لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: هايكو چيست؟ نمونه هایی از هایکو نویسی

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.55
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض هايكو چيست؟ نمونه هایی از هایکو نویسی

    هايكو چيست؟
    امروزه اغلب مردم جهان شعر ژاپن را با هايكو مي‌شناسند. هايكو شعري است 17 هجايي كه در سه سطر نوشته مي‌شود. سطر اول و سوم هركدام پنج هجا و سطر دوم هفت هجا دارند.
    هايكو نه وزن دارد و نه قافيه و آرايه‌هاي كلامي در آن بندرت به كار مي‌رود. حدود دو هزار سال پيش هايكو جزئي از يك فرم شعري 31 هجايي به نام "تانكا" بود كه از دو بخش تشكيل مي‌شد و معمولا آن را شاعران به شيوه ي پرسش و پاسخ مي‌سرودند.
    بخش نخست تانكا 17 هجا دارد و بخش دوم آن 14 هجا. تانكا به معني شعر كوتاه است و در مقابل آن چوكا قرار دارد كه به معني شعر بلند است. با اين‌كه در ژاپن به غير از تانكا و چوكا چندين فرم شعري ديگر هم وجود دارد شعرهاي كوتاه محبوبيت‌شان بيش از بقيه است.
    در قرن شانزدهم ميلادي بتدريج بخش 17 هجايي تانكا مستقل شد و آن را هاكايي يا هايكو ناميدند.هر هايکو بخشي خاص به نام "گيگو" دارد که اشاره اي به فصل رنگ يا تصويري خاص است.
    هايکودر ذهن خواننده تصويري مي نگارد که معمولآ همان مقصود شاعر است .
    در تاريخ ادبيات ژاپن چهار هايكوسرا بيش از ديگران نام برآورده‌اند: "باشو" ،‌ "بوسون"،‌ "ايسا" و "شيكي". اين چهار شاعر صاحب سبك، در خارج از ژاپن نيز چهره‌هايي شناخته شده‌اند و بعضي از پژوهشگران و شرق‌شناسان اختصاصاً در باره ي هنر شاعري آنها تحقيق مي‌كنند. ماتسوئو باشو (1644 ـ 1694 م) بزرگ‌ترين و نام‌آورترين شاعر هايكوسراي ژاپني محسوب مي‌شود.
    وي تا 41 سالگي بيشتر به سرودن اشعار هزل‌آميز گرايش داشت و در دهه ي آخر عمرش بود كه مكتب باشو را در هايكو بنيان نهاد و شاگردان متعددي تربيت كرد كه از ميان آنها ده شاعر كه به ده شاگرد باشو مشهور شدند در اشاعه ي ويژگي‌هاي شعري او كوشيدند.
    پيش از باشو ،‌كار هايكوسرايان بازي با كلمات بود و همين امر باشو را بر آن داشت كه در اعتلاي هايكو بكوشد. معروف‌ترين شعر باشو ،‌هايكو ي ”بركه‌ي كهن“ است كه سرآغاز حركت انقلابي او در فرم هايكو بود و در تفسير آن مقاله‌هاي متعددي منتشر شده است و بعضي معتقدند اين هايكو چكيده و لب لباب فلسفه ي ذن است:
    **********

    چند هايکو :

    بعد از ظهر پاييزي
    همسايه ام چگونه مي گذراند ؟
    نمي دانم
    (باشو)
    ...............................
    قزل آلايي بر مي جهد
    ابرها در بستر رود
    حرکت مي کنند
    (توني تسورا)
    .............................
    در نسيم بهاري
    پيپ روشن مي کند
    مرد محترم قايق‌ران
    (باشو)
    ...........................
    از رودخانه ي تابستاني مي گذرم
    با لذت
    صندل هايم در دست
    (بوسون)
    ..........................
    آه اي پروانه
    رؤيايت چيست
    وقت بال زدن
    (چينو – ني)
    .........................
    روي ناقوس بزرگ
    پروانه اي مي نشيند
    و مي خوابد
    (بوسون )
    ........................
    اي شکارچي سنجاقک
    امروز او
    چه‌قدر پرواز کرده بود ؟
    (چينو _ني )
    ........................
    و چند هايکوواره از سيد حسن حسيني :
    كاري از دست زنگ هاي انشا بر نمي آيد
    بچه ها
    لباس نو مي خواهند
    و تخم مرغ هاي رنگي !

    *
    *
    *
    بايد استفاده ي بهينه كرد
    از دل
    عشق كجاست؟؟
    *
    *
    *
    ملافه اي سفيد از برف
    روي نعش درازكشيده ي دشت
    زمستان به رحمت خدا پيوست !
    *
    *
    *
    آجيل ها و تقويم
    به بهار گواهي مي دهند
    اما در اين ميان
    تكليف بخاري
    روشن نيست!
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  2. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.55
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چهار هايكوسرا بزرگترين هايكو سرايان ژاپن ...و تعدادی از هایکوهای آنها

    چهار هايكوسرا بزرگترين هايكو سرايان ژاپن
    ماتسوئو باشوريا،بوسون،ايسا،شيكي
    ماتسوئو باشو (1644 ـ 1694 م)

    در يك خانواده سامورايي بدنيا آمد. درباره زمان قبل از هايكو سرا شدنش اطلاعات زيادي در دست نيست.
    در سال 1644 بدنيا آمد. نام كودكي اش كين ساكو بود . سالهاي زيادي از عمرش در سفر بود. و از معابد و طبيعت زيبايي ژاپن ديدن ميكرد. و در مورد آنها هايكو و نثر مينوشت. او نام مستعارش را از درخت موز گرفت . باشو در زبان ژاپني به معناي درخت موز است.
    بيش از ديگر شاعران ، هايكو باشو ست و باشو هايكو ست. باشو هايكو را ابداع نكرد بلكه هايكو را يك ژانر جدي و پر آوازه ساخت. قبل از باشو هايكو يك نوع بازي كم اهميتي بود كه در دربار توسط اديبان بازي ميشد. نوعي بازي با كلمات بود كه پر از جناس و كنايه بود. اما باشو هايكو را بالا برد.
    مشهورترين هايكو ي باشو بركه كهن ميباشد.
    بركه كهن
    جهيدن غوكي
    صداي آب
    توجه داشته باشيد كه چگونه هر سه عنصر درين هايكو همزمان جدا و به هم پيوسته ست.
    غوك ، بركه ، و صداي جهيدن غوك. اينجا عملي صورت گرفته و
    حركت ناگهاني و سكوتي كه براي لحظه اي با جهيدن غوكي اتفاق ميافتد.
    بعضي ها اين هايكو را نوعي روشن شدگي بودايي مي بينند.و بعضي آنرا تصويري واقعي مي بينند.
    بوسون (1716 ـ 1783 م)
    يو سا بوسون دومين هايكو سراي بزرگ به شمار مي آيد. شخصيت اش با باشو تفاوت زيادي دارد. اما هايكوسراي جوانتر احترام زيادي براي هايكو سراي بزرگتر قائل بود كه در هايكوها و نقاشي هايش نمايان ست. بوسون هم هايكوسرا و هم نقاش بود. به عنوان نقاش ، او يكي از بزرگترين پيروان سبك نانگا شمرده ميشود.كه از نقاشان چيني آن زمان الهام گرفته اند. هرچند كه باشو يك تجربه گر بزرگ بود و آواره اما بوسون بيشتر عمرش را صرف خواندن و نوشتن و نقاشي و ميگساري كرد. او يك مرد خانواده دار بود و خودش را وقف دخترش كرد. در مورد او هايكوهاي محبت آميزي نوشت و نامه هايي كه بيانگر نگراني او از ازدواج دخترش با مردي ست كه لياقت او را نداشته ست.
    بعضي از بهترين هايكوهاي بوسون تحت تاثير باشو و شاعران چيني ست اما بايد ياد اوري شود كه در ژاپن كپي و تحت تاثير شاعران و نويسندگان بزرگتر بودن جز اصلي خلق اثر ست.
    براي مثال اين هايكوي بوسون
    كنار بركه كهن
    پير ميشود غوك-
    برگهاي ريخته
    بوسون به كاربرد ايماژ و رنگ مشهور ست .

    گلهاي سفيد!
    از شكاف ديوار
    بهار مي آيد
    ميانديشد
    بهار اينجاست
    دريا ، دريا
    ايسا (1764 ـ 1827 م)
    پارسیان (شاپرزفا)
    كوباياشي ايسا در پنجمين روز از پنجمين ماه در سال 1763 به دنيا آمد. و ياتارو ناميده شد.
    ايسا نام مستعاري ست كه بعدا آنرا انتخاب كرد و به معناي يك فنجان چاي ست. بيشتر سالهاي زندگي ايسا غم انگيز است. وقتي دو ساله بود مادرش مرد و وقتي سيزده ساله بود مادر بزرگش. بعدا سه فرزندش و اولين همسرش كيكو مردند . و او را تنها گذاشتند تااينكه در سه سال آخر عمرش با يك دختر سامورايي ازدواج كرد.
    در هايكوهاي ايسا خبري از زندگي غم انگيزش نيست.بر خلاف ان نشان دهنده انست كه ايسا سرنوشت خود را پذيرفته ست. ايسا به انسان گرايي و همدردي با جهان ، از يك شاليكار گرفته تا يك كك مشهور ست.
    وي زبان محاوره ولهجه‌هاي مختلف را در هايكوهايش به‌كار برده ست. ايسا چيزهاي كوچك و بي ارزش را دوست مي‌داشت و آنها را عميقاً درك مي‌كرد و به چيزهايي كه احترامي بر نمي‌انگيختند عشق مي‌ورزيد.
    ايسا "قلب هايكو " شناخته ميشود. چون در مقابل نگاه واقع گرايانه بوسون و ذن درون گرايانه باشو او لحن انسان گرايانه اي دارد.
    يكي از برجسته ترين هايكوهاي ايسا براي مرگ دخترش ساتو سروده ست.
    اين جهانِ ِ شبنمي
    بي شک شبنمي ست
    وهنوز...
    پارسیان (شاپرزفا)
    در اين هايكو اندوهي كه از مرگ فرزندش به او رسيده صرفا در منظره اي مي گنجاند . كه در ابتدا ناپايداري زندگي با ايماژ شبنم نشان ميدهد و تكرار ان نشان دهنده پذيرفتن اين واقعيت ست. " و هنوز ..." نشان ميدهد كه او هنوز در ايسا يا در بهشت يا در هايكو يا با تناسخ زنده ست.
    شيكي (1867 ـ 1902 م)
    چهارمين هايكو سراي بزرگ ماساوكا شيكي ست . او در سال 1869 متولد شد . هايكوهايش داراي تصاوير واقعي ست و شامل اشيا و تصاوير و رنگ ها و اشكال و تقابلشان با همديگر ست.
    او به عنوان هايكو سراي نو گرا شناخته شده ست. شيكي كلمه هوكو را نيز به هايكو تغيير داد.
    او به جنبه روحاني و درون گرايي باشو واكنش نشان داد و برخلاف آن عمل كرد.
    شيكي بيشتر عمر كوتاهش را با بيماري گذراند.
    مي انديشم
    اين آخرين سال من ست!
    ميخورم اين خرمالو را
    پارسیان (شاپرزفا)
    شيكي همچنين بنيانگذار مجله هوتوتو گيسو (فاخته )در سال 1899 ست. هايكوهايش فاقد جنبه هاي انسان گرايانه ايسا و حسهاي روحاني و درون گرايانه باشو ست. هايكوهايش مانند نقاشي ست.
    شبانه ماه سپيد
    تابستان
    بر بادبان سپيد
    پارسیان (شاپرزفا)
    در بررسي هايكو اين چهار هايكو سرا نمايانگر چهار طرز نگاه متفاوت به جهانند: ديدن با روح ، با چشم ، با دل ، و با سر . باشو روحاني ست. بوسون هنرمند است. ايسا انسان گراست و شيكي واقع گرا.
    مثل ساقه‌ي گياهي ترد
    گره‌ام بزنيد به چوبي، چيزي
    ترسيده‌ام
    مدام باد مي‌آيد
    پارسیان (شاپرزفا)
    satsuo to kamo onaji kojou ni yoake matsu
    Tsuda Kiyoko
    گرد يک درياچه
    سپيده دم را انتظار مي کشند
    هم شکارچي و هم مرغابي
    تسودا کييوکو
    پارسیان (شاپرزفا)
    ginkan ya mitsu no kuni no ginka mochi
    Nakada Naoko

    سکه هاي سيمين سه ديار
    در سينه دارد کهکشان

    ناکادا نااوکو
    پارسیان (شاپرزفا)

    هايکوهايي از ايسا/Issa

    clang once more
    mountain temple bell!
    spring rain
    Issa
    دگرباره دنگ دنگ ِ
    ناقوس معبدکوهستان
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    welcome to my house!
    First Month's very first
    spring rain
    Issa
    به خانه ام
    خوش امدي
    اولين باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    rice field crane
    again, come on down!
    spring rain
    Issa
    درناي شاليزار
    دوباره فرودآي!
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    the pigeon too
    sings to six a.m.
    spring rain
    Issa
    کبوترنيز
    مي خواند صبح زود
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    at my dinner tray
    a sparrow chirps...
    spring rain
    Issa
    بر سيني شامم
    جيک جيک گنجشکي
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    in spring rain
    a bit bedraggled...
    Tone River crane
    Issa
    درباران بهاري
    اندکي خيس شده
    درناي رودخانه تون
    پارسیان (شاپرزفا)
    deer gamboling
    in the grass...
    spring rain
    Issa
    در علف
    آهويي جست وخيزکنان
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    in spring rain
    chasing the elusive fish...
    dog on the shore
    Issa
    درباران بهاري
    به دنيال ماهي گريزان
    سگي درساحل
    پارسیان (شاپرزفا)

    even the field mouse
    squeaks, "What luck!"
    spring rain
    Issa
    حتي موش مزرعه
    فريادمي زند"چه شانسي"
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    walking along
    a baking pan on her head...
    spring rain
    Issa
    قدم زنان
    ماهي تابه اي برسرش
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    with his sake he lounges
    on a wall...
    spring rain
    Issa
    باساکه اش
    لم ميدهدبه ديوار...
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    first thing after waking up
    spring rain
    in my eyes
    Issa
    پس ازبيدارشدنم
    اولين چيزي که مي بينم
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)

    on one side
    snow falling, on the other
    spring rain!
    Issa
    ازيک سو
    بارش برف ؛ ازسوي ديگر
    باران بهاري !
    پارسیان (شاپرزفا)
    dawn--
    in a stone's hollow
    spring rain
    Issa
    سپيده دم
    درشکاف سنگي
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    not missing
    the spring rain's blessing...
    blades of grass
    Issa
    ازدست نميدهد
    برکت باران بهاري
    تيغه هاي علف
    پارسیان (شاپرزفا)
    spring rain
    on an ancient road...
    the pickle vendor
    Issa
    باران بهاري
    برجاده قديمي
    ترشي فروش
    پارسیان (شاپرزفا)
    the little shrine
    is all azaleas...
    spring rain
    Issa
    معبدکوچک
    پراز ازاليه ها
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    spring rain--
    others have flowers
    I, a little thicket
    Issa
    باران بهاري
    ديگران گلهايي دارند
    من ، بيشه اي کوچک
    پارسیان (شاپرزفا)
    spring rain--
    gone vegetable-picking
    with a little lantern
    Issa
    باران بهاري
    رهسپار چيدن سبزي
    با فانوسي کوچک
    پارسیان (شاپرزفا)

    crossing the field
    with a paper lantern...
    spring rain
    Issa
    مي گذرم از مزرعه
    بافانوس کاغذي
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    today too
    looking at the same mountain...
    spring rain
    Issa
    امروز نيز
    مي نگرم به همان کوه...
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    the daffodils
    have become flowers!
    spring rain
    Issa
    نرگسها
    گل داده اند
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    for everythicketeverythicket...
    springrain
    Issa
    براي هر بيشه اي
    هر بيشه اي
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    a day for wandering
    a day for haiku...
    spring rain
    issa
    باران بهاري
    يک روزبراي پرسه زدن
    يک روزبراي هايکو
    منبع:haiku.blogfa.com
    پارسیان (شاپرزفا)
    هايکوهايي از ايسا/Issa

    to one side
    of my paper lantern...
    spring's first dawn
    Issa
    در يك سوي
    فانوس كاغذي ام
    نخستين سپيده دم بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    at my hu/t
    what will come of it?
    spring's first dawn

    Issa
    در كلبه ام
    بر سرش چه خواهد آمد؟
    نخستين سپيده دم بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    "Spring's first dawn!"
    the priest pretending
    to sweep

    Issa
    نخستين سپيده دم بهاري
    راهب وانمود ميكند
    به جارو زدن
    پارسیان (شاپرزفا)
    in dawn frost
    at the bathhouse door
    knocking

    Issa
    ميكويد
    در سرماي سحري
    بر در گرمابه
    پارسیان (شاپرزفا)
    my New Year's toast
    with straw sandals on...
    dawn

    Issa
    اولين نوشيدني سال نو
    با صندلهاي حصيري به پا
    سپيده دم
    پارسیان (شاپرزفا)
    at dawn
    I start the spring...
    borrowed clothes

    Issa
    در سپيده دم
    آغاز ميكنم بهار ...
    لباسهاي عاريتي
    پارسیان (شاپرزفا)
    dawn--
    from atop the wheat
    "Cuckoo!"

    Issa
    سپيده دم
    بر فراز گندم
    "كوكو!"
    پارسیان (شاپرزفا)
    at dawn
    no people in sight...
    lotus blossoms

    Issa
    در سپيده دم
    كسي به چشم نميايد...
    نيلوفران آبي
    پارسیان (شاپرزفا)
    little by little
    the summer night turns dawn...
    people's faces

    Issa
    كم كم
    شب تابستاني صبح ميشود...
    چهره هاي مردم
    پارسیان (شاپرزفا)
    at dawn a keepsake
    left on the window
    red leaves

    Issa
    سحربرپنجره
    يادگاري جا ميگذارد
    برگهاي سرخ
    پارسیان (شاپرزفا)
    even at dawn
    spring haze hovers...
    Sumida River

    Issa
    حتي در سپيده دم
    مه بهاري معلق در هوا
    رودخانه سوميدا
    پارسیان (شاپرزفا)
    autumn dawn--
    to the pretty sky flies
    a mosquito

    Issa
    سپيده دم بهاري
    پرواز ميكند پشه اي
    به آسمان زيبا
    پارسیان (شاپرزفا)
    gobble up
    my dawn dream...
    cuckoo!

    Issa
    مي بلعد
    روياي سحري ام را
    كوكو!
    پارسیان (شاپرزفا)
    at dawn
    coolness is restored...
    my house

    Issa
    در سپيده دم
    دوباره سرد ميشود
    خانه ام
    پارسیان (شاپرزفا)
    at dawn by the plum tree
    there's one too...
    beating his bowl

    Issa
    در سپيده دم
    يكي نيزكنار درخت آلو
    بركاسه اش مي كوبد
    پارسیان (شاپرزفا)
    dawn--
    with snow I make
    Lord Buddha

    Issa
    سپيده دم
    با برف ميسازم
    بوداي بزرگ
    پارسیان (شاپرزفا)
    dawn--
    through a hole in the wall
    the cold

    Issa
    سپيده دم
    از شكاف ديوار
    سرما
    پارسیان (شاپرزفا)
    my shadow too
    fit and trim...
    dawn of spring

    Issa
    سايه ام نيز
    سپيده دم بهاري
    تر و تميز
    پارسیان (شاپرزفا)
    in the storehouse
    the hoe glinting...
    year's first dawn

    Issa
    در انبار
    بيل برق ميزند
    اولين سپيده دم
    پارسیان (شاپرزفا)
    dawn--
    in a stone's hollow
    spring rain

    Issa
    سپيده دم
    در شكاف سنگ
    باران بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    even the snow falls
    politely...
    spring's first dawn

    Issa
    حتي برف
    به آرامي مي بارد
    اولين سپيده دم بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    the samurai street
    perfectly silent
    spring's first dawn

    Issa
    ساكت ساكت
    خيابان سامورايي
    نخستين سپيده دم بهاري
    پارسیان (شاپرزفا)
    at dawn people
    passing through...
    withered fields

    Issa
    در سپيده دم
    ميگذرند مردم از ميان...
    مزارع خشك
    پارسیان (شاپرزفا)
    dawn--
    the glint of leeks
    in the sink

    Issa
    سپيده دم
    درخشش تره ها
    در ظرفشويي
    پارسیان (شاپرزفا)
    dawn--
    the windblown, exhausted
    maiden flowers

    Issa
    سپيده دم
    خسته از وزش باد
    گلهاي ماده
    پارسیان (شاپرزفا)
    autumn dawn--
    nearing the month's end
    lantern in the eaves
    Issa
    سپيده دم پاييزي
    نزديك اواخر ماه
    فانوسهايي بر لبه بام
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  3. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.55
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض سانتوكا تانه دا يك هايكو نويس فرم شكن

    سانتوكا تانه دا (1882-1940) يك هايكو نويس فرم شكن است كه ساختار 5-7-5 هجايي را كنار گذاشت.
    نام واقعي سانتوكا ، شُو ايچي بود . جواني اش پر از رنج و اندوه هايي همچون خودكشي مادر و ورشكستگي خانواده اش بود.
    زندگي سانتوكا ممكن ست غم انگيز به نظر آيد . پسر مرد عياشي بود كه تمام دارايي اش را در معامله اي از دست داد و ورشكسته شد .وقتي هشت ساله بود مادرش با انداختن خود در چاه خودكشي كرد . ترك تحصيل ؛ از دست دادن كار ، ميخوارگي ؛ ازدواج ناموفق و يك بار خودكشي ناموفق با قطار.و...از ناكامي هاي زندگي اوست.
    سانتوكا را از روي ريل برداشتند و به نزديكترين معبد ذن بردند و گي يان موچيزووکي اُشُ راهب بزرگ معبد مردي مهربان بود و بي هيچ پرسش و سرزنشي او را پذيرفت و به او اجازه داد تا هر زمان كه بخواهد آنجا بماند. سانتوكا هميشه به بوديسم علاقمند بوده و بعد از يكسال تفكر ذن (مديتيشن ) و كار در معبد در سن چهل و دو سالگي او راهب ذن شد. ذني كه او تمرين كرد گرچه سنتي اما غير معمول بود. آن ذن تنها راه رفتن بود . جاده بي انتها ، خانه و رهبانگاهش شد. پس از راهب شدن عمر را به سير و سفر در سراسر ژاپن گذراند. و فقط ده ماه قبل از مرگش خانه نشين شد. كلبه كوچكي كه در ان اقامت گزيد به نام ايسسوُ و به معني علف هرزي ست كه اين كلبه در شمال دانشگاه اِ هي مِ و كتابها يش در موزه شيكي نگهداري مي شود.
    گفته اند كه سانتوكا بيش از بيست و هشت هزار مايل راه رفت و هر صبح بي پول و بي غذا و حتي بي آنكه بداند به كجا مي رسد و يا كجا مي ماند به راهش ادامه ميداد. راه سختي بود اما اين راه برايش آفتاب و باران، بخشش و خصومت، غذا و گرسنگي، لبخند و اخم و سلامتي و بيماري، تشنگي و آب ، تنهايي و لحظات مصاحبت، غم و شادي داشت اما لحظه هايي كه در آن زيست به همه چيز چه خوب و چه بد روي خوش نشان داد همانطور كه گي يان مهربان او را آنگونه پذيرفته بود.
    ثبت افكار و احساسات ودرك و بينش و رويارويي او با خود و كشف خود در هايكوهايش نمايان ست. سادگي مطلق ؛ درستي و عدم حضور تصنع و تزوير ويژگي هايكوهاي اوست. در جهان اينگونه ما هايكوهاي سانتوكا مانند هوايي تازه، خنك و پاك ست.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  4. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.55
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تعریفی برای شعر سه خطی با هشت کلمه :هایکو


    Kaya wo dete
    Mata shouji ari
    Natsu no tsuki

    بيرون پشه بند
    باز پشه هاي کاغذيست
    ماه تابستان
    ­­شاعر: نايتو جوسو (شاگرد باشو)؛
    فصل هايكو:تابستان
    فصل واژه ها: پشه بند؛ ماه تابستان
    کلمات دشوار:
    پشه بند: Kaya
    .پرده هاي كاغذي كه ديوارها و درب و پنجره هاي خانه هاي سنتي ژاپني را با آن مي ساختند:
    Shouji
    نشانه شناسي: پشه بند: نماد خانه و مأمنماه: نماد حقيقت كه هر سالكي در جستجوي آن است.
    پيش زمينه ي لازم:
    الف) در زبان ژاپني اصطلاح ترك خانه كردن و بيرون رفتن از خانه به معني راهب شدن است.يعني وقتي مي گويند كسي خانه را ترك كرده بدين معني است كه در دير اقامت گزيده و به جرگه سالكان طريق درآمده است.
    ب) در ژاپن پشه بند را در داخل اتاق هاي خانه به منظور در امان ماندن از گزند حشرات برپا مي كردند
    معني هايکو:
    شاعر نيمه شبي تابستاني براي ديدن ماه از پشه بند خود بيرون مي آيد.اما متوجه مي شود كه هنوز در داخل اتاق محصور است و پرده هاي كاغذي اجازه ديدن ماه را به او نمي دهند و فقط طرح مبهمي از ماه از پشت پرده هاي كاغذي پيداست
    منظور شاعر:
    بيرون آمدن از پشه بند ناخودآگاه ترك خانه كردن و راهب شدن را به ذهن خواننده ژاپني متبادر مي كند. شاعر در جستجوي حقيقت (ديدن ماه) پشه بند امن خود را ترك مي كند؛ اما متوجه مي شود كه رسيدن به حقيقت به اين سادگي ممكن نيست و هنوز پرده هايي جلوي چشم (چشم دل) او را گرفته اند.مقصود اين است كه براي راه بردن به حقيقت تنها راهب شدن و سرتراشيدن و دعا خواندن و تسبيح گرداندن و اقامت در دير و ازدواج نكردن و گوشت نخوردن و ... كافي نيست و سالك واقعي بايد به راستي در از بين بردن تمام علقه هاي اين جهاني خويش يعني هر آنچه كه ذهن او را از فكر كردن به حقيقت منحرف مي سازد بكوشد
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  5. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.55
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بیان احساسات در هایکوی فوشي­او آکي­موتو


    Ko wo uchishi
    Nagaki isshun
    Ama no semi
    پس از تنبيه فرزند
    لحظه­ هاي طولاني
    زنجره هاي آسمان
    فوشي­او آکي­موتو

    بيان دقيق احساسات و عواطف يکي از بنيادي ­ترين دلايل برقراري ارتباط است. اما گاهي شکل ارتباط يا ابزاري که به عنوان رسانه ارتباط به کار مي ­رود (مثلا زبان براي ادبيات و رنگ و ابزار براي نقاشي) ممکن است محدوديت­هايي براي برقراري ارتباط ايجاد کنند که مانع از انتقال دقيق احساسات شوند.در قالب ادبي کوتاهي مانند هايکو مجالي براي توصيف­هاي طول و دراز، ترسيم تصاوير گوناگون و بيان مفصل آنچه در دل شاعر مي­گذرد وجود ندارد. پس سراينده هايکو به ناچار دست به دامان اشاره و کنايه و استعاره مي­شودهايکوي بالا نمونه بسيار خوبي براي اين ايجاز حاصل از به کار بستن اشاره ­ها و کنايه ­هاست. شاعر فرزند خود را به خاطر اشتباهي که مرتکب شده تنبيه مي­کند اما بلافاصله دچار عذاب و اندوهي سنگين مي­شود و سکوت تلخي تمام روحش را در بر مي­گيرد. گويي تنها چيزي که اين سکوت سنگين را مي­شکند صداي بال زدن حشراتي است که از بالا به گوش مي­رسدبند اول يعني "پس از تنبيه فرزند" رخداد واقعي را به تصوير مي­کشد، "لحظه ­هاي طولاني" طولاني به نظر رسيدن سکوت ناخوشايند پس از تنبيه فرزند را نشان مي­دهد و "زنجره­ هاي آسمان" برگ برنده شاعر براي نشان دادن احساس خود و عمق سکوت دردناکش استدر ضمن زنجره " فصل­واژه تابستاني" يا "تابستان­واژه" است. (اصطلاح اول از عباس پاشاي و اصطلاح دوم از عباس حسين ­نژاد است)
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  6. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.55
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض هایکو از هر ملتی و هر شاعری در چهارگوشه دنیا

    «جيو_ني»
    اي شكارچي سنجاقك
    امروز او
    چقدر پرواز كرده بود
    --------------------------------------------------------------------------------
    « سو استنفورد»
    يورش مي‌برد بر پهناي سنگ
    سايه‌ي درخت افتاده
    --------------------------------------------------------------------------------
    « ايسا»
    راه مي‌روم،
    سايه‌ام در كنارم
    به تماشاي ماه
    --------------------------------------------------------------------------------
    ايستاده در دشت
    مشت‌هاي گره كرده
    آسمان ابري بود
    --------------------------------------------------------------------------------
    « آ.ن»
    پايين آمدند ابرها تا حس كند آسمان را
    پروانه
    -------------------------------------------------------------------------------
    برگي در باد
    گربه ي ما با پايش
    دمي آن را نگه مي دارد
    ايسا
    -------------------------------------------------------------------------------
    گربه ي سياه و سفيد
    در دهان پشمالويش
    يک پرنده ي مرده
    --------------------------------------------------------------------------------
    گربه بيرون در
    با موج باد اين سو و آن سو مي رود
    ميو ميوي شکوه آميزش
    --------------------------------------------------------------------------------
    در برابر نرده ي سنگي
    گربه نشسته روي برگ هاي خيس
    سرش را تکان مي دهد
    --------------------------------------------------------------------------------
    نفس گربه
    موهاي سياه و سفيد شکمش
    بالا و پايين مي رود
    --------------------------------------------------------------------------------
    گربه ي گرد و تپلي
    خوابيده در سبد نان
    به سختي خود را گلوله کرده است
    --------------------------------------------------------------------------------
    گربه با خرخري بلند
    خودش را به من مي مالد
    يله روي زمين
    --------------------------------------------------------------------------------
    آهسته خر خر مي کند
    گربه ي سياه و کوچکما
    گاهي که کنار من مي خوابد
    --------------------------------------------------------------------------------
    گربه خوابش برد
    پايي که مي ليسيد
    هنوز در هوا خم است
    --------------------------------------------------------------------------------
    خورشيد غروبي مي تابد
    به موهاي گربه
    ذره هاي درخشان نور
    --------------------------------------------------------------------------------
    گربه ي بازيگوش
    برق مي زند سبيلش
    در يک گل جاي آفتابي
    --------------------------------------------------------------------------------
    پس از دو روز باراني
    آنک دو گربه ي حسود
    با هم زير آفتاب
    --------------------------------------------------------------------------------
    گربه ي دله
    با خاک قند روي دماغش
    خميازه ي هراس انگيز مي کشد
    --------------------------------------------------------------------------------
    گرسنه ونگ مي زند
    دو چشم جاودان گربه اي
    خيره مانده است بر من
    --------------------------------------------------------------------------------
    پنجه هايش را خم کرده است
    چشمانش باز
    ذره اي را مي کاود گربه
    --------------------------------------------------------------------------------
    همه چيز بسته بندي شده است
    روي خاکدان خالي
    گربه نشسته است و ميو ميو مي کند
    --------------------------------------------------------------------------------
    عنکبوت کوچک خالي
    آويزان به تار نامرئي
    بالاي دماغ گربه
    --------------------------------------------------------------------------------
    فارغ از همه چيز خيره مانده است
    گربه در کمين پرنده
    روي لبه ي بالکن
    --------------------------------------------------------------------------------
    گربه ي کوچک
    با تمام وجود پنجه مي کشد
    به روي يک پروانه
    --------------------------------------------------------------------------------
    کليه ي هايکو ها از کتاب هايکوهايي براي گربه (سارا چان، لوست ام، اوستن بروک) برداشته شده است
    --------------------------------------------------------------------------------
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •