سلول‌های بنیادی از جنین، باعث مرگ و از بین رفتن جنین می‌شود. شبیه‌سازی (کلونینگ) جنین به اسم اهداف پزشکی هم می‌تواند راه را برای شبیه‌سازی کامل انسان و سوءاستفاده از این مسئله باز کند.
● روش‌های استخراج سلول‌های بنیادی جنینی
استفاده از تخمک‌های لقاح‌یافته اضافی که برای لقاح آزمایشگاهی و خارج از رحم تولید شده‌اند:

http://aftab.ir/articles/science_education/biology/images/37d2f894b3913f50483721f8c2e6b0af.jpg
انتقال هسته سلول بدنی (شبیه‌سازی):
بعد از گذشت ۶ ـ ۵ روز، جنین دارای حدود ۱۰۰ سلول پایه است. این سلول‌ها را از تخمک خارج می‌کنند و در یک محیط کشت مخصوص قرار می‌دهند.
● مایع آمنیوتیک اطراف جنین در داخل رحم (به مقادیر بسیار کم):
حدود یک درصد سلول‌های مایع اطراف جنین، سلول‌های بنیادی هستند. جفت و خون بند ناف هم می‌تواند منبعی برای سلول‌های بنیادی باشد.
محققان تا به حال توانسته‌اند از این دسته از سلول‌های بنیادی، سلول‌های عصبی، عضله، استخوان وکبد را تولید کنند.
منبع:علی کاشفی‌پور
روزنامه همشهری

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:11 PM
زیست شناسی رفتارشناسی، گریزی است برای پاسخ به سوال هایی جالب و جذاب که ممکن است بعضی از آنها خیلی وقت ها با مشاهده یک جاندار از ذهن ما بگذرد و با مطالعه رفتارهایی از جانداران، با وجود زیبایی های فوق العاده، کمتر مدنظر ما بوده و یا دیده شده اند. از جمله اینکه; چرا بعضی از حیوانات انفرادی هستند؟ در حالیکه دیگران بطور گروهی زندگی می کنند؟ چرا آواز پرندگان از سوتهای خالص ترکیب شده در حالیکه آواز دیگران از وزها و تحریرها ترکیب یافته است؟
همچنین سوالاتی کمی و دقیق مانند اینکه; چرا قلمرو مرغ شهدخوار مشتمل بر ۱۶۰۰ گل می باشد؟ چرا جفت گیری سرگین نر بطور متوسط ۴۱دقیقه به طول می انجامد؟ در این مطلب به بررسی چگونگی سازگاری رفتار حیوانات با محیطی که در آن زیست می کنند می پردازیم. وقتی از سازگاری صحبت می کنیم توجه ما به تغییراتی است که در جریان تکامل از طریق فرآیند انتخاب طبیعی صورت می گیرد. بر این اساس ابتدا نظریه داروین در قالب اصطلاحات ژنتیکی جدید به شرح زیر مطرح است:
۱) همه موجودات زنده دارای ژن هایی هستند که سنتز پروتئین را کدبندی می کنند. این پروتئین ها رشد و تکوین سیستم اعصاب، ماهیچه ها و ساختمان بدن موجود را تنظیم و لذا رفتار وی را تعیین می کند.
۲) در درون هر جمعیت بسیاری از ژن ها دارای دو یا بیشتر فرم آلترناتیو یا آلل هستند که پروتئین واحدی را به فرم های کمی متفاوت از هم کدبندی می کنند. این خود موجب تفاوت هایی در رشد و توسعه می شود. لذا در درون جمعیت تغییرات variation وجود خواهد داشت.
۳) بین آلل های مختلف برای جایگزینی در یک موضع واحد روی کروموزوم رقابت وجود دارد.
۴) هر آللی بتواند نسخه های بیشتری از خود را در مقایسه با آلل های دیگر باقی بگذارد، در نهایت جای فرم های آلترناتیو خود را در حمعیت می گیرد. لذا انتخاب طبیعی یعنی بقا» افتراغی آلل های آلترناتیو. در نهایت فرد را بایستی به عنوان حامل موقت یا ماشین بقا» دانست که از طریق آن ژن ها دوام آورده و همانندسازی می کنند.
● ژن و رفتار
موضوع بوم شناسی رفتار، موضوع تکامل رفتارهای سازشی در ارتباط با اوضاع بوم شناختی است. انتخاب طبیعی فقط بر روی تفاوت های ژنتیکی عمل می کند و لذا شرط آنکه رفتار تکامل پیدا کند، آنست که:
۱) در درون جمعیت بایستی آلترناتیوهای رفتاری موجود بوده و یا در گذشته وجود می داشته است.
۲) تفاوت ها بایستی توارث پذیر باشند، به عبارت دیگر منشا» بخشی از تفاوت ها باید ژنتیکی باشد.
۳) بایستی بعضی از آلترناتیوها موفقیت تولیدمثلی بیشتر از دیگران ایجاد کنند.
برای مطالعه تاثیر ژن بر رفتار سه روش عمده به کار می رود:
▪ استفاده از موتان های ژنتیکی، شیمیایی و تشعشعی; به عنوان مثال مگس های سرکه ماده یاد می گیرند که به طور انتخابی از بوی بخصوصی که با شوک الکتریکی تداعی شده اجتناب کنند. مگس های موتانت کودن(bunce) یاد نمی گیرند که از شوک اجتناب کنند، هرچند که از سایر جهات رفتاری عادی هستند و می توانند وظایف مبنایی را فرابگیرند. به علاوه وقتی به مگس های عادی نیز بازدارنده فسفودیستر از سیکلیک(آنزیم تجزیه کننده خورانده می شود آنها نیز قدرت یادگیری ضعیفی از خودشان نشان می دهند. یک موتانت دیگر به نام فراموشکار(immnesiac)نیز جدا شده که به طور عادی یاد می گیرد، اما به سرعت فراموش می کند.
▪ تجربیات روی انتخاب مصنوعی; می توان از افرادی که خصوصیات رفتاری را به افراطی ترین مقدارش نشان می دهند استفاده کرد و آنها را به عنوان والدین، در بوجود آوردن شجره های انتخابی به کار برد. مثلا «سیرسیرک صحرایی» یا آواز سر می دهد تا ماده را جلب کند و یا بی صدا سر راه ماده هایی را که به خواننده های دیگر جلب شده اند می گیرد.
▪ مطالعه جفت هایی که تفاوت های ژنتیکی دارند; غالبا جمعیت های یک گونه که به لحاظ جغرافیایی متمایز باشند، ریخت شناسی و رفتار متفاوت دارند. این انعکاسی است از سازگاری های آنها با شرایط متفاوت بوم شناسی. در مطالعه مارهای آبی راه راه در جنوب غربی آمریکا نشان داد که جمعیت های داخلی(غیرساحلی) این مار بسیار آبزی بوده و اغلب در زیر آب از قورباغه، ماهی و زالو تغذیه می کنند. جمعیت های ساحلی در خشکی می چرند و اغلب لیسه می خورند.
در مطالعات مربوط به ترجیح غذایی در آزمایشگاه معلوم شد که مارهای وحشی که از مناطق داخلی شکار شده باشند از خوردن لیسه سر باز می زنند، هرچند که نمونه های ساحلی لیسه را به خوبی می پذیرفتند.
آزمایش هایی که با نمونه های بی تجربه نوزاد به عمل آمد نشان داد که ۷۳درصد افراد ساحلی به لیسه حمله می کنند و آن را می خورند در حالیکه در مورد مارهای داخلی این رقم فقط ۳۵درصد است. جفت مارهای داخلی و ساحلی با یکدیگر نشان داد که در این مورد بچه ها از نظر خوردن لیسه حد واسط بین والدین قرار می گیرند.وقتی از ژن در ارتباط با ساختمان یا رفتار به خصوصی صحبت می کنیم منظور آن نیست که صفت مذکور به وسیله یک ژن کد می شود.
ژن ها به صورت هماهنگ عمل می کنند و احتمال دارد که ژن های بسیاری تواما بر رجحان جفت گیری، یادگیری، آوازخوانی، تغذیه و الگوهای مهاجرت فرد تاثیر داشته باشند. در عین حال این امکان وجود دارد که تفاوت رفتار و فرد به علت تفاوت یک ژن باشد. تکوین رفتار، نتیجه کنشی پیچیده بین ژن و محیط است. فرض کنید که متخصص بوم شناسی رفتار با یک «لانه چرخ ریسک دم دراز»(caubatus Aegithalos) برخورد کند و بالافاصله تحت تاثیر اینکه لانه تا چه حد با شیوه زندگی حیوان سازگار است و اسستتار اعجاب آور و گرمی و استحکام آن قرار خواهد گرفت.
برای تکوین این سازگاری ها در پرنده می توان راه های مختلفی را در نظر گرفت، از جله; افراد می توانستند همگی از طریق آزمایش و خطا شیوه ساختن لانه خوب را یاد بگیرند با اینکه می توانستند از کار یک پرنده با تجربه تر تقلید کنند.
و بالاخره در خلال تکامل، ژن لازم برای بروز اعمالی که به ساختن لانه خوب منجر شود می تواند از طریق انتخاب طبیعی در جمعیت انتشار پیدا کند، زیرا افرادی که بهترین لانه ها را می ساخته اند بیشترین زادگان را نیز بر جای می گذاشته اند. در عین حال حتی اگر برای ساختن لانه در شکل در تنش به یادگیری نیاز باشد، باز هم تفاوت های ژنتیکی مربوط به استعداد یادگیری می تواند در تکامل مطرح باشد.
● رفتار، بوم شناسی و تکامل
۱) انتخاب طبیعی در جریان تکامل به نفع افرادی عمل می کند که استراتژی تاریخچه یا چرخه زندگی که از سوی آنها اتخاذ شده، سهم ژن های آنها را در مخزن ژنی نسل های آینده به حداکثر برساند.
۲) بهترین شیوه موازنه بین بقا» فرد بالغ و کوشش های تولیدمثلی او در طی تاریچه حیاتش بستگی دارد به بوم شناسی، محیط فیزیکی محل زندگی فرد، رفتار غذایی، صیادان و... دارد.
۳) موفقیت فرد در بقا» و تولیدمثل شدیدا و به طور حیاتی به رفتار او بستگی دارد.
مواظبت والدین و سیستم جفت گیری
تفاوت گونه های مختلف از نظر مواظبت والدین و سیستم جفت گیری را می توان با محدودیت های فیزیولوژی و اکولوژیکی آنها مرتبط دانست. لقاح داخلی و تخصص هایی از قبیل ترشح شیر موجب می شود که ماده برای انجام مواظبت والدین مستعدتر باشد، در حالیکه لقاح خارجی، دفاع از قلمرو و نیاز بچه ها به مواظبت از سوی هر دو جنس، نرها را وادار می کند تا مواظبت های والدین را برعهده بگیرند. سیستم های جفت گیری را بر اساس گروه های کلی زیر می توان طبقه بندی نمود:
▪ تک همسری(monogamy); یک نر و ماده پیوند زناشویی تشکیل می دهند. این پیوند ممکن است کوتاه یا درازمدت(در بخشی از فصل تولیدمثل یا تمام آن و یا حتی تمام عمر) باشد. اغلب والدین، هر دو از تخم و بچه ها مواظبت می کنند.
▪ چند زنی(polygyny); هر نر با چند ماده جفت می شود اما هر ماده فقط با یک نر. ارتباط نر ممکن است همزمان با چندماده باشد(چند زنی همزمان) یا در پی هم(چند زنی متوالی). در چند زنی این ماده است که معمولا وظایف والدین را برعهده دارد.
▪ چند شویی(polyanbry); این درست برعکس چند زنی است. ماده همزمان با چند شوهر است(چند شویی همزمان) و یا در پی یکدیگر(چند شویی متوالی). در این مورد مواظبت های والدین اغلب توسط نر صورت می گیرد.
▪ هرج و مرج جنسی(promiscuity); نر و ماده هر دو چندین بار با افراد مختلف جفت گیری می کنند. لذا این مورد مخلوطی است از چند زنی و چند شویی. هر کدام از دو جنس ممکن است از تخم ها یا بچه ها مواظبت می کنند.
منبع:روزنامه ابتکار

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:12 PM
زیست شناسی ● مقدمه
باتوجه به تلاش دولت در گسترش صنعت شیلات در کشور و توجه استفاده بهینه از منابع آبی مستعد جهت ماهی دار کردن آنها و نیز استفاده از آب این منابع جهت مزارع پرورش ماهی ، لزوم توجه مسئولین امر و دامپزشکان گرامی به این مقوله می رود .
استان آذر بایجان غربی با دارا بودن دریاچه های مخزنی پشت سدها از قبیل مهاباد و نیز رودخانه های بزرگ می تواند به عنوان یکی از مراکز بزرگ تولید ماهی و ایجاد اشتغال برای افراد بومی منطقه از طریق تکثیر و پرورش ماهی در این مراکز مطرح باشد . شرط اولیه این کار شناسایی ایکتیوفون و پارازیتوفون منطقه می باشد . زالوهای انگلی ایران کمتر مورد مطالعه قرار گرفته اند . انواعی از زالوها در حوزه دریای خزر (پیسیکولا ) (مخیر و همکاران ، ۱۹۷۴ ) و حوزه زاینده رود (تراکلوبدلا ) دیده می شوند .
ذکی خانی (۱۳۷۳) برای اولین بار در مطالعه ای بر روی زالوهای ماهیان زرینه رود موفق به یافتن یک مورد زالوی cystobranchus sp از باله مخرجی سیاه ماهی شد .
● مواد و روش کار
طی شش مورد نمونه برداری و صید از اسفند ۷۳تا آبان ۱۳۷۴ مجموعا ۲۳۳ ماهی از ۷ گونه مختلف سیاه ماهی ، کپور ماهی ، آمور علفخوار ،‌اسبله ماهی ، فیتوفاک ، کاراس و کپور معمولی مورد مطالعه و بررسی کامل قرار گرفتند .
ممکن است به علت اینکه زالوها برای تخمگذاری مکرر خود از اردیبهشت تا پاییز میزبان خود را ترک می کنند ، موفق به پیدا کردن زالو بر روی سطح بدن ماهی نشویم به خصوص زمانی که از خون مکیده شده پر می شوند (به دلیل چینه دان بزرگ ، یک زالو قادر است تا ۳ برابر وزن خودش خون بخورد و ممکن است حدود ۹ ماه هضم این مقدارخون طول بکشد ) و نیز به دلیل اینکه زالوها انگل اجباری نبوده و می توانند به مدت طولانی میزبان خود را ترک کرده و به صورت آزاد زندگی نمایند بنابراین اقدام به جمع آوری آنها از محیط زیست ماهی نمودیم .
برای جلوگیری از جمع شدن و یا خم شدن ، پس از جدا کردن ، زالوها را بین دو لام قرار داده و با نخ خوب بسته و داخل فرمالین ۱۰ درصد انداختیم . قبل از تثبیت کردن بهتر است زالوها را با الکل ۱۰درصد و یا آب حاوی اسید کربنیک (آب شلتز ویا نیکوتین و Nembutal که نقش نارکوتیک (مخدر ) برای زالو داشته آرام نمائیم . پاپیلها و حلقه های زالو در الکل – پیکریک (یک قسمت پیکریک اسید .۲/۰ درصد + یک قسمت الکل ۲۰درصد ) بهتر حفظ می شود .
در مورد زالوها ابتدا مقاطع عرضی میکروسکوپی تهیه کرده و سپس رنگ آمیزی آنها جت مطالعه آناتومی انگل صورت می گرفت . رنگ آمیزی بوسیله رنگ اسید کارمن صورت می گرفت .
● نتایج
زالوهای شناسایی شده در تحقیق فوق از ۴ گونه مختلف بودند که به تفکیک مورد بررسی قرار می گیرند .
۱) Codonobdella truncata
جنس و گونه این زالو برای اولین بار از ایران گزارش می شود (۱۸۷۲crube ) این زالو دارای بدنی استوانه ای می باشد که تا حدی فشرده شده است . سطح پشتی آن خشن بوده و دارای پاپیلهای پوستی کوچکی می باشد که در قسمتهای خلفی به حداکثر اندازه خود رسیده و به خوبی رشد و تکامل یافته اند .
این پاپیلها در ردیفهای عرضی بوده و به ازای هر سومیت ۳ ردیف و به ازای هر سومیت ۳ ردیف از آنها وجود دارد ، طول این زالوها ۴۷ و عرض آن ۵/۲ میلیمتر می باشد . حداکثر پهنا در ربع سوم بوده و حدود مشخص و واضحی بین بخشهای قدامی و خلفی وجود ندارد . بادکش قدامی دارای دو زوج چشم می باشد که در همه گونه ها موجود نیست . بادکش خلفی کوچک و به صورت متسع بوده و دارای لکه های چشم مانندی می باشد .
۲) Paracantobdella Livanowi
(۱۹۹۶ epstein ) مترادف acanthobdella livanowi جنس و گونه این زالو برای اولین بار از ایران گزارش می شود . در این زالو احتمالا سومیت اول و دوم با هم ترکیب شده است . بادکش خلفی از یک حلقه تشکیل شده است . طول بدن آن تا ۲۱ میلیمتر می رسد که ۶-۴ بار از عرض خود بزرگتر می باشد . بادکش قدامی دارای یک لب عقبی خیلی کم رشد کرده می باشد .
سومیت اا+ا و ااا دارای یک حلقه می باشند که بعضی اوقات شیارهای روی سومیت چهارم دارای ۴ حلقه می باشد که گاها حلقه اول آن به دو قسمت تقسیم شده است ، سایر قسمتها دارای چهار حلقه می باشد .
۳) piscicola geometra
مترادف Hirudo geometra
این گونه برای اولین بار به طور رسمی از ایران گزارش می شود (۱۷۶۱ Linnaeus) و دارای بیشترین انتشار در ماهیان آبهای شیرین می باشد ، و علاوه بر آن در آبهای لب شور نیز یافت می شود . بدن استوانه ای و طویل بوده و در نمونه های تثبیت شده تا ۳۵ میلیمتر طول و ۳ میلیمتر عرض دارند . بدن حدود ۱۱-۱۰ برابر طولیتر از پهنای زالو می باشد اگرچه در برخی از موارد این نسبت به ۲۰-۲۵ برابر پهنا می رسد بادکش قدامی دارای دو زوج چشم می باشد . بادکش خلفی به صورت خارج از مرکز به بدن متصل می شود و سطح پشتی آن دو برابر طویلتر از سطح شکمی بوده و حامل نوارهای پیگمانته شعاعی می باشد که بعضی اوقات نقاط چشم مانندی جانشین آنها می شوند . این زالو در گونه های مختلفی دیده می شود و دارای شیوع بالائی در کپورهای پرورشی و قزل الا است .
۴)
(۱۸۷۱ Gtube ) Baicalobdella torquata
مترادفها
(۱۸۷۱ Grube) Piscicola torquata
( ۱۸۷۱ Grube ) Trachelobdella torquata
جنس و گونه این زالو برای اولین بار از ایران گزارش می شود (۱۸۷۱ Grube ) و جزء زالوهای کوچک می باشد . بادکش قدامی دارای دو زوج چشم می باشد . بادکش خلفی بخوبی توسعه یافته و فنجانی می باشد و ۵/۲-۲ برابر بزرگتر از پهنای بدن در نقطه اتصال بادکش می باشد اما کمتر از پهنای بدن در پهن ترین نقطه آن می باشد . رنگ بدن اغلب از سبز روشن تا زنگاری (به رنگ زنگ آهن ) روشن می باشد . هر سومیت شامل ۳ حلقه می باشد .
بحث شناسایی دقیق و بررسی زالوهای یک منطقه ارز ش علمی بالایی دارد زیرا از نظر جغرافیایی در هر منطقه نوعی زالو متناسب با آن منطقه وجود دارد و کمتر نوعی یافت می شود که در دو منطقه وجود داشته باشد .
علاوه بر آن زالوها به جهت خونخواری موجب تضعیف ماهیان و حتی مرگ آنها شده و ارزش اقتصادی آنها را از بین می برند .
زالوها عمدتا از دامنه میزبانی وسیعی برخوردار بوده و می توانند تعداد زیادی از ماهیان را از خانواده و جنسهای مختلف آلوده سازند که این امر باید در ماهی دار کردن منابع مورد توجه قرار گیرد زیرا اگر ماهیان معرفی شده برای غنی کردن ایکتیفون منطقه دارای مقاومت در برابر انگلها نباشند به راحتی دچار آلودگی شده و طرح ماهی دار کردن منابع آبی را باخطر روبرو خواهند ساخت . علاوه بر آن ورود این انگلها(که اکثرا بسیار مقاوم در برابر مواد شیمیایی و دارویی و آب و هوایی می باشند) به منابع پرورش ماهی به دلیل عدم وجود اختصاصیت میزبانی بالا می توانند باعث ایجاد خسارت اقتصادی وسیع در تمام گونه های پرورش ماهیان گردند .
زالوهای بیماری زای ایران کمتر صورت گرفته است . در حوزه دریای خزر انگل پیسیکولا و در حوزه زاینده رود انگل تراکلوبدلا (مخیر ۱۹۷۴) تا حد جنس شناسایی شده است . در بررسی انجام شده بوسیله زکی خانی (۷۴-۱۳۷۳) در رودخانه زرینه رود جنس Cystobranchus یافته شده که بررسی جهت شناسایی گونه آن ادامه دارد .
در بررسی حاضر برای اولین بار جنس و گونه های Codonobdella ، truncate ، Paracanthobdella ، Livanow ، Baicalobdella torquata به پارازیتوفون ماهیان ایران معرفی می گردند و علاوه بر اینها گونه مشهور و طرناک Piscicola geometra نیز برای اولین بار معرفی می گردد.
از لحاظ زئو ژئو گرافی گونه های یافت شده همان گونه های یافت شده در ماهیان آسیای مرکزی و اروپا می باشند (۱۹۸۷ ، Bayera) بنابراین در تکنولوژی پرورش اهمیت اقتصادی در این زالوها برای پرورش ماهی نمی تواند تفاوت بارزی با اروپای شرقی داشته باشد .
ازلحاظ پاتولوژیکی گونه ای مختلف زالوها قدر به انتقال بسیاری از عوامل عفونی مهم و خطرناک از یک ماهی به ماهی دیگر می باشند. در بعضی از این بیماریها عامل عفونی در بدن زالو تکثیر می یابد (مانند گونه های هموگرگارینا که در گلبولهای قرمز خون ماهیان بوده و از تحت کلاس کوکسید یا می باشند ) بنابراین زالو فقط یک میزبان مکانیکی و یا یک ناقل مکانیکی (ویرمی بهاره کپور ماهیان و نکروز عفونی بافت خونساز ) نمی باشند . علاوه برموارد فوق نقش زالوها در انتقال بیماریهایی مانند تاژکداران انگل خون ماهیان (تریپانوزوم و کریپتوبیا ) Aeromonas hydrophia نماد تود نخی شکل Dracunculid کرم روده ای Sphaerostoma barmae اثبات شده است که این موارد نشان دهنده اهمیت مضاعف زالوها در بیماری زائی می باشند و بایستی مورد توجه ویژه در پرورش ماهی قرار بگیرد تا این بیماریهای خطرناک ماهی به استخرهای پرورشی منتقل نگردد.
منبع:کاظم عبدی، بهیار جلالی، ایرج موبدی، ثریا نائم
۱- جلالی ، بهیار ۱۳۷۲ بیماریهای شایع ماهیان پرورشی ایران ، معاونت تکثیر و پرورش آبزیان شیلات، اداره آموزش و ترویج ، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه ، دانشکده دامپزشکی
۲- حبیبی ، طلعت ۱۳۶۷ جانور شناسی عمومی ، جلد دوم ( کرمها و نرمتنان )
۳- زکی خان ، نعمت ا... ۷۴-۷۳ بررسی انگلها سخت پوست و زالوی ماهیان رودخانه زرینه رود ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه ، دانشکده دامپزشکی ، پایان نامه جهت اخذ دکتری دامپزشکی ،
۴- زنکوئیچ .ل. ا. ترجمه فرپور ، حسین ۱۳۵۲زندگی حیوانات ،
۵- مخیر ، بابا ۱۳۶۷ ، بیماریهای ماهیان پرورشی ، انتشارات دانشگاه تهران ،
۶- و منابع غیره انگلیسی
پایگاه اطلاع رسانی سازمان دامپزشکی کشور

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:13 PM
زیست شناسی کوسه ماهی یکی از خطرناک ترین آب زیان است که با توجه به بزرگی جثه ی بعضی از آنها مثل : کوسه یا کولی کر (Kooly car) ، صید آن با تهور بسیار و خطرات بی شمار همراه بوده و به سختی و دلهره انجام می گیرد .
بزرگ ترین وتنومندترین نوع کوسه ،کولرکر، یا کولی گو (گاو ) ،یعنی تنومند و بسیار بزرگ می نامند. شکار کولی گو ، یا کولی کر ، از تماشایی ترین صیدها و در عین حال یکی از انواع خطرناک شکار کوسه است .
کوسه ها برای انسان نافع و سودمند می باشند و صیادان برای شکار آنها و استفاده از گوشت و روغن جگر و باله پشت آن ها ، تلاش بسیار می کنند و بقیه ی بدن حیوان در صورت صید فقط به درد کود برای درختان و غذای دام و طیور می خورد . برای صید کوسه از قلاب های مخصوص و تورماهیگیری استفاده می شود ، در کشورهای اروپایی و خاور دور ، شعاع های باله ی کوسه را در می آورند و در تهیه سوپ باله ، از آن استفاده می نمایند و نیز از باله های شنای کوسه یک نوع چسب بسیار عالی تهیه می کنند .
در بین کوسه ها چند نوع وجود دارند که به آدم خوار معروف می باشند و به محض دیدن انسان در آب به او حمله می کنند ، این نوع کوسه ها را « کوسه سفید » و « کوسه آبی » و « کوسه ببری » و « کوسه ی پلنگی » می نامند که از انواع بسیار خطرناک هستند . کوسه ها به وجود این که در طبقه ماهی ها رده بندی شده اند ، از لحاظ استخوان بندی با ماهی تفاوت دارند ، چون برخلاف ماهی دارای استخوان نیستند و اگر بخواهیم آن را به عضوی از بدن انسان تشبیه کنیم ، باید بگوییم که غضروفی و شبیه به قسمت بیرونی گوش انسان است .
کوسه هایی که آدم خوار هستند ، معمولاً در نزدیکی ساحل به آدم ها حمله ور شوند و با تیغ های پشت چنان ضربه ای به دست یا پا یا حتی به تنه ی آدم وارد می کنند که بلافاصله دست یا پا یا تنه ی انسان به کلی قطع می گردد . در سواحلی چون خلیج فارس ، این انواع کوسه ها به « کولی گرگ » معروف هستند . کوسه هایی وجود دارند به نام بُمبک که این نوع کوسه ، مانند حیوان تخم نمی گذارد تا بچه بیاورد ، یعنی برخلاف ماهیان دیگر ، و اغلب مشاهده گردیده که بمبک بزرگ را چون شکم شکافتند بچه در شکم آن یافته اند و در شکم آن بچه ، باز بچه ی دیگر موجود و آن بچه ی اخیر را در این صفحات ولدوالولد می گویند و خواص ولدولولد برای تقویت باه زیاد است .
کوسه ماهی در آب بسیار سریع شنا می کند و ضمناً شنا کردنش آرام است ، به طوری که با وجود عظمت جثه اش موج و حرکتی غیرعادی در آب دریا نمی کند . از این جهت خطر بیشتر است چون به طور ناگهانی ، شناگران را در دریا غافلگیر می کند .
قرش لخم ، اره ماهی ، ماهی کوسه . کوسه ماهی ، نوعی ماهی بزرگ جثه که در رودها و دریاها پیدا می شود ، رنگش قهواه ای ، درازای بدنش به ۶ متر می رسد ، یک قسم آن دندان های تیز اره مانند دارد و به انسان حمله می کند و دست و پا و سایر اعضای بدن انسان را قطع می کند و می خورد ، ماهی های دیگر را هم شکار می کند . گونه ای از ماهی های کوسه در خلیج فارس وجود دارند که حداکثر طول آن ها بین ۵/۱ تا ۲ متر است ، ولی دارای جثه ی سنگین و بسیار درنده است .
● انواعی از کوسه ماهی ها :
▪ کولی بیلی : طول آن بیش از یک متر نیست و همیشه به کنار دریا می آید و در حال که دو باله ی خود را تکان می دهد سرش را زیر شن و خاک ساحل می کند . از این جهت به کولی بیلی ، معروف شده است . گوشتش به درد کاری نمی خورد .
▪ کولی سیاف : به نام کولی شمشیری و کولی اره ، هم شناخته شده است ، زیرا در جلو سرش یک اره دو سر بسیار تیز و برنده و خطرناک به طول حدود دو متر وجود دارد و به هر چیزی و هر کجا برسد و بزند ، آن را اره می کند و از هم می درد . طول این کوسه با اره اش معمولاً در حدود شش تا هشت متر است .
▪ کولی گرگ : از خطرناک ترین کوسه های دریا است و عموم دریانوردان ازاین کولی وحشت دارند. کولی گرگ بدنی آبی رنگ دارد و دهانش تا یک متر باز می شود و یک آدم رابه خوبی می تواند ببلعد. از نوع کولی گرگ بیشتر در دریای سلامه یافت می شود و خوشبختانه در آب های ایران کمتر رفت و آمد می کند . کولی گرگ وقتی به صیادان ماهی برمی خورد ، تور و قلاب آن ها را پاره می کند و مرتباً در اطراف ، وزیر لنج حرکت می نمایند .
▪ کولی گربه : وزن کولی گربه تا ۲۰ کیلو هم می رسد و بدنش مانند گربه نرم و انعطاف پذیر است. برای صیاد خطری ندارد و معروف است که بی عرضه ترین نوع کولی است و قدرت دفاع از خود را ندارد . تند و سریع هم می تواند شنا کند و صیاد به راحتی می تواند دمش را بگیرد و از آب بیرون بیاورد . گوشت این کوسه را خشک کرده و به عنوان کود ، از آن استفاده می کنند ، کولی گربه در خارج آب در هوای مناسب ،
کولی گربه در خارج آب در هوای مناسب ، دو تا سه روز هم زنده می تواند بماند .
▪ کولی سیاه گوش یا کولی سومک : در دو طرف سرش دو گوش کوچک دارد که به همین مناسبت به سیاه گوش معروف شده است . گوشت کولی سیاه گوش را می خورند و معتقد هستند که خاصیت دارویی دارد و هرکس دست وپایش را باد بگیرد و ورم شکم داشته باشد ، گوشت این نوع کوسه را بخورد بهبود می یابد . هم چنین روغنش را به بدن می مالند و می گویند که مفید است .
▪ کولی نمرانی : صیادان می گویند ، کولی نمرانی در حقیقت سگ دریا است و همه را می گیرد و آدم را می خورد .
▪ کولی سوار : بدن کولی سوار دراز است ، باله پشت کولی سوار هم به فروش می رسد و قیمت دارد ولی مطابق ارزش و قیمت باله پشت کوسه ی سیاف نمی باشد و از آن کم بهاتر است ، ازاین جهت به کوسه ی (سوار) یا دست دوم ، معروف شده است .
▪ کولی شیردندان : این کوسه ، شش ردیف دندان در دهان دارد ، و با وجود داشتن این دندانها از خطرناک ترین کوسه ها به شمار می رود .
ـ انواع دیگر کوسه ها را به نام های زیر می توان اشاره کرد :
کولی کر ، کولی بناتی ، کولی سرگرد ، کولی سرخ ، لم لم ، کولی ناوی ، کولی سهره سرخ ، تولی پنگ سر ، کولی جنازه ، کولی مشما ، کولی کراگری ، کولی بلند ، کولی گرسه ، کولی بودوین ، کولی بی دندان ، کولی شارو و کولی چشم زیر . گوشت اکثر این کوسه ها را خشک کرده و به عنوان کود از آن ها استفاده می کنند .
● کود و داره از کوسه
از باله و دم داروهایی می سازند که برای انسان مفید است ، عده ای از مردم بندر گنک ، کارشان خشک کردن کوسه است و باله و دم این حیوان درنده را جمع می کنند و به مردم ، مخصوصاً مردم هندوستان می فروشند .
● سیفه از روغن کوسه
بزرگ ترین بهره ای که می توان از کوسه برد ، تهیه روغن از جگر این حیوان است . روغن کوسه نیز به سهم خود دارای فواید قابل توجهی است و دوام قایق ها و موتور لنجها را تا چندین برابر ، اضافه می نماید و عمر آن ها را افزایش می دهد، به طوری که چوب لنج ها سال ها در آب شور دریا مقاومت کرده و پوسیده نمی شود . روغن کوسه علاوه بر استحکامی که به چوب لنج ها می بخشد ، ظاهراً آن ها را نیز قشنگ و زیبا می کند و بر جلوه کشتیهایی که بر روغن کوسه آغشته شده اند ، صدچندان می افزاید .
● کوسه کر :
کوسه عظیم الجثه ی کر ، به کولی کر ، یا کولی گو ، معروف است ، از بزرگ ترین آبزیان می باشد . طول این کوسه به ۲۲ متر و ارتفاع آن به ۵ متر و وزن متوسط آن به چندین تن و فاصله ی بین دو چشم حیوان ، به ۳ متر هم می رسد . چون کوسه ی کر نسبت به اتفاقات اطرافش بی تفاوت است و از صدای موتور لنج ها فرار نمی کند ، به « کوسه ی کر» معروف شده است. به « کوسه کر » معروف شده است . از روغن جگر کوسه که معمولاً بین ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلو وزن دارد ، سیفه یا روغن می گیرند و آن را برای استحکام قایق ها و موتور لنج ها به بدنه ی آن ها می مالند .
کوسه ی کر ، با آن بدن بزرگ و کم پیکر از حیوانات ریزی به نام «فلفل» و «دال » و « گروز» و بلاخره از میان «روبیان یا میگو » نیز تغذیه می کنند . فلفل ، یک نوع حیوان دریای ریز و دراز است که شکل رشته را دارد و بدون استخوان و نرم است . دال ، یک حیوان خطرناک . زهر دار دریایی ، به اندازه یک انار معمولی با ریشه های بسیار است . گروز ، یک جانور قرمز رنگ به اندازه یک بادام معمولی با ریشه های بسیار است .
کوسه بغیر از قلب و اطراف روده ها و گردن ، در سایر قسمت های بدن ، اصلاً خون ندارد و تمام بدنش رگ و پی است . پوست بدن کوسه کر ، به طرف دم صاف است ، ولی جهت پوست از دم به طرف سر مثل اره است .
● نتیجه گیری و خلاصه
کوسه یکی از خطرناک ترین آبزیان است که بزرگ ترین یا تنومندترین آن ، کوسه ی کر نام دارد . کوسه برای انسان نافع و سودمند می باشد و از روغن جگر آن ، استفاده فراوان می کنند . برای شکار کوسه از تور و قلاب استفاده می کنند ، ولی در انواع کوسه ها ، نوع آدم خوار وجود دارد که مردم نواحی خلیج فارس آن را «کولی گرگ» می نامند .
بدن کوسه دارای استخوان نمی باشد و باید بگوییم که غضروفی و شبیه به قسمت بیرونی گوش انسان است . کوسه در آب بسیار سریع شنا می کند و ضمناً آرام و بدون این که در آب حرکتی غیر عادی ایجاد کند ، شنا می کند و این باعث می شود که موجودات دیگر را غافلگیر بکند .
ـ کوسه ها به انواع مختلفی تقسیم بندی می شوند که از قبیل آن ها :
کولی بیلی ، کولی سیاف ، کولی گرگ ، کولی گربه ، کولی سیاه گوش ، کولی نمرانی ، کولی سوار ، کولی شیردندان ، و انواع و اقسام کوسه های دیگر که گوشت اکثر این کوسه ها را خشک کرده و به عنوان کود از آنها استفاده می کنند .
از باله و دم کوسه داروهایی می سازند که برای انسان مفید است ، و کوسه را خشک کرده و برای تهیه کود از آن استفاده می کنند . بزرگ ترین بهره ای که می توان از کوسه برد، تهیه ی روغن از جگر این حیوان است ، که برای استحکام بخشیدن به قایق ها و موتور لنج ها ، مورد استفاده انسان است .
عظیم الجثه ترین کوسه ، کولی کر ، یا کولی گو ، است و چون نسبت به اتفاقات اطرافش بی تفاوت است ، به « کولی کر» معروف شده است . کوسه ی کر ، با آن بدن بزرگ و کم پیکر از حیوانات ریزی به نام «فلفل» و «دال » و «گروز » و بلاخره از « روبیان یا میگو » نیز تغذیه می کند . این کوسه بغیر از قلب و اطراف روده ها و گردن ، در سایر قسمت های بدن ، اصلاً خون ندارد و تمام بدنش را رگ و پی تشکیل می دهد .
منبع: آکواریوم و ماهی های آب شیرین
حسین عمادی
معلم راهنما: محمد یاری - لطفی
سایت آموزشی علم ایران

Bauokstoney
Sunday 17 October 2010-1, 06:14 PM
زیست شناسی ژنتیک بالینی با تشخیص و اداره جنبه‌های طبی ، اجتماعی و روان شناختی بیماریهای ارثی سروکار دارد. همانند سایر حوزه‌های طب ، گذاشتن تشخیص صحیح و فراهم سازی درمان مناسب که باید شامل کمک به فرد مبتلا و اعضای خانواده او ، جهت درک ماهیت و پیامدهای اختلال باشد، ضروری است. به هر حال وقتی شک به ارثی بودن یک اختلال وجود دارد، بعد دیگری هم به آن اضافه می‌شود، نیاز به اطلاع دهی به سایر اعضای خانواده در مورد خطر برای آنها و شیوه‌های موجود برای تغییر دادن این مخاطرات.
همان گونه که خصوصیت منحصر به فرد بیماری ژنتیکی ، تمایل آن به عود در داخل خانواده‌هاست، جنبه منحصر به فرد مشاوره ژنتیکی ، تمرکز آن نه تنها بر بیمار اولیه ، بلکه بر اعضای خانواده بیمار ، هم در حال حاضر و هم در آینده می‌باشد. مشاوره ژنتیکی که از فعالیتهای محوری در ژنتیک پزشکی است، نه تنها با اطلاع دهی به بیمار و خانواده اش ، بلکه با ایجاد مشاوره جهت‌دار از نظر روان شناسی برای کمک به سازگار شدن افراد و تطابق با تاثیرات اختلال در خانواده سروکار دارد.
روند مشاوره ژنتیکی
استانداردهای تعیین شده مراقبت پزشکی مستلزم آن هستند که ارائه دهندگان خدمات ژنتیکی شرح حالی بدست آورند که شامل اطلاعات خانوادگی و نژادی باشد. در مورد مخاطرات ژنتیکی بیماران و اعضای خانواده‌شان به آنها توصیه‌های لازم را ارائه کنند. آزمایش ژنتیکی یا تشخیص پیش از تولد ، در صورت لزوم ، پیشنهاد دهند و درمان گوناگون یا راههای اداره و تدبیر جهت کاستن خطر بیماری را ذکر کنند.
مشاوره ژنتیکی ، محدود به ارائه اطلاعات و محاسبه خطر بیماری نیست، بلکه نوعی روند ارتباطی است. توانایی تعریف و تعیین موضوعات روانی _ اجتماعی پیچیده مرتبط با نوعی اختلال ژنتیکی در یک خانواده ، نقش مرکزی را در این کار ایفا می‌کند. توجه به این موضوعات ، احتمالا به موثرترین وجه از طریق تماس دوره‌ای با خانواده در طول زمان و با مرتبط شدن موضوعات پزشکی یا اجتماعی با زندگی افراد مبتلا ، انجام می‌شود.
کاربردهای رایج مشاوره ژنتیکی
فرزد قبلی مبتلا به ناهنجاریهای مادرزادی متعدد ، عقب ماندگی ذهنی یا نوعی نقص مجزای مادرزادی مانند نقص لوله عصبی ، کام شکری و ... .
سابقه یک بیماری ارثی مانند فیبروز کیستیک ، سندرم x شکننده یا دیابت.
تشخیص پیش از تولد برای سن بالای مادر یا موارد دیگر.
کم خونی
برخورد با تراتوژنها ، مانند مواد شیمیایی شغلی ، داروها و الکل.
سقط مکرر جنین یا ناباروری.
بیماری ژنتیکی یا اختلال تازه تشخیص داده شده.
پیش از انجام آزمایشهای ژنتیکی و پس از دریافت نتایج ، خصوصا وقتی برای استعداد به اختلالات با تظاهر دیررس مانند سرطان یا بیماریهای عصبی ، آزمایش صورت می‌گیرد.
به عنوان پیگیری برای یک آزمایش مثبت نوزادی ، مثلا در مورد بیماری فنیل کتونوریا.
نقش مشاوران ژنتیک
خدمات مشاوره ژنتیکی بطور روزافزونی ، توسط مشاوران ژنتیک ارائه می‌شود که افراد صلاحیت‌دار آموزش دیده در زمینه ژنتیک و مشاوره هستند و به عنوان اعضای یک تیم مراقبت سلامت همراه با پزشکان متخصص ژنتیک یا سایر پزشکان متخصص (مثلا در کار مامایی ، درمانگاه ارتوپدی یا درمانگاه سرطان) خدمت می‌کنند.
مشاوران ژنتیک ، نقش ضروری در ژنتیک بالینی دارند و در بسیاری از جنبه‌های تحقیق و اداره مشکلات ژنتیکی شرکت دارند. مشاوره ژنتیک ، اغلب اولین نقطه تماس بیمار با خدمات ژنتیک بالینی است که مشاوره ژنتیکی مستقیم برای مشاوره کننده‌ها انجام می‌دهد، به بیماران و خانواده‌هایشان در مواجهه با بسیاری از موضوعات روانی و اجتماعی که در طی مشاوره ژنتیک ایجاد می‌شوند، کمک می‌کند و نقش حمایتی خود را ادامه داده ، به عنوان منبع اطلاعات پس از اتمام تحقیقات و مشاوره رسمی عمل می‌کند.
مشاوران همچنین در حوزه آزمایش ژنتیکی بسیار فعال هستند. این افراد رابطه بسیار نزدیکی بین پزشکان ارجاع دهنده ، آزمایشگاههای تشخیصی و خود خانواده‌ها برقرار می‌کنند. تجربه خاص آنها برای آزمایشگاههای بالینی بسیار باارزش است. زیرا توضیح و تفسیر آزمایشهای ژنتیکی برای بیماران و پزشکان ارجاع دهنده ، اغلب نیاز به دانش پیچیده ژنتیک و ژنومیک و نیز مهارتهای خوب ارتباطی دارد.
تعیین خطر عود
برآورد خطر عود ، موضوعی محوری در مشاوره ژنتیکی و بطور ایده‌آل ، بر پایه آگاهی از ماهیت ژنتیکی اختلال مورد نظر و شجره خانواده خاص مورد مشاوره ، استوار است. عضوی از خانواده که قرار است خطر ابتلای او به نوعی اختلال ژنتیکی تعیین شود، معمولا از بستگان فرد بیمار است، مانند خواهر یا برادر فرد مبتلا.
وقتی توارث تک ژنی اختلالی مشخص باشد، خطر عود برای اعضای خاص خانواده را معمولا می‌توان از روی اصول پایه مندلی تعیین کرد. برخلاف اختلافات تک ژنی ، مکانیزمهای زمینه‌ای توارث اکثر اختلالت کروموزومی و صفات پیچیده نامشخص است و برآورد خطر عود بر پایه تجربیات قبلی صورت می‌گیرد. وقتی فنوتیپ خاص خطر نامعین دارد و یا می‌تواند ناشی از علل گوناگون با فراوانی‌های مختلف و خطرهای بسیار متفاوت باشد، برآورد احتمال ابتلا ، خطرناک است.
برآورد خطر وقتی ژنوتیپها مشخص باشد.
ساده‌ترین برآوردهای خطر ، مربوط به خانواده‌هایی می‌شود که ژنوتیپهای تمام اعضای خانواده شناخته شده یا قابل استنباط باشند. به عنوان مثال ، اگر هر دو عضو یک زوج حامل هتروزیگوت نوعی اختلال آتوزومی مغلوب باشند و علاقه‌مند باشند احتمال به دنیا آمدن فرزند مبتلا به این اختلال را بدانند، خطر (احتمال) توارث بیماری برای فرزندشان ، ۴/۱ در هر بارداری است. حتی اگر زوج مربوطه ، ۶ فرزند سالم بعد از کودک مبتلا داشته باشند، خطر در بارداری‌های بعدی ، هنوز ۴/۱ برای هر بارداری است.
مشاوره ژنتیکی برای هم خونی
زوجهای هم خون (خویشاوند) ، گاهی درخواست مشاوره ژنتیکی پیش از بچه‌دار شدن می‌کنند، زیرا انتظار افزایش خطر نقایص مادرزادی در فرزند خود را دارند. دو نکته مهم باید به چنین زوجهایی توضیح داده شود: اول اینکه خطر نسبی تولد فرزند غیر طبیعی برای والدین خویشاوند بیشتر از غیر خویشاوند است. دوم اینکه هر زوجی ، چه هم خون و چه غیر هم خون ، که فرزندی مبتلا به نوعی اختلال آتوزومی مغلوب به دنیا می‌آورند، با ۲۵ درصد خطر ابتلا در بارداری‌های بعدی خود مواجه هستند.
پیشگیری از عود در خانواده‌ها
در مورد بسیاری از خانواده‌هایی که به دنبال مشاوره ژنتیکی هستند، یکی از اهداف اصلی ، تعیین خطر عود برای بیماری قابل توارث در فرزندان آنها و یادگیری راههای موجود برای پیشگیری از عود اختلال ژنتیکی خاص مورد نظر است. اگرچه تشخیص پیش از تولد ، یکی از رویکردهایی است که اغلب می‌توان به خانواده‌ها ارائه داد، به هیچ وجه ، راه حل همگانی برای خطر مشکلات ژنتیکی در فرزندان محسوب نمی‌شود. سایر اقدامات برای اداره عود اختلال عبارتند از:
آزمایشهای ژنتیکی (تعیین کاریوتیپ ، تجزیه و تحلیل بیوشیمیایی ، یا تجزیه و تحلیل DNA) گاهی به زوجهای دارای سابقه خانوادگی نوعی اختلال ژنتیکی اطمینان می‌دهد که خود آنها در معرض خطر افزایش یافته داشتن فرزندی مبتلا به نوعی بیماری ژنتیکی خاص نیستند. در موارد دیگر ، چنین آزمایشهایی نشان می‌دهد که این زوج در معرض خطر هستند.
اگر والدین تصمیم به داشتن بچه‌های بیشتر ندارند یا مصمم هستند که اصلا بچه‌دار نشوند، می‌توانند از راههای پیشگیری از بارداری یا سترون سازی استفاده کنند.
برای والدینی که یک یا بیش از یک فرزند می‌خواهند، پذیرش کودک ، یک راه امکان‌پذیر است.
چشم انداز
در آینده با گسترش پایه دانش ژنتیک پزشکی ، دامنه مشاوره ژنتیکی متناسبا افزایش خواهد یافت. چالش مربوط برای پزشکان ، تعیین اهمیت مشاوره ژنتیکی در کار طبابت ، درک اساس علمی آن و آگاهی از محدودیتهای دانشهاست. در اینجا اخطارات « ویلیام اسلر » را بازگو می‌کنیم که در یک زمینه بالینی نوشت، اما می‌توانست در مورد احتمالات ژنتیکی نیز توضیح دهد: « خطاهای قضاوت ، پیوسته به بروز مندی هستند که عمدتا شامل احتمالات متعادل می‌باشند.
منبع:شبکه اطلاع رسانی رشد

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:03 PM
محیط زیست در برابر کسانی که معتقد به کمک رسانی به حیات وحش هستند، گاه این پرسش طرح می‌شود که «چرا؟ مگر شما نمی‌گویید که طبیعت بهتر از انسان‌ها می‌داند که چگونه خود را حفظ کند؟».
این پرسش به‌طور کلی گزاره درستی را پیش می‌کشد. به این معنا که شعور ذاتی طبیعت که با گذر از ده‌ها میلیون سال انتخاب طبیعی، سازش و جهش ژنتیکی پدید آمده، بسی بیشتر از عقل خودشیفته انسانی می‌داند که چگونه مهمانان خود را که همانا میلیون‌ها گونه گیاهی و جانوری است، پذیرایی کند.
فراموش نمی‌کنیم آنچه را که در فرهنگ ما از حضرت سلیمان نقل می‌شود که روزی خواست با سفره‌ای رنگین و پر، از همه جانوران پذیرایی کند، اما هنگامی که فقط یک ماهی بزرگ آمد و با یک قورت سفره را پاک کرد، حضرت تازه دریافت که حتی نمی‌تواند دو قورت ونیم باقی مانده آن ماهی را سیر کند!
این حکایت، اشاره‌ای است به توانایی شگفت آور طبیعت در فراهم آوردن امکان زیست برای این همه گونه متنوع و پرشمار. با این حال، در شرایط کنونی محیط‌زیست که تقریبا در همه جای آن ردپای پرتأثیر و تخریب انسان به چشم می‌خورد، قضیه‌ای که گفتیم به‌طورکلی درست است، به‌طور مشخص صورت دیگری می‌یابد.
موضوع مشخص این است که انسان تمامی آشیان‌های زیستی زمین را، یعنی تمام مهارت‌های ویژه‌ای را که به انبوهی از گونه‌ها این امکان را می‌دهد که در کنار هم زندگی کنند، بی‌آن که حریم یکدیگر را بشکنند و یکی بتواند گونه دیگر را ( نه افرادی از آن گونه را) از میان ببرد، اشغال کرده است.
این اشغال – که گسترده‌تر از هر اشغال سرزمینی دیگر به دست بزرگ‌ترین امپراتوری‌ها بوده است - نه تنها در اشتهای گارگانتوایی انسان که همه چیز را می‌خورد، بلکه در چنگ اندازی به هرنوع سرزمین، از بلندترین کوه‌ها تا پست‌ترین دشت‌ها و از سردترین نقطه‌ها تا گرم‌ترین آنها، خود را نشان می‌دهد. به بیان دیگر، انسان عرصه زمین را سخت بر تمامی گونه‌های دیگر تنگ کرده است.
هر گونه گیاهی یا جانوری، کمینه‌ای از مساحت زیستگاهی را می‌خواهد تا بتواند نیازهای زیستی خود رابرآورده سازد. آدمی با ساخت و ساز در زیستگاه‌ها و حصارکشی زمین‌ها، آنها را قطعه قطعه کرده است و به این ترتیب حتی اگر عامل‌هایی مانند نابودسازی منابع غذایی ( پوشش گیاهی... ) و شکار را نیز درنظر نگیریم، صرف کوچک شدن زیستگاه‌ها می‌تواند گونه‌ها را رو به قهقرا ببرد.
ادوارد ویلسون، بزرگ‌ترین زیست شناس معاصر، در نظریه جغرافیای زیستی جزایر خود که با همکاری رابرت مک آرتور وضع کرده، با دقتی ریاضی وار نشان داده است که با ۱۰بار کاهش مساحت یک زیستگاه، تعداد گونه‌ها به نصف کاهش می‌یابد. همچنین، ویلسون و دیگران ثابت کرده‌اند که هر چه اندازه متوسط یک جمعیت کوچک‌تر باشد، آن جمعیت سریع‌تر به نقطه صفر رانده می‌شود ( نگاه کنید به فصل یازدهم کتاب تنوع حیات او ).
در ایران، در بیشتر زیستگاه‌ها، با هر دو پدیده یادشده روبه‌رو هستیم ؛ هم ابعاد زیستگاه‌ها در۳۰ سال اخیر بسیار کوچک شده اند و هم تعداد افراد هر گونه بسی کمتر شده است. به علاوه، کیفیت زیستگاه‌ها – یکپارچگی، در امان بودن از انسان و دام، پوشش گیاهی مناسب، و... – هم سخت افت کرده است.
پس کم شدن تنوع زیستی و انقراض، هر دو به‌دلیل دخالت عامل انسانی، محیط‌زیست ما را به انحطاط کشانده و وضع روز به روز وخیم‌تر هم می‌شود. در این حال، فقط دخالت مثبت انسان می‌تواند اوضاع را بهتر، یا دست کم در حالت موجود تثبیت کند. صورت‌های بسیار مؤثر این دخالت مثبت جلوگیری از تجاوز بیشتر به زیستگاه، افزودن منطقه‌های ضربه گیر به اطراف زیستگاه، مطالعه در رفتار گونه‌ها و مانند این‌ها است. اما، در مواردی ممکن است یک رشته عملیات اورژانسی هم لازم باشد، مثلا دادن کمک تغذیه به گونه‌ها در زیستگاه.
ریختن علوفه و دانه برای علفخواران و پرندگان وحشی، یک کار نمایشی یا رمانتیک نیست و روی آن مطالعه علمی شده است. در زیستگاهی مانند ورجین (در کوه‌های شمال تهران)، کل و بز یا قوچ و میش دیگر در زمستان‌ها امکان مهاجرت به دشت‌های چند ده کیلومتر پایین دست که هیچ، حتی امکان آمدن به کنار رودخانه جاجرود برای استفاده از چمن‌های حاشیه آب را هم ندارند، چرا که تمامی حریم رودخانه را نیز زمین خواران تصرف کرده‌اند.
گدار رفتن سردسته گله‌های این جانوران، که درشرایط بزرگ بودن زیستگاه، نشانه تشخیص درست غریزی آنها در فرارسیدن فصل سرد و به مثابه سوت قطار برای راه افتادن بود، اینک زنگ خطری است برای محیط بانان که این گله‌های کوچک باقی مانده ممکن است کمی پایین‌تر گرفتار شکارچی‌ها و افراد ناآگاه شوند یا در جاده‌ها با خودرو‌ها تصادف کنند.
علوفه پراکنی در زیستگاه، از مهاجرت به سوی تله‌های مرگبار جلوگیری می‌کند، و البته کمک مؤثری است به تغذیه حیوان علفخوار و گوشتخوارانی که بقایشان در گرو وجود آن علفخوار است. اگر این دخالت مثبت آدمی نبود، چه بسا که نسل علفخواران بزرگ در منطقه حفاظت شده ورجین و جاهای مشابه، چند سال پیش از میان رفته بود.
در مقیاس‌های کوچک‌تر یا نیمه شهری می‌توان به دانه ریختن برای کبوترچاهی در اطراف زیارتگاه‌ها اشاره کرد که تا حد زیادی به حفظ نسل آنها و بعضی گونه‌های دیگر مانند قمری خانگی، یاکریم، گنجشک، سار، کلاغ، زاغ، دم جنبانک، بلبل خرما و به یمن بقای آنها، به حفظ گونه‌هایی از پرندگان شکاری در حوزه شهری و روستایی کمک کرده است.
در مقیاس‌های بزرگ، می‌توان اشاره کرد که در بعضی زیستگاه‌ها و حومه‌های شهری کانادا، با فرارسیدن زمستان، مردم و مقام‌های مسئول، با دادن غذا به موس ‌ها (گوزن‌های شمالی) این جانوران را که در شرایط تغییرات محیطی و جوی دیگر نمی‌توانند مانند گذشته زمستان را از سربگذرانند، به زیر چتر حمایتی خود می‌گیرند.
توضیح این که محققان دریافته‌اند موس‌ها که در گذشته، علف‌ها و خزه‌های کوتاه روی سنگ‌ها را با کنار زدن برف زمستانی می‌خوردند، در سال‌های اخیر در این کار با مشکل روبه‌رو شده‌اند. علت این است که گرم شدن زمین سبب شده که حتی در روزهای زمستانی، مقدار بی‌سابقه‌ای از برف‌های رویی ذوب شود و به پایین رود.
این آب‌ها با رسیدن به سطح سنگ یا خاک، یخ می‌زند و در نتیجه موس‌ها نمی‌توانند با کنار زدن برف‌ها به علف دست یابند. پس از جر و بحث‌هایی در این زمینه که تغذیه مصنوعی موس‌ها در زمستان، آنها را بدعادت خواهد کرد، بررسی‌های محققان به این نتیجه رسید که این عمل مضر نیست و درهرحال می‌تواند کمکی باشد به بقای جانور.
نکته مهم این است که علوفه پراکنی و ریختن دانه برای کبک و... باید در محل‌هایی انجام شود که حداقلی از شرایط حفاظتی را داشته باشد و از دسترس شکار دزد ‌ها در امان باشد، وگرنه ممکن است که این کار به نوعی تله گذاری بدل شود. بنابراین، توصیه این است که سازمان‌های غیردولتی و داوطلبان دیگر، تغذیه مصنوعی را با هماهنگی محیط بانان انجام دهند.
گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران، در ۴-۳ سال گذشته از کوه نوردان و دیگر گروه‌های دوستدار طبیعت دعوت کرده است تا با تهیه علوفه و دانه و ضمن هماهنگی با پاسگاه‌های محیط بانی، در منطقه‌هایی که بارش سنگین برف مشکل جدی برای حیات وحش پیش می‌آورد، به کمک این مخلوقا ت زیبا بروند.
تجربه علوفه پراکنی ما، توانسته اندکی به محیط بانان سختکوش پاسگاه زردبند دلگرمی بدهد که کسانی هستند که قدر زحمت‌های آنان را بدانند. همچنین توانسته به خود ما ثابت کند که می‌توانیم کارهایی مؤثر ( و نه فقط نمادین) انجام دهیم و دیگر این که توانسته فرصتی برایمان فراهم کند تا از رهگذر آن به آموزش‌های زیست‌محیطی برای گروه‌هایی از مردم بپردازیم.
این برنامه‌ها در چندین روز تعطیل در منطقه ورجین و چند مورد مشابه آن نیز در دیگر استان‌ها اجرا شده است. سازمان‌های غیردولتی جبهه سبز ایران، انجمن حمایت از حیوانات و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط‌زیست، از همکاران ما در این برنامه‌ها بوده‌اند.
منبع:روزنامه همشهری

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:04 PM
محیط زیست ایران در منطقه خشک و نیمه خشک جهان قرار دارد. متوسط میزان باران در ایران حدود ۲۵۰ میلی‌متر است در حالی که در جهان این میزان در حد ۸۵۰ میلی‌متر است.
حال در این کشور که میزان تبخیر سالیانه به مراتب بیش از میزان نزولات اعم از باران، برف، تگرگ و ... است طبعا بدنه‌های آبی کشور مانند رودخانه‌ها، تالابها و دریاچه‌ها از اهمیت فراوانی برخوردارند.
حیات تالابها و دریاچه‌ها صرفا متکی به آبی است که رودخانه‌ها به آنها می‌ریزند به عنوان مثال از جمع حدود ۷ میلیارد متر مکعبی که آب همه ساله به دریاچه ارومیه می‌ریخت حدود ۵/۵ میلیارد از طریق رودخانه‌های متعدد مانند زرینه‌رود، سیمینه‌رود، باراند و زچای و... تامین می‌شد.
با این همه، با کمال تاسف در برنامه‌ریزی برای استفاده از آب این رودخانه‌ها و به خصوص احداث سد، سهمی برای طبیعت و یا بهتر بگوییم دریاچه‌ها و تالاب‌ها منظور نمی‌شود و فقط و فقط سهم آب برای مصارف کشاورزی و باغداری منظور می‌شود و طبعا بدنه آبی که از رودخانه‌ها مشروب می‌شود رو به تباهی و نابودی می‌رود.
مثلا با محروم‌شدن دریاچه ارومیه ملاحظه می‌شود که وسعت این دریاچه باستانی که زادگاه زرتشت پیامبر است به شدت کاهش یافته و عمق آب حدود ۶ متر کاهش یافته است. این امر در نهایت کاملا به ضرر کشاورزانی است که سدها به خاطر کشاورزی آنان احداث شده است. در این شرایط باید سهم طبیعت کنارگذارده شود تا حق‌آبه تالابها و دریاچه‌ها محفوظ بماند و ضمن حفظ حق آبه کشاورزان، برای احیای تالابها و دریاچه‌ها نیز آب جاری شود.
با توجه به اینکه در کشور ما چنین حق‌آبه‌ای برای طبیعت لحاظ نمی‌شود، ساختمان سدها بزرگترین تهدید را برای بدنه های باارزش آبی ایجاد می‌کند. لازم به ذکر است که در پنجاهمین سالگرد تاسیس بانک جهانی اعلام شد که ۸۰ درصد سدهایی که از سوی این بانک احداث شده از نظر زیست‌محیطی نباید احداث می‌شد.
همه این سدها در کشورهای در حال توسعه و فقیر مانند بنگلادش احداث شدند. احداث جاده در تالاب انزلی نیز موجب کاهش آب رودخانه‌های مشروب کننده تالاب همانند زرجوب شده است و در صورت ادامه ساختار جاده‌ها و احداث پل‌ها با پایه‌های فلزی با فاصله کم، سرنوشت این تالاب نیز مانند دریاچه ارومیه خواهد شد.
دریاچه‌های بختگان، طشک و تالابهای کمجان نیز ظاهرا به چنین سرنوشتی مبتلا خواهند شد. مشروح واقعه اینکه این مناطق در منطقه غرب کشور و در کوه‌های زاگرس قرار گرفته و از شیراز ۵۰ تا ۶۰ کیلومتر فاصله دارند. طشک و بختگان دریاچه‌های دوگانه آب شور هستند.
ارتفاع این بدنه‌های آبی ۱۵۲۵ متر از سطح دریاهای آزاد است و نیز منطقه تالاب دایمی آب شیرین به نام کمجان که از آبهای فصلی نیز در آن می‌ریزند. رود گور این تالاب را مشروب می‌کند. در اثر سرریز تالاب کمجان، رودخانه طشک از آن در غرب تالاب جاری می‌شود.
همچنین چشمه دایمی گامون در شمال غربی این تالاب، آب شیرین به تالاب کمجان می‌ریزد. دریاچه بختگان قسمت اعظم آب‌ خود را از کانال اصلی رود گور که به غرب آن وارد می‌شود،‌دریافت می‌کند. بختگان و طشک توسط یک نوار باریک خشکی از یکدیگر جدا می‌شوند. ولی در طول فصول بارانی به هم متصل می‌شوند و یک بدنه آبی وسیع را که حدود ۱۳۶۵۰۰ هکتار وسعت دارد تشکیل می‌دهند.
در صورت خشکسالی‌های متوالی، دو دریاچه ممکن است کاملا خشک شوند غیر از نواحی چشمه‌ها، مانند چشمه گامون در گوشه شمال غربی دریاچه طشک و چشمه سهل‌آباد در سواحل جنوبی دریاچه بختگان. میزان شوری این دو دریاچه در نقاط گوناگون کاملا به نحو غیرمنتظره‌ای متفاوت است. این دریاچه‌ها از نظر مواد غذایی فقیرند و گیاهان آنها عموما از جلبک‌هایی تشکیل شده که در آب غوطه‌ورند.
تالاب کمجان سابقاً حدود ۱۰۰۰۰ هکتار را شامل می‌شد که دارای نیزارهای وسیع و متراکم بود. از سال ۱۳۴۵ بهره‌برداری از آب شیرین تالاب کمجان برای برنجکاری آغاز شد. اکنون فقط از وسعت سابق ۵۲۵۰ هکتار باقی مانده است که شامل مناطق و زمین های مرطوب نیزاری است و نیز وسعت‌های فراوان شالیکاری در اطراف تالاب به وجود آمده‌اند.
با شروع بهره‌برداری از آب شیرین، تالاب آب شور رو به افزایش گذاشت و به دلیل شوری آب و نیز کاهش مقدار آن بسیاری از زمین‌هایی که به منظور کشاورزی اختصاص یافته‌اند تا به حال کشت نشده‌اند، برخی از کانال‌های آبیاری انباشته از نمک و املاح شده‌اند و مناطقی از زمین‌هایی که زهکشی شده‌اند، مجدداً تبدیل به تالاب شده‌اند و علاوه بر آن تالاب‌های جدید در دهانه کانال‌های زهکشی تشکیل شده‌اند. این تالاب‌های نوظهور با گیاهان خشبی و علوفه پوشیده شده‌اند که از آن برای چرا استفاده می‌شود.
تپه‌های اطراف این مجموعه و نیز دشت وسیع تالاب، زمین مناسبی برای زاد و ولد انواع پرندگان را به وجود آورده است. این دریاچه‌ها در زمستان تعداد بیشماری از پرندگان آبزی را پذیرایی می‌کند. حدود ۰۰۰/۱۲۰ تا ۰۰۰/۱۴۰ پرنده روی آب چر (اردک‌ها، مرغ آبی‌ها و غازها)، و نیز حدود ۰۰۰/۵۰ فلامینگو، هر سال در این مناطق زمستان‌گذرانی می‌کنند. این فلامینگوها، جمعیت تخم‌گذار دریاچه ارومیه هستند که برای زمستان‌گذرانی به این مناطق کوچ می‌کنند. عقاب دشتی به تعداد زیاد در زمستان حضور دارند.
اردک مرمری (نادر) در این مناطق زمستان‌گذرانی و نیز زادآوری می‌کنند. پلیکان خاکستری در منطقه حضور دارد.
با وجود تغییراتی که در تالاب کمجان روی داده، این تالاب منطقه تغذیه بسیاری از پرندگان از جمله لک‌لک سفید، واکراس سیاه است.
سایر پرندگان حائز اهمیت که در منطقه حضور دارد عبارتنداز: بادخورک کوچک، چکاوک‌ها، پیت نوک‌ دراز، دم‌سرخ، تنسک دشتی، سهره شیپوری، سهره مغولی و سایر جانداران که در این مجموعه بی‌نظیر دیده می‌شوند عبارتنداز: روباه، خرس قهوه‌ای، گربه کاراکل(نادر)، پلنگ (نادر)، غزال و قوچ کوهی...
● نتیجه‌گیری
شاید در نظر غیرمتخصصین و از روی ظاهر، اهمیت چندانی مثلاً برای حضور پیت نوک دراز، دم سرخ و تنسک دشتی یا سهره مغولی قایل نباشیم و بسیاری هم اصلاً این جانوران را نشناسند ولی مسئله مهم آن است که در این مجموعه حیات حضور دارد. این دریاچه‌ها و تالاب تا وقتی ارزش دارند که ظرفیت حیاتی داشته باشند. این مجموعه زیبا و بی‌نظیر حیاتی که شامل ۲۲۰گونه پرنده باشکوه است در استانی خشک قرار گرفته است و طبعاً نمی‌توان نسبت به سرنوشت آن بی‌توجه بود!
رودخانه اصلی که طشک، نیریز و بختگان و تالاب کمجان را سیراب می‌کند رودخانه بلاغی است. این رودخانه در طی مسیر خود به سعادت‌آباد رسیده و سپس به سیوند می‌رسد در محل پل خان به کر می‌ریزد و رود کر تأمین کننده اصلی آب بختگان و طشک است. با احداث سد سیوند، آب رود بلاغی از تالاب‌ها قطع می‌شود و همان که بر سر دریاچه ارومیه آمد، بر سر این بدنه‌های باارزش آبی خواهد آمد.
امروزه تالاب کمجان کاملاً از بین رفته و از آن همه شکوه و لطف طبیعت زمین‌های شالیزاری و شوره‌زارهایی باقی مانده که اثری از حیات در آن نیست و تالاب‌های بختگان و طشک در انتظارند تا دست ما انسان‌ها برای آنها چه رقم بزند. اکنون که سد احداث شده، آیا به راستی نمی‌توان مقداری از آب پشت سد سیوند را برای احیای تالابهای باارزش و بین‌المللی استان فارس اختصاص داد؟ سهم طبیعت را نمی‌توان از این همه ساخت و ساز و عمران جدا کرد؟ آیندگان در مورد ما چه فکر خواهند کرد؟
منبع:امیر.اوسط

