لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 1 از 39 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 310

موضوع: موفقیت و شادکامی

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض موفقیت و شادکامی

    موفقیت و شادکامی
    پارسیان (شاپرزفا)پارسیان (شاپرزفا)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض کوهی از کاه

    کوهی از کاه


    پارسیان (شاپرزفا)
    یکی از دلایل ایجاد برخی تفاوت‌ها، داشتن اهمیت می‌باشد و هرچه درجه‌ی اهمیت، بالاتر می‌رود، دامنه‌ی این تفاوت‌ها وسیع‌تر، جدی‌تر و در عین‌حال حساس‌تر و شکننده‌تر می‌شود.
    یکی از دلایل ایجاد برخی تفاوت‌ها، داشتن اهمیت می‌باشد و هرچه درجه‌ی اهمیت، بالاتر می‌رود، دامنه‌ی این تفاوت‌ها وسیع‌تر، جدی‌تر و در عین‌حال حساس‌تر و شکننده‌تر می‌شود. برفرض، من چیزی را می‌گویم و شما دوست ندارید به آن تن‌دهید. گوینده و شنونده‌های خوبی هم نیستیم پس به کمک کلماتی گاه کاملاً بی‌ربط، این تفاوت کوچک را به صحنه‌ی نبردی ویران‌کننده تبدیل می‌نماییم. به‌راستی اندیشیده‌ایم چرا؟ گذشتگان در قالب داستان، حکایت، ضرب‌المثل، نصیحت و هزار ترفند و هنر خاصِ بیان درونیات، به ما فهمانده‌اند‌ که حرف‌مان را بگوییم قبل از آن‌که دیگر حتی جرأت بیانش را هم نداشته باشیم. یکی از این گفته‌های بسیار گران‌بهای به‌یادگار‌مانده از پیشینیان، مثل معروف «از کاه، کوه‌‌ساختن» است، بدین معنی که گاه یک تفاوت بسیار کوچک و پیش‌‌پا‌افتاده، به یکی از مهم‌ترین و در عین‌حال خطرناک‌ترین معضلات زندگی ما مبدل می‌شود، در این‌صورت چه کنیم؟

    تا آن‌جا که برای‌مان ممکن است، خود را از محدوده‌ی این پیش‌‌آمد ناخواسته دور کنیم یعنی به‌صورتی کاملاً ذهنی، از محدوده‌ی فعالیتِ این برهم‌ریزیِ آرامش فعلی، فاصله بگیریم و به ماحصل تلاشِ کاملاً معکوس خود در راه برهم‌زدن آرامش محیط فکری- عاطفی‌مان، نگاهی عمیق و دقیق بیندازیم. خوب که نگاه کنیم، کوهی از کاه می‌بینیم. کاه، کوه شده ولی هنوز هم کاه است نه کوه زیرا اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن، بسیار سبک و شکننده هستند.
    ما انسان هستیم با قدرتی بس شگفت و در برخی موارد، اعجاب‌برانگیز تا آن‌جا که بارها شنیده‌ایم اراده و خواست انسان، کوه را با تمام سنگینی و عظمت، از جای می‌کند.
    کوه یکی از زیباترین و شگفت‌انگیزترین مظاهر طبیعت و نشانه‌ای از نشانه‌‌های خداوند است که دقت و تأمل در آن، درس‌هایی باور‌نکردنی به ما می‌دهد. اراده و خواست انسان، کوه را با تمام خصوصیات منحصر‌به‌خود، به تسلیم وا‌می‌دارد. از آن‌جا که به انبوه هر چیزی، کوهی از همان‌چیز می‌گوییم، انبوهی از مشکلات را می‌گوییم کوهی از مشکلات و در همان قدم اول، وقتی کوه را می‌بینیم، مشکل برای‌مان غیرقابل حل جلوه می‌کند، در حالی‌که فراموش‌مان شده که مشکل را برای این‌که مهم جلوه دهیم، با اسم و لغت کوه، هم‌نشین کرده‌‌ایم وگرنه کوه کجا و مشکل کجا.
    انسان موجودی اجتماعی است با هزاران‌هزار طرز فکر و اندیشه و نیز سلیقه و علاقه که گاه فرسنگ‌ها با هم در تضاد و اختلاف است. حال بگذریم که گاه همین تضاد‌ها و اختلافات، به خاطر تفاوت در درک و بیان است. همین انسان در مسأله‌ای کوچک، نسبت به هم‌نوع خود، احساس اختلاف و تضاد می‌نماید. این اختلاف، شکل کاملاً جدی به خود می‌گیرد. مجموعه‌ای از خودخواهی‌ها و عدم پذیرش‌ها نیز به آن دامن می‌زند و درنهایت به معضلی جدی و خطرناک مبدل می‌شود که چاره‌ای نمی‌ماند جز ترک صحنه. در این حال اگر یکی از دو طرف، به این بیندیشد که مشکل، چیزی نیست جز کاه که بین او و هم‌نوعش فاصله انداخته و یا در حال جدایی‌انداختن است، به خودی خود حل می‌شود چراکه بالا رفتن و گذشتن از این کوه مشکلات، هم وقت زیادی را می‌گیرد و هم نیرویی زیاد را از بین می‌برد.
    با یک بزرگ‌اندیشی و عقل و درایت، به ساده‌ترین شکل ممکن، می‌توان آن کوهِ متشکل از کاه را دور زد و در کنار هم‌نوع نشست و حال وقت لبخند‌زدن است چراکه نسیمی خنک، به‌نام تأمل و بادی آرام به‌نام درایت، به‌سادگی هر‌چه تمام‌تر، کوهی از کاه را که کم‌کم داشت سد بزرگی در راه برقراری ارتباط بین دو هم‌نوع می‌شد، فروریخت و نتیجه‌ی آن، همین لبخندی است که هم‌اکنون بر لب هر دو شکفته است.
    نترسیم، آرام باشیم و در عین آرامش، معقول و تیزهوش، بدانیم که کوهی از کاه، میهمان چندساعته‌ی ماست. او خود، به‌زودی مقدمات از بین رفتن خود را فراهم می‌‌سازد. فراموش نمی‌کنیم که انسانیم با توانایی‌هایی شگفت‌انگیز و روحی که بلند است و نیک‌اندیش.
    کم نیستند کسانی که وقتی نگاه به پشت‌سر می‌اندازند، می‌بینند از چیزی هراسیده‌اند و خدای‌ناکرده کم آورده‌اند که کاه بوده در هیبت کوه از جنسی کاملاً شکننده و از بین‌رونده. ما انسانیم، اشرف آفریده‌های خداوند متعال، پر‌قدرت و نامحدود با بی‌نهایت توانایی و ویژگی که خواستِ اراده‌مان، قادر خواهد بود کوه را از جای برکند چراکه می‌داند و نیک هم می‌داند که این کوهی است از جنس کاه.




    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  3. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Sunday 1 November 2009-1)

  4. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض قانون طلایی زندگی جورج کلونی!!

    قانون طلایی زندگی جورج کلونی!!


    پارسیان (شاپرزفا)
    زن به صورت من نگاه کرد و بدون مکث گفت: «و توی عالم واقعیت خیلی پیرتر از توی فیلم هستی» این زن، تنها چند قدم با من فاصله داشت و همه این جملات را دقیقا توی صورت من گفت. این جا بود که با خودم گفتم...
    قانون طلایی زندگی من

    یک روز به مهمانی رفته بودم و زنی که نمی‌شناختم به طرف من آمد و خیلی ناگهانی گفت: «من از آخرین فیلم تو متنفرم‌» جواب دادم: «آها! ممنون به خاطر نظرتان» زن گفت: «با نگاه ---------- ات هم موافق نیستم» جواب دادم: «بسیار خوب، همه ما نقطه نظر‌ها‌ی شخصی مان را داریم، مگر نه؟» زن به صورت من نگاه کرد و بدون مکث گفت: «و توی عالم واقعیت خیلی پیرتر از توی فیلم هستی» این زن، تنها چند قدم با من فاصله داشت و همه این جملات را دقیقا توی صورت من گفت. این جا بود که با خودم گفتم: «کافیه!» لبخند موزیانه ای زدم و گفتم: «می‌دانی، این 35 کیلو اضافه وزنی که با خودت این ور و آن ور می‌بری، خیلی به تو می‌آید» از دست من عصبانی شد، می‌شد این عصبانیت را در چهره اش دید و گفت: «منظورت از این حرفی که زدی، چی بود؟» جواب دادم: «من از تو تعریف کردم، با این وجود که به نظرم این اضافه وزن خیلی وحشتناک است» از دستم آن قدر عصبانی شد که حتی فحش ناجوری هم داد، اما بهش گفتم: «ببین، من فقط این جا ایستاده ام و تو، فقط به خاطر شغلی که من دارم، سراغ من می‌آیی و هر چیزی که دلت خواست می‌گویی، حتی اگر حرف بدی باشد. حالا کدام یکی از ما، از حریم خودش تجاوز کرده؟»

    باز هم من جزو آدم‌ها‌ی خوش شانسی هستم که به چرندیاتی که آدم‌ها‌ در باره‌ام می‌گویند، اهمیتی نمی‌دهم. چون یک بازیگرم و به این گونه تفسیر‌ها‌ و نظر‌ها‌ی شخصی عادت دارم. اصلا این حرفه باعث شده که از این نظر خیلی هم پوست کلفت باشم. اما نگران می‌شوم وقتی که می‌بینم این اتفاق برای آدم‌ها‌ی معمولی- آدم‌ها‌یی که چندان توی دید نیستند – هم می‌افتد، ‌مثلا دوست‌ها‌یم یا اعضای خانواده ام. چیزی که بیشتر نگرانم می‌کند این احساس وحشتناک و دردناک است که این اتفاق بیشتر و بیشتر شده.


    من قانون طلایی برای خودم دارم که خیلی ساده است و همه دنیا را در بر می‌گیرد و آن هم این است که «با آدم‌ها‌ همان طوری رفتار کن که دوست داری آن‌ها‌ با تو رفتار کنند». این جمله، حس خوبی به من می‌دهد و دنیا را هم جای بهتری می‌کند اما متاسفم چون این روز‌ها‌، دنیا جای خوبی برای زندگی نیست و به نظرم نامهربانی‌ها‌ و دشمنی‌ها‌ دنیا را فتح کرده اند و روز به روز هم گسترده‌تر می‌شوند و ساده است، فقط باید بعضی از نظر‌ها‌ی شخصی‌مان را برای خودمان نگه داریم. آن هم در این روزها که درباره هر اتفاقی که می‌افتد، نظری داریم که حتی اگر غلط است آن را به زبان می‌آوریم و اصلا برایمان مهم نیست که چقدر به دیگری زخم می‌زند یا آزارش می‌دهد. گاهی از بعضی از آدم‌ها‌ درباره این اخلاقشان سئوال می‌کنم، از آن‌ها‌ می‌پرسم که چرا فکر می‌کنی باید این جمله‌ها‌ی آزار دهنده را به زبان بیاوری و آن‌ها‌ قیافه ای معصومانه ای می‌گیرند و می‌گویند: «خب، می‌دانی، فقط خواستم بگویم که نظرم چیست!» در این موقع، دلم می‌خواهد به همه‌شان بگویم که این راهش نیست، این که تو چه فکری می‌کنی هیچ اهمیتی ندارد. بعضی وقت‌ها‌ این تنها یک راه برای توست تا از زیر بار نگاه‌ها‌ی عمیق و آزار دهنده آدم‌ها‌ فرار کنی»

    حالا، پیشنهادی هم دارم، هر وقت خواستید جمله ای شبیه به این به زبان بیاورید، این کار را نکنید، برای یک لحظه فکر کنید، فقط یک لحظه و به جای آن یک جمله بهتر برای گفتن پیدا کنید. این بهترین رفتاری است که ما می‌توانیم با هم داشته باشیم.


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  5. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Sunday 1 November 2009-1)

  6. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض من عصبانی نیستم!

    من عصبانی نیستم!


    پارسیان (شاپرزفا)
    حتماً تا به‌حال هیجانی به‌نام عصبانیت را تجربه کرده‌اید. اگر بخواهیم تعریفی از عصبانیت ارائه دهیم، باید بگوییم عصبی‌بودن، واکنش فلج‌کننده‌ای است که هنگام بر‌آورده‌نشدن توقعات شخصی پیدا می‌شود.
    حتماً تا به‌حال هیجانی به‌نام عصبانیت را تجربه کرده‌اید. اگر بخواهیم تعریفی از عصبانیت ارائه دهیم، باید بگوییم عصبی‌بودن، واکنش فلج‌کننده‌ای است که هنگام بر‌آورده‌نشدن توقعات شخصی پیدا می‌شود و می‌تواند به‌شکل خشم و غضب، خصومت و یا سکوت‌ ترش‌رویانه بروز نماید.
    عصبی‌بودن، واکنشی است که به‌سبب تکرار شدن، آموخته شده است تا فرد در برابر یأس و ناکامی، آن‌ها را از خود بروز دهد.
    عصبی‌بودن هیچ‌گونه بازده روانی نداشته و تنها ضعف و ناتوانی به‌دنبال دارد. از نظر جسمی، باعث انقباض‌های شدید عضلات، زخم ‌معده، تپش ‌قلب، بی‌خوابی، خستگی و حتی بیماری‌های قلبی می‌شود. در زمینه‌های روانی، عصبانیت موجب گسسته‌شدن روابط عاشقانه، ایجاد اختلال در ارتباط انسانی، پیدایش احساس تقصیر و افسردگی شده و به‌طور‌کلی سد راه و مانع زندگی بارور می‌شود.
    همیشه شنیده‌ایم که ابراز عصبانیت، بهتر و سالم‌تر از خفه‌کردن آن است اما راه سالم‌تری نیز وجود دارد و آن، عصبانی نشدن است. در این‌صورت بر سر دوراهی ابراز خشم یا خفه‌کردن آن قرار نخواهیم گرفت.
    بنابراین هر بار شما به‌خاطر شخصی یا چیزی که دوست ندارید، عصبانیت را انتخاب می‌کنید، تصمیم می‌گیرید که در برابر واقعیت، آزرده‌خاطر شوید یا به‌نحوی دیگر روحیه‌ی خود را فلج سازید. این واکنش، به‌کلی اشتباه است چون عصبی‌بودن و عصبانیت، هیچ‌چیز را تغییر نمی‌دهد. این واکنش شما، فقط دیگران را تشویق می‌کند که روش خود را ادامه دهند و در این میان، تمام فشار‌ها، ناراحتی‌ها و عذاب‌ها‌ی جسمی و فکری، نصیب شما می‌شود. انتخاب درحقیقت حق شماست اما یک طرز فکر نو، شما را یاری می‌دهد تا نیاز به عصبانیت را از بین ببرید.
    می‌دانید که ممکن نیست انسان در یک زمان، هم عصبانی باشد هم بخندد. اختیار با شماست. هر کدام را که بخواهید، می‌توانید انتخاب کنید. خود و دیگران را در این دنیای دیوانه بنگرید و بعد تصمیم بگیرید که به عصبی‌بودن ادامه دهید یا این‌که شوخ‌طبعی را در خود پرورش دهید. اگر دومی را انتخاب کردید، پس بخندید.
    لازم نیست برای خندیدن، دلیلی داشته باشید، فقط بخندید، خنده به‌خاطر خنده، خود بهترین دلیل و توجیه آن است.
    و اما خشم، در میان افراد، از درجات مختلفی برخوردار است. خشم را می‌توان نوعی سرطان زیرک دانست که روان انسان‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. عصبانیت و عصبانی بودن را می‌توان از بین برد. این کار، مستلزم تفکر زیاد و اندیشه‌های نو است و هر بار فقط در لحظه‌ی خاص خود، مؤثر است.
    - اولین و مهم‌ترین کار، این است که در لحظه‌ی خشم، از افکار خود آگاهی پیدا کنید.
    - سعی‌نکنید خودتان را با این تصویر فریب دهید که شاید شخص شما، از تجربه‌های ناگوار و زننده، لذت می‌برید.
    - هنگامی که عصبی می‌شوید، یاد بگیرید که به دیگران هم حق انتخاب بدهید، همان‌گونه که خود بر این حق اصرار دارید.
    - یک یادداشت روزانه‌ی عصبانیت تهیه کنید و زمان و مکان و واقعه‌ای که در آن‌ها عصبانیت را انتخاب می‌کنید، دقیقاً یادداشت کنید.
    - پس از بروز خشم، اعلام کنید که خطاکرده‌اید.
    - سعی‌کنید هنگام عصبانیت، نزد شخصی بروید که دوستش دارید.
    - زمانی که عصبانی نیستید، با کسانی که بیش‌تر در معرض خشم شما هستند، گفت‌و‌گو کنید.
    - خودتان را دوست بدارید، در این‌صورت هرگز خود را گرفتار خشم‌های مخرب و نابود‌کننده‌ی شخصیت نخواهید کرد.
    - به‌جای این‌که در برابر شرایط دشوار و یأس‌آور، برده‌ی عطوفت و احساس باشید، موقعیت‌های دشوار را به‌عنوان یک نوع مبارزه‌طلبی برای تغییر دادن آن تلقی کنید، آن‌گاه هیچ‌وقت عصبانی نخواهید شد.
    اما گروه دیگری نیز هستند که ممکن است خشم خود را بروز ندهند و با وجود این‌که در خود احساس عصبانیت زیادی می‌کنند، هیچ‌وقت جرأت ابراز آن را پیدا نمی‌کنند. آنان خشم خود را می‌خورند و کلمه‌ای نمی‌گویند. در این‌صورت، خود را آماده‌ی ابتلا به زخم‌‌معده‌‌های دردناک می‌کنند و تمام لحظات را با اضطراب فراوان به‌سر می‌برند. این گروه، نقطه‌ی مقابل آنانی که به خشم می‌آیند، نیستند. این‌ها نیز همان توقعات را از دیگران و از روزگار دارند و می‌خواهند مردم، مطابق الگوی دلخواه آنان رفتار کنند، با خود می‌گویند اگر همه‌چیز بر وفق مرادشان باشد، عصبانی نخواهند شد.
    طبق تحقیقات انجام‌شده، زنان درمجموع، هیجان‌های مثبت و منفی را شدید‌تر از مردان حس‌می‌کنند و حتی اگر تفاوت‌های جنسیتی را کنار بگذاریم، زندگی عاطفی برای کسانی که به هیجان‌ها بیش‌تر توجه می‌کنند، غنی‌تر است. این حساسیت عاطفی شدید، به آن معناست که در این قبیل افراد، تحریکی کوچک، طوفان شدید عاطفی برپا می‌کند؛ خواه از نوع مثبت و خواه از نوع منفی.


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  7. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Sunday 1 November 2009-1)

  8. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض ازدواج یک دختر سرطانی قبل از مرگش!

    ازدواج یک دختر سرطانی قبل از مرگش!


    پارسیان (شاپرزفا)
    کتی علیرغم تمام درد و رنج ناشی از بیماری سرطان ، ضعف بدنی ، شوک های ناشی از تزریق پی در پی مورفین ، قصد دارد مراسم عروسی خود را بدون هیچ عیب و نقصی برپا کند

    دختری را که در تصویر می بینید ، کتی کرکپاتریک نام دارد؛‌ کتی 21 ساله به همراه نامزد 23 ساله خود نیک برای جشن عروسی شان آماده می شوند.

    پارسیان (شاپرزفا)

    این عکس تنها چند دقیقه قبل از مراسم عروسی این دو جوان ، در روز 11 ژانویه 2005 گرفته شده است.
    پارسیان (شاپرزفا)
    کتی مبتلا به سرطان است و بیماری وی در بدترین وضعیت خود قرار دارد؛ وی مجبور است هر روز ساعاتی زیر نظر پزشک و دستگاه های مخصوص قرار بگیرد. در این عکس ، نیک منتظر است تا کتی یکی دیگر از شیمی درمانی هایش به پایان برساند.

    پارسیان (شاپرزفا)

    کتی علیرغم تمام درد و رنج ناشی از بیماری سرطان ، ضعف بدنی ، شوک های ناشی از تزریق پی در پی مورفین ، قصد دارد مراسم عروسی خود را بدون هیچ عیب و نقصی برپا کند . وی به خاطر بیماری اش همیشه در حال کاهش وزن است ، به همین خاطر مجبور شد هر چه به روز عروسی اش نزدیک تر می شود ، لباس عروسی اش را کوچک تر و کوچک تر کند.

    وی مجبور بود در طول مراسم عروسی اش کپسول تنفسی اش را به دنبال خود داشته باشد . در این تصویر پدر و مادر نیک را می بینید. آنها از اینکه می بینند پسرشان با عشق دوران دبیرستان خود ازدواج می کند بسیار خوشحال هستند.

    پارسیان (شاپرزفا)

    کتی در ویلچیر خود نشسته و به ترانه ای که نیک و دوستانش می خوانند گوش می دهد.

    طی مراسم عروسی ، کتی مجبور می شد برای لحظاتی استراحت کند. او به خاطر ضعف و درد نمی توانست به مدت طولانی بایستد.

    پارسیان (شاپرزفا)

    کتی تنها پنج روز بعد از مراسم عروسی اش فوت کرد. دیدن زنی که علیرغم بیماری سرطان و آگاهی به عمر کوتاه مدت اش ، ازدواج می کند و تمام مدت لبخند بر لب دارد ما را به این فکر می برد که خوشبختی دست یافتنی است ، مهم نیست چقدر دوام می آورد.

    پارسیان (شاپرزفا)

    باید از منفی بافی دست برداریم ؛ زندگی آنقدرها هم که فکر می کنیم پیچیده نیست.


    زندگی کوتاه است
    قوانین را زیر پا بگذار
    بسرعت ببخش
    با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس
    همیشه بخند
    هیچ وقت لبخند را از لب هایت دریغ نکن
    مهم نیست زندگی چقدر عجیب است
    زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود
    اما تا زمانی که هستیم ، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  9. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Sunday 1 November 2009-1), zinat (Friday 13 November 2009-1)

  10. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض خوددرمانی وسواس

    خوددرمانی وسواس


    پارسیان (شاپرزفا)
    در این مقاله، قصد داریم با ارائه‌ی انواع راه‌های خوددرمانی، عزیزانی که از این بیماری رنج می‌برند را یاری رسانیم تا بتوانند از مشکل وسواس رهایی یابند.
    در شماره‌‌های قبل به توضیح انواع بیماری‌های وسواس پرداختیم و گفتیم که از طریق خوددرمانی می‌توان بر این بیماری‌ها غلبه نمود. در این شماره، قصد داریم با ارائه‌ی انواع راه‌های خوددرمانی، عزیزانی که از این بیماری رنج می‌برند را یاری رسانیم تا بتوانند از مشکل وسواس رهایی یابند.
    راه‌کارهای خوددرمانی ارائه‌شده در زیر، اگر به‌صورت صحیح انجام شود، می‌تواند هورمون‌ها را تغییر داده و میزان سروتونین و آندورفین خون که هورمون‌های شادی‌آور، انرژی‌زا، رضایت‌آور، ترمیم‌کننده‌ی زخم‌ها و بیماری‌ها، تسکین‌دهنده‌ی دردها، آرامش‌بخش، بالابرنده‌ی اعتمادبه‌نفس و کاهنده‌ی اضطراب هستند را افزایش دهد:
    - انجام مدیتیشن‌های روزانه و کار کردن با انرژی الهی و کار کردن بر روی درمان چاکراها
    - انجام تنفس‌های عمیق شکمی یا یوگایی یا نوزادی دست‌کم 10بار در روز (با هر دم، شکم را باد می‌کنیم، در همین وضعیت تا می‌توانیم، نفس را نگه می‌داریم و با بازدم، شکم را تو می‌دهیم. از آن‌جا که همه‌جا پر از انرژی الهی است، ما با این‌کار، انرژی الهی را به درون می‌کشیم و انرژی‌های منفی خود را بیرون می‌ریزیم.)
    - پیاده‌روی: دست‌کم روزی نیم‌ساعت پیاده‌روی تند
    - در هوای باز و در طبیعت بودن: به‌طور حتم سعی ‌شود مدتی از روز را در معرض هوای آزاد و در طبیعت قرارگیریم.
    - ورزش: انجام هرگونه ورزش به‌خصوص ورزش‌های مدیتیشن و یا یوگا دست‌کم 15 تا20دقیقه در روز
    - رفتاردرمانی (تکنیک مواجهه یا غرقه‌سازی): سعی شود در طول روز، آن فکر وسواسی که بیش از همه آزارمان می‌دهد را آن‌قدر در ذهن‌مان مرور کنیم و شدت دهیم تا سطح اضطراب‌مان کاملاً بالا رود و یا اگر وسواس شست‌وشو داریم، لباسی را به‌عمد نجس ‌کنیم و بپوشیم تا حال‌مان بد شود، آن‌گاه به خود بگوییم: «دیدی طوری نشد؟» و فوراً یک مدیتیشن انجام ‌دهیم تا دوباره آرام بگیریم. پس از آن، به خود یک امتیاز بدهیم که «من توانستم.» وقتی تعداد این امتیازات در طول روز یا هفته زیاد شد، برای خود یک هدیه بخریم و جایی در معرض دید قراردهیم تا همیشه یادمان باشد که ما توانستیم و به همین شکل، ادامه دهیم.
    - بالا بردن سطح اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس
    - رفتاردرمانی (تکنیک حساسیت‌زدایی): هر بار که برای نمونه نیاز به شستن، آب‌کشیدن و یا حتی شمردن داشتیم، چند ثانیه صبر می‌کنیم و بعد آن کار را انجام می‌دهیم و به خود می‌گوییم: «3ثانیه توانستم آن را به تعویق بیندازم.» و در روزهای بعدی، سعی‌می‌کنیم این زمان را طولانی‌تر کنیم. بدین شکل پس از مدتی، کنترل امور را به‌دست خواهیم گرفت.
    - استفاده از شیوه‌ی تداعی: در این شیوه، سعی می‌شود آن‌چه را که در ذهن داریم، عرضه کرده و احساسات و افکار خود را از دوران کودکی تاکنون نسبت به خانواده، محیط، والدین و... به‌خاطر آورده و بیان کنیم. بدین شکل، خاطرات تلخ بیماری که سبب پیدایش وسواس و... شده‌اند، بیرون ریخته و آشکار می‌گردند و سرانجام، از شر آن‌ها خلاص می‌شویم.
    - انجام مراسم دینی و مذهبی: انجام عبادت‌ها و گفتن ذکر، در از بین بردن غیرارگانیک‌های منفی، بسیار مؤثر است.
    - درمان با خواب: چون وسواس بر اثر احساس ناامنی و اضطراب پدیدمی‌آید، خوابیدن می‌تواند عامل آرامش‌بخشی باشد و بسیاری از ناراحتی‌ها را تخفیف دهد.
    - رفع تعارضات روانی که زاییده‌ی محرومیت‌ها، فقرها، بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌هاست.
    - از خود فراروندگی: خود را به‌ کاری مفید، مثمرثمر و خیر، مشغول کردن
    - رفع احساس حقارت: شاید به‌دلایل فردی یا خانوادگی، احساس حقارت می‌کنیم. با به‌یادآوری موفقیت‌ها، نعمت‌ها و خوشبختی‌های خود، باید بدانیم که هیچ‌کس، حقیر نیست زیرا روح خداوند در همه‌ی ما وجود دارد. شاید پول، ثروت، مقام و شأن، زیبایی و... نداشته‌ایم اما مطمئناً چیزی داشته‌ایم که هیچ‌کس دیگر نداشته است؛ پس به‌دنبال یافتن آن باشیم تا احساس حقارت در ما بشکند. ضمن این‌که اگر هم نیافتیم، مهم نیست زیرا ما از نظر معنوی، می‌توانیم از همه بهتر باشیم.
    - تقویت بدن با استفاده از مصرف املاح و ویتامین‌ها
    - ایجاد وحدت در ابعاد وجودی: با انجام مدیتیشن، می‌توانیم تمام ابعاد وجودی خود (جسم، ذهن، فکر، احساس، روح و روان) را دوباره به وحدت برسانیم تا همه، یکپارچه و هماهنگ با هم در خدمت ما کار کنند.
    - تغییر محیط زندگی: باید محیطی دور از اغتشاش، بگومگو و فشار برای فرد بیمار فراهم گردد؛ محیطی که در آن به او عشق، محبت و تأیید و احترام داده شود.
    - تغییر آب‌وهوا و حتی تغییر فشار جو و شرایط اقلیمی نیز در ایجاد سلامتی، دخیل است.
    - تغییر محیط کار و یا نوع کار و کاستن از فشار یا بار کار اضافی چه در منزل و چه در محیط کار
    - ایجاد اشتغال و سرگرمی بدون ایجاد فشار و یا خستگی
    - دوری از تنهایی و بودن با جمع مانند حضور در مسافرت‌های جمعی، مهمانی‌ها، کلاس‌ها، گردهمایی‌ها و...
    - تنگ کردن وقت: انجام کار زیاد در زمان کم با برنامه‌ریزی ولی بدون فشار، برای مثال اگر قبلاً 45دقیقه حمام می‌کردیم، حال سعی‌‌کنیم در 40دقیقه حمام کنیم و کم‌کم این زمان را نیز کاهش دهیم. هر چه‌قدر کارهای‌مان را با سرعت بیش‌تری انجام دهیم، انرژی بیش‌تری دریافت خواهیم کرد.
    - دیدن دیگران چگونه زندگی می‌کنند. (همه‌ی آنان اشتباه نمی‌کنند، پس من اشتباه می‌کنم)
    - ضبط کردن، نوشتن افکار، دوباره شنیدن و یا خواندن آن‌ها، بی‌معنی بودن آن‌ها را بهتر آشکار می‌سازد.
    - به‌یادآوری موفقیت‌ها، تردیدها را خارج می‌کند و وسواس را کاهش می‌دهد.
    - تکنیک رفع عصبانیت

    توصیه‌هایی برای پیش‌گیری از وسواس:
    توجه به نکات زیر، در عدم به‌وجود آمدن وسواس، نقش مؤثری دارد:
    - داشتن یک وضعیت آرام و شیوه‌ی تربیتی متعادل در تربیت فرزندان
    - خودداری از اعمال فشار، خرده‌گیری، تحقیر و درخواست‌های نامتعارف به‌خصوص در امر نظم و ترتیب
    - دوری کردن از افکار رؤیایی، کمال‌طلبی، اول‌شدن‌ها و بهترین‌شدن‌ها
    - خودداری از تخیلات غیرواقعی و واهی، رفتارها و افکار اضطراب‌آور و تشویش‌برانگیز
    - دوری‌ کردن از بیکاری
    - دوری کردن از تنهایی و رفتن به درون جمع و معاشرت با افراد متعادل و سعی در تطابق خود با اندیشه‌ی‌ جمع
    - پذیرش خود و دیگران (فرزندان، همسر، اعضای خانواده و...) و احترام‌گذاشتن به خود و دیگران به ‌یک اندازه
    - حمایت‌کردن از خود و دیگران
    - ایجاد تنوع در زندگی
    - کسب اطلاعات و آمادگی در همه‌ی زمینه‌ها به‌خصوص در زمینه‌ی وسواس‌های خود
    - جلوگیری از پیدایش ترس در خود، فرزندان و اعضای خانواده
    - برطرف کردن احساس تقصیر و گناه‌، عناد به خود و خودتنبیهی
    - جلوگیری از بروز خشم‌های افراطی
    - خودداری از سرگرمی‌های بی‌مورد مانند شمردن اعداد و یا مرتب کردن یقه و... که بعدها عادت می‌شوند.
    - کوچک و ناچیز شمردن نقص‌های خود و دیگران
    - آموزش صحیح نظافت تا قبل از دوسالگی به کودک (بدون فشار)
    - مراقبت از بهداشت جسمی، روحی‌ و روانی، ذهنی و فکری و احساسی خود و مراقبه‌ی دائم (در هر لحظه مراقب باشیم که افکارمان کجاست، چه احساسی در دل‌مان وجود دارد و رفتار و گفتارمان چه می‌گویند)
    - حفظ استقلال و آزادی خود و رعایت حریم دیگران
    - از بین‌بردن حساسیت‌ها و احساس رنجش‌ها در خود و بالا بردن قدرت تحمل از طریق مدیتیشن
    - بخشیدن خود و دیگران
    - دور نگه‌داشتن محیط خانه از ناسازگاری‌ها، درگیری‌ها و کشمکش‌ها
    - از بین بردن غیرارگانیک‌های منفی مانند کم‌رویی، حسادت، کینه‌توزی و...
    - شخصیت‌دادن به ‌خود، فرزندان، همسر و... طوری‌که خود را انسانی مهم و لایق بینگاریم.
    - کنترل وضعیت هورمون‌ها، کم‌خونی و کمبود ویتامین‌ها و املاح که خود می‌تواند در ایجاد اضطراب، افسردگی و یا وسواس دخیل باشد.

    پارسیان (شاپرزفا)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  11. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Sunday 1 November 2009-1)

  12. Top | #7
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آن‌چه برای مقابله با مشكلات باید بدانیم

    آن‌چه برای مقابله با مشكلات باید بدانیم


    پارسیان (شاپرزفا)
    مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی هستند كه برای افزایش توانایی‌های روانی- اجتماعی افراد، آموزش داده‌ می‌شوند و فرد را قادر می‌سازند كه به‌طور مؤثر، با كشمكش‌های زندگی روبه‌رو شود.
    مهارت‌های زندگی، آن‌چه برای مقابله با مشكلات باید بدانیم
    مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی هستند كه برای افزایش توانایی‌های روانی- اجتماعی افراد، آموزش داده‌ می‌شوند و فرد را قادر می‌سازند كه به‌طور مؤثر، با كشمكش‌های زندگی روبه‌رو شود.
    هدف از آموزش مهارت‌های زندگی، افزایش توانایی‌‌های روانی- اجتماعی و درنهایت پیش‌گیری از ایجاد رفتارهای آسیب‌زننده به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح سلامت روان افراد است. به‌طور كلی هدف از آموزش مهارت‌های زندگی، ایجاد روابط بین‌فردی مناسب و مؤثر، انجام مسؤولیت‌های اجتماعی به بهترین شکل، گرفتن تصمیم‌‌های صحیح، حل تعارض‌ها و كشمكش‌ها بدون توسل به اعمالی كه به خود و یا دیگران صدمه می‌زنند، می‌باشد.

    مهارت‌های اصلی و اساسی:
    ماهیت و تعریف مهارت‌های زندگی، در كشورها و فرهنگ‌های مختلف، متفاوت می‌باشد، با این حال، تحقیق در زمینه‌ی برنامه‌های اجراشده در مورد سلامت روانی كودكان و نوجوانان، نشان‌می‌دهد در آموزش مهارت‌ها، بر چند مهارت اصلی و اساسی تأكید بیش‌تری شده است ازجمله:
    - توانایی تصمیم‌گیری: این توانایی، به فرد كمك می‌كند تا به‌نحو مؤثری در مورد مسائل زندگی، تصمیم‌گیری نماید. اگر كودكان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد کارهای‌شان تصمیم‌گیری نمایند، جوانب مختلف انتخاب‌ها را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی كنند، به‌طور مسلم در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرارخواهند گرفت.
    - توانایی حل مسأله: این توانایی، فرد را قادر می‌سازد تا به‌طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل‌نماید. چنان‌چه مسائل مهم زندگی حل‌نشده باقی‌بمانند، استرس روانی ایجاد می‌كنند كه به فشار جسمانی منجر می‌شود.
    - توانایی تفكر خلاق: این نوع تفكر، هم به حل مسأله و هم به تصمیم‌گیری‌های مناسب كمك می‌كند. با استفاده از این نوع تفكر، راه‌‌حل‌های مختلف مسائل و پیامدهای هریك از آن‌ها بررسی می‌شوند. این مهارت، فرد را قادر می‌سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم، دریابد و حتی زمانی كه مشكلی وجود ندارد و تصمیم‌گیری خاصی مطرح نیست، با سازگاری و انعطاف بیش‌تری به زندگی روزمره بپردازد.
    - توانایی تفكر نقادانه: تفكر نقادانه، توانایی کسب اطلاعات و تجارب می‌باشد. آموزش این مهارت به نوجوانان، آنان را قادر می‌سازد تا در برخورد با ارزش‌ها و فشار گروه، مقاومت كنند و از آسیب‌های ناشی از آن، در امان بمانند.
    - توانایی برقراری ارتباط مؤثر: این توانایی به فرد كمك می‌كند تا بتواند از طریق ارتباط كلامی و غیركلامی و مناسب با فرهنگ جامعه، خود را نشان‌دهد. بدین معنی كه فرد بتواند نظرها، عقاید، خواسته‌ها، نیازها و هیجان‌های خود را ابراز و به‌هنگام نیاز، از دیگران درخواست كمك و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای كمك و راهنمایی از دیگران در مواقع ضروری، از عوامل مهم برای تداوم یك رابطه‌ی سالم است.
    - توانایی برقراری روابط بین‌فردی سازگارانه: این توانایی به ایجاد روابط بین‌فردی مناسب و مؤثر با انسان‌های دیگر كمك می‌كند. روابط گرم خانوادگی، به‌عنوان یك منبع مهم حمایت اجتماعی و قطع روابط اجتماعی ناسالم، نقش بسیار مهمی در زندگی افراد دارد.
    - توانایی خودآگاهی: خودآگاهی، توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قدرت، خواسته‌ها، ترس‌ها و انزجارها می‌باشد. رشد خودآگاهی، به فرد كمك می‌كند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این به‌طور معمول پیش‌شرط روابط بین‌فردی مؤثر و هم‌دلانه است.
    - توانایی همدلی با دیگران: همدلی به این معنی‌ست که فرد بتواند زندگی دیگران را حتی تا زمانی كه در آن شرایط قرار ندارد، درك كند. همدلی به فرد كمك می‌كند تا بتواند انسان‌های دیگر را حتی وقتی با آنان بسیار متفاوت است، بپذیرد و به آنان احترام بگذارد. همدلی، روابط اجتماعی را بهبود می‌بخشد و منجر به ایجاد رفتارهای حمایت‌كننده و پذیرنده نسبت به دیگران می‌شود.
    - توانایی مقابله با هیجان‌ها: این توانایی، فرد را قاد می‌سازد تا هیجان‌ها را در خود و دیگران تشخیص دهد، نحوه‌ی تأثیر هیجان‌ها بر رفتار را بداند و بتواند واكنش مناسبی در برابر هیجان‌های مختلف نشان‌دهد. اگر با حالت‌های هیجانی مانند غم، خشم و اضطراب، درست برخورد نشود، این هیجان‌ها، تأثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی فرد خواهد گذاشت و پیامدهای منفی به‌دنبال خواهد داشت.
    - توانایی مقابله با استرس: این توانایی، شامل شناخت استرس‌های مختلف زندگی و تأثیر آن‌ها بر فرد است. شناسایی منابع استرس و نحوه‌ی تأثیر آن بر انسان، فرد را قادر می‌سازد تا با اعمال و موضع‌گیری‌های خود، فشار و استرس را كاهش دهد.
    آموختن و به‌كارگیری مهارت‌های زندگی، بر احساس فرد از خود و دیگران، به اندازه‌ی ادراك دیگران از او اثر می‌گذارد. مهارت‌های زندگی، بر اداراك افراد از كفایت خود، اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس، اثر دارد و بنابراین نقش مهمی در سلامت روان دارد. همراه با ارتقای سطح بهداشت‌ روان، انگیزه‌ی فرد در مراقبت از خود و دیگران، پیش‌گیری از بیماری‌های روانی، پیش‌گیری از مشكلات بهداشتی و مشكلات رفتاری، افزایش می‌یابد.
    منابع:
    «برنامه آموزشی مهارت‌های زندگی» ترجمه‌ی «ربابه نوری‌قاسم‌آبادی، پروانه محمدخانی»
    «مهارت‌های زندگی» «كریس.ال.كلینكه» ترجمه‌ی «شهرام محمدخانی»


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  13. Top | #8
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض امسال، سؤال‌ها لو می‌ره...

    امسال، سؤال‌ها لو می‌ره...


    پارسیان (شاپرزفا)
    از ابتدای آفرینش تا امروز، انسان به‌دنبال راه‌های ساده‌ی موفقیت می‌گشته است؛ از روزی که به دنبال اکسیری بود برای عمر طولانی، تا روزی که به‌دنبال ماده‌ای که مس را طلا کند.
    از ابتدای آفرینش تا امروز، انسان به‌دنبال راه‌های ساده‌ی موفقیت می‌گشته است؛ از روزی که به دنبال اکسیری بود برای عمر طولانی، تا روزی که به‌دنبال ماده‌ای که مس را طلا کند.
    آ‌ن‌قدر به این قضیه اصرار کرد که غیر از این‌که هیچ استفاده‌ای از این مسأله نکرد، از او سوء‌استفاده هم کردند. امروزه آدم‌هایی که خودشان می‌دانند زندگی، هیچ راه‌حل سریعی برای موفق‌شدن نگذاشته، سعی می‌کنند با طعمه قراردادن آدم‌های دیگر و وعده و وعیدهای عجیب و غریب، آنان را تا نهر خوشبختی ببرند و تشنه برگردانند و آخر بگویند: «تقصیر خودت بود که ننوشیدی.»
    چیزی هم طلب‌کار می‌شوند و تو ماتم‌زده به اطرافت می‌نگری؛ از این‌که چه‌قدر بی‌عرضه هستی که تا دم خوشبختی هم تو را آوردند ولی بازهم نتوانستی مقدار کمی از آن را بچشی. گلایه پشت گلایه، اعتماد‌به‌نفست به صفر میل می‌کند و کم‌کم عوارض تمام بیماری‌های روحی را بروز می‌دهی تا جایی غرق می‌شوی که هیچ فرشته‌ای توان بالا‌کشیدن تو را نخواهد داشت.
    اما من دعا می‌کنم هیچ‌گاه به دم آن نهر خوشبختی (بخوانید بدبختی) نروی. امروز دست به‌قلم شدم تا بادها آرزوهایت را ندزدد، تا آب هدف‌هایت را نشوید و طوفان شهامتت را نترساند که آن‌قدر به خود بلرزی تا دیگر مسافر هیچ جاده‌ی حقیقی دیگری هم نشوی.
    دوست نادیده‌ی من! حرف امروز من به تو این است:
    «زندگی هیچ‌راه میان‌بری ندارد.»
    امروز، تو را مطمئن می‌گویم که دنبال راه‌های ساده‌ی موفقیت نباش که مرد رندان در کمین تو نشسته‌اند تا تشخیص‌دهند تو جست‌وجوگر جاده‌ی رنگین‌کمان موفقیت هستی، تا به تو مژده دهند:
    «راهی می‌شناسم که تو را زودتر به آن‌جا می‌رساند.»
    سر تا پایش را نگاهی کن، بیش‌تر اوقات خودش رنگین‌کمانی نیست.
    ازش بپرس: «خودت چرا به آن‌جا نرفتی اگر راه را بلدی؟!» و او شروع می‌کند انواع و اقسام بسته‌های «چرت‌وپرت» را به‌ تو، وام دادن. وامی با بهره‌‌ی کلان که اگر زود به او برنگردانی، تا آخر عمر، سود هنگفت آن‌را باید از جیب عمرت بپردازی و شاید بازپرداخت آن وام زشت و لعنتی، تا فرزندان بی‌گناهت هم ادامه یابد.
    من این‌ها را می‌نویسم تا تو وام‌دار کلاه‌برداران عصر امروز نشوی؛ کلاه‌بردارانی که به‌جای دزدیدن کلاه، آرزو می‌دزدند...
    آری،آری، می‌دانم که نمی‌توانی فقط با این جملات ساده، راه را از بیراهه تشخیص بدهی، به‌خاطر همین می‌خواهم به‌عنوان کسی که لطف و مرحمت خداوند بزرگ شامل حالش بوده تا تلاش‌گر باشد، به‌عنوان کسی که از عابران جاده‌ی رنگین‌کمان حقیقی هستم (‌حتماً می‌دونی که این جاده، هیچ‌وقت به بن‌بست نمی‌رسد‌!‌) می‌خواهم کمکت کنم تا آدرس این قشنگ‌ترین مسیر دنیا را به تو بدهم، کسی چه می‌داند شاید یک روزی تو هم همراه من باشی در این نبرد قشنگ برای دست‌یافتن به دوست‌داشتن‌ها، برای دست‌یابی به معنای واقعی زندگی تا من هم تنها نباشم.
    پروردگار رحیم و بخشنده، به‌خاطر مهربانی‌هایش، آدرس این سرزمین رؤیایی را در درون هر انسانی قرار‌داده است. همیشه یادت باشد او وقتی لبخند می‌زند که تو لبخند به لب داشته باشی، پس با تمام وجود، دوست دارد تو را با تبسم شیرین موفقیت نظاره‌کند.
    نقشه‌ی جاده‌ی رنگین‌کمان، داخل بطری قشنگی در رود زلال و پاک مغزت جاری است، آن را داخل بطری قرار‌داده تا خیسِ ساده‌دلی‌های تو نشود.
    خوب که فکر کنی، خدا به تو خواهد گفت، نقشه در کجای مغزت نهفته است. خوب که بیندیشی، به تو خواهد گفت معنی واقعی موفقیت این است:
    تلاش کردن و درد کشیدن و خسته‌نشدن
    راه دیگری باقی نیست، بی‌جهت دور خودت نچرخ...
    اصلاً خوب که فکر کنی، به تو می‌گوید قصه‌هایی هم‌چون «موفقیت در 30 ثانیه»، «رتبه‌ی دو رقمی در دو ماه»، «نمره‌ی 20 در یک روز» و «درصد 100 در 2 ساعت»، خالی‌بندی مضحکی بیش نیست.
    خوب که فکر کنی، آفریدگارمان با تو حرف‌زدن آغاز می‌کند:
    فرزندم، من به تو هر چیزی را که بخواهی، خواهم داد به شرطی که تلاش و زحمت‌کشیدنت را ببینم، آن‌گاه کروکی جاده‌ی خوشبختی را به قرار زیر اعلام می‌کنم:
    آسمانی آبی که گه‌گاه بارانی می‌شود (‌لباس گرم همراه داشته باش‌) کوه‌های زیبا و صخره‌های محکم که بالارفتن از آن‌ها، عرق خالص از جبین تو درمی‌آورد. جست‌وجوگران مسیر موفقیت، عاشق کوه مشکلات هستند. آنان هیچ‌گاه به‌ خدای خودشان نمی‌گویند:
    «خدایا، کوه مشکل را از ما بگیر.»
    بلکه آنان از پروردگارشان می‌خواهند که توان سنگ‌نوردی و کوه‌نوردی به آنان عطا کند چون فراگرفته‌اند تا هنگامی که کوه مشکلی نباشد، فتح قله‌ی موفقیت، امکان‌ناپذیر است.
    مردان و زنان موفق، به‌خاطر دیدن کوه‌های سخت و شیب‌دار، از آفریدگارشان تشکر می‌کنند که آنان را مستحق پیدا کردن کوه‌ها و تپه‌های بلند کرده است.
    آنان خوب می‌دانند بعد از گذران سختی کوه‌نوردی، آبادی زیبایی به آنان هدیه داده می‌شود که خوش‌آب‌وهواترین سرزمین این حوالی است.
    دوست داشتم در این چند صفحه به تو یاد داده‌ باشم که دنبال موفقیتِ لحظه‌ای نباشی، به‌دنبال پیروزی شانسی و اقبال نباشی چون هیچ انسان موفقی به ‌شانس اعتقاد ندارد.
    امیدوارم به تو یاد داده باشم که هیچ‌گاه دعوت رندانی که تو را نوید راهی آسان می‌دهند، نپذیری.
    دوست‌داشتم که به تو یاد داده باشم دنیا، خواستار موفقیت توست حتی اگر امروز فکر می‌کنی امکانات آن‌را نداری.
    امیدوارم تو را یاد داده باشم که در هر سرزمینی هستی، چه آن سرزمین بی‌آب است، چه آبادان، چه آن دیاری که هستی، پر از دود و تاریکی است، چه آن دیار در نور و روشنایی است، چه امروز از خودت راضی هستی، چه امروز ناراضی‌ترین هستی، من می‌خواهم تو را هدایت کنم به جاده‌ی رنگین‌کمان؛
    فقط اگر به خود بقبولانی که قرار است بر تمام هواهای نفست غلبه‌کنی؛
    فقط اگر بپذیری که می‌خواهی خیس عرق‌های تلاشت شوی، می‌توانی همراه من راه را پیدا کنی در زیباترین و سخت‌ترین جاده‌ی دنیا.
    امیدوارم دیگر فهمیده باشی که نباید منتظر باشی کسی اشتباه کند تا تو موفق شوی؛
    امیدوارم دیگر فهمیده باشی که نباید منتظر شانس باشی تا درب خانه‌ی خوشبختی را بکوبد؛
    امیدوارم دیگر فهمیده باشی هیچ‌گاه سؤالات لو نخواهد رفت
    و امیدوارم اگر روزی سؤالات آزمون را داشتی، آن را پاره‌کنی و به تمام دنیا بلند فریاد بزنی:
    «من فقط با تلاش خودم می‌خواهم موفق شوم...»
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

صفحه 1 از 39 1234511 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...