لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 1 از 33 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 261

موضوع: زشتی های اخلاقی (مجموعه مقالات ومطالب متنوع درباره گناه ، معصیت و مسائل خلاف اخلاقی)

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    50.27
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض زشتی های اخلاقی (مجموعه مقالات ومطالب متنوع درباره گناه ، معصیت و مسائل خلاف اخلاقی)

    آثار گناه در روح و روان انسان ها

    از مسلمات دین و علم و تجربه است که کردار انسان خواه نیک و خواه بد داراى پى آمد و نتیجه، در دنیا و آخرت است و همچون بذرى است که در مزرعه ى جهان کاشته مى شود، اگر بذر گل بود، نتیجه اش گل است و اگر خار بود، نتیجه اش خار است. تکرار گناه و مداومت آن موجب تیرگى و واژگونى قلب و مسخ انسان از حالت انسانیت به حالت درنده خویى و حیوان صفتى مى گردد، و نیز باعث گناهان بزرگتر مى شود. به عنوان مثال: گنهکارى که براى اولین بار لب به شراب مى زند، چون مسلمان است، آشامیدن چند قطره از شراب براى او بسیار سخت است، ولى بار دوم کمى آسان مى شود و وقتى زیاد تکرار شد، آشامیدن چند لیوان از آن براى او از آب خوردن آسانتر مى گردد. آرى! تداوم گناه حتى گناهان بزرگ را براى انسان آسان مى گرداند. در قرآن کریم آیات متعددى در این رابطه وجود دارد، از جمله:«ثمَّ کانَ عاقِبةُ الَّذینَ اَساؤا السُوأى اَنْ کَذَّبوا بِآیاتِ اللّه و کانوا بها یَستَهزِءُون؛ سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخریه گرفتند» (روم ، 10).

    در تاریخ بسیار دیده شده که افرادى بر اثر تداوم گناه و طغیان کارشان به کفر و انکار حق و به مسخره گرفتن آن رسیده است، این ها از آثار شوم گناه است که دامنگیر گنهکار مى گردد، چنانکه مداومت بر کارهاى نیک و عبادات، موجب صفاى دل و نورانیت بیشتر روح و جان مى شود. در این باره به روایات زیر توجه کنید: امام صادق علیه السلام فرمودند، پدرم مى فرمود:«ما من شى ء اَفسَد لِلقَلب من خَطیئَةٍ اِنّ القَلب لَیُواقِع الخَطیئَةَ فما تَزالُ به حتّى تَغلبَ علیه فَیصیرُ اَعلاهُ اَسفَله، چیزى بیشتر از گناه، قلب را فاسد نمى کند، قلب گناه مى کند و بر آن اصرار مى ورزد تا در برابر گناه به زمین می خورد و در نتیجه سرنگون و وارونه مى گردد در چنین حالتی موعظه در آن اثر نمى نماید» (کافی، ج 2، ص 268).
    یعنی هیچ چیزی به اندازه خطا و لغزش و گناهکاری روح را بیمار و فاسد نمی کند، روح پشت سر هم کار سیاه انجام می دهد تا آنجا که یکسره زیر ورو می شود و فطرت بشری به یک حیوان درنده و بلکه بدتر از آن تبدیل می شود. در حدیث دیگر اینطور آمده که در هر روحی یک نقطه سفید هست، اگر آدمی گناهی بکند در آن نقطه سفید یک نقطه سیاه پیدا می شود، اگر از این گناه پشیمان شود و توبه کند آن نقطه تاریک محو می شود و اگر به گناه و . . . ادامه بدهد آن نقطه سیاه توسعه پیدا می کند تا تمام آن سفیدی را بگیرد، همینکه دیگر قسمت سفیدی باقی نماند سقوط این آدم قطعی است، امیدی به بازگشت او نیست. بعد در همین حدیث فرمود: این است معنای آیه 14 سوره مطففین قرآن: «کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون، یعنی درباره اینها سخن مگو، اعمال تاریک و سیاه اینها به صورت زنگاری بر روی قلبشان در آمده است». این آیه حالت سقوط اخلاقی و روحی بشر را ذکر می کند.

    امام کاظم علیه السلام مى فرماید:«اذا اَذنَب الرّجُل خَرجَ فى قَلبه نُکتَةٌ سَوداء فاِن تابَ اِنمَحتْ و ان زاد زادتْ حتّى تَغلِب على قَلبه فَلا یُفلِح بَعدها ابداً، وقتى که انسان گناه مى کند، در قلب او نقطه ى سیاهى پدید مى آید، اگر توبه کرد، آن نقطه پاک مى شود و اگر بر گناه خود افزود آن نقطه گسترده مى گردد به طورى که همه قلب او را فرامى گیرد و بعد از آن هرگز رستگار نمى شود» (میزان الحکمه، ج 3، ص 464). به طور کلى هرگونه نکبت و بلا، خواه روحى و خواه جسمى از گناه سرچشمه مى گیرد که امام باقر علیه السلام فرمود: «و ما مِن نِکبَةٍ تُصیبُ العَبد الاّ بِذَنب، هیچ نکبتى به بنده نرسد مگر به خاطر گناه» (کافی ، ج 2 ، ص 269). با بررسى روایات بدست مى آید که گناهان مختلف، داراى آثار روحی و روانی گوناگون است از جمله:
    قساوت قلب
    امام علی علیه السلام فرمود:«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب،اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار» (کافی ، ج 2 ، ص 271).
    عدم استجابت دعا
    امام باقر علیه السلام فرمودند: «همانا بنده از خدا حاجتى مى خواهد، اقتضا دارد که زود یا دیر برآورده شود، سپس آن بنده گناهى انجام مى دهد خداوند به فرشته مى فرماید: حاجت او را روا مکن و او را محروم ساز زیرا در معرض خشم من درآمد و سزاوار محرومیت شد.» (کافی ، ج 2 ، ص 271).
    الحاد و انکار
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن گفتارى فرمودند:«فاِنّ المَعاصى تَستَولى الضَّلال على صاحِبها حتّى تُوقِعُه رَدّ ولایَة وصىِّ رسول اللّه و دفع نبوة نبى اللّه و لا تزال بذلک حتّى توقعه فى ردّ توحید اللّه و الالحاد فى دین اللّه، همانا گناهان گمراهى را بر گنهکار مسلط مى نماید تا آنجا که او را به رد ولایت و امامت وصى رسول خدا و انکار نبوت پیامبر و به همین منوال انکار یکتایى خدا و الحاد و کفر در دین خدا، آلوده مى گرداند» (بحار ، ج 73 ، ص 360).
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  2. 3 کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Sunday 18 October 2009-1), pirpiran (Monday 30 November 2009-1), زیتون (Sunday 18 October 2009-1)

  3. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    50.27
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آثار و پیامدهای اقتصادی بخل

    آثار و پیامدهای اقتصادی بخل

    خداوند در قرآن کریم در سوره محمد (ص) آیه 38 می فرماید: «ها انتم ها ولاتدعون لتنفقوا فی سبیل الله فمنکم من یبخل و من یبخل فانما یبخل عن نفسه والله الغنی و انتم الفقراء...، هان! شما هستید که از شما خواسته میشود که در راه خدا انفاق کنید، آنگاه بعضی از شما هستند که بخل می ورزند و هرکس بخل بورزد به درستی که از خود دریغ می ورزد و خداوند بی نیاز است و شما نیازمندید... ». دراین آیه، خداوند متعال به یکی دیگر از رذایل اخلاقی انسان که تأثیر مهم درعرصه اجتماع و سرنوشت او دارد، یعنی بخل ورزیدن، اشاره فرموده است.

    بخل عبارت از حالتی است که در انسان وجود دارد یا پدید می آید و موجب می شود که او دست از بخشش و جوانمردی بردارد و به خست روی آورد. دراین حالت علاوه بر آنکه خود چنین می شود کم کم دوست دارد یا دیگران را هم دعوت می کند تا مثل او شوند! به کسی کمک نکنند و خسیس باشند و به قول معروف نم پس ندهند!!از امام صادق(ع) درباره چنین افرادی روایت شده است که فرموده اند: «شحیح» هم نسبت به آنچه در دست خودش است بخل می ورزد و هم نسبت به آنچه در دست مردم است. تا جایی که هرچه را در دست مردم ببیند، آرزو می کند آن را به دست آورد، خواه ازطریق حلال باشد یا حرام و هرگز قانع به آنچه خداوند روزی او قرارداده نیست.

    درچنین حالتی، فقرا و نیازمندان بطور کلی فراموش می شوند و مهر و محبتی که ازطریق دیگران به آنها می رسید قطع می شود. فاصله فقیر و غنی زیادتر می شود و جامعه دچار بحران می گردد. درحقیقت بخل یک ویژگی اخلاقی است که تأثیر مستقیم اقتصادی، روحی روانی و حتی اخروی بر سرنوشت انسان بخیل و جامعه می گذارد. خداوند متعال درپایان آیه فوق بر این نکته صحه گذاشته است: هرکس که بخل بورزد، درحقیقت (بهره بردن از سخاوت دردنیا و آخرت را) از خود دریغ می کند. سخاوت و جوانمردی علاوه بر آنکه باعث بهترشدن وضعیت فقرای جامعه و بازسازی روحیه آنها و امیدوار ساختن آنها به زندگی و... می شود در روحیه فرد سخی نیز تأثیر مثبت به جا می گذارد. او را دیگرخواه می کند، معنویت او را افزایش می دهد، با اینکار خود را به خداوند متعال نزدیکتر احساس می کند ودر آخرت نیز از سخاوت خویش بهره مند می شود و ... .

    چنانکه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که در پاسخ به فردی که وقتی دید بازماندگان مرده ای، انبار خرمای او را برایش خیرات می دهند گفت: ای کاش من هم اموالی داشتم که برایم خیرات می دادند فرمود: اگر او، یک دانه خرما با دست خودش صدقه داده بود، از انبار خرمایی که دیگران برایش بدهند ارزشمندتر بود!! انسانی که اقدام به بخشش و سخاوت می کند علاوه بر اینکه به دیگران خدمت می کند و این خدمت براساس عدالت حضرت حق در دنیا و آخرت به او باز می گردد، به بازسازی روحیه خویش و کسب فضایل اخلاقی نیز نائل می شود. آثار وضعی سخاوت بخل بسیار است خداوند متعال در آیات 5 تا 10 سوره لیل در این باره فرموده است: «فاما من اعطی واتقی و صدق بالحسنی فسنیسره للیسری و اما من بخل واستغنی و کذب بالحسنی فسنیسره للعسری، اما آن کس که (در راه خدا) انفاق کند و پرهیزکاری پیشه نماید و جزای نیک (الهی) را تصدیق نماید، ما او را در مسیر آسانی (برای زندگی دنیا و آخرت) قرار می دهیم. اما کسی که بخل بورزد و از این راه بی نیازی طلبد، و پاداش نیک (الهی دربرابر صدقه و بخشش) را انکار کند، بزودی او را (زندگی دنیوی و اخروی) درمسیر دشواری قرار می دهیم».
    بخل، رذیله اخلاقی خطرناکی است که اگر انسان گرفتار آن شود و نتواند خود را از این مهلکه نجات دهد، به ناسپاسی در برابر نعمت های پروردگار مبتلا می شود. خداوند سبحان در آیات 6 تا 9 سوره عادیات هم در این باره فرموده اند: «ان الانسان لربه لکنود، و انه علی ذالک لشهید و انه لحب الخیر لشدید. افلا یعلم اذا بعثر مافی القبور، انسان در برابر نعمت های پروردگارش بسیار ناسپاس و بخیل است و او خود نیز بر این معنی گواه است؛ و او علاقه شدیدی به مال دارد. آیا نمی داند که در آن روز (روز قیامت) همه کسانی که در قبرها هستند زنده می شوند و برمی خیزند (و برای حساب و کتاب به محشر می روند) ؟!».

    در آخرین آیه سوره ماعون نیز خداوند متعال به افراد بخیل هشدار داده است که: «ویمنعون الماعون: (''وای بر کسانی که...) دیگران را (بخاطر بخلی که دارند) از وسایل ضروری زندگی منع و محروم می کنند»! در آیه 24 سوره حدید هم خداوند متعال افراد بخیل را، افراد متکبر و فخرفروش معرفی فرموده اند که خداوند آنها را دوست ندارد: ... «و الله لا یحب کل مختال فخور. الذین یبخلون و یامرون الناس بالبخل...، و خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد. همان کسانی که بخل می ورزند و مردم را نیز به بخل دعوت می کنند... ». مشخص است که کسی که در صف متکبران و فخرفروشان و کسانی که دارای ویژگی های شیطانی هستند برود، چه سرنوشت شوم و بدی خواهد داشت. نهایتاً در آیه 9 سوره حشر نیز خداوند متعال کسانی را که از بخل دوری می کنند رستگار نامیده است: ...«و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون، و کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده اند، رستگارند».

    آثار اقتصادی بخل:
    1- تجمع ثروت در دست اغنیاء و بلوکه شدن سرمایه ها در حساب های توانگران.
    2- عدم برخورداری فقرا از حق خویش که در اموال اغنیا وجود دارد (مثل: خمس و زکات و صدقات و قرض الحسنه و انفاق و ...) و سخت شدن زندگی آنها.
    3- افزایش شکاف فقر در اجتماع و دور شدن ثروتمندان و فقرا از هم و افزایش فاصله طبقاتی فقیر و غنی و پیامدهای آن.
    4- افت روحیه دیگرخواهی در اجتماع و در نتیجه بی تفاوت شدن مردم نسبت به هم و افزایش نابهنجاری های فردی و اجتماعی در اثر افزایش روحیه خودخواهی در جامعه.
    5- متوقف شدن امور خیریه و ساختن مساجد، مدارس، بیمارستان ها، پل ها، جاده ها و ... و تاثیر مستقیم اینکار بر ضعف روحیه معنوی مردم.
    6- گسترش روحیه مادیگرایی و لذت طلبی شخصی در بین افراد جامعه و شیوع اسراف و تبذیر در بین مردم و ابتلای اجتماع به پیامدهای اسراف و تبذیر.
    7- رایج و عادی شدن فرهنگ تکاثر در جامعه و رویکرد مردم برای جذب ثروت به هر قیمت و در نتیجه افزایش تورم و گرانی و بوجود آمدن کمبودهای مصنوعی و بازار سیاه و ... پی آمدهای آن.
    8- ترویج فرهنگ دلبستگی شدید به دنیا در جامعه و پیامدهای منفی چنین فرهنگی. مفسر تفسیر نمونه در این باره نوشته است: لازمه دلبستگی شدید به مواهب دنیا، تکبر و غرور است و لازمه تکبر و غرور، بخل کردن و دعوت دیگران به بخل (توسط بخیل) است. اما بخل کردن به این دلیل که سرمایه کبر و غرور خود را از این اموال می داند و هرگز نمی خواهد آنها را از دست دهد و دیگران را به بخل دعوت می کند برای اینکه اولاً اگر دیگران سخاوتمند باشند، او رسوا می شود و ثانیاً چون بخل را دوست دارد مبلغ چیزی است که به آن عشق می ورزد.
    9-افت روحیه معنوی در جامعه. در حدیثی تاثیر متقابل بخل و ایمان در زندگی فردی و اجتماعی چنین بیان شده است: بخل و حرص و ایمان در قلب مرد مسلمان جمع نمی شود، همانطور که غبار راه جهاد و دود جهنم در درون یک انسان جمع نمی شوند. امام علی علیه السلام درباره افراد بخیل فرموده است: در شگفتم از بخیل، به سوی فقری می شتابد که از آن می گریزد و سرمایه ای را از دست می دهد که برای آن تلاش می کند در دنیا مانند تهیدستان زندگی می کند (چون خسیس است) اما در آخرت مثل سرمایه داران محاکمه می شود (زیرا اموال زیادی داشته است) (نهج البلاغه- حکمت 126).
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  4. 4 کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Sunday 18 October 2009-1), pirpiran (Monday 30 November 2009-1), مینوچهر (Wednesday 21 April 2010-1), زیتون (Sunday 18 October 2009-1)

  5. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    50.27
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آداب جهاد از نظر قرآن

    آداب جهاد از نظر قرآن

    خداوند در آیات 46 و 47 سوره انفال می فرماید: «و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا ان الله مع الصابرین * و لا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا و رئاء الناس و یصدون عن سبیل الله و الله بما یعملون محیط، از خدا و رسولش اطاعت کنید و با هم نزاع نکنید که سست شوید و هیبت شما از بین برود، و صبر پیشه کنید که خدا با صابران است»، آداب جهاد را ذکر می کند. دوتایش این است که گفت ثابت قدم و به یاد خدا باشید. سوم: «اطیعوا الله و رسوله» انضباط داشته باشید، از پیش خود کار نکنید، ببینید امر خدا چیست، همان را انجام بدهید. امر پیغمبر را اطاعت کنید که او ولی امر شماست و خدا به او اختیار داده است. پس شرط سوم در باب جهاد، انضباط است، هم انضباط به اصطلاح شرعی و هم انضباط عملی. انضباط شرعی، یعنی دستورهای خدا را مو به مو عمل کنید. انضباط به اصطلاح نظامی، یعنی دستور فرمانده خود را که خدا معین کرده است صد در صد به موقع اجرا بگذارید. چهارم: «و لا تنازعوا» کوشش کنید خودتان با همدیگر اختلاف نداشته باشید که خیلی خطرناک است. تنازع نکنید که اگر تنازع بکنید «تفشلوا » سست می شوید. جنگ و اختلاف داخلی سستی می آورد، یعنی شما باید در مقابل دشمن یک مشت گره کرده باشید. آنوقتی که خودتان با یکدیگر نزاع و اختلاف می کنید، آن نیرویی که باید علیه دشمن مصرف بشود، علیه خودتان مصرف می شود.

    ببینید این اختلافات داخلی که میان مسلمانها هست چه بر سر مسلمین آورده؟ فلسطینی، اردنی را می کشد و اردنی، فلسطینی را. من تجربه دارم ، خدا می داند به آن اندازه که نیروی ما صرف خدمت به اسلام و مبارزه با دشمن اسلام می خواهد بشود، چند برابر این نیرو صرف خراب کردن خودمان می شود. قرآن می گوید: «و لا تنازعوا » نزاع نکنید «فتفشلوا» نتیجه اش این است که سست می شوید، استحکامتان را از دست می دهید. «و تذهب ریحکم» یعنی آن باد عزت و غلبه و دولت که برایتان می ورزید از بین می رود. نسیم دولت و قدرت و غلبه بعد از تنازع از بین می رود چون تنازع سستی می آورد، و سستی نسیم عزت و دولت و غلبه را از شما می گیرد. این هم یک دستور که تنازع نکنید.

    «و اصبروا» خویشتندار باشید، امید به آینده داشته باشید، بدانید صبر ظفر می زاید. «ان الله مع الصابرین» خدا با صبر کنندگان است. یعنی اگر انسان صبر و خویشتنداری و مقاومت کند، خدای تبارک و تعالی او را مدد می دهد. «و لا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا و رئاء الناس و یصدون عن سبیل الله و الله ما یعملون محیط». دستور دیگر: با اخلاص باشید، کار را برای هدف بزرگ اسلامی انجام دهید. خودنمایی و چشم هم چشمی و تجملات را کنار بگذارید. همانند آنها نباشید که با "بطر" از خانه شان بیرون شدند. "بطر" آن خفتی (به معنی سبکسری) است که از نعمت به انسان دست می دهد، مثل اینکه سربازی می خواهد برود به جنگ، کوشش می کند که بهترین لباس جنگی را داشته باشد، بهترین چکمه ها را به پایش کند، بهترین نشانه ها و درجه ها را داشته باشد، مدالهای متعدد به خودش بیاویزد بعد می آید بیرون و خیلی قیافه می گیرد. نه، اینطور نباشید. از آنان که با ریا کار می کنند نباشید، مخلص باشید.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  6. 2 کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Sunday 18 October 2009-1), زیتون (Sunday 18 October 2009-1)

  7. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    50.27
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آفات روحی و جسمی آزادی جنسی

    آفات روحی و جسمی آزادی جنسی

    کاوشها و کشفیات روانی در یک قرن اخیر ثابت کرد که سرکوبی غرائز و تمایلات و بالاخص غریزه جنسی، مضرات و ناراحتیهای فراوانی به بار می آورد، معلوم شد اصلی که مورد قبول شاید اکثریت مفکرین قدیم بود که هر اندازه غرائز و تمایلات طبیعی ضعیف تر نگهداشته شوند میدان برای غرائز و نیروهای عالیتر مخصوصا قوه عاقله بازتر و بی مانع تر می شود اساسی ندارد، غرائز سرکوب شده و ارضاء نشده، پنهان از شعور ظاهر، جریاناتی را طی می کنند که چه از نظر فردی و چه از نظر اجتماعی فوق العاده برای بشر گران تمام می شود و برای اینکه تمایلات و غرائز طبیعی بهتر تحت حکومت عقل واقع شوند و آثار تخریبی به بار نیاورند باید تا حد امکان از سرکوب شدن و زخم خوردگی و ارضاء نشدن آنها جلوگیری کرد.
    روانشناسان ریشه بسیاری از عوارض ناراحت کننده عصبی و بیماریهای روانی و اجتماعی را احساس محرومیت، خصوصا در زمینه امور جنسی تشخیص دادند، ثابت کردند که محرومیتها مبدأ تشکیل عقده ها، و عقده ها احیانا بصورت صفات خطرناک مانند میل به ظلم و جنایت، کبر، حسادت، انزوا و گوشه گیری، بدبینی و غیره تجلی می کند.

    هر چند کم و بیش در حکمت هائی که از گذشتگان به یادگار مانده و بالاخص در آثار اسلامی نشانه های زیادی از توجه به این حقیقت دیده می شود، و عملاً بسیاری از معلمان و مربیان اخلاق از آن استفاده می کرده اند اما به طور مسلم اثبات علمی این حقیقت و کشف قوانین مربوط به آن از موفقیتهای علمی قرن اخیر است. متأسفانه پیچیدگی و چند جانبه بودن مسائل روانی از یک طرف، ارتباط موضوع و تمایلات بشر که خواه ناخواه در کور کردن بصیرت تأثیر دارد از طرف دیگر، نگذاشت آن استفاده ای که باید بشود صورت گیرد، بلکه خود این اصل، بهانه و وسیله ای شد در جهت مخالفت، یعنی برای اینکه موجبات سرکوب شدن غرائز و پیدایش آثار خطرناک روانی و اجتماعی ناشی از آن خصوصاً در زمینه امور جنسی بیشتر فراهم گردد، بر عقده ها و تیرگیهای روانی افزوده گردد. آمار بیماریهای روانی، جنونها، خودکشیها، جنایتها، دلهره ها و اضطرابها، یأسها و بدبینی ها، حسادتها و کینه ها به صورت وحشتناکی بالا رود، چرا؟ برای اینکه سرکوب نکردن غرائز به معنی آزاد گذاشتن میلها، و آزاد گذاشتن میلها به معنی رفع تمام قیود و حدود و مقررات تفسیر شد.

    پس از آنکه قرنها علیه شهوت پرستی به عنوان امری منافی اخلاق و عامل بر هم زدن آرامش روحی و مخل به نظم اجتماعی و به عنوان نوعی انحراف و بیماری، توصیه و تبلیغ شده بود، یکباره ورق برگشت و صفحه عوض شد. جلوگیری از شهوات و پابند بودن به عفت و تقوا و تحمل قیود و حدود اخلاقی و اجتماعی، عامل بر هم زدن آرامش روحی و مخل به نظم اجتماعی و از همه بالاتر امری ضد اخلاق و تهذیب نفس معرفی شد. فریادها بلند شد، محدودیتها را بردارید تا ریشه مردم آزاری و کینه ها و عداوتها کنده شود، عفت را از میان بردارید، تا دلها آرام بگیرد و نظم اجتماعی برقرار گردد، آزادی مطلق اعلام کنید تا بیماریهای روانی رخت بربندد.
    بدیهی است این چنین فرضیه به ظاهر شیرین و دلپذیری، به عنوان اصلاح مفاسد اخلاقی و اجتماعی، طرفداران زیادی خصوصاً در میان جوانان مجرد پیدا می کند. متأسفانه نتیجه معکوس بخشید، بدبختی بر بدبختیهای پیشین افزود، تا آنجا که بعضی از پیش قدمان آزادی جنسی که تیزهوشتر بودند سخن خود را به صورت تفسیر و تأویل پس گرفتند، گفتند از حدود مقررات اجتماعی چاره ای نیست غریزه را از تمتعات جنسی نمی توان بطور کامل ارضاء و اشباع کرد، باید ذهن را متوجه مسائل عالی هنری و فکری کرد و غریزه را بطور مستقیم بسوی این امور هدایت نمود، فروید یکی از این افراد است.

    امروز پدیده های اجتماعی خاصی و به عبارت دیگر مشکلات اجتماعی مخصوصی پیدا شده که افکار علماء اجتماع را به خود مشغول داشته است. در جامعه امروز جوانان بطور محسوسی از ازدواج شانه خالی می کنند، حاملگی و زائیدن و بچه بزرگ کردن بصورت امر منفوری برای زنان در آمده است. زنان به اداره امر خانه کمتر علاقه نشان می دهند، ازدواجهائی که نمونه وحدت روح است جز در میان طبقاتی که به مقررات اخلاق کهن پایبندند کمتر دیده می شود، جنگ اعصاب بیش از پیش رو به افزایش است بالاخره آشفتگی روحی عجیبی محسوس و مشهود است.
    گروهی می خواهند این عوارض را لازمه قهری انقلاب صنعتی جدید بدانند و راه برگشت را بدین وسیله ببندند، در صورتیکه اینها ربط زیادی به زندگی صنعتی و از میان رفتن زندگی کشاورزی ندارد. این عوارض ناشی از یک نوع به اصطلاح انقلاب فکری است و افراد خاصی هستند که مسئولیت عمده این بدبختی بشریت را دارند.

    طرفداران سیستم اخلاقی مبنی بر آزادی های جنسی از آن جهت به اصل آزادی که تکیه گاه و اساس اصلی حقوق فردی بشمار رفته، تکیه کرده اند که به گمان آنها این سلسله مسائل فاقد جنبه اجتماعی می باشد زیرا به عقیده آنها آزادی جنسی یک فرد به حقوق دیگران ضربه نمی زند، فقط آنجا که پای فرزند و اطمینان پدری و فرزندی به میان می آید، حق شوهر پیدا می شود و لازم می گردد که زن از باردار شدن از غیر شوهر قانونی خود، خودداری کند، و تا زمانی که وسائل ضد آبستنی در کار نبود لازم بود برای صیانت این حق مرد، زن عفاف و تقوا را رعایت کند تا نسبت به شوهر خود وفادار بماند فعلا با وسائل موجود چنین ضرورتی در کار نیست. سیستم فرنگی به پسر اجازه می دهد که تا زمانی که زن نگرفته روابط جنسی اش آزاد باشد و به دختر هم اجازه می دهد تا شوهر نکرده روابط جنسی اش آزاد باشد.
    نتیجه این است که برای یک پسر، ازدواج محدودیت است و برای یک دختر هم ازدواج محدودیت است. قبل از ازدواج، آزادی داشته با هر کسی (رابطه داشته باشد)، حال که می خواهد ازدواج کند به یک نفر محدود می شود. این است که یک پسر وقتی زنی را می خواهد بگیرد، می گوید: من از امروز یک زندانبان برای خودم درست کردم. یک دختر هم شوهرش برایش زندانبان می شود، یعنی از آزادی به محدودیت می آیند. ازدواج در سیستم فرنگی یعنی آزاد را محدود کردن، از آزادی به محدودیت آمدن، و ازدواج در سیستم اسلامی یعنی از محدودیت به آزادی آمدن.

    ازدواجی که پایه و خاصیت روانی اش از محدودیت به آزادی آمدن است به دنبال خود استحکام می آورد و آن که پایه اش از آزادی به محدودیت آمدن است اولاً خودش استحکام ندارد، یعنی زود منجر به طلاق می شود، و ثانیاً آن پسری که به تعبیر خود فرنگیها دهها و گاهی صدها دختر را تجربه کرده و آن دختری که دهها و صدها پسر را تجربه کرده است مگر حالا با یکی پابند می شود؟ مگر می شود پابندش کرد؟
    این است که در اسلام علت اینکه زنا تحریم شده است فقط این نیست که این، حق آن مرد است و آن، حق این زن، پس مردی که ازدواج نکرده تعهدی در مقابل زنی ندارد و زنی هم که ازدواج نکرده تعهدی در مقابل مردی ندارد پس هیچ مانعی برای این کار نیست، یک مردی که تا آخر عمرش نمی خواهد ازدواج کند او مطلق العنان باشد و یک زنی هم که تا آخر عمرش نمی خواهد ازدواج کند او هم مطلق العنان باشد.

    اسلام می گوید ابداً چنین چیزی نیست، یا باید محرومیت را به صورت مطلق قبول کنی، یا ازدواج را بپذیری و به تعهدها و مسؤولیتهای ازدواج پایبند شوی. آزادی در مسائل جنسی سبب شعله ور شدن شهوات به صورت حرص و آز می گردد، از نوع حرص و آزهائی که در صاحبان حرمسراهای رومی و ایرانی و عرب سراغ داریم. ولی ممنوعیت و حریم، نیروی عشق و تغزل و تخیل را به صورت یک احساس عالی و رقیق و لطیف و انسانی تحریک می کند و رشد می دهد و تنها در این هنگام است که مبدأ و منشأ خلق هنرها و ابداعها و فلسفه ها می گردد.
    میان آنچه عشق نامیده می شود و به قول ابن سینا «عشق عفیف»، و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملک در می آید - با اینکه هر دو روحی و پایان ناپذیر است - تفاوت بسیار است. عشق، عمیق و متمرکز کننده نیروها و یگانه پرست است و اما هوس، سطحی و پخش کننده نیرو و متمایل به تنوع و هرزه صفت است. یکی از چیزهایی که پایه خانوادگی و محیط خانوادگی را محکم می کند، مسأله روابط جنسی سالم است و علت اینکه پایه کانون خانوادگی در دنیای اروپا سست و متزلزل است همین است و امروز هم در جامعه ما به هر نسبت که از فرنگیها پیروی کنیم کانون خانوادگی را متزلزل کرده ایم.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  8. 3 کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Sunday 18 October 2009-1), pirpiran (Monday 30 November 2009-1), زیتون (Sunday 18 October 2009-1)

  9. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    50.27
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آفت زدگی در اعمال انسان

    آفت زدگی در اعمال انسان

    یک مسأله که در بحث ارزش ایمان لازم است مورد دقت قرار گیرد ارزش منفی کفر و عناد است، یعنی آیا کفر و عناد موجب نابود شدن و از اثر افتادن عمل خیر می گردد و مانند یک «آفت» آن را فاسد می کند؟ به عبارت دیگر: آیا اگر از انسان عمل خیری با همه شرایط حسن فعلی و فاعلی صادر شود و از طرف دیگر انسان در برابر حقیقت، خصوصا حقیقتی که از اصول دین بشمار می رود لجاج ورزد و عناد به خرج دهد، در این صورت آیا آن عمل که در ذات خود خیر و ملکوتی و نورانی بوده و از جنبه بعد الهی و ملکوتی نقصی نداشته، به واسطه این لجاج و عناد و یا به سبب یک حالت انحرافی روحی دیگر نابود می گردد یا نه؟ در اینجا مسأله «آفت» مطرح است.

    ممکن است عملی، هم دارای حسن فعلی باشد و هم دارای حسن فاعلی، و به تعبیر دیگر هم پیکر صحیح داشته باشد و هم روح و جان سالم، هم از وجهه ملکی و طبیعت خیر باشد و هم از وجهه ملکوتی، ولی در عین حال از نظر ملکوتی به خاطر آفت زدگی تباه و پوچ گردد، همچون بذری سالم که در زمین مساعد پاشیده می شود و محصول هم می دهد ولی قبل از اینکه مورد استفاده قرار گیرد دچار آفت می گردد، ملخ یا صاعقه ای آن را نابودمی سازد.

    قرآن کریم این «آفت زدگی» را «حبط» می نامد. «آفت زدگی» اختصاص به کفار ندارد، در اعمال نیک مسلمانان نیز ممکن است پیش آید. ممکن است یک مسلمان مؤمن، در راه خدا و برای خدا به فقیر مستحقی صدقه بدهد و صدقه او مورد قبول واقع گردد ولی بعد آن را با منت گذاشتن بر او و یا با نوعی آزار روحی دیگر به او، نیست و نابود گرداند و تباه سازد. قرآن کریم در سوره بقره آیه 264 می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی، ای کسانی که ایمان آورده اید صدقات خویشتن را با منت نهادن و آزار رساندن باطل نکنید».

    یکی دیگر از آفات اعمال خیر «حسد» است، چنانکه فرموده اند: «ان الحسد لیأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب، حسد ورزیدن اعمال خیر انسان را می بلعد و می خورد آنچنانکه هیزم، آتش را». یکی دیگر از آن آفات، «جحود» یعنی حالت «ستیزه گری» با حقیقت است. جحود یعنی اینکه آدمی حقیقت را درک کند و در عین حال با آن مخالفت کند.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  10. 3 کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Sunday 18 October 2009-1), pirpiran (Monday 30 November 2009-1), زیتون (Sunday 18 October 2009-1)

  11. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    50.27
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آیات افک و ماجرای تهمت به همسر پیامبر

    آیات افک و ماجرای تهمت به همسر پیامبر
    خداوند در آیه 11و 12 از سوره نور می فرماید: «ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم لا تحسبوه شرا لکم بل هو خیر لکم لکل امری ء منهم ما اکتسب من الاثم و الذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم * لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بانفسهم خیرا و قالوا هذا افک مبین،همانا کسانى که آن تهمت عظیم را در باره ى یکى از زنان پیامبر به میان آوردند، دسته اى از شما بودند. آن تهمت را براى خود شرّ مپندارید، بلکه آن براى شما خیر و مصلحت است. بر عهده ى هر فردى از آنها سهمى از گناه است و آن که بخش عمده ى آن دروغ سازى را بر عهده داشته عذابى بزرگ دارد. چرا هنگامى که آن تهمت را شنیدید، مردان و زنان مؤمن نسبت به خودشان گمان نیک نبردند و نگفتند: این تهمتى آشکار است؟».

    می گوید آن بدبختها که این داستان را جعل کرده بودند، هر کدامشان به اندازه خودشان داغ گناه را کسب کردند، عواقب گناه را متحمل شدند. آیات به اصطلاح «افک» است. «افک» (دروغ بزرگی) تهمتی است که برای بردن آبروی رسول خدا بعضی از منافقین برای همسر رسول خدا جعل کردند. «افک» یعنی تهمت که مربوط به یک جریان تاریخی است. یکی از همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را در یک جریانی، منافقین مورد اتهام قرار دادند. آن زن به عقیده اهل تسنن، عایشه بوده و به عقیده بعضی از اهل تشیع، ماریه قبطیه بوده ولی به عقیده بعضی دیگر هم عایشه بوده است. شاید فکر کنید که کار باید برعکس باشد، باید شیعه ها بگویند آن زن متهم عایشه بوده و سنیها بگویند آن زن متهم ماریه بوده است.

    چرا سنیها اصرار دارند که آن زن متهم عایشه بوده و شیعه های متعصب اصرار دارند که آن زن متهم ماریه بوده است؟ برای اینکه این تهمت بعد به شکلی در آمد چه از نظر وضع عمومی مردم و چه از نظر آیات قرآن در شأن آن زن متهم که برای آن زن متهم یک افتخار به شمار آمد، یعنی شک نماند که این اتهام درباره آن زن متهم دروغ بوده و او تطهیر شد و صددرصد معلوم شد که قضیه دروغ است. این است که اهل تسنن اصرار دارند که آن زن متهم که پاکی او از نظر این عمل زشت صددرصد اثبات شد عایشه بوده و بعضی از شیعه ها می خواهند این افتخار را برای ماریه قبطیه ثابت کنند.

    به هر حال خلاصه داستان به نقل تسنن این است که عایشه همسر پیامبر هنگام بازگشت مسلمین از یک غزوه، در یکی از منزلها برای قضای حاجت داخل جنگلی شد، در آنجا طوق (روبند) او به زمین افتاد و مدتی دنبال آن می گشت و در نتیجه از قافله باز ماند و توسط صفوان که از دنبال قافله برای جمع آوری از راه ماندگان حرکت می کرد، با تأخیر وارد مدینه شد. به دنبال این حادثه منافقین تهمتهایی را علیه همسر پیامبر شایع کردند. آیه می فرماید «ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم، آنان که «افک» را ساختند و خلق کردند، بدانید یک دسته متشکل و یک عده افراد به هم وابسته از خود شما هستند». قرآن کریم به این وسیله مؤمنین و مسلمین را بیدار می کند که توجه داشته باشید در داخل خود شما، از متظاهران به اسلام، افراد و دسته جاتی هستند که دنبال مقصدها و هدفهای خطرناک می باشند، یعنی قرآن می خواهد بگوید قصه ساختن این «افک» از طرف کسانی که ساختند روی غفلت و بی توجهی و ولنگاری نبود، روی منظور و هدف بود، هدف هم بی آبرو ساختن پیغمبر و از اعتبار انداختن پیغمبر بود، که به هدفشان نرسیدند.

    قرآن می گوید آنها یک دسته به هم وابسته از میان خود شما بودند و بعد می گوید این شری بود که نتیجه اش خیر بود، و در واقع این شر نبود «لا تحسبوه شرا لکم بل هو خیر لکم» " ، گمان نکنید که این یک حادثه سوئی بود و شکستی برای شما مسلمانان بود، خیر، این داستان با همه تلخی آن به سود جامعه اسلامی بود. حال چرا قرآن این داستان را خیر می داند نه شر و حال آن که داستان بسیار تلخی بود؟ داستانی برای مفتضح کردن پیغمبر اکرم ساخته بودند و روزهای متوالی حدود چهل روز گذشت تا اینکه وحی نازل شد و تدریجا اوضاع روشن گردید. خدا می داند در این مدت بر پیغمبر اکرم و نزدیکان آن حضرت چه گذشت! قرآن می گوید: یک نفر از اینها بود که قسمت معظم این گناه را او به عهده گرفت (مقصود "عبد الله بن ابی" است که "عبد الله بن ابی بن سلول" هم می گویند): «و الذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم» آنکه قسمت معظم این گناه را به گردن گرفت ، خدا عذابی بزرگ برای او آماده کرده است، غیر از این داغ بدنامی دنیا که تا دنیا دنیاست، به نام "رئیس المنافقین" شناخته می شود، در آن جهان خداوند عذاب عظیمی به او خواهد چشانید. آن منافقینی که این داستان را جعل کرده بودند، آنچه برایشان به تعبیر قرآن ماند "اثم" بود . "اثم" یعنی داغ گناه. تا زنده بودند، دیگر اعتبار پیدا نکردند.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  12. 3 کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Sunday 18 October 2009-1), pirpiran (Monday 30 November 2009-1), زیتون (Sunday 18 October 2009-1)

  13. Top | #7
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    50.27
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اثرات و نتایج قدرت واقعی در روایات اسلامی

    اثرات و نتایج قدرت واقعی در روایات اسلامی

    قدرت آن است که انسان به کمک دیگران بشتابد، یک روح مقتدر آن است که به فرزندان خود می گوید: «کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا» (نهج البلاغه نامه 47) علی (ع) خطاب به دو فرزند عزیزش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می فرماید: فرزندان من! همیشه قدرت و نیروی شما به کمک مظلوم و به ستیزه با ظالم بشتابد. این کار ( نشانه) قدرت است. اتفاقا کینه توزیها، حسادتها، پیشنهاد می کند، همگی ناشی از ضعف است. آدمی که دلش می خواهد دائما از همه مردم انتقام بگیرد و بد همه مردم را می خواهد و آن کسی که سادیسم دارد و همیشه می خواهد آزارش به دیگران برسد، کارهایش از قدرت نیست آنطور که آقای نیچه گفته، بلکه ناشی از ضعف است.

    انسان هرچه مقتدرتر باشد، حسد و کینه اش کمتر است. جمله ای از امام حسین (ع) برای شما نقل می کنم: «القدره تذهب الحفیظة» جمله خیلی عجیبی است و بر ملاحظات روانی بسیار دقیقی بنا شده است. می فرماید: قدرت کینه را از بین می برد، یعنی وقتی انسان در خودش احساس قدرت کند، نسبت به دیگران کینه ندارد. در نقطه مقابل، آدم ضعیف است که همیشه کینه دیگران را در دل دارد، آدم ضعیف است که همیشه نسبت به دیگران حسادت می ورزد. جمله دیگری از امیرالمؤمنین (ع) در باب غیبت نقل می کنم. از علی (ع) می پرسند چه کسانی هستند که غیبت می کنند و همیشه دلشان می خواهد پشت سر مردم حرف بزنند و بدگوئی کنند و از بدگوئی دیگران لذت می برند؟ علی (ع) می فرماید: ضعیفها، عاجزها، ناتوانها «الغیبه جهد العاجز، غیبت، منتهای کوشش یک آدم ناتوان است. (نهج البلاغه، حکمت 461).

    یک انسان قوی و مقتدر و آن کسی که در روح خود احساس قدرت می کند، عار و ننگش می آید که غیبت کند و غیبت را کار دنی ها و ضعفا و کاری پست می داند. یک انسان قوی حاضر نیست پشت سر مردم غیبت کند و یا غیبت دیگران را بشنود. علی (ع) غیبت را مستند به ضعف می کند و می گوید انسان قوی و مقتدر و یک روح مقتدر هرگز غیبت نمی کند. حتی علی (ع) زنا را هم به ضعف تعلیل می کند. می فرماید: «ما زنی غیور قط» در همه دنیا یک آدمی که یک جو غیرت داشته باشد، با زنی زنا نکرده و به ناموس مردم خیانت نکرده است، فقط آدمهای بی غیرت زنا می کنند. آدم بی غیرت، آدمی است که در خودش هم احساس ضعف می کند، یعنی آدمی که واقعا اگر دیگران هم نسبت به ناموس او کاری کنند، آنقدرها ککش نمی گزد. فقط بی غیرتها هستند که زنا می کنند، غیورها هرگز زنا نمی کنند: «ما زنی غیور قط» (نهج البلاغه، حکمت 305).
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  14. کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Sunday 18 October 2009-1)

  15. Top | #8
    پارسیان (شاپرزفا)
    sina آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    78
    نوشته ها
    125,905
    میانگین پست در روز
    50.27
    حالت من : Khejalati
    تشکر ها
    13,655
    از این کاربر 39,986 بار در 29,562 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اثر گناه در محروم کردن انسان از عبادت

    اثر گناه در محروم کردن انسان از عبادت
    در روایت آموزنده ای آمده است: شخصی از امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام سؤال کرد که چرا من از شب خیزی و از خواندن نافله سحر محرومم؟ امیرالمؤمنین جواب خیلی ساده ای داد، فرمود: انت رجل قد قیدتک ذنوبک؛ مردی هستی که گناهانت، دست و پایت را به غل و زنجیر بسته اند، نمی گذارند بلند شوی. این خیلی عجیب است و خود یک حقیقتی است. این را مکرر علما در کتابهای خودشان نوشته اند که گناه روز مانع چنین توفیقی است. «محرومم» معنایش این است که نه فقط بیدار نمی شوم، بیدار هم که بشوم نمی توانم بلند شوم. فرمود یک غل و زنجیر نامرئی به دست و پایت هست، خودت هم نمی دانی. یعنی اگر می خواهی بلند شوی اول باید آن غل و زنجیرها را باز کنی.
    فردی – که اگر نام ببرم شاید همه تان او را بشناسید – می گفت: پیش مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی بودم. مردی که از علما و خیلی متشخص بود، به منزل ایشان آمد. اولا (آن مرحوم) اعتنای زیادی به او نکرد. بعد که به کارهای دیگران رسیدگی کرد، آن مرد رو کرد به وی و گفت: آقای حاج شیخ! یک عرضی خدمت شما دارم. بله بفرمایید. گفت: من نمی دانم که چه سری هست من خیلی دلم می خواهد که سحرها بلند شوم عبادت کنم و بیدار هم می شوم ولی هر کاری می کنم که بلند شوم نمی توانم. این وضع هست تا طلوع صبح. بعد از طلوع صبح، دیگر راحت بلند می شوم. من نمی فهمم این چه حسابی است؟ آمده بود که ایشان مثلا یک دعایی به او بدهد که این حالت از او رفع شود. هرچه گفت او گفت: حالا عجالتا بفرمایید تشریف ببرید، و به او اعتنا نکرد. آن شخص گفت: ما یک مقدار ناراحت شدیم که آخر او پیرمرد و محترم و متشخص است. می گفت وقتی که آن مرد می رفت، نزدیک در منزل یا در اتاق که رسید، آقاشیخ حسنعلی با صدای بلند گفت (گو یا شنید) ان شاء الله موفق نخواهی شد. بیشتر تعجب کردم. بعد به او گفتم (چرا این طور برخورد کردی؟) جریانی را گفت که این مثلا در چه قضایایی که مربوط به کجا بود یک خیانتی مرتکب شده و آن خیانت نمی گذارد که او چنین توفیقی پیدا کند و پیدا نخواهد کرد.
    بالاتر از سخن این مرد عالم، سخن خود امیرالمؤمنین است، از آن بالاتر که نمی شود. آن شخص گفت: آقا چرا محرومم؟ فرمود: تو مردی هستی که قیدها یعنی کنده ها (به تو بسته شده) قید و کنده نامرئی به دست و پایت زده شده؛ تا آنها را باز نکنی، نمی شود. باز کردن آنها یعنی چه؟ یعنی قبلا توبه کردن، خود را پاک کردن و شستشو دادن، تا بعد خداوند چنین توفیقی به تو بدهد.
    کاربر انجمن خوش اومدی پارسیان (شاپرزفا)راستی چرا ثبت نام نمی کنی تا بتونی از تمام امکانات سایت استفاده کنی ؟ و حتی راجبه به ارسالها نظرتو بدی یا از پستها تشکر کنی. بفرما داخل انجمن پارسیان و تو جمع ما شرکت کنپارسیان (شاپرزفا)


    [فقط کاربران انجمن قادر به دیدن لینک هستند . برای ثبت نام کلیک کنید..]
    ***************************************
    حسین
    بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)

    ****************************************
    جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .خرس جواب داد: الان می خواهم بخوابم.خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.

    پارسیان (شاپرزفا)


  16. 2 کاربر مقابل از sina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Sunday 18 October 2009-1), pirpiran (Monday 30 November 2009-1)

صفحه 1 از 33 1234511 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
پارسیان (شاپرزفا)
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...