Code Center

لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 1 از 59 123451151 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 470

موضوع: آداب و رسوم مردم ایران

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.43
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آداب و رسوم مردم ایران

    آداب و رسوم مردم ایران
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Tuesday 10 November 2009-1)

  3. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.43
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض ریشه ضرب‌المثل «برعكس نهند نام زنگی كافور»

    ریشه ضرب‌المثل «برعكس نهند نام زنگی كافور»


    پارسیان (شاپرزفا)
    سرخوش برای شعرای خوش اقبالی كه فقط با سرودن یك بیت شعر مال و خواسته فراوان اندوخته اند حسرتها خورد و بر بخت نامساعد خویش كه همه جا با یأس و حرمان مواجه گردید ناله‌ها كرد، سر انجام...
    هر گاه از كسی یا چیزی بغلط و عكس قضیه تعریف یا تشبیه كنند و خلاف آنچه گویند در ممدوح یا مورد نظر جمع باشد از ضرب‌المثل بالا استفاده می‌كنند. عامه مردم بشكل دیگر و با امثله دیگر بیان مقصود می‌كنند مثلا (به کچل می‌گویند زلفعلی – بكور می‌گویند عینعلی…) علی كل حال مقصود اینست كه تعریف و تشبیه در غیر ما وضع له بكار رفته باشد.


    اما ریشه ضرب المثل

    افضل الشعراء محمد افضل سر خوش صاحب (تذكره الشعرای سرخوش) از بدیهه سرایان قرن دوازدهم هجری بود. سرخوش به پیروی از شعرای سلف مدتها در طلب مال و ثروت فعالیت كرد، اكثر بزرگان و حكام وقت را مدح گفت ولی از آنجا كه بخت مساعد نداشت از هیچكس صله شایان و پاداش نیكو در خور مدایحی كه سروده است دریافت نكرد. سرخوش برای شعرای خوش اقبالی كه فقط با سرودن یك بیت شعر مال و خواسته فراوان اندوخته اند حسرتها خورد و بر بخت نامساعد خویش كه همه جا با یأس و حرمان مواجه گردید ناله‌ها كرد، سرانجام بمكتب هجاگویان پیوست و غالب اغنیای زمان را هجو كرد چنانكه خود گوید:
    مار كه زهرش نبود مار نیست جز بهجا كلك سراوار نیست


    در آن ایامی كه هنوز به بخت و اقبال خویش امیدوار بود روزی مثنوی مدیحه ای در مدح همت خان حاكم وقت سرود كه این بیت مبالغه آمیز از آن مثنوی است:‌
    دهد سرمایه دریا بغارت سر انگشتش ز جود یك اشارت

    همت خان را از آن مدیحه ظاهرا خوش آمد و گفت: یكدست لباس فاخر و یك رأس اسب رهوار برای شما در نظر گرفته ام كه چون مطاع قلیل است شرم دارم فی المجلس تقدیم كنم. البته فردا بخانه شما خواهم فرستاد. سرخوش بیچاره بامید آن صله چند روز از منزل خارج نشد و چشم بدر خانه دوخته بود كه چه وقت اسب و خلعت می‌رسد! سر انجام معلوم شد كه همت خان قول آن ظریف را بكار برد كه: مطربی پیش وی می‌سرود و محظوظ شد، گفت فردا بیا و یك جوال غله ببر، مطرب بسیار خوشوقت شد و روز بعد جوالی آورد گفت حسب‌الامر آمده ام. آن ظریف گفت: ای نادان، حرفی تو گفتی من خشوقت شدم. حرفی من گفتم تو خرسند شدی، ‌داد و ستد را اینجا چه دخل است؟!


    القصه چون سرخوش دانست كه همت خان را نیز همتی نیست و وعده به غلط داد بی‌نهایت ناراحت شده این رباعی را در هجایش سرود:
    بر دولت بی فیض دماغت مغرور ای پنجة تو ز دامن دولت دور
    بر عكس نهند نام زنگی كافور بی همتی و نام تو همت خانست



    اكنون كه صحبت باینجا رسید بی‌مناسبت نمی‌داند سرانجام زندگی سر خوش را كه خالی از لطف نیست بنقل از سفینه خوشگو در این مختصر آورد:
    سر خوش در محرم سال 1126 هجری در حالت بیماری سخت این رباعی گفته بدست پسر میانه ‌خود كه خوشنویس بود داد و گفت كه بر كفن من بخط جلی بنویس:
    از معصیت و سیاهكاری چه غم است سر خوش كار اله فضل و كرمست
    رحمت چه فزون، غضب چه بسیار كمست رخشیدن برق بین و جوش باران

    بعد از آن رو بطرف یاران حاضرالوقت نموده فرمود كه من چون به جهان دیگر برسم از من سئوال نمایند كه سرخوش از جهان چه آورده‌ای؟ جواب دهم این رباعی نذر آورده ام. اگر بخشندم چه بهتر و الا گویم شعر فهمی ‌عالم بالا معلوم شد!! بعد یك پاس از این حالت بعمر هفتاد و شش سالگی آزادانه جان بجان آفرین سپرد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Tuesday 10 November 2009-1)

  5. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.43
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تفاوت اسطوره با خرافه

