-
Monday 22 November 2010-1, 11:08 PM
#337
ناظـر ســایت
-
-
Left Ad Image/Code 1 needs to be placed here, no larger than 260 pixels in height.
Right Ad Image/Code 2 needs to be placed here, no larger than 260 pixels in height.
-
Monday 22 November 2010-1, 11:09 PM
#338
ناظـر ســایت
تعیین سن نسبی
تعیین سن نسبی سن نسبی یا (relative dating) به این معنی است که جای مناسب هر سنگ را در توالی سنگها پیدا کنیم. سن نسبی زمان دقیق رخدادها را مشخص نمیکند و فقط تعیین مینماید که کدام یک بر دیگری مقدم بوده است. برای ایجاد مقیاس نسبی باید قوانینی وجود داشته باشند. از جمله این قوانین میتوان به قانون توالی طبقات ، اصل افقی بودن طبقات اولیه ، اصل قطع شدگی و … را نام برد.
اصول تعیین سن نسبی
قانون توالی طبقات
نیکلانس استنو حکیم فلورانسی (ایتالیا) نخستین کسی بود که به توالی وقایع طبیعی در رخنمون لایههای سنگهای رسوبی پی برد. هنگامی که این شخص در کوههای غرب ایتالیا مشغول به کار بود، این قاعده را بکار برد. قانون توالی طبقات (lawof super position) اساس تعیین سن نسبی میباشد و به موجب این قانون در یک توالی به هم نخورده از طبقات رسوبی هر لایه از لایه بالایی خود قدیمیتر و از لایه زیرین خود جوانتر است.
گرچه این موضوع ساده و بدیهی به نظر میرسد که هیچ لایهای نمیتواند بدون داشتن لایهای در زیر خود و بی هیچ تکیه گاهی رسوب کند. اما تا سال 1669 که استنو این اصل را بیان نمود، کسی بخوبی این اصل را بیان نکرده بود. این قانون همچنین در مورد موادی چون جریان گدازه و خاکسترهای حاصل از فعالیت آتشفشانی صدق میکند.
اصل افقی بودن اولیه طبقات
اصل افقی بودن اولیه طبقات (principle of original horizon to lity) بطور ساده به این معنی است که لایههای رسوبی در اصل بطور تقریباً افقی رسوب کردهاند. بنابراین لایههای سنگی با شیب تند نشانه آن است که لایههای مزبور بعد از رسوبگذاری بر اثر حرکات پیوسته به شکل امروزی خود تبدیل شدهاند.
اصل قطع شدگی
وقتی سنگهای آذرین یا گسلهایی سنگهای دیگری را قطع نمایند نسبت به آنها جوانترند. بطور مثال وقتی دو دایک یکدیگر را قطع کنند دایک قدیمیتر باید باز باشد تا دایک جوانتر آن را قطع کند. دایک جدیدتر ممتد بوده در حالی که دایک قدیمیتر در محل تقاطع این دو قطع شده است. به این اصل، اصل قطع شدگی (Cross-Cutting) میگویند.
میانبارها (Incluions)
میانبارها قطعاتی از یک واحد سنگی هستند که در داخل سنگ دیگر یافت میشوند. این اصل بسیار ساده و اصولی است. اگر قطعاتی از یک سنگ در درون سنگ دیگری یافت شود، سنگ در بر گیرنده جوانتر است. به عنوان مثال وجود قطعاتی از گرانیت در لایههای رسوبی مجاور بیانگر آن است که لایههای رسوبی در بالای توده گرانیتی در حال فرسایش ، نهشته شدهاند.
فسیلهای موجود در طبقات
طبقاتی که دارای یک نوع فسیل مشخص باشند با یکدیگر همزمانند. فسیلهایی که فقط در زمان کوتاه زیست نموده و انتشار وسیعی داشته و با رخساره و شرایط رسوبی بستگی زیاد نداشته باشند، فسیلهای مشخص نامیده میشوند. فسیلهایی که در زمانهای مختلف زمین شناسی زندکی کردهاند و تابع شرایط خاص اقلیمی نباشند، اهمیت زیادی در زمین شناسی ندارند.
جهت میدان مغناطیسی در سنگهای مختلف
از آنجا که کانیهای سنگهای آتشفشانی معمولا در جهت میدان مغناطیسی قرار میگیرند. اگر جهت کانیهای گدازههای سرد شده چند آتشفشان متفاوت باشند، سن آنها با یکدیگر فرق دارد. اگر به نحو دقیق تغییرات میدان مغناطیسی زمین محاسبه شود، میتوان سن هر یک را بدست آورد.
استفاده از آثار و تمدن انسانی برای زمانهای جدید
آثار و ابزار انسانی در مقیاس دوران چهارم هم برای تعیین سن نسبی و هم برای تعیین سن مطلق مورد استفاده قرار گیرد. تمدن قلوه سنگی نسبت به تمدن سنگ و تراش آن قدیمیتر است و خود تمدن سنگی هم نسبت به ظرافت و اهمیت تراش شامل تمدنهای سنگی قدیم ، میانی و جدید است و سرانجام پیدایش فلزات که خود به سه دوره مس ، مفرغ و آهن تقسیم میشود و زمانهای جدیدتری را نشان میدهند. ولی چون تمدنهای فلز و یا قلوه سنگی در یک زمان در تمام کره زمین پیدا نشدهاند. لذا تشخیص سن مطلق به دشواری صورت گرفته و غالباً برای سن نسبی در یک منطقه معین مورد استفاده قرار میگیرند.
طبقات دارای رخسارههای یکسان
هر گاه دو طبقه دارای رخسارههای یکسانی باشند، با یکدیگر هم سن هستند. در واقع طبقات زمین که دارای فسیل مشخص و شرایط مشترک باشند با یکدیگر همزمانند.
قرار گرفتن رخسارهها در بین رخسارههای مشابه
هر گاه دو طبقه از نظر رخساره با یکدیگر متفاوت باشند. ولی هر یک محصور بین دو رخساره مشابه باشند با یکدیگر همزمانند.
موارد استفاده از تعیین سن نسبی
از تعیین سن نسبی سنگها میتوان در عمل تطابق استفاده میکنند. عمل تطابق عبارت است از مطابقت دادن سنگهای همزمان نواحی مختلف. از تطابق جهت ایجاد یک تقویم زمین شناسی استفاده میکنند. روشهای مختلفی برای انجام عمل تطابق وجود دارد.
یکی از روشها که در مسافت کوتاه کاربرد دارد، عمل پیمایش است. در واقع با پیمایش میتوان یک یا چند لایه را در یک بیرون زدگی ردیابی کرد. برای انجام تطابق در دو نقطه دور از هم از شواهدی فسیلها و لایههای کلیدی و ... استفاده میکنند. با استفاده از این نوع تطابق میتوان تاریخچه زمین شناسی مناطق مختلف را بدست آورد.
-
-
Monday 22 November 2010-1, 11:10 PM
#339
ناظـر ســایت
-
-
Monday 22 November 2010-1, 11:11 PM
#340
ناظـر ســایت
تالاب گاوخونی
تالاب گاوخونی:
تا کنون بیش از 50 تعریف مختلف برای تالاب مورد استفاده قرار گرفته که با وجود همه تعاریف و دیدگاههای مختلف اولین تعریف علمی تالاب توسط کنوانسیون بین المللی رامسر ارائه شده. بر اساس این تعریف تالاب شامل مناطق مردابی ، آب ماند؛ نم زارهای سیاه و باتلاقی ، برکه های مصنوعی یا طبیعی که به طور دایم و یا موقت دارای آب ساکن یا روان، شیرین ،شور یا نیمه شور هستند و یا مناطقی از سواحل دریا که در هنگام جذر ارتفاع آب در آنها بیش از 6 متر نباشد، گفته مي شود .با توجه به ناقص بودن تعریف فوق که بعضا" دارای نقاط مبهمی بود و فهم کامل آن برای همگان مشکل می نمود کمیسیون تالابهای کشور در سال 1362 تعریف دیگری را به شرح ذیل از تالابها عنوان کرد که نسبت به بقیه کامل تر و تا درک بهتری همراه است : " تالاب ناحیه ای از مظاهر طبیعی و خدادی است که در روند پیدایش ، خاک آن توسط آبهای سطحی زیر زمینی به صورت اشباع شده درآمده و در طی یک دوره کافی و شرایط عادی محیطی تشکیل شده است و دارای توالی زیستی می باشد . این مجموعه دارای جوامعی از گیاهان جمعیت هایی از جانوران ویژه است که امکان سازگاری در چنین نقاطی را دارند ."(1)
کلیات :
تالاب گاوخونی در انتهایی ترین قسمت حوضه آبریز راینده رود واقع در زیر حوضه گاوخونی قراردارد. وسعت آن بالغ بر 3616 کلیومتر مربع که حدود 2871 کیلومتر آن در استان اصفهان و مابقی در استان یزد قرار گرفته است . زیر حوضه گاوخونی فقط دارای یک واحد هیدرولوژیک به نام واحد هیدرولوژیک گاوخونی می باشد که این واحد در مختصات (52،21،23 )تا ( " 53،21،34)طول شرقی و( " 31،50،18تا"33،43،50 ) عرض شمالی قرار گرفته که از شمال به واحد هیدرولوژیک کوهپایه- سگزی از شرق به حوضه کویر سیاه کوه، از جنوب به واحد اسفنداران – دستجرد و از غرب به واحد هیدرولوژیک جرقویه محدود می شود .اقلیم منطقه براساس تقسیمات اقلیمی سیلیانینف دارای اقلیم فرا خشک بوده و میانگین بارندگی آن در طی یک دوره 24 ساله بین 50 تا 100 میلیمتر و متوسط دمای سالانه 15 درجه سانتیگراد و میانگین تبخیر سالانه بالغ بر 2800 میلمتر گزازش گردیده است .در مرکز این واحد تالاب نسبتا" وسیع گاوخونی قرار دارد. این تالاب یکی از ارزشمند ترین اکوسیستم های تالابی کشور است که در تاریخ 23/6/1975میلادی با كد zir.18 در لیست تالابهای بین المللی کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است .
از 1220تالابی که از سوی کنوانسیون رامسر تا کنون مورد شناسایی واقع گردیده 22مورد آن مربوط به ایران می باشد که گاوخونی یکی از آنها است.
از نظر موقعیت جغرافیایی در 32درجه و 08 دقیقه تا 30 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی و 52 درجه و 45 دقیقه تا 52 درجه و52 دقيقه طول شرقی و در فاصله 130 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان قرار دارد . این تالاب در منتهی الیه رود خانه های زاینده رود ، زر چشمه و ایزد خواست قرار گرفته است که منبع اصلی تغذیه کننده آن رودخانه زاینده رود است که یکی از مهمترین رودخانه های فلات داخلی کشور است که حوضه آب خیز زاینده رود را زهکشی و به تالاب گاوخونی ختم می شود که طول مسیر رودخانه 405 کیلومترمی باشد و از دامنه های شرقی ارتفاعات زاگرس و کوههای مرتفع زرد کوه بختیاری سرچشمه می گیرد و اختلاف ارتفاع تالاب نسبت به سرآب ( زرد کوه بختیاری ) 2747 متر می باشد و وسعت کل حوضه آب خیز زاینده رود 41371 کیلومتر مربع است که /9/90% آن در استان اصفهان و مابقی در استانهای چهار محال و بختیاری و یزد و فارس قرار گرفته است (2)
و به تدریج که وارد جلگه اصفهان می گردد از شیب آن کاسته و پس از مشروب نمودن اراضی مستعد و دشت های کشاورزی از شهرهای اژیه و ورزنه عبور نموده و وارد تالاب گاوخونی می شود. محیط پیرامون تالاب با ویژگی های خاص و متفاوت جغرافیایی همراه است .بخش های شمالی و شمال غربی آن مصب قرار گرفته که آخرین حد جریان آب شیرین رودخانه است ، مصب رودخانه انباشته از جلبک های سبز بوده و حرکت آب در این ناحیه کند است . ابتدا ي آن را نیزارها و گزستان انبوه فرا گرفته است . در کنار و اطراف مصب برکه ها آبگیرهای زیاد جود دارد که به دلیل شور بودن نسبی اراضی آب شور شده و در طول تابستان تبخیر می شود . در حاشیه جنوبی تالاب نمکزار وسیعی وجود دارد که در اثر تبخیر زیاد آب و باقی ماندن و انباشته شدن کریستالهای نمک بوجود آمده . نمک این بخش استخراج شده و مورد بهره برداری قرار می گیرد . در غرب و جنوب غربی منطقه تپه های ماسه ای بادی قرار دارد که خود اکوسیستمی متفاوت با تالاب و مصب آن را بوجود آورده اند .این تپه ها در اثر وزش بادهای کویری شکل گرفته اند و عاری از پوشش گیاهی طبیعی و خاصی هستند که از نظر زیبایی شناسی جایگاه ویژه ای برا ی خود دارند و شکل گیری آنها بر حسب تعییرات جهت وزش باد متفاوت است ونهایتا" بخش شرقی تالاب را دشتی تپه ماهوری محاط در کوهستانهای بلند و در طول محور اصفهان – نایین احاطه کرده است . کوه سیاه در منتهی الیه شمال غربی این دشت و در کناز مصب تالاب گاوخونی قرار گرفته است . رویش این تپه ماهور ها و دشت ها را گیاهان خشکی پسند استپی از انواع متعدد و متنوع درمنه دشتی ، اشنان، جارو سفید ،خارشتر ، انواع شورها ، ارمک ، گز ،قیچ ،پرند ، سبد و افدرا فرا گرفته است .
ویژگی های تالاب گاوخونی
ارتفاع تالاب از سطح دریا 1475 متر و نوسانات آب در آن به نیم (5/. ) متر می رسد ، حد اکثر عمق این تالاب در فصل پر آبی حدود 1 ( یک ) متر است . مساحت تالاب 470 کیلومتر مربع گرچه وسعت آن متغیر و تا 719 کیلومتر مربع می رسد . بیشترین عرض آن 15 کیلومتر و طول آن تقریبا" 25 کیلومتر می باشد . منابع تامین آب تالاب رودخانه زاینده رود است که میزان آب ورود ی به تالاب بر حسب سال متغییر بوده و متاسفانه در سالهای اخیر از آب زاینده رود سهمی دریافت نمی کند وآبهای ورودی به آن ناشی از شورآبها و زهکش های زمین های مجاور رود خانه است . میزان آب دریاچه بستگی زیادی به وضعیت آب وهوای هر سال داشته و بسیار متغییر است به طوریکه در سالهای کم باران تقریبا" تمامی تالاب در فصل تابستان خشک می شود و وسعت بخش دائمی تالاب در فصل تابستان تا 120 کیلومتر مربع کاهش می یابد . اطراف تالاب را اراضی غیر مزروعی فرا گرفته است . فقط در بخش شمال غربی آن آثار زراعت مشاهد ه می شود که به علت شوری آب کشاورزان دست از زراعت براشته اند و در حال حاضر تا شعاع حدود 15 کیلومتری اطراف تالاب زمین زراعتی دیده نمی شود و نیز آبادی وجود ندارد .
بطور كلي گياهان طبيعي اين منطقه را ميتوان به سه نوع تقسيم كرد:
الف- گياهان مقاوم بشوري كه مخصوص سريهاي برخوار- زرنديد و گرگاب ميباشد. شامل:cresa-soaeda-cretica salsola- salicorhia
ب- گياهان مناطق مرطوب و شور مخصوص سريهاي برخوار و ژرنديد در حالت مرطوب شامل: juncos- glabra- agropyram- cyperus- rotundus
ج- گياهان نسبتاً مقاوم به شوري مخصوص سريهاي اصفهان- رنگيده- حاجي آباد و حالت شور آنها شامل:
Glycyrhisa- glabra- alhaji- cammelarum- peganum- cynodon- chenopodium- harmala- dactylon-atriplex- tataricum- conrolrolus- arvensis
بررسی مختصر وضعیت زمین شناسی تالاب گاوخونی
از تشکیلات زمین شناسی قابل توجه در منطقه مجموعه آتشفشانی نئوژن ( 12 میلیون سال قبل ) شمال تالاب گاوخونی است که جزء زون زمین ساختی ایران مرکزی است و توسط خدامی (1377) مورد مطالعه قرار گرفته است براساس بررسی مطالعه مذکور سنگهای موجود در منطقه از نوع آندزی بازالت ،داسیت ،آندزیت و ریوداسیت نئوژن هستند که به صورت جریان گدازه گنبد در میان سنگهای آتشفشانی ائوسن برونزد دارند. سنگهای آندزی بازالتی از ذوب بخش گوشته متاسوماتیسم شده یا مذاب گوشته ای آلایش یافته با پوسته حاصل شده اند و دگرسانی، ذخایر معدنی مناسبی را بوجود آورده . آندزی بازالت ها به صورت جریانی از گدازه با ساخت توده ای حفره دار و بادامکی در کوه سیاه تالاب بهترین رخنمون را دارند و از لحاظ سختی و رنگ کاملا" از سنگهای اطراف خود مشخص هستند ، وجود ساخت حفره دار نشان می دهد که ماگما دارای میزان قابل توجهی گاز بوده است وبازالتهای کوه سیا برای مصارف ساختمانی و صنعتی واملاح تبخیری برای استخراج پتاس از اهمیت اقتصادی برخودارند.مسیر شرقی – غربی بخش مرکزی حوضه زاینده رود از اصفهان تا گاوخونی خود دنباله گودال سراسری ارومیه – دختر می باشد که در واحد زمین شناسی سنندج – سیرجان ( اسفندقه – مریوان) قرار دارد. همچنین دیوار شرقی گودال گاوخونی که تماما" از مواد آتشفشانی تشکیل شده خود دنباله آتشفشان محوری ایران می باشد وحوضه آبگیر اصفهان –سیرجان را از اردستان – یزد جدا می کند جزیی از تشکیلات ایران مرکزی است .
حوضه آبگیر اصفهان- سیرجان حدود 98 هزار کیلومتر مربع است که بیش از 50000 کیلومتر مربع آن را دشت های کویری تشکیل می دهند . این دشت ها متشکل از دشت سیرجان و باتلاق نمک سیرجان ، دشت شهر بابک و خاتون آباد ، دشت هرات و مروست و کفه شور آن ، دشت ابرقو با باتلاق نمک نسبتا" وسیع آن و بالاخره تالاب گاوخونی با کفه های شور اطراف تا دشت وسیع اصفهان می باشد . در پایان فعالیت کوهزایی آلپ در 18 میلویون سال قبل یک فاز کوهزایی بسیار وسیع ، موثر و چهره ساز به نام آتیکان باعث راندگی تراست زاگرس در امتداد سد کوهرنگ باایجاد فرورفتگی گاوخونی و احتمالا" شکستگی آن خاستگاه نهایی زاینده رود را در کنار دیواره بلند شرقی جدا کننده حوضه اصفهان – سیرجان از حوضه اردستان – یزد شکل داده و تقریبا" به وضع امروز در آورده است .
نحوه تشکیل و تدوین تالاب
دیدگاههای مختلفی پیرامون نحوه تشکیل و تکوین تالاب گاوخونی به عنوان خواستگاه نهایی زاینده رود وجود دارد که لطفعلیان و مهریار(1364) سه فرضیه ذیل را در این ارتباط پیشنهاد می کنند:
1- ممکن است تالاب گاوخونی یک چاله زمین شناسی باشد . در آن زمان فلات داخلی ایران توسط دریا پوشیده شده و با اقیانوس هند و دریای عمان پیوستگی داشته که با عقب نشینی تدریجی دریا فلات داخلی ایران از آب خارج شده اما چاله ای مذکور که نقاط پر عمق آن دریای بزرگ بوده اند به صورت دریاچه ها و باتلاقها یی که بیشتر دارای آب شور و به صورت نمکزار هستند باقی مانده و در حالی که بسیاری از این چاله ها مانند دشت کویر و لوت خشک شده اند ولی تالاب گاوخونی به علت تغذیه با زاینده رود هنوز باقی مانده است.
2- ممکن است بر اثر عوامل توپوگرافی و لغزشی بوجود آمده باشد . زردکوه بختیاری به عنوان بلند ترین نقطه توپوگرافیک حوضه دارای 422 متر ارتفاع جنس خاک سخت وگاوخونی پست ترین نقطه 1474 متر ارتفاع و دارای خاک شنی و سبک است و به این ترتیب تالاب بوجود آمده باشد
3- ممکن است بر اثر گسل و حرکات آن بوجود آمده باشد . گسل ها ممکن است باتوقف ناگهانی در جریان طبیعی آب زیر زمینی موجب تغییرات اساسی در ارتفاع سطوح ایستابی در دو طرف گسل شده به نحوی که زمین های بالادست به صورت نقاط مردابی و ماندابی در آورده در حالی که پایین دست گسل سفره های آب زیر زمین عمیق بوده و خشک هستند و ممکن است به صورت زمین های کویری فاقد هردگونه پوشش گیاهی در آیند.(3)
سر انجام آبهاي ورودي به تالاب گاوخوني
در اين مورد برخي را عقيده بر اين است كه آبهاي وارده به گاوخوني در منطقهاي نزديك كرمان ظاهر ميشود اما افراد ديگري مانند دكتر حسن حسيني ابري استاديار گروه جغرافيا در دانشگاه اصفهان نظر ديگري دارند. وي در كتاب خود تحت عنوان "مرداب گاوخوني" چنين اظهار ميدارد:
«به طور كلي جلگه اصفهان و حوضه فرو رفته مرداب گاوخوني در محل يك چاله معرفه الارضي طويلي كه از شمال اصفهان تا سيرجان ادامه دارد، قرار گرفته است. اين چاله داراي چند حوضه پست بوده كه به صورت كويرهايي داراي جهت شمال غربي-جنوب شرقي در آمده و پستترين نقطه آن مرداب گاوخوني است كه به طور متوسط از سطح عمومي درياها در حدود 1440 متر ارتفاع دارد و در سالهاي پر باران و فصول زمستان و بهار به صورت درياچه كم عمقي در ميآيد.
از حوضههاي ديگري كه در چاله معرفه الارضي اصفهان-سيرجان قرار دارند، ميتوان كوير ابرقو را با ارتفاع 1594 متر و كوير نمك سيرجان با ارتفاع 1710 متر از سطح درياها نام برد. با توجه به اختلاف ارتفاعي كه بين مرداب گاوخوني و مردابهاي جنوبيتر آن وجود دارد، در صورت ظاهر امكان جريان سطحي آب اين مرداب به مردابهاي جنوبي وجود ندارد و در صورت نفوذ اين آبها در طبقات زيرين زمين نيز با توجه به خارج بودن حوضههاي پائين دست از حوضه زمين شناسي گاوخوني دليل جغرافيايي آشكاري بر ارتباط زير زميني اين مردابها مشاهده نميشود. (حسيني ابري، حسن. ص 14 و 12)
کلیات خاک شناسی
با توجه به شکل ظاهری زمین در زیر حوضه گاوخونی 7 تیپ اصلی شامل کوهها- تپه ها ، فلاتها و تراسهای فوقانی رسوبات آبرفتی رودخانه ای ،اراضی پست ، دشت های سیلابی و تیپ واریزه های باد بزنی شکل سنگ ریزه دار و یک تیپ متفرقه مشخص گردیده است.با توجه به موقعیت تالاب گاوخونی که در انتهایی ترین و پست ترین نقطه حوضه آب خیز زاینده رود است وضعیت خاک آن به طور مستقیم تحت تاثیر رسوبات حمل شده از کل حوضه که به طور عمده از آبرفتهای دوران چهارم زمین شناسی می باشد قرار دارد. علاوه بر آن فعالیت های مربوط به باد ، آب زیر زمینی شور، پوشش گیاهی ، پستی و بلندی، تبخیر شدیدو شرایط اقلیمی از عمده ترین عوامل موثر در تشکیل ، تکوین و تکامل خاکهای منطقه محسوب می شوند که اغلب در جهت افزایش شوری خاک تاثیر گذار بود ه اند .در یک تقسیم بندی ساده اولیه خاکهای منطقه را می توان به دوگروه عمده تقسیم کرد 1- گروه اول شامل خاکهای نواحی حاشیه ای تالاب در بخشهای شرقی و جنوبی است که به علت بهره مندی از آبهای زیر زمینی بالا و متاثر از آب شور دریاچه ، تبخیر شدید، خاصیت مویینگی و فعالیت باد و آبراهه های نمکی که با خود نمک قابل ملاحظه ای را حمل می کنند از درجه شوری فوق العاد ه ای برخودارند به طوری که لایه ای از نمک سطح خاک را می پوشاند و امکان رویش هر گونه گیاهی حتی شور پسند را غیر ممکن می سازد.
2-خاکهای بخش شمال و شمال غربی که به اغلب در ارتفاعات مشرف و مجاور تالاب قرار دارند که آقای میرزایی (1378) در بررسی منشاء شوری خاکهای شمال غربی و غرب تالاب گاوخونی تکامل خاکهای منطقه را تحت تاثیر عواملی همچون سفره آبهای زیر زمینی، مواد مادری ،فرسایش،و رواناب می داند و خاک در ارتفاعات مجاور از جمله کوه سیاه به علت پایین بودن سفره آب زیر زمینی کمتر تحت تاثیر شوری دریاچه قرار میگیرد به نحوی که پوشش گیاهی متنوعی از گیاهان یکساله عمده رویش آن را در سالهای پر باران را تشکیل می دهدو به علت الحاق آب زاینده رود موجب پوشش گیاهی انبوه و متراکمی از گیاهان شور پسند از جمله گز ، گنگ ، و ... که در این بخش از تالاب جنگل گز را موجب شده است .
چگونگی شکل گیری تلماسه ها
به طور کلی با ستثنای رسوبات دریاچه ای ، دلتایی ، مردابی ، دوره کواترنری با یک فاز فرسایشی در تمام ایران مشخص است . در طی دوره کواترنر بسیاری از حوضه های رسوبی قدیمی همزمان با شکل گرفتن نهایی ارتفاعات ارتباط خود را با دریا از دست داده و به صورت زمین های وسیعی در آمده اند که در آنها رسوبات تبخیری نظیر گچ و نمک همراه با رس و مارن ته نشین شده است . این سرزمین ها را کویر می نامند که کویر بزرگ نمک در ایران مرکزی از مهمترین آنهاست و وسعتی در حدود 55000 کیلومتر مربع را اشغال نموده است و در آن رسوبات آبرفتی و کویری دیده می شود .فرورفتگی گاوخونی نیز قسمتی از یک فرو رفتگی تکتونیکی طویل و با اهمیتی است که بیش از 600 کیلومتر از اصفهان تا سیرجان و کم و بیش به موازات روراندگی زاگرس گسترش دارد . این حوضه از رسوبات نئوژن و کواترنر پر شده است و در حال حاضر نیز کم و بیش به صورت سرزمین کویری درآمده است .در این کویر نمک به صورت پوسته های سفید رنگ در سطح زمین مشاهده می شود که با گچ نیز مخلوط است .از رسوبات بادی کواترنر رسوبات لس و تپه های ماسه ای صحرایی و ساحلی قابل ذکر است . بیشترین تجمع ماسه های بادی در ایران در شرق دشت لوت دیده می شود که به صورت تپه های ماسه ای در وسعت تقریبی 15000 کیلومتر مربع گسترده شده اند . این تپه های ماسه ای در نواحی دیگر ایران نظیر شمال انارک ، نخلک،نواحی جندق ،خور،بیابانک،بافق،پشت بادام،کرمان،یزد،گاوخونی،ا ردستان،شمال کاشان،غرب بشرویه و غرب کوههای کلمرد،گناباد،تربت حیدریه ، جنوب سمنان و بمپور نیز مشاهده می شود . به طور کلی تپه های ماسه ای صحرایی گاهی به شکل برخان ،سیف و قورد بوجود می آید که این تپه ها ارتفاع آنها تا 200 متر هم می رسد .در خصوص علل ایجاد تپه های ماسه ای طباطبایی (1374) دو نظریه را اعلام نموده است :
1- پلایای گاوخونی گود ترین منطقه در حوضه آبریز بوده و نه فقط سطح اساس آبهای منطقه است بلکه سطح اساس بادهای منطقه نیز می باشد و باد پس از رسیدن به پلایای گاوخونی با کاهش سرعت مواجه شده و ناچار بار خود را نیز ته نشین می کنند.
2- بادهای ماسه ای که در فصل تابستان از سمت شمال شرقی ورزنه مي وزند پس از برخورد با سطح دریاچه و رودخانه مرطوب و سنگین ترشده و منجر به رسوب ماسه ها می شوند.
نقش تالاب در تثبیت ماسه ها
1- وجود پوشش گیاهی انبوه بویژه جنگل گز در بخشهایی از تالاب باعث کاهش سرعت باد و جلوگیری از حرکت شن های روان می شود .
2- به علت بالا بودن سفره آب زیر زمینی مناطق حاشیه ای و خاصیت مویینگی و افزایش رطوبت موجب تثبیت شن های روان می شود .
3- رویش گیاهان شور پسند و ماسه پسند در بخشهایی از تپه های شنی به علت دسترسی به سفره های آبهای زیر زمینی
4- بادهای حامل شن و ماسه ضمن حرکت از میان دریاچه تحت تاثیر رطوبت آن قرار گرفته و ماسه خود را رسوب می دهند .
5- پوشانده شدن بخشهایی از تپه های شنی مجاور بوسیله رسوبات رودخانه زاینده رود و تالاب در ایام پرآبی .
6- خاصیت مویینگی آب شور باعث می شود لایه هایی از نمک مانند سیمان روی ماسه ها قرار گرفته و از حرکت آنها جلوگیری کند.
تالاب گاوخونی از لحاظ ویژگی های مرفولوژی از پلایای مرکزی ایران محسوب می شود . اصطلاح پلایا برای اولین با ر توط روسل به کار رفت و همزمان باروسل ،گیلبرت اولین زمین شناسی بود که پلایای گریت بیسین(playa( great basin را مورد مطالعه قرار داد .پلایا نواحی پست ، لم یزرع، و بیابانی است که هرز آب مناطق مجاور در آن جمع می شود و چون یک ناحیه بسته است دریاچه موقتی را تشکیل می دهد . کرینسلی (1970) ضمن مطالعاتی که روی پلایای ایران انجام داده 60 پلایا را شناسایی کرده که پلایای ورزنه( گاوخونی ) یکی از آنها می باشد . طبق نظر وی پلایای ورزنه حدود 550 کیلومتر مربع وسعت داشته که 25% آن را جلگه رسی و 75%آن را دریاچه فصلی تشکیل می دهد که به آن دریاچه لجنی یا باتلاق نیز می گویند.
پتانسیل ها وارزش های تالاب
تالاب گاوخونی به عنوان یک پیکره بزرگ منحصر به فرد آبی دارای ارزشهای متعددی است از جمله تغذیه آبهای زیر زمینی ، کنترل سیلابها،نگهداری و ترسیب مواد غذایی ، زیستگاه مناسب حیات وحش، جلوگیری از نفوذ آبهای شور به آبهای سطحی و زیر زمین ، حفظ سیمای منطقه در برابر عوامل فرساینده طبیعی ( باد و طوفان)، تولید توده زیستی ( بیومس) ،پاکسازی مواد سمی و آلوده، تولید فراورده طبیعی ، حفظ فرایند های طبیعی تولید علوفه ، ایجاد بانک ژن ، جاذبه های گردشگری، حمل و نقل ، اهمیت اجتماعی – اقتصادی و مانند آن.
زیستگاههای شناسایی شده عبارتند از : تالاب ،رودخانه،مصب و نیزار،تپه های شنی ،دشت های استپی،شنزار،تپه ماهور ها و کوهستان. وجود طیف گسترده زیستگاهی ضمن فراهم آوردن شرایط مناسب برای زیست حیات وحش و رستنیها بیانگر قابلیت بالای حفاظتی در این تالاب است . این تنوع در محیط می تواند کاربریهای متنوعی را در دستور کار منطقه قرار دهد0.(4)
کاربری ها
صید و شکار ورزشی ،تفریح متمرکز و گسترده ،پژوهش آموزشی و همچنین حراست و حمایت از گونه های نادر و در معرض انقراض . از پنانسیل های تپه های ماسه ای می توان ایجاد پایگاه پژوهشی میراث فرهنگی و کاوش در شهر مدفون شده سباکه آثار سفالینه ها و ابزارهای سنگی دوران نوسنگی تا کنون بدست آمده و وجود تمدنی را اثبات می کند، بررسی گونه های منحصر به فرد و نمک زارهاهمچنین محیط مناسبی است جهت پرواز با گلایدر ، پاراموتور،پارا گلایدر، پاراموتور،کایت ،سقوط آزاد، بیابان پیمایی،قدم زدن روی شن ها،موتورسواری ،شتر سواری،چشم انداز و افق وسیع کویر،مشاهده بدون مانع ستارگان در شب های کویری ، مطالعه علمی توان های نهفته تالاب از جمله خواص درمانی لجن ها و دیگر منابع طبیعی دست نخورده ، اولویت مطالعات کویر شناسی ،قایق رانی در محل بند شاخ کنار، در صورت تجدید حیات گاوخونی ماهی گیری ، شنا،چشم انداز جنگل های گز در فصل بهار که رنگهای متنوعی دارند،فرهنگ دست نخورده مردم ورزنه و روستاهای اطراف ( مانند گويش دري و زنان چادر سفيد شهر ورزنه) ، مشاهده آثار تاریخی ازقبیل مسجد جامع ورزنه و قلعه قورتان و پل تاریخی و ... چاههای آرتزین در حاشیه رودخانه زاینده رودو ...
عوامل تهدید کننده تالاب
1-بهره برداری بیش از حد از آب زاینده رود که موجب کاهش آب ورودي و عدم تغذيه تالاب شده است. و در حال حاضر پیوند رودخانه با تالاب قطع گردیده است .2-احداث سد بر روی رودخانه ایزد خواست که از سال 1377 پیوند آن با تالاب قطع شده است .3- بوته کنی و تخریب پوشش گیاهی
4- چرای مفرط و بی رویه دام 5- بروز آلودگی توسط شهرها و صنایع حاشیه زاینده رود.6- شکار بی رویه و غیر مجاز 7- تردد اتوموبیل و موتور سیکلت واثرات تخریبی آن بر خاک و پوشش گیاهی .8- شرایط اقلیمی کاهش نزولات جوی و خشکی گرایی منطقه باعث کاهش آب ورودی تالاب از طریق زاینده رود و از طرف دیگر تبخیر زیاد موجب افزایش شوری و کاهش وسعت تالاب شده است .9- آتش سوزی در جنگل گز در سالهای متعدد .10- حرکت ماسه های روان توسط باد که در دراز مدت موجب پر شدن دریاچه می شوند .
متاسفانه از سال 1376 تا کنون به دلایل مختلف از جمله رشد روز افزون جمعیت ،توسعه کشاورزی و مصرف فراوان آب ناهماهنگی بین دستگاههای اجرایی استان- پایین بودن بینش زیست محیطی بعضی از مسئولین استان ، عدم وجود مدیریت جامع سیستمی بر منابع آب ، عدم اعمال مدیریت و حفاظت از تالاب ، معظل گرم شدن هوا ،کاهش نزولات جوی در سالهای 78 تا 81 (خشکسالی) در تخریب رو به افزایش این زیستگاه سهم بسزایی داشته اند و در حال حاضر تالاب گاوخونی خشک گردیده است .تالابی که هر ساله میزبان صدهاهزار پرندگان از گونه های باارزش حفاظتی بوده است هم اکنون به دشتی پوشیده از نمک مبدل گردیده است که لانه های پرندگان و بعضا" تخم پرندگانی را که برای جوجه آوری و زمستان گذرانی مهاجرت کرده اند را در نمک ها می توان یافت و متاسفانه چون پیوند رودخانه و تالاب گسسته شده است این تالاب که به عنوان خاستگاه حیات و تعدیل کننده شرایط نامساعد محیطی می میرد و این مرگی است که در منطقه اصفهان یکی از گنجینه های و میراث های بزرگ طبیعی یعنی تالاب بین المللی گاوخونی شاهد آن بوده است . همچنین خشکسالی های اخیر مرگ این مجموعه اکوسیستمی بسیار ارزشمند را به صورت موردی از یک واقعیت تاسف بار ( ناپایداری کامل) نمایان ساخته است و به دلیل تغییرات اکولوژیکی ایجاد شده در نظر می باشد این تالاب در لیست مونتروثبت نمود، فهرست مونترو شامل سایت هایی می باشد که در نتیجه توسعه تکنولوژیکی آلودگی و یا دیگر فعالیت های انسانی دستخوش تغییرات اکولوژیکی شده اند و بایستی برنامه های پایش و بهسازی در آنها انجام گردد.
ناگفته پيداست كه هر گونه تغيير در كم و كيف آب اين رودخانه ميتواند در اكوسيستم منطقه تأثير گذار باشد.
متأسفانه در طي سالهاي اخير و در نتيجه افزايش بي رويه استفاده از آب زاينده رود بارها جريان آب اين رودخانه در حد فاصل شهر اصفهان تا گاوخوني قطع گرديده است. چنين تغييراتي در صورت تكرار ميتواند سلامت اين مجموعه را به مخاطره اندازد.
كارشناسان محيطي ميگويند افزايش آلايندههاي زيست محيطي مانند فاضلابهاي صنعتي، كشاورزي، شهري و روستايي در رودخانه زاينده رود كه به عنوان تنها منبع تغذيه براي موجودات زنده گاوخوني است از جمله خطرات و عوامل تهديد اين منطقه بين المللي و توريستي است و شاهد بر مدعا كمبود ماهيها يا مرگ دسته جمعي آنها در سطحي گسترده در حاشيه رودخانه و اطراف تالاب گاوخوني است.
تغییر کاربری اراضی کشاورزی ، ناپایداری و تهدیدات زیست بوم گاوخونی( حمید قیومی- بهمن امیری )(5)
توسعه نامتوازن در اصفهان ، سرازیر شدن کاربریها و اشتغالات ناسازگار با شرایط و توانمندیها ی اکولوژیک منطقه باعث رشد بعضی کاربریها ( توسعه شهری –صنعت و خدمات و ...) و تضعیف و تهدید دیگر کاربری ها ( کشاورزی ، اکوتوریسم ، صنایع دستی) شده است . نتیجه آنکه طی 80 سال اخیر 2/38 هزار هکتار از بهترین اراضی کشاورزی اصفهان تغییر کاربری یافته اند و از چرخه تولید کشاورزی خارج شده اند که این رخداد علاوه بر تبعات اقتصادی ،اجتماعی آن باعث لطمات جبران ناپذیری بر تمامی اکوسیستم زاینده رود می باشد . زیرا این اراضی به مثابه ستون فقرات این زیست بوم نقش اساسی وتعیین کننده در ایجاد ارتباط و اتصال اکولوژیک بین سرآب حوضه وپایان آن تالاب گاوخونی دارا می باشد . به اعتقاد صاحب نظران این انفصال اکولوژیک پیامد های جبران ناپذیر زیست محیطی و اکولوژیکی برای رژیم رودخانه و اکوسیستم پیرامون آن انبوه جمعیت ساکن بر حاشیه این رودخانه خواهد داشت . از همه مهمتر اینکه متاسفانه عمده تخریب ها و تبدیل ها بر روی تراس آبرفتی رودخانه صورت گرفته است که اهمیت موضوع را دو چندان می کند ، زیرا این تراس ارزشمندی و بی بدیل آبرفتی میراث کهن زمین شناسی و خاک شناسی این اکوسیستم بوده و هزاران سال طول کشیده تا بوجود آمده ومهمترین سرمایه استان اصفهان می باشد . سرمایه گرانسنگی که فلسفه وجودی شکل گیری اصفهان به خاطر وبهانه آن بوده است . بررسی آمار واطلاعات کشاورزی اصفهان نشان می دهد که خاکها و اراضی تراس آبرفتی رودخانه دارای بالاترین پتانسیل تولید بوده و در مواردی مهمترین رکوردهای ملی را به نام خود ثبت نموده است . عملکرد های خیره کننده ده تن ماده خشک (گندم و برنج) و بیشتر و نیز صد تن ماده تر ( ذرت ،پیاز ،سیب زمینی ) در اراضی مجاور مشابه نشانگر استعداد خوب اراضی مزبور برای کشاورزی است .
لازم به یاد آوری است با وجود تخریب و دگرگونی های وسیعی که در زیست گاههای تالاب بوقوع پیوسته هنوز توان بالقوه اکولوژیک تالاب در صورت تامین آب و اعمال مدیریت صحیح در جهت بهره برداری معقول و نیز تجدید حیات پایدار تالاب گاوخونی و حفاظت از این منابع قادر برقراری تعادل دینامیک و قدرت خود تنظیمی و در نتیجه بهبود شرایط اکولوژیک زیستگاهی خود خواهد بود و قبل از هر نوع دخل و تصرف عجولانه و مطالعه نشده یکسویه.
از گاوخوني تا كرمان
هنرفر، لطفالله. "زاينده رود در گذرگاه تاريخ".
از گاو خوني تا كرمان
باتلاق گاو خوني زميني است ناهموار كه نزديك به 30 كيلومتر طول و عرض آنست و وسعت آن ب افزايش و نقصان آب رودخانه تغيير ميكند. اين باتلاق از طرف جنوب و مشرق محدود ميشود به تپههاي از ماسه و شن كه بلندي آنها متجاوز از 200 متر است، بالاي آن تپه ابندا جرقويه علياست كه از چشمههاي زاينده رود مشروب ميشود و بعد دشت وسيعي است به طول چندين فرسخ ازماسه و شن بسمت ابرقو . زاينده رود در 140 كيلومتري جنوب شرقي اصفهان پس از مشروب كردن وزرنه كه آخرين آبادي مهم در مسير زاينده رود است در 12 كيلومتري اين آبادي درباتلاق فرو ميرود. مولف كتاب « اصفهان» مينويسد: « تپه هاي مرتفع ماسه و شني اطراف گاوخاني بسبب منافذ و لولههاي شعريه، آب گاوخاني را جذب ميكند مانند قند كه از فنجان ، چاي را بالاميكشد. در اراضي جرقويه عليا كه بالاي آن تپههاست هر جا ته باشد از دامنه تپه، آبي را كه گاوخاني جدذب ميكند و جوفش مملو از آنست بصورت چشمه خارج ميسازد و تمام جرقويه عليا از آب آنست اسن نوع چشمهها مشروب ميشود. گاهي از اثرباد كه ماسه جابجا ميشود درزير ماسه جابجا ميشود ،سكنه آن حدود را عقيده بر اينست كه در آنجا شهرب بوده است اسمش «سمبا» و از غضب الهب ماسه آنرا فرو گرفته است» .
مولف « جغرافيايي اصفهان» مي نويسد:
« گاوخوني زميني است و سيع و محيطش دو سه فرسنگ، كنارش گزستان و ميانش را كسي نديده».
گياهان اطراف گاوخوني از نوع اشنو و چوبك وني و بويژه انواع و اقسام گز است كه در گذشته بصورت بيشههاي پر درخت بوده است و در نتيجه قطع درختان و بكاتر بردن درسوخت و همچنين تهيه زغال از بين رفته، وجود گدالهاي بيشمار كه جهت تهيه زغال ايجاد شده و در اغلب نقاط گاو خوني مشاهده ميشود شاهد براين موضوع است، درختان گز امروز بصورت بوتههاي كوتاه قامت درآمده و ديگر پناهگاه مناسبي براي گورخرهايي كه در اين حوضه فرو رفته زندگي ميكردهاند نيست.
در گفتههاي پيشينيان چنين آمده اسيت كه زاينده رود پس از آنكه درباتلاق گاو خوني به انتهاي جرين خود مي رسد و از حركت باز مي ماند در زمين فرو ميرود و در كرمان ظاهر ميشود. ابن رسته در « اعلاق النفسيه» ضمن توصيف زرين رود مطالب خود را با جملات زير پايان ميدهد:
… و آنچه از آب زرين رود از روستاي رويدشت كه آخرين منطقهايست كه از آن مشروب ميگردد ميگذرد در سرزميني فرو ميرود و ميگويند همين آب در منطقه كرمان ظاهر ميشود و در آنجا مورد استفاده قرار ميگيردو ابن خردادبه كه در قرن سوم مي زيست نيز مي نويسد كه اين رودخانه پس از فرو رفتن در باتلاق گاو خوني دوباره در 60 فسخي آن باتلاق در كرمان ظاهر ميشود.
ابن حوقل بغدادي نيز ذدر كتاب خود « صوره الارض» در توصيفغ « زرن رود» يعني زاينده رود به اين مطلب اشاره ميكند و مي نويسد كه آب زاينده رود سرانجام به روستاي برزند ميرسد كه خاص زردشتيان است و ميان برزند و قوطارن كه در آنجا بساط ( فرش زيلو) تهيه ميكنند به زمين فرو مي نشيند و گفتهاند اين آب دردياچه اي بنام طهفيروز؟ واقع در كرمان فرو ميرود.
مفضل بن سعد بن حسين ما فروخي در رسالعه محاسن اصفهان در حديث گاو خوني و خصايص و نوادر نواحي اصفهان ضمن توصيف بلوك « رويدشت » كه آخرين بلوك آبخورذ زاينده رود است نيز بله اين مطلب اشارهي بشرح زير دارد:
« في الجملاه ولايتي به انواع عمارت وزراعت پيراسته و اهالي به اصناف مروت و فتوت آراسته. به اقصي آن زميني هست مبسوط بر مسافتي مضبوط كه آن هجده فرسنگ است در دو فرسنگ و بر آنجا مغيضي معروف به گاو خوني خاصيت آن ابتلاع فواضل آبهاي زنده رود اصفهان واراقت آن بر هشتاد فرسنگي زمينها و صحراهاي كرمان به حيثيتي كه معظم بلاد و معتبر امهات ماوضع آن در تكثر ارتفاعات و توفر زراعات و غرس ساير اشجار ميوهدار از گل و سرو و ييد و چنار و نباتات و رياحين بهار كلي اعتماد اعتبار مد و جزر آن را استظهار دادر و هر گاه كه خبر غزارت آب گاو خوني و ايام مد آن بحد كرمان صورت انتشار يابد تمامت اهالي آن حدود چون ايام عيذد نوروز و مراسم تفرج و تماشا رخت طرب بدوش نشاط به بساط شاد كا مي كشند و مژدگاني آن حال در اميدواري آن سال از فراخ نعمتي و خوش عيشي و شادكامي به يكديگر دهند و آن سال به خوشدلي و آسايش و رفاهيت گذرانند».
ياقوت حموي نيز در مجم البلدان در اينمورد اشاراتي بشرح زير دارد:
رزنرود:
بفتح اول و ثاني و نو ساكن نام نهر اصفهان است و رودي است كشهور به گوارائي و صحت آب كه از « بناكان» بيرون ميايد و به ده « دريم» ميگذرد و سپس به ده ديگري بنام « دنبا» و در اين ده آبهاي زيادي جمع ميشود كه اهميت پيدا ميكند و بوستانها و روستاها را سيراب مبكند تا بشهر ميرسد و سپس در ريگزراي فرو ميرود به فاصله 6 فرسخ و در كرمان ظاهر ميشود و جاهائي را در كرمان سيراب مبكند و سپس بدرياي هند ميريزد و اينطور ياد كردهاند كه يك ساقه ني را علامت گذاري كرده و در آن موضع كه آب فرو ميرود، ( يعني گاو خوني) ني را به آب سپردهاند و پس از آن، آن ني را در محل خروج آب در كرامن يافتهاند و از اين جهت گفتهاند كه اين آب همان زاينده رود اصفهان است كه از كرمان بيرون ميايد.
حمدالله مستوفي در قرن هشتم هجري موضوع فرو رفتن آب زاينده رود را در باتلاق گاو خوني متذكر ميشود ولي برآمدن آن آب را در كرمان بعيد ميداند و چنين است نوشته وي:
« رودخانه اصفهان امروز به زنده رود موسوم است و مصنفين مختلف آن را « زاينده رود» و « زرين رود» نيز نوشتهاند. زرين رود اكنون به يكي از از شعب اين رودخانه اطلاق ميشود. قسمت علياي شاه اصلي اين رود « جوي سرد» نام دارد و از زردكوه سرچشمه ميگيرد. اين كوه كه هنوز به مناسب سنگهاي آهكي زردرنگ خود به اين نام خوانده ميشود در سي فرسخي باختر اصفهان نزديك سرچشمه رود« دجيل» يعني كارون واقع است.»
پايين سهر و فيروزان واقع در خان لنجان يكي از شعب زاينده رود كه از حيث بزرگي با خود رودخناه همسري ميكند و از حدود گلپايگان سرچشمه ميگيرد به طزاينده رود ميريزد، آن گا پس از عبور از اصفهان و سيراب كردن نواحي هشت گانه آن ادنكي به سمت خاور رودشت پيچيده بالاخره در باتلاق گاوخاني كه در حاشيه كوير واقع است فرو مي رود. طبق يك عقيده عمومي كه ابن خرداذبه در قرن سوم نيز آن ذكر كرده است اين رودخانه پس از فرو رفت در باتلاق گاوخاني دوباره درشصت فرسخي آن باتلاق در كرمان ظاهر ميشود و آن گاه به دريا مي ريزد، اما اين روايت ضعيف مي نمايد زيرا كه از گاو خوني تا كرمان زمينهاي سخت و جبال محكم در ميان است و ممري در زير زمين كه چندان آب در آن روان تواند شد متعذر مي نمايدو زمين كرمان بلندتر از زمين گاو خاني است.
علی بهرامی
-
-
Monday 22 November 2010-1, 11:11 PM
#341
ناظـر ســایت
آشنايي با رشته زمينشناسي نفت (Petroleum Geology)
آشنايي با رشته زمينشناسي نفت (Petroleum Geology)
زمينشناسي نفت يكي از شاخههاي علم زمينشناسي در مقطع كارشناسي ارشد و دكتري ميباشد كه هدف آن ارائه خدمات اكتشافي به بخش بالادستي صنعت نفت است. دانشجوياني كه قصد ادامه تحصيل در اين گرايش را دارند لازم است كه پيش زمينه خوبي در زمينه علوم كامپيوتر، رياضيات، تجزيه و تحليل دادههاي اكتشافي و زبان انگليسي داشته باشند. دروس لازم براي كنكور كارشاسي ارشد با ضرايب مربوطه عبارتند از:
زمينشناسي نفت (3)، زبان انگليسي (2)، رسوب شناسي (2)، چينهشناسي (2) و زمينشناسي ايران (1).
دروس دوره كارشناسي ارشد اين رشته عبارتند از: ارزيابي سازندهاي نفت دار، زمينشناسي تحت الارضي، زمينشاسي نفت پيشرفته، ژئوفيزيك كاربردي (تفسير دادههاي لرزهاي)، تحليل حوضههاي رسوبي، ژئوشيمي آلي، آشنايي با نرم افزارهاي علوم زمين، سنگشناسي رسوبي پيشرفته (آواري و كربناته)، مباني مهندسي نفت، زمينشناسي ساختماني كاربردي، چينهنگاري سكانسي، ميكروفاسيس و بيوستراتيگرافي.
دروس دوره دكتري اين رشته عبارتند از: برداشت و پردازش دادههاي لرزهاي، تفسير دادههاي لرزهاي (بازتابي و انكساري)، رياضيات مهندسي، زمين آمار، مخازن تركدار طبيعي و تحليل حوضههاي رسوبي.
گرايش نفت به نوبه خود به سه زيرشاخه تخصصيتر تقسيم بندي ميشود كه عبارتند از پتروفيزيك، ژئوشيمي آلي و ژئوفيزيك مخزن. دانشجويان با گذراندن پايان نامه خود در هر يك از سه زمينه فوق ميتوانند به عنوان متخصص در آن زمينه شناخته شوند.
در گرايش پتروفيزيك به ارزيابي و تفسير خواص فيزيكي سنگهاي مخزن شامل تخلخل، تراوايي، حجم شيل، فشار مويينگي، شعاع گلوگاههاي تخلخل، درصد اشباع شدگي سيالات مخزن، مرزهاي تماسي، زونهاي توليدي خالص و ناخالص، مدلسازي استاتيك مخزن، تعيين حدود برش و ... با استفاده از ارزيابي و تفسير لاگهاي چاهپيمايي معمولي، نمودارهاي چاهپيمايي ويژه، نمودارهاي تصويري چاه، دادههاي مغزه معمولي و ويژه، تست چاه و از اين قبيل پرداخته ميشود. دانشجوياني كه به اين گرايش علاقه دارند ميبايست در زمينه تعبير و تفسير لاگهاي پتروفيزيكي و ارتباط آنها با دادههاي مغزه و سايزميك و شناخت نرم افزارهاي پتروفيزيكي قوي بوده و ترجيحاً با يك بان برنامه نويسي آشنا باشند.
در گرايش ژئوشيمي آلي به توصيف ژئوشيميايي و منشا لايههاي توليدي نفت با استفاده از ارزيابي و تحليل دادههاي ايزوتوپي منشا يا مخزن، دادههاي حاصل از پيروليز راك-اول مانند شاخص هيدروژن، شاخص اكسيژن، شاخص توليد و زايش نفت، محتواي كل كربن آلي، دادههاي گازكروماتوگرافي، اسپكترومتر جرمي-گاز گروماتوگرافي، دادههاي حاصل از تقطير سوكسله (Soxhelet) و ... پرداخته ميشود. افرادي كه علاقه دارند در اين زمينه فعاليت نمايند ميبايست در زمينه تحليل دادههاي ژئوشيميايي، برقراي ارتباط بين آنها و دادههاي توليدي و دانش
نرم افزاري قوي باشند.
در گرايش ژئوفيزيك مخزن با استفاده از تعبير و تفسير دادههاي دوبعدي، سه بعدي و چهاربعدي لرزهاي، دادههاي زمين مغناطيسي، گراني سنجي و الكتريكي به توصيف خواص مخزني مخازن هيدروكربني پرداخته ميشود. بخصوص تفسير دادههاي لرزهنگاري بازتابي نقش مهمي در اكتشاف تلههاي نفتي ساختماني و چينهاي و شناخت خواص فيزيكي آنها دارد. افرادي كه در اين زمينه فعاليت مينمايند بايستي داراي پيش زمينه خوب زمينشناسي ساختماني و چينه نگاري سكانسي لرزهاي بوده و با نرم افزارهاي پردازش و تفسير دادههاي لرزهاي آشنا شوند.
برخي از نرم افزارهاي بزرگ نفتي كه در صنعت نفت دنيا استفاده ميشوند عبارتند از:
نرم افزار پتروفيزيكي: Geolog, ELAN, LOGIC, IP, Terra
نرم افزار مدلسازي: Petrel, RMS
نرم افزار ژئوفيزيكي- برداشت: Mesa, Omni
نرم افزار ژئوفيزيكي-پردازش: Promax, Vista
نرم افزار ژئوفيزيكي-تفسير: Charisma, WINPIX, Fugro-Jason
نرم افزار ژئوفيزيكي- برگردان دادههاي لرزهاي: Hampson-Russell, Fugro-jason
برخي از نرم افزارهاي علوم زمين زير نيز حالت عمومي در نفت دارند كه لازم است دانشجويان با آنها آشنايي داشته باشند:
Logplot, Surfer, Rockworks, Geosyn, Tracer, Winlog, SGEMS, Digitizer, Digidata, R2V, Steronet, Triplot, Rose, Lopatin, Basin, IWLG, SegyViever, Jmicrovision, Coordinate-calculator, Vizexreader, Schl. Toolbox.
دانشجوياني كه در اين رشته تربيت ميشوند قادرند در ادرات زمينشناسي، پتروفيزيك و ژئوفيزيك شركتهاي نفتي مختلف مشغول به كار شوند. شركتهاي مختلف نفتي بزرگ كشور عبارتند از: شركت نفت فلات قاره ايران، شركت نفت مناطق مركزي ايران، شركت ملي نفت مناطق نفتخيز جنوب، شركت نفت و گاز پارس، شركت مهندسي و توسعه نفت، شركت ملي حفاري ايران، شركت نفت خزر و دهها شركت نيمه دولتي و خصوصي ديگر.
هم اكنون رشته زمينشناسي-نفت در دانشگاه تهران و دانشگاه شهيد چمران اهواز دائر ميباشد. اميد است كه دانشگاه با تربيت نيروي انساني متخصص و متعهد بتواند گامي موثر در رفع نيازمنديهاي صنعت نفت كشور بردارد.
انتهاي پيام
منبع: نفت نیوز
-
-
Monday 22 November 2010-1, 11:11 PM
#342
ناظـر ســایت
-
-
Monday 22 November 2010-1, 11:25 PM
#343
ناظـر ســایت
معرفي عناصر کميابو منابع آنها در روي زمين (بخش اول)
معرفي عناصر کميابو منابع آنها در روي زمين (بخش اول)
عناصر کمياب زمين، عنصرهاي 58 تا 71جدول تناوبي را تشکيلميدهند و جزو عناصر واسطه داخلي مي باشند. وجه تسميه لانتانيدها از عنصر 57 جدوليعني لانتان(La)گرفته شده است. بايد توجه داشت که خواص شيميايي اين دسته از عناصرمشابه خواص لانتان مي باشد. در واقع اطلاق نام عناصر نادر يا کمياب، از آنجائيکه اينعناصر نه کميابند و نه به آن دسته از اکسيدهاي خاکي مانند(اکسيدهاي)آلومينيوم،زيرکونيوم و ايتريوم تعلق دارند، غلط مصطلح است. زماني که نخستين اعضاي اين گروهبراي اولين بار کشف شد، بصورت اکسيد مجتمع گرديده بودند و از آنجايي که اين اکسيدهاتا اندازهاي به اکسيدهاي کلسيم، منيزيم و آلومينيوم که بعدها به آنها عنواناکسيدهاي خاکي اطلاق گرديد شباهت دارند، لذا اين عناصر به نام عناصر کمياب معروفگرديدند. در هر صورت بايد توجه داشت که سريوم در پوسته زمين بسيار فراوان تر از سرببوده و نيز ايتريم از قلع بسيار فراوانتر است و حتي بايداذعان نمود که کمياب ترينخاکهاي کمياب، به استثناي پرومتيم، بسيار از عناصر گروه پلاتين فراوانترند.
مهمترين کاني هاي عناصر کمياب عبارتند ازمونازيت، زنوتيم، بستناسيت. معمولااينمواد بوسيله اعمال مکانيکي مانند شناورسازي و يا استفاده از روشهاي مغناطيسي تغليظميشوند. سپس لانتانيدها در حالتيکه بصورت کانيهاي فسفات يا سيليکات مي باشند، بوسيلهاسيد مورد شستشو قرار مي گيرند. برخي از کانيها مانندکولومبوتانتالات ها با کربنحرارت داده شده و يا تحت تاثير کاستيک قوي قبل از سنگ شويي قرار داده ميشوند.
----------------------------------------------------------------
تربيوم(Terbium)
تربيوم، عنصر شيميايي است که در جدول تناوبي داراي نشان Tb وعدد اتمي 65 مي باشد.
تاريخچه
Carl Gustaf Mosanderشيميدان درسال 1843 تربيوم را کشف نمود و آنرا بر اساس نام دهکده Ytterby واقع در سوئدنامگذاري نمود. او اين عنصر را به شکل ناخالصيهاي موجود در اکسيد ايتريم(Y2O3)شناسايي کرد. تربيوم تا قبل از پيدايش فن آوريهاي اخير جابجائي يوني، به شکل خالصجداسازي نشده بود.
پيدايش
تربيوم هرگز بصورت عنصر آزاد در طبيعتوجود ندارد، اما در کانيهاي زيادي از جمله سيريت، گادولينيت و مونازيتC , La ,(Th , Nd , Y(PO4 که داراي بيش از 03/0% تربيوم ، زنوتايم( YPO4)و اوکسنيت( Y,Ca,Er,La,Ce,U,Th(Nb,Ta,Ti2O6که داراي 1% يا بيشتر تربيوم مي باشند، وجوددارد.
خصوصيات قابل توجه
تربيوم عنصر کمياب و خاکستري رنگي استکه قابل انعطاف و چکش خوار بوده و به قدري نرم است که با چاقو بريده مي شود، تا حدقابل قبولي در هوا پايدار است و داراي دو دگرگوني بلورين و درجه تغيير شکل 1289درجه سانتي گراد مي باشد.
کاربردها
تربيوم به فلوريد کلسيم،تنگستيت کلسيم و موليبديت استرانسيم افزوده مي شود که در ابزار حالت جامد و به عنوانتثبيت کننده هاي بلورين پيلهاي سوختي در دماهاي بالا و به همراه ZrO2 عمل ميکنند. به علاوه تربيوم در آلياژها و ساخت وسايل برقي بکار ميرود و اکسيد آن، دارايتوانايي جهت فعال نمودن فسفر سبز موجود در لامپ مهتابي و لامپ تصوير تلويزيونهايرنگي مي باشد. بورات تربيوم سديم بهعنوان ماده ليزري که در 5460 آنگستروم، نورهمنوسان ساطع مي کند، بکار مي رود.
ترکيبات
ترکيبات تربيومعبارتند از:
فلوئوريدها TbF2- TbF3TbF4
کلريدها TbCl3
برميدها TbBr3
يديدها TbI3
اکسيدها TbO2 - Tb2O3
سولفيدها Tb2S3
سلنيدها Tb2Se3
نيتريدها TbN
ايزوتوپها
تربيوم بطور طبيعي داراي يک ايزوتوپ پايدار Tb-159 و 33 راديوايزوتوپ استکه فراوانترين آنها تربيوم 158 با نيمه عمر 180 سال، تربيوم 157 با نيمه عمر 71 سالو تربيوم 160 با نيمه عمر3/73 روز مي باشد. مابقي ايزوتوپهاي راديواکتيو آن داراينيمه عمرهايي کمتر از 6,907 روز هستند که اکثر آنها نيز نيمه عمري کمتر از24 ثانيهدارند. تربيوم همچنين 18 حالت متا دارد. حالت فروپاشي اوليه قبل از فراوانترينايزوتوپ پايدار(تربيوم 159)جذب الکترون و حالت اوليه پس از آن فروپاشي منفي بتااست. محصول فروپاشي اوليه قبل از تربيوم 159 ايزوتوپهاي عنصر Gd گادولينيم و محصولاوليه پس از آن ايزوتوپ هاي عنصر Dy ديسپروزيمهستند
----------------------------------------------------------------
ديسپروزيوم( Dysprosium)
ديسپروزيم، عنصر شيميايي است که با نشان Dy و عدد اتمي66 در جدول تناوبي قرار دارد.
تاريخچه
Paul Emile Lecoq de Boisbaudranشيميدان فرانسوي، در سال 1886 در پاريس براي اولين بار ديسپروزيم راشناسايي نمود، اما تا قبل ازابداع روشهاي تبادل يوني و کاهش فلزنگاري در دهه 60،اين عنصر به شکل نسبتا خالص بدست نيامده بود. نام ديسپوزيم از واژه يوناني dysprositos به معني مشکل بدست آمدن گرفته شده است.
پيدايش
ديسپوزيم هرگز بصورت عنصري آزاد ديده نشده است، اما اغلب به همراه اربيوم و هولميوميا ساير عناصر خاکي کمياب در بسياري از کانيها از جمله xenotime, fergusonite gadolinite, euxenite polycrase, blomstrandine, monazite, bastnasite يافتمي شود.
خصوصيات قابل توجه
ديسپروزيم، عنصر کميابي است که دارايرنگ نقرهاي درخشان و در حرارت اطاق نسبتا پايدار است، اما به سرعت در اسيدهاي معدنيرقيق يا غليظ حل شده، هيدروژن آزاد مي کند. اين عنصر به قدري نرم است که با چاقوبريده مي شود و اگر زياد گرم نشود، بدون جرقه تراشيده مي شود. ويژگيهاي ديسپروزيم حتيبا مقادير بسيار کمي ناخالصي تحت تاثير قرار مي گيرد.
کاربردها
از ديسپروزيم به همراه واناديم و عناصر ديگر در ساخت مواد ليزر استفاده مي شود،قابليت جذب بالاي نوترون حرارتي و نيز نقطه ذوبش، موجب کاربرد آن در ميله هاي کنترلاتمي شده است. ازاکسيد ديسپروزيم( نام ديگر آن dysprosia است)، به همراه ترکيباتچسبناک نيکل که در بمباران طولاني مدت نوترون بي هيچ افزايش يا کاهشي به آسانينوترون جذب ميکنند، درميله هاي خنک کننده موجود در رآکتورهاي اتمي استفاده مي شود. علاوه بر آن از ديسپروزيم در توليد لوحهاي فشرده(CD)استفاده ميگردد.
ترکيبات
فلورايدها DyF3
کلريدهــا DyCl2
بروميدها DyBr2 - DyBr3
يديدها DyI3 – DyI2
اکسيدهـا Dy2O3
سولفيدها Dy2S3
نيتريدها DyN
ايزوتوپ ها
ديسپروزيوم بصورتطبيعي داراي 7 ايزوتوپ پايدار164-Dy،160-Dy ،158-Dy ،156-Dy
Dy –164 مي باشدکه فراوان ترين آنها Dy-164 است( فراواني طبيعي 18/28%). براي اين عنصر 28راديوايزوتوپ شناخته شده که پايدارترين آنها Dy-154 بانيمه عمر E+6 3/0 سال ,Dy-159 با نيمه عمر 4/144 روز وDy-166با نيمه عمر 6/81ساعت مي باشد. بقيه ايزوتوپهايراديواکتيو اين عنصر ، نيمه عمري کمتر از 10 ساعت دارند که نيمه عمر اکثر آنها کمتراز 30 ثانيه است. همچنين ديسپوزيم داراي 5 حالت برانگيخته است که پايدارترينشان165m-Dy با نيمه عمر257/1 دقيقه، 147m-Dy با نيمه عمر7/55 ثانيه و 145m-Dy با نيمهعمر 6/13 ثانيه مي باشد. حالت فروپاشي اصلي قبل از فراوانترين ايزوتوپپايدار164-Dyجذب الکترون و روش اوليه بعد از آن فروپاشي کاهش بتا مي باشد. محصولاتفروپاشي اوليه قبل از Dy-164 ايزوتوپ هاي عنصر Tb تربيوم و محصول اوليه بعد،ايزوتوپ هاي عنصر Ho هولميومهستند
----------------------------------------------------------------
هولميوم( Holmium)
هولميوم، عنصر شيميايي است که با نشان Ho و عدد اتمي 67 درجدول تناوبي وجود دارد. هولميوم در گروه لانتانيدها قرار داشته، عنصري فلزي، تاحدودي نرم وچکش خوار و به رنگ سفيد خاکستري است. هولميوم در هواي خشک و در دماياطاق، عنصري پايدار مي باشد. اين فلز خاکي کمياب درکانيهاي مونازيت و گادولينيت وجوددارد
تاريخچه
هولميوم( از واژه لاتين Holmia به معنياستکهلم)در سال 1878 تـوسط Marc Delafontaine و Jacques Louis Soret کشف شد. آنهانوارهاي جذب طيف نمايي خاص اين عنصر را که در آن زمان ناشناخته بود، شناسايي کردندو آنرا عنصر X ناميدند. بعد از آنها Per Theodor Cleve در سال 1878 مستقلا وهنگاميکه مشغول کار بر روي اکسيد اربيوم بود، اين عنصر را کشف کرد.Cleve با بهرهگيري از روشي که Carl Gustaf Mosander ابداع کرده بود، ابتدا تمامي ناخالصيهايشناخته شده را از erbia خارج نمود. نتيجه اين کار، دو ماده معدني جديد يکي قهوهاي وديگري سبز بود. او ماده قهوهاي را holmia برگرفته از نام زادگاه Cleve يعني استکهلمو ماده سبز رنگ را thulia نامگذاري کرد. بعدا مشخص شد Holmia اکسيد هولميوم و thulia اکسيد تاليوم هستند.
پيدايش
هولميوم مانند تمامي عناصرکمياب بصورت آزاد در طبيعت وجود ندارد، بلکه بصورت ترکيب با عناصر ديگر در کانيهايگادولينيت و مونازيت و ساير کانيهاي خاکي کمياب يافت مي شود. هولميوم را بصورت تجاريبا روش جابجائي يوني از شن مونازيت جدا ميکنند 05/0% هولميوم. اما هنوز هم جداسازيآن از ساير کانيهاي خاکي کمياب دشوار است. اين عنصر با روش کاهش کلريد و فلوريد آنبوسيله کلسيم فلزي تهيه شده است. مقدار موجود آن در پوسته زمين3/1 ميليگرم در هرکيلو برآورد شده است.
خصوصيات قابل توجه
هليم، عنصر فلزيخاکي سه ظرفيتي است که در بين تمامي عناصر طبيعي، داراي بيشترين گشتاورمغناطيسي(B6/10)بوده، خصوصيات مغناطيسي غيرعادي ديگري نيز دارد. در صورت ترکيب با ايتريوم،ترکيباتي به شدت مغناطيسي توليد مي کند. هولميوم، عنصري نسبتا نرم و چکش خواراست کهدر هواي خشک و در فشار و دماي معمولي، تاحدودي پايدار و در برابر فرسايش مقاوم است،اما در هواي مرطوب و در دماي زياد به سرعت اکسيد مي شود اکسيدي به رنگ زرد کمرنگتوليد مي کند. هليم در حالت خالص خود، داراي درخشش نقرهاي رنگ فلزي مي باشد.
کاربردها
» بخاطر خصوصيات مغناطيسي که هولميوم دارد، اگر آنرا بعنوانيک قطب مغناطيسي درآهنرباهاي بسيار قوي قرار دهيم، قويترين ميدانهاي مغناطيسيمصنوعي ساخته مي شود متمرکز کننده شار مغناطيسي هم ناميده مي شود.
» چون اينعنصر مي تواند نوترونهاي fission-bred اتمي را جذب کند، از آن در ميله هاي کنترلاتمي نيز استفاده مي شود.
» از گشتاور مغناطيسي بالاي آن در ليزرهاي حــالتجامد ايتريم - آهن - گارنت(YIG)و ايتريم – لانتانيم – فلوريـد(YLF)که درتجهيزات مايکروويو بکار ميرود، استفاده مي شود( که بترتيب در محيطهاي مختلف پزشکي ودندان پزشکي کاربرد دارد).
» از اکسيد هولميوم براي زرد کردن رنگ شيشهاستفاده مي شود.
----------------------------------------------------------------
اربيوم( Erbium)
اربيوم، در جدول تناوبي با نشان Er مشخص مي شود، داراي عدداتمي 68 مي باشد. اربيوم، فلز کمياب خاکي لانتانيد و نقرهاي رنگي است که به همراهچندين عنصر کمياب ديگر در گادولينيت معدني در Ytterby واقع در سوئد وجوددارد
تاريخچه
اربيوم(Ytterbyيک شهردرسوئد)در سال1843، توسط Carl Gustaf Mosander کشف گرديد. او ايتريا را از گادولينيت معدني و بهسه صورت، به نامهاي ايتريا، اربيا و تربيا جدا نمود. او نام اين عنصر را از نام شهر Ytterby که مقادير زيادي ايتريا و اربيوم در آن وجود دارد، اقتباس کرد. اما در آنزمان، اربيا و تربيا را با هم اشتنباه کردند. بعد از 1860 آنچه که تربيامي شناختند،اربيا نامگذاري کرده و بعد از 1877 آنچه که اربيا ميدانستند تربيا ناميدند. سرانجامGeorge Urban و Charles James در سال 1905 مستقلا Er2O3 نسبتا خالص را جدانمودند. تا قبل از سال 1934 زمانيکه، کلريد بدون آب را با بخار پتاسيم کاهش دادند،فلز خالص اربيوم بصورت قابل قبول تهيه نشده بود.
پيدايش
اينعنصر، همانند ساير عناصر خاکي کمياب هرگز در طبيعت بصورت عنصر آزاد وجود ندارد، اماهمراه سنگ معدنهاي شن مونازيت يافت ميشوند. از نظر تاريخي، قبلا جداسازي عناصر خاکيکمياب از يکديگر بسيار مشکل و گران بود، اما روش توليد تبادل يوني که اواخر قرنبيستم ابداع گشت، به ميزان زيادي هزينه توليد کليه فلزات عناصر کمياب و ترکيباتشيميايي آنها را کاهش داد. منابع تجاري اصلي اربيوم از معادن xenotime و euxenite مي باشند. اربيوم، فلزي به شکل گرد است و خطر آتشزايي و انفجار دارد.
خصوصيات توجه قابل
فلزاربيوم خالص، عنصري سه ظرفيتي ،چکش خوار، نرم و در هواتا حدي مقاوم است، بطوريکه به سرعت ساير فلزات کمياب اکسيده نمي شود. نمک آن به رنگسرخ بوده، طيفهاي جذب مشخص و خاصي را در نور مرئي، فرابنفش و نزديک مادون قرمزبوجود مي آورد.
بجز اين موارد، اربيوم بيشترهمانند ساير فلزات خاکي کمياب است. سسکوئي، اکسيد آنerbiaناميده مي شود.خصوصيات اربيوم تا حدي توسط نوع و مقاديرناخالصي موجود تعيين ميگردد.اين عنصر فاقد هرگونه نقش بيولوژيکي شناخته شده اي است،اما برخي بر اين باورند که اربيوم موجب فعال شدن متابوليسم مي شود.
کاربردها
» اين عنصر، بيشتر بصورت فيلتر عکاسي بکار ميرود
» به علتانعطاف پذيري آن، بعنوان ماده اي افزودني در متالوژي مفيد است.
» بعنوان جذبکننده نوترون در فناوري هسته اي بکار ميرود.
» در تقويت کننده هاي فيبري،بعنوان يک نا خالص کننده مورد استفاده است.
» در صورت اضافه شدن به واناديمبصورت آلياژ، موجب کاهش سختي و بهبود کارکرد آن ميگردد.
» اکسيد اربيوم صورتيرنگ است، بنابراين گاهي اوقات بعنوان رنگ دهنده شيشه و پوشش لعاب چيني کاربرد داردکه اغلب از اين شيشه ها در ساخت عينکهاي آفتابي و جواهرات ارزان استفادهميکنند.
ايزوتوپ ها
اربيوم بصورت طبيعي متشکل از 6 ايزوتوپپايدارEr-170، Er-168، Er-166، Er-164
Er-162، Er167 مي باشد که فراوانترينآنها Er-166 فراواني طبيعي6/36% است
-
-
Monday 22 November 2010-1, 11:25 PM
#344
ناظـر ســایت
معرفي عناصر کميابو منابع آنها در روي زمين (بخش دوم)
معرفي عناصر کميابو منابع آنها در روي زمين (بخش دوم)
عناصر کمياب زمين، عنصرهاي 58 تا 71جدول تناوبي را تشکيلميدهند و جزو عناصر واسطه داخلي مي باشند. وجه تسميه لانتانيدها از عنصر 57 جدوليعني لانتان(La)گرفته شده است. بايد توجه داشت که خواص شيميايي اين دسته از عناصرمشابه خواص لانتان مي باشد. در واقع اطلاق نام عناصر نادر يا کمياب، از آنجائيکه اينعناصر نه کميابند و نه به آن دسته از اکسيدهاي خاکي مانند(اکسيدهاي)آلومينيوم،زيرکونيوم و ايتريوم تعلق دارند، غلط مصطلح است. زماني که نخستين اعضاي اين گروهبراي اولين بار کشف شد، بصورت اکسيد مجتمع گرديده بودند و از آنجايي که اين اکسيدهاتا اندازهاي به اکسيدهاي کلسيم، منيزيم و آلومينيوم که بعدها به آنها عنواناکسيدهاي خاکي اطلاق گرديد شباهت دارند، لذا اين عناصر به نام عناصر کمياب معروفگرديدند. در هر صورت بايد توجه داشت که سريوم در پوسته زمين بسيار فراوان تر از سرببوده و نيز ايتريم از قلع بسيار فراوانتر است و حتي بايداذعان نمود که کمياب ترينخاکهاي کمياب، به استثناي پرومتيم، بسيار از عناصر گروه پلاتين فراوانترند.
مهمترين کاني هاي عناصر کمياب عبارتند ازمونازيت، زنوتيم، بستناسيت. معمولااينمواد بوسيله اعمال مکانيکي مانند شناورسازي و يا استفاده از روشهاي مغناطيسي تغليظميشوند. سپس لانتانيدها در حالتيکه بصورت کانيهاي فسفات يا سيليکات مي باشند، بوسيلهاسيد مورد شستشو قرار مي گيرند. برخي از کانيها مانندکولومبوتانتالات ها با کربنحرارت داده شده و يا تحت تاثير کاستيک قوي قبل از سنگ شويي قرار داده مي شوند.
----------------------------------------------------------------
لانتانيوم(Lanthanum )
لانتانيم، عنصر شيميايي است که در جدول تناوبي با نشان La و عدد اتمي 57 قرار دارد.
تاريخچه: G. Mosanderدر سال 1839، هنگاميکه نمونه اي از نيترات سريوم را بصورت جزئي تجزيه کرد، بوسيله گرم کردن وافزودن نمک حاصله به اسيد نيتريک رقيق، لانتانيم را کشف نمود. او موفق به جداسازيعنصر خاکي کميابي از محلول حاصله شد که آنرا lantana ناميد. لانتانيم به شکل نسبتاخالص در سال 1923 تهيه شد.واژه لانتانيم از کلمه يوناني lanthanein به معنيپنهان شده گرفته شده است.
پيدايش مونازيت( Ce,La,Th,Nd,y,PO4)و بستنازيت،(Ce,La,Y,CO3F)کانيهاي اصلي هستند که حاوي به ترتيب 25 و 38 درصدلانتانيم مي باشند.
خصوصيات قابل توجه لانتانيوم، عنصر فلزيسيمين رنگي است که به گروه سوم جدول تناوبي تعلق دارد و اغلب به عنوان جزوي ازلانتانيد ها به حساب مي آيد. اين عنصر در بعضي از کاني هاي عناصر کمياب و بيشتربصورت ترکيب با سديم وعناصر کمياب ديگر يافت مي شود. لانتانيم انعطاف پذير وچکشخوار بوده وبه قدري نرم است که با چاقو بريده مي شود.اين عنصر يکي از واکنشپذيرترين فلزات کمياب است. لانتانيم با کربن، نيتروژن، بورن، سلنيوم،سيليکون، فسفر، گوگرد عنصري و هلوژن ها کاملا واکنش نشان مي دهد. در معرض هوا بهسرعت اکسيد مي شود. آب سرد به آرامي و آب داغ به سرعت لانتانيم را مورد حمله قرارميدهد.
کاربردها
» La-Baتعيين کننده قدمت سنگها و کانيهااست.
» ترکيب جلا دهنده شيشه و سنگهاي قيمتي
» فلز آميخته که يک آلياژآذرفشان است و در سنگ فندک بکار ميرود، حاوي 45% تا 25% لانتانيم است.
» افزودن مقدار کم لانتانيم به موليبدن، موجب کاهش سختي اين فلز و حساسيت آن نسبت بهدماهاي مختلف مي شود.
» افزودن مقدار کمي لانتانيم به فولاد، باعث افزايشانعطاف پذيري، چکش خواري و مقاوت آن در برابر ضربه مي شود.
» پراکندگي کم، ازشيشه هاي داراي فلز خاکي کمياب استفاده مي شود.
» کاربردهاي نورپردازي کربنيبخصوص در صنعت سينما براي روشنايي و پيشتابي استوديو
» La2O3 مقاوت قلياييشيشه را افزايش داده و در ساخت عينکهاي خاص، مانند نمونه هاي زير بکار ميرود:
» جذب کننده اشعه مادون قرمز
» لنزهاي دوربين و تلسکوپ به علت ضريب شکست بالاو پراکندگي کم، از شيشه هاي داراي فلز خاکي کمياب استفاده مي شود.
» افزودنمقدار کم لانتانيم به آهن، به توليد ذرات گرد چدن کمک مي کند.
» کسيد و بوريدآن در لامپهاي الکتروني مورد استفاده قرار مي گيرند.
ايزوتوپ ها
لانتانيم، بطور طبيعي داراي يک ايزوتوپ پايدار و يک ايزوتوپراديواکتيو است La-139 و La-138 که ايزوتوپ 139 فراوانترين(فراواني طبيعي 99,91درصد)آنها است.31 راديوايزوتوپ هم براي آن مشخص شده که پايدارترين آنها La-138 با نيمهعمر حدود 11 سال و La-137 با نيمه عمر 60000 سال مي باشد. مابقي ايزوتوپهايراديواکتيو آن، نيمه عمري کمتر از 24 ساعت دارند که نيمه عمر اکثر آنها کمتر از يکدقيقه است. همچنين اين عنصر داراي 3 meta state مي باشد. وزن اتمي ايزوتوپهايلانتانيم، بين amu120( La-120)تا amu152(La-152)است.
----------------------------------------------------------------
سريوم (Cerium)
سريوم عنصر شيميايي است که در جدول تناوبي داراي نشان Ce و عدداتمي 58 مي باشد.
تاريخچه: Wilhelm von Hisingerو Jacob Berzelius در سال 1803 در سوئد و Martin Heinrich Klaproth مستقلا در آلمان در همانسال موفق به کشف اين عنصر شدند. Berzelius آن را از روي نام خرده سياره سيريز که 2سال قبل از آن در سال 1801 کشف شده بود، به اين نام ناميد.
پيدايش : سريوم، فراوانترين عنصر خاکي کمياب است که 0046/0 درصد پوسته زمين راتشکيل مي دهد. سريوم در تعدادي کاني از جمله آلانيت(Ca,Ce,La,Y)2(Al,Fe)3(SiO4)3(OH)مونازيت و باستناسيت در حال حاضر مهمترين منابعسريوم مي باشند. اين عنصر اغلب توسط يک فرآيند جابجايي يوني بدست ميآيد که در آن ازدانه هاي مونازيت بعنوان منبع سريوم استفاده ميگردد. ذخاير بزرگ مونازيت، آلانتيت وباستناسيت، تامين کننده سريوم، توريم و ساير فلزات خاکي کمياب براي سالهاي طولانيخواهند بود.
سريوم، عنصر فلزي خاکستري رنگياست که به گروه لانتانيدها تعلق دارد. اين عنصر در برخي از آلياژهاي غير متداول درطبيعت بکار ميرود و شکل اکسيد شده آن در صنعت شيشه مورد استفاده قرار مي گيرد. ازنظر رنگ و درخشش شبيه آهن است، اما هم نرم بوده و هم چکش خوار و انعطاف پذيراست.
در بين عناصر خاکي کمياب، تنها اروپيوم واکنش پذيرتر از سريوم مي باشد. محلولهاي قليايي رقيق و اسيدهاي غليظ به سرعت به اين فلزحمله ميکنند. در صورت خراشنوع خالص اين فلز با چاقو احتمال سوختن آن وجود دارد. سريوم در آب سرد به آرامي ودر آب گرم به سرعت تجزيه مي شود.
نمک هاي سريوم(IV )نارنجي، قرمز يا زردفامهستند، درحاليکه نمکهاي سريومIII))معمولا سفيدند.
کاربردها
» سريوم در ساخت آلومينيوم، آلياژهاي آلومينيوم و برخي از فولادها و آهنها بکارميرود.
» افزودن سريوم به چدن مانع گرافيتي شدن آن شده، توليد آهن چکشخوار(ماليبل)مي کند.
» در فولادها، سريوم به کاهش سولفيدها و اکسيدها کمک کرده،مانع گازي شدن مي شود.
» سريوم در فولاد ضد زنگ بعنوان عامل سخت کننده سريعکاربرد دارد. 3 تا 4 درصد سريوم که به همراه 0,2 تا 0,6درصد زيرکونيم به آلياژهايمنيزيم اضافه شده است، به پالايش غلات کمک نموده، موجب قالبگيري بينقص اشکال پيچيدهمي شود. بعلاوه موجب مقاومت منيزيم قالبگيري شده در برابر حرارت مي شود.
» سريوم در آلياژهايي که براي ساخت آهنرباهاي دائمي بکار ميرود، مورد استفاده قرارمي گيرد.
» سريوم در روشنايي با قوس کربن، بخصوص در صنعت سينما کاربرددارد.
» سولفات سريک بعنوان يک عامل اکسيد کننده حجمي در آزمايشهاي کميکاربرد گسترده اي دارد.
» ترکيبات سريوم(III)و سريوم(IV)در سنتزهاي آليبعنوان کاتاليزور مورد استفاده هستند.
» اکسيد سريوم در پالايش نفت خامبعنوان سرعت دهنده جداسازي کاربرد دارد.
» اکسيد سريوم در شيشه امکان جذبانتخابي اشعه فرا بنفش را بوجود مي آورد.
ايزوتوپ ها
سريوم بصورت طبيعي متشکل از 3 ايزوتوپ پايدار و 1 ايزوتوپ راديواکتيو است. Ce-136, Ce-138 Ce-140 و Ce-142که فراوانترين آنها Ce-140 است.(48/88 % وفور طبيعي). 27 راديوايزوتوپ مشخص شده که فراوان ترين و پايدارترين آنها Ce-142 بانيمه عمر بزرگتر از 5E16 سال Ce-144 با نيمه عمر 893/284 روزCe-139 با نيمه عمر640/137 و Ce-141 با نيمه عمر 501/32 روز مي باشد. مابقي ايزوتوپ هاي راديواکتيوداراي نيمه عمري کمتري از 4 روز هستند که اکثر آنها از نيمه عمري کمتر از10 دقيقهبرخوردارند. همچنين اين عنصر داراي 2 حالت برانگيخته مي باشد. ايزوتوپ هاي سريوم ازنظر وزن اتمي بين amu123 سريوم 123 و amu152 سريوم 152 وجوددارند.
----------------------------------------------------------------
پراسئوديميوم( Praseodymium )
پراسئوديميوم يکي از عناصر شميايي جدول تناوبياست وعدد اتمي آن 59 مي باشد.
تاريخچه : نام پراسئوديميوم از واژهيوناني prasios به معني سبز و didymos به معني دوقلو يا جفت گرفته شده است. در سال1841 شخصي به نام Mosander فلز کمياب Didymium را از Lanthana استخراج کرد. در سال1864 Per Teodor Cleve نتيجه گرفت که Didymium در واقع دو عنصر است و در سال 1879، Lecoq De Boisbaudran يک خاک جديد به نام Samarium را از آن جدا کرد.
در سال1885 يک شيميدان استراليايي به نامC. F. Auervon Welsbach didymium ديديميوم را بهدو عنصر تجزيه کردپراسئوديميوم و Neodymium که نمکهايي با رنگ هاي گوناگون بوجودمي آورد.
پيدايش :پراسئوديميوم درعناصر معدني کمياب Monazite و Bastnasite يافت مي شود و ميتواند توسط فرايند تبادل يوني از Bastnasite يا Monazite بازيافت شود. پراسئوديميوم همچنين %5 Misch Metal را به خود اختصاص مي دهد.
خصوصيات قابل توجه : پراسئوديميوم يک عنصر فلزي نرم و نقرهاي رنگ است کهاز گروه لانتانيدها مي باشد. از نظر خوردگي در مقابل هوا مقاوم بوده ، اما در صورتمجاورت با هوا يک اکسيد سبز رنگ از خود به جا مي گذارد و به همين دليل بايد در زيريک روغن معدني سبک نگهداري شده ، يا توسط پلاستيک يا شيشه پوشيده شود.
کاربرد ها
» استفاده به عنوان يک عامل آلياژي با منيزيم براي ساخت فلزاتمستحکم که در موتور هواپيما استفاده مي شود.
» پراسئوديميوم هسته لامپهاي قوسکربن را که در صنعت تصاوير متحرک براي نورپردازي استوديوها و لامپهاي پروژکتوراستفاده ميشوند، شکل مي دهد.
» ترکيبات پراسئوديميوم در ساخت شيشه و لعابهايزرد رنگ کاربرد دارد.
» ترکيبات پراسئوديميوم در ساخت شيشه و لعابهاي زرد رنگکاربرد دارد.
» پراسئوديميوم يکي از اجزاي شيشه هاي Didymium که براي ساختعينک هاي محافظ مخصوص جوشکارهاو شيشه دمها بکار ميرود، مي باشد.
ترکيبات
ترکيبات پراسئوديميوم شامل موارد زير مي شود:
فلوريدهاPrF3- PrF2
کرلريدهاPrCl3
بروميدهاPrBr3- Pr2Br5
يديدها PrI2- PrI3- Pr2I5
اکسيدها PrO2 – Pr2O3
سولفيدها PrS – Pr2S3
سلنيدها PrSe
تلوريدها PrTe – Pr2Te3
نيتريدها PrN
ايزوتوپ ها
پراسئوديميوم که به صورت طبيعي بوجود ميآيد، از يک ايزوتوپپايدار(131)تشکيل شده، 38 راديو ايزوتوپ براي آن شناخته شده است که پايدارترينآنها Pr 143 با نيمه عمر 57/13 روز و Pr142 با نيم عمر 2/19 مي باشد. تمامايزوتوپهاي راديو اکتيو ديگر آن نيمه عمرهايي کمتر از 5985 ساعت دارند که نيمه عمراکثر آنها کمتر از 33 ثانيه است. اين عنصر همچنين 6 حالت برانگيختگي دارد.
حالت فروپاشي اصلي قبل از ايزوتوپ فعال Pr141 الکترون گيري حالت اصلي بعد از آنکاهش بتا مي باشد. محصول فروپاشي اوليه قبل از Pr141 ايزوتوپهاي عنصر Cerium 58 ومحصول اصلي بعد از آن ايزوتوپهاي عنصر Neodymium 60 مي باشد.
----------------------------------------------------------------
پرومتيوم(Promethium )
پرومتيوم، يکي از عناصر شيميايي جدول تناوبي مي باشد کهنماد آن Pm و عدد اتمي آن 61 است.ريشه لغوي نام پرومتيوم ازکلمه Prometheus گرفته شده است. Prometheus يکي از اساطير يوناني بود که آتش را ازآسمان دزديد وآن را به انسان داد.
تاريخچه : وجود پرومتيومبراي اولين بار توسط Branner در سال 1902 پيش بيني شد و اين پيش بيني در سال 1914توسط Moseley تائيد شد. البته چند گروه ديگر نيز ادعا ميکردند که اين عنصر را توليدکرده اند، اما هرگز نتوانستند کشفيات خود را به اثبات برسانند، چرا که جدا کردنپرومتيوم از عناصر ديگر بسيار دشوار مي باشداولين مدرک وجود پرومتيوم در سال 1944توسط Jacob A.Marinsky Lawrence E. Glendenin و Charles D. Coryell در طي عملشکافتن هسته اتم اورانيوم و به عنوان محصولات جنبي بدست آمد، اما به دليل وجودمشکل ات زياد تحقيقاتي که ازجنگ جهاني دوم ناشي ميشد، آنها نتوانستند ادعاي خود راتا سال 1946 به اثبات برسانند در سال 1963 از شيوه هاي تبادل يوني براي بدست آوردنحدودا 10 گرم پرومتيوم از ضايعات فرايند سوختي راکتورهاي اتمي استفاده ميشد. امروزهنيز پرومتيوم به صورت يکي از محصولات جنبي که با عمل شکافت هسته اتم اورانيوم بدستميآيد، بازيافت مي شود. اين عمل همچنين با عمل بمباران نوتروني Nd-146 و تبديل آن به Nd-147 توليد مي شود که در آن Nd-147 توسط عمل Beta Decay به Pm147 با نيمه عمر11روز تبديل مي شود.
پيدايش : پرومتيوم به صورت طبيعي در زمين بوجود نميآيد، اما در طيف ستاره HR465 در Andromeda شناخته شده است.
خصوصياتقابل توجه : پرومتيوم يک ساطع کننده بتا بوده، اشعه گاما از خود ساطع نمي کند. با اين حال ذره بتا که به عناصري با عدد اتمي بالا برخورد مي کند، ميتواند اشعه ايکستوليد کند. امروزه اطلاعات زيادي در خصوص ويژگيهاي فلز پرومتيوم در دست نيست. تنهاميدانيم که دو حالت چند شکل ي از آن وجود دارد و نمکهاي پرومتيوم در تاريکي يک نورآبي کمرنگ يا سبز از خود ساطع ميکنند که اين به دليل خاصيت راديواکتيوي بالاي آنمي باشد.
کاربردها
» منبع تششعي بتا براي اندازه گيريضخامت.
» منبع نور براي علائمي که نياز به عملکرد دقيق دارند( با استفاده ازفسفر براي جذب تششعات بتا و توليد نور).
» استفاده در باتريهاي هستهاي که درآنها سلولهاي نوري نور را به الکتريسيته تبديل ميکنند.
» استفاده احتمالي آندر آينده به عنوان يک منبع اشعه ايکس براي بوجود آوردن منابع توليد نيرو يا گرمايکمکي براي کاوشگرهاي فضايي و سفينهها و ايجاد ليزرهايي که براي ايجاد ارتباط بينزيردرياييها استفاده مي شود.
ترکيبات
ترکيبات پرومتيوم شاملموارد زير مي شود:
کلريدها PmCl3
برميدها PmBr3
اکسيدها Pm2O3
ايزوتوپ ها
36راديوايزوتوپ براي پرومتيوم شناسايي شده اندکه در ميان آنها Pm-145 با نيمه عمر 7/17 سال PM146با نيمه عمر 53/5 سال و Pm-147 با نيمه عمر26234 سال پايدارترين آنها مي باشند. تمامي ايزوتوپهاي راديواکتيو آن،نيمه عمرهايي کمتر از 300 تا 364 روز دارند که نيمه عمر بيشتر آنها کمتر از 27ثانيه است. اين عنصر همچنين 11 حالت برانگيختگي دارد. محصولات فروپاشي اصلي قبل از Pm145 عنصر Nd ايزوتوپهاي نئوديميوم و محصول اصلي بعد از آن ايزوتوپهاي عنصر samarium مي باشد.
----------------------------------------------------------------
نئوديوم ( Neodymium)
نئوديوم، عنصر شيميايي است که در جدول تناوبي با نشان Nd وعدد اتمي 60 وجود دارد.
ريشه لغوي : کلمه نئوديوم از واژه هاييوناني neos جديد و didymos دوگانه گرفته شده است.
تاريخچه : نئوديوم را در سال 1885، يک شيميدان اتريشي به نام Carl F. Auer von Welsbach دروين کشف کرد. او نئوديوم را به همراه عنصر پرازئوديميم از ماده اي به نام ديديميمجدا نمود، اما تا سال 1925 حالت نسبتا خالص اين عنصر تهيه نشد.
امروزه بيشترنئوديوم از طريق فرآيند جابجايي يوني شن مونازيت Ce,La,Th,Nd,Y(PO4)که ماده اي کهسرشار از عناصر خاکي کمياب است و نيز با روش الکتروليز نمکهاي هاليد آن تهيهمي شود.
خصوصيات قابل توجه
نئوديوم که يک فلز کمياب است، بهمقدار 18% در فلز خاکي کمياب قابل اشتعال وجود دارد. اين فلز، داراي درخشش فلزي ورنگ آن نقرهاي روشن بوده، يکي از واکنش پذيرترين فلزات خاکي کمياب به حساب ميآيد،نئوديوم در معرض هوا به سرعت کدر شده، توليد اکسيدي مي کند که باعث پوسته پوسته شدناين فلز ميگردد و سبب اکسيداسيون بيشتر اين فلز مي شود.
کاربردها
» نئوديوم در آهنرباهاي دائمي بسيار قويNd2Fe14B بکارميرود. اين نوع آهنرباها ازانواع آهنرباهاي کبالت - سامريم ارزانتر هستند.
» نمکهاي نئوديوم بعنوان رنگافزاي لعابها کاربرد دارند.
» از نئوديوم در رنگآميزي شيشه يک طيف ملايم کهبين بنفش خالص تا قرمز و خاکستري مي باشند، استفاده مي شود. نوري که از اين شيشه هاساطع ميگردد، نوار جذبي درخشاني را پديدار ميکنند. از اين نوع شيشه در فعاليتهاينجومي براي توليد نوارهاي درخشاني که بوسيله آنها احتمال درجه بندي خطوط طيفي وجوددارد استفاده مي شود. شيشه حاوي نئوديوم، يک ماده ليزري است که به جاي ياقوت برايتوليد نور همنوسان بکار ميرود. از نئوديوم همچنين براي زدودن رنگ سبز شيشه ها کهناشي از آلاينده هاي آهن است، مورد استفاده قرار مي گيرد.
» نئوديوم، بخشي ازديديميوم است که در رنگآميزي شيشه هاي عينکهاي جوشکاري بکار ميرود.
» پيدايش
» نئوديوم هرگز در طبيعت بصورت عنصر آزاد يافت نمي شود، بلکه بيشتردرکانيهايي از قبيل شن مونازيـــت Ce,La,Th,Nd,Y(PO4)و باستنوسيت(Ce,La,Th,Nd,Y(CO3)F)که حاوي مقادير کمي از تمامي فلزات خاکي کمياب هستند، وجوددارد. نئوديوم در فلزخاکي کمياب قابل اشتعال نيز ديده مي شود، اما جدا نمودن آن ازساير عناصر قليايي خاکي دشوار است.
ترکيبات
ترکيبات نئوديومعبارتند از:
فلوريدها NdF3
کلريدها NdCl2 - NdCl3
برميدها NdBr2 - NdBr3
يديدها NdI2 - NdI3
اکسيدها Nd2O3
سولفيدها NdS - Nd2S3
سلنيدها NdSe
تلوريدها NdTe2 - Nd2Te3
نيتريدها NdN
ايزوتوپ ها
نئوديميم بطور طبيعي داراي 5 ايزوتوپNd-142 , Nd-143 , Nd-145 , Nd-146 , Nd-148 که فراوانترين آنها نئوديميم 142 فراواني طبيعي2/27% و 2 ايزوتوپ پرتوزاي Nd144 وNd150 مي باشد. 31 راديوايزوتوپ هم براي اين عنصرشناسايي شده که که پايدارترين آنها نئوديميم 150 با نيمه عمر 19سال(E1.1)،نئوديوم144 با نيمه عمر 15سال(E29.2)ونئوديوم147 با نيمه عمر 98/10 روز مي باشد. مابقي ايزوتوپهاي راديواکتيو اين عنصر، داراي نيمه عمرهايي کمتر از 38/3 روز هستندکه بيشتر آنها نيمه عمري کمتر از 71 ثانيه دارند. نئوديميم همچنين داراي 4 حالت متااست. حالت فروپاشي اوليه قبل از فراوانترين ايزوتوپ(نئوديميم142)جذب الکترون وحالت فروپاشي پس از آن، فروپاشي منفي بتا مي باشد. محصول فروپاشي اوليه قبل ازنئوديميم 142 ايزوتوپهاي)Pr پرازئوديميم)و محصولات اوليه پس از آن ايزوتوپهايسرب مي باشد
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
|
Bookmarks