لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 1 از 24 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 191

موضوع: رابطه موجودات با خدا

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    52.17
    حالت مـن:
    Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض رابطه موجودات با خدا

    آثار و فوائد ایمان مذهبی

    از نظر روان شناسان مسلم و قطعی است که اکثر بیماری های روانی ناشی از ناراحتی های روحی و تلخی های زندگی در میان افراد غیر مذهبی دیده می شود. افراد مذهبی به هر نسبت که ایمان قوی و محکم داشته باشند از این بیماری ها مصونترند، از این رو یکی از عوارض زندگی عصر ما که در اثر ضعف ایمان های مذهبی پدید آمده است افزایش بیمارها و بیماری های روانی و عصبی است. آثار و فوائد ایمان مذهبی عبارتند از:

    خوش بینی به جهان خلقت و هستی
    ایمان مذهبی چون برداشت انسان را نسبت به جهان تغییر می دهد و آفرینش را هدفدار و هدف را خیر و تکامل و سعادت معرفی می کند، در نتیجه دید انسان را نسبت به نظام کلی هستی و قوانین حاکم بر آن خوشبینانه می سازد. حالت فرد باایمان در کشور هستی، مانند حالت فردی است که در کشوری زندگی می کند که قوانین و تشکیلات و نظامات آن کشور را صحیح و عادلانه می داند و به حسن نیت گردانندگان اصلی کشور نیز ایمان دارد و قهرا زمینه ترقی و تعالی را برای خودش و همه افراد دیگر فراهم می بیند و معتقد است که تنها چیزی که ممکن است موجب عقب ماندگی او بشود، تنبلی و بی تجربگی خود او و انسان هایی مانند او است که چون او مکلف و مسؤول هستند. از نظر چنین شخصی مسؤول عقب ماندگی او خودش است نه تشکیلات و نظامات کشور و هر نقصی وجود دارد از آنجاست که او و امثال او وظیفه و مسئولیت خویش را انجام نداده اند. این اندیشه به طور طبیعی او را به غیرت می آورد و با خوش بینی و امیدواری به حرکت و جنبش وا می دارد.اما یک فرد بی ایمان در کشور هستی، مانند فردی است که در کشوری زندگی می کند که قوانین و تشکیلات و تأسیسات کشور را فاسد و ظالمانه می داند و از قبول آنها هم چاره ای ندارد. درون چنین فردی همواره پر از عقده و کینه است. او هرگز به فکر اصلاح خودش نمی افتد بلکه فکر می کند در جائی که آسمان و زمین بر ناهمواری است سراسر هستی ظلم و جور و نادرستی است، درستی ذره ای مانند من چه اثری دارد. چنین کسی هرگز از جهان لذتی نمی برد و جهان برای او همواره مانند یک زندان هولناک است.

    روشندلی
    دومین اثر ایمان مذهبی از نظر بهجت زایی و انبساط آفرینی روشندلی است. انسان همین که به حکم ایمان مذهبی جهان را به نور حق و حقیقت روشن دید، همین روشن بینی فضای روح را روشن می کند و در حکم چراغی می گردد که در درونش روشن شده باشد بر خلاف یک فرد بی ایمان که جهان در نظرش پوچ است، تاریک است، خالی از درک و بینش و روشنایی است و به همین سبب خانه دل خودش هم در این تاریک خانه که خود فرض کرد تاریکی و ظلمانی است.

    امیدواری به نتیجه خوب از تلاش خوب
    سومین اثر ایمان مذهبی از نظر تولید بهجت و انبساط امیدواری به نتیجه خوب از تلاش خوب است. از نظر منطق مادی، جهان نسبت به مردمی که در راه صحیح و یا راه باطل، راه عدالت یا راه ظلم، راه درستی یا راه نادرستی می روند بی طرف و بی تفاوت است. نتیجه کارشان تنها وابسته است به یک چیز و آن مقدار تلاش و کوشش هر کس است ولی در منطق فرد باایمان، جهان نسبت به تلاش این دو دسته، بی طرف و بی تفاوت نیست. عکس العمل جهان در برابر این دو نوع تلاش یکسان نیست بلکه دستگاه آفرینش حامی مردمی است که در راه حق و حقیقت و درستی و عدالت و خیرخواهی تلاش می کنند.

    آرامش خاطر
    چهارمین اثر ایمان مذهبی از نقطه نظر بهجت و انبساط آرامش خاطر است. انسان فطرتا جویای سعادت خویش است و از تصور رسیدن به سعادت غرق در مسرت می گردد و از فکر یک آینده شوم و مقرون به محرومیت لرزه بر اندامش می افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب می گردد. آنچه مایه سعادت انسان می شود دو چیز است: 1- تلاش 2- اطمینان به شرایط محیط. موفقیت یک دانش آموز معلول دو چیز است: 1- سعی و تلاش خودش 2- مساعدت و آمادگی محیط. در مورد مدرسه و تشویق و ترغیب و تقدیر اولیاء مدرسه، یک دانش آموز پرتلاش و کوشا اگر به محیطی که در آنجا درس می خواند و معلمی که آخر سال نمره می دهد اعتماد نداشته باشد و نگران یک رفتار غیر عادلانه باشد، در تمام ایام سال دلهره و اضطراب سراپای وجودش را می گیرد. ایمان مذهبی به حکم اینکه به انسان به یک انسانی که یک طرف معامله است نسبت به جهان که طرف دیگر معامله است، اعتماد و اطمینان می بخشد، دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل می سازد و به جای آن به او آرامش خاطر می دهد.

    برخورداری بیشتر از لذت های معنوی
    انسان دو گونه لذت دارد:
    1- لذت هایی که به یکی از حواس انسان تعلق دارد که در اثر برقراری نوعی ارتباط میان عضو از اعضاء یا یکی از مواد خارجی حاصل می شود مانند لذتی که چشم از راه دیدن و گوش از راه شنیدن و دهان از راه چشیدن می برد.
    2- لذتهایی که با عمق روح و وجدان آدمی مربوط است و به هیچ عضو خاصی مربوط نیست و تحت تأثیر برقراری رابطه با یک ماده بیرونی حاصل نمی شود مانند لذتی که انسان از احسان و خدمت و یا از محبوبیت و احترام و یا از موفقیت خود یا موفقیت فرزند خود می برد.
    لذت های معنوی از لذت های مادی هم قوی تر است و هم دیرپاتر، لذت عبادت و پرستش خدا برای مردم عارف حق پرست از اینگونه لذت هاست. عابدان عارف که عبادتشان توأم با حضور و خضوع و استفراق است بالاترین لذتها را از عبادت می برند. در زبان دین از طعم ایمان و حلاوت ایمان یاد شده است، ایمان حلاوتی دارد فوق همه حلاوت ها. لذت معنوی آنگاه افزون می شود که کارهایی از قبیل دانش پژوهی، احسان، خدمت، موفقیت و پیروزی از حس دینی ناشی گردد و برای خدا انجام شود و در قلمرو عبادت قرار گیرد.

    بهبود روابط اجتماعی
    انسان مانند برخی از جانداران دیگر اجتماعی آفریده شده است و به تنهایی قادر نیست نیازهای خویش را برطرف سازد.زندگی باید به صورت یک شرکت درآید که همه در وظایف و بهره ها سهیم باشند و یک نوع تقسیم کار میان افراد برقرار شود؛ زندگی سالم اجتماعی آن است که افراد قوانین و حدود و حقوق یکدیگر را محترم شمارند، عدالت را امری مقدس به حساب آورند، به یکدیگر مهر بورزند و هر یک برای دیگری آن را دوست بدارد که برای خودش دوست می دارد و آن را نپسندد که برای خودش نمی پسندد، به یکدیگر اعتماد و اطمینان داشته باشند، هر فردی خود را متعهد و مسؤول اجتماع خویش بشمارد، در سری ترین نهانخانه ها همان تقوا و عفاف از آنها بروز کند که در اجتماع عمومی و دیدگان مردم، در نهایت بی طمعی به یکدیگر نیکی کنند، در مقابل ظلم و ستم بپا خیزند و به ستمگر و فسادگر مجال ستمگری و فساد ندهند، ارزش های اخلاقی را محترم بشمارند، با یکدیگر مانند اعضای یک پیکر متحد و هماهنگ باشند. آن چیزی که بیش از هر چیز حق را محترم، عدالت را مقدس، دل ها را به یکدیگر مهربان و اعتماد متقابل را میان افراد برقرار می سازند، تقوا و عفاف را تا عمق وجدان آدمی نفوذ می دهد، به ارزشهای اخلاقی اعتبار می بخشد، شجاعت مقابله با ستم ایجاد می کند، همه افراد را مانند اعضای یک پیکر به هم پیوند می دهد و متحد می کند، ایمان مذهبی است. تجلیات انسانی انسان ها که مانند ستارگان در آسمان تاریخ پرحادثه انسانی می درخشد همان هایی است که از احساس های مذهبی سرچشمه گرفته است.

    کاهش ناراحتی ها
    ایمان مذهبی در انسان نیروی مقاومت می آفریند، تلخی ها را شیرین می گرداند. انسان باایمان می داند هر چیزی در جهان حساب معینی دارد و اگر عکس العملش در برابر تلخی ها به نحو مطلوب باشد فرضا خود این غیر قابل جبران باشد به نحوی دیگر از طرف خداوند متعال جبران می شود.به عنوان مثال دوران پیری یک فرد باایمان، همواره با یاد و انس خدا مطبوع و دوست داشتنی است. قیافه مرگ در چشم فرد باایمان با آنچه در چشم فرد بی ایمان می نماید، عوض می شود.از نظر چنین فردی، دیگر مرگ نیستی و فنا نیست. انتقال از دنیائی فانی و گذرا به دنیایی باقی و پایدار و از یک جهان کوچک تر به جهانی بزرگ تر است. مرگ منتقل شدن از جهان عمل و کشت است به جهان نتیجه و محصول، از این رو چنین فردی نگرانی های خویش را از مرگ با کوشش در کارهای نیک که در زبان دین عمل صالح نامیده می شود برطرف می سازد.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  2. کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    baran (Wednesday 10 June 2009-1)

  3. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    52.17
    حالت مـن:
    Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آثار و نتایج خداشناسی در زندگی انسان

    اقوال و افعالی که حکایتگر تسبیح و تکبیر و تحمید است و ستایش ذات کامل علی الاطلاق و غنی علی الاطلاق است، در مورد غیر خدا شرک است. سبوح مطلق و منزه مطلق از هر نقص و کاستی اوست، بزرگ مطلق اوست، آن که همه ستایشها منحصرا به او برمی گردد اوست، آن که همه حولها و قوه ها قائم به اوست ذات اوست. این گونه توصیفها - چه به صورت قولی و چه به صورت عملی - برای غیر خدا شرک است. خداشناسی خود به خود بر روی تمام شخصیت و روحیه و اخلاق و اعمال بشر اثر می گذارد. اندازه این تاثیر به درجه ایمان بستگی دارد. هر اندازه ایمان انسان قوی تر و شدیدتر باشد، نفوذ خداشناسی در وجود انسان بیشتر می گردد و شخصیت آدمی را بیشتر تحت سیطره خود قرار می دهد. تاثیر و نفوذ خداشناسی در انسان مراتب و درجات دارد و تفاوت انسانها از نظر کمال انسانی و قرب به خداوند به این درجات بستگی دارد و همه اینها "صدق" و "اخلاص" نامیده می شود، یعنی همه این درجات، درجات صدق و اخلاص است.

    توضیح اینکه: قبلا گفتیم آنگاه که به خدا رومی آوریم و او را عبادت می کنیم، چنین ابراز می داریم که تنها مستحق اطاعت، ذات احدیت است و من در مقابل او تسلیم محض هستم. این گونه ایستادن و ابراز داشتن، عبادت است و جز برای خدا جایز نیست، ولی این اظهار و ابراز ما تا چه اندازه دارای "صدق" است؟ یعنی ما در عمل تا چه اندازه قید تسلیم در برابر غیر خدا را رها کرده ایم و در مقابل ذات او تسلیم محض هستیم؟ این جهت به درجه ایمان ما بستگی دارد.

    مسلما همه افراد از نظر صدق و اخلاص در یک درجه نیستند. برخی تا این حد پیش می روند که عملا جز امر خدا بر وجود آنها حاکم نیست، از درون و برون فرماندهی جز خدا ندارند، نه هوای نفس و تمایلات نفسانی می تواند آنها را از این سو به آن سو بکشاند و نه یک انسان دیگر می تواند آنان را مسخر فرمان خویش سازد، به تمایلات نفسانی آن اندازه اجازه فعالیت می دهند که موافق رضای خدا باشد - و البته رضای خدا همان راهی است که انسان را به کمال واقعی خود می رساند - و فرمان انسانهای دیگر را از قبیل پدر و مادر و معلم و غیره برای رضای خدا و در حدود اجازه خدا انجام می دهند. برخی از این پیشتر می روند و مطلوب و محبوبی جز خدا ندارند، خداوند محبوب و معشوق اصلی آنها قرار می گیرد و خلق خدا را به حکم اینکه " هر کس چیزی را دوست بدارد آثار آن چیز و نشانه ها و یادگارهای آن چیز را نیز دوست می دارد " از آن جهت دوست می دارند که آثار و مخلوقات الهی و آیات و نشانه ها و یادگارها و یادآورهای خدا می باشند. برخی پا را از این هم فراتر می گذارند و جز او و جلوه های او چیزی نمی بینند، یعنی او را در همه چیز می بینند، همه چیز در حکم آیینه و همه جهان یک آیینه خانه می شود که به هر سو بنگرند او را و جلوه او را می بینند، زبان حالشان این می شود که:

    به صحرا بنگرم صحرا تو بینم *** به دریا بنگرم دریا تو بینم
    به هر جا بنگرم کوه و در و دشت *** نشان از روی زیبای تو بینم

    علی علیه السلام فرمود: " هیچ چیزی را ندیدم مگر آنکه قبل از او و با او خدا را دیدم "
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  4. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    52.17
    حالت مـن:
    Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آیات قرآن در مورد تسبیح تمامی موجودات

    قرآن کریم می فرماید ذره ای از ذرات عالم نیست که پرستنده حق نباشد، همچنانکه انسانی نیست ولو نا آگاهانه که پرستندة حق نباشد. تنها شما خدا را تسبیح نمی کنید و حمد و ثنا نمی گویید، همه اشیاء خدا را تسبیح می کنند و حمد و ثنا می گویند. در این زمینه آیاتی داریم:
    «سبح لله ما فی السماوات و الأرض و هو العزیز الحکیم؛ هر چه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش یکتا خدای که مقتدر و حکیم است مشغولند» (سوره حدید/ آیه 1).
    «سبح لله ما فی السماوات و ما فی الأرض و هو العزیز الحکیم؛ هرچه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش یکتا خدای که مقتدر و حکیم است مشغولند»(سوره حشر آیه1).
    «یسبح له ما فی السموات و الأرض و هو العزیز الحکیم؛ و آنچه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش (اوصاف) جمال و جلالش مشغولند و اوست یکتا خدای مقتدر حکیم»(سوره حشر آیه 24).
    «یسبح لله ما فی السموات و ما فی الأرض له الملک و له الحمد؛ هرچه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش خدا مشغولند که ملک هستی و ستایش عالم برای اوست» (سوره تغابن آیه 1).
    «و ان من شیء إلا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛ و هیچ موجودی نیست جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست ولیکن شما تسبیح آنها را فهم نمی کنید» (سوره اسراء آیه 44).

    هیچ چیزی در عالم نیست، ذره ای در عالم نیست مگر اینکه مسبح و جامد پروردگار است. شما انسانها تسبیح و عبادت و پرستش آنها را درک و فهم نمی کنید، ولله هیچ موجودی در عالم نیست که پرستنده ذات حق نباشد. پس پرستش در منطق قرآن منحصر نیست به پرستش آگاهانة انسان که شاید در بسیاری از انسانها ناقص ترین اقسام پرستش هاست که مثلا بایستیم رو به قبله، دو رکعت نماز بخوانیم در حالی که روحمان در نماز اصلا وجود ندارد بلکه جای دیگر مشغول کار دیگر است. یک خم و راست ظاهری می شویم.

    نمونه هایی از تسبیح موجودات در قرآن
    در قرآن کریم پنج سوره داریم بلکه با سوره "سبح اسم" به اعتباری شش سوره داریم که با تسبیح شروع می شوند و اینها را "مسبحات" می گویند. سوره حدید این طور شروع می شود: «سبح لله ما فی السموات و الارض؛ هر چه در آسمانها و زمین است خدا را تسبیح می کند». سوره حشر و سوره صف به این شکل شروع می شود: «سبح لله ما فی السموات و ما فی الارض». در اینجا کلمه "ما" تکرار شده است. باز مفاد همان است: هر چه در آسمانهاست و هر چه نه هر که در زمین است خدا را تسبیح کرده است.

    سوره جمعه و سوره تغابن اینطور شروع می شوند: «یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض» "سبح اسم " نیز امر به تسبیح است. در این پنج سوره (فعل تسبیح را) در سه مورد به صورت ماضی و در دو مورد به صورت مضارع ذکر می کند، ولی با کلمه " ما ": " هر چه " در آسمانها و زمین است خدا را تسبیح می کند. اما قرآن می گوید (همه موجودات خدا را سجود می کنند) آن حقیقت سجود، که این سجود شما نماینده ای و نمایشگری از آن است. ما که سجود می کنیم عمل ما نمایشگر خضوع ماست. قرآن می گوید همه موجودات خدا را سجود می کنند، خورشید و ماه و ستاره هم خدا را سجود می کنند، ولی البته معلوم است مقصود این نیست که مثلا خورشید هم یک پیشانی دارد و پیشانی اش را روی خاک می گذارد، نه، این عمل شما که نمایشگر منتهای خضوع است برای این است که روحتان خضوع پیدا کند. پس ما یک چنین آیاتی در قرآن داریم که در آنها تعبیر "سبح" یا "یسبح" به کار رفته است. بعضی آیات دیگر داریم که در آن آیات مطلب به شکل دیگری بیان شده است، مثلا بیان شده که جمادات یا نباتات و یا حیوانات با فلان مقام مقدس معنوی الهی، در تسبیح و حمد خدا هماهنگی می کردند. قرآن در سوره مبارکه "ص" درباره داوود پیغمبر چنین می گوید: «و اذکر عبدنا داوود ذا الاید انه اواب؛ یاد کن بنده ما داوود نیرومند را، او بسیار بازگشت کننده به خدا بود، یعنی از غیر خدا بریده و به خدا پیوسته بود». بعد می گوید: «انا سخرنا الجبال معه یسبحن بالعشی و الاشراق و الطیر محشوره کل له اواب؛ ما کوه ها را مسخر ساختیم که شامگاهان و بامدادان نیایش می کردند و پرندگان را گرد آوردیم که همه به سوی او بازمی گشتند». این هم آیات دیگری به این مضمون. از جمله (آیات مذکور) همین آیات (سوره نور است) که باز نظیرش در قرآن هست. در اینجا مخاطب شخص پیغمبر اکرم است، می فرماید: «الم تر ان الله یسبح له من فی السموات و الارض»؛" هر که در زمین است " را هم اختصاص به مؤمنین نمی دهد: ای پیغمبر! آیا ندیده ای که هر که در آسمانها و زمین است، و نیز پرندگانی که در پروازند خدای را تسبیح می گویند؟ بالاتر اینکه بعد می گوید: «کل قد علم صلاته و تسبیحه؛ هر کدام از اینها کوهها، درختها، مرغها، انسانها و هر موجودی که تسبیح می کند به تسبیح خود آگاه است، به نماز خود آگاه است». عجیب این است که این امر را تعبیر به " نماز " می کند. گفتیم یک جا تعبیر به "تسبیح" و "حمد" می کند و یک جا تعبیر به "سجود" می کند، اینجا اصلا تعبیر به "صلاة" کرده است، گو اینکه بعضی مفسرین گفته اند مقصود از "صلاة" دعاست ولی همان نماز است، روح نماز هم دعاست. خود قرآن تعبیر به "صلاة" کرده است: اینها نماز دارند و به نماز خودشان آگاهند و خدای آنها هم به کار آنها آگاه است
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  5. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    52.17
    حالت مـن:
    Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آیاتی از قرآن در مورد اختیار انسان

    مساله جبر و اختیار از قدیمى ترین مسائلى است که در میان دانشمندان مطرح بوده گروهى طرفدار آزادى اراده انسان و گروهى طرفدار جبر بوده اند و هر کدام دلائلى براى اثبات مقصد خود ذکر کرده اند. این وجدان عمومى و فطرت همگانى که یکى از روشنترین دلائل اختیار است به صورتهاى گوناگونى در زندگى انسان تجلى مى کند. اصل آزادى اراده فطرى همه انسانها، موافق وجدان عمومى بشر است، نه تنها عوام که همه خواص و همه فلاسفه در عمل چنینند و حتى جبریها در عمل اختیارى هستند (الجبریون اختیاریون من حیث لا یعلمون!) و جالب اینکه قرآن کریم نیز کرارا روى همین مساله تکیه کرده نه تنها در آیات مورد بحث مى فرماید: «فمن شاء اتخذ الى ربه مابا؛ هر کس بخواهد مى تواند راهى را به سوى پروردگارش برگزیند» (نبا/39) بلکه در آیات دیگر نیز روى مشیت و اراده انسان بسیار تکیه کرده است ازجمله:

