لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 29

موضوع: آموزش تجوید

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آموزش تجوید

    استعلاء و استفال معناي استعلاء
    استعلاء‌ در لغت، به معناي «برتري طلبي، ميل به بلندي» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «ميل ريشه زبان به طرف سقف دهان در هنگام تلفّظ حرف».
    در اثر اين صفت، حرف حالت پر حجم و درشتي به خود مي‌گيرد.

    حروف استعلاء
    حروف استعلاء عبارتند از «خ ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ غ ـ ق».
    در هنگام اداي چهار حرف ( ص ـ ض ـ ط ـ ظ) قسمتي از سطح زبان، سقف دهان را مي‌پوشاند و در نتيجه اين حروف درشت‌تر و غليظ‌تر از سه حرف ديگر تلفّظ مي‌شوند.

    تمرين
    صَلِّ ـ صَوْتُ ـ صَبِيّاً ـ صَدْري ـ صُرِفَتْ ـ يَصْبِرْ ـ ضَنْكاً ـ اِلي ضُرٍّ ـ يَضْلِلْ ـ يَضْرِبُ ـ ضيزي ـ نَضِجَتْ ـ بَطَشْتُمْ ـ طُمِسَتْ ـ طُوبي ـ يُطْفِئُوا ـ يُشْطِطْ ـ طِفْلاً ـ ظَلَّ ـ ظَلَمَ ـ ظَهيرٍ ـ مُنْظَرينَ ـ فَظّاً ـ ظِلالُها ـ خَشِيَ ـ خَتَمَ ـ خَسَفَ ـ خَبَرٍ ـ يُخْرِبُونَ ـ اَخْبارِها ـ غَنِمْتُمْ ـ غُلِبَتْ ـ يَبْغُونَ ـ يَغْلي ـ نَغْفِرْ ـ اَبْغيكُمْ ـ قَريباً ـ قَبْلُ ـ بِقَدَرٍ ـ نُقَدِّسُ ـ نَقْتَبِسْ ـ لا اُقْسِمُ

    معناي استفال
    استفال در لغت، به معناي «پايين آمدن، پست شدن» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «پايين آمدن سطح زبان از كام بالا»، در اثر اين صفت حرف نازك و كم حجم تلفّظ مي‌شود.

    حروف استفال
    به جز هفت حرف استعلاء، بقيّة حروف داراي صفت استفال مي‌باشند.
    يادسپاري: در تلفّظ كلمات بايد كاملا دقّت شود كه هر حرف با صفت خود ادا شود و حالت حرف مجاور را به خود نگيرد.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  2. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تفخیم و ترقیق

    تفخیم و ترقیق

    معناي تفخيم

    تفخيم در لغت، (مترادف كلمة «تسمين») به معناي «تعظيم و بزرگداشت» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «درشت و غليظ اداء كردن حرف به طوري كه دهان از صداي آن پرشود».

    معناي ترقيق
    ترقيق در لغت، (ضد تفخيم) به معناي «رقيق كردن و از غلظت چيزي كاستن» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است «نازك و رقيق اداء كردن حرف».

    موارد تفخيم و ترقيق
    همة حروف استعلاء بدون استثناء تفخيم مي‌گردند و اين حالت در چهار حرف «ص ـ ض ـ ط ـ ظ» قوي‌تر است.
    لازم به يادسپاري است كه تفخيم در حرف مفتوح، بيشتر و در حرف مضموم و ساكن، متوسط و در حرف مكسور اندك مي‌باشد.
    همة حروف استفال ترقيق مي‌شوند بجز دو حرف «ر ـ ل» كه در برخي موارد تفخيم مي‌كردند، احكام هر يك بيان خواهد شد.
    لازم به يادسپاري است كه الف مدّي تابع حرف ماقبل است و چنانچه حرفي تفخيم شود، الف مدّي بعد از آن نيز تفخيم و در غير اين صورت ترقيق مي‌گردد.

    تمرين:
    كلمات ذيل بر اساس مراحل تفخيم حروف استعلاء انتخاب شده و در تلفّظ آنها دقّت كنيد.
    (خ): يَخافا ـ خانَتاهُما ـ خالاتِكُمْ ـ حَفَّتْ ـ خَسَفْنا ـ خُلِقَتْ ـ خُذُوهُمْ ـ اَخْبارِها ـ خِفْتُمْ ـ اخِرينَ ـ اَخي.
    (ص): اَصابَها ـ مِنَ الصّالِحاتَ ـ اَصابِعَهُمْ ـ صَدْري ـ صَدَقُوا ـ تَصُدُّونا ـ صُرِفَتْ ـ اَصْحابُ ـ تَصْبِرْ ـ يَصِدُّونَ ـ تُصِبْهُمْ.
    (ض): قَضيها ـ يُضاعِفْها ـ اَضاءَ ـ اَضَلُّوا ـ ضَرَبُوا ـ ضُحيها ـ يَضُرُّهُمْ ـ يَسْتَضْعِفْ ـ يُضْلِلْ ـ نَضِجَتْ ـ فِي الْاَرْضِ.
    (ط): اَطاعُونا ـ يُطافُ ـ طآئِفَتَيْنِ ـ طَيِّباتُ ـ طَفِقَ ـ خَلَطُوا ـ طُوبي ـ تَطْغَوْا ـ يَطْمَعُ ـ لاتُطِعْ ـ‌سُطِحَتْ.
    (ظ): ظالِمُونَ ـ تَظاهَرا ـ ظالِمي ـ حَفِظَ ـ ظَهْرَكَ ـ يَظُنُّ ـ‌ظُلِمُوا ـ يُظْهِرَ ـ اَظْلَمَ ـ ظِلالُها ـ يُعَظِّمْ.
    (غ): اَلْغافِلاتُ ـ فِي الْغارِ ـ وَالْمَغارِبِ ـ غَيْري ـ غَنِمْتُمْ ـ غُلِبَتْ ـ يَنْزَغُ ـ نَغْفِرْ ـ اَفْرِغْ.
    (ق): قاتَلُوا ـ قاسَمَهُما ـ قادِرُونَ ـ قَبْلَكَ ـ قَدِّمُوا ـ قُلْنَ ـ قُرِيءَ ـ لاتَقْنَطُوا ـ يَقْبَلُ ـ بِالْقِسْطِ ـ نُقِرُّ.

    تغليظ و ترقيق حرف لام
    اصل در تلفّظ «لام» ترقيق است و تغليظ[1] آن تنها در لفظ جلاله «الله» مي‌باشد، به شرط آنكه ما قبل آن، حرف مفتوح يا مضموم قرار گيرد.
    اگر ما قبل لفظ «الله» حرف مكسور باشد، ترقيق مي‌گردد.

    تمرين:
    فَاللهُ ـ هُوَاللهُ ـ اِنَّ اللهَ ـ فَرَضَ اللهُ ـ اَرِنَا اللهُ ـ عَبْدُاللهِ ـ يَدُ اللهِ ـ رَسُولُ اللهِ ـ وَاتَّقُوااللهَ ـ نَصْرُاللهِ ـ في سَبيلِ اللهِ ـ بِسْمِ اللهِ ـ بِاللهِ ـ لِلَّهِ ـ عَلَي اللهِ ـ وَاللهُ ـ صَدَقَ اللهُ

    تفخيم حرف راء
    حرف «راء» در شرايط ذيل «تفخيم» مي‌شود.
    راء مفتوحه يا مضمومه، مانند:
    رَحيمُ ـ فَرَضَ ـ قُدِرَ ـ اَرادَ ـ رُزِقَ ـ حُرُماتِ ـ تَذَرُ ـ رُوحُ
    راء ساكنه كه ماقبل آن مفتوح يا مضموم باشد، مانند:
    مَرْعي ـ نَهَرٍ (نَهَرْ) ـ اُرْسِلَ ـ فَاهْجُرْ ـ حُمُرٌ ( حُمُرْ)
    راء ساكنة ما قبل ساكن كه قبل از آن مفتوح يا مضموم باشد (در هنگام وقف پيش مي‌آيد)، مانند:
    وَالْفَجْرِ (وَالْفَجْرْ) ـ وَالْعَصْرِ (وَالْعَصْرْ) ـ عُسْرٍ(عَسْرْ) لِفي خُسْرٍ (لَفي خُسْر) فِي الْغارِ (فِي‌الْغارْ) ـ شَكُورٌ (شَكُورْ)

    چند نكته
    1ـ راء ساكنه كه ما قبل آن، ياء ساكنه باشد ترقيق مي‌شود (درهنگام وقف پيش مي‌آيد)، مانند:
    خَيْرَ (خَيْرْ) ـ سَيْرَ (سَيْرْ) ـ غَيْرِ (غَيْرْ)
    2 ـ در كلمات «يَسْرِ ـ اَسْرِ ـ نُذُرِ» كه در اصل «يَسْري ـ نُذُري» بوده است، در هنگام وقف ترقيق حرف راء بهتر است.

