لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 11 از 531 نخستنخست ... 7891011121314152161111511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 88 , از مجموع 4242

موضوع: مجله تلویزیون ( نقد و بررسی فیلم و سریال های تلویزیون )

  1. Top | #81
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چرا ما «فرار از زندان» نداریم؟!

    چرا ما «فرار از زندان» نداریم؟!


    پارسیان (شاپرزفا)
    در همین سریال Lost خط اصلی داستان 100 قسمت ادامه دارد و هر کدام از شخصیت‌های سریال هم به طور جداگانه داستان‌های فرعی خودشان را دارند اما نکته دیگر بحث محدودیت...
    علیرضا کاظمی‌پور*
    فیلمنامه نویس حرفه‌ای نداریم
    در این که ما نمی‌توانیم فیلمنامه‌هایی برای سریال‌های بلند بنویسیم چندین عامل وجود دارد؛ یکی این که ما هیچ وقت در این 40 _30 سال قبل و بعد از انقلاب فیلمنامه نویس خوب و حرفه ای تربیت نکردیم. فیلمنامه نویس‌هایی که الأن در سینمای ما کار می‌کنند علاقه ای به کار مشترک ندارند. در شیوه نگارش فیلمنامه‌های این نوع سریال‌ها کار مشترک حرف اول را می‌زند. در همین سریال Lost تیم بسیار قوی‌ای از نویسنده‌ها، روان شناس‌ها و حتی فیلسوف وجود دارد که نه تنها قسمت به قسمت کار را می‌خوانند و نظر کارشناسی می‌دهند بلکه روی تک تک شخصیت‌ها کار روان‌شناسی انجام می‌دهند. در این جور کارهای تیمی، نویسنده‌ها درباره تک تک شخصیت‌ها با هم حرف می‌زنند و هر کدام از این شخصیت‌ها جدا از طرح کلی داستان، داستانی جداگانه و مخصوص خودشان دارند. اما در ایران چنین چیزی نداریم که یک تیم نویسنده بنشینید با هم شخصیت خلق کنند. البته در سریال‌های طنز معدود کارهایی شده که آنها هم شخصیت‌های پیچیده ای نداشتند نکته دیگر این است که الگوی سریال نویسی ما کاملا ً متفاوت با کشورهای دیگر است. ما همان الگوی سریال‌های 90 دقیقه‌ای را برای سریال‌های هزار دقیقه ای اجرا می‌کنیم یعنی الگوی سریال نویسی ما این طور شده که با یک شخصیت که مثلا ً می‌خواهد شوهرش را پیدا کند داستان را شروع می‌کنیم و دیگر به این فکر نمی‌کنیم که چطور می‌توانیم نقاط چرخش و پیچیدگی برای داستان طراحی کنیم. اینکه آیا هدف و انگیزه شخصیت داستان مان این کشش را دارد که بیست و شش _ یا بیست و هفت قسمت ادامه داشته باشد یا نه؟ در همین سریال Lost خط اصلی داستان 100 قسمت ادامه دارد و هر کدام از شخصیت‌های سریال هم به طور جداگانه داستان‌های فرعی خودشان را دارند اما نکته دیگر بحث محدودیت در تلویزیون است. خلق این سریال‌ها نیاز به آزادی عمل دارد که در تلویزیون ما امکان پذیر نیست. دایره موضوعاتی که برای تلویزیون می‌شود ساخت، بسیار انگشت‌شمار هستند و ممیزی عامل خیلی مهمی ‌در تلویزیون ماست که مانع شخصیت پردازی واقعی در فیلمنامه می‌شود. البته در این قضیه همه تقصیرها هم گردن تلویزیون نیست؛ نمونه ای مثل «ساعت شنی» را داشتیم که سعی کرده بود کمی ‌فراتر از این ممیزی‌ها برود اما بازتاب‌هایی که جامعه و اصناف داشتند، باعث شد مدیران تحت فشار قرار بگیرند و نتیجه این فرا رفتن از ممیزی‌های موجود نتیجه عکس داد و باعث شد حالا مدیران سختگیری بیشتری داشته باشند.
    * فیلنامه نویس خط قرمز و میوه ممنوعه

    علیرضا بذرافشان*
    مسأله فقط فیلمنامه نیست

    موفقیت این سریال‌های عظیم و پر بیننده که تعداد آنها بیش از 20 سریال شده، ناشی از یک سیستم عظیم است. یک سیستم چند لایه و منسجم که سطوح مخلفی دارد. موفقیت این سریال‌ها فقط به قوت و قدرت فیلمنامه مربوط نمی‌شود اگر چه برای نوشتن این فیلمنامه‌ها چند سطح نویسنده وجود دارد؛ از خالق اثر گرفته تا طراح و بعد لایه‌ای که اجزای فیلمنامه را طراحی می‌کند و بعد طراح قسمت‌ها و در مرحله بعدی نویسنده هر اپیزود و ... اما موفقیت این سریال‌ها فقط به همین قدرت نویسندگی گروهی محدود نمی‌شود و اگر بخواهیم عدم توانایی ما برای ساخت این سریال ا را به همین عدم توانایی‌مان در نوشتن فیلمنامه خوب و گروهی نوشتن فیلمنامه محدود کنیم، در واقع صورت مسأله را ساده کرده ایم. این سریال‌ها فقط با فیلمنامه خوب شکل نمی‌گیرند، بعد از مرحله فیلمنامه، در مراحل ساخت هم گروه منسجمی ‌وجود دارد. آنها با یک گروه 300 _ 200 نفره یک سریال می‌سازند و ما در نهایت با 40 _ 30 نفر. علاوه بر این سیستم عظیم که بسیار هماهنگ کار می‌کنند مسأله اصلی‌تری وجود دارد و آن هم مسأله پیشینه و پشتوانه سینمایی و دانش سینمایی کشورهای سازنده این سریال‌هاست. به هر حال نوشتن یک فیلمنامه و مراحل مختلف ساخت یک سریال عظیم فن و دانش و آگاهی می‌خواهد و مسلما ً هر دو نفر در هر گوشه دنیا، این فن، داشن و آگاهی را به یک اندازه ندارند. همانطور که نمی‌شود یک ملت بدون پیشینه فرهنگی را به ملتی با فرهنگ تبدیل کرد، نمی‌توانیم از یک سینما و تلویزیون بدون پشتوانه قوی تکنیکال، انتظار تولید چنین سریال‌های عظیمی‌را داشته باشیم.
    * فیلنامه‌نویس زیرزمین، تب سرد و راه بی‌پایان

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. Top | #82
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بازدید "جومونگ" از کودکان سرطانی محک(+تصاویر)

    بازدید "جومونگ" از کودکان سرطانی محک(+تصاویر)


    پارسیان (شاپرزفا)
    در نشستی که بعد از بازدید از بیمارستان صورت گرفت، جومونگ برای تمام کودکان آرزوی سلامتی کرد و کارت های محک را با جمله (حال شما بهتر باشد) امضا کرد...
    "سان ایل گوگ" بازیگر نقش جومونگ در سریال افسانه جومونگ در سفر خود به ایران از موسسه خیریه محک دیدن کردند.

    تمام بچه ها در بخش های مختلف بیمارستان چشم انتظار جومونگ بودند، امیررضا 11ساله سلام کردن را به زبان کره ای تمرین می‌کرد. نیما 14 ساله می‌خواست ایمیل جومونگ را داشته باشد تا با او در تماس داشته باشد. جومونگ بعد از نیم ساعت تاخیر آمد، هیاهوی زیادی در مقابل در بیمارستان بود، وی همراه تعداد زیادی از خبرنگاران وارد اتاق کنفرانس موسسه خیریه محک شد و مدیر عامل محک ضمن خوش آمد گویی به جومونگ و حاضران گفتند: اگر چه محک، حامی پروتکل‌های اسباب بازی‌های بشردوستانه است، اما امروز استثنا کودکان محک شمشیرهای اسباب بازی خودرا بسته اند و در انتظار مبارزه با جومونگ افسانه ای هستند.
    سپس جومونگ با جمعی از مدیران محک به بخش های نقاهتگاه، آنکولوژی، ICU و... رفتند و کودکان مبتلا به سرطان تحت پوشش محک از نزدیک جومونگ را دیدند. هیجان و شادی در چشم‌هایشان موج می‌زد رقیه که خنداندنش کار خیلی سختی است با شرم خاصی خندید ...بچه های محک از حضور جومونگ بسیار شاد شدند.
    در نشستی که بعد از بازدید از بیمارستان صورت گرفت، جومونگ برای تمام کودکان آرزوی سلامتی کرد و کارت های محک را با جمله (حال شما بهتر باشد) امضا کرد.
    در این برنامه تفاهم نامه ای با مضمون همکاری مشترک بین دو مجموعه به امضا رسید. در انتها مدیر عامل محک از آقای سان که لبخند شادی رابرلبان کودکان مبتلا به سرطان محک نشانده بود قدردانی کرد. آقای سان نیز اعلام کردند این بازدید را همواره بخاطر خواهد داشت و امیدوار است همه کودکان سلامتی خود را به دست آورند.

    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  3. Top | #83
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض یك روز در پشت صحنه سریال آشپزباشی

    یك روز در پشت صحنه سریال آشپزباشی


    پارسیان (شاپرزفا)
    داستان آشپزباشی در یك رستوران اتفاق می‌افتد. این رستوران را زوجی موفق اداره می‌كنند كه كارشان را از یك زیر پله شروع كرده‌اند و به مرور به موفقیت‌های زیادی دست پیدا كرده‌اند. سوء تفاهمی باعث ...
    سریال «آشپزباشی» به كارگردانی محمدرضا هنرمند سال گذشته مقابل دوربین رفت. هنرمند در این سریال داستان یك زن و شوهر رستوران‌دار و موفق را روایت می‌كند كه به مرور با هم دچار اختلاف می‌شوند. نقش‌های اصلی سریال آشپزباشی را فاطمه معتمدآریا و پرویز پرستویی بازی می‌كنند.

    این دو بازیگر تاكنون در فیلم‌های مرد عوضی، عزیزم من كوك نیستم و سریال زیر تیغ با هنرمند همكاری كرده‌اند. سریال آشپزباشی در 30 قسمت به تهیه‌كنندگی جواد نوروزبیگی ساخته می‌شود. طبق برنامه‌ریزی، تصویربرداری این سریال تا پایان شهریور ادامه خواهد داشت. از دیگر بازیگرانی كه در این سریال بازی می‌كنند می‌توان به مهراوه شریفی‌نیا، فرهاد اصلانی، افسانه چهرآزاد، شبنم مقدمی، سیدمهرداد ضیایی و ... اشاره كرد. آنچه می‌خوانید گزارشی است از حضور خبرنگار «جام‌جم» در پشت صحنه آشپزباشی.
    وقت ناهار است و دیدن بشقاب‌های پر از برنج زعفرانی كه روی میز‌های رستوران گذاشته می‌شود، فضا را اشتها برانگیزتر و حس گرسنگی را بیشتر القا می‌كند. همه از گوشه و كنار جمع می‌شوند و دور میزهای رستوران می‌نشینند. رستوران پشت صحنه سریال آشپزباشی، مثل هر رستوران دیگری در وقت ناهار، پر از همهمه می‌شود.
    بیرون رستوران، سكویی است و پله‌هایی كه نشان می‌دهد رستوارن در جای بلند تپه مانندی ساخته شده است. مجتمع ملاصدرا، رستوران مدرن. نیمكتی كنار دیوار قرار دارد كه روی آن نشسته‌ام. ناهار را كم و بیش خورده‌اند و تعدادی از عوامل هم بیرون رستوران بالای پله‌ها ایستاده‌اند.
    محمدرضا هنرمند و مسعود كرانی، مدیر تصویربرداری سریال، درباره سكانسی كه قرار است گرفته شود حرف می‌زنند. هنرمند مسیری را كه مینو باید به سمت در رستوران بیاید، قدم می‌زند و كرانی حركات دوربین فرضی‌اش را تنظیم می‌كند. هنرمند از او می‌خواهد دوربین بعد از دیدن اكبر به سمت در ورودی رستوران چرخانده شود.


    پیش از آغاز فیلمبرداری از پرهام مشیری، دستیار كارگردان، می‌خواهم سكانسی را كه قرار است فیلمبرداری شود تعریف كند. او با جزییات جالبی سكانس را تعریف و حتی بازی می‌كند. خودش را جای منصوری می‌گذارد و همزمان دیالوگ‌های نگهبان را هم اجرا می‌كند. وقتی مینو وارد صحنه می‌شود و دیالوگش را از زبان مشیری می‌شنویم، نقش اكبر را هم بازی می‌كند كه از پشت پله‌ها بیرون می‌آید.
    منصوری با وانتش از راه می‌رسد. پیاده می‌شود و با سر و صدا در عقب وانت را باز می‌كند. نگهبان رستوران از روی صندلی بلند می‌شود و داد می‌زند: «چیه منصوری؟ خیابونو گذاشتی رو سرت.» منصوری نگاهی به بالا می‌اندازد، از باز كردن در منصرف می‌شود و می‌گوید: «چی شده؟ تعمیرات دارین؟»

    دست‌های منصوری را باید كثیف كنند. این را منشی صحنه می‌گوید. فاطمه معتمد آریا در حال آماده شدن است. پرهام مشیری دیالوگ‌های او را می‌خواند. تمرین را چند بار انجام می‌دهند. همه برای ضبط آماده‌اند. تصویر، صدا و بقیه عوامل منتظر اعلام «حركت» هستند.
    منصوری می‌گوید: «انگار یادتون رفته از صدقه سری این جنسای بنجول منه كه رستورانتون شده اینقده.» او «اینقده» را خیلی غلو شده می‌گوید و هنرمند از او می‌خواهد در صدایش حسادت داشته باشد. چند باری این صحنه را می‌گیرند تا خواسته كارگردان تامین شود. اینجا مینو وارد صحنه می‌شود و بحثی بین او و منصوری در می‌گیرد.
    پرویز پرستویی در تمام مدت مكالمه بین منصوری با نگهبان و مینو چند متر آن‌طرف‌تر، پشت پله‌ها قایم شده و جدل میان این 3 را تماشا می‌كند. جایی كه مینو از اكبر حرف می‌زند و به منصوری می‌گوید كه اكبر آقا مرد؛ پرستویی از پشت پله‌ها بیرون می‌آید و داد می‌زند: «نه من نمردم، اتفاقا خیلی هم قبراقم.»
    البته اكبر آقا بعد از گفتن این جمله از پشت پله‌ها بیرون می‌آید و به سمت در ورودی رستوران می‌رود. هنرمند درخواست گرفتن مجدد این صحنه را می‌كند. جایی كه پرستویی روی آن ایستاده بلندتر از اطرافش است و هنرمند اصرار دارد باید زمین آن بخش از محوطه جلوی رستوران را همسطح كرد، تا زمانی كه پرستویی حركت می‌كند آن اختلاف سطح به چشم نیاید.

    آشپزباشی، چهارمین مجموعه تلویزیونی محمدرضا هنرمند، بعد از دو سری كاكتوس و زیر تیغ از مجموعه‌های الف تلویزیون به حساب می‌آید. محمدرضا هنرمند و گروه سریال آشپز باشی در یكی از رستوران‌های اصلی كار (رستوران مدرن) كه در مجتمع ملاصدرا قرار دارد سكانس‌های مربوط به این بخش كار را مقابل دوربین می‌برند. البته قرار است بخش‌هایی از كار هم در یك رستوران سنتی فیلمبرداری شود، این رستوارن سنتی در مراحل پایانی ساخت و ساز است. خیابان میرزای شیرازی، میدان نور، خیابان گاندی و چند مكان خیابانی از لوكیشن‌هایی است كه تا به حال در آنها فیلمبرداری انجام شده است.

    داستان آشپزباشی در یك رستوران اتفاق می‌افتد. این رستوران را زوجی موفق اداره می‌كنند كه كارشان را از یك زیر پله شروع كرده‌اند و به مرور به موفقیت‌های زیادی دست پیدا كرده‌اند. سوء تفاهمی باعث دلخوری این زوج از یكدیگر می‌شود و این مساله روی همه زندگی آنها تاثیر می‌گذارد. كارشان بسیار بالا می‌گیرد و...
    روند تولید مجموعه تلویزیونی آشپزباشی به دلایل مالی برای مدتی متوقف شد. البته گروه، كارشان را بعد از یك تعطیلی دو روزه از سر گرفتند. با این حال بسیار تاسف برانگیز است كه بعد از گذشت 9 ماه از آغاز به كار این پروژه تلویزیونی، مشكلات مالی كه از آغاز با كار وجود داشت هنوز هم روند ساخت سریال را با توقف‌هایی مواجه می‌كند.

    البته در سال‌های اخیر، مشكلات مالی پروژه‌های تلویزیونی، باعث به وجود آمدن اخبار حاشیه‌ای در اطراف آنها شده است. مجموعه‌های بزرگ و درجه یك سیما، مثل «مختارنامه» به كارگردانی داوود میرباقری، «در چشم باد» به كارگردانی مسعود جعفری‌جوزانی و «یوسف پیامبر» به كارگردانی سلحشور هم در دوره‌های مختلف دچار این مشكل شده‌اند.
    در این سریال پرویز پرستویی در نقش اكبر و فاطمه معتمد آریا در نقش مینو، شخصیت‌های اصلی هستند و مهراوه و ملیكا شریفی نیا، محمدرضا غفاری و علی طباطبایی در نقش بچه‌های آن دو بازی می‌كنند. این سریال برای پخش از شبكه یك آماده می‌شود. بازیگرانی مثل فرهاد اصلانی، افسانه چهرآزاد، سید مهرداد ضیایی، شبنم مقدمی، كاظم بلوچی، آشا محرابی، هوشنگ حریر چیان، بهروز مسروری، منوچهر آذری، فریدون محرابی، روح‌الله كمانی و نعمت جهان فر هم در این سریال بازی می‌كنند.
    سریال آشپزباشی یكی از مجموعه‌های پر بازیگر و پر لوكیشن شبكه یك سیماست. در این مجموعه علاوه بر حضور بازیگران اصلی، بیشتر از 150 هنرور هم مقابل دوربین هنرمند بازی می‌كنند. صدف یكی از این هنرورهاست كه به همراه پدر، مادر، خواهر و مادر بزرگش برای بازی در سریال آشپزباشی آمده‌اند. صدف می‌خواهد بداند آیا بازیگر هستم؟ می‌گویم نه. به مهدی كه پسربچه‌ای هم سن و سال خودش است اشاره می‌كند و می‌گوید: «اینم بازیگر نیست. بهش گفتن آستینش كوتاهه برای بازی. اما من بازی می‌كنم.»
    صدف نقشی كه بازی كرده است را با جزییات كامل توضیح می‌دهد و بعد می‌گوید: «ما تازه می‌خوایم بازیگر بشیم‌ها. این اولین بارمونه.» بقیه اعضای خانواده‌اش از رستوران بیرون می‌آیند و صدف نقش‌هایی را كه هر كدام از آنها بازی كرده‌اند برایم توضیح می‌دهد.

    او درباره این‌كه چطور به این كار دعوت شده‌اند، می‌گوید: «توی یكی از این كاغذهای تبلیغاتی درباره تعدادی هنرور نوشته بود. من كاغذ را نگه داشتم و بعد به شماره روی كاغذ زنگ زدیم. آنها هم به ما گفتند برای بازی در این سریال بیاییم.»
    در ساخت این سریال، پرهام مشیری به عنوان دستیار كارگردان، مسعود كرانی مدیر تصویربرداری، عبدالله اسكندری طراح گریم‌، مرتضی دهنوی صدابردار، مشكین مهرگان مدیر هنری، آرزو اتحاد عكاس و محمدرضا منصوری به عنوان مدیر تولید‌ همكاری می‌كنند.


    پرهام مشیری همه جا هست. او از لابه‌لای سیم‌ها عبور می‌كند و دیالوگ مربوط به بازیگران غایب را روخوانی می‌كند. او حواسش به همه چیز هست و حتی هنرورهای كوچك، شلوغ و پرسر و صدایی كه آن طرف شیشه‌های رستوان ایستاده‌اند هم این را خوب می‌دانند. او برای آماده شدن صحنه به كمك بچه‌های گروه تصویربرداری می‌رود و سر راه خوش و بشی هم با یكی از عوامل فیلم می‌كند.
    مرتضی دهنوی، مدیر صدابرداری آشپزباشی هم گوشه‌ای منتظر است تا كار ضبط آغاز شود. او از ابتدای این كار، یعنی از 14 آبان سال گذشته، با پروژه همكاری داشته است. طبق برنامه ریزی‌هایی كه انجام داده‌اند این كار در آبان امسال تمام خواهد شد.
    از آنجا كه بیشتر سكانس‌های این كار در رستوران و محیط‌های این چنینی می‌گذرد، از هدایتی می‌خواهم درباره وضعیت صدا و مشكلاتی كه گروه او در زمینه صدابرداری با آن مواجه بوده‌اند صحبت كند.

    او معتقد است كار در لوكیشن‌های واقعی همیشه مزاحمت‌های صدایی را به همراه داشته است. او می‌گوید: «مزاحمت‌های صدایی در همه جا وجود دارد. همه كارهایی كه ما در ایران انجام می‌دهیم در لوكیشن‌های واقعی است و استودیوی خاصی برای انجام كارمان نداریم.»
    به گفته هدایتی كار در خانه‌های واقعی، رستوران و باغ‌های واقعی و از این دست، كنترل شرایط را از دست آنها به عنوان عوامل كار خارج می‌كند. به اعتقاد او این مساله برای گروه صدا چند برابر مشكل‌تر است. چون در كار تصویربرداری دوربین هر جایی را كه دوست دارد می‌بیند و این مشكلات برای آنها كمتر وجود دارد.
    هدایتی می‌گوید: «چون صدا از جاهای مختلف پخش می‌شود، كنترلش مشكل است و نمی‌توانید آن طور كه دوست دارید محیط را برای كار آماده كنید.»

    او اضافه می‌كند: «اینجایی هم كه ما كار می‌كنیم، مزاحمت‌ها وجود دارد. بخصوص در فضاهای خارجی و حتی داخلی. در فضاهای داخلی كه پر است از یخچال‌ها و فریزهای مختلف و دستگاه‌هایی كه در این آشپزخانه تقریبا صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ما نمی‌توانستیم همه‌شان را خاموش كنیم چون باید كار می‌كردند. مواد فاسد شدنی در آنها بود. در چنین جایی نگه داشتن ركورد این جور صداها خیلی سخت است. چون نمی‌دانید در فلان پلان كدام دستگاه روشن بوده و كدام خاموش.»
    هدایتی معتقد است خیلی از انرژی عوامل گروه صدا، صرف كنترل این جور صداها می‌شود. به گفته او باید این صدابرداری‌ها طوری انجام شود كه در زمان مونتاژ، كار كمترین پرش‌های صدایی را داشته باشد.

    او اضافه می‌كند: «سر هر كاری كه می‌روید این مزاحمت‌ها وجود دارد. چون ما داریم در لوكیشن‌های واقعی كار می‌كنیم. مردم هم باید كار خودشان را بكنند. ماشین‌ها باید حركت كنند و رستوران هم كار خودش را انجام بدهد. این چیزها را نمی‌شود متوقف كرد، چون در اختیار ما نیست. این مشكل بزرگ كارهای ما در لوكیشن‌های واقعی است .»

