PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تاریخچه کامل داربی های استقلال و پرسپولیس + حواشی + خاطرات



ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 02:08 PM
تاریخچه کاملی از تمام گذشته ی دو تیم استقلال و پرسپولیس + تاریخچه کامل داربی های استقلال و پرسپولیس + حواشی + خاطرات +...

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 02:23 PM
http://www.fcesteghlal.ir/Images/Thumbnail/c7c5501f-5bb2-4888-aab5-f3662b3450fe.jpg

در چهارم مهر ماه 1324 چند جوان نظامي علاقمند به ورزش دوچرخه سواري ، بنامهاي « ميرزائي، نواب و جانان پور » در خيابان فردوسي تهران اقدام به تأسيس يك باشگاه ورزشي نمودند و به دليل اينكه اعضاي اين باشگاه همگي دوچرخه سوار بودند، نام آن را باشگاه «دوچرخه سواران» نهادند. اولين اعضاي اين باشگاه در بدو تأسيس عبارت بودند از: جانان پور، خاكزاد، گيتي، گريش، كلاني، مهديون، حسيني،ميرزائي و خشايار.
رفته رفته دوچرخه سواران در ساير رشته هاي ورزشي نيز از قبيل واليبال، بسكتبال،پينگ پونگ، وزنه برداري، كشتي، شنا، فوتبال، و .... تصميم به فعاليت گرفت. در اين زمان تيم فوتبال « تور » كه توسط مرحوم علي دانائي فرد تشكيل شده بود، توانست در يك رقابت، تيم فدرتمند كارگران آبادان را شكست دهد. بنابراين مورد توجه ويژه باشگاه دوچرخه سواران قرار گرفت. مسئولان وقت اين باشگاه با مؤسس تيم تور به توافق رسيدند تا از آن پس اين تيم با نام تيم فوتبال دوچرخه سواران در مسابقات شركت نمايد.
پس از يك سازمان دهي نسبي در باشگاه، « پرويزعموقلي، گرائيلي، دانايي فرد و سيدآقاجلالي » به عنوان هيئت مديره انتخاب شدند. بنابر اين تيم فوتبال دوچرخه سواران در سال 1325 اولين حضور رسمي خود را در مسابقات باشگاهي با كسب دو عنوان نايب قهرماني مسابقات باشگاه هاي تهران و نايب قهرناني جام خذفي تهران با موفقيت به پايان رسانيد و سال 1326 نخستين سال صدرنشيني اين تيم با قهرماني در مسابقات جام حذفي تهران بود.
اولين ديدار رسمي باشگاه دوچرخه سواران در پانزدهم اسفندماه 1328 در مقابل تيم شاهين با حضور 2000 تماشاگر در ورزشگاه امجديه « شهيد شيرودي فعلي » برگزار گرديد كه طي آن اولين گل تاريخ فوتبال اين تيم توسط بيوك جدي كار از نقطه كرنر به درون دروازه شاهين ارسال شد و اين تيم با نتيجه يك بر صفر مقابل شاهين نخستين پيروزي خود را جشن گرفت.
اين باشگاه در سال 1328 نام خود را تغيير داده و عنوان « تاج » را برگزيد و در همين سال مقام قهرماني باشگاه هاي تهران را نيز كسب كرد. از آن به بعد « تيم فوتبال تاج » به دليل حضور تعدادي از نظاميان در تركيب آن بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. و از آنجا كه مرحوم علي دانايي فرد، پايه گزار فوتبال اين باشگاه، به رده هاي پايه اي توجه ويژه اي داشتند،تيم تاج بر آن شد تا اقدام به تأسيس شعبه هايي در سراسر كشور نمايد و تيم هاي « تورج » « افسر »، « ديهيم »، « كورش » و « اتم » را در رده هاي سني پائين بنابر تصميم اتخاذ شده تأسيس نمود.
رفته رفته اين باشگاه به عنوان يكي از مطرح ترين تيمهاي فوتبال كشور بدل گشت و بازيكناني از قبيل « بيوك جدي كار، پرويز كوزه كناني، برادران بياتي، عارف قلي زاده، و.... » از اين تيم ظهور كرده و به اوج شهرت در فوتبال دست يافتند.
باشگاه تاج به عنوان ميزبان نهايي سومين دوره جام باشگاه هاي آسيا در سال 1349 ، رقيبان حرفه اي خود را به تهران دعوت كرد و در پايان با غلبه بر نماينده اسرائيل، قهرماني اين دوره از جام را در خانه جشن گرفت كه برخي از بازيكنان اين دوره عبارت بودند از: « طالبي، كاروحق ورديان، ناصر حجازي، اكبر كارگر جم، غلامحسين مظلومي، مهدي حاج محمد، عليرضا حاج قاسم، منصور پورحيدري، نصرالله عبداللهي و .... ».
با پيروزي انقلاب، تيم تاج به « استقلال » تغيير نام داد و همچنان پر قدرت و درخشان در ميدان هاي سبز مسابقات ظاهر گرديد و در سال 1370 بار ديگر عنوان قهرماني خود را در جام باشگاه هاي آسيا تكرار نمود. افتخار آفرينان اين دوره نيز افرادي چون : « شاهرخ بياني، شاهين بياني، مجيد نامجومطلق، عبدالعلي چنگيز، مهدي فنوني زاده، امير قلعه نوعي، عباس سرخاب، حميد بابازاده و .... » بودند.
اكنون تيم استقلال به عنوان يكي از پرافتخارترين باشگاههاي آسيا و ايران شناخته ميشود .این تیم تا به حال در سالهای ۱۳۵۰ و ۱۳۷۰ قهرمانی جام باشگاههای آسیا و در سالهای ۱۳۷۱ و ۱۳۷۸ نایب قهرمانی این جام معتبر را کسب کرده است.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 02:39 PM
فهرست افتخارات باشگاه استقلال تهران
الف ) افتخارات باشگاه با نام «دوچرخه سواران»



1- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1325)
2- نایب قهرمان جام حذفی تهران(1325)
3- نایب قرمان باشگاههای تهران (1326)
4- مقام سوم باشگاههای تهران (1326)
5- قهرمان باشگاههای تهران (1329)

ب) : افتخارات باشگاه با نام «تاج»

1- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1330)
2- قهرمان باشگاههای تهران (1335)
3- نایب قهرمان باشگاههای تهران (37-1336)
4- قهرمان جام حذفی تهران (38-1337)
5- قهرمان باشگاههای تهران (1338)
6- قهرمان باشگاههای تهران (40-1339)
7- قهرمان باشگاههای تهران (1348)
8- نایب قهرمان مسابقات پنج جانبه تهران (1347)
9- قهرمان باشگاههای تهران (48-1347)
10- قهرمان جام میلز هندوستان (1348)
11- نایب قهرمان باشگاههای تهران (49-1348
12- نایب قهرمان جام حذفی تهران (1349)
13- قهرمان باشگاههای ایران(1349)
14- قهرمان جام باشگاههای آسیا (1349)
15- قهرمان جام میلز هندوسیتان (1349)
16- مقام سوم جام باشگاههای آسیا (1350)
17- قهرمان باشگاههای تهران (1350)
18- قهرمان جام دوستی (1351)
19- قهرمان جام باشگاههای تهران (1351)
20- مقام سوم جام باشگاههای ایران (1351)
21- نایب قهرمان جام میلز هندوستان (1351)
22- قهرمان جام اتحاد (1352)
23- نایب قهرمان جام تخت جمشید
24- نایب قهرمان تورنمنت تاج آبادان (1352)
25- قهرمان جام تخت جمشدی (54-1353)
26- مقام چهارم جام تخت جمشید (55-1354)
27- مقام چهارم جام تخت جمشید (1355)
28- مقام چهارم جام تخت جمشید (1356)
29- قهرمان جام حذفی ایران (57-1356)
30- مقام سوم جام تحت جمشید (1357)

ج): افتخارات باشگاه با نام «استقلال»

1- مقام چهارم تورنمنت موستار یوگوسلاوی (1357)
2- مقام دهم جام اسپندی تهران (1358)
3- مقام چهارم باشگاههای تهران (1360)
4- نایب قهرمان جام فولادی نوشهر (1360)
5- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1361)
6- قهرمان باشگاههای تهران (1362)
7- قهرمان باشگاههای تهران (1364)
8- مقام سوم باشگاههای تهران (1365)
9- مقام سوم باشگاههای تهران (1366)
10- مقام سوم باشگاههای تهران (1367)
11- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1368)
12- قهرمان جام میلز هندوستان (1368)
13- قهرمان جام بوردولو هندوستان (1368)
14- قهرمان لیگ قدس باشگاههای ایران (69-1368)
15- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1369)
16- نایب قهرمان جام حذفی ایران (70-1369)
17- قهرمان جام باشگاههای آسیا (70-1369)
18- قهرمان باشگاههای تهران (1370)
19- قهرمان جام استقلال قطر (1370)
20- نایب قهرمان لیگ آزادگان (71-1370)
21- نایب قهرمان جام باشگاههای آسیا (71-70)
22- مقام هفتم جام برتر باشگاههای تهران (1371)
23- مقام پنجم لیگ آزادگان (1371)
24- مقام سوم تورنمنت نقش جهان اصفهان (1372)
25- قهرمان لیگ دسته سوم ایران (1372)
26- نایب قهرمان لیگ آزادگان (1373)
27- قهرمان جام برتر باشگاههای ایران (1373)
28- مقام چهارم تورنمنت جام وحدت امارات (1373)
29- مقام سوم لیگ آزادگان (1374)
30- قهرمان جام حذفی ایران (75-1374)
31- مقام چهارم تورنمنت نقش جهان اصفهان(1375)
32- مقام چهارم جام در جام باشگاههای آسیا (76-1375)
33- مقام ششم لیگ آزادگان (76-1375)
34- نایب قهرمان جام دوستی امارات (1376)
35- قهرمان جام خزر رشت (1376)
36- قهرمان جام پرچم ترکمنستان (1376)
37- قهرمان لیگ آزادگان (78-1377)
38- نایب قهرمان جام حذفی ایران(78-1377)
39- نایب قهرمان لیگ آزادگان (78-1377)
40- مقام سوم تورنمنت جام دوستی لورکوزن آلمان (1378)
41- مقام سوم تورنمنت کیش (1378)
42- قهرمان جام حذفی ایران (79-1378)
43- نایب هقرمان جام باشگاههای آسیا(79-1378)
44- نایب قهرمان لیگ آزادگان (79-1378)
45- قهرمان لیگ آزادگان (80-1379)
46- مقام چهارم جام در جام باشگاههای آسیا (80-1379)
47- قهرمان تورنمنت کیش (1380)
48- مقام سوم تورنمنت لوله آک مشهد (1380)
49- مقام سوم جام باشگاههای اسیا (81-1380)
50- نایب قهرمان لیگ برتر ایران (80-1380)
51- قهرمان جام حذفی ایران (81-1380)
52- قهرمان تورنمنت گلدستون کاپ اتحادیه باشگاههای ایران (1381)
53- مقام نهم لیگ برتر ایران (82-1381)
54- نایب قهرمان لیگ برتر ایران (83-1382)
55- نایب قهرمان جام حذفی ایران (83-1382)
56- نایب قهرمان تورنمنت صلح و دوستی تهران 01383)
57- مقام سوم لیگ برتر باشگاههای ایران (84-1383)
58- قهرمان تورنمنت جام صلح و دوستی تهران (1384)
59- قهرمان لیگ برتر باشگاههای ایران (85-1384)
60- قهرمان جام حذفی ایران ( 87-1386)
61- قهرمان لیگ برتر باشگاههای ایران (88-1387)

§ توضیح: از تعداد 96 عنوان کسب شده در تالار عناوین و افتخارات باشگاه استقلال 77مقام مربوط به مسابقات داخلی و 19 مقام مربوط به مسابقات آسیایی و تورنمنتهای بین المللی می باشد.
§ توضیح: سومين تيم برتر قاره آسيا به سال 1388: فدراسيون بين‌المللي تاريخ و آمار فوتبال جهان باشگاه استقلال را با توجه به نتايج كسب شده در مسابقه‌اي قاره‌اي به عنوان سومين تيم برتر قاره آسيا معرفي شد.


اولین مربی: مرحوم علی دانایی فرد
اولین کاپیتان:کامبیز جمالی
اولین لژیونر تاریخ ایران :بیوک جدیکار(1336 ویکتوریا برلین) و اندرانیک اسکندریان
اولین دروازبان ایران در جام جهانی:ناصر حجازی(1978)
اولین گلزنان ایرانی در جام جهانی:ایرج دانایی فرد(فرزند مرحوم علی دانای فرد) و حسن روشن(78)
***
بیشترین سالهای مربیگری:مرحوم علی دانایی فرد از سال 1325تا 1348(به مدت23 سال)
پر افتخارترین مربی :منصور پورحیدری(یک قهرمانی و نایب قهرمانی اسیا و چندین قهرمانی لیگ و حذفی در کشور و استان) پبش از 300 بازی
بیشترین تعداد سالهای حضور بازیکن در استقلال:ناصر حجازی نزدیک به 16 سال(1347الی1356 و 1358 الی1365 (یک سال ونیم بازی در شهباز مجدد به استقلال بازگشت )
بیشترین تعداد بازی برای بازیکن: جواد زرینچه 336 نزدیک به 13 سال
سریعترین گل تاریخ دربی:علی سامره ("47)
سریعترین گل تاریخ دربی در نیمه دوم:عباس سرخاب("26)
تنها بازیکن تاریخ استقلال که در سه دهه بازی کرد و در دربی حضور داشت:ناصر حجازی 1347تا 1365 در دهه 40 و50 و60
***
بیشترین اقا گلی : غلام حسین مظلومی و رضا عنایتی هر کدام سه بار
هتریک اقای گلی: غلام حسین مظلومی سه بار به طور پیاپی
اولین واخرین اقای گلهای ایرانی در جام باشگاهای اسیا:غلامحسین مظلومی در سال 1970با 9 گل زده و صمد مرفاوی در سال 1990
اولین اقای گل تاریخ لیگ :غلام حسین مظلومی جام تخت جمشیدبا 15 گل زده
بالاترین امار گل زده در بین اقای گلی:رضاعنایتی و ارش برهانی هر کدام 21گل
***
بهترین بازیکن سال کشور:علی رضا منصوریان1374(در ان سال برای اولین بار مرسوم سد )
بازیکنان استقلال در منتخب جهان:ایرج دانای فرد ومهدی پاشازاده
پر افتخارترین مربی استقلال در دربی :پورحیدری با 4 برد
جوانترین مربی :امیر قلعه نوعی
پر جمعیت ترین بازی تاریخ اسیا:استقلال و جوبیلو ایواتا در سال 78بیش از 120 هزار نفر
بهترین مربی ماه اسیا :ناصر حجازی در سال 78 از سوی کنفدراسیون اسیا
بیشترین برد پیاپی در دربی برای مربی: قلعه نوعی سه سال پی در پی پیروز دربی شد (83الی85)
پرجمعیت ترین بازی تاریخ ایران در سال 62 بر گزار شد که با تک گل پرویز مظلومی به سود استقلال تمام شد(بیش از 130 هزار نفر)
بهترین مهاجم تاریخ ایران :حسن روشن

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 02:43 PM
http://www.perspolis-fc.com//files/cache/files_aboutUs__bgImage[w624h247mresizeByMinSize_cropToSize_center].gif

مقدمه: باشگاه شاهین (۱۳۴۶-۱۳۲۱)
باشگاه فوتبال شاهین در سال ۱۳۲۱ به‌ دست عباس اکرامی بنا شد. او یک معلم بود و باشگاه را با کمک تعدادی جوان دانشجو با شعار «اول اخلاق، دوم درس، سوم ورزش» بنا نهاده بود. باشگاه شاهین توانست بازیکنان بزرگی مانند پرویز دهداری، امیرمسعود برومند، همایون بهزادی، حمید شیرزادگان، حسین کلانی و بسیاری دیگر را که در تیم ملی بازی کردند، به فوتبال ایران بشناساند. شاهین در دهه ۱۳۴۰ به اوج محبوبیت رسید اما برخی اتفاقات، فدراسیون فوتبال ایران و روزنامه کیهان ورزشی (مهمترین روزنامهٔ ورزشی آن زمان) را روبروی آنها قرار داد. اختلاف بین آنها بیشتر شد و باعث شد تا در روز ۱۸ تیر ۱۳۴۶، دو روز پس از برد ۳-۰ شاهین رو در روی باشگاه تهرانجوان، سازمان ورزش و تفریحات ایران شاهین را منحل اعلام کند.
درمورد دلایل انحلال باشگاه شاهین حرف و حدیث‌های بسیاری وجود دارد. اگرچه سازمان ورزش دلیل انحلال این باشگاه را در متن ابلاغیه رسمی «منافات فعالیت‌ها با روح عالیه ورزش» عنوان می‌کند، اما برخی تحلیلگران، دلایل سیاسی؛ از جمله مخالفت عباس اکرامی با حکومت پهلوی را موثر می‌دانند. بنابر ادعای یکی از بازیکنان شاهین ردپای تحریک‌ های پرویز خسروانی، مدیر عامل وقت باشگاه تاج هم در این انحلال دیده می‌شود.
پس از انحلال شاهین هواداران با ادامه لیگ همراهی نکردند. هنگامی که شاهین منحل شد، چند باشگاه مانند پاس، راه‌آهن و عقاب درپی جذب بازیکنان شاهین برآمدند و این به معنی از هم ‌پاشیدن این تیم بود. اما با رایزنی علی عبده با پرویز دهداری و مسعود برومند، بازیکنان باشگاه شاهین به تیم پرسپولیس پیوستند.
باشگاه پرسپولیس (۱۳۴۶-۱۳۴۲)
باشگاه پرسپولیس تهران در سال ۱۳۴۲ به دست علی عبده بنیانگذاری شد. این باشگاه جزو دارایی‌های «شرکت سی.‌آر.سی» بود که به جز عبده، فاطمه پهلوی و همسرش محمد خاتم نیز از سهامداران آن بودند. عبده از آمریکا به ایران آمده ‌بود و در مشت‌زنی آمریکا صاحب عنوان قهرمانی و مسئولیت بود. در آن زمان باشگاه پرسپولیس در رشته‌های ورزشی بولینگ، والیبال، بسکتبال و اسکیت فعال بود و یک تیم فوتبال ضعیف در دسته دوم داشت که بهترین بازیکن آن محمود خوردبین بود.
پس از انحلال شاهین و در زمستان ۱۳۴۶، با رایزنی عبده و پرویز دهداری، ۴ نفر از بازیکنان شاهین به نام‌های ابراهیم آشتیانی، ناظم گنجاپور، کاظم رحیمی (به عنوان کاپیتان) و بهمن نوروزی در یک بازی دوستانه با باشگاه جم آبادان (که در آن زمان باشگاهی صاحب نام و قهرمان اولین دوره جام منطقه ای ایران بود) در ترکیب تیم دسته دومی پرسپولیس قرار گرفتند.
حضور این ۴ نفر در آن بازی زمینه ‌ساز پیوستن بقیه‌ی بازیکنان شاهین به پرسپولیس و آغاز محبوبیت این باشگاه شد. پرسپولیس سال ۱۳۴۷ را با مربیگری پرویز دهداری و سرپرستی مسعود برومند آغاز کرد. این تیم باید کار خود را از دسته دوم آغاز می‌کرد، اما انحلال چند تیم در آن زمان باعث شد تا مسابقات رده ‌بندی برای تعیین دسته باشگاه ‌های کشور برگزار شود. در آن مسابقات ۴۴ تیم شرکت کردند که تیم‌های پرسپولیس، تاج، پاس و عقاب در گروه‌های خود صدرنشین شدند.


سالیان نخست (۱۳۵۲-۱۳۴۶)
از سال بعد پرسپولیس وارد لیگ ایران شد و با قهرمانی باشگاه‌های تهران به عنوان نماینده‌ی ایران به جام باشگاه‌های آسیا که در تایلند برگزار می‌شد راه یافت، اما پرسپولیس در آن جام موفق نبود و در مرحلهٔ گروهی این رقابت ها حذف شد. در سال ۱۳۴۸ کارخانه ایران ناسیونال خودروی پیکان را تولید کرد. محمود خیامی مالک آن برای تبلیغ محصول جدید کارخانه‌اش با عبده توافقنامه‌ای امضا کرد و تمام بازیکنان پرسپولیس به جز عزیز اصلی و محمود خوردبین را برای باشگاه پیکان به صورت قرضی خریداری کرد. در آن سال پیکان با اقتدار قهرمان شد و پرسپولیس با بازیکنانی جوان به مقام یازدهم رسید. پیکان آن سال پرسپولیس را با گل علی پروین شکست داد. سال بعد تمام بازیکنان به پرسپولیس بازگشتند.
در سال ۱۳۵۰، پرسپولیس اولین قهرمانی خود را با اقتدار به دست آورد. آن‌ها فصل را با ۱۳ پیروزی و ۱ شکست برابر تاج مسجد سلیمان پشت سر گذاشتند. در سال ۱۳۵۱ عبده مانور تبلیغاتی بزرگی به راه انداخت و باشگاه پرسپولیس را یک باشگاه حرفه‌ای اعلام کرد، اما در پی حمایت نکردن دیگر باشگاه ‌ها، پرسپولیس بار دیگر آماتور شد.
دوران جام تخت جمشید (۱۳۵۷-۱۳۵۲)
جام تخت جمشید در سال ۱۳۵۲ راه ‌اندازی شد. این جام تا آن زمان، معتبرترین و برترین جام برگزار شده در ایران بود. در ۵ دورهٔ برگزاری این جام، پرسپولیس با ۲ قهرمانی در سال ‌های ۵۲-۵۱ و ۵۵-۵۴ و نایب ‌قهرمانی در ۳ سال دیگر، پرافتخارترین تیم ایران لقب گرفت. در نخستین دورهٔ جام تخت جمشید نیز پرسپولیس بدون شکست و با اقتدار تمام قهرمان شد و حتی تاج، رقیبش را که نایب ‌قهرمان شد؛ ۶-۰ شکست داد.
پرسپولیس با پیروزی ۲-۰ برابر ماشین سازی تبریز در ۲۲ مرداد ۱۳۵۷، دوران حضور خود را در جام تخت جمشید به پایان برد.
سال‌های نخست پس از انقلاب (۱۳۶٥-۱۳۵۸)
چند ماه پیش از انقلاب اسلامی، ساختمان بولینگ عبده آتش گرفت. در پی این آتش‌ سوزی بیمه تمام خسارت را به فاطمه پهلوی پرداخت نمود. از این رو برخی او را در آتش‌ سوزی سهیم می‌دانند. عبده و فاطمه‌ پهلوی پس از آتش‌ سوزی به آمریکا رفتند.
با این که پرسپولیس در سال ۱۳۵۸ در جام شهید اسپندی به قهرمانی رسید، اما تیم از هم پاشید و بسیاری از بازیکنان عوض شدند. بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی باشگاه پرسپولیس را مصادره کرد و باشگاه بدون زمین تمرین و دفتر در اوج تنگدستی زیر نظر سازمان تربیت بدنی قرار گرفت.
با وقوع جنگ ایران و عراق و برگزار نشدن لیگ کشوری، پرسپولیس از دوران خوب خود فاصله گرفت، اما همچنان یکی از تیم‌های برتر جام باشگاه ‌های تهران و جام حذفی تهران بود.
تغییر نام به پیروزی (۱۳٧٠-۱۳٦٥)
در سال ۱۳۶۰ سازمان تربیت بدنی نام بولینگ عبده را به مجموعه ورزشی شهید چمران تغییر داد و دفتر باشگاه به خوابگاه تبدیل شد. سازمان تربیت بدنی قصد داشت نام باشگاه را هم تغییر دهد اما بازیکنان در اعتراض به تغییر نام باشگاه، در بازی با هما در لیگ تهران حاضر نشدند و قهرمانی این مسابقات را از دست دادند.
در دی ۱۳۶۵، پرسپولیس تحت پوشش بنیاد مستضعفان قرار گرفت و مدیرعامل باشگاه اعلام کرد که نام باشگاه به «آزادی» تغییر خواهد کرد. بار دیگر بازیکنان برابر تغییر نام باشگاه مقاومت کردند و محمود خوردبین (سرپرست تیم)، به نمایندگی از پرسپولیس، از حضور در مسابقات انصراف داد.
پس از مدت کوتاهی بنیاد مستضعفان از باشگاه‌داری انصراف داده و امتیاز آن را به شرکت فرهنگی ـ ورزشی پرسپولیس که در تاریخ 16/2/70 به ثبت رسیده و 49% از سهام آن به سازمان تربیت بدنی تعلق داشت، واگذار نمود. اما در روز ۲۷ بهمن 137٠، با ثبت مؤسسه فرهنگی ـ ورزشی پیروزی، امتیاز این تیم ناباورانه به آن مؤسسه انتقال یافت و تاکنون نیز معلوم نشده که علت انتقال امتیاز باشگاه پرسپولیس از شرکت فرهنگی ـ ورزشی پرسپولیس که مالک واقعی آن بوده، چیست. هرچند به هر حال هنوز هم اکثریت مردم ایران این تیم را با نام پرسپولیس می‌شناسند.
شرکت فرهنگی ورزشی پرسپولیس (۱۳٨٧-۱۳٧٠)
شرکت فرهنگی ورزشی پرسپولیس در تاریخ 18/2/1370 با شماره 83332 توسط آقای اسماعیل وفائی با 5/50% سهام، سازمان تربیت بدنی به ریاست آقای دکتر حسن غفوری‌فرد و به نمایندگی آقای عباس انصاری‌فرد با 49% سهام و آقای حسین منتظر موعود با 5/0% سهام تأسیس شد و به ثبت رسید. در همان زمان آقای وفائی به سمت مدیرعامل، آقای انصاری‌فرد (نماینده سازمان) به سمت رئیس هیئت مدیره و آقای منتظر موعود به سمت نایب رئیس هیئت مدیره انتخاب شدند.
شایسته ذکر است که آقای حسن غفوری‌فرد به عنوان معاون رئیس جمهور و سرپرست وقت سازمان تربیت بدنی، آقای انصاری‌فرد را به عنوان نماینده تام‌الاختیار و امین سهام سازمان در تاریخ 31/1/70 معرفی کرده بودند.
پس از آن در تاریخ 20/7/72، سازمان تربیت بدنی عدم تمایل خود را نسبت به ادامه همکاری با شرکت پرسپولیس اعلام و در تاریخ 20/6/76 کل سهام خود را به آقای وفائی واگذار و از شرکت پرسپولیس خارج شد. البته بین سال‌های 72 تا 76، تمام جلسات با حضور آقای انصاری‌فرد به عنوان نماینده تام‌الاختیار سازمان تربیت بدنی برگزار می‌شد. و تاکنون همواره جلسات سالیانه هیئت مدیره شرکت پرسپولیس با حضور سهامداران به صورت منظم برگزار و صورتجلسه‌های مربوطه به اداره ثبت شرکت‌ها و موسسات غیرتجاری ارجاع داده شده است.
در همان تاریخ آقای وفایی با هبه (امانت دادن) 5/50% سهم خود به آقای حسن عابدینی معروف به امیر عابدینی مدیرعامل اسبق باشگاه پیروزی، میزان سهم خود را به ٤٩% کاهش داد و آقای منتظر موعود نیز 5/0% سهم خود را به آقای بهروز محمودی واگذار کرد.
آقای عابدینی در تاریخ 17/7/87، 5/50% یعنی تمام سهم امانی خود و 5/0% سهم آقای محمودی را در ازای دریافت وجه به آقای وفائی بازگرداند و از پرسپولیس خداحافظی کرد و به این ترتیب آقای وفائی مجدداً صاحب تمام سهام پرسپولیس شد.
بر مبنای آخرین مجمع عمومی عادی که به طور فوق‌العاده در مورخ 3/8/87 تشکیل شد، همراه با آقای اسماعیل وفائی، شرکت غذاسازان زندگی به نمایندگی آقای حمید موحدی و شرکت تجارت بین‌المللی وفا کیش به نمایندگی آقای مصطفی جوادی شجونی برای مدت دو سال به عنوان اعضاء هیات مدیره و آقای اسماعیل وفائی به سمت رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل؛ و حمید موحدی به سمت نایب رئیس هیئت مدیره تعیین و همچنین محرم هادی‌سرابی به سمت بازرس اصلی و کمال میرمحمدی به سمت بازرس علی‌البدل برای مدت یک سال انتخاب گردیدند. و هر یک از این دو شرکت متعلق به آقای وفائی صاحب 1% از سهام پرسپولیس شدند و 98% دیگر سهام نیز در مالکیت شخصی آقای وفائی ماند.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 02:44 PM
نایب قهرمانی جام حذفی ایران .......................... 1347


مقام دوازدهم باشگاه های تهران .......................... 1348


قهرمانی مسابقات مقدماتی جام منطقه ای .......................... 1350


نایب قهرمان باشگاه های تهران .......................... 1350


مقام سوم لیگ منطقه ای ایران .......................... 1350


نایب قهرمان جام باشگاه های تهران .......................... 1350


قهرمان اولین دوره لیگ تخت جمشید .......................... 1352


نایب قهرمان دومین دوره لیگ تخت جمشید .......................... 1353


قهرمان سومین دوره لیگ تخت جمشید .......................... 1354


نایب قهرمان چهارمین دوره لیگ تخت جمشید .......................... 1355


نایب قهرمان پنجمین دوره لیگ تخت جمشید .......................... 1356


نایب قهرمان ششمین دوره لیگ تخت جمشید .......................... 1357


قهرمان جام شهید اسپندی .......................... 1358


قهرمانی در دسته اول تهران .......................... 1360


نایب قهرمان جام حذفی تهران .......................... 1360


قهرمان جام وحدت .......................... 1360


قهرمان جام حذفی تهران .......................... 1361


قهرمان جام باشگاه های تهران .......................... 1361


نایب قهرمان جام باشگاه های دسته اول تهران .......................... 1362


قهرمان فوتبال باشگاه های دسته اول تهران .......................... 1365


قهرمان فوتبال باشگاه های دسته اول تهران .......................... 1366


قهرمان جام حذفی تهران .......................... 1366


قهرمان جام حذفی ایران .......................... 1366


قهرمان باشگاه های دسته اول تهران .......................... 1367


قهرمان باشگاه های دسته اول تهران .......................... 1368


نایب قهرمان اولین دوره لیگ آزادگان .......................... 1368


قهرمانی در فوتبال دسته اول تهران .......................... 1369


قهرمان اولین دوره جام در جام آسیا .......................... 1369-70


نایب قهرمانی در فوتبال دسته اول تهران .......................... 1370


قهرمانی جام حذفی ایران .......................... 1370


مقام سوم در لیگ ازادگان .......................... 1370


قهرمان جام حذفی کشور .......................... 1370-71


نایب قهرمان لیگ ازادگان .......................... 1371


قهرمان سوپرجام تهران .......................... 1371


نایب قهرمان سومین دوره جام در جام آسیا .......................... 1371


نایب قهرمان لیگ کشور .......................... 1372


مقام چهارم لیگ آزادگان .......................... 1373


قهرمان لیگ ازادگان .......................... 1374


مقام چهارم جام باشگاه های آسیا .......................... 1374


قهرمانی لیگ کشور .......................... 1375


مقام سوم جام باشگاه های آسیا .......................... 1375


قهرمان لیگ آزادگان کشور .......................... 1377


قهرمانی جام حذفی کشور .......................... 1377


مقام سوم جام باشگاه های آسیا .......................... 1378


قهرمان لیگ آزادگان کشور .......................... 1378


نایب قهرمان لیگ آزادگان کشور .......................... 1379


مقام سوم جام باشگاه های آسیا .......................... 1380


قهرمان اولین دوره لیگ برتر ایران .......................... 1381


نایب قهرمان جام حذفی ایران .......................... 1384


مقام سوم لیگ برتر ایران .......................... 1385


قهرمان هفتمین دوره لیگ برتر ایران .......................... 1386

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 03:34 PM
نخستین داربی تهران در فصل بهار در اولین ماه سال برگزار شده است. در آن بازی تاریخی که روز شانزدهم فروردین ماه سال 1347 در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی فعلی) بین دو تیم پایتخت نشین انجام شد نتیجه ای بهتر از تساوی بدون گل رقم نخورد تا هر دو تیم در اولین رویارویی خود در حسرت گل باقی بمانند!
از آن زمان تا کنون حدود 42 سال گذشته و آمار بازی های انجام شده بین این دو تیم نیز به مرز 69 دیدار رسیده. برای اینکه بیشتر و بهتر در حال و هوای بازی های گذشته این دو تیم در برابر یکدیگر قرار گیریم نگاهی گذرا به نتایج داربی تهران از ابتدا تا کنون می اندازیم:
http://img.tebyan.net/big/1387/07/5438228117868511411254525318813316018053.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/1932471982789113151212452274269184135.jpg)
1- شانزدهم فروردین سال 1347
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


2- بیستم دی سال 1347
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


3- سیزدهم مرداد سال 1348
پرسپولیس یك - استقلال 3
گل ها: احمد منشی زاده(8) علی جباری (44) کارو حق وردیان (88) برای استقلال – کاظم گنجاپور (72) برای پرسپولیس


4- هفدهم بهمن سال 1348
پرسپولیس صفر - استقلال 3
*(اولین بازی ناتمام دو تیم که نتیجه آن با رای فدراسیون فوتبال سه بر صفر به سود استقلال اعلام شد!)


5- سوم مهر سال 1349
پرسپولیس 2 - استقلال 3
گل ها: جواد قراب (73)، کارو حق وردیان (87) وعباس مژدهی (88) برای استقلال – علی پروین (7) و حسین کلانی (23) برای پرسپولیس
http://img.tebyan.net/big/1387/07/5041209333213800202239163182491133516.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/18240122192242213229105114551134316038197.jpg)
6- بیست و هفتم دی سال 1349
استقلال 3 - پرسپولیس صفر
دومین بازی ناتمام دو تیم که نتیجه آن با رای فدراسیون فوتبال سه بر صفر به سود استقلال اعلام شد!


7- بیست و هشتم خرداد سال 1350
پرسپولیس یك - استقلال یك
گل ها: غلامحسین مظلومی ( 30) برای استقلال – صفر ایرانپاک (90) برای پرسپولیس


8- پانزدهم بهمن سال 1350
پرسپولیس 4 - استقلال یک
گل ها: حسین کلانی (43 و 90)، صفر ایرانپاک (56) و محمود خوردبین (75) برای پرسپولیس – علی جباری (73) برای استقلال


9- سوم فروردین سال 1351
پرسپولیس 2- استقلال صفر
گل ها: صفر ایرانپاک (50) و حسین کلانی (89) برای پرسپولیس


10- یازدهم اسفند سال 1351
استقلال 2 - پرسپولیس صفر
گل ها: علی جباری (40 و 87) برای استقلال
http://img.tebyan.net/big/1387/07/245602292339162115441901951351693520279230.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/4961192422022502071736132182105891815476.jpg)
11- بیست و پنجم خرداد سال 1351
استقلال یک - پرسپولیس صفر
گل: رضا عادلخانی (3) برای استقلال


12- شانزدهم شهریور سال 1352
پرسپولیس 6 - استقلال صفر
گل ها: همایون بهزادی (50 و 86 و 90)، ایرج سلیمانی (45 و 56) و حسین کلانی (32) برای پرسپولیس


13- هجدهم آذر سال 1352
پرسپولیس یك - استقلال یك
گل ها: همایون بهزادی (46) برای پرسپولیس – علی جباری (70) برای استقلال


14- چهارم خرداد سال 1353
استقلال یک - پرسپولیس صفر
گل: حسن روشن (88) برای استقلال



15 - بیست و هفتم آذر سال 1353
پرسپولیس 2 - استقلال یک
گل ها: صفر ایرانپاک (50) و اسماعیل حاج رحیمی پور (70) برای پرسپولیس – غلامحسین مظلومی (60) برای استقلال
http://img.tebyan.net/big/1387/07/982121301512111412617816237184022931217171.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/411941671884824365121102111234322983209173.jpg)
16- پانزدهم اردیبهشت سال 1354
استقلال 3 - پرسپولیس یک
گل ها: غلامحسین مظلومی (11 و 62) و مسعود مژدهی (47) برای استقلال – صفر ایرانپاک (53) برای پرسپولیس


17- بیست و پنجم مهر سال 1354
پرسپولیس 2 - استقلال صفر
گل ها: جهانگیر فتاحی (22) و اسماعیل حاج رحیمی پور (38) برای پرسپولیس


18- بیست و هفتم اسفند سال 1354
پرسپولیس یك - استقلال یك
گل ها: مسعود مژدهی (20) برای استقلال – محمود خوردبین (85) برای پرسپولیس



19- دوم مهر سال 1355
پرسپولیس یك - استقلال یك
گل ها: هادی نراقی (26) برای استقلال – علی پروین (40) برای پرسپولیس



20- هجدهم اردیبهشت سال 1356
استقلال 3 - پرسپولیس صفر
گل ها: محرم عاشوری (45)، حسن روشن (83) و سعید مراغه چیان (88) برای استقلال
http://img.tebyan.net/big/1387/07/1222131994578231234952396311712815693156114.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/141254172206238225241152325525427316637150.jpg)
21- هجدهم آذر سال 1356
پرسپولیس 2 - استقلال یک
گل ها: صفر ایرانپاک (15 و 34) برای پرسپولیس – حسن روشن (85) برای استقلال


22- بیست و پنجم آبان سال 1358
استقلال یک - پرسپولیس صفر
گل: غلامرضا فتح آبادی (42) برای استقلال


23- سیزدهم تیر سال 1359
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


24 - شانزدهم مهر سال 1360
پرسپولیس صفر - استقلال صفر



25- هفدهم دی سال 1361
پرسپولیس یک - استقلال یک
گل ها: غلامرضا فتح آبادی (10) برای پرسپولیس – بهتاش فریبا (87) برای استقلال
http://img.tebyan.net/big/1387/07/423714741691832168645363131220243222122.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/431169021524717399536979691014013310738.jpg)
26- پانزدهم مهر سال 1362
استقلال یک - پرسپولیس صفر
گل: پرویز مظلومی (59) برای استقلال



27- بیست و پنجم خرداد سال 1365
پرسپولیس 3 - استقلال صفر
گل ها: شاهرخ بیانی (12و 52) و ناصر محمدخانی ( 62) برای پرسپولیس



28- هفتم فروردین سال 1366
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


29- هجدهم شهریور سال 1367
پرسپولیس یك - استقلال یك
گل ها: فرشاد پیوس (46) برای پرسپولیس – جعفر مختاری فر (60) برای استقلال


30- نوزدهم اسفند سال 1367
پرسپولیس صفر - استقلال صفر
* ( جام حذفی- در ضربات پنالتی 2-4 به سود پرسپولیس )
http://img.tebyan.net/big/1387/07/105015972112211299940141157623723719582.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/41386725519243194306722023522921822172203.jpg)
31- هفدهم آذر سال 1368
پرسپولیس یك - استقلال صفر
گل: رضا عابدیان (18) برای پرسپولیس


32- چهارم خرداد سال 1369
استقلال 2 - پرسپولیس یک
گل ها: عباس سرخاب (46) و عبدالصمد مرفاوی (72) برای استقلال – نادر میر احمدیان (12) برای پرسپولیس



33- بیست و هشتم دی سال 1369
پرسپولیس یك - استقلال یك
گل ها: شاهرخ بیانی (62) برای استقلال – فرشاد پیوس (75) برای پرسپولیس


34- چهارم بهمن سال 1370
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


35- پانزدهم اسفند سال 1370
استقلال 2 - پرسپولیس صفر
گل ها: عبدالصمد مرفاوی (8) و صادق ورمزیار (15) برای استقلال
http://img.tebyan.net/big/1387/07/1143428243313145237239223148224186134736.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/18691226813761981951051842441971949211052.jpg)


36- هشتم خرداد سال 1371
استقلال یک - پرسپولیس صفر
گل: عبدالصمد مرفاوی (48) برای استقلال


37 - یازدهم دی سال 1371
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


38 - پانزدهم دی سال 1373
استقلال 3 - پرسپولیس صفر
*(چهارمین بازی ناتمام دو تیم که نتیجه آن با رای فدراسیون فوتبال سه بر صفر به سود استقلال اعلام شد!)


39- هفتم بهمن سال 1373
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


40- ششم مرداد سال 1374
استقلال 3 - پرسپولیس یک
گل ها: ادموند اختر (7)، صادق ورمزیار (16) و محمد تقوی (36) برای استقلال – مرتضی کرمانی مقام (49) برای پرسپولیس
http://img.tebyan.net/big/1387/07/141115201762001545223158188249402326517777.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/20556421962091776616769110226218719996189.jpg)
41- هشتم دی سال 1374
پرسپولیس صفر - استقلال صفر



42- بیست و هفتم مهر سال 1375
پرسپولیس یك - استقلال صفر
گل: ادموند بزیک (87) برای پرسپولیس



43- بیستم تیر سال 1376
پرسپولیس 3 - استقلال صفر
گل ها: ادموند بزیک (30)، مهدی مهدوی کیا (70) و بهنام طاهرزاده (87) برای پرسپولیس


44- بیست و دوم آبان سال 1377
پرسپولیس یك - استقلال صفر
گل ها: مهدی هاشمی نسب (45) برای پرسپولیس


45- دوم فروردین سال 1378
پرسپولیس یك - استقلال یک
گل ها: مهدی هاشمی نسب (3) برای پرسپولیس – فرد ملکیان (43) برای استقلال
http://img.tebyan.net/big/1387/07/13002161261146179217291271604024723215199.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/7972852538831662152048019515766902623.jpg)
46- بیستم تیر سال 1378
پرسپولیس 2 - استقلال یک
گل ها: مهدی هاشمی نسب (12) و افشین پیروانی (85) برای پرسپولیس – سهراب بختیاری زاده (50) برای استقلال


47- دوم مهر سال 1378
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


48- هشتم اسفند سال 1378
پرسپولیس 2 - استقلال صفر
گل ها: مهدی هاشمی نسب (8) و پایان رافت (80) برای پرسپولیس



49- نهم دی سال 1379
پرسپولیس 2 - استقلال 2
گل ها: بهروز رهبری فر (57) و علی کریمی (89) برای پرسپولیس – محمد نوازی (67) و مهدی هاشمی نسب (86) برای استقلال


50- پنجم اسفند سال 1379
استقلال یک - پرسپولیس صفر
گل: علیرضا اکبرپور (72) برای استقلال
http://img.tebyan.net/big/1387/07/943156544117485231455813513715689159227.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/142266572021871141423111644829782671.jpg)
51 - بیست و هشتم اسفند سال 1380
پرسپولیس یك - استقلال یك
گل ها: رضا جباری (25) برای پرسپولیس – محمد نوازی (38) برای استقلال



52- نوزدهم اردیبهشت سال 1381
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


53 - بیستم دی سال 1381
پرسپولیس یك - استقلال یك
گل ها: علی سامره (1) برای استقلال – علی انصاریان (70) برای پرسپولیس


54- بیست و سوم خرداد سال 1382
پرسپولیس 2 - استقلال یك
گل ها: یحیی گل محمدی (11) و بهنام ابوالقاسم پور (50) برای پرسپولیس – علیرضا اکبرپور (63) برای استقلال


55- بیست و پنجم مهر سال 1382
استقلال 2- پرسپولیس یک
گل ها: علی سامره (8) و محمود فکری (57) برای استقلال – عیسی ترائوره (70) برای پرسپولیس
http://img.tebyan.net/big/1387/07/1432254215069240212635520812014214316781.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/1481525236184201116181233254157159227155160210.jpg )


56- سیزدهم بهمن سال 1382
پرسپولیس یك - استقلال یك
گل ها: داوود سید عباسی (3) برای استقلال – حامد کاویانپور (20) برای پرسپولیس


57- اول آبان سال 1383
پرسپولیس صفر - استقلال صفر


58- هفتم اسفند سال 1383
استقلال 3 - پرسپولیس 2
گل ها: غلامرضا عنایتی (68)، محمود فکری (83) و پیروز قربانی (90) برای استقلال – سهراب انتظاری (77) و شیث رضایی (84) برای پرسپولیس


59- چهاردهم آبان سال 1384
استقلال یك - پرسپولیس صفر
گل: غلامرضا عنایتی ( 56 ) برای استقلال



60- نوزدهم اسفند سال 1384
پرسپولیس صفر - استقلال صفر
http://img.tebyan.net/big/1387/07/1782362116764721308414413962195633208241.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/07/20234823189391837045308410110210225157.jpg)
61- دوازدهم آبان سال 1385
پرسپولیس 2 - استقلال یک
گل ها: مهرزاد معدنچی (23) و مهرداد اولادی (70) برای پرسپولیس – امیرحسین صادقی (17) برای استقلال


62- دهم فروردین 1386
پرسپولیس یک - استقلال یک
گل ها: علیرضا واحدى‌ نیکبخت‌ (13) برای پرسپولیس – على‌ علیزاده‌ (42) برای استقلال


63- بیست و دوم مهر 1386
استقلال یک - پرسپولیس یک
گل ها: امید رضا روانخواه (58) برای استقلال - محسن خلیلی (83) برای پرسپولیس


64- پانزدهم فروردین ماه 1387
پرسپولیس یک - استقلال یک
گل ها: محسن خلیلی (28) برای پرسپولیس - امید رضا روانخواه (4) برای استقلال


65- دوازدهم مهر ماه 1387
پرسپولیس یک - استقلال یک
گل ها : علی کریمی (87) برای پرسپولیس - آرش برهانی (46) برای استقلال


66- بیست و پنجم بهمن 1387
استقلال یک - پرسپولیس یک
گل ها : مجتبی جباری (57) برای استقلال و مازیار زارع (2+90) برای پرسپولیس


67-دهم مهرماه 1388
استقلال یک - پرسپولیس یک
گل ها: حسین کاظمی(55) برای استقلال - عادل کلاه کج(51- پنالتی) برای پرسپولیس


68- چهاردهم بهمن 1388
پرسپوليس 2 - استقلال یک
گل ها: هادي نوروزي (37) و كريم باقري (87) پرسپولیس - فرهاد مجيدي (12) برای استقلال

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 03:42 PM
اولین گلزن دربی: احمد منشی زاده (استقلال) در تاریخ 31/5/1384

اولین داور خارجی: بهادرخان (پاکستان)

اولین مربی خارجی: راز کورایکوف (مربی یوگسلاو استقلال) در سال 1349

اولین کاپیتان ها: همایون بهزادی (پرسپولیس) و کامبیز جمالی (استقلال)

بیشترین قضاوت: محمد صالحی

جنجالی ترین بازی: استقلال 2 – پرسپولیس 2 (30/10/1373)

بیشترین تماشاگر: استقلال یک پرسپولیس صفر (15/07/1362)

در این دیدار 120 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی حاضر بودند.

کمترین تماشاگر: استقلال صفر – پرسپولیس صفر 7/11/1373

این دیدار به علت محرومیت هر دوم تیم در ورزشگاه آزادی بندرعباس و بدون
تماشاگر برگزار گردید.

بیشترین میزبانی: ورزشگاه آزادی

پر سر و صدا ترین بازیکن: مهدی هاشمی نسب که در سال 1379 به مبلغ سنگین
150 میلیون تومان تیمش را ترک و به اردوی رقیب (استقلال) پیوست که این
موضوع اصلاً خوشایند طرفداران تیم قرمز نبود.

کوتاه از قرمز و آبی

آلن ویتل انگلیسی اولین بازیکن خارجی باشگاه پرسپولیس که در سال 1356 به
این تیم ملحق شد در دیدار برگشت پنجمین دوره لیگ تخت جمشید پرسپولیس را در
برابر رقیب همراهی کرد تا اولین بازیکن خارجی دربی لقب بگیرد.

عیسی ترائوره مهاجم اهل کشور مالی با ثبت تک گل پرسپولیس مقابل استقلال در
بازی رفت لیگ 1382 (نتیجه 2 بر 1 به سود استقلال) لقب تنها گلزن خارجی دربی
را از آن خود کرد.

بیشترین مربیگری:

علی پروین (پرسپولیس – 22 بار)

منصور پور حیدری (استقلال – 18 بار)

رازکو رایکوف ( استقلال – 15 بار)

آلن راجرز (پرسپولیس – 7 بار)

علی دانایی فرد (استقلال – 5 بار)

بهترین گلزن ها:

صفر ایرانپاک (پرسپولیس – 7 گل)

حسین کلانی (پرسپولیس – 6 گل)

علی جباری (استقلال – 5 گل)

غلامحسین مظلومی (استقلال – 5 گل)

مهدی هاشمی نسب (پرسپولیس و استقلال – 5 گل)

بیشترین حضور:

علی پروین (پرسپولیس) - ( 20 بازی)

افشین پیروانی (پرسپولیس) - ( 18 بازی)

علی جباری (استقلال) - (17 بازی)

کارو حق وردیان (استقلال) - (17 بازی)

کارگر جم – حجازی – زرینچه (استقلال) – (16 بازی)

بیشترین کاپیتانی:

علی جباری (استقلال – 10 بار)

همایون بهزادی (پرسپولیس – 7 بار)

جواد زرینچه (استقلال – 7 بار)

علی پروین (پرسپولیس – 7 بار)

محمود فکری (استقلال – 6 بار)

بازیکنانی که به هر دو باشگاه گل زده اند:

مهدی هاشمی نسب (4 گل به استقلال و 1 گل به پرسپولیس)

شاهرخ بیانی (1 گل به استقلال و 1 گل به پرسپولیس)

غلامرضا فتح آبادی (1 گل به استقلال و 1 گل به پرسپولیس)

برادران قرمز و آبی:

در تاریخ این دو باشگاه شاهد حضور تعدادی از برادران فوتبالیست در قالب یکی از این تیم ها یا هر دو تیم بودیم که خصوصاً حضور دو برادر در دو تیم رقیب باعث افزایش کرکری و جذابیت بیشتر دربی می شده است.

فریدون معینی (پرسپولیس) و مسعود معینی (استقلال)

مرتضی فنونی زاده (پرسپولیس) و مهدی فنونی زاده (استقلال)

شاهین و شاهرخ بیانی (استقلال)

غلامحسین و پرویز مظلومی (استقلال)

مهدی و هادی مهدوی کیا (پرسپولیس)

فرهاد و فرزاد مجیدی (استقلال)

عباس و مسعود مژدهی (استقلال)

محمود و محمد بیاتی (استقلال)

رضا و بیوک وطنخواه (پرسپولیس).


- در جمع بازيکنان ياد شده شاهرخ بياني يک فصل را در تيم رقيب (پرسپوليس) توپ زده است

زننده سريعترين گل دربي : علي سامره زننده گل استقلالدر ثانيه30 در دربي كه در تبريز برگذار شد
و اينكه احمدرضا عابدزاده كه در هر دوتيم بازي كرد در هيچكدام از دربي ها بازنده نشد!

پرسپوليسيها در 4 مورد سابقه بر هم زدن بازي و صدور حکم 3 بر به نفع استقلال را دارند :
1/ در چهارمين داربي در دقيقه 82 در حالي که استقلال با گل دقيقه 9 غلامحسين مظلومي جلو بود زمين مسابقه را با بهانه همدست بودن داور با استقلال ترک کردند .
2/ در ششمين داربي در دقيقه 75 در حالي که بازي با گل دقيقه 2 حسين کلاني و گل دقيقه 75 عباس مژدهي مساوي دنبال ميشد بازي را ترک کردند با همان بهانه قبلي!!!!
3/ در داربي بيست و دوم که به پاس بزرگداشت مرحوم دانائي فرد برگزار مي شد استقلال با گل فتح آبادي پبش افتاده بود طبق معمول پرسپوليسيها شروع به اعتراض به
داور کردند که به دنبال آن تماشاگران پرسپوليسي به زمين ريخته و داور را مورد ضرب و شتم قرار دادند .
4/ در داربي سي و هشتم بازي با نتيجه 2-2 تمام شد اما فدراسيون نتيجه را به خاطر غائله آفريني سرخپوشان 0-3 به نفع استقلال اعلام کرد . در اين بازي پيوس و داداش زاده براي پيروزي گلزني کردند اما پس از پنالتي ورمزيار و گل زيباي ادموند اختر باز هم پرسپوليسي ها بازي را بر هم زدند .

نقل قولهای تاریخی :
1- دیدار با پرسپولیس هیچ وقت برای من مساله ای نبوده است .این آسانترین بازی ما است . ( ولادیمیر جکیج تیر 56 )
2- بچه های تیم را دور هم جمع کردم و گفتم که اگ به رنگ آبی پیراهنمان علاقه داشته باشیم همه چیز درست میشود . آنها بعد ، همگی پیراهن هایشان را بوسیدند . ( زد راکو رایکوف آبان 51 )
3- صد بار گفتم مراقب این پسره ، پرویزمظلومی باشید ، گوش نکردید که نکردید تا خودش گل بزند . ( علی پروین خطاب به پنجعلی مهر 61 )
4- وقتی بازیکنی من را دریبل میزند ، شب خوابم نمی برد . ( عزت الله جانملکی فروردین 54 )

روز جمعه 15 مهر ماه 1362 در مقابل 120 هزار تماشاگر در دقيقه 59 يک توپ بلند بر روي دروازه پرسپوليس فرستاده مي شود که رضا نعلچگر به به توپ ميرسد
و دو مدافع حريف روبروي او قرار ميگيرند . او با توجه به مصدوميتش توپ را رها نميکند و با جا گذاشتن دو مدافع توپ را براي پرويز مظلومي در مقابل دروازه ميفرستد و .... تمام گلل
او براي تشکر به سمت نعلچگر ميرود اما مردمي که کنار زمين بودند براي تشکر به سمت او يورش ميبرند و بر سر او ميريزند . وقتي که همه را بلند ميکنند او غش کرده بود . او را به بيمارستان مي برند . با آن گل استقلال به برتري رسيد و به قهرماني تهران دست يافت .
در بازي فينال باشگاه هاي ايران در سال 1369 پرسپوليس ا گل نادر مير احمديان نيمه اول پيروز به رختکن رفت . نيمه دوم آغاز شد يک خطا پشت هيجده براي
استقلال و سانتر قلعه نوئي ، عباس سرخاب و گل اين طوري بود که سرخاب شد : عباس سي ثانيه و تاريخ تکرار شد
اين بار در تبريز و توسط علي سامره ( البته به نقل از سرخاب او قبل از آن گل ، در تيم نيروي زميني هم يک گل سي ثانيه اي به پرسپوليس زده بود )

امیر قلعه نوعی :

تنها سرمربی دربی در لیگ برتر (جام خلیج فارس) که در 6 بازی متوالی مقابل تیم رقیب (پرسپولیس) نباخت ... سه پیروزی و سه تساوی .
با این کار پرسپولیس سه سال در حسرت برد استقلال ماند و رکوردی بی سابقه در لیگ برتر (جام خلیج فارس) شکل گرفت که تاکنون مربیان موفق به تکرار آن نشدند .

در 66 بازي گذشته استقلال 20 بار موفق به شكست حريف خود شده كه 3 بار آن با راي فدراسيون فوتبال بوده است. 30 بازي دو تيم با تساوي به پايان رسيده و 16 مرتبه هم پرسپوليس فاتح دربي بوده است.

دربی پایتخت در سال های گذشته از داورخارجی استفاده می کرد و به هر حال برای جو ورزشگاه هم لازم بود اما پس از سال ها داور دربی ایرانی بود. محسن ترکی دربی 66 را قضاوت کرد .

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 03:44 PM
در تاریخ بازی های «استقلال» و «پرسپولیس»، پنج بازی با درگیری هایی عجیب به پایان رسیده است.

داور سیلی خورد

اولین جنجال بزرگ داربی تهران در هفدهم بهمن ماه ۱۳۴۸ و در چهارمین ملاقات دو تیم پرطرفدار تهرانی به وقوع پیوست. در آن بازی «تاج» ( استقلال سابق) با گل دقیقه ۸۳ «غلامحسین مظلومی» از رقیب دیرینه اش پیش افتاد. چند دقیقه بعد، «محمود خوردبین» دروازه آبی ها را بازکرد، اما داور این گل را نپذیرفت تا پرسپولیسی ها به شدت عصبانی شوند. «عزیز اصلی»، دروازه بان آن دوره قرمزها به تلافی این کار داور، یک سیلی به «ابوالقاسم حاج ابوالحسن» (داور مسابقه) زد و اخراج شد و در ادامه سایر بازیکنان پرسپولیس در اعتراض به داوری زمین را ترک کردند و فدراسیون بازی را سه بر صفر به سود «تاج» اعلام کرد و اصلی هم مدتی محروم شد.

پرسپولیس زمین را ترک کرد

یک سال بعد دوباره کار دوتیم همراه با درگیری و جنجال شد تا دوباره بازی، نیمه کاره رها شود. داستان از این قرار بود که پس از گل «عباس مژدهی» مهاجم تاج در دقیقه ۷۵، بازی از جریان طبیعی خود خارج شد. چند دقیقه بعد درگیری «مهدی لواسانی» (بازیکن تاج) و «همایون بهزادی» (مهاجم پرسپولیس) منجر به اخراج هر دوشد، اما این پایان کار نبود. در دقیقه ۸۰ بازی «ارشد برازنده»، داور مسابقه، «حسین کلانی»، مهاجم پرسپولیس را به علت اعتراض هایش اخراج کرد. اما کلانی حاضر نبود زمین را ترک کند. لحظاتی بعد، تمامی بازیکنان پرسپولیس زمین را ترک کردند و فدراسیون بازی را سه بر صفر به سود تاج اعلام کرد.

اولین جنجال پس از انقلاب

در سال های بعد، اوضاع کمی بهتر شد و درگیری های داربی به شدت دو مسابقه ای که در بالا آورده شد، نبود. تا این که در داربی بیست و دوم یک بار دیگر بازی دو تیم نیمه کاره ماند. در بیست و پنجم آبان ماه ۱۳۵۸ استقلال و پرسپولیس برای اولین مرتبه پس از انقلاب در یک دیدار دوستانه به مصاف هم رفتند. در دقیقه ۴۳ بازی، «غلامرضا فتح آبادی» استقلال را پیش انداخت. اما در دقیقه ۷۵ عده ای از تماشاگران پرسپولیس در اعتراض به داوری به داخل زمین «ورزشگاه شیرودی» ریختند تا بازی به پایان نرسد. البته چون بازی دوستانه بود با تصمیمات فدراسیون رو به رو نشد.

بزرگ ترین جنجال تاریخ

بزرگ ترین جنجال داربی تهران در داربی ۳۸ به وجود آمد. استقلال و پرسپولیس پس از دوسال در سی ام دی ماه ۱۳۷۳ به مصاف هم رفتند. بازی حساس و سرنوشت ساز دو تیم در حضور ۱۲۰ هزار تماشاگر برگزار می شد. حساسیت بالای بازی و قضاوت متزلزل «احمد ابهران»، داور مسابقه باعث شد تا بازی از همان ابتدا روالی طبیعی نداشته باشد. اوج این درگیری ها در دقیقه ۸۷ بازی در حالی که استقلال بازی دو برصفر باخته را به تساوی کشیده بود به وقوع پیوست. در آن دقیقه داور مسابقه، «مجتبی محرمی» (بازیکن پرسپولیس) و «امیر قلعه نویی» (بازیکن استقلال) را که با هم زد و خورد کرده بودند، اخراج کرد. بازی چند دقیقه ای تعطیل شد و در همان گیر ودار تماشاگران خشمگین پرسپولیس به داخل زمین ریختند و به سمت داور حمله ور شدند. آقای ابهران در این باره می گوید: «اگر احمدرضا عابدزاده جانم را نجات نمی داد یکی از تماشاگران با چاقو مضروبم می کرد.»
http://zigzagmag.com/GetPicture.aspx/4df85eab570646bdaa8e3f8d4882aeca.jpg
با هجوم تماشاگران بازی تعطیل شد و چند روز بعد «فدراسیون فوتبال» استقلال را سه بر صفر برنده اعلام کرد. بازیکنان هم با محرومیت هایی سنگین رو به رو شدند. «مجتبی محرمی»، «احمدرضا عابدزاده» و «رضا شاهرودی»، سه بازیکن پرسپولیس به ترتیب، سه، دو و یک سال محروم شدند. برای «فرشاد پیوس» (بازیکن پرسپولیس)، «صادق ورمزیار»، «محمود فکری»، «مسعود غفوری های اصل» و «امیر قلعه نویی» (بازیکنان استقلال) نیز محرومیت هایی شش ماهه در نظر گرفته شد. ضمن این که بازی برگشت دو تیم در «بندرعباس» و بدون حضور تماشاگر برگزار شد. از آن سال به بعد دیگر قضاوت داربی تهران به داورهای ایرانی واگذار نشد.

مشت برومند، سرنگونی رافت

پس از اتفاقات تلخ سال ۷۳، چندین سال داربی تهران به شکل آرام تری برگزار شد تا این که نوبت به داربی ۴۹ رسید. در نهم دی ماه ۱۳۷۹ دو تیم در ورزشگاه آزادی با هم بازی داشتند. بازی تا دقیقه ۹۰ با تساوی دو بر دو پیگیری می شد تا این که «پرویز برومند»، دروازه بان استقلال با ضربه مشت، «پایان رافت»، مهاجم پرسپولیس را نقش بر زمین کرد و بازی به جنجال و درگیری کشیده شد. داور کره ای مسابقه، برومند را اخراج کرد. چند دقیقه بعد پس از پایان بازی چندی از بازیکنان دو تیم با هم زد و خورد کردند. در این میان درگیری «حمید استیلی» (بازیکن پرسپولیس) و «محمد نوازی» (بازیکن استقلال) این درگیری ها را به اوج رساند. حضور «مهدی هاشمی نسب»، بازیکن سابق پرسپولیس در ترکیب استقلال هم در ملتهب شدن جو این بازی نقش داشت. پس از مسابقه بازیکنان دو تیم حریف را به فحاشی محکوم کردند. «فدراسیون فوتبال» پرویز برومند ، حمید استیلی ، محمد نوازی را با محرومیت هایی بلند مدت جریمه کرد.

داربی های آرام

از سال ۱۳۷۹ به بعد، دیگر جنجالی خاص در داربی مشاهده نشد و حتی این بازی کمتر از قبل بازیکن اخراجی به جا گذاشت. در این میان چند عامل باعث شده که داربی تهران آرام تر از قبل برگزار شود. نخست این که دیگر در میدان از بازیکنان جنجال ساز سال های قبل خبری نیست، همچنین به نظر می رسید محرومیت های سال های ۷۳ و ۷۹ کاملاً بازیکنان دو تیم را متنبه کرده است. از طرفی استفاده از داوران با تجربه و سرشناس خارجی هم در مطیع شدن بازیکنان و تماشاگران نقش داشته است.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 03:45 PM
ستارگانی که تاریخ داربی را نوشتند!


http://img.tebyan.net/big/1387/07/92136221553819124017024232232132821756.jpg
دیدار داربی، شناسنامه فوتبال باشگاهی هر كشور است و ما، اینجا در ایران، ریشه‌های هویت فوتبال‌مان را در قلمرو ساق‌های طلایی مردانی جست‌وجو می‌كنیم كه سرنوشت شهرآورد تهران را رقم می‌زنند. شماره داربی‌های پایتخت به 67 رسیده و در این تاریخ پرهیجان، همواره مردانی ماندگار شده‌اند كه اثری جاوید بر این رویداد عظیم گذاشته‌اند. با هم سرنوشت برخی از این ستاره‌ها را مرور می‌كنیم.


احمد منشی‌زاده؛ چراغ اول روشن شد

اولین گل تاریخ داربی‌های پایتخت را در 31 مرداد احمد منشی‌زاده برای استقلال به ثمر رساند تا نامش را به گنجینه فوتبال ایران بسپارد. در آن روز پرسپولیس و استقلال در چارچوب مسابقات جام باشگاه‌های تهران به مصاف یكدیگر رفته بودند كه در نهایت آبی‌پوشان سه بر یك برنده از زمین خارج شدند.
http://img.tebyan.net/big/1388/07/23013840162276122201942052320213524114155.jpg
علی پروین ؛ سلطان داربی‌ها

ركورد بیشترین حضور در داربی‌های تهران متعلق به سلطان فوتبال ایران است. علی پروین تا قبل از داربی 67 ، در 66درصد دوئل‌های سرخابی‌ها حاضر بوده است! او با 43 حضور در داربی، در شرایطی ركورددار است كه از این تعداد 23 عنوان مربوط به دوران مربیگری و 20 عنوان متعلق به سال‌های بازیگری وی می‌شود. در عرصه بازیگری بعد از پروین، نیکبخت ، پیروانی و فكری با 19 داربی ركورددار هستند.

صفر ایرانپاك؛ مسافر افتخار

مرحوم صفر ایرانپاك با به ثمر رساندن هفت گل در داربی‌های گوناگون برای پرسپولیس، سلطان گل شهرآورد تهران بوده است. خدایش بیامرزد!
http://img.tebyan.net/big/1388/07/8061198431722052423137243206171801351012.jpg
احمدرضا عابدزاده؛ مردی كه هرگز نباخت


از میان ستاره‌های پایدار پرسپولیس و استقلال، این تنها احمدرضا عابدزاده است كه با حضوری طولانی مدت در 13 داربی برای هر دو تیم، هیچگاه طعم شكست را نچشیده است. البته عابدزاده با پرسپولیس در حالی داربی 5 اسفند 79 را واگذار كرد كه روی نیمكت تیمش شاهد گشوده شدن دروازه فنایی بود!
همایون بهزادی؛ از جنس گل و آتش


همایون خان بهزادی در داربی‌های تهران صاحب دو ركورد متفاوت است. او تنها ستاره‌ای به حساب می‌آید كه در شهرآورد پایتخت هت‌تریك كرده و البته یگانه بازیكنی به شمار می‌رود كه در این رویدادها، دو مرتبه طعم اخراج شدن را چشیده است!
محمود خوردبین؛ جنجال‌های آقای جنتلمن


علاقه محمود خوردبین به زدن گل‌های زیرطاقی، در دو نوبت برای داوران داربی دردسرساز شد! ابتدا ضربه سرپرست كنونی پرسپولیس در داربی سال 48 مورد قبول قرار نگرفت و سپس شوت مشابه او در شهرآورد سال 53 پذیرفته شد. در هر دو نوبت و به واسطه اعتراض پرسپولیسی‌ها در نوبت اول و استقلالی‌ها در نوبت دوم، بازی به آشوب كشیده شد!
رضا وطنخواه؛ اولین اخراجی تاریخ


نخستین بازیكنی كه كارت قرمز داور را در تاریخ داربی‌ها مقابل خود دید، رضا وطنخواه بود كه در 31 مرداد 48، به موزه داربی‌های پایتخت پیوست!
مژدهی‌ها؛ تخصص خانوادگی


جفت برادر در تاریخ داربی‌های تهران شركت كرده‌اند كه از بین تمام آنها تنها یك زوج، یعنی مسعود و عباس مژدهی موفق شدند هر دو با هم در این بازی مهم گلزنی كنند!
http://img.tebyan.net/big/1386/07/9711228702308218725218374174177174107136226.jpg
مهدی مهدوی‌كیا؛ كوچولوی داربی باز


ركورد جوان‌ترین بازیكن داربی تهران در طول تاریخ متعلق به مهدی مهدوی‌كیاست كه با 19 سال و 356 روز در شهرآورد 20 تیر 76 پایتخت به میدان رفت.

عزیز اصلی؛ داوركش بزرگ


دروازه‌بان سال‌های دور پرسپولیس، تنها بازیكنی است كه در تاریخ داربی‌ها دو مرتبه با سیلی، گونه داور مسابقه را نوازش كرده است! در سال 48 ابوالقاسم حاج‌ابوالحسن و در سال 49 مرحوم ارشد برازنده طعم سیلی‌های عزیز را چشیدند!
محمد صالحی؛ ركورد سوت


ركورد بیشترین دفعات داوری داربی تهران، متعلق به محمد صالحی است كه موفق شده پنج مرتبه این دیدار حیاتی را قضاوت كند.
محسن ترکی ؛ آخرین داور ایرانی


آخرین قاضی ایرانی داربی تهران را پس از سالها محسن ترکی بر عهره گرفت که دو تیم به تساوی یک بر یک رسیدند اما قبل از آن مهدی اخوان آخرین کسی بود كه بازی برگشت پرسپولیس و استقلال در لیگ آزادگان سال 73 را در هفت بهمن همین سال داوری كرد. آن رقابت در بندرعباس برگزار می‌شد.
بهادر خان؛ اولین سوت فرنگی


استخدام داور خارجی برای داربی مختص همین سال‌های اخیر نیست و ریشه در دهه 40 دارد. اولین بار بهادرخان پاكستانی به عنوان داور وارداتی داربی 20 دی ماه سال 47 تهران را سوت زد.
تیلور، بهرامف و پول؛ مردان فینال دنیا در داربی


تا به حال سه داور خارجی كه سابقه حضور در فینال جام جهانی را داشته‌اند، برای قضاوت داربی تهران به ایران آمدند. توفیق بهرامف، جك تیلور و ساندرو پول داورانی بوده‌اند كه در مسابقه نهایی جام‌های جهانی 66، 74 و 94 قضاوت كردند و البته برای داوری داربی‌های سال‌های 50، 55 و 74 خورشیدی به كشورمان سفر كرده و در نقش داور یا كمك‌داور انجام وظیفه كردند. به این لیست می‌توان محمد فنایی را هم افزود.
http://img.tebyan.net/big/1388/07/115250181053613821133215228326043861205.jpg
علی سامره؛ آقای سی‌ ثانیه


سریع‌ترین گل تاریخ داربی را علی سامره در ثانیه 47 بازی رفت پرسپولیس و استقلال در لیگ دوم حرفه‌ای در تبریز به ثمر رساند.

بهنام طاهرزاده؛ سلطان گل از این لحاظ

بهنام طاهرزاده با ثبت ركورد یك گل در سه دقیقه بازی، صاحب یك افتخار عجیب است. او در 20 تیر 76 گل سوم سرخپوشان را در شرایطی به ثمر رساند كه تنها سه دقیقه به میدان رفته بود!

داریوش مصطفوی؛ اولین سرخابی


داریوش مصطفوی اولین بازیكنی بود كه با جابه‌جایی‌اش در سال 49 از استقلال به پرسپولیس بین دو باشگاه نقل مكان كرد.
ناصر حجازی؛ در داربی استخوان تركاند

بیشترین سال‌های حضور در داربی، ركوردی است كه به ناصر حجازی تعلق می‌گیرد.او به عنوان بازیكن، اولین بار در سوم مهر ماه 49 و آخرین مرتبه در 25 خرداد 65 گام به شهرآورد تهران گذاشت. حجازی با 16 سال حضور در داربی، ركوردی استثنایی به ثبت رسانده است.
http://img.tebyan.net/big/1386/07/24215824248102134238141552201002054322790130.jpg
ایرانپاك و جباری؛ گل سی متری


صفر ایرانپاك و علی جباری تنها مردانی بوده‌اند كه در تاریخ داربی از فاصله بیش از 30 متر دروازه حریف را باز كردند.
مهدی هاشمی‌نسب؛ آقای داربی


او را می‌توان به نوعی آقای داربی پایتخت نامید. هاشمی‌نسب چهار بار با لباس پرسپولیس دروازه استقلال را باز كرد و بنا به دلایلی در یك قدمی تبدیل شدن به اسطوره سرخپوشان، راهی استقلال شد تا در بازی معروف 9 دی 79، این بار سنگر پرسپولیس را فتح‌ كند. در كنار این ستاره جنجالی، غلام فتح‌آبادی و شاهرخ بیانی هم موفق به گلزنی به هر دو تیم در تاریخ داربی شدند!

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 03:46 PM
درگیری های عمده داربی تهران


http://img.tebyan.net/big/1388/07/1614325419710995205241113145159111128244241124.jpg
شصت و هفتین داربی بزرگ تهران در حالی برگزار می‌شود كه بیشتر 66 مسابقه قبلی دو تیم حاوی رخدادهای حاشیه‌ای زیادی بوده و كمتر مسابقه‌ای را می‌توان پیدا كرد كه بدون دردسر و حاشیه‌های نه چندان خوشایند به پایان رسیده باشد، اما عمده رویدادهای ناخوشایند این داربی‌ها موارد معدودی بوده‌اند كه به آنها اشاره‌ می‌كنیم. باشد كه دیگر شاهد چنین صحنه‌هایی نباشیم:


سیلی عزیز اصلی


18 بهمن 48 پرسپولیس در حالی به مصاف استقلال رفت كه بخش عمده‌ای از ستاره‌های این تیم راهی پیكان شده بودند. فقط عزیز اصلی با تعدادی جوان كم نام و نشان آن موقع در تیم مانده بود. استقلال با گل علی جباری پیش افتاده بود كه پرسپولیس با ضربه محمود خوردبین به گل رسید ولی این گل توسط داور مردود اعلام شد. عزیز اصلی كه كاپیتان قرمزها بود، در كمال خونسردی به سمت مرحوم ابوالقاسم حاج‌ابوالحسن، داور مسابقه رفت و ناگهان سیلی محكمی به صورت وی زد. همین حركت باعث تنش فراوان و جنجال‌های بعدی شد و در نهایت این مسابقه در چارچوب جام باشگاه‌های تهران ناتمام ماند و بعدا نتیجه این مسابقه توسط فدراسیون فوتبال سه بر صفر به سود استقلال اعلام شد.
http://img.tebyan.net/big/1388/07/17215249902131681662162176913513219132243.jpg
محراب به اغما رفت


17 دی 49 داربی تهران در چارچوب لیگ منطقه‌ای كشور در امجدیه (شیرودی) برگزار شد. پرسپولیس با گل زودهنگام حسین كلانی از استقلال پیش افتاده بود كه گل تساوی استقلال در دقیقه 73 توسط مسعود مژدهی روی یك ضربه ایستگاهی كه مورد اعتراض قرمزها بود، به ثمر رسید. اعتراض آنها به جایی نرسید ولی یك دقیقه بعد برخورد شدیدی بین مهدی لواسانی از استقلال و مرحوم محراب شاهرخی از پرسپولیس اتفاق افتاد كه شاهرخی بیهوش بر زمین افتاد. مرحوم ارشد برازنده در كمال تعجب هر دو نفر را اخراج كرد و در مقابل اعتراض همایون بهزادی او هم با كارت قرمز مواجه شد. از آن لحظه دیگر كنترل از دست رفت و با هجوم تماشاگران به زمین، بازی تعطیل شد. دماغ شكسته بهزادی یكی از یادگاری‌های درگیری‌های بعد از بازی بود.
به روح دانایی‌فرد هم احترام نگذاشتند


25 آبان 58 در حالی كه مسابقات رسمی در كشور تعطیل بود، استقلال و پرسپولیس در امجدیه برای گرامیداشت مرحوم علی دانایی‌فرد (موسس باشگاه دوچرخه‌سواران كه بعدها تاج و استقلال شد) روبه‌روی هم قرار گرفتند. استقلال با گل غلامرضا فتح‌آبادی در دقیقه 43 پیش افتاده بود و در حالی كه قضاوت مرحوم هروس باغومیان ایراد چندانی نداشت، تماشاگران پرسپولیس در نیمه دوم بنای اعتراض گذاشتند و سرانجام حوالی دقیقه 75 بود كه تماشاگران معترض با مستمسك قرار دادن یك ضربه خطای نه چندان مهم در میانه میدان، از حصارهای ورزشگاه بالا رفته و به زمین ریختند و تلاش مسوولان برای ادامه بازی بی‌ثمر ماند تا این بازی یادبود هم ناتمام بماند.
http://img.tebyan.net/big/1388/07/1106044023010410920516424717922537191188112.jpg
دعوای یوسفی و بیانی همگام با جنگ عراق


28 دی 69 و دو روز بعد از شروع جنگ خلیج فارس كه با حمله آمریكا و انگلیس به عراق شكل گرفته بود، سرخابی‌های پایتخت در چارچوب جام باشگاه‌های تهران به قضاوت هادی دزفولی به میدان رفتند. بازی در حالتی متعادل پیش می‌رفت كه حوالی دقیقه 35 بازی روی یك توپ معمولی درون محوطه جریمه استقلال كه عابدزاده آن را گرفته بود، ناگهان گرد و خاكی اتفاق افتاد. شاهین بیانی، مدافع میانی استقلال و رحیم یوسفی‌، هافبك پرسپولیس به هم پیچیدند و چند ضربه جانانه رد و بدل كردند و دزفولی پس از متوقف كردن بازی و آرام كردن هر دو نفر، آنها را از زمین اخراج كرد. این مسابقه در نهایت با گل‌های شاهرخ بیانی (استقلال) و فرشاد پیوس (پرسپولیس) با تساوی یك – یك به پایان رسید.
ابهران نسخه داور ایرانی را پیچید


30 دی 73 آخرین باری بود كه یك داور ایرانی (احمد ابهران) قضاوت داربی تهران را انجام داد. بازی با برتری همه جانبه پرسپولیس و برتری دو بر صفر این تیم در جریان بود كه با اخراج سختگیرانه رضا شاهرودی از پرسپولیس كفه ترازو به نفع استقلال سنگین‌تر شد. اعتراضات قرمزها به قضاوت با گل تساوی استقلال شدت گرفت و ناگهان مجتبی محرمی در پی فحاشی امیر قلعه‌نویی با مشتی محكم جواب هافبك آبی‌ها را داد. ابهران هر دو نفر را اخراج كرد ولی تماشاگران كه تحمل خود را از دست داده بودند از هر گوشه ورزشگاه به زمین ریختند تا بازی ناتمام بماند. دامنه درگیری‌ها حتی به بیرون از ورزشگاه هم كشیده شد و فدراسیون فوتبال هم با استناد به اینكه تماشاگران پرسپولیس چند ثانیه زودتر از استقلالی‌ها به زمین ریخته‌اند، نتیجه مسابقه را سه بر صفر به سود استقلال اعلام كرد.
مشت پرویز، آغاز ماجرای آخر


9 دی 79 دیدار رفت دو تیم در لیگ با قضاوت داور كره‌ای شروع شد. حضور مهدی هاشمی‌نسب در استقلال و رقابت دو تیم برای قهرمانی بر حساسیت این مسابقه افزوده بود. بازی باكیفیت مناسبی برگزار شده بود و دو تیم با گل‌های رهبری‌فرد (پنالتی) و كریمی برای پرسپولیس و نوازی و هاشمی‌نسب برای استقلال دو بر دو در حال پایان یافتن بود كه پرویز برومند كنترل خود را از دست داد. او كه در دقیقه 87 گل مساوی را از كریمی دریافت كرده بود، ناگهان با مشت به صورت پایان رأفت كوبید و از بازی اخراج شد ولی این آغاز ماجرا بود، چون وقتی چند لحظه بعد داور كره‌ای سوت پایان را زد، محمد نوازی و حمید استیلی حسابی از خجالت هم درآمدند و مهدی تارتار هم به طرفداری از استیلی وارد معركه شد. طرفین این درگیری حتی كارشان به كلانتری و دادگاه كشید و فدراسیون فوتبال هم محرومیت‌های نسبتا سنگینی برایشان در نظر گرفت.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:06 PM
بازي هاي قبل و بعد از «داربي شماره ۱۲» با حداقل گل ها همراه شده بودند. در داربي ۱۱ كه ۲۵ خرداد ۵۲ برگزار شده بود، استقلال با تك گل عادلخاني بازي را برده بود. داربي بعدي (شماره ۱۳) نيز ۱-۱ مساوي شده بود. حال چرا وسط آن همه تساوي و يا بردهاي خفيف بايد چنان نتيجه اي به دست مي آمد و بازي ۰-۶ مي شد. مسئله اي است كه جوابي بر آن نمي توان يافت و رازي است كه شايد تا ابد پا برجا بماند

شهريور ،۵۲ تهران روزهاي خاصي را مي گذراند. مسابقات كشتي قهرماني جهان (۱۹۷۳) جريان داشت. ورزشگاه نصيري (حيدرنيا فعلي) را براي آن پيكارها مهيا كرده بودند. همان جا كه روباز است و حفاظ و سرپوشي ندارد و معمولاً مسابقات فوتبال در آن برگزار مي شود. تهران و حتي كل ايران در تسخير آن رقابت ها بود. دوره «كيا و بيا»ي ابراهيم جوادي بود كه پس از كسب ۳ مدال طلاي ۴۸ كيلوي جهان براي رهايي از كابوس هميشگي ۱۰ تا ۱۲ كيلو وزن كم كردن به ۵۲ كيلو كوچ كرده بود. همپا با او جوان ترهاي تيم ملي كشتي آزاد هم توپ پري داشتند. از آن جمله بودند محسن فره وشي كه در ۵۷ كيلو كولاك مي كرد و منصور برزگر كه در ۷۴ كيلو براي خودش يلي شده و جلوتر از محمد فرهنگ دوست پيراهن ملي را تصاحب كرده بود. در آن هنگامه و در حالي كه كشتي دغدغه اصلي مردم ورزش دوست ايران بود و ميزباني رقابت هاي جهاني هم مي توانست مدال هاي متعددي را براي كشورمان نويد دهد، براي چند روزي هر چيز ديگر ورزش ايران گم شده بود. يكي از آن چيزها بازي پرسپوليس با استقلال (تاج آن زمان) در چارچوب ليگ سراسري فوتبال آن موقع (جام تخت جمشيد) بود. درست است كه آن بازي در آن سال ها حساسيت شديد امروز را نداشت اما به هر حال براي قرمزها و آبي هاي اصيل ارزش زيادي داشت و نمي شد از آن غافل ماند. چه مي شد كرد؟ غوغاي كشتي و ۳ طلايي كه جوادي، فره وشي و برزگر بردند، همه چيز را زير سايه خود برده بود. اينچنين بود كه غيرمنتظره ترين نتيجه در تاريخ رويارويي هاي دو تيم و بزرگترين حادثه در داربي هاي ۶۰گانه تهران در وسط يك هياهوي ديگر گم شد.استاديوم آن روز، پر نبود، اصلاً هم نبود. ورزش دوستان رفته بودند و ورزشگاه حيدرنيا را انباشته كرده بودند. چه كسي مي توانست دل از تماشاي فنون معجزه وار فره وشي بشويد؟ كشتي او با خويلوگ دورجه مغولي يك اعجاز به تمام معنا بود. ۵۷ كيلوي پرتكنيك كشتي ايران تمام حريفان قبلي اش را دود داده و درو كرده بود، اما كشتي اش با اين مغولي در نيمه نهايي گره خورد. دورجه هر «****فن» فره وشي را با يك فن پاسخ مي گفت، كشتي ۷-۸ شد. فره وشي برد و به فينال رفت و آنجا ولاديمير يومين روسي را هم ۴-۶ شكست داد و براي اولين (و آخرين) بار قهرمان جهان شد. پاي او را باندپيچي كرده بودند زيرا حين كشتي با دورجه مويرگ هاي زير زانوي محسن پاره شده بود. او با يك پا هم يومين را برد. كسي كه كشتي هايش در فينال انتخابي تيم ملي ايران با رمضان خدر هميشه گره مي خورد و عادت داشت كه عقب افتادگي اش را در ۳ دقيقه سوم جبران كند، سرانجام در جهان هم بي همتا شد.جوادي ۵۲ كيلو را برد و برزگر هم با چهره اي ۳۳ سال جوان تر از امروز از سد امثال آدولف زيگر آلماني گذشت و طلاهاي ۳گانه ايران را در پايان پيكارهاي ۷۴ كيلو كامل كرد. اين نقطه اوج هيجان و افتخار بود. چه كسي مي توانست به پرسپوليس _ استقلال فكر كند؟ اما... ... اما همان عده نه چندان پرشماري كه عصر روز ۱۶ شهريور ۵۲ و در اوج گرماي پيكارهاي جهاني كشتي به محل بازي سرخابي رفتند هيچ ضرري نكردند و مسابقه اي را ديدند كه هنوز يك اعجاز و شگفتي عظيم در فوتبال ما محسوب مي شود.
دوازدهمين داربي
اين دوازدهمين باري بود كه دو تيم روبه روي هم مي ايستادند. پرسپوليس در آن سال ها انباشته از ستاره بود. كلاني، ايرانپاك، بهزادي، معيني، وطنخواه، سليماني، آشتياني، كاشاني و البته پروين. اما مگر استقلال ستاره نداشت؟ تيم آن سال هاي استقلال نيز امثال حجازي، رشيدي، كارگر جم، حق ورديان، جباري، قراب، جان ملكي و مژدهي را دربرداشت. بازي هاي قبلي آنان اغلب يا مساوي شده و با اختلاف يك يا حداكثر دو گل به سود يكي از دو تيم تمام شده بود. چه كسي فكر مي كرد پرسپوليس بازي را ۰-۶ ببرد؟ هيچ كس. ديگر دليلي كه باعث شده بود آن روز استاديوم لبريز از تماشاگر نباشد، همين مسئله بود. نه حساسيت امروز در كار بود، نه برد يا باخت يكي از آنها به يك واقعه عمده اجتماعي و رويدادي بسيار ديرپا بدل مي شد و نه اصولاً اين ديدار ريشه و بنياد قوي امروز را داشت. شايد بايد سابقه و پيشينه اي قوي و طولاني فراهم مي آمد و زمان بايد مي گذشت و به سال ۱۳۸۴ مي رسيديم تا داربي سرخابي همان ديداري شود كه امروز مي شناسيم و مي بينيم.در آن زمان چنين نبود. تلويزيون هم بساط اش را بيشتر در ورزشگاه نصيري پهن كرده بود. اعجاز حركات فره وشي و برق طلاي برزگر چيز ديگري بود. بنابراين حتي تصاوير تلويزيوني و فيلم هاي موجود از روي آن «۰-۶» معروف نيز بسيار كم است. تلويزيون پس از فروكش كردن حرارت طلاهاي كشتي گيران و بهتر بگوييم پس از به نمايش گذاشتن تعدادي از كشتي هاي مراحل نهايي، آن شب در دو سه سانس خبري گزارش بازي سرخابي را مختصر و با پخش تصاويري جسته و گريخته پخش كرد و از گل هاي پرسپوليس دو سه تا را به تصوير كشيد. قضيه هنوز داغ بود و كسي متوجه نشده بود كه واقعاً چه اتفاقي افتاده است. حتي فرداي آن روز كه كيهان و اطلاعات با اخبار و گزارش هاي آن بازي منتشر شدند و كيهان ورزشي و دنياي ورزش نشريات تخصصي اين دو موسسه و تنها نشريات تخصصي و «تمام ورزشي» ايران هم به اين مهم پرداختند و آن را يك شگفتي بزرگ خواندند، باز ابعاد قضيه به طور كامل بر مردم ايران مشخص نشد. آنها داغ تر از اين بودند كه متوجه موضوع شوند. به واقع ابعاد ماجرا و اهميت و تاثير گذاري ديرپاي آنها فقط طي سال هاي بعدي مشخص شده هنگامي كه دهه ۱۳۶۰ و سپس ۱۳۷۰ را هم پشت سر نهاديم و پرسپوليس- استقلال چيزي شد كه مي شناسيم.
ضبط نشد، به همين سادگي
در آن موقع پخش كامل بازي هاي (ولو مهم) باشگاهي از تلويزيون در دستور كار قرار نداشت. تلويزيون ايران فقط دو كانال داشت و از بازي هاي جام جهاني ۱۹۷۰ هم كه در مكزيك برگزار شده بود فقط چهار، پنج بازي به طور مستقيم پخش شده بود. به علاوه چه كسي فكر مي كرد آن اتفاق عجيب و عظيم بيفتد؟ اگر تلويزيون مي خواست در همان ساعات و روزها مسابقه اي را به طور مستقيم پخش كند، طبعاً بايد به همان رقابت هاي كشتي قهرماني جهان بها مي داد كه پيشتر نيز از آن ياد كرديم. همه اينها دست به دست هم داد تا كساني كه به ورزشگاه نرفتند، فقط اوصاف ديداري را بشنوند كه سال ها است به فولكلور و فرهنگ فوتبال ايران پيوند خورده و هنوز هم دليلي علمي و فني براي وقوع آن رو نشده است چرا آبي ها با داشتن آن همه بازيكن خوب بايد ناگهان و در يك نشست شش گل از قرمزها بخورند؟ چرا سرخ ها كه در هفته هاي قبلي ليگ به رغم كسب چندين برد روزهايي عادي را طي كرده بودند، بايد در يك بعدازظهر آخر تابستان به آن گونه احيا شوند و حريف را منكوب كنند؟ فيلم هاي كاملي نيز در دست نيست كه براساس آن بتوانيم جواب سئوال هاي خود را بگيريم.
گل هاي عجيب
فيلم هاي كوتاه مسابقه و تصاوير گل هم به جاي اينكه جواب ما را بدهند، سئوال ها را بيشتر مي كنند. ايرج سليماني هافبك خوزستاني وقت پرسپوليس يكي از شش گل را با شوت از راه دور و به شكلي زد كه اگر هر ديدار ديگري بود امكان نداشت گل شود. او آن روز يك گل ديگر هم زد تا با آن موهاي «نيمه فرفري» و چهره كاملاً سبزه يك دفعه به يك پديده بدل شود. اما خب آن روز هرچه قرمزها مي زدند گل مي شد و استقلالي ها «تعطيل» بودند. ستاره (و يا حداقل پرثمرترين مرد) ميدان همايون بهزادي بود. او سه گل از شش گل قرمزها را به نام خودش نوشت و يك كابوس براي آبي ها شد. هر سه گل او در نيمه دوم به دست آمد. دو گل آخر او در چهار دقيقه واپسين بازي به دست آمد و اگر آنها در كار نبود، مسابقه صفر- چهار تمام مي شد و بار گناهان(!) آبي ها كاهش مي يافت. يك گل ديگر هم به نام كلاني نوشته شد، او يك سال محروم بود، اما پس از بازگشت سريع تر و كارسازتر و براي حريفان بيش از پيش مهارناپذير شده بود. سرخ ها چون در آن موقع بهزادي و ايرانپاك و در درجات پايين تر ناظم گنجاپور را داشتند و حاج رحيمي پور هم در آستانه تبلور بود، كلاني را به گوش چپ فرستاده بودند. بهزادي نوك مي ايستاد. هماني كه به او سرطلايي مي گفتند و ايرانپاك متمايل به راست بازي مي كرد. آنها از جانب معيني و پروين و سليماني و خلعتبري در خط مياني تغذيه مي شدند و از دوگوش آشتياني و رضا وطنخواه حركت مي كردند و توپ ها را به روي دروازه حريفان مي ريختند. كمتر تيمي در آن سال ها طي روزهاي خوب پرسپوليس مي توانست مقابل آن تيم بايستد. آن موقع هنوز الفاظ «پرسپوليس زلزله» باب نبود و در دهه هاي بعدي اين واژه ها بر سر زبان ها افتاد اما زلزله حقيقي «همان روز» بود كه اتفاق مورد بحث افتاد و نتيجه ۰ - ۶ به ثبت رسيد و به واقع به اغلب سال هاي نيمه نخست دهه ۱۳۵۰ برمي گشت كه پرسپوليس با بازي پرشور و درگيرانه اش به حريفان مي تاخت و مجال نفس كشيدن به حريفان نمي داد و گاه در همان ۲۰ ، ۳۰ دقيقه اول كار را تمام مي كرد و با زدن دو سه گل طي آن دقايق هرگونه اميدي را براي تلافي در دل حريفان مي كشت.
حجازي و رشيدي هر دو گل خوردند
«آخر» اين ماجرا همان بازي روز ۱۶ شهريور بود. روزي كه پرسپوليس را آلن راجرز هدايت مي كرد و روي نيمكت تاج هم رايكوف مي نشست. با اين حال مثل تمام داربي هاي تهران كه طي سال هاي بعدي بزرگ و بزرگ تر شدند، نقش مربيان خارجي در ترسيم سرنوشت كمتر از ساير مسائل بود. شايد بتوان تا ابد مربي يوگسلاو استقلال را به خاطر اين كه نتوانسته است در آن روز شوم(!) موج حملات قرمز را مهار و متوقف كند، سرزنش كرد اما انگار بعضي چيزها به قول قديمي ها «قسمت» است و بايد اتفاق بيفتد. لابد آن بازي و آن نتيجه هم مي بايست شكل مي گرفت و گريزي از آن نبود.حتي وقتي رايكوف اقدام به تعويض دروازه بان كرد، اثر مثبت نگذاشت و اگر حجازي به عنوان دروازه بان اول تيم ملي دو گل خورد رشيدي هم ۴ گل را براي خود برداشت! البته آن روز ابتدا رشيدي درون دروازه ايستاد و وقتي ۴ گل خورد، رايكوف او را حدود دقيقه ۷۰ از زمين بيرون كشيد و حجازي را به زمين فرستاد و او هم در برابر حمله وران پرسپوليس مصون نماند. آن دوره، دوره اوج رقابت اين دو دروازه بان چه در تيم استقلال و چه در تيم ملي بود. درست است كه حجازي نفر شماره يك محسوب مي شد اما بارها اتفاق افتاد كه اين دو «يك در ميان» به ميدان مي رفتند تا به هر دو، بازي برسد. پس از به ثبت رسيدن آن ۶ گل انواع شايعات پيرامون اين دو دروازه بان پخش شد. عده اي گفتند رشيدي كه در آن روز فيكس بوده، مخصوصاً آن گل ها را خورده و بعضي ها هم گفتند حجازي چون مي دانسته هوا پس است(!) به زمين نرفته و وقتي هم كه مجبور شده به ميدان برود، با اكراه چنين كرده و شرايط بسيار بد استقلال در آن دقايق نيز براي او مساعد نبود و اينچنين بود كه او هم دو بار تسليم شد. با اين حال چيزي نبود كه رايكوف در آن روز خاص به آن چنگ نزده باشد و حربه اي نبود كه او به آن متوسل نشده باشد، اما اثر نكرد. در عوض هر كاري كه پرسپوليس و مربي انگليسي اش انجام دادند مثل «طلا» شد و اثر مثبت به جا گذاشت. اصلاً احتياجي نبود كه آلن راجرز تعويض كند، چون نفرات داخل زمين كولاك مي كردند و حتي وقتي تغيير جا و پست مي دادند و به اين سو و آن سو مي رفتند باز هم بوي گل ورزشگاه را پر مي كرد.
توفان بي دليل
بازي هاي قبل و بعد از «داربي شماره ۱۲» با حداقل گل ها همراه شده بودند. در داربي ۱۱ كه ۲۵ خرداد ۵۲ برگزار شده بود، استقلال با تك گل عادلخاني بازي را برده بود. داربي بعدي (شماره ۱۳) نيز ۱-۱ مساوي شده بود. حال چرا وسط آن همه تساوي و يا بردهاي خفيف بايد چنان نتيجه اي به دست مي آمد و بازي ۰-۶ مي شد. مسئله اي است كه جوابي بر آن نمي توان يافت و رازي است كه شايد تا ابد پا برجا بماند.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:08 PM
... و پرسش کلیدی کماکان به قوت خود باقیست. چه بلایی بر سر فیلم بازی شش تایی ها آمد؟ یک شایعه این است که تیمسار خسروانی – مالک وقت باشگاه تاج – پس از بازی به صدا و سیما رفته و فیلم بازی را به آتش کشیده، بعضی ها می گویند فیلم هنوز هم در آرشیو محرمانه صدا و سیما موجود است و عده ای هم معتقدند به دلیل همزمانی بازی با جام جهانی کشتی که در ایران برگزار می شد دوربین ها ي فیلمبرداری صدا‌و‌سیما به استادیوم آزادی فرستاده نشدند.
اتفاق مهم و تاریخ ساز شانزدهم شهریور1352 برای بسیاری از هواداران امروز پرسپولیس که میانگین سنی حرفه ای هایشان به سختی به 30سال نزدیک می شود حتی در حد یک خاطره هم نیست. آنها شنیده‌اند که تیم محبوب‌شان در چنین روزی دشمن دیرینه را با شش گل در ورزشگاه آزادی شکست داده و بزرگ‌ترین پیروزی تاریخ داربی پایتخت که هنوز پس از گذشت 37 سال دست نیافتنی به نظر می‌رسد را رقم زده است.

سکوهای سرخ کماکان باحرارت از آن پیروزی یاد می‌کنند و برتری تاریخی خود را مثل پتک بر سر هواداران تیم رقیب می‌کوبند اما هیچ یک از آنها هرگز تصویری از این مسابقه ندیده اند و حتی عکس‌های داربی سال 52 هم به شدت کمیابند. این در حالی است که در آن دوران پدیده ای به نام دوربین فیلمبرداری اختراع شده بود و حتی بازی های به مراتب قدیمی تر هم بارها روی آنتن صداو سیما رفته اند. در این سال‌ها افراد زیادی مدعی شدند مستندات تصویری منتشر نشده ای را از این بازی در اختیار دارند اما پیگیری ادعای آنها برای کسانی که حاضرند هزینه گزافی را بپردازند تا گوشه ای از خاطرات بازی «شش‌تایی‌ها» را به آرشیو خود اضافه کنند، نتیجه ای در بر نداشت.

عرضه cd مستند شش تایی ها در شبکه ویدئوی خانگی قریب به اتفاق هواداران پرسپولیس را دست به جیب کرد. حتی آنهایی که پس از عبور از دوران جوانی، فوتبال را از لیست علایق خود حذف کردده بودند هم با شنیدن نام این مستند به گذشته ها پرتاب شدند و بدون درنگ 1500 تومان از جیب خارج کردند. دلیل اصلی استقبال از مستند شش تایی ها ادعایی بود که سازندگان اثر در تبلیغات خود روی آن مانور می‌کردند.

آنها اینطور به مخاطب القا کردند که برای اولین بار تصاویری از بازی پررمز و راز شهریور 52 در این مستند گنجانده شده و هواداران پرسپولیس می‌توانند پس از مدت‌ها انتظار مسابقه ای که سال‌هاست به نتیجه آن افتخار می کنند را به تماشا بنشینند. در کمتر از یک ماه بیش از یک میلیون نسخه از مستند شش تایی‌ها به فروش رفت اما محتوای اثر فاصله بعیدی با آنچه در تبلیغات مورد اشاره قرار گرفته بود، دارد.

فیلم با پلاتو خوانی خوب مزدک میرزایی آغازمی‌شود و در ابتدا به تاریخچه مهم‌ترین داربی‌های دنیا می‌پردازد. به‌نظر می رسد این مقدمه ای است برای ورود به ماجرای اصلی و به نمایش کشیدن آنچه در بعدازظهر 16 شهریور 52 در ورزشگاه تازه تاسیس آزادی تهران گذشت.

در ادامه اما کلاه بزرگی برای سر مخاطب دوخته شده است. تهیه کنندگان اثر که مشخصا آشنایی چندانی با فضای فوتبال ایران و وسواس و حساسیت علاقه‌مندان آن ندارند صحنه هایی از گل های قدیمی لیگ انگلستان دردهه های30 و 40 میلادی و البته بازی هلند- ایتالیا در یکی از ادوار قدیمی جام جهانی ( گل رنه واندر کرکوف به دینوزف) را به جای گل های پرسپولیس به تاج سابق در بازی سال 52 جا می زنند. جالب اینکه گزارشگر مستند این گل‌ها را با نام بازیکنانی مثل همایون بهزادی و حسین کلانی گزارش می کند و شعور مخاطب را به هیچ می انگارد.

حتی تصاویر مربوط به شادی هواداران تیم های انگلیسی آن زمان که غالبا پالتوهای بلند به تن دارند هم حذف نشده تا مخاطب اطمینان پیدا کند که این تصاویر هیچ ربطی به مناسبات جاری تهران سال 52 ندارد. دقیقا به همین دلیل بود که عادل فردوسی پور پس از آشنایی با محتوای اثر پلاتوخوانی و گزارش صحنه های مربوط به گل‌های استفاده شده در مستند را نپذیرفت و قرعه به نام مزدک میرزایی افتاد.

در مستند شش‌تایی ها حتی یک تصویر هم از بازی سال 52 وجود ندارد و جالب است که مثلا در صحنه مربوط به ورود دو تیم به زمین از تصاویر بازیکنانی مثل علی پروین، وحید قلیچ، شاهرخ بیانی و عبدالعلی چنگیز استفاده شده است. حتی عام ترین هواداران فوتبال هم خوب می دانند در آن زمان این بازیکنان در ترکیب دو تیم تاج و پرسپولیس حضور نداشتند و آنها سال ها بعد به فوتبال ایران معرفی شدند. در هر صورت این cd تا امروز نزدیک به یک و نیم میلیارد تومان فروخته و در آستانه تکثیر مجدد قرار دارد.

مستند مذکور می کوشد پاسخ آن دسته از هواداران تیم رقیب که مدعی‌اند به دلیل فقدان هرگونه تصویر از بازی سال 52 اساسا این مسابقه وجود خارجی نداشته را بدهد اما در نهایت با پراکنده گویی های مکرر و دامن زدن به ضد و نقیض ها کمک شایانی به این جمعیت کرده است. گرچه دو هفته نامه کیهان ورزشی و دنیای ورزش آن روزها این اتفاق را پوشش دادند و نقدها و گزارش ها پرتعدادی را در توصیف آن روی کاغذ آوردند.

تهیه کنندگان اثر حتی در گفت و گو با بازیکنانی که در آن زمان پیراهن تاج و پرسپولیس را بر تن داشتند هم توفیق چندانی به‌دست نیاوردند. در این مستند گفت و گوهای کوتاهی با حسن روشن، هادی نراقی، همایون بهزادی و جعفر کاشانی وجود دارد و آنها به ذکر اتفاقاتی که در بازی معروف رخ داده می پردازند. بی تردید مراجعه به نقدها و حواشی پس از این بازی که در نشریات آن روزها منتشر شده می توانست اطلاعات بیشتری را در اختیار مخاطب قرار دهد اما آنچه بیش از هرچیز مورد توجه قرار گرفته جمع و جور کردن کار و ارائه سریع آن به بازار بوده است. چه آنکه اگر لیگ برتر به پایان می رسید و محافل فوتبالی رو به سردی می رفت شاید فروش مستند شش تایی ها تحت تاثیر قرار می گرفت، مستندی که البته به نظر می‌رسد در حوزه تبلیغات و جلب نظر مخاطب خوب کار کرده و در دومین برنامه 90 در سال جدید برای کسانی که در نظرسنجی این برنامه شرکت کردند پیامکی با مضمون معرفی مستند شش تایی‌ها ارسال شد.

شش تایی‌ها بر ابهامات موجود درباره ماهیت بازی سال 52 می افزاید. مرتضی احمدی بازیگر کهنه کار سینما و تلویزیون ایران به عنوان یکی از قدیمی ترین هواداران باشگاه پرسپولیس که در روز بازی کذایی در ورزشگاه آزادی حضور داشته در گفت‌و‌گو با مجله چلچراغ می‌گوید: «من این فیلم را دیدم و وقتی متوجه شدم گل‌ها جعلی است خیلی ناراحت شدم. از يک ساعت قبل از آن بازي در ورزشگاه بودم. به نظر من با مونتاژ کردن این فیلم ها به آن بازی خاطره انگیز بی احترامی شده. حدود 22 سال قبل به يکي از کارمندان صدا و سيما گفتم 20 هزار تومان مي دهم اگر فيلم آن بازی را برايم بياوري. آن زمان حقوق يک کارمند بيش از پنج هزار تومان نبود، اما او گفت اگر فيلم در آرشيو محرمانه باشد اين کار را نمي کند.»

... و پرسش کلیدی کماکان به قوت خود باقیست. چه بلایی بر سر فیلم بازی شش تایی ها آمد؟ یک شایعه این است که تیمسار خسروانی – مالک وقت باشگاه تاج – پس از بازی به صدا و سیما رفته و فیلم بازی را به آتش کشیده، بعضی ها می گویند فیلم هنوز هم در آرشیو محرمانه صدا و سیما موجود است و عده ای هم معتقدند به دلیل همزمانی بازی با جام جهانی کشتی که در ایران برگزار می شد دوربین ها ي فیلمبرداری صدا‌و‌سیما به استادیوم آزادی فرستاده نشدند.

شاپور قریب که همزمان با برگزاری آن بازی مشغول فیلمبرداری فیلم «ممل آمریکایی» در پارکینگ ورزشگاه آزادی بوده پس از پایان فیلمبرداری دوربین را به داخل ورزشگاه می برد اما تصاویری که او از بازی برداشته کیفیت بسیار پایینی دارند به طوری که با توصیه مرحوم ساموئل خاچيكيان که در آن زمان كار تدوين فيلم را برعهده داشته از این تصاویر در فیلم مذکور استفاده نمی شود.

می گویند خاچيكيان تا آخرين سال هاي عمرش نسخه بی کیفیتی که گل هاي اول تا چهارم آن بازي در آن موجود بوده را در اختیار داشته اما فیلم مذکور پس از مرگ خاچیکیان در میان خرده ریز های استاد گم می شود. مستند شش تایی ها در پایان با یک اعتراف تلخ بینندگانش را شوکه می‌کند: «متاسفانه هیچ تصویری از آن مسابقه در دست نیست.»

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:12 PM
البته بهترين برد استقلال مقابل پرسپوليس با نتيجه 3-0 به دست آمده اما استقلالي ها، يك بازي ويژه داشتند كه به خاطر علي پروين بي خيال شكست سنگين پرسپوليس شدند

اگر از شاهرخ بياني سوال كنيد كه يك طرفه ترين داربي تاريخ البته به سود استقلال كدام است؟ از مسابقه اي حرف مي زند كه در زمستان سال 69 برگزار شد و با گل رضا عابديان به سود پرسپوليس به پايان رسيد. شاهرخ البته بيراه نمي گويد. آبي ها در آن بازي بيش از 8 فرصت مسلم گل را از دست دادند تا بازي در نهايت با برتري تيم علي پروين به اتمام برسد. با اين حال، در ذهن علاقمندان به فوتبال، يك طرفه ترين داربي به سود استقلال زماني رقم خورد كه نوجوان ها و جوان ها خود را آماده چهارشنبه سوري سال 1370 مي كردند. روزي كه استقلال پرستاره مقابل پرسپوليسي قرار گرفت كه در غياب چند بازيكن اصلي يك تيم كاملا معمولي به نظر مي رسيد.
يكه تازي علي پروين
آن روزها، روزهاي يكه تازي علي پروين در فوتبال ايران بود. او بعد از موفقيت باشگاهي با پرسپوليس و كسب 5 قهرماني پياپي در مسابقات باشگاه هاي تهران، هدايت تيم ملي را هم در دست گرفت و در اولين گام با قهرماني در مسابقات بازي هاي آسيايي پكن 1990، كارنامه موفقي از خود به جاي گذاشت. پروين در پرسپوليس يك سلطان واقعي بود و چنان محبوبيتي داشت كه طرفداران اين تيم بعد از اخراج او از باشگاه در سال 1367 (به دليل اختلاف پروين با مسئولان بنياد مستضعفان كه تيم به آنها تحويل شده بود) ، در بازي پرسپوليس – بانك ملي در اولين مسابقه اين فصل 90 دقيقه عليه پرسپوليس شعار دادند و با آتش زدن صندلي ها ،‌ نسبت به اين تصميم واكنش نشان دادند. پرسپوليس كه عازم جام باشگاه هاي آسيا بود، با باخت مشكوك مقابل محمدان بنگلادش، دوباره زمينه بازگشت پروين را به تيم فراهم كرد و او هفته بعد با گل و التماس به پرسپوليس بازگشت. پروين اما هر چه كه گذشت، مربي محتاط تري شد و در نهايت در سال ششم، قهرماني را به استقلال واگذار كرد. آنها كه نسبت به استقلال بنيه ضعيف تري داشتند، بعد از تساوي بدون گل در مسابقه اي كه پروين نمي خواست بازنده آن باشد، جام باشگاه هاي تهران را به حريف دادند. اين تساوي مقدمه اي بر سقوط پرسپوليس بعد از سال ها قهرماني بود. آنها كه مسابقات باشگاه هاي تهران را با مقام دوم تمام كرده بودند،‌ در بعد از ظهر رخوتناك اسفند به مصاف استقلال رفتند. پرسپوليس در روز چهارم بهمن همان سال بعد از تساوي با استقلال جام تهران را به اين تيم داده بود و در حالي كه كمترين اميدي به پيروزي نداشت يك و نيم ماه بعد،‌ در چارچوب ليگ آزادگان، دومين داربي سال را در دور رفت اين مسابقات با استقلال آغاز كرد.
شروع توفاني استقلال
در آن بازي تيم به شدت پرستاره تري بود. آنها با ملي پوش هايي مثل مهدي فنوني زاده، صمد مرفاوي، شاهرخ بياني،‌ احمدرضا عابدزاده، شاهين بياني،‌ عباس سرخاب،‌ جواد زرينچه و ... مقابل پرسپوليسي قرار گرفتند كه بهترين بازيكنش مجتبي محرمي بود. پروين كه در يارگيري خوب عمل نكرده بود، اين بار با مصدوميت چند بازيكن روبرو بود و مشخصا تيمش با كمترين اعتماد به نفس به ميدان آمد. نتيجه عجيب بود. استقلالي ها در دقيقه 7 توسط مرفاوي به گل رسيدند و صادق ورمزيار كه هميشه مقابل پرسپوليس خوب بازي مي كرد نتيجه را هشت دقيقه بعد دو برابر كرد. در پرسپوليس كه نقطه قوت آن مجتبي محرمي و حركات محمد حسن انصاري فرد بود، هيچ حركت خاصي ديده نمي شد و رضا حسن زاده مدافع استقلال هم همه توپ ها را جلوتر از همه دفع مي كرد. در اين شرايط، طرفداران پرسپوليس كه هميشه بازي را با شور و هيجان آغاز مي كردند از ترس شكستي سنگين، سكوت پيشه كرده بودند. البته اين بازي در يك روز نه چندان مناسب برگزار مي شد و بنابراين نزديك به شصت هزار نفر به تماشاي آن آمده بودند. در اين لحظات، ناگهان اتفاقي افتاد و يكي از بازيكنان با سابقه استقلال،‌ بغل گوش بقيه، پچ پچ كرد كه ... فكر مي كنيد چي؟
به خاطر علي آقا
علي پروين در آن روزها سرمربي تيم ملي بود و احترامش واجب. او در عين حال آدمي غيرقابل پيش بيني بود كه مثلا ممكن بود واكنش هاي تندي عليه برخي بازيكنان نشان بدهد. آن بازيكن با سابقه در جملات آرامش يك پيغام داشت. اينكه استقلالي ها احترام پروين را حفظ كنند كه البته در اين جمله نكات احتياطي نيز نهفته بود. بنابراين تيم منصور پورحيدري كه با ضرباتي سهمگين حريف را عقب رانده بود به آرام كردن بازي پرداخت و پرسپوليس هم از خدا خواسته با نمايشي ضعيف،‌ بازي را همانطور كه بود با چنگ و دندان به پايان رساند. شاهرخ بياني كاپيتان استقلال بعدها در گفتگويي تكذيب كرد كه تيم را به خاطر روابط استاد و شاگردي با علي پروين عقب كشيده است، اما حقيقت ماجرا اين بود كه استقلالي ها بهترين فرصت براي جبران باخت 6-0 را از دست دادند تا كري تاريخي قرمزها همچنان با آنها باقي بماند. بازيكنان استقلال در آن روز پيش خودشان فكر مي كردند كه پيروزي را به دست آورده اند و بهتر است باعث تحقير علي پروين در ورزشگاه آزادي نشوند.
بازي پخش نشد
نكته جالب اين بازي،‌ عدم پخش تلويزيوني آن بود. آن روزها تلويزيون با تبليغات روي سينه و تبليغات حاشيه بازي مشكل داشت و دو تيم با اسپانسر «مسابقه بزرگ فرهنگي ورزشي» به ميدان آمده بودند. شايد باور نكنيد اما اين مسابقه هرگز برگزار نشد! عجيب اينكه استقلال در بازي برگشت هم با گل مرفاوي پرسپوليس را شكست داد، اما آن بازي هم به دليل حضور يك تابلوي تبليغاتي در ورزشگاه آزادي فيلم برداري نشد و تماشاگران سه اتفاق جالب را از دست دادند كه يكي از آنها گل مرفاوي بود و ديگري مشتي كه مرتضي فنوني زاده بر چانه عباس سرخاب فرود آورد. *بازتاب ها آن دوران،‌ روزهاي طلايي هفته نامه ها در ايران بود و هنوز روزنامه ورزشي اي منتشر نمي شد. با توجه به اينكه هفته نامه ها ويژه نامه عيد درمي آوردند، اين بازي در نهايت سكوت برگزار شد و كيهان ورزشي، معتبرترين هفته نامه آن روزها، فقط دو صفحه گزارش اين بازي را منتشر كرد و دنياي ورزش نيز به جز چاپ پوستر دو تيم كه البته يك آگهي براي همان مسابقه كذايي فرهنگي ورزشي بود،‌ كار خاصي نكرد. بنابراين اين بازي هم مثل مسابقه شش تايي ها چندان آثاري از خود به جاي نگذاشته است.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:16 PM
محرمي در گفتوگو با يك خبرنگار اين ماجرا را تاييد كرد و آن را گذاشت به پاي شرارت سالهاي جواني؛ سالهايي كه در آن مجتبي محرمي هر كاري در زمين ميكرد تا چند روز موضوع بحث تماشاگران فوتبال باشد

اصلا اغراق نيست اگر لقب «شرترين» بازيكن داربي را به مجتبي محرمي بدهيم، كسي كه تنها فكت تماشاگران از او در داربي برميگردد به كلهاي كه در بازي جنجالي 15 دي 1373 به صورت قلعهنويي زد. اما مجتبي ماجراي جالب ديگري هم دارد كه البته اين يكي چندان قابل روايت نيست. بههرحال اگر قبول كنيم كه فوتباليستهاي آن زمان دو تيم شيطنت بيشتري نسبت به بازيكنان معاصر دارند، هضم كردن اين داستان چندان سخت نيست.
گويا شب پيش از داربي 28 دي 1369 چند تا از بازيكنان فوتبال جايي جمع ميشوند كه شب را با هم بگذرانند. آن دوره اصلا مد نبود كه تيمها شب پيش از مسابقه در هتل اردو داشته باشند و دست اساتيد حتي شب بازي هم باز بود. آن شب مجتبي محرمي با ناصر محمدخاني، سيروس قايقران، محسن عاشوري و يونس عليشيري، عكاس قديمي مطبوعات در منزلي در خيابان جردن تهران بودند و انگار ساعتهاي پاياني شب حرفشان بابت داربي گل كرده بود. بحث به جايي ميكشد كه يكي از ميزبانان با مجتبي محرمي شرط ميبندد. موضوع شرطبندي هم آن چيزي است كه در تمام اين سالها هيچ رسانهاي نتوانسته به صراحت از آن بنويسد. مجتبي آن شب شرط ميبندد كه اگر اين كار را انجام دهد، 5 هزار تومان از ميزبان بگيرد.
روز بعد، وقت اول بازي در وضعي به پايان رسيد كه مجتبي محرمي نتوانست به شرطش عمل كند. طرف حساب مجتبي در اين شرطبندي احمدرضا عابدزاده بود كه البته در وقت اول بازي نتوانست او را گيربياورد. وقت دوم مسابقه هم در وضعي آغاز شد كه استقلال با گل شاهرخ بياني در دقيقه 63 از رقيب جلو افتاد. اما بالاخره پانزده دقيقه مانده به پايان مسابقه يعني وقتي كه فرشاد پيوس بازي را به تساوي كشاند، آن اتفاق افتاد. پس از اينكه محرمي با پيوس كه در كنار پرچم كرنر شادي ميكرد، دست داد، به سمت عابدزاده آمد كه هاج و واج در محوطه شش قدم ايستاده بود. محرمي كه اتفاقا دستكش سفيد به دست داشت فرصت را مناسب ديد و به سمت عابدزاده رفت و... .
در تمام اين سالها اين اتفاق فقط در فرهنگ شفاهي تماشاگران آبي و قرمز بوده و اولين راويان آن تماشاگران جايگاه مشرف به دروازه استقلال بودند كه اتفاق جلوي چشمشان افتاد.
آنچه دوستان محرمي روايت ميكنند برميگردد به اينكه او بلافاصله پس از پايان بازي سراغ طرفحساب شرطبندياش ميرود و 5 هزار تومان از استاد ميگيرد، پولي كه با توجه به وضع مالي بازيكنان فوتبال در سالهاي پاياني دهه 60 پول كمي نبود.
جالب اينجاست كه سالها پس از آن اتفاق، محرمي در گفتوگو با يك خبرنگار اين ماجرا را تاييد كرد و آن را گذاشت به پاي شرارت سالهاي جواني؛ سالهايي كه در آن مجتبي محرمي هر كاري در زمين ميكرد تا چند روز موضوع بحث تماشاگران فوتبال باشد.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:19 PM
آن بازي تلخترين بازي عمر من بود. خودم قبل از بازي فكر ميكردم بازي خيلي خوبي خواهد شد اما اين اتفاق نيفتاد


نكيسا با سه گلي كه مقابل استقلال در سال 74 دريافت كرده يكي از سنگين ترين باختهاي پرسپوليس در تاريخ داربي را رقم زد. مصاحبه كوتاه او كه درباره وضعيت فعلي پرسپوليس و خاطرات تلخ آن داربي است، از همان لحظه اي آغاز ميشود كه او ادموند اختر را در محوطه جريمه زمين زد!
* از شكست سنگين سه بر يك مقابل استقلال در سال 75- 74 شروع كنيم. كمي از اين بازي بگوييد.
-آن بازي تلخترين بازي عمر من بود. خودم قبل از بازي فكر ميكردم بازي خيلي خوبي خواهد شد اما اين اتفاق نيفتاد البته مطمئنم اگر سن و سال بيشتري داشتم و باتجربه تر بودم اين اتفاق نمي افتاد.
* يعني تنها نقطه ضعفتان در آن بازي، سن كم ات بود؟
-فكر ميكنم اينطور باشد. تجربه در مسابقات اينچنين نقش بسيار اساسي دارد من جوانترين دروازهباني بودم كه در داربي درون دروازه پرسپوليس قرار گرفتم و باعث شد تا سه گل از روي جواني دريافت كنم كه شايد اگر الان در چنين شرايطي قرار ميگرفتم هيچ وقت آن گلها را نميخوردم.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:20 PM
سرمربي پرسپوليس به خاطر تماشاگران، كرماني را كه محبوبيت كمتري داشت بيرون برد

پاره كردن پيراهن قرمز بعد از تعويض با علي دايي در داربي 74 عواقب ناخوشايندي براي مرتضي كرماني مقدم بازيكن باتعصب پرسپوليس داشت كه به رغم قهرماني اين تيم گريبانش را گرفت. او كه سال 1366 عضو پرسپوليس بود، مدتي بعد از اعلام نارضايتي شديد به هنگام تعويض از اين تيم كنار گذاشته شد و به كشاورز رفت.
او با گذشت 12 سال از آن اتفاق هنوز با تلخي و ناراحتي از آن ياد ميكند: «من به خاطر تعويض با علي دايي ناراحت نشدم به خاطر تصميم استانكو اعصابم بههم ريخت. ديدارهاي داربي براي من خيلي مهم و حساس بود. من از يكماه قبل از بازي با استقلال به لحاظ بدني و روحي خودم را مهياي ديدار داربي ميكردم. هنوز هم نميدانم چرا در آن بازي استانكو مرا تعويض كرد؟! من خيلي خوب بازي كرده بودم، اگر در زمين ميماندم حتما ميزدم اما وقتي تابلوي تعويض شماره 8 را نشان داد ديگر نتوانستم اعصابم را كنترل كنم و پيراهنم را پاره كردم.»
كرماني مقدم از اقدامش پشيمان است و جواني و كم تجربگي را دليل رفتارش عنوان ميكند و ميگويد: «من قصد بي احترامي به باشگاه و پيراهن پرسپوليس را نداشتم و هنوز هم به آن عشق ميورزم.» او كه براي ابراز ناراحتي از سمت مقابل نيمكت بيرون رفت، انتظار داشت استانكو فرشاد پيوس را بيرون ببرد، اما سرمربي پرسپوليس به خاطر تماشاگران، كرماني را كه محبوبيت كمتري داشت بيرون برد. جالب اينكه فردا، وقتي رسانه ها از امير عابديني، مديروقت تيم خواستند كه بي احترامي كرماني را با تنبيه شديد انضباطي جبران كند، او گفت پرسپوليس فرزندان خود را بازخواست نميكند. او بعد از آنكه آبها از آسياب افتاد، سر بازيكن قديمي تيم خود را با پنبه بريد و او را بدون خونريزي به سمت در خروجي هدايت كرد.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:22 PM
اولين باري كه در داربي بازي كردم خيلي استرس داشتم، وقتي از پلههاي استاديوم بالا ميآمدم و بزرگاني همچون عابدزاده، بياني، مرفاوي، درخشان، پنجعلي، شيرمحمدي و فنونيزاده كنارم قرار گرفته بودند، پاهايم سست شده بود

«اولين داربي زندگي ام در سال 70 بود. هيچكس فكر نميكرد در آن روز بازي كنم چون فقط 17 سال داشتم و خيلي زود بود كه در چنين ديداري بازي كنم. وقتي ذوالفقارنسب ليست 11 نفره را در هتل خواند و فهميدم كه در تركيب ثابت قرار دارم شوكه شدم حتي 10 دقيقه بعد از شروع بازي هم شوكه بودم ولي خيلي زود به خودم آمدم.»
مهدي پاشازاده، مدافع سابق تيم ملي كه به عنوان كاپيتان تيم جوانان در جمع بزرگسالان قرار گرفته بود از اينجا آغاز ميكند كه «چرا دروغ بگويم، اولين باري كه در داربي بازي كردم خيلي استرس داشتم، وقتي از پله هاي استاديوم بالا مي آمدم و بزرگاني همچون عابدزاده، بياني، مرفاوي، درخشان، پنجعلي، شيرمحمدي و فنونيزاده كنارم قرار گرفته بودند، پاهايم سست شده بود. هيچوقت آنقدر تماشاگر نديده بودم، اما با اولين فريادي كه ذوالفقارنسب سرم كشيد، به خودم آمدم و ديگر گوشم صداي تماشاگران را نشنيد و بعد از آن بازي كه با تساوي بدون گل تمام شد روند زندگي ام تغيير كرد.»
پاشازاده اولين جمله اي كه بعد از داربي شنيد را خوب يادش هست. «فرداي بازي ولي الله صالح نيا صدايم زد و گفت خيلي خوب بودي اما مغرور نشو، چون فقط 17 سال داري.»
تو داربي را تجربه كردي و حتي موفق به گلزني شدي گلي كه به اشتباه آفسايد اعلام و مردود شد، الان حسرت آن گل سالم را نميخوري؟
خب اين هم از بدشانسي من بود. البته گاهي فكر ميكنم مردود شدن گل صحيح به نفعم تمام شده چون آن گل بيشتر در ياد مردم مانده. شايد اگر گل مردود نميشد كمتر در ياد مردم ميماند كه پاشازاده در هشتم ديماه 74 در داربي گل زد!

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:24 PM
پروين گفت اگر به يك جوان 17 ساله 35 هزار تومان بدهم تكليف بقيه بازيكنان چه ميشود

مجيد نامجومطلق سالها بهترين بازيكن فوتبال ايران بود. او قبل از آنكه به استقلال برود، قرار بود پيراهن پرسپوليس را بپوشد اما يك سوءتفاهم ميان او و علي پروين موجب شد سالها پرسپوليس و خود پروين در حسرت بازگشت او باشند.
در آن زمان شايعه شده بود كه يك هوادار پرسپوليس، يك دستگاه موتورسيكلت به نامجومطلق داده و همين عصبانيت پروين را برانگيخته است «اصلا موضوع موتورسيكلت در كار نبود. من قبل از آنكه به استقلال بروم، يك هفته با پرسپوليس تمرين كردم. آن موقع خانه من جنوب شهر بود و پرسپوليس در داووديه تمرين ميكرد. چون درس ميخواندم براي رفت و آمد به تمرين پرسپوليس مشكل داشتم. پروين به من گفت كه مشكل ماليات را حل ميكنم در زماني كه با پرسپوليس بودم يكي از هواداران اين تيم به اسم بابايي، 35 هزار تومان به من پول داد و من چون علي آقا گفته بود كه مشكلم را حل ميكند فكر كردم اين پول از طرف علي آقاست. ماجرا به گوش پروين رسيد و او گفت اگر به يك جوان 17 ساله 35 هزار تومان بدهم تكليف بقيه بازيكنان چه ميشود. همين نكته باعث شد علي آقا مرا نخواهد و در همان زمان استقلالي ها همين مقدار پول به من دادند و من هم به استقلال رفتم.»
نامجومطلق اما پس از سالها درخشش در استقلال و بعد از يك مصدوميت سنگين از تيم كشاورز به پرسپوليس آمد. او بارها با لباس استقلال مقابل پرسپوليس و برعكس به ميدان رفته است. «در كودكي هركسي به يك رنگ گرايش دارد و من هم از اين قاعده مستثني نيستم اما به خاطر فرهنگ فوتبالي ما، نميتوانم حتي بگويم كه پسرم طرفدار كدام تيم است.»

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:27 PM
اين مسابقه يكي از تجارب ويژه ناصر خان است. او هرگز بعد از اين بازي 2-6-2 بازي نكرد. هيچوقت!

آخرين بازي ليگ 76، داربي استقلال- پرسپوليس در آزادي بود. يك روز خاص براي استقلال كه در تمام فصل زيرسايه پرسپوليس و سرمربي كرواتش استانكو پوكله پوويچ بود. قرمزها كه تيم پرستارهاي بودند، با وجود از دست دادن علي دايي در ميانه فصل با اقتدار امتيازها را جمع كرده و حتي به نظر ميرسيد كه در نيمفصل قهرمان ميشوند؛ اما اين اتفاق تا 3 هفته پاياني ليگ به تاخير افتاد.
در اين شرايط و در حاليكه استانكو پس از ناكامي پرسپوليس در نيمه نهايي جام باشگاه هاي آسيا، از قرمزها جدا شد، پرسپوليسيها با بازگرداندن فرشاد پيوس- كه استانكو اعتقادي به او نداشت- بهترين گلزن تاريخ را مجاب به خداحافظي كردند و پيوس پس از دو سه بازي دستگرمي اعلام كرد كه در بازي مقابل استقلال كفش هايش را مي آويزد، پرسپوليسي كه با هدايت حميد درخشان وارد اين بازي شد، براي پيروزي اميدوارتر بود، اما هيچكس نميتوانست پيشبيني كند كه آنها با چنين تسلطي مسابقه را به پايان برسانند.
نكته جالب توجه شيوه اي بود كه استقلال با آن پا به ميدان گذاشته بود؛ 2-6-2 تاكتيكي كه استانكو بعدها با خنده از آن نام برد و آن را 2-5-3 عقب افتاده خواند!
در واقع حجازي قصد داشت با استفاده از 6 هافبك وسط زمين را از آن خود كند. غافل از اينكه مهدي مهدوي كيا و مهرداد ميناوند دو پيستون سريع پرسپوليس پيش بيني او را به هم ميزنند. اين بازي در شرايطي آغاز شد كه همه چيز تحت تاثير خداحافظي فرشاد پيوس بود. او كه بعد از 10 دقيقه بازي و خلق 2 موقعيت خطرناك و پس از چند دقيقه دور افتخار از بازي رفت، در حالي جاي خود را به بازيكن تازه اي داد كه اين تعويض بنا به توافق جزو بازي به حساب نيامد!
پرسپوليسي كه در ادامه نبض بازي را در دست داشت در دقيقه 30 توسط ادموند بزيك به گل رسيد و سپس با اخراج محمد خرمگاه، مدافع استقلال همه چيز يك طرفه شد. البته قرمزها فقط دو بار ديگر به گل رسيدند اما به جز مهدوي كيا و بهنام طاهرزاده حداقل 3،4 بازيكن ديگر هم بودند كه توانستند از خط دفاع بي آزار استقلال بگذرند، خب، تقدير روي صفر-3 گير كرده بود. اين مسابقه يكي از تجارب ويژه ناصر خان است. او هرگز بعد از اين بازي 2-6-2 بازي نكرد. هيچوقت!

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:31 PM
آن گل تا سالها محل مناقشه هواداران دو تيم بود. پرسپوليسيها معتقد بودند كه آن گل در موقعيت آفسايد زده شده در حالي كه هيچ وقت هم صحت يا سقم اين گل ثابت نشد

پرسروصداي تاريخ بود. چهارم خرداد آن سال باز هم به قول بهرام شفيع صد هزار نفر كيپ تا كيپ ورزشگاه را پر كرده بودند. دو تيم با تمام ستارههايشان در زمين حاضر شده بودند. آبيها با عابدزاده، زرينچه، شاهرخ و شاهينبياني، رضا احدي، صادق ورمزيار، مهدي فنوني زاده، رضا حسن زاده، قلعه نويي، مرفاوي و هاشمي مقدم به زمين رفتند.
در حالي كه پرسپوليس، قليچ، مرتضي فنوني زاده و نعيم آبادي، پنجعلي، محرمي، عربشاهي، رحيم يوسفي، نادر ميراحمديان، محسن عاشوري، پيوس و كريم باوي را در تركيب اوليه چيده بود.
هنوز چند دقيقهاي از سوت آغاز مسابقه كه منوچهر نظري آن را به صدا درآورد نگذشته بود كه نادر ميراحمديان در يك مصاف تك به تك توپ را از زيردستان عابدزاده به گل، تبديل كرد. اين گل در دقيقه 12 به ثمر رسيد و تنور مسابقه را داغ كرد.
اما قسمت جالب ماجرا از همان ثانيه هاي اوليه نيمه دوم شكل گرفت. منصور پورحيدري از ابتداي نيمه دوم عباس سرخاب را بهجاي هاشمي مقدم به زمين فرستاد. عباس سرخاب بازيكن اهل ميناب يكي از كشف هاي پرويز دهداري بود كه به اردوي تيم ملي دعوت شده و از اين راه به استقلال رسيد.
سرخاب در سي امين ثانيه نيمه دوم روي يك ارسال نسبتا كوتاه قلعه نويي توپ را با سر وارد دروازه پرسپوليس كرد و از آن به بعد به او لقب سي ثانيه دادند. 25 دقيقه بعد هم با روشي مشابه و اينبار با ضربه سر عبدالصمد مرفاوي استقلال گل برتري را به ثمر رساند. آن گل تا سالها محل مناقشه هواداران دو تيم بود. پرسپوليسيها معتقد بودند كه آن گل در موقعيت آفسايد زده شده در حالي كه هيچ وقت هم صحت يا سقم اين گل ثابت نشد.
آن موقع خبري از تكرار صحنه هاي حساس يا قضاوت مجدد درباره صحنه هاي داوري نبود و آن صحنه همچنان به صورت معمايي باقي ماند. البته فرداي آن روز يك عكس غيرعادي و تماشايي از صحنه گلزني مرفاوي در كيهان ورزشي منتشر شد كه درست هنگام ضربه زدن او بود. پرسپوليسي ها اين صحنه را شاهدي بر آفسايد بودن گل مرفاوي قلمداد كردند اما به هر حال چيزي ثابت نشد. استقلال آن بازي را با دو گل برد و قهرمان جام باشگاه هاي ايران شد.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:33 PM
مرتضي كرماني مقدم در دقايق پاياني از زاويه بسته وارد دروازه استقلال شد اما داور آن را به دليل پارگي تور كناري مردود دانست

هجدهم شهريورماه 1367 استقلال و پرسپوليس در شرايطي رودرروي هم قرار گرفتند كه اوضاع و احوال دو تيم تقريبا شبيه به امروز بود. پرسپوليس در صدر جدول قرار داشت و استقلال در ميانههاي جدول مثل آسانسور بالا و پايين ميرفت. هواداران آبي چندان اميدي به موفقيت تيمشان نداشتند و در دل نگران بودند كه نكند شكست سنگين در انتظار استقلال باشد و آنها چند هفته اي در برابر هواداران قرمز شرمسار شوند.
غلامحسين مظلومي و دستيارانش هم براي آنكه سروساماني به تيم بدهند دست به يك كار عجيب و غريب زدند. آن موقع در تركيب استقلال مجيد نامجومطلق، محسن گروسي، رضا جلالي و جعفر مختاريفر چهره بودند اما در خط حمله كمبود عبدالعلي چنگيز احساس ميشد. با اين حال درخشش عجيب جعفر مختاري فر همهچيز را تغيير داد. بازي حدود ساعت 5 بعدازظهر شروع شد و استقلاليها برخلاف انتظار بهتر از پرسپوليس بازي را شروع كردند.
پرسپوليس كه آن سالها هميشه در دقايق اوليه بي مهابا به دروازه حمله ميكرد اين بار اسير حملات استقلال شد. در دقيقه هشتم بازي بود كه دفاع پرسپوليس، مجيد نامجومطلق را با خطا در محوطه جريمه سرنگون كرد و محمد صالحي، داور با تجربه آن ديدار نيز بي درنگ نقطه پنالتي را نشان داد. نامجومطلق پشت توپ قرار گرفت اما ضربه را بد زد، طوري كه بعد از ضربه روي زمين نشست و وحيد قليچ هم توپ را مهار كرد تا استقلال از برتري اش سودي نبرد.
بازي همچنان با برتري نسبي استقلال ادامه پيدا كرد اما اين فرشاد پيوس بود كه به خاطر جايگيري مناسب يك توپ سرگردان را از محوطه شش قدم به طاق دروازه استقلال كوبيد. بعد از اين گل حملات استقلال شدت گرفت و جعفر مختاريفر هافبك نفوذي و تكنيكي آبي ها در دقيقه 62 يك توپ برگشتي از محوطه جريمه را با يك شوت زيبا به تور دروازه سرخها چسباند. نكته جالب اين بازي، ضربه جنجالي مرتضي كرماني مقدم هافبك- مهاجم پرسپوليس بود كه در دقايق پاياني از زاويه بسته وارد دروازه استقلال شد اما داور آن را به دليل پارگي تور كناري مردود دانست.
تصميم شجاعانهاي كه با پرچم كمك داور محمد فنايي به محمد صالحي داوري كه آخرين قضاوتش را انجام ميداد، داربي را نجات داد.
با توجه به اينكه آن روزها خبري از پخش مجدد و برنامه نود و اين قرتي بازيها نبود، و قطعا حتي خيلي ها نميتوانستند از صحت و سقم اين پرچم شجاعانه سردربياورند، خيلي دل ميخواست كه با وجود احتمال فحش خوردن از پرسپوليسي ها آنها را بعد از شادي گل، سنگ روي يخ كني!

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:38 PM
عليآقا گفت باركالله! خوشم آمد. حتي عابديني هم آمد من را بوسيد و بغل گرفت و گفت خوب كاري كردي جوابش را ندادي

پايان رأفت يك مهاجم قلدر و قوي به سبك علي دايي بود كه البته چند كلاسي پايينتر از او بازي ميكرد. با اين حال او مهاجم محبوب پروين بود. مربياي كه بهنام سراج تكنيكي و گلزن را كنار ميگذاشت تا پايان با هيبت عجيب و فوتبال قرص و محكمش به ميدان برود.
او كه سابقه گلزني به استقلال را نيز دارد، بيشتر بابت بازي جنجالي استقلال – پرسپوليس در سال 79 كه به زد و خورد كشيد، در يادها مانده است. مسابقهاي كه پرويز برومند دروازهبان حريف مشتي به چانه پايان زد.
پايان چند سال بعد از اين حادثه، بدون كوچكترين تغيير در چهره و اندام روبه روي ما نشست و ساعتي از خاطرات خود گفت. گاهي ما چگونه جاودانه ميشويم!
* ميخواهم از 8 سال پيش شروع كنم.
- بله، خودم ميدانم. اصلا به خاطر همين آمدم اينجا. هيچوقت اين مساله از ذهن مردم پاك نميشود. دعواي من و پرويز به تاريخ پيوست. 6 سال از آن روز ميگذرد اما هنوز مردم وقتي به خيابان ميروم ميپرسند كه چطور شد با پرويز درگير شدم؟ يا چرا پرويز را نزدم؟
* حالا جريان چه بود؟
- در جريان مسابقه يك توپ براي من ارسال شد. من هم رفتم براي هد زدن اما نتوانستم. برگشتم و از بغل برومند رد شدم. در همين حين بين من و پرويز صحبتهايي ردوبدل شد كه من حرفهايگري كردم و گذاشتم پرويز هركاري دلش ميخواهد بكند. خوشبختانه كمك داور آن صحنه را ديد و داور هم او را از زمين اخراج كرد. بعد از اخراج پرويز شرايط بازي ريخت به هم و تقريبا همه باهم درگير شدند. شما ديديد كه آخر بازي استيلي و نوازي هم درگير شدند. متاسفانه آن بازي خيلي بدتمام شد.
* برومند به شما مشت زد؟
- بله، هرچند زياد محكم نبود. به نظر من اتفاقاتي كه در آن بازي افتاد همه از پيش تعيين شده بود. پرويز تحتتاثير بعضي حرفها قرار گرفته بود كه كار به دعوا كشيد.
* هنوز از دست برومند ناراحت هستي؟
- خب حركت ايشان ناراحت كننده بود و هركس ديگري هم جاي من بود از دست پرويز ناراحت ميشد. البته من فراموش كردم و در حال حاضر مشكلي با او ندارم. حتي بعد از آن جريان دو، سه بار هم همديگر را ديديم و آشتي كرديم.
* كجا همديگر را ديديد؟
-مجموعه ورزشي انقلاب.
* چند سال از آن جريان گذشته بود كه همديگر را ديديد و آشتي كرديد؟
-يك سال هم نشده بود.
* اگر ضربه برومند را فراموش كرديد، پس چرا داستان را با جزئياتش تعريف ميكنيد. اين نشان ميدهد كه هنوز فراموش نكرده ايد؟
-باور كنيد فراموش كردم. ولي وقتي بازي پرسپوليس- استقلال شروع ميشود، ياد آن روز ميافتم و همه چيز جلوي چشمم ميآيد. به هر حال يكي از روزهاي تاريخي من و داربي بود.
* بعد از شما چرا چنين درگيري اي پيش نيامد؟
-خدا را چه ديدي. شايد يكشنبه دوباره درگيري شود. كي فكر ميكرد كه زيدان در فينال جام جهاني ماتراتزي را بزند، زيدان بازيكن بزرگي است اما شرايط فينال جام جهاني طوري بود كه او نتوانست خودش را كنترل كند و با ناشيگري جام را به ايتاليا بدهد. مشت و لگد خوردن در فوتبال حرفهاي چيزي غيرعادي نيست و هركس پا به فوتبال حرفهاي مي گذارد تمام اين مشكلات را در كنارش قبول ميكند. من هم اين مسائل را ميدانستم كه پا به فوتبال حرفهاي گذاشتم.
* يعني از قبل ميدانستيد كه احتمال دارد كتك بخوريد؟
-بله، باورتان نميشود، اما ميدانستم كه احتمال دارد در يكي از بازيها اينطور شود.
* به نظر خودتان در آن صحنه حرفه اي گري كرديد؟
-اگر حرفه اي گري نكرده بودم، كميته انضباطي من را جريمه ميكرد نه اينكه پرويز را يك سال از فوتبال دور كند.
* در آن لحظه هم اين فكر را ميكرديد؟
-بله، ضربه پرويز محكم نبود. من خودم را الكي انداختم زمين. خدا خدا ميكردم كه داور اين صحنه را ببيند و پرويز را اخراج كند.
* وقتي كه به رختكن رفتيد عكسالعمل پروين چه بود؟
-عليآقا گفت باركالله! خوشم آمد. حتي عابديني هم آمد من را بوسيد و بغل گرفت و گفت خوب كاري كردي جوابش را ندادي و با اين كارت آبروي ما را خريدي.
* مثل اينكه آن روز پروين شما را در استاديوم نگهداشت؟
-بله، عليآقا همه را نگه داشت. فقط من نبودم.
* چرا؟
-ميگفت جو ورزشگاه خراب است. الان صلاح نيست برويد. حدود 2 ساعت در رختكن مانده بوديم و نميتوانستيم برويم.
* مي دانيد آن مشتي كه از برومند خورديد تبديل به شعار شده و هواداران استقلال در بازي داربي آن را مي خوانند؟
-شعار شده؟ نشنيدم.
* كسي به شما نگفته؟
-چرا تازده يادم افتاد. نميدانم ميگويند مشتي كه زدي پرويز و... بگذاريد بگويند. من ناراحت نميشوم، نميتوانم با كل مردم بجنگم. در بازي پرسپوليس- ملوان از 5 هزار تماشاگر فحش خوردم، در حالي كه 5 سال براي اين تيم بازي كرده بودم.
* بعد از ضربه برومند، صورتت طوري شد؟
-از بدبختي ما دستكش پرويز عاج داشت و آنها كمي صورتم را اذيت كرد، اما با يك مقدار يخ درماني و پماد زدن درست شد. به هرحال صورت من آنقدرها هم نرمولطيف نيست كه با يك مشت در رختخواب بستري شوم. ماشاءالله آنقدر صورتم ضربه خورده كه استخواني شده.
* واكنش همسرتان بعد از آن ضربه چه بود، تا به حال پرسيده ايد؟
-ميگفت خيلي ناراحت شدم از همان لحظه كه مشت خوردي تلفن خانه شروع كرد به زنگ زدن، انگار در حياط خانه بازي ميكردي و من داشتم از پنجره ميديدم. باورتان نميشود تا دو، سه ماه از خانه بيرون نميرفتم، فقط سر تمرين بودم و منزل همين.
* بعد هم مصاحبه تاريخي اي كه انجام داديد و گفتيد از شهرستان آمديد تا يك لقمه نان حلال براي خانواده تان ببريد و اصلا فحش نداده ايد.
-آنها حرفهاي دلم بود. اگر فرصت داشته باشم بازهم تكرار ميكنم. ما شهرستانيها وقتي وارد تهران ميشويم، با جو تهران آشنا نيستيم، فكر ميكنيم مثل شهرستان است، اما وقتي ميآييم تازه متوجه ميشويم كه چه خبر است. دلالها همه چيز را گرفته اند دستشان. كسي هم نيست جلوي آنها بايستد. من خودم 15 سال در فوتبال درجه اول مملكت بازي كردم تا رفتم پرسپوليس. اما الان يك بازيكن با 20 تا بازي سر از پرسپوليس درميآورد. اما خوشحالم كه بازيكن هاي شهرستاني هميشه بهترين بوده اند. كريم باقري بهترين بازيكن است. از كجا آمده؛ از تبريز يا سيروس دين محمدي و بقيه يا خود من از كجا آمدم. بازيكن هاي شهرستاني دوست دارند بروند پايتخت.
*همه را گفتيد جز دايي؟
-باور كنيد مشكلي بين ما وجود ندارد. دايي هم دوست من است. او هم از شهرستان آمده. خوشبختانه ايشان ظرفيت پيشرفت را داشت و الان همه ايران او را ميشناسد.
* مگر بقيه نداشتند؟
-اگر من داشتم جاي دايي بودم. چرا كسي نميگويد رافت، همه ميگويند دايي.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:40 PM
اگر الان بود هيچوقت اين كار رو نميكردم هيچوقت

«عجب مشتي زد پرويز برومند...» تماشاگران استقلال از حدود شش سال پيش اين شعر را با سينه هاي رو به جلو و با حسي حماسي(!) ميخوانند.
تولد اين شعر از يك بازي جنجالي و با هوك راست قدرتي برومند آغاز شد كه رأفت را ناك اوت كرد. شايد عجيب ترين صحنه فوتبال عجيب ايران پس از كتك كاري رحمان و بداوي، همين مشت پرويز بر گونه پايان باشد. همان بازي كه در انتها به جنجال كشيده شد، استيلي و نوازي حسابي همديگر را زدند و ناصر ابراهيمي دورتا دور پيست تارتان را معلق زد.
پرويز برومند امروز به گوشه انزوا خزيده و حتي از اينكه تلفن تماسش را داشته باشند حسابي دلخور ميشود اما وقتي صحبت از استقلال ميشود پرويز هنوز هم آبي است. يك آبي آتشين.
برومند مثل شخصيتهاي كامو، با يك بيتفاوتي عميق ميگويد كه بازيهاي استقلال را دنبال ميكند «تو بازي فردا هر تيمي آرامش داشته باشه و شرايط روحي و روانيش بهتر باشه ميبره. هيچي معلوم نيست. اينكه استقلال نتيجه گرفته دليل نميشه.»
برومند سختترين داربي زندگي اش را اولين بار كه مقابل پرسپوليس بازي كرد، ميداند: «اون بازيرو يك هيچ باختيم اما كلا براي من تفاوتي نميكرد تماشاگرا خيلي حساسيت دارن ولي براي من اين بازي هم 90 دقيقه است و سه امتياز داره.»
برومند در طول مصاحبه آنقدر جدي و عبوس صحبت كرد كه جرات نميكرديم در مورد آن مشت كذايي سوال كنيم اما عاقبت دل را به دريا زده و قيد همه چيز را زديم. «دوست ندارم در اون مورد صحبت كنم، هفت هشت سال گذشته، اما تو اون لحظه بازي مساوي شده بود و خيلي برام سخت بود. رأفت فحش داد منم زدمش.»

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:42 PM
یکی از حسن های داربی این است که از توی دعواهایش بعدا رفاقت شکوفه ميزند!!
28 دي سال 1369 (پرسپوليس يك- استقلال يك) پیوس به استقلال گل زد، محرمی به جای دویدن دنبال گلزن، به سمت عابدزاده برگشت و مشتش را به صورت خاصی درآورد و.....! یک محرمی بود که صدتا نیکی و اکبرپور و هاشمی نسب باید پیشش لنگ ميانداختند. او و عابدزاده بعدها در پرسپولیس دو روح شدند در یک جفت جوراب!
15دي سال 1373 ( پرسپولیس 2 – استقلال 2 ) محرمی و قلعه نويی دو دوست و همبازی دوران کودکی که مثل داداش و مداد تراش بودند توی داربی اقداماتی کردند! یکدفعه مشت مجتبی رفت سمت پای چشم امیر قلعه نويی و او از حال رفت! ( آنها بعدا همبازی نشدند ولی 360 درجه فرق کردند و کل یوم به پیشکسوت محترم تبدیل شدند).
8 اسفند سال 1378 (پرسپوليس دو- استقلال صفر). مهدی هاشمی نسب در نقش بروسلی ظاهر شد و نصف تیم استقلال را توی محوطه جریمه رسما کتک زد، یکسال بعد به استقلال رفت و با همه آنها رفیق فابریک شد و گفت ای بابا! گذشته ها در پیته!!
9 دي سال 1379 ( پرسپوليس دو- استقلال دو ) پرویز برومند بازیگر نقش فیلم «عجب مشتی زد» شد، پایان رافت در این فیلم نقش یک قربانی را به خوبی بازی کرد، حمید استیلی بت اخلاق، با محمد نوازی بت اخم حسابی همدیگر را نوازش کردند! (آنها امروز متعصبان همدردی هستند که از باشگاههای محبوبشان دورند!)
14 آبان سال 1384 ( استقلال يك- پرسپوليس صفر). دقایق آخر بازی علی علیزاده برای پرسپولیس وارد زمین شد، پنجاه متر دوید و پاهای حسین کاظمی را قلم کرد و مقداری این دو به هم محبت کلامی کردند و حالا در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی ميکنند!!
19 اسفند سال 1384( پرسپوليس صفر- استقلال صفر) شیث رضایی و واحدي نیکبخت که در استقلال بودند، هی روی خط طولی به همدیگر ميگفتند قربونت برم موقشنگ! اون یکی ميگفت بابا بدن! بابا سرسینه! و البته آنها به چیزهای دیگری هم اشاره کردند که نميشود گفت!! نیکبخت و شیث سال بعد یک روح شدن در سه بدن! (همراه با مامانی)

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:46 PM
لنگي‌ها! اين عبارتي است كه طرفداران استقلال براي تضعيف روحيه طرفداران پرسپوليس از سال‌هاي گذشته به‌كار مي‌برند، اما اشتباه نكنيد. ريشه تاريخي اين موضوع به رنگ قرمز ارتباطي ندارد. زماني كه تيم شاهين به پرسپوليس تبديل شد و پرسپوليس به پيكان و دوباره پيكان به پرسپوليس، يكي از سردسته‌هاي مشهور طرفداران استقلال در اوايل دهه 50 اين تعبير را به‌كار برد. يدالله آماده معروف به يدالله بوقي روزي در قهوه‌خانه قاسم قهوه‌چي به اطرافيانش گفت: «اين پرسپوليسي‌ها مثل لنگ حمام مي‌مانند كه هر روز دور كمر يكي بسته مي‌شود.» از آن زمان، عبارتي كه «يدالله آماده» آن را به‌عنوان مثال عنوان كرد، به ورزشگاه‌ها راه يافت.
پرسپوليسي‌ها نيز در واكنش به توهين طرفداران استقلال به عباس كارگر، عبدالعلي چنگيز را متاسفانه با عبارت دلاك! خطاب كردند كه به مرور زمان تبديل به تعبير امروزي در تضعيف روحيه تماشاگران حريف شد.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:47 PM
از نظر مرتضي احمدي، هنرپيشه معروف سينما و تلويزيون ايران، تنوع بيشتر شعارهايي كه طرفداران پرسپوليس در ورزشگاه‌ها سر مي‌دهند، دليلي كاملا تاريخي دارد. او معتقد است پرسپوليس در مقطعي شكل گرفت كه توده دنبال راهي براي اعلام انزجار از رژيم سلطنتي مي‌گشتند و تيم تاج بهانه خوبي براي اجراي چيزي بود كه در ذهنشان وجود داشت. براي همين طبقاتي از جامعه كه معمولا به پايين هرم و مردم كوچه و بازار تعلق داشت، به جرگه طرفداران پرسپوليس پيوستند. با اين‌حال اغلب شعارهاي هر دو تيم ريشه‌اي فولكلوريك و بعضا متصل به گونه‌اي از موسيقي روحوضي يا خالتور دارد كه البته با گذشت زمان اين شيوه نيز دچار تغييرات گسترده‌اي شد. به‌نحوي كه اكنون ردپاي انواع تيم‌هاي شورآفرين موسيقي را مي‌توان در شيوه تشويق طرفداران هر دو تيم ديد. تنها شيوه دست زدن جمعي مشهور به 8 دست است كه در اوايل دهه 50 و به تاسي از تماشاگران انگليسي وارد ايران شد.
ولش كن... ولش كن... ولش كن
مرتضي احمدي در اوايل دهه 20 خورشيدي نخستين شعارهاي جمعي تماشاگران يك مسابقه ورزشي را خوب به خاطر دارد. روزي كه اسماعيل حاج‌قرباني و عباس حريري بر سر بازوبند پهلواني كشور كشتي مي‌گرفتند و تماشاچيان داد مي‌زدند: «عباس ولش كن» جالب آنكه همين عبارت بعدها با تغييراتي وارد ورزشگاه‌هاي فوتبال شد. سال 1355، زماني كه ماموران حاضر در ورزشگاه آزادي سعي كردند يكي از طرفداران پرسپوليس را به بيرون ببرند احمدي ياد مبارزه حاج قرباني وحريري افتاد؛ «ولش كن»، بقيه هم با او دم گرفتند و اين عكس‌العمل جمعي تا امروز نيز ديده مي‌شود.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:50 PM
غلامرضا فتح آبادي، شاهرخ بياني، نيکبخت واحدي و میثم بائو چهار بازيکني هستند که از استقلال راهي پرسپوليس شدند و پيراهن شماره 10 اين تيم را بر تن کردند.

رکورد جالب و مشترک اين 3 بازيکن (غلامرضا فتح آبادي، شاهرخ بياني، نيکبخت واحدي )گلزني به استقلال با پيراهن شماره 10 پرسپوليس بود.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:57 PM
جوانترين بازيکن پرسپوليس : حميدرضا علي عسگري
حميدرضا علي عسگري بازيکن جوان پرسپوليس درداربي پايتخت براي پرسپوليس بازي کرد و با 18 سال و 265 روز سن جوانترين بازيکن پرسپوليس در تاريخ دربي لقب گرفت. رکورد قبلي در اختيار محمدرضا زادمهر بود.
جوانترين بازيکن استقلال : حسن روشن
حسن روشن جوانترين بازيکني است که داربي را تجربه کرده است. روشن در داربي يازدهم که 11 اسفند 1351 انجام شد، 17 سال و 274 روز سن داشت و رکورد وي پس از 37 سال هنوز شکسته نشده است.
مسن ترين بازيکن پرسپوليس: محمد پنجعلي
کاپيتان اسبق پرسپوليس در داربي 37 که 11 دي 1371 در چارچوب ****جام باشگاههاي تهران انجام شد ، با 37 سال و 190 روز سن براي پرسپوليس بازي کرد. اين بازي با تساوي بدون خاتمه يافت. پنجعلي البته مسن ترين بازيکن تاريخ داربي نيز به شمار مي رود.
مسن ترين بازيکن استقلال: محمود فکري
محمود فکري در داربي شصت و يکم که در سال 85 انجام شد، با 37 سال و 100 روز سن در ميدان حاضر شد و مسن ترين بازيکن تاريخ استقلال در داربي شد.

ssaammaann
Monday 27 September 2010-1, 04:59 PM
جوانترين مربي پرسپوليس : عزت الله وطنخواه
عزت الله وطنخواه در بين 33 مربي پرسپوليس و استقلال که داربي را تجربه کرده اند، جوانترين مربي به شمار مي رود. وطنخواه در داربي 17 که 25 مهر 54 انجام شد و با پيروزي سرخپوشان همراه بود، با 32 سال و 258 روز سن روي نيمکت پرسپوليس نشسته بود.
جوانترين مربي استقلال: منصور پورحيدري
در اولين داربي پس از انقلاب که يک بازي دوستانه بود، منصور پورحيدري هدايت استقلال را بر عهده داشت. پورحيدري در ان روز 33 سال و 294 روز سن داشت .
مسن ترين مربي پرسپوليس: علي پروين
علي پروين در داربي 59 که آبان 84 انجام شد و پرسپوليس در ان شسکت خورد، با 59 سال و 141 روز سن هدايت پرسپوليس را برعهده داشت. اين اخرين حضور پروين در داربي بود. رکورد پروين در بين همه مربيان دو تيم در داربي نيز منحصر بفرد ا ست.
مسن ترين مربي استقلال: منصور پورحيدري
پورحيدري همچون پروين در آخرين حضور خود در داربي که با شکست استقلال همراه بود، عنوان مسن ترين مربي استقلال در داربي را به نام خود کرد. پورحيدري در داربي پنجاه و چهارم، 57 سال و 138 روز سن داشت.

ssaammaann
Thursday 14 October 2010-1, 08:17 PM
پروین می‌گفت فقط دربی را ببرید
مرتضی: هیچ وقت رختکن پرسپولیس طوری نبود که فکر کنید علی‌آقا برخورد‌های تند با ما می‌کنند. او هیچ وقت نکته فنی به ما نمی‌گفت. شب قبل از دربی‌ها جمع می‌شدیم خانه یکی از طرفداران به انتخاب علی‌آقا بعد هم می‌رفتیم بازی. او همیشه قبل از دربی می‌گفت فقط این بازی مهم است، حتی باخت در همه بازی‌های دیگر اهمیتی ندارد. گاهی کمی تند می‌شد و دادی هم می‌زد اما خبری از فحاشی نبود.
پورحیدری همیشه به برد ایمان داشت
مهدی: منصور پورحیدری هیچ وقت آدمی نبود که خیلی هیجانی شود. او را که می‌شناسید آدم مأخوذ به حیا و با شخصیتی است. او قبل از دربی‌ها می‌آمد و می‌گفت ما برنده‌ایم. فقط یادم هست قبل از مسابقه سال 70 که ما با تک‌گل صمد برنده شدیم من، شاهرخ و چند تا دیگر از بزرگان تیم را جمع کرد و گفت شرایط خیلی خوب نیست. باید خیلی مراقب باشید. آن روز هم ولی ما برنده شدیم. انصافاً آن سال‌ها هم با برادران بیانی، چنگیز، هاشمی‌مقدم، مختاری‌فر و. . . تیمی رؤیایی داشتیم. بازیکنانی که دیگر مثل‌شان پیدا نمی‌شود.
پروین گفت بپایید 6 تایی نشویم!
مرتضی: تقریباً همیشه تیم ضعیف‌تر دربی را می‌برد. مثلاً سال 69 که رضا عابدیان گل زد و ما بازی را بردیم، قبل از بازی همه می‌ترسیدیم. علی‌آقا جمع‌مان کرد و گفت هوا پسه تیم آنها خیلی خوبه. فقط مراقب باشید. زد و تو دربی آنها را کشتیم و بازی را هم بردیم. هیچ‌کس باورش نمی‌شد! البته یک بار فقط شده که تیم ضعیف ببازد. آن بازی را می‌گویم که ما دو گل از استقلال خوردیم. قبل از بازی علی‌آقا بزرگ‌های تیم را جمع کرد و گفت فقط حواستان باشد 6 تایی نشویم که اوضاع خیلی خراب است. ما هم رفتیم، خدا رحم کرد که استقلالی‌ها بی‌خیالمان شدند وگرنه معلوم نبود چی می‌شد. حالا مهدی بهتر می‌تواند خاطره را تعریف کند.
چه خیانتی کردیم ما به استقلال!
مهدی: من و شاهرخ بیانی باعث شدیم استقلال 6 تایی‌ها را تکرار نکند. چه خیانتی کردیم به استقلال!

15 اسفند سال 70 بود، یک ریال هم پول نداده بودند. از بی‌پولی داشتیم می‌مردیم، دم ماه رمضان هم بود اما خبری از پول‌ها نمی‌شد. اما یک‌دفعه بیوک جدی کار از آمریکا آمد ایران و ظهر روز بازی یک مراسمی گذاشتند تا پاداش‌هایمان را بدهند. نفری 90 هزار تومان پول گرفتیم، داشتیم از خوشحالی بال در می‌آوردیم، رفتیم تو زمین می‌خواستیم پرواز کنیم، هنوز دقیقه 11 بود که 2 تا زده بودیم. داشتیم می‌کشتیم‌شان. رفتم در گوش شاهرخ گفتم زشته آن طرف علی‌آقا رو نیمکت هستند به بچه‌ها بگو کوتاه بیان. ما ملی‌پوشیم می‌رویم تمرین چشم تو چشم علی‌آقا می‌شویم، خیطه! شاهرخ هم به بچه‌ها گفت شل کنند. علی‌آقا بزرگ فوتبال ماست. همه هم نسل‌های ما عاشقش هستند. ما حتی جرأت نداشتیم در چشمانش نگاه کنیم. او برایمان مثل پدر بود. آن روز ما از دقیقه 15 پاسکاری می‌کردیم. جالب بود پرسپولیسی‌ها این قدر می‌ترسیدند که تو پایمان هم نمی‌آمدند!


http://milad10.com/UserImage/ssssss60.jpg

مهدی: من پرسپولیسی بودم و مرتضی تاجی!
این یک اعتراف دیرهنگام است. سال‌ها پس از پایان فوتبالشان، برادران فنونی‌زاده دست به اعترافی بزرگ می‌زنند.
مهدی در پاسخ به این سؤال که چرا وقتی برادرش در پرسپولیس بازی می‌کرد، به پرسپولیس رفت، گفت: «مرتضی خودش تاجی بود و چون پیشنهاد داشت رفت پرسپولیس. او به‌قدری تاجی بود که یک‌بار برای بازی‌های این تیم با باتوم کتکش زده بودند و خونین به خانه آمد.»
و مرتضی این گفته را تأیید می‌کند: «من خیلی تاج را دوست داشتم اما سرنوشتم این شد که بروم پرسپولیس، درست مثل مهدی که رفت استقلال اما پرسپولیسی بود.»
مهدی فنونی‌زاده در این‌باره می‌گوید: «من پرسپولیس را دوست داشتم اما آنها آن موقع مرا نمی‌خواستند. یک سالی که برای استقلال بازی کردم، علی‌آقا دنبالم فرستاد و گفت اولین بار است به کسی می‌گویم بیا پرسپولیس اما کار درستی نبود که بخواهم بروم پرسپولیس. کار با علی‌آقا آرزویم بود اما نمی‌توانستم به استقلال بگویم نه.»
سرخاب را زدم اما به لطف مهدی اخراج نشدم!

مرتضی: در یکی از دربی‌ها دعوایمان شد. بازی شلوغی بود. خیلی بچه‌ها به پر و پای هم می‌پیچیدند. یک جا دیدم همه ریختند به جان هم، مهدی هم دارد می‌رود وسط، رفتم کشیدمش کنار گفتم بیا این ور بچه به تو چه که خودت را قاطی می‌کنی! چند دقیقه بعد نوبت من شد. بنده خدا سرخاب را چنان زدم که دماغش خونی شد اما مهدی خون‌های سرخاب را مالید به صورت من تا داور که فکر کنم خوشخوان بود، اخراجم نکند!
مهدی: اگر مرتضی را اخراج می‌کردند محروم می‌شد. قرار بود به ما پاداش بدهند و پاداشش می‌پرید. آن موقع پولی گیرمان نمی‌آمد. همه امیدمان این بود که یک پاداشی بگیریم. من تنها قرارداد خوبی که بستم 6میلیونی بود که از بانک ملی گرفتم. خلاصه آن روز خون‌های صورت عباس را مالیدم به مرتضی و رفتم گفتم، دوتایی‌شان دعوا کردن. عباس هم مرتضی را زده تا داور اخراجش نکند.
مرتضی: بنده خدا داور می‌خواست اخراجم کند اما محمد پنجعلی و شاهرخ آمدند جلو نگذاشتند. مهدی اگر آن کار را نمی‌کرد اخراج می‌شدم. داور دستش که رفت در جیبش پنجعلی گفت جرأت داری کارت قرمز بده. این بنده خدا هم آخرش یک کارت زرد داد تا به خیر بگذرد. دعوا می‌کردیم اما همه با هم رفیق بودیم! من حتی بین بچه‌ها و طرفداران استقلال آدم محبوبی بودم و کمترین فحش را می‌خوردم. همین حس را پرسپولیسی‌ها هم به مهدی داشتند. فقط گاهی به من می‌گفتند هیولا و به مهدی گوریل انگوری!



http://milad10.com/UserImage/iu687.bmp