لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: نظر شما چیه

رأی دهندگان
50. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • جن و جود داره

    42 84.00%
  • وجود جن مزخرفه

    1 2.00%
  • تا حالا جن دیدی

    4 8.00%
  • ادامه بدم به نوشتن

    13 26.00%
  • بیخال نوشتن از جن رو بشم

    3 6.00%
نظرسنجی با انتخاب چندگانه
صفحه 2 از 48 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 9 تا 16 , از مجموع 384

موضوع: کاملترین تاپیک در مورد جن روح اشباح و ماورا

  1. Top | #9
    پارسیان (شاپرزفا)
    amirkurd آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    مدیر تـالار عمومی
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    9927
    نوشته ها
    3,752
    میانگین پست در روز
    1.87
    حالت من : Khonsard
    تشکر ها
    3,633
    از این کاربر 6,937 بار در 3,384 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    *~*~(بختك چيه؟)~*~*

    شايد بدونيد(بختك چيه؟)بختك هم نوعي جنه فقط کمی ادماروازارميده ومعمولا روي شخصي
    كه به پشت خوابيده مي افته واعضاي بدن روبي حس ميكنه

    جن مانندانسان موجودي داراي شعورواراده ست وميتونه به موجود ذي شعور(بچه ش)
    اموزش بده البته اين موجود هرچي داره ذاتي وهمان است كه درخلقتش نهاده شده وقوه خلاقه
    نداره...
    جنها باپيامبراسلام(ص) وهمچنين ائمه هدي(ع)اتباط داشتند.جنها نه تنها با علماي شيعه
    دراتباطند بلكه ازاونها تقليد هم ميكنن البته جنهاي داراي مذهب شيعه.ممكنه جنهاي پيرواديان
    ديگرهم باعلماودانشمندان ديني ارتباط داشته باشن.
    وعمرجنهابيش از2000 ساله اونها درحالت معمولي منبسطن وديده نمي شن ووقتي منقبض
    بشن قابل رؤيتند
    ........احتمال داره چندسال بگذره ويه جن وارد خونه كسي نشه عادتشون اينه كه بدون مقدمه
    ودعوت به خونه كسي نزديك نميشن ولي همين كه بهانه اي پيداكنن ديگه دست بردارنيستن
    ومقدمه ورودشون هم ورده جنها معمولادرجاهاي كثيف ومخروبه ودراب
    انبارها...حمامها.....وچاهها بيشترن......اونها جاومكان براشون مطرح نيست واحتياج به
    كار.شغل وتحصيل ندارن
    بعضيا ميگن جن براي انسان يا زمين ويا دركل اين دنيا چه سودي داره كه افريده شده؟؟؟
    درجواب بايد بگم خداوند حكيمه يعني كليه افعال الهي هدفداره وبه هيچ وجه كاربيهوده
    ازاوصادر نميشه بزرگترين نعمتي كه دراثرافرينش نصيب موجودات ميشه (وجودياحياته)
    درقران ميخونيم(ماخلقناالسماوات والارض ومابينهما لاعبين ماخلقناهماالابالحق ولكن اكثرهم
    لايعلمون)يعني: ما اسمانها وزمين وهرچه راكه ميان انهاست بيهوده خلق نكرديم بلكه انها رابه
    خاطر يك هدف حقيقي افريديم.ولي بيشترمردم اين رانميدانند.
    جنها معمولاازدرد ورنج انساني مبرا هستند وزماني كه اجل اونها ميرسه توسط فرشته مرگ
    قبض روح ميشن همونطوركه بعضي ازبزرگان علماكه متوجه مرگ زعفرجني شدند
    دركشورهاي هند.ايران.عراق براي اومجلس فاتحه تشكيل دادند.
    اينكه جن ها مي تونن اراده بعضي ازادمها رادراختياربگيرن عجيب نيست چون حتي بعضي
    ازانسانها مانند مرتاضان وساحران ازراه غيرشرعي مي تونن اراده ديگران راتصرف كنن.
    شبي روكه جن ها به حضوررسول خدا(ص)شرفياب شدن وبه همراه ان حضرت به نزدقوم
    خود رفتند وتعاليم ديني راازپيامبرخدااموختن (ليلة الجن)ميگن....
    ###بسم الله الرحمان الرحيم###

  2. 3 کاربر مقابل از amirkurd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Monday 6 April 2009-1), moderator (Monday 6 April 2009-1), parneyan (Sunday 10 May 2009-1)

  3. Top | #10
    پارسیان (شاپرزفا)
    amirkurd آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    مدیر تـالار عمومی
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    9927
    نوشته ها
    3,752
    میانگین پست در روز
    1.87
    حالت من : Khonsard
    تشکر ها
    3,633
    از این کاربر 6,937 بار در 3,384 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    *~*~تسخيرواحضارجن~*~*

    (دلتون مي خواد اينكارو بكنين؟)
    تسخيرجن امكان داره ولي كار خوبي نيست از نظرشرعي حرامه وجزء گناهان كبيره ست .
    تو اين زمينه ممكنه سوالاتي براتون پيش بيادكه چطوري ممكنه؟
    دوراه داره يكي اينكه جن با اختيار خودش بياد.ويكي ديگه اينكه به واسطه دعا وورد احضار بشه كه هردو راه
    باعث صدمه ديدن فرد احضار كننده ميشه ونتيجه اي جزتباهي براش نداره. اگه شما بادعا وتعويذ جنهارو
    حاضر كنين تضميني دراحضارنوع جن نيست (يعني ممكنه جنهاي بد ظاهربشن)
    احضاروتسخير جن از طريق چله نشيني موثره.
    حالا چند راه براي دفع جن:براي دور كردن جن وشيطان بايد به خدا توسل جست.جن بمحض شنيدن ذكر و ورد
    فرارمي كندوقتي(بسم الله الرحمان الرحيم) گفته مي شود جن وشيطان از ادم دور ميشن بجزجن هاي مؤمن چون
    اونها باانسان دشمن نيستن.وهركس سوره هاي معوذتين (سوره هاي فلق وناس)روزياد بخونه هم ميتونه از
    شرجن وشيطان راحت باشه.بعضي ها هم هستن كه حتي ازخوندن دعا براي دور كردن جن مي ترسن اما بايد
    بگم جن ها هيچ گونه ترسي ندارن مگه اينكه ازطرف انسان بهانه اي بدستشون بياد كه دراينصورت براي ادم
    خطرناك ميشن كه اينم به وسيله همراه داشتن دعا هاي دفع جن برطرف ميشه....مي دونيد كه انسان ازلحاظ
    افرينش ازجن برتراست زيرااواشرف مخلوقات است لذا نيازي به تسخيرجن ندارد.توصيه ميشه به جاي
    تسخيرجن به امرتزكيه نفس وخود سازي بپردازه
    سرایی که می گفتند خانه ی من است،
    به منزلگاه اشباح می ماند،
    با نشانهای به جای مانده از روزگاران وصل.
    آیا من خود شبحی بوده ام همه عمر،
    یا خواب می دیدم همه ی آن روزان و شبان را؟
    دیری است که درگذشته ام و درگذاشته ام همه ی رویاها را.
    شهر من منزلگاه اشباح است،
    می روند و می آیند و خاکستر به جای می گذارند،
    شهر من دل من بود.

    __________________


    خب ديدم ورژن پارسيان عوض شده گفتم افت داره با همون داس كهنه بيام مام ورژن داسمون رو عوض كرديم




    پارسیان (شاپرزفا)


  4. 3 کاربر مقابل از amirkurd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Monday 6 April 2009-1), moderator (Monday 6 April 2009-1), parneyan (Sunday 10 May 2009-1)

  5. Top | #11
    پارسیان (شاپرزفا)
    amirkurd آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    مدیر تـالار عمومی
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    9927
    نوشته ها
    3,752
    میانگین پست در روز
    1.87
    حالت من : Khonsard
    تشکر ها
    3,633
    از این کاربر 6,937 بار در 3,384 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    ماهیت جن

    جن دارای حرکات بسیار سریع می‌باشد و به همین دلیل قبلاً می‌توانست در آسمان نفوذ و استراق سمع کند ولی با ظهور حضرت مسیح(علیه‌السلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلی‌الله‌علیه‌و آله‌وسلم) کاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جن‌ها هفت هزار سال پیش از انسان در کره زمین زندگی می‌کردند.


    همانطور که انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه می‌باشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ( حدود دو هزار سال عمر میکنند ) ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص می‌باشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و کتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات می‌توانند با قیافه و ظاهر کاذب نمایان شوند). جن یک امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینکه می‌تواند به هر شکلی که می‌خواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شکل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمی‌شود.

    طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذکر و مؤنث است و تولید مثل می‌کند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا می‌باشد. انسان و جن می‌توانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد. بطور معمول جن انسان را می‌بیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمی‌باشد.


    جن مانند انسان دارای علم، ادراک، قدرت تشخیص، مسئولیت و تکلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جن‌ها نیز مبعوث شدند و در بین جن‌ها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جن به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در یک گروه اهل تشیع قرار می‌گیرند. رهبر جن‌های شیعه«
    سعفر ابن زعفر» می‌باشد و لوحی مزیّن به جملة مبارک«یا ابا عبد الله الحسین»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی(علیه‌السلام) کشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشکریانش در واقعه کربلا به یاری حضرت امام حسین(علیه‌السلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند.

    در منابع مختلف از جمله قرآن کریم، تفاسیر، احادیث و کتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد می‌کنند. پیامبر گرامی اسلام که درود خدا بر او باد می‌فرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را می‌پرستند، علّامه طباطبائی(رضوان‌الله‌تعال ‌علیه) می‌فرمایند:«مشرکان سه دسته می‌شوند، اول آنهاییکه جن می‌پرستند، دوم آنهاییکه ملائکه می‌پرستند و سوم آنهاییکه مقدّسینی از بشر را پرستش می‌کنند.» ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است.به (روایتی) ابلیس دوازده هزار سال عبادت کرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائک قرار بگیرد و به درجه‌ای رسید که مرتبة استادی برخی از ملائک را داشت. برخی از جن‌ها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان می‌باشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جن‌تمایل دارند، ایجاد این ارتباط امکان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمی‌دانند.

    تسخیر جن کاری خطرناک میباشد . اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمی‌تواند آنرا قطع کند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناکی است. قابل ذکر است که جن در مقابل ارتباط با انسان و خدماتی که ارائه می‌کند، چیزهایی از انسان می‌گیرد که جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیکه جن از طرف انسان احساس خطر کند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد کرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیک، از جمله همسر و فرزندان او آسیب می‌زند و یا آزار و اذیّت می‌رساند، پس بهتر است جن را بهانه‌ای برای تفکّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی که اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندک خواهد بود.
    __________________________________________________ __________________________________________________ ________________________________
    جن در قرآن و احادیث

    در میان انسانها بر سر خلقت نظام عالم دو دیدگاه کلی وجود دارد، عده ای که همه چیز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی دیگر که سرمنشا خلقت نظام عالم را در طبیعت جستجو می کنند. اگرچه میان آنان اختلاف نظرها بسیار عمیق و اساسی است، ولی هیچ یک از این دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراؤالطبیعه را انکار کنند. آنهایی که خداباورند و به روح و معاد معتقدند (غیر از مسلمانان) از آنها به عنوان ارواح خبیثه و یا ارواح شریر و یا شیطان یاد می کنند، برخی هم آنها را موجودات فضایی قلمداد می کنند، مادیون هم که اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند، این موجودات را همان انسانهای اولیه ای می دانند که در سیر تکامل بین انسان و میمون حیران مانده و به شکل و شمایل غریب درآمده اند و یا حتی برخی از آنان معتقدند که اینان انسانهای وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمایان ساخته و موجب اذیت و آزار انسانهای متمدن می شوند. و اما مسلمانان : بنا به نص صریح قرآن، موجودات عالم به سه گروه تقسیم می شوند: ۱ـ جمادات ۲ـ نباتات ۳ـ حیوانات؛ که یا دارای عقلند مانند انسان، فرشتگان و جنیان و یا فاقد عقل و شعورند مانند حیوانات و باز بنا به آیات نورانی قرآن کریم، باید بدانیم که بدون هیچ شک و تردیدی موجودی با نام «جن» در جهان آفرینش وجود دارد که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب پروردگار قرارگرفته و مشابه انسان می باشد، چرا که، ۱ـ سی و چهار بار نام جن در قرآن کریم آورده شده است. ۲ـ هفتاد و دومین سوره قرآن با نام این موجود مزین گردیده است. ۳ـ احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص)، حضرت علی (ع)، امامان و بزرگان علوم دینی در این خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد. ۴ـ به وسیله بسیاری از انسانها رویت شده اند. به آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می داند اشاره می کنیم:
    سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند. (سروه نمل، آیه ۱۷)
    برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است. (سوره انعام، آیه ۱۷)
    بگو اگر جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند، نمی توانند، هر چند که یکدیگر را یاری دهند. (سوره اسرا، آیه ۸۸)
    سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را ازجن و انس انباشته می کنیم. (سوره هود، آیه ۱۱۹)
    ای گروه جنیان و آدمیان، اگر می توانید که از قطر آسمان و زمین بگذرید، بیرون روید ولی بیرون نتوانیدرفت مگر با قدرتی. (سوره الرحمن، آیه ۳۳)

    مرحوم شیخ مفید در کتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی که پیامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید. اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند». (ارشاد ص ۳۹۹)

    از حضرت امام صادق (ع) روایت شده : روزی حضرت رسول (ص) نشسته بود، مردی به خدمتشان رسید که بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام کرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: «خودش و کلامش شبیه جن است». سپس به او فرمود: کیستی؟ عرض کرد: من هام، پسر هیم، فرزند لاتیس، پسر ابلیس هستم (بحارالانوار ص ۸۳)

    بانو حکیمه دختر امام کاظم (ع) گوید: «برادرم امام رضا (ع) را دیدم که جلو در اتاقی با کسی صحبت می کرد در حالی که تنها بود، عرض کردم: با چه کسی سخن می گویید؟ فرمودند: فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چیزهایی شکایت کند» (اصول کافی ص ۳۹۵) علامه طباطبایی (ره) می فرمودند: «روزی آقای بحرینی که یکی از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرین در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور یافت،چادری آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف دیگر را به دستهای خود گرفت. این چادر به فاصله دو وجب از زمین فاصله داشت. در این حال جنیان را حاضر کرد، صدای غلغله و همهمه شدیدی از زیر چادر برخاست. چادر به شدت تکان می خورد چنان که نزدیک بود از دست ما خارج شود. من محکم نگه داشته بودم، آدمکهایی به قامت دو وجب در زیرچادر بودند و بسیار ازدحام کرده و تکان می خوردند و رفت و آمد داشتند، من با کمال فراست متوجه بودم این صحنه، چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد درصد وقوع امر خارجی بوده است» (رجایی، تهرانی جن و شیطان ص ۴۷)

    اینها شمه ای بود از آیات قرآن کریم و احادیث و روایات که هر گونه شک و شبهه ای را در وجود واقعیت جن به یقین تبدیل می سازد.
    __________________________________________________ __________________________________________________ ____________________________________
    جن چگونه موجودی است؟


    به واقع جن چگونه موجودی است و آیا می توان توسط علوم پیشرفته امروزی آن را اثبات کرد؟جن در لغت به معنای مستور و پوشیده است،همان طور که بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنین» گویند و جنت اشاره به باغی است که درختان آن مانع از به چشم آمدن زمینش می گردد. و شاید علت شک و تردید در وجود جن نیز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشری است، که علت آن در ذات خلقتش نهفته است. قرآن کریم خلقت جن را چنین بیان می دارد:
    و جان (که در بعضی از متون اسلامی آمده است، جان پدر جن است همان طور که آدم، پدر انسان) را پیشتر، از آتش زهرآگین آفریدیم. (سوره حجر، آیه ۲۷)
    خدا انسان را از گل خشک شده ای چون خاک سفال آفرید و جنیان را از شعله ای بی دود. (سوره الرحمان، آیه ۱۴ و ۱۵)
    مرا از آتش خلق کردی و او (انسان) را از گل آفریدی.

    از این آیات در می یابیم که جن، آتش است و انسان از جنس خاک، و این چنین دریافت می شود که جنیان قبل از انسان خلق شده اند، و از آن جایی که هر دو از ماده آفریده شده اند پس مادی هستند، ولی دو تفاوت اساسی آنها را از سایر موجودات متمایز می سازد:
    ۱ـ می توانند خود را به هر شکل و قیافه ای درآورند (آکام المرجان) (به استثنای پیامبران و ائمه معصوم و بنا به برخی روایات حتی احدی از شیعیان).

    ۲ـ از چشم موجودات دیگر پنهانند. ملاصدرا پنهان و آشکار شدن جن را با هوا قیاس می کند و این طور عنوان می دارد: «بدن های لطیف آنها در الطاف و نرمی متوسط بوده و از این رو آماده جدایی و یا گردآمدن هستند، چون گرد هم آیند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده می گردند و چون جدا گردند قوامشان نازک و جسمشان لطیف می شود و از دیده پنهان می مانند، مانند هوا که وقتی ذراتش گرد هم می آیند غلیظ می شود و به صورت ابر درمی آید و وقتی ذرات از هم جدا می شوند لطیف شده و دیده نمی شوند.» (ملاصدرا، مفاتیح الغیب)

    همین ذات وجودی جنیان به آنها این امکان را می دهد که خود را به هر شکلی و با هر حجمی درآورند، چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقی بزرگ. آنها به واسطه همین ویژگی، بعد زمان برایشان معنا ندارد، و مسافتی را که بشر مدتها باید آن را طی کند، در لحظه ای می پیمایند و اعمالی را که از توان انسان خارج است آنها به راحتی قادر به انجامش هستند. عمده ترین علت شک و تردید در وجود آنان هم همین پنهان بودن از چشم انسانهاست، که البته از نظر علمی هم توجیه پذیر است. چرا که در جهان هستی چیزهای زیادی وجود دارد که به چشم ما قابل رویت نیستند ولی قدرتشان از نظر جسمی از انسان به مراتب بیشتر است، مثل الکترونها، امواج الکتریسیته، نورهای ماورای بنفش، اشعه ایکس، باکتریها و ویروسها، آمیب ها، جانداران تک سلولی و از همه مهمتر ذات اقدس الهی که دیده نمی شود ولی کدام عقل سلیمی می تواند آن را انکار کند؟ بنابراین صرف این که با حواس خود قادر نیستم آنان را درک کنیم، دلیل بر نبودن آنها نیست.
    سرایی که می گفتند خانه ی من است،
    به منزلگاه اشباح می ماند،
    با نشانهای به جای مانده از روزگاران وصل.
    آیا من خود شبحی بوده ام همه عمر،
    یا خواب می دیدم همه ی آن روزان و شبان را؟
    دیری است که درگذشته ام و درگذاشته ام همه ی رویاها را.
    شهر من منزلگاه اشباح است،
    می روند و می آیند و خاکستر به جای می گذارند،
    شهر من دل من بود.

    __________________


    خب ديدم ورژن پارسيان عوض شده گفتم افت داره با همون داس كهنه بيام مام ورژن داسمون رو عوض كرديم




    پارسیان (شاپرزفا)


  6. 2 کاربر مقابل از amirkurd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Monday 6 April 2009-1), moderator (Monday 6 April 2009-1)

  7. Top | #12
    پارسیان (شاپرزفا)
    amirkurd آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    مدیر تـالار عمومی
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    9927
    نوشته ها
    3,752
    میانگین پست در روز
    1.87
    حالت من : Khonsard
    تشکر ها
    3,633
    از این کاربر 6,937 بار در 3,384 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    وحشت در محله قديمى قزوين
    اعضاى هشت نفره يك خانواده قزوينى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پيش يك «بچه جن» با آنان در ارتباط است ومى توانند به وسيله او از آنچه در آينده روى مى دهد مطلع شوند. فرزندان اين خانواده پس از دوستى و آشنايى با اين بچه «جن» دچار مشكلات شديد روحى و روانى شده اند.
    • نخستين بار چه گذشت
    خانه در محله اى قديمى واقع شده است. پدر خانواده با نگرانى در مورد آنچه كه روى داده مى گويد: ۱۱ماه پيش بود. پسر كوچكم كه ۱۵ساله است دچار حالت تشنج گونه شديدى شده و در ناحيه گردن تمام رگهايش متورم شده و عضلات دستها و صورتش به شدت منقبض شده بود. او با صداى وحشتناكى با تمام ما درگير شده بود.
    وى گفت: از اينكه پسرم دچار جنون آنى شده ترسيده بودم ونمى دانستم چه كار كنم، هيجان او به اندازه اى بود كه همه به او خيره شده بوديم تا اينكه او جلوى آينه رفت و در آن شروع به حرف زدن كرد.
    وى گفت: بعد از آن كم كم آرام شد و بعد با اشاره به ما گفت: اين دختر دوست من است. ما هيچ كس را نمى ديديم ولى او در آينه شروع به صحبت كردن با او كه روز بعد وقتى سرسفره براى خوردن ناهار نشسته بوديم همسرم خواست پارچ آب را وسط سفره بگذارد، پسرم در يك لحظه پارچ را برداشته و به ديوار كوبيد و گفت: مامان! حواست كجاست؟ چرا پارچ را روى سر دوست من مى گذارى؟ خيلى از اين وضعيت احساس خطر كردم براى همين بود كه همان روز پسرم را به نزد يك متخصص روانپزشكى بردم و مشكل را با آنان در ميان گذاشتم ولى دكتر قرص آرامبخش براى او نوشت كه هيچ تاثيرى روى او نداشت و تنها براى مدتى او را آرام مى كرد.

    *دومين جن زده
    وى گفت: وضعيت پسرم همه اعضاى خانواده را پريشان كرده بود. همه نگران وضعيت او بوديم و مى ترسيديم كه مبادا بلايى سر او بيايد. در اين ميان دخترم كه تازه نامزد كرده بود بيشتر از بقيه احساس نگرانى مى كرد. بعد از چندروز متوجه شدم دخترم كه پرشور، اجتماعى و سرو زبان دار بود، ساعتها گوشه اى مى نشيند و به حالت افسردگى مبتلا شده است.
    دخترم ديگر از خانه بيرون نمى رفت و در گوشه اى مى نشست. ساعتها گريه مى كرد. فكر مى كردم به خاطر وضعيت برادرش به اين روز افتاده است، ولى بعد از چندروز حالت عجيبى از او سر زد او ناخن هايش را به شدت مى جويد و در زمانى كه در اتاق تنها بود با خودش حرف مى زد. نامزد دخترم از وضعيتى كه پيش آمده بود گلايه مى كرد و رفتارهاى دخترم با او باعث شد كه او ناراحت شود و سرانجام به توصيه من رفت و آمدش را به خانه ما كم كرد.
    اين پدر ادامه داد: دخترم در حرفهايش جسته و گريخته از دخترى حرف مى زد كه ما قادر به ديدن او نبوديم. او كم كم ديگر جلوى ما با موجودى حرف مى زد كه به چشم ما نمى آمد. هر روز شانه اى به دست مى گرفت و درهوا طورى تكان مى داد كه انگار دارد موهاى كسى را شانه مى كند.
    وى ادامه داد: چند روزى گذشت يك روز تشنج شديدى به او دست داد و در يك لحظه به طرف من حمله كرد. از اين رفتار دخترم تعجب كردم. او با ناراحتى به من گفت: بابا! تو مقصر تمام بدبختى هائى هستى كه براى دوست من به وجود آمده است. سعى كردم او را آرام كنم. از او علت را پرسيدم و او گفت: تو دست هاى دوست مرا سوزانده اى.

    *سومين جن زده
    پدر مى گويد: پسر ديگرم هم بعد از مدت كوتاهى مثل آن دو شد. او هم از دوستى حرف مى زد كه ما او را نمى ديديم. مى دانستيم كه اين پسرمان هم مثل آن دوتاى ديگر جن زده شده است.

    *پيشگويى
    مادر خانواده در حالى كه ناراحت است مى گويد: در شرايطى بوديم كه نمى دانستيم چه كنيم. شوهرم و من به هر درى مى زديم به نتيجه نمى رسيديم. يك روز دخترم را شروع به نصيحت كردم و به او گفتم: دخترم تو چرا پدرت را آدمى سنگدل مى دانى كه دوست تو را سوزانده است. او آدم مهربانى است. دخترم گفت: مى دانى كه بابا قبلاً قصد ازدواج با شخص ديگرى را داشته است و اصلاً به تو هيچ علاقه اى ندارد. بعد هم گفت: زياد نگران دايى نباش. دايى دچار ناراحتى كليه است و تا ۱۰ ماه ديگر مى ميرد. ۱۰ ماه بعد برادرم در بيمارستان جان سپرد. ديگر متوجه خطر جدى در نزديك خودمان شده بوديم. هركس آدرسى از پزشك، دعانويس و امامزاده مى داد بچه ها را به آنجا مى برديم. حتى گفتند زنى در شمال كشور امكان تسخير اجنه را دارد و ما بچه ها را به آنجا برديم. خانه آن زن در روستايى دورافتاده بود. پيرزن بچه هايم را داخل اتاقى برد. صداى ضجه بچه هايم را مى شنيدم، ديوانه شده بودم نمى توانستم تحمل كنم. شوهرم هم وضعيت بدترى از من داشت پيرزن با سرسختى به ما اجازه واردشدن به اتاق را نمى داد.
    وى گفت: پنج روز آنجا بوديم. بچه هايم آرامتر شده بودند. پيرزن به من گفت: مقصر اصلى تمام اين ماجراها شوهر تو است. ولى نه من و نه شوهرم واقعاً علت را نمى دانستيم. چند روز بعد از بازگشتن به قزوين دوباره سردردها، تشنج ها، حرف زدن ها، شانه زدن موهاى دخترك جن و واگويه ها وپيشگويى ها شروع شد. هر روز وقتى سر سفره ناهار يا شام مى نشستيم مى دانستيم كه دخترم قاشق قاشق به دوستش غذا مى دهد. او قاشق را پر مى كرد در هوا مى چرخاند و به سوى كسى كه كنارش نشسته بود مى گرفت و غذاى درون قاشق در يك لحظه ناپديد مى شد، بى آنكه ببينيم كسى قاشق را به دهان مى برد.
    پسر كوچك خانواده كه ۱۵ ساله است مى گويد: دوستم دخترى است كوچك. او مثل ما لباس مى پوشد ولى دست هاى او سوخته است. دوستم هميشه گريه مى كند و از پدرم ناراحت است.

    *چرا؟
    پسرك مى گويد: خب معلوم است پدرم دست هاى او را سوزانده است. پدر من، پدر ومادر او را هم سوزانده و كشته است. پسرك بغض مى كند و مى گويد: او در كنار من مى نشيند و من با اوحرف مى زنم و او اطلاعات زيادى را به من مى دهد.

    *چهارمين جن زده
    خاله بچه ها كه از شنيدن وضعيت بچه هاى خواهرش نگران شده است راهى قزوين مى شود تا جوياى حال آنان شود ولى اين زن بعد از چند روز اقامت در اين خانه وقتى به خانه اش باز مى گردد، دچار همين حالات مى شود بر اثر پيش آمدن اين حالات، همه از او فاصله مى گيرند و مشكلات زيادى براى او و خانواده اش پيش مى آيد.

    *كودكان جن زده محله
    چند كودك و نوجوان كه به نوعى از دوستان فرزندان اين خانواده قزوينى هستند بعد از مدتى دچار حالات مشابهى مى شوند. وضعيت همسايگان محله به هم ريخته است. يكى از اين خانواده ها كه ادعا مى كند فرزندش جن زده شده يك كوچه بالاتر و ديگرى چند كوچه آن سوتر ساكن است.

    *بچه جن
    تمام اين كودكان در مورد دوست كوچك خود مى گويند: او دخترى كوچك است. كاملاً شبيه انسان است. دست هايش سوخته است. لباس تميز ومرتبى بر تن دارد. او هميشه در حال گريه وزارى است. موهايش بلند است و مثل همه انسانها حرف مى زند. پدر خانواده در مورد حالاتى كه در تمام فرزندانش مشاهده كرده است مى گويد: وقتى در لحظاتى بچه هايم ادعا مى كنند كه دوست جن شان را مى بينند دست هايشان مثل او از هم به دو طرف باز مى شود. عضلاتشان كشيده شده، چشمان شان كاملاً سرخ و پرخون و رگ هاى گردنشان متورم و چهره شان دگرگون مى شود.

    *ادامه پيشگويى ها
    بچه ها گاه و بى گاه از مرگ، نبودن همسايه، آمدن ميهمان، كتك و دعوا در محل كار خبر مى دهند. در حالى كه اين پيشگويى ها تاكنون كاملاً درست بوده است. مادر بچه ها با گريه مى گويد: نمى دانم چرا بچه هايم اينطورى شده اند. از اين وضعيت ناراحت هستيم. آنها بعد از تشنج با تزريق سرم و دارو آرام شده و به حالت عادى باز مى گردند.
    • متخصصان چه مى گويند؟
    يك كارشناس ارشد روانشناسى با اشاره به مشكلات روحى و روانى اين افراد مى گويد: جن قابل لمس يا ديدن نيست. در احاديث و روايت اسلامى نيز به آن اشاره شده ولى به صورتى كه اين خانواده وبچه ها ادعا مى كنند نيست به احتمال قوى همه اين افراد دچار ناراحتى روحى-روانى كه زاده تخيل و تلقين است شده اند
    سرایی که می گفتند خانه ی من است،
    به منزلگاه اشباح می ماند،
    با نشانهای به جای مانده از روزگاران وصل.
    آیا من خود شبحی بوده ام همه عمر،
    یا خواب می دیدم همه ی آن روزان و شبان را؟
    دیری است که درگذشته ام و درگذاشته ام همه ی رویاها را.
    شهر من منزلگاه اشباح است،
    می روند و می آیند و خاکستر به جای می گذارند،
    شهر من دل من بود.

    __________________


    خب ديدم ورژن پارسيان عوض شده گفتم افت داره با همون داس كهنه بيام مام ورژن داسمون رو عوض كرديم




    پارسیان (شاپرزفا)


  8. 3 کاربر مقابل از amirkurd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Tuesday 7 April 2009-1), MiNaZ (Tuesday 7 April 2009-1), parneyan (Sunday 10 May 2009-1)

  9. Top | #13
    پارسیان (شاپرزفا)
    amirkurd آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    مدیر تـالار عمومی
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    9927
    نوشته ها
    3,752
    میانگین پست در روز
    1.87
    حالت من : Khonsard
    تشکر ها
    3,633
    از این کاربر 6,937 بار در 3,384 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    *~*~چند داستان~*~*
    آنجلا : ناگهان غیبش زد



    انجلای 9 ساله در بعد از ظهری به یاد ماندنی در سال 1916 در منطقه ی کارلو وقتی گاو پدرش را به خانه میبرد با جنی 130 سانتی متری رو به رو شد که گویا اهمیتی نمیداد که با آمیزاد مواجه شده.

    وقتی دخترک به مزرعه رسید و منتظر بود تا گاو وارد شود مردی کوچک را دید که جلو گاو در حال بازیگوشی بود و با ترکه ای که در دست داشت آهسته روی دماغ گاو میزد و گاو هم سرش را این طرف و آن طرف میکرد جن کوچک کت قرمز دکمه دار و شلوار چسبان قهوه ای به تن داشت و کلاهی سیاه و لبه دار به سر داشت .

    وقتی جن از کنار دخترک رد میشد چیزی نمانده بود که به او برخورد کند در همین حال نگاهی به دخترک انداخت و از روی چاله ای پرید و ناگهان غیبش زد.

    او طوری قدم بر میداشت که انگار هیچ مانعی روی زمین نبود که البته احتمالا برای او همینطور بوده است.



    جان:زیر بوته پنهان شده بود



    35سال بعد در همان منطقه کارلو مرد کوچولوی قرمز پوشی دیده شد.

    در نوامبر 1951جان بیرنی با بولدوزرش بوته ای بزرگ را از جا در می آورد که دید مردی حدودا 120 سانتی متری از زیر بوته بیرون پرید سه مرد دیگر هم که آنجا حضور داشتند او را دیده بودند که از وسط مزرعه عبور و به آن طرف نرده ها رفت.

    آنها در زیر بوته قلوه سنگی بزرگ پیدا کردند که به نظر میرسید روی سوراخی را پوشانده است خیلی سعی کردند تا قلوه سنگ را تکان دهند اما نتوانستند آنها حتی با استفاده از مواد منفجره هم موفق به جا به جا کردن آن سنگ نشدند و بلاخره هم جان بیرنی بولدوزرش را از آنجا دور کرد و از خیر کار کردن در آن قسمت مزرعه اش گذشت.











    آلیس و کلارا:شبیه ساعت دیواری بود



    در سال 1951 دو دختر در جاده ای در منطقه ی ویکلو قدم میزدند که مرد جوان کوچولوی سیاه پوشی را دیدند که نزدیک درختی کهنسال نشسته بود و به آنها نگاه میکرد دختر ها هم مات و مبهوت ایستاده و به او نگاه میکردند کلارا و آلیس میگویند قد او حدود 90 سانتی متر بود سر تا پا سیاه پوش بود و کلاه سیاهی هم به سر داشت آنها تصور کردند شاید او جن باشد بنابراین به سرعت در ورودی مزرعه را باز کرده و با عجله وارد شده و در را پشت سرشان بستند اما وقتی پشت سرشان را نگاه کردند دیگر از آن مرد کوچولو خبری نبود گر چه بالای میله مزرعه متوجه شی عجیبی به شکل و اندازه یک ساعت دیواری شدند که بالاخره نفهمیدند چه بوده.





    برایان کالینز:پیپ ناپدید شد



    اوایل دهه ی 1990 برایان کالینز 15 ساله که تعطیلاتش را در جزیره ی آران در غرب دونگال میگذراند یک روز صبح برای دویدن بیرون رفته بود که دو مرد کوچک در حال ماهیگیری در کنار رودخانه ای مشرف به دریا دید.

    قد آن ها حدود 105 سانتیمتر بود سر تا پا سبز پوشیده بودند و چکمه های قهوه ای به پا داشتند یکی از آن ها ریش خاکستری داشت و کلاهی صاف روی سر گذاشته بود آنها میگفتند و میخندیدند و به زبان ایرلندی حرف میزدند.

    وقتی برایان جلو رفت ناگهان به میان رودخانه پریدند و غیبشان زد.

    اما آنها پیپ خود را جا گذاشتند که برایان آن را برداشت و به خانه ی محل اقامتش برد و در کشو کذاشت و در آن را قفل کرد و جالب اینجاست که آن پیپ به طور مرموزی ناپدید شد.

    برایان دوباره آن دو مرد کوچک را دید سعی کرد از آنها عکس بگیرد و مکالمه شان را ضبط کند اما نه در عکس تصویری معلوم بود و نه در ضبط صدایی.





    کاترین:در بخاری بود



    کاترین 5 ساله در وندورث یک جن را در بخاری اتاقش دید او تقریبا هم سن و سال دخترک بوده و تمرین رقص میکرده.

    قد این جن نصف قد این دخترک بوده سر تا پا سبز پوشیده بود و کلاهی قرمز به سر داشت وقتی دخترک زانو زده تا آن موجود کوچک را بردارد او لبخندی به دخترک زده سری تکان داده و غیب شده است .
    سرایی که می گفتند خانه ی من است،
    به منزلگاه اشباح می ماند،
    با نشانهای به جای مانده از روزگاران وصل.
    آیا من خود شبحی بوده ام همه عمر،
    یا خواب می دیدم همه ی آن روزان و شبان را؟
    دیری است که درگذشته ام و درگذاشته ام همه ی رویاها را.
    شهر من منزلگاه اشباح است،
    می روند و می آیند و خاکستر به جای می گذارند،
    شهر من دل من بود.

    __________________


    خب ديدم ورژن پارسيان عوض شده گفتم افت داره با همون داس كهنه بيام مام ورژن داسمون رو عوض كرديم




    پارسیان (شاپرزفا)


  10. 2 کاربر مقابل از amirkurd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Tuesday 7 April 2009-1), MiNaZ (Tuesday 7 April 2009-1)

  11. Top | #14
    پارسیان (شاپرزفا)
    amirkurd آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    مدیر تـالار عمومی
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    9927
    نوشته ها
    3,752
    میانگین پست در روز
    1.87
    حالت من : Khonsard
    تشکر ها
    3,633
    از این کاربر 6,937 بار در 3,384 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    این عکس در مهمانی هالووین گرفته شده است - دیوارهای این مکان با پلاستیک سیاه رنگی پوشیده شده است - به روحی که در پشت این پلاستیک است دقت کنید - چیزی شبیه به صورت را مشاهده میکنید :

    پارسیان (شاپرزفا)

    ۲- چیزی شبیه به یک صورت انسان رو به خوبی مشاهده میکنید :

    پارسیان (شاپرزفا)

    ۳- روحی در ابردین اسکاتلند - این عکس در ساعت ۲ شب و در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۰۷ در اطاق زیر شیروانی ساختمانی قدیمی گرفته شده است - فرد عکاس که اسکات نام دارد میگوید پس از باز کردن در اطاق فورا عکسبرداری میکند - همچنین فلاش دوربین انها خاموش و هوای این اطاق بسیار سرد بوده است - به گفته وی عکس اصلی بسیار تاریک بوده است و چیزی در عکس دیده نمیشده که بعد از روشن کردن عکس متوجه شکلی میشود که در گوشه اطاق و در کنار صندلی ایستاده است :

    پارسیان (شاپرزفا)

    ۴- به شکلی که شبیه به بدن انسان است دقت کنید ! جالبه - نظر شما چیست؟!

    پارسیان (شاپرزفا)
    سرایی که می گفتند خانه ی من است،
    به منزلگاه اشباح می ماند،
    با نشانهای به جای مانده از روزگاران وصل.
    آیا من خود شبحی بوده ام همه عمر،
    یا خواب می دیدم همه ی آن روزان و شبان را؟
    دیری است که درگذشته ام و درگذاشته ام همه ی رویاها را.
    شهر من منزلگاه اشباح است،
    می روند و می آیند و خاکستر به جای می گذارند،
    شهر من دل من بود.

    __________________


    خب ديدم ورژن پارسيان عوض شده گفتم افت داره با همون داس كهنه بيام مام ورژن داسمون رو عوض كرديم




    پارسیان (شاپرزفا)


  12. 2 کاربر مقابل از amirkurd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Tuesday 7 April 2009-1), parneyan (Sunday 10 May 2009-1)

  13. Top | #15
    پارسیان (شاپرزفا)
    amirkurd آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    مدیر تـالار عمومی
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    9927
    نوشته ها
    3,752
    میانگین پست در روز
    1.87
    حالت من : Khonsard
    تشکر ها
    3,633
    از این کاربر 6,937 بار در 3,384 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    *~*~داستانی در مورد مردی كه با جنها در ارتباط بود~*~*

    بعضی ها می گویند ، جنها محل زندگی مخصوص به خود دارند و از اجتماع انسانها دوری می كنند.

    در حدود یك قرن ویا بیشتر پیش ازاین در یكی از روستاهای دورافتاده این كشور بزرگ ، مردی ساده دل زندگی می كرد كه ادعا داشت با جنها رابطه دارد و محل زندگی آنها را می شناسد و حتی آنها او را در مراسم ها ، جشنها و عذاداری های خود دعوت می كنند . اما كسی حرفش را باور نمی كرد و مردم ده مسخره اش می كردند . او می گفت كه ادعای خود را ثابت خواهد كرد . روزی گاو یكی از اهالی روستا ( كه برای چرا كردن در طول روز گاوها را رها می كردند) گم شد و غروب صاحب گاو هر چه گشت نتوانست آنرا پیدا كند . اتفاقا همان شب اجنه مرد ساده دل را به یك مراسم عروسی جنها دعوت كردند . مطابق رسم جنها ، پس از پایكوبی و شادی ، آنها برای شام ، گاو و یا گوسفندی قربانی كرده و بریان می نمودند و می خوردند و بعد از خوردن آن ، استخوانها را دوباره روی هم جمع كرده و حیوان را به شكل اول باز می گرداندند . اتفاقا آن شب گاو گمشده آن روستایی را آورده بودند . مرد ساده دل از فرصت استفاده كرده و در حین خوردن شام قطعه ای از استخوان ران گاو را نزد خود پنهان كرد . پس از اتمام مراسم جنها استخوانها را جمع كردند ولی نتوانستند آن تكه استخوان ران را بیابند . جستجوی آنها ثمری نداشت . در نهایت تصمیم گرفتند به جای آن یك تكه چوب درخت گردو را مطابق آن استخوان بتراشند و به جای آن قرار دهند . همین كار را كردند و گاو را باز سازی نموده و به ده برگرداندند . فردای آن شب مرد ساده دل به میان مردم ده رفت و ادعا كرد كه دیشب در مراسم عروسی جنها بوده است . مردم طبق معمول مسخره اش كردند . او روستایی ای را كه گاوش گم شده بود را صدا كرد و گفت آیا گاوی كه دیشب گم كرده بودی امروز پیدا نشد؟ او گفت بله امروز صبح دیدم خودش به خانه آمده و جلوی طویله است . مرد ساده دل گفت ، نه ، او را اجنه برده بودند و آنها آوردند و تمام ماجرا را تعریف كرد و بعد گفت اگر باور نمی كنید آن گاو را ذبح كنید و استخوان رانش را ببینید كه از چوب گردو است . اگر من دروغ گفته بودم ، پولش را دوبرابر میدهم و اگر نه شما حرف مرا باور خواهید كرد . مردم كه هنوز باور نمی كردند ، برای تفریح و اینكه گوشت گاو مجانی خورده باشند گاو را كشتند و بعد از دیدن استخوان پای گاو در كمال ناباوری دیدند كه حق با آن مرد ساده دل است . بعد از آن داستان آن مرد دهان به دهان نقل شد و اكنون نیز در آن روستا اهالی پیر ده ، آن داستان را به عنوان یك داستان واقعی قبول دارند .

    سرایی که می گفتند خانه ی من است،
    به منزلگاه اشباح می ماند،
    با نشانهای به جای مانده از روزگاران وصل.
    آیا من خود شبحی بوده ام همه عمر،
    یا خواب می دیدم همه ی آن روزان و شبان را؟
    دیری است که درگذشته ام و درگذاشته ام همه ی رویاها را.
    شهر من منزلگاه اشباح است،
    می روند و می آیند و خاکستر به جای می گذارند،
    شهر من دل من بود.

    __________________


    خب ديدم ورژن پارسيان عوض شده گفتم افت داره با همون داس كهنه بيام مام ورژن داسمون رو عوض كرديم




    پارسیان (شاپرزفا)


  14. 3 کاربر مقابل از amirkurd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Tuesday 7 April 2009-1), Mtazar (Sunday 12 April 2009-1), parneyan (Sunday 10 May 2009-1)

  15. Top | #16
    پارسیان (شاپرزفا)
    amirkurd آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    مدیر تـالار عمومی
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    9927
    نوشته ها
    3,752
    میانگین پست در روز
    1.87
    حالت من : Khonsard
    تشکر ها
    3,633
    از این کاربر 6,937 بار در 3,384 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    *~*~داستان~*~*

    سلام یه روز ناهید به من زنگ زد که برادر نا تنیش داره میاد ایران و می خواد ازدواج کنه من ۲۶ سلامه و برادر ناهید ۳۷ سالشه منم پرسیدم که سیامک وضع مالیش خوبه مه ناهید هم گفت توپه توپه منم قبول کردم سیامک بهد ۱ ماه اوومد ایران و خاستگاریم منم دیدم که هم وضع مالیش خوبه هم می تونم در کشور دیگهای زندگی کنم و قبول کردم مراسم عقد عروسی رو انجام دادیم سیامک به امریکا برگشت و کارهای من رو درست کرد بعد ۳ هفته منم رفتم پیشش و در فرودگاه نیویورک با ماشین شخسیش اومد دنبالم خیلی خسته بودم اون من رو برد به خارج شهر جای با صفایی بود و می گفت این جا رو به خاطر دنج بودنش دوست داره و نزدیک ترین ویلا به ما حدود ۱۰۰ متر راه بود وارد خونه شدیم خونه مجهزی بودش داشت خونه رو به من نشون می داد وارد یک اطاق شدیم که خیلی ترسناک بود و سر اسکلت و چیزهای شبیه به او زیاد بود با وحشت گفتم اینجا ... که جوابم رو داد اینجا اطاق شخصی منه و در اینجا احزار ارواح می کنم خیلی ترسیدم که توضیح داد که من از وقتی امریکا اومدم علاقهای به ولگردی نداشتم با یه نمرد هندی آشنا شدم که استاد این کار بود و به من هم یاد داد خیلی ترسیده بودم و از ازدواجم پشیمون اما به این فکر می کردم که باید راضیش کنم دست از این کارهاش بر داره که گفت اگه می خای اینجا زندگی کنی باید با رفت آمد ارواح اینا کنار بیای خسته بودم اومدمم برم کمی بخابم . خدود ساعت ۴ بهد از ظهر بود که وقتی بیدار شدم دیدم دو به خودی خود باز شد وبعد هم صدای از سمت دیگر اومد تا اومدم ببینم کیه که نگهان خوشکم زد پارسیان (شاپرزفا) با چشهای خودم دیدم که .....
    آره با چشهای خودم دیدم سیامک همون کسی که با هزار اومید بهش اومدم آمریکا با چهرهای مخوف داره میاد سمتم یه قهوه دستش بود و گفت بخور تا خستگی راه از تنت در بیاد ! ... حدودا ۲ ماه از رفتن من به امریکا میگذشت ودر این مدت هزار بار مردم و زنده شدم . اگر سیامک پایش را از خانه بیرون میگذاشت با اون می رفتم چون میترسیدم یه لحظه تو خونه تنها باشم گاهی صداهای عجیبی می شنیدم یا مثلا در یهو باز می شد پارسیان (شاپرزفا)و اینها منو به مرز سکته میرسوند ! از سیامک پرسیدم اینجا چه خبره اونم خیلی خونسرد گفت هیچی روحا می خوان اذیتمان کنند . پارسیان (شاپرزفا) منو بگو با هزار اومید آرزو به ینگه دنیا اومدهه بودم تا با اون خوشبخت بشم پارسیان (شاپرزفا) اما اون کمترین توجه به من نداشت و بهترین تفریح اون بازی با ارواح بود !! گاهی بعضی از ارواح اونقدر رو اون تاثیر میگذاشتند که او شخصیتش عوض می شد یه روز مثل قاتل یک روز مثل یه پیرمرد دلمرده یک روز مثل یک سارق و ... .در جواب اعتراضهای من میگفت : تو هم این هنر را یاد بگیر تا راحت تر کنار بیای وقتی که می خواست روحی رو بیاره چنان فشاری به خودش می آورد که وحشت میکردم چشاش بر می گشت و سفید می شد و هر آن انتظار داشتم تا روخ از بدنش جدا بشه! خانه ما شده بود محل رفت آمد ارواح وکسانی که طالب احظار روح نزدیکانشان بودند ! کم کم احساس کردم اون یک شیطان است . شیطانی که عاشق بازی با ارواح بود ! اون می گفت با روح دختری آشنا شدم که در بیست سالگی خودکشی کرده پارسیان (شاپرزفا) و به طور اتفاقی آشنا شدم و حالا با اون دوستم . یک بار نیمه شب از خواب پریدم دیدم از در دیوار صدا می آید ....
    نیمه شب از خواب پریدم از درو دیوار صدا می اومد صداهای مرموز ترسناکی با ترس لرز خودم رو به اتاق سیامک رساندم انگار حال خوبی نداشت و مشغول دعوا با چند نفر بود. صداس خش دار بود صداهای دیگری هم می اومد هر چی خواستم در و باز کنم نشد .پارسیان (شاپرزفا)سیامک عادت نداشت در و قفل کنه اما هر چی زور میزدم باز نمی شد انگار کسی پشت در رو گرفته بود یهو یادم افتاد که اگه بسم ا... بگم و سورهای بخونم از شر ارواح شیطان نجات پیدا می کنم سوره رو خوندم ویهو در رو به طرف تو حول دادم این بار به راحتی باز شد چراغ روشن کردم سیامک دیدم که رو زمین افتاده بود و به زور نفس میکشید انگار کسی روش افتاده بود و زور می زد خودش رو آزاد کنه جیغ زدم سیامک ... سیامک...! یهویی چراغ های خونه خاموش شد و یکی از لامپ ها با صدای زیاد ترکید دندونام قفل شده بود زانوهام می لرزید پارسیان (شاپرزفا) به زور به سمت تلفن رفتم گوشی رو برداشتم اما قطع بود خدای من یه کاری باید می کردم . از خانه به سمت بیرون دویدم . ساعت ۳ نیمه شب بود دوان دوان خودم رو به سمت سر خیابون رسوندم تا اولین خونه ۱۰۰ متر راه بود جرات نداشتم پشتم رو نگاه کنم انگار ارواخ دنبالم بودند صدای صوت قهقهه میومد البته قبول دارم دچار توهم هم شده بودم اما هرچی بود من به خوبی اینارو میدیدم نزدیک بود ار ترس خودم رو خراب کنم پارسیان (شاپرزفا)با ترس در خانه خانوم کتی رو زدم چند لحظه بعد در باز شد ملتمسانه از اون شهرش خواستم کمکم کنن گفتم موضوع چیه اما آنها به جای کمک به من خندیدند به اونها گفتم مگه ارواح را در اطراف من نمیبینید با خنده گفتند چرااااا می خوان باهات عکس بگیرند نا امید به سمت همسایه بعدی رفتم اما اونهام من رو از خودشان روندند و از اینکه نیمه شب بیدارشان کردم عصبانی شدند نمیدونستم چی کار کنم به سمت خونه دویدم چراغها روشن شده بود دیدم سیامک پشت میز نشسته موهاش آشفته بود با خوشحالی گفتم حالت خوب شد؟ با یه نگاه نا آشنا منو میدید گفتم چرا اینطوری نگام می کنی؟ جوابم رو نداد نگهش آزارم میداد انگار سیامک نبود. خدای من اون سیامک نبود بدونه اینکه فرصت کنم کفش بپوشم به سمت بیرون دویدم سیامک هم پشت من میدوید به ماشین هایی که تک توک مرفتند اشاره می کردم اما کسی وای نستاد سیامک به من نزدیک شد گلویم رو با دست فشار میداد ... مرگ رو جلوی چشمام میدیدم دستاش یخ یخ بود داد زدم خدایاااااااا کمکم کن! فریادی که به زور از گلوم خارج شد ناگهان دستاش شل شد و روی زمین افتاد!


    دو هفته بعد من در تهران بودم سیامک خیلی تلاش کرد تا از اون جدا نشم و می گفت : باور کن دست خودم نبود انگار شیطان در من حلول کرده بود مسخ شده بودم اما همه چی برای من تموم شده بود.پارسیان (شاپرزفا)
    سرایی که می گفتند خانه ی من است،
    به منزلگاه اشباح می ماند،
    با نشانهای به جای مانده از روزگاران وصل.
    آیا من خود شبحی بوده ام همه عمر،
    یا خواب می دیدم همه ی آن روزان و شبان را؟
    دیری است که درگذشته ام و درگذاشته ام همه ی رویاها را.
    شهر من منزلگاه اشباح است،
    می روند و می آیند و خاکستر به جای می گذارند،
    شهر من دل من بود.

    __________________


    خب ديدم ورژن پارسيان عوض شده گفتم افت داره با همون داس كهنه بيام مام ورژن داسمون رو عوض كرديم




    پارسیان (شاپرزفا)


  16. 4 کاربر مقابل از amirkurd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Tuesday 7 April 2009-1), MiNaZ (Tuesday 7 April 2009-1), Mtazar (Sunday 12 April 2009-1), parneyan (Sunday 10 May 2009-1)

صفحه 2 از 48 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
خرید دستبند پاور بالانس خرید دستبند پاور بالانس
خرید اینترنتی خرید اینترنتی را با فروشگاه سامان خرید تجربه نمایید
خرید هندزفری تغییر صدا خرید اینترنتی هندزفری تغییر صدا
خرید پودر بومبا خرید اینترنتی پودر بومبا
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...