PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بانک مقالات جغرافیا



Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:19 PM
بانک مقالات جغرافیا

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:21 PM
باد محلي ديزباد از جمله بادهاي مهم در استان خراسان رضوي است كه در قسمتهايي از شهرستانهاي نيشابور و مشهد مي وزد و با توجه به شرايط مناسبي كه دارا مي باشد ، يك باد اقتصادي محسوب مي گردد . اين باد با گسترش تفكر استفاده از انرژي هاي نو در سطح جهان و كشور بعنوان كانون تامين انرژي آينده منطقه مد نظر قرار گرفته است .
نگارنده در اين مقاله كوتاه كه بيشتر آن را از پايان نامه كارشناسي ارشد خود استخراج كرده ؛ قصد دارد تا همكاران گرامي بصورت كوتاه از وضعيت اين باد و شرايط آن براي توليد انرژي آماده شوند . اميد است مورد توجه قرار گرفته و نگارنده را از خطاهاي احتمالي ، آگاه نموده تا ضمن تبادل علمي ، شناخت بيشتر و بهتري نسبت به يكي از پديده هاي جغرافيايي منطقه خود پيدا نماييم .
1- موقعيت جغرافيايي منطقه وزش باد
اين منطقه در جنوب شرقي و جنوب شهرستان نيشابور در جنوب ارتفاعات بينالود واقع شده است و به لحاظ مختصات جغرافيايي بين درجه 35 و 55 دقيقه تا 36 درجه و 10 دقيقه عرض شمالي و درجه 58 و 54 دقيقه تا 59 درجه و 26 دقيقه طول شرقي محدود مي باشد . از نظر آب و هوايي جزو مناطق نيمه بياباني است . ارتفاع متوسط اين منطقه از سطح دريا تقريباً 1300متر مي باشد كه از شرق به غرب بين 1455 تا 1150 متر اختلاف ارتفاع را نشان مي دهد . شرايط توپولوژي منطقه و همجواري آن با رشته كوههاي بينالود در راستاي شرق به غرب در سمت شمال و ارتفاعات منطقه فريمان و تربت حيدريه در جنوب ، يك دالان طبيعي باد تحت تاثير اختلاف فشار هوا را ايجاد نموده است . اين دالان از حوالي روستاي امام تقي ( بخش احمد آباد مشهد ) شروع مي شود ، در گستره تقريبي خود از جنوب شهرستان هاي نيشابور و سبزوار عبور كرده و به كوير مي پيوندد. اين باد علاوه بر دشت ديز باد ( كه قسمتي از دشت نيشابور است)، بخش هاي زبرخان ، مركزي ، تحت جلگه، ميان جلگه و طاغنكوه نيشابور را تحت تاثير قرار مي دهد . البته در نواحي كوهپايه اي و كوهستاني شمال و جنوب شهرستان نيشابور اين باد سرعت چنداني پيدا نمي كند .

http://www.jomhourieslami.com/1387/13870720/13870720_r536.jpg
2- ويژگيهاي باد
باد محلي ديزباد يا تيز باد با جهت شرقي – غربي مي وزد و اثرات فرسايشي آن در جنوب دشت نيشابور و تمايل درختان كوچك و بزرگ به سمت غرب نشان از قدمت اين باد دارد .
باد ديز باد داراي دو نوع نوسان عمده است : 1- نوسان فصلي 2- نوسان روزانه
1- نوسانات فصلي : سرعت باد در حوالي نيمه شب كم شده و تا اوايل صبح ادامه دارد و در نيم روز سرعت باد به بيشترين مقدار خود مي رسد .
عرض متوسط دالان باد حدود هفت كيلومتر است كه در ناحيه دهانه آن ( اطراف روستاهاي امام تقي و حسين آباد رازان ) به حدود چهار كيلومتر مي رسد . گستره طولي و قابل استفاده آن در راستاي شرق به غرب به بيش از 50 كيلومتر مي رسد ( يعني تا نواحي جنوب غربي نيشابور ) . اين باد در طول سال تغيير جهت ناچيزي دارد. باد ديز باد حدود هشت تا نه متر در ثانيه سرعت دارد و تداوم وزش آن بيش از
ساعات سال مي باشد . در سطح جهان بادي اقتصادي تلقي مي شود كه حدود 6 متر در ثانيه سرعت داشته و در، دوسوم ايام سال جريان داشته و جهت نسبتاً ثابت داشته باشد . با توجه به اينكه انرژي و قدرت توليدي باد با توان سوم سرعت مناسب است(1) و سرعت باد ديزباد زياد است ، مسلماً توليد انرژي بسيار بالا خواهد بود . پس مي توان اين نتيجه را گرفت كه اين باد كاملاً اقتصادي است . ( بازده توربين هاي بادي به شدت و سرعت باد بستگي دارد )
3- مزايا و معايب باد
مهمترين مزيت اين باد مناسب بودن آن براي توليد انرژي برق است . همچنين در تابستان تا حدود زيادي به تعديل و لطافت هوا در مناطق مياني و شمالي دشت نيشابور كمك مي كند . اين امر را در برخي روزهاي تابستان كه باد نمي وزد مي توان در مناطق روستايي ديد كه گرما مردم را كلافه مي نمايد .
همچنين در گذشته براي جدا كردن كاه از دانه در خرمنهاي گندم وجو و ... در كشاورزي سنتي استفاده مي شده كه هنوز هم كم و بيش كاربرد دارد .
اما از معايب آن :
1- تبخير شديد ، كه مهمترين عيب اين باد است و رطوبت سطحي زمين را به سرعت از بين مي برد و براي محصولات كشاورزي آفت محسوب مي گردد . 2- آسيب رساني به محصولات زراعي و باغي از طريق شكسته شدن ساقه محصولاتي مانند گندم و جو ، ريختن ميوه ها و شكسته شدن شاخه درختان مثمر و غير مثمر و وارد شدن خسارات به تاسيسات ( قطع برق ، تلفن ، سقف و ديوار منازل روستايي و... )
3- ايجاد گرد و غبار ( آلودگي طبيعي هوا ) بويژه در اطراف كال شور و بخش هاي جنوبي دشت نيشابور كه باعث بوجود آمدن برخي بيماريهاي چشمي ، پوستي و تنفسي در روستاهاي اين قسمت مي گردد .
4- حركت روان و فرسايش خاك كه بويژه در بخش ميان جلگه و جنوب بخش زبرخان به خوبي ديده مي شود .
4- طرح مطالعاتي نيروگاه بادي دشت ديز باد
بشر از ديرباز به طور سنتي از انرژيهاي تجديد پذير استفاده كرده است . آسياب هاي بادي قديمي در ايران و ساير كشورهاي بادخيز و به خصوص معماري سنتي ايران خود حكايت از بكارگيري انرژيهاي تجديد پذير در زمان هاي گذشته مي نمايد . ( در 2200 سال قبل اولين آسياب بادي به نام ايرانيان در اختراعات جهان ثبت شد ) .

http://media.farsnews.com/Media/8612/Images/jpg/A0397/A0397530.jpg


تحولات جهاني در زمينه توجه به حفظ محيط زيست و فناپذير بودن منابع انرژي فسيلي ، گرايش استفاده از انرژيهاي تجديد پذير را سرعت بخشيده است و روز به روز توجه بيشتري را به خود معطوف مي دارد . انجام كارهاي تحقيقاتي نمونه سازي و توليد انبوه در شرايط حاضر زمينه را براي توجه هر چه بيشتر و اقتصادي نمودن انرژيهاي تجديد پذير به خصوص در برخي از شاخه هاي آن از جمله انرژي باد فراهم نموده است . استفاده از باد براي توليد انرژي برق براي اولين بار در سال 1931 ميلادي توسط روسها در كناره درياي سياه و با استفاده از توربيني به قدرت KW 100 انجام گرفت و بعد از دوره اي تحول و پس از بحران انرژي 1973 ميلادي كار تحقيق و ساخت توربين هاي بادي با شتاب بيشتري ادامه يافت . طبق محاسبات انجام شده ، عامل انرژي باد در كره زمين به 1800 تراوات ( هر تراوات معادل 10 به توان 12 وات ) مي رسد . از اين مقدار حدود 10% خشكي و بقيه در سطح اقيانوسها پراكنده اند . اگر مصرف انرژي سكنه زمين را 10 تراوات به حساب بياوريم ، حدود 6/.% كل انرژي باد مي تواند جوابگوي احتياجات ساكنين كره زمين باشد .
امروزه كاربرد توربين هاي بادي مورد توجه جدي محافل علمي و صنعتي و اقتصادي قرار گرفته است به گونه اي كه ظرفيت نصب شده توربين هاي بادي جهان از 5500 مگاوات در اواسط سال 1996 در سپتامبر 1999 در 37 كشور جهان به اندكي بيش از 12310 مگاوات توليد رسيده است . ايران در اين ميان با 11 مگاوات توليد برق بادي مقام 26 دنيا را دارا مي باشد . ‌‌‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍
با توجه به وجود باد مناسب و اقتصادي در منطقه نيشابور از اوايل دهه 1370 شمسي ، توسط جهاد دانشگاهي مشهد و جهاد سازندگي خراسان پيشنهاد مطالعات ايجاد نيروگاه مطرح گرديد .



در ابتداي امر به دليل نبود ايستگاه هواشناسي در منطقه مورد مطالعه ( دشت ديزباد ) از اواخر سال 1374 كار مطالعاتي بادسنجي با نصب دستگاههاي ثبات دار توسط جهاد سازندگي در ارتفاع 20 متري از سطح زمين آغاز شد . اطلاعات ايستگاه بادسنجي حسين آباد رازان كه در سالهاي 75 و 76 جمع آوري شده بود ايجاد نيروگاه و مزرعه بادي2 در دشت ديزباد را از نظر اقتصادي توجيه كرد . و بعد از انجام مذاكره با يك شركت آلماني مجري طرحهاي نيروگاههاي بادي ، دو واحد نيروگاه بادي بصورت آزمايشي در منطقه احداث شد و ايجاد مزارع بادي ( 2 ) در برنامه آينده قرار گرفت . در طرح مطالعاتي پنج مزرعه بادي پيش بيني شده است كه عبارتند از :
مزرعه شماره يك در روستاي حسين آباد ، مزرعه شماره دو در نيم گره ، مزرعه شماره سه روستاي ديز باد سفلي مزرعه شماره چهار و پنج در جنوب غربي روستاي ديزباد بين روستاهاي نو بهار ، اسلام آباد ( چاه ده اينچي ) و ديزباد .

نيروگاههاي بادي مورد مطالعه مانند نيروگاههاي بادي منجيل در استان گيلان متصل به شبكه سراسري برق نيست ، بلكه يك تكنولوژي جديد در جهان است يعني مستقل از شبكه برق . اين نيروگاهها براي تامين برق چاههاي كشاورزي و روستاهاي كوهستاني بوجود آمده است و تكنولوژي آن همپايي كشور آلمان – مخترع اين طرح – پيش مي رود و در جهان پديده اي كاملاً جديد است .
وجود جاده اصلي مشهد – تهران و راه آهن در دست ساخت مشهد – بافق كه از ميانه دشت عبور مي نمايد ، پارامتر مثبتي براي نصب نيروگاههاي بادي در منطقه است . علاوه بر آن راههاي شوسه متعددي به منظور دسترسي به چاههاي كشاورزي دشت احداث گرديده است .
دشت ديزباد و دشت هاي همجوار آن به لحاظ كشاورزي و منابع آب زيرزميني از غناي بسيار مناسبي برخوردارند . به گونه اي كه فقط در 1000 كيلومتر مربع، تعداد 542 حلقه چاه كشاورزي وجود دارد كه فقط 26% آنها در حال حاضر( 1380 سال ) از طريق شبكه برق تغذيه مي شوند و بقيه از موتورهاي ديزلي كه برخي با فرسودگي ناشي از عمر زياد و عدم نگهداري صحيح ، مشكلات فراواني را براي كشاورزان فراهم آورده اند ، استفاده مي كنند . به طور متوسط مصرف روزانه هر موتور بين 500 تا 700 ليتر گازوييل و شش تا هفت ليتر روغن مي باشد ،كه در صورت برقي شدن اين چاه ها ( بويژه از طريق نيروگاهها بادي ) سالانه از سوخت صدها هزار ليتر گازوييل و روغن جلوگيري خواهد شد .
علاوه بر مصرف انرژي در روستاهاي منطقه ، طرح ايجاد شهر جديد بينالود با كاربري صنعتي – مسكوني به وسعت پنج هزار هكتار و حدود 300 هزار نفر جمعيت ، بار قابل ملاحظه اي در منطقه ايجاد خواهد نمود كه ضرورت تدوين برنامه اي جامع براي تامين انرژي را حتمي مي نمايد و انرژي فراوان باد دشت ديزباد مي تواند كانالي مطمئن براي تامين برق و انرژي باشد .
بر اساس يك ميانگين و شكل خاص باد ، يك واحد توربين بادي kw 500 با ، بادي كه حدود هشت متر در ثانيه سرعت دارد مي تواند 1800 كيلو وات برق در سال توليد كند ، همين توربين در منطقه ديز باد با توجه به سرعت بالاي باد مي تواند 2000 كيلو وات برق توليد نمايد . و بر اساس يك پيش بيني باد ديزباد توان توليد سالانه 4320 مگاوات برق را دارد . لذا اين منطقه و نيروگاههاي بادي آينده آن قابليت اتصال به شبكه سراسري را دارند و غير از نيروگاههاي مستقل از شبكه كه فعلاً در طرح برنامه قرار دارند بايد نيروگاههاي بادي متصل به شبكه سراسري هم مورد توجه قرار گيرند و اين امري است كه بايد مسئولين طرح بويژه سازمان انرژيهاي نو وابسته به سازمان انرژي اتمي ايران آن را مد نظر قرار دهند .
طرح ايجاد مزارع بادي ديزباد اكنون دوره مطالعات و احداث را پشت سر مي گذارد( 3 ) و در اين راه عدم تامين ارزي ، بروكراسي اداري و گمركي در وزارتخانه هاي صنايع ، جهاد سازندگي ، بازرگاني و امور اقتصادي و دارايي ، عدم همكاري شركت آلماني در برخي دوره ها ، از مهمترين مشكلات پيش روي مي باشد . با توجه به گسترش و جريان باد ديز باد در جنوب دشت نيشابور ، اين قسمتها نيز توان و ظرفيت ايجاد نيروگاه بادي را دارند و از نظر ويژگيهاي طبيعي تقريباً شرايط همساني با دشت ديز باد را دارند . اميد است كه با مطالعه اين بخش و با ايجاد نيروگاه بادي ، حداكثر استفاده از اين منبع لايزال الهي بشود .
يادداشت ها :
1- قدرت توليد با توان سوم سرعت متناسب است . بر اساس فرمول p v p= cv
يعني اگر باد 6 متر در ثانيه سرعت دارد در توان سوم سرعت مي شود ( 216 = 6 ) ولي اگر فقط يك متر به اين سرعت اضافه گردد مي شود ( 343 = 7 ) كه مقدار اختلاف آن با 6 متر سرعت خيلي بيشتر مي شود و از آنجا كه باد ديزباد 8 متر سرعت دارد ( يعني دو متر بيشتر از بادهاي اقتصادي ) پس مقدار انرژي توليدي آن خيلي زياد خواهد بود .
2- مزرعه بادي : شامل تاسيسات مربوط به گروهي از ماشين هاي بادي است كه در آرايش منظمي در يك ناحيه محدود و مناسب جهت توليد الكتريسيته مورد استفاده قرار گيرند .
3- در سال 1381 ، 5 دستگاه از توربينهاي بادي منطقه در شرق شهر جديد بيناود به بهره برداري رسيد كه به مرور تعداد واحد هاي نيروگاه بادي بينالود به 46 مورد افزايش خواهد يافت .
منابع مورد استفاده


1- سازمان جهاد كشاورزي خراسان رضوي ، اداره برق و انرژي ، جزوه باد در خراسان 1377
2- سازمان جهاد كشاورزي خراسان رضوي ، اداره برق و انرژي ، طرح تفصيلي ايجاد مزارع بادي ديزباد نيشابور 1377
3- مصاحبه با آقاي مهندس ياقوتي نيا ، كارشناس انرژي اتمي جهاد كشاورزي خراسان ، 1/5/ 1379
4- كاوياني ، دكتر محمد رضا ، توربين هاي بادي و ارزيابي پتانسيل باد در ايران ، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي شماره 36 ، بهار 1374
5- تاجيك ، محمد ، بررسي هاي قابليتها و موانع توسعه در شهرستان نيشابور از ديدگاه جغرافياي سياسي ، پايان نامه كارشناسي ارشد ، دانشگاه تهران ( گروه جغرافيا ) ، بهمن 1379

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:22 PM
«رودخانه و سد بار»

محمد تاجیک دبیر جغرافیای منطقه تحت جلگه
1-آشنايي با مشخصات رودخانه
رودخانه بار از كوه هاي بينالود در شمال غربي شهرستان نيشابور سرچشمه مي گيرد و يكي از سرشاخه هاي رود كالشور نيشابور است.
سرچشمه اصلي اين رود، كوه و چشمه پرآبي است كه آبشار زيباي بار را تشكيل داده و به دليل شرايط مناسب ارتفاع و آفتابگير نبودن، تا اواخر بهار داراي برف بوده كه ذوب تدريجي برف ،آب اين رودخانه را تامين مي كند. البته در مسير چند چشمه ديگر به اين رود مي پيوندند. اين رودخانه تا حدود 20 كيلومتري سرچشمه در داخل كوهستان بوده و حالت دايمي دارد كه در اين مسير از شهر بار و روستاهاي اريه، دامنجان، چهارباغ و خانلق عبور مي كند. در سه كيلومتري جنوب روستاي خانلق رود، وارد منطقه هموار و دشت شهرستان تحت جلگه مي شود و حالت فصلي به خود مي گيرد. مسافتي حدود 35 كيلومتر اين گونه بوده و در نزديكي روستاي رهن كاريز از توابع بخش مركزي شهرستان تحت جلگه به رود فصلي كالشور نيشابور مي پيوندد. در اين قسمت به دليل فراهم شدن خاك هاي آبرفتي و حاصلخيز در طول زمان هاي گذشته، روستاها و اراضي كشاورزي زيادي به وجود آمده است. سيلاب (حالت فصلي) رودخانه بار به كالشور مي رسد.
رودكالشور بزرگترين رودخانه فصلي دشت نيشابور و منطقه تحت جلگه است و نقش زهكش (خارج كننده آبهاي روان و سطحي) تمام حوضه را بر عهده دارد. اين رود از ارتفاعات كوه قرمزي، كوه تخت شاه و ديزباد در شرق نيشابور و دامنه هاي شمالي كوه چهل تن در بخش كدكن تربت حيدريه سرچشمه مي گيرد و با عبور از ميانه دشت شهرستان نيشابور و حاشيه جنوبي شهرستان تحت جلگه در شمال غربي روستاي حصارسرخ از توابع بخش ميان جلگه نيشابور از منطقه خارج و وارد دشت سبزوار مي گردد و سپس با عبور از اين منطقه و با پيوستن كالشور جوين و كالشور جاجرم به آن، با نام كالشور سبزوار يا ابريشم رود به نمكزارهاي دشت كوير در جنوب شاهرود فرو مي رود. اين رود فصلي از سرچشمه تا دشت كوير مسافتي حدود 350 كيلومتر را طي مي كند. در محل روستاي حسين آباد جنگل (بخش ميان جلگه نيشابور) يك ايستگاه هيدرومتري (آب سنجي) بر روي اين رود فصلي ايجاد شده است كه حجم متوسط سالانه آب آن را حدود 47 ميليون مترمكعب نشان مي دهد. حوزه آبريز اين رود تا محل ايستگاه حدود 7300 كيلومتر مربع است. و ميزان هدايت الكتريكي (املاح آب) حدود 12000 ميكرومهوس بر سانتي متر را نشان مي دهد و همچنانكه از نام آن پيداست شور بوده و غير قابل مصرف است.
در مسير رودخانه بار از سال 1329 ايستگاه هيدرومتري (آب سنجي) در محل روستاي اريه حداث شده كه وسعت حوزه آبريز رودخانه بار تا محل اين ايستگاه حدود 119 كيلومتر مربع است و بالاترين ارتفاع 2900 متر (كوه هاي اطراف آبشار بار) و كمترين ارتفاع در محل ايستگاه 1530 متر از سطح دريا مي باشد. شيب متوسط رودخانه 4 درصد و متوسط حجم جريان سالانه آن در محل ايستگاه حدود 28 ميليون متر مكعب است.
كيفيت آب آن براي مصارف شرب و كشاورزي خوب است، به طوري كه آب آشاميدني شهر بار از محل سرچشمه (آبشار) تامين مي گردد و هزاران هكتار باغ و زمين كشاورزي حاشيه اين رودخانه، از آب آن آبياري مي شوند. ميزان بيشترين و كمترين هدايت الكتريكي آن به ترتيب 810 و 258 ميكرومهوس بر سانتي متر مي باشد.
مهمترين رودي كه به رودخانه بار مي پيوندد رود طاغان است.
رودخانه طاغان كه از جنوب شهر بار و شرق روستاي طاغان و نزديكي روستاي درخت جوز و كوه هاي بينالود سرچشمه مي گيرد، پس از طي مسافتي حدود 10 كيلومتر در روستاي چهارباغ به رودخانه بار مي پيوندد. اين رودخانه در بالا دست حالت دايمي دارد و در ايام پر آبي فصل بهار و سيلابها به رودخانه بار مي پيوندد كه در نهايت به كالشور نيشابور مي ريزد. در روستاي طاغان يك ايستگاه هيدرومتري از سال 1348 فعال است. وسعت حوزه آبريز رودخانه تا محل ايستگاه 102 كيلومتر مربع است و شيب متوسط حوزه به 5/7 درصد مي رسد و متوسط حجم سالانه آن حدود 18 ميليون مترمكعب است. كيفيت آب آن شبيه رودخانه بار است و براي مصارف كشاورزي و شرب مناسب است.

2- نگاهي به تاريخچه ساخت سد بار
بشر همواره در فكر اين بوده است تا راه حل هاي مختلف براي استفاده هر چه بيشتر از آب را بياموزد و از نيروي آن بهره برداري كند. توسعه دهانه چشمه ها، احداث كانال هاي انشعابي از رودخانه ها، حفر قنات ها، احداث بند و استفاده از نيروي آب براي به حركت در آوردن توربين هاي ساده و گرداندن سنگ آسياب نمونه هايي است از فعاليت هايي كه در اين زمينه صورت گرفته است. روشن است كه امروزه دامنه اين قبيل فعاليت ها افزايش يافته و بهره برداري از نيروي آب به صورت هاي گوناگون، پيشرفت شگرفي نموده است، با اين احوال فعاليت هاي انسان در گذشته، در اين راه زياد و قابل توجه بوده است.
در ايران و خراسان نيز دامنه فعاليت ايرانيان قديم، بويژه در احداث بند و حفر قنات چشمگير است. در سرزمين خراسان وجود بندها و كانال هاي انتقال آب كه بيشتر آنها متروك و غير قابل استفاده شده اند نشان مي دهد كه در گذشته علوم معماري و آب شناسي پيشرفت داشته و مردم به خوبي از حل مشكل كم آبي و انتقال آب برآمده اند. وجود صدها قنات و كانال انتقال آب در دشت نيشابور و شهرستان تحت جلگه بيانگر اين امر است.
در خراسان چندين بند قديمي بر روي رودخانه هاي كم آب و كوچك احداث شده است كه معروف ترين آن ها عبارتند از:
1- بند اخلمد در 80 كيلومتري شمال غرب مشهد و بر روي رودخانه اخلمد (شهرستان چناران) كه مربوط به دوره صفويه مي باشد.
2- بند گلستان در 20 كيلومتري شمال غرب مشهد بر روي رودخانه طرقبه كه ساخت آن را همزمان با مسجد گوهرشاد و دوره ايلخانان مغول مي دانند.
3- بند طرق در 25 كيلومتري جنوب شرقي مشهد و بر روي رودخانه طرق كه در پشت اين بند قديمي سد جديد و بتني طرق احداث شده است.
4- بند فريمان در 12 كيلومتري شهر فريمان و بر روي رودخانه فريمان كه در زمان صفويه احداث شده است.
بند فيل بند، بندكلار و بند پل بند در شهرستان تربت جام، بند كرات در شهرستان تايباد، بند سلامي در شهرستان خواف و بند كلات (نادري) در شهرستان كلات از ديگر بندهاي معروف در استان خراسان رضوي است.
اما با آنكه در منطقه شمالي بينالود سه بند قديمي روي رودخانه هاي محلي احداث شده در دامنه هاي جنوبي بينالود و در منطقه نيشابور هيچ گونه بند تاريخي مهمي ديده نمي شود و تنها بندهاي منحرف كننده در مسير رودخانه براي تامين آب مورد نياز باغ ها و زمين هاي كشاورزي اطراف احداث مي شده است كه هنوز اين گونه بندهاي ساده وجود دارد.
3- مطالعات ايجاد سد بار
اولين دور مطالعات ايجاد سد بر روي رودخانه بار در سال 1335 شمسي (1956 ميلادي) توسط يك شركت فرانسوي (c.f.e) صورت گرفت. اين گروه كارشناسي بر اساس اطلاعات موجود آن زمان كه شامل اطلاعات آب سنجي سه ساله (1330 - 1331 و 1332) و مطالعات اوليه زمين شناسي و نقشه برداري خودشان بود، پيشنهاد ايجاد يك سد در تنگه هاي كوهستاني و سنگي مسير رود در حد فاصل روستاي اريه و شهر بار را ارايه كرد. سد مورد نظر فرانسويان، با پايه هاي جسيم و فوق العاده گران قيمت پيشنهاد شد. (در n َ28 – 36 و e43 – 58ْ و در ارتفاع 1700 متري از سطح دريا) اطلاعات هيدرولوژي آنان بسيار كم بود زيرا ايستگاه آب سنجي اريه در سال 1329 ايجاد شده بود و اطلاعات سه ساله اي كه آن ها استفاده كرده بودند نمي توانست براي احداث يك سد كافي باشد. به علاوه اطلاعاتي كه آنان از زمين شناسي محل احداث سد داشتند ناقص بوده، زيرا اطلاعات كسب شده بعدي نشان مي دهد كه جنس سنگ هاي موجود در تنگه هاي روستاي اريه، نمي تواند هسته نفوذ ناپذير براي يك سد باشند و بعلاوه فشارهاي وارده از سنگيني درياچه پشت سد پيشنهادي مي توانست سبب شكستگي و شكاف در تخته سنگ ها شود.
سد پيشنهادي اين گروه اروپايي، 5/56 متر ارتفاع داشته كه توانايي ذخيره 26 ميليون مترمكعب آب را داشته كه با مقدار معقول آب سالانه رودخانه كه در آن زمان محاسبه شده بود متناسب است. البته در اين مكان فقط رودخانه بار جاري است و رود طاغان چندين كيلومتر پايين تر به رودخانه بار مي پيوندد.
پس از اطلاعات فرانسويان و ارائه گزارش آن، تا سال 1351 پروژه احداث سه بار مسكوت ماند، در اين زمان با توجه به بهبود وضعيت اقتصادي كشور و با توجه به فروش نفت با قيمت بالا و اتخاذ سياست سد سازي در مناطق مختلف كشور، بار ديگر ساخت سد بر روي رودخانه بار مطرح شد. اين بار گروه مهندسين مشاور ست كوپ مسئول طرح مطالعاتي شد، اين گروه بر اساس يافته هاي خود و مطالعات پايه شركت فرانسوي، احداث سد در محل تنگه هاي كوهستاني بين اريه و بار را داراي توجيه اقتصادي ندانست و جالب آن كه بيشتر به بررسي و نقد اطلاعات شركت فرانسوي پرداخت. آنان به دليل افزايش قيمت ها و گران شدن مصالح (16 سال پس از مطالعات فرانسويان) و نيز اعلام اينكه ايجاد سد بر ذخاير آب زيرزميني پايين دست، تاثير منفي مي گذارد، و همچنين نبود وسايل مورد نظر براي ساختمان سد در نزديكي محل احداث و نبود راه ارتباطي و دسترسي مناسب، احداث سدبار را منتفي اعلام كردند. چند سال بعد در سال هاي 57-1356 كه برنامه جامع آب كشور در حال تهيه بود، سد بار به عنوان يك پروژه مطالعاتي مربوط به ذخيره آب و آب رساني در استان خراسان در نظر گرفته شد.
اين بار به دعوت وزارت نيرو، يك شركت بلغاري به نام اگروكمپكت مطالعات مرحله اول ساخت سد و شبكه آبياري آن را از سال 1356 تا 1359 به انجام رساند. اگر چه مدتي پس از شروع مطالعات انقلاب اسلامي به وقوع پيوست؛ اين گروه محل سد بار را با توجه به آبدهي خوب رود طاغان، مكاني پيشنهاد كرد كه آب اين رود نيز به رودخانه بار اضافه مي گرديد.
از آنجا كه ايستگاه آب سنجي طاغان در سال 1348 احداث شده بود و دستكم ده سال اطلاعات آب سنجي اين رود در اختيار شركت بلغاري بود، آنان محلي واقع در بين روستاهاي چهارباغ و خانلق (مزرعه منصور آباد) را براي احداث سد پيشنهاد كردند كه اين محل نيز حالت كوهستاني و داراي تنگه هايي بود. (البته اين تنگه ها بازتر از تنگه هاي اريه هستند). در اين مكان آب هر دو رودخانه، مي توانست يك درياچه بزرگ با ذخيره آبي مناسبي را بوجود آورد، ولي روستاي چهارباغ و باغات و اراضي كشاورزي آن به طور كامل به زير آب مخزن مي رفت.
با وضعيت نا به سامان كشور در اوايل انقلاب و شروع جنگ تحميلي، مرحله دوم طرح مطالعاتي سد بار پس از چند سال توقف، در چهار چوب قرار داد طرح سدهاي شش گانه خراسان (سد شهيد يعقوبي تربت حيدريه- سد طرق، سد كارده و ...) در سال 1363 و پس از امضاي قرار داد بين شركت سهامي آب منطقه اي خراسان و شركت عمران زمين و توسعه منابع آب، به مهندسين مشاور مهاب قدس واگذار گرديد. مطالعات اين مرحله با هدف تنظيم آب رودخانه بار و توسعه كشاورزي و آبياري قسمتي از دشت شهرستان نيشابور و منطقه تحت جلگه به مساحت 3300 هكتار صورت گرفت. اين مطالعات پس از مدت زمان طولاني در سال 1368 به اتمام رسيد.
اين شركت نيز محل احداث سد را مانند شركت بلغارستان، بين روستاهاي چهارباغ و خانلق (در n َ24 – 36 و e 38َ – 58 و در ارتفاع 1400 متري از سطح دريا) پيشنهاد كرد.
پس از آن تا سال 1376 احداث سد بار با آنكه چند دور مطالعات مقدماتي و فازهاي گوناگون را طي كرده بود مسكوت ماند كه شايد از دلايل عمده آن ورود كشور به دوران بازسازي پس از جنگ و نيز شكل گيري مشكل به زير آب رفتن روستاي چهارباغ و آزادسازي منازل مسكوني، باغات و زمينهاي كشاورزي بود كه به افزايش هزينه هاي ساخت سد مي افزود. (هزینه ساخت حدود ۶۲ میلیارد تومان در آن زمان برآورد شده بود.) پس از افتتاح سد شهيد يعقوبي در سال 1375 تربت حيدريه بر روي كال سالار كه طرح مطالعاتي آن بسيار ديرتر از سد بار شروع شده بود و دستور رئيس جمهوري وقت (آقاي هاشمي رفسنجاني) مبني بر شروع عمليات سد بار از محل وام تخصيصي به سد شهيد يعقوبي(مبلغی حدود 800 میلیون تومان از حساب 210)، باز نگري در مطالعات مرحله دوم (مطالعات شركت مهاب قدس) شروع شد. اين مرتبه، توسط شركت سهامي آب خراسان انجام بازنگري و نظارت كارگاهي طرح سد بار، به شركت خدمات مهندسي مشاور طوس آب ابلاغ گرديد.
مهمترين كار اين شركت بازنگري در كار بري آب سد پيشنهادي بود. از آنجا كه كار احداث اولين و بزرگترين مجتمع فولاد شرق كشور در شمال غرب شهر نيشابور شروع شده بود و اين مجتمع نياز به آب فراواني داشت، آب سد به اين ترتيب تقسيم بندي شد: نياز كشاورزي (در حد تامين حقابه هاي موجود به حجم 9/4 ميليون مترمكعب) نياز صنعت فولاد خراسان ( به حجم 5/11 ميليو متر مكعب) و آب شرب شهر نيشابور ( به حجم 17 ميليون مترمكعب پيش بيني سال 1405).
طوس آب نيز محل احداث سد را مانند دو دور مطالعات قبلي بين روستاهاي چهارباغ و خانلق ،حجم كل درياچه پشت سد را 59 ميليون مترمكعب ،ارتفاع سد را 60 متر و طول تاج را 810 متر و نوع سد را نيز خاكي سنگريزه اي با هسته رسي در نظر گرفت. سال افتتاح سد هم سال 1380 تعيين شد.
با آنكه مطالعات بازنگري كه به نوعي مطالعات نهايي طرح محسوب مي شد، انجام گرفت، اما در سال هاي 78 و 77 رديف بودجه اي براي آن در نظر گرفته نشد و احداث آن به تصويب دولت نرسيد. گويا تغيير دولت و چند امر ديگر در اين مسئله موثر بود:
1- هزينه بالاي سد كه در سال 79 حدود 62 ميليارد تومان برآورد شد. 2- به زير آب رفتن روستاي چهارباغ و بالا بودن هزينه آزادسازي زمين هاي اين روستا 3- تاثير منفي ايجاد سد شهيد يعقوبي تربت حیدریه بر منابع آب زيرزميني پايين دست خود.
اين عوامل سبب شد تا مدتي پروژه سد بار به تاخير بيفتد. از سال 1379 شركت سهامي آب منطقه اي خراسان ،شركت مهندسين مشاور آب پوي را مامور اجراي مرحله سوم طرح مطالعات احداث سد بار نمود.
شرکت مهندسین مشاور آب پوی، طرح جدیدی مبنی بر ساخت سد در حاشیه مسیر رودخانه را پیشنهاد داد. بدین صورت که آب را جهت ورود به مخزن سد از حدود ۲ کیلومتر بالاتر منحرف می کنند و بدین ترتیب آب وارد مخزنی خواهد شد که در دو طرف طول آن دو رشته کوه به عنوان دیواره قرار دارد و دو دیواره دیگر را هم به صورت سدهای خاکی در دو قسمت دیواره اصلی و فرعی به صورت مصنوعی ایجاد می کنند. این طرح معایب طرح های گذشته را نداشته و علاوه بر هزینه به مراتب کمتر آن، موجب زیر آب رفتن هیچ روستایی نمی شد. ضمن آنکه بدین ترتیب تنها از مازاد آب دوران سیلاب رودخانه بار، حدود ۱۴ میلیون مترمکعب آب در سال جهت مصارف شهری ذخیره می شود که ۸ میلیون مترمکعب آن جهت مصرف آب شرب و ۶ میلیون مترمکعب هم جهت مصرف در صنعت فولاد از سمت دیواره اصلی به نیشابور منتقل می شود. آب باقیمانده در مخزن سد هم در صورت نیاز در مزارع کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.
سرریز این سد که از نوع نیلوفری با یک لوله ۱۰۰۰ فولادی می باشد، بر روی دیواره فرعی و در کنار رودخانه نصب شده است. سایر تاسیسات آبی و دریچه های سد بر روی دیواره اصلی نصب می شوند که هنوز به مرحله اجرا درنیامده است. در تمام طول سال دبی پایه رودخانه بار جریان دارد و تنها در سه ماه بهار که جریانهای سیلابی جاری می شوند، مازاد دبی که به صورت سیلاب است وارد دریاچه سد می شود.
از نکات جالب توجه در طراحی این سد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- هزینه کم عملیات خاکبرداری با توجه به تامین عمده نیاز خاکی دیواره سد از دریاچه آن می باشد.
۲- عمر زیاد این سد هم از نکات قابل توجه است. زیرا با توجه به عدم اجازه ورود رسوبات دانه درشت در ابتدای ورود بند انحرافی، حجم رسوبات ورودی علاوه بر دانه ریز بودن آنها به حدود ۳۹۰۰ متر مکهب در سال کاهش یافته است.
۳- و شاید تنها نکته منفی در ساخت این سد، عدم کارگزاری ابزارهای دقیق سنجشی به دلیل تامین نشدن به موقع از جانب کارفرما (آب منطقه ای خراسان) در حین ساخت دیواره فرعی بوده است که موجب می شود تا پس از اتمام کار مجبور شوند تا دیواره را از روی تاج سوراخ کرده و ابزار را در عمق تاج کار بگذارند که قطعا این کار دقت کافی را نخواهد داشت.
پس از تعیین شرکت راه و ساختمان راهسر به عنوان پیمانکار ساخت از سال 1384کار اجرایی آن شروع شد. پس از مدتی شرکت پیمآب کار ساخت بدنه اصلی سد را شروع نمود و قرار است تا سال 1390 سد آرزو به واقعیت بپیوندد و پس از سال ها فراز و نشیب افتتاح گردد..
4- مشخصات فنی سد در حال ساخت
نام سد : سد بار
نوع سد : خاکی با هسته مرکزی رسی به همراه آب بند
اهداف ساخت سد : مهار سیلاب ، تامین قسمتی از آب شرب نیشابور ، تامین آب کشاورزی
محل احداث : شمال غربی شهر نیشابور ، اطراف روستای خانلق
مساحت حوضه آبریز سد : 5/284 کیلو متر مربع
محیط حوضه آبریز سد : 5/142 کیلو متر مربع
شیب متوسط حوزه : 61/2 %
طول آبراهه اصلی(رودخانه بار) : 9/32 کیلومتر
متوسط دبی سیل با دوره بازگشت دو ساله :2/27 مترمکعب بر ثانیه
متوسط دبی سیل با دوره بازگشت هزار ساله : 2/458 مترمکعب بر ثانیه
آب قابل تنظیم سالانه : 6/14 میلیون متر مکعب
عرض تاج سد : ۸ متر
عرض پاشنه سد : ۹۸ متر
طول تاج سد : ۱۷۳۰ متر
حداکثر ارتفاع از کف : 5/19 متر
حداکثر ارتفاع از پی : 5/27 متر
حجم رسوبات سالانه : ۳۹۰۰ متر مکعب
نوع سرریز : نیلوفری
حجم مخزن در تراز نرمال : 5/23 میلیون متر مکعب
ارتفاع نرمال از سطح دریا : ۱۳۴۸ متر
مشاور مطالعه و اجرای سد : شرکت مهندسین مشاور آب پوی
پیمانکار اولیه: شرکت راه وساختمان راهسر
پیمانکار فعلی: شرکت پیمآب
چند نکته
۱- در مرحله ساخت سدها باید دو ویژگی اصلی را مد نظر قرار بگیرد :
- مقاومت کامل سد در برابر نفوذپذیری
- مقاومت سد در برابر حجم زیاد آب پشت آن
۲- سدها را از لحاظ مواد سازنده می توان به سه دسته بتنی، خاکی و سنگریزه ای تقسیم کرد که سدهای بتنی با توجه به عدم نفوذ پذیری بتن، هسته مرکزی ندارند و به صورت عمده وزنی، قوسی و پایه دار ساخته می شوند. ولی در صورت وجود امکان نفوذ پذیری در سدهای خاکی و سنگریزه ای، هسته ای از خاک رس فشرده در مرکز آن قرار می دهند.
3- حجم آب پشت سد را می توان به سه قسمت عمده تقسیم کرد :
- حجم مرده - حجم نرمال - حجم حداکثر
منظور از حجم مرده، آن مقدار آبی است که در ابتدای بهره برداری و آبگیری سد وارد آن می شود و با توجه به کیفیت پایین آن حتی اگر در پایین ترین نقطه دیواره سد کانال برای خروج آن وجود داشته باشد،استحصال نمی شود. حجم بعدی تا ارتفاع سرریز را حجم نرمال گویند که برداشت اصلی مصارف مورد نظر از آن صورت می گیرد و پس از آن از سرریز تا لبه تاج سد را حجم حداکثر گویند که برای مهار جریانهای متلاطم سیلابی با توجه به حداکثر میزان سیلی که در آن منطقه ممکن است رخ دهد، طراحی می شود.
۴- با توجه به هزینه بالای انتقال خاک یا سنگ جهت ساخت سدهای خاکی و سنگریزه ای در مناطقی که این مواد در نزدیکی آنها موجود نمی باشد، ساخت سدهای بتنی با توجه به استحکام بیشتر آنها مقرون به صرفه تر است ولی در این سد ، با توجه به کوهستانی بودن اطراف منطقه و همچنین رسی بودن خاک بستر دریاچه سد، براحتی از این دو عارضه طبیعی به عنوان منابع سنگ و خاک استفاده شده بود که هم موجب صرفه جویی در هزینه ها شده بود و هم موجب افزایش حجم آب دریاچه سد.
۵- سرریز این سد همانطور که در قسمت مشخصات فنی ذکر شد، از نوع نیلوفریست که در ارتفاعی پایین تر از تاج سد در پشت مخزن، در صورت بالا آمدن آب، آنرا از طریق کانالی از زیر بدنه سد، به پایین دست سد انتقال می دهد. سریز سدها در انواع مختلف با توجه به شرایط منطقه ای می تواند بر روی تاج آنها و یا در بالا دست در مسیری انحرافی طراحی شده باشد.
۶- با توجه به تفاوت کیفیت آب در لایه های مختلف پشت سد، معمولا از دریچه لایه بالایی برای کشاورزی و از دریچه لایه میانی برای مصرف آب شرب استفاده می کنند.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:26 PM
به عقيده صاحب نظران حوزه ميراث فرهنگي کشف کتيبه اي سنگي به خط فارسي باستان و متعلق به دوره هخامنشيان در جزيره خارک مهمترين يافته باستان شناسان براي اثبات استفاده از نام خليج فارس از دير باز بوده است.

کتيبه اي به خط فارسي باستان در پي احداث جاده اي در جزيره خارک از زيره خاک کشف شد.
اين کتيبه به شکل نا منظم و نا متعارف در 5 سطر و سطرهاي آن به صورت 3 و 2 سطر به هم چسبيده و به زبان فارسي باستان نوشته شده است.بر اساس تحقيقات باستان شناسان کتيبه يافت شده در جزيره خارک روي نوعي سنگ مرجاني مخصوص اين جزيره که به آن سنگ خارا گفته مي شود و احتمالا به صورت صخره اي بوده شکل گرفته.
پيش از اين سطرهاي جدا از هم در دوره هخامنشي تنها در متوني ديده شده است که به زبانهاي مختلف بوده و براي نشان دادن اين زبانها آنها را جدا از هم و با يک سطر فاصله مي نوشتند.در اطراف اين سطرها چند حروف هجاي پراکنده روي سنگ ديده مي شود که به شکل خط ميخي هستند و بايد مورد مطالعه قرار گيرند تا اين خطوط به طور کامل خوانده شوند.
بر اساس گفته شاهدان محلي روي کتيبه عکسي از يه تاج نيز ديده مي سود که اين موضوع مي تواند باعث کشف اسرار جديد تري از اين موضوع باشد.
کارشناسان ميراث فرهنگي معتقدند کشف اين کتيبه سنگي را در جزيره خارک آن هم زماني که بر سر نام خليج فارس بحثهاي متعددي در دنيا با راه افتاده است مي توان به شکل يک هديه آسماني ديد.اين کشف بي شک يکي از مهمترين يافته هاي باستان شناسي براي اثبات نام خليج فارس خواهد بود.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:28 PM
بازخواني زندگينامه علمي پدر جغرافيا و هواشناسي ايران/ گنجي نشسته در کنجي


«بارها از من پرسيده اند چطور شد که جغرافيدان شدم. جواب من اين است که سرنوشت عامل اصلي بوده است. اکنون که دستاوردها و تلخي ها و شيريني هاي گذشته را مي نگرم پشيمان نيستم و اگر فرصتي ديگر براي زيستن به دست آيد باز هم به جغرافيا رو خواهم آورد.»

اين سخن از مردي است که پدر جغرافياي نوين ايران لقب گرفته است. بنيان گذار و رئيس هواشناسي ايران، رئيس هواشناسي آسيا، عضو شوراي اجرايي هواشناسي جهاني، معاون پارلماني وزير راه، بنيانگذار و رئيس انجمن جغرافيدانان ايران، معاون مالي و اداري دانشگاه تهران، استاد ممتاز دانشگاه تهران، بنيانگذار و رئيس دانشگاه بيرجند، عضو هيات علمي دايره المعارف بزرگ اسلامي، دانشمند برگزيده سال 2001 هواشناسي جهاني و يکي از پانزده خدمتگزار مهم علم جغرافيا در قرن بيستم. اينها تنها تعدادي از عنوان ها و لقب هاي پروفسور محمدحسن گنجي مرد پرتلاش و خستگي ناپذير عرصه علم جغرافيا است. محمدحسن گنجي در 21 خرداد 1291 خورشيدي در بيرجند به دنيا آمد. از 1297 تا 1309 دوران مقدماتي تحصيلي را در شوکتيه بيرجند و با کسب چند عنوان ممتاز درسي به پايان برد. شوکتيه بيرجند مهم ترين مدرسه در شرق ايران بود که توسط امير شوکت الملک بنيان نهاده شده بود: «پس از راه اندازي دارالفنون، شوکتيه نخستين مدرسه يي بود که در شهري کوچک مانند بيرجند تاسيس شده بود. در نخستين روز ورودمان به مدرسه، به هر يک از ما يک لوح سياه سنگي به اندازه يک برگه a4 امروزي و يک قلم سنگي به اندازه خودکارهاي امروزي دادند. خاصيت شان اين بود که هرچه با قلم سنگي روي لوح مي نوشتيم به رنگ سفيد ديده مي شد و مي توانستيم لوح را با يک دستمال يا لباس خود پاک کنيم و مطالب تازه را بنويسيم. لوح سنگي و کتاب ها و نوشت افزار به رايگان توسط مدرسه در اختيار ما گذاشته مي شد. علاوه بر اين در مدرسه شوکتيه به حدود شصت نفر از دانش آموزان بي بضاعت، سالانه دو دست لباس کامل و ماهانه حدود سي کيلو آرد و دو ريال پول هم مي دادند.» گنجي در سال 1309 براي ادامه تحصيل در دارالمعلمين عالي تهران نام نويسي کرد که دو بخش علمي و ادبي داشت که گنجي در بخش ادبي در رشته تاريخ و جغرافيا تحصيل کرد و ليسانس گرفت. تحصيل در دارالمعلمين عالي و بهره گيري از استاداني همچون بديع الزمان فروزان فر، عباس اقبال آشتياني و نصرالله فلسفي، او را به پيشرفت در راه علم تشويق کرد و راه سفر به دانشگاه ويکتوريا در منچستر را در پيش گرفت. ورود به بريتانيا و آشنايي با فرهنگ غربي براي جوان بيرجندي با آموختني ها و تجربه هاي نو همراه بود. با زبان انگليسي به اندازه نياز آشنايي داشت و به همين سبب بي نياز از پانسيون شدن در ابتداي دوران دانشجويي، از همان آغاز تحصيل خود را شروع کرد: «من پنج سال در دانشگاه ويکتوريا تحصيل کردم که سال نخست به آموختن درس هاي عمومي مانند زبان فرانسوي، اقتصاد سياسي، تاريخ معاصر، تاريخ قديم و زمين شناسي عمومي گذشت و از سال دوم تا پايان تحصيل، دروس جغرافيايي ناحيه يي و دروس جانبي مانند جامعه شناسي، مردم شناسي، زمين شناسي، هواشناسي، اقليم شناسي، نقشه برداري، مطالعه تصويرهاي جغرافيايي، جغرافياي سياسي، روابط بين الملل و نظير آنها را خواندم. در نتيجه هيچ يک از سرفصل هاي جغرافيايي از برنامه درسي ما کنار نمانده بود.»

او در سال 1317 از دانشگاه ويکتوريا، ليسانس تخصصي جغرافيا (معادل فوق ليسانس) دريافت کرد و به ايران بازگشت که تا سال 1334 با سمت دبيري در دانشگاه تهران خدمت کرد. او همزمان با تدريس در دانشگاه در بانک ملي نيز کار مي کرد و در همان جا با «لطيفه جوادزاده» آشنا شد که اين آشنايي در دوران سربازي گنجي نيز ادامه يافت و آنها در سال 1320 ازدواج کردند. خدمت سربازي گنجي نيز پرماجرا و ناآرام سپري شد. ستوان گنجي يک بار نيز به سبب دفاع از تغذيه سربازان به دردسر افتاد: «يک شب که من افسر نگهبان بودم استوار آمد و گفت به دستور فرمانده هنگ بايد ده درصد آذوقه ها را ببرد. من قبول نکردم و گفتم همه چيز را به آشپزخانه ببر. آن شب نفرات غذاي سيري خوردند. صبح فرمانده هنگ مرا صدا زد و جريان ديشب را پرسيد. برايش توضيح دادم. مرا تحسين کرد و گفت اين استوارها هستند که او را بدنام مي کنند. دو هفته بعد باز نوبت من شد و همين کار را تکرار کردم. دو نفر ديگر از افسرها هم چنين کردند. فرمانده مرا احضار کرد و گفت: «ستوان گنجي، نگاه نکردي که يکي از دکمه هايت بسته نيست؟» و مرا يک شب توقيف کرد. بار سوم که با استوار همان رفتار را کردم ناگهان خبر آمد که من و دو افسر ديگر بايد در فرودگاه تبريز کشيک بدهيم.» خدمت سربازي گنجي که با جنگ جهاني دوم همزمان بود با سقوط رضاشاه و اشغال ايران و تصرف پادگان ها نيمه تمام ماند و گنجي به دشواري از حمله روس ها گريخت و به تهران آمد. چند سالي به تدريس در دانشگاه تهران ادامه داد ولي به سبب نداشتن مدرک دکترا، راه پيشرفت برايش هموار نبود و به اين ترتيب در سال 1331 در دانشگاه کلارک امريکا تحصيل در رشته جغرافيا را از سر گرفت و پايان نامه خود را با موضوع «آب و هواي ايران» تنظيم و دکتراي خود را در سال 1333 دريافت کرد. هنوز به ايران نرسيده بود که شنيد کارشناس هندي سازمان جهاني هواشناسي منتظر اوست زيرا هواشناسي جهاني که براي راه اندازي تشکيلات هواشناسي در هر کشور با کمک دانشگاهيان همان کشور تلاش مي کرد دکتر گنجي را به عنوان گزينه يي مناسب براي رياست بر هواشناسي ايران در نظر گرفته بود. در آن زمان واحد کوچکي در فرودگاه مهرآباد براي نظارت بر شرايط آب وهوايي نقاط مختلف کشور و ياري رساندن به امنيت پرواز وجود داشت و تبديل اين واحد کوچک در هواپيمايي به سازمان هواشناسي کاري دشوار و زمانبر بود که گنجي دشواري هاي اين کار را به جان خريد و با حوصله و شکيبايي بسيار و با تربيت افراد متخصص و نيروي انساني ويژه، هواشناسي را به عنوان سازماني مستقل در وزارت راه تاسيس کرد: «من در نخستين سال هاي رياستم بر هواشناسي دو کار مهم انجام دادم، يکي قانوني بود که از مجلس گذراندم و هواشناسي را از هواپيمايي جدا کردم و به عنوان سازماني مستقل در وزارت راه تثبيت کردم چون در ابتداي مسووليتم در هواشناسي، اختلاف هايي اساسي با هواپيمايي داشتيم. زماني که قانون استقلال هواشناسي در دهم اسفند 1337 به تصويب مجلس رسيد، بسياري از مشکلات ما رفع شد. هنوز هم روز دهم اسفندماه در برنامه تقويم تاريخ به عنوان سالگرد استقلال هواشناسي با تلاش من نام برده مي شود. دومين قانون مهمي که در دوران مسووليت من تصويب شد قانون پيوستن ايران به سازمان جهاني هواشناسي بود که بسياري از کشورها در آن عضو بودند. پيوستن ما به سازمان جهاني، اين ويژگي را داشت که برايمان در هر زمينه علمي يا اجرايي کارشناس مي فرستادند.»

دوازده سال رياست گنجي بر هواشناسي ايران بازتاب مهمي در جهان داشت و پيشرفت هاي چشمگير سازمان تازه تاسيس با مديريت او شهرتي جهاني به هم زده بود. با وجود امکان هاي محدود، بلندپروازي ها و آرمان گرايي هاي او و کارشناسان سازمان سبب پيشرفت هاي پرشتاب هواشناسي شده بود. در اين ميان تلاش آنان براي پيش بيني هوا نيز در آغاز با اشتباه هايي همراه بود که نقل محافل و مطبوعات شده بود. چنان که حتي يک بار شخص نخست کشور (پهلوي دوم) نيز خطاب به گنجي به اين موضوع اشاره کرده بود. از جمله خاطره هاي جالب گنجي در مورد اشتباه هاي پيشگويي ها، به مانور خوزستان مربوط مي شود: «در کابينه منصور، دکتر کشفيان وزير راه شد. در همان روزها امريکايي ها در خوزستان مانور مشترکي با ارتش ايران برگزار کردند. از من هم خواستند يک واحد هواشناسي در اهواز راه بيندازم که بعدها فهميدم اين واحد براي پيش بيني هوا در زمان انجام مانور است. روز موعود هوا به شدت توفاني شد و تمام برنامه ها به هم خورد. آن روز شاه و نخست وزير و برخي شخصيت هاي نظامي امريکا قرار بود در محل مانور حاضر شوند که به دليل نامساعد بودن هوا، هواپيماي شاه برگشت. هوا تا چند روز توفاني بود و مانور در شرايطي نامطلوب برگزار شد. روز بعد شاه و همراهان هم به آنجا رفته بودند.

البته اين توفان را چند روز پيش در شمال آفريقا ديده بوديم ولي فکر نمي کرديم به اين سرعت به آنجا برسد. صبح از ساواک چند نفر آمدند تا بررسي کنند که من در پيش بيني ها دست نبرده باشم.»

دکتر گنجي همچنين در دوراني کوتاه معاونت پارلماني وزارت راه را برعهده داشت که در اين مدت کوتاه پيگيري تصويب قانون ساخت بزرگراه کرج و قانون هواپيمايي ملي را به انجام رساند که هنوز هم در شمار مهم ترين لايحه هاي تاريخ مجلس هستند. همزمان با اين فعاليت ها دکتر گنجي همچنان در دانشگاه تهران تدريس مي کرد و سرانجام در سال 1354 با دريافت درجه استادي ممتاز دانشگاه تهران بازنشسته شد ولي فرصتي براي استراحت نيافت چون يکي از افراد سرشناس که همشهري گنجي نيز بود، از او خواست طرحي براي تاسيس يک مجتمع آموزش عالي در زمين هاي موقوفه شوکت الملک ارائه دهد. بنيان نهادن يک دانشگاه در شهري محروم همچون بيرجند تلاش گسترده يي مي طلبيد که دکتر گنجي آن را پذيرفت. در حالي که اصرار داشتند اين دانشگاه از سال بعد دانشجو بگيرد. گنجي در اين باره مي گويد: «مهرماه 55 در بيرجند يک مهماني بزرگ برپا کرد که از گزافه کاري هاي آن زمان بود و هزينه زيادي دربر داشت. يکي از مقامات مملکتي از او پرسيد: «آقاي گنجي چه موقع دانشجو مي گيريد؟» من گفتم ان شاءالله از مهرماه 58 که وي به ميان حرف ما پريد و گفت: «من دکتر گنجي را آورده ام که مهرماه سال بعد (56) دانشجو بگيرد.» من سکوت کردم و چيزي نگفتم تا موقع شام که سر ميز کنار وي و خانواده اش نشسته بودم. گفتم اين حرف ها چه بود که گفتيد. امکان ندارد که بتوانيم يک ساله اين دانشگاه را راه اندازي کنيم. وي در حالي که اشک از چشمانش جاري شده بود به لهجه بيرجندي گفت: «تو که مي داني من آفتاب لب بام هستم و معلوم نيست تا کي زنده بمانم. آرزو دارم تا نمرده ام چراغ دانشگاه را روشن ببينم. چون در اين مملکت زماني که چراغ جايي روشن شود ديگر نمي توان آن را خاموش کرد.» سرانجام مجتمع آموزش عالي شوکت الملک که پس از انقلاب دانشگاه بيرجند نام گرفت، از مهرماه 56 دانشجو گرفت و در سال 58 و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، رياست آن توسط دولت تغيير يافت.»

گنجي سال ها پس از انقلاب اسلامي، به نوشتن پرداخت که يکي از مهم ترين کتاب هايش با نام «جغرافيا در ايران از دارالفنون تا انقلاب اسلامي» در همين دوران و در دهه 1360 نگارش يافت و منتشر شد. از ويژگي هاي شخصي دکتر گنجي بسيار مي توان گفت و نوشت ولي يک نکته مهم در اين ميان وجود دارد که نبايد از آن غافل ماند. دکتر گنجي نمونه تکنوکرات موفق ايراني است: مردي که با چيرگي خاص بر حوزه هاي جغرافيايي و انديشه يي پويا و جهانشمول خدمات گرانبهايي ارائه کرد. در جامعه يي که نظريه پردازان اغلب به تحليل و بررسي شفاهي موضوع ها و فرآيندها مشغولند و مردان اجرايي با ادعاي اينکه مرد اجرا هستند و به برنامه ريز و تحليلگر نيازي ندارند، انديشه دکتر گنجي آميزه يي از هر دو به حساب مي آيد. او اجرا را در کنار نظريه و انديشه را در کنار سازماندهي به کار گرفته است و در نتيجه چنين دستاوردهاي درخشاني را پيش روي خود مي بيند. مديران علمي سرمايه يي ارزشمند و کم نظير هستند که بهره گيري از انديشه والايشان به توسعه پايدار و همه جانبه يک جامعه مي انجامد و اينچنين است که بايد گفت: «دکتر گنجي دست مريزاد.»

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:29 PM
نقش جنگلها
تعاریف جنگل

تعریف اول


جنگل ناحیه‌ای که از درختهای انبوه پوشیده باشد را جنگل می‌نامند. در جنگل طبیعی معمولاً درختان کوچک و بزرگ وتنومند بطور نامنظم وهمچنین علفهای خودرو فراوانند.
تعریف دوم


جنگل مجموعه ای است از درختان، درختچه ها، پوشش گیاهی، جانوران و میکروارگانیسم ها (قارچها، باکتریها و ویروسها) که به همراه عوامل طبیعی غیر حیاتی مانند خاک، آب، دما، باد و ... محیط و رویشگاه (Habit) مشخص و معلومی را به وجود آورده اند.
مقدمه کلی


جنگلها در تمام نواحی زمین که قابلیت رشد درخت در آنها وجود دارد و از نظر ارتفاع در زیر خط درخت قرار دارند یافت می‌‌شوند، مگر اینکه بارش باران در آنجا کم بوده، یا تناوب آتش سوزیهای طبیعی زیاد باشد. جنگلها عمدتاً شامل تعداد زیادی از گونه‌های درختان با ارتفاع مختلف می‌‌باشند، و در کنار اینها درختچه‌ها و درختان جوان رشد می‌‌کنند، که سبب استفاده بهینه از نور آفتاب می‌شود. یک جنگل به شکل طبیعی اش، محل زندگی بسیاری از جانوران و گونه‌های گیاهی می‌‌باشد، و زیست توده آن در هر واحد سطح، در مقایسه با بیشتر زیست بومها زیادتر می‌‌باشد. از دیدگاه بوم‌شناختی، ممکن است یک جنگل از یک درختزار متمایز باشد. جنگل کم و بیش، سایبانی متراکم دارد، و شاخ و برگ درختان به هم می‌‌رسند یا این که در هم تنیده می‌‌شوند؛ یک درختزار عمدتاً سایبان بازی دارد، که مقداری نور خورشید از بین درختان نفوذ می‌‌کند.

بیشتر از تمام مناطق دنیا جنگلهای برگ ریز معتدل بر اثر فعالیتهای انسان تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. در اکثر مناطق معتدل، نواحی وسیعی از جنگلها برای احداث راههای کشاورزی از بین رفته‌اند. این فرآیند چندین قرن پیش در اروپا آغاز شد و منجر به باقی ماندن تعداد کمی از جنگلهای خالی از سکنه شد. در شرق آمریکای شمالی، جنگل زدایی با ورود مهاجران اروپایی آغاز شد اما هنوزبه وسعت آنچه در اروپا رخ داده، نرسیده است.
بوم شناسی

عوامل زیستی و غیر زیستی رویشگاه‌های جنگلی با تأثیرات متقابلی که بر هم می گذراند، سبب برقراری و تداوم سیکل حیاتی در جنگل می شوند به عبارتی دیگر این تأثیرات دینامیک سبب ایجاد مراحل و فازهای تحولی در جنگل می شود. جوامع جنگلی گوناگون در نتیجه تأثیرات متقابل عوامل حیاتی و غیر حیاتی بر هم در طی دوران بسیار طولانی که به میلیونها سال قبل بر می گردد؛ توانسته‌اند بر مبنای ویژگیهای اکولوژیکی و نیازهای زیستی خود، مناطق مختلفی را تحت پوشش خود قرار دهند. به عبارتی دیگر هر گونه گیاهی شرایط اکولوژیکی خاصی را می تواند؛ تحمل کند و بر همین اساس در مناطق مختلف دنیا پوشش گیاهی متفاوتی را شاهد هستیم. به طوری که در عرض های جغرافیایی پایین جنگلهای تروپیکال (مناطق حاره ای) را شاهدیم و با افزایش عرض جغرافیایی به ترتیب گونه های مناطق مدیترانه‌ای، معتدله خزان کننده و در نهایت گونه های سوزنی برگ همیشه سبز (مناطق بوره آل) را می توانیم مشاهده کنیم. اما این وضعیت در برخی مناطق به دلیل تفاوتهایی که در شرایط اکولوژیکی به وجود می آید از جمله شرایط توپوگرافیک (پستی و بلندی)، ادافیک (خاک)، بیوتیک (زیستی)، کلیماتیک (آب و هوا)، ممکن است مغایر با اصول کلی عنوان شده در بالا باشد. به طور مثال در ارتفاعات مناطق تروپیکال (حاره ای) چه بسا گونه های مناطق معتدله و... را شاهد هستیم. اما آنچه را که باید به آن اشاره نمود این است که اجزا اصلی تشکیل دهنده رویشگاههای جنگلی نیز مانند تمام جوامع زیستی در طول حیات خود همواره متأثر از عوامل طبیعی و غیر طبیعی، تحولات گوناگونی را سپری می نمایند.

تخریب جنگل


در جنگلهای طبیعی شروع سیکل تمامی و تحملی در جنگل و به تبع آن روند توسعه و پایداری در اکوسیستم‌های جنگلی همراه با مرحله تحولی «تخریب» همراه است. بنابراین یک درخت جنگلی پس از رسیدن به سن دیر زیستی فیزیولوژیک، یعنی زمانی که اندامهای مختلف یک درخت جنگلی در نتیجه کهولت سن و پیری، دچار نارسایی شدند، در نتیجه اختلالاتی که در فعالیتهای بیولوژیکی گیاه حادث می شود، که نماد ظاهری آن خشک شدن شاخه ها و اندامهای قسمت‌های هوایی درخت (تاج)، کوچک شدن سطح تاج پوشش درخت، پوسیده و توخالی شدن تنه در اثر حمله آفات و بیماریها خواهد بود. در چنین شرایطی با حدوث یک باد سنگین و با بارش سنگین نزولات جوی (بخصوص برف)، ایجاد زلزله، صاعقه، زمین لغزش و سایر عوامل تخریب طبیعی، درختان مزبور افتاده و در نتیجه حرفه هایی در تاج پوشش جنگل ایجاد می شود که در واقع روندهای تحولی در جنگلهای دست نخورده (جنگل بکر) از همین نقطه آغاز می شود. (دلفان اباذری ۱۳۸۱). این مرحله تحول می تواند به طور نسبی طولانی (در یک سیکل طبیعی) و یا کوتاه مدت (در نتیجه حدوث عوامل غیر مترقبه طبیعی) باشد (Emborg و همکاران ۲۰۰۰). به دنبال ایجاد حفره در توده های جنگلی و تابش نور بر عرصه رویشگاه با مساعد بودن شرایط رویشگاهی و وجود بذر مناسب (به لحاظ کمی و کیفی)، گروههای زادآوری به تدریج حفره های موجود را پوشش می دهند که این مرحله از تحول را تحت عنوان «مرحله تحولی تجدید حیات» نامیده می شود. گروههای زادآوری به مرور زمان و در نتیجه رقابت بین آنان بر میزان رشد قطری و ارتفاعی خود می افزاید و در این مرحله تعداد قابل توجهی از نهالها مغلوب واقع شده و به تدریج حذف می شوند. ولی پایه های موجود بر میزان رشد خود همچنان خواهند افزود، این مرحله را در اصطلاح«مرحله تحولی صعود و افزایش رشد» یا «مرحله تحولی تشکیل توده» نامیده می شود. توده های جوان تشکیل شده در حفره ها، در مراحل اولیه به صورت یک جنگل جوان نسبتاً همسال به نظر می رسند که در اصطلاح تحت عنوان «فاز جنگل جوان» نامیده می شوند. در این توده ها به تدریج برخی از پایه ها که از شرایط رویشگاهی مطلوب تری مانند نور، رطوبت، خاک، جهت و ... بهره مند هستند از نظر رشد قطری و ارتفاعی از سایر پایه ها پیشی گرفته و ضمن ایجاد تفاوت آشکوب، تفاوتهایی نیز از نظر قطر نمایان می سازند. در این مرحله جنگل دارای ساختار پلکانی خواهد بود و به عبارت دیگر درختان با قطر و ارتفاع متفاوتی در عرصه جنگل دیده می شوند که در اصطلاح این وضعیت را تحت عنوان «فاز تک گزیده» می توان نامگذاری نمود. با عبور از این مرحله و به تدریج درختان موجود در توده جنگلی به یک ساختار مشخصی می رسند که در آن درختان موجود دارای ارتفاع نسبی برابر (یک آشکوبه) و از نظر قطری نیز نزدیک به هم هستند. در این وضعیت جنگل به ظاهر به توده جنگلی همسال نزدیک است که از آن تحت عنوان «جنگل همسال دروغین» نیز اسم برده می شود، که این مرحله تحت عنوان «مرحله تحولی اپتیمال» نامگذاری می شود. تحولات در جنگل چنانچه تحت مداخلات شدید انسانی قرار نگیرد در جنگلهای طبیعی شمال ایران در یک سیکل طبیعی حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ سال به درازا می کشد (دلفان اباذری ۱۳۸۱ و Korpel 1995). اما در جنگلهایی که تحت مدیریت قرار می گیرند، دخالتهای علمی سبب آن می شود که طول هر یک از این مراحل تحولی را کوتاهتر نموده و در ضمن ارزش های تولیدی درختان جنگلی را نیز افزایش می دهند.] نمونه‌ها
جنگلهای بارانی کاج آمریکای شمالی


در طول ساحل غربی آمریکای شمالی، آب و هوای مرطوب و معتدل، جنگلهای کاج بارانی را که از آلاسکا تا شمال کالیفرنیا امتداد یافته‌اند بوجود آورده است. این جنگل منحصر به فرد، مدتهای مدید در معرض تهدید بوده است زیرا می‌‌توان از درختانش برای سوخت و کاغذ سازی استفاده کرد. حدود ۹۰ درصد ازجنگلهای اولیه اکنون کاملاًَ از بین رفته‌اند. گرچه جنگلهایی که درختانشان قطع شده‌اند معمولاَ دوباره کاری می‌‌شوند، اما رستنی های جدید، حیات وحش کمتری را نسبت به جنگلهای اولیه در خود پناه می‌‌دهند.

جنگلهای شمالی بارش برف در جنگل و اندازه گیری آن
جنگل ها می توانند با ایجاد سایه باعث تاخیر در ذوب شدن برف ها شود و یا با ایجاد مانع در انباشتگی برف ، رد تداوم آب شدن برف ها تاثیر گذار باشد. مدیران جنگل می توانند از یان خصوصیت در کنترل رواناب بهاره متناسب با نیازهای آبی کشتزارهای مجاور جنگل بهره بگیرند. بعضی از جنگل های مناطق شمالی امریکا طوری مدیریت می شوند تا بتواند تجمع مقدار برف را افزایش دهند بدین معنی که درختان را با توجه به وضعیت پستی و بلندی منطقه و جهت وزش بادهای غالب ، برش می زنند.
اندازه گیری مقدار برف کاری است مشکل ، اما در آبخیز های مناطقی که میزان بارش در آن زیاد است لازم است مقدار برف روی زمین با عمق برف پشته و مقدار آب تولید شده از آن را بدانیم . در این مناطق ریزش برف 70-80% مقدار بارش سالیانه را تشکیل می دهد. این وضعیت سبب ابداع روش های ویژه ای برای اندازه گیری و اداره ی برف پشته شده است. جنگل بانان در امر اندازه گیری و مدیریت برف پشته وظیفه ی مهمی به عهده دارند زیرا مناطق برف گیر اغلب جنگلی است و گفته می شود که تقریبا 75% آب مورد نیاز مناطق امریکای شمالی از این اراضی جنگلی برف گیر تامین می کند.






منابع آبی –جنگلی در ایران و جهان
بر اساس آمارهای ارائه شده از طرف سازمان هواشناسی جهان , حجم کل آب دنیا 1.4 میلیارد متر مکعب است. از این مقدار 2.5 درصد را آب شیرین تشکیل می دهد که تقریبا معادل 35 متر مکعب می باشد. بخش عظیمی از این آب شرب در سیستم چرخه ی آب به صورت تبخیر به هوا بر می گردد و فقط 41000 کیلومتر مکعب آب باقی می ماند که معادل 35 متر مکعب است. بیشترین قسمت این آب به صورت آب هرز هدر می رود و چیزی حدود 1000کیلو متر مکعب به صورت آب شیرین مصرفی دنیا در کشاورزی ،صنعت و مصارف شهری مورد استفاده قرار می گیرد.این آمار گویای این مطلب که اگر کل آب موجود دنیا به اندازه یک بشکه 200 لیتری فرض شود . آ ب قابل استفاده ساکنین زمین از آن فقط CC20خواهد بود. به طوری که 275میلیارد متر مکعب آب موجود در کشور ناشی از نزولات جوی و ورود آبهای خارج از کشور ، سهم آب شیرین مصرفی بخش های صنعت ، کشاورزی و شهری حدود 40 میلیارد متر مکعب است. آمارهای فوق بیانگر میزان هدر رفتن آب شیرین و مصرفی در سطح این کره ی خاکی است. به طوری که اکثر کشورهای دنیا از جمله کشور خودمان با مسئله ی بحران آب به صورت جدی مواجه هستند. لازم به ذکر است که منظور از بحران آب کمبود آب نیست بلکه مسئله تنش آبی مطرح است. متوسط نیاز سرانه هر نفر در سال 800 متر مکعب است که تا سال 2050 میلادی به 1150 متر مکعب خواهد رسید. بر اساس نوعی تقسیم بندی که در سال 1933 توسط خانم فالکن مارک صورت گرفت و مورد تائید سازمان کشاورزی و خوار بار جهانی (FAO) وابسته به سازمان ملل متحد نیز واقع شد، کشور های دنیا بر اساس تنش آبی به سه دسته تقسیم بندی می شوند:
1- کشورهای بدون تنش ( با سرانه ی بیش از 1000 متر مکعب در سال)
2- کشورهای با تنش آبی مزمن ( با سرانه ی بیش از 500 تا 1000متر مکعب در سال)
3- کشورهای با تنش آبی مطلق (با سرانهی زیر 500 متر مکعب در سال)
بر اساس این تقسیم بندی ، ایران در حال حاضر در دسته ی (ب) قرار داردو در سال 2050 میلادی به دسته ی (ج) ملحق خواهد شد.
جنگل ها با توجه به اثرات و نقش های انکار ناپذیری که در نظام هیدرولوژیکی زمین دارند می توانند نقش ارزنده ای در جلوگیری از هرز رفتگی منابع آبی داشته باشند. جنگل های دنیا با سطحی معادل 3.5 میلیارد هکتار که 26% از سطح خشکی ها را در بر می گیرند، به سهم خود در جهت حفظ منابع آبی دنیا موثر بوده و بهینه نمودن این اثر می تواند مورد توجه جدی باشد ، چناچه در کشورهایی نظیر امریکا و استرلیا سالهاست بر روی این مسئله کار شده است و هیدرولوژیست های جنگل با استفاده از تکنیک های مهندسی گام های موثری در این زمینه برداشته اند. درایران نیز جنگل ها با سطحی حدود 12.4 هکتار که حدود 7.4% از خاک کشورمان را تشکیل می دهند.

هیدرولوژی جنگل
کلیه ی اثراتی که جنگل ها و بوته زارها بر روی آب و هوا ، گردش آب ، فرسایش خاک، سیلابها ، حاصلخیزی خاک، فیزیک دمای ماده و شدت اندازه ی حرکت آنها در بیوسفر جنگلی می گذارند( ا زنوک تاج درختان تا انتهای ریشه) را هیدرولوژی جنگل گویند.

بارش در جنگل و اندازه گیری آن
دو مشکل عمده در اندازه گیری بارندگی وجود دارد که هیچ کدام از آنها به طور کامل برطرف نشده است. اولین مشکل نبود دستگاه اندازه گیری دقیق و دومین مشکل نصب و به کارگیری دستگاه مورد نظر است. اولین مشکل را اشتباه دستگاه اندازه گیری و دومین مشکل را اشتباه در نمونه برداری می گویند.
این اشتباهات در اثر وجود موانع ، صعود هوا برای دامنه ها و بالاخره وجود بادهای ویژه در مناطق باز و کم وسعت جنگلی حادث می شود. طبق مطالعات آماری توده های هوایی که ایجاد بارندگی می نمایند به طور متوسط 26 کیلو متر مربع وسعت دارند لذا اگر از نظر اقتصادی امکان پذیر باشد رد هر 26 کیلومتر مربع حداقل می بایست یک دستگاه اندازه گیری نصب شود. اندازه گیری بارش در مناطق جنگلی و اطراف آن مشکلات عمده ای در بردارد. معمولا دستگاه ها در مناطقی نصب می گردد که به قدر کافی باز شده اند به طوری که هیچ گونه تاج پوششی بین زاویه ی45 درجه حادث از محل محور دهانه دستگاه وجود نداشته باشد و نیاز به باز کردن اطراف دستگاه ها در مناطق پر شیب کوهستانی بقدری وسیع است که عملا این کار غیر محتمل می گردد. بعضی ا زکارشناسان هیدرولوژی جنگل پیشنهاد کرده اند که دستگاها را روی میله های بالاتر ا زتاج پوشش درختان قرار دهند اما این وضعیت اثر جریان های باد را به طور شدیدی در دهانه باران گیر دستگاه افزایش می دهد . باز کردن جنگل در اطراف دستگاه تا اندازه ای عنوان یک حفاظ را دارد و معمولا برآورد قابل قبولی را از کل باران به دست می دهد.

اثرات جنگل در توزیع مجدد بارش
پوشش گیاهی به ویژه در جنگل ها اثرات مهمی در توزیع و پراکنش در طی ریزش دارد. کل بارش به سه طریق پراکنده می گردد:
1- قطراتی از باران که به وسیله ی شاخ و برگ درختان دریافت می شود برگاب نام دارد.
2- قطراتی را که بدون برخورد به اندام درختان می گذرند و یا از تاج پوشش آنها به زمین می ریزند میان گذر نام دارند.
3- آن قسمت از باران را که به وسیله ی شاخ و برگ درختان و ساقه ی آنها جمع آوری می شود و به زمین می رسند ساقاب نام دارند.
میان گذر و ساقاب مقدار خالص باران را نشان می دهند که بستگی به مقدار باران ، گونه ی گیاهی و فصل سال دارد. در مناطق جنگلی خالص بارش ممکن است از صفر درصد در باران های خفیف تا بیش از 95% مقدار بارش ناخالص ، در باران های شدید تغییر کند.

گردآورنده :ریحانه عبدی

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:30 PM
در خرگرد خواف نزدیک جاده آسفالت بنایی دیده میشود که زمانی مهمترین مرکز تعلیم و تربیت بوده است .

کتیبه ی موجود این مدرسه در سال 848 به دستور خواجه غیاث الدین پیر احمد خوافی وزیر شاهرخ میرزا

بنا شده است بدین علت به غیاثیه مشهور گردید این بنا نماینده ی کامل معماری دوره تیموریان است که به

سبک اذری ساخته شده است معمار بنا استاد قوام الدین شیرازی که در حال کار روی بنا فوت کرده است

و کار نیمه تمام وی را برادرش غیاث الدین شیرازی که مجموعه گوهرشاد مشهد و هرات را نیز ساخته است

کامل کرد . مدرسه غیاثیه در دوران شکوهش از بهترین دانشگاههای اسلامی بوده است و دانشمندانی چون

ابوبکر پوشنجی خرجردی ابونصر خرجردی را پرورانده است



مسجد ملک زوزن

روزی به زوزن رونقی در کار بودست نقش عجب بر پنجه معمار بودست

بطور کلی زوزن در قسمت جنوب شرقی و در فاصله 60 کیلومتری خواف واقع شده است با آنکه ناحیه خشک

و بی حاصل است از سابقه پراهمیت تاریخی ویژه ای برخوردار است بطوریکه ملک زوزن در قدیم یکی از سه

مرکز عمده این ناحیه بوده است هم اکنون در قسمت وسیعی از از دشت زوزن میتوان آثار شهری بزرگ را که

براثر زلزله ویران شده را مشاهده کرد . مسجد تاریخی زوزن که در کنار روستای قدیمی واقع گردیده وآثار زیادی

از آن باقی مانده و هم اکنون در حال مرمت و بازسازی میباشد تزئینات فوق العاده ای از کاشیکاری آجرکاری

و گچ بریهای زیبا به چشم می خورد که معرف هنر معماری و تزئینات اوایل قرن هفتم هجری است . در بدنه ایوان

کتیبه ای به خط کوفی وجود دارد که قسمتهایی از آن از بین رفته و در قسمت غربی ایوان قبری وجود دارد که گفته

میشود متعلق به پسر ملک زوزن است یکی دیگر از قسمتهای ایوان راه پله های مارپیچی است که شباهت زیادی

به پله های مدرسه غیاثیه خرگرد دارد یکی از شبستانها به محراب مسجد منتهی میشود که این محراب به تازگی

بر اثر حفاری از زیر آوار بیرون کشیده شده و حاشیه های آن مزین به آیاتی از قرآن مجید است و بیشتر به مینیاتور

شبیه است تا محراب ملوک زوزن همچون ملک سعید و قوام الدین زوزنی به فرمان سلطان محمد خوارزمشاه مدتی

بر ولایت کرمان و عماد السلام زوزنی و عبدالکافی زوزنی از فضلای بنام زوزن بوده اند آنچه مسلم است این است که

مسجد زوزن متعلق به قرن هفتم و دوره سلجوقی است .



کوشک سلامی

بنای تاریخی زیبایی است که حیات ---------- منطقه خواف را در گذشته های دور به نسل حاضر معرفی میکند .

آنچه مسلم است حدود 800 سال قبل این بنا وجود داشته است قوام الدین ملک زوزن که از جانب سلطان محمد

خوارزمشاه حاکم کرمان بود آن را در سال 607 (ه . ق ) تعمیر کرد .

کشف بنا بدین صورت بوده است که این بنا بصورت تلی از خاک و قلعه مانندی بوده است و زارعان و

دامداران در تعقیب احشام خود در حفره ها به راهروهایی رسیدند و متوجه گردیدند که این بنا مسکونی بوده است

مرحوم قریشی از سال 1326 بعد از 4 سال توانست بنای کوشک را از دل خاک بیرون بیاورد و از ملک نشسنی به

مالک نشینی تبدیل کند .

از خصوصیات این بنا این است که پله های عریض با شیب کم طوری ساخته شده است که سواره میتواند با اسب

از آن بالا برود از لحاظ امنیتی پنجره ها طوری ساخته شده که از داخل بیرون را میتوان دید ولی از پایین و بیرون

داخل را نمی توان دید .





سد سلامی

درفاصله 6کیلومتری شمال شرقی سلامه در دامنه جنوبی ارتفاعات باخرز روی یکی از دره های کناری رودخانه

سلامی احداث شده است آب خروجی از سد در فاصله 700 متری پایاب وارد قنات شهر سلامه میشود ودر یک ونیم

کیلومتری شمال شهر که مظهر قنات است برای آبیاری اراضی کشاورزی هدایت میگردد ارتفاع بند حدود 24 متر و حوضه

آبگیری آن 50 هکتار زمین را می پوشاند عمق آب در بعضی از قسمتها به 18 متر میرسد که حدودا 6متر از عمق بند

را رسوبات پوشانده است گنجایش مخزن بین 4 تا 6 میلیون متر مکعب است این بند مربوط به دوران ساسانیان میباشد

در زمان ملک محمود سیستانی بازسازی و مرمت شده وبعد از وی بدستور خواجه قوام الدین نظام الملک خوافی

مشرف دیوان خراسان در زمان سلطنت سلطان حسین بایقرا بازسازی شده است

مزار خواجه یار

:قبله ی اهل یقین است خواجه یار عاشقان بر گرد او پروانه وار

گرتو ای مسلم بدانی قدر او گرد مدفن آیی اش دیوانه وار

این بنا که معروف به مزار است در جنوب غربی شهر خواف از یک طرف مشرف به کوه خواجه یار و از سوی دیگر

به تپه های مجاور محدود است مجموعه ای است از دو آب انبار و یک مقبره . بنای کوشک مانندی است دو طبقه که در

دوره قاجار ساخته شده 14 متر طول و6/70 متر عرض دارد این بنا مشرف به محوطه ای محصور در دیوار خشکه

چین سنگی است و سکویی بلند بطول 8 متر و عرض 1 متر روی پایه های آجری در میان محوطه واقع شده است

برخی میگویند یکی از یاران امام حسن (ع ) بوده که در زمان این امام و هنگام حمله ایشان به ایران در جنگ با کفار

وزرتشتیان به شهادت رسیده و در همان مکان بخاک سپرده شده است .



یخدو در انتهای خیابان شهید مدرس بنایی پابرجاست که میتوان گفت از قدمت زیادی برخوردار است و آن یخدان یا

یخچال طبیعی است حدود 20 متر ارتفاع 7/5 متر عرض و 15 متر عمق که تمام بدنه از آجرساخته شده است

این یخدان شکل مخروطی دارد

آسیاب بادی های نشتیفان

چشمگیر ترین تاسیسات سنتی در خواف آس بادهاست که با ابهتی تمام سینه سپر باد دارد

آس یعنی نرم شدن دانه زیر سنگ است بدین ترتیب که دو سنگ گرد و مسطح بر هم نهاده سنگ زیرین

در میان میلی آهنین وجز آن از سوراخ میان سنگ زیرین درگذشته و سنگ فوقانی به قوت دست آدمی یا

ستور یا باد یا آب چرخد و حبوب و غیره را خرد و آرد سازد .

نیروی رایگان وفراوان باد از نظر کمی میتواند تعداد زیادی دستگاه را باهم بچرخاند تا جایی که در روستای نشتیفان

تا 40 آسیاب ردیف شده اند منطقه خواف که در مسیر بادهای 120 روزه سیستان قرار گرفته دارای آسیاب بادی های

فراوانی است که پره های چوبی آن توسط بادهای مذکور بحرکت در آمده نیروی حاصل را به سنگ منتقل نموده

به آرد کردن گندم ها می پردازند .

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:31 PM
هامون جازموريان، يك فرونشست زمين‎ساختي جوان در 150 كيلومتري باختر ايرانشهر است كه و بلندي آن از سطح درياي آزاد 350 متر مي‎باشد. وسعت اين هامون در فصول پرباران، 3300 كيلومترمربع است و به دليل شرايط اقليمي ويژه، در بيشتر مواقع سال، بخش اعظم آن به كفة نمكي وكفه‎هاي رسي تبديل مي‎شود.
رودها و آبراهه‎هاي متعدد دائمي و موقت، به اين هامون مي‎ريزند كه از ميان آنها، رود بَمپور و هليل‎رود اهميت بيشتري دارند. در بارة شوري رودهاي وارده و درصد نمك آب درياچه گزارش‎هاي موجود هماهنگي دارد. در گزارش‎ اوبرلندر (1988)، آب هامون قابل شُرب دانسته شده ولي فيشر (1968) آب هامون را شور مي‎داند. بنابر دانسته‎هاي موجود، شوري آب جازموريان تا حد فوق اشباع از نمك است. كرينسلي (1970) گسترة هامون جازموريان را شامل سه بخش زير دانسته است:
* درياچة فصلي كه گسترة آن در فصول خشك و مرطوب تغييرات زيادي دارد و در بيشتر جاها در اواخر تابستان و اوايل پاييز ناپديد مي‎شود. * پهنة مرطوب كه سطحي در حدود 22 درصد مي‎پوشاند.
* پهنة باتلاقي كه 59 درصد از منطقة مرطوب را زير پوشش دارد و مرز بالايي آن به پهنه‎هاي سيلتي – ر سي است.
هامون جازموريان در مركز يك فرونشست زمين‎ساختي جوان است كه بين رشته كوه‎هاي جبال‎بارز (در شمال) و رشته كوه‎هاي بشاگرد (در جنوب) قرار دارد. در گذشته اين فرونشست را لبة جنوبي بلوك لوت مي‎دانستند، ولي در حال حاضر اين باور وجود دارد كه جازموريان نوعي فرونشست پيش كماني است كه در شكل‎گيري آن، فرورانش پوستة اقيانوسي عمان به زير مكران و همچنين عملكرد گسل‎هاي همروند با فروافتادگي، به ويژه مجموعة گسلي بشاگرد، نقش داشته‎اند. اشتوكلين (1970) پديدة فروافتادگي را به رخدادهاي نئوژن – كوارترنري نسبت داده، ولي كرينسلي (1970) زمان تشكيل آن را پليستوسن مي‎داند.
درياچة حوض‎سلطان :
درياچة حوض‎سلطان يا درياچة شاهي، فروافتادگي نامتقارني با 330 كيلومترمربع وسعت، در 35 كيلومتري شمال قم و در شمال باختري درياچة نمك است. اين درياچه شامل دو چالة جدا از هم يكي به نام « حوض‎سلطان » و ديگري به نام « حوض‎مره » است كه با آبراهة باريكي به هم وصل مي‎شوند. حوضة باختري (حوض‎سلطان) داراي بلندي 806 متر از سطح دريا است كه به طور معمول از روان‎آب‎هاي سطحي تغذيه مي‎شود. حوضة خاوري (حوض‎مره)، افزون بر روان‎آب‎ها، از رودهايي مانند رودشور و قره‎چاي نيز بهره مي‎گيرد. مطالعات مستوفي (1350) نشان مي‎دهد كه آب‎ ابتدا وارد حوض‎مره شده و پس از پر شدن آن، از مسيل دو حوض گذشته وارد حوض‎سلطان مي‎شود و هنگامي كه آب در حوض‎سلطان چند متر بالاتر آمد، به طرف حوض‎مره بازمي‎گردد و سرريز اين دو حوض، به درياچة نمك تخليه مي‎شود. مشاهدات صحرايي كرينسلي (1970)، نشان مي‎دهد كه از مركز درياچه به خارج دو پهنة جداگانة قابل شناسايي است. يكي مركز درياچه كه حدود 24 درصد از مساحت آن را زير پوشش دارد و با پوستة نمكي پوشيده شده است. دوم، زون مرطوب كه 76 درصد بقيه را تشكيل مي‎دهد كه به زون گياهان ريشه‎ بلند به پهناي 20 متر مي‎رسد. پوستة نمكي با 5 سانتيمتر ضخامت، شامل نوارهاي هم‎مركز سفيد و خاكستري است و در زير آن سيلت‎هاي رسي و خاكستري رنگ مرطوب قرار دارد. اين زون (پوستة نمكي) به طور فصلي با آب پوشيده مي‎شود، ولي مناطق مركزي آن ممكن است در تمام سال، آب‎دار باشد. مطالعات انجام شده در زون مرطوب نشان داده كه ميزان رس موجود در نمونه‎ها، 35 تا 45 درصد است كه 10 تا 90 درصد كاني‎ها، كائولينيت است. در پشته‎هاي شن و ماسه‎اي زون گياهان با ريشة بلند، چند خط داغ آب وجود دارد كه به سمت سراشيبي تا ارتفاع 826 متر ادامه دارد. اختلاف ارتفاع بين پست‎ترين و بلندترين خط داغ آب 20 متر است. پيشروي وسيع مخروط‎افكنه‎ها در پهناي زون مرطوب و روي پوستة نمكي نشانگر آن است كه روان‎آب سطحي بيش از گذشته است و تغيير آب و هوايي به سوي دورة مرطوب‎تر از گذشته، پيش مي‎رود.
مطالعات معتمد و همكاران (1356) نشان داده است كه رسوبات حوض‎سلطان بيشتر از نوع گچ و نمك، مارن و رس است. بررسي‎هاي لرزه‎نگاري و حفاري نيز نشان داده كه نمك تا عمق 46 متر وجود دارد. اين نمك، به صورت 5 لاية جدا از هم با ضخامت كل تا 20 متر است كه با رس‎هاي قهوه‎اي تا خاكستري از يكديگر جدا مي‎شوند.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:34 PM
حوزه هاي آبخيز کشور ايران عبارتند از:
1- حوزه آبخيز درياي خزر
2- حوزه آبخيز خليج فارس و درياي عمان
3-حوزه آبخيز درياچه اروميه
4- حوزه آبخيز درياچه نمك قم
5- حوزه آبخيز اصفهان و سيرجان
6- حوزه آبخيز نيريز يا بختگان
7- حوزه آبخيز جازموريان
8- حوزه آبخيز دشت كوير
9- حوزه آبخيز كوير لوت
10- حوزه آبخيز اردستان و يزد و كرمان
11- حوضة صحراي قره‌قوم
12- حوزه آبخيز هامون
12- حوزه آبخيز هامون
حوزه آبخيز درياي خزر
اين حوزه آبخيز كه مساحت آن به 173،300 كيلومتر مربع مي‌رسد، داراي شيب زياد بوده و بيشترين اختلاف ارتفاع حوزه آبخيز‌هاي كشور را كه بالغ بر 5500 متر است، به خود اختصاص داده است. در اين محدوده سيزده رودخانه با مساحت حوزه آبخيز بيش از هزار کليومتر مربع وجود دارد که رودخانه‌هاي ارس، سفيدرود، هراز و اترك از نظر وسعت حوزه آبخيز و ويژگيهاي اقليمي و تداوم آبدهي متفاوت از حوزه ديگر مي باشند. رودهاي فوق داراي حوزه آبخيز‌هاي كوهستاني وسيعي هستند و پوشش گياهي غالب آنها جنگلي است.
حوزه خليج فارس و درياي عمان
اين حوزه آبخيز با مساحت 437،150 كيلومتر مربع يكي از پهناورترين حوزه آبخيز‌هاي ايران محسوب مي‌گردد و رودخانه‌هاي غرب، جنوب غربي و جنوب زيرحوزه هاي سرچشمه گرفته از كوههاي زاگرس و بشاگرد و بلوچستان را در بر مي‌گيرد. جمعاً 29 رودخانه با مساحت بيش از 1000 كيلومتر مربع در اين زيرحوزه وجود دارد كه يا به درون كشور عراق جريان مي‌يابند و پس از پيوستن به رودخانة دجله به خليج فارس مي‌ريزند و يا بطور مستقيم به خليج مزبور و يا درياي عمان وارد مي‌گردند. برخي ازبزگترين رودخانه‌هاي اين حوزه آبخيز به ترتيب از شمال تا جنوب خاوري عبارتند از: سيروان، كرخه، كارون، جراحي، زهره، هله، موند، كل، ميناب و سرباز.
در باب اهميت اين زيرحوزه فقط به اين نکته بسنده مي شود که رودهاي دشت خوزستان به تنهائي 30 درصد منابع آب کشور را دارا مي باشند.
مساحت آبريز بيش از هزار كيلومتر مربع وجود دارد و زرينه‌رود بزرگترين و مهمترين آنها بشمار مي‌آيد.
مساحت آبريز بيش از هزار كيلومتر مربع وجود دارد و زرينه‌رود بزرگترين و مهمترين آنها بشمار مي‌آيد.
حوزه آبخيز درياچه اروميه
مساحت اين حوزه درياجه اروميه 50،850 كيلومتر مربع است در اين حوزه درياجه اروميه هشت رودخانه با
مساحت آبريز بيش از هزار كيلومتر مربع وجود دارد و زرينه‌رود بزرگترين و مهمترين آنها بشمار مي‌آيد.
حوزه آبخيز درياچه نمك قم
مساحت حوزه درياچة نمك قم 89،650 كيلومتر مربع است و بخش بسيار ناچيز و كوچكي از آن نيز به درياچة حوض‌سلطان و كوير ميغان و دشت جنوبي قزوين وارد مي‌گردد. رودخانه‌هاي جاجرود، كرج، شور، قره‌چاي و قمرود به اين حوزه زهکشي مي شوند در اين محدوده شش رودخانه با مساحت بيش از هزار كيلومتر مربع وجود دارد كه رودخانة شور و قره‌چاي و قمرود بزرگترين آنها محسوب مي‌شوند.
حوزه آبخيز اصفهان و سيرجان
اين حوزه كه از زير حوزه ‌هاي كوچك باتلاق گاوخوني، كوير ابركوه، شوره‌زار مروس و كوير سيرجان تشكيل يافته است، داراي 90،700 كيلومتر مربع مساحت است و زاينده‌رود بزرگترين رودخانة آن بشمار مي‌آيد. انتقال آب کارون از طريق تونل کوهرنگ به زاينده رود از وقايعي است که بر بيلان هيدرولوژيک اين محدوده تاثير دارد.
- حوضة نيريز يا بختگان
اين حوزه با مساحت 31،000 كيلومتر مربع از حوز‌هاي فرعي درياچة كافتر، درياچة بختگان و درياچة مهارلو تشكيل شده و رودخانة كر مهمترين رود اين منطقه محسوب مي‌شود.
- حوزه آبخيز جازموريان
حوزه جازموريان با مساحتي برابر 69،600 كيلومتر مربع در جنوب شرقي ايران و بين رشته‌كوههاي بشاگرد (در جنوب) و جبال بارز (در شمال) جاي دارد و آبهاي سطحي آن كلاً به هامون جزموريان مي‌ريزد. در اين حوضه پنج رودخانه با مساحت آبريز بيش از هزار كيلومتر مربع وجود دارد كه هليل‌رود بزرگترين آنهاست.
- حوزه دشت کوير
اين حوزه که يکي از کم بارش ترين حوزه هاي کشور محسوب مي شود از حوضه‌هاي كوچكتري چون كوير حاج علي‌قلي، كوير نمك و دشت گناباد تشكيل مي‌يابد و مساحت آن به 227،400 كيلومتر مربع بالغ مي‌گردد.. از رودخانه‌هاي قابل توجه اين حوزه به حبله‌رود ( واقع در گرمسار) و كال‌شور جاجرم كه يكي از طويل‌ترين رودخانه‌هاي ايران است، مي‌توان اشاره نمود.
حوزه آبخيز كوير لوت
مساحت اين حوزه كه حوضة كوير لوت از زيرحوزه ‌هاي كوچك‌تري چون نمكزار طبس، دغ محمد‌آباد، كوير ساغند، شوره‌زارهاي شمال خاوري شهرستان بافق و كوير سرجنگل تشكيل يافتهو يکي از كم‌باران‌ترين و خشك‌ترين حوضه‌هاي ايران است به199،000 كيلومتر مربع بالغ مي‌گردد و از مهمترين رودخانه‌هاي آن كه اغلب سيلابي و فصلي هستند مي‌توان به رودخانة تهرود واقع در استان كرمان اشاره كرد.
حوزه اردستان و يزد و كرمان
اين حوزه كه با مساحت 99،800 كيلومتر مربع يكي از خشك‌ترين و بي‌آب‌ترين حوضه‌هاي ايران بشمار مي‌آيد، از زيرحوزضه‌هاي كوچك‌تري چون دغ‌سرخ، كوير سياه‌كو، كوير درانجير، دشت جنوب خاوري يزد، شنزار كشكوئيه، دشت كويرات و شنزارهاي جنوب كرمان تشكيل يافته است.
- حوضة صحراي قره‌قوم
-مساحت اين حوضه 43،550 كيلومتر مربع است و يكي از حوضه‌هاي كم‌بارش ايران محسوب مي‌گردد. به همين دليل حوزه آبخيز آن حالت سيلخيزي و رودها حالت فصلي دارند و رودهاي كشف‌رود و جام‌رود از مهمترين آنها بشمار مي‌آيند.
- حوزه هامون
اين حوزه که در شرق کشور واقع گرديده است مساحتي برابر با 109،850 كيلومتر مربع داراست و از حوضه‌هاي كوچك‌تري چون نمكزار خواف، دغ‌ شكافته، دغ بالا، دغ پترگان، دغ توندي، درياچة نمكزار، درياچة هامون صابري، لورگ‌شتران، درياچة هامون، هامون گودزره، درياچة كرگي، هامون ماشكل و نمكزاركپ تشكيل يافته است. اين حوزه نيز از جمله كم‌باران‌ترين و خشك‌ترين حوضه‌هاي ايران محسوب مي‌شود و رودهاي هيرمند و ماشكل مهمترين رودهاي آن بشمار مي‌آيند.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:34 PM
تاريخچه
آب ماده اي است که حيات بدون آن ميسر نيست. بشر در دوره نو سنگي سعي در مهار آب داشته است و بر روي الواحي که از 4 هزار سال قبل از ميلاد از سومري ها باقي مانده است سنگ نوشته هائي با اين مضمون موجود است. در دين يهود اشاره شده است که حضرت موسي در 1400 سال قبل از ميلاد مسيح با عصاي سحرآميز خود چشمه اي در دل کوير پديد آورد. اين موضوع بر اهميت آب در زمانهاي گذشته صحه مي گذارد، به نحوي که تمدنهاي بزرگ در کنار رودهاي بزرگ ظاهر شده اند.
استخراج آبهاي زيرزميني سابقه اي طولاني در کشورهاي مختلف چون چين (حفر چاهي تا عمق 1500 متر بوسيله دسته هاي ني) ، مصر (چاه يوسف با عمق تقريبي 100 متر 3000 سال قدمت دارد) و ايران باستان دارد. منوچهر پادشاه ايراني حدود 3400 سال پيش دستور داد تا حفر کاريز (قنات ) را به برزگران بياموزند. پيوند دادن لوله هاي چاه و انتقال ثقلي آب زيرزميني کاري طاقت فرسا بوده که ايرانيان سرآمد آن بوده اند. کهن ترين قناتي که آثاري از آن باقي مانده است در شمال ايران پيدا شده است. اين قنات همزمان با ورود آريائي ها حفر گرديده است. عمر قنات گناباد که مادرچاه آن 300 متر عمق دارد را 2500 سال برآورد کرده اند.
امپراطوري ايران تا دوره طولاني از لحاظ قدرت در دنيا بيمانند بود و اين نه فقط به لحاظ نظامي بلکه فنآوري سرآمد سپاه ايران بود. در تاريخ آمده است که کورش بزرگ پس از گرفتن سرزمين سوريه در آسياي صغير به بابل که همچون دژي مستحکم بود حمله کرد. ديده بانان بابلي وقتي ايرانيان را در حال حفر کانال ديدند به آنان ريشخند زدند تا اينکه سپاه ايران با انحراف آب رودخانه و پائين افتادن سطح آب فرات از رود گذشتند و وارد بابل شدند. پس از کورش پسرش کمبوجيه به فکر حفر کانال سوئژ افتاد ولي به دليل اوضاع نابسامان سياسي در نقاط ديگر کشور مجبور به ترک مصر شد تا اينکه پادشاه ديگر ايران داريوش، کانالي حفر کرد و رود نيل را به درياي سرخ پيوند داد تا کشتي هاي جنگي ايران از درياي مديترانه وارد رود نيل شوند. خشايار شاه پسر داريوش در 480 سال قبل از ميلاد با سپاه بزرگي از کشتي هاي جنگي به يونان حمله کرد و با حفر کانال بزرگ خشايار شاه که عرضي نزديک به 45 متر داشت لشکريان خود را به جاي عبور از درياي اژه از آن عبور داد.
مک لوئي (1984) اظهار مي کند که ايرانيان نخستين مردمي بودند که با ساختن "چرخ آبي" آب رودخانه ها را به زمين هاي زراعي پائين تر و بالاتر منتقل کنند. اهميت آب در ايران باستان آنچنان زياد بود که برخي رودخانه ها با نام رودخانه هاي شاهنشاهي شناخته مي شد و براي شروع آبگيري از آنها الزاماٌ مي بايست فرستاده فرمانروا حضور داشته باشد و مردم مي بايست آب بهاي استفاده از رودخانه را به خزانه واريز مي کردند.
در کتب و آثار به جامانده از دانشمندان قديمي ايران بطور مفصل به بحث شناخت و اهميت آب پرداخته شده است. ابوبکر محمدبن الحسن الکرجي دانشمند ايراني بود که بيش از 1000 کتابي بنام "استخراج آبهاي پنهاني" نگاشت و جالب اينجاست که ايشان در آن زمان سيکل هيدرولوژيکي را تشريح مي نمايند. خواجه نظام الملک در کتاب سياست نامه خود موضوع توزيع عادلانه آب را امري حياتي بر مي شمرد و عدول از آن را باعث تباهي مملکت مي داند. ايرانيان تجارب خود در صنعت آب را به مردم ديگر منتقل مي کردند، آنچنانکه نقل است سلمان فارسي با انديشه حفر خندق مانع از نفوذ لشکر قريش شد.
کليات هيدرولوژي ايران
در يك ويژه نامه ترويجي آب و امنيت غذائي (وزارت جهاد كشاورزي، 1381) به نقل ازگزارش صندوق جمعيت ملل متحد آمده است كه طي 70 سال گذشته جمعيت جهان 3 برابر و مصرف آب در جهان 6 برابر شده است. ساليانه به جمعيت جهان 75 ميليون نفر افزوده مي شود و پيش بيني مي شود كه جمعيت كشورهاي توسعه نيافته و كم توسعه يافته طي 50 سال آتي نيز از رشدي 300 درصدي فراتر رود. پيش بيني هاي خوش بينانه تا سال 2050 ميلادي جمعيت جهان را7.9 ميليارد نفر برآورد نموده اند، اين در حالي است كه برخي پيشگوئي ها خبر از جمعيت 10.9 ميليار نفري در جهان دارند. نظريه اي بينابين اين رقم را 9.3ميليارد نفر برآوردمي كند. همان منبع اضافه مي نمايد كه در سال 1381 جمعيت ايران نيز از مرز 70 ميليون فراتر رفت. با در نظر گرفتن اينكه متوسط بارش ساليانه در ايران چيزي حدود يك سوم ميزان جهاني آن است (مهدوي 1378)؛ مي توان گفت مبحث آب توجه ويژه اي را مي طلبد. (قابل ذکر است که همين مقدار ناچيز بارندگی نيز از توزيع مکانی يکسانی برخوردار نميباشد بطوريکه در 28 درصد از سطح کشور مقدار بارش متوسط سالانه کمتر از 100 ميلی متر بوده واين مقدار در96 درصد از سطح کشور از 200 ميلی مترنيز کمترمي باشد). اقليم فراخشک در 15 استان کشور ، در 7 استان و در 10 استان اقليم غالب است، بنابراين مسئله بالا بودن تبخير و تعرق نيز محدوديتي مضاعف محسوب مي شود. (براي مشاهده جزئيات اينجا کليک کنيد.) با آنکه کشور ايران حدود 1.1 درصد از خشکي هاي جهان را به خود اختصاص داده است صرفا 0.34 درصد از آبهاي جهان را در اختيار دارد. مسئله ريزشي فصلي اين بارش و پارکندگي نامنظم آن هم خود مبحث جداگانه اي است.