    1-«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا؛ ما راه را به انسان نشان دادیم خواه پذیرا شود و شکرگزار گردد یا مخالفت کند و کفران نماید» ( دهر/ 3 ).
    2- و در آیه 29 سوره کهف مى فرماید: «فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر (انا اعتدنا للظالمین نارا)؛ هر کس مى خواهد ایمان بیاورد و هر کس نمى خواهد راه کفر پیش گیرد ( ولى بدانند ما براى کافران آتش عظیمى فراهم ساخته ایم)».
    3- و نیز در آیه 29 دهر مى خوانیم: «ان هذه تذکرة فمن شاء اتخذ الى ربه سبیلا؛ مسلما این تذکرى است، هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش انتخاب مى کند».
    4- ( ذیل آیه 20 و 21 سوره فصلت ) و فهرست وار به گواهان قیامت اشاره مى شود: نخست ذات پاک خداوند که مى فرماید: هر عملى را انجام مى دهید ما شاهد و ناظریم ( یونس /61 ). سپس پیامبران و اوصیا هستند ( نساء / 41 ). و بعد از آن زبان و دست و پا و به طور کلى اعضاى پیکر انسان ( نور /24 ) و دیگر پوست تن انسان ( فصلت/ 21 ). و دیگر فرشتگان ( ق/ 21 ) و آیات دیگر و سپس زمینى که انسان روى آن زندگى مى کند و اطاعت و گناه از او سر مى زند ( زلزال / 4). آیات فوق در توصیف این فرشتگان مى گوید: آنها بزرگوار و در نزد پروردگار والامقامند تا انسانها بیشتر مراقب اعمال خویش باشند زیرا هر قدر ناظر بر اعمال انسان شخصیت والاترى داشته باشد انسان بیشتر از او ملاحظه مى کند و از انجام گناه شرمنده تر مى شود. تعبیر به کاتبین در آیه 11 سوره انفطار که می فرماید: «کراما کاتبین؛ فرشتگان بزرگواری که نویسندگان اعمال شما هستند»، در حقیقت تاکیدى است بر این معنى که آنها به حافظه قناعت نمى کنند بلکه دقیقا مى نویسند و ثبت مى کنند و به این ترتیب هرگز چیزى از آنها فوت نمى شود و صغیر و کبیر را ثبت مى کند. تعبیر به «یعلمون ما تفعلون؛ آنچه را انجام مى دهید آنها مى دانند» (انفطار/12) باز تاکید مجددى است بر این حقیقت که آنها از همه اعمال شما بدون استثنا آگاهند و نوشتن آنها بر اساس همین آگاهى است. تمام این تعبیرات بیانگر اختیار و آزادى اراده انسان است، چرا که اگر آدمى اختیارى از خود نداشت گماردن این همه مامورین ثبت و ضبط اعمال و اینهمه هشدار و اخطارها هدف و مفهوم صحیحى نخواهد داشت.
    5- خداوند می فرماید: «فما لهم لا یؤمنون * و اذا قرىء علیهم القرآن لا یسجدون؛ پس چرا آنان ایمان نمى آورند؟! و هنگامى که قرآن بر آنها خوانده مى شود سجده نمى کنند؟!» (انشقاق 20 و 21). مرحوم طبرسى در مجمع البیان از آیات اخیر این سوره اولا اصل اختیار و آزادى اراده را استفاده مى کند چرا که ملامت بر ترک سجده و ترک ایمان، در مورد افراد مجبور، از خداوند حکیم قبیح است و اینکه مى فرماید: «فما لهم لا یؤمنون* و اذا قرىء علیهم القرآن لا یسجدون» دلیل روشنى است بر مساله اختیار.
    6- در جای دیگر می فرماید: «سپس راه را براى او آسان ساخت» ( ثم السبیل یسره ) (عبس/20). راه تکامل پرورش جنین در شکم مادر و سپس راه انتقال او را به این دنیا سهل و آسان نمود. این نکته نیز قابل توجه است که مى فرماید راه را براى انسان آسان ساخت و نمى فرماید او را مجبور بر پیمودن این راه کرد و این خود تاکید دیگرى بر مساله آزادى اراده انسان و اختیار است.
    7- خداوند می گوید مشرکان گفتند: «اگر خدا مى خواست ما آنها را هرگز پرستش نمى کردیم این خواست او بوده است که ما به پرستش آنان پرداخته ایم!» («و قالوا لو شاء الرحمن ما عبدناهم» زخرف/20). این تعبیر ممکن است به این معنى باشد که آنها معتقد به جبر بودند و مى گفتند هر چه از ماصادر مى شود به اراده خداوند است و هر کارى انجام مى دهیم مورد رضایت او است یا اینکه اگر اعمال و عقائد ما مورد رضاى او نبود باید از آن نهى مى کرد و چون نهى نکرده است دلیل بر خشنودى او است! در حقیقت آنها براى توجیه عقائد فاسد و خرافى خود دست به خرافات دیگرى مى زدند و براى پندارهاى دروغین خود دروغهاى دیگرى به هم مى بافتند در حالى که هر کدام از دو احتمال بالا مقصود آنها باشد فاسد و بى اساس است. درست است که در عالم هستى چیزى بى اراده خدا واقع نمى شود ولى این به معنى جبر نیست زیرا نباید فراموش کرد که خدا خواسته است ما مختار و صاحب آزادى اراده باشیم تا ما را بیازماید و پرورش دهد.
    8- خداوند در جای دیگر می فرماید: «إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون * أولئک أصحاب الجنة خالدین فیها جزاء بما کانوا یعملون؛ کسانى که گفتند پروردگار ما الله است، سپس استقامت به خرج دادند نه ترسى براى آنهاست و نه غمى دارند. آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن مى مانند این پاداش اعمالى است که انجام مى دادند» (احقاف/ 13 و 14)» و در آخرین آیه مورد بحث مهمترین بشارت را به موحدان نیکوکار مى دهد و مى فرماید: آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن مى مانند. این به پاداش اعمالى است که انجام مى دادند ( جزاء بما کانوا یعملون ) تعبیر «جزاء بما کانوا یعملون» از یکسو دلیل بر این است که بهشت را به بها مى دهند و به بهانه نمى دهند و از سوى دیگر اشاره به اصل آزادى اراده و اختیار انسان است.

    اراده و اختیار بشر در انجام کارهای خود
    بعضی افراد که فقط آیاتی را می بینند که می گوید همه چیز به اراده خداست، خیال می کنند که قرآن کریم چون فرموده همه چیز به اراده خداست پس قائل به اسباب و مسببات و از آن جمله قائل به اختیار و اراده بشر نیست، مخصوصا اروپائیها اغلب وقت درباره اسلام اظهار نظر می کنند، اسلام را العیاذ بالله یک دین جبری معرفی می کنند یعنی دینی که برای بشر هیچگونه اختیار و اراده ای قائل نیست ولی واضح است که این یک تهمت به قرآن است. من در " کتاب انسان و سرنوشت " این مسئله را تا اندازه ای بحث کرده ام. قرآن به شکلی عموم مشیت الهی و عموم قضا و قدر را قائل است که هیچگونه منافاتی بین آن و اختیار و اراده بشر نیست، از جمله آیاتی که مسئله اختیار و اراده بشر را به طور جدی مطرح فرموده است همین آیه و چند آیه بعدی است، می گوید: «ذلک بما قدمت ایدیکم» (آل عمران/182 و انفال /51) نمی گوید این به موجب اعمال شماست که بگوییم ما اختیار داشتیم یا نداشتیم، می گوید: «بما قدمت ایدیکم» به موجب کارهایی که به دست خودتان یعنی به اراده و اختیار خودتان بدون هیچ اجباری انجام دادید، خدا شما را مختار و آزاد آفرید، « فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر»(کهف/29) هر که می خواهد یعنی به اختیار خودش ایمان آورد و هر که می خواهد کفر بورزد، «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»(انسان/3) ما راه را به بشر نمودیم، این دیگر به خود او بستگی دارد که شاکر باشد یا کافر.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  6. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    52.17
    حالت مـن:
    Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اثرات عبادت در زندگی انسان

    در عبادت خارج شدن از محدوده کوچک خودی، خارج شدن از محدوده آمال و تمنیات کوچک، محدود و موقت هست، به عبارت دیگر در عبادت انسان از دائره تمنیات و آمال کوچک خارج می شود. در عبادت ارتجاء هست، انقطاع هست. در عبادت استعانت و نیرو گرفتن و کمک خواستن هست. در عبادت واقعا انسان از محدوده خود خواهی ها، خود پرستی ها، آرزوها، تمنیها و امور کوچک پرواز میکند و بیرون میرود. معنی تقرب هم همین است. یک نفر عبادتگر آنچه را در حال عبادت با خدای خویش در میان می گذارد، در متن زندگی آن را پیاده می کند و به مرحله " صدق " درمی آورد. عبادت برای یک عبادتگر واقعی " پیمان " است و صحنه زندگی وفای پیمان است. این پیمان مشتمل بر دو شرط اصلی است: یکی رهایی و آزادی از حکومت و اطاعت غیر خدا - اعم از هوای نفس و مطامع نفسانی و از موجودات و اشیاء و اشخاص - و دیگر تسلیم محض در مقابل آنچه خدا به آن امر می کند و به آن راضی است و آن را دوست می دارد. عبادت واقعی برای عبادتگر عامل بزرگ و اساسی تربیت و پرورش روحی اوست. عبادت، برای عبادتگر درس است، درس وارستگی، آزادمنشی، فداکاری، محبت خدا، محبت خلق خدا، محبت امر خدا، همبستگی و دوستی اهل حق، احسان و خدمت به خلق و....

    دنیای عبادت آکنده از لذت است، لذتی که با لذت دنیای سه بعدی مادی قابل مقایسه نیست. دنیای عبادت پر از جوشش و جنبش و سیر و سفر است اما سیر و سفری که " به مصر و عراق و شام " و یا هر شهر دیگر زمینی منتهی نمی شود، به شهری منتهی می شود " کاو را نام نیست. " دنیای عبادت شب و روز ندارد، زیرا همه روشنائی است، تیرگی و اندوه و کدورت ندارد، یکسره صفا و خلوص است، چه خوشبخت و سعادتمند است کسی که به این دنیا پا گذارد و نسیم جانبخش این دنیا او را نوازش دهد، آن کس که به این دنیا گام نهد دیگر اهمیت نمی دهد که در دنیای ماده و جسم بر دیبا سر نهد یا بر خشت. چه خوشبخت و سعادتمند است آنکه فرائض پروردگار خویش را انجام می دهد، الله، یار و حمد و قل هو الله، کار او است، رنجها و ناراحتیها را، مانند سنگ آسیا دانه را، در زیر پهلوی خود خورد می کند.

    امام علیه السلام می فرماید: «اللهم انک آنس الانسین لاولیائک و احضرهم بالکفایه للمتوکلین علیک تشاهدهم فی سرائرهم و تطلع علیهم فی ضمائرهم و تعلم مبلغ بصائرهم فاسرارهم لک مکشوفه و قلوبهم الیک ملهوفه، ان اوحشتهم الغربه آنسهم ذکرک و ان صبت علیهم المصائب لجاوا الی الاستجاره بک» (خطبه 227)؛ پروردگارا تو از هر انیسی برای دوستانت انیستری، و از همه آنها برای کسانی که به تو اعتماد کنند برای کارگزاری آماده تری، آنان را در باطن دل شان مشاهده می کنی و در اعماق ضمیرشان بر حال آنان آگاهی و میزان بصیرت و معرفتشان را می دانی، رازهای آنان نزد تو آشکار است و دلهای آنها در فراق تو بی تاب است. اگر تنهائی سبب وحشت آنان گردد یاد تو مونسشان است و اگر سختیها بر آنان فرو ریزد به تو پناه می برند. " «و ان للذکر لاهلا اخذوه عن الدنیا بدلا» " (خطبه 222)؛ همانا یاد خدا افراد شایسته ای دارد که آن را به جای همه نعمتهای دنیا انتخاب کرده اند..

    امام علی (ع) در خطبه 222 حالات و مقامات و کرامتهائی را که برای اهل معنی در پرتو عبادت رخ می دهد توضیح داده است، از آن جمله می فرماید: «قد حفت بهم الملائکه و تنزلت علیهم السکینه و فتحت لهم ابواب السماء و اعدت لهم مقاعد الکرامات فی مقام اطلع الله علیهم فیه فرضی سعیهم و حمد مقامهم یتنسمون بدعائه روح التجاوز»...؛ فرشتگان آنان را در میان گرفته اند، آرامش بر ایشان فرود آمده است، درهای ملکوت بر روی آنان گشوده شده است، جایگاه الطاف بی پایان الهی برای شان آماده گشته است، خداوند متعال مقام و درجه آنان را که بوسیله بندگی به دست آورده اند دیده و عملشان را پسندیده و مقامشان را ستوده است، آنگاه که خداوند را می خوانند بوی مغفرت و گذشت الهی را استشمام و پس رفتن پرده های تاریک گناه را احساس می کنند.

    از نظر تعلیمات اسلامی، هر گناه اثری تاریک کننده و کدورت آور بر دل آدمی باقی می گذارد و در نتیجه میل و رغبت به کارهای نیک و خدائی کاهش می گیرد و رغبت به گناهان دیگر افزایش می یابد. متقابلا عبادت و بندگی و در یاد خدا بودن وجدان مذهبی انسان را پرورش می دهد، میل و رغبت به کار نیک را افزون می کند و از میل و رغبت به شر و فساد و گناه می کاهد. یعنی تیرگیهای ناشی از گناهان را زایل می گرداند و میل به خیر و نیکی را جایگزین آن می سازد. در نهج البلاغه خطبه ای هست که درباره نماز و زکوة و اداء امانت بحث کرده است. پس از توصیه و تاکیدهائی درباره نماز، می فرماید: «و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها اطلاق الربق و شبهها رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بالحمة تکون علی باب الرجل فهو یغتسل منها فی الیوم و اللیله خمس مرات فما عسی ان یبقی علیه من الدرن؟» (خطبه 199)؛ نماز گناهان را مانند برگ درخت می ریزد و گردنها را از ریسمان گناه آزاد می سازد، پیامبر خدا نماز را به چشمه آب گرم که بر در خانه شخص باشد و روزی پنج نوبت خود را در آن شستشو دهد تشبیه فرمود، آیا با چنین شستشوها چیزی از آلودگی بر بدن باقی می ماند؟
    امام در خطبه 192 پس از اشاره به پاره ای از اخلاق رذیله از قبیل سرکشی، ظلم، کبر، می فرماید: «و عن ذلک ما حرس الله عباده المؤمنین بالصلوات و الزکوات و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات تسکینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم و تذلیلا لنفوسهم، و تخفیضا لقلوبهم و ازاله للخیلاء عنهم»؛ چون بشر در معرض این آفات اخلاقی و بیماریهای روانی است خداوند بوسیله نمازها و زکاتها و روزه ها بندگان مؤمن خود را از این آفات حراست و نگهبانی کرد، این عبادات دستها و پاها را از گناه باز می دارند، چشمها را از خیرگی بازداشته به آنها خشوع می بخشند، نفوس را رام می گردانند، دلها را متواضع می نمایند، و باد دماغ را زایل می سازند.

    به همان نسبت که وابستگی و غرق شدن در مادیات انسان را از خود جدا می کند و با خود بیگانه می سازد، عبادت انسان را به خویشتن باز می گرداند، عبادت به هوش آورنده انسان و بیدار کننده انسان است، عبادت انسان غرق شده و محو شده در اشیاء را مانند نجات غریق، از اعماق دریای غفلتها بیرون می کند، در عبادت و در پرتو یاد خداوند است که انسان خود را آنچنان که هست می بیند، به نقصها و کسریهای خود آگاه می گردد، از بالا به هستی و حیات و زمان و مکان می نگرد، و در عبادت است که انسان به حقارت و پستی آمال و آرزوهای محدود مادی پی می برد و می خواهد خود را به قلب هستی برساند. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می دهد و صفا می بخشد و آنرا آماده تجلیات الهی قرار می دهد، علی درباره یاد حق که روح عبادت است چنین می فرماید: «ان الله تعالی جعل الذکر جلاء للقلوب، تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقاد به بعد المعائدة و ما برح لله عزت آلائه فی البرهة بعد البرهة و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم فی فکرهم وکلمهم فی ذات عقولهم» (خطبه 222)؛ خداوند یاد خود را صیقل دلها قرار داده است، دلها بدین وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینائی، بینا و از پس سرکشی و عناد، رام می گردند، همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه ئی از زمان و در زمانهائی که پیامبری در میان مردم نبوده است بندگانی داشته و دارد که در سر ضمیر آنها با آنها راز می گوید و از راه عقلهایشان با آنان تکلم می کند. در این کلمات خاصیت عجیب و تاثیر شگرف یاد حق در دلها بیان شده است تا جائی که دل قابل الهام گیری و مکالمه با خدا می گردد. یاد خدا مایه حیات قلب است، مایه روشنائی دل است، مایه آرامش روح است، موجب صفا و رقت و خشوع و بهجت ضمیر آدمی است، باعث بیداری و آگاهی و هوشیاری انسان است.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  7. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    52.17
    حالت مـن:
    Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اثر یاد خدا در روح و روان انسان

    علماى اخلاق به پیروى از قرآن مجید و روایات اسلامى اهمیت فوق العاده اى براى ذکر، به عنوان یکى از شاخه هاى مهم عبادت در پاکسازى روح و جان و بیدارى و آگاهى و تهذیب نفس قائل هستند و براى هر مرحله از مراحل سیر و سلوک، اذکارى ذکر کرده اند مثلا در مرحله توبه، توجه به ذکر «یا غفار» و در مرحله محاسبه نفس «یاحسیب» و در مرحله جلب رحمتهاى عالیه «یا رحمان» و «یا رحیم » و امثال آن. این اذکار به تناسب حالاتى است که انسان دارد و مسیرهائى که مى پیماید؛ ولى به عنوان ذکر مطلق که در هر حالى خوب است، نه به عنوان قصد ورود. ذکر خدا از بزرگترین عبادات و بهترین حسنات است و در برابر تهاجم وسوسه هاى نفس و نفوذ شیطان به انسان مصونیت مى بخشد. پرده هاى خودخواهى و غرور را که بزرگترین دشمن سعادت انسان است مى درد، او را از خواب غفلت بیدار مى کند و از خطراتى که سعادت وى را تهدید مى کند آگاه مى سازد. ذکر خدا مانند دانه هاى حیاتبخش باران است که بر سرزمین روح و قلب انسان مى بارد و انواع بذرهاى فضیلت و تقوا را شکوفا و بارور مى سازد و هر اندازه درباره اهمیت این عبادت سخن گفته شود باز کم است.

    خداوند در قرآن می فرماید: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله الابذکر الله تطمئن القلوب؛ آنها (هدایت یافتگان) کسانى هستند که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است، آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش مى یابد» (سوره رعد، آیه 28). در این آیه، سخن از تاثیر یاد خدا در آرامش دلها است؛ آرامشى که مى تواند انسان را از لغزشها برهاند و به فضائل اخلاقى بیاراید. سپس به صورت یک قاعده کلى بیان می کند و مى افزاید: «آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى یابد! این آرامش فوق العاده به خاطر آن است که نگرانیها گاه به خاطر آینده تاریک و مبهمى است که در پیش دارد، مثلا از احتمال زوال نعمتها یا گرفتارى در چنگال بیمارى و درماندگى و ناتوانى و مانند آن ناشى مى شود و گاه گذشته تاریک زندگى، فکر او را به خود مشغول مى دارد، و نیز دنیاپرستى و دلباختگى نسبت به دنیا، سوءظن ها و توهمها و ترس و وحشت از مرگ، هر یک از اینها مى تواند عاملى براى نگرانى و سلب آرامش انسان شود. بخل و حسد و حرص و طمع و مانند آنها نیز از عوامل نگرانى انسان است. یادخدا، همان خداوندى که جواد و کریم و رحمان و رحیم و خالق و رازق و بخشنده و بنده نواز است، خداوندى که حل هر مشکلى در برابر قدرتش آسان و هر امر پیچیده اى در برابر اراده اش ساده است، یاد چنین پروردگاری مایه آرامش دلها و سبب پرورش فضائل اخلاقى است. این نکته قابل توجه است که نفس مطمئنه همان نفسى است که مخاطب به خطاب «یا ایتها النفس المطمئنة* ارجعى الى ربک راضیة مرضیة* فادخلى فى عبادى* وادخلى جنتى؛ اى نفس مطمئنه! به سوى پروردگارت باز گرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآى و در بهشتم وارد شو» (سوره فجر/ آیات 27 تا 30) می باشد.

    همیشه اضطراب و نگرانى یکى از بزرگترین بلاهاى زندگى انسانها بوده و هست و عوارض ناشى از آن در زندگى فردى و اجتماعى کاملا محسوس است. همیشه آرامش یکى از گمشده هاى مهم بشر بوده و به هر درى مى زند تا آن را پیدا کند. به طور کلى آرامش و دلهره، نقش بسیار مهمى در سلامت و بیمارى فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسانها دارد و چیزى نیست که بتوان از آن به آسانى گذشت و به همین دلیل تاکنون کتابهاى زیادى نوشته شده که موضوع آنها فقط نگرانى، راه مبارزه با آن و طرز بدست آوردن آرامش است. تاریخ بشر پر است از صحنه هاى غم انگیزى که انسان براى تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادى گام نهاده و تن به انواع اعتیادها داده است ولى قرآن، با یک جمله کوتاه و پر مغز، مطمئن ترین و نزدیکترین راه را نشان داده و مى گوید: بدانید که یاد خدا آرامبخش دلها است! ایمان به خدا و توجه به آزادگى مؤمن که همیشه با زهد و پارسائى سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگى مادى همراه است، به همه اضطرابها پایان مى دهد، هنگامى که روح انسان علی وار آنگونه وسعت یابد که بگوید: «دنیاکم عندى لاهون من ورقة فى فم جرادة تقضمها؛ دنیاى شما در نظر من بى ارزشتر از برگ درختى است که در دهان ملخى باشد که آن را مى جود» (نهج البلاغه/خطبه 224). نرسیدن به یک وسیله مادى یا از دست دادن آن چگونه امکان دارد آرامش روح آدمى را بر هم زند و طوفانى از نگرانى در قلب و فکر او ایجاد کند. البته منظور در آیه فوق از ذکر خدا که مایه آرامش دلها است تنها این نیست که نام او را بر زبان آورد و مکرر تسبیح و تهلیل و تکبیر گوید، بلکه منظور آن است که با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد، و این توجه مبدأ حرکت و فعالیت در وجود او به سوى جهاد و تلاش و نیکیها گردد و میان او و گناه سد مستحکمى ایجاد کند، این است حقیقت ذکر که آن همه آثار و برکات در روایات اسلامى براى آن بیان شده است.

    امام علی علیه السلام درباره یاد حق که روح عبادت است چنین می فرماید: «ان الله سبحانه و تعالی جعل الذکر جلاء للقلوب، تسمع به بعد الوقرة، و تبصر به بعد العشوة، و تنقاد به بعد المعاندة، و ما برح لله _عزت آلاوه_ فی البرهة بعد البرهة، و فی ازمان الفترات، عباد ناجاهم فی فکرهم، وکلمهم فی ذات عقولهم؛ خداوند یاد خود را صیقل دلها قرار داده است، دلها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینائی، بینا و از پس سرکشی و عناد، رام می گردند، همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه ئی از زمان و در زمانهائی که پیامبری در میان مردم نبوده است بندگانی داشته و دارد که در سر ضمیر آنها با آنها راز می گوید و از راه عقلهایشان با آنان تکلم می کند. در این کلمات خاصیت عجیب و تاثیر شگرف یاد حق در دلها بیان شده است تا جائی که دل قابل الهامگیری و مکالمه با خدا می گردد» ( نهج البلاغه /خطبه 222).

    در جای دیگر خداوند به حضرت موسی علیه السلام می فرماید: «اذهب انت واخوک بآیاتى و لا تنیا فى ذکرى؛ (اکنون) تو و برادرت با آیات من بروید و در یاد من کوتاهى نکنید! (سوره طه/ آیه 42). در این آیه، مخاطب موسى و برادرش هارون هستند، در آن زمان که فرمان نبوت موسى علیه السلام صادر شده و مامور مى شوند براى مبارزه با فرعون آماده گردند، مى فرماید: تو و برادرت با آیات من (کتاب آسمانى و معجزات) به سوى فرعون بروید و در ذکر من کوتاهى و سستى نکنید! دستور به ذکر خدا آن هم بدون سستى به هنگام مبارزه باطغیانگرى همچون فرعون، بسیار پرمعنى است؛ این امر نشان مى دهد که ذکر خداوند تا چه اندازه در قدرت و قوت و شجاعت و شهامت انسان اثر دارد و به او نیرو و توان براى مبارزه مى بخشد که در این هنگام به آن دستور داده شده است.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  8. Top | #7
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    52.17
    حالت مـن:
    Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اخلاص در عبادت از نظر سعدی

    سعدی این داستان را عالی آورده است، البته تمثیل و مثل است و مقدمه اش منظور نیست. می دانید که از عشقهای تمثیلی، عشق سلطان محمود و ایاز است. می گو ید به سلطان محمود عیب می گرفتند که آخر این چه حسنی دارد؟ چه زیبایی ای دارد؟ این شکل و قیافه ندارد، چرا اینقدر نسبت به این عشق و محبت می ورزی؟ او می خو است یک وقت عملا به اینها نشان بدهد که چرا چنین است و به خاطر آنهایی که شما خیال می کنید نیست، دلیل دیگری دارد، نه اینکه من عاشق آب و رنگ او هستم، بنده واقعی و خالص من اوست که مرا به خاطر خودم دوست می دارد. در بوستان است:

    یکی خرده بر شاه غزنین گرفت *** که حسنی ندارد ایاز ای شگفت
    گلی را که نه رنگ باشد نه بو *** دریغ است سودای بلبل بر او
    به محمود گفت این حکایت کسی *** بپیچید ز اندیشه بر خود بسی
    که عشق من ای خواجه بر خوی اوست *** نه بر قد و بالای دلجوی اوست
    شنیدم که در تنگنایی شتر *** بیفتاد و بشکست صندوق در

    می گوید در یک سفری که می رفت دستور داد عمدا بارها را شل ببندند و به یک دره ا ی که می رسند، آنجا تعمدا صندوق جواهرات را که معمولا همراه خود دارند از روی شتر بیاندازند که این صندوق بشکند و در و مرجان و جواهر قیمتی بریزد ته دره.

    به یغما ملک آستین بر فشاند *** وز آنجا به تعجیل مرکب براند
    گفت هر که هر چه برداشت مال خودش. این را گفت و شلاق زد به اسبش و خودش رفت.

    سواران پی در و مرجان شدند *** ز سلطان به یغما پریشان شدند
    یکچنین یغمایی را اعلام کردند، همه ریختند ته دره که یک گوهر قیمتی به دست آورند.

    نماند از وشاقان گردن فراز *** کسی در قفای ملک جز ایاز
    یکوقت نگاه کرد پشت سرش دید فقط یک نفر مانده و او ایاز است، همه رفته اند سراغ نعمت.

    بگفتا که ای سنبلت پیچ پیچ *** ز یغما چه آورده ای؟ گفت هیچ
    من اندر قفای تو می تاختم *** ز خدمت به نعمت نپرداختم
    من خدمت را بر نعمت ترجیح دادم. اینجا که می رسد گریزش را می زند (تا اینجا مثل بود)، می گوید:

    خلاف طریقت بود که اولیا ***تمنا کنند از خدا جز خدا
    گر از دوست چشمت به احسان اوست *** تو در بند خویشی نه در بند دوست
    عبادت حقیقی این است، نباید غیر آن را به حساب عبادت بگذاریم، این شرکها را خداوند به تفضل خودش از ما پذیرفته است.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  9. Top | #8
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    52.17
    حالت مـن:
    Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض ارتباط اخلاق و پرستش در احادیث

    این مساله در احادیثى كه از شخص پیامبراكرم صلى الله علیه و آله و همچنین از سایر پیشوایان معصوم علیهم السلام رسیده با اهمیت فوق العاده اى تعقیب شده است. در حدیثی از امیرمؤمنان على علیه السلام مى خوانیم كه فرمود: «لو كنا لانرجو جنة ولانخشى نارا ولاثوابا ولاعقابا لكان ینبغى لنا ان نطالب بمكارم الاخلاق فانها مما تدل على سبیل النجاح؛ اگر ما امید و ایمانى به بهشت و ترس و وحشتى از دوزخ، و انتظار ثواب و عقابى نمى داشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقى برویم، چرا كه آنها راهنماى نجات و پیروزى و موفقیت هستند» (مستدرك الوسائل، جلد 2، صفحه 283). این حدیث بخوبى نشان مى دهد كه فضائل اخلاقى نه تنها سبب نجات در قیامت است بلكه زندگى دنیا نیز بدون آن سامان نمى یابد!
    در حدیث دیگرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله آمده است كه فرمود: «جعل الله سبحانه مكارم الاخلاق صلة بینه وبین عباده فحسب احدكم ان یتمسك بخلق متصل بالله؛ خداوند سبحان فضائل اخلاقى را وسیله ارتباط میان خودش و بندگانش قرار داده، همین بس كه هر یك از شما دست به اخلاقى بزند كه او را به خدا مربوط سازد» (تنبیه الخواطر، صفحه 362). به تعبیر دیگر، خداوند بزرگترین معلم اخلاق و مربى نفوس انسانى و منبع تمام فضائل است و قرب و نزدیكى به خدا جز از طریق تخلق به اخلاق الهى مكان پذیر نیست! بنابراین، هر فضیلت اخلاقى رابطه اى میان انسان و خدا ایجاد مى كند و او را گام به گام به ذات مقدسش نزدیكتر مى سازد. زندگى پیشوایان دینى نیز سرتاسر بیانگر همین مساله است كه آنها در همه جا به فضائل اخلاقى دعوت مى كردند، و خود الگوى زنده و اسوه حسنه اى در این راه بودند و به خواست خدا در مباحث آینده در هر بحثى به نمونه هاى اخلاقى آنها آشنا خواهیم شد و همین بس كه قرآن مجید به هنگام بیان مقام والاى پیامبراسلام صلى الله علیه و آله مى فرماید: «وانك لعلى خلق عظیم؛ و به راستی تو اخلاق عظیم و برجسته اى دارى!» (سوره قلم، آیه 4).
    همچنین در تمام روایاتى كه سخن از فلسفه احكام به میان آمده، اشاره به تاثیرعبادت در تهذیب نفوس و پالایش روح و صفاى دل شده است. از جمله، در كلمات قصار امیرمؤمنان على علیه السلام آمده است: «فرض الله الایمان تطهیرا من الشرك، والصلوة تنزیها عن الكبر، و الزكاة تسبیبا للرزق، و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق...؛ خداوند ایمان را براى تطهیر دل از شرك واجب فرموده، و نماز را براى پاك شدن از تكبر، و زكات را سبب روزى قرار داده، و روزه را وسیله اى براى پرورش اخلاص بندگان ...» (نهج البلاغه، حکمت 252). شبیه همین معنى با مختصر تفاوتى در خطبه معروف بانوى اسلام فاطمه زهرا (س) دیده مى شود آنجا كه مى فرماید: «فجعل الله الایمان تطهیرا لكم من الشرك، و الصلوة تنزیها لكم عن الكبر، و الزكاة تزكیة للنفس و نماء فى الرزق، و الصیام تثبیتا للاخلاص ... ؛ خداوند ایمان را سبب پاكسازى شما از شرك قرار داده است و نماز را وسیله اى براى تطهیر قلوب از كبر، و زكات را موجب تزكیه نفس (از بخل و حرص و دنیا پرستى) و نمو روزى، و روزه را عامل تثبیت خلوص نیت».
    در حدیث معروفى كه درباره نماز از پیامبراكرم صلى الله علیه و آله آمده، نماز را تشبیه به نهر آب زلال جارى مى كند كه بر در خانه انسان باشد و همه روز انسان خود را پنج بار در آن شست و شو كند. بدیهى است كه بر اثر آن، چیزى از آلودگیها در وى باقى نمى ماند. این حدیث نیز دلیل روشنى بر این مدعاست (محجة البیضاء، جلد 1، صفحه 339). و به همین ترتیب، درباره هر یك از عبادات آثارى ذكر شده كه شاهد گویاى تاثیر عبادت در تهذیب نفوس انسانى است. در حدیث دیگرى از امام على بن موسى الرضا علیهما السلام درباره آثار عبادت بطور كلى چنین مى خوانیم: «فان قال فلم تعبدهم؟ قیل لئلا یكونوا ناسین لذكره و لا تاركین لادبه، و لا لاهین عن امره و نهیه، اذا كان فیه صلاحهم و قوامهم، فلو تركوا بغیر تعبد، لطال علیهم الامد فقست قلوبهم، اگر كسى بگوید: چرا خداوند به بندگانش دستور عبادات داده (مگر نیاز به عبادت آنها دارد؟) در پاسخ گفته مى شود، این به خاطر آن است كه یاد خدا را به فراموشى نسپارند، و ادب را در پیشگاه او ترك نكنند، و از امر و نهى او غافل نشوند، چرا كه در آن صلاح و قوام آنها است و اگر مردم بدون پرستش و عبادت رها شوند، مدت زیادى بر آنها مى گذرد (و از یاد خدا غافل مى شوند) لذا دلهاى آنها قساوت پیدا مى كند» (عیون اخبار الرضا، مطابق نقل نور الثقلین، جلد1، صفحه 39، حدیث 39). به این ترتیب روشن مى شود كه عبادت پروردگار قلب را بیدار و روح را هشیار مى كند و مایه یاد خداست كه آن نیز خمیر مایه اصلاح درون و برون است.
    در حدیث دیگرى از امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام مى خوانیم كه در ضمن بر شمردن آثار سازنده نماز مى فرماید: «مع ما فیه من الایجاب و المداومة على ذكر الله عزوجل باللیل و النهار لئلا ینسى العبد سیده و مدبره و خالقه، فیبطر و یطغى و یكون فى ذكره لربه و قیامه بین یدیه زاجرا له عن المعاصى و مانعا له عن انواع الفساد ؛ علاوه بر این كه عبادت، سبب تداوم ذكر خداوند متعال در شب و روز مى شود، تا بنده مولى و مدبر و خالقش را فراموش نكند و نعمتهاى الهى مایه مستى و غرور او نشود و به طغیان بر نخیزد و یاد پروردگار و قیام در برابر او، وى را از معاصى باز مى دارد و مانع انواع فساد مى شود» (وسائل الشیعه، جلد3، صفحه 4).
    در حدیث دیگرى، از امام صادق علیه السلام در مورد آثار نماز و میزان قبولى آن چنین آمده است: «من احب ان یعلم ان قبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعت صلاته عن الفحشاء و المنكر، فبقدر ما منعته قبلت؛ هر كس مى خواهد بداند آیا نماز او قبول شده یا نه ببیند آیا نمازش او را از زشتیها و بدیها باز داشته است یا نه؟ به همان اندازه كه او را باز داشته نمازش قبول شده است!» (مجمع البیان، جلد 8، صفحه 285، ذیل آیه 45 سوره عنكبوت). این عبارت با صراحت و وضوح، روشن مى كند كه نماز صحیح و كامل رابطه مستقیم و تنگاتنگى با مسایل اخلاقى و دعوت به خوبیها و نهى از بدیها دارد و آنها كه نمازشان این اثر را ندارد، تنها به جسم نماز پرداخته اند و به تعبیر دیگر نمازى است اسقاط كننده تكلیف نه مورد قبول پروردگار.
    در حدیث دیگرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله در مورد فلسفه روزه چنین مى خوانیم: «ان الصوم یمیت مراد النفس و شهوة الطبع الحیوانى، و فیه صفاء القلب و طهارة الجوارح، و عمارة الظاهر و الباطن، و الشكر على النعم، و الاحسان الى الفقراء، و زیادة التضرع و الخشوع، و البكاء و جعل الالتجاء الى الله، و سبب انكسار الهمة، و تخفیف السیئات، و تضعیف الحسنات، و فیه من الفوائد ما لا یحصى؛ روزه هواى نفس و شهوت طبیعت حیوانى را مى میراند (و طغیان آن را فرو مى نشاند)، و در آن صفاى قلب و پاكى اعضاء، و آبادى بیرون و درون انسان و شكر بر نعمتها، و احسان به فقرا، و فزونى تضرع و خشوع و گریه است و وسیله اى است براى التجاء به پروردگار و سبب شكستن دلبستگیها و كم شدن سیئات و فزونى حسنات است و در آن فوائد بیشمارى است» (بحارالانوار، جلد93، صفحه 254).
    در این حدیث چهارده اثر مثبت براى روزه ذكر شده كه مجموعه اى از صفات فضیلت و افعال اخلاقى است. امیرمؤمنان على علیه السلام می فرماید: «دوام العبادة برهان الظفر بالسعادة؛ استمرار و پى گیرى عبادت، دلیلى بر وصول به سعادت است» (غرر الحكم، شماره 5147). از روایات بالا و روایات دیگرى كه در این زمینه در لابه لاى كتب معروف روایى وارد شده، رابطه بسیار نزدیك عبادت و پاكسازى روح و صفاى دل و تهذیب نفوس را روشن مى سازد. مخصوصا هر قدر عبادت خالصتر و بى ریاتر و آمیخته باحضور قلب و آداب باشد، این تاثیر قوى تر خواهد بود. این مساله كاملا محسوس است كه انسان وقتى عبادتى را خالصانه و مخلصانه و با حضور قلب انجام مى دهد، بعد از آن نورانیت و صفاى دیگرى در قلب و جان خود احساس مى كند، میل او به خوبیها بیشتر مى شود و تنفر او از بدیها افزون مى گردد؛ خود را به خدا نزدیكتر مى بیند و روح خضوع و تواضع و عبودیت و تسلیم در برابر حق را در خود زنده مى بیند.
    این نكته قابل توجه است كه همه عبادات یك اثر مشترك دارند و هر كدام یك تاثیر ویژه، اثر مشترك همه آنها پرورش روح خضوع و اخلاص و تسلیم در مقابل حق، و بیدارى و هوشیارى و ترك غفلت است. به طور کلی«عبودیّت» نهایت اوج تكامل روح یك انسان و قرب او به خداست، و عبودیّت تسلیم مطلق در برابر ذات پاك اوست. عبادت تنها ركوع و سجود و قیام و قعود نیست، بلكه روح عبادت تسلیم بى قید و شرط در برابر كمال مطلق و ذات بى مثالى است كه از هر عیب و نقص مبرّاست. بدیهى است چنین عملى بهترین انگیزه توجّه به كمال مطلق و پرهیز از هرگونه آلودگى و ناپاكى است؛ چرا كه انسان سعى مى كند خود را به معبود خویش نزدیك و نزدیكتر سازد تا پرتوى از جلال و جمال او در وجودش ظاهر شود كه گاه از آن تعبیر به «مظهر صفات خدا شدن» مى كنند.
    در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «اَلْعُبُوُدِیَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُها الرُّبُوبِیَّةُ؛ عبودیّت گوهرى است كه ربوبیّت در درون آن نهفته شده است» (مصباح الشّریعه، صفحه 536 ، طبق نقل میزان الحكمه، واژه عبد) اشاره به این كه عبد تلاش و كوشش مى كند كه خود را در صفات شبیه معبود سازد و پرتوى از صفات جلال و جمال او را در خود منعكس كند، و نیز انسان در سایه عبودیّت به جایی مى رسد كه به اذن پروردگار مى تواند در جهان تكوین، تدبیر و تصرّف كند، و صاحب ولایت تكوینیّه شود، همان گونه كه آهن سرد و سیاه بر اثر مجاورت با آتش، گرم و سرخ و فروزان مى شود؛ این حرارت و نورانیّت از درون ذات او نیست بلكه پرتو ناچیزى از آتش به او افتاده و به این رنگ در آمده است.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  10. کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    [M.A.BrotherHood] (Tuesday 9 June 2009-1)

صفحه 1 از 24 1234511 ... آخرینآخرین

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...