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:05 PM
محیط زیست در حالی که در سالهای گذشته مرگ و میر ناشی از گرمای هوا تیتر درشت اغلب رسانه های سراسر جهان بود، اخیراً طبق آمار، سرما و به ویژه تأثیرات آن بر افزایش آلودگی هوا بسیار مرگبارتر است بخصوص مرگ و میر در میان افراد مبتلا به بیماریهای قلبی و تنفسی بسیار بیشتر است.
نخست این پرسش مطرح می شود که چه میزان از سرما و دمای پایین را باید خطرناک به شمار آورد؟
تاکنون در اتحادیه اروپا در حوزه هواشناسی «سرما» به طور رسمی تعریف نشده است، اما طبق یک طرح ارائه شده در هند «سرمای خطرناک» به دوره ای اطلاق می شود که در آن ۹ روز پی در پی کمترین دما به منفی ۵ درجه سلسیوس یا کمتر رسیده باشد و یا در ۶ روز پیاپی پایین ترین دما به منفی ۱۰ درجه سلسیوس یا پایین تر برسد.
همه ما روزانه هوای مورد نیاز را برای تنفس با انواع گازهای آلاینده موجود در هوا آلوده می کنیم. این در حالی است که میزان این آلودگی در سرما و قاعدتاً در فصل زمستان بسیار بیشتر است.
از آنجا که آب و هوا (باد و باران) تأثیر عمده ای در پاکسازی، رقیق سازی و در نهایت انتقال هوای پاکیزه به بدن دارند، لذا شرایط آب و هوایی نامساعد و در این میان سرمای بیش از حد، میزان آلودگی هوا را به حد محسوسی می رساند.
نامساعد بودن شرایط آب و هوایی بدان معناست که هوای آلوده نمی تواند با هوای پاکیزه جو ترکیب شده، رقیق و در نهایت به ریه های ما منتقل شود. این وضعیت زمانی اتفاق می افتد که به علت سردتر و سنگین تر بودن هوای پایین حرکت صعودی و جابه جایی هوا وجود ندارد و هوا به حالت سکون در می آید، چنین وضعیتی «وارونگی» نامیده می شود.
پدیده وارونگی در شهرهای بزرگ و پرترافیک اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا در این حالت به علت ساکن بودن هوا، دود و سایر گازهای ناشی از خودرو و ماشین آلات در هوای راکد باقی می ماند و نمی تواند پراکنده شود.
در زمستان سال ۲۰۰۶ این پدیده در دو مرحله در اروپا روی داد که به گفته کارشناسان فشار گرد و غبار به ویژه در مرحله دوم به بیش از ۲ برابر میزان موجود رسید. این میزان فشار زیاد نه تنها در منطقه باسل آلمان که به بخشهایی از مناطق کشور سوئیس نیز کشیده شد. به منظور انجام سلسله اقدامات مقابله با این پدیده، در ۱۱ استان آلمان و سوئیس از ۴ تا ۸ فوریه ۲۰۰۶ در شبکه بزرگراه های این استانها میزان سرعت مجاز خودروها ۸۰ کیلومتر تعیین شد و در شهر باسل نیز حداکثر سرعت مجاز برای همیشه به ۸۰ کیلومتر در ساعت محدود شد.
با رعایت منظم این قانون حجم ترافیک در مقایسه با روزهای گذشته ۱۵ درصد کاهش یافت و در نهایت به رفع حالت وارونگی انجامید که در این میان به عقیده کارشناسان باد و باران سهم عمده ای در کاهش تراکم گرد و غبار درهوا داشته اند.
با استناد به این طرح، شورای استان باسل در آلمان در سال ۲۰۰۷ طرحی را به تصویب رساند که شامل یک مرحله اطلاع رسانی و دو مرحله عملی می شد. به این ترتیب که در صورت رسیدن میزان تراکم آلاینده ها به ۵۰ میکروگرم بر مترمکعب، مراکز استانها وضعیت موجود را به اطلاع مسؤولان مربوطه رسانده و به طور داوطلبانه درخواست انجام اقدامات لازم را بنمایند.علاوه بر آن، در صورتی که میزان تراکم از بیش از ۱۰۰ میکروگرم بر مترمکعب بالا برود، به طوری که به شرایط آب و هوایی پایداری برسد، مرحله اول طرح وارد عمل می شود.
این مرحله شامل قانون سرعت ۸۰ کیلومتر در بزرگراه ها، ممنوعیت سبقت کامیونها و سوزاندن مواد مقاومی است که برای دستگاه های گرمایش رفاهی مورد استفاده قرار می گیرد.در صورتی که تراکم موجود به بیش از ۱۵۰ میکروگرم بر مترمکعب برسد، مرحله دوم طرح عملی می شود که این مرحله شامل محدودیت کاربرد ماشینهای بزرگ بدون ---------- گرد و غبار است.
همان گونه که اشاره شد، یکی از تأثیرات مهم سرما که منجر به افزایش آلودگی هوا می گردد، بالا رفتن گرد و غبار و سایر آلاینده هاست. لازم به یادآوری است، «گرد و غبار» از ذرات بیشماری تشکیل شده است که بخشی از این ذرات از سوخت ناقص مواد سوختی، جریانات صنعتی، انحراف لاستیک خودروها، انحراف از سطح خیابانها و خطوط ریل، انحراف ترمز و همچنین گازهای حاصل از تأسیساتی که سوخت عمده آنها چوب می باشد، ناشی می گردد.
بخش دیگری از این ذرات نیز حاصل مواد گاز گونه ای چون آمونیاک، دی اکسید گوگرد و دیگر ترکیبات است که بسته به شرایط موجود، این ترکیبات می توانند تا حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد حاوی انواع آلاینده ها باشند.
به گفته پزشکان و کارشناسان، ذرات بسیار ریز دوده ها بیش از همه تهدیدکننده سلامتی انسانهاست. این ذرات که خاصیت سرطان زایی دارند، هر چقدر کوچکتر باشند به همان اندازه عمیق تر وارد رگهای ریه سپس وارد لنف و خون شده و سرانجام در تمام نقاط بدن تقسیم می شود.بر این اساس، گرد و غبار عامل مهم ایجاد بیماریهای تنفسی نظیر نارساییهای تنفسی، سرفه های مزمن، برونشیت، سرطان ریه و همچنین ناراحتیهای قلبی و گردش خون محسوب می گردد.
به گفته کارشناسان بیشترین میزان مرگ و میر ناشی از سرما در سالمندان، کودکان، افراد مبتلا به بیماریهایی قلبی، سکته های مغزی و بیماریهای تنفسی مزمن و یا آسم دیده می شود. در حدود نیمی از مرگ و میرهای ناشی از سرما در اتحادیه اروپا در افراد مبتلا به ناراحتیهای قلبی و ۲۵ درصد مرگ و میرها در افراد مبتلا به نارساییهای تنفسی بوده است.
به گفته پزشکان تأثیر یک دوره سرما بر تعداد مرگ و میر ناشی از ناراحتیهای قلبی ۷ تا ۱۴ روز بعد از شروع سرما و در نارساییهای تنفسی ۱۵ تا ۳۰ روز بعد از شروع سرما روی می دهد.علاوه بر آن، سرما از طریق برخی مکانیسم های بدن نیز تهدیدکننده سلامتی است، از آن جمله می توان به افزایش فشار خون، افزایش نیاز به اکسیژن در ماهیچه های قلب و بالا رفتن تعداد گلبولهای قرمز اشاره کرد.
به گفته صاحبنظران، عواقب ناشی از افزایش آلودگی هوا در فصل سرما و به ویژه از طریق بالا رفتن گرد وغبار و دیگر آلاینده ها حایز اهمیت است، به طوری که در کشور سوئیس طبق ارزیابیهای موجود سالانه ۱/۷ میلیون روز در نتیجه بیماریهای ناشی از آلودگی هوا در سرما، روند تولیدات اقتصادی به تعطیلی می انجامد.
منبع:زهرا صابری
نوسازی
.row0 { background: none repeat scroll 0% 0% rgb(240, 240, 240); direction: rtl; border-bottom: 1px solid rgb(204, 204, 204); }.row1 { background: none repeat scroll 0% 0% rgb(255, 255, 255); direction: rtl; border-bottom: 1px solid rgb(204, 204, 204); }.comment { padding: 7px 15px; margin: 0px; font-size: 10px; color: rgb(153, 153, 153); }.comment pre { font: inherit; background: none repeat scroll 0% 0% transparent; border: medium none; padding: 0pt; margin: 0pt; }.comment strong { font-size: 11px; }.comment .contentdescription { padding: 0px 0px 5px; margin: 0pt; font-size: 12px; color: rgb(0, 0, 0); direction: rtl; text-align: justify; }

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:09 PM
محیط زیست تا حالا چند بار به خورشید خیره شده اید؟ بعد از خیره شدن به جوشکاری چه احساسی داشته اید؟ نظرتان نسبت به راننده ای که پشت سرتان با نور بالا رانندگی می کند چیست؟ ما کم و بیش در زندگیمان تمام این موارد را دیده ایم. اگر اینطور است مطمئن باشید آلودگی نوری را تجربه کرده اید. آلودگی نوری نور مزاحمی است که اغلب در تاریکی شب ها ی باعث آزارهای چشمی شده و آسیب هایی را ناخواسته به روح و جسم ما وارد می کند. بگذارید در ابتدا ببینیم آلودگی نوری چیست: به نورهای مصنوعی که در زمان یا مکان نامناسب از استاندارد خود خارج شده و با کیفیت نامطلوب محیط زیست و آسمان شب را آزاردهنده و آلوده می سازد را آلودگی نوری می نامیم. یک نور استاندارد باید از سه فاکتور زمان و مکان و کیفیت بهره مند باشد.
● مکان مناسب
مکان مناسب برای نور، مکانی است که واقعا نیاز به روشن بودن محیط ضروری می نماید. دقیقا مانند پارکینگهای بزرگ شرکت واحد که با نور خیره کننده ای بی علت تا صبح محیط پارکینگ و چند خیابان اطراف را مثل روز روشن ساخته اند. حال آنکه تدابیرامنیتی در محیط یک بانک کم نورتر از پارکینگهای اتوبوسهای شرکت واحد است. باز هم بدنبال مثالهایی از این قبیل باشید زیرا پیدا کردن نمونه های استاندارد در کشور ما بمراتب دشوار تر از دیدن نمونه های غیر استاندار است.
● زمان مناسب
ضمن اینکه در روز(زمان) احتیاجی به روشن ماندن یک لامپ نیست در شب نیز در مسیرهای کم رفت و آمد احتیاجی به روشن ماندن انواع روشنایی ها نیست مانند نیمه شب در معابر کم رفت و آمد و یا در راهروی یک بیمارستان یا اداره. تا اینجا کمی با محیط هایی که در آن آلودگی نوری باعث آزارمان می شود آشنا شدیم. امیدوارم باعث شده باشد که کمی به اطرافمان بیشتر دقت کنیم. اما سوال این هفته اینجاست که چه چیز باعث آلودگی نوری می شود؟ در حقیقت در ابتدایی ترین نگاه چه گونه ای از لامپها را ما لامپ ناهنجار و غیراستاندارد می نامیم؟ آیا ما احتیاج داریم تا زیر هواپیماها یا اجرام معلق در آسمان تاریک شب را ببینیم. یا نیاز به داشتن ستاره ها داریم تا یادآور جایگاه واقعی ما در جهان شوند. تا شاید روزی به خود غره نگیریم که ما تنها مخلوق خداییم یا اینکه دست کودک خویش را بگیریم و دقایقی را بدون صرف هزینه به یک گردش علمی یا پیک نیک شبانه ببریم تا از زیبایی شب نیز بهره مند گردد. بدست آوردن کدامیک را ترجیح می دهید؟ دقت داشته باشید در یک لامپ غیر استاندارد بسته به نوع و طراحی آن از ۳۰ تا ۴۰ درصد اتلاف انرژی را به همراه دارد و همینطور دید عابران را نیز کم کرده و تحت شعاع قرار می دهد. فکر می کنید با اصلاح هر لامپ سر در خانه هایمان به چند روستا برق رسانی شود یا ساعات خاموشی مان کاهش یابد؟ اگر همه ما موارد ساده را در خصوص کنترل آلودگی نوری رعایت کنیم بی شک بیش از نصف آلودگی نوری شهرهایمان برطرف خواهد شد.
● اثرات مخرب آلودگی
اما اثرات مخرب آلودگی نوری بر انسان و محیط زیست به مراتب جدی تر از حد انتظار ماست. چه بهتر است ببینیم آلودگی نوری از کجا شروع شد و کشورهای پیشتاز تا به حال چه کرده اند؟ زمانی را تصور کنید که هنوز انسانها در غارها زندگی می کردند یا چرا آنقدر دور همین چند قرن اخیر. فکر می کنید روال زندگی آنان در طول شبانه روز چگونه بود. آنان مجبور بودند امورات زندگی شان را با طلوع و غروب خورشید تنظیم کنند. با اولین سپیده بیدار شده و با پایین رفتن خورشید به بستر بروند. در حقیقت سیکل زندگی طبیعی انسان به همین منوال است. ساعت درونی بدن و ریتمهای رفتاری در طول تاریخ بشریت با همین زمان بندی شکل گرفته و رفتارهای سالم و طبیعی انسان را تثبیت کرده اند. شما مطمئن باشید اگر غیر این بود خداوند در مراحل پیدایش زمین حتما لامپ را نیز در آفرینش خود قرار می داد. اما وجود هر نور مصنوعی برای انسان لازم نبود چرا که سلامت او و اطرافش را به خطر می انداخت... انسانها در طول تاریخ سعی کردند از عوامل طبیعی مانند جمع آوری کرمهای شب تاب،ساخت شمع ،استفاده از روغن های حیوانی و سوزاندن چوب برای روشن ساختن اطرافشان بهره مند شوند.
این روال تا اختراع برق توسط ادیسون ادامه داشت و همانطور که اول وسیله ای اختراع می شود و بعدها فرهنگش می آید رفته رفته استفاده از لامپ و برق در تمام خانه ها ادارات خیابانها و بزرگراه ها شیوع پیدا کرده و پا از حیطه خود فراتر نهاد و به وسیله ای جهت سرگرمی و بوجود آوردن زیبایی ها و رنگهای خیره کننده در آبنماها ساختمانها، برجها و... انجامید. سالیان سال مردمان روستا و شهرها بدون هیچ زحمتی به سادگی به نظاره ستاره ها ی دنباله دارها و گاه بارش های شهابی می نشستند اما به نظر می رسد نوعی سنت گریزی (همانگونه که در جوان های امروز می بینیم) دیده شد و سیل هجوم به سمت نور بدون توجه به استانداردهای احتمالی را در دهه های اخیر شاهد بودیم. اما از دست رفتن ستارگان چیز کمی نبود که بتوانیم آن را نبینیم. اولین مطالعات را در ستاره شناسان در حدود ۴۰ سال پیش در خصوص آلودگی نوری داشتند. چرا که پیش از محسوس بودن این افزایش روشنایی برای سایر افراد تجهیزات دقیق ستاره شناسان متوجه چنین شرایطی شده بود. کم فروغ تر شدن ستاره گان در شهر ها ی بزرگ آنان را برآن داشت تا چرایی موضوع را جویا شوند.
اما توجه جدی به این مسأله و تصویب اولین قوانین در سطوح منطقه ای، استانی و ملی به چند سال پس از آن موکول گردید. اولین گردهمایی علمی بین المللی دراین باره در اکتبر ۱۹۵۵ در ایتالیا و با موضوع آلودگی نوری ابعاد و احتمال وقوع برگزار گردید. و به فاصله ۲ سال اولین قانون محلی مبارزه با آلودگی نوری در ایتالیا به تصویب رسید. یکی از اولین و برجسته ترین قوانین مقابله با آلودگی نوری مربوط به ناحیه لومباردی کشور ایتالیاست که در سال ۲۰۰۰ به تصویب رسید و به الگوی مناسبی برای سایر مناطق و کشورها مبدل شد. کشورهای آمریکاو استرالیا نیز از پیشتازان این مبارزه هستند. در اینجا به چند بند از قانون منطقه لومباردی توجه فرمایید. سیستمهای روشنایی باید به وسیله سیستمهایی که قابلیت کم کردن میزان تابش نوررا پس از ساعات خاموشی شبانه دارند پشتیبانی شوند.
سیستمهای روشنایی باید مجهز به لامپهایی با حداکثر بازده با توجه به فناوری روز باشند. مقامات دولتی باید ترویج کننده اصولی باشند که در این قانون به آنها اشاره شده است و اولین کسانی هستند که کاربرد صحیح این قوانین را کنترل خواهند نمود. نصب کنندگان وسایل روشنایی تنها مجاز به نصب وسایلی هستند که روی آن قید شده باشد مطابق با قوانین مقابله با آلودگی نوری با مصرف حداقل انرژی منطبق با قانون منطقه لومباردی.
منبع:روزنامه ابرار

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:09 PM
محیط زیست مقدمه:
يكي از سياستهاي اصولي سازمان تحقيقاتي شيلات ايران ، ايجاد تنوع بيولوژيك زيادتردر مورد گونه هاي آبزيان پرورشي مي باشد.ميگوي آب شيرين بنام ماکروبراکیوم روزنبرگی یا(Macrobrachium rosenbergii) درسراسرمناطق گرمسیری ونیمه گرمسیری جهان بویزه كشور بنگلادش زیست میکنند(شکل1).ميگوي آب شيرين جزو يكي از بزرگترين ميگوهاي موجود در آب هاي داخلي و دريائي مي باشد و بين كليه ميگوها داراي هيكل درشتي است و وزن آن با توجه به شرايط مساعد محيط و مواد غذايي از رشد مطلوبي برخوردار مي باشد و معمولاٌ تا gr250 هم مي رسد و همچنين به اين ميگوي غول آسا ، Giant Prawn هم خوانده مي شود .این گونه ميگو به دليل رشد خوبي که در مدت زمان كوتاه از مرحلة لاروي تا مرحلة عرضه به بازار و دارا بودن ارزش غذايي فراوان ، در صنعت پرورش آبزيان در کشورهای مساعد با استقبال روبرو شده است .اغلب گونه ها در مراحل ابتدایی چرخه زیستی ،به آب لب شور نیاز دارند و بنابراین در آبهایی یافت میگردند که بطور مستقیم وغیر مستقیم با دریا در ارتباط هستند وباوجود این بعضیها از آنها چرخه زیستی خودرا در دریاچه های داخلی آب شور یا شیرین کامل میکنند.بعضی از گونه ها در رودخانه های با آب شفاف برای چرخه زیستی خود ترجیح می دهنددرحالیکه،بعضی از گونه ها در شرایط بسیار گل آلودیافت می شوند.میگوی آب شیرین یا (M.rosenbergii) نمونه ای از گروه اخیر است.تنوع گونه ای وسیعی دراندازه و میزان رشد گونه های مختلف وجودداردکه M.rosenbergii,M.carcinus,M.americanus بزرگترین گونه های شناخته شده در جهان هستند.میگوی M.americanus به طور طبیعی در حوضه های آبریز غرب امریکا یافت میشوددرحالیکه،گونه M.carcinus درحوضه هایی یافت می شود که با اقیانوس اطلس در ارتباط هستند و درنهایت گونه M.rosenbergii در تمام مناطق جنوب شرقی آسیا،شمال اقیانوسیه و جزایر اقیانوس آرام غربی یافت میگردد بررسیها نشان داد که میگوی آب شیرین در زیستگاههای طبیعی بهتر رشد ونمونموده تا زیستگاههای مصنوعی اما با فراهم نمودن شرایط مناسب زیست مصنوعی میتوان افزایش محصول داشت وهمچنین دیگر نتایج نشان داد که میگوهای آب شیرین در زیستگاههای مصنوعی بیشتر حامل سویه هایی از پاتوژنزاز قبیل Edwardsiella , Aeromonas sp, Bacillus sp., Vibrio, Aeromonas, Pseudomonas sp., و پروتوزوا از قبیل Epistylis, Zoothamnium,و Vorticella مشاهده گردید.
روش مطالعه:
جهت بررسی مورفولوژی،رفتار،جایگاه اکولوژیکی و شناسایی احتمالی پاتوژنزمیگوهای آب شیرین از فروردین 1386 تا فروردین 1387 به مدت یکسال از مزارع پرورشی میگو آب شیرین وبعضی از مناطق تالاب دشت آزادگان در خوزستان مورد تحقیق قرارگرفت.
بحث:
تمام میگوهای آب شیرین (مانند سخت پوستان)برای رشد بطور منظم اسکلت خارجی یا پوسته خودرا می اندازند.در چرخه زیستی این گونه هاچهار قسمت وجودداردکه عبارتنداز:تخم،لارو،پست لاروو بالغ که زمانیکه هریک از گونه های این جنس در مراحل مختلف چرخه زندگی می گذارنند ،میزان رشد و حداکثر اندازه آنهانه تنها از گونه ای به گونه دیگر ،بلکه بر طبق شرایط محیطی بویژه درجه حرارت ،تغییر میکند.
بطور خلاصه چرخه زیستی گونه درشرایط طبیعی M.rosenbergii به شرح ذیل می باشد:
آمیزش بالغین با گذاشتن نطفه دریک توده ژلاتینی درزیر قسمت سروسینه بدن ماده (بین پاهای حرکتی)صورت می گیرد.جفت گیری موفقیت امیز تنها بین نرهای باپوسته سخت وماده های رسیده که به تازگی پوست اندازی پیش از جفت گیری تکمیل نموده اند ودارای پوسته نرم هستند،میتواند صورت گیردکه دراین شرایط طبیعی ،جفت گیری درطول سال اتفاق می افتد،اگر چه در ارتباط با شرایط محیطی بعضی مواقع حداکثرای (Peak) درفعالیت آن وجود دارد.
تخمگذاری در چند ساعت پس از جفت گیری صورت می گیرد.تخمها در خارج بوسیله نطفه متصل به سطح خارجی بدن ماده لقاح یافته ودر نتیجه تخمها به یک محفظه تخم ریزی واقع درزیر قسمت شکمی ماده منتقل میشوند وبایک غشاءنازک در جای خود نگهداری شده وبوسیله حرکات شدید زوائد شکمی ،هوادهی میشوند.طول زمانیکه تخمها به این روش بوسیله ماده حمل میگردند ،مختلف بوده اما بطور طبیعی بیش از سه هفته نمی باشدکه در این مدت تعداد تخمهایی که گذاشته میشود به اندازه ماده بستگی دارد.
میگوهای ماده در طی تخم ریزی که دراولین سال زندگیشان صورت می گیرد،غالبا" بیش از 2000-500 عدد تخم خاکستری نمی گذارند.بین پوست اندازیهای پیش لقاحی (Pre-matting moult) مدت بسیار کوتاه 23 روز فاصله وجود دارد.لارو میگواب شیرین پلانکنونیک است و فعالانه با دم ابتدایی خود به پشت شنا میکند.آب لب شور جهت حیات این لاروها ضروری می باشد.لاروهایی که در آب شیرین ریخته میشوند،خواهند مرد مگراینکه در طی چند روز به آب لب شور برسند.چند مرحله مشخص میکروسکوپی در طی چرخه زیستی این میگو وجود دارد که پس از چند هفته پایان می یابد(جدول 1).لاروهای منفرد M.rosenbergiiکه در شرایط هچری مشاهده شده اند،زندگی لارویشان رادر مدت 16 روز کامل میکنند.لاروها دائما" تغذیه کرده ودرطبیعت غذایشان را زئوپلانکتون خصوصا" سخت پوستان ریز ،کرمهای ریز و مراحل لاروی سایر بی مهرگان آبزی تشکیل می دهد.در تکمیل چرخه زیستی لاروی،لاروها به پست لارو دگردیسی می نمایندکه از این لحظه به بعد شبیه میگوی بالغ میناتوری هستندونسبت به موجودات ازاد شناگر ،بیشتر خزنده ترند.هنگام شنا بطور طبیعی پشت به بالا وروبه جلو حرکت کرده وپست لاروها مقاومت خوبی به دامنه وسیع تغییرات شوری نشان می دهد.پست لارو تازه دگردیسی یافته در هچری رامیتوان یکباره ازآب لب شور به آب شیرین منتقل نمود.
پست لارو در آب شیرین پس از یک یا دوهفته بعد از دگردیسی شروع به مهاجرت به بالا رود (Upstream) می کند و خیلی زود قادر به شنا در مقابل جریانات سریع یا خزیدن روی شنهای کناره های کم عمق رودخانه و جریان شدید وسط رودخانه می شود.پست لاروها میتوانند سطح عمودی راصعود کنند وعرض زمینهای مرطوب رابپیمایند.در هر حال میگوی بزرگ آب شیرین همه چیز خوار(Omnivorous) است و جیره غذایی آن درنهایت شامل حشرات کوچک آبزیولاروهایشان،جلبکهای میکروسکوپی،نرمتنان کوچک،سخت پوستان ریز،گوشت ماهی و پس مانده های ماهی وسایر جانوران دیگر آبزیان است و این جانور همجنس خوار هم می باشد.نور شديد چون موجب نگراني ميگوها مي شود و ميگوها بطور طبيعي بخاطر گريزان بودن از نور خورشيد يا نور شديد ، در كف و بستر حركت و تغذيه مي كنند .ميگو اصولاً پس از خوردن غذا و براي هضم آن احتياج به آرامش دارد و در اين ارتباط ، پناهگاههائي در كف حوضچه هاي ميگوي مولد قرار داده شد تا ميگوها در صورت لزوم در زير آنها خود را مخفي كنند .
درشرایط زیست مصنوعی تأمين غذاي زنده براي تغذيه لاروهاي ميگو، ازناپيلوس آرتيميا استفاده میگردد و با هوارساني بوسيله پمپ آكواريوم و قراردادن تخم آرتيميا در آب شور با غلظت مشخص و دماي كافي به صورت تاپيلوس يك روزه توليد و به عنوان جيره غذائي زنده لاروهاي ميگو منظور مي شود .علاوه بر غذاي فوق از شير خشك –پودرغذاي كنسانتره ميگوي مولد- كرم سفيد اليگوكت به صورت له شده هم استفاده می گردد.
پوست اندازی میگوی مولد پرورشی به طور نرمال رنگ سبز زيتوني روشني دارند كه به فاصله هر 38-32 روز با ميانگين متوسط 35 روز يكبار پوست اندازي مي نمايند و ابتداء 3-2 روز قبل از پوست اندازي رنگ ميگو از سبز زيتوني روشن به رنگ سبز متمايل به كرم تغيير مي كند تا در لحظه موعود ميگو به خود فشار وارد نموده تا در نهایت حدودي ازكاراپاس را بلند كرده و از اين قسمت ابتداء ناحيه پشت و بعد ناحيه شكم و سرودم با هم و سرانجام پاهاي حركتي و در نهايت جفت دوم پاهاي حركتي كه بزرگتر از ساير پاها مي باشند ، بيرون مي آيد و در چنين شرايطي پوسته خارجي ميگو كاملاٌ نرم و آسيب پذيرمي باشند كه اگر مورد حمله ميگوهاي ديگر قرار گيرند به طور قطع به علت پاره شدن اندام نرم ميگوي پوست اندازي كرده و منجر به مرگ آن خواهد شد.جفت گیری میگوی آب شیرین در مزارع پرورشی(در شرایط زیست مصنوعی) با تغيير رنگ ميگوي ماده از سبز زيتوني روشن به سبز متمايل به كرمي،کاهش تغذیه،کاهش تحرك و ميگوي نر در چنين شرايط كه ميگوي ماده آمادگي پوست اندازي را دارد( دور از محل پناهگاه معمولي خودش ) از آن در مقابل ساير ميگوي نر و ماده حمايت مي كند و پس از پوست اندازي، ميگوي ماده تا هنگاميكه پوست جديد نرم بوده و هنوز كاملاٌ سخت نشده ، جفت گیري امكان پذير می باشد و يا به عبارت ديگر پس از h48 از زمان پوست اندازي و در نتيجه بسته شدن مخروهاي تناسلي (تليكوم) ميگوي ماده ، جفتگيري امكان پذير ديگر نخواهد بود.پس از مراحل تكامل تخمها در تخمدان،تخمها به فاصله يك الي دو روز پس از پوست اندازي از تخمدان عبور كرده و ضمن خارج شدن از محفظة نگهداري از اسيرم،تلقيح شده و تشكيل سلولهاي تخم اصلي را مي دهند و اين تخمها پس از خروج از تخمدان به صورت توده كه همراه با مادة لزج و ژله مانندي است به ناحيه تحتاني بدن مولد ومنجمله به پاهاي شنا چسبيده مي شدند و ميگوي مولد با حركات سريع و موزون مداوم پاهاي شنا موجب جابجائي آب شده و از اين طریق اكسيژن لازم را به توده هاي تخم هاي چسبيده شده در زير شكم مي رساند و رنگ تخمها تا روز هجدهم به رنگ نارنجي و از روز 19 رنگ تخمها با شرايط دماي آب 27 به بالا و شوري 5 در هزار به رنگ متمايل به خاكستري در مي آيند.تخم ريزي زماني صورت مي گيرد كه ميگوي ماده تازه پوست اندازي كرده باشد و همچنين تخمها در شرايطي از تخمدان خارج مي شوند كه محيط كاملاٌ ساكت و آرام باشد و در اين شرايط ميگوي مولد به آرامي خود را تا ارتفاع 50-40 از كف به شناوري كه در زير آب رها شده است بالا مي كشد و پس از لحظه اي با يك حركت مارپيچي تند و سريع به طور افقي و بنجودي كه شكم بالا و پشت به سمت پايين قرار دارد و در چنين لحظه اي تخمهاي نارنجي رنگ در سطح شكم ظاهر شده و چون چسبيده مي باشند به صورت توده اي ژله اي به ناحيه صاف شكم ( سقف شكمي ميگوي مولد ) و پاهاي شنا چسبيده مي شوند و وقتي تخمها كاملاٌ به شكم و پاهاي شنا وري به يك شناوري به يك ديگر چسبيده شده اند ، ميگوي مادر به حلت تعادل بر گشته و به كف حوضچه سقوط كرده و تا پايان دوره انكوباسيون تخمها كه مدت 21 روز است در كف حركت مي كند.پس از 21 روز تخمها به صورت مجزا از هم و بدون چسبندگي از ميگوي مولد جدا شده و به ته حوضچه سقوط مي كنند و تخمها جدا شده پس از 12 الي 24 ساعت با ميانگين h18 از جدا شدن ميگوي مولد تبديل به لارو می شوند.
جهت شناسایی پاتوژن ها ضمن شمارش باکتریهای زنده آب،رسوب،سطح بدن میگو،امعا و احشائ گوارشی و عضله دمی، 12 جنس باکتریایی شناسایی گردید. جنسهای غالب جداسازی شده Vibrio, Aeromonas, Pseudomonas sp., Edwardsiella , Aeromonas sp, Bacillus sp بودندوهمچنین در لارومراحل جوانی میگوو بالغین آنها پروتوزوئهایی از قبیل Epistylis, Zoothamnium,و Vorticella مشاهده گردید.
نتایج:
بررسیها نشان داد که میگوی آب شیرین در زیستگاههای طبیعی بهتر رشد ونمونموده تا زیستگاههای مصنوعی اما با فراهم نمودن شرایط مناسب زیست مصنوعی میتوان افزایش محصول داشت وهمچنین دیگر نتایج نشان داد که میگوهای آب شیرین در زیستگاههای مصنوعی بیشتر حامل سویه هایی از پاتوژنزو پروتوزوا می باشند.
پيشنهادات:


دماي آب براي حصول نتيجه در امر تكثير مي بايست دما بين 28-27 ثابت بماند .
رها سازی ميگوي تخم ريز به محيط جدید
اضافه نمودن تدريجي آب شيرين و سالم وهمدرجه تا مرحله شيرين شدن آب بطور كامل در طي h24 .
اين ميگو مي تواند در شرايط مناسب زیست محیطی دراستان خوزستان پرورش يابد .
ضد عفوني ميگوي تخم ريزي كرده به طور جداگانه يا همرا با ميگوهاي مولد ديگر با محلول مالا پشت گرين با دوز يك در 000/20 ( 50 ) بمدت " 20 ثانيه .
محيط نگهداري ميگوي مولد بايد از هر گونه آلودگي – سر و صدا – و كف بستر سخت به دور باشد.
جهت کاهش جمعیت پروتوزوآها و باکتریهای پاتوز« در محیطهای مصنوعی میتوان از گونه های لجن خوار استفاده نمود.

مراحل لاروی اختصاصات ویژه میگو


چشمها بدون پایک
چشمها برروی پایک
دم پاره ها Uropods ظاهر شده
دو دندانه پشتی برروی روستروم
دنباله شنا Telson باریک و کشیده
جوانه پاهای شکمی Pleopods ظاهر شده
پاهای شکمی شنا دوشاخه وبرهنه
پاهای شکمی دارای مویچه(Setae)
درون پاهای Endopods پاهای شکمی شنا با ضمائم داخلی
3 یا 4 دندانه(خار) پشتی برروی Rostom
دندانه ها(خارها) برروی نیمه بالایی حاشیه پشتی
دندانه ها برروی حاشیه پشتی و پائینی
مرحله پست لارو(Post larvae) روستوم ونیز تغییرات رفتاری خصوصآ در شنا

منبع:نرسی نصیرآبادی (بیولوژیست- محقق محیط زیست ایران)
اهواز- دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- دانشکده پزشکی- گروه میکروبشناسی
منابع :
- بررسیها ومطالعات برروی گونه میگوی آب شیرین- (Macrobrachium rosenbergii) نگارنده سال 1386-87
- Be, L.M., 2002. Investigation on diseases of giant freshwater prawn (Macrobrachium rosenbergii) in ponds
and rice-prawn farming systems in AnGiang province, Msc. thesis (in Vietnameses).
- Hoa T.T.T., Oanh D. T. H. and Phuong N. T., 2000. Characterization and Pathogenicity of Vibrio Bacteria
Isolated from Freshwater Prawn (Macrobrachium rosenbergii) Hatcheries: Isolation and Identification of
Vibrio spp from Larval Stages. Proceedings of the 2000 annual workshop of JIRCAS Mekong delta Project.
- Mercedes A and Anicet RB, 1994. Improvement and update of a set of keys for biochemical identification of
Vibrio species. Journal of Applied Bacteriology 77.719-721.
- Phuong, N.T., Tuan, N.A., Hien, T.T.T., Hai, T.N., Wilder, M., Ogata, H., Sano, M., Maeno,Y., 2002.
Development of freshwater prawn (Macrobrachium rosenbergii) seed production and culture technology in
the Mekong delta region of Vietnam: A review of the JIRCAS project at Cantho University.
- Oanh, D.T.T., Hoa, T.T.T., Phuong, N.T., 2001. Characterization and Pathogenicity of Vibrio bacteria isolated from Freshwater Prawn (Macrobrachium rosenbergii) Hatcheries. Proceedings of the 2001 annual
workshop of JIRCAS Mekong delta Project.
-Johnson, S.K., 1980. Diseases of Macrobrachium. Texas Agri. Ext. Service: Texas A & M, 11 pp.
- Brock J.A. (1988). Larval Mid-cycle disease of M. Rosenbergii. In : Sindermann, C.J. and Lightner, D.V. (eds.). Disease diagnosis and control in No rth American marine aquaculture. Developments in Aquaculture and Fisheries Science, 17: 134-137

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:10 PM
محیط زیست وجود موشها در محیط زندگی بشر همیشه بعنوان یک مسئله بهداشتی و اقتصادی تلقی گردیده است.برآوردهایی که شده تخمین زده اندکه جمعیت موشهای موجود دردنیا بیشترازتعداد انسانها می باشد بطوری که به ازای هرانسان روی زمین 4موش وجود دارد،ازنکات قابل توجه درباره موش ها قابلیت رشد سریع آنهاست که به علت کوتاه بودن زمان حاملگی ،زیاد بودن دفعات حاملگلی وزمان کوتاه بالغ شدن درآنهامیباشدموش ها قادرند بیماری های گوناگونی را به انسان منتقل نمایند لذا مبارزه با جوندگان بویژه موش از برنامه های اصلی توسعه اقتصاد وپیشرفت بهداشت درکشور می باشد. سوابق مبارزه با موش طی سال های گذشته نشان می دهد که هنوز شیوه های اجرایی مبارزه یکسان بوده و عدم بکارگیری تکنولوژی و علوم روز در این امر و تکیه کردن به روش های چند دهه گذشته نتوانسته این مبارزه را موفق سازد .در سال 1385 طرح مبارزه باموش در شهر اصفهان در راستای دستیابی به شهری پاک،با همت شهرداری اصفهان و با همکاری مرکز بهداشت استان نسبت به انجام مبارزه "موثر" و "تاثیرگذار" بر جمعیت موش شهراصفهان برنامه ریزی و اقدام'گردید. یکی از ابزارهای مهم جهت جلب توجه جوندگان قرار دادن طعمه در لوله های مقوایی یا P.V.Cمیباشد. به نظر میرسد موشها نسبت به قطر وطول لوله جهت مصرف طعمه واکنش های متفاوتی نشان میدهند.

در این طرح پژوهشی که یک مطالعه نیمه تجربی میباشد بهترین قطر وطول لوله که موشها جهت مصرف طعمه به آن علاقه بیشتری نشان میدهند مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج بدست آمده قطر وطول لوله مورد استفاده جهت طعمه گذاری با درصد مصرف طعمه توسط جونده ارتباط معنی داری داشته است به طوریکه از بین سایز های لوله های انتخابی در لوله های با قطر 75 میلیمتر و طول 20 سانتی متر85% طعمه های موجود مورد مصرف قرار گرفته بودوپس از آن لوله های با قطر 63میلی متر و طول 20سانتی متر64% مصرف را به خود اختصاص داده بود. با توجه به نتایج به دست آمده از مطالعه فوق انتخاب بهترین قطر و طول لوله جهت قرار دادن طعمه های ضد انعقادی ویا سایر طعمه های خوراکی جهت مبارزه با جوندگان می تواند در میزان تاثیر برتلفات جونده و همچنین صرفه جویی در مصرف طعمه موثر و در ضمن دسترسی حیوانات غیر هدف ویا انسان به ویژه کودکان را به آن غیر ممکن سازد.



کلمات کلید ی : لوله pvc،طعمه گذاری، جوندگان،اصفهان















مقدمه :

وجود موشها در محیط زندگی بشر همیشه بعنوان یک مسئله بهداشتی و اقتصادی تلقی گردیده است.برآوردهایی که شده تخمین زده اندکه جمعیت موشهای موجود دردنیا بیشترازتعداد انسانها می باشد بطوری که به ازای هرانسان روی زمین 4موش وجود دارد،ازنکات قابل توجه درباره موش ها قابلیت رشد سریع آنهاست که به علت کوتاه بودن زمان حاملگی ،زیاد بودن دفعات حاملگلی وزمان کوتاه بالغ شدن درآنهاست بطوری که طبق مشاهدات آزمایشگاهی 100موش نر وماده درشش ماه به بیشتر از5000 موش خواهد رسید.موش ها قادرند بیماری های گوناگونی را به انسان منتقل نمایند . بیماریهای طاعون،کریومننژیت،سالمونلا ،تریشینوز،لپتوسپیروزا ،انواع بیماریهای قارچی مثل هیستوپلاسموز،اسپرتریکوز وانواع بیماریهای انگلی مثل آمیبیاز،تریپانوزومیاز را به جوندگان ازجمله موش نسبت می دهند درمجموع 29 بیماری ازجوندگان ازجمله موش به انسان انتقال می یابند لذا مبارزه با جوندگان بویژه موش از برنامه های اصلی توسعه اقتصاد وپیشرفت بهداشت درکشور می باشد .موضوع مبارزه با موش های شهری به عنوان همزیست های مزاحم و مضر مدتها است که با استفاده از شیوه های متفاوت و با نتایجی که بعضا مناسب و مواقعی نیز غیرقابل قبول بوده ، در تهران وسایرشهرهای بزرگ کشور مطرح است ؛ پس از انقلاب اسلامی ایران برای اولین باردرشهرتهران در سال 63 و سپس در سال های 69-70 ، 75 و 79 تا به امروز مبارزه با این جانور موذی در قالب طرح های مختلف ادامه داشته است .

طرح مبارزه باموش دربرخی ازشهرهای بزرگ کشور درچند سال گذشته شروع شده وسوابق مبارزه با موش طی سال های گذشته نشان می دهد که هنوز شیوه های اجرایی مبارزه یکسان بوده و عدم بکارگیری تکنولوژی و علوم روز در این امر و تکیه کردن به روش های چند دهه گذشته نتوانسته این مبارزه را موفق سازد .

در سال 1385 طرح مبارزه باموش در شهر اصفهان در راستای دستیابی به شهری پاک،با همت شهرداری اصفهان و با همکاری مرکز بهداشت استان نسبت به انجام مبارزه "موثر" و "تاثیرگذار" بر جمعیت موش شهراصفهان برنامه ریزی و اقدام'گردید.

یکی از راههای مبارزه با موشها استفاده از سموم ضد انعقادی یا دیگر سموم خوراکی بعنوان طعمه میباشد. که اگر این طعمه ها درمحل نامناسبی قرار گیرد تاثیر مطلوبی نخواهد داشت.

طعمه گذاری زمانی موثر است که حس کنجکاوی جونده را بر انگیخته و برای آن جذاب باشد و همچنین به آسانی در دسترس حیوانات غیر هدف ویا انسان بویژه کودکان قرار نگیرد .

اگر شکست عملیات مبارزه با موش مربوط به نوع طعمه نباشد تا حد زیادی میتواند مربوط به جایگاه طعمه گذاری باشد که این موضوع طبق مطالعات انجام گرفته در بریتانیابه اثبات رسیده است .

یکی از ابزارهای مهم جهت جلب توجه جوندگان قرار دادن طعمه در لوله های مقوایی یا P.V.Cمیباشد. به نظر میرسد موشها نسبت به قطر وطول لوله جهت مصرف طعمه واکنش های متفاوتی نشان میدهند.

در این طرح پژوهش که یک مطالعه نیمه تجربی میباشد بهترین قطر وطول لوله که موشها جهت مصرف طعمه به آن علاقه بیشتری نشان میدهند مورد بررسی قرار گرفته است.



روش انجام کار: پس از بررسي كامل خوراك موشها كه با غذاي سالم امتحان شد مشخص گرديد كه موشها از پسته , پفك , چيپس , برنج و گندم به ترتيب بيشترين استفاده را نموده اند لذا تصميم گيري شد كه از مواد مذكور مسموم شده استفاده گردد , در مورد پسته به دليل گراني آن مقرون به صرفه نبود وهزينه ها افزايش مي يافت و در مورد پفك به دليل سبك بودن آن و پخش شدن در محيط استفاده آن مشكلاتي را در پي داشت و همين مشكل به علاوه ترد بودن چيپس ما را برآن داشت كه طعمه ها را از برنج مسموم، گندم مسموم و آفنابگردان مسموم تهيه نماييم و در هر مرتبه و يا دوره استفاده , نوع ماده غذايي را تغيير دهيم .

نوع سم مصرفي نيز يكي ديگر از مسائلي بود كه بايد به آن توجه مي شد در اين رابطه از سم راكومين(سم تک دوزی ضدانعقادی) به عنوان سم اصلی به منظور تهيه طعمه استفاده گردید و علاوه بر آن از طعمه هاي آماده از جمله برادی فاکوم و برمودایلون (سموم تک دوزی ضدانعقادی)نيز لابلاي طعمه ها استفاده شد .

.

در این مطالعه در 13 منطقه شهرداری اصفهان توسط شهرداری تعداد 5590 لوله P.V.C با قطر های40، 63 ، 75 ، 90 و100 میلی متروطولهای 10 , 15, 20 ,‌25 ،40 , 50 , وحداکثر 90 سانتیمتر، طعمه گذاری ودرمکانهای شناسایی شده از جمله لابلای گیاهان شمشاد،کنار نهرها وجوی های آب،کنار فضاهای مخروبه قرارداده شد .با توجه به مشاهدات و مطالعات انجام شده درمناطقی که بیشترین جمعیت موشها وجود داشت30 نقطه شامل 1320 لوله با قطر ها و طول های ذکرشده بصورت راندوم انتخاب و میزان مصرف طعمه در لوله ها مورد بررسی قرارگرفت.تردد موشها در لوله هاي باقطر 63و75 بيشتر و طعمه هاي مصرف شده در اين دو سايز بيشتر مشاهده گرديد.طول لوله ها نيز فاكتور بعدي بود كه مورد ارزيابي قرار گرفت ومشاهده گرديد كه ترددموشها در لوله های با طول 20 سانتيمتر زیادتر وهمچنین طعمه های مصرف شده در اين سايز بيشترمیباشد.درپایان کار با استفاده از نرم افزار , SPSS نتایج بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.





نتایج:

بر اساس نتایج بدست آمده قطر وطول لوله مورد استفاده جهت طعمه گذاری با درصد مصرف طعمه توسط جونده ارتباط معنی داری داشته است .به طوریکه از بین سایز های لوله های انتخابی در لوله های با قطر 75 میلیمتر و طول 20 سانتی متر85% طعمه های موجود مورد مصرف قرار گرفته بودوپس از آن لوله های با قطر 63میلی متر و طول 20سانتی متر64% مصرف را به خود اختصاص داده بود.





بحث ونتیجه گیری:

طعمه گذاری زمانی موثر است که برای جونده جذاب بوده و حس کنجکاوی جونده را بر انگیزد یکی از دلایل عدم موفقیت در کنترل جوندگان ،استفاده نا کافی از طعمه ها و همچنین قرار گیری طعمه ها در جایگاه نا مناسب میباشد.

با توجه به نتایج به دست آمده از مطالعه فوق انتخاب بهترین قطر و طول لوله جهت قرار دادن طعمه های ضد انعقادی ویا سایر طعمه های خوراکی جهت مبارزه با جوندگان می تواند در میزان تاثیر برتلفات جونده و همچنین صرفه جویی در مصرف طعمه موثر و در ضمن دسترسی حیوانات غیر هدف ویا انسان به ویژه کودکان را به آن غیر ممکن سازد.


منبع:
منابع:

1-سپیدار،علی اکبر،موش ها(شناخت وروش مبارزه با آنها)، ناشرشرکت سمیران،چاپ اول

2-عمرانی،قاسمعلی،موادزائدجا مد،جلد اول،انتشارات علمی دانشگاه آزاداسلامی،1373

3- ان،آر،اچ،برجس ،آفات مهم بهداشتیانتشارات مرسل1382

4-احمدی ،م ،کلیات بهداشت محیط ،حشره شناسی پزشکی و مبارزه با ناقلین،انتشارات شهر آب1384

5 -Jackson, W. B., S. R. Spaulding, R. B. L. Van Lier, and B. A. Dreikorn. 1982.5 Bromethalin — a promising new rodenticide. Proc. Vertebr. Pest Conf. 10:10-16.

6- Kaukeinen, D. E. 1982. A review of the secondary poisoning hazard potential to wildlife from the use of anticoagulant rodenticides. Proc. Vertebr. Pest Conf. 10:151-158.

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:11 PM
محیط زیست http://www.persianarticle.ir/images/stories/ozone.jpgبراساس مصوبات پروتكل مونترال، متيل برومايد به عنوان يكي از مواد مخرب لايه ازن بايد از چرخه مصرف اين مواد حذف شود. متيل برومايد يا برومومتان (CH3Br) تركيب آلي بدون بو و رنگي است كه به شدت براي لا‌يه اوزون زيان دارد.
بر پايه برآوردهاي انجام شده ميزان مصرف متيل برومايد در جهان به عنوان يكي از مواد مخرب لايه ازن در طول سال‌هاي 1984 تا 1992 به طور متوسط در حدود سه هزار و 700 تن افزايش داشته است. بررسي‌ها نشان مي‌دهد، 97 درصد مصرف اين ماده براي ضدعفوني مصرف مي‌شود كه از اين مقدار 75 درصد مربوط به كشورهاي پيشرفته است. همچنين حدود 70 درصد متيل برومايد مصرفي براي ضدعفوني خاك مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه 80درصد مربوط به كشورهاي پيشرفته است.
خوشبختانه در موردپروژه جايگزيني متيل برومايد در بخش ضدعفوني محصولات انبارداري نتيجه ارزيابي بازرسي پروتكل مونترال دراين پروژه در ايران 97 درصد موفقيت‌آميز بوده است.
بر اساس مستندات دفتر حفاظت لايه ازن سازمان حفاظت محيط زيست، هدف از پروتكل مونترال در درجه اول محدود‌سازي و سپس حذف كامل هرگونه توليد يا مصرف مواد مخرب لايه ازن توسط كشورهاي عضو است. در صورت اجراي مناسب مفاد اين تعهدنامه از تخريب بيشتر لايه ازن جلوگيري مي‌شود و در نهايت، امكان بازيابي و ترميم مجدد بخش‌هاي تخريب شده آن نيز فراهم خواهد شد.
در بخش مصرف متيل برومايد در كشاورزي حدود 20 درصد مصرف ساليانه اين ماده جهت ضدعفوني كالاهاي انباري به كار مي‌رود. متيل برمايد عمدتا به عنوان يك ماده ضدعفوني كننده براي كنترل آفات و بيماري‌هاي نباتي در كشاورزي و همچنين كنترل آفات انباري و قرنطينه‌اي و ضدعفوني اماكن و ساختمان‌ها به كار گرفته مي‌شود.
بر اساس مستندات دفتر حفاظت لايه ازن سازمان حفاظت محيط زيست، برآورد شده است كه به طور ميانگين 64 درصد نشر متيل برومايد به جو زمين مربوط به مصارف كشاورزي و فعاليت‌هاي مربوط به آن است كه اين ميزان بسته به روش كاربرد، شرايط محيط و عوامل ديگر متفاوت است.
همچنين مقادير كمتري از متيل برومايد به عنوان ماده اوليه شيميايي، براي بعضي مصارف صنعتي و شيميايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه به علت بسته بودن شرايط نگهداري ميزان انتشار آن در اين حالت بسيار كم است. بر اين اساس، عمده‌ترين منبع انساني مصرف و نشر متيل برومايد مربوط به كاربرد آن به عنوان يك ماده ضدعفوني كننده است.
گستردگي كاربرد و سهولت استفاده از متيل برومايد باعث شده تا اين ماده براي اغلب مصارف ضدعفوني، گاز مناسبي باشد. چراكه گاز متيل برومايد پس از تزريق در خاك، محصولات، كالاها و ساختمان‌ها به راحتي و عميقا پخش مي‌شود و آفات غير قابل دسترس را مورد حمله قرار مي‌دهد. اين ماده روي اكثر آفات و در غلظت‌هاي كم و دماهاي مختلف مؤثر است و نسبت سريع عمل مي‌كند.

سازمان حفظ نباتات
سازمان حفظ نباتات در اجراي مصوبات پروتكل مونترال و در بخش حذف گاز متيل برومايد به عنوان يكي از بخش‌هاي بسيار موفق عمل كرده است. ‌دكتر فرهاد خزيني مدير تهيه و تدوين برنامه‌هاي كنترل قرنطينه سازمان حفظ نباتات و هماهنگ‌كننده ملي پروژه حذف متيل برومايد در كشور در اين رابطه مي‌گويد:
به دنبال پذيرش پروتكل مونترال در سال 1990 و تشكيل دفتر حفاظت لايه ازن و كميته ملي حفاظت از لايه ازن، وظايف دستگاه‌هاي ذيربط در زمينه كاهش تدريجي مصرف و حذف مواد مخرب لايه ازن بر اساس برنامه زماني پيش‌بيني شده از سوي پروتكل مونترال تعيين و در اين راستا سازمان حفظ نباتات از سال 2000 فعاليت خود را در خصوص اجراي پروژه كاهش مصرف و حذف گاز متيل برومايد در مصارف غير ضروري انبارداري محصولات كشاورزي آغاز كرد.
بدين منظور در ابتداي پروژه، وضعيت مصرف گاز متيل برومايد در كشور در تمامي بخش‌ها، شامل بخش انبارداري محصولات كشاورزي، بخش خاك، بخش قرنطينه (صادرات، واردات و ترانزيت) و بخش اماكن، تاسيسات و وسايل نقليه، مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت و سپس در سال 2002 (سال پايه)، متوسط مصرف ساليانه، بر اساس مصارف سال‌هاي 1995 تا 1998 تعيين و در حد 70 تن تثبيت شد .
وي افزود: با ادامه اجراي پروژه‌هاي جايگزيني در كشور و بر اساس برنامه زمان‌بندي پروتكل مونترال، در سال 2005 توانستيم مصرف گاز متيل برومايد در بخش انبارداري محصولات كشاورزي و خاك را كه در سال پايه حدود 25 تن بود، 20 درصد كاهش دهيم و در سال 2008 اين ميزان كاهش را به بيش از 92 درصد برسانيم و در ادامه نيز مي‌توانيم آن را تا سال 2012 (سال پايان پروژه)‌ به راحتي از چرخه مصرف حذف كنيم.
دكتر خزيني تاكيد كرد: ذكر اين نكته ضروري است كه بر اساس برنامه‌هاي پروتكل مونترال، در بخش قرنطينه (‌صادرات و واردات و ترانزيت محصولات كشاورزي)، بدليل عدم معرفي جايگزين مناسب براي گاز متيل برومايد از سوي پروتكل، تاكنون برنامه زمان‌بندي براي كاهش تدريجي مصرف و حذف الزامي آن در نظر گرفته نشده است، از اين‌رو در اين بخش روند كاهش مصرف قابل‌ملاحظه نبوده و سطح مصرف ساليانه گاز متيل برومايد، متناسب با ميزان واردات، صادرات و ترانزيت محصولات كشاورزي از نوسانات جزئي برخوردار است، اما بررسي روند مصرف گاز متيل برومايد در بخش قرنطينه نشان مي‌دهد كه به‌رغم عدم وجود محدوديت و ممنوعيت مصرف گاز متيل در اين بخش، با اجراي مناسب روش‌هاي بهداشتي، بازرسي و كنترل، ميزان مصرف از 40 تن در سال پايه به حدود 34 تن در شرايط فعلي رسيده است كه عمدتا اين امر با تكيه بر كنترل سلامت محصولات وارداتي، تدوين ضوابط بهداشتي براي محصولات وارداتي و جلوگيري اكيد از ورود محصولات آلوده به كشور صورت پذيرفته است.

بخش قرنطينه
براساس مستندات سازمان حفظ نباتات در بخش قرنطينه، مصرف گاز متيل برومايد براي ضدعفوني محصولات صادراتي در صورتي مجاز است كه از زمان انجام ضد عفوني تا صدور كالا بيش از 21 روز سپري نشده باشد و در غير اين‌صورت، مصرف گاز جزء مصارف غيرضروري انبار‌داري تلقي شده و غيرمجاز تلقي خواهد شد.
دكتر خزيني مدير تهيه و تدوين برنامه‌هاي كنترل قرنطينه سازمان حفظ نباتات و هماهنگ كننده ملي پروژه حذف متيل برومايد در كشور گفت: در بخش ضدعفوني ساختمان‌ها، تاسيسات و وسايل نقليه تثبيت مصرف گاز در حد يك تن انجام گرفت كه عمدتا مصرف اين گاز براي كنترل موريانه در ساختمان‌هاي آثار ملي، كتابخانه‌ها و موزه‌ها صورت مي‌پذيرد كه در حال حاضر اين مقدار به كمتر ازنيم تن رسيده است و تا سال 2012 حذف خواهد شد. متاسفانه در اين بخش هنوز كارگاه آموزشي مورد نياز از سوي پروتكل مونترال برگزار نشده و جايگزين مناسبي معرفي نشده است كه جا دارد مسوولين هماهنگ كننده به اين مساله توجه فرمايند.
وي افزود: هم اكنون حدود 10 ميليون تن از غلات در سيلوها و انبارهاي كشور كاملا با فر مولاسيون‌هاي مجاز گاز فسفين ضدعفوني شده و حتي يك كيلوگرم هم از گاز متيل برومايد براي اين امر استفاده نمي‌شود و در خصوص ضدعفوني محصولات كشاورزي انباري ديگر بويژه خشكبار و خرما، حداكثر ميزان گاز متيل برومايد مجاز براي انجام ضد عفوني در كشور تا سال پايان پروژه (2012) كمتر از 3 تن است.
هدف از پروتكل مونترال در درجه اول محدود‌سازي و سپس حذف كامل هرگونه توليد يا مصرف مواد مخرب لايه ازن توسط كشورهاي عضو استوي تاكيد كرد: ‌ليكن با توجه به شرايط فعلي پيش‌بيني مي‌شود ميزان مصرف گاز متيل برومايد در بخش قرنطينه و خاك در سال‌هاي آتي تا حدودي افزايش يابد زيرا كه كشت‌هاي متراكم بخصوص كشت گلخانه‌اي رو به افزايش بوده و از طرف ديگر با توجه به توسعه روزافزون بخش توليد نهال در كشور، كنترل عوامل قرنطينه داخلي خاكزاد نظير نماتدهاي قرنطينه داخلي اجتناب‌ناپذير است و همچنين تداوم خشكسالي‌ها مي‌تواند باعث افزايش خسارت آفات انباري متحمل به گاز فسفين شود كه در اين وضعيت، به صورت موردي و محدود ناچار به استفاده از گاز متيل برومايد مي‌باشيم كه اين مساله با اهداف پروتكل مغايرتي ندارد.

بومي سازي دانش فني
پروتكل مونترال در راستاي اجراي مصوبات خود و متناسب با ميزان مصرف گاز متيل برومايد در هر كشور، برنامه‌هاي مطالعاتي و آموزشي براي كليه كشورهاي عضو پيش‌بيني و اجرا كرده است تا كشورها بتوانند در جهت حذف و جايگزيني اقدام كنند. در اين خصوص، تاكنون سه كارگاه آموزشي ملي در زمينه‌هاي ضدعفوني محصولات كشاورزي و خاك در كشور برگزار شده كه در نتيجه آن در حال حاضر با بكارگيري آموخته‌ها و تجارب ساير كشورها و همكاري و جديت سازمان‌ها و مراجع ذيربط، كاهش ميزان كل مصرف گاز متيل برومايد از 70 تن در سال پايه (2002) به كمتر از 40 تن در سال 2008 ميسر شده است. اين كارگاه‌ها عبارتند از: كارگاه آموزشي آشنايي با گاز فسفين و كاربرد آن در محصولات كشاورزي در سال 2002، آشنايي با جايگزين‌هاي متيل برومايد در ضدعفوني خاك در سال 2007 وكارگاه آموزشي كاليبراسيون شناساگرهاي گاز فسفين در سال 2007.
دكتر خزيني عضو كميته ملي ازن گفت: به اين ترتيب ما در مورد اجراي پروژه‌هاي پروتكل مونترال در بخش‌هاي تعيين شده بويژه در بخش مصارف غيرضروري خاك، انبارداري، اماكن و وسايل نقليه مشكلي نداريم اما براي انجام كاهش داوطلبانه در بخش قرنطينه بويژه بخش صادرات و واردات محصولات فاسد شدني ضرورت دارد نيازهاي فني وتخصصي ما بطور مطلوب تامين گردد تا بتوانيم همگام با ساير كشورهاي موفق عضو پروتكل مونترال و با بهره‌گيري از فناوري‌هاي جديد، مصرف گاز متيل برومايد را در بخش قرنطينه به حداقل ممكن برسانيم.
وي تاكيد كرد: در راستاي جايگزيني متيل برومايد در بخش‌هاي مختلف ضدعفوني در كشور، از سوي پروتكل مونترال استفاده از گاز فسفين، بخارآب و آفتاب دهي توصيه شده است و ليكن در ساير كشورها استفاده از جايگزين‌هاي مناسب ديگر مانند كشت بدون خاك، آفتاب‌دهي خاك همراه با كاربرد بيوفوميگانت‌ها، فوميگانت‌هاي جديد مانند گاز فسفين مايع و گاز سولفوريد فلورايدرايج است كه انتظار داريم اطلاعات وامكانات بيشتري در زمينه بكارگيري اين روش‌ها در اختيار كشور ما قرار گيرد.
وي ادامه داد: ‌استفاده از بخار در بخش ضدعفوني خاك بجاي گاز متيل برومايد از پروژه‌هاي موفقي است كه اجراي آن در كشور از دو سال قبل شروع گرديده و تا پايان سال 2012 نهايي خواهد شد. در اين بخش، به كمك بخش خصوصي توانستيم با بكارگيري تكنولوژي داخلي تعداد 35 دستگاه ژنراتور بخار را با صرف يك‌هشتم قيمت دستگاه مشابه خارجي توليد نموده و با ارائه آموزش‌هاي فني، دانش ضد عفوني خاك با بخار را بومي سازي نموده و اين فناوري را به ثبت برسانيم. يادآورمي‌شود اين دستگاه‌ها توسط كارشناسان برنامه توسعه صنعتي ملل متحد مورد بررسي و تاييد قرار گرفته و پس از برگزاري مناقصه بين‌المللي خريداري شده است كه كسب اين موفقيت در سطح ملي و بين‌المللي حائز اهميت مي‌باشد.

گاز متيل برومايد
متيل برومايد در دما و فشار محيطي به شكل گاز است ولي به منظور امكان پذير كردن حمل و نقل آن به صورت مايع و تحت فشار توليد مي‌شود. استفاده از اين ماده براي ضدعفوني خاك به دو روش دستي و تزريق مكانيكي صورت مي‌گيرد.
بر اساس تحقيقات، براي ضدعفوني كالاها و ساختمان ها، متيل برومايد مستقيما از ظرف تحت فشار تزريق مي‌شود.
مصرف اين ماده را مي‌توان با انتخاب جايگزين‌هايي كاهش داد يا حذف كرد. به رغم مصرف گسترده متيل برومايد در سطح جهان براي 90 درصد مصارف اين ماده، مواد شيميايي يا روش‌هاي فيزيكي كه از لحاط فني قابل اجرا هستند، شناسائي و معرفي شده‌اند كه شامل جايگزين‌هاي شيميايي و غيرشيميايي و يا تركيبي از هر دو در قالب مديريت جامع آفات (Integrated Pest Management) هستند. با اين حال برخي از جايگزين‌ها به ويژه آفت‌كش‌هاي شيميايي براي برخي از مراجع قانوني و مصرف‌كنندگان قابل قبول نيستند.
در حالي‌كه كشورهاي توسعه يافته بيشتر مصارف متيل برومايد خود را حذف كرده‌اند كشورهاي در حال توسعه به دليل وجود برخي محدوديت‌هاي اجتماعي، فقدان يا كمبود تكنولوژي‌هاي مناسب و عوامل ديگر نياز به زمان بيشتري براي كاهش و حذف متيل برومايد دارند.
براي كشورهاي در حال توسعه زمان‌بندي حذف اين ماده شامل تثبيت ميزان مصرف در سال 2002 بر مبناي ميانگين مصرف سال‌هاي 98‌ 1995، كاهش 20 درصدي تا سال 2005 و حذف كامل تا ابتداي سال 2015 است.
منبع: روزنام جام جم

نويسنده: حميده سادات هاشمي

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:12 PM
محیط زیست

حفظ محیط زیست از نظر قانونی و اخلاقی و اجتماعی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است ، کم توجهی به این نکته در واقع کم توجهی به اصل زندگی بر روی زمین است .

از طرف دیگر توسعه آبزی پروری در کشور ما یک ضرورت اقتصادی است زیرا ذخایر طبیعی آبزیان ما چه در آبهای داخلی و چه در آبهای سرزمینی در شمال و جنوب ، نه امروز و نه در آینده بهیچ وجه جوابگوی تقاضا نخواهند بود همچنین در شرایط کنونی که موضوع اشتغال در جامعه ما بسیار پراهمیت است ، چون آبزی پروری می تواند زاینده فرصت های شغلی مولد و ارزش افزوده باشد ، بنابراین توسعه آبزی پروری هم غیرقابل اجتناب می شود .

اکنون مدتهاست که این پرسش مطرح است که آیا توسعه آبزی پروری با حفاظت از محیط زیست در تضاد و تناقض است ؟ آیا اگر تداخلی بین این دو وجود دارد می توان یکی را بر دیگری ارجح دانست ؟ آیا توسعه آبزی پروری در جهت توسعه پایدار انجام می شود ؟ یا برخلاف آن ؟ نگارنده که تحصیلاتی در زیست شناسی جانوری و دریایی و تجاربی در زمینه آبزی پروری دارد اعتقاد دارد که آبزی پروری اگر با اصول و مبانی حفظ محیط زیست همراه شود نه تنها تضادی با محیط زیست ندارد بلکه می تواند کمک به حفظ محیط زیست و در جهت توسعه پایدار هم باشد .

در این نوشته بدواً اثرات متقابل پرورش آبزیان بر محیط زیست و بلعکس مرور شده و سپس پیامدهای زیست محیطی سامانه های مختلف پرورش آبزیان توضیح داده می شوند و در نهایت گزینه های برتر با هدف حفظ محیط زیست مورد تأکید قرار گرفته اند .

الف) دوستی آبزی پروری و محیط زیست

شک نیست که هر فعالیتی در طبیعت می تواند تأثیراتی بر محیط زیست داشته باشد اما ما باید بدانیم که آبزی پروری می تواند حامی و دوست محیط زیست هم باشد ! ! درک این پدیده چندان پیچیده نمی باشد اما بناچار ذیلاً به مواردی اشاره می شود .

۱) جلوگیری از انقراض نسل گونه های تجاری

شک نیست که یکی از راه های کمک به توسعه پایدار کمک به حفظ گونه ها و تنوع آنها در طبیعت است .

نسل گونه های تجاری آبزیان بعلت صید بی رویه بیش از سایر گونه ها در معرض خطر قرار گرفته است . از اینرو توسعه آبزی پروری می تواند به چند طریق به حفظ و بقاء نسل این گونه ها کمک کند .

پرورش آبزیان بمنظور بازسازی ذخایر از دست رفته طبیعی کمک مؤثری به حفظ و بقاء نسل گونه هایی است که بهر دلیل در معرض خطر قرار دارند . اتفاقاً شروع آبزی پروری در کشور نیز ابتدا با همین هدف بوده است . امروزه چندین گونه مهم در کشور بطور مصنوعی تکثیر و پس از پرورش اولیه در طبیعت رهاسازی می شوند . شاید اگر این کارها صورت نمی گرفت نسل برخی از این گونه ها تاکنون منقرض شده بود .

آبزی پروری همچنین می تواند فشار صید بی رویه را از روی ذخایر طبیعی آبزیان کاهش دهد و از این طریق به حفظ محیط زیست کمک کند . وجود گونه های پرورش در بازار بعلت دسترسی آسان و در همه فصول و هر جا ، تازگی محصول ، قیمت نسبتاً پائین و امکان تولید براساس ذائقه مصرف کنندگان و تقاضا در مجموع می توانند به حفظ گونه های تجاری در طبیعت کمک مؤثری بنمایند . آمارها نشان می دهند که اکنون درصد بسیار بالایی از نیاز مصرف کنندگان ماهی در کشور ما از طریق آبزیان پرورشی تأمین می شود . حجم تولیدات آبزیان پرورشی در سال ۸۶ به تنهایی بیش از سه برابر حجم ماهیان صید شده از دریای خزر بوده است که اگر این مقدار ماهی را از بازار حذف کنیم بدون تردید بعلت تقاضای بازار صید بی رویه شدت گرفته و یا تلاش صیادی بیشتر می شود و در نتیجه گونه هایی بسرعت بیشتری از آبهای طبیعی حذف می شوند و این ضرر سنگین به محیط زیست آبی خواهد بود .

یکی دیگر از اهداف توسعه آبزی پروری بکارگیری صیادان غیرمجاز در این حرفه است که از این طریق هم می توان به حفظ نسل گونه های تجاری کمک کرد .

از نظر بیولوژیک حذف هرگونه از آبزیان می تواند منجر به حذف گونه هایی که از آن تغذیه می کرده اند و در واقع به گسسته شدن قسمتهایی از زنجیره غذایی در آب گردد .

۲) مزارع آبزی پروری کمک به بقاء پرندگان

پرندگان آبزی و یا کنار آبزی بعضی مهاجر و بعضی ساکن هستند . این پرندگان معمولاً برکه های کم عمق را بعنوان محل هایی برای چرای خود انتخاب می کنند . وجود استخرهای بزرگ پرورش ماهیان گرمابی و میگو که بصورت دریاچه ای پرورش داده می شوند بستر مناسبی برای تغذیه و زمستانگذرانی این گروه از پرندگان است . البته آبزی پروران با پرندگان ماهیخوار معمولاً مبارزه می کنند ولی خیلی از پرندگان آبزی و کنار آبزی اصلاً ماهیخوار نیستند . تعداد زیادی از پرندگان قدرت غواصی ندارند و معمولاً از گونه های دیگر آبزی در سطح یا کنار آب تغذیه می کنند . وجود استخرهای پرورش ماهی بعلت بستری که برای تولید انواع نرم تنان – سخت پوستان و دوزیستان و کرم ها فراهم می کند در هر صورت موجب جلب انبوه پرندگان می گردد . معمولاً در شروع بهار که استخرهای پرورشی ماهیان گرمابی آبگیری می شوند انبوه نوزادان قورباغه و انواع دیگری از جانوران ریز در آب تولید می گردند که غذای مناسبی برای پرندگان محسوب می شوند .

تنها پرنده ای که خوش آیند آبزی پروران نیست و با آن بشدت مبارزه می شود « قره غاز » یا ( Cormorant ) است . معمولاً آبزی پروران با وجود این نوع پرنده بشدت مبارزه می کنند ولی با بقیه پرندگان چندان کاری ندارند . تجارب موجود نشان می دهند با همه مبارزه ای که با این پرنده می شود همه ساله تعداد زیادی از بچه ماهیان مزارع بوسیله این پرنده صید می شوند .

برخی پرندگان در نیزارهای حاشیه مزارع پرورش ماهی تخمگذاری می کنند و برخی دیگر حتی در روی آب و حاشیه استخر لانه ساخته و تخم های خود را بصورت نیمه شناور قرار می دهند .

امروزه اجرای پروژه های توسعه منابع آب نظیر سدسازی و شبکه های آبیاری سطوح وسیعی از برکه ها و تالاب های طبیعی را خشکانده و اراضی آنها را تبدیل کشتزار شده اند و طبیعتاً استخرهای پرورش ماهی جایگزینی مناسب برای آنها بعنوان اراضی تغذیه ای ( Feeding ground ) و جوجه پروری ( Nursery grund ) پرندگان می توانند باشند .

۳) مزارع پرورش ماهی و گسترش فضای سبز

پرورش ماهی بدلیل اینکه آب را به خاک نزدیک می سازد خودبخود می تواند باعث گسترش فضای سبز گردد . فضای سبز ایجاد شده ممکن است بصورت درختان سایه دار یا حتی گسترش نیزارها و چمنزارها باشد که همگی از نظر بوم شناسی و زیست محیطی دارای اهمیت هستند .

۴) مزارع پرورش آبزیان و کمک به تنوع زیستی

با گسترش فضاهای آبزی پروری روی زمین های لم یزرع و دیم و یا شوره زار که معمولاً اینگونه اراضی را به پرورش ماهی اختصاص می دهند ، اکوسیستم های جدیدی شکل می گیرند که می توانند محیط های امن برای رشد و توسعه انواعی از خزندگان – دوزیستان – پروندگان و پستانداران آبزی گردند . زیرا وجود اب خود زادگاهی برای تولیدات غذایی از پلانکتون ها و حشرات و سخت پوستان گرفته تا نرم تنان و کرم ها و دیگر جاندارانی که بعنوان غذا بمصرف مهره داران می رسند می باشد . تجارب ما در توسعه پرورش ماهیان گرمابی در مناطقی از دشت خوزستان نشان می دهد با بوجود آمدن استخرهای پرورش ماهیان گرمابی تنوع زیستی در منطقه گسترش پیدا کرده و این موضوع با چشم انسان معمولی هم قابل رؤیت می باشد . مثلاً اولین گروه مهره دارانی که سر و کله آنها پیدا می شود دوزیستان هستند . دوزیستان در زمانی که از آب بیرون می آیند جثه بسیار ریزی دارند و غذای خیلی خوبی برای پرندگان و مارها پیدا هستند و سپس موش – موش خرما و سمور آبی هم شروع به رشد و نمو می کنند و یک محیط اکولوژیکی کاملی شکل می گیرد .

ب) تهدیدهای بالقوه آبزی پروری بر محیط زیست

در مقابل مزایایی که گفته شد خطراتی نیز وجود دارند که معمولاً نمی توان آنها را نادیده گرفت . در مورد پیامدهای منفی زیست محیطی پرورش آبزیان معمولاً آدم های غیرمتخصص یا غیرمسئول بصورت اغراق آمیزی صحبت می کنند بطوریکه این خطر احساس می شود که با شمشیر حفظ محیط زیست جلوی توسعه پرورش آبزیان گرفته شود . این پیامدهای منفی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد .

۱) گروه اول پیامدهای منفی زیست محیطی ناشی از توسعه پرورش آبزیان را می توان به توسعه غیرمسئولانه پرورش ماهی نسبت داد . یعنی توسعه ای که فقط منافع افراد سودجو را درپی دارد و بهیچ وجه مورد تأئید انسان های طرفدار توسعه پایدار نمی باشد بطور مثال می توان به احداث مزارع پرورش ماهی در جنگل ها که معمولاً با قطع درختان جنگلی همراه است اشاره نمود . همچنین پرورش ماهیان علفخوار در مجاورت تالابهایی که وجود نیزار در آنها حیات گروه هائی از جانداران را تضمین می کند .

زیرا با فرار ماهیان علفخوار به اینگونه محیط ها خطر بومی شدن آنها وجود دارد و در نتیجه نیزارها ممکن است نابود شده و زندگی در آنجا به خطر می افتد . همچنین پرورش ماهیان گوشتخوار در کنار منابع آبهای طبیعی هم می تواند خطر آفرین باشد . در هر صورت ظهور گونه های ناخواسته ماهی در منابع آبهای طبیعی ممکن است مشکلاتی را برای اکوسیستم بوجود آورد . از اینرو مسئولین ذیربط باید دقت لازم را بعمل آورند . بدیهی است این نوع خطرات را نمی توان به حساب خطرات زیست محیطی پرورش آبزیان در همه جا منظور نمود بلکه اینها مشکلات مسئولیت پذیری و مدیریتی اشخاص هستند .

۲) گروه دوم تضادهای بالقوه ذاتی توسعه آبزی پروری با حفظ محیط زیست هستند که وظیفه ما انسانها آنست که تا جائیکه ممکن است از آنها جلوگیری کنیم . شاید مهمترین مشکلی که در این رابطه خودنمایی می کند موضوع پساب مزارع پرورش ماهی و ورود آن به منابع پذیرنده باشد .

بحث پساب مزارع ماهی در همه جای دنیا مطرح است و در کشورهای پیشرفته نیز با آن دست به گریبان هستند . از همین رو امروزه در کشورهایی که طرفداران حفظ محیط زیست در قدرت قرار دارند مزارع پرورش ماهی را در نقاطی که حساس بوده الزام به ایجاد تأسیسات تصفیه پساب کرده اند و اکنون این نوع تأسیسات در کشورهایی مثل آلمان در برخی مزارع ماهی وجود دارند که با وجود آنها پرورش ماهی هیچ گونه مشکل زیست محیطی ندارد . بنابراین این مشکل هم قابل حل است و راه حل دارد و لذا نبایستی نگران آن بود .

پساب مزارع پرورش ماهی معمولاً حاوی مقادیری مواد آلی است که مربوط به فعالیتهای حیاتی ماهی و سایر گیاهان و جانوران آبزی هستند . همچنین آزمایشات نشان می دهد میزان فسفات ها و نیترات های معدنی و مواد معلق هم در پساب ها بصورت بالقوه ممکن است وجود داشته باشند .

در این میان اگر منبع پذیرنده آب برگشتی از مزارع آبزی پروری ظرفیت کافی نداشته باشد می بایستی چاره ای اندیشیده شود .

مواد معلق یکی از معضلات پساب های پرورش آبزیان هستند این گونه مواد بعلت قطر ذرات و ماهیت ها معمولاً قابل ته نشینی هستند . بنابراین وجود حوضچه ای ته نشین کننده باوسعت کافی که زمان ماند آب را در حدیکه مواد معلق آن ته نشین شوند تضمین نماید می تواند برطرف کننده مشکل مواد معلق باشد .

یکی دیگر از مشکلات آب برگشتی مزارع ماهی مواد آلی هستند که ناشی از تغذیه ماهی یا فعالیت های جانداران آبزی می باشند مواد آلی در آب با هوادهی قابل اکسیده شدن هستند . همچنین اگر مسیر کانال خروجی آب تا منبع پذیرنده طول کافی و شیب لازم را داشته باشد آب می تواند بصورت خودبخودی این مواد را در مسیر خود مینرالیزه ( Mineralize ) کند و آنها را تبدیل به مواد مغذی

بی ضرر نماید . همچنین در مسیر خروجی در مزارع گرمابی معمولاً گیاهان زیادی رشد می کنند . وجود گیاهان در مسیر گذر آب می تواند بمنزله پالایشگاه عظیمی باشد که کلیه مواد آلی و فلزات سنگین را جذب نماید . بنابراین در این گونه موارد جای نگرانی نیست .

همچنین در پساب مزارع آبزی پرور ممکن است بو یا مزه آب تغیر کرده باشد . این تغییر بو و مزه ناشی از فعالیت های میکروارگانیسم های آبزی و وجود آمونیاک است که با اندکی هوادهی قابل برطرف کردن هستند .

مواردی دیگری از قبیل افزایش شوری – تغیر در دما و وجود خزه ها یا جلبک های میکروسکپی و مواد ضدعفونی کننده هم در گزارشات پساب برخی مزارع پرورش آبزیان وجود دارند . مثلاً افزایش شوری آب در جائی اتفاق می افتد که خاک منطقه خیلی شور باشد و استخرهای پرورش را بصورت خاکی بسارند . چنین اراضی فقط در دشتهای جنوبی کشور غالب هستند در واقع شور شدن آب برگشتی از مزارع ماهی به خود ماهی مربوط نمی شود بلکه مشکل خاک های منطقه هستند در چنین جاهایی می بایستی تمهیداتی اندیشیده شود که کانال های خروجی آب سیمانی ساخته شده و کف حوضچه های خاکی هم از کوبیدگی کافی برخوردار باشد تا از نفوذ آب به درون خاک جلوگیری شده و زه آب شور بوجود نیاید .

در انتخاب محل احداث مزرعه پرورش ماهی یکی از گزینه های برتر می تواند جایی باشد که آب برگشتی آنها به مزارع کشاورزی هدایت می شود . اکثر مزارع پرورش ماهی که در ایران ساخته می شوند این قابلیت را دارند ولی در مورد مزارع پرورش میگو احتمالاً این امکان وجود ندارد و بنابراین آب برگشتی این مزارع معمولاً به دریا هدایت می شود البته در این مزارع چون مسیر عبوری آب برگشتی معمولاً باز است پساب معمولاً خودبخود فرصت ته نشینی و رویش گیاهان و خود پالایی کافی را دارد .

بغیر از موضوع پساب موضوع حضور ناخواسته برخی گونه های آبزیان در آبهای طبیعی هم مطرح است که قبلاً به آن اشاره شد . بهرحال جابجایی بچه ماهیان از منطقه ای به منطقه دیگر در پرورش ماهی اجتناب ناپذیر است و در این بین ممکن است گونه های ماهی وحشی از منطقه ای به منطقه دیگری جابجا شوند . شواهدی در این مورد در دست است که تأئید می کند در سال های گذشته در ایران این جابجایی ها صورت گرفته که البته بطور ناخواسته بوده اند . بدیهی است عواقب این احتمال ممکن است مفید یا مضر باشند و لذا نمی توان در این مورد نسخه ای واحد پیچاند . برخی گونه های جابجا شده نظیر ماهی کاراس که بومی آبهای شمال ایران است و اکنون درجنوب ایران هم دیده میشود زیانی برای محیط زیست ندارند و برخی دیگر از ماهیان هم قدرت تولیدمثل در آبهای طبیعی ندارند . مثلاً ماهی قزل آلا به خیلی از آبها راه پیدا میکند اما چون قدرت تکثیر در این آبها را ندارد و خطری محسوب نمی شود .

در سال های اخیر کارشناسان بهداشت اشاره به وجود نوعی حلزون مضر را کرده اند که در آبهای غربی ایران مشاهده شده ولی قبلاً وجود نداشته است . این گمان وجود دارد که این حلزون هم با تانکرهای حمل بچه ماهی جابجا شده ولی مدرک مستندی در این خصوص وجود ندارد . علاوه بر آن چون در آبهای کشور ما در خصوص نرم تنان مطالعات تفصیلی صورت نگرفته نمی تواند تأئید کرد که این نوع حلزون قبلاً در نقاطی وجود نداشته ضمنا آنکه گونه هایی مثل حلزون ها و سخت پوستان و حتی خود ماهی ها هم با پرندگان از نقطه ای به نقطه دیگر جابجا می شوند و این جابجایی ها ارتباطی با پرورش آبزیان ندارند .

ج) توسعه پرورش آبزیان و عدم تأثیر بر محیط زیست

در مواردی توسعه توسعه آبزی پروری تأثیری بر محیط زیست ندارد . اصولاً دیدگاه آلایندگی محیط زیست در تمام موارد « بجز موضوع آب » پرورش آبزیان تغییری در محیط زیست ایجاد نمی کند . بعنوان مثال در مراحل بهره برداری پروژه های پرورش آبزیان :

- پرورش آبزیان آلودگی صوتی ایجاد نمی کند .

- پرورش آبزیان آلودگی هوا ایجاد نمی کند بلکه بالعکس به تلطیف هوا هم کمک می کند .

- پرورش آبزیان آلودگی خاک ندارد .

- پرورش آبزیان نازیبائی محیط زیست را بهمراه ندارد .

- پرورش آبزیان پسماندهای جامد و یا غیرقابل برگشت بهمراه ندارد .

البته در مرحله ساخت و ساز ممکن است تأثیرات منفی ضعیفی بوجود آیند که موقتی هستند .

● نتیجه گیری

توسعه پرورش آبزیان اگر مسئولانه و مدیریت شده باشد نه تنها خطری برای محیط زیست ندارد بلکه کمک های زیادی به حفظ محیط زیست و تعادل اکوسیستم ها و تنوع زیستی هم می نماید و بنابراین باید در انتخاب محل طرح های پرورش آبزیان و مدیریت بهره برداری از مجتمع ها به نکات زیست محیطی توجه کافی مبذول شود .



محمود توسلی
کارشناس ارشد بیولوژی دریا
و کارشناس تکثیر و پرورش آبزیان
سایت کشاورزی

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:13 PM
محیط زیست ایران در منطقه خشک و نیمه خشک جهان قرار دارد. متوسط میزان باران در ایران حدود ۲۵۰ میلی‌متر است در حالی که در جهان این میزان در حد ۸۵۰ میلی‌متر است.
حال در این کشور که میزان تبخیر سالیانه به مراتب بیش از میزان نزولات اعم از باران، برف، تگرگ و ... است طبعا بدنه‌های آبی کشور مانند رودخانه‌ها، تالابها و دریاچه‌ها از اهمیت فراوانی برخوردارند.
حیات تالابها و دریاچه‌ها صرفا متکی به آبی است که رودخانه‌ها به آنها می‌ریزند به عنوان مثال از جمع حدود ۷ میلیارد متر مکعبی که آب همه ساله به دریاچه ارومیه می‌ریخت حدود ۵/۵ میلیارد از طریق رودخانه‌های متعدد مانند زرینه‌رود، سیمینه‌رود، باراند و زچای و... تامین می‌شد.
با این همه، با کمال تاسف در برنامه‌ریزی برای استفاده از آب این رودخانه‌ها و به خصوص احداث سد، سهمی برای طبیعت و یا بهتر بگوییم دریاچه‌ها و تالاب‌ها منظور نمی‌شود و فقط و فقط سهم آب برای مصارف کشاورزی و باغداری منظور می‌شود و طبعا بدنه آبی که از رودخانه‌ها مشروب می‌شود رو به تباهی و نابودی می‌رود.
مثلا با محروم‌شدن دریاچه ارومیه ملاحظه می‌شود که وسعت این دریاچه باستانی که زادگاه زرتشت پیامبر است به شدت کاهش یافته و عمق آب حدود ۶ متر کاهش یافته است. این امر در نهایت کاملا به ضرر کشاورزانی است که سدها به خاطر کشاورزی آنان احداث شده است. در این شرایط باید سهم طبیعت کنارگذارده شود تا حق‌آبه تالابها و دریاچه‌ها محفوظ بماند و ضمن حفظ حق آبه کشاورزان، برای احیای تالابها و دریاچه‌ها نیز آب جاری شود.
با توجه به اینکه در کشور ما چنین حق‌آبه‌ای برای طبیعت لحاظ نمی‌شود، ساختمان سدها بزرگترین تهدید را برای بدنه های باارزش آبی ایجاد می‌کند. لازم به ذکر است که در پنجاهمین سالگرد تاسیس بانک جهانی اعلام شد که ۸۰ درصد سدهایی که از سوی این بانک احداث شده از نظر زیست‌محیطی نباید احداث می‌شد.
همه این سدها در کشورهای در حال توسعه و فقیر مانند بنگلادش احداث شدند. احداث جاده در تالاب انزلی نیز موجب کاهش آب رودخانه‌های مشروب کننده تالاب همانند زرجوب شده است و در صورت ادامه ساختار جاده‌ها و احداث پل‌ها با پایه‌های فلزی با فاصله کم، سرنوشت این تالاب نیز مانند دریاچه ارومیه خواهد شد.
دریاچه‌های بختگان، طشک و تالابهای کمجان نیز ظاهرا به چنین سرنوشتی مبتلا خواهند شد. مشروح واقعه اینکه این مناطق در منطقه غرب کشور و در کوه‌های زاگرس قرار گرفته و از شیراز ۵۰ تا ۶۰ کیلومتر فاصله دارند. طشک و بختگان دریاچه‌های دوگانه آب شور هستند.
ارتفاع این بدنه‌های آبی ۱۵۲۵ متر از سطح دریاهای آزاد است و نیز منطقه تالاب دایمی آب شیرین به نام کمجان که از آبهای فصلی نیز در آن می‌ریزند. رود گور این تالاب را مشروب می‌کند. در اثر سرریز تالاب کمجان، رودخانه طشک از آن در غرب تالاب جاری می‌شود.
همچنین چشمه دایمی گامون در شمال غربی این تالاب، آب شیرین به تالاب کمجان می‌ریزد. دریاچه بختگان قسمت اعظم آب‌ خود را از کانال اصلی رود گور که به غرب آن وارد می‌شود،‌دریافت می‌کند. بختگان و طشک توسط یک نوار باریک خشکی از یکدیگر جدا می‌شوند. ولی در طول فصول بارانی به هم متصل می‌شوند و یک بدنه آبی وسیع را که حدود ۱۳۶۵۰۰ هکتار وسعت دارد تشکیل می‌دهند.
در صورت خشکسالی‌های متوالی، دو دریاچه ممکن است کاملا خشک شوند غیر از نواحی چشمه‌ها، مانند چشمه گامون در گوشه شمال غربی دریاچه طشک و چشمه سهل‌آباد در سواحل جنوبی دریاچه بختگان. میزان شوری این دو دریاچه در نقاط گوناگون کاملا به نحو غیرمنتظره‌ای متفاوت است. این دریاچه‌ها از نظر مواد غذایی فقیرند و گیاهان آنها عموما از جلبک‌هایی تشکیل شده که در آب غوطه‌ورند.
تالاب کمجان سابقاً حدود ۱۰۰۰۰ هکتار را شامل می‌شد که دارای نیزارهای وسیع و متراکم بود. از سال ۱۳۴۵ بهره‌برداری از آب شیرین تالاب کمجان برای برنجکاری آغاز شد. اکنون فقط از وسعت سابق ۵۲۵۰ هکتار باقی مانده است که شامل مناطق و زمین های مرطوب نیزاری است و نیز وسعت‌های فراوان شالیکاری در اطراف تالاب به وجود آمده‌اند.
با شروع بهره‌برداری از آب شیرین، تالاب آب شور رو به افزایش گذاشت و به دلیل شوری آب و نیز کاهش مقدار آن بسیاری از زمین‌هایی که به منظور کشاورزی اختصاص یافته‌اند تا به حال کشت نشده‌اند، برخی از کانال‌های آبیاری انباشته از نمک و املاح شده‌اند و مناطقی از زمین‌هایی که زهکشی شده‌اند، مجدداً تبدیل به تالاب شده‌اند و علاوه بر آن تالاب‌های جدید در دهانه کانال‌های زهکشی تشکیل شده‌اند. این تالاب‌های نوظهور با گیاهان خشبی و علوفه پوشیده شده‌اند که از آن برای چرا استفاده می‌شود.
تپه‌های اطراف این مجموعه و نیز دشت وسیع تالاب، زمین مناسبی برای زاد و ولد انواع پرندگان را به وجود آورده است. این دریاچه‌ها در زمستان تعداد بیشماری از پرندگان آبزی را پذیرایی می‌کند. حدود ۰۰۰/۱۲۰ تا ۰۰۰/۱۴۰ پرنده روی آب چر (اردک‌ها، مرغ آبی‌ها و غازها)، و نیز حدود ۰۰۰/۵۰ فلامینگو، هر سال در این مناطق زمستان‌گذرانی می‌کنند. این فلامینگوها، جمعیت تخم‌گذار دریاچه ارومیه هستند که برای زمستان‌گذرانی به این مناطق کوچ می‌کنند. عقاب دشتی به تعداد زیاد در زمستان حضور دارند.
اردک مرمری (نادر) در این مناطق زمستان‌گذرانی و نیز زادآوری می‌کنند. پلیکان خاکستری در منطقه حضور دارد.
با وجود تغییراتی که در تالاب کمجان روی داده، این تالاب منطقه تغذیه بسیاری از پرندگان از جمله لک‌لک سفید، واکراس سیاه است.
سایر پرندگان حائز اهمیت که در منطقه حضور دارد عبارتنداز: بادخورک کوچک، چکاوک‌ها، پیت نوک‌ دراز، دم‌سرخ، تنسک دشتی، سهره شیپوری، سهره مغولی و سایر جانداران که در این مجموعه بی‌نظیر دیده می‌شوند عبارتنداز: روباه، خرس قهوه‌ای، گربه کاراکل(نادر)، پلنگ (نادر)، غزال و قوچ کوهی...
● نتیجه‌گیری
شاید در نظر غیرمتخصصین و از روی ظاهر، اهمیت چندانی مثلاً برای حضور پیت نوک دراز، دم سرخ و تنسک دشتی یا سهره مغولی قایل نباشیم و بسیاری هم اصلاً این جانوران را نشناسند ولی مسئله مهم آن است که در این مجموعه حیات حضور دارد. این دریاچه‌ها و تالاب تا وقتی ارزش دارند که ظرفیت حیاتی داشته باشند. این مجموعه زیبا و بی‌نظیر حیاتی که شامل ۲۲۰گونه پرنده باشکوه است در استانی خشک قرار گرفته است و طبعاً نمی‌توان نسبت به سرنوشت آن بی‌توجه بود!
رودخانه اصلی که طشک، نیریز و بختگان و تالاب کمجان را سیراب می‌کند رودخانه بلاغی است. این رودخانه در طی مسیر خود به سعادت‌آباد رسیده و سپس به سیوند می‌رسد در محل پل خان به کر می‌ریزد و رود کر تأمین کننده اصلی آب بختگان و طشک است. با احداث سد سیوند، آب رود بلاغی از تالاب‌ها قطع می‌شود و همان که بر سر دریاچه ارومیه آمد، بر سر این بدنه‌های باارزش آبی خواهد آمد.
امروزه تالاب کمجان کاملاً از بین رفته و از آن همه شکوه و لطف طبیعت زمین‌های شالیزاری و شوره‌زارهایی باقی مانده که اثری از حیات در آن نیست و تالاب‌های بختگان و طشک در انتظارند تا دست ما انسان‌ها برای آنها چه رقم بزند. اکنون که سد احداث شده، آیا به راستی نمی‌توان مقداری از آب پشت سد سیوند را برای احیای تالابهای باارزش و بین‌المللی استان فارس اختصاص داد؟ سهم طبیعت را نمی‌توان از این همه ساخت و ساز و عمران جدا کرد؟ آیندگان در مورد ما چه فکر خواهند کرد؟
منبع:امیر.اوسط

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:14 PM
محیط زیست رویدادهای طبیعی همواره در اطراف ما رخ می‌دهند و تکرار این رویدادها سبب می‌شود از دیدن آنها چندان حیرت نکنیم و گاه بی‌تفاوت از کنار آنها بگذریم، ولی گاهی دست قدرت پروردگار، مناظری ناب را به ما نشان می‌دهد که با دیدن آن‌ها با حیرتی عجیب مواجه می‌شویم و به قدرت الهی پی می‌بریم. چند مورد از این وقایع طبیعی اما نادر را بخوانید:
● رنگین‌کمان آتشین
این پدیده جوی که به «قوس افقی» یا «رنگین‌کمان آتشین» معروف است زمانی دیده می‌شود که خورشید در بالای آسمان (مثلا ۵۸ درجه بالاتر از خط افق) قرار دارد. در این هنگام نور خورشید از میان ابرهای شفاف و بلند ارتفاع سیروس عبور می‌کند. وقتی این نور به کریستال‌های شش گوش ابر سیروس وارد می‌شود و از آن عبور می‌کند درست مثل آن است که از یک منشور عبور کرده است و طیف نوری زیبایی را ایجاد می‌نماید. این رنگین‌کمان جلوه‌ای شگفت‌انگیز دارد و گاهی تا یک ساعت طول می‌کشد. تصویری که مشاهده می‌کنید عکسی است که در شمال ایالت «آیداهو» در آمریکا گرفته شده است.
● خورشید سیاه
در فصل بهار در کشور دانمارک، حدود نیم ساعت قبل از غروب خورشید، بیش از یک میلیون «سار» اروپایی از گوشه و کنار دور هم جمع می‌شوند تا یکی از باورنکردنی‌ترین و ناب‌ترین مناظر طبیعت را به ما نشان دهند. این پدیده در کشور دانمارک به نام «خورشید سیاه» معروف است و هر کسی می‌تواند آن را از ماه مارس تا اواسط آوریل برفراز مرداب‌های غرب دانمارک ببیند. این سارها از جنوب به دانمارک می‌آیند تا یک روز در مرغزارهای این مرداب‌ها غذا پیدا کنند و شب در میان نیزار بخوابند.
● رعدوبرق اسرارآمیز
رعد و برق اسرارآمیز کاتاتومبو که با گویش محلی آ‌ن را «رلامپاگو دل‌کاتاتومبو» می‌نامند یک پدیده منحصر به فرد در دنیاست. در این منطقه ۱۴۰ تا ۱۶۰ شب سال و هر شب به مدت ده ساعت و هر ساعت به تعداد حداقل ۲۸۰ بار رعد و برق می‌زند. این رعد و برق‌ها بر فراز مرداب روی می‌دهند و بزرگ‌ترین ژنراتور دنیا با بیشترین فرکانس محسوب می‌شوند ولی موجب یک میلیون و صد و هفتاد و شش هزار قطعی برق تا شعاع ۴۰۰ کیلومتری منطقه می‌شوند. این رعد و برق‌ها از دیرباز یکی از علائم سودمند برای جهت‌یابی کشتی‌ها بوده‌اند. برخورد بادهایی که از سوی رشته‌کوه «آند» به این منطقه می‌رسند سبب پیدایش طوفان‌های نسبتا همیشگی می‌شوند و رعد و برق‌ها حاصل تخلیه الکتریکی گازهای یونیزه شده به‌ویژه «متان» که در نتیجه تجزیه مواد آلی موجود در مرداب به‌وجود می‌آید هستند. این گازها که از هوا سبک‌تر هستند بالا می‌روند و با ابرها برخورد می‌کنند و سبب پیدایش رعد و برق و شدت یافتن طوفان می‌‌شوند. برخی محیط‌شناسان ونزوئلا درصدد هستند این منطقه را تحت حمایت یونسکو قرار دهند زیرا این پدیده ویژه بزرگ‌ترین منبع از نوع خود برای بازسازی لایه ‌ازن سیاره زمین است.
● بزرگ‌ترین موج‌های دنیا
دو بار در سال بین ماههای فوریه و مارس آبهای اقیانوس اطلس با آب رود آمازون در برزیل درهم می‌آمیزد و بزرگ‌ترین موج‌های روی زمین را به وجود می‌آورد. این پدیده که «پوروروکا» نام دارد به دلیل مد اقیانوس می‌باشد. این اتفاق باعث می‌شود که موج‌های بزرگی ایجاد شوند که ارتفاع آنها گاهی به ۱۲ فوت می‌رسد و عمر بعضی موج‌ها به ندرت نیم ساعت به طول می‌انجامد. مردم این منطقه می‌گویند هر وقت موج پوروروکا می‌آید از نیم ساعت قبل از رسیدن صدای مهیب آن به گوش می‌رسد. این موج آنقدر قدرتمند است که می‌تواند هر چیزی را که سر راه آن است ویران کند. موج «پوروروکا» برای موج‌سواران اهمیت خاصی داد از سال ۱۹۹۹ تاکنون هر ساله مسابقه قهرمانی موج سواری در شهر «سائودومینیگو» انجام می‌شود. رکورد موج‌سواری بر پوروروکا از آن یک موج‌سوار برزیلی به نام «پیکوروتا سالازار» است که در سال ۲۰۰۳ در طول ۵/۱۲ کیلومتر مدت ۳۷ دقیقه بر روی آب پوروروکا ماند.
● بزهای درختی
فکر می‌کنم تنها در مراکش می‌توان بزها را روی درخت پیدا کرد. این بزها به این دلیل از درخت بالا می‌روند که میوه درخت خاصی به نام «آرگان» را خیلی دوست دارند. آرگان نوعی درخت شبیه به درخت زیتون است که میوه‌ای شبیه به زیتون نیز دارد. کشاورزان این کشور پشت سر بزها به راه می‌افتند و از درختی به درخت دیگر می‌روند. اشتباه نکنید آنها این کار را به این دلیل انجام نمی‌دهند که از بالا رفتن بزها حیرت زده می‌شوند، بلکه میوه آرگان دارای هسته‌ای است که بزها نمی‌توانند آن را هضم کنند به همین دلیل آن را از دهان بیرون می‌اندازند و یا از بدن خود دفع می‌کنند. سپس کشاورزان این هسته‌ها را جمع می‌کنند و با آسیاب کردن روغن آن را می‌گیرند. این روغن در آشپزی و صنایع آرایشی استفاده فراوان دارد.
● باران سرخ
در فاصله ۲۵ جولای تا ۲۳ سپتامبر سال ۲۰۰۱ چندین باران عجیب در ایالت کرالا واقع در جنوب کشور هند بارید. این باران‌ها از این جهت عجیب خوانده می‌شوند که رنگ‌ آنها سرخ بود و وقتی قطرات آن بر روی لباس‌ها می‌چکید مثل آن بود که خون بر روی آنها باریده است. در این مدت باران‌های سبز، زرد و سیاه هم گزارش شده است. اوایل گفته می‌شد رنگین شدن قطرات باران به خاطر انفجار یک شهاب سنگ در آن منطقه است ولی بعدها و پس از تحقیقات سازمان‌های دولتی هند، اعلام شد که این رنگ‌ها به دلیل هاگ‌های هوایی و جلبک‌‌های دریایی فراوان موجود در آن منطقه می‌باشد. درسال ۲۰۰۶ توجه جهان ناگهان به این موضوع جلب شد و دو دانشمند به نام‌های «گادفری لوییس» و «سانتوش کومار» اعلام کردند باران سرخ منشاء زمینی دارد و به مقادیر بالای کربن و نیتروژن به این رنگ درآمده است.
● بارش ماهی!
باران ماهی، موضوعی عجیب در بین مردم هندوراس نیست. این اتفاق هر ساله بین ماههای می و جولای در منطقه «دیپارتا منتو دیورو» رخ می‌دهد. شاهدان می‌گویند این پدیده با آمدن ابرهایی در آسمان منطقه آغاز می‌‌شود و سپس رعد و برق و طوفان شدیدی روی می‌دهد و باران به شدت می‌بارد. این طوفان و باران حدود ۲ الی ۳ ساعت به طول می‌انجامد و وقتی تمام می‌شود می‌توان ماهی‌های زنده زیادی را روی زمین پیدا کرد.
مردم این منطقه این ماهی‌ها را جمع می‌کنند و با آنها غذا می‌پزند. از سال‌ ۱۹۹۸ نیز هر ساله در شهر «یورو»، «جشنواره باران ماهی» برگزار می‌کنند و در آن غذاهایی که با این ماهی پخته شده‌ را می‌خورند.
منبع: خانواده سبز

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:15 PM
محیط زیست در برابر کسانی که معتقد به کمک رسانی به حیات وحش هستند، گاه این پرسش طرح می‌شود که «چرا؟ مگر شما نمی‌گویید که طبیعت بهتر از انسان‌ها می‌داند که چگونه خود را حفظ کند؟».
این پرسش به‌طور کلی گزاره درستی را پیش می‌کشد. به این معنا که شعور ذاتی طبیعت که با گذر از ده‌ها میلیون سال انتخاب طبیعی، سازش و جهش ژنتیکی پدید آمده، بسی بیشتر از عقل خودشیفته انسانی می‌داند که چگونه مهمانان خود را که همانا میلیون‌ها گونه گیاهی و جانوری است، پذیرایی کند.
فراموش نمی‌کنیم آنچه را که در فرهنگ ما از حضرت سلیمان نقل می‌شود که روزی خواست با سفره‌ای رنگین و پر، از همه جانوران پذیرایی کند، اما هنگامی که فقط یک ماهی بزرگ آمد و با یک قورت سفره را پاک کرد، حضرت تازه دریافت که حتی نمی‌تواند دو قورت ونیم باقی مانده آن ماهی را سیر کند!
این حکایت، اشاره‌ای است به توانایی شگفت آور طبیعت در فراهم آوردن امکان زیست برای این همه گونه متنوع و پرشمار. با این حال، در شرایط کنونی محیط‌زیست که تقریبا در همه جای آن ردپای پرتأثیر و تخریب انسان به چشم می‌خورد، قضیه‌ای که گفتیم به‌طورکلی درست است، به‌طور مشخص صورت دیگری می‌یابد.
موضوع مشخص این است که انسان تمامی آشیان‌های زیستی زمین را، یعنی تمام مهارت‌های ویژه‌ای را که به انبوهی از گونه‌ها این امکان را می‌دهد که در کنار هم زندگی کنند، بی‌آن که حریم یکدیگر را بشکنند و یکی بتواند گونه دیگر را ( نه افرادی از آن گونه را) از میان ببرد، اشغال کرده است.
این اشغال – که گسترده‌تر از هر اشغال سرزمینی دیگر به دست بزرگ‌ترین امپراتوری‌ها بوده است - نه تنها در اشتهای گارگانتوایی انسان که همه چیز را می‌خورد، بلکه در چنگ اندازی به هرنوع سرزمین، از بلندترین کوه‌ها تا پست‌ترین دشت‌ها و از سردترین نقطه‌ها تا گرم‌ترین آنها، خود را نشان می‌دهد. به بیان دیگر، انسان عرصه زمین را سخت بر تمامی گونه‌های دیگر تنگ کرده است.
هر گونه گیاهی یا جانوری، کمینه‌ای از مساحت زیستگاهی را می‌خواهد تا بتواند نیازهای زیستی خود رابرآورده سازد. آدمی با ساخت و ساز در زیستگاه‌ها و حصارکشی زمین‌ها، آنها را قطعه قطعه کرده است و به این ترتیب حتی اگر عامل‌هایی مانند نابودسازی منابع غذایی ( پوشش گیاهی... ) و شکار را نیز درنظر نگیریم، صرف کوچک شدن زیستگاه‌ها می‌تواند گونه‌ها را رو به قهقرا ببرد.
ادوارد ویلسون، بزرگ‌ترین زیست شناس معاصر، در نظریه جغرافیای زیستی جزایر خود که با همکاری رابرت مک آرتور وضع کرده، با دقتی ریاضی وار نشان داده است که با ۱۰بار کاهش مساحت یک زیستگاه، تعداد گونه‌ها به نصف کاهش می‌یابد. همچنین، ویلسون و دیگران ثابت کرده‌اند که هر چه اندازه متوسط یک جمعیت کوچک‌تر باشد، آن جمعیت سریع‌تر به نقطه صفر رانده می‌شود ( نگاه کنید به فصل یازدهم کتاب تنوع حیات او ).
در ایران، در بیشتر زیستگاه‌ها، با هر دو پدیده یادشده روبه‌رو هستیم ؛ هم ابعاد زیستگاه‌ها در۳۰ سال اخیر بسیار کوچک شده اند و هم تعداد افراد هر گونه بسی کمتر شده است. به علاوه، کیفیت زیستگاه‌ها – یکپارچگی، در امان بودن از انسان و دام، پوشش گیاهی مناسب، و... – هم سخت افت کرده است.
پس کم شدن تنوع زیستی و انقراض، هر دو به‌دلیل دخالت عامل انسانی، محیط‌زیست ما را به انحطاط کشانده و وضع روز به روز وخیم‌تر هم می‌شود. در این حال، فقط دخالت مثبت انسان می‌تواند اوضاع را بهتر، یا دست کم در حالت موجود تثبیت کند. صورت‌های بسیار مؤثر این دخالت مثبت جلوگیری از تجاوز بیشتر به زیستگاه، افزودن منطقه‌های ضربه گیر به اطراف زیستگاه، مطالعه در رفتار گونه‌ها و مانند این‌ها است. اما، در مواردی ممکن است یک رشته عملیات اورژانسی هم لازم باشد، مثلا دادن کمک تغذیه به گونه‌ها در زیستگاه.
ریختن علوفه و دانه برای علفخواران و پرندگان وحشی، یک کار نمایشی یا رمانتیک نیست و روی آن مطالعه علمی شده است. در زیستگاهی مانند ورجین (در کوه‌های شمال تهران)، کل و بز یا قوچ و میش دیگر در زمستان‌ها امکان مهاجرت به دشت‌های چند ده کیلومتر پایین دست که هیچ، حتی امکان آمدن به کنار رودخانه جاجرود برای استفاده از چمن‌های حاشیه آب را هم ندارند، چرا که تمامی حریم رودخانه را نیز زمین خواران تصرف کرده‌اند.
گدار رفتن سردسته گله‌های این جانوران، که درشرایط بزرگ بودن زیستگاه، نشانه تشخیص درست غریزی آنها در فرارسیدن فصل سرد و به مثابه سوت قطار برای راه افتادن بود، اینک زنگ خطری است برای محیط بانان که این گله‌های کوچک باقی مانده ممکن است کمی پایین‌تر گرفتار شکارچی‌ها و افراد ناآگاه شوند یا در جاده‌ها با خودرو‌ها تصادف کنند.
علوفه پراکنی در زیستگاه، از مهاجرت به سوی تله‌های مرگبار جلوگیری می‌کند، و البته کمک مؤثری است به تغذیه حیوان علفخوار و گوشتخوارانی که بقایشان در گرو وجود آن علفخوار است. اگر این دخالت مثبت آدمی نبود، چه بسا که نسل علفخواران بزرگ در منطقه حفاظت شده ورجین و جاهای مشابه، چند سال پیش از میان رفته بود.
در مقیاس‌های کوچک‌تر یا نیمه شهری می‌توان به دانه ریختن برای کبوترچاهی در اطراف زیارتگاه‌ها اشاره کرد که تا حد زیادی به حفظ نسل آنها و بعضی گونه‌های دیگر مانند قمری خانگی، یاکریم، گنجشک، سار، کلاغ، زاغ، دم جنبانک، بلبل خرما و به یمن بقای آنها، به حفظ گونه‌هایی از پرندگان شکاری در حوزه شهری و روستایی کمک کرده است.
در مقیاس‌های بزرگ، می‌توان اشاره کرد که در بعضی زیستگاه‌ها و حومه‌های شهری کانادا، با فرارسیدن زمستان، مردم و مقام‌های مسئول، با دادن غذا به موس ‌ها (گوزن‌های شمالی) این جانوران را که در شرایط تغییرات محیطی و جوی دیگر نمی‌توانند مانند گذشته زمستان را از سربگذرانند، به زیر چتر حمایتی خود می‌گیرند.
توضیح این که محققان دریافته‌اند موس‌ها که در گذشته، علف‌ها و خزه‌های کوتاه روی سنگ‌ها را با کنار زدن برف زمستانی می‌خوردند، در سال‌های اخیر در این کار با مشکل روبه‌رو شده‌اند. علت این است که گرم شدن زمین سبب شده که حتی در روزهای زمستانی، مقدار بی‌سابقه‌ای از برف‌های رویی ذوب شود و به پایین رود.
این آب‌ها با رسیدن به سطح سنگ یا خاک، یخ می‌زند و در نتیجه موس‌ها نمی‌توانند با کنار زدن برف‌ها به علف دست یابند. پس از جر و بحث‌هایی در این زمینه که تغذیه مصنوعی موس‌ها در زمستان، آنها را بدعادت خواهد کرد، بررسی‌های محققان به این نتیجه رسید که این عمل مضر نیست و درهرحال می‌تواند کمکی باشد به بقای جانور.
نکته مهم این است که علوفه پراکنی و ریختن دانه برای کبک و... باید در محل‌هایی انجام شود که حداقلی از شرایط حفاظتی را داشته باشد و از دسترس شکار دزد ‌ها در امان باشد، وگرنه ممکن است که این کار به نوعی تله گذاری بدل شود. بنابراین، توصیه این است که سازمان‌های غیردولتی و داوطلبان دیگر، تغذیه مصنوعی را با هماهنگی محیط بانان انجام دهند.
گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران، در ۴-۳ سال گذشته از کوه نوردان و دیگر گروه‌های دوستدار طبیعت دعوت کرده است تا با تهیه علوفه و دانه و ضمن هماهنگی با پاسگاه‌های محیط بانی، در منطقه‌هایی که بارش سنگین برف مشکل جدی برای حیات وحش پیش می‌آورد، به کمک این مخلوقا ت زیبا بروند.
تجربه علوفه پراکنی ما، توانسته اندکی به محیط بانان سختکوش پاسگاه زردبند دلگرمی بدهد که کسانی هستند که قدر زحمت‌های آنان را بدانند. همچنین توانسته به خود ما ثابت کند که می‌توانیم کارهایی مؤثر ( و نه فقط نمادین) انجام دهیم و دیگر این که توانسته فرصتی برایمان فراهم کند تا از رهگذر آن به آموزش‌های زیست‌محیطی برای گروه‌هایی از مردم بپردازیم.
این برنامه‌ها در چندین روز تعطیل در منطقه ورجین و چند مورد مشابه آن نیز در دیگر استان‌ها اجرا شده است. سازمان‌های غیردولتی جبهه سبز ایران، انجمن حمایت از حیوانات و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط‌زیست، از همکاران ما در این برنامه‌ها بوده‌اند.
منبع:روزنامه همشهری

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:19 PM
محیط زیست چكيده :
درياي خزر بزرگترين بدنه آبي محصور در خشكي است كه با وسعت سطحي بيش از 370 ميليون متر مربع حدود 44% از آب هاي محصور در خشكي را در بر ميگيرد. باور بر اين است كه درياي خزر در بر دارنده ذخاير نفتي حدود 50 بيليون بشكه مي باشد كه وجود اين ذخاير عظيم نفتي و تعدد راههاي عبور بين قاره اي و نزديكي نسبي آن با خليج فارس بر اهميت جغرافياي سياسي و نقش استراتژيك آن افزوده است.
حدود 300 گونه از جانوران آبزي در اين دريا زندگي مي كنند كه از جمله آنها مي توان شش گونه از بهترين گونه هاي ماهيان خاوياري كه ارزش اقتصادي بالايي دارند را نام برد. تنوع زيست بوم غني منطقه شامل تالاب ها، جنگلها، رودخانه ها، دشت هاي گسترده و چراگاهها، خطوط زيباي ساحلي و دهانه رودخانه ها، موقعيت هاي مناسبي را براي اكوتوريسم فراهم كرده است كه مي توانند جاذبه هايي بالقوه براي گردشگران باشند.
فعاليت هاي انساني تاثير شديدي بر آب و هواي محلي دارند. شبكه هاي گسترده آبياري و سدها سبب فرسايش خاك و كاهش منابع آبهاي زيرزميني مي شوند كه اين مسئله هم مي تواند باعث تغيير كل رژيم آبي منطقه شود و هم دماي محلي و متعاقب آن بر توان بالقوه تبخير موثر باشد. فعاليت هاي اكتشاف نفت و گاز در درياي خزر، نه تنها باعث آلودگي آب و هوا مي شود بلكه به انتشار گازهاي گلخانه اي از جمله دي اكسيد كربن (CO2) و متان (CH4) كه موثر در افزايش دماي كره زمين هستند را نيز سبب مي شود. كارشناسان تخمين مي زنند توليد سوخت هاي فسيلي در دريا و ساحل خزر سالانه معادل 15 تا 20 ميليون تن دي اكسيد كربن منتشر مي كنند، به اين ترتيب افزايش مورد انتظار در توليد سوخت، افزايش انتشار گازهاي گلخانه اي را به دنبال خواهد داشت و به دنبال آن تغييرات اقليمي و پيامدهاي ناخوشايندي به همراه خواهد آورد كه اين تغييرات مي توانند تاثيرات مخربي همچون كاهش دسترسي به آب شيرين ، كاهش حاصلخيزي زمينهاي كشاورزي بر اثر طوفانهاي شن و به طور كل تاثيرات منفي بسياري بر فعاليت هاي اقتصادي كشورهاي حاشيه درياي خزر بگذارند.

مقدمه :
پیشرفت فن آوری و دستیابی انسان به زندگی مدرن و پیشرفته امروزی به قیمت از بین رفتن و تخریب بسیاری از منابع طبیعی و انقراض نسل تعداد زیادی از گیاهان و جانوران تمام شده است. اما علیرغم پیشرفت بسیار سریع و غیر قابل باور دانش بشری و حتی دستیابی انسان به کرات دیگر و اطلاعات حیرت آوری که از دورترین کهکشانها بدست آورده است، هنوز کره زمین، تنها سیاره قابل سکونت برای انسان و دیگر موجودات زنده به شمار می آید!
رشدسریع و بی مهار جمعیت بشر، بهره برداری بی وقفه از معادن، قطع درختان و نابودی جنگلها، کشتار بی رحمانه حیوانات، تخریب مراتع و پوشش های گیاهی طبیعی زمین و تبدیل آنها به مزارع، استفاده بی رویه از سموم کشاورزی، آلودگیهای منابع آبی و هوا ناشی از فعالیت های صنعتی و بسیاری از فعالیت های نامطلوب دیگر انسانها از سالیان گذشته تا امروز، چرخه زيستي خانه مشترک همه موجودات زنده، زمین را با خطر مواجه ساخته است. شاید انسان هیچ وقت مثل امروز به فکر جبران خساراتی که به محیط زیست و سیاره زمین وارد ساخته و همچنین حفاظت و مراقبت از منابع طبیعی و حیاتی موجود بر روی این کره خاکی نیفتاده باشد .
بد نیست بدانید که جدید ترین و شاید بحرانی ترین تهدید زیست محیطی علیه کره زمین، کاملا نامحسوس بوده و به چشم نمی آید! این تهدید ناشی از یک ماده سمی نیست! تشعشعات رادیواکتیو هم نیست! بلکه در واقع موضوع به ظاهر ساده تغییرات آب و هوایی است. خطرات ناشی از این موضوع به سختی قابل درک است و حتی ممکن است بیشتر شبیه یک شوخی به نظر برسد. اما، مسئله و نکته مهم اینجاست : در قرن آینده، سیاره زمین گرمتر خواهد شد بطوریکه احتمالا طی 30 یا 40 سال آینده آب و هوای زمین بطور میانگین 5/4 درجه سانتیگراد گرمتر از آنچه امروز است خواهد شد.
میزان تشعشعاتی که زمین از خورشید دریافت می‌دارد یا فصلهای مختلف سال ، عرض جغرافیائی و وضع هندسی مدار گردش زمین به دور خورشید در ارتباط است و هر گونه تغییری که در شدت و ضعف این تشعشعات روی دهد، به دگرگونیهایی در دما و فشار جو زمین منتهی می‌گردد و در نتیجه روی آب و هوای میهن خاکی ما اثر می‌گذارد.
باد که بر اثر اختلاف فشار تولید می‌گردد و هوای سرد و گرم و همچنین بخار آب را از جائی به جای دیگر پراکنده می‌سازد، از وضع توپوگرافی زمین به شدت متأثر است و پراکندگی قاره‌ها در شرایط اقلیمی نقش آفریننده و کوهها موجبات تکائف و باروری بخار آب را فراهم می‌سازند و اقیانوسها و دریاها، شرایط اقلیمی را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند و همانند خازنی دمای سطح زمین را در خویش ذخیره می‌کنند و به آرامی آن را به هوای پیرامون خود منتقل می‌سازند.

اقليم استان مازندران :
آب و هواي استان مازندران :
استان مازندران را بر اساس خصوصيات دما و بارش و توپوگرافي منطقه مي توان به دو نوع آب و هواي معتدل خزري و آب و هواي كوهستاني تقسيم كرد . آب و هواي كوهستاني خود بر دو نوع معتدل كوهستاني و سرد كوهستاني مي باشد .

1- آب و هواي معتدل خزري :
اين نوع اقليم جلگه هاي غربي و مركزي استان تا كوهپايه هاي شمالي البرز را شامل مي شود . در اين نواحي به دليل كمي فاصله كوهستان و دريا رطوبت تجمع مي يابد كه بعنوان پيامد آن مي توان بارش هاي قابل ملاحظه و دماي معتدل را ذكر كرد.
ميانگين بارندگي ساليانه در نوار ساحلي استان برابر با 977 ميليمتر است. توزيع مكاني آن از غرب به شرق با كاهش همراه است در حاليكه توزيع زماني آن وضعيتي كمابيش منظم دارد ( حداكثر بارندگي در پائيز و حداقل آن در بهار اتفاق مي افتد.)
در بررسي پارامتر درجه حرارت نيز مشاهده مي شود كه به دليل رطوبت نسبي بالا و زياد بودن تعداد روزهاي پوشيده از ابر ، دماي هوا معتدل و دامنه دمايي محدود مي باشد كه اين وضعيت منجر به تابستانهاي گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل با يخبندانهاي اتفاقي مي گردد .

2- الف) آب و هواي معتدل كوهستاني :
با افزايش تدريجي ارتفاع از اراضي جلگه اي به سوي دامنه هاي شمالي ارتفاعات البرز و فاصله از دريا ، تغييرات خاصي در آب و هواي استان پديدار مي گردد. در نوار ارتفاعي 1500 تا 3000 متر ، شرايط آب و هوايي كوهستاني حاكم است كه از ويژگيهاي آن مي توان كاهش ميزان بارندگي ساليانه وهمچنين كاهش متوسط درجه حرارت ماهانه را ذكر كرد . علاوه بر آن زمستانهاي سرد همراه با يخبندانهاي طولاني و تابستانهاي كوتاه نيز از ديگر مشخصات اين اقليم است .

2- ب) آب و هواي سرد كوهستاني :
در نوار ارتفاعي بالاتر از 3000 متر كه شامل قلل كوهستانهاي دامنه شمالي البرز مي شود ، دماي هوا به شدت كاهش يافته و يخبندانهاي طولاني ايجاد مي شود . در اين مناطق ريزش ها غالبا به صورت برف است كه در دوره طولاني سرد سال روي هم انباشته شده و تا اواسط دوره كوتاه گرم سال نيز دوام دارند . در همين مناطق و در قله كوههاي دماوند ، علم كوه و تخته سليمان شرايط ايجاد يخچالهاي كوهستاني و انباشت دائمي برف فراهم شده است .

توده هواهاي موثر بر آب و هواي مازندران :
موقعيت جغرافيايي ويژه استان مازندران بعنوان يكي از استانهاي ساحلي درياي خزرسبب شده است كه در طول سال از اثرات آب و هوايي همسايگاني چون سرزمين پهناور سيبري ، درياي مديترانه و درياي خزر و فلات مركزي ايران بهره مند شود . در طول فصول مختلف سال توده هاي هواي متعددي وارد استان ميشوند كه عمده ترين آنها به قرار زير ميباشد .

الف) دوره سرد سال :
* توده هواي قطبي قاره اي (cP) كه ورود آن به استان از طريق گسترش زبانه سيستم پرفشار سيبري بر روي شمال شرق كشور مي باشد . اين توده هوا سرد و خشك بوده و با عبور از روي درياي خزر ضمن جذب رطوبت و گرما ناپايدار گشته و سبب بارشهاي قابل توجه بويژه در فصل پاييز ( بدليل اختلاف زياد دماي آب با دماي هوا ) در استان مي شود . شدت اين بارندگي بدليل طولاني بودن مسير حركت توده هوا بر روي دريا در غرب استان بيشتر از ساير قسمتهاي استان ميباشد .

* توده هواي قطبي دريايي تعديل يافته (mP ) با منشا اقيانوس اطلس كه بعد عبور از روي جنوب اروپاي شرقي از طريق درياي سياه به شرق درياي مديترانه وارد و سپس از طريق تركيه از سمت شمال غرب وارد ايران مي شود .

* توده هواي آركتيكي قاره اي (cA ) با منشا اسكانديناوي كه بعد از عبور از روي اروپا و از دست دادن رطوبت مجددا از درياي سياه كسب رطوبت كرده واز طريق تركيه وارد نوار شمالي كشور مي شود .

ب) دوره گرم سال :
* توده هواي حاره اي دريايي تعديل يافته (mT ) با منشا آزورس (جزيره آزورس در اقيانوس اطلس) كه بعد از عبور از روي درياي مديترانه و جنوب اروپا ، به شمال كشور وارد ميشود و گاهي نيز از طريق شمال آفريقا و عربستان ، نواحي جنوب و مركز ايران را مورد تهاجم قرار ميدهد و به شمال نيز نفوذ مي كند جبهه هاي حاصل از اين توده هوا هنگام رسيدن به درياي خزر از اين دريا رطوبت كسب كرده و سبب بارندگي در سواحل جنوبي آن ميشوند . بعلاوه در اوج روزهاي گرم هنگامي كه جت استريم جنب حاره به شمال درياي خزر نقل مكان مي كند توده هواي حاره اي قاره اي (cT ) كه در مركز ايران تشكيل مي شود و بسيار گرم و خشك مي باشد شمال كشور را نيز تحت تاثير قرار مي دهد .

اقليم استان مازندران :
1- بر اساس طبقه بندي هانسن ( Hansen ) اين استان در مدار معتدله گرم قرار گرفته است .
2- به روش ضريب اعتدال ( Temperateness Index ) اين استان بسيار معتدل و فوق معتدل است (منظور از ضريب اعتدال بدست آوردن دوري يا نزديكي يك منطقه به منطقه معتدله است ) .
3- بر اساس طبقه بندي دومارتن ( De Martounne ) نواحي غربي مازندران بسيار مرطوب ، نواحي مركزي مازندران مرطوب و نواحي شرقي مازندران مديترانه اي و نواحي كوهستاني مازندران نيمه مرطوب مي باشد .
4- بر اساس طبقه بندي دكتر كريمي ، نواحي غربي و مركزي داراي اقليمي مرطوب با تابستان گرم و زمستان كمي سرد ، نواحي شرقي نيمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد و نواحي كوهستاني مازندران داراي اقليم مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسيار سرد مي باشد .
نگاهی به دریای خزر :

الف- تاریخچه، وضیعت جغرافیایی و آب و هوا :

در گذر زمان، دریای خزر با نام های بسیاری شناخته شده و در پاره ای از موارد دارای چندین نام بطورهمزمان بوده است.
در گذشته دور اين دريا، اقیانوس هیرکانیان و اقیانوس تتیس نامیده می شد اما در زمان هاي اخیرترنام های کاسپین، خزر، آستراخان، خوالی و مازندران،کاربرد بیشتری داشته است. این نام ها همواره بیانگر نام قبایل و تیره های ساکن در اطراف دریا و یا نام سرزمین آن ها بوده است. کاسپین، یکی از دو اسم رایج و معمول مورد استفاده براي دریاست؛ که از کلمه کاسپی ها گرفته شده است؛ قبیله ای از مردمانی رنگ پریده که هزاران سال قبل در جنوب زندگی می کردند. نام معمول دیگر، یعنی خزر از خزر ها گرفته شده، مردمان ترک زبان نیمه چادر نشین از مرکز آسیا که در قرن هفتم ميلادي، نزدیک دریای کاسپین و قفقاز قلمرو مستقلی تشکیل داده و بر سرزمینی حکومت کردند که امروزه شرق اکراین و کریمه، آذربایجان و جنوب روسیه را شامل می شود. قدرت خزرها، بعد از یک سری از جنگ ها رو به انقراض رفت. از نظر واژه شناسی، کلمه خزر به نظر می رسد که وابسته به کلمه ترکی به معنی سرگردانی است.
دریای خزر از تاریخ تکاملی قابل توجهی برخوردار است. دریای خزر باقیمانده تتیس قدیمی، و یا دقیقأ بخشی از خلیج کوچک پاراتتیس3 است. حدود 60-50 میلیون سال پیش، اقیانوس تتیس به اقیانوس های اطلس و آرام متصل می شد ولی به علت جابه جایی تدریجی قطعات قاره ای، اتصال خودش با اقیانوس آرام و بعدها با اطلس را از دست داد. بستر آب حدود 5-7 میلیون سال پیش به دوبستر آبی کوچکتر تقسیم شد كه دریای سیاه و درياي خزراند. قبل ازاینکه دریای خزر حدود 8/1 میلیون سال پیش از اقیانوس های جهان جدا و منزوی شود،اين دو دریا بارها به هم وصل و از هم جداگرديدند.
در حال حاضر دریای خزر بزرگترین بدنه آبی محصوردرخشكي است، که حدود 44% از آب های محصور در خشکی روی زمین را دربرميگيرد می شود، با وسعت سطحی متغیر بیش از 370000 کیلومتر مربع، وسعت بیشتری از دریاچه های بزرگ آمریکا یا دریاچه ویکتوریا در آفریقای شرقی دارد.

ب- اهمیت جغرافیای ----------:
اهمیت جغرافیای ---------- دریای خزر به زمان های گذشته در تاریخ بر می گردد. شبه جزیره ابشرون در غرب دریای خزر، از اولین مراکز شناخته شده تولید نفت و محصولات نفتی است. کتاب مقدس دربردارنده اشاراتی به محصولات نفتی در منطقه باکو، در آذربایجان است و حتی مارکو پولو2 در قرن 13 به صادرات اگرچه کم شن های آغشته به نفت و به خوراک لذیذ دریای خزر، یعنی خاویار اشاره کرده است. دریای خزر بخشی از جاده ابریشم نیز بوده است.
منطقه خزر درقرن بیستم، طی تحریم نفت در سال 1973 و درجنگ خلیج فارس در سال 1991 اهمیت جغرافیای ---------- خود را نشان داد. افزون بر اهمیت ---------- مربوط به اقتصاد و منطقه جغرافیایی، ذخایر بسیار غنی نفت و گاز دریای خزر و تعدد راه های عبور بین قاره ای و نزدیکی نسبی آن با خلیج فارس، دریای خزر را در هر گونه نقشه جغرافیایی ---------- جهانی درخشان می کند.

ج- تنوع زیستی:
تنوع زیستی دریای خزر ناشی از تاریخ طولانی و انزوای جغرافیایی آن است. تعداد جانوران آبزی بومی، که بیش از 300 گونه است، بسیارچشمگیر است. بیش از 100 گونه ماهی وجود دارد که تعدادی از آن ها شیرین آبند و برای تخم ریزی از دریای خزربه رودخانه ها مهاجرت می کنند. بهترین گونه شناخته شده از این ماهیان شش گونه و زیر گونه ازماهی های خاویاری اند، که قرن ها منبع اقتصادی با ارزشی بوده اند. فک بومی دریای خزر یکی از تنها دو گونه فک آب شیرین در جهان است ( دیگری در دریاچه بایکال یافت می شود) و تنها پستانداری است که در دریای خزر زندگی می کند. تالاب های ساحلی و گودال های کم عمق موقتی و دائمی که، بسیاری از آن ها که شورآبند ، انواع گوناکونی از پرندگان را جذب می کند. در کل دوره سال در دریای خزر و اطراف آن، پرندگان فراوانند، و شمار آن ها طی فصول مهاجرت وقتی بسیاری از پرندگان راهی دلتاهای پهناور و مناطق کم عمق و تالاب ها می شوند، بسیار افزایش می یابد.

د- منابع گاز و نفت :
از اواخر قرن 19، نفت و گاز صنعتی مهم در دریای خزر بوده اند. باور بر این است که دریای خزر در بردارنده ذخایر نفت و گاز قابل توجهی است، اگرچه میزان و ارزش این ذخایر در همه موارد برآورد نشده است. محل و مالکیت ذخایر نیزبحث برانگیزاست. ذخایر نفت حدود 50 بیلیون بشکه تخمین زده شده اند. ذخائر گاز طبیعی حتی بیشتر است و تقریباً 3/2 ذخایر هیدروکربن را تشکیل می دهد. این ذخایر اغلب شرکت های بین المللی بزرگ نفتی را به خزر جذب کرده است که با هدف رساندن نفت وگاز به بازارهای جهانی دست اندرکار مشغول بهره برداری نفت و گاز دریا و ساخت زیر بنا و لوله گذاری برای حمل آن هستند. اکتشاف وتولید نفت و محصولات نفتی در دریای خزر در حال افزایش است و هم اکنون به خوبی در باکو، هم در ساحل و هم در دریا و در تنگیز (در دریا) گسترش یافته است. انتظار می رود تولید نفت به طور چشم گیری طی چند دهه آینده افزایش پیدا کنند. همراه با افزایش در تولید نفت افزایش قابل ملاحظه ای در حمل و نقل دریایی نیز قابل پیش بینی است. نفت خام و محصولات تصفیه شده و همچنین کالا و خدمات مرتبط با صنعت نفت و گاز از طریق دریا و احتمالاً لوله های در بستر کف دریا حمل خواهند شد.

ه- گردشگری زیست محیطی :
تنوع زیست بوم غنی منطقه شامل تالاب ها، جنگل ها، رودخانه ها، دشت های گسترده و چراگاه ها، خطوط ساحلی زیبا ودهانه رودخانه ها، موقعت مناسبی را برای گردشگری زیست محیطی فراهم میکند. کیلومترها از سواحل شنی، تالاب های منحصر به فرد، جنگل های غنی و نیز آثار تاریخی و مناظری نفس گیرانه ، زیبا و دلنشین در مناطق ساحلی جاذبه ای بالقوه برای گردشگران خواهند بود. طی فصول مهاجرت پرندگان ، تالاب های ساحلی می توانند جاذبه ای مهم برای گردشگران باشند که می بایست به مناطقی که باید با دقت انتخاب گردند، هدایت شوند تا از زیبایی و فراوانی منابع زیست محیطی حفاظت شده لذت ببرند. چنین گردشگری زیست محیطی که با دقت برنامه ریزی و مدیریت شده باشد و امکانات بالقوه قابل ملاحظه ای هم برای تولید درآمد و هم ابزاری مناسب برای آموزش و آگاهی مردم علاقه مند داخلی و خارجی فراهم خواهد آورد. علی رغم وجود این پتانسیل قوی گردشگری، در این منطقه هنوز به قدر کافی برنامه ریزی نشده است و به دلیل فقدان طرح، خدمات، سختی روند گرفتن ویزا و سختی دسترسی به این مناطق بلا استفاده مانده است.

ر- نوسانات سطح درياي خزر :
درياي خزر از دوران پليوس حدود 5 ميليون سال پيش، از درون تحليل مي‌رود كه بر همين اساس بسياري از متخصصان خزر را به عنوان بزرگ‌ترين درياچه جهان مورد بررسي قرار مي‌دهند. مطالعات ژئومورفولوژيك و هيدرولوژيك خزر، بالا و پايين رفتن دوره‌اي و متناوب سطح آب را آشكار كرده كه براي دانشمندان و ساكنان حاشيه خزر سوالات زيادي را مطرح كرده است. طي يك قرن، بين سال‌هاي 1880 و 1977 سطح آب دريا 4 متر پايين آمد و از 25 متر به 29 متر پايين‌تر از سطح درياهاي آزاد رسيد. البته در كنار اين تغييرات، دوره‌هاي كوتاهي نيز بوده است كه آب دريا كمي بالا آمده است. طي اين مدت، مردم محلي به كاهش تدريجي سطح آب عادت كردند و انواع فعاليت‌ها را بخصوص بعد از جنگ جهاني دوم در سواحل مانند ساخت بنادر، جاده‌ها و ريل‌ها، پي‌ريزي خانه‌ها و تسهيلات تفريحي انجام دادند. در اتحاد جماهير شوروي خشك شدن كامل و اسف‌انگيز درياي آزوف كه يك حوزه آبريزي در كنار درياي سياه بود، همزمان با پايين رفتن سطح خزر، نگراني‌ها را به‌ طور جدي درباره درياي خزر افزايش داد. اين نگراني بويژه بر بخش شمالي خزر كه كمتر از 25‌متر عمق دارد و عمق آن به ‌طور چشمگيري نيز در حال كاهش بوده متمركز بود. اين مساله به اتخاذ تصميمات عجولانه و نادرستي مانند احداث آب‌بند براي بستن خليج قره‌بغاز منجر شد.

ز- معكوس شدن نوسانات :
كارشناسان معتقدند معكوس شدن ناگهاني نوسانات سطح درياي خزر از سال 1977 و افزايش حدود 2 متر در سطح آب، همگان را متعجب كرده است و باعث بروز مشكلات عديده‌اي مانند سيل‌گرفتگي تسهيلات شهري، تخريب جاده‌‌ها و ريل‌هاي راه‌آهن، خسارت به زيرساخت‌هاي صنعتي در ساحل و دريا و نابودي برخي سواحل منطقه شد. ده‌ها نفر در زمين‌هاي پايين‌دست جمهوري‌هاي آذربايجان، داغستان و دلتاي ولگا مجبور به مهاجرت شدند. تنها در آذربايجان خسارت ناشي از افزايش سطح آب دريا 2 ميليارد دلار تخمين زده شده است. در قزاقستان پيشروي دريا به‌طور مستقيم روي حدود 20 هزار كيلومتر مربع اين سرزمين، ازجمله چاه‌هاي متروكه نفت تاثير گذاشته است. هم‌اكنون ميان كارشناسان، بحث درباره عواملي كه موجب تغييرات سطح درياي خزر مي‌شود، ادامه دارد و دانشمندان عوامل زمين‌ساختي حركت پوسته زمين در زير سطح دريا يا عوامل ژئومورفولوژيك را در تغيير سطح آب منتفي نمي‌دانند، اما اين فاكتورها در مقايسه با تغييرات آب و هوايي و تاثيرات مديريت انساني سطح آب درياي خزر، نقش كوچك‌تري بازي مي‌كنند. بررسي‌ها نشان داده است كه اكثر آب‌هاي ورودي دريا از رودخانه‌هاي ساحلي نشات مي‌گيرند. كميت و كيفيت آب، بويژه در ولگا، متغيرهاي كليدي در تعادل درياي خزر هستند. به اين عوامل بايد بارش بيش از حد باران را نيز افزود. همچنين ممكن است آب از طريق نشت به زمين و جاري شدن به خليج قره‌بغاز از دست برود، اما اين عوامل در مقايسه با تبخير طبيعي از سطح دريا چندان اهميتي ندارند.

س- نقش رودهاي ساحلي‌ :
براساس گزارش برنامه محيط زيست درياي خزر، هم‌اكنون هر‌ساله 300 تا 310 كيلومتر مكعب آب درياي خزر از طريق رودخانه‌ها تامين مي‌شود. رودخانه ولگا به تنهايي 80 درصد از جريان‌ آب ورودي خزر را به خود اختصاص مي‌دهد، اما به نحو قابل ملاحظه‌اي اين ميزان در قرن بيستم پايين آمده است. اين كاهش از حدود 400 كيلومتر مربع در سال 1930 به ميزان 260 تا 270 كيلومتر مكعب در حال حاضر رسيده است كه به دليل عوامل مختلف اقليمي و فعاليت‌هاي بشر از قبيل ساخت سدها براي توليد انرژي برق آبي است. كارشناسان تخمين مي‌زنند بارش باران 130 كيلومتر مكعب سالانه به‌ آب دريا مي‌افزايد. كاهش آب از طريق نفوذ به زمين كمتر از 5‌كيلومتر مكعب را به خود اختصاص مي‌دهد و ميزان آبي كه به درون خليج قره بغاز جريان مي‌يابد، از زمان تخريب آب‌بند ‌آن حدود 18 كيلومتر مكعب بوده است. همچنين در خصوص تبخير طبيعي دريا كاهشي بين 350 تا 375‌‌كيلومتر مكعب در سال برآورد شده است كه بنابراين كاهش سطح آب درياي خزر بايد روندي افزايشي را ادامه دهد.

تغييرات آب و هوایی در منطقه خزر :
منطقه خزر به لحاظ اقليمي متنوع است. اين درياچه در شمال با رودخانه‌هاي اورال و ولگا در شرق با دشت‌‌هاي خشك و نيمه‌خشك وسيع قزاقستان و تركمنستان و در بخش‌‌هاي جنوب و غرب با رشته‌كوه‌هاي البرز و مناطق مرطوب قفقاز احاطه شده است. درياي خزر نقش مهمي را در فرآيندهاي اتمسفري، تعادل آب و هواي منطقه‌اي و اقليم‌‌هاي خرد بازي مي‌كند. بررسي‌هاي نشان داده است پديده‌هاي اقليمي در خزر به نوسانات آتلانتيك شمالي وابسته‌اند. اين متغيرها بر دما، رطوبت و طوفان‌هاي زمستاني سراسر اروپا از جمله حوزه‌ آبريز ولگا و نيز بارش‌هاي سطح خزر تاثير مي‌گذارد. خشكسالي‌هاي طاقت‌فرسا نيز بر بخش‌هاي مختلف منطقه در سال‌هاي اخير موثر بوده است. به‌نظر مي‌رسد بروز اين خشكسالي‌ها مدل‌هاي علمي را تاييد مي‌كنند كه علاوه بر نشان دادن افزايش‌ دماي متوسط، رخداد‌هاي شديد آب و هوايي بسيار بيشتري را پيش‌بيني مي‌كنند. بررسي‌ها نشان داده است خشكسالي‌ها هم بر توليد محصولات و هم بر سلامت دام‌ها موثر است. براي مثال، گوسفند كاراكول تركمنستان كه از لحاظ اقتصادي و به‌دليل توليدات پشم مهم است، نسبت به استرس‌هاي گرمايي حساس است. به‌علاوه خشكسالي مي‌تواند آتش‌سوزي‌هاي مكرر و شديدي را سبب شود كه تخريب محصولات و مراتع را افزايش مي‌دهد و به كاهش حاصلخيزي كشاورزي مي‌انجامد. بر ‌اثر تغييرات اقليمي دو روند متضاد بارش باران در شمال و جنوب مشاهده شده است؛ در حالي كه بارش در روسيه طي قرن گذشته افزايش يافته، اما مناطق خشكي مانند سواحل تركمنستان و ايران خشك‌تر شده‌اند. طوفان‌هاي شن و خاك، ميزان قابل توجهي نمك و غبار را حين عبور از بيابان كاراكام و سواحل خزر جذب و آنها را روي دره ولگا تخليه مي‌كند كه در نهايت به حاصلخيزي زمين‌هاي زراعي آسيب مي‌رساند. همچنين دسترسي به آب شيرين كه بسياري از بخش‌هاي اقتصادي و همچنين رفاه و سلامت بشر به آن وابسته است، به فرآيند‌هاي متغير اقليمي مربوط مي‌شود. اگر يخچال‌هاي طبيعي در قفقاز و كوه‌هاي البرز كاهش يابند و دوره برف‌پوش بودن كوه‌ها همانند سال‌هاي اخير كوتاه‌تر شود، آب كمتري براي‌ آبياري و براي مصارف خانگي در دسترس خواهد بود. ذوب يخچال‌هاي طبيعي تنها به علت ناپديد شدن كامل قله‌هاي سفيد‌پوش كوه‌ها نيست. اين فرآيند از طريق افزايش دماي متوسط ايجاد مي‌شود كه خطر فجايع طبيعي مرتبط با تغييرات وضعيت زيست‌محيطي را بالا مي‌برد.

نقش عوامل انساني‌ :
براساس گزارش برنامه محيط زيست درياي خزر، فعاليت‌هاي انساني مي‌‌توانند تاثير قدرتمندي بر آب و هواي محلي داشته باشند. شبكه‌هاي گسترده آبياري و سدها سبب فرسايش خاك و كاهش منابع آبهاي زيرزميني مي شوند كه اين مساله هم مي‌‌تواند باعث تغيير كل رژيم آبي شود و هم بر دماي محلي و متعاقب آن بر توان بالقوه تبخير موثر باشد. فعاليت‌‌هاي اكتشاف نفت و گاز نه‌تنها باعث آلودگي محلي‌ هوا، خاك و دريا مي‌شود، بلكه به انتشار گازهاي گلخانه‌اي ازجمله متان‌ (4 CH) و دي‌اكسيدكربن‌(2CO) كه موثر در افزايش دماي جهاني هستند، مي‌افزايد. كارشناسان تخمين مي‌زنند توليد سوخت‌هاي فسيلي در دريا و ساحل خزر سالانه معادل 15 تا 20 ميليون تن دي‌اكسيدكربن منتشر مي‌كنند. به اين ترتيب، افزايش مورد انتظار در توليد سوخت، افزايش انتشار گازهاي گلخانه‌اي را به دنبال خواهد داشت و به دنبال آن تغييرات اقليمي و پيامدهاي ناخوشايندي به همراه خواهد آورد كه اين موضوع نيازمند تدابير و اقدامات مناسبي از سوي كشورهاي منطقه است.
شرايط آب و هوايي نامعلوم‌ :
كارشناسان معتقدند مشكل مي‌توان پيش‌بيني كرد كه تغييرات اقليمي در سطح جهاني چگونه بر آب و هواي يك منطقه خاص موثر خواهد بود. اگرچه معمولا سناريو‌هاي آب و هوا، گرمايش و افزايش بارندگي در شمال خزر و نواحي اطراف آن و بارش كمتر در جنوب را پيش‌بيني مي‌كنند، اما همواره نوعي عدم اطمينان درباره اين پيش‌بيني‌ها به علت ميزان تاثير دريا و پوشش ابر وجود دارد. اين در حالي است كه راهي براي پيشگويي عكس‌العمل نظام آب و هوايي در زمان رسيدن به آستانه بحران وجود ندارد. مشخص نيست سيستم آب و هوايي براساس يك مدل خطي عكس‌العمل نشان خواهد داد يا اين كه به طور ناگهاني تغيير ماهوي خواهد كرد. كارشناسان معتقدند با افزايش تراكم گازهاي گلخانه‌اي اتمسفر، دماي بخش اروپايي منطقه خزر، حداقل در كوتاه‌مدت بالا خواهد رفت. اين در حالي است كه برخي محققان نگران افت جريان خليج ‌گرم اقيانوس اطلس به واسطه تغييرات زيست‌محيطي در قطب شمال و چرخه اقيانوسي هستند، زيرا ممكن است دماي منطقه به طور چشمگيري پايين آمده و سبب ايجاد اقليمي بسيار سرد و خشن شود.

تاثیر فعالیت‌های بشری در تغییرات آب و هوا :

كره زمین به طور طبیعی در اثر تابش خورشید گرم می‌شود، اما در اینجا منظور ما از گرم شدن زمین، پدیده دیگری است، پدیده‌ای كه به گرم شدن زمین كمك می‌كند و شاید اصلا به آن توجه نداشته باشیم.
منظور از«گرم شدن زمین» افزایش میانگین دمای زمین است. «تغییر آب و هوا» در اثر این افزایش دما به وجود می‌آید. گرم شدن زمین موجب تغییر الگوی بارش باران و برف، افزایش سطح آب دریاهای آزاد و كاهش سطح آب دریاچه‌ها و تاثیرات وسیع بر گیاهان و حیات وحش و انسان‌ها می‌شود.

گازهاي گلخانه اي :
یكی از مواردی كه تا قبل از افزایش فعالیت‌های بشر، به عنوان نوعی ابزار ایمن ‌سازی برای زمین به حساب می ‌آمد گازهای گلخانه ‌ای بودند، یعنی مجموعه ‌ای از گازها كه مقداری از انرژی خورشید را در جو زمین نگه می‌ دارند و باعث گرم شدن جو می ‌شوند‍‍ كه شامل بخار آب (H2O)، دی اكسیدنیتروژن (NO2)، دی اكسیدكربن (CO2) و متان (CH4) است.

1- دي اكسيد كربن CO2 : اصلي ترين گاز گلخانه اي است كه توسط بشر توليد مي شود . اين گاز حاصل خيلی از فعاليتهاي انسان و ديگر موجودات است و روزانه به مقدار زيادي توليد مي شود . يك نيروگاه 1000 مگاواتي با سوخت مايع در فرآيند احتراق بطور متوسط 15 تن گاز دي اكسيد كربن (CO2) در ساعت و معادل 2/2 تن اكسيدهاي اذت (NOX) و حدود 105كيلوگرم هيدرو كربن هاي نيم سوخته و آلاينده هاي ديگر وارد محيط و اتمسفر مي نمايد. بررسي هاي انجام شده در كشورهاي جامعه همكاري هاي اقتصادي و توسعه ، حاكي از آن است كه 40% تا 50% از اكسيدهاي گوگردي و 25% از اكسيدهاي ازت و بيش از 50% از گازهاي گلخانه اي به ويژه CO2 سهم نيروگاه هاي بخاري است كه حدود 30% از كل انرژي جهان را مصرف مي نمايند .
دي اكسيد كربن ٦٠ درصد سهم عمده را در تخريب چرخه اقليمي زمين دارد. و توليد آن نيز به صورت روز افزون ادامه دارد.

2- گاز متان (CH4) : كه حاصل فرايند پوسيدگي است عليرغم در صد كم آن در مقايسه با دي اكسيد كربن 5 تا 10 برابر مستعد تر از اين گاز در جذب حرارت مي باشد. متان در اتمسفر بطور سالانه 1 درصد افزايش مي يابدكه دو برابردرصد افزايش دي اكسيد كربن است. گاز متان در اثر فعاليتهايي نظير شاليكاري، دفع زباله ها، سوخت هاي biomass دامداري، تخليه گازهاي طبيعي در هنگام استخراج و حمل و نقل و استخراج زغال سنگ، توليد مي شود. تقریبا90 درصد متان موجود در جو تحتاني در فعل و انفعالات شيميايي با hydroxyl radicals نابود مي شود. اگرچه ميزان اين ماده در جو زمين بسيار كم است وليكن اصلي ترين عامل از بين رفتن متان جو مي باشد. ماده hydroxyl radicals در اثر تجزيه بخار آب و واكنش شيميايي بين بخار آب و ساير گازهاي موجود در جو توليد مي شود.

3- N2O : نيز از گازهاي گلخانه اي مؤثر مي باشد كه 150تا 180 سال در اتمسفر باقي مي ماند و بطور طبيعي تا جو فوقاني بالا رفته باعث تخريب لايه ازن مي گردد. در صد افزايش آن در سال 2/0تا 3/0 درصد است و بيشتر در مناطق حاره توليد مي شود ولي بطورتخميني 20درصد آن در اثر كودها و محصولات شيميايي و احتراق سوخت هاي فسيلي مي باشد. استفاده از كاتاليستها براي كنترل انتشار اين گاز نقش مؤثر تري يافته است. استفاده از كودها براي رشد ذرت در توليد سوخت اتانول يكي از عمده ترين عوامل انتشار اكسيدهاي نيتروژن مي باشد.

4- كلرو فلوروكربن ها (CFC) : با وجود اين كه محصول احتراق موتورها نيستند ولي بواسطه اين كه محصول فرآيند خنك سازي هوا براي وسائل مختلف مي باشند مورد توجه قرار مي گيرند. اين گازها در سال 5/0درصد افزايش مي يابند و بين 75تا180 سال در اتمسفر باقي مي مانند. همچنين20000 برابر مستعد تر از دي اكسيدكربن در جذب گرما هستند ولي در كل بعضي از دانشمندان معتقدند اثر گلخانه اي آن ها در تعادل با اثر خنك سازي آنهاست .
بد نیست بدانید كه اگر این گازها در جو نبودند، انرژی گرمایی خورشید مجددا به فضا بر می‌گشت و به این ترتیب هوای زمین 33 درجه سانتیگراد سردتر از الان می‌شد.
اثر گلخانه‌ای، كره زمین را به اندازه‌ای گرم نگه می دارد كه ما انسان‌ها بتوانیم بر روی آن زندگی كنیم. اما اگر اثر گلخانه ای شدت یابد، ممكن است دمای زمین به قدری زیاد شود كه ما و بقیه گیاهان و جانوران نتوانیم گرمای آن را تحمل كنیم.
شاید باور نكنید كه انسان‌ها هم می‌توانند آب و هوای زمین را تغییر دهند. دانشمندان می‌گویند اكثر فعالیت‌های انسان‌ها گاز گلخانه‌ای تولید می‌كند. پس از انقلاب صنعتی و اختراع انواع ماشین‌آلات صنعتی، انسان ها با فعالیت های كشاورزی و صنعتی چهره زمین و آب و هوای آن را دگرگون ساختند.
با شروع انقلاب صنعتی روش زندگی مردم عوض شد. قبل از آن مقدار گازهای گلخانه ای در جو كم بود، اما با رشد جمعیت و افزایش استفاده از نفت و زغال سنگ تركیب گازهای اتمسفر نیز تغییر كرد. طوری كه در حال حاضر، غلظت گازهای گلخانه‌ای از حدود 270 واحد به 367 واحد رسیده است.
بشر برای انجام كارهای خود به انرژی نیاز دارد و این انرژی را از غذا تامین ‌می‌كند. همچنین برای روشنایی و گرم كردن خانه‌ نیازمند انرژی است. اتومبیل‌ها برای حركت به سوخت نیاز دارد. ماشین‌های صنعتی نیز به انرژی نیاز دارند. اكثر انرژی‌های لازم برای موارد فوق به طور مستقیم یا غیر مستقیم از سوخت‌های فسیلی مثل نفت و گاز و زغال‌سنگ به دست می‌آید.اینها سوخت‌هایی هستند كه سوزاندن آنها گاز گلخانه‌ای آزاد می‌كند !!!



راههاي جلوگیری از اثر گلخانه اي و تغییرات آب و هوايي :

همانگونه که سوختهای فسیلی منشاء اساسی گازهای گلخانه ای است پس مصرف چنین سوختهایی بعنوان منبع انرژی کاهش دهیم .

روشهای جایگزینی موجود عبارتند از :
* استفاده از انرژی تجدید شونده
* مصرف صحیح انرژی
* طبیعت مجموعه ای ازاختیارات جایگزینی برای تامین انرژی در پیش روی ما قرار داده است ودر صورت مصرف صحیح انرژی گام موثری در حفاظت از محیط زیست برداشته ایم.
* از انرژیهای تجدید شونده می توان به خورشید، هوا،امواج وغیره اشاره کرد.
* این منابع بعنوان منشاء فعال و مورد اعتماد و احترام محیط زیست برای تولید انرژی که ما نیازمند آن هستیم مورد استفاده قرار گیرند.

این روشها منافاتی با روشهای زندگی مردم نداشته بلکه انها را به سمت عصر جدیدی از توسعه اقتصادی و فرصتهای شغلی بیشتر ، توسعه تکنولوژی و حفاظت از محیط زیست را بدنبال خواهد داشت حركت مي دهد.

خورشید: تبدیل انرژی خورشیدی به انرژی الکتریکی :
زمین مقدار کافی انرژی خورشیدی دریافت می کند نسبت اشعه خورشیدی که به زمین مرسد برای تامین نیاز جهان به انرژی به میزان 3000 مرتبه را دارا می باشد. میزان انرژی که هر متر مربع زمین از خورشید دریافت می کند بطور متوسط برای تولید 1700 کیلو وات ساعت انرژی سالیانه می تواند تامین نماید. با تبدیل اشعه خورشید به برق می توان برق حاصل را در باطریها ذخیره ویا وارد شبکه نمود.


برق حاصل از انرژی خورشیدی :
یک سری آینه های ضخیم را در یک خط یا نقطه متمرکز می نمایند و حرارت تولیدی را برای تولید بخار بکار می رود . بخار حاصل جهت بکار انداختن توربین های تولید الکتریسیته استفاده می شود . در جایی که تابش خورشید بیشتر است صنایع انرژی حرارتی خورشیدی سهم عمده ای از تولید برق را برعهده دارد.
طی یک برسی بعمل آمده توسط گرینبیزتحت عنوان انرژی حرارتی خورشید در سال 2020 با همکاری صنایع حرارتی اروپا میزان انرژی خورشیدی جهان ممکن است به 54 ملیارد کیلو وات ساعت در ابتدای سال 2020 خواهد رسید در سال 2040 ممکن است این میزان حد اقل 20% نیاز مردم به برق را تامین نماید .

باد :
تسخیر انرژی باد در مراحل پیشرفته ای قرار گرفته است و انرژی باد از آنرژی های تجدید شونده و مزایایی همچون پاک بودن فعال ، مداوم و فاقد آلودگی است. توربین های بادی یک تکنولوژی خیلی پیشرفته است که قابلیت تنظیم ،ترکیب آسان و کاربرد سهل و راحت ،توانایی تولید انرژی بیش از 200 برابر نیاز جهانی امروزی است. گروه کاری مرتبط با تغییرات هوایی و زیست محیطی می گویدكشورهاي صنعتی لازم است نسبت کربن تولیدی خود را در طی نیم قرن حاضر کاهش دهند . به نظر گروه فوق لازم است كشورهاي صنعتی کشورهای در حال توسعه را در برنامه های کاهش آلاینده های تغییر دهنده آب و هوایی یاری دهند. با توجه به گزارش ائتلاف وکلای محیط زیست گرمایش زمین به علت عدم درک اهداف تکنولوژی مناسب که دولتها برای کاهش فقر در جهان به میزان نصف در ابتدای سال 2015،محیط زیست را تهدید می نماید. این گزارش می افزاید که این پدیده ممکن است پیشرفت بشری را دچار اختلال نماید.

چرا نمی‌خواهیم زمین گرم تر شود؟
بعضی وقت ها مسائل كوچك می‌توانند به مشكلات بزرگی تبدیل شوند! مثلاً به مسواك زدن دندان‌هایتان فكر كنید. اگر شما یك روز مسواك نزنید، هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد، اما آیا می‌دانید اگر یك ماه دندان‌هایتان را مسواك نزنید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این همان چیزی است كه برای زمین نیز اتفاق می‌افتد. اگر دمای هوا فقط چند روز، بالاتر از حد طبیعی باشد، چندان مهم نیست، چون دمای زمین تقریبا ثابت می‌ماند. اما اگر دمای هوا مدت زیادی بطور مداوم بالا برود، كره زمین با مشكلات اساسی مواجه خواهد شد.
دمای متوسط زمین در طول قرن گذشته تقریبا 5/0 درجه سانتیگراد افزایش یافته‌است؛ دانشمندان انتظار دارند كه در طول 100 سال آینده متوسط دمای زمین 5/1 تا 5/3 درجه سانتیگراد افزایش یابد. شاید فكر كنید «این كه چیزی نیست»، اما همین مقدار می‌تواند آب و هوای زمین را به طور بی سابقه‌ای تغییر دهد. زمانی‌كه این پدیده رخ دهد، ممكن است تغییرات بزرگی در سطح آب اقیانوس‌ها، مزارع كشاورزی و هوایی كه تنفس می‌كنیم یا آبی كه می‌نوشیم، رخ دهد. با گرم شدن آب و هوا و تاثیر آن بر مزارع كشاورزی، منابع غذایی انسان‌ها كاهش می‌یابد، آب بیشتری بخار می‌شود و در نتیجه انسان ها با كمبود آب شیرین مواجه خواهند شد. این تغییرات روی حیوانات و گیاهان هم تاثیر منفی می‌گذارد. اگر این تغییرات به آرامی اتفاق بیافتد، جانوران و گیاهان خود را با آن وفق می‌دهند، اما اگر این تغییرات خیلی سریع اتفاق بیافتد، چرخه زيستي با خطرات جدی روبرو می‌شود، مثلا پرندگان و جانورانی كه در فصل‌های مختلف سال به جاهای دیگر مهاجرت می‌كنند، ممكن است مكان مناسبی را برای مهاجرت پیدا نكنند و یا غذایی برای خوردن نداشته ‌باشند. مقدار آب دریاها در اثر ذوب شدن یخ ‌های قطبی افزایش می‌یابد و از سوی دیگر بر اثر افزایش دما، آب دریاها و اقیانوس ها منبسط می‌شود. اگر آب اقیانوس منبسط شود، فضای بیشتری را اشغال می‌كند و در نتیجه سطح آب دریاها بالا می‌آید. سطح آب دریا ممكن است در قرن آینده چند سانتیمتر یا حداكثر 1 متر بالا بیاید. در این صورت مردمی كه خانه‌هایشان در كنار ساحل دریا قرار دارد و جزیره‌نشینان، خانه‌های خود را از دست می‌دهند و مزارع ساحلی هم به زیر آب می‌روند. در اثر بالا آمدن آب دریا منابع آب شیرین نیز غیرقابل استفاده می‌شوند. مدل‌هاى جوی پیش‌بینى می‌كنند تا سال 2100، دماى كره زمین از 1 تا 5/3 درجه سانتی‌گراد افزایش یابد و این مقدار بیش از تغییرات دمایى در 10 هزار سال گذشته خواهد بود، بنابراین اتحاد كشورها به منظور كنترل و تثبیت گازهاى گلخانه‌اى منتشره یك ضرورت است.

گرمای هوا اثرات مخربی دارد كه ذیلا به آن اشاره می كنیم :

1- اثر بر روی تولید محصولات كشاورزی: در سال 1381 گرما و خشكسالی محصول غله هند، آمریكا وكانادا را بشدت كاهش داد. در نتیجه محصول غله جهان 90 میلیون تن یا 5 درصد كم تر از مصرف آن شد. در سال 1382 گرمای شدید اروپا موجب شد محصول غله كاهش یابد و بار دیگر تولید غله 90 میلیون کم تر از مصرف آن بود. در سال 83 بارندگی بهتر شد اما در سال 84 خشك سالی در آمریكا محصول غله جهان را 34 میلیون تن كاهش داد.

2- آفات و بیماریها : افزایش درجه حرارت شرایط مناسب برای انتشار آفات و حشرات ناقل بیماری مانند پشه ناقل مالاریا را فراهم می کند.

3- تلفات جانی : در سال 1376 شمسی 700 نفر از ساكنان شیكاگو در اثر گرما جان باختند. در اردیبهشت ماه سال 1381 شمسی گرمای هوا در هند به 50 درجه رسید و بیش از 1000 نفر در استان آندرا پرادش جان خود را از دست دادند. در سال 1382 موج شدید گرما در اروپا غوغا كرد و درجه حرارت بطور بی سابقه ای افزایش یافت و در اثر آن 49000 نفر در 8 كشور اروپاجان خود را از دست دادند . در ایتالیا 18000 نفر مردند. در فرانسه تلفات 14800 نفر بود. تعداد كسانی كه در اثر گرمای آن سال در اروپا مردند 15 برابر تعداد كسانی بود كه در اثر حمله 11 سپتامبر سال 2001 به مركز تجارت جهانی در نیویورك جان خود را از دست دادند.

4- ذوب شدن یخ : یكی دیگر از عوارض گرمای كره زمین است. در اثر آن مناطقی مانند بنگلادش و جزایر مالدیو و شهر های ساحلی لندن و نیویورك و شانگهای اول از همه خسارت خواهند دید.

5- افزایش ارتفاع آب دریاها : افزایش حرارت جهانی منجر به افزایش مد اقیانوس ها علاوه بر آن ذوب یخ ها نظیر گرینلند که پیش بینی می شود ارتفاع آب دریا از 1/0 به 5/0 متر در طی نیم قرن جاری افزایش یابد.
این افزایش احتمالی ارتفاع آب برای مناطق مسکونی ساحلی و زمین های زراعی آنها تهدید بشمار میرود همچنین مخازن آب پاک ساحلی و برخی از جزایر را نیز تهدید می نماید.


6- توفان های شدید : در اثر گرما، تبخیر بیشتر می شود و در اثر ذوب یخ ها هم آب بیشتری وارد اقیانوس ها می شود . پس حجم آب بیشتر می شود و میزان تبخیر نیز افزایش می یابد. آبی كه با تبخیر بالا می رود باید در جایی فرود آید. پس تعداد توفان ها و شدت آن ها بیشتر می شود. در اثر گرمای جو بارندگی بیشتر به شکل باران صورت می گیرد نه برف . در نتیجه یخچال های كوهستانی كه ذخایر اصلی آب جهان هستند روز به روز ضعیف تر می شوند و توفان ها و سیل ها شدید تر. در سال 1377 شمسی توفان میچ ( Mitch) كه یكی از قوی ترین توفان های تاریخ اقیانوس اطلس است روی داد . سرعت این توفان 360 كیلومتر در ساعت بود. در اثر آن ظرف دو سه روز در نیكاراگوئه و هندوراس 2 متر باران بارید. در اثر آن غیر از خانه و مدارس و كارخانه و جاده و پل وغیره 70 در صد خاك سطحی هندوراس از بین رفت. لذا اكنون كشاورزی دراین كشور حاصلی ندارد. در مجموع این توفان 11000 نفر تلفات داشت و اقتصاد منطقه كارائیب را نابود كرد. فلورس ، رئیس جمهور هندوراس اعلام كرد: " در مجموع این توفان ظرف چند روز آن چه را که برای احداث آن 50 سال زحمت كشیده بودیم نابود كرد" در اثر این توفان رشد دو کشور نام برده 20 سال به عقب افتاد. در 1383 در ژاپن 10 توفان مهم رخ داد كه در مجموع 10 میلیارد دلار خسارت ایجاد كرد. در همان فصل سال در فلوریدای آمریكا 4 توفان بسیار شدید رخ داد كه در تاریخ امریكا كم سابقه بود در اثر این 4 توفان شركت های بیمه 22 میلیارد دلار خسارت به مشتریان خود پرداختند و به ورشكستگی نزدیك شدند. سال بعد یعنی 1384 توفان كاترینا رخ داد كه این توفان ها در مقابل آن هیچ بودند. ارتفاع آب 6 متر بود و بسیاری از شهرك های ایالات متحد یكسره نابود شد. توفان بشدت به شهر تاریخی نیو اورلئان صدمه زد و در اثر آن در مجموع صد ها هزار نفر بی خانمان شدند. این توفان كه علت آن بالا بودن درجه حرارت سطح آب در اقیانوس بود طبق برآورد های اولیه حداقل 200 میلیارد دلار خسارت بر جای گذاشت.

7- كمبود آب : آنگاه كه اولین فضانوردان به دور كره زمین سفر می كردند یكی از چیز های جالبی كه در زمین می دیدند دریاچه چاد در آفریقا بود. اكنون آنها بسختی می توانند این دریاچه را تشخیص دهند. سه كشور پر جمعیت نیجریه و نیجر و چاد آن قدر آب رودخانه های منتهی به دریاچه را برای آبیاری مصرف كرده اند كه اكنون حجم دریاچه نسبت به سال 1960 تقریبا 95 درصد كاهش یافته. دریاچه آرال واقع در شوروی سابق به علت مصرف بیش از حد آب رودخانه های سیحون و جیحون نابود و آب آن شور شده است. رودخانه كلورادو واقع در جنوب غربی ایالات متحد و رودخانه زرد در شمال چین دیگر به دریا نمی رسند و قبل از آن خشك می شوند. رود های نیل در مصر، رود سند كه عمده آب آبیاری پاكستان را تامین می كند و رود گنگ كه در منطقه پر جمعیت گنگ در هند جاری است نیز وقتی به دریا می رسند دیگر از یك نهر باریك ترند. این ها را می توا ن دید اما پایین رفتن آب های زیر زمینی دیده نمی شود.

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:26 PM
محیط زیست شعارسال 2008سازمان جهانی بهداشت:
حفاظت ازسلامت در برابرتغییرات آب وهوایی
Protecting Health from Climate Change
پیام مدیر کل سازمان جهانی بهداشت
یکی ازبزرگترین چالشهای عصرحاضرتغییرات جوی وآب وهوایی است. تغییرات آب وهوایی می تواند تاثیرات منفی بربعضی ازتعیین کننده های اساسی سلامت یعنی غذا،هوا وآب داشته باشد. برای مقابله بااین چالش به حمایت کنندگانی درکل جهان نیازداریم تاجهت قراردادن سلامت بشربه عنوان محور مقابله با تغییرات آب وهوایی فعالیت کنند.روز جهانی سلامت که همه ساله در7 آوریل برگزار می گردد فرصت خاصی رافراهم می سازد که ازطریق آن می توان توجه جهانی رابه سمت موضوع مهمی که برای سلامت جهانی مطرح است جلب نمود.تاکید روز جهانی سلامت درسال جاری برنیاز به حفاظت ازسلامت دربرابر تاثیرات منفی تغییرات آب وهوایی است. علاوه برتعهدات برای سازماندهی رویدادهای برای بزرگداشت روزجهانی سلامت ،لازم است دراین سال به نحوی برنامه ریزی شود که همه ازموضوعات سلامت آگاه شده وازضرورت دست یابی به اهداف مطلع گردند.هر رویداد وهرصدایی درهر موقعیتی برای دادن انرژی وتعهد جدید لازم دارد تا تغییرات بنیادینی راایجاد کند که سبب تثبیت آب وهوا شده ودرمقابل سختی ها وناملایمات بشررا حفظ نماید.
ما می دانیم که معنای آب وهوای متغیر وبی ثبات برای سلامت چیست.هرساله،طوفان ها،سیل ها،خشک سالی ها،امواج گرم باعث مرگ ده ها هزازنفر درسراسر جهان می شوند. هم اکنون درسراسر جهان ،بیماری های حساس به آب وهوا مانند اسهال ،مالاریا وسوء تغذیه پروتئین – انرژی عامل مرگ سه میلیون نفر به شمار می روند.حتی این اعداد وارقام نمی توانند منعکس کننده تاثیرات غیرمستقیم و ویرانگر تغییرات آب وهوایی برسلامت انسان باشند.تغییراتی که برچرخه غذا ودر دسترس بودن آب سالم دربخش های وسیعی ازجهان تاثیر می گذارد.همه افراد دربرابر این تغییرات آسیب پذیر هستند،اما فقرا بیشتر درمعرض آسیب هستند.
تغییرات آب وهوایی تهدیدی برای پیشرفت ما درمقابله با بیماریهای مرتبط با فقراست ودروسیع تر کردن شکاف بین فقیر وغنی دررابطه با پیامدهای سلامت نقش دارند.طبیعتا این عادلانه نبوده وقابل پذیرش نیست.
اما چه می توان کرد؟باید روشن سازیم که درمحیط زیستی که درحال تغییر سریع است،تنها حیوانات وگیاهان نیستند که به محافظت نیاز دارند،بلکه انسان ها نیزباید حفاظت شوند.نیاز داریم تا دولتمردان ما،سلامت ورفاه بشر را در مرکز ---------- های مقابله با تغییرات آب وهوایی قرار دهند وتلاش های خود را برای حفظ سلامت ازطریق دست یابی به اهداف توسعه هزاره بازنگری کنند.وزرای بهداشت کشورها باید ---------- های سلامت همگانی راتقویت و با چالش های مرتبط با تغییرات آب وهوایی مقابله کرده وجمعیت تحت پوشش خود رامحافظت کنند. مهم تر از همه آن که نیاز است افراد درانتخابات شخصی خود به مواردی توجه کنند که هم سلامت را افزایش داده وهم تغییرات آب وهوایی را کاهش دهد.
روزجهانی سلامت 2008 ،نه تنها موقعیتی برای مشخص کردن بزرگی وابعاد مشکل فراهم می سازد،بلکه برای به کارگیری راه حل های کاربردی کلیه دست اندرکاران راکنار هم می آورد.امید داریم این بسته راهنما به شما کمک کند تا بوانید با سازماندهی واجرای برنامه های مورد نظر-هرنوع برنامه وباهر بودجه ای که دراختیار دارید-بتوانید حداکثر نتیجه را از فعالیت های تان بدست آورید.
تغییرات آب وهوایی واقعیت دارد.فعالیت های بشر،علت اولیه آن است.راه حل برطرف کردن این مشکل نیز تلاش های بشراست. هم اکنون باید با هم اقدام نموده وراه های را برای حفظ سلامت انسان ومردم روی کره زمین بیابیم .تلاش های شما دراین امرسهم خواهد داشت.اجازه دهید روزجهانی سلامت 2008 «حفظ سلامت دربرابر تغییرات آب وهوایی » را رویداد برجسته ای سازیم که زمینه ای را برای اقدام جهانی آماده سازد.
منبع:دکتر مارگات چانگ – مدیر کل سازمان جهانی بهداشت

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:27 PM
محیط زیست قرن بیستم و خصوصا" نیمه دوم آن قرنی سرشار از تحولات سریع و بی سابقه در محیط زیست جهان بود. اثرگذاری انسان بر طبیعت اطرافش به جایی رسیده که دارای ماهیت و اهمیت جهانی شده و متاسفانه این تاثیرات از سرعت سرسام آوری نیز برخوردار گردیده است.دیگر تقریبا" هیچ زیستگاه یا اکوسیستم طبیعی در سطح زمین وجود ندارد که لااقل اندکی دستخوش تغییر نگردیده باشد.اما تحولات زیست محیطی زاییده فعالیتهای بشری، اگرچه از دیر باز آغاز گردیده است اما هیچگاه باندازه چند سال گذشته مورد توجه نبوده و قبلا" به هیچ عنوان نگرانیهای مجامع بشری در این رابطه این قدر با بدبینی عجین نشده بود.
با توجه به قدرت تفکر و تعقل انسان،چنین انتظار میرفت که بشر هر روز بیش از گذشته به قدرتی تبدیل شود که بتواند معیارهای ارزشمند محیط زیست را حفاظت و بهبود بخشد اما بالعکس به نظر می رسد که انسان بطور روزافزون به نیرویی مقتدر تبدیل میشود که مایه ایجاد آشفتگی در بستر حیات خود و قطع ریشه های هستی اش میگردد.
این برداشت غیرقابل انکار به جایی رسیده که این فرض که زمین در حال بهبود است بیش از پیش نیازمند دفاع و توجیه است، در حالی که این فرض که کره زمین بطور خطرناکی در حال از بین رفتن است ، به هیچ یک از این دو رفتار نیازی ندارد!
در هر حال امروزه اغلب مسایل و مشکلات و تنگناهای زیست محیطی دیگر بعنوان یک موضوع محلی و یا حتی ملی بشمار نمی آیند و با توجه به وابستگی متقابل و غیر قابل تفکیک محیط زیست با مباحث کلان انسانی از جمله اقتصاد ، فرهنگ ، توسعه ، ---------- و بویژه نوع خاص آن یعنی ژئوپلتیک ، اخلاق ، فلسفه وعرفان و بسیاری دیگر از جنبه های مادی و معنوی حیات انسانها ،در واقع هر مشکل زیست محیطی در هر اندازه وحتی محدود در داخل مرزهای قراردادی یک کشور مشکلی برای کل جهان ونوع بشر بشمار می آید.
در این مقاله سعی شده تا با تأکید بر ارتباط محیط زیست با مسایل ژئوپلتیک و نیز اقتصاد و فقر،گوشه ای از اهمیت آن را بیان و نیز توجه هرچه بیشتر سیاستمداران،عقلا و تصمیم سازان اجتماعی و فرهنگی کشور را به این مسئله اساسی جهان امروز معطوف نماید.
● ژئوپلتیک :
ژئوپلتیک،مطالعه روابط و کشمکش های بین المللی از دیدگاه جغرافیایی است.بر اساس این تعریف،موقعیت ، مسافت و چگونگی توزیع منابع انسانی و طبیعی تأثیرات قابل توجهی بر روابط بین المللی دارند.
جغرافیا دارای دو زیرشاخه اصلی است،جغرافیای طبیعی و جغرافیای انسانی.جغرافی طبیعی موقعیت و توزیع جنبه های مختلف سیستمهای طبیعی زمین مثل آب و هوا،پوشش گیاهی مناطق مختلف و اقلیمها، علل پیدایش عوارض سطح زمین و شناخت روابط فیزیکی بین آنها را مورد توجه قرار میدهد و جغرافیای انسانی روابط بین جوامع انسانی ،فرهنگها و تمدنها و گستردگی آنها را در کانون توجه خود دارد.ژئوپلتیک، زیر مجموعه ای از جغرافیای انسانی است.
یک ژئوپلتیست،دانش اجتماعی ،اقتصادی،سیاسی ،فرهنگی و نیز نیروهای زیست محیطی را بعنوان شکل دهنده فعالیت بشر در نقاط مختلف جهان در تحلیل های خود مورد استفاده قرار میدهد.
امروزه بخش قابل ملاحظه ای از روابط بین الملل حول محور محیط زیست صورت می گیرد.اگر بدانیم که استفاده روزافزون از منابع زیستی و به تبع آن تخریب سیاره زمین پدیده هایی هستند که اثرات آنها بندرت در درون مرزهای قراردادی یک کشور محدود میگردند،آشکارا به این نتیجه می رسیم که موضوعات زیست محیطی می توانند دقیقا" از موضع ژئوپلتیک مورد بررسی واقع شوند.
اما محیط زیست دقیقا" چیست ؟بنا به یک تعریف ساده محیط زیست عبارت است از همه عناصر جاندار یا بی جان طبیعتی که پیرامون انسان را فرا گرفته و همه آنها با یکدیگر دارای ارتباطی متقابل می باشند.دانشمندان در قرن نوزدهم واژه زیستکره را برای تعریف محیط زیست زمین و ارتباط بین ارگانیزمها و عناصر بی جان آن بکار گرفتند.
در سطحی محدودتر،زی بومها یا اکوسیستمها،به محدوده های وسیعی از سطح زمین اطلاق میگردند که در برگیرنده گونه های خاص گیاهی و جانوری و تأثیرات متقابل همه عوامل درونی این مجموعه بر یکدیگرند.
به لحاظ نظری ،انطباق مرزهای قراردادی ---------- کشورها بر مرزهای اکوسیستمی موجود در جهان امری محال یا لااقل بسیار مشکل است.بعنوان مثال،پرندگان مهاجری که در فصول سرد سال از سیبری به ایران و یا دیگر کشورهای واقع در عرض های پایین تر جغرافیایی مهاجرت و مجددا" باشروع گرما به زیستگاههای اولیه خود باز میگردند و یا غازهای وحشی که در دوران جنگ سرد بین آمریکا و شوروی سابق بدون توجه به مسایل و کشمکش های ---------- موجود،بین این دو کشور مهاجرت میکردند.
بر این اساس،دیدگاه محیط زیست در بحث ژئوپلتیک،به درگیریهای بین المللی و روابطی اشاره دارد که در سطح جهانی با تأثیر بر زیستکره یا سطوح منطقه ای ،بین دو یا چند کشور بروز میکند.
منابع طبیعی سیار یا اصطلاحا" منابع ناپایدار،بدلیل برخورداری از نیروی بالفعل خود برای عبور از مرزهای کشورها،موضوع اصلی درگیریهای ژئوپلتیکی بشمار می روند.ذخایر ماهیها،حوضچه های نفتی زیر زمینی مشترک، رودهای مرزی و دریاها،جانوران وحشی مهاجر و موارد مشابه از این گروه منابع بشمار می آیند که سعی در بهره گیری بیشتر از آنها توسط دولتهای همجوار در بسیاری از نقاط جهان موجب بروز تنش های ---------- و حتی جنگ گردیده و میگردد.
اما روش صحیح استفاده از یک عنصر یا منبع طبیعی چیست ؟ آیا استفاده از منابع تا حد تهی سازی کامل قابل قبول است ؟ آیا اصولا" دولتها می توانند در داخل مرزهای خود ،مستقلا" تصمیم به بهره برداری هر چه بیشتر از منابع طبیعی به هر ترتیب که می خواهند بنمایند؟پاسخ مثبت به این سؤالات برای بسیاری از منابع همچون حیات وحش،جنگلها،معادن اورانیوم و منابع آبی و حتی هوا یقینا" موجب بروز تنش های اصولی گردیده و چالش انگیز است.
● مفهوم منابع طبیعی کاربردی در ژئوپلتیک :
امروزه دولتهای صنعتی و غربی، مصرف کننده عمده منابع زیستی جهان بشمار می آیند.اما در سالهای آینده ،دولتهای در حال توسعه بدلیل رشد جمعیت و برخورداری از شتاب در رشد صنعتی و اقتصادی و بواسطه آن افزایش سطح استفاده از مواد،نقش فزاینده ای را در تأثیر بر اکوسیستمهای کره زمین ایفا خواهند نمود و البته زمین نیز با کاهش روزافزون منابع مواجه خواهد گردید.
بلی ،منابع طبیعی ذاتا" کمیاب هستند؛ یعنی در کمیت و موقعیت دارای محدودیت می باشند وبا این منطق و الگوی پیش رو در رشد اقتصادی و بهره برداری از منابع،درگیریهای ژئوپلتیکی و جنگ بر سر منابع بشدت افزایش خواهد یافت و البته طرف برنده آن است که منابع بیشتری را ذخیره و یا در
اختیار داشته باشد.به عنوان مثال،گسترش سریع مستعمرات کشورانگلیس در واقع پس از شروع انقلاب صنعتی در اروپا و بدنبال آن تهی شدن این قاره از منابع اولیه طبیعی مورد نیاز صنایع این کشور آغاز گردید.
▪ منابع طبیعی به دو دسته طبقه بندی میشوند:
۱) منابع تجدید شونده،که با بکارگری شیوه های مدیریتی صحیح میتوان در یک چارچوب زمانی تعریف شده و بگونه ای خردمندانه بصورت مستمر از آنها بهره برداری نمود مثل ماهیها،حیوانات وحشی،جنگل،آب شیرین، هوا و ...
۲) منابع غیر قابل تجدید،که از ذخایر ثابتی در جهان برخوردار بوده و در یک محدوده زمانی مشخص به پایان می رسند نظیر سوختهای فسیلی و ذغال سنگ و مواد معدنی.
همانطور که در تعریف بند اول یعنی منابع تجدید شونده گفته شد ،مدیریت اصولی و بهره برداری خردمندانه اصل اساسی پایداری و ایجاد قابلیت تجدید در این منابع است و بدون توجه به این دو اصل،این منابع نیز در اثر بهره برداری بی رویه و یا عدم بکارگیری مدیریت و روشهای اصولی در جایگزینی بموقع آنها و در واقع عدم ایجاد فرصت احیاء و تجدید برای آنها،ناپایا و غیر قابل تجدید خواهند بود!همچنین آب و هوا و خاک چنانچه تا حد عدم امکان بازیابی آلوده شوند،آنگاه جزء منابع غیر قابل تجدید بشمار می آیند.طبق مطالعات سازمان ملل در سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ حدود ۸۹ میلیون هکتار از خاک کره زمین بدلیل عدم استفاده صحیح آنقدر خسارت دیده که دیگر قابل احیاء نیست و ذخایر آب آشامیدنی نیز آنقدر کاهش یافته که در آینده نزدیک به ۸۰ کشور جهان با کمبود جدی آب روبرو خواهند شد.
در مناقشات مرزی،بویژه زمانی که صحبت از منابع زیستی سیال در میان باشد،گاه با زیرکی می توان بگونه ای مرزبندی نمود که حقوق دیگر کشورها نسبت به برخی منابع سلب گردد؛ لذا برخورداری نمایندگان ---------- کشورها از اطلاعات دقیق زیست محیطی و دانستن ارزشهای منابع مورد بحث کاملا" ضروری و اصلی انکارناپذیر است.
● مهمترین موضوعات زیست محیطی جهانی :
مقیاس جهانی آسیب های زیست محیطی نشان میدهد که تمایز بین کشورهای غنی و در حال توسعه باعث ایجاد یک بحران در بیوسفر کره زمین گردیده است.همه موضوعاتی که در این بخش به آنها اشاره میشود دارای محدوده ای فرامرزی بوده و مستلزم تفاهم و همکاری بین کشورها برای حل آنها می باشند.
۱) گرم شدن کره زمین ( اثر گلخانه ای) :
مصرف سوختهای فسیلی موجب ایجاد دی اکسید کربن و گازهای دیگری میگردد.تجمع و افزایش بیش از حد این گازها در جو زمین،موجب ایجاد لایه ضخیمی از گاز میگردد که همانند پوشش پلاستیکی
گلخانه ها، از بازگشت حرارت مازاد حاصل از تابش نور خورشید به سطح زمین به فضا جلوگیری کرده و گرما را در نزدیکی سطح زمین نگه میدارد و همانند گلخانه باعث گرم شدن هوای زمین میگردد.
در اثر بروز این پدیده زیست محیطی،بنا به تخمین دانشمندان دمای کره زمین در طی قرن حاضر بین ۸/۰ تا ۵/۳ درجه سانتیگراد افزایش می یابد.این اثر از یکسو موجب بروز تغییرات گسترده آب و هوایی در مناطق مختلف زمین و بروز وقایعی نظیر خشکسالی یا بالعکس سیل و طوفانهای شدید می گردد و از سویی دیگر با افزایش سرعت ذوب یخهای قطبی باعث بالا آمدن آب دریاها و اقیانوسها و به زیر آب رفتن بسیاری از مناطق ساحلی و ارضی مستعد سرزمینی خواهد شد.
در سال ۱۹۹۲ در اجلاس زمین در ریودوژانیروی برزیل بیش از ۱۵۰ کشور در قالب کنوانسیون ریو و در ادامه روند پیشرفت این کنوانسیون در سال ۱۹۹۷ نیز ۱۶۰ کشور از جمله ایران ،با امضاء پروتکل کیوتو در ژاپن برای تلاش در جهت کاهش آلودگی ناشی از گازهای گلخانه ای به توافق رسیدند.
۲) کاهش لایه ازن :
دومین نگرانی عمده زیست محیطی با تأثیرات فرامرزی، آسیب دیدگی لایه حفاظتی ازن در اطراف جو زمین است.لایه ازن تقریبا" در ۲۴ کیلومتری بالای سطح زمین اطراف این سیاره را فرا گرفته و با جذب اشعه ماوراء بنفش نور خورشید ،زمین و موجودات زنده آنرا از این تشعشعات زیان آور محافظت میکند.
بنا به تحقیقات دانشمندان،ترکیب گازی کلروفلوئوروکربن(CFC) که در صنایع یخچال سازی، تولید اسپری ها و تولید اسفنج کاربرد فراوانی دارندتأثیر مخرب و کاهنده ای بر ضخامت لایه ازن داشته و حتی موجب ایجاد شکاف در این لایه گردیده است.
گسترش این شکاف در سالهای منتهی به ۱۹۸۵ باعث نگرانی کشورهای جهان گردیده و سرانجام کنوانسیون وین (۱۹۸۵) و پروتکل الحــاقی آن یعنی پروتکل مونترال (۱۹۸۷ ) و اصلاحیه لندن ۱۹۹۰
با توافق بسیاری از کشورها منجمله ایران تنظیم و دولتهای صنعتی را موظف کرد تا مصرف این مواد را به نصف کاهش دهند.
۳) کمبود آب شیرین :
اگر چه ذخایر آب زمین از دیرباز یک منبع زیستی قابل احیاء محسوب میگردید اما واقعیت آن است که این ذخایر،در سطح جهانی مورد تهدید جدی قرار دارند.بیش از ۴۰ درصد از کشورهای دنیا بدلایلی چون رشد جمعیت،توسعه کشاورزی وآبیاری ، آلودگی منابع آب سطحی و زیر سطحی و استفاده های صنعتی با مشکل کم آبی روبرو هستند. نیاز به آب هر ساله حدود ۲/۳ درصد افزایش می یابد. بــانک
جهانی با تشخیص این بحران،تا قبل از سال ۲۰۰۵ حدود۶۰۰ میلیارد دلار در سطح جهان برای افزایش ذخایر آب شیرین و مقابله با خشکسالی هزینه کرد.
حاکمیت بر منابع آبی،یکی از موضوعات مهم ژئوپلتیکی امروز جهان بشمار می آید.حرکت آب بعنوان یک منبع طبیعی سیال و گذر آن از مرزهای قراردادی کشورها موجب ایجاد این حساسیت گردیده است.بعنوان مثال در نقاطی که رودهای بزرگ از چند کشور همسایه می گذرند عملکرد کشورهای بالادست رود بر کیفیت آب و میزان برداشت از آن و یا ذخایر طبیعی موجود در آن،موضوعی است که همواره مناقشه برانگیز است.رود راین در اروپا،رودهای آمودریا و سیردریا در آسیای مرکزی و رودهای گنگ و سند در آسیای جنوب شرقی و رود اردن در خاورمیانه از این دسته رودها بشمار می آیند.کشور ماایران نیز بدلیل اینکه عمده ترین رودهایش از جمله ارس،اروندرود،اترک و هیرمند در مرز مشترک با کشورهای همسایه واقع شده محتاج برنامه ریزی ---------- خاصی در بهره برداری از این منابع می باشد.
۴) بیابانزایی وکمبود خاک مرغوب :
مساحت خشکی های زمین حدود ۴/۱۳ میلیارد هکتار است.البته همه این مقدار قابل بهره برداری و استقرار نیست.تنها ۲۲ درصد از خشکیهای زمین قابل کشت هستند اما نکته اینجا استکه خاکهای حاصلخیز و مرغوب در اغلب نقاط جهان در معرض فرسایش و نابودی قرار دارند.نتایج بررسیهای علمی نیز بیانگر آن است که ۱۰ تا ۱۱ درصد از خاکهای حاصلخیز جهان به اندازه ای آلوده گردیده اند که احیاء مجدد آنها تقریبا" غیرممکن است.دو سوم از خاک کشورهای در حال توسعه در آسیا و آفریقا بشدت تخریب شده است و بنا به بررسیهای انجام شده ،تخریب و نابودی جنگلها استفاده از روشهای سنتی در کشاورزی،آبیاری غیر اصولی کشتزارها ،استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی و آفت کشها و چرای بی رویه دامهای اهلی در مراتع از عوامل اصلی فرسایش و نابودی خاک به شمار می آیند.گسترش روز افزون بیابانها و نابودی مراتع حاصلخیز در بسیاری از نقاط جهان از جمله ایران از تبعات این فعالیتها محسوب میگردد.
۵) آلودگی هوا و بارانهای اسیدی :
بارانهای اسیدی هم یکی از اشکال آلودگی هوا بشمار میروند.گازهای دی اکسید گوگرد و اکسید نیتروژن حاصل از مصرف سوختهای فسیلی، در هوا با بخار آب موجود ترکیب شده و تشکیل اسید سولفوریک و اسید نیتریک را می دهند که به همراه ابرها بر فراز گستره وسیعی از زمین حرکت کرده و هنگام تبدیل ابرها به بارش، این اسیدها به سطح زمین برگشته و موجب تخریب جنگلها ،پوشش گیاهی و حتـی ساختمانها و ابنیه ساخت دست بشر و نیز آلــودگی منابع آبی سطحی و زیـــرزمینی می گردند.به عنوان مثال ۲۵ درصد از جنگلهای اروپا در اثر بارش بارانهای اسیدی خسارت دیده یا نابود شدند.جالب آنکه جهت حرکت جریانهای هوایی در بالای زمین بگونه ای است که معمولا"از مرکز سیاره بطرف شمال حرکت کرده و در نتیجه می توانند آلودگیهای احتمالی ایجاد شده در کشورهای جنوبی تر را به کشورهای شمالی تر زمین منتقل نمایند.
۶) دفع زباله های سمی :
در اثر فعالیتهای صنعتی، مقادیر بسیار زیادی زباله صنعتی سمی بوجود می آید که غالبا" به هنگام دفن، موجب انتقال آلودگی به محیط زیست می شوند.فلزات سمی از قبیل روی، مس،آرسنیک،جیوه و ... همگی برای محیط زیست و حیات موجودات زنده زیان آور هستند.فعالیتهایی چون اکتشاف و استخراج معادن،اصلی ترین عامل تولید ضایعات فلزی سمی و پسماندهای معدنی بشمار می روندو متأسفانه غالبا" بطور غیراصولی دفع میگردند.
حمل و نقل مواد سمی خطرناک و دفع غیراصولی آنها نیز یکی از مشکلات عمده محیط زیست در جهان بحساب می آیند .در ایران نیز دفع موادی از قبیل ضایعات سموم کشاورزی و آفت کشهای تاریخ مصرف گذشته، دفع ضایعات اسیدی حاصل از تصفیه دوم روغن ، ضایعات پالایشگاهی و بسیاری دیگر از پسماندهای صنعتی که از گروه ضایعات سمی و خطرناک بشمار می روند، از مشکلات زیست محیطی کشور محسوب می گردد.
۷) جنگل زدایی و نابودی تنوع زیستی :
درختان جزء منابع تجدید شونده محسوب میشوند اما بشر در طول تاریخ بسیاری از جنگلها و درختان را تا نقطه انقراض نسل نابود کرده است.بسیاری از جنگلهای نیمکره شمالی مورد بهره برداری و تخریب واقع شده اند.در ایران نیز طی ۴۰ سال گذشته مساحت جنگلهای کشور حدود یک میلیون هکتار کاهش داشته است.هر چند درختان جزء منابع سیال نیستند اما تخریب سریع جنگلها می تواند بدلایل زیر تأثیرات ژئوپلتیکی و فرامرزی ایجاد نماید:
الف) حذف پوشش جنگلی باعث فرسایش سریع خاک و آلودگی رودها و منابع آبی میگردد.
ب) ظرفیت جذب دی اکسید کربن و تولید اکسیژن کاهش یافته و پدیده گرم شدن زمین تشدید میگردد.
ج) به تنوع زیستی کره زمین آسیب های جدی وارد میشود.
تنوع زیستی، یعنی مجموع گونه های گیاهی،جانوری،میکروارگانیز مهاو همه اکوسیستمها و فرآیندهای اکولوژیکی مربوطه.بدون تردید می توان ادعا کرد که همه مشکلات زیست محیطی در جهان که بشر در خلق آنها نقش دارد، به نوعی، تهدید برای تنوع زیستی بشمار می آیند.طی ۳۰۰ سال گذشته انقراض ۱۶۲۲ گونه گیاهی و جانوری به ثبت رسیده و دانشمندان شواهدی در دست دارند که هر ساله نسل تعداد زیادی از گونه هایی که حتی تاکنون توسط بشر کشف نگردیده اند نیز از بین میرود!
● حل و فصل مناقشات ژئوپلتیکی بر سر محیط زیست :
روزنامه نویورک تایمز در تاریخ ۹ اکتبر ۱۹۹۵ از قول جیمز استینبرگ ،مدیر سیاستگذاری وزارت کشور آمریکا می نویسد :
بیشتر تهدیدهای امنیتی در دوران جنگ سرد ریشه در کینه های بین کشورها داشت...هم اکنون عوامل داخلی بیشتر مورد توجه ما قرار گرفته اند،عواملی که می توانند کشورها را متزلزل کرده و منجر به جنگهای داخلی یا کشمکش های قومی گردند.امروزه باید به عوامل تنش زا مانند قحطی و محیط زیست توجه بیشتری کنیم !
پطرس غالی دبیر کل سابق سازمان ملل نیز در نشریه Foreign Affairs می نویسد:
در کنفرانس توسعه و محیط زیست در ریودوژانیرو،ژوئن سال ۱۹۹۲، کشورها متعهد گردیدند تا در تصمیمات داخلی کشورشان پیامدهای جهانی را هم مورد توجه قرار دهند.این امر یک تعهد فلسفی بنیادین از سوی ملل جهان است که رکن دیگری را به اصول پذیرفته شده اخلاق ملی در سطح بین المللی اضافه می کند.
هر دو بیانیه فوق از کشورها می خواهند که موضوعات زیست محیطی را در حوزه امنیت جهانی مورد توجه قرار دهند.اما این مهم چگونه محقق خواهد شد ؟
در اصل ۲۱ کنفرانس سازمان ملل در استکهلم آمده است که کشورها نمی توانند در قلمروی حاکمیت خود به محیط زیست آسیب برسانند اما مردم کشورها حق دارند تا منابع طبیعی موجود در درون مرزهای خود را برداشت نمایند.از آنزمان به بعد آگاهی روزافزون از موضوعات اثرات منفی فعالیتهای یک کشور بر محیط زیست و انعکاس این اثرات بر مردم دیگر کشورها ،باعث گردیده تا میزان این حقوق مورد تردید واقع گردد.در همین راستا یک سلسله قوانین بین المللی طی قرن بیستم ظهور نموده که حق کشورها را در برداشت از منابع زمین و در واقع زیستکره نوع بشر محدود می نماید.
● محیط زیست و تحولات جهانی :
تحولات زیست محیطی به خودی خود نه زیان بارند و نه خوب؛ درواقع این جامعه در حال تعامل با پدیده‌های زیست محیطی و عوامل طبیعی است که از این پدیده‌ها یا فرصت میسازد یا تهدید. یعنی دخالت غیر منطقی و غیر خردمندانه بشر در روابط موجود بین عناصر زنده و غیر زنده طبیعی و برهم زدن نظام طبیعت است که موجب میشود تا مثلاً بارش بارانهای شدید فصلی در مناطقی که پوشش گیاهی آنها به علت بهره برداری بی‌رویه انسان از بین رفته است منجر به بروز سیل‌های ویرانگر و نابودی محیط گردد.
مطالعه در مورد خطرات زیست محیطی نشان می‌دهد که فقرا و افراد فاقد اختیار، آسیب‌پذیرترین قشرها در مقابل اینگونه تاثیرات هستند زیرا آنها گزینه‌های اندکی برای سازگار شدن پیش رو دارند.
پیامدهای انسانی تحولات جهانی محیط زیست نیز در نقاط مختلف جهان متفاوت است. دوبرابر شدن میزان گاز دی اکسید کربن در جو می‌تواند اثر بارور کننده عمده‌ای بر برخی محصولات داشته باشد اما بربرخی دیگر تاثیر نداشته یا اینکه تاثیرش اندک است. بنا به پیش‌بینی‌های علمی ، روند فعلی گرم شدن کره زمین موجب گسترش تولید محصولات کشاورزی بسوی شمال زمین یعنی مناطق روسیه و ژاپن و کانادا میگردد. این درحالی است که همین مسئله، موجب افزایش دما و کم آبی و خشکسالی در عرض‌های جغرافیایی پایین‌تر نیمکره شمالی از جمله کشور ایران می‌شود!
مناطق متعددی در جهان وجود دارند که تخریب محیط زیست در آنها، به آستانه ایجاد خطر جدی برای ادامه حیات و یا سلامتی ساکنین آن رسیده است. در این مناطق، سرعت تخریب، در حال پیشی گرفتن از توانایی انسان برای ممانعت یا سازگاری با آن است .
● فقر و محیط زیست :
ناکامی بشر درایجاد تغییراساسی در وابستگی اش به منابع تجدید ناپذیر درشیوه‌های جدید تولید ، باعث بروز بحران گردیده است. این بحرانها به واسطه گسترش مکانی سرمایه‌های تولیدی به مناطقی که تـا به حال توسعه نیافته‌اند به طور پیوسته به تعویق افتاده است. این گسترش توام با چرخه تولید
مواد معدنی موجب بروز بحران زیست محیطی در نواحی ومناطقی می‌گردد که منابع قابل استخراج دارند.
پیوندهای محکم و پیچیده‌ای میان توسعه، محیط زیست و فقر وجود دارد. گزارش جهانی توسعه درسال ۱۹۹۲ با این بیانیه آغاز شد :
"دستیبابی به توسعه پایدار و عادلانه همچنان بزرگترین چالش در برابر نوع بشر است"
(بانک جهانی،۱۹۹۲)
اکنون تعداد فقرا درجهان بیش از هرزمان دیگر است (حدود ۵/۱ میلیارد نفر). اغلب فقرا در نقاطی از جهان زندگی می‌کنند که با یک محیط زیست تخریب شده مواجه هستند و در برخی موارد خود آنها در تخریب محیط زیست خود سهم اساسی دارند! آلودگی آب وهوا حتی در کشورهای برخوردار از رشد اقتصادی نیز مشهود است و تخریب ذخایر کشاورزی ، جنگل و تالاب نیز عمق و وسعت محرومیت را دربسیاری از مناطق روستایی گسترش میدهد. عدم وجود آب آشامیدنی سالم و پاکیزه نیز از اهمیت زیادی برخوردار است و هرساله دو میلیون کودک در اثر استفاده از آب شرب آلوده و ابتلا به بیماریهای میکروبی و غیره جان خود را از دست میدهند.
(بانک جهانی،۱۹۹۲)
پیوندهای دوجانبه و توام با همیاری بین فقر وتخریب محیط زیست که تحت عنوان اصل "نابودسازی اکوسیستم از سرناچاری" توسط فقرا توصیف میشود،تخریب محیط زیست را تسریع می کند.دستیابی به اراضی قابل کشت ،چوب برای سوخت یا مصارف دیگر،مراتع بیشتر برای چرای دام و دیگر منابع طبیعی قابل بهره برداری،برای همه انسانها یکسان نیست.
دانشمندان زیست محیطی، امروز ابعاد ---------- حقوق استفاده از ذخایر را مورد تاکید قرار میدهند و برضرورت بررسی پیوندهای میان محیط زیست، اقتصاد و جامعه تاکید می‌کنند. بنا به اعتقاد گروهی از متخصصین زیست محیطی :
"تخریب زمین می‌تواند موجبات تضعیف توسعه اقتصادی را فراهم آورده و باعث ناکامی آن گردد، درحالی که توسعه اقتصادی در سطح پایین نیز به نوبه خود می‌تواند تحت تأثیرات شدید پدیده تخریب محیط زیست باشد! "
فقروتخریب محیط زیست که بواسطه فرآیند توسعه ایجاد می‌گردند، متقابلاً بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند تا جهانی وحشتناک و مملو از مخاطره بوجود آورند،به گونه‌ای که دراین جهان هم مردم روستایی و هم شهری به دام می‌افتند.
درحال حاضر عبارت توسعه پایدار، به طور گسترده در حوزه ---------- و نیز در حیطه پژوهش در سطح جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
توسعه پایدار،تعاریف بسیاری دارد اما موثرترین و فراگیرترین تعریف این واژه تعریف کمیسیون برانت لند با عنوان "آینده مشترک ما" است که عبارت است از : توسعه‌ای که بدون لطمه زدن به قابلیت نسل‌های آینده دربرآورده ساختن نیازهای خود، نیازهای امروز را برآورده سازد.
این تعریف توسط کسانی که نگران فقر ورعایت عدالت بین نسل امروز و نسل‌های آینده از حیث دستیابی به طبیعت و منابع طبیعی هستند و نیز برای کسانی که مشتاق استفاده از طبیعت و حفظ زیستگاهها و گونه‌های جانداران و حیات وحش می‌باشند مورد پسند قرار گرفته است.
توسعه پایدار نخستین بار از طریق استراتژی حفظ جهان (wcs) مدون گردید. این استراتژی توسط IUCN و با حمایت مالی برنامه محیط زیست سازمان ملل و صندوق حیات وحش جهان تهیه گردید. اصل توسعه پایدار از آن به بعد و بواسطه پیگیریهای سازمان ملل پیشرفت محسوسی یافته است.
استراتژی جهانی حفاظت از محیط زیست، سه هدف را برای حفظ محیط زیست برمی‌شمارد. نخستین هدف، ادامه فرآیندهای اساسی زیست محیطی است؛ فرآیندهای یادشده برای تولید غذا، سلامت و دیگر جنبه‌های بقای انسانی و توسعه پایدار ضروری هستند.
نظام‌های حمایت از حیات شامل خاک و زمین کشاورزی، جنگل‌ها و زیستگاهها، حیات‌وحش و منابع آبهای شیرین وشور می‌باشد. تهدیدهای زیست محیطی جاری شامل فرسایش خاک، مقاومت آفات و حشرات دربرابر حشره‌کشهای شیمیایی،تخریب جنگل‌ها و بروز سیل و رسوبگذاری ناشی از آن و آلودگی آبها و سواحل است.
هدف دوم عبارت است از حفظ تنوع زیستی ، یعنی گونه‌های ژنتیکی چه در تنوع و گوناگونی محصولات گیاهی و دامی اهلی و چـه در انواع مختلف گونه‌های جانوری و گیاهی وحشی. این
تنوع ژنتیکی هم درحکم بیمه است (بعنوان مثال بیماریهای گیاهی) وهم در حکم سرمایه‌گذاری برای آینده( مثلاً پرورش محصولات گیاهی یا دارویی).
هدف سوم، توسعه پایدار گونه‌ها و زیستگاهها است که بویژه درخصوص گونه‌های گیاهی و جانوری که برداشت یاصید می‌شوند،شیلات وآبزیان، ذخایرجنگلی وچوب ومراتع و چراگاهها و بهره برداری منطقی و درعین حال حفاظت اصولی از آنها جهت نسل حاضر ونسل‌های آینده خلاصه می‌شود.
با توجه بـه اینکه فقر جوامع محلی می‌تواند منجر بـه رویکرد آنان بـه برنامه ریزی غیراصولی و خارج از اصول مدیریتی صحیح از هریک از منابع فوق گردد، لذا رشد اقتصادی بعنوان تنها راه مقابله با فقرو بالتبع آن تنها راه تحقق اهداف توسعه زیست محیطی تلقی می‌گردد و درگرو همین وابستگی متقابل اقتصاد و محیط زیست است که توسعه پایدار معنا می‌یابد.
دربرنامه جهانی مراقبت از زمین، که درسال ۱۹۹۱ توسط IUCN ارائه گردیده، این موضوع به این شکل مطرح شده است:
ما نیازمند توسعه‌ای هستیم که هم مردم مدار یعنی معطوف به بهبود شرایط انسانی و هم مبتنی برحفاظت از محیط یست یعنی حفظ تنوع و قدرت تولید طبیعت باشد.ماناگزیریم که به برخی دیدگاهها در مورد محیط زیست و توسعه پایان دهیم.دیدگاههایی که گویی این دورا در مقابل یکدیگر قرار میدهد.در واقع ما باید بپذیریم که این دو اصل ( محیط زیست و توسعه )، دو بخش ضروری یک فرایند اجتناب ناپذیر هستند.
منبع:تهیه کننده : دفتر نظارت و بازرسی
فصلنامه شباهنگ

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:28 PM
محیط زیست نتایج نشست چند هفته گذشته بالی در اندونزی نشان می دهد در صورتی که اقدام جدی برای جلوگیری از بالا آمدن سطح آب ها به دلیل افزایش دمای زمین صورت نگیرد، بسیاری از جزایر کشور اندونزی و جزایر برخی دیگر از کشورهای جهان زیر آب غرق خواهند شد.
بالا آمدن سطح آب ها به دلیل افزایش دمای زمین و آب شدن یخ های قطبی، نه تنها جزایر اندونزی را مدفون خواهد کرد، بلکه پیش بینی می شود تا سال ۲۰۳۵ میلادی، بزرگترین فرودگاه این کشور با فرورفتن زیر آب های اطراف غیرقابل استفاده خواهد شد. ادامه این روند قصر ریاست جمهوری «دوچ ارا» در فاصله
۱۰ کیلومتری (۶ مایلی) شهر را تا سال ۲۰۸۰ میلادی نیز ویران خواهد کرد.
هدف از برگزاری نشست بالی، یافتن راهکارهای عملی برای اجرایی کردن پیمان کیوتو پیش از پایان موعد مقرر آن در سال ۲۰۱۲ میلادی عنوان شده است. در این نشست حاضران به بررسی تاثیر افزایش دمای زمین به دلیل وجود آلاینده ها، به ویژه آلاینده کربن پرداختند.
بررسی های ارائه شده در این نشست نشان داد حدود ۱۷ هزار جزیره در سراسر جهان، از جمله جزایر کشور اندونزی، به زودی با بالا آمدن سطح آب های اطراف نابود خواهند شد. از بین رفتن فرودگاه «جاکارتا»، یکی از بزرگترین فرودگاه های کشور اندونزی، یکی دیگر از آسیب های جدی طغیان آب ها در این کشور است. تخریب سواحل، بی خانمان شدن میلیون ها نفر مردم ساکن این جزایر و آسیب جدی به ساختارهای شهری و تاسیسات دولتی از دیگر مشکلات بالا آمدن سطح آب ها در کشور اندونزی است.
یکی دیگر از جزایر در معرض خطر، جزیره جاوه است؛جزیره یی که طبق آمار نه تنها نیمی از جمعیت اندونزی را در خود جا داده است، بلکه هر سال گردشگران زیادی به قصد بازدید از این جزیره راهی می شوند. بررسی پژوهشگران نشان می دهد بالا آمدن سطح آب های اطراف این جزایر، سه شهر از بزرگترین شهرهای نزدیک ساحل این جزایر یعنی جاکارتا، سورابایا و سمارانگ را زیر آب خواهد برد. این سه شهر از نظر صنعتی، جزء شهرهای خاص و استراتژیک کشور اندونزی محسوب می شوند و زیربنای اقتصادی این کشور را شکل داده اند. «راچمات وتیولار»، سرپرست سازمان محیط زیست کشور اندونزی می گوید؛ «ده ها میلیون نفر از ساکنان کشور اندونزی به اجبار باید ترک کاشانه کنند تا زیر آوار ناشی از طغیان آب ها، جان شان را از دست ندهند. به غیر از این، راه دیگری برای جلوگیری از مرگ میلیون ها نفر انسان بی گناه وجود ندارد.»
وی در ادامه می گوید؛ «این آسیب ها نه تنها باعث بی خانمان شدن میلیون ها نفر خواهد شد، بلکه خرابی های ناشی از این طغیان و آسیب به مراکز مختلف دولتی، هزینه سنگینی را به دولت تحمیل می کند.»
● التهاب در بالی
نشست بالی و حضور سران نزدیک به ۱۹۰ کشور جهان در این نشست را می توان نقطه آغازی برای جلوگیری از تخریب و ویرانی جزایر و بسیاری از تاسیسات و ساختارهای شهری دانست.
بررسی وضعیت مناطقی چون جزایر اندونزی، فیجی، کاراییب و تووالو نشان می دهد این مناطق در معرض خطر جدی و در مرز هشدار قرار دادند.
کشور مالدیو با داشتن نزدیک به ۱۲۰۰ جزیره خاص و زیبا، در سال های اخیر به دلیل تغییرات دمایی شاهد بیشترین تخریب و تغییرات بوده است، تا حدی که ساختار و رنگ آب های اطراف این جزیره به شدت تغییر کرده است. براساس اعلام سازمان ملل، دمای هوا بین ۱/۱ تا ۴/۶ درجه سانتی گراد (۲ تا ۵/۱۱ درجه فارنهایت) و ارتفاع آن بین ۱۸ تا ۵۹ سانتی متر (۷ تا ۲۳ اینچ) طی قرن اخیر افزایش یافته است.
انتشار گازهای گلخانه یی در اندونزی به حدی است که پیش بینی می شود تا سال ۲۰۸۰ میلادی این کشور ۴۰۰ هزار کیلومتر مربع از زمین های خود را از دست خواهد داد، که ۱۰ درصد از این مقدار مربوط به منطقه پاپوآ و ۵ درصد متعلق به سواحل شمالی جزایر جاوه و سوماترا است. اندونزی چهارمین کشور پرجمعیت جهان، طی دهه های اخیر با مشکلات فراوانی در بخش کشاورزی روبه رو شده است و این به دلیل آسیب به زمین های زراعی این کشور است. براساس بررسی های انجام شده، تغییرات آب و هوایی تا سال ۲۰۸۰ میلادی سالانه نیم سانتی متر باعث افزایش سطح آب های اطراف این کشور خواهد شد. این در حالی است که میزان فرو رفتن جزیره جاکارتا که از نظر جغرافیایی بالاتر از سطح آب ها قرار دارد، بیش از ۸۷/۰ سانتی متر در سال خواهد بود.
بررسی های موسسه بین المللی اقتصاد و توسعه انگلیس (IIED) نشان می دهد در حال حاضر از هر ۹۲ جزیره کوچک دورتر از جزایر اصلی اندونزی که بخش عمده یی از نیازهای اقتصادی این کشور را تامین می کنند، ۸ جزیره در معرض خطر قرار دارند.
● جزایر ناشناخته را دریابیم
کمتر از نیمی از جزایر کشور اندونزی مسکونی و بسیاری از جزایر این کشور هنوز بی نام و نشان هستند. در حال حاضر هیچ منبع موثقی برای آگاهی از تعداد جزایر، اعم از جزایر مسکونی تا مرجانی در فاصله ۵ هزار کیلومتر میان ایرلند تا ایران وجود ندارد. این ناآگاهی درباره برخی کشورها مانند اندونزی باعث شده تا اولاً نقشه جغرافیایی این کشور دچار آسیب شود و در ثانی امکان تصرف و دسترسی به منابع نهفته در این جزایر وجود نداشته باشد. آسیب های وارد شده به جزایر اندونزی نه تنها از نظر اقتصادی سالانه ۵ درصد به اقتصاد این کشور ضرر می زند، بلکه باعث مرگ و میر یا افزایش مهاجرت در این کشور شده است. مهاجرت مردم اندونزی به سایر کشورها بخش دیگری از آسیب های بومی - اقتصادی وارد شده به این کشور است. در حال حاضر ۴۲ میلیون نفر از مردم این کشور در مناطقی زندگی می کنند که فقط ۱۰ متر از سطح دریا بالاتر است. شکی نیست که زندگی و اقتصاد این جمعیت همواره در معرض خطر نابودی قرار دارد.
مطالعات زیست محیطی سازمان ملل در سال ۱۹۹۲ میلادی نشان داد فقط در دو منطقه از جزیره جاوه، بالا آمدن سطح آب باعث از بین رفتن ۸۱ هزار هکتار زمین زراعی زیر کشت برنج و مقدار زیادی ماهی شده و در نتیجه بیکاری بیش از ۴۳ هزار کشاورز اندونزیایی را در پی داشته است.
● چه می توان کرد
کاشت انبوه درختان کرنا در مرز بین ساحل و دریا می تواند نخستین شیوه مقاومت در برابر بالا آمدن سطح آب دریا و توفان های عظیم فصلی باشد. این درختان نه تنها مقاومت ویژه یی در برابر امواج غول پیکر دریا دارند، بلکه می توانند خاک را از آسیب محافظت کنند. از سوی دیگر می توانند مانع تخریب جزایر مرجانی شوند. الگوبرداری از تجربه کارآمدتر و البته پرهزینه تر امریکا، یعنی کشیدن دیوار در فاصله بین دریا و ساحل یکی دیگر از راهکارهای مبارزه با آسیب ناشی از طغیان یا بالا آمدن آب دریاها است. امریکا از سال ها پیش، از این روش برای محافظت از شهرهای ساحلی خود بهره برده است.
اما یکی از راهکارهای ویژه کشور اندونزی برای جلوگیری از آسیب ناشی از طغیان و بالا آمدن آب ها، ساخت سد در ساحل شمالی جزیره جاکارتا است. اما بالا آمدن آب های اطراف و در مواردی طغیان های فصلی به حدی است که عملاً سدها کارایی لازم در برابر هجوم بی امان امواج را ندارند. نوامبر سال جاری (۲۰۰۷) اندونزی شاهد یکی از همین طغیان های سهمگین بود. به هر حال وضعیت اندونزی و جزایر آن به ویژه جاکارتا در حد هشدار قرار دارد چرا که پیش بینی ها نشان می دهد تا سال ۲۰۵۰ میلادی، ۲۴ درصد از جزیره جاکارتا زیر آب مدفون خواهد شد. به این ترتیب نتایج بررسی ها و گفت وگوهای نشست بالی اندونزی هر چه زودتر باید به مرحله اجرا گذاشته شود، در غیر این صورت باید به تدریج در انتظار مرگ انسان ها و نابودی جزایر بود.
منبع:ترجمه؛ مهتاب خسروشاهی
Reuters.com
روزنامه اعتماد

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:28 PM
محیط زیست اثرات MTBE در آلودگي منابع آب
چكيده:
MTBE(متيل ترسيو – بوتيل اتر) يك ماده آلي اكسيژن دار است كه امروزه در ايران و برخي كشورهاي جهان به صورت گسترده در بنزين بدون سرب استفاده مي شود در ابتداي انتخاب و استفاد ه از اين ماده در سوخت مزاياي زيست محيطي آن مورد توجه بود ولي اكنون پس از گذشت چند سال از مصرف آن در دنيا مشخص شده است كه MTBE داراي امكان تاثيرات سوء روي انسان بوده و داراي پتانسيل آلودگي محيط زيست است. ورود MTBE به منابع آب و خاك به روشهاي مختلف انجام مي گيرد .MTBE در خاك بسيار متحرك است و حركت آن در آب تابع قوانين حركت آب در خاك است. MTBE مقاومت زيادي به تخريب زيستي دارد و نيمه عمر آن در آب بالاست ، جذب آنها توسط ذرات خاك ضعيف است ،حلاليت بالايي در آب دارد و بسيار متحرك است . اين عوامل باعث حركت MTBE به سمت آبهاي زير زميني و جمع اين ماده در اين آبها مي گردد و از آنجا كه آبهاي زيرزميني در شرب و كشاورزي استفاده دارند با تهديد سلامتي انسان و طبيعت باعث معضلات زيست محيطي مي گردد درحال حاضر USEPA حد مجاز اين ماده در آبهاي آشاميدني راpb 40-20 تعيين كرده است. با توجه به مصرف گسترده MTBE در ايران قبل از آنكه اين ماده به معضل زيست محيطي در كشور تبديل گردد بايد راهكارهي مناسب ادامه و ا عدم مصرف آن مشخص شود.
واژه هاي كليدي : MTBE ،آلودگي آبهاي سطحي ،آلودگي آبهاي زير زميني
مقدمه:
متيل ترسيو يک ماده آلی مصنوعی اکسيژن دار است که پس از اثبات جنبه های سوء بهداشتی و زيست محيطی سرب بعنوان جايگزين آن معرفی و امروزه در ايران و برخی از کشورای جهان بصورت گسترده در بنزينهای بدون سرب استفاده می شود.توجه به اين ماده در دهه ۷۰ ميلادی آغاز و مصرف آن در دهه ۸۰ و ۹۰ ميلادی در جهان افزايش يافت. در ابتدای انتخاب و استفاده از اين ماده در سوخت مزايای زيست محيطی آن مورد توجه بود که مهمترين آنها افزايش عدد اکتان بنزين٫ کاهش نشر گازهای آلاينده منتشر از اگزوز خودرو مانند منواکسيد کربن و ازن ٫ حذف سرب از بنزين به همراه تاثير بهبود نسبی کيفيت هوا ٫توليد آسان و سهولت اختلاط با بنزين می باشد ولی اکنون پس از گذشت چند سال از مصرف آن در دنيا مشخص شده است که MTBE دارای امکان تاثيرات سوء روی بدن انسان و مضرات زيست محيطی بودند و آلودگی آبها زير زمينی از مهمترين جنبه های زيست محيطی آن می باشد . در آمريکا از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ ميلادی دو سيستم تامين کننده نياز آب شرب شهری بخاطر آلودگی MTBE برای اين منظور غير قابل استفاده شدند.در سانتامونيکای آمريکا حداقل ۵۰ درصد از کل آب شهری که از منابع زيرزمينی تامين می شدبرای شرب غير قابل استفاده گرديد بطوريکه ۵/۳ ميليون دلار برای جايگزينو تامين آب شرب منطقه هزينه شد. وجود MTBE در کاليفرنيا در نمونه های شهری عموما با مقادير کمتر از ۲mg/l گزارش شده است. در شرايط خاص در جاهايی که قايقهای موتوری استفاده می شد غلظت اين ماده در آن آبها به۱۲ppm هم می رسد. در تحقيقی که در سال۱۹۹۶ توسط USGS در ۱۶ شهر آمريکا انجام شد ٫ مقدار MTBE موجود در آبهای سطحی بين µg/L 100-2/0 گزارش شد که غلظتهای بيشتر بين ماه های اکتبر تا مارس واقع شده است.(۳).در آمريکا به خاطر تاثيرات اين ماده در انسان و محيط زيست به ويژه آلودگی منابع آب اعتراضات فراوانی نسبت به ادامه مصرف آن وجود دارد ودر بعضی مناطق استفاده از MTBEممنوع شده است در اين مقاله برسی توانايی MTBEدر آلودگی منابع آب سه محور اصلی مورد توجه است تاثيرات MTBE روی سلامتی انسان چگونگی ورود MTBE به منابع آب وسرنوشت MTBE در منابع آب .
خصوصيات MTBE :
متيل ترسيو بوتيلاتر يک ترکيب آلی با فرمول شيميايی C5H12O می باشد در دما وفشار استاندارد مايعی بی بيرنگ ٫ قابل اشتعال و قابل احتراق است . جرم مولکولی آن ۱۵/۸۸ بوده و دارای نقطه ذوب ۹-ـ درجه سانتی گراد ونقطه جوش ۶/۵۳ - ۲/۵۵ درجه سانتی گراد می باشد . چگالی اين ماده ۷۴۴/۰ ۷۵۸/۰ گزارش شده است . انحلال پذيری MTBE در آب بسيار بالاست 540mg/L گرارش شده است .
تاثيرات MTBE روي سلامت انسان:
انسان از سه طريق خوردن يا آشاميدن ، اشتنشاق وتماس پوستي مي تواند در معرض MTBE قرار گيرد و سلامتي او تهديد گردد كه از اين بين بلع مهمترين راه ورود اين ماده به بدن انسان است و عمدتاً از طريق آشاميدن آب آلوده انجام مي شود، ضمن آنكه استحمام با آب گرم آلوده نيز فراريت آن را افزايش داده و باعث استنشاق اين ماده مي گردد . تاثيرات اين ماده روي بدن به دو قسمت سرطانيو غير سرطاني تقسيم مي شود . به دليل زمان نسبتاً كوتاه از آغاز مصرف گسترده اين ماده تحقيقات ومطالعات كافي براي برسي تاثيرات سرطان زائي در انسان انجام نشده است ولي اين موضوع هنگاميكه حيوانات آزمايشگاهي به صور مختلف در معرض مقادير بالاي MTBE قرار گرفتند اثبات گرديد. در يك آزمايش در آثر بلعيدن MTBE در موشهاي صحرايي ماده به مقدار mg 1000 به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در روز طي يك دوره 104 روزهاين موشها به سرطان خون مبتلا شدند وهمين تيمار در موشهاي صحرايي نر در دوره فوق باعث بروز تومورهاي بيضوي در آنها گرديد. طي تحقيقاتي در يك دوره18 ماهه ، استنشاق اين ماده توسط موشهاي صحرايي نر وماده صورت گرفت و خاصيت سرطان زايي MTBE در اين حيوانات آزمايشگاهي مشاهده گرديد . بر همين اساس USEPA اين ماده را در گروه داراي امكانم سرطان زائي قرار داده است . در مورد تا ثيرات غير سرطاني MTBE، از مهمترين وشايعترين عوارض تنفس آندر انسان سردرد ،سرگيجه،تهوع،آلرژي و مشكلات تنفسي مي باشد در آزمايشي روي موش صحرايي با بلعيدن mg 70 به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در روز تاثيري مشاهده نشد واز mg 100 به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در روزعوارض آن مشاهده گرديد(2). براي ارزيابي صحيح از سميت اين ماده بر روي آنسان نياز به مطالعات وتحقيقات بيشتري مي باشد . ضمن آنكه در مواردي مانند تاثير روي ژنتيك ،توليد مثلو رشد اطلاعات بسيار محدود است .
ورود MTBE به منابع آب:
اولين مرحله در آلودگي منابع آب به MTBE ورود اين ماده به اجزاء محيط زيست مي باشد . مهمترين منابع ورود MTBE به محيط زيست نشت از تانكها وذخاير زير زميني ،لوله ها واتصالات ،وسائل وجايگاههاي سوخت گيري ، وسائل نقليه موتوري با سوخت بنزين ، قايق هاي موتوري و وسائل حمل و نقل MTBE مي باشند كه بر حسب جايگاه و نوع منبع ، اين ماده مي تواند وارد هوا خاك و آب گردد. MTBE موجد در هوا، شستشوي سطوح ذرات آلوده به مواد حاوي اين ماده ، تخليه مستقيم MTBE يا بنزين حاوي اين ماده به آبورود اين ماده به آبهاي سطحي شده و ورود MTBE به آبهاي زير زميني نيز از طريق آبهي سطحي ، شكافها و عوارض زمين ، چاهها و خاك قابل انجام است ورود MTBE به هوااز طريق تبخير در جايگاههاي سوخت گيري و سوخت رساني ، خروج از خودروها ، تبخير از لكه هاي بنزين روي سطح زمين و استفاده هاي متفرقه انجام مي گردد . در نتيجه يك تحقيق پيك غلظت MTBE در هواي نزديك به پمپهاي بنزين به ppbv 1400 در اندازه گيريهاي كوتاه مدت رسيده است و ميانگين آن در همين مكان در محدوده ppbv 100-10 قرار داشته است . ميانگين غلظت MTBE در هوا در محيطهاي غير از پمپ بنزين ppbv 25/0 ،66/0 و82/0 گزارش شده است .(4) MTBE موجود در هوا با انحلال در ترولات آسماني به همراه بارندگي وارد سطح زمين ، خاك ويا آبهاي سطحي مي گردد.(3و4) اين اتفاق در مناطقي كه ترافيك سنگين دارد به ويژه در هواي سرد بيشتر مشهود است . در يك تحقيق در كاليفرنيا هنگاميكه غلظت متوسط MTBE در دماي 25 درجه سانتي گراد در هوا ppbv 2 بود غلظت تعادلي اين ماده در آب باران ppbv (70%) اندازه گيري شد . همچنين در تحقيقي در آلمان گزارش شده است كه 20 درصد از MTBE موجود در روان آبهاي شهري پس از بارندگي مربوط به MTBE ورودي از هوادر اثر بارش مي باشد بنابراين MTBE موجود در هوا يكي از منابع ورود به منابع آب مي باشد. ورود MTBE به خاك هم از طريق مختلف قابل انجام است. MTBE ورودي به هوا از طريق نزولات آسماني ، روانابهاي سطحي حاوي MTBE ، نشت از مخازن ،اتصلات،تانكرها و جايگا ه هاي سوختگيري و نشت از تانكهاي زيرزميني از مهمترين منابع ورود اين ماده به خاك مي باشد. نحوه حركت MTBE در خاك عامل مهمي در آلوده شدن آبهاي زيرزميني به اين ماده مي باشد. در حركت وجابجايي اين ماده در خاك خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك اهميت زيادي دارد . از مهمترين خصوصيات فيزيكي خاك در اين ارتباط تخلخل ،نفوذ پذيري خاك ،بافت، ساختمان و عمق خاك مي باشند.بافت سبك و تخلخل بالا با افزايش نفوذپذيري خاك حركت اين ماده را در خاك تسهيل مي نمايد . در مورد خصوصيات شيميائي خاك جذب سطحي و دفع از مهمترين اين خصوصيات است كه آلاينده هاي آلي را در خاك تحت تاثير قرار ميدهد. در خاك كلوئيدهاي رس و مواد آلي عوامل اصلي جذب سطحي MTBE مي باشند هرچه قابليت يك ماده براي جذب سطحي شدن به ذرات خاك بيشتر باشد تحرك آن ماده در خاك كمتر است . براي اين منظور در برآورد حركت MTBE در خاك از ضريب جذب سطحي (Kd) استفاده مي نمايند.
فرمول شماره يك:
غلظت جذب سطحي شده ماده مورد نظر روي سطح خاك بر حسب mg/kg يا (g يا μ)=Kd غلظت ماده مورد نظر در فاز محلول (آب خاك) بر حسب mg/Kg يا (µg/kg) بر اين اساس (1993)Howard ماده، MTBE را در خاك بسيار متحرك معرفي مي كند(2). جذب MTBE به ذرات خاك ضعيف بوده و حلاليت آن در آب بسيار بالاست بنابراين به راحتي در خاك به همراه آب به سمت پايين حركت كرده و در نهايت آبهاي زير زميني را آلوده مي نمايد . اين حركت تابع قوانين حركت آب در خاك مي باشد.
سرنوشت MTBE در منابع آب:
تخريب زيستي MTBE در آب بسيار كند است . MTBE توسط جمعي از دانشمندان در گروه مقاوم به تخريب زيستي قرار گرفته است اين ماده در هر دو حالت بي هوازي و هوازي به تجزيه ميكروبي مقاومت مي كند ولي گزارشاتي مبني بر تجزيه آن توسط ميكروبها در شرايط خاص موجود است. اين مقاومت به تجزيه ميكروبي مربوط به رفتار اتم كربن ترشيايي در ساخمان اتر و يا پيوند غير فعال اتر مي باشد. در آبهاي زيرزميني كه تخريب MTBE رخ داده است ماده ترسيو بوتيل اتر الكل تشكيل شده است كه خود مي تواند داراي خاصيت سرطان زائي باشد. مقاومت به تخريب توسط MTBE باعث حضور اين ماده در آب مي گردد كه طي مطالعات مختلف اثبات شده است . نيمه عمر MTBE در آبها سطحي بسته به وضعيت آب متغير است. عوامل مؤثر در نيمه عمر MTBE در اين آبها سرعت آب، عمق حضور ماده و دماي آب مي باشد. كاهش عمق،افزايش دماي آب و افزايش سرعت آب باعث كاهش نيمه عمر MTBE در آب مي گردد. نيمه عمر MTBE در آبها سطحي در حدود 9 ساعت مي باشدكه بسته به وضعيت آب مي تواند در محدوده 4 هفته تا 6 ماه قرار گيرد . در درياچه و آبهاي ساكن اين مقدار بيشتر و در رودخانه ها و جريانات متلاطم كمتر است. نيمه عمر MTBE در آبها زيرزميني به خاطر سرع كمتر آب و عدم وجود نور نسبت به آبها سطحي بسيار بيشتر است بطوريكه غلظت هاي حدود mg/l 200 نيز در آبهاي زيرزميني گزارش شده است. بخاطر حلاليت بالاي MTBE موجود در آب حركت و انقال اين ماده در منابع آب تابعي از اين آبها بوده و در آبهاي زير زميني از قانون دارسي پيروي مي نمايد.
فرمول شماره 2 فرمول دارسي Q=-kAi:
كه A سطح مقطع منطقه ، I شيب هيدروليكي و k هدايت هيدروليكي بستر مي باشد . در اين معادلهI=Δh/Δs بطوريكه Δh اختلاف پتانسيل هيدروليكي و Δs فاصله حركت مي باشد.هدايت هيدروليكي بستر تابعي از خصوصيات نوعي سنگ ، رسوب يا خاك بستر بوده و تخلخل و نفوذ پذيري دو خصوصيت مهم بستر هستند كه روي آب موثرند. از آنجا كه MTBE به راحتي جذب سطحي ذرات بستر نمي گردد حركت آن با آب تسهيل مي شود.
نتيجه:
MTBE با خصوصيات خود شامل تاثير روي سلامتي انسان توانايي بالاي حركت در منابع آب وخاك ، مقاومت به تخريب طبيعي و حلاليت بالا قادر است از مسيرهاي مختلف وارد منابع آبي شده و در آن حضور داشته و مدت زيادي در آن مانده و باعث آلودگي منابع آب گردد . آلودگي آبهاي زير زميني به اين ماده يكي از مهمترين جنبه هاي زيست محيطي MTBE تلقي مي شود زيرا بيش از 90% آب شهرها و حدود 40% آب مورد نياز بخش كشاورزي در جهان از اين منابع تامين مي شود و اين آبها به طور مستقيم و غير مستقيم مي تواند به مصرف انسان رسيده و روي سلامتي او تاثير گذار باشد . در غلظتهاي ppb 15- 5 بو و مزه آن در آب مي تواند شكايت مصرف كننده را در بر داشته باشد (2)،USEPA حداكثر مجاز اين ماده را در آب آشاميدني ppb 40- 20 پيشنهاد نموده است . با توجه به مصرف MTBE در ايران قبل از آنكه اين ماده به يك معضل زيست محيطي تبديل گردد با مطالعات و تحقيقات كافي راهكارهاي مناسب مصرف و عدم مصرف آن مشخص گردد.يافتن جايگزين مناسب براي MTBE از مهمترين اين راهكارها مي باشد هم اكنون در بعضي از كشورهاي جهان از برخي از انواع الكلها به عنوان جايگزين اين ماده در بنزين استفاده مي گردد.

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:30 PM
محیط زیست استفاده از پرتو فرابنفش، یک روش فیزیکی به منظور حذف میکروارگانیسم ها بشمار می رود. نور فرابنفش در طول موج 200 تا 280 نانومتر خاصیت گندزدایی و عقیم کردن میکروارگانیسم ها را دارد. بالاترین راندمان نور UV در طول موج 254 نانومتر اتفاق می افتد. در سیستم های UV، آب در یک محفظه از جنس فولاد ضدزنگ از مجاورت نور فرابنفش عبور کرده و استریل می شود.
میزان تشعشع نور UV در انتهای عمر لامپ باید مطابق با استاندارد مشخص شده برای نوع مصرف که برای صنایع داروسازی، تولید مواد غذایی، تامین آب شرب، گندزدایی فاضلاب و ... به تفکیک مشخص است عبور نماید. ( مقدار تشعشع برای صنایع داروسازی و تولید مواد دارویی و بهداشتی برابر با 1000 j/m2 است.
روش دیگر گندزدایی آب استفاده از ازن می باشد. گاز ازن قوی ترین اکسید کننده مجاز در صنایع تصفیه آب به شمار می رود. گاز ازن در هنگام تزریق به آب، بر روی مواد موجود در آب ( مواد زیستی، آلی و معدنی) تاثیر گذاشته و آنها را تجزیه می نماید. همچنین موجب از بین رفتن کامل باکتری ها، انگل ها، آمیب ها و ویروس ها شده و آنها را متلاشی می کند.
علاوه بر موارد فوق، ازن در بهبود طعم و بو، رنگ بری، تجزیه مواد آلی سنگین، انعقاد و ته نشینی، حذف آهن و منگنز محلول و آمونیاک در آب به کار رفته و از نظر قدرت اکسیداسیون نسبت به سایر مواد شیمیایی به زمان تماس کمتری احتیاج دارد. ازطرف دیگر ازن، مواد آلی را به مولکول های سبک تجزیه کرده و در نتیجه مواد جانبی مضر هالوفرمی که در هنگام بکارگیری اکسید کننده های با پایه کلر (یا سایر هالوژن ها ) ایجاد می شوند، بوجود نمی آیند.
پیشنهاد ارائه شده جهت Purified Water به کمک تلفیق ازن و UV مطابق استانداردی است که هم اکنون در کشورهای اروپای غربی و امریکای شمالی به کار رفته و مورد تایید صنایع داروسازی است.
نحوه چیدمان و آرایش تجهیزات به گونه ای است که احتمال بروز هرگونه آلودگی ثانویه را در لوله ها و مخازن به صفر می رساند و آب مورد استفاده همیشه و در همه حال پاک و عاری از هرگونه میکروارگانیسم خواهد بود. پایروژن های اندوتکسین هم به وسیله فیلتراسیون با مش جداسازی 35/0 میکرون حذف خواهد شد.
در مورد پیشنهاد دوم (استفاده از یک سیستم UV) خاطرنشان می سازد اگرچه آب در هنگام مصرف پاک خواهد بود ولیکن احتمال بروز و گسترش آلودگی در مخزن و لوله و در مناطق Dead Zone وجود دارد. همچنین کاهش TOC آب (Total Organic Carbon) که با استفاده از ازن بسادگی مقدور است، به وسیله UV کاهش پیدا نخواهد کرد.
منبع:شرکت پیلاب 88784638 - 88784639 شرکت مهندسی در تکنولوژی های تصفیه آب - فاضلاب - استخر

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:31 PM
محیط زیست لــژيـونـلا باكتري خطرناكي است كه در مجاورت با ميكرواورگانيزم هاي ديگر در داخل خاك و آبهاي سطحي زندگي ميكند و تا به امروز تعداد 35 گونـه از اين باكتري در 52 نوع مختلف شناخته شده است . بر اساس 793 مورد نمونه برداري از آب 67 درياچه مختلف، بطور متوسط تعداد 9000 عدد از اين نوع باكتري در هر ليتر آب شمارش گرديده است.
اين باكتري ها در آب آشاميدني، مدارهاي آب گرم، سيستم هاي تهويه هوا (برج خنك كننده، Air wash)، استخرهاي آب گرم، جكوزي و مدارهاي بسته به وفور مشاهده مي شوند.
تحقيقات نشان ميدهد كه موارد ابتلا به بيماري لژيونلا در محيط هاي شهري رو به افزايش گذاشته است. علل عمده اين امر عبارتند از:


مقاومت بالاي اين باكتري در مقابل حرارت
مقاومت زياد در برابر كلر
سيستم تدافعي بوسيله نفوذ در ساير ميكروارگانيزم ها
شرايط بقاء مناسبتر در جوامع انساني نسبت به بيوتوپ هاي طبيعي

لــژيـونـلا در انسان، بخصوص افــراد بيمار، ضعيف، كودكان و افراد مسن، ايجاد نوعي ذات الــريه مي- نمايد. علائم باليني اين بيماري عبارتند از:


تب "پونتياك"
دوره خفته 2 تا 10 روز
اولين علائم: التهاب، سردرد، درد عضلات، سرفه خشك
علائم بعدي: سينه درد، دل درد، حالت تهوع، اسهال، اختلالات رواني
ميزان مرگ و مير: 15%

پيشگيري: ضدعفوني آب و هوا بوسيله پرتو ماوراي بنفش تنها روش موثر شناخته شده مبارزه با اين ميكروارگانيزم بيماريزا است و اين باكتري را به ميزان 99.9999% نابود ميكند.
منبع: شرکت پیلاب - طراحی و اجرای پروژه های استخر - 88784639
Dr. Helmut Mucha, TUV, Bekaempfung des Legionellenwachstums in Wassersystemen mit UV-Strahlung
2 Wiesen Janet E. Soul et al, Syntrophe bzw. synergistische Effekte zw. Legionellen und anderen Mikroorganismen, 1985
Heike Martiny et al, Use of UV-Radiation for Disinfection of Water, III. Comm.: UV-sensitivity of Legionella pneumophila of different age in cold and warm drinking water, 1989

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:32 PM
محیط زیست چكيده :
رشد سریع جمعیت شهرها همراه با توسعه صنایع موجب افزایش مصرف و در نتیجه تولید مواد زائد جامد گردیده است.این موضوع موجب پدید آمدن معضلات بهداشتی و زیست محیطی شدیدی بویژه در کلان شهرهای بزرگ شده است که در صورت عدم مدیریت صحیح می تواند بحرانهای عظیمی در جوامع بشری به وجود آورد.یکی ازروشهای بسیار موثر در مدیریت و خنثی کردن آثارنامطلوب پسماندها، تبدیل آنها به کمپوست و بهره گیری بهینه از آنها به عنوان کود آلی در کشاورزی است .تهیه کمپوست از زباله مخلوط با توجه به ترکیبات فیزیکی و شیمیایی آن، موضوع مهمی است که می بایست توجه خاصی به آن شود. عدم رعایت استانداردهادر تهیه کمپوست و نادیده گرفتن کیفیت آن از نظر میکروارگانیسمهای پاتوژن ،سموم آلی و معدنی بویژه فلزات سنگین، موجب کندی درروند رو به رشد صنعت کمپوست و بازنگری در فرآیندهای آن شده است.
این پژوهش از نوع مروری بوده که به روش کتابخانه ای و با استفاده از مدارک و سوابق موجود ، ضمن تحقیق در تاریخچه کمپوست سازی جهان و ایران ، روشها و شیوه های مختلف تبدیل پسماندهای فساد پذیر را مورد بررسی قرار داده است. در طی این بررسی مشخص گردید ، کمپوست تهیه شده از زایدات مخلوط شهری به دلیل دارا بودن فلزات سنگین ، ایجاد اثرات سوء زیست محیطی و اقتصادی نبودن سیستم آن، مدت زمانی است در کشورهایی نظیر آلمان، هلند ، اتریش، سوئیس و فرانسه به عنوان پیشگامان صنعت کمپوست سازی به روش نوین ، به حالت تعلیق درآمده و یا در مراحل تبدیل آنها به تهیه کمپوست از زائدات گیاهی جدا شده از مبداء هستند.بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، اصلاح روشهای معمول کمپوست سازی و رویکرد به کودهای بیولوژیکی نظیر روشهای بیوراکتوری استفاده از قارچهای ریزوبیوم، باکتریهای اکسید کننده گوگرد ( تیوباسیلوس ها) و اختلاط مواد زائد با کودهای حیوانی از جمله شیوه های جدید تولید کمپوست های فاقد مواد سمی ، می بایست در ایران و براساس :تامین اعتبارات کافی جهت انجام تحقیقات بنیادی و کاربردی ،انجام کارشناسی های لازم و دقت در تدوین استانداردهای کمپوست تولیدی باتوجه مواد 3 و 6 قانون مدیریت پسماندها توسط مراجع ذیربط ،باتوجه به گسترش روبه رشد سیستم های کمپوستینگ بازنگری درروشهای فرایندی آنها برمبنای کاهش موادسمی نظیرفلزات سنگین وعوامل پاتوژن مدنظرقرارگیرد.اطلاع رسانی ، تبلیغات و آموزش جامعه در خصوص جداسازی وبازیافت مواد زائد در محل تولید، مورد توجه کافی واقع شود.
واژه های کلیدی : بیوکمپوست ، محیط زیست ، پسماند مخلوط ، تفکیک
مقدمه :
رشد بی رویه جمعیت به ویژه در مناطق شهری و پدید آمدن کلان شهرها، تمرکز جمعیتی وموج مصرف گرایی همگام با پیشرفت تکنولوژی موجب تولید مواد زائد جامد متنوع با طیف وسعی در جهان گردیده است، به طوریکه آهنگ رشد آن درهمه کشورها ازجمله کشور ایران به طور چشمگیری درحال افزایش می باشد. مسلما این روند، نتیجه غیر قابل اجتناب توسعه بوده و موجب مصرف بی رویه منابع طبیعی واولیه و خروج میلیون ها تن مواد از چرخه مصرف می باشد.به همین دلیل یکی ازمهم ترین ارکان محیط زیست وبهداست محیط، مدیریت مواد زائد جامد می باشد که شامل مجموعه ای از مقررات منسجم و هماهنگ در زمینه کنترل ، تولید ، ذخیره ویا جمع آوری ، حمل ونقل ، پردازش ودفع آن است. متاسفانه دراکثر کشورهای درحال توسعه توجه مناسب وعلمی به مقوله مواد زائد نشده است که این امر موجب آلودگی های شدید محیط زیست به ویژه درشهرهای بزرگ گردیده است . براساس یک مطالعه جامع توسط سازمان جهان بهداشت ((WHO عدم توجه به جمع آوری ودفع صحیح زباله می تواند32 مشکل زیست محیطی را فراهم نماید که مقابله با آنها به سهولت امکان پذیر نمی باشد. بی تردید برنامه ریزی درجهت دفع صحیح زباله وتوجه به اثرات زیانبارآن بر محیط زیست درهر کشوری یکی از اصول مهم و ضروری در راستای تامین منافع بلند مدت وحرکت درمسیر توسعه پایدار می باشد(1،8) .
مسلما ماهیت وترکیب زباله در کشورهای مختلف با همدیگر متفاوت می باشد وبستگی کاملی به فرهنگ وسنن ، عادات غذایی ، وضعیت جغرافیایی، اقتصادی وسایر فاکتورهایی نظیر تکنولوژی موجود دریک منطقه را دارد .لذا هر گونه مدیریت وبرنامه ریزی دراین راستا می بایست براساس شرایط موجود محلی انجام گیرد. امروزه همگام با رخدادهای بزرگ فرایند های علمی صنعتی، در زمینه مدیریت مواد زائد نیز تحولات چشمگیری ایجاد شده است وطرح ها وروش های بسیار موثر در مبارزه وخنثی سازی اثرات نامطلوب زباله ها درحال انجام است که مهمترین آن روش بازیافت وتبدیل زباله ومواد قابل تجزیه بیولوژیکی آن به کمپوست وکود آلی است. اما آنچه مسلم است این است که روشهای تلنبار ودفن (Dumping&Landfill) به دلایل ایجاد مخاطرات متعدد زیست محیطی درمنابع آب ،هوا،خاک وغیر قابل استفاده نمودن سطح وسیعی اززمینها،کاربرد خود را درجهان امروزی از دست داده است .هم اکنون بسیاری از کشورهای توسعه یافته بارویکردی هدفمند اقدام به اجرای برنامه های بازیافت از مبدا وتولیدکمپوست اززباله شهری می نمایند .درتولید کمپوست اززباله شهری،اسپانیا17%،هلند5% و آمریکا 3.5% اززباله های شهری خود را به کمپوست تبدیل می نمایند. ژاپن وسوئد نیز با2.5% وآلمان 1.5% اززباله های خود را درکارخانجات کمپوست فراوری می نمایند(1،2،3،6)
.خوشبختانه طی سالهای اخیر درایران نیز احداث کارخانه های کمپوست از 2واحد به بیش از20 واحد رسیده که این امرنشان دهنده درک مسئولین ومدیران به مقوله های محیط زیست وتوسعه پایدار درکنار صرفه های اقتصادی وجنبه های اشتغال زایی درکشورمی باشد(7).
مواد و روش‌ها:
این پژوهش از نوع مروری بوده که به روش کتابخانه ای وبررسی نتایج مطالعات انجام شده درسالهای پس از1990درکشورهای آلمان،هلند،اسپانیاوهند،هم چنین طرح های تحقیقاتی انجام شده درداخل کشور واستفاده از مدارک وسوابق موجود درامر روشهای جمع آوری ودفع موادزائد جامد انجام شده است.
براساس گزارشات سازمانهای بین الملل روزانه بین 3.5الی4 میلیون تن زباله درسراسر دنیا تولید می شود که متوسط جهانی موادقابل تجزیه بیولوژیکی درزباله 40% می باشد. درحالی که این مواد درزباله های ایران به طور متوسط60 الی 70درصد می باشد(7،6).
.امروزه تحقیقات نشان می دهد کمپوست حاصل اززباله می تواند جایگزین یک سوم نیاز کودی دربخش کشاورزی ،بدون کاهش عملکرد محصولات باشد.براین اساس، اصلاح خصوصیات فیزیکی وشیمیایی خاک وایجاد مقاوت محصول نسبت به بیماری وآفت های رایج از نکات مثبت استفاده ازکودهای آلی نسبت به کودهای شمیایی می باشد.امااخیرا روشهای تهیه کود کمپوست اززائدات مخلوط شهری به سبب داشتن فلزات سنگین نظیر کادمیوم،سرب وغیره ، تولید بوهای نامطلوب ومسائلی ازقبیل بالا بودن درصد مواد متفرقه ازرونق خوبی برخوردار نمی باشد به طوریکه بسیاری ازکشورهای پیشرفته درصنعت کمپوستینگ نظیر آلمان وهلند، تولید کمپوست رااز زباله مخلوط شهری که درکارخانجات اقدام به جداسازی مواد غیرقابل تجزیه(پلاستیک،فلزات،شیشه وغیره) می نمودند رابه حالت تعلیق درآورده اند. رویکردهای جدید فرایندهای کمپوست سازی ازسال 1990روشن ساخته است که درصورت تفکیک زباله درمبدا تولید،برای تجهیزات فرایند کمپوست بهتر از زایدات مخلوط شهری است.همچنین هزینه تاسیسات کارخانه کمپوست دراین روش نسبت به زباله مخلوط بسیار کمتر بوده وکاهش فلزات سنگین وسایر آلاینده های شیمیایی به نحو چشمگیری میباشد . نتایج مطالعات انجام شده درکشور آلمان نشان میدهد که مقدار کادمیوم وسرب درکمپوست مخلوط،هشت برابر بیشتر از بیوکمپوست می باشد. درطی این مطالعات آلاینده های فیزیکی ازجمله شیشه،پلاستیک ،فلزات ،چرم وغیره درصد ناچیزی را دربیوکمپوست حاصله دارا بوده است. برطبق پژوهش های انجام شده برکمپوست کارخانجات موجود درایران ،مشکل اصلی ازدیدگاه بهداشتی- زیست محیطی، وجود مقادیر زیاد وبالاتر از حداستاندارد فلزات سنگین دراغلب آنها می باشد. به طوریکه عناصر مس، کادمیوم وروی در کمپوست های تولیدی به ترتیب بیشترین تفاوتها رابا مقادیر استاندارد دارا می باشد(،5،4،1).
نتايج و بحث :
براساس نتایج حاصل از مطالعات وطرح های انجام شده درزمینه مدیریت موادزائد جامد، کودهای آلی حاصل از مواد تفکیک شده درمبدا تولید از نظر خواص فیزیکی وشیمیایی نسبت به روشهای تولید کمپوست زباله های شهرکه درکارخانجات تفکیک وبازیافت می شوند دارای مزایای بیشتری می باشند. اهم خواص فیزیکی و شیمیایی بیوکمپوست عبارتنداز:
1- غنی بودن از نظر ترکیبات هوموسی(مواد نیتروژن دار وکربن دار)
2- وزن مخصوص کمتر وفقدان بودن بوهای ناهنجار
3- قابلیت نگهداری آب باحجم بالا
4- دارا بودن عناصر غذایی مورد نیاز برای رشد گیاهان که تحت عنوان obligo elements نامیده می شوند نظیر بور، روی،منگنز، مولیبدن، مس وکبالت
5- دارا بودن تعداد کم میکروارگانیسمهای پاتوژن.
باتوجه به استراتژی بازیافت درحفاظت ازمحیط زیست وکاهش تولید مواد زائد غیرقابل استفاده به نظر می رسد تغییر درشیوه های مدیریت مواد زائد درکشوراز دفن مواد زائد به سمت روش های مختلف بیوکمپوست براساس شرایط مختلف محلی و منطقه ای امری اجتناب ناپذیر می باشد که می بایست هرچه سریع تر این موضوع تحقق یابد.
پیشنهادات:
1- انجام تحقیقات وبررسی های سیستم های تولید کمپوست براساس شرایط محلی وترکیب فیزیکی زباله تولیدی.
2- ایجاد فرهنگ تفکیک زباله درمحل تولید ازطریق تولید برنامه های آموزشی براساس ماده6قانون مدیریت پسماند که سازمان صداوسیما جمهوری اسلامی ایران وسایر رسانه هایی که نقش اطلاع رسانی دارند،همچنین دستگاه های آموزشی وفرهنگی راموظف نموده که جهت اطلاع رسانی وآموزش جداسازی صحیح، جمع آوری وبازیافت پسماندهااقدام وبا سازمانها ومسئولین مربوطه همکاری نمایند ودرتبصره ماده مذکور عنوان نموده که وزارتخانه های جهادکشاورزی ،صنایع ومعدن ، کشور و بهداشت ودرمان وآموزش های پزشکی به منظور کاهش پسماندهای کشاورزی موظفند نسبت به اطلاع رسانی وآموزش روستائیان وتولید کنندگان اقدام لازم رابه عمل آورند. باتوجه به شروع نسبی فعالیتهایی دراین خصوص نیاز است طرح ها وبرنامه های مدون تهیه وتنظیم گردد.
3- الزام دستگاههای دولتی،مدارس وسایر سازمان های خصوصی وکارخانجات به تفکیک زباله در محل.
4- تشویق بخش خصوصی فعالیت وسرمایه گذاری دربخش کمپوست.
5- تهیه وتدوین استاندارد های کود الی درایران براساس ماده 3قانون مدیریت پسماند.
6-انتخاب سیستم های مختلف تولید بیوکمپوسیت ومدیریت موادزائد جامد براساس راهبردها وشرایط مختلف محلی نظیر جمعیت ،تکنولوژی موجود،شرایط اقتصادی،فرهنگی وجغرافیایی

Abstract
The Necessity of Quality Improvement Procedures of Compost Production in Iran
Introdaction:The rapid population growth in urban areas along with industrial development has caused increase in consumption of different materials ,thrfore making more solid wastes.This has made sever health and environmental problems ,specially in megacities . If this problems would not be managed properly can lead to big crises in human society.One of the efficient methods in solid waste management is converting them to compost and using as compost in agriculture.Production of compost from mix refuses because of its physical and chemical composition is an important issue wich requires special consideration.Not considering the standards of compost production and its quality from point of view of pathogenic micro-organisms,biological and toxins specially heavy metals, causes slowing of compost industry procedures.Method:This research is review one using library method and present documents. While having survey in compost history in the worjd and Iran,different methods of converting biodegradable garbage also were analysed. Finding:During this survey , we came to know that copost prepared from mixed urban garbage ,because of containing heavy metales,unwanted biological effects and not being economical, has stopped in some countries likeGermany, netherland,Ausria,Swiss and France which are the pioneers of compost production industry with new method to produce compost from planetal refuses separated from beginning.Discussion&conclusion:Based on the findings of this research,improvement of usual methods of compost production and considering biological compost such as bioreactor method,using rhisobiom fungi ,sulfur oxidant bacteria (thiobacillus) and mixing biodegradable refuse with animal excrements are examples of new methods of compost production with no toxin.
In Iran, we should consider the followings to production of cimpost:
-providing enough fnances for fundamental and practical researches.
-expert and correct works on preparing standard and considering to articles 3 and 6 of solid waste management law.
-providing information and public education for segregation of solid waste products in the site of production.
Key words:compost,Environment,Mix Refuse,Segregate.

منبع:نویسندگان: محمدجوادمحمدی1 * فلاح حیدرماه2،
1-کارشناس بهداشت محیط معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
2-کارشناس ارشدبهداشت محیط مرکزبهداشت شماره1 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
Mohammadi.mohammad javad*,Heydarmah.fallah,Safari.hossein;Rafiei.mehd i;Ataei.roya
.Isfahan university medical- health center
منابع :
1-Tchobanglous.G.2003.Hand book of solid waste management.MacGrowHill.
2-William.f.2002.Compost quality Standard and guidline final report.Newyork state association of recycle.
3-Zurbrugg.C.2005.Decentrialised Composting.Department of water and sanitation .in developing countries.
4- پرورش،عبدالرحیم .حیدریان دانا،ناهید.1385.اهمیت وجایگاه استانداردهای کمپوست درصنعت کمپوست سازی.نهمین همایش ملی بهداشت محیط ایران،اصفهان.
5- خمیرچی،رمضانعلی واله آبادی،احمد.1385.بررسی بهینه سازی قابلیت تبدیل زباله به کود به روش پشته ای درشهرسبزوار نهمین همایش ملی بهداشت محیط ایران اصفهان.
6- پاداش،امین وجوزی ،سیدعلی.1386.استراتژی محلی درمدیریت مواد زائد جامد و پسماندها(مطالعه موردی کشورهای انگلیس وآلمان). سومین همایش ملی روز پاک .مدیریت پسماند وجایگاه آن دربرنامه ریزی شهری.تهران.
7- رساپور،مزدک وهمکاران.1386.مقایسه انواع مختلف سیستم های تولیدی کمپوست ونحوه کارکرد آنها. سومین همایش ملی مدیریت پسماند.تهران.
8-عبدلی،محمدعلی.1372.سیستم مدیریت مواد زائد جامد شهری وروشهای کنترل آن.سازمان بازیافت شهرداری تهران.

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:33 PM
محیط زیست



بررسی مورفولوژی و اکولوزی ماهيان سمي استانهای بوشهر وسیستان وبلوچستان


و عوارض پزشکی ناشی از سموم آنها برروی انسان





نرسی نصیرآبادی(بیولوژیست – محقق محیط زیست ایران)


دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- دانشکده پزشکی – گروه میکروبشناسی



مقدمه:
ماهيان سمي به دو دسته از ماهيان سمي(Cryptotoxic) و زهري(Venomous or Phanerotoxic) تقسيم مي شوند. ماهيان سمي خود بر اساس محل توليد سم و طبيعت شيميايي آن به گروههاي مختلفي تقسيم مي گردند. ماهيان زهري نيز به آن دسته اطلاق مي شوند كه سم خود را از طريق اندام سوراخ كننده يا زخم زننده تزريق مي نمايند و زهر در غدد خاصي متمركز شده است ( مانند سفره ماهیان).از حدود 600 گونه ماهي موجود در خليج فارس در حدود 18% آنها يعني حدود 90 گونه سمي مي باشند كه حدود نيمي از آنها زهري هستند. بررسي نمونه هاي جمع آوري شده از بخش هايي از خليج فارس و درياي عمان در حد فاصل بندر گناوه تا بندر رستمی در استان بوشهر وحد فاصل بندر لنگه تا بندر جاسک در استان سیستان وبلوچستان درسال 1385 كه با بكارگيري تورترال و يا تورهاي لنج های محلی در مناطق بالای جزرومدی (Subtidall) انجام گرفت ، نشان داد كه مارهاي دريايي اين منطقه همگي متعلق به زيرتيره هيدروفينه بوده و شامل 4 جنس و 6 گونه با نامهاي علمي pelamis platurus و Lapemis curtus و Enhydra schistosa و spiralis Hydrophis و Hydrophis gracilis و Hydrophis cyanocinctus مي باشند. اين پژوهش نشان داد كه گزش مار دريايي هيدروفيس سبب بروز عوارض و علائمي از قبيل: اسپاسم و گرفتگي عضلات حنجره، هپاتيت و افزايش آنزيمهاي كبدي، بروز صداهاي غير طبيعي در ريه، ايست قلبي - تنفسي برگشت پذير، بروز خون در ادرار، خونريزي هاي گوارشي، افزايش پتاسيم، كراتينين، فسفر، اوره، تعداد گلولهاي سفيد خون و كاهش هموگلوبين و نيز كاهش تعداد پلاكت ها در مصدومين مي گردد.همچنین مهمترين راسته هاي این گونه ماهيان عبارتند از فوگل ماهي شكلان، سوف ماهي شكلان، شك ماهي شكلان و مهمترين گونه هاي زهري نيز شامل راسته هاي سوف ماهي شكلان، سپر ماهي شكلان، گربه ماهي شكلان ،وزغ ماهي شكلان ،عقرب ماهي شكلان مي باشند. شناخت و بررسی از خانواده هاي مختلف اينگونه از ماهيان و تاثیرات فيزيولوژيكي سموم آنها بر بدن انسان براي امور پزشكي و درماني بويژه در استانهاي ساحلي از اهم امور محسوب مي گردد.



روش کار:
نمونه ها با تورهای لنج های محلی از مناطق بالای جزرومدی(Subtidall) حدفاصل بنادر گناوه تا بندر هلیله در استان بوشهرو حد فاصل بندر لنگه تا بندر جاسک در استان سیستان وبلوچستان در تابستان 1385جمع آوري شده وسریعا"از نموهای ماهیهای غیر خوراکی وخوراکی جدا و درون کلمن با دمای 4+ نگهداری وسپس جهت شناسایی گونه ها به آزمایشگاه منتقل گردید.


بحث :
ماهيان سمي به دو دسته ماهيان سمي(Cryptotoxic) و ماهيان زهري(Venomous or Phanerotoxic) تقسيم مي شوند. ماهيان سمي خود بر اساس محل توليد سم و طبيعت شيميايي آن به گروههاي مختلفي تقسيم مي گردند. ماهيان زهري نيز به آن دسته اطلاق مي شوند كه سم خود را از طريق اندام سوراخ كننده يا زخم زننده تزريق مي نمايند و زهر در غدد خاصي متمركز شده است
( مانند کانوس ها).از حدود 600 گونه ماهي موجود در خليج فارس در حدود 18% آنها يعني حدود 90 گونه سمي مي باشند كه حدود نيمي از آنها زهري هستند. شناخت و بررسی از خانواده هاي مختلف اينگونه از ماهيان و تاثیرات فيزيولوژيكي سموم آنها بر بدن انسان براي امور پزشكي و درماني بويژه در استانهاي ساحلي از اهم امور محسوب مي گردد.
مهمترين راسته هاي ماهيان عبارتند از فوگل ماهي شكلان، سوف ماهي شكلان، شك ماهي شكلان و مهمترين گونه هاي زهري نيز شامل راسته هاي سوف ماهي شكلان، سپر ماهي شكلان و گربه ماهي شكلان و وزغ ماهي شكلان و عقرب ماهي شكلان مي باشند.



فوگول ماهیان :
از مهمترین گونه در خلیج فارس، از خانواده Diodntidae گونه خارپشت ماهی (Diodon hystrix) میتوان اشاره نمود. مشخصات مورفولوژی آن شامل بدن تقریباً کروی،قابل تورم و دارای خارهای توپور و نسبتا بلند است خارها بزرگ و متحرک رنگ بدن سفید با خالهای سیاه بر روی پشت و سطح شکمی آن کاملا سفید است. تغذیه آنها از نرمتنان می باشد.







سوف ماهیان :
از مهمترین گونه در خلیج فارس، از خانواده Peridae گونه سوف ماهی (Stizostedion Lucioperca) میتوان اشاره نمود. مشخصات مورفولوژي فرم و رنگ بدن دارای بدن کشيده دنوکی شکل است وسر نوک تيز است سطح پشتی بدن سياه متمايل به خاکستری که در کناره های بدن 12-8 نوار قهوه ای متمايل به سياه می با شد. باله ها دارای دو باله پشتی است در اولين باله پشتی 17 تا 13شعاع سخت ودومين باله پشتی يک 1 تا 3 شعاع سخت و 13 تا 15 شعاع نرم دارد. و باله مغربی 2 شعاع سخت و10 تا 7 شعاع نرم دارد.فلس نوع فلس کتوئيدی می باشد.تعدادفلس برروی خط جانبی 77 تا 57 فلس و تعداد فلس بالا خط جانبی 10-7 ودر پايين 18 تا 12 عدد می باشد. دندان شکاف دهان آن بزرگ ودارای دندانهای نا مرتبی است. که در آن دندانهای کوچکتری مشاهده می شوند. (دنداه های فکی وکامی می باشد) طول بيشينه طول 30- 20سانتیمترو وزن آنها207 گرم است. ساير مشخصات تعداد خارهای آبششی 20 تا 14 می باشد. مشخصات بيولوژي مکان زندگی ماهی سوف معمولا در درياچه های گرم و با اکسيژن فراوان دريا در رودخانه ها به بستری مطلوب زند گی ميکند دارای 2 فرم بومی آب شيرين و مهاجر بوده. تغذيه در دوره تاروی از زئوپلانگتون و بعد از آن از بسياری از ماهيها تغذيه می کند. پراکنش در گستره های آبی تالاب انزلی ودر رود خانه هاو ورودی و خروجی آنو در رودخانه سفيدرود از مصب سد سنگر مشاهده می گردد. توليد مثل تخم ريزی در هنگاميکه درجهحرارت آب15 تا 12 درجه سانتی گراد می باشدصورت می گيرد.که ايت دما آب با ماههای فروردين و ارديبهشت مطا بقت دارد. ميزان هم آوری مطلق 100 تا 400 هزار عدد می باشد. ساير مشخصات ماهی سوف در زمان تخم ريزی تغذيه نمی کند.ريزش تخم ها بطوردانه دانه منفرد صورت می گيرد. تخم ريزی در کناره ساحل و نقاط کم عمق وبروی اين منظور گودال هايی که ريشه درختان در آن قرار دارد حفره می کنند .

شك ماهيان :
از مهمترین گونه در خلیج فارس، از خانواده شوریده ماهیان (Sciaenidae) گونه شوریده (Nidea Maculatas)میتوان اشاره نمود. مشخصات مورفولوژی مشخصات بیولوزی بدن مستطیلی شکل که دارای بوزهای مشخص دهان زیرین بوده ودارای دندان های بزرگ ومتمایز است ولی دندان نیش ندارد.باله پشتی دوم دارای یک شعاع سخت 22تا26 شعاع نرم میباشد اولین باله پشتی 10خار دارد باله مخرجی با 2 خار و 7 شعاع نرم فلسها دایرهای و در خط طول بدن در حدود 15 فلس و خط جانبی دارای 50 فلس بالای خط جانبی دارای 8 فلس و لاتین ان 15تا 16 دارد.باله شکمی دارای یک خار و 5 شعاع نرم مممممیباشد.پنج نوار تیره و مورب به طوری عرضی روی بدن این ماهی قرار گرفته است.که از پشت تا پایین پهلوها امتداد دارند و یک لکه تیره روی ناحیه پشتی ساقه دمی قرار دارد.سر آن پوشیده از فلس و پردههای آبششی از هم جدا و بدون قطعه رابط میباشند.بیشینه درازی بدن 30 سانتی متر و طول استاندارد ان 20 سانتی متر میباشد.. روش صیدترال کف ،تور گوشگیر ،تور گردان قایقی می باشد.

سپر ماهيان :
از مهمترین گونه در خلیج فارس، از خانواده سپر ماهیان الکتریکی (Torpedinidae) گونه سپر ماهی برقی ایرانی (Torpedo sinuspersici ) میتوان اشاره نمود. مشخصات مورفولوژی بدن آنها بصورت صفحه ای مدور یا بیضی ،باله های سینه ای به دو طرف سر لحیم شده اند.دندانها کوچک نرم ویا نوک تیز می باشند و اسپیراکلها بزرگ ودارای پنج جفت شکاف آبششی در سطح تحتانی می باشند.دم کوتاه وکلفت وبدون خار دارند دارای باله پشتی کوچک برروی دم وباله دمی مشخص وبزرگ دارند باله های شکمی بزرگ وفاقد باله مخرجی می باشند ودارای اندام الکتریکی بزرگ در دو طرف سر وفاقد خار های سمی می باشندوپوست آنها صاف ورنگ بدن طوری است که از رنگ بستر دریا تشخیص داده نمی شود.رنگ بدن آنها قهوه ای ودارای لکه های غیر منظم قهوه ای تیره می باشدودر هر دونوع باله زوج وفرد خالدار هستند .اسیپراکل حاشیه دار ،وقاعده اولین باله پشتی در بالای نیمه دوم پایه های باله های شکمی واقع شده است وقسمت فوقانی بدن روشن وقهوه ای رنگ با لکه های قهوه ای تیره مقدر می باشد ارتفاع باله دمی خیلی کوتاه تر از فاصله بین مبدا بالایی باله دمی تا مبدا باله اول پشتی است.بیشینه عرض صفحه ای بدن 80 سانتیمترودرازی کلی ماهی 130 سانتیمترمی باشد. مشخصات بیولوژی سپر ماهیان تنبل با حبه نسبتا کوچک ،ساکن آبهای کم عمق تا عمیق وتشکیل دهنده جمعیت های پراکنده می دهند از لحاظ تغذیه به طور عمده از جانوران بیمهره مانند سخت پوستان تغذیه می کنند وزنده زای بدون جفت یا زنده تخمگذار می باشند ونمونه های جوان دارای رشته های آبششی می باشندوبه عنوان ماهی نتوپسی تمام آبهای گرم ومعتدله بشمار می آیند محل اصلی زندگی این ماهی در ناحیه محدودی از خلیج فارس وگواتر ودر سواحل هندوستان گزارش شده است وپراکنش آن در سراسر خلیج فارس ودریای عمان می باشد.
گربه ماهيان :
از مهمترین گونه در خلیج فارس، از خانواده گربه ماهیان دریایی گلوماهیان (ARllDAE) گونه گربه ماهی بزرگ (Arius thaLassinus) میتوان اشاره نمود. مشخصات مورفولوژی دارای بدن کشیده وسر فشرده ودربالا توسط سپرهای استخوانی دانه دار محکم شده، ورنگ بدن آن در سطح پشتی وطرفین سیاه متمایل به آبی ودر ناحیه شکمی سفید کهرو نوک باله ها سیاه رنگ می باشد .اولین باله پشتی وسینه ای هر کدام داراییک خار قوی می باشد باله دمی دو شاخه وباله مخرجی کوتاهی دارند،بالچه آن توسعه ورشد یافته وسوراخهای بینی نزدیک هم وتوسط یک دریچه از هم جدا می شون،دندانهای سقف هان در هر طرف سه گروه بوده ویک مثلثی تشکیل می دهندکه قاعده آن به طرف داخل می باشد دندانهای کامی مخلوطی شکل ،هم اندازه ودر هر طرف دردو تکه بیضوی کشیده ومجرا که یکی در زیر دیگری واقع شده قرار دارندکه تکه جلویی کوچک تر است .تعداد کل شعاعهای باله مخرجی 18-15 می باشد .بیشینه درازی ماهیان 185 سانتیمتر و طول استاندارد آن به30 سانتیمترمی رسد .دهانه ابششی کم وبیش محدود وپرده های آبششی به قطعه رابط متصل وپایه های آبششی به تعداد (5-9)می باشد .دهان در این ماهی بزرگ،انتهای عرضی یا هلالی و فک بالایی کم وبیش برجسته ودندانها درهر دو فک کرکی شکل ،مخرطی یاشنایایی (شبیه دندانهای بیش)می باشد سیبیلکهای زوج فک بالایی ،فک پایینی وچانه ای موجود می باشد سوراخهای بینی قدامی وخلفی نزدیک به هم خلفی با دریچه ولی بدون ولی بدون سیبیلک منحزی،بدن لخت و فاقد فلس ولی خط جانبی واضع بوده ومسیر نسبتا منحنی را می پیماید ،باله پشتی در مقابل فاصله بین باله سینه ای وشکمی قرار دارد.ودارای یک خاره گزنده در جلو وهفت شعاع نرم می باشد .باله ها وسینه ها طویل،پایینی با یک خارتیز ،باله های شکمی فاصله زیادی باباله های سینه ای داشته و دارای یک خار و پنج شعاع نرم دارای کیسه شنا می باشند .رنگ بدن در ماده ها بطور کلیه خاکستری یاتیره ودرنرها در قسمت پشت قهوه ای تیره تا خاکستری متمایل به آبی این ماهیان فاقد فلس هستند. سایر مشخصات مشخصات بیولوژی محل زندگی این ماهی در آبشور در سر تاسر ناحیه چه در سواحل وچه در دریای بازفوق العاده فراوان می باشد.محل اصلی زندگی این ماهی در اقیانوس هند،مجمع الجزایر مالاریاوپراکنش آن درسراسر سواحل شمالی دریای عمان وبخش شرقی خلیج فارستا بوشهر می باشد این ماهی اندازه متوسط داشته ودر آبهای نزدیک بستر سطح دریادارند،در دریاهای گرمسیر ونیمه گرمسیر تقریبا در تمام دنیا پراکنده می باشند .این ماهی از لحاظ تغذیه ماهی درنده وحریصی می باشد .یک ماهی تخمگذار میباشد تخمکهای آنها نسبتا بزرگ ودر دهان ماهیان نر تا خارخشدن نوزاد نگهداری میگردند.روش صید این ماهی به صورت ترال در عمقهای30-10 متریانجام می گیرد.

وزغ ماهیان :
از مهمترین گونه در خلیج فارس، از خانواده وزغ ماهیان (BATRACHO IDIDAC) گونه وزغ ماهی (Austrobatrahus dussumieri ) میتوان اشاره نمود. مشخصات مورفولوژی فرم و رنگ بدن بدن قوی در قسمت جلو فشرده با سر عریض و فشرده و سر دارای غدد موکوسی پیشرفته و همچنین غالبا با زوائد پوستی رنگ بدن سفید و قهوه ای خلخالی می باشد و بر روی بدن دارای 6-7 نوار قهوه ای عریض و همچنین بر روی باله ها می باشد سر با تموج شدید تر تقریبا قهوه ای و سیاه و پهلوها روشن باله ها اولین باله پشتی 3خار کوتاه که توسط پردهای به دومین باله پشتی متصل میشوند باله پشتی دوم دارای 20-18شعاع نرم میباشد باله مغربی قاعدهای کشیده ای دارند و دارای 17-15شعاع نرم میباشد.باله های سینه ای بزرگ وکناره های آن گردمیباشد و دارای18-21شعاع نرم میباشد.باله های شکمی دراز ودر منطقه حلقی قرار داشته و یگ خارو2 تا 3 شعاع دارند و باله دمی گرد میباشد. فلس فاقد فلس می باشند.اگر موجود باشد در داخل مو کوسی غلیظ مخفی شده اند. دندان دهان وسیع ،انتهایی با پیش فکها و فکیهای بالایی محدود شده است دندانها در فکها شانه ای شکل و به صورت دسته ای می باشند دهان بزرگ و باچندین دندان کوچک و نوک تیز طول طول استاندارد آن 12Cmو طول کل آن در حدود 27cm می باشد. سایر مشخصات دهانه های آبششی بر روی پهلوهای بدن واقع و پرده های آبششی به طوروسیع به هم متصل و به قطعه رابط می چسبند.ماهیان با حرکت آهسته بر روی بستر گلی آبهایی که از ساحل تا لبه فلات قاره امتداد دارند زندگی می کنند.این ماهیان کفزی بوده که بطور انفرادی زندگی کرده و معمولا در بسترهای نرم گلی یا شنی به حالت مدفون یافت می شوند .این ماهیان ازبی مهره گان دریایی کوچک تغذیه می کنند. پراکنش آنها درخلیج فارس،دریای عمان،آنگولا، آفریقا،آتلانتیک،شمال اقیانوس هند ومجمع لجزایر می باشند. سایر مشخصات در موقع عقب رفتن هنگام جزر غالبا˝در جای خود می ماند.
عقرب ماهیان :
از مهمترین گونه در خلیج فارس، از خانواده عقرب ماهی ( Scorpaenidae ) گونه عقرب ماهی (Scorpaenopsis diabolus ) میتوان اشاره نمود.مشخصات مورفولوژی آن بدن نسبتا فشرده و قوی است سر بزرگ و خار دار می باشد و بدن آن با یکسری از زوائد و رشته های خادار پوشیده شده است .رنگ بدن این ماهی تغییرپذیر و معمولا خاکستری تا قهوه ای است . این ماهی یک سوراخ تخمریزی به رنگ قهوه ای دارد که دارای اتصالهای زرد رنگ است. در قسمت پشت دارای رنگهای مختلفی زرد ،نارنجی و سفید می باشد.تغذیه آنها از غذاهای زنده از قبیل میگوها و سخت پوستان و حتی ماهیان کوچک تغذیه می نمایند .
مار ماهیان :
از مهمترین گونه در خلیج فارس، از خانواده ماهیان دریایی درنده (Muraene Socidae) گونه مارماهی اردکی شکل یا مار ماهی (Murane.sox Bagie) میتوان اشاره نمود. مشخصات مورفولوژی پوزه و بدن خیلی دراز ،دهان بزرگ فکها معمولی بوده و شکاف دهان تا پشت چشم ادامه می یابد .دندانهای نوک تیز بصورت ردیفی یا دسته های مختلف بر روی فکها و محور میانی دهان با دندانهای نیش یزرگ و وحشتناک ،سوراخهای بینی جانبی و دهانه های آبششی شکاف مانند دارای باله سینه ای ،باله پشتی ،دمی و مخرجی بزرگ و به هم متصل می باشد فاصله مخرج تا دهانه آبششی خیلی بزرگتر از طول سر،بدن فاقد فلس می باشد .مخرج در نیمه قدامی درازی بدن واقع شده،آبششهادر حلق بصورت شکافهای عریضی باز می شود.رنگ آن نقره ای مایل به خاکستری بوده و در ناحیه شکم سفید می شود.و باله های عمودی آن لبه های سیاه رنگی دارد.قسمت بالای بدن قهوه ای متمایل به خاکستری روشن .بیشینه درازی بدن در حدود 180سانتیمترو طول استاندارد ان 150سانتیمترمی باشد.تعداد شعاع نرم باله پشتی قبل از مخرج 59-47 عدد می باشد. مشخصات بیولوژی تعدادی از مار ماهیان بزرگ که در بیشتر دریاها،خلیجهای مصبی و حتی در آبهای شیرین انتشار دارند و دست زدن به آنها خطر ناک است محل اصلی زندگی این ماهی اقیانوس هند ،مجمع الجزایر مالایا ،فیلیپین ،چین،ژاپن در دریاها و آبهای نیمه شور و در ابهای شیرین یافت می شود .پراکنش آن در سراسر خلیج فارس و دریای عمان می باشد. ارزش اقتصادی ارزش اقتصادی چندانی ندارد ولی گوشت آن قابل خوردن است. از دیگر گونه های مارهاي دريايي اين مناطق همگي متعلق به زيرتيره هيدروفينه بوده و شامل 4 جنس و 6 گونه با نامهاي علمي pelamis platurus , Lapemis curtus , Enhydra schistosa , spiralis Hydrophis و Hydrophis gracilis , Hydrophis cyanocinctus مي باشند.
اثرات پزشکی سموم ماهیان برروی انسان:
. اين پژوهش نشان داد كه گزش مار دريايي هيدروفيس سبب بروز عوارض و علائمي از قبيل: اسپاسم و گرفتگي عضلات حنجره، هپاتيت و افزايش آنزيمهاي كبدي، بروز صداهاي غير طبيعي در ريه، ايست قلبي - تنفسي برگشت پذير، بروز خون در ادرار، خونريزي هاي گوارشي، افزايش پتاسيم، كراتينين، فسفر، اوره، تعداد گلولهاي سفيد خون و كاهش هموگلوبين و نيز كاهش تعداد پلاكت ها در مصدومين مي گردد.همچنین مهمترين راسته هاي این گونه ماهيان عبارتند از فوگل ماهي شكلان، سوف ماهي شكلان، شك ماهي شكلان و مهمترين گونه هاي زهري نيز شامل راسته هاي سوف ماهي شكلان، سپر ماهي شكلان، گربه ماهي شكلان ،وزغ ماهي شكلان ،عقرب ماهي شكلان مي باشند. شناخت و بررسی از خانواده هاي مختلف اينگونه از ماهيان و تاثیرات فيزيولوژيكي سموم آنها بر بدن انسان براي امور پزشكي و درماني بويژه در استانهاي ساحلي از اهم امور محسوب مي گردد.سموم ماهيان از نظر طبيعت شيميايي و نحوه اثر غالبا جز سموم عصبي (Neurotoxin) محسوب مي گردند و بايد بيان نمود كه عليرغم خطر جاني جهت انسانها مي توان از اين سموم داروهاي متنوعي را استخراج نمود.