    مسعود كرانی، مدیر تصویربرداری این سریال درباره تفاوت‌هایی كه كار در این سریال برای كار تصویربرداری‌اش داشته است، می‌گوید: «كارها معمولا یك جور هستند. بسته به سناریو هر كدام در ژانر مشخصی قرار می‌گیرند. به این ترتیب مشخص می‌شود چه لوكیشنی انتخاب خواهد شد و كار ما به عنوان تصویربردار هم در همان حیطه تعریف می‌شود.»
    او معتقد است آنچه كارهای مختلف را از هم جدا می‌كند، تفاوت سناریوهاست. یعنی سناریوست كه لوكیشن‌ها را تعیین می‌كند و بر همان اساس تنوع تصویری و مزاحمت‌های صدایی یا از این دست به وجود می‌آید، یا از بین می‌رود.
    كرانی در ادامه اضافه می‌كند: «این كار ویژگی خاصی از نظر كار تصویربرداری ندارد. هر كاری ویژگی‌های خودش را دارد كه آن كار را منحصر به فرد می‌كند. یعنی همه كارها از این نظر خاص هستند.»

    فضای رستوران یكی از اصلی‌ترین لوكیشن‌هایی است كه در این سریال 30 قسمتی حضور خواهد داشت. خیلی از اتفاقات در رستوران می‌افتد و همین مساله می‌تواند تنوع فضا و تصویر را از بین ببرد. كرانی در این باره می‌گوید: «سعی ما بر این است كه فضا را با قاب‌بندی‌ای كه می‌كنیم و با كار نوری كه انجام می‌دهیم، یك جوری دلپذیر كنیم كه زیاد اذیت نكند. با این تمهیدات، كار را از آن حالت یكنواخت كه می‌گویید در می‌آوریم. البته تا جایی كه دانشمان اجازه می‌دهد.»

    كرانی كه پیش از این هم با هنرمند همكاری داشته است یكی از دلایلش برای پذیرفتن این كار را، شناختی كه از محمدرضا هنرمند داشته عنوان می‌كند و می‌گوید: «به اعتقاد من، هنرمند همه مشخصاتی كه یك نفر به عنوان كارگردان باید داشته باشد تا از كار كردن با او لذت ببرد را دارد.»
    او با تاكید بر این‌كه كار سینما یك كار گروهی است، می‌گوید: «من به تنهایی هیچ كاری نمی‌توانم بكنم، همه مان این طور هستیم؛ مثل حلقه‌های زنجیری كه به هم وصل می‌شود و كارمان را انجام می‌دهیم. این تعاملی كه بین بچه‌های این گروه وجود دارد نتیجه این تفكر است.»
    او در ادامه، درباره وظایفش به عنوان مدیر فیلمبرداری این سریال می‌گوید: «زمانی كه به من می‌گویند مدیر فیلمبرداری، یعنی محدوده وظیفه من مشخص است. به عنوان فیلمبردار كه كارش مشخص است، اما یك مدیر فیلمبرداری كارش ارتباطی است كه با گروه‌های دیگر می‌گیرد. یعنی با مدیر صحنه، مدیر صدا، تداركات، تولید و همه تا نتیجه این تعامل یك كار گروهی باشد كه همه بتوانیم براحتی كارمان را انجام بدهیم و در خدمت هم باشیم.»

    او با اعتقاد به این‌كه در این كار چنین فضایی وجود دارد، می‌گوید: «این اتفاق خوب به دو دلیل خیلی مهم افتاده است. ما یك كارگردان خیلی خوب داریم و یك تهیه كننده بسیار خوب. این باعث می‌شود مسیر برای ما بدون مشكل و پاكسازی شده باشد و ما بتوانیم در یك جاده صاف و بی دست انداز راه برویم.»

    با تمام شدن فیلمبرداری سریال در آبان امسال، راه چندان زیادی تا رسیدن به زمان پخش آن از شبكه اول صدا و سیما باقی نمی‌ماند. چرا كه تدوین این كار همزمان با ضبط، توسط امیر پور عباس در استودیو «پر» انجام می‌شد و می‌شود. امین هنرمند هم موسیقی این كار را می‌سازد.
    محمدرضا هنرمند، كارگردان با سابقه آشپزباشی، یكی از كارگردان‌های معروف تلویزیون است. هنرمند متفاوت از دیگران نگاه می‌كند و برای همین هم هست كه كارهایش متفاوت از ساخته‌های معمول تلویزیون است. او به سلیقه و ذوق بیننده تلویزیونی احترام می‌گذارد و تلویزیون را به عنوان رسانه‌ای تاثیر گذار بخوبی می‌شناسد.

    آشپزباشی هنرمند، این بار آدم‌هایش را از جای دیگری انتخاب كرده و مقابل دوربین سیما گذاشته است. این آدم‌ها قرار است در یك سریال 30 قسمتی دغدغه اصلی كاری و خانوادگی‌شان رستورانی باشد كه هر دو همسر اداره‌اش می‌كنند. آشپزباشی این بار قرار است از فضاهای همیشگی تلویزیون كمی دورمان كند.
    پرویز پرستویی و فاطمه معتمد آریا هم بعد از كارهای موفقی مثل مرد عوضی، عزیزم من كوك نیستم و سریال زیرتیغ، حالا بی‌شك می‌توانند یك زوج هنری موفق نامیده شوند. آنها در سریال آشپزباشی هم در مقابل هم خواهند بود و حالا این سریال امكان تازه‌ای است برای تماشاگران تلویزیون كه بازیگران خوب را در یك فیلمنامه خوب و با یك كارگردانی خوب در سریالی با درجه الف تماشا كنند. فیلمنامه آشپزباشی را اصغر عبدالهی، امیر حسین جهدوست و امیر عباس ترابی به طور مشترك نوشته‌اند. این سریال قرار است در 30 قسمت 45 دقیقه‌ای، به تهیه‌كنندگی جواد نوروز بیگی ساخته شود و احتمالا در پاییز امسال به مرحله پخش خواهد رسید.


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. Top | #84
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض همه سریالهای محبوب دنیا با موضوع دکتر و پرستار!

    همه سریالهای محبوب دنیا با موضوع دکتر و پرستار!


    پارسیان (شاپرزفا)
    فضای بین پرستارها و همین طور مشکلات اجتماعی بیمارها، خیلی با فضای ما متفاوت است برای همین خیلی وقت‌ها، تلویزیون قید پخش آنها را می‌زند. تیتراژ...

    متشکرم

    جومونگ دکتر می‌شود
    این مجموعه کره ای که مدتی پیش از شبکه تهران پخش می‌شد محصول سال 2007 است. نام اصلی مجموعه «ما آنجا بودیم» است و تبدیلش به «متشکرم» غیر عادی بود. خط اصلی داستان درباره همجواری یک پزشک جوان و مغرور و یک مادر و دختر است که در روستایی کوچک زندگی می‌کنند. در متشکرم هم مانند پرستاران با یک تم عاشقانه رو به رو هستیم که فضای تلخ قصه را تلطیف می‌کند. به دلیل نزدیکی فرهنگ کشورهای شرقی، تصویری که در متشکرم از مناسبات اجتماعی و خانوادگی و باید و نبایدهای اخلاقی ارائه می‌شود شبیه و نزدیک به باورهای ذهنی ماست. برای همین دیدن این مجموعه جذاب کره ای لذت خودش را داشت. نویسنده متشکرم، اگر چه خیلی زود از فضای شهر و بیمارستان فاصله می‌گیرد اما بیماری به عنوان یک عنصر داستانی در تمام بخش‌های این مجموعه 16 قسمتی دیده می‌شود. مین کی سو با زندگی در روستا و قرار گرفتن در قالب پزشک، به شکل ناخواسته، خود و حرفه اش را دوباره کشف می‌کند. نجات دادن انسان‌ها در طول قصه، تصویری دوست داشتنی از قهرمانی می‌سازد که در قسمت‌های اول مجموعه به نظر خشک، مغرور و بی‌تفاوت می‌رسد. ایدز به عنوان یکی از مهم‌ترین بیماری‌های دنیای امروز، موتور اصلی حرکت قصه در متشکرم است اما از صحنه‌های خونریزی و جراحی مانند پرستاران در این مجموعه خبری نیست. اجرا و کارگردانی در یک مسیر مشترک همسو، مجموعه را به نتیجه قابل قبولی رسانده. متشکرم، حادثه و تعلیق دارد اما جذابیت و گرمایش را از روابط شخصیت‌ها می‌گیرد و مهم ترین پیامش ستایش زندگی است.


    ER

    سریال 12 ساله
    یکی از پربیننده‌ترین مجموعه‌های آمریکایی که تولید و پخش آن از سال 1994 شروع شده و تا آوریل 2009 ادامه دارد. خالق این مجموعه نویسنده مشهور مایکل کراتین است که فیلمنامه «ژوراسیک پارک» استیون اسپیلبرگ را نوشته است. «ER» نام بخشی است که قصه این مجموعه پربیننده در آن روایت می‌شود. اتفاق‌های هر بخش از این مجموعه در داخل بیمارستان می‌گذرد و مانند پرستاران به بیماران و پرسنل مربوط می‌شود. ER یکی از پربیننده‌ترین مجموعه‌های تاریخ شبکه NBC با رکورد 25 میلیون بیننده است. همان طور که در پرستاران که سیدنی محل وقوع حوادث است و هویتی هم اندازه شخصیت‌ها دارد، شیکاگو محل وقوع قصه‌های ER است؛ شهری مدرن، شلوغ و پرحادثه که بستر شکل گیری داستان و ایجاد رابطه میان شخصیت‌هاست. اطلاعات پزشکی‌ای که در ER به مخاطب داده می‌شود تخصصی و کاملا ً علمی‌است. مایکل کراتین دانشجوی پزشکی بوده و بخش‌هایی از قصه را با الهام از تجربه‌های شخصی نوشته است، با دیدن این مجموعه می‌توان فهمید که نویسنده زبده و حرفه‌ای در باورپذیر شدن قصه و فضاسازی در چنین مجموعه‌هایی چه نقش مهم و موثری دارد. جورج کلونی هم در یکی از فصل‌های این مجموعه بازی کرده و مهم‌ترین بازیگر مجموعه است. موفقیت‌های ER تنها محدود به جذب مخاطب نیست. به دست آوردن دو جایزه امی‌ و 123 نامزدی امی ‌آن را به یک مجموعه استثنایی تبدیل کرده است. ER البته به اندازه پرستاران برای مخاطب خارجی جذاب نبوده و بیشتر، آمریکایی‌ها پایه آن هستند چون بیشتر روابط، رنگ و بوی آمریکایی دارد.


    پشت برج سفید

    حسادت‌های حرفه ای
    پشت برج سفید، مجموعه ای کره ای و محصول سال 2007 است که مدتی است از شبکه تهران پخش می‌شود. شخصیت اصلی این مجموعه مانند متشکرم یک پزشک جوان و حرفه ای است. اما در پشت برج سفید دکتر جانگ گرفتار حسادت و توطئه اطرافیان می‌شود. نویسنده این مجموعه بیشتر از آن که تمرکزش را روی پرداخت شخصیت‌های فرعی و مسائل آنها بگذارد، روی شخصیت دکتر جانگ تمرکز کرده و موقعیت او را به عنوان پزشکی با هوش به تصویر کشیده است. قهرمان اصلی مجموعه دکتر جونگ است که قرار است در طول قصه، پخته تر و باتجربه‌تر شود. اگر چه نویسنده و کارگردان روی موقعیت حرفه ای دکتر جونگ تاکید می‌کنند اما مجموعه «پشت برج سفید» مانند «پرستاران» اطلاعات تخصصی و علمی‌ای به مخاطب نمی‌دهد. روی صحنه‌های جراحی و بیماری هم زیاد فوکوس نمی‌شود و فضای مجموعه آن قدر آرام است که گاهی این آرامش، حسی از ملال و یکنواختی را به مخاطب منتقل می‌کند. مشکل این مجموعه در مقایسه با نمونه‌های موفقی مانند پرستاران و متشکرم این است که نمی‌توان شخصیت اصلی را دوست داشت و با او همذات پنداری کرد، در نتیجه مشکلات این دکتر جوان و دردسرهایی که برای اثبات توانمندی‌ها و قابلیت‌هایش به همکارانش دارد، برای مخاطب جدی نمی‌شود. پشت برج سفید، گرمای روابط انسانی، هیجان و اضطراب پزشکان برای نجات جان انسان‌ها و شیرینی زنده ماندن را به تصویر نمی‌کشد و فاقد اوج و فرود‌های داستانی جذاب است که تحمل فضا را برای مخاطب آسان کند.

    آناتومی‌گری

    نسخه آمریکایی پرستاران
    «آناتومی‌گری» از سال 2005 روی آنتن شبکه ABC رفته و تا به حال 100 قسمت آن پخش شده است. دانشجویان پزشکی حتما ً با کتاب مرجع Anatomy Grey ‘s آشنا هستند که آن را هنری گری نوشته. نام مجموعه و شخصیت اصلی از این کتاب گرفته شده است. شخصیت اصلی «آناتومی‌گری» انترنی به نام مردیت گری است که نقش او را آلن پومپو بازی می‌کند و ماجراها در بیمارستان گریس سیاتل در واشنگتن اتفاق می‌افتد. مردیت از دانشجویی شروع می‌کند و به مرور پزشک می‌شود و حوادث و اتفاق‌هایی که برای او می‌افتند، کم کم تغییر شکل می‌دهند. در آناتومی‌گری که مجموعه پر بازیگری است، زن‌ها حضور پر رنگی دارند و بخش اصلی ماجراها را آنها شکل می‌دهند. این مجموعه زمانی 38 میلیون نفر بیننده را داشته که رقم قابل قبولی است و نشان می‌دهد شبکهABC رقیب خوبی برای مجموعه پربیننده شبکه NBC- یعنیER – تدارک دیده است. مجموعه آناتومی‌گری مانند بیشتر مجموعه‌های اپیزودیک موفق آمریکایی ارتباط خوبی بین شخصیت‌ها برقرار می‌کند؛ تصویر جذابی از مناسبات حرفه ای پزشکان ارائه می‌دهد و شخصیت‌های اصلی را مانند بیشتر قهرمان‌های آمریکایی در برخورد با مشکلات و چیره شدن بر آنها موفق نشان می‌دهد. مردیت جوان مانند همه این قهرمان‌های قابل باور و البته دوست داشتنی آمیزه ای از نکات مثبت و منفی است و در مسیر زندگی شخصی و حرفه‌ای اش فراز و فرود بسیاری را تجربه می‌کند. در آناتومی‌گری مانند پرستاران و ER، بیمارستان محیطی است برای رشد شخصیت و رسیدن به درک تازه از مفهوم زندگی و مبارزه برای نجات جان انسان‌ها.


    چهار سال با وان و تری

    «پرستاران» یکی از موفق‌ترین نمونه‌های مجموعه‌های پزشکی است که تا به حال از تلویزیونمان پخش شده
    پرستاران، شناخته شده‌ترین و محبوب‌ترین سریال پزشکی‌ای است که در ایران روی آنتن رفته. البته محبوبیت این مجموعه استرالیایی فقط مربوط به مخاطبان ایرانی نمی‌شود و پخش آن در شبکه‌های پر بیننده جهان هم با استقبال همراه بوده. پرستاران، نامی ‌است که مدیران تلویزیون ما برای این مجموعه انتخاب کرده اند، والا نام اصلی آن «all saints» است که نام بیمارستانی است که سریال در آن اتفاق می‌افتد. لوکیشن‌های اصلی مجموعه دو بیمارستان «کنکورد» و «هورنس» در غرب سیدنی هستند و اصلا ً در این شهر استرالیایی بیمارستانی با نام «all saints» وجود ندارد. «all saints» به معنی قدسیان است که نام جالبی برای مجموعه ای است که درباره نجات جان انسان‌ها ساخته شده. پرستاران از شبکه یک، از چهار سال قبل روی آنتن رفت و به سرعت مورد توجه قرار گرفت. تماشای واقعیت عریان بیماری و فضای بیمارستان برای تماشاگران ایرانی که قبل از این، صحنه‌های جراحی، پانسمان زخم‌ها و جراحت‌های شدید، استفراغ بیماران و ... را ندیده بودند، جذاب بود. پرستاران را گروهی از نویسندگان می‌نویسند و این تنوع کمک کرده فضایی متفاوت و متنوع در مجموعه دیده شود. این مجموعه در پنج فصل تولید شده و هشت سال است از کانال هفت تلویزیون استرالیا روی آنتن می‌رود. تولید این مجموعه از سال 1998 شروع شده و تا سال 2007 ادامه داشته است. جذاب ترین بخش این مجموعه، فصل اول بود. ستاره‌های این بخش جورجی پارکر (تری) و اریک تامسون (میچ) بودند. رابطه عاطفی این دو نفر که گذشته ای مشترک داشتند و به خاطر اشتباه تری از هم دور شده بودند، گرما و انرژی خاصی به مجموعه می‌داد. مرگ میچ، فرجام تلخ این مجموعه را کمرنگ کرد. شخصیت‌های بخش اول و مسائل شان برای مخاطب جذاب‌تر بود و شخصیت‌های جدید هیچ وقت به اندازه شخصیت‌های قبلی برای مخاطب دوست داشتنی نبودند. فضای بین پرستارها و همین طور مشکلات اجتماعی بیمارها، خیلی با فضای ما متفاوت است برای همین خیلی وقت‌ها، تلویزیون قید پخش آنها را می‌زند. تیتراژ ابتدایی و انتهایی پرستاران، فضایی پزشکی را تداعی می‌کند. قصه‌ها و ساختارتصویری همخوانی خوبی دارند. جدال بین مرگ و زندگی تیم اصلی بسیاری از بخش‌هاست و البته مجموعه در ستایش زندگی است. پرستاران در کنار جذابیت‌های داستانی و تصویری، مسائل نظام پزشکی استرالیا را مطرح می‌کند و با انتقاد از مشکلات در بخش درمان، از قالب یک مجموعه سرگرم کننده صرف خارج می‌شود.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  5. Top | #85
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض همه قهرمان‌های زن سریال‌های سیروس مقدم!

    همه قهرمان‌های زن سریال‌های سیروس مقدم!


    پارسیان (شاپرزفا)
    اولین تلاش برای خلق یک قهرمان زن نصف و نیمه را «سیروس مقدم» با سریالی مثل «ریحانه» در قاب تلویزیون تجربه کرد و با سریالی مثل...
    عصر نامردها!

    سیروس مقدم برای دومین بار با قرار دادن یک زن به عنوان قهرمان قصه، هم رستگاران را پربیننده کرد و هم تلویزیون را از زیر سلطه قهرمان‌های مرد درآورد.
    هر قصه چه نوشتاری باشد چه تصویری، کنار همه المان‌هایی که باید داشته باشد، معمولأ نیاز به یک «قهرمان» دارد. قهرمانی که داستان را بالا و پایین ببرد، روی اتفاق‌ها تأثیر بگذارد و توی چشم بیاید. این «قهرمان» در سینما و تلویزیون ما بیشتر اوقات «یک مرد» بوده. عادتی که در سینمای ما از سال‌ها قبل شکسته شده بود و بعضی از فیلم‌های سینمایی پیشروتر جای «مرد قهرمانشان» را به «زن قهرمان» داده بودند. فیلم‌هایی مثل شوکران، پری، لیلا، عروس و... اما تلویزیون عقب‌تر از سینما حرکت کرد. در تلویزیون معمولاً رسم به «قهرمان» بودن یک زن نبوده. زن‌ها تا مدت‌ها شبیه «اشیاء صحنه» فقط برای پر کردن فضای قصه سریال بودند یا برای به دوش کشیدن بار عاطفی ماجرا تا اینکه بالاخره سریال‌های تلویزیونی هم تکانی به خودشان دادند و «زن‌ها» باری از ماجرای قصه را به عهده گرفتند. سریال‌هایی مثل «خواب و بیدار» و.... شخصیت‌های زن برجسته ای داشتند که یا روی روند ماجراها تأثیر جدی می‌گذاشتند یا داستان حول محور شخصیت و قصه زندگی آنها می‌گشت. اما این زن‌ها هنوز «قهرمان» نبودند. قهرمان قصه، یک مرد بود که این زن‌ها در کنار او نفس می‌کشیدند. اولین تلاش برای خلق یک قهرمان زن نصف و نیمه را «سیروس مقدم» با سریالی مثل «ریحانه» در قاب تلویزیون تجربه کرد و با سریالی مثل «نرگس» به پختگی نسبی رساند و قهرمان تقریباً کاملی مثل نرگس را مهمان خانه‌های مردم کرد. حالا بعد از سه سال سیروس مقدم دوباره سراغ یک «زن قهرمان» رفته. «خجسته» قهرمان جدید آخرین سریال سیروس مقدم است. پخش «رستگاران» با «قهرمان زنش» که از «نرگس» جسورتر و کامل‌ت راست بهانه ای شده تا نگاهی بیندازیم به شخصیت‌ها و قهرمان‌های زن سریال‌های سیروس مقدم.
    سیروس مقدم در سریال‌هایش شمایل گوناگونی از زن‌های ایرانی نشان داده.


    بوی نرگس، عطر ریحانه

    با یک نگاه کلی به سریال‌های سیروس مقدم که تعدادشان کم هم نیست، می‌توان نتیجه گرفت جز دو- سه سریال، در باقی قصه‌هایی که مقدم به تصویر کشیده، شخصیت‌های زن پررنگ و تأثیر گذارند؛ آن قدرکه می‌توانند قهرمان قصه باشند یا پا به پای قهرمان و هم اندازه او اتفاق‌های داستان را پیش ببرند. اینها چند تا از مهم‌ترین شخصیت‌های زن کارهای مقدم هستند.


    نرگس (ستاره اسکندری)

    در برابر شوکت
    «نرگس» یکی از معدود مجموعه‌های تلویزیونی از سیروس مقدم است که قهرمان اصلی اش یک زن است. نرگس چه زمانی که زنده یاد پوپک گلدره با بازی برون گرا و شیرینش نقش او را بازی می‌کرد و چه زمانی که ستاره اسکندری با بازی درون گرا جایگزین او شد. زنی بود متکی به نفس که می‌تواند تکیه گاه اطرافیانش باشد، می‌تواند تمام بحران‌های دوروبرش را مدیریت کند و قادر است ابتکار عمل را در سخت‌ترین شرایط زندگی و در قبال بدخواهان و دشمنانش هم به دست گیرد. تأثیر گذاری نرگس بر اطرافیانش و همچنین وقایع پیرامون، از او شخصیتی موثر و قرص و محکم ساخت که رویارویی‌اش با شوکت بسیار جذاب و دیدنی از آب در آمده بود؛ شوکتی که در نوع خود به یکی از جذاب‌ترین نقش منفی‌های این سال‌های تلویزیون بدل شده بود. کار شکنی‌های شوکت- با بازی خوب حسن پورشیرازی- ازدواج پر حاشیه خواهر نرگس با پسر شوکت، رابطه عاطفی نرگس با علیرضا اشکان، شبکه‌ای از روابط، پیرامون نرگس پدید آورد و مواجهه او با هر یک از اینها در نوع خود جذاب از کار درآمده است. نحوه این مواجهه اما از نرگس یک شخصیت اسطوره ای ساخته که از میانه تمام بلاها و آتش‌ها به سلامت بیرون می‌آید و او را به قهرمان بی‌رقیب داستانی بدل می‌کند که علاوه بر شوکت، ده‌ها ناملایمات دیگر دارد که بی شک همگی در مقابل اراده نرگس از میان برداشته می‌شوند. شاید همین اقتدار بی‌خدشه، یکی از نقطه ضعف‌های شخصیت پردازی نرگس باشد.


    روزحسرت (افسانه بایگان و مهراوه شریفی نیا)

    عروس و مادرزن
    روز حسرت، دو شخصیت زن مهم دارد؛ نرجس خانم که افسانه بایگان نقشش را ایفا می‌کند و عروس دومش مهراوه شریفی نیا. این دو شخصیت در کنار دو- سه شخصیت مرد، قصه را شکل می‌دهند و به خصوص مهراوه شریفی نیا در مقاطعی به قهرمان داستان بدل می‌شود. افسانه بایگان زنی است متدین و پایبند اخلاق. او تلاش کرده خانواده ای سالم و درستکار بسازد. بعد از بی‌معرفتی پسرش نسبت به معصومه- عروس معلول و زمینگیر خانواده – نرجس با محبت بیش ازحد به عروس می‌خواهد کم محلی پسرش را جبران کند. بایگان در کنار فرامرز قریبیان آدم‌های مثبت قصه اند. اما حکایت مهراوه شریفی نیا حکایت دیگری است. او در بسیاری از حجم قصه، رل ضد قهرمان را ایفا می‌کند، معتاد است، با پسر خانواده که زن هم دارد، ازدواج کرده و شده هووی معصومه، بارها به خاطر عشق پورسرخ تا پای ترک اعتیاد هم می‌رود ولی موفق نمی‌شود. او پای دوست داشتنش می‌ایستد و هزینه می‌کند تا جایی که به خاطر باردار شدن و مخالفتش با سقط نوزاد، رو در روی پورسرخ قرار می‌گیرد. او روند داستان را گاه و بیگاه دچار تنش می‌کند و رویارویی اش را با قریبیان و بایگان لحظات پر هیجانی را پدید می‌آورد، همین که با وجود بچه در جانش، تبدیل به یک مادر می‌شود و کارکردش در قصه عوض می‌شود و به اردوی خوب‌ها می‌پیوندد، به همراه تردیدها تصمیم‌های آنی و حس مادرانه، شخصیت او را به جذاب ترین کاراکتر روز حسرت بدل کرده است.


    مسافر (پانته آ بهرام)

    معتاد با مزه

    شاید پانته آ بهرام هرگز در تلویزیون به اندازه نقشش در«مسافر» خوب دیده نشده باشد؛ یک زن ماجراجو، پرحرف، معتاد، با مزه و با معرفت با لقب «منیژه گریه او» که شاید محوریت قصه را به ابوالفضل پورعرب – دایی‌اش – واگذار کرده باشد اما در مقاطع مختلف داستان، تأثیر گذار است. ارتباط با دایی اش ارتباط شیرینی است؛ دایی و خواهرزاده ای که اختلاف سنی کمی ‌دارند و رابطه دوستانه خوشایندی میانشان برقرار است. بهرام جا به جا به پورعرب در شامورتی بازی‌هایش کمک می‌کند و جا به جا با دروغگویی‌ها کار‌های او را لاپوشانی می‌کند. از سوی دیگر، ارتباط عاطفی و جذابش با مرد جوان و باکلاسی چون دانیال حکیمی ‌هم انگیزه ای می‌شود تا وجوه مثبت شخصیتش را بیشتر نمایان کند. دختری که به ضوابط بنیادی خانواده پایبند است و مرام و ذاتش از اساس خراب نیست. رابطه مرید و مرادی ای که میان او و پورعرب طراحی شده، بسیار جذاب است، همچنین حضور موثر و محوری اش در خانواده ای که پدر منقلی و برادر ناتو و عروس سرخانه ای هم دارد.


    روز‌های زندگی (کتایون ریاحی)

    مهر مادری
    یکی از خانوادگی‌ترین و پر آه و سوزترین قصه‌های سیروس مقدم در «روزهای زندگی» به تصویر درآمد؛ سریالی که موفقیت و شهرتش را مدیون این همین داستان پر سوز و گداز بود. کتایون ریاحی در نقش همسر مجید مظفری مهم‌ترین زن روزهای زندگی بود؛ یک زن تحصیل کرده که به همراه همسرش بعد از سال‌ها از خارج کشور به خانه قدیمی ‌پدرشوهر برگشته بود و بیشتر از هر چیزی «یک مادر» بود. کتایون ریاحی که سال‌ها از نعمت مادر بودن بی بهره بوده و نهایتاً توانسته یک دختر را به فرزندی قبول کند، جانش برای دخترش می‌رود. او آنقدر وابسته دختر کوچولوی شیرینش است و آن قدر از تفکر از دست دادنش وحشت دارد که به خاطر این وحشت، دچار ترس و اضطراب شدید روانی می‌شود. شخصیتی که کتایون با صدای لرزان و چشم‌های مضطربش آن را باور پذیر کرده بود، به موازات حس عاشقانه و غلیظ مادری اش می‌ترسد؛ ترسی که روی همه شخصیت‌ها و روال قصه تأثیر می‌گذارد و او را به یک شخصیت ضعیف و حساس که خیلی زود به درجه استیصال می‌رسد، تبدیل می‌کند.

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. Top | #86
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض روناک یونسی از خجسته می‌گوید!!

    روناک یونسی از خجسته می‌گوید!!


    پارسیان (شاپرزفا)
    این بار زنی تنها که در شهر بی در و پیکر تهران در پی اثبات بی‌گناهی همسرش است، قهرمان اوست؛ قهرمانی که نام روناک یونسی برای ایفای نقش...

    سیروس مقدم در سریال «رستگاران» قهرمان جدیدی رو کرد؛ این بار زنی تنها که در شهر بی در و پیکر تهران در پی اثبات بی‌گناهی همسرش است، قهرمان اوست؛ قهرمانی که نام روناک یونسی برای ایفای نقش آن در برابرش ثبت شد. بازیگری که پیش از این در سریال «گل‌های گرمسیری» به مخاطب عام معرفی شده بود، حالا با ایفای نقش خجسته در مسیر تازه ای قرار گرفته است. قصه زندگی خجسته و سرانجام سرنوشت شوهرش برای بسیاری که هر شب پای تلویزیون می‌نشینند مهم شده و به شکل جدی آن را پیگیری می‌کنند و همه اینها فرصت خوبی را برای روناک یونسی فراهم کرده است. او از قهرمان جدید سیروس مقدم می‌گوید.

    تا به حال کسی به شما گفته که بازی و چهره تان از جهاتی شبیه هدیه تهرانی است؟
    اوایل کارم مطبوعات خیلی این مساله را مطرح می‌کردند؛ به خصوص بعد از فیلم اولم «گرگ و میش». در آن فیلم، ویژگی نقش «ساره» به گونه ای بود که این حس را تداعی می‌کرد که بازی و چهره من شبیه خانم تهرانی است.

    این خوب بود یا بد؟
    چرا بد باشد، اتفاقاً خیلی هم خوب بود و به نوعی باعث افتخار من بود. به هر حال من یکی از طرفداران هدیه تهرانی هستم.


    شما چرا آنقدر در این سریال خوبید؟ به نظر می‌رسد سیروس مقدم برای اینکه خجسته را تبدیل به قهرمان داستانش کند، او را بیش از حد خوب و مثبت خلق کرده.

    نه، اصلاً با این قضیه موافق نیستم. به نظرم خجسته به موقع داد و فریاد کرده، به موقع دعوا کرده، به وقتش خندیده و محبت کرده و هر جا هم که لازم بوده خیلی قاطع و محکم ایستاده و فکر می‌کنم همه چیز خجسته در حد نرمال و معقول بوده و از این شخصیت خوبی و صبوری بیش از حد ندیده ام.


    به نظر می‌آید خجسته به جای اینکه خاکستری باشد، خیلی سفید است. اگر قرار بود خودتان این نقش را خاکستری کنید، چه رفتارهایی را به آن اضافه می‌کردید؟

    من معتقدم خجسته آدم نرمالی است و نیازی به رنگ آمیزی مجدد ندارد. در واقع من او را همین طوری که هست دوست دارم و اگر قرار باشد دوباره آن را بازی کنم، قطعاً همین طور که می‌بینید، بازی می‌کنم.


    سیروس مقدم برای اینکه کاراکتر زنش را در حد یک قهرمان معرفی کند، همه مصایب دنیا را روی سر او خراب می‌کند تا او با کنار زدن این سختی‌ها در قامت یک قهرمان ظاهر شود. درباره خجسته هم همین اتفاق افتاده و باعث شده تا باورپذیری آن کمی ‌مشکل باشد.

    با نظر شما که می‌گویید مصایب خجسته بیش از اندازه است، موافقم اما این دلیلی بر غیر واقعی بودن این شخصیت نیست چون نمونه‌های زیادی از این افراد در کنارمان زندگی می‌کنند و من با بعضی از آنها هم برخورد داشته ام. در هر حال، آدم‌هایی مثل خجسته شاید کم باشند ولی وجود دارند.


    این خجسته که حالا تبدیل به قهرمان رستگاران شده، اصلا کیست؟ ما فقط می‌دانیم که دختری جنوبی است؛ اینکه در شهر خودش چه کار می‌کرده، تحصیلاتش چیست و این چیز‌ها را نمی‌دانیم. شما چه شناسنامه ای از خجسته داشتید که او را این شکلی درآوردید؟

    خجسته دختر آدمی ‌فرهنگی که در یک خانواده فرهنگی و تحصیل کرده بزرگ شده. خودش دانشجو بوده و در دوران دانشجویی‌اش با شوهرش آشنا شده است. در مجموع او دختری با اعتقاد، سختکوش و گرم و سرد چشیده روزگار است که از هر نظر می‌توان او را زنی کامل نامید.


    به نظر می‌آید شهرستانی بودن خجسته و غریب بودنش در تهران برای پررنگ کردن چهره قهرمانانه اوست. جنوبی بودن خجسته به جز این، کارکرد دیگری ندارد. او حتی لهجه جنوبی هم ندارد.

    اصلا با این قضیه موافق نیستم که ویژگی جنوبی بودن خجسته تک وجهی است. جنوبی‌ها خیلی آدم‌های خونگرم، مهربان و مهمان نوازی هستند و دست خیر دارند و هر کاری که از دستشان بر بیاید برای اطرافیانشان انجام می‌دهند. خجسته دقیقا همین رفتار را دارد اما همه فکر می‌کنند که هر کسی در جنوب زندگی می‌کند سیاه چهره است و با لهجه حرف می‌زند، در حالی که بر خلاف تصور ما خیلی از جنوبی‌ها اصلا با لهجه صحبت نمی‌کنند و مدل پوشش آنها هم آن طوری که فکر می‌کنیم، نیست. من مدتی در جنوب کار کرده ام و این مساله را از نزدیک دیده ام. حتی بسیاری از جنوبی‌ها که به آنها در ارتباط هستم در صحبت‌هایی که با من داشتند، از اینکه تصویری غیر کلیشه ای از زنان جنوبی در این سریال ارائه شده، خوشحال بودند.


    مقدم دکوپاژ خاص خودش را دارد، زوایای دوربین او و کادرهایی که می‌بندند، بازیگر را در موقعیت ویژه‌ای قرار می‌دهد. این موقعیت ویژه همیشه به نفع بازیگر است؟

    بله، من در مدتی که به نظرم تمام دکوپاژها و تمام زوایای دوربین در جهت کمک کردن به من و نشان دادن بهتر حس من و بزرگنمایی ری اکشن‌هایم بوده که بسیار مفید و موثر بوده اند؛ مثلا بعضی پلان‌ها خیلی بهتر از آنچه فکر می‌کردم از کار در آمده بود.


    دیالوگ‌های سریال ریتم و آهنگ مناسبی دارند اما همه از یک جنس هستند؛ مثلا خجسته با همان ادبیاتی حرف می‌زند که شایسته و کاوه حرف می‌زنند. خودتان با توجه به پیش شخصیتی که از خجسته به دست آورده بودید، چقدر این نوع دیالوگ را مناسب می‌دیدید؟

    من این نکته را که می‌گویند دیالوگ‌ها از یک جنس هستند، قبول ندارم چون جنس دیالوگ‌های خجسته، کاوه، شایسته و...کاملا باهم متفاوت است. شاید ریتم خاصی داشته باشند ولی یک جنس نیستند. در واقع هر شخصیتی در این مجموعه از یک نوع کلمات و واژه‌ها استفاده می‌کند که خاص خود همان شخصیت است. خجسته هم واژه‌هایی دارد که برای خود اوست. تنها کاری که من روی دیالوگ‌ها انجام داده ام این است که سعی می‌کنم آنها را مال خودم کنم؛ یعنی طوری آنها را بگویم که برای خودم و مخاطب قابل باور باشد. در واقع دیالوگ‌ها را مو به مو و نعل به نعل بر اساس متن اجرا نکردم و با کمک آقای سعید نعمت الله (نویسنده فیلمنامه) روی دیالوگ‌ها کار کردیم که روان تر و قابل باورتر باشند.

    اگر شخصیت شایسته قرار بود زن باشد و فیلمنامه رستگاران به شما پیشنهاد می‌شد، از بین خجسته و شایسته کدام یک را انتخاب می‌کردید؟
    بدون شک خجسته، چون شش ماه است که با او زندگی می‌کنم.


    اگر قرار بود کاوه یک دختر باشد و باز شما در موقعیت انتخاب نقش بین او و خجسته قرار می‌گرفتی، چطور؟

    باز هم خجسته. من با این کاراکتر گریه کردم، خندیدم، غصه خوردم، خوشحال شدم و به او بسیار وابسته هستم و تعلق خاطر دارم و به همین دلایل کاملا مشخص است که انتخاب من خجسته است.


    بازیگر هر کاراکتری را که بازی می‌کند معمولا بخشی از ویژگی‌های شخصی خودش را در وجود آن کاراکتر نشان می‌دهد. در خصوص خجسته چه وجهی از شما در شخصیت او وجود دارد؟
    من تعبیر دیگری از این قضیه دارم. در واقع کاراکتری که به من پیشنهاد می‌شود ویژگی‌های خاص خودش را دارد؛ یعنی دارای اعتقادات، منش و چارچوب‌های اخلاقی مشخصی است. وقتی من این کاراکتر را قبول می‌کنم، ناخودآگاه یک سری از رفتارهای من و ویژگی‌های شخصیتی ام روی آن کاراکتر تاثیر می‌گذارد؛ یعنی به نوعی ادغام می‌شوند با این توضیح که ویژگی‌های آن کاراکتر نباید زیر سایه ویژگی‌های شخصیتی من قرار بگیرد. درباره خجسته هم باید بگویم که او خیلی کامل‌تر و جلوتر از من است. شاید به لحاظ قاطع بودن و محکم بودن در کارها خیلی شبیه به هم باشیم اما از بسیاری جهات دیگر، خجسته از من جلوتر و کامل‌تر است؛ مثلا او آن قدر جسور است که من آرزو می‌کنم روزی مثل او جسور باشم.


    با توجه به اینکه بازی شما در رستگاران مورد توجه قرار گرفته، فکر کنم با پیشنهاد‌های کاری زیادی رو به رو شوید. الان کاری به شما پیشنهاد شده است؟
    پیشنهاد شده ولی در حدی نیست که بتواند نظر من را جلب کند. الان منتظر پیشنهاد خیلی خوب هستم و عجله ای برای کار کردن ندارم؛ ضمن اینکه بعد از شش- هفت ماه کار فشرده، دوست دارم استراحت کنم.


    بعد از رستگاران دوست دارید کار تلویزیونی انجام بدهید یا سینمایی؟

    فرقی نمی‌کند، من دنبال فیلمنامه خوب و نقش خوبم.

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  7. Top | #87
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض گفتگو با چند تن از سازندگان و بازيگران سريال «مسافران»

    گفتگو با چند تن از سازندگان و بازيگران سريال «مسافران»


    پارسیان (شاپرزفا)
    بعضی از شوخی‌ها وجود دارد كه نمی‌‌شود به عنوان داستان اصلی به آنها پرداخت و بهتر است در حد شوخی‌های حاشیه‌ای باقی بمانند. برای همین تصمیم گرفتیم ...
    مدتی است پخش سریال‌های طنز از شبكه‌های مختلف سیما رواج پیدا كرده است و مخاطبان سیما هم پس از سال‌ها حالا عادت كرده‌اند كه در ایامی از سال حداقل شاهد یك یا دو سریال طنز باشند. برای همین هم هر هنرمندی كه كمی حال و هوای شوخی كردن را به همراه دارد سعی می‌كند در این فضا خود را امتحان كند.

    البته هستند بازیگرانی كه ترجیح می‌دهند فقط در آثار طنز بازی كنند. از جمله این افراد می‌توان به حمید لولایی، نصرالله رادش، شقایق دهقان، مجید صالحی و ... اشاره كرد.
    چند وقتی است گروهی از این هنرمندان دوباره گردهم آمدند تا مجموعه‌ای متفاوت را روی آنتن بفرستند. مجموعه‌ای به نام «مسافران» كه كارگردانی آن به عهده رامبد جوان است و سرپرستی گروه نویسندگان را پیمان قاسم‌خانی عهده‌دار است.
    قطعا درخصوص این مجموعه سوال‌های زیادی وجود دارد. به همین دلیل ابتدا به سراغ پیمان قاسم‌خانی رفتیم تا درباره این سریال بیشتر بدانیم.
    قاسم‌خانی ابتدا در پاسخ به این پرسش كه آیا اگر نقش شازده كوچولو در این كار پررنگ‌تر می‌شد بهتر نبود؟ گفت: بعضی از شوخی‌ها وجود دارد كه نمی‌‌شود به عنوان داستان اصلی به آنها پرداخت و بهتر است در حد شوخی‌های حاشیه‌ای باقی بمانند. برای همین تصمیم گرفتیم شازده كوچولو تنها در یك قسمت ظاهر شود و نه بیشتر و این كه شاید معصومیت شازده كوچولو با فرود آمدنش به زمین از بین می‌رفت و اگر حضورش زیاد می‌شد، محبوبیتش را از دست می‌داد. قاسم‌خانی در پاسخ به این پرسش كه با توجه به قصه متفاوتی كه این مجموعه دارد چه ترفندهایی به كار گرفته است تا طنز مسافران به لودگی كشیده نشود، گفت: ما ابتدا می‌دانستیم مسافران در چند قسمت اول قطعا نمی‌تواند مخاطبان خود را جذب كند، چرا كه بیشتر مخاطبان طنز فانتزی را مترادف با كارتون و بچه‌بازی می‌دانند. برای همین تصمیم گرفتیم پس از معرفی شخصیت ها به عنوان آدم‌های فضایی بسرعت زمینی‌شان كنیم و این خود یك خطر بزرگ بود و زمان زیادی را هم می‌طلبید.

    سرپرست نویسندگان مجموعه مسافران در ادامه و در پاسخ به این پرسش كه ارتباط این 4 نفر با یكدیگر نامشخص است، از این نظر كه یك جایی بسیار احساساتی و جایی دیگر بسیار با خشونت رفتار می‌كنند و این مسائل باعث می‌شود رشته ارتباط با مخاطب از بین برود، افزود: اگر این اتفاق افتاد نقطه ضعف ما را می‌رساند و باید روی این مساله بیشتر فكر كنیم؛ اما باید بگویم ارتباط این 4 نفر با یكدیگر كاملا مستقل است و گاهی با توجه به شرایطی كه در آن قرار می‌گیرند احساساتی می‌شوند و نكته دیگر در مورد روابط آنها با یكدیگر این است كه در قسمت‌های آینده خواهید دید كه ناهید و بهرام عشق نسبت به یكدیگر را كشف می‌كنند و كاملا به یك زن و شوهر زمینی تبدیل می‌شوند.

    نكته‌ای كه درخصوص مسافران خیلی به چشم می‌خورد استفاده از جلوه‌های ویژه است. قاسمخانی در پاسخ به این پرسش كه جلوه‌های ویژه تا چه حد به او و همكارانش كمك كرده است، می‌گوید: جلوه‌های ویژه كمك بسزایی به ما كرده است. آن هم با توجه به قصه‌ای كه داریم و من فكر می‌كنم در این مجموعه رضا فرساد تنها كمی از استعدادش را در این زمینه خرج كرده است؛ اما ما قصد داریم در آینده این كار را به حداقل برسانیم و این 4 نفر را بیشتر از پیش زمینی كنیم. بخش جلوه‌های ویژه طرفداران خاص خودش را دارد. مانند كودكان كه بسیار برایشان جذاب بوده است.
    نویسنده مجموعه‌های شب‌های برره و پاورچین در مورد این كه چرا اسم این مجموعه از سیاهچاله‌ها به مسافران تغییر پیدا كرد، می‌گوید: مسافران اسمی بود كه شبكه پیشنهاد كرد، البته اسم قمر در عقرب را هم پیشنهاد كرده بودیم، اما متاسفانه با این نام هم مخالفت شد.
    رامبد جوان اولین تجربه سریال طنز هر شبی را به واسطه ساخت مسافران به دست آورده است. قاسم‌خانی از این تجربه و همكاری می‌گوید: رامبد جوان یك دوربینه و بدون سوئیچ كار می‌كند كه از این نظر برای من یك تجربه جدید بود، اگرچه كارمان به مراتب سخت‌تر شده است. اما جوان كارگردانی است كه ارزش تك‌تك سكانس‌ها را می‌داند و بدقت متن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد؛ البته ممكن است گاهی چون كار با 2 دوربین ضبط نمی‌شود بعضی شوخی‌ها از دست برود. به هر حال در این مدت دوستان خوبی برای هم شدیم.

    قاسم‌خانی در نهایت و در پاسخ به این پرسش كه چرا فرخ و فرید هویت مشخصی به لحاظ شغلی ندارند، گفت: معمولا در سریال‌های آپارتمانی خیلی كم پیش می‌آید كه با فضای بیرون كار داشته باشیم. برای همین بیشتر ارتباط بین فرخ و آدم‌های توی خانه و گاهی همسایه‌ها برایمان اهمیت داشت. می‌توانیم برای آنها شغل تعیین كنیم،‌ اما در حال حاضر دردسرهایی را كه فضایی‌ها درست می‌كنند جالب‌تر است. قصد داریم در آینده تغییرات اساسی در خصوص این افراد بدهیم.
    بهتر است این را هم بدانید كه بر خلاف شایعات پیمان قاسم‌خانی و مهران مدیری هیچ مشكلی با یكدیگر پیدا نكرده‌اند و چون مهران مدیری فعلا كاری در دست ندارد قاسم‌خانی به كمك محسن چگینی (تهیه‌كننده)‌ و رامبد جوان آمده است.


    ما با آدم‌های زمینی روبه‌رو نبودیم

    زمانی كه با خبر شدیدم پروژه‌ای به تهیه‌كنندگی محسن چگینی و با گروه نویسندگان خوب و صاحب سبك به سرپرستی پیمان قاسمخانی همراه با بازیگران مطرح در حوزه طنز و به كار‌گردانی رامبد جوان در حال ساخت است خوشحال شدیم، چون كارهای تلویزیونی نباید به باند بازی، گروه گرایی بدل شود و عدم رقابت صحیح، ارتقای این برنامه‌ها كه پر مخاطب‌ترین هم هستند را به خطر بیندازد و باز شدن این حصارها به یقین بجا و بموقع است. خیلی دوست داشتیم در مورد چگونگی ساخت این مجموعه با رامبد جوان كه هدایتگر مسافران است بیشتر صحبت كنیم؛ اما این كارگردان جوان تنها به ذكر این نكات بسنده كرد كه: مشغول ساخت فیلم پسر آدم دختر حوا بودم كه از طرف یكی از دوستان متوجه شدم محسن چگینی قصد دارد كار طنزی تهیه كند و بعد به دعوت ایشان جلسه‌ای گذاشتیم و پس از توافق‌های اولیه پیش تولید كار را شروع كردیم. در اینجا لازم است بگویم برای ساخت این مجموعه با مشكلات زیادی روبه‌رو بودیم، چرا كه ما با آدم‌های معمولی و زمینی روبه‌رو نبودیم و قرار بود مشكلات آدم‌های زمینی را به واسطه این چهار نفر كه از فضا آمده‌اند به تصویر بكشیم. جوان در خصوص انتخاب بازیگران این سریال گفت: به نظرم هر كدام از این بازیگران بخوبی توانسته‌اند از عهده نقش‌شان بر بیایند و من هم به عنوان كارگردان دارم تلاش می‌كنم مخاطب را راضی كنیم و یك مجموعه كسل‌كننده را در پیش روی آنها قرار ندهیم.


    نمی‌خواستیم كارهای عجیب و غریب بكنیم

    پس از بازی در مجموعه‌های طنزی مانند پاورچین و شب‌های برره‌ حالا كمتر كسی است كه او را در این ژانر نشناسد. شقایق دهقان بازیگری است كه بیشتر در نقش‌های دخترهای شیطان و پر‌جنب و جوش ظاهر می‌شود. او این بار با ارائه نقش ستاره در سریال مسافران یك بار دیگر نقش‌های گذشته‌اش را تكرار كرده است.
    او در مورد حضورش در این سریال می‌گوید: ابتدا قرار بود به عنوان نویسنده با این گروه همكاری داشته باشم، ولی بعد چون پیشنهاد بازی هم شد تصمیم گرفتم بازی كنم.
    دهقان در پاسخ به این پرسش كه چطور به نقش ستاره نزدیك شده است، گفت: ما قرار بود تبدیل به آدم‌های زمینی بشویم و هویت آدم‌ها را پیدا كنیم و خیلی قرار نبود كار عجیب و غریبی بكنیم. به هر حال با راهنمایی‌های آقای جوان و هدایت نویسندگان توانستم ستاره را بشناسم.

    بازیگر نقش ستاره در مورد این پرسش كه چقدر در ابتدا توانسته به رامبد جوان اعتماد كند، گفت: من با‌ آقای جوان قبلا كار نكرده بودم، ولی برداشتم این بود كه او آدم با هوشی است و طنز را هم خیلی خوب می‌شناسد. حتی به جرات می‌توانم بگویم آقای جوان درك درستی از سكانس‌ها دارند و فكر می‌كنم در موردشان اشتباه نكرده‌ام.
    شقایق دهقان می‌گوید: خیلی دوست دارم در نوشتن متن‌ها هم كمك كنم اما واقعا فرصتش را ندارم و نمی‌توانم 2 كار را كنار هم انجام بدهم. ضمن این كه نوشتن تمركز زیادی را هم می‌طلبد.
    بازیگر نقش ستاره قسمت‌های پایانی هر قسمت را دوست دارد و در این مورد می‌گوید: به نظر من مشكل ما آدم‌ها این است كه چرا برایمان سوال پیش نمی‌آید و كارهایمان را تنها براساس عادت انجام می‌دهیم. قصد ما این بود كه در پایان هر قسمت سوال‌هایی را پیدا و به آنها پاسخ دهیم و از این طریق پیام هر قسمت را به مخاطب بدهیم. به نظرم این قسمت از كار خیلی خوب از آب درآمده است.
    شقایق دهقان درخصوص این كه نقش ستاره چه تاثیری روی او داشته است، گفت: تاثیر خاصی نداشت، چون نقش خیلی دوری نبود، اما گاهی كه فیلمنامه را می‌خواندم سوالات زیادی برایم پیش می‌آمد، مثلا این كه واقعا چرا از پل عابر پیاده رد نمی‌شویم یا چرا سیگار می‌كشیم، در حالی كه می‌دانیم امراض زیادی را در پی دارد.


    بازیگر مجموعه‌های شب‌های برره و پاورچین می‌گوید: در مسافران تلاش كردیم آدم‌های فضایی كم‌كم تبدیل به آدم‌های زمینی شوند و از آنجا كه كار روتین است نیاز به پختگی بیشتری داریم.
    دهقان در آخر در مورد طراحی لباس این مجموعه گفت: به نظرم طراحی لباس در این سریال بسیار بد است و من از این بابت بسیار ناراحت هستم، چراكه در هیچ كاری ما اینقدر دچار فشار نبودیم.
    شقایق دهقان امیدوار است مسافران در آینده بهتر شود و مخاطبان بیشتری را جذب كند.


    مسافران یك تجربه جدید برایم بود

    اصغر حیدری در این مجموعه نقش صابری را بازی می‌كند. او یك بنگاه‌دار است. وی در پاسخ به این پرسش كه كار رامبد جوان چه ویژگی‌هایی دارد، گفت: مسافران اولین تجربه همكاری من با رامبد جوان است و خوشحالم كه این تجربه را به دست آورده‌ام و كار با ایشان احساس آرامش زیادی به دنبال دارد. حیدری از این كه با حمید لولایی همبازی است احساس خرسندی می‌كند و می‌گوید: از حمید لولایی چیزهای زیادی آموختم كه برایم بسیار باارزش است. حیدری می‌گوید: از كودكی كارهای كمدی را دوست داشتم و همیشه خودم را به جای یكی از شخصیت‌های كارهای طنز می‌گذاشتم. اصغر حیدری قضاوت در مورد سریال مسافران را زود ارزیابی می‌كند و معتقد است با توجه به تجربه‌ای كه در این گونه كارها دارم باید قسمت‌های زیادی از پخش این مجموعه‌ها بگذرد تا یخ آن بین مخاطبان شكسته شود.


    دوست داشتم محبوبیت گذشته‌ام را به دست آورم

    احمد ایران‌دوست یا همان غول برره در این مجموعه عهده‌دار نقش فرمانده فضایی است؛ البته به دلیل گریم خاصی كه دارد كمتر كسی او را می‌شناسد. او در مورد حضورش در این سریال می‌گوید:
    پس از بازی در فیلم اخراجی‌ها 2، عكس‌العمل مردم نسبت به من منفی شده بود و برای همین دوست داشتم محبوبیت گذشته‌ام را دوباره به دست بیاورم. از طرف آقای چگینی برای بازی در این مجموعه دعوت شدم و از این همكاری بسیار خوشحالم. ایران‌دوست می‌گوید: رامبد و پیمان قاسم‌خانی بخوبی می‌دانند كه دارند چه كار می‌كنند و بازیگران هم بخوبی توانسته‌اند در نقش‌هایشان بنشینند. او از گریمش راضی است و می‌گوید. حمید مهین‌دوست به عنوان چهره‌پرداز زحمت زیادی برای این شخصیت كشید.


    قصه به پایان رسید، اما...

    جای صحبت‌های سحر دولتشاهی (ناهید)‌، محمدحسن معجونی‌ (بهرام)‌، نصرالله رادش (شهاب)‌ و حمید لولایی (فرخ)‌ در این گزارش بسیار خالی است، اما هیچ كدام از این افراد بنا به دلایل خاص خودشان حاضر به گفتگو نشدند. حالا چرا، ما هم نمی‌دانیم.
    اما در آخر این خبر را بدهیم كه پخش این مجموعه پس از ماه رمضان ادامه خواهد داشت، آن هم با تغییرات اساسی.

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. Top | #88
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض گزارش کامل نشست خبری جومونگ در تهران+تصاویر

    گزارش کامل نشست خبری جومونگ در تهران+تصاویر


    پارسیان (شاپرزفا)
    سونگ در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره اطلاع او از خودكشی پسری به خاطر سوسانو و مرگ پسری چهار ساله گفت...
    به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، ‌سونگ ایل‌گوك در نشست خبری امروز 27 مرداد ماه در تالار همایش‌های صداوسیما با بیان این كه «جومونگ» در كشور كره نیز واقعا معروف است ادامه داد: تا به حال چند سریال تاریخی مانند «جواهری در قصر» در كره‌جنوبی ساخته شده است، ولی مانند «جومونگ» با بازتاب مخاطب مواجه نشده است. در واقع «جومونگ» موسس سلسله‌ی گوگوریو است كه همزمان با سلسله هخامنشیان در ایران است. با ساخت این سریال، لباس محلی آن زمان با «جومونگ» در یك سریال به نمایش درآمد.


    این بازیگر در پاسخ به این پرسش كه آیا فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی در كره پخش می‌شود و آیا به بازی در كنار كدام یك از بازیگران بین‌المللی علاقمند است؟
    اظهار كرد: اكنون متوجه شدم كه سریال «امپراتور دریا» نیز در ایران پخش شده است و از این بابت خوشحالم. چون این مجموعه برای من اثر مهمی محسوب می‌شود. در كره تا به حال سریال‌های ایرانی پخش نشده است، ولی چند فیلم سینمایی مانند «بچه‌های آسمان» روی آنتن رفته است.
    او اضافه كرد: تمام بازیگران، كارگردانان و هنرمندان، معلم من هستند؛ و باید از آن‌ها بیاموزم. بنابراین نمی‌توانم از بین آن‌ها یك فرد را انتخاب كنم و آرزومندم كه بتوانم با همه آن‌ها همكاری كنم.


    سونگ در پاسخ به این پرسش كه آیا نسخه‌ی دوبله شده به فارسی «جومونگ» را دیده است،
    گفت: متاسفانه هنوز این نسخه را ندیدم. ولی علاقه‌ی زیادی به دیدن گوینده‌ی نقش «جومونگ» و شنیدن صدای او دارم.
    او با اشاره به دوبله «افسانه جومونگ» به زبان چینی اظهار كرد: از طریق یكی از دوستانم متوجه شدم كه این سریال به زبان چینی دوبله شده است. وقتی آن را دیدم برایم بسیار جالب و در عین حال خنده‌دار بود. البته كیفیت آن به گونه‌ای بود كه چند روز گریه می‌كردم و نمی‌توانستم بخوابم. البته امیدوارم دوبله‌ی این سریال به فارسی این گونه نباشد.
    بازیگر سریال «امپراتور بادها» درباره تولید فیلم و سریال در كره گفت: در كره در سال بیش از 100 فیلم و سریال ساخته می‌شود كه با یكدیگر رقابت دارند.
    او با بیان این كه ایران تاریخ و تمدن عظیمی دارد، اظهار كرد: من به این مورد اهمیت زیادی می‌دهم. البته ایرانی‌ها به داستان‌های قهرمانی خیلی معروف هستند. «جومونگ» هم داستان یك قهرمان است، بنابراین بین او و داستان‌های ایرانی شباهت‌هایی وجود دارد.


    سونگ درباره‌ی علت موفقیت سریال «جومونگ» گفت:
    نكات مختلفی برای موفقیت این سریال وجود دارد؛ داستان این مجموعه یكی از آن‌ها است؛ همین مساله باعث موفقیت این مجموعه در ایران و كره شده است.
    او اضافه كرد:‌ شنیده‌ام ترافیك تهران سنگین است. البته در كره هم چنین وضعیتی وجود دارد و در زمان پخش سریال «جومونگ» این ترافیك كاهش می‌یابد.

    این بازیگر در پاسخ به این پرسش كه آیا در زمینه تئاتر نیز فعالیت داشته و به كدام یك از رسانه‌های سینما،‌تئاتر و تلویزیون علاقه‌ی بیشتری دارد، گفت:
    متاسفانه فعالیت تئاتری نداشته‌ام. چون من در امتحان تلویزیون شركت كردم. با این حال واقعا به فعالیت در تئاتر علاقمندم و در كنار سینما و تلویزیون برای من یكی هستند.

    او در پاسخ به این پرسش كه با توجه به وجود صحنه‌های رزمی در سریال افسانه‌ای «جومونگ»، آیا پیش از تصویربرداری تمریناتی در این زمینه انجام داده است، گفت:
    رزمی كار نیستم. ولی سه ماه پیش از بازی در این سریال تمرینات زیادی كردم. به ویژه در زمینه اسب‌سواری؛ به طوری كه تمام صحنه‌های اسب‌سواری را خودم بازی كردم.

    سونگ در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره اطلاع او از خودكشی پسری به خاطر سوسانو و مرگ پسری چهار ساله گفت:
    تسلیت عرض می‌كنم كه پسری به خاطر جومونگ و سوسانو خودكشی كرد و برای نخستین بار این مساله را شنیدم اصلا فكر نمی‌كردم كه دیدن یك مجموعه باعث چنین اتفاقاتی شود. از طرف دیگر خوشحالم چرا كه این مسائل نشان دهنده شهرت جومونگ و طرفداران زیاد او در ایران است.
    او اضافه كرد: تمام پسران كره‌یی عاشق سوسانو هستند. بنابراین به نظر می‌آید آنان رقبای زیادی دارند.


    این بازیگر در پاسخ به این پرسش كه آیا از وجود خیابان سئول در تهران و خیابان تهران در سئول آگاهی دارد، گفت:
    زمانی كه ارتباط صمیمانه ایران و كره آغاز شد قرار شد در كره خیابان تهران و در ایران خیابان سئول نامگذاری شود البته خیابان تهران معروف‌ترین و گران‌ترین خیابان كشور كره است.
    سونگ در پایان این نشست اظهار كرد: اگر بار دیگر به ایران دعوت شوم حتما به این كشور سفر می‌كنم.

    به گزارش ایسنا، این مراسم با حضور اندی كیم مدیركل ال جی در ایران، حسین دیلمی رییس هیات مدیره گلدایران و حسین تنهایی قائم مقام هیات مدیره گلدایران برگزار شد و كیم و تنهایی در ابتدای این مراسم درباره علت دعوت از سونگ ایل گوك به كشورمان و محصولات این شركت سخن گفتند.


    در حاشیه:

    * قائم مقام هیات مدیره گلدیران درباره برنامه‌های دیگر سونگ در ایران گفت: او قرار است از محك(موسسه حمایت از بیماری‌های سرطانی) بازدید كند. علاوه بر آن در یكی از مراسم كه با حضور عوامل دوبله‌ی سریال «افسانه جومونگ» برگزار می‌شود،‌ ترجمه صحبت‌های سونگ با صدای علیرضا باشكندی ـ مدیر دوبلاژ افسانه جومونگ و گوینده این نقش ـ به استحضار شركت كنندگان می‌رسد.

    * گفتنی است بازدید سونگ از موزه سینما و ملاقات با برخی هنرمندان كه نیكی كریمی از جمله‌ی آن‌ها است از دیگر برنامه‌های این بازیگر كره‌یی در سفر به ایران است.


    *
    بیش از 100 عكاس و خبرنگار برای پوشش نشست خبری سونگ ایل گوك به سالن همایش‌های صداوسیما آمده بودند.


    *
    زمانی كه سونگ پشت میز كنفرانس مطبوعاتی قرار گرفت عكاسان او را احاطه كردند. به گونه‌ای كه او قابل رویت نبود.


    * اندی كیم مدیركل شركت ال جی در ایران از خبرنگاران پرسید، جومونگ سنتی را بیشتر می‌پسندید یا تیپ به روز او را؟
    اندی كیم مدیركل شركت ال جی در ایران درباره این بازیگر كره‌یی و جومونگ گفت:‌ اكنون سونگ و جومونگ به قسمتی از زندگی مردم ایران تبدیل شده است. مهم‌تر از آن شخصیت سونگ و سریال جومونگ است كه با اهداف شركت ما هماهنگی زیادی دارد كه از جمله آن طراحی زیبا، تكنولوژی هوشمند و هماهنگی كامل با زندگی مردم است.
    او درباره سونگ گفت: او هواداران زیادی در كشورهای آسیایی دارد. سونگ نوه‌ی یكی از مهم‌ترین ژنرال‌های كره‌ای است كه جان خود را برای استقلال میهن‌اش فدا كرد به همین دلیل شخصیت او به عنوان شهروندی نمونه شناخته می‌شود.

    در ادامه تنهایی قائم مقام هیات مدیره گلدیران گفت: ال‌جی برای تداوم فعالیت‌های خود به غیر از مسیرهای مرسومی مانند خدمات و كیفیت مناسب تلاش می‌كند به نوع دیگری با مردم تعامل داشته باشد. بنابراین حامی مالی محصولات فرهنگی مانند كلاه قرمزی و سروناز در سینما قدس و گروه آرین بوده است. در حال حاضر نیز با توجه به استقبال مردم از سریال افسانه‌ای جومونگ، سونگ را به ایران دعوت كردیم تا با شادی‌ و استقبال مردم از سریال افسانه‌ای جومونگ و این بازیگر همگام باشیم.
    او خبر داد: فیلمی مستند از ابتدای ورود تا خروج سونگ از ایران تهیه و برای همه مشتریان خود ارسال می‌كنیم و علاقمندان هم می‌توانند در این زمینه به سایت گلدایران مراجعه كنند. امیدواریم كه سفر سونگ به ایران همكاری‌های بیشتری بین كشور ایران و كره به وجود آورد.

    * از این بازیگر درباره علاقه خود به ورزش و رنگ‌های قرمز و آبی پرسیده شد كه پاسخ داد: عاشق ورزش كردن هستم و در مواقع بیكاری حدود شش ساعت به این كار می‌پردازم. از میان رنگ‌ها هم به آبی علاقمندم و هم قرمز و موقع ورزش یا كاملا آبی می‌پوشم یا كاملا قرمز. البته رنگ مشكی را هم دوست دارم.


    *
    این كنفرانس خبری قرار بود ساعت 14 آغاز شود ولی با یك ساعت و 35 تاخیر ساعت 15 و 35 شروع شد كه استقبال مردم از این هنرمند یكی از دلایل این تاخیر عنوان شد.


    *
    پشت در تالار همایش‌های صداوسیما چند تن از علاقمندان این بازیگر كره‌ای با در دست داشتن گل‌هایی مشتاقانه انتظار خروج او را از این مكان می‌كشیدند اما در نهایت موفق به دادن گل‌ها و گرفتن امضاء نشدند.
    *********

    به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این بازیگر توضیح داد كه «سونگ» نام خانوادگی و «ایل گوك» نام كوچك اوست كه «ایل» به معنای «یك» است و «گوك»، كشور معنا می‌دهد. در واقع معنای نام او «كشور متحد» است و او به خاطر اسمش نقش «جومونگ» را بازی كرده است چون او كشورهای زیادی را با هم متحد می‌كند.


    سونگ ایل گوك در ابتدای این نشست با بیان این كه «خبر مرگ رییس‌جمهور سابق كره به گوشم رسید و بسیار غمگین شدم» ادامه داد: چرا كه «كیم دائه‌جونگ» واقعا تلاش زیادی برای كشورمان و در رابطه‌ی مسالمت‌آمیز كره‌جنوبی و شمالی تلاش كرد.
    این بازیگر كه سه روز در ایران بسر خواهد برد درباره ی كشورمان اظهار كرد: برای من ایران یك كشور غریبه بود و فقط در كتاب‌ها مطالبی را درباره آن خوانده بودم. البته متوجه شدم كه هواداران من در ایران زیاد هستند. امیدوارم درباره این كشور اطلاعات بیشتری به دست آورم و ایرانیان نیز از طریق من با فرهنگ كره آشنا شوند.

    سونگ در پاسخ به این پرسش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) كه چقدر در كشور كره‌جنوبی تحصیلات دانشگاهی در زمینه‌ی بازیگری اهمیت دارد و به نظر شما برخورداری از این تحصیلات چه تاثیری در نقش‌آفرینی بهتر دارد، اظهار كرد: همه به بازیگر شدن علاقه دارند. من نیز در امتحان تلویزیون كره شركت كردم كه از بین 250 تن قبول شدند. البته حدود 10 سال پیش كه من بازیگر شدم تنها در چند دانشگاه كره‌جنوبی هنرهایی مانند بازیگری تدریس می‌شد، ولی اكنون در دانشگاه‌های بیشتری این هنر آموزش داده می‌شود.

    این بازیگر در پاسخ به این پرسش كه آیا تصور می‌كرد در ایران سریال «جومونگ» این قدر طرفدار داشته باشد، گفت: تاكنون نمی‌دانستم در ایران هوداران زیادی دارم و «جومونگ» طرفداران بسیار زیادی دارد و حتی زمانی كه در خارج از كشور در یكی از سالن‌ها ورزش می‌كردم بازیكن ایرانی با نگاه اول مرا شناخت و من به مدت نیم ساعت با آن ها و هم‌تیمی‌هایش صحبت كردم. آن هنگام متوجه طرفداران زیاد خود و جومونگ در ایران شدم.

    ایفاگر نقش «جومونگ» درباره فرانسوی بودن نویسنده سریال جومونگ اظهار كرد: نویسنده این مجموعه فرانسوی نیست اسم كشور ما «كره‌آ» است كه در واقع نام سلسله گوگوریو است كه جومونگ آن را تاسیس كرده است. بنابراین ما به داستان این شخصیت اهمیت زیادی می‌دهیم و نویسنده آن نمی‌تواند فرانسوی باشد.

    این بازیگر كره‌یی در پاسخ به این پرسش كه با توجه به محبوبیت سریال «جومونگ» در ایران آیا پیشنهادی از صداوسیما و سینمای ایران برای بازی در اثری نمایشی داشته و آیا در صورت دادن چنین پیشنهادی آن را می‌پذیرد، اظهار كرد: اگر به من چنین پیشنهادی بدهند همان لحظه نمی‌توانم قبول كنم؛ چرا كه نكاتی مانند فیلم‌نامه برایم از اهمیت برخوردار است. من یك فیلم ایرانی به نام «بچه‌های آسمان» (به كارگردانی مجید مجیدی) را دیده‌ام كه تاثیر زیادی رویم گذاشت و با دیدن آن به این نتیجه رسیدم كه فرهنگ ایران و كره شباهت زیادی به هم دارد هر چند كه از نظر جغرافیایی از هم دور هستند.

    سونگ اضافه كرد: فیلم‌های ایرانی خیلی معروف و هنری هستند. هر سال دو جشنواره در كره برگزار می‌شود كه جشنواره بوسان از جمله‌ی آن‌هاست و فیلم‌های ایرانی نیز در آن‌ها شركت می‌كنند. در واقع اگر به من پیشنهاد بازی در كارهای ایرانی داده شود واقعا دوست دارم كه آن را قبول كنم.
    او درباره تصور خود از ایران پیش و پس از سفر به كشورمان گفت: ایران تمدن عظیم و فرهنگ قدیمی دارد. پیش از این فكر می‌كردم در این كشور محدودیت‌های زیادی وجود دارد، اما با سفر به ایران به این نتیجه رسیدم كه این كشور آزاد و زیباست و همه برای استقبال من تا فرودگاه، هتل و مكان‌های دیگر آمده بودند.
    این بازیگر كشور كره، درباره صحنه‌ای از سریال «افسانه جومونگ» كه بیشترین تاثیر را روی او گذاشته است، گفت: پاسخ این پرسش مشكل است. چون سه سال از تصویربرداری آن می‌گذرد. البته سكانس‌هایی را در كوه تصویربرداری كردیم از یادم نمی‌رود چرا كه پس از آن یك هفته نمی‌توانستم خوب غذا بخورم و در گوشم گل فرو رفته بود. به هر حال «جومونگ» برای من سریال خوبی بود. چرا كه توسط آن مطالب زیادی آموختم.
    سونگ با اشاره به یكی از آخرین سكانس‌های سریال «افسانه جومونگ» گفت: در این سكانس جومونگ، موتالمو و سوسانو را به محل دیگری می‌فرستد. من در این سكانس بسیار چه جلوی دوربین و چه پشت دوربین گریه كردم چون حس می‌كردم واقعا دوست صمیمی خود را به نقطه‌ی دیگری می‌فرستم.
    به گزارش ایسنا، در ادامه این نشست بازیگر نقش «جومونگ» درباره‌ی ارتباط هنر و صنعت در كشور كره گفت: این ارتباط در كره بسیار فراوان است.
    او هم چنین وجود شایعات در كره درباره بازیگران را زیاد دانست.


    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •