لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 9 از 531 نخستنخست ... 56789101112131959109509 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 65 تا 72 , از مجموع 4242

موضوع: مجله تلویزیون ( نقد و بررسی فیلم و سریال های تلویزیون )

  1. Top | #65
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض گفتگو با «مهوش صبركن» بازیگر مجموعه «پنجمین خورشید»

    گفتگو با «مهوش صبركن» بازیگر مجموعه «پنجمین خورشید»


    پارسیان (شاپرزفا)
    برای نخستین بار بود كه با حمید گودرزی و مریم كاویانی هم بازی شدم و بسیار همكاری خوبی بود. یك روز به گودرزی گفتم كه حتی خارج از صحنه و پشت دوربین كه شوخی می‌كنی...
    بازی در كار مناسبتی را دیگر قبول نمی‌كنم
    مهوش صبركن، همسر محمود پاك نیت و بازیگری است كه در مجموعه‌های مختلفی هم چون «پس از باران»، «خانه ای در تاریكی»، «شب می‌گذرد» و «یوسف پیامبر(ع)» نقش آفرینی كرده است.او بازیگری را از تئاتر آغاز و سال‌ها تلاش كرد تا به جایگاهی واقعی در این عرصه برسد. این روزها مجموعه تلویزیونی «پنجمین خورشید» با بازی «صبركن» از شبكه سوم سیما در حال پخش است. او در این مجموعه نقش اكرم مادر «محسن و مریم» را متفاوت بازی می‌كند؛ مادری مهربان و رنج كشیده كه بعد از فوت همسرش بار زندگی را به دوش می‌كشد، به بهانه پخش مجموعه «پنجمین خورشید» با این بازیگر گفت و گویی داشتیم كه باتوجه به فشردگی كاری و بازی در قسمت‌های پایانی این مجموعه، پذیرفت تا لحظاتی پاسخ گوی سوالاتمان باشد.


    مهم ترین ویژگی این نقش چه بود كه پذیرفتید در مجموعه پنجمین خورشید بازی كنید؟

    این شخصیت ویژگی خاصی نداشت. علیرضا افخمی ‌از من دعوت كرد در این مجموعه بازی كنم، من هم علاقه مند به همكاری با او بودم. البته هنگامی‌كه به من گفتند كه كار مناسبتی برای ماه مبارك رمضان است فقط 5 قسمت از فیلم نامه كامل بود. از نقش خوشم آمد و با این شرایط سر كار رفتم. اكنون هم به شدت مشغول كار هستیم و قسمت‌های پایانی مجموعه را فیلم برداری می‌كنیم و از پایان قصه خبر نداریم.


    وقتی 5 قسمت اولیه فیلم نامه را خواندید شخصیت شما چه قدر برایتان ملموس بود؟

    همان طور كه اشاره كردم فقط 5 قسمت فیلم نامه را خواندم ولی چون بازیگر تئاتر هستم و از تئاتر وارد تلویزیون شده ام شخصیت‌های مختلف را به راحتی می‌توانم بازی كنم چون در توانم هست، برای همین نقش برایم ملموس و راحت بود. خدا را شكر این نقش به نسبت نقش‌های خاصی هم چون مجموعه‌های «پس از باران» و «یوسف پیامبر(ع)» خوب بود و مردم دید دیگری نسبت به نقش دارند و خیلی خوششان آمده است كه من توانسته ام متفاوت بازی كنم.


    نكته ای كه وجود دارد این است كه اغلب مادرها در فیلم‌ها و مجموعه‌ها یك جور هستند و می‌شود گفت رفتارهایی شبیه هم دارند نظر شما دراین رابطه چیست؟ خود شما برای متفاوت نشان دادن نقش اكرم آب انارفروش چه عناصری به نقش خود افزودید؟

    خیلی سعی كردم كه متفاوت با نقش‌های قبلی ام درآید. به هر حال ما ایرانی هستیم و قصد به تصویر كشیدن زندگی ایرانی را داریم. زن ایرانی در هیچ كدام از مجموعه‌های ما نمی‌تواند اكشن یا جاسوس باشد. مادر ایرانی در مجموعه‌های ما مادری جاه طلب، بدجنس و یا مهربان به تصویر كشیده می‌شود به هر حال الگوی یك زن ایرانی است. من هم برای باورپذیر نشان دادن نقش‌هایم سعی می‌كنم از اخلاق و رفتار مردم اطراف خود، خواندن كتاب و یا فیلم دیدن الگو بگیرم و آن‌ها را پیدا كنم تا متفاوت بازی كنم. در مجموعه «پنجمین خورشید» همان گونه كه شاهدید نقش زنی آب انارفروش را بازی می‌كنم كه با شخصیت واقعی ام خیلی متفاوت است. سعی كردم خودم با نقش كلنجار بروم و به آن چه كه در كتاب‌ها خوانده ام رجوع كنم تا شخصیت اكرم آب انارفروش ملموس، متفاوت و البته باورپذیر درآید كه خدا را شكر این نقش برای مخاطبان جا افتاده است.


    طراحی لباس و گریم تا چه اندازه برای ارائه بهتر نقش به كمكتان آمد؟

    سعی كردیم چون این شخصیت زنی آب انارفروش است روسری آن دوران كه طرح دار و خیلی ساده بود به سر كند. لباس او هم خیلی ساده بود. به نظرم لباس و گریم كمكی در بازی ام نكرد. فقط باید طراح لباس دقت نظری روی این شخصیت می‌داشت تا پوشش آن زمان را طراحی كند. گریم من نیز ساده و رنگ و رو رفته است. چون بازی ام می‌طلبید كه گریم ساده برای بهتر نشان دادن شخصیت اكرم كه زنی مستضعف و زحمت كش بود داشته باشم.


    ارتباطتان با «حمید گودرزی» و «مریم كاویانی» كه نقش فرزندان شما را بازی می‌كنند چگونه بود؟

    برای نخستین بار بود كه با حمید گودرزی و مریم كاویانی هم بازی شدم و بسیار همكاری خوبی بود. یك روز به گودرزی گفتم كه حتی خارج از صحنه و پشت دوربین كه شوخی می‌كنی احساس می‌كنم پسر بزرگم هستی و رابطه خاصی با او در بازی داشتم چون خودم دو فرزند پسر دارم با او ارتباط خوبی برقرار كردم. گودرزی هنگامی ‌كه در بازی مرا مادر صدا می‌زند به واقع احساس می‌كردم پسر خودم است و در كار خیلی راحت بودیم.


    آیا در حین كار با كارگردان «علیرضا افخمی» هم فكری هم داشتید؟

    بله، نقش كارگردان هدایت بازیگر است. او خارج از گود می‌نشیند و اشتباهات بازیگران را گوشزد می‌كند. ممكن است من برداشتی از یك سكانس داشته و در ذهنم چیز دیگری نسبت به آن تصور كرده باشم حتی براساس میزانسنی كه در ذهن داشتم حركت كردم ولی هنگامی‌كه كارگردان برداشت و نظر خود را از این سكانس برایم توضیح می‌دهد متوجه خطا خود می‌شوم. گاهی اوقات هم ممكن است بازیگر اشتباه كند پس وظیفه كارگردان است كه او را هدایت كند. حتی اتفاق افتاده كه بازیگر بیمار و خسته است و تا پاسی از صبح باید جلوی دوربین كار كند و هزار مشكل خانوادگی اش را با خود سر صحنه آورد پس وظیفه كارگردان است كه در آن لحظه به كمك بازیگر بیاید تا نقش را نجات دهد.


    آن چه شما انتظار داشتید در این نقش آفرینی حاصل شد؟

    بله، به خصوص هنگامی‌كه دیدم كار با سكانس‌های من آغاز می‌شود از همان شب اول تصویربرداری راضی بودم.


    علیرضا افخمی ‌چگونه كارگردانی است؟

    كارگردان بسیار عالی و كاربلدی است. او انسانی متین، مودب، صبور و باگذشت است و بین عوامل گروهش تفاوتی نمی‌گذارد و همه را به یك چشم می‌بیند. چنان چه كه «علیرضا افخمی» هر زمان دیگر كاری به من پیشنهاد بدهد به خاطر اخلاق خاص و حرفه ای او می‌پذیرم.


    از فعالیت‌های اخیرتان هم بگویید؟

    به تازگی بازی ام در فیلم سینمایی «زم هریر» ساخته علی روئین تن آغاز شده است. جوانی پرتوان، باسلیقه و باسوادی است. سیروس مقدم هم پیشنهاد بازی در مجموعه 13 قسمتی طنز ویژه نوروز را داده است كه هنوز قراردادی امضا نكرده ام ممكن است در كار این كارگردان نیز بازی كنم.


    حرف آخر.
    چون كار مناسبتی است همیشه با عجله تولید و روانه آنتن می‌شود. اكنون كه با شما در این وقت اندك صحبت می‌كنم تمامی‌عوامل هم چون گروه فیلم برداری، نویسندگی، تدوین و بازیگران به شدت سعی و تلاش خود را می‌كنند كه این كار به موقع روانه آنتن شود. ساخت كار مناسبتی دشوار است و تاكنون هم در سازمان هیچ ترفندی برای این فشردگی كاری در نظر گرفته نشده است تا از تولید عجولانه كار جلوگیری شود. امیدوارم با تمام این عجله‌ها و سختی‌ها مردم از مجموعه راضی باشند و به كار ما بها دهند زیرا باتوجه به كمبود وقت، فشرده كار كردیم. خود من دیگر كار مناسبتی را قبول نمی‌كنم چون تمام تابستانم خراب شد و درگیر این كار بودم. خسته نباشید به شما و دوستانتان می‌گویم كه برای ما بازیگران ارزش قایل هستید.


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. Top | #66
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض سریالی كه حیف شد!

    سریالی كه حیف شد!


    پارسیان (شاپرزفا)
    باید قبول كرد كه آخرین سریال لطیفی سریالی پخته و جمع‌وجور است؛ سریالی درباره یكی از مشاهیر كمتر شناخته شده كشورمان؛ غیاث‌الدین جمشید كاشانی...
    امسال در تركیب بندی سریال‌های ماه مبارك رمضان شاهد یك تغییر رویه بودیم؛ تغییر رویه‌ای كه بسیاری معتقدند در جهت رسیدن سیما به یك الگوی جدید پخش برنامه‌های مناسبتی بوده است.
    این الگوی جدید قرار است در عین حفظ فضای سرگرم‌كننده و مفرح در ماه رمضان به مانعی برای عبادت مردم در این ایام تبدیل نشود و یا با عدم‌ارائه مفاهیم كم ارزش و كمدی‌های سطحی فضای معنوی مخاطبان سیما در این ماه را بر هم نزند. اما گویا امسال به جای اینكه این الگو به‌صورت فكر شده و برنامه‌ریزی شده ارائه شود به‌صورت كاملا خلق‌الساعه و دقیقه نودی ایجاد شده است.


    این موضوع را می‌توان از قربانی‌شدن سریال با ارزش «نردبامی بر آسمان» فهمید. باید قبول كرد كه آخرین سریال لطیفی سریالی پخته و جمع‌وجور است؛ سریالی درباره یكی از مشاهیر كمتر شناخته شده كشورمان؛ غیاث‌الدین جمشید كاشانی؛ این سریال كه بعد از گذشت دو، سه قسمت یعنی فصل كودكی جمشید ناگهان خود را به مخاطبان جدی سیما به‌عنوان یك سریال جذاب و قابل تأمل شناساند. این نكته را هم باید یادآوری كرد كه نردبامی بر آسمان سریالی مناسبتی نیست.

    وجود دقت و وسواس در صحنه‌آرایی تطابق‌های تاریخی و نوع دیالوگ‌ها و از آن مهم‌تر مفاهیم ارائه شده توسط این سریال همگی ارزش تأمل و تعمق بیشتری دارند. سریالی با این توانایی در جلب رضایت مخاطب جدی تلویزیون كاملا باید از این شانس بهره‌مند باشد كه در یك دوره زمانی طولانی‌تر و به‌صورت سریالی عادی و نه مناسبتی پخش شود. شاید مسئولان پخش سیما به این نكته اندیشیده‌اند كه این سریال به‌دلیل پوشش زندگی یك فرد كمتر شناخته شده، نتواند اقبال و رضایت عمومی را به‌عنوان سریالی عادی جلب كند.


    اما با یك نگاه به موضوع سوابق كارگردان و بالاخره تركیب عوامل می‌توان به این نكته پی برد كه خوب‌بودن یك سریال و استقبال مخاطب از آن امری تصادفی نیست و گنجاندن این سریال به‌عنوان سریال مناسبتی آنهم در ساعات انتهایی شب و بعد از پخش 2 سریال به نوعی هدر‌دادن پتانسیل‌های سرگرم‌سازی‌ و فرهنگ‌سازی‌ نهفته در این سریال است؛ سریالی كه به‌نظر كم خرج هم نمی‌رسد.

    مسئولان پخش صدا‌وسیما حتما این نكته را می‌دانند كه سریال‌های مناسبتی كه در یك دوره زمانی پخش می‌شوند از لحاظ مخاطب همپوشانی دارند؛ یعنی یك گروه از مخاطبان یكسان این سریال‌ها را می‌نگرند و درباره‌شان قضاوت می‌كنند؛ قضاوتی بی‌رحمانه كه گاه به بایكوت كامل یك سریال منجر می‌شود. این گروه مخاطبان یعنی مخاطبان برنامه‌های مناسبتی مخصوصا مناسبت ماه رمضان از مخاطبان آسان‌گیر به شمار می‌روند.


    این مخاطبان معمولا سریال‌های مفرح و سریع‌الانتقال را بیشتر می‌پسندند. به‌عنوان مثال امسال سریال پنجمین خورشید توانسته است در مقام مقایسه گوی سبقت را از رقبا برباید و به‌عنوان جذاب‌ترین سریال ماه مبارك رمضان خود را بشناساند؛ چون اولا داستان خود را بی‌تكلف اما جذاب روایت می‌كند و در ارائه مفاهیم و حوادث خست نمی‌ورزد؛ درست بالعكس سریال عبور از پاییز كه هنوز معلوم نیست موضوع محوری آن چیست و طبیعتا مخاطب بین سردرگمی و جذابیت دومی را انتخاب می‌كند.

    این امر در مورد نردبامی بر آسمان نیز صدق می‌كند چرا كه این سریال به‌رغم ارزش‌هایش سریال سریع‌الانتقالی نیست و موضوع و نوع دیالوگ‌نویسی آن تأملی را از جانب مخاطب می‌طلبد كه شاید در توان مخاطب آخر شب ماه رمضان نیست. بنا براین بسیاری از این مخاطبان یا این سریال را نمی‌بینند یا اینكه به‌صورت سر سری تنها نگاهی از سر تفنن به آن می‌اندازند و این برای یكی از تولیدات قابل اهمیت سیما فیلم، یعنی حرام‌شدن كامل سریال.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  3. Top | #67
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض پنجمین خورشید؛ «جومانجی» در اتوبان نواب

    پنجمین خورشید؛ «جومانجی» در اتوبان نواب


    پارسیان (شاپرزفا)
    بمبی كه تخریب نكند و قاچاقچی‌ای كه زیرزمین خانه‌اش به جای انبار، موزه داشته باشد و مشخصات جنس را مثل موزه ایران باستان‌ بیل بزند چندان قابل‌قبول نیست ضمن اینكه ...
    معمولا هر سال در ماه مبارك رمضان یك سریال از دیگر سریال‌های نمایشی متمایز می‌شود و بیشتر مورد استقبال مخاطب قرار می‌گیرد.

    معمولا اگر در آن سال تعداد آثار نمایشی زیاد و كیفیت آنها قابل‌قبول باشد این رقابت سخت‌تر و رفتن روی سكوی اول برای عوامل، افتخار‌آمیز‌تر است. اما در سال‌هایی چون امسال كه عملكرد تلویزیون در بخش نمایشی بسیار بی‌رمق بوده، اگر بگوییم سریال پنجمین خورشید افخمی از دیگر سریال‌ها از موقعیت بهتری برخوردار است، نكته افتخار آمیزی به نفع سریال نگفتیم؛ هر چند كه این امر از ارزش‌های بالقوه آخرین سریال افخمی چیزی كم نمی‌كند.

    علیرضا افخمی
    كه تا سال‌ها او را به نام ناظر كیفی می‌شناختیم، پیش از این با تب سرد در مقام كارگردان به مخاطبان تلویزیون این نكته را منتقل كرد كه كارگردانی هوشمند است و برای وقت مخاطب و نوع تدوین اثر احترام قائل است البته نسبت به دیگر كارگردانان امروز سیما.
    او نشان داده است كه كلید درك مخاطب از تعلیق را در دست دارد و می‌تواند آن‌را در قفل فیلمنامه بچرخاند.
    افخمی با كوله‌باری از تجربه و درك از مخاطب سیما و شرایط امروز او، به سراغ ساخت سریال پنجمین خورشید رفته است؛ سریالی كه بیش از دیگر سریال‌های ماه مبارك رمضان و حتی سریال‌های قبل از آن نظر مخاطب تلویزیون را به‌خود جلب كرده است.


    اما چرا پنجمین خورشید سریال نسبتا خوبی است و به این مهم یعنی جلب رضایت مخاطب نائل شده است؟
    پیش از هر چیز پنجمین خورشید موفقیتش را مدیون عنصری به نام فانتزی یا تخیل است؛ عنصری كه سال‌هاست در سریال‌های سیما فراموش شده و یا اگر هم استفاده شده است، در آثار موسوم به ماورائی بیشتر به سمت درك غلط از معنویت و ماورا سیر كرده تا به سمت تكوین یك ژانر اثر‌گذار و سرگرم‌كننده تلویزیونی.
    افخمی سعی كرده است از فانتزی تا حدی كه امكانات تكنیكی تلویزیون ما اجازه می‌دهد به‌عنوان ابزاری برای انتقال مفاهیمی مناسب ایام ماه مبارك رمضان استفاده كند. در به‌كار‌گیری این ابزار درست مثل فیلمی چون جومانجی (با بن‌مایه‌ای تقریبا همانند) سعی شده است كه عنصر تخیل ساز درست در خدمت اهداف فیلمنامه قرار گیرد كه البته به موفقیت همگن هالیوودی‌‌اش نیست. در جومانجی عنصر تخیل ساز یك جعبه بازی است كه بازیگران را وارد تونل زمان می‌كند و خود به‌عنوان عنصر، نقش تعیین‌كننده‌ای در تمام ساختار فیلمنامه بازی می‌كند.

    اما در پنجمین خورشید افخمی اهمیت چندانی به این عنصر نداده و اصل جابه‌جایی زمان را پیش روی خود نهاده است ضمن اینكه قسمت‌های ابتدایی سریال كه مربوط به پیدا شدن گردنبند پنج خورشید است، چندان خوب و با وسواس طراحی نشده است، گویا فیلمنامه برای رسیدن به دوره معاصر عجله داشته است. به‌عنوان مثال كیفیت پیدا شدن عتیقه‌ها هنگام بمباران می‌توانست بهتر طراحی شود چون بمبی كه تخریب نكند و قاچاقچی‌ای كه زیرزمین خانه‌اش به جای انبار، موزه داشته باشد و مشخصات جنس را مثل موزه ایران باستان‌ بیل بزند چندان قابل‌قبول نیست ضمن اینكه رگه ارتباطی داستان با دوران گذشته بسیار سست است و در هر قسمت محسن مجبور است یك سكانس دنبال دزد گردنبند بدود و او را پیدا نكند.


    اما گذشته از اینها سریال افخمی دچار مشكلی است كه مربوط به‌خودش نیست. این مشكل به ساختار ژانربندی در سینما و تلویزیون ما برمی‌گردد و آن تقابل واقعیت و فانتزی است. در سینمای غرب به‌دلیل بهره‌مندی از ادبیات قوی تخیلی و پیشینه قوی ژانر تخیلی از ابتدای حیات سینما و از همه آنها مهم‌تر عدم‌تقابل تخیل‌های این‌چنینی با ساختار مذهب، مخاطبان با آثار تخیلی دچار مشكل نمی‌شوند و ما نیز به‌عنوان مخاطبان ایرانی این آثار، از آنها لذت می‌بریم و متعارف نبودن آن‌را می‌پذیریم، درست مثل فیلم جومانجی یا صدها فیلم تخیلی دیگر كه از تلویزیون پخش می‌شود و هیچ مشكلی هم پیش نمی‌آید.

    در كشور ما به‌دلیل فقر عنصر تخیل و فانتزی حتی در ادبیات ما و یا به روز نشدن و تصویری‌نشدن برخی از آثار موجود، مخاطبان خیلی زود با اثر دچار تقابل می‌شوند و به جای لذت‌بردن از داستان و غوطه‌ور شدن در فضای تخیلی آن خود را درگیر سؤال‌های بی‌پاسخ می‌كنند. فیلمنامه‌نویس و كارگردان هم مجبورند حتما به این سؤال‌های از پیش تعیین شده پاسخ دهند. به‌عنوان مثال در سریال پنجمین خورشید، تلاش محسن برای برگشتن و تغییر شرایط معاصر با مفاهیم قضاوقدر و نگرش‌های واقع‌گرایانه مخاطب ایرانی درگیر می‌شود.


    این امر در مورد سریال‌های كمدی صدق نمی‌كند چون مخاطب كار كمدی اصلا ارزشی برای مفاهیم و تناقضات قائل نیست و به نفع خندیدن تناقضات را می‌پذیرد. به‌عنوان مثال در سریال مسافر زمان كه آن‌هم براساس الگوی تونل زمانی بود مخاطب با اثر دچار مشكل نمی‌شد و سریال چه قوی و چه ضعیف با مخاطب خود مشكلی پیدا نمی‌كند. اما وقتی كه مخاطب با یك سریال جدی آن‌هم مناسبتی كه قرار است ترویج‌دهنده مفاهیم مذهبی و یا حداقل اخلاقی باشد ممكن است دچار همان سؤال‌های بی‌پاسخ شود.

    اما اگر از این سؤال‌ها بگذریم سریال افخمی از ساختار خوبی برخوردار است و چنان كه از او انتظار می‌رود تعلیق خوبی در داستان وجود دارد.

    در پنجمین خورشید داستان مثل دیگر سریال‌های مناسبتی كم‌فروشی نمی‌كند و چگالی مفاهیم و حوادث در هر قسمت به نحو پذیرفتنی تقسیم شده است. اگر نگاهی به سریال عبور از پاییز دیگر سریال ماه رمضان بیندازیم كاملا متوجه تفاوت این دو می‌شویم، در حالی كه در عبور از پاییز اتفاق افتادن یك حادثه در فیلمنامه 2 قسمت طول می‌كشد و بازیگران برای اتلاف وقت یا چای می‌خورند یا تلفن می‌زنند و یا حرف‌های صدباره چند بار دیگر می‌زنند و كاملا این كم فروشی با اعصاب بیننده بازی می‌كند.
    در پنجمین خورشید این اتفاق نمی‌افتد و طبیعتا چنین سریالی در مقایسه با اثر دیگر، با ساختار ضعیف‌تر موفق جلوه می‌كند.

    در حقیقت سریال افخمی را باید گام نوینی در عرصه سریال‌سازی‌ سیما دانست البته اطلاق گام نوین به معنی تائید همه‌جانبه سریال نیست چرا كه پنجمین خورشید با وجود امتیازات‌‌اش چنانكه ذكر شد دارای اشكالاتی نیز هست اما جسارت افخمی در ارائه داستانی تخیلی آن‌هم در فضایی جدی باعث شده است كه به عنصر تخیل و تخیل‌سازی‌ در سال‌های آینده در سیما بیشتر بها داده شود و سریال‌سازی‌ سیما از دایره بسته‌‌اش بیرون‌آید.
    البته سریال مسافران هم با وجود اینكه كمدی است اما تایید‌كننده این نظر در لزوم ارائه ژانرهای جدید است. به‌نظر می‌رسد تخیل و فانتزی حتی اگر نتواند در آثار جدی عده‌ای را اقناع كند اما بسیار بهتر از سریال‌هایی است كه با انتقال مفاهیم جنایی و خشونت‌بار با روان مخاطب درگیر می‌شوند.

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. Top | #68
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض پشت صحنه «ماه عسل» برنامه افطار شبكه 3 سیما

    پشت صحنه «ماه عسل» برنامه افطار شبكه 3 سیما


    پارسیان (شاپرزفا)
    یك نفر تماس می‌گیرد و اعلام می‌كند كه مرتضی و مادرش را به زیارت كربلا می‌فرستد، اما كفاش تبریزی حواسش جمع‌تر از بقیه است...
    برنامه «ماه عسل» امسال 6 ساله شد؛ برنامه‌ای كه تلاش می‌كند در ماه رمضان موقع افطار كه ذهن و جان روزه‌داران در پرتو نور خداوند روشن و ماورایی شده است، آنها را به فكر همنوعان خود بیندازد، به فكر آنهایی كه نیازمندند یا ما را ببرد به سرزمینی كه نیازمندی تا آن ور زندگی خاكی رفته و برگشته و اكنون تلاش می‌كند به ذهن نیازمند به آگاهی ما پاسخ‌های درست بدهد.
    در ماه عسل سال‌های پیش كسانی را دیدیم كه به كما رفته‌اند، اما یك معجزه آنها را به زندگی برگردانده و آنها اكنون آمده‌اند تا در مقابل دوربین ماه عسل از آن روزها، از چگونگی برگشت و چگونگی تولدی دوباره بگویند تا ما درس بگیریم.


    در ماه عسل سال‌های قبل تن‌های رنجوری را دیدیم كه روح‌های بزرگی داشتند و با این روح بزرگ زندگی خاكی را به تسخیر خود درآورده بودند؛ معلولانی كه با روشن نگه داشتن چراغ امید، دست به كارهایی زده بودند كه برای ما كه بدنی سالم داریم، اعجا‌ب‌آور بود. امسال هم برنامه ماه عسل با همین رویكرد به رمضان سال 88 آمده است. یك غروب برای تهیه گزارش از این برنامه به تلویزیون رفتیم؛ روزی متفاوت. چون در این روز مردی بلندقامت مهمان این برنامه بود كه ناامیدی، قامتش را خم كرده بود و ماه عسل می‌خواست قامت چون سرو او را بار دیگر ایستاده كند.

    قدم زدن در خیابان‌های صداوسیما در لحظات نزدیك افطار، حال و هوای دیگری دارد. روز شنبه 7‌شهریور از روزنامه جام‌جم برای تهیه گزارش از پشت صحنه برنامه ماه عسل به صداوسیما رفتم. بعد از طی مسیری كه ترافیك سنگین موقع افطار را پشت سر می‌گذاشت، بموقع به محل قرار با پیام ابراهیم‌پور، تهیه‌كننده برنامه و دیگر عوامل رسیدم. با نزدیك شدن به استودیو 11؛ استودیویی كه ماه عسل در آن ضبط می‌شود، مسائل مختلفی از ذهنم عبور می‌كرد. قبل از ورود به استودیو در طبقه همكف ساختمان تولید انگار همه شبكه‌ها با هم ادغام شده بودند. علی درستكار، مجری برنامه «این شب‌ها» مشغول صحبت با سردار رویانیان بود كه به اتفاق همسرش مهمان برنامه «نان و ریحان» بودند. داریوش فرضیایی (عموپورنگ)‌ هم بعد از تمام شدن برنامه كودك كه راهی منزل بود، با دیدن سردار به این گروه ملحق شد كه این جمع با اعلام ساعت پیام ابراهیم‌پور خیلی سریع متفرق شدند و هریك به سمت استودیوی برنامه خود حركت كردند.


    در كنار استودیو 11 اتاقكی بود برای جمع شدن گروه برنامه‌ساز در كنار هم و مرور آنچه قرار بود در برنامه بازگو شود. در حین رفتن به استودیو در راهروی منتهی به استودیو 11 احسان علیخانی، مجری و یكی از تهیه‌كنندگان برنامه ماه عسل با دیدن پیام ابراهیم‌پور، دیگر تهیه‌كننده برنامه، درباره بخش‌های مختلف برنامه با هم مشورت كردند. من هم تا شروع برنامه 15 دقیقه‌ای فرصت داشتم كه در این فرصت، با پیام ابراهیم‌پور، درباره برنامه صحبت كردم.

    در حین گفتگو با تهیه‌كننده، متوجه تعجب عوامل برنامه شدم كه بهت‌زده به مهمان برنامه كه از در وارد شده بود نگاه می‌كردند. بله، مهمان برنامه مرتضی مهرزاد با 2 متر و 50 سانتی‌متر قد، بلندترین مرد ایران، مهمان برنامه هم رسیده بود. به اتفاق مادر و خاله و شوهرخاله‌اش كه به نوعی تكیه‌گاه حركت مرتضی بودند. مادر مرتضی با چهره‌ای كه در آن مهربانی و نگرانی موج می‌زد، نمونه بارز یك مادر فداكار را به نمایش می‌گذاشت. مرتضی به دلیل این كه عصایی در حد و اندازه خودش نداشت، با تكیه به مادرش حركت می‌كرد كه به گفته علیخانی، مرتضی به جای این كه عصای دست مادر باشد، مادرش عصای دست اوست.

    پیام ابراهیم‌پور با دیدن مرتضی مهرزاد، كه مهمان برنامه روز شنبه ماه عسل بود، درباره چگونگی انتخاب مهمانان برنامه گفت: پیش از شروع ماه عسل فهرستی شامل 40، 50 نفر مهمان پیشنهادی آماده و تحویل شبكه شد كه از میان آنها تعدادی انتخاب شدند كه با همفكری گروه، با توجه به جذابیت رسانه‌ای و خواسته‌های مخاطبان این افراد نهایی می‌شوند. ابراهیم‌پور در ادامه گفت: هر روز دوستان و همكاران و حتی مردم، افراد مختلفی را معرفی می‌كنند كه به دلیل ازدیاد سوژه‌ها و افراد كار انتخاب ما هم سخت می‌شود و ما برای حل این مشكل قرار شد به زندگی این افراد نزدیك شده و از شرایط زندگی آنها تصاویری تهیه كنیم و بر اساس فیلم‌هایی كه از این افراد تهیه می‌شود، مهمانان انتخاب و به برنامه دعوت می‌شوند.

    تهیه‌كننده ماه عسل در ادامه یادآور شد: مثلا مهمان امروز ما 7 سال بود كه خودش را در خانه حبس كرده و با همه كس و همه چیز قهر كرده بود و ما با توجه به شرایط خاصی كه او دارد تصمیم گرفتیم با دعوت كردن مرتضی به برنامه او را با دنیای بیرون آشتی دهیم. همچنین ابراهیم‌پور درباره اجرای احسان علیخانی گفت: من خودم هم كار اجرا انجام می‌دهم، به همین دلیل می‌دانم چقدر سخت است كه مجری برنامه زنده، تهیه‌كننده برنامه هم باشد اما احسان علیخانی چون كارش را بلد است و تمام فنون این حرفه را می‌داند، می‌تواند از عهده همه كارهایی كه به او واگذار شده است، برآید. او 6 سال است به نحو احسن با ماه عسل همكاری می‌كند. توانایی دارد یك ساعت برنامه را 40دقیقه‌ای تمام كند یا 40 دقیقه برنامه را تا یك ساعت ادامه دهد.

    سر ساعت 19 برنامه با صدای آماده‌باش عذرا آبزری منشی صحنه آغاز شده و طبق برنامه‌ریزی مهرداد طاهری، كارگردان برنامه قرار شد ابتدا دعای فرج با صدای احسان علیخانی بدون تصویرش پخش شود و در ادامه علیخانی برنامه را با شعری آغاز كرد: می‌‌گن برگ سبز درخت، معرفت آفریدگار است، اما برگ زردش....
    برنامه ماه عسل آغاز شده بود و 4 دوربین از زاویه‌های مختلف تصاویر موردنظر را می‌گرفتند تا بتوانند تنوع لازم را به برنامه بدهند.


    اما این كادرهای زیبا هیچ‌كدام نمی‌توانستند جای حسی را كه چهره مجری به مخاطبان القا می‌كرد، بگیرد. علیخانی رودرروی مرتضی و مادرش نشسته بود و با آنها صحبت می‌كرد. چشمان پراشك علیخانی نشان می‌داد كه از این رودررویی منقلب شده است. اشك‌های او از روی تظاهر نبود، چون مانند اشك‌های او، در آن سوی استودیو از چشمان دیگر عوامل هم جاری بود. علیخانی داشت با كلماتش مرتضی را وادار می‌كرد تا به پرسش‌‌های او پاسخ دهد و بگوید چرا 7سال خودش را در خانه حبس كرده، چرا لحظه‌ای در این سال‌ها به مادرش فكر نكرده كه با چه دشواری‌هایی روبه‌رو بوده و چه سختی‌هایی را تحمل كرده است.
    علیخانی از مرتضی می‌پرسد چرا به جای پررنگ‌ كردن ناتوانی‌هایت از توانایی‌های خودت استفاده نكرده‌ای و مثلا تلاش نكرده‌ای در مسابقه‌های پارالمپیك راه پیدا كنی؟
    برنامه در جریان است و علیخانی با مرتضی در حال صحبت كردن است اما همه برنامه ماه عسل آن چیزی نیست كه به روی آنتن می‌رود.
    در پشت صحنه، اتفاقات جالب‌تری در حال رخ دادن است. تلفن‌های برنامه مدام زنگ می‌زنند. مردم با مرتضی و مادرش همدردی می‌كنند.

    یك نفر تماس می‌گیرد و اعلام می‌كند كه مرتضی و مادرش را به زیارت كربلا می‌فرستد، اما كفاش تبریزی حواسش جمع‌تر از بقیه است، علیخانی در جایی از برنامه دلیل این كه مرتضی با دمپایی به برنامه آمده است را چنین عنوان می‌كند: تاكنون هیچ كفاشی حاضر نشده است برای پاهای بزرگ مرتضی كفشی بدوزد، اما كفاشی تبریزی به برنامه زنگ می‌زند و اعلام می‌كند برای او كفش خواهد دوخت.
    این كفش از بزرگ‌ترین كفش‌های دنیا خواهد بود كه با یك دنیا مهر پاهای بزرگ را پناه خواهد داد، تا دیگر افسوس نداشتن پاپوش را نچشند. پزشك هوشمندی هم‌كلام علیخانی را دریافت كرده است كه از پزشكان كشور خواسته تا برای بیماری مرتضی فكری كنند و او را در درمان یا هزینه درمان یاری دهند. در پشت صحنه ماه‌عسل توانمندان دست نیازمندان را می‌گیرند و انسانیت خود را به نمایش می‌گذارند و اصل و ذات تولید برنامه‌ای مانند ماه‌عسل همین است:
    چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار ‌
    در همین حین، فضل‌الله شریعت‌پناهی مدیر گروه اجتماعی شبكه 3 و ناظر پخش در استودیو حضور دارد تا مبادا كوچك‌ترین مشكلی برای برنامه پیش آید.

    او سال‌هاست برنامه ماه عسل را حمایت می‌كند. از او درباره تداوم برنامه‌ای مانند ماه‌عسل پرسیدم و او گفت: با توجه به این كه در سال‌های گذشته برنامه ماه عسل یكی از بهترین ویژه‌برنامه‌های افطار شناخته شده، دوستان پیشنهاد دادند این برنامه دوباره تكرار شود با همان اسم، چون مردم نسبت به این اسم ذهنیت خوبی دارند، كه اگر اسم عوض شود، برنامه كاملا تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. من هم با توجه به استقبال مردم و مطلوبیت برنامه دلیلی نمی‌دیدم این برنامه نباشد، البته اجرای آقای علیخانی تاثیر زیادی در موفقیت ماه‌ عسل دارد.
    شریعت‌پناهی دلیل خاص بودن موسیقی تیتراژ برنامه ماه عسل را صدای مهدی یراقی دانست و گفت: مخاطبان صدای این خواننده را كمتر شنیده‌اند، به همین دلیل برای آنها جذابیت دارد.

    ناظر پخش برنامه ماه عسل یكی دیگر از دلایل موفقیت برنامه ماه عسل را انتخاب یك كارگردان ثابت برای آن دانست و گفت: كارگردان یك برنامه ظرایف كار را از نظر فنی بهتر می‌شناسد و در این شب‌ها كه به طور ثابت از آقای طاهری استفاده كردیم با كار آشنا شده و در طول برنامه راحت‌تر كار می‌كند.

    دكور برنامه ماه عسل همه سال‌ها جذابیت خاص خود را برای مخاطب داشته است، اما امسال دكور این برنامه نتوانسته نظر مخاطبان را با خود همراه كند، ولی پیمان قانع طراح دكور ضمن رضایت از كار امسالش در برنامه ماه عسل گفت: رنگ‌هایی را استفاده كردیم كه شادی و انرژی را به مخاطب القا كند. من اعتقادی به این گفته ندارم كه برای القای روح معنویت باید از رنگ‌های تیره استفاده كرد! البته قبول دارم دكور امسال به جذابیت دكور فیروزه‌ای 2 سال گذشته نیست، اما آن سال ما مكان خوبی داشتیم، استودیو 14 فضای خوبی بود كه بتوانیم دكور لازم را در آن بسازیم، اما امسال این استودیوی كوچك به دو بخش تقسیم شده و دست ما را بسته است. ما در این دكور فضا را به گونه‌ای طراحی كرده‌ایم كه به فضای جوان و شادابی بیشتر نزدیك شویم. احسان علیخانی صحبت‌های قانع را كامل كرد و گفت: امسال هنوز به دكوری كه مد نظرمان است نرسیده‌ایم. اما طراح دكور هم هنوز دست از خلاقیت برنداشته و در حال كامل كردن دكور است.


    برنامه با همه هیجاناتش به دقایق آخر نزدیك می‌شود. اما یك ساعتی كه من در استودیو و فاصله چندمتری این برنامه به تماشای آن مشغول بودم، خیلی زود گذشت. اما شاید باورتان نشود كه چهره سراسر نگران مادر مرتضی در انتهای برنامه، تبدیل به موجی از امید و لبخند و شكوفایی شده بود؛ طوری كه انگار با یك شخصیت دیگری روبه‌رو شده بودیم. قدم‌های مرتضی بلندتر از یك ساعت قبل بود، دیگر از سنگینی جثه‌اش بر دوش مادرش كم شده بود. با هم بر سر سفره افطار نشستیم. آقای علیخانی مدام می‌گفت: مرتضی آماده‌باش می‌خواهیم برویم پیش علی‌ كریمی، علیخانی می‌خواست در اولین گام یكی از مهمترین آرزوهای مرتضی را برآورده سازد و او را ببرد تا از نزدیك كریمی را ببیند و به اولین آرزوی فوتبال خود برسد.

    سر سفره افطار علیخانی می‌گوید: این بهترین افطاری است كه می‌خورم، چون كنار مرتضی و مادرش هستم و می‌بینم امید به زندگی به آنها راه یافته است، می‌بینم مرتضی دیگر نمی‌خواهد خودش را در خانه حبس كند، بگذار برخی بگویند علیخانی تظاهر می‌كند، اما مهم این است كه من به نیت خود جامه عمل پوشانده‌ام و نشان داده‌ام كه ماه رمضان، ماه خداست، ماهی كه باید به دیگران كمك كرد.


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  5. Top | #69
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض سال‌ها از «درچشم‌باد» حرف خواهیم زد

    سال‌ها از «درچشم‌باد» حرف خواهیم زد


    پارسیان (شاپرزفا)
    این اتفاقات جالب احتمالا فقط در ایران می‌افتد و خانم ضیغمی یك مثال حی و حاضر در این‌باره و بنابراین طبیعی بود كه این بخش از زندگی حرفه‌ای ایشان...
    گفت‌وگوی ما با صحبت درباره یك اتفاق جالب آغاز می‌شود: بازیگر جوانی كه 6سال قبل به‌صورتی اتفاقی جلوی دوربین سریالی عظیم قرار گرفته بود، حالا مبدل به چهره مطرحی شده درحالی‌كه آن بازی، حالا دارد پخش می‌شود.
    او نخستین بار برای آخرین بازی‌اش روی پرده‌های سینما دیده شده بود؛ با اخراجی‌های یك به علاقه‌مندان سینما معرفی شد درحالی‌كه برای فیلم سینمایی «شوریده» كه سومین فیلمش بود، كاندید بهترین بازیگر نقش مكمل شد و البته آن فیلم هنوز اكران نشده است.


    این اتفاقات جالب احتمالا فقط در ایران می‌افتد و خانم ضیغمی یك مثال حی و حاضر در این‌باره و بنابراین طبیعی بود كه این بخش از زندگی حرفه‌ای ایشان بخش مهمی از این مصاحبه باشد. بخش جالب دیگر صحبت ما درباره اتفاقی بود كه او را به بازی در یكی از نقش‌های اصلی «در چشم باد» رساند؛ خانم نویدی، گریمور در چشم باد وارد دفتر كانون سینماگران جوان می‌شود و یكی از هنرجویان را آنجا می‌بیند و او را برای تست گریم به جوزان‌فیلم می‌فرستد.
    تا آن موقع خیلی‌ها برای نقش رعنا آمده‌اند اما كارگردان، آنها را انتخاب نكرده است. هنرجوی جوان 2ساعت بعد در جوزان‌فیلم است، 2هفته بعد در حال دورخوانی و یك ماه بعد در ماسوله جلوی دوربین مسعود جعفری جوزانی. بعد از چند پلان آقای كارگردان به مادر دختر جوان می‌گوید: «خانم ضیغمی! دخترت ستاره می‌شود».

    یك اتاق جالب برای شما افتاد؛ نخستین فیلمی كه از شما پخش شد اخراجی‌ها(1) بود كه آخرین فیلمی بود كه در آن بازی كرده بودید و آخرین كاری كه از شما پخش می‌شود «در چشم باد» است كه اولین بار جلوی دوربینش قرار گرفته بودید. اتفاق جالبی است.
    بله. خیلی سال از وقتی كه این سریال را بازی می‌كردم گذشته و بنابراین وقتی قرار بود پخش شود خیلی اضطراب داشتم.


    البته یك شانس هم داشتید؛ اولین بازی‌تان در كار یك كارگردان كهنه‌كار بود و آخرین آن، وقتی كه قرار بود اولین بار روی پرده بیایید، ساخته یك كارگردان تازه‌كار بود.

    دقیقا. پخش فیلم‌های من برعكس شد. شنیده‌ام قرار است مهرماه فیلم شوریده اكران شود كه سومین فیلم سینمایی من است و «تردست» هم كه اصلا اكران نشد. سیر پخش فیلم‌های من خیلی غیرطبیعی است. سیر طبیعی كار این است كه یك بازیگر بیاید، بازی كند و آن بازی پخش شود، بعد برود سر كار بعدی و آن فیلم پخش شود و این روند ادامه داشته باشد و البته در نهایت مثلا یك كار كمی دیرتر پخش شود اما نه اینكه برعكس شود. مال من كاملا برعكس شده است. من 8 فیلم بازی كرده‌ام. پخش كارهای من برعكس شده است. البته تایم فیلمبرداری سریال «درچشم باد» طولانی شده بود و باعث شد حالا پخش شود اما تعدادی از فیلم‌ها آماده و در جشنواره هم نشان داده شد اما نتوانست اكران شود.
    اولین كار من «در چشم باد» بود. حالا چندین سال است كه كار می‌كنم و كمی شناخته شده‌ام؛ بنابراین واقعا وقتی كه قرار بود پخش شود برای من اضطراب‌آور بود اما نخستین قسمت آن‌كه پخش شد، آن‌قدر دوستانم به من زنگ زدند و آن‌قدر احساس كردم جو خوبی در اطراف من هست كه آن اضطراب برطرف شد. یكی از دوستانم می‌گفت: تو خیلی شانس داری كه این همه از بازی‌ات گذشته و مردم تو را به‌عنوان یك دختر شهری امروزی شناخته‌اند اما این بازی‌ات پخش می‌شود و آن قالب را كه از تو در ذهن مردم به وجود آمده بود، می‌شكند. شاید خدا دوستم دارد كه این اتفاق‌ها برایم می‌افتد.


    یعنی اگر الان قرار بود این نقش را بازی كنید، بیرون آمدن از این قالب برایتان سخت بود؟

    البته طبیعی است كه اگر الان قرار بود آن را بازی كنم خیلی بیشتر دقت می‌كردم و مطمئنا سعی می‌كردم خیلی بهتر از این كار كنم. به هر حال شما به هیچ وجه نمی‌توانید در سینما تجربه‌هایتان را نادیده بگیرید. مثل این می‌ماند كه شما به هر حال یك سری اصول را از رانندگی می‌دانید اما تا ننشینید پشت رل و رانندگی نكنید كه رانندگی یاد نمی‌گیرید.
    تا یك سال و 2سال رانندگی نكنید نمی‌دانید وقتی اتفاقی برایتان افتاد چطور باید ماشین را هدایت كنید. باید به‌صورت عملی تجربه كنید و بعد از مدتی دیگر به دنده و كلاچ فكر نمی‌كنید. بازیگری هم همین است. یك بخش از بازیگری دانش است و یك بخش مطالعه اما بخش زیادترش برمی‌گردد به تجربه و اینكه شما با صحنه و دوربین و نور و همه‌چیز آشنا باشید و به همه‌چیز اشراف داشته باشید و بتوانید نقش را به بهترین وجه آن بازی كنید. من خیلی خوشحال‌تر می‌شوم اگر در این شرایط بخواهم چنین نقشی را بازی كنم.


    ولی آن موقع بكر بودید و الان باید یك‌سری از قالب‌ها را كه برای خودتان ساخته‌اید، بشكنید.

    آن‌موقع نخستین بار بود كه جلوی دوربین قرار می‌گرفتم و اصلا قرار هم نبود كه من بعدا بازیگر شناخته‌شده‌ای بشوم، بنابراین به خیلی چیزها فكر نمی‌كردم. كارگردان‌هایی مثل بهمن قبادی، عباس كیارستمی و دیگران هستند كه بازیگرانی را در فیلم‌هایشان می‌آورند كه شاید اگر یك استاد هم بیاورند نتواند چنین نقشی را بازی كند چون شكستن آن قالب- كه شما هم گفتید- و به نقش رسیدن، خیلی سخت‌تر است از اینكه شما بروید یك شخصیت، مثل آنچه در فیلمنامه دارید را پیدا كنید و در فیلم بگذارید.


    البته سینمای آقای كیارستمی و آقای قبادی با این سینما كه داریم از آن صحبت می‌كنیم متفاوت است.
    دارم مثال می‌زنم و می‌گویم وقتی كه نابازیگر می‌آوری قضیه فرق می‌كند. من هم آن موقع بازیگر كه نبودم، آدمی بودم كه برای نخستین بار جلوی دوربین قرار می‌گرفتم و هیچ قراری هم با آینده نداشتم كه بدانم بعدا چه اتفاقی قرار است بیفتد. ممكن بود این نخستین و آخرین بازی‌ام باشد. آن موقع چون قالبی نداشتم شاید شكل‌دادنم خیلی راحت‌تر بود. اگر الان قرار باشد نقش را بازی كنم تكنیك‌هایی كه بلد هستم به كمكم می‌آید و البته شرایطی كه الان برایم به وجود آمده یك‌سری درگیری‌هایی برایم به وجود آورده كه باید آنها را بشكنم تا بتوانم راحت‌تر بازی كنم.


    آقای جوزانی به شما نگفته بود كه چرا در نقش شما از یك بازیگر حرفه‌‌ای آن‌زمان استفاده نكرده بود؟
    این سریال خیلی بازیگر حرفه‌ای داشت و قطعا هم آقای جوزانی به هر بازیگری هم می‌گفت، می‌آمد برایش بازی می‌كرد و این‌جوری نبود كه بازیگر نداشته باشد اما چون ایشان كارگردانی هستند كه اصولا دوست دارند به سینما آدم معرفی كنند و این اعتماد به نفس و توانایی را هم داشتند كه از بازیگر غیرحرفه‌ای بازی بگیرند، مرا انتخاب كردند.
    الان من این‌طور فكر می‌كنم كه اگر قرار باشد تا آخر، همین‌ها كه هستیم باشیم پس كی باید آدم جدیدی را وارد سینما كند؟ ایشان این اعتماد و اطمینان را داشتند و لابد فكر كردند كه من این همه بازیگر اسم و چهره دارم، بگذار 10نفر را هم از طریق این سریال به سینما معرفی كنم.


    شما هنگام بازی‌كردن در كنار یك‌سری بازیگر حرفه‌ای چه حسی داشتید؟

    برای من خیلی جای خوشحالی بود. آن‌قدر برایم مهم بود كه از روز اول تا آخر پروژه شاید فقط 2روز آن را كه سرما خورده بودم نرفتم سركار. تمام‌مدت برایم مثل دانشگاه و درس بود. می‌نشستم تك‌تك پلان‌ها را نگاه می‌كردم تا ببینم بازیگر چگونه بازی می‌كند، كارگردان چه‌كار می‌كند، فیلمبردار چه‌كار می‌كند و دیگر عوامل چطور كار می‌كنند. بعضی وقت‌ها آن‌قدر از آقای جوزانی، آقای زرین‌دست و همه عوامل كه آنجا بودند سؤال می‌كردم كه كلافه‌شان می‌كردم. حضور همه این آدم‌ها خیلی كمك بزرگی برای من بود.


    فكر می‌كنم از بازیگران، با ماه‌چهره خلیلی نزدیك‌تر بودید چون شرایطتان مشابه بود.

    تقریبا در تمام مدت آن پروژه با هم بودیم؛ ضمن آنكه در هتلی هم كه اقامت داشتیم با هم هم‌اتاق بودیم. البته ایشان از من خیلی جلوتر بود چون در فیلم سینمایی «چشمان سیاه» آقای قادری نقش یك بازی كرده بود.


    روی پرده هم آمده بود؟

    وقتی كه ما در شمال سر فیلمبرداری بودیم، چشمان سیاه در تهران روی اكران بود. شرایط ایشان با شرایط من متفاوت بود اما تقریبا می‌توانستیم در یك مسیر قرار بگیریم چون ایشان هم نخستین بار بود كه نقشی را بازی می‌كرد كه این‌قدر از خود واقعی‌اش دور بود.


    از آن موقع تاكنون حدود 6سال گذشته و شرایط برای شما خیلی متفاوت شده است؛ تصور شما از این سریال آن‌موقع چگونه بود و الان چگونه است و چقدر آن را دوست دارید؟

    من دوستش دارم و به‌نظرم جزو كارهای ماندگار تلویزیون است. وقتی تاریخ سریال‌های تلویزیونی را بررسی می‌كنیم، سریال‌های ماندگار زیاد نیستند. هنوز هم می‌توانیم درباره سریال «دایی‌جان ناپلئون» یا «هزاردستان» یا «امام‌علی(ع)» حرف بزنیم و شاید 100سال دیگر هم می‌توانیم. اینها كارهایی هستند كه نمی‌شود فراموششان كرد. فكر می‌كنم در چشم باد هم جزو آن دسته از كارهاست.
    در چشم باد چند مقطع تاریخی از ایران را روایت می‌كند و برایش زحمت كشیده شده. گروهش تمام تلاششان را كردند تا یك مجموعه ماندگار را بسازند و من فكر می‌كنم این اتفاق افتاده است. بعضی وقت‌ها آدم وقتی به تلویزیون نگاه می‌كند، آرزو می‌كند كه كاش از این مجموعه‌ها خیلی بیشتر ساخته می‌شد. كارگردان‌هایی داریم كه خیلی قدرتمند و كاربلد هستند و فكر می‌كنم اینها غنیمت هستند.


    الان كه دارید سریال را می‌بینید فكر می‌كنید كدام نقش را هم دوست داشتید كه بازی كنید؟

    من آن‌موقع همه فیلمنامه را نخوانده بودم كه بگویم چه نقش‌‌هایی را دوست داشتم بازی كنم. نقش خودم را دوست داشتم و اگر الان هم كه شرایط فرق كرده، آقای جوزانی از من می‌خواست در این نقش بازی كنم، مطمئنا قبول می‌كردم. نقش «مه‌لقا» را هم خیلی دوست داشت؛ خیلی نقش خوبی است. البته بقیه نقش‌هایی كه در فصل‌های دیگر كار است را نخوانده‌ام.


    اگر قرار بود نقش مه‌لقا را بازی كنید باید گریم می‌شدید و پیر می‌شدید؛ مشكلی با این قضیه ندارید؟
    نه، دوستش داشتم. خیلی نقش شیرینی است.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. Top | #70
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض گزارش تصویری سریال «عبور از پاییز»

    گزارش تصویری سریال «عبور از پاییز»


    پارسیان (شاپرزفا)
    فیلم درباره زندگی مرد ثروتمندی به نام فرخ است که با دختران و دامادهایش رابطه خوبی دارد اما احساس می کند که دوران بازنشستگی اش فرا رسیده است و باید...

    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  7. Top | #71
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض مصاحبه با مریم کاویانی بازیگر «پنجمین خورشید»

    مصاحبه با مریم کاویانی بازیگر «پنجمین خورشید»


    پارسیان (شاپرزفا)
    نقش مریم را جذاب می‌بینم. اگر به من پیشنهاد می‌دادند که بین نقش «مریم» و «هما» یکی را انتخاب کنم، به طور قطع نقش «مریم» را انتخاب می‌کردم. چون به نظر من...
    کاویانی: نقش «مریم» برایم جذاب است

    «مریم کاویانی» متولد ۱۳۴۹ اهواز و دانش آموخته رشته پرستاری است. این بازیگر پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد پرستاری، در این حرفه مقدس مشغول به کار شد. سال ۱۳۸۱ برای نخستین بار مقابل دوربین نادر مقدس در فیلم «رویای جوانی» رفت. پس از آن بازی در فیلم‌های «تردست»، «اسپاگتی در هشت دقیقه»، «مخمصه» و «هوو» را تجربه کرد. «کاویانی» اگرچه در مجموعه‌هایی چون «روزگار قریب»، «خط شکن»، «روز رفتن»، «شکرانه»، «به دنیا بگویید بایستد» و «زیرزمین» بازی کرد ولی اوج کارش، مجموعه «او یک فرشته بود» بود که سبب شد بینندگان، پی به توانایی و استعدادهایش ببرند. «کاویانی» در مجموعه تلویزیونی «پنجمین خورشید» که این روزها از شبکه سوم سیما در حال پخش است، ایفاگر نقش «مریم»، یکی از شخصیت‌های اصلی است. پس از مجموعه‌های «او یک فرشته بود» و «زیرزمین» وی سومین همکاری‌اش را با علیرضا افخمی ‌در «پنجمین خورشید» تجربه می‌کند. به بهانه حضورش در مجموعه «پنجمین خورشید»، با وی به گفت وگو نشستیم.


    از شکل گیری نقش و دعوت به همکاری تان در این پروژه بگویید.

    نقش «مریم» همان شخصیتی است که در فیلم نامه به نگارش درآمده بود. برای رسیدن به این شخصیت عناصری را اضافه نکردم و طبق فیلم نامه و هدایت «علیرضا افخمی» جلو رفتم. اگر نقش خوب درآمده است، تشخیص کارگردان بود که مرا برای بازی در نقش مریم انتخاب کرد.


    حضور علیرضا افخمی‌ به عنوان نویسنده و کارگردان این مجموعه، چه تاثیری روی بازی تان گذاشت؟
    همیشه حضور کارگردان در یک اثر سایه کار محسوب می‌شود. زیرا بدون راهنمایی کارگردان بازیگر نمی‌تواند نقش را به خوبی بازی کند. بعد از مجموعه‌های «او یک فرشته بود» و «زیرزمین»، «پنجمین خورشید» سومین همکاری ام با این کارگردان به شمار می‌رود.


    نقش خود را در این مجموعه چگونه می‌بینید؟

    نقش مریم را جذاب می‌بینم. اگر به من پیشنهاد می‌دادند که بین نقش «مریم» و «هما» یکی را انتخاب کنم، به طور قطع نقش «مریم» را انتخاب می‌کردم. چون به نظر من این نقش، دارای فراز و نشیب‌هایی است. همین ویژگی‌هایش را دوست دارم و برایم جذاب است.


    برای نشان دادن دو مقطع سنی شخصیت مریم، چه تدابیری اندیشیدید که تفاوت‌ها را نشان دهید.
    من ایفاگر دو مقطع سنی جوانی و پیری این شخصیت هستم. به همین منظور سعی کردم در مقطع جوانی «مریم»، مطابق دوره سنی خودم رفتار کنم. حتی در نوع بیان دیالوگ‌ها این مسئله را رعایت کردم، تا شخصیتی که آن را بازی می‌کنم، مناسب سنم باشد. برای درآوردن مقطع پیری شخصیت مریم نیز تلاش کردم این شخصیت، از یک کندی در ریتم، حرکات و بیان برخوردار باشد.


    تا چه اندازه گریم و طراحی لباس، برای رسیدن به این شخصیت به شما کمک کرد؟

    اعتقاد دارم اگر در یک اثر تصویری همه چیز خوب و همگام با هم پیش رود، تاثیر مثبت و مضاعفی در روند کار خواهد گذاشت. چهره پردازی، لباس، فضای کار و حتی دیالوگ‌ها در نزدیک شدن به این شخصیت تاثیرگذار است. به هر حال همه گروه جمع می‌شوند تا به بهترین شکل، صحنه ای را به نمایش بگذارند. در واقع طراح صحنه، چهره پرداز، صدابردار و طراح لباس مکمل کار یک بازیگر در ارائه نقشی خوب هستند.


    آیا تولید هم زمان با پخش سبب شد که شما با دیدن بازخوردها، بازی خود را تغییر دهید؟

    خیر، نمی‌توانم در بازی خود تغییری دهم. البته سعی می‌کنم بهتر از قسمت‌های ابتدایی که پخش شده است بازی کنم و دقت بیشتری در ارائه نقشم داشته باشم. ولی ریتم به همان شکل ابتدایی ادامه پیدا می‌کند.


    از بازیگران نقش مقابلتان که در این کار، سکانس‌های مشترک بسیاری با شما داشتند بگویید.

    در این مجموعه برای نخستین بار با «حمید گودرزی» هم بازی شده ام. بیشتر عوامل گروه آقای «افخمی» تیمی‌هستند که درگذشته با هم تجربه ای مشترک داشته اند. ولی در این کار من تجربه‌های جدیدی از خانم «مهوش صبرکن»، «شهرام قائدی» و «حمید گودرزی» کسب کردم که همکاری خیلی خوب و شیرینی بود.


    به نظر شما ساخت مجموعه ای چون «پنجمین خورشید»، برای پخش در ایام ماه مبارک رمضان چه قدر می‌تواند مفید واقع شود؟

    بستگی دارد که مردم جامعه تا چه اندازه پندآموز باشند. به طور کلی نمی‌توانم بگویم که ساخت این گونه مجموعه‌ها چه قدر می‌تواند موثر باشد. ممکن است درصد زیادی از مردم از موضوع مجموعه خوششان بیاید و درصدی هم دوست نداشته باشند. ولی به هر صورت میزان تاثیرگذاری مجموعه، به تفکرات مختلف افراد بستگی دارد.


    از حضور و حاصل کار در این مجموعه راضی هستید؟

    همیشه هنگامی‌که به تماشای کارهایم می‌نشینم، با خود می‌گویم که می‌توانستم بهتر بازی کنم. ولی درخصوص کارهای «علیرضا افخمی» چون به دیدگاه‌های کارگردان به دقت گوش داده ام، همیشه از این همکاری نتیجه خوبی گرفته و از نتیجه کار راضی ام.


    چه کارهایی آماده نمایش دارید؟

    دو فیلم سینمایی «پوسته» مصطفی آل احمد و «ستایش» محمدرضا رحمانی را در نوبت اکران دارم.


    اگر نکته ناگفته ای باقی مانده است برایمان بیان کنید.

    فقط می‌توانم بگویم کاش ذهن انسان‌ها می‌توانست آن قدر جهش و قدرت داشته باشد، تا آینده را ببیند و بتواند جلوی اشتباهاتش را بگیرد. ولی متاسفانه این تنها یک رویاست. انسان فقط می‌تواند با منطق خود آن هم خیلی محدود، آینده نگری کند ای کاش انسان می‌توانست بیست سال آینده خود را ببیند. من اگر می‌توانستم آینده خود را ببینم، طبق همین قصه ای که در مجموعه وجود دارد، پیش می‌رفتم، سعی می‌کردم جلوی اتفاقات بد را بگیرم و تا جایی که می‌توانم درست زندگی کنم. انسان‌ها با تجربیات و سرنوشت خود جلو می روند و البته عقل و منطق در سرنوشت انسان دخیل است.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. Top | #72
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض دلتنگ انيميشن‌های سنتی

    دلتنگ انيميشن‌های سنتی


    پارسیان (شاپرزفا)
    «پونیو» قصه یك ماهی كوچولو است كه می‌خواهد تبدیل به انسان شود و پس از دوستی با یك پسر بچه كه با مادرش در كنار دریا زندگی می‌كند، با ماجراهای زیادی روبه‌رو می‌شود...
    «پونیو»، پویانمایی(انیمیشن) سنتی ژاپنی در كمپانی والت‌دیزنی بازسازی می‌شود
    این فیلم كه آن را هایائو میازاكی، انیمیشن‌ساز با سابقه ژاپنی كارگردانی كرده، براساس قصه كلاسیك «پری دریایی كوچولو» اثر هانس كریستین اندرسن ساخته شده است. والت دیزنی هم در دهه هشتاد یك انیمیشن موفق به همین نام، براساس این قصه تهیه كرد. «پونیو» قصه یك ماهی كوچولو است كه می‌خواهد تبدیل به انسان شود و پس از دوستی با یك پسر بچه كه با مادرش در كنار دریا زندگی می‌كند، با ماجراهای زیادی روبه‌رو می‌شود. این فیلم، سال گذشته بیشترین تعداد تماشاچی را در داخل ژاپن داشت و لقب موفق‌ترین اثر سال سینمای این كشور را گرفت. نسخه جدید فیلم را «جان لستر» كارگردانی می‌كند كه در كارنامه‌اش انیمیشن‌های معروفی مثل «قصه اسباب‌بازی» 1 و2 و «ماشین‌ها» را دارد. او در یك گفت‌وگوی اینترنتی در باره كار تازه‌اش صحبت می‌كند.

    چرا قصد دارید «پونیو» را باز‌سازی كنید؟

    زیرا قصه و حال و هوای زیبا و بحث‌انگیزی دارد. میازاكی قصه هانس كریستین اندرسن را به صورت داستانی تازه و امروزی در آورده و مسائلی مثل محیط‌زیست را در آن مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد. فیلم میازاكی را خیلی دوست دارم. در دورانی كه انیمیشن‌های سینمایی همه به شیوه كامپیوتری ساخته می‌شود، خیلی جالب است كه او هنوز به شیوه سنتی و دستی كار می‌كند.

    نسخه بازسازی شده شما دقیقاً مثل فیلم میازاكی خواهد بود؟

    البته تفاوت‌هایی با آن خواهد داشت. بخشی از ماجراهای قصه مربوط به خود ژاپنی‌هاست. این بخش‌ها در نسخه جدید حضور نخواهد داشت. انیمیشن ما فیلمی خواهد بود كه تمام بچه‌های دنیا را مخاطب خود می‌داند. ولی حال و هوای كلی فیلم و نوع ساخت آن هم شبیه نسخه اصلی خواهد بود. در نسخه ما هم بحث حفظ محیط‌زیست مطرح خواهد شد.

    انیمیشن شما دستی خواهد بود یا كامپیوتری؟

    هنوز در این باره تصمیمی نگرفته‌ایم، ولی خیلی دوست دارم آن را به شیوه سنتی بسازم. هم تماشاگران و هم صنعت سینما بعد از پانزده سال انیمیشن‌های كامپیوتری، دلشان برای انیمیشن‌های سنتی تنگ شده است.

    در نسخه دوبله شده فیلم مت‌دیمون و كیت بلانشت به جای دو شخصیت اصلی ماجرا صحبت می‌كنند. این دو بازیگر در نسخه بازسازی شده شما هم صدایشان را به شخصیت‌های قصه قرض می‌دهند؟

    بله. دیمون و بلانشت خیلی خوب به جای پونیوی ماهی و دوست كوچولوی او صحبت كردند. خود آنها هم موافقت خودشان را برای همكاری دوباره اعلام كرده‌اند.

    «شهر ارواح» میازاكی چند سال قبل اسكار بهترین انیمیشن سال را گرفت. قصد بازسازی این انیمیشن معروف او را ندارید؟
    فعلاً در این باره تصمیمی نگرفته‌ایم، ولی احتمال دارد كه این فیلم هم باز سازی شود.

    فكر می‌كنید تماشاگران امروزی از تولید یك انیمیشن دستی جدید استقبال كنند؟

    هیچ وقت با این نظریه موافق نبوده‌ام كه تماشاگران- و به ویژه كودكان و نوجوانان- از دیدن انیمیشن‌های سنتی و دستی خسته شده‌اند، و یا دوست دارند فقط انیمیشن‌های كامپیوتری را تماشا كنند. به نظر من این كامپیوتری یا دستی بودن این فیلم‌ها نیست كه آنها را جذب تماشای این انیمیشن‌ها می‌كنند، آنچه تماشاگران را جذب خود می‌كند حرفی است كه قصه این انیمیشن‌ها می‌زند. برای آنها این نكته مهم است كه شما دارید چه‌كار می‌كنید و این كار را چگونه انجام می‌دهید.

    چرا سومین قسمت «داستان اسباب‌بازی» را كارگردانی نكردید؟

    من و دوستانم در كمپانی والت‌دیزنی به این نتیجه رسیدیم كه وجود یك دیدگاه نو در این مجموعه فیلم، لازم و ضروری است. همین مسئله باعث شد تا فرد دیگری كارگردانی آن را به عهده بگیرد.

    شما موافق هستید كه انیمیشن‌های امروزی به صورت سه بعدی تولید شوند؟

    وقتی بچه‌ها و خانواده‌هایشان از نسخه‌های سه بعدی فیلم‌های انیمیشن استقبال می‌كنند، من چرا باید مخالف آن باشم؟
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...