    ترقيق حرف راء
    حرف «راء» در شرايط ذيل «ترقيق» مي‌شود.
    1 ـ راء مكسوره، مانند:
    رِزْقًا ـ ريحٌ ـ حَرِّقُوهُ ـ اَنْذِرِالنّاسَ ـ نُذُرِ
    2 ـ راء ساكنه كه ما قبل آن مكسور باشد، مانند:
    مِرْيَةٍ ـ اُحْصِرْتُمْ ـ عَسِرٌ(عَسِرْ) ـ قُدِرَ(قُدِرْ)
    3 ـ راء ساكنة ماقبل ساكن كه ما قبل آن مكسور باشد (درهنگام وقف پيش مي‌آيد)، مانند:
    سِحْرٌ(سِحْرْ) ـ ذِكْرٌ (ذِكْرْ) ـ خَبيرٌ (خبيرْ)

    چند نكته
    3 ـ راء ساكنه‌اي كه بعد از همزة وصل قرار مي‌گيرد، تفخيم مي‌شود، مانند:
    اِرْجِعُونِ ـ لِمَنِ ارْتَضي ـ اِرْحَمْ ـ اِنِ ارْتَبْتُمْ
    2 ـ راء ساكنه‌اي كه قبل از حروف استعلاء واقع شود (در صورتي كه در يك كلمه باشند)، مانند:
    قِرْطاسٍ ـ مِرْصادًا ـ فِرْقَةٍ ـ لَبِالْمِرْصادِ ـ اِرْصادًا

    تمرين: موارد تفخيم و ترقيق حرف «راء» در كلمات ذيل را مشخّص كنيد.
    بِنَصْرِهِ ـ فِي الْاَرْضِ ـ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ ـ عِشْرُونَ ـ صابِرَةٌ مَعَ الصّابِرينَ ـ اَسْري ـ غَفُورٌ رَحيمٌ ـ خَيْرًا ـ وَيَغْفِرْلَكُمْ وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ ـ بِاِخْراجِ الرَّسُولِ ـ فَاصْبِرْ صَبْرًا ـ اَرْسَلْنا
    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . تغليظ همان تفخيم است كه در مورد «لام» به كار مي‌رود.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  3. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض ادغام

    معناي ادغام


    ادغام در لغت، (مترادف كلمة «ادخال») به معناي «داخل نمودن» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «داخل كردن حرفي در حرف ديگر به طوري كه اثري از حرف اوّل «مُدْغَمْ» باقي نماند و حرف دوم «مُدْغَمٌ فيه» مشدّد شود»، مانند:
    (قَدْ دَخَلُوا) كه دال (قَدْ) در دال (دَخَلُوا) ادغام شده و آن را (قَدَّ خَلُوا) مي‌خوانيم.
    چنانچه مُدغَم و مُدغَمٌ فيه مثل هم نباشند، نخست مدغم را تبديل به حرف دوّم نموده و سپس ادغام مي‌كنيم، مانند «قُلْ رَبِّ» كه ابتدا «لام» را تبديل به «راء» و بعد در «راء» دوم ادغام مي‌نماييم و «قُرَّبِّ» مي‌خوانيم.

    فايده ادغام
    فايدة ادغام «سهولت در تلفّظ» مي‌باشد، يعني اگر حرفي يك بار تلفّظ و بلافاصله همان حرف يا حرف همجنس آن تكرار شود، اين حالت براي دستگاه تكلّم سنگين خواهد بود، با بهره‌گيري از قاعدة ادغام اين سنگيني برطرف مي‌شود.

    انواع سه‌گانة ادغام و موارد آنها در قرآن

    ادغام متماثلين: در دو حرفي است كه مثل يكديگر باشند (تكرار يك حرف) و ادغام آنها لازم است چه در يك كلمه باشند و چه در دو كلمه، مانند:
    يُدْرِكْكُمْ ـ قُلْ لَهُمْ كه خوانده مي‌شود يُدْرِكُّمْ ـ قُلَّهُمَ

    ادغام متجانسين: زماني است كه دو حرف هم مخرج (حروفي كه از يك محّل تلفّظ شوند) كنار يكديگر واقع شوند، خواه در يك كلمه و خواه در دو كلمه، ادغام آنها نيز لازم است.
    ادغام متجانسين در قرآن مجيد، تنها در موارد هفتگانة ذيل پيش آمده است.
    1ـ مدغم «طاء» مدغم فيه «تاء»، مانند: بَسَطْتَ (بَسَطتَ).
    2ـ مدغم «تاء» مدغم فيه «طاء»، مانند: قالَتْ طآئِفَةٌ (قالَطّآئِفَةٌ).
    3ـ مدغم «دال» مدغم فيه «تاء»، مانند: عَبَدْتُمْ (عَبَتَّمْ).
    4ـ مدغم «تاء» مدغم فيه «دال»، مانند: اُجيبَتْ دَعْوَتُكُما (اُجيبَدَّ عْوَتُكُما).
    5ـ مدغم «ذال» مدغم فيه «ثاء»، مانند: اِذْظَلَمُوا (اظَّلَمُوا).
    6ـ مدغم «ثاء» مدغم فيه «ذال»، مانند: يَلْهَثْ ذلِكَ (يَلْهَذّلِكَ).
    7ـ مدغم «باء» مدغم فيه «ميم»، مانند: اِرْكَبْ مَعَنا (اِرْكَمَّعَنا).
    در مورد اوّل بايد دقّت شود كه حالت درشتي و پُري حرف طاء باقي ماند.[1]
    در مورد ششم و هفتم بدون ادغام نيز خوانده مي‌شوند و بجز دو مثال ذكر شده، نمونة ديگري در قرآن وجود ندارد.[2]

    3ـ ادغام متقابلين: در حروفي جريان دارد كه يا مخرجشان نزديك بهم باشد و يا در بيشتر صفات متحد باشند، رعايت آنها تنها در دو مورد لازم است و در ساير موارد «حَفْص» ادغام نكرده است.
    لام ساكنه در حرف راء، مانند:
    قُلْ رَبِّ (قُرَّبِّ) ـ بَلْ رَبُّكُمْ (بَرَّبُّكُمْ)
    قاف ساكنه در حرف كاف، كه در قرآن فقط يك مورد و در كلمة (اَلَمْ نَخْلُقْكُمْ) پيش آمده و آن را (اَلَمْ نَحْلُكُّمْ) مي‌خوانيم.[3]
    نحوة علامت‌گذاري حروفي كه در هم ادغام شده
    در كتابت بعضي از قرآنها، مواردي كه بايد حرف مدغم، كاملاً در حرف دوم ادغام شود و هيچ اثري از آن در كلام باقي نماند (ادغام كامل) براي راهنمايي قاري قرآن، حرف مدغم را كه در اصل ساكن است بدون علامت سكون و حرف مدغم فيه را با علامت تشديد مشخّص كرده‌اند، به اين نحو:
    قُلْ لَهُمْ (قُل لَّهُمْ) ـ قالَتْ طآئِفَةٌ (قالَت طّآئِفَةٌ)
    اِذْ ظَلَمُوا (اِذ ظَّلَمُوا) ـ قُلْ رَبِّ (قُل رَّبِّ)
    و در مواردي كه صفتي از صفات مدغم باقي بماند و مدغم به طور كلّي از ميان نرود (ادغام ناقص) براي راهنمايي قاري، حرف مدغم را بدون علامت سكون و حرف مدغم فيه را نيز بدون علامت تشديد مشخّص كرده‌اند، به اين نحو:

    تمرين
    :
    رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ ـ اَقُلْ لَكُمْ ـ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ ـ يُدْرِكْكُمْ ـ ‌فَاضْرِبْ بِهِ ـ يَلْهَثْ ذلِكَ ـ قَدْتَبَيَّنَ ـ اِرْكَبْ مَعَنا ـ يُوَجِّهْهُ ـ عَبَدْتُمْ ـ قالَتْ طآئِفُةٌ ـ بَسَطْتَ ـ اُجيبَتْ دَعْوَتُكُما ـ فَرَّطْتُمْ ـ بَلْ رَبُّكُمْ ـ اَلَمْ نَخْلُقْكُمْ ـ اَحَطْتُ ـ اِذْ ظَلَمْتُمْ ـ فَرَّطْتُ ـ اّثْقَلَتْ ـ دَعَوَا اللهَ ـ وَدَّتْ طآئِفَةٌُ ـ لَقَدْ تابَ ـ قُلْ رَبِّ ـ اِذْ ظَلَمُوا
    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . توضيح بيشتر آن خواهد آمد.
    [2] . سورة اعراف، آيه 176 و سورة هود آيه 42.
    [3] . سورة مرسلات، آيه 20.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  4. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض نون ساكن و تنوین

    نون ساكن و تنوین

    تنوين و نون ساكنه، حُكمش بدان اي هوشيار كز حكم آن زينت بود اندر كلام كردگار
    در «يرملون» ادغام كن، در «حرف حلق» اظهار كن در نزد «باء» قلب به ميم، «مابقي» اِخفا بيار
    نون ساكنه و تنوين در مجاورت بيست و هشت حرف زبان عرب، چهار حكم پيدا مي‌كند كه عبارتند از:
    اظهار، ادغام، اقلاب، اخفاء

    اظهار
    : يعني آشكار نمودن. اگر نون ساكنه و تنوين به حروف حلقي برسد، به طور عادي و واضح تلفّظ مي‌شود
    و نبايد روي آن مكث نمود.
    حرف حلقي شش بود اي با وفا همزه، هاء و عين و حاء و غين و خاء
    مانند:
    (همزه): يَنْاَوْنَ مَنْ امَنَ رَسُولٌ اَمينٌ
    (هاء): مِنْهُمْ اِنْ هُوَ قَوْمٍ هادٍ
    (عين): اََنْعَمْتَ مِنْ عِلْمٍ سَميعٌ عَليمٌ
    (حاء): وَانْحَرْ مِنْ حَكيمٍ عَليماً حَليماً
    (غين): فَسَيُنْغِضُونَ يِكُنْ غَنِيَّاً اِلهٍ غَيْرِهِ
    (خاء): وَالْمُنْخَنِقَةُ مِنْ خَيْرٍ قَوْمٌ خَصِمُونَ

    ادغام
    : نون ساكنه و تنوين در شش حرف (يرملون) ادغام مي‌شود و اين ادغام در دو حرف (راء و لام)،
    بدون غُنّه و در چهار حرف بقيّه (يَنْمُو) با غُنّه است.
    غُنّه: صوتي است كه از خيشوم (فضاي بيني) خارج مي‌شود.
    دو حرف «ميم» و «نون» داراي اين حالت هستند، به ويژه چنانچه مشدّد باشند و نيز در هنگام ادغام
    با غُنّه و اخفاءِ اين دو حرف، غُنّه به ميزان دو حركت ادامه دارد، مانند:
    (راء): مَنْ رَحِمَ غَفُورٌ رَحيمٌ
    (لام): مِنْ لَدُنْ رِزْقاً لَكُمْ
    (ميم): مَنْ مَعِيَ فَتْحاً مُبيناً
    (نون): اِنْ نَشَاْ حِطَّةٌ نَغْفِرْ
    (واو): مِنْ وَلَدٍ اُمَّةً واحِدَةً
    (ياء): مَنْ يَقُولُ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ
    يادسپاري:
    در كلمات (قِنْوان ـ صِنْوان ـ دُنْيا ـ بُنْيان) به سبب آن كه نون ساكنه و حروف يرملون (واو، ياء) در يك كلمه قرار گرفته‌اند، ادغام انجام نمي‌شود.
    تمرين:
    في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ ـ كُلُّ اَمْرٍ حَكيمٍ ـ رُحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ يَرَوْا في شَكِّ يَلْعَبُونَ ـ عَذابٌ اَليمٌ ـ بَشيراً وَ نَذيراً فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ ـ وَلكِنْ لا ـ مِنْ نَصيرٍ فَقالُوا اَبَشَراً مِنّا واحِداً نَتَّبِعْهُ اِنّا اِذاً لَفي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ

    نحوة علامت‌گذاري موارد فوق در قرآنها

    در بعضي از قرآنها براي راهنمايي قاري قرآن، نون ساكن را بدون علامت سكون و علامت تنوين را به طور نامساوي روي هم قرار داده‌اند (ــًـٍـٌـ) و روي چهار حرف (ر، ل، م، ن) كه ادغام به صورت كامل در آنها انجام گرفته علامت تشديد ولي دو حرف (و، ي) را كه ادغام به صورت ناقص[1] در آن دو انجام مي‌گيرد بدون علامت تشديد نوشته‌اند، مانند:
    مَن رَّحِمَ ـ رِزْقاً لَّكُمْ ـ مَن مَّعِيَ ـ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ ـ مِن وَلَدٍ اُمَّةً واحِدَةٌ ـ مَن يَقُولُ ـ يَوْمِئذٍ يَصَّدَّعُونَ ـ وَاِن يَرَوْ

    اقلاب يا قلب
    در اين جا مراد تبديل نون ساكنه و تنوين به حرف «ميم ساكنه» است و آن هم در صورتي است كه نون ساكنه و تنوين پيش از حرف «باء» واقع گردند با توجّه به اين نكته كه ميم ساكنة ايجاد شده در نزد باء «اخفاء» مي‌شود كه با غُنّه همراه است، مانند:
    اَنْبِئْهُمْ ـ سَميعاً بَصيراً ـ مِنْ بَعْدِهِمْ ـ واقعٌ بِهِمْ
    تمرين
    حِكْمَةٌ بالِغَةٌ ـ مُنْبَثّاً ـ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ـ فَانْبَجَسَتْ ـ اَمَداً بَعيداً مِنْ بَعدِهِمِ ـ مَشّآءٍ بِنَميمٍ ـ اَنْ بُورِكَ ـ سَميعٌ بَصيرٌ ـ فَانْبِذْ مِنْ بُطُونِ ـ بَصيرٌ بِالْعِبادٍ ـ مِنْ بَقْلِها ـ مَنْ بَعَثْنا ـ يَنْبَغي

    نحوة علامت‌گذاري مورد فوق در قرآنها
    در بعضي از قرآنها براي راهنمايي قاري قرآن، نون ساكن را بدون علامت سكون و در عوض ميم كوچكي روي آن قرار داده‌اند و در مورد تنوين (كه علامت آن تكرار شكل حركت مي‌باشد) يك شكل آن را كه نمايندة نون ساكن است حذف، و در عوض ميم كوچكي در كنار شكل باقيمانده قرار داده‌اند، مانند:
    اَنْبِئْهُمْ ـ سَميعاً بَصيراً ـ مِنْ بَعْدِهِمْ ـ واقعٌ بِهِمْ

    اخفاء: به معناي «پوشاندن» حالتي است كه ميان اظهار و ادغام همراه با غُنّه به نحوي كه تشديد ايجاد نشود.
    نون ساكنه و تنوين در نزد پانزده حرف باقيمانده «اخفاء» مي‌شوند.
    در هنگام شروع اخفاء، زبان بدون اين كه به محلّ اداي نون برسد، حرف بعدي به محلّ تلفّظ خود نزديك شده، در اين حال، صورت به صورت غُنّه دو حركت ادامه پيدا كرده و آن گاه حرف ما بقي به سهولت و آساني تلفّظ مي‌گردد.
    لازم به يادسپاري است كه كيفيّت اخفاء بستگي به نوع حرف مابقي دارد بدين معني كه اگر حرف ما بقي از حروف استعلاء باشد، اخفاء نون ساكنه و تنوين درشت و پُر حجم و چنانچه از حروف استفال باشد، اخفاء‌ رقيق و نازك است.
    از مطالب فوق روشن مي‌شود كه اخفاء نون ساكنه و تنوين در نزد هر يك از اين حروف با ديگري تفاوت دارد و چه بسا فردي اخفاء در نزد حرفي را صحيح انجام دهد ولي در نزد حرف ديگر نتواند به خوبي اخفاء نمايد، بنابراين بايد تمامي موارد حروف پانزده گانه تمرين شود.
    (ت): اَنْتُمْ مَنْ تابَ جَنّاتٍ تَجْري
    (ث): وَالْاُنْثي اَنْ ثَبَّتْناكَ خَيْرٌ ثَواباً
    (ج): اَنْجَيْتَنا اِنْ جَعَلَ خَلْقٍ جِديدٍ
    (د): اَنْجَيْتَنا اِنْ جَعَلَ كَاْساً دِهاقاً
    (ذ): فَاَنْذَرْتُكُمْ مِنْ ذَهَبٍ في يَوْمٍ ذي مَسْغَبَةٍ
    (ز): اَنْزَلَ فَاِنْ زَلَلتُمْ نَفْساً زَكِيَّةً
    (س): فَاَنْسيهُمْ وَلَئِنْ سَاَلْتَهُمْ فَوْجٌ سَاَلَهُمْ
    (ش): يَنْشُرْ اِنْ شآءَ رُكْنٍ شديدٍ
    (ص): فَانْصُرْنا وَلَمَنْ صَبَرَ قَوْماً صالِحينَ
    (ض): مَنْضُورٍ مَنْ ضَلَّ عَذاباً ضِعْفاً
    (ط): قِنْطاراً اِنْ طَلَّقَكُنَّ كَلِمَةٍ طَيِّبَةٍ
    (ظ): يَنْظُرُونَ مِنْ ظَهيرٍ قَوْمٍ ظَلَمُوا
    (ف): اَنْفُسَهُمْ كُنْ فَيَكُونُ خالِداً فيها
    (ق): تَنْقِمُونَ مِنْ قَبْلُ سَميعٌ قَريبٌ
    (ك): اَلْمُنْكَرِ مَنْ كانَ عُلُوّاً كَبيراً

    نحوة علامت‌گذاري مورد فوق در قرآن ها
    در بعضي از قرآنها براي راهنمايي قاري قرآن، همانند مورد «ادغام ناقص» علامت‌گذاري شده، بدين ترتيب كه علامت سكون، روي نون ساكن گذاشته نشده و علامت تنوين را به طور نامساوي روي هم قرار داده‌اند و حرف بعدي را بدون علامت تشديد نوشته‌اند، مانند:
    ما كُنتُمْ بِهِ ـ مِن سُندُسٍ ـ مُنظَرينَ ـ وَانشَقَّ ـ اَنذَرَهُمْ مِن صَلْصالٍ كَالْفَخّارِ ـ خالِداً فيها ـ قَوْمٍ ظَلَمُوا
    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . با اين كه نون ساكنه و تنوين در «واو، ياء» ادغام شده ولي غُنّة نون از ميان نرفته و واو و ياء‌مشدّد، ذاتاً بدون غُنّه مي‌باشند، مانند: اَوَّلْ ـ حَيٌّ.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  5. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض علم قرائات، علم تجوید و رابطه آنها

    علم قرائات، علم تجوید و رابطه آنها

    در بررسی مسائل و موضوعات مربوط به ضوابط قرائت و تلاوت قرآن كریم با دو علم مواجه هستیم: علم قراآت و علم تجوید. یكی متكفل كیفیت اداء كلمات قرآن و اختلاف آنهاست و دیگری عهده‌دار صحت اداء آن الفاظ (یعنی حروف كلمات) از نظر رعایت مخارج و صفات می‌باشد. امّا گاهی ملاحظه می‌شود كه موضوعات این دو علم با یكدیگر تداخل می‌كند، از این رو لازم است فرق بین دو علم مذكور، برای قاریان به صورت آشكار تبیین شود كه آیا علم قراآت و علم تجوید از نظر تعریف یا موضوع یكی هستند یا خیر؟ اگر یكی نیستند، نقاط اشتراك و افتراق آنها كدام است؟
    بدین منظور ابتدا توجه خوانندگان محترم را به تعریف «علم قراآت» از دیدگاه بعضی از بزرگان این علم جلب می‌كنیم.
    تعریف علم قراآت
    حافظ ابوالخیر محمد بن محمد دمشقی مشهور به «ابن جزری» از پیشوایان بزرگ علم قراءت در این مورد چنین می‌نویسد: علم قراآت، علم به كیفیت ادای كلمات قرآن و اختلاف كیفیت ادای آنهاست، در حالی كه آن اختلاف به ناقل و راوی آن نسبت داده می‌شود.
    بنابراین در علم قراآت، بحث و بررسی درباره كیفیت ادای كلمات قرآن و به تعبیر دیگر بحث در صورتهای لفظی كلمات و الفاظ قرآن است.
    كما این كه «زَرْكَشی» از عالمان علوم قرآنی می‌گوید:
    «قراآت عبارت از اختلاف الفاظ وحی در حروف و كیفیت آنها، از نظر تخفیف و تشدید و غیر اینهاست».[1]
    بر این اساس در علم قراآت، بحث از الفاظ و صورتهای مختلف تلفظ آن است، بدین معنا كه به وسیله علم، صورتها و وجوه گوناگون تلفظ بعضی از الفاظ قرآن را ـ كه در نحوه ادا و تلفظ آن بین قرّاء مختلف، اختلاف نظر وجود دارد ـ به دست می‌آوریم.
    قاری و یا مربی و استاد قرآن، در صورت تمایل، می‌تواند مبانی و نحوه قراءت هفت قاری مشهور «قرّاء سَبْعَه» را فراگیرد.
    قواعد و ضوابط علم قراآت
    دانشمندان علم قراآت برای بازشناسی قراءتها و تفكیك آنها از یكدیگر و پیدا كردن نقاط اشتراك و افتراق آنها، دو دسته قاعده وضع كرده‌اند: الف. اصول «اُصولُ القاری» ب. فروع (فَرْشُ الحُروف).
    الف. اصول: جمع اصل، و آن عبارت از قاعده‌ای كلی است كه از قواعد جزیی زیر مجموعه خود استنتاج شده و بر آن جزئیات منطبق است. با توجه به این تعریف، قواعد كلّی قراءت هر یك از قرّاء سبعه را اصول آن قاری نامیده‌اند، چرا كه تحت ضابطه‌ای مشخص به صورت قواعدی كلی در آمده است.
    به عنوان مثال، قاعده «نقل و حذف» در قراءت نافع به روایت ورش یكی از اصول قراءت وی می‌باشد و قاعده «اِشْمامِ خَلْطِ حرف به حرف» نیز اصلی از اصول قراءت حمزه و... است.
    ب. فروع (فرش الحروف): در اصطلاح علم قراآت، به فروع، «فرش الحروف» هم اطلاق می‌شود. فرش به معنای نشر و بسط است و كلمه حروف، جمع «حرف» بوده و در این جا معنای قراءت می‌دهد، پس وقتی گفته می شود: «حرفُ عاصم، حرفُ حمزه، حرفُ نافع» در اصطلاح یعنی قراءت عاصم، قراءت حمزه و... .[2]
    مراد از فروع یا فرش الحروف، احكام و قواعد خاصی است كه موارد آن در قراءت هر قاری به صورت كلی جاری نیست بلكه اختصاص به موارد جزیی و استثنایی دارد. به عبارت دیگر در قرآن كریم كلماتی وجود دارد كه علاوه بر پراكنده بودن در سوره‌های مختلف قرآن، تلفظ آنها تحت قاعده‌ای معین و مشخص در نمی‌آید.
    علم تجوید وموضوع آن
    تعریف: تجوید مصدر باب تفعیل و از ابواب ثلاثی مزید است. ماضی و مضارع آن «جَوَّدَ ـ یُجَوِّدُ» و اسم آن «الجَوْدَه» و در علم قراءت یعنی: «نیكو ادا كردن».[3]
    شیخ زكریا انصاری از بزرگان علم تجوید، در معنای اصطلاحی تجوید چنین نوشته است:
    «تجوید در لغت به معنای تحسین ونیكو گردانیدن است و در اصطلاح عبارت است از تلاوت قرآن و اعطای حق هر حرف از نظر مخرج و صفت.»[4]
    «ملّا علی بن سلطان قاری» در «المنح الفكریه» می‌گوید:[5]
    تجوید یعنی: ادای حرف از مخرج خود، همراه با اعطای حق و مستحق آن حرف.
    حق حرف، به صفاتی گفته می‌شود كه لازمه آن حرف باشد. همچون صفات و ویژگی‌هایی كه هر یك از حروف به تنهایی و بدون تركیب در كلمه پیدا می‌كنند؛ مانند: شدّت، رخوت، اطباق، انفتاح، جهر، همس، صفیر و... .
    مستحق حرف، به احكامی گفته می‌شود كه از پیوستن حرف یا حروفی در تركیب با حروف و یا حركات دیگر به دست می‌آید مثل تفخیم، ترقیق، مدّ، ادغام، اخفاء و... .
    با ارائه تعاریف فوق، متوقف بودن تجوید بر چهار امر آشكار می‌شود:[6]
    1. شناخت مخارج حروف؛
    2. شناخت صفات حروف؛
    3. شناخت احكامی كه به علت تركیب، بر حروف عارض می‌شود؛
    4. تمرین دادن دستگاه‌ تكلم (اندامهای صوتی) و كثرت تكرار.
    بندهای یك تا سه مربوط به تجوید نظری و بند چهارم به تجوید عملی مربوط می‌شود.
    بدین ترتیب می‌توان گفت: علم تجوید از صورت صوتی حروف هجایی قرآن بحث می‌كند.[7]
    عناوینی كه در علم تجوید مورد بحث قرار می‌گیرد از این قبیل است: مخارج حروف، صفات حروف، مد و قصر، ادغام، احكام نون ساكن و تنوین، احكام میم ساكن، تفخیم و ترقیق، طرق وقف و... .
    اشتراك و افتراق علم قراآت و تجوید
    با مباحثی كه پیرامون علم قراآت و تعریف علم تجوید مطرح شد این نتایج به دست می‌آید:
    1. علم قراآت و تجوید در بعضی از موضوعاتی كه به اصول قراءتی قاریان قرآن «قرّاء سبعه» مربوط است اشتراك موضوع دارند از قبیل: احكام نون ساكن و تنوین،‌وقف، ادغام، مد.
    2. مباحث «فرش الحروف» یا «فروع قراءتی» به طور انحصاری به علم قراآت مربوط است.
    3. بحث «مخارج و صفات حروف» در قلمرو علم تجوید می‌باشد.
    از این رو آن مقدار از فرش الحروف كه از باب ضرورت در علم تجوید بحث می‌شود به علم قراآت مربوط است؛ بدین معنی كه ما وقتی علم تجوید را فرا می‌گیریم با توجه به این كه قراءت رایج در كشور ما قراءت عاصم به روایت حفص است. ناگزیریم فرش الحروف یا فروعات قراءتی عاصم به روایت حفص را هم فرا گیریم تا بتوانیم قرآن را به طور صحیح و مطابق قراءت مذكور بخوانیم.
    مباحث ارایه شده به ما می‌گوید: تجوید علمی است كه در دوره‌های بعد، از علم قراآت مشتق گردیده، در حالی كه در آن اكتفا به بررسی احكام اصوات شده است. و آن احكامی است كه در مخارج حروف و صفات آن مجسم است، و به عبارت دیگر علم قراآت اعم از تجوید است.
    بنابراین می‌توان فرق بین علم قراآت و تجوید را در یك جمله كوتاه چنین گفت: علم قراءت مربوط به «الفاظ و كلمات» است و علم تجوید در مورد «ادای حروف» بحث می‌كند.[8]
    فراگیری هر علمی وقتی سودمند است كه به مرحله كاربرد و بازدهی برسد، بدین سبب اگر علمی به مرحله كاربرد نرسید منفعت چندانی بر آن مترتّب نیست، بلكه صرف افزودن محفوظات در خانه ذهن است. كاربرد هر علمی در زمینه و محور خاص آن علم است، آموزنده منطق با فراگیری آن علم، روش برهان و استدلال را فراگرفته و فكرش از خطا مصون می‌ماند. كسی كه ادبیات عرب را فراگیرد، تبلور آن در صحیح خواندن متون عربی است. یا فردی كه طالب آموختن علم اخلاق است، اگر دستورات اخلاقی را در زندگی خود به كار نبندد از آموختن آن علم طرفی نبسته است،‌ زیرا تبلور علم اخلاق در بكار بستن آن است. در یك كلام، هر علمی شامل دو بخش و دو مرحله است: آموزش قواعد و تئوریها و به كارگیری.
    علم تجویدهم از این مقوله خارج نیست، آموزش تجوید شامل دو بخش است: آموزش قواعد و دستورات، بكارگیری آنها.
    این دو مرحله از فراگیری علم تجوید را می‌توان چنین نام گذاری كرد: آموزش قواعد و دستورات تجویدی و آموزش تجوید عملی.
    آموزش قواعد تجوید
    تجوید نظری: منظور از تجوید نظری، قواعد و ضوابطی است كه دانشمندان این علم برای صحیح خواندن قرآن وضع نموده‌اند، مانند: شناخت دندانها، مخارج و صفات حروف، شناخت ادغامها، تعریف مد و قصر اقسام آن، و... كه هر قاری قرآن در مرحله اول آموزش، باید این قواعد را به فراخور حال فراگیرد.
    آموزش تجوید عملی: و آن عبارت است از روش اصلاح قراءت و اتقان آن كه با اعطای حق هر حرفی از حیث مخرج و صفات آن حاصل می‌شود.
    برای وصول به چنین قراءتی، قاری قرآن باید حروف را از مخارج مخصوص آن ادا نماید تا از حروف متقاربش بازشناخته شود و با رعایت دقیق صفات، از حروف متجانس آن نیز متمایز گردد.
    هر گاه قاری قرآن توانست هر یك از حروف را با توجه به مخارج و صفاتش (به طور جداگانه) آن گونه كه صحیح است ادا نماید، از آن پس نوبت ادای حروف در حالت تركیبی آن (قرار گرفتن حروف در كنار یكدیگر در كلمات) می‌رسد. چه بسا افرادی حروف را به صورت منفرد از نظر مخارج و صفات، صحیح ادا كنند ولی به هنگام قرار گرفتن همان حروف در كنار یكدیگر از تلفظ صحیح آنها عاجز باشند. به طور مثال: قادر به ادای صحیح حرفی كه در كنار یكی از حروف متجانس یا متقارب خود قرار گیرد نیستند. یا از تلفظ درست حروف قوی در كنار حروف ضعیف، یا حروف مفخم در كنار حروف مرقّق عاجزند؛ زیرا همیشه حروف قوی بر ضعیف و حروف مفخّم بر مرقّق غلبه دارند. از اینجاست كه اگر قاری در این كار ریاضت و تمرین زیاد نكرده باشد نمی‌تواند حروف را در چنین كلماتی به صورت صحیح و متمایز از یكدیگر ادا نماید.
    قاریان ماهر قرآن كریم كسانی هستند كه اولاً: آشنا به ضوابط تجوید باشند، ثانیاً: در بكارگیری آنها هنگام قراءت، در نهایت اتقان، زیبایی و صحّت، اقدام نمایند.[9]

    [1] . «القراآتُ، اِختلافُ الفاظِ الوَحیِ فی الحُروفِ و كیفیّتِها من تَخفیفٍ و تشدیدٍ و غیرها».
    [2] . الوافی فی شرح الشاطبیه فی القراآت السّبع، عبدالفتاح قاضی، مكتبه‌ الدّار، مدینه منوره، 1404 هـ .ق.
    [3] . النّشر فی القراآت العشر، ج 1، ص 210.
    [4] . القراآت القرآنیه، ص 126.
    [5] . پژوهشی در قرآن و فنون قراءت، حاج اسماعیلی، ص 82، صندوق ابو تراب ـ علیه السّلام ـ، اصفهان، چاپ اول.
    [6] . القراآت القرآنیه، ص 127.
    [7] . القراآت القرآنیه، ص 127.
    [8] . القراآت القرآنیه، ص 127.
    [9] . النشر فی القراآت العشر، ج 1، ص 214 ـ 215.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  6. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تفاوت تجوید با قرائت

    تفاوت تجوید با قرائت

    كسی كه قواعد قراءات سبعه را فراگرفته و می‎خواهد قرآن را تلاوت نماید آیا مخارج حروف را باید در هر یك از قرائت‎های هفتگانه و یا دهگانه و... به طور یكسان رعایت كند یا مخارج حروف هم طبق قراءات اختلافی است؟ آیا ادغام یرملون را در دیگر قرائت‎ها هم باید عمل نماید یا اینكه ادغام یرملون مخصوص قرائت عاصم است؟ و قواعد دیگر همچنین. و خلاصه قاری قرآن چه مواردی را باید در همه قرائت‎ها رعایت كند و چه مواردی را باید با اختلاف، تلاوت نماید؟ با تعریف و تشریح جداگانه قرائت و تجوید، تفاوت‎شان و همچنین جواب سؤالات حاصل می‎شود. برای بیان مطلب، مقدمتاً باید بگوییم كه قرائت بر دو نوع است: 1. قرائت بالمعنی الأعم. 2. قرائت بالمعنی الأخص. منظور از «قرات بالمعنی الأعم»، همان است كه در عرف جامعه قاریان، مقصود می‎شود كه مترادف معنای «تلاوت» است؛ یعنی خواندن قرآن، حال به صورت ترتیل یا تحقیق و یا غیره باشد. و منظور از «قرائت بالمعنی الأخص» آن است كه در كتب تخصصی علوم قرآنی از آن بحث می‎شود كه منسوب به یكی از قرّاء سبعه یا عشر و یا... می‎باشد. به بیان واضح‎تر: وقتی می‎گوییم ابن كثیر آیه چهارم از سوره فاتحه را «مَلِكِ یوم الدّین» قرائت نموده،[1] منظور این است كه قرائت ابن كثیر در این آیه چنین است. یا وقتی كه می‎گوییم «عاصم» همین آیه را «مالِكِ یوم الدّین» قرائت نموده،[2] منظور همان «قرائت» عاصم است، به بیان دیگر مصادیق واقعیِ «روایت حفص از عاصم» قرائت بالمعنی الأخص است و یا منظور از بالمعنی الأخص، هر یك ار قرائت مختص قرّاء سبعه را گویند كه مخصوص آن قاری می‎باشد. و امّا معنای تجوید: سرالبیان می‎نویسد: «تجوید، مصدر باب تفعیل، در لغت به معنای نیكوكردن و در اصطلاح، علمی است كه در آن از شناسائی مخارج و صفات حروف تهجی و محل وقت و وصل و قواعد و دستورها قرائت قرآن مجید و نیكو خواندن آن بحث می‎شود».[3] و حلیه القرآن با بیان واضح‎تر می‎گوید: «تجوید، در لغت به معنای تحسین، تكمیل، نیكو گردانیدن آمده است. بدیهی است آیات الهی با رعایت قواعد ویژه‎ای كه ان شاء الله فرا خواهیم گرفت، زیباتر، نیكوتر و تكمیل‎تر، تلاوت خواهد شد و لذا این قواعد را تجویدِ قرآن نامیده‎اند». «تجوید» در اصطلاحِ قرائت عبارت است از: ادای حرف از مخرجش همراه با اعطای «حق و مستحق» آن حرف. «حقّ حرف»: عبارت است از صفات لازمه آن حرف، منظور از صفات لازمه حرف،‌حالاتی است كه حرف در حالت «انفراد» و بدون تركیب داراست؛ مانند استعلا، استفال، جهر،‌همس، شدّت و... «مستحق حرف»: عبارت است از: احكامی كه از صفاتِ لازمه آن حرف ناشی می‎شود. منظور از احكام، حالاتی است كه برای حرف در «تركیب» با حروف دیگر و حركات مختلفه پیش می‎آید. مانند: تفخیم و ترقیق، ادغام و اظهار و...[4] با دقت و تأمّل در معنای لغوی تجوید با دو تعریف مذكور كه شد به این نتیجه می‎رسیم كه «تجوید» صرفاً جهت «راحتی» و «نیكویی» در تلفظ و ادا نمودن كلمات عربی می‎باشد[5] و با تعمّق در معنای اصطلاحیِ تجوید و مقایسه آن با معنای لغوی، نتیجه حاصل می‎شود كه «مخارج حروف، صفات حروف و احكامی كه در رهگذر تركیب حروف و كلمات پدید می‎آید مثل: احكام نون ساكنه و تنوین، وقف، ادغام و...» جزو مسائل قرائت ـ قرائتی كه منظور از آن مثلاً روایت حفص از عاصم باشد ـ نیست. خوانندگان محترم تحقیقاً اینجا گمان خواهند نمود كه منظور ما این است كه كتب تجوید كه نوشته شده بر مبنای روایت حفص از عاصم نیست؛ چرا كه در تمامی كتب تجویدی فقط از همین مسائل (صفات حروف، تفخیم و ترقیق، ادغام و...) به عنوان روایت حفص از عاصم بحث شده كه ما این‎ها را جزو تجوید به حساب آوردیم و تجوید را هم جدای از قرائت دانستیم! در پاسخ گوییم: منظور ما این نیست كه تمامی مباحث مربوط به ادغام جزو تجوید است نه قرائت بلكه می‎گوییم مباحثی كه شامل تعریف تجوید می‎شود جزو تجوید است و تجوید هم جدای از قرائت می‎باشد، چه بسا كه در یكی از ائمه قرائت در باب ادغام، نظر خاصی داشته باشد، مثل عاصم كه در باب ادغام، نظر مستقلی دارد، همچنین در باب مد و نیز در باب تفخیم و ترقیق و سایر قرّاء نیز همینطور. منظور اینكه: این مسائل مورد نظر ما نیست و ما اینها را جزو تجوید به حساب نمی‎آوریم اگر چه در باب ادغام و وقف یا تفخیم و ترقیق ـ كه از ابواب تجویدند ـ بیان شده باشند بلكه ما این نظریاتِ خاصِّ هر یك از ائمه قرّاء را جزو اصول قرائی به حساب آورده و به آنها هم عنوان قرائت ـ بالمعنی الأخص ـ را اطلاق می‎نماییم. به نظر ما تجوید مختصّ به قرآن نیست بلكه در كلیه كلمات عربی جاری می‎شود، ولی قرائت و شیوه تلفظ آن مختص به كلمات قرآن است و مثلاً یك عرب زبان وقتی می‎خواهد دعا بخواند و به طور مثال به كمله «اللهمّ كُنْ لِوَلیّك» می‎رسد، خواهی نخواهی نون ساكن را در لام ادغام می‎دهد، در حالی كه كلمه فوق، اصلاً كلمه قرآنی نیست و به قرآن مربوط نمی‎شود، لذا تجوید را نباید جزو اصول مختصّه قرآن بشماریم، بلكه از آن جهت كه قرآن به زبان عربی می‎باشد و زبان عربی هم این خصوصیت و قاعده رادارد كه مثلاً اگر نون ساكن یا تنوین به یكی از حروف «ی، ر، م، ل، و، ن» برسد باید در آن‎ها ادغام شود، به همین جهت است كه می‎گوییم قاری، هم اگر بخواهد قرآن را با قرائت «حمزه» بخواند باید تجوید (ادغام، اظهار، اخفاء، قلب، صفات حروف، مخارج حروف، وقف و...) را رعایت بكند و هم اگر بخواهد به قرائت «عاصم» بخواند. به بیان دیگر: تجوید مختص قرائت عاصم نیست بلكه برای قرائت قرآن به هر قرائتی (چه عاصم و چه نافع و چه غیره) باید موارد تجویدی رعایت شود و قرائت عاصم فقط مختص آن كلماتی است كه در شیوه تلفظِ آن كلمه، عاصم با سایر قرّاء اختلاف دارد (حال این اختلاف چه در اصول قرائت باشد و چه در فروع (فرش الحروف) قرائت). برای نمونه، عاصم در سوره اخلاص، آیه چهارم را بدین صورت قرائت كرده «كُفُواً أَحد»[6] (با همزه).[7] (طبق قرآنهای فعلی كه بر اساس روایت حفض از قرائت عاصم نوشته می‌شود) ولی ابن كثیر همین آیه را بدین صورت قرائت نموده است «كفوءاً احدا» (با همزه) منظور ما از قرائت عاصم در این آیه، شیوه تلفظ كلمه «كفواً» است و در هر آیه دیگری هم كه اختلاف قرائتی باشد. «قرائت»، در متن كلمات قرآن است از حیث تلفظ، ولی «تجوید» موضوعی است كه بعداً عارض بر كلمات قرآن شده، بخاطر عربی بودن قرآن. ضمناً متذكّر می‎شویم كه هر كدام از ائمه قراءات، دارای نشانه‎ها و رموز مختصّ به خود هستند كه این علامات در حاشیه بعضی از قرآن‎ها برای ذكر اختلافِ قرائتِ آیات آمده است. برای اینكه زمان پیدایش و اتمام قرائت‎های هفتگانه بهتر مشخص گردد آنها را با عصر امامت ائمه شیعه ـ علیهم السّلام ـ تطبیق می‎دهیم: اولین فرد از قرّاء سبعه بنا بر تقدم زمانی، «ابن عامر دمشقی» می‎باشد كه در سنه نهم هجری متولد شده و گفتیم كه اختلاف در قرائت بعد از دوران امامت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ به وجود آمد، پس باید گفت قراءات قرآنی تقریباً در دوران امامت امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ جلوه‎گر شد و تا دوران حضرت امام موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ ادامه داشت و در بین پنجاه نوع قرائتِ به وجود آمده، فقط هفت قرائت مورد تأیید ائمه از جمله امام صادق ـ علیه السّلام ـ بوده است. از میان قرّاء سبعه پنج نفر اصالتاً ایرانی هستند و دو نفر عرب بوده‎اند و همچنین پنج نفر از بزرگان قراء سبعه (عاصم، نافع، حمزه، كسائی و ابوعمرو) از مذهب تشیّع بوده‎اند و دو نفر بقیّه «ابن عامر و ابن كثیر) از اهل تسنّن می‎باشند.


    [1] . التیسیر فی القراءات السبع، ابو عمرو عثمان بن سعید الدانی الاموی، ص 18. [2] . همان مدرك. [3] . سرالبیان، حسن بیگلری، ص 144. [4] . حلیه‌القرآن، سید محسن موسوی، ص 26. [5] . همان گونه كه در تعریف آن این دو قید آورده شده بود. [6] . التیسیر، ابوعمرو، ص 226. [7] . همان مدرك.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  7. Top | #7
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض قرائت و تجوید از منظر فقها

    قرائت و تجوید از منظر فقها

    قبل از ارایه دیدگاه‌ فقهای شیعه در باب رعایت قواعد علم تجوید در نماز لازم است راجع به معنای واژه ترتیل ـ كه در ارتباط تنگاتنگ با این مبحث است ـ باختصار سخن بگوییم.
    خداوند در قرآن كریم، به رسول گرامی خود می‌فرماید: «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً»، لغت شناسان، مفسران و فقهای بزرگوار در معنای این آیه و كلمه ترتیل، مباحث گسترده‌ای را مطرح كرده‌اند كه ما به مقدار ضرورت، مسأله را تبیین می‌كنیم.
    معنای ترتیل: جوهری در صحاح خود می‌نویسد: «ترتیل در قراءات به معنای آهسته و آشكار قراءت كردن و تبیین حروف و كلمات بدون تجاوز از حدّ آن است.»[1]
    مجاهد می‌گوید: «ترتیل عبارت است از با تأنی خواندن و ظاهر كردن حروف و كلمات در حین قراءت».[2]
    شخصی به نام عبدالله بن سلیمان از امام صادق ـ علیه السّلام ـ در معنای آیه « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً» می‌پرسد، امام از قول امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ نقل می‌كند كه:
    «بیِّنْهُ تِبیاناً، وَ لا تَهُذَّهُ هَذَّ الشَّعْرِ، و لا تَنْثُرْهُ نَثرَ الرَّمل، وَ لكن اِفْزَعُوا قُلُوبَكُمُ الْقاسیَهَ وَ لا یَكُنْ هَمُّ اَحَدكُمْ اخِرَ السُّورهِ»[3]
    یعنی آن را خوب بیان كن و همانند شعر آن را با شتاب مخوان، و هنگام خواندن مانند ریگ آن را پراكنده مساز، ولی دلهای سخت خود را به وسیله آن به بیم و هراس افكنید و همت شما این نباشد كه سوره را به آخر رسانید.
    در روایتی دیگر از امام علی ـ علیه السّلام ـ ، ترتیل چنین معنا شده است: «حِفظُ الوُقوفِ وَ اَداءُ الحُروفِ»،[4] یعنی حفظ محل وقفهای قرآن و تلفظ صحیح حروف.
    ترتیل از نظر مفسران و فقها
    با توجه به مضمون این حدیث و احادیث دیگر كه در معنای ترتیل آمده است، از مجموع نظرات مفسران قرآن و فقهای شیعه بر می‌آید كه ترتیل عبارت است از: آهسته و آشكار خواندن قرآن،[5] بیان واضح و صحیح حروف و اظهار آن،[6] ترك مبالغه در مخارج حروف،[7] بیان حركات و نظم حروف و حفظ محل وقفهای قرآن در حین قراءت آن.[8]
    به این ترتیب می‌توان گفت: تجوید و ترتیل مترادف یكدیگرند.
    تجوید در نماز
    در مورد این كه آیا در نماز رعایت قواعد تجویدی واجب و لازم است یا خیر، ‌و اگر لازم است چه مقداری از آن باید رعایت شود، محور بحث را نظرات فقهی حضرت امام خمینی (ره) قرار می‌دهیم و سپس به تبیین آن نظرات می‌پردازیم.
    وجوب صحت قراءت نماز: امام راحل (ره) در تحریر الوسیله، می‌فرماید:
    «واجب است كه قراءت، صحیح باشد، پس اگر عمداً، یك حرف، یا حركت، یا تشدید، یا مانند آن را اخلال كند، نمازش باطل است و كسی كه حمد یا سوره را نمی‌تواند بخوبی بخواند، ‌واجب است یاد بگیرد».[9]
    با توجه به نظر معظم له، بر هر مكلف فرض و واجب است كه نمازهای یومیه و واجب خود را صحیح بخواند و بهتر است در این مورد به افرادی كه اهل فن و خبر (استاد یا آشنا به تجوید نظری و عملی) هستند مراجعه نموده و قراءت نماز خود را به آنان عرضه نماید تا خدای ناكرده بعد از گذشت چندین سال از این تكلیف و خواندن نمازها با قرائت اشتباه و ناصحیح، مجبور به اعاده آن نباشد.
    تأكید ما بر مراجعه به استاد تجوید عملی، از این رو است كه چه بسا افرادی با مبانی علم تجوید آشنا باشند ولی در مقام عمل (تلفظ و ادا) مهارت نداشته باشند.
    معیار در صحیح بودن قراءت: در تحریر الوسیله می‌خوانیم:
    «معیار در صحت قراءت‌ این است كه حروف از مخارج خودشان ادا شوند، به طوری كه اهل این زبان (عربی) در وقت ادای آن حروف بگویند كه او فلان حرف را ادا كرد نه حرف دیگر را».[10]
    در توضیح المسائل امام (ره) مسأله شماره 1000 آمده است كه اگر... به جای حرفی حرف دیگری بگوید مثلاً به جای (ض)، (ظ) بگوید... نماز او باطل است.
    از فتاوای گذشته این نتیجه حاصل می‌شود كه فراگیری مقداری از تجوید عملی كه مربوط به نحوه ادای صحیح حروف می‌باشد لازم و واجب است. این مطلب بدان معنا نیست كه صحیح خواندن نماز در گرو گذراندن یك دوره كلاس تجوید نظری و عملی است، بلكه مقصود شناخت ادای صحیح حروف است، مثلاً حرف «ص» طوری ادا شود تا با «س» اشتباه نشود و یا «ض» با «ظ» و یا «ح» با «هـ» و یا «ط» با «ت» و....
    در ادامه مسأله 13 تحریر الوسیله آمده است:
    «و همزه وصل وقتی در اثنای قراءت قرار گیرد (كه متّصل به كلمه ماقبل می‌شود)، مثل همزه ـ ال ـ در «الرحمن الرحیم» و همزه «اهدنا» بنابر احتیاط واجب حذف شده و خوانده نشود. و همزه‌ قطع ثابت مانده و خوانده شود، مثل: همزه «انعمت».
    در اصل، مبحث شناخت همزه وصل و قطع مربوط به مباحث علم ادبیات عرب است و در علم تجوید به صورت تبعی می‌آید و شناخت موارد آن در نماز به این نیست كه مكلف، باید قواعد مربوط به شناخت آن را فراگیرد، بلكه اگر نمازگزار عادت به وصل نمودن آیات و دیگر اذكار نماز را دارد باید موارد آن را در نماز بشناسد و از یكدیگر تشخیص دهد تا به جای هم نخواند.
    در ادامه مسأله 13 تحریر آمده:
    «و در تعیین و تشخیص مخارج حروف، مراعات ریزه كاری‌های علمای تجوید لازم نیست، چه رسد به جهاتی (از ریزه كاری‌های علمای تجوید) كه به صفات حروف بر می‌گردد از قبیل «شدت» و «رخوت» و «تفخیم» و «ترقیق» و «استعلاء» و غیر اینها».
    فتوای حضرت امام (ره) ناظر به مطالبی است كه قبلاً گفته شد و آن پرهیز از پرداختن به ریزه كاری‌ها و ظرافت‌های علم تجوید برای خواندن نماز است. امّا توجه به دو نكته ضروری است:
    1. جایی كه تمایز حرفی از حرف دیگر مربوط به شناخت صفت آن حرف است، دانستن آن صفت متمایز، ضروری است، به عنوان مثال: شناخت و تمییز حرف «ص» از «س»، در درشت ادا شدن «ص» (تفخیم) و نازك ادا شدن «س» (ترقیق) است و تمییز «ذ» از «ظ» و «ط» از «ت» و بقیه موارد مشابه نیز چنین است.
    2. عدم لزوم رعایت «تدقیقات» و ریزه كاریهای تجوید از باب كفایت حداقل صحت قراءت است و گرنه افرادی از قبیل قاریان كه قادر به قراءت صحیح و زیبای نماز هستند بجاست تا نماز را هم با رعایت قواعد و ترتیل زیبا قراءت كنند؛ كه این پسندیده‌تر است.

    [1] . التّرتیلُ فی القراءهِ التّرسُّلُ فیها، وَ التّبیینُ بِغیرِ بَغْی، (تفسیر مجد البیان، محمد حسین اصفهانی، ص 187، بنیاد بعثت).
    [2] . تبیان، شیخ طوسی، ج 10، ص 162، مكتبه النّعمان، نجف، به نقل از «مجد البیان».
    [3] . اصول كافی، كلینی، مترجم، ج 4، كتاب فضل القرآن، ص 418، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، تهران.
    [4] . بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 67، ص 323، مكتبه الاسلامیه، تهران.
    [5] . تفسیر كشّاف، زمخشری، ج 4، ص 152؛ به نقل از مجد البیان، ص 187.
    [6] . تفسیر تبیان، ج 7، ص 488، به نقل از «مجد البیان»، ص 188.
    [7] . نهایه الأحكام، علامه، كتاب الصلاه، باب قراءه، علامه،‌به نقل از «مجد البیان»، ص 189.
    [8] . ذكری، شهید اول، ج 1، كتاب الصلاه، باب قراءت، الواجب الرابع، به نقل از «مجد البیان»، ص 189.
    [9] . تحریر الوسیله، ج 1، كتاب الصلوه، باب فی القراءه و الذكر، مسأله 12.
    [10] . تحریر الوسیله، امام خمینی(ره)، ج 1، كتاب الصلوه، باب فی القراءه و الذكر، مسأله 13.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  8. Top | #8
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    48.50
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,997 بار در 29,566 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض روشهای قرائت قرآن

    روشهای قرائت قرآن

    دانشمندان علم تجوید اعتقاد دارند كه خداوند در قرآن كریم مسلمانان را به رعایت قواعد تجوید دعوت نموده است؛ زیرا پروردگار خطاب به رسول گرامی خود فرمود:
    «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً»[1]؛ ای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرآن را با ترتیل و شمرده بخوان.
    امام علی ـ علیه السّلام ـ در تعریف و توضیح واژه ترتیل فرمود:
    «التّرتیلُ تَجْویدُ الحُرُوفِ وَ مَعْرِفَهُ الوُقُوفِ»[2]؛ ترتیل عبارت از نیكو ادا كردن حروف و شناخت محل وقف‌های قرآن است.[3]
    از طرفی علم تجوید نیز از كیفیت ادای صحیح حروف و هم چنین حفظ وقوف بحث می‌كند.
    نتیجه گیری از آیه: واژه «ترتیلا» در آیه بالا مصدر است و چون بعد از فعل امر آمده، دلیل بر مبالغه و تأكید بر فعل امر می‌كند. از سویی توصیه‌های نبی مكرم اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در زمینه صحیح خوانی قرآن نشان می‌دهد كه حضرتش خود، «مُجَوّد» بوده و قرآن را با لحن زیبایی می‌خوانده است، بنابراین منظور آیه دعوت امت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به قرائت قرآن به صورت ترتیل است.[4]
    معنای ترتیل: همان گونه كه در فصل دوم به اختصار بیان شد، این واژه مصدر لغت «رتل» از باب تفعیل است و در لغت به معنی «نیكو كردن صدا»[5] می‌باشد. امّا اصطلاح ترتیل در نظر عالمان تجوید عبارت است از:
    «قرائت قرآن با ادای صحیح حروف و آرامش كامل، همچنین تولید هر حرفی از مخرج مربوط به خود با رعایت صفات آن».[6]
    تعریفی كه صاحب نظران برای ترتیل كرده‌اند، از مجموعه سخنانی اخذ شده كه در قرآن و روایات معصومین ـ علیهم السّلام ـ آمده است.
    تفسیر كلمه «ترتیل» به وسیله امیر مؤمنان مبنای اصلی در تعریف ترتیل می‌باشد. آن جا كه فرمود:
    «ترتیل عبارت است از: ادای نیكوی حروف و شناخت محلّ وقفهای قرآن».
    «ابن عبّاس»، «مجاهد» و دیگران نیز كه به شرح و تعریف این واژه پرداخته‌اند، تعریف خود را از امام علی ـ علیه السّلام ـ اخذ كرده‌اند.[7]
    امام صادق ـ علیه السّلام ـ در توضیح ترتیل می‌فرماید:
    «هُوَ اَنْ تَمكُثَ وَ تُحَسّنَ بهِ صَوْتَك»[8]؛ ترتیل یعنی این كه مكث كنی و با صدای خوش قرآن بخوانی.
    روش ترتیل كدام است؟
    در زمینه روش‌های قرائت قرآن و تقسیمات آن نظرهای مختلفی ابراز شده است، برخی آن را به ترتیب: ترتیل، تدویر و حدر دانسته‌اند.[9] عده‌ای تحقیق، تدویر، ترتیل و تحدیر، و بعضی از پژوهشگران این علم در كتابهای خود، روشهای قرائت را عبارت از تحقیق، تدویر و حدر شمرده‌اند.
    در تقسیم بندی‌های یاد شده و امثال آن، قرائت ترتیل یكی از روشهای خواندن قرآن در كنار سایر روشها مطرح شده است. این دسته‌ بندیها، این پرسش را در ذهن قاریان به وجود می‌آورد كه آیا خواندن قرآن دارای روشهای خاصی است؟ اگر چنین است، مبانی تقسیم این روشها از كجا گرفته شده است؟ آیا از قرآن و سخنان معصومین یا از سلیقه‌های شخصی محققان علوم قرآنی؟
    در پاسخ باید گفت: آن چه پایه و اساس قرآنی داشته و مسلمانان به آن تشویق شده‌اند، خواندن قرآن به صورت «ترتیل» است. با توجه به تعریف امام علی ـ علیه السّلام ـ و دیگران از واژه‌ ترتیل، می‌گوییم: قرآن به هر شكلی كه خوانده شود، در صورتی كه همراه با صحّت قرائت حروف و كلمات قرآن باشد، آن را «ترتیل» گویند.
    بنابراین برای تلاوت صحیح قرآن یك روش بیشتر موجود نیست و آن «ترتیل» است. ولی این روش بر اساس هدف قاری از تلاوت قرآن، صورتهای متفاوتی به خود می‌گیرد. گاهی هدف قاری از قرائت، تعلیم و آموزش است، كه به آن قرائت «تحقیق» می‌گویند. اگر با تحسین (زیبا گردانیدن) لفظ و صدا همراه باشد، به آن «تَدویر» گفته می‌شود و زمانی كه تالی قرآن هدفش ختم قرآن و تلاوت آیات بیشتری از كلام الله مجید باشد، از روش «حدر» یا «تحدیر» سود می‌جوید.
    اقسام ترتیل
    1. «تحقیق»
    در لغت به معنی «مبالغه در انجام چیزی بدون كمی و زیادی» یا «رسیدن به حقیقت چیزی» باشد. در اصطلاح، عبارت است از: به جا آوردن حق هر حرفی از اشباع مدها، تحقیق همزه‌ها، تمام و كمال آوردن حركات، اظهار كامل حروف و تشدیدها، آوردن غنّه‌ها، تفكیك حروف از یكدیگر و در نظر گرفتن محلّ وقفهای مجاز.[10]
    كاربرد قرائت تحقیق: این قرائت برای تمرین دادن اندامهای صوتی جهت ادای حروف و قوام بخشیدن به الفاظ است. این نوع از قرائت برای نو آموزان تجوید توصیه شده است. البته چگونگی قرائت آن باید از طریق استاد آموزش داده شود.
    توصیه ابن جزری به نوآموزان تجوید و قاریانی كه به این روش قرائت می‌كنند، چنین است:
    هنگام قرائت تحقیق، نباید نوآموزان از موازین تجویدی تجاوز نموده و افراط كنند؛ به این معنا كه حروف ساكن را تحریك ننمایند، یا از حركتها، حروف تولید نشود. از تكریر بیش از اندازه حرف «راء» بپرهیزید و مبالغه در غنّه حرف نون و غیر آن نشود. وی در ادامه می‌نویسد:
    «قرائت تحقیق نوعی از روش ترتیل است. روش حمزه كوفی در قراءت، تحقیق بوده، چنان چه قراءت ورش (غیر از طریقی كه از «اصبهانی» نقل شده است)، به تحقیق بوده است.»[11]
    2. «حَدْرْ»
    این واژه مصدر است. ماضی و مضارع آن حَدَرَ، یَحْدُرُ و از ابواب ثلاثی مجرد می‌باشد. برخی آن را «تحدیر» نیز نامیده‌اند. معنای لغوی آن «سرعت پیدا كردن و در سراشیبی قرار گرفتن» است.
    تعریف اصطلاحی «حدر»: سریع خواندن قرآن و تخفیف قواعد آن؛ مانند به قصر خواندن مدها و ساكن كردن حروف متحرك،[12] اختلاس و ربودن مقداری از حركت حروف، تخفیف همزه‌ها و خواندن آن به تسهیل و یا ابدال و امثال اینها.
    «حدر» روش قرائتی قاریانی مانند ابن كثیر، ابو جعفر «یكی از قرّاء عشره» و سایر قاریانی بوده است كه مدّ منفصل را به قصر خوانده‌اند، مانند: ابوعمرو، یعقوب (یكی از قرّاء عشره)، قالون (راوی قراءت نافع)‌ و دیگران.
    تذكر: رعایت این موارد در قرائت «حدر» ضروری است:
    الف. رعایت دقیق مخارج حروف و آوردن صفات آنها؛
    ب. اظهار تشدیدها و آوردن كامل غنّه‌ها؛
    ج. به كار بستن قواعد مربوط به اظهار، ادغام، ‌قلب و اخفاء؛
    د. رعایت قواعد تفخیم و ترقیق حروف؛
    هـ . مدّ دادن مواردی كه مدّ آنها تعیین شده است. مثلاً مدّ لازم را باید به طول خواند، زیرا چنین تعیین شده است.
    و. مراقبت از كشش صدای حرف مدّی و جلوگیری از افراط در اختلاس صداها.
    كاربرد «حدر»: ظاهراً از این قراءت، بیشتر برای ختم قرآن و نمازهای مستحبی استفاده می‌شود. كسانی كه مایل به زیاد خواندن قرآن و كسب فضیلت بیشتری هستند، این روش را انتخاب می‌كنند. استدلال آنها در این زمینه به آیات و روایاتی است كه به برخی از آنها اشاره می‌شود:
    ابن مسعود یكی از صحابی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌گوید: پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
    «مَن قرَأ حَرفاً مِن كتابِ اللهِ فلَهُ حسنَهٌ و الحَسنَهُ بعَشرِ اَمثالِها»[13]، هر كس كه حرفی از كتاب خدا را بخواند، برای او پاداشی است و پاداش آن در آخرت ده برابر است. زیرا قرآن فرمود: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها».[14]
    از طرفی یكی از پرفضیلت‌ترین عبادتها تلاوت قرآن است. بدین جهت، هر اندازه قرآن بیشتر خوانده شود حسنات و ثواب آن مضاعف می‌شود. بنابراین قاری قرآن با قرائت «تحدیر» به حسنات بیشتری می‌رسد و قواعد تجوید را هم رعایت كرده است.
    از طریق شیعه نیز از امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ چنین روایت شده است:
    «كسی كه در نماز به حال ایستاده قرآن بخواند، برای هر حرفی از آن صد حسنه برایش نوشته می‌شود و در نماز به حال نشسته برای هر حرفی پنجاه حسنه و در غیر نماز ده حسنه برایش می‌نویسند».[15]
    نكته مهم این است كه در قرائت حدر نباید از حدّ «ترتیل» خارج شد، زیرا ترتیل معیار و ملاك صحیح خوانی قرآن است. ابن جزری می‌نویسد: «و لا یَخْرُجُ عَن حدَّ التّرتیل».[16]
    تفاوت «تحقیق» و «حدر»: این دو قرائت سه تفاوت اساسی با یكدیگر دارند:
    الف. روش حدر برای سریع خواندن قرآن مناسب است، در حالی كه روش تحقیق، خواندن قرآن همراه با طمأنینه و آرامش است.
    ب. هدف از قرائت حدر، به دست آوردن حسنات و ثواب بیشتر با خواندن آیات بیشتر است؛: امّا هدف از قرائت تحقیق، تعلیم و آموزش است.
    ج. در روش حدر باید مراقب اجرای قواعد تجویدی بود و‌ آنها را به صورت ناقص به جا نیاورد، ولی در قرائت تحقیق، قاری قرآن در به كار بستن قواعد نباید افراط كند.
    3. «تدویر»
    تدویر در لغت به معنی «گرد و مدوّر گردانیدن چیزی» آمده است. و در اصطلاح عبارت از قرائتی بین تحقیق و حدر است[17]، به این صورت كه كلام خدا به كارگیری الحان عرب و آواهای آن، ‌نیكو قرائت می‎شود. البته زیبا گردانیدن (تحسین) لفظ و صدا به اندازه استطاعت و توانایی است.[18]
    تلاوت قرآن به روش تدویر، روش بسیاری از پیشوایان قرائت بوده است. آنان كه قائل به مدّ دادن مدّ منفصل هستند ولی آن را به حدّ اشباع و طول نمی‎رسانند. قاریانی نظیر ابن عامر، كسایی و دیگران به این روش قرآن خوانده‎اند. و همه پیشوایان قرائت، این روش قراءتی را مطلوب و صحیح انگاشته‎اند.
    نكته‎ها:
    1. برخی از پژوهشگران و بزرگان علم قرائات، محور تفاوت قرائتهای تحقیق، تدویر و حدر را در مراتب مدها دانسته‌اند.[19]

    [1] . مزمل، 4.
    [2] . النّشر فی القراآت العشر، ج 1، ص 209.
    [3] . در منابع روایی شیعه، كلام امام ـ علیه السّلام ـ به این صورت آمده است: «اِنّهُ التّرتیلُ حِفظُ الوُقُوف وَ اَدَاء الحُروف»، بحار، ج 84، ص 188، اسلامیه.
    [4] . المنح الفكریه فی شرح متن الجزریّه، ص 20.
    [5] . المنجد فی اللغه، ص 248، انتشارات اسماعیلیان، قم.
    [6] . البرهان فی تجوید القرآن، محمد صادق قمحاوی، ص 5.
    [7] . ر.ك: النشر فی القراآت العشر، ج 1، ص 207 ـ 208.
    [8] . مجمع البیان، ص 378.
    [9] . منح الفكریه، ص 20.
    [10] . النشر فی القراآت العشر، ج 1، ص 205.
    [11] . النشر فی القراآت العشر، ج 1، ص 206.
    [12] . مانند: «ارِنَا» كه ابن كثیر «اَرْنا» می‌خواند و یا «یَأتِهِ» كه در قراءت قالون «یأتِهْ» خوانده شده است. قاریانی كه روش حدر را برگزیده‌اند از این موارد زیاد دارند.
    [13] . النشر فی القراآت العشر، ج 1، ص 208.
    [14] . انعام، 160.
    [15] . اصول كافی، ترجمه رسولی، ج 4، كتاب فضل القرآن، ص 414، حدیث 1.
    [16] . النشر فی القراآت العشر، ج 1، ص 207.
    [17] . به عبارت دیگر «تدویر» به كندی «تحقیق» نمی‎باشد و از نظر سرعت، بسان «حدر» خوانده نمی‎شود.
    [18] . النشر فی القراآت العشر، ج 1، ص 205.
    [19] . منح الفكریه، ص 21.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •