لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 2 از 38 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 9 تا 16 , از مجموع 302

موضوع: تاریخ و تمدن ایران

  1. Top | #9
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض قنات 2500 ساله گناباد یکی از عجایب تمدن ایران

    قنات 2500 ساله گناباد یکی از عجایب تمدن ایران


    پارسیان (شاپرزفا)
    آن مرد گیلکی مرا حکایت کرد که وقتی ما از تون به گناباد می‌رفتیم دزدان به بیرون آمدند و بر ما غلبه کردند، چند نفر از بیم خود را در چاه کاریز افکندند. بعد از آن جماعت یکی را...
    قنات قصبه عظیم‌ترین قنات گناباد و شاید یکی از عجایب تمدن تاریخ بشر باشد که از گذشته‌های دور توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. ناصرخسرو عمق چاه قنات را هفتصد گز و طول آن را چهار فرسنگ ذکر کرده است. از میان اراضی کوی شرقی گناباد (قصبه شهر سابق) در سمت جنوب غربی از محلی معروف به برج علی ضامن، از داخل رسوب‌های ریز دانه آغاز شده و بطول کلی 331 هزار و 33 متر در یک رشته اصلی به نام قصبه و چهار رشته منشعب به نام دولاب کهنه، دولاب نو، رشته فرعی اول و رشته فرعی دوم قصبه جریان دارد. رشته اصلی قصبه که 131هزار و 35 متر طول دارد و در امتداد دره پرآب خانیک حفر شده و عمق مادر چاه آن نیز بیش از 200 متر است.


    قطعه سفال‌های پراکنده در اطراف دهانه چاه‌های این رشته حاکی از این است که رشته قصبه واقع در کانال اولیه اصلی قنات بوده که در زمان هخامنشیان حفر شده و به دنبال آن رشته‌های دیگر قنات در مواقع خشکسالی حفر شده است. اما ریزش پی در پی قنات، پیشینیان را به یافتن راه چاره‌ای ترغیب کرد که طی آن در فاصله 683 متری، قنات را به دو شاخه تقسیم کنند تا در صورت ریزش و بسته شدن یکی از کانال‌ها، آب از دیگری خارج شده و در داخل انباشته نشود.

    چاه‌های قنات قصبه به دو صورت چاه‌های کم عمق و عمودی و چاه‌های عمیق و پله ای هستند، به این معنی که ابتدا هفتاد تا یکصد متری چاه عمودی حفر شده و سپس با زاویه قائمه در کف آن کانالی افقی و بلند هوا، به سمت مسیر قنات بطول سه تا پنج متر حفر شده و مقنی به تعداد هر چاه چرخی در انتهای کانال‌های افقی و بر فراز چاههای عمودی استوار می‌کرده، خاک ارسال شده از عمق را کارگران از طنابی به طناب دیگر می‌بستند این نوع چاه‌ها به دو منظور حفر شده اند: 1- اینکه در موقع حمله و هجوم دشمن نتوانند قنات را کور کنند، چون در نهایت جلوی کانال‌های افقی بسته می‌شد و دیگر اینکه از وزن طناب‌ها بکاهند زیرا اگر مثلا در چاه 300 متری بخواهند از یک ریسمان و یک چرخ استفاده کنند، وزن طناب خیس شده حدود یک تن خواهد رسید، که انتقال آن مشکل خواهد بود، در مجموع قنات قصبه با طول 33 کیلومتر دارای 408 حلقه چاه که عمق مادر چاه آن 300 متر بوده که 28 متر آب روی هم انباشته شده است که بجز شعبه اصلی شعبات فرعی دیگری نیز وجود دارد که از مجموع این کانالها 60درصد آن مسدود و میزان آب دهی آن 40درصد موجود 150 لیتر در ثانیه است.

    قنات قصبه شهر گناباد به لحاظ موقعیت و قدمت آن که بر دو هزار و 500 سال و هم اکنون یکی از بهترین مکان‌های گردشگری محسوب می‌شود و هر ساله بازدید کنندگان بسیاری را به خود جذب می‌کند نیاز به بازسازی و مرمت و فضاسازی دارد که در جذب گردشگران داخلی و خارجی گامی‌ مؤثر برداشته خواهد شد. این قنات که در قسمت اولیه آن به طول 500 متر کانال‌های آن جهت مسیر بازدید کنندگان از داخل قنات بازگشایی شده است اما به لحاظ استحکام بخشی آن و ایجاد اماکن رفاهی در مسیر و خارج آن نیاز به اعتباری از سوی ارگان‌ها و سازماندهی دولتی دارد. شایان ذکر است طرح جامع گردشگری این قنات هم‌اکنون در دست تهیه و بررسی است.

    جایگاه تاریخی قنات قصبه
    گذشته از روایات اسطوره‌ای و توجیهات لغوی که بر قدمت دیرپای قنوات گناباد و حاصل فیض آن قنوات یعنی شهر گناباد دلالت دارد، برخی به صراحت بنیاد آن قنات‌ها را به دوران هخامنشی نسبت داده‌اند و با شگفتی سفال‌های جمع آوری شده بر کناره برخی از چاه‌های شاخه اصلی قنات قصبه نیز قابل مقایسه با سفال‌های مربوط به دوران هخامنشی در نواحی باختر و دهانه غلامان سیستان است.

    در مطالعات و بررسی‌های میدانی مسیر قنات و پیمایش در سطح می‌توان قطعه سفال‌هایی را در کنار خاک ریز دهانه چاه‌ها مشاهده کرد که تنها مدرک و سند قابل تشخیص زمان احتمالی در ارتباط با قنات محسوب می‌شوند و بر کنار چاه‌های قنات قصبه سفال‌هایی مشاهده شدند که با عنایت به آنها می‌توان دوران حفر یا لایروبی شاخه اصلی یا شاخه‌های فرعی را حدس زد. سفال‌های قرن چهارم و نهم هجری که در کناره برخی چاه‌های کناره‌های فرعی قنات قصبه گناباد مشاهده شدند به ما امکان می‌دهند به احتمال اظهار نظر کنیم که شاخه اصلی به طول 6403 متر ابتدا در امتداد شمال به جنوب حفر شده و در دوره‌های بعد به مقتضای نیاز شاخه‌های فرعی در جهت جنوب غربی از شاخه‌های اصلی جدا شده است.

    با توجه به سفال‌های جمع آوری شده که قابل مقایسه با سفال‌های دوران هخامنشی است اگر بپذیریم که این قنات کهن‌ترین قنات منطقه است، احتمالا ایجاد قنات گناباد مقدم بر وجود آن شهر یا تشکیل اجتماعی در آن منطقه بوده زیرا که عرصه بیابانی گناباد بجز قنات که آب را از سفره‌های در عمق صدها متر به سطح زمین انتقال می‌دهد منبع آبی دیگری اعم از چشمه و رودخانه دائمی‌ وجود ندارد و بدیهی است که لازمه یکجانشینی منبع مطمئن تامین آب مایه حیات است.

    بنابراین قبل از ایجاد قنوات گناباد نمی‌توانسته است شهری بزرگ بوده باشد. اما ایجاد و حفر یک قنات به عظمت قنات قصبه احتیاج به نیروی انسانی ماهر، منابع مالی و ساختار اجتماعی و ---------- معینی است. حال کدام قنوات قبل از قنات قصبه وجود داشته است یک سوال اساسی باستان‌شناسی است. منتهی می‌توان اینطور تصور کرد که با حفر قنات قصبه و رسیدن آب آن به شهر گناباد، شهر رونقی دیگر گرفته و توسعه و رشد آن شتاب گرفت. با این فرض می‌توان تا حدی پذیرفت که چنانچه در کتب کهن نامی ‌از گناباد میان آید که قنات گناباد از پیشینه کهن‌تری نسبت به شهر گناباد برخوردار است. یعنی به احتمال زیاد زمانی گناباد ارزش آن را یافته است که وارد تاریخ مدون و مکتوب شود که با آب قنات قصبه رشد کرده و جایگاهی در منطقه یافته بوده است.

    «احمد بن یحیی البلاذری» مورخ قرن سوم هجری از حضور «نیزک طرخان، بزرگ هپتالیان) و سپاهی از ترکان در «جنابد» و جنگ او با یزدگرد ساسانی در آن شهر خبر می‌دهد. پس از آن جنابد دو متون معتبر جغرافیایی چون اشکال العالم در سال 310 هجری قمری، مسالک و ممالک در سال 340 هجری قمری، سفرنامه ابن حوقل صوره الارض در سال 367 هجری قمری و احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم در سال 375 هجری قمری راه یافته و در توصیف آن آمده است که آبش از قنات تامین می‌شود.
    نخستین کسی که توصیف نسبتا مفصلی از قنات گناباد آورده ناصر خسروی قبادیانی است که در سال 444 هجری از شهر تون عازم گناباد بوده و آن بخش از سفرنامه اش را چنین نگاشته است:

    «چون از شهر تون برفتیم آن مرد گیلکی مرا حکایت کرد که وقتی ما از تون به گناباد می‌رفتیم دزدان به بیرون آمدند و بر ما غلبه کردند، چند نفر از بیم خود را در چاه کاریز افکندند. بعد از آن جماعت یکی را پدری مشفق بود و یکی را به مزد گرفت و در آن چاه گذاشت تا پسر او را بیرون آورد، چندان ریسمان و رسن که آن جماعت داشته حاضر کردند و مردم بسیار آمدند، هفتصد گز رسن فرو رفت تا آن مرد به بن چاه رسید، رسن در آن پسر بست و او را مرده بیرون کشیدند و آن مرد چون مرده بیرون آمد گفت آبی عظیم که در این کاریز روانست و آن کاریز چهار فرسنگ می‌رود و آن را می‌گفتند که کیخسرو فرموده است.»

    به نظر می‌رسد که حکایتی ناصر خسرو در سفرنامه خود آورده مبدا اظهار نظرهای بعدی شده که بعدا او در مورد قنات گناباد ارائه شده است ."حمد ا.. مستوفی" در سال 740 هجری قمری ظاهرا با استفاده از روایت ناصر خسرو،این گونه در مورد قنات نوشته است:« چهار فرسنگ درازای کاریز است و چاه آن تخمینی هفتصد گز باشد و چند موضع می‌باشد و مجموع را آب از کاریز و بیشتر کاریز‌ها از طرف جنوب به شمال می‌رود.»

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. Top | #10
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض پایتخت 7 هزار ساله‌ای‌ كه فراموش شد!

    پایتخت 7 هزار ساله‌ای‌ كه فراموش شد!


    پارسیان (شاپرزفا)
    ری شهر مهم مذهبی زرتشتیان بوده و یكی از مراكز مهم تربیت مغان و موبدان زرتشتی محسوب می‌شده است. نام این شهر در كتاب‌های مذهبی زرتشتیان، «رغه» ذكر شده و...
    در دامنه جنوبی رشته كوه توچال جلگه‌ای پهناور هست كه از دیرباز مسكون و معمور بوده است؛
    آبادی‌های بزرگ و قدیمی این پهنه ری باستان است كه از چند قرن گذشته عظمتش را به‌تدریج از دست داده و تهران وارث شهرت و اعتبار آن شده است. تاریخ مسكون شده این جلگه تا زمان مهاجرت اقوام آریایی پیش می‌رود.

    پیدا شدن سفال‌های ساده و الوان و ظروف قدیمی در ری و نواحی آن قدمت آبادی‌های آنجا را ثابت می‌كند. حدود سال 1313 خورشیدی در حفاری علمی‌ای كه در جنوب كوه چشمه علی در شمال بقعه ابن بابویه در پهنه شهر ری انجام شد ظروف سفالین نقش دار و سفال‌های منقش و بسیار جالب از حدود 6هزار تا 4هزارسال قبل كشف و معلوم شد كه در آن پهنه مردمی متمدن می‌زیسته‌اند و این آثار به آنها تعلق دارد. ری كه اكنون آثار بازمانده آن در 6كیلومتری جنوب‌شرقی تهران به چشم می‌خورد از نظر قدمت با نینوا و بابل هم عهد بوده و از نظر عظمت از مهم‌ترین بلاد سده‌های نخستین اسلامی است. جز بغداد و نیشابور، شهری با آن قابل رقابت نبود. شهری كه باید آن را بحق مادر تهران دانست.
    در «برهان قاطع» ‌ آمده است: «ری به فتح اول و سكون ثانی، نام شهری است در عراق (عراق عجم) و نام شاهزاده‌ای هم بوده است. گویند او را برادری بود كه راز نام داشت. هر دو به اتفاق شهری بنا كردند. در تسمیه آن با هم نزاع كردند تا به نام خود هر كنند. بزرگان آن زمان برای دفع نزاع شهر را به نام ری و اهل شهر را به نام راز گذاشتند و اكنون اهل شهر را رازی و شهر را ری می‌گویند.»


    ‌شهر ‌گردشگری تهران
    شهرری جنوبی‌ترین منطقه شهری با جمعیت 800هزارمترنفر و وسعت 40 كیلومتر مربع داخل محدوده شهری و 242 كیلومتر مربع حریم بوده و همچنین این منطقه دارای 5 ناحیه داخل محدوده و 2ناحیه خارج محدوده و 21 محله است. شهرری دارای 35 اثر تاریخی است كه حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، ابن بابویه، برج طغرل، آتشكده ری، دژ رشكان، چشمه علی، باروی ری و نقش برجسته آن از شاخص‌ترین آنهاست.
    همچنین با توجه به خیل عظیم زائران و مسافران زیارتی شهرری كه سالانه به 10میلیون نفر می‌رسد، شهرری هشتمین شهری است كه به‌عنوان شهر نمونه انتخاب شد و این موضوع برای توسعه گردشگری این شهر به‌خصوص گردشگری مذهبی حائز اهمیت است و زوار حضرت عبدالعظیم(ع) چهره‌ای تاریخی – مذهبی به این منطقه بخشیده و آن را نسبت به سایر مناطق تهران متفاوت ساخته است. ری بخشی از تكامل و فرهنگ در سرزمین ایران است و به‌علت ویژگی‌های جغرافیایی خود هیچ‌گاه از بین نرفته اما بی رونق ‌شده است.
    و علاوه بر این ویژگی‌های منحصر، جایگاه این منطقه از نظر فضای شهری نیز بسیار شاخص است و به‌عنوان عنصر اصلی و انسجام‌بخش فضای شهر تهران به شمار می‌آید و دسترسی مناسب با توجه به عبور كمربندی تهران (آزادگان) از شمال منطقه و نیز وجود ایستگاه‌های فعال مترو و امكان ارتباط سریع با مركز تهران و سایر نقاط اصلی آن نیز از دیگر ویژگی‌های شهرری است.


    پیشینه تاریخی ری

    بسیاری از مورخان، بنای نخستین این شهر را به شیث بن آدم و گروهی به شاهان اساطیری باستان از جمله به هوشنگ پیشدادی فرزند كیومرث و بعضی نیز به «روی» یا «رازی» فرزندان نوح نسبت داده‌اند.
    قدیمی‌ترین آثار مكشوفه در ری متعلق به هزاره ششم است كه آثار این دوره از چشمه علی در شمال ری توسط اریك اشمیت در سال‌های 1936-1934 از این تپه به دست آمده و مربوط به دوران نوسنگی است.
    علاوه بر آن در بیشتر محوطه‌های باستانی دشت ری از جمله در تپه ارگ و باروی ری، یافته‌های سفالینه‌های خاكستری صیقل یافته و ظریف مربوط به دوره آهن و اواخر هزاره اول است كه نشانگر اهمیت این منطقه از نقطه نظر روشن شدن ارتباط با شرق و غرب و تعیین چگونگی یا تاثیر وجود مردمان تازه وارد به فلات مركزی است. علی برزگر، كارشناس‌ باستان‌شناسی و مسئول آموزش معاونت فرهنگی – اجتماعی شهرداری شهرری در این باره می‌گوید: شهرری در زمان‌های گذشته یكی از باشكوه‌ترین شهرهای اسلامی بود و اوج شكوه و عظمت آن را باید در دوران سلجوقی از قرن ۱۱ تا ۱۳ میلادی جست‌وجو كرد.


    با حمله مغول، ری تخریب شد و به‌تدریج استحكامات، مساجد، كاخ‌ها و خانه‌های زیبای این شهر به خاكریزها و تپه‌های كوچك مسطح تبدیل شد و با گذشت 600سال، بخش اعظم پایتخت سلجوقی زیر این تپه‌ها پنهان شد. آنچه امروز از محدوده بافت تاریخی ری برجای مانده است، به 3بخش تقسیم می‌شود؛ ارگ یا شهر شاهی ری، دیوار اصلی برج و باروی ری یا دیوار دوم و گورستان‌های شهر ری.
    ارگ در حقیقت ادامه یك بنای دفاعی بنا شده روی قلعه و دژ شمالی رشكان بوده كه تاسیسات گوناگونی داشته است. این بنا از سنگ ساخته شده بود و از وضعیت امنیتی- حفاظتی طبیعی كوه نیز بهره می‌برد. اكنون بخش محدودی از باروی جنوبی و شرقی ارگ باقی مانده است و در جنوب‌غربی آن نیز كارخانه گلیسیرین قرار دارد. این دیوار مانند باروی اصلی ری از چینه و خشت ساخته شده و دارای برج‌های پشتیبان است.
    برزگر در ادامه ری را با قدمتی 7هزار ساله و با نشانه‌های تمدنی درخشان چون تپه چشمه‌علی به‌عنوان شاخص فرهنگی مهمی در منطقه دانست و یادآور شد: ری شهر مهم مذهبی زرتشتیان بوده و یكی از مراكز مهم تربیت مغان و موبدان زرتشتی محسوب می‌شده است. نام این شهر در كتاب‌های مذهبی زرتشتیان، «رغه» ذكر شده و در كتاب‌های تاریخی یكی از شهرهای بزرگ دولت ماد بوده است. از اهمیت این شهر در دوران هخامنشیان است كه نام آن در سنگ نبشته بیستون به‌صورت «رگا» در كتیبه‌ای از داریوش هخامنشی به 3 زبان آمده است. ری در زمان سلوكیان در پی ویرانی در اثر زلزله شدید، دوباره آباد شد.


    دروازه‌های ری

    شهرری از زمان‌های بسیار دور از سویی مركز تجارت و معبر بازرگانان و قافله‌ها و بازار تبادل كالاهای مختلف بوده و از سوی دیگر به سبب آبادی، شهرت، اعتبار و عظمت، نظر جهانداران مختلف را جلب كرد.
    به همین سبب در چهار طرف آن دروازه‌های آبادی وجود داشت. در دوره اسلامی نیز كه شهر جدید احداث شد دروازه‌هایی آهنین تهیه كردند. نام دروازه‌های ری در كتاب‌های «المسالك و الممالك» و «صوره الارض» و «معجم البلدان» آمده است؛ مثل دروازه‌های كوهكین، باطان، در مصلحگاه، دروازه آهنین و... .


    بافت تاریخی شهرری و جایگاه مقابر در معماری
    محله‌های مهم ری عبارتند از: محله‌های باطان، پالانگران، دررشقان، در شهرستان، در عابس، دركنده، مصلحگاه، زامهران كلاهدوزان، مهدی‌آباد، ساری ایلات و فخرآباد.
    در سال‌های گذشته باروی اصلی شهرری در قسمت غربی توسط اداره میراث فرهنگی استان تهران مرمت شد. به اعتقاد كارشناسان میراث فرهنگی، بافت تاریخی شهرری در اصل نه بافتی مسكونی با قدمتی تاریخی بلكه شماری از آثار باستانی و محوطه‌های باستان شناختی است كه با توسعه بافت شهری جدید ری ارتباط مستقیم دارد. بنابراین آشكار است كه در اجرای هرگونه طرح حفاظت و احیا باید ابتدا ماهیت و چگونگی این بافت، مطالعه و شناسایی شود.
    محدوده بافت تاریخی ری براساس محله‌های امروزی چنین است: از شمال به جاده كمربندی تهران، از جنوب به جاده كمربندی شهرری از شرق به كوه‌های سیمان شهرری و از غرب به خیابان شهید رجایی. علی برزگر درخصوص اینكه مقابر، جایگاه اصلی و كهن خود را به‌تدریج در معماری از دست داده است یادآور شد: جایگاه مقابر به‌خصوص امامزاده‌ها در حیات اجتماعی مذهبی ایران تاكنون ادامه داشته است.


    امروزه این نوع بناها بیشترین بناهایی هستند كه برای انجام مراسم مذهبی، زیارت و... درون شهر‌ها و روستاها و در قلب مردم به حیات خود ادامه داده است. بدیهی است كه در منطقه شهر‌ری به تاسی از سایر مناطق اسلامی آرامگاه‌هایی ایجاد شده است. این كارشناس اظهار كرد: بررسی‌ها و كاوش‌های باستان‌شناختی كه در سده اخیر در شهرری صورت گرفته بیشتر مربوط به دوران پیش از تاریخ و بعد از آن به دوره تاریخی محدود بوده است و باید گفت بناهای آرامگاهی ری در دوره اسلامی همچنان مهجور بوده و مورد بررسی قرار نگرفته است و همین مسئله سبب شده تا از بناهای آرامگاهی منطقه اطلاعات ناچیزی داشته باشیم.
    به‌طور كلی در تقسیم‌بندی مقابر دوره اسلامی شهرری می‌توان آنها را به 2گروه آرامگاه‌های مذهبی (بقعه بی‌بی شهربانو، بقعه بی‌بی زبیده، امامزاده عبدالله، امامزاده هادی، بقعه ابن بابویه) و آرامگاه‌های غیرمذهبی (برج نقاره‌خانه، برج طغرل) تقسیم كرد. همچنین مقابر شهر ری را از نظر فرم و ریخت‌شناسی می‌توان به گروه‌های مقابر برجی‌ شكل (برج طغرل، برج نقاره خانه) و مقابر چهارضلعی گنبددار (بقعه جوانمرد قصاب، بقعه ابن بابویه، امامزاده هادی) و مقابری كه در آنها حرم اصلی بنا به وسیله ایوان‌ها و رواق و طاق‌نماهایی كه در جوانب و متصل و توأم با بقعه اصلی ساخته و محصور شده‌اند مانند بقعه بی‌بی شهربانو، بقعه بی‌بی زبیده و امامزاده عبدالله تقسیم كرد.


    گر
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  3. Top | #11
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض طبیعت زیبای شهرستان ورزقان (تصویری)

    طبیعت زیبای شهرستان ورزقان (تصویری)


    پارسیان (شاپرزفا)
    نام دیگر شهرستان ورزقان ارسباران است كه این نام به دلیل واقع شدن بسیاری از جنگل‌های ناحیه سرسبز ارسباران در این شهرستان است. دشت‌های ورزقان...
    شهرستان ورزقان یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی و به مركزیت شهر ورزقان است. نام دیگر شهرستان ورزقان ارسباران است كه این نام به دلیل واقع شدن بسیاری از جنگل‌های ناحیه سرسبز ارسباران در این شهرستان است. دشت‌های ورزقان باوسعت و زیبایی خود، دارای جایگاه ویژه‌ای در طبیعت ایران به شمار می‌رود.

    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. Top | #12
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض میراث امیرکبیر زنده می‌شود؟

    میراث امیرکبیر زنده می‌شود؟


    پارسیان (شاپرزفا)
    اینجا دارالفنون است. نخستین مدرسه نوین ایرانی که حالا بوی خاک و نمش از کهنگی اش حکایت می‌کند. آدرس را کامل می‌شناسی. بارها...
    سر بر آوردن دارالفنون از فراموشخانه تاریخ
    اینجا دارالفنون است. دروازه ای گشوده به 156 سال پیش. در سکوت پر صلابت اینجا می‌توان صلابت مردانی را تجربه کرد که برخاستن دوباره علم و عظمت ایران بر شانه‌های همتشان سنگینی می‌کند. اینجا دارالفنون است. میراث کهنسال امیرکبیر که با مرمت چند باره اش شاید زنده شود.

    مدرسه دارالفنون همچنان خاموش و عبوس کنار خیابان ناصرخسرو نشسته است. هر روز گذر مردمی‌ را نظاره می‌کند که با ذهنی پرمشغله از روزمرگی‌های همیشگی بی توجه از کنار او عبور می‌کنند. به قاچاقچیان دارویی چشم می‌دوزد که اطراف آن به دنبال مشتریان مخفی پرسه می‌زنند. یاد روزهایی می‌افتد که چهره‌های علمی‌و ---------- زیادی از این خیابان فرهنگی گذر می‌کردند.
    اینجا دارالفنون است. نخستین مدرسه نوین ایرانی که حالا بوی خاک و نمش از کهنگی اش حکایت می‌کند. آدرس را کامل می‌شناسی. بارها از جلوی مدرسه عبور کرده ای و آرزوی تماشایی سیر از آن را داشته ای. که دارالفنون تنها یک مدرسه متروکه وامانده نیست. که تاریخی است خاموش و تاریخچه ای است فراموش شده. با این همه هر بار به بهانه ای از مواجه شدن با این دروازه تاریخی ترسیده ای. می‌ترسی و ترست پر بیراه نیست. می‌ترسی چون می‌دانی که پدرانت چه بر سر میراث مردی آورده‌اند که نماد و نشانه تمدن طلبی و خواست تاریخی پیشرفت و آبادانی ایران بود و هست و خواهد بود.
    و این تعریف تمام ترس تو نیست. تو از کوچکی خودت هم می‌ترسی. از اینکه نتوانی حق مطلب را در بیان غربت و وجاهت بنایی بیان کنی که نماد و نشانه مظلومیت کسانی است که جز به پیشرفت این آب و خاک نیاندیشیدند.

    ساعت هنوز عقربه‌هایش را به 9 صبح نرسانده و طبیعت کار خودش را می‌کند. آفتاب بالای سرم ایستاده و به روزمرگی مردمانی خیره نشسته که آنچه خود دارند را زبیگانه تمنا می‌کنند. مردمی‌که فراموشی دارالفنون و دارالفنونها جزئی از شخصیت تاریخیشان است.

    حالا تو روبروی مدرسه هستی و به این فکر می‌کنی که قدم به کجا گذاشته ای؟ نامها در برابرت رژه می‌روند. می‌روند و می‌آیند. شهریار، پرفسور حسابی، منوچهر احترامی، جمال زاده، نادر ابراهیمی، جلال آل احمد، روح الله خالقی، مصطفی چمران، علی اکبر نفیسی و... اینها تنها تعدادی از نامهای پر آوازه ای هستند که این هوا را نفس کشیده اند و این زمین را تجربه کرده اند.

    زنگ در کوچک کنار مدرسه را می‌زنیم. حالا صدای دینگ و دنگ ساعت تاریخی میدان امام خمینی در چارچوب مغزت طنین می‌افکند. بعد از تحویل معرفی نامه، پا در این مدرسه 157 ساله می‌گذاریم. اینجا دارالفنون است. جایی که صدها دانشمند و شاعر و دکتر و مهندس پشت نیمکتهای آن شاگردی کرده اند. محلی که روزی هر اهل علم و دانشی دوست داشت در آن حضور یابد و زانو در مقابل استاد زند و بهره ای از دریای علمی‌آن برد. ساختمانی که رونق و شکوهش به کینه و بغض آقاخان نوریها آلوده شد.
    اینجا مدرسه ای است که اولین عمل جراحی قلب باز، نخستین پرواز بالن در ایران و اولین تماس تلفنی در آن انجام شده است و نوین ترین دستگاه چاپ نیز برای چاپ کتابهای دانش آموزان را به این مدرسه می‌آورند.
    اما امروز از این مدرسه تنها خرواری از خاک و دیوارهای فروریخته و سکوتی محض و مشتی خاطرات باقی مانده از شاگردان زنده مدرسه که همتی برای جمع آوری آنها می‌طلبد، باقی مانده است.
    سالها اهل قلم و ادب نوشتند که مدرسه در حال تخریب است و نیاز به عزمی‌راسخ برای بازسازی دارد اما کمتر گوشی بود که خود را بدهکار این مدرسه می‌دانست تا اینکه تخریب شد. طبق رسوم ایرانی نوشدارو را بعد از مرگ سهراب آماده کردیم و حالا بعد از گذشت 157 سال آن را به دهان دارالفنون می‌ریزیم.
    گرچه می‌گویند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است اما ماهی بنای دارلفنون سالهاست که مرده و حالا مرمت چاره این مدرسه نیست بلکه باید آن را بازسازی کرد.

    بازسازی مدرسه از ابتدای سال 1388 آغاز شده است. مسئول پروژه سازمان نوسازی مدارس وزارت آموزش و پرورش است و میراث فرهنگی نیز نقش ناظر را دارد. «مصطفی مقدم» ناظر پروژه که با ما همراه می‌شود مدرسه را خیلی نمی‌شناسد و قادر به پاسخگویی سئوالهای ما نیست. به همین دلیل فقط از بنا بازدید می‌کنیم و سعی داریم دانسته‌های قبلی خود از مدرسه را در ذهن مجسم کنیم.
    بازسازی مدرسه از دو سالن آمفی تئاتر و اجتماعات شروع شده است، آمفی تئاتر مدرسه اولین و بقیه بخشها مدرسه از جمله راهروها، کلاسها، آزمایشگاههای مدرسه هنوز هم در گزند آسیب هستند.
    به گفته مقدم سازه‌های ساختمان اولیه را چوب، آجر و خاک تشکیل می‌دهند و دیوارهای آن بالای 70 سانتی متر ضخامت دارند. هم اکنون این قسمت با بتن و میل گرد در حال بازسازی و مقاوم سازی است.


    مدرسه دارالفنون با زیربنای 6 هزار و 108 متر و دوهزار و 354 حیاط مرکزی و دوهزار و 723 متر حیاط بیرونی در دو مرحله ساخته شده و این بخش قدیمی‌ترین قسمت مدرسه است. در گذشته ساختمان یک طبقه بوده و تنها ایوانی در قسمت شمالی مدرسه ساخته شده بود که ناصرالدین شاه در آن می‌نشسته و از آنجا مدرسه را نظاره می‌کرده است. اما حدود 80 سال پیش مارکوف روسی طبقه دوم این مدرسه را می‌سازد. شاگردان این مدرسه را اکثرا اعیان و شاهزادگان تشکیل می‌دادند و به همین دلیل مدرسه سه راه به کاخهای اطراف مدرسه از جمله شمس العماره داشته است.
    از دارالفنون تا سال 57 به عنوان مدرسه استفاده می‌شده و بعد از آن به مرکز تربیت معلم تبدیل می‌شود. سپس مدتی به مرکز آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش‌وپرورش اختصاص یافت تا آن که در سال67 جزو فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. اما برخلاف ثبت در آثار ملی مسئولان میراث فرهنگی به آن توجهی نمی‌کنند تا اینکه مدرسه به مرور دچار تخریب می‌شود.
    دیوارها و سقف دارالفنون در همه جای ساختمان دچار تخریب شده است. تقریبا تمام دیوارها نم داده و هم اکنون در حال ریزش است. از یادگاریهای دانش آموزان مدرسه هم نمی‌شود چشم پوشی کرد چرا که در سراسر کلاسها و راهروها جا خوش کرده اند.

    بخش شرقی دارالفنون در گذشته به شمس العماره راه داشته است. شاهزاده‌های قاجاری از این محوطه وارد مدرسه می‌شدند. در قسمت پایینی این بخش و رو به سالن تئاتر و اجتماعات شاه نشینی وجود داشته که از دریچه‌های تعبیه شده، شاهزادگان می‌توانستند نمایشهای تئاتر را از آنجا ببینند. به گفته مسئول پروژه این دریچه‌های کوچک مربعی شکل به دلیل تخریب و به درخواست میراث فرهنگی بسته شده اند و امروز اثری از آنها نیست. به غیر از در شمس العماره، این مدرسه سه در دیگر به سمت باب همایون، میدان امام خمینی (ره) و ناصرخسرو دارد که تنها در خیابان ناصر خسرو همراه با سر در اصلی باقی مانده است.
    دیگر اثری از پنجره‌های دارالفنون باقی نمانده است. سازمان میراث فرهنگی برای جلوگیری از تخریب درها و پنجره‌ها تمامی‌آنها را جمع آوری کرده اند. اما فکری برای اُرسی‌ها و نمای داخلی نشده است. مهندس پروژه توضیحی درباره اذیت و آزار برف و باران زمستان و آفتاب شدید تابستان نمی‌دهد.
    دارلفنون 30 کلاس درس، دو تالار آمفی تئاتر و یک سالن اجتماعات دارد. کلاسهایی که از نورگیر زیبا و مناسبی برخوردارند هم از گزند آسیب در امان نمانده اند.
    طی سالهای مختلف، قسمتهای زیادی از حیاطهای اطراف مدرسه به مغازه‌های جنب آن فروخته می‌شود، شرکت مخابرات که در ضلع شمالی مدرسه قرار دارد نیز پیش از انقلاب نزدیک به دو هزار متر از زمین مدرسه را می‌گیرد. ساختمان بلند این مرکز نمای زیبای شمالی و در مدرسه که به میدان امام خمینی (ره) راه داشته را بسته است ضمن اینکه ارتفاع این ساختمان مانع از ثبت جهانی مدرسه دارالفنون شده است.


    ایوانی در سختمان مدرسه هست كه تنها طبقه فوقانی ساختمان است که در ساخت اولیه مدرسه بنا شده است. گفته می‌شود ناصرالدین شاه اولین زنگ مدرسه را از همین جا به صدا در آورده و برای دانش آموزان دارلفنون سخنرانی کرده است. همچنین ناصرالدین شاه ساعتهای زیادی از روز را در این ایوان می‌نشسته و مدرسه را نظاره می‌کرده است. درختهای زیبای مدرسه نیز عمر 157 ساله مدرسه را دارند که به شکل کاملا متقارن روبروی هم کاشته شده و نمای زیبایی به مدرسه داده‌اند.
    عکس امیرکبیر توسط اصل آن در کاخ گلستان نگهداری می‌شود. زنگ مدرسه دارالفنون برای اولین بار از همین جا و توسط ناصرالدین شاه به صدا در آمده است. اولین تماس تلفنی در ایران نیز به مدرسه دارلفنون شده که تلفن آن نیز هم اکنون در دارالفنون نگهداری می‌شود.
    حالا دارالفنون آرام کنار خیابان ناصرخسرو نشسته و منتظر بازسازی و مقاوم سازی است گویی برخی از مسئولان عزم به بیرون آوردن این مدرسه از فراموشخانه تاریخ کرده اند. باید منتظر ماند و دید که مسئولان آموزش و پرورش و میراث فرهنگی چه اقداماتی را برای این مدرسه تاریخی طی سالهای آینده دنبال می‌کنند. ساعت تاریخی میدان امام (ره) همچنان مشغول دینگ و دنگ است و من وامانده از این همه تاریخی که روحم توان بلعیدنش را همچنان ندارد.


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  5. Top | #13
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض سابقه تاریخی کتابخانه ملی تهران

    سابقه تاریخی کتابخانه ملی تهران


    پارسیان (شاپرزفا)
    دکتر مهدی بیانی _ پسر میرزا محمد مستوفی فراهانی که در دربار رضا شاه برو بیایی داشتند و از خانواده‌های ادیب ایرانی بودند _ توانست رضا شاه را راضی کند تا...
    زحمت امیرکبیر
    قبل از این که کتابخانه ملی به این شکل امروزی‌اش افتتاح شود، جای کتاب‌های با ارزش، خطی و قدیمی ‌یا در کتابخانه سلطنتی بود یا در کتابخانه شخصی‌ای که معمولا ً هم خوب از آنها نگهداری نمی‌شد. این روند ادامه داشت تا این که دکتر مهدی بیانی _ پسر میرزا محمد مستوفی فراهانی که در دربار رضا شاه برو بیایی داشتند و از خانواده‌های ادیب ایرانی بودند _ توانست رضا شاه را راضی کند تا یک کتابخانه بزرگ به نام کتابخانه ملی تأسیس کند تا هم کتاب‌های کتابخانه سلطنتی و هم کتاب‌های قدیمی‌ دیگری را که در کتابخانه‌های مختلف نگهداری می‌شدند در آنجا جمع کند. این اتفاق بالأخره در 3 شهریور 1316 افتاد و کتابخانه ملی شکل و صورت رسمی‌ای به خود گرفت. البته این حاصل زحمت‌هایی بود که امیرکبیر پایه آن را گذاشته بود. مدتی بعد از این که مدرسه دارالفنون ساخته شد _ یعنی در حدود سال 1240 شمسی _ یک کتابخانه مفصل برای آن درست کردند و هرچی کتاب با ارزش می‌توانستند در آن جمع کردند. چند سال بعد در زمان مظفرالدین شاه که ایرانی‌ها دیگر حسابی با فرهنگ غربی آشنا شده بودند، برای آن که بتوانند مدارس مدرنی مثل غربی‌ها درست کنند انجمنی تشکیل دادند به نام «انجمن معارف ایران». یک سال بعد این انجمن معارف یک کتابخانه درست کرد و کتاب‌های مدرسه دارالفنون را به آنجا منتقل کرد و اسمش را گذاشت «کتابخانه ملی معارف». و ایده درست کردن کتابخانه ملی از همین جا پر و بال گرفت تا به صورت امروزی اش رسید. در ابتدا با کتاب‌های کتابخانه ملی معارف و کتابخانه سلطنتی کلا ً چیزی حدود 30 هزار جلد کتاب چاپی و خطی در کتابخانه ملی جمع شد و همه آنها به اولین ساختمان کتابخانه ملی که جنب موزه ایران باستان در میدان مشق (محدوده میدان امام خمینی ره و 30 تیر کنونی) ساخته شده بود منتقل شد. این ساختمان تا همین چند سال پیش هم ساختمان اصلی کتابخانه ملی بود. البته به خاطر کمبود فضا و جا این ساختمان تا به حال چندین بار مورد دستکاری و توسعه قرار گرفت ولی با وجود این نمی‌توانست پاسخگوی تمام کتاب‌هایی باشد که هر روز به این کتابخانه می‌آمدند. برای همین در زمان ریاست آقای خاتمی‌در کتابخانه ملی به فکر آن افتادند تا برای آن ساختمان جدیدی در تپه‌های عباس آباد درست کنند که در زمان شاه به شکارگاه سلطنتی معروف بود. اواخر دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی‌_ در حالی که هنوز ساختمان کتابخانه نیمه کاره بود _ به علت کمبود جا مجبور شدند تا کتاب‌های کتابخانه ملی را به ساختمان نیمه کاره آن در عباس آباد منتقل کنند. بعد از چند سال ساختمان جدید کتابخانه ملی در سال 1386 به پایان رسید و تبدیل شد به یک کتابخانه مدرن و با امکانات روز که با کتابخانه‌های ملی دیگر کشورها برابری می‌کند.


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. Top | #14
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اولین‌های نجوم ایران

    اولین‌های نجوم ایران


    پارسیان (شاپرزفا)
    از نامه‌های كاشانی به پدرش چنین برمی‌آید كه پدر به دلایلی از سرنوشت فرزند خود در دربار الغ بیگ نگران بود و در نامه یا نامه‌هایی، پسر را ...
    غیاث‌الدین جمشید كاشانی (790-832 قمری/1388-1429 میلادی) زبردست‌ترین حساب‌دان و آخرین ریاضی‌دان برجسته‌ دوره‌ اسلامی و از بزرگ‌ترین مفاخر تاریخ ایران به شمار می‌آید.
    وی به تكمیل و تصحیح روش‌های قدیمی انجام چهار عمل اصلی حساب پرداخت و روش‌های جدید و ساده‌تری برای آن‌ها اختراع كرد. در واقع، كاشانی را باید مخترع روش‌های كنونی انجام چهار عمل اصلی حساب (به‌ ویژه ضرب و تقسیم) دانست. كتاب ارزشمند وی با نام مفتاح الحساب كتابی درسی، درباره‌ی ریاضیات مقدماتی است و آن را از حیث فراوانی و تنوع مواد و مطالب و روانی بیان سرآمد همه‌ی آثار ریاضی سده‌های میانه می‌دانند.


    زندگی‌نامه

    جمشید ملقب به غیاث‌الدین، فرزند پزشكی كاشانی به نام مسعود حدود سال 790 قمری (1388 میلادی)، در كاشان چشم به جهان گشود. او در همه‌ی آثارش خود را چنین معرفی كرده است: «كمترین بندگان خداوند (یا نیازمندترین بندگان خدا به رحمت او)، جمشید، پسر مسعود طبیب كاشانی، پسر محمود پسر محمد». بیش‌تر آنچه كه از زندگی وی می‌دانیم از بررسی آثار علمی ارزنده‌اش و نیز دو نامه كه خطاب به پدر خود و مردم كاشان نوشته به دست آمده است.

    دوران كودكی و جوانی وی درست هم‌زمان با اوج یورش‌های وحشیانه‌ی تیمور به ایران بود. با وجود این، جمشید در همین شرایط نیز هرگز از آموختن علوم مختلف غافل نشد. پدرش مسعود، چنان‌كه گفتیم، پزشك بود اما شاید از علوم دیگر نیز بهره‌ی بسیار داشت. به طور مثال، از یكی از نامه‌های كاشانی به پدرش معلوم می‌شود كه پدر قصد داشته تا شرحی بر معیار الاشعار نصیرالدین طوسی بنویسد و برای پسر، یعنی جمشید بفرستد.

    نخستین فعالیت علمی كاشانی كه از تاریخ دقیق آن آگاهیم، رصد خسوف در 12 ذیحجه‌ی 808 قمری، برابر با دوم ژوئن 1406 میلادی در كاشان است. غیاث‌الدین نخستین اثر علمی خود را در همین شهر و در 21 رمضان 809 قمری مطابق با اول مارس 1407 میلادی، یعنی 2 سال پس از مرگ تیمور و فرو نشستن فتنه‌ی او، نوشت. چهار سال بعد در 813 قمری هنوز در كاشان بود و رساله‌ی مختصری به فارسی درباره‌ی علم هیأت (كیهان‌شناسی) نوشت. در 816 قمری كتاب نجومی مهم خود یعنی زیج خاقانی را به فارسی نوشت و به اُلُغْ بیگ، فرزند شاهرخ و نوه‌ی تیمور، كه در سمرقند به سر می‌برد، هدیه كرد. كاشانی امید داشت كه با حمایت الغ بیگ بتواند با آسودگی بیشتر پژوهش‌های علمی خود را ادامه دهد.
    كاشانی دست كم تا مدتی پس از پدیدآوردن كتاب ارزشمند تلخیص المفتاح ، یعنی 7 شعبان 824 قمری مطابق با 7 اوت 1421 میلادی، هنوز در كاشان به سر می‌برد. این نكته خود مایه‌ی شگفتی بسیار است كه چرا مردی دانشور چون الغ بیگ پس از مطالعه‌ی زیج خاقانی به نبوغ كم‌نظیر پدیدآورنده ، یعنی كاشانی، پی نبرد! كاشانی در یكی از دو نامه‌ی خود از یك سو به طور تلویحی از این‌كه بسیار دیر مورد توجه دولت‌مردان قرار گرفته گلایه می‌كند و از سوی دیگر از این‌كه پس از این مدت دراز به شهری چون سمرقند دعوت شده است، سر از پا نمی‌شناسد.
    كاشانی به احتمال قوی در 824 قمری به همراه معین‌الدین كاشانی (همكار غیاث‌الدین در كاشان و سمرقند) از كاشان به سمرقند رفت و چنان كه خود در نامه‌هایش كم و بیش اشاره كرده، در پی‌ریزی رصدخانه‌ی سمرقند نقش اصلی را ایفا نمود. از همان آغازِ كار، وی را به ریاست آن‌جا برگزیدند و تا پایان عمر به نسبت كوتاه خود در همین مقام بود. وی سرانجام صبح روز چهارشنبه 19 رمضان 832 قمری برابر با 22 ژوئن 1429 میلادی بیرون شهر سمرقند و در محل رصدخانه درگذشت.
    امین احمد رازی در كتاب تذكر ه هفت اقلیم می‌گوید كه چون كاشانی چنان كه باید و شاید آداب حضور در دربار را رعایت نمی‌كرد ، الغ بیگ فرمان به قتل او داد. از نامه‌های كاشانی به پدرش چنین برمی‌آید كه پدر به دلایلی از سرنوشت فرزند خود در دربار الغ بیگ نگران بود و در نامه یا نامه‌هایی، پسر را از خطرات معمول در دربار پادشاهان برحذر داشته و كاشانی نیز در پاسخ برای كاستن از نگرانی‌های پدر، نمونه‌های متعددی از توجه خاص الغ بیگ به خود را برای پدر شاهد آورده است.

    نوآوری‌های كاشانی
    1. اختراع كسرهای دهگانی (اعشاری). گرچه كاشانی نخستین به كار برنده‌ی این كسرها نیست، اما بی‌تردید رواج این كسرها را به او مدیونیم.

    2. دسته‌بندی معادلات درجه‌ی اول تا چهارم و حل عددی معادلات درجه‌ی چهارم و بالاتر
    3. محاسبه‌ی عدد p . كاشانی در الرسالة المُحیطیة (ص 28 )، عدد p را با دقتی كه تا 150 سال پس از وی بی‌نظیر ماند محاسبه كرده است.
    4. تكمیل و تصحیح روش‌های قدیمی انجام چهار عمل اصلی و اختراع روش‌های جدیدی برای آن‌ها . در واقع، كاشانی را باید مخترع روش‌های كنونی انجام چهار عمل اصلی حساب ( به‌ ویژه ضرب و تقسیم) دانست.
    5. اختراع روش كنونی پیدا كردن ریشه‌ی n اُم عدد دلخواه. روش كاشانی در اصل همان روشی است كه صدها سال بعد توسط پائولو روفینی (ریاضی‌دان ایتالیایی، 1765-1822میلادی )، و ویلیام جُرج هارنر (ریاضی‌دان انگلیسی، 1786-1837میلادی )، باردیگر اختراع شد.
    6. اختراع روش كنونی پیدا كردن جذر (ریشه‌ی دوم) كه در اصل ساده شده‌ی روش پیدا كردن ریشه‌‌ی n اُم است.
    7. ساخت یك ابزار رصدی. كاشانی ابزارِ رصدی جالبی اختراع كرد و آن را طَبَقُ المَناطِقْ نامید. رساله‌ای نیز به نام نُزْهَةُ الحَدائِق درباره‌ی چگونگی كار با آن نوشت.
    8. تصحیح زیج ایلخانی. كاشانی زیج خاقانی را نیز در تصحیح اشكالات زیج ایلخانی نوشت.
    9. نگارش مهم‌ترین كتاب درباره‌ی حساب. كتاب مفتاح الحساب كاشانی مهم‌ترین و مفصل‌ترین اثر درباره‌ی ریاضیات عملی و حساب در دوره‌ی اسلامی است.
    10. محاسبه‌ی جِیب یك درجه. كاشانی در رساله‌ی وَتَر و جِیب مقداری برای جِیبِ یك درجه (60 sin 1?) به دست آورده كه اگر آن را بر 60 تقسیم كنیم ، حاصل آن تا 17 رقم اعشاری با مقدار واقعی سینوس یك درجه موافق است.

    آثار كاشانی
    1. سُلّمُ السَماء (نردبان آسمان) یا رساله‌ی كمالیه به عربی. كاشانی این رساله را در 21 رمضان 809 قمری (اول مارس 1407 میلادی) در كاشان به پایان رسانده است. كاشانی در این رساله از قطر زمین، و نیز قطر خورشید، ماه، سیارات، و ستارگان و فاصله‌ی آنها از زمین سخن گفته است.

    2. مختصر در علم هیأت به فارسی. كاشانی این رساله را در 813 قمری برابر با 1410 میلادی، یا اندكی پیش از آن نوشت. وی در این رساله درباره‌ی مدراهای ماه، خورشید، ستارگان، و سیاره‌ها و چگونگی حركت آن‌ها سخن گفته است.
    3. زیج خاقانی به فارسی: این كتاب یكی از آثار مهم نجومی كاشانی به شمار می‌رود. كاشانی این زیج را در 816 قمری ( 1413 میلادی) كامل كرد. هدف كاشانی از نگارش این زیج، تصحیح اشتباهاتی است كه در زیج ایلخانی روی داده است. كاشانی در مقدمه‌ی زیج خود با به رغم انتقاد از مطالب زیج ایلخانی، از نویسنده‌ی آن، خواجه نصیرالدین طوسی، با تجلیل و احترام بسیار یاد كرده است.
    4. شرح آلات رَ صَد به فارسی: كاشانی این رساله را در ذیقعده‌ی 818 قمری(ژانویه‌ی 1416 میلادی) برای شخصی به نام سلطان اسكندر نوشته است. برخی این اسكندر را «اسكندر بن قرایوسف قراقویونلو» دانسته‌اند. اما برخی دیگر، معتقدند كه این اسكندر، پسر عموی الغ بیگ است كه بر فارس و اصفهان حكومت می‌كرده است.
    5. نُزْهَةُ الحَدائِق به عربی: كاشانی این رساله را در دهم ذیحجه‌ی 818 قمری مطابق 10 فوریه‌ی 1416 میلادی (حدود یك ماه پس از نگارش رساله‌ی شرح آلات رصد) نوشته و در آن دستگاهی به نام طبق المناطق را كه اختراع خود وی بوده، شرح داده است. با این دستگاه می‌توان محل ماه و خورشید و پنج سیاره‌ی شناخته شده تا آن زمان و نیز فاصله‌ی هر یك از آن‌ها را تا زمین، و برخی پارامترهای سیاره‌ای دیگر را به دست آورد.
    6. ذِیلِ نزهة الحدائق. كاشانی در نیمه‌ی شعبان 829 قمری (22 ژوئن 1426 میلادی) و هنگامی كه در سمرقند اقامت داشته، ده «اِلْحاق» (پیوست) را به نزهة الحدائق افزوده است.
    7. تَلْخیصُ المِفْتاح به عربی. این رساله، چنان كه از نامش پیداست گزیده‌ی مفتاح الحساب كاشانی است. كاشانی كار تلخیص را در 7 شعبان 824 قمری (7 اوت 1421 میلادی) به پایان رسانده است. وی در مقدمه‌ی این رساله چنین آورده است: « اما بعد، نیازمندترین بندگان خداوند به بخشایش وی، جمشید ملقب به غیاث، پسر مسعود پزشك كاشانی، پسر محمود، كه خداوند روزگارش را نیكو گرداند، گوید كه چون از نگارش كتابم موسوم به مفتاح الحساب فارغ شدم، آن دسته از مطالب این كتاب را كه دانستن آن‌ها برای نوآموزان واجب است در این مختصر گرد آوردم و آن را تلخیص المفتاح نامیدم.»
    8. الرِسالةُ المُحیطیة به عربی. كاشانی این رساله را كه یكی از مهم‌ترین آثار اوست در اواسط شعبان 827 قمری (ژوئیه‌ی 1424 میلادی) به پایان رسانده است. وی در این رساله نسبت محیط دایره به قطر آن، یعنی عدد پی ‌را به دست آورده است.
    9. وَتَر و جِیب. كاشانی این رساله‌ی را درباره‌ی چگونگی محاسبه‌ی جِیب یك درجه ( ) نوشته است. متأسفانه متن اصلی این رساله باقی نمانده اما از شرح‌هایی كه بر آن نوشته‌اند می‌توان به مطالب آن پی برد.
    10. زیج تَسْهیلات. كاشانی این اثر را پیش از 830 قمری تألیف كرده است زیرا در مقدمه‌ی مفتاح الحساب از این كتاب نام برده(ص 36 ) ولی تا كنون وجود نسخه‌ای قطعی از آن گزارش نشده است.

    مفتاح الحساب
    كاشانی كار نگارش مفتاح الحساب را، كه بی‌تردید مهم‌ترین، مفصل‌ترین و برجسته‌ترین كتابِ ریاضیات عملی در دوره اسلامی بشمار می‌آید، در 3 جمادی الاولی سال 830 ‌ قمری برابر با 2 مارس 1427 ‌ میلادی به پایان رسانده و آن را به الغ بیگ هدیه كرده است. اما پیش‌نویس این كتاب را دست كم از 6 سال پیش، یعنی 824 قمری فراهم آورده و در این مدت، مشغول تكمیل و اصلاح آن بوده است. زیرا او در مقدمه‌ی تلخیص المفتاح كه در همین سال نوشته شده، تأكید كرده كه این تلخیص را پس از به پایان رساندن تألیف مفتاح الحساب فراهم آورده است.
    برای نشان دادن اهمیت مفتاح الحساب كاشانی نزد شرق شناسان، بویژه محققان اروپایی، در این‌جا به چاپ‌های مختلف متن عربی و ترجمه‌های این اثر اشاره می‌كنیم:
    1. در 1864 میلادی فرانتس ووپكه، محقق آلمانی الاصل ساكن فرانسه، بخشی از این كتاب را به فرانسه ترجمه كرد.
    2. در 1944 میلادی، پاول لوكی بخش قابل توجهی از مفتاح الحساب را به آلمانی ترجمه و شرح كرد. این ترجمه نیز، همچون ترجمه‌ی رسالة محیطیه ، پس از مرگ لوكی و در سال 1951 میلادی منتشر شد. وی همچنین مقاله‌ی مهمی درباره‌ی روش كاشانی در پیدا كردن ریشه‌ی n ‌اُم اعداد نوشت.
    3. در 1951 میلادی نائله رجایی در پایان‌نامه‌ی دوره‌ی دكترای خود در دانشگاه آمریكایی بیروت، با استفاده از مطالب مفتاح الحساب و رسالة محیطیه به بحث درباره‌ی اختراع كسرهای اعشاری توسط كاشانی پرداخت.
    4. در همان سال و در همان دانشگاه، عبدالقادر الداخل نیز در پایان‌نامه‌ی دكترای خود روش كاشانی درباره‌ی پیدا كردن ریشه‌ی n ‌اُم در دستگاه شمار شصتگانی ا بررسی كرد.
    5. در 1956 میلادی نیز برویس رُزنفلد، آدُلف یوشكِویچ، و سِگال، تصویر یك نسخه‌ی خطی این اثر و نیز تصویر یك نسخه‌ی خطی رساله‌ی محیطیه‌ی را همراه با ترجمه‌ی روسی آن در مسكو به چاپ رساندند.
    6. در 1967 میلادی احمد سعید الدمرداش و محمد حمدی الحفنی الشیخ، متن عربی این كتاب را در قاهره به چاپ رساندند. غلط‌های این چاپ حتی از غلط‌های نسخه‌ی خطی چاپ مسكو بیشتر است.
    7. در 1977 میلادی نادر النابلسی یك بار دیگر تمامی این كتاب را با حواشی به نسبت سودمند و با دقتی بیشتر از دو مصحح قبلی در دمشق به چاپ رساند.
    گفتنی است كه در هیچ یك از ترجمه‌ها یا چاپ‌های یاد شده از نسخه‌ی خطی كتابخانه‌ی ملی ملك، كه كهن‌ترین و بهترین نسخه‌ی موجود مفتاح الحساب به بشمار می‌آید استفاده نشده است.

    نظرات دانشمندان معاصر
    پاول لوكی، پژوهشگر برجسته‌ی آلمانی كه بیش از هر مورخ دیگری در راه شناساندن اهمیت آثار ریاضی این دانشمند بزرگ به جهان علم كوشش كرده، درباره‌ی آثار كاشانی چنین آورده است: «پس از پژوهش درباره‌ی برخی آثار كاشانی، كه خوشبختانه بیشتر آن‌ها در كتابخانه‌های شرق و غرب موجود است، او را ریاضی‌دانی هوشمند، مخترع، نَقّاد و صاحب افكار عمیق یافتم. كاشانی از آثار ریاضی‌دانان پیش از خود آگاه و بویژه در فن محاسبه و به كار بستن روش‌های تقریبی بسیار آگاه و چیره‌دست بوده است. اگر رساله‌ی محیطیه او به دست ریاضی‌دانان غربی معاصر وی رسیده بود، از آن پس مردم مغرب زمین از بعضی منازعات و تألیفات مبتذل درباره‌ی اندازه‌گیری دایره (=محاسبه‌ی عدد پی) بی‌نیاز می‌شدند. اگر نظریه‌ی واضح و روش علمی وی در مورد شناساندن كسرهای اعشاری انتشار یافته بود، فرانسوا وی‌یتْ ، اِستِوِن، و بورگی ناچار نمی‌شدند كه یك قرن و نیم پس از كاشانی نیروی فكری و عملی خود را برای از نو یافتن این كسرها به كار اندازند.»

    اِدوارد اِستوارت كِنِدی، پژوهشگر برجسته‌ی آمریكایی، كه مدتی نیز در ایران می‌زیست و با زبان فارسی آشنایی دارد درباره‌ی كاشانی چنین گفته است: «پیش از هر چیز باید گفت كه كاشانی حاسبی زبردست بود و در این فن مهارت خارق العاده داشت. و شاهد این مدعا این است كه وی با اعداد شصتگانی خالص به آسانی و روانی حساب می‌كرد. كسرهای اعشاری را اختراع نمود، روش تكراری را در حساب به طور كامل و پیگیر به كار می‌بست. با چیره دستی مراحل محاسبه را طوری تنظیم می‌نمود كه بتواند حداكثر مقدار خطا را پیش‌بینی كند و در هر جا صحت اعمال را امتحان می‌كرد.»
    آدُلف یوشكویچ، پژوهشگر مشهور روسیه در كتاب تاریخ ریاضیات در سده‌های میانه در باره كتاب ارزشمند كاشانی می‌نویسد: «مفتاح الحساب كتابی درسی، درباره‌ی ریاضیات مقدماتی است كه استادانه تألیف شده و مؤلف آنچه را كه طبقات مختلف خوانندگان كتاب بدان نیاز داشته‌اند، در نظر گرفته است. این كتاب از حیث فراوانی و تنوع مواد و مطالب و روانی بیان تقریباً در همه‌ی آثار ریاضی سده‌های میانه یگانه است.»

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  7. Top | #15
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آشنایی با مدارس و مساجد قدیمی تهران

    آشنایی با مدارس و مساجد قدیمی تهران


    پارسیان (شاپرزفا)
    این مسجد و مدرسه را «حاجی محمدحسین خان» ملقب به «فخرالدوله» والی مرو در زمان سلطنت فتحعلی شاه بنیاد نهاد. از آن رو این مدرسه را «خان مروی» نامیده‌اند...
    مسجد و مدرسه شیخ عبدالحسین
    ویزگیهای شاخص و جذاب:
    این مسجد و مدرسهرا وصی مرحوم شیخ عبدالحسین تهرانی (شیخ العراقین) از ثلث مال «میرزا تقی خان امیرکبیر» بعد از فوت او ساخت و به نام خود وی مشهور شد. این مسجد در ضلع جنوبی بازارچه و جلوخان سید ولی در محل قدیمی‌باغ و خرابه‌های پاچنار جا دارد. مدرسه دارای سر در کاشی کاری بسیار زیبایی است که بر اساس نوشته‌های آن به تصدی آقا یوسف در کارخانه استاد محمد قلی شیرازی به سال 1281 ساخته شده است. در منبت ارزشمندی نیز وجود دارد که اثر استاد «نوروز تهرانی» در تاریخ 1279 ه.ق است. این مسجد مشتمل بر مقصوره گنبد و دو مناره کوچک در ضلع جنوبی، طاق نماهای متناسب کوچک در جوانب دیگر و شبستانی در ضلع شرقی است. مسجد از کاشی کاری‌های عالی دوره قاجاریه (ناصرالدین شاه) بهره بسیار دارد. این مسجد دارای دو شبستان؛ یکی شبستان گرم خانه و دیگری شبستان پشت به قبله است. در کتیبه سردر علاوه بر آیه قرآن و نام امیرکبیر و شیخ عبدالحسین، نام قویلر آقاسی و تاریخ 1270 نیز ذکر شده است.
    دوره تاریخی: قرن 13 ه.ق
    آدرس: تهران - خیابان خیام، بازار پاچنار


    مسجد و مدرسه سپهسالار (قدیم)
    ویزگیهای شاخص و جذاب:
    این مسجد و مدرسه که از ساخته‌های قرن 13 ه.ق است در خیابان ناصرخسرو قرار دارد و از سمت غرب به مدرسه خان مروی متصل است. این مجموعه در ابتدا به مسجد و مدرسه مرحوم «میرزا محمد خان سپهسالار» شهرت داشت، اما با ساخت مسجد و مدرسه «میرزا حسن خان مشیرالدوله» و نامیده شدن آن به عنوان مسجد و مدرسه سپهسالار، این مجموعه سپهسالار قدیم نامیده شد. این مجموعه از آثار میرزا محمدخان قاجار دولو کشیکچی باشی، پسر دوم «امیر خان سردار» و خالوزاده عباس میرزا نایب السلطنه است. نقشه این مدرسه شبیه مساجد چهار ایوانی و دارای دو شبستان است که از یکی برای مسجد و از دیگری به عنوان مدرس استفاده می‌شود. شبستان ضلع جنوبی ضلع جنوبی که به عنوان مسجد مورد استفاده است، دارای ستون‌های سنگی بلند و استواری است که از نظر معماری اهمیت دارد. شبستان دیگر که از آن به عنوان مدرسه استفاده می‌شود، در ضلع شمالی قرار دارد. در داخل این شبستان 21 بیت شعر به خط عبدالحسین زرین قلم در مدح ناصرالدین شاه و محمدخان سپهسالار دیده می‌شود. این مدرسه 19 حجره دارد که 8 حجره آن در حال حاضر به امور اداری و مدرس اختصاص دارد. این مسجد و مدرسه صحن زیبایی دارد و سر در آن به دو منار کوتاه مزین شده است.
    دوره تاریخی: قرن 13 ه.ق
    آدرس: تهران - خیابان ناصرخسرو، كوچه مروی


    مسجد و مدرسه خان مروی
    ویزگیهای شاخص و جذاب:
    این مسجد و مدرسه را «حاجی محمدحسین خان» ملقب به «فخرالدوله» والی مرو در زمان سلطنت فتحعلی شاه بنیاد نهاد. از آن رو این مدرسه را «خان مروی» نامیده اند. این مدرسه به نام «فخریه» هم مشهور است. این مجموعه شامل مسجد با صحن بزرگ، حجره‌ها و طاق نماهای اطراف صحن است. در سمت شمال صحن، ایوان بزرگ و مدرسه قرار دارد. بنا دارای تزیینات کاشی کاری و کتیبه‌هایی حاوی اشعار عالمانه است و نام فتحعلی شاه و فخر الدوله بر آنها آمده است. تاریخ بنا در کتیبه، سال 1231 ه.ق را نشان می‌دهد.
    دوره تاریخی: قرن 13 ه.ق
    آدرس: تهران - خیابان ناصرخسرو، كوچه مروی


    مسجد جامع دماوند
    ویزگیهای شاخص و جذاب:
    این مسجد با ستون‌های آجری و سنگی به سبک بناهای ساسانی بنا شده است. بر چوب‌های بالای ستون‌های شبستان مسجد، نام شاه اسماعیل اول صفوی و تاریخ 927 ه.ق و «مصطفی بن جمال‌الدین» به عنوان بانی و «محمد شجاعی» به عنوان کاتب آمده است. در سال 882 نیز خواجه یاقوت نامی، بانی تجدید ساختمان مسجد بود. در کتیبه‌ها علی فرزند فتح اله بود. در مسجد آثاری از اواخر دوره صفویه موجود بود که بر اثر نوسازی، از بین رفته است. مناره مجاور مسجد از دوره مغول برجای مانده است.
    دوره تاریخی: ساجوقی
    آدرس: دماوند - داخل شهر دماوند، محله درویش


    مسجد جامع
    ویزگیهای شاخص و جذاب:
    مسجد جامع در مرکز بازار و نزدیک مسجد امام خمینی قرار دارد. فاصله بین این مسجد و مسجد امام خمینی را «بازار بین الحرمین» می‌گویند. تاریخ دقیق ساخت این مسجد مشخص نیست ولی از شواهد چنین استنباط می‌شود که در عهد شاه عباس دوم، در سال 1074 ه.ق به اهتمام فردیبه نام «رضی الدین» ساخته شده باشد.
    دوره تاریخی: قاجاریه
    آدرس: تهران - جنوب شرقی میدان 15 خرداد- بازار- شرق مسجد امام خمینی


    مسجد امام خمینی
    ویزگیهای شاخص و جذاب:
    این مسجد با قدمتی در حدود 180 سال از زیباترین مساجد تاریخی تهران است. بانی آن «فتحعلی شاه» قاجار ( 1212 _ 1250 ه.ق) بود و از این رو در آغاز آن را مسجد شاه می‌نامیدند. بنابر شواهد تاریخی این دومین جامع بزرگ شهر تهران بعد از مسجد جامع بازار یا جامع عتیق بود. بنابر کاشی نوشته‌ها و کتیبه‌هایی که در ایوان جنوبی مسجد به جای مانده، زمان تقریبی شروع ساخت این مسجد سال 1222 یا 1224 ه.ق است. در سال 1307 ه.ق به دستور ناصرالدین شاه قاجار در اصلی در جهت شمال تعمیر و نیز به دستور وی دو مناره در دو طرف گل دسته مسجد ساخته شد. بنابراین تکمیل کننده اصلی این مسجد ناصرالدین شاه قاجار بوده است. این مسجد، بنایی چهار ایوانی است که شبستان‌های اصلی آن در جبهه جنوبی قرار دارد و معماری کلی و نیز پاره ای از جزئیات آن از مسجد وکیل شیراز گرفته شده و در طراحی و ساخت آن مانند سایر ابنیه آن زمان هنرمندان و استادان شیرازی دست داشته اند.
    دوره تاریخی: قاجاریه
    آدرس: تهران - جنوب شرقی میدان 15 خرداد
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. Top | #16
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.47
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اوج ظرافت هنر معماری در مدرسه چهار باغ اصفهان (+تصاویر)

    اوج ظرافت هنر معماری در مدرسه چهار باغ اصفهان (+تصاویر)


    پارسیان (شاپرزفا)
    اشعاری که در اطراف سرسرای مدرسه به خط نستعلیق بسیار زیبا به رنگ سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی نوشته شده به خط محمد صالح اصفهانی و...
    معروف به: مدرسه سلطانی، مدرسه مادرشاه، مدرسه امام جعفرصادق (ع)
    موقعیت: خیابان چهارباغ عباسی
    سال تاسیس: 1116 هجری (دوره شاه سلطان حسین صفوی)
    آخرین بنای با شكوه عهد صفویه است كه برای تدریس و تعلیم طلاب علوم دینی ساخته شده است.
    درختهای چنار كهنسال و نهر آبی كه در آن جریان دارد بر زیبایی تزئینات نفیس كاشیكاری این بنا افزوده است.

    قسمتهای دیدنی مدرسه عبارت است از:
    معماری و طرح زیبای كاشیكاری گنبد مدرسه
    درب مجلل تزئین شده با طلا و نقره
    محراب با شكوه
    منبر یك پارچه مرمری
    حجره مخصوص شاه سلطان حسین
    كاشیكاری بی نظیر مدخل مدرسه
    خطوط نستعلیق كتیبه ها و پنجره های آلت بری شده
    در ضلع شرقی خیابان چهارباغ بنای باشکوه و نفیسی است که می‌توان آن را آخرین بنای مهم و با عظمتی دانست که در عصر صفویان در اصفهان ساخته شد.
    این مدرسه که «مدرسه سلطانی» و «مدرسه مادر شاه» نیز نامیده می‌شده در زمان سلطنت شاه سلطان حسین آخرین حکمران سلسله صفوی احداث گردید.
    تاریخ شروع عمارت 1116 هجری قمری و سال اتمام آن 1126 هجری قمری است. هیچ یک از آثار موجود در اصفهان به اندازه مدرسه چهارباغ، (کلکسیون کاشیکاری ایران) جهانگردان و سیاحان و بازدید کنندگان خارجی را تحت تأثیر جاذبه های خود قرار نداده است.
    این مطلب را نوشته ها و خاطرات آنان تأیید می‌کند. بطوریکه برخی از آنها مدرسه را با عبارتی همچون سحر آمیز، جذاب و دلپذیر توصیف کرده اند.
    از جمله این سیاحان: اوژن فلاندن، دیولافوا، کنت دوگوبینو هستند که مدرسه چهارباغ را شاهکار مسلم معماری دوران صفوی به حساب آورده اند.

    وجه تسمیه مدرسه به سلطانی به این علت است که در زمان شاه سلطان حسین ساخته شده و بدین جهت مدرسه چهارباغ نامیده می شود که در خیابان چهارباغ واقع شده است. و دلیل آنکه مدرسه مادر شاه گفته می‌شود این است که مادر شاه سلطان حسین چند کاروانسرا و بازار و سایر نهادهای اقتصادی را وقف بر آن کرده است.
    مدرسه چهارباغ به صورت چهار ایوانی است. نمای خارجی عمارت شامل سردری رفیع و با شکوه و زیبا است هفده طاق نمای دو طبقه آجری در اطراف در ورودی خودنمایی می‌کنند. سردر ساختمان مزین به کاشیهای ریز و ظریف همراه با مقرنس های پر نقش و نگار و خطوط مختلف است که بخش ورودی بنا را تشکیل می‌دهد.
    کتیبه سردر به خط نستعلیق سفید بر زمینه کاشی لاجوردی است که تاریخ 1112 را بر خود دارد و به وسیله عبدالرحیم جزایری کتابت شده است.
    دو دهانه سردر با کاشی های فیروزه ای تزئین شده و بر روی دو پایه سنگ مرمری، گلدانی به شکل بسیار زیبا قرار گرفته است در طرفین سر در دو سکوی مرمر بسیار نفیس و عالی وجود دارد.
    در اصلی مدرسه که با طلا و نقره تزئین شده نمونه بارز هنر زرگری و قلمزنی است که در دوران صفویه به نهایت تعالی و تکامل رسیده است.
    بر دو لنگه چپ و راست این در به خط نستعلیق بسیار زیبا و به صورت برجسته، اشعاری نوشته شده است. خطاط این اشعار محمد صالح اصفهانی خوشنویس برجسته آن عصر است.
    قسمت داخلی مدرسه شامل هشتی، ورودی، حیات داخلی، گنبد، مناره و اطاقهاست. زیباترین قسمت مدرسه از نظر کاشیکاری هشتی ورودی آن است.
    در وسط دالان مدرسه سنگاب نفیسی قرار دارد که صلوات بر چهارده معصوم با تاریخ 1110 هجری بر روی آن حجاری شده است. این سنگاب شاهکار هنر سنگتراشی و خوشنویسی است.
    ایوان ها و حجره های صحن چهار ایوانه مدرسه رو به باغی پر درخت قرار دارد که جویباری از میان آن می‌گذرد. این نهر به نام فرشادی است (در اصفهان این گونه نهرها را مادی می‌گویند).
    مادی فرشادی شعبه ای از زاینده رود است. صحن مدرسه چهارباغ نمونه کامل یک معماری درون گرا و بومی به شمار می‌رود.
    حجره هایی که در دو طبقه و در فواصل ایوان های مدرسه ساخته شده که اختصاص به سکونت طلاب علوم دینی داشته است. اکثر این حجره ها دارای نقشه یکسانی است که از یک اتاق نشیمن در جلو و قسمتی به صورت صندوقخانه در عقب و قسمتی به نام بالا خانه تشکیل می‌شود. در جلوی این حجره ها ایوان زیبا و خوش طرحی قرار دارد.
    در جبهه شمالی مدرسه، ایوان شمالی با دهانه نسبتاً عریض و ارتفاع زیاد قرار دارد. که در جبهه مقابل آن گنبد و مناره های ایوان جنوبی دیده می‌شود. کتیبه فوقانی داخل گنبد به خط عبدالرحیم جزایری خوش نویس عصر صفویه می‌باشد.
    تمامی سطوح داخلی بنا به قطعات کوچکی تقسیم می‌شود که با کاشی تزئین شده است. منبر دوازده پله مدرسه که یکپارچه از سنگ مرمر ساخته شده از بهترین نمونه های هنر حجاری و سنگتراشی آن روزگار است. در کنار این منبر، محراب نفیس و بسیار زیبای مدرسه قرار دارد که کتیبه بالای محراب و منبر نیز به خط عبدالرحیم جزایری است.
    اشعاری که در اطراف سرسرای مدرسه به خط نستعلیق بسیار زیبا به رنگ سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی نوشته شده به خط محمد صالح اصفهانی و مورخ به سال 1119 هجری است.
    کتیبه افقی داخل گنبد نیز به خط عبدالرحیم جزایری و تاریخ 1121 هجری است.
    شبستان مسقف مدرسه چهارباغ که در ضلع شرقی مدرسه واقع شده با درب منبت کاری بسیار نفیسی به محوطه زیر گنبد مربوط می‌شود در این شبستان سه محراب وجود دارد که کتیبه های اطراف آنها را محمد مؤمن الحسینی به سال 1118 هجری کتابت کرده است.
    در شمال مدرسه چهارباغ بازارچه ای زیبا و مرتفع وجود دارد که در عصر صفویه بازارچه بلند و بازارچه شاهی نیز نامیده می‌شد. این بازارچه نمونه ارزنده ای از بازارهای عصر صفوی است. در شرق مدرسه چهارباغ کاروانسرای مادر شاه واقع شده که مهمانسرای عباسی امروز است.
    مدرسه چهارباغ دارای کتابخانه کم نظیر و با ارزشی بوده که در حمله افغانها نابود شده است این کتابخانه با کتب بسیار نفیس و کمیاب در اختیار طلاب علوم دینی و سایر پژوهشگران و محققین آن روزگار بوده است.
    مدرسه چهارباغ موقوفاتی بسیار نیز داشته است که شامل باغها، مزارع، روستاها، املاک، دکانها، کاروانسراها و سایر مستغلات بوده است که چگونگی آنها با حمله افغانها نامعلوم مانده است به طور کلی مدرسه چهارباغ که به قول بسیاری از محققین هم مدرسه و هم مسجد بوده است، با 8500 متر مربع مساحت از آثار مهم و با ارزش عصر صفوی است که در اواخر حکومت این خاندان در اصفهان ساخته شده است.
    مدرسه چهارباغ اصفهان که پس از پیروزی انقلاب اسلامی «مدرسه علمیه امام صادق (ع)» نامگذاری شد در حال حاضر به آموزش طلاب علوم دینی و حجره های آن نیز همانند عصر صفویه به اقامت طلاب اختصاص دارد.


    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

صفحه 2 از 38 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
پارسیان (شاپرزفا)
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...