لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 17 از 531 نخستنخست ... 71314151617181920212767117517 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 129 تا 136 , از مجموع 4242

موضوع: مجله تلویزیون ( نقد و بررسی فیلم و سریال های تلویزیون )

  1. Top | #129
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض با علی دهكردی، بازیگر سریال‌های مسافر زمان و سایه تنهایی

    با علی دهكردی، بازیگر سریال‌های مسافر زمان و سایه تنهایی


    پارسیان (شاپرزفا)
    مدتی است علی دهكردی را در سریال طنز «مسافر زمان 2» در نقش كمدی می‌بینیم؛ تجربه‌ای كه كمتر در كارنامه هنری این بازیگر دیده شده است. این حضور انگیزه‌ای شد تا برای انجام یك گفتگو به سراغش برویم...
    دهكردی، فارغ‌التحصیل رشته كارگردانی و بازیگری از دانشگاه تهران است. زمینه حرفه‌ای او با گرایش به تئاتر آغاز شد. اولین بار در سریال «مزد ترس» مقابل دوربین تلویزیون رفت و با فیلم «از كرخه تا راین» بود كه به شهرت رسید.
    در گفتگویی كه می‌خوانید، دهكردی از دلایل حضورش در سریال مسافر زمان كه كاری طنز است، برایمان گفت.

    با بازی در مسافر زمان نشان دادید همچنان به نقش‌های متفاوت فكر می‌كنید. بازی در سریال مسافر زمان چگونه شكل گرفت؟

    در سال‌های اخیر به دنبال ایفای نقش‌های متفاوت بودم، حتی بیشتر دوست داشتم این نقش‌ها منفی باشد، چون تاكنون نقش‌هایی كه بازی كرده‌ام همگی مثبت هستند. بازی در سریال شیخ بهایی و نقش شاه عباس هم در ادامه همین تصمیم بود. كارگردان سریال مسافر زمان را از قبل می‌شناختم، اما تا مسافر زمان شرایط همكاری با مسعود نوابی فراهم نشده بود. وقتی برای سریال مسافر زمان با من تماس گرفتند، فضای خالی خوبی در برنامه‌ام بود كه فیلمنامه را بخوانم. ابتدا به دلایلی عذرخواهی كردم، چون فكر می‌كردم آن چیزی كه در نسخه اول فیلمنامه هست، با شكل اجرایی آن منطبق نیست. علاوه بر این كه داستان متعلق به زمان حال و معاصر هم نبود؛ اما آقای نوابی وقتی برای من توضیح دادند شخصیت‌های داستان متعلق به همین زمان هستند كه هنوز هم در جامعه وجود دارند و پس از یك گفتگوی طولانی كه به جمعبندی نقش انجامید، قبول كردم در این مجموعه بازی كنم و اكنون هم از حضورم در این پروژه راضی هستم. به خاطر هدایت خوب كارگردان كه دارای اخلاق مناسب و تجربه كاری خوب و دانش فنی بالایی هستند.

    شما از ابتدا برای نقش اردشیر انتخاب شده بودید یا این كه كاراكترهای دیگری هم به شما پیشنهاد شده بود كه در نهایت این نقش را قبول كردید؟

    از ابتدا برای این كاراكتر انتخاب شدم. این نقش در ردیف كلاه مخملی‌ها (البته به مفهوم سینمای كلیشه‌ای)‌ قرار داشت. با شخصیت اولیه این نقش در فیلمنامه موافق نبودم، چون اعتقادی به توجه و پرورش چنین شخصیت‌هایی در آثار تلویزیونی و سینمایی ندارم؛ اما كارگردان عقیده داشت این كاراكتر می‌تواند یك شخصیت آراسته (كت و شلواری)‌ كه خود را صاحب عقیده و تحصیلات می‌داند، باشد كه معاصر و ملموس نیز هست. به هر حال در تمام طول پروژه سعی كردم علاوه بر برقراری ارتباط خوب و مثبت با این كاراكتر، طوری نقش را بازی كنم كه انگار این شخصیت در كنارمان وجود دارد و قابل درك است. حالا شاید یك سری قانون‌شكنی‌ها یا برخوردهای خاص داشته باشد، اما در جریان داستان می‌بینیم كه در زمان گرفتن تصمیمات اساسی مثل خیانت به كشور این كار را نمی‌كند و با دشمنان كنار نمی‌آید. به اصول خانوادگی هم تا حدی پایبند است. در مجموع اگر شما به همه شخصیت‌ها و كاراكترهای قصه نگاه كنید، می‌بینید شخصیت منفور و منفی در داستان وجود ندارد.

    تجربه بازی در یك نقش كمدی برای بازیگری كه غالبا او را در آثار درام و رئال دیده‌ایم، چطور بود؟
    در كار تصویر این اولین كار طنز من بود. البته پیش از این سریال در فیلم «تاكسی نارنجی» به كارگردانی آقای وحیدزاده بازی كرده‌ام. آن فیلم هم طنز است كه هنوز اكران نشده و انعكاس پیدا نكرده است. در شروع دوران بازیگری‌ام كه با تئاتر آغاز شد، به كارهای طنز علاقه داشتم. حتی نمایش‌های طنز نیز بازی كردم كه در حد كار دانشجویی ناموفق هم نبوده، ولی متاسفانه در طول سال‌هایی كه به عنوان یك بازیگر حرفه‌ای جلوی دوربین رفتم، این جسارت را در كارگردانان كم دیدم كه به یك بازیگری كه به گفته شما در ژانرهایی غیر از طنز مثل ملودرام و تراژیك حضور دارد، پیشنهاد یك نقش متفاوت را بدهد. من با جرات می‌گویم كه تقریبا بیشتر بازیگران حرفه‌ای ما می‌توانند در هر زمینه و ژانری نقش‌آفرینی كنند. همان‌طور كه حس ترحم و شفقت را در بیننده به وجود می‌آورند باید توانایی خنداندن یا برانگیختن خشم مخاطب را هم داشته باشند، مشروط بر این كه فیلمنامه صحیح و منسجم نوشته شده و طنز به مفهوم عالی و كامل خود اتفاق بیفتد. در حال حاضر خودم فضای روحی، ذهنی و شخصی‌ام را برای كار در آثاری كه رگه‌های طنز داشته باشد، آماده می‌بینم و دوست دارم در كاری كه جنبه طنز در آن تقویت شده و با شرایط سنی و فیزیكی من منطبق است، بازی كنم. هنوز هم نقش‌های متفاوت برایم جذاب است.

    نوع گریم و تغییر صدا چقدر برای رسیدن شما به این نقش كمك كرد؟

    بازیگری هم بخشی از فیلم است كه پیوستگی كامل با بقیه اجزای فیلم دارد. یكی از پایه‌های اصلی در پروژه فیلمسازی، بازیگر است كه این پایه اصلی به وسیله نور، دوربین، مونتاژ، صداگذاری، گریم و... شكل نهایی خود را به دست می‌آورد. مسلما در یك كار تاریخی دور، كسی نمی‌تواند با لباسی آراسته (كت و شلوار)‌ و لحن امروزی حاضر شود و حرف بزند. این زمانی معنی پیدا می‌كند كه در هارمونی با طراحی لباس و طراحی گریم مربوط به شرایط واقعی خودش حضور داشته باشد. در پروژه مسافر زمان، هم به لحاظ تمهیدات مربوط به كارگردانی و هم به لحاظ شرایط واقعی و میدانی ایجاب می‌كرد اردشیر چنین گریم، لباس و تیپی داشته باشد. به عقیده شخصی خود من و بر اساس تجربیاتی كه در حرفه بازیگری دارم، به هر حال باید هر بازیگری برای بازی نقش‌های متفاوت، شرایط گویش، لحن و حتی تاكیدی كه روی كلمات دارد را تغییر دهد؛ چون همه مثل هم حرف نمی‌زنند. مثلا وقتی یك بازیگر، نقش یك روحانی را بازی می‌كند نوع دیالوگ گفتن او باید دارای وقار و متانت خاص باشد كه در خور همان شخصیت هست یا این كه در نقش یك پلیس باید تحكم لحن یك افسر نظامی را داشته باشد.
    در مجموع همه عوامل از جمله طراحی گریم یا نوع دیالوگ گفتن كه با هدایت كارگردان و تمرین زیاد آن را اجرا كردم، تلاشی بود كه به باورپذیری شخصیت برای بیننده كمك كرد.

    بازی خودتان را چگونه ارزیابی می‌كنید و چه نقدی را بر آن وارد می‌دانید؟

    در حال حاضر نمی‌توانم به طور عادلانه و درستی در مورد این پروژه نظر بدهم، چون به صورت پیوسته و كامل آن را ندیده‌ام؛ اما در مورد نقش خودم فكر می‌كنم اولین نكته مثبت این بود كه این شخصیت را بازی كردم. به عقیده من همین ایفای نقش هم خیلی مهم است كه بازیگر بتواند از عهده آن برآید.
    اما در نهایت بازیگر در سینما و تلویزیون یك موقعیت مفعولی دارد و كاملا باید تابع یك متن از قبل نوشته شده و كارگردان، طراح گریم، طراح لباس و... باشد. حتی بازیگر نمی‌تواند از خودش شخصا میزانسی را خلق كند. بخش عمده كار به عهده كارگردان است؛ یعنی در حال حاضر اگر من بخواهم نقش اردشیر را در این داستان نقد كنم، صرفا بازی علی دهكردی نباید مورد انتقاد باشد؛ بلكه باید بخشی از طراحی كلی این شخصیت مورد ارزیابی قرار گیرد. كارگردان هم اگر در حال حاضر سریال را از تلویزیون تماشا كند هم به یك سری مسائل مونتاژ شده مجموعه پی می‌برد و ممكن است ایراداتی را نیز بر آن وارد بداند. متاسفانه در یك جمع‌بندی كلی، بازیگر حضور فاعلی و تمام‌عیار در شكل گرفتن نقش ندارد. البته در این كار خوشبختانه من این امتیاز را داشتم با كارگردانی كار كنم كه در سر صحنه، حضوری مثبت و دموكرات داشت.
    مثلا پیشنهادهایی كه ما به عنوان بازیگر در سر صحنه ارائه می‌كردیم، ابتدا بررسی می‌كرد و اگر لازم بود از پیشنهادها استفاده می‌نمود؛ اما باید نقشی اجرا می‌شد كه از قبل در متن مشخص شده بود. البته این را بگویم كه این دلیل خوبی برای توجیه ضعف‌های اجرایی من به عنوان بازیگر نیست. خوب مسلما من به نسبت دیگر بازیگران كه در این زمینه تجربه بیشتری دارند، تجربیات كمتری داشتم. حالا كه بعضی از قسمت‌های این مجموعه را می‌بینم، فكر می‌كنم اگر با تامل و دقت نظر بیشتری كار می‌كردم، این فرصت را داشتم تا بیشتر روی نقش متمركز شوم و آن را بهتر اجرا كنم.
    متاسفانه به دلیل طولانی شدن ضبط پروژه مجبور شدیم از تابستان به زمستان برسیم كه همان لباس‌های فصل تابستان را استفاده كردیم و به نظرم در طول این سال‌های اخیر یكی از سخت‌ترین پروژه‌هایی بود كه از لحاظ شرایط میدانی و فیزیكی كار كردم. همچنین سریال لوكیشن‌های متعددی برای كار داشت كه بعضی از این مكان‌ها، راه‌های صعب‌العبور كوهستانی و غیرقابل تردد در منطقه خوچیر داشت كه نیاز به كوهنوردی بود. فكر می‌كنم اگر سیستمی وجود داشت كه این مجموعه را از لحاظ پشت صحنه مورد ارزیابی قرار می‌داد، عوامل این گروه به خاطر تلاش و زحمتی كه متحمل می‌شدند، مورد تقدیر قرار می‌گرفتند؛ چون این سریال در سخت‌ترین شرایط جوی ساخته شد.

    اگر در آینده باز هم شخصیت طنز دیگری به شما پیشنهاد شود، آن را قبول می‌كنید؟

    بله. اگر باز هم پیشنهاد كار طنز شود از آن استقبال می‌كنم، منتها در شرایطی كه پذیرفتنی باشد. همیشه در طول حرفه بازیگری این مساله برایم مهم بوده كه با مجموعه كاری كه پیشنهاد می‌شود، هم‌سویی داشته باشم. اگر نقشی به من پیشنهاد شود كه جنبه طنز داشته و كاریكاتور یا طنز درشت در آن وجود نداشته باشد، حتما آن را قبول می‌كنم.

    در حال حاضر علاوه بر سریال طنز مسافر زمان كه از شبكه 2 پخش می‌شود، شما در سریال سایه تنهایی هم حضور دارید كه یك نقش جدی را در آن اجرا می‌كنید. آیا این دو نوع بازی مشكلی را برای بیننده به خاطر پذیرفتن شما در نقش‌هایتان به وجود نمی‌آورد؟

    ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم باورهای عمومی مردم را نادیده بگیریم، مخصوصا یك بازیگری كه توانسته در نوعی از اجرای شخصیت‌ها به یك موفقیت نسبی برسد. هیچ بایدی وجود ندارد تا مردم چیزی را به اجبار بپذیرند. در مقابل یك‌سری بایدها برای بازیگر وجود دارد، حضور بازیگر در نقش‌های متفاوت یكی از این بایدهاست تا حوزه توانایی خودش را گسترش دهد و آنها را به نمایش بگذارد. به نظر خود من پخش 2 سریال یا بهتر بگویم 3 سریال همزمان از تلویزیون یك وجوه مثبت دارد. (چون 2 قسمت پایانی سریال شیخ بهایی همزمان با پخش اولین قسمت مسافر زمان بود كه بعد از آن هم سایه تنهایی پخش شد) فكر می‌كنم فرصت خوبی بود كه منتقدان كمی جدی‌تر به این تفاوت‌ها نگاه كنند یا كارگردانان زمانی كه این سریال‌ها را تماشا می‌كنند، در جایگاه مقایسه ببینند كه بازیگران قابلیت‌های متفاوتی دارند. البته شاید بخشی از آن نگران‌كننده باشد و آن همان چیزی بود كه شما گفتید و این بازمی‌گردد به سلیقه بیننده ولی من احتمال می‌دهم نقشی كه در سایه تنهایی به عنوان یك پزشك داشتم، نسبت به دیگر نقش‌ها برای مخاطب قابل باورتر است، به دلیل این كه با پیشینه اجرای نقش‌های علی دهكردی نزدیك‌تر است. اما من از مخاطبان می‌خواهم كه این فرصت را به بازیگران بدهند تا در حیطه نقش‌های متفاوت اجرا داشته باشند و با پذیرش بازی بازیگر در همه زمینه‌های متفاوت اجازه دهند حوزه توانایی‌های هنرمند گسترش یابد.

    كمی درباره نقشی كه در سریال سایه تنهایی داشتید توضیح دهید.

    سریال سایه تنهایی یكی از آن سریال‌هایی بود كه من به استناد دیدگاه شخصی، آن را پذیرفتم. ذهنم با كلیت داستان همسویی خوبی داشت. این سریال به زندگی گروهی از افراد جامعه می‌پردازد كه كمتر مورد توجه مردم هستند مثل پزشكان و یا پرستاران كه این سریال به زندگی شخصی و كاری آنها می‌پردازد. مساله دیگر این كه در این سریال من افتخار همكاری با بیژن امكانیان و پرویز پورحسینی را داشتم. اما درمورد خود نقش دكتر شجاعی، دارای یكسری لایه‌های درونی و ظریفی بود كه این ویژگی‌ها را در درون افرادی كه نزدیك خودم هستند، سراغ داشتم. مثلا درست پزشكی دارم كه جانباز است و اگر روی او شناخت دقیقی نداشته باشید، متوجه نمی‌شوید مدت‌ها در جبهه بوده و هنوز هم پایبند اعتقاداتش است.
    امثال دكتر شجاعی‌ها وجود دارند كه گاهی به خاطر اعتقاداتشان، كار آنها تحت تاثیر قرار می‌گیرد و از حرفه خود در جهت وسیله‌ای برای نجات یك انسان بدون هیچ چشمداشتی برای گرفتن دستمزد، كار می‌كنند. این وجوه شخصیتی دكتر شجاعی برای من خیلی باارزش بود كه این نقش را به خاطر آن پذیرفتم.

    برای ماندگاری در این حرفه چه ملاك‌هایی را مدنظر دارید؟

    اولین و مهم‌ترین دلیل ماندگاری را داشتن اخلاق حرفه‌ای می‌دانم. همچنین فرد باید در زندگی خود پایبند اخلاق و ایدئولوژی خاص باشد. به عقیده من ما كار می‌كنیم تا زندگی كنیم، زندگی نمی‌كنیم به خاطر كار. باید كاری كه انجام می‌دهیم در راستای ایدئولوژی و اندیشه‌های متعالی وجودمان باشد

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. Top | #130
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تلویزیون، تابستان را تعطیل اعلام كرد؟

    تلویزیون، تابستان را تعطیل اعلام كرد؟


    پارسیان (شاپرزفا)
    به‌نظر می‌رسد پخش تعداد قابل توجهی از سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی آن هم با تداخل، در یك فصل به ركود چنین برنامه‌هایی در سایر فصل‌ها خواهد انجامید و به نوعی گذاشتن همه تخم مرغ‌ها...
    صدا و سیما تابستان امسال را به‌گونه‌ای متفاوت شروع كرده و دیده‌ها و شنیده‌ها از عملكرد تلویزیون گویای زحمات بسیار است كه برنامه‌سازان شبكه‌های مختلف و برنامه‌ریزان به‌خود داده‌اند و نتایج این زحمات را مدتی‌است كه شاهدیم.
    تلویزیون هر سال با برنامه‌های تابستانی و جشنواره‌های مختلف به استقبال تابستان رفته است اما امسال برای این استقبال، دستش از همیشه پرتر است با این تفاوت كه گویی مدیران و برنامه‌ریزان تلویزیون قدرت مخاطب شناسی خود را از دست داده‌اند و نخستین خشت بنای برنامه‌ریزی را برای تابستان مردم، اندكی كج نهاده‌اند.

    هر سال تلویزیون با رسیدن فصل تعطیلی مدارس فیلم‌های سینمایی و معمولا یك سریال ویژه را برای تماشاگران تدارك می‌دید اما امسال یك سریال به 4 سریال تابستانی افزایش یافته و تعداد فیلم‌های سینمایی نیز به 400 رسیده است كه به این ترتیب روزانه 2فیلم سینمایی را از تلویزیون شاهد خواهیم بود كه شبكه دو و تهران میان شبكه‌ها بیش از سایر شبكه‌ها فیلم سینمایی به نمایش می‌گذارند.

    سریال «رستگاران» هر شب ساعت 23 از شبكه سه سیما، سریال «شمس العماره»، یك سریال طنز به كارگردانی رامبد جوان و سریال مدرسه ما، مجموعه این 4سریال هستند كه در برنامه‌های تابستانی تلویزیون جای گرفته‌اند. همچنین سریال «درچشم باد» روزهای جمعه، «بشارت منجی» یكشنبه‌ها و «سایه تنهایی» 3 شب در هفته از شبكه یك سیما پخش می‌شوند.
    در میان فیلم‌های سینمایی هم نام آثاری به چشم می‌خورد كه به لحاظ فنی و مضمونی و نیز استقبال‌های بین‌المللی، پخش‌شان در تلویزیون كمی حیرت انگیز به‌نظر می‌رسد و از این جمله می‌توان به فیلم‌هایی چون فیلادلفیا و استرالیا اشاره كرد كه به همت تلاش‌های هنرمندانه دوبله و ترجمه در سیما، قابلیت نمایش در تلویزیون كشورمان را پیدا كرده‌اند و علاقه‌مندان به این آثار می‌توانند نسخه فارسی شده آنها را هم ببینند.

    همه این زحمات جای تقدیر دارد اما همانطور كه پیشتر نیز ذكر شد این برنامه‌ها چندان مخاطب‌شناسانه تدارك دیده نشده‌اند! تابستان، فصل تعطیلی و اوقات فراغت است اما نه برای همه افراد جامعه و همه اقشار. تقریبا می‌توان گفت فقط كودكان و نوجوانان هستند كه در این ایام تعطیل هستند و فرصت بیشتری برای دیدن تلویزیون دارند. این عده در مقابل سایر اقشار مخاطبان ازجمله كارمندان، زنان خانه دار، جوانان، دانشجویان و... چندان طیف وسیعی را تشكیل نمی‌دهند.

    همچنین مخاطب فارغ‌البال تلویزیون در تابستان، تماشاگر فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی نیست. به‌نظر می‌رسد پخش تعداد قابل توجهی از سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی آن هم با تداخل، در یك فصل به ركود چنین برنامه‌هایی در سایر فصل‌ها خواهد انجامید و به نوعی گذاشتن همه تخم مرغ‌ها در یك سبد محسوب می‌شود.

    صد البته تلویزیون برای مخاطبان فصل تابستان خود كه همانا كودكان و نوجوانان باشند، برنامه‌های متعدد و متنوعی ترتیب داده كه از این بابت باید خوشحال بود. به‌عنوان نمونه بیشترین سهم پذیرایی از مخاطبان كودك و نوجوان به‌عهده شبكه دو سیما گذاشته شده و از صبح تا ساعت 19 شبكه یك و تهران هم برنامه مكمل كودك و نوجوان خواهند داشت. ز جمله این برنامه‌های مكمل، برنامه عمو پورنگ و امیرمحمد است كه به‌صورت ویژه برای تابستان در شبكه یك تهیه شده است.

    اما اگر سهم كودكان از تلویزیون در تابستان را بگذاریم كنار سهم بزرگ‌ترها كه هم برایشان فیلم و سریال در نظر گرفته شده و هم برنامه‌های مناظره، گفت‌وگو و ویژه‌برنامه‌هایی چون شوك، مكس، ضربان و... مدیران سیما فراموش كرده‌اند كه فقط كودكان و نوجوان در تابستان تعطیل‌ هستند و بزرگ‌ترها مثل همیشه مشغول و شاید بیش از همیشه چرا كه باید وقت بیشتری را با فرزندان خود بگذرانند.

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  3. Top | #131
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض لطفا دور خود نچرخیم!!

    لطفا دور خود نچرخیم!!


    پارسیان (شاپرزفا)
    او در حالی كه در سریال‌های نودشبی‌‌اش یكی از موفق‌ترین زوج‌های كمدی تلویزیون یعنی فتحعلی اویسی و امیر جعفری را معرفی كرد اما در زندگی به شرط خنده از تیپ خشایار در سریال زیر آسمان شهر وام گرفت...
    لطفا دور نزنیم آخرین سریال مهدی مظلومی كه از شبكه تهران پخش می‌شود از جمله سریال‌هایی است كه با هدف فرهنگ‌سازی‌ ترافیكی ساخته شده است.


    البته اینكه ما این سریال را سفارشی بدانیم یا ندانیم فرقی در این تحلیل به وجود نمی‌آورد كه سریال‌هایی كه به‌صورت سفارشی فرهنگ‌سازی‌ را در دستور كار قرار می‌دهند نسبت به دیگر آثار افت كیفی مشهودی دارند؛ این قضیه در مورد آخرین سریال مهدی مظلومی هم صدق می‌كند.

    شاید بسیاری از مخاطبان عام تلویزیون مهدی مظلومی را نشناسند یا چهره‌‌اش را به خاطر نیاورند اما او بعد از مهران مدیری و مهران غفوریان (همكاران سابقش) یكی از مهم‌ترین طنزپردازان تلویزیون است ولی به‌دلیل فراز و فرود فراوانی كه در سریال‌هایش داشته نتوانسته مانند مهران مدیری امضای مخصوص به‌خود را پای اثرش به بیننده نشان دهد.
    البته بخشی از این اتفاق به‌دلیل عدم‌حضور مظلومی به‌عنوان بازیگر آثار خود است كه مدیری، غفوریان و دیگر كارگردان‌های سریال‌های طنز ازآن بهره می‌برند اما بخش عمده این مشكل به‌دلیل فراز و فرود در كار خود اوست. به‌عنوان مثال وقتی سریال موفق «بدون شرح» را در كنار لطفا دور نزنیم می‌گذاریم هیچ عنصر مشتركی را به‌عنوان شگرد یا امضای كارگردان نمی‌توان یافت؛ پس لاجرم باید لطفا... را اثری مستقل در میان آثار مظلومی دانست؛ هرچند تعداد آثار مستقل وی در حال افزایش باشد.


    مهدی مظلومی كارش را به‌طور مستقل با كارگردانی سریال بدون شرح آغاز كرد و با این سریال بسیار موفق، خود را به‌عنوان قطب سوم طنز‌پردازی در تلویزیون در اوایل دهه80 شناساند. او با فراتررفتن از الگوی طنز خانوادگی كه در «پاورچین» و «زیر آسمان شهر» ارائه شده و موفقیت‌هایی را هم كسب كرده بود الگوی نوعی طنز محل كاری یا خارج از خانه را ارائه داد؛ الگویی كه درصدد بود آدم‌ها را در موقعیت‌هایی فراتر از محیط خانواده به طنز و كمدی بكشد. او برای این منظور دفتر یك هفته‌نامه را برگزید.

    او اگرچه نتوانست به‌طور كامل این الگو را از طنز‌های خانوادگی منتزع كند اما تا حدودی دایره طنز و كمدی در سیما را افزایش داد و گرچه در بدون شرح،داستان بدون تعامل با روابط خانوادگی پیش نمی‌رفت اما قسمت اعظم بار كمدی داستان بر دوش روابط حرفه‌ای بیرون خانه بود.
    بدون شرح بدون شك یكی از موفق‌ترین آثار نودشبی بوده كه تا امروز پخش شده اما نكته جالب این است كه این الگو در سریال «بانكی‌ها» جواب نداد و این سریال حتی گوشه‌ای از موفقیت‌های سریال قبلی ر ا تكرار نكرد درصورتی كه پافشاری مظلومی و گروه نویسند‌گانش بر این الگو در سریال «كمربندها را ببندیم» باعث موفقیت نسبی این سریال شد؛ سریالی كه در یك دفتر هواپیمایی یا یك فرودگاه خصوصی، همان راهی را در ارائه شوخی‌ها و موقعیت‌های طنز رفت كه بدون شرح رفته بود.

    سریال نودشبی بعدی مظلومی «اكسیژن» بود كه باعث شد منتقدان به این باور برسند كه مظلومی طلسم موفقیت آثارش یكی در میان عمل می‌كند و او برای فرار از این طلسم یكی در میان، با دست‌شستن از ساخت سریال‌های نودشبی به سمت ساخت آثار مناسبتی رفت. «زندگی به شرط خنده» و «روزگار خوش حبیب‌آقا» از زمره این سریال‌ها بود كه مظلومی با فاصله گرفتن از ساخت سریال‌های نود‌شبی آنها را ارئه داد.


    او در حالی كه در سریال‌های نودشبی‌‌اش یكی از موفق‌ترین زوج‌های كمدی تلویزیون یعنی فتحعلی اویسی و امیر جعفری را معرفی كرد اما در زندگی به شرط خنده از تیپ خشایار در سریال زیر آسمان شهر وام گرفت اگرچه در نهایت این سریال هم در زمره آثار موفق مظلومی جای نگرفت و به همین ترتیب سریال روزگار خوش حبیب آقا نیز اتفاق خاصی به شمار نیامد.

    اما لطفا دور نزنیم چنان كه نوشتیم سریالی است كه حین سرگرم‌سازی،‌ فرهنگ‌سازی‌ را نیز مد نظر دارد.
    داستان این سریال حول محور مردی به نام سیف‌الله با بازی محمد كاسبی است كه به دلایلی به قانون و مخصوصا قوانین راهنمایی و رانندگی احترام می‌گذارد. او به شیوه‌ای پدر سالارانه خانواده‌ای را اداره می‌كند؛ خانواده‌ای متشكل از برادر‌زاده‌هایش كه اتفاقا هر كدام در یك محدوده بسته و مشخص، كسب و كار نیز دارد. به این نحو مظلومی سعی می‌كند الگوی طنز فرا‌خانوادگی را حفظ كند كه البته تلاش ناموفقی است.

    خلاصه اینكه سیف‌الله‌خان فرمانی صادر می‌كند مبنی بر اینكه نوشین - یكی از دختر‌های خانواده- باید ظرف 3روز ازدواج كند وگرنه عرصه بر دیگر افراد خانواده تنگ می‌شود؛ اعضای خانواده نیز برای گریز از این شرایط جوان ساده‌دلی به نام اصغر با بازی محمدرضا هدایتی را گیر می‌آورند و با كلك به جای شوهر نوشین به سیف‌الله معرفی كنندتا اینكه... .

    چنان كه مشاهده می‌شود الگوی داستانی لطفا دور نزنیم از الگوی فیلمفارسی‌های كمدی یا بعضی از فیلم‌های هندی تبعیت می‌كند؛ الگویی كه در آن منطق داستان فدای ایجاد موقعیت كمدی می‌شود.
    در این الگو مهم نیست كه مثلا در سریالی كه در مورد ترافیك، فرهنگ‌سازی‌ می‌كند شخصیت دیكتاتورمآب سیف‌الله اصلا محلی از اعراب دارد یا نه، یا اصلا چرا سریالی كه دغدغه فرهنگی دارد نسبت به نسل جوان (نوشین) این‌قدر بی‌رحم و اشاعه‌دهنده فرهنگ نخ‌نمای پدرسالاری در زمینه ازدواج است و اصلا پیدا‌كردن شوهر ظرف 3 روز حتی به شرط كمدی‌بودن روایت، از چه منطقی پیروی می‌كند! بیننده از فردی چون سیف‌الله كه از روی طریقه رانندگی افراد و مبادی قانون بودن آنها در موردشان قضاوت می‌كند انتظار ندارد كه به‌صورت كاملا بی‌منطق از این شروط فیلمفارسی‌وار برای ازدواج دختری بگذارد.


    به همین طریق داستان سریال در الگوی بسته‌ای دور می‌زند كه گاهی بانمك‌بودن شخصیت اصغر با بازی هدایتی و گاهی بده‌بستان او با جواد عزتی بیننده را راضی نگه می‌دارد؛ ضمن اینكه وجود شخصیت‌هایی مثل سیمین به‌عنوان مدیر داخلی خانه (بخوانید كلفت در فیلم‌های فارسی) بسیار پیش‌پاافتاده و فسیل‌شده است.

    از طرف دیگر پیام‌های راهنمایی رانندگی كه گاهی توسط سیف‌الله، گاهی توسط اصغر و گاهی توسط دیگر شخصیت‌های سریال عنوان می‌شود بسیار رو و سطحی است و سطح كیفی سریال را بسیار پایین آورده است. در حقیقت لطفا دور نزنیم سریالی نیست كه در كنار روایتش گوشه‌ای از فرهنگ ترافیك را منتقل كند بلكه تبدیل به پیغام‌هایی ترافیكی شده كه داستانی برای ارائه آنها خلق شده است. طبیعتا از دل چنین محدودیت‌هایی داستانی جذاب - لااقل در حد كارهای قبلی كارگردان- بیرون نمی‌آید و انتظارات مخاطب را از مهدی مظلومی برآورده نمی‌كند؛ گرچه عده‌ای از مخاطبان هنوز از این الگوهای قدیمی احساس رضایت كنند.


    در واقع آن‌چیزی كه در نهایت سریال لطفا دور نزنیم را از دید برخی از مخاطبان پذیرفتنی می‌كند وجود دغدغه‌های فرهنگی و تلاش برای ارائه سریالی سالم و به دور از مخاطرات روانی است كه این‌روزها در اكثر سریال‌های وطنی به چشم می‌خورد وگرنه از دید حرفه‌ای، این سریال در كارنامه مهدی مظلومی گامی رو به عقب به شمار می‌رود؛ آن‌هم برای كارگردانی كه هنوز می‌تواند در دایره بسته سریال‌های كمدی، تاثیر‌گذار باشد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. Top | #132
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض درباره سریال «سایه تنهایی»

    درباره سریال «سایه تنهایی»


    پارسیان (شاپرزفا)
    بسیاری از سریال‌های تلویزیونی مانند نان بربری قبل از این‌كه از تنور درآیند خیل جمعیت منتظر ظهورشان هستند و داغ داغ بر كف دست قرار می‌گیرند. سریال‌های 90 قسمتی...
    وقتی همه ابزارهای لازم در یك لوكیشن خاص گردهم می‌آیند، یك داستان متوسط هم می‌تواند كمی تا قسمتی سرگرم‌كننده از كار درآید. این معجزه مكان در یك اثر تصویری نام دارد؛ یعنی مكان در یك فیلم سینمایی یا اثری تلویزیونی اگر مناسب و بهینه و در ارتباط با موضوع مورد استفاده قرار گیرد ، می‌تواند كاری كند كارستان و وقتی این مكان در یك سریال تلویزیونی، بیمارستان باشد، انواع راهكارها و ابزارها برای دراماتیك كردن ماجرا، داستانك‌ها و كاراكترها مهیاست تا بستر اصلی شكل بگیرد و قصه روایتش را تصویری آغاز كند.


    سریال تلویزیونی «سایه تنهایی» لوكیشن خاصی دارد. مكانی كه در بالا ذكر كردیم. كاراكترهای آنجا هم ناگزیر همان 3 دسته پزشكان، بیماران و همراهان مرتبط با آنها نام می‌گیرند. پس بظاهر هم مكان پر و پیمان است و هم كاراكترها. می‌‌ماند قصه و موضوع و محتوا، هنر كارگردان در بازی گرفتن و چارچوب ساختن برای عناصر داستان تصویری‌اش. كاری كه در سایه تنهایی كمی تا قسمتی انجام نشده است یا اگر هم شكل گرفته باشد كامل نیست. این یك سوی قضیه.
    از طرف دیگر، بیننده و مخاطب با این دست سریال‌ها چندین سال است كه آشناست و اتفاقا مجموعه‌هایی هم دیده كه بعضی از آنها درست به دلش نشسته‌اند یا دست‌كم سریالی وزین بوده‌اند. تولیداتی خارجی مثل مجموعه «پرستاران» یا حتی سریال كره‌ای «متشكرم» و مجموعه ایرانی «روزگار قریب( »كه البته قسمت اجتماعی‌اش مد نظر نیست) در این سریال‌ها تكلیف تماشاگر با آنچه می‌بیند اگر نه در قسمت اول، سرانجام در قسمت سوم روشن می‌شد و این مخاطب می‌توانست با كاراكترها و قصه ارتباط برقرار كند و با یك كاراكتر یا چند تا همذات‌پنداری داشته باشد و قصه و حال و هوایش را دربست بپذیرد.

    یعنی تماشاگر می‌دانست كه پزشكان در این مكان خاص یعنی بیمارستان و كلینیك قرار است چكار كنند و اصلا چرا این‌گونه‌اند؟ تكلیف هر پرستار و پزشكی و تكلیف مثلا همسران آنها برای بیننده روشن بود. چرایی نوع رفتارهای هر كاراكتر نیز برای تماشاگر روشن شده بود و این 2 عامل باعث می‌شدند تماشاگر خواهان گسترش قصه باشد و نسبت به روند شكل‌گیری و در نهایت پایان داستان به حدس و گمان روی بیاورد.
    و همه این‌ها بدین معناست كه بیننده سریال پرستاران یا مجموعه متشكرم و حتی بیننده سریال روزگار قریب داستان را فهمیده و حتی آن را قبول كرده و روند شكل‌گیری آن را منطقی دانسته و نسبت به سرانجام آنها از این منظر خود را دارای حق قضاوت می‌داند و نسبت به سرنوشت سریال حساس است.

    در سایه تنهایی از مكان استفاده بهینه نمی‌شود و كل ماجرا ریخته شده روی دوش چند نفر مانند اردلان، هاتفی، تعدادی پرسنل و كادر پزشكی بیمارستان و همچنین بیمارانی كه به آنجا می‌آیند. به اینها اوضاع و احوال و داستانك‌های كادر پزشكی را هم اضافه كنید. یكی در حیطه كاری آنها مثلا نوع رفتار و كردار افرادی مثل اردلان، شجاعی یا هاتفی در تعامل با بیماران و در تعامل با دیگر همكارانشان و دیگری تعامل یا عدم تعامل آنها در زندگی خصوصی‌شان، مثل رابطه اردلان با همسرش و تفكری كه درباره‌اش دارد (این دیالوگ‌ها را به یاد آورید كه اردلان اعتقاد دارد همسرش او را به خاطر موقعیت اجتماعی‌اش می‌خواهد و این حرف‌ها)‌ یا چیزهایی از این قبیل. درواقع اصلا معلوم نیست چرا این اتفاقات در محلی دیگر روی نمی‌دهد. هر زن و مردی در یك مجموعه تلویزیونی می‌توانند در این قالب عدم تعامل یا تعامل قرار بگیرند و وقتی قرار نیست از مكان و تصویری استفاده شود، چه لزومی دارد كه اردلان پزشك باشد؟! در این خصوص به فیدبك ماجراها یا مثلا پیام و هدف سریال می‌توان اشاره كرد. در قسمت‌هایی آنچنان از بیماری‌ها سخن گفته می‌شود و علل و عوارض و خبرهایی از این قبیل گفته می‌شود كه بیننده تصور می‌كند با سریالی روبه‌روست كه قرار است در آن پیام‌های پزشكی حرف اول و آخر باشد.
    اگر سایه تنهایی حدود 2سال پیش پخش می‌شد حتما موفقیت بیشتری كسب می‌كرد و مانند اكنون با سریال‌های مشابه كه در این مدت به نمایش درآمده‌اند قیاس نمی‌شد

    در مواردی با ایثارگری طبیب روبه‌رو می‌شویم كه پزشكان ایثارگرانه و مخلصانه كار می‌كنند. خب پس از آن بیننده باید چه كار كند؟ هر 2 حالتی كه ذكر شد به تناوب در سایه تنهایی قابل مستفاد است و اصلا كاری به جنبه تصویری ماجرا ندارد. حرفی است كه زده می‌شود و فیزیك حركتی بازیگران است كه اجرا می‌شود. بدون این كه یك مجموعه تصویری قابل فهم و منطقی از جمع این‌ها بیرون بیاید و تماشاگر بتواند با آن ارتباط برقرار كند.
    مساله دیگر، فضای حاكم بر سریال است. اگر چه قرار نیست در سریالی كه لوكیشن اصلی آن بیمارستان است فقط بخش زایمان تصویری شود كه احتمالا تنها بخش پر از خنده و امید و آرزوست، اما قرار هم نیست از ابتدا فضایی توام با یاس و حرمان و ناامیدی به تماشاگر ارائه شود. نام اثر نیز سایه تنهایی خود به تنهایی برای این القا كافی می‌نمود.

    از تمام این مصادیق شاید بتوانیم به این نتیجه برسیم كه سایه تنهایی احتمالا در قسمت‌هایی از عدم ساختار رنج می‌برد. چرا كه حتی می‌توانیم در قسمت‌هایی سایه تنهایی را زن‌محور هم قلمداد كنیم و در قسمت‌هایی خنثی و در مواردی مردمحور، درحالی‌كه اصلا نیازی به پررنگی و كمرنگی در ساخت یك سریال و در این حیطه وجود ندارد. دست كم شخصیت‌های دكتر سرشار، كاراكتر رویا (با بازی خوب نسرین مقانلو)؛ نقش دكتر اردلان (بیژن امكانیان) می‌توانستند بسیار بهتر از این ساخته و پرداخته شوند.

    یك نكته نیز گفتنی است. بسیاری از سریال‌های تلویزیونی مانند نان بربری قبل از این‌كه از تنور درآیند خیل جمعیت منتظر ظهورشان هستند و داغ داغ بر كف دست قرار می‌گیرند. سریال‌های 90 قسمتی یا مناسبتی یا سریال‌های الف و... از این جمله‌اند، اماتولیداتی هستند كه از تنور در می‌آیند، مثل نان شیرمال! دوره مدرن (كه اگر چه قبلا حاكم هر نانوایی بودند، ولی حالا فقط وقتی آرد بی‌مصرف ناخالصی گوشه دكان بیفتد شانس ظهور پیدا می‌كنند) كه داغ داغ كف نانوایی می‌مانند تا چه شود و چه نشود. سایه تنهایی متاسفانه در نوبت پخش مانده است و باید به این نكته توجه كرد و این ماندگی را در نظر گرفت تا انصاف رعایت شده باشد. وقتی سریالی برای 26 قسمت 30 دقیقه‌ای طراحی و سرانجام در 20 قسمت 45 دقیقه‌ای آماده پخش شده و مدام از كنداكتور پخش خط زده می‌شود و سرانجام می‌رود روی آنتن، كمی تا قسمتی جذابیتش به دلایل مختلف و البته منطقی از دست می‌دهد. اتفاقی كه انصافا برای سایه تنهایی هم روی داده است. چه بسا اگر بموقع سایه تنهایی روی آنتن می‌رفت، سرنوشتی متفاوت پیدا نمی‌كرد، چرا كه از زمان ساخت آن حدود یك سال و 8 ماه می‌گذرد و در این گذار فیلم‌ها و سریال‌هایی هم نمایش داده یا اكران شده‌اند كه به هر حال زیرساختی مشابه داشتند و اینها همه به ضرر سایه تنهایی تمام شده‌اند.

    یك موضوع دیگر، مقایسه است. مقایسه تطبیقی بین سایه تنهایی و سریال‌های مشابه كاری منطقی نیست. اگر مقایسه‌ای بر مبنای تفاوت‌های كاری باشد، مشابه آنچه ابتدای نوشتار آمد (بررسی كلی شباهت‌ها و تفاوت‌ها)‌ امری رایج و عرف است، اما بحث مقایسه تطبیقی بویژه برای سریال پرستاران با سریال سایه تنهایی نه انصاف است، نه منطقی. ساخت و ساز سریال پربیننده و خوش‌ساخت پرستاران، حرفه‌ای است. یعنی دست‌اندركاران تولید می‌آیند برای مكان خاص و لوكیشن ویژه خود كه همانا یك بیمارستان باشد، یك كلینیك مجهز را برای مدت لازم (حالا هر چقدر كه ضرورت داشته باشد و برای سریال پرستاران 2 سال و 3 ماه)‌ در اختیار می‌گیرند و با فراغ بال كارگردان و عوامل فنی و تولیدی‌اش به ساخت و سازشان می‌رسند؛ روندی كه برای سایه تنهایی (و البته به دلیل ساخت و كار و نوع سریال‌سازی ما)‌ اصلا قابل تصور هم نیست، پربیراه نیست اگر گفته شود كه امكانات تلویزیونی و سینمایی ما اگر مانند آن ور آبی‌ها بود، قدر مسلم ساخت و ساز تصویری و غنای دراماتیك آثار ما نیز به هر حال می‌توانست آنقدر حرفه‌ای از كار درآید كه مشتری خارجی پیدا كند. به امید آن روز!


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  5. Top | #133
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض پس از سال‌ها باز هم پدر سالار؟

    پس از سال‌ها باز هم پدر سالار؟


    پارسیان (شاپرزفا)
    با این حال او هم همچون اغلب فیلمسازان هم‌نسلش دست از تكرار شیوه و سلیقه پدرسالاری‌اش برنداشته و معتقد است هنوز مخاطب به چنین كارهایی نیاز دارد و از آن استقبال می‌كند...
    اكبر خواجویی را هنوز همه با «پدر سالار» و هیاهویی كه در دوره خودش به پا كرد، به یاد می‌آورند.
    گرچه در طول این مدت كارهای دیگری برای سینما و تلویزیون ساخت كه توجه مخاطب را نسبتا به خود جلب كردند اما نتوانستند موفقیت دوباره‌ای برای او به وجود بیاورند كه همسنگ آن دوران باشد. با این حال او هم همچون اغلب فیلمسازان هم‌نسلش دست از تكرار شیوه و سلیقه پدرسالاری‌اش برنداشته و معتقد است هنوز مخاطب به چنین كارهایی نیاز دارد و از آن استقبال می‌كند و پس از سال‌ها هنوز هم پدرسالار است!

    آقای خواجویی سریال «پس از سال‌ها» به لحاظ پخش در بدترین شرایط قرار داشت. خصوصا كه مدتی به شكل هفتگی و جمعه‌شب‌ها و بعد به صورت یك شب در میان روی آنتن رفت و چند قسمت از آن اصلا دیده نشد. مگر تصمیمات قبل از تحویل به پخش گرفته نشده بود كه این‌قدر آزمون و خطا روی آن صورت گرفت؟

    چرا به هر حال ما صحبت‌های اولیه را با شبكه داشتیم و حسن و معایب این كار را هم بررسی كردیم اما در نهایت دیگر تصمیم‌گیرنده خود شبكه است كه سیاست‌های برنامه‌سازی و پخش را در نظر می‌گیرد. آنچه مسلم است قسمتی از این سریال در جریان انتخابات نادیده گرفته شد- البته بگذریم كه تا چه حد هم از پخش كار برای گرم‌كردن این شور استفاده شد- اما شرایط تا حدی به ضرر كار بود. اما پخش هفتگی برای این نوع سریال جاافتاده‌تر به نظر می‌ر‌سید اگر در فصل پاییز پخش می‌شد نه آخر بهار.
    در هر صورت به آنجا نرسید و عجله‌ای در كار پخش پیش آمد و گذشته از آن برآورد اینكه مردم خیلی حوصله یك هفته تحمل برای اینكه ببینند بالاخره چه اتفاقی می‌افتد را ندارند و این شاید به خاطر پخش كارهای متعدد و از سویی با وجود قابل دسترس‌بودن انواع و اقسام تولیدات خارجی و ایرانی دیگر ترجیح می‌دهند اگر هم كاری را دنبال می‌كنند زودتر تمام شود و فرصت و حوصله مثل گذشته زیاد نیست و شاید از این بعد هم همین ---------- در پخش شبكه 3 ادامه پیدا كند.

    فكر نمی‌كنید علت این بی‌حوصلگی مخاطب و كششی كه به تولیدات خارجی پیدا كرده به ضعف كارهای خودمان برمی‌گردد؟ ما هنوز از شیوه‌های قدیمی استفاده می‌كنیم. شاید سریالی مثل پدرسالار خیلی مناسب دوره خودش بود اما كسی شرایط امروز را برای ساخت یك كار جدید درنظر نمی‌گیرد.

    خب باید پیش بیاید و فضا هم برای پذیرفتن سوژه و طرح‌هایی كه چنین اتفاقی را ایجاد كند، مهیا باشد. الان شما اگر نگاه كنید بخشی از كارها ---------- شده. اما در همین شرایط شاهد پخش سریالی مثل «پس از سال‌ها» هستید. كه هنوز طرفداران خودش را دارد و این نشان می‌دهد كه مردم هنوز این قصه‌ها را دوست دارند و اصلا رجوع‌كردن به گذشته را دوست دارند. و این را باید به فال نیك گرفت. كندن از گذشته آدم را بی‌ریشه می‌كند. كسی كه گذشته را دور بیندازد هویتش معلق می‌ماند. ما كم شاهد از دست‌دادن هویت‌های ملی‌مان نبودیم و حاصلش را هم سال‌هاست كه داریم می‌بینیم.
    مردم ما خیلی مردم خرسندی نیستند، شاید به این دلیل كه هر بار خیزی برداشتند و حركتی خواستند انجام دهند دیدند كه در حقیقت آن چیزی نبوده كه در تصورشان است و ناكام ماند و اگر جرقه‌ای هم بوده سوسویی زده و خاموش شده. حالا من به عنوان كسی كه كار هنری می‌كند نمی‌توانم تاثیر نپذیرم از آنچه كه شاهدش بوده و «پس از سال‌ها» فكر می‌كنم از این جنس است و یك پناه جستن به گذشته است كه نباید فكر كنیم دوره‌اش سرآمده.

    به نظرم از یك‌جایی كه فیلمسازی در كشور ما قدری دچار تغییر و تحول شد یكسری از كارگردان‌های ما كه اغلب از نسل قدیمی‌تر هم بودند در برابر این تحولات مقاومتی پیش گرفتند و تلاش كردند با حفظ همان شیوه‌ها و رفتن سراغ قصه‌های تكراری و قدیمی مقابلش بایستند. این را قبول دارید؟
    برای من همیشه قصه و بازی‌ها و در واقع روایت‌كردن یك حكایت، دغدغه بوده و این هم مسلما سابقه كار زیاد می‌خواهد و تجربه طولانی كه آدمی به این نتیجه برسد كه روشی را حفظ و دنبال آن را بگیرد. این حاصل خیلی ساده كار و زحمت است. اما در مورد جهت‌گیری‌هایی كه شما می‌گویید آن‌قدرها هم دست ما باز نیست كه با مراجعه هر ژانری كه دوست داریم هر وقت كه بخواهیم اقدام به كاری بكنیم. در هر مدت طولانی شاید یكبار این اتفاق بیفتد كه كاری مورد سلیقه و علاقه كارگردان نوشته شود و تهیه‌كننده‌ای برای ساخت آن به او رجوع كند و آن تهیه‌كننده هم دغدغه‌اش همان مسائل باشد و... پس نمی‌شود این‌طور به آن نگاه كرد. تازه از سویی دیگر انتخاب مدیران هم هست خیلی مسائل پیچیده است.

    تا حالا مد بود بازیگران می‌گفتند ما انتخاب می‌شویم!

    باور كنید برای ما هم هر چند سال یكبار اتفاق می‌افتد كه كار دلخواهمان را انجام دهیم.

    «پس از سال‌ها» هم از همین دست كارهای دلخواهتان است؟

    بله و فكر می‌كنم در مواجهه با مخاطب هم تا جایی كه به ما خبر می‌رسد موفق بوده و این نشان می‌دهد كه مردم در جست‌وجوی چنین كارهایی هم هستند و شاید اینها را عمیق‌تر هم می‌بینند در مقایسه با كارهایی كه هرزاگاهی پخش می‌شود و در حافظه‌شان هم نمی‌ماند.

    ولی ما در همین قصه‌هایی كه به قول شما هنوز هم جذاب هستند و نوعی پناه‌جستن به گذشته است هم تنوعی ایجاد نمی‌كنیم. در همه آنها خواهر و برادری هستند كه بر سر ویران‌كردن و نكردن یك خانه قدیمی جدال می‌كنند و...

    یادمان باشد كه این خانه چهار تا خشت و گل نیست. ما وطن و هویت را در نظر داریم كه بر سر پایداری اینها جدال‌هایی هست و اصلا هركس از ظن خودش با این قصه همراه می‌شود و با توجه به مسائل پیرامونش به آن نگاه می‌كند و اگر دقیق هم باشد می‌بینیم كه این قصه شبیه به هم نیست، حالا ظاهر قصه ممكن است تكراری باشد اما آیا مثلا تمام انقلاب‌های جهان تكراری‌ هستند؟ طرح‌ها هم همین‌طورند. به تعداد كسانی كه داعیه‌ای برای فیلم‌ساختن دارند و با تجربه آمده‌اند نه از میان بر و نه سفارشی و رابطه‌ای، هر قصه‌ای حتی شبیه هم، اما نگاه متفاوت وجود دارد.
    شما كم قصه عشقی نمی‌بینید اما هركس جور دیگری تعریف می‌كند و تا قیام قیامت هم این قصه ادامه دارد. به قول شاعر «یك نكته بیش نیست غم عشق و این عجب/ كز هر زبان كه می‌شنوم نامكرر است». حالا یكی با پوست و خون و احساسش این را درك كرده و یكی هم نه، یك قصه‌ای پیش آمده و باری به هر جهت سر‌هم كرده و ساخته است. این بستگی به نگاهش دارد و تماشاگر هم حتما كاری كه با صداقت ساخته باشند تشخیص می‌دهد.

    شخصی سازنده، یك بحث است و اینكه بیننده بتواند با آن قصه همذات‌پنداری ‌كند، بحث دیگر.

    قطعا همذات‌پنداری بیننده هم اصل خیلی مهمی است.

    با این حساب شخصیت‌هایی مثل كرم در «محیا» یا بهمن در «پس از سال‌ها» باتوجه به نقشی كه در زندگی شخصیت‌های اصلی قصه‌های شما ایفا می‌كنند، چند درصد جامعه امروز ما را تشكیل می‌دهند كه مخاطب آنها را باور كند؟

    یعنی فكر می‌كنید دوره این آدم‌ها دیگر تمام شده؟

    بله. خیلی انگشت شمارند.

    نه، شاید شكلشان عوض شده. جور دیگری رفتار می‌كنند ولی تمناها سرجایشان هستند؛ تمناهایی كه از راهش به دست نمی‌آیند.

    خب من هم كه همین را گفتم! این حرف است كه چرا شكلشان را عوض نمی‌كنید. دیگر ایستادن سركوچه و چاقوی ضامن‌دار یا زور گفتن به خواهر40ساله باوركسی نمی‌شود.

    به شكل انبوه شاید، اما یادمان نرود كه زیستگاه محیا كجا بود. یادمان نرود كه سمن متعلق به چه دوره‌ای است. دعوای سمن و بهمن بر سر ارثیه پدری اسباب و ابزار اختلاف نظر ظاهری است ولی پشت این قضایا آنچه مورد بررسی قرار می‌گیرد گذشته اینهاست و اینكه چطور یكی مظلوم واقع می‌شود در مقابل خواسته خانواده و دیگری چطور سركشی می‌كند در جامعه مردسالاری.
    بهمن هم یكی از همین افراد است و آدم‌های پیرامونش هم همینطورند و همه آب به آسیاب همین‌ مقوله می‌ریزند. در گذشته این اتفاق افتاده و حالا هم انگار می‌خواهد بیفتد ولی حالا سمن مثل گذشته حاضر نیست بسوزد و پایداری می‌كند. همین است كه موضوع منهای خواهر و برادری و مسائل مالی شكل دیگری به خود می‌گیرد و ما رفته رفته می‌بینیم كه بهمن علیرغم مشكلات مالی به خودش می‌آید. ضمن اینكه شما اگر سراغ بگیرید هنوز این خانواده‌های سنتی با این تفكر و نگاه هستند در جامعه.

    با این حال من فكر می‌كنم این حرف هنوز تكرار حرفی است كه شما در «پدرسالار» زده بودید و مجبورم بازهم سوال اولم را بپرسم كه آیا واقعا دیگر قصه‌ای جز این ماجراهای نصیحت گونه تكراری وجود ندارد؟
    شما فراموش نكنید كه اگر ما نمی‌توانیم برویم سراغ قصه‌هایی كه نقد جامعه امروز باشد، علت‌های زیادی دارد و همه مسائلی كه دغدغه ذهنی ماست. نمی‌توانیم به آن رجوع كنیم و از آنها كار بسازیم. همه انتخاب‌ها كه به عهده ما نیست. فكر می‌كنید چرا سینمای ما مدام در حال در جا‌زدن است و نسبت به سینمای جهان اینقدر عقب مانده؟ پس نتیجه این می‌شود كه ما تفكراتمان خیلی بزرگتر از محصولاتی است كه ارائه می‌دهیم.

    بسیار خب، بگذریم. معمولا در سریال‌هایی كه رفت و آمد زمانی وجود دارد و از شیوه فلاش بك استفاده می‌كنند، بخش‌های مربوط به گذشته باید جذاب‌تر از كار دربیاید. اما در سریال شما خلاف این صدق می‌كند و زمان حال جذاب‌تر است، اینطور نیست؟
    این به نظرم سلیقه‌ای است. چون من خلاف این حرف شما را هم خیلی شنیده‌ام. خیلی‌ها به من گفتند كه ما بی‌صبرانه در هر قسمت منتظریم كه كار به گذشته برگردد.و آن زمان را ببینیم.

    اما من كار را در زمان حال به لحاظ بازیگری و پختگی صحنه و فضاها قابل توجه‌تر از فلاش‌بك‌ها می‌دانم و گمان می‌كنم علت آن تاكید شما بر شباهت ظاهری بازیگران و انتخابشان براساس ظاهر بازیگران میانسال بوده.

    شباهت ظاهری جزو مهمترین معیار ما برای انتخاب بازیگران بود و به نظرم این خیلی مهم است.

    اول كدام بخش را فیلمبرداری كردید؟
    اول فلاش بك‌ها را گرفتیم و بعد از آن زمان حال را فیلمبرداری كردیم.

    زمان تصویر‌برداری كی بود و چقدر طول كشید؟
    سال گذشته و حدود 5ماه تصویربرداری داشتیم. تدوین هم همزمان با پخش انجام شد.

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. Top | #134
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض امیرحسین صدیق: هرگز در اخراجی‌ها بازی نمی‌کنم!!

    امیرحسین صدیق: هرگز در اخراجی‌ها بازی نمی‌کنم!!


    پارسیان (شاپرزفا)
    مگر می‌شود کسی به یاد زی زی گولو بیفتد و آقای پدر و مادر خانمی ‌را به نیاورد؟ امیر حسین صدیق یا همان آقای پدر، کسی که با «زی زی گولو» مرضیه برومند شناخته و...
    امیرحسین صدیق باز هم در نقش یک مرد خوشحال در آخرین سریال مرضیه برومند بازی می‌کند...
    مگر می‌شود کسی به یاد زی زی گولو بیفتد و آقای پدر و مادر خانمی ‌را به یاد نیاورد؟ امیر حسین صدیق یا همان آقای پدر، کسی که با «زی زی گولو» مرضیه برومند شناخته و بعد به یکی از پایه‌های ثابت مجموعه‌های خانم کارگردن تبدیل شد. او این روزها با مجموعه «همه بچه‌های من» مهمان خانه‌های ماست. بازی روان و خوب او در این سریال و گریم خاصش که او را مسن‌تر و متفاوت‌تر از همیشه نشان می‌دهد، دلیل خوبی است که سراغش برویم.

    گفت و گوی ما بالأخره بعد از پیگیری‌های مدام، در راه پله‌های ساختمانی که لوکیشن تله فیلم «شرخر» بود، اتفاق افتاد. آن قدر از او راجع به برومند و سریال‌هایش سؤال کردیم که در نهایت با خنده و کمی‌ کلافگی گفت: «به خدا من با کارگردان‌های زیادی علاوه بر خانم برومند کار کرده‌ام، به آنها هم اشاره کنید!».
    البته اگر به کارنامه می‌بینید که درست گفته است اما نقطه عطف کارهایش با مجموعه‌های خانم برومند بوده و این خود دلیلی بود برای کنجکاوی ما درباره همکاری پیاپی و مشترک آنها. امیدواریم با پرداختن جزئی ما به این ماجرا، اگر شما هم حس ما را داشته‌اید، کنجکاوی‌تان برطرف شود... .


    شما با «قصه‌های تا به تا» شناخته شدید؛ به همین دلیل همیشه در کارهای برومند حضور دارید؟

    من همیشه ترجیح داده ام که با خانم برومند کار کنم؛ یعنی اگر 2 کار همزمان به من پیشنهاد شود و یکی از آنها کار خانم برومند باشد، کار او برایم اولویت دارد. برای این که فکر می‌کنم کارهایش کیفیت قابل قبولی دارند و سعی می‌کنم همیشه در کنار او حضور داشته باشم؛ حالا چه به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز، چه به عنوان یک بازیگر؛ چون که مرضیه برومند یک سری از مسائل را رعایت می‌کند؛ مسائلی که در خیلی از جاها و کارها رعایت نمی‌شوند ولی ایشان برای آن مسائل در کارشان احترام قائلند.


    چه مسائلی؟

    احترام به تماشاگر، اهمیت متن، تمرین با بازیگر؛ طوری که وقتی سریال‌ها را می‌بینم به خودم می‌گویم بازیگرها بهترین بازی‌هایشان را دارند. خانم برومند برای کارش درجه ای از کیفیت را در نظر دارد و قبول نمی‌کند از آن درجه نزول کند و به هر حال یک درصد زیادی از آن کیفیت را رعایت می‌کند.


    شاید این حس دوطرفه است چون یک بار خواندم مرضیه برومند گفته بود که امیرحسین صدیق بهترین بازیگر من است و قبل از این که به او بگویم چه می‌خواهم، آن چیزی را که می‌خواهم اجرا می‌کند.

    نه! (خنده) من مطمئنم که خانم برومند راجع به من چنین نظری ندارند؛ این نظر ایشان شاید به این دلیل باشد که چون سال‌های سال است که ما با هم کار می‌کنیم و من با سلیقه ایشان آشنا شده‌ام و بالعکس.


    با
    وجود این که گفتید کیفیت کار برایشان اهمیت دارد اما سریالی مثل «کتابفروشی هدهد» نتوانست مخاطب زیادی جذب کند.
    این را می‌گذارم به حساب این که آن سریال احتیاج به مخاطب فرهیخته داشت و درصد فرهیختگان ما در جامعه روز به روز کمتر می‌شود.


    یعنی شما فقط همین موضوع را دلیل موفق نبودن کتابفروشی هدهد می‌دانید؟

    بله، یکی از علت‌هایش این بود و یکی دیگر این که سطح سلیقه مخاطب تلویزیونی هم روز به روز به سمت سریال‌هایی می‌رود که باعث شوند کمی ‌از وقتش را پر کنند و در این میان یک لبخند هم بزند و در نهایت به راحتی از آن سریال رد شود. مخاطب، امروز حوصله نگاه کردن عمیق به یک سریال را ندارد.


    اما مجموعه ای مثل «خودروی تهران 11»، هم مخاطب خاص دارد و هم عام ... .

    خودروی تهران 11، اپیزودیک بود و در هر قسمت آن یک اتفاق می‌افتاد و تنها خط ربط داستان، اتومبیل موجود در قصه بود، یعنی مخاطب می‌توانست به راحتی 3 قسمت سریال را نبیند و بیننده قسمت‌های بعدی شود و چیزی را از دست ندهد؛ اما در کتابفروشی هدهد، یک سری داستان‌های پیوسته وجود داشت و روابط خانوداگی و اتفاق‌هایی که برای شخصیت‌های اصلی می‌افتاد، در کنارش هم داستان‌های حاشیه‌ای رخ می‌داد. برای همین اگر بیننده به لطف ساعت‌های خوب پخش که قربانش بروم (!) تماشاگرپران است، چند قسمت را از دست می‌داد، نمی‌توانست با آن ارتباط برقرار کرده و آن را پیوسته دنبال کند.


    همین همکاری چندین و چند ساله شما با مرضیه برومند، باعث شده که در پیش تولید کارهایش حضور داشته باشید؟

    بله، معمولا ً در جریان متن و همه کارهای اخیری که در طی این چند سال گذشته انجام داده‌اند، بوده‌ام و خودم هم دوست دارم باشم تا یاد بگیرم و اگر کمکی از دستم بر می‌آید، انجام دهم.


    اتفاق مثبتی که در زی زی گولو برای امیرحسین صدیق افتاد، در کارهای دیگر هم برای او تکرار شد؟

    من معتقدم آن اتفاق مختص همان برهه زمانی بود، گرچه الأن هم که من سریال در حال پخش دارم، بعضی از برخوردها را دیده‌ام که تماشاگر گفته است بابای زی زی گولو دارد بازی می‌کند؛ یعنی نقش آقای پدر و زی زی گولو یک سابقه ذهنی شده. نمی‌دانم آیا اتفاق مثبتی باز هم افتاده یا آن دوره موفق‌تر از الأن بوده ام؟ این را باید تماشاگر بگوید ولی زی زی گولو به خاطر توفیق نسبی‌اش در ذهن‌ها حک شد و شاید به همین دلیل است که هنوز من را به عنوان بابای زی زی گولو می‌شناسند و خیلی‌ها که سریال تا به تا را کمتر دیده‌اند، من را با پسری که در اپیزود محبوبه خانم «خودروی تهران 11» بود، می‌شناسند.


    کارتان چقدر بداهه است؟

    در کارهای طنز سعی می‌کنم چیزی را که دوست ندارم، تغییر دهم و خودم نکاتی را به شخصیت اضافه کنم اما بعضی از شخصیت‌های دیگر را که بازی می‌کنم، اگر طنزی در آن نباشد و نقش اجازه دهد، خودم به آن چیزی اضافه می‌کنم تا مایه‌های طنز بگیرد چون کار کمدی را دوست دارم. از کار جدی، اشک و آه و پدرم مرد، مادرم مرد خوشم نمی‌آید؛ مثلا ً در کار فعلی‌ام هیچ طنزی وجود ندارد اما تلاشم بر این است با توجه به شخصیت چیزی به آن اضافه کنم. معمولا ً طنزهایی که در کارهایم وجود دارد از ---------- خودم رد شده.


    به خاطر همین، سابقه تان در طنز بیشتر است؟

    بله، خودم کارهای طنز را بیشتر قبول می‌کنم، (اگر پیشنهاد داشته باشم). البته شاید بتوان گفت مدتی است که سعی کرده‌ام این کلیشه را از ذهن مخاطب و تهیه کننده و کارگردان‌ها دور کنم تا نگویند امیر حسین صدیق فقط بلد است کارهای کمدی انجام دهد. به خاطر همین این اواخر سعی کرده‌ام کمتر کار کمدی انجام دهم؛ گرچه معتقدم کمدی دریچه جدیدی باز می‌کند و به درصد هوش بیشتری در بازی نیاز است تا مردم را بخندانیم. گریاندن مردم راحت و خنداندن آنها سخت است. آدم وقتی به زندگی کمدی نگاه کند، زندگی برایش راحت‌تر می‌گذرد چون آخر اشک و آه و ناله، یک ساختمان 12 طبقه و پرت شدن به پایین است؛ یعنی همان افسردگی و خودکشی!


    از این که مخاطب با دیدن شما در قالب نقش‌های طنز خسته شود، نمی‌ترسید؟

    فکر می‌کنید برای من این اتفاق افتاده؟


    هم آره، هم نه!

    من سعی می‌کنم انتخاب‌های متفاوتی بکنم تا متفاوت باشم. نمی‌گویم همیشه موفق بوده‌ام چون بالأخره این شغل من است و گاهی اوقات پیش آمده به خاطر درآمد هم نقش‌های تکراری انتخاب کنم.


    چند تا از این کارهای متفاوت را اسم می‌برید؟

    مثلا ً همین نقشی که در تله فیلم «شرخر» مشغول بازی آن هستم یا قبل از این فیلم تلویزیونی در یک کمدی پر از حرکت بازی کردم به نام «شکر با قهوه» (علیرضا امینی) که با کارهای گذشته‌ام کمی ‌متفاوت بوده و شاید نزدیک به کارهای رامبد جوان باشد. یا حتی تله فیلم «آسفالت» که رامبد کارگردانی کرد و در رابطه با مواد مخدر بود.


    البته این‌ها که پخش نشده؛ مثلا ً نقش تان را در سریال «ماه عسل» متفاوت تر می‌دانید؟

    در سریال ماه عسل یک انگیزه مالی قوی پشت نقش بود که مجبور شدم بروم؛ مخصوصا ً که من در آن دوره یک چک برگشتی داشتم. با شناختی که نسبت به مجید اوجی (تهیه کننده) داشتم، آن را پذیرفتم. وقتی ایشان به من پیشنهاد بازی دادند، گفتند فیلم نامه را بخوان و هر کدام از شخصیت‌هایی را که می‌خواهی انتخاب کن. من هم نقش «خسرو » را خواستم ولی اصلا ً آن نقش را طنز بازی نکردم.


    ولی شما با بازی تان همیشه حس طنز را به مخاطب منتقل می‌کنید.

    اگر این را منتقل کرده باشم که خیلی خوب است چون قرار بود خسرو آدم مثبتی باشد. بحثی وجود دارد که من هم به آن اعتقاد دارم؛ این که 50 درصد هر نقش و شخصیتی را که به یک بازیگر پیشنهاد می‌شود، بازیگر با خودش می‌آورد؛ حالا من هم نه، نمونه‌های مشابه من آل پاچینو! (خنده) یک بازیگر، با فیزیک و چهره خودش وارد یک نقش می‌شود، حالا هر چقدر هم گریم و لباس ظاهر یک بازیگر را تغییر دهند. از 50 درصد باقی مانده هم اگر در شرایط فعلی ما بازیگر بتواند 30 درصد آن را خوب از آب درآورد، جای تحسین دارد.


    با این همه علاقه ای که به طنز دارید، اگر طنزهای روتین نود شبی پیشنهاد شود، می‌پذیرید؟

    نه، چون آن طنز کلامی ‌و هجو را نمی‌پسندم. یک بار این اشتباه را بازی در سریال «بدون شرح» مرتکب شدم.


    آن هم چند قسمت بیشتر نبود.

    بله و بعد هم بیرونم کردند! (خنده). یعنی چند قسمت آخر سریال باقی مانده بود که بیرون آمدم. ماجرا هم این بود که یک روز به ما گفتند متن هنوز نرسیده، شما اینجا بایستید و با هم شوخی کنید تا 20 دقیقه ضبط کنیم. من به آقای (مهدی) مظلومی‌ گفتم: «ببخشید، من اینجوری قرارداد نبستم که الأن این جوری بازی کنم.» ایشان گفتند: «باید برنامه را به شب برسانیم». من هم گفتم: «ببخشید، من پول خونم را نگرفته‌ام که با این کار تیشه به ریشه خودم بزنم». به او برخورد و یک سری مثال‌ها زد و من هم مثال‌هایی آوردم و به نتیجه نرسیدیم.


    همین تجربه باعث شد که دیگر هیچ کار روتینی انجام ندهید؟

    نه، مثلا ً تا به حال 2 بار از طرف آقای مدیری پیشنهاد همکاری داشته ام اما متأسفانه فرصت نشد که با او کار کنم چون سر کار بودم. ضمن این که من طنز او را دوست دارم و واقعا ً علاقه دارم که با آقای مدیری همبازی باشم چون خودش هم آدم جالبی است. یک بار برای سریال «شب‌های برره» نقش «زورو» را پیشنهاد دادند و یک بار هم برای «مرد 2 هزار چهره»، که آن موقع برای سریال «ماه عسل» شمال بودم.


    به غیر از برومند و مدیری، طنز کدام یک از کارگردان‌هایی را که کار طنز می‌سازند می‌پسندید؟

    رامبد جوان. الأن دیگر چه کسی را داریم که کار طنز بکند؟

    مثلا ً رضا عطاران.
    کارهایش سلیقه من نیست. خوب یا بدش را نمی‌دانم اما این گونه کارها را دوست ندارم.


    قصد ندارید یک بار دیگر هم کارگردانی کنید؟

    قصد دارم اما حالش را ندارم! (خنده). متن و تهیه کننده هم دارم اما فعلا ً نمی‌رسم.


    این که گفتید حالش را ندارید، یعنی چی؟

    به هر حال شغل من بازیگری است و هر از گاهی به کارگردانی گریزی می‌زنم. طرح کاری که می‌خواهم کارگردانی کنم مال خودم است و دنبال نویسنده خوبی هستم تا آن را بنویسد.


    موضوع طرح تان چیست؟

    یک بار طرحم را گفتم. چند فیلم مانند آن ساخته شد، اجازه دهید این بار نگویم.


    در بین نقش‌هایی که بازی کرده اید فکر می‌کنید کدام‌شان به خودتان نزدیک تر است؟

    در همه نقش‌هایم درصدی از خودم هم بوده ولی به نسبت اقبال عمومی، خودم نقش قاسم را در اپیزود محبوبه خانم «خودروی تهران 11» دوست داشتم چون برای خودم هم قابل باور بود و مردم هم آن را دوست داشتند.


    حالا چرا در سینما کم کار هستید؟

    چون نقش‌های زیادی به من پیشنهاد نمی‌شود، آنهایی را هم که پیشنهاد می‌شود خیلی دوست ندارم. یک سری اخلاق‌ها را هم ندارم؛ مثلا ً این که دسته گل بگیرم و به فلان دفتر سینمایی بروم یا وقتی کاری از یک کارگردان پخش می‌شود با او تماس بگیرم و تعریف و تمجید کنم؛ مثلا ً در فیلمی‌ مثل «اخراجی‌ها» هرگز بازی نمی‌کردم. در هیچ دسته و گروهی هم عضو نمی‌شوم. این جوری از خودم راضی هستم.


    در اجرا، مثل سری دوم «خانه ای با طرح نو» هم چندان موفق نبودید.

    در آن اجرا بیشتر جنبه نمایشی کار برایم اهمیت داشت. در بخش‌های دیگر برنامه هم خودم بودم. در اجرا متن و سؤالی نداشتیم؛ به همین علت هم آن را پذیرفتم. برخوردهای متفاوتی با آن برنامه دیدم؛ بعضی‌ها آن را خیلی دوست داشتند و بعضی‌ها هم اصلا ً نگاه نمی‌کردند. اجرای نوروز 87 را هم به خاطر پشتوانه مالی قبول کردم و رامبد هم گولم زد!
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  7. Top | #135
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض درباره مجموعه پربیننده تلویزیونی پلیس دریایی

    درباره مجموعه پربیننده تلویزیونی پلیس دریایی


    پارسیان (شاپرزفا)
    پلیس دریایی یك مجموعه تلویزیونی آلمانی است كه نوزدهم آوریل سال 1997 میلادی برای نخستین بار از شبكه تلویزیونی ZDF آلمان روی آنتن رفت. این مجموعه یك مجموعه كارآ‌گاهی است كه...
    مدتی است كه پخش مجموعه تلویزیونی پلیس دریایی از شبكه پنجم سیما آغاز شده است. این مجموعه كه یكی از پربیننده‌ترین سریال‌های پلیسی پخش شده از شبكه تلویزیونی ZDF آلمان است، مورد توجه مخاطبان ایرانی هم قرار گرفته است.


    اگرچه پخش مجموعه‌های تلویزیونی پلیسی همواره با استقبال شمار زیادی از مخاطبان سریال‌های تلویزیونی همراه بوده است، اما نگاه متفاوت عوامل و دست‌اندركاران این مجموعه به داستان‌های پلیسی سبب شده سریال پلیس دریایی در مقایسه بینندگان بیشتری را با خود همراه كند. بدون تردید یكی از وجوه تمایز این مجموعه با دیگر مجموعه‌های پلیسی، سكانس‌هایی است كه در فضای ساحلی فیلمبرداری شده است. اگر تاكنون بیننده این مجموعه نبوده‌اید، به شما پیشنهاد می‌كنیم پنجشنبه‌شب‌ها ساعت 23 این مجموعه پلیسی جذاب و دیدنی را تماشا كنید و اگر به هر دلیلی موفق به تماشای آن نشدید، می‌توانید سه‌شنبه‌شب‌ها ساعت 19 بیننده تكرار این مجموعه باشید.

    پلیس دریایی یك مجموعه تلویزیونی آلمانی است كه نوزدهم آوریل سال 1997 میلادی برای نخستین بار از شبكه تلویزیونی ZDF آلمان روی آنتن رفت. این مجموعه یك مجموعه كارآ‌گاهی است كه در آن ضمن پرداختن به داستان‌ها و ماجراجویی‌های پلیسی مختلف، نماها و مناظری از سواحل زیبا و دیدنی دریای بالتیك در شمال اروپا در كشور آلمان به تصویر كشیده شده است. این مجموعه در 12 فصل و 176 قسمت مجزای 45 دقیقه‌ای تهیه شده است. آغازگر این مجموعه تلویزیونی جملاتی است كه مخاطب را با هدف و ماموریت این گروه از ماموران كه حفاظت از آب‌های ساحلی كشور را به عهده دارند، آشنا می‌كند. در این جملات به مخاطب گفته می‌شود كه مرزهای آبی یك كشور نه‌تنها می‌توانند محل امنی برای ورود تجار و جهانگردان باشند، بلكه می‌توانند مكان مناسبی برای وقوع جرم و جنایت نیز باشند. به منظور افزایش امنیت موجود در سطح آب‌ها، پلیس فدرال با ماموران گمركی و دیگر افراد مسوول باید بتوانند با همكاری هم یگانی متحد را برای محافظت از مرزهای آبی كشور در برابر هرگونه خطر احتمالی تشكیل دهند كه از آن به عنوان پلیس دریایی یاد می‌شود. این گروه با همكاری هم وظیفه حفاظت از مرزهای آبی هر كشور را به عهده خواهند داشت.


    مجموعه پلیس دریایی با همكاری شركت بزرگ فیلمسازی اوپال (OPAL) و شبكه تلویزیونیZDF آلمان ساخته شده است. از آغاز ساخت این مجموعه تلویزیونی 12 گروه مختلف از هنرمندان در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. با این‌‌كه پخش طولانی‌مدت یك مجموعه تلویزیونی به از دست دادن طیف وسیعی از مخاطبان آن منجر می‌شود، یكی از ویژگی‌های متمایز پلیس دریایی با دیگر مجموعه‌های مشابه در این است كه این مجموعه تلویزیونی با داشتن حدود 5 میلیون بیننده در هر قسمت به عنوان یكی از پرمخاطب‌ترین مجموعه‌های پلیسی پخش شده از شبكه تلویزیونی ZDF شناخته شده است.

    تصاویر و بخش‌هایی از این مجموعه كه در كشتی آلباتروس (Albatros) فیلمبرداری شده، متعلق به قسمت‌هایی از این مجموعه تا پایان فصل هفتم سریال است. كشتی آلباتروس یكی از كشتی‌های پلیس است كه در حال حاضر از رده‌ خارج شده و دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. پس از پایان فصل هفتم، قسمت‌های بعدی در كشتی‌های نوسترلیتز‌ (Nevstrelitz) و بد دوبن (Bad Duben) فیلمبرداری شده و پس از تغییر محل فیلمبرداری نام این كشتی به آلتابروس 2 تغییر یافته است. بخش‌‌هایی كه در كشتی فیلمبرداری می‌شود بیشتر بسیار وقت‌گیر بوده و معمولا فیلمبرداری این سكانس‌ها با مشكلات و محدودیت‌های بسیار زیادی همراه است. یكی از این مشكلات محدود بودن فضای داخل كشتی برای اعضای گروه فیلمبرداری و عوامل ساخت و تولید این مجموعه تلویزیونی است كه حضور هریك از آنها با توجه به وظایف مختلفی كه به عهده دارند در تمام مراحل ساخت و تولید سریال ضروری است. از سوی دیگر، وضعیت و شرایط جوی در دریای بالتیك غیرقابل پیش‌بینی است كه در نتیجه گاهی وضعیت نامساعد جوی می‌تواند مشكلات زیادی را برای گروه به همراه داشته و در روند كار آنها اختلالاتی را به وجود آورده و فیلمبرداری این سكانس‌ها را به تعویق اندازد. با توجه به این موضوع پس از آن تصمیم گرفته شد تنها سكانس‌های محدودی به فعالیت پلیس فدرال در سطح آب‌ها اختصاص ‌یابد و به این ترتیب تا حدود زیادی از این مشكلات كاسته شد. یكی از دیگر چالش‌های موجود در مراحل ساخت این مجموعه مشكلات ناشی از تاریكی و روشنی زیاد هوا در هنگام شفق شامگاهی و فلق صبحگاهی بود كه كار تصویر‌برداری را با مشكل مواجه كرد. این در حالی بود كه گاهی امواج‌خروشان و تلاطم دریا نیز مانع ادامه كار می‌شد. با وجود تمام مشكلات موجود شاید بتوان گفت این نخستین بار بود كه عظمت نیروی دریایی آلمان در یك شبكه تلویزیونی برای مخاطبان به تصویر كشیده می‌شد.

    برقراری ارتباطی موثر با مخاطب

    جالب است بدانید كه صحنه‌ها و سكانس‌های داخلی این مجموعه از زمان آغاز مراحل ساخت و تولید در سال 1996 در استودیوی شماره یك تصویربرداری این مجموعه در مجاورت سواحل دریای بالتیك فیلمبرداری شده است كه این مكان همچنان به همان صورت باقی‌مانده است تا علاقه‌مندان بتوانند از نزدیك از محل تصویربرداری سكانس‌های مختلف پلیس دریایی دیدن كنند. اما از آنجا‌یی‌كه كشتی‌های دوم كه به عنوان محل فیلمبرداری قسمت جدید از فصل هشتم مجموعه پلیس دریایی انتخاب شد، در مقایسه بزرگ‌تر بودند، عوامل ساخت مجموعه تصمیم گرفتند محل فیلمبرداری صحنه و سكانس‌های داخلی را به استودیو شماره دو تصویربرداری منتقل كنند و بنابراین استودیوی بزرگ‌تری برای ادامه كار در نظر گرفته شد و از آن پس استودیوی شماره یك به عنوان محلی برای بازدید علاقه‌مندان و مخاطبان مجموعه پلیس دریایی از محل فیلمبرداری این مجموعه اختصاص یافت كه همه ساله در تعطیلات تابستانی پذیرای شمار زیادی از مخاطبان است. این مجموعه پلیسی كه پخش آن از شبكه تهران یا شبكه پنجم صدا و سیما نیز با استقبال چشمگیری از سوی مخاطبان مجموعه‌های پلیسی مواجه بوده است، مجموعه‌ای از فعالیت‌های امنیتی پلیس دریایی آلمان را كه در سواحل دریای بالتیك، مرز ‌آبی این كشور، مستقر هستند به تصویر كشیده است.


    در این گروه از قسمت اول مجموعه، كاپیتان هولگر اهلر به عنوان متصدی ناو استحفاظی مستقر در ساحل دریا و كاپیتان وولفگانگ بار به عنوان اعضای اصلی گارد ساحلی به ایفای نقش پرداخته‌اند و دیگر اعضای این گروه در قسمت‌های مختلف تغییر می‌كنند. سرپرستی مركز عملیات پلیس دریایی را هرمن گروبر به عهده دارد. اگر بیننده این مجموعه تلویزیونی بوده‌اید حتما متوجه این موضوع شده‌اید كه داستان اصلی پیرامون حوادثی است كه پلیس دریایی در پناهگاه‌های ساحلی مستقر در سواحل دریای بالتیك و كشتی‌ها و قایق‌های اختصاصی این یگان كه در سطح آب‌ها در تردد هستند با آنها مواجه می‌شد. اغلب پلیس دریایی در مواجهه با شرایطی كه امنیت مرزهای آبی كشور را به خطر می‌اندازد با موفقیت‌ عمل كرده و پس از پایان یافتن یك ماجرا در قسمت‌های بعدی با ماجراجویی‌های جدیدی مواجه می‌شود. ویژگی‌ مهم این مجموعه نیز همانند دیگر مجموعه‌های پلیسی، رسیدگی به جرایمی نظیر قتل، اخاذی یا آدم‌ربایی است، با این تفاوت كه رسیدگی به هریك از این اتفاقات به نوعی و با ارتكاب جرایمی نظیر قاچاق كالا و مواد مخدر، حمل و نقل پسماندهای سمی در سطح آب‌ها یا ماهیگیری و صید در مناطق ممنوعه به پلیس یا ناوگان دریایی مربوط می‌شود.

    براساس جدیدترین اخبار اعلام شده از شبكه تلویزیونی ZDF آلمان، فصل سیزدهم این مجموعه تلویزیونی نیز از دسامبر سال 2009 در قالب یك مجموعه 14 قسمتی روی آنتن خواهد رفت كه در ادامه قسمت قبلی ساخته شده است.

    اگرچه از ابتدای ساخت مجموعه پلیس دریایی تاكنون هنرپیشه‌های مختلفی در آن به ایفای نقش پرداخته و همكاری با مجموعه تلویزیونی پلیس دریایی را در كارنامه فعالیت‌های هنری خود به ثبت رسانده‌اند، اما افرادی چون رودیگر جوزویگ، الحار گهلن، میشل چاپلر و اندروس آرنستو از جمله افرادی هستند كه از قسمت‌های اول این مجموعه تاكنون همچنان به همكاری خود با این گروه ادامه داده‌اند و به عبارت دیگر سند مجموعه تلویزیونی پلیس دریایی را به نام خود ثبت كرده‌اند. علاوه بر این كه پخش مجموعه تلویزیونی پلیس دریایی در كشور آلمان با استقبال چشمگیری مواجه بوده، پخش آن از شبكه‌های تلویزیونی مختلف در كشورهای روسیه، جمهوری چك، ایتالیا، لیتوانی و مجارستان نیز مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. علاوه بر این 36 قسمت اول این مجموعه به زبان فرانسه دوبله شده كه خوشبختانه مورد استقبال و رضایت شمار زیادی از فرانسه‌زبانان ساكن در سراسر دنیا قرار گرفته است.

    موزه‌ای از مراحل ساخت مجموعه پلیس دریایی
    جالب است بدانید شبكه تلویزیونی ZDF در یك اقدام جالب و بی‌نظیر برنامه‌ای را برای بازدید علاقه‌مندان از استودیوی ضبط و فیلمبرداری سكانس‌های داخلی مجموعه تلویزیونی پلیس دریایی در نظر گرفته است.

    براساس این برنامه روزهای جمعه و شنبه در ماه‌های ژوئن، ژوئیه و آگوست هر سال كه مصادف با تعطیلات تابستانی است، علاقه‌مندان می‌توانند از ساعت 14 تا 18 بعدازظهر از این محل بازدید كنند و در صورت تعیین وقت قبلی، بازدید گروهی از این استودیو در دیگر روزهای هفته نیز امكان‌پذیر خواهد بود. در این مجموعه علاوه بر این كه می‌توان از محل فیلمبرداری دیدن كرد، آخرین تصاویر مربوط به صحنه‌هایی از فیلم كه در شبكه تلویزیونیZDF به نمایش درآمده است و همچنین صحنه‌های اصلی محل فیلمبرداری نیز در این استودیو وجود دارد كه بازدید از آنها برای افرادی كه از مخاطبان اصلی این مجموعه هستند بسیار جالب خواهد بود. همچنین قرار است در هریك از روزهای بازدید، یكی از هنرپیشه‌های اصلی این مجموعه نیز در محل حضور داشته باشد تا در صورت نیاز به سوالات بازدیدكنندگان پاسخ دهد. استودیوی شماره یك از سال 1996 به عنوان محل اصلی تصویربرداری سكانس‌های داخلی پلیس دریایی در نظر گرفته شد و پس از آن با تغییر محل فیلمبرداری به استودیوی شماره 2 تصمیم گرفته شد این مكان با به نمایش گذاشتن تصاویری از پشت صحنه فیلمبرداری، لوازم و دكور صحنه نمایش، جدول زمان‌بندی شده تصویربرداری، عكس‌ها و تصاویری از مراحل ساخت فیلم و متن فیلمنامه به محلی برای بازدید علاقه‌مندان اختصاص یابد كه همچنان این مكان به عنوان موزه‌ای از تاریخچه‌ تلویزیونی پلیس دریایی حفظ و نگهداری می‌شود.

    اگرچه پلیس دریایی مضامین ساده‌ای از زندگی روزانه این گروه را به تصویر كشیده است، اما این مضامین به گونه‌ای روایت می‌شود كه مخاطب را تا انتهای داستان با خود همراه می‌سازد. در حقیقت می‌توان گفت مجموعه پلیس ساحلی داستان زندگی پلیس نیروی دریایی و خدمه كشتی آلباتروس است كه با استقرار در سواحل دریای بالتیك وظیفه حفاظت از این منطقه را به عهده دارند. كارآگاه هولگراهلر فرماندهی و سرپرستی این گروه 17 نفره از افسران پلیس و نیروهای پلیس مرزی فدرال را به عهده دارد. پس از اتحاد و ادغام نیروهای ارتش آلمان، پلیس فدرال مرزی، كنترل و محافظت از مناطق ساحلی این كشور در مجاورت دریای بالتیك را عهده‌دار شد. بعد از فسخ و از میان برداشته شدن محدودیت‌ها و قوانین منع تجارت دریایی، مسیرهای قاچاق كالا در آب‌های آزاد از كشورهای اروپای شرقی به سمت غرب، برای قاچاق اسلحه از تداركات ارتش سرخ و قاچاق دارو و مواد مخدر از افغانستان بسرعت گسترش یافت و به این ترتیب عده زیادی از افراد سودجو به امید یافتن راهی برای بهبود سطح زندگی خود به زنجیره‌های قاچاق دارو در غرب اروپا پیوستند.


    این در حالی است كه سواحل زیبا و دیدنی این مناطق شمار زیادی از گردشگران را به سفر به سواحل اروپا تشویق كرده است و با توجه به اهمیت این موضوع، مسوولیت پلیس دریایی بیش از پیش افزایش می‌یابد كه در نتیجه محدودیت‌هایی را در زندگی شخصی آنها به وجود می‌آورد. در مجموعه تلویزیونی پلیس دریایی می‌توانیم از نزدیك مشكلات این گروه از افراد در زندگی روزمره آنها را لمس كنیم.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. Top | #136
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض گزارش تصویری: «نردبام آسمان» سريال ویژه ماه رمضان

    گزارش تصویری: «نردبام آسمان» سريال ویژه ماه رمضان


    پارسیان (شاپرزفا)
    پخش اين سريال در ماه رمضان يك بدعت است و ما برای اولين بار خواهيم ديد كه يك كار تاريخی در اين ماه روی آنتن رفته است...
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...