منابع :

- بررسی ومطالعات در زمینه تنوع گونه ای ماهیان سمی خلیج فارس –نگارنده 1385

- اطلس شناسایی تنوع گونه ای ماهیان خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند – نگارنده

- مركز پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي بوشهر- نبي پور ايرج





- Geehr, E.C., Salluzo, R.F. 1992. Dermal injuries and bums from hazardous materials. In Hazardous Materials Toxicology (J.B. Sullivan, G.R. Krieger, Eds.) pp. 415-424.

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:34 PM
محیط زیست می گویند اگر بر فناوری مسلط نباشی، فناوری بر تو مسلط می شود. و این عبارت درباره ساخت و ساز در آبخیزها مصداق بسیار نیرومندی می یابد. بشر در سده بیستم میلادی به طور متوسط هر روز یک سد بزرگ ساخت. بزرگ ترین سدساز جهان کشور چین با بیش از ۱۹ هزار سد بزرگ است که به جز هشت تای آنها بقیه پس از انقلاب ۱۹۴۹ ساخته شده اند. پس از چین، امریکا با ۵۵۰۰ سد بزرگ و سپس شوروی سابق و هند قرار می گیرند. ایران با آنکه از نظر وسعت بسیار کوچک تر از این کشورهاست اما آن گونه که دکتر کدیور در مقدمه نسخه فارسی کتاب سدها و توسعه نوشته است ما خود را پس از چین و هند و ترکیه، بزرگ ترین سدساز جهان می دانیم. آیا این افتخارآمیز است یا...؟ بد نیست بدانیم که کشورهای مختلف جهان، در پی آگاهی از پیامدهای مخرب سدها بر محیط، چندین دهه است که نه تنها سدسازی را متوقف کرده اند، که به برچیدن سدها با هزینه های بسیار گزاف مشغولند. امریکا در دهه ۹۰ بیش از ۵۰۰ سد خود را برچیده است.
پیامدهای سدسازی که به انقراض نسل رودها انجامیده کدامند؟ سدها ریخت شناسی رودخانه، اعم از بستر یا کناره های آن را تغییر می دهند. سدها کیفیت آب را در اثر یک جا ماندن در مخزن به ویژه در مناطق گرمسیر تغییر می دهند آن را بویناک می کنند. سدها تنوع زیستی در بالادست یا در اطراف رودخانه را تغییر می دهند. سدها نقاط مسکونی و روستاها و نیز اراضی زراعی و باغی و جنگل ها و مراتع متعلق به آنها را زیر آب می برند و سبب جابه جایی و آواره شدن مردم و ساکنان منطقه دریاچه می شوند، سدها موجب زیر آب رفتن نقاط تاریخی و میراث فرهنگی می شوند. سدها میراث دیداری و زیبایی های طبیعی تکرار نشدنی کره زمین را از میان می برند. در سراسر دنیا ۴۰۰ هزار کیلومتر مربع از بهترین اراضی، مهم ترین و متنوع ترین زیستگاه های رودخانه یی و سیلابدشتی در زیر دریاچه سدها مدفون شده است. سدها در پایین دست رودخانه میزان جریان، توزیع زمانی جریان، نوسانات طبیعی جریان آب، ریخت شناسی رودخانه از بابت کاهش جریان و از همه مهم تر کیفیت آب پایین دست را تغییر می دهند و البته کاهش تنوع زیستی در ساحل پایین دست و سیلابدشت ناگزیر و حتمی خواهد بود. وزن دریاچه سد ها می تواند سبب زمین لرزه شود. رابطه میان لرزش های زمین و مخزن سدها در بیش از ۷۰ سد جهان به ثبت رسیده است. میزان تبخیر آب از سطح دریاچه سدها بسیار زیادتر از رودخانه است در نتیجه آب پشت سدها به سرعت شور می شود. ساخت سدها سبب از میان رفتن نسل ماهی های مهاجر مانند ماهی آزاد و ماهی قزل آلا در بسیاری از نقاط دنیا شده است.
ماهی هایی که در دریا زندگی می کنند اما برای تخم گذاری حتماً باید به رودخانه های آب شیرین بازگردند و بچه ماهی ها پس از طی دورانی از زندگی خود در آب شیرین رودخانه، به دریا باز می گردند، ساخت پلکان های ماهی رو یا سایر پیش بینی های سازه یی نیز نتوانسته است از این مساله جلوگیری کند. سدهایی که برای انحراف آب برای آبیاری روی آمودریا و سیردریا (سیحون و جیحون) زده شد فاجعه آرال را آفرید و بزرگ ترین دریاچه و پیکره آب شیرین جهان را از وسعت ۶۴۵۰۰ کیلومتر مربع به تنها ۳۰ هزار کیلومتر مربع رساند و آب آن را از آب اقیانوس ها شورتر کرد. سدها به شیلات تجاری دریاها آسیب زیادی زده اند. سدسازی ده ها میلیون نفر از مردم فقیر و فاقد قدرت ---------- را از خانه و زمین هایشان بیرون رانده است.
میزان خسارت پرداخت شده در برخی موارد نیز کمتر از ارزش و قیمت زمین های کشاورزان است. آمار سدزدگان تنها در چین و براساس آمار دولتی این کشور ۲/۱۰ میلیون نفر است. سدها می شکنند و تلفات انسانی زیادی در هنان چین در ۱۹۷۵ ( ۲۳۰ هزارنفر) یا در آیداهو در ژوئن ۱۹۷۶ (۱۲ هزار) یا در ایتالیا و... داشته اند. هر سال ۵۰ میلیارد مترمکعب رسوب (یک درصد ظرفیت ذخیره مخازن جهان) در پشت سدهای دنیا جمع می شود. سد سان منشیا روی رود زرد سه سال پس از آبگیری ۵۰ میلیارد تن رسوب در پشت خود ذخیره کرد. حتی اگر آمار درازمدت ۵۰ ساله هم وجود داشته باشد باز نمی توان تضمین کرد که الگوی بارندگی در ۵۰ سال آینده شبیه ۵۰ سال گذشته باشد به ویژه اگر به گرم شدن عمومی زمین نگاهی داشته باشیم. رایانه و شبیه سازی و تحلیل ریاضی آماری، پاسخگوی تغییرات اقلیمی نیست.
در ۱۹۴۷ نزدیک به ۱۱۴ میلیون نفر به شیستوزومیاسیس مبتلا بودند. در ۱۹۸۰ به رغم پیشرفت های چشمگیر پزشکی و کشف داروهای بسیار موثر برای آن این رقم به ۲۰۰ میلیون نفر رسید که ناشی از ساخت مخازن و دریاچه های سدها بوده است که محل مناسب برای رشد و نمو نرم تنان گونه های بولینوس و بیومفالاریا را به شدت گسترش داده اند.شیوع تب زرد دره ریفت در ۱۹۷۷ در نزدیکی سد آسوان مصر و در پی پر شدن مخزن سد دایاما در موریتانی، شیوع فیلاریاسیس لنفاوی (تورم غول آسای دست و پا و تبدیل آنها به اندام های غول آسا) در اواسط دهه ۱۹۷۰، که بیش از ۴۰ درصد از جمعیت مناطق بورکینافاسو را در اثر تکثیر پشه های ناقل فیلاریاسیس لنفاوی مبتلا ساخت، انسفالیستیس ژاپنی، تب زرد، تب استخوان شکن و لشمانیاسیس، اونشوسرسیاسیس یا کوری رودخانه که ۷ سال پس از ساخت طرح آبیاری برنج در بورکینافاسو همه افراد منطقه را مبتلا ساخت و نیمی از مردم بالای ۴۰ سال منطقه را کور کرد در حالی که تا پیش از آن، این بیماری، در این دره بسیار نادر بود، از دیگر موارد هستند. اما اینکه آیا سدها ضرورت واقعی هستند یا بسیاری از آنها را می توان با روش های پایدار جایگزین و از انقراض نسل رودها جلوگیری کرد موضوعی است که دراین مختصر نمی گنجد و مثنوی هفتادمن کاغذ است که آن را به بحث دیگری موکول می کنیم.
منبع:فاطمه ظفرنژاد
روزنامه اعتماد
.row0 { background: none repeat scroll 0% 0% rgb(240, 240, 240); direction: rtl; border-bottom: 1px solid rgb(204, 204, 204); }.row1 { background: none repeat scroll 0% 0% rgb(255, 255, 255); direction: rtl; border-bottom: 1px solid rgb(204, 204, 204); }.comment { padding: 7px 15px; margin: 0px; font-size: 10px; color: rgb(153, 153, 153); }.comment pre { font: inherit; background: none repeat scroll 0% 0% transparent; border: medium none; padding: 0pt; margin: 0pt; }.comment strong { font-size: 11px; }.comment .contentdescription { padding: 0px 0px 5px; margin: 0pt; font-size: 12px; color: rgb(0, 0, 0); direction: rtl; text-align: justify; }

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:35 PM
محیط زیست ● پیدایش جنگل
تعریف جنگل و انواع آن جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاطی گیاهی و جانوری را تشکیل داده .
تعریف جنگل و انواع آن جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاطی گیاهی و جانوری را تشکیل داده و تحتتأثیر عوامل اقلیمی و خاکی قادر است تعادل طبیعی خود را حفظ کند.
حداقل سطحی که برای تشکیل جنگل از نظر علمی لازم است بسته به نوع گونه درختی، شرایط محیطی و غیره تغییر میکند. این مساحت در شرایط معمولی حداقل ۳/۰ هکتار (۳ هزار متر مربع) است. واژه جنگل از زبان سانسکریت است و به اکثر زبانهای اروپائی نیز وارد شده است و معنای جنگل طبیعی و بکر را میدهد. جنگل بسته به نوع پیدایش آن و خصوصیات ساختاری به جنگل بکر، جنگل طبیعی، جنگل مصنوعی یا جنگل دست کاشت طبقهبندی میشود.
جنگل بکر یا دستنخورده، جنگلی است که بدون دخالت انسان بهوجود آمده است و ترکیب گونههای درختی و درختچهای و علفی آن طوری است که وضعیت کاملاً طبیعی را نشان میدهد. چوب و سایر فرآوردههای آن در همان سیستم طبیعی تجزیه شده و به خود جنگل برمیگردد. بهعبارت دیگر از جنگل بکر هیچگونه موادی (زنده یا غیرزنده) به خارج از آن حمل نمیشود.
رویش چوبی جنگلهای بکر که به حالت تعادل رسیده باشند عملاً صفر است، یعنی همانقدر که چوب و سایر موادآلی تولید میشود همانقدر هم تجزیه میشود و یا میپوسد، بهعبارت دیگر چرخه رفت و برگشت مواد در یک جنگل بکر چرخهای بسته است.
در جنگل بکر بین تولیدکنندگان (گیاهان)، مصرفکنندگان (جانوران) و تجزیهکنندگان (جانوران ریز) یک اشتراک حیاتی متقابل و پایدار برقرار است. جنگلهای بکر از تنوع زیستی بالائی برخوردارند و دارای اطلاعات ژنتیکی ارزشمندی هستند که تا به امروز بسیاری کشف نشده است. امروز ارزش جنگلهای بکر بسیار زیاد است هر چند که متأسفانه روند تخریب کمی و کیفی آنها در دنیا رو به افزایش است.
امروزه سعی بر این است که جنگلهای بکر باقی مانده بر روی کرهزمین را حفظ و زا آنها بهعنوان ذخیرهگاههای اطلاعات ژنتیکی و تنوع زیستی استفاده شود. امروزه تبدیل جنگلهای بکر به جنگلهای صنعتی قابل توجیه نیست و نگهداری آنها حتی از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیر است.
جنگل طبیعی، جنگلی است که بدون دخالت انسان بهوجود آمده است ولی انسان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در آن دخالت (بهرهبرداری) کرده است.
جنگلهای بکر، دستخورده و بهرهبرداری شده تبدیل به جنگلهای طبیعی میشوند. بهعبارت دیگر جنگلهای طبیعی، جنگلهای بکر دست خورده هستند. ترکیب درختان و سن آنها و تنوع گونههای گیاهی و جانوری در یک جنگل طبیعی با جنگل بکر متفاوت است و عموماً جنگل طبیعی از نظر زیستمحیطی فقیرتر از جنگل بکر است. با وجود این جنگلهای طبیعی قادر هستند چشماندازهای طبیعی هر منطقه را حفظ کرده و در اکثر موارد از جنگلهای مصنوعی یا دست کاشت غنیتر و پایداتر باشند.
جنگلهای مصنوعی یا دست کاشت یا جنگل انسانساخت جنگلی است که به دست انسان و با هدف مشخصی ایجاد شده است و هدف از ایجاد آن تولید چوب، ایجاد مناظر طبیعی، حفظ آب و خاک، ایجاد مناطق تفریحی و تفرجی و غیره است.
جنگل مصنوعی معمولاً بهصورت نهال کاری (درختکاری) بهوجود میآید، هر چند این جنگلها را میتوان با کاشت بذر نیز بهوجود آورد. تجربه شده است جنگلهای مصنوعی که با این روش بهوجود آمدهاند پایدار و نزدیکتر به جنگلهای طبیعی هستند. جنگلهای مصنوعی که با همه ایجاد شده، قلمستان نامیده میشود (مثل قلمستانهای صنوبر در بسیاری از نقاط کشور). البته باید متذکر شد که قلمستانها در اکثر نقاط دنیا از نظر حقوقی جزء جنگلها محسوب نمیشوند. امروزه ایجاد جنگلهای مصنوعی در دنیا از اهمیت بالائی برخوردار است چرا که به افزایش نیاز چربی در جهان پاسخ میدهد.
چنانچه جنگلهائی در زمینهای زراعی و بایر با هدف تولید چوب با استفاده از روشهای پیشرفته زراعی از قبیل شخم زمین، کود دادن و غیره ایجاد شده باشد به آن زراعت چوب اطلاق میشود. حجم زراعت چوب در زمینهای غیرجنگلی در تمام دنیا در حال افزایش است. علاوه بر سه نوع جنگلی که تعاریف آن ذکر شد در کشور ما از اصطلاح بیشه هم استفاده میشود. ما بیشه را معمولاً برای پوشش گیاهی بهکار میبریم که اطراف رودخانه و شیار درهها در مناطق خشک ظاهر میشوند. این واژه به تجمع درختچهها و نیزارها نیز اطلاق میشود.
● پیدایش جنگل و طبقه بندی آن
جنگلهای دنیا از حدود ۱۴۰-۶۰ میلیون سال پیش بهوجود آمدهاند. بسته به نوع درختان تشکیلدهنده، جنگلهای دنیا را به دو نوع سوزنیبرگ و پهنبرگ تقسیم میکنند.
جنگلهای سوزنی برگ دنیا قدیمیتر از جنگلهای پهنبرگ هستند و پیدایش اولیه این جنگلها در دوران دوم زمینشناسی در دوره کرناسه یعنی حدود ۱۴۰ میلیون سال قبل رخ داده است. جنگلهای پهنبرگ در مقابل جنگلهای سوزنی برگ تکامل یافته در عین حال جدیدتر هستند. این جنگلها در دوران سوم زمینشناسی در حدود ۶۰ میلیون سال پیش بهوجود آمدهاند. از آن زمان تاکنون جنگلهای دنیا دائماً در حال تحول و تکامل بوده و اگر انسان در روند آن دخالتی نداشته باشد سیر تحول و تکامل آنها همچنان ادامه خواهد یافت.
در اواخر دوران سوم زمینشناسی اقلیم کرهزمین رو به سردی گذاشت بهطوری که در اوایل دوران چهارم بارشهای آسمانی اکثراً بهصورت برف درآمد و بهخصوص در عرضهای جغرافیائی بالاتر از ۴۰ درجه شمالی و یا ترافعات بالای ۳ تا ۴ هزار متری عرضهای پائینیتر، یخچالهای طبیعی تشکیل شدند و بهتدریج رشد کردند، بهعبارت دیگر دوران یخبندان بهوجود آمد.
یخچالهای طبیعی اکثر جنگلهای مناطق مذکور (بالاتر از ۴۰ درجه عرض شمالی) را در زیر خود مدفون ساختند. با گرم شدن آبوهوای کرهزمین یخچالها ذوب شدند یا بهاصطلاح عقبنشینی کردند و پس از مدتی دوباره بر اثر سرد شدن اقلیم یخچالها شروع به پیشروی کردند. در طول یک میلیون سالی که از اوایل دوران چهارم میگذرد چهار دوره یخبندان بهوجود آمد. در این زمان کلیه جنگلهائی که بالاتر از عرض ۴۰ درجه بودند از بین رفتند.
آخرین دوره یخبندان در حدود ۱۸ هزار سال پیش به اتمام رسید و هوای زمین رو به گرم شدن نهاد. جنگلهای ایران خصوصاً جنگلهای شمال کشور در این مدت از هجوم یخچالها در امان ماندند و به توسعه خود ادامه دادند ولی اکثر جنگلهای کنونی اروپا پس از پس روی آخرین یخچالها بهوجود آمدند، بهعبارت دیگر جنگلهای کنونی کشورهای اروپائی شمال آمریکا و آسیایشمالی جنگلهائی &#۱۴۸;جوان&#۱۴۷; هستند و قدمت تکاملی آنها به ۱۹۰ هزار سال نمیرسد.
با توجه به طول تحول و تکامل جنگلهای دنیا جنبش قارهای. نوسانات اقلیمی در سطح کلان و عوامل دیگر، امروزه پنج نوع جنگل در دنیا قابل تفکیک است.
این جنگلها از قطب شمال به طرف استوا عبارتند از:
۱) جنگلهای سوزنیبرگ مناطق سرد نیمکره شمالی (جنگلهای بورهآل)
۲) جنگلهای پهنبرگ خزانکننده (سبز تابستانه) مناطق معتدله (جنگلهای راش و بلوط)
۳) جنگلهای همیشه سبز مناطق مدیترانهای (جنگلهای زربین و زیتون)
۴) جنگلهای پهن برگ مناطق نیمهاستوائی (همیشه سبز و سبز بارانی)
۵) جنگلهای پهنبرگ مناطق استوائی (همیشه سبز بارانی)
در کشور پهناور ما بهدلیل پستی و بلندی فراوان و اقلیم متنوع سه نوع از جنگلهای پنجگانه دنیا وجود دارد. جنگلهای سبز تابستانه راش و بلوط در شمال ایران، جنگلهای همیشه سبز مدیترانهای (جنگلهای زربین و زیتون) در شمال و جنوب غرب و همچنین جنگلهای پهنبرگ گرمسیری مختص مناطق نیمهاستوائی مثل جنگلهای کهور و کنار و جنگلهای ماندابی (مانگرو) در جنوب.
به طور کلی علل پدید آمدن جنگلهای پنجگانه دنیا عبارت است از:
شرایط کلی تحول و تکامل تاریخ از دوران سوم، پدیده قارهزائی در این دوران و همچنین شرایط کلی اقلیمی و خاکی حاکم بر نقاط مختلف کرهزمین که در این مورد نقش اساسی دارند. طبقهبندی سادهتر و گزیدهتر، طبقهبندی جنگلهای دنیا به سه نوع، جنگلهای سوزنی برگ، جنگلهای پهن برگ و جنگلهای آمیخته سوزنیبرگ و پهنبرگ است.
● پیدایش جنگلها
پیدایش جنگلها در تمام نقاط کره زمین یکسان نیست. اصولاً برای ایجاد جنگل در یک منطقه، شرایط زیستمحیطی خاصی مورد نیاز است.
این شرایط عبارتند از:
حرارت و رطوبت کافی، منظور از حرارت کافی، برای پیدایش جنگل در یک منطقه وجود حداقل ۲ ماه گرم در سال است که به مدت ۶۰ روز درجه حرارت روزانه بهطور متوسط از ۱۰ درجه بالاتر باشد، وجود رطوبت کافی، یعنی بارندگی به مقدار کافی نیز ضرورت دارد ه برای رشد جنگل خوب حداقل به ۶۰۰ میلیمتر بارندگی در سال نیاز دارد و از این مقدار حداقل نیمی از آن باید در دوره رشد گیاهی، یعنی دوره گرم سال (بهار و تابستان) ریزش کند. بهطور مثال مناطق شمالی کشور ما این شرایط را دارند و به همین دلیل ما از آستارا در غرب گیلان تا جنگل گلستان در شرق استان گلستان جنگلهای انبوه پهن برگ راش و بلوط داریم. حال چنانچه میزان بارندگی سالانه بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیمتر باشد جنگلهای بهاصطلاح کمپشت یا تنک ظاهر میشوند. (مثل اکثر جنگلهای منطقه زاگرس در غرب و جنوبغربی کشور).
جنگلهای کویری با گونههائی شبیه تاغ و گز قادر هستند حتی با بارندگی ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیمتر در سال ظاهر شوند. این جنگلها، دیگر قدرت تولید زیاد چوب را نداشته و بیشتر از نظر حفاظت خاک و جلوگیری از فرسایش اهمیت دارند.
در مناطق استوائی حرارت کافی در تمام طول سال وجود دارد و میزان بارندگی سالانه اکثراً بیش از ۲ هزار میلیمتر است و این امتیاز سبب پیدایش جنگلهای انبوه و غنی از گونههای مختلف درختی میشود.
به طور کلی در کره زمین دو نوار جنگلی مهم وجود دارد:
۱) نوار جنگلی استوائی که بیشترین تمرکز این جنگلها در آمریکایجنوبی (برزیل)، آفریقای غربی و مرکزی (کلنگو) و آسیای جنوبشرقی (اندونزی) است
۲) نوار جنگلی دیگر که جنگلهای سوزنی برگ مناطق سرد را در نیمکره شمالی دربرمیگیرد و شامل کشورهای کانادا، اسکاندیناوی و روسیه (سیبری) است. این جنگلها از نظر تولید چوبهای صنعتی و خمیر کاغذ و مقوا اهمیت دارند.
در مقابل، جنگلهای استوائی از نظر تنوع زیستی و ژنتیکی و گیاهان داروئی اهمیت درند و نقش این جنگلهای را اقلیم کرهزمین (بادهای پاسات) در حال افزایش است. امروزه حفاظت از تنوع زیستی در جنگلها، استفاده از اطلاعات ژنتیکی و خواص داروئی گیاهان جنگلی و حفظ تعادل زیستی بین گیاهان و جانوران وحشی جزء اهداف کلی کشورهای جهان است که بعد از کنفرانس ریودوژانیرو در سال ۱۹۹۲ کنوانسیونهای مختلف را امضاء کردهاند و میکوشند با مدیریت صحیح از جنگلهای دنیا چه از طریق حفاظت و چه از طریق بهرهبرداری به روشهای همگام با طبیعت شرایط لازم و کافی را برای توسعه پایدار در اکوسیستمهای طبیعی بهوجود آورند.
منبع:پیمان آصفی فر
مهندس مرجان رازقی
نشریه بین المللی فنی مهندسی ایران

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:36 PM
محیط زیست آن سامانه حفاظت طبیعت که فقط بر منافع شخصی تکیه کند به طرز ناامید کننده‌ای نامتوازن است.
این سامانه بسیاری از عناصر جامعه زیستمندان را که ارزش تجاری ندارد، اما تا آنجایی که می‌دانیم برای عملکرد سالم آن لازم است، نادیده می‌گیرد و در نهایت آنها را نابود می‌کند. (آلدولئوپولد)
بی‌تردید آلدولئوپولد(۱۸۸۷- ۱۹۴۸)، پدر علم نوین اکولوژی حیات‌وحش درک و دریافت درستی از وضعیت طبیعت و چرخه حیات داشته است، او حتی در جای دیگری به این نکته اشاره می‌کند که هر جزئی در این نظامِ به شدت منظم، جایگاه خاص خود را دارد و دیگر اجزا قادر نیستند نقش آن را ایفا کنند.
باور این چنین اندیشه‌ها و یافته‌هایی، بی‌گمان دشوار نیست اما جای تعجب است که نه تنها چنین نگره‌هایی را نمی‌پذیریم که نظراتی، مخالفِ اصول و مبانی اولیه علم اکولوژی نیز به گوش می‌رسد و تأسف آن‌جاست چنین اظهار نظرهایی گاه از زبان افرادی شنیده می‌شود که در رشته‌ محیط زیست، مدرک دانشگاهی دریافت کرده‌اند و با کارشناسان مدعی حفاظت محیط زیست و حیات‌وحش نیز تبادل نظر و مشورت می‌کنند.
گفته می‌شود، یکی از افرادی که دارای مدرک دانشگاهی محیط زیست است و سخنانش در سازمان محیط زیست به‌اصطلاح در رو دارد، طی بازدیدی از منطقه حفاظت شده بهرام‌گور در فارس اظهار کرده است که برای افزایش جمعیت گور ایرانی منطقه‌ای را حصارکشی کنند.
شنیده‌ها حاکی است وقتی او با مخالفت و این پرسش روبه‌رو شده که چنین عملی سبب اختلالات ژنتیکی جمعیت گورها می‌شود گفته است که برای آن هم راه حلی دارم، کافی است چند گور از مجموعه حفاظت شده توران گرفته و به داخل حصار در بهرام گور انتقال داد و برعکس تعدادی را از حصار به توران.
آیا این ابراز عقیده‌های شخصی منافی قوانین طبیعت است؟ و اگر هست چگونه می‌تواند نظم موجود در چرخه طبیعت را بر هم بزند؟
محدود کردن یک عرصه با حصار برای افزایش جمعیت گونه‌ای که در خطر شدید انقراض قرار دارد روشی است که برای گوزن زرد ایرانی تجربه شد و توانست موفقیت‌هایی نیز در ابتدای طرح به دست آورد.
اما لازم است این نکته را در نظر داشت که چنین عملی سبب می‌شود جانوران در حصار پس از مدتی به اختلال‌های ژنتیکی دچار شوند. جانوران به ویژه پستانداران بزرگ ومتوسط جثه برای بقا راهکار دیگری را به مورد اجرا می‌گذارند، در واقع این جانوران برای آن که بتوانند بقای نسل خود را تضمین کنند معمولا به مهاجرت‌‌های کوتاه و بلندی تن می‌دهند تا با جمعیتی جدید آمیزش کنند و بدین‌ترتیب از خطر کاهش ذخیره‌ ژنتیکی در امان بمانند.
متأسفانه امروزه نه تنها مناطق حفاظت شده روز به روز تحلیل می‌رود که کریدورهای مهاجرتی این جانوران نیز با انواع ساخت و سازها نظیر سد، جاده، احداث شهرک‌های صنعتی و مانند آنها از بین رفته است. در بسیاری از نقاط دنیا برای آن که طرح‌‌های بزرگ عمرانی یا صنعتی به مورد اجرا گذاشته شود علاوه بر آن که خود منطقه مورد مطالعه قرار می‌گیرد، کریدورهای مهاجرتی حیات‌وحش نیز بررسی می‌شود.
امروزه طرحی در اروپا در دست بررسی است تا کریدورها و مسیرهای مهاجرتی جانوران که زمانی بخش‌های مختلف اروپا را شامل می‌شد احیا شود. اما ما همچنان روش‌های ناکارآمدی توصیه می‌کنیم تا به موجب آن ضمن حل صورت مسئله، بیلان عملکرد نیز در ظاهر رشدی چشمگیر نشان دهد.
ضرورت حصار‌کشی و نگهداری آن با صرف هزینه‌های گزاف از بیت‌المال و سرمایه‌های ملی برای حفظ نسل گور ایرانی را چگونه می‌توان توجیه کرد در حالی که کارشناسان تراز اول صاحب نام بین‌المللی، که آوازه‌ای جهانی دارند، حفاظت صحیح در طبیعت را پیوسته تجویز کرده‌اند؛ هم ارزان‌تر است و هم پیامدهای منفی اختلالات ژنتیکی را به‌دنبال ندارد. از سوی دیگر وجود جانور در اسارت نشانه بهبود شرایط زیستی آن نیست.
به فرض چنان چه چندین قلاده ببر مازندران در قفس هم وجود داشته باشند نام این جانور باشکوه به‌عنوان گونه‌ای منقرض شده در فهرست‌های معتبر حیات‌وحش ثبت می‌شود. به این دلیل که حضور در طبیعت ملاک و معیار است نه وجود جانور در باغ‌وحش یا اسارت. بنابراین چنین اظهار نظری را می‌توان طرحی شکسته خورده دانست که فاقد توجیه‌های فنی و عملی لازم است.
به‌نظر می‌رسد اجرای نظر مورد اشاره و تبعات منفی آن، کمتر از جاده‌کشی در جنگل‌ ابر شاهرود یا احداث کارخانه پتروشیمی در تالاب صوفی‌کم گلستان، مرگ پرندگان دریاچه بختگان و راه‌اندازی سیرک در پارک پردیسان تهران نباشد چرا که بدین ترتیب نسل گور ایرانی این گونه خاص و بومی -که در خوش‌بینانه‌ترین حالت حدود ۶۰۰ راس از آنها باقی مانده است- به جای آن که آزادانه در طبیعت حفظ شود، در اسارت افزایش خواهد یافت و به چهارپایانی نیمه اهلی تبدیل می‌شوند.
تلخی چنین ماجرایی زمانی دو چندان می‌شود که یکی از دارندگان مدرک دانشگاهی محیط زیست چنین نظراتی ابراز و اجرای آنها را مصرانه پیگیری می‌کند. گرچه صدای طرفداران محیط زیست هیچ‌گاه به جایی نرسیده و تلاششان برای حفظ داشته‌های طبیعت این سرزمین عقیم مانده است اما عکس‌العمل آنان می‌تواند تلنگری باشد به مشاوران تغییر رویه داده و مجریان مدعی دانش‌آموختگی مکتب محیط زیست تا با آگاهی و درایت سخن گفته و اعلام نظر کنند.
منبع: سام خسروی‌فرد
روزنامه همشهری

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:37 PM
محیط زیست کنترل جمعیت گربه های شهری از طریق عقیم کردن آنها، راه حلی است که امروزه در تمام کشورهای پیشرفته دنیا به منظور کنترل حیوانات موذی در صورت افزایش بیش از حد تعدادشان ، مورد استفاده قرار می گیرد.
این طرح از چندی پیش به صورت جدی توسط شهرداری و انجمن حمایت از حیوانات برای تصویب و تامین اعتبار ، جهت اجرا در سطح شهر تهران و چند شهر دیگر به شورای شهر فرستاده شده است ، اما اجرای این برنامه به عنوان نخستین تجربه عقیم سازی پستانداران در ایران به صورت گسترده ، نظرات موافق و مخالفی را به همراه داشته است.
به این بهانه در این گزارش علاوه بر بررسی عضو کوچک خانواده گربه سانان و نقش آن در اکوسیستم شهری ، به بیان واقعیت ها و ویژگی های این طرح می پردازیم.
از زمان شکل گیری جوامع اولیه بشری تاکنون ، انسان ها همواره از منابع زمین برای حمایت و ادامه زندگیشان استفاده کرده و در کنار آن باعث تولید ضایعاتی نیز شده اند و با این که دفع این ضایعات به دلیل کافی نبودن مساحت زمینی که برای تحلیل بردن آنها در جوامع کوچک اولیه وجود داشت در ابتدا مشکلی ایجاد نمی کرد ولی بتدریج این مساله با بزرگ شدن دهکده ها و قبیله ها و جایگزینی شهرها به جای آنها، باعث بروز مشکلاتی در کنار افزایش سطح رفاه زندگی انسان ها شد. مشکلات ناشی از اثرات توسعه تدریجی شهرها همراه با افزایش تولید زباله های بیشتر نه تنها موجب شیوع برخی از بیماری ها می شد، بلکه باعث مهاجرت تعدادی از حیوانات به خارج شهرها و در مقابل مهاجرت برخی دیگر از حیوانات از جنگل ها، بیابان ها و مناطق اطراف شهرها به داخل آنان شد.
گربه های شهری از جمله این حیوانات هستند که به منظور تهیه غذای آسان تر به شهرها و مناطق اطراف آن پناه آورده اند.
● گربه ، اهلی ترین حیوان وحشی
گربه سانان بخش کوچکی از سلسله جانوران به نام پستانداران و خانواده ای از حیوانات گوشتخوار هستند. شیر، ببر و پلنگ نیز در این خانواده قرار دارند. نخستین گربه سانان در دوره ائوسن یعنی حدود ۴۰ میلیون سال پیش پدید آمدند. آشناترین عضو خانواده گربه سانان ، گربه اهلی است. گربه های اولیه حدود بیش از ۱۰ میلیون سال پیش تکامل یافتند. آنها توانستند با گذشت زمان و طی فرآیند تکامل ، خود را با شرایط آب و هوایی وفق داده و توانایی شکار کردن را همزمان با اکثر گوشتخواران به دست بیاورند. این گونه در نهایت با انقراض اجداد و تکامل سایر گونه های باستانی به صورت گربه های امروزی درآمد.
گربه هایی که در حال حاضر چه به صورت مستقیم در خانه ها و چه به صورت غیرمستقیم در خیابان ها و کوچه ها در جوار انسان ها زندگی می کنند، گربه های اهلی شده ای هستند که به علت نیاز و استقبال انسان ها از یک سو و دلیل و گرایش شخصی خودشان از سویی دیگر، زندگی در کنار انسان ها را برگزیده اند. مدارک باقی مانده از عصر باستان حدود ۲ هزار سال پیش از میلاد مسیح و پیدایش دندان های گربه هایی متعلق به ۹ هزار سال قبل از میلاد در منطقه جریکو واقع در فلسطین اشغالی ، نشان دهنده تاریخ اهلی شدن گربه ها و همزیستی آنها با انسان است ، اما شیفتگی و دلبستگی مصریان به گربه ها زیادتر بوده است و آنها جایگاه ویژه ای نزد مصریان باستان داشته اند.
گربه ها علاوه بر همزیستی با انسان ، در شکار جانوران موذی مانند موش ها که ضمن تخریب در مزارع و سیلوها، باعث انتقال بیماری هایی مانند طاعون می شدند، نقش مفیدی را ایفا می کردند.این علاقه و وابستگی تا آنجا پیش رفت که مصریان این جانور را به عنوان یکی از الهه های خود یعنی الهه حاصلخیزی و باروری ، مورد ستایش قرار می دادند. اهمیت و مقام گربه در مصر به اندازه ای بود که یکی از شهرهای آنان را تسلیم کمبوجیه ، پادشاه ایران کرد. به این ترتیب که پس از محاصره این شهر به وسیله کمبوجیه ، به دستور وی تعدادی از گربه های شهر را بر سر دیواری خارج شهر بردند و شروع به آزار و شکنجه آنان کردند به گونه ای که صدای ناله آنها چنان در مردم شهر موثر افتاد که برای جلوگیری از آزار این حیوان ، شهر را تسلیم سپاه ایران کردند. بر عکس مصریان ، اصحاب کلیسا در قرون وسطی ، گربه ها را به دلیل درخشش چشمهایشان در تاریکی و رنگ سیاهشان ، شریک شیطان و دستیار جادوگران می دانستند و حتی در بلژیک و بسیاری از کشورهای اروپایی در دهه ۱۶۷۰ برای رفع مصیبت و بلا این حیوان را از بالای برج ها و تپه ها به زمین می انداختند و شوالیه ها با شمشیر آنها را قطعه قطعه می کردند!
گربه ها در همجواری انسان علاوه بر کاهش صفت درنده خویی و افزایش ملایمت ، تغییرات فیزیولوژیکی نیز پیدا کردند. به طور مثال به دلیل نداشتن نیاز به استتار طولانی در محیط زیست جدیدشان ، جهش هایی در رنگ و طرح پوشش و نوع نقش و نگار بدنشان به وجود آمد که باعث شد آنها دیگر نتوانند در حیات وحش زنده بمانند که این موضوع جایگاه آنها را در جوار انسان ها تثبیت ساخت.
سیستم گوارشی آنها براساس رژیم غذایی مختلف تغییر یافت به طوری که امروزه روده گربه های اهلی طولانی تر از روده گربه های وحشی است. مغز سر نیز به میزان ۳۰ درصد کوچکتر شده چرا که چنین گربه هایی وابستگی زیادی به حواس خود برای ادامه زندگی ندارند. گربه های اهلی شده امروزی تا حدود زیادی مشابه اجداد وحشی خود باقی مانده اند به طوری که آنان می توانند با کمی تمرین و مقداری شانس مانند گربه های وحشی بشوند.
● کنترل جمعیت گربه ها
روش عقیم سازی گربه ها یا روش (TNR) در مقایسه با روش های کنترل غذا دهی و تنظیم هورمونی ، یکی از بهترین و موثرترین روش های شناخته شده و به کار رفته درباره تثبیت و کاهش جمعیت گربه های ولگرد است که شامل برنامه های استقرار تله و گرفتن گربه ها، عقیم سازی هر دو جنس نر و ماده وسپس رهاسازی آنهاست.
این برنامه تاکنون درکشورهای مختلفی از جمله انگلستان ، دانمارک ، استرالیا و ایالات متحده با موفقیت انجام شده است ؛ به طور مثال با اجرای برنامه در TNR روی بیش از ۳۱۰۰ گربه شهری در ساندیه گو، جمعیت گربه ها تا حدود ۳۵ درصد کاهش یافته است.
در این روش ، هر دو جنس نر و ماده از طریق عمل جراحی عقیم می شوند. در این عمل که بهترین زمان آن در ۶ ماهگی گربه هاست ، دامپزشک اعضای مشخصی از دستگاه تولید مثل را که در ماده شامل تخمدان ها و رحم و در نرها شامل بیضه است ، خارج می کند.
عقیم سازی نه تنها می تواند در کاهش رشد جمعیت گربه های شهری موثر باشد، بلکه می تواند روی خود گربه ها نیز اثرات مثبتی داشته باشد. عقیم سازی ماده ها می تواند از طریق کاهش مرگ و میرهای ناشی از زایمان های مکرر، باعث افزایش طول عمر آنها شود و در نرها کاهش جنگ و جدال هایی را در پی دارد که برای جفت یابی و تعیین قلمرو صورت می گیرد که این مساله می تواند تا حدودی باعث کاهش انتقال بیماری و مرگ و میرهای ناشی از آن و عفونی شدن جراحات شود. پس از اتمام عمل جراحی ، گربه های نر رهاسازی می شوند، اما ماده ها به دلیل خروج رحم از بدنشان چند روزی تحت مراقبت قرار گرفته و سپس آزاد می شوند.
از طرفی ، طرح عقیم سازی گربه ها تنها با هدف جلوگیری از انتقال بیماری های عفونی و انگلی از گربه به انسان با توجه به هزینه بالای این روش چندان مقرون به صرفه نیست ؛ چراکه این بیماری ها در بیشتر موارد بر اثر تماس مستقیم دست با گربه های آلوده و سپس انتقال آن به دهان و از طریق سیستم گوارشی برای انسان تولید مشکل می کند که در صورت رعایت اصول بهداشتی مانند تماس نداشتن افراد حساس مانند زنان باردار و کودکان با گربه ها، استفاده از دستکش هنگام کار در مکان های رفت و آمد گربه های ولگرد و... می تواند تا حد بسیاری این مشکلات را کنترل کند.
از این رو، با وجود موفقیت بالای این روش ، هنوز تضمین کامل و صددرصد استفاده آن در همه مناطق وجود ندارد و لازمه آن انجام مطالعه بیشتر در هر منطقه و در نظر گرفتن شرایط اختصاصی آن منطقه به همراه کلونی های فرال و به کارگیری روش های دیگر به صورت توام است.
با توجه به موارد گفته شده درباره کنترل جمعیت گربه ها و عقیم کردن آنها، از آنجا که تمام این روش ها نسبی بوده و با وجود صرف مخارج نسبتا بالا، نتیجه آن در مدت زمان کوتاهی حاصل نمی شود، ضرورت دارد متولیان و مسوولان نسبت به ساده ترین و کم هزینه ترین و در عین حال موثرترین روش کنترل جمعیت جانوران موذی و همچنین گربه ها، یعنی کنترل میزان تولید زباله و آلودگی محیط زیست ؛ توجه بیشتری داشته باشند. نظافت و پاکیزگی شهرها علاوه بر ایجاد زیبایی محیط شهری می تواند تا حدود زیادی باعث کنترل جمعیت جوندگانی مانند موش ها که عمدتا در اطراف زباله ها زندگی می کنند نیز بشود. در این مورد آموزش همگانی از طریق رسانه های گروهی و مطبوعات ، گذاشتن سطل های متعدد در شهرها بخصوص اطراف اماکن تغذیه ای ، ترغیب شهروندان برای تولید زباله کمتر، جلوگیری از تخریب زیستگاه ها که عاملی برای مهاجرت گربه های وحشی و دیگر حیوانات به شهرها می شود، می تواند در این زمینه موثر باشد.
منبع:nul

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:37 PM
محیط زیست چکیده:
بمنظور پاسخگويي به نياز جامعه در راستاي تامين آب آشاميدني عاري از تركيبات مضر جانبي و با طعم غير شيميايي، شركت آب و فاضلاب شهر زوريخ- سويس، در سال 1993 مبادرت به بهره برداري سيستم آبرساني در مقياس كامل براي توزيع آب آشاميدني عاري از هر نوع مواد شيميايي نمود. بدين ترتيب مواد شيميايي كه در محل خروج آب از تصفيه خانه ها بمنظور جلوگيري از آلودگي مجدد آب در لوله هاي شبكه آبرساني، به آب تصفيه شده اضافه ميگردد، كاملا حذف شد. پياده سازي اين سيستم عاري از مواد شيميايي ضدعفوني كننده سالها بطول انجاميد. در طول اين مدت مقدار مواد شيميايي بصورت گام به گام تقليل يافت. اين فرايند نشان داد كه چه در مدت آزمايش و چه در زماني كه بهره برداري از سيستم توزيع عاري از مواد ضدعفوني كننده رسما آغاز شد هيچ مشكلي در شبكه توزيع بوجود نيامد. مقدار متوسط شمارش ميكروبي در محل خروجي تصفيه خانه ها بميزان كمي يعني از صفر تا 3 واحد در ميليمتر به صفر تا 6 واحد در ميليگرم و در نقاط نمونه برداري داخل شبكه از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليمتر افزايش يافت. افزايش هاي موضعي شمارش ميكروبي بميزان 100 تا 300 واحد در ميليمتر كه در بعضي موارد قبل از پياده سازي پروژه نيز مشاهده مي شد، بلافاصله پس از شستشو با آب با سرعتي معادل 5/0 متر در ثانيه، برطرف ميگرديد.
موقفيت اين پروژه نشان داد كه آب آشاميدني كه حتي از آبهاي سطحي تامين ميشود، لزوما به اضافه نمودن مواد ضدعفوني كننده احتياج ندارد.
1- مقدمه
رساندن آب آشاميدني فاقد ميكروبهاي بيماري زا به مصرف كننده وظيفه اصلي كليه سازمانهاي آب است. بهمين دليل است كه عمدتا بمنظور حفاظت آب، قبل از ورود آب به شبكه توزيع مقدار كمي ماده ضدعفوني- اغلب كلر، اسيد هيپوكلريك يا دي اكسيد كلر- به آب آشاميدني اضافه ميشود. اين ”حفاظت شبكه” از رشد دوباره باكتريها در لوله هاي توزيع آب جلوگيري نموده و بهداشت آب آشاميدني در محل مصرف را تضمين مي كند.
در سالهاي اخير سازمانهاي آب با مخالفت افكار عمومي با استفاده از مقادير بالاي مواد ضدعفوني كننده در آب مواجه شده اند. بدين منظور مقدار غلظت مواد جانبي گندزدايي (DBP) كه از تركيب ماده ضدعفوني با ناخالصي هاي آب توليد ميشود، با تعيين حداكثر مجاز (MCL) محدود شده است. از جمله اين مواد مضر ميتوان تري هالومتان (THM) كه در روش كلرزني از تركيب كلر با مواد آلي طبيعي ايجاد ميشود و همچنين كلريت و كلرات كه از دي اكسيد كلر توليد ميشوند را نام برد.
اگر چه WHO كيفيت باكتريولوژيكي آب را در اولويت نخستين قرار مي دهد- و بهمين دليل مقدار مجاز توصيه شده كلروفرم را بصورت مستمر از mg/l 30 در سال 1984 تا به mg/l 200 در سال 1993 ]1 [بالا برده است- بر اساس اين واقعيت كه مقدار مصرف مواد بيماريزاي جانبي گندزدايي كه بصورت هاي مختلف وارد بدن ميشود، با توسعه زندگي ماشيني به حد خطرناكي افزايش يافته و موجب بروز امراض مختلف ميگردد، در ممالك اروپايي امروزه با وضع قوانين جديد، حد مجاز اين مواد در آب لوله كشي بصورت مستمر كاهش داده ميشود.
در اين راستا و بمنظور حفظ سلامت انسان و محيط زيست، كاهش حفاظت شبكه با هدف متوقف كردن كامل آن ضروري بنظر مي رسد. از آنجائيكه اين هدف بايد همزمان با حفظ كيفيت بهداشتي آب اعمال شود، بايستي كيفيت شيميايي آب، فرايند تصفيه و همچنين شبكه توزيع و سيستم كنترل كيفي بازنگري شوند. در ذيل بعنوان نمونه اصلاحات و اقداماتي كه در شبكه آبرساني شهر زوريخ در اين زمينه انجام گرفته است، تشريح ميشود.
2- دلايل رشد دوباره ميكروارگانيزم ها در شبكه هاي توزيع
براي اينكه آب آشاميدني را بتوان بدون افزودن مواد ضدعفوني كننده ذخيره و يا در شبكه توزيع كرد، بايد استانداردهاي كيفيت ميكروبيولوژيكي قانوني را به خوبي رعايت نمود. با وجود اين، اين عمل بخودي خود ضمانت نمي كند كه آب در محل مصرف نيز هنوز كاملا پاكيزه باشد. دلايل مختلفي براي رشد دوباره باكتري ها در شبكه توزيع وجود دارد :
باكتري ها ممكن است در محل هايي كه شبكه صدمه ديده و يا نشتي دارد مخصوصا وقتي فشار منفي پيش مي آيد، در آن نفوذ كنند. علاوه بر اين، لوله هاي كم جريان و با آب راكد، براي رشد دوباره باكتري ها مستعد هستند.
يك دليل عمده ديگر براي رشد مجدد ميكروبيولوژيكي، وجود مقدار زياد مواد خوراكي قابل جذب براي باكتري هاي باقيمانده در آب است. كربن آلي قابل جذب (AOC) بطور كلي يك قسمت كوچك از كربن آلي حل شده (DOC) در آب را تشكيل ميدهد. به گفته فان در كوي و همكاران ]2[، AOC بايد در حد پايين تر از مقدار mg 10 استات كربن معادل در يك ليتر آب تصفيه شده نگه داشته شود.
جنس نامناسب لوله ها، مخصوصا پلاستيك يا پوششهاي آلي، ميتوانند با عناصر قابل تجزيه خود، آب را آلوده كرده و باعث رشد دوباره باكتري ها شوند ]3[. اين موضوع بايستي كه هنگام انتخاب مواد براي لوله هاي جديد و يا ترميم قسمتي از شبكه مورد توجه و بررسي قرار بگيرد.
3- شرايط لازم براي كار شبكه توزيع فاقد مواد ضدعفوني كننده
1 . 3- سيستم خطوط لوله
قبل از متوقف كردن حفاظت شبكه، لازم است كه شبكه توزيع دقيقا كنترل گرديده و در صورت ضرورت قسمت هاي آسيب ديده تعمير شوند. شاخص معتبر براي تخمين وضع سيستم شبكه توزيع، نرخ نشتي آب است كه بوسيله مقدار آب بحساب نيامده و تعداد شكستگي هاي خط لوله تعيين ميشود. بعلاوه فشار آب به ميزان چند بار (bar) بالاتر از فشار آب معمولي، كمك ميكند كه از ورود آلودگي باكتريايي از خارج جلوگيري شود. شبكه آبرساني زوريخ با فشار 4 تا 11 بار و با حدود 8% آب بحساب نيامده شرايط لازم براي كار شبكه بدون مواد ضدعفوني كننده را كاملا برآورده ميكند.
مسئله ديگر اين است كه در قسمتهايي از شبكه كه جريان آب در لوله ها ضعيف است، بايد آبهاي راكد و كم حركت جابجا شوند. اين عمل بطور منظم بوسيله شستشوي اين مقاطع با آب پرفشار انجام مي گيرد. بدين منظور خاص لوله هاي آب آتش نشاني زوريخ دوبار در سال باز و شستشو ميشوند. همچنين بايد اضافه نمود كه پس از تجديد يا تعمير لوله ها، گندزدايي با آب ژاول يا ماده ضدعفوني ديگر كاملا ضروري است.
اگر به تنوع فوق العاده لوله هاي پلاستيكي و پوششهايي كه امروزه ارائه ميشوند، توجه شود، مشاهده ميشود كه انتخاب لوله مناسب كه مواد قابل تجزيه از خود آزاد نميكند، تا حدي دشوار است. براي انتخاب صحيح لوله ها ميتوان ازتجربياتي كه در طول سالها بدست آمده است و همچنين از قوانين و استانداردهايي كه در دسترس هستند مانند دستورالعمل هاي KTW و DVGW-Merkblatt W270 آلمان ]4[ استفاده نمود.
2 . 3- پالايش آب
آبهاي زيرزميني و چشمه ها معمولا حاوي مقدار كمي مواد آلي قابل جذب (AOC) هستند و از اين نظر موجب رشد باكتريايي نمي شوند. از آنجائيكه اين نوع آبها معمولا از لحاظ ميكروبيولوژيكي نيز وضعيت مطلوبي دارند، در توزيع آبهاي زيرزميني معمولا به حفاظت شبكه نياز نيست. حتي اگر بطور استثنا آلودگي ميكروبيولوژيكي پيش بيايد، بطور مثال پس از باران هاي شديد، نيازي به استفاده ازاكسيد كننده هاي شيميايي نمي باشد. در اين مورد به خوبي ميتوان بوسيله پرتو فرا بنفش (UV) گندزدايي نمود.
آبهاي سطحي به هرحال هميشه نياز به پالايش، شامل گندزدايي بي خطر و كاهش كربن آلي قابل جذب (AOC) وجود دارد. موضوع قابل توجه اين كه بعد ازكلرزني و يا ازن زني مقدار AOC كه در اثر عمل اكسيداسيون توسط كلر و يا ازن بطور مثال از تجزيه اسيدهاي هوميك توليد ميشود، زياد شده و در نتيجه احتمال رشد مجدد باكتريها را نيز بالا ميبرد. شركت آبرساني زوريخ از اين موضوع وقتي آگاه شد كه در سال 1968 مرحله كلريناسيون در انتهاي فرايند تصفيه حذف و ازن زني جايگزين آن شد ]5[ .هدف اين تجربه جلوگيري از ايجاد كلروفنولها پس از آلودگي احتمالي درياچه زوريخ بوسيله فنول بود. نتيجه اين آزمايش افزايش سريع شمارش ميكروبي در شبكه توزيع بود كه منجر به قطع پيش از موعد آزمايش پس از هفت هفته شد. از اين آزمايش نتيجه گرفته شد كه پس از ازن زني يا كلريناسيون مواد اكسيد شده قابل تجزيه توسط ميكروارگانيزم ها بايستي بوسيله يك فيلتر فعال بيولوژيكي تصفيه شوند. براي اين منظور فيلترهاي كربن فعال و صافي هاي شني آهسته مناسب هستند.
در دو تصفيه خانه شهر زوريخ، از سيستم مركب ازن زني - كربن فعال - فيلتر شني آهسته استفاده ميشود(شكل1). بدين ترتيب مقدار AOC پس از تصفيه كاملا زير مقدار مجاز باقي مي ماند. در نتيجه، آب آشاميدني با AOC كمتر از mg/l 10 ]6[ و DOC به مقدار mg/l 0/1 ~ 8/0 و شمارش ميكروبي زير cfu/l 10 بدست مي آيد. از آنجائيكه كيفيت آب زيرزميني كه به همين شكبه تزريق ميشود حتي از اين نيز بهتر است، شركت آب شهر زوريخ توانست كه حفاظت شبكه بوسيله تزريق كلر را براي يك دوره آزمايش متوقف سازد.
3- فرايند متوقف سازي حفاظت شبكه

در فرايند بهينه سازي، يعني حذف كامل مواد ضدعفوني كننده از شبكه آبرساني، بهتر است كه مقدار تزريق كلر بصورت گام بگام و در طول يك دوره معين كاهش داده شود. در اين مدت بايستي وضعيت باكتريايي آب بطور مستمر كنترل گردد. بخصوص توجه خاص بايستي به نواحي با جريان ضعيف آب و همچنين لوله هاي پلاستيكي و يا لوله هاي با پوشش داخلي از پلاستيك معطوف شود.
سازمان آب شهر زوريخ اين خط مشي را از سال 1968 دنبال نمود (شكل2). در اولين قدم، مقدار mg/l 55/0 كلر كه از سال 1953 تزريق مي شد، در سال 1971 به مقدار بسيار كمترmg/l 13/0 دي اكسيد كلر تغيير يافت. عامل اين تغيير، سانحه فنول در درياچه زوريخ در سال 1967 ]7[ و همچنين كشف تري هالومتانها (THM) به عنوان محصول جانبي روش كلر زني بود.
در سالهاي 1975 و 1978، دو تصفيه خانه Lengg و Moos با فرايند تصفيه هشت مرحله اي تجهيز شدند و در نتيجه امكان كاهش بيشتر مقدار دي اكسيد كلر فراهم گرديد. با كاهش نهايي دي اكسيد كلر به ميزان mg/l 03/0 تا 05/0 ، مقدار باقيمانده دي اكسيد كلر در محل خروجي تصفيه خانه ها به مقدار mg/l 02/0 رسيد و هنوز داراي تاثير ضدعفوني بود. اين مطلب با پوتنسيال ردكس كه هرگز به زير مقدار mV 700 نرفت، قابل اثبات بود. در اين مرحله، در شبكه پس از مخازن ذخيره، كلر باقيمانده يافت نمي شد. از اين تاريخ، برداشتن گامهاي نهايي براي حذف كامل حفاظت شبكه اي فقط نياز به زمان داشت. از آغاز سال 1993 تا كنون سيستم توزيع آب بدون هيچگونه حفاظت شبكه اجرا ميگردد.
با وجود اين، براي واكنش سريع در مقابل آلودگي احتمالي در خروجي تصفيه خانه ها، در مخازن و يا شبكه، تجهيزات كلرزني باري عملكرد فوري و تزريق دي اكسيد كلر همواره آماده نگهداري ميشود. همچنين براي ضدعفوني هاي موضعي، يك دستگاه سيار براي شستشوي لوله ها با آب ژاول در دسترس ميباشد.
4- تجربيات حاصله
در طول سه ماه اول پس از قطع كامل تزريق مواد ضدعفوني به شبكه، هيچ مشكلي در شبكه پيش نيامد. در اين دوره، مقدار ميانگين شمارش ميكروبي (12 تا 28 نمونه برداري در هفته ) در آب تصفيه شده در محل خروج تصفيه خانه از صفر تا 3 واحد به صفر تا 6 واحد در ميليگرم افزايش نشان داد. در شبكه توزيع يك افزايش جزيي ميانگين شماره ميكروبي(66 نمونه برداري در هفته) از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليگرم مشاهده گرديد. اين نتايج، تجربيات آمستردام را تاييد مي نمود ]8[. افزايش موضعي شمارش ميكروبي تا حد cfu/ml 300-100 كه قبل از حذف كلر نيز مشاهد ميگرديد، با بالا بردن سرعت جريان آب به حد m/sec 5/0 در لوله هاي موردنظر، برطرف گردد.
در اين زمان يكي از تصفيه خانه ها بعلت نقص فني براي مدت يك هفته تعطيل گرديد. پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه و وصل به شبكه، شمارش ميكروبي در آب تصفيه شده تا cfu/ml 1000 بالا رفت. بدين دليل تزريق موقت مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر در اين تصفيه خانه غير قابل اجتناب بود. پس از اين اقدام، شمارش ميكروبي در شبكه بلافاصله به زير cfu/ml 10 سقوط كرد. همچنين شمارش ميكروبي پس از فيلتر شني آهسته اين تصفيه خانه در مدت دو ماه به كمتر از cfu/ml 20 رسيد و در نتيجه پس از اين مدت ادامه عمليات بدون كلرزني مجددا امكان پذير شد. دليل اصلي افزايش شمارش ميكروبي پس از توقف يك هفته اي، رشد تشديد شده باكتريها در آب راكد داخل فيلترهاي شني آهسته فاقد مواد ضدعفوني، و جاري شدن باكتريها به داخل شبكه پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه بود.
پس از اين دوره، به دليل عملياتي تصفيه خانه، تا ماه مارس 1994 همچنان به مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر به آب اضافه گرديد. از اين تاريخ كه مجددا تزريق كلر كاملا قطع گرديد تا به امروز، ميانگين شمارش ميكروبي آب آشاميدني در حدود شمارش شده در سه ماه اول سال 1993 باقي مانده است.
اين تجربه نشان داد كه تغيير سيستم از فرايند داراي حفاظت شبكه به سيستم فاقد كلرزني ايمني به رعايت ملاحظات بهداشتي نياز دارد. پرسنل بايد بياموزند كه در رابطه با استفاده از دستگاهها و تاسيسات مرتبط با آب احتياط لازم را بعمل آورند تا باعث آلودگي آب نشوند. البته اين مساله با آموزش صحيح قابل حل مي باشد.
5- جمع بندي
هدف بهينه سازي سيستم آبرساني يعني توزيع آب آشاميدني بدون افزودن مواد شيميايي براي حفظ شبكه، ميتواند براي آبهاي سطحي نيز پياده شود. بدين منظور، يك فرايند تصفيه مؤثر كه كربن آلي قابل جذب (AOC) را زير mg/l 10 و شمارش ميكروبي را زير cfu/ml 10 نگاه دارد، غير قابل اجتناب است. علاوه بر اين شبكه توزيع بايد سالم بوده و بخوبي نگهداري شود. براي پياده سازي سيستم توزيع آب فاقد مواد ضدعفوني، تقليل گام بگام مقدار مواد ضدعفوني كننده همزمان با يك كنترل دقيق پارامترهاي بهداشتي شبكه كاملا ضروري است.
منبع:نويسندگان : هانس پتر كلاين و ريچارد فرستر
Zuerich Water Supply, Hardhof 9, PO Box, CH-8023 Zuerich, Switzerland
ترجمه : بهرام مظفر زنگنه مدير عامل شركت پيلاب
شرکت پیلاب 88784638 - 88784639 فن آوري هاي زيست محيطي در صنعت آب - فاضلاب و استخر
[1] WHO Guidelines for drinking water qulity, Vol. 1, World Health Organization, Geneva 1993
[2] Kooij, D., v.d., and Hijnen W., Assimible organic carbon as an indicator of bacterial regrowth, AWWA Journal 84 (1992), p. 7-65
[3] Schoene, D., Influence of materials on the microbiological colonization of drinking water, Aqua 38(1989) , p. 101-113
[4] Anonymous, Vermehrung der Mikroorganismen auf Materialien fuer Trinkwasserbereich; Pruefung und Bewertung, Technische Regeln, DVGW-Arbeitsblatt W 270 (1984)
[5] Jaeggi, N.E., Wiederverkeimung von Trinkwasser durch oligotrophe Wasserbakterien waehrend und nach der Aufbereitung, Ph. D. Thesis, ETH Zuerich, 1986
[6] Naegeli, F., Auswirkungen des Plhenolunfalls vom 20. September 1967 auf das Wasserwerk der Stadt Zuerich, GWA 49 (1969), p.46
[8] Schellart, J.A., Amsterdam drinking water quality before and after stopping safety chlorination, IWES : Summer Conference 1987

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:38 PM
محیط زیست دستگاههاي تصفيه آب خانگي براي حذف يا كاهـش مواد زائد آب آشاميدني بكار ميروند. اين پارامترها عمدتا عبارتند از :
الف ) سختي آب
ب ) كلر و تركيبات بيماريزاي كلر
ج ) فلزات سنگين
د ) آلودگي هاي ميكربي
در زير به بررسي اين پارامترها و روشهاي تصفيه آن ها مي پردازيم :
1- مواد زائد آب
الف) سختي آب
املاح موجود در آب موجب بالا رفتن سختي آب مي شوند
تماس آب با تركيبات آهكي موجود در زمين باعث ورود عوامل سختي در آب ها شده و معمولا آب هاي زيرزميني از سختي زيادتري نسبت به آب هاي سطحي برخوردارند.
سختي آب، عملا شاخص ميزان فعل و انفعال آب با صابون است و براي شستشو با آب هاي سخت تر به صابون زيادتري نياز است. سختي آب به مجموعه املاح كلسيم و منيزيم موجود در آب بر حسب ميلي گرم در ليتر كربنات كلسيم اطلاق ميشود.
طبقه بندي آب ها از نظر سختي بشرح زير ميباشد :
آب هاي سبك 60-0 ميلي گرم در ليتر
آب هاي با سختي متوسط 120-60 ميلي گرم در ليتر
آب هاي سخت 180-120 ميلي گرم در ليتر
آب هاي خيلي سخت بيشتر از 180 ميلي گرم در ليتر
آب هاي سخت در درجه حرارت بالا در جداره كتري و ديگ هاي بخار رسوبات كربنات كلسيم ايجاد ميكند. مطالعات اخير نشان داده كه مصرف آب هاي سخت تر بعلت وجود منيزيم و كلسيم مرگ هاي ناگهاني ناشي از امراض قلبي و عروقي را به شدت كاهش ميدهد.
در حال حاضر هيچگونه رابطه اي ميان پيدايش سنگ كليه و سختي آب گزارش نشده است. علاوه بر اين وجود كلسيم و منيزيم در آبهاي آشاميدني سخت مانع جذب فلزات سنگين نظير سرب، كادميوم، روي و مس و رسوب آنها در استخوانها مي شود.
در عين حال در نقاطي از روسيه كه از آب هاي نسبتا سخت استفاده مي كنند به مواردي از پيدايش سنگ در مجاري ادرار برخورده اند. اين موضوع تقريبا در آب هاي با سختي 500 ميلي گرم در ليتر كربنات كلسيم به اثبات رسيده است.
از سوي ديگر در نقاطي كه از آب هاي نرم تر استفاده مي شود، به فشار خون، وجود چربي و كلسترول در خون برخورده اند كه هر دوي اين عوامل ميتواند در مرگ هاي ناگهاني بسيار مؤثر باشد. به طور كلي ميتوان گفت كه در نقاطي كه آب سخت مصرف مي شود امراض قلبي كمتر از نقاطي است كه ساكنين آنها آب هاي سبك تر مصرف مي كنند. به علاوه بروز سكته هاي قلبي در نقاط با آب هاي سخت تر به مراتب كم تر از نقاط با آب هاي سبك تر است .
ب) كلـر
براي ميكرب زدايي، در تصفيه خانه هاي شهري كلر به آب افزوده ميشود
كلر و تركيبات آن براي ضدعفوني آب آشاميدني در تصفيه خانه ها به آب اضافه ميگردد. در سالهاي اخير تحقيقات بعمل آمده نشان داده اند كه مواد آلي موجود در آب با كلر تركيب شده و ايجاد تري هالومتان ها، كلرات و ساير تركيبات جانبي مضر و سمي مي نمايند كه باعث بروز انواع بيماريهاي صعب العلاج در انسان ميگردند.
ج) فلزات سنگين
فلزات سنگين از طريق نفوذ پساب صنعتي در آب آشاميدني به انسان منتقل ميشوند
فلزات سنگين با توجه به توسعه شهرنشيني و صنايع كه منجر به افزايش ميزان فاضلاب و پساب توليد گرديده است، عمدتا از طريق دفع نادرست و غيربهداشتي فاضلاب شهري و پساب صنعتي وارد محيط زيست مي گردد. مرگ و ميرهاي آبزيان در اثر تخليه پساب هاي محتوي فلزات سنگين در دنيا و ايران بي سابقه نيست. سبزيجات اطراف تهران نيز كه با فاضلاب آبياري ميشود از اين آلودگي ها بي بهره نميباشد. فلزات سنگين شامل سرب، جيوه، روي، نيكل، كرم، كادميوم و غيره ميباشد. وجود فلزات سنگين در غلظت بيش از استاندارد در آب شرب باعث عوارض مختلف نظير مسموميت، حساسيت شديد، ضايعات كروموزومي، عقب افتادگي ذهني، فراموشي، پاركينسن، سنگ كليه، نرمي استخوان و انواع سرطان منجمله سرطان پروستات ميگردد. يكي از كارشناسان محيط زيست، آلودگي محيط مخصوصا آب با فلزات سنگين را بعنوان بزرگترين گناهي كه بشر در طبيعت انجام ميدهد ارزيابي نموده است..
د) ميكرواورگانيزم هاي بيماري زا 2
ميكربها از طريق نفوذ فاضلاب انساني در آب آشاميدني به انسان منتقل مي شوند
امراض مختلفي بوسيله آب به انسان منتقل مي شوند. از جمله اين امراض مي توان وبا، حصبه، اسهال ميكربي و خوني، هپاتيت، سل، ديفتري، انگلهاي خوني و كبدي را نام برد. عوامل بروز اين بيماريها كه شامل تك ياخته ها، ويروس ها، باكتري ها، كرم ها و انگلها مي باشند، از طريق نفوذ فاضلاب در آب آشاميدني به انسان منتقل مي شود. بيماري هاي ناشي از آب آلوده سالانه نزديك به يك ميليارد انسان را در روي كره زمين مبتلا مي كند و باعث مرگ حدود 10 ميليون نفر مي شود.
2- منشاء آب
آب لـوله كشي
آب تهران كه از سدهاي كرج، لار و لتيان تامين مي گردد داراي كيفيت بالائي بوده و از اين نظر معروفيت جهاني دارد. در سالهاي اخير بعلت كافي نبودن آب اين سدها، براي تامين آب مورد نياز تهران چاههاي عميق در سطح و حومه شهر حفر گرديده و آب آن به شبكه شهري اضافه گرديده است. آب اين چاهها سختي آب تهران را بالا برده است و در صورتيكه قبل از ورود به شبكه تصفيه و گندزدايي نگردد مي تواند از طريق نشت پساب منشاء آلودگي هاي انگلي و ميكروبي و فلزات سنگين شود. از طرف ديگر بالا بودن مقدار كلر تزريقي در تصفيه خانه ها براي مقابله با اين آلودگي ها موجب ايجاد آلودگي شيميايي آب مي گردد كه علاوه بر طعم و بوي نامطبوع، كلر موجب ايجاد تركيبات بيماري زاي تري هالومتانها مي شود. آب هاي شهري را بايستي قبل از استفاده از وجود ميكرب ها و انگل ها و همچنين كلر و تركيبات آن و در صورت موجود بودن، از فلزات سنگين پاك نمود.
آبمعـدني
در اكثر كشورهاي غربي براي شرب از آب لوله كشي استفاده نشده و بجاي آن از آب آشاميدني بسته بندي شده در بطري استفاده ميشود. دليل اين امر بدي كيفيت آب لوله كشي اين ممالك كه از رودخانه هاي حاوي فاضلاب تصفيه شده تامين ميگردد ميباشد.
آبمعدني در كشورهائي كه آب لوله كشي از تصفيه پساب تهيه ميشود و فاقد املاح مفيد ميباشد و يا دسترسي به آب پاك ميسر نمي باشد، تنها شيوه مطمئن تامين آب شرب است.
در مورد استفاده از آبمعدني در كشور ما بايستي به موارد زير توجه نمود :
همه آبهاي بطري شده آبمعدني نميباشند. عبارت” آب آشاميدني “قيد شده بر روي بطري ها نشان دهنده آن است كه اين آبها فاقد املاح معدني كافي بود و اكثرا از چاههاي داخل يا اطراف شهر بدست مي آيند.
- منشاء آب ( چشمه يا چاه) ميتواند بعلت مجاورت با عوامل آلوده كننده آب مانند چاههاي فاضلاب محدوده شهري و ييلاقي، كارخانجات و محل چراي دام و غيره در معرض آلودگي قرار گيرد.
- عدم رعايت مسائل بهداشتي و آلوده بودن احتمالي بطري و درب بطري در خط پركن آبمعدني مي تواند موجب آلودگي آبمعدني گردد.
ميكرواورگانيزم ها در شرايط مساعد در داخل بطري بسرعت رشد و تكثير مي يابند. از اين نظر آبمعدني را بايستي پيش از گذشت تاريخ مصرف استفاده نموده و قبل از مصرف چند روز در داخل يخچال نگهداري كرد.
3- روش هاي تصفيه آب خانگي
متداول ترين روش هاي تصفيه آب خانگي بشرح زير ميباشد:
رزين هاي تبادل يون
براي كاهش سختي آب
رزين هاي تبادل يوني با تبديل يون هاي كلسيم و منيزيم محلول در آب به يون هاي نامحلول ، آنها را جذب و در نتيجه سختي آب را كاهش مي دهد. متاسفانه، اين رزين ها محيط بسيار مساعدي براي رشد و تكثير باكتريها ميباشند بطوريكه تعداد باكتريها در داخل اين فيلترها در كمترين مدتي به ميزان قابل توجهي افزايش مي يابد.
جديدا براي مقابله با تكثير ميكرواورگانيزم ها در محيط رزيني، فيلترهاي رزيني نوع Bacteriostatic توليد گرديده است كه تا حدودي مانع تكثير سريع ميكروبها در داخل فيلتر مي گردد. با اين وجود، قبل وبعد از اين نوع فيلتر آب بايستي كاملا ضدعفوني گردد و چون راكد ماندن‌ آب در داخل بستر رزين موجب گنديدگي سريع آب مي گردد، بايد دقت نمود كه آب در داخل اين فيلترها هميشه جريان داشته باشد. رزينهاي داخل فيلتر پس از مدتي اشباع شده و بايستي تعويض شوند. استفاده از اين فيلترها براي آبهاي مشكوك و يا آلوده به ميكروب و انگل مجاز نمي باشد.
كربن اكتيو (زغال فعال)
براي حذف كلر، رنگ، بو و تري هالومتانها
فيلترهاي كربن فعال خاصيت جذب مواد آلي و بعضي فلزات سنگين محلول در آب را دارد و رنگ، بو، كلر و تركيبات كلر آب را حذف مي نمايد. مشابه فيلترهاي رزين، بستر كربن فعال محيط مساعدي براي تغذيه و تكثير باكتري ها بشمارمي آيند و پس از آن گندزدايي و تصفيه ميكربي ضروري ميباشد.
زئوليت
براي حذف فلزات سنگين
زئوليت ها رزين هاي طبيعي هستند كه داراي خاصيت مبادله كاتيوني و حذف فلزات سنگين ميباشند. از جمله موارد مهم كاربري زئوليت ها حذف كاتيونهاي ارسنيك، تيتان، آلومينيوم كوبالت، كرم، آلومينيوم، سرب، روي و غيره ميباشد.
فيلترهاي سراميكي
براي حذف مواد معلق، باكتري ها و انگلها
فيلترهاي سراميكي با منفذهاي عبور آب حدود 5/0 ميكرون، مانع عبور مواد معلق و كليه انگلها و ميكربها گرديده و با اطمينان كامل آلاينده هاي بيماري زاي آب را حذف مي نمايند. حتي آبهاي آلوده و مشكوك پس از عبور از اين صافي ها كاملا شفاف، بهداشتي و قابل شرب مي گردند.
تصفيه با فيلترهاي سراميكي تنها روش غيرشيميايي ميباشد كه بدون نياز به برق، آلودگي هاي ميكربي آب را حذف مي نمايد.
فيلترهاي سراميك مرغوب، در مواقع شيوع بيماريهاي اپيدمي نيز بهترين شيوه تامين آب شرب سالم در محل مصرف ميباشند.
منبع:شرکت پیلاب 88784638 - 88784639 : تصفیه و گندزدایی آب - فاضلاب و استخر

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:39 PM
محیط زیست چكيده
بكارگيري پرتو فرابنفش UVدر فرايند پالايش آب و تصفيه فاضلاب روشي شناخته شده براي جايگزيني مواد شيميايي گندزدا از قبيل كلر ميباشد. پرتو فرابنفش عمل ضد عفوني را به طور موثر و بدون توليد تركيبات مشكل زاي جانبي ناشي از گندزداهاي شيميايي از قبيل كلر انجام ميدهد.
مناسب ترين زمان براي بازبيني استراتژي كلي فرايند گندزدايي در تصفيه خانه ها و شبكه توزيع آب شهري، زمان نوسازي تاسيسات موجود تصفيه آب آشاميدني و يا در خلال طراحي تاسيسات جديد مي باشد. گندزدايي مقدماتي و ثانويه شبكه توزيع آب‌‌،‌‌ هر دو بايستي در قالب يك استراتژي كلي گندزدايي گنجانده شوند. در اين مقاله مقايسه اي بين گندزداهاي شيميايي وUV به عمل آمده و تاثيرات انتخاب هر يك تشريح گرديده است.
پردازش يك استراتژي موفق گندزدايي نيازمند درك يكپارچه كليه عوامل زير است‌ :


هدف از گندزدايي و ميزان مجاز ميكروب باقيمانده پس از ضدعفوني
بيولوژي مرتبط با فرايند تصفيه آب و شبكه توزيع
تاثير عملكرد واحد گندزدايي مقدماتي و كيفيت آب بر روي عملكرد سيستم گندزدايي ثانويه
ملاحظات مكانيسمي، مقايسه محاسن و معايب و انتخاب محل براي استقرار سيستم گندزدا

1) ضرورت بررسي استراتژي هاي جديد براي گندزدايي
گندزدايي آب يك وسيله شناخته شده براي حفاظت جوامع از ميكرواورگانيزم هاي بيماري زاي آبزي به شمار مي رود. با اين وجود، در حال حاضر حتي در جوامع پيشرفته نيز استراتژيهاي گندزدايي كامل نيستند. در خلال سالهاي 1988-1981 تعداد 248مورد شيوع بيماريهاي ناشي از آب آشاميدني در ايالات متحده آمريكا گزارش شده است. 45% موارد آلودگي در سيستم هاي تامين آب شهري، 34% در سيستم هاي تامين آب برون شهري، 11% در منابع تامين آب خصوصي و 10% در آب تسهيلات ورزشي- تفريحي مشاهده شده اند[2].
44% از بيماريهاي شايع شده توسط پاتوژنهاي موجود در آب مربوط به استفاده از آبهاي زيرزميني آلوده، 26% مربوط به استفاده از آبهاي سطحي آلوده و 13% مربوط به آلودگي شبكه توزيع از محل اتصالات ويا هنگام تعميرات بوده است.
با وجود اينكه گندزدايي شيميايي بوسيله كلر روشي كاملا عموميت يافته به شمار مي رود، با توجه به تجربيات علمي فزاينده در مورد مصون شدن ميكروبها در مقابل گندزداهاي شيميايي و بالا رفتن آگاهي وحساسيت مردم در مورد سلامتي، ايمني، هزينه ومحيط زيست، نياز به يافتن فرايندهاي پيشرفته تصفيه آب با بكارگيري روش هاي گندزدايي غيرشيميايي و حذف كامل گندزداهاي شيميايي ماندگار ازشبكه هاي توزيع بيش از پيش ضروري گرديده است.
2) گند زدايي با UV
گندزدايي با UV به عنوان يك روش مطمئن براي جايگزيني مواد شيميايي بطور روزافزون بكارمي رود. دستگاه هاي UV مي توانند براي دامنه وسيعي از كاربردها طراحي شوند. با در نظر گرفتن كيفيت آب و هدف از گندزدايي، پرتو فرابنفش با موفقيت كامل براي طيف وسيع كاربردي زير مورد استفاده قرار گرفته است:


آب شرب ( شهرها، شهرك ها، برج ها، كارخانجات، منازل و غيره ) از منابع آب سطحي و يا زيرزميني
آبهاي فرايندي و توليدي صنعتي شامل :

الف) صنايع غذايي، نوشابه سازي و آبمعدني
ب) آبهاي سيستم هاي خنك كننده و تهويه مطبوع
ج) تاسيسات پرورش ماهي و ميگو، و غيره
فاضلاب هاي شهري، پس از تصفيه مرحله دوم يا سوم (بازيافت)

دلايل اصلي انتخاب گندزدايي به روش UV عبارتند از:


تاثير گذاري (در مقايسه با كلر، UV مي تواند با دوز مصرف نسبتا پاييني طيف وسيعي از ميكروبها، باكتري ها ويروسها را نابود كند.)
حداقل ريسك براي سلامتي ( تركيبات جانبي بسيار كم و قابل اغماض است.)
به جا نگذاشتن باقيمانده كه با مواد آلي موجود در آب ايجاد واكنش نموده و در نتيجه رنگ، عطر و طعم درمحصولات غذايي را تغيير دهد.)
ايمني مصرف كنندگان، مسئولان و جامعه (عدم حمل و نگهداري و كار با مواد شيميايي سمي)
سادگي و هزينه پايين در كاربري و نگهداري (دستگاههاي UV نسبت به دستگاههاي مولد اوزن و دي اكسيد كلر از پيچيدگي بسيار كمتري بر خوردارند.)
عدم نياز به مخازن بزرگ تماس (ضد عفوني با UV در ظرف چند ثانيه كامل مي شود در حاليكه ساير روشهاي گندزدايي به 10 تا 60 دقيقه زمان نياز دارند)
هزينه پايين سرمايه گذاري (در طراحي تاسيسات جديد، ضدعفوني با UV كمترين هزينه سرمايه گذاري را دارد.‌)

3) گندزدايي آبهاي سطحي
نور UV در دوز متعارف با مولكولها واكنش شيميايي نشان نميدهد. درحاليكه مواد گندزداي شيميايي با اكسيداسيون بعضي ملكولها بستر تغذيه منا سبي براي رشد ميكروبي ايجاد ميكنند. مقدار پرتو UV مورد استفاده در گندزدايي، در مقايسه با مقداري كه در تكنيكهاي پيشرفته اكسيداسيون با UV بكار ميرود، بسيار پايين است. از اين رو ميتوان ميزان دوز UV را بدون اينكه منجر به جذب UV در آب شود تا ميزان زيادي بالا برد. عدم حساسيت مواد شيميايي آب نسبت به تغييرات دوز UV مزيت اين شيوه بخصوص در گندزدايي آبهاي سطحي مي باشد. زيرا به خاطر كيفيت پايين اين آبها در مقايسه با آبهاي زيرزميني معمولا گندزدايي بيشتري لازم است.
كلر در دوز بالا مي تواند كيست هاي ژيارديا را ازبين ببرد ولي بروي كريپتوسپوريديوم، حتي در دوزهاي بالا، تاثير نمي گذارد. پروتوزوا در آبهاي سطحي بيشتر يافت مي شود و براي از بين بردن آن به مقادير بيشتري از گندزداهاي شيميايي نياز است كه مجددا به تشكيل تركيبات جانبي مضر بيشتري مي انجامد.
مواردي كه وجود كيستهاي پروتوزوا خطر شناخته شده ويا بالقوه باشد، عملي ترين راه حل مقابله با آن استفاده از فيلتر مناسب در تصفيه خانه هاي شهري و منازل است. يك سيستم خانگي مناسب ميتواند شامل يك پيش فيلتر براي خارج كردن رسوبات و ذرات درشت تر، يك فيلتر با منفذ هاي 5 ميكرون مطلق براي خارج كردن ژيارديا، و در نهايت يك فيلتر با منفذهاي 3 ميكرون مطلق براي خارج كردن كريپتوسپوريديوم باشد. اگر فيلترها پس از تعويض و قبل از دورانداخته شدن به مدت طولاني در داخل مواد سفيد كننده قرار گيرند، پروتوزوا درگير در منافذ فيلتر از بين ميرود. در تصفيه خانه هاي شهري، عموما فيلترهاي شني و يا چند لايه بكار ميرود. همچنين مي توان از روش هاي نوين تصفيه با سيستم ازن زني استفاده نمود. در اين صورت بايد مواد آلي تجزيه شده توسط ازن پس از ازن زني بوسيله فيلتر فعال بيولوژيكي ويا كربن فعال جذب شده و سپس باكتريهاي حاصل از اين فرايند بيولوژيك نابود شوند.UV براي گندزدايي نهايي اين سيستم بسيار مناسب مي باشد.
4) مقايسه روش هاي ضدعفوني
پرتو فرابنفش هيچگونه باقيمانده ضد عفوني كننده وارد شبكه توزيع نميكند همين مساله اين تصور اشتباه را ايجاد كرده كه هرگاه امكان شكل گيري لايه هاي زيستي وجود دارد، بايد به جاي اشعه ماوراء بنفش از كلر استفاده شود. (به عنوان مثال بر روي سطوح دستگاهها و يا در داخل لوله هاي خطوط توزيع)
اكنون از مدارك علمي انتشار يافته كاملا روشن است كه اگر آب حاوي مواد غذايي براي رشد ميكروبي باشد (بخصوص كربن آلي قابل جذب AOC ) وجود كلر آزاد باقيمانده به مقدار 1 PPM در خطوط توزيع شهري به هيچ وجه تضمين كننده اين مسئله نيست كه لايه هاي زيستي در سطوح لوله شكل نگيرند ودر نتيجه كاليفرم مدفوعي در شيرهاي مصرف آب ديده نشود[5].
در واقع كلر ماده اي بسيار فعال و واكنشي است: واكنش با مولكول ها و ميكروبهاي واقع در سطح خارجي بيوفيلم ها كلر باقيمانده را بسرعت مصرف مينمايد. نتيجتا، كلر نمي تواند در عمق بيوفيلم نفوذ كرده و فعاليت ميكروبهاي موجود در سطوح عميق تر را از بين ببرد.
كلرآمين بدليل آنكه نسبت به كلر واكنش كند تري از خود نشان ميدهد در از بين بردن بيوفيلم ها و كنترل ميكروبي در خطوط توزيع بهتر عمل ميكند[4].
از آنجاييكه كلرامين براي ضد عفوني اوليه بخصوص در دوزهاي متعارف مناسب نمي باشد و بعضي از ويروسها نسبت به آن مقاوم مي باشند، يك استراتژي مطلوب جهت ضد عفوني ميتواند استفاده از اشعه ماوراي بنفش به عنوان گندزداي اوليه و سپس استفاده از كلرامين با تاثير ضد عفوني ماندگار ثانويه جهت جلوگيري از رشد ميكروبي در محيط هاي حاوي AOC در خطوط توزيع باشد.
با اين وجود اين روش يك مشكل اساسي دارد: اگرچه كلرامين، نسبت به كلر آزاد، تري هالومتانهاي بمراتب كمتري توليد ميكند ولي باعث ايجاد مولكولهاي پيچيده تر و سنگين تري ميگردد. با توجه به اين مطلب اين روش را ميتوان “دومين بهترين استراتژي ضد عفوني آب” محسوب كرد.
5) بهترين استراتژي ضدعفوني
بهترين استراتژي ضد عفوني روشي است كه هيچ نوع تركيبات آلي جانبي ايجاد نكند و با كارايي بالا باكتريها و ويروسها را از بين برده و پرتوزوا را تصفيه نمايد و همچنين به مواد شيميايي باقيمانده در خطوط توزيع شبكه نياز نداشته باشد.
هيچ شيوه ضد عفوني به تنهايي نميتواند كليه اين اهداف را برآورده نمايد ليكن طراحي فرايندي كه اجزاء آن در كنار يكديگر موفق به دستيابي به اين اهداف گردند امكان پذير است[1]. يك چنين فرايندي شامل اجزاء زير ميباشد:


پيش تصفيه آب بانضمام حذف ذرات آلي تا حد دستيابي به كيفيت مطلوب توسط فيلتراسيون
حذف مواد محلول آلي غذايي توسط فيلترهاي بيولوژيكي فعال، شني وكربن فعال
ضد عفوني با دوز صحيح توسط UV بمنظور از بين بردن باكتريها و ويروسهايي كه از فيلتر ها عبور ميكنند
انتقال آب پالايش شده به شبكه توزيع مجهز به سيستم تعمير و نگهداري بدون استفاده از مواد شيميايي باقيمانده[6]

اين شيوه اي است كه امروزه در اروپا بكار ميرود و سيستمي است كه از طرف بعضي محافل تخصصي بعنوان روند تكاملي در تصفيه آب شناخته شده است.
امروزه در بعضي شهر هاي بزرگ اروپا و برخي شهر هاي كوچك در ايالات متحده از هيچ نوع ماده ضد عفوني كننده باقيمانده در آبهاي آشاميدني استفاده نمي كنند.
كيفيت آب در اين شهر ها بسيار خوب است و شمارش ميكروبي پايين تر از حد مجاز ميباشد (به عنوان مثال كمتر از 500 كلني در هر ميلي ليتر)
6) نحوه عملكرد UV
اصول گندزدايي با پرتو فرابنفش در مقالات متعددي منتشر شده است. بطور خلاصه ميتوان گفت كه لامپهاي كم فشار جيوه اي با راندمان بالا و يا لامپ هاي پر فشار جيوه اي با راندمان كم تر ولي شدت تابش بيشتر ، در اسيد نوكلئيك (مولكولهاي حاوي اطلاعات ژنتيكي) ميكروبها تغييرات فتو شيميايي ايجاد ميكند. اين تغييرات مانع تكثير سلولي و توليد مثل آنها ميگردد. مقدار تخريب ايجاد شده توسط پرتو فرابنفش و در نتيجه ميزان تاثير فرايند ضد عفوني با شدت نور و مدت زمان مجاورت با تابش متناسب ميباشد. از اين نظر، دوزUV برابر است با حاصل ضرب مقدار متوسط شدت تابش پرتو UV در طول موج 254 نانومتر در داخل محفظه دستگاه UV (بر حسب mW/cm2 ) در مدت زمان عبور آب از داخل دستگاه ( بر حسب ثانيه). دوز UV بر اساس ژول برمتر مربع ( J/m2) و يا ميلي وات ثانيه بر سانتيمتر مربع (mW.s/cm2)محاسبه ميشود. دوز متداول پرتو افشاني UV براي ضد عفوني آب شرب بر اساس كيفيت آب و هدف ضد عفوني مورد نظر بين 400 و 1200 ژول بر متر مربع (40 تا 120 ميلي وات ثانيه بر سانتيمتر مربع) قرار دارد.
7) عوامل موثر در تعيين دوز UV
بكارگيري موثر لامپ هاي UV براي كاربرد هاي مختلف شامل ضدعفوني آب آشاميدني، آب فرايندي و فاضلاب، نياز به آگاهي از عوامل تعيين كننده دوز UV دارد. اين عوامل شامل موارد زير ميباشند:


ميزان آلودگي ميكروبي آب ورودي
فرايند تصفيه قبل از ضد عفوني با UV. فرايند تصفيه در مورد عوامل كيفي آب مانند مقدار و اندازه مواد جامد، كدورت، شفافيت براي نور UV و غيره و همچنين مشخصات ميكربي آب عامل تعيين كننده ميباشد.
قوانين و استانداردهاي تعيين كننده ميزان مجاز ميكروب باقيمانده پس از ضد عفوني بر حسب مورد كاربرد.
عوامل بيولوژيكي مربوط به حساسيت ميكروبها در مقابل نور UV
عوامل فيزيكي:

1-5- عوامل تعيين كننده شدت تابش متوسط UV در داخل دستگاه :
- طراحي محفظه دستگاه
- قدرت و تعداد لامپها
- شفافيت آب در طول موج UV (254 نانومتر)

2-5- حصول اطمينان از اينكه شدت تابش متوسط UV در داخل دستگاه به ميكروبهاي داخل آب رسيده است يا خير :
- وضعيت استقرار ميكروبها (شناور بصورت آزاد و يا داخل ذرات معلق، طيف اندازه ذرات معلق و تركيب ذرات)
- نحوه رفتار هيدروليكي مايع در هنگام عبور از داخل محفظه UV و ميزان تلاطم
- دبي

منبع:مهندس بهرام مظفر زنگنه كارشناس ارشد مهندسي مكانيك از دانشگاه پلی تکنیک زوریخ / سوییس-، مدير عامل شركت مهندسي پيلاب 88784638- 88784639 – فناوري هاي زيست محيطي


Cairns W.L. (1995)Ultraviolet Technology for Water Supply Treatment. Convention Paper, 20th Annual Convention and Exhibition, Water Quality Association.
Craun G.F. (1991) Causes of waterborne outbreaks in the United States. In Proceedings of the AWWA Water Quality Technology Conference – Advances in Water Analysis and Treatment. Part I, p. 149-152. American Water Works Association, Denver, CO.
Kruithof J.C. & van der Leer R.C. (1990) Practical experiences with UV- disinfection in the Netherlands. In Proceedings of the AWWA Seminar on Emerging Technologies in Practice. P. 177-190, American Water Works Association, Denver, CO.
Neden D.G., Jones R.J., Smith J.R., Kirmeyer G.J. & Foust G.W. (1992) Comparing chlorination and chloramination for controlling bacterial regrowth. Journal AWWA 84, 80-88.
Rice E.W. Scarpino P.V., Reasoner D.J., Logsdon G.S. & Wild D.K. (1991) Correlation of coliform growth response with other water quality parameters. Journal AWWA 83, 98-102.
شبكه توزيع آب شهر زوريخ بدون نياز به تزريق كلر نهائي - بهرام مظفر زنگنه (1378) مجله آب و محيط زيست، شماره 35، صفحه 24-28.

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:40 PM
محیط زیست تحقیقات انجام شده مرکز کنترل کیفیت هوای تهران موید آن است که ۵۴۲ نقطه بحرانی به لحاظ صوتی‌در پنج منطقه ۶ ، ۷، ۹، ۱۱ و ۱۲تهران را شناسایی شده است که ۴۱۷ نقطه به مراکز آموزشی و ۱۲۵ نقطه نیز به مراکز درمانی اختصاص دارد.
براساس این تحقیقات اکثر بزرگراه‌ها و میادین پرجمعیت تهران در شرایط بحرانی قرار دارند ومیدان توحید تهران با ۹۳ دسی‌بل، آلوده ترین میدان از نظر آ‌لودگی صوتی است.
این تحقیقات استاندارد انرژی صوتی تعریف شده برای بیمارستان‌ها راتا ۴۰ دسی‌بل ذکر کرده و در همین حال به بیمارستانی در منطقه شش تهران اشاره کرده که این میزان به ۷۵ دسی‌بل رسیده است.
کارشناسان در حالی شهر بانکوک تایلند را با ۱۰۰ د سی‌بل آلودگی صوتی به‌عنوان آلوده‌ترین شهر دنیا معرفی می‌کنند که بر این باورند نبود کنترل برآلاینده‌های صوتی تهران رفته رفته این شهر را به آلوده‌ترین شهر دنیا تبدیل خواهد کرد.
دکتر ابراهیم رزم پا عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران آلودگی صوتی را شایع‌ترین علت کاهش شنوایی عصبی اکتسابی بالغین عنوان کرد و گفت: این بیماری هنگامی که به گوش آسیب می‌رساند دیگر قابل درمان نیست.
وی افزود: همه کسانی که در معرض آلودگی صوتی قرار دارند به نوعی دچار مشکلات صوتی هستند اما زمانی متوجه بیماری خود می‌شوند که بیماری آنها به مرحله‌ای رسیده است که دیگر قابل برگشت نیست.
رزم پا تصریح کرد: اصولا سر و صدای زیاد و آلودگی صوتی نوعی عامل استرس‌زای بیولوژیک است که نه تنها بر سیستم شنوایی بلکه بر کل بدن انسان تاثیر می‌گذارد.
بدین صورت که باعث تحریک سیستم اعصاب مرکزی ،تاثیر برسیستم غده هیپوفیز و آدرنال،ایجاد اختلالات هورمونی وعدم سلامت می‌شود وهنگامی که باعث کاهش شنوایی شود شخص نمی‌تواند به راحتی با افراد اجتماع ارتباط برقرار کند واین خودباعث کاهش کیفیت زندگی و سلامت روانی اومی‌شود وباری را بردوش اجتماع وجامعه می‌گذارد.
رزم پا با بیان اینکه دستگاه شنوایی عصبی بعضی افراد آسیب‌پذیرتراز دیگران است گفت: در افراد بور وچشم آبی این حساسیت و آسیب‌پذیری بیشتر از سایر افراد است.
به گفته وی دستگاه عصبی شنوایی در سیاه پوستان کمتر از سفید پوستان نسبت به آلودگی صوتی آسیب‌پذیر است.
وی افزود: بعضی از داروها همچون آسپرین و داروهای ادرار آور اثر سمی بر سلول‌های شنوایی دارند وافرادی که از این داروها استفاده می‌کنند در صورتی که در معرض آلودگی شدید قرار گیرند اعصاب شنوایی آنان بیشتر آسیب‌ خواهد دید.
رزم پا از راهنمایان باند فرودگاه ، کارگران مته کار، آهنگران، نجاران ، کارگرانی که در کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی ویا چاپخانه‌های دارای ماشینهای با سرو صدای زیاد ،شکارچیان، افراد نظامی، موسیقی‌دان‌ها ویاکسانی که دایما از واکمن باصدای بلنداستفاده می‌کنند را گروههایی عنوان کرد که دچاراین مشکلات خواهند شد .
وی تاکید کرد: باید استانداردهای آلودگی صوتی تعریف شود تا بتوان آلودگی صوتی را کنترل وکارخانجات را ملزم به رعایت استانداردهای صوتی کرد.
در این میان کارشناسان محیط زیست معتقدند که آلودگی صوتی نه تنها بر روی انسان بلکه بر روی گیاهان و حتی بناهای ساختمانی نیز تاثیر می‌گذارد و باعث آسیب دیدن آنها می‌شود.
فرشته سادات میرطاهری کارشناس مسئول دفتر امور آزمایشگاه‌های سازمان حفاظت محیط زیست در مورد آلودگی صوتی ومضرات آن گفت که تحقیقات نشان می‌دهد که رشد گیاهان بر اثر سروصدای بلند کاهش چشمگیری می‌یابد.
وی افزود: مهاجرت بی‌موقع حیات وحش و پرندگان، سقط جنین،خونریزی گوش، بی‌اشتهایی ،‌بروز حالت پرخاشگرانه ،‌کاهش شیر در حیوانات شیرده وکوتاه شدن طول عمر از جمله اثرات سروصدای زیاد برجانوران است.
میرطاهری گفت: ازمهمترین آثار آلودگی صوتی وارتعاشات براجسام بی‌جان خساراتی است که به نواحی مسکونی و زمین وارد می‌شود.
به گفته وی شکسته شدن شیشه و ایجاد شکاف در ساختمان‌ها از جمله این اثرات است.
میرطاهری افزود: در جهان صنعتی امروز سروصدای زیست محیطی شامل سروصدای ناشی از ترافیک جاده‌ای ،ترافیک هوایی وقطارها،صنایع ساخت وسازها و نیز فعالیت‌های معمول است اما بررسی‌ها نشان می‌دهد اولویت اول مشکل آلودگی صوتی در شهرهای بزرگ ناشی از ترافیک است.
میرطاهری گفت: یکی از مهمترین اثرهای آلودگی صوتی کاهش قدرت شنوایی است واثرات غیرمستقیم آن برروی انسان شامل کاهش ضربان قلب ، حساسیت عصبی ،گرفتگی عضلانی، خستگی روح و جسمی، سرگیجه و از دست دادن تعادل بدن ،امراض قلبی و در نهایت مجموع این اثرها درانسان ایجاد خستگی و بی‌حوصلگی است که از بازدهی فکری وجسمی می‌کاهد.
وی افزود: نتایج زیانبار آلودگی صوتی بر انسان در دراز مدت به‌طور مستقیم با اثرگذاری بر دستگاه عصبی انسان ایجاد می‌شود که این امر نشان‌دهنده نیاز به توجه ویژه وکاهش آلودگی صوتی و بررسی اثرات ناشی از آ‌ن است. برخی از کارشناسان نیز معتقدند که آلودگی صوتی به علت ناملموس بودن مورد بی‌توجهی افکار عمومی قرار می‌گیرد تا جایی که اکثر افراد شنیدن صداهای غیر استاندارد و تحمل آ‌لودگی صوتی را یکی از خصایص و ویژگی‌های زندگی در کلانشهرها می‌دانند.مسئول واحد صوت شرکت کنترل کیفیت هوای تهران ،کاهش قدرت شنوایی ، احساس خستگی، عصبانیت ،پایین آ‌مدن قدرت یادگیری درکودکان ، افزایش فشار خون وکاهش وزن نوزادان درهنگام تولد را اثرات شناخته شده آلودگی صوتی عنوان می‌کند .
مهندس حسین مهرآوران گفت: مناطق مرکزی و پرترافیک تهران آلوده‌ترین مراکز صوتی محسوب می‌شود که پیامدهای آن نیز ملموس و مشهود است.
مهرآوران افزود: اصلی‌ترین مشکل آ‌لودگی صوتی در تهران نبود استاندارد برای منابع آ‌لوده کننده صوتی بویژه در بخش صنعت وتولید است واین در حالی است که حمل ونقل عمومی ، فرودگاه‌‌ها،راه‌آهن ،کارخانجات وصنایع منابع پیوسته آلودگی صوتی در شهرها محسوب می‌شود.
وی گفت: استفاده از تکنولوژی‌های قدیمی (هواپیما، خودرو و قطار) که در آن استانداردهای صوتی در نظر گرفته نشده است این مشکل را دو چندان کرده است.
این کارشناس عنوان کرد: درتمامی مراکز تحت آزمایش این شرکت استانداردهای صوتی رعایت نشده است و حتی در برخی از اندازه‌گیری‌ها تفاوت فاحشی با حد استاندارد وجود داشته است.
وی گفت: بر اساس تحقیقات انجام شده صدای خارج شده از اگزوز موتورسیکلت ها بیشترین سهم را در ایجاد آلودگی صوتی شهر تهران دارد.
مسئول واحد شرکت کنترل کیفیت هوا در مورد راهکارهای موجود برای کاهش آلودگی صوتی نیزاظهارداشت: در هریک از این راهکارها در ابتدا باید بین منبع صدا و دریافت کننده صدا سدی بوجود آورد.
وی گفت: شیوه‌های مرسوم در کشورهای توسعه یافته مجبور کردن تولیدکنندگان وصنعتگران به رعایت استانداردهای صوتی استفاده از دیوارهای صوتی ،آسفالت‌های متخلخل ،فضای سبز وخاکریزهای صوتی و دیوارهای صوتی در کنار اتوبان‌ها است.
درکشورهای توسعه یافته مقابله با آ‌لودگی صوتی بخش جدایی ناپذیر از برنامه‌ریزی در مناطق مسکونی، حمل ونقل وتاسیسات صنعتی و مدیریت شهری است واستانداردهای صوتی مورد توجه تولید کنندگان و صنعتگران قرار دارد ولزوم رعایت این استانداردها نیز از سوی دولت به شدت کنترل می‌شود.
مهندس مهدیه بوبه رژ کارشناس مسئول بخش آ‌لودگی صوتی دفتر بررسی آ‌لودگی هوا سازمان حفاظت محیط زیست نیز گفت: نقاطی که دارای آلودگی صوتی بحرانی در تهران هستند به تدریج بر اساس کاربری محل و اهمیت آن شناسایی می‌شود.
وی افزود: با این اطلاعات می‌توان شبکه کاهش آلودگی صوتی را ایجاد و با اطلاعات دقیق از موقعیت محل و شناسایی نقاط بحرانی اقدام به راه‌‌اندازی ایستگاه‌های سیار سنجش آلودگی صوتی کرد.
کارشناس مسئول بخش آلودگی صوتی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به وضعیت اجرای استاندارد آلودگی صوتی در صنعت خودروسازی کشور گفت: این استاندارد سال گذشته تصویب و از ابتدای سال ۸۵ در حال انجام مراحل اجرایی طرح با همکاری خودروسازان است.
بر این اساس صاحبان واحدهای خودرو سازی اطلاعات خود را در زمینه بخش فنی خودرو در اختیار سازمان قرار داده وبعداز بررسی‌های لازم از خودرو به صورت تصادفی تست به عمل می‌آید.
بوبه رژ افزود: پس از مشخص شدن سطح تولیدی صدا توسط خودروسازان و انجام تست تصادفی از خودرو اگر مورد قبول واقع نشود خودروساز بر اساس مصوبه شورای عالی محیط زیست موظف به رعایت استاندارد است.
با توجه به اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حفاظت محیط زیست که نسل امروز ونسل‌های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند وظیفه عمومی تلقی می‌شود و ازاین رو فعالیت‌های اقتصادی و غیر آنکه با آ‌لودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آ‌ن ملازمه پیدا کند ممنوع است.
وظایف اساسی سازمان محیط زیست نیز شامل مطالعه عوامل مخرب وآلاینده‌های مختلف محیط زیست به کارگیری فناوری‌های سازگار با محیط زیست و ارائه دستورالعمل‌های زیست محیطی برای مکان‌یابی محل استقرار واحدهای صنعتی بزرگ ،‌گسترش همکاری‌های منطقه‌ای در زمینه محیط زیست، تهیه وتدوین ضوابط واستانداردهای زیست محیطی برای مدیریت وبهره‌برداری از منابع آب ،خاک وهوا ،‌کنترل دخالت‌ در اکوسیستم‌ها برحسب ظرفیتهای طبیعی آنها وگسترش آگاهی زیست محیطی است.
جمع‌آوری ،نگهداری و نمایش گونه‌های گیاهی و جانوری از طریق ایجاد موزه‌ها و نمایشگاه‌های مختلف واعمال نظارت و دخالت قانونی برای پیشگیری ومنع ورود آلاینده‌ها به منابع زیست محیطی از اصلی‌ترین دلایل تشکیل سازمان حفاظت محیط زیست عنوان شده است.
منبع:ف- اسحاقی
روزنامه رسالت

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:41 PM
محیط زیست عنوان مقاله : بررسي چگونگي نفوذ ميكروارگانيسمها به بافت بدن ميگو و ماهيان خليج فارس ودرياي عمان
نويسندگان : نرسي نصيرآبادي * (بيولوژيست – محقق و متخصص محيط زيست ايران) مهدي برزيكار ( كارشناس )
آدرس : اهواز – دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز – دانشكده پزشكي – گروه ميكروبشناسي
E-Mail:researcherirany@yahoo. com
مقدمه و اهداف مطالعه :
ميكروارگانيسمها موجوداتی تك سلولي ، تك ياخته و تعدادي گونه هم تك ياخته آغازي هستند . تمام تك ياخته هاي ارگانيسم بر خلاف ويروس ها بدون نياز به كمك خودشان تكثير مي يابد . ميكروارگانيسمها ممكن در ساختمان بدن موجودات يافت شود . ميكروارگانيسم ها ممكن در استخرها ، بيابانها ،‌دشتها ، آتشفشان ها ، پايين تر از سطح صخره ها ، در اعماق درياها ، فاضلاب ها وجود داشته باشد . تعدادي هم در مناطق بيهوازي يا مناطق تشعشع با راديواكتيو زیست می نمایند.بنابراين با ورود پسابها به كرانه های بنادر جنوبی خلیج فارس باعث انتشار و مقاومت ميكروارگانيسمهاي پاتوژن و در نهايت با يك سيكل غذايي دريايي وارد بافت موجودات دريايي مي شود. در ماهي و ميگو به دنبال آلودگي آنها به ميكروارگانيسمها مانند اسينتوباكتر ، فلاووباكتريوم، پزودوموناس ،‌سيتوفاگا ، اشريشياكلي ، ويبريو،‌ باسيلوس ، كلستريديوم مي باشد که از آنها ميكروارگانيسمهاي خانواده انترباكترياسه به تعداد زیاد اندامهای فوقانی ازجمله فلسها،آبششهاواندامهای روده در ماهي و ميگو پيدا شده است .

مواد و روشها :
دراين روش نمونه هايي از ميگو و ماهيان خوراكي خليج و درياي عمان از جمله شير ماهي ، تن ،‌شوريده ، كفشك ،‌حلوا(سفيد و سياه) ، سرخو، شهري ، راشگو، بياه ، قباد ، صافي و ساردين ازایستگاههای ديلم ( ايستگاه 1) ، چاه شور (ايستگاه 2) ، چاهك (ايستگاه3) ، ريگ(ايستگاه 4) ، گناوه (ايستگاه 5) ، بوشهر (ايستگاه 6) ، رستمي ( ايستگاه 7) ، هليله (ايستگاه 8) ، كنگان (ايستگاه 9) و دير (ايستگاه 10) در دو فصل تابستان و زمستان در 8 مرحله از سال 1383 تا 1384 توسط شناورهای کوچک محلی جمع آوري و بلافاصله در كلمن هاي پر يخ نگهداري و سپس به آزمايشگاه ميكروب شناسي منتقل گرديد . سپس جهت شناسايي باكتريها بدن ماهيها و ميگوها در شرايط استريل شكاف زده شد و سپس از نمونه هاي بافت بر روي محيط كشت انتخابي منتقل نموده و پس از انكوبه كردن و رشد باتستهاي بيوشيميايي و معمول در حدامکان باكتريها شناسايي شدند .

نتایج:
در ماهي و ميگو به دنبال آلودگي آنها به ميكروارگانيسمها مانند اسينتوباكتر ، فلاووباكتريوم، پزودوموناس ،‌سيتوفاگا ، اشريشياكلي ، ويبريو،‌ باسيلوس ، كلستريديوم مي باشد که از آنها ميكروارگانيسمهاي خانواده انترباكترياسه به تعداد زیاد اندامهای فوقانی ازجمله فلسها،آبششهاواندامهای روده در ماهي و ميگو پيدا شده است .

بحث :
ميكرو ارگانيسمها در اثر ورود فاضلابها به كرانه هاي خليج فارس و درياي عمان وارد اكوسيستم دريايي مي شوند . اين ميكروارگانيسمها بعد از سازگاري با شرايط محيط دريا توسط اولين زنجيره غذايي فيتوپلانكتونها و يا توسط نماتودها ، پلي كتها و كپه پودها مورد مصرف غذايي قرار مي گيرند . سپس فيتوپلانكتونها توسط زئوپلانكتونها مصرف مي شوند و زئوپلانكتونها هم توسط بنتوزها ،‌روزنه داران ، خرچنگها ، ميگوها ولارو ماهيان مورد تغذيه قرار گرفته و در نتيجه اينها هم توسط ماهيان كوچك تغذيه شده و در نهايت اين سيكل غذايي به انسان ختم مي شود . بدن ماهي محيط بسيار مناسبي براي رشد ميكروارگانيسمها بوده زيرا آب آزاد در ماهي بالاست PH نيز در ماهي خنثي است و همينطور ماهي مقدار زيادي از غذاهاي محلول جهت رشد ميكروارگانيسمها را دارا مي باشد و به همين جهت فلور ميكروبي قسمت عمده اي از فلور طبيعي ماهي را تشكيل مي دهد ميگو معمولاً توسط تور ترال كفي صيد مي شود و در نتيجه ميكروارگانيسمها همراه با ميگو زياد مي باشد .

كلمات كليدي : پاتوژنها / ماهي / ميگو / فيتوپلانكتونها / زئوپلانكتونها / روزنه داران / بنتوزها / خليج فارس / در ياي عمان

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:42 PM
محیط زیست فرايندهاي PSA)pressure swing adsorbtion process) :
مراحل اوليه اين فرايند در سال 1960 توسعه داده شد. در جذب سطحي متغير با فشار (PSA ) ،فرايند جذب سطحي گاز خشک، جاذب قوي يک ماده جذب شونده ضعيف را از يک مخلوط گازي در فشار بالا بروش جذب سطحي استخراج مي کند.سپس جاذب قوي مي تواند در فشار پائين واجذب کند و باز يافت گردد. اين فرايند براي اکسيژن،نيتروژن و هيدروژن (در کل،تفکيک هواي خشک) در حدود سال 1960 به تحقق پيوست وبه سرعت گسترش يافت.PSA در موارد زيادي از صنعت نظير سنتز صنعتي زئوليتها و صرفه جويي انرژي (توسط PSA خلا) ،بکار گرفته شده است. در گذشته ،تقطير (جداسازي سرمايشي) و جذب سطحي فاز مايع بزرگترين فرايندهاي جداسازي گازي بشمار مي رفتند.اخيرا"،بطور فزاينده اي فرايندهاي جذب سطحي کاربردي شده اند نظير جذب سطحي متغير با دما (TSA) ،تکنولوژي جذب سطحي پايه گذاري شده و استفاده از آن براي ترکيبات گازي مختلف آغاز شده است.فرايندهاي (PSA) به سرعت در مواردي نظير جداسازي اکسيژن ،نيتروژن ،هيدروژن و حذف رطوبت بکار مي روند.باتوجه باينکه آغاز استفاده عملي از PSA درسال 1960صورت گرفته است لذا اين تکنولوژي کنايه اي از تجهيزات کوچک و جمع و جو ر است بامصرف انرژي کم و بازده بالا.

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:42 PM
محیط زیست عنوان مقاله: مطالعه آلودگیهای انگلی در ماهیان پرورشی آکواریومی اهواز
ارائه دهنده: نرسی نصیرآبادی *(بیولوژیست، محقق ومتخصص محیط زیست ایران)
آدرس: دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- دانشکده پزشکی- گروه میکروب شناسی

مقدمه :
پرورش ماهیان زینتی دارای دو جنبه داردکه یکی جنبه علمی و جنبه دیگر آن در صنعت و تجارت است. در تجارت ماهیان آکواریومی نژاد برتربه نام ماهی کپوراز ایران شروع و به سایر نقاط جهان صادر شده است که به همین دلیل اهمیت اقتصادی این آبزیان عوامل مختلفی که بهداشت و سلامتی آنها را به خطر اندازد مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفنه است.حمل نقل انواع ماهیان آکواریومی در بازار های محتلف از جمله خرده فروشیها تا کلی ها به دلیل استرس مسافتها ویا عدم شرایط زیست محیطی جدید ویا نامناسب آن ، گاهی با تلفات شدیدی روبرو میشوندکه در بسیاری از موارد باعث ورود آلودگیهای تازه به محیط زیست منطقه جغرافیایی میگردد.لذا برای جلوگیری از این موارد باید عوامل آسیب پذیری آنها شناسایی گرددو راههای پیشگیری و کنترل آنها تعریف شود.
هدف از بررسی حاضر مطالعه آلودگیهای انگلی ماهیان آکواریومی عرضه درخرده فروشیها وکلی ها در شهر اهواز می باشد.
مواد و روش کار:
در تحقیق حاضر1008 قطعه ماهی آکواریومی از 6 تنوع گونه ای مختلف که شامل:

تایگر 119 قطعه (Barbus tetrazona) ، فایتر 170 قطعه (Betta spendens) ، گلد فیش 101 قطعه (Carassius auratus) ، بلک وید 201 قطعه (Gymnocorymbus ternetzi) ، و گوپی ماهی (Poecilia reticulate) تحت بررسی قرار گرفت.
این تعداد ماهی از کلی (421 قطعه)، خانگی(296 قطعه)،توزیعی یعنی خرده فروشیها(247 قطعه)، بدون در نظر گرفتن ماه شمسی ، اندازه ووضعیت ظاهری ماهی انجام گردید. جهت بررسی آلودگی انگلی در هر قطعه ماهی از پوست،آبشش،باله ها،خون،دستگاه گوارش،کبد،کلیه،محوطه شکمی،کیسه شنا،مورد آزمایش قرار گرفت. از پوست ،باله هاو آبشش (بعد از برداشت سرپوش های آبشش ماهی) گسترش مرطوب تهیه گردید و سپس تحت بررسی میکروسکوپی قرار گرفت.کمانهای آبشش نیز بعد از جداسازی آزمایش شد.دستگاه گوارش ماهی به همراه سایر اندامها ی داخلی از بدن خارج شدند که با توجه به ظرافت و کوچکی ابتدا روی لام باز شده و توسط لوپ از نظر آلودگی انگلی بررسی گردیدوسپس باتهیه گسترش فشاری انگلها جدا می شدند. خون با تهیه گسترش نازک و رنگ آمیزی گیسما بررسی گردید. شدت آلودگیها در انگلهای پر یاخته ای با شمارش تعداد آنها در هر میدان دید میکروسکوپی صورت می گرفت یعنی در هرصحنه دید میکروسکوپی با بزرگنمایی 100برابر10 ،20،50 و بیشتر از 50 تک یاخته مشاهد میگردید ،شدت آلودگیی به ترتیب به صورت +،++،+++،++++ نشان داده می شد. جته بررسی آلودگی به انواع بندپایان از پوست،باله ها و آبشش با چشم غیر مسلح ،بزرگنمایی دستی یا لوپ تحت آزمایش قرار می گرفت ودرصورت مشاهده آلودگی برای فیکس انگل از الکل گرم 70 درجه استفاده می شد.
نتایج:
در بررسی انگلی ماهیان تایگر یک گونه مونوژن، هفت گونه تک یاخته ویک گونه بندپا مشاهده گردید(نتایج در جدول 1 نشان داده شده است). در بین انگلهای جدا شده از گونه ماهی تایگر شایعترین انگل میکسوسپوریدیا و بعد از آن به ترتیب Trichodina sp.و Dactylogyrus vastatorمشاهده شداما بابررسیهای دقیق تر Ichthyophthirius multifillis به شکل بیضی ، مژه دار مشاهده میگردد. در بررسی انگلی ماهیان فایتر یک گونه مونوژن ،شش گونه تک یاخته و یک گونه بندپا مشاهده گردی. شایعترین انگلها به ترتیب Dactylogyrus vastator و Chilodonella sp. و Myxosporidia sp. بود. در بررسی انگلی ماهیان گلدفیش پوست آنها بیشترین آلودگی مشخص گردید. شایعترین انگل به ترتیب Trichodina sp. وLernaea cyprinices مشاهده گردید. در بررسی انگلی ماهیان سورم (Cichlosoma severum) بیشتر شدت آلودگی مربوط به تک یاخته Ichthyophthirius در پوست مشاهده گردید.در بررسی انگلی ماهیان بلک ویدو (Gymnocorymbus ternetzi) فقط یک گونه انگل به نام Argulus foliaceous ازباله آن جدا گردید.دربررسی انگلی ماهیان گوپی هشت گونه انگل که به ترتیب Dactylogyrus vastator ، Chilodonella sp. ،Ichthyophthirius multifillis، Myxosporidia sp. ، Trichodina sp. ، Ichthyobodo necator ، Microsporidium sp. در پوست وباله مشاهده گردید.

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:43 PM
محیط زیست

Title: Study of Role Heterotrophic pathogens bacteria specillay Family Entrobacteriacea in the Food Chain Environmental Littoral Persian Gulf and Oman Sea


(Ports:Bushehr,kangan,Daier,Bandar Abas.Jask,Chabahar)

Author(s): N.Nassirabady*(Biologist,Researcher Environment), M.Barzikar(BS Microbiology)


Ahwaz Jondi Shapour University of Medical Sciences

Background :
Bacteria live on or in just about every material and environment on Earth from soil to water to air, and from your house to arctic ice to volcanic vents. A single teaspoon of topsoil contains more than a billion (1,000,000,000) bacteria.Many bacteria are part of the normal ecology of the human body and are not a risk to human Health ,But They Many bacteria pathogens the environment including water coast. Heterotrophicpathogens bacteria are often in drinking waters even after disinfection.When point-of-use water treatment systems have not been used for some time the water should be run to waste before consuming the product. Heterotrophic pathogens bacteria containing:Family Entrobacteriacea identical Escherichia coli, Salmonella, Enterobacter,Shigella,Klebsilla and Citrobacter.
Materials and methods:This study that lasted from 2003- 2005 , sampling was accomplished in the summer and winter in 24 turn of water coasts(Littoral area) southwaster Persian Gulf containing: Ports Bushehr,kangan,Daier,Bandar Abas.Jask,Chabahar. Also Collection samples of Fishes, phytoplankton and zooplankton of littoral area.
Results:Studies and Observation show that Very increase levels of all microbial populations heterotrophic bacteria pathogenes and nunpathogens bacterialive oncoastal (Littoral area)environment Persian and Oman Sea. Bacteria pathogenes containing:Family Entrobacteriacea similar E. coli and other bacteria hetrotroph pathogens(Gamma (γ) Proteobacteria) comes from sewage or fecal matter of humans and animals,pets,livestock,birds,and wildlife(Table 1,2).In the sample to become visible for different Heterotrophic pathogens bacteria . Referring to the results of a research work on the study of pollution and water pollutants to bacteries family Entrobacteryaceae among E.coli(Escherichia coli bacteria is an indicator of bacterial and pathogen pollution), Enterobacter,Shigella and etc. in the stages of Littoeal area. However,older larval stages and tanks water littoral showed a shift towards the microbiota with higher levels of Heterotrophic pathogens(heterotrophic bacteria).Other results indicated that Potential health issues associated with poor water quality in coast(Littoral area) mentioned include risks from swimming in these area, such as blue-green algae toxins(Cyanobacteria) and Heterotrophic pathogens bacteria for Example: E. colil and ect. contamination, and eating certain fish similar Bothus pantherinus(Picture1) and labester contaminated with these bacteria. Several other types of E. coli can also infect people and cause illness.
Conclusion:A food chain shows how each living thing gets its food. Some animals eat plants and some animals eat other animals. For example food Chain in the littoral Persian Gulf and Oman Sea, Phytoplankton(<5µ) is the first level of our food chain, followed by the Heterotrophic bacteria(They Disoolved organic Material or Particulate Organic Material or They "eat" everything from sugar and starch to sunlight, sulfur and iron).Heterotrophic bacteria are then eaten by bactervorous protests then they eaten by zooplankton. The zooplankton are then eaten by fish small, benthos)living on the bottom sea), Shrimp,Foraminifera,Nematodes,Ostracodes and other crustaceans, which all go on to be eaten by big fish. The food chain continues when these are eaten by mammals and Human(Diagram food chain 1-3).
Key words : Heterotrophic pathogens bacteria, Entrobacteriacea,Environment,Persian Gulf and Oman Sea

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:44 PM
محیط زیست



بررسی جایگاه اکولوژیکی و خواص درمانی درختان دریایی مانگرودرجهان ومناطق جزرومدی


خلیج فارس و دریای عمان

نویسنده: نرسی نصیرآبادی(بیولوژیست)

دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- دانشکده پزشکی- گروه میکروبشناسی


جنگلهای دریایی مانگرو، پوشش گیاهی غالب مردابهای گرمسیری رادراراضی بین جزرومدی تشکیل می دهند.این رویشهای ساحلی که یک اکوسیستم انتقالی بین خشکی و دریا را ایجاد میکنند،از نظر خصوصیات ساختمانی، نیازمندیهاو توانهای اکولوژیک، نحوه تجدیدحیات و جانوران وابسته به زنجیره غذایی خود،از اجتماعات گیاهی مستقر در خشکی جدا می شوند.محدود بودن گونه ها ،مساحتکم و همچنین ارزشهای زیستگاهی انها که پشتیبانی برای زنجیره غذایی دریا میباشد،یلعث گردیده این تشکیلات گیاهی که هنگام مد کاملا" در تسلط آب قرار دارند درردیف مناطق حساس ساحلی یا منطقه حفاظت شده درآیند .فلور اصلی جنگلهای مانگرو راتنها 63 گونه تشکیل می دهند که این تعداد با حدود 40 گونه علفی همراهی میشوند.جدول شماره(1)تمامی گونه های موجود در جنگلهای مانگرو جهان را فهرست نموده است.دراین جدول گیاهان جنگلهای مانگرو در دو گروه عمده،گون های اصلی و گونه های همراه مشخص گردیده اند.دراین بین مهمترین خانواده های مانگرو عبارتنداز:
Rhizophoraceae,Avicenniaceae,Meliaceae,Sonneratiac eae,Combertaceae که بیشترین جنسها و گون های مانگروهای جهان رادرخود جای داده اند.رویشهای مانگرو با مساحتی بالغ بر 16 میلیون هکتار ،پوشش درختی غالب در اکوسیستمهای ساحلی رادرناحیه بین جزرومدی 65 کشور گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان شامل میشوند.
جدول شماره(1) فهرست کشورهای مزبورکه دارای تنوع گونه ای مانگرو دریایی رادارندرانشان می دهد.همچنین در جدول شماره(2) جامعه پوششی مانگروهای خلیج فارس را نشان میدهد. با توجه به مطالعات صورت پذیرفته IUCN کشورهای پاکستان،هندوستان،تایلند،م الزی،مکزیک،پاناما،کاستاری کا از مانگروهای خود استفاده درمانی می کنندکه دراین بین تنها سنگال بهروری انبوه دارد.
مقاله حاضر جهت بررسی جایگاه مهم اکولوژی و خواص درمانی آین درختان دریایی درمناطق جزرومدی خلیج فارس ودریای عمان انجام گرفت.

گونه های مختلف طبی درختان دریایی مانگرو :
از بین گونه های مختلف مانگروهای مختلف دردنیا گونه های ذیل استفاده های طبی دارند که مختصرا" عبارتنداز:
گونه های Acanthus ilicifolius,A.ebrateatus :
از میوه این دو درخت جهت پاکیزه نمودن خون و زخم بندی و رگها کاربرد پزشکی داشته و همچنین برگهای گیاهان فوق در تسکین دردهای روماتیسمی دارند.

گونه Avicennia spp. :
از این درختان کلا" صمغ و روغن دانه گونه های مختلف جنس حرا جهت زخم معده و تومورها به کار می رود.همچنین پوست این گیاه جهت درمان انگلهای پوستی و زخمهای قانقاریایی استفاده می شود. همچنین به تازگی دردرمان سوختگیها بکار گرفته می شود.

گونه Avicennia ofricana :
پوست این درخت در درمان انگلهای پوستی و زخمهای قانقاریایی استفاده پزشکی دارد.

گونه Avicennia germinas :
این درخت در درمان زخم معده،بواسیر،اسهال و تومورها کاربرد پزشکی دارد.

گونه های Bruguiera gymnorrhiza,B.sexangula :
میوه این دو درخت در چشم پزشکی مورد مصرف دارد.
گونه های Cerbera manghas,C.odollam :
مالش دادن میوه این درختان در تسکین روماتیسم مصرف دارد.همچنین دانه این درختان حاوی روغن با خواص دارویی است.شیره این گیاه هم با داشتن ماده خاص اثر مسهلی دارد.
گونه Ceriops tagal :
عصاره پوست این درخت جهت متوقف نمودن خونریزی کاربرد پزشکی دارد.
گونه Excoecaria agallocah :
شیره گیاه و چوب این درخت به عنوان مسهل مصرف پزشکی دارد.
گونه Heritiera littoralis :
دانه های خرد شده این گونه دردرمان اسهال مورد استفاده قرار می گیرد.
گونه Lumnitzera spp. :
جوشانده برگهای درختان این جنس در درمان برفک (Thrush) کاربرد پزشکی دارد.

گونه Rhizophora mangle :
پوست این درخت سرشار از تانن بوده لذا، جهت توقف خونریزی به کار می رود.همچنین به علت قابض بودن در رفع اسهالهای ساده موثر واقع می گردد.درافریقای غربی ازاین درخت دررفع التهابهای گردن و اسهال خونی استفاده درمانی می کنند.شیرابه سفت شده این گیاه هم در بعضی نقاط دنیا به صورت جویدن دررفع عوارض اسکوربوت مورد استفاده قرار می دهند.

جنگلهای مانگرو درمنطقه خلیج فارس ودریای عمان :
در مناطق جزرومدی سواحل یا Littoral خلیج فارس ودریای عمان در جوار شمالی ترین مدار پراکنش این گیاهان مساحتی حدودا" 20000 هکتار از سواحل سه استان ساحلی ایران را تحت پوشش اجتماعات مانگرو است.مناطق دارای جنگلهای دریایی مانگرودرهریک از استانهای ساحلی عبارتنداز :
الف) استان بوشهر :
1- منطقه پوزه ماشه در حوالی روستای یله گونزه و مقابل جزیره ام الکرم
2- خور بردستان،مجاور بندردیر
3- خور گرم و پزم در خلیج نایبند

ب) استان هرمزگان :
1- خورخوران،مقابل ودر مجاور بندر خمیر واقع در شمالغرب جزیره قشم از مصب رودخانه مهران تا مقابل روستای طبل و لافت
2- در حوزه کولغان درخورهای جلابی،حسن لنگی و مصب رودخانه شور
3- درحوزه تیاب و کلاهی درخورهای مشدر،بهینه و کرگان
4- درحوزه سیربک در خورهای نخل زیارت ،گارندوهو،زیارت ،کناری و کرتان
5- درحوزه جاسک در خورهای گابریک ،جگین و مصب رودخانه های شهر نو ،سواحل روستای لاش ،یکدار،سورگان و همچنین در ماندابهای رودخانه کاشی

ج) استان سیستان و بلوچستان :
در خلیج گواتر در مصب رودخانه باهوکلات دو گونه حرا(Avicennia marina) و چندل (Rhizophora mucronata) تنها درختان مانگرو ایران می باشند.
گونه حرا(Avicennia marina) از تیره Avicenniaceae می باشد.جدول شماره 3 بیانگر جایگاه حرا رادرطبقه بندی گیاهان رانشان می دهد.جنس منحصر به فرد آن دارای یازده گونه و چند واریته است. این درخت که نسبت به سایر مانگروها بیشترین تحمل رادربرابر شوری دریا رادارد(شوری خلیج فارس 45-30 گرم برلیتر متغیرمی باشد) .گلهای زرد این درخت با شرایط موجود درخلیج فارس از اواسط اردیبهشت تا اواخر تیرماه ظاهر شده تا به تدریج تبدیل به میوه می شوند(تصویر 2 ). میوه بادامی شکل حرا معمولا" در نیمه اول شهریور به رسیدگی کامل و تولید دانه می رسد(تصویر شماره 2 ). تجزیه شاخ وبرگ حرا،میزان پروتئین آنرا معادل 8/10% ،چربی5/2% ،کلسیم 4/.%وفسفراین اندامهای درخت 13/.% تعیین نموده است.درختان حرا به سه صورت تولید مثل می نماید.اول تولید نشاء یا زنده زایی (Vivipary) ازخود گیاه برروی درخت،دوم ایجاد دانه وسوم هم ایجاد پاجوش از خود گیاه مادرمی گیرد(تصاویر 3و1).حراها فقط در جاهایی زیست می کند که دوراز اثرشدیدوکوبنده امواج دریاباشد،اولین شرط مناسب جهت رویش آنها مناطقی است که حرکات آب حداقل باشد.از طرف دیگر وجود چنین شرایط آرامی باعث میشود که رسوبات دانه ریز(عمدتا" ماسه ]رس وشنی)قادر به رسوب کردن برروی بستر این مناطق باشنددرنتیجه ،جمع شدن گل ولای در طول زمان در کف دریا بوده واز این جهت بستر باتلاقی حرایی (Mangrove swamps) معمولا" گلی است.در چنین بسترهایی دانه ریزی ،نفوذ اکسیژن بسیار کم بوده و درعمق خاک شرایط بی هوازی حاکم است وبدین خاطر ریشه ها جهت جذب اکسیژندرسطح قراردارندویادارای پنوماتوفور میباشند.ازانجا که دررسوبات دانه ریز مواد آلی به راحتی گرفتار می شوندلذا،بقایای پوسیده برگها وقطعات حرا به تدریج تبدیل به مواد آلی شده ودر داخل کف بستر انباشته میشوندکه درنتیجه میزان درصد مواد آلی رسوبات این منطقه بالارفته ودرنتیجه بستری مناسب جهت زیست انواع سخت پوستان کوچک ، لارو ماهیان ومیگوها بویژه گونه Penaeidae,Panulirus lobster گل خورک یا ماهی Mudskipper)) که از جنس Periophitalmus ،خرچنگها وغیره .. می شوند.عوامل محیطی محدود کننده ناحیه بندی حراها،دامنه جزرومداست.در مناطقی با حداقل دامنه جزرومدی،عرض پهنه جزرومدی نیز اندک گردیده وبالنتیجه رویش حراها نیز محدود می شود.از اینجهت متراکم ترین حراها در پهنه هایی می رویندکه دامنه جزرومد در آنها بسیار زیاد می باشد.
اکوسیستم جنگلهای دریایی حرا جهت صید آبزیان و حتی آبزی پروری وتعلیف دام وکاه وهمچنین سوخت روستایی بهره گرفته می شود.
فواید درمانی گونه حرا(Avicennia marina) :
براساس مطالعات انجام شده برروی اندامهای مختلف این درخت نتایج ذیل بدست آمده است که عبارتنداز:
با مصرف مقادیر کم پوست درخت،میزان ادرار افزایش می یابد.از محاسن بارز آن هیچگونه تاثیر سویی برروی قلب ندارد،ولی اگر بامقادیر زیاد به کار رود،ایجاد قی و عوارض دیگر نظیر سرددهای شدید میکند.
بررسیهاو مطالعات نشان داده که یرروی باسیل (Hansen) تاثیر قطعی داردومیتواند در مداوای بیماری جذام درصورتیکه در مراحل اولیه بیماری باشد تاثیر دارد.
بررسیهاو مطالعات نشان داده که برروی بیماری آبله موثر است.همچنین پوست درخت به عنوان قابض نیز مورد مصرف قرار دارد.درخت حرا دارای 17% تانن،11% نشاسته ویک ماده چرب ونوعی ماده رزینی به نام ماناوا(Manawa) ومقداری گلوکوزیدبوده که ماده اخیر در مجاورت مواد قلیایی ابتدا به رنگ قرمز گیلاسیوسپس زرد تبدیل شده که با اسیدها نیز رسوب می دهد.همچنین از پوست تنه این درخت ماده ای زردرنگ به نام لاپاکول(Lapachol) به دست آمده است که خواص مدر،قابض ،ضد جذام وضد آبله این گیاه رابه آن نسبت می دهند.
بررسیهاو مطالعات دیگر نشان داده که اندامهای مختلف این درخت دردرمان سوختگیها تاثیر مثبت دارد.

گونه درخت چندل (Rhizophora mucronata) :
این درخت به تیره Rhizophoraceae یکی از معروفترین و پرتراکم ترین خانواده گیاهی مانگرو تعلق داشته که دارای 4 جنس و 16 گونه می باشد.پراکندگی این گونه سواحل گرمسیری آسیای شرقی وجنوبی،افریقاو استرالیا وآمریکا رادربرمی گیرد.درایران اجتماعات درختان چندل در مساحتی محدود در حدود 20 هکتار دررویشگاه سیریک وجودداردوبا جامعه حرا،تودهای درهم را ایجاد کرده اند.تنه این درختان صاف و پوست آن واجد برجستگیهاوشیارهای طولی وسطحی استوبرگهای آن ضخیم ،چرمیوچند ساله بوده که پس از خزان جای آن برروی شاخه باقی می ماند.گلها در گیاه مجتمع ودرانتهای شاخه دیده می شود.میوه چندل مخروطی ،چوبی ،ناشکوفا وحامل یک دانه است .چوب این درخت به علت سرشاربودن از تانن،قرمزرنگاست.باتجزیه برگ این درخت میزان پروتئین آن7/4% ،چربی 7/2% ،فیبر 3/11% ،پتاسیم62/.% ومقدار سدیم5/3% تعیین گردیده است.


فواید درمانی گونه درخت چندل (Rhizophora mucronata) :
عصاره پوست درخت چندل دررفع خون مردگی ،اسهال خونی و جذام مورد استفاده قرار می گیرد.

منابع:



- Nybakken,J.W. 1988. Marine Biology.An ecological approach.



- Baird, Ian, Quarto, Alfredo, "The Environmental and Social Costs of Developing Coastal Shrimp Aquaculture in Asia", Earth Island Institute, 1994
- www.earthisland.org.
- Tomlinson, P.B., 1986. The Botany of Mangroves. Cambridge University Press. Cambride Tropical Biology Series. 413 pp.
-Baldwin, R, and A. Al Kiyumi. 1999. The ecology and conservation status of sea turtles of Oman. Pages 89-98 in M. Fisher, S. A Ghazanfar, and J. A. Spalton, editors. The natural history of Oman: A Festschrift for Michael Gallagher. Leiden, Backhuys Publishers.
- www.nhmi.org-Mangrove –Ecology Mangrove .


- بررسیها ومطالعات جنگلهای مانگروهای ایران(مجری نگارنده)- از سال 1380 تا 1385

جدول شماره (1 ) : فهرست تنوع گونه ای جنگلهای دریایی مانگرو وگونه های همراه آنها در جهان را نشان

می دهد.






Acanthaceae:





Acanthus ebracteatus Vahl.


A. ilicifolius L.


A. volubilis Wall.


Apocynaceae :


Cebera floribunda


C. manghus


C. odollam


Rhabdadenia biflora


Areaceae :


Nypa fruticans


Mauritia flexuosa


Oncosperma filamentosa


O. horridum

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:44 PM
محیط زیست

بررسی جایگاه اکولوژیکی و فواید درمانی کوسه های خلیج فارس ودریای عمان



نویسنده: نرسی نصیرآبادی(بیولوژیست)

دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- دانشکده پزشکی – گروه میکروبشناسی

مقدمه:
خليج فارس بزرگترين پناهگاه موجودات دريايی به ويژه آبزيان ظريف و كوچك از قبيل ماهی های تزئينی زيبا و رنگارنگ مرجان ها،ماهیان خوراکی وغیرخوراکی،کوسه ماهیان، صدف ها، حلزون ها، نرم تنان، شقايق ها، اسفنج ها، عروس های دريايی و غيره است.تعداد زيادی از اين آبزيان كه در نوع خود زيباترين موجودات دريايی هستند، به علت حوادث مختلف و مسايل زيستی به اين پناهگاه آرام وگرم پناه آورده اند و از هزاران سال پيش در آن به زندگی خويش ادامه می دهند. قباد( شاه ماهي)، را شكوه حلوا سفيد يا زبيده، شوريده، حلوا سياه، سرخو، شعري، سبيتي، خاور و دختر ناخدا از مهمترين ماهی های خــوراكی و اره ماهي، بمبك، ماهی لقمه،اسب ماهی از ماهی های غير خوراكی خليج فارس محسوب می شوند.علاوه بر اين خليج فارس دارای صدها گونه ماهی تزئينی است. كه برخی از نمونه های آن مانند(امپراتور) در جهان نادر است جراح دم زرد، آنتن دار، دلقك آبي، كاردينال، هامور، سقماهي، دم گاوي، نئون، آرايشگر، صندوق ماهي، شاخدار، خروس دريايي، پيكاسو، ملوان، چيتي، شقايق، ژله و پيكاسوی مشكی از ديگر ماهی های تزئينی آبهای پيرامون كيش هستند.کوسه های خلیج فارس دربین مردم جنوب خصوصا" جزایر وبنادر تنگه هرمز،به نام کولیمشهوراست. بزرگترین نوع کوسه درآبهای خلیج فارس کولی گومیباشد. کوسه های ایران از تیره Carchahinidae هستندکه مشهورترین آنها در خلیج فارس کوسه Carcharias menisorrah است. کوسه ها ،انواع ماهیان ،نرمتنان،ماهیان مرکب ومیگوها تغذیه میکنند. کوسه از آبزیان مرگ آفرین و رعب انگیز دریا ها و اقیانوس هاست . هر کجا کوسه یافت می شود ترس و دلهره و مرگ هم بدنیال آن خواهد آمد .این ایده در ذهن انسان همیشه ثبت شده است که اگر حیوانی خطر ناک و برای انسان دردسر آفرین باشد باید از بین برود .شاید کوسه هم جزیی از همین حیوانات باشد .کوسه ها در ظاهر برای انسان تولید خطر میکنند ولی به همان اندازه نیز برای انسانها و محیط زیست مفید هستند . پوست ؛ گوشت ؛ اندامهای داخلی ؛ باله ها و غيره موارد متعددي است که می تواند برای صنعت و تجارت استفاده شود. همچنین کوسه ماهیان درخلیج فارس باآن همه اهمیتی که دارد به فراموشی سپرده شده است.مقاله حاضر اهمیت جایگاه اکولوژیکی وفواید درمانی از اندامهای مختلف این ماهیان رادرخلیج فارس ودریای عمان مورد بررسی قرارمی دهد.
جایگاه اکولوژیکی و تنوع گونه ای کوسه ماهیان در آبهای خلیج فارس ودریای عمان :
کوسه ماهیان شاخه ای از ماهیان غضروفی هستند .درخلیج فارس ودریا ی عمان ازتنوع گونه ای قابل ملاحظه ای برخوردارند.کوسه ها حلال گوشتند.از 120گونه دردنیا ، 20گونه مهاجم هستند که فقط 4 گونه ازآنها به انسان حمله می کند.این گونه های مهاجم درخلیج فارس ودریای عمان وجودندارند. این ماهیان در راس هرم غذایی دریا و اقیانوس ها قرار دارندوبه همین دلیلاز تنوع غذایی بالایی برخوردارند.از مهمترین گونه های مهم آنها میتوان به چند گونه اشاره نمود که عبارتنداز:کوسه سفید، کوسه آبی ، کوسه ببری , کوسه پلنگی .... را می توان نام برد.همچنین کوسه هایی که صیادان جنوب درآبهای خلیج فارس صید میکنند عبارتنداز:
کولی بیلی،کولی سیاف،کولی گرگ،کولی گربه،کولی نمرانی،کولی سوار،کولی شیردندان، کولی کر،کولی سری،کولی لم لم،کولی ناوی،کولی مهره سرخ،کولی پنگ سر،کولی جنازه،کولی خشما,کولی جرجور،کولی کراسیاه،کولی سیاه،کولی هرار،کولی کراگری،کولی بلند،کولی گرسه، کولی چشم زیر وکولی نمپل ./
نوع دیگر کوسه ماهی درخلیج فارس ،کوسه ماهی بزرگ ازنوع Carcarias Sp. است.

ارزش غذایی کوسه ماهیان خلیج فارس ودریای عمان :
ارزش غذایی گوشت کوسه در مقایسه با ماهیان استخوانی باتوجه به ترکیب وتوزیع اسیدهای آمینه کمترمی باشد. ازآنجا که میزان اوره در بافت عضلانی کوسه ماهیان بالاست بنابراین به منظوراستفاده به عنوان یک منبع غذایی لازم است که میزان اوره کاهش یابد. علیرغم اوره زدایی، باز هم این گوشت برای افرادی که ناراحتیهای قلبی –عروقی، نقرس وفشارخون بالا دارند توصیه نمی شود. تحقیقات روی 30گونه کوسه نشان داده که میزان اوره بین 1600تا2300میلی گرم درصد گرم گوشت متغیراست. همچنین گوشت کوسه به علت بی استخوان بودن وقابلیت عمل آوری به شکل فیله واستیک وقطعات کبابی ازبازارپسندی مناسبی برخوردارست. میزان پروتئین گوشت کوسه ماهی بین3/16تا 7/21درصد اندازه گیری شده ودرصد موادمعدنی وچربی آن بترتیب درگونه های مختلف از6/0تا8/1درصدو0/3-0/1درصد می باشد.عمل آوری از گوشت تازه صید شده کوسه ماهیان باید بلافاصله انجام گیردزیراکه اگر در عمل آوری تاخیر صورت گیرد میزان اوره در گوشت کوسه بالارفته و همچنین رنگ گوشت کوسه صیدشده روبه قهوه ای تیره بابوی تند آمونیاک مشاهده می شود.
زهرابه آن موجب حساسیت وخارش کمی دراکثرمردم می شود. کوسه های بزرگتری که برای مصرف پوستشان صیدمی شوندنباید شکم آنهاخالی ویادریخ قرارگرفته ومنجمدشوند ولی کوسه های کوچکتر باید بلافاصله بعداز صیددریخ قرارگیرندوتازمان انجماد ویاعمل آوری باید همچنان دریخ مخلوط بمانند.


مصارف وفواید درمانی گونه های مختلف کوسه ماهیان:
کوسه ماهیان علاوه بر تعادل اکولوژیکی ددریاها، مصارف مختلفی درجهان دارند. پوست کوسه دربرخی کشورها به عنوان غذا خورده می شودامابیشتر پوست کوسه ماهی (دباغی نشده ) درتهیه چرم استفاده می شود .درگذشته از پوست کوسه برای تهیه سنباده وصیقل داد ن وسایل چوبی استفاده می شد. ازچرم کوسه ماهی ، درتهیه وسایل لوکس مانند کیف دستی، کفش ، چکمه، کیف زنانه ومردانه، بندساعت، کمربند، جاکلیدی، جلدهفت تیرودسته چاقو استفاده می شود .ازکبد این آبزی علاوه بر استخراج ویتامینA برای تهیه روغن استفاده می شود. تعدادی ازکوسه ها Ginglymostoma cirratum پوست باارزشی دارند، درحالیکه گوشت آنها بی ارزش است. از طرف دیگرگوشت کوسه باله کوتاه Isurus oxyrinchus ممکن است دربازار از ارزش زیادی برخوردار باشد.ازدندان کوسه استفاده تزئینی وازغضروف آن استفاده دارویی می شود.باله کوسه صادراتی بوده ودرژاپن ازآن سوپ تهیه می کنند. برخی کوسه ها که برای مصرف غذایی انسان مناسب نیستند و برای تهیه آردماهی جهت استفاده در خوراک دام مورد استفاده قرار می دهند. کوسه هایی که جهت استفاده از پوست آنها درنظرگرفته شده اند باید ازکوسه هایی که گو شت آنها به صورت سردشده ویامنجمد مصرف می شود جدانگهداری شوند. هرگونه آسیب فیزیکی وخشک شدن سطح پوست درکاهش کیفیت کوسه اثرداشته واحتمالا موجب اکسید شدن آن می شود. دربین گونه های کوسه که پوستشان برای تهیه چرم بهتراست، کوسه ببری، کوسه سرچکشی، وکوسه های lemon ,dusky ,nurse ,sandbar ,porbeagle ,short fin ,mako ,bull می باشند.هیچگونه آماری درتولیدجهانی وتجارت چرم کوسه نبوده وهنوز بازار این محصول به قدری که درگذشته بوده نیست. درگذشته تولیدکنندگان اصلی فراورده های پوست کوسه، امریکا، مکزیک ونزوئلا، آلمان، انگلیس وژاپن بود.باافزایش جمعیت کوسه ، گوشت آن بیش از پوست مورد توجه بوده است.لاشه کوسه به همراه پوست فروخته می شود ولازم است اقدامات لازم درزمینه استفاده از پوست باارزش کوسه صورت پذیرد. در کشور ما نیز مقدار درخورتوچهی ازاین ماهی هاضمن صیدهای سنتی وصنعتی همراه بادیگر ماهیها،حاصل می گردد که معمولا" مورد استفاده قرارنگرفته وحتی دورریخته می شوند.استفاده از این منابع عظیم دریایی ،ضمن انکه تعادل اکولوژیکی دریاها،بویژه در خلیج فارس راکه محدودنسبتا" بسته ای است،حفظ میکند،ماده اولیه مهمی برای تهیه پروتئینی حیوانی،چرم،روغن وغیره درجهت مصارف داخلی ویا صادرات راتشکیل می دهد.در استانهای ساحلی از قدیم الایام جگرکوسه برای روغن کاری بدنه لنج ها (سیفه ) کاربرد داشت علاوه برآن به عنوان یک داروی محلی ، سنتی برای درمان انواع دردهای مفصلی؛ استخوانی و عضلانی وهمچنین برای جلوگیری از ریزش مو استفاده می کردند .گوشت بعضی از گونه های آن مصرف خوراکی داشته و بنا به اظهار بعضی از صیادان خبره محلی نقش موثری در تحریک و افزایش قدرت جنسی (باروری ) در مردان دارد .همچنین استخراج موادچربی خاصی از یک نوع کوسه برای تهیه مواد آرایشی و یا تهیه نخ جراحی ازباله های کوسه از دیگر کاربرد آن در صنعت است .ارزش غذایی کوسه زمانی آشکار می شود که سوپ باله های کوسه از گران ترین غذای مردمان جنوب شرق آسیا است که این نوع غذا به عنوان غذای اختصاصی ملی آنها محسوب می شود.
با راه اندازی کارخانه های عمل آوری پیشرفته در حوزه خلیج فارس (کشور های عربی ) و قیمت بالای کوسه ازیک طرف و ارتباطاتی که صیادان ما با آن کشور ها برقرار کرده اند باعث شده است تا تلاش صیادی جنوب افزایش چشمگیری پیدا کند .
این تلاش زمانی بالا گرفت که صیادان ما جهت جبران هزینه ها به عنوان مثال : هزینه های سوخت ؛ هزینه تعمیر و نگهداری موتور ؛ عدم افت محصول عملا با تکنولوژی و تکنیک های متنوع و بعضا"ُمخرب (صیدبه روش گوشگیر کف ویا همان رکسی ) به صید آنها می پرداختند تا جایکه باله های کوسه خشک شده بین 25الی30 هزار تومان وباله تر آنها 5 الی 7 هزار تومان خرید و فروش می کردند. همانطور که قبلا گفته شد امروزه صیادان با استفاده از روشهای صید غیر مرسوم و با وارد کردن ادوات صید مخرب عملا به جنگ کوسه ها شتافته اند زیرا صیادان ما گرایشی عجیب و غریب به زیاد صید کردن آبزیان در هر شرایط و با هر وسیله- - ای می نمایند و با این کار خود تا حد انقراض یا نزدیک به انقراض گونه های آبزی دست میزنند همانطور که گونه هایی ذی قیمتی مثل ((حلوا سفید ؛راشگو ؛ذخایر میگو ....)) رو به نابودی است کوسه ها نیز از این قایده مستثنی نیستند.وماباید این موضوع را درک نماییم که یک موجود زنده یک منبع غیر قابل تجدید است که حامل اطلاعات با ارزش ژنتیکی بوده که طی هزاران سال یا ملیونها سال تکامل یافته است . هنگامی که این موجود منقرض شد ؛ این اطلاعات برای همیشه از بین می رود .
نتیجه گیری و پیشنهادات :

برای جلوگیری از کاهش کوسه ماهبان و انقراض آنها وهمچنین استفاده بهینه ازآنهاعلاوه برآنکه به عهده مسولیـــن میباشد خودمن نیز باید در حفظ ذخایر آبزی آبهای نیلگون خلیج فارس کوشا باشیم.جهت ادامه صید و صیادی و حفظ گونه های کوسه های خلیج فارس ودریای عمان باید نکات ذیل را نیز می توان ذکر نمد که عبارتنداز :
- کنترل ادوات صید کوسه
- جلوگیری از روش های صید غیر مرسوم و غیر استاندارد(روش گوشه گیر کفی)
- جلوگیری از صید در فصول ممنوعه
- ممانعت از صید قایق های صیادی در نوار ساحلی
- استفاده از صید لانگ لاین (رشته قلاب )
در پایان امید است با همکاری جامعه صیادی و مسولین وبا یک مدیریت صحیح و انجام پروژه های تحقیقاتی ؛ صنعتی که در کشورهای توسعه یافته از کوسه استفاده می کنند ما نیز بتوانیم ازمزایای آن برخوردار باشیم .
آموزش صیادان از همه میزان برداشت ذخایر می تواند جلوی انقراض این آبزی با ارزش اقتصادي را گرفته و این سرمایه ملی همواره برای نسل های آتی ماندگار بماند .

منابع:

- شناسایی تنوع گونه ای ماهیان خلیج فارس ودریای عمان(نگارنده- بیولوژیست)

- ماهیان خلیج فارس، دکتر بلگواد ،ترجمه دکتر بابا مخیر






- - Al- Daham, N.K. 1976. Fishes of Iraq and the Arab Gulf: Orders Squaliformes and Rajiformes. Bulletin of the Basrah Natural History Museum 3: 3–66.


- Garrick, J.A.F. 1982. Sharks of the genus Carcharhinus. National Oceanic and Atmospheric Administration Technical Report, National Marine Fisheries Service Circular 445: 1–194.

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:45 PM
محیط زیست دور نیست، همین نزدیکی‌هاست در جنوبی‌ترین نقطه پایتخت، اسماعیل‌آباد و روستاهای دیگری چون عظیم‌آباد، قوچصار، درسون‌آباد و... واقع شده‌اند روستایی‌هایی که وجه مشترکشان همجوار بودن با پالایشگاه نفت است.
ساکنان این روستاها سال‌هاست عادت کرده‌اند هوای آلوده و دودناک را تنفس کنند هوایی که تحمل ‌آن برای یک رهگذر عادی دشوار است.
همچنان‌که به لطف همجواری با تأسیسات نفتی و آلوده شدن آب منطقه، جمعی از آنان به انواع بیماری‌های گوارشی و پوستی مبتلا شده‌اند و البته همه این مشکلات به‌دلیل رعایت نشدن استانداردهای بین‌المللی و رعایت نکردن حریم لازم در احداث تأسیسات نفتی از سوی پالایشگاه نفت ری است. تأسیساتی که توسعه آن همچنان سلامت روستاهای منطقه را به‌شدت تهدید می‌کند.
درپی همین توسعه لجام‌گسیخته است که کارخانه سولفات سدیم گسترش می‌یابد، مخازن چند میلیون لیتری بنزین بدون سرب در زمین‌های کشاورزی تعبیه می‌شود، درختان منطقه بر اثر گرد و غبار، دود و گازهای سمی نابود می‌شود و بوی آزاردهنده‌ای که از تأسیسات نفتی برمی‌خیزد امان ساکنان منطقه را می‌برد و همه این اتفاقات در جلوی چشم مسئولان محیط‌زیست، بهداشت و سایر دستگاه‌های ذیربط اتفاق می‌افتد. اعتراض به عملکرد پالایشگاه و بی‌توجهی مسئولان تأسیسات نفتی به سلامت روستاهای همجوار ادامه می‌یابد.
مرداد ماه ۸۳ نقطه اوج این اعتراضات است. بیش از ۷۰ عنوان مقاله و گزارش در روزنامه‌های مختلف به معضل این روستاها اختصاص می‌یابد. درپی این اعتراضات، مسئولان وقت محیط زیست که تا آن زمان خاموش مانده‌اند با اعتراف به مشکلات موجود، چاره را در انتقال اهالی منطقه به نقاطی دور از پالایشگاه اعلام می‌کنند.
این اظهارات محمدحسین پیراسته، مدیرکل محیط‌زیست وقت استان تهران است: «راهی نیست، آلودگی نفتی در یک منطقه مسکونی به‌ندرت برطرف می‌شود، باید تمهیداتی سریع برای خریداری زمین‌های اسماعیل‌آباد و استقرار آنها در روستاهای اطراف اندیشیده شود.»
پس از آن، از کارشناسان ژاپن دعوت می‌شود تا با حضور در منطقه، علت آلودگی سفره‌های آب زیرزمینی و آلودگی مزارع کشاورزی اطراف پالایشگاه را مشخص کنند.
چندی بعد (اواخر اردیبهشت ۸۴) یوسف حجت، معاون محیط‌زیست انسانی، درباره نتایج کار کارشناسان ژاپن می‌گوید: «براساس گزارش کارشناسان ژاپنی، آلودگی‌های نفتی در مناطق جنوبی تهران در عمق ۶ متری زمین وجود دارد. خوشبختانه طبق بررسی‌ها، روشن شده است که آب زیرزمینی در این منطقه جریان نداشته که در نتیجه آلودگی نفتی به‌تدریج از این مناطق فاصله نخواهد گرفت و به دیگر نقاط زمین سرایت نمی‌کند.»
به گفته وی مشاوران ژاپنی به این نتیجه رسیده‌اند که – از سوی پالایشگاه تهران – صرفا باید چاله‌‌های متعددی در زمین حفر شوند که از سطح آن، آب آلوده برداشت و تصفیه شود و پس از تصفیه آب‌های آلوده چاه‌های حفر شده، باید آب سالم به عمق این چاه‌ها تزریق شود تا سفره‌های آب زیرزمینی دچار نقصان نشوند، این گزارش به پالایشگاه تهران اعلام شده است که مقرر گردیده طی جلسه مشترک محیط‌زیست و مسئولان پالایشگاه بررسی نهایی انجام شده و جمع‌بندی شود. پس از جمع‌بندی، پالایشگاه موظف است این چاه‌ها را در منطقه حفر کرده، تأسیسات تصفیه آب در کنار آنها احداث و مجددا به سفره‌های آب زیرزمینی، آب تزریق کند.
نزدیک به ۳ سال از گفته‌های معاون انسانی سازمان محیط‌زیست می‌گذرد. در طول این زمان دامنه فعالیت‌های پالایشگاه نفت تهران، شرکت خط لوله ری، نفت بهران و شرکت تصفیه سولفور سدیم گسترش یافته و البته این فعالیت‌ها تنها گریبانگیر اهالی روستاهای منطقه نشده که در این‌میان سبزیجات و دامی که با فاضلاب و آب آلوده به مواد نفتی سیراب می‌شود وارد چرخه غذایی شهروندان تهرانی نیز می‌شود تا تهرانی‌ها هم از این مواهب نفتی بی‌نصیب نمانند!
تا ۵ سال دیگر منتظر باشید!
حسن اصیلیان، معاون انسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست، درباره تعهداتی که پالایشگاه ملزم به انجام آن شده بود، می‌گوید: ما در این زمینه با مسئولان پالایشگاه تهران جلسات متعددی داشتیم. نسبت به گذشته اقدامات اجرایی خوبی صورت گرفته است، برای تعیین میزان آلودگی در بخش‌های مختلف پالایشگاه چاه حفر شده و تعبیه چاه و گمانه‌زنی همچنان ادامه دارد، ضمن آن‌که پالایشگاه به پاک کردن زمین از آلودگی نفتی اقدام کرده است.
به گفته وی برنامه‌هایی برای پاکسازی اراضی منطقه از آلودگی نفتی تدوین شده که براساس آن ظرف ۵ سال آینده این آلودگی‌ها به‌طور کامل برطرف می‌شود. البته سازمان محیط‌زیست از مسئولان پالایشگاه خواسته است با افزایش تعداد چاه‌های گمانه‌زنی و تدوین برنامه زمان‌بندی، زمان اجرای پاکسازی را از ۵ سال به ۳ سال کاهش دهند که پالایشگاه این درخواست را پذیرفته است.
اصیلیان می‌افزاید: پالایشگاه جلوی تمام منافذ نشت نفت را گرفته و سیستم‌هایی که به‌صورت لاگون بوده و آلودگی را به خود جذب می‌کرده حذف شده است.
همه مخازن پالایشگاه هم تعمیر شده و بازرسی‌های محیط‌زیست نشان می‌دهد که در حال حاضر هیچ‌گونه نشت نفتی به درون زمین وجود ندارد. در یک عبارت اقدامات پالایشگاهی در رفع آلودگی از نظر محیط‌زیست رضایت‌بخش است.
● تأیید سبزی‌کاری با فاضلاب
معاون انسانی محیط زیست، البته کشت سبزیجات با فاضلاب را تأیید می‌کند و می‌گوید: «بحث تصفیه فاضلاب را وزارت نیرو پیگیری می‌کند، اما این‌که سبزیجات با فاضلاب آبیاری می‌شود در حیطه وظایف وزارت بهداشت است.
محیط‌زیست فقط از نظر کیفیت فاضلاب‌هایی که استفاده می‌شود، آزمایش‌هایی انجام داده و از سازمان‌های ذی ربط مثلا وزارت نیرو خواسته در احداث تصفیه‌خانه فاضلاب تسریع کند. اما هنوز بخش‌هایی از فاضلاب تهران و فاضلاب پالایشگاه نفت صرف آبیاری سبزیجات می‌شود و این برعهده وزارت بهداشت و وزارت نیرو است که در این زمینه به‌طور جدی اقدام کنند. چراکه نقش سازمان محیط‌زیست نقشی نظارتی است نه اجرایی.»
● اسماعیل‌آباد خالی از سکنه می‌شود
وارد اسماعیل‌آباد که می‌شوی، بیش از هر چیز خانه‌های تخریب‌شده به چشم می‌آید، در این منطقه هم مثل همه جای دیگر نفت حرف اول را می‌زند.
قرار است اسماعیل‌آباد خالی از سکنه شود تا تأسیسات نفتی توسعه یابد. تا اواخر مهرماه گذشته بیشتر ساکنان اسماعیل‌آباد خانه و کاشانه خود را تخلیه کرده‌اند اما از ۲۷۰ خانوار، کمتر از ۷۰ خانوار هنوز از اسماعیل‌آباد دل نکنده‌اند.
● پشت حصارهای پالایشگاه
نقی رسولی از اهالی اسماعیل‌آباد می‌گوید: نزدیک به ۵/۲ سال است که این طرح شروع شده، عده‌ای خانه‌هایشان را فروختند و رفتند. البته به اجبار این کار را کردند. یعنی وقتی خانه‌های اطراف خانه من خراب می‌شود، وقتی خانه بهداشت را می‌بندند، وقتی مدرسه را تعطیل می‌کنند، خب ما ناگزیر به ترک اینجا می‌شویم. در حالی که با واگذاری و فروش این خانه حتی من نمی‌توانم جای دیگر، خانه‌ای بخرم.
خانه من ۶۰ متر است و ۵۰ متر زیربنا دارد. قیمتی که برای خرید آن گذاشتند ۵/۱۱ میلیون تومان است. حال مسئولان بیایند بگویند من کجا می‌توانم با این پول خانه‌ای حتی ۱۰ متر کوچکتر از خانه خودم بخرم. البته همه اینها را در نامه‌ای به رئیس‌جمهوری نوشتیم اما نه فرمانداری نه جای دیگر توجهی به این مشکل ندارند.
رسولی می‌گوید: از ۶ ماه پیش شروع به خرید خانه‌های اسماعیل‌آباد کردند در حالی که این طرح قرار بود ۲ سال پیش اجرا شود. اگر آن روز خانه‌های ما را می‌خریدند ما می‌توانستیم در جای دیگر سرپناهی برای خودمان تهیه کنیم ولی طی این ۲ سال، قیمت‌ها خیلی بالا رفت به‌طوری که با پولی که دست ما را می‌گیرد حتی نمی‌توانیم جایی را رهن کنیم. البته ما مجبوریم برویم چون همه امکانات اینجا قطع شده است.
محمد ابوطالبی یکی دیگر از اهالی می‌گوید: برای ۹۵ متر ساختمان به من ۳۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان داده‌اند. من با این پول حتی در قوچحصار که همین بغل است نمی‌توانم جایی بخرم.
فرمان امیری، از دیگر ساکنان اسماعیل‌آباد می‌گوید: از طرف پالایشگاه و فرمانداری لودر می‌آورند تا خانه‌ها را تخریب کنند، ما می‌خواهیم حرفمان را به گوش رئیس‌جمهوری برسانیم، می‌خواهیم بگوییم ۲ سال پیش که ایشان گفتند اسماعیل‌آباد را بخرند و مردم را جابه جا کنند، این طرح خوبی بود به‌شرط آن که همان روز اجرا می‌شد، اما الان که زمان گذشته با این قیمت‌ها ما چطور می‌توانیم برای خودمان سرپناه تهیه کنیم.
الان خانه‌های ما را به بهانه اینکه تصرفی است، متری ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تومان قیمت گذاشته‌اند در حالی که همین قوچحصار که چسبیده به اینجاست آپارتمان متری ۸۰۰ هزار تا ۱ میلیون تومان است.
● زمین‌های کشاورزی را نمی‌خرند
حسین اولیایی با اشاره به این که کسی به کشاورزی و آلوده بودن محصولات توجهی ندارد، می‌گوید: در اینجا (اسماعیل‌آباد) حدود ۱۰۰۰ هکتار گندم، جو، یونجه و ذرت می‌کارند همه این محصولات هم با آبهای آلوده به ویژه فاضلاب تهران آبیاری می‌شود.البته این منحصر به اسماعیل‌آباد نیست، عظیم‌آباد، نجم‌آباد، چهارترخون هم از فاضلاب استفاده می‌کنند.
● سهم تهرانی‌ها از فاضلاب، ۱۰۰ تن سبزی
یکی دیگر از کشاورزان که نمی‌خواهد نامی از او برده شود، می‌گوید: ۱۸ سال پیش که از طرف پالایشگاه، موتور آب اصلی اسماعیل آباد را بستند. بعد هم روی قنات اینجا درخت کاشتند. ریشه درختها در قنات نفوذ کرد و قنات هم مسدود شد.
وی ادامه می‌دهد: اینجا تقریباً ۶۰۰ هکتار اراضی کشاورزی وجود دارد که با فاضلاب آبیاری می‌شود. ۸۰ هکتار از این اراضی، زیر کشت سبزیجات است.
روزانه حدود ۱۰۰ تن سبزی از این اراضی برداشت شده و با فروش در میدان تره‌بار، به مصرف تهرانی ها می‌رسد. این فقط مربوط به اسماعیل‌آباد است.این کشاورز می گوید: چند ماه پیش (شهریور گذشته) جلوی فاضلاب را گرفتند و به‌جای آن آب سرریز تصفیه‌خانه شهر ری را به اینجا آوردند که به خاطر بوی بد مجبور شدند اجازه بدهند دوباره از همان فاضلاب استفاده کنند، شرکت نفت هم که قرار بود ثانیه‌ای ۱۲۰ لیتر آب به کشاورزان بدهد حتی یک قطره هم نداده است.
● از دید شوراهای محل
مجید صادقی حسن‌آبادی، رئیس شورای اسلامی عظیم‌آباد، می‌گوید: آنچه بیش از همه اهالی عظیم‌آباد را آزار می‌دهد بوی بد پالایشگاه، شرکت گاز و کارخانه سولفات سدیم است.مسئله دیگر آب لوله‌کشی ماست که از کهریزک می‌آید.
این آب نه قابل‌شرب است نه قابل استفاده برای حمام و شست و شو. به‌همین دلیل مردم منطقه به بیماری‌های متعددی مبتلا شده‌اند. با این همه مردم مجبورند از آن استفاده کنند.
صادقی از عمل نکردن پالایشگاه به تعهد خود در خصوص تأمین آب کشاورزی می‌گوید: قبلاً موتورآبی داشتیم که بخش عمده آب زمین‌های کشاورزی را تأمین می‌کرد. این موتور دقیقاً پشت کارخانه سولفات سدیم بود اما آب چاه آن به‌قدری به مواد نفتی آلوده شد که آن را پلمب کردند. با این وعده که شرکت گاز ثانیه ای ۳۰ لیتر آب به کشاورزان بدهد اما این تعهد هرگز عملی نشد.
وی درباره فروش روستای عظیم‌آباد به پالایشگاه می‌گوید: این روستا هم در طرح بود برای همین اجازه ساخت و ساز نمی‌دادند. این مسئله مشکلات فراوانی را به‌وجود آورد اما خوشبختانه با تلاش فراوان توانستیم این روستا را از طرح خارج کنیم که الان در اینجا اجازه ساخت‌وساز هم داده می‌شود؛ اما مشکل آزاردهنده آلودگی همچنان پابرجاست.
● روستاها، سهمی ندارند
حسن تاجیک، رئیس شورای اسلامی قوچحصار، ضمن انتقاد از بی‌توجهی به وضعیت نگران‌کننده روستاهای همجوار پالایشگاه نفت می‌گوید: آلودگی ناشی از پالایشگاه و دیگر تأسیسات نفتی آسایش و سلامتی مردم منطقه را تهدید می‌کند به‌ویژه آنکه وزش بادهای شمالی در ساعات اولیه صبح و شب بوی بد پالایشگاه را به‌سمت روستای قوچحصار و دیگر روستاها می‌آورد.
وی می‌افزاید: ما بارها به شهرداری، بخشداری و شورای بخش اطلاع دادیم اما فعلاً با خرید اسماعیل‌آباد، مشکل بقیه روستاها مسکوت مانده است. مسئله دیگر اینکه باتوجه به آسیب‌هایی که به‌دلیل فعالیت‌های پالایشگاه متوجه روستاهای همجوار می‌شود، پالایشگاه سالانه مبلغی حدود ۵۰۰ میلیون تومان به شهرداری باقرشهر می‌‌دهد تا این مبلغ صرف افزایش سطح بهداشت و فضای سبز روستاهای اطراف پالایشگاه شود اما تاکنون روستاهای همجوار از این مبلغ یا بهره‌مند نشده‌اند یا مبلغ اختصاص یافته به روستاها بسیار ناچیز بوده است.
این نکته‌ای است که علی عرب از دیگر اعضای شورای اسلامی قوچحصار نیز بر آن تأکید می‌کند و می‌گوید: بودجه‌ای که شهرداری باقرشهر برای این منظور دریافت می‌کند و موظف است آن را صرف فضای سبز و بقیه معضلات روستاها کند، مشخص نیست در کجا هزینه می‌شود.
حداقل این است که از این مبلغ در قوچحصار که ۲۰ هزار نفر جمعیت دارد خبری نیست. در حالی که امکانات بهداشتی و پزشکی در اینجا بسیار پایین است و روزبه‌روز شمار بیماران پوستی و تنفسی در منطقه بیشتر می‌شود.
منبع:اسدالله افلاکی
روزنامه همشهری

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:46 PM
محیط زیست یکی از بزرگترین معضلات تهدید کننده سلامتی انسانها آلودگی هوا میباشد.از آنجائیکه تکامل ریه پس از بدنیا آمدن نوزاد و در دوران اولیه کودکی میباشد, کودکان نسبت به بزرگسالان از آلاینده ها بیشتر متاثر میگردند.بیشتر ساعات زندگی کودکان در محیط بسته مدرسه و خانه سپری میگردد که این مساله نیز خود همانند هوای آلوده خارج از محیط سر بسته حائز اهمیت میباشد. آلودگی هوا در کودکان باعث ببیماری های چون حملات اسم, زایمانهای زودرس, سقط جنین, عدم تکامل ریه, مرگ و میر کودکان, سرطان و بیماری های عفونی, حملات عصبی و بیماریهای تنفسی میگردد.
یکی از معضلات صده اخیر آلودگی هوا و افزایش میزان نرخ آلاینده های هوا میباشد. اثرات آلودگی هوا بر کودکان نسبت به بزرگسالان بر همگان آشکار میباشد و علت آن این است که ۸۰% کیسه های هوایی کودکان که بصورت (POSTNATAL) میباشد در سن ۶-۸ سالگی به تکامل میرسد.کودکان بعلت فعالیت بدنی بیش از بزرگسالان و بالا بودن میزان سرعت دم و باز دم در دقیقه نسبت به بزرگسالان مواد سمی (TOXIC) بیشتری وارد بدنشان میگردد. در سال ۱۹۷۱ شش ماده ای اصلی آلوده کننده هوا به ترتیب ازن, مواد معلق, دی اکسید سولفور, دی اکسید اذت, مونو اکسید کربن, سرب و ۱۸۹ آلاینده سمی و خطرناک (HAZARDOUS AIR POLLUTANTS) بثبت رسیده است . این موا آلاینده موجب بیماریهای چون استفراغ مزمن, سرطان, بیمایهای عفونی, بیماریهای عصبی و بیماریهای تنفسی میگردند. از آنجائیکه کودکان در محیطهای سر بسته ای چون خانه و مدرسه زندگی میکنند, آلودگی داخل محیط بسیار مهم میباشد. در کشورهای سردسیر سیستمهای گرمادهی و در کشورهای گرمسیر سیستمهای خنک کننده یکی از بزرگترین آلاینده های هوای داخل محیط سر بسته میباشند. بهمین دلیل آلاینده های که در مکانهای سر بسته یافت میشود در محیطهای باز وجود ندارند. از دیگر آلاینده ها میتوان دودهای تولید شده در حین پخت و پز غذا, مصالح ساختمانی بکار رفته در ساختمانهای مدرن, مواد عایق, ایزولاسیونها, رنگهای بر روی مبلمان, مواد شوینده, محصولات آرایشی, حشره کشها, حیوانات خانگی و دستگاههای تهویه هوا را میتوان نام برد. دستگاههای تهویه هوا محصولات بیولوژیکی چون قارچها, باکتریها و کپکها را در خود جای داده همچنین گرد و غبار الیف معدنی را در محیط سر بسته پخش میکند. علاوه بر آن یکی دیگر از بزرگترین معضلات و تهدید کننده- های سلامتی مصرف دخانیات در محیطهای سر بسته میباشد. هوای با کیفیت بالا در یک محیط سربسته دارای دمایی برابر با ۱۹ – ۲۳ درجه سانتیگراد, ۴۰ – ۶۰% نم و سرعت حرکت هوا برابر با ۰.۱ متر در ثانیه میباشد. نم بیش از ۷۰% در محیطهای سر بسته موجب افزایش ریسک در تولید قارچهای کپکی میباشد. سرعت حرکت .۰۳ متر در ثانیه هوا موجب کاهش ۱ درجه سانتیگراد دم میباشد . از مهمترین آلاینده های محیطهای سر پوشیده قارچها, باکتریها, میکروارگانیزمها, اکسیدهای نیتروژن, الیاف معدنی, رادون ۹۹, حلالهای فرم آلدئید, حشره کش ها, حیوانات اهلی و دود سیگار میباشد.
● باکتریها, قارچها و میکروارگانیزمها :
معروفترین آنها لگیونلا میباشد. اولین بار در سال ۱۹۷۶ تعداد ۱۸۲ سرباز آمریکایی در هتلی در شهر فیلادلفیا دچار بیماری ذات الریه شدند که منجر بمرگ ۲۹ نفر از آنها میگردد. این میکروارگانیزمها بنام لگیونلا نموفیلا معروف گشت. شیوع این بیماری در جاهای مرطوب همچون حمام و جاهایکه آب فروان وجود دارد بیشتر مشاهده گردیده است . ابتلای بیماری نیز از طریق دستگاههای مرطوب کننده, خنک کننده و جاهایکه نشت آب وجود دارد مشاهده گردیده است .
● آلرژی کیسه های هوای :
این بیماری بصورت مزمن و غیر مزمن مشاهده میگردد. اگر بصورت غیر مزمن ظاهر گردد همانند بیماری گریپ علائمی چون تب, لرز, تنگی نفس, سرفه و درد بدن در اینگونه بیماران مشاهده میگردد و معمولأ بین ۶-۸ ساعت پس از ابتلای به این بیماری علائم ذکر شده مشاهده میگردد. شکل مزمن این بیماری با کاهش وزن و تنگی نفس همراه میباشد .
● تب رطوبت :
علائم این بیماری پس از ۶-۸ساعت ظاهر گشته که تب, لرز, سرفه, تنگی نفس را با خود به همراه میآورد . طول درمان این بیماری کوتاه میباشد.
● سندرم بیماری ساختمان :
در این نوع بماری افرادی که در ساختمان محل زندگی خود بیمار میباشند با تغییر مکان حالات آنها رو به بهبودی میرود.علائم این بیماری سوزش و آبریزش چشم, گرفتگی بینی, عطسه های متداوم, خشکی گلو, سر درد و در بعضی مواقع آسم نمایان میشود.در این گونه سردردها دو طرف پیشانی دچار درد میگردد.درتحقیقاتی که در سالهای اخیر به عمل آمده علل سندرم بیماری ساختمان و بعضی از انواع قارچها با یکدیگر مرتبط بوده است.قارچهای کپکی یکی از مهمترین آلرژنها م باشند. ولی بعضی از قارچها معضلات بسیارجدی تری را در سلامتی موجب مگردند که از مهمترین آنها stachybotrys می باشد که برای تولید و تکثیر خود نیاز مبرم به رطوبت و مواد سلولزی دارد. این قارچ باعث ایجاد علائمی چون مشکلات تنفسی, سردرد, سر گیجه, از دست دادن حافظه, خستگی بدن و تحریکات شدید پوستی میگردد.
● اکسیدهای نیتروزن :
افرادی که در محیطهای صنتعی مشغول به کار می باشند, در معرض آلودگی آلاینده هایی چون: اکسید نیریک, دی اکسید ازت, اسید نیتروز و اسید نیتریک قرار دارند. در محیط خانه نیز بیشتر NO۲ و NO مشاهده می گردد. بیشترین منشا NO۲ اجاق گازهایی است که به جهت پخت و پز از سوختهایی چون نفت بنزین استفاده میکنند. در فصل زمستان میزان NO۲ در داخل منزل ۲-۳ مرتبه بیش از محیط خارج از منزل می باشد. در صورتیکه در تابستان این مقدار مساوی می باشد.NO۲ گازی است که در آب حل نمیشود و در محیطهایی که بیش از حد مجاز این گاز وجود داشته باشد علائمی چون سرفه, بلغم خونی, تهوع و استفراق و بی حالی مشاهده میگردد.
● الیافهای معدنی :
از خطرناکترین الیافهای معدنی میتوان از آزبست نام برد. آزبست الیافی است که در فشار و حرارت بسیار بالا دارای مقاومت زیاد الکتریکی بوده و بلحاظ شیمیایی تیز خنثی میباشد. آزبست مولد سرطان ریه و ایجاد تومور در پریتون ریه مینماید.
● فرم آلدئید :
منشاء اصلی فرم آلدئید از مکانهای سرپوشیده سرچشمه میگیرد, از دیگر عوامل تشدید این ماده مضر میتوان از چوب, پارکت, مبلمان, سیگار, لوازم آرایشی و بهداشتی, ضد عفونی کنندهه, مواد شیمیایی مورد استفاده در ظهور عکس و موادهای نظیر محفظ چوب و تخته از حملات موریانه نام برد. از عوارضی که فرم آلدئید در انسان بخصوص در کودکان ایجاد میکند میتوان به سوزش بینی و گلو همراه با آبریزش, سرفه های مزمن درد سینه و در موارد خاص به سرطان ریه نیز منتحی میگردد اشاره نمود.
● ترکیبات آلی فرّار و حشره کشها :
از مهمترین عوامل تجمع اینگونه مواد که در محیطهای سر بسته بیش از ۲ برابر محیطهای سر باز یافت میگردد میتوان به Tetrachlorethylen که در ساختار شیمیایی تمیز کنندههای موجود در خشکشوئی ها یافت میگردد, ۱,۱,۱-Thrichloroethylen که بقدار زیاد در چسبها و لاکهای غلط گیر تحریری یافت میشود و براق کنندها ی چوب و تخته اشاره نمود.با تماس زیاد با اینگونه مواد میتوان به عوارضی چون افسردگی, سردرد, خستگی مزمن, سوزش چشم بنی و گلو و عوارض عصبی اشاره کرد. در همین راستا اگر با مواد بنزنی بیش از حد مجاز در تماس قرار گرفته شود تخریب مغز استخوان و در نهایت به سرطان خون منجر میگردد. حشره کشها از ۴ گروه ارگانوفسفاتها, کارباماتها, پیر تروئیدها و ارگانو کلرینها تشکیل شده اند. حشره کشها موجب سر درد, حالت تهوع و استفراق, از دست دادن حافظه, تنگی نفس, آب مروارید چشم, تخریب کبد ودر نهایت مرگ میگردد.
● حیوانات اهلی :
یکی از مهمترین آلرژنهای که کودکان را در معرض خطر قرار میدهد وجود و همزیستی با حیواناتی همچون سگ, گربه و پرندگان میباشد. پر, مو و پشم حیوانات خود بصورت مستقیم آلرژن میباشد و پوستهای شاخی شده و مرده این حیوانات که در مابین پشم و پر این جانداران مشاهده میگردد بصورت غیر مستقیم آلرژی زا میباشد. در اینگونه موارد ذکام کاذب و آسم مشاهده میگردد. بیشترین حالتهای آلرژی را موش با ۵۶.۵% و خرگوش با ۳۷% و گربه با ۱۲.۹% و سگ با ۹.۶% ایجاد میکنند. پرندگان نیز بسیار خطرناک بوده و در منازلی که پرندگان در ان یافت میگردد میزان ابتلا به سرطان ریه ۶.۹% بیش از منازل فاقد پرنده میباشد.
● دود سیگار :
دود سسیگار یکی از خطرناکترین آلاینده های میباشد که مصرف کننده را به شکل فعال ( Smoker Active)و غیر مصرف کننده را بصورت غیر فعال(Passive Smoker) مسموم مینماید. دود سیگار با بیش از ۳۸۰۰ ماده شیمیایی, ترکیباتی چون قطران, نیکوتین, منواکسید کربن, دی اکسسید کربن, آمونیاک, اکسیدهای نیتروژن و بنزوپیرن را که تمامی این مواد از نوع سموم میباشند را در خود جای میدهد. از عوارض مهمی که سیگار و دود سیگار ایجاد میکند میتوان به سرطانهای لب , دهان, لثه, زبان, نای, مری و در نهایت سرطان ریه اشاره نمود.
خوانندگان محترم مقاله میبایست توجه داشته باشند که میزان و مدت زمان تماس با این آلایندهها بسیار حائز اهمیت میباشد و حدالمقدور کودکان خود را از اینگونه آلایندها علل الخصوص از "دود سیگار" بدور نگه داریم.
منبع:۱) Arundel AV, Sterling EM, Biggin JH, Sterling TD. Indirect health effects of relative humidity in indoor environments. Environ Health Perspect ۱۹۸۶; ۶۵: ۳۵۱-۳۶۱.
۲) Plopper CG, Fonucchi MV. Do urban environmental pollutants exacerbate childhood lung diseases? Environ Health Perspect ۲۰۰۰; ۱۰۸: A۲۵۲-A۲۵۳.
۳) Plunkett LM, Turnbull D, Rodnicks JV. Differences between adults and children affecting exposure assessment. In: Guzelian PS, Henry CJ, Olin SS, (eds). Similarities and Differences Between Children and Adults: Implications for Risk Assessment. Washington, DC: ILSI Press; ۱۹۹۲: ۷۹-۹۶.
۴) Clean Air Act, ۳۳ United States Code Sec. ۱۲۴۱ Et Esq., ۱۹۷۱.
۵) Sexton K, Adgate JL, Church TR, et al. Children’s exposure to environmental tobacco smoke: using diverse exposure metrics to document ethnic/racial differences. Environ Health Perspect ۲۰۰۴; ۱۱۲: ۳۹۲-۳۹۷.
۶) Wallace LA. Human exposure to volatile organic pollutants: implications for indoor air studies. Annu Rev Energy Environ ۲۰۰۱; ۲۶: ۲۶۹-۳۰۱.
۷) World WHO. Air Quality Guidelines for Europe Copenhagen. WHO, ۱۹۸۷.
۸) Seifert B. (۱۹۹۰) Regulating indoor air. ۵, ۱۵-۳۳. Proceedings of the fifth International Conference on Indoor Air Quality. Conference Secretariat, Ottawa, Canada, ۱۹۹۰.
۹) Bartlett CLR, Macree AD, MacFarlane JT. Legionella Infections. London: Edward Arnold Ltd, ۱۹۸۶.
۱۰) Arundel AV, Sterling EM, Biggin JH, Sterling TD. Indirect health effects of relative humidity in indoor environments. Environ Health Perspect ۱۹۸۶; ۶۵: ۳۵۱-۳۶۱.
۱۱) Van Assendelft A, Forsen RO, Keskinen H, Alanko K. Humidifier associated extrinsic allergic alveolitis. Scand J Work Environ Health ۱۹۷۹; ۵: ۳۵-۴۱.
۱۲) Austwick PK, Davies PS, Cook P, Pickering CA. Comparative microbiological studies in humidifier fever. In Maladies des climatiseurs et des humidificateurs. Molina C, ed., INSERM Symposium, No. ۱۳۵, ۱۹۸۶: ۱۵۵-۱۶۴.
۱۳) Cooley JD, Wong WC, Jumper CA, et al. Correlation between the prevalence of certain fungi and Sick Building Syndrome. Occup Environ Med ۱۹۹۸; ۵۵: ۵۷۹-۵۸۴.
۱۴) Etzel RA, Montana E, Sorenson WG, et al. Acute pulmonary hemorrhage in infants associated with exposure to Stachybotrys atra and other fungi. Arch Pediatr Adolesc Med ۱۹۹۸; ۱۵۲: ۷۵۷-۷۶۲.
۱۵) Flappan SM, Portnoy J, Jones P, Barnes C. Infant pulmonary hemorrhage in a suburban home with water damage and mold (Stachybotrys atra). Environ Health Perspect ۱۹۹۹; ۱۰۷: ۹۲۷- ۹۳۰.
۱۶) Johanning E, Biagini R, Hull D, et al. Health and immunology study following exposure to toxigenic fungi (Stachybotrys chartarum) in a water-damaged office environment. Arch Occup Environ Health ۱۹۹۶; ۶۸: ۲۰۷-۲۱۸.
۱۷) Shima M, Adachi M. Effect of outdoor and indoor nitrogen dioxide on respiratory symptoms in schoolchildren. Int J Epidemiol ۲۰۰۰; ۲۹: ۸۶۲-۸۷۰.
۱۸) Brown RC, Hoskins JA, Miller K, Mossman BT. Pathogenetic mechanisms of asbestos and other mineral fibres. Mol Aspects Med ۱۹۹۰; ۱۱: ۳۲۵-۳۴۹
۱۹) Peto J, Seidman H, Selikoff IJ. Mesothelioma mortality in asbestos workers: Implications for models of carcinogenesis and risk assessment. Br J Cancer ۱۹۸۲; ۴۵: ۱۲۴-۱۳۲.
۲۰) Maghissi AA, Seiler MA. Enhancement of exposure to radon progeny as a consequence of passive smoking. Environ Int ۱۹۸۹; ۱۵: ۲۶۱-۲۶۴.
۲۱) Kunz E, Serc J, Placek V, Horacek L. Lung cancer in man in relation to different time distribution of radiation exposure. Health Phys ۱۹۷۹; ۳۶: ۶۹۹-۷۰۶.
۲۲) Blair A, Stewart PA, Hoover RN, et al. Mortality among industrial workers exposed to formaldehyde. J Natl Cancer Inst ۱۹۸۶; ۷۶: ۱۰۷۱-۱۰۸۴.
۲۳) WHO. Environmental Health Criteria for Formaldehyde. Vol ۸۹. Geneva: World Health Organization, ۱۹۸۹.
۲۴) Landrigan PJ, Claudio L, Markowitz SB, et al. Pesticides and inner-city children: exposures, risks, and prevention. Environ Health Perspect ۱۹۹۹; ۱۰۷: ۴۳۱-۴۳۷.
۲۵) Howarth RF. Grain dust; some effects on health. HSE Research Paper ۲۸. London: Health and Safety Executive, ۱۹۸۹.
۲۶) Agrup G, Belin L, Sjِstedt L, Skerfving S. Allergy to laboratory animals in laboratory technicians and animal keepers. Br J &#۳۰۴;nd Med ۱۹۸۶; ۴۳: ۱۹۲-۱۹۸.
۲۷) Holst PA, Kromhout D, Brand R. For debate: pet birds as an independent risk factor for lung cancer. BMJ ۱۹۸۸; ۲۹۷: ۱۳۱۹-۱۳۲۱.
۲۸) Chilmonczyk BA, Salmun LM, Megathlin KN, et al. Association between exposure to environmental tobacco smoke and exacerbations of asthma in children. N Engl J Med ۱۹۹۳; ۳۲۸: ۱۶۶۵-۱۶۶۹.
۲۹) Klonoff-Cohen HS, Edelstein SL, Lefkowitz ES, et al. The effect of passive smoking and tobacco exposure through breast milk on sudden infant death syndrome. JAMA ۱۹۹۵; ۲۷۳: ۷۹۵-۷۹۸.
بانک مقالات فارسی

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:48 PM
محیط زیست آنچه امروز به فلسفه یا نگاه «محیط زیستی» معروف شده است، سابقه یی چندان طولانی ندارد. مدت های طولانی انسان خود را اشرف مخلوقات تلقی می کرد و همیشه و همه جا با محیط زیست به معنی متداول آن برخورد می کرد، حق خود می دانست که آن را به شیوه یی «انسانی» درآورده و خصوصیات طبیعی آن را تغییر دهد. جدیدترین نشانه های طرفداری از محیط زیست را می توان در دهه هشتم قرن گذشته میلادی مشاهده کرد.
در سال ۱۹۷۲ دو نشریه تخصصی دایر شدند که بیشتر مطالب آنها به تجدیدنظر در چگونگی استفاده از کره زمین اختصاص داشت. در سال ۱۹۷۲ «گلد اسمیت» و همکارانش با ارائه طرحی به نام «طرحی برای بقا» ایده توسعه پایدار و منابع محدود (منابع غیرقابل تجدید مانند مواد معدنی) را ارائه دادند. آنها تلاش می کردند که تضاد میان محدودیت های منابع محدود کره زمین و استراتژی های رشد نامحدود را آشکار سازند. گزارش معتبری درباره محدودیت های توسعه پایدار توسط کلوپ رم تنظیم شد. این باشگاه یک گروه غیررسمی بین المللی بود که نگران وضعیت و آینده بشر بود. کلوپ رم به منظور ارائه مدلی از وضعیت گذشته و آینده محیط زیست جهانی در فاصله سال های ۱۹۰۰ تا ۲۱۰۰ با قبول برخی فرضیه ها و با اتکا به ریاضیات ساده یی به برخی پیش بینی ها در مورد آینده منابع اقدام کرد. چارچوبی که در پیش بینی وضعیت آینده محیط زیست به کار رفت، بر اساس مجموعه یی از فرضیه ها درباره شرایط محیط زیست و ارزیابی آثار احتمالی شرایط مزبور بر محیط زیست شکل گرفت. پس از انتشار این گزارش بحث و جدل شدیدی درباره فرضیه ها و نحوه استفاده از آنها برای پیش بینی ها صورت گرفت. تعهدات کشورها و چگونگی استفاده کشورها از محیط زیست نیز از جمله موضوعاتی است که بحث و جدل های شدیدی درباره آنها درمی گیرد. مدافعان محیط زیست ایده رشد اقتصادی صفر را مطرح می کردند. تعدادی دیگر ادعا می کردند که محدودیت تعیین شده در سال ۱۹۷۲ در مورد محیط زیست افراطی بوده است. با این وجود نیل به توسعه اقتصادی با اعمال مدیریت منابع طبیعی و اتخاذ روش های مناسب و مقابله با بلایای طبیعی امکان پذیر است.
در سال ۱۹۷۹ هیات بازرسی کیفیت محیط زیست وابسته به دولت امریکا طی گزارشی موسوم به جهان ۲۰۰۰ به رئیس جمهور وقت چنین اظهارنظر کرد که اگر وضع بر همین منوال پیش رود ازدحام جمعیت، بیشتر و آلودگی زیادتر شده و ثبات اکولوژیک افول پیدا خواهد کرد و آسیب پذیری ناشی از آشفتگی های محیط زیست در مقایسه با امروز افزایش خواهد یافت و در نتیجه بروز تنش های حاد درباره جمعیت و منابع محیط زیست در آینده اجتناب ناپذیر است. با وجود آنکه نتایج ارائه شده در گزارش فوق مورد اعتراض تعداد زیادی از اقتصاددانان قرار گرفته است، اما شواهد بعدی نشان داد که برخی از پیش بینی ها درست بوده اند.
از سال های ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۰ نگرانی جهانی بیشتر معطوف بحران انرژی ناشی از افزایش بهای نفت توسط «اوپک» بود و به مساله رشد جمعیت، تخریب محیط زیست و تحلیل منابع طبیعی چندان توجه نشد. با این وجود در سال ۱۹۸۰ توسط نهادهایی که استراتژی آنها حفاظت از محیط زیست در سطح جهانی بود، نگرش دیگری از علوم محیط زیست مطرح شد. مهم ترین چنین نهادهایی را می توان اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت، برنامه حفاظت محیط زیست سازمان ملل متحد و صندوق حمایت از حیات وحش دانست. این نهادها به تدریج بر این تفکر بنیادی تاکید ورزیده اند که حفاظت از محیط زیست با توسعه در تضاد نیست.
نشریه «استراتژی حفاظت جهانی» اولین نشریه یی بود که از طریق طرح موضوع توسعه پایدار توجه بسیاری از خوانندگان را به خود جلب کرد. «گزارش براندت» (کمیسیون مستقل مسائل بین الملل ۱۹۸۰) شکاف اجتماعی و اقتصادی بین شمال (جهان بسیار توسعه یافته) و جنوب (جهان در حال توسعه) را بیان و بر شناسایی مصالح دوجانبه آنها تاکید کرد. «گزارش برانتلند» و کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه (۱۹۸۷) بار دیگر بر لزوم توسعه پایدار تاکید کردند. هرگونه تلاش برای اجرای راه حل های محیط زیستی مستلزم توجه به اکولوژی و مسائل اقتصادی است. یک اقتصاددان به نام «دیوید پیرس» و همکارانش طرحی به نام «اقتصاد سبز» ارائه دادند. این طرح جدل انگیز منجر به روابط جدید اجتماعی، اقتصادی و ---------- بین کشورها شد. در سال ۱۹۹۱ همین سازمان ها به دنبال طرح استراتژی حفاظت جهان، طرح دیگری به نام «مراقبت از زمین» ارائه دادند. موضوعات این طرح در ارتباط با تعریف یک استراتژی برای زندگی پایدار شکل گرفته بود و در عنوان این گزارش «یک استراتژی برای زندگی پایدار» ذکر شده بود. دستیابی به هدف های گزارش برنامه های توسعه پایدار نیازمند هماهنگی با اخلاق و زندگی مردم است و اینکه اصول آن قابل اجرا باشند. علاوه بر این تلفیق حفاظت و توسعه در صورتی ممکن است که فعالیت ها و بهره برداری ها در حد ظرفیت تحمل زمین باشد. توسعه باید زندگی لذت بخش، سالم و مرفه را در هر جایی از جهان برای بشر فراهم کند.
منبع:ترجمه؛ زینب همتی
www.eponline.com
روزنامه اعتماد

Bauokstoney
Monday 18 October 2010-1, 04:49 PM
محیط زیست بررسي عوامل زيست محيطي آلودگيهاي نفتي ناشي ازحوادث سالهاي اخيردرخليج فارس برروي زنجيره غذايي
( از كرانه هاي خور بحركان تا كرانه هاي بندر رستمي )


نويسنده : نرسي نصيرآباديٰ*) بيولوژيست- محقق ومتخصص محيط زيست ايران (

آدرس : اهواز – دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز – دانشكده پزشكي - گروه ميكروبشناسي

E-Mail* : researcherirany@yahoo.com این آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه‌ها محافظت می شود. برای مشاهده آن نیاز به فعال کردن جاوا اسکریپت دارید. *


مقدمه و اهداف :

محيط زيست دريايي به سبب اينكه از عناصر بسيار گوناگوني تشكيل شده است در برابر مواد خارجي كه به عمد يا غير عمد به آن وارد ميشود بسيار آسيب پذير است. در نزديكي سواحل تنوع زيستي چشمگيرتر است زيرا مواد غذايي غني برخورداربوده كه از طريق رودخانه ها به درياها ريخته ميشوند كه اين مواد بدون احتساب نتايج فعاليتهاي انسان است .

خليج فارس پيشرفتگي آب اقيانوس هند در ناحيه جنوبي فلات ايران در حاشيه اي از اقيانوس هند است كه در شمال غربي درياي عمان واقع شده است.خليج فارس باطول تقريبي 1000 كيلومترو عرض250 تا 300 كيلومترو با مساحتي در حدود 226000 كيلومتر مربع باعمق 100-90 متر است .

افزايش جمعيت ، توسعه شهرنشيني و گسترش صنعت و سودجويي بي امان و استفاده غلط از منابع طبيعي، باعث آلودگي شديد محيط زيست گرديده و آن رادر معرض خطر جدي قرار داده است. حفاظت از محيط زيست مستلزم شناخت اجزاء تشكيل دهنده آنها و نيز روابط پيچيده حاكم بر آن ميباشد.در هراكوسيستم هر نوع موجود زنده حلقه اي رادر زنجيره غذايي تشكيل مي دهد ودر رابطه باساير موجودات زنده، اكوسيستم جايگاه خاص خود رااشغال مي كند. حفظ تعادل در هر اكوسيتم منوط به حفظ و بقاي زنجيره غذايي موجود است. لازمه شناخت تاثير مواد آلاينده بويژه مواد نفتي بر زنجيره هاي غذايي ،بررسي موجودات زنده بعد از تماس بااين مواد ميباشد.

خليج فارس به عنوان شاهرگ نفتي دنيا محل تردد 40 درصد از تانكرهاي نفتي جهان مي باشد و همواره دچار الودگي نفتي بوده و اكوسيستم دريايي آن در معرض خطر جدي قرار دارد. لذا هر نوع آلودگي بويژه آلودگي نفتي ميتواند مشكلات بسيار جدي و خطر ناكي را بوجود آورد .

در اين پزوهش ابتدا اثرات زيست محيطي آلودگيهاي نفتي ناشي از حوادث سالهاي اخير درخليج فارس بويزه انفجار چاه هاي نفت نوروز و جنگ خليج فارس در كرانه هاي جنوب غربي خليج فارس مورد مطالعه قرارگرفته و سپس اثرات آن برروي زنجيره غذايي مورد بررسي قرار گرفت .



روش اجرا :

نمونه برداريها از كرانه هاي جنوب غربي خليج فارس ( نقشه شماره 1 ) در فاصله زماني 1368لغايت 1375و همچنين از 1380تا 1384به طور متوالي در سال دونوبت ( تابستان و زمستان) انجام گرديد.

مناطق نمونه برادري درابتداي خوربحركان (اولين ايستگاه) كه محل تجمع موتور لنج هاي صيادي و منطقه صيد انواع آبزيان ميباشد شروع و به سمت كرانه هاي جنوب خليج به ترتيب شامل ايستگاه هاي بندر ديلم (ايستگاه 2) ، بويرات (ايستگاه3) ، حصار ( ايستگاه 4 ) ، امام حسن (ايستگاه 5)، بنگ (ايستگاه 6)، چاه شور (ايستگاه 7) ،چاهك (ايستگاه 8)، مال سليمان (ايستگاه 9)،بندر گناوه (ايستگاه 10)،بندر ريگ( ايستگاه 11 ) , بندر بوشهر (ايستگاه 12) , رستمي (ايستگاه 13) ادامه داشته كه باتوجه به آلودگيهاي نفتي و ديگر منابع آلودگي در طول چندين سال اخير انتخاب گرديدند .

مواد و ابزارهاي مورد تحقيق شامل :

1- شناور ( قايق موتوري كوچك ) متعلق به افراد بومي منطقه جهت نمونه برداري از آبزيان

2- نمونه برداري از نرمتنان (Mollusca) خطوط ساحلي به روش تصادفي (Random)

3- تورهاي پلانكتوني گير (Bongo – Net) سطحي با مش هاي 55 و 220 ميكرون

4- گراپ رسوب بردار(VAN Veen Grab) با قطر دهانه20 سانتيمتر مربع جهت نمونه برداري از رسوبات وموجودات كفزي(Benthos )

5- الك (صافي) آزمايشگاهي با مش هاي 500 و 1000 ميكرون جهت جداسازي موجودات كفزي‌(بنتوزها) از رسوبات

6- ظروف درب دار با حجم 250 و 500 ميلي متر از جنس پلي اتيلن جهت نگه داري موجودات پلانكتوني و بنتوزها

7- ميكروسكوپ دو چشمي با درشت نمايي 100 مدل Olympus جهت مطالعه موجودات پلانكتوني

8- فرمالين 4% تجاري و لوگل به منظور تثبيت موجودات بنتوزي

9- الكل 70% جهت تثبيت موجودات كفزي (بنتوزها)

10- معرف رز بنگال و تتراكلريد كربن

- نونه هاي پلانكتوني با استفاده از تور بانگو ( Bongo- Net ) با قطر دهانه 55 سانتيمتر ‚ از سطح دريا به عمق حدود 1 متر از 14 ايستگاه ساحلي با عمق تقريبي 10 تا 15 متر از مناطق بين جزرو مدي بوسيله شناورهاي محلي جمع آوري گرديد . نمونه ها با تور چشمه 110 ميكرون ‚ بمدت تقريبي 10 دقيقه جمع آوري و بعد از همآوري به ظرفهاي پلاستيكي دوليتريحاوي 110 ميلي ليتر فرمالين 38 درصد با 10 ميلي ليتر گليسرين ريخته و حجم نمونه با آب مقطر به يك ليتر رسانيده شد. قبل از ضميمه موجودات چكيده شده كه به صورت خمير ميباشند ‚ آنها بوسيله 2 مولار سولفات منيزيم بي هوش و بعد به ظرف منتقل شد . در آزمايشگاه نمونه ها به بالن دو ليتري شيشه اي با درب مربوطه انتقال يافته و حجم آن را با محلول فرمالين 4 درصد به 2 ليتر رسيد. قبل از انتقال نمونه به بالن آن را از الك پلاستيكي آشپزخانه گذرانده و موجودات آن در پتري با عدسي مورد بررسي و تجزيه و تحليل تا سرحد امكان شناسايي اوليه شدند.

- نمونه برداري از رسوبات بستر 14 ايستگاه تعيين و در فصول بهار‚تابستان‚پائيزو زمستان به كمك شناورهاي محلي صورت گرفت . از گراپ Van veen با سطح مقطع 20 سانتيمتر مربع جهت نمونه برداري از رسوبات كرانه هاي مذكور مورد استفاده قرار گرفت . از هر ايستگاه سه نمونه تهيه و نمونه در دماي بين صفر تا 4 درجه سانتي گراد نگهداري و سپس به آزمايشگاه منتقل گرديد.

در مرحله بعدي جهت جداسازي نمونه ها ي مايوفونا ( Mayofouna ) از دو الك 5/ . ميليمتر و63 ميكرون استفاده شد كه در ابتدا الك 5/ . ميليمتر روي الك 63 ميكرون قرار گرفت و سپس با جريان آب آنها راشستشو داديم . سپس رسوبي كه در الك 63 ميكرون باقيمانده بود ‚ درون پتري ريخته وبه آن معرف رز بنگال (1 گرم درليتر) اضافه گرديدوبه مدت 45 دقيقه در آن قرار گرفت .

مرحله بعد‚ آب روي رسوب در داخل ارلن ريخته شد واز طريق ظرف به ظرفكردن نماتودها جدا وشمارش گرديدند. نمونه رسوب درون پتري را به مدت 24 ساعت در آون 80 درجه سانتي گراد قرار گرفت و سپس رسوب درون بشر ريخته وبه آن محلول تتراكلريد كربن ( CCL4 ) اضافه شد. نمونه هاي مايوفونا به علت سبك بودن روي محلول تتراكلريد كربن آمده و بعد از اين عمل ‚ محلول روي رسوب از درون كاغذ صافي كه در داخل قيف ميباشد عبورداده و در نتيجه مايوفوناها از محلول جداميشوندكه شامل : Foraminifera,Bivalvia larvea,Gastropoda larvea, Nematoda , Ostracoda,…. ميباشد.



بحث :

به طور كلي منابع آلاينده در كرانه هاي جنوب غربي خليج فارس از تنوع بسيار زيادي برخوردار ميباشد كه برخي از مهمترين آنها دراين مناطق عبارتند از :

1- تخليه آبهاي توازن نفتكشها و كشتيها در خليج فارس

2- اثرات باقيمانده از آلودگيهاي نفتي ناشي از انفجارچاه هاي نفت نوروز وكويت برروي موجودات كفزي خطوط ساحلي

3- نشت مواد نفتي از تانكرهاي نفتكش

4- اثرات زباله هاي شيميايي

5- فاضلابها وپسا بهاي محلي بنادر بزرگ وكوچك

6- مواد زايد كشتيها و لنج ها

8- ضايعات ناشي از عمليات لايروبي اسكله ها

9- زباله هاي جامد ونيمه جامد

ميزان اكثر عناصر در آبهاي خليج فارس خيلي بيشتر از ميزان گزارش شده براي آبهاي تميز يا آلوده و تقريبا ”آلوده جهان است . همچنين ميزان عناصر سنگين در آبهاي خور موسي و خور بحركان از ديگر نقاط خليج فارس بيشتر است و اين احتمال وجود دارد كه تبادل آبي مستقيم بين آبهاي كويت با خور موسي و خور بحركان باشد كه در تحقيقات اخير دانشمندان NOAA چنين جرياناتي به ثبت رسيده است .

توده هاي اب در خليج فارس داراي حركت ضعيفي هستند كه جهت حركت آنها بر خلاف عقربه هاي ساعت بوده و نتيجتا” زمان نسبتا ” زيادي طول مي كشد تا آبهاي خليج فارس از طريق تنگه هرمز تعويض شوند واين زمان حدود 3 الي 5 سال بر آورد شده است .

و جود ذخائر عظيم نفت و گاز در اين منطقه موجب شده تا فعاليتهاي حفاري ، استخراج ، پالايش ، احداث تاسيسات نفتي ، عمليات بارگيري و حمل توسط سوپر تانكرها گسترش يافته و باعث آلودگي روبه افزايش رابه محيط زيست دريايي تحميل ميكنند . آبهاي خليج فارس داراي 34 حوضه نفت و گاز با 800 حلقه چاه توليدي ميباشد كه فرآورده هاي نفتي را از طريق 35 پايانه ( ترمينال ) بزرگ نفتي به اقصي نقاط جهان صادر ميكند .

آمار موجودبندر ودريا ³ نشان ميدهد كه هرساله بين 20 تا 30 هزار نفتكش با عبور از تنگه هرمز قريب به 30 % حجم ترافيك نفتكش هاي جهان را به خود اختصاص داده است . نشت 15000 تن در مقياس متر يك مواد نفتي در اثر تراكم رفت و آمد نفتكشها ، اين محل رابه صورت آلوده ترين محيط زيست دريايي در آورده است .



اطلاعات موجودبندر ودريا ³ نشان ميدهد كه برخورد نفتكشها از سال 1360 (برابر با 1981 ) تاسال 1366 (برابربا 1987 ) در 11 مورد به ايجاد آلودگي شديد در خليج فارس انجاميده است كه طي همين مدت عمليات جنگي موجب وقوع 12 مورد آلودگي شديد و همچنين 107 فاجعه موثر بر محيط زيست گرديد . همچنين تعدادي از چاه هاي نفتي نوروز در خليج فارس در 64 كيلومتري شمال غربي جزيره خارك در تاريخ 11 اسفند 1361 ( برابر با مارس 1983 ) بر اثر حملات موشكي رژيم عراق منفجر گرديد . در اثر اين انفجار روزانه مقادير قابل ملاحظه اي حدود 2 تا 3 هزار بشكه نفت خام در دريا جاري گرديد بطوريكه ، عليرغم سوختن بخشي از آن ، سفره هاي عظيم نفتي ظرف مدت كوتاهي در سطح آب را در اطراف حادثه پوشانده وبراساس مشاهدات هوايي در زمان وقوع حادثه ، دامنه گسترش توده شناور نفتي حاصل از اين انفجار به عرض 40 و به طول 600 كيلومتر در جنوب شرق آبهاي قط هم گزارش گرديد.

توده نفتي در اوايل فروردين ماه 1362 (برابربا اواخر مارس سال 1983 ) در آبهاي ساحل بحرين و به دنبال آن در آبهاي ساير كشورهاي منطقه از جمله كويت و عربستان سعودي مشاهده گرديد . همچنين در تاريخ 27 شهريور ماه 1362 ( برابر با 18 سپتامبر 1983 ) يكي از چاه هاي حوزه مزبور كه منبع اصلي نشت نفت محسوب مي گرديد بر اثر تلاش و كوشش دسته جمعي گروهي از مهندسين و كارگران وزارت نفت مهار گرديد . انفجار چاه هاي نفتي نوروز هم در سال (1984 ميلادي) كه بمدت يكسال به طول انجاميد روزانه 3000 بشكه نفت خام را وارد آبهاي خليج نمود .

ناوگانهاي دريايي آمريكا مستقر در خليج فارس به طرق مختلف و بدون رعايت حداقل هاي قوانين زيست محيطي باعث آلودگي شديد اين خليج ميشوند . تخليه زباله ها و قوطيها ( به طور مثال در نمونه برداري درسال جاري ” 1381 ” سواحل بندر بوشهر انواع قوطيها و تعدادي دله زبالهاي باعلامت سمي ولي خالي شده در آبهاي منطقه متعلق به امريكائيها در منطقه بين جزرومدي " Intertaidal " كه منطقه زيست كيتونها ، بالانوسها ، لاروشكمپايان ، ميتليدها ، تركوسها و..... ميباشد مشاهده گرديد ) باعث مرگ ومير پستانداران مختلف همچون والها ودلفين ها و ديگر موجودات آبزي خليج فارس ميشود . همچنين نيروهاي آمريكائي در جنگ تحميلي در طول سالهاي 1366 تا1367 ( برابر با سالهاي 1987 تا 1988ميلادي) با حمله به سكوهاي نفتي ايران ، آبهاي خليج فارس رابه شدت آلوده نمودند. آمريكائيها همچنين درسال 1368 ( برابر با نوزدهم اكتبر 1989) در حمايت از عراق ، سكوهاي رشادت و رسالت در خليج فارس را مورد حمله موشكي قرار داد و باعث شد تا روزانه ده ها هزار بشكه نفت وارد آبهاي خليج شود و همچنين در سال 1367 (برابر با هيجدهم آوريل 1988) سكوي سلمان در منطقه نفتي لاوان و سكوي نصر در ميدان نفتي سيري توسط شش ناو جنگي آمريكا بمباران شد و صدها هزار بشكه نفت تا زمان بازسازي سكوها به دريا ريخت .

براساس گزارش گروه خلع سلاح سازمان ملل در طول جنگ خليج فارس و بعد از آن بالغ بر 12600 كپسول گاز خردل ، 20 هزار گلوله 120 ميلي متري شيميايي ، 18200 موشك حاوي گازهاي عصبي ، 9150 ------ خردل ، 1136 ------ شيميايي و عصبي ، 50 كلاهك جنگي شيميايي ، موشك اسكاد ، 355 تن مواد شيميايي و 173 تن از مواد كمكي براي ساخت سالاحهاي شيميايي درعراق و همچنين دو جنگ اخير عراق عليه ايران و متعاقب آن عراق عليه كويت موجب نشت مقادير عظيم نفت در آبهاي خليج فارس گرديد