عامل


ايران


جهان
بارندگي


242


860
تبخير و تعرق پتانسيل


900


1132
تبخير و تعرق واقعي


180


485

آمارمطالعات وزارت نيرو ميانگين حجم بارندگی در ايران را سالانه 400 ميليارد متر مکعب برآورد نموده است که از اين ميزان 310 ميليارد متر مکعب درسطح 870 هزار کيلومتر مربع از حوزه هاي آبخيز کوهستاني و90 ميليار متر مکعب در سطح 778کيلومتر مربع مناطق دشتي مي باشد. در مناطق کوهستاني در اثر تبخير و تعرق بطور متوسط هرساله 200 ميليارد متر مکعب ودر مناطق دشتی 84 ميليارد متر مکعب آب از دسترس خارج مي شودکه جمعا 71 درصد از حجم بارش را شامل مي شود. از حجم باقيمانده نيز 59 ميليارد متر مکعب مناطق کوهستاني و 2 ميليارد متر مکعب در مناطق دشتي نفوذ مي نمايد. حجم آب باقيمانده نيز 51 ميليارد متر مکعب در مناطق کوهستاني و 4 در مناطق دشتي به شکل رواناب ظاهر مي شود.حجم آبهاي زير زميني کشور در حدود 35 ميليار متر مکعب برآورد گرديده است که حدود 30 ميليارد مترمکعب آن مربوط به مخازن آبرفتي و حدود 5 ميليارد متر مکعب برآود شده است. با فرض قابليت بهربرداري از 60 درصد اين مخازن امکان تا حدود 80 ميليارد متر مکعب وجود خواهد داشت. بخش کشاورزي با اختصاص 88.88 درصد، آب شرب با اختصاص 6.67 درصد و بخش صنعت با 4.45 درصد مهمترين مصارف آب در ايران مي باشند

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:35 PM
نتایج تحقیقات زمین شناسان آمریکایی نشان می دهد که منطقه آمریکای شمالی به دلایل http://www.persiangeo.com/images/stories/world/news/grace233.jpgمختلفی که می تواند با تاثیرات بعد از عصر یخبندان ارتباط داشته باشد، نسبت به دیگر نقاط زمین از نیروی گرانشی بیشتری برخوردار است.
به گزارش خبرگزاری مهر، نتایج تحقیقات دانشمندان "برنامه تکامل زمین" در موسسه عالی تحقیقات در کانادا و مرکز فیزیک نجوم دانشگاه هاروارد در برنامه ای با عنوان "پروژه گریس" (Gravity Recovery and Climate Experiment) با بررسی 4 ساله تصاویر ماهواره ای با هدف اندازه گیری میدان گرانش زمین در مناطق مختلف دنیا نشان دادند که در نیروی جاذبه شمال شرقی قاره آمریکا در محدوده "بائیا" تا "هادسون" دگرگونی ایجاد شده است.
دانشمندان علت این دگرگونی را تغییرات آب و هوایی پس از عصر یخبندان دانسته اند که بین 90 هزار تا 18 هزار سال پیش اتفاق افتاده است.
بر اساس گزارش پایگاه خبری گالیله، این منطقه هنوز تحت تاثیر فرایندهای پس از عصر یخبندان قرار دارد و این مسئله باعث شده است که نیروی جاذبه در این منطقه بیش از دیگر نقاط زمین باشد

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:36 PM
جغرافيا2 - سال سوم رشته ادبيات و علوم انساني









فصل اول (ناحيه چيست؟)


درس اول (تصور شما از يك ناحيه چيست؟)


جغرافي دانان از ديرباز سطح زمين را به واحدهاي جغرافيايي كه در آن پديده ها با هم تجانس و وحدت دارند تقسيم كرده و سپس آن ها را مورد مطالعه قرار داده اند.


عامل تمايز اين واحدهاي جغرافيايي ، تفاوت مكان ها و پديده هاي موجود در آن هاست. اين تقسيم بندي ها به منظور شناخت بهتر و آسان تر و علمي تر كردن مطالعات و تحقيقات درباره ي مكان ها صورت مي گيرد تا برنامه ريزي صحيح تري براي آن ها انجام شود. ناحيه بخشي از سطح زمين است كه چهره هاي ظاهري مشابه در سراسر آن ويژگي خاصي را به وجود مي آورند، به طوري كه با بخش هاي مجاور متفاوت است . ناحيه يك محدوده ي جغرافيايي است كه در آن ميان خصوصيات طبيعي، انساني ، اجتماعي و فرهنگي تجانس يا هماهنگي و وحدت نسبي وجود دارد.


از اين تعاريف چنين برمي آيد كه :


1 – عامل اصلي در يك ناحيه،وحدت و همگوني نسبي است. 2 – يك ناحيه ي جغرافيايي با ناحيه مجاور آن متفاوت است.














جغرافي دانان بر اساس چه معيارهايي ناحيه بندي مي كنند؟




وقتي كه يك فضاي جغرافيايي را بر اساس ضوابط يا معيارهايي به واحدهاي كوچك تر تقسيم مي كنيم به طوري كه هر واحد با واحد مجاور تفاوت داشته باشد، در واقع ناحيه بندي كرده ايم. جغرافي دانان براي تعيين حدود يك ناحيه، يك يا چند معيار را به كار مي گيرند و سپس با توجه به اين معيارها، حدود يا مرزهاي ناحيه را روي نقشه رسم مي كنند. در واقع؛اين گونه مرزها در سطح زمين وجود ندارند و پيدا كردن آن ها روي نقشه هاي جغرافياي آسان تر از تشخيص آن ها در سطح زمين است. اين معيارها ممكن است عوامل طبيعي باشند مثل توپوگرافي ، آب و هوا، خاك و پوشش گياهي ،‌ممكن است اين معيارها عوامل انساني باشند مانند مذهب، زبان و نوع فعاليت اقتصادي ناحيه بندي كاري صرفاً جغرافيايي است و بر اساس طرز تفكر يك جغرافي دان و شيوه ي كار او و به طور اختياري صورت مي پذيرد. انتخاب معيار و ملاك براي تعيين حدود يك ناحيه به زمين و فكر جغرافي دان بستگي دارد.






نواحي طبيعي


جغرافي دانان براي تقسيم بندي نواحي طبيعي از چند عامل استفاده مي كنند كه مهم ترين آن ها عبارت اند از : آب و هوا، پوشش گياهي و خاك.


الف – آب و هوا : دما و بارش مهم ترين عناصر آب و هوايي به شمار مي آيند. دما :‌دما بر اثر تابش خورشيد بر سطح زمين پديد مي آيند. اولين و مهم ترين تأثيري كه خورشيد به جو «اتمسفر» مي گذارد، گرم كردن هواي اطراف كره ي زمين به مقدار مختلف است.


چون ارتفاع خورشيد در طول روز، سال و مكان هاي مختلف فرق مي كند، مقدار انرژي دريافتي و در نتيجه دماي هوا در مناطق مختلف متفاوت است. در عرض هاي جغرافيايي پايين و نواحي استوايي، نور خورشيد در تمام ايام سال تقريباً به حالت قائم مي تابد اما هر قدر به عرض هاي جغرافيايي بالاتر نزديك تر مي شويم،‌زاويه ي تابش مايل تر مي شود.


اين امر موجب پديد آمدن سه ناحيه متفاوت از نظر دما مي شود: ناحيه گرم (حارّه)،‌ناحيه معتدل و ناحيه سرد (قطبي)














بارش : بارش ديگر عنصر مهم آب و هوايي است كه در تقسيم بندي نواحي آب و هوايي از آن استفاده مي كنند. در كشور ما ميزان بارش از مكاني به مكان ديگر، تفاوت هاي چشمگيري دارد. علاوه بر آن توزيع فصلي بارندگي نيز در كشور ما يكنواخت نيست. همچنين مقدار بارش روزانه نيز كه شدت بارندگي را نشان مي دهد از مكاني به مكان ديگر متفاوت است. مقدار بارش روزانه يا شدت بارندگي از نظر مسائل مربوط به فرسايش خاك و كشاورزي اهميت دارد. در كشور ما بر اساس ويژگي هاي عمده ي بارش از قبيل بارندگي سالانه، توزيع فصلي بارش و بالاترين بارش روزانه در سواحل جنوب و شمال اتفاق مي افتد. بر اساس ويژگي هاي عمده ي بارش از قبيل بارندگي سالانه، توزيع فصلي بارش و بالاترين بارش روزانه ي ايران به شش ناحيه ي بارشي تقسيم شده است: 1 – ناحيه خزر غربي . 2 – ناحيه خزر شرقي 3 – ناحيه كردستان 4- ناحيه آذربايجان و زاگرس 5 – ناحيه خراسان شمالي 6 – ناحيه داخلي
















تعيين نواحي آب و هوايي :


اقليم شناسان با استفاده از معيارهاي مختلف، نواحي اقليمي جهان را بررسي و تقسيم بندي كرده اند. يكي از معروف ترين اين تقسيم بندي ها، طبقه بندي كوپن (1918 م) است. اين طبقه بندي بر اساس سه معيار بارش، دما و پوشش گياهي انجام شده است. در طبقه بندي كوپن ابتدا با توجه به عوامل ياد شده پنج گروه آب و هوايي از يك ديگر تفكيك مي شوند.



















ب – پوشش گياهي و زندگي جانوري : بخش زنده ي محيط زمين همان زيست كره (بيوسفر) است كه همه ي موجودات زنده – يعني گياهان، جانوران و انسان را شامل مي شود. بخش هاي غيرزنده يعني سنگ كره ، آب كره و هوا كره بر يك ديگر تأثير مي گذارند و در نتيجه، شرايط زندگي مطلوب را در زيست كره فراهم مي آورند. زيست كره از عميق ترين نقاط اقيانوس ها تا لايه هاي زيرين جو گسترده شده است. در سطح زمين، زيست كره انواع موجودات را شامل مي شود از جانوران ذره بيني كه در خاك زندگي مي كنند تا درختان چوب قرمز كاليفرنيا كه 110 متر ارتفاع دارند. به مجموعه اي از موجودات زنده و محيط فيزيكي غير زنده اي كه اين موجودات با آن در ارتباط اند، اكوسيستم مي گويند . گياهان و جانوران از طريق مبادله ماده و انرژي با هم ارتباط متقابل دارند البته همه ي اين فرايندها انرژي مورد نياز خود را از خورشيد به دست مي آورند. گياهان سبز توليد كنندگان اصلي و مهمترين بخش زنجيره ي غذايي به شمار مي روند زيرا از طريق عمل فتوسنتز را مي سازند و گياه خواران و گوشت خواران به طور مستقيم و غير مستقيم به آن وابسته اند.
















تعيين نواحي گياهي و جانوري:


تعداد و انواع گونه هاي گياهي و جانوري از مكاني به مكان ديگر متفاوت است. با توجه به اهميت گياهان و جانوران، جغرافي دانان از ديرباز به تعيين محيط هاي اكولوژيكي پرداخته اند.زيست كره (بيوسفر) را به بيوم ها تقسيم كرده اند. بين آب و هوا و گياهان و جانوران يك ناحيه ارتباطي قوي وجود دارد. مرز بين انواع بيوم ها تقريبي است براي مثال جنگل هاي استوايي در نواحي اي كه بارندگي ساليانه بين 2500 تا 4500 ميلي متر و دماي ميانگين بيش از 20 درجه سانتي گراد است مي رويند. با افزايش ميزان باران در نواحي استوايي تنوع درختان و ارتفاع آن ها بيش تر مي شود. هر چه به سمت عرض هاي جغرافيايي بالاتر مي رويم به موازات كاهش باران، قد درختان كوتاهتر مي شود و در حواشي بيابان ها به علفزارها و سپس بوته هاي خاردار تبديل مي شوند.















جانوران نمي توانند غذا بسازند به همين دليل به گياهان وابسته اند بنابراين نقاطي كه انبوه ترين پوشش گياهي را دارند مانند نواحي استوايي – پرجمعيت ترين و پرتنوع ترين نواحي جانوري هستند. علاوه بر عامل آب و هوا نوع خاك و ارتفاع نيز در چگونگي پراكندگي گياهان و جانوران در نواحي خاص مؤثرند.


پ – خاك :‌گياهان علاوه بر آب و انرژي خورشيد به خاك نيازمندند . خاك محصول نهايي هوازدگي و نتيجه ي تخريب فيزيكي و شيميايي سنگ ها و تجمع باقي مانده هاي در حال فساد جانوران است. در تشكيل خاك عوامل مختلفي چون سنگ اوليه،‌اقليم ، شيب زمين ،‌زمان تشكيل و زندگي گياهي و جانوري موجود درخاك دخالت دارند. خاك علاوه بر مواد معدني حاصل از هوازدگي سنگ ها، داراي مواد آلي است. باقي مانده ي گياهان و اجساد جانوران با گذشت زمان مي پوسد و موجب افزايش هوموس خاك مي شود. هوموس يا گياخاك به بخش آلي خاك گفته مي شود.








تعيين نواحي خاك :


عوامل تشكيل دهنده ي خاك در نواحي مختلف سطح زمين متفاوت اند. بنابراين در نواحي مختلف خاك هاي گوناگوني از نظر تركيب، رنگ ، چسبندگي و ساير موارد پديد آمده است. براي تعيين نواحي خاك، مي توان روش ها و معيارهاي مختلفي را به كار گرفت و مثلاً خاك ها را بر حسب قابليت كشاورزي، محل تشكيل و تركيب شيميايي دسته بندي كرد.








خاك هاي نواحي قطبي و نيمه سردسير:


در نواحي جنب قطبي شمال كانادا، اروپا و آسيا پوشش گياهي عمدتاً از نوع جنگل هاي مخروطي است. در اين نواحي پوشش گياهي علف كمتر ديده مي شود. به علت يخ بندان شديد و كند شدن عمل تجزيه، خاك اين مناطق از نظر هوموس در تركيبات كربني فقير است. معروفترين خاك اين ناحيه پودزول نام دارد.








خاك هاي نواحي معتدل‌ :


در اين نواحي به علت بارش نسبتاً كافي، گياهان زيادي رشد مي كنند. خاك نواحي معتدل حاصلخيز است. از بهترين انواع خاك اين نواحي مي توان از چرنوزيوم نام دارد.








خاك هاي نواحي مرطوب استوايي :


در اين ناحيه پوشش گياهي انبوه و متنوع است اما در اثر بارش فراوان باران كاني ها و هوموس خاك شسته مي شود و خاك فقير مي گردد. خاك اين ناحيه لاتريك نام دارد و به رنگ زرد يا قرمز است.








خاك هاي نواحي بياباني :


اين خاك ها در نواحي خشك كم گياه يا فاقد گياه تشكيل مي شوند و هر چند كاني هاي فراوان دارند اما از نظر مواد آلي فقير نه مانند سيروزوم .








سؤالات درس اول


1 – ناحيه چيست؟


بخشي از سطح زمين است كه چهره هاي ظاهري مشابه در سراسر آن ويژگي خاصي را به وجود مي آورند به طوري كه با بخش هاي مجاور متفاوت است. ناحيه يك محدوده جغرافيايي است كه در آن ميان خصوصيات طبيعي،‌انساني، اجتماعي و فرهنگي تجانس يا هماهنگي و وحدت نسبي وجود دارد.








2 – جغرافي دانان بر اساس چه معيارهايي ناحيه بندي مي كنند؟


عوامل طبيعي مثل توپوگرافي،‌آب و هوا، خاك و پوشش گياهي،‌عوامل انساني مثل مذهب،‌زبان و نوع فعاليت اقتصادي.








3 – انواع ناحيه از نظر دما را بنويسيد؟


ناحيه گرم (حاره) – ناحيه معتدل و ناحيه سرد (قطبي)








4 – ويژگي هاي عمده بارش را بنويسيد؟


بارندگي سالانه – توزيع فصلي بارش – بالاترين روش روزانه








5 – اكوسيستم چيست؟


به مجموعه اي از موجودات زنده و محيط فيزيكي غير زنده اي كه اين موجودات با آن در ارتباط اند، اكوسيستم مي گويند.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:37 PM
مثلث برمودا محلی است وهم‌انگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شده‌اند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا م موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نمامحاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم رویت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانيان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.
منطقه وحشت
همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.
مشاهدات و گزارشات
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط راديويي را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.
علل واقعه
علل فرضی طبیعی
توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ،گويهاي آتشقشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده هايي متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به كرهءزمين آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه ليزر، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابراز می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نيروي مغناطيسي کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
داستانی عجیب
حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادارمرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.




آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟
آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟

گذشته و آینده برمودا
به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضانیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ

یک دانشمند ژئوفیزیک ساکن شهر وارونژ روسیه مدعی کشف علت طبیعی روی دادن حوادث ناگوار در منطقه مثلث برمود شد.

به گزارش خبرنگار «علمی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در آسیای میانه، «ولادیسلاو بوکریف» در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است که یکی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربه های ساعت در منطقه دریای «سارگاسوف»، با جهش در ساحل فلوریدا به سمت عرض شمالی بالا روی می دهد.
این حرکت به یاد آورنده پرتاب کننده دیسکی می باشد که در آغاز خود می چرخد و تنها در لحظه ای که بالاترین سرعت زاویه یی را بدست آورد، دیسک را به جلو پرتاب می کند.
برمودا، گودالی مستقل و عظیم است. جریانات حلقه یی آن، مشروط به اشکال خطوط ساحلی و عمق کم آن است که تا 26 متر می باشد.
به نظر وی وجود میکرو و ماکرو گودال هایی در این منطقه، مولد آشفتگی های جاذبه یی و مغناطیسی می باشد که در نتیجه آن دستگاه ها از کار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل می کند که گاهی مرگ بار است.
وی می گوید: از آنجایی که در این منطقه، گردش آب در جهت عقربه های ساعت است، برمودا همانند گرداب اشیا را به سمت خود می کشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مرکز زمین است.
به گفته این دانشمند روسی، برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناک است. در این فاز، ابتدا گودال های آبی و پس از آن گودال های هوایی پدیدار می شوند. این وضعیت همانند فنجانی است که به طور ناگهانی انتهای آن را باز کنند. آب به سمت شکاف حرکت می کند و حرکتی گردشی به خود می گیرد و در امتداد خود، جریان هوایی را می راند.
این دانشمند ژئوفیزیک روسیه می افزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشکیل جریانات، می توان روشی را ایجاد کرد که وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناک جهان هشدار دهد

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:39 PM
يک کارشناس در مورد شهر ويران شده بم گفت بسياری در زلزله بم تنها به اين دليل مردند که ساختمان ها با شيوه های نامناسب ساخته شده و مقررات صحيح وجود ندارد.
درايران ، مثل بسياری از کشورهای در حال توسعه ، زلزله هايی که ميتوان از آنها جان سالم بدربرد، اغلب به علت آنکه ساختمان ها بر سر مردم فرو ميريزند ، به تراژدی انسانی در مقياس وسيع تبديل ميشود.
دو روز قبل از کريسمس زلزله ای به مقياس مشابه زلزله ايران در کاليفرنيا روی داد، ولی به علت شيوه های بشدت ايمن تر ساختمانی ، تنها سه نفر مردند.
بم برعکس فاجعه ای بود که انتظارش ميرفت. تلاش برای توسعه صنعتی در يک منطقه کشاورزی عقب مانده باعث رشد جمعيت و کاهش مسکن شده بود، و ساختمان سازان محلی سعی کردند اين نياز را با خانه های ارزان و بساز بفروشی ، يا با اضافه کردن طبقات جديد به خانه های موجود پاسخ گويند.
پرفسور محسن ابو ترابی از بخش معماری دانشگاه بيرمنگام که در بم کار کرده است ميگويد" بسياری از ساختمان هابه علت ضعيف بودن( حتی ) بدون زلزله فرو ميريخت. "
" مقررات ساختمان سازی وجود دارد، ولی به جز درمورد ساختمان های بلند، به اجرا درنمی آيد. مردم به شدت نياز به مسکن دارند به اين جهت مقامات قوانين ساختمان سازی مربوط به زلزله را ناديده ميگيرند. "
کار ساختمان سازی در بسياری از موارد بوسيله خود صاحب ملک انجام ميگيرد و از کارگران محلی فاقد تخصص استفاده ميشود.
اين متخصص همچنين گفت تحقيقات کمی در مورد تکنيک های کم هزينه برای حفاظت از ساختمان ها در منطقه زلزله خيز صورت گرفته است.
مصالح ساختمانی اغلب حتی برای مصارف عادی نامناسب است چه برسد برای استفاده دريک منطقه زلزله خيز. ساختمان های نمونه وار آجری است که با گل و آهک به هم چسبانده ميشود.
پروفسور ابوترابی گفت :"در آخرين سفرم به ايران من دو آجر را بهم زدم و آنها به پودر تبديل شدند. تقاضا برای مصالح آنقدر بالاست که سازندگان به هيچ استانداردی متعهد نيستند. بهای سيمان بسيار بالاست، بنابراين آنها از آن زياد استفاده نميکنند. "
او ميگويددر خانه ها ی نواحی زلزله خيز بايد از سقف های سبک استفاده شود که به طوربهم فشرده به هم وصل ميشوند. ولی ساختمان سازان در بم عمدتاسقف حلبی را ? که مناسب است ? به علت کمبود عرضه و اين باورکه دوام ندارد رها کرده اند و به جايش از مصالح صنعتی که خواص اش را نميدانند استفاده ميکنند. نتيجه اين امر سقف هاو پشت بام های کشنده است.
بسياری از بام ها با تير آهن که بين طاق های آجری سنتی کار گذاشته شده ، نگهداری ميشوند. روی آن ها يک لايه بتونی که آب از آن نفوذ نکند گذاشته ميشود.
پروفسور ابوترابی در ادامه ميگويد " انتهای تير آهن ها آزادنه درون ديوار قرار دارند، بنابراين با هر تکانی که روی دهد تمام بام فرو ميريزد."
اگر چه بم تعداد کمی ساختمان بلند داشت، در سالهای اخير بهای بالای زمين بسياری از خانواده ها را تشويق کرد که استيل سنتی خانه های يک طبقه ، با اطاق های دور يک حياط را رها کرده وبه ساختمان های دو يا سه طبقه روی بياورند، امری که به ابعاد خطر درصورت وقوع زلزله افزود.
پروفسور ابوترابی ميگويد" آنها ممکن است بعد از فاجعه سياست هايی اتخاذ کنند، ولی هرگز اين سياست ها به اجرا در نخواهد آمد. آنهاشش ماه بعد از يک فاجعه آنرا فراموش ميکنند- و حادثه دو باره روی ميدهد."

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:41 PM
عجايب كوير ايران
دكتر حميد عباس‌نژاد مدرس دانشگاه مي‌گويد: «منطقه گندم بريان شهداد كه گرم‌ترين نقطه كوير در جهان و در قلب ايران به شمار مي‌رود، به كره ماه مي‌ماند و گدازه‌هاي سياه رنگ واقع در اين منطقه، نور خورشيد را بيش از حد معمول جذب مي‌كند و باعث افزايش بيش از حد دما مي‌شود. همچنين برخي لايه‌هاي شكل گرفته در كوير، از نظر زمين شناسي غير قابل باروري است».

شهداد، در شرق ارتفاعات كرمان با نخلستان‌ها و باغ‌هاي مركبات و نيز آثار تمدن شش هزار ساله «آراتا» از ديدني‌هايي است كه به راستي در طبيعت نفس‌گير كوير، نفس هر طبيعت‌گردي را مي‌گيرد.‌
پرفسور پرويز كردواني بيابان‌شناس معروف نيز اين منطقه را به دليل وجود گدازه‌هاي آتشفشاني، گرم‌ترين نقطه كره زمين به شمار آورده كه دماي آن در تابستان در سايه به 60 درجه سانتيگراد بالاي صفر نزديك مي‌شود.
وي با اشاره به تپه‌هاي تخم‌مرغي شكل در كوير شهداد كه به‌طور منظم چيده شده‌اند، مي‌افزايد: «در بيابان شهداد، هيچگونه حيات، موجود زنده و حتي باكتري وجود ندارد و شايد يگانه نقطه فاقد حيات در كره زمين محسوب ‌شود، سرزميني كه هنوز بسياري از طبيعت‌گردان، كاشفان و ديرين‌شناسان جهان آرزوي بازديد و پيمايش تمامي آن را دارند. شهداد با هفت هزار سال تاريخ مستند، يكي از كهن‌ترين تمدن‌هاي بشري است.
منطقه گندم‌بريان به مساحت 480 كيلومتر، جايي در داخل اين كلوت‌هاست. هر باراني كه بر كوير لوت مي‌بارد، صورتي تازه براي هر كلوت مي‌سازد و باد و باران، دو معمار قسم خورده کلوت‌اند. در اين منطقه به علت گرماي زياد، دانه گندم به حالت برشته درمي‌آيد و به همين خاطر به آن «گندم بريان» گفته مي‌شود».

پروفسور كردواني همچنين مي‌گويد: «سوراخ‌ نبودن لايه ازون در فضاي بالاي كوير لوت از مهم‌ترين قابليت‌هاي اين دشت بزرگ ايران است و اشعه آفتاب در كوير لوت نه تنها خطرناك نيست، بلكه خاصيت درماني نيز دارد، بنابراين، ماسه درماني و آفتاب‌درماني از قابليت‌هاي مهم كوير لوت است».

به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي، وي يكي ديگر از جاذبه‌هاي گردشگري اين منطقه را برنزه كردن پوست براي گردشگراني كه علاقه بسياري به اين امر دارند، مي‌داند، ضمن اينكه توريست‌‏ها نيز در شب، كوير لوت را محل مناسبي براي رصد ستارگان مي‌‏دانند.

براساس گزارش‌هاي موجود، درجه حرارت در قسمت مياني كوير لوت بسيار بالاتر از صحراي آفريقا و نواداست، به طوري كه صحراي آفريقا و عزيزيه ليبي 57 درجه است اما در دشت لوت 65 درجه گزارش شده است. يك ژنرال انگليسي در ايران پس از ديدار از كلوت‌ها مي‌گويد: «آثار مهم كلوت‌ها از عجايب طبيعت است و كسي كه از اين منطقه عبور مي‌كند، از شگفتي آن به خود مي‌لرزد و اين حس القا مي‌شود كه انسان در ساخت و ساز آنها نقش داشته است».

نگرش جهاني به كوير
سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۶ را به عنوان سال بين‌المللى کوير و کويرزدايى نام‌گذارى کرد. اين اقدام به منظور افزايش آگاهى عمومى مردم جهان به منظور حمايت از تنوع زيستى سرزمين‌هاى خشک که يک‌سوم کره زمين را تشکيل مى‌دهند و نيز حمايت از دانش بومى ۲ ميليارد انسانى که در کوير زندگى مى‌کنند صورت گرفته است.

غول بيابان بيدار مي‌شود
دانشمندان پيش‌بيني مي‌كنند زمين تا سال 2100 ميلادي خشكسالي‌هاي شديد به خود خواهد ديد و تا آن زمان 30 درصد كل اين سياره خاكي بيابان مي‌شود. به گزارش ايسنا، خشكسالي بيشتر دامن كشورهاي پيشرفته را خواهد گرفت و فوج عظيم گرسنگان و تشنگان در اين سرزمين‌ها قد علم خواهند كرد چرا كه كشاورزي اين كشورها نابود خواهد شد.
بيابان‌زايي پديده‌اي است كه باعث كاهش قوه بارخيزي و توليدي خاك مي‌شود و حدود 14 درصد مردم جهان در مناطق كويري و بياباني زندگي مي‌كنند. دكتر محمدطاهر نظامي مدرس دانشگاه نيز معتقد است: «خشكي و كم آبي، شور شدن، قليايي، زه‌دار شدن و از بين رفتن عناصر حاصلخيز خاك از عوامل اصلي بيابان‌زايي هستند كه نهايتاً منجر به ضعف پوشش گياهي مي‌شوند كه محدوديت زندگي گياهي و جانوري را به دنبال دارد».

وي با اشاره به مناطق خشك و نيمه خشك دنيا كه 40 درصد سطح كره خاكي را تشكيل مي‌دهند، يادآوري كرد: حدود 800 ميليون نفر از مردم جهان در مناطق كويري و بياباني زندگي مي‌كنند». اين مدرس دانشگاه اكوسيستم‌هاي بياباني را ضعيف و شكننده مي‌داند و مي‌افزايد: «‌بي‌توجهي به مراتع فقير و چراي نامناسب و بي رويه باعث تبديل آن اراضي به بيابان مي‌شود، دخالت‌هاي غلط انسان در طبيعت باعث شده شتاب بيابان‌زايي از فعاليت‌هاي بيابان‌زدايي پيشي بگيرد به‌طوري كه به گفته برخي كارشناسان هر سال بخش عظيمي از كشور با شدت يك درصد به سوي بيابان‌زايي پيش مي‌رود».
وي با اشاره به برنامه‌هاي اصلاح مراتع بياباني از 40 سال پيش تاكنون تصريح كرد: «نهال‌كاري، بذركاري، عمليات نظارت، قرق بخش عظيمي از مناطق بحراني، تثبيت تپه‌هاي شني متحرك و حتي استفاده از مالچ نفتي از جمله اقداماتي است كه در جهت بيابان‌زدايي انجام گرفته است».

ايران، يكي از كشورهاي پيشرو و با سابقه در اجراي برنامه‌هاي بيابان‌زدايي در منطقه و جهان است و در سال‌هاي پيش از انقلاب با اجراي موفق طرح‌هاي مبارزه با بيابان‌زايي، مردمي كه گرفتار غول بيابان بودند به همكاري با مجريان طرح پرداختند و در نهايت ايران جزو پنج كشور موفق در اجراي برنامه‌هاي مهار بيابان‌زايي و تثبيت شن‌هاي روان شناخته شد و در سال‌هاي اخير نيز امكانات و بودجه براي بيابان‌زدايي دو تا سه هزار برابر شده، اما به دليل مديريت ضعيف بخش منابع طبيعي غول بيابان دوباره به پا‌خاسته و فعال شده است.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:41 PM
درباره محمدحسن گنجى

پدربزرگ جغرافيا


http://www.iran-newspaper.com/1383/830714/html/184002.jpg
دكترمحمدحسن گنجى متولد ،۱۲۹۱ بيرجند
ـ مؤسس سازمان هواشناسى ايران
ـ استاد و مديرگروه آموزش جغرافياى دانشگاه تهران
ـ مؤسس دانشگاه بيرجند و رياست مؤسسه آموزش عالى امير شوكت الملك علم.
ـ رياست اداره كل هواشناسى از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۷
ـ معاونت دانشگاه تهران ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۷
ـ نماينده ثابت دولت ايران در سازمان هواشناسى جهانى تا سال ۱۳۵۷
ـ رياست هواشناسى منطقه آسيا به مدت ۵سال
ـ چهره برگزيده سازمان هواشناسى جهانى در سال ۲۰۰۰ ميلادى
ـ عضو مادام العمر انجمن جغرافياى انگلستان
برخى از تأليفات وى عبارتند از: جغرافيا درايران، جنگ و جغرافيا، بشر چيست؟ (ترجمه) آمار بارندگى در ايران، اطلس اقليمى ايران، جغرافياى ايران
صدها مقاله درباره علم جغرافيا به زبانهاى مختلف به چاپ رسيده است.
پدر بزرگ جغرافيا و پدر هواشناسى ايران وقتى از روزهايى مى گويد كه مجبوربوده به خاطر چندرغاز، حقوق بخور و نمير در دارالترجمه اى شناسنامه ها را ترجمه كند، دلم مى گيرد! دلم مى گيرد و مى خواهم حرفهايش را نشنيده بگيرم و نمى توانم. سرنوشت پرفراز و فرود اين مرد ۹۳ساله كه صفت پيرمرد درحق او بى انصافى است، چه او شاداب تر از آن است كه وقعى به عددها و ايام بگذارد، سرنوشت علم و انديشه و همان ماجراى تكرارى «علم بهتر است يا ثروت» دراين مملكت است.
دكترمحمدحسن گنجى بيش از آنكه با آدمها و دنياى پيرامونى اش سروكار داشته باشد با جغرافيا و هواشناسى پيوند محبت بسته است.
«آغاز پيوند من با جغرافيا به مهرماه ۱۳۰۹ خورشيدى برمى گردد. درآن ماه از لحاظ من سرنوشت ساز پس از تكميل تحصيلات متوسطه در مولد خود يعنى بيرجند به تهران آمده و در رشته تاريخ و جغرافياى دانشسراى عالى ثبت نام كردم. درخردادماه سال ۱۳۱۲ دوره سه ساله دانشسراى عالى را با موفقيت به پايان رسانيده به اخذ ليسانس تاريخ و جغرافيا نايل آمدم. درآن سال آخرين دوره محصلان اعزامى يا به اصطلاح آن روز آخرين كاروان علم و ادب را به اروپا مى فرستادند و من كه دركنكور بخش معلمى تاريخ و جغرافيا مقام اول را احرازكرده بودم در ۲۵ شهريور ۱۳۱۲ همراه با حدود ۹۰ نفر ديگر كه ۲۰ نفر از آنان ليسانسه هاى دانشسراى عالى بودند عازم اروپا شدم.»
محمدحسن گنجى هنوز هم كه هنوز است خاطرات فراموش نشدنى از دبيرستان شوكتى بيرجند دارد، مى گويد: دبيرستان شوكتى بيرجند كه من تحصيلات متوسطه خود را درآن به پايان رسانده بودم يكى از دبيرستانهاى انگشت شمارى بود كه درآن روزها زبان انگليسى به عنوان زبان خارجى درآن تدريس مى شد و همين امر موجب شد كه من و ۱۲نفر ديگر از دانشجويان اعزامى كه با زبان انگليسى مختصر آشنايى داشتيم بعد از چندروز توقف در پاريس به لندن اعزام شديم. بازدرآن روزها درمورد محصلان اعزامى به انگلستان چنين معمول بود كه همه را به مدت يكسال به منظور فراگيرى زبان و آداب انگليسى به زندگى در يك خانواده انگليسى كه معمولاً خانواده مذهبى يا فرهنگى بود وامى داشتند و من تنها فردى بودم كه به علت دانستن زبان انگليسى به قدر كفايت برنامه فراگيرى زبان درمورد من اعمال نشد و بلافاصله بعد از ورود به انگلستان مرا به دانشگاه ويكتوريا درمنچستر كه درآن زمان يكى از ۵دانشگاه معتبر بعد از آكسفورد و كمبريج به شمارمى آمد، معرفى كردند.
درسال دوم توقف درانگلستان بود كه بعد از يكسال مطالعه و بررسى جوانب امر تصميم خود را گرفته و خود را وقف علم جغرافيا كردم و علم تاريخ از آن به بعد در زندگى من در درجه دوم اهميت قرارگرفت.
درآن سال با عزم راسخ با وجود دشواريهاى فراوان درگروه تخصصى جغرافيا در دانشگاه منچستر ثبت نام كرده و بعد از چهارسال به اخذ ليسانس تخصصى و ممتاز درجغرافيا (B.A.Honurs) كه ازجهاتى معادل فوق ليسانس محسوب مى شد نايل آمدم. علم جغرافيا درآن زمان وسعت امروز را پيدانكرده بود و درچهارسالى كه به تحصيل آن گذراندم با تمام بخشها و قسمتها و مباحث آن علم آشنايى كافى پيداكردم به طورى كه درطول سالها تدريس در دانشگاه تهران تقريباً تمام مواددرسى جغرافيا به استثناى مسائل مربوط به جغرافياى ايران را مكرر تدريس كردم.
محمدحسن گنجى درمهرماه ۱۳۱۷ به ايران مراجعت كرده بلافاصله با سمت دبيرى وارد خدمت دانشكده ادبيات و دانشسراى عالى (دانشگاه تهران) شده به تدريس جغرافيا پرداخت.
دوره خدمت دبيرى من در دانشگاه ۱۴سال به طول انجاميد و چون با مقررات آن روز هرگز نمى توانستم بدون دردست داشتن درجه دكترى دانشيار و استاد شوم با استفاده از فرصت مطالعاتى در شهريور ۱۳۳۱ به آمريكا رفته بعد از دوسال تحصيل در دانشگاه كلارك (واقع در شهر ورستر ازايالت ماساچوست) كه از مراكز بسيارمعتبر آموزش و پژوهش جغرافيا بود به اخذ درجه دكترا در جغرافيا نايل آمده بلافاصله به تهران مراجعت و پس از چندماهى به درجه دانشيارى در جغرافيا ارتقا پيداكردم و بموقع استاد شناخته شدم و تا تابستان ۱۳۵۴ كه بازنشسته شدم و به استادى ممتاز دانشگاه مفتخر گرديدم ۳۷ سال سابقه تدريس لاينقطع داشتم.
محمدحسن گنجى در ۳۰سال اول خدمت دانشگاهى اش به مقامات و سمتهاى گوناگونى دست يافت كه ازجمله «همكارى ۱۲ساله او با وزارت راه آن زمان را مى توان اوج اين مسأله دانست، كه ۵سال آن با معاونت پارلمانى آن وزارت توأم بود كه اين ۵سال صرف ايجاد و توسعه و پابرجا ساختن اداره كل هواشناسى و سازمان هواشناسى كشور است؛ «من هميشه خدمت در مراكز غيردانشگاهى را به علت ارتباط مشاغلم با جغرافيا از خدمت در دانشگاه جدا ندانسته و همواره از فرصتهاى مطالعاتى گوناگون از قبيل مسافرتها و شركت در كنگره ها و كنفرانسهاى بين المللى به نفع جغرافيا بهره بردارى كرده و كلاس درس خود را زنده و در حال تكامل و تحول نگاه مى داشتم.»
او درباره سالهاى تدريس اش در دانشسراى عالى و ديگر مراكز دانشگاهى كه او در آنها تدريس كرده است مى گويد: «هنگامى كه در سال۱۳۱۷ شروع به تدريس كردم دانشسراى عالى كه در سال۱۳۰۷ به وجود آمده بود جمعاً ۸دوره و شايد در حدود ۱۵۰نفر ليسانسيه تاريخ و جغرافيا بيرون داده بود كه من تقريباً همه آنها را مى شناختم. با فارغ التحصيلان دوره هاى اول و دوم كه از من جلوتر بودند و همچنين با فارغ التحصيلان دوره هاى چهارم و پنجم كه بعد از من وارد دانشسراى عالى شده بودند در سه سال تحصيل در آن مؤسسه آشنا شده بودم و به فارغ التحصيلان دوره هاى ششم و هفتم و هشتم در سال اول تدريس دانشگاه در كلاس مشتركى درس داده بودم. از سال ۱۳۱۷ تا ۱۳۵۴ با تمام كسانى كه در اوايل امر در اين رشته و يا در سالهاى بعد در گروه آموزش جغرافيا به تحصيل مى پرداختند تماس درسى مستقيم داشتم و در نتيجه مى توانم ادعا كنم كه اكثريت قريب به اتفاق كسانى را كه در رشته تاريخ و جغرافيا يا گروه جغرافياى دانشگاه تهران چه در ليسانس و چه در فوق ليسانس فارغ التحصيل شده و به نحوى با تدريس جغرافيا و پژوهش در مباحث وسيع اين علم (اعم از دبيرستان و دانشگاه و مؤسسه آموزش عالى) در سطح كشور سروكار داشتند از نزديك مى شناختم. در سالهاى ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۷ كه جمعاً شش كنگره جغرافيايى با مشاركت جغرافيدانان برجسته و حرفه اى كشور تشكيل شد فرصتى به دست آوردم كه با تعداد انگشت شمارى جغرافيدان كه احياناً با آنان آشنايى كافى نداشتم از نزديك تماس حاصل كرده و با سوابق و افكار و روشهاى علمى و تخصصى آنها آشنا شوم.»
http://www.iran-newspaper.com/1383/830714/html/183948.jpg
محمدحسن گنجى درباره ارتباط خود با جغرافيا و تحولات و تكامل آن در ايران مى گويد: «من همپاى اين تكامل پيش رفته نه فقط ناظر و شاهد تحولات بودم بلكه مى توانم ادعا كنم كه در آن تحولات سهم كوچكى بر عهده داشتم. در تمام دوران نسبتاً ممتد خدمت در دانشگاه تهران وظيفه سنگين تدريس توأم با علاقه مندى به آموزش و پرورش صحيح جغرافيا ايجاب مى كرد كه هر كتاب و رساله و حتى مجله و روزنامه اى را كه درباره جغرافيا و علوم وابسته بدان تهيه و منتشر مى شد به دست آورده مطالعه و در صورت امكان جمع آورى كنم و مطالب و نظرات و تحولات تازه را در كلاسهاى مختلف دانشگاهى عنوان كرده و دانشجويان را به تفحص و تعمق بيشتر واداشته و در موارد لازم راهنمايى كنم. از طرف ديگر كار بررسى اوراق امتحانى و مطالعه جزوات پژوهشى و رسالات و پايان نامه هاى تحصيلى دانشجويان كه نياز به تصحيح و اظهارنظر داشت اين عادت را در من تقويت كرده بود كه هر كتاب يا نوشته اى را كه مطالعه مى كردم مورد مداقه قرار داده نظرات خود را در حاشيه كتاب يادداشت كنم و مطالب قابل بحث يا تأمل كتاب را با خط كشى هاى مختلف مشخص سازم و در نتيجه كمتر كتاب يا مجله اى در كتابخانه شخصى من ديده مى شود كه اين عادت خوب يا بد در آن منعكس نباشد. خاطره نويسى از مشخصات زندگى من بوده و حداقل بين ۴۰ تا ۵۰ جلد كتابچه هايى از نوع سررسيد نامه بانكى در كتابخانه من موجود است كه وقايع روزانه زندگى خود را در آنها نوشته ام شرح مسافرتهاى زياد داخلى و خارجى و مشاركتهاى من در كنگره ها و محافل علمى بين المللى و برخورد با شخصيتهاى علمى بخصوص جغرافيايى و بازديد از گروههاى آموزشى جغرافيا دركشورهاى متعدد و بالاخره مشاهدات جغرافيايى بخش ديگرى از كتابخانه ام را تشكيل مى دهد كه خود متضمن ۳۰ تا ۴۰ جلد كتابچه يادداشت است.»
فرود داستان زندگى علمى محمدحسن گنجى با اولين روزهاى سال ۱۳۵۸ آغاز شد. «در فروردين ۱۳۵۸ كه از خدمت آموزش عالى بيرجند بركنار شدم عملاً دوران بازنشستگى ام كه سالها درباره آن فكر كرده بودم آغاز شد و ناچار به خلوت كتابخانه به هم ريخته ام پناه بردم. حالا وقت آن رسيده بود كه نقشه هاى دوران بازنشستگى را به مرحله عمل درآورم و براى آغاز كار مدتى به تنظيم كتابها و اوراق پرداختم و منابع و مآخذ موجود در كتابخانه ام را براى تهيه كتابى درباره آب و هواى ايران آماده مى كردم.
در بيستمين كنگره بين المللى جغرافيايى كه در سال ۱۹۶۴ در لندن برگزار شد محمدحسن گنجى به عضويت كميسيون آموزش جغرافيا در اتحاديه بين المللى جغرافيايى برگزيده شد و تا سالها با اين سمت در اين كميسيون عضويت داشت.
يكى از افتخارات محمدحسن گنجى نقش بسزايى است كه او در تأسيس و راه اندازى سازمان هواشناسى كشور داشته است. دراين باره مى گويد: پس از اتمام تحصيلاتم در كلارك آمريكا و هنگام مراجعت به ايران خلاصه اى از پايان نامه دكتراى من درباره آب وهواى ايران به زبان انگليسى در مصر چاپ شده بود، باعث شد كه در مهرماه ۱۳۳۵ با موافقت دانشگاه تهران به مديريت كل هواشناسى منصوب شوم. من روى هم رفته نزديك به دوازده سال عهده دار اين سمت بودم. ولى هرگز كار و تدريس دانشگاهى رافراموش نكردم و تا مهرماه ۱۳۴۷ كه به سرپرستى امور مالى و ادارى منصوب شدم همواره مشاغل ديگر را به موازات تدريس دانشگاهى و استخدام پاره وقتى دانشگاه قبول مى كردم. در مهرماه ۱۳۴۷ خدمت تمام وقت دانشگاه را پذيرفته و از آن زمان تا مهرماه ۱۳۵۴ كه به افتخار بازنشستگى و سپس استادى ممتاز دانشگاه نايل آمدم هيچ مشغله جز تدريس و مديريت هاى دانشگاهى (مديريت گروه جغرافيا و رياست دانشكده ادبيات و علوم انسانى) نداشتم.»
محمدحسن گنجى در طول ۳۷ سال خدمت دانشگاهى اش هدفى جز اشاعه و ترويج جغرافيا و خدمت به علم جغرافياى اين مملكت نداشت و مشاركت در شوراها و كميسيون و كميته ها را به اين خاطر مى پذيرفت كه به حصول هدف اصلى زندگى اش كمك مى كرد.
دكتر محمدحسن گنجى در اول مهرماه ۱۳۵۴ به موجب ابلاغ وزير علوم و آموزش عالى مأموريت يافت كه مقدمات تهيه و تشكيل دانشگاهى را دربيرجند فراهم سازد و در تيرماه ۱۳۵۵ به سمت رياست مؤسسه عالى امير شوكت الملك علم كه درواقع همان دانشگاه بيرجند مى باشد برگزيده شد و در مدتى كوتاه با تلاش فراوان آن مؤسسه را به وجود آورد به طورى كه در مهرماه ۱۳۵۶ آن مؤسسه با پذيرش ۱۲۰ دانشجو كار رسمى خود را آغاز كرد.
دكتر گنجى در مدت خدمت غيرتمام وقت خود در دانشگاه تهران همواره در مشاغل غيردانشگاهى نيز اشتغال داشته است از جمله از مهرماه ۱۳۳۵ تا مهرماه ۱۳۴۷ علاوه بر استادى دانشگاه رياست اداره كل هواشناسى را نيز عهده دار بوده و حاصل زحمات چند سال او ايجاد و توسعه دستگاه جوان و علمى هواشناسى ايران است ضمناً از ارديبهشت ۱۳۴۲ تا مهرماه ۱۳۴۷ كه به سمت معاونت دانشگاه تهران برگزيده شد مقام معاونت پارلمانى وزارت راه را نيز عهده دار بوده است.
در تمام مدت تصدى رياست هواشناسى دكتر گنجى نماينده ثابت دولت در سازمان هواشناسى جهانى و علاوه بر اين مدت ۵ سال رئيس هواشناسى منطقه آسيا و عضو كميته اجرايى سازمان مزبور بوده است. وى از جمله دانشمندان معدود ايرانى است كه سالها با هيأت تحريريه دائرة المعارف به شرحى است كه در پيوست مشاهده مى شود.
دكتر گنجى داراى آثار علمى زيادى است كه بيشتر به صورت مقالات علمى در مجلات داخلى و خارجى به چاپ رسيده و از ميان آثار علمى معتبر او اقليم شناسى ايران به زبان انگليسى ( كه در سال ۱۹۵۶ ميلادى در قاهره به چاپ رسيده) و نيز اطلس اقليمى ايران را مى توان نام برد.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:43 PM
جغرافياي انرژي خليج فارس
- از ميدان‌هاي مهم نفت و گاز كه در خليج فارس واقع شده‌اند، ميدان عظيم گازي (پارس شمالي و جنوبي) است كه عموماً در منطقه انحصاري- اقتصادي قطر قرار گرفته كه يك بخش كوچكتر اما مهمترين بخش آن متعلق به ايران است.
- بيشترين ميدان‌هاي نفت و گاز ايران در جنوب غربي و در امتداد سواحل شمالي خليج فارس واقع شده‌اند كه از بازار داخلي كه در شمال كشور هستند فاصله زيادي دارند هرچند كه ايران داراي ذخاير طبيعي عظيمي است اما سيستم توزيع گاز غير پيشرفته است در حقيقت كليه نفت خروجي ايران به بازار از راه تنگه هرمز صورت مي‌گيرد.
- كليه منابع نفت و گاز عمان در ساحل واقع شده‌اند در حاليكه بسياري از منابع نفت امارات متحده عربي دور از ساحل هستند.
- ميدان بزرگ عربستان سعودي واقع در «قوار» تقريباً حدود 250 مايل طول و بين 25-20 مايل عرض دارد كه بزرگترين ميدان نفتي جهان است عربستان همچنين داراي شبكه خطوط صادرات پيچيده و گسترده‌اي است از جمله خطوط لوله نفت و گاز به پايانه‌هاي درياي سرخ كه نياز به تنگه هرمز را از بين برده است اين كشور همچنين از خطوط لوله بين عربي استفاده مي‌كند كه از راه اردن به سوريه مي‌رسد.
- از طرف ديگر تمامي ميدان‌هاي نفتي و گازي عراق در موقعيت ساحل در جنوب و شمال شرق كشور قرار دارد. عراق پيش از جنگ خليج فارس نفت را از راه دريا و از طريق خطوط لوله جنوب از عربستان و نفت و گاز شمال و غرب كشور را از طريق تركيه به مديترانه صادر مي‌كرد.
- پيشنهادهاي چندي براي ساخت خط لوله‌هاي بيشتر بويژه براي گاز طبيعي وجود دارد از جمله يكي از جنوب ايران- پاكستان و هند
چندين ميدان جنگ نفتي در حد فاصل مرزهاي بين‌المللي و مناطق انحصاري دريايي وجود دارند از جمله روميله، رانگار (عراق و كويت) اختلافات برسد. استخراج از اين ميادين يكي از علل تجاوز عراق به كويت در سال (1990 م) بود

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:44 PM
جزاير خليج فارس

منطقه خليج فارس در حدود 130 جزيره بزرگ و كوچك دارد كه جزاير شمالي آن كه همگي در مالكيت و حاكميت ايران هستند كم‌وبيش مسكوني و آباد مي‌باشند در حاليكه جزاير جنوب و شمال غرب كه متعلق به كشورهاي عربي‌اند غالباً مرجاني و سنگي و غير مسكوني مي‌باشند. بزرگترين جزيره خليج فارس «قشم» است كه 115 كيلومتر طول و بين 35-10 كيلومتر عرض دارد. پس از قشم به ترتيب جزاير بوبيان (كويت) و بحرين بزرگترين جزاير منطقه هستند. جزايري مانند هرمز، قشم، خارك، كيش، بحرين و فيلكه (كويتي) داراي سوابق ديرينه تاريخي و يا تجاري هستد. مهمترين جزاير ايران عبارتند از:
هرمز- لارك- قشم- هنگام- تنب بزرگ- تنب كوچك- ابوموسي- فرور بزرگ- فرور كوچك- سيري- كيش- هندورابي- لاوان- ام الكريم- نخيلو- خارك- خارگو- ام مسيله- دوبه- حاج صلبوخ- دارا- مينو و جزيره فارسي و ...
اين جزاير متعلق به سه استان جنوبي ايران يعني خوزستان، بوشهر و هرمزگان مي‌باشند كه در اينجا به شرح مختصر هر يك مي‌پردازيم.

جزاير استان خوزستان
جزاير دوبه، دارا و قبر ناخدا متعلق به اين استان بوده و فاقد آب شيرين و خالي از سكنه مي‌باشند. جزيره مينو با مساحت 8/17 كيلومترمربع بين آبادان و خرمشهر واقع شده و دو شاخه اروندرود آن را فرا مي‌گيرد. داراي جمعيتي حدود 12 هزار نفر بوده‌ و از آنجا كه از زيبايي طبيعي ويژه‌اي برخوردار است و نيز به فرودگاه بين‌المللي آبادان نزديك مي‌باشد مي‌توان آن را به جزيره‌اي توريستي تبديل كرد.
جزاير استان بوشهر
جزاير «شيف» و «خارك» مهمترين جزاير مسكوني اين استان هستند كه شيف 1987 نفر جمعيت دارد كه اغلب به ماهيگيري و لنج سازي مي‌پردازند. جزيره مرجاني خارك نيز با مساحت حدود 31 كيلومترمربع در شمال غرب بندر بوشهر و در ژرف‌ترين نقطه خليج فارس واقع شده. اين جزيره در واقع پايانه نفتي ايران در خليج فارس محسوب شده و مهمترين منطقه صدور نفت ايران مي‌باشد. همچنين در اين جزيره يك مجتمع شيميايي با توليداتي چون بنزين، گوگرد و گاز مايع مشغول به كار مي‌باشد.
جزاير ام الكريم، جبرين، خارگو-خان، شيخ كرامه، گرم، متاف و دخيلو همگي فاقد آب شيرين و خالي از سكنه مي‌باشند. جزاير «عباسك و فارسي» با وجود اينكه در حال حاضر فاقد سكنه مي‌باشند ولي از اهميت ويژه‌اي برخوردارند. جزيره فارسي به دليل دارا بودن ايستگاه هواشناسي كه اطلاعات هواشناسي را به تمام شركت‌هاي كشتيراني مي‌رساند و جزيره عباسك به دليل نزديكي به ساحل و دارا بودن استعداد توريستي ويژه، از جايگاه برتري برخوردار گشته‌اند.


جزاير استان هرمزگان
- ابوموسي اين جزيره با مساحتي در حدود 12 كيلومتر مربع داراي آب شيرين بوده و ساكنان آن از راه غواصي و صيد مرواريد و ماهي زندگي مي‌كنند. آبهاي پيرامون اين جزيره داراي بهترين مرواريدهاست. تا دهه اول قرن (14 هـ.ش) 50 فروند كشتي بزرگ صيد مرواريد در كرانه‌هاي اين جزيره مشغول به كار صيد بودند. يك مجتمع شيلاتي در اين جزيره فعال است كه درآمد مردم بيشتر از راه فروش ماهي به اين شيلات بدست مي‌آيد. در اين جزيره معادن خاك سرخ، نمك و نفت نيز وجود دارد كه نفت آن از نظر نوع و كيفيت بهترين نفت خليج فارس شناخته شده است.
- قشم بزرگترين جزيره خليج فارس است با مساحتي در حدود 1445 كيلومترمربع (چندين برابر جزيره بحرين) اين جزيره داراي جاذبه‌هاي فراوان توريستي مي‌باشد از جمله آثار باستاني و تاريخي فراوان و جنگل‌هاي سحرآميز «حرا» كه مي‌توان با پذيرش توريست سرمايه فراواني جذب نمود. معادن مهم اين جزيره، نفت و گاز و گوگرد است. اين جزيره در سال 1369 منطقه آزاد صنعتي- تجاري نيز اعلام گرديد.
- كيش با مساحت 76 كيلومترمربع داراي آب شيرين و خاك حاصلخيز جهت كشاورزي مي‌باشد كه فراورده‌هاي زراعي فراواني دارد. همچنين تأسيسات نفتي در اين جزيره فعال بوده و داراي توليداتي چون گاز مايع، نفت سبك و سنگين مي‌باشد.
در كنار تأسيسات نفتي جزيره كندوهاي عسل وجود دارد كه عسل آنها به رنگ سبز بوده و بوي نفت مي‌دهد اما طعم آن مشابه عسل‌هاي معمولي است.
- هرمز با 41 كيلومترمربع مساحت به دليل واقع شدن در گذرگاه تنگه هرمز داراي جايگاه مهم نظامي بوده و به منزله كليد خليج فارس به شمار مي‌رود.
- تنب بزرگ و تنب كوچك، لارك، هندورابي، هنگام و سيري
ساكنان اين جزاير اغلب به صيد ماهي و مرواريد و كمتر به كشاورزي مشغولند. جزيره تنب بزرگ از لحاظ استراتژيك حلقه‌اي پر اهميت از زنجير دفاعي ايران در تنگه هرمز به شمار مي‌آيد.
جزاير شتوار، شيخ اندرابي، فارورگان نيز به علت فقدان آب شيرين خالي از سكنه مي‌باشند

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:45 PM
خليج فارس در سدة اخير بدون ترديد يكي از مهمترين و حساس‌ترين مناطق جهان در نگرش‌هاي ژئوپولتيك بوده است. با توجه به تحولات و دگرگوني‌هاي عميق و جاري در عرضه مناسبات بين‌المللي در آغاز قرن 21 به عنوان مهمترين كانون توجه قرار گرفته و به تعبير كلاسيك ژئوپولتيك «هارتلند» يا «قلب زمين» نام مي‌گيرد.
به نگارش تاريخ، خليج فارس پيوسته بخش پر اهميتي از جهان بوده و همانطور كه تاريخ نويسان به ما مي‌گويند تمدن بشر در نزديكي آبهاي اين دريا پديد آمد. خليج فارس نقش خود را به عنوان شاهراه بازرگاني از روزگاران باستان آغاز كرد. 1
كتيبه‌هاي كشف شده در جزاير بحرين نشان مي‌دهد كه فنيقي‌ها اولين اقوام تاجرپيشه دنيا در خليج فارس بوده‌اند. بعد از آنان تجارت منطقه مدتي به دست بابلي‌ها و سپس ايراني‌ها افتاد. 2 با گسترش امپراتوري‌هاي بزرگ مانند هخامنشيان، پارتيان، ساسانيان، نقش خليج فارس اهميت بيشتري يافت. داريوش هخامنشي با اعزام نماينده‌اي به خليج فارس دربارة آن به تحقيق پرداخت. ساسانيان نيز در سواحل جنوبي نيرو پياده كرده و يمن و مسقط را به تصرف خود درآوردند. 3
پس از سلطه اعراب بر ايران و بين‌النهرين در قرن هفتم ميلادي، ارتباط با هندوستان از راه خليج فارس براي مسلمانان ميسر شد و تجارت منطقه در اختيار آنان قرار گرفت. بدين ترتيب از آن زمان به بعد خليج فارس به مهمترين راه ارتباطي بين بازارهاي شرق و غرب تبديل شد از ابتداي قرن شانزدهم تا (1971 م) دولت‌هاي استعماري چندي به منظور هدف‌هاي استعماري و استفاده از امكانات متنوع و غني منطقه با يكديگر به چالش قدرت و رقابت شديدي قرار داشتند كه اولين آنها پرتغالي‌ها و سپس عثماني‌ها، هلندي‌ها، فرانسوي‌ها، روس‌هاي تزاري و آخرين آنها انگليسي‌ها بودند كه حضور وسيع‌تر و طولاني‌تري در منطقه داشته‌اند.
چنين بود كه رقابت و حضور استعمارگران در خليج فارس مداوم و بي وقفه نزديك به 4 قرن يا (370 سال) به طور انجاميد. اهميت جهاني خليج فارس در دورة نوين از سال (1908 م) هنگامي آغاز شد كه نخستين چاه نفت در مسجد سليمان حفر شد. امروزه به جهت وجود ذخاير گسترده‌ انرژي منطقه كه گسترده‌ترين ذخاير جهان است اهميت جهاني دارد و اين در حالي است كه ذخاير موجود انرژي در ديگر بخش‌هاي جهان رو به پايان است.
غناي فرهنگي منطقه نيز بي‌نظير بوده و سابقه تمدن و مدنيتي كه جهان در اين بخش از خود شاهد آن بوده در ديگر مكان‌ها كمتر وجود دارد. جمهوري اسلامي ايران نيز كه از ديدگاه مذهبي بزرگترين و مستقل‌ترين كشور اسلامي و شيعه مذهب در منطقه است پس از ظهور شكوهمند انقلاب اسلامي و پيروزي آن مؤثرترين عامل اثرگذار بر تحولات سياسي و فرهنگي منطقه مي‌باشد. 5 امروزه اهميت خليج فارس بر هيچ دولتي پوشيده نيست و هر قدرتي كه خواهان تسلط بر جهان است نظري هم به خليج فارس دارد. در چنين حالي كشورهاي منطقه نيز بايد به خود آيند و با حفظ همگوني سياسي و فرهنگي منافع خود را در منطقه حفظ و پاس بدارند.
موقعيت و ويژگي‌هاي جغرافيايي
خليج فارس در واقع، عبارت از يك پيشرفتگي وسيع آب در خشكي، در بخش جنوب غرب قاره آسيا، شمال شبه جزيره عربستان و جنوب فلات ايران است. 6
اين خليج در محدوده 23 الي 30 درجه عرض شمالي و 48 الي 56 درجه طول شرقي واقع شده است. عمق آن بندرت از 2/73 تا 5/91 متر تجاوز مي‌كند و عمق متوسط آن بين 25 تا 35 متر است كه در دهانه تنگه هرمز به بيش از100متر مي‌رسد. خليج فارس 226 هزار كيلومتر مربع مساحت دارد و 62% آبهاي سطح كره زمين را شامل مي‌شود.
آبهاي خليج فارس از ساير آبهاي جهان شورتر است چون آب رودهاي آن نمك و املاح فراوان دارد و همچنين تبخير آن نيز بيشتر از آب دريافتي از باران و رودخانه‌هاست.
درجه حرارت در تابستان 32 تا 34 درجه سانتيگراد و در زمستان 15 درجه مي‌باشد. خيلج فارس با ويژگيهاي خود، يعني عمق كم، شوري آب، ارتباط محدود با آبهاي آزاد جهان، اكوسيستم ويژه‌اي را تشكيل داده و مجموعه حياتي وابسته و پيوسته‌اي را در كف، داخل، بالا و سطوح سواحل خليج فارس بوجود آورده است. بروز «مه» از ويژگيهاي اقليمي خليج فارس است كه در تابستان و اوايل صبح روي مي‌دهد و ميزان ديد را تا 3 كيلومتر و گاه تا 800 متر كاهش مي‌دهد. 7
همسايگان خليج فارس
بخش شمال و شمال شرقي خليج فارس را تماماً سواحل ايران پوشانده است. طول مرزهاي ايران در خليج فارس از «اروندرود» تا «بندرعباس» 1259 كيلومتر است. در منتهي‌اليه شمالي خليج فارس كشور عراق قرار دارد. اروندرود بخشي از حد فاصل بين عراق و ايران را تشكيل مي‌دهد. ساحل عراق در خليج فارس حداكثر به 80 كيلومتر مي‌رسد. بعد از عراق كشور كويت است كه 60 كيلومتر از ساحل خليج فارس را به خود اختصاص داده است. در حد فاصل كشور كويت و عربستان منطقه بيطرفي بطول 72 كيلومتر وجود دارد كه از سال (1965 م) طبق قراردادي بين دو كشور تقسيم شده است.
حدود 400 كيلومتر از سواحل خليج فارس جزء قلمرو عربستان سعودي است كه در گذشته «احسا» خوانده مي‌شد و ساحل غربي خليج «سالوا» بخشي از آن است. ساحل شرقي «سالوا» را قطر با 563 كيلومتر ساحل، تشكيل مي‌دهد. بعد از قطر امارات متحده عربي متشكل از هفت شيخ نشين قرار دارد كه بجز «فجيره» شش شيخ نشين ديگر آن در آبهاي خليج فارس واقع شده‌اند.
بطور كلي خليج فارس را هشت كشور ساحلي دربر گرفته است كه در اين ميان ايران با طولاني‌ترين ساحل بيشترين جمعيت و كهن‌ترين تمدن در ساحل شمال آن واقع شده و عربستان بزرگترين همسايه خليج فارس و بحرين كوچكترين و قطر كم جمعيت‌ترين همسايه آن است.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:46 PM
دانستني هاي جغرافيا
1- علت پيدايش رنگين كمان اين است كه نورخورشيد با قطرات باران معلق موجود درهوا برخورد مي كند و قطرات باران مانند منشور عمل مي كند و نور خورشيد را تجزيه مي كند و رنگين كمان بو جود مي آيد .
2- اگردر نميكره شمالي فصل زمستان داشته باشيم در نيمكره جنوبي چه فصلي خواهد بود ؟ تابستان
3- اگر در نيمكره شمالي فصل پاييز داشته باشيم درنميكره جنوبي چه فصلي خواهد بود ؟ بهار
4- چيني ها مي گويند رابطه چين با امريكا به وضع هوا مي ماند .
5- بيشترين كاهش دما در شبانه روز معمولاً مربوط به ساعتها ي5 تا 7 صبح است چرا كه در روز زمين بوسيله خورشيد گرم مي شود و درشب بتدريج گرماي خودرا از دست مي دهدو معمولاً زمين در فاصله ساعتهاي 5 تا 7 صبح آخرين ذخيره هاي انرژي خودرا از دست مي دهد وبه همين دليل اين ساعات هوا سردتر است
6- گرماي وپژه آب 5 برابر خشكي است يعني آب 5 برابر خشكي گرما لازم داردتا گرم شود و به همين دليل آبها ديرتر گرم مي شوند وديرترنيز گرماي خود را از دست مي دهد و خشكي زودتر گرم مي شود و زودتر نيز گرماي خود را از دست مي دهد
7- برنج : اصل كلمه برنج به رنج بوده ، بد ليل اينكه با رنج و زحمت زيادي بدست مي آيد و بعد ها بخاطر گفتن زياد اين كلمه به برنج تغيير نام يافته است .
8- يزد به جنگل بادگير ها معروف است
9- اَخلمد : يكي از مناطق ييلاقي مشهد است . از آنجايي كه فرمانده سپاه اسلام در زمان فتح ايران خالدبن وليد بوده است، مي گويند شخصي در اين منطقه ييلاقي همزمان با فتح ايران بربالاي كوه رفته و به مردم اعلام كرده ، خَلد اَمد ( خالد آمد ) و از آن زمان نام اين منطقه را اَ خلمد گذاشته اند .
10- ارتفاع پرواز هواپيما را با پا مي سنجند و هر پا 30سانتي متر است مثلاً موقعي كه مي گويند هواپيما يي در ارتفاع ده هزار پايي پرواز مي كند يعني در ارتفاع 3000 متري است و در رابطه با دريا در مورد فاصله، مايل دريايي بكار مي برند كه هر مايل 1853 متر است
11- وجود درختان زياد در يك محل همراه با آب و همچنين وجود درياچه بزرگ دريك منطقه همراه با پوشش گياهي مي تواند يك ميكروكليما (آب و هواي محلي ) در مقياس كوچك درآن محيط ايجاد كند كه معمولاً آن محل در تابستان چند درجه از بقيه نقاط شهر خنك تر مي باشدكه درآن رابطه مي توان ازفلكه آبشار كاخك (فلكه خرمشهر ) و محدوده پارك آبي گناباد نام برد
12- طول مدت روزها به مدت شش ماه از اول تيرتا اول دي كاهش مي يابد و بر طول شب هااضافه مي شودو از اول دي ماه تا اول تير ماه طول روزها افزايش مي يابد و از طول شب ها كاسته مي شود
13- خور آسان : نام گذشته خراسان است كه از دوكلمه خور به معني خورشيد و آسان به معناي اينكه خورشيد راحت و آسان طلوع مي كند تشكيل شده است .
14- لوله كشي آب در حياط منازل دربسياري از شهرها يي شمالي ايران (كنار رود درياي خزر ) بيشتر بصورت روباز از كنار يا روي ديوار به قسمت داخل ساختمان هدايت مي شود و از آنجا كه رطوبت دريا در فصل زمستان باعث تعديل (تعادل) هو ا مي شود، معمولاً‌اين رطوبت مانع يخزدگي لوله هاي آب مي شود در حاليكه اين نوع لوله كشي درمناطق خشك و نيمه خشك ايران معمول نيست چرا كه هر چيزي كه يخ مي زندحجم آن حدوداً ده درصد افزايش مي يابد كه در اين حالت باعث تر كيدگي لوله ها مي شود.
15- بلغارستان درجهان به سرزمين لبنيات مشهور است اين كشور بيش از 150 نوع پنير توليد و صادر مي كندو اكثر مردم اين كشور بيش از 80 سال عمر دارند.و دليل آن را اين مي دانند كه صبح ها ماست زياد مصرف مي كنند
16- موقعي كه خورشيد،ماه و زمين در يك امتداد قرار مي گيرد،آب دريا بالا مي آيد و مد اتفاق مي افتد كه معمولاً به فاصله ي 180 درجه از محل مد ( در نقطه مقابل مد قبلي) مد ديگري اتفاق مي افتد و در دو طرف ديگرجزر اتفاق مي افتد . در اين زمينه مي توانيم زمين را مانند يك توپ فوتبال فرض نماييم ،موقعي كه از دو طرف كشيده شود(حالت مد) و دو طرف ديگر فرو رفته يا جمع تر مي شود كه حالت جزر پيدا مي كند.
17- كسوف ( خورشيد گرفتگي): زماني كه ماه بين زمين و خورشيد قرار مي گيرد و بنا براين ماه مانع رسيدن نور خورشيد به زمين مي شود .
18- خسوف : (ماه گرفتگي ) : زماني كه زمين بين ماه و خورشيد قرار مي گيرد و زمين مانع رسيدن نور خورشيد به ماه مي شود .

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:53 PM
قنات ابداع ايرانيان


با مطالعه‌ در تاريخ در مي يابيم كه‌ ايرانيان‌ در سه‌ هزار سال‌ پيش‌ به‌ جريان‌ آب‌هاي‌ زيرزميني‌ پي‌ برده‌ بودند و باتوجه‌ به‌ اين‌ كه‌آب‌هاي‌ زيرزميني‌ در قسمت‌هاي‌ مركزي‌ ايران‌ اكثراً شور و غير قابل‌ استفاده‌ براي‌ شرب‌ و كشاورزي‌ است‌، آب‌ زيرزميني‌ لايه‌ هاي‌آبدار دامنه‌ كوه‌ها را بوسيله‌ نيروي‌ ثقل‌ زمين‌ به‌ حاشيه‌ كويرها رسانده‌ و كويرها را آباد ساخته‌اند.


ديگر اين‌ كه‌ فن‌ قنات‌ سازي‌ ابداع‌ايرانيان‌ بوده‌ و كشورهاي‌ ديگر بتدريج‌ از آن‌ الگو گرفته‌اند.
از ويژگي‌هاي‌ اين‌ قنات‌ ها آن‌ است‌ كه‌ بعد از 3000 سال‌ هنوز هم‌ قابل‌استفاده‌اند و حتي‌ تا دو سه‌ دهه‌ اخير 75% آب‌ مورد نياز كشور را تأمين‌ مي‌ كرده‌اند.


آمار قنات‌هاي‌ كشور
اولين‌ مطلبي‌ كه‌ به‌ ذهن‌ مي‌رسد اين‌ است‌ كه‌ ما در ايران‌ براستي‌ چند قنات‌ داريم‌؟ با مطالعه‌ چند مدرك‌ گردآوري‌ شده‌ نتايج‌ زيرحاصل‌ شد:
ع‌. بهينا در كتاب‌ "قنات‌ سازي‌ و قنات‌ داري‌" نوشته‌ كه‌ قريب‌ 40000 رشته‌ قنات‌ در سراسر ايران‌ موجود است‌
كاظم‌. صدر و حبيب‌ ا...سلامي‌ تعداد قنات‌ها را 3000 رشته‌ اعلام‌ كرده‌اند
اچ‌،اي‌. وولف‌ در مقاله‌اي‌ تعداد قنات‌هاي‌ ايران‌ را 22000 رشته‌ با بيش‌ از 274000 كيلومتر درازا اعلام‌ مي‌ كند
نتيجه‌ اين‌ كه‌ ما دقيقاً نمي‌دانيم‌ در ايران‌ چند رشته‌ قنات‌ داريم‌ و اين‌ قنات‌ها در كجا قرار دارند.



بررسي‌ وضع‌ قنات‌ها در سه‌ دهه‌ اخير
آغاز تخريب‌ قنات‌هاي‌ ايران‌ مربوط‌ به‌ سال‌ 1346 است‌ بعد از «كنفرانس‌ جهاني‌ آب‌ براي‌ صلح‌، در سال‌ 1967، دربرنامه‌اي‌ با عنوان‌ «سياست‌هاي‌ مربوط‌ به‌ توسعه‌ منابع‌ آب‌ ايران‌ و مشكلات‌ و راه‌ حل‌هاي‌ آن‌»، حفر چاه‌هاي‌ عميق‌ و نيمه‌ عميق‌ دردشت‌هاي‌ كشور و در حريم‌ قنات‌ها آغاز گرديد و بعد از آن‌، شاهد افت‌ سطح‌ سفره‌هاي‌ آب‌ زيرزميني‌ و آب‌ دهي‌ كم‌ و كم‌تر قنات‌هابوده‌ايم‌.



نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ در مطالعة‌ قنات‌ها
آبدهي‌ قنات‌ها به‌ دو عامل‌ بستگي‌ دارد:
1 - عوامل‌ طبيعي‌
2 - عوامل‌ انساني‌
با بررسي‌ مطالعات‌ انجام‌ شده‌ بر روي‌ قنات‌هاي‌ كشور روشن‌ مي‌شود كه‌ بيش‌تر بر روي‌ عوامل‌ طبيعي‌ در ارتباط‌ با قنات‌ها كار شده‌؛در مورد دوم‌ يعني‌ عوامل‌ انساني‌ يا خيلي‌ كم‌ كار شده‌ يا اصلاً كار نشده‌ است‌. موضوعات‌ اين‌ حوزه‌ عبارت‌اند از:
- اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ سرمايه‌ گذاري‌هاي‌ مختلف‌ مثل‌ اختصاص‌ اعتبارات‌ و كمك‌هاي‌ مالي‌ به‌ صاحبان‌ قنات‌ها براي‌ لايروبي‌، كَوَل‌كاري‌(كول‌ حلقه‌هاي‌ سفاليني‌ كه‌ در مجراي‌ قنات‌ مي‌نشانند تا مانع‌ از نشست‌ قنات‌ شود) و سنگچين‌ كردن‌ قنات‌ها؛
- بررسي‌ مقايسه‌اي‌ مزايا و معايب‌ قنات‌ يا حفر چاه‌ كه‌ دو شيوه‌ رقيب‌ در بهره‌ برداري‌ از آب‌هاي‌ زيرزميني‌ است‌؛....
با توجه‌ به‌ پرمخاطره‌ بودن‌ حفرقنات‌ و عمليات‌ لايروبي‌ آن‌ها براي‌ مقني‌ها، نويسندگان‌ مختلف‌ استفاده‌ از فن‌آوري‌ جديد شامل‌ابزارها، وسايل‌ و حتي‌ مصالح‌ ساختماني‌ مقاوم‌تر را پيشنهاد مي‌ نمايند؛ به‌ طوري‌ كه‌ در اين‌ بانك‌ 40 مدرك‌ در ارتباط‌ با مقاومت‌مصالح‌ گردآوري‌ شده‌ است‌. با توجه‌ به‌ زلزله‌ خيز بودن‌ منطقه‌ مي‌ توان‌ به‌ جاي‌ سفال‌ در كول‌ كاري‌ و ساخت‌ قنات‌ ها، از بتن‌ و بتن‌مسلح‌ يا از موادي‌ كه‌ در سد سازي‌ استفاده‌ مي‌ شود بهره‌ گرفت‌.

تغديه‌ مصنوعي‌ سيلاب‌
وجود سيلاب‌هاي‌ مخرب‌ بخصوص‌ در سال‌هاي‌ اخير در نقاط‌ مختلف‌ كشور موجب‌ اجراي‌ پروژه‌هاي‌ تحقيقاتي‌ فراواني‌ دردانشگاه‌هاي‌ كشور شده‌ است‌. با اجراي‌ اين‌ پروژه‌ها مي‌توان‌ سطح‌ آبدهي‌ قنات‌ها را افزايش‌ داد و از نيروي‌ مخرب‌ سيل‌ در جهت ‌توسعه‌ استفاده‌ كرد. بدين‌ جهت‌ ضروري‌ است‌ بايك‌ برنامه‌ ريزي‌ منسجم‌، كليه‌ زمينه‌هاي‌ تغذيه‌ مصنوعي‌ سيلاب‌ مورد مطالعه‌ وبررسي‌ قرار گيرد. خــلاصــه‌ كــلام‌ اجداد ما آب‌هاي‌ شيرين‌ دامنه‌ كوهستان‌ها را با كمك‌ فن‌ قنات‌ سازي‌ كه‌ روش‌ ابداعي‌ خودشان‌ بوده‌ به‌ حاشيه‌ كويرها برده‌اند و باهمان‌ روش‌ بسيار ابتدايي‌ و مصالح‌ ابتدايي‌تر(كَوَل‌هاي‌ سفالين‌) عملكرد آن‌ها به‌ گونه‌اي‌ بوده‌ كه‌ اين‌ قنات‌ها هنوز هم‌ در مناطق‌مختلف‌ كشور كار مي‌ كنند. قنات‌ها علاوه‌ بر انتقال‌ آب‌ شيرين‌ به‌ دشت‌ها و حاشيه‌ كويرها مي‌ توانند با توجه‌ به‌ لايه‌هاي‌ زمين‌ نيزشناسي‌ كشور، در زهكشي‌ و انتقال‌ آب‌ شور و دور كردن‌ اين‌ آب‌ها از مجاورت‌ سفره‌هاي‌ آب‌ شيرين‌ زيرزميني‌ مورد استفاده‌ قرارگيرند. همچنين‌ مي‌ توان‌ با استفاده‌ از رايانه‌ها و فن‌آوري‌ جديد، فن‌ قنات‌سازي‌ را همانند سدسازي‌ تقويت‌ نمود و به‌ جاي‌ سفال‌ ازمصالح‌ مقاوم‌تر استفاده‌ كرد؛ با بررسي‌ وضعيت‌ زلزله‌خيزي‌، تكتونيكي‌ و گسل‌هاي‌ موجود در ايران‌، قنات‌هاي‌ قديمي‌ را احياء وقنات‌هاي‌ جديد احداث‌ كرد؛ با تغذيه‌ مصنوعي‌ سيلاب‌ به‌ درون‌ سفره‌هاي‌ آب‌ زيرزميني‌، به‌ جاي‌ تخريب‌ شهرها توسط‌ سيل‌، اين‌آب‌ها را به‌ داخل‌ سفره‌ها تزريق‌ كرد و در هنگام‌ كم‌ آبي‌ يا خشكسالي‌ از آن‌ها بهره‌ گرفت‌

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:54 PM
امروزه استفاده از علم انفور ماتیک و it در کلیه ابعاد زندگی بشر گسترش یافته و اکثر افراد جامعه به نوعی با رایانه و خدمات آن آشنا هستند. در جغرافیا نیز استفاده از رایانه کسترش وسیعی یافته و افق های تازهای را در انجام پژوهش، آموزش و نمایش اطلاعات جغرافیایی به وجود آورده است. استفاده از نرم افرار های مختلف، سایت های اینترنتی (وب سایت ها و وبلاگها) و مواردی از این قبیل در آموزشهای جغرافیایی توسعه رور افزونی یافته است. برای مثال نرم افزار های شناخت کشور ها، نرم افزارهای شناخت منظومه شمسی، استفاده از رایانه در پردازش داده های جغرافیایی، استفاده از اینترنت در جغرافیا، ارتباط با سایر جغرافی دانان از طریق Email ، استفاده از رایانه در طراحی و ساخت مدل های مختلف، استفاده از نرم افزار های رایانه ای Gis و Gps در زمینه سیستم اطلاعات جغرافیا و سیستم تعیین موقعیت جهانی و...همگی موجب گردیده تا علم جغرافیا روند تکاملی را در پیش گرفته و ماهیت آن دچار دگرگونی گردد.
اکنون استفاده از فنون جغرافیایی به مراتب پر اهمیت تر از آموزش جغرافیای محض و مسائل مربوط به مبانی دانش جغرافیا، فلسفه جغرافیا، و حتی آموختن مکتب های جغرافیا است. خوشبختانه بسیاری از اساتید دانشگاههای کشورمان گر چه خود تربیت شدگان عصر آموزش جغرافیای محض بوده اند اما هم اکنون هماهنگ با روند تکاملی دانش جغرافیا با علم انفورماتیک وIt آشنایی کامل داشته و دانشجویان را به استفاده از رایانه و علم انفورماتیک ترغیب می نمایند. تردیدی نیست که جهانی شدن (Globalization) از طریق رایانه و سیستمهای ماهواره ای بر دیدگاههای جغرافی دانان کشور های مختلف اثر گذاشته و برای عقب نماندن از قافله جهانی، حد اقل کاری که باید انجام دهیم این است که به عنوان کاربر به نحو مطلوبی از رایانه و It استفاده و بهره برداری نمائیم.
استفاده از علم انفور ماتیک که زائیده جهانی شدن است بر دیدگاهها و تفکرات جغرافیایی و بطور کلی تمام برنامه ریزی هایی که مرتبط با علم جغرافیاست تاثیر می گذارد. همانطور که در توضیح رابطه جهانی شدن (Globalization) و تاثیر آن بر دیدگاهها و تفکرات جغرافیایی اشاره شد، امروزه مکتب های جغرافیایی بصورت سنتی وجود ندارند بلکه مدل ها و روشها هستند که نشان دهنده مکتب ها هستند. برای مثال نرم افرارهای آرک ویو (Arc view)، آرک اینفو (Arc/info)، ادریسی (Idrisi)، کاریس (caric)،آرک جی آی اس (Arc Gis) و ایلویس (Ilwis) در حقیقت مکاتب جغرافیایی کشور های سازنده آنها هستند که به کاربران خود در سراسر جهان القاء می شوند. نتایج نهایی حاصل از این سیستم های اطلاعات جغرافیایی در تصمیم گیری برنامه ریزان و جغرافیدانان نقش زیادی دارد و آنان را در اجرای طرح های مختلف یاری می دهد.
امید است که تمام جغرافیدان، خصوصا دانشجوان جوان از علم انفور ماتیک و it که در تمام ابعاد زندگی و علوم مختلف بشر(خصوصا علم جغرافیا) گسترش یافته است استفاده لازم را ببرند

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:55 PM
ايران : سرزمين تنوع ها

ايران از نظر نـژادي به هيچ وجه يکدست و يکپارچه نيـست. موقعـيت ويژه جغـرافيايي کشورمان و قرارگرفتن آن در تـقاطع کشورهاي عرب، ترکيه و آسياي مرکزي و تغـيـير پـيوسته حدود و ثـغـور آن در ساليان دراز امپراطوري ايران باعـث شده است اقوام و نـژادهاي متـنوع و مخـتـلفي در چهار چوب ايران امروزي زندگي کنند. بدليل همين تـنوع جمعـيـتي و قرنها اختلاط نـژادي و مهاجرتهاست که اصولا تـفکيک حد و مرز جغـرافـيايي نـژادهاي ساکن در ايران امروز امري اگر نه محال، بسيار مشکل است.


پارسي ها ( فارس ها )

بـيش از 65% از جمعـيت ايران از نـژاد فارس (پارس) هستـند. فارس ها از اعـقاب نـژاد ايلامي يا آريايي هستـند که در هزاره دوم پـيش از ميلاد در فلات مياني ساکن شدند و نام پارس ( پرشيا ) را براي ايران برگزيدند.


قـشقـايي ها

بـيشتر ايل قـشـقايي در استان فارس ساکن هستـند. بسياري از آنها هنوز بصورت سيار در فصول مخـتـلف سال از يـيلاق به قـشلا ق کوچ مي کنند. قـشقايي ها همچـون بسياري ديگر از اقليتهاي نـژادي، ترک تبار هستـند. اينان قومي دليرند که شکست دادن و تسليم کردنشان کاريست بسيار مشکل.


کردها

کردها در ناحيه گسترده اي در خاور ميانه پراکنده اند، از شرق ترکيه ( که 10 ميليون کرد در آن ساکنند ) گرفـته تا شمال شرقي عـراق و از قسمتهايي در مرز سوريه تا مناطق غرب و شمال غـرب کشور ايران. هر چند کردها با سابقه ترين و قـديميـترين نـژاد اين گسترده جغـرافيايي هستـند و دست کم از هزاره دوم ميلاد ساکن اين مناطق بوده اند، هيچگاه کشور و ملت واحدي نداشته اند.


لرها

لرها از نـژاد آريايي آميخـته با قوم کاشي يا کاسيت هستـند. در طول تاريخ گروه هايي از اعـراب و ترک ها نيز با لرها اختلاط نـژادي پـيدا کردند ولي در مجموع اصالت نـژادي آنها دست نخودره باقي مانده است. لرها که دو درصد جمعـيت کشورمان را تشکيل مي دهند، عمدتا در استانهاي لرستان و کرمانشاه ساکنند.


اعـراب

حدودا 4 درصد (دو و نيم ميليون نفر) جمعـيت ايران عـرب تبار هستـند که بـيشتر آنها در استان خوزستان و جزاير خليج فارس سکنا گزيده اند. به مردم عـرب ساکن نوار ساحلي جنوب، که مي توان بسياري از ويـژگيهاي فارس ها را در آنها ديد، بندري مي گويـند. لباس بلند سنتي مردان عـرب ثوب يا دشداشه و دستاري که بر سر مي گذارند " گتره " نام دارد. اکثر عـربهاي ايران هنوز به زبان عـربي تکلم مي کنند.


ترکمن ها

ترکمن ها که از نـژاد اقـوام ترک هستـند، دو درصد جمعـيت ايران را تـشکيل مي دهند. اين قوم اصولا در منطقه ترکمن صحرا ( جلگه واقع در شرق استان مازندران و شمال استان خراسان و در همسايگي جمهوري ترکمنستان ) زندگي مي کنند.


آذري ها

ترک هاي آذري بزرگترين اقليت نـژادي ايران و تشکيل دهنده 25 درصد کل جمعـيت ايرانند. هر چند عـمده ترکها در استانهاي آذربايجان شرقي، غربي و اردبـيـل زندگي مي کنند. شمار انـبوهي از آنان در ساير استانهاي کشور ساکنند.


بخـتـياري ها


مناطق دورافتاده استان چهار محال و بخـتـياري و خوزستان سکونتگاه اکثر مردم بخـتـياري است. ولي امروزه تعـداد بسيار زيادي از آنان در روستاها و شهرهاي ساکن شده اند.
بلوچي ها
بلوچ ها، که نامشان در لغـت به معـناي آواره است، از معـدود نـژادهاي ايراني اند که عـمدتا
شيوه زندگي نيمه باديه نشيـني خود را حفظ کرده اند. شايد الگوي آب و هوايي بسيار خشک مناطق مسکوني آنها باعـث تداوم اين شيوه زندگي شده باشد. بـيابانهاي وسيع و بسيار کم جمعـيت که منـتها اليه جنوب شرقي ايران و نواحي دور افتاده غرب پاکستان را در بر مي گيرد، سکونـتگاه طبـيـعـي بلوچهاست. بلوچها سوارکاران ماهر و چابکي هستـند و مسابقات شتردواني آنها بسيار مشهور است.



ارامنه و يهوديان

ارامنه و يهوديان در نقاط مخـتـلف شهري ايران زندگي مي کنند. شمار زيادي از ارامنه در تهران و اصفهان ساکنند و به داشتن مهارتهاي فني و شم تجاري شهره اند. يهوديان ايران قدمتي 2500 ساله دارند. ولي بعـد از 1357 تعـداد اندکي از آنان در ايران ماندگار شدند که عـمدتا در چهار شهر تهران، همدان، اصفهان و شيراز باقي مانده اند.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 04:57 PM
حوادث طبيعي و مخاطرات زمين
بلاياي طبيعي حوادثي طبيعي هستند كه نتايج تأسف باري براي موجودات زنده به وجود مي آورند و باعث ايجاد خسارتهاي جاني و مالي زيادي مي شوند. بلاياي طبيعي همواره بخشي از تاريخ حيات انسان بوده اند. از جمله بلاياي طبيعي رايج مي توان زمينلرزه ها, آتش سوزي در جنگلها, فورانهاي آتشفشاني, بهمنها, سونامي, سيلابها, لاهار, زمين لغزشها, رعد و برق, طوفانها, هوريكانها, تورنادوها, گردبادها, خشكسالي, موج گرما, آفتها, بيماريها و از بلاياي طبيعي بسيار شديد و خطرناك مي توان برخوردهاي شهابسنگي و طوفانهاي خورشيدي را نام برد.



بهمن
بهمن چگونه در كوهستان شكل مي‌گشرد؟ در چه مناطقي از كوه‌ها، بهمن سقوط مي‌كند؟ وزن بهمن و سرعت حركت آن به چه ميزان است و بالاخره چگونه مي‌توان خود را از مسير حركت بهمن رهانيد و از مهلكه نجات يافت؟


در چه جاهايي خطر بهمن وجود دارد؟
1- شيب، يكي از عوامل بسيار مهم در سقوط بهمن است. روي شيب‌هاي خيلي تند (بيشتر از 50 درجه) چون برف قبل از انباشته شدن به طور طبيعي به پايين سرازير مي‌شود، خطر سقوط بهمن معمولاً زياد نيست. روي شيب‌هاي خيلي ملايم (كمتر از 25 درجه) نيز خطر بهمن معمولاً زياد نيست. تحقيقات بهمن‌شناسان فرانسوي نشان مي‌دهد كه بهمن‌هاي تخته‌اي، عمدتاً روي شيب‌هاي 30 تا 45 درجه است و بيشترين بهمن‌ها از روي شيب‌هاي 35 تا 40 درجه سقوط كرده است. كوهنوردان و اسكي‌بازان امريكايي اهميت فوق‌العاده‌اي براي عامل شيب قائل هستند. هر كوهنورد يا اسكي‌باز كوه، هميشه يك شيب‌سنج كوچك در جيب دارد تا با آن ميزان خطر ريزش بهمن را برآورد كند.
2- با تند شدن شيب، ثبات لايهفوقاني برف كاهش يافته و خطر بهمن افزايش مي‌يابد.
3- پوشش زمين. پوشش طبيعي خاك كه ارتباط بين مانتو برفي (توده برف) و خاك را برقرار مي‌كند نيز البته نه به اندازه شيب، مهم است. زمين‌هاي صاف و صيقلي و يا بدون ستي و بلندي و شيب‌هايي كه داراي بوته‌هاي كوچك يا چمنزار و علف هستند، بهمن‌خيز است. به عكس، شب‌هاي پر سنگلاخ و به ويژه با تخته‌سنگ‌هاي بزرگ و يا درخت و درختچه و يا بوته‌هاي بزرگ- مثل گون- معمولاً برف را به خوبي نگه مي‌دارند. يكنواختي شيب بسيار خطرناك است. به همين خاطر معمولاً با خاكبرداري، لين شيب‌ها را پله‌پله مي‌كنند.


چه موقع خطر بهمن زياد مي‌شود؟
باد عامل بسيار مهمي در افزايش خطر سقوط بهمن است به ويژه اگر در چند روز گذشته به شدت وزيده باشد. باد موجب تلمبار شدن برف در برخي نقاط مي‌شود، ضخامت برف را افزايش مي‌دهد و باعث به وجود آمدن نقاب‌هاي برفي در خط‌اراس‌ها و گردنه‌ها مي‌شود. فراموش نكنيم كه عبوراز شيب‌هايي كه در بالايشان نقاب‌هاي برفي درست شده، فوق‌العاده خطرناك است.
بارش برف چون وزن اضافي بر مانتو برفي مي‌گذارد، ثبات آن را كاهش مي‌دهد. البته سقوط بهمن پس از بارش برف، بستگي به مقدار بارش، وزن مخصوص برف و شيب كوه دارد. با اين حال، به طور كلي مي‌توان گفت كه با ريزش 30 سانتيمتر برف جديد روي شيب‌هاي تند (بيش از 35 درجه) خطر جدي مي‌شود و با 80 سانتيمتر برف جديد، حتي شيب‌هاي متوسط هم خطرناك مي‌شوند.
هواي گرم و ملايم به سرعت لايه‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و در نتيجه، خطر سقوط بهمن را كاهش مي‌دهد. به عكس، اگر اين گرما نسبتاً زياد باشد، خطر را افزايش مي‌دهد، زيرا برف را به قطرات آب تبديل مي‌كند و لايه‌هاي فوقاني برف روي اين قطرات مي‌غلتند و به پايين سرازير مي‌شوند. بارش كمي باران نيز چسبندگي برف را افزايش مي‌دهد، ولي اگر بارش از حدي بگذرد، مانتو برفي ثبات خود را از دست خواهد داد.
از اواسط فروردين به بعد، در ارتفاعات 3000 متر به بالا، تابش خورشيد مانتو برفي را- به ويژه جبهه‌هاي جنوبي- بي‌ثبات مي‌كند و در بعد از ظهرها، بهمن‌هاي آبكي سرازير مي‌شود.


سرعت بهمن
سرعت بهمن برف آبكي 55 تا 70 كيلومتر در ساعت، سرعت بهمن برف خشك 110 تا 140 كيلومتر در ساعت و سرعت بهمن‌پودر 220 تا 290 كيلومتر در ساعت مي‌باشد. همچنين، نيروي فشار حاصل از بهمن مي‌تواند به 20 تن برسد.


شكل‌هاي مختلف برف
شكل برف بستگي تام به دماي محيط دارد:
از 10 تا 5 درجه زير صفر، سوزني شكل، از 5 تا 10 درجه زير صفر، استوانه‌اي، بادامي شكل.
از 10 تا 13 درجه زير صفر، پهن، بادامي شكل، از 13 تا 17 درجه زير صفر، شش گوش، از 18 تا 25 درجه زير صفر، استوانه‌اي پهن. شكل برف از اين لحاظ مهم است كه ميزان چسبندگي و قدرت اتصال مانتو برف (توده برف) را تعيين مي‌كند و در نتيجه احتمال ريزش بهمن را كاهش يا افزايش مي‌دهد.


وزن برف
شخص مدفون زير بهمن تحت فشاري است كه وزن و ارتفاع بهمن بر او وارد مي‌كند. وزن يك متر مكعب برف بستگي به مقدار آب موجود در آن دارد.
برف‌پودر، 30 تا 60 كيلوگرم
برف فشرده سبك، 100 تا 200 كيلوگرم
برف شناور، 200 تا 300 كيلوگرم
برف خشك نشست كرده، 300 تا 400 كيلوگرم
برف آبدار نشست كرده، 400 تا 450 كيلوگرم
برف زيرين خشك، 400 تا 700 كيلوگرم
برف زيرين آبدار، 600 تا 800 كيلوگرم
با استفاده از آمار، كساني كه دچار بهمن شده‌اند، تعيين كرده‌اند كه با گذشت زمان احتمال زنده ماندن بهمن‌زده چقدر است. شخص مدفون در زير يك متر برف با گذشت زمان شانس زنده ماندنش به سرعت كاهش مي‌يابد.
به طور كلي مي‌توان گفت كه با گذشتن هر يك ساعت، شانس زنده ماندن نصف مي‌شود.
در ساعت اول، شانس زنده ماندن بهمن‌زده حدود 45 درجه است. در ساعت دوم شانس او به 28 درصد، در ساعت سوم به 18 درصد و در ساعت چهارم به 10 درصد كاهش مي‌يابد. به عبارت ديگر، از ساعت چهارم به بعد، تنها يك نفر از 10 نفر را مي‌توان از زير بهمن زنده خارج كرد. در ضمن اين نكته نيز قابل ذكر است كه از همان لحظات اول در اثر ضربه و فشار بهمن و اصابت به صخره و سقوط از بلندي و از اين قبيل صدمات، جان خود را از دست مي‌دهند.
بهمن‌زده هر قدر در عمق كمتري مدفون شده باشد، شانس بيشتري براي زنده ماندن دادر. به همين خاطر است كه توصيه مي‌كنند با شنا يا پرش كردن، سعي كنيم روي سطح بهمن باقي بمانيم. همان طور كه نمودار نشان مي‌دهد، در عمق كمتر از 50 سانتيمتر، شانس زنده ماندن به كمتر از 10 درصد مي‌رسد

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 05:00 PM
از آلودگي هوا چه ميدانيم ؟
ساليانه 3 ميليون نفر در اثر آلودگي هوا جان خود را از دست مي دهند كه 90 درصد آنان در كشورهاي توسعه يافته هستند . دربعضي كشورها تعداد افرادي كه در اثر همين عامل جان خود را از دست مي دهند بيشتر از قربانيان سوانح رانندگي است. اين مرگ و مير بطور خاص مربوط به آسم، برونشيت - تنگي نفس و حملات قلبي و آلرژي هاي مختلف تنفسي است .
تعريف آلودگي هوا
آلودگي هوا به وجود هر ماده اي در هوا كه ميتواند براي انسان يا محيط او مضر باشد اطلاق مي گردد. آلاينده ها ممكن است طبيعي و يا ساخته دست بشر باشند و ممكن است به اشكال مختلف ذرات جامد يا قطرات مايع يا گاز باشند كه بالغ بر 180 آلاينده مي باشند .
منابع انتشار آلاينده هاي هوا:
منابع آلوده كننده هوا به دو قسمت طبيعي و مصنوعي تقسيم بندي مي شود.
1- منابع طبيعي
- فعاليت هاي آتشفشانها و آتش سوزي جنگل ها
- گرد و غبار طبيعي
- دود و مونواكسيد كربن ناشي از آتش سوزي ها
- گاز رادون ناشي از كاني هاي زمين
- درختان كاج كه تركيبات آلي را از خود متصاعد مي كنند.
2- منابع مصنوعي
وسايل نقليه موتوري مشكلي اساسي هستند كه دي اكسيد نيتروژن كه مهمترين آلوده كننده هوا است را توليد مي كنند .ساير منابع مصنوعي آلوده كننده هوا عبارتند زغال سنگ سوزها ، صنايع مختلف آلودگيهاي ناشي از سوزاندن بقاياي كشاورزي و ...
آلاينده ها ي هوا :
تركيبات آلوده كننده هوا به دو قسمت گازها و ذرات جامد تقسيم مي شوند :
1- ذرات جامد :
ذرات كوچك و جامد براساس اندازه تقسيم مي شوند و عبارتند از: pm10 و pm2/5 . دسته اول ذراتي كه داراي قطر كمتراز 10 ميكرومتر هستند و دسته دوم ذراتي كه داراي قطر كمتر از 5/2 ميكرومتر هستند . ذرات با قطر كمتر از 5/2 ميكرومتر براي سلامتي زيانبارترند .
2- گازها :
شامل مونواكسيد كربن ، دي اكسيد نيتروژن ، دي اكسيد گوگرد ، هيدروكربن ها ، ازن و ... مي باشند .
آلودگي هوا در منازل :
دي اكسيد كربن يك گاز آلوده كننده هوا نيست ولي همواره به عنوان يك عامل مهم در بررسي كيفيت هواي منازل مورد توجه قرار گرفته است و به عنوان شاخص كيفيت هوا لحاظ مي شود . افراديكه در معرض اين هوا قرار مي گيرند ، دچار خستگي - عدم رضايت و عدم تمركز مي گردند . مواد و مصالح ساختماني مثل رنگ ها بخصوص رنگهاي با تركيبات سربي ، حشره كش ها و اسپري فرمالدئيـــد نيز مي توانند باعث آلودگي هوا در منازل گردد.
حفاظت با آلودگي هوا:
در روزهايي كه اخبار و راديو تلويزيون و روزنامه ها هوا را در شرايط بحراني اعلام مي كنند اين خبر به شما كمك مي كند كه خود را از آلودگي هوا محافظت كنيد . A Q I ( يا شاخص كيفيت هوا ) يك شاخص براي گزارش كيفيت هواي روزانه مي باشد . A Q I با اندازه گيري آلاينده هايي چون ازن ، منواكسيد كربن ، دي اكسيد گوگرد ودي اكسيد نيتروژن و گردوغبار ( ذرات معلق 10-Pm ) محاسبه مي شود .
وضعيت شاخص استاندارد آلودگي(P S .I)
پاك 50-0
سالم 100-50
ناسالم 200-100
بسيار ناسالم 300-200
خطرناك 300
در مواقع آلودگي هوا چه بايد كرد ؟
در روزهاي بحراني آلودگي هوا حتي الامكان از تردد در محدوده هاي مركزي و پر ترافيك شهر اجتناب كنيد . استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي در سفرهاي روزانه درون شهري خود را جايگزين خودروهاي شخصي نمائيد . فعاليت يا بازي كودكان در محيطهاي باز را محدود نمائيد . و افراد مسن يا افراد با بيماريهاي قلبي ، ريوي نظير آسم ، برونشيت مزمن و نارسائي قلبي از خروج از خانه اجتناب نمايند .
یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی می‌باشد. باران اسیدی به پدیده‌هایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق می‌شود.
باران هنگامی اسیدی است که میزان P h آب آن کمتر از 6 / 5 باشد. این مقدار P h بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دی‌اکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بی‌کربنات ( H c o 3 ) در آب خالص است.
باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی می‌باشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی می‌گذارد.
دید کلی
در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ می‌دهد؟
معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و Ph باران طبیعی آلوده نشده حدود 6/5 می‌باشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظه‌ای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و Ph آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شوند.
تاریخچه
پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. «اسمیت» در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت می‌باشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.
«موتا» و «میلو» در سال 1987 عنوان داشتند که دی‌اکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در می‌آیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی می‌بخشند.
عوامل موثر در اسیدیته باران
آب باران هیچگاه، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصی‌های آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمک‌های دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت می‌کنند.
آتش‌سوزی جنگل‌ها نیز، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی، آتشفشانی و فعالیت‌های انسان، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی، منطقه‌ای و جهانی در فضا منتشر می‌کنند. به عنوان مثال، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی، مواد خارج شده از دودکش‌های کارخانه‌ها در سطح وسیعی در فضا پراکنده می‌شوند.
اسیدهای موجود در باران اسیدی
اسیدهای عمده در باران اسیدی، اسید سولفوریک و اسید نیتریک می‌باشند. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود می‌آیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلاینده‌ها می‌باشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلاینده‌های هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.
منابع تولید دی‌اکسید گوگرد
بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشان‌ها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید می‌شود. این دی‌اکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار می‌یابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز می‌باشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغال سنگ می‌باشد.
دی‌اکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار می‌یابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت می‌شود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد می‌شود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل می‌گردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمی‌گردد.
منابع تولید اکسیدهای نیتروژن
در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل می‌شود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب می‌شود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی می‌شود.
باران اسیدی در آمریکای جنوبی
پیرامون معضل باران اسیدی، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان P h کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و P h طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر می‌کند که تعیین یک استاندارد، غیرممکن می‌باشد. در ارتباط با این مطلب می‌توان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان P h آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 7 /4 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:
- یدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل می‌شود.
- ید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود می‌آید.
عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعه‌آمیز هدایت می‌کند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.
باران قلیائی
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، P h آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی می‌ماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت می‌دهند.
چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، Ph باران به بیش از 7 نیز می‌رسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی می‌کنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو می‌توان به کارخانه‌های تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.
اثرات بوم شناختی باران اسیدی
آلاینده‌های نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمی‌کنند، اما این آلاینده‌ها می‌توانند طی چند ساعت یا چند روز به آلاینده‌های نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی می‌باشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی، به علت وجود این دو اسید است.
میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی می‌شود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش می‌شود.
تاثیر روی اکوسیستم آبی
دریاچه‌های اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچه‌های اسیدی شده به شدت دچار تغییر می‌شود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش می‌یابد. وقتی Ph خیلی پایین‌تر از 5 باشد، گونه‌های اندکی زنده مانده و تولید مثل می‌کنند. آب دریاچه‌های اسیدی شده اغلب زلال و شفاف می‌باشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچه‌ها می‌باشد.
تاثیر روی گیاهان و جنگلها
تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری می‌توان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش می‌یابد.

آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین می‌برد. باران اسیدی که در جنگلها می‌ریزد، ازن و سایر اکسنده‌های هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی می‌گذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.
جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب می‌بینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست می‌دهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمی‌شوند.
بعضی از اثرات مهم باران های اسیدی که «فومارو» در سال 1997 نیز به آنها اشاره کرده است، عبارتند از:
مضر برای انسان: ایجاد تنگی نفس ، برونشیت ، التهاب ریه ، آنفلوآنزا و سرماخوردگی
تخریب جنگلها: ریختن برگها ، تخریب ریشه توسط باکتریها، کاهش روند رشد ، تقلیل میزان محصول دهی ، کم شدن قدرت حیات.
خطرناک برای دریاچه‌ها: مرگ صدها گونه زیستی
تسریع در خوردگی مواد : خوردگی وسایل نقلیه و بناهای تاریخی
باران اسيدي چيست؟
باران اسيدی به دو نوع بارش تر (باران-مه وبرف) و خشك (ذرات معلق اسيدي) اطلاق مي‌شود.
بطور كلي باران اسيدي را مي توان اينگونه تعريف كرد: "باران يا ساير نزولاتي كه غلظت آلاينده هاي سولفات و نيترات در آن ها بيش از حد معمول و پ.هاش ان ها بيشتر از 6/5 باشد. "
باران اسيدي را مي توان نتيجه مستقيم خودپالايي هوا دانست. بعبارت ديگر قطره هاي آب يعني سازندگان ابرها به طور پيوسته ذرات معلق و گازهاي محلول در آب را جذب كرده و به همين دليل به هنگام شروع بارش ناپاكي هاي هوا از جمله تركيبات نيتروژن و سولفات شسته شده و به اسيد سولفوريك و اسيد نيتريك تبديل شده و از جو جدا شده و وارد ليتوسفر وهيدروسفر مي شوند.
دي‌اكسيد گوگرد و اكسيدهاي ازت در هوا با اكسيژن و بخار آب تركيب شده و اسيدهاي سولفوريك و نيتريك را بوجود مي‌آورند. اين مواد اسيدي ممكن است فواصل دور را با باد غالب طي كرده و بصورت باران اسيدي ببارند.بارندگي هاي اسيدي بصورت باران يا برف يا... مي باشد. بيش از65 درصد بارش هاي اسيدي بعلت وجود سولفات و 35درصد ديگربعلت وجود تركيبات نيتروژن دار است.
كدام مناطق در معرض باران هاي اسيدي قرار دارند؟
تا چندي پيش چنين تصور مي شد كه باران اسيدي يك مشكل اروپايي است اما امروزه مي دانيم كه باران اسيدي همه كشورهاي صنعتي را تحت تاثير قرار مي دهد. آمريكا كانادا آلمان انگلستان و كشورهاي اسكانديناوي بطور جدي با اين مشكل مواجه هستند. مناطقي از آسيا نيز در برابر باران اسيدي آسيب پذيرند.از جمله ژاپن كره ي شمالي و جنوبي جنوب چين بخش كوهستاني و جنوب غربي هند.در تهران نيز پ.هاش اسيدي بطور عمده در مناطق شمال شرقي تهران گزارش شده كه به عنوان مثال مي توان از ايستگاه هاي شميران و پارك وي نام برد كه بعلت كم بودن بافر مثل كلسيم و منيزيم است. پايين ترين پ.هاش گزارش شده در تهران8 /3 مي باشد.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 05:01 PM
از گذشته موقعيت‌يابي جزو يكي از دغدغه‌هاي انسان بوده است. از گذاشتن سنگ‌چين گرفته تا محاسبات نجومي پيشرفته همه با هدف موقعيت‌يابي بوده است. امروزه با ورود تكنولوژي‌هاي نوين و به ويژه تكنولوژي‌هاي فضايي و ICT اين امر به راحتي و سهولت قابل اجرا مي‌باشد. همه شما با كلمه GPSآشنايي نسبي داريد، به ويژه در اين روزها كه كم‌كم اين دستگاه وارد زندگي ما ايرانيان نيز شده و GPS در بازارهاي كشور ما به فروش مي‌رسد و استفاده از اين دستگاه را در زندگي روزمره هم مشاهده مي‌كنيد. براي مثال چندي است بخشي از تاكسي‌هاي ويژه بانوان به اين دستگاه مجهز شده‌اند و يا اينكه كليه وسايل حمل و نقل عمي موظف به نصب آن شده‌اند در اين مقاله نگاه مختصري داريم به اين دستگاه و طرز عمل آن.

GPS چيست؟
سيستم مكان‌ياب جهاني (Global Positioning Systems) يا GPS يك سيستم راهبري و مسيريابي ماهواره‌اي است كه از شبكه‌اي با ۲۴ ماهواره ساخته شده است و در سال 1994 تمامي 24 ماهواره در مدار زمين قرار گرفت. اين ماهواره‌ها به سفارش وزارت دفاع ايالات متحده با نام «ناو استار» و با بودجه‌اي بيش از 12 بيليون دلار ساخته و اولين آنها در سال 1978 با موفقيت به فضا پرتاب شد و در مدار قرار داده شده است. اين سيستم در ابتدا براي مصارف نظامي تهيه شد ولي از سال ۱۹۸۰ استفاده همگاني از آن آزاد و آغاز شد.
خدمات اين مجموعه در هر شرايط آب و هوايي و در هر نقطه از كره زمين در تمام ساعت شبانه‌روز در دسترس است. پديدآوردنگان اين سيستم، هيچ حق اشتراكي براي كاربران در نظر نگرفته‌اند و استفاده از آن كاملا رايگان مي‌باشد. امروزه در كشورهاي توسعه يافته از اين سيستم جهت كمك به راهبري خودرو، كشتي و انواع وسايل نقليه ديگر بهره‌گيري مي‌شود. هر چه نقشه‌هاي منطقه‌اي كه در حافظه گيرنده بارگذاري مي‌شود دقيق‌تر باشد، سرويس‌هايي كه از GPS مي‌توان دريافت داشت نيز بهتر مي‌شود.

براي نمونه مي‌توان از GPS مسير نزديك‌ترين پمپ بنزين، تعميرگاه و يا ايستگاه قطار را پرسيد و مسير پيشنهادي را دنبال كرد. دقت مكان‌يابي اين سيستم در حد چند متر است كه بسته به كيفيت گيرنده تغيير مي‌كند. از سيستم مكان ياب جهاني مي‌توان در كاره‌هايي چون نقشه‌برداري و مساحي، پروژه‌هاي عمراني، كوهنوردي، كايت سواري، سفر در مناطق ناشناخته، كشتي‌راني و قايقراني، عمليات نجات هنگام وقوع سيل و زمين‌لرزه و هر فعاليت ديگر كه نيازمند محل‌يابي باشد، بهره برد.

تاريخچه GPS
تقريباً در اواسط دهه ۶۰ وزارتخانه‌هاي دفاع برخي از كشورها متوجه شدند كه سيستم‌هاي ناوبري آن زمان از دقت مطلوبي برخوردار نيستند و به طور طبيعي، چشم‌ها به سمت فضاي نزديك زمين دوخته شد. اولين سيستم ناوبري ماهواره‌اي «ترنسيت» نام داشت. اين پروژه وزارت دفاع آمريكا از شش ماهواره تشكيل شده بود و از مختصات خاصي بهره مي‌برد. ماهواره بر روي يك مسير خاصي حركت كرده و بر روي فركانس مشخصي، امواج را ارسال مي‌نمود و يك سيگنال با يك فركانس مشخص به گيرنده‌ها مي‌رسيد و موقعيت مكاني با اندازه‌گيري تغيير فركانس محاسبه مي‌شد. ماهواره‌ها امكان تغيير موقعيت هر نقطه از كره زمين را در هر يك ساعت و نيم و با دقتي برابر با ۲۰۰ متر فراهم مي‌نمودند.
سيستم ماهواره‌اي «ترنسيت» تا سال ۱۹۹۶ به حيات خود ادامه داد. تولد سيستم موقعيت‌يابي جهاني يا به اختصار GPS در سال ۱۹۷۳ اتفاق افتاد. يعني زماني كه وزارت دفاع آمريكا هماهنگ‌سازي سيستم‌هاي ناوبري را آغاز نمودند. زيرا سازمان‌هاي مختلف سيستم‌هاي متفاوتي را ايجاد كرده بودند كه اكثراً با يكديگر منطبق نبودند. اين سيستم جديد تفاوت‌هاي مهمي با ترنسيت دارد، هر ماهواره چند ساعت اتمي با خود همراه دارد، موقعيت خود را همراه زمان دقيق، به صورت يك سيگنال ارسال مي‌كند و سيستم ناوبري كاربر زمان استخراج شده از اين سيگنال را مقايسه كرده و در سه نقطه موقعيت‌يابي مي‌كند. ضمناً احتياجي به هيچ گونه ساعت دقيقي در گيرنده نيست. تنها وقت در دوره‌هاي زماني كوتاه مورد نياز است.

GPS از چه بخش‌هايي تشكيل شده است؟
سيستم موقعيت جهاني از سه بخش مجزا تشكيل شده است. اولين بخش سيستم شامل 24 ماهواره است كه در 20000 كيلومتري بالاي زمين در مدار مدور 12 ساعته مي‌چرخند. اين بدين معني‌ست كه هر ماهواره 12 ساعت براي چرخش كامل به دور زمين به كار برده مي‌شود. به منظور كسب اطمينان از اينكه ماهواره‌ها قادر به رديابي و تشخيص در هر نقطه از روي سطح زمين باشند، آنها به شش گروه چهارتايي تقسيم مي‌شوند.
هر گروه مسير متفاوتي را براي را دارد. اين امر باعث ايجاد صفحات مداري متفاوتي 6 گانه كه به طور كامل زمين را احاطه مي‌كنند مي‌شود. اين ماهواره‌ها علائم راديويي به زمين ارسال مي‌دارند كه شامل اطلاعاتي درباره زمين است. با استفادده از دريافت كننده زميني GPS، اين علائم دريافت و ارتفاع، طول جغرافيايي و عرض جغرافيايي (موقعيت جهاني) دريافت كننده را تعيين مي‌كند. علائم راديويي در 2 فركانس با باند كوتاه فرستاده مي‌شود (L-bond) باند كوتاه به فركانس‌هاي بين 390 تا 1550 مگاهرتز (MHz) اشاره مي‌كند.
در هر علامت، توالي كدگذاري شده‌اي ارسال مي‌شود. با مقايسه توالي دريافت شده با توالي اصلي، دانشمندان قادر به تعيين ميزان مسافت طي شده علامت از ماهواره به زمين هستند. تأخير علامت در شناسايي و مطالعه لايه‌هاي جوي كه سطح زمين را احاطه كردند (يونوسفر و تروپوسفر) مفيد هستند. علامت سومي نيز از ماهوراه به زمين ارسال مي‌شود كه شامل داده‌هايي درباره سلامت موقعيت ماهواره است.
دومين بخش سيستم GPS ايستگاه زميني است كه مانند وسائل مخابراتي ارسال كننده داده‌ها به مركز داده‌ها، شامل يك دريافت‌كننده و آنتن است. آنتن تك جهته در هر محل، كه بيشتر شبيه به آنتن راديويي يك ماشين عمل مي‌كند، علائم ماهواره‌اي را جدا و بصورت جريان‌هاي الكتريكي به محل دريافت كننده ارسال مي‌كند. سپس دريافت كننده علائم را به كانال‌هاي طراحي شده براي يك ماهواره و فركانس خاص در زماني خاص، جدا مي‌كند.
زماني كه علائم تفكيك شده باشد،‌ دريافت كننده مي‌تواند آنها را كدگذاري كرده و به فركانس‌هاي مجزا تبديل كند. با اين اطلاعات دريافت كننده موقعيت عمومي آنتن را تشخيص مي‌دهد (طول جغرافيايي، عرض جغرافيايي و ارتفاع). بعد از آن، داده‌هاي جمع‌آوري شده توسط دريافت كننده مي‌تواند مجدداً توسط دانشمندان فرآوري شده و چيزهاي متفاوتي از آنها مانند سري موقعيت‌هاي ديگر مطابق با همان آنتن و با دقت ميلي‌متري، بدست مي‌آيد.
سومين بخش سيستم، مركز داده‌ها است. نقش مركز داده‌ها دو جنبه دارد. اين بخش هم ايستگاه‌هاي GPS جهاني را كنترل مي‌كند و هم براي تحليل و اصلاح داده‌ها از دريافت كننده آن ايستگاه‌ها، از سيستم‌هاي كامپيوتري خودكار استفاده مي‌كند. با كار بر روي داده‌هاي خام و ايجاد داده فرآوري شده دانشمندان جهان قادرند از آن براي كارهاي متفاوت استفاده كنند. تا زمانيكه محل‌هاي GPS جهاني توسط مركز متفاوت در سراسر دنيا ساخته و اداره مي‌شوند، مكان‌هاي مركزي داده‌هاي متفاوت زيادي وجود دارد.

GPS جگونه كار مي‌كند؟
اصول اساسي GPS واقعاً‌ بسيار ساده است، اگر چه سيستم برخي از پيشرفته‏ترين ابزارهايي كه تا حال ساخته شده را به كار مي‏گيرد. براي درك آن بايد سيستم را به پنج بخش حياتي تقسيم كنيم:
1) مثلث‏بندي (اندازه‌گيري به روش مثلث‏بندي) با ماهواره‏ها اساس سيستم است.
2) براي اندازه‏گيري مثلث‏بندي، GPS فاصله را توسط زمان طي مسير به وسيله يك پيام راديوئي اندازه مي‏گيرد.
3) براي اندازه‏گيري زمان طي مسير، GPS به ساعت‏هاي بسيار دقيقي نياز دارد.
4) وقتي كه شما فاصله تا ماهواره را دانستيد بايد بدانيد كه ماهواره در كجاي فضا قرار دارد.
5) هنگامي كه پيام GPS از يونيسفر و جو ‌زمين عبور مي‏كند در آن تاخير به‏وجود مي‏آيد.
دستگاه گيرنده GPS هم یک دستگاه صرفاً گیرنده می‌باشد که اطلاعات به دست آمده از ماهواره‌های اطراف زمین را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و PIV شما را محاسبه می‌کنند. P=Position منظور موقعییت شما در هر نقطه از کره خاکی و فضای اطراف آن است، T= Time منظور زمان محلی دقیق و با دقت فوق‌العاده بالا در همان منطقه‌ای که شما هستید و V=Velocity منظور سرعت لحظه‌ای شماست که آن را با دقت فوق العاده بالا محاسبه می‌کند.
گيرنده‌هاي GPS اطلاعات ارسالي از ماهواره‌ها را دريافت كرده و با انجام محاسبات هندسي، محل دقيق گيرنده را روي كره زمين محاسبه مي‌كنند. در واقع گيرنده زمان فرستاده سيگنال توسط ماهواره را با زمان دريافت آن مقايسه مي‌كند. از اختلاف اين دو زمان فاصله گيرنده از ماهواره تعيين مي‌گردد. حال اين عمل را با داده‌هاي دريافتي از چند ماهواره ديگر تكرار مي‌كند و بدين ترتيب محل دقيق گيرنده را با اختلافي ناچيز در مي‌بابد.
گيرنده به دريافت اطلاعات همزمان از حداقل ۳ ماهواره براي محاسبه ۲ بعدي و يافتن طول و عرض جغرافيايي و همچنين دريافت اطلاعات حداقل ۴ ماهواره براي يافتن مختصات سه بعدي نيازمند است. با ادامه دريافت اطلاعات از ماهواره‌ها گيرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت، مسيرپيموده شده، فواصل طي شده، فاصله باقي مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشيد و بسياري اطاعات مفيد ديگر مي‌نمايد.
ماهواره‌اي GPS
24 ماهواره در بخش‌هاي مختلف فضاي زمين در مداري خاص با فاصله حدود 12000 مايلي بالاي سر ما قرار گرفته است. آنها با يك سرعت ثابت در حركتند و هر ماهواره دقيقا طي ۱۲ ساعت با سرعت ۱۱ هزار كيلومتر بر ساعت يك دور كامل به دور زمين مي‌گردد. وزن هر ماهواره GPS حدود 907 كيلوگرم است و ابعاد آن 18/5 متر است. هر ماهواره براي 10 سال مأموريت ساخته مي‌شود و پس از طي اين زمان حتماً بايستي ماهواره ديگري جايگزين گردد. انرژي ماهواره‌هاي GPS از طريق صفحه‌هاي خورشيدي تعمين مي‌شود.
هچنين آنها مجهز به باطري‌هاي قابل شارژ اتوماتيك براي زمان‌هاي بارندگي يا خورشيد گرفتگي مي‌باشند كه در آن زمان هم پروسه تامين انرژي مختل نشود. همچنين
rocket booster‌هاي كوچك روي هر ماهواره آنها را در يك مسير پروازي صحيح نگهداري مي‌كنند. براي تنظيم دقيق زمان هم در داخل هر کدام از این ماهواره‌ها 4 ساعت اتمی قرار داده‌اند تا مطمئن باشیم که در یک لحظه بخصوص حداقل یکی از آنها کار می‌کند.
دسته‌بندي دستگاه‌هاي GPS
بسته به نوع مصرف و بودجه مي‌توانيد از گستره زيادي از گيرنده‌هاي GPS بهره ببريد. همچنين، بايد از در دسترس بودن نقشه مناسب و به روز (up-to-date) براي منطقه مورد استفاده‌تان، اطمينان حاصل كنيد. امروزه بهاي گيرنده‌هاي GPS بطور چشمگيري كاهش پيدا كرده و هم اكنون در اروپا انواع معمولي اين گيرنده‌ها را با بهايي برابر با يك گوشي متوسط موبايل نيز مي‌توان تهيه كرد. بطور كلي يك GPS را مي‌توان از يكي از 3 گروه ذيل دانست:

GPS MOUSE: اين نوع دستگاه هيچ صفحه يا دكمه‌اي ندارد اما توسط يك pc Laptop با نرم‌افزار مربوطه قابل استفاده سرويس GPS مي‌باشد. دستگاه‌هاي اين گروه با قيمت‌هاي پايين‌ترقابل خريد و فروشند و قيمت اين GPSها حدود 75 تا 150 دلار آمريكا متغير مي‌باشد. ولي فراموش نكنيد كه اين نوع GPSها حتماً به Laptop يا pc نياز دارند.

Hand-Held GPS: اين نوع دستگاه‌ها مي‌توانند به صورت سيار مورد استفاده قرار گيرند. آنها خودشان يك صفحه كوچك جهت نمايش اطلاعات و چند دكمه دارند و در شكل‌ها و تركيب‌هاي مختلفي عرضه مي‌شوند و هيچگونه نيازي به Laptop ندارند. تعدادي از اينها يك رابط NMEA و يك كابل رابط دارند قيمت با كابل ممكن است حدود 210 دلار به بالا باشد و ممكن است بعضي از كشورها ارزان‌تر هم موجود باشد. يك GPS دستي ارزان قيمت با يك كابل رابط براي انتخاب و آغاز كار با GPS مناسب مي‌باشد، حتي براي كار يا آشنايي شما با طرز كار و خدمات GPS.

High-End GPS products: اين دستگاه‌ها شامل يك صفحه نمايشگر بزرگ‌تر و تعدادي نقشه مي‌باشند و در بعضي از آنها شما بايستي مبلغ بيشتري جهت نقشه‌ها بپردازيد. قيمت اين دستگاه‌ها ممكن است بسته به نوع محصول بالاتر از 1500 دلار آمريكا باشد

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 05:02 PM
شکل قاره ها
چندین بار در تاریخ زمین، تصادف بین قاره ها منجر به ایجاد قاره های بزرگ گردیده است. گرچه پوسته قاره ای ضخیم است اما به مراتب آسان تر از پوسته اقیانوسی شکسته می شود آنگونه که قاره های بزرگ سریعا شکسته شده و به قاره های کوچک تبدیل شده اند. مواد موجود در جبه قسمتهای خالی را پر می کند و پوسته های جدید اقیانوسی را به وجود می آورد. هنگامیکه یک قاره شکسته و قسمتها از هم جدا می شوند، حوزه های جدید اقیانوسی در بین آنها ایجاد می گردد. حدود یک سوم از سطح زمین را پوسته قاره ای پوشانده است، بنابراین این تکه ها نمی توانند بدون برخورد حرکت نمایند. وقتی دو قاره به هم برخورد می کنند، یک حوزه قدیمی اقیانوسی از بین می رود. فرایند جدا شدن قاره ها و پیوستن آنها به یکدیگر به نام زمین شناس کانادایی جان ویلسون (Wilson John) که برای نخستین بار این پدیده را توضیح داد، چرخه ویلسون نام گرفت.
قاره ها احتمالا از حدود 2 میلیارد سال پیش تاکنون در حرکت بوده اند، با این حال زمین شناسان تنها مدارکی در دست دارند که بیان کننده حرکت قاره ها از 800 میلیون سال پیش است. بیشتر پوسته های اقیانوسی قبل از این تاریخ دچار سابداکشن شده و در جبه زمین فرو رفته اند.
زمین شناسان تعیین نموده اند که حدود 800 میلیون سال پیش، قاره ها به صورت یک قاره بسیار بزرگ به نام ردینیا (Rodinia) بوده اند. آنچه ما اکنون به عنوان آمریکای شمالی می شناسیم ، زمانی مرکز ردینیا بوده است. جریان مواد در جبه باعث شکسته شدن و تقسیم ردینیا به قسمتهای کوچک شد. این قسمتها بین 500 میلیون تا 250میلیون سال پیش به یکدیگر برخورد کردند. برخورد بین آنچه اکنون آمریکای شمالی، اروپا و آفریقا نامیده می شود، منجر به ایجاد کوهستان آپالاچین در آمریکای شمالی شد. برخورد بین قسمتی از سیبری کنونی و اروپا نیز کوهستان اورال را ایجاد کرد.
در 250 میلیون سال پیش، قاره ها با برخورد با یکدیگر ابر قاره دیگری را با نام پانژه آ (Pangaea) شکل دادند. در آن هنگام تنها یک اقیانوس که همه زمین پیرامون پانژه آ را احاطه می نمود به نام پانتالاسا (Panthalassa) وجود داشت. حدود 200 میلیون سال پیش، پانژه آ شروع به شکستن و تکه تکه شدن نمود. این ابر قاره به دو قسمت بزرگ به نامهای گوندوانالند (Gondwanaland) و لوراسیا (Laurasia) تقسیم شد. به مرور زمان گوندوانالند تقسیم شده و قاره های آفریقا، آنتارکتیکا، استرالیا، آمریکای جنوبی و شبه قاره هند را به وجود آورد. لوراسیا نیز در نهایت تقسیم شد و یوراسیا و آمریکای شمالی را ایجاد نمود. هنگامیکه صفحه های قاره ای از یکدیگر جدا می شوند، پوسته اقیانوسی جدیدی در بین آنها ایجاد می گردد.
تغییرات آب و هوایی زمین
عصر یخبندان
در خلال تاریخ، آب و هوای زمین بار ها دستخوش تغییرات اساسی شده است. بین 800 تا 600 میلیون سال پیش در طی دوره ای به نام پیش کامبریان (Precambrian)، زمین تغیراتی فراوانی را با عنوان عصر یخبندان تجربه کرده است. آب و هوا به شدت سرد شده است و دانشمندان معتقدند که بخش عمده و یا همه زمین چندین بار یخ زده است. زمین شناسان تخمین می زنند که زمین تا کنون چهار بار یخ زده است.
بیشتر اوقات، زمین بدون یخ بوده است. دو دوره یخبندان جزئی حدود 450 میلیون سال پیش و 250 میلیون سال پیش رخ داده اند. در چند میلیون سال اخیر دمای زمین سرد شده است. از حدود 2 میلیون سال پیش، با شروع دوره ای به نام پلیستوسن (Pleistocene) یا دوره چهارم زمین شناسی، تجمع و انباشته شدن یخ در قاره ها آغاز گردید.
آخرین دوران کامل یخبندان حدود 70.000 سال پیش آغاز شد و گسترش آن تا 18.000 سال پیش به طول انجامید. توده ها و لایه های عظیم یخ به بیرون از بستر دریاچه های بزرگ آمده و مسیر رودخانه ها بسته شدند. رودخانه های می سی سی پی، میسوری و اهایو کاملا دگرگون شدند. این دوران 11.500 سال پیش به پایان رسید. اغلب دانشمندان معتقدند که زمین هم اکنون در دوران بین دو عصر یخبندان به سر می برد و عصر جدید یخبندان در راه است.
چرا دوران یخبندان به وقوع می پیوندد
دانشمندان علت واقعی این پدیده را به طور کامل درنیافته اند. اغلب آنان بر این باورند که تغییرات جزئی در مدار و زاویه محور طولی زمین در اثر تاثیر گرانش سیارات دیگر، باعث می شود که میزان انرژی دریافتی از خورشید تغییر کند و عصر یخبندان آغاز شود.
برخی دانشمندان نیز معتقدند که تغییرات مقدار دی اکسید کربن در جو زمین عامل وقوع تغییرات طولانی مدت در آب و هوای زمین می شود. دی اکسید کربن، یک گاز گلخانه ای، گرمای خورشید را به دام انداخته و جو زمین را گرم می کند. بیشتر دی اکسید کربن موجود در زمین در سنگهای کربناتی مانند سنگ آهک حبس شده اند. آب و هوای امروز زمین می توانست بسیار گرم تر باشد اگر دی اکسید محبوس در سنگهای آهک در جو زمین آزاد می شد.
وقتی کوهستانهایی با سیلیکات فراوان در اثر فرسایش تجزیه می شوند، کلسیوم و منیزیوم از سنگها آزاد می شوند. این عناصر با آب شسته شده و به دریا می رسند یعنی جاییکه ارگانیزم های زنده برای ساخت صدف های کربنات محافظ، این مواد شیمیایی را جذب می کنند. این ارگانیزم در نهایت مرده و به کف دریا می رود و در آنجا با تجمع و رسوب در تشکیل سنگ های آهکی شرکت می کند. این فرایند که چرخه کربنات - سیلیکات نام دارد، دی اکسید کربن موجود در هوا را جذب می کند. با کم شدن دی اکسید کربن در هوا، گرمای خورشید در زمین باقی نمی ماند در نتیجه هوا آنقدر سرد می شود که می تواند یک دوران یخبندان را آغاز کند.
سنگ آهک پس از فرسایش، دی اکسید کربن را به هوا پس می دهد و به این صورت گرما را در زمین توزیع می کند. به علاوه قسمتی از این سنگها بر اثر سابداکشن به درون جبه فرو می روند. در آنجا به سبب گرما و فشار زیاد به مگما تبدیل می شوند. دی اکسید کربن موجود در مگما می تواند از طریق فوران های آتشفشانی به هوا باز پس داده شود.
تئوری پردازان می گویند در خلال دوران پیش کامبریان آتشفشانها مقادیر زیادی دی اکسید کربن را به جو زمین فرستاده اند. این گاز به دلیل تاثیرات گلخانه ای هوای زمین را گرم و باعث ذوب شدن یخهای عصر یخبندان شده است.
تاریخ زمین
تاریخ زمین در سنگهای پوسته آن ثبت شده است. این سنگها از زمان تشکیل زمین تا کنون در حال شکل گیری، فرسایش و شکل گیری مجددند. به محصول فرسایش رسوب می گویند. رسوب در لایه هایی به نام استراتا تجمع می کند. استراتا ها حاوی مدارکی می باشند که به زمین شناسان در شناخت گذشته زمین کمک می کنند. این مدارک حاوی ترکیب بندی استراتا، جهت رسوب استراتا و نوع فسیلهای موجود در استراتا می باشند.
کاوش های فضایی نیز فهم ما را از زمین تا حد زیادی افزایش داده اند. تلسکوپ فضایی هابل نقش ستاره ها را در اجرای فرایند سیاره سازی مشاهده کرده است. از اواسط سالهای 1990، دانشمندان ستاره های دیگری را که دارای سیاره می باشند کشف کرده اند. این اکتشافات به دانشمندان کمک می کند که تئوری های خود درباره تشکیل زمین را گسترش و پیشرفت دهند.
سن زمین
دانشمندان فکر می کنند که احتمالا زمین همزمان با اجرام دیگر منظومه شمسی شکل گرفته است. آنها متوجه شده اند که سنگ های آسمانی کندریت، بازمانده هایی از تشکیل منظومه شمسی که دستخوش تغییر نشده اند، سنی معادل 6/4 بیلیون سال دارند. دانشمندان بر این باورند که زمین و دیگر سیارات نیز احتمالا چنین سنی دارند. آنها سن سنگها را با اندازه گیری مواد رادیواکتیو موجود در آنها مانند اورانیوم، تخمین می زنند. عناصر رادیواکتیو با یک سرعت و روال مشخص به عناصر دیگر تبدیل می شوند. برای مثال اورانیوم با از دست دادن تشعشع، به سرب تبدیل می شود. دانشمندان زمانی که برای این تبدیل لازم است را می دانند. آنها می توانند سن سنگ را با مقایسه نسبت اورانیوم به سرب تشخیص دهند.
شکل گیری زمین
بیشتر دانشمندان بر این باورند که منشا منظومه شمسی یک لایه ابر نازک در فضا بوده است. خود خورشید نیز از همین ابر و قسمتی از آن که ضخیم تر از بقیه بوده است، به دنیا آمده. گرانش این ابر سبب انقباض آن و کشیده شدن ذرات و غبار به سمت مرکز آن شد. بیشتر این ابر در مرکز آن برای تشکیل خورشید جمع گردید اما حلقه بزرگی از مواد نیز در حال گردش دور آن باقی ماند. ذرات این حلقه با یکدیگر برخورد کرده و منجر به تشکیل اجرام بزرگتر شدند. این اجرام نیز به نوبه خود باهم برخورد کردند و سیارات منظومه شمسی را طی فرایندی با نام "رشد پیوسته" تشکیل دادند.
پیشرفت های زمین
دانشمندان به این تئوری دست یافته اند که زمین در آغاز جرمی سنگی، بدون آب و احاطه شده با گاز بوده است. مواد رادیواکتیو در سنگ ها و فشار افزاینده درون زمین گرمای لازم را برای ذوب شدن داخل آن فراهم نمودند. عناصر سنگین مانند آهن، فرو رفتند. سنگهای سیلیکات سبک نیز به سطح زمین آمده و پوسته اولیه آن را شکل داده اند. گرمای درون زمین باعث گردید که مواد شیمیایی دیگری از اعماق زمین به سطح آن برسند. بعضی از این مواد شیمیایی منجر به تشکیل آب شدند و بقیه گازهای جو زمین را به وجود آوردند.
در سال 2001، یک تیم بین المللی از دانشمندان، کشف کریستالهای زیرکن (zircon) با قدمت 4/4 بیلیون سال را اعلام کردند. زیرکن از عناصر زیرکنیوم، سیلیکون و اکسیژن ساخته شده، بسیار سخت است و در برابر عوامل فرسایش بسیار پایدار و با دوام است. با آنالیز شیمیایی زیرکن، دانشمندان تشخیص دادند که در زمان تشکیل کریستالها، در سطح زمین آب وجود داشته است. آنها نتیجه گرفتند که پوسته زمین و اقیانوسها 200 میلیون سال پس از شکل گیری سیاره ایجاد شده اند.
ستاره شناسان معتقدند که خورشید در اوایل تشکیل زمین حدود 30درصد ضعیف تر از امروز بوده است. قدیمی ترین سنگها گواه این امر می باشند که زمین به اندازه ای گرم بوده است که آب مایع در سطح آن وجود داشته. دانشمندان همچنین بر این باورند که اتمسفر زمین برای جذب گرما، ضخیم تر از زمان فعلی بوده است. طی میلیونها سال رفته رفته آب در قسمتهای گود پوسته زمین جمع شده و اقیانوسها را شکل داده است.
پس از دوره اصلی شکل گیری سیارات، بیشتر اجرام باقیمانده در منظومه شمسی به سمت سیارات تازه شکل گرفته متمایل شدند. برخوردهای پی در پی سیارات با این اجرام با انفجارهای زیادی همراه بود. همین برخوردها باعث ایجاد چاله های فراوان در سطح ماه، مریخ، ونوس و عطارد شده اند. زمین نیز در معرض این برخوردها قرار گرفته است اما چاله های به وجود آمده در اثر برخوردها، در طی مرور زمان و به واسطه فرسایش و صفحات تکتونیک از بین رفته اند. زمین شناسان معتقدند که قسمت زیادی از پوسته قاره ای در 5/3 بیلیون سال پیش شکل گرفته است. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه صفحات تکتونیک از 2 بیلیون سال پیش فعال شده اند.
بعضی از دانشمندان باور دارند که جو اولیه زمین شامل هیدروژن، هلیوم، متان و آمونیاک، شبیه به جو کنونی سیاره مشتری، بوده است. بعضی دیگر از دانشمندان معتقدند که جو اولیه حاوی مقادیر زیادی دی اکسید کربن، مانند جو فعلی ونوس، بوده است. چیزی که همه دانشمندان آن را باور دارند این است که در جو اولیه زمین مقدار نا چیزی اکسیژن وجود داشته است.
دانشمندان تشخیص داده اند که در حدود 2 بیلیون سال پیش، تغییر شدیدی در جو زمین پدید آمده است. دلیل این ادعا این است که تشکیل نوعی خاص از سنگ آهن که در شرایط کمبود اکسیژن ایجاد می شود، در آن تاریخ متوقف شده است. در عوض مقادیر زیادی رسوب سنگ ماسه قرمز شروع به شکل گیری نمود. رنگ قرمز به دلیل واکنش آهن با اکسیژن و ایجاد اکسید آهن یا زنگ آهن ناشی می شود. وجود سنگ ماسه مدرکی برای وجود مقداری اکسیژن در جو زمین است. هوا در آن موقع قابل استنشاق نبود اما حدود 1 درصد حاوی اکسیژن بود.
بیشتر اکسیژن فعلی موجود در هوا توسط گیاهان و ارگانیزم های میکروسکوپی تامین می شود. این ارگانیزم ها دی اکسید کربن هوا را استفاده کرده و در روندی به نام فتوسنتز اکسیژن تولید می کنند. به این صورت مقدار اکسیژن موجود در هوا افزایش پیدا نموده و با پیشرفت ارگانیزم های تولید کننده اکسیژن، این گاز در هوا به حد وفور رسیده است.

Bauokstoney
Tuesday 20 April 2010-1, 05:03 PM
زمین سیاره ایست کوچک در بیکران فضا و یکی از نه سیاره ای(با محاسبه پلوتو كه البته در شهريور سال گذشته با راي منجمان از رديف سيارات منظومه شمسي خارج شد) که در عرصه فضا به دور خورشید درحال گردش می باشند. خورشید یکی از بیلیونها ستاره ایست که کهکشان راه شیری را شکل می دهند و کهکشان راه شیری یکی از 100 بیلیون کهکشانیست که جهان را تشکیل داده اند.
سیاره زمین تنها ذره کوچکی از عالم است، اما خانه انسان و در واقع خانه ای برای تنها گونه های یافت شده حیات در کل جهان می باشد. حیوانات، گیاهان و دیگر ارگانیزم های حیات تقریبا در همه جای سطح زمین وجود دارند. آنها می توانند در روی زمین به حیات ادامه دهند چرا که این سیاره در فاصله مناسبی نسبت به خورشید قرار گرفته است. بیشتر گونه های حیات به گرما و نور خورشید برای ادامه زندگی خود نیاز دارند. اگر زمین اندکی به خورشید نزدیک تر بود گرما و حرارت زیاد آن همه این گونه ها را می سوزاند و اگر قدری از خورشید دورتر بود بر اثر کمبود انرژی خورشید حیات در روی آن از بین می رفت. برای ادامه حیات وجود آب نیز ضروری می باشد که زمین سرشار از آن است. آب بیشتر سطح زمین را پوشانده است.
مطالعه زمین، زمین شناسی یا ژئولوژی نام دارد. زمین شناسان با بررسی عوامل فیزیکی زمین، به چگونگی پیدایش و تغییرات آنها پی می برند. بر روی بیشتر قسمتهای زمین مانند قسمتهای درون آن، نمی توان به طور مستقیم تحقیق نمود. زمین شناسان با بررسی نشانه ها و صخره ها به روش هایی برای شناخت غیر مستقیم این سیاره می پردازند. البته امروزه، زمین شناسان می توانند با اطلاعات به دست آمده از فضا نیز به بررسی زمین بپردازند.
سیاره ای به نام زمین
در میان نه سیاره موجود در منظومه شمسی، زمین رتبه پنجم از لحاظ اندازه را به خود اختصاص می دهد. قطر آن حدود 13.000 کیلومتر است. مشتری، بزرگترین سیاره منظومه شمسی قطری 11 برابر قطر زمین را دارد و پلوتو به عنوان کوچکترین سیاره دارای قطری کمتر از یک پنجم زمین می باشد.
زمین نیز مانند بقیه سیاره ها در مداری با فاصله 150 میلیون کیلومتر به دور خورشید در گردش است و هر دور خود را در مدت 365 روز تکمیل می کند. فاصله پلوتو، دورترین سیاره از خورشید 40 برابر فاصله زمین از خورشید است و در هر 248 روز زمینی یکبار دور خود را تکمیل می نماید.
حرکت زمین
زمین دارای سه نوع حرکت است: 1) حرکت وضعی حول محوری فرضی که از دو قطب شمال و جنوب آن عبور می کند. 2) حرکت انتقالی در مداری به دور خورشید. 3) حرکت در راه شیری به همراه خورشید و دیگر اجرام منظومه شمسی.
24 ساعت زمان لازم است تا زمین یک دور وضعی خود را تکمیل کند. این زمان را روز خورشیدی می گویند. در طی یک روز خورشیدی، زمین مقداری نیز در مدار خود حرکت می کند بنابراین مکان ستارگان درآسمان هرشب دچار اندکی تغییر می شود. مدت زمان واقعی یک دور حرکت وضعی زمین معادل 23 ساعت و 56 دقیقه و 09/4 ثانیه می باشد. این زمان را روز نجومی زمین می نامند. روز نجومی از روز خورشیدی کوتاه تر است بنابراین ستارگان هر روز 4 دقیقه زودتر در آسمان دیده می شوند.
گردش زمین به دور خورشید 365 روز و 6 ساعت و 9 دقیقه و 54/9 ثانیه به طول می انجامد. این دوره زمانی سال نجومی خوانده می شود. از آنجائیکه حرکت وضعی زمین در انتهای هر سال به یک عدد کامل نمی رسد، ترتیب تقویم در هر سال معادل 6 ساعت نسبت به ترتیب فصول متفاوت می شود. برای هماهنگی تقویم و فصول، هر چهار سال یکبار 1 روز به تقویم اضافه می شود تا عدم تناسب برطرف گردد. سالهایی که یک روز اضافی دارند سال کبیسه نامیده می شوند. در تقویم میلادی یک روز اضافه در آخر دومین ماه سال یعنی فوریه قرار می گیرد و در تقویم خورشیدی یک روز به آخر اسفند ماه اضافه می گردد.
مسافت مدار زمین به دور خورشید 940میلیون کیلومتر است و زمین این مسافت را با سرعت 107.000 کیلومتر در ساعت و یا 30 کیلومتر در ثانیه طی می کند.
محور طولی زمین به شکل عمودی، صفحه مداری را قطع نمی کند بلکه نسبت به آن زاویه ای حدود 5/23 درجه دارد. این شیب و حرکت زمین به دور خورشید باعث پدیدار گشتن فصول می شوند. در دی ماه، نیمکره شمالی زمین، به دلیل شیب محور طولی، دورتر از خورشید قرار می گیرد. نور خورشید با شدت کمتری به نیمکره شمالی می رسد و در این هنگام این بخش از زمین، زمستان را پشت سر می گذراند. در خرداد ماه وضعیت شیب زمین تغییر می کند و این بار نیمکره جنوبی در قسمتی از شیب قرار می گیرد که از خورشید دورتر است در نتیجه نوبت به این نیمکره می رسد که زمستان را تجربه نماید.
مدار زمین دایره کامل نیست. در اوایل دی ماه زمین به خورشید نزدیکتر و در خرداد ماه کمی دورتر است. فاصله زمین از خورشید در ماه دی 1/147 میلیون کیلومتر و در ماه خرداد 1/152 میلیون کیلومتر می باشد. تاثیر این پدیده در سرما یا گرمای زمین بسیار کمتر از پدیده شیب زمین است.
زمین و منظومه شمسی عضو یک صفحه ستاره ای وسیع به نام کهکشان راه شیری می باشند. درست همانگونه که ماه به دور زمین و سیارات به گرد خورشید در چرخشند، خورشید و دیگر ستارگان به دور مرکز راه شیری در گردش می باشند. منظومه شمسی حدودا در فاصله دو پنجم از مرکز راه شیری قرار گرفته و با سرعت 249 کیلومتر در ثانیه حول مرکز آن در گردش است. منظومه شمسی در هر 220 میلیون سال یکبار حول مرکز کهکشان گردش می کند.
شکل و اندازه زمین
بیشتر مردم زمین را مانند یک توپ، با قطب شمال در بالا و قطب جنوب در پایین آن به تصویر می کشند. در واقع زمین، دیگر سیارات، قمرهای بزرگ و ستارگان و هر جرم دیگری که قطر آن بیشتر از 320 کیلومتر باشد، گرد است و این به دلیل نیروی گرانش آن جرم می باشد. گرانش همه مواد را به داخل و به سمت مرکز می کشد.
قمرهای کوچک مانند دو قمر مریخ، گرانش بسیار کمی دارند. کمتر از آنچه باعث گرد شدنشان شود. برای بدن های ما "پایین" همیشه در راستای مسیر کشش گرانش و به سمت مرکز زمین است. ساکنین اسپانیا و نیوزیلند دقیقا در دوسمت مخالف زمین قرار گرفته اند ولی هر دوی آنها "پایین" را به سمت مرکز زمین و "بالا" را به سمت آسمان می دانند. گرانش در سیارات دیگر و اقمار آنها نیز به همین شیوه عمل می کند.
با این حال زمین به طور کامل گرد نیست. گردش وضعی آن باعث گردیده است که قسمت مرکزی آن یا استوا، دچار برآمدگی گردد. قطر زمین از قطب شمال تا قطب جنوب آن 54/12.713 کیلومتر است در حالیکه قطر آن در منطقه استوا 32/12.756 کیلومتر می باشد. این اختلاف 78/42 کیلومتری تنها 298/1 ام قطر زمین است. این مقدار بسیار اندک است به همین دلیل در عکسهایی که در فضا از زمین گرفته شده اند محسوس نمی باشد و این سیاره کاملا گرد به نظر می رسد.
برآمدگی زمین همچنین باعث می شود که محیط زمین پیرامون استوا بیشتر از محیط آن پیرامون قطبها باشد. محیط این سیاره دور استوا 16/40.075 کیلومتر و دور قطبها 40.008 کیلومتر است. از آنجائیکه محیط زمین در جنوب استوا بیشتر است، زمین اندکی گلابی شکل است. زمین همچنین دارای کوهستانها و دره هایی در سطح می باشد ولی از آنجائیکه ابعاد این قسمتها نسبت به اندازه کل زمین بسیار ناچیز است لذا این سیاره از فضا مسطح به نظر می آید.
قمر زمین
زمین و پلوتو دارای یک قمر می باشند. عطارد و ونوس هیچ قمری نداشته و سایر سیارات منظومه شمسی هر کدام دارای دو یا چندین قمر هستند. قطر ماه، قمر زمین، 3.474 کیلومتر، حدود یک چهارم قطر زمین است.
گرانش خورشید با ماه و زمین به مانند یک جرم واحد رفتار می کند. جرم واحدی که مرکز آن در نقطه 1.600 کیلومتری زیر سطح زمین قرار گرفته است. این نقطه "مرکز مشترک" ماه و زمین است. مسیر حرکت نقطه "مرکز مشترک" به دور خورشید، یک منحنی صاف است. زمین و ماه همانطور که به دور خورشید در گردشند، دور "مرکز مشترک" نیز می چرخند. حرکت ماه و زمین حول "مرکز مشترک" باعث لرزش در مسیر حرکت آن دو حول خورشید می گردد.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:36 PM
مقدمه از زمانهای کهن ، مردم در آسمان شب در میان گروههای ستارگان ، اشکالی خیالی دیده‌اند. با استفاده از خطوط ، آنها ستارگان این گروهها را به یکدیگر متصل کرده و اشکالی به نام صورت فلکی را تشکیل داده‌اند. امروز طبق سیستمی بین المللی آسمان پیرامون زمین به 88 منطقه تقسیم می‌شود و هر منطقه در بر گیرنده یک صورت فلکی است. طرح هر صورت فلکی نمایانگر شیء یا جانداری است و تعدادی از آنها به یاد شخصیتهای اسطوره‌ای نامگذاری شده‌اند. از زمین ، ستارگان هر صورت فلکی مجاور یکدیگر به نظر می‌آیند، اما در حقیقت آنها فاصله بسیاری از همدیگر دارند. همگی آنها در فواصل مختلفی از زمین قرار دارند. اگر می‌توانستیم از جای دیگری از فضا به صورت فلکی جبار نگاه کنیم، طرح ستاره‌ای آن از آنچه که از زمین می‌بینیم، متفاوت می‌باشد. کره آسمان از زمین ، صورتهای فلکی چنین به نظر می‌رسند که به داخل کره‌ای تو خالی معروف به کره آسمان چسبیده‌اند. ظاهراً این کره هر 24 ساعت یکبار در مسیری شرقی _ غربی به دور زمین می‌گردد. شبکه‌ای از خطوط معروف به بعد و میل به اختر شناسان کمک می‌کند تا محل ستارگان کره آسمان را بیابند و نقشه‌های ستارگان ، تصویر کره‌ای فرضی بر روی صفحه‌ای تخت هستند. ستاره قطبی و دبها آنهایی که در نیمکره شنالی زندگی می‌کنند، می‌توانند به قطب شمال کره آسمان بنگرند. ستاره قطبی به این قطب بسیار نزدیک است. بر خلاف سایر ستارگان ، به نظر نمی‌آید که با گردش زمین به دور محورش ، ستاره قطبی در آسمان حرکت کند. صور فلکی پیرامون ستاره قطبی عبارتند از دب اکبر (خرس بزرگ) و دب اصغر (خرس کوچک). ستاره قطبی همواره این چنین در مجاورت قطب شمال سماوی قرار نداشته و همیشه نیز چنین باقی نخواهد ماند. چون زمین اندکی در محورش تکان می‌خورد، قطب شمال همیشه به نقطه‌ای ثابت در کره آسمان اشاره نمی‌کند. در عوض در طی 25800 سال ، بخش شمالی محور زمین دایره کوچکی را در نیمه شمالی کره آسمان بجای می‌گذارد. ستارگانی که به این دایره نزدیکترند، به نوبت قطب شمال کره آسمان را نشان می‌دهند. قدر ظاهری هنگامی که به ستارگان درخشان در آسمان شب می‌نگریم، برخی از بقیه درخشانترند. ستاره شناسان برای بیان میزان درخشندگی ستارگان ، از یک مقیاس درخشندگی به نام قدر ظاهری استفاده می‌کنند. برای اولین بار هیپارخوس ، منجم یونانی قرن دوم پیش از میلاد ، ستارگان را این چنین طبقه بندی کرد. سپس دامنه مقیاسش برای در بر گرفتن اجرام سماوی درخشانتر و کم نورتر ، افزایش یافت. صلیب جنوبی ساکنان نیمکره جنوبی کره آسمان بنگرند. هیچ ستاره درخشانی مجاور این قطب نیست، اما صورت فلکی صلیب جنونی نشانه‌ای برای یافتن آن است. اگر چه صلیب جنونی از تمام صور فلکی کوچکتر است، اما در زمینه روشن کهکشان راه شیری جنوبی ، یافتن آن آسان است. با گذشت زمان، نقطه‌ای از کره آسمان که محور چرخش زمین رو به آن است، تغییر مکان می‌دهد. در طی سالها این تغییر تنها به اندازه عرض ظاهری ماه است، ولی در خلال قرنها ، این جابجایی شدید است. مثلاً اگر شهرهای نیمکره شمالی نظیر ونکوور یا لندن در 3 هزار سال قبل از میلاد وجود داشتند، ساکنانشان می‌توانستند صورت فلکی صلیب جنوبی را ببیند. منطقة البروج چنین به نظر می‌رسد که همزمان با گردش زمین به دور خورشید، خورشید در مقابل زمینه متغیری از ستارگان حرکت می‌کند. مسیر سالیانه خورشید به دایرة البروج و پهنه‌ای از آسمان که با زاویه تقریبی 9 درجه از طرفین آن گسترده می شود، به منطقه البروج معروف است. تمدنهای باستانی برای اندازه گیری زمان، منطقه البروج را به 12 صورت فلکی تقسیم کردند ولی اکنون صورت فلکی دیگری به نام حوا به این باریکه آسمان افزوده شده است. صور فلکی مهم برخی از 88 صور فلکی از سایری معروفتند، و طرحهایی دارند که فوراً تشخیص داده می‌شوند. این طرحها همچون نشانه به ستاره شناسان در یافتن آنها در آسمان شبانه کمک می‌کنند. بهترین نمونه ، جبار (شکارچی) ، از درخشنانترین صور فلکی آسمان است. صورت فلکی معروف دیگر دب اکبر (خرس بزرگ) است . دب اکبر شامل هفت ستاره درخشان است که برای مدتهای طولانی علاوه بر ستاره شناسی ، در دریانوردی نیز راهنمای مفیدی بوده‌اند.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:37 PM
براورد ذخایر نفت دریای مازندران

در گزارش ترازنامه انرژي، جزئيات ذخاير نفت درياي خزر اعلام شد.
اين گزارش كه هر دو سال يك بار توسط وزارت نيرو منتشر مي شود، ذخاير نفت در جاي احتمالي در جنوب درياي خزر را ۳۲ ميليارد و ۸۵۰ ميليون بشكه اعلام كرد.
اين گزارش حاكي است كه شركت نفت خزر طي سال هاي گذشته با همكاري شركت هاي شل، لاسمو و وبااويل مطالعات اكتشافي را به منظور شناسايي ساختارهاي خزر و تعيين بالقوه ساختارها براي اثبات وجود ذخاير نفت و گاز انجام داده است.براساس اين مطالعات صورت گرفته، احتمال وجود نفت و گاز در حداقل ۸ بلوك وجود دارد كه بزرگترين آن داراي ۲۰ ميليارد بشكه نفت درجا است.
در گزارش ترازنامه انرژي در زمينه خصوصيات مياديني كه احتمال وجود نفت در آنها وجود دارد آمده است: از ميان ۸ بلوك موجود، غير از يك بلوك بقيه در اعماق ۴۰۰ تا ۸۰۰ متري قرار دارند كه انجام حفاري اكتشافي در آنها نياز به دكل نيمه شناور دارد.
براساس اين گزارش براي كشف ذخاير احتمالي نفت در خزر تا پايان سال ۸۱، ده هزار كيلومتر عمليات لرزه نگاري، خريد اطلاعات موجود به همراه اطلاعات چاه هاي حفرشده در منطقه جنوبي خزر تلفيق و براساس تفسير كليه اطلاعات براي اولين بار تصوير جامعي از ساختار و ذخاير نفت و گاز درياي خزر جنوبي به دست آمده كه مي توان با استفاده ازآنها مراحل بعدي اكتشاف و توسعه را برنامه ريزي كرد.
اين گزارش حاكي است كه بلوك نفتي البرز با نفت درجاي ۲۰ ميليارد بشكه در عمق ۵۰۰ متري زير سطح دريا قرار دارد و ازجمله ميادين مشترك ايران و آذربايجان مي باشد.بعد از بلوك البرز بلوك چالوس در عمق ۸۰۰ متري دريا داراي نفت در جاي ۳ ميليارد بشكه اي است.
موقعيت اين منطقه در فاصله ۱۷ تا ۲۲ درصدي آبهاي جنوبي درياي خزر قرار دارد.
اغلب بلوك هاي احتمالي نفتي خزر فراتر از موقعيت ۱۱ درصدي آبهاي جنوبي خزر قرار دارند و تنها دو بلوك رودسر و رامسر در نزديكي ساحل ايران قرار دارند.همان طور كه در گزارش ترازنامه انرژي ذكر شده است ذخاير موجود درياي خزر از دو بعد اهميت دارد.
اولين نكته درخصوص ذخاير متعلق به ايران تعيين رژيم حقوقي درياي خزر است.
براي مثال همان طور كه ذكر شد اغلب بلوك هاي نفتي مهم شناسايي شده در درياي خزر فراتر از ۱۱ درصد از ساحل جنوبي اين دريا قرار گرفته اند، لذا اگر در رژيم حقوقي درياي خزر سهم ايران كمتر از اين ميزان باشد، نفت متعلق به ايران نيز كاهش چشمگيري خواهد داشت.
نكته بعد اين است كه ذخاير ۸/۳۲ ميلياردي، نفت در جاي خزر است لذا درصورت استفاده از فناوري مناسب مي توان اين ذخاير بالقوه را با افزايش ضريب بازيافت به ذخاير مناسب بالفعل شده تبديل كرد.
پيرامون ميزان ذخاير نفت درياي خزر، از سوي مراجع مختلف منطقه اي و بين المللي آمارهاي مختلفي از زمان فروپاشي اتحاد شوروي منتشر شده است. بيشترين ميزان گزارش شده اين ذخاير مربوط به سال هاي اول دهه ۱۹۹۰ است كه مجموع ذخاير را تا ۲۲۰ميليارد بشكه نيز تخمين زده است. اين گزارش ها در طول دهه ۱۹۹۰ شركت هاي مهم بين المللي را براي سرمايه گذاري در استخراج و انتقال نفت منطقه، به رقابت واداشت. حضور اين شركت ها با حمايت هاي سياسي قدرت هاي بزرگ و سياسي شدن طرح هاي انرژي منطقه همراه بود. مطالعات و تحقيقات گسترده تا اواخر دهه ۱۹۹۰، خوشبينانه بودن تخمين ذخاير را ثابت كرد و اين ذخاير را حتي تا ۱۵ ميليارد بشكه كاهش داد. اين گزارش ها به تدريج انگيزه شركت هاي نفتي براي سرمايه گذاري و تداوم فعاليت در طرح هاي انرژي منطقه كاهش داد. بيشترين اختلاف نظر درمورد ذخاير اين دريا مربوط به منطقه جنوبي به دليل عمق زياد و سختي مطالعه و تحقيق است.
براساس ملاحظات وزارت نفت، به نظر نمي رسد بهره برداري از منابع نفتي در درياي خزر به دليل عدم قطعيت، عمق زياد، نداشتن تكنولوژي هاي بالاي تحقيقاتي، استخراجي و اكتشافي، بالا بودن هزينه توليد در مقايسه با ميدان هاي نفتي جنوب كشور و همچنين عدم تدوين رژيم حقوقي درياي خزر و اختلاف نظر بر سر مالكيت ميادين، در اولويت اين وزارتخانه باشد

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:38 PM
علل وزش بادهاي 120 روزه سيستان:
1- با توجه به آمار روزانه بادها و نقشه هاي سطح زمين در داخل كشور از الگوي خاصي پيروي ننموده و در روي ايران بيش از دو يا سه منحني فشار مشاهده نمي شود. كم فشارهاي محلي كم وسعتي كه در روي بيابان لوت و يا سيستان به وجود مي آيند نيز به سرعت ازبين مي روند. و فشار غالب كشور حدود 1010 هكتوپاسكال است. در خاج از كشور و نزديك به مرزهاي آن نيز مراكز فرابار يا فروبار مشخصي وجود ندارد و تمام سيستم هايي كه در اوايل ماه مي ( تا دهم ارديبهشت) شكل مي گيرند. و به فاصله چند ساعت از بين مي روندو تاثير چنداني بر روي ايران ندارند.
2- از روزهاي 4 و 5 ماه مي (15 ارديبهشت) يك مركز فشار كم در روي هندوستان و پاكستان و حتي نواحي شمالي تر تشكيل گرديده به سرعت به سمت غرب گسترش مي يابد و بخش اعظم افغانستان و مرزهاي شرقي كشورما را در بر مي گيرد. در اين زمان فشار مركزي اين فروبار بر روي دشتهاي پست افغانستان در شرق ايران معادل 1005 هكتوپاسكال است.
3- با گذشت 7 تا 8 روز از ماه مي (18 و 19 ارديبهشت) كم فشار روي هند و پاكستان و افغانستان قلمرو وسيعتري را در بر مي گيرد. تا جايي كه بخش هايي از شرق و جنوب شرق كشورما را تحت تاثير قرار مي دهد. در اين ايام فشار مركزي اين فروبار حدود 1000 ميلي بار است . در روزهاي 20 و 21 ارديبهشت كه همزمان با شروع بادهاي 120 روزه در خراسان جنوبي و سيستان است ، فروبار مذكور ماهيت وجودي بيشتري مي يابد و فشار مركزي آن در طي روز به كمتر از 1000 هكتو پاسكال مي رسد. در بعضي از روزها يك كم فشار ثانوي از فروبار اصلي منتج مي گردد و به داخل ايران در ناحيه لوت و يا بعضاً ايران مركزي مستقر مي شود. دقيقاً با شروع بادهاي 120 روزه يك مركز فرا بار با فشار مركزي 1015 هكتوپاسكال بر روي درياي خزر استقرار مي يابد. و بدين ترتيب گراديان فشار بين نواحي شمالي و جنوب شرقي كشور افزايش يافته كه منجر به وزش بادهاي 120 روزه با سرعت زياد مي شود.
پر فشار روي درياي خزر به عنوان يك پديده غالب فصل گرم تقريباً تا پايان اين فصل حضور دائمي در منطقه داشته ولي موقعيت آن جابجايي هايي در اطراف خزر دارد. اين فرابار در اوايل فصل گرم در شمالغرب درياي خزر جاي مي گيرد و چون به نواحي شمالي تر منتقل شده از فشار مركزي بيشتر نيز برخوردار است. در اين زمان زبانه هاي پر فشار مذكور تا نواحي شمالي ايران گسترش مي يابد و با پر فشارهاي محلي روي ارتفاعات يكي شده كه آرايش موجي خطوط هم فشار را به دنبال دارد. در اين زمان تمام باد هاي غالب شرق و جنوب شرقي كشور مستقيماً از پر فشار مذكور منشا مي گيرند كه ناشي از پخش هواي پر فشار به اطراف است. با گذشت زمان و گرمتر شدن هوا ، دامنه كم فشار جنوب شرقي گسترش بيشتي يافته و متعاقب آن فرو بار روي درياي خزر نيز در موقعيت شرقي تري قرار مي گيرد. در اين هنگام تمام بادهايي كه از شرق و جنوب شرق كشور به صورت بادهاي 120 روزه مي وزند، نتيجه چرخش و ورود هوا به سمت مركز كم فشار جنوب شرقي ايران است. منشأ اصلي بادهاي پرفشار روي خزر و بعد از آن هواي سرد روي ارتفاعات هندوكش و هيمالياست .به عبارت بهتر با قوي تر شدن پر فشار روي درياي خزر اين عامل به عنوان عامل برتر به ايفاي نقش مي پردازد. و هوا را به سوي كم فشار به جنوب شرق ايران مي راند. هنگامي كه پر فشار روي درياي خزر عقب نشيني مي كند يا ضعيف تر مي شود هواي سرد روي ارتفاعات بلند هندوكش و هيماليا به سمت كم فشار جنوب شرق ايران حركت مي كند كه ابتدا جهت شمال شرقي داشته و زماني كه به خراسان جنوبي مي رسد جهتي شمالي و سپس در سيستان به سمت جنوب شرق منحرف مي شود.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:39 PM
پيدايش اصطلاح خاورميانه
تهيه و تنظيم: ج . عجم

واژۀ خاورمیانه به طور قطع از سال 1900میلادی عنوان شده است ولی این امکان نیز وجود داردکه از اواسط قرن نوزدهم در اداره امور مربوط به هندوستان در وزارت خارجۀ بریتانیا نیز از این اصطلاح استفاده شده باشد. (آلاسدایر ودیگران،1370،میرحیدر،ص20)

اصطلاح خاورمیانه اولین باردرسال 1902میلادی یک مورخ دریایی آمریکایی بنام آلفرد ماهان مطرح شده است. به علت اینکه از قاره اروپا به آن نگریسته می شد، نه خاور نزدیک به حساب می آمد و نه خاور دور. گر چه امروزه منظور از خاورمیانه منطقه ای وسیعتر از آنچه که ماهان در نظر داشت می باشد ولی اهمیت و تأثیرات ژئو استراتژیکی این اصطلاح همچنان باقی است.

به همان صورت که در بکارگیری دقیق اصطلاح خاورمیانه و یا خاور نزدیک تفرق آرا وجود دارد میزان قلمرو این حوزه جغرافیایی وکشورهایی که در این محدوده قرارمی گیرند نیز محل اتفاق نیست برای اینکه برخی از کشورها نظیرکشورهای حوزه خلیج فارس وهلال خصیب به اضافه یمن وترکیه در قلمرو خاورمیانه قرار دارند اتفاق نظر وجود دارد اما کشورهای شمال آفریقا ، افغانستان ،پاکستان و قبرس پراکنده در قلمرو خاور میانه ملحوظ شده اند. ( اطاعات،1375 ص60)

اهمیت این منطقه یکی در در دوران جنگ جهانی دوم زمانی که مقر متفقین در قاهره، معروف به مقر خاورمیانه،که شامل بخشهای وسیعی از شمال وشرق آفریقا، ایران،ترکیه و تمامی کشورهای عربی و نیز شرق کانال سوئزمی شد،ودوم، وجود ذخائر نفتی این منطقه که بیش از یک چهارم تولیدات نفتی جهان رادربر داشت برای اروپاییان وآمریکایی ها روشن شد.

امازمانی که دربارۀ خاورمیانه بحث می شود،6 کشور شمال آفریقا شامل (الجزایر، مصر، لیبی، مراکش، سودان، تونس)نیز باید مد نظر گرفته شوند. یکی به علت اینکه،این6 کشور از نظر تاریخی و فرهنگی از خاورمیانه جدا شدنی نیستند، دوم این که، این کشورها از نظر زبانی (عربی) و از نظر مذهبی (اسلام) با کشورهای عربی مشترکند، سوم این که آرمانهای ---------- آنها نیز به یکدیگر نزدیک است و همچنین هم،آفریقا شمالی و هم خاورمیانه ازمناطق تولید کننده نفت جهان به حساب می آیند وکشورهای هر دو منطقه از اعضای اوپک هستند.دریای مدیترانه نیز یک عامل مهم اشتراک بین این دو منطقه است.

نفوذ ژئوپلیتیکی خاورمیانه و شمال آفریقا در مشرق تا افغانستان وپاکستان واقیانوس هندودر مغرب تا صحراوشاخ آفریقا گسترش یافته است. هیچ یک از گروهبندیهایی که توسط دولتها به عمل آمده از نظر تعدد حوزه های ژئوپلیتیکی به پای این منطقه نمی رسد.

خاورمیانه وشمال آفریقاحدوداً بین عرضهای 20 تا40 درجه شمالی دریک منطقه انتقالی بین آب وهوای استوایی وآب و هوای عرض متوسط قرار گرفته اند که غلبه خشکی و نیز حداقل مقدار باران، جمعیت نسبی کم ونامتجانس از نظرتوزیع و وجودکوچ گرایی سنتی (نومادیسم)، ازویژگیهای غالب این منطقه به شمارمی آیند.(الاسدایر ودیگران،1370،دره میرحیدر،ص 24) به واسطۀ این شرایط آب و هوایی،منابع آبی اعم از جاری و زیر زمینی محدود است، در نتیجه اغلب منازعات منطقه ای که گاه جنبۀ بین المللی پیدا می کند بر سرمنابع آبی می باشد. ازگذشته های دورکمبودآب باعث زد و خوردهای محلی می گردید و امروزه نیز منازعات شدید بین المللی بر سرتخصیص منابع آب در چند حوزۀ رودخانه ای وتعداد زیادی کشمکشهای محلی برسر آب وجود دارد.

اکثریت کشورهای خاورمیانه در آسیا قرار دارند ولی دارای پیوندهای محکمی با اروـ مدیترانه،یا جهان آفروـ اقیانوس هند و یا هردو هستند. همۀ این کشورها به غیرازقبرس و اسرائیل ولبنان اسلامی هستند و همچنین فقط ایران،اسرائیل ،ترکیه و قبرس عرب نیستند.

از نظرجغرافیایی اصطلاح خاورمیانه با آن محدوده ای که امروزه مدنظرمی باشد، یک غلط مصطلح است. اگرقلمرو خاوررا بخواهیم ازدید دیگری(باختر)تقسیم کنیم قاعدتاً به خاور نزدیک،خاورمیانه وخاور دور منقسم خواهد شد. بر این اساس آنچه امروزه خاورمیانه نامیده می شود از نظر جغرافیایی،خاور نزدیک می باشد نه خاورمیانه.
محدوده این منطقه، ازجنوب اروپا (تمدن صنعتی) بااعمال نفوذ شوروی سابق آغازگشته وبا عبور از مرزایران،دریای سیاه را درمی نورددو با گذشتن ازداردانل وشمال ترکیه ونیز کانال سوئز مشخص می گردد.

بر این اساس،در یک سوی محدوده تعیین شده اروپا و در سوی دیگر آسیا قرار دارد. بنابراین با در نظر گرفتن این محدوده آنچه که امروزه به غلط خاورمیانه معروف است،بایدخاورمیانه نامیده شود.درکل می توان گفت رواج این اصطلاح غلط در نتیجه اعمال نفوذ شکل گرفته وگسترش یافته است.در اوج جنگ جهانی دوم (1942)که مرزمیان شرق و غرب مشخص گردید،چرچیل عنوان نمود، کشورهایی که در محدوده شرق، دارای نفت هستند ودر اطراف کانال سوئز قرار دارند،باید باعنوان کشورهای خاورمیانه معرفی گردند.

پاورقی:
1) میر حیدر، درّه؛1380، مبانی جغرافیای سیاسی، تهران: سمت.
2) اطاعت،جواد؛ 1375،ویژگیهای ژئوپلیتیک خاورمیانه،(از سلسله مقالات خاورمیانه شناسي).

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:40 PM
باد محلي ديزباد از جمله بادهاي مهم در استان خراسان رضوي است كه در قسمتهايي از شهرستانهاي نيشابور و مشهد مي وزد و با توجه به شرايط مناسبي كه دارا مي باشد ، يك باد اقتصادي محسوب مي گردد . اين باد با گسترش تفكر استفاده از انرژي هاي نو در سطح جهان و كشور بعنوان كانون تامين انرژي آينده منطقه مد نظر قرار گرفته است .
نگارنده در اين مقاله كوتاه كه بيشتر آن را از پايان نامه كارشناسي ارشد خود استخراج كرده ؛ قصد دارد تا همكاران گرامي بصورت كوتاه از وضعيت اين باد و شرايط آن براي توليد انرژي آماده شوند . اميد است مورد توجه قرار گرفته و نگارنده را از خطاهاي احتمالي ، آگاه نموده تا ضمن تبادل علمي ، شناخت بيشتر و بهتري نسبت به يكي از پديده هاي جغرافيايي منطقه خود پيدا نماييم .
1- موقعيت جغرافيايي منطقه وزش باد
اين منطقه در جنوب شرقي و جنوب شهرستان نيشابور در جنوب ارتفاعات بينالود واقع شده است و به لحاظ مختصات جغرافيايي بين درجه 35 و 55 دقيقه تا 36 درجه و 10 دقيقه عرض شمالي و درجه 58 و 54 دقيقه تا 59 درجه و 26 دقيقه طول شرقي محدود مي باشد . از نظر آب و هوايي جزو مناطق نيمه بياباني است . ارتفاع متوسط اين منطقه از سطح دريا تقريباً 1300متر مي باشد كه از شرق به غرب بين 1455 تا 1150 متر اختلاف ارتفاع را نشان مي دهد . شرايط توپولوژي منطقه و همجواري آن با رشته كوههاي بينالود در راستاي شرق به غرب در سمت شمال و ارتفاعات منطقه فريمان و تربت حيدريه در جنوب ، يك دالان طبيعي باد تحت تاثير اختلاف فشار هوا را ايجاد نموده است . اين دالان از حوالي روستاي امام تقي ( بخش احمد آباد مشهد ) شروع مي شود ، در گستره تقريبي خود از جنوب شهرستان هاي نيشابور و سبزوار عبور كرده و به كوير مي پيوندد. اين باد علاوه بر دشت ديز باد ( كه قسمتي از دشت نيشابور است)، بخش هاي زبرخان ، مركزي ، تحت جلگه، ميان جلگه و طاغنكوه نيشابور را تحت تاثير قرار مي دهد . البته در نواحي كوهپايه اي و كوهستاني شمال و جنوب شهرستان نيشابور اين باد سرعت چنداني پيدا نمي كند .
2- ويژگيهاي باد
باد محلي ديزباد يا تيز باد با جهت شرقي – غربي مي وزد و اثرات فرسايشي آن در جنوب دشت نيشابور و تمايل درختان كوچك و بزرگ به سمت غرب نشان از قدمت اين باد دارد .
باد ديز باد داراي دو نوع نوسان عمده است : 1- نوسان فصلي 2- نوسان روزانه
1- نوسانات فصلي : سرعت باد در حوالي نيمه شب كم شده و تا اوايل صبح ادامه دارد و در نيم روز سرعت باد به بيشترين مقدار خود مي رسد .
عرض متوسط دالان باد حدود هفت كيلومتر است كه در ناحيه دهانه آن ( اطراف روستاهاي امام تقي و حسين آباد رازان ) به حدود چهار كيلومتر مي رسد . گستره طولي و قابل استفاده آن در راستاي شرق به غرب به بيش از 50 كيلومتر مي رسد ( يعني تا نواحي جنوب غربي نيشابور ) . اين باد در طول سال تغيير جهت ناچيزي دارد. باد ديز باد حدود هشت تا نه متر در ثانيه سرعت دارد و تداوم وزش آن بيش از
ساعات سال مي باشد . در سطح جهان بادي اقتصادي تلقي مي شود كه حدود 6 متر در ثانيه سرعت داشته و در، دوسوم ايام سال جريان داشته و جهت نسبتاً ثابت داشته باشد . با توجه به اينكه انرژي و قدرت توليدي باد با توان سوم سرعت مناسب است(1) و سرعت باد ديزباد زياد است ، مسلماً توليد انرژي

بسيار بالا خواهد بود . پس مي توان اين نتيجه را گرفت كه اين باد كاملاً اقتصادي است . ( بازده توربين هاي بادي به شدت و سرعت باد بستگي دارد )
3- مزايا و معايب باد
مهمترين مزيت اين باد مناسب بودن آن براي توليد انرژي برق است . همچنين در تابستان تا حدود زيادي به تعديل و لطافت هوا در مناطق مياني و شمالي دشت نيشابور كمك مي كند . اين امر را در برخي روزهاي تابستان كه باد نمي وزد مي توان در مناطق روستايي ديد كه گرما مردم را كلافه مي نمايد .
همچنين در گذشته براي جدا كردن كاه از دانه در خرمنهاي گندم وجو و ... در كشاورزي سنتي استفاده مي شده كه هنوز هم كم و بيش كاربرد دارد .
اما از معايب آن : 1- تبخير شديد ، كه مهمترين عيب اين باد است و رطوبت سطحي زمين را به سرعت از بين مي برد و براي محصولات كشاورزي آفت محسوب مي گردد . 2- آسيب رساني به محصولات زراعي و باغي از طريق شكسته شدن ساقه محصولاتي مانند گندم و جو ، ريختن ميوه ها و شكسته شدن شاخه درختان مثمر و غير مثمر و وارد شدن خسارات به تاسيسات ( قطع برق ، تلفن ، سقف و ديوار منازل روستايي و... )
3- ايجاد گرد و غبار ( آلودگي طبيعي هوا ) بويژه در اطراف كال شور و بخش هاي جنوبي دشت نيشابور كه باعث بوجود آمدن برخي بيماريهاي چشمي ، پوستي و تنفسي در روستاهاي اين قسمت مي گردد .
4- حركت روان و فرسايش خاك كه بويژه در بخش ميان جلگه و جنوب بخش زبرخان به خوبي ديده مي شود .

4- طرح مطالعاتي نيروگاه بادي دشت ديز باد
بشر از ديرباز به طور سنتي از انرژيهاي تجديد پذير استفاده كرده است . آسياب هاي بادي قديمي در ايران و ساير كشورهاي بادخيز و به خصوص معماري سنتي ايران خود حكايت از بكارگيري انرژيهاي تجديد پذير در زمان هاي گذشته مي نمايد . ( در 2200 سال قبل اولين آسياب بادي به نام ايرانيان در اختراعات جهان ثبت شد ) .
تحولات جهاني در زمينه توجه به حفظ محيط زيست و فناپذير بودن منابع انرژي فسيلي ، گرايش استفاده از انرژيهاي تجديد پذير را سرعت بخشيده است و روز به روز توجه بيشتري را به خود معطوف مي دارد . انجام كارهاي تحقيقاتي نمونه سازي و توليد انبوه در شرايط حاضر زمينه را براي توجه هر چه بيشتر و اقتصادي نمودن انرژيهاي تجديد پذير به خصوص در برخي از شاخه هاي آن از جمله انرژي باد فراهم نموده است . استفاده از باد براي توليد انرژي برق براي اولين بار در سال 1931 ميلادي توسط روسها در كناره درياي سياه و با استفاده از توربيني به قدرت kw 100 انجام گرفت و بعد از دوره اي تحول و پس از بحران انرژي 1973 ميلادي كار تحقيق و ساخت توربين هاي بادي با شتاب بيشتري ادامه يافت . طبق محاسبات انجام شده ، عامل انرژي باد در كره زمين به 1800 تراوات ( هر تراوات معادل 10 به توان 12 وات ) مي رسد . از اين مقدار حدود 10% خشكي و بقيه در سطح اقيانوسها پراكنده اند . اگر مصرف انرژي سكنه زمين را 10 تراوات به حساب بياوريم ، حدود 6/.% كل انرژي باد مي تواند جوابگوي احتياجات ساكنين كره زمين باشد .
امروزه كاربرد توربين هاي بادي مورد توجه جدي محافل علمي و صنعتي و اقتصادي قرار گرفته است به گونه اي كه ظرفيت نصب شده توربين هاي بادي جهان از 5500 مگاوات در اواسط سال 1996 در سپتامبر 1999 در 37 كشور جهان به اندكي بيش از 12310 مگاوات توليد رسيده است . ايران در اين ميان با 11 مگاوات توليد برق بادي مقام 26 دنيا را دارا مي باشد . ‌‌‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍
با توجه به وجود باد مناسب و اقتصادي در منطقه نيشابور از اوايل دهه 1370 شمسي ، توسط جهاد دانشگاهي مشهد و جهاد سازندگي خراسان پيشنهاد مطالعات ايجاد نيروگاه مطرح گرديد .

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:41 PM
بادهاي120 روزه سيستان
نوشته : سيد رضا حسين زاده
در بين بادهاي محلي ايران بادهاي 120روزه سيستان كه در بخش شرقي سرزمين ايران براي مدتي از سال حاكميت مي يابند. محدوده وزش اين بادها را خراسان جنوبي تا سيستان و زمان آن را فصل تابستان بيان كرده اند. بنا به نوشته دكتر عليجاني در كتاب آب و هواي ايران ، باد 120 روزه سيستان در دوره گرم سال يعني از 15 خرداد تا 15 مهر به مدت 120 روز از ارتفاعات شمال شرقي ايران به سرزمين هاي جنوب شرقي ايران مي وزد. به گفته وي اين بادها در دامنه جنوبي البرز بسيار مطبوع و خنك است ، اما پس از عبور از بيابانهاي خشك دشت كوير و دشت لوت بسيار گرم و خشك مي شود به طوري كه در سيستان و بلوچستان پوشش گياهي را از بين مي بردو خسارات جبران ناپذيري را ببار مي آورد. با تغيير الگوي فشار در زمستان ،اين باد هم ازبين مي رود. در ساير منابع هم با اشاره به اين كه بادهاي 120 روزه سيستان معروف به بادهاي لوار ، دنباله بادهاي موسمي هندوستان است و از طريق افغانستان و خصوصاً در بيابان تار اين كشور قدرت يافته و با عبور از نواحي كم ارتفاع افغانستان چون دشت نا اميد وارد ايران مي شود. جهت وزش آنها در زابل به غلط شمالشرق – جنوبغرب ذكر گرديده است . در اين مقاله سعي مي شود ضمن ارائه اطلاعاتي دقيق تر از وضعيت بادهاي 120 روزه سيستان در شرق كشور ،ارتباط آن با الگوهاي فشار سطح زمين نيز بررسي و برخي اثرات مثبت و منفي آن بر سطح زمين مورد مطالعه قرار گيرد.
نامگذاري و محدوده وزش باهاي 120روزه:
با توجه به وضعيت جغرافياي طبيعي كشور و همچنين پراكندگي الگوهاي فشار سطح زمين، به نظر مي رسد در بيشتر نواحي ايران بادهاي محلي فصل تابستان وجود داشته باشند ولي در هر محل نام مخصوص به خود دارند. تقريباًاكثر ساكنان جنوب خراسان و سيستان و بلوچستان با بادهاي معروف 120 روزه آشنايي دارند. به گفته آنان اين بادها در فصل گرم سال وزيدن گرفته و از دو مشخصه ؛يكي سرعت و ديگري تداوم زياد برخوردارند. اين بادها در خراسان جنوبي به گرم باد يا تف باد معروف بوده و به سمت ناحيه سيستان ،بادهاي لوار يا 120 روزه خوانده مي شود . علت اطلاق نام تف باد به آن در خراسان جنوبي كيفيت حرارتي باد مذكور بدون توجه به جهت يا روزهاي خاصي است. در اين منطقه در روزهاي گرم سال هر بادي و با هر جهتي چون گرم است ،تف باد ناميده مي شود . در سيستان و خصوصاًزابل نامگذاري باد مذكور بيشتر از عامل زمان تا هر چيز ديگري نشأت مي گيرد. از آن گذشته اين بادها واقعاً در زابل داراي جهت مشخص تر و ثابت تر ،سرعت بيشتر و زمان مشخص تري مي باشندو. كه به طور متوسط هر ساله حدود 120 روز تداوم مي يابد. بنابراين وقتي از بادهاي 120 روزه سيستان صحبت مي كنيم طبيعتاً بايستي محدوده مطالعاتي بخشي از جنوب خراسان تا سيستان و بلوچستان شمالي را در بر گيرد .
به منظور پيگيري نحوه تغييرات فصلي و ماهانه جهت ،تعداد و شدت بادها در منطقه مورد مطالعه(ايستگاههاي هواشناسي بيرجند – نهبندان – زابل – زاهدان ) و نهايتاً تفكيك بادهاي 120 روزه از ساير بادها اقدام به تهيه و ترسيم گلبادهاي ايستگاهها شده است . بر اساس اطلاعات حاصل از اين گلبادها مي توان زمان ، جهت و سرعت بادهاي 120 روزه سيستان را در بخش هاي مختلف منطقه تعيين كرد. به طور كلي در هر چهار ايستگاه از بهار به بعد ،بادهاي غالب در يك يا دو جهت كاملاً مشخص با بيشترين فراواني و سرعت ظاهر مي شوند كه اين وضعيت در طول فصل تابستان شدت و ثبات بيشتري مي يابد. با شروع فصل پاييز تقريباً وضعيت آرامي در ايستگاهها به چشم مي خورد. و به جز در ايستگاه زابل ، در ساير ايستگاهها ،بادهاي مختلف داراي شرايط مشابهي از نظر فراواني و سرعت هستند. اين وضع در زمستان و تا حدودي در نيمه اول بهار حفظ مي گردد. در 3 ايستگاه نهبندان ،زابل و زاهدان ماههاي تير، خرداد و شهريور و در ايستگاه بيرجند از تير ماه به بعد با افزايش فراواني و سرعت باد در يك يا دو جهت مشخص كه منطبق بر جهت غالب بادهاي فصل تابستان است ،همراه مي باشد. زمان شديد ترين و بيشترين بادها ،دو ماه تير و مرداد تعيين مي شود . كه تقريباً 80 درصد از بادهاي وزيده شده در اين ماهها سرعتي بيش از 5 متر بر ثانيه دارند.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:42 PM
محاسبه لحظه تحویل سال

هنگامی که سال تحویل می شود و به عبارت دیگر آغاز سال هجری خورشیدی که اخترشناسان ساعت آن را حتی با کسر ثانیه حساب می کنند مصادف با یکی از رویدادهای بسیار مهم است. باید دانست که صفحه استوایی خورشید زاویه 23 درجه و 27 دقیقه می سازد و به عبارت دیگر زمین در گردش خود به دور خورشید در روی صفحه ای که از مسیر خورشید می گذرد نمی باشد. بلکه در صفحه ای است که نیم آن بالاتر از از صفحه استوایی و نیم آن زیر صفحه استوایی خورشید جای می گیرد و بدین ترتیب مبدا سال ما ایرانیها و آغاز نوروز و بهار فرخنده این لحظه مهم نجومی است. این نقطه را به نام نقطه گاما یا نقطه اعتدال ربیعی می نامند. نقطه گاما خود به دلیل حرکت تقدیمی کره زمین با کندی جابه‌جا می شود دانشمندان مسلمان این جابه‌جایی را دقیقا اندازه گرفته بودند و نیوتن سرانجام با کمک قانونهای مکانیک به طور نظری مقدار آن را حساب کرد

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:44 PM
آتشفشان تفتان- قسمت 1
تَفتان یک کوه آتشفشانی در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
تفتان در ۵۰ کیلومتری شمال خاش و ۹۹ کیلومتری جنوب - جنوب شرقی زاهدان قرار دارد. ارتفاع این کوه از سطح دریا ۳۹۴۰ متر و نسبت به زمین‌های اطراف ۲۰۰۰ متر است. ساختار اصلی کوه شامل د قله مجزا است که بخش زین مانند و باریک به هم وصل می‌شوند. قله جنوب شرقی تا اندازه‌ای شکل مخروطی خود را حفظ کرده و به‌وسیله جریان گدازه آندزیتی ضخیم و جوانتر پوشیده شده‌است. لایه‌های خاکستری در این آتشفشان کم است و حد گسترش لاپیلی‌ها و آلگومرا هم زیاد نیست. کوه تفتان است. آتشفشان تفتان در پهنه ساختاری نهبندان - خاش (کوههای خاور ایران) قرار دارد و نوعی مخروط آتشفشانی چندلایه (استراتوولکان) است.
دهانه آتشفشان تفتان

دهانه‌ای با شیب تند در دامنه جنوبی قله این آتشفشان وجود دارد که قسمتی از آن به‌وسیله انفجار شدید و فرسایش بعدی خراب شده‌است. از دیوارهایی که شیب تند دارند دودخان‌های زرد و سفید رنگ سوت‌زنان بالا می‌آیند که همراه با دودخان‌های (فومرول‌های) متعددی که از بلندترین قله کوه بیرون می‌آیند ابر سفید و مشخصی را تشکیل می‌دهند که از فاصله ۱۰۰ کیلومتری قابل رویت است و منظره یک آتشفشان فعال را بخوبی نشان می‌دهند. گدازه‌های تفتان مساحتی معادل ۱۳۰۰ کیلومتر مربع را زیر پوشش دارند.
فعالیت آتشفشان تفتان
نخستین تکاپوی آتشفشانی، در بیست کیلومتری شمال غربی قله فعلی بوده و سپس مراکز دیگری در خاور این نقطه فعال شده‌اند. فعالیت این مراکز به صورت فورانهای انفجاری بوده و حاصل آن برشهای داسیتی و جوشی (آگلومرایی) است. آخرین تکاپوی انفجاری تفتان دو فاز انفجاری است که حاصل آن ایگنمبریت دامنه جنوبی (شمال ترشاب) و توف‌های گسترده در دشتهای اطراف آتشفشان است.
اولین فعالیتی که شکل امروزی مخروط شمال غربی آن را درست کرده‌است، باید سنی قبل از پلسیتوسن داشته باشد. فعالیتهای گدازه‌ای تفتان، در کواترنری صورت گرفته که شامل گدازه‌های آندزیتی است که بر روی توفهای قبلی ریخته‌اند.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:44 PM
آتشفشان تفتان- قسمت 2
تفتان یک آتشفشان چینه‌ای است که از پائین به بالا شامل سنگهای آذرآواری و گدازه‌های داسیتی در زیر، توف و ایگنمبریت در وسط و گدازه‌های آندزیتی در بالاست که در بین آنها آذرآواریها و گدازه‌های داسیتی از همه بیشتر است. در قاعده آتشفشان تفتان چین‌هایی با شیب تند وجود دارد که بیشتر از رسوبات فلینشن گسل خورده ائوسن و بالا آمدگیهای محلی کرتاسه فوقانی (به صورت مجموعه افیولیتی تظاهر می‌کند و تحت عنوان کالرد میلانژ خوانده می‌شود) تشکیل شده‌است. به نظر می‌رسد که آتشفشان تفتان پیچیدگی تاریخی بیشتری نسبت به دماوند دارد.
سنگ‌شناسی تفتان
جریانهای جدید و قدیم گدازه آتشفشان تفتان تقریباً یکنواخت و بیشتر شامل آندزیت است ولی این آندزیتها بیشتر از نوع آندزیت هورنبلنددار، آندزیت هیپرستن‌دار، داسیت و به مقدار کمتر دولریت هورنبلنددار بوده‌است.
ویژگیهای ژئوشیمیایی سنگهای آتشفشان تفتان مطالعه شیمیایی سنگ و سنگ‌زایی سنگهای آتشفشان تفتان نشان می‌دهد که تفتان، آتشفشانی کلسیمی-قلیایی یعنی از نوع کالکوآلکالن است که ماگمای آن در نتیجه نیروهای فشاری و فاز کوهزایی نوزا حاصل شده‌است.
آتشفشانهای بازالتی پیرامون تفتان آتشفشان بازالتی تخت رستم در ۲۰ کیلومتری جنوب تفتان و آتشفشان کوه چاه شاهی در شمال ایرانشهر، از جمله بازالت‌های جوان کواترنری ایران هستند. بازالت‌های چاه شاهی بسیار جوان است به گونه‌ای که روانه‌های آن، در مسیل‌ها، هنوز به طور کامل تخریب نشده‌اند. در هر حال، سن پرتوسنجشی این بازالت‌ها به روش پتاسیم - آرگون، کمتر از نیم میلیون سال است که این سن نیاز به بازنگری دارد و سن‌های حدود چندده هزار سال پذیرفتنی است.
گفتنی است که تفتان یکی از مراکز آتشفشانی کمان ماگمایی حاصل از فرورانش پوسته اقیانوسی عمان به زیر منشور بر افزاینده قاره‌ای مکران است. دو مرکز آتشفشانی دیگر این کمان ماگمایی عبارت‌اند از: قله بزمان در شمال جازموریان و کوه سلطان در پاکستان.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:45 PM
آتشفشان تفتان- قسمت 3
آتشفشان تفتان هتل‌دار مي‌شود
كوهپايه آتشفشان نيمه فعال تفتان به هتل 3 ستاره و امكانات گردشگري مجهز مي‌شود.
كوهپايه آتشفشان نيمه فعال تفتان به هتل 3 ستاره و امكانات گردشگري مجهز مي‌شود.
هم اكنون سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري سيستان و بلوچستان طرحي را در دست مطالعه دارد تا بتواند در كوهپايه و مسير صعود به قله 4 هزار و پنجاه متري تفتان امكاناتي را براي گردشگران و كوهنوردان ايجاد كند.
اين طرح در فاز دوم مطالعاتي است و قابليت‌سنجي و جانمايي امكانات درآن انجام شده اما ارائه الگوهاي ساخت‌و‌ساز در منطقه هنوز باقي مانده است.
تاكنون دو گروه مجوزهاي لازم را براي ايجاد امكانات گردشگري در منطقه دريافت كرده‌اند.
گروه اول، شركت هتل‌سازي عربي «المثار» است كه با همكاري شركت توسعه گردشگري ايران مي‌خواهد در منطقه يك هتل 3 ستاره بسازد و سرمايه‌گذار ديگر از بخش خصوصي استان است كه تصميم دارد در منطقه پايين كوه كمپ ايجاد كند.
تفتان، آتشفشان جوان و نيمه فعال ايران در نود و نه کيلومتري جنوب شرقي زاهدان و در فاصله 45 كيلومتري خاش قرار دارد و در حال حاضر از دهانه اين کوه گازهاي سولفور خارج مي‌شود.
جاده‌اي آسفالته هم اكنون زاهدان و خاش را به روستاي «دره‌گل» در ارتفاع 2 هزار و 700 متري از سطح دريا وصل مي‌كند. در انتهاي اين جاده سازمان آموزش و پرورش سيستان و بلوچستان اردوگاه تفريحي_تربيتي «دره‌گل» را ساخته و در ارتفاع 3 هزار و 600 متري نيز سازمان تربيت بدني استان از سال 1376 پناهگاهي براي استراحت كوهنوردان ايجاد كرده است.
«سرگزي» مي‌گويد: «هم اكنون سالانه در حدود 4 هزار نفر به عنوان گردشگر از استان سيستان و بلوچستان بازديد مي‌كنند كه بين 800 تا يك هزار نفر از آنها را جهانگردان خارجي تشكيل مي‌دهند.»
او تفتان را يكي از قله‌هاي مهم ايران مي‌داند كه مي‌تواند كوهنوردان زيادي را به سوي خود جلب كند و معتقد است كه با سرمايه‌گذاري در اين منطقه، مي‌توان تعداد گردشگران استان را افزايش داد.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:50 PM
فرونشاندن خشم توفان
راس هوفمن

على عبدالمحمدى

براى اينكه دريابيم آيا حساسيت سيستم جوى به تغييرات محيطى مى تواند براى تعديل پديده اى جوى به قدرت و شدت توفان ها مورد بهره بردارى قرار گيرد، تيم تحقيقاتى ما در AER اقدام به شبيه سازى كامپيوترى دو مورد توفان كرد كه هر دو در سال 1992 اتفاق افتاده بودند. وقتى توفان Iniki جزيره Kauai واقع در مجمع الجزاير هاوايى را در سپتامبر 1992 درنورديد، چند نفر كشته شدند، خسارات مالى فوق العاده اى برجاى ماند و تمام جنگل ها با خاك يكسان شدند. توفان Andrew كه يك ماه پيش از آن (آگوست 1992) سواحل جنوبى «ميامى» واقع در ايالت فلوريدا را درنورديده بود، خسارات جبران ناپذيرى را به تأسيسات شهرى و امكانات زيربنايى آن منطقه وارد كرد.واقعاً شگفت انگيز بود، اما نخستين تجربه شبيه سازى ما با علم به نواقص موجود در زمينه فناورى هاى پيش بينى آب و هوا با موفقيت سريعى توأم بود. براى تغيير دادن مسير توفان Iniki، ما ابتدا جايى را كه مى خواستيم توفان پس از گذشت شش ساعت در آنجا به پايان برسد انتخاب كرديم: حدود 60 مايلى غرب مسير پيش بينى شده توفان. بعد ما از اين هدف براى خلق مشاهدات مصنوعى استفاده كرديم و اطلاعات حاصله را به سيستم پيش بينى 4DVAR تحويل داديم. از كامپيوتر براى محاسبه كوچكترين تغييرات به عمل آمده در نخستين دسته از خواص كليدى معرف توفان كه مسير منتهى شونده به موقعيت هدف را نشان خواهد داد استفاده كرديم. در اين تجربه اوليه ما اجازه داديم كه هر نوع تغيير مصنوعى احتمالى در سيستم توفان اتفاق بيفتد.

ثابت شد كه مهمترين تغييرات در دماها و بادهاى اوليه رخ مى دهند. تغييرات دمايى حادث شده در سراسر ميله دمايى نمودار صرفاً 1/0 درجه سانتيگراد بودند، اما بيشترين تغيير به ميزان تقريبى 2 درجه (افزايش) در پايين ترين لايه مدل در غرب مركز توفان اتفاق افتاد. محاسبات بعدى نشان داد كه ميزان تغييرات سرعت باد در حد 2 الى 3 مايل بر ساعت (حدود 3 تا 5 كيلومتر بر ساعت) بوده است. هر چند، در چند موقعيت مكانى محدود، سرعت اين بادها به ميزان تقريبى 20 مايل بر ساعت تغيريافته بود كه علت آن چيزى جز بروز تغييرات كوچك در جهت وزش بادها در نزديكى مركز توفان نبود.

اگرچه نسخه هاى اصلى و بدلى (تغييريافته) توفان Iniki داراى ساختارهاى تقريباً يكسانى بودند، اما تغييرات به عمل آمده در متغيرهاى كليدى به حد كافى بزرگ بودند تا نسخه بدلى طى 6 ساعت اوليه شبيه سازى ما به سوى غرب تغيير مسير داده و سپس به سوى شمال حركت كند، به طورى كه جزيره Kauai از دسترس خطرناك ترين بادهاى آن توفان در امان ماند. تغييرات مصنوعى نسبتاً كوچك به عمل آمده در شرايط اوليه توفان از طريق مجموعه پيچيده اى از معادلات غيرخطى كه توفان را شبيه سازى كرده بودند انتشار يافت تا پس از گذشت 6 ساعت مجدداً در موقعيت مكانى مطلوب آرام بگيرد. مشاهده اين وضع، اين اطمينان را در ما ايجاد كرد كه ما در مسير صحيحى براى تعيين تغييرات مورد نظر براى ملايم سازى توفان هاى واقعى قرار داريم. براى آزمون هاى بعدى شبيه سازى توفان، تيم ما از فواصل ميله اى كوچكتر بر روى نمودار ميله اى (كه لزوماً از دقت بيشترى برخوردار خواهد بود) براى مدل سازى توفان و به كار انداختن 4DVAR براى تحقق بخشيدن به هدف كمينه كردن خسارات مالى آن استفاده كرد.

در يك تجربه مجزا كه در آن باز هم از ايجاد تغيير در شرايط اوليه توفان براى كاستن از حجم ويرانى هاى آن استفاده شد، ما اقدام به محاسبه دقيق ميزان افزايش دماى مورد نياز براى محدود ساختن حجم ويرانى هاى سطحى ناشى از وزش بادهاى سهمگين در جريان توفان Andrew كرديم كه در سال 1992 سواحل ايالت فلوريدا را درنورديد. هدف ما حفظ اختلالات دمايى اوليه در يك حد كمينه (براى تحقق انجام آسان تر آن در زندگى واقعى) و محدود ساختن وزش ويران كننده ترين بادها به دو ساعت آخر فرجه شش ساعته آغازين بود. در اين آزمون، 4DVAR نشان داد كه بهترين راه براى محدود ساختن حجم ويرانى هاى باد انجام بزرگترين دخالت ها (تغييرها) در دماى اوليه در مجاورت حوزه ديد توفان خواهد بود. اينجا شبيه سازى تيم تحقيقاتى ما تغييراتى را به ميزان دو يا سه درجه سانتيگراد در چند موقعيت مكانى معدود به وجود آورد. تغييرات دمايى كوچك تر (كمتر از 5/0 درجه سانتيگراد) به 500 يا 600 مايل (حدود 800 تا 1000 كيلومتر) دورتر از حوزه ديد توفان گسترش پيدا كرد. بروز اين اختلالات نمايانگر وجود يك الگوى وزش باد شبيه حلقه هاى تناوبى گرمايش و سرمايش مستقريافته بر فراز توفان است.

گرچه فقط دما در آغاز وقوع توفان تغييريافته بود، اما همه متغيرهاى كليدى آن سريعاً تحت تاثير قرار گرفتند. در مورد توفان شبيه سازى شده اوليه، بادهاى ويرانگر (با سرعت بيش از 90 كيلومتر بر ساعت) نواحى مسكونى جنوب فلوريدا را تا پايان شش ساعت اول مورد هجوم خويش قرار دادند، اما در مورد مدل اصلاح شده (توسط تيم تحقيقاتى ما) آنها هرگز چنين كارى را نكردند.براى آزمايش ميزان مقبوليت علمى اين نتايج، ما اقدام به وارد كردن اختلالات مشابه در نسخه پيچيده ترى از مدل كرديم. نتايج حاصله بسيار شبيه نتايج پيشين بود و اين نشان مى داد كه تجربيات ما عقلاً حساسيتى به نوع انتخاب ويژه پيكربندى مدل ما ندارند. با اين حال پس از گذشت 6 ساعت، بادهاى ويرانگر در شبيه سازى تعديل يافته دوباره پديدار شدند، به طورى كه انجام مداخلات اضافى براى ايمن نگهداشتن جنوب فلوريدا از عواقب زيانبار توفان ضرورى به نظر مى رسيد. در واقع اينگونه به نظر مى رسد كه انجام يك سرى اختلالات هوشمندانه و هدفمند براى كنترل يك توفان در طول هر بازه اى از زمان كاملاً ضرورى خواهد بود.

راهكارهاى عملى ملايم سازى توفان

اگر اين درست باشد، همچنانكه نتايج ما نشان مى دهند، كه تغييرات كوچك در دما در داخل و پيرامون يك توفان مى تواند مسير آن را به يك جهت قابل پيش بينى تغيير دهد يا سرعت بادهاى آن را كاهش دهد، اكنون اين سئوال مطرح مى شود كه چطور چنين اختلالاتى قابل حصول خواهد بود؟ البته هيچكس نمى تواند دما را در سراسر چيزى به بزرگى يك توفان فوراً تغيير دهد. اما انجام چنين كارى عملاً با گرم كردن هوا در اطراف يك توفان و در نتيجه حصول تغييرات دمايى در طول زمان ميسر خواهد بود.طرح هاى تيم ما براى دستيابى به تجربياتى در زمينه محاسبه الگو و نرخ دقيق گرمايش جوى مورد نياز براى ملايم سازى شدت توفان يا ايجاد تغيير در مسير آن همچنان در حال تكميل شدن است. بى ترديد انرژى مورد نياز براى انجام چنين كارى فوق العاده زياد خواهد بود، اما نهايتاً مى توان از يك رشته نيروگاه خورشيدى در مدار زمين براى تأمين انرژى كافى استفاده كرد. اين واحدها يا ماهواره هاى توليدكننده انرژى مى توانند از تعدادى آينه غول پيكر براى متمركز كردن اشعه خورشيد روى پيل هاى خورشيدى و سپس پرتو افشانى انرژى جمع آورى شده به پايين و هدايت آن روى گيرنده هاى مايكروويو (Microvawe Recievers) در سطح زمين استفاده كنند. طرح هاى فعلى نيروگاه هاى خورشيدى فضايى تشعشعات مايكروويو را با فركانس هايى مى تابانند كه از جو زمين بدون گرم كردن آن عبور مى كنند، به طورى كه هيچ اتلاف انرژى اى صورت نمى پذيرد. با اين حال، براى كنترل آب و هوا، تبديل فركانس تشعشعات مايكروويو ارسالى به زمين به فركانس هايى كه بهتر جذب بخار آب مى شوند خواهد توانست سطوح مختلفى از جو زمين را به طرز مطلوبى گرم كند.

از آنجايى كه قطرات باران در جذب تشعشعات مايكروويو قوى عمل مى كنند، لذا بخش هايى از توفان كه در داخل و زير ابرهاى بارانى استتار مى شوند نخواهند توانست به طريق ذكر شده گرم شوند.در تجربيات پيشين ما، 4DVAR تغييرات دمايى بزرگى را درست در جايى كه گرمايش مايكروويو قادر به تأثيرگذارى نبود نشان مى داد، بنابراين ما تجربه جديدى را آغاز كرديم كه در آن دما را وادار كرديم تا در حين محاسبه اختلالات بهينه ما در مركز توفان ثابت باقى بماند. نتايج پايانى ما شبيه نتايج اصل بودند، اما براى جبران تغييرات دماى اوليه در مركز توفان، بقيه تغييرات دما بايد بزرگتر مى بودند. شايان ذكر است كه تغييرات دما در حين شبيه سازى سريعاً در نزديكى مركز توفان گسترش يافت.

روش بالقوه ديگرى براى ملايم سازى توفان هاى گرمسيرى شديد وجود خواهد داشت كه همانا محدودسازى مستقيم دسترسى به انرژى به وسيله پوشاندن سطح رويى اقيانوس با لايه رقيقى از يك «روغن زيست ترقيق پذير» (Biodegradable Oil) است كه سرعت تبخير را كاهش خواهد داد. توفان ها را همچنين مى توان با اعمال تغييرات تدريجى، روزها پيش از نزديك شدن آنها به اهداف نهايى شان و هزاران مايل دورتر از آن، تحت تاثير قرار داد. با تغيير واقعى فشار هوا، اين تأثيرات مى تواند تغييراتى را در الگوهاى وزش باد در مقياس وسيع در سطح جت جريان به وجود آورد كه آن نيز به نوبه خود مى تواند تأثيرات قابل ملاحظه اى را بر شدت و مسير يك توفان بر جاى نهد. به علاوه با اعمال تغييرات نسبتاً كوچك در فعاليت هاى طبيعى بشرى از قبيل هدايت طرح هاى پروازى هواپيما به مسيرهاى عبورى دقيق و در نتيجه افزودن بر پوشش ابرها يا دگرگون سازى شيوه هاى متداول آبيارى محصول به منظور تقويت يا تضعيف فرايند تبخير مى توان تغييرات مناسب آغازين را پايه گذارى كرد.

پيش بينى آينده

اگر روياى كنترل توفان با استفاده از ابزارهاى هواشناسى بالاخره روزى در آينده به حقيقت بپيوندد، اين امر موجبات بروز مسائل سياسى جدى ترى را فراهم خواهد ساخت. اگر كشورى از حربه كنترل توفان براى آسيب وارد آوردن به قلمرو سرزمينى كشورى ديگر استفاده كند، در آن صورت چه اتفاقى خواهد افتاد؟ اگرچه استفاده از حربه هاى مرتبط با تعديل شرايط آب و هوايى به عنوان يك سلاح با تصويب يك كنوانسيون بين المللى در اواخر دهه 1970 در سازمان ملل متحد ممنوع اعلام شد، اما ممكن است برخى كشورها در آينده به وسوسه افتاده و از حربه كنترل توفان براى دستيابى به مقاصد نامشروع خويش استفاده كنند. با اين حال پيش از آنكه اين قبيل دغدغه ها اوج بگيرند، روش هاى ما نيازمند آن خواهند بود كه در مورد پديده جوى غير از توفان نيز كارآيى خود را ثابت كنند. در واقع ما معتقديم كه تكنيك هاى ابداعى مان بايد ابتدا در آزمونى براى افزايش ميزان بارندگى مورد محك جدى قرار داده شوند.

سپس، اين راهكار به عنوان بسترى براى آزمودن صحت مفاهيم مورد نظرمان در منطقه نسبتاً كوچكى كه به خوبى با نصب حسگرهاى متعدد قابل كنترل و اندازه گيرى باشد، مورد بهره بردارى قرار خواهد گرفت.در مورد چنين مقياس هاى تقليل يافته اى، ايجاد تغييرات لازم در شرايط آب و هوايى محيط مى تواند با استفاده از هواپيما يا از روى زمين صورت پذيرد. اگر درك ما از فيزيك ابرها، شبيه سازى كامپيوترى ابرها و تكنيك هاى يكسان سازى داده ها با همان سرعتى كه امروزه ما به آن اميد بسته ايم پيشرفت كند، در آن صورت تلاش هاى امروزى ما احتمالاً طى 10 تا 20 سال آينده به ثمر خواهد نشست. با موفقيت در آن مقطع، بحث كنترل شرايط آب و هوايى در مقياس وسيع تر با استفاده از گرمايش هوا در ارتفاعات بالا مى تواند به هدفى قابل پذيرش و مستدل براى روى آوردن كشورها در سراسر جهان به بهره گيرى از آن تبديل شود

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:51 PM
توفان‌هاي موسمي (Monsoon)
نوشته: جعفر سپهري - كارشناسي ارشد هواشناسي - JSepehri@Aeoi.Org.IR

از زمان باستان، دريانورداني كه در شمال اقيانوس هند كشتي‌راني مي‌كردند، با واژه‌اي خطرناك آشنائي داشتند. باران‌هاي موسمي تابستان كه پيرامون شبه‌قاره هند، به ويژه خليج بنگال را توفاني و نا امن مي‌ساخته و دامنه آن، حتي در برخي موارد به قلب درياي پارس هم كشيده مي‌شده و در چند مورد مركز ايران را هم تحت تاثير قرار داده است. (سيل امام‌زاده داوود 1336)

در خردادماه و در حالي‌كه نيم‌كره شمالي به سوي تابستاني سوزنده پيش مي‌تازد، در شبه قاره هند گوئي زمستان آغاز مي‌شود. گرمائي دهشتناك و مرگ‌آور توسط باراني سيل آسا به نام مانسون يا توفان‌هاي موسمي قطع شده و زندگي در اين سرزمين را امكان پذير مي‌سازد.

خط استواي هواشناسي ITCZ كه بر خلاف استواي جغرافيايي ثابت نيست و به شدت متغير است، بر روي فلات تبت مستقر شده و شبه قاره هند را كه از ديدگاه جغرافيايي در نيم‌كره شمالي قرار دارد، از ديدگاه هواشناسي در نيم‌كره جنوبي قرار مي‌دهد.

سرچشمه اصلي نيروي مانسون

همانند كليه سيستم‌هاي اقيانوس‌شناسي و هواشناسي در سياره زمين، مانسون‌ها هم نيروي اصلي خود را از خورشيد مي‌گيرند. كم‌وبيش حدود 30% از انرژي خورشيدي كه به سطوح بالاي جوي مي‌رسد، به‌وسيله سطوح فوقاني ابرها و سطح زمين به فضا بازتاب مي‌شوند. مقدار بسيار كمي از آن نيز به‌وسيله جو جذب مي‌شود. تضاد و تقابل فصل‌ها در دو نيمكره شمالي و جنوبي، موجب حركت آرام هوا از نيمكره زمستاني به سوي نيمكره تابستاني، به وسيله گراديان افقي فشار و نيروي عمودي شناوري از اختلاف درجه حرارت، مي‌شود.

اما آب و خشكي، به مقدار يكسان انرژي دريافتي از خورشيد، دو واكنش متفاوت نشان مي‌دهند. دودليل براي اين تفاوت ذكر شده است. نخست اينكه دماي ويژه آب دو برابر دماي ويژه خاك است، يعني با مقدار مساوي انرژي دريافتي، خاك دو برابر آب گرم مي‌شود. دليل دوم، ‌كه از دليل نخست بسيار مهم‌تر است اين‌است‌كه، گنجايش مؤثر دما، (توانايي يك ماده براي نگه داشتن گرما)، براي اقيانوس‌ها بسيار بيشتر از قاره‌هاست.

در فصل زمستان، خشكي بيش از انرژي كه از خورشيد دريافت مي‌كند، انرژي به هوا گسيل مي‌كند. گرمائي كه در تابستان پيش در ژرفاي خاك ذخيره شده بود، اينك به سطح زمين مي‌آيد. ازآنجاييكه در اقيانوس، گرماي بيشتري ذخيره مي‌شود، در زمستان سطح آن كمتر سرد مي‌شود.

چرخه تابستاني مانسون هند

در فصل تابستان در هر نيم‌كره، انرژي دريافتي خورشيد، بيش از انرژي بازتابشي است. همچنين خشكي گرماي خود را زودتر از دست مي‌دهد. اين خصوصيت به‌ويژه بر روي بيابان ربع‌الخالي، يكي از بزرگترين بيابان‌هاي جنب‌حاره، و فلات تبت، با ارتفاع متوسط 4 كيلومتر از سطح دريا، در ميانه قاره آسيا، نمايان است. اين گرماي از دست رفته، حد غربي و شمالي مانسون هند را توجيه مي‌كند. در خردادماه هندوستان شمالي از چندين ماه پيش همچنان خشك است و دما در آن به بيش از 40 درجه سانتيگراد مي‌رسد. همزمان در نيم‌كره جنوبي، زمين سرد است. در هر نيم‌كره، تبادل انرژي ميان خشكي و دريا برقرار مي‌شود. نتيجه كلي، بالا رفتن گرماي هندوستان و شمال افريقا در برابر پايين آمدن گرماي اقيانوس هند است.

در هنگامي‌كه ناحيه مانسون آسيا به بيشينه دماي خود مي‌رسد، گراديان افقي فشار بر فراز خشكي و دريا شدت مي‌يابد. گراديان فشار و نيروهاي شناوري كه به وسيله گرماي هوا ايجاد مي‌شوند، موجب حركت همگرائي در نزديكي سطح زمين مي‌گردند. اين خود موجب حركت هواي مرطوب-سنگين از سوي استوا و اقيانوس هند به سوي منطقه كم‌فشار جنوب آسيا مي‌شود. به دليل وجود شتاب كوريوليس، مسير واقعي حركت بادها منحني است. پادساعت‌گرد روي شبه قاره هند و ساعت‌گرد بر روي فلا تبت.

باران‌هاي موسمي

جريان هواي برخاسته در روي شبه قاره هند، محيطي با فشار كم را ايجاد مي‌كند. اين هوا نخست منبسط شده سپس سرد مي‌شود، آنگاه رطوبتي را كه با خود حمل مي‌كرده به ابر و سرانجام باران تبديل مي‌گردد. فرآيند ميعان نيز گرماي نهان (latent heat) ذخيره شده در مولكول‌هاي آب را آزاد مي‌كند. اين منبع عظيم گرما به نيروي شناوري براي ايجاد چرخه مانسون افزوده مي‌شود. رشته كوه‌هاي Ghats در ساحل غربي هند و رشته كوه‌هاي سترگ هيمالايا در فلات تبت در شمال شبه‌قاره هند، نيروي مكانيكي بالارونده‌اي توليد مي‌كنند كه اين نيرو به فرآيند ميعان و بارش بسيار كمك مي‌كند.

