لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 15 از 31 نخستنخست ... 511121314151617181925 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 113 تا 120 , از مجموع 247

موضوع: مقالات نقاشی

  1. Top | #113
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض جکسون پولاک

    جکسون پولاک


    ● تحلیل نقاشی های نبوغ آمیز جکسون پولاک
    «جکسون پولاک» را با تابلو های نقاشی عجیبش می شناسند؛ تابلوهایی که در نگاه اول چیزی جز مخلوطی از رنگ های پاشیده شده به بوم نشان نمی دهند. اغلب منتقدان هم عصرش او را چیزی فراتر از یک نقاش عجیب که قلم مو را با حرکت هایی تصادفی روی بوم می کشد، نمی دانستند؛ اما «پولاک» در برابر آنها مقاومت می کرد و می گفت: «من می توانم جریان رنگ را روی بوم مهار کنم. آنها طرح های تصادفی نیستند.»
    پارسیان (شاپرزفا)
    چند ده سالی باید می گذشت تا درستی گفته های او اثبات شود. در اواخر دهه ،۱۹۹۰ «ریچارد تیلور» فیزیکدان دانشگاه اورگون به بررسی گلچینی از آثار «جکسون پولاک» پرداخت و فهمید که آنها از الگوهای فراکتالی مشخصی تشکیل شده اند که تنها با پاشیدن یا ریختن رنگ بر روی بوم به وجود آمده اند. به نظر می رسید جک رنگ پاش سال ها پیش از آنکه ریاضیات لازم برای بررسی کارهایش ابداع شود، الگوهای فراکتالی را در نقاشی هایش به کار می برد.
    به تازگی، تابلوهای جدیدی پیدا شده اند که احتمال می رود اثر «جکسون پولاک» باشند و شواهدی که «تیلور» در مورد سبک هنری «پولاک» به دست آورده است، می تواند نقش مهمی در تعیین نقاش این تابلوها داشته باشد. دستمزد مالی بالایی به «تیلور» پیشنهاد شد تا این تابلوها را با دقت بررسی کند؛ اما همان طور که خودش می گوید، بررسی تابلوها و نوشتن گزارش کار بسیار دشواری بود: «کار بسیار پرخطری بود. هر تابلوی رنگ پاشی «پولاک» میلیون ها دلار قیمت دارد.» در سال ،۱۹۹۸ یکی از آثار مشهور «پولاک» به نام قطب های آبی، اثر ۱۱ نوامبر ،۱۹۵۲ بیش از ۴۰ میلیون دلار قیمت گذاری شد. آنچه کار «تیلور» را دشوار می کرد، این بود که هرگونه نظر منفی در مورد تابلوها می توانست چندین صفر بسیار پرارزش را از مقابل قیمت این تابلوها حذف کند!
    «جکسون پولاک»، دائم الخمری که زندگی پرتلاطمی داشت و در یک حادثه رانندگی جان خود را از دست داد، بعضی از آثار خود را به قیمتی بسیار ارزان با مواد غذایی و لوازم خانگی مبادله کرده بود! بنابراین خیلی طبیعی است که بتوان برخی از آن آثار را دوباره پیدا کرد. افراد بسیاری ادعا کرده اند تابلوهایی از «پولاک» را در اختیار دارند، اما تنها تعداد اندکی از آنها واقعی از آب درآمده اند. در سال ۱۹۹۵ و به وصیت لی «کرازنر»، بیوه «پولاک»، بنیاد «پولاک»- «کرازنر» تاسیس شد تا نظارت درستی بر آثار به جا مانده از «جکسون پولاک» داشته باشد. این بنیاد جایگزین کمیته بررسی آثار «پولاک» شد که پیش از این مسئولیت حفظ آثار «پولاک» را برعهده داشت.
    بهار گذشته، خبری مبنی بر کشف ۳۲ اثر نقاشی جدید منسوب به «پولاک» اعلام شد که واکنش سریعی را در محافل هنری به دنبال داشت. به نظر می رسید تابلوهای تازه کشف شده پیشینه مبهمی نداشته باشند. الکس متر فرزند هربرت متر عکاس و مرسدس متر نقاش که دوستان نزدیک خانواده «پولاک» بودند، این تابلوها را در میان خرت و پرت های خانه پدری اش پیدا کرده اند. توضیحاتی که به دست خط هربرت متر نوشته شده است، نشان می دهد «پولاک» آنها را در دهه ۱۹۴۰ رسم کرده و برخی را به خانواده متر هدیه داده و برخی را نیز به آنها فروخته است!
    الکس متر این تابلوها را به مارک بورقی که یک دلال آثار هنری است، نشان داد و او هم با الن لاندائو تماس گرفت، کارشناس آثار «پولاک» که مدتی نیز در بنیاد «پولاک»- «کرازنر» مشغول به کار بود. لاندائو در حال حاضر مشغول مهیا کردن نمایشگاهی هنری به مناسبت پنجاهمین سالمرگ «پولاک» است. این نمایشگاه «پولاک» - مترز ۲۰۰۶ نام دارد و مدیریت آن بر عهده بورقی و متر است و بار اصلی نمایشگاه روی این تابلوهای تازه کشف شده است.
    اما همه با این کار موافق نیستند. تاریخ شناسان هنری دیگری هم هستند که این تابلو ها را کار «پولاک» نمی دانند و برخی شان به شدت به این نمایشگاه اعتراض کرده اند. یکی از این مخالفان، «فرانسیس اوکانر» است، از نویسندگان فهرست آثار «پولاک» و یکی از اعضای کمیته بررسی آثار «پولاک» پیش از تاسیس بنیاد «پولاک» - «کرازنر».
    تعداد این تابلوهای جدید بسیار زیاد است، به طوری که به یک دهم تعداد تابلوهایی می رسد که «پولاک» در طول عمرش رسم کرده است و همین حساسیت موضوع را بیشتر می کند. به همین دلیل و همچنین بحث داغی که پیرامون اصل بودن این تابلوها بین کارشناسان درگرفت، بنیاد «پولاک»-«کرازنر» مصمم شد خود را وارد ماجرا کند. بنیاد تصمیم گرفت برای اثبات اصل بودن تابلوها دلایل دیگری را غیر از نظرات ضد و نقیض کارشناسان هنری فراهم کند. از آنجا که احتمال داشت این ماجرا به دادگاه کشیده شود، دلایل دیگر اهمیتی دوچندان داشت.
    رویه سنتی قضاوت در مورد اصل بودن یک اثر هنری، ارزیابی بصری کارشناس و نظر کارشناسی او است، البته نوع مواد به کار رفته در اثر و هم چنین تاریخچه اثر نیز بخش مهمی از استدلال ها را تشکیل می دهند. اما همه کارشناسان متفق القول هستند که صرف ارزیابی بصری برای تشخیص اصل بودن یک اثر کافی نیست. «تیلور» می گوید: «وقتی یک کارشناس می خواهد تنها براساس مشاهداتش اظهارنظر کند، تنش فراوانی را تحمل می کند. درست مثل این است که از یک قلاب آویزان باشید؛ هر لحظه ممکن است از آن جدا شوید.
    در مورد آثار «پولاک» نمی توان از تحلیل شیمیایی رنگ ها استفاده کرد، زیرا او از رنگ های معمولی استفاده می کرد، همان هایی که می توان در هر مغازه ای سراغشان را گرفت. از سوی دیگر، مجله لایف در سال ،۱۹۴۹ گزارشی را از «پولاک» و رهیافت جدیدش در هنر به چاپ رساند و همین کافی بود تا بسیاری از خوانندگان مجله براساس توضیحات کوتاهی که در مورد سبک نقاشی «پولاک» ارائه شده بود، شانس خود را امتحان کنند و نقاشی هایی شبیه به رنگ پاشی های «پولاک» رسم کنند.
    این درست که پیشینه این تابلوهای جدید کاملاً روشن است و کمتر کسی به تقلب دوستان نزدیک «پولاک» شک دارد، اما بعضی منتقدان می گویند ممکن است این تابلوها کار مرسدس متر باشد که آثار «پولاک» را تقلید کرده است. «پولاک» نقاشی هایش را روی بوم معمولی می کشید، اما تابلوهای مورد بحث روی بوم های مخصوصی کشیده شده اند که متر از آنها استفاده می کرده است و منتقدان همین را دلیلی بر کپی بودن این تابلوها می دانند. پاسخ گروه موافق این است که احتمالاً «پولاک» دوست داشته سبک کارش را روی بوم های متر هم بیازماید؛ هرچه باشد آنها دوستانی نزدیک و صمیمی بوده اند.
    این طور شد که بنیاد تصمیم گرفت «تیلور» را به عنوان یک کارشناس بانفوذ وارد ماجرا کند. آنها شش تابلو را برای او فرستادند و این برای «تیلور» فرصت مناسبی بود تا تحقیقاتش را تعمیم دهد و درستی شان را به همه نشان دهد.
    در اواخر دهه ،۱۹۹۰ «تیلور» که دانش آموخته دکترای رشته های فیزیک و نظریه هنر است، به بررسی این موضوع پرداخت که آیا می توان سبک رنگ پاشی «پولاک» را براساس هندسه فراکتالی توضیح داد. الگوهای فراکتالی، الگوهایی هستند که در بزرگ نمایی های مختلف خود را تکرار می کنند و معمولاً با سیستم های آشوبناک مرتبط می شوند. در دهه ،۱۹۷۰ ریاضیدانان با استفاده از نظریه آشوب توانستند الگوهای فراکتالی طبیعت را شناسایی کنند. سواحل دریاها، درختان و شعله ها، همه الگوهای فراکتالی دارند.
    «تیلور» به دو دلیل حدس می زد آثار «پولاک» با هندسه فراکتالی مرتبط باشند. «پولاک» بوم را روی زمین پهن می کرد و در حین نقاشی دور آن حرکت می کرد؛ بدین ترتیب او با تمام بدنش رنگ ها را در تمام زاویه ها پخش می کرد. پیش از این ریاضیدانان نشان داده بودند هنگامی که انسان در شرایط نامتعادل قرار می گیرد، حرکت اندام هایش خواص فراکتالی از خود نشان می دهد. فیلم هایی که از نقاشی کردن «پولاک» گرفته شده بود، نشان می داد او در حالت های کنترل شده ای از عدم تعادل کار می کرد. از سوی دیگر، همین پاشیدن و ریختن رنگ روی بوم می توانست نوعی فرآیند آشوبناک محسوب شود.«تیلور» مشغول تحقیق در مورد تجهیزات نانوالکترونیکی بود (این تجهیزات در خواص الکتریکی خود الگوهای فراکتالی نشان می دهند) که تصمیم گرفت زمان های استراحت خود را به بررسی پنج تابلوی رنگ پاشی «پولاک» اختصاص دهد. او تصاویر مناسبی از این تابلوها تهیه کرد و سپس درجه بندی هایی را که در برنامه ای رایانه ای ترسیم کرده بود روی تصاویر منطبق کرد. در نهایت، او توانست دو الگوی فراکتالی کاملاً مشخص را بیابد. یکی از آنها در مقیاس های بزرگ تر از ۵ سانتی متر دیده می شد و دیگری در ابعاد بین ۱ میلی متر تا ۵ سانتی متر.
    این الگوهای فراکتالی نشان می دهد «پولاک» روی حرکت هایش کنترل داشته است. فراکتال های بزرگ مقیاس نشان از حرکت بدن نقاش دارد؛ اما فراکتال های ریزمقیاس تنها می توانند با تصمیم خود نقاش در مورد شرایطی چون ارتفاع از بوم، روانروی رنگ، زاویه و شدت پاشیدن رنگ ها روی بوم و عواملی از این دست ایجاد شده باشند.
    «تیلور» هم چنین فهمید ابعاد فراکتالی آثار «پولاک» (کمیتی که پیچیدگی الگوهای فراکتالی را بیان می کند) در طول سال ها همراه با تکامل سبک نقاشی «پولاک» افزایش یافته است. به نظر می رسد «پولاک» ربع قرن پیش از آنکه هندسه فراکتالی رسماً معرفی شود، توانایی اش را در تولید الگوهای فراکتالی به رخ جهانیان کشیده بود.
    «تیلور» در سال ۲۰۰۰ تحقیق مفصل تری را آغاز کرد تا بفهمد این الگوهای فراکتالی فقط مختص «پولاک» است یا این که افراد دیگری هم از آنها استفاده کرده اند. او جزیی ترین اطلاعاتی را که می توانست از نقاش به دست آورد، استفاده کرد؛ حرکت های «پولاک» را در فیلمی که در سال ۱۹۵۰ به هنگام کارش تهیه شده بود به دقت بررسی کرد و حتی از قطرات رنگی که به هنگام کار روی زمین افتاده بود نیز غافل نشد. در نهایت توانست مشخص کند درمیان تابلوهای شبیه به آثار «پولاک»، ۱۴ اثر اصل و کار خود «پولاک» است، ۳۷ اثر مربوط به دانشجویان دانشگاه اورگان که از «پولاک» کپی کرده بودند و ۴۶ نقاشی دیگر مربوط به نقاشانی گمنام با سابقه مجهول.
    بررسی های «تیلور» نشان داد «پولاک» از شیوه های مختلفی در رسم تابلوهایش استفاده می کرد. بعضی وقت ها او قلم مو یا کاردک را روی بوم تکان می داد، یا می گذاشت رنگ روی قلم مو و کاردک جاری شود و قطره قطره روی بوم بیفتد، یا محتویات سطل رنگ را روی بوم می ریخت و یا سوراخ هایی را روی سطل رنگ ایجاد می کرد و سطل را فشار می داد تا رنگ فواره وار خارج شود و روی بوم پخش شود. اما تمام این روش های رنگ پاشی خصوصیات فراکتالی یکسانی داشتند.
    «تیلور» با اشاره به این موضوع می گوید تنها اشتراکی که در آثار متنوع «پولاک» وجود داشت، ترکیبی فراکتالی بود که در طول سال ها منظم تکرار می شد. درست است که در دیگر آثار نقاشی رنگ پاشی هم الگوهای فراکتالی وجود دارند، اما هیچ یک از آنها دارای این گروه الگوهای فراکتالی خاص نبودند؛ شاید به این دلیل که هیچ یک از آن نقاشان ناگهان خود را مثل «پولاک» روی زمین نمی انداختند!
    بنیاد «پولاک»- «کرازنر» آن شش تابلوی مشکوک را سال ۲۰۰۵ برای «تیلور» فرستاد، یک سال پس از این که وی در مقاله ای به نام نشانه های تشخیص الگوهای هنری نتایج بررسی هایش را شرح داد. «پولاک» با اعمال همان روش های آماری فهمید هیچ یک از این شش تابلو از هندسه فراکتالی موجود در آثار «پولاک» تبعیت نمی کنند. تفاوت های آشکاری در این تابلوها با خصوصیات آثار «پولاک» به چشم می خورد.
    او در گزارشش به بنیاد «پولاک»-«کرازنر» نوشت: «البته باید خاطرنشان کنم نتایج این روش به تنهایی نمی تواند دلیلی بر اختصاص یافتن یک تابلوی رنگ پاشی به «جکسون پولاک» محسوب شود. اما از مقایسه این نتایج با شواهد دیگری مانند پیشینه تابلوها، قضاوت کارشناسان و آزمایش مواد استفاده شده در نقاشی می توان به نتیجه خوبی دست یافت.»
    پس از آنکه «تیلور» گزارش رسمی خود را ارسال کرد، تا ماه ها سکوت حاکم شد. بنیاد «پولاک»-«کرازنر» تصمیم گرفت برای احترام به جهان هنر، اصل بودن هر ۳۲ تابلو را بررسی کند و آنگاه نظر خود را اعلام کند. اما هنوز امضای اعضای بنیاد خشک نشده بود که شایعات فراوانی پخش شد، از جمله این که بنیاد از بورقی خواسته است «تیلور» را برای بررسی دسته ای دیگر از تابلوها راضی کند.
    بورقی در این مورد می گوید: «من به کار «تیلور» احترام می گذارم، اما فکر نمی کنم برای تشخیص اصل بودن این تابلوها فقط باید به تحلیل فراکتالی آنها اکتفا کرد. خیلی وقت ها پیش می آید که نقاشان آثاری را به سبکی غیر از سبک معمول خود رسم می کنند.»
    بنیاد اکنون تصمیم گرفته است گزارش «تیلور» را به اطلاع عموم برساند، هرچند که قضاوت رسمی و نهایی را مسکوت گذاشته است. منتقدانی مانند اوکانر از این گزارش استقبال کرده اند، زیرا آن را تاییدی بر نظر مخالف خود می دانند. بنیاد همچنین از تمامی کارشناسان آثار هنری «پولاک» دعوت کرده است تا به یک اتفاق نظر دست یابند. بنیاد در نامه ای که بدین منظور برای آنها فرستاده است، از تحقیقات «تیلور» با عنوان یک همکاری ارزشمند یاد کرده است.
    حداقل تاثیر گزارش «تیلور» این است که ارزش تابلوهایی که متر پیدا کرده است بسیار کاهش می یابد؛ مگر آنکه گزارش نهایی بنیاد این تابلوها را اصل بداند و اوضاع به نفع او برگردد. اعتماد به تحلیل های الگویی در بررسی آثار هنری رو به افزایش است و در دنیای پولی امروز، این اعتماد و اطمینان است که قیمت کالا را مشخص می کند؛ فرقی نمی کند با چه کالایی سروکار داری: قهوه، طلا یا یک اثر هنری. روزنامه شرق
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  2. Top | #114
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض جهان بی‌پایان - شام آخر

    جهان بی‌پایان - شام آخر


    در دنیای هنر، چند تابلو و مجسمه مشهور وجود دارد که ظاهراً بحث و تحقیق در مورد راز و رمز آن‌ها تمامی ندارد. آثاری که تبدیل به آیکون‌ها یا شمایل‌های اسطوره‌ای شده‌اند و هر کسی با کم‌ترین شناختی از تاریخ هنر، حداقل چندین بار نام آن‌ها را شنیده و تحت تاثیر هاله‌ی مقدسی که پیرامون آن‌ها وجود دارد، قرار گرفته است.
    مسلما صحنه شام آخر در کلیسای سانتا ماریا دله گراتزیه (Santa Maria Delle Grazie ) شهر میلان، اثر لئوناردو داوینچی یکی از مشهورترین نقاشی‌های دیواری است که صدها کتاب و مقاله در مورد آن نوشته شده و بیش از آن‌که اکنون به عنوان یک اثر هنری نگریسته شود در چشم بسیاری به یک بت واره تبدیل شده است. اثری که به جز زیبایی‌های هنری، به عقیده بسیاری احتمالا حاوی پیام‌ها و یا راز و رمزهای دیگری نیز هست.
    پارسیان (شاپرزفا)
    ● یک کشف اتفاقی
    دوباره نام این اثر مطرح و فرضیات جدیدی در مورد آن ارائه شد. یک مححق شاخه انفورماتیک، با انجام مطالعاتی روی تصویر شام آخر، مدعی شد این نقاشی درون خود حاوی تصویر دیگری ا‌ست که تاکنون کسی متوجه وجود آن نشده است.
    اسلاویسا پشی (Slavisa Pesci)، محقق آماتوری از اهالی شمال ایتالیا، اعلام کرد با آینه کردن یا معکوس کردن این نقاشی و قرار دادن دو تصویر روی یکدیگر و از تلاقی اشکال موجود، تصویر دو شخصیت ظاهر می‌شود که تاکنون کسی به آن‌‌ها توجه نکرده است: «یکی از این شخصیت‌ها زنی است در سمت چپ مسیح که کودک نوزادی در بغل دارد و دیگری شوالیه است صلیبی. همچنین در این نسخه جدید از شام آخر، یهودا از تصویر کنار می‌رود و عیسی لباس دیگری بر تن و جام شرابی مقابلش قرار دارد.»
    وب‌سایتی که این خبر را برای بار اول منتشر کرد، در صبح روز انتشار بیش از پانزده میلیون کلیک خورد و برای مدتی طولانی به دلیل تعداد زیاد مراجعه‌کنندگان از کار افتاد.
    اسلاویسا پشی سی‌و‌شش ساله که پیش از افشای یافته اخیر خود در رسانه‌های عمومی آن‌را در یک دفترخانه به ثبت رسانده بود معتقد است ظهور این شخصیت‌ها و صحنه‌های جدید در تصاویر روی هم قرار داده شده به هیچ وجه تصادفی نیست و لئوناردو طبق محاسبات دقیق ریاضی توانسته طوری تصویر شام آخر را طراحی کند که نتیجه افزودن آن به تصویر معکوسش، حاوی صحنه‌های دیگری باشد.
    ● بازگشت رمز داوینچی
    این ادعای جدید از برخی جهات شباهت‌هایی با ماجرای داستان تخیلی «رمز داوینچی» نوشته‌ی دان بروان دارد. در این کتاب پرفروش و جنجال‌آفرین که از سوی واتیکان به شدت تحریم شد، قهرمان داستان در پی کشف معمای یک قتل، به این راز پی می‌برد که مسیح بر خلاف تصور رایج، ازدواج کرده و صاحب فرزندی بوده است و این راز در طول تاریخ توسط یک انجمن مخفی که لئوناردو داوینچی نیز از اعضای آن بوده به نسل‌های بعد منتقل شده است. در این کتاب داستانی، تابلو شام آخر یکی از آثاری است که به‌طور تلویحی به این راز اشاراتی دارد.
    با این حال ویتوریو اسگاربی، یکی از منتقدان مشهور هنر در ایتالیا، تمام ماجرای اخیر را هیاهوی بسیار برای هیچ و یک گاف بزرگ توصیف کرد. او معتقد است آن چه این محقق جوان ادعا می‌کند تاثیرات سایه ـ روشن است که در هر تصویر یا نقاشی دیگری که روی خودش قرار بگیرد تکرار می‌شود. بنابر گفته این منتقد هنر، تمام رمز این تابلو مقابل دیدگان ماست و هر تفسیری که می‌خواهیم انجام دهیم باید با استفاده از عناصر صحنه و تصویر باشد.
    ● بزرگ‌ترین اثر نقاش
    لئوناردو داوینچی، نقاش، طراح، مجسمه ساز، مهندس، معمار و شهرساز ایتالیایی در سال ۱۴۵۲ به دنیا آمد. او تصویر شام آخر را در فاصله سال‌های ۱۴۹۴ تا ۱۴۹۸ بر دیوار شمالی یکی از سالن‌های کلیسای سانتاماریا دله گراتزیه نقاشی کرد. در این اثر او به جای استفاده از تکنیک مرسوم فرسک یا نقاشی بر روی گچ مرطوب از تکنیک سکو (Secco) یا نقاشی بر روی گچ و اندود خشک استفاده کرده است.
    شام آخر با ابعاد ۴ متر و ۶۰ سانتیمتر در ۸ متر و ۸۰ بزرگ‌ترین اثر این نقاش و در ضمن تنها نقاشی دیواری برجای مانده از اوست. لئوناردو برای این اثر یکی از دراماتیک‌ترین و نمایشی‌ترین لحظات داستان مسیح را انتخاب کرده است. لحظه‌ای که مسیح در جمع حواریانش اعلام می‌کند یکی از شما به من خیانت خواهد کرد و با ادای این جمله حرکت و جنبشی از سر حیرت، تعجب و اضطراب در میان یارانش ایجاد می‌شود. یکی از رموز ماندگاری این اثر، به تصویر کشیدن این جنبش درونی در این لحظه خاص است.
    کلیسای سانتا ماریا دله گراتزیه در جنگ دوم جهانی و در جریان بمباران نیروهای آمریکایی و انگلیسی، آسیب‌های فراوان دید، اما نقاشی شام آخر از تخریب مصون ماند.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  3. Top | #115
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض جیم آویگنان، نقاش آلمانی

    جیم آویگنان، نقاش آلمانی


    جیم آویگنان را به عنوان پیشگام نسل جدید هنرمندان پاپ آرت می شناسند. فردی با عقاید ستایش شده و قابل احترام.
    او نقاشی را در ۲۱ سالگی آغاز کرد و نمایشگاه هایی را در تکنو کلاب های شهرش برگزار کرد. عقاید هنری او بسیار صریح و واضح بود:«ممکن است هزاران تصویر را به قیمت یک دلار بفروشم و امکان دارد یک عکس را به قیمت هزاران دلار» .او تعهد خود را به فلسفه اش در نمایشگاهی که در سال ۱۹۹۵ در فرانکفورت داشت به اثبات رساند. عموم مردم می توانستند به رایگان مالک یکی از ۸۰۰ اثری که مشخص شده بود شوند. این نمایشگاه عنوان مناسبی داست: با هنر ثروتمند شوید.
    پارسیان (شاپرزفا)
    در نمایشگاهی در سال ۱۹۹۲ او هرروز یک نقاشی می کشید و در عصر همان آن نقاشی را از بین می برد. از این نمایشگاه مستندی با عنوان «موزه های هنری را نابود کنید» ساخته شده است. او خود را به عنوان هنرمندی پرکار، پرهیجان و اصیل به اثبات رسانده است.
    به گفته خودش، او شخصیت هنری و واقعی اش را از هم جدا کرده است. وی اهمیت چندانی به اینکه هر فردی کجا به دنیا آمده و در چه شهرهایی زندگی کرده است، نمی دهد اما برخی از مخاطبان هنر عقیده دارند که اطلاع از محل تولد و جامعه ای که در آن رشد کرده با درک بهتر آنها از آثار هنری کمک می کند و به همین جهت برخی از آویگنان درباره زندگی اش سوال می کنند در این مواقع او اغلب آنچه را که آنان دوست دارند بشنوند را بیان می کند نه واقعیت را و همین جواب ها باعث شده که برخی منابع او را سوئدی الاصل بدانند که نادرست است. او در شهر مونیخ به دنیا آمده، در شهرهای مختلفی زندگی کرده و از اوایل دهه ۹۰ تاکنون ساکن شهر برلین است.
    او در هیچ مدرسه هنری آموزش ندیده است. آویگنان از مدارس هنری کارلسروهه –شهری که در آن بزرگ شده است- به نیکی یاد نمی کند و از آنجا که در جوانی به موسیقی علاقعه وافری داشته است، گروه های معتبر موسیقی را الگوی خود قرار می دهد.
    او آنها را افرادی می داند که با شرکت در کلاس های هنری موسیقی را فرانگرفته اند و تنها به فکر ارائه افکار و هنر خویش هستند. او نیز در سال های آینده همین کار را انجام داد و موفق نیز شد.
    در اوایل فعالیت هنری، او آثارش را در حدی نمی دانستن که گالری ها را به نمایش دادن آنها راغب کند؛ پس به کافه ها و کلاب ها روی آورد و اولین نمایشگاه هایش را در پاتوق های دائمی اش برگزار کرد و اندکی پس از آن چند نمایشگاه کوچک در چند شهر آلمان از جمله مونیخ، فرانکفورت، کلن و برلین برگزار کرد. در آن زمان در آلمان افراد زیر ۲۶ سال می توانستند با هزینه کردن ۲۰۰ مارک به مدت یکسال هرچقدر که می خواهند سوار قطار شوند و سرتاسر آلمان را بگردند. این قانون کمک بسیاری به این هنرمند کرد تا در ابتدای کار هنری، از عهده سفر به دور آلمان و برگزاری نمایشگاه برآید.
    آن روزها –اواخر دهه ۸۰- او در آپارتمانی کوچک در کلن زندگی می کرد. گاهی پیش می آمد که صبحانه را در هامبورگ می خورد، بعدازظهر فردی را در فرانکفورت ملاقات می کرد و در مونیخ می خوابید.
    اوایل، نقاشی برای او تنها یک سرگرمی بود. او در یک شرکت ارائه کننده خدمات اجتماعی کار می کرد و به نگهداری سالمندان مشغول بود.
    در محیط کار او به سرگرم کردن و شاد کردن سالمندان می پرداخت و این باعث شد که مسوولان خشک موسسه او را اخراج کنند و از همینجا بود که او تصمیم گرفت نقاشی را جدی تر دنبال کند.
    او به کلوبی که شب ها به آنجا می رفت رفت و از آنان درخواست کرد تا کارهایش را در آنجا به نمایش بگذارد و صاحبان آن مکان نیز موافقت کردند. از آنجا که جیم آویگنان سابقه چندانی در نقاشی نداشت و تقریبا هیچ کار جدی نکرده بود از آنان یک هفته وقت خواست و در طول این یک هفته بیست تابلو نقاشی را به پایان رساند.
    پس از سال ها نقاشی کشیدن، او شتراکات کارهایش را پیدا کرد و دریافت که مردم بیشتر به چه نکاتی توجه می کنند. او با پررنگ کردن این نقاط ویژگی های شخصی کارهایش را افزایش داد و به سبک منحصر به فرد خویش دست یافت.
    گاهی پیش می آمد که او همزمان روی ۱۰ تا ۲۰ نقاشی کار می کرد و در همه آنها از یک سری رنگ های خاص استفاده می کرد. ولی دریافت که این کار به کیفیت آثار او لطمه می زند. بنابراین کارگاه نقاشی اش را تعطیل کرد و در آپارتمانش به نقاشی کشیدن مشغول شد. او در این باره عقیده دارد:«هنوز هم اگر لازم باشد می توانم همزمان روی ۲۰ نقاشی کار کنم و در یک روز آنها را به پایان برسانم. سریع کارکردن به من انرژی و قدرت می دهد».
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  4. کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    asal-90 (Sunday 19 February 2012-1)

  5. Top | #116
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چاک کلوز ، نقاش بانفوذ و قدرتمند آمریکا

    چاک کلوز ، نقاش بانفوذ و قدرتمند آمریکا


    چاک کلوز ۵ ساله بود که روزی پدر و مادرش از او پرسیدند، دوست دارد برای کریسمس چه هدیه ای به او بدهند و چاک، از آنها سه پایه نقاشی خواست. پدرش که در نیروی هوایی آمریکا مشغول به کار بود، تصمیم گرفت که خودش سه پایه ای برای او بسازد.با وجود این که ۶۰ سال از آن ماجرا می گذرد، چشمان چاک با یادآوری این خاطره می درخشد. چاک وقتی سه پایه را دید، با خود عهد بست که نقاشی های خوبی را به تصویر بکشد.
    پارسیان (شاپرزفا)
    او متاثر از یادآوری سال های سخت خود، ادامه می دهد: «ما روبه روی فرودگاه، جایی که قرار بود به زودی در آنجا خانه سازی شود، زندگی می کردیم. پدر و مادرم پول زیادی نداشتند، اما من همان جعبه چوبی رنگ روغن را که در یک کاتالوگ دیده بودم، می خواستم. یک جعبه رنگ روغن با مارک Genuine Weber، که جعبه کوچک سفیدرنگی داشت.»کلوز آن جعبه نقاشی را با حالتی زنده به یاد می آورد و می گوید: «من هنوز می توانم بوی آن رنگ روغن ها را که تازه با آنها نقاشی کرده بودم حس کنم. آنها تویوپ های بزرگ و پری بودند، نه از آن تویوپ های لاغر و توخالی. من حتی می دانستم که تویوپ های لاغر، مال غیرحرفه ای ها هستند.»
    این حکایت، یکی از چندین حکایتی بود که چاک کلوز، برای ما گفت تا تصویری از دوران کودکی و سرنوشتی که در آن زمان برای او رقم خورد، برای ما بسازد. تصویر انسانی که استوار در برابر مصائب ایستاده و بی آنکه از پای درآید، به کار و زندگی ادامه می دهد. او می گوید: «من، مردانی را می شناسم که هنوز نمی دانند می خواهند چه کار کنند. اما من از سن ۵ سالگی می دانستم که از زندگی چه می خواهم. می خواستم نقاشی کنم. نقاشی های من بهتر از کار بچه های دیگر نبود. اما من خیلی تلاش می کردم. من همیشه خودم را در این کار برجسته تر از بقیه می دانستم و این اغراق نبود و کاملاً واقع بینانه بود، چرا که می دیدم از بقیه تشنه ترم و سعی می کردم در این راه مستقیم به پیش روم.»این راه راست، چاک کلوز را به جایی و چیزی رساند که شایستگی اش را داشت. او اکنون یک هنرمند صاحب سبک است و در مرحله ای توانسته به ثروت خوبی برسد و آرزوهای کودکی اش را برآورده کند.یک پرتره نیمه کاره او که به دیوار پشتی کارگاهش آویخته شده بود، نظر فروشگاه های آثار هنری را جلب کرد و خیلی زود توانست آن را به قیمت ۴ میلیون دلار بفروشد. «وقتی نقاشی هایم فروش رفتند، هیچ کس هیجان زده تر از خود من نبود. البته به جز بازاریابم.»چاک از ته وجود می خندد و از فرط خنده، چشمانش بسته می شوند و ادامه می دهد: «حالا زمانی بود که آنها را در گالری بگذارم. وقتی در سن ۶۰ سالگی «سرها» را شروع کردم، ۴ ماه روی آن وقت گذاشتم.»دلیل این که یک سری از کارهایش را «سرها» نامیده، این است که پرتره آنها، به خاطر آورنده ورشکسته ای است که جسدش بر روی آب شناور مانده. «سرهای» چاک، نوعی مبارزه طلبی برای ایجاد سبکی جدید بود.جالب توجه است بدانید که چاک، بیشتر پرتره هایش را از روی عکس می کشد تا از روی خود اشخاص. زیرا معتقد است که عکس وزن کمی دارد و می توان آن را به هر جا برد؛ از این گذشته، عکس چیز ثابتی است و تغییر حالت نمی دهد. مثلاً اینکه غمگین یا شاد شود، می توان به سادگی از آن استفاده کرد تا زنده اش ساخت. او هنرمندی است که در ایجاد اثر وسواس خاص خود را دارد.هرعکس از دایره ها یا شش ضلعی های ریز تشکیل شده که در کنار هم قرار می گیرند و سپس این دایره یا شش ضلعی ها، رنگ آمیزی می شوند تا زمانی که با هم شکل متحدی را ایجاد کنند که مربوط به صورت بزرگی است.پرتره های چاک کلوز، همه دارای حالتی خاص هستند که به راحتی می توان فهمید که کار، کار چاک است. شاید یک حالت روحانی، که از ساده دلی دوران کودکی اش سرچشمه می گیرد. «تایم مارلو» که تاریخ شناس هنری انگلیسی و هم چنین برگزارکننده نمایشگاه هایی در گالری «واین کلوب» است، می گوید: «اثر، از آن یک کهنه کار است که به هنر خود، فردیت خوبی داده است. هیچ کس مثل او کار نمی کند. او پرتره را از روی نقاشی دوباره سازی می کند و در عین حال، اصل موضوع را حفظ می کند. او نقاش نقاش هاست اما تکرار او، همراه با رشد و تکامل اثر است. به نظر من، بدون تردید او یکی از ۱۰ هنرمند برجسته آمریکا است. جالب توجه است که کلوز، صورت خود را بارها به تصویر کشیده است: یک سربزرگ گرد، با دهانی که انگار قصد دست انداختن مردم را دارد. صورتی با یک برجسته نمایی خاص. او پرتره هایی هم از دوستانش کشیده است که خیلی از آنها، هنرمندان شاخصی هستند؛ مثل «فرانسسکو کلمنت»، «سیدنی شرمن»، «رابرت راستجنبرگ»، «جاسپر جونز». یکی از اولین کارهای مجموعه heads مربوط می شود به موسیقیدان گمنامی به نام «فلیپ گلاس» و پس از اتمام کار، اتفاقی افتاد که کلوز و گلاس را هیجان زده کرد و آن، این بود که موزه «وایتنی» که در نیویورک واقع شده است و مربوط به هنرهای آمریکایی است، این اثر را خرید و کارت پستالی که از روی کار زده شد، برای آنها فروش خوبی داشت.
    گلاس اخیراً گفته است که این کارت پستال، همه جا به چشم می خورد. من به چاک گفته ام که هرگز این پول را به تنهایی نمی گیرم، زیرا در این کار مدیون تو هستم.ما روی یک صندلی بلند، که روی آن پر است از کتاب و کاغذ و عکس و لیست در کارگاه شگفت انگیز و بزرگ چاک، که به رنگ سفید است، نشسته ایم. این جا در مرکز تجاری منهتن، نزدیک بواری واقع شده و همسایه ها از هم جواری و کلوز، از سود خوبی بهره مند می شوند، زیرا به خاطر این همسایگی، اجاره خانه هایشان بالا رفته است.چاک اطراف کارگاه خود، در حالی که روی یک ویلچر موتوری نشسته است، گشت می زند و دو دستیارش او را همراهی می کنند. از نظر ظاهری، او غول بامزه ای است. مثل یک خرس گنده پشمالو و بی حوصله در این ۱۷ سالی که روی ولیچر است هم تغییر چهره نداده.هفتم دسامبر ۱۹۸۸ بود که چاک کلوز داشت برای بزرگداشت یک هنرمند نیویورکی آثاری را تهیه می کرد ناگهان درد شدیدی در ناحیه کمر حس کرد به طوری که روی زمین افتاد. درد کم کم سینه و بازوانش را فرا گرفت مجبور شد خود را به یک مرکز درمانی برساند اما از ناحیه گردن قطع نخاع شده بود اکنون او می تواند بازوهایش را حرکت دهد و به سختی دست هایش را، اما انگشتانش بی حرکتند. او برای نقاشی کردن قلم را به مچ دستش می بندد و از پدال های ویلچر برای جابه جا کردن بوم استفاده می کند.چاک می گوید: اولین فکری که پس از ترخیص از بیمارستان به ذهنم رسید این بود که از امروز فقط باید کارهای فکری بکنم و کسی را داشته باشم که افکارم را اجرا کند و چقدر مشکل بود. در کار من وضعیت جسمی خیلی اهمیت دارد و من به این وضع دچار شده بودم.چاک کلوز از کسانی است که همیشه برای بهبود وضع زندگی تلاش می کنند و این صفت در او می تواند تا درجه یک حماسه پیش برود. او از آن انسان هایی است که نیمه پر لیوان را می بینند و همیشه از این مسئله خوشحال است که با وجود ناتوانی اش می تواند به کارش ادامه دهد.کارهای او به همان خوبی دوران سلامیتش پیش می رود و حتی اکنون با وضع موجود کارها با احساس تر هم شده اند.«اولین نقاشی که پس از بیمارستان کشیدم پرتره کوچکی از دوستم الکس کتز بود این کار حالت غمگینانه ای دارد و به قدری این احساس در او زنده است که انگار نه انگار که اثر از روی عکس او کشیده شده. وقتی موفقیت خود را در کار دیدم شادی دوباره به من بازگشت.»او از محله کودکی اش حرف می زند. جایی که مردم آن در پی آن بودند که شغل ثابت و مطمئن داشته باشند اما طرز فکر والدین او برخلاف بقیه مردم بود آنها به او این شهامت را دادند که نقاشی را پیگیری کند. از پدر و مادرش چنین یاد می کند: مادرم یک معلم پیانو و پدرم مخترع بود او یک نوع رنگ اختراع کرد که خاصیت بازتاب شدن دارد که هنوز هم از آن در فرودگاه استفاده می شود. آنها بودند که این روحیه خوب را برای زندگی و رسیدن به اهداف در من تقویت کردند و این است که من همیشه می گویم یا مرگ یا پیروزی.اگر در نقاشی به جایی که می خواستم نمی رسیدم موجود بی مصرفی بودم.برخلاف همه آن سختی های دوران کودکی که ناشی از فقر بود چاک برنده یک بورس تحصیلی در مدرسه yale sumer شد. او میان همکلاسی هایش که همه در سن ۱۶ سالگی از هنرمندان خوب به شمار می رفتند از همه شایسته تر بود و همیشه مقام اول را داشت. آنجا یک جای شلوغ و آشفته بود که همه سبک های آمریکایی در آن به چشم می خورد.در همان دوران بود که چاک از درست کردن کارهای کوچک دست برداشت و کارهای بزرگش را شروع کرد و در سال ۱۹۶۶ شروع به کار پرتره از روی عکس کرد.آن سال ها، سال های پراضطرابی بود. هم سن و سال های من همه تلاش می کردند که کار خاص خود را انجام دهند. آمریکا به ویتنام حمله کرد و همه اینها ما را دچار اضطراب می کرد. ما نمی خواستیم ---------- در کارمان وارد شود و به دنبال موضوعاتی دور از این کشاکش ها می گشتیم.سال ۱۹۶۷ بود به نیویورک نقل مکان کرد. اولین کار خاص او پرتره ای از خودش بود. یک نقاشی یک رنگ که به طرز خاصی رئالیستی بود که هنوز هم وقتی به آن نگاه می کنی انگار تازه به تصویر کشیده شده. در این تصویر چاک خونسرد و در عین حال پرهیجان به نظر می رسد و شاید این چشمانش است که بیننده را میخکوب می کند. یک سیگار نیمه افروخته گوشه لبش به چشم می خورد و سبیل مرتبش جلب توجه می کند. این تصویری است از سال ها پیش و هنوز هم تازه می نماید.از چاک کلوز پرسیدیم که حالت این پرتره ساختگی است یا طبیعی؟ و او گفت که ساختگی است. من نمی خواستم که کارهایم مثل پرتره های قدیمی، رسمی باشد. این کار تلاشی است برای سنجش چیزهایی که بین خود من و پرتره قرار دارد. پیراهن نامرتب، سیگار و ته ریش. من سعی کردم یکی چیز واقعی را به تصویر بکشم.کلمنت گرین برگ می گوید یک چیز است که هنرمند هیچ گاه قادر به انجام آن نیست و آن تصویر کردن یک پرتره واقعی است اما من کاری را که حدس زدم درست است انجام دادم و نظریه او را باطل کردم. پس از سال ها سرهایی که چاک به تصویر می کشید بزرگتر و روشن تر شدند و شاید بتوان گفت زنده تر و واقعی تر. آخرین پرتره بزرگی که از خودش کشیده کمی بازیگوش به نظر می رسد اما وقتی از نزدیک به آن نگاه می کنیم جدی تر به نظر می رسد.ما با هم به این تصویر نگاه کردیم. چیز جالب توجه این است که چاک می گوید: من نمی دانم این تصویر به چه چیزی شباهت دارد. انگار کمی چاپلوسانه است و این چیزی است که من از ناتوانی ام فراگرفتم: خواندن احساسات تصویرها. در زندگی واقعی اگر من تو را امروز می دیدم در دیدار فردا هیچ ذهنیت خاصی راجع به حالت های دیروز تو نداشتم اما در این تصاویر احساسات لحظه ای ثبت می شود و این که من از روی عکس نگاره هایم را می سازم به این امکان نزدیک تر می شوم. نقاشی کردن برای من مثل گذاشتن صخره ای بر روی پاهای تو است پیش از اینکه به سفر بروی منظورم این است که تو را بدون اینکه از من دور شوی به تصویر می کشم و این دقیقاً ثبت حالت های لحظه ای است. فرق کار من با بقیه نقاشان این است که آنها نمی دانند نقاشی جدیدشان چگونه خواهد شد اما می دانند که چه کارهایی باید انجام دهند تا تصویر را بکشند اما من همیشه خوب می دانم که نقاشی ام چگونه خواهد شد اما هرگز نمی دانم از چه راه هایی خواهم رفت تا به آن برسم.چاک کلوز نقش مهمی در نمایشگاه خودنگاره (self portraite) داشته است.نمایشگاهی از پرتره های رنسانس تاکنون «بیستم» اکتبر در گالری (National Poytraite) برگزار خواهد شد. روزنامه شرق
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  6. Top | #117
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چگونه طراحی کنیم

    چگونه طراحی کنیم


    ● چگونه گل بکشیم
    ▪ مشاهده فرم و حالت
    همیشه در وهله نخست، نگاه انسان به وسط گل می‌افتد. قضاوت کردن از فاصله‌های کم و حالت‌هائی که انگار گلبرگ‌ها روی هم افتاده‌اند، شک‌برانگیز بوده و به شکوفه‌ای تبدیل می‌شود که از حالت طبیعی خود درآمده است. بنابراین سعی کنید تا از بیرون گل شروع به طراحی و نقاشی کنید و به تناسب‌های کلی بیندیشید. از فضای منفی استفاده کنید (مثال‌هائی در رنگ قرمز) که در حقیقت بخش‌هائی هستند که توسط شکل و شمایلی پر نشده‌اند.
    نقاضی با فضای منفی، همان طراحی و نقاضی پس زمینه است به‌گونه‌ای که سوژه اصلی را سفید باقی می‌گذاریم. این کار بهترین تمرین برای مشاهده و بررسی است و به شما کمک می‌کند که گلبرگ‌های خارجی را ترسیم کنید.
    پارسیان (شاپرزفا)
    ▪ خطوط حساس
    کار را به تدریج پیش ببرید و خطوط هر گبرگ را تا جائی که جلو می‌رود، ادامه دهید. لبه‌های گلبرگ‌ها را محکم بکشید، اما زمانی که قسمت خمیده میانی گلبرگ‌ها می‌رسید فشار را کم کنید. آماده باشید تا در ادامه خط، مداد را برداشته و شروع به کشیدن خط تازه‌ای کنید، به‌گونه‌ای که به‌نظر برسد گلبرگ دیگری روی کلبرگ پیشین افتاده است.
    ▪ مشاهده ترسیمات از گل‌های رز بزرگ‌تر
    اگر نقاشی از گل‌ها به سادگی و همچنین با دقت صورت گیرد، آن‌ها بسیار طبیعی و مؤثر دیده می‌شوند. برای شروع، شکوفه‌ای را که ساختار مناسبی دارد، انتخاب کنید. برای مثال گل رزی که کمی باز شده باشد (غنچه نیمه‌باز) مناسب این کار است. خودکار dip با ایجاد واریاسیون‌های گوناگون در خطوط به طرح شما زیبائی و برجستگی خاصی می‌دهد. این در حالی است که خودکارهای Draft بیشتر حالتی مکانیکی دارند. برگه‌ای که بافت‌ها و حالت‌های خاص و هم‌چنین رنگ را در خود داشته باشد، جلوه کار را بیشتر می‌کند. شما می‌توانید روی برگه‌ای که در قسمت مختلفش از رنگ آمیزی با آب‌ رنگ نیز استفاده شده است، بهره‌ بگیرید.
    ▪ طراحی
    طراحی با مداد یا خودکار از گل‌ها زمانی که خوب، تمیز و لطیف کشیده شوند کار ایده‌آلی است، البته اگر به سبک راحت و آسوده نیز کشیده شوند وبهتر خواهد بود. روی سبک ”سنگینی خط“ کار کنید. گاهی فشار سنگین وارد کنید و در مواقع دیگر آرام و روان بکشید.
    شما حتی می‌توانید از خطوطی که با شتاب کشیده می‌شوند باری نشان دادن گلبرگ‌ها یا چین‌ها استفاده کنید.
    ▪ بین گلبرگ‌ها را بکشید
    زمانی که با خطوط طراحی می‌کنید، سعی کنید سایه گلبرگ‌ها را بیش از گلبرگ‌ەای دقیق ترسیم کنید. نقطه‌ها و علامت‌های کوچک، نمایانگر پرچم‌ها در مرکز شکوفه هستند. توجه داشته باشید که برخی از گلبرگ‌ها کوتاه‌تر و برخی بلندتر به نظر می‌رسند و همه این‌ها به زاویه دید بیننده بستگی دارد.
    ● نقاشی سایه‌ها: طرح و شکل سایه
    تفاوت‌های موجود میان این دو نوع سایه
    همه سایه‌ها مثل هم نیستند. در حقیقت دو نوع سایه داریم که در هر شی‌ای ایجاد می‌شوند: طرح سایه و شکل سایه. تشخیص درست و انتخاب هر یک از آن‌ها به نقاشی شما ارزش می‌دهد. اما تفاوت طرح و شکل سایه در چیست؟
    ▪ طرح سایه چیست؟
    طرح سایه چیزی است که به‌طور معمول آن را با سایه اشتباه می‌گیریم. طرح سایه، سایه‌ای است که به‌خاطر وجود مانعی جلوی منبع نور ایجاد می‌شود. برای مثال، سایه یک درخت که در مقابل نور خورشید روی زمین می‌افتد، سایه سیب روی میز یا سایه بینی روی گونه از این نوع هستند.
    طرح سایه، سایه تیره‌تری است که با مسدود کردن مسیر نور ساخته می‌شود و به‌طور معمول کناره‌هائی معین و تیز دارد. آن‌چه باید همیشه به یاد داشته باشید این است که طرح سایه، جسمی جامد نیست و هرچه طرح سایه از جسم فاصله داشته باشد، کم رنگ‌تر و هموارتر می‌شود و کناره‌های آن نامشخص‌تر می‌شوند.
    ▪ شکل سایه چیست؟
    شکل سایه، سایه‌ای است که به‌دلیل نور ندیدن پشت جسم تشکیل می‌وشد که مردم به‌صورت متداول از آن به‌عنوان بخش‌هائیاز جشم که در سایه قرار گرفته و نور مستقیم به آن تابیده نشده، یاد می‌کنند و طرح سایه‌ای هم روی آن‌ها قرار نمی‌گیرد.
    شکل سایه هموارتر است و نسبت به طرح سایه، کناره‌هائی صاف‌تر و معین‌هٔر دارد. ازآن‌جا که به‌خاطر مسدود کردن مسیر نور، منبع به‌طور مستقیم ساخته نمی‌شود، کم‌رنگ‌تر هم هست.حضور شکل سایه به منظور سه‌بعدی نشان دادن جسم ضروری است و در غیر این صورت جسم مورد نظر شما صاف و بی‌حجم به‌نظر میآید. اگر می‌خواهید متوجه سایه‌های شکل سایه شوید باید دقت بسیاری در مشاهده داشته باشید. اگر با چشم نیمه باز نگاه کنید بهتر متوجه این سایه‌ها می‌شود. اگر بخش عمده‌ای از جمش در نور مستقیم قرار گرفته باشد، شکل سایه‌ کمتری ایجاد می‌شود. برای مثال، گلدانی را در نظر بگیرید که روی میز قرار گرفته و نور خورشید در ساعت دو بعدازظهر به آن می‌تابد. لبه بالائی گلدان در زیر نور مستقیم قرار می‌گیرد، طرح سایه‌ای از گلدان هم روی میز ایجاد می‌شود. بخش‌هائی از گلدان که در معرض مستقیم نور قرار ندارد هم شکل سایه‌ها را می‌سازند.
    ▪ شگردهائی در نقاشی سایه:
    اگر با چشم نیمه باز به شی مورد نظر نگاه کنید به سادگی می‌توانید بخش‌های روشن و تیره جسم را تشخیص دهید. به یاد داشته باشید که سایه‌ها به‌وطر کامل سیاه رنگ نیستند و برای نمایش آن‌ها بهتر است از رنگ‌های تیره‌تر موجود در خود شی یا رنگ‌های تیره و مکمل آن‌ها هم استفاده کنید.
    ● چشم‌ها در پرتره
    یک پرتره خوب پرتره‌ای است که انگار چشمانش شما را در حال حرکت نیز تعقیب می‌کنند. بنابراین از این‌که سوژه یا مدلتاندرست در حالی نشسته است که مستقیماً به شما می‌نگرد، اطمینان یابید.این به بدان معنا نیست که سوژه بایددرست جلوی شما و روبه‌رویتان نشسته باشد. سر او می‌تواند درست در زاویه شانه‌ای قرار بگیرد یا چشمان او به شما نگاه کند.
    ▪ موهای انسان را نقاشی کنید
    اگر می‌خواهید تصویر شما واقعی‌تر به‌نظر رسد، باید موها صاف و لطیف درست در حالتی مانند سر واقعی کشیده شوند، به‌طوری که در حالتی بسته‌بندی شده و جدا از سر قرار نگیرند. (مگر این‌که بخواهید مدل موی خاصی را به نمایش بگذارید).
    سعی کنید زمانی که کارتان خشک نشده، روی خیسی‌ها کار کنید وموها را در جهت خوابشان در کنار یکدیگر بکشید، نه این‌که روی آن‌ها به‌صورت تک‌تک و بعد از این‌که کار خشک شد، کار کنید. زمانی که به شخصی نگاه می‌کنید تک‌تک موهای او را نمی‌بینید، بلکه یک تکه‌ای از مو را با رنگی خاص در کنار تغییراتی واریاسیونی با ترکیبی ماهرانه مشاهده می‌کنید. به یاد داشته باشید که اگر روی مدل و سوژه شما نور تابیده می‌شود، در بعضی از قسمت‌ەای مو های‌لایت نیز وجود خواهد داشت که آن را از سایر قسمت‌ها متمایز می‌کند. یکی از ساده‌ترین روش‌ها استفاده از سشوار است. نشریه تخصصی کامپیوتر و هنر
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  7. Top | #118
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چگونه یک تصویر انتزاعی خلق کنیم؟

    چگونه یک تصویر انتزاعی خلق کنیم؟


    شاید بهتر است عنوان، سوالی باشد که من به دفعات شنیده ام:
    ● " چطور می توانم یک تصویر انتزاعی (Abstract) بسازم؟"
    در این نوشتار مایلم شما را بر آن دارم به داخل تاریکیهای پنهان پر از معماهای عجیب، جاییکه ما همه ی الهامات، احساسات و تنوعی فوق العاده از شگردهای لازم برایتان پیدا خواهیم کرد که بتوانید یک کار هنری شگفت انگیز همچون Howard Hodgkin یا Mark Rothko خلق کنید( نگران نباشید اگر که این ها را نمی شناسید... با آنها آشنا خواهید شد)
    من باید سوال اندکی متفاوت از شما بپرسم تا بتوانیم به بالای این مسیر هنرمندانه و دشوار پیش برویم.
    پارسیان (شاپرزفا)
    ● چرا؟ چرا شما می خواهید یک Abstract بکشید؟
    اینجا لیستی از پاسخ هایی است که من می خواهم شما بخوانید و ببینید کدام یک کمی به دلیل شما برای انجام این کار نزدیکتر است:
    ۱) همینطوری... فقط مایلم انجامش دهم.
    ۲) به نظر آسان می آید.. و به دکور می خورد و زیبایش می کند.
    ۳) برای پول درآوردن.
    ۴) احساس می کنم مجبورم.. انگار واقعا نیاز دارم به انجامش.
    ۵) من دیدگاه ها، رویاها، خیالها، فکرهایی دارم، صداهایی می شنوم؛ با چیزی درونم حرف می زنم.. و اینها نیاز دارند به دنیای مادی آورده شوند.
    ۶) معالجه... این فرصتی برای بیرون ریختن پرخاشگری هایم، تقویت دادن به اعتماد به نفس کمم، تجسم پریشانی های درونیم است.
    ۷) من می خوام خودم را از راهی شخصی و سختگیرانه نشان دهم.
    این به هیچ وجه لیست کاملی نیست... شما ممکن است دلایل کاملا متفاوتی داشته باشید؛ اما این یک شروع است.
    ● پس... کدام یک را انتخاب کردید؟
    بیایید جزئی تر به آنها نگاه کنیم:
    ۱) این پاسخی از یک آشوب طلب است. دلیلی بسیار صحیح برای اینکه بخواهد Abstract کار کند... شما پیش از این دیگ جوشانی از عصبانیت درون خود داشتید و همینطور پتانسیلی برای خلق کارهای متخاصم و غیر منتظره و چشمگیر. به هر حال، این اراده محکم و جسارت می طلبد، نیروی کورکننده ای از سرسختی و لجاجت تا برایتان اثری شود.
    ۲) یکی از معمولترین تصورات غلط. خلق اثر انتزاعی (Abstract) آسان نیست... آشفته کاری آسان است! این فقط منجر به نا امیدی، افسردگی و تلخی می شود.. سپس شما در موقعیت خیلی بهتری برای ارائه ی اثری نزدیک به انتزاع واقعی خواهید بود.
    ۳) درواقع میلیون ها نفر آثار شگفت انگیزی ارائه می دهند.. و هیچ یک از آنها ثروتمند یا مشهور نیستند و یا حتی درآمدی ندارند. من بر این عقیده ام که آنچه می کشم برای پول نیست- هیچ وقت هم نمی تواند باشد. دوباره امتحان کن.
    ۴) یک جواب دلنشین... بینش گروه ماهران. خطرناک با اینحال اجباری. شما می خواهید به نتیجه برسید.. اما موفقیت هدف و سودی برایتان نخواهد داشت و کمکی نمی کند. اجبار شما را به عمق تاریکی خواهد برد ( نه تاریکی ترسناک اما اسرارآمیز) جاییکه شما سوالات بیشتری می یابید.
    ۵) سوررئالیست ها! Abstract برای شما نباید خیلی سخت باشد...تنها لازم است کمی آرام بگیرید و از توانایی هایتان درست و به موقع استفاده کنید.
    ۶) این جوابی برای چکیده کاران نکته بین است. کشش درونی، ترس های غیر قابل توضیح، و جلوه های ذهنی تاریک بخوبی با یک پالت ابتکاری همراهی می کند.
    ۷) مکتشف نترس... بسیار خب، این آن چیزی است که شما از خودتان انتظار دارید، اما بهتر است که با احتیاط گام بردارید. آیا شما آماده ی شنیدن اینکه مردم بهتان بگویند چه قدر از کارتان بدشان می آید... آنطور که می خواهند خرابش کنند هستید؟.. حتی بعد از آن شما باز هم میل به ادامه کار دارید؟
    چه حسی دارید؟ هنوز هم اشتیاق به ادامه کار و خلق شاهکار دارید؟ بله؟ پس اینجا چند تمرین عملی تا مرحله بعدی است.
    کتابی برای طرح زدن های مقدماتی بردارید، هر روز شما باید حداقل یک طرح روی صفحه ای بزنید. به گالری ها بروید ( همینطور گالری های آنلاین)، کتابچه ی خود را برای ملاحظه دوباره و یا اصلاح خطوط بدنوشته شده همراه داشته باشید. اگر شما مردد هستید در مورد آنچه می کشید اینجا تمرین دیگر مفیدی برایتان است:
    یک برگه ی A۴ و یک مداد بردارید، یک ساعت مچی، ساعت دیواری یا یک زمان سنج که ثانیه ها را هم بسنجد بردارید، زمان سنج را روی ۱۵ ثانیه قرار دهید، برگه و مداد را روی میز قرار دهید، مطمئن شوید میز تمیز است و چیزی غیر از مداد و کاغذ و زمان سنج روی آن نباشد. یک صندلی حاضر برای نشستن کنار میز بیاورید.
    هر چیزی که در دسترستان است و قابل قرار دادن روی میز از گوشی موبایل تا مجله... بدون فکر کردن روی میز قرار دهید- بنشینید، زمان سنج را فعال کنید. به جسم برای ۵ ثانیه نگاه کنید (سعی نکنید آن را رسم کنید) شکل اصلی، بافت، فضا، سایه روشن ها، تن ها، ته رنگ ها- توجه مخصوصی به طرح کلی شی کنید. بعد از ۵ ثانیه شروع به کشیدن کنید... شما ۱۰ ثانیه وقت دارید تا آنچه به آن نگاه کردید بگیرید.
    با آن رو به رو شوید... شما نمی خواهید یک شاهکار بکشید! فقط انجام دهید حتی بدون سعی. من فقط می خواهم دینامیک آنچه دیده ای را به سادگی بگیرید نه بیشتر.
    این کار را ۶ مرتبه تکرار کنید. هر دفعه سعی کنید اهسته تر خط های هدفداری را بکشید نه قلم زدن های با تردید. دو هفته نامه فریاد
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  8. Top | #119
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چهره ‌‌یک ‌‌شهید‌‌‌ را‌ می‌بینی

    چهره ‌‌یک ‌‌شهید‌‌‌ را‌ می‌بینی

    اگر شهروندی باشید که هر روز در طول مسیر‌های روزانه از شیشه ماشین یا اتوبوس به شهر نگاه می‌کنید، به یقین یکی از مهم‌ترین جلوه‌های فضاهای شهری یعنی نقاشی‌های دیواری را بارها دیده‌اید.نقاشی‌هایی که گاه آنقدر تکراری و از رنگ و رو رفته هستند که دیگر انگیزه‌ای برای نگاه‌کردن به آن ندارید یا آنقدر تازه و جذاب که هر روز با دیدن آن جزییات بیشتری را درک کرده و لذت بیشتری می‌برید. در این گزارش که با توجه به تخریب یا بازسازی برخی نقاشی‌های دیواری شهر تهران که علاوه بر جنبه‌های بصری به دلیل بازگویی پیام‌های روزگار ترسیم‌شان دارای ارزش تاریخی نیز هستند به اهمیت دیوارنگاری در یک شهر مدرن و چاره‌اندیشی برای حفظ این آثار در فضای معماری رو به رشد و تغییر شهری به بزرگی تهران پرداخته شده است.
    پارسیان (شاپرزفا)
    یکی از مهم‌ترین اجزایی که شهر را می‌تواند علاوه بر جذاب‌تر شدن برای شهروندان، خاطره انگیز کند، نقاشی‌‌های دیواری است. هنری که سبب می‌شود نه تنها فضای شهر با تمام آشفتگی‌هایش برای رهگذران لطیف‌تر شود، بلکه عرصه بسیار مناسبی برای ورود هنر به شهر است.
    ایده‌ای که سال‌هاست بسیاری از کلانشهرهای دنیا استفاده از آن را آغاز کرده‌اند و حتی در برخی از شهرها مانند لندن، پاریس و رم نقاشی‌های دیواری شهر به یکی از جاذبه‌های مهم جذب توریست تبدیل شده‌اند.
    ● دیوارنگاره‌هایی که باید ترمیم شوند
    در تهران هم شاید نخستین نقاشی‌های دیواری که به یاد داریم، نقاشی‌های مربوط به دوران دفاع مقدس بود. هنری که از آن زمان تاکنون سبب شده تا حداقل شهروندان در طول مسیرهای روزانه خود با نگاهی هر چند کوتاه به این تصاویر با یادآوری خاطره رشادت‌های آن روزها، به خاطر بیاورند آرامشی را که امروز در سایه آن براحتی زندگی می‌کنند نتیجه رشادت و شهادت آن سال‌هاست. چهره‌هایی که هنوز آثارشان روی در و دیوار شهر مانده سبب می‌شود تا حداقل نسل جدید تهرانی با این تصاویر باور کنند که شهر و کشورشان بر پایه ایمان‌هایی شکل گرفته که امروز به‌عنوان امانت به دست آنها سپرده شده است.
    دیوارهایی آراسته به ارزش‌های بزرگ که البته نمی‌توان مدعی بود با اوج زیبایی کشیده شده‌اند.
    به هرحال نزدیک به دو دهه از عمر برخی از این نقاشی‌ها می‌گذرد و به یقین شهر هم نیازمند ترمیم و مرمت این نقاشی‌ها و حتی باز پیرایی آنهاست و همین‌که تصاویری با همان مضامین با ظرافت بیشتری جای آنها را بگیرد. متأسفانه برخی از این تصاویر این روزها به پوستی کهنسال و پر ترک تبدیل شده اند و به قلم‌موی یک نقاش ماهر نیاز دارند تا تصاویر حماسی را باز آفرینی کند.
    ● کار بزرگ را به حرفه ای‌ها بسپاریم
    در برخی از این کارها حرفه‌ای نبودن هنرمند یا انتخاب نادرست موضوع و ترکیب بندی نامناسب باعث زشت شدن آنها می‌شود. وقتی روی یک دیوار تصویر یک شهید عالیقدر کشیده می‌شود و کنار صورت آن دریچه کولر باز می‌شود، چطور می‌توان انتظار داشت که به آنها احترام گذاشته شود؟ زمانی که لانه‌جاسوسی در ۱۳ آبان تسخیر شد هانیبال الخاص بر دیوار ساختمانش یک نقاشی کشید که بی‌شک می‌توان از آن به عنوان یک اثر درست و حرفه‌ای نام برد ولی متاسفانه همان اثر نیز پاک شد. برای کشیدن یک تصویر روی دیوار باید خیلی دقت کرد و معیارهای زیادی را در نظر گرفت زیرا ابتدا به حریم بصری مردم وارد شده و در وهله دوم به ترویج فرهنگ بصری پرداخته ایم. فضاها با موضوعات مطرح شده در نقاشی‌ها به هیچ عنوان همخوانی ندارد.
    علی ترقی جاه، نقاش، نقاشی دیواری را دارای توانایی بالقوه‌ای برای ایجاد ارتباط با مردم می‌داند و می‌گوید: نقاشی دیواری می‌تواند قوی‌ترین وسیله برای بازتاب رویدادها در جامعه باشد، ولی آنچه در ایران وجود دارد، وجه هنری لازم را ندارد. کارهایی که هم اکنون شاهد آن هستیم، توسط اساتید ارائه نشده و کسانی که آنها را کشیده‌اند، بیشتر طیفی بوده‌اند که به شور و احساس انقلابی توجه داشته اند تا فرم، اندازه و مفاهیم خاص هنری.
    وی کشیدن نقاشی و پرتره شهدا را نوعی احترام به مقام آنها می‌داند و می‌افزاید: این نقاشی‌ها باید در نظر عموم تاثیرگذار باشد و ارزش‌های خاص خود را القا کند، ولی متاسفانه بسیاری موارد در آنها رعایت نمی‌شود. در این نقاشی ها، تصاویر نباید عینا رئالیستی کشیده شوند و می‌توان حس زیباشناسی را بیشتر رعایت کرد و چهره شهید را زیباتر ارائه کرد زیرا این آثار جنبه یادمان و خاطره دارند. متاسفانه تخصیص ندادن درست و به اندازه بودجه به این مقوله باعث بی‌رونقی آن شده زیرا معمولا نقاشان معروف و معتبر وقتی می‌بینند این کار بازده مالی خوبی ندارد به سفارش‌های دیگر خود می‌رسند.
    وی هانیبال الخاص، ناصر پلنگی و چند نفر دیگر را که نقاشی‌های دیواری معروفی نیز در پرونده خود دارند را جزء استثناها بر می‌شمرد و تاکید می‌کند: یکی از دوستانم برای من تعریف می‌کرد که به چشم خود دیده برای کشیدن پرتره یک شهید عالیقدر در یکی از خیابان‌های تهران از کسی استفاده کرده‌اند که شغل اصلی او نقاشی ساختمان است و گاهی هم نقاشی‌های دیوارهای مهد کودک‌ها را می‌کشد. براحتی می‌توان نتیجه کار او را درک کرد زیرا وجه هنری برایش مهم نبوده است. در تاریخ نقاشی دیواری دنیا حتی شاهد خلق اثری مرتبط با جنگ جهانی دوم توسط پیکاسو در پاریس هستیم که هم اکنون در موزه اسپانیا نگهداری می‌شود. پس نقاشان بزرگ ما نیز می‌توانند در صورت فراهم آمدن شرایط به این کار بپردازند.
    ● اداره تهران از نظر بصری غلط است
    حسین خسروجردی، نقاش، اداره شهر تهران را از نظر بصری غلط می‌داند: اداره غلط بصری شهر تهران بسیار گسترده است و به عقیده من اگر قرار است در این شهر به قهرمانان ملی و مذهبی احترامی گذاشته شود، بهتر است از آنها نقاشی دیواری کشیده نشود.
    وی می‌گوید: برای نقاشی روی یک دیوار، بنا باید طوری انتخاب شود که امکان نقاشی روی آن باشد. شهرداری‌ها باید طوری آینده نگری داشته باشند و به گونه‌ای ---------- ورزی کنند که اگر قرار است روی یک دیوار نقاشی‌ای از یک شخصیت یا موقعیت که از جهات ملی یا مذهبی محبوبیت دارد کشیده شود، حتما ساخت بنا نیز استاندارد باشد.
    وی خواستار عدم تخریب دیوارهایی که تصویر شهدا روی آنهاست، می‌شود:برای یک نقاشی دیواری ابتدا باید از تخریب نشدن آن دیوار اطمینان حاصل شود. اصولا نقاشی‌هایی که روی دیوارها کشیده می‌شود یا تصویر آدم‌های مهم مملکت و دلاوری‌های شهداست یا یک اثر سمبلیک است که موضوعی ملی را به تصویر می‌کشد.
    این نقاش در ادامه به شروط و پارامترهای مهم در یک نقاشی دیواری اشاره می‌کند و می‌گوید: انتخاب یک هنرمند مهم، تطبیق اثر با فضا، توجه به موقعیت و موضوع اثر و انتخاب دیواری که برای نقاشی از لحاظ وسعت و از لحاظ جنس بدنه‌ای مناسب باشد، برای خلق یک نقاشی دیواری مناسب لازم است. مراحل ساخت یک اثر دیواری روند خاصی دارد و باید دیواری که برای این کار انتخاب می‌شود، از لحاظ جنس اجزا مناسب باشد؛ زیرا یک اثر و رنگ آنها در مجاورت هوا، گرما، باران و سرما آسیب می‌بیند و این آسیب از مایه‌های زیرین دیوار شروع می‌شود.
    وی تخریب نقاشی‌های دیواری و آسیب رسانی را توهین به شخصیت و موضوع مطرح شده در اثر می‌داند: وقتی روی یک دیوار تصویری درهم و پوسته پوسته شده از یک شهید می‌بینیم که خراب شده و تصویرش به هم ریخته است، من آن‌را توهین به شخصیت می‌دانم.
    حسین خسروجردی در پایان راجع به کارهایی که روی دیوارها می‌بینیم، می‌گوید: باید به نیت کسانی که این کارها را کرده اند احترام گذاشت ولی نقاشی‌هایی که روی دیوارهاست به هیچ عنوان از نظر حرفه‌ای قابل قبول نیست.
    ● نقاشی‌های دیواری شناسنامه دار می‌شوند
    اما شنیدن صحبت‌های یک مسوول در این باره خالی از لطف نیست. عباس خامه یار، معاون فرهنگی و ارتباطات سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان فردی که اداره متبوعش مسوولیت ایجاد، حفظ و نگهداری بیشتر نقاشی‌های دیواری را به عهده دارد، می‌گوید: حدود یک سال و نیم پیش برای ترمیم، نگهداری و حفظ نقاشی‌های دیواری شهدا در شهرها یک کار تحقیقاتی وسیع انجام داده‌ایم که نتیجه آن امسال اجرایی می‌شود. سعی داریم بخشی از این آثار که قابل تعمیر هستند را ترمیم کرده و آنها را به عنوان آثار هنری به جای مانده از جنگ و اسناد دفاع مقدس ثبت کرده و داشته باشیم.
    وی در خصوص آثاری که از درجه استفاده ساقط شده اند توضیح می‌دهد: بخش عمده‌ای از این آثار گرانبها را که به سبب شرایط مختلفی مانند آب و هوا از بین رفته اند با یک رویکرد جدید و با طراحی و مواد جدید بازسازی و ترمیم خواهیم کرد.
    معاون فرهنگی و ارتباطات بنیاد شهید بازسازی و شناسنامه‌دار شدن نقاشی‌های دیواری را یک طرح ملی می‌داند و می‌گوید: برای تمام طرح‌هایی در استان تهران است، شناسنامه درست کرده ایم و این کار برای سایر استان‌ها نیز در حال انجام است. این طرح یک کار ملی است و می‌طلبد که تمام نهادهایی که در زیباسازی شهر دخیل هستند، با ما مشارکت داشته باشند. همچنین هماهنگی‌های لازم برای نورپردازی و شیوه نگهداری جدید نقاشی دیواری با سازمان زیباسازی شهرداری انجام شده و قرار است با آنها یک کار مشترک در زمینه بهسازی این آثار صورت بگیرد. فکر می‌کنم تا پایان امسال و با طرحی ضربتی بتوانیم ۵۰ طرح با شکل و طراحی جدید را در تهران اجرا کنیم. البته امیدوارم با همکاری شهرداری و نهادهای زیربط این کار به سرانجام برسد.
    ● استعدادها در راهند
    بعد از اتمام جنگ تحمیلی، به یک نوع نقاشی دیواری در میادین و معابر اصلی شهرهای بزرگ بر می‌خوریم که سفارش دهندگان آنها بیشتر شهرداری‌ها هستند. تصاویر این دیوارها بیشتر بار تزئینی دارند و حاوی پیام‌های مربوط به حفظ محیط زیست با نقشمایه‌هایی چون گل و مرغ، طبیعت و منظره هستند و یا باز هم تصاویر ارزشمند شهدای جنگ تحمیلی به روی دیوارها نقش می‌بندند.
    در سال‌های اخیر، در عرصه نقاشی دیواری شاهد بروز استعدادهای نو مایه‌ای هستیم که به اهمیت و لزوم شکل گیری جدی تر و آگاهانه نقاشی دیواری و توسعه آن در جامعه کنونی دست یافته‌اند. مهم این است که این دسته از نقاشان هم شناخت وسیع‌تری از تکنیک‌های اصولی و پایه‌گذار نقاشی دیواری به دست آورده‌اند و هم این‌که از دستاوردهای با ارزش نقاشی معاصر جهان غافل نمانده‌اند.
    با این وصف، نقاشی دیواری معاصر ایران، با تمام تلاش‌های ناپیوسته هنرمندان و دست‌اندرکاران این رشته هنری، در مجموع به یک سبک و شیوه منسجم که بیانگر روح و اندیشه ایرانی در چارچوب ادراک معاصر باشد، نرسیده و این مهم لازمه اش این است که ابتدا در عرصه وسیع‌تر نقاشی معاصر ایران رخ بنماید. روزنامه جام‌جم
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  9. Top | #120
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    49.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,996 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چیزی عوض نشده است

    چیزی عوض نشده است


    این روزها هوای تهران اعجاب برانگیز شده؛ گرما و رطوبت کلافه کننده همراه با معماری درهم و پیچیده، فضای شهری بی سامان پر از سیمان و کلی التهاب و خبر. نتیجه مردمی کلافه و پرتنش که دیگر فکر نمی کنند و زندگی را در جبری روزانه ادامه می دهند.
    در طول تاریخ پرآشوب ایران رفتار جمعی و فردی جامعه ما الگوهای سنتی قدرتمندی را پذیرفته است چرا که مناسبات اقلیمی یا جبر مکانی تاثیرات زیادی بر روی تاریخ جامعه ما اعمال کرده است.
    پارسیان (شاپرزفا)
    در این میان یکی از آینه های اتصال خودآگاه این جامعه به ناخودآگاهش، نقاشان هستند. به غایت نقاش ایرانی باید در قالب هفت دستگاه مقام مثالیت به امر عروج انسان بپردازد و نمایی از بهشت را در این ناسوت پر از دود و فشار و گرما، یادآور خلایق از بهشت رانده شود.
    اما امروز مثل هوای تهران چیزی دارد تغییر می کند، که به خوبی در کارهای دوست نقاشمان علیرضا آدمبکان دیده می شود، او از بهشت قدما رنگ و خط را برداشته اما جهنمی را تصویر می کند که هیچ تعارضی در آن دیده نمی شود.فضاهای او پر است از آدم های استحاله شده و روابط منهدم که فشار و گمگشتگی حداقل استنباط بیننده از آثار اوست و می دانید همه ما با یک بوم سفید به دنیا می آییم و این بوم را از لحظه تولد نقش می کنیم.
    اما در تاریکی، نقش ها و طرح هایی که امروز بر روی تابلو قرار می دهیم فردا، زندگی ما را متاثر می کند و ما به درستی آن را نمی ببینم، البته حاصل این نقاشی در تاریکی را در یک لحظه که احتمالاً لحظه مرگ است تصور می کنیم.
    نقاشان مانند نورهایی در تاریکی ذهن، گوشه هایی از تابلوی جمعی ما را به ما نشان می دهند، درستی و حقیقت این تصویر مسوولیت بزرگی را به عهده آنان گذاشته است. به قول یکی از دوستان نقاشی کار پیچیده ای نیست، این همه فلسفه نمی خواهد، نقاشی نشان دادن حقیقت درونی توست مربوط به همه آنچه که در پیرامونت رخ می دهد.
    آدمبکان گرچه پرکار است و سال ها است که با مشکلات به کار پرداخته اما مانند بسیاری از نقاشان امروز درگیر بیماری بیوگرافی است که در غایت ذهن با تمام متانت و آرامش، خود درگیر تابلوی جامعه شده است و این امری بدیهی است، چون بزرگان بسیاری که در مقام استادان اویند امروز به دام افتاده اند.بله، چیزی در ایران عوض شده، یاد کلام استاد قلم سعدی شیرازی افتادم که «هنرمند قدر بیند و در صدر نشیند».
    امروز دیگر اینگونه نیست، جامعه در حال گذر، فراموش می کند در این اسباب کشی به خانه جدید، آینه را باید اول برد، که امروز آینه ها باید تصاویر از پیش تعیین شده نمایش دهند تا قدر بینند و در صدر نشینند و از انواع سوبسیدهای بهره مند شوند. حالا است که نقاشی کار پیچیده ای می شود، باید کلی فلسفه، زیبایی شناسی و تاریخ هنر و جامعه شناسی و غیره و غیره بدانی، تا چه را کجا بکشی و چه موقع نمایش دهی؟
    نقاش های آدمبکان حقیقت جامعه امروز را از تلخ ترین منظر نمایش می دهد، این چیزی نیست جز منظره حجامت خون کثیف از درون ناخودآگاه جمعی او و هم میهنانش.
    این سادگی در بیان حقیقت، سابقه او را درخشان کرده است. اگرچه این روزها او گله مند جایگاه داده نشده به کارهایش است اما بهشت را ندیده نمیرند، باور کنیم که حقیقت و زندگی بافته اش از رنج است به خصوص برای هنرمند.
    هنرمند تصویر متفرعن یک انسان بی قید و بند نیست، این تصویر شیک ناشی از فرهنگ دیگری را کنار بگذاریم، که این «دیگ، این چنین چغندری می خواهد» و این مطلب را به خیل هنرپرستان جوان آوانگارد و خوش لباس و خوش بیان بگوییم؛ که قرار نیست سوار پرادو آفاق شهرت را در تاریخ سیر کنید.چنین شهرتی به تاریخ مصرف همان ماشین شیک شماست. روزنامه شرق
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...