    یادداشتی درباره تفاوت اسطوره با خرافه


    پارسیان (شاپرزفا)
    چنانچه گفته شد، اسطوره‌ها دارای شخصیت هستند و در نگاره‌ها به پیکر انسان‌هایی اغراق‌آمیز با افزوده‌هایی خاص به مانند بال یا شاخ رسم شده‌اند. در نتیجه، پدیده‌ها یا موجودات و یا اشیایی مانند...
    اسطوره
    1- اسطوره‌ها دارای شخصیت‌ هستند. شخصیت‌هایی ساخته و پرداخته ذهن مردمان جوامع باستان برای توجیه و توضیح سرگذشت و چگونگی آفرینش جهان و تمامی نیروها و پدیده‌های مادی و معنوی در پیوند با جهان هستی.
    2- مصداق و معنای اصطلاحی اسطوره (Myth) با معنای واژگانی آن که در زبان‌های گوناگون برابر با افسانه، قصه، دروغ، سخن بی پایه و غیره آمده است، ارتباطی ندارد.
    2- ناتوانی همیشگی انسان از درک و شناخت چگونگی آفرینش جهان و هدف از این آفرینش، خود موجب آفریدن اسطوره‌ها برای توجیه چگونگی و روند آفرینش شده است. از همین روی، اسطوره‌ها جهان‌بینی جوامع باستانی هستند. درک و تلقی انسان از چگونگی آفرینش و رویدادهای محیط پیرامون، و شیوه نگاه انسان به جهان در شخصیت اسطوره‌ها متجلی شده است.
    3- اسطوره‌ها در زمان زندگی نمی‌کنند. آنان خود پدیدآورنده زمان هستند. یا از ازل تا ابد بوده‌اند و خواهند بود و یا تولد آنان در زمانی بس بعید روی داده است.
    4- اسطوره‌ها در مکان نیز زندگی نمی‌کنند. آنان خود پدیدآورنده مکان هستند. دامنه قلمرو نیروی اسطوره‌ها در همه مکان‌ها گسترش می‌یابد.
    5- دست انسان و نیروهای زمینی از اسطوره‌ها کوتاه است و توانایی اعمال خواست خود به آنان را ندارند.
    6- اسطوره‌ها پیوندی عمیق با ستارگان و اجرام کیهانی دارند. هر یک از ستارگان، تجلی‌گاه یک یا چند اسطوره از ملل و تمدن‌های گوناگون بوده است.
    7- اسطوره‌ها همواره شخصیت‌هایی نیک با عمال مثبت نیستند و در میان آنان شخصیت‌هایی ویرانگر و منفی دیده می‌شود.
    8- اسطوره‌ها با یکدیگر نبرد می‌کنند. نبرد این دو برای پیشبرد نیکی یا گسترش بدی در جهان است.
    9- اسطوره‌ها پدیدآورنده‌اند. پدیدآورنده هر آنچه بدان منسوبند و موکل بر آن شمرده می‌شوند.
    10- اسطوره‌ها محصول فکر و نظر یک شخص یا طرز فکر خاص نیستند. آنان در گذر زمان و مکان از صافی مردمان جوامع گوناگون گذر کرده‌اند، تحلیل شده‌اند و تراش خورده‌اند. رفتار و کنش‌های آنان دچار تغییر و تطور شده است.
    11- اسطوره‌ها گاه با یکدیگر آمیخته‌ شده و اسطوره تازه‌ای با نامی تازه و یا با ترکیبی از دو نام را پدید آورده‌اند. گاه نیز یک اسطوره واحد به دو یا چند اسطوره تازه تفکیک و منشعب شده و نام‌های تازه‌ای بر آنان گذارده شده است.
    12- چنانچه گفته شد، اسطوره‌ها دارای شخصیت هستند و در نگاره‌ها به پیکر انسان‌هایی اغراق‌آمیز با افزوده‌هایی خاص به مانند بال یا شاخ رسم شده‌اند. در نتیجه، پدیده‌ها یا موجودات و یا اشیایی مانند کوه‌ها، رودها، بناها یا پهلوانان که گاه کوه‌های اسطوره‌ای و یا پهلوانان اسطوره‌ای نامیده می‌شوند، تنها در پیوند آنها با اسطوره‌ها به وجود می‌آید و به خودی خود اسطوره بشمار نمی‌روند.
    13- اطلاق عنوان اسطوره به انسان‌هایی که کارهایی حماسی یا بزرگ و خارق‌العاده انجام داده‌اند (حتی اگر در داستان‌ها باشد)، کارکرد ثانوی و نوظهوری است که به تازگی متداول شده است.
    14- اسطوره‌ها ماندگارترین محصول اندیشه آدمیان هستند. از دورترین زمان‌های حیات یک ملت که سرآغازش دانسته نیست، آغاز شده و با تغییر در شکل و نام همواره زنده باقی مانده‌اند.
    15- رویدادهای اسطوره‌ای، ساختاری داستان‌گونه و نمایشی دارند. از همین روی، آنها کهن‌ترین سرگذشت‌های شناخته شده بشری هستند. سرگذشت‌هایی که برای باورمندان به آن مقدس بشمار می‌رفته و در هاله‌ای از رمز و راز پیچیده بوده‌اند.
    16- ایزدان و دیوان در باورها و متون ایرانی از جمله اسطوره‌های ایرانی هستند. در باورهای ایرانی، اسطوره‌های نیک با نام خدایان و ایزدان و اسطوره‌های ویرانگر با نام دیو شناخته می‌شده‌اند.
    12- اسطوره‌ها و باورهای منسوب به آنان، سرچشمه‌ای غنی برای آشنایی با اندیشه، آرمان، آرزوها، شیوه‌های زندگی، جهان‌بینی، رنج‌ها و مصائب جوامع بشری است. فراموش نکنیم که دانش امروز نیز تاکنون نتوانسته است ذره‌ای بیشتر آگاهی از مردمان باستان به پرسش پیچیده چگونگی و سرگذشت هستی پاسخ گوید.


    خرافه

    چنانکه دیده می‌شود، کارکردهای اسطوره بسی متفاوت‌ از خرافه و خرافه‌گرایی است. در حالیکه اسطوره‌ها محصول کوشش انسان برای تبیین جهان هستی است، خرافه در بهترین حالت محصول انتساب توانایی‌ها و قابلیت‌هایی به رویدادها، موجودات و اشیای پیرامون، و در بدترین حالت، محصول کوشش برای عوام‌فریبی و گمراهی مردمان از طریق ترویج جهل است.

    1-
    خرافه‌ها را مردمان یک جامعه در طول زمانی درازآهنگ نمی‌سازند، بلکه ساخته شخصی خاص و پذیرش عده‌ای از مردمان است.
    2- خرافه‌ها دارای شخصیت نیستند و می‌توانند هر پدیده یا موجود زنده و غیرزنده و یا هر شیئی را در بر گیرند.
    3- ترس و نگرانی جوامع بشری به ویژه در سرزمین‌هایی که بیشتر در معرض بلایای طبیعی و یا ناامنی بوده‌اند، موجب گسترش بیشتر باورهای خرافی شده است.
    4- خرافه‌ در زمان و مکان خاص و مشخصی حضور دارد.
    5- خرافه در ید قدرت انسان است. در بارهای خرافی انسان می‌تواند با انجام دادن یا ندادن اعمالی، بلایی را از خود دور کند و یا اقبالی را بخود نزدیک سازد.
    6- خرافه دارای ساختاری روایی نیست و با مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها سروکار دارد.
    7- خرافه بهانه و عاملی مناسب برای مروجان جهل و سوءاستفاده‌کنندگان از سادگی مردم و پاسخ سودجویانه به نیازها و رنج‌های آنان است.
    8- با این وجود، خرافه نیز مانند اسطوره و هرگونه باور دیگر مردمان، می‌تواند منبعی برای بررسی و مطالعات مردم‌شناسی و فرهنگ‌شناسی باشد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Tuesday 10 November 2009-1), rahim20 (Sunday 24 January 2010-1)

  7. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.43
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض مسابقه خشن و پرتحرک «بزكشی» در قرقیزستان +تصاویر

    مسابقه خشن و پرتحرک «بزكشی» در قرقیزستان +تصاویر


    پارسیان (شاپرزفا)
    این ورزش كه سوار بر اسب انجام می‌شود شاید از نظر افراد ناآگاه خشن جلوه كند. اما، این ورزشی بسیار پرتحرك است كه به ویژه نیاز به...
    مسابقه بزكشی ورزش سنتی و ملی افغان‌ها است كه به آن علاقه زیادی دارند. اما این ورزش پرتحرك در كشورهای آسیای میانه مانند قرقیزستان، قزاقستان، ازبكستان و تاجیكستان نیز طرفداران بسیاری دارد و برای تماشای آن هزاران نفر از راه های دور و نزدیك به محل مسابقه می‌آیند. این ورزش كه سوار بر اسب انجام می‌شود شاید از نظر افراد ناآگاه خشن جلوه كند. اما، این ورزشی بسیار پرتحرك است كه به ویژه نیاز به مهارت فراوان در سواركاری دارد. گزارش تصویری كوتاه از بزكشی در قرقیزستان.


    پارسیان (شاپرزفا)
    تصویر یك سواركار قرقیز كه موفق شده در استادیوم ورزشی آسیایی كوك بورو در ناحیه اولاك تارتیش در شهر بیشكك پایتخت قرقیزستان لاشه بز را در وسط دایره مخصوص بگذارد.
    پارسیان (شاپرزفا)
    تصویر جدال سواركاران دو تیم بر سر لاشه بز در حالی كه هر یك سعی می‌كنند تا هم تیمی آنها لاشه را به دست آورده و به سوی دایره محل گذاشتن آن بتازد.
    پارسیان (شاپرزفا)
    یكی از سواركاران لاشه بز را تصاحب كرده و در حالی كه هم تیمی‌هایش از او حمایت می‌كنند پیشاپیش سواران تیم رقیب می‌تازد.
    پارسیان (شاپرزفا)
    لحظه آغاز مسابقه بزكشی كه لاشه در محل مخصوص گذاشته شده و دو سوار تلاش می‌كنند هر یك زودتر لاشه را تصاحب كنند.
    پارسیان (شاپرزفا)
    سواركاران به سرعت به محل گذاشتن لاشه در استادیوم كوك بورو نزدیك می‌شوند. برخلاف مسابقات بزكشی در افغانستان محل گذاشتن لاشه مرتفع‌تر از سطح زمین است.
    پارسیان (شاپرزفا)
    یك سواركار در تلاش برای تصاحب لاشه راه سواركار تیم رقیب را سد كرده و خود نزدیك است از اسب به زیر بیفتد.
    پارسیان (شاپرزفا)
    منظره مهیج سواركاری كه در جریان مسابقه بزكشی از اسب به زیر افتاده و كاملا زیر تنه اسب قرار گرفته است.
    پارسیان (شاپرزفا)
    یك سواركار قرقیز در حالی كه رقبا را با فاصله زیادی پشت سر گذاشته لاشه بز را به دایره نهادن آن پرتاب می‌كند. بزكشی ورزش بسیار پرتحرك و خشنی بوده اما علی‌رغم این طرفداران زیادی در افغانستان و كشورهای آسیای میانه دارد.



    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Tuesday 10 November 2009-1)

  9. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.43
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آیا پیشینه جشن ‌هالووین را می‌دانید؟!

    آیا پیشینه جشن ‌هالووین را می‌دانید؟!


    پارسیان (شاپرزفا)
    در قرون وسطا، ترس فراوانی از جادوگران وجود داشت. به خصوص که مردم اعتقاد داشتند جادوگران می‌توانند با جاروهای پرنده خود به همه جا بروند و با ارواح خبیث ملاقات کنند...
    گستردگی بیش از حد رسانه‌ها، سهولت دسترسی و نفوذ آنها به زندگی مردم سراسر جهان، برای انسان امروزی فرصت شناخت خصوصیات فرهنگی مردم سایر نقاط جهان را فراهم کرده است. به هر صورت ضمن تاکید به حفظ و نگهداری از سنت‌های زیبا و پر معنای تمدن و کشورعزیز خودمان توجه شما را به مطلبی که درباره ‌هالووین، یکی از این رسوم تهیه شده است، جلب می‌کنیم.
    طی چند سال اخیر اجرای بعضی از آداب و رسوم شادی آور کشورهای دیگر جهان در ایران باب شده است و این ماجرا از طرفی خوب است چون اجرای این رسوم - هر چند در اندازه ای بسیار کوچک و در حد خانه، مدرسه و مهد کودک - به هرحال می‌تواند بهانه ای برای شادمانی مردم باشد و از طرفی بد است، چون ما معمولا بدون اطلاع از اصل و ریشه آن که لطف این مراسم را صد چندان می‌کند، فقط ظاهر ماجرا را از روی فیلم‌ها یا کانال‌های ماهواره کپی می‌کنیم و کم کم مصداق ضرب المثل "کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد" می‌شویم.


    تاریخچه و آداب ‌هالووین
    آیا می‌دانید این شب سراسر خنده و شوخی که کوچک و بزرگ در انتظار آن هستند چه ماجرایی دارد؟

    تاریخ این روز به بیش از 2000 سال گذشته بازمی‌گردد و آغاز آن درواقع بسیار جدی بوده است. شب 31 اکتبر که به‌هالووین (Halloween ترکیب دو کلمه Hallow مقدس و E’en که همان Evening به لهجه ایرلندی است، به معنای سر شب) شهرت دارد، ریشه در رسوم سلتیک (ساکنان اولیه جزایر بریتانیا) دارد و آداب آن بیشتر از ایرلند و اسکاتلند آمده است.
    این شب در اصل از جشنی مذهبی پایه گرفته است که از قرن نهم بعد از میلاد مرسوم بوده و "روز تمام مقدسین" یا All Hallows Day نام داشته است. مسیحیان در این روز که مطابق با اول نوامبر است، به افتخار تمام قدیسین جشنی برپا می‌کنند که امروز به نام All Saints Day شهرت دارد و‌ هالووین، شب قبل این جشن است.

    اما رسوم این شب، تاریخچه ای بسیار دورتر دارد و به یکی از تعطیلات سلتیک برمی‌گردد. بیش از 2000 سال پیش، راهبان سلت که Druid نامیده می‌شدند، جشنواره ای را پایه گذاری کردند که سمهین (Samhain) نام داشت و اعتقاد داشتند که در این شب دروازه بین دو دنیا گشوده می‌شود و خدای جهان مردگان همراه با ارواح، اجنه و دیوها به روی زمین می‌آید.
    مردم سلت در این شب لباسهایی از پوست حیوانات می‌پوشیدند و سر آنها را هم مانند کلاه خودی بر سر می‌گذاشتند تا از ارواح خبیث پنهان شوند و با کوبیدن بر طبل و اشیایی مانند دیگ و بشقابهای فلزی، صداهایی ایجاد می‌کردند تا اجنه و دیوها را فراری دهند. در این میان راهبان آتشی می‌افروختند و قربانی می‌کردند تا ارواح را آرام کنند.


    امروزه رنگهای محبوب ‌هالووین یعنی نارنجی و سیاه، نشانه ای از رنگ آتش راهبان در آسمان تیره شب است. پوشیدن لباس مبدل هم، از پوشیدن پوست حیوانات به لباسهایی مانند جادوگران، هیولاها، شخصیتهای مشهور و هر چه تصور کنید، درآمده است.
    از طرفی، علاوه بر تاثیر این مراسم، جشنواره روز برداشت محصول رومیان نیز، که از قرن اول میلادی آغاز شد، به خصوص جشنی که در ستایش پومونا (Pomona) الهه میوه جات بوده است، بر جشن ‌هالووین تاثیر فراوانی گذاشته است.
    گرفتن سیب از آب و دویدن در هزارتوهای مزارع ذرت و البته استفاده‌های مختلفی که از کدو می‌شود، همه نشانی از جشن رومیان دارند که در طی آن برداشت محصولی خوب را جشن می‌گرفتند.