باران‌هاي موسمي تابستاني آسيا، براي حدود يكصد روز، تقريبا همزمان با بادهاي 120 روزه سيستان، از روزهاي پاياني خرداد ماه آغاز شده و در روزهاي آغازين مهرماه به پايان مي‌رسد. روز آغازين اين باران‌ها براي هر سال متفاوت از سال‌هاي ديگر است، اما اين روز در يك محدوده يك ماهه قرار دارد. در Kerala، كه در عرض جغرافيايي 8 درجه شمالي قرار دارد، اين باران‌ها در روز 12 خرداد، با تقريب يك هفته‌اي، آغاز مي‌شود. سپس مانسون به آهستگي به سوي شمال‌غربي پيش‌روي مي‌كند. روز 21 خرداد در بمبي، 19 درجه شمالي، و روز 26 خرداد در دهلي، 28.5 درجه شمالي، خود را نشان مي‌دهد. در نيمه نخست تيرماه، تمامي شبه قاره هند زير نفوذ مانسون قرار مي‌گيرد. تعادل آب در هندوستان چنان موبه‌مو و تنگاتنگ است كه فقط يك هفته تاخير در باران به فاجعه‌اي بزرگ منجر مي‌شود. هرچند تاريخ آغاز اين باران‌ها اغتشاشي يك‌ماهه دارد، اما پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه مقدار باران موسمي، ربطي به تاريخ آغاز آن ندارد. بيشينه اين بارش‌ها در Cherranpunji با ميانگين 425 اينچ در سال است، اما در يك مورد حتي 1024 اينچ بارندگي هم ثبت شده است.

بررسي و مطالعه باران‌هاي موسمي نشان مي‌دهد كه اين جريان در حدود اواخر مرداد و اوايل شهريور، يك وقفه 3 الي 21 روزه دارد.

از مهرماه تا خردادماه در شبه‌قاره هند، به‌جز منطقه تاميل‌نادو و رشته‌كوه‌هاي Ghats، به ندرت بيش از چند ميلي‌متر باران مي‌بارد. در مهرماه باران‌هاي موسمي به سوي جنوب‌شرقي هند حركت مي‌كند. در آبان‌ماه جبهه مانسون به تاميل‌نادو رسيده و تقريبا در همين زمان مانسون زمستاني در جنوب هند به آرامي آغاز مي‌شود.

در اين زمان، ديگر مناطق شبه‌قاره هند به سوي خشكي پيش مي‌رود، بادهاي گرم‌و‌مرطوب جنوب‌غربي به بادهاي سردوخشك شمال‌شرقي، و مانسون تابستاني به مانسون زمستاني تبديل مي‌شود. در زمستان بادهاي شمال‌وز، هواي سرد و خشكي را بر روي شبه‌قاره حاكم مي‌كنند. اين فرآيند موجب ايجاد هوايي سرد، خشك و بدون ابر، به ويژه در ماه‌هاي بهمن و اسفند مي‌شود. از ميانه‌هاي اسفند ماه تا آغاز باران‌هاي موسمي در خرداد‌ماه، توفان‌هاي تندري پيش‌درآمد مانسون، گهگداري اين گرماي دهشتناك را مي‌شكند. در اواخر خردادماه، كرانه‌هاي هند شاهد ظهور دوباره باران‌هاي موسمي خواهند بود. اين چرخه هوائي زندگي مردم در اين منطقه را به شدت تحت تاثير خود قرار مي‌دهد.

باران‌هاي موسمي در مالزي-استراليا

جنوب‌شرقي آسيا و شمال استراليا تحت تاثير سيستم مانسون واحدي قرار دارند كه در دو سوي خط استوا گسترده شده و به اين دليل با مانسون‌هاي ديگر متفاوت است. البته مانسون شمال‌شرقي استراليا از اين سيستم مجزاست و جداگانه عمل مي‌كند. حجم عظيم آب ميان استراليا و آسيا تاثير شگرفي بر آب‌وهواي منطقه حاره و مانسون تابستاني آن دارد. جزاير فراوان، اندونري، فليپين، ملانزي، پلي‌نزي، پلي‌پونزي و ...، آب‌وهواي متنوع حاره‌اي را در خود جاي داده است. توفان‌هاي پيچندي تايفون كه در فصل مانسون ايجاد مي‌شوند به پيچيدگي آن مي‌افزايند.

شمال چين، كره و ژاپن را، به دليل فصول، آهنگ بارش در عرض‌هاي مياني، هواي سرد قاره‌اي در زمستان، جبهه زائي، نوسان باران و سيستم‌هاي پرفشار خشك در فصل گرم، از اين گروه جدا مي‌كنيم. در حقيقت اين مناطق، بيشتر در زير نقوذ سيستم مانسون هندوستان قرار دارند. مرز طبيعي منطقه حاره، مابين ناحيه غير مانسون و سرزمين‌هاي جنوبي مانسون‌دار به شدت به چشم مي‌خورد.

حد شمالي مانسون حاره‌اي، حتي به عرض 25 درجه شمالي هم مي‌رسد. در مناطق شمالي‌تر، مانسون نيروي چنداني ندارد كه با سيستم پرفشار جنب حاره‌اي مقابله كند. به اين ترتيب باران‌هاي موسمي در تيرماه و شهريورماه، كه به وسيله واچرخندهاي پرفشار در مردادماه از هم ديگر جدا مي‌شوند، رخ مي‌دهد. در جنوب چين و فليپين، بادهاي تجارتي حاره‌اي شرق‌وز، از مهرماه تا ارديبهشت‌ماه وزيده و اغلب به وسيله سيستم پرفشار ايجاد شده در منطقه سيبريه تقويت مي‌شوند. جايگزيني اين باد در ماه‌هاي خرداد تا شهريور به وسيله بادهاي جنوب‌غربي، در اثر مانسون ايجاد مي‌شود.

در هندوچين مانسون‌هاي تابستاني بسيار نيرومندترند. جريان رسيده از جنوب‌غربي از خردادماه تا آبان‌ماه، با ابرهائي به ضخامت 4 الي 5 كيلومتر، باراني فراوان را به همراه مي‌آورد. ماه‌هاي آذر و دي، فصل سرد و خشك، و ماه‌هاي فروردين و ارديبهشت فصل بسيار گرم منطقه است. در شرق و جنوب‌شرقي مانسون زمستاني باران‌زاست.

در اندونزي به دليل گسترش آب‌ عرض جغرافيائي پايين منطقه، مانسون بسيار ضعيف عمل مي‌كند. به دليل كوچكي ابعاد و سادگي زمينه، استراليا ساده‌ترين الگوي مانسون را دارد. شمال آن داراي يك برش باد ميان تابستان (شمال‌غربي) و زمستان (جنوب‌شرفي) است. اما دو تفاوت نيز با ديگر مانسون‌ها دارد. نخست اينكه باد شمال‌شرقي، مانسوني است كه با حود باران را به ژرفاي قاره مي‌برد و دوم اينكه حتي در تابستان بادهاي تجارتي جنوب‌شرقي به دليل واچرخندهاي پرفشار گذري، چشمگير هستند.

مانسون غرب آفريقا

در حدود 200 سال است كه باران‌هاي موسمي غرب افريقا شناخته شده‌اند. در زمستان اين باران‌ها از جنوب‌غربي به جايي مي‌آيند كه بادهاي تجارتي شمال‌شرقي كه از صحرا و كرانه‌هاي شرقي افريقا مي‌وزند، گرماي دهشتناك به همراه توفان شن را با خود به آنجا مي‌آورند. منطقه‌اي با شب‌هاي سرد و روزهاي بسيار گرم. در چنين شرايطي مراكز پرفشار واچرخنددر عرض جغرافيايي 20 درجه شمالي به همراهي رودبادهاي شرقي (Jet stream) در عرض جغرافيايي 10 درجه شمالي، كه از شبه قاره هند به خط استوا بسيار نزديك‌تر هستند، باران‌هاي موسمي را ايجاد مي‌كنند. مانسون غرب افريقا از نظر مكاني تقريبا ميان بادهاي جنوب‌غربي و بادهاي سطحي خشك زمستاني كرانه‌هاي غربي افريقا harmattan قرار دارد. وجود اين باران‌هاي موسمي از نفوذ هواي خشك از عرض 20 درجه شمالي به پايين‌تر جلوگيري مي‌كند. هواي گرم و خشك در حدود عرض 8 درجه شمالي به‌طور كامل ناپديد مي‌شود.

مانسون در اروپا و امريكاي شمالي

مانسون‌هاي تكامل نيافته

باران‌هاي موسمي تاثير فراواني در اروپاي مركزي دارد. جاييكه جهت باد از سوي اقيانوس اطلس حدود 30 الي 40 درجه تغيير مي‌كند و نه به‌طور پيوسته اما بسيار زياد با دگرگوني‌هاي جبهه‌اي، سرما، هواي ابري، باران و توفان تندري را همراه است. از ديدگاه اقليم‌شناسي اين باران‌ها موسمي هستند، اما فقط مراحل بدوي و نخستين يك مانسون، كه پي‌آمد هوايي منحصر به فرد است. اين حالات تا تبديل شدن به يك مانسون واقعي راه زيادي در پيش رو دارد.

در عرض‌هاي پايين جغرافيايي امريكاي شمالي و در كرانه‌هاي خليج مكزيك، فضاي مناسبي براي گسترش مانسون وجود دارد. در طول تابستان، بر روي مناطق گرم، بارها سيستم‌هاي كم فشار چرخندي ايجاد مي‌شوند. بادهاي تجارتي شمال‌شرقي، به بادهاي شرقي، جنوب‌شرقي و حتي جنوبي تبديل مي‌شوند. ايالت تگزاس و كشورهاي پيرامون خليج مكزيك،‌تحت تاثير هواي مرطوب اقيانوسي، كه تا حد زيادي داخل خشكي نفوذ مي‌كنند، قرار دارند. البته باران‌ها، ويژگي‌هاي يك مانسون را نشان نمي‌دهند. در كل بارش‌ها 2 يا 3 و يا حتي 4 نقطه اوج بارش وجود دارد. در زمستان جريان‌هاي شمالي كه اغلب به وسيله سيستم‌هاي پرفشار واچرخندي ايجاد مي‌شوند، سرما را با خود به داخل خشكي مي‌آورند. اگرچه بارش‌هاي تابستاني و زمستاني، ويژگي‌هاي باران موسمي را از خود نشان مي‌دهد، اما هيچكدام آنچنان توانمند نيستند كه در گروه مانسون طبقه‌بندي شوند.

در امريكاي مركزي يك مانسون واقعي در بين عرض‌هاي جغرافيايي 5 و 12 درجه شمالي، در منطقه كوچكي از اقيانوس آرام رخ مي‌دهد. نه فقط بادهاي فصلي آن، بلكه بارش آن هم كاملا مانسون است. فصل زمستان آنجا بسيار خشك است. فصل بارش آن خرداد ماه در شمال خليج مكزيك و تيرماه در جنوب مكزيك آغاز مي‌شود و در مهرماه در شمال و آذر ماه در جنوب به پايان مي‌رسد. اين روند در جنوب مكزيك حدود 3 ماه و در كستاريكا حدود 7 ماه به طول مي‌كشد. اين مانسون در حقيقت نمونه كوچكي از مانسون هند است

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:52 PM
آب‌شناسي (دانش هيدرولوژي) در ايران باستان
جعفر سپهري

جهش امپراتوري شكوهمند ايرانيان در زمان هخامنشيان و تعالي و ترقي آن در زمان ساسانيان، و ديرپايي اين تمدن مديون دانش آب‌شناسي ايرانيان يود.

مردمان ايران‌زمين از ديرباز به ارزش آب به عنوان ماده‌اي زندگي‌بخش و ارزشمند آگاهي داشتند. نياز طبيعي بشر به آب، وضع جغرافيايي فلات ايران و كميابي اين مايع گرانبها، ارزش اين ماده را نزد ايرانيان صدچندان نموده و آن را در جايگاه والايي قرار مي‌داده است. براي آنكه به ارزش والاي آب در ديدگاه ايرانيان باستان پي ببريم، كافي است كه نيم‌نگاهي به اوستاي زرتشت اندازيم.

آناهيتا، ايزد آب‌ها، كه گردونه او را در آسمانها چهار اسب ابر و باران و ژاله و شبنم ميكشيدند، يكي از بزرگ ايزدان پيش از زرتشت بود، و نيايشگاههاي او در كنگاور (كرمانشاه) و بيشابور (فارس) نمايان است، در اوستا مورد ستايش بسيار بوده و هم مرتبه ميترا (مهر) و اورمزد (اهورامزدا) قرار مي‌گيرد. آب در آيين زرتشت پاك است و مظهر پاكي و بايد كه همچنان پاك باقي بماند. زرتشت از اهورامزدا درخواست مي‌كند كه رودها را از آبي به سترگي شانه اسب لبالب نموده و به پيروان خويش مي‌‌آموزد كه آلوده نمودن آب، به هر شكل و گونه‌اش، خلاف دين و اهريمني است. اينچنين است كه شناخت آب در ايران‌باستان با وابسته داشتن صفات ويژه به آن و ارجمند داشتن اين ماده زندگي‌بخش آغاز مي‌شود. هنوز هم بازمانده آيين‌هاي ايزد آب‌ها در جاي‌جاي ايران برگزار مي‌شود كه براي نمونه مي‌توان به مراسم جوي‌روبي و بيل‌گرداني در دامنه آتشكده آتش‌كوه در نيمور، محلات اشاره نمود.

در ايران‌باستان، صدها سال پيش از آنكه نخستين فرضيه‌هاي مربوط به آب‌شناسي ارائه شود، به گونه‌اي شگفت‌آور و باورنكردني، پاسخ يكي از مهمترين و دشوارترين مسائل مربوط به يافتن آب و آب‌هاي زيرزميني يافته شده بود. سنگ‌نوشته‌ها و لوح‌هاي باز مانده از ايران باستان، بيانگر اين است كه مردمان ايران‌زمين آب‌هاي زيرزميني را با كندن كاريزهاي دراز و بسيار عميق برآورده به روستاها و شهرهاي خود مي‌رساندند. اينكه نخست‌گاه اين كاريز كجا بوده و در چه مناطقي به آب مي‌توان دست يافت و اينكه كاريز چگونه بايد ساخته شود، شايد مهمترين مساله‌اي بوده است كه بشر از آغاز تمدن تا كنون در دانش آب‌ياري و آب‌رساني با آن روبرو بوده است. پرفسور هانري گوبلو كه بيش از 30 سال بر روي قنات‌هاي ايران بررسي و مطالعه انجام داده است در كتاب قنات، فني براي دستيابي به آب ،عظمت قناتهاي ايران را برابر با ديوار چين مي‌داند. مجموعه طول قناتهاي ايران بيش از چهارصد هزار كيلومتر، بيش از فاصله زمين تا ماه، و قنات گناباد به طول سي‌وپنج كيلومتر و ژرفناي بيش از سيصد متر و چاه‌هايي با فواصل منظم پنجاه متري، از زمان هخامنشيان، يك شاهكار بي‌نظير در سراسر جهان است. چندتن از دانشمندان امريكايي مانند اف.ديكسي در نوشتار يك كتابچه علمي براي سازماندهي آب، ام.ا.باتلر در كتاب آبياري به كمك قنات در ايران، سي.اف.تولمان در كتاب آب‌هاي زيرزميني، ژي.بي.كرسي در كتاب قنات و كاريز، ژي.بيژليبين‌كت در كتاب آب‌شناسي و هانري گوبلو در كتاب‌هاي آبياري در كاليفرنيا و قنات، فني براي دستيابي به آب خود همگي بر اين باورند كه قنات‌هاي لوس‌آنجلس و پاساداناي كاليفرنيا، همچنين قنات‌هاي شيلي و مكزيك، در زمان سلطه اسپانيايي‌ها، توسط مهندسان، متخصصان و كارگران ايراني ساخته شده است.

به خاطر داشته باشيم كه تمدن‌هاي باستاني همگي در كنار رودهاي بزرگ، همانند نيل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگهو، يانگ‌تسه و ... شكل گرفتند اما تنها تمدني كه به دور از هرگونه رودخانه عظيم شكل گرفت و مالك‌الرقاب جهان باستان شد، ايران بود. جهش چشمگير امپراتوري ايران مديون قنات بود. در زمان هخامنشيان، اگر كسي زمين بايري را با احداث قنات آب‌ياري مي‌كرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه ماليات معاف بود. به گواهي تاريخ مصر، درياسالار پارسي اسكيلاكس هخامنشي هنگام اقامت در مصر، فنون احداث كاريز را به مصريان آموخت. در زمان ساسانيان، رساله مديگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لايروبي قنات و كاريز، و استفاده هوشمندانه از آن، تاليف شده است.

در نوشته‌هاي دانشمندان ايراني پس از اسلام، به نكته‌اي شايان توجه بر مي‌خوريم و آن اينكه بسياري از دانشمندان ايراني در دوران اسلامي، هريك به گونه‌اي، به جنبه‌هاي گوناگون دانش آب‌شناسي پرداخته‌اند. دانش آب‌شناسي در آن دوران نيز مانند امروز دربردارنده بررسي دوره گردش آب يا چرخه آب (سيكل آب) در طبيعت، جريان آب در روي زمين، آب‌هاي زيرزميني، چشمه‌ها، درياچه‌ها، درياها و اقيانوس‌‌ها و چگونگي دگرگوني‌هاي كمي و كيفي آب‌هاي آنها مي‌شده است.

دانشمند بزرگ ايراني، ابوريحان بيروني در آثارالباقيه، در باره زياد و كم شدن آب رودخانه‌ها، چشمه‌سارها و كاريزها مي‌گويد:

زياد شدن آب‌ها در جميع اوديه و انهار به يك حالت نيست، بلكه اختلاف بزرگي با هم دارند. چنانكه جيحون هنگامي آبش زياد مي‌شود كه دجله و فرات رو به كمي گذارد و علت اين است كه هر رودخانه‌اي كه سرچشمه آن در نواحي سردسير باشد، آب آن در تابستان زيادتر و در زمستان كمتر است، زيرا بيشتر آب‌هاي اصلي آن از چشمه‌سارها گردمي‌آيد و رطوبت‌‌هايي كه در كوه‌هايي كه اين رودخانه‌ها از آن بيرون مي‌آيد و يا از آن مي‌گذرد سبب زيادت و نقصان آب اين رودخانه‌ها مي‌شود.

ديگر انديشمند بزرگ ايران، ابوعلي سينا در دانشنامه علايي (طبيعيات) در باره جذر و مد درياها و اثر ماه بر آن گويد:روشنايي و قوت‌ها كه از آفتاب و ستارگان است در اين عالم اثر كند و ظاهرتر اثر آن آفتابست و آن ماه كه آب درياها را مد كند.و هم او درباره پديده‌هاي بارندگي گويد:و اما بخار چون از گرمگاه برخيزد جنبش وي گرانتر بود و چون به آن جايگاه رسد از هوا كه سرد بود، سرماي آن جايگاه او را ببندد. ... و هرگاه كه بخار زمين بفسرد، ابر شود ... و اين را سه حكم بود. يا اندك بود، كه و را گرمي آفتاب بروي افتن، زود متفرق كند. يا قوي بود، كه آفتاب اندر وي فعل نتواند كردن، كه پراكندش، پس چون گردآيد، و يك اندر ديگر نشيند، و خاصه كه باد گردآورش ديگر بار آب شود، و فروجهد، پس اگر سرما اندريابدش، پيش از آن كه قطره‌ها بزرگ شود و برف بود.

دانشمند ايراني سده پنجم هجري، ابوحاتم اسماعيل اسفزاري خراساني، كه براي نخستين بار در جهان پديده‌هاي جوي و هواشناسي را در كتاب خود به نام آثار علوي (Meteorology)، گردآوري نموده و او را به حق بايد پدر دانش هواشناسي نام داد، در باره بخار و باران و برف و شبنم مي‌گويد:

هرگه كه حرارتي از تابش خورشيد يا از جوهر آتش به آب رسد، مدتي با او بماند، آب مستحيل شود، و از جاي خود برخيزد، و به سوي بالا بر شود، آن را بخار گويند، چون گرما بر بخار مستولي شود، آن بخار جوهر هوا گردد. ... و اگر برودتي بر آن بخار مستولي شود، جوهر آب گردد، و قصد زمين كند، آنگاه آن را باران گويند، پس اگر هوا ساكن بود، آن دانه‌ها خردباران (drizzle) بود و اگر متحرك بود، آن دانه‌هاي خرد به يكديگر بپيوندند بزرگ گردند ((rain تا به رگبار رسند(shower). ... و اگر برودتي به افراط بر آن غالب آيد جوهر برف باشد ... هرگاه كه هوا سرد باشد و سرما بر بخار مستولي گردد، آن هوا آب شود و بر صورت قطره‌هاي آب از برگ‌ها بياويزد، آن را شبنم (صقيع - dew ) خوانند ... .

وي همچنين مطالعات و بررسي‌هايي در باره چگالي آب‌هاي گوناگون از مناطق مختلف انجام داده است. رياضي‌دان و مهندس بزرگ سده پنجم هجري، محمد بن حسين كرجي، ديدگاه‌هاي بسيار جالبي در باره آب‌شناسي دارد و در كتاب خود استخراج آب‌هاي پنهاني، انباط الميا الخفيه، به بررسي روش‌ها و قواعد مربوط به تشخيص آب‌هاي زيرزميني مي‌پردازد. او مي‌گويد:

خداي بزرگ در روي زمين آبي ساكن آفريد، كه همچون گردش خون در بدن جانوران در جريان است. اين آب با افزايش و كاهش بارندگي، افزون و كم نمي‌شود (چرخه آب در طبيعت) ... اين آب بيشتر شكاف‌هاي درون زمين را پر مي‌كند، و تا آنجا كه مانعي سخت در سر راهش وجود نداشته باشد، هر قسمت به قسمت ديگر مي‌پيوندد ... آب‌هايي كه در زير زمين قرار دارند نيز در بعضي مواضع مانند رودها جاري هستند و در بعضي موارد ديگر مانند دريا ساكن و آرامند.

در نزهت‌نامه علايي، دانشنامه بزرگ فارسي، تاليف شهمردان‌بن‌ابي‌الخير رازي، در سده ششم هجري، مطالب گوناگون و جالبي در باره آب‌شناسي آمده است.

آب، مد و جزر درياي پارس از عجايب است و به شبانه روز دو دفعه زيادت و نقصان گيرد، و در سير ماه بسته است ... و جاي هست كه مقدار پنجاه ارش زمين خشك به وقت مد آب، بالا گيرد به هر دفعتي، ... .

ناوخداي، بزرگ‌ بن شهريار رامهرمزي، دريانورد بزرگ ايراني در سده چهارم هجري، كه سفرهاي اكتشافي فراواني به شرق انجام داد، در كتاب بسيار جالبي به نام عجايب الهند، شرح كاملي از توفان‌هاي درياي هند، مانسون، ارائه نموده است. دريانورد معاصر او ابهره كرماني نيز، كه در آن روزگار هفت سفر دريايي به چين و شرق دور داشته است نيز، مانسون هند و تيفون چين (هاريكن‌ها يا سايكلون‌هاي شرق آسيا)، را در نوشته‌هاي خود شرح داده است. جيهاني، وزير دودمان سامانيان نيز اطلاعات خويش را در باره اين توفان و همزماني آن با بادهاي 120 روزه سيستان، در كتابي گردآوري نموده است. سليمان سيرافي و مهران وهب سيرافي از دريانوردان ايراني سده سوم و چهارم هجري، كه سفرهايي به چين و هند داشته‌اند، و همچنين سهل بن آبان دريانورد ايراني سده ششم هجري كه سفرهايي به هند و شرق افريقا داشته ‌است، و سليمان مهري دريانورد سده نهم هجري، نيز در سفرنامه‌هاي خود به باران‌هاي موسمي هند و منشا احتمالي آنها، اشاره كرده‌اند.

مسعودي مورخ ايراني در كتاب التنبيه و الاشراف، به ذكر منشا رودها و درياها پرداخته و از بسيار از پديده‌هاي آبي سرزمين ايران، سخن رانده است. توصيف زيبا و دقيق ناصرخسرو در سفرنامه‌اش، از فانوس‌هاي دريايي (خشاب‌هاي) درياي پارس، نمايانگر دانش آب‌شناسي و دريانوردي ايرانيان است.

اشاره كوتاهي به اين مساله چندان دور از تدبير نيست كه سد كوريت در نزديكي طبس در خراسان جنوبي كه در زمان هخامنشيان، در منطقه‌اي فوق‌العاده، ساخته شده و يكبار در زمان ساسانيان نوسازي و بار ديگر به فرمان و انديشه خواجه نصيرالدين توسي، در اوج شكوفايي مكتب مراغه، ديواره آن، بر روي شالوده هخامنشيان، كاملا بازسازي شده است، با ارتفاع بيش از 64 متر، بيشتر از شش صد سال، بلندترين سد جهان بوده است.

در دوران هخامنشيان بيش از 60 سد در ايران ساخته شد و اين جداي از پل- بند‌هاي اين دوره است. در زمان ساسانيان پل و بند شوشتر با درازاي بيش از پانصد متر ساخته شد. تاريخ نام سازنده اين پل و همچنين سد شادروان (Shadervan) شوشتر را يك مهندس ايراني به نام برانوش پارسي ثبت كرده‌است. پل‌دخترهايي كه در سراسر ايران از جمله سروستان و ميانه به چشم مي‌خورند منسوب به آناهيتا، ايزد آب‌ها بوده‌اند.

اختراع سه نوع آسياب آبي، نمايانگر دانش و بينش ژرف ايرانيان باستان در كليه علوم از جمله آب‌شناسي است. نخست آسياب تنوره يا آسياب نورس يا آسياب پره، با محوري عمودي و پره‌هاي قاشقي، دوم آسياب چرخي كه روميان به آن آسياب ويترويان نام نهادند، با محور افقي كه نام مخترع آن را مهرداد ثبت نموده‌اند، و سوم آسياب شناور، كه با پره‌هاي بزرگ پارويي دوران مي‌كرده است و در رودخانه‌هاي خراسان، خوزستان و ميانرودان به تعداد زيادي ساخته شده بوده است، و بازمانده آن هنوز در شوشتر خودنمايي مي‌كند.

دستگاه پالايش آب چغازنبيل (زنگه ويل - شهر زنگه)، نخستين و قديمي‌ترين دستگاه پالايش آب در جهان است كه برابر با قانون ظروف مرتبط آب گل‌آلود رودخانه كرخه را به آبي سالم و گوارا تبديل مي‌نموده است. و آب‌انبارهاي كويري ايران هم كه خود حديث مفصلي است. و اين چكيده خود اندكي است از دانش آب‌شناسي ايرانيان كه از دسترس چپاولگران زمانه و چنگ‌ورزان بيگانه در امان مانده و به ما رسيده. باشد كه ما شايستگي و بايستگي ميراث‌داري آنان را داشته باشيم. در سال 1289 رودخانه زاينده‌رود خشكيد. مردم در آن چاهي كندند به قرب سي زرع و آبي به زحمت مي‌كشيدند براي مشروبات. (تاريخ مسعودي)

نگارش و ويرايش: جعفر سپهري

منابع و ماخذ:

تاريخ علم در ايران مهدي فرشاد

تاريخ علم جورج سارتون

آب و هواي باستاني ايران محمدتقي سياه‌پوش

زندگي و مهاجرت نژاد آريا فريدون جنيدي

قنات، فني براي دستيابي به آب هانري گوبلو

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:54 PM
پيش بينى و كنترل توفان
راس هوفمن

على عبدالمحمدى

هر ساله توفان هاى موسمى بسيار بزرگ كه تندبادهايى با سرعت بيش از 120 كيلومتر بر ساعت را ايجاد مى كنند، سراسر درياهاى گرمسيرى را درنورديده و به سوى خطوط ساحلى حركت مى كنند. اين امر غالباً باعث مى شود كه بخش هاى وسيعى از نوارهاى ساحلى در نقاط مختلف جهان دچار آسيب هاى جدى و فراوانى شوند. وقتى اين توفان هاى پى در پى كه در ميان ساكنين سواحل اقيانوس اطلس و سواحل شرقى اقيانوس آرام به نام Hurricane، در سواحل غربى اقيانوس آرام به نام Typhoon و در سواحل حاشيه اى اقيانوس هند به نام Cyclone معروف اند به نواحى پرجمعيت هجوم مى برند، ممكن است هزاران نفر كشته و ميلياردها دلار خسارت بر جاى گذارند. و هيچ چيز، مطلقاً هيچ چيز، در برابر آنها توان ايستادگى و مقاومت ندارد.

اما آيا اين نيروهاى مهيب طبيعت بايد براى هميشه از حيطه كنترل ما خارج باشند؟ من و همكاران محقق ام هرگز اينگونه نمى انديشيم. تيم تحقيقاتى ما از مدت ها پيش در پى يافتن پاسخ اين سئوال است كه چطور مى توان توفان ها را به مسيرهاى كم خطرتر هدايت كرد يا در غير اين صورت لااقل آنها را به جهات مختلف پراكنده ساخت. گرچه تحقق اين هدف بزرگ شايد براى دهه ها بعد قابل تصور باشد، اما نتايج تحقيقات ما نشان مى دهند كه مطالعه احتمالات متعدد در اين زمينه چندان آسان نخواهد بود.

براى برداشتن نخستين گام ها در مسير كنترل توفان ها، محققان بايد قادر باشند كه اولاً مسير جارى شدن يك توفان را با دقت فوق العاده زيادى پيش بينى كنند، ثانياً هويت تغييرات فيزيكى (از قبيل تغييرات دماى هوا) را كه بر رفتار توفان اثرگذار خواهند بود تشخيص دهند و ثالثاً راه هايى را براى تأثيرگذارى بر آن تغييرات پيدا كنند. اين كار اكنون در مراحل آغازين خود قرار دارد، اما شبيه سازى هاى كامپيوترى توفان ها كه طى چند سال گذشته با موفقيت قابل وصفى انجام شده اند به وضوح نشان مى دهند كه تعديل رفتار توفان ها بالاخره روزى ميسر خواهد بود. در اين ميان، چيزى كه بيش از هر چيز ديگر پيش بينى آب و هوا را مشكل مى سازد، حساسيت فوق العاده اتمسفر (جو زمين) به تحريكات كوچك است، اما همين امر مى تواند كليد واقعى دستيابى بشر به كنترلى باشد كه دائماً در جست وجوى آن است. نخستين تلاش تيم تحقيقاتى ما براى اثرگذارى بر مسير يك توفان شبيه سازى شده، به عنوان مثال، از طريق ايجاد تغييرات كوچك در كيفيت اوليه توفان، به طور قابل ملاحظه اى موفقيت آميز از كار درآمد و نتايج بعدى نيز همچنان روند مطلوب قبلى را تداوم بخشيده اند.

ماهيت توفان ها

براى اينكه ببينيم اساساً چرا توفان ها (Hurricanes) و ساير تندبادهاى گرمسيرى مى توانند مستعد پذيرش مداخله انسان باشند، بايد ماهيت و منشاء اصلى وقوع توفان ها را دريافت. توفان ها، به شكل دسته هايى از تندبادهاى همراه با آذرخش و صاعقه بر فراز اقيانوس هاى گرمسيرى ظاهر مى شوند. درياهاى واقع در عرض هاى جغرافيايى پايين دائماً حرارت و رطوبت زيادى را براى اتمسفر به ارمغان مى آورند و اين امر باعث مى شود تا هواى گرم و مرطوب فراوانى بر فراز سطح دريا تشكيل شود. وقتى اين هوا به سمت سطوح فوقانى جو حركت مى كند، بخار آب موجود در آن تقطير مى شود و بدان وسيله موجبات تشكيل ابرها و فرو ريختن انواع نزولات را فراهم مى سازد. تقطير بخار آب موجود در هوا باعث آزاد شدن حرارت در سطوح فوقانى جو مى شود و اين حرارت كه اصطلاحاً از آن به عنوان «گرماى نهان تقطير» نام برده مى شود، به همراه حرارت تابشى خورشيد كه اصلى ترين عامل تبخير آب در سطح اقيانوس محسوب مى شود، سبكى بيشترى را براى هوا به ارمغان آورده و باعث مى شوند تا هوا طى يك فرايند بازخوردى تقويتى (Feedback) آمادگى صعود به ارتفاعات بالاتر را پيدا كند. نهايتاً، فرود اين هواى گرمسيرى باعث سازماندهى تدريجى و تقويت سامانه اى مى شود كه به نوبه خود موجبات تشكيل «قطب مركزى سكون»اى را فراهم مى سازد كه يك توفان دريايى به دور آن مى چرخد. با رسيدن اين سامانه به زمين، منبع پايدار آب گرم توفان از آن جدا مى شود كه همين امر به تضعيف سريع توفان مى انجامد.

روياى كنترل توفاناز آنجايى كه توفان بيشتر انرژى اش را از حرارت آزاد شده در نتيجه تقطير بخار آب بر فراز اقيانوس (كه بعدها به تشكيل ابر و فرود نزولات جوى مى انجامد) به دست مى آورد، لذا نخستين چيزى كه محققان در روياهاى خويش براى پيش بينى زمان وقوع اين پديده هاى وهم آسا مجسم ساخته بودند، تلاش همه جانبه براى ايجاد تغيير در فرايند تقطير با استفاده از تكنيك هاى بارورسازى ابرها بود كه در دهه هاى دورتر به عنوان تنها راه عملى براى تأثيرگذارى بر شرايط آب و هوايى مناطق مطرح بود. در اوايل دهه ،1960 يك هيات مشاوره اى علمى به نام Project Stormfury كه از سوى دولت آمريكا مأموريت يافته بود، اقدام به انجام يك سرى آزمايش هاى دليرانه يا شايد متهورانه با هدف تعيين چگونگى امكان اجرايى كردن آن راهكار نمود.

هدف Project Stormfury كاستن از سرعت گسترش يك توفان از طريق تشديد يا تقويت سرعت نزول باران در نخستين باند يا حوزه بارانى در خارج از Eye Wall يا حلقه ابرها و بادهاى شديدى بود كه در حوزه ديد قرار داشتند [براى آگاهى بيشتر در اين زمينه به مقاله «تجربيات ملايم سازى توفان» اثر«آر اچ سيمپسون» و «جوآنه اس مالكوس» در نسخه دسامبر 1964 نشريه ساينتيفيك آمريكن مراجعه كنيد].

آنها تلاش كردند تا اين هدف را با پاشيدن ذرات يديد نقره بر روى ابرها به وسيله طياره محقق سازند: در اين روش، از ذرات يديد نقره به عنوان هسته هايى لازم براى تشكيل يخ از بخار آبى استفاده شد كه پس از صعود به بالاترين و سردترين محدوده هاى ارتفاعى توفان عملاً مادون سرد (Supercooled) شده بود. اگر همه چيز طبق پيش بينى هاى روياپردازانه مبتكران آن طرح پيش رفته بود، ابرها سريع تر رشد مى كردند و موجودى هواى گرم و مرطوب نزديك سطح اقيانوس را به مصرف مى رساندند و در نتيجه جايگزين EyeWall قبلى مى شدند. اين فرايند در ادامه باعث افزايش شعاع عملكرد توفان و در نتيجه كاهش شدت آن مى شد، درست همان طورى كه يك اسكيت باز خبره براى كاستن از سرعت دوران خود دستانش را به طرفين باز مى كند.نتايج تحقيقات Project Stormfury در بهترين حالت مبهم و دو پهلو بودند. هواشناسان امروزى انتظار ندارند كه اين كاربرد ويژه بارورسازى ابرها در مورد توفان ها مؤثر باشد، زيرا برخلاف تصورات اوليه، توفان ها حاوى بخار آب مادون سرد نيستند.

آب و هواى مغشوش

مطالعات جارى ما از دل يك كشف قديمى بيرون آمد كه من 30 سال پيش، زمانى كه تازه از دانشگاه فارغ التحصيل شده بودم و به تحقيق پيرامون ابعاد مختلف وجودى تئورى آشوب (Chaos Theory) مشغول بودم، به آن پى برده بودم. يك سيستم بى نظم (Chaotic System) سيستمى است كه در نگاه اول به نظر مى رسد كه رفتارى تصادفى داشته باشد، اما در واقع، همين سيستم تحت حاكميت قوانينى قرار دارد. چنين سيستمى به شرايط اوليه نيز بسيار حساس است، به گونه اى كه ورودى هاى ظاهراً ناچيز و دلخواه قادرند تأثيرات شگرفى را بر روى آن داشته باشند كه اين امر نيز به نوبه خود نتايج پيش بينى ناپذيرى را در سريع ترين زمان ممكن در پى خواهد داشت. در مورد توفان ها، بروز تغييرات كوچك در جنبه هايى از قبيل دماى اقيانوس، موقعيت مكانى جريان هاى شديد باد (كه تنظيم كننده سرعت و جهت حركت توفان ها هستند)، يا حتى شكل ابرهاى بارانى حاضر در سراسر حوزه ديد مى تواند تأثير عميقى را بر مسير حركت و توان بالقوه يك توفان بر جاى نهد.

حساسيت شديد جو زمين به تغييرات كوچك و آميختگى سريع خطاهاى كوچك با مدل هاى پيش بينى آب و هوا چيزى است كه پيش بينى طولانى مدت (بيش از پنج روز پيش از وقوع توفان) را تا اين حد مشكل ساخته است. اما اين حساسيت همچنين من را به تعجب وا مى دارد كه چطور ممكن است ورودى ها يا تحريكات جزيى چنان تأثيرات عميقى را بر توفان ها بر جاى نهند كه بتوانند آنها را از مراكز جمعيتى ساحلى دور كرده يا لااقل از سرعت بادهاى همراه آنها بكاهند.

من در زمان هاى دور قادر به پيگيرى آن ايده ها نبودم، اما طى دهه گذشته، شبيه سازى كامپيوترى و فناورى هاى حساس به تغييرات بسيار جزيى به قدرى رشد كرده اند كه ظاهراً قادر به تحقق بخشيدن روياهاى دوره جوانى من در كنترل پديده هاى آب و هوايى در مقياس بزرگ خواهند بود. هم اينك، من و همكارانم در مؤسسه «تحقيقات جوى و زيست محيطى» (AER) كه يك شركت مشاوره اى در زمينه تحقيقات و توسعه محسوب مى شود، با حمايت مالى «مؤسسه مفاهيم پيشرفته ناسا» (سازمان فضانوردى آمريكا) مشغول بهره بردارى از مدل هاى كامپيوترى توفان ها با هدف تشخيص انواع عملياتى هستيم كه ممكن است نهايتاً در جهان واقعى به مورد اجرا گذاشته شوند. به ويژه، ما از فناورى پيش بينى وضعيت آب و هوا براى شبيه سازى رفتار توفان هاى قبلى و سپس آزمايش نتايج مداخلات متعدد از طريق مورد ملاحظه قرار دادن تغييرات در توفان هاى مدل سازى شده استفاده مى كنيم.

مدل سازى آب و هواى مغشوش

حتى بهترين مدل هاى كامپيوترى پيش بينى وضعيت آب و هوا در روزگار فعلى وقتى پاى پيش بينى به ميان مى آيد بسيارى چيزها را در حد رويا باقى مى گذارند، اما با توسل جستن به آنها مى توان مدل سازى توفان ها را ساده تر كرد. مدل هاى كامپيوترى ياد شده به روش هاى عددى اى بستگى دارند كه فرايند پيچيده گسترش يك توفان را با به محاسبه درآوردن شرايط برآورده شده جوى در فواصل زمانى كوتاه و پى در پى شبيه سازى مى كنند. محاسبات عددى پيش بينى وضعيت آب و هوا بر اين فرض اوليه استوارند كه در جو زمين هيچ آفرينش يا انهدام جرم، انرژى، مومنتوم (اندازه حركت) و رطوبتى ميسر نخواهد بود [اصل بقاى جرم، انرژى و . . . ]. در يك سيستم سيال، نظير يك توفان، اين كميت هاى تغييرناپذير دوشادوش جريان توفان جابه جا مى شوند. با اين حال، نزديك مرزها يا حواشى سيستم، بر پيچيدگى مسائل افزوده مى شود. به عنوان مثال، در سطح دريا، شبيه سازى هاى ما بايد بتوانند پاسخگوى به دست آوردن يا از دست دادن چهار كميت تغييرناپذير اصلى باشند.

مدل سازان وضعيت جوى را به عنوان يك ويژگى كامل متغيرهاى فيزيكى قابل اندازه گيرى، از جمله فشار، دما، رطوبت نسبى، و سرعت و جهت باد، تعريف مى كنند. اين كميت ها معادل خواص فيزيكى تغييرناپذيرى هستند كه شبيه سازى هاى كامپيوترى بر آنها استوارند. در بيشتر مدل هاى آب و هوايى، اين متغيرهاى رويت پذير بر روى يك نمودار ميله اى سه بعدى از اتمسفر به تصوير كشيده مى شوند، بنابراين مى توان نقشه اى از هر ويژگى را براى هر ارتفاع معينى رسم كرد. مدل سازان به هيچ وجه مجموعه مقادير همه اين متغيرها را نقاط ميله اى كيفيت مدل نمى نامند.براى انجام يك پيش بينى مناسب، يك مدل عددى پيش بينى وضعيت آب و هوا پى درپى كيفيت مدل را لحظه به لحظه در فواصل زمانى كوتاه (از چند ثانيه تا چند دقيقه بسته به مقياس طرح مورد بررسى توسط مدل) بهبود مى بخشد. مدل عددى ياد شده ميزان تأثيرات به وجود آمده را كه حين هر فاصله زمانى معين در مقادير خواص متعدد جوى و نيز فرايندهاى تبخير، بارش، سايش سطحى، سرمايش مادون قرمز و گرمايش خورشيدى كه در ناحيه مورد نظر اتفاق مى افتد، محاسبه مى كند.

خاصيت پيش بينى

متأسفانه پيش بينى هاى هواشناسانه ناقص و اعتمادناپذير هستند. در وهله اول، كيفيت آغازين مدل ها همواره ناقص و غيردقيق است. كيفيت اوليه مدل ها براى توفان ها نيز داراى نواقصى بوده و خصوصاً تعريف شان مشكل است، زيرا مشاهدات مستقيم بسيار معدود بوده و انجام شان نيز مشكل است. با اين حال ما از مشاهده تصاوير ماهواره اى ابرها به اين نتيجه مى رسيم كه توفان ها داراى ساختارهاى پيچيده و تودرتويى هستند. اگرچه اين تصاوير بالقوه بسيار سودمند خواهند بود، اما ما نيازمند آگاهى يافتن از مسائلى بسيار بيشتر و پيچيده تر از اين هستيم. ثانياً حتى با كيفيت كامل اوليه، مدل هاى كامپيوترى توفان هاى گرمسيرى بزرگ به خودى خود مستعد بروز اشتباه هستند.

به عنوان مثال اتمسفر فقط در يك ميله از نقاط مدل سازى مى شود. وجوهى كوچكتر از طول ميله كه همانا مسافت بين دو نقطه ميله اى مجاور را تشكيل مى دهد، به طور دقيق قابل لمس نخواهند بود. بدون يك عزم بسيار جدى، ساختار يك توفان در مجاورت Eye Wall مهمترين وجه آن پوشيده باقى مانده و جزئيات آن نيز نامعلوم باقى خواهد ماند. به علاوه، اين مدل ها، درست شبيه اتمسفرى كه شبيه سازى مى كنند، طبق يك الگوى بى نظم رفتار مى كنند و اشتباهات برآمده از هر دوى اين منابع خطا به موازات اقدام براى انجام محاسبات پيش بينى وضع هوا سريعاً فزونى مى يابند.به رغم محدوديت هايش، اين فناورى هنوز براى اهداف ما اجتناب ناپذير جلوه مى كند. ما براى پيگيرى تجربيات مان اقدام به طرح ريزى يك سيستم بسيار كارآمد اوليه پيش بينى آب و هوا به نام «شبيه سازى چهاربعدى داده هاى تغييرپذير» 4 DVAR كرده ايم.

بعد چهارمى كه در اين روش به آن استناد شده «زمان» است. محققان «مركز پيش بينى هاى آب و هوايى متوسط اروپا» يكى از مهمترين مراكز هواشناسى جهان از اين تكنيك پيشرفته براى پيش بينى وضع آب و هواى هر روز اروپا استفاده مى كنند. براى تحقق بخشيدن به هدف متعالى استفاده بهينه از همه مشاهدات جمع آورى شده توسط ماهواره ها، كشتى ها، راهنماهاى شناور و حسگرهاى هوابرد پيش از آنكه عمليات پيش بينى آغاز شود4، DVAR اين اندازه گيرى ها را با يك حدس اوليه قابل قبول از كيفيت اوليه اتمسفر طى فرآيندى به نام يكسان سازى داده ها تركيب مى كند. اين حدس اوليه معمولاً يك پيش بينى 6 ساعته است كه در هنگام مشاهدات اصلى معتبر خواهد بود. توجه داشته باشيد كه4 DVAR براى هر مشاهده اى دليل موجهى اقامه مى كند، درست زمانى كه از آن به جاى گروه بندى آن مشاهدات در طول يك بازه زمانى چندساعته استفاده مى شود. نتيجه تركيب كردن داده هاى حاصل از مشاهده و حدس اوليه سپس براى گام برداشتن در مسير پيش بينى 6ساعته بعدى مورد استفاده قرار مى گيرد

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:54 PM
نوروز و تحويل سال
سال 83 ساعت 10:18:37 تحويل شد. اين زمان دقيق كه حتي با دقت‌هاي كمتر از ثانيه هم محاسبه ميشود از كجا ميآيد؟ روي كره آسمان (براي سادگي آسمان را كره‌اي فرض ميكنيم كه ستاره‌ها، خورشيد و سيارات روي آن قراردارند)، مشابه زمين خط‌هايي مثل طول و عرض جغرافيايي در نظر ميگيريم.

امتداد استواي زمين در كره آسمان، استواي سماوي را ميسازد، خطوط ميل موازي استواي سماوياند و امتداد محور زمين به قطب‌هاي آسمان ميرسد، قطب شمال آسمان بالاي قطب شمال زمين و قطب جنوب آسمان بالاي قطب جنوب زمين است. اگر دو قطب شمال و جنوب زمين را به هم وصل كنيم، خطي به‌دست ميآيد كه به آن محور گردش زمين ميگوييم. امتداد محور زمين كره فرضي آسمان را در دو نقطه قطع ميكند كه به آنها قطب‌هاي آسمان ميگوييم. اگر درست در نقطه قطب شمال زمين باشيد، قطب شمال آسمان دقيقا بالاي سر شماست و قطب جنوب آسمان زير پايتان.

خطوطي را موازي خط‌هاي عرض جغرافيايي زمين در آسمان رسم ميكنيم، به اين خط‌ها ميل ميگوييم. دايره‌اي را كه از تقاطع صفحه استواي زمين با كره آسمان تشكيل ميشود، استواي آسمان (استواي سماوي) ميناميم. استواي سماوي دقيقا بالاي استواي زمين قرار دارد، اگر در استواي زمين باشيد، استواي سماوي در آسمان شما نيم‌دايره‌اي است كه شرق را به غرب وصل ميكند و دقيقا از بالاي سرتان ميگذرد. و اگر در قطب‌هاي زمين باشيد استواي سماوي دايره افق شما خواهد بود.

همه ما ميبينيم كه خورشيد هر روز از شرق طلوع ميكند، مسيري را در آسمان ميپيمايد و در افق مغرب به پشت زمين ميرود و به خوبي ميدانيم كه اين حركت ظاهري خورشيد در اثر حركت وضعي زمين (گردش زمين به دور خودش در هر شبانه‌روز) پديد ميآيد. اما خورشيد حركت ديگري هم در آسمان دارد. اگر خورشيد آن‌چنان كم‌نور بود كه ديگر ستاره‌ها هم در كنارش ديده‌ميشدند، ميتوانستيم يك آزمايش جالب ترتيب دهيم. ما هر روز موقعيت خورشيد را در آسمان با در كنار ستاره‌ها ثبت ميكرديم و ميديديم كه خورشيد در زمينه ستاره‌هاي ثابت هر روز كمي به سمت غرب حركت ميكند. اين حركت خورشيد تصوير حركت انتقالي (گردش زمين به دور خورشيد) زمين است. در آزمايش ما خورشيد تقريبا 24/365 روز بعد دوباره به محل اولش در زمينه ستاره‌ها باز ميگردد. اين مدت را كه دقيقا برابر مدت زمان گردش زمين به دور خورشيد است، يك سال ميناميم.

وقتي كه هر روز محل خورشيد را زمينه ستاره‌ها ثبت كنيم، خطي به دست ميآوريم كه مسير حركت سالانه خورشيد در آسمان است. به اين مسير دايره‌البروج ميگوييم. در حقيقت دايره‌البروج تصوير صفحه مداري زمين روي كره آسمان است. از ديد ما روي زمين مسير حركت سالانه خورشيد در آسمان (دايره‌البروج) همواره ثابت است و از صورت‌هاي فلكي خاصي ميگذرد كه در نجوم قديم و طالع‌بيني به آنها برج ميگويند. وقتي كه ميگويند خورشيد در برج سنبله است، يعني خورشيد در صورت فلكي سنبله قراردارد.

به مسير حركت سالانه خورشيد در آسمان دايره‌البروج ميگوييم. دايره‌البروج با استواي سماوي زاويه 5/23 درجه ميسازد و در دو نقطه آن را قطع ميكند. به نقطه‌اي كه در آن خورشيد از جنوب استواي سماوي به شمال آن ميآيد، نقطه اعتدال بهاري ميگوييم. خورشيد در لحظه تحويل سال در نقطه اعتدال بهاري است.

دايره‌البروج با استواي سماوي موازي نيست و با آن زاويه 5/23 درجه ميسازد و در دو نقطه آن را قطع ميكند. اين يعني خورشيد در مسير سالانه‌اش گاه بالاتر و گاه پايين‌تر از استواي آسمان است. به همين دليل است كه از ديد ما كه در نيمكره شمالي زمين هستيم، خورشيد در تابستان ارتفاع بيشتري از افق ميگيرد و مستقيم به زمين ميتابد و روزهاي تابستان طولانيترند؛ چون خورشيد در تابستان بالا (شمال) استواي سماوي است.

وقتي كه خورشيد در يكي از دو نقطه‌اي است كه دايره‌البروج استواي سماوي را قطع ميكند، دقيقا عمود بر استواي زمين ميتابد. در اين زمان طول شب و روز در تمام نقاط زمين برابر است. به اين نقاط نقاط اعتدال و به اين زمان زمان اعتدال ميگوييم. اعتدال بهاري در ابتداي بهار رخ ميدهد و اعتدال پاييزي در ابتداي پاييز. در اعتدال بهاري خورشيد از جنوب (پايين) استواي سماوي به شمال آن ميآيد و پس از آن طول روزها براي ساكنان نيم‌كره شمالي زمين بيشتر خواهدشد.

لحظه تحويل سال شمسي زماني است كه خورشيد به نقطه اعتدال بهاري ميرسد. ايده و كار روي چنين تقويم دقيق و جالبي از شاهكارهاي ايرانيان بوده‌است و تقويم شمسي ميراث با ارزشي است كه به ما رسيده‌است.

اين نقشه محل خورشيد را در اين لحظه روي دايره‌البروج در نزديكي نقطه اعتدال بهاري نشان ميدهد. خط سياه دايره‌البروج، مسير حركت خورشيد، است. خط آبي افقي نمايان‌گر استواي آسمان و خط آبي عمودي نصف‌النهار مبدأ آسمان است. نقطه اعتدال بهاري محل تقاطع اين سه خط است. خورشيد در لحظه تحويل سال در اين نقطه قرارميگيرد.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:56 PM
انواع دماسنج ها
دما

دما يكي از عناصر اساسي شناخت هوا مي باشد، با توجه به دريافت نامنظم انرژي خورشيدي توسط زمين، دماي هوا در سطح زمين داراي تغييرات زيادي است كه اين تغييرات به نوبه خود سبب تغييرات ديگري در ساير عناصر هوا مي گردد. دماي هوا را به وسيله دماسنج اندازه گيري مي كنند.

انواع دماسنج ها

1 - دماسنج معمولي (استاندارد Thermometer)

اين دماسنج يك لوله بسيار باريك شيشه اي مسدود است كه در انتهاي آن محفظه اي تعبيه و از جيوه يا الكل پر شده است. در داخل لوله دماسنج خلاء كامل وجود دارد. گرم و سرد شدن مخزن باعث گرم و سردشدن مايع درون مخزن شده و متعاقب آن باعث بالا و پايين رفتن مايع در داخل مخزن شيشه اي مي شود، با مشاهده سطح مايع در داخل لوله دماسنج و قرائت عددي كه روي بدنه شيشه نوشته شده است دماي هوا در آن لحظه مشخص مي شود.

2 - دماسنج حداكثر (Max-Thermometer)

اغلب نياز است علاوه بر دماي معمولي هوا حداكثر دمايي كه در طول يك دوره معين مثلاً يك شبانه روز اتفاق افتاده است نيز اندازه گيري و تثبيت شود به اين منظور از دماسنج حداكثر استفاده مي كنند. اين نوع دماسنج با يك تفاوت جزيي تقريبا مشابه دماسنج هاي معمولي است به اين صورت كه لوله مويين آن در محلي كه به مخزن منتهي مي شود بسيار باريك شده است. هنگامي كه دما زياد مي شود جيوه داخل مخزن منبسط شده و نيروي حاصل مي تواند باعث راندن جيوه از داخل مجراي باريك بالاي مخزن به قسمت بالاي لوله گردد به اين ترتيب ارتفاع جيوه در داخل مخزن بالا مي رود و با كاهش دما مايع داخل مخزن منقبض مي شود ولي باريك بودن لوله از برگشت مايع به داخل مخزن جلوگيري مي كند و سطح مايع در داخل لوله در محلي كه بالاترين دماي قبلي اتفاق افتاده است باقي مي ماند بنابراين سطح فوقاني جيوه نشان دهنده حداكثر دماي اتفاق افتاده است.

3 - دماسنج حداقل (Minimum Thermometer)

دماسنج هاي حداقل براي تثبيت پايين ترين دماي اتفاق افتاده در يك دوره معين به كار مي رود دماسنج هاي حداقل مشابه دماسنج هاي معمولي است با اين تفاوت كه مايع داخل مخزن اين نوع دماسنج به جاي جيوه از مايعات رقيق تر مانند الكل استفاده مي شود. به علاوه در داخل لوله مويين يك سوزن شيشه اي كه دو سر آن گرد مي باشد رها گرديده كه به عنوان شاخص از آن استفاده مي شود، وقتي دماي هوا كاهش مي يابد با انقباض مايع سطح بالاي الكل در داخل لوله مويين با اعمال نيروي كشش سطحي شاخص سوزني را نيز به طرف پايين مخزن حركت مي دهد با افزايش دما مجدداً الكل در داخل لوله مويين از اطراف سوزن عبور كرده و به طرف بالا صعود مي كند اما سوزن در پايين ترين محلي كه قبلا در اثر كشش سطحي پايين آمده بود باقي مي ماند.

بنابراين قسمت بالايي شاخص شيشه اي پايين ترين دمايي را كه اتفاق افتاده است نشان مي دهد در حالي كه انتهاي سطح الكل در بالاي لوله دماي لحظه اي هوا را نشان مي دهد.

4 - دماسنج حداقل - حداكثر (Min-Max Thermometer)

اين دماسنج تركيبي از دو دماسنج حداقل و حداكثر مي باشد، اين دماسنج از يك لوله شيشه اي U شكل ساخته شده است كه دو انتهاي آن مسدود مي باشد. قسمت پاييني لوله U شكل با جيوه پر شده است. علاوه بر جيوه قسمت بالايي لوله قسمت چپ به طور كامل از الكل پر شده است اما نصف حجم لوله سمت راست كه انتهاي آن به صورت يك مخزن گشاد شده مي باشد از الكل پر شده است و نصف ديگر آن از يك نوع گاز پر شده است. در بالاترين سطح جيوه و در داخل الكل در هر دو ستون شاخص هاي شيشه اي رنگي كه يك سوزن در وسط آن تعبيه شده است وجود دارد در اثر گرم و سرد شدن و متعاقب آن انبساط و انقباض سطح جيوه بالا و پايين مي رود. بالاترين حدي كه جيوه در شاخه سمت چپ بالا رفته است دماي حداقل و بالاترين حدي كه جيوه در شاخه سمت راست بالا رفته دماي حداكثر را نشان مي دهد.

5 - دمانگار (Thermograph)

دمانگار يك وسيله كاملاً مكانيكي است و با استفاده از يك عنصر فلزي كه انحناي آن با دما تغيير مي كند ساخته شده است يك طرف عنصر فلزي حساس به تغييرات دما كه داراي انحنا مي باشد به بازوي اهرم طويل و متحركي بسته شده است كه اين بازو ممكن است مستقيماً دما را از روي يك مقياس ساده درجه بندي شده نشان دهد و يا اينكه انتهاي بازو به يك قلم ثبات متصل گردد. با تغيير دماي هوا انحناي فلز تغيير مي كند و اين امر با توجه به نحوه تغييرات دما باعث انحراف قلم در انتهاي بازوي مكانيكي به طرف بالا و پايين در روي كاغذ گراف مي گردد و دماها ثبت مي شوند.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:58 PM
معرفي رادارهاي هواشناسي و محصولات آن
چكيده:

رادار يك سيستم الكترومغناطيسي است كه براي تشخيص و تعيين موقعيت هدف بكار مي رود . با رادار مي توان درون محيطي را كه براي چشم ،غير قابل نفوذ است ديد مانند تاريكي ،باران،مه.برف،غبار و غيره.اما مهمترين مزيت رادار توانايي آن در تعيين فاصله يا حدود هدف مي باشد.كاربرد رادارها در اهداف زميني ، هوايي،دريايي،فضايي و هواشناسي مي توان پيش بيني هاي لازم را ارائه كرد.ايجاد سيستمي با توانايي بالا در رديابي پديده ها هدف عمده رادارهاي هواشناسي كشور است.

مقدمه:

رادار يك سيستم الكترومغناطيسي است براي تشخيص و تعيين موقعيت هدفها بكار مي رود.اين دستگاه بر اساس ارسال يك شكل موج خاص به طرف هدف است.براي مثال با يك موج سينوسي با مدولاسيون پالسي تجزيه و تحليل بازتاب آن عمل مي كند.

با رادار مي توان درون محيطي را كه براي چشم غير قابل نفوذ است ديد مثل تاريكي ، باران ،مه برف ،غبار و غيره،اما مهمترين مزيت رادار،توانائي آن در تعيين فاصله يا حدود هدف مي باشد.

لازم به ذكر است كه بدانيم كلمه رادار اختصاري از كلمات Radar Detection And Ranging است،چرا كه رادار در ابتدا بعنوان وسيله اي براي هشدار نزديك شدن هواپيماي دشمن بكار مي رفت و ضد هوايي را در جهت مورد نظر مي گرداند.اما يكي از مهمترين وظايف رادار تعيين فاصله هدف تا فرستنده است كه هيچ تكنيك ديگري بخوبي وبه سرعت رادار قادر به اندازه گيري اين فاصله نيست.

يك رادار ساده شامل آنتن ،فرستنده ،گيرنده و عنصر آشكار ساز انرژي يا گيرنده مي باشد. آنتن فرستنده پرتوهاي الكترومغناطيسي توليد شده توسط نوسانگر را دريافت و گيرنده مي دهد. معمولي ترين شكل موج در رادارها يك قطار از پالسهاي باريك مستطيلي است كه موج حامل سينوسي را مدوله مي كند.

رادارها در روي زمين ودر هوا، دريا و فضا بكار گرفته مي شوند.رادارهاي زميني بيشتر براي آشكار سازي ،تعيين موقعيت و رديابي هواپيمايا اهداف هوايي مورد استفاده قرار مي گيرند.رادارهاي دريايي بعنوان يك وسيله كمكي به كشتيراني و وسيله اي مطمئن براي تعيين موقعيت شناورها،خطوط ساحل و ديگر كشتيها و همچنين ديدن هواپيما بكار مي روند.رادارهاي هوايي براي آشكار سازي هواپيا،كشتي و وسائط نقليه زميني و يا نقشه برداري زمين،اجتناب از طوفان جلوگيري از برخورد با زمين و يا ناوبري مي توانند مورد استفاده قرار گيرند.در فضا ،رادار به هدايت اجسام پرنده كمك مي كند و براي ارتباط راه دور با زمين و دريا بكار مي رود.

امروزه رادارهاي مجهزي جهت شناسايي مراكز طوفان و اندازه گيري شدت بارندگي و انواع رگبارها در اختيار هواشناسان قرار دارد.بازتاب اشعه رادار در صفحه تصوير منعكس شده و توسط دستگاههاي اندازه گيري، مشخصات سيگنال رسيده دقيقا مورد بررسي قرار مي گيرد و فاصله هدف تا مبدا ( ايستگاه زميني رادار) توسط واحد مربوط بنام rang unit اندازه گيري مي شود.

امروزه تقريبا تمام دنيا از رادارهاي هواشناسي براي مقاصد مختلف استفاده مي كنند. استفاده از اين دستگاه هواشناسي از زمان جنگ شروع شده است بدين معنا كه متخصين رادار مشاهده مي كردند هر زمان بين هدف و دستگاه رادار ابر باران زا مشاهده شود،مشاهده شود،مشاهده هدف مشكل و گاهي غير مكن است ولي اگر ابر بدون باران باشد اشكال چنداني بوجود نمي آيد.در اينجا به توضيحات بيشتر در اين زمينه مي پردازيم.تقريبا هميشه براي وضعيت هواشناسي از طول موج هاي بلند استفاده مي شود.وليكن در اين رادارها طول موجها را ميتوان به 10 سانتي متر يا كمتر مختصر كرد.

واضح است كه گاهي اوقات گرفتن بازتاب ها از اهداف هواشناسي بوده و ممكن است موجب كاهش در حداكثر برد رادار شود.گاهي اوقات مسير انتقال را تحت تاثير قرار مي دهد. اخيرا رادارها در هواشناسي و غيره با هدف از بين بردن نتايج اشتباه با مدارها تركيب شده اند. با اتمام يافتن جنگ در سال 1945،در بخش هواشناسي رادارهاي مناسب زيادي ارائه شد.كه بيشتر از طول موج هاي 3 الي 10 سانتي متر استفاده مي كردند، آنها داده ها را دريابي كرده و مشاهدات جديد را به صورت بالفعل درآورده و ميانگين آنها را بدست مي آورند.در برخي از كشورها محققيق برنامه هايي را اجرا كرده و حوادث ناشي از بازتاب را در هواشناسي مورد بررسي قرار دادند،اين بازتاب (برگردان) داده ها را مي توان در اطلاعات هواشناسي مورد استفاده قرارداد و بررسي كرد كه چگونه سيستم هاي مختلف رادار مي تواند در بخش هاي ديگر موثر بوده و مورد استفاده قرارگيرد.برخي از كشورها در سال هاي 1950 و 1960 شروع به استفاده هاي بهتري از رادارها كردند.بين رادارهاي هوايي و دريايي اختلاف ناچيزي وجود دارد.هر دو براي رديابي و پيگيري توفان هاي تندري و سيليكون ها مورد استفاده قرار مي گيرند.اغلب محل فرودگاه در نقاطي كه بيشترين حساسيت را در برابر توفان ها دارد،قرار مي گيرد.در اين موارد (هنگام بروزطوفان) به ساكنين و هواپيماها هشدار مي دهند.اين اطلاعات موجب افزايش ديده باني در بخش هاي مختلف پيش بيني مي گردد،در برخي از اين روش ها ميزان بارندگي را به طور دقيق تعيين مي كنند. بنابراين رادارها امكان توسعه اطلاعات و داده هاي هواشناسي را مسير مي سازند.

در ضمن مي توان ميزان بارندگي را دقيق اندازه گيري كرد و در بخش هاي تحقيقاتي هواشناسي و هيدرولوژي (آ‎بشناسي) مورد استفاده قرار داد.بنابراين با استفاده از كامپوترها ي اوليه مي توان مقدار زيادي از داده ها را با كمك افراد ارائه و با داده هاي ديجيتالي بطور يكسان مورد پردازش قرار داد و مكن است تنها تعدادي از حوادث معروف را انتخاب نمايند.علاوه بر اين ،مي توان با حداقل تجربه داده ها را تهيه و به شخص استفاده كنند انتقال داد.

در اواخر سال هاي 1960 همزمان با ظهور كامپيوترهاي سريع و كوچك ،استفاده از رادار نيز توسعه يافت.ممكن است در شرايط عادي داده هاي رادار تنها متعلق به اطلاعاتي در مورد بارندگي باشد.باشد.بنابراين در اغلب موارد نياز به دقت در داده ها و اصلاح اين ميانگين ها مي باشد .اين كار هميشه بطور مداوم صورت مي گيرد .وليكن برخي از كشورها ثابت كردند كه داده هاي ارائه شده از رادار تاحدودي براي هشدار دادن سيل و براي مديريت كلي آب مناسب مي باشد.تركيب داده ها با استفاده از چند رادار،علاوه بر شكل مركب داده هاي تركيبي رادار،داده هايي كه با استفاده از ماهواره ها بدست مي آيند و داده هايي كه بيشتر از ابزار و ادوات ويژه هواشناسي بدست مي آيند تماما مورد بررسي و پيگيري قرار مي گيرند.

از چندين ساعت قبل ميزان بارندگي پيش بيني مي شود و داده ها و اطلاعات رادار ها از طريق صفحه تلويزيون و كامپيوترها براي پردازش بيشتر مدل هاي هواشناسي و هيدرولوژي(آبشناسي) مورد استفاده قرار مي گيرد و با توجه به ديجيتال بودن سيستم ها مي توان از داده ها براي بدست آوردن ميزان بارش نواحي مختلف بهره برد.بنابراين مي توان اين ارقام و اطلاعات را به آ‎ساني تا مسافت هاي زيادي براي نمايش دادن به كاربر ارسال كرد و ميزان زيادي از كارهاي باقي مانده داد.

معيارهاي رايج در نصب و راه انداري رادار در سال 1981 فرض بر اين بود كه رادارهاي هوايي كه در بخش هاي سراسر جهان مورد استفاده قرار مي گرفت بين 600 تا 650 رادار بوده است در اينجا در مورد تعدادي از باند- C ( cm 5 ) و باند X (cm 3 ) كه احتمالا هر كدام كمي بيش از 200 بوده،باند S (cm 10 تا حدودي كمتر از 200 است و مابقي طول موج رادارها در حدود 60 است كه تعدادي از باند-X / باند-S و برخي از باند-K (cm 0.86 )/باند X را شامل مي شود.طول موجي كه براي رادارها معمولا استفاده مي شود توسط USSR يا برخي از كشورهاي همجوار مورد استفاده قرار مي گيرد.در حدود 200 سيستم رادار ايجاد شده است كه برخي از آنها ارقام را مورد پردازش قرار مي دهند و بطور معمول PPI / RHI را نمايش مي دهند و بطور خودكار كمتر از 60 پردارش را در سيستم انجام داده و داده ها را ارائه مي نمايند،البته اين اعداد به سرعت افزايش مي يابند.

دانشمندان هواشناسي توانستند با مشاهده اين پديده ها و ارتفاع و شدت ابرهاي طوفان زا و داراي بارندگي را بر روي نقشه مشخص كنند و حتي رشد نمو و تغييرات آنها را مطالعه نمايند. گفتيم در رادارهاي هواشناسي صفحات مختلفي بكار مي رود كه رايج ترين اين صفحات PPI مي باشد.علت استفاده از PPI در هواشناسي اين است كه تنها چنين راداري مي تواند طوفانها و بارندگيها را مشخص و جهت آنرا تعيين سازد.

با آگاهي از امكانات رادارهاي هواشناسي ، پروژه رادار هواشناسي در كشور تصميم به راه اندازي اين سيستم پيشرفته در كشور دارد.

كاربردهاي رادارهاي هواشناسي ايجاد سيستمي با توانايي كشف، رديابي و تخمين عملكرد سيستم هاي فعال جوي براي برآورده نمودن نيازهاي زير هدف عمده پروژه رادارهاي هواشناسي است.

1- امنيت ترافيك هوايي

با توجه به اينكه رادار هواشناسي مي تواند پديده هاي جوي را در سطوح فوقاني با دقتي بالا كشف و رديابي كند،اين امكان را فراهم مي آورد تا خلبان پيش از ورود هواپيما به منطقه اي كه شرايط نامناسب جوي دارد از موضوع آگاهي پيدا كند و تصميمات لازم را اتخاذ نمايد.

2-كمك به مديريت منابع آب

رادار هواشناسي امكان پيش بيني هاي كوتاه مدت و دقيق از ميزان بارندگي را فراهم مي آورد. اين پيش بيني ها مي تواند مبناي خوبي را براي مديريت منابع آب از قبيل تنظيم دريچه هاي خروجي آب از سدها براي جلوگيري از سر ريز شدن،پاكسازي راه آبها و… فراهم آورد.

همچنين اين اطلاعات مي تواند براي صدور هشدار نسبت به وقوع سيلاب يا طوفان بكار رود.علاوه بر اين اطلاعات جمع آوري شده مي تواند براي پيش بيني هاي بلند مدت در مورد ميزان بارندگي و به تبع آن منابع آب بكار رود كه در موارد متعددي چون توليد برق و كشاورزي كاربرد دارد.

3- كشاورزي

همانطور كه گفته شد رادار هواشناسي امكان پيش بيني هاي كوتاه مدت بارندگي را فراهم مي آورد.اين پيش بيني ها علاوه بر ميزان بارندگي،شدت و نوع آن را نيز شامل مي شود.به اين ترتيب پديده هاي زيانبار براي محصولات كشاورزي از قبيل تگرگ ،باران شديد و طوفان قابل پيش بيني خواهد بود.

4-تعديل آب و هوا

شناسايي و رديابي توده هاي فعال و غير فعال جوي و برآورد نوع فعاليت آنها مي تواند منجر به اتخاذ تصميم درست و به موقع براي باروري ابرها،تبديل تگرگ به باران و ساير روشهاي تعديل آب و هوا گردد.

5-تحقيقات

يكي از زمينه هاي باز تحقيقات ،ايجاد الگوريتم و روشهاي براي پيش بيني و تخمين سيستمها مي باشد.اينكار با داشتن داده هاي آماري دقيق و با فاصله زماني هر چه كوتاهتر ممكن مي شود.داشتن آماري با دقت زماني و فشردگي مكاني بالا از بارندگي،براي پيشبرد اين اهداف مناسب مي باشد.

6-مديريت راهها

فراهم آوردن امكان پيش بيني بارش برف و ساير نزولات آسماني و طوفانها مي تواند عاملي مؤثر در جلوگيري از حوادث رانندگي ناشي از لغزندگي معابر و سوانح ناشي از سقوط بهمن باشد.

7-پيش بيني عمومي وضع هوا

رادار هواشناسي كاربرد عمده اي در پيش بيني هاي كوتاه مدت و بلند مدت وضع هوا و تحليل شرايط جوي دارند و دضعيت جوي حاضد را با تصويرهايي گويا و زيبا ارائه مي دهند كه قابل ارائه از طريق رسانه هاي جمعي نظير تلويزيون و اينترنت مي باشد.

محصولات رادار

محصولات هواشناسي شامل محصولات اوليه و ثانويه هستند كه از داده هاي خام اوليه V ، Z، W بدست مي آيند.از محصولات رادار مي توان به چند مورد اشاره نمود كه عبارتند از:محصول هواشناسي ( PPI RHI CAPPI VAD … ) محصول آبشناسي ( RDS AZS ) محصول پيشبيني و هشدار ( HHW WRN … ) محصول پديده ها ( SWI MESO …)

در نهايت اميد بر اينست كه با راه اندازي رادارهاي هواشناسي و ادامه آن در فازهاي بعد بتوان در جهت بهبود پيش يابي هاي وضع هوا گامي بزرگ برداشت.

منابع:گزارش پيشرفت پروژه رادار،سازمان هواشناسي كشور 1382

شهرزاد قند هاري

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 12:59 PM
اتمسفر زمين را بر حسب چگونگي روند دما، اختلاف چگالي، تغييرات فشار، تداخل گازها و سرانجام ويژگيهاي الكتريكي به لايه‌هاي زير تقسيم كرده‌اند: 1- تروپوسفر (Troposphere)
تروپوسفر پايين ترين لايه اتمسفر است كه خود از لايه هاي كوچكتري تشكيل شده است.
وجه تمايز اين لايه با ديگر لايه هاي اتمسفر، تجمع تمامي بخار آب جو زمين در آن است؛ به همين دليل بسياري از پديده هاي جوي كه با رطوبت ارتباط دارند و عاملي تعيين كننده در وضعيت هوا به شمار مي آيند (از قبيل ابر، باران، برف، مه و رعد و برق) تنها در اين لايه رخ مي دهند.
منبع حرارتي لايه تروپوسفر انرژي تابشي سطح زمين است. از اين رو با افزايش ارتفاع با كاهش دما مواجه خواهيم بود.
ضخامت تروپوسفر، از شرايط حرارتي متفاوتي كه در عرضهاي جغرافيايي مختلف حاكم است تبعيت مي كند. اين ضخامت معمولاً از 17 تا 18 كيلومتر در استوا به 10 تا 11 كيلومتر در مناطق معتدل و 7 تا 8 كيلومتر در قطبها تغيير مي كند.
2- استراتوسفر (Stratosphere)
لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود 23 كيلومتر است. در 3 كيلومتر اول استراتوسفر، دماي هوا ثابت است اما در قسمتهاي بالاتر دماي هوا با ارتفاع افزايش مي يابد.
در استراتوسفر به ندرت ابر تشكيل مي شود و تنها در شرايط ويژه اي ممكن است ابرهاي كوهستاني به نام ابرهاي مرواريدي در ارتفاع 21 تا 29 كيلومتري از سطح زمين ظاهر شوند كه علت وجود آنها حركات موجي شكل هوا از سوي موانع مي باشد.
از ديگر ويژگيهاي مهم استراتوسفر وجود ازن در اين لايه است كه بخصوص در ارتفاع 20 تا 30 كيلومتري سطح زمين بر اثر واكنشهاي مختلف فتوشيميايي بدست مي آيد. مقدار ازن در اين لايه معمولاً روند فصلي دارد حداكثر آن در بهار و حداقل آن در پاييز مشاهده مي شود.
3- مزوسفر (Mesosphere)

در بالاي لايه گرم ازن لايه مزوسفر قرار دارد كه دما در آن متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ 3/0 سانتيگراد به ازاي هر 100 متر كاهش مي يابد به طوريكه دما در مرز فوقاني آن در ارتفاع 80 تا 90 كيلومتري به 80- درجه سانتيگراد مي رسد. و نتيجه اين دماي پايين انجماد بخار آب ناچيز موجود در اين لايه است كه باعث بوجود آمدن ابرهاي شب تاب مي شوند. اين ابرها درتابستان و در عرضهاي بالا ديده مي شوند. مزوسفر سردترين لايه اتمسفر تلقي مي شود.
4 - يونوسفر (Ionosphere)
از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي 1000 كيلومتري اتمسفر زمين، بار الكتريكي شديدي حاكم است كه زاييده وجود يونها و الكترونهاي آزاد است. در حقيقت پرتوهاي پر انرژي خورشيد كه از فضاي خارج به طبقات بالايي اتمسفر وارد مي شوند باعث گسستگي پيوند يا يونيزاسيون مولكولها و اتمها مي شوند. بر اثر يونيزاسيون، الكترون آزاد مي شود و باقي مانده اتم به صورت يون در مي آيد؛ به همين علت اين لايه از جو را يونوسفر ناميده اند.
شدت يونيزاسيون در تمام ارتفاعات يونسفر يكسان نيست؛ بنابراين لايه هاي متفاوت با تراكم الكترون و يون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در يونسفر وجود دارد؛
اين لايه ها در ارتباطات راديويي اهميت بسياري دارند. اين لايه ها عبارتند از لايه هاي D,E,F .
5 - اگزوسفر (Exosphere)
شرايط موجود در يونوسفر در اين لايه نيز حاكم است؛ بدين معني كه گازها در اين لايه همچنان قابليت هدايت الكتريكي خود را حفظ مي كنند. سرعت ذرات در اين لايه بسيار زياد است و در مواردي به 2/11 كيلومتر در ثانيه مي رسد.
اگزوسفر لايه گذار جو به فضاي كيهاني به شمار مي آيد كه بخش فوقاني آن را در ارتفاع بيش از سه هزار كيلومتري از سطح زمين برآورد كرده اند.
فشار هوا
http://robot.ir/blog/mollasadra/files/frsgar%28%21%21%21%29.jpgفشار هوا نيرويي است كه هوا بر يك واحد از سطح زمين وارد مي كند و مقدار آن در سطح درياي آزاد، برابر است با وزن ستوني از جيوه به ارتفاع 76 سانتيمتر. واحد اندازه گيري فشار هوا در آب و هواشناسي ميلي بار يا هكتوپاسكال مي باشد؛ هر ميلي بار يا هكتوپاسكال برابر با 1000 دين بر سانتي متر مربع مي باشد فشار ستون هوا در سطح درياي آزاد 1013 هكتوپاسكال بر سانتي متر مربع مي باشد.
از آنجا كه تراكم هوا با ارتفاع كاهش مي يابد، با افزايش ارتفاع فشار هوا نيز كم مي شود، اما تغيير فشار برحسب ارتفاع چندان منظم نيست؛ به طور كلي تا ارتفاع 1500 متري سطح زمين به ازاي هر 100 متر افزايش ارتفاع، فشار هوا حدود 12 هكتوپاسكال كم مي شود. پراكندگي افقي فشار اتمسفر را با استفاده از خطوط هم فشار به صورت سطح هم فشار نشان مي دهند. خط هم فشار خطي است كه تمام نقاط با فشار يكسان را به هم مربوط مي كند. نقشه هاي هم فشار براي سطوح مختلف اتمسفر تهيه مي شود.
پراكندگي فشار در سطح زمين

تكرار حالتهاي لحظه اي هوا در دراز مدت در پراكندگي فشار، الگويي ميانگين را نشان مي دهد كه كمابيش انعكاس تاثيرهاي گردش عمومي جو است، در نقشه هاي ميانگين فشار نمود هاي زودگذر و نادر ديده نمي شود و در مقابل نمود هاي عمده و غالب چه در مقياس محلي و چه در مقياس جهاني جلوه مي كنند؛ بنابراين مطالعه نقشه هاي ميانگين فشار اگر چه در كاربرد موضعي يا كوتاه مدت چندان كارآمد نيست اما براي شناخت نمود هاي عمده و غالب گردش عمومي هوا مهم است.
مراكز عمده فشار در سطح زمين به تبعيت از سيستم نصف النهاري گردش عمومي هوا، از استوا تا قطب به صورت كمربندهاي مداري متناوبي جلوه مي كند؛ اما وضعيت خشكي و دريا در نيمكره شمالي اين منظم را به هم مي زند و مراكز ياد شده را به صورت سلولهاي جدا از هم در مي آورد.
نتيجه گردش عمومي هوا در دراز مدت، وجود كمربندهاي كم فشار در استوا، پر فشار در منطقه جنب حاره كم فشار در منطقه معتدله و احتمالا در منطقه قطبي است.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:02 PM
آيا مي دانيد :
1- ايران بدليل تنوع و انواع زلزله ها ، به بهشت زلزله شناسان معروف است .
2- غربي ها از روش پيش بيني زلزله بهره مي گيرند و شرقي ها از روش پيشگير ي آن و ما از هيچكدام .
3- سيكل زلزله 7 ريشتري در ايران ده سال ، با يكسال اختلاف است و در خراسان دوره آن معمولا َ 20 ساله يا 30 ساله است .
4- تنها شهرهاي امن ايران كه امكان زلزله شديد در آنها كم است اوّل آبادان و بعد اصفهان است ؟
5- اولين برف ايران در آذربايجان است و آخرين برف ايران نيزدر آذربايجان است . به عبارت ديگر زمستان ايران در آذربايجان شروع مي شود و در آذربايجان نيز تمام مي شود .
6- جنگلها قبل از انسانها و بيابان ها بعد از انسانها بوجود آمده اند .
7- قسمتهاي وسيعي از كشور هلند پايين تر از سطح دريا است و ارتفاع موج در اين مناطق نيز زياد است كه اين كشور به وسيله ايجاد سد هايي از نفوذ آب به داخل سرزمين خود جلوگيري كرد ه است و هلندي ها به همين دليل اين شعار معروف را در دنيا مي دهند ، خداوند زمين را آفريد و هلندي ها ، هلند را.
8- سونامي يا تسونامي،پديده شرق آسيا است و يك كلمه ژاپني است كه شامل دو كلمه «سو » و « نامي » مي باشد كه سو به معني ساحل و بندر است و نامي به معني موجهاي بلند است .
9- كاترينا نام يك طوفان در آمريكا است كه نام يك خانم دراين منطقه گرفته شده است زيرا كه اين خانم خيلي زود طوفاني مي شده است .
10- گرينلند از دو كلمه «گرين» به معني سر سبز و سبزي و «لند » به معني سرزمين است مي گويند در گذشته شخص براي اينكه مردم را براي سكونت به اين منطقه بكشاند به دروغ به مردم اعلام كرده است كه به اين منطقه بياييد كه جايي بسيار سر سبز و آبادي است وقتي مردم به آنجا رفته اند ، ديده اند كه منطقه يخ بسته است و گفته او دروغ است و بنابراين همين نامگذاري دروغ او ، روي اين منطقه مانده است .
11- كوههاي هزار مسجد در شمال خراسان است . از آنجايي كه اين كوهها نزديك به هزار ستون دارد كه شبيه به ستون هاي مسجد است به كوههاي هزار مسجد معروف است .
12- زاينده رود : علت نامگذاري اين رود به اين جهت است كه هر چه از بالا به طرف پايين مي آيد ، آبش زايش پيدا مي كند .
13- درآذربايجان به رود ، چاي مي گويند مثلا ً آجي چاي كه به درياچه اروميه مي ريزد آب آجي چاي تا نزديكي تبريز شيرين است و از تبريز به بعد ، اين رود در مسير خود از روي گنبد هاي نمكي به اسم دوز دوزان عبور مي كند كه در زبان تركي دوز به معني نمك و دوزان به معناي گنبد هاي نمكي است كه بعد از عبور از روي اين گنيد هاي نمكي از شوري زياد ، تلخ مي شود و بعد از آن «تلخه رود » نام مي گيرد .
14- شهر دزفول در خوزستان ، علت نامگذاري آن اين است كه زمينهاي كشاورزي بوسيله رود دز ، فولِ آب مي شود .
15- شهر مياندواب در جنوب درياچه اروميه قرار دارد و از آنجايي كه اين شهر ، ميان دو رود خانه زرينه رود و سيمينه رود قرار دارد به مياندواب معروف است
16- خشكسالي تعريف مشخصي ندارد مثلا ً در انگلستان اگر در فاصله دو هفته باران نيايد مي گويند ، امسال خشكسال است .
17- News به معني اخبار است كه n به معني شمال و e به معني شرق و w به معني غرب و s به معني جنوب يعني خبر هايي كه از چهار جهت جغرافيايي مي باشد
گردآورنده : سيد رضا پور هاشمي دبير جغرافيا

1- ايران بدليل تنوع و انواع زلزله ها ، به بهشت زلزله شناسان معروف است .
2- غربي ها از روش پيش بيني زلزله بهره مي گيرند و شرقي ها از روش پيشگير ي آن و ما از هيچكدام .
3- سيكل زلزله 7 ريشتري در ايران ده سال ، با يكسال اختلاف است و در خراسان دوره آن معمولا َ 20 ساله يا 30 ساله است .
4- تنها شهرهاي امن ايران كه امكان زلزله شديد در آنها كم است اوّل آبادان و بعد اصفهان است ؟
5- اولين برف ايران در آذربايجان است و آخرين برف ايران نيزدر آذربايجان است . به عبارت ديگر زمستان ايران در آذربايجان شروع مي شود و در آذربايجان نيز تمام مي شود .
6- جنگلها قبل از انسانها و بيابان ها بعد از انسانها بوجود آمده اند .
7- قسمتهاي وسيعي از كشور هلند پايين تر از سطح دريا است و ارتفاع موج در اين مناطق نيز زياد است كه اين كشور به وسيله ايجاد سد هايي از نفوذ آب به داخل سرزمين خود جلوگيري كرد ه است و هلندي ها به همين دليل اين شعار معروف را در دنيا مي دهند ، خداوند زمين را آفريد و هلندي ها ، هلند را.
8- سونامي يا تسونامي،پديده شرق آسيا است و يك كلمه ژاپني است كه شامل دو كلمه «سو » و « نامي » مي باشد كه سو به معني ساحل و بندر است و نامي به معني موجهاي بلند است .
9- كاترينا نام يك طوفان در آمريكا است كه نام يك خانم دراين منطقه گرفته شده است زيرا كه اين خانم خيلي زود طوفاني مي شده است .
10- گرينلند از دو كلمه «گرين» به معني سر سبز و سبزي و «لند » به معني سرزمين است مي گويند در گذشته شخص براي اينكه مردم را براي سكونت به اين منطقه بكشاند به دروغ به مردم اعلام كرده است كه به اين منطقه بياييد كه جايي بسيار سر سبز و آبادي است وقتي مردم به آنجا رفته اند ، ديده اند كه منطقه يخ بسته است و گفته او دروغ است و بنابراين همين نامگذاري دروغ او ، روي اين منطقه مانده است .
11- كوههاي هزار مسجد در شمال خراسان است . از آنجايي كه اين كوهها نزديك به هزار ستون دارد كه شبيه به ستون هاي مسجد است به كوههاي هزار مسجد معروف است .
12- زاينده رود : علت نامگذاري اين رود به اين جهت است كه هر چه از بالا به طرف پايين مي آيد ، آبش زايش پيدا مي كند .
13- درآذربايجان به رود ، چاي مي گويند مثلا ً آجي چاي كه به درياچه اروميه مي ريزد آب آجي چاي تا نزديكي تبريز شيرين است و از تبريز به بعد ، اين رود در مسير خود از روي گنبد هاي نمكي به اسم دوز دوزان عبور مي كند كه در زبان تركي دوز به معني نمك و دوزان به معناي گنبد هاي نمكي است كه بعد از عبور از روي اين گنيد هاي نمكي از شوري زياد ، تلخ مي شود و بعد از آن «تلخه رود » نام مي گيرد .
14- شهر دزفول در خوزستان ، علت نامگذاري آن اين است كه زمينهاي كشاورزي بوسيله رود دز ، فولِ آب مي شود .
15- شهر مياندواب در جنوب درياچه اروميه قرار دارد و از آنجايي كه اين شهر ، ميان دو رود خانه زرينه رود و سيمينه رود قرار دارد به مياندواب معروف است
16- خشكسالي تعريف مشخصي ندارد مثلا ً در انگلستان اگر در فاصله دو هفته باران نيايد مي گويند ، امسال خشكسال است .
17- News به معني اخبار است كه n به معني شمال و e به معني شرق و w به معني غرب و s به معني جنوب يعني خبر هايي كه از چهار جهت جغرافيايي مي باشد
گردآورنده : سيد رضا پور هاشمي دبير جغرافيا

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:03 PM
جنگلهاي آمازون

مقدمه

آمازون، نام جنگل بسیار بزرگی در امریکای جنوبی است. جنگلهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می‌باشند. متوسط درجه حرارت، در مرکز آمازون، در حدود ۳۰ درجه سانتیگراد (۸۶ درجه فارنهایت) غربی‌ترین بخش این منطقه، در حدود ۲۵ درجه سانتیگراد (۷۶ درجه فارنهایت) می‌باشد. تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می‌بارد.












جنگل هاى بارانى آمازون در خطرند


طرفداران محيط زيست رفع ممنوعيت فروش محصولات اصلاح ژنتيكى شده در برزيل را تهديد جدى براى جنگل هاى بارانى آمازون مى دانند. در قانون جديد، عرضه و كشت محصولات اصلاح ژنتيكى شده به ويژه سويا براى صادرات تاييد شده است. شركت هاى بيوتكنولوژى و كشاورزان بزرگ برندگان اين قانون جديد محسوب مى شوند. هرچند اين اقدام و همچنين قانونى شدن تحقيقات بر روى سلول هاى بنيادى جنين انسان از ديد مردم برزيل حركتى به سوى برزيل نوين است، اما طرفداران محيط زيست مى گويند جنگل هاى بارانى و كشاورزان كوچك بازنده ماجرا هستند. طرفداران محيط زيست نگران هستند محصولات اصلاح ژنتيكى شده، گونه هاى بومى را نابود كند، در زنجيره غذايى اختلال به وجود آورد و امكان ورود اين محصولات به مناطق جديد مانند جنگل هاى پاكسازى شده آمازون را فراهم سازد. تخريب بزرگ‌ترين جنگل بارانى جهان طى دو سال گذشته براى دومين بار به بالاترين حد خود رسيد. سال گذشته بخشى از جنگل آمازون به وسعت ۲۳ هزار كيلومتر مربع نابود شد. طرفداران محيط زيست مى گويند دامداران و چوب برها درختان جنگل هاى بارانى و علفزارهاى استوايى را نابود مى كنند و كشاورزان زمين هاى خالى شده از درخت را به كشتزار تبديل مى كنند.




رودخانه آمازون

آمازون بزرگ‌ترین رودخانه جهان است که انشعابات زیادی دارد که بخشی از آن به دریا ریخته و نیز حدودا" دو درصد از آب شیرین این رودخانه به اقیانوسها میریزد. بستر این رودخانه بسیار عریض و طویل است و از نظر درازا یکی از طولانی‌ترین رودخانه‌ها ی جهان است که بین 6.2 و 6.7 هزار کیلومتر درازا دارد.
در طول سده گذشته رودخانه‌های آمازون و نیل برای اثبات طویلترین بودن همواره با یکدیگر در رقابت بوده اند. طول واقعی این رودخانه‌ها همواره در معرض تغییر و تحول بوده و هرگز متخصصان نتوانسته‌اند مقدار واقعی آن را اندازه گیری کنند. آمارها نشان داده که رود نیل در افریقا به شکل متغیر بین 5.4 تا 6.7 هزار کیلومتر درازا دارد. اما جدا از این مساله در خصوص مقدار آب موجود، هیچ شکی نیست که آمازون پر آب تر است.

در فصل خشکی و کم آبی پهنای رود آمازون به حدود 11.6 کیلومتر میرسد. این منطقه از آمریکا ی جنوبی توسط بستر اصلی رودخانه و البته انشعابات فرعی آن که گاها" به سه برابر خود رودخانه میرسد محاصره می‌شود.

پرنده توکان روی یک درخته عنبه در کناره‌های رود آمازون به طور متوسط در فصل کم آبی زمینها به مسافت 111,000 کیلومتر از آب پوشیده می‌شود و در فصول بارانی حوزه رودخانه حتی تا 350,000 کیلومتر هم میرسد. زمانی که رود آمازون طغیان می‌کند و انشعابات آن هم پر آب و طغیانی می‌شوند، ممکن است عرض آن در مدخل رودخانه به 325 کلیومتر و در سایر نقاط به 40 کیلومتر نیز برسد. دهانه رود یعنی جایی که با دریا ارتباط دارد بسیار پهن و البته عمیق است، به طوریکه کشتیهای بزرگ می‌توانند به راحتی می‌توانند در آن رفت و آمد کنند.


طبیعت بکر آمازون تنها بزرگ‌ترین رودخانه جهان نیست بلکه خانه حیات وحش و طبیعت دست نخورده دنیاست. آیا تا به حال یک گربه ماهی دیده اید؟ آنها به راحتی در آبهای گرم و نسبتا" راکد دریاچه‌ها پیدا می‌شوند و البته برخی از مردم آنها را به عنوان حیوانات خانگی در آکواریوم هایشان نگاه میدارند. گربه ماهی‌ها واقعا" بد قیافه هستند و به شکل عجیبی کریه‌اند و با سر پهن و تختی که دارند و موهایی که اطراف سر و دهانشان روییده، شبیه ماهی هستند.

این گربه ماهیها در آمریکا بسیار آشنا هستند و مردم آنها را به خوبی تشخیص می‌دهند. اما گربه ماهیهایی که در بزرگ‌ترین رودخانه جهان زندگی می‌کنند به علت زندگی در طبیعت بکر از حد نرمال و طبیعی خود بسیار بزرگ‌تر و تنومندتر هستند و گاها" وزن آنها به 90 کیلوگرم هم میرسد.


یک آناکوندا که توسط بومیان گرفتار شده است بزرگ‌ترین ماهی‌های آب شیرین در جهان در آبهای رود آمازون زندگی می‌کنند. آراپیما (Arapaima) که در زبان محلی Arapaima gigas نامیده می‌شود بزرگ‌ترین و مشهورترین ماهی آب شیرین در جهان است که در حدود 4 متر طول و 200 کیلوگرم وزن دارد.
از سوی دیگر آمازون خانه و پناهگاه مخلوقات عجیب دیگری مثل: آناکوندا (Anaconda) نوعی مار یا افعی بسیار بزرگ متعلق به آمریکای جنوبی یا پیرانها (Piranha) یکی از وحشی‌ترین حیوانات دنیا و ... نیز هست.

تولد رودخانه اما واقعا" آمازون چطور این چنین بزرگ و طویل شد؟ اولین دلیل آن موقعیت جغرافیایی آن و جایی که قرار گرفته است است. در منطقه استوایی و در حقیقت روی کمربند استوا و گرمترین جای کره زمین. در این منطقه چیزی حدود 1016 سانتی متر در سال باران میبارد یعنی بطور متوسظ 3 سانتی متر باران در روز. با این تفاسیر می‌توان بسادگی متوجه شد که کشورهای نواحی جنوبی آمریکا به مثابه یک زیر گلدانی همیشه در معرض خطرات ناشی از طغیان آمازون و بارندگیهای شدید فصلی هستند.

هنگامی که باران میبارد و آب رود بالا می‌آید مناطق و زمینهای پست، مزارع و شالیزارها همگی زیر آب میروند. حجم خالص آب باران در جنگلهای آمازون به علت قرارگرفتن در سراشیبی با هم جمع شده و همگی در یک شبه جلگه به رودخانه آمازون میریزند.























نمایی از رودخانه آمازون

آمازون بزرگترین رودخانه جهان است که انشعابات زیادی دارد که بخشی از آن به دریا ریخته و نیز حدودا" دو درصد از آب شیرین این رودخانه به اقیانوسها میریزد. بستر این رودخانه بسیار عریض و طویل است و از نظر درازا یکی از طولانی ترین رودخانه ها ی جهان است که بین 6.2 و 6.7 هزار کیلومتر درازا دارد.

در طول سده گذشته رودخانه های آمازون و نیل برای اثبات طویلترین بودن همواره با یکدیگر در رقابت بوده اند. طول واقعی این رودخانه ها همواره در معرض تغییر و تحول بوده و هرگز متخصصان نتوانسته اند مقدار واقعی آن را اندازه گیری کنند. آمارها نشان داده که رود نیل در آفریقا به شکل متغیر بین 5.4 تا 6.7 هزار کیلومتر درازا دارد. اما جدا از این مساله در خصوص مقدار آب موجود، هیچ شکی نیست که آمازون پر آب تر است.

در فصل خشکی و کم آبی پهنای رود آمازون به حدود 11.6 کیلومتر میرسد. این منطقه از آمریکا ی جنوبی توسط بستر اصلی رودخانه و البته انشعابات فرعی آن که گاها" به سه برابر خود رودخانه میرسد محاصره میشود.



پرنده توکان روی یک درخته عنبه در کناره های رود آمازون


به طور متوسط در فصل کم آبی زمینها به مسافت 111,000 کیلومتر از آب پوشیده میشود و در فصول بارانی حوزه رودخانه حتی تا 350,000 کیلومتر هم میرسد. زمانی که رود آمازون طغیان میکند و انشعابات آن هم پر آب و طغیانی میشوند، ممکن است عرض آن در مدخل رودخانه به 325 کلیومتر و در سایر نقاط به 40 کیلومتر نیز برسد. دهانه رود یعنی جایی که با دریا ارتباط دارد بسیار پهن و البته عمیق است، به طوریکه کشتیهای بزرگ میتوانند به راحتی می توانند در آن رفت و آمد کنند.





طبیعت بکر
آمازون تنها بزرگترین رودخانه جهان نیست بلکه خانه حیات وحش و طبیعت دست نخورده دنیاست. آیا تا به حال یک گربه ماهی دیده اید؟ آنها به راحتی در آبهای گرم و نسبتا" راکد دریاچه ها پیدا میشوند و البته برخی از مردم آنها را به عنوان حیوانات خانگی در آکواریوم هایشان نگاه میدارند. گربه ماهی ها واقعا" بد قیافه هستند و به شکل عجیبی کریه اند و با سر پهن و تختی که دارند و موهایی که اطراف سر و دهانشان روییده، شبیه ماهی هستند.

این گربه ماهیها در آمریکا بسیار آشنا هستند و مردم آنها را به خوبی تشخیص میدهند. اما گربه ماهیهایی که در بزرگترین رودخانه جهان زندگی میکنند به علت زندگی در طبیعت بکر از حد نرمال و طبیعی خود بسیار بزرگتر و تنومندتر هستند و گاها" وزن آنها به 90 کیلوگرم هم میرسد.


یک آناکوندا که توسط بومیان گرفتار شده است


بزرگترین ماهی های آب شیرین در جهان در آبهای رود آمازون زندگی میکنند. آراپیما (Arapaima) که در زبان محلی Arapaima gigas نامیده میشود بزرگترین و مشهورترین ماهی آب شیرین در جهان است که در حدود 4 متر طول و 200 کیلوگرم وزن دارد.

از سوی دیگر آمازون خانه و پناهگاه مخلوقات عجیب دیگری مثل : آناکوندا (Anaconda) نوعی مار یا افعی بسیار بزرگ متعلق به آمریکای جنوبی یا پیرانها (Piranha) یکی از وحشی ترین حیوانات دنیا و ... نیز هست.




تولد رودخانه
اما واقعا" آمازون چطور این چنین بزرگ و طویل شد؟ اولین دلیل آن موقعیت جغرافیایی آن و جایی که قرار گرفته است میباشد. در منطقه استوایی و در حقیقت روی کمربند استوا و گرمترین جای کره زمین. در این منطقه چیزی حدود 1016 سانتی متر در سال باران میبارد یعنی بطور متوسظ 3 سانتی متر باران در روز. با این تفاسیر میتوان بسادگی متوجه شد که کشورهای نواحی جنوبی آمریکا به مثابه یک زیر گلدانی همیشه در معرض خطرات ناشی از طغیان آمازون و بارندگیهای شدید فصلی هستند.

هنگامی که باران میبارد و آب رود بالا می آید مناطق و زمینهای پست، مزارع و شالیزارها همگی زیر آب میروند. حجم خالص آب باران در جنگلهای آمازون به علت قرارگرفتن در سراشیبی با هم جمع شده و همگی در یک شبه جلگه به رودخانه آمازون میریزند.







آب و هوای جنگلهای بارانی آمازون
جنلگهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می باشند . متوسط درجه حرارت ، در مرکز آمازون ، در حدود 30 درجه سانتیگراد (86 درجه فارنهایت) غربی ترین بخش این منطقه ، در حدود 25 درجه سانتیگراد (76 درجه فارنهایت) می باشد . تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می بارد.






سال جنگلهای بارانی

این نمودار نشاندهنده متوسط دما و بارندگی
در غرب جنگل آمازون می باشد.
چه اتفاقی برای مردم بومی آمازون افتاد؟


قبل از کشف جهان جدید توسط کریستف کلومب در قرن 15 میلادی، حدود هفت الی ده میلیون آمریکایی تخمین زده شده در جنگلهای انبوه آمریکا زندگی می کردند و حدود نیمی از آنها در برزیل زندگی می کردند. شهرهای بزرگ ایجاد شده در آندس و آمازون جوامع فرهنگی را حمایت کردند. با ورود اروپائیان پایان تمدنهای بومی در مرکز آمریکای جنوبی آورده شد. اروپائیان امراضی که میلیونها آمریکایی را کشت با خود بردند و در صد سال ورود این خارجیها جمعیت آمریکایی کاسته شد، بیشتر از 90 % مردم بومی در داخل جنگل زندگی می کردند

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:04 PM
ماهواره ی مصنوعی شی ایست که توسط انسان ساخته شده و به طور مداوم در حال حرکت در مداری حول زمین یا اجرام دیگری در فضا می باشد. بیشتر ماهواره های ساخته شده تاکنون حول کره زمین در حرکتند و در مواردی چون مطالعه کائنات، ایستگاه های هوا شناسی، انتقال تماس های تلفنی از فراز اقیانوس ها، ردیابی و تعیین مسیر کشتی ها و هواپیماها و همینطور امور نظامی به کار می روند.
ماهواره هایی نیز وجود دارند که دور ماه، خورشید، اجزام نزدیک به زمین و سیاراتی نظیر زهره، مریخ و مشتری در حال گردش می باشند. این ماهواره ها اغلب اطلاعات مربوط به جرم آسمانی که حول آن در گردشند را جمع آوری می کنند.
به جز ماهواره های مصنوعی مذکور اشیای در حال گردش دیگری نیز در فضا وجود دارند از جمله فضا پیما ها، کپسول های فضایی و ایستگاه های فضایی که به آنها نیز ماهواره می گوییم. البته اجرام دیگری نیز در فضا وجود دارند به نام زباله های فضایی شامل بالابرنده های مستهلک راکت ها، تانک های خالی سوخت و … که به زمین سقوط نکرده اند و در فضا در حرکتند. در این مقاله به این اجرام نمی پردازیم.
اتحادیه جماهیر شوروی پرتاب کننده اولین ماهواره مصنوعی، اسپاتنیک ۱، در سال ۱۹۵۷ بود. از آن زمان ایالات متحده و حدود ۴۰ کشور دیگر سازنده و پرتاب کننده ماهواره به فضا بوده اند.
امروزه قریب به ۳۰۰۰ ماهواره فعال و ۶۰۰۰ زباله فضایی در حال گردش به دور زمینند.
انواع مدارها
مدارهای ماهواره ها اشکال گوناگونی دارند. برخی دایره شکل و برخی به شکل بیضی می باشند. مدارها از لحاظ ارتفاع (فاصله از جرمی که ماهواره حول آن در گردش است) نیز با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال بعضی از ماهواره در مداری دایره شکل حول زمین خارج از اتمسفر در ارتفاع ۲۵۰ کیلومتر(۱۵۵ مایل) در حرکتند و برخی در مداری حرکت می کنند که بیش از ۳۲۲۰۰ کیلومتر (۲۰۰۰۰ مایل) از زمین فاصله دارد. ارتفاع بیشتر مدار برابر است با دوره گردش ( مدت زمانیکه ماهواره یک دور کامل در مدار خود حرکت می کند) طولانی تر.
یک ماهواره زمانی در مدار خود باقی می ماند که بین شتاب ماهواره ( سرعتی که ماهواره می تواند در طی یک مسیر مستقیم داشته باشد ) و نیروی گرانش ناشی از جرم آسمانی که ماهواره تحت تاثیر آن می باشد و دور آن در گردش است تعادل وجود داشته باشد. چنانچه شتاب ماهواره ای بیشتر از گرانش زمین باشد ماهواره در یک مسیر مستقیم از زمین دور می شود و چنانچه این شتاب کمتر باشد ماهواره به سمت زمین برخواهد گشت.
برای درک بهتر تعادل بین گرانش و شتاب، جسم کوچکی را در نظر بگیرید که به انتهای یک رشته طناب متصل و در حال چرخش است. اگر طناب پاره شود جسم متصل به آن در یک مسیر صاف به زمین می افتد. طناب در واقع کار گرانش را انجام می دهد تا شی بتواند به چرخش خود ادامه دهد. ضمنا وزن شی و طناب میتوانند نشانگر رابطه بین ارتفاع ماهواره و دوره گردش آن باشد. طناب بلند مانند ارتفاع بلند است. هر چه طناب بلندتر باشد زمان بیشتری نیاز است تا شی متصل به آن یک دور کامل بچرخد. طناب کوتاه مانند ارتفاع کوتاه است و در زمان کمتری شی مذکور یک دور کامل در مدار خود گردش خواهد کرد.
انواع گوناگونی از مدارها وجود دارند اما اغلب ماهواره هایی که حول زمین در گردشند در یکی از این چهار گونه مدار حرکت میکنند. (۱) ارتفاع بلند، ﮋئوسینکرنوس. (۲) ارتفاع متوسط. (۳) سان سینکرنوس، قطبی. (۴) ارتفاع کوتاه . شکل اغلب این گونه مدارها دایره ایست.
مدارهای ارتفاع بلند، ﮋئوسینکرنوس بر فراز استوا و در ارتفاع ۳۵۹۰۰ کیلومتر(۲۲۳۰۰ مایل) قرار دارند. ماهواره های اینگونه مدارها حول محور عمودی زمین با سرعت و جهت برابر حرکت زمین حرکت می کنند. بنابراین هنگام رصد آنها از روی زمین همواره در نقطه ای ثابت به نظر می رسند. برای پرتاب و ارسال این ماهواره ها انرﮋی بسیار فراوانی لازم است.
ارتفاع یک مدار متوسط حدود ۲۰۰۰۰ کیلومتر (۱۲۴۰۰ مایل) و دوره گردش ماهواره های آن ۱۲ ساعت است . مدار خارج از اتمسفر زمین و کاملا پایدار است. امواج رادیویی که از ماهواره های موجود در این مدارها ارسال می گردد در مناطق بسیارزیادی از زمین قابل دریافت است. پایداری و وسعت مناطق تحت پوشش این گونه مدارها آنها را برای ماهواره های ردیاب مناسب می نماید.
مدارهای سان سینکرنوس، قطبی، ارتفاع نسبتا کوتاهی دارند. آنها تقریبا از فراز هر دو قطب زمین عبور می کنند.مکان این مدارها متناسب با حرکت زمین به دور خورشید در حرکت است به گونه ایکه ماهواره ی این مدار خمواره در یک ساعت محلی ثابت از استوا عبور می کند. از آنجاییکه این ماهواره ها از همه عرض های جغرافی زمین می گذرند قادرند که اطلاعات را از تمامی سطح زمین دریافت نمایند. در اینجا می توان ماهواره terra را به عنوان مثال نام برد. وظیفه این ماهواره مطالعه اثرات چرخه ها ی طبیعی و فعالیت های انسان بر روی آب و هوای کره زمین است. ارتفاع مدار این ماهواره ۷۰۵ کیلومتر (۴۳۸ مایل) و دوره گردش آن ۹۹ دقیقه است. زمانیکه این ماهواره از استوا عبور می کند ساعت محلی همیشه ۱۰:۳۰ صبح و یا ۱۰:۳۰ شب است.
یک مدار ارتفاع کوتاه درست بر فراز جو زمین قرار دارد جاییکه تقریبا هوایی برای ایجاد تماس و اصطکاک وجود ندارد. برای ارسال ماهواره به این نوع مدارها انرﮋی کمتری نسبت به سه نوع مدار مذکور دیگر لازم است. ماهواره ها ی مطالعاتی که مسئول دریافت اطلاعات از اعماق فضا می باشند غالبا در این مدارها در حرکتند. برای مثال تلسکوپ هابل که در ارتفاع ۶۱۰ کیلومتر(۳۸۰ مایل) با دوره گردش ۹۷ دقیقه در حرکت است.
انواع ماهواره ها
ماهواره های مصنوعی بر اساس ماموریت هایشان طبقه بندی می شوند. شش نوع اصلی ماهواره وجود دارند. (۱) تحقیقات علمی، (۲) هواشناسی، (۳) ارتباطی، (۴) ردیاب، (۵) مشاهده زمین، (۶) تاسیسات نظامی.
ماهواره های تحقیقات علمی اطلاعات را به منظور بررسی های کارشناسی جمع آوری می کنند. این ماهواره ها اغلب به منظور انجام یکی از سه ماموریت زیر طراحی و ساخته می شوند. (۱) جمع آوری اطلاعات مربوط به ساختار، ترکیب و تاثیرات فضای اطراف کره زمین. (۲) ثبت تغییرات در سطح و جو کره زمین. این ماهواره ها اغلب در مدارهای قطبی در حرکتند. (۳) مشاهده سیارات، ستاره ها و اجرام آسمانی در فواصل بسیار دور. بیشتر این ماهواره ها در ارتفاع کوتاه در حرکتند. ماهواره های مخصوص تحقیقات علمی حول سیارات دیگر، ماه و خورشید نیز حضور دارند.
ماهواره های هواشناسی به دانشمندان برای مطالعه بر روی نقشه های هواشناسی و پیش بینی وضعیت آب و هوا کمک می کنند. این ماهواره ها قادر به مشاهده وضعیت اتمسفر مناطق گسترده ای از زمین می باشند.
بعضی از ماهواره های هواشناسی در مدارهای سان سینکرنوس، قطبی، در حرکتند که توانایی مشاهده بسیار دقیق تغییرات در کل سطح کره زمین را دارند. آنها می توانند مشخصات ابرها، دما، فشار هوا، بارندگی و ترکیبات شیمیایی اتمسفر را اندازه گیری نمایند. از آنجا که این ماهواره ها همواره هر نقطه از زمین را در یک ساعت مشخص محلی مشاهده می کنند دانشمندان با اطلاعات به دست آمده قادر به مقایسه دقیق تر آب و هوای مناطق مختلفند. ضمنا شبکه جهانی ماهواره های هواشناسی که در این مدارها در حرکتند می توانند نقش یک سیستم جستجو و نجا ت را بر عهده گیرند. آنها تجهیزات مربوط به شناسایی سیگنال های اعلام خطر در همه هواپیما ها و کشتی های خصوصی و غیر خصوصی را دارا هستند.
بقیه ماهواره های هواشناسی در ارتفاع های بلند تر در مدارهای ژئوسینکرنوس قرار دارند. از این مدارها، آنها می توانند تقریبا نصف کره زمین و تغییرات آب و هوایی آن را در هر زمان مشاهده کنند. تصاویر این ماهواره ها مسیر حرکت ابرها و تغییرات آنها را نشان می دهد. آنها همینطور تصاویر مادون قرمز نیز تهیه می کنند که گرمای زمین و ابرها را نشان می دهد.
ماهواره های ارتباطی در واقع ایستگاه های تقویت کننده سیگنال ها هستند، از نقطه ای امواج را دریافت و به نقطه ای دیگر ارسال می کنند. یک ماهواره ارتباطی می تواند در آن واحد هزاران تماس تلفنی و جندین برنامه شبکه تلوزیونی را تحت پوشش قرار دهد. این ماهواره ها اغلب در ارتفاع های بلند، مدار ﮋئوسینکرنوس و بر فراز یک ایستگاه در زمین قرار داده می شوند.
یک ایستگاه در زمین مجهز به آنتنی بسیار بزرگ برای دریافت و ارسال سیگنال ها می باشد. گاهی چندین ماهواره که دریک شبکه و درمدارهای کوتاهترقرار گرفته اند، امواج را دریافت و با انتقال دادن سیگنال ها به یکدیگر آنها را به کاربران روی زمین در اقصی نقاط آن می رسانند. سازمانهای تجاری مانند تلوزیون ها و شرکت های مخابراتی در کشورهای مختلف از کاربران دائمی این نوع ماهواره ها هستند.
به کمک ماهواره های ردیاب، کلیه هواپیماها، کشتی ها و خودروها بر روی زمین قادربه مکان یابی با دقت بسیار زیاد خواهند بود. علاوه بر خودروها و وسایل نقلیه اشخاص عادی نیز میتوانند از شبکه ماهواره های ردیاب بهره مند شوند.در واقع سیگنال های این شبکه ها در هر نقطه ای از زمین قابل دریافتند.
دستگاه های دریافت کننده، سیگنال ها را حداقل از سه ماهواره فرستنده دریافت و پس از محاسبه کلیه سیگنال ها، مکان دقیق را نشان می دهند.
ماهواره های مخصوص مشاهده زمین به منظور تهیه نقشه و بررسی کلیه منابع سیاره زمین و تغییرات ماهیتی چرخه های حیاتی در آن، طراحی و ساخته می شوند. آنها در مدارهای سان سینکرنوس قطبی در حرکتند. این ماهواره ها دائما در شرایط تحت تابش نور خورشید مشغول عکس برداری از زمین با نور مرئی و پرتوهای نا مرئی هستند.
رایانه ها در زمین اطلاعات به دست آمده را بررسی و مطالعه می کنند. دانشمندان به کمک این ماهواره معادن و مراکز منابع در زمین را مکان یابی وظرفیت آنها را مشخص می کنند.همینطور می توانند به مطالعه بر روی منابع آبهای آزاد و یا مراکز ایجاد آلودگی و تاثیرات آنها و یا آسیب های جنگل ها و مراتع بپردازند.
ماهواره های تاسیسات نظامی مشتمل از ماهواره های هواشناسی، ارتباطی، ردیاب و مشاهده زمین می باشند که برای مقاصد نظامی به کار می روند.برخی از این ماهواره ها که به ماهواره های جاسوسی نیز شهرت دارند قادر به تشخیص دقیق پرتاب موشکها، حرکت کشتی ها در مسیر های دریایی و جابجایی تجهیزات نظامی در روی زمین می باشند.
زندگی و مرگ ماهواره ها
ساخت یک ماهواره
هر ماهواره حامل تجهیزاتیست که برای انجام ماموریت خود به آن ها نیاز دارد. برای مثال ماهواره ای که مامور مطالعه کائنات است مجهز به تلسکوپ و ماهواره مامور پیش بینی وضع هوا مجهز به دوربین مخصوص برای ثبت حرکات ابرها است.
علاوه بر تجهیزات تخصصی، همه ماهواره ها دارای سیستمهای اصلی برای کنترل تجهیزات خود و عملکرد ماهواره می باشند. از جمله سیستم تامین انرﮋی، مخازن، سیستم تقسیم برق و … . در هر یک از این بخشها ممکن است از سلول های خورشیدی برای جذب انرﮋی مورد نیاز استفاده شود. بخش داده ها و اطلاعات نیز مجهز به رایانه هایی به منظور جمع آوری و پردازش اطلاعات به دست آمده از طریق تجهیزات و اجرای فرامین ارسال شده از زمین می باشد.
هریک از تجهیزات جانبی و بخشهای اصلی یک ماهواره به طور جداگانه طراحی، ساخته و آزمایش می شوند. متخصصان بخشهای مختلف را کنارهم گذاشته و متصل می کنند تا زمانیکه ماهواره کامل شود و سپس ماهواره در شرایطی نظیر شرایطی که هنگام ارسال از سطح زمین و هنگام استقرار در مدار خود خواهد داشت آزمایش می شود. اگر ماهواره همه آزمایش ها را به خوبی گذراند آماده پرتاب می شود.
پرتاب ماهواره
برخی ماهواره ها توسط شاتل ها در فضا حمل می شوند ولی اغلب ماهواره ها توسط راکت هایی به فضا فرستاده می شوند که پس از اتمام سوختشان به درون اقیانوسها می افنتد.بیشتر ماهواره ها در ابتدا با حداقل تنظیمات در مسیر مدار خود قرار داده می شوند. تنظیمات کامل را راکت هایی انجام می دهند که داخل ماهواره کار گذاشته می شوند. زمانیکه ماهواره در یک مسیر پایدار در مدار خودقرار گرفت می تواند مدت های درازی در همان مدار بدون نیاز به تنظیمات مجدد باقی بماند.
انجام ماموریت
کنترل بیشتر ماهواره ها در مرکزی بر روی زمین است. رایانه ها و افراد متخصص در مرکز کنترل وضعیت ماهواره را تحت نظر دارند. آنها دستورالعمل ها را به ماهواره ارسال می کنند و اطلاعات جمع آوری شده توسط ماهواره را دریافت می نمایند. مرکز کنترل از طریق امواج رادیویی با ماهواره در ارتباط است. ایستگاه ها یی بر روی زمین این امواج را از ماهواره دریافت و یا به آن ارسال می کنند.
ماهواره ها معمولا به طور دائم از مرکز کنترل دستورالعمل دریافت نمی کنند. آنها در واقع مثل روباتهای چرخان هستند.روباتی که سلول های خورشیدی خود را برای دریافت انرﮋی کافی تنظیم و کنترل می کند و آنتن های خود را برای دریافت دستورات خاص از زمین آماده نگه می دارد. تجهیزات ماهواره به صورت مستقل و اتوماتیک وظایف خود را انجام می دهند و اطلاعات را جمع آوری می کنند.
ماهواره ها ی موجود در ارتفاع عای بلند مدار ﮋئوسینکرنوس در ارتباط همیشگی و دائم با زمین می باشند. ایستگاه ها ی زمین می تواند دوازده بار در روز با ماهواره های موجود در ارتفاع کوتاه ارتباط برقرار نمایند. در طول هر تماس ماهواره اطلاعات خود را ارسال و دستورالعمل ها را زا ایستگاه دریافت می کند. تبادل اطلاعات تا زمانیکه ماهواره از فراز ایستگاه عبور می کند می تواند ادامه داشته باشد که معمولا زمانی حدود ۱۰ دقیقه است.
چنانچه قسمتی از ماهواره دچار نقص فنی شود اما ماهواره قادر به ادامه ماموریت های خود باشد، معمولا همچنان به کار خود ادامه می دهد. در چنین شرایطی مرکز کنترل روی زمین بخش آسیب دیده را تعمیر و یا مجددا برنامه نویسی می کند. در موارد نادری نیزعملیات تعمیرماهواره را شاتل ها در فضا انجام می دهند. و اما چنانچه آسیب های وارد آمده به ماهواره به اندازه ای باشد که ماهواره دیگر قادر به انجام ماموریت های خود نباشد مرکز کنترل فرمان توقف ماهواره را صادر می کند.
سقوط از مدار
یک ماهواره در مدار خود باقی می ماند تا زمانیکه شتاب آن کم شود و در چنین حالتی نیروی گرانش ماهواره را به سمت پایین و به سمت اتمسفر می کشاند. سرعت ماهواره هنگام برخورد با مولکول های خارجی ترین لایه اتمسفر کم می شود. هنگامی که نیروی گرانش ماهواره را به سمت لایه های داخلی اتمسفر می کشاند هوایی که در جلوی ماهواره قرار می گیرد سریعا به قدری فشرده و داغ می شود که در این هنگام بخشی و یا تمامی ماهواره می سوزد.
تاریخچه
در سال ۱۹۵۵ شوروی تحقیقات خود را برای پرتاب ماهواره مصنوعی به فضا آغاز کرد. در تاریخ چهارم اکتبر ۱۹۵۷ این اتحادیه ماهواره اسپاتنیک ۱ را به عنوان اولین ماهواره مصنوعی به فضا ارسال نمود. این ماهواره در هر ۹۶ دقیقه یک دور کامل به دور زمین می چرخید و اطلاعات به دست آورده خود را به شکل سیگنال های رادیویی قابل دریافت به زمین ارسال می کرد. در تاریخ ۳ نوامبر ۱۹۵۷ اتحادیه جماهیر شوروی دومین ماهواره مصنوعی یعنی اسپاتنیک ۲ را به فضا فرستاد. این ماهواره حامل اولین حیوانی بود که به فضا سفر کرد. سگی به نام لایکا. پس از آن ایالات متحده ماهواره کاوشگر۱ را در تاریخ ۳۱ ﮋانویه ۱۹۵۸ و ونگارد ۱ را در تاریخ ۱۷ مارس همان سال به فضا فرستاد.
نخستین ماهواره ارتباطی اکو۱ در ماه اگست سال ۱۹۶۰ از ایالات متحده به فضا فرستاده شد. این ماهواره امواج رادیویی به زمین می فرستاد. در آپریل ۱۹۶۰ نیز اولین ماهواره هواشناسی تیروس ۱ که تصاویر ابرها را به زمین ارسال می کرد فرستاده شد.
نیروی دریایی آمریکا سازنده اولین ماهواره ردیاب، ترانزیت ۱ب درآپریل سال ۱۹۶۰ بود. به این ترتیب تا سال ۱۹۶۵ در هر سال بیش از ۱۰۰ ماهواره به مدارهایی در فضا فرستاده شدند.
از سال ۱۹۷۰ دانشمندان به کمک رایانه و نانو تکنولوﮋی موفق به اختراع سازه ها تجهیزات پیشرفته تری برای ماهواره شده اند. به علاوه کشور های دیگر همینطور سازمانهای تجاری مبادرت به خریداری و ارسال ماهواره نموده اند. در سالهای اخیر بیشتر از ۴۰ کشور ماهواره در اختیار دارند و نزدیک به ۳۰۰۰ ماهواره در مدارها به انجام ماموریت های خود می پردازند.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:05 PM
مريخ نورد فرصت (opportunity) شهابي كه ممكن است از جنس آهن باشد، پيدا كرد. دانشمندان ناسا معتقدند كه اين شهاب احتمالا تكه‌اي از هسته يك سيارك بزرگ است كه هنگام برخورد با اين سياره سرخ شكسته شده است.
استيو اسكوريس (steve squyres) ،كه رهبري تيم علمي مريخ نورد ناسا در آزمايشگاه نيروي محركه جت (JPL) در كاليفرنيا را به عهده دارد، گفت: اين شهاب شبيه هيچ كدام از چيزهايي كه تاكنون بر روي مريخ ديده‌ايم نيست.
مريخ‌ نورد فرصت اين تكه سنگ غير عادي (با ظاهر عجيب و غريب) را در 10 ژانويه 2004 (21 دي ماه) در 345 امين روز مريخي اين مريخ نورد در اين سياره، پيدا نمود.
اين مريخ نورد شش ماه گذشته را در درون دهانه آتشفشاني (گودال) اندورانس (Endurance) صرف بررسي صخره‌هاي لايه‌لايه بيرون زده، آن‌جا نموده است. بعد از انتخاب دقيق مسير خروج از گودال فرصت به سختي به سمت جايي كه سپر حفاظتي گرماييش در هنگام فرود مريخ نورد بعد از جدا شدن افتاده است، حركت كرد.
اسكوريس مي‌گويد: درست در كنار سپر گرمايي يك تكه سنگ كوچك افتاده بود.
اسكن‌هاي فروسرخ اين تكه سنگ بيان مي‌دارد كه اين شهاب در حقيقت از فلز ساخته شده است. اسكوريس در ادامه مي‌گويد: ما معتقديم كه يك شهاب آهني پيدا كرده‌ايم.
گلن اشنايدر (Glenn Schneider) اخترشناس دانشگاه آريزونا نيز مي‌گويد: شما انتظار وجود شهاب سنگ‌ها بر روي مريخ را داريد اما امكان برخورد چنين چيزي با مريخ باور نكردني است.
شهاب‌ها تكه‌هايي از بقاياي منظومه شمسي ما هستند كه بدون اين‌كه كاملا در جو بسوزند موفق به رسيدن به سطح سياره مي‌شوند. بيشتر شهاب‌ها از فروپاشي سيارك‌ها به وجود مي‌آيند.
قسمت‌هاي خارجي هر سيارك معمولا شهاب‌هاي سنگي را به وجود مي‌آورد اما شهاب‌هاي آهني كه محتوي نشانه‌هايي از نيكل و ديگر فلزات هستند، تصور مي‌شود كه از هسته‌هاي سيارك‌هاي بزرگ مي‌آيند. وقتي چنين سيارك‌هايي شكل مي‌گيرد، فلزات مذاب كه زمان كافي براي جمع شدن در هسته را دارند، از مواد معدني با چگالي كمتر كه در بخش‌هاي خارجي سيارك قرار دارند، جدا مي‌شوند.
دانشمندان براي شهاب‌ها بسيار ارزش قائل‌اند چرا كه از شهاب‌‌ها براي كاركردن بر روي عمر و ماهيت اجسام منشا آن‌ها استفاده مي‌نمايند و اين كار به آن‌ها كمك مي‌كند تا تصويري از آن‌چه منظومه شمسي در زمان شكل گيري اولين سيارك‌ها به آن شبيه بوده است را بسازند.
مريخ نورد فرصت طي روزهاي آينده از ابزارهاي گوناگون براي تعيين تركيب واقعي اين تكه سنگ استفاده خواهد كرد، اما بررسي‌هاي آن از اجزا سپر گرمايي پيشرفت خوبي نخواهد داشت.
هم اكنون لايه محافظتي گرمايي خارجي نسبتا غير قابل دسترسي است اما فرصت با استفاده از تصوير بردار ميكروسكوپيش نمايي نزديك از اجزا مي‌گيرد.
جيم اريكسون (Jim Erickson) مدير پروژه مريخ نورد مي‌گويد: مشاهدات ما ممكن است براي بهبود توانايي‌هاي ما در فرستادن وسايل نقليه آينده روي سطح سيارات ديگر مفيد باشد.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:07 PM
برگشتی به صورت یک مجموعه به هم بافته به طرف شرق حرکت کرده و سرانجام سیستم کامل جریانهای اقیانوسی _ جوی غربی در منطقه فوق حاکم شده و تا پایان مرحله ال نینو وجود دارد . لازم به ذکر است که ؛ ناهنجاریهای شدید سطح آرام غربی بویژه در مرحله لانینا و لزوم برگشت به حالت تعادل خود نیز همراه با سازوکارهای فوق الذکر ( بادغربی و زبانه آب برگشتی ) در ایجاد پدیده ال نینو موثر می باشد . این حالت مشابه امواج سش ( Seiche Wave امواج ایستا ) بوده ولی سازوکار آن حالت ترکیبی بین امواج انتقالی و ایستا را نشان می دهد . بنا به عقیده برخی دانشمندان این حرکات آب ناشی از امواج کلوین ( Kelvin) یعنی تلفیقی از اثرات دینامیکی دمايی آب و نیروی کوریولیس می باشد . با توجه به این توضیحات آن چه مسلم است تغییر فشار هوا و گرایش به شاخص پایین نوسان جنوبی نسبت به برگشت آب در الویت بوده و سازوکار موجبه آن نیز سرمایش نسبی آب گرم غرب آرام استوایی به دلیل ابر آلودگی بالا و بارشهای فراوان در مرحله لانینا و اندکی بعد از آن می باشد . متقابلاً در شرق آرام با وجود بالا آیی آب سرد عمقی به دلیل هوای صاف و ساعات آفتابی بالا ، به ویژه در حوالی پرفشار غرب آمریکای جنوبی در طی دوره تکرار ( تقریباً 5سال ) آب بانسبه گرمتر شده و کم فشار می شود؛ به ویژه در تاهیتی . با این تفسیر توالی مراحل شاخص بالا و پایین و بروز ال نینو ولانینا را می توان بدین گونه درنظر گرفت؛ که ابتدا لانینا اتفاق می افتد و متعاقب آن در فاصله زمانی نسبتاً کوتاهی ال نینو صورت می گیرد . ولی فاصله زمانی بین وقوع ال نینو تا لانینا بیشتر است . در هر دو پدیده نقش سرویس دهی آب گرم منطقه مرکزی اقیانوس آرام استوایی از اهمیت زیادی برخوردار است و تداوم هر کدام به ایجاد وذخیره سازی آب گرم در این منطقه بستگی دارد . روش محاسبه و اندازه گیری پدیده ال نینو: برای مطالعه پدیده ال نینو از فرایند "پیوند از دور" استفاده می شود . طی این فرایند اقلیم شناسان با استفاده از روابط آماری مانند همبستگی و گراسیون رابطه احتمالی موجود بین تغییرات عناصر اقلیمی نقاط مختلف جهان را شناسایی وبررسی می کنند . این نوع پیوندهای دور وروابط ، تحت نام عمومی شاخص قرار می گیرند ، مانند شاخص وزش مداری بادهای غربی ، یا شاخص آتلانتیک شمالی . یکی دیگر از شا خصها ، شاخص نوسان جنوبی (soi) است که توسط واکر به شرح زیر محاسبه شده است : SOI=Pt-Pd که در آنPt نشانگر فشار سطح دریا در ایستگاه تاهیتی و Pd فشار سطح دریا در داروین است. هر قدر فشار تاهیتی بیشتر باشد ، نشان می دهد که پر فشار پرو بیشتر از حد معمول به طرف شمال جابجا شده است و جریا ن آب سرد پرو بیشتر به استوا نزدیک شده است . شاخص نوسان جنوبی تغییرات و وابستگیهای پراکندگی فشار را در تابستان نیمکره جنوبی در اقیانوس آرام اندازه می گیرد . اندازه های بالای آن نشان می دهد، که شیب فشار سطح دریا بین شرق و غرب اقیانوس آرام شدیدتر است . اندازه های کمتر شاخص نشان می دهد ؛ که پر فشار ، پرو را نمی پوشاند . نوسانهای آب وهوایی ایران و پدیده انسو: انسو ( ENSO ) نشانگر یک سازوکار جهانی بوده و لذا تاثیرات آن فراتر از یک قاره یا یک کشور است . با جابجایی وتغییر جهت جریانهای هوا در آغاز و اثنای دوره ال نینو ( شاخص پایین ) و لانینا (شاخص بالا ) مناطق مختلف تحت تاثیرهای گوناگونی قرار می گیرند . هرچند این دگرگونی ها در عرضهای حاره و جنب حاره رو به استوا شناخته شده ولی در نواحی دیگر مثل مدیترانه، خاورمیانه و ایران تاثیر گذاری آنها هنوز در پرده ابهام است . همان گونه که می دانیم ایران کشوری با آب و هوای خشک تا نیمه خشک می باشد ، که بین عرضهای 25تا 40 درجه شمالی قرار گرفته است ، و به علت دارا بودن اشکال گوناگون ناهمواریها ، نسبت به دیگر کشورهای خاورمیانه از آب وهوای متنوعی برخوردار است . البته این حالت تنها ناشی از تنوع ناهمواریها نبوده ؛ بلکه بیشتر از جریانهای جوی در مقیاس جهانی و سینوپتیکی نشات می گیرد . در مورد تاثیر پدیده انسو در آب وهوا ی کشور ابتدا باید ا ذعان کرد که دوری و نزدیکی مناطق مختلف با ناحیه شرق آرام استوایی در میزان تاثیر گذاری موثر است و بدیهی است که بین میزان تاثیر و دوری از منطقه فوق رابطه معکوس وجود دارد . چون شاخص نوسان جنوبی در حال حاضر تنها شاخص عددی مورد استفاده برای مطالعه پدیده انسو و سازوکارهای ال نینوو لانینا در واقع یک فرایند فیزیکی در رابطه با آن است ، لذا در بررسی پدیده انسو فعلاًجز شاخص نوسان جنوبی ، کمیت دیگری وجود ندارد . یک مقایسه ساده آماری که بین خشکسالیها و ترسالیهای کشور نوسان جنوبی انجام گرفت ؛ نشان داد که خشکسالیهای ایران در 1966 ، 71_1970 ، 1973 ، 1978 ، 89_ 1988 ؛ میلادی با شاخص بالا ( لانینا ) و ترسالیهای کشور در 1969 ، 1972 ، 1976 ، 1982 ، 1986 ؛ میلادی باشاخص پایین ( ال نینو ) همزمان بوده است . ( خوش اخلاق 1377) ـ بررسی بارش سالانه ایران : در طول سی سال ( 63_ 1962 الی 92 _ 1991 ) شاخص استاندارد محاسبه شده برای متوسط بارش کشور در بیشتر موارد نسبت به شاخص نوسان جنوبی معکوس است . البته مواردی نیز دیده می شود که در آنها همخوانی وجود دارد ، ولی چندان شدید نبوده و فراوانی کمی دارند . بعلاوه هموارسازی چند جمله ای که در مورد داده ها انجام شد ؛ نشانگر روند متفاوت در منحنی شاخص بارش کشور و نوسان جنوبی است . ضریب همبستگی بارش سی ساله 37 ایستگاه کشور با بارش سالانه نوسان جنوبی نشانگر فراوانی زیاد ضرائب منفی بارش این ایستگاه نسبت به شاخص مذکور می باشد 0 این مقادیر از لحاظ آماری معنی دار نبوده و فقط در چند ایستگاه معنی دار است ولی نکته مهم تعداد ایستگاههای دارای ارقام منفی می باشد ، که به 31 مورد می رسد. از این تعداد 22 ایستگاه ضریب همبستگی کمتر از r=0/18 دارند. منفی بودن ضرایب همبستگی نشانگر این است که در دوره شاخص بالا ، بارش ایران کاهش ، ودر دوره شاخص پایین ، افزایش می یابد. ـ ـ‌‌‌چگونگی تاثیر گذاری پدیده انسو در ناهنجاریهای بارش ایران در پدیده انسو تغییرات فشار هوا و وقوع شاخص بالا یا پایین نوسان جنوبی نسبت به رویداد ال نینو و لانینا تقدم زمانی دارد و نیز این که مرحله لانینا و ناهنجاری سطح آب اقیانوس نهایتاً به رخداد ال نینو منجر می شود . در مرحله شاخص بالا و وقوع لانینا در استرالیا ی شمالی و جنوب شرقی آسیا بارشهای زیادی اتفاق می افتد و بالعکس در حوالی جنوب خاورمیانه و دریای عرب ( میان شبه جزیره عربستان و هند، در جنوب دریای عمان ) هوا حالت فرونشینی دارد و پر فشارها ی جنب حاره در این قسمت تقویت شده و به صورت نیمروزان گسترش می یابد که از حوالی استوا تا ناحیه رو به قطب کمربند پر فشار جنب حاره کشیده می شود . متقابلاً در دوره شاخص پایین و پدیده ال نینو در استرالیای شمالی و جنوی شرق آسیا بارش به شدت کاهش یافته و جریان هوا در جنوب خاورمیانه و جنوب غرب آسیا از افزایش برخوردار بوده و احتمالاً کم فشار سودانی و دریای سرخ نسبت به متوسط قویتر بوده و انتقال دهنده انرژی و رطوبت عرضهای استوایی به سمت عرضهای میانه و بالا می باشد . در مقیاس نیمروزان وقتی کم فشار درون حاره ای در شرق آرام به دلیل فرایند ال نینو گسترش یافت ، پر فشارجنب حاره ای موازی با آن به طرفین رانده شده و کمربند پر فشار های جنب حاره ای به سمت قطبین سوق می یابد . بالمال تاوه قطبی ( Polar Vartex) به نیمکره مقابل لغزیده و سطح غربی پیرا قطبی ircumpolar Westerly)) افزایش می یابد . به دنبال این سازوکار ، سیستم پر فشار جنب حاره در نیمکره شرقی به سمت استوا عقب نشسته و در مقابل ، کمربند بادهای غربی و امواج آن به طرف استوا پیشروی می کند و در خاورمیانه و ایران ( با شدت و ضعف ) دوره مرطوبتری آغاز می شود 0 در وضعیت لا نینا پر فشارهای موجود در نیمکره غربی به ویژه در امتداد نیمروزان 90 درجه غربی قوی تر است که علت آن وجود جریانهای سرد کالیفرنیا ، همبولت در شرق اقیانوس آرام است . در این شرایط کم فشار درون حاره ای ضعیف و پر فشار جنب حاره به سمت استوا سوق یافته و متقابلاً در نیمکره مقابل پر فشارهای مذکور به دلیل تقویت نسبی کم فشار اخیر به سمت قطب کشیده می شوند و در خاورمیانه و ایران وقوع خشکسالیها ، فراوانی نسبتاً بیشتری می یابد. البته این نکته را باید پذیرفت ؛ که برخی از مراحل شاخص پایین ( ال نینوی سال 73_1972) درکشور ما مقارن با خشکسالی بوده است . در این مورد تغییرات در هم بافته الگوهای جهانی و سینوپتیکی نیز موثر می باشد . برای مثال می توان به موقعیت و ارتفاع تاوه قطبی و نیز جهت گیری محور تاوه و پشته بادهای غربی در آسیا نسبت به مناطق خاص مانند کوههای اورال یا شبه جزیره اسکاندیناوی اشاره کرد . در این خصوص لغزش تاوه قطبی ( فرضاً رویداد ال نینو ) به سمت شرق اورال باعث جریان شمال غربی در کشور و آغاز دوره خشک وانتقال آن به غرب اورال باعث جریان جنوب غربی و دوره مرطوب می شود ؛ که حالت اخیر فراوانی بیشتری دارد. تاثیرات ال نینو بر زندگی بشر: در زمان استیلای پدیده ال نینو پر فشار جنب حاره پرو به دنبال جریان آب سرد پرو به طرف جنوب جابجا می شود به دنبال این تغییرات جریان آب گرم ، سواحل پرو و سواحل اکوادور را هم در برمی گیرد . این جریان گرمتر و کم املاح تر و در نتیجه از مواد غذایی فقیر تر است . علاوه بر آن در سواحل پرو مانع بالا آمدن آبهای حاصل خیزتر زیرین می شود ؛ که این سبب مرگ ومیر ماهیها و بخصوص ماهی کولی که غذای عمده پرندگان دریایی است می شود . به دنبال مرگ و میر ماهیان ، میلیونها پرنده دریایی به علت عدم وجود غذای عمده خود یعنی ماهی کولی در ساحل نابود می شوند ؛ که این لطمه اقتصادی جبران ناپذیری را در صنایع ماهیگیری و کود مرغ دریایی گیری برای کشورهای پرو و اکوادور به بار می آورد . از آسیب های محلی دیگر ؛ بارندگی های سیل آسا در بخشهایی از سواحل پرو و اکوادور که به طور معمول لم یزرع می باشد ، است که سبب ته نشست ههای گلی و تخریب شالوده این مناطق می شود و در مجموع به دلیل شرایط نابهنجار به وجود آمده ، پدیده ال نینو در منطقه به عنوان فاجعه طبیعت شناخته شده است . نـتـایـج : پدیده انسو سازو کار در مقیاس جهانی بوده و نقاط گوناگون کره زمین با شدت و ضعف از آن تاثیر می پذیرند. با وجود محرز بودن رابطه بین شاخص نوسان جنوبی وبارشهای کشور به سبب بعد مسافت بین آن منطقه و ایران و نیز وجود عوامل دیگر اثرات آن تعدیل ، تخفیف و یا حتی به شکل معکوس در می آید. پدیده انسو نه مستقیماًً بلکه به صورت غیر مستقیم از طریق دگرگون سازی الگوهای گردش عمومی جو و مراکز فشار مربوطه یا یه عبارت دیگر از طریق "پیوند از دور "در شرایط آب وهوایی کشور تاثیر می گذارد . با توجه به داده های شاخص بارش کشور و نوسان جنویی تقریباً در حدود 65% و بیشتر موارد خشکسالی کشور با شاخص بالا " لانینا" و 35% و کمتر با شاخص پایین "ال نینو " همراه بوده است .البته این ارقام تقریبی بوده و نیاز به بررسیهای بیشتر دارد . با توجه به موقعیت مکانی و استقرار متفاوت امواج راسبی (Rossby Wave) وسیستمههای مربوطه در دوره های ال نینو و لا نینا ، وقوع پدیده های اخیر ، معیار کاملی برای پیش بینی دقیق تغیرات بارش نبوده است ، ولی نشان دهنده این است که شرایط آب وهوایی کشضور دچار تغییرات مشخصی خواهد شد . پیشنـهادات: 1- استفاده از روشهای آماری برای یافتن ارتباط بین پدیده جهش بارشهای کشور و جهش های موجد در شاخص نوسان جنوبی .سعی در یافتن شاخص های جدید هواشناختی که هم به صورت مداری و هم نیمروزان تغییرات فشار را در مناطق بحرانی مورد سنجش قرار دهد و همبستگی بهتری را با بارشهای کشور ظاهر سازد. 2- استفاده از نوسانات سطح آب در اقیانوسهای آرام و اطلس استوایی ، دریای مدیترانه و دریای عرب . 3 - سعی در طراحی مدلی چند متغییره که در آن شاخصهای نوسان جنوبی ، وزش زناری ( کمربندی) ، شاخص اطلس شمالی ونیز دمای آی دریاها با تغییرات عناصر جوی در سطح کشور مورد برازش قرار گیرد ، که در این خصوص روش تحلیل کانونیکAnalysis) (Canonical توصیه می شود. منـابع و مـاخـذ: 1- خوش اخلاق ، فرامرز : پديده انسو و تاثيرات آن بر رژيم بارش در ايران ، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، شماره 51 ،مشـهد ، زمستان، 1377 2- عليجاني، بهلول : معرفي جغرافيايي پديده ال نينو ، گاهنامه افق، نشريه داخلي دانشگاه تربيت معلم تهران ، شماره 1 ، پاييز،1377 3- قائمي ،هوشنگ : هوا شناسي عمومي ، انتشارات سمت ، تهران، 1377

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:08 PM
مشخصات ال نینو :
در طول پدیده ال نینو بادها در استوا بر روی اقیانوس از غرب به شرق می وزند . این بادها در سطح آب اقیانوس جابجا شده و آبهای گرم سطح اقیانوس را که به وسیله خورشید در مناطق حاره ای حرارت دیده اند ، به سواحل غربی شمال وجنوب قاره آمریکا می آورد . به دنبال آبهای گرم بارندگی نیز به سمت مشرق متمایل می شود ، به همراه سیل در پرو و خشکسالی در اندونزی واسترالیا .
نشانه کلیدی ال نینو ؛ افزایش دمای غیر عادی در امتداد و هر دو طرف خط استوا در اقیانوس آرام مرکزی و شرقی است . این جریان هر چند سال یک بار با یک گرمایش عظیم وغیر معمول همراه می شود، به طوری که در این حال دمای سطح دریا حداقل برای چند ماه پیاپی در سه تا پنج محل ساحلی بالای حد نرمال می رود ، و در پی آن دمای سطح دریا برای یک سال و یا حتی بیشتر به صورت غیر عادی باقی می ماند ؛ و برای برگشت به شرایط عادی منطقه ، حداقل تا ژانویه یا مارس آینده زمان لازم است . ال نینو اصولاَََ تغییراتی در موقعیت تند بادها به وجود آورده و موجب پدید آمدن رفتارهای آب و هوايي غیر معمول در کره زمین می گردد . تغییرات در تند بادها که توسط ESNO صورت می گیرد بر آب و هوا نه تنها در شمال و جنوب قاره آمریکا ؛ بلکه در نقاط دور دستی همچون آفریقا و نواحی جنوبگان تاثیر می گذارد . در حالت عادی آب و هوای نواحی گرمسیری منطقه غرب دارای دمای بیشتر از 10 درجه سانیگراد نسبت به سواحل شرق پرو و اکوادور می باشد .
فشار هوا در بالای آبهای گرم کاملاً پایین است ، هوای مرطوب برخاسته از منطقه باعث تشکیل ابرهای سنگین و بارانهای شدیدی ، مشابه بارانهای جنوی شرق آسیا ، گینه نو و شمال استرالیامی شود ؛ که نهایتاً منجر به افزایش بارندگی در مناطق جنوبی آمریکا و پرو و خشکسالی در قسمت غربی اقیانوس آرام ؛ که استرالیا وکشورهای مجاور را نیز تحت تاثیر قرار می دهد ؛می گردد .
در طی یک رویداد ال نینو نابهنجاریهای دمای سطح دریا ، سطحی به وسعت پنج میلیون کیلومتر مربع را در طی مراحل انتقال تا تکامل پوشش می دهد .
نوسان جنوبی: به طو ری که می دانیم گردش عمومی جو شامل سه سلول اصلی است ؛ که سلول نیمروزان( Meridonal Cell ) هادلی ( Hadliy) محور اصلی آن می باشند . در منطقه حاره ای و بین حاره ای سلول هادلی علاوه بر حالت نیمروزان از شکل (زناری / کمربندی ( Zonal) نیز برخوردار است که این وضعیت با توجه به توزیع مراکزپر فشار جنب حاره ، زبانه کم فشار استوایی و جریانهای اقیانوسی ، سلولهای جداگانه ای را ظاهر می کند .
این سلولها در واقع معلول صعود و نزول هوا در امتداد مدارات عرضهای جنب حاره ای است ؛برای مثال از نزول هوا در پر فشار غرب آمریکای جنوبی در مجمع الجزایر تاهیتی ( Tahiti Island)در موقع ریاضی " 17درجه جنوبی و 15 درجه غربی " ، و صعود در زبانه کم فشار اندونزی – داروین ( Darwin Low ) در موقع ریاضی " 7 تا 12 درجه جنوبی و 130درجه شرقی" .
تغییرات فشار این مراکز در آرام استوایی برای اولین بار توسط گیلبرت واکر در 23-1922 به عنوان نوسان جنوبی شناسایی و تعریف شد . نوسان جنوبی در واقع یک حرکت الا کلنگی فشار هوا درمقیاس جهانی بین غرب و شرق آرام استوایی است.
سلول هادلی و جریان واکر تحت تاثیر تغییرات فشار هوای این مراکز قرار گرفته و دگرگونی هایی خاص خود را ایجاد می کنند . واکر با محاسبه پراکنش فشار هوا بین مناطق فوق الذکر یک شاخص عددی به دست آورد که به شاخص نوسان جنوبی
موسوم است . شاخص مثبت بیانگر فشار زیاد هوا در تاهیتی و فشار کم در حوالی اندونزی و داروین استرالیا و شاخص منفی بیانگر فشار نسبتاًً زیاد هوا در حوالی اندونزی ـ داروین و فشار تقریباً کم در حوالی تاهیتی می باشد.
مرحله شاخص مثبت (بالا): در این حالت همان طور که ذکر شد ، فشار هوا در جزایر تاهیتی بیشتر از ناحیه داروین واندونزی است ، و کم فشار درون حاره ای در مناطق اخیر قوی بوده و باعث بارشهای شدیدی در جنوب شرق آسیا و شمال استرالیا می شود . با توجه به حرکت زناری سلولهای فرعی دیگر در هندوستان ، آفريقای مرکزی و آریزونای آمریکا نیز بارشهای زیادی به چشم می خورد ، متقابلاً در پرو اکوادو و غرب اقیانوس هند و جنوب اقیانوس اطلس بارشها به طور فاحشی کاهش می یابد . در طول این مرحله بادهای شرقی آرام استوایی قوی بوده وجهت شرقی جنب حاره تا حدودی ضعیف می شود ، چون در این مرحله بارشها در غرب آمریکای جنوبی نیز کاهش می یابد ، لذا دوره اوج آن به پدیده" لانینا " می انجامد .
در این مرحله فشار هوا در اندونزی و داروین بالاتر از حد متوسط و در شرق و مرکز آرام استوایی کاهش می یابد و منطقه بارشها از غرب آرام به مرکز و شرق آن انتقال می یابد . د ر این حالت کشورهای پرو، اکوادور، مناطق جنوبی اطلس و آریزونای آمریکا کاهش بارش را تجربه می کنند . شاخص های بسیار پایین این دوره با " ال نینو " مصادف است . ارقام نوسان جنوبی با توجه به دمای سطح دریاها و گردش عمومی جو تغییرات فصلی و سالانه ای را نشان می دهد که در واقع در بر گیرنده شرایط عادی است . تشدید این شرایط به مرحله شاخص بالامی انجامد (لانینا) ، ولی جابجایی الگوهای زناری فشار و جریانهای اقیانوسی باعث تحقق شرایط شاخص پایین و پدیده ال نینو می شود. ظهور این پدیده نظم زمانی خاصی نداشته و تکرار آنها بین2 تا 10سال ( ودقیق تر 3 تا 7 و متوسط 5 سال ) طول می کشد . در سال های عادی غالباً در غرب آرام استوایی و جنوب شرق آسیا آب ، گرم و متقابلاً در شرق اقیانوس آب سرد است که این حالت ناشی از جریانهای اقیانوسی به ویژه جریانهای پرو ( Peru Current )و همبولت(HumboltCurrent) ) می باشد . سازوکار جریانهای دریایی شناخته شده ، است ولی بطور خلاصه آن را می توان بالا آیی ( Upwwelling) آب سرد عمقی در مناطق شرقی حاره ، حرکت به طرف مرکز وغرب ، گرم شدن تدریجی و رسیدن به نواحی غربی و سرمایش و نهایتاً فرونشینی به اعماق در عرضهای بالا در نظر گرفت که نیروی کوریولیس سبب چرخش ساعتگرد آن در نیمکره شمالی و پاد ساعتگرد آن در نیمکره جنوبی می شود .
بالا آیی همزمان آب سرد عمقی در کناره غربی آمریکای جنوبی و حرکت آن به طرف غرب اقیانوس ، سبب پایداری هوا و بروز شرایط واچرخندی و در نتیجه استمرار آب و هوای خشک کشورهای شیلی و پرو و اکوادورمی شود . به دلیل این ساز وکارها عمق کژدمایی در نواحی اخیر بالا بوده و آب گرم فقط چندین متر مربع سطح دریا را پوشش می دهد .
بالاآیی آب سبب به سطح آمدن مواد عمقی مغذی و وجود ماهیان زیاد و رونق فعالیت ماهیگیری در این مناطق است. متقابلاً در غرب آرام به دلیل وجود آب گرم ، عمق کژدمایی بسیار پایین تر قرار می گیرد . به علت حرکت آب از شرق به غرب آرام و روند گرمایش آن تا شمال استرالیا و جنوب شرق آسیا و انباشتگی آب و عدم تخلیه کافی ، سطح دریا در مناطق اخیر نسبت به شرق بالا می آید که مرحله اوج آن همزمان با پدیده لانینا می باشد . فقط در سالهای ال نینو ، ناموزونی مذکور تقلیل یافته و سطح آرام استوایی به حالت تراز بر می گردد .
جریان مداوم آب گرم وتجمع شدید آن در غرب آرام سبب تقویت کم فشار درون حاره ای در این ناحیه شده است و در نهایت به علت عدم تعادل بین ورود وخروج آب گرم سازو کار پس زدگی جریان آب به طرف شرق رخ داده و زبانه ای از آب گرم سطحی به سمت مرکز وشرق آرام انتقال می یابد که در طی این مراحل ، بالا آیی در شرق به تدریج مختل شده و علائم ال نینو آشکار می شود. در خلال این فرآیندها دمای شرق اقیانوس بین 1تا4 درجه سیلسیوس گرمتر شده و عمق کژدمایی تا حدود 150 متر پایین می رود . در خلال رسیدن آب گرم به شرق ، زبانه کم فشار درون حاره ای از شمال خط استوا به جنوب لغزیده ، بر آب های گرم منطبق شده وبارشهای سنگین در شمال غرب آمریکای جنوبی آغاز می شود.نظر ها در مورد برگشت آب گرم به طرف شرق متفاوت است ، به طوری که گروهی از دانشمندان تغییر الگوی جریانهای اقیانوسی و عده ای توزیع مجدد فشار آرام استوایی را دلیل این پدیده می دانند . چون جریان شرقی واکر ناشی از فشار هوای منطقه حاره است ؛ لذا تضعیف و تغییر آن (غربی شدن ) باید بدواً ناشی از تغییر اوضاع هیدروکلیماتولوژی اقیانوس باشد که علت آن می تواند یا جابجایی به شرق زبانه آب گرم و یا روند تغییرات فشار هوا در ناحیه داروین و اندونزی باشد . توضیحی که برای حرکت آب گرم به شرق ارائه می شود باید تلفیقی از سازوکار تجمع و برگشت آب گرم و نیز تاثیر وقوع بارشهای فراوان در غرب آرام باشد ؛ بدین صورت که ابتدا در اثر ورودی زیاد و خروجی کمتر آب گرم ، بارشهای زیادی در اندونزی وشمال استرالیا اتفاق می افتد که نقطه اوج آن با مرحله لانینا مصادف است ؛ لازم به توضیح است که در لانینا به علت تمرکز آب گرم در مرکز وغرب آرام میانگین کلی دمای اقیانوس پایین تر از حالت عادی بوده و برخی آن را دوره آرامش اقیانوس آرام در نظر می گیرند. ریزشهای فراوان در دوره آغاز تا پایان مرحله لانینا و قبل از آن نهایتاً دمای سیستم اقیانوس _ جو در حوضه کم فشار داروین _ اندونزی پایینآورده و این آغازی برای افزایش فشار هوا در بخش وسیعی از منطقه و ایجاد بادهای غربی (بدواً به طرف آرام استوایی و نهایتاً تا شرق آن ) می شود . بادهای غربی استوایی و آب

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:14 PM
گریستف کلمب که بود؟
هر اشتباهی با پایانی بد همراه نیست . اشتباه بزرگ کریستف کلمب به کشف دو قاره حدید منجر شد و مسیر تاریخ را عوض کرد.
کریستف کلمب در ایتالیا متولد شد در آن سال ها دوره سفرهای نوک قاره آفریقا به هند وچین و ژاپن سفر می کرد. این سفرها طولانی مدت و خطرناک بود و گاهی تا دو سال به طول می انجامید.

کریستف کلمب نزد پادشاه کشور پرتقال رفت و نقشه ای برای یافتن راهی جدید به سرزمینهای هند شرقی و هند خاور و هندوچین و جزیره های وابسته به آن ارائه داد.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:16 PM
نويسنده:عجم
مقدمـه :
امروزه هر از چند گاهی از رسانه های مختلف واژه "ال نینو " را می شنویم . این واژه بدون شک برای مردم برخی کشورها تغییرات ناگهانی جوی و بروز توفان و سیلاب و متقابلاً برای اهالی برخی نقاط جهان وقوع خشکسالی و حتی آتش سوزی را تداعی می کند . لغات اسپانیایی La- Nin-Ya & Ell-Nin-Yo به اختصار La-Nina & El-Nino ( ال نینو و لانینا ) گفته و نوشته می شود . ماهیگیران بندر پایتا ( Paita ) در کشور پرو اسامی اخیر را به نوعی جریان جوی و اقیانوسی شرق آرام استوایی اطلاق می کنند . به علت همزمانی وقوع این جریانها در حوالی کریسمس اهالی بومی کشورهای پرو و اکوادور آنها را به ترتیب " ال نینو " یا پسر بچه مسیح و " لانینا" یا دختر بچه مسیح نامگذاری کرده اند .
این اسامی برای مردم این کشور تداعی کننده برکات یا زیانهای گوناگون است ؛ به طوری که "ال نینو " سبب بروز توفان سیلاب و کسادی فعالیت ماهیگیری و بر عکس "لایننا " مقارن با هوای خوب و رونق فعالیت ماهیگیری می باشد . تداوم این پدیده ها از دسامبر تا مارس و آوریل طول می کشد .
در فرهنگ علوم زمین پدیده اقیانوسی ال نینو مقارن با ظهور جریان آب گرمی است که در مرکز و شرق آرام استوایی در حوالی پرو و اکوادور در طول ماههای ژانویه تا مارس به وقوع می پیوندد و در اثر آن کمربند همگرایی درون حاره ای به جنوی استوا و به مجاورت کشورهای مذکور سوق می یابد.
بررسی پدیده ال نینو:
اگر چه نام ال نينو چند سالى است كه بر سر زبان‏ها افتاده، اما ماهيگيران اهل پرو و اكوادور كه در آب‏هاى كرانه شرقى اقيانوس آرام به دنبال ماهى مى‏گردند، قرن‏ها است آن را مى‏شناسند.
هر 3 يا 7 سال، در ماه‏هاى دسامبر و ژانويه آب‏هاى ساحلى اين كشورها ناگهان گرم مى‏شوند و تعداد ماهى‏ها در آن، به ميزان قابل توجهى كاهش مى‏يابد، ماهيگيران آمريكاى جنوبى به دليل همزمانى اين پديده با جشن ميلاد مسيح به آن «ال نينو» مى‏گويند كه در اسپانيايى به معنای « پسربچه» يا مسيح كوچك است .
به طور معمول بادهاى تجارى اقيانوس آرام از شرق به غرب مى‏وزند. اين بادها آب‏هاى گرم سطحى را نيز با خود به غرب مى‏كشند و آن‏ها را در ناحيه‏ى عميق واقع در شرق اندونزى و شمال شرقى استراليا انباشته مى‏كنند. به اين ترتيب در شرق اقيانوس، آب‏هاى سرد مى‏توانند از عمق به سطح بيايند و يك اختلاف دماى سطحى بين شرق و غرب اقيانوس به وجود بياورند؛ در اين شرايط، بيشترين تبخير در غرب اقيانوس اتفاق مى‏افتد كه به ايجاد جبهه‏هاى كم فشار مرطوب و بارندگى در مناطق مجاور مى‏انجامد.
با آغاز بهار در نيمكره شمالى، بادهاى تجارى ضعيف مى‏شوند و اين فرآيند را دچار اختلال مى‏كنند. اما معمولاً در اين هنگام، بادهاى موسمى آسيايى به كمك بادهاى تجارى مى‏آيند و اختلاف دماى حساس اقيانوس دوباره برقرار مى‏شود. تا اينجا همه چيز به خوبى پيش مى‏رود ولى بعضى اوقات به دلايلى كه هنوز كاملاً شناخته نشده‏اند بادهاى تجارى تقويت نمى‏شوند يا حتى از غرب به شرق مى‏وزند . به اين ترتيب آب ‏هاى گرم سطحى در ناحيه عميق غربى شروع به حركت به سمت شرق مى‏كنند. در شرق، اين آب‏ها مانند يك پوشش عمل كرده و از بالا آمدن آب‏هاى سرد عميق جلوگيرى مى‏كنند و به اين ترتيب اختلاف دماى شرق و غرب اقيانوس بسيار كم مى‏شود.
بدون آب‏هاى سرد،دماى اقيانوس آرام شرقى و مركزى 2 تا 6 درجه افزايش مى‏يابد و ال نينو متولد مى‏شود. در سال‏هاى عادى جريان‏هاى سرد عمقى مى‏توانند به سطح بيايند و مواد غذايى ارزشمند آب‏هاى عميق را نيز با خود بياورند. فيتوپلانكتون‏ها كه در آب‏هاى سطحى زندگى مى‏كنند براى بقا، به اين مواد محتاجند و ماهى به فيتوپلانكتون‏ها، بنابراين وقتى آبهاى گرم ال نينو جلوى پمپاژ اين مواد غذايى را مى‏گيرند، همان پديده‏اى روى مى‏دهد كه ماهيگيران اين منطقه با آن به خوبى آشنايند و اما اثرات ال نينو تنها به اين موارد موضعى محدود نمى‏شود. وقتى در يك ال نينوى شديد آب‏هاى گرم به شرق مى‏آيند، دما و رطوبت بيشترى در اين نواحى وارد جومى‏شود و اين يعنى جابه‏جايى توده‏هاى هواى كم فشار به شرق .
به اين ترتيب الگوهاى آب و هوايى اين نواحى كمى به شرق منتقل مى‏شود، توده‏هاى هواى مرطوبى كه قبلاً اندونزى، هند، استراليا را تحت تأثير قرار مى‏دادند به شرق مى‏روند و در جنوب چين، كاليفرنيا و آرژانتين طوفان و سيل راه مى‏اندازند و در عوض مناطق قبلى را دچار خشكسالى مى‏كند و اين يعنى خسارت با همه‏ى روش‏هاى ممكن .
رویداد النینو و نوسان جنوبی یکی از مهمترین و شاخص ترین رویدادهایی است که منجر به ظهور ناهنجاریهای بزرگ آب و هوایی در بسیاری از نقاط جهان می شود و این مساله ارتباطات از راه دور شناخته شده است . پدیده نوسان جنوبی برای اولین توسط والکر در سال 1923 ارايه گردید.
هوا شناسان واقیانوس شناسان جهان در سالهای اخیر مطالعات زیاد ودقیقی در مورد مکانیسم ایجاد ال نینو و تاثیرات متقابل جو و اقیانوس انجام داده اند ، به ویژه مطالعات گسترده ای در ارتباط با ناموزونی دما در سطح دریا ونوسانات فشار و فشار جو در سالهایی که ال نینو رخ می دهد انجام گرفته است ؛ مجموعه این تغییرات را به نام نوسانات جنوبی می نامند ، با کلمه اختصاری(ENSO ) ;که مخفف شده کلمات : Oscillation Elnino Southern باشد ، بیان می کنند ؛ که تر کیبی از دو کلمه ال نینو و نوسانات جنوبی است . برای نخستین بار واکر(1932م) و سپس بیلس (1937م) بر وجود نوسانی در فشار سطح ومقیاس جهانی اشاره کردند و آن را نوسان جنوبی So نامیدند. بدین سان SO یک الگوی ارتباط از راه دور جهانی ( یا به اصطلاح پیوند از دور) در اتمسفر است وبه دلیل تمیز آن از سایر الگوهای ارتباط از راه دور ( به ویژه نوسانات اطلس وآرام شمالی ) جنوبی نامیده شده است .
مرکز عمل SO توسط یک گردش مداری شرق به غرب در امتداد صفحه استوا همراه با صعود هوا در غرب اقیانوس آرام و نزول هوا در شرق اقیانوس آرام به یدیگر مربوط می شود ، و به این ترتیب گردشی شکل می گیرد که توسط بژرگنس (1969) گردش واکر نامیده شد .
تعریف :
برلاژ در سال 1966 پدیده نوسان جنوبی را چنین تعریف کرد : پدیده نوسان جنوبی ، افت و خیزی از شدت گردش جو و جریانهای اقیانوسی بین حاره ای است . این افت و خیز گسترده شده بر اثر تبادل هوای بین پر فشار جنوب شرقی اقیانوس آرام و کم فشار استوایی اندونزی همزمان تولید می شود دوره تناوب این پدیده از یک تا پنج سال متغیر بوده و مقدار متوسط آن تقریبا 30 ماه است .
نوسان جنوبی در دمایی که دمای سطح آب دریا در شرق حاره ای اقیانوس آرام گاهی در یک دوره زمانی یک ساله یا بیشتر خیلی گرمتر از متوسط آن می شود ، با پدیده النینو همراه است .
دلایـل وقـوع ال نـینو:
گردش والکر: گردش اتمسفری ، در صحفه ای عمود بر استوا می باشد که با صعود هوا در غرب آرام استوایی و نزول هوا در شرق آرام استوایی شکل می گیرد و همراه با آن با دمای سطحی شرقی و بادهای غربی فوقانی به موازات استوا در سطح وسیعی از حوزه آرام استوایی ایجاد می شود . در واقع گردش والکر واکنش اتمسفر به گرادیان دمای سطح دریا در طول استـوا ، میان دما های پایین در شرق آرام استوایی می باشد و قویاً در ارتباط با رویداد انسو است .
این گرادیان دما چگونه شکل می گیرد؟
در شرایط عادی منطقه ، در غرب آرام حاره ای به واسطه دمای تجارتی جنوب شرقی نسبتا آرام ، گرمایش حاصل تشعشع خورشیدی موجب گرم شدن آبهای اقیانوس می شود .
به طور همزمان با دمای تجارتی جنوب شرقی موجب فرا رفت آبهای گرم به سمت غرب می شوند بنابراین در غرب آرام حاره ای یک انباشتگی از آبهای با دما های بالا به وجود می آید و تراز دریا در این منطقه بالاست حال به دلیل تنش باد شرقی در آرام استوایی حرکتی به سمت قطب در لایه اکمن اقیانوسی ایجاد می شود و در طی آن به دلیل پیوستگی ، فراجهندگی آب سرد در نواحی مرکزی شرقی آرام استوایی به وجود می آید که این علتی بر وجود زبانه آب خنک در نواحی مرکزی و شرقی آرام استوایی می باشد.
بدین ترتیب در شرایط عادی منطقه در غرب آرام استوایی آبهای سطحی با دمای بالا و در مرکز شرق آرام استوایی زبانه ای از آبهای سطحی با دمای پایین وجود دارد .
حال در نواحی استوایی توزیع فعالیت های هم رفتی قوی در اتمسفر به میزان زیادی به همگرایی بادهای تجارتی و دمای سطح دریا بستگی دارد ، به طوری که منطقه همگرایی درون حاره ای (Inter Tropical Convergence Zone – ITCZ)و منطقه همگرایی آرام جنوبی Zone – SPCZ ) Convergence ( Sout Pacifil بر روی مناطقی واقع شده اند که دارای آبهای سطحی با دمای بالاتر از 27 درجه سانتیگراد می باشد .
بنابراین در غرب آرام استوایی توسط بادهای تجارتی همگرایی و در نتیجه صعود هوای گرم و مرطوب اتفاق می افتدو به دنبال آن در اثر فعالیتهای همرفتی و بارندگی ، گرمای نهان به طور گسترده ای در اتمسفر فوقانی آزاد می شود و در این حال زمینه ای مساعد جهت یک شارژ برگشتی به سمت شرق وبه موازات استوا در اتمسفرفوقانی پدید می آید و در پی آن هوای خشک در شرق آرام استوایی نزول می کند. بنابراین در شرق آرام استوایی پر فشارسطحی و در غرب آرام استوایی کم فشار سطحی شکل می گیرد و به دلیل گرادیان فشار به وجود آمده ، حرکتی از شرق به غرب در سطح و به موازات استوا ایجاد شده و بدین سان گردش والکر که ماحصل گرمایش آدیاباتیک در نواحی استوایی است، شکل گرفته است و گاهی این گردش حاکم بر گردش هادلی در منطقه می شود . همراه با بادهای تجارتی جنوب شرقی قوی
گردش والکر شدت می یابد ؛ اما قدرت گردش والکر با دمای سطح دریا در شرق آرام استوایی نیز در ارتباط است به این ترتیب زمانی که دماهای سطحی دریا در شرق آرام استوایی پایین تـر از حد نرمال است ( شرایط عکس الینو که لانینا نام گرفته)بادهای تجاری و گردش والکر در قوی ترین وضعیت خود قرار دارند . تحت این شرایط ، شرق استرالیا ، اندونزی و هندوستان از هوای مرطوب و باران زا برخوردارند و در شرق آرام استوایی شرایط هوای خشک حاکم است و این شرایط عادی منطقه می باشد .
اما زمان وقوع رویداد Enso یعنی شرایط غیر عادی منطقه زمانی است که گردش والکر ضعیف شده است و به دنبال آن هوای خشک و کم باران حاکم می شود.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:17 PM
آب و هوا و تغییرات آن از گذشته تا اکنون بارها سبب تغییر در مسیر تاریخ شده است. آب و هوا چگونه مسير تاريخ را عوض كرد ، عنوان مطلبي از سايت معتبر livescience است كه نقش اقليم را در شکل دادن ۱۰ رویداد بزرگ نشان مي‌دهد. از شکست تاریخی ایرانیان برابر یونان گرفته تا انفجار ------ اتمی در ژاپن. http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_10.jpg
۱۰ - فرهنگ غرب در نتیجه جنگ‌هایی كه بین ایران و یونان در گرفت موجودیت یافت. امپراطوری ایران كه در آن زمان در راس همه قدرتها قرار داشت، به طرف یونان لشكر كشی كرد. در سال 480 قبل از میلاد در جنگ سالامیس و آشنایی فرمانده ارتش یونان با علوم بادهای دریایی و به دلیل عدم آشنایی ایرانیان با علوم دریایی چون جذر و مد بعلاوه طوفان دریایی كه در طول جنگ اتفاق افتاد باعث شكست ایرانیان در این جنگ شد.


http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_9.jpg

۹ - در قرن 13 كوبلای خان فرمانده امپراطوری مغول بود. او ارتش خود را برای تصرف ژاپن صف آرایی كرد، ولی به دلیل باد موسمی كه از اقیانوس هند می‌وزید موفق به تصرف ژاپن نشد. كاهن شینتو معتقد بود كه این طوفان نتیجه اجابت دعاهایش بوده است.


http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_8.jpg

۸ - ناوگان اسپانیا در سال 1588 در برابر تمدن غرب مغلوب گشت. اسپانیایی ها مطمئن به پیروزی بودند. فیلپ دوم فرمانده ناوگان دریایی به جنگ علیه پروتستان های انگلستان كه رهبری آن را الیزابت اول به عهده داشت برخاست اما باد مانع از به موفقیت رسیدن ارتش اسپانیا شد.




http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_7.jpg

۷ - در سال 1709 چارلز پنجم پادشاه سوئد رهبری اولین قدرت مهاجم اروپا را در لشكركشی به روسیه در زمستان بر عهده داشت. زمستان باعث فرسودگی قدرت عظیم سوئد شد. در طول جنگهای بزرگ شمالی این جنگ تاثیر زیادی بر جهان باقی گذاشت.


http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_6.jpg

۶ - زمانی كه واشنگتن فرمانده ارتش آمریكا شد، ارتش متشكل از داوطلبانی بود كه فاقد یونیفرم و حتی سلاح بودند. در مقابل ارتش انگلیسی ها مجهز به بهترین نیروی جنگی بود. در 22 آگوست سال 1776 ژنرال واشنگتن توانست در یك نبرد طولانی در جزیره ای شكستشان دهد. تاریخ آمریكا نشان می دهد كه یك مه غلیظ باعث شده كه نیروهای استعماری انگلیس در آن جنگ عقب نشینی كنند.

http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_5.jpg

۵ - كشوری در بحران ناشی از پرداخت وام های سنگین به مستعمره نشینان آمریكا كه در جنگ علیه انگلستان بوده، رنج می برد. خشكسالی بهاره باعث بالا رفتن سریع قیمت مواد غذایی شد و بالاخره رعد و برق و طوفان شدید از راه رسید و محصول تمام مزارع را نابود كرد. در نتیجه توده مردم گرسنه، حداكثر آمادگی برای دگرگونی و تغییر را داشتند و بدین ترتیب انقلاب فرانسه به وقوع پیوست.


http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_4.jpg
۴ - شاید به خاطر داشته باشید كه در 30 آگوست سال 1800 همان روزی كه هزاران برده در ریچموند ویرجینیا به رهبری مردی به نام گابریل علیه برده داران قیام كردند. با گرفتن زرادخانه و آزادی برده ها وضعیت خود را تغییر دادند. در عوض باد و بوران شدید مانع از توطئه خیانتكاران و دسیسه چینی برده داران علیه برده ها شد.


http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_3.jpg
۳ - در سال 1812 ناپلئون بزرگترین ارتش اروپا را با بیش از 600 هزار نیرو در اختیار داشت. نقشه او یك قشون كشی جسورانه به روسیه بود، او نقشه حمله را آنچنان برنامه ریزی كرده بود كه نگران هیچ چیزی نبود. زمستان نزدیك بود. ناپلئون مطمئن بود كه سربازانش مسكو را تسخیر می كنند. سربازان فرانسوی در قشون كشی به روسیه ابتدا جواهرات و اشیا قیمتی را گرفتند و و به میهن بازگشتند. ناپلئون برای بار دوم زمینه تصرف را آماده كرد این بار روسیه بسیار سردتر بود. ارتش زمینی ناپلئون یك شهر را ویران كردند دمای هوا به كمتر از 40 درجه سانتی گراد زیر صفر رسیده بود ، سربازان احساس گرسنگی و سرمای شدید می‌كردند به طوری كه در یك شبانه روز 50 هزار اسب از سرما كشته شدند و لباس سربازان مناسب سرمای زیاد نبود. بنابراین از 600 هزار سرباز جنگی تنها 150 هزار نفر مجروح به خانه بازگشتند و این شروعی بود برای پایان دادن به امپراطوری بزرگ ناپلئون و ظهور قدرت روسیه در اروپا.

http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_2.jpg
۲- آدلف هیتلر كه از تاریخ عبرت نگرفته بود تصمیم به حمله تكراری (همانند حمله ناپلئون) به مسكو را گرفت، ونتیجه از قبل هم بدتر شد. در اینجاست تاریخ تكرار شد. در سپتامبر سال 1941 عملیات Typhoon ( یكی از عملیاتهای نظامی كه در بدترین شرایط آب وهوایی كاربرد داشت ) در اتحاد جماهیر شوروی اجرا شد. ارتش آلمان بر پیروزی خود علیه حكومت استالین و نواختن مارش پیروزی در میدان سرخ مسكو مطمئن بودند، اما هواشناسان هیتلر او را در هر دو جبهه مسكو و استالینگراد در اتحاد جماهیر شوروی به زانو درآوردند و ورق جنگ علیه آلمان ها برگشت.


http://www.persiangeo.com/images/stories/Climat/history_1.jpg۱- در یكی از روزهای تابستان سال 1945 هیروشیما شاهد هوای خوبی بود. در ساعت 9:7 صبح هوا كمتر از %3دارای پوشش ابری بود كه هواپیمای جنگی از حیطه تشخیص رادارها گذشت. اولین ------ ؛ آسمان برای استفاده از سلاح هسته‌ای به اندازه كافی صاف بود. فقدان پوشش ابر كار هیروشیما را ساخت و ------ درست به هدف برخورد كرد. در صورتیكه پوشش ابر در كاكورا تاثیر دیگری داشت. در 8 آگوست دومین ------ هسته ای به نام -B29 برای كاكورا در نظر گرفته شده بود، اما آسمان مورد نظر (كاكورا) پوشیده از ابر بود. درنتیجه هدف اصابت بمب، ناكازاكی اعلام شد !

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:18 PM
منابع تولید کنند ه ی آلودگی
کریمی - دانش آموز پیش دانشگاهی

تراكم منابع توليد كننده آلودگى در تهران و اطراف آن، سكون نسبى هوا، نداشتن باد غالب، محصورشدن تهران توسط رشته كوه هاى البرز باعث شده است كه تهران يكى از شهرهاى آلوده جهان باشد. آمار كاملاً دقيقى در مورد جايگاه تهران در جهان از نظر آلودگى موجود نيست. اصفهان، تبريز، شيراز، مشهد، اهواز، اراك و كرج از ديگر شهرهاى آلوده ايران هستند.
بنابر اظهارات رشيدى مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواى تهران دليل آلودگى هواى اين شهرها افزايش و تجمع منابع انتشار است و در شهرهايى نظير تبريز، اراك و اهواز توليد آلودگى از صنايع و در ديگر شهرها ترافيك شهرى نقش مهمى در آلودگى هوا دارند. به غير از كرج در شهرهاى ديگر طرح جامع كاهش آلودگى هوا در حال انجام است. برنامه هاى جامع كاهش آلودگى هواى تهران داراى هفت محور است:
•محور اول- خودروهاى نو
سازمان حفاظت محيط زيست طبق قانون جلوگيرى از آلودگى هوا و آئين نامه هاى آن از ابتداى سال ۷۹ اقدام به كنترل آلودگى كليه خودروهاى توليدى كرده است.
•محور دوم- خودروهاى مستعمل
آخرين برآورد نشان مى دهد كه ناوگان خودروهاى تهران بيش از هفتاد درصد از آلاينده هاى هواى تهران را ايجاد مى كنند. تحقيقات نشان مى دهد كه ۳/۲۶ درصد از خودروهاى سوارى فعال با سن بالاى ۲۰ سال در حال تردد هستند.
به طور متوسط ۴۳ درصد از مصرف سوخت و حدود ۴۷ درصد از انتشار منوكسيد كربن مربوط به اين خودروها است. براى حل مشكل اقدامات زير انجام شده است:
۱- استفاده از مبدل كاتاليزورى
۲- تعمير و بهسازى خودروها
۳- طرح از رده خارج كردن خودروهاى فرسوده.
•محور سوم- حمل و نقل عمومى
تغيير سوخت از بنزين و گازوئيل به گاز طبيعى و CNG سوز كردن ناوگان حمل و نقل عمومى موثرترين گام مهم در راه كاهش آلودگى اين خودروها خواهد بود كه در حال اجرا است.
•محور چهارم- سوخت
كارهاى زير در اين راستا انجام شده است:
۱- اصلاح كيفيت سوخت هاى قبلى
۲- استفاده از سوخت هاى گازى جايگزين.
•محور پنجم- معاينه فنى
۱- برنامه ايجاد مركز معاينه فنى خودرو
۲- احداث شش مركز معاينه فنى.
اقدامات در دست بررسى در مورد معاينه فنى:
- احداث سه مركز معاينه فنى جهت خودروهاى سنگين يا تخصيص اعتبار لازم.
- مشاركت خودروسازان درخصوص احداث مركز معاينه فنى خودروها.
- اعلام برنامه زمان بندى جلوگيرى از تردد خودروهاى سبك.
•محور ششم- ترافيك
۱- سياست پارك خودرو
۲- چراغ راهنمايى هوشمند.
•محور هفتم- آموزش
ساير اقدامات كه خارج از برنامه جامع است:
- جلوگيرى از تردد خودروهاى دودزا در سطح شهر تهران.
- گازسوز كردن صنايع و منابع خانگى- تجارى.
- استفاده از گاز طبيعى.
•منابع آلودگى هوا
به وجود هر نوع آلاينده اعم از جامد، مايع، گاز و يا تشعشع پرتوزا و غيرپرتوزا در هوا به مقدار و در مدت زمانى كه كيفيت زندگى را براى انسان و ديگر جانداران به خطر اندازد و يا به آثار باستانى و اموال خسارت وارد آورد آلودگى هوا اطلاق مى شود. شش آلاينده اصلى داريم كه به دو دسته اوليه و ثانويه تقسيم بندى مى شوند؛ آلاينده اوليه موادى هستند كه در اثر منابع مستقيماً به هواى محيط وارد مى شوند و شامل پنج آلاينده منوكسيدكربن (CO)، دى اكسيد نيتروژن (NO2)، دى اكسيد گوگرد (SO2)، ذرات معلق با قطر كمتر از ۱۰ ميكرون و سرب (Pb) است. آلاينده هاى ثانويه موادى هستند كه در اثر فعل و انفعالات موجود در هواى اطراف زمين به وجود مى آيند. در اين گروه مى توان ازن را نام برد.بنا بر گفته هاى رشيدى منابع آلودگى هوا دو دسته هستند:
۱- منابع طبيعى
- توفان ها و گرد و غبار
- فعاليت آتشفشانى
- دود و خاكستر آتش سوزى هاى جنگلى
- شهاب هاى آسمانى
- منابع گياهى و حيوانى
- چشمه هاى آب گرم معدنى.
۲- منابع مصنوعى
- وسايل نقليه موتورى
- صنايع و نيروگاه ها
- سيستم هاى گرم كننده منابع خانگى و تجارى
- زباله سوزها
- مواد راديواكتيو.
تاثيرات آلودگى هوا در سلامت جسمى، روحى _ روانى: مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا در راستاى تاثيرات آلودگى هوا در سلامت جسمى- روانى تصريح كرد: مهم ترين آثار آلودگى هوا به خطر انداختن سلامتى انسان و اختلال در رفاه، آسايش، كاهش ديد و اشعه خورشيد، اثرات آب و هوايى و ضرر به گياهان است كه خلاصه اى از آثار بهداشتى آنها بدين ترتيب است:
منواكسيد كربن (CO) : قرار گرفتن در معرض غلظت بالاى اين گاز باعث كاهش دقت بينايى، كاهش توان كارى، عدم قابليت يادگيرى و انجام فعاليت هاى دشوار مى شود. چهار نوع بيمارى عمده در اين راستا عبارتند از:۱- قلبى _ ريوى ۲- عصبى ۳- تجزيه فيبرين ۴- بيمارى هاى دوران زايمان.
ازن و ساير اكسيدكننده ها (O3) : ازن محرك براى چشم و گلو و ريه است. فعاليت شيميايى بالاى ازن باعث بروز مشكلاتى از قبيل از بين رفتن بافت ريه ها و كاهش عملكرد آن مى شود. آمارها نشان مى دهد حملات آسم در روزهايى با غلظت بالايى از اكسيدان افزايش يافته است.
سرب: تماس با سرب باعث اثرات مخرب بر سيستم عصبى شده كه در درازمدت باعث كاهش بهره هوشى مى شود. همچنين سرب منجر به افزايش فشار خون شده و بر روى فرايند خون سازى تاثيرات منفى خواهد داشت.
دى اكسيد گوگرد: غلظت بالاى (SO2) باعث نارسايى هاى تنفسى، كاهش سيستم دفاعى ريه ها و تشديد بيمارى قلبى _ ريوى مى شود و افراد داراى بيمارى هاى آسم برونشيت يا آمفيزم، بيماران قلبى، بچه ها و افراد مسن به اين گاز حساس هستند.
هيدروكربن هاى فرار (VOC) : نقش عمده اى در تحريك چشم و سيستم تنفسى دارد، در مواردى چند لوسمى در افرادى كه به علت مسائل شغلى براى طولانى مدت در معرض بخارات بنزين بوده اند، گزارش شده است.
دى اكسيد نيتروژن: اين گاز مى تواند باعث ايجاد سوزش در ريه ها و همچنين باعث كاهش ميزان مقاومت سيستم تنفسى در مقابل بيمارى هايى مانند آنفلوآنزا شود.
ذرات معلق : ذرات معلق با قطر آيروديناميكى كمتر از ۱۰ ميكرون به دليل راهيابى به سيستم تنفسى تحتانى به عنوان شاخص اصلى مواد معلق در هوا معرفى مى شوند. براساس مطالعات ذرات معلق تشديد بيمارى هاى قلبى - ريوى - كاهش سيستم ايمنى بدن در مقابل بيمارى ها، از بين رفتن بافت ريه، آسم كودكان، مرگ ومير زودرس و سرطان نقش عمده اى دارد.
•اقدامات ضرورى براى كاهش آلودگى هوا
۱- توسعه فضاى سبز
۲- كنترل وسايل نقليه
- جايگزين كردن وسايل نقليه عمومى به جاى وسايل نقليه شخصى.
- از سرويس خارج كردن اتومبيل هاى فرسوده و قديمى، جانشين كردن اتومبيل هاى نو و جديد مطابق با استاندارد موجود.
- فراهم كردن تسهيلات لازم قانونى براى كاهش هزينه هاى وسايل كنترلى.
- رعايت ضوابط طرح ترافيك در ساعات ممنوعه توسط رانندگان.
- جلوگيرى از تردد خودروهاى داراى نقص فنى.
- جايگزين كردن سوخت هاى گازى و يا برقى به جاى بنزين و گازوئيل.
- ملزم كردن سازندگان اتومبيل هاى داخل به تبعيت از استانداردهاى آلودگى هوا.
- تشويق دارندگان وسايل نقليه به نصب دستگاه هاى كاهش دهنده آلودگى ناشى از اگزوز اتومبيل ها.
۳- كنترل صنايع
- احداث صنايع در خارج از شهر به طورى كه بادهاى غالب منطقه آلاينده هاى خروجى را به سمت مناطق مسكونى هدايت نكنند.
- محل احداث كارخانه از نظر شرايط جوى مانند سرعت، جهت باد و يا وضعيت پستى و بلندى منطقه در مطالعات اوليه احداث صنايع لحاظ شود.
- تغيير در سوخت صنايع.
- تغيير در مراحل عمليات توليد محصول نهايى.
- نصب دستگاه هاى كنترل كننده مواد آلاينده در كليه قسمت هاى مورد نياز فرايند توليد.
نقش شركت كنترل كيفيت هوا در كاهش آلودگى هواى تهران: شركت كنترل كيفيت هوا در سال ۱۳۷۲ تاسيس شد و در سال ۱۳۷۶ موفق به انجام دو پروژه بزرگ بين المللى در زمينه آلودگى هواى تهران شد: ۱-طرح جامع آلودگى هواى تهران (با همكارى آژانس همكارى هاى بين المللى ژاپن).
۲- طرح كاهش انتشار ناشى از سيستم حمل ونقل (بانك جهانى و شركت كنترل كيفيت هوا).
و هم اكنون اين شركت برنامه جامع كاهش آلودگى هواى تهران را در يك دوره زمانى ده ساله و در قالب محورهاى هفت گانه توسط شهردارى تهران، وزارتخانه هاى نفت و صنايع در حال اجرا دارد.
بخشى از فعاليت هاى شركت كنترل كيفيت هوا
- سنجش مدل سازى آلودگى صوتى حاصل از منابع ترافيك فرودگاه، راه آهن و صنايع.
- ارائه راهكارهاى كنترل آلودگى صوتى.
- راهبرى مركز هماهنگى اطلاع رسانى آلودگى هوا.
- همكارى با مراكز عمده صنعتى از قبيل مجتمع هاى پتروشيمى و كارخانجات توليدى در راستاى تعيين ميزان آلودگى هوا و ارائه راهكارهاى مختلف براى كاهش آلودگى هواى ناشى از آنها.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:20 PM
تاریخچه آلودگی هوا





شریفی – دانش آموز پیش دانشگاهی

اولین آلاینده‌های هوا احتمالاً دارای منشأ طبیعی بوده‌اند. دود، بخار بدبو، خاکستر و گازهای متصاعد شده از آتشفشانها و آتش سوزی جنگلها، گرد و غبار ناشی از توفانها در نواحی خشک، در نواحی کم ارتفاع مرطوب و مه‌های رقیق شامل ذرات حاصل از درختهای کاج و صنوبر در نواحی کوهستانی، پیش از آنکه مشکلات مربوط به سلامت انسان‌ها و مشکلات ناشی از فعالیتهای انسانی محسوس باشند، کلا جزئی از محیط زیست ما به شمار می‌رفته‌اند. به استثنای موارد حاد، نظیر فوران آتشفشان.
آلودگیهای ناشی از منابع طبیعی معمولاً ایجاد چنان مشکلات جدی برای حیات جانوران و یا اموال انسان‌ها نمی‌کنند. این در حالی است که فعالیتهای انسانی ایجاد چنان مشکلاتی از نظر آلودگی می‌نمایند که بیم آن می‌رود، بخش‌هایی از اتمسفر زمین تبدیل به محیطی مضر برای سلامت انسان‌ها گردد.
تاریخچه آلودگی

دود یکی از قدیمیترین آلاینده‌های هوا است که برای سلامت بشر مضر است. زمانی که دود ناشی از آتش حاصله از سوختن چوب توسط ساکنین اولیه غارها جای خود را به دود ناشی از کوره‌های زغال سوز در شهرهای پر جمعیت داد، آلودگی هوا، بقدری افزایش یافت که زنگ خظر برای برخی از ساکنان آن شهرها وجود به صدا در آمد. در سال ۶۱ بعد از میلاد سنکا (Seneca) فیلسوف رومی از هوای روم به‌عنوان هوای سنگین و از دودکشهای هود با عنوان تولید کننده بوی بد نام برد. در سال ۱۲۷۳ میلادی ادوارد اول پادشاه انگلستان می‌گوید هوای لندن به حدی با دود و مه آلوده و آزار دهنده است که از سوختن زغال سنگ دریایی جلوگیری خواهد کرد.
علی‌رغم هشدار پادشاه مذکور، نابودی گسترده جنگلها، چوب را تبدیل به یک کالای کمیاب نمود و ساکنان لندن را وادار ساخت تا بجای کم کردن مصرف زغال سنگ به میزان بیشتری از آن استفاده کنند. تا سال ۱۶۶۱ میلادی یعنی بیش از یک قرن بعد، تغییر قابل ملاحظه‌ای در آلودگی هوا بوجود نیامد. چاره جویی و پیشنهادات عبارت بودند از برچیدن تمامی کارخانه‌های دودزا از شهر لندن و بوجود آمدن کمربند سبز در اطراف شهر و بالاخره این چاره جوییها کارساز شد.
مشکلات آلودگی هوا ==
شواهدی دال بر علاقمندی جوامع انسانی در غلبه بر مشکل آلودگی هوا وجود دارند که از جمله آنها می‌توان از تصویب و اجرای قوانین کنترل دود در شیگاگو سینسنیاتی به سال ۱۸۸۱ نام برد. ولی اجرای این قوانین و قوانی مشابه آنها با دشواریهایی مواجه گردید و برای تمیز نمودن هوا یا جلوگیری از آلودگی بیشتر آن تقریباً کاری انجام نشد. در سال ۱۹۳۰ در دره بسیار صنعتی میوز در کشور بلژیک در اثر پدیده وارونگی مه دود در یک فضای معین محبوس گردید. در نتیجه ۶۳ تن جان خود را از دست داده و چندین هزار تن دیگر بیمار شوند. حدود ۱۸ سال بعد در شرایط مشابهی در ایلات متحده آمریکا یکی از اولین و بزرگ‌ترین فاجعه‌های زائیده آلودگیها رخ داد، یعنی ۱۷ نفر جان خود را باختند و ۴۳ درصد جمعیت نورا، پنسلوانیا بیمار شدند.
درست سه سال بعد از فاجعه مه دود لندن در سال ۱۹۵۲، که نادیده گرفتن عواقب جدی آلودگی هوا غیر ممکن گردید. در روز سه شنبه ۴ دسامبر سال ۱۹۵۲ حجم عظیمی از هوای گرم به طرف قسمت جنوبی انگلستان حرکت کرده با ایجاد یک وارونگی دمایی سبب نشست یک مه سفید در لندن شد و این مه دود به دستگاه تنفسی انسان سخت آسیب رسانده بود و بیشتر مردم بزودی با مشکلاتی از قبیل قرمز شدن چشمها، سوزش گلو و سرفه‌های زیاد مواجه شدند و پیش از آنکه در ۹ دسامبر از سطح شهر دور شوند ۴۰۰ مورد مرگ مربوط به آلودگی هوا گزارش کردند. این تعداد تلفات برای متوجه ساختن افکار بریتانیاییها جهت تصویب قانون هوای تمیز در سال ۱۹۵۶ کافی بود.
قانون کنترل آلودگی هوا

این قانون در ایالات متحده امریکا قانون کنترل آلودگی هوا (قانون عمومی ۱۵۹_۸۴) به تصویب رسید. اما این مصوبه تنها موجب به تصویب رسیدن یک قانون مؤثرتر گردید. این قانون یکبار در سال ۱۹۶۰ و بار دیگر در سال ۱۹۶۲ بازنگری شد و به قانون هوای تمیز سال ۱۹۶۳ (قانون عمومی ۲۰۶_۸۸) که برنامه‌های ناحیه‌ای محلی و ایالتی را برای کنترل هوا تشویق می‌کرد و در عین حال حق مداخله را برای دولت فدرال در صورت به خطر افتادن سلامت و رفاه اهالی ایالت در اثر آلودگی ناشی از ایالات دیگر محفوظ نگه می‌داشت، الحاق گردید. این قانون معیارهایی برای کیفیت هوا وضع کرد که بر اساس آنها استانداردهای کیفیت هوا و گازهای متصاعد شده در دهه ۱۹۶۰ میلادی پی ریزی شد.
اجرای قانون هوای تمیز

اجرای قانون هوای تمیز در سال ۱۹۷۰ به آژانس نو بنیاد حفاظت محیط زیست (EPA) محول گریدید. قانون به وضع استانداردهای درجه اول و دوم کیفیت هوای محیط زیست پرداخت. استانداردهای اولیه متکی بر معیارهای کیفیت هوا، برای حفظ سلامت عموم مردم، دامنه وسیعی از ایمنی را در نظر می‌گیرد. در حالی که استانداردهای ثانوی که آنها نیز متکی بر معیارهای کیفیت هوا باشند برای حفظ رفاه عموم انسان‌ها، به علاوه گیاهان، جانوران، اموال و دارائی هستند.
اصطلاحات قانون هوای تمیز به سال ۱۹۷۷ به تقویت باز هم بیشتر قوانین موجود پرداخته است و ملتها را به تمیز نگهداشتن مورد ارزیابی و اصلاح دوباره قرار گرفتند. اگر چه این امکان وجود دارد که تغییرات بیشتری نیز انجام شود، کاملاً متحمل است که کنترل آلودگی هوا برای ایجاد شرایطی که تحت آن هوا برای نسلهای آینده تمیزتر و سالمتر نگاهداشته شود، از حمایت بیشتر عامه مردم برخوردار شود.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:22 PM
کمپانی گوگل اولین بار با موتور جستجوی ساده ي خویش، خود را به جهان معرفی کرد. این کمپانی از زمان تاسیس خلاقیت، نوآوری و در عین حال سادگی را پیشه ی خود نمود تا امروز به عنوان یک غول اینترنتی در آید.
چندی پیش گوگل با آخرین برنامه ی اینترنتی خود جهان را شگفت زده کرد و البته تا حدی هم ترساند! سرویس Google Earth با تصاویر ماهوارهای خود در آغاز امریکای شمالی و اینک تمام نقاط جهان را پوشش داده است. گوگل با این کار جهان را بیاندازه کوچک کرده و مرزها را برداشته است.
این سرویس که سالها فقط در اختیار سازمانهای جاسوسی قرار داشت، امروز به شکل رایگان در اختیار همه مردم قرار گرفته است و هر کس می تواند در هر نقطه از جهان این تصاویر را دریافت کند.
گوگل ارت يک نقشه معمولي نيست! کافی است نام کشور، شهر و یا حتی کدپستی محل مورد نظرتان را در کادر جستجوی این برنامه وارد کنید، تا تصاویری رویای و کاملا واقعی از محل مورد نظر در اختیار شما قرار گیرد.
اگر خطوط تلفن و امکانات ضعیف اینترنتی در ایران اجازه دهد شما می توانید بر فراز شهرتان پرواز کنید، خیابان محل زندگیتان را چنان که هست ببینید و حتی سری هم به مدرسه دوران کودکیتان بزنید. اینها همه امکاناتی هستند که گوگل به رایگان در اختیار همه در هر جای دنیا که باشند قرار داده است.
زماني حق اشتراک گوگل ارت که"keyhole" ناميده مي شد 90 دلار بود. وقتي گوگل keyhole را خريداري کرد چيزي حدود يک تريليون بايت سوابق اطلاعاتي نقشه برداري ديجيتال را به "ارت" برد و شروع به ايجاد نسخه هاي پايه اي نرم افزاري نمود که بتوانند بصورت رايگان دانلود شوند. و اکنون در اختیار شما قرار گرفته است.
تصاوير نقشه هاي گوگل ارت از دو منبع ارسال و هدایت مي شوند: ماهواره و هواپيما؛ گوگل اينگونه نقشه ها و ديگر اطلاعات نقشه برداري ديجيتالي را از منابعي چون TeleAtlas و EaetSat که هر دو از پدیدآورندگان تصاوير و نقشه هاي هوایی و ماهوارهای هستند بدست مي آورد. این تصاویر در اشکال ديجيتالي براي استفاده تجاري گرفته مي شوند.
به دليل اينکه اين اطلاعات و داده ها از منابع مختلفي بدست مي آيند، جهت تحليل تفاوتها می توانند به راحتی مورد استفاده قرار گیرند. اينکه چرا بر روي برخي از مناطق کره زمين موج هايي ظاهر شده است، حتي بر روي سطح برخي خيابانها، در حالي که ديگران بدون استفاده از این امکان براي تحلیل اين نقاط ابهام، مشکلات زيادي پيش رو دارند.

زماني که شما از گوگل ارت استفاده مي کنيد نمي توانيد تصاوير گرفته شده از ماهواره را در همان لحظه ی ارسال به شکل (Online) مشاهده کنید. به عبارت دیگر بر خلاف تصور رایج تصاویر ماهوارهای گوگل ارت بین دو تا سه سال پیش گرفته و ارسال شده اند. در عین حال گوگل اعلام کرده است قدمت اين اطلاعات بيش از 3 سال نيست و بطور متناوب به روز مي شوند و همواره جديدترين اطلاعات در دسترس هستند.
بخش ديگري از آنچه گوگل ارت را اعتياد آور مي سازد همکاري این برنامه با موتور جستجوي گوگل است!
هنگامي که شما شهري را از نظر مي گذرانيد، مي توانيد کافي شاپ ها، رستوران ها، بقالي ها و هزاران گونه مرکز تجاری در مجاورت آنها را بيابيد. شما مي توانيد با کليک کردن بر روي هر کدام از آنها جزئي ترين اطلاعات در مورد هر کدام را از Google search engine دريافت کنيد.
همچنين به کاربران اجازه داده شده است بوسيله کليک کردن بر روي: "Add/Edit a Business Listing" اماکن تجارتي را به نقشه اضافه کنند.
گوگل ارت امکان عکسبرداري از اينچ به اينچ مربع در جهان را با کامپيوتر براي تمام افراد مهيا کرده است به همین دلیل نگرانيهاي مردم در مورد پیامدها و مشکلات احتمالی اين پديده بيشتر و بيشتر مي گردد.
گوگل ارت در اولين مرحله استفاده از اين پديده استنباطي قدرتمند از چرا و چگونگي استفاده از آن را از کاربر کسب خواهد کرد. يک پاسخ معمولي در اين ميان از بين وحشت و لذت بردن از افزايش دسترسي هيبت مندانه به جهان است.
و ديگری اينکه، آنچه هميشه فوراً به ذهن مي رسد انگيزه ي انسان براي دانستن موقعيت جغرافيائي خود بر روي کره ي زمين است "اوه! چه کار غير معمول و جالبي" اين جمله اي است که اکثر آنان که عاشق نظريه ي امکان ديدن کره ي زمين از کامپيوترهاي شخصي خود هستند بر زبان مي آورند ، در حالي که همين افراد دوست ندارند که بواسطه ي اين گونه پديده ها تحت نظارهي دنيا باشند!! کسي مي تواند از طريق گوگل ارت بر روي يک کمين گاه کاري تر هدف را دنبال کند. آيا سارقان هم مي توانند از امکانات گوگل ارت در يک منطقه سودي بجويند؟
در مورد نگرانيهایی که از جنبه ي "امنيت شخصي" مورد اهميت قرار مي گيرد دو نکته قابل ذکر است.
http://www.antweb.org/images/google_earth_4.jpg

اول اينکه اطلاعات Google Earth قبلا هم به اشکال مختلف قابل دسترس بوده است ( پیش از این برخی ماهواره ها این تصاویر را با قیمت نسبتا بالایی می فروختند) و دوم اينکه سابقه ی تصاوير ماهواره ای و عکس های هوایی به سه سال قبل بر مي گردند و هيچ کس قادر نيست که از طريق گوگل ارت به اطلاعات به روز دست يابد. اطلاعاتی با سه سال قدمت قطعي نيستند و حتي قابل استفاده براي توطئه سازي.
و دیگر، نگرانيهایی در باره ي خطر متمرکز سازي هاي گوگل ارت در زمينه ي امنيت ملي کشورهاست؛ مقامات عالي رتبه در بسياري از کشورها از بابت جزئيات اطلاعات قابل دسترسي براي عموم در گوگل ارت اظهار نگراني کرده اند. در راًس اين کشورها استراليا، انگليس و ايالات متحده ي امريکا و اخیرا هند هستند. آنها می گویند عاقبت تروريست ها خواهند توانست "گرچه احتمالا" از اطلاعات و تجهيزات گوگل ارت و شبيه سازي کردن جزئيات جهان توسط ماهواره ها بهره برداري کنند.
بيشترين اعلام مخالفت با گوگل ارت از کره ي جنوبي است، کره جنوبي از جهت تکنيکي هنوز در حال جنگ با کره ي شماليست و همچنين براي آنان اين نگراني وجود دارد که هم اکنون افراد بسیاری مي توانند تاسيسات ارتش آنان را با کليک بر روي يک تکمه و يک زوم جزئي نظاره گر باشند.
حرف صادقانه اين است که اگر گوگل بتواند اين اطلاعات را در دست داشته باشد قطعاً کره شمالي از قبل اين اطلاعات را در دست داشته است. در هر صورت اين براي آنها خیلی نمی ارزد که بخواهند با زوم کردن بر روي کره شمالي امکانات اتمي آنان را تحقيق نمايند. گوگل ارت براي بازي کودکان ابزار جاسوسي ساخته است.
شبيه سازها بوسيله گوگل ارت چيز جديدي را پيشنهاد و ارائه نداده اند. در مجموع گوگل ارت اين اطلاعات را از منابع ديگري کسب کرده است. ولي اين نوع جمع آوری اطلاعات و این بسته اطلاعاتی يک تحول و انقلاب در نوع خود بشمار مي آيد. مخالفتها در برابر تحقيق در باره ي مکانهائي نظير اهرام مصر يا کاخ سفيد توسط ماهواره ها زمان زيادي بطول نخواهد انجاميد.
تمام آن کاري که شما باید انجام دهید Download کردن گوگل ارت و داشتن چشماني عقاب گونه براي مشاهده جهان است.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:23 PM
ونیز شهری ساحلی در کشور ایتالیا است. که به دلیل بنا شدن در آب و داشتن کوچه های و خیابانهای واقع شده در آب شهرت زیادی دارد. و هر سال تعداد زیادی از جهانگردان برای دین این ویژگی ونیز به این شهر مسافرت می کنند. در زیر دو تصویر زیبا از کانالهای آبی این شهر را می بینید.


http://pic50.picturetrail.com/VOL432/7478340/14203060/220066925.jpg



http://pic50.picturetrail.com/VOL432/7478340/14203060/220066922.jpg

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:28 PM
چند بار تا به حال دوده خفه کننده ماشین‌ها را در خیابان دیده‌اید؟
· چرا در روز روشن آسمان آبی را نمی‌بینید؟
· فوران دوده از کارخانجات صنعتی چه فوایدی دارد؟
· پناهگاه بیماران تنفسی در شهر آلوده کجا می‌تواند باشد؟
این آلودگی هواست که طبیعت زیبا را در خود گم می‌کند و زندگی سالم را نه تنها از انسان‌ها بلکه از تمام موجودات سلب می‌کند.
موضوع چیست؟
ازن که جز اصلی مه دود است، گازی است که از ترکیب اکسید نیتروژن و هیدروکربنها در حضور نور آفتاب بوجود می‌آید. در اتمسفر ، ازن بطور طبیعی به صورت لایه‌ای که ما را از اشعه ماورای بنفش محافظت می‌کند، وجود دارد. ولی زمانی که در سطح زمین تولید شود، کشنده است.



از کجا می‌آید؟
اتومبیلها ، کامیونها و ... یکی از اصلی ترین منابع ازن هستند. در سال 1986 مقدار حیرت انگیز 6.5 میلیون تن هیدروکربنهای مختلف و 8.5 میلیون تن اکسیدهای نیتروژن توسط خودروهای موتوری وارد هوا شدند. نیروگاهها ، کارخانه‌های شیمیایی و پالایشگاههای نفت نیز سهم بزرگی در همین مساله دارند و نیمی از انتشار هیدروکربنها و نیتروژن در کشور آمریکا مربوط به آنهاست.



خطر مه دود
صدمات ریوی ناشی از هوای آلوده به ازن ، خطری است که هر 3 نفر از 5 نفر با آن روبرو هستند. اکثر مردم نمی‌دانند که مه دود به غیر از انسان به سایر موجودات زنده هم آسیب می‌رساند. مه دود ازنی مسئول صدمات زیاد به درختان کاج و نابودی محصولات کشاورزی در بسیاری از مناطق کشاورزی است.
هوای آلوده چیست؟
هر ماده‌ای که وارد هوا شود ، خواص فیزیکی ، شیمیایی و زیستی آن را تغییر می‌دهد و به چنین هوای تغییر یافته هوای آلوده گویند.
زباله‌های موجود در هوا
هوای شهرها دارای یک ترکیب از گازهایآلوده کننده می باشد .گازهای کشنده ناشی از کارخانجات با دوده ، اکسید نیتروژن ،مونوکسید کربن و سرب اگزوز ماشینها ترکیب می شود.
عوامل آلوده کننده هوا



· عوامل طبیعی :
فوران های شدید آتشفشان , وزش توفان , بادهای شدید و … گازها و ذراتی را وارد می‌کنند و سبب آلایش آن می‌شوند.
· فعالیت انسان :
کارخانجات صنعتی ، کشاورزی ، شهرسازی ، وسایل گرمازا ، نیروگاهها ، وسایل نقلیه و ... از عوامل آلوده کننده هوا هستند.
مواد آلوده کننده هوا
· مونوکسید کربن :
گاز سمی مونوکسید کربن بطور عمده مربوط به خودروهایی است که مصرف سوخت آنها بنزین می‌باشد. این خودروها مقدار زیادی گاز CO را از طریق لوله اگزوز وارد هوا می‌کنند.
· دی اکسید گوگرد :
عمدتا مربوط به نفت کوره (نفت سیاه) است که در بعضی صنایع و تاسیسات حرارت مرکزی و تولید نیرو مورد استفاده قرار می‌گیرد.



· اکسیدهای نیتروژن دار:
بطور عمده مربوط به نفت کوره ، گازوئیل و مقدار کمتری مربوط به مصرف بنزین و نفت سفید است.



· هیدروکربن‌های سوخته نشده:
عمدتا مربوط به خودروهایی است که بنزین مصرف می‌کنند. نفت کوره و گازوئیل در این مورد سهم کمتری دارند.
· ذرات ریز معلق :
به طور عمده از سوختن نفت کوره حاصل می‌شود.
· برمید سرب :
در نتیجه مصرف بنزین در موتور اتومبیل‌ها حاصل می‌شود.
· سایر ترکیبات سربی :
بنزین خودروها اغلب دارای ماده‌ای به نام تترا اتیل سرب است، که به منظور روان کردن کار سوپاپ‌ها و بهسوزی بنزین به آن اضافه می‌شود. این ماده هنگام سوختن بنزین باعث پراکنده شدن ذره‌های جامد و معلق ترکیبات سرب در هوا می‌شود که هم سمی‌اند و هم به صورت رسوب‌های جامد وارد دستگاه تنفسی می‌شوند.



بالا ، بالا ، بالاتر
در جایی دور ، بالای سر ما ، لایه نامرئی و ظریفی از ازن وجود دارد که ما از تشعشعات خطرناک ماورای بنفش خورشیدی محافظت می‌کنند. لایه ازن قرنهاست که آنجا بوده است.
... و دورتر
ولی اکنون انسان این سپر محافظ را از بین می‌برد. کلرو فلوئورو کربنها (CFCS) ، هالونها (halons) ) و سایر مواد شیمیایی مصنوعی ، در 10 تا 50 کیلومتری بالای سر ما شناورند. آنها تجزیه شده و ملکولهایی آزاد می‌کنند که ازن را از بین می‌برد.
CFC ها چه چیزهایی هستند؟
CFC ها موادی هستند که صدها مصرف گوناگون دارند. زیرا آنها تقریبا غیر سمی و مقاوم در برابر شعله بوده و به راحتی تجزیه نمی‌شوند. به خاطر چنین پایداری ، آنها تا 150 سال باقی خواهند ماند. گازهای CFC به آرامی تا ارتفاعات 40 کیلومتری صعود کرده و در آنجا تحت نیروی عظیم تشعشعات ماورای بنفش خورشید شکسته شده و عنصر شیمیایی کلر را آزاد می‌کنند. بعد از آزادی هر اتم کلر قبل از برگشت به زمین که سالها طول می‌کشد، حدود صد هزار مولکول ازن را از بین می‌برد. سه و شاید پنج درصد لایه ازن در سطح جهان تاکنون توسط گازهای CFC تخریب شده است.
بعدش چی؟
با تخریب ازن در لایه‌های بالای اتمسفر ، کره زمین اشعه ماورای بنفش دریافت می‌کند که موجب بروز سرطان پوست ، بیماری آب مروارید چشم و تضعیف سیستم دفاعی بدن می‌شود. با نفوذ بیشتر اشعه ماورای بنفش از لایه‌های اتمسفر ، اثرات آن روی سلامتی بدتر شده ، بهره دهی محصولات کشاورزی و جمعیت ماهیها کاهش خواهد یافت و آسایش هر فرد روی این سیاره تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
نگرانی روز افزون
اثرات زیست محیطی مقادیر عظیمی از مواد زاید خطرناک که هر ساله تولید می‌شود، موجب نگرانی بیش از پیش شده است. در سال 1983 ، 266 میلیون تن مواد زاید خطرناک تولید شده است.
به هدر ندهید...
کشورهای پیشرفته بیش از هفتاد هزار ماده شیمیایی مختلف تولید می‌کنند که بیشتر آنها بطور کامل از نظر ایمنی آزمایش نشده‌اند. استفاده نامحتاطانه از این مواد ، مواد غذایی و آب و هوای ما را آلوده کرده و اکوسیستمهایی را که ما به آنها متکی هستیم، شدیدا تهدید می‌کند.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:29 PM
قطب نما طرز كار قطب نما عقربه قطب نما هنگام باز نمودن درب آن ، آزاد شده و حول محور خود مي‌چرخد و سپس به علت نيروي مغناطيسي كره زمين هميشه در يك جهت معين كه همان قطب شمال مغناطيسي است مي‌استد و آن را به ما نشان مي‌دهد. عقربه مذكور هيچگاه اشتباه نمي‌كند مگر آنكه در نزديكي اشياي آهني يا فولادي و يا كابلي قرار گرفته باشد . بنابراين ، هنگام استفاده از قطب نما بايستي مطمئن شويم كه از اشياي انحراف دهنده آن ، بطور كلي دور است. كاربردهاي قطب نما به كمك قطب نما مي‌توانيم گراي مغناطيسي كليه امتدادهاي مورد نظر را اندازه گرفته و با در دست داشتن گراي مغناطيسي يك امتداد ، جهت يابي بكنيم . در كشتي ها و هواپيماها براي جهت يابي از آن استفاده مي‌شود. در صنايع نظامي كاربرد وسيعي دارد از جمله ديده‌بان‌ها در مناطق عملياتي به كمك آن جهت يابي مي‌كنند. در صنايع مخابرات ، كارهاي پژوهشي و ساختمان قبله نماها به كار برده مي شود. قطب نماي پيشرفته قطب نماهاي پيشرفته كه بيشتر در صنايع مخابرات و امور نظامي به كار برده مي‌شوند، مجهز به سلول‌هاي شب نما مي‌باشند كه حتي در تاريكي شب عمل جهت نمايي را صورت دهند. اين نوع قطب نماها در دوربين‌هاي دو چشمي نظامي ، تانك‌ها ، نفربرها و حتي در ساختمان برخي خودروهاي پيشرفته نيز به كار مي رود . از قطب نماهاي پيشرفته در اندازه گيري طول جغرافيايي و عرض جغرافيايي محل نيز استفاده مي‌كنند كه در نقشه خواني ، پياده سازي عمليات نظامي ، ديده باني در مناطق جنگي و ... نقش تعيين كننده دارند

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:37 PM
سيل پيش از وقوع سيل پس از شروع سيل چگونه كمك بخواهيد چنانچه بيرون هستيد: ________________________________________ باران شديد، ذوب برفها، تغيير بستر رودخانه‌ها و تخريب سدها و آب‌بندها، از جمله عواملي هستند كه ممكن است باعث بروز سيل گردند. چنانچه در مناطقي زندگي مي‌كنيد كه در معرض خطر سيل هستند، رعايت موارد زير را كمك كننده خواهيد يافت. در مناطق شمالي كشورمان، در چند سال اخير، به دليل تخريب گستردة جنگلها، خطر بروز سالانة سيل افزايش چشمگيري يافته است. ساكنان اين مناطق، لازم است به پيش‌بيني هاي سازمان هواشناسي كشور توجه لازم را مبذول دارند. باران شديد، ذوب برفها، تغيير بستر رودخانه‌ها و تخريب سدها و آب‌بندها، از جمله عواملي هستند كه ممكن است باعث بروز سيل گردند. چنانچه در مناطقي زندگي مي‌كنيد كه در معرض خطر سيل هستند، رعايت موارد زير را كمك كننده خواهيد يافت. در مناطق شمالي كشورمان، در چند سال اخير، به دليل تخريب گستردة جنگلها، خطر بروز سالانة سيل افزايش چشمگيري يافته است. ساكنان اين مناطق، لازم است به پيش‌بيني هاي سازمان هواشناسي كشور توجه لازم را مبذول دارند. پيش از وقوع سيل - به تعداد كافي آجر و گوني و به مقدار كافي شن و ماسه در منزل داشته باشيد. - اسناد، كاغذها و اسكناسهاي خود را در كيسه‌هاي پلاستيكي و در مكاني امن نگهداري كنيد. - چنانچه ورودي‌هاي منزل يا پنجره‌ها در معرض خطر سيل هستند، لبه‌هاي آنها را با كيسه‌هاي شن و ماسه بپوشانيد. - به تعداد كافي آجر و گوني و به مقدار كافي شن و ماسه در منزل داشته باشيد. - اسناد، كاغذها و اسكناسهاي خود را در كيسه‌هاي پلاستيكي و در مكاني امن نگهداري كنيد. - چنانچه ورودي‌هاي منزل يا پنجره‌ها در معرض خطر سيل هستند، لبه‌هاي آنها را با كيسه‌هاي شن و ماسه بپوشانيد. - فرشها و اشيايي گرانقيمت را به طبقات بالاتر و يا سطوح مرتفع منتقل نماييد. - ظروف پلاستيكي، سينك ظرفشويي و وان يا زيردوشي حمام را با آب سرد تميز پر كنيد. - از آجرها براي بالا بردن سطح اثاث منزل استفاده كنيد. - فرشها و اشيايي گرانقيمت را به طبقات بالاتر و يا سطوح مرتفع منتقل نماييد. - ظروف پلاستيكي، سينك ظرفشويي و وان يا زيردوشي حمام را با آب سرد تميز پر كنيد. - از آجرها براي بالا بردن سطح اثاث منزل استفاده كنيد. پس از شروع سيل در صورت امكان، در منزل بمانيد: - چنانچه در ساختمان قابل اعتمادي زندگي مي‌كنيد، در آن بمانيد، اگر مي‌توانيد، به طبقات فوقاني برويد، به اندازة كافي غذا، آب، لوازم ضروري همراه داشته باشيد. اشياء گرانبها و اسناد مهم را با خود برداريد. - چنانچه وقوع سيل را پيش‌بيني نكرده بوديد يا سرعت بالا آمدن آب بسيا ر زياد است، به گونه‌اي كه فرصت جمع‌آوري و حمل اشياء گرانبها را نداريد، آنها را به سطوح بالاتر منزل مثل طاقچه‌ها منتقل كنيد. - به ياد داشته باشيد كه سيل، مي‌تواند زيرسازي ساختمانها را تضعيف كند و ساختمانهاي تضعيف شده را ويران نمايد. همواره از سلامت كامل ساختمان منزل خود اطمينان حاصل كنيد. - به سطح آب در محيط اطراف خود توجه داشته باشيد تا بتوانيد تخميني از بالا آمدن سطح آب و ميزان پيشرفت سيل داشته باشيد. - تا زماني كه از سلامت منابع آب يا آب لوله كشي اطمينان حاصل نكرده‌ايد، از آبي كه ذخيره كرده‌ايد استفاده نماييد. در صورتي كه مي‌خواهيد منزل را ترك نماييد: - به ميزان كافي آب، مواد خاكي و وسايل ضروري به همراه خود داشته باشيد. - پوشاك كافي به همراه داشته باشيد. گاه ممكن است تا چند روز، مجبور باشيد در محيط باز باقي بمانيد. در صورت امكان، در منزل بمانيد: - چنانچه در ساختمان قابل اعتمادي زندگي مي‌كنيد، در آن بمانيد، اگر مي‌توانيد، به طبقات فوقاني برويد، به اندازة كافي غذا، آب، لوازم ضروري همراه داشته باشيد. اشياء گرانبها و اسناد مهم را با خود برداريد. - چنانچه وقوع سيل را پيش‌بيني نكرده بوديد يا سرعت بالا آمدن آب بسيا ر زياد است، به گونه‌اي كه فرصت جمع‌آوري و حمل اشياء گرانبها را نداريد، آنها را به سطوح بالاتر منزل مثل طاقچه‌ها منتقل كنيد. - به ياد داشته باشيد كه سيل، مي‌تواند زيرسازي ساختمانها را تضعيف كند و ساختمانهاي تضعيف شده را ويران نمايد. همواره از سلامت كامل ساختمان منزل خود اطمينان حاصل كنيد. - به سطح آب در محيط اطراف خود توجه داشته باشيد تا بتوانيد تخميني از بالا آمدن سطح آب و ميزان پيشرفت سيل داشته باشيد. - تا زماني كه از سلامت منابع آب يا آب لوله كشي اطمينان حاصل نكرده‌ايد، از آبي كه ذخيره كرده‌ايد استفاده نماييد. در صورتي كه مي‌خواهيد منزل را ترك نماييد: - به ميزان كافي آب، مواد خاكي و وسايل ضروري به همراه خود داشته باشيد. - پوشاك كافي به همراه داشته باشيد. گاه ممكن است تا چند روز، مجبور باشيد در محيط باز باقي بمانيد. چگونه كمك بخواهيد - در صورتي كه پيش‌بيني مي‌كنيد سطح آب، بيش از حد بالا بيايد و زندگي شما را به مخاطره بياندازد، به فكر روشي جهت كمك خواستن باشيد. - از سطوح بلند مثل طبقات فوقاني، لبة پشت بام و حتي لبة پنجره‌ها استفاده كنيد و با تكان دادن پارچه و اشياء براق و رنگهاي مشخص و حتي فرياد زدن كمك بخواهيد. - چنانچه طوفان شديد وجود دارد يا احتمال تخريب سقف مي‌دهيد، از رفتن به قسمتهاي مياني پشت‌بام خودداري كنيد. همچنين اگر سقف پشت بام شما شيبدار است، حتي‌المقدور از رفتن پشت بام اجتناب كنيد. - در صورتي كه پيش‌بيني مي‌كنيد سطح آب، بيش از حد بالا بيايد و زندگي شما را به مخاطره بياندازد، به فكر روشي جهت كمك خواستن باشيد. - از سطوح بلند مثل طبقات فوقاني، لبة پشت بام و حتي لبة پنجره‌ها استفاده كنيد و با تكان دادن پارچه و اشياء براق و رنگهاي مشخص و حتي فرياد زدن كمك بخواهيد. - چنانچه طوفان شديد وجود دارد يا احتمال تخريب سقف مي‌دهيد، از رفتن به قسمتهاي مياني پشت‌بام خودداري كنيد. همچنين اگر سقف پشت بام شما شيبدار است، حتي‌المقدور از رفتن پشت بام اجتناب كنيد. چنانچه بيرون هستيد: - در هنگام عبور از ميان آب، بسيار مراقب باشيد. تنها ارتفاع ۱۵ سانتي‌متر آب با جريان شديد كافي است تا تعادل شما را بهم بزند. - در صورت امكان، از يك تكه چوب جهت تخمين مسير پيرامون خود و سطح زير آب استفاده نماييد. - از تردد در نزديك سدها و آب‌بندها پرهيز كنيد. - تماس خود را با آب باقيمانده از سيل به حداقل برسانيد چرا كه احتمال آلودگي شديد آن، قابل توجه است. - در هنگام عبور از ميان آب، بسيار مراقب باشيد. تنها ارتفاع ۱۵ سانتي‌متر آب با جريان شديد كافي است تا تعادل شما را بهم بزند. - در صورت امكان، از يك تكه چوب جهت تخمين مسير پيرامون خود و سطح زير آب استفاده نماييد. - از تردد در نزديك سدها و آب‌بندها پرهيز كنيد. - تماس خود را با آب باقيمانده از سيل به حداقل برسانيد چرا كه احتمال آلودگي شديد آن، قابل توجه است. << صفحه قبل بازگشت به صفحه مطالب پزشکي

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:38 PM
ذوب يخ هاى قطب جنوب : عصر يخ يا گلخانه ولفگانگ گسلر ترجمه : ع.فخرياسرى فيلم علمى _ تخيلى «روز پس از فردا» داستانى از وحشت و هراس حقيقى را به تصوير مى كشد. زمين و تقريباً هر چيزى كه در آن است، به ناگهان منجمد مى شود. شگفت آورتر اينكه رويداد مذكور حاصل پديده گرم شدگى زمين است. اما آيا واقعاً دوران سردى را در پيش داريم؟ چه كسى ديواره يخى لارسن را مى شناسد؟ اين كوه عظيم يخى شناور در آب هاى دريا كه در ارتباط با يخچال هاى خشكى شبه جزيره قطب جنوب است، زمان درازى تنها براى پژوهشگران قطب جالب بود. ليكن در سى و يكم ژانويه سال 2002 ناگهان اين غول يخى نظر تمام جهانيان را به خود جلب كرد. دليل: عكس هاى ماهواره هاى ناسا نشان دادند كه چگونه ظرف يك فاصله زمانى پنج هفته اى تكه بزرگى از يخ به حجم 3250 كيلومترمربع تقريباً به بزرگى مالوركا _ از ديواره يخى لارسن جدا شد. كارشناسان حدس مى زنند كه آب حاصل از ذوب يخ ها همچون چشمه هاى كوچك بى شمار به داخل ديواره يخى راه يافته و آنجا يخ زده و بدين ترتيب حجمى اضافه تشكيل شده كه قاعدتاً از تكه يخ غول آسا جدا شده است. اين تكه يخ كه به نام «لارسن ب» خوانده شد، 220 متر ضخامت و 720 ميليارد تن وزن داشت و به هزاران تكه كوچك تقسيم شد. اين نخستين بارى نيست كه يخ موجود در قطب جنوب از بين مى رود. در ماه هاى مارس و مه سال 2000 تكه هاى بزرگى از كمربند يخى جدا شده و از بين رفتند. يك ركورد جهانى تا آن زمان، تكه اى از يخ به بزرگى ده هزار كيلومترمربع جدا و به سمت درياى روس (Ross) رهسپار شد. در فيلم علمى _ تخيلى رولاند امريش «روز پس از فردا» يك دانشمند پژوهشگر آمريكايى هوا به نام جك هال ماجرايى را درست شبيه آنچه كه بر سر ديواره يخى لارسن آمده پيش بينى مى كند كه در سال 2002 رخ مى دهد. در اين فيلم هاليوود كه به يك شعر حماسى بيشتر شبيه است نيز تكه عظيم يخ جدا مى شود. خدمه هال با رويدادى به غايت دهشتناك مواجه شدند. شكافى عظيم (با استفاده از متحرك سازى كامپيوترى) در يخچال مقابل شان دهان باز كرد و تقريباً آنها را بلعيد. در اينجا واقعيت و خيال درهم مى آميزند: امريش در فيلمنامه تمام جزئيات تلاش هاى اين انسان ها را به تصوير مى كشد. اما كارگردان با لحن هجوآميزى مى گويد: «بايد در نوشتن فيلمنامه تعجيل مى كرديم، والا از فيلم سينمايى خبرى نبود، تنها چيزى كه باقى مى ماند مستندسازى رويدادها بود.» منشأ و علت واقعه اى براى يخ هاى قطب جنوب رخ داد و پيش زمينه داستان فيلم همانا گرم شدن روزافزون كره زمين است: بدين ترتيب ميدان هاى يخ قطب ها بيش از پيش ذوب مى شوند. زمينه ساز چنين دگرگونى در آب و هوا اثر گلخانه اى است با بالاترين سطح گازهاى مضر از نقطه نظر آب و هوا مثل دى اكسيدكربن(Co2) در جو، كره زمين را پوششى از گاز فرا مى گيرد، چنين رويدادى نتايج مرگبارى را به دنبال دارد. گرماى بيشترى از خورشيد به كره زمين مى تابد چرا كه اين اشعه گرمايى در فضا منعكس مى شود. نتيجه آن كه نوعى شبنم ناشى از گرما ظاهر خواهد شد (قطره آب به كندى تبخير مى شود)، توده هاى عظيم يخى شروع به آب شدن خواهند كرد و مقادير فراوانى از آب شيرين سرد به داخل اقيانوس ها سرازير خواهند شد. امريش كارگردان فيلم از اين واقعيت علمى به عنوان نقطه شروع سوگنامه آب و هوايى خويش استفاده مى كند. گلوله هاى شناور حرارت سنج ها در آتلانتيك شمالى ديوانه مى شوند و خبر از آن مى دهند كه چشمه هاى آب گرم در اقيانوس واقع در نيمكره شمالى خشك شده اند. همچنانكه اين «حرارت» به نقطه اوج خود مى رسد، فاجعه سرما نيز به كمك جلوه هاى ويژه قطعى و تاثيرگذار به نظر مى رسد: رگبارهاى تگرگ به درشتى مشت انسان توكيو را درهم مى كوبند، بادهاى سخت و توفانى لس آنجلس را خالى از سكنه مى كنند، يك موج عظيم مد آب هاى اقيانوس نيويورك را در خود غرق مى سازد. آنگاه فاجعه عظيم رخ مى دهد: سرتاسر نيمكره شمالى در زير يخ و برف مدفون مى شود. فيلمنامه مى گويد كه هواى بسيار سرد منهاى 101 درجه سانتيگراد از استراتوسفر به سمت زمين مى آيد و انسان ها در ظرف چند ثانيه جملگى يخ مى زنند. تصاوير امريش تكان دهنده اند ولى باوركردنى به نظر نمى رسند. از يك سو روزانه اخبارى راجع به گرم تر شدن تدريجى سياره مان مى شنويم و مى خوانيم، از طرف ديگر عصر جديدى از يخ پيش بينى مى شود. كداميك را بپذيريم؟ يك منبع آگاه احتمالاً مى تواند پاسخگوى پرسش هاى ما پيرامون آب وهوا باشد. «گروه بين دولتى براى تغيير آب و هوا» شامل جمعى از زبده ترين كارشناسان است. مذاكرات پيرامون آب و هوا در چارچوب ملل متحد نيز براساس اعلاميه اين گروه صورت مى گيرد. بر طبق گزارشات گروه طى فاصله زمانى 1990 تا 2100 درجه حرارت كل كره زمين به طور متوسط بين 4/1 تا 8/5 درجه سانتيگراد افزايش خواهد يافت (در مجموع در طول قرن بيستم: به علاوه 6/0 درجه). تفاوت بين اين دو رقم قابل توجه است، چه به سختى مى توان آثار حاصل از عوامل گوناگون دخيل در اين پديده را به دقت پيش بينى نمود: عواملى چون افزايش جمعيت يا افزايش گاز (Co2)در نتيجه استفاده از سوخت هاى فسيلى، به علاوه تغييرات در آب و هوا بسيار به كندى صورت مى گيرد: حتى اگر بشر انتشار گازهاى گلخانه اى را به سرعت به صفر برساند. ده ها سال طول مى كشد كه گرم تر شدن كره زمين متوقف شود. درست مثل اتومبيلى كه با سرعت بالايى در حركت است، براى آن كه از سرعتش كاسته شود، لازم است چندين كيلومتر مسافت را طى كند. بسته به اينكه گرم شدن زمين و آب شدن توده هاى يخ تا چه اندازه شديد باشد سطح آب اقيانوس ها بين 20 تا 86 سانتيمتر افزايش خواهد يافت. بدون اقدامات حفاظتى همچون برپا كردن سدهاى مرتفع مساحت وسيعى از سواحل درياها و اقيانوس ها و زمين هاى در مجاورت آنها به زير آب خواهند رفت. بسيارى از جزاير رويايى درياى جنوب براى هميشه محو خواهند شد. اما همين حالا هم شاهد نتايج حاصل از پديده قدرتمند گرم تر شدن زمين هستيم: طوفان هايى كه تاكنون نظيرشان اتفاق نيفتاده، باران هاى سيل آسا و طغيان رودخانه ها، تابستان هاى گرم و طاقت فرسا با تلفات عظيم در محصولات گياهى و دامى و آتش سوزى هاى وسيع جنگل ها، يخچال هاى آلپ آب و در بسترهاى عظيم يخى خلل وارد مى شود و ساختمان ها دستخوش تزلزل مى شوند. اكوسيستم درهم مى ريزد، تمام حيوانات و گياهان نابود مى شوند و فضاى زندگى انسان ها به شدت در معرض تهديد قرار مى گيرد. «گروه بين دولتى براى تغيير آب و هوا» در «خلاصه اى براى سياستگزاران» باز هم نتايج بيشترى را برمى شمارد. سالخوردگان بيشترى به خاطر گرما جان خود را از دست مى دهند؛ عوامل مضر و بيمارى زا گسترش مى يابند (مثلاً پشه هاى مالاريا راه سرزمين هاى شمالى تر را در پيش مى گيرند)؛ كوه هاى بيشترى ريزش مى كنند، فرسايش زمين ها و سواحل درياها سرعت مى گيرد، حتى جزاير مرجانى نيز در اين ميان آسيب مى بينند و زمانى كه بسترهاى يخى دائمى اندك اندك ذوب مى شوند، مقادير عظيمى متان و دى اكسيدكربن آزاد و اثر گلخانه اى بيش از پيش تشديد مى شود. اگرچه دانشمندان در مورد اين آثار و نتايج اتفاق نظر دارند، ولى افزايش سريع دماى زمين در ده سال اخير پرسش هاى زيادى را براى انسان مطرح كرده كه لازم است پاسخ هايى براى آنها پيدا شود. افزايش شدت حرارت خورشيد در 100 ساله اخير تنها موجب 2/0 درجه افزايش درجه حرارت زمين شده است. گرم تر شدن زمين يك واقعيت است كه در حدود مشخصى اتفاق خواهد افتاد. اما چگونه مى توان از اين واقعيت اين طور نتيجه گرفت كه دوران يخبندانى در راه است؟ لااقل آن طور كه امريش وانمود مى كند. كارگردان و فيلمنامه نويس در فيلم خويش از آنجا شروع مى كنند كه يخ هاى ذوب و رها شده از قطب هاى كره زمين با جريانات آب گرم اقيانوس ها برخورد پيدا مى كنند. چنين فيلمنامه اى را نمى توان پيشاپيش رد يا قبول كرد، چه يك بار حدود 11هزار تا 12هزار سال پيش جريان اقيانوسى گلف استريم كاملاً متوقف شد. در اين زمان پس از يك دوره آب و هواى گرم درجه حرارت در گرينلند در مدار 15 درجه به يك بار افت كرد. بدين ترتيب تا آنجا كه به دانشمندان مربوط مى شود، مى توان از وضعيت جريان آب داخل اقيانوس ها به عنوان شاخصى از وضعيت كلى آب وهوا استفاده نمود. به قول ماروتسكه رئيس موسسات ماكس پلانك در رشته هواشناسى در هامبورگ: «در دهه هاى آينده جريان آب داخل اقيانوس بار ديگر بسيار ضعيف خواهد شد. اما اين بار موضوع ضعيف تر شدن طبيعى آن مطرح نيست، بلكه اين انسان ها هستند كه موجب چنين وضعيتى خواهند بود.» اين طور حدس زده مى شود كه اين جريان اقيانوسى (golfstream) قبل از همه اقيانوس اطلس جنوبى در طول دماغه اميدنيك منشأ گرفته، عرض اقيانوس را به سمت شمال پيموده، به سواحل آمريكاى جنوبى و مركزى نزديك مى شود و به خليج مكزيك مى رسد، در آنجا گرم تر مى شود، از آنجا در مسير ساحل ايالات متحده تا حوالى 35 درجه عرض شمالى پيش مى رود و در دماغه هاتراس (كاروليناى شمالى) با سرعتى معادل 5 كيلومتر در ساعت و با عرض 50 كيلومتر به سمت شرق راه كج مى كند و راه درياهاى آزاد را در پيش مى گيرد. جريان گلف استريم در مسير 1500 كيلومترى خويش شاخه هاى بسيارى تشكيل مى دهد، طورى كه بخشى از آن تا سواحل نروژ ادامه پيدا مى كند. اين جريان اقيانوس اطلس شمالى _ كه در فيلم امريش نيز به همين نام اشاره مى شود _ در آب هاى قطب شمال در حوالى گرينلند مجدداً سرد شده به عمق آب اقيانوس فرو مى رود و به صورت يك آبشار عظيم از سطح به عمق و كف اقيانوس به جريان مى افتد و رهسپار آب هاى گرم نواحى جنوبى اقيانوس مى شود. بدين ترتيب يك دوره كامل طى مى شود كه 50 سال به طول مى انجامد. ولى براى آب هايى كه راه خود را گم و طولانى مى كنند، اين زمان مى تواند به پانصد سال هم برسد. گرمايى كه گلف استريم در هر ثانيه به سمت شمال با خود حمل مى كند، چيزى معادل نيم ميليون واحد نيروى كار است. هنگامى كه جريان آب به سواحل آب هاى سرد شمال نزديك مى شود گرماى موجود در آن از طريق زمين راه غرب را در پيش مى گيرد. نتيجه آن كه اروپاى شمال غربى در مقايسه با ساير نواحى هم ارز از نظر جغرافيايى (مثلاً روسيه يا لابرادور) آب و هوايى كه به طور غيرعادى ملايم است پيدا مى كند. ولى نيروى محرك گردش جريان گلف استريم كدام است؟ بادهاى موسمى نواحى گرمسيرى، بادهاى غربى عرض هاى جغرافيايى ميانى كره زمين، گردش كره زمين، معمارى بستر اقيانوس اطلس و به اصطلاح گردش دمايى _ نمكى از جمله عواملى هستند كه پيش برنده اين جريان به شمار مى روند. دمايى _ نمكى به معناى تفاوت كمك محلول در آب در نتيجه تغيير در درجه حرارت است. اين نيروى محركه بدين صورت عمل مى كند: وقتى كه آب گلف استريم حرارتش را در شمال از دست داده سرد مى شود، و حرارت پايين و نمك فراوانش چگالى آن را بالا مى برد؛ اين آب از آب هاى اطراف سنگين تر بوده و به عمق مى رود كه از آنجا به سمت جنوب جارى مى گردد. بدين ترتيب گردش آب تداوم پيدا مى كند. گردش دمايى _ نمكى به ويژه در برابر گرم تر شدن كل كره زمين و ذوب شدن يخ هاى قطب ها حساس است. هنگامى كه اثر گلخانه اى بيش از پيش تشديد شود، گلف استريم به ميزان سابق سرد نخواهد شد، در همين زمان آب شيرين بيشترى در نتيجه ذوب شدن يخ ها و باران هاى سيل آسا وارد اقيانوس خواهند شد. نتيجه: آب ديگر به چگالى مطلوب براى فرورفتن به اعماق اقيانوس نخواهد رسيد. موتور ماشين جوش آورده از حركت بازخواهد ايستاد، در بدترين حالت ديگر اثرى از گلف استريم نخواهد بود _ همچون رودخانه اى دچار خشكسالى شده _ و به دنبال آن سرما سر خواهد رسيد. پس حق با امريش است، اين پرسش در عمل هنوز پاسخ دقيقى ندارد، چرا كه اطلاعات ما بسيار اندك است با اين حال با محاسبات كامپيوترى نتايج حاصل از بدترين حالت، يعنى از بين رفتن كامل گرماى حاصل از گلف استريم پيش بينى شده اند اما نتايج مذكور اظهارنظرهاى قاطع فيلم را تائيد نمى كنند: در كشورهايى مانند انگلستان، ايرلند و اسكانديناوى حداكثر تنها 6 درجه از دماى هوا كاسته خواهد شد. پروفسور اشتفان رامشتورف از «موسسه پژوهش در آب و هوا» واقع در پوتسدام پيش از اين در مصاحبه اى تصويرى از چنين وضعيتى را ارائه داده است. در اين صورت بايد به برايتون در جنوب انگلستان درخت و محصولات گياهى وارد نمود زيرا در اين شهر نيز همچون ايسلند كنونى در فصل تابستان هم از گرما خبرى نخواهد بود. در نروژ در فصل زمستان دسترسى به اقيانوس ممكن نخواهد بود زيرا ديوارى زرهى از يخ سواحل اقيانوس را فراخواهد گرفت و هواى آلمان دو تا 5 درجه سردتر خواهد شد. بررسى ها نشان داده اند كه مثلاً در كالسروهه تعداد روزهاى يخبندان سال دو برابر امروز خواهد بود. اما اينكه اين اتفاقات ظرف چند هفته يا حتى چند روز (آن طور كه در فيلم آمده) رخ دهند چه؟ يوخم ماروتسكه مى گويد: «غير ممكن است!» اين فروپاشى آب و هوا، اگر قرار باشد اتفاق بيفتد «لااقل ده تا بيست سال به طول مى انجامد.» اما آيا اصلاً اتفاق خواهد افتاد؟ به گفته ماروتسكه «اتفاقى چون تضعيف گلف استريم را اصلاً نمى توان با قطعيت اعلام نمود.» پس خيالمان راحت باشد به هيچ وجه! كارشناسان خطر را حس مى كنند و در جست وجوى كسب اطلاعات بيشترند. صحنه عوض شده، اين بار سواحل باهاما در مقابل چشمان ما قرار دارد. جزيره آباكو با ساحل ماسه اى كه در زير نور آفتاب مى درخشد و قايق هاى بادبانى كه كشتى پژوهشى انگليسى به نام «اكتشاف» در ميان آنها نظرها را به خود جلب مى كند. كشتى انگليسى 90 متر طول، 20 تن خدمه و حدود يك دو جين دانشمند دارد كه بيشترشان انگليسى و آمريكايى هستند. مدار جغرافيايى محل كشتى دقيقاً عرض 5/26 درجه شمالى است. از اواسط فوريه تا اوايل ماه مه سال 2004 كشتى «اكتشاف» از جزاير قنارى تا باهاما در حركت بود و اندازه گيرى هاى زيادى را صورت داد. اين بخشى از يك برنامه پژوهشى پنج ساله تا سال 2008 است، برنامه اى كه 20 ميليون پوند بودجه دارد و دولت انگليس به رهبرى ماروتسكه اجراى آن را برعهده دارد. از بالاى عرشه كشتى «اكتشاف» جرثقيل هاى بزرگ چرخ هاى بزرگ قطارهاى قديمى راه آهن را به داخل آب مى اندازند. اين اجسام سنگين يك سر طناب هايى را با خود به قعر دريا مى برند و سر ديگر آنها با اتصال به شناورهاى عظيم بر سطح آب ثابت مى شوند. در طول طناب هاى مذكور دستگاه هاى مخصوص سنجش ارتفاع، نمك موجود و فشار آب را در نقاط مختلف زير دريا اندازه گيرى مى كنند. ماروتسكه اشاره مى كند: «مى خواهيم بدانيم در چه عمقى جريان آب گلف استريم در جهت جنوب باز مى گردد؟» پيش از اين، چنين اتفاقى در عمق 1500 تا 4000 مترى زير سطح آب پيش مى آمد. اگر جريان آب در عمق كمترى جهت عوض كند آنگاه تا عرض جغرافيايى كمترى در شمال پيش خواهد رفت. اين علامت خطرى براى پژوهشگر آب و هوا به شمار مى رود، چه عملاً به معناى ضعيف تر شدن جريان آب گلف استريم است. نخستين پيش بينى هاى كشتى «اكتشاف» تا پيش از پايان سال جارى امكان پذير نيست و تا اين زمان دستگاه هاى اندازه گيرى همچنان در زير آب باقى خواهند ماند. علاوه بر اين پژوهشگران به كمك ماهواره هاى Quikscat و Topex-Poseidon از ارتفاع 1300 كيلومترى قدرت باد و تموجات سطح آب ها را ثبت مى كنند. اكنون اطلاعاتى از اين پژوهش ها منتشر نشده، نمى توانيم ماجراهاى فيلم امريش را رد يا قبول كنيم. تا به امروز دانشمندان پيش بينى هاى مشخصى پيرامون آثار و نتايج حاصل از اتفاقات امروزى كرده اند. به قول ماروتسكه: «اطلاعات ما از سال 1957 چهار برابر شده، ولى هنوز هم نمى توانيم قطعاً بگوئيم كه تضعيف جريان دريايى گلف استريم در راه است.» سخن آخر اين كه يك دوره آب و هوايى چيزى حدود 30هزار تا 50هزار سال به طول مى انجامد كه در يك انتهاى آن ديگر مى توان سخن از سرماى واقعى و يخبندان حقيقى گفت.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:39 PM
ولگا، آلودگي به خزر مي‌آورد
مي‌دانيم كه تأمين‌كنندة 85 درصد از آب درياي خزر، رودخانة ولگاست كا با توجّه به تمركز 50 درصد از جمعيّت فدراسيون روسيه در اطراف اين حوضة آبريز،‌ عمده‌ترين منبع آلوده‌كنندة آبي درياي خزر محسوب مي‌شود.
با توجه به اينكه 40 درصد از فعّاليّت‌هاي كشاورزي در 50 درصد از صنايع روسيه نيز در اطراف اين حوضه آبريز متمركز است، آبي كه وارد درياي خزر مي‌شود، آلوده به آلاينده‌هاي كشاورزي، صنعتي، شهري، ميكروبي و آفت‌كش‌هاست، و بعضاً حالت پايدار داشته و محيط قادر به پالايش آنهاست.
البتّه برخي از آلاينده‌هاي ميكروبي در اثر چرخش آب، قابل تصفيه هستند، ليكن آلاينده‌هاي مربوط به فلزّات سنگين و نيز آلودگي‌هاي راديواكتيو، كه البتّه در آبهاي خزر تاكنون مشاهده نشده است چنين قابليّتي ندارند.
ماهيان خاوياري از جمله آبزياني هستند كه طي دو دهه اخير تحت تأثيرات سوء فراوان ناشي از آلودگي‌هاي شيميايي و فلزّات سنگين بوده‌اند، اين تأثيرات چگونه است؟
بطور كلي آلودگي شيميايي از طريق زنجيرة غذايي به تمام آبزيان و در سطوح مختلف تأثير مي‌گذارد. در اين ميان، تأثير آلودگي شيميايي بر ماهيان خاوياري از مرحلة تخم تا بلوغ است، به‌گونه‌اي كه ماهيان خاوياري را به تخم‌ريزي زودرس مبتلا كرده و در اين شرايط، تخم ماهي‌ها پس از رها شدن از بدن ماهي، به دليل نارس بودن، به ماهي تبديل نخواهد شد.
ميزان استحصال ماهي خاويار طي 15 سال اخير از 300 تن در سال به حدود 85 تا 95 تن رسيده است و البتّه ساير آبزيان نيز به همين ترتيب اثر مي‌پذيرند و تنها درجة تأثيرپذيري آنها با توجّه به نوعشان متفاوت است.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:40 PM
آشناي با دين و زبان كشور تركيه

نخستین قانون اساسی جمهوری ترکیه که در سال 1924 میلادی تهیه شده است دین رسمی جامعه را اسلام تعیین نموده است . لیکن در اصلاحات قانونی سال 1928 این ماده قانونی حذف و با تاکید بر جدایی دین از ---------- ، ترکیه کشوری با دولت وحکومت لائیک (تفکیک دین از ----------) معرفی گردیده است. بنابر آخرین آمار موجود در ترکیه حدود 98% جمعیت این کشور را مسلمان و 2% را مسیحیان و کلیمیان و دیگر ادیان تشکیل مید هند.
مسلمانان ترکیه اکثرا تابع مذهب تسنن می باشند که از میان آنها حنفی ها بزرگترین گروه محسوب می گردند که عمدتا در مرکز و غرب ترکیه ساکن هستند . شافعی ها با جمعیتی کمتر در مناطق شرقی ترکیه مستقر واکثرا کرد هستند. شمار پیراوان مذاهبی دیگر بسیار کم می باشد. روی هم رفته پیروان ادیان در ترکیه به دو قسمت تقسیم می شوند :
الف ) پیرامون اسلام که خود به چندین فرقه و مذهب تقسیم می شوند و اهم آنها عبارتند از :
1- حنفی ها ، جمعیت قابل ملاحظه ای از اهل سنت ترکیه را تشکیل میدهند.
2- شافعی ها ، شاخه ای از اهل سنت است که پیروان آن را بیشتر کردها تشکیل می دهند.
3- پیراوان سایر فرق اهل سنت و طریقتها
4- علویان (به چهار دسته با نامهای رافÖی، باطنی؛ Íروفی و بکتاشی تقسیم و بنا بر آمار رسمی دولت ترکیه حدود 12 میلیون نفر پیرو دارد )
5- شیعیان ، پیرو مذهب جعفری بوده و نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر هستند.
ب ) پیروان سایر ادیان :
1 مسیحیان شامل فرق پروتستانها ، کاتولیکها ، ارامنه ...... و
2- یهودیان (حدود 30 هزار نفر در این کشور سکونت دارند )
زبان:
ترکی زبان رسمی و مادری ساکنان ترکیه است و یکی از قدیمی ترین زبانهای دنیا به شمار می رود. بخشی از مردم کشورهای مشترک المنافع و برخی از نقاط جنوب شرقی اروپا و بعضی از مناطق خاورمیانه به این زبان صحبت می کنند. آذری (آذربایجان) ، قفقازی و ترکمنی نیز شاخه هایی از زبان ترکی محسوب می شوند. زبان ترکی از گروه زبانی اورال - آلتانی است و به گروههای کوچکتر ذیل تقسیم می شود:
1- گروه آسیای مرکزی مانند گرگ تورک ، ازبک و قرقیز
2- گروه جنوب غربی مانند ترکی عثمانی ، ترکی آذری و ترکمنی
3- گروه شمال غربی مانند تاتار و قزاق
4- گروه سیبری جنوبی مانند اویرات ، آبکان و تروا.
5- گروه سیبری شمالی مانند یاکوت
6- گروه جرواش (شمالی ) در ناحیه و لگا
زبان ترکی جدید که امروزه تحت عنوان « ترکی آناتولی» شناخته می شود از ریشه ترکی عثمانی است که به وسیله سلجوقیان در اواخر قرن یازدهم به آناتولی وارد شده است . به تدریج لغات و دستور زبان فارسی و عربی به میزان قابل توجهی به این زبان وارد شد و الفبای عربی رایج گشت. پس از اعلام جمهوری (در سال 1923) ، الفبای لاتین جایگزینی الفبای عربی گردید. (1928) و پس از تغییر الفبا اصلاح دستور زبان نیز توسط دولت آغاز و پی گیری شد . ویزگی زبان ترکی را حروف صدا دار آن می دانند (حروف áÈí æ ßáÇãí ).
در الفبای لاتینی که از سال 1928 به بعد در ترکیه مورد استفاده قرار گرفته است . بیشتر حروف و صدای کم و ییش مانند معادل انگلیسی شان تلفظ می شوند.
از نظر تاریخی زبان وادبیات ترکی را می توان به سه دوره متمایز تقسیم نمود :
1- دوره ترکی قدیم (قبل از پذیرش دین اسلام توسط ترکها) قرن 8 تا 11 میلادی
2- دوره فرهنگ اسلامی (دوره تاثیر عربها وایرانیان ) از قرن 11 تا اواسط قرن 19 میلادی
3- دوره مدرن (از زمان سلطنت سلطان عبدالمجید اول در سال 1839) دوره تاثیر تفکرو ادبیات غربی
بعد از تشکیل جمهوری در سال 1923 در تاریخ 20 می1928 طبق دستور نخست وزیر¡ وزارت معارف انجمن زبان را تشکیل داد و به تعویض الفباء می پردازد و زبانهای غربی (فرانسه ، آلمانی ، ایتالیایی و مجاری) را مورد تحقیق قرار میدهد . در 8 آگوست 1928 آتاتورک آغاز «انقلاب حروف» را اعلام می دارد و در 11 آگوست 1928 اولین کلاس در ارتباط با حروف جدید زبان ترکی افتتاح میشود قانون الفبای لاتینی در سال 1928 در یازده ماده تصویب و به مورد اجرا گذاشته می شود.
جمعیّت: مطابق با آمار ژوئیه ۲۰۰۴ جمعیت این کشور ۶۸,۸۹۳,۹۱۸ نفر است.
ترک‌ها: ۷۶-۸۰ ٪
کردها: ۱۴-۲۰ ٪
اعراب: ۱٫۸ ٪
پناهندگان: ۱٫۳ ٪
اقلیت‌های غیر مسلمان: ۰٫۲ ٪
زبان رسمی: زبان رسمی ترکی است امّا در این کشور ‌زبان‌های کردی، عربی، ارمنی و یونانی نیز تکلم می‌شود.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:41 PM
کشور ایران با وسعتی معادل 195، 648 ،1 کیلومتر متر مربع، شانزدهمین کشور بزرگ جهان است. ایران در نیمکره شمالی، نیمکره شرقی در قاره آسیا و در قسمت غربی فلات ایران واقع شده و جزو کشورهای خاور میانه است.
نصف النهار 5 44 شرقی از غربی ترین نقطه ایران و نصف النهار 18 63 شرقی از شرقی ترین نقطه ایران عبور می کند. همچنین مدار 3 25 شمالی از جنوبی ترین نقطه ایران و مدار 47 39 شمالی از شمالی ترین نقطه این کشور می گذرد.

همسایگان ایران عبارت‌اند از: جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، عراق، افغانستان، پاکستان و ترکمنستان. طول سواحل ایران در امتداد دریای خزر 657 کیلومتر، در خلیج فارس از بندر عباس تا دهانه اروند رود 259، 1 کیلومتر و امتداد دریای عمان از خلیج گواتر تا بندر عباس 784 کیلومتر است که در مجموع بالغ بر 731، 8 کیلومتر را تشکیل می‌دهد. حدود 90 درصد از خاک ایران در محدوده فلات ایران واقع شده است.

ایران کشوری کوهستانی محسوب می‌شود. بیش از نیمی از مساحت کشور را کوه‌ها و ارتفاعات، و کمتر از 4/1 آن را نیز اراضی قابل کشت تشکیل داده است. ارتفاعات ایران را به طور کلی می توان به چهار رشته کوه شمالی، غربی، جنوبی و کوههای مرکزی و شرقی تقسیم کرد
از رشته کوه‌های مهم می‌توان به البرز و زاگرس اشاره کرد. بلندترین قله ایران دماوند نام دارد با ارتفاع 5671 متر که از این جهت در مرتبه بیست و سوم کوه‌های جهان قرار دارد.
اکثر رودهای جاری در ایران کم آب‌اند و تنها رود قابل کشتیرانی آن، رود کارون است. مهم‌ترین رودهای حوضه خلیح فارس و دریای عمان عبارت‌اند از: کارون، جراحی، کرخه، در، زهره، دالکی، اروند رود، مهران، میناب، سرباز، با هوکلات، تیاپ، نای بند، شور و مند.
رود کارون با 950 کیلومتر طول، چهل و هشتمین رود جهان است.
حدود 200، 180 کیلومتر مربع از خاک ایران را جنگل‌ها پوشانده که حدود 5/55 % آن مربوط به جنگ های غرب کشور است. جنگل‌های شمال کشور در حاشیه جنوبی دریایی خزر 19%، جنگل‌های پسته پراکنده در جنوب و شرق 3/13%، جنگل‌های کوهستانی ارس 6/6% و جنگل‌های گرمسیر و کویری نیز 6/5% آن را تشکیل می‌دهد.

کشور ایران دارای آب وهوای متنوعی است که با مقایسه نقاط مختلف کشور، این تنوع را به خوبی می‌توان مشاهده کرد.

پایتخت ایران شهر تهران و 98% مردم ایران مسلمان هستند.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:43 PM
بله ، واقعيت دارد. اين کران هاي مخروطي شکل که اعجاز همنشيني انسان و طبيعت را نمايش مي دهد، نه يک جاذبه گردشگري ارث رسيده از پدرانمان که يک تاريخ است.
تاريخ گوياي 3 هزار ساله اي که در دامنه سهند خفته و سهند تنها تکه اي از طبيعت بکر و بي نظير آذربايجان است و آذربايجان سرزمين نور، رنگ و آبادي ، سرزمين گندم ، آب و خورشيد است. سرزمين بادهاي بهاري در چله تابستان.
جغرافياي شور و شعور و اشتياق. اشتياق به بودن.
ميل به زندگي ، جاودانگي. اينجا کندوان ، مرواريد آذربايجان است ؛ سرزمين گندمزارهاي بي پايان. رودهاي هميشه جاري و مردمي به پاکي دشت و بزرگواري خورشيد. سرزمين درختان به فلک رسيده تبريزي با برگهايي که بازيچه باد و سرسپرده خورشيدند. کشتزارهاي بيکران و کشاورزاني همه مشغول.
کاشت و داشت و برداشت در آذربايجان خلاصه مي شود. سرزمين بابک خرم دين و اساطير جاودان. زادگاه زرتشت. موطن مشروطه و مقاومت و ايستادگي. آذربايجان را بايد به حق ، تاج ايران دانست. عتيقه اي مانده در دوران و ميراث هزاران ساله پدرانمان. بله ، واقعيت دارد. اين کران هاي مخروطي شکل و دوک مانند دامنه کوههاي سهند که راوي ساده و صادق تمدن 3 هزار ساله آشتي انسان و تمدن و طبيعتند، واقعيت دارد. پا را که بر بلنداي اولين راهروي سنگي باريک پيش رويم مي گذارم ، شعري از دور در ذهنم چون باد خنک دامنه کوهساري دور نم نمک وزيدن مي گيرد ؛ شعري که روزگاري پيش از اين سيدعلي صالحي گفته بود:
تو بايد سنگها کشيده باشي
تا سبک از ترس اين گردنه بگذري
اينجا کندوان است ؛ روستايي شگفت آور و حيرت انگيز از هزاران روستاي شگفت آوري که در گوشه و کنار ايران زمين چون گوهري در صدف فراموشي و خاموشي پنهان مانده اند. براي رسيدن به کندوان بايد از اسکو بگذري ؛ اسکو و باغهاي حيرت انگيز گردويش. اسکو و مردم با صفاي دامنه سهند. اينجا کندوان است ؛ روستايي با بيش از 117 خانوار که در 20 کيلومتري جنوب اسکو و 42 کيلومتري جنوب غربي تبريز دور از چشم اغيار آرام گرفته است. در کندوان هر چه هست سنگ است و صخره. مردم کندوان زندگي خود را در حفره هايي سر مي کنند که معماري حيرت آورش نام اين روستاي کوچک را زبانزد جهانيان کرده است و افسوس که کسي را دغدغه آن نيست تا اين روستاي شگفت را آنچنان که هست به ديگران معرفي کند و مي دانم اگر چنين شود ميليون ها نفر حالا پيش از رسيدن ما صف کشيده بودند و انگشت حيرت به دهان مي گزيدند.محلي ها کندوان را کندجان مي گويند؛ استعاره از شباهت خانه هاي کله قندي شان به کندوي عسل. آنها خانه هايشان را هم کران مي نامند.
کران هاي بي نظيري که نمونه اش تنها در گورمه ترکيه ديده مي شود و حالا به شکل بي رحمانه اي به محاصره تيرهاي برق و سيم هاي زمخت و سياهشان درآمده اند و به دليل افزايش جمعيت روستا، اهالي مجبور شده اند با ساختن خانه هايي از آجر و سيمان نظم طبيعي اش را به هم بزنند و کسي نيست که از اين ناهمخواني دهشتناک و بي معنا دلش به درد نيايد. گرچه به امکانات توريستي کندوان تا حدودي توجه شده و سنگفرش خيابانش بازسازي شده است و براي آب شفا بخشش چاره اي انديشيده اند، اما اين مقدار براي اين ميراث 3 هزار ساله نياکان بسيار کم و بي مقدار است.
کندوان از منظر آن سوي رودخانه اش کله قندهايي را مي ماند که روي سفره سبز رنگي چيده شده باشند. دکتر حميد صبري و دکتر علي اسلامي از محققان اين روستا درباره اش مي نويسند: «کرانهاي مخروطي شکل و دوک مانند دامنه کوههاي سهند که يکي از بهترين مناظر طبيعي سرزمين ايران را به تصوير مي آورد روستاي کندوان و يا در اصطلاح محلي کندوجان را در دل خود جاي داده است.»
فلسفه سکونت

در کندوان شکل خارق العاده و چشمگير و خاص طبيعت است که انسان را به سوي خود مي کشد بخصوص انساني را که سرگردان شده و براي دفاع از زندگي خود در جستجوي پناهگاه امني است. در اين مورد احتمالا حمله مغولان سبب شد مردم روستاهاي اطراف و بخصوص حيله ور از موقعيت طبيعي کران ها استفاده کرده بتدريج درون کران ها را خالي کنند و در آنها جايگزين شوند. به اين ترتيب ، هم خود را از نظر مقابله با بيگانگان در امان بينند، هم سکونت در کران ها را در تابستان و زمستان از مقابله با سرما و گرما کاملا مطبوع بيابند.شيارهاي متعدد در روستا کران ها را از يکديگر جدا و شکل طبيعي کوچه هاي روستا را ايجاد کرده است. روي بعضي شيارها پلهايي از چوب ساخته اند که کراني را به کران ديگر مربوط مي کند. روستاي کندوان مسجد، حمام ، مدرسه و آسيا دارد و کران مسجد يکي از بزرگترين کران هاي روستا را تشکيل داده است. بنابر شکل مخروطي بيشتر کران هاي چند طبقه از طبقات داخل با يکديگر ارتباط ندارند، کران ها عموما دو طبقه هستند. در بعضي موارد سه و حتي چهار طبقه نيز در آنها ايجاد کرده اند.
ارتباط طبقات بالايي کران ها با خارج از طريق پلکان بسيار زيبايي از بدنه خود کران تامين شده است. طبقه همکف ، بيشتر اصطبل و طبقات دوم و سوم و چهارم مسکوني است و در بعضي موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نيز استفاده کرده اند. آبريزها در کنار معابر و خارج از کران ها و محيط مسکوني قرار دارد، هر چند خانواده به طور مشترک يک آبريز دارند. آبريزها داراي چند محل نشيمن انباره هستند که به شيب زمين بستگي دارد. به علت قطر و ضخامت زياد کران ها، ايجاد نورگير در طبقات پايين کار بسيار مشکلي است. به اين دليل نورگيرها بيشتر در طبقات بالا واقع است. جنس پنجره ها از چوب و به شکل شطرنجي قطعات کوچک شيشه در آنها تعبيه شده است. هنوز آثار معماري صخره اي در بيشتر نقاط جهان به چشم مي خورد، ولي معماري صخره اي از نوع کندوان فقط در يک منطقه ديگر روي زمين ايجاد شده و آن در دره زيباري گورمه ترکيه است ؛ البته وسعت منطقه معماي صخره اي در دره گورمه حدود 15الي 20 برابر کندوان آذربايجان است (کندوان ، بهشت گمشده ، دکتر حميد صبري و دکتر علي اسلامي).
درباره تعداد خانه ها شايد به علت پيوستگي نتوان تعداد دقيق آنها را حدس زد، اما به نظر مي رسد خانه هاي اين روستا در حدود 100 واحد باشند که در هر کدام دو يا سه طبقه خانه ساخته شده و در هر طبقه معمولا يک خانواده زندگي مي کنند. در بعضي خانه ها علاوه بر اتاقها، با دقت و حوصله بالکن وسيع و کشيده اي نيز جلوي پنجره ها کنده و درست کرده اند. درها و پنجره هاي باريک به اين بالکن ها باز مي شوند و زنان با ذوق روستا در قسمتهايي از اين بالکن ها گلدان هاي شمعداني قرار داده اند و در مواقعي بندي بر اين بالکن ها کشيده اند و لباس هاي رنگارنگشان را روي آن پهن مي کنند تا خشک شود.
تقريبا تمام خانه ها را با تيشه دستي کنده اند، ولي چنان با ظرافت و دقتي اين کار را کرده اند که باور کردني نيست. ديوارها، تاقچه ها، جاي درها و پنجره ها چنان استادانه کنده شده اند که بيشتر به وهم مي ماند تا واقعيت. خوشبختانه جنس سنگها چنان محکم است که با تراشيدن آنها باز هم مي توانند چند طبقه روي هم را دوام بياورند.بعضي خانه ها هم در کوههاي بزرگ و به هم چسبيده و به صورت پشت به پشت يا پهلو به پهلوي هم ساخته شده اند که در مواردي ، اين خانه ها با يک دريچه کوچک به يکديگر متصلند و ساکنان از طرق همين گذرگاه ها با يکديگر ارتباط دارند.
سمفوني رنگ ها

همه پوشش ها و زيراندازهاي خانه ها اعم از فرشها، گليم ها، پالازها، چهل تکه ها و پرده ها محصول دستان هنرمند زنان روستاست. هر صبحي که فرا مي رسد، خانمها شروع به آب و جارو و خانه تکاني مي کنند. گليم ها و چهل تکه هاي رنگارنگ ، در بلنداي ستيغ کوههاي سهندبر دست زنان روستا تکان مي خورد و سمفوني تکرار ناپذير رنگها را به تصوير مي کشند. در همان زمان اگر در کوچه هاي تنگ و باريک کندوان گذر کني ، بوي نان محلي در فضا متراکم است.
جالب اينجاست که بيشتر آشپزخانه ها در کندوان ، به علت نبودن دودکش و فضاي کافي در محوطه داخل خانه ها و براي پرهيز از دود تنور، بيرون کندوها و در دامنه هاي کوه ساخته شده اند. همين جا ياد آوري کنم که بيشتر زنان روستاي کندوان با سواد هستند و درصد بيسوادان اين روستا حتي از تبريز و آذربايجان هم کمتر است.
روستا مسجد، حمام ، مدرسه و آسياب دارد و کران مسجد تقريبا بزرگترين کران روستاست. در اينجا آرامشي باورنکردني به انسان دست مي دهد. وقتي به اين موضوع فکر مي کنم که چگونه اين انسانها، طبيعت سخت را به تسخير خود درآورده اند، به عنوان يک انسان در خود قدرتي مهار نشدني حس مي کنم که تمام همنوعان من در طول تاريخ براي مهار طبيعت از آن بهره برده اند.
ساکنان نخستين


در تاريخ اين منطقه ، اين گونه نقل شده است که نخستين کساني که به کندوان پا گذاشته اند، ساکنان روستايي به نام حيله ور- که در دو کيلومتري غرب کندوان واقع بوده است - بوده اند که در قرن هفتم هجري براي در امان ماندن از حمله مغولها به دشتي در مقابل کندوان فعلي مهاجرت کرده اند و در طول مدت زماني به تدريج درون کرانها را حفاري کرده و پناهگاهي امن براي خود ساخته اند. گويا اين روستا علاوه بر زيبايي خيره کننده اکنونش ، زماني نيز پناهگاه و خانه اميد انسان هايي درمانده و بي پناه بوده است. از شگفتي هاي ديگر روستاي کندوان ، آب اين چشمه ها است.
مسافراني که پيش از ما به اين روستا آمده اند معتقدند آب کندوان در از ميان بردن سنگ کليه تاثير بسزايي دارد.
حتي راننده ما از آب اين چشمه حکايت ها تعريف مي کند که راست و دروغش با خودش. اين چشمه ها سالانه گردشگران فراواني را روانه اين روستا مي کند. کندوان علاوه بر اينها به خاطر لبنيات مرغوب و عسل طبيعي اش نيز شهرت دارد ؛ همچنين محيط آرامش بخش و سکوت شبانگاهي روستا توام با نسيم دلپذيري که از سهند زيبا مي وزد، انسان را مجذوب اين روستا مي کند.


چشمه هاي آب معدني

کندوان با اشکال و بافتهاي معماري باستاني از جمله نمونه هاي منحصر به فرد بناهاي صخره اي در جهان است که در نزديکي شهر تبريز در دامنه کوههاي زيباي سهند واقع است. سهند به خاطر برف و باران فراوان سرچشمه رودهاي متعددي است که يا جلگه هاي داخلي را مشروب مي کند يا به درياچه اروميه مي ريزد. آب و هواي خوش اين منطقه سبب حاصلخيزي خاک اطراف روستاي کندوان مي گردد. مرغوب ترين کشتزارهاي اهالي کندوان در مقابل روستا، بر روي دشتي مرتفع و زير بنا قرار دارد. دره شمالي جنوبي سرسبز کندوان يکي از خوش آب و هوا ترين و زيباترين نقاط کوهستاني ايران به شمار مي رود که علاوه بر نهر نسبتا بزرگ داراي چشمه هاي آب معدني نيز هست که داراي خواص پزشکي فوق العاده بوده و احتمالا در دفع سنگ کليه بي تاثير نيست مراتع سرسبز کوههاي سهند از مهمترين مراکز دامداري و دامنه هاي اطراف کندوان يکي از بهترين نقاط پرورش دام در ايران به شمار مي رود.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:44 PM
انزلي ، يکي از پرجاذبه ترين نقاط گردشگري ايران

بندر انزلي يکي از شهرهاي زيباي گيلان است که از نظر قدمت سابقه چندان زيادي ندارد.
در سال 838 هجري شمسي انزلي به صورت دهکده اي کوچک به عنوان توقفگاه ماهيگيران و شکارچيان دريايي فعال بوده است.
آگوستوس هنري مونساسي که در قرن نوزدهم از اين بندر ديدن کرده ، مي نويسد: «بندر انزلي دهکده اي است با جمعيت حدود 200 يا 300 نفر که در کلبه هاي شني محصور با بيشه هاي پرتقال زندگي مي کنند و به فانوس هاي دريايي و پاروهاي کوچکشان مي بالند».
انزلي در محل پيوستن تالاب به درياي خزر و بر روي رسوب هاي دلتايي آن قرار گرفته و به همين علت شهر از 3 قسمت تشکيل شده ، بخش غربي يا انزلي ، بخش مياني يا شبه جزيره ميان پشته و بخش شرقي به نام غازيان.
سواحل ماسه اي انزلي از روزگاران گذشته همواره در مقاطع مختلف سال پذيراي انبوه مسافران بوده است.
آنچه سواحل انزلي را از سواحل ديگر درياي مازندران متمايز مي سازد، عمومي بودن سواحل آن است که در دسترس همگان قرار دارد، در حالي که ساير سواحل درياي خزر مورد دخل و تصرف بخش خصوصي قرار گرفته و مسافران محترم بايد از پشت ديوارهاي بلند و ويلاهاي اختصاصي فقط بوي فاضلاب ويلاها را که به دريا مي روند، استشمام کنند.
قايقراني ، ماهيگيري و شکار پرندگان روي تالاب انزلي ، قايقراني در دريا و گردش در پارک و بلوار ساحلي و ديدار از بازار محلي مجموعه اي از خدماتي است که براي گردشگران تدارک ديده شده است.
انزلي ، هتلهاي مناسب و تاسيسات اقامتي و پذيرايي و در کنار آن تعدادي تاسيسات گردشگري از قبيل اردوگاه جهانگردي ، دهکده ساحلي و شهرکهاي توريستي دارد.
علاوه بر آن بسياري از خانوارهاي ساکن شهر اتاقهاي اضافي خود را به مسافران اجاره مي دهند.
اين پانسيون هاي خانگي زير پوشش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قرار داشته و با نظارت آنان فعاليت مي کنند.
ديدني هاي شهر انزلي مثل تاسيسات اسکله ، گمرک شهر، شيلات ، بلوارهاي ساحلي ، تالاب انزلي ، کاخ و باغ ميان پشته ، بازار، ميدان شهر و تعدادي ديگر آثار تاريخي و باستاني موجب مي شوند که گردشگران از اوقات فراغت خود به بهترين نحو بهره بگيرند.
مهمترين و جالب ترين نقطه شهر انزلي ، تالاب آن است.
اين تالاب در قسمت جنوبي بندر انزلي قرار دارد و طول متوسط آن در امتداد شرقي - غربي - 3 کيلومتر و عرض متوسط آن در امتداد شمالي - جنوبي تقريبا 3 کيلومتر و وسعت کنوني آن 90 کيلومتر مربع است ؛ در حالي که تالاب انزلي در گذشته با باتلاق هاي اطراف آن در وسعتي حدود 400تا 450 کيلومتر گسترده بوده است.
حداکثر عمق آب در بهار 5/2 متر در قسمت غربي و ميزان بارندگي در اين منطقه سالانه 1500 تا 2000 ميلي متر است.
رودخانه هاي کوچک و بزرگي در سمت جنوب ، شرق و غرب به تالاب وارد مي شوند که از مهمترين آنها مي توان به رودخانه بهمبر، ماسوله رودخانه ، قلعه رودخانه پسيخان ، پيربازار و شيجان رود اشاره کرد.
همچنين رودخانه هايي نيز از تالاب خارج مي شوند، که عبارتند از:
تازه بکند، نهنگ روگا، راسته خاله و پير بازار روگا، سوسر روگاه که اين رودخانه ها در جلوي بندر به يک کانال مشترک تبديل شده و از طريق همين کانال وارد درياي خزر مي شوند.
تالاب انزلي به دليل ويژگي هاي طبيعي و خصوصيات حياتي آن از زيباترين مناظر آبي گيلان است.
گلهاي نيلوفر آبي که غنچه ها و برگهاي آن سر از آب برآورده و سطح وسيعي از تالاب را پوشانده اند، در کنار لانه هاي پرندگان متعدد، متنوع و زيباي بومي و مهاجر منطقه ، انبوه نيزارها و سکوت حاکم بر آنها از جمله زيبايي هاي اين تالاب به شمار مي آيند.
در برخي نقاط تالاب آب چنان تميز و شفاف است که مسافران قايق سوار، تصوير خود در آسمان آبي بيکران را مشاهده مي کنند و لذت مي برند. از ديدني هاي ديگر انزلي ، محوطه فانوس دريايي يا برج ساعت است.
در ساحل انزلي و در دل دريا، فانوسي دريايي مشاهده مي شود که در سال 1230تا 1234 هجري قمري در زمان حکومت ناصرالدين شاه توسط خسروخان گرجي حاکم وقت ساخته شده است.
اين فانوس دريايي با روغن چراغ روشن مي شده و براي راهنمايي دريانوردان به کار مي رفته است.
در سال 1369 هجري شمسي ، شهرداري بندر انزلي اين فانوس را تعمير کرده و يک ساعت چهارسوي جديد بر بالاي منار قرار داده که در حال حاضر نيز کار مي کند.
بناي شهرداري انزلي نيز يک بناي تاريخي زيبا و ضمنا از نظر تاريخي قابل توجه است ، زيرا شهرداري بندر انزلي اولين شهرداري ايران است.
اين بنا در سال 1310 هجري شمسي ساخته شده است

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:46 PM
معرفي رادارهاي هواشناسي و محصولات آن – قسمت اول


رادار يك سيستم الكترومغناطيسي است كه براي تشخيص و تعيين موقعيت هدف بكار مي رود . با رادار مي توان درون محيطي را كه براي چشم ،غير قابل نفوذ است ديد مانند تاريكي ،باران،مه.برف،غبار و غيره.اما مهمترين مزيت رادار توانايي آن در تعيين فاصله يا حدود هدف مي باشد.كاربرد رادارها در اهداف زميني ، هوايي،دريايي،فضايي و هواشناسي مي توان پيش بيني هاي لازم را ارائه كرد.ايجاد سيستمي با توانايي بالا در رديابي پديده ها هدف عمده رادارهاي هواشناسي كشور است.
مقدمه:
رادار يك سيستم الكترومغناطيسي است براي تشخيص و تعيين موقعيت هدفها بكار مي رود.اين دستگاه بر اساس ارسال يك شكل موج خاص به طرف هدف است.براي مثال با يك موج سينوسي با مدولاسيون پالسي تجزيه و تحليل بازتاب آن عمل مي كند.
با رادار مي توان درون محيطي را كه براي چشم غير قابل نفوذ است ديد مثل تاريكي ، باران ،مه برف ،غبار و غيره،اما مهمترين مزيت رادار،توانائي آن در تعيين فاصله يا حدود هدف مي باشد.
لازم به ذكر است كه بدانيم كلمه رادار اختصاري از كلمات Radar Detection And Ranging است،چرا كه رادار در ابتدا بعنوان وسيله اي براي هشدار نزديك شدن هواپيماي دشمن بكار مي رفت و ضد هوايي را در جهت مورد نظر مي گرداند.اما يكي از مهمترين وظايف رادار تعيين فاصله هدف تا فرستنده است كه هيچ تكنيك ديگري بخوبي وبه سرعت رادار قادر به اندازه گيري اين فاصله نيست.
يك رادار ساده شامل آنتن ،فرستنده ،گيرنده و عنصر آشكار ساز انرژي يا گيرنده مي باشد. آنتن فرستنده پرتوهاي الكترومغناطيسي توليد شده توسط نوسانگر را دريافت و گيرنده مي دهد. معمولي ترين شكل موج در رادارها يك قطار از پالسهاي باريك مستطيلي است كه موج حامل سينوسي را مدوله مي كند.
رادارها در روي زمين ودر هوا، دريا و فضا بكار گرفته مي شوند.رادارهاي زميني بيشتر براي آشكار سازي ،تعيين موقعيت و رديابي هواپيمايا اهداف هوايي مورد استفاده قرار مي گيرند.رادارهاي دريايي بعنوان يك وسيله كمكي به كشتيراني و وسيله اي مطمئن براي تعيين موقعيت شناورها،خطوط ساحل و ديگر كشتيها و همچنين ديدن هواپيما بكار مي روند.رادارهاي هوايي براي آشكار سازي هواپيا،كشتي و وسائط نقليه زميني و يا نقشه برداري زمين،اجتناب از طوفان جلوگيري از برخورد با زمين و يا ناوبري مي توانند مورد استفاده قرار گيرند.در فضا ،رادار به هدايت اجسام پرنده كمك مي كند و براي ارتباط راه دور با زمين و دريا بكار مي رود.
امروزه رادارهاي مجهزي جهت شناسايي مراكز طوفان و اندازه گيري شدت بارندگي و انواع رگبارها در اختيار هواشناسان قرار دارد.بازتاب اشعه رادار در صفحه تصوير منعكس شده و توسط دستگاههاي اندازه گيري، مشخصات سيگنال رسيده دقيقا مورد بررسي قرار مي گيرد و فاصله هدف تا مبدا ( ايستگاه زميني رادار) توسط واحد مربوط بنام rang unit اندازه گيري مي شود.
امروزه تقريبا تمام دنيا از رادارهاي هواشناسي براي مقاصد مختلف استفاده مي كنند. استفاده از اين دستگاه هواشناسي از زمان جنگ شروع شده است بدين معنا كه متخصين رادار مشاهده مي كردند هر زمان بين هدف و دستگاه رادار ابر باران زا مشاهده شود،مشاهده شود،مشاهده هدف مشكل و گاهي غير مكن است ولي اگر ابر بدون باران باشد اشكال چنداني بوجود نمي آيد.در اينجا به توضيحات بيشتر در اين زمينه مي پردازيم.تقريبا هميشه براي وضعيت هواشناسي از طول موج هاي بلند استفاده مي شود.وليكن در اين رادارها طول موجها را ميتوان به 10 سانتي متر يا كمتر مختصر كرد.
واضح است كه گاهي اوقات گرفتن بازتاب ها از اهداف هواشناسي بوده و ممكن است موجب كاهش در حداكثر برد رادار شود.گاهي اوقات مسير انتقال را تحت تاثير قرار مي دهد. اخيرا رادارها در هواشناسي و غيره با هدف از بين بردن نتايج اشتباه با مدارها تركيب شده اند. با اتمام يافتن جنگ در سال 1945،در بخش هواشناسي رادارهاي مناسب زيادي ارائه شد.كه بيشتر از طول موج هاي 3 الي 10 سانتي متر استفاده مي كردند، آنها داده ها را دريابي كرده و مشاهدات جديد را به صورت بالفعل درآورده و ميانگين آنها را بدست مي آورند.در برخي از كشورها محققيق برنامه هايي را اجرا كرده و حوادث ناشي از بازتاب را در هواشناسي مورد بررسي قرار دادند،اين بازتاب (برگردان) داده ها را مي توان در اطلاعات هواشناسي مورد استفاده قرارداد و بررسي كرد كه چگونه سيستم هاي مختلف رادار مي تواند در بخش هاي ديگر موثر بوده و مورد استفاده قرارگيرد.برخي از كشورها در سال هاي 1950 و 1960 شروع به استفاده هاي بهتري از رادارها كردند.بين رادارهاي هوايي و دريايي اختلاف ناچيزي وجود دارد.هر دو براي رديابي و پيگيري توفان هاي تندري و سيليكون ها مورد استفاده قرار مي گيرند.اغلب محل فرودگاه در نقاطي كه بيشترين حساسيت را در برابر توفان ها دارد،قرار مي گيرد.در اين موارد (هنگام بروزطوفان) به ساكنين و هواپيماها هشدار مي دهند.اين اطلاعات موجب افزايش ديده باني در بخش هاي مختلف پيش بيني مي گردد،در برخي از اين روش ها ميزان بارندگي را به طور دقيق تعيين مي كنند. بنابراين رادارها امكان توسعه اطلاعات و داده هاي هواشناسي را مسير مي سازند.
در ضمن مي توان ميزان بارندگي را دقيق اندازه گيري كرد و در بخش هاي تحقيقاتي هواشناسي و هيدرولوژي (آ‎بشناسي) مورد استفاده قرار داد.بنابراين با استفاده از كامپوترها ي اوليه مي توان مقدار زيادي از داده ها را با كمك افراد ارائه و با داده هاي ديجيتالي بطور يكسان مورد پردازش قرار داد و مكن است تنها تعدادي از حوادث معروف را انتخاب نمايند.علاوه بر اين ،مي توان با حداقل تجربه داده ها را تهيه و به شخص استفاده كنند انتقال داد.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:47 PM
معرفي رادارهاي هواشناسي و محصولات آن – قسمت دوم


در اواخر سال هاي 1960 همزمان با ظهور كامپيوترهاي سريع و كوچك ،استفاده از رادار نيز توسعه يافت.ممكن است در شرايط عادي داده هاي رادار تنها متعلق به اطلاعاتي در مورد بارندگي باشد.باشد.بنابراين در اغلب موارد نياز به دقت در داده ها و اصلاح اين ميانگين ها مي باشد .اين كار هميشه بطور مداوم صورت مي گيرد .وليكن برخي از كشورها ثابت كردند كه داده هاي ارائه شده از رادار تاحدودي براي هشدار دادن سيل و براي مديريت كلي آب مناسب مي باشد.تركيب داده ها با استفاده از چند رادار،علاوه بر شكل مركب داده هاي تركيبي رادار،داده هايي كه با استفاده از ماهواره ها بدست مي آيند و داده هايي كه بيشتر از ابزار و ادوات ويژه هواشناسي بدست مي آيند تماما مورد بررسي و پيگيري قرار مي گيرند.
از چندين ساعت قبل ميزان بارندگي پيش بيني مي شود و داده ها و اطلاعات رادار ها از طريق صفحه تلويزيون و كامپيوترها براي پردازش بيشتر مدل هاي هواشناسي و هيدرولوژي(آبشناسي) مورد استفاده قرار مي گيرد و با توجه به ديجيتال بودن سيستم ها مي توان از داده ها براي بدست آوردن ميزان بارش نواحي مختلف بهره برد.بنابراين مي توان اين ارقام و اطلاعات را به آ‎ساني تا مسافت هاي زيادي براي نمايش دادن به كاربر ارسال كرد و ميزان زيادي از كارهاي باقي مانده داد.
معيارهاي رايج در نصب و راه انداري رادار در سال 1981 فرض بر اين بود كه رادارهاي هوايي كه در بخش هاي سراسر جهان مورد استفاده قرار مي گرفت بين 600 تا 650 رادار بوده است در اينجا در مورد تعدادي از باند- C ( cm 5 ) و باند X (cm 3 ) كه احتمالا هر كدام كمي بيش از 200 بوده،باند S (cm 10 تا حدودي كمتر از 200 است و مابقي طول موج رادارها در حدود 60 است كه تعدادي از باند-X / باند-S و برخي از باند-K (cm 0.86 )/باند X را شامل مي شود.طول موجي كه براي رادارها معمولا استفاده مي شود توسط USSR يا برخي از كشورهاي همجوار مورد استفاده قرار مي گيرد.در حدود 200 سيستم رادار ايجاد شده است كه برخي از آنها ارقام را مورد پردازش قرار مي دهند و بطور معمول PPI / RHI را نمايش مي دهند و بطور خودكار كمتر از 60 پردارش را در سيستم انجام داده و داده ها را ارائه مي نمايند،البته اين اعداد به سرعت افزايش مي يابند.
دانشمندان هواشناسي توانستند با مشاهده اين پديده ها و ارتفاع و شدت ابرهاي طوفان زا و داراي بارندگي را بر روي نقشه مشخص كنند و حتي رشد نمو و تغييرات آنها را مطالعه نمايند. گفتيم در رادارهاي هواشناسي صفحات مختلفي بكار مي رود كه رايج ترين اين صفحات PPI مي باشد.علت استفاده از PPI در هواشناسي اين است كه تنها چنين راداري مي تواند طوفانها و بارندگيها را مشخص و جهت آنرا تعيين سازد.
با آگاهي از امكانات رادارهاي هواشناسي ، پروژه رادار هواشناسي در كشور تصميم به راه اندازي اين سيستم پيشرفته در كشور دارد.
كاربردهاي رادارهاي هواشناسي ايجاد سيستمي با توانايي كشف، رديابي و تخمين عملكرد سيستم هاي فعال جوي براي برآورده نمودن نيازهاي زير هدف عمده پروژه رادارهاي هواشناسي است.
1- امنيت ترافيك هوايي
با توجه به اينكه رادار هواشناسي مي تواند پديده هاي جوي را در سطوح فوقاني با دقتي بالا كشف و رديابي كند،اين امكان را فراهم مي آورد تا خلبان پيش از ورود هواپيما به منطقه اي كه شرايط نامناسب جوي دارد از موضوع آگاهي پيدا كند و تصميمات لازم را اتخاذ نمايد.
2- كمك به مديريت منابع آب
رادار هواشناسي امكان پيش بيني هاي كوتاه مدت و دقيق از ميزان بارندگي را فراهم مي آورد. اين پيش بيني ها مي تواند مبناي خوبي را براي مديريت منابع آب از قبيل تنظيم دريچه هاي خروجي آب از سدها براي جلوگيري از سر ريز شدن،پاكسازي راه آبها و… فراهم آورد.
همچنين اين اطلاعات مي تواند براي صدور هشدار نسبت به وقوع سيلاب يا طوفان بكار رود.علاوه بر اين اطلاعات جمع آوري شده مي تواند براي پيش بيني هاي بلند مدت در مورد ميزان بارندگي و به تبع آن منابع آب بكار رود كه در موارد متعددي چون توليد برق و كشاورزي كاربرد دارد.
3- كشاورزي
همانطور كه گفته شد رادار هواشناسي امكان پيش بيني هاي كوتاه مدت بارندگي را فراهم مي آورد.اين پيش بيني ها علاوه بر ميزان بارندگي،شدت و نوع آن را نيز شامل مي شود.به اين ترتيب پديده هاي زيانبار براي محصولات كشاورزي از قبيل تگرگ ،باران شديد و طوفان قابل پيش بيني خواهد بود.
4- تعديل آب و هوا
شناسايي و رديابي توده هاي فعال و غير فعال جوي و برآورد نوع فعاليت آنها مي تواند منجر به اتخاذ تصميم درست و به موقع براي باروري ابرها،تبديل تگرگ به باران و ساير روشهاي تعديل آب و هوا گردد.
5 - تحقيقات
يكي از زمينه هاي باز تحقيقات ،ايجاد الگوريتم و روشهاي براي پيش بيني و تخمين سيستمها مي باشد.اينكار با داشتن داده هاي آماري دقيق و با فاصله زماني هر چه كوتاهتر ممكن مي شود.داشتن آماري با دقت زماني و فشردگي مكاني بالا از بارندگي،براي پيشبرد اين اهداف مناسب مي باشد.
6 - مديريت راهها
فراهم آوردن امكان پيش بيني بارش برف و ساير نزولات آسماني و طوفانها مي تواند عاملي مؤثر در جلوگيري از حوادث رانندگي ناشي از لغزندگي معابر و سوانح ناشي از سقوط بهمن باشد.
7 - پيش بيني عمومي وضع هوا
رادار هواشناسي كاربرد عمده اي در پيش بيني هاي كوتاه مدت و بلند مدت وضع هوا و تحليل شرايط جوي دارند و دضعيت جوي حاضد را با تصويرهايي گويا و زيبا ارائه مي دهند كه قابل ارائه از طريق رسانه هاي جمعي نظير تلويزيون و اينترنت مي باشد.
محصولات رادار
محصولات هواشناسي شامل محصولات اوليه و ثانويه هستند كه از داده هاي خام اوليه V ، Z، W بدست مي آيند.از محصولات رادار مي توان به چند مورد اشاره نمود كه عبارتند از:محصول هواشناسي ( PPI RHI CAPPI VAD … ) محصول آبشناسي ( RDS AZS ) محصول پيشبيني و هشدار ( HHW WRN … ) محصول پديده ها ( SWI MESO …)
در نهايت اميد بر اينست كه با راه اندازي رادارهاي هواشناسي و ادامه آن در فازهاي بعد بتوان در جهت بهبود پيش يابي هاي وضع هوا گامي بزرگ برداشت.
منابع:گزارش پيشرفت پروژه رادار،سازمان هواشناسي كشور 1382

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:48 PM
شهر اصفهان با تاريخي بسيار كهن و آثار باستاني بي‏شمار ، از شهرهاي نمونه جهان استبنا به گفته " آندره مالرو" نويسنده و پژوهشگر فرانسوي فقط دو شهر فلورانس و پكن در دنيا با آن قابل مقايسه هستند. آثار تاريخي اصفهان مجموعه‏اي از بهترين نمونه‏هاي به جا مانده از سبكهاي گوناگون معماري ايران در طول هزار سال و بيشتر است. كميت و كيفيت اين آثار چنان است كه مي‏توان گفت بيشترين آثار بزرگ و شاهكارهاي هنر معماري ايران پس از اسلام در اصفهان قرار دارد .در آثار تاريخي اصفهان مي‏توان انواع و اقسام گنبد سازي، كاشيكاري، گچبري، مقرنس كاري، منبت كاري و خوشنويسي را در عالي‏ترين شكل ممكن آن مشاهده كرد. آثاري كه نشانگر ذوق هنري كمال يافته و ايمان مذهبي تاريخي ايران در دوران سلجوقي است، كه در دوره‏هاي تاريخي مختلف بناهايي بر آن افزوده يا در تزيين و تكميل آن كوشيده‏اند.از اين رو در بردارنده آثار گوناگوني از ادوار مختلف اسلامي و در واقع مجموعه‏اي از سبكهاي معماري و هنرهاي تزييني ايران پس از اسلام است. از جمله آثار با ارزش اصفهان مي‏توان، به پل الله وردي خان يا سي و سه پل اشاره كرد، اين پل كه در نوع خود شاهكار بي‏نظير از آثار دوره شاه عباس اول صفوي است كه به هزينه و نظارت سردار معروف الله وردي خان بنا شده است. اين پل به نامهاي سي و سه چشمه، چهار باغ، جلفا، و بالاخره زاينده رود معروف است تاريخ سي و سه پل را شيخ علي نقي كمره‏اي شاعر زمان شاه عباس در يك قطعه شعر به تاريخ سال 1005 هجري قمري ذكر كرده است. اين سال مقارن زماني است كه خيابان چهار باغ نيز احداث شده است. اين پل در حدود 300متر طول دارد و 14 متر عرض دارد و طولاني‏ترين پل بروي زاينده رود است. در دوره‏ي صفويه مراسم جشن آبريزان يا آبپاشان در كنار اين پل صورت مي‏گرفته است. در سفر نامه‏هاي سياحان اروپايي آن دوران، به برگزاري اين جشن اشاره شده است اين پل يكي از شاهكارهاي معماري پل سازي ايران محسوب مي‏شود. و از زيبايي و عظمت بي‏نظيري برخوردار است.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:51 PM
اندازه گيري زلزله

معمولاً وقتي از شدت درجه ريشتر - Richter- صحبت مي شود، تمام اطلاعات مربوط به شدت يك زلزله ارائه مي شود. زلزله اي كه در تابستان سال 1998 قسمتي از افغانستان را كه در 28 فوريه همان سال به واسطه زمين لرزه اي ديگر ويران شده بود، ويران كرد، طبق گزارشها شدتي معادل 1/7 درجه ريشتر داشت كه از جمله زمين لرزه هاي مهيب به حساب مي آيد.

شدت زلزله در واحد ريشتر، كه برگرفته از اسم زلزله نگار امريكايي، چارلز فرانسيس ريشتر (Charles Francis Richter)، مي باشد، يك جدول شدت لگاريتمي شناخته شده بين المللي است. تك تك اين اطلاعات با يك زلزله سنج اندازه گيري مي شود.ريشتر در سال 1935، زماني كه او كار درجه بندي خود را تكميل كرد، Magnitude را كه به اختصار (M) مي نامند و برگرفته از كلمه لاتين Magnitudo به معناي اندازه و مقدار است، به عنوان مقياس اندازه گيري زلزله معرفي كرد.

درجه بندي ريشتر با M1 شروع مي شود كه اين مقدار براي لرزشهاي قابل حس زمين است. هر نقطه و مكاني روي اين درجه بندي، به معني شدت زمين لرزه به ميزان ده برابر است. M8 نشان دهنده زمين لرزه هاي بسيار شديد است. ريشتر حد و مرزي را براي مقادير M8 در نظر نگرفته است.


مقياس هاي درجه بندي ريشتر

شدت 2-1 ريشتر: فقط به واسطه ابزار و تجهيزات قابل تشخيص است.

شدت 3 ريشتر: در نزديكي محل زلزله به سختي قابل احساس است.

شدت 5-4 ريشتر: تا شعاع 30 كيلومتري از مركز زلزله قابل حس بوده و همراه با خرابي هاي مختصري است.

شدت 6 ريشتر: زمين لرزه اي قوي است كه تلفات جاني در بر دارد و خسارتهاي سنگيني را در مناطق پر سكنه و جمعيت بار مي آورد.

شدت 7 ريشتر: زلزله اي با قدرت بسيار بالاست كه مي تواند منجر به بروز فاجعه شود.

شدت 8 ريشتر: عظيم ترين و مخوف ترين نوع زلزله است. تاكنون شديد ترين زلزله اي كه ثبت شده ، شدتي معادل 6/8 ريشتر داشته است.

مقدار Moment
مقياس ريشتر، زمين لرزه هاي بسيار شديد يعني حدوداً از 8 ريشتر به بالا را به سختي اندازه گيري مي كند. به همين خاطر در سال گذشته زلزله نگاران آمريكايي مقياس اندازه گيري Moment را برگزيده اند. در اين مقياس به جاي انرژي آزاد شده، طول شكستگي بر روي پوسته زمين محاسبه مي شود. در اينجا Moment يك مقياس مكانيكي براي حركتهاي (تكان هاي ) بدني به عنوان پيامد تأثير نيروست. مقياس Moment مانند مقدار ريشتر بوسيله زلزله سنج مشخص مي شود. دستگاه زلزله سنج همه انواع امواج را كه در مدت زلزله بروز مي كنند، مورد توجه قرار مي دهد.

زمين لرزه هاي خفيف حداكثر چند صد متر شكاف روي پوسته زمين ايجاد مي كنند. در زمين لرزه هاي با شدت بالا اين شكاف مي توانند بالغ بر چند صد كيلومتر شود. در طول و امتداد چنين شكستگي هايي، امواج زلزله به صورت بي قاعده و قانون گسترش پيدا مي كنند. زلزله كلمبيا در 25 ژانويه 1999 طبق حـــدسيات، شكــــافي بــــه طول 10 كيـــــلومتر ايجادكرد. مقياس Moment در اين زلزله 0/6 بود. دانشمندان براي زلزله اي در ماه مه 1960 در شيلي، شديدترين زلزله براساس مقياس Moment كه مقدار 5/9 را داشت، ثبت كردند.

مقياس Mercalliدر اين تقسيم بندي زمين لرزه مانند مقياس ريشتر بر اساس شدت آن اندازه گيري نمي شود، بلكه براساس تأثيرات قابل حس و قابل ديد توصيف مي شود. اين مقياس براساس نام محقق ايتاليايي در زمينه آتشفشان،(1914-1850) G. Mercalli، نامگذاري شد. او اين مقياس را با شروع قرن جديد ميلادي ارائه كرد، يعني زماني كه هنوز هيچ گــــونه ابــــزار دقيق اندازه گيري و قانون اندازه گيري بين المللي وجود نداشت. ايـــن مقــــياس امــــروزه در اروپــــا در قــــالبي تـــغيـــــير شــكل داده شـــده بـــه عنــــوان مقــــياس Medvedev-Sponheuer-Karnik) MSK) متداول و رايج است. با مقياس MSK شدت يك زلزله براي مكانهاي مورد نظر اندازه گيري مي شود. اين شدت در 12 درجه تقسيم بندي و براي هر تقسيم بندي توصيفات مفصلي داده مي شود. به عنوان مثال سطح يا درجه ششم باعث بروز شكافهايي در ديوار مي شود و با درجه 7، دودكش ها از روي سقفها به زمين مي افتند و در درجه 8، گوشه هاي بنا فرو مي ريزد. در اين نوع درجه بندي، درجه مقياسهاي مكاني مناطق زلزله زده بر روي نقشه ثبت مي شوند، سپس نواحي با درجه تخريب يكسان از طريق خطوطي به هم متصل مي شوند. اين نقشه ها به عنوان مبنايي براي اينكه بيمارستانها يا نيروگاهها كجا ساخته شوند محسوب مي شود. همچنين براي كاهش خسارات ناشي از زلزله، اين نقشه ها كاربرد ويژه اي دارند.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:54 PM
ايستگاه هاى هواشناسى در ايران – قسمت اول



در جهان از عمر رسمى رشته هواشناسى بيش از يك قرن مى گذرد. اين رشته در ايران نيز سابقه زيادى دارد. اما مردم ما اعتماد چندانى به اين سازمان ندارند. امروزه اگر اعلام شود وضعيت هوا آفتابى است مردم با چتر از خانه ها بيرون مى آيند. جالب تر اين كه بيشتر مواقع آن روز هواى آفتابى خواهيم داشت. دليل اين همه خطا چيست و براى اصلاح آن چه راهى وجود دارد؟

اهميت هواشناسى

محمد شاملو كارشناس سازمان هواشناسى مى گويد: «هواشناسى علمى است كه در رابطه با وضعيت فيزيكى هوا بحث مى كند نظير ميزان ابر، سرعت باد، سمت باد، تشعشع زمين، تشعشع خورشيد و.... هواشناسى از جنبه هاى مختلفى حايز اهميت است. شروع مسائل هواشناسى زمانى بود كه بشر قابليت پرواز پيدا كرد. اعلام وضع هوا، اندازه گيرى سرعت باد و سمت باد براى پرواز ضرورى است. با پيشرفت علم و تكنولوژى، هواشناسى براى كشتيرانى اهميت پيدا كرد. در صنعت و كشاورزى به ويژه در كشاورزى بحث هاى آمارى هواشناسى مهم هستند. در زمينه بهداشت برخلاف تصور عمومى بيشتر مسائل زيست محيطى هوا مطرح است. بنابراين سازمان هواشناسى زياد دخيل نيست. در مسائل مربوط به بهداشت با همكارى سازمان هاى ديگر نظير سازمان ترافيك بخش اعظم كارها انجام مى شود.»

پيش بينى 24 ساعت آينده وضعيت هوا

هيچ رشته اى مانند رشته هواشناسى با حيات موجودات در ارتباط نيست. هوايى كه در هر دم و بازدم موجودات زنده را به زندگى وصل مى كند. همين هوا به طور مداوم در حال تغيير است. شاملو مى گويد: «يك سازمان جهانى مسئول پى گيرى وضعيت هوا است. سازمان هواشناسى جهانى كه كشورهاى عضو سازمان ملل در آن عضويت دارند براساس نيازهاى سازمان ها و كشورها ايستگاه هايى را در همه جاى دنيا تاسيس كرده اند كه مبادله اطلاعات اين ايستگاه ها ساعت به ساعت با مراكز هواشناسى كل دنيا انجام مى گيرد. بدون توجه به اين كه با كشور مزبور ارتباط سياسى دارند يا ندارند.»

وضعيت ايران در جهان

ايران از لحاظ ساخت ابزارهاى هواشناسى نسبت به گذشته پيشرفت چندانى نكرده است. شاملو ضمن تاييد اين مسئله اظهار كرد: «در اغلب موارد ايران تجهيزات مورد نياز خود را از خارج خريدارى مى كند و تعداد محدودى داخل كشور ساخته مى شوند. از لحاظ علمى كشور ما تقريباً مقام سوم را در آسيا دارد ولى در كل دنيا رتبه زياد بالايى نداريم. البته در حال حاضر در دنيا تجهيزات اندازه گيرى تغييرى نكرده اند فقط از نظر تكنيكى بهتر شده و با كيفيت بهترى ساخته مى شود.»

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:55 PM
ايستگاه هاى هواشناسى در ايران – قسمت دوم


درصد خطا در ايران

در ايران به پيش بينى هاى سازمان هواشناسى نمى توان اعتماد چندانى كرد. در بعضى قسمت هاى ايران اين مشكل نمايان تر است. كارشناسى هواشناسى مى گويد: «پيش بينى در هر زمينه اى با خطا همراه است بنابراين در مسائل مرتبط با هواشناسى نيز صدق مى كند. طول مدت پيش بينى در ايجاد خطا موثر است. اگر مدت پيش بينى براى يك سال آينده در نظر گرفته شود معمولاً خطا بالاتر از 50 درصد مى شود. با محدود شدن فاصله زمانى درصد خطا كمتر مى شود. در ده سال اخير ايران از خطاى زير 60 درصد به خطاى كمتر از ده درصد رسيده است. در واقع براى پيش بينى هاى 48 ساعته و 72 ساعته خطاهايمان كمتر از گذشته شده است. دلايل اين قضيه متنوع است. 1 _ علت اصلى اين خطا موقعيت جغرافيايى ايران بوده كه در يك روز چهار فصل را مى توان در كشور مشاهده كرد.

نظير:

شمال ايران بارندگى

جنوب گرما

شرق جنوب

غرب هواى متعادل و تابستانى.

- وجود پستى و بلندى هاى زياد در ايران به ويژه در تهران باعث شده است درصد خطا در تهران 9 تا 10 درصد باشد در حالى كه خطا در قسمت هاى ديگر ايران 6 درصد است. به دلايل متعددى درصد خطا در تهران بالا است:

- شمار زياد جمعيت تهران باعث شده در اين شهر توجه مردم بر روى مسائل هواشناسى نسبت به جمعيت متمركز در شهرستان ها بيشتر باشد.

- با توجه به وسعت تهران با كمبود تجهيزات مستقر در آن روبه رو هستيم. در كل تهران 15 ايستگاه هواشناسى داريم.

- وجود ساختمان ها و كارخانه هاى اطراف تهران، گرماى حاصل از تردد خودروها، آپارتمان هاى بلند و... باعث تفاوت چشمگير هواى تهران نسبت به جاهاى ديگر ايران شده است.

در واقع گرماى حاصل از كارخانجات، ترافيك و... جو را لحظه به لحظه تحت تاثير قرار مى دهند. به عنوان مثال روزى كه در تهران با ترافيك شديد روبه رو هستيم تغييرات جوى سريع تر اتفاق مى افتد در مقايسه با روزى كه اين مسئله وجود ندارد. اگر از بالاى كوه هاى شميران به تهران نگاه كنيم يك ابرسياهى كل شهر را فراگرفته است به نحوى كه بر روى ازن نيز اثراتى گذاشته است.

- با توجه به اين كه بخش اعظم كارهاى هواشناسى مربوط به هواپيمايى و كشتيرانى است، از طرفى اين ايستگاه ها بايد شرايط جهانى داشته باشند بنابراين ايستگاه ها در كنار فرودگاه ها و سواحل بر اساس يك فاصله استاندارد برپا مى شوند. در ايران اين فاصله بيشتر از حد نرمال در نظر گرفته شده در حالى كه مى توان ايستگاه هاى بيشترى احداث كرد. اين ايستگاه هاى استاندارد از مركز شهر فاصله دارند. بنابراين تفاوت دمايى حدود 4 تا 8 درجه بين مركز شهر و ايستگاه استاندارد وجود دارد. دماى ايستگاه استاندارد براى مردم اعلام مى شود. بنابراين مردم مستقر در قسمت هاى ديگر اختلاف دما را مشاهده خواهند كرد.»

دليل عدم استفاده از باران مصنوعى

در كشورهاى پيشرفته براى رفع آلودگى هوا از باران مصنوعى استفاده مى شود. با توجه به اين كه در تهران با مشكل حاد جوى روبه رو هستيم چرا از باران هاى مصنوعى استفاده نمى شود؟ كارشناس هواشناسى مى گويد: «باران مصنوعى هزينه هنگفتى دارد. يك باران در ايران انجام شد ولى موفقيت آميز نبود. در دو قسمت از ايران - شمال و يزد - استفاده شد. در يزد بارش در كوهستان رخ داد ضمن اين كه مقدار آن كم بود. در شمال بارش در كشور ديگرى اتفاق افتاد.» وى افزود: «دلايل اين مسئله در حال بررسى است. هنوز مشخص نشده است. از لحاظ تئورى گفته مى شود مقدار و زمانى كه براى اين كار در نظر گرفته شده بود مناسب نبود.»

نحوه تشكيل ابر و باران مصنوعى

طبق اظهارات شاملو بشر هنوز نتوانسته است ابر مصنوعى توليد كند. فقط اقدام به بارور كردن ابرها كرده اند، تا باران زا شوند. با اضافه كردن موادى به نام هسته هاى ميعان نظير يدور نقره، املاحى از نمك هاى مصنوعى و... ابرها را سنگين و باران زا مى كنند.

Co2 خشك معروف به يخ خشك در آزمايشگاه براى توليد باران مصنوعى استفاده مى شود. اما مصارف هواشناسى ندارد. در حال حاضر در كل دنيا از يخ خشك به صورت آزمايشگاهى استفاده مى شود.

از بين بردن هواى آلوده

شاملو اظهار كرد كه سازمان هواشناسى فقط مى تواند اطلاعيه و اخطاريه آلودگى شهر را اعلام كند اما از بين بردن آلودگى به عهده ارگان هاى ديگر است.

مشكلات تغييرات فصل

آسمان دنيا به ويژه ايران در فصل هاى مختلف دچار تغييراتى مى شود. اين تغييرات در پيش بينى هوا مشكلاتى را ايجاد مى كند. شاملو در اين راستا گفت: «فصل هاى تابستان و زمستان فصل هاى يكنواختى هستند. گرماى تابستان و سرماى زمستان مشخص است. بنابراين مشكل چندانى وجود ندارد. اما پاييز و بهار فصل هاى تغيير بوده سرما و گرماى آنها مشخص نيست. بيشترين مشكل پيش بينى در اين دو فصل وجود دارد. در همين لحظه كه هوا صاف است چند لحظه بعد وزش باد و رگبار مشاهده مى شود. در هواشناسى اصطلاحاتى نظير صاف، تمام ابرى، نيمه ابرى، كمى ابرى و قسمتى ابرى به كار برده مى شود. در هواى نيمه ابرى در بخشى از آسمان ابر مى بينيم و در بخش ديگر ابرى نمى بينيم.»

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:55 PM
ايستگاه هاى هواشناسى در ايران – قسمت سوم




تفاوت دماى شرق و غرب تهران

طبق اظهارات كارشناس هواشناسى حركت هوا در نيم كره شمالى از غرب به شرق است. ممكن است وضعيت هوا در شرق نسبت به غرب نيم ساعت تغيير داشته باشد. هوايى كه در غرب اتفاق مى افتد ممكن است نيم ساعت بعد در شرق باشد. با توجه به سرعت وزش باد و سرعت حركت جو تغييرات زودتر يا ديرتر اتفاق مى افتد. بنابراين احتمال اين كه اتفاقات در شرق، در غرب وجود نداشته باشد وجود دارد. توصيه هواشناسان اين بوده است كه در تهران كارخانجات از بخش هاى غربى به شرقى منتقل شوند تا آلودگى ها حداقل در يك قسمت متمركز شوند.

رادار

رادارها در هواشناسى نقش مهمى دارند. كارشناس هواشناسى در اين زمينه گفت: «رادار يك ابزار مخابراتى است كه امواج را گرفته و پخش مى كند. در هواشناسى سه نوع رادار داريم.

1 _ رادار توفان: [تشخيص موقعيت و سرعت باد]

2 _ رادار هواشناسى: [اندازه گيرى رعد و برق]

3 _ رادارهايى كه وضعيت جو را مخابره مى كنند.

در ايران رادار توفان در حال راه اندازى است و قرار است در اهواز، شمال غربى و قسمت مركزى كشور احداث شوند. در حال حاضر فقط رادار اهواز كار نصب اش تمام شده ولى هنوز دوره آزمايشى را مى گذراند. اين رادارها پس از راه اندازى كامل، كل ايران را پوشش مى دهند.

تفاوت بارندگى در نقاط مختلف كشور

بر طبق گفته هاى شاملو در مناطقى كه جنگل يا اقيانوس وجود دارد، بخار آب مرتباً به سمت بالا در حركت است. توده هوايى كه از بالاى اقيانوس يا جنگل حركت مى كند رطوبت را به خود جذب مى كند و باعث افزايش ابر و بارش مى شود. بنابراين در غرب و شمال ايران بارندگى بيشترى داريم.

دليل ثبت اطلاعات هواشناسى جهان در سازمان مربوطه

شاملو مى گويد: «ما بايد اطلاعات حداقل نيم كره شمالى را براى پيش بينى هواى آينده كشور داشته باشيم. فرضاً اگر ديروز در لندن بارش وجود داشته پس از حركت اين هوا به سمت ايران امروز و فردا در ايران چه اتفاقى مى افتد.»

تعداد كل ايستگاه هاى هواشناسى در ايران

كارشناس هواشناسى در زمينه انواع ايستگاه هاى هواشناسى تشريح كرد: «انواع ايستگاه هاى هواشناسى وجود دارند از قبيل: سينوپتيكى، كشاورزى، باران سنجى، اقليم شناسى و....

ايستگاه هاى سينوپتيكى كامل ترين نوع ايستگاه ها هستند كه ساعت به ساعت اطلاعات را مخابره مى كنند. تعداد آنها در كل كشور 300 تا است.

ايستگاه باران سنجى و اقليم شناسى كه ماهى يكبار اطلاعاتشان را به مركز پست مى كنند و تعدادشان به ترتيب حدود 1000 و 400 تا است. انواع ايستگاه هاى كشاورزى كه تقريباً 300 تا هستند، هفته اى دوبار اطلاعاتشان مبادله مى شود.»

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:56 PM
آيا ممكن است امواج كيهانى كه در سرتاسر جهان پراكنده اند، حاوى پيامى از سوى آفريدگار جهان براى انسان و ساير موجودات ذى شعور هستى باشند؟ هرچند شايد اين مطلب براى شما همانند يك اسطوره به نظر برسد، اما اينك دو فيزيكدان به نام هاى استفن هسو (Stephen Hsu) و آنتونى زى (Anthony Zee) فعالانه سعى در كشف چنين پيامى دارند.
اين دو فيزيكدان بر اين باورند كه چنانچه شعورى خلاق، جهان ما را آفريده باشد، ممكن است نشانه هايى از حضور خود را در تابش زمينه ميكروموج كيهانى (يعنى همان امواج باقى مانده از زمان آفرينش جهان يا مهبانگ) برجاى گذاشته باشد. به عقيده هسو و زى ممكن است انسان طى ۲۰ تا ۳۰ سال آينده به جايى برسد كه بالاخره قادر به آشكارسازى اين پيام كيهانى باشد.
هسو كه فيزيكدان متخصص ذرات بنيادى در دانشگاه اورگان آمريكاست، در اين باره مى گويد: «گاهى اوقات به اين فكر مى كنم كه شگفت انگيزترين حادثه اى كه ممكن است در طول زندگى ام اتفاق بيفتد چه چيزى مى تواند باشد.
مثلاً شايد ارتباط با يك تمدن فرازمينى و ساكنان فضايى آن و يا... اما هيچ رويدادى به اندازه دريافت پيامى كيهانى از سوى آفريدگار، شگفت انگيز و براى بشريت، تاثيرگذار نخواهد بود.» اگرچه عاملى كه موجب آفرينش جهان ما شده همچنان براى انسان ناشناخته است اما شواهد خوبى در دست داريم كه جهان ما در حدود ۷/۱۳ ميليارد سال پيش و در انفجارى از نور ايجاد شد و شروع به گسترش كرد.
البته بايد توجه داشت انفجارى كه منجر به ايجاد جهان ما شد، همانند يك انفجار معمولى نبود. اين انفجار، همانند انفجار يك ------ در مركز كيهان نبود كه پس از آن، انبوه ذرات ماده در خلاء جهان پراكنده شده باشند، بلكه اين انفجار، انفجار خود فضا بود و در همه جا رخ داده بود و اين خود فضا بود كه پس از آن همانند جداره يك بادكنك شروع به انبساط كرد.
در اولين لحظات پس از اين انفجار كيهانى، جهان ما به واسطه انرژى حاصل، مملو از ذرات بنيادى (و از جمله فوتون هاى نور) شد. با توجه به آنكه مهبانگ، خود يك انفجار فراگير و بدون مركز بود، نور حاصل از اين انفجار نيز نورى فراگير و بدون مركز بود كه در تمامى گستره جهان حضور داشت
. اما چگالى ماده در جهان اوليه به حدى بود كه امكان گسترش آزادانه اين نور وجود نداشت، ولى پس از گذشت تنها ۳۸۰ هزار سال از زمان آفرينش هستى و ادامه فرآيند انبساط جهان، چگالى ماده به حدى كاهش يافت كه جهان در مقابل نور، شفاف شد و نور فراگير مهبانگ، به ناگهان در تمامى جهان گسترش يافت.
امروز نيز با گذشت ۷/۱۳ ميليارد سال از آفرينش جهان، هنوز هم نور آن در تمامى گستره كيهان وجود دارد. اما طول موج اين نور، به واسطه انبساط جهان افزايش يافته به طورى كه بخش اصلى انرژى آن در خارج از حوزه مرئى و در محدوده ميكروموج ها واقع شده و به همين دليل هم فيزيكدان ها اين نور آفرينش را «تابش زمينه ميكروموج كيهانى» (Cosmic Microwave Background Radiation) نام گذاشته اند.
اين تابش كيهانى، ويژگى بسيار جالبى دارد. همانطور كه مى دانيم، هر موجى در جهان، منبع خاصى دارد و هرچه از منبع آن دورتر شويم، شدت موج مزبور كاهش مى يابد. اما چون امواج زمينه كيهانى، امواجى بدون مركز و فراگير هستند، از هر كجاى جهان - چه از كره زمين و چه از دورترين كهكشان ها - كه بررسى شوند، داراى شدت و الگوى يكسانى خواهند بود. آنتونى زى در اين باره مى گويد: «تابش زمينه كيهانى، بسان يك تابلوى عظيم آسمانى است و تمامى موجودات ذى شعور ساكن سيارات جهان، قادر به مشاهده آن هستند، حتى اگر اين موجودات، پنج سر و سه چشم داشته باشند و حتى اگر بيولوژى آنها مبتنى بر كربن نباشد.»
تابش زمينه ميكروموج كيهانى، افت و خيزهاى دمايى بسيار اندكى دارد كه حاصل افت و خيزهاى چگالى ماده در جهان اوليه است. دقيق ترين اندازه گيرى هاى انجام شده تاكنون در مورد افت و خيزهاى اين تابش توسط كاوشگر WMAP ناسا كه در سال ۲۰۰۱ به فضا پرتاب شد، صورت گرفته است. نتيجه اين اندازه گيرى ها عموماً در قالب نمودارى كه اختلاف دماى فوتون هاى اين تابش را بر حسب توزيع زاويه اى آنها در گستره آسمان نشان مى دهد به تصوير كشيده مى شود. بررسى نمودار حاصل از اندازه گيرى هاى انجام شده تاكنون، وجود پيامى كدگذارى شده در آن را نشان نمى دهد.
اما از آنجايى كه ميزان خطاى موجود در اندازه گيرى هايى كه تاكنون انجام شده نسبتاً بالاست، هنوز نمى توان گفت كه قطعاً پيامى در اين سيگنال ها وجود ندارد.
هسو و زى معتقدند كه در آينده و با انجام اندازه گيرى هاى دقيق تر از اين تابش كيهانى (تا حدى كه ضريب خطا به ميزان يكصد برابر فعلى كاهش يابد) جزئيات نمودار، خود را نشان خواهد داد و در آن هنگام، امكان آشكارسازى پيام احتمالى نهفته در اين تابش، ميسر خواهد شد.
در اوايل سال گذشته ميلادى، اين دو فيزيكدان حتى توانستند ميزان گنجايش اطلاعاتى تابش زمينه كيهانى را محاسبه كنند. گنجايش اطلاعاتى اين تابش، عملاً به ميزان افت و خيزهاى آمارى امواج آن وابسته است. بنابر محاسبات انجام شده، اين امواج مى توانند پيامى به حجم يكصد هزار بيت اطلاعات را در خود ذخيره و كدگذارى نمايند و اين ميزان اطلاعات، به اندازه لازم زياد هست كه بتواند پيامى عميق و بنيادى را از سوى آفريدگار به انسان (و ساير موجودات هوشمند جهان) منتقل نمايد.
اما محتواى چنين پيامى احتمالاً چه خواهد بود؟
هسو معتقد است كه چنين پيامى احتمالاً همانند يك كليد است كه حقيقتى بنيادين را بر انسان خواهد گشود. اما فعلاً بايد صبر كرد. شايد تا ۲۰ الى ۳۰ سال آينده، پيام آفريدگار، در اين نجواى فراگير كيهانى، خود را بر انسان آشكار كند.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:58 PM
چكيده:
كشورماايران درمنطقه خشك ونيمه خشك نيمكره شمالي جهان قراردارد.پراكندگي بارش از2000 ميليمتردرشمال تاكمتراز50ميليمتر دربيابان لوت متغيراست. بنابر اين ايجاد يك سيستم كشاورزي پوياوكارآمدبدون بهره برداري درست ازمنابع آبوخاك امكان ناپذيراست.لذا شناخت منابع آب موجوددرنحوه بهره برداري ازآن در جهت استفاده بهينه دربخش كشاورزي ضرورت دارد. منابع آب كشاورزي كشوررا،آبهاي زيرزميني (چاه ،قنات ،چشمه)وآبهاي سطحي(سيلاب ورودخانه هاتشكيل مي دهند.مديريت صحيح منابع آب درجهت افزايش توليدبخش كشاورزي حائزاهميت است وهم چنين جهت افزايش راندمان محصولات كشاورزي استفاده از شيوه هاي جديدآبياري بايدمدنظر قرار گيرد.


مقدمه:
همه ما باآب به عنوان مايه حيات بخوبي آشناهستيم،حتي تصورزندگي بدون آب براي مابسياردشواراست.ازآنجاكه كشورما،ايران،در منطقه خشك ونيمه خشك جهان قرارگرفته است و ((متوسط باران سالانه آن كمتراز يك سوم متوسط باران سالانه جهان است))«كردواني،1379،3».به اين دليل ايران جزوكشورهاي خشك جهان به شمارمي رود،((دركشورماوسعت مناطق مرطوب (ونيمه مرطوب) يعني مناطقي كه متوسط بارش سالانه آن بيش از 700 ميلي متر(بيشترازتبخيروتعرق سالانه) و بارندگي درتمام ماه هاي سال در آن صورت گيرد، خيلي محدوداست.

با توجه به مطلب ذكرشده توجه جدي درشناخت منابع آب بخش كشاورزي ضروري بنظرمي رسدتاباشناخت بهتربتوان براي تامين موادغذايي جمعيت كشور برنامه ريزي صحيحي انجام داد.كشاورزي بدليل اينكه رابطه مستقيمي باتغذيه انسان داشته وبدون آن امكان ادامه حيات مقدورنيست،درجهت توسعه وپيشرفت واستقلال يك كشورتوجه به آن ضروري است.بنابراين توجه به بخش كشاورزي در مسائل ذيل بايددرنظرگرفته شود:
«مديريت منابع طبيعي،اجتماعي(عدالت وثبات)،امنيت غذايي(نيازهاي راهبردي و رضايت مردم)،اقتصادي(رشدپايداراشت غال)،فرهنگي(ميراث فرهنگي)»(افتخاري1382،11).
باتوجه به اين مطلب يكي ازكاركردهاي مهم بخش كشاورزي امنيت غذايي است. بدست آوردن اين امنيت وتلاش دراين راستابدون وجودمنابع آب امكان ناپذير است. ازسوي ديگر«درحاليكه حدوديك درصدازجمعيت جهان درايران زندگي مي كنند،تنها36%ازمنابع آب شيرين جهان در كشورماوجوددارد. براوردهاي علمي نشان مي دهد كه با افزايش تدريجي جمعيت،ايران تا دودهه ي آينده به طورجدي،با مشكل كمبودآب روبه روخواهد شد.در ضمن پژوهشهاي جهاني نشان داده است كه كاهش منابع آب در كشورهاي خاورميانه ورقابت برسربهره برداري ازمنابع آب موجوددرمنطقه،نقش روزافزوني درامنيت ملي هريك ازاين كشورهارادارد»(شوراي تاليف گروه شيمي،5،1380).
لذاهمان طوركه برهمگان واضح است برنامه ريزي بدون شناخت امكان ناپذيراست واولين گام درهربرنامه ريزي شناخت درست ازمسئله مي باشد. بايددرجهت شناخت منابع آب كشورگام برداشت،تابتوان برنامه متناسب با منابع موجودطراحي كرد.

اهميت آب:
صحبت درباره اهميت آب شايدچندان ضروري نباشدولي ذكرچندنكته جهت يادآوري وتوجه دوباره به آب خالي ازلطف نيست.
ايزدمتعال درقرآن كريم دررابطه بااهميت آب مي فرمايد:
«وزمين مرده،برهاني است براي ايشان ،كه آن رازنده گردانيديم ودانه ازآن برآورديم كه ازآن مي خورد»(سوره يس،آيه33).
ودرآيه ديگرمي فرمايد:
«وهرچيززنده اي راازآب پديدآورديم؟»(سوره انبياء،آيه30).
مردم ايران اعتقادات خاصي راجع به آب داشته اندبطوريكه شايدآب دركليه امور زندگي آنان دخالت داشته است به عنوان مثال:
«ايرانيان قديم براي آب وآلوده كردن آن،دستورات خاصي صادرمي كردندوفرشته پاك ومقدس آب را«آناهيتا»(ناهيد)مي ناميدند.
كشاورزان ايراني آب را مهريه فاطمه زهرامي دانند.پس به زعم آنان ،مالكيت آن عمومي است.جالب است كه«آناهيتا»الهه ي آب، در ايران،باستان نيز زن بوده است»(الفتي،77،1374).
درجاي جاي كشورعزيزمان مردم توجه خاصي به آب داشته اند،و هر كجا درفلات ايران آبي بوده است آبادي نيزبوجودآمده. آب اين ماده حيات بخش دركليه شئون انسانهادخالت داردودرزندگي مامسلمانان ازاهميت خاصي برخوردار است.
آب همان فراوان ترين ماده شيميايي است كه سه چهارم سطح زمين را پوشانده است. آب يكي ازچندماده ضروري براي ادامه حيات است. ماازآب درخانه براي نوشيدن،تهيه غذاوسردكردن خانه درتابستان،گرم كردن منزل درزمستان استفاده مي كنيم،بخش عمده اي ازغذايي كه هرروزمي خوريم ازآب تشكيل شده است.
به عنوان مثال:«74درصديك تخم مرغ،73درصديك قطعه گوشت و92درصدهندوانه ازآب تشكيل شده است.آب براي بقاورشدهمه موجودات ضروري است. آب ماده اي است كه درتمام سلولهاي گياهي وحيواني وجود داردوبوسيله آن قادربه ايفاي نقش خودهستند.
جنگ هاي زيادي برسرحق استفاده ازآب رخ داده است وتمدنهاي زيادي درمناطق كه آب شيرين بوده،بوجودآمده اند»


(Eneycopedir.internationar ، 1995،248 )
براي شناخت اهميت آب بايدبه منابع آب درطبيعت آشناشدوبدانيم كه كشورماچقدر آب دارد. اين منابع چه جاهايي قراردارندوبراي استحصال آب چه دربخش مصارف شهري وچه دربخش كشاورزي چه تلاشهايي صورت مي گيرد.
باتوجه به پيشرفت روزافزون جامعه بشري و باتوجه به روند رشدجمعيت جهان وايران،ازيك سوكل ميزان آب موجوددرجهان ثابت است ودريك چرخه به نام آب كل موجودي آب كره زمين درحال گردش است. ازسويي ديگربه موازات رشد جمعيت كشوردرسالهاي اخيرميزان كل آب منابع ايران تغييرنكرده است اگرچه كه تلاشهاي زيادي جهت شناخت وكشف منابع آب جديدويااحداث سددرحال انجام است ولي نبايدبه برسيهاي علمي سهم سرانه آب هرايراني باتوجه به روندرشدجمعيت كشوردرحال توسعه كاهش است. سهم سرانه ي آب براي هرايراني درسال هاي 1340و1378به ترتيب 8600و2100مترمكعب بوده است. پيش بيني مي شودكه اين مقداردرسالهاي1385و1400به ترتيب به1750و1300مترمكعب برسد.كاهش اين سهم به كمتراز1000مترمكعب درسال،كشوررابحران جدي كم آبي رو به رو خواهدكرد»(شوراي تاليف گروه شيمي،7،1380)
بنابراين،ماباكمبودجدي آب مواجه هستيم و مي بايست درجهت شناخت منابع آبي جديدگام هاي اساسي برداريم. وازمنابع موجودآب درجهت رشدوتوسعه زندگي،كشاورزي وصنعت استفاده بهتركنيم. ازآنجاكه بخش كشاورزي بيشترين سهم مصرف آب رادركشورماداردلازم است به برنامه ريزي درجهت استفاده بهينه آب دراين بخش اقدام شود.
منابع آب درطبيعت

آب درطبيعت به حالت هاي مختلف ودرمكانهاي مختلف وجوددارد.وكل منابع آب موجوددرطبيعت دريك چرخه بصورت تمام نشدني دراختيارانسان است. «برخي ازافرادازاين مي ترسندكه كره زمين آب كافي براي برآوردن تمام نيازهاي مارا نداشته باشددرصورتيكه جهان داردوهميشه خواهدداشت. كره زمين هميشه مقدار يكساني آب داشته است.تمام آبي كه مامصرف مي كنيم ازطريق چرخه ي آب بارها مي تواندمورداستفاده قرارگيرد.مجموع آبي كه براي زمين وجود داردبراي تمام نيازهاي ما كافي است. اماتوزيع آب در سطح زمين ناهمگون است»
(World book ، 1995 ، 75)
همچنين ميزان دسترسي به اين منابع آب شيرين در كره زمين براي همه انسانها يكسان نيست.حتي دركشور مانيزمنابع آب شيرين توزيع نا همگوني دارد.كه اين خود باعث مسائل مهمي در نحوه ي زندگي ومعيشت،شيوه ي كشاورزي وتراكم جمعيت در كشور مي شود.با توجه به اين مسئله و توزيع ناهمگون منابع آب شيرين كه مورد نياز بخش كشاورزي است انسان براي دست يابي به اين منابع از هزاران سال قبل دست به تلاشهاي گسترده اي زده است و چه بسا جنگ هاي زيادي بر سر آب به وجودآمده وشيوه ي توزيع آب وسيستمهاي آبياري متفاوتي را در كشورايجادكرده است.منابع آب موجود درطبيعت ازديدگاههاي مختلف به صورتهاي گوناگوني تقسيم بندي شده است.«آب درطبيعت به صورتهاي مختلفي وجود داردكه به طوركلي مي توان آن را به دو دسته تقسيم كرد:
الف:آبهاي سطحي
آبهاي سطحي از آن مقدار آب باران تشكيل مي شود كه خاك قادر به جذب آنها نيست ويا پس از نفوذذر زمين به صورت چشمه سارها وامثال ان از زمين خارج مي شود وجويبارها ورودهاوغيره را ايجاد مي كندويا تشكيل درياچه هاو درياهارا مي دهدو يا آنها را تكميل مي كند.
ب:آبهاي زيرزميني
قسمتي از آب حاصل از بارندگي ها در سطح كره زمين به داخل زمين نفوذ مي كند.اين آب نفوذي سرانجام به طبقه غير قابل نفوذ برخورد مي كندودر آنجا جمع مي شودوآب زير زميني را تشكيل مي دهد»
برخي ديگر منابع آب را به سه گروه تقسيم مي كنند:
الف-منابع آب سطحي:
1-آب باران
2-آب رودخانه
3-آب درياچه طبيعي
4-آب ذخيره اي پشت سد
5-چشمه سارها
ب-منابع آب زيرزميني
1-آب قنات
2-آب چاههاي كم عمق
3-آب چاههاي عميق وچاههاي جاري
4-آب تونلهاي ساخته شده
ج-منابع اب كشور
1-آب درياها ودرياچه هاي شور
2-آبهاي شور زيرزميني(آسايش،154،1376)

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 01:59 PM
برنامه ريزي كشاورزي درمنابع آب ايران (قسمت دوم)


بااهتمام:مهدي خوشي دبير جغرافيا ي دبيرستان محموديه(6) ناحيه دو مشهد


-----------------------------------------------------------------------------------
در برخي موارد ديگرعلاوه بر تقسيم بندي منابع آب به دو گروه منابع آب سطحي ومنابع آب زيرزميني،گروه سوم و چهارمي هم براي منابع آب در طبيعت قائلند.
«سومين منابع آب، آب اتمسفر يا بخار آب ميباشد به عبارت ديگررودخانه اي در آسمان وجود داردرودخانه اي مركب چرخنده ومتلاطم از هوا وآب.گاهي اوقات زماني كه آب به شكل بخار باشدما نمي توانيم آن را ببينيم.در ساير مواقع قطرات آب موجود درهوا جمع شده و ابر را تشكيل مي دهندكه البته قابل ديدن مي باشند . ما نبايدفرض كنيم كه ابرها حاوي آب و هواي اطراف ابرها فاقد آن مي باشد.
هواي پيرامون حاوي بخار آبي است كه غالبا در ابر جريان مي يابد.همچنين ابرها درون بخار آب حل شده وناپديد مي گردند.البته اين ابرها هستند كه حامل آبي مي باشندكه سرانجام به باران تبديل مي شود.وجود ابرها باعث بارندگي مي گردد» (جاسبرسينگ،164،1374).
«اقيانوس ها ودرياهاي محصور در خشكي چهارمين منبع آب را تشكيل مي دهند.اين منابع،ثابت و حياتي هستند وشامل7/92درصدازآبهاي زمين مي باشد»( جاسبرسينگ،1374،165).
باتوجه به مواردذكرشده بنظرمي رسد منابع آبي موجوددرطبيعت كه دركشورمادرامركشاورزي كاربردداردوبايد براي استفاده ازآن برنامه ريزي شودبه شكل زير خواهدبود:
الف-آبهاي سطحي شامل آب باران،رودخانه،چشمه،آب پشت سد،درياچه هاي طبيعي،سيلاب وروانابهاي ناشي ازذوب برف.
ب-آبهاي زيرزميني شامل:(آب قنات،چاههاي دستي،چاههاي عميق،چاههاي نيمه عميق)
بنابراين بيشترين توجه مادرامربرنامه ريزي كشاورزي مي بايست به اين دومنبع آب اصلي كشوربوده وكليه برنامه ريزيها درجهتاستحصال واستفاده از اين منابع خواهدبود.
توزيع جهاني آب:
همانطوركه قبلاذكرگرديدمادركره اي زندگي مي كنيم كه سه چهارم سطح آنرا آب فراگرفته است. درواقع ميزان آب موجوددرجهان زياداست.«درحدود4/1ميليون كيلومترمربع. باوجوداين97درصداين آب شوربوده ودراقيانوس هاست وبيش از2درصددريخچالهاي قطبي است. باقي مانده آب زمين يك درصداست» (World book ، 1995، 74)
درمنبع ديگري راجع به توزيع آب درسطح جهان آمده است:« زمين مقدار زيادي آب دارد،اماتقريباتمام آن دراقيانوسهاست. اقيانوسها 70درصد سطح زمين را پوشانده اند. اقيانوسها97درصدتمام آب موجوددركره زمين رادرخوددارندومنبع بيشترين بارشي كه درزمين مي باردهستند. آب اقيانوس براي آشاميدن،كشاورزي وياصنعت شوراست. امانمك موجوددرآن هنگام تبخيرازآن خارج شده درنتيجه بارشي كه برروي زمين مي باردآب شيرين است. تنهاحدود3درصدآب جهان آب شيرين است كه بيشتراين آب نيزبراي انسانهادردسترس نيست.اين آب شيرين شامل آبهاي موجوددريخچالها وقطب است كه حدود2درصدآب سطح زمين است.درحدوديك درصد آب سطح زمين درزيرسطح زمين قراردارد.رودخانهاودرياچه هاتنهافقط درحدوديك پنجاهم يك درصدآب زمين راشامل مي شوند» (Encyclopedia International ، 1975 ، 72)
«مقدار آب يك كشور را ميزان نزولات جوي آن تعيين مي كند.
ازآنجائيكه ايران نيزجزوكشورهاي خاورميانه است وباران كافي ندارد.وترس ازكم آبي وخشك سالي درنقاط زيادي ازكشوربويژه درنيمه شرقي هميشه وجودداشته و خواهدداشت وازسوي ديگربارش دركشورماتوزيع ناهمگوني دارد،درحاليكه برخي ازمناطق كشوربارش متوسط 1000ميلي متردارندمانندبندرانزلي باران دارند بعضي ازمكان هاازفقدان بارش رنج مي برندوممكن است سال هاباران نباردماننددشت لوت. بنابراين باتوجه به توزيع نامناسب بارش دركشورمابطوركلي ازشمال به جنوب وازغرب به شرق ازميزان بارش كاسته مي شود. لازم است جهت بهره برداري ازمنابع آب موجودنيازمندمديريت صحيح مي باشيم،تادرجهت دست يابي به توسعه وانجام اموركشاورزي وديگرمصارف موردنيازدچارمشكل نشويم و بحراني انساني براي كشوربوجود نيايد.
آب و تمدن از گذشته هاي دور بيشتر تمدنهاي باستاني در كنار دره هاي رودهاي بزرگ مثل دجله فرات،نيل،سندوهوانگ هي،شكل گرفته اند. چراكه بقاء وتوسعه تمام تمدنهاي بشري وابسته به آب بوده است. تمدنهاي بزرگي چون، ايران ،روم،مصر،چين،سومر،بابل و... همه وهمه دردركنارمنابع آب شكل گرفته وبقاء خودرامديون منابع آب موجوددرمنطقه هستند.

« رابطه بين طبيعت وتمدن دوجانبه است. همانگونه كه انسان بااقدامات تكنيكي خودچهره ي زمين رادربعضي جاهابكلي تغييرداده ومي دهد،برعكس هرفرهنگ وتمدني هم وابسته به طبيعت است. ازآنجائيكه شرط اوليه زندگي، آب است بنابر اين موضوع دريك ميزان مشخص براي آبها واثرآنهادرتمدن وفرهنگ انساني نيز صدق مي كند،بطوريكه گفته مي شود،هرجاكه آب نيست فرهنگ هم نيست» (كردواني،26،1379).
وابستگي انسان به آب وطبيعت مربوط به امروزوديروزنيست.ازروزگار باستان،انسان هميشه به آب نيازداشته وخواهدداشت،بشريت هموارهازسه طريق وابسته به آب بوده است:
«1- تامين موادغذايي ازطريق ماهيگيري
2- انتقال انسان وباربرروي آب
3-تامين آب آشاميدني براي انسان وحيوانات خانگي.» (كردواني،25،1379).
باپيشرفت تمدن وپيشرفت علم ودانش وبدليل افزايش جمعيت جهان تقاضا براي مصرف آب بيشترشد. اين امرباعث تلاش بيشترانسان جهت تامين منابع آب موردنيازگرديده است. بويژه پس ازاينكه زراعت راشناخت وابستگي تازه اي به وابستگي هاي قبلي اش به آب ايجاد شد،يعني استفاده ازآب درجهت توليدغذا (كشاورزي)كه اين مسئله خودمسائل ديگري رابه دنبال دارد:
«مردم درطول تاريخ تلاش كرده اندكه آبشان رابا«درست كردن باران»افزايش دهند، آنهاالهه باران راستايش كرده اندورقص باران انجام داده اند » (World book ، 1995 ، 75 )
با توجه به تلاشهاي زيادي كه هم اكنون دركشورمادرزمينه آب انجام مي شود،وباتوجه به پيشينه تاريخي كشور ما از ايام دور تمدن ايراني و ايران همواره با آب سرو كار داشته و در سايه تلاش گذشتگان ايرانيان جزو اولين انسان هايي بوداندكه سيستم هاي آبياري رااختراع كرده اند، كه هنوز هم شايديكي ازجالب ترين نمونه تقسيم آب مربوط به قنات كاخك گناباداست كه باچندين سنگريزه وبشقاب عمل تقسيم آب بين دارندگان سهم آب انجام مي شود. ما اكنون وارث تمدني هستيم كه ازنياكان ما برجاي مانده است وبايدتلاش كنيم ازتجربيات گذشته درجهت پيشرفت درمديريت آب استفاده كنيم.
منابع آب ايران

همان طور كه مي دانيد منابع آب هر كشوري به ميزان نزولات جوي آن كشوربستگي دارد. اماعلاوه براين عامل عوامل ديگري نيزمي تواننددراين مسئله دخيل باشند. «تفاوت درآب وهوا،زمين شناسي ومسائل سياسي ممكن است ذخايرآبي يك مكان راتحت تاثيرقراردهد»(عسجدي،69،1998)
به عنوان مثال آب درياچه هيرمند كه از خاك افغانستان سرچشمه مي گيرد در مواقعي كه نزولات جوي كم باشد ، طرف افغان با بستن دريچه هاي سد موجب قطع جريان آب مي شوند . همانطور كه در قبل نيز بدان اشاره شد منابع آب در دسترس انسان عبارتند از : آب سطحي ، آب زير زميني ، آب اتمسفر و اقيانوسها ، از بين بردن آنها ، آب سطحي به شكل رودخانه ها ، جويبارها و درياچه ها به مراتب مهمترين منبعي است كه براي اهداف آبياري قابل استفاده مي باشد . آب زير زميني بويژه در مناطقي كه كمبود آب سطحي وجود دارد ، از اهميت يكساني با آب سطحي جهت آبياري برخوردار است )) ( جاسبرسينگ 1374، 159 )
ايران كشوري است كه در نيمكره ي شمالي بين 25 تا 40 درجه عرضي شمالي و 44 تا 63 درجه طول شرقي قرار دارد .وسعت ايران حدود 1648000 كيلومتر مربع است .ايران در سرزمين كوهستاني كه به نام فلات ايران شناخته مي شود واقع شده است و عوارض طبيعي موجود در ايران ، خليج فارس و درياي عمان در جنوب ، درياي خزر در شمال ، رشته هاي زاگرس در غرب و كوههاي مكران و قاينات شرق ،‌ رشته كوه البرز در شمال باعث ايجاد شرايط جغرافيايي خاص حاكم بر كشور گرديده است.
اين عوامل ايجاد كننده اقليم هاي متفاوت در كشور شده است و منابع آب موجود در كشورمان نيز تابع شرايط جغرافيايي طبيعي حاكم بر منطقه است. كه در ادامه به طور مفصل راجع به آن بحث خواهيم كرد .«بررسي منايع و مسايل آب كشوري بزرگ و پهناور مانند ايران با توجه زياد آب و هوايي و زمين شناسي و زمين ساختي ، بسيار دشوار بوده و با موانع و مشكلات زيادي همراه است » (ولايتي 1374 ، 243 ) . در كتاب جغرافياي كشاورزي ايران منابع آب موجود در كشور را و نحوه بهره برداري از آنها را اينگونه بيان مي كند :
«آب در ايران از رودخانه – چشمه- قنات - آبهاي زير زميني يعني چاه آرتزين و چاه گود بدست مي آيد .
1-در نقاطي که رودخانه هست و زمين شيب دارد نهر مي کنند. اين عمل بهترين و ارزانترين راه بدست آوردن آب است.
2-در جاهايي که آب پايين افتاده اول با علف و بوته وسرخس و خاشاک و طناب هاييکه از علف و ني سبز مي بافند سد مي بندند.
3-در نقاطي که رودخانه نيست و يا اگر هم هست آب کم دارد از آب هاي زير زميني استفاده مي کنند، يعني بکندن قنات گاوه چاه و چاه آرتزين و چاه گود مي پردازند.» (بهرامي ، 1333، 18).
بيشترين سهم را در ميزان منابع آب کشور نزولات جوي يا همان بارش برعهده دارد. باتوجه به مساحت ايران 1648000كيلومتربرميانگين بارش سالانه «275 ميليمتر براساس توزيع يکسان در سطح کشور حجم کل آب دريافتي سالانه به حدود 450 ميليارد متر مکعب مي رسد. آنچه که به عنوان آب هاي قابل دسترسي باقي مي ماند 110 ميليمتر مکعب آب هاي روان و 20 ميليارد متر مکعب نيز آب هاي زير زميني هستند.» در منابع ديگري راجع به ميزان منابع آب کشور و متوسط بارش اينگونه آمده است:« به عنوان مثال برخي ميزان متوسط بارندگي سالانه کشور را 300 ميلي متر و کل ميزان آب حاصل از آن 490 ميليارد متر مکعب ذکر مي کند. در بعضي از منابع مربوط به وزارت نيرو حجم کل آب بارندگي ها در سطح کشور 400 ميليارد متر مکعب برآورد شده است.» ( کردواني، 1379،39پ).
براساس آخرين آمار و براساس آمارهاي ارايه شده در سال 81 » از مجموع کل39752 ميليون متر مکعب آب ورودي به سدهاي مخزني بزرگ، حدود 14280 ميليون متر مکعب آن در بخش کشاورزي مصرف مي شود.» (مرکز آمار ايران ، 1382، 282). از سوي ديگر ميزان آب تخليه شده از شش حوزه آبريز کشور در سال 82 به ميزان « 69548 ميليون متر مکعب برآورد شده است.» (مرکز آمار ايران ، 1382، 280،)

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 02:00 PM
برنامه ريزي كشاورزي درمنابع آب ايران (قسمت سوم)


بااهتمام:مهدي خوشي دبير جغرافيا ي دبيرستان محموديه(6) ناحيه دو مشهد


-----------------------------------------------------------------------------------
استفاده از آب در بخش کشاورزي:
براي درک اهميت و نحوه استفاده از آن در بخش کشاورزي مي بايست ابتدا گذري کوتاه به تاريخچه کشاورزي در جهان داشته باشيم :« در حدود 10 تا 12 هزار سال قبل، بشر براي تهيه غذا، شروع کرد به اهلي کردن گياهان و حيوانات، قبل از اولين انقلاب کشاورزي، زندگي بشر وابسته به شکار و جمع آوري دانه براي فراهم کردن غذا بود. در حاليکه در کره زمين هنوز گروه هايي از شکارچيان و جمع آورندگان خوراک بودند، بيشتر جوامع در کشاورزي روي آوردند. آغاز کشاورزي تنها در يک مکان اتفاق نيفتاد بلکه بصورت اتفاقي در اطراف جهان، به وسيله آزمايش و خطا گياهان و حيوانات و يا آزمايشات بلند مدت به وجود آمد.
در حدود 45 درصد از جمعيت جهان زندگي شان را از راه کشاورزي مي گذرانند. سهم افراد در بخش کشاورزي از حدود 2 درصد در ايالات متحده تا حدود 80 در بعضي از بخش هاي آسيا و آفريقا متفاوت است.» (کريميان ، 2004، 2-1).
هدف اصلي استفاده از آب ، در کشاورزي ،بالابردن ميزان محصول و راندمان بالاي کشت است. در اين راستا يکي از مهم ترين عوامل توليد به ويژه در کشورهاي خشک و نيمه خشک جهان مساله آب و نحوه استفاده از آب است/.
« استفاده مطلوب و عاقلانه از آب قطعا براي افزايش ميزان توليد کشاورزي ضروري مي باشد . منابع آب سطحي اگر چه در برخي از نقاط دنيا فراوان هستند، اما نبايد آبياري گياهان زراعي در طول فصل رشد صرفا متکي به آن باشد، زيرا بارندگي در حوضه آبخيز، نامنظم است، بنابراين، استخراج آب هاي زيرزميني و استفاده از آنها در آبياري کانالي، جنبه اصلي مديريت منابع آب را شامل مي شود.
با توجه به اوضاع اقليمي ايران و برخوردار بودن بخشي از کشور (شمال و غرب) از آب دايم و عدم وجود بارش در نيمه شرقي کشور به ويژه در فصل رشد گياهان ، مساله آب و آبياري در ايران از اهميت خاصي برخوردارمي باشد. اين امر باعث شده که نياکان ما در زمينه آبياري اصطلاحات مختلفي را مورد استفاده قرار دهند:« در شاهنامه فردوسي «جوي» و «جويبار» به معني نهر بسيار ديده مي شود، در تاليف حمداله مستوفي به اصطلاحات زير که مربوط به آبياري است بر مي خوريم : چشمه، کاريز، چاه ، حوض سرد آب ، «سد» و «بند»، (پطرشفسکي، 1344، جلد (1) ، 199-200)
بيشترين تلفات آب کشاورزي در انتقال آّ ب از سرچشمه تا مزرعه است زيرا اکثر نهرها و کانال هاي آبياري اولا خاکي بوده و ثانيا روباز هستند که در اينصورت بخش عظيمي از آّب به درون زمين فرو مي رود و در حالت دوم در دماي بالا و به ويژه در تابستان بخشي از آب تبخير مي گردد.
از مجموع 95 ميليارد متر مکعب آب استحصالي سالانه در ايران، بيش از 87 ميليارد متر مکعب آن در بخش کشاورزي براي آبياري 5/7 ميليون (FAO) هکتار سطح زير کشت آبي شامل 3/6 ميليون هکتار زمين زراعي و 2/1 ميليون هکتار باغ مصرف مي شود. برنامه ريزان کشاورزي معتفدند براي تامين مواد غذايي سه نفر در سال ، يک هکتار زمين کشاورزي مورد نياز است. بنابراين براي 70 ميليون جمعيت فعلي کشور، سطح زير کشت آبي بايد به ميزان قابل توجهي افزايش يابد. در حال حاضر راندمان آبياري که عموما بصورت غرقابي مي باشد، بين 30 الي 40 درصد تخمين زده مي شود. ارزيابي شبکه آبياري سد در طول 9 سال (_1361-1369) نشان مي دهد که متوسط بازدهي کل آبياري با 21 درصد از متوسط بازدهي در جهان سوم (35 درصد) نيز کمتر بوده است. در کشور آمريکا با بکارگيري روش هاي ترويجي و آموزشي کشاورزان و تحقيقات توانسته اند ميزان مصرف آب در هر هکتار را در طي سال هاي 1980-1995 ميلادي 16 درصد کاهش دهند.
ميزان مصرف آب براي آبياري محصولات کشاورزي نيز در مقايسه با فرم هاي جهاني بسيار بالا بوده است، جدول 2 مقدار متوسط مصرف آب اقدام مههم کشاورزي در کشور را در مقايسه با مصرف جهاني نشان مي دهد.


جدول 2«مقايسه مصرف آب کشاورزي در آبياري انواع محصولات »



مصرف در ايران متر مکعب در هکتار


مصرف جهاني (متر مکعب در هکتار)


محصول


6400


4500-6500


گندم شتري


17900


7000-10500


صيفي جان


10000-14000


5500-7500


چغندر قند


8000-10000


4500-7000


برنج


18000-20000


15000-25000


نيشكر


10000-12000


5000-8000


ذرت

ماخذ:
www.ias.ac.ir

آب هاي سطحي :
آب هاي سطحي به آبهايي گفته مي شود که در روي سطح زمين وجود دارند. منشا آب هاي سطحي در اکثر مواقع ناشي از بارندگي و نزولات جوي است که در ر وي زمين به حرکت در مي آيد. بخشي از آب هاي سطحي منشا زير زميني داشته که بخشي از آن از ذوب برف مي باشد که به اعماق زمين نفوذ کرده و سپس در روي زمين بصورت جريان هاي سطحي خود را نشان مي دهد.
معمولا اين آبها در رودخانه ها ، و يا درياچه ها ، درياها و برکه ها و تالابها و ... وجود دارند.
با توجه به اينکه بخش عمده اي از آب هاي سطحي از آب رودخانه ها مي باشد و با توجه به اينکه بسياري از رودخانه ها با کشورهاي همسايه مشترک هستند، اکنون در زمان فعلي پيش بيني مي شود که « محدوديت منابع آب ، بسياري از منازعات و مناقشات ميان کشورها را سبب شده و در آينده نيز خواهد شد. با اين روند در دو دهه آينده « آب» عامل بروز بحران در ميان کشورهاي خشک و نيمه خشک جهان خواهد شد. نگراني در اين زمينه بحدي است که کارشناسان بين المللي پيش بيني مي کنند.تنش هاي سياسي ، ميان کشورهاي همسايه براي استفاده از آّ ب رودخانه ها، درياچه ها و آب هاي بين المللي ممکن است تابه نقطه شروع جنگ پيش رود. » (
www.ngditr.net(
«زمانيکه راجع به آب سطحي صحبت مي شود، منظور جريان آب بدون توجه به منبع آّب مي باشد. بنابراين آب سطحي مهم ترين وسيله براي فراهم آوردن آبياري است» (جاسبرسينگ، 1374،160) ايران با توجه به شرايط جغرافيايي اش داراي رودهاي دايمي زيادي نيست. اما در اکثر نقاط کوهستاني در مکان هاي داراي بارش برف زمستاني رودهاي فصلي زيادي وجود دارد.
رودهاي ايران را به دو دسته تقسيم مي کنند:
« دسته اول رودهايي هستند که دولت روي آنها سد، تونل انحرافي، و يا شبکه آبرساني احداث کرده است. از اين رودها، اکثر روستاهاي ذي نفع طبق حق آبي که در گذشته از آن بهره داشتند و نيز براساس قوانين وزارت نيرو، همچنان بهره مند مي شوند. از جمله رود گرمسار، جاجرود در ورامين. دسته دوم رودهايي هستند که به علت کم آبي ، هيچ گونه اقدامي جهت مهار آب آنها به عمل نيامده است. از اين رودها روستاهاي مجاور آن براساس حق آبي که دارند در طول سال استفاده مي کنند.» (مهدوي ، 1377، 66-165)
در واقع منابع آب هاي سطحي ايران، که در شش حوزه آبريز اصلي کشور جريان دارند، همان نزولات جوي است. بخشي از آّب مورد مصرف در کشاورزي از طريق همين منابع آّب سطحي است که بر روي آنها سد احداث شده، اما در نيمه شرقي کشور به دليل شرايط آّب و هوايي «عمده رودهاي ايران را رودهاي فصلي تشکيل مي دهند. ويژگي اين رودها، کم آبي و خشکي آنها در ماه هاي رشد و نمو محصولات کشاورزي ، به ويژه تابستان است. بنابراين کشاورزاني که از آّب رودها براي آّبياري اراضي استفاده مي کنند، در فصول گرم سال، با مشکل کم آبي مواجه مي باشند.» ( مطيعي لنگرودي، 1383، 107)
همانطور که گفتيم رودخانه به عنوان يک منبع آب سطحي مهم در کشور ماست. لازم است تعريفي از ر ودخانه را نيز بدانيم :« به جريان آبي که در يک بستر طبيعي به سوي دريا، درياچه ، چاله، باتلاق و يا رود ديگري حرکت کند، رودخانه مي گويند.» (ولايتي ، 1374، 171) . با توجه به مناسب بودن آب رودخانه ها براي آبياري «به علت داشتن گل و لاي و شيرين بودن آن لازم است که توجه بيشتري به آن در کشور بشود.» (الفتي، 1374،86)
درباره ميزان آّب هاي سطحي کشور در منابع مختلف آمارهاي متفاوتي ارايه شده است. به موجب منابع جديد «کل ميزان آب هاي سطحي کشور 107 ميليارد متر مکعب» (کردواني، 1379،59) برآورد شده است.

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 02:02 PM
برنامه ريزي كشاورزي درمنابع آب ايران (قسمت چهارم)


بااهتمام:مهدي خوشي دبير جغرافيا ي دبيرستان محموديه(6) ناحيه دو مشهد


-----------------------------------------------------------------------------------
اهميت و نقش سد در کشاورزي
بنا به اظهار نظر کارشناسان، ايران از جمله کشورهاي مواجه با مشکل کم آبي است. و با توجه به اينکه بيشترين ميزان آب هاي سطحي کشور به آبريزهاي خارجي مي ريزند که اين مقدار را گاهي « بيش از 80%» (رهنمايي؛ 1371، 166) برآورد کرده اند.
بنابر لزوم کنترل آب هاي سطحي و توجه به هشدارهاي سازمان ملل و آمار و ارقام ارايه شده از سوي اين سازمان ايران به همراه کشورهاي ليبي، عمان، مصر، آفريقاي جنوبي ، سوريه ، اتيوپي، هايتي تا سال 2025 ميلادي با بحران کم آبي مواجه خواهد شد و سهم سرانه منابع آب تجديد شونده آنها به کمتر از 1000 متر مکعب خواهد رسيد. اين رقم اکنون حدود 1700 متر مکعب است. در حاليکه در بهترين شرايط کل ظرفيت آب تجديد شونده ايران سالانه 135 ميليارد متر مکعب برآورد شده است.»
(
www.ngdir.net) .
اگر به زمان بارش در کشور توجه کنيم بيشترين ميزان بارش در فصول پاييز و زمستان و در بعضي از نقاط در بهار، اتفاق مي افتد. اين زمان بارش با زمان رشد و نمو و ميوه دهي محصولات کشاورزي هماهنگ نيست. زيرا بيشترين ميزان آبي که براي گياه حياتي است در فصل گرم سال است که متاسفانه اکثر نقاط کشور از باران در اين زمان محروم هستند. بنابراين ساختن سد و احداث آن در کشور امري حياتي است.
« سيستم سدها و ذخيره سازي آب براي ذخيره آب اضافي و به منظور تقويت منابع آب زيرزميني انجام مي شود و اثرات مثبتي در رابطه با مسايل مرتبط با آب دارد:
1- کنترل جريان سيلاب
2- استفاده از آب در زماني که بدان نياز است.
3- تشکيل درياچه به منظور تفريح واوقات فراغت.
4- کمک به تامين ذخيره منابع آب زير زميني از طريق نفوذ آب از کف درياچه .:(عسجدي، 1998، 12)
امروزه شايد يکي از مهمترين نقش ها و کارکردهاي سدها در کشور ما تامين آب آشاميدني شهرهاي بزرگ و چند ميليوني است به طوريکه دولت مجبور است جهت تامين آب به فکر تاسيس سدهاي جديدي بر روي رودهاي کشور باشد. در سه دهه گذشته همواره دولت تلاش کرده است تا در امر سد سازي تلاش نمايد و در اين زمينه به نتايج مطلوبي هم رسيده است. اما ذکر اين نکته لازم است که تنها درست کردن نبايد هدف باشد، بلکه مي بايست در هنگام تاسيس سد به مسايل انساني موجود در منطقه هم توجه شود و از نظرات جغرافيدانان در امر سد سازي بيشتر استفاده گردد.






آب هاي زير زميني :
براي آب هاي زيرزميني در منابع مختلف تعاريف متفاوتي ارايه شده است که براي نمونه به چند مورد اشاره مي کنيم:
-«به کليه آب هايي که به طور طبيعي در سطح زمين به وجود مي آيند، آب زير زميني گفته مي شود.» (ولايتي ، 1374، 80).
- «آب زيرزميني يا به عبارت ديگر حجم آبي که در ميان فضاهاي خالي سازندهاي زمين شناسي جمع مي شود.» (ولايتي ، 1374،76)
- «آب موجود در لايه هاي بالايي خاک که اغلب بدان آب زير زميني گفته مي شود در زيرزمين جريان دارد» (جاسبرسينگ، 1374، 160).
بنابراين مساله آب هاي زير زميني در ايران سابقه بسيار طولاني دارد و در حفظ جمعيت روستاها و شهرهاي کويري و بياباني ايران حايز اهميت است. بطوريکه اگر منابع آب زيرزميني خشک شود اين آبادي ها از بين رفته و تبديل به بيابان مي شود و يا باعث مهاجرت ساکنان اين آبادي ها مي گردد. از آن جا که آب در تکوين آبادي ها در اين کشور نقش بسيار مهمي داشته است و از سوي ديگر يکي از مهمترين ابزار توليد در بخش کشاورزي آب است که بدون آن حتي کشاورزي هم مفهوم خودش را از دست مي دهد بنابراين:
« در بسياري از نواحي ايران، ارزش اقتصادي اراضي کشاورزي وابسته به مقدار آبي است که به اراضي تعلق دارد. گاهي موارد به هنگام خريد و فروش بحث عمده بر روي مقدار آب است. در حاليکه مقدار زمين چندان مطرح نمي باشد.» (مطيعي لنگرودي، 1383،109)
به طور کلي مساله استفاده از آب هاي زير زميني در نيمه شرقي کشور که فاقد رودخانه هاي دائمي است از اهميت بسزايي برخوردار است. براساس جدول 4 تقريبا حدود 40 درصد از کل آب هاي زيرزميني کشور در نيمه شرقي کشور مورد بهره برداري قرار مي گيرد.


جدول 4 تخليه آب هاي زير زميني در دو گروه از استان هاي کشور

استان
تخليه کل به ميليون متر مکعب
درصد از کل
اصفهان ، يزد ،كرمان ، خراسان
86/16795
40
بقيه استانهاي كشور
25241،22
60
كل كشور
11/42037
100

ماخذ: (رهنمايي ،1371، 187)
با توجه به آخرين آمار موجود يعني در سال آبي 79-80 اين ميزان از 40% به 46/38% کاهش يافته است.











جدول 5 تخليه آب هاي زير زميني در دو گروه از استان هاي کشور

استان
تخليه کل به ميليون متر مکعب
درصد از کل
اصفهان ، يزد ،كرمان ، خراسان
26751
46/38
بقيه استانهاي كشور
42798
54/61
كل كشور
69549
100

ماخذ:استخراج شده از سالنامه آماري کشور سال 81

براساس جدول 6، استانهايي که در سال آبي 79-80 بيشترين تخليه آب هاي زيرزميني را داشته اند به ترتيب: فارس، خراسان، تهران، اصفهان به ميزان 11787،9708،9681و 9170 ميليون متر مکعب در رتبه هاي اول تا چهارم قرار داشته اند و استان هاي گيلان با 679 ميليون متر مکعب و زنجان با 843 متر مکعب کمترين ميزان تخليه آب هاي زير زميني را داشته اند.
جدول 6 منابع آب هاي زير زميني و مقدار تخليه سالانه آنها برحسب سازمان هاي آب منطقه اي . سال آبي . 79-80 ( ميليون متر مکعب)






















ماخذ:مرکز آمار ايران،1381،281.
نگاهي به جدول 7 ميزان تخليه سالانه حوزه هاي آبريز اصلي کشور از سال 70-1369 تا 80-1379 بيانگر اين واقعيت است که ميزان تخليه آبها از سالي به سال ديگر متفاوت است. بيشترين ميزان تخليه مربوط مي شود به سال 77-76 با ميزان 74329 ميليون متر مکعب و کمترين ميزان آن مربوط به سال 70-69 با ميزان 48758 ميليون متر مکعب است.
جدول 7 منابع آب هاي زير زميني و مقدار تخليه سالانه آنها برحسب حوزه هاي آبريز اصلي



سال آبي


کل تخليه


70-1369


48785


75-1374


60946


76-1375


70298


77-1376


74329


78-1377


70266


79-1378


72174


80-1379


69549



ماخذ: مرکز آمار ايران، 1381، 280.
براساس جدول از شش حوزه آبريز اصلي کشور حوزه مرکزي و داخلي ايران با 32173 ميليون متر مکعب بيشترين تخليه سالانه را دارد و حوزه هامون (شرق کشور) با 1404 ميليون متر مکعب کمترين تخليه سالانه کشور را دارند.
اگر چه جهت استفاده از آب هاي زير زميني به آساني امکان پذير نيست و جهت استعمال آن بايد اقدامات زيادي را به کار برد ولي محاسن زيادي که دارد، روز به روز ميزان استقبال از اين منابع در حال افزايش است. اين محاسن عبارتند از:
«- آب زير زميني، چون در زير سطح زمين قرار دارد، از بسياري از آلودگي ها مصون و محفوظ است و براي شرب، در صورتيکه املاح آن زياد نباشد، بسيار مطلوب و مناسب است.
آب زير زميني، اغلب مي تواند در هر نقطه و در هر زمان که به آن نياز باشد، با حفر چاه استحصال گردد و توسعه آن، سريعت از آنچه که انتظارمي رود و با هزينه کمتر انجام مي شود. آب زير زميني به هيچ وجه از دماي هوا متاثر نمي شود.» (ولايتي، 1374، 82-83)
اهمیت چشمه :
از چشمه نيز تعاريف گوناگوني ارايه شده است. در اصطلاح عام محل آب زير زميني در روي سطح زمين را چشمه مي گويند. اما در منابع گوناگوني تعاريف ديگري نيز از چشمه ارايه داده اند:
«- چشمه، محلي است که آب هاي زير زميني براثر برخورد با لايه هاي آبدار با سطح زمين پديدار مي شوند.» (شايان، 1376، 371)
منشا چشمه منابع آب زير زميني است و نحوه خروج اين آّب کاملا طبيعي بوده و انسان در ايجاد اين منابع آبي نقشي ندارد. شايد بتوان گفت که هسته بسياري از شهرهاي و روستاهاي کوهستاني کشور در کنار يک چشمه بوده است. چشمه ها نه تنها آب آشاميدني انسانها را تامين کرده اند بلکه به دليل سهل الوصول بودن در امور مربوطه به زراعت و باغداري نيز استفاده مي شده است.

اصلی ( میلیون مترمکعب )

ماخذ : وزارت نیرو (مرکز آمار ایران ، 280،1381به نقل از سازمان مدیریت منابع آب ایران – دفتر مدیریت واطلاعات و آمار .
تعداد چشمه های ایران بر اساس منابع مختلف متفاوت گزارش شده است . آمار سال 1355 که در سال 1359 منتشر شده «تعداد چشمه هایی را که مورد بررسی و آمار برداری قرار گرفته در صفحه 17 حدود 12000 و در صفحه28 حدود 8340 دهنه می داند . سالنامه آماری کشور در سال 1360 تعداد چشمه ها را 8193 و میزان تخلیه سالانه آن ها را کمی بیش از4/5 میلیارد متر مکعب بیان شده است .
در آمار گیری سال 1360 تعداد چشمه ها را 9841 و میزان برداشت سالانه آب زیرزمینی از طریق چشمه ها 7/8 میلیارد متر مکعب ذکر شده است . در سال 1361 تعداد چشمه ها را 10000 دهنه و میزان برداشت آب را هم ذکر نکرده است» ( کردوانی ، 1379 ،223-224 ) .
بر اساس آخرین آمار موجود جدول شماره 6 تعداد چشمه ها در سال آبی 80-79 ، 49785 دهنه و میزان تخلیه آنها را 17566 میلیون متر مکعب برآورد کرده است هم چنین بر اساس جدول در مجموع از کل 49785 چشمه در ایران ( استان های مازندران ، تهران ،زنجان ،گیلان ) به ترتیب با 8070،6283 ، 5064 ، 4728 چشمه در رتبه های اول تا چهارم قرار دارند . از شش حوزه آبریز کشور در سال 80-79 بر اساس جدول 8 حوزه دریای خزر 24474 چشمه بیشترین تعداد و حوزه هامون ( شرق کشور ) با 809 چشمه کمترین تعداد را دارا هستند .

Bauokstoney
Wednesday 21 April 2010-1, 02:02 PM
برنامه ريزي كشاورزي درمنابع آب ايران (قسمت پنجم)


بااهتمام:مهدي خوشي دبير جغرافيا ي دبيرستان محموديه(6) ناحيه دو مشهد


-----------------------------------------------------------------------------------
چشمه های آب معدنی :
«آب معدنی به آبی گفته می شود که مقدار املاح محلول در آن ، حد اقل یک گرم در لیتر باشد ، و به چشمه ای که املاح محلول در آب آن به میزان مزبور باشد ، چشمه آب معدنی می گویند » ( ولایتی ، 1374 ، 199-200 ) .
تعداد چشمه های معدنی در ایران نیز کم نیست ولی تا کنون بهره برداری شایسته ای از آب چشمه های معدنی در ایران صورت نگرفته است . معمولا « در بسیاری از نقاط کشور، به دلیل فعالیت های تکنیکی و وجود گسل ها و درز و شکاف های زیاد در سازند های زمین شناسی، آب زیرزمینی از اعماق زیاد با عبور از این درزها و شکافها به سطح زمین راه یافته و چشمه های معدنی بزرگ و کوچک را به وجود آورده است . مهمترین این چشمه ها عبارتند از :چشمه بستان اباد در ارتفاعات سهند ، سرعین در سبلان ، دماوند در البرز و نهبندان در کویر لوت » (مطیعی لنگرودی، 1383 ، 112-113 ) .
اکثر چشمه های معدنی کشور« در مناطق فعال و یا ناطقی که در دورانهای اخیر زمین شناسی فعال بوده اند ، تمرکز یافته اند . در کشور در پنج منطقه عمده یعنی گوشه شمال غربی ( خوی ، ماکو ) ، اطراف کوه سبلان ،­ اطراف قله دماوند و اطراف شهرهای کرمان و تفتان می باشد . امروزه حتی بسیاری از چشمه هایی که مورد مطالعه قرار گرفته اند ، بدون استفاده واقعی به رودخانه ریخته و یا به مصرف کشاورزی می رساند » ( رهنمایی ، 1371 ، 193-194 ) .
وجود چشمه های آب معدنی در یک منطقه بیانگر فعال بودن پوسته زمین و فعالیت آتشفشانی در دورانهای قبل بوده است . با بهره گیری از این آبها می توان در مصارف گوناگون به این مناطقتحرک خاصی بخشید و باعث رونق فعالیت های خدماتی و صنعتی و کشاورزی در منطقه شد .












انواع چشمه های معدنی


تعداد


پراکنش


درصد از کل


کلروره


43


آذربایجان غربی و شرقی، مازندران


73/38


بی کربناته


44


کرمان ، آذربایجان شرقی و غربی ، سیستان و بلوچستان


63/39


سولفاته


23


آذربایجان شرقی – شمال خراسان – کرمان


72/20


سولفوره


1


نا مشخص


92/0


جمع


111


100%



جدول 9 انواع چشمه های معدنی ایران


چاه و اهمیت آن در کشاورزی
آن چه که مسلم است این است که چاه سوراخ استوانه ای شکل است که در زمین حفر می کنند تا به آب های زیرزمینی دست یابند . البته این کار همیشه موفقیت آمیز نیست و ممکن است هرگز به آب دست نیابند . اما اگر قبلا کار کارشناسی شده باشد همراه با موفقیت است . معمولا حفر چاه به این شکل است که : « چاه را ر داخل یک صخره سفت به منظور دستیابی به آب زیرزمینی حفر می کنند و سنگ بستر را سوراخ می کنند تا به سفره های آب زیرزمینی مطمئن و یک منبع آب دست یابند . این روش یک راه قابل اطمینان در اقلیم های خشک یا اقلیم هایی با یک فصل خشک می باشد . » ( عسجدی ، 1998 ، 69 ) .از آن جا که آب و هوای اقلیم ایران جزو آب و هوای خشک می باشد و یک فصل خشک داریم بنابراین در کشور ما از قدیم استفاده از چاه در کلیه امور مربوط به زندگی انسان رواج داشته است .
دانشمندان معتقدند : « قدیمی ترین چاه در دنیا ، چاه یوسف در نزدیکی قاهره است که در قرن هفدهم قبل از میلاد مسیح تا عمق 90 متری در سازند سخت حفر شده است .»
« اولین چاه حلقه عمیق در ایران در سال 1315 در نزدیکی تهران حفر شد . سهولت تخلیه آب از چاه سبب گردیده است تا در مدت کم ، بر تعداد چاه ها در ایران افزوده گردد . » ( مطیعی ، 1383 ، 110 ) .

انواع چاه در ایران :

چاه ها در ایران به سه گروه تقسیم می شوند :
1- چاه های دستی : در مناطقی از کشور که سطح آب های زیرزمینی بالاست ، در مزارع و یا در مساکن روستاهای کشور به منظور شرب و یا آبیاری در سطح کم مورد استفاده قرار می گیرد .
« حفر چاه دستی در استان مازندران ( با تعداد 26687 حلقه چاه ) بیش از سایر استان های کشور متداول است » ( مهدوی ، 1377، 158 ) .
2- چاه های نیمه عمیق : این چاه ها معمولا برای آبیاری مزارع مورد استفاده قرار می گیرد . آبدهی این نوع چاه چندان زیاد نیست و برای آبیاری مزارع در اندازه کم می تواند مورد استفاده قرار گیرد .
این نوع چاه در ایران : « قدمت زیادی ندارد و بیشتر بعد از اصلاحات ارضی در ایران متداول شده است. چاه های نیمه عمیق معمولا عمق زیادی ندارند و از اولین لایه های آبی استفاده می کنند . در مناطقی که هنوز سطح آب پایین نرفته ، یکی از مهمترین منابع تهیه آب محسوب می گردد» ( مهدوی ، 1377 ، 159 ) .
طبق آمار منتشر شده جدول 6 تعداد کل چاه های نیمه عمیق کشور 314405 حلقه می باشد و میزان تخلیه سالانه آنها برابر 13263 میلیون متر مکعب می باشد . بیشترین تعداد چاه های نیمه عمیق در کشور در استان های مازندران ( 73316 حلقه ) فارس ( 51500 حلقه ) و تهران ( 35274 حلقه ) به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار دارند .
« چون در حفر چاه های نیمه عمیق آن چنان نیازی به نظر کارشناسان و استفاده از دستگاه های حفاری وجود ندارد ، اغلب خود زارعان با استفاده از دستگاه های ساده و صریع و با صرف هزینه کمتر به حفر این نوع چاه ها اقدام می کنند » ( مهدوی ، 1377 ، 162 ) .

3- چاه های عمیق :

برای حفر این نوع چاه در حال حاضر علاوه بر اینکه باید وسایل و ابزار آلات لازم در دسترس باشد ، می بایست مجوز قانونی حفر چاه عمیق نیز اخذ شود . « حفر این چاه به وسیله دستگاه های حفاری انجام می شود . لازم است مطالعات هیدرولوژی و زمین شناسی به وسیله احداث چاه گمانه در حفر این چاه ها ملحوظ شود . نگهداری چاه های عمیق در مناطق روستایی با مشکلات عدیده ای همراه است » ( مهدوی ، 1377 ، 163-164 ) .
بر اساس آمار منتشره در جدول6 تعداد چاه های عمیق در سال آبی 80-79 در حدود 118986 حلقه چاه با تخلیه سالانه به میزان 30757 میلیون متر مکعب بوده است . بر اساساین آمار استان های تهران با ( 23068 حلقه ) ، فارس با ( 15729 حلقه ) و خراسان با ( 14758 حلقه ) در رتبه های اول تا سوم قرار دارند . بر اساس حوزه های آبریز کشور ، حوزه مرکزی و داخلی ایران با 59068 حلقه چاه و تخلیه سالانه 18907 میلیون متر مکعب آب بیشترین میزان چاه های عمیق در کشور را دارد و حوزه هامون کمترین میزان را با 1148 حلقه چاه عمیق با تخلیه سالانه 527 میلیون متر مکعب آب .
یکی از مسائل مهمی که در رابطه با چاه های عمیق بسیار مهم است ، مسئله نگهداری از چاه است . از آنجا که در روستا ها افراد آموزش دیده بسیار کم هستند در بسیاری از موارد شاهد آن هستیم که با کوچکترین اشکالی که در موتوئ های این چاه ها پیش می آید بهره برداری از آن با مشکل مواجه شده و در بر خی از موارد حتی منجر به قطع شدن آب میگردد ، که این مسئله در صورتی که در روزهای اوج مصرف گیاه یا در روزهایی که حتما می بایست به زراعت آب دارد اتفاق بیافتد باعث تاخیر در رشد گیاهان و چه بسا در صورتی که این مورد طولانی شود منجر به خشک شدن محصول می گردد که خسارات جبران نا پذیری به کشاورز وارد می آید .
قنات :
یکی دیگر از منابع مهم آب در فلات ایران قنات است . شاید بتوان گفت که قنات هنر و فن ایرانی است . چرا که اقلیم خشک و نبودن آب در ایران باعث شده تا ساکنان این سرزمین تلاش کنند تا آب را از فاصله های دور به مراکز تجمع انسانی برسانند و زندگی خود را در شرایط بد جوی و محیطی ادامه دهند به نظر می رسد که :
برخی معتقدند که استفاده از آب های زیرزمینی به وسیله قنات تخصص ایرانیان است و این فن از ایران به سایر نقاط جهان رفته است . انسان ها همواره تلاش کرده اند تا به منابع جدید آب دست یابند ، زیرا با افزایش جمعیت کره زمین نیاز به مواد غذایی بیشتر حس می شده است . و تولید مواد غذایی نیازمند به زیر کشت بردن زمین های بیشتری بوده است . این مسئله در فلات ایران که آب و آبادی همیشه در کنار هم بوده از اهمیت خاصی برخوردار بوده است .
از سوی دیگر، اعتقاد بر این است که قنات در زمره اختراعات ایرانیان است ، چه بسا در زمره هوشیارانه ترین آن ها باشد ، قنات یک تکنیک دسترسی به آب است . انسان ایرانی حدود 3هزار سال پیش با شناخت منابع زیرزمینی آب ها و شناخت نیروی ثقل زمین و استفاده از یک روش فنی ظاهرا ساده یعنی کندن چاه و دهلیز ، توانسته آب را با استفاده از نیروی جاذبه و ماهیت فیزیکی آب از نظر کشش و فاصله مولکولی آن ، کیلومترها در دل زمین جاری سازد . با شیبی ملایم آن را به دشتی برساند که مورد نظرش بوده و بی آب . در این راستا برای انتقال آب از انرژی باد ، انرژی سوخت ، انرژی ماهیچه ای ( حیوانی ، انسانی ) مطلقا استفاده نمی شود » ( زرگر ، 1378 ، 41 ) .
در حال حاضر با توجه به رواج چاه های عمیق شاید قنات امروزه اهمیت گذشته خود را از دست داده است . اما هرگز نمی توان از مزایای این نوع سیستم آبی گذشت ، مزایای قنات به طور خلاصه عبارتند از :
- جریان دائمی
- داشتن آبدهی منظم
- هزینه بهره برداری کم ( گوبلو ، 1371 ، 57 و 64 ) .
با وجود آن که برای قنات مزایای فراوانی در منابع مختلف ذکر شده است اما معایب زیادی هم دارد که باید به آن توجه داشت ، به ویژه در مقایسه با سیستم های نوین آبیاری . اما نباید اهمیت آن را در طول تاریخ که باعث تداوم تمدن ایرانی در مناطق خشک و بیابانی فلات ایران شده را نادیده گرفت . برخی از کارشناسان مسائل کشاورزی ایران معتقدند :
«سهولت استفاده از چاه در زمینه تخلیه آب و رشد شدید آن در مقابل مشکلات نگه داری و حفاظت قنات سبب کاهش تعداد قنات های دایر و در نتیجه کاهش آبدهی کل قنات های ایران گردیده است » ( مطیعی لنگرودی ، 1383 ، 111 ) .
بر اساس آخرین آمار منتشره و بر اساس سالنامه آماری کشور سال 81 تعداد قنات ها 33036 رشته اعلام شده است . که در مقایسه با آمار سال 76 کاهش قابل ملاحظه ای نشان می دهد که یکی از مهمترین دلایل آن افزایش تعداد چاه های عمیق در کشور است به طوری که تعداد کل چاههای عمیق در سال 1376 برابر با 52485 حلقه بوده است که این آمار در سال 1381 به 118986 حلقه افزایش یافته است »( مرکز آمار ایران ، 1381 ، 288 ) .
بر اساس جدول 8 در حال حاضر در بین حوزه های اصلی آلریز کشور حوزه مرکزی و داخلی ایران با 20554 رشته قنات و میزان تخلیه سالانه 5370 میلیون متر مکعب آب د ردیف اول قرار دارد . بر اساس جدول6 در حال حاضر در بین استان های کشور استان خراسان با 9651 رشته ، تهران با 5270 رشته و اصفهان با 3219 رشته در رتبه های اول تا سوم قرار دارند . ( مرکز آمار ایران ، 1381 ،­ 281 ) .
لازم است با توجه به اهمیت قنات در سرزمین های خشک کشور ، لازم است که همزمان با استفاده از سایر سیسیتم های آبیاری ، در جهت حفظ این میراث ارزشمند تلاش کنیم .
استخرهای آبی را می باید جزو یکی از منابع آبی بخش کشاورزی در نواحی داخلی ایران و کوهپایه های البرز ، زاگرس ، هزار مسجد و بینالود است . به دلیل کمبود آب های سطحی و زیرزمینی یکی دیگر از کارهایی که گذشتگان برای استفاده بهینه از منابع آبی کوچک انجام می شده است ، درست کردن استخر برای آبیاری بوده است .

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:44 AM
انهدام جنگل های کشور که از آن به عنوان سرمايه ای غيرقابل بازگشت ياد می شود از ديد دوستداران محيط زيست بدترين صدمه است که در ربع قرن گذشته به کشور خورده است. آن ها در گزارش های خود نشان می دهند که صحبت از برکندن يک درخت نيست به قول مشيری شاعر" آره جنگل را بيابان می کنند"
دادسرای رسيدگی به جرايم زيست محيطی برای قطع هر له درخت، عاملان را تا حداکثر ۲۵۰ هزارتومان جريمه می‌کند؛ همزمان، صنايع چوب و کاغذ سال گذشته ۷۵۰ هزار متر مکعب از جنگلهای شمال کشور را مورد "بهره برداری" قرار داده است، که فارسی آن می شود: نابودی جنگل های ایران.
بنا بر اطلاعات رسمی سايت سازمان جنگلها و مراتع،سطح کل جنگلهای ايران حدود ۱۲ و نيم ميليون هکتار است، که نزديک شش ميليون هکتار را پوشش می‌دهد و سهم هر ايرانی از آن، دويست متر مربع است. اين آماری است که بسياری از آگاهان، کارشناسان محيط زيست و اقليم شناسان به آن خرده می‌گيرند.
ناصر کرمی اقليم شناس در گفت وگو با "روز" درمورد اين نوع آمارها می گوید: در ايران متاسفانه، سازمان های غير دولتی قوی وجود ندارد که بطور مستقل در مورد جنگلها مطالعه کنند و آماری بدهند که بتوان آنرا به عنوان آمار قابل قبول پذيرفت. در همه جای دنيا اين سازمانهای غيردولتی هستندکه آمارهايشان از سوی رسانه‌ها وسازمان های بين‌الملی مقبول است.
به گفته کرمی آماری که از سوی سازمانهای دولتی اعلام می‌شود بسيار خوشبينانه است:" براساس گفته ها،در سال۵۸ ( يک سال پس از انقلاب)،۱۸ تا ۲۱ ميليون هکتارجنگل در کشور وجود داشته است. آمارهای سازمانهای دولتی می گويند اکنون ۱۲ ميليون هکتار جنگل وجود دارد، درحاليکه" فائو" بر اساس عکسهای فضايی که در اختيار دارد ميزان جنگل ها را با عکس‌های سالهای پيش مقايسه و اعلام کرده است که آن دسته از جنگلهای ايران که می توان به آنها جنگل اطلاق کرد، تنها ۷ميليون هکتار است.
اين درحاليست که تا دوسال پيش، هر ساله دوميليون مترمکعب از جنگلهای کشور مورد بهره برداری قرار می‌گرفت ، که پس از اعتراض های پی درپی سازمان های غيردولتی، اين ميزان به گزارش منابع دولتی به کمتر از يک ميليون هکتاررسيد.
رحمت قاسم‌زاده مدیر کل دفتر فنی سازمان جنگل ها مدعی است که: ۷۸‬درصد برداشت چوب از جنگلهای شمال کشور، از مناطق احيايی و جنگلکاری شده، شامل درختان شکسته و ريشه‌کن شده صورت گرفته است. ‪ ۲۲‬درصد برداشت چوب از جنگلهای يادشده نيز به مناطق توليدی جنگل اختصاص دارد که از چوب استحصالی با درجه کيفی سه و چهار برخوردار است.
از سوی ديگر مسئولان در آمار های خود در مساحت جنگلهای کشور، زمين های زير کشت نهالهای تازه را نيز به حساب می آورند . بنا به گفته علی اوسط منتظري، معاون سازمان جنگل ها در امور شمال، وسعت جنگل ها بيش تر شده و به نزديک چهارده ميليون هکتار رسيده است.

مناطق جنگلی ايران
جنگلهای ايران درچهار منطقه پخش شده اند: ناحيه هيرکانی (خزری) که نوار سبز شمال کشور را تشکيل می‌دهد. ناحيه ايران و تورانی که بطور عمده در مرکز ايران پراکنده اند. ناحيه زاگرس که جنگلهای بلوط غرب کشور را تشکيل می دهند. ناحيه خليج فارس که در نوار ساحلی جنوب پراکنده است. ناحيه ارسبارانی که متشکل از گونه های نادر و منحصر به فرد است.
به گفته کرمی بر اساس آمار فائو، ايران در کمتر از ربع قرن، بيش از دو سوم جنگلهای خود را ازدست داده است: "بخش قابل توجهی از جنگلهای شمال کشور، قديمی ترين جنگلهای دنيا هستند، سه ميليون سال قدمت دارند، جنگلهای سرخ‌دار مازنداران، از جنگلهای آمازون، سوماترا و گينه هم قديمی ترند. جنگلی که سه ميليون سال در اين منطقه زندگی کرده، در ربع قرن نابود شده است."
جنگلهای کشور در همه مناطق به شيوه ای کم و بيش مشابه در حال نابودی است. ساخت سد و جاده، صنايع چوب، آفت های گاهگاهی و مردمی که درحاشيه جنگلها زندگی می کنند هر يک به نوعی در نابودی جنگلها دخيل است. به گزارش ايرنا به نقل ازمديرکل منابع طبيعی استان کهکيلويه و بوير احمد، سالانه يکهزار و ۶۲ هکتار از عرصه های منابع طبيعی در استان کهکيلويه و بويراحمد توسط نهادها ، ادارات و متجاوزين تخريب می‌‌شود . همچنين سالانه قريب به ۳۳ هزار و ۹۸۰ اصله درخت بلوط در اين استان بطور غير مجاز قطع می شود که ۸۰ درصد آن توسط نهادهای دولتی صورت می گيرد.
کرمی می گويد: در حدود ۹۵ درصد جنگلهای زاگرس، آنچه ۳۰ سال پيش جنگل ناميده می‌شد، امروز درختزاران پراکنده ای است که از نظر تراکم گياهی و زيست بومی ديگر جنگل محسوب نمی‌شود. ما در زاگرس با طبيعت تباه شده روبرو هستيم.
وی افزايش جمعيت کوچندگان وعشايرو مشکل سوخت آنان را از دلايل مهم تخريب جنگلها و کم تراکم شدن آنان می داند و می گويد: ايران يکی از ۴ کشور برتر دنيا به لحاظ منابع نفت و گازاست، اما مردم اين کشوربرای سوخت زمستان بايد درختان را ببرند. يک خانواده پنج نفره در يک سال بوته‌های پنج هکتار مرتع را برای گرم کردن شير، از بين می‌برند.
از سوی ديگر بیکاری اغلب جمعيت روستایی کشور باعث شده که بسياری از روستاييان در مناطق حاشيه جنگلها به شغل قاچاق چوب روی بياورند.۲۵۰ هزارتومان جريمه ای که برای قطع هر اصله درخت درنظر گرفته شده است، بيشتر گريبان روستاييانی را می گيرد که بنيه مالی پرداخت آنرا ندارند. کرمی می گويد: اين مبلغ اصلا مسئله را حل نمی‌کند. راه حل اين مشکل، اشتغالزايی است. بايد برای اين روستاييان شيوه های تازه در آمدزايی از جنگل را تعريف کرد.
پيشنهاد اغلب کارشناسان، استفاده از "اکوتوريسم" برای رونق بخشيدن به اقتصاد مناطق روستايی اطراف جنگل‌هاست.
جنگل می‌بريم، درخت می کاريم
شرکتهای بهره بردار ازجنگلها، موظف شده اند که درخت بکارند. کرمی کاشت نهال به جای درختان قطع شده را چنين توصيف می کند: مثل اين است که مادر شما را بکشند بعد بگويند برايت يک دوست دختر خوب می‌گيريم!!!
او تاکيد می کند: سياست دولت به ويژه نگاهی که درسازمان جنگلهاو مراتع درباره جنگل وجود دارد، يک نگاه اقتصادی است . آنان اصلا برای خود درخت و يا حيوانات جنگلی ارزشی قايل نيستند. نگاه آنان به لحاظ اقتصادی هم اقتصاد ناپايدار است. تنها برنامه ای که برای بهره برداری از جنگل دارند اين است که درخت را به پول نزديک کنند. چوبش را بفروشند و از آن استفاده کنند.
به عقيده اغلب کارشناسان کاری که دولت در صنعت چوب و کاغذ انجام داده است نشان از بی تدبيری مطلق است. علاوه براين شرکت های بزرگ برخوردار از رانت، مقابل هرگونه تصميم گيری در حوزه صنعت چوب وکاغذ که به نفع آنان نباشد را می‌گيرند.
کارشناسان معتقدند صنايع چوب و کاغذ مازندران تا کنون با قطع گونه های نادر نظير راش، ممرز، انجيلی و تبديل آنها به کاغذ و چوب و جايگزين کردن گونه پست صنوبر ضربات غيرقابل جبرانی به جنگلهای شمال کشور وارد کرده است.
سيل های مناطق جنگلی در کشور، به عنوان مثال سيل منطقه گلستان که در سالهای اخير همه ساله تکرار شده است، به عقيده اغلب کارشناسان نشانه همين بی تدبيری ها وکارشکنی هاست. به گفته کرمی که خود کارشناس اقليم است و در اين باره تحقيقات گسترده ای انجام داده، در سالهای گذشته هيچ بارش بيش ازحدی وجود نداشته و با مقايسه مقدار بارش کارشناسان دريافته اند که اين ميزان بارش هزاران سال است که در اين منطقه به همين شکل وجود داشته اما از بين رفتن جنگلهای گلستان، باعث بروز سيلهای خانمان برانداز شده است.
کرمی می گويد: تخريب گسترده پوشش گياهی جنگل‌ها توسط شرکتهای بهره برداری صورت می‌گيرد که حق بهره برداری به دولت می پردازند. اين حق بهره برداری که مثلا گفته می شود سال گذشته ۳۰۰ ميليون تومان بوده است، تنها به ازای يک سيل خيلی کوچک، یعنی پنج ميليارد به دولت صدمه می‌زند.
از سوی ديگر درحاليکه هر روز اخباری از قطع بی رويه درختان ارزشمند شنيده می‌شود، کارخانجات چوب و کاغذ تنها درخت صنوبر می کارند. درختی که گونه ای پست محسوب می شود و در محوطه کاشت آن هيچ گياه ديگری قادر به رشد و نمو نيست.
کرمی می گويد: اينها برنامه دارند بکارند، اما برنامه ندارند آبياری کنند، اگر بر اساس آماری که منتشر می‌شود واقعا سالی يک ميليون هکتار درخت کاشته بودند الان ايران سراسر جنگل بود.
به عقيده اين اقليم شناس، دولت به اين دليل که درختان برگ سوزنی به آب کمتری احتياج دارند، انواع اين درخت يا درخت گز را می کارد. اما در سايه اين درختان به لحاظ زيستی، هيچ گياه ديگری نمو نمی کند. بطور کلی اينها گونه های سازگار و بومی نيستند.
کرمی از تحقيقی که سال انجام شده و او در آن مشاور تحقيق بوده، چنین شاهد مثال می‌آورد: يک اصله درخت تنها به لحاظ اکوتوريستی( جلب توريست طبيعت گرد) بيش از ۱۰۰ دلار ارزش دارد. اين تنها بخشی از ارزش درختان است و ميتوان در پالايش هوا، ممانعت از سيل، بيابان زدايی و بسياری چيزهای ديگر ارزش درختان را رقم زد. براين اساس ارزش يک اصله درخت خيلی بيش از جريمه ۲۵۰ هزارتومانی است که برای آن تعيين شده است.
اغلب کارشناسان زيست محيطی علی رغم انتقادات گسترده ای که در مورد جنگلها به سازمان محيط زيست وارد می دانند، معتقدند به دليل نگاه اقتصادی سازمان جنگلها ، بايد جنگلها از زيرمجموعه اين سازمان خارج شودو حداقل در زيرمجموعه سازمان محيط زيست قرار گيرد که حداقل به اين موضوع نگاه حفاظتی دارد.
فساد آقازاده‌ها
از سه سال پيش پرونده بزرگی در قوه قضاييه سرگردان است که فرزند آيت الله محمد يزدی رييس سابق اين قوه و داماد متهمان اصلی آن هستند. مديرعامل شرکتی که اين دو ساخته اند در عين داشتن مقام کارشناسی جنگل به شرکت خود عرصه وسيع را به بهای اندک اجاره داده است و در ضمن اين گروه با استفاده از نفوذ محلی خود از حد تعيين شده چندين بار عبور کرده و صدها هکتار را هم بی اجازه تراشيده اند و از سه سال پيش هم تاکنون جز يک قاضی اهل قائم شهر که به پاکی مشهورست و محکم بر سر رای خود ايستاده کسی در قوه قضاييه پرونده فاجعه جنگل های عباس آباد شهسوار را دنبال نمی کند.
کارشناسان معتقدند که جز بی برنامگی و ندانم کاری مسوولان محلی، فسادی که از مرکز تحميل می شود نيز عامل بزرگ از ميان رفتن جنگل های ايران است. وقتی که سه جنگبان در سال گذشته به قتل رسيده اند و کارشناس حسابداری پرونده آقازاده های درگير در تخريب جنگل عباس آباد تهديد شده است می توان دريافت که از مجموعه ای قوی و بانفوذ ياد می شود که برکندن آن ها کار هر کس نيست.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:46 AM
هزاران سال پیش جنگلها بخش عظیمی از کره زمین را پوشانده بودند . جنگلها در تمامی بخشهای شرقی آمریکایی شمالی و بیشتر قسمتهای اروپای غربی گسترش پیدا کرده بودند. مناطق گسترده ای از آفریقا و آسیا بوسیله جنگلهای سرسبز پوشیده شده بود و این پوشش تقریباَ در همه مناطق گرمسیر امریکای جنوبی گسترش پیدا کرده بود. اما بعد ، شاید فقط بیش از 000/10 سال پیش ، تغییرات بزرگ آغاز شد . انسانها یاد گرفتند چکونه کشاورزی کنند و چگونه حیوانات اهلی را پرورش دهند و شروع به قطع درختان برای ساختن خانه برای خود کردند . هر چه جمعیت بیشتر شد ، حجم جنگلها رو به کاهش گذاشت و بعضی از آنها کاملاَ از بین رفت که به این پدیده جنگل زدایی می گوییم.




قسمتهایی از دنیا ، خصوصاَ چین و هند شمالی ، سالها پیش دچار جنگل زدایی شدند ولی قسمتهای خیلی کوچک از جنگلهای اولیه در این مناطق هنوز باقی مانده است. درمناطق دیگر مانند آمازون جنگل زدائی اخیراَ آغاز شده است ، اما در حال حاضر با سرعت فوق العاده در حال گسترش است . قسمتهای حاشیه ای رودخانه آمازون دارای مناطق وسیعی از جنگلهای بارانی در روی زمین می باشد ، اما این جنگلها با چنان سرعتی در حال قطع شدن و از بنی رفتن می باشند که حتی این منطقه هم در معرض نابودی می باشد. جنگلهای بارانی مناطق استوایی بسیار غنی بوده و دارای اکو سیستم پیچیده ای می باشند که میلیونها سال طول کشیده تا شکل بگیرند و در حال حاضر انواع گونه های گیاهان و حیوانات موجود در آن بیشتر از تمام زیستگاههای دیگر جهان می باشد.




جنگلهای بارانی خود وضعیت آب و هوایی خود را تعیین می کنند و به وسیله نگهداری از خاک از فرسایش خود جلوگیری می کنند . اما وقتی درختان آن را قطع می کنند ، تور حفاظتی پیچیده و وسیع آن فرو می ریزد و هزاران نژاد گیاهان و حیوانات در خطر انقراض نسل قرار می گیرند.




در مناطق سردتر جهان ، قطع درختان به خاطر الوار ، خطر اصلی تهدید کننده جنگلهای کاج می باشد . در آمریکای شمالی مناطق وسیعی از جنگلهای کاج برای تولید چوب و کاغذ دچار نابودی و قطع درختان شده اند. هر چند در این مناطق برنامه های ساخت جنگلهای مصنوعی برای جایگزینی درختان قطع شده اجرا می شود ، اما جنگلهای مصنوعی دارای تنوع نژادی محدودتری نسبت به جنگلهای طبیعی می باشند.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:47 AM
فرونشاندن خشم توفان – قسمت اول

براى اينكه دريابيم آيا حساسيت سيستم جوى به تغييرات محيطى مى تواند براى تعديل پديده اى جوى به قدرت و شدت توفان ها مورد بهره بردارى قرار گيرد، تيم تحقيقاتى ما در AER اقدام به شبيه سازى كامپيوترى دو مورد توفان كرد كه هر دو در سال 1992 اتفاق افتاده بودند. وقتى توفان Iniki جزيره Kauai واقع در مجمع الجزاير هاوايى را در سپتامبر 1992 درنورديد، چند نفر كشته شدند، خسارات مالى فوق العاده اى برجاى ماند و تمام جنگل ها با خاك يكسان شدند. توفان Andrew كه يك ماه پيش از آن (آگوست 1992) سواحل جنوبى «ميامى» واقع در ايالت فلوريدا را درنورديده بود، خسارات جبران ناپذيرى را به تأسيسات شهرى و امكانات زيربنايى آن منطقه وارد كرد.واقعاً شگفت انگيز بود، اما نخستين تجربه شبيه سازى ما با علم به نواقص موجود در زمينه فناورى هاى پيش بينى آب و هوا با موفقيت سريعى توأم بود. براى تغيير دادن مسير توفان Iniki، ما ابتدا جايى را كه مى خواستيم توفان پس از گذشت شش ساعت در آنجا به پايان برسد انتخاب كرديم: حدود 60 مايلى غرب مسير پيش بينى شده توفان. بعد ما از اين هدف براى خلق مشاهدات مصنوعى استفاده كرديم و اطلاعات حاصله را به سيستم پيش بينى 4DVAR تحويل داديم. از كامپيوتر براى محاسبه كوچكترين تغييرات به عمل آمده در نخستين دسته از خواص كليدى معرف توفان كه مسير منتهى شونده به موقعيت هدف را نشان خواهد داد استفاده كرديم. در اين تجربه اوليه ما اجازه داديم كه هر نوع تغيير مصنوعى احتمالى در سيستم توفان اتفاق بيفتد.

ثابت شد كه مهمترين تغييرات در دماها و بادهاى اوليه رخ مى دهند. تغييرات دمايى حادث شده در سراسر ميله دمايى نمودار صرفاً 1/0 درجه سانتيگراد بودند، اما بيشترين تغيير به ميزان تقريبى 2 درجه (افزايش) در پايين ترين لايه مدل در غرب مركز توفان اتفاق افتاد. محاسبات بعدى نشان داد كه ميزان تغييرات سرعت باد در حد 2 الى 3 مايل بر ساعت (حدود 3 تا 5 كيلومتر بر ساعت) بوده است. هر چند، در چند موقعيت مكانى محدود، سرعت اين بادها به ميزان تقريبى 20 مايل بر ساعت تغيريافته بود كه علت آن چيزى جز بروز تغييرات كوچك در جهت وزش بادها در نزديكى مركز توفان نبود.

اگرچه نسخه هاى اصلى و بدلى (تغييريافته) توفان Iniki داراى ساختارهاى تقريباً يكسانى بودند، اما تغييرات به عمل آمده در متغيرهاى كليدى به حد كافى بزرگ بودند تا نسخه بدلى طى 6 ساعت اوليه شبيه سازى ما به سوى غرب تغيير مسير داده و سپس به سوى شمال حركت كند، به طورى كه جزيره Kauai از دسترس خطرناك ترين بادهاى آن توفان در امان ماند. تغييرات مصنوعى نسبتاً كوچك به عمل آمده در شرايط اوليه توفان از طريق مجموعه پيچيده اى از معادلات غيرخطى كه توفان را شبيه سازى كرده بودند انتشار يافت تا پس از گذشت 6 ساعت مجدداً در موقعيت مكانى مطلوب آرام بگيرد. مشاهده اين وضع، اين اطمينان را در ما ايجاد كرد كه ما در مسير صحيحى براى تعيين تغييرات مورد نظر براى ملايم سازى توفان هاى واقعى قرار داريم. براى آزمون هاى بعدى شبيه سازى توفان، تيم ما از فواصل ميله اى كوچكتر بر روى نمودار ميله اى (كه لزوماً از دقت بيشترى برخوردار خواهد بود) براى مدل سازى توفان و به كار انداختن 4DVAR براى تحقق بخشيدن به هدف كمينه كردن خسارات مالى آن استفاده كرد.

در يك تجربه مجزا كه در آن باز هم از ايجاد تغيير در شرايط اوليه توفان براى كاستن از حجم ويرانى هاى آن استفاده شد، ما اقدام به محاسبه دقيق ميزان افزايش دماى مورد نياز براى محدود ساختن حجم ويرانى هاى سطحى ناشى از وزش بادهاى سهمگين در جريان توفان Andrew كرديم كه در سال 1992 سواحل ايالت فلوريدا را درنورديد. هدف ما حفظ اختلالات دمايى اوليه در يك حد كمينه (براى تحقق انجام آسان تر آن در زندگى واقعى) و محدود ساختن وزش ويران كننده ترين بادها به دو ساعت آخر فرجه شش ساعته آغازين بود. در اين آزمون، 4DVAR نشان داد كه بهترين راه براى محدود ساختن حجم ويرانى هاى باد انجام بزرگترين دخالت ها (تغييرها) در دماى اوليه در مجاورت حوزه ديد توفان خواهد بود. اينجا شبيه سازى تيم تحقيقاتى ما تغييراتى را به ميزان دو يا سه درجه سانتيگراد در چند موقعيت مكانى معدود به وجود آورد. تغييرات دمايى كوچك تر (كمتر از 5/0 درجه سانتيگراد) به 500 يا 600 مايل (حدود 800 تا 1000 كيلومتر) دورتر از حوزه ديد توفان گسترش پيدا كرد. بروز اين اختلالات نمايانگر وجود يك الگوى وزش باد شبيه حلقه هاى تناوبى گرمايش و سرمايش مستقريافته بر فراز توفان است.

گرچه فقط دما در آغاز وقوع توفان تغييريافته بود، اما همه متغيرهاى كليدى آن سريعاً تحت تاثير قرار گرفتند. در مورد توفان شبيه سازى شده اوليه، بادهاى ويرانگر (با سرعت بيش از 90 كيلومتر بر ساعت) نواحى مسكونى جنوب فلوريدا را تا پايان شش ساعت اول مورد هجوم خويش قرار دادند، اما در مورد مدل اصلاح شده (توسط تيم تحقيقاتى ما) آنها هرگز چنين كارى را نكردند.براى آزمايش ميزان مقبوليت علمى اين نتايج، ما اقدام به وارد كردن اختلالات مشابه در نسخه پيچيده ترى از مدل كرديم. نتايج حاصله بسيار شبيه نتايج پيشين بود و اين نشان مى داد كه تجربيات ما عقلاً حساسيتى به نوع انتخاب ويژه پيكربندى مدل ما ندارند. با اين حال پس از گذشت 6 ساعت، بادهاى ويرانگر در شبيه سازى تعديل يافته دوباره پديدار شدند، به طورى كه انجام مداخلات اضافى براى ايمن نگهداشتن جنوب فلوريدا از عواقب زيانبار توفان ضرورى به نظر مى رسيد. در واقع اينگونه به نظر مى رسد كه انجام يك سرى اختلالات هوشمندانه و هدفمند براى كنترل يك توفان در طول هر بازه اى از زمان كاملاً ضرورى خواهد بود

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:48 AM
فرونشاندن خشم توفان – قسمت دوم


راهكارهاى عملى ملايم سازى توفان

اگر اين درست باشد، همچنانكه نتايج ما نشان مى دهند، كه تغييرات كوچك در دما در داخل و پيرامون يك توفان مى تواند مسير آن را به يك جهت قابل پيش بينى تغيير دهد يا سرعت بادهاى آن را كاهش دهد، اكنون اين سئوال مطرح مى شود كه چطور چنين اختلالاتى قابل حصول خواهد بود؟ البته هيچكس نمى تواند دما را در سراسر چيزى به بزرگى يك توفان فوراً تغيير دهد. اما انجام چنين كارى عملاً با گرم كردن هوا در اطراف يك توفان و در نتيجه حصول تغييرات دمايى در طول زمان ميسر خواهد بود.طرح هاى تيم ما براى دستيابى به تجربياتى در زمينه محاسبه الگو و نرخ دقيق گرمايش جوى مورد نياز براى ملايم سازى شدت توفان يا ايجاد تغيير در مسير آن همچنان در حال تكميل شدن است. بى ترديد انرژى مورد نياز براى انجام چنين كارى فوق العاده زياد خواهد بود، اما نهايتاً مى توان از يك رشته نيروگاه خورشيدى در مدار زمين براى تأمين انرژى كافى استفاده كرد. اين واحدها يا ماهواره هاى توليدكننده انرژى مى توانند از تعدادى آينه غول پيكر براى متمركز كردن اشعه خورشيد روى پيل هاى خورشيدى و سپس پرتو افشانى انرژى جمع آورى شده به پايين و هدايت آن روى گيرنده هاى مايكروويو (Microvawe Recievers) در سطح زمين استفاده كنند. طرح هاى فعلى نيروگاه هاى خورشيدى فضايى تشعشعات مايكروويو را با فركانس هايى مى تابانند كه از جو زمين بدون گرم كردن آن عبور مى كنند، به طورى كه هيچ اتلاف انرژى اى صورت نمى پذيرد. با اين حال، براى كنترل آب و هوا، تبديل فركانس تشعشعات مايكروويو ارسالى به زمين به فركانس هايى كه بهتر جذب بخار آب مى شوند خواهد توانست سطوح مختلفى از جو زمين را به طرز مطلوبى گرم كند.

از آنجايى كه قطرات باران در جذب تشعشعات مايكروويو قوى عمل مى كنند، لذا بخش هايى از توفان كه در داخل و زير ابرهاى بارانى استتار مى شوند نخواهند توانست به طريق ذكر شده گرم شوند.در تجربيات پيشين ما، 4DVAR تغييرات دمايى بزرگى را درست در جايى كه گرمايش مايكروويو قادر به تأثيرگذارى نبود نشان مى داد، بنابراين ما تجربه جديدى را آغاز كرديم كه در آن دما را وادار كرديم تا در حين محاسبه اختلالات بهينه ما در مركز توفان ثابت باقى بماند. نتايج پايانى ما شبيه نتايج اصل بودند، اما براى جبران تغييرات دماى اوليه در مركز توفان، بقيه تغييرات دما بايد بزرگتر مى بودند. شايان ذكر است كه تغييرات دما در حين شبيه سازى سريعاً در نزديكى مركز توفان گسترش يافت.

روش بالقوه ديگرى براى ملايم سازى توفان هاى گرمسيرى شديد وجود خواهد داشت كه همانا محدودسازى مستقيم دسترسى به انرژى به وسيله پوشاندن سطح رويى اقيانوس با لايه رقيقى از يك «روغن زيست ترقيق پذير» (Biodegradable Oil) است كه سرعت تبخير را كاهش خواهد داد. توفان ها را همچنين مى توان با اعمال تغييرات تدريجى، روزها پيش از نزديك شدن آنها به اهداف نهايى شان و هزاران مايل دورتر از آن، تحت تاثير قرار داد. با تغيير واقعى فشار هوا، اين تأثيرات مى تواند تغييراتى را در الگوهاى وزش باد در مقياس وسيع در سطح جت جريان به وجود آورد كه آن نيز به نوبه خود مى تواند تأثيرات قابل ملاحظه اى را بر شدت و مسير يك توفان بر جاى نهد. به علاوه با اعمال تغييرات نسبتاً كوچك در فعاليت هاى طبيعى بشرى از قبيل هدايت طرح هاى پروازى هواپيما به مسيرهاى عبورى دقيق و در نتيجه افزودن بر پوشش ابرها يا دگرگون سازى شيوه هاى متداول آبيارى محصول به منظور تقويت يا تضعيف فرايند تبخير مى توان تغييرات مناسب آغازين را پايه گذارى كرد

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:48 AM
فرونشاندن خشم توفان – قسمت سوم

پيش بينى آينده

اگر روياى كنترل توفان با استفاده از ابزارهاى هواشناسى بالاخره روزى در آينده به حقيقت بپيوندد، اين امر موجبات بروز مسائل سياسى جدى ترى را فراهم خواهد ساخت. اگر كشورى از حربه كنترل توفان براى آسيب وارد آوردن به قلمرو سرزمينى كشورى ديگر استفاده كند، در آن صورت چه اتفاقى خواهد افتاد؟ اگرچه استفاده از حربه هاى مرتبط با تعديل شرايط آب و هوايى به عنوان يك سلاح با تصويب يك كنوانسيون بين المللى در اواخر دهه 1970 در سازمان ملل متحد ممنوع اعلام شد، اما ممكن است برخى كشورها در آينده به وسوسه افتاده و از حربه كنترل توفان براى دستيابى به مقاصد نامشروع خويش استفاده كنند. با اين حال پيش از آنكه اين قبيل دغدغه ها اوج بگيرند، روش هاى ما نيازمند آن خواهند بود كه در مورد پديده جوى غير از توفان نيز كارآيى خود را ثابت كنند. در واقع ما معتقديم كه تكنيك هاى ابداعى مان بايد ابتدا در آزمونى براى افزايش ميزان بارندگى مورد محك جدى قرار داده شوند.

سپس، اين راهكار به عنوان بسترى براى آزمودن صحت مفاهيم مورد نظرمان در منطقه نسبتاً كوچكى كه به خوبى با نصب حسگرهاى متعدد قابل كنترل و اندازه گيرى باشد، مورد بهره بردارى قرار خواهد گرفت.در مورد چنين مقياس هاى تقليل يافته اى، ايجاد تغييرات لازم در شرايط آب و هوايى محيط مى تواند با استفاده از هواپيما يا از روى زمين صورت پذيرد. اگر درك ما از فيزيك ابرها، شبيه سازى كامپيوترى ابرها و تكنيك هاى يكسان سازى داده ها با همان سرعتى كه امروزه ما به آن اميد بسته ايم پيشرفت كند، در آن صورت تلاش هاى امروزى ما احتمالاً طى 10 تا 20 سال آينده به ثمر خواهد نشست. با موفقيت در آن مقطع، بحث كنترل شرايط آب و هوايى در مقياس وسيع تر با استفاده از گرمايش هوا در ارتفاعات بالا مى تواند به هدفى قابل پذيرش و مستدل براى روى آوردن كشورها در سراسر جهان به بهره گيرى از آن تبديل شود.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:49 AM
سياست هاي اجرايي چين در برابر روند رشد جمعيت
مقدمه:
بشر از آغاز روزهاي استقرار مثل در روي زمين با مشكلات متعددي روبرو بوده و هست و اوست كه توانسته با قوه تعقل كه بهترين هديه ي الهي براي انسان هاست بر مشكلات خود فائق آيد و به بهترين شكل زندگي، از ديدگاه ديروز برسد و در انتظار بهتر از اين است از ديدگاه امروزي و اعجبا از روزگار در ديروز نه چندان دور بشر به دنبال حذف مرگ و مير كودكان خود بوده تا بتواند با رشد جمعيت قوي گردد و به توسعه برسد و در امروز با كاهش مرگ و ميز رشد فزاينده جمعيت بزرگترين مشكل بشريت گشته و انفجار جمعيت را از انفجار ------ اتم بدتر مي داند. واقعا بشر م و درمانده چه بايد كند تا بتواند توازن برقرار سازد. و اين رشد بي اندازه جمعيت را كنترل كند. ما در اين مقاله با بررسي شيوه ها و را همچنين كارهاي كشور چين در اين خصوص برآنيم تا از تجربيات جديد اين كشور بهره جوييم. باشد كه چراغي فرارويمان باشد و هاديمان گردد.





مدل چيني توسعه و پي آمدهايش بر زندگي زحمت كشان
اولين نكته اي كه بايد به آن اشاره كنم، گسترش نابرابري منطقه اي در اقتصاد چين است. يعني اگر چه مناطق ساحلي در چين، مي توانند شاهد حضور شركت هاي فرامليتي باشند ولي كارگران و دهقانان ايالت هاي غربي در وضعيت نامساعدي قرار گرفته اند. برآورد شده است كه نتيجه اين افزايش نابرابري اين شده است كه بين 100 تا 120 ميليون نفر به صورت كارگران سيار در آمده اند كه براي كاريابي به مناطق ويژه و ايالات شرقي مهاجرت مي كنند. در شانگهاي به گفته پاول لوبك، بخش قابل توجهي از در پژوهش ديگري شماره اين كارگران سيا را 100،
كارگران سيار در خيابان كارگران سيار، در خيابان ها زندگي مي كند.
بيلون نفر ميليون نفر بر آورده كرده، كه دائما در جستجوي كار از يك شهر به شهر ديگر مهاجرت مي كنند اگر چه در بررسي ميزان رشد اقتصادي، مدل چيني به نظر بسيار چشمگير مي آيد ولي از پي آمدهاي اجتماعي اش نمي توان غافل ماند. آن چه به ويژه توجه برانگيز است شرايط كاري در اين واحدهائي است كه در (مناطق اقتصادي ويژه) ايجاد شده اند. مروري بر شرايط كاري موجود در اين كارگاهها، گوشه هائي از هزينه هاي اجتماعي اين (رشد شتابان) را نشان خواهد داد.
در تمام اين واحدهاف از سوئي با ساعات كار بسيار طولاني و از سوي ديگر با ميزان مزد بسيار ناچيز روبرو هستيم.
مدل چيني توسعه
رفرم در واحدهاي دولتي
رفرم بخش كشاورزي و تجارت و سرمايه گذاري باعث شد كه توليد و در آمد كارگران افزايش يابد و در نتيجه، بخشي كه در مالكيت دولت قرار داشت از همه سو تحت فشار قرار بگيرد. در سال 1978، بيش از 78 درصد توليدات صنعتي چين در اين واحدها توليد مي شود. اين واحدهاي دولتي به طور كلي به دو دسته تقسيم مي شدند. صناعي استرات‍ژيك كه مستقيم تحت نظارت حكومت مركزي بودند و بقيه به مسئولان محلي گزارش مي دادند. اين واحدها بايد طبق برنامه توليد كرده و توليدات را بر اساس قيمتي كه از سوي دولت تعيين مي شد بفروش برسانند. سود و زيان اين واحدها نيز در مسئوليت دولت بود.
از سالهاي اوليه 1980، فرايند رفرم اين واحدها نيز آغاز شد. به جاي واگذاري گسترده به بخش خصوصي، در شيوه مديريت آنها تغييراتي صورت گرفت و در سه حوزه، سياست جديد به اجرا در آمد در تحت برنامه (نظام مسئوليت مديران) قرار شد به مديران در تصميمات مربوط به سرمايه گذاري خودمختاري بيشتري داده شود. دومين تغيير اين بود كه بخشي از سود شركت در اختيار مديران قرار گرفت و بالاخره، به شركت ها اجازه داده شد كه توليدات مازاد بر برنامه را در بازار آزاد بفروش برسانند. در اكتبر 1984 اين تغييرات به تصويب دولت رسيد و براي اجرا به واحدها ابلاغ شد. بر خلاف ديگر رفرمها، اين رفرمها با موفقيت زيادي همراه نشد و سهم واحدهاي دولتي در توليدات صنعتي كاهش يافت. ناظران بر اين عقيده اند كه علت اصلي عدم توفيق اين رفرمها اين بود كه رفرمهاي بخش دولتي به جايي ريشه كن كردن فساد مالي به آن دامن زد. مديران فاسد با كاستن از كيفيت آن چه كه بايد طبق برنامه توليد مي كردند و استفاده از مواد اولين با كيفيت بالاتر براي آن چه كه در بازار آزاد به فروش مي رفت، به مشكلات بخش دولتي افزودند.
اصلاح نهادها
در كنار و همراه رفرمهاي كه به اختصار برشمردم، دولت چين به اصلاح نهادها هم پرداخت عمده اصلاحاتي كه انجام گرفت در 4 حوزه بود.
از 1984، دلوت مركزي به حكومت هاي محل اختيارات فراواني در جمع آوري مالياتها، برنامه توسعه صنعتي داد. همانند ديگر موارد حكومت هاي محلي بايد بخشي از ماليات هاي جمع آوري شده را به حساب دولت مركزي واريز مي كردند. آن چه كه بيشتر از اين سهميه جمع آوري مي شد در اختيار دولت هاي محلي قرار گرفت. اين سياست از سوئي باعث شد كه جمع آوري ماليات ها در چين با بازدهي بالايي صورت بگيرد و از سوي ديگر، حكومت هاي محل امكانات مالي قابل توجهي در اختيار داشته باشند كه براي سرمايه گذاري در (واحدهاي شهر و روستا) مورد استفاده قرار گرفت. با اين همه، نگران از كاهش توان خويش براي مداخله موثر در اقتصاد، نظام مالياتي در 1994 دستخوش تحول اساسي شد. ضمن كاستن از تعداد ماليات هاي پرداختي يك نظام مالياتي ملي ايجاد شد. ماليات ارزش افزوده برقرار شد و تبعيض مالياتي بين شركت هاي خارجي و چيني از بين رفت. با از ميان رفتن كمون ها، از اواخر دهه 1980، همه مقامات مسئول روستا بهبود اداره امور بود. ميازن ماليات پرداختي افزاي يافت و نتايج برنامه هاي كنترل جمعيت نيز بهتر است.
- عرصه ديگر رفرم دادن اختيارات بيشتر به حكومت هاي محلي بود.
- رفرم ديگر در حوزه عملكرد بانك مركزي چين صورت گرفت و قدرت آن در كنترل ميزان اعتبار در اقتصاد متمركز تر شد. بر اساس قانون 1995 قرار شد ك وام ستاني دولت از بانك مركزي متوقف شود.
- آخرين بخش رفرم هم در خصوص قابل تبديل كردن يو آن بود. تا 1986 پول چين در بازارهاي بين المللي قابل تبديل نبود. صادر كنندگان مي بايست بخش عمده در آمد ارزي را به بانك مركزي تحويل بدهند و وارد كنندگان نيز، از بانك جواز تامين ارزي دريافت مي كردند از آن تاريخ به بعد، دولت سياست دو نرخي ارز را در پيش گرفت ولي بر خلاف ايران كه نرخ رسمي بسيار پايين تر از نرخ بازار سياه يا آزاد بود در چين دقيقا سياست معكوسي در پيش گرفتند و نرخ رسمي ارز از نرخ بازار بسيار بيشتر بود. در نتيجه، به نفع صادر كنندگان بود كه ارز دريافتي را به بانك مركزي بفروشند تنها در 1994 بود كه دولت از سياست دو نرخي ارز دست برداشت و اين دو را در هم ادغام كرد.
در بررسي رشد شتابان اقتصاد چين، گذشته از نقش مداخله جويانه دولت، نقش سرمايه گذاري چيني هاي ساكن ديگر كشور ها بسيار چشمگير بود. براي نمونه در سال 1992 از بيش از 11 ميليارد دلار سرمايه گذاري مستقيم خارجي در چين، نزديك به 80 درصد آن از سوي چيني هاي ساكن هنگ كنگ، تايوان، سنگاپور، فيليپين، مالزي، تايلند و اندونزي بود. به طور كلي برآورد مي شود كه بين 60 تا 70 درصد كل نكته قابل سرمايه گذاري ها در اقتصاد چين بوسيله چيني هاي ساكن ديگر كشورها انجام مي گيرد. توجه اين كه چيني هاي ساكن ديگر كشورهاي از امكانات مالي چشمگيري برخوردارند و در عين، به سرمايه گذاري در چين نيز رغبت زيادي نشان مي دهند. در تايلند كمت از 10 درصد جمعيت چيني تبارند ولي 4 بانك عمده تايلندي با بيش از 60 درصد سرمايه هاي بانكي در تملك چيني هاست. در اندونزي، 10 تا از بزرگترين شركت هاي اندونيزيائي در تملك چيني تبارها در مالزي كه چيني تبارها 30 درصد جمعيت را تشكيل مي دهند. 45 درصد سهام كليه شركت هاي مالزيائي در تفكك آن هاست. براي اين كه معياري از سرمايه گذاري چيني تبارها در اقتصاد چين به دست داده باشيم بد نيست توجه كنيم كه براي نمونه در 1993، امريكا، ژاپن، انگليس، فرانسه و آلمان ميزان سرمايه گذاري خود را در چين به شدت افزايش دادند (ژاپن با 5/86% امريكا، 400 درصد و اروپاي غربي هم 240%) با اين همه كل سرمايه اي كه از اين 5 كشور وارد چين شد كمتر از 25% سرمايه اي بود كه از هنگ كنگ در چين سرمايه گذاري شد. ميزان سرمايه گذاري هنگ كنگ 1933 بيش از 3/17 ميليارد دلار بود. در نيم سال اول 1994، ميزان سرمايه گذاري هنگ كنگ در چين با 8/88% رشد نسبت به 6 ماه سال قبل، به 6/9 بطور ميلياد دلار رسيد. در 1992 سرمايه گذاري تايوان در چين، هم معادل 1/3 ميليارد دلار بود كلي د رجدول زير ميزان سرمايه گذاري مستقيم خارجي در چين رادر سالهاي 1990 به دست مي دهم كه به ميزان زيادي روشنگر است.
در كمتر از ده سال، ميزان سرمايه گذاري مستقيم خارجي در چين بيش از 12 برابر شده است بدون اين كه بر خلاف ادعال تئوليبرال هاي بي قابليت وطني، همه اموال عمومي را حراج كرده و يا اين كه دولت را از زندگي اقتصادي حذف نموده باشند. البته ناگفته نگذارم كه اقتصاد چين با وجود رشد چشمگير سالهاي اخير هنوز با مشكلات ومصائب بيشماري روبروست. براي نمونه با وجود موفقيت قابل توجه در كنترل جمعيت، جمعيت چين سالي 14 ميليون نفر- به اندازه جمعيت استراليا- افزايش مي يابد. بعلاوه، سير تحولات در بخش كشاورزي به گونه اي است كه براورد مي شود كه 180 ميليون كارگر تا 2005 از اين بخش رها شده و در جستجوي اشتغال به شهرها رو خواهد آورد. به سخن ديگر، براي حفظ سطح اشتغال، بايد حداقل سالي 14 ميليون فرصت شغلي در چين ايجاد شود. در ضمن بعيد نيست پيوستن چين به سازمان تجارت جهاني، به صورت شمشير دو لبه اي در بيايد. از سوئي، بدون ترديد، چين به بازارهاي جهاني به طريق سهل و ساده تري دسترسي خواهد داشت. در عين حال، شماري از سياست هاي دولت كه قبل از پيوستن به اين سازمان به اجرا در مي آيد، به احتمال زياد با مقررات سازمان تجارت جهاني در تناقص قرار خواهد گرفت. اين نتيجه نهائي عضويت در سازمان تجارت جهاني چه خواهد شد، مسئله اي است كه تنها با گذشت زمان روشن خواهد شد.
مدل چيني توسعه
رفرم اقتصادي در روستا
اگر چه بخش عمده دهقانان هم چنان در واحدهاي اشتراكي زندگي و توليد مي كردند ولي دولت مركزي به مسئولان محلي اجازه داد تا به روستائيان كه بيشتر از سهميه توليد مي كنند، امكان بدهد كه محصولات اضافي را در بازار به نفع خود بفروشد برسانند. قيمت هاي تضميني- يعني آن چه كه دولت مي پرداخت افزايش يافت و اقتصاد كشاورزي چين دو قيمتي شد. يعني قيمتي كه سهميه به دولت فروخته مي شد تا اهداف برنامه به دست آيد و مازاد نيز با قيمتي كه در بازار وجود داشت به فروش مي رفت. سرمايه گذاري در كشاورزي از سوي دولت افزايش يافت تا افزايش توليد امكان پذير شود. يكي از برنامه هائي كه از سوي مسولان محلي به اجرا درآمد بر روي كاغذ مورد موافقت دولت مركزي نبود اين بود كه كمون ها زمين هاي مازاد را به روستائيان اجاره داده و به آنها اجازه دادند كه در اين زمين ها كشت نمايند. اگر چه تصميم گيري در باره توليد از كمون به خانوار منتقل شد ولي خانوارها موظف بودند كه مقدار مشخصي از توليد را به جاي اجاره به آنها اجازه دادند كه در اين زمين ها كشت نمايند. اگر چه تصميم گيري درباره توليد از كمون به خانوار منتقل شد ولي خانوارها موظف بودند كه مقدار مشخصي از توليد را به جاي اجازه به كنون تحويل بدهند. تا 1981 كه دولت مركزي سياست خود راتغيير داده و اين نظام اجازه داري را تاييد كرد، 45 درصد خانوارهاي روستائي در اين برنامه شركت داشتند و ميزان اش در 1983 به 98 درصد خانوارها رسيد. نتيجه اين سياست اين بود كه توليدات كشاورزي از نرخ رشد قابل توجهي برخوردار شدند. به واقع در ده سال اول، توليد كشاورزي دو برابر بعلاوه، با افزايش ميزان توليد وهم چنين افزايش قيمت هاي تضميني درآمد روستائيان بسيار شد افزايش يافت و پس انداز بيشتر امكان پذير باشد. بالا رفتن درآمد به صورت افزايش تقاضا براي كالاهاي مصرفي درآمد كه عرضه اش ناكافي بود. با هدايت حكومت هاي محلي پس اندازها در (واحدهاي شهر و روستا) كه شبكه هايش از عصر مائو جابجا مانده بود سرمايه گذاري شد. نتيجه اين شد كه علاوه بر افزايش توليد كشاورزي، توليدات صنعتي نيز در روستا افزايش يافت. بهبود بازدهي كار در توليدكشاورزي، باعث شد كه نيروي كار از توليد كشاورزي رها شده در بخش رو به رشد صنعت كه در روستاها شكل گرفته بود بكار گرفته شود. وقتي در 1948، دولت مركزي توسعه صنعتي مناطق روستائي را بطور رسمي پذيرفت 30 درصد محصولات صنعتي چين در اين واحدها توليد مي شد. در 1988 ميزان تا 1995 تعداد اين واحدها به 23 ميليون رسيد كه 129 مليون كارگر اش به 36 درصد رسيد دارد.
رفرم تجارت و سرمايه گذاري-2
در دوره اي كه چين در انزواي بين الملي بود كشورهاي هم جوارش از رشد قابل توجهي برخوردار شده بودند. با آغاز اصلاحات اقتصادي در چين، اين پرسش پيش آمده بود كه آيا مي توان همان الگو را در چين پياده كرد يا خير؟ نكته اين بود كه سياست پردازان چيني در هيچ مرحله اي بي گدار به آب نزدند. از سوئي با افزايش درآمد روستائيان تقاضا براي واردات و به خصوص كالاهاي سرمايه اي، ذخيره ارزي چين به شدت كاهش يافته بود و اصلاح نظامي كه وجود داشت ضروري به نظر مي آمد. از سوي ديگر، شماري از قدرتمندان حزبي كه نگران سلطه خارجي ها بودند با اين اصلاحات موافق نبودند. سرانجام، قرار شد كه در سه راستا، تغييراتي در شيوه اداره تجارت و سرمايه گذاري به اجرا در بيايد. تا قبل از 1979 تمام تجارت خارجي چين از طريق دوازده شركت دولتي انجام مي گرفت. با آغاز رفرم قرار شد كه حكومت هاي محلي به شركت ها جواز مشاركت در تجارت بدهند و تا 1988، شماره در پيوند با شركت هاي كه حق مشاركت در تجارت داشتند به 5075 عدد افزايش يافت . سرمايه گذاري مستقيم خارجي- دومين بخش رفرم- ولي سياست ها با احتياط بيشتري به اجرا در آمد. با بحث و جدل هاي بسيار سرانجام قرار شد كه تنها 4 شهر ساحلي به عنوان (مناطق اقتصادي ويژه) تعيين شده در آنها به شركت هاي خارجي حق سرمايه گذاري داده شود. واحدهائي كه در اين منطقه اقتصادي ويژه عمل مي كردند الكترونيكي از طرح دولت مركزي و قوانين مربوط به كار و ماليات معاف بودند.
سومين بخش رفرم به ارز مربوط مي شد. از 1980 با در پيش گرفتن سياست هاي مشخص دولت چين براي تشويق صادرات كوشيد تا ارزش واقعي پول ملي- يوآن- كاهش يابد. در عين حال، معاملات ارزي به شدت از سوي دولت كنترل مي شد. هر گونه نقل و انتقال سرمايه از چين تنها با اجازه بانك مركزي امكان پذير بود. شركت هاي ساكن منطقه اقتصادي ويژه كه سرمايه خارجي داشتند مي توانستند ارز خود را حفظ كرده و به آزادي به واردات و صادرات بپردازند. ارز لازم براي تامين مالي واردات با سهميه بندي در اختيار شركت هاي چيني قرار مي گرفت و آنها موظف بودند ارزهاي حاصل از صادرات را به بانك هاي دولتي واگذار نمايند. از اواسط سالهاي 1980، دولت يك نظام بسيار پيچيده اي در پيش گرفت 1986، نرخ دو گانه ارز در پيش گرفته شد. نتيجه اين رفرم ها اين شد كه صادرات كالا ها از چين كه در سرمايه گذاري مستقيم 1978 تنها 11 ميليارد دلار بود در 1996 به بيش 154 ميليارد دلار رسيد خارجي نيز در طول همين مدت افزايش چشمگيري يافت و از 57 ميليون دلار در 1980 به 42 ميليارد دلار در 1996 رسيد. در نتيجه، اين رفرمها، اقتصاد چين دو بخشي شد.
بخشي كه به پردازش صادرات مبادرت مي كند كه اگر چه به روي شركتهاي خارجي باز است ولي ورود به ان به شدت كنترل مي شود (اغلب شركت هاي داخلي در اين بخش اجازه فعاليت ندارند). بخش ديگر، نيز همان بخش سنتي ولي بطور روز افزوني اصلاح شده است. كه سياست جانشيني واردات را در پيش گرفته است. در بخشي كه به پردازش صادرات مبادرت مي كند عمدتا توليد كار طلب و به صورت مونتاژ صورت مي گيرد. يعني لوازم يدكي بدون تعرفه به مناطق ويژه وارد شده و به صورت كالاي تمام شده در آمده از چين صادر مي شود.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:50 AM
سياست هاي چين درباره ي روند رشد جمعيت
برنامه تنظيم خانواده
چين برنامه تنظيم خانواده را يكي از سياست هاي اساسي خود مي داند. اين برنامه بار رهنمود دولت و ابتكار مردم به اجرا گذاشته شده است. رهنمود دولت اين است كه دولت مركزي و دولت هاي محلي مقرراتي به منظور جلوگيري از افزايش جمعيت، ارتقاي اقتدار جمعيت و اصلاح ساختار جمعيت و همچنين طرح هاي كلان توسعه جمعيت تنظيم و رهنمودهائي درباره زاد و والد، و پرورش و خدمات مربوطه عرضه مي كنند. ابتكار مردم يعني افرادي كه به سن حاملگي رسيده، با توجه به سن، تن درستي بدن، كار و اقتصاد خانواده، فعاليت هاي زاد و والد را به طور مسوولانه برنامه ريزي و راه هاي مناسب را براي جلوگيري از بار داري انتخاب مي كنند.
موضوعات برنامه تنظيم خانواده عبارت است از: ازدواج و زاد و ولد دير، نوزادان كم، و بهبود كيفيت زاد ولد و هر خانواده ها يك نوزاد در بعضي روستاها، خانواده مي توانند دو فرزند داشته باشند در مناطق اقليت نشين، با توجه به تفاوت در زمينه هاي جمعيت، منابع، اقتصادي، فرهنگي و آداب و رسوم، داشتن بيش از دو فرزند نيز در برخي موارد امكان دارد. اقليت هاي ملي كه جمعيت آن بيش از حد كم است، محدوديتي براي زاد و ولد ندارند.
پس از اجراي برنامه تنظيم خانواده در چين، ازدواج و زاد ولد دير و فرزند كمتر مورد پسند و قبول بيشتر قرار گرفته و در جامعه اين كشور رايج شده است.
جمعيت چين

چين پرجمعيت ترين كشور جهان است. تا پايان سال 2002، جمعت اين كشور به 1 ميليارد و 284 ميليون و 530 هزار نفر رسيد (جمعيت مناطق اداري ويژه هنگ كنگ و ماكائو و استان تايوان حساب نشد) كه يك پنجم جمعيت جهان است. پوشش جمعيت چين متوازن نيست. مناطق شرقي جمعيت بيشتري از مناطق غربي اين كشور دارند. تراكم جمعت مناطق ساحلي در شرق اين كشور بيش از 400 نفر در هر كيلومتر مربع است و اين رقم در مناطق مركزي و فلات هاي غربي چين 200 نفر و 10 نفر در هر كيلومتر مربع است. ميانگين عمر چيني ها 71/40 سال است (مردان 69/63 سال و زنان 73/33 سال) كه 5 سال كمتر از ميانگين جهاني و 7 سال بيشتر از ميانگين كشورهاي در حال توسعه و 5 سال كمتر از ميانگين كشورهاي پيشرفته است.
سال 2002 سرعت رشد جمعيت چين همچنان كاهش يافت. تا پايان همين سال جمعيت اين كشور به 1 ميليارد و 284 ميليون و 530 هزار نفر رسيد كه از اين ميان جمعيت شهرنشين 502 ميليون و 120 هزار نفر است/. و 39/1 درصد جمعيت كل را تشكيل مي دهد. جمعيت روستا نشين 584 ميليون و 410 هزار نفر است كه 60/9 درصد مجموع جمعيت چين را تشكيل مي دهند. جمعيت از 14 سال 22/4 درصد، 15 تا 69 ساله 70/3 درصد و بيش از 65 ساله 7/3 درصد جمعيت چين را تشكيل مي دهند. در همين سال 16 ميليون و 470 هزار نفر بر جمعيت چين افزوده و 8 ميليون و 210 هزار نفر از جميعت آن كاسته شد.
درباره خود كشور چين
وسعت چين
جمهوري خلق چين در شرق قاره آسيا و غرب اقيانوس آرام قرار دارد و حدود 9 ميليون و 600 هزار كيلومتر مربع مساحت دارد و در آسيا بزرگترين كشور و در جهان سومين كشور بزرگ پس از روسيه و كانادا است.
سرزمين چين از مركز رود (خه لونگ جيانگ) در شمال دهكده (موهه) (53 درجه و 30 شصتم درجه عرض جغرافيايي شمالي) واقع در شمال چين آغاز و به جزيره (ذنگ مو آشا) (4 درجه عرض جغرافيايي شماي) در جنوب جزاير (نان شا) در جنوب چين امتداد مي يابد. از شمال تا جنوب چين 49 درجه عرضه جغرافيايي و 5500 كيلومتر فاصله دارد. انتهاي شرقي سرزمين چين مركز اتصال رودهاي (خه لونگ جيانگ) و (ووسولي) (135 درجه و 0 شصتمي درجه طول و عرض جغرافيايي شرقي) و انتهاي غربي چين در فلات پامير (73 درجه و 40 شصتم درجه طول جغرافيائي شرقي) است. از شرق تا غرب 60 درجه طولي جغرافيائي و 5000 كيلومتر فاصله دارد.
طول مرزهاي خشكي چين به حدود 22 هزار و 800 كيلومتر مي رسد. چين از شرق با كره شمالي، از شمال با مغولستان، از شمال شرق و با روسيه، از شمال غربي با قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان، از غرب و جنوب غرب با افغانستان، پاكستان، هند، نپال، بوتان و چند كشور ديگر همجوار است. و از شرق و جنوب شرق با كره جنوبي، ژاپن، فليپين، بروني، مالزي و اندونزي مرز دريائي دارد.
حكومت: جمهوري
مساحت: 9.596.960 كيلومتر مربع
جمعيت: 1.298.847.624 نفر
رشد سالانه جمعيت: 0/57 درصد
پايتخت: پكن
زبان: چيني (ماندارين)
دين: بودايي و دائويي
واحد پول
جمهوري خلق چين از 30 استان و منطقه مستقل تشكيل شده است و با جمعيت بيش از يك ميليارد نفر و منابع عظيم معدني و زمينهاي كشاورزي، از اواخر دهه 70، سعي در زدودن آثار منفي انقلاب كمونيستي و انقلاب فرهنگي نموده، و به سمت رونق اقتصادي گام بر مي دارد. اكثر مردم چين در شرق كشور زندگي مي كنند. 30 درصد برنج جهان در چين توليد شده و همچنين گندم، ذرت، نيشكر، سويا و دانه هاي روغني كشت مي شود و پرورش خوك و گوسفند و ماهي نيز بسيار متداولي است. ذخاير معدني چين، بسيار عظيم و غني مي باشد به طوري كه در فلات (يو- نان) در قسمت جنوب شرقي، منابع بزرگي از قلع، مس و روي كشف شده است. ذخاير سنگ آهن در منچوري و نفت در درياي زرد، نيز از اهميت ويژه اي برخوردار هستند مراكز عمده صنايع غذايي، بنا نهاده است، همچنان، حركت رو به رشد خود را ادامه مي دهد.
نتيجه گيري:
و در پايان اميد داريم با ارائه اين تحقيق توانسته باشيم به بخشي از اهداف مورد نظر برسيم و رضايت استادمان را جلب نموده باشيم.
به طور خلاصه مي توان نتايج ذيل را با بررسي سياستهاي اجرائي دولت چين در برابر رشد جمعيت بدست آورد
1- فرهنگ سازي در بين كليه اقشار جامعه تا جايي كه همه ي آحاد ملت در اين حركت ملي نقش داشته باشند و مفيد واقع گردند. اگر در چين اكثريت مردم از دوچرخه يا وسائل نقليه عمومي اتوبول و مترو استفاده مي كنند و اين خود يك فرهنگ غني از اين ملت را به نمايش مي گذارد.
2- حال كه جمعيت چين به اين مرز رسيده بايد همه ي مردم در آپارتمان هاي كوچك زندگي مي كنند با حداقل امكانات زندگي و همه بايد توليد كننده باشند نه مصرف كننده صرف كه مردم چين اين گونه اند.
3- سياستهاي تبليغي و رسانه اي دولت در جهت كنترل رشد جمعيت قرار مي گيرد.
در نتيجه اين ملت علي رغم بزرگي اش از نظر جمعيت كه اگر ملتي ديگر جاي او بود به فقير ترين كشور تبديل مي شد به بزرگترين ابر قدرت اقتصادي تبديل شده و در جاي جاي جهان هستي محصولات خود را عرضه مي كند.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:51 AM
در مورد تسونامي بيشتر بدانيم

تسونامي يك لغت ژاپني به صورت سونامي SOO – NAH – MEE تلفظ مي شود . تسونامي يك سري امواج درياي عظيم هستند كه در نتيجه ي يك زمين لرزه ، زلزله ي دريايي ، زمين لغزنده ( لغزش كوه ) يا فوران آتش فشان در داخل يا نزديك دريا بوجود مي آيند . يك زمين لرزه زماني مي تواند ايجاد سونامي كند كه نيروي كافي داشته و لرزش شديدي را در زمين بوجود آورد تا بدين ترتيب سبب جابجايي ناگهاني و شديد توده ي عظيم آب اقيانوس شود .
يك سال پس از بم در گوشه اي ديگر از كره خاكي زلزله اي سهمگين ، بستر اقيانوس هند را به لرزه درآورد و ناحيه اي ديگر خلق شد . زلزله اي ، به شدت 9/8 در مقياس ريشتر در نزديكي سواحل سوماتر اقيانوس هند و آرام را لرزاند و موجهاي عظيم ناشي از اين لرزش ، كه ارتفاع آنها در نقاطي به حدود 10 متر مي رسيد با سرعتي تا چند صد كيلومتر در ساعت به ساحل هجوم آورد . و سواحل اندونزي ، سري لانكا ، هند ، تايلند ، مالديو ، بنگلادش و مالزي را در هم كوبيد . تا كنون آمار كشته شدگان بيش از 000 / 300 تن اعلام شده است . گستردگي زلزله به حدي بود كه امواج تا سواحل شرق آفريقا رسيد و در كشور سومالي خساراتي را وارد كرد . طبق آمار موجود زمين لرزه ي اندونزي پنجمين زلزله ي شديد در جهان از سال 1900 و شديدترين زمين لرزه در چهل سال اخير بوده است و در پي آن 9 پس لرزه ي متوالي نيز در منطقه ثبت شده است .
بر اساس گزارش مركز تحقيقات زمين شناسي ايالات متحده آمريكا كه زلزله هاي سراسر جهان را زير نظر دارد . برآورد كرد اين زمين لرزه ، انرژي معادل انرژي 23 هزار ------ اتمي نظير آنچه كه در هيروشيما به كار گرفته شده آزاد كرده باشد . نيروهاي عظيمي كه در طول صدها سال در اعماق زمين تجمع يافته بودند در 26 دسامبر ناگهان آزاد شدند و زمين را به شدت لرزاندند . به طوري كلي حركات شديد قطعات پوسته زمين كه تحت نام صفحات يا پليت هاي تكتونيك خوانده مي شوند موجب ايجاد زمين لرزه مي شود . در ايجاد زمين لرزه 26 دسامبر 2004 لغزش تدريجي صفحه هند به زير قطعه ي ديگر به نام صفحه برمه مؤثر بوده است . اين فرايند درطول هزاران سال همچنان ادامه داشته ، به گونه اي كه دراين مدت يك صفحه ، صفحه ي ديگر را درجهت مخالف تحت فشار قرار مي داده است .
آنچه در اين روز اتفاق افتاد بروز يك شكستگي بود كه بنا به تخمين مركز تحقيقات زمين شناسي ايالات متحده امريكا بيش از 600 مايل ( Km 1000 ) طول داشت و موجب شد تا بستر دريا در بالا شكستگي ، به طور افقي 10 يارد ( حدود 10 متر ) و به صورت عمودي چندين يارد جابجا شود . اين واقعه با توليد صداي چنداني همراه نبود ولي با توجه به طول زياد شكستگي و جابجايي چندين تريليون تن سنگ كافي است تا آن را بزرگترين زمين لرزه در 40 سال گذشته بناميم . حاصل اين تعقيرات جابجا شدن حجم عظيم آبي بود كه در بالاي بستر آشفته ي اقيانوس قرار داشت و به دنبال آن يك رشته امواج متلاطم نيرومند به نام سونامي پديد آمد . سونامي اقيانوس هند به اندازه ي 3000 مايل ( نزديك به 5000 كيلومتر ) تا آفريقا حركت كرد . ولي زماني كه اين امواج به قاره رسيد هنوز قدرت كافي داشت تا سبب تلفات و تخريب امواج شود .
انرژي يك سونامي ثابت بوده و تابعي از سرعت و ارتفاع آن است . در جايي كه اقيانوس عميق باشد سونامي ها مي توانند بدون آنكه در سطح جلب نظر كنند با سرعتهاي بالا 500 مايل در ساعت ( 800 كيلومتر در ساعت ) حركت كنند و در مدت يك روز يا كمتر از كل اقيانوس بگذرند . سونامي در سطح اقيانوس ممكن است يك فوت ( 30 سانتي متر ) ارتفاع داشته باشد . به همين دليل با وجود آنكه اين موج سرشار از انرژي ، با سرعتي معادل يك هواپيماي جت مسابري ، اقيانوس را در مي نوردد ولي دريانوردان متوجه ي آن نمي شوند . به محض اينكه سونامي به آبهاي كم عمق مجاور سواحل مي رسد از سرعت آن كاسته و بر ارتفاعش افزوده مي شود ، به گونه اي كه ممكن است ارتفاعش به 30 متر يا بيشتر برسد .
بدين ترتيب قسمت فوقاني موج سريعتر از بخش تحتاني آن حركت مي كند كه اين امر سبب مي شود تا دريا به شدت آشفته شود . در يك چنين شرايطي سونامي مي تواند در سواحل و جزاير تخريب شديدي را موجب شود .
برخي مواقع قبل از رسيدن سونامي به خشكي ، سطح آب بالا و پايين مي رود بنابراين اگر مشاهده شد كه اقيانوس سريعاً‌به طور نامعمول ، عقب مي نشيند نشانه ي آن خواهد بود كه موج بزرگي در راه است . آنهايي كه از علم جغرافيا آگاهي داشتند مي دانستند كه عقب نشيني اقيانوس چه معنايي دارد .
در بسياري ازگزارش ها ، نجات يافتكان نقل مي كردند كه هرگز دريا را آن گونه نديده بودند كه تا چنان مسافتي عقب بنشيند كه بستر آن ، با ماهيان و قايق هاي رهاشده بر روي شن ، در معرض ديد قرار گيرد .
متأسفانه اين منظره ي بي سابقه ظاهراً بسيار از مردم كنجكاو را وسوسه كرد تا به طرف بستر باز شده ي دريا بروند . در تايلند توريست ها كه متحير مانده بودند از اين صفحه ها عكس گرفتند . در واقع ، علت مرگ بسياري از مردم در سونامي اقيانوس هند آن بود كه به ساحل رفته بودند تا عقب نشيني اقيانوس را ببينند . ظاهراً‌ آنها از اين مسأله نا آگاه بودند كه اين پديده پيش آگهي يك موج مرگ آور خواهد بود . كودك ده ساله اي كه به همراه خانواده ي خود براي تعطيلات كريسمس به سواحل اقيانوس هند سفر كرده بود با مشاهده عقب رفتن آب اقيانوس با فريادهاي مكرر ، خانواده و اطرافيان خود را از نزديك شدن به سواحل بر حذر داشت و موفق شد جان خانواده و حدود 200 نفر از مردم را نجات دهد . او گفت معلمش در كلاس درس جغرافيا براي آنها در مورد تسونامي و نشانه هاي وقوع آن توضيح داده بود .
احتمال وقوع تسونامي در درياي خزر و عمان

گسل هاي بستر درياي خزر و عمق زياد آن ، وقوع تسونامي را در اين درياچه ممكن مي كند . به گزارش ايسنا ، دكتر پدرام نادري رئيس گروه زمين شناسي زيست محيطي سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور با اعلام اين مطلب خاطرنشان كرد : ايران در كمربند زلزله خيز جهان قرار دارد و از طرفي جنوب و شمال كشورمان را آبهاي آزاد و بسته اي فرا گرفته اند ، بر اين اساس وقوع تسونامي در درياي عمان و درياچه ي بسته خزر امري دور از ذهن نخواهد بود . وي با اشاره به اينكه وقوع زمين لرزه و تسونامي در جنوب شرق آسيا با وجود فاصله ي بسيار طولاني مركز وقوع زمين لرزه و تسونامي از ايران ، خسارات هرچند اندكي در سواحل شرق ايران و چابهار در پي داشت ، خاطرنشان كرد ‍: اندك بودن اين خسارات به معناي در امان بودن قطعي ايران از خطرات تسونامي بعدي نيست .
دكتر ناوي در عين حال با اذعان به اينكه هيچ گونه سابقه اي در مورد وقوع تسونامي در درياي خزر مشاهده نشده ، خاطر نشان كرد : وجود اطلاعاتي مبني بر وجود گسل هاي گسترده در زير بستر درياي خزر ضرورت مطالعات بيشتر در اين زمينه را نشان مي دهد . با توجه به اينكه تسونامي ها به دنبال زمين لرزه هاي بستر اقيانوسها ايجاد مي شوند ،‌ قابل پيش بيني نيستند ، اما به اطلاع رساني دقيق و به موقع و مديريت صحيح بحران در زمان وقوع حادثه مي توان ميزان تلفات و خسارات را به پايين ترين حد خود رساند .
بخش هايي از سواحل ايران در درياي عمان از پديده ي تسونامي زلزله ي اخير جنوب شرق آسيا تأثير پذيرفت و احتمال تكرار اين پديده در آينده وجود دارد .
وي در عين حال ، وقوع پديده هاي تسونامي در درياي خزر و خليج فارس را به دليل بسته بودن آنها منتفي دانست و گفت احتمال وقوع اين پديده تنها در درياي عمان و كناره ي اقيانوس هند وجود دارد . در سال 1945 زمين لرزه اي به بزرگي حدود 2 / 8 درجه در مقياس ريشتر در مرزهاي درياي ايران و پاكستان اتفاق اقتاد كه امواج حاصل ، حدود 300 كيلومتر دورتر از كانون زمين لرزه خساراتي را به شهر كراچي وارد كرد .

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:52 AM
زمان حاضر ، بیش از 500 آتشفشان با درجات فعالیت مختلف شناخته شده‌اند. البته این تعداد ، نمایشگر تمامی آتشفشانهای موجود در زمین نیست. زیرا تعداد زیادی آتشفشان فعال در زیر دریاها موجودند که هنوز تعدادی از آنها ناشناخته‌اند.
توزیع آتشفشانها

توزیع این آتشفشانها یکنواخت نیست بلکه تمرکز آنها در مناطق خاصی است. تمرکز آتشفشانها در مناطق و نواحی خاصی از زمین است که این مناطق در حقیقت نمایشگر نقاط ضعف زمین هستند. مناطق مزبور را می‌توان به دسته‌های زیر تقسیم کرد:
منطقه اقیانوس آرام

قسمت اعظم آتشفشانها (حدود 60 درصد) در سواحل و جزایر اقیانوس آرام واقعند. آتشفشانهای فعال در منطقه اقیانوس کبیر ، روی منحنی دایره مانندی متمرکز شده‌اند که به نام حلقه آتشین یا کمربند آتشین خوانده می‌شود. آتشفشانهای معروفی چون آلئوتین ، آلاسکا ، رشوز و پله در امتداد این حلقه قرار گرفته‌اند. آتشفشان معروف هاوایی در داخل این حلقه واقع شده است.
منطقه مدیترانه یا منطقه کوههای جوان آلپ

این منطقه دارای اهمیت کمتری است زیرا تعداد زیادی از آتشفشانهای آن خاموش است. از جمله آتشفشانهای معروف آن می‌توان وزو ، استرمبولی و ولکانو در ایتالیا ، آتشفشان خاموش دماوند در ایران و آتشفشانهای جزایر سوئد را نام برد.
منطقه اقیانوس اطلس

این منطقه نیز از نظر فعالیتهای آتشفشانی اهمیت منطقه اقیانوس آرام را ندارد. از جمله آتشفشانهای معروف این ناحیه می‌توان آتشفشانهای ایسلند ، قناری و آتشفشانهای جزایر دماغه سبز را نام برد. در این منطقه تعداد زیادی آتشفشان زیر دریایی نیز وجود دارد.
منطقه اقیانوس هند

مهمترین آتشفشانهای این منطقه آتشفشانهای عظیم جزایر ریونیون در نزدیکی ماداگاسکار است. علاوه بر آتشفشانهایی که در اطراف مناطق یادشده وجود دارند، در بعضی موارد آتشفشانهای پراکنده‌ای نیز دیده می‌شود که از جمله آنها می‌توان از آتشفشانهای شمال اربوس و ترور در قطب جنوب نام برد.
فعالیتهای آتشفشانی در ایران

از نظر زمین شناسی ، ایران را به چهار واحد ، ایران شمالی ، ایران مرکزی ، ایران جنوبی و چینهای ساحلی تقسیم می‌کنند. بنابراین لازم است که آتشفشانهای هر یک از این واحدها ، جداگانه بررسی شود.
ایران شمالی یا البرز

ایران شمالی شامل کوههایی است که از آذربایجان شروع شده تا خراسان ادامه دارد و بطوری که می‌دانیم، این کوهها در غرب به نام کوههای آذربایجان ، در قسمت مرکزی به نام البرز و در قسمت شرقی به نام هزار مسجد خوانده می‌شود. آتشفشانهای ایران شمالی عبارتند از :




آتشفشان دماوند : ارتفاع قله این آتشفشان 5860 متر است. این آتشفشان در حال حاضر خاموش است. فعالیتهای متناوب این آتشفشان از دوره الیاس شروع شده و آخرین فعالیت آن در اوائل کواترنری بوده است. دماوند از گروه آتشفشانهای نوع استرومبولی است.
آتشفشان سهند : این آتشفشان خاموش ، در جنوب شرقی تبریز قرار دارد. فعالیت سهند مربوط به اوائل کواترنری بوده. این آتشفشان از تجمع بیش از 12 مخروط که به فاصله چند کیلومتر از هم قرار دارند، تشکیل شده است. ارتفاع بلندترین مخروط این آتشفشان ، قله جام نام دارد که این قله حدود 3200 متر است.
آتشفشان سبلان : این کوه در حوالی شهر اردبیل واقع شده است و خود از سه مخروط آتشفشان که در یک ردیف قرار گرفته‌اند، تشکیل شده است. در اطراف سبلان ، چشمه‌های آب گرم متعددی که مربوط به پدیده‌های بعد از این آتشفشان هستند، دیده می‌شود.
آتشفشان آرارات کوچک : این آتشفشان خاموش ، که در گوشه شمال غربی ایران قرار دارد، به شکل یک مخروط بزرگ است و ارتفاعش به 3000 متر می‌رسد.
آتشفشان آرارات بزرگ : این قله در چند کیلومتری آرارات کوچک قرار دارد و ارتفاع آن به 25000 متر می‌رسد.

ایران مرکزی

این نام به فلات وسیع و بسته‌ای تطلاق می‌شود که تقریبا نصف وسعت ایران را تشکیل می‌دهد و بین رشته کوههای ایران شمالی و جنوبی محدود است. هر چند توده‌های آذرین نفوذی فراوانی در این قسمت از ایران وجود دارد. ولی اثری از فعالیتهای آتشفشانی در آن دیده نشده است.
ایران جنوبی یا رشته کوههای زاگرس

رشته کوههای زاگرس از مرکز ایران و ترکیه در شمال غرب شروع می‌شود و تا بلوچستان ادامه دارد و ادامه آن در شمال غربی به کوههای ترکیه و در جنوب شرق به کوههای پاکستان وصل می‌شود. آتشفشانهای مهم این واحد عبارتند از :




آتشفشان الوند : این آتشفشان خاموش ، در حوالی همدان واقع است و در اطراف آن آثار سنگهای آتشفشانی دیده می‌شود.
آتشفشان تفتان : این آتشفشان که تنها آتشفشان فعال ایران است، بلندترین قله کوههای بلوچستان را تشکیل می‌دهد. در اطراف تفتان چشمه‌های متعدد گوگردی وجود دارد و جنس گدازه‌های آن آندزیتی است.

چین‌های ساحلی

جنوبی ترین قسمت ایران را منطقه چینهای ساحلی تشکیل می‌دهد. هرچند در این قسمت آتشفشانی وجود ندارد. ولی در آن بعضی سنگهای آذرین خروجی از قبیل ریولیت و تراکیت دیده شده است.
چکیده

فعالیتهای آتشفشانی ایران بر دو امتداد قرار دارند یکی امتداد ایران شمالی یا البرز است که روی ان بطوری که دیدیم آتشفشانهای دماوند ، سهند ، سبلان ، آرارات کوچک و بزرگ قرار گرفته است و دیگری ، قوس ایران جنوبی یا زاگرس است که آتشفشانهای الوند و تفتان را دربر می‌گیرد. با توجه به این دو امتداد می‌توان گفت که امتدادهای مزبور در حقیقت امتداد نقاط ضعیف ایران هستند.

با توجه به اینکه اکثر زلزله‌های ایران در این دو ردیف متمرکز بوده‌اند (زلزله‌های قوچان ، بجنورد ، گرگان ، ترود لاریجان ، بوئین زهرا و آستارا در ردیف ایران شمالی و زلزله‌های بلوچستان ، لار ، کردستان ، شاپور و خوی در ردیف ایران جنوبی) صحت این ادعا تایید می‌شود.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:53 AM
باران اسیدی : RAIN ACID) )



باران به طور طبیعی بواسطه حضور co2 در هوا و حل شدن آن در آب بصورت ضعیف خاصیت اسیدی دارد ( ph6/5 و اسید از نوع اسید کربنیک ) ولی باران اسیدی که از عوارض زندگی شهری و صنعتی است به بارشی گفته می شود که دارای ph کمتر از6/5 باشد. در نواحی شهری علاوه بر co2 گازهای دیگری با ویژگیهای اسیدی تولید می شود که مشخص ترین آنها دی اکسید گوگرد SO2 و دی اکسید ازت NO2 می باشد.

اکسید ازت و گوگرد و سایر مواد آلوده کننده هوا می توانند در هوا پخش شده ویا به قسمت های بالای جو منتقل شوند .

این آلودگی ها در هوا می توانند بطور مستقیم «بارش خشک dry deposition» ته نشین شوند و یا همراه با باران و برف «بارش مرطوب wet deposition » به سطح زمین منتقل شوند.



اکسید های گوگرد: اکسیدهای گوگرد بر اثر سوزاندن زغال سنگ و نفت وسوخت اتومبیل ها ایجاد شده و بصورت دی اکسید گوگرد به هوا متصاعد می شود این گاز در صورتی که با بخار آب ترکیب شود تولید اسید سولفورو H2SO3 می کند.



اکسید ازت NO)) : اکسید ازت از حرارت و فشار زیاد حاصله از احتراق در داخل موتور اتومبیل تولید می شود و چون دمای سوختن در موتورهای دیزلی بیش از موتورهای بنزینی است این گاز در موتورهای گازوئیل سوز بیشتر است . اکسید ازت در هوا با اکسیژن ترکیب شده و دی اکسید ازت را تولید می کند .

NO2 اگر با رطوبت ترکیب شود اسید نیتریکHNO3 ایجاد می شود. (برومند – یونسکو 1370)



اثرات بارشهای اسیدی بر انسان :



بارشهای اسیدی به هر دو صورت خشک و مرطوب بر انسان و محیط انسانی اثرات نامطلوبی دارد واکنشهایی که منجر به تولید ترکیبات اسیدی می شود می تواند بجای رطوبت هوا در اشک چشم یا ششها انجام شود. و باعث ایجاد مشکلاتی برای دستگاه تنفسی شده و بیماریهایی چون سرطان ریه و برنشیت ایجاد کند، ذرات معلق گوگرد سبب پیدایش و تشدید بیماری برونشیت می شود. در نواحی پر جمعیت و افراد سیگاری این بیماری بیشتر دیده شده است.

مطالعات انجام شده ثابت کرده است که از 1952 تا کنون تعداد سرطانهای ریوی و تنفسی در حال افزایش بوده است . بخصوص در فرانسه گزارشهای مرگ و میر ناشیاز این مسئله در چندین دوره افزایش نسبتأ زیادی را نشان می دهد.

به هر صورت شواهد قطعی در مورد اثرات شهر بر سرطان ریه وجود دارد و مرگ ومیر ناشی از این بیماری در بین سیگاریهای نواحی شهری 26 تا 123 در صد بیشتر از نواحی روستایی است .

اثر باران اسیدی بر موجودات دریایی : هر موجود زنده نسبت به تغییرات PH دارای مقاومت خاصی است با کاهش PH در آب و بالا رفتن خاصیت اسیدی آبها بر روی بعضی از موجودات دریایی اثر نامطلوب گذاشته و ممکن است باعث مرگ آنها شود . در سال 1900 میلادی حدود 000/30 کیلو گرم ماهی سالمون در هفت رودخانه نروژ صید شد در حالیکه در سال 1970 به دلیل افزایش اسیدیته آب هیچ اثری از این آبزی در رودخانه فوق پیدا نشده است .

بارانهای اسیدی که در خاک نفوذ می کنند باعث رها سازی فلزاتی چون نیکل ،سربو منگنز و... شده و به تدریج توسط جریان آب به دریا ها حمل می شود و در مرگ بعضی از موجودات دریایی موثر مواقع می شود.





اثر بارانهای اسیدی بر ساختمانها :



ساختمانهایی که از جنس سنگهای آهکی (مرمر، سنگ آهک ، ماسه سنگ آهکی) می باشند به بارانهای اسیدی حساسیت بیشتری دارند که این مسئله علاوه بر زیانهای اقتصادی می تواند باعث زیانهای فرهنگی هم شود. برآثار تاریخی شهرهایی چون پاریس ، لندن، ونیز و... در معرض خطر جدی قرار دارند در ایران نیز به علت گسترش شهرها و افزایش آلودگی هوا، آثار تاریخی با چنین خطری مواجه است .

باران اسیدی در هر دو حالت خشک ومرطوب باعث تخریب و تغییر سطح سنگهای آهکی می شود.

در حالت مرطوب ،بارش اسیدی که سطح سنگها ریزش می کند با عناصر موجود در سنگ واکنش انجام داده و باعث تخریب سنگ می شود زیرا کانی کلسیت CaCo3 که کانی اصلی سنگهای آهکی است به وسیله آبهای اسیدی خیلی سریع حل می شود.

CaCo3 + H2Co 3 Ca+2 + 2HCo3-






H2So4 + CaCo3 Ca2+ + So42- + H2o + Co2

بارش اسیدی در حالت خشک بر روی سنگها رسوب کرده و باعث تیرگی نمای ساختمان می شود

که علاوه براینکه چهره نامطلوبی به شهرمی دهد به تدریج باعث تخریب نمای ساختماتها می شود.

همچنین از طریق هوا داخل موزها شده و بر آثار هنری اثر مخرب می گذارد.



منابع و ماخذ:



1- آموزش بین المللی محیط زیست 0کمسیون ملی یونسکو در ایران . ترجمه فیروزه برومند



2- مطالعات اقلیم دشت تربت حیدریه 0 حسین نژادعباسی . پایان نامه کارشناسی ارشد رشته جغرافیای طبیعی .

3- بارش اسیدی و اثرات اکولوژیکی آن 0 فرشته قاسم زاده. تحقیقات جغرافیایی . شماره 29 تابستان 1372.

4- اثرات بارانهای اسیدی 0 دکتر مهران غیاثی. رشد آموزش شیمی- شماره 15- بهار 1367.



5- شیمی 1 سال اول دبیرستان .



6- آلودگی هوا0 تالیف هنری کینز. ترجمه دکتر غیاث الدین.



7- شهر وپیامدهای زیست محیطی آن 0 دکتر سیمین تولایی . تحقیقات جغرافیایی . شماره 33- تابستان 1373.

8- مسائل محیط زیست 0 تألیف نووکن و لیکر ترجمه مهندس یونس کریم پور.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 11:55 AM
بطور کلي مي توان کويرهاي ايران را براساس خصوصيات عمومي سطح آنها به 7 گروه زير طبقه بندي نمود. البته اين طبقه بندي هميشه کاملا مشخص نيست و گاهي خصوصيات برخي از گروهها با هم همپوشي دارند. بطور کلي انواع a يعني کويرهاي رسي و e يا کويرهاي نمک و g يا کوير درياچه هاي دايمي کاملا مشخص هستند و مي توانند در گوشه هاي يک مثلث قرار گيرند. از طرف ديگر انواع b و f يعني کويرهاي رسي خيس و درياچه هاي موقت در طبقه بندي فوق، در حد واسط بين انواع a و g قرار دارند و نوع c يا کويرهاي رسي همراه با نمکزار بين a و e قرار دارد.
نوع d يا کويرهاي رسي خيس همراه با نمکزار مي تواند در مرکز مثلث قراربگيرد. براي انواع کويرهاي اختصاصي، مثل کويرهاي همراه با مخروط افکنه دلتايي، کويرهاي c خيس همراه با نمکزار ولي بدون صفحات رسي و يک کوير با يک درياچه دايمي و يک درياچه فصلي کنار گذارده شده اند. نوع d يا کويرهاي رسي خيس همراه با نمکزار مي تواند در مرکز مثلث قراربگيرد. براي انواع کويرهاي اختصاصي، مثل کويرهاي همراه با مخروط افکنه دلتايي، کويرهاي c خيس همراه با نمکزار ولي بدون صفحات رسي و يک کوير با يک درياچه دايمي و يک درياچه فصلي کنار گذارده شده اند.
الف- گروه a: کويرهاي رسي
به استثناي کوير سبزوار که مخروط افکنه دلتايي نيز دارد، بر روي سطح کويرهاي اين گروه غير از صفحات رسي هيچ نوع پوشش ديگري ديده نمي شود.
تعداد کويرهاي متعلق به اين گروه 27 عدد است که برابر با 45 درصد تعداد کل کويرها و 14 درصد سطح کل کويرهاي ايران مي باشد. 39 درصد سطح کل صفحات رسي کويرهاي ايران در اين گروه قرار گرفته است. سطح صفحات رسي در اين کويرها از 35 تا 2103 کيلومتر مربع تغيير مي نمايد که مورد دوم آن متعلق به کوير سبزوار (6) است.
اين گونه کويرها بيش از همه در شبکه داخلي ايران گسترش دارند چگونگي پيدايش اين گونه کويرها شبيه ساير کويرها است. مگر آنکه تکامل آنها بوسيله نمک بيشتر رسوبات و عمق آب زيرزميني آنها تغيير نمايد.
براي تشکيل يک کوير رسي به چاله بسته اي نياز است که از نظر هيدرولوژيکي ميزان تبخير آن دير يا زود زيادتر از ميزان هرزابهاي وارده به آن خواهد شد. ممکن است اين نوع کويرها بستر يک درياچه قديمي و يا باطلاق فصلي باشند که سطح آنها بصورت موسمي حاوي قشر نازکي از آب باشد که رسوبات ريز مخروط افکنه آبرفتي را نيز با خود حمل مي کند. البته هميشه تميز بين اين دو نوع تکامل، بخصوص وقتي رسوبات آن يکدست نبوده و بطور ضعيفي تفکيک شده باشند آسان نيست. به استثناي کويرهاي نيريز و شيراز (59 و 60) که اطراف آنها را نوار سا حلي تکامل يافته اي فرا گرفته است، در اطراف کويرهاي ايران چنين آثاري ديده نمي شود. بنابراين مي توان تصور نمود که سطح کويرهاي داخلي ايران را در دوره هاي مرطوب گذشته، فقط آب کم عميقي فراگرفته بوده است. در نتيجه چنين به نظر مي رسد که کويرهاي رسي بر اثر تجمع لايه هاي نازک از مواد ريز فصلي رشد نموده اند و وجود لايه هاي درشت تر در اين رسوبات نشان دهنده طغيانهاي غيرعادي بر روي اين صفحات است. پس از تشکيل، کويرهاي رسي ممکن است براثر تغيير شرايط هيدرولوژيکي، بر اثر تغيير شرايط جوي، و يا تغيير شکل چاله، تغيير يابند مثلا تشکيل صفحات باد کرده بر روي آنها و يا توسعه گياهان فرآتيک بر روي بعضي نقاط آن و بالاخره تشکيل کپه هايي از گياهان فرآتيک بر اثر بالا آمدن سطح آب زيرزميني بر روي اين صفحات، در حالي که پايين رفتن سطح آب زيرزميني موجب سخت شدن بيشتر صفحات رسي مي گردد. ايجاد حرکات تکتونيک بر روي اين صفحات و يا جريان هرز آبهاي سطحي بر روي اين نوع کويرها (مانند کوير سبزوار "6") مي تواند موجب تشکيل بريدگيهايي بر روي سطح آنها بشود. تغييرات ديگر سطحي در بخشهاي قبل مورد بحث قرار گرفته است.
ب- گروه b: کويرهاي رسي خيس
کويرهاي اين گروه داراي صفحات رسي و حوزه خيس هستند. در واقع مواد تشکيل دهنده اين کويرها با کويرهاي رسي شبيه است، با اين تفاوت که سطح قسمتي از آن (حوزه خيس) پايين تر از سطح آب زيرزميني تابستانه است. تعداد کويرهاي اين گروه پنج عدد است که 8 درصد سطح اين کويرها و يا دو درصد سطح کل کويرهاي ايران را شامل مي شود. وسعت سطح آنها بين 170 تا 425 کيلومتر مربع در تغيير است که مورد دوم آن به سطح کوير شمال غربي سيرجان تعلق دارد (کوير 58).
نوار خيس موجود بر روي سه کوير آن (کويرهاي سياه کوه، کوير شمال غربي زرين و کوير ميدان گل 9-42-58) در مجاورت مخروط افکنه آبرفتي قرار دارد و در دو مورد کوير ديگر (کويرهاي گنوگون و کوير شمال شرقي زرين 41 و 43) نوار خيس حد مياني صفحات رسي قرار گرفته است. کويرهاي پنجگانه فوق الذکر قسمتي از سه آبخيز داخلي ايران را که از نظر شرايط جوي مناسبتر از آبخيزهاي جنوب شرقي است پوشانده اند .
در مورد 4 کوير از کويرهاي پنجگانه فوق الذکر (9 و 42 و 43 و 58) شواهد موروفولوژيکي نشان مي دهد که حوزه خيس آنها در سالهاي اخير وسعت بيشتري يافته اند و در يکي از آنها (9) شواهد لايه بندي نيز نظريه فوق را تاييد مي نمايد. همه اين ارقام نشان دهنده آن است که کويرهاي رسي خيس از کويرهاي رسي و بر اثر بالا آمدن سطح آب زيرزميني در سالهاي اخير بوجود آمده اند.
ج- گروه c: کويرهاي رسي همراه با نمکزار
بطوري که از عنوان فوق نيز بر مي آيد، سطح اين کويرها از صفحات رسي و نمکزار پوشيده شده است و کوير ميدان لوار (54) از جمله اين کويرها است. تعداد اين کويرها در مجموع 7 عدد مي باشد که 12 درصد تعداد کل کويرها است و سطح آنها برابر با ده درصد سطح کل کويرهاي ايران مي باشد. وسعت سطح کويرهاي اين گروه بين 1625 – 115 کيلومتر مربع در تغيير است.
در کويرهاي کف و ميدان لودار (14 و 54)، موقعيت نمکزار، حاشيه اي است، در حالي که در پنج کوير ديگر يعني کويرهاي اردستان – شمال شرقي – عقدا – بافق – سيرجان (30 و 44 و 45 و 46 و 56) داراي موقعيتي مرکزي است. به استثناي کوير کف (24) که در حد مرزي ايران و افغانستان قرار گرفته است، ساير کويرهاي اين گروه در آبخيزهاي يزد و اصفهان قرار دارند و همه اين کويرها از نظر ميزان بارندگي ساليانه و هرز ابهاي سطحي نسبت به بيشتر کويرهاي سيستم زهکشي داخلي ايران وضع بهتري دارند.
کويرهاي رسي همراه با نمکزار عموما در چاله و آبخيزهايي قرار دارند که داراي سنگهاي دوره ميوسن و بدون شک تبخيري هستند. همه کويرهاي آبخيز يزد، (کويرهاي شماره 40 و 44 و 45) نمکزارهايي دارند که در سالهاي اخير اطراف آنها را بطور موضعي نوار سفيدي از نمک تازه فرا گرفته است. تشکيل وسيع اين پوشش، بر روي عکسهاي هوايي و در بررسي صحرايي کويرهاي شماره 40 و 45 نشان مي دهد که در سالهاي اخير نمک موجود در صفحات بلندتر که در گذشته به علت بالا بودن سطح آب زيرزميني و يا طغيان هرز آبهاي شور تشکيل شده بوده است، شسته شده و به مناطق پس تر انتقال يافته است. جريان چشمه ها بر روي کوير قديمي کف (14) و تشکيل حفره هاي کارستي محدود بر روي نمکزار آن و شور شدن سطح صفحات رسي کوير سيرجان (56)، همه نشان دهنده آن است که سطح آب زيرزميني در هر دو کوير فوق در سالهاي اخير بالا آمده است.
تمام اين مشاهدات نشان مي دهد که در سالهاي اخير در اين کويرها، به دنبال يک دوره خشک، ميزان هرز آبهاي سطحي افزايش يافته و سطح آب زيرزميني آنها بالا آمده است. چنين به نظر مي رسد که کويرهاي رسي همراه با نمکزار، حد واسطي بين کويرهاي رسي و کويرهاي نمک هستند و در درجه اول بوسيله موقعيت سنگهاي دوره ميوسن کنترل مي گردند. سنگهاي تبخيري دوره ميوسن و قشر نمکي در آبخيز يزد به طرف جنوب کاهش مي يابد. در عين حال لازم است يادآور شويم که آب زيرزميني که در بعضي نقاط سطح کوير (40) را قطع مي کند، در کوير شماره 49 در عمق بيست متري قرار گرفته است. بدين جهت اگر نمکي هم در رسوبات کوير (49) وجود مي داشت، بايد شسته شده باشد.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:00 PM
انواع کويرهاي ايران

بطور کلي مي توان کويرهاي ايران را براساس خصوصيات عمومي سطح آنها به 7 گروه زير طبقه بندي نمود (جدول شماره1).
البته اين طبقه بندي هميشه کاملا مشخص نيست و گاهي خصوصيات برخي از گروهها با هم همپوشي دارند. بطور کلي انواع A يعني کويرهاي رسي و E يا کويرهاي نمک و G يا کوير درياچه هاي دايمي کاملا مشخص هستند و مي توانند در گوشه هاي يک مثلث قرار گيرند. از طرف ديگر انواع B و F يعني کويرهاي رسي خيس و درياچه هاي موقت در طبقه بندي فوق، در حد واسط بين انواع A و G قرار دارند و نوع C يا کويرهاي رسي همراه با نمکزار بين A و E قرار دارد.
نوع D يا کويرهاي رسي خيس همراه با نمکزار مي تواند در مرکز مثلث قراربگيرد. براي انواع کويرهاي اختصاصي، مثل کويرهاي همراه با مخروط افکنه دلتايي، کويرهاي C خيس همراه با نمکزار ولي بدون صفحات رسي و يک کوير با يک درياچه دايمي و يک درياچه فصلي کنار گذارده شده اند. نوع D يا کويرهاي رسي خيس همراه با نمکزار مي تواند در مرکز مثلث قراربگيرد. براي انواع کويرهاي اختصاصي، مثل کويرهاي همراه با مخروط افکنه دلتايي، کويرهاي C خيس همراه با نمکزار ولي بدون صفحات رسي و يک کوير با يک درياچه دايمي و يک درياچه فصلي کنار گذارده شده اند.
http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/17734_1.jpg
جدول1- طبقه بندي کويرهاي ايران

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:04 PM
ارتباط سرعت امواج لرزه اي با قابليت انحلال پذيري سنگ خلاصه مطالب:
جهت بررسي اثر امواج بر روي پديده انحلال پذيري، نمونه ها از چهار معدن مختلف در انگلستان جمع آوري گرديده و جمعاً تعداد 2260 آزمايش صورت گرفته است. جهت بررسي آزمايشات فوق نمونه ها در دو سري قبل و بعد از انحلال پذيري مورد آزمايش واقع گرديد كه نهايتاً يك سري روابط تجربي بدست آمده (مدت زمان آزمايش انحلال پذيري در دستگاه سيركولاسيون 90 روز به طول انجاميده است). نتايج نشان مي دهد كه حداقل ميزان انحلال پذيري براي نمونه سنگ آهك هاي ناحيه Derbyshire (065/0%) و حداكثر انحلال پذيري براي نمونه هاي سنگ چاك ناحيه Lincolnshire (65/0%) مي باشد. در اين مقاله نيز نشان داده شده است كه ويژگي هاي فيزيكي فاكتور مهمي در كنترل پديده انحلال پذيري محسوب مي شود بطوريكه حداقل كاهش وزن در نمونه هاي آهكي نواحي Derbyshire و Yorkshire بوده كه از نظر انحلال و ويژگي هاي ژئوتكنيكي خطر در پي سازه ها و اجراي تونل ها غير محتمل به نظر مي رسد. در حالي كه بيشترين كاهش وزن براي نمونه سنگ هاي چاك كرتاسه فوقاني بوده كه از نظر پي سازه هاي هيدروليكي خطر آفرين مي باشد و مقادير بين اين دو از نظر كاهش وزن (انحلال پذيري) براي نمونه آهك ناحيه Lincolnshire نشان داده شده كه از ديدگاه مهندسي بنا نمودن هرگونه سازه زير زميني و هيدروليكي مي تواند با روش تزريق جهت ترميم پي سازه بهبود يابد. در اكثر سنگ ها سرعت موج در حالت اشباع بيشتر از حالت خشك مي باشد، هرچند براساس نتايج بدست آمده پايين ترين ميزان سرعت موج براي نمونه هاي سنگ چاك ناحيه Lincolnshire در حالت اشباع و بالاترين آن در حالت خشك بدست آمده است. توصيف احتمالي براي چنين رفتاري مي تواند مرتبط با فابريك و ساختمان فضاهاي خالي در سنگ باشد. از طرفي مي توان مطرح نمود كه سنگ هاي چاك مورد آزمايش تخلخل غير پيوسته اي بالاي 30% از خود نشان داده، (در حاليكه تخلخل در ساير سنگ ها در حالت اشباع متاثر از تخلخل پيوسته بوده) كه دليل آن اينكه اين فضاهاي خالي (در حالت تخلخل غير پيوسته) كه توسط وجود آب ناشي از اشباع تغيير مكان پيدا نكرده، علاوه بر اين مي توان چنين مطرح نمود كه وجه مشترك بين ناحيه كاملاً اشباع نمونه ها و ناحيه نسبتاً اشباع باعث ايجاد يك زون انتقال كه خود بيانگر يك غير يكنواختي (inhomogeneity) در سنگ مي شود.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:12 PM
ژئومورفولوژيhttp://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12106_1.jpg

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:14 PM
پيشگفتار
ژئومورفولوژي يکي از شاخه هاي جغرافياي طبيعي و از پايه هاي اساسي علوم جغرافيا است که با ايجاد پل و گذرگاهي با ساير رشته هاي علوم طبيعي و زمين پيوند خورده است. ژئومورفولوژي ترکيبي از سه واژه ژئو به معناي زمين، مورف به معناي شکل، لوژي به معناي شناسايي مي باشد. به نظر مي رسد علم اشکال زمين که معادل فارسي آن است از عنوان پيکر زمين شناسي که قبلاً به کار مي رفت و ريخت شناسي که در حال حاضر براي ترجمه به فارسي اين کلمه انتخاب شده است، مناسبتر است. ظاهراً آنچه از کلمه ترکيبي ژئومورفولوژي استنباط مي گردد، توصيف شکل هندسي ناهمواريهاي پوسته زمين است و اين بحث توپوگرافي را در نظر مي گيرد که خود شاخه اي از ژئومورفولوژي است.
خلاصه کلام، در قلمرو دانش ژئومورفولوژي، علاوه بر اينکه به توصيف صحيح، کامل و ژنتيک اشکال ناهمواريها توجه خواهيم داشت، در منشاء و کيفيت و عوامل بي شماري که در تغيير اشکال و يا در شکل گيري نوين پوسته زمين موثرند، به تفسير و تبيين خواهيم نشست. منظور از تحليل واژه ژئومورفولوژي تنها تعريف ين علم نبوده بلکه مهم آشنايي بامفهوم، روش و متدلوژي اين دانش است که هرپژوهشگر علوم زمين بايد بر آن احاطه کامل داشته باشد.
مطالعه تاريخچه پيدايش و تحول علم ژئومورفولوژي، نشانگر اين واقعيت است که از نيمه قرن بيستم به اين طرف، توجه به ارتباط پديده هاي درون موضوعي ژئومورفولوژي و نيز رابطه آن با پديده هاي ساير علوم طبيعي و زمين و عوامل انساني سبب شد که ژئومورفولوژي با جهش خاصي درراه توسعه و پيشترفت حرکت کند و با ايجاد مناسباتي بين پديده هاي مورفولوژي و داده هاي انساني بر جنبه کاربردي آن در برنامه ريزي ها و عمران هاي ناحيه اي تاکيدشود.
حال لازم است ژئومورفولوژي بارشته هاي ديگري مانند اقليم شناسي، زمين شناسي، گياه شناسي، اکولوژي، خاکشناسي، هيدروژئولوژي در ارتباط باشد تا بتواند تمام مسائل در يک اکوسيستم را در نظر گرفته و با هماهنگي با ساير رشته هاي علمي در طرح هاي جامع زمين شناسي، مرتع داري، آبخيزداري، بيابان زدايي، جنگل داري، محيط زيست و به طورکلي آمايش سرزمين نقش خود را ايفا کند.
اميد آنکه مطالب مورد بررسي در اين مجموعه مورد استفاده دانشجويان و کارشناسان علوم زمين و جغرافيا وساير علاقه مندان قرار بگيرد.
تاريخچه پيدايش و تحول علم ژئومورفولوژي
قديمي ترين اطلاعات مربوط به مسائل ژئومورفولوژي را، با مفهوم و تعبير علمي و مدرن در آثار ارسطو مي توان يافت. ارسطو در سال324 قبل از ميلاد آناتومي، فيزيولوژي مقايسه اي، منطق، تاريخ فلسفه و زمين شناسي را بوجود آورد. او اولين کسي است که در موردگسترش دلتاي رودخانه ها و به جا گذاري رسوبات در درياها، مطالبي را بيان داشته و زمين را به عنوان کره اي که دائما در حال تحول است توصيف مي کند. به نظر ارسطو، تحول شکل زمين يا آرام و دائمي بوده و يا به طرز ناگهاني و در اثر بروز پديده هايي شديد انجام مي گيرد. درباره علل اين تحول از عمل رودخانه ها و درياها بحث شده که منجر به تسطيح اجتناب ناپذير کره زمين مي شود.
حدود يک قرن پس از ارسطو، اراتوستن فيلسوف و رياضي دان يوناني، نظراتي در مورد تحول چهره زمين در رابطه با اعمال رودخانه ها و درياها بيان داشته و نتيجه اثرات آنها را در هموار شدن زمين نشان داده است.
برناردپاليسي از دانشمندان عصر رنسانس در رابطه با مسائل ژئومورفولوژي افکار مدرني بيان مي کند که به برخي از آنها اشاره مي کنيم:
a.بين اعمال نيروهاي داخلي و خارجي يک رقابت منطقي وجود دارد که اولي منجر به پيدايش کوهها و دومي منتهي به تخريب و هموار شدن آنها مي گردد.
b.با توجه به تنش کند کننده اي که گياهان دربرابر جريان آبها دارند، رقابت بين گياهان و اعمال تخريبي آبهاي روان مشخص مي شود. در اين رابطه فکر کاشتن درختان براي جلوگيري از فرسايش به خوبي مشخص مي شود.
c.پديده هاي بيروني در فراهم آوردن موادي که سنگها را توليد مي کنند، نقش موثري دارند.
d.بين پيدايش و تغيير شکل ناهمواريها و توليد خاکها، يعني عوامل ژئومورفولوژيک و خاک شناسي، روابط خاصي وجود دارد.

تحول دانش ژئومورفولوژي در قرن نوزدهم ميلادي:
در نيمه اول قرن نوزدهم لوئي آگاسيز(1873-1807) زمين شناس و ديرينه شناس معروف سوئيسي، گسترش يخچالها و نقش آنها را در تغيير شکل ناهمواريها تائيد مي کند و به اين ترتيب اعمال يخچالها به عنوان عامل ديگر ژئومورفولوژي شناخته مي شود.
روتيميه زمين شناس ديگر سوئيسي در سال 1869 در مورد اثرات نيروهاي دروني مطالعاتي انجام داد.
در سال 1858 براي اولين بار عبارت ژئومورفولوژي به وسيله نومن بيان مي شود. هيم دانشمند آلماني در سال 1878 تاثيرتکتونيک را در ناهمواريها به صورت علمي بيان مي کند.
ريختوفن را مي توان جزء پايه گذاران ژئومورفولوژي در آلمان به شمار آورد که در سال 1886 براي اولين بار در مورد اثرات انواع آب و هوا به ايجاد ناهمواريها اظهار نظر کرد واساس ژئومورفولوژي آب و هوايي را پي ريزي کرد.
در نيمه دوم قرن نوزدهم ژئومورفولوژي با تئوري ويليام موريس ديويس (1934-1850) در امريکا به مرحله جديدي پا نهاد. علم اشکال ناهمواريهاي زمين را که در سال 1858 توسط نومن" ژئومورفولوژي" ناميده شد و سپس در سال 1894 اين عبارت توسط البرت پانگ معروفيت پيدا کرد و تا آن زمان يکي از شاخه هاي فرعي زمين شناسي محسوب مي شد، ديويس به شکل علمي تخصصي با هدف و فرهنگ ويژه خود تعريف کرد و به اين علم نظام عقيدتي انسجام يافته اي بخشيد و اصالت آنرا تثبيت نمود. از اين نقطه نظر ديويس را مي توان بنيانگذار و پدر ژئومورفولوژي به عنوان علم تخصصي دانست.
همچنين از جنگ جهاني دوم به بعد در فرانسه نسل جديدي از ژئومورفولوژي ظاهر مي شود.که بر حسب اوضاع روش هاي گوناگوني را دنبال مي کنند. در آن ميان ژئومورفولوژي آب وهوايي، که از مکتب هاي آلماني سرچشمه گرفته است از توسعه خاصي برخوردار مي گردد. تريکار يکي از بزرگترين ژئومورفولوگ هاي جهان از همان آغاز کاربر مبناي اين روش حرکت کرده و موفقيت هاي قابل تحسيني را، به ويژه در توسعه مفاهيم جديد اين علم بدست مي آورد. بطوري که بر اساس همين زير بناي علمي، درسال 1955 اولين بيانيه تشريحي سيستماتيک و مفصلي را ارائه مي دهد. اين بيانيه به اندازه اي مورد توجه قرار گرفت که بيرو يکي از برجسته ترين ژئومورفولوگ هاي عصر حاضر و مولف اثرات زيادي در قلمرو ژئومورفولوژي علمي، بخش مهمي از آنرا در سال 1968 در کتاب معروف و ارزنده خود به نام "کليات جغرافياي طبيعي" منتشر کرد.
نتيجه اينکه از نيمه دوم قرن بيستم به بعد ژئومورفولوژي، با کوشش محققان پرکار و خستگي ناپذير، از حالت رکود و انزوا خارج مي شودو دانشمندان با استفاده از وسائل کار جديد و با توجه به تجزيه و تحليل عوامل مختلف و پالئوژئوگرافي، تئوري اين دانش را به مرحله عمل در مي آورند.
گرايش به سوي ژئومورفولوژي کاربردي بسيار اهميت يافته و جنبه بين المللي پيدا کرده است و مي تواند در انتخاب مکان هاي مناسب جهت تاسيسات عظيم و سکونتگاه هاي مخصوص انسانها و يافتن راه حل هاي مناسب براي بلا ياي طبيعي که در برنامه ريزي عمران ناحيه اي بروز مي کند کمک هاي موثري را انجام دهد.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:14 PM
مفاهيم ژئومورفولوژي نوين وژئومورفولوژي کاربردي
ژئومورفولوژي کاربردي پس از توصيف منطقي و ژنتيک پديده ها و طبقه بندي موضوعات بر مبناي آن به تفسير و توضيح علمي و منطقي آنها مي پردازد. حالت ژنتيک پديده ها يکي از مهمترين ويژگي هايي است که در ژئومورفولوژي نوين با اهميت خاصي مورد توجه قرار مي گيرد. جنبه کاربردي ژئومورفولوژي با همين خصوصيات ژنتيکي در ارتباط است، زيرا ژنتيک در مورفولوژي، تدوين اصول و قواعد پيدايش اشکال مختلف ناهمواريها و شکل بندي و تحول بعدي آنها را به صورت منطقي و مستدل، امکان پذير مي سازد. تدوين اين قواعد بر اساس تغيير پذيري اشکال زمين با آهنگ هاي متفاوت انجام مي شود. http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12109_1.jpg http://www.ngdir.com/Images/Common/BoxBullet2.gif علل تغييرات اشکال زمين را بايد در نيروهايي جستجو کرد که دردو طرف پوسته به آن فشار مي آورند و سخت با يکديگر در ارتباط هستند. اگر از برخي نيروهاي دروني سانحه بار مانند زمين لرزه ها، آتشفشان هاو .... صرفه نظر شود، مي توان چنين نتيجه گيري کرد که نيروهاي بيروني در تخريب و ايجاد تغييرات عمده اشکال ناهمواريهاي روي زمين مداخله دائمي دارند. انسان از مدتها قبل با اين تغييرات و ويرانيهاي حاصل از آنها آشنايي پيدا کرده و حتي براي جلوگيري از خطرات يا نتايج زيان بار آنها به فکر چاره و مقابله نيز افتاده است. اما خود انسان، در اکثر موارد، در تغيير اين پوسته، نقش موثري دارد. آگاهي از تغييرات اشکال پوسته زمين و نحوه آنها و نيروهايي که موجب اين تغييرات مي شود، مقدمات موضوعات ژئومورفولوژي کاربردي را فراهم مي آورد. همچنين ژئومورفولوژي در مقياس وسيعي با فعاليتهاي انسانها و مسائل آنها مرتبط است. براي اينکه فعاليت هاي وي بازدهي دلخواهي داشته باشد، بايد متناسب با ديناميک محيط و با در نظر گرفتن نقش عوامل مورفوژنيک تنظيم شود. در اينجاست که مطالعات ژئومورفولوژي که بر اساس مفاهيم جديد آن انجام شده است، با فراهم آوردن اطلاعات دقيق از مورفوديناميک محيط و شناخت مناطق با ثبات و يا ناپايدار و محاسبه ميزان پايداري و يا آسيب پذيري آن در ارتباط با نوع فعاليت، در خدمت انسان قرار مي گيرد. در اين صورت ژئومورفولوژي دقيقا مفهوم کاربردي را، به معني واقعي کلمه پيدا مي کندو مي تواند بسياري از مشکلات را که در برنامه ريزي هاي عمران ناحيه اي در زمينه هاي مختلف، از قبيل عمران، توسعه کشاورزي، جاده ها، سد سازي، استخراج معادن، مديريت محيط طبيعي مطرح مي شود، حل کرده و پاسخ هاي مناسب را براي مسائل متعددي که در اين رابطه عنوان مي شود، فراهم آورد.

به همين جهت بعد از جنگ جهاني دوم ژئومورفولوژي کاربردي، در اغلب کشورهاي جهان با روش سيستماتيک و با اهميت خاصي مورد توجه قرار گرفته است و بررسي عوامل گوناگون را بطور ترکيبي مد نظر مي گيرد و مي تواند پاسخگوي نيازهاي برنامه هاي کشاورزي، ساختماني، عمراني و.... باشد.

ژئومورفولوژي و موضوعات مورد مطالعه در قلمرو کره زمين
ژئومورفولوژي شاخه اي از علوم طبيعي و زمين است و موضوع ويژه مطالعه آن سطح تماس مي باشد که محل برخورد قلمروي سه گانه آبي، گازي و جامد است. نيروهايي که از درون ليتوسفر سرچشمه مي گيرند و نيز نيروهايي که در خارج از آن بدست مي آيند، در اين سطح متعادل شده و انعکاس مي يابند.ژئومورفولوژي وظيفه دارد که نحوه تعادل و انعکاس اين انرژي ها را مطالعه و بررسي کرده و مشخص مي کند که هنگام تغيير يافتن اين تعادل، حالت سطح مذکور چگونه تغيير مي يابد. در اين قلمرو شاخه هاي ديگري نيز که به نحو خاصي با آن در رابطه بوده و حالت ديگري از تعادل نيروهاي ياد شده را مورد توجه قرار مي دهد به مطالعه و بررسي مشغول مي باشند. به طور کلي، ذات طبيعت با پيوندها و رابطه ها مشخص بوده و بريدگي ها و جدائي ها را، که متخصصان براي سهولت کار خود، به طور قرار دادي به وجود مي آورند، نمي پذيرد.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:15 PM
ژئومورفولوژي در ارتباط با موضوعات اتمسفر
همانگونه که مي دانيم، اتمسفر از ترکيب گازهاي گوناگون و عناصر ريز، پراکنده و معلق به ويژه در لايه زيرين تشکيل يافته است. اين قلمرو گازي با دريافت انرژي الکترومانيتيک خورشيدي به نيرويي مجهز مي شود که ديناميک اتمسفري را در معني عام به وجود مي آورد. اين نيرو بخشي از ژئوديناميک بيروني را تشکيل مي دهد که علاوه بر هدايت پديده هاي جوي عوامل مورفوژنيک را تغذيه مي کند. برخي از اين عوامل به صورت پديده هاي گوناگوني مانند: کريوکلاستيم، ترموکلاستيسم و هالوکلاستيسم در تغيير شکل دادن زمين دخالت مي کنند که هريک را بررسي مي کنيم:http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12110_1.jpg http://www.ngdir.com/Images/Common/BoxBullet2.gif - کريوکلاستيسم:
به متلاشي شدن سنگها در اثر عمل يخبندان و ذوب يخ، کريوکلاستيسم مي گويند. بنابراين نوسانات درجه حرارت و بالا و پايين آمدن گرما از حد صفر درجه سانتي گراد، اين ساز و کار و فرايند را موجب مي شود. با توجه به اينکه در اين ساز و کار نقش عمده با يخ بندان است آنرا "ژليفلاکسيون" مي گويند. رطوبت هوا و وجود آب، عوامل ديگر آب و هوايي نيز در اين عمل دخالت موثر دارند. به طوري که بدون تغييرات درجه حرارت نيز عوامل ياد شده نقش متلاشي کننده خود را به شکل ديگري ايفا مي کنند.
- ترمو کلاستيسم:
بالا و پايين رفتن درجه حرارت موجب متلاشي شدن سنگها مي شود که در اين حالت سنگها تحت انقباض و انبساط متناوب قرار مي گيرند و به شکل هاي منفصل و متحرک در مي آيند. اثر تغييرات درجه حرارت اصولا در سطح ليتوسفر، بيشتر از اعماق آن است. نوع وبافت سنگها در کيفيت متلاشي شدن آنها، تحت تاثير ساز و کار ترموکلاستيم دخالت دارد. تناوب نفوذ امواج حرارتي در سنگها، ضريب انبساط و رنگ سنگها نيز در نحوه تاثير اين مکانيسم بي تاثير نيست.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:16 PM
- هيدروکلاستيسم:
متلاشي شدن سنگها را در اثر تناوب جذب رطوبت و از دست دادن آن هيدروکلاستيسم گويند. در اين نوع قطعه قطعه شدن سنگها عامل شيميايي دخالت ندارد و فقط عامل فيزيکي عمل مي کند. اما وجود رس در اين سازو کار ضروري است، زيرا در نتيجه تغييرات حاصل در حجم رس که در اثر جذب آب يا از دست دادن آن انجام مي شود، سنگها متلاشي مي شوند. هيدروکلاستيسم بر حسب نوع سنگها در دو مقياس نقش خود را ايفا مي کند. در پاره اي از سنگهاي دانه اي، بلورين و بلور لايه مثل گرانيت ها، گنايس ها و ميکاشيست ها تجزيه برخي از کاني ها به ويژه فلدسپات ها، رس هاي از نوع مونت موريونيت ها در سطح کاني ها پراکنده مي شود. انبساط و انقباض اين رس ها در اثر جذب آب يا از دست دادن آن به جدا شدن مکانيکي دانه ها و يا قطعات سنگ ها منجر مي شود.
در سنگ هاي رسوبي مکانيسم هيدروکلاستيسم به گونه اي ديگر ظاهر مي شود. در اين سنگها لايه نازکي از رس ها معمولا در وسط لايه هاي سختي مانند: آهک و ماسه سنگ قرار دارد. جريان آب که درزه هاي سنگ هاي سخت نفوذ کرده و در لايه هاي رسي متوقف مي شود، باعث انبساط حجم لايه مي شود و در مواقع خشکي منقبض شده ، به اين ترتيب خلاء زيادي را فراهم مي آورد و در اثر تکرار عمل به تدريج سنگ هاي سخت بالايي بر حسب نوع جنس به قطعاتي تقسيم و تحت تاثير ريزش و لغزش قرار مي گيرند.

- هالوکلاستيسم:
اگر تبلور نمک هاي محلول در آب هاي نفوذ يافته، منجر به متلاشي شدن سنگ هاي محل شود آنرا هالوکلاستيسم گويند. اين مکانيسم اکثرا در مناطق خشک موجب متلاشي شدن سنگ ها مي شود. در اين مکانيسم تغذيه بلورهاي نمکي تشکيل شده از آب نمک دار، با حالت پيچيده اي به طور غير مستقيم حجم را افزايش داده و به جداشدن سنگ ها منتهي مي شود.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:17 PM
رابطه ژئومورفولوژي با زمين شناسي و ژئوفيزيک
داده هاي مربوط به ساختار و ديناميک پوسته زمين که از مطالعات ژئوفيزيکي و زمين شناسي به دست مي آيند از عوامل اساسي درمطالعات ژئومورفولوژي به شمار مي روند. بدين جهت در علم ژئومورفولوژي براي تفسير بسياري ازپديده ها ناگزير هستيم که داده ها و دست آوردهاي علم زمين شناسي و ژئوفيزيک را مورد استفاده قرار دهيم. براي اينکه روابط بين اين علوم واضح تر بيان شود در ابتدا به نحوه استفاده از داده هاي ژئوفيزيک و زمين شناسي در ژئومورفولوژي اشاره مي کنيم:

- نقش داده هاي ژئوفيزيک:
a. محاسبات تغيير شکل هاي کنوني، که بوسيله تراز گيري هاي دقيق و مکرر در مطالعات تکتو ديناميک و عوامل مورفوديناميک مورد استفاده مي باشد.
b. استفاده از داده هاي مربوط به عدم تعادل، نظير آنومالي هاي منفي و مثبت، ضرب شدت جاذبه زمين، که معمولا به طور غير مستقيم انجام مي گيرد، زيرا اين آنومالي ها هميشه با تکتوديناميک هاي موثر مطابقت نمي کنند.
c. در مورد شناخت پوسته زمين، ضخامت يخچالها، سازندهاي آبرفتي و... به روش هاي ژئوفيزيک، داده هايي فراهم مي آيد که در ژئومورفولوژي مورد استفاده قرار ميگيرد.
- نقش داده هاي زمين شناسي:
a. اطلاعاتي که درارتباط با نحوه استقرار سنگ ها و برقراري تعادل در آنها به دست مي آيد و ناشي از ايجاد تعادل در اثر تکتونيک است . همچنين اطلاعاتي که از ليتولوژي حاصل مي شود در مطالعات ژئومورفولوژي اهميت فراوان دارند.
b. داده هايي که در قلمرو بازشناسي ديناميک زمين، از مطالعات زمين شناسي در شناخت تحول تکتونيکي يک ناحيه فراهم مي شود، از ديدگاه ژئومورفولوژي بسيار مهم است.

- کاربرد ژئومورفولوژي در مطالعات ژئوفيزيک
ژئومورفولوژي با فراهم آوردن مقدمات لازم جهت استفاده ازروش هاي پر خرج مانند: سونداژهاي باز شناسي که در ژئوفيزيک رايج است و با هدايت آنها از برتري خاصي برخوردار مي باشد. به اين ترتيب که به کار گيري روش هاي ژئوفيزيک و سونداژهاي بازشناسي به هزينه هاي بسيار نياز دارد. با توسل به روش هاي ژئومورفولوژي مي توان محل هاي مناسبي را انتخاب کرد که احتمال توفيق به کارگيري از روش هاي مذکور در آن بيشتر باشد. بدين ترتيب از هدر رفتن هزينه هاي سنگين در اعمال روش هاي ژئوفيزيک جلوگيري مي شود.

- کاربرد ژئومورفولوژِي در مطالعات زمين شناسي
زمين شناساني که اطلاعات کافي از اصول ژئومورفولوژي دارند به کمک داده هاي حاصل از مطالعات اشکال ناهمواريها، خطوط اصلي اشکال تکتونيک را که از مهمترين موضوعات زمين شناسي است، مشخص مي کنند. همچنين کاربرد ژئومورفولوژي در زمين شناسي در تفسير عکس هاي هوايي به مظور شناسايي برونزدها اهميت دارد که به"فتوژئولوژي" معروف است. استفاده از عکس هاي هوايي بيشتر در مشخص نمودن واحد هاي ليتولوژيک و وضع استقرار آنها نسبت به هم مي باشد و به رخساره و ماهيت سنگها پي ميبريم. همچنين در پژوهش هاي زمين شناسي که بر پايه اصول منطقي استوار باشد، کشف معادن بزرگ مانند: مس،آهن، طلا و نفت و.... به سهولت و به سرعت امکان پذير مي شود.http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12112_1.jpg

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:18 PM
کاربرد ژئومورفولوژي در مطالعات رسوب شناسي
ويژگي سنگهاي رسوبي با نوع و جنس مواد تشکيل دهنده آنها و با کيفيت انباشته شدن اين مواد روي يکديگر و نوع تغيير شکل آنها و تبديل مواد به سنگ(دياژنز) در ارتباط است.
گرچه مرحله تبديل مواد به سنگ هاي رسوبي يعني مرحله دياژنز در قلمروي مطالعات زمين شناسي قرار مي گيرد،ولي در مرحله اوليه آن يعني نحوه پيدايش مواد تشکيل دهنده رسوبات و چگونگي حمل و رسوب يافتن آنها در قلمروي مطالعات ژئومورفولوژي قراردارد. ماهيت سنگ هاي رسوبي از نظر توصيفي که به "پتروگرافي" معروف است و همچنين از جهت اندازه دانه هاي تشکيل دهنده آن که دانه بندي خوانده مي شود مستقيما به عوامل ژئومورفولوژي مربوط مي شود.
همچنين مورفوژنز، با تخريب و فرسايش سنگهاي مادر، نوع و مقدار مواد را که به حوضه هاي رسوبي مي رسد تنظيم و هدايت مي کند.http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12113_1.jpg

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:26 PM
ژئومورفولوژي اقليمي
مقدمه:
دخالت اقليم در پيدايش ناهمواري از برخورد بين کره سنگي و کره هوا نتيجه مي شود. نحوه دخالت اقليم چه در زمينه هوازدگي و چه در ارتباط با تاثير مکانيکي فرايندهاي شکل زائي، در سطح خشکي ها بسيار متغيير مي باشد. دخالت مستقيم اقليم در پيدايش ناهمواري ها در مناطقي که فعاليت هاي کنترل نشده انسان باعث رخنمون يافتن فراوان سنگ ها مي شود و يا در مناطقي که بر اثر کم آبي يا سرماي شديد غالبا عاري از پوشش گياهي مي باشد، سازندهاي سطحي کم ضخامت و غالبا پراکنده که ازلحاظ خاکشناسي تحول کافي نيافته اند ظاهر مي شود.
ژئومورفولوژي اقليمي ناهمواريها را در ارتباط با آب و هوا بررسي مي کند و دنباله ژئومورفولوژي ديناميکي است، زيرا ژئومورفولوژي ديناميکي تضاد عملکرد پديده هاي را در سطح زمين مطالعه مي کند که بين عوامل و فرايند هاي فرسايش حاصل شده اند. به عبارت ديگر ويژگي هاي ساخت يک ناهمواري از طريق عوامل مختلف يک سيستم شکل زائي تجزيه و تحليل مي شود. ژئومورفولوژي اقليمي به نحوي چهره ظاهري ناهمواري را بررسي مي کند در حالي که ژئومورفولوژي ساختماني استخوان بندي ناهمواري را در ارتباط با اهميت نسبي و نظم و ترتيب توده هاي از سنگ را مطالعه مي نمايد که در برابر فرسايش مقاومت هاي متفاوتي دارند.
در اين بحث بعد از تجزيه وتحليل ارتباط ناهمواري با اقليم، جغرافياي اين ناهمواريها در محدوده هاي بزرگ اقليمي در سطح دنيا مطالعه خواهدشد. اين مطالعات به ما امکان مي دهد تا ارتباط کامل اين پديده را بامحيط هاي کنوني زيست اقليمي ارزيابي کنيم.http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12114_1.jpg http://www.ngdir.com/Images/Common/BoxBullet2.gif - نحوه دخالت اقليم:
دخالت اقليم در پيدايش ناهمواري از برخوردبين سنگ کره و هوا کره نتيجه مي شود و نحوه دخالت اقليم چه در زمينه هوازدگي و چه در ارتباط با تاثير مکانيکي فرايندهاي شکل زائي در سطح خشکي ها بسيار متغيير مي باشند.
- دخالت مستقيم اقليم:
در مناطقي که فعاليت هاي انسان باعث رخنمون يافتن سنگ ها مي شوند، دخالت مستقيم اقليم ظاهر مي شود و يا مناطقي که بر اثر کم آبي ياسرماي بسيار زياد غالبا عاري از پوشش گياهي مي باشند، بدين صورت که در نواحي گرم کم آب، به دليل بزرگي قطرات و سرعت سقوط آنها و برخورد به مواد سست سطوح عريان فرسايش سيلابي بسيار شديد وقابل توجه است تناوب فعاليت واثر سريع آبهاي جاري مظهر ديگري از نقش مستقيم اقليم است. در بيابانهاي سرد بارش هاي برف به شکل يخ متمرکز مي شوند و ذوب يخ باعث ايجاد جويبارها مي شود ولي شکل زايي با آنچه در بيابان هاي گرم گفته شد فرق دارد، زيرا ذوب يخ تدريجي است.
يکي ديگر از مظاهر مهم جوي باد است که درصورت عريان بودن زمين از شرايط مناسبي براي فعاليت هاي سايشي برخوردار ست.
- دخالت غير مستقيم اقليم:
هنگامي که پوششي از گياه يا خاک بين سنگ کره و هوا کره قرار گيرد، چگونگي دخالت اقليم در شکل زايي، بسيار پيچيده تر خواهد بود. در اين مناطق گياهان براي تامين اعمال حياتي خودمانند: تنفس، تعريق و تغذيه قسمت زيادي از حرارت را جذب مي کنند و سهم انرژي که به زمين مي رسد گاهي تا3/1 کاهش مي يابد. همچنين گياهان تغييراتي را در زمينه دخالت آب به وجود مي آورند، بدين صورت که لايه حفاظتي کم و بيش ضخيمي را در برابر قطرات باران تشکيل مي دهندوخاک را در برابر فرسايش باراني حفاظت مي کنند و از خزان برگ ها در جنگل ها، لايه هايي تشکيل مي شوند که اثر حفاظتي را افزايش مي دهند.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:31 PM
اشکال مورفوژنيک در زمين و مناطق شکل زائي اقليمي
اصلي ترين مسئله در ارتباط با تاثير ژئومورفولوژي اقليمي، اين است که هر شرايط اقليمي مشخصي مي تواند درطول زمان اشکال خاصي از ناهمواري را بوجود آورد.
مناطق شکل زائي اقليمي پهنه هاي وسيعي درزمين هستند که تحت تاثير ويژگيهاي اصلي فرايندهاي اقليمي مانند هوازدگي، فعاليت يخچال، حرکت هاي توده اي، فعاليت هاي آبرفتي و بادي مي باشند و تقسيم بندي ژئومورفولوژي زمين بايد بر اساس سه عامل اساسي يعني درجه حرارت، بارش و تغييرات فصلي استوار باشد.

اولين گروه از مناطق ژئومورفيکي شامل: نواحي يخچالي، کم آب و استوايي مرطوب است. اين نواحي تحت تاثير فرايند هاي فصلي نيستند و عموما از فرسايش متوسط تا کم يا از فرسايش اتفاقي و غير معمول برخوردار مي شوند.
دومين گروه از اين نواحي شامل: نواحي استوايي با تناوب دوره هاي خشک و مرطوب، نواحي قاره اي خشک، نواحي مرطوب عرض هاي مياني و نواحي حاشيه يخچالي اند. در اين مناطق فرايند هايي حاکمند که اثر فصول در آنها به وضوح ديده مي شود. اين فعاليت ها تغييرات قابل توجه محلي را سبب مي شوند و در مجموع با تغييرات جهاني آب و هوايي همگامي دارند.همچنين اين گروه خود به دو ناحيه تقسيم مي شود.
a.مناطق آب و هوايي گرمتر: مانند مناطق استوايي_ با تناوب خشک _ مرطوب و مناطق نيمه خشک.
b.مناطق آب و هوايي سردتر: مانند مناطق قاره اي خشک، آب و هوا مرطوب در عرض هاي مياني و حاشيه يخچاليhttp://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12115_1.jpg
http://www.ngdir.com/Images/Common/BoxBullet2.gif - مناطق حاره اي مرطوب:
مناطق مرطوب استوائي با تغييرات درجه حرارت سالانه پايين تر از 10 درجه سانتي گراد و معمولا 1 تا 2 ماه بارندگي کمتر از 50 ميلي متر مشخص مي شود.
عمق تخريب شيميايي معمولا در نواحي مرطوب استوائي زياد است و هيچ صخره سنگي در اين محيط ها ظاهر نمي شودو بيانگر اين مطلب است که شدت تجزيه به طور قابل ملاحظه اي سريعتر از حمل و نقل است که دلائل آن بدين ترتيب است:
1-قابليلت نفوذ زياد آب (بيش از 90 درصد در محل) به دليل پوشش گياهي فراوان، حتي در شيب هاي 70 درجه در رطوبت بالا و زمان طولاني منجر به اشباع کامل خاک مي شود.
2-بالا بودن سطح زمين و درجه حرارت خاک، که طبق قانون دانت هوف به ازاي افزايش هر10 درجه حرارت ميزان واکنش شيميايي5/2 برابر مقدار اوليه مي شود.
3-به علت افزايش شدت واکنش بيوشيميايي که بر اثر تجزيه هوموس مقدار CO2 خاک به 5 برابر مقدار آن در خاک هاي نواحي متعدل مي رسد و باعث تشديد شرايط اسيدي و عمل واکنش شيميايي بر روي سنگ مادر مي شود.
4-يکي ازآثار مهم تشديد واکنش شيميايي توليد موادفراوان قابل شستشو از جمله کوارتز است که خرده سنگهاي ماسه اي به ضخامت تقريبي دومتر زير پوشش هوموسي در جنگل هاي باراني ايجاد مي شود که سبب ناپايداري درختان تنومند مي شود. همچنين خاصيت اسيدي موجود در آب همراه با تجزيه هوموس باعث تحرک زياد اکسيدهاي آهن و رسوب ورقه اي آهن در لايه هاي تخريب يافته مي شود. يکي ديگر از انواع هوازدگي شيميايي در نواحي استوايي شستشوي سيليس از کاني هاي سيليکاته مي باشد.
در شيب هاي مناطق حاره اي تراکم پوشش گياهي سبب کاهش حرکت خزش مي گردد. مگر وقتي که عواملي مانند باران تند يا زلزله و عواملي مانند سنگيني بار شيب حتي بر اثر افزايش بار پوشش گياهي بر آن اثر بگذارند.
در مناطق مرطوب حاره با وجودي که پوشش گياهي مانع جريان سطحي آبها مي شود، تراکم زهکشي نسبت به زمين هاي معتدله مرطوب بيشتر است.
حمل بار جامد رودخانه اي در مناطق مرطوب حاره اي در طي زمان کوتاه و هنگام تخليه افزايش مي يابد، يعني2 درصد افزايش تخليه سبب جابجايي بيش از 50 درصد کل بار جامد مي شود.
رودخانه هاي مناطق مرطوب حاره اي غالبا فاقد ذرات درشت هستند. که در فقدان ذرات درشت هوازدگي شيميايي بسيار موثر است. همچنين در اين مناطق تغييرات عمق رودخانه از عرض آن سريعتر است، چون وجود پوشش گياهي و رس فراوان مانع از گسترش عرضي آبراهه مي شوند، ولي در پايين دست رود در مناطق مرطوب حاره اي با افزايش مقدار تخليه کمي بيش از محيط هاي مرطوب است.
از چهره هاي ژئومورفيکي منطقه اي مي توان به رودخانه هاي کم شيب، وسيع و حوضه هاي سيلابي آن با چندين کيلومتر وسعت که پستي و بلنديهايي دارد، اشاره کرد و رودخانه ها کناره هاي پرشيبي(حدود40 درصد) دارند و عموما به وسيله پوشش گياهي فشرده اي تثبيت شده اند.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:32 PM
مناطق حاره اي خشک و مرطوب:
فرايند هوازدگي در اين مناطق بيشتر شيميايي است و متوسط نيمرخ هاي هوازدگي زمين بين 25 متر در نواحي مرطوب و 6 متر در بخش هاي خشک تر است. فرايند هوازدگي شيميايي بيشتر در مناطقي است که نوسان هاي فصلي سطح آب به نحو غير قابل پيش بيني بالا مي آيد وسپس به آرامي فرو مي نشيند. نوسان سطح آب امکان مي دهد که موادمحلول در آبها بر اثر مهاجرت در منطقه غرقابي جابجا شوند.
ضخامت محلي پديده هوازدگي تحت تاثير عواملي همچون نوع سنگ که به طور عادي در ماسه سنگها در حدود 100 متر و براي سنگ هاي آذرين و دگرگوني 30 متر است و تخلخل سنگ ها نيز به سهولت نوسان هاي سطح آب مي شود عاملي همچون درز و شکاف سنگها نيز کارهوازدگي را تسهيل مي کند و ميزان بارندگي نقش عمده اي درحداکثر افزايش عمق پديده هوازدگي دارد. عوارض توپوگرافي به مقدار زياد در تنظيم و گسترش جريانهاي سطحي آب موثر است. در مناطق مرطوب تر عميق ترين فرسايش و هوازدگي،غالبا در زير آبراهه هاي فصلي کوچکي قرار دارند که داراي شيب کمي است. درحالي که در زير جريانهاي پهن رودخانه اي که ذرات ريز سطح آن راپوشانده اند، عمق هوازدگي کمتر است. از چهره هاي ژئومورفيکي آن مي توان به شيب هاي نامنظم و غير يکنواخت،واريزه هاي درشت بصورت موازي هم قرار دارند.
يکي از آثار مشخص ژئومورفيکي در مناطق حاره اي خشک_ مرطوب و نيمه خشک ايجاد قشر هاي سخت شده دوري کراست هاست. پديده تشکيل قشر سخت، به طور ثانوي، در کناره هاي دره و در ترازهاي پست تر توپوگرافي ظاهر مي شود. ترکيب دوري کراستها از نظر نسبت مواد تشکيل دهنده آنها مانند آلومينيم، آهن، سيليس و کلسيم فرق دارد وشامل 4 نوع مي باشد:http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12116_1.jpghttp://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12116_2.jpg http://www.ngdir.com/Images/Common/BoxBullet2.gif 1- بوکسيت: بوکسيت بيشتر روي سنگ هاي غني شده از آلومينيم يا آهن کم(مانند فيليت ها و سنگ هاي آذرين قليايي) توسعه دارد. تشکيل آن مستلزم وجود زهکشي خوب در زمين و شستشوي زياد مواد قليايي است و در جايي گسترش مي يابد که مقدار بارندگي آن بين 1200تا 1500 ميلي متر در سال است و قابليت جابجايي مقدار زيادي از يونهاي آهن را دارا مي باشد.
1-لاتريت: اين ماده با آهن فراوان از نظر ژئومورفولوژيکي يکي از مهمترين قشر هاي سخت شده سطحي است و در مقايسه با قشر هاي آهن دار مناطق نيمه خشک در شرايط آب و هوايي با بارندگي بيش از 1000 ميلي متر بر روي سنگ هاي اسيدي و بيش از 1200 ميلي متر بر روي سنگ هاي قليايي تکامل پيدا مي کند. لاتريت به طور گسترده به ندرت وجود دارد، بر عکس به طور محلي در موقعيت هايي همچون سطوح مرتفع موج دار در تپه ها، روي تخته سنگ هاي ساحلي روباز و سکوهاي کناره دره ها همچنين دامنه تپه ها و دشت سرها تجمع واريزه هاي لاتريتي است که دوباره سيماني شده اند.

2-سيلکريت: تراکمي غني از سيليس است(95 درصد) که در بالاي قسمت سطوح کائوليني شده رخنمون دارد و در داخل بخش هوازده تشکيل شد که بيش از 3 متر ضخامت دارد و با مقاومت بسيار زياد داراي ساختمان منشوري شکل است.
4- کالکريت: با اينکه کالکريت در شرايط خشک و نيمه خشک تشکيل مي شود ولي شايد در گروه بالا نيز بتوان جاي داد. کالکريت ها لايه هاي غني نازکي از کربنات کلسيم (80 درصد) مي باشد که از رشد و انعقاد گره هاي کوچک کربناته در خاک تشکيل مي شود.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:35 PM
مناطق خشک و نيمه خشک:
عمل يخچال ها در اين محيط متوسط تا حداقل است و هوازدگي مکانيکي و تخريب شيميايي در آن حداقل تا متوسط مي باشد، ولي فرايند هاي جرياني در آن به حداکثر مي رسد. عمل باد نيز در ناحيه متوسط تا حداکثر است.
نواحي داراي اقليم گرم و خشک و نيمه خشک و مناطق مرطوب و خشک با تابستانهاي گرم و زمستانهاي سردبيش از 33 درصد از سطح زمين را پوشش مي دهند. از لحاظ اشکال ژئومورفيکي شامل:
1-جبهه هاي کوهستاني که اغلب بوسيله آبراهه هاي فعلي به طور موقت قطعه قطعه شده اند.
2-دشت سرها (سطوحي با زاويه کمتراز 4 درجه) که به صورت صفحه اي سنگ بستر را در برمي گيرند و آن را از شيب دامنه جدا مي کنند و نيز از قلوه سنگها پوشيده شده اند(سطحي از سنگ بستر که با آبرفت ها پوشيده شده است.)
3-پلايا ها: نقاط مسطح پوشيده از رسوب هاي دانه ريزبا درياچه هاي موقتي که متعلق به حوضه هاي بياباني و کويري بسته مي باشند.

4-کوه ها وسطوح بلند و مرتفعي که توسط دره ها به بخش هاي کوچکتر تقسيم شده اند. اين عوارض همه اشکال ناهمواري ها ي نواحي خشک نيستند ولي شامل آن دسته از اشکالي اندکه در کويرها وبيابانها بصورت مشخص تر يافت مي شوند.
5-اينسلبرگها: برآمدگي هاي سطح دشت سرها و دشت گون ها هستند. اينسلبرگ ها روي پهنه وسيعي از رخنمون هاي مقاوم پديد مي آيند که عمده ترين آنها گرانيت ها، گنايس ها، سينيت ها و سنگ هاي ديابازي هستند که به دو گروه اينسلبرگهاي گنبدي و تورها تقسيم مي شوند. تورها شامل توده اي از سنگ ها و قطعه سنگ هاي کوچکتري هستند که روي هم قرار گرفته اند.http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12117_1.jpg

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:37 PM
مناطق سرد:
سيستم شکل زايي نواحي سرد بر اساس يک حد آستانه اي خاص طبقه بندي مي شود. اگر برف در زمستان ببارد و در تابستان ذوب شود پس فرايندهاي مجاور يخچالي در منطقه وجود دارد. اگر بارش برف در زمستان زياد باشد و در تابستان ذوب نگردد، در نتيجه يخچالها در اين مناطق تشکيل مي شود.
1-سيستم مجاور يخچالي:
در اين نواحي يخ مي تواند به دو صورت سبب تغيير شکل ناهمواريها شود،اولين حالت وجود زمينهاي پرمافراست ، يعني زمينهايي که به طور دائم در زمستان و تابستان داراي دماي زير صفر درجه سانتي گراد هستند. دومين حالت مربوط به يخبندان و ذوب يخ به طور سالانه وبر اساس دوره هاي کوتاه مدت است.
"پينگوها " برآمدگي هاي ناشي از افزايش حجم قطعه يخ هاي تفکيک شده مي باشد که بالا آمدن زمين را به همراه دارند.
پديده آب شدن يخ سبب فرو نشيني زمين مي گردد و عمومي ترين شکل اين پديده تشکيل درياچه هاي حاصل از ذوب يخ مي باشد.
پديده"ژلي فلکسيون" جريان قطعات سنگ طي ذوب يخ در تابستان است که رسوبات تخريبي داراي زاويه 1تا 3 درجه هستند و سطح وسيعي به وسعت چندين کيلومتر مربع را مي پوشانند.
2-سيستم يخچالي:
از عوامل مناسب براي تشکيل يخچالها بارش زياد برف و درجه حرارت پايين در تابستان مي باشد. فرسايش و هوازدگي به صورت يخبندان شديد و تخريب مکانيکي نيز به طور متوسط ظاهر مي شود ولي تخريب شيميايي در آن بسيار کم است.
اساسي ترين حالت سطوح يخي، گنبد هاي محدبي شکل است که در مقياس قاره اي ممکن است، ارتفاع آن به 4 هزار متر نيز برسد. از اشکال ديگرمي توان به سکو هاي يخي که بر اثر لايه هاي شناور يخ به وجود آمده اند، اشاره کرد.
سطوح سايشي، اسکرها و تيل ها از چهره هاي ژئومورفيکي يخچالي مي باشند.http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12118_1.jpg

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:38 PM
فرايند هاي ژئومورفولوژي اقليمي:
در سطح زمين فرايند هاي مختلفي از فرسايش و رسوبگذاري موثرند. اين فرايند ها ممکن است اشکال برجستگي هاي موجود را تغيير دهند يا برجستگي هاي تازه اي ايجاد کنند. در اين مبحث فرايند هاي اصلي توضيح داده شده اند.

http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12119_1.jpg http://www.ngdir.com/Images/Common/BoxBullet2.gif هوازدگي:
اين پديده در حد فاصل زمين و کره جو ايجاد مي شود. در اين شرايط کاني ها در مجاورت اتمسفر، هيدروسفرو بيوسفر قرار مي گيرند. اين امر تغييراتي در حالتهاي تخريبي يا پلاستيکي آنها ايجاد کرده وسبب افزايش حجم و کم شدن وزن مخصوص و اندازه ذرات آنها مي شود و در نتيجه به پيدايش کاني هاي جديدي که در اين شرايط داراي پايداري بيشتري نسبت به کاني هاي اوليه هستند منجر مي شود.
- هوازدگي فيزيکي:
اين نوع از هوازدگي شامل تنش هاي زمين شناسي، فشارهاي همه جانبه تکتونيکي، تنش هاي ناشي از تابش خورشيد و يخ زدن سريع آب مي باشد.
تنش هاي زمين شناسي وقتي به وجود مي آيند که سنگ هاي کريستالي(مثل گرانيت ها و مرمرها) متبلور شوند ياتبلور دوباره يابند يا سنگ هاي رسوبي (مثل ماسه سنگ هاي توده اي سست وبه هم پيوسته، آرکوزها و آهک ها) تحت فشار هاي همه جانبه تکتونيکي زياد يا تحت فشار فوق العاده لايه هاي بالايي پديده دياژنزياسنگ شدگي را تحمل کنند. فرسايش سطحي و کم شدن بار باعث کم شدن فشار بر آن و باعث ايجاد شبکه اي از درزها و ترک ها مي شود.
گراديانهاي حرارتي نيز باعث انبساط خطي و توده اي سنگ ها مي شود. تنش هاي به وجود آمده، بر اثر رشد بلورها در هوازدگي عمدتا دو منبع دارد. يکي بلورهاي يخ و ديگري بلورهاي نمک. همچنين تنش هاي بيولوژيکي که هوازدگي فيزيکي را افزايش مي دهند در دو دسته اصلي گياهي وجانوري مي باشند که شامل کرم ها و گل سنگ مي باشد.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:39 PM
هوازدگي شيميايي:
مکانيسم هوازدگي شيميايي نمايانگر ترکيب پيچيده اي از واکنش هاي شيميايي است. قابليت حلاليت کاني هاي مورد نظر به مقدار تفکيک يونهايH+ وOH- در آب بستگي دارد،که با ميزان PH نشان داده مي شود. يونهاي H+ کوچک هستند و بار الکتريکي زيادي دارند و براي رخنه کردن در شبکه کاني ها و خارج کردن کاتيون ها مناسبند. به اين واکنش که بين کاتيون ها و يونهاي OH- صورت مي گيرد اصطلاحا"هيدروليز" گويند.
همچنين آب مي تواند توسط پديده آبگيري ، داخل شبکه کانيها شود و اين پديده راه را براي هوازدگي به وسيله اکسيداسيون و کربنا سيون هموار مي کند. طي عمل اکسيداسيون عناصر الکترونهاي خود را به يون اکسيژن موجود در محلول واگذار مي کنند. کربني شدن بر اثر عمل اسيد کربنيک بر روي کلسيت حادث مي شود.
سرعت هوازدگي با عواملي همچون ميزان آب واردشده به توده هوازده و آبي که از آن خارج مي گردد، ترکيب شيميايي آب، مواد آلي يا ارگانيک تنظيم مي گردد.
افزايش درجه حرارت به ميزان 10 درجه سرعت واکنش هاي شيميايي را دو برابر مي کند. در مناطق خشک که آب بر اساس خاصيت موئينگي به طرف بالا حرکت مي کند و در نقاطي با شرايط آب اشباعي مونت موريونيت، ايليت و کلريت محصولات رسي حاصل از تجزيه را تشکيل مي دهند و در مناطق مرطوب با شرايطي همچون زهکشي خوب، شستشوي شديد و فراواني پوشش گياهي، سبب هوازدگي عمقي و گسترده مي شود و اين امر منجر به توليدکائولينيت شده و يا در مناطق استوائي گيبسيت و گوتيت حاصل مي شود.
تعادل شيميايي، در حالتي که درجه حلاليت بالا و جريان آب آهسته است به دست مي آيد و سرعت هوازدگي توسط ميزان حلاليت مواد کنترل مي شود.در حالتي که درجه حلاليت پايين و جريان آب تند است، سرعت هوازدگي بوسيله شدت جريان و سرعت انحلال آن کنترل مي شود.
هوازدگي شيميايي سه نوع محصول راتوليد مي کند که عبارتند از:
1-محلول هايي از سديم، پتاسيم، منيزيم، کلسيم، استرانسيم و غيره. به همراه مقداري سيليس به ويژه در مناطق مرطوب استوائي که درياچه ها و درياها را پر مي کنند، به صورت ماسه سنگ، دولوميت و ديگر سنگ هاي رسوبي شيميايي مجددا رسوب مي کنند.
2-رس هاو هيدروسيليکا تهاي آلومين به شکل ورقه هاي ظريف و ريزبلوري که عمدتا از هوازدگي فلدسپاتها و کاني هاي فرومنيزين حاصل شده اند. اين رس ها توليد کننده بخش عظيمي از شيل ها و ديگر سنگ هاي رسي هستند.
3-باقي مانده مواد که عمدتا شامل سيليس، فلدسپاتها و ميکاي تجزيه نشده همراه با مقدار کمي از کاني هاي سنگين است. اين مواد عمدتا شامل ماسه سنگ ها و ديگر سنگ هاي تخريبي هستند و هوازدگي به ندرت به تجزيه کامل آنها منتهي مي شود.http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12120_1.jpg

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:40 PM
هوازدگي بيو شيميايي:
اين پديده در تمام مناطق هوازده وجود دارد و سري پيچيده اي از فرايندهاي بيوشيميايي را توليد مي کند که شامل تبادل کاتيونها با ريشه، ايجاد محلول هاي کاذب کلوئيدي وانحلال به وسيله ترشحات ريشه و توليد اسيد هاي آلي است.بدين معني که شدت هوازدگي بر اثر مجموعه اسيد هاي ضعيف مي تواند تا 10 برابر نسبت به آب خالص افزايش يابد. اسيد استيک، اسيد اسپارتيک، اسيد سيتريک و تارتاريک شدت هوازدگي را تا 100 برابر نسبت به آب خالص بالا مي برند.
اسيدهاي هوميک(مانندC40H24O12) در پديده کلاته شدن فعاليت مي کنند و سيليکاتها به ويژه آمفيبولها را تجزيه مي کنند. خصوصا اسيدهاي فوليک(يعني اسيدهاي هوميک مشتق از خاک برگ و زغال سنگ نارس) از عوامل مهم هوازدگي به شمار مي روند.همچنين اسيدهاي توليد شده توسط باکتري ها(براي مثال: اسيد لاکتيک، اسيداستيک،اسيد اگزاليک2(CoOH) و اسيد گلوکونيت) در امر هوازدگي موثرند. اين اسيدها به عنوان زيادي از کاني ها مثل کربناتهاي منيزيم و سيليکاتهاي Ca,Mg و فلدسپاتها و کائولينيت حمله ور مي شوند. اما سيليکاتهاي غني از آلومينيم تحت تاثير اين اسيدها قرار نمي گيرند.http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12121_1.jpg

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:40 PM
حرکت توده اي مواد:
اين فرايند به جدا شدگي و حمل و نقل رو به پايين مواد خاکي و سنگي تحت تأثير نيروي جاذبه گفته مي شود. لغزش يا جريان توده اي مواد، به موقعيت آنها و نيروي جاذبه وابسته است. اما حرکت تودهاي مواد با حضور آب، يخ و هوا تشديد مي شود. خزش آرام رو به پايين خاک و خرده سنگ ها و همچنين حرکت سريع و لغزش هاي زمين در مقياس بزرگ و در مسافت هاي طولاني هر دو جزء حرکت توده اي مواد محسوب مي شوند.
http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12122_1.jpg http://www.ngdir.com/Images/Common/BoxBullet2.gif تکتونيک ثقلي:
ارتباط بين تخريب توده اي مواد و فعاليت هاي تکتونيکي نسبتا روشن است. از گسل ها به عنوان يک عامل تکتونيک ثقلي مي توان نام برد. مناظر ژئومورفولوژيکي با فعاليت هاي تکتونيک ثقلي، بسيار بزرگتر از مناظري هستند که معمولابازمين لغزها و ساير اشکال تخريبي توده اي مربوط مي شوند.
رده بندي حرکت توده اي مواد:
معمولا رده بندي زمين لغزهاو پديده حرکت توده اي مواد يابر اساس نوع حرکت آنها (لغزش،جريان وسنگيني مواد) يا براساس سرعت حرکت و مقدار آب (مواد سنگي به صورت خشک يا مواد زميني با نسبتهاي متغيير ازآب ويخ) صورت مي گيرد. البته در همه حال جاذبه عامل اصلي حرکت است.
a.حرکت قائم:
با عنوان جابجايي قائم دو نوع حرکت را مي توان مشخص کرد. يکي سقوط مواد خاکي از سطح صخره و ديگري فرو نشيني به دليل حرکت مواد تحت الارضي است. فرو نشيني يا فرورفتن زمين مثل ريزش سقف غارهاي زير زميني باعث ايجاد پستي و بلندي هاي به نام کارست مي شود. حالت ديگري از نشست زمين مي تواند نتيجه از دست دادن مايعات در مواد نفوذپذير باشد.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:42 PM
b.حرکت جانبي:
حرکت جانبي مواد تحت عنوان دو نوع حرکت يعني لغزش و پراکندگي مواد صورت مي گيرد. لغزش يک حرکت انتقالي است که معمولا در امتداد يک سطح افقي يا يک شيب ملايم اتفاق مي افتد و پديده پراکندگي مواد عبارت است از حرکت جانبي يک سري از تخته سنگ ها به شکلي که از يک مرکز دور شده اند.فرق بين پديده پراکندگي تخته سنگ ها و پديده لغزش مواد اين است که پديده پراکندگي شامل تعداد زيادي از تخته سنگ ها مي شود و در آن سطح لغزش مشخصي وجود ندارد.
در اين دسته انواع خمش پذيري قرار دارد. طي اين پديده روي دامنه تپه ها پوششي از بخش هاي رسوبي حرکت مي کنند. در همين حال رسوبات طبقه زيرين اين پوشش نيز به طرف دره مي خزند. در يک منطقه خمش پذير دامنه تپه ها به عنوان محور تاقديس و خود دره ها در حکم محور ناوديس مطرح مي شوند.در حالت گسترش جانبي مواد در جهت دور از مرکز آن باعث ايجاد اشکال گرابن مي شود که تشخيص اين دو پديده خمش پذيري انحنايي و تغيير وضعي مشکل است. گسترش سريع مواد ممکن است درنتيجه عدم استحکام مواد بوسيله امواج لرزه اي صورت گيرد.http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12123_1.jpg http://www.ngdir.com/Images/Common/BoxBullet2.gif C. حرکت مورب:
در اين حرکت مواد به سمت پايين شيب دامنه و در جهت دور شدن از نقطه اوليه صورت مي گيرد و وقتي آن را با حرکت جانبي مواد مقايسه مي کنيم، مشاهده مي کنيم که نيروهاي جاذبه به مقدار بسيار زيادتري در آن دخالت دارند. سه نوع حرکت تحت اين نوع طبقه بندي به عناوين خزشي، لغزشي و جرياني ديده مي شود که در آنها افزايش سرعت حرکت معمولا از نوع اول يعني خزش به طرف نوع جرياني وجود دارد. خزش حرکت رو به پايين مواد زمين است که به طور آرام و آهسته وغير قابل محسوس تحت تاثير نيروي جاذبه صورت مي گيرد.به طور نسبي وجود مقادير کم آب و يخ باعث خزش مي شود و خزش ها شامل :
خزش خاک: که حرکت خاکها به صورت يک سيال چسبنده ياشکل پذير است و بيشترين حرکت در قسمت هاي نزديک به سطح خاک صورت مي گيرد.
خزش سنگي عبارت است از حرکت سنگ روي سنگ. اگر يک قطعه سنگ روي يک سطح درزه دار يا يک لايه شيب دار قرار بگيرد در اين صورت حرکت سنگ بر اثر انقباض و انبساط سنگ و بر اثر گرما يا سرما حاصل مي شود.
پديده لغزش: لغزش مواد آواري و لغزش و جابجايي خاک عبارتند از جدائي مواد زميني در طول سطح لايه بندي ياپيشاني هوازده يا هر ناحيه کم مقاومت دامنه اي که با لغزش هاي بعدي توده اي مواد به سمت پايين دامنه همراه است.
حرکت جرياني: در تمام انواع حرکت توده اي که قبلا بيان شد، آب، هوا و يخ نقش کوچک يا متوسطي ايفا ميکند.
اما در جريان مورب عامل به حرکت درآورنده نقش خيلي مهمي دارد. و از انواع اين نوع حرکت مي توان به يخچال سنگي و سولي فلوکسيون (حرکت خاک محتوي آب حاصل از ذوب يخ) و همچنين ژلي فلوکسيون هنگامي اتفاق مي افتد که اشباع خاک از آب کامل باشد و جريان هاي گلي نتيجه وجود مقدار زيادي آب است و اين جريانها نياز به سه شرط دارد:
1-پوششي از خاک واريزه اي يا دره گوه اي شکل پر شده از مواد واريزه اي
2-شيب تند دامنه
3-رطوبت کافي براي به جريان درآمدن خاک
بهمن هاي سنگي به حرکت توده اي مواد با سرعت هاي بالا گفته مي شود.

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:43 PM
موقعيت حرکت توده اي
حرکت توده اي براثر نيروي جاذبه در هر جايي مي تواند رخ دهد. اما عمده ترين محل هاي حدوث آن محل هاي با برجستگي هاي زياد، محل هاي با سنگ هاي خرد شده، محيط هاي با بارش فراوان و فعاليت تکتونيکي است. در يک ناحيه معين حرکت توده اي مواد مي تواند با تنوع ساختماني و سنگ شناسي مرتبط باشد.براي مثال رخنمون هاي شيستي از رخنمون هاي ماسه سنگي براي اين پديده مستعدتر هستند. لايه هاي سنگي که به سمت صخره شيب دارند نسبت به لايه هايي که به داخل صخره شيب دارند براي اين پديده مناسبترند.
هوازدگي و خصوصيات سنگ از عوامل مهم در تعيين فرکانس و نوع حرکت توده اي مواد مي باشد. دورگين در سال 1977، چهار مرحله هوازدگي را مطرح مي کند:

1-مرحله اي که سنگ سالم بوده و هيچ گونه آثار تجزيه اي در آن ديده نمي شود. اين سنگ ها بيشتر در معرض فروافتادگي و لغزش هاي سنگي هستند.
2-مرحله اي که بخش هاي سطحي سنگ تجزيه شده ولي مغزه آن هنوز سالم است. اين مرحله با ريزش و سقوط بهمن وار خرده سنگ ها مشخص مي شود.
3-مرحله اي که هوازدگي منجر به فساد سنگ شده و آن را به قطعات ريز تقسيم مي کند که جريانهاي واريزه اي را در اين مرحله مشاهده مي کنيم.
4-هوازدگي منجر به ايجاد موادي مي شود که با سنگ اصلي از نظر ماهيت مغايرت دارد که حرکت هاي توده اي بيشتر در اين نواحي ديده مي شود.http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12124_1.jpg

Bauokstoney
Saturday 24 April 2010-1, 12:44 PM
دلايل حرکت توده اي مواد
اول: عواملي که در افزايش نيروهاي برشي موثر باشند، که از اين جمله مي توان به جابجايي تکيه گاه جانبي(فرسايش بر اثر رودخانه ويخچال، عمل امواج، هوازدگي، لغزش يا گسل خوردگي)، اضافه شدن بار دامنه اي (افزايش وزن بر اثر بارندگي،برف، پوشش گياهي، تجمع مواد واريزه اي در پاي دامنه)، جابجايي لايه هاي تحتاني که نقش تکيه گاهي دارند(انحلال در عمق و کارهاي معدني و کم شدن لايه هاي تحتاني رسوبي).
دوم: عواملي که منجر به تقليل مقاومت برشي مي شوند که از اين جمله مي توان به هوازدگي و ديگر واکنش هاي فيزيکوشيميايي، تغييرات در نيروهاي موجود در بين دانه ها، تغييرات در ساختمان(شکاف برداشتن شيل ها و وارفتگي ساختمان لس ها) و حفاري زمين توسط حيوانات و يا فساد ريشه گياهان. http://www.ngdir.com/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/12125_1.jpg http://www.ngdir.com/Images/Common/BoxBullet2.gif شيب هاي دامنه اي و فرسايش آنها:
در ساده ترين حالت ما مي توانيم سه نو