لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 44

موضوع: معرفی بزرگان و مشاهیر شهرستان تربت جام

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض معرفی بزرگان و مشاهیر شهرستان تربت جام

    معرفی بزرگان و مشاهیر شهرستان تربت جام
    ----------------------------------
    بـــــــــســـــم الـــله الــرحـــمـــن الــــرحــــیــــم
    تـــربت جـــــام خـــــاک عـــــارفـــان خــــــــــدا

    نـــــــــــــــام آوران و فرهنگ سازان خطه جـــــــــــــــــام
    بزرگان و مشاهیر تربت جام باب اول
    مقدمه
    --------------------------------------------------------------------------------

    تربت جام همواره به علت وجود مزار مبارک شیخ چه از زمانی که شیخ بزرگوار در قید حیات بوده و دریای تفکرش همچون بحری مطلاطم وعظمت فکرش چون اسمانی بی انتها بود عارفان و عالمان و دانشمندان حکیمان و هنرمندان و ریاضی دانان را چه از اکناف به آنجا آورد و چه خود در تربت جام متولد گشته اند .


    انسانهایی بس بزرگ محیطی از علم و دانش از این خطه سر برآوردند که جهانی را متاثر از خود کردند و اواز عالمانش و علم دانشمندانش بر کرسی هر دانشکده ای و درس هر مدرسی شد.


    از شیخ الاسلام احمد جامی آن حجه الحق علی الخلق و آن لطیف صنیع رب العالمین و شاگردانش چون حضرت نورالدین و دنیا عبدالرحمن جامی تا شیخ ابوذر بوژگانی و شیخ ابوالوفا یی که آوازه علمش در غربی ترین شهر غربی زمین پیچید و علمش درس دانشگاهشان گردید

    و امروزه به شکرش نامش بر دریای مهتاب ماه شب چارده میدرخشد.


    از پزشکی دلسوز و دردمند و خود بی نیاز کرده از مال دنیا چون دکتر محمد کوثری که دست شفابخشش شفای درد هر دردمندی بود تا شاعر کوهستان حضرت دادعی که شعر نابش ورد زبان هر عاشقی گشته است


    تربت جام بزرگانی را در دامن خود پرورش داده که در هیج جای این رباط ششدر اینهمه عالم و دانشمند و شاعر نامدار در خود ندیده است.


    در این قسمت قصد ما این است تا مردم تربت جام خصوصا" جوانان که امروزه چشم انها بر روی میراث کهن و گرانمایه خود که چه بسیار هزینه هایی را سبب شده نبندند و از گذشته خود دور نشوند و از خاک پر گهر خود دل بیزاری نکنند.


    جوانان عزیز اگر چه امروزه سوار بر کشتی در دریای خروشان تجدد سوارند و از سرنگونی خود و کشتی خود در این بحر پر از هجمه فرهنگی و پر از فساد و تباهی و پر از نیرنگ و زرق ریا غرق نگردند و اگر میخواهند سلامت از این تالاب فرهنگی بگذرند باید دست خود را بر قلاب فرهنگ غنی خود و یادگار بزرگان خود بگیرند تا بلکه نجات یابند.


    اما در تمامی قرون در تربت جام بزرگانی بوده و کتابتی داشته و دیوان شعری از برای نجات این غریقان نگاشته اند . سعی ما بر این است تا به شناساندن این بزرگان تا انجا که بضاعتمان اجازه بدهد بپردازم .
    فرهنگ سازانی که اسلام را شریعت خود ساخته و آزادگی را طریقت خود و همین رمز انسانیت یک انسان است که او را از وحوش جدا میسازد

    آنانیکه در این سرزمین بی ریا پرورش یافته و در دریای بیکران علوم الهی شنا کرده و از این علوم بیکرانه با تور عاشقی خود صیدی کرده و ذهن خود را با آن بیاراسته و به دیگران هم بخشیده تا هم دنیا و هم آخرت خود را ساخته کم نبوده و آنقدر عالم و دانشمند در این خاک با برکت پرورش یلفته که نوشتن تنها نام آنان یک مثنوی چند خرواری میخواهد اما جهت آشنایی با میراث گذشته ما که سرمایه کنونی ما نیز هستند به صورت گذرا و تیتر وار از آنان نشانی داده ایم تا فراموش نکنیم که اگر یک فرهنگ قادر است در برابر حوادث روزگار مقاومت کند و ناموس خود را حفظ کند و همچنان بر کشتی رسوم اسلامی والای خود سوار باشد و به آن افتخار نیز کند چگونه ساخته شده و چه کسانی بنای استوار این فرهنگ ناب محمدی را پی نهادند.

    قرن دوم هجری

    --------------------------------------------------------------------------------

    اسمـاعیل بن ابراهـیم بن عـبدالله سمـنگانی قتدزی

    از جمله علما و بزرگان قرن دوم هجری بوده است و رساله های او را در ماورائ النهر و در شهرهای بزرگ ان زمان تدریس مینمودند

    دایره المعارف آریانا جلد دوم ص 75

    قرن چهارم هجری

    --------------------------------------------------------------------------------

    شیخ ابــــوذر بــوزجــانی

    از دانشمندان و عارفان قرن چهار م هجری و هم زمان با سلطنت سلطان سبکتین غزنوی بوده و در علوم روز استاد بوده و در اموزش سلطان محمود غرنوی دست داشته است.

    شیخ اهل کرامات بوده و از مشایخ بزرگ در عصر خود است.

    شیخ ابوذر به عربی تسلط کامل داشته و به او لقب ذوالسانین داده اند

    از نصایح شیخ ابوذر به سلطان محمود است که :

    بادشمن مداراکن و با دوستان رافت باش

    غیب هیچ کس بر زبان میار

    از ---------- خائن در مگذر

    کوچک را بر بزرگ مگمار

    همواره خالق خود را ناظر و حاضر بدان

    حضرت شیخ ابوذر در سنه 387هجری قمری دار فانی را وداع و به دیار حق شتافت مقبره وی در 18کیلومتری شرق جام و در کنار جاده پایین جام میباشد و آرامگاه ساده وی زیارتگاه مخلصان و عاشقانش میباشد.

    نقل است که چند سال قبل عده ای کوردل و دنیا دوست برای بدست آوردن عتیقه جات در قبر او حفاری نموده بودند که همگی آنان دچار مرض گشته و متواری گردیده بودند و البته اینقدر نادان که نمی دانند در قبر مسلمان عتیقه ای بجز مشتی استخوان پیدا نمیکنند و عتیقه اصلی اعمال انسان است که ان هم دست نیافتنی برای انها بوده است.

    ریاض العارفین

    ---------------------------------------------------

    ابوجعفر محمد بن موسی عمران زامی نیشابوری

    منجم و شاعر بوده و ثعالبی در قرن پنجم هجری در کتاب یتیمه الدهر از وی تعریف نموده است .

    ---------------------------------------------------

    احمـد بن نصـر بـوزجـانی

    احمد بن نصر بوزجانی الشهید از علمای بوزجان بوده و محل دفن وی نیشابور میباشد

    الحاکم ص22

    ---------------------------------------------------

    ابـوعبدالله مـحمد بـوزجـانی

    ابوعبدالله محمد بن عنبسه بوزجانی از دانشمندان و ریاضی دانان و دایی ابوالوفا بوزجانی بوده که در علم ریاضیات از علمای اعلم قرتن چهارم محسوب میشده .

    فرهنگ دهخدا ص611

    ---------------------------------------------------

    حـکیم ابوالهثیم بــوزجـانـی

    از حکما و فضلای قرن چهارم و ساکن بوزجان بوده

    صوان الحکمهص132

    ---------------------------------------------------

    ابـوالفضل مـحمد زور آبــادی


    ابوالفضل محمدبن احمدبن حسن بن زیادالغیسی در زوراباد و یا سوراباد ساکن بوده و سپس به نیشابور رفته و جزو دانشمندان قرن چهارم محسوب شده محل دفن وی در نیشابور میباشد

    الحاکم ص 72

    ---------------------------------------------------

    ابـی عـمرو مـغازلـی


    ابی عمرومغازلی از ریاضی دانان قرن چهارم هجری قمری و در مدرسه ای در بوزجان به تدریس ریاضیات مشغول بوده است از شاگردان او میتوان ابواوفا بوزجانی را نام برد

    فرهنگ دهخدا

    ---------------------------------------------------

    شـیخ ابـوالـقاسم نـصرابـادی


    شیخ ابوالقاسم ابراهیم بن محمدبن محمودیه نصرآبادی از عرفا و مشایخ قرن چهارم هجری قمری و توسط شیخ شبلی اجازت ارشاد خلق الله را داشته است و اواخر عمر خود را در مکه المکرمه گذرانیده و در همانجا وفات یافته است وی به سنه 367 دار فانی را وداع گفته است

    جریان سفر وی به مکه مکرمه از معروفترین وقایع اتفاق افتاده در باره وی است

    هفت اقلیم ج 2ص225----طرایق الحقایق جلد2ص47
    ویرایش توسط sina : Wednesday 4 May 2011-1 در ساعت 01:10 PM
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  2. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بزرگان و مشاهیر تربت جام باب دوم

    بزرگان و مشاهیر تربت جام باب دوم



    ابوالحسن حــــکیم بـــــوزجــــانی

    ابوالحسن حکیم بوزجانی از حکمای قرن پنجم و ششم هجری بوده وی بااینکه به تصوف اعتقاد زیادی داشت اما با شیخ احمد جامی میانه خوبی نداشت بدان سبب که شیخ احمد از کوچکترین خطای بزرگان مردم نمیگذشت و انانرا سرزنش میکرد.

    در کتاب مقامات ژنده پیل نوشته سعدالدین غزنوی از شاگردان متعصب شیخ در باره مناظرات شبخ و بدگوییهای حکیم در باره شیخ نقل شده است.

    از مقامات ژنده پیل ص272

    ابـــوبــــکر احــــمد خـــرجــــردی

    --------------------------------------------------------------------------------

    ابوبکر احمد بن محمدبن اسمعیل خرجردی اهل خرجرد جام_(حوالی لنگر امروزی)که از دانشمندان و عالمان قرن پنجم و ششم هجری است. وی در علم ادب هم شهرت داشته و از ادبا هم محسوب میگردد که بسال 543هجری وفات یافته است.

    راهنمای دانشوران ص 266 در جلد اول
    --------------------------------------------

    شیــــخ یـــعقوب

    از مریدان شیخ جام بوده و شخصی عارف و عالم و دانشمند بوده و اعتقاد زیادی به شیخ احمد جامی داشته و همواره از کرامات او تعریف می نموده است.

    روضه الریاحین ص34

    --------------------------------------------

    خواجـــه مـــظفر هـــرمـــزی

    از عارفان و دانشمندان قرن ششم هجری و از معاصران شیخ جام است وی کتاب تنس التائبین شیخ را به خط زیبایی کتابت کرده است و اعتقاد زیادی به شیخ داشت و از کراما ت شیخ احمد همیشه تعریف میکرد.

    روضه الریاحین ص 29
    --------------------------------------------

    شــیخ پـــایــدار

    از دراویش و ابدالان و معاصران شیخ جام و خادم شیخ جام بوده و چنان به زهد و تقوی اشتهار داشته که دارای کراماتی هم شده است

    داستان کرامات ارسال الفراطه مربوط به همین شخص است.

    روضه الریاحین ص65 و مقامات ژنده پیل از غزنوی صفحه 160
    --------------------------------------------

    حــاجـــی حــاکــم بـــوزجـــان

    حاجی حاکم بوزجان در زمان شیخ الاسلام احمد جامی حکومت بوزجان را داشته و با شیخ احمد جامی همیشه بنا را بر دشمنی گذاشته بود و از معروفترین دشمنان شیخ جام محسوب میگردید
    --------------------------------------------

    ابوبکر احمد جامی

    ابوبکر احمد جامی ملقب به ضیائالدوله و علائالملک از حاکمان با خرد خطه جام بوده و همیشه از قدرت حکومتی خود برای بزرگداشت فضلا و حکما استفاده میکرد .

    وی شاعر هم بوده و دیوان شعری را طبع نموده و بعدا" به وزارت سیستان منصوب میگردد.


    ای دوســت مــرا درد تو بی درمــان بـــه
    یــک ســـاعــت دیـدار تـو از صـد جان به

    از ســیب زنــخدان تـــــو یـــــــک شـفتالو
    نـــــزدیــــک مــن از هــزارها بستان به

    ********

    گردی که براه از ســم اسـب تـو بخاست
    گــــر ســـرمه دیــده کندش چرخ رواست

    مــــر بنــده خـــــویش را تــــــفقد کـــردی
    عـذر قدمت هــم کــــرمت دانـد خـــواست
    *********
    گلزار جاویدان جلد یک صفحه 52
    --------------------------------------------

    سالار بوژگان

    ابوالقاسم علی بن عبدالله جوینی ملقب به سالار بوزگان از بزرگان و سیاستمداران مشهور قرن پنجم هجری که قبلا" حاکم نیشابور بوده است و بعد به وزارت طغرل سلجوقی رسیده است

    در کتاب وزارت از قول ابن کثیر نقل شده که وی اولین وزیر طغرل بوده که در سال436هجری قمری به این سمت منسوب شده بود.

    وی چون در بوزجان همیشه سالاری دهقانان را بر عهده داشت به همین نام هم شهرت پیدا نمود و تا آخر عمر این لقب را یدک داشت.

    پنج نفر از سیاستمداران بزرگ در دوران سلجوقی از منطقه جامات بودندکه یکی از انها همین سالار بوژگان و یا بوزجان و دیگری عمیدالملک ابو نصرمنصوربن محمد کندری اهل زوزن (خواف) بوده است

    کتاب وزارت در زمان سلاطین سلجوقی

    آثار الوزرا ص203و204

    تاریخ نیشابور ص534
    --------------------------------------------

    ابوالحسن عبدالصمد بن محمد بوزجانی

    عبدالصمد بن محمد بن عبدالله کرمانی بوزجانی که به علت فقاهت و علم زیاد و تقوای بیش از تصور او را در ردیف مهاجرین رسول الله به شمار میآورند وی در روزگان خویش فردی امین و دانشمند بوده و همواره مورد اعتماد حاکمان و مردم قرار داشته است.

    تاریخ نیشابور ص533
    --------------------------------------------
    دانشمندان قرن ششم هجری قمری تربت جام
    -----------

    ابوالحسن سمنجانی

    ابوالحسن علی بن عبدالرحمن سمنجانی از علما و فقهای شافعی مذهب و مشهور قرن پنجم میباشد و در زمان خود به عنوان مرجع قرار گرفته و فتاوی زیادی صادر نمود که مشهور ترین فتوای وی در باره اسماعیلیان است وی در باره یک استفتاء در باره قوم اسماعیلیان (به نقل از صاحب الکامل) میگویدکه:



    • کشتن آنان واجب است و واگذاشتن آنان به حال خود مجاز نیست .تلفظ شهادتین نیز برای آنان سودی ندارد چون وقتی از آنان بپرسیم ؟مارا از احوال امام خود با خبر کنید اگر او آنچه را که شرع ممنوع ساخته بر شما مباح سازد و یا آنچه را شرح مباح فرموده برای شما ممنوع کند آیا او را و فرمان او را میپذیرید .( این یکی از بزرگترین مناظره های قرن پنجم هجری بوده که در میان بزرگان و دانشمندان و عالمان دینی برگزار گردید میباشد و معروفترین فتوای این دور همان فتوای قتل اسماعیلیان و مباح شدن خون آنان میباشد)

    --------------------------------------------

    خواجه قطب الدین مودود چشتی

    خواجه قطب الدین مودود چشتی فرزند خواجه یوسف بن محمد بن سمعانی از دانشمندان و عارفان قرن پنجم و ششم هجری است .

    خواجه سیف الدین پدرش هم صحبت شیخ عبدالله انصاری بوده و 84سال عمر داشته است.

    وی با شیخ احمد جام مراودت زیادی داشته و از وی کسب فیض نموده است و در سال 527 ه ق وفات يافته است.

    نفحات الانس . حضرت عبدالرحمن جامی ص326

    خزینه الاصفیا جلد یک ص 348ال351
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  3. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بزرگان و مشاهیر تربت جام باب سوم

    بزرگان و مشاهیر تربت جام باب سوم شیخ الاسلام دین و دنیا حضرت خواجه برهان الدین نصر از فرزندان شیخ جام

    وی فرزنر صلبی شیخ احمد بوده وی حتی در زمانی که طفل صغیری بوده بواسطه عبادات بسیار و تکریم پدرش شیخ جام کراماتی از او ظاهر گشته است .

    وی که مادرش از بوزجان بوده همیشه مادرش دعایی میکرده که خدایا فرزندی به من عطا کن که در راه خدای تعالی پیشوای خلق الله باشد که این دعا اجابت شده و پروردگار او را پیشوای خلایق گردانید.

    وی مردی رئوف و بسیار مهماندوست و دوستدار فقرا بوده و همیشه به مساکین بی ریا کمک میکرده است.وی سپس در قزیه کاریز صاعد درگذشت و همانجا مدفون گشت .

    دخت وی بنام هبه الرحمن در تقوی و ایمان و عبادات بسیار معروف بوده و فرزندان این دختر مومنه هم همگی دارای درجات علمی بودند.

    از فرائد غیاثی جلد دوم صفحه366و373


    شیخ الاسلام خواجه عبدالرشید از فرزندان شیخ جام
    (ملقب به جـوانمـرد)

    شیخ الاسلام دین و دنیا حضرت عبدارشید فرزند بزرگ شیخ جام بوده که به شهر ازغند پیشوای مومنان و مسلمانان گردیده بود

    نقل است که در شهر ازغند از اسماعیلیان زیادی برای کارهای ساختمانی استفاده میکردند که شیخ بزرگوار همیشه با آنان مباحثه و مناظره میفرمود تا اینکه تعداد زیادی از انان از اسماعیلی گری برگشته و مردید شیخ گردیدند . و باز همین اقدام عده ای از اسماعیلیان عقده ای را که بر دین اسماعیلی استوار بوده به خشم در آورده و او را ترور نمودن د. وی بعد در همان محل دفن گردید.

    بعد از مرگ او وبا در ان محل آمد که بسیاری از اسماعیلیان ذرا هلاک نمود و این واقعه باعث شد تا بزرگ انها براه شیخ بیاید و مرید اوشود که با این عمل مرض از ان شهر گم گردید و باز این عمل باعث شد تا همان بزرگ برگشته و مرید شده بر قبر شیخ ارامگاهی بسازد و خود در ان مجاور گردد.

    نقل است که بعد از چند سالی برای ترمین مزار وی قبر رابشکافتند دیدند دست شیخ بر روی سینه اش است و چون دست او را برداشتند خون جاری گردید و پس دست او را دوباره بر روی زخم بر سینه اش گذاشتند و پس خون باز ایستاد.

    روضه الریاحینص60ال62

    درویـــــش مــحــمــدبـــاخــــــول

    درویش محمد باخول از ابدالان و عارفان شهر ازغند بوده دودر قرن ششم هجری در ازغند (از توابع تربت حیدریه کنونی) مرید شیخ الاسلام خواجه عبدالرشید بوده درویشعلی بوزجانی صاحب روضه الریاحین از کرامات وی بسیار نقل کرده و او را مردی زاهد و پارسا میدانسته است

    روضه الریاحین ص61

    شیخ الاسلام جـــمـــال الــــــدین ابـــــوالـــفتح
    از فرزندان شیخ جــــــــــــام

    حضرت خواجه جمال الدین ابوالفتح فرزند صلبی شیخ جام مردی دانشمند و زاهد و عالم به کلیه علوم دینی بوده وی مردی بود اهل سفر و همواره برای کسب علم بیشتر به سفر میرفت .

    وی در اواخر عمر به کشور مغرب سفر نمود و در همانجا در گذشت و دوپسرش به نامهای عبدالرحیم و احمد هم به درجه دانشمندی و عالمی رسیدند و در همانجا به ترویج و موعضه مردم پرداختند و در همان محل ازدواج نموده و اکنون بسیاری از مردم مغرب از اولاد شیخ میباشند.

    روضه الریاحین ص62-63

    مقامات ژنده پیل غزنوی ص126و159

    شیخ الاسلام خــواجــه صـــــفی الدیــــن مـــحــمــــود
    (از فرزندان شیخ جــــــــــــام)

    خواجه صفی الدین که از فرزندان شیخ جام است او هم مانند دیگر فرزندان شیخ دارای درجات علمی بسیار و آشنا به کلیه علوم و مردی عارف و ابدال بوده است.

    وی برای سیاحت و افزودن بر علوم خود به دیار روم رفته و در همانجا ساکن شده و همانجا هم وفات یافته است.

    از فرزندان او میتوان ابوالمعالی و صاعد و عمر را نام برد و علاوه بر ان پسر دیگری داشته که بواسطه حسن جمال و کمال بینظیر و سخنان بی مثیل او شهرت بسیار داشته و در منبر او همیشه شلوغی جمعیت مخاطب به حدی بوده که هیچگاه در رمسجد هنگام وعظ توسط او خلوت نبوده است.

    روضه الریاحین ص64-63

    شیخ الاسلام خـــواجـــته قــطب الدیــن مــحـمـد
    فرزند شیخ احمد جـــــــــــــام

    حضرت خواجه قطب الدین محمد از فرزندان صلبی شیخ جام بوده استوی مردی عالم و عادل و آشنا به علوم قرآنی و عارف و دانشمند بوده و بنا به در خواست مردم برس از چلگه رخ(تربت حیدریه) به آنجا رفته و به موعضه مردم پرداخته و همانجا هم وفات یافته و قبر او هم اکنون زیارتگاه مومنان است. از فرزندان او میتوان خواجه رضی الدین احمد را نام برد که هم او فردی دانشمند و عالم بوده است.

    روضه الریاحین ص64

    شیخ الاسلام خـــواجــه ضــیاءالدیــن یــوســــــف
    (از فرزندان شیخ جام)

    حضرت خواجه ضیاءالدین یوسف از فرزندان صلبی شیخ جام است و مردی عارف و عالم و دانشمند و دارای کرامات بوده است و همیشه مردمان را به سنت رسول الله تشویق میکرد و خودش در پیروی از سنت رسول اله بی نظیر بوده است.

    شیخ جام خواجه یوسف را تاج سر خود مینامید و بر او افتخار مینمود و او را بسیار دوست میداشت.

    وی خرقه شیخ جام را بعد از وفات او پوشید و چون پدرش در زهد و تقوا و کمک به بینیازان زبانزد عام و خاص بودند و هیچگاه او مالی را پس انداز نمی کرد اگر گشنه ای را می دید.

    خواجه ضیاءیوسف شاعر هم بوده و اشعاری از وی در بعضی از کتب نقل شده است و اشعار زیر را به او نسبت میدهند.:

    در راه اگــــر راهـــــروی ســــاز ســـفر کـو
    بــر جـــان و دل از مـهر و وفا بسته کمر کو

    بـــــر هــــــر قـــدمـــی راهـزنی هست کمینی
    زین کـــار اگــــر بـــا خـــبری بیم خـــطر کـــو

    نفس است و هــوا دشمن این راه و از ایشان
    گــــر طالــــب ایــــن راهـــــی پرهیز حذر کو

    در بـــتکده گــــر گـــبر شــــوی بـــاک نــداری
    نـــــــا آمــــده در مــسجد گـــــویی ره در کــــو

    ای یــــوســــف احــــمد اگـــــــر از مـــــتقیانی
    پــــس بــــر تـــو از این معنی و هنجار اثر کو

    فرائد غیاصیص 66-69

    خلاصه المقامات ص 255-256

    روضه الریاحین درویشعلی بوزجانی ص66-69


    شیخ الاسلام خـــواجه فــــخر الدیــــن ابــــوالــــحسن

    حضرت خواجه فخرالدین ابوالحسن از فرزندان شیخ جام است که در سنه 441الی536هجری میزیسته و از عرفا و عالمان و دانشمندان تربت جام در قرن ششم هجری و یک صوفی صاف وارسته بوده استوی به علت زهد بیریا حتی در عنفوان جوانی و نوجوانی هم کراماتی از خود ظاهر نموده است که بسیار مورد علاقه شیخ جام بوده و کنیه شیخ جام (ابوالحسن)به همین علت است.

    مادرش اهل روستای برس(جلگه رخ تربت حیدریه(بوده و بیشتر شهرت وی به خاطر کرامات بسیار وی میباشد

    شیخ در سال 536هجری وفات یافت و قبر وی اکنون در روستای قادر اباد جام در حومه تربت جام قراردادرد.

    نام تنها فرزند شیخ ( شیخ عمو) بوده است

    روضه الریاحین درویش علی بوزجانی ص65و66

    کتاب مقامات سدالدین غزنوی ص160و161
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  4. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض مشاهیر و بزرگان تربت جام-باب چهارم

    مشاهیر و بزرگان تربت جام-باب چهارم
    **********************************
    شیـــخ الاســلام نــجــم الدیــن ابــوبــکر

    حضرت شیخ الاسلام نجم الدین ابوبکر که از فرزندان شیخ جام است مردی عارف و عالم و در تصوف دارای مقام بوده وی در بیابان کرمان دفن است و مقبره اش زیارتگاه سوخته دلان میباشد

    نام تنها پسر شیخ ابراهیم بوده که قبل از پدرش بدرود حیات گفته است.

    روضه الریاحین درویش علی بوزجانی ص66

    ----------------------------------------------
    حضرت خـــواجــه شـــمس الدیــن مــــطهر
    حضرت خواجه شمس الدین مطهر مکنی ابوالمعالی از فرزندان صلبی شیخ جام است و بیشتر نسل شیخ جام منسوب به وی میباشد. مادرش اهل صاغو بوده وی در تصوف دارای مقامات عالیه بوده و مردی زاهد و عالم و فقیه بوده است و در سیر و سلوک که طی نموده است ریاضتهای بسیار کشیده تا به درجه ای از کمالات رسیده و کرامات بسیاری از او به منصه ظهور رسیده است.

    خواجه ظهیرالدین عیسی در باره برادرش شیخ مطهر میگوید((خواجه ما را پنج فرزند است که ایشان را درجه امامت است و یکی از انها خواجه شمس الدین مطهر است)) زمانی که به شیخ جام خبر دادند که شیخ مطهر ولادت یافته از خوشحالی فرمود که خداوند ما را سلطانی عنایت فرموده است.

    وی برای تحصیل بیشتر به هرات رفته و در قمطیران (از توابع هرات) به امامت مشغول گردید

    نقل شده است که مدرسه ای که وی در ان طلبه بوده متعلق به وزیر حاکم هرات بوده و چون چشمش به وی افتاد گفت که وی کیست؟جواب گفتند که وی خواجه شمس الدین مطهر فرزند شیخ الاسلام احمد جامی است . پس او دختر خویش را به نکاح او در آورد که ثمره این نکاح حضرت خواجه قطب الدین محمد سرتامد دانشمندان روزگار خود بوده است.

    وی در روستای قمطیران وفات یافت و در همانجا دفن گردید و فرزندان او در شهرهای مجاور پراکنده گردیدند.

    روضه الریاحین درویش علی بوزجانی ص 72و73

    خلاصه المقامات ص455
    ------------------------------------------------

    حضرت خـــواجه شـــهاب الـــدین اســماعـــیل


    حضرت خواجه شهاب الدین اسماعیل مکنی کوچکترین فرزند شیخ جام است.

    حضرت خواجه شهاب الدین ابوالموید در تصوف به کمالات رسیده و در علوم و فقه و عرفان صاحب ولایت و امامت بوده است.

    یکی از پنج فرزند شیخ جام که درجه ولایت و امامت داشته اند وی است.

    وی تا آخر عمر مجرد باقی ماند . هنگامی که لشکریان مغول از جیحون گذشتند و خبر به او رسید عازم کوه بزد شد اما در بین راه درگذشت . وی را جوار مرقد چدر بزرگوارش دفن نموده اند ( در گنبد سفید)

    وی علاوه بر آن دارای طبع شعر هم بوده که شعرهای زیادی از وی نقل شده مانند:


    خــــوشتـا آندم کــه آدم در نگنجد
    وزان خـوشتر که آندم در نگنجد

    دمــــی بـــــاچاشنی لــی مـع الله
    درآن دم روح آدم در نــــگــــنجد

    هــر آن وقتی که آن دم رخ نماید
    درآن دم شــادی و غم در نگنجد

    زشـــــادی و غــم حالـم چه گویم
    بهشت حـــور عین هــم در نگنجد

    چــو با معشوق در خلوت نشستی
    در آن دم هـــــیچ محرم در نـگنجد

    مـــــثالی گـــــــفت اسماعیل احمد
    درون کـــــعبه زمــــزم در نگـــنجد

    روضه الریاحین درویش علی بوزجانی ص 78و79
    -------------------
    حضرت بــانــــو لـــطـــیفه

    بانوی گرامی بانو لطیفه دختر شیخ الاسلام احمد جام از زنان عارفه و زاهده جام بوده ودر میان زنان به علم و فقاهت معروف بوده است به طوری که مراتب عرفانی را طی نموده و به درجاتی از تصوف رسیده است.
    وی مبارزی توانا و گفتاری برنده داشته و همچون پدرش شیخ احمد جامی در پیشبرد اهداف او نقشی بسیار داشت و کسی را یارای مناظزه را با او نداشت و به بلاقت و شیوایی سخن و دانایی به علوم زمانه خود مشهور بود

    این بانوی گرامی به علت تواضع بسیار و به علت زهد و تقوای بی ریایی که داشت مردم به او اعتماد کامل داشتند و وی به نکاح قاضی بزد درامده و در همانجا هم وفات یافت و قبر وی هم اکنون زیارتگاه مخلصان وی میباشد و اهل دل برای زیارت او به بزد در جوار مسجد بزد میروند . وی یک پسر به نام کمال الدین بوده که در کوچی وفات یافته اسد.

    روضه الریاحین درویشعلی بوزجانی ص52

    ------------------
    حضرت حــــور مــــطــرب

    حور از اهالی خرجرد جام بوده و به مطربی اشتغال داشته است و ادمی عیاش و خوش گذران و بی بند وبار بوده است.

    اما وی بعد از ملاقاتی که با شیخ الاسلام احمد جام داشت تائب گشت و از خادمان وی گردید

    وی کلیه اموال و منال خود را فروخت در خانقاه شیخ خرج کرد و خود هم ساکن خانقاه گردید و مرید شیخ گشت و ابدال افاق گردید. وی خرقه پشمینه پوشید و تا جان در بدن داشت لباس دیگری بر تن نکرد .

    روضه الریاحین ص67و68 (با ذکر حکایتی از ملاقات شیخ جام با حور مطرب)
    --------------------------------------------

    شـــیخ الاســـلام عـــماد الدیــن عـــبدالرحیم


    حضرت خواجه عمادالدین عبدالرحیم فرزند صلبی شیخ جام است . وی در کلیه علوم دینی و عرفان و شریعت به آخرین درجات معنوی رسیده بود. وی درجه امامت و ولایت داشت و رهبر ومقتدای مردم بود.

    معروف است که وی حاجب پدرش بوده است و هرکس شیخ جام را خواسته و دعایش را نیاز کرده ابتدا او را باید وتوسل شوی (نقل از شیخ محمود زکی)

    وی در باره طغانشاه و با شاه خوارزم خوابی دیده بود بود که این خواب در عمل تفسیر گشت و این واقعه باعث شد تا طغانشاه به مریدی شیخ جام روی بیاورد قبر شیخ عماد در پایین پای قبر شیخ جام است


    درویشعلی بوزجانی در روضه الریاحین مینویسد:

    هنگامی که مشغول درست کردن قبر برای عماد بودند سوراخی از قبر شیخ جام باز شد که بوی بسیار خوشی میداد بطوری که تمام گنبد و رواق را معطر گردانید.

    وی یک پسر به نام شرف الدین عبدالکریم داشت که قبل از خودش از دنیا رفت.

    روضه الریاحین ص69تا73

    مقامات ژنده پیل سعدالدین غزنوی ص 192تا194

    تاریخ جهانگشا جو.ینی جلد دوم ص 21و22

    تاریخ مغول عباس اقبال

    ---------------------------------------
    خـــواجـــه مــــــوسی خـــــلیل ابــــــادی

    خواجه موسی خلیل ابادی از عرفا و دانشمندان جام است که در قرن ششم هجری می زیسته و به شیخ جام ارادت بسیار داشت.

    وی در خواب توسط شیخ جام با کرامات شیخ جام از مرض شفا یافته بود و به همین علت مریدی شیخ جام را در پیش گرفت.

    روضه الریاحین ص70و71

    --------------------
    دانـــشمند حــــــسین

    وی از عرفا و دانشمندان قرن ششم هجری و از مریدان شیخ جام بوده و قبر او در قصبه بوزجان است.

    روضه الریاحین ص 40و41

    --------------------------
    شــــیخ عـــمر جـــامــــی

    شیخ عمر جامی از عرفا و و علمای قرن ششم هجری که در بوزجان از طرف شیخ جام قاضی القضات بوده .

    وی مرید شیخ جام و اعتقاد بسیار به شیخ داشت و کرامات او را به عیان دیده بود .

    روضه الریاحین ص 38
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  5. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض مشاهیر تربت جام باب پنجم

    مشاهیر تربت جام باب پنجم
    شیـــخ ابـــوالحسن صـــــاغویی

    شیخ ابوالحسن صاغویی از علما و عرفا و دانشمندان قرن ششم هجری و از مشاهیر این قرن محسوب میگردد و از معاصرین شیخ جام است شیخ در کارهای مهم با او مشورت میکرده و در واقعه جنگ سلطان سنجر با ملحدان زیر حمایت گرفتن وی توسط شیخ را وی به چشم دیده است و بارها نقل کرده است .

    شیخ جام و شیخ ابوالحسن صاغویی سالها بعد از ان جنگ به کوسویه در 48فرسنگی رفتند و به کنار رودخانه محل واقعه جنگ را با اینکه ندیده بودند بشناختند

    روضه الریاحین ص33

    ابـــوبکر صـــالح

    از دانشمندان و عرفا و عالمان قرن ششم هجری و معاصر شیخ جام بوده و در یکی از ولایات جام به امامت مشغولیت داشته است.

    روضه الریاحین ص 35
    روضه الریاحین ص 33

    شـــیخ ابـــوالقاسم سنجری

    ابوالقاسم سنجری از مشاهیر قرن پنجم و ششم هجری و از مریدان شیخ جام بوده است.

    وی بارها از کرامات شیخ جام نقل نموده و داستان سفر شیخ جام به مکه را و جریان شجاع الملک را به عینه دیده بود.

    روضه الریاحین ص33

    امــــام رضــــــــتی الدین جـــــتمال اسلام تایبادی

    امام رضی الدین جمال اسلام تایبادی از عرفا و مورخین راست نویس قرن ششم هجری بوده که در جام میزیسته و معاصر شیخ جام میباشد

    روضه الریاحین ص 14و59

    شیـخ الاسـلام خــواجـــه بـــدرالدیــن صـــاعـتتد

    شیخ الاسلام و طایفه خواجه بدرالدین صاعد از علما و عارفان قرن ششم هجری و از فرزندان شیخ احمد جام است .

    در کتاب مقامات الاولاد از کرامات او نقل شده است وی در بزد مدفون و فرزندی نداشته است.

    روضه الریاحین ص 73و74

    شیــخ الاســلام خــواجــه حــمیدالــدیــن عـــبدالـله

    حضرت خواجه حمیدالدین عبدالله از علما و فضلای قرن ششم هجری و از فرزندان شیخ جام است و مادرش از صاغوی میباشد.

    داستان ازدواج شیخ با مادر خواجه حمید داستانی شیرین و در این باره کرامات شیخ هم اتفاق افتاده است .

    نام خواجه حمیدالدین در کتاب خلاصه المقامات ذکر شده و از او به شخصی دارای کرامات و با درجات و مقامات تصوف نام برده شده است.

    مقامات ص 173و175

    روضه الریاحین ص74و75

    شــیخ الاســـلام و طــایفه حتـضرت خــواجه ظـــهیرالدین عــیسی

    شیخ الاسلام ظهیرالدین عیسی مکنی به ابوالمفاخر از علما و دانشمندان قرن ششم هجری و از فرزندان شیخ جام است.

    او دارای درجات والایی در تصوف بوده و مقاماتی بزرگ را داراست و به درجه امامت و ولایت رسیده بود.

    او در علوم ریاضی و حکمت و فلسفه دانشمندی بینظیر در عصر خود بوده وی تحصیلات خود را در مدارس شام و حجاز به پایان رسانیده و کتاب رموز الحقایق که به نام سلطان علاءالدین تکش خوارزمشاهی نوشته در طریقت و شریعت و حکت و نجوم و طبیعت است او این کتاب و کتاب صراط الساکنین و رساله حاکم و رساله مستعد خود را در یک شب به پایان رسانیده وی از نوابغ حکمت و ریاضی بوده است.

    وی به طور پیوسته با دانشمندان و ریاضی دانان عصر خود در تماس بوده و از علوم عصر خویش به کمال رسیده بود

    وی دارای علم لدنی بود چنانچه در کلاس امام فخر رازی در طلبگی کلیه استادان را مبحوت ساخت

    داستان اندکی از اندکی از اندکی بابت مستمره پادشاه بر خانقاه وی از اوست

    وی در شعر هم توانیی داشت و اشعار زیادی را سروده است
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  6. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بزرگان و مشاهیر تربت جام باب ششم

    بزرگان و مشاهیر تربت جام باب ششم ************************

    خـواجه رضـی الدین احمد

    حضرت خواجه رضی الدین احمد فرزند خواجه قطب الدین محمد بن شیخ الاسلام احمد جامی قدس سره از فضلا و علمای قرن ششم و هفتم هجری که بعد از پدرش به امامت مشغول بود در تربت جام می زیسته است.

    خواجه رضی الدین در برس از توابع رخ (تربت حیدریه) زندگی و چهارده پسر داشته است وی هم اکنون در برس مدفون است .

    او علاوه بر علوم ظاهری و باطنی در ادبیات و شعر هم دستی داشته و اشعارش را در تذکره ها و کتابهای دیگر نقل نموده اند از جمله:


    عاشقان در عشق چون بـا دلبـری پیمان کنند
    هـــر زمــانی بر رخ معشوق جان افشان کنند

    از کـــمان عــــشق در پیش جــمال خــوب یـار
    نعـره ها از دل زنند و ســـجده ها از جان کنند

    گـــرز نــزد دوست آیــدصــد بلا مــهمان صفت
    جـــــان و دل در پیش مــهمان بلا قــربان کنند

    هـرچه داری یا رضی احمـد زهستی آن بسوز
    تـــا تـرا در خــلد اعـلی خــانه و ایــــوان کنند
    روضه الریاحیم ص 78و80

    ************************

    خــواجه ســراج الدیــن احمد

    خواجه سراج الدین احمد فرزند خواجه ضیاءالدین یوسف نوه شیخ احمد است که از عرفا

    و دانشمندان و صوفیان صاف میباشد وی صاحب ولایت و کرامت بوده و در تصوف دارای درجاتی بالا بوده .

    او در معد اباد ساکن و بانو هبه الرحمن (دختر عموی خودش) را به نکاح خود در اورد این دختر بانویی بسیار پارسا و زاهد بود و ثمره این ازدواج دو پسر به نامهای صفی الدین محمود و ابن یامین بوده است.

    نقل است که وی چهل بار در چله خانه خود در خانقاه خود به چله نشسته و قطب دوران شده بود.

    روضه الریاحین ص 81و82
    ************************
    حضرت بانو هــبه الـــرحـمن

    بانوی گرامی زاهده باتقوی و مومنه پیراسته دل دختر خواجه برهان الدین نصر فرزند شیخ جام است که به نکاح خواجه سراج الدین درامده بود.

    فرزندان این بانوی گرامی هر کدام سر سلسله قطب دو ران در تصوف بوده و از علم و فضل فراوان برخوردار بودند.

    در کتاب مقامات الولاد امده که هر علم باطنی و ظاهری پدرش داشته به این دختر سپرده است و این دختر به کلیه علوم و فقه و طریقت و شریعت اگاه بوده است:

    عــشقم زپدررسیده مــیراث
    مــن نیز همی دهم به فرزند



    بانو هبه الرحمن ملقب به خاتون خانقاهی بوده نقل است که :

    روزی جمعی از زنان سلطان بدیدن خاتون به خانقاه آمدند و او به دست مبارک خود خانقاه را جاروب میکرد . پرسیدند از او که خاتون کجاست؟ گفت شما خاتون این جهان را می خواهید یا آن جهان را؟

    اگر خاتون این جهان را می خواهید در اینجا نیست . آنها نیز از دادن این پاسخ فهمیدند که خاتون خودش هست و همگی به پای او افتادند.

    و باز در کتاب روضه الریاحین نقل است که :

    هنگامی که لشکر مغول در سال 617هجری از اب جیحون گذشتند و حمله انان به ایران مسلم گشت مردم ولایت جام که در مسیر عبور آنان قرار داشتند به کوه بزد فرار کردند .شیخ الاسلام خواجه شهاب الدین اسماعیل که در حیات بود به نزد خاتون آمد و گفت : ای عمه معد اباد در مسیر لشکر بیگانه قرار دارد و مردم از ترس به کوه بزد میروند تو نیز باید موافقت کنی تا با یکدیگر برویم .

    خاتون پس از اندیشه و تاملی کوته گفت : اگر تو در کوه خدای دیگری می بینی خدای کوه بزد را از طرف من سلام برسان و گفت : من کربتی فهم کربتی فاین المفر یعنی اگر پیش از این اندوهی می رسید به ایشان می گریختم اکنون که از ایشان میرسد کجا گریزم ؟

    خواجه از سخن خاتون بسیار متغیر گشت اما چون بعضی از متعلقان وی رفته بودند وی نیز به طرف کوه بزد حرکت نمود چون قدری راه رفت درد معده وی زیاد گشته و مریدش شیخ عمر بوزجانی (از عرفا وعلما)او را بردوش گرفته به تربت شیخ جام رسانید و در انجا به رحمت ایزدی واصل گردید.(سنه617هجری قمری) خاتون هبه الحمن در مزار شیخ جام در پایین قبر خواجه عمادالدین عبدالرحیم و در پیش قبر شیخ ابوالحسن صالح مدفون است.


    روضه الریاحین ص 81و82
    مقامات الاولاد ص 24

    ************************

    خواجه عبدالکریم فرزند خواجه عماد الدین عبدالرحیم جامی

    خواجه عبدالکریم نوه شیخ جام و از علما و عرفا و از اقطاب قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری و در سلسله مشایخ تصوف دارای جایگایی والاداشت.

    وی به تمامی علوم باطنی و ظاهری اراسته بود و همیشه مردم را نصیحت میکرد .

    وی زنی بسیارزیبا داشت که بواسطه ترس از دوری خدا بواسطه زیبایی این زن او را طلاق داده و به تنهایی درخانقاهش مشغول عبادت گردید و در منابر به موعظه مردم و نصیحت انان پرداخت .

    در سال 617هجری قمری که لشکر مغولان بالاخره به تربت جام رسید و قتل عام مردم بیگناه را شذوع نمود وی نیز در همان دم به تیغ جلادان مغول و بربرهی از خدا بیخبر از پای درامد و شربت شهادت را نوش نمود.

    بعد از شهادت او و دیگر مردمان تربت جام قبر او مشخص نشده که در کجاست اما انگار او هم دست جمعی با دگر باشندگان جامی شهید شدند و مدفون شدند.

    وی در غزلسرایی و اشعار و ادبیان دارای طبعی بود و اشعارش نشانه استادی او در این فن اسن مانند غزلهای ذیل:



    زهی عشق تــو مـــا را از دوعــالــم بر ســـر اورده
    درخــــت اشتیاق مــــا بــه یـــــــک ره بـر در آورده

    زهـی لطف تو جــای جان گــرفته در هـــــــمه وقتی
    زهـــــی لــطف تو ام آخر ازین کــان گــوهــر آورده

    زهــی احسان لطف تو دایم مرا این سان عــــطا داده
    وزیـــــن کــان عــطا مـا را بــه خــرواران زر آورده

    زهـــــی مـــعبود بــی هــمتا عــنایتها بستی کــــــرده
    بـــــــه پیشم وقـــت هــر ظلـمت چراغی دیـگر آورده

    زهــی عــبدالکریمت را بـــــداده هـــــمت عــــــالــی
    کـــــه تــا از دون تـــو عــمری بکــلی سر بر آورده
    روضه الریاحین ص 82و83

    مقامات الاولاد

    ************************
    خــواجــه مـــخـتـار

    خواجه مختار پسر خواجه صفی الدین محمود جامی است که از علما و عرفای قرن ششم واوایل قرن هفتم هجری میباشدو در تصوف دارای مقام است وی برای تدریس در مدرسه ای که حاکم رخ در خرقان ساخته بود تدریس میکرد وی دارای صفات ارزشمندی بود در باب مهمان و مسافر . تا مسافری را سیر نمی کرد و او را بینیاز نمی ساخت دست بر نمی داشت.

    وی شاعری توانا بوده و اشعار زیادی هم داشته مانند این اشعار:

    ار حــکم خـــدا کنــم خــدا بـا خبر است
    اسرار خدای خویش جستن خطر است

    گــرزشت کــنم آن زمــن بــد گـهر است
    ور نــیک کنــم آن ز قــضا و قـــدر است

    سروده های زیر از کتاب حدیقه الحقیقه اثر ابوالفتح محمد پسر عمه خواجه مختار که سروده خواجه مختار است را نقل نموده است:


    گــــــر به الله تـــراهیـــچ کـــسی راه بـــرد
    نــــــــاله نیمشب و آه ســــــحر گـــــــاه برد

    مـــــــرد الله طـــلب بـــــاید تـــــــــا نیمشبان
    تـــــــحفه درگـــــه الله هـــــــمه آه بــــــــرد

    بســــزا خـــود نـــبرد راه بــه الله کــــــــسی
    بـــــــسزا راه بـــــه الله هـــــــم الله بــــــــرد

    تا بــخود شـــاه کسی را نــــــدهد راه کــــــرا
    زهــــــــره باشــــد که کسی راه بر شاه بــرد

    هیـــــــچ چــــاووش ز ذرگـــــه نکند دور تــرا
    گـتــر به در گاه ترا حـــاجب درگـــــاه بـــــــرد

    مـــرد تــا هست یکــی ره نبرد جــز به یـــکی
    مـــرد چون نیست یکی چون به یکی راه بــرد
    مــــرد عـــاشق بـــایدکــه بــرد راه از آنـــــک
    مـــــرد غــــافــل شتـده را دیــو بناگاه بـــــــــرد

    هـــــمرهــــــی آرد در راه تــو مــختار بــــکف
    زانــکه ایـــــــــن راه بــه سر مرد بهمراه بــرد

    روضه الریاحین ص 83تا85

    حدیقه الحقیقه ص 168
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  7. Top | #7
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بزرگان و مشاهیر تربت جام باب هفتم

    بزرگان و مشاهیر تربت جام باب هفتم ---------------------------------------------

    شیخ الاسلام خــواجــه قــطب الــدیــن مــحــمــد

    خواجه قطب الدین محمد بن خواجه شمس الدین مطهر بن احمد جام از علما و اقطاب قرن ششم و هفتم هجری و دارای ولایت و امامت در تصوف بوده است.

    وی کتاب حدیقه الحقیقه را کتابت کرده و دیوان اشعاری هم دارد او در سال 557هجری قمری متولد و در سنه 647وفات یافت و در نزار جام مدفون میباشد.

    وی خرقه را از دست شیخ ظهیر الدین عیسی و او از شیخ احمد جام و او از ابی طاهربن شیخ ابوسعید ابوالخیر و او از شیخ عبئالرحمان محمد بن حسن السلمی و او از شیخ ابوالقاسم نصرابادی و او از شیخ شبلی و تا سید المرسلین حضرت رسو الله خاتم النبیین پوشیده است.

    از اشعار وی :

    کی بود کـــز دست نفس شـــوم ســرکش وارهـــــم
    وز هـــــوای ایــــــن جـهان تنگ و نـــــاخوش وارهــــم

    جـــام مـــی از دست ســـاقـــــی اجـــــــل گــــــیرم
    چو قطب درکشم آزاده وار از هـــــرکشاکش وارهــــم
    رباعی از سروده های او:


    وقتست که دل کــم دوعالـــــــم گیرد
    حــاصل شدن مرا دما کـــــــــــم گیرد

    شـــادی چـــو بــه دست مــــی نیاید
    زین پس امید بریده دامـــــن غم گیرد
    خواجه قطب الدین محمد دارای نه فرزند بوده .

    روضه الریاحین ص85الی97

    مقامات ژنده پیل ص 204

    گلزار جاویدان جلد دوم ص1138

    ---------------------------------------------
    خواجه برهان الدین محمد

    از علما و عارفان قرن ششم و هفتم هجری

    ---------------------------------------------

    ابـن یامین

    از عالمان و عارفان قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری و از حافظان قرآن و چندین بار به سفر حج رفته بود.
    ---------------------------------------------
    خواجه صفی الدین محمود


    وی فرزند خواجه سراج الدین احمد و مادرش هبه الرحمن نام دارداز عرفا و فضلای قرن ششم و عفتم هجری و حافظ قران کریم بوده .

    وی در شعر و ادبیان دست بسزایی داشته در بداهه گویی بی نظیر بوده و ابیات زیر از وی در جواب خواجه قطب الدین فی البداهه میباشد:


    چـــو افتد چشم من بر دلبر خــــویش
    به سـجده بر زمین بینم سر خـــویش

    چو عکس روی خویش بر مــــــن افتد
    حـــــجاب اب و گل گیرد ســر خویش

    غــــذای جان مـــــن دیدار یـــار است
    که بـی رویش نمی دانم سر خـویش

    نـــخواهـــم بــــی رخ او هر دوعــالم
    نه خلـق هر دو عـــالم در برـ خـویش

    غــلام دلــبر است ابـــــــــن مــطهر
    دو عــــــــالم را نهد بر مجمر خویش

    وی چهار پسر و یک دختر داشتهاست

    روضه الریاحین ص97الی99
    ---------------------------------------------
    خواجه ضیاءالدین یوسف

    وی از علما و مشایخ قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری بوده وی دارای دوپسر بوده و اولاد او در کوسویه و احفادشان در همان محل زنگی میکنند

    روضه الریاحین ص98و99
    ---------------------------------------------
    خواجه سراج الدین احمد

    از علما و مشایخ جام در قرن هفتم هجری بوده و اولاداو بعدا در کاریز زاد و ولد نمودن و نسل امروز کاریز از وی میباشد.

    فرائد غیاثی جلد دوم ص366
    ---------------------------------------------
    خواجه شرف الدین

    وی فرزند قطب الدین محمد بن شمس الدین مطهر از عارفان قر هفتم هجری بوده . مادرش اهل صاغوی است و دارای سه پسر میباشد که یکی از ایشان خواجه برهان الدین بردویی از ادبای قرن هشتم هجری میباشد.

    روضه الریاحین ص96و97و106
    ---------------------------------------------
    مولانا تاج الدین ابوالفضل محمود بوزجانی

    صدر علامه مولانا تاج الحق و الدین ابوالفضل محمود بن اوحدین ابوالقاسم بوزجانی از شعرا و عارفان قرن هفتم هجری است .

    وی دارای کتابتی هم بوده که فعلا در دست نیست بطوری که در کتابهای زیادی از وی نقل مطلب گردیده است.

    وی شاعری چیره دست و به دو زبان عربی و فارسی شعر میگفته.

    نمونه شعر او:


    به که گوید چه گوید از غـــم که
    درد نادیــده کـــــم کـــرا بــاشد


    به عربی:

    انا من اهوی و مـن اهـــوی انا
    نــحن روحــــــان حللنا بـــــدنا

    روضه الریاحینص 115و118
    خلاصه المقامات ص361
    ---------------------------------------------
    امیر حسام الدین زرتشکی

    از عرفا و فضلای و مشاهیر قرن هفتم و ساکن جام بوده

    روضه الریاحین ص97
    ---------------------------------------------

    قاضی عماد باخرزی

    از مشاهیر و رجال معروف قرن هفتم هجری و ساکن جام بوده

    روضه الریاحین ص90

    ---------------------------------------------

    خالو احمد تیرجردی

    از علما و انشمندان قرن ششم و هفتم هجری و دارای درجات در تصوف و اهل کرامات بوده و در جام زندگی میکرده است.

    روضه الریاحین ص 89
    ---------------------------------------------
    درویش منصور


    از شاعران نامی و عارفان قرن هشتم هجری در تربت جام بوده و از او در کتابهای مختلفی به نیکی یاد شده است .

    وی معاصر سلمان ساوجی و با هم مراوت داشتند و قصایدی در جواب هم میگفتند.

    نمونه رباعی از وی:


    موجود چوذره ای بخــود نتوان کرد
    بسیار حــدیث نیک و بـــد نتوان کرد

    ایجاد چـــو بــــی قبول ممکن نبود
    آن را کــه قبول کــرد رد نتـوان کرد

    ***********************

    مولانا تاج الدین پور بهای جامی تاج الشعرای ایران

    از سخنوران و ادبا و عالمان مشهور ایران در قرن هفتم هجری میباشدوی مدتی در هرات زندگی کرده استو اجدادش از قضات در خطه جام بودند.وی مشهور به ملک الشعرای ایران است و علاوه بر زبانهای فارسی و ترکی و عربی به زبان مغولی دربار آنروزگار نیز اشنایی داشت و قصیه مغولیه از آن بزرگوار را در این قسمت آورده ایم .

    وی از معاصرین همام تبریزی و سعدی بوده و مدتی شاگرد رکن الدین قبایی بوده.

    وی در شیراز و فارس سفر کرده و در باره شیراز و اب و هوای انجا شعر سروده است.

    وی در شعر از سبکی خاص پیروی نمی کرده و هرچه که به فکرش میرسید به نظم می آورد و در به نظم اوردن کلمات چنان استاد بوده که در بسیاری از تذکره ها و کتابهایی چون تذکره دولتشاه و عرفات العاشقین از او بسیار صحبت شده است.

    پوربهای جامی در زمان سلطنت ارغون شاه به همراه خواجه وجیه الدین زنگی به تبریز رفته و به خواجه همام تبریزی مشاعره میکرده است.

    از شعرهای وی:


    ای کرده روح با لب لعل تو نــوکری
    محبوب ازبکی و نگاری و چـــادری

    نوینی نیکــوانی و تــرغو لب تـــرا
    از قند صــد تـــــغار بریزد یساوری


    یا:

    آن روز کـــه حسن قدر جاه تـــو نـهاد
    صـــــــــد دام بلا زیـــر کلاه تــو نــهاد

    فتنه ســر انگشت به مشــک انـدرزد
    بــر عــارض گلرنگ چو ماه تـــو نـهاد


    یا:

    نیــک است کــزو عــقل مـــنور گــــردد
    هرکس که علف وار خورد خــر گــــردد

    اکسیر قناعت است جوجو خــــور از ان
    تا مــس وجــودت هـــــمگی زر گـردد


    قصیــــــــده مغولیـــــــــه

    در این قصیده در هر بیت یک یا دو کلمه مغولی یا ترکی به کار رفته که اوج هنر پوربها را در به کار بردن این نوع نثر نشان می‌دهد. مینورسکی هم در نسخه تصحیحی خود اغب این لغات را توضیح داده‌است.

    ای کرده روح با لب لعل تو نوکری
    محبوب ازبکی و نگاری و چادری
    نوئین نیکوانی و ترغو لب ترا
    از قند صد تغار بریزد بساوری
    در یرلغ غم تو ز بس ناله‌های سخت
    خون شد دل چریک و رعایا و لشکری
    هندوستان زلف ترا چشم ترک تو
    بلغاق کرده همچو قشون نکودری
    قامان طره‌های تو چون کلک بخشیان
    کردند مشق بر رخ تو خط ایغوری
    تا باسقاق عشق تو در ملک دل نشست
    از یارغوی هجر تو برخاست داوری
    کردند نرگه بر لب جیحون چشم من
    خیال تو چو تومان یساوری
    کوچ و قلان خویش بدیوان عشق تو
    گه جان دهم بمالی و گه سر به قبجوری
    تمغاجی غم تو زد از اشک آل من
    تمغای سرخ بر ورق زرّ جعفری
    کردم تکشمشی لبت و جان ببوسه ای
    سورغامشی نمیکند از راه کافری
    تا بشمشی کنیم بهم در مجادله
    زین قصه پیش داور آفاق یکسری
    بیلگا الغ بتکجی قاآن اعظم آنک
    دارد ره بتکجی و راه بهادری
    ای صاحبی که هست به یرلیغ حکم تو
    ترک و مغول و تازی و رومی و بربری
    ارتاق گشت با لقبت تا بشرق و غرب
    تنسخ برد برای تو خورشید خاوری
    تتقاولان عقل تو در راه مملکت
    بستند دست فتنه و جور از ستمگری
    بر شیوه سخای تو آش عطا دهند
    با ورجیان بکاسه زرین مشتری
    قوشجی همت تو ز بهر قراتغو
    بربست بال نسر بپر کبوتری
    هر کو عنایت تو اغز لامشی کند
    بر سر کشد برندق او چرخ چنبری
    آن کس که او رسید به یاسای حکم تو
    در خاک تیره خشت لحد کرد بر سری
    اختاجی سیاستت از قمچی اجل
    در گردن عدوی تو بندد دو چنبری
    پور بها دعاجی درگاه دولتت
    گشتست اشکبار و غم او نمیخوری
    سوغات حضرت تو فرستاد این دعا
    یادش مگر بخاطر عاطر درآوری
    نوشد مگر ز سرغوت انعام عام تو
    در طوی بخشش تو ایاغ توانگری
    یا وشمشی کند چو کنی تربیت ورا
    در شعر با نظامی و قطران و انوری
    هرگز نگفته‌اند درین اصطلاح شعر
    فردوسی و دقیقی و بندار و عنصری
    نشنیده‌است در عرب و در عجم کسی
    زینسان قصیده‌ای ز معزی و بحتری
    تا هست کار ملک بیاسای پادشاه
    تا هست حکم شرع بدین پیمبری
    در حفظ خویش ایزدت اسرامشی کناد
    پاینده باد ذات تو از فضل تنگری

    حافظ ابرو(جغرافیا)ص56
    اتشکده اذر ص292
    تذکره دولتشاه ص181
    هفت اقلیم جلد دوم ص179و180
    *********************************************
    معین جامی

    وی از منسوبین سلطان سنجر و از عرفا و فضلای قرن هشتم و ساکن تربت جام بوده

    وی شعر هم میسروده و از سروده های وی است:


    گـــر نســبتم بــــــه سنجرو سلجوق میکنند
    هستم شهی که خواجـه و مــخدوم سنجرم

    *****

    خــوی خوش تــــو بهشت و باغ تو بس است
    تســــلیم و رضـــا چشم و چراغ تو بس است

    ورزآنــــــکه نعوذ بالله این وصـــــف تو نیست
    محرومــــی از این صفات داغ تـــو بس است

    رياض العارفین ص 398
    مجالس المومنین ص99
    *********************************************
    فـــریــد جامـــی

    فخر الملک نظام الدین ابوالمعالی کاتب جامی متخلص به فرید با لقب امام الاجل نظام الدین الکتاب از دانشمندان و عالمان و ادیب فاضل و نوری دانشور در قرن هفتم هجری بوده .وی مانند شیخ اجل سعدی شیرازی زبانی فصیح و بلیغ و شیوا داشته و از سخنوران بنام تربت جام است.

    امین احمد رازی در کتاب هفت اقلیم خود چنین آورده:

    عطارد فلک فضل و مشتری سپهر علم بوده و با وفور فضل همیشه ریاض فصاحت را به زلال قریحت کوثر مثال خود نضارت بخشیدی.

    وی از کاتبان و خوشنویسان بنام هم میباشد و چندین اثر را با خط زیبای خود کتابت کرده است.

    از وی اشعاری زیبا هم به جای مانده است :
    دی دلـــــبری رســــــید چــــــــــو زد آفــتاب تیغ
    با روی هـــــــــمچو آتش و در کــــف چـــو آب تیغ

    پیکان شیر غــــــــمزه چنـــان تیز کــــــــــرده بود
    کـــــز شــرم میــکشید ســـــر انــــدر نــقاب تیغ

    خــــورشید روی او کــــــــه ببـــــر آب آفــــــــتاب
    مــــــــــــی زد بــناز بـــــــــر سپر آفتاب تـــــــیغ

    گفتم کــه تیغ از چــــــــــه کشیدی چــــــو آفتاب
    چــون کس بـــه پیش تــــــــو نکشد آفتاب تیــــغ

    گــــــفت از بـــرای خصم خــداوند مــــــــجدالدین
    در دســـــــــت خــود همیشه ببینم چــــو آب تیغ

    گـفتم کـــــه بوســـــه ای بده ای به غمـزه گفت
    هــست ایــن ســوال را که تو کردی جــــواب تیغ
    وی در دربار خوارزمشاهیان کاتب بوده و هم آنجا به وزارت نیشابور میرسد.

    عطاءالملک جوینی در تاریخ جهانگشا نقل کرده که وی در ایم سلطنت سلطان محمد خوارزمشاهی یکی از منشیان کل مملکت ایران بوده و هنگامی که سلطان محمد خوارزمشاهی در سال 606هجری به ماوراءالنهر عزیمت نمود و انجا را فتح کرد به او لقب ظل الله فی الارض داده است.

    فخر الملک جامی در این باره مینویسد:
    شهنشاها جـــــــهان بخشا تـــوی آنـــــک
    تــــوان از هـمتت خواهد فلـــــک قــــرص

    بــــــه چـــشم هـــمتت کـــــــــمتر نماید
    زیــک ذره جهان در طــــــول و در عـــرض

    هـــمی پـــاکان کــــروبی بـه عـــــــهدت
    پـــس از تقدیــم شرط سنت و فــــــرض

    هـــمی گــــــویند بهر حــــــــــــرز درورد
    کــــــه السلــــــطان ظــــــل اللــــــــه فــــــــــــــی الــــــارض

    در باره رسیدن به وزارت در تاریخ جهانگشا آمده است که در سال 617هجری که سلطان محمد آوازه مغولان را شنید و دانست که پیش قراولان سردار مغول از جیحون گذشته اندو به نزدیک او رسیده اند به بهانه شکار از شهر خارج گردیده و سه نفر را به جای خود مامور کشور نمود که عبارتند از:فخرالملک نظام الدین ابوالمعالی کاتب جامی ,ضیائالملک زوزنی عارض لشکر را با مجیر الملک کافی رخی به عنوان وزارت گذاشت تا به اتفاق هم امور کشور را رسیدگی کنند.

    مجمع الفصحا ص635
    لباب الباب ص149-151
    هفت اقلیم جلد دوم ص180-181
    آریانا حلد سوم ص470
    فرهنگ سخنوران
    تاریخ جهانگشای جلد سوم ص81و135
    تاریخ گزیده ص491-492
    *********************************************
    قرن هشتم هجری قمری
    *********************************************

    خواجه شهاب الدین اسماعیل

    وی ار امامان و مشاهیر جام در قرن هشتم بوده و در عدل و داد یگانه عصر به شمار میرفته است.

    وی چندین بار به چله رفته و چندین بار ریاضت چله را بر خود هموار کرد تا صوفی صافی گردید .

    خواجه شهاب الدین از ملازمان امیر تیمور گورکانی هنگام عزیمت او در این خطه بوده

    فرائد غیاثی جلد اول ص484
    روضه الریاحین ص146و147

    *********************************************

    خـواجه شمس الدین مطهر بــن خواجه شهاب الدین اسماعیل

    او در تصوف دارای درجات عالیه بوده و یک صوفی آشنا به کلیه علوم باطنی و ظاهری و شریعت و طریقت بوده..

    تاریخ نامه هرات ص777

    روضه الریاحین ص106-107
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  8. Top | #8
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بزرگان و مشاهیر تربت جام باب هشتم

    بزرگان و مشاهیر تربت جام باب هشتم خواجه رضی الدین احمد متولی

    خواجه از مشایخ و از اکابر تصوف در قرن هشتم هجری و اهل جام بوده و از علما و دانشمندان بزرگ قرن هشتم است.

    وی با حاکم هرات خویشاوند بوده و در جنگ بین سلطان معزالدین حسین کرت حاکم هرات با امیر قزغن شرکت داشته و در همین باره موضوعی در حبیب السیر نقل شده که:

    (بعضی از مشایخ عظام جام که از جمله آنها خواجه رضی الدین احمد بن شیخ شهاب الدین اسماعیل بوده و با ملک حسین عرق خویش و سببی داشتند و رفعت لواء عظمتش موافق امزجه ایشان نبود نزد امیر قزغن رفته از ملک شکایت کردند....)

    روضه الریاحین ص107-143-144
    حبیب السیر جلد سومص381
    فرائدغیاثی صفحات 11-21-21-586-587-590

    خواجه قطب الدین محمد بن خواجه شهاب الدین اسماعیل

    وی از عرفا و مشاهیر قرن هشتم هجری و اهل جام میباشد.

    خواجه محمد بزرگ بن خواجه شهاب الدین اسماعیل

    وی از فضلا و دانشمندان . عارفان قرن هشتم هجری و اهل جام بوده

    خواجه عبدالرحیم بن حواجه شهاب الدین اسماعیل بن خواجه قطب الدین محمد جامی

    از عرفای قرن هشتم هجری و از مردان عالم و با تقوای جام بوده .

    خواجه محمد کــــــارغشی

    از مشاهیر قرن هشتم هجری و ساکن جام بوده

    سعد بهائ جامـــــــــی

    از شعرا و دانشمندان قرن هشتم هجری بوده و در شعر وادب ئستی داشته و در تاریخ گزیده او را معاصر سلطان محمد خدابنده دانسته اند.

    تاریخ گزیده ص736
    تاریخ قومس ص127

    مولانا عــمادالدین

    از دانشمندان و عارفان قرن هشتم هجری و ساکن جام بوده.

    خواجه اولــیا

    از دانشمندان و عارفان قرن هشتم هجری و ساکن جام بوده.

    خواجـــه محمود معدآبـــــــــــــادی

    از مشاهیر قرن هشتم هجری در جام است.

    خواجــــــــه احمـــــد جامــــــــی

    از مشاهیر قرن هشتم

    امیر یــــــوسف زرتشکی

    از عارفان و مشاهیر قرن هشتم و از نوادگان شیخ احمد جام است.

    خواجه قطب الدین یحیی نیشابوری جــــــــامـــــــی

    وی اهل جام و متولد نیشابور است و عالم و عارف و دارای درجاتی در تصوف بوده است وی به قاضی القضاتی خراسان رسیده و در پنجم جمادی الاخر سنه 740هجری دارفانی را وداع گفته

    وی در میان سلاطین و بزرگان ---------- انروزگار دارای اعتبار زیادی بود.

    عبدالحی جــــــــامـــــــــی

    وی از رجال قرن هشتم و خطاطی چیره دست و هنرمندبوده و کتاب لطائف التفسیر را با خط نسخ را او کتابت کرده که اکنون باشماره 18413در کتابخانه ملی موجود است.

    خواجه صدرالدین محمدجامـــــــــــــی

    از مشاهیر و بزرگان جام از بطوری که استاد حشمت موید استاد دانشگاه شیکاگو او را در ردیف مشاهیر جام ذکر کرده است

    خواجه معزالدین علی اکبر جامی

    از دانشمندان و عارفان قرن هشتم هجری است . او در زمان حیات خود مکاتباتی با شاهان وقت داشته و انها را نصیحت میکرده .وی در دربار تیموریان در هرات از اعتبار زیادی برخوردار بود.

    بهالدین محمد نقشبندی

    وی از عارفان بنام و سالکان طریقت بوده و در کتاب حبیب السیر اورا نظر قبول بفرزندی از بابا شماسی بود و تعلم آداب طریقت بحسب صورت از سید امیر کلال داشته است.

    محمد بن محمد بخاری مشهور به بهائالدین نقشبندی در سال 791هجری وفات یافت.

    رجال کتاب حبیب السیر ص64
    خواجــــــــه یوسف برهـــــــــــــــان

    وی از مشایخ بزرگوار و از صوفیان طریقت بوده و دارای اشعاری هم بوده .

    در کتاب مجالس النفایس امیر علیشیر نوایی این بیت از او نقل شده:


    مجالس النفائی
    رجال کتاب حبیب السیر ص140

    قاضي جلال الدین محمود الامامـــــــی

    از عالمان و مشایخ شهیر قرن هشتم هجری و اهل جام بوده و دارای درجاتی در تصوف و دارای امامت و ولایت بوده وی در سال 782هجری دار فانی را وداع گفته و در هرات و در محله گازرگاه مدفون شده است.

    از حبیب السیر ص57


    رسید موسم شادی و ذوق عیش و طرب
    اگــر گـــدا بمراد دلـــــی رسید چته عجب



    جامــــــــی هـــــــــروی

    از عرفا و صوفیان درد کشیده قرن هشتم هجری بوده ودر مزار خواجه عبدالله انصاری در هرات سکن شده بود .

    وی دارای اشعار زیبایی بوده و سروده هایش در کتابهای مختلفی نقل شده است . جامی هروی به علت سکونت در هرات به هروی مشهور شد.

    از دایره المعارف آریانا جلد سوم ص 561

    رکن الدین احمد جـــــامــــــــی

    از دانشمندان و عالمان قرن هشتم و اهل جام بوده و در زمان خود به قضاوت مشغول شده و هر از چند گاهیی برای سلاطی نامه مینوشته و انها را نصیحت مینمود.

    فرائد غیاثی ص 380و443-444در جاد اول

    مولانا محمود جــــامــــــــــــی

    از عرفا و دانشمندان خطه جام در قرن هشتم و به پیشوایی مردم در شریعت و طریقت اشتغال داشته.

    فرائدغیاثی جلد دوم ص515

    حافظ احمد جامــــــی

    حافظ احمدبن مولانا محمود جامی همچون پدرش مولانا محمود پیشوای مذهبی مردم و از دانشمندان و عالمان تربت جام در قرن هشتم هجری است.

    و در شعر هم دارای شهرت است .

    فرهنگ سخنوران
    فرائدغیاثی جلد دوم ص515-517

    مجد الملک بهاءالدوله علی بن احمد جامــــــــی

    صدرالاجل مجد الملک بهاءالدوله علی بن احمد جامی از سرداران و امیران تربت جام در قرن هشتم هجری بوده وی در جنگ جاجنگر امیر و فاتح جنگ بود. در حبیب السیر از او به امیری توانا و با بصیر یاد شده است..

    وی به علت شوکت و هیبت زیاد باعث ترس پادشاهان معاصر خود گردید و به همین خاطر مدتی را در زندان گذرانید که بعدا" توسط ملک شمس الدین از زندان تاج الدین یلدز آزاد گردید.

    حبیب اسیر

    خواجه خطیب جامــــــــــی

    از مشاهیر و امامان قرن هشتم هجری در تربت جام بوده و مردی بصیر و توانا و امامی عالم به همه علوم بوده است.

    فرائدغیاثی جلد اول ص12

    شمس الدین محمد قـــــاضی جامـــــــــی

    شمس الدین محمد قاضی جامی از فقها و عالمان قرن هشتم هجری ئ نسبتش به شیخ جام میرسد .

    این عارف بزرگوار در سال 793هجری وفات یافت.

    مجمل فصیحی جلد اول ص134

    خواجــــــــه معین الدین جـامــــــــی

    از اقطاب جام و دانشمندان و عارفان قرن هشتم هجری و خواهر زاده ملک معزالدین کرت حاکم هرات بوده (جنگهای بین امیر معزالدین کرت با امیر قزغن مغول معروف بوده که در اکثر این جنگها مشایخ جام طرف مقابل امیر قزغن بودند)

    در حبیب السیر از خواجه شمس الدین جامی اینچنین تعریف شده :

    (....والده آن جناب صبیه ملک شمس الدین محمد کهین ابن ملک شمس الدین محمد بن اب بکر کرت بود و خواجه معین الدین از اعظم مشایخ و اکابر علمای خراسان به وفور فضل و کمال و ازدیاد جاه و جلال و علو همت و شمول لطف و مکرمت امتیاز فراوان داشت و ملاذ اکابر و اشراف بوده و همواره بقلم سخاوت نقش برو احسان بر الواح خواطر طوایف انسان می نگاشت.)

    حضرت مولانا معین الدین جامی در سنه 783 در تربت جام درگذشت . وی دارای اشعاری هم بوده و از منظومات این شیخ بزرگوار زیاده نقل گردیده است.


    از بــاد صــــبا دلم چو بوی تو گرفت
    بگذاشت مرا و جستجوی تو گرفت

    اکــــنون زمــــن خسته نمی آرد یاد
    بـــــوی تو گرفته بود خوی تو گرفت

    حبیب السیر جلد 3-4
    روضات الجنات جلد دوم ص19-13


    خواجــه ضــیاءالــدیــن یــوســف

    خواجه ضیاءالدین یوسف فرزند خواجه معین الدین از علما و مشایخ بزرگوار قرن هشتم هجری و اهل و ساکن جام بوده و نوه مادری ملک غیاث الدین کرت پادشاه هرات میباشد.

    وی مانند پدرش عالمی و عارفی با همت و دارای درجات امامت و ولایت بوده و با شاعران و ادبای هم عصر خود مانند علامه شمس الدین کراتی و ملک عماد زوزنی مکاتبه داشته است.

    خواجه یوسه به دوزبان عربی و فارسی شعر میگفت .سرانجام این بزرگوار در سنه 797هجری به دیار معبود شتافت

    از اشعار وی:


    اتـــانــی کــتاب فــی اللطافه تابــع
    الی حیث یبدی فـــی الجمال تکلما

    ولا انـــا ان تمــــــــــــــــــنی للئمه
    وتقبیله کـــــــــــــــل العقول تحشا

    و

    که از مهیب سعادت نسیم لــطف وزید
    بشیر فتح و ظفر از مقام قــدس رسید

    رسید مژده که از مشرق عــنایت حق
    هزار صبح سعادت به لمحه ای بدمید

    و

    شروع در غرضی کان به آخری نرسد
    هـــزار بـــار به از کردن است ناکردن

    حبیب السیرجلد دوم ص386
    رزوضه الریاحین ص108و146
    فرائد غیاثی جلد دوم ص 399-401
    طرائق الحقایق جلد دوم ص 107
    روضه الصفا جلد ششم ص 451

    خـــواجــه شــهـــاب الــــدیــن عمــــــــر جـــــــامــــــــــی

    خواجه شهاب الدین عمر فرزند خواجه معین الدین جامی از عارفان و دانشمندان قرن هشتم هجری و با شش واسطه به شیخ احمد جام میرسد .او در علوم باطنی و ظاهری بسیار توانمند و بلکه فوق العاده بوده است و دارای کرامات و در تصوف درجات والایی در امامت و ولایت داشته است.

    او معاصر سلطان میرانشاه گورکانی فرزند امیر تیمور بوده و پادشاه هروقت برای زیارت شیخ احمد جام به تربت جام مشرف میشدند به خانه خواجه شهاب الدین مهمان میگردیدند.

    خواجه از دنیادوستی بسیار بیزار و مردی مهمان نواز بود.

    او در مزمت دنیا دوستی می گوید:

    (...دنیا مثل مرداری است که هرکس از مردار زیاده از سد رمق تناول نمایدبه مرض مبتلا گردد و از مردار دنیا که(الدنیا جیفه)هرکس زیاده از قدر کفاف که (بکفی این آدم لقیمات)به کار برد به چند مرض مبتلاگردد که آن غفلت و قساوت و هوا و هوس و شهوت و حرص و حسد است)

    خواجه چندین اربعین گذرانیده و بسیار عبادت کرده بود وی عقیده داشت که با کم عقلان نباید نشست چون صحبت با این مردمان بیفایده و باعث اتلاف وقت میگردد و بابرخی به مثابه زهر خوردن است او در اشعار زیبایش مردم را به همنشینی با نیکوکاران و فاضلان ترغیب کرده :


    از بدان یکسو شوید ای همرهان
    هــمنشین نیک جویید ای مـهان

    صـــــحبت نـــادانـت از نـادان کند
    صـــحبت نیــــکانت از نیکان کـند

    ای مـــــسلمانان فغان از یــار بد
    یــــــار بد بــــــدتر بود از مــار بد

    مــــــار بــــد تنها اگر بر جان زنـد
    یـــــار بد بر جــان و بر ایمان زند

    و روایت السلامه فی الوحده و الافات بین الاثنین موید این روایت است .

    روضه الریاحین ص111-113
    فهرست خطی کتابخانه تهران ج14ص3119-379
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...