    trick-or-treat یا همان قاشق زنی!
    یکی از آداب بسیار رایج در‌ هالووین trick-or-treat نام دارد و بسیار شبیه به قاشق زنی خودمان است، به این ترتیب که افراد- به خصوص کودکان - در گروه‌هایی کوچک به در خانه‌ها رفته و می‌گویند trick-or-treat به این معنی که: "چیزی بده تا اذیتت نکنیم" و صاحبخانه که به همین مناسبت خوراکی‌هایی تهیه کرده، چیزهایی در سبد آنها می‌گذارد.
    این رسم در واقع بازسازی اتفاقی است که در دوران گذشته و در روز "تمام مقدسین" روی می‌داد و در طی آن فقرا به درب منزل ثروتمندان می‌رفتند و از آنها پول یا غذا می‌گرفتند و اگر کسی از کمک به آنها سرباز می‌زد، ارواح خبیث به سراغش می‌آمدند و خانه اش را ویران می‌کردند.


    کدوی نارنجی رنگ، جاودگر سوار بر جارو و ...
    جک فانوسی یا Jack-o'-lantern: کدوهای نارنجی رنگی که به اشکال مختلف بریده می‌شوند و با شمعی در داخلشان، به عنوان فانوسهای شب ‌هالووین در همه جا دیده می‌شوند، جک فانوسی نام داشته و پیشینه ای سلتی دارند.

    صندوق‌های کوچک یونیسف برای‌ هالووین
    بنا بر این داستان، مردی به نام جک، محکوم شده بود تا پس از مرگ در دنیا سرگردان باشد. او فانوسی را که با کنده کاری بر روی ترب در دست داشت و به جک فانوسی معروف بود.

    هنوز هم در ایرلند و اسکاتلند این فانوسها از ترب ساخته میشود اما مهاجرین ایرلندی، پس از رسیدن به آمریکا، کدو را برای این منظور مناسبتر و زیباتر دیدند و پس از مدتی، کدو تنبلهای بزرگ و زیبا جای ترب را گرفت.

    جادوگرانی با جاروهای پرنده و گربه سیاه:
    در قرون وسطا، ترس فراوانی از جادوگران وجود داشت. به خصوص که مردم اعتقاد داشتند جادوگران می‌توانند با جاروهای پرنده خود به همه جا بروند و با ارواح خبیث ملاقات کنند. عده ای هم گربه سیاه را جادوگری می‌دانستند که تغییر شکل داده یا حتا مرده ای است که به زندگی بازگشته است.


    هالووین و عطسه!
    در اعتقادات سلتی، باید به کسی که عطسه می‌کند بگویند: خدا حفظت کند! "God bless you". زیرا آنها اعتقاد دارند که هنگام عطسه، روح از بدن به بیرون پرتاب می‌شود و در شب‌ هالووین، باید حتما مراقب بود تا اگر کسی عطسه کرد به او بگویند "خدا حفظت کند" تا مبادا شیطان روح آنها را تسخیر کند.



    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  10. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Tuesday 10 November 2009-1)

  11. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.43
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض گزارش تصویری: مجلس عروسی عشایر ‌اشترانكوه

    گزارش تصویری: مجلس عروسی عشایر ‌اشترانكوه


    پارسیان (شاپرزفا)
    آنگاه كه مجلس عروسی به پا شود و سرور جشن و پایكوبی، سواركاری و تیراندازی نیز بتوانند به عنوان رسوم كهن این مردمان عرض اندام كنند. اما این بدان معنا نیست كه...
    در میان كوه های سر به آسمان كشیده لرستان، عشایر بختیاری در حوالی الیگودرز و ازنا زندگی می‌كنند و زندگی روایتی دیگر دارد. تا آنگاه كه مجلس عروسی به پا شود و سرور جشن و پایكوبی، سواركاری و تیراندازی نیز بتوانند به عنوان رسوم كهن این مردمان عرض اندام كنند. اما این بدان معنا نیست كه عادتهای شهر نشینی در جمع این مردمان رسوخ نكند.

    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  12. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Tuesday 10 November 2009-1), broumand_73 (Wednesday 16 June 2010-1)

  13. Top | #7
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.43
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض پوشاك سنتی مردان ایلام

    پوشاك سنتی مردان ایلام


    پارسیان (شاپرزفا)
    بكار بردن هر گونه تزئنیات در لباس مردان مطرود بوده و آنرا ویژه‌ی زنان می‌دانند قلمرو تقریباً كوچك فعلی استان ایلام با جمعیت آن شرایطی را فراهم آورده كه معمولاً بیشتر عناصر لباس از...
    نگرش مردان ایلام به لباس خود به شیوه ای است كه بایستی نشانگر مردانگی، بزرگ منشی و موقعیت اقتصادی و حتی اجتماعی وی در جامعه باشد. این روند در نقاط شهری و پر جمعیت گرایشی به سوی البسه گران قیمت و وارداتی می‌باشد. در حالیكه در نقاط عشایری و روستایی كه هنوز پای بندی به سُنتهای تا حدودی زیادی برقرار است، توجه به لباس محلی ولی از نوع مرغوب و آراسته‌ی آن هنوز از دلگرمیهای مردان است.

    بكار بردن هر گونه تزئنیات در لباس مردان مطرود بوده و آنرا ویژه‌ی زنان می‌دانند قلمرو تقریباً كوچك فعلی استان ایلام با جمعیت آن شرایطی را فراهم آورده كه معمولاً بیشتر عناصر لباس از گروههای همسایه اقتباس گشته و با معدود تغییراتی در پاره‌ای مواقع در این دیار ماندگار گردد. تفاوتهای اساسی در لباس مردان تنها بین عرب زبانان جنوب استان كه خود به استان خوزستان متصل می‌باشد دیده می‌شود و سایر نقاط استان این تمایزات آنقدر اندك است كه در پاره‌ای از موارد به چشم نمی‌آید. و این تفاوتها نیز به مرور زمان در حال تغییر به سوی همسانی می‌باشد. بطور كلی لباس جمعیت شمالی و مركزی استان تا حدود زیادی متاثر از استان كرمانشاه كه خود نیز از كُردان می‌باشند بوده و قلمرو شرقی وجنوب شرقی استان نیز به مقدار زیادی از پوشاك لُرها طی ایام استفاده نموده اند با این توصیف عمده‌ترین پوشاك مردان ایلامی ‌از این قرارند:

    كِلاو = كُلاه ( Kelaw)

    بغیر از كلاههای وارداتی گوناگونی كه عموماً برای محافظت از سرما و یا گرما در فصول مختلف بعضاً بكار گرفته می‌شود بسیاری از مردان ایلامی ‌از نوعی كلاه یا عرقچن كوچك استفاده می‌كنند كه از جنس پارچه نخی سفید، یا راه راه و بعضاً مشكی راه راه بوده و بر روی آن چفیه می‌بندند. این نوع عرقچن در نقاط مركزی، شمال و شرق استان و آنهم بیشتر در نقاط عشایری و روستایی بكار برده می‌شود. و البته تنها مردان بزرگسال و كهنسال بیشتر از آن استفاده كرده و سایر مردان تنها گاهی چفیه به تنهایی به سر می‌بندند.

    لَچِگ یا چفیه (Laceg)

    چفیه یكی دیگر از سر پوشهای مردان است كه عموماً وارداتی بوده و در اشكال مختلف مانند سفید، سفید راه راه، مشكی راه راه و گاهی زمینه سفید و رگه‌های قرمز یا سبز و بعضاً دارای ریسه دار كناره می‌باشند كه بیشتر به تنهایی به دور سر بسته می‌شوند نوعی چفیه با زمینه مشكی و خطوط بسیار نازك قرمز تیره، سبز با كناره ریسه دار وجود دارد كه بیشتر در شهرستان ایوان و دهستان آسمان آباد شهرستان توسط مردان برای پوشش سر بكار می‌رود و همراه عرقچین می‌باشد. این چفیه بیشتر در شهرستان اسلام آباد كه با آنان هم مرز است استفاده دارد بیشتر كسانیكه به حج می‌روند از نوع چفیه با زمینه كرم و گلهای بوته و برگ اسلیمی ‌زرد طلایی كه مخصوص كشور عربستان است، استفاده می‌كنند كه نشانه‌ی حج رفتن آنان بوده و نوعی موقعیت اجتماعی فرد را نیز نشان می‌دهد.

    فَرَجِی (Faraji) یاكَرَك (Karak) یا كَپنَك ( Kapnak )

    نوعی بالاپوش مردانه و از جنس كرك می‌باشد كه عمدتاً در نواحی عشایری برای فصل سرما مورد استفاده قرار می‌گیرد و مانند پالتو بلند بوده و دارای آستین غیر كاربردی می‌باشد و زیر آستینها سوراخی برای عبور دستها تعیبه شده است.

    سُخمه (Soxma)

    عنیاً مانند «فَرَجی» بوده لیكن مقداری اندكی آستین داشته بسیاری كوتاهتر از آن می‌باشد. رنگ فرجی و سُمخه به نوع كُرك بستگی دارد.

    عَبا (Abā)

    پارچه ای نازك و توری مانند و در رنگهای تیره و سنگین و بلند می‌باشد كه ویژه سادات و عرب زبانان جنوب استان می‌باشد و نوع دیگر آن كه به «قَترَه» نیز معروف است از نخ پشم گوسفند و یا پشم شتر (بشتر) توسط زنان محلی بافته می‌شود و در شهرستان مهران بشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    خُفتان (Xwftān)

    نوعی پالتو مردانه و از جنس مخمل مشكی یا سرمه ای است كه معمولاً فاقد هر گونه تزئینات بوده وجیب در طرفین دارد و در گذشته مورد استفاده مردان به عنوان بالاپوش بوده است و عیناً شبیه «كَمَر چین» زنانه می‌باشد با این تفاوت كه فاقد هر گونه تزئینات می‌باشد.

    شِوال (Ševāl)

    شلوار مردان (بویژه در نقاط عشایری و روستایی) از جنس تی‌ترون و امثالهم و همواره تك رنگ می‌باشد و در قسمت باسن و رانها كاملاً گشاده و در پائین هم باریك می‌شود. به شكلی كه برای هر شلوار چند برابر نیاز واقعی پارچه بكار برده می‌شود و در گویش محلی به آن «شِوال جافی» یا «شِوال كُردی» می‌گویند. در نقاط شهری و پرجمعیت درصد مردان استفاده كننده از این شلوار بسیار كم می‌باشد.

    كِلاش( Kwlās)

    كلاش نوعی كفش (امروزه مردانه و در گذشته هم مردانه و هم زنانه) است كه توسط مردان با نخ پنبه و جوال دوز به شیوه‌ای خاص روی یك قطعه لاستیك پهن به اندازه كمی ‌بزرگتر از كف پاها بافته می‌شود. این لاستیك از روده داخلی چرخهای كهنه‌ی اتومبیل تهیه می‌گردد. و امروزه در برخی نقاط عشایری و روستایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سایر پوشش‌های بدنی مردان و زنان ایلامی ‌تقریباً همانهایی هستند كه در سراسر كشور به صورت پوشاك در بازار عرضه و مورد استفاده قرار می‌گیرند.

    دشداشه (DeŠdāŠe)

    نوعی پیراهن بسیار بلند و آستین دار می‌باشد كه معمولاً در قسمت گردن چند دكمه داشته و گشاد و تا روی پاها می‌رسد و از جنسهای مختلف ولی عموماً تك رنگ و نازك می‌باشد كه صرفاً توسط عرب زبانان جنوب استان و یا مهاجران از عراق مورد استفاده‌ی مردان می‌باشد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  14. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Tuesday 10 November 2009-1)

  15. Top | #8
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.43
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض مراسم دوشاب‌پزان در آذربایجان

    مراسم دوشاب‌پزان در آذربایجان


    پارسیان (شاپرزفا)
    برای دفع خطر چشم‌زخم برای سركه اسپند دود می‌كنند، به اعتقاد زنان منطقه، سركه از دست هر كسی به عمل نمی‌آید، و اگر به سركه كسی، چشم‌زخمی برسد...
    آذربایجان، سرزمین كهن همه ساله از اواخر شهریور تا اواسط مهر ماه شاهد مراسم باستانی دوشاب‌پزان است، كه این امر می‌تواند بسته به شرایط آب و هوایی هر منطقه دامنه تغییرات زمانی بیشتری داشته باشد. این مراسم در طول سالیان دراز، سینه به سینه منتقل شده و اكثر مناطق این استان آن را انجام می‌دهند.

    در فصل دوشاب‌پزان، شور و هیجان خاصی در باغات انگور دیده می‌شود و شاید این امر به خاطر غیرقابل پیش‌بینی بودن شرایط جوی منطقه باشد كه باغداران را وادار به جمع آوری هرچه سریع‌تر محصولات می‌كند. معمولا مراسم چیدن انگور مانند سایر فعالیت‌های كشاورزی به صورت گروهی و با مشاركت داوطلبانه اقوام و نزدیكان صورت می‌گیرد. در سال‌های نه‌چندان دور مراسم چیدن انگور و دوشاب‌پزی با تشریفات خاصی برگزار می‌شد. معمولا هر باغدار قبل از اقدام به چیدن انگور اقوام و نزدیكان خود را خبر می‌كرد و در روز چیدن انگور همه با لباس‌‌های سفید و تمیز در باغ حاضر می‌شدند، چیدن انگور با شادی و سرور و همراه با خواندن نغمه‌های محلی توسط افراد خوش‌صدا انجام می‌شد. مرسوم بود صاحب باغ برای ناهار آبگوشتی از گوشت خروس جوان یا كوفته محلی تهیه می‌كرد. انگورهای چیده شده با دقت زیاد درون سبدهای مخصوص بافته شده از تركه‌های بید كه امروزه جای خود را به جعبه‌های پلاستیكی داده است به گونه‌ای قرار داده می‌شد كه از زمین ریختن حتی یك حبه انگور جلوگیری شود چرا كه به اعتقاد باغداران هدر رفتن ذره‌ای از محصول باعث قهر خداوند و كاستن از بركت محصول تولیدی در سال‌های آتی می‌شود.
    پس از اتمام چیدن انگور، محصول جمع‌آوری شده در مكانی كه قبلا برای له كردن و پختن دوشاب آماده شده قرار داده می‌شود.


    پس از خنك شدن هوا، مردان جوان خانواده اقدام به له كردن انگورها درون چاله‌ای مخصوص كرده كه در اصطلاح محلی چرز گفته می‌شود و شیره به دست آمده را پس از عبور دادن از صافی‌های مخصوص درون خمره‌های بزرگ سفالی می‌ریختند و در اصطلاح محلی به این خمره كه امروزه جنس آنها اكثرا از ورق گالوانیزه است (تاغار) گفته می‌شود. بسته به مقدار انگور چیده شده عملیات له كردن در یك روز یا بیشتر انجام می‌شد چرا كه شیره تهیه شده حتما باید تا فردای آن روز پخته شود. تفاله‌های حاصله را نیز درون دستگاه مخصوص پرس كه منگنه گفته می‌شود می‌ریختند تا آب آن كاملا گرفته شود.

    بنا به آداب و رسوم دیرینه مردم مهمان‌‌نواز آذربایجان، آشنایان دور و نزدیكی كه در روز دوشاب‌پزان، برای عرض تبریك به صاحب باغ وارد منزل یا باغ وی می‌شوند، او با تعارف شربت انگور از آنان پذیرایی می‌كند. سپس شیره درون تاغار پس از خنك شدن آماده افزودن خاك سفید است این خاك خاصیت تصفیه‌كنندگی داردو باغداران آن را با مهارت خاصی از معدن‌های موجود در كوه‌های اطراف تهیه كرده و قبل از افزودن به شیره آن را الك كرده و زیر آفتاب پهن می‌كنند تا كاملا خشك شود. شیره درون تاغار به محض افزودن مقدار مشخصی از خاك به غلیان آمده و اصطلاحا شروع به بالا آمدن می‌كند. طوری كه اگر شیره بیشتر از حد درون تاغار ریخته شده باشد هنگام غلیان سرریز می‌شود. افزودن خاك، شیره را تصفیه می‌كند طوری كه باعث جمع شدن مواد و ذرات سبك و ریز به صورت كف در بالا و مواد سنگین به همراه خاك در كف تاغار می‌شود سپس شیره را حدود 2 تا 3 ساعت به حال خود رها می‌كنند تا مواد زاید آن كاملا جدا شود همچنین افزودن خاك باعث از بین رفتن باكتری‌های مضر موجود در شیره شده و در اصطلاح شیره را شیرین می‌كند.


    آماده‌سازی شیره و پختن دوشاب تخصص خاص خود را می‌طلبد كه این امر حضور یك شخص مجرب در حین آماده‌سازی و پخت را ضروری می‌كند. پس از سپری شدن مدت زمان لازم جهت زلال شدن شیره، كف جمع شده در بالای تاغار با احتیاط تمام جمع شده و دور ریخته می‌شود و شیره زلال به‌دست آمده درون ظرف مجزایی ریخته می‌شود تا آماده پخت شود، مقداری از شیره جذب خاك ته‌تاغار می‌شود كه برای جداسازی آن از گونی‌های نخی مخصوص استفاده می‌كنند.

    صبح زود شیره را درون ظرف بزرگی كه در اصطلاح محلی‌ «تیان» گفته می‌شود می‌ریزند و روی اجاق مخصوص قرار می‌دهند. به محض حرارت دیدن شیره نجس می‌شود و برای پاك شدن باید ثلث آب آن حرارت دیده و بخار شود. در این مدت كف سفیدرنگی روی سطح شیره ظاهر می‌شود كه باید دور ریخته شود. پس از تبخیر شدن یك سوم آب شیره و حلال شدن آن شیره باید هم زده شود یا اصطلاحا هوا داده شود، كه این عمل كیفیت دوشاب تولیدی را بالاتر می‌برد. همچنین بسته به ذائقه استفاده‌كنندگان از هر 5 تا 6 لیتر شیره یك لیتر دوشاب به دست می‌آید. دوشاب آماده شده باید كاملا خنك شده و سپس به درون ظرف‌های اصلی نگهداری و یا ظرف‌های فروش انتقال داده شود، هر كشاورز پس از پختن دوشاب مقداری از آن را به عنوان تبرك بین همسایگان و آشنایان پخش می‌كند.

    پس از اتمام مراسم دوشاب‌پزان، زنان با تجربه خانواده كه مهارت زیادی در درست كردن سركه محلی دارند، تفاله‌های انگور بیرون آمده از دستگاه منگنه را كه در ظاهر دور ریختنی است، درون لگن بزرگ مسی می‌ریزند و كمی آب روی آن پاشیده و هم‌می‌زنند، پس از پوشانیدن كامل لگن، در جای آفتابگیر قرار می‌دهند، بدنه لگن را هر از چند گاهی چك می‌كنند در صورت گرم شدن تفاله‌ها دوباره هم زده و در صورت نیاز مجددا مقداری آب روی آن می‌پاشند، این زمان ممكن است یك هفته یا بیشتر طول بكشد، سرانجام مواد داخل لگن می‌ترشد طوری كه بوی تند سركه تمام محوطه را پر می‌كند، برای دفع خطر چشم‌زخم برای سركه اسپند دود می‌كنند، به اعتقاد زنان منطقه، سركه از دست هر كسی به عمل نمی‌آید، و اگر به سركه كسی، چشم‌زخمی برسد هیچ‌وقت سركه وی به عمل نمی‌آید، پس از به عمل آمدن سركه محتوای لگن درون دستگاه منگنه ریخته شده و پرس می‌شود و سركه زلال به دست آمده را در ظرف‌های مخصوص می‌ریزند و در جای خنك نگهداری می‌كنند تا در فصل بارگذاری ترشی‌های محلی استفاده كنند. در اصطلاح محلی به این سركه (پولوش سویی)‌ گویند، یعنی آب تفاله انگور.


    شیوه نگهداری دوشاب
    اگر بسته‌بندی دوشاب صحیح و از نفوذ رطوبت به درون آن جلوگیری شود، جزو معدود مواد غذایی خواهد بود كه نگهداری آن بسیار ساده بوده و نیاز به ترفندهای خاصی نخواهد داشت. دوشاب در كوزه‌های رنگی مخصوص نگهداری می‌شود. دوشاب نیز مانند هر ماده غذایی با تركیب قندی، در صورتی كه مدتی در جای خنك نگهداری شود، سفت می‌شود كه برای رفع این حالت حرارت غیرمستقیم بسیار ملایمی مانند آفتاب لازم است.


    جایگاه دوشاب در سبد غذایی مردم آذربایجان

    هرچند دوشاب مانند سایر خوراكی‌های سنتی و باستانی تا حد بسیار زیادی جایگاه خود را در سفره‌ها بویژه سفره مردم شهرنشین از دست داده است ولی هنوز هم برای پختن غذاهایی مانند قیقناق، باسلوق، قویماخ، تره و نیز پخت انواع حلوا، از جمله حلوای گردو، هویج (سوغات ارومیه)‌، حلواهای محلی و انواع مرباها و همچنین همراه بعضی مواد غذایی مانند ماست و شیربرنج استفاده می‌شود.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  16. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Admin (Tuesday 10 November 2009-1)

صفحه 1 از 59 123451151 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •