لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 1 از 47 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 375

موضوع: بانک مقالات فیزیک

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بانک مقالات فیزیک

    مقالات فیزیک
    آيا ذرات بنيادي، " نوترينوها " جرم دارند؟

    آيا ذرات بنيادي نوترينو ها جرم دارند؟ با توجه به آزمايشات قبلي ما، بله. ولي چقدر؟
    يك نتيجه ي تعجب برانگيز پيشنهاد شده است كه مطابق آن چه ما فكر مي كرديم نيست.
    نوترينو ها مانند فوتون ها، بدون جرم تصور مي شدند كه با سرعت نور در حال حركت اند.


    در چند سال گذشته با مطالعه بر روي نوترينوهاي منتشر شده توسط خورشيد يا ايجاد شده توسط اشعه هاي كيهاني در اتمسفر زمين، فيزيكدانان متوجه شدند كه نوترينوها داراي جرمي بسيار كم ولي غير صفر هستند كه تقريبا 1ميليون بار از يك الكترون كوچك ترند. اين مقدارها با بررسي انرژي هاي جابه جا شده در واكنش هاي بين ذرات شناخته شده به دست مي آيند. در مقالات فيزيك مدرن كلپدر-كلينگروتائوسKlapdor-Kleingrothaus و همكارانش ادعا مي كنند كه موفق به ديدن يك نوع جديد از تضيف هسته اي شده اند.




    اگر اين ادعا درست باشد، مي توان اين نتيجه را دريافت كه هر سه نوع نوترينوها داراي جرمي يكسان هستند و پنجره اي در فيزيك به رويمان باز خواهد شد كه به ما اجازه مي دهد تا اطلاعات خود را بالاتر ببريم.


    پارسیان (شاپرزفا)
    شكل2

    براي آن كه جرم يك نوترينو رو را تصور كنيم، يك ذره ي بنيادي مانند الكترون را در نظر بگيريد كه حدود 1800 برابر از پروتون سبك تر است و نسبت به سنگين ترين ذره ي بنيادي شناخته شده يعني بوزون هاي
    WوZو كوارك هاي بالا 200000 برابر سبك تر است. علت اين همه اختلاف جرم حتي در مدل استاندارد ذرات بنيادي خود در هاله اي از ابهام است. در مقابل، پيش تر نوترينوها بدون جرم تصور مي شدند.
    كليد ما "دستوارگي" است. در بيوشيمي دستوارگي ،
    handedness يك ملكول را توصيف مي كند كه ممكن است از شكل آينه ي خود متفاوت باشد. يك ملكول ساده مانند H2O مانند شكل آينه اي آن به نظر مي رسيد ولي يك ملكول پيچيده تر مانند دگستروز(شكلي از گلوكز) اين طور نيست. ملكول هاي دستواره در زيست شناسي بسيار با اهميت هستند ولي شكل آينه اي آن ها نه، چون معتقدند كه در تكامل زندگي به طور اتفاقي شكل يافته اند تا اين كه داراي تفاوت هايي ذاتي با شكل اصلي خود داشته باشد.
    نوترينو ها يك شكلي شبيه به دستوارگي دارند. ذرات بنيادي يك حركت چرخشي(اسپين) ذاتي دارند. بيش تر ذرات مي توانند هم به صورت چپ گرد و هم به صورت راست گرد حول محور جهت حركتشان بچرخند ولي نوترينوها فقط به صورت چپ گرد مي چرخند.شكل2. مانند دستوارگي در زيست شناسي مي توانيم اين را به يك حادثه نسبت دهيم كه در اين جا آن حادثه بيگ بنگ است. داشتن خاصيت دستوارگي هميشگي براي ذرات داراي جرم غير ممكن است (چون جهت حركت اسپيني يك ذره ي داراي جرم مي تواند به حالت پايدار خود تغيير پيدا كند) بنابراين فيزيكدانان نتيجه گرفتند كه نوترينو ها داراي جرمي معادل صفر اند.

    ولي در اين جا يك مشكل در اين بحث داريم كه به پادماده مربوط مي شود. هر ذره ي بنيادي پاد ذره ي مربوط به خود را دارد با جرمي برابر ولي بار الكتريكي مخالف. به عنوان مثال پادذره ي الكترون پوزيترون است. نوترينو هم يك پادذره ي خودش را دارد:پادنوترينو. پادنوترينو حالت دستوارگي مخالف نوترينو را داراست-هميشه در جهت راست گرد حول محور جهت حركتش مي چرخد. شكل2

    جدا از شكل دستوارگي آن ها چه طور نوترينو را از پادنوترينو تشخيص مي دهيد؟ هردوي آن ها داراي بار الكتريكي خنثي و جرمي برابر هستند. ولي يك مقدار بارپايسته ديگري در انجام واكنش هاي بين ذرات وجود دارد: عدد لپتون . الكترون و نوترينو لپتون هستند و پوزيترون و پادنوترينو، پادلپتون هستند.تعداد لپتون منهاي تعداد پادلپتون در يك واكنش عدد لپتون ناميده مي شود. لپتون ها و پادلپتون ها مي توانند با روش هاي مختلفي ايجاد شوند مانند تبديل شدن يك نوترون به يك پروتون، يك الكترون و يك پادنوترينو. در اين مثال هيچ لپتوني در ابتدا وجود ندارد(نوترون باريون است) بعد يك لپتون(الكترون) و يك پادلپتون(پادنوترينو) ايجاد شده اند بنابراين عدد لپتون ثابت مانده است. در حقيقت اين در تمام تبديلات ذرات بنيادي پايسته است.

    پايستگي عدد لپتون از آزمايشات برگرفته شد و هيچگونه توضيح تئوري در مورد آن وجود نداشت. در دهه ي هفتاد تحقيقات جديد در مورد مدل استاندارد فيزيك انرژي بالا چند بينش را پيشنهاد كرد: ذرات را در مدلي فرض كنيم كه در آن به وجود آمده اند كه در اين جا هم غير ممكن است كه پايستگي عدد لپتون را بشكند.مدل استاندارد قبلا از اين كه فيزيكدان از آن فراتر بروند هم بوده است. آن ها مي خواهند يك نظريه متحدي را به وجود بياورند تا وجود ذرات و نيروهاي بنيادي را سبب شود نه اين كه آن ها را توصيف كند به عنوان يك مدل استاندارد. در اين قالب بيش تر آرزومندانه-كه به آن "اتحاد بزرگ" مي گويند- پايستگي عدد لپتون به صورت خودكار نيست. بنابراين يك ديدگاه جديد ايجاد شد: عدد لپتون بايد تقريبا در طبيعت ثابت باشد چون در مدل هاي استاندارد خوبي امتحان شده است ولي بايد كمي توسط اثر اتحاد بزرگ از آن تجاوز كند.

    اگر عدد لپتون ثابت نباشد طولي نخواهد كشيد كه يك راهي براي تشخيص يك نوترينو از يك پادنوترينو ساخته خواهد شد. آن ها مي توانستند در واقع دو نوع از يك ذره باشند. ذره كه به صورت راست گرد و يا چپ گرد باشد.شكل2. مانند يك ذره مانند الكترون. بنابراين اگر عدد لپتون ثابت نباشد، نوترينو مي توانست جرم داشته باشد. ولي جرم مي تواند خيلي كوچك باشد كه اين از اثري ناشي مي شود كه در مدل استاندارد غائب است. اندازه گيري جرم هاي بسيار كوچك بسيار سخت است ولي مطالعات انجام شده بر روي تضعيف هسته اي تريتيوم نشان داده است كه يك نوع از نوترينو حدودا كم تر از 2الكترون ولت است.
    مطالعه و جست و جو بر روي جرم نوترينو به اين عامل هم بستگي دارد كه سه نوع نوترينو وجود دارد: الكترون نوترينو، مئون نوترينو و تائو نوترينو(كه هر كدام از آن ها به ترتيب با الكترون،مئون و تائو لپتون ها به وجود مي آيند). اين ما را به احتمال يك اثر مكانيك كوانتومي هدايت مي كند: در هنگام عبور از يك خلا، يك نوترينو مي تواند بدون اختيار از يك نوع به يك نوع ديگر تبديل شود. اين با "نوسان نوترينو" شناخته مي شود و تنها زماني مي تواند رخ دهد كه نوترينو داراي جرم باشد.

    در حال حاضر شواهد بسياري براي نوسان نوترينو وجود دارد هم براي نوترينو هايي كه توسط خورشيد توليد مي شوند و هم براي نوترينوهايي كه از پرتوهاي كيهاني، در اتمسفر زمين ايجاد مي شود.(تبديل نوترينوها در "نوسان نوترينو" تناقض ميان تعداد نوترينوهايي كه ما انتظار داريم خورشيد توليد كرده باشد و تعداد نوترينوهايي كه ما آشكار مي كنيم را حل كرده است.) نتايج آزمايشات فقط از يك دسته ي ناقص از جرم هاي نوترينو هاحمايت مي كند كه از نظريه ي اتحاد بزرگ ناشي مي شود. اين آزمايش همچنين يك نتيجه تعجب برانگيز را داشته است كه زواياي تركيبي (mixing angles)(كه احتمال اين كه يك نوترينو از يك نوع به نوع ديگر تبديل شود را معين كند) خيلي بزرگ تر از آن هستند كه نظريه پردازان انتظار داشتند.

    به نظر مي رسد كه منطقي باشد كه از طريق نتايج حاصل از ناپايستگي عدد لپتون نسبت به جرم نوترينو ترديد داشته باشيم. ولي نوسان نوترينو خود به تنهايي نمي تواند نشان دهد كه عدد لپتون ثابت است. خب آيا ما مي توانيم اين را از راهي ديگر انجام دهيم؟ اين چيزي است كهKlapdor-Kleingrothaus ادعا مي كنند با مشاهده ي تضيف Ge76 -هفتاد و شش عدد جرمي است- به Se76و2e -هفتاد و شش عدد جرمي است-توانسته اند انجام بدهند. اين واكنش "تضعيف دوتايي بدون نوترينو" ناميده مي شود و حالت پاياني داراي دو الكترون است(كه به عنوان ذراتb شناخته مي شوند) و پادنوترينويي مشاهده نمي شود-بنابراين واكنش با دو واحد از پايستگي عدد لپتون تجاوز مي كند. اگر اندازه گيري هاي نوسان نوترينو را با اين فرض كه ذرات مربوط همان سه ذره ي شناخته شده باشند را در كنار هم قرار دهيم آن گاه مي توانيم اين را دريابيم كه هر سه نوع نوترينو داراي جرمي يكسان هستند، حدودا چند ده الكترون ولت. اين يك نتيجه اي كاملا تعجب برانگيز است چون ديگر ذرات خانوادگي مانند كوارك ها و لپتون هاي باردار شده داراي جرمي يكسان نيستند. و اين فشار زيادي را روي تئوري جرم نوترينو خواهد گذاشت.

    البته بايد به طبيعت سخت و استثنايي اين آزمايش هم توجه كرد.البته نسبت به تحليل هاي نويسنده در مورد پس زمينه و استخراج يك سيگنال بسيار كوچك هم انتقاد هايي شده است12و13 در هر صورت در آزمايش هاي طراحي شده در آينده استفاده از قسمت هايي بزرگ تر از Ge76(يا هسته هايي شبيه) مي تواند حساسيت و دقتي بالاتر را به ارمغان بياورد. با تخمين زدن اندازه گيري هاي "نوسان" قبل از اين ادعا فيزيكدانان حدس زده بودند كه براي نقض پايستگي عدد لپتون به دقتي معادل 1000 يا 10000برابر اين آزمايش نياز است.

    درمورد نويسنده ي مقاله:
    Edward Witten is at School of NaturalSciences,
    Institute for Advanced Study, Olden Lane,
    Princeton, New Jersey 08540, USA
    e-mail:witten@ias.edu

    منابع:
    1.
    Klapdor-Kleingrothaus, H. V., Dietz, A., Harney, H. L. &
    Krivosheina, I. V. Mod. Phys. Lett. A 16, 2409–2420 (2001).
    2.
    Pati, J. & Salam, A. Phys. Rev. D 10, 275–289 (1974).
    3.
    Georgi, H. & Glashow, S. Phys. Rev. Lett. 32, 438–441 (1974).
    4.
    Yanagida, T. in Proc. Workshop on Unified Theory andBaryon
    Number in the Universe (eds Sawada, O. & Sugamoto, A.) 95–98
    (
    KEK, Tsukuba, 1979).
    5.
    Gell-Mann, M. et al. in Supergravity (edsvan Nieuwenhuysen, P.
    &
    Freedman, D. Z.) 315–321 (North-Holland, Amsterdam, 1979).
    6.
    Weinberg, S. in First Workshop on Grand Unification (eds
    Frampton, P., Glashow, S. L. & Yildiz, A.) 347–362 (Math. Sci.
    Press, Brookline, MA, 1980).
    7.
    Bonn, J. et al. (MAINZ collaboration) Nucl. Phys. Proc. Suppl.
    91, 273–279 (2001).
    8.
    Fukuda, S. et al. (SuperKamiokande collaboration) Phys. Rev.
    Lett. 85, 3999–4003 (2000).
    9.
    Giacomelli, G. & Giorgini, M. (MACRO collaboration)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. 3 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    bisahab (Thursday 1 December 2011-1), moderator (Sunday 3 October 2010-1), sayman (Wednesday 21 September 2011-1)

  3. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض نقطه کوانتومی چیست؟

    نقطه کوانتومی چیست؟

    موادی از قبیل سولفید سرب، سولفید روی، فسفات ایندیوم و غیره بسته به اندازه، طول موج یا رنگ معینی از نور را پس از تحریک الکترون ها با استفاده از یک منبع خارجی از خود ساطع می کنند. انتشار نور توسط نقاط کوانتومی در تشخیص های پزشکی کاربرد فراوانی دارد. این نقاط به صورت برچسب فلوئورسانتی عمل می کنند با این تفاوت که در برابر درخشان شدن خاصیت و توانایی خود را از دست نمی‌دهند و در برابر تعداد سیکل های تحریک و انتشار نور مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند
    کاربردهای نقاط کوانتومی
    پارسیان (شاپرزفا)
    نقاط کوانتومی می توانند به گونه ای تنظیم شوند که در رنگ های مختلف با یک طول موج نور معین بدرخشند. به عبارتی می توانیم نقاط کوانتومی را بسته به فرکانس مورد نیاز نور انتخاب کنیم و باعث شویم تا یک گروه از نقاط کوانتومی مشابه گروه دیگری با یک یک طول موج بدرخشند. این امر به برچسبهای چندگانه امکان می دهد تا با استفاده از یک منبع نور وارد ردیابی شوند.
    در دانشگاه فنی جورجیا و مرکز تحقیقات کمبریج ار نقاط کوانتومی در تصویر برداری سلول های تومور در موش استفاده شده است. این نقاط کوانتومی از هسته های کادمیومی به قطر 5 نانومتر که با سولفید سلینید پوشیده شده بودند درست شده بودند و توسط پوششی از پلیمر محافظت می شدند تا از حمله آنتی بادی های بدن موش به آنها و نیز نشت یونهای کادمیوم و سلینیوم سمی در بدن جلوگیری شود
    .
    به پوسته خارجی این نقاط کوانتومی آنتی بادیهایی متصل شد تا به صورت هدفمند به سلول تومور پرستات متصل شوند.
    نقاط کوانتومی با کمک جریان خون و از طریق تزریق وارد بدن شده و در محل تومور جمع شدند تا علاوه بر ایجاد قابلیت آشکار سازی در تصویربرداری به درمان و نابودی این سلولهای تومور نیز کمک نمایند.
    امروزه از نقاط کوانتومی در تشخیص مرز واقعی بین سلولهای سالم و سلولهای تومور در مغز کمک گرفته می شود. تیمی از محققان از بنیاد کلینیک کلیولند اعلام داشته اند که نقاط کوانتومی در هنگام تزریق به حیوانات مبتلا به تومور مغزی در محل تومور تجمع می کنند این نقاط کوانتومی قابل رویت هستند و حتی زمانی که تحت تابش قرار نمی گیرند نیز مرئی می باشند.

    نتایج کار این تیم تحقیقاتی در مجله نئوسرجری درج شده است. بر این اساس زمانی که حجم زیادی از نقاط کوانتومی به موشهای مبتلا به تومور مغزی تزریق شد، نانوکریستال های فلوئوروسانت در سلول های ایمنی موش ها (ماکروفاژها ) تجمع می کنند. این سلولها می توانند از سد بین مغز و خون بگذرند و در اطراف سلولهای مغزی جای گیرند.
    زمانی که نور آبی یا نور ماورای بنفش به آنها تابانده می شود از خود نور فلوئورسانس قرمز ساطع می کنند. محقق این نور را با استفاده از دوربین های دیجیتالی ویژه ، وسایل اسپکتروسکوپی اپتیکی یا میکروسکوپ فلوئورسانس میدان تاریک دریافت می کنند و بدین ترتیب مکان دقیق تومور و حدفاصل آن با بافت سالم را تعیین می‌کنند.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    bisahab (Thursday 1 December 2011-1), sayman (Wednesday 21 September 2011-1)

  5. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض كار و گرما

    الفباي فيزيك - كار و گرما
    كار و گرما

    گرما نوعي انرژي است كه از اجسام گرم به اجسام سرد منتقل مي شود.

    موتورهاي حاوي گاز داغ ...

    ما بدون « موتورهاي گرمايي » نمي توانيم به نقاط دور دست مسافرت كنيم. در اين موتورها از سوخت براي ايجاد گازهاي داغ منبسط شده ودرنتيجه ايجاد حركت، استفاده مي شود. همچنين، اين موتورها توان اتومبيلها وقايقها وموشكها را تأمين مي كنند وژنراتورهاي برق را راه اندازي مي كنند.

    توربينهاي بخار ...

    در نيروگاهها به كمك توربينهاي بخار، گرماي توليد شده را به انرژي الكتريكي ( برق ) تبديل مي كنند. در مركز اين توربينها چرخي قرار دارد كه از يكسري پره تشكيل شده و به يك ميلة گردان وصل است. درون ديگ، آب تحت فشار زيادي جوشيده وبخاري با فشار بسيار زياد توليد مي كند. اين بخار با شدت به پره هاي توربين برخود كرده و موجب چرخش آنها مي شود. در يك توربين بخار كه با دقت طراحي وساخته شده باشد، تنها يك سوم انرژي بخار صرف چرخاندن پره ها مي شود.

    موتورهاي بنزيني ...

    در موتورها ي بنزيني، دراثر يك انفجار، گاز بسيار داغي ايجاد مي شود. اين گاز به جاي خروج از موتو، موجب حركت يك پيستون مي شود. در اين نوع موتورها، مخلوطي از قطرات بنزين وهوا به عنوان سوخت موتور مورد استفاده قرار مي گيرد. اين مخلوط در داخل سيلنر ( استوانه ) توسط جرقةئ شمع منفجر مي شود وگاز بسيار داغي توليد مي كند. اين گاز داغ، پيستون را به شدت به طرف پايين مي راند.

    داخل يك موتور بنزيني معمولي چه اتفاقي مي افتد ؟ …

    پيستون يك موتور بنزيني چهار ضربه اي به ترتيب، به طرف پايين، بالا، پايين وبالا حركت مي كند. حركت پيستون به طرف پايين وبالا يك ضربه نا ميده مي شود و هر ضربه اثر متفاوتي بر گازهاي داخل سيلندر دارد. اين ضربه ها به همين ترتيب و مدام تكرار مي شوند.

    انبساط جامدات

    چرا گرما جامدات را منبسط مي كند ؟…

    وقتي يك جسم جامد گرم مي شود، مولكولهاي آن با انرژي بيشتري ارتعاش مي كنند وفاصلة مولكولها از يكديگر نيز بيشتر مي شود. در نتيجه، اين جسم جامد در تمام جهات، اندكي بزرگتر ( منبسط ) مي شود.

    جريانهاي همرفتي ( جابجايي )

    انبساط وهمرفتي گرمايي ...


    همرفت ، انتقال انرژي گرمايي توسط جريانهاي مايع گرم ( يا گاز ) است.

    هنگامي كه يك قطره از مايع گرم شود‌، منبسط شده وحجمش افزايش مي يابد. البته مقدار ماده ( جرم آن ) تغييري نمي كند و در حجم منبسط شده پخش مي شود. بنابراين چگالي يك مايع گرم كمتر از چگالي مايع سرد اطراف آن مي شود. پس در يك ظرف محتوي مايع گرم وسرد، مايع سرد به طرف ته ظرف پايين خواهد رفت ومايع گرم بالا خواهد آمد. اين مثال ساده، علت ايجاد جريان همرفتي را نشان مي دهد.

    انبساط هوا

    با گرم كردن هوا، انبساط آن وبا سرد كردن هوا، انقباض آن را خواهيد ديد.

    وقتي يك بادكنك را در داخل ظرف آب جوش قرار دهيد، هواي داخل آن منبسط مي شود ( حجم بادكنك زياد مي شود ) و وقتي از ظرف خارج كنيد، سرد شده وهواي داخل آن منقبض مي شود ( حجم بادكنك كم مي شود ). اندازه گيري انبساط هوا ...

    وقتي كه فشار گاز ثابت نگه داشته شود، حجم جرم معيني از گاز، متناسب با دماي كلوين آن است. به عبارت ديگر،

    c مقدار ثابت = t دماي گاز بر حسب كلوين / حجم گاز v

    رسانش گرما

    قطعه اي از سيم مسي را بر روي شعلة چوب كبريت نگهداريد. گرما سريعأ در سيم مسي منتقل مي شود. با اينكه حركت گرما ديده نمي شود اما وقتي كه به انگشت شما مي رسد آن را احساس مي كنيد. به اين نوع انتقال انرژي گرمايي، رسانش يا هدايت گرمايي مي گويند.

    آزمايش : آيا آب رساناي خوبي براي گرماست ؟

    يك لولة آزمايش بلند را از آب سرد پر كنيد وآن را بهصورت كج بر روي شعلة ملايم چراغ نگه داريد. مقداري پودر رنگي را بالاي آب بريزيد و وسط لولة آزمايش را بهآرامي حرارت دهيد. بالا وپايين لوله را با دست لمس كنيد تا دماي اين دو نقطه را امتحان كنيد.

    آيا هوا رساناي خوبي براي گرماست ؟

    عايقهاي گرمايي خوب، نظير پرها، بلوز هاي پشمي و پلي استايرن داراي حفره هاي كوچك هوا هستند. اين حفره هاي كوچك، رساناي بدي براي گرما هستند، و عايقهاي بسيار مؤثري به شمار مي روند.در دما در صحبتهاي روزمره، اغلب مي گوييم كه « امروز هوا گرم است » يا « اين چاي سرد است ». اصطلاح علمي براي بيان ميزان گرم بودن اجسام را دما مي نامند.

    اندازه گيري دما

    دماسنـجها طوري مدرج مي شوند كه دمـا را بر حسب درجـة سيلسيوس نـشان بدهند. يخ هـميشه در دمـاي يكسانـي ذوب مـي شـود كـه آن را صفر درجه سيلسيوس مي نامند. بخار بالاي آب در حال جوش در فشار معمولي نيز هميشه دماي يكساني دارد كه آن را 100 درجة سيلسيوس مي نامند. اين دو دما را بر روي يك دماسنج مشخص مي كند وفاصلة بين آنها را به 100 قسمت تقسيم مي كنند و هر قسمت را يك درجة سيلسيوس مي گويند.

    دماسنجهاي پزشكي ــ از دماسنجهاي پزشكي براي اندازه گيري دماي بدن انسان استفاده مي شود.

    دماسنجهاي الكترونيكي ــ در دماسنجهاي الكترونيكي از يك شاخص ميله اي استفاده مي شود، اين شاخص، دما را به ولتاژ تبديل مي كند ودستگاه اكترونيكي، اين ولتاژ را به صورت يك عدد نشان مي دهد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    bisahab (Thursday 1 December 2011-1), sayman (Wednesday 21 September 2011-1)

  7. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بار - رنگ و مغناطيس - رنگ




    بار - رنگ و مغناطيس - رنگ
    نوشته: حسين جوادي

    فوتون بسته انرژي در حال دوران است. همچنين ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي (الكترومغناطيسي) اطراف يك پرتو نوري ازنوع ميدانهاي الكترومغناطيسي استاتيك نست. ميدان الكترومغناطيسي كه توسط يك فوتون ايجاد مي شود، بسيار قوي تر از ميدان گرانشي آميخته با آن است. افزون بر آن تا كنون مشخص نشده كه انرژي ميدان گرانشي فوتون استاتيك است يا نوساني مي باشد. همچنين هنوز شناخته نشده كه اين دو ميداني ميدان الكترومغناطيسي و گرانشي چگونه توسط فوتون توليد مي شود و چرا تا اين اندازه اختلاف دارند. اين يك معماي حل نشده فيزيك است.

    اجازه دهيد يك نگاه جديد به رفتار امواج الكترومغناطيسي در ميدان گرانشي بيندازيم، اين نگرش مي تواند در حل اين معما مفيد واقع شود. همچنانكه مي دانيم يك موج الترومغناطيسي از دو ميدان الكتريكي و مغناطيسي عمود بر هم تشكيل شده است. شكل 1

    پارسیان (شاپرزفا)


    همچنانكه نسبيت عام پيشگويي كرده و شواهد تجربي نشان مي دهد، فركانس فوتون در ميدان گرانشي تغيير مي كند.

    هنگاميكه يك فوتون در ميدان گرانشي سقوط مي كند، فركانس آن افزايش مي يابد.

    در اين حالت چه اتفاقي مي افتد؟

    در مجموع مي توان گفت نيروي گرانش روي فوتون كار انجام مي دهد. با توجه به رابطه

    W = DE

    يك قسمت از كار انجام شده توسط فوتون به انرژي التريكي و قسمت ديگر آن به انرژي مغناطيسي تبديل مي شود. شكل 2

    پارسیان (شاپرزفا)


    همچنانكه در بالاي صفحه بيان شد، براي اين پديده در فيزيك نظري تا بحال توضيحي ارائه نشده است. بنابراين در اينجا مي خواهم اين پديده را با توجه به نظريه. سي. پي. اچ. توضيح دهم:

    Principle of CPH

    CPH يك ذره بنيادي با جرم ثابت است كه با سرعت ثابت حركت مي كند. اين ذره داراي لختي دوراني است. در هر واكنش بين اين ذره با ساير ذرات يا نيروها در مقدار سرعت آن تغييري داده نمي شود، بطوريكه

    gradVc=0 in all inertial frames and any space

    اين ذره داراي اندازه حركت است :

    P=mVc

    همچنين داراي لختي دورانيI است.

    هنگاميكه نيروي خارجي بر آن اعمال شود، قسمتي از سرعت انتقالي آن به سرعت دوراني (يا بالعكس ) تبديل مي شود، بطوريكه در مقدار Vc تغييري داده نمي شود. يعني اندازه حركت خطي آن به اندازه حركت دوراني و بالعكس تبديل مي شود. بنابراين مجموع انرژي انتقالي و انرژي دوراني آن نيز همواره ثابت است. تنها انرژي انتقالي آن به انرژي دوراني و بالعكس تبديل مي شود. هنگاميكه سي. پي. اچ. داراي حركت دوراني Spin است، گراويتون ناميده مي شود. شكل 3

    پارسیان (شاپرزفا)


    بار - رنگ و مغناطيس - رنگ

    هنگاميكه يك سي. پي. اچ. وجود سي. پي. اچ. ديگري را احساس مي كند، آنها داراي اسپين مي شوند كه گراويتون ناميده مي شود. يك گراويتون نظير نيروي الكتريكي رفتار مي كند و گراويتون ديگر نظير نيروي مغناطيسي رفتار مي كند، بهمين دليل ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي ظاهر مي شود. شكل 4

    پارسیان (شاپرزفا)


    شكل 4 نشان مي دهد كه دو گراويتون با جرم m و اندازه حركت p=mVC در فاصله ي r , يكديگر را حس كرده و يكديگر را جذب مي كنند. اما چون مقدار سرعت آنها ثابت است، حركت انتقالي آنها به حركت دوراني Spin تبديل مي شود. هنگاميكه سي. پي. اچ. داراي اسپين، بصورت بار-رنگ يا مغناطيس-رنگ ظاهر مي شود. در واقع گراويتون به دليل آنكه داراي اسپين است به يكي از دو صورت بار-رنگ يا مغناطيس-رنگ وجود دارد.

    يك فوتون از تعدادي گراويتون تشكيل مي شود كه داراي Spin هستند . شكل 5.

    همچنين فوتون داراي اسپين است. بنابراين هنگاميكه فوتون با سرعت نور حركت مي كند، گرايتون هايي كه فوتون را تشكيل داده اند داراي حركتهاي زير مي باشند.

    حركت انتقالي برابر سرعت نور، زيرا فوتون با سرعت نور منتقل مي شود و اجزاي تشكيل دهنده آن نيز الزاماً با همين سرعت منتقل مي شوند.

    حركت دوراني (اسپين)، زيرا طبق اصل سي. پي. اچ. مقدار سرعت سي. پي. اچ. بيشتر از سرعت نور است و هنگاميه سي. پي. اچ. ها با يكديگر ادغام مي شوند و ساير ذرات را تشكيل مي دهند، مقداري از سرعت انتقالي آنها به اسپين تبديل مي شود.

    و حركت ناشي از اسپين فوتون، زيرا گراويتون ها در ساختمان فوتون هستند و از حركت اسپيني فوتون سهم مي برند. شكل 5

    در يك ميدان گرانشي، هنگاميكه فوتون بسمت آبي جابجا مي شود، گراويتون ها تبديل به انرژي مي شوند و زمانيكه فوتون بسمت قرمز جابجا مي شود، انرژي فوتون به گراويتون تبديل مي شود و سرانجام با تباه شدن انرژي ، ماده و پادماده پديد مي آيد. شكل 5

    پارسیان (شاپرزفا)


    در حقيقت CPH يك زير كوانتوم هستي در طبيعت است.

    Sub Quantum of existence in Nature

    اين زير كوانتوم داراي جرم است، پس جلوه ي ماده است، داراي اندازه حركت است كه بيان كننده ي انرژي است. همچنين داراي يك زير كوانتوم بار-رنگ يا مغناطيس-رنگ در اطراف خود است. هنگاميكه دو سي. پي. اچ. در زير كوانتوم بار-رنگ يا مغناطيس-رنگ يكديگر قرار گيرند، وجود يكديگر را حس كرده و همديگر را جذب مي كنند. شكل 6

    يك كوانتوم انرژي از تعدادي سي. پي. اچ. تشكيل مي شود. همچنين سي. پي. اچ. ها روي سي. پي. اچ. هاي ديگر كار انجام مي دهند و توليد انرژي مي كنند. در واقع يك كوانتوم انرژي از تعدادي سي. پي. اچ. تشيل مي شود يك موج الكترومغناطيسي است.

    سي. پي. اچ. ها هنگامي يكديگر را حس مي كنند كه با يكديگر تماس بگيرند (برخورد كنند كه در اينصورت به دليل اسپين يكديگر را مي رانند) يا در فاصله بسيار كمي از يكديگر باشند نظير فاصله اي به اندازه ي طول پلانك كه تقريباً برابر است با ( Plank Length that is equal 1.6x10-35 m) در چنين حالتي بار-رنگ/مغناطيس رنگ آنها روي يكديگر اثر كرده و يكديگر را جذب مي كنند. شكل 6

    پارسیان (شاپرزفا)


    گرانش Gravity

    در نظريه سي. پي. اچ. ، گرانش يك جريان است. اين جريان دائمي بين تمام ذرات و اجسام وجود دارد. به عنوان مثال به زمين و ماه توجه كنيد.

    زمين داراي ميدان گرانش است. يك ميدان گرانشي از تعداد متنابهي سي. پي. اچ. (گراويتون) تشكيل شده است. پس ميدان گرانشي زمين نيز از تعداد بيشماري سي. پي. اچ تشكيل شده است كه در اطراف زمين در حركت هستند.

    فرض كنيم زمين منزوي است. يعني هيچ كنش و واكنشي بين زمين و ساير اجسام وجود ندارد. در اين صورت همه ي سي. پي. اچ. هايي كه به زمين مي رسند، جذب آن شده و از نيروهاي موجود در آنجا اطاعت مي كنند.

    اما همچنان كه مي دانيم زمين منزوي نيست و با ساير احسام كنش متقابل دارد نگاهي به زمين و ماه بيندازيد. در اينجا دو ميدان وجود دارد، يكي ميدان گرانشي زمين و ديگري ميدان گرانشي ماه.

    هنگاميكه يك گراويتون به زمين مي رسد، گراويتون ديگري زمين را ترك مي كند و به دليل آنكه داراي يك زير كوانتوم بار-رنگ/مغناطيس است، زمين را به دنبال خود مي كشد. تا جاييكه زمين از حوزه عمل اين زير كوانتوم ميدان خارج شود.

    فرض كنيم دو سي. پي. اچ. با سرعت خطي Vc حركت مي كنند كه يكديگر ار احساس مي كنند. آنها يكديگر را جذب مي كنند و با توجه به gradVc=0 آنها داراي اسپين خواهند شد و مي توان نوشت:

    gradVc=0 => axi+ayj+azk=0, that ax is accelerating on x axes, ay is accelerating on y axes, az is accelerating on z axes and i, j and k are unit vectors.


    يعني مجموع شتاب ها روي سه محور برابر صفر است.

    فرض كنيم كه سي پي. اچ. روي محور حركت انتقالي دارد. ما سرعت امواج الكترومغناطيسي برابر c نسبت به دستگاه لخت مي باشد. شكل 7

    بنابراين مقدار سرعت آن تنها روي محور هاي y and z تغيير مي كند و شتاب روي محور x صفر است، يعني ax=0 تنها شتاب روي دو محور ديگر خواهد داشت بطوريكه ay+az=0 هنگاميكه :

    ay=0 => az is maximum. And ay is maximum=> az=0


    پارسیان (شاپرزفا)


    يكي از سي. پي. اچ. ها به بار-رنگ تبديل مي شود و و براي آن مي توان تابع بصورت زير نوشت :

    Ec=EcmCosw(t-x/c),


    كه در آن Ec مقدار بار-رنگ است و Ecm مقدار مازيمم بار-رنگ است .

    براي سي. پي. اچ. ديگر كه به مغناطيس-رنگ تبديل مي شود مي توان نوشت :

    Bc=BcmCosw(t-x/c)


    كه در آن Bc مقدار مغناطيس-رنگ است و Bcm مقدار ماكزيمم مغناطيس رنگ است. شكل 8

    پارسیان (شاپرزفا)


    و براي سي. پي. اچ. اختياري داريم :

    E=nEcmCosw(t-x/c)

    B=nBcmCosw(t-x/c)



    هنگاميكه يك فوتون در حال سقوط در يك ميدان گرانشي است، تعداد n افزايش مي يابد. بنابراين شدت ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي يعني E and B افزايش مي يابد. و اين به معني آن است كه تعدادي سي. پي. اچ. وارد ساختمان فوتون مي شوند.

    يك ذره ي باردار چگونه امواج الكترومغناطيسي منتشر مي كند؟

    همچنانكه مي دانيم يك ذره باردار كه شتاب داشته باشد، امواج الكترومغناطيسي منتشر مي كند. هنگاميكه نيرويي روي ذره ي بار دار كار مثبت انجام دهد، يعني تعدادي سي. پي. اچ. وارد ساختمان الكترون مي شود. در حقيقت نيرو به انرژي تبديل مي شود و به عبارت ديگر بوزونها به انرژس تبديل مي شوند. شكل 9

    پارسیان (شاپرزفا)


    اما يك ذره ي باردار مي خواهد خواص ذاتي خود را حفظ كند. يك ذره ي باردار از تعدادي بار-رنگ تشكيل مي شود، در حاليكه انرژي الكترومغناطيسي از دو شيئي متفاوت يعني بار-رنگ و مغناطيس-رنگ تشكيل مي شود. بهمين دليل ذره باردار انرژي منتشر مي كند.

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    bisahab (Thursday 1 December 2011-1), sayman (Wednesday 21 September 2011-1)

  9. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض شعور بلورهاي آب

    شعور بلورهاي آب

    شعور بلورهاي آب

    بلور آب در پاسخ به احساس و تفكر انسان مي تواند اشكال متفاوت به خود بگيرد.شواهد نشان مي دهد كه ما از طريق معنا / عشق و دعا قادريم كه جهان اطراف خود را التيام بخشيم.از آنجاييكه تصويرها بسيار گوياتر از هر كلامي مي توانند پيام را بيان كنند /سعي بر اين داشته ايم كه ساده ترين تصاوير قانع كننده را جمع آوري كرده و نشان دهيم كه چگونه انديشه ها / واژه ها و احساسات ميتوانند بر روي كوچكترين ذرات/ چونان مولكولها اثر گذارند.
    تصاوير و بحث مطرح شده در اين مطلب در واقع پروژه تحقيقاتي خارق العاده محقق ژاپني آقاي ماسارا ايموتو است.
    پارسیان (شاپرزفا) تمامي تصاويري كه اين محقق تهيه كرده است در كتابش به نام (پيام آب )منتشر گرديده است.اگر هنوز هم شك داريد كه آيا انديشه هاي شما بر روي دنياي اطرافتان اثر مي گذارد يا خير با نگاهي بر اين كتاب قطعا تمامي ترديدهاي شما بر طرف خواهد شد .
    پارسیان (شاپرزفا)آقاي ايموتو مشغول انجام تحقيقاتي گسترده است كه در طي آن سعي دارد اثر موسيقي / افكار و واژگان را بر روي مولكولهاي آب ثابت كند .
    او تمامي مشاهدات خود را در كتابش ذكر كرده است.
    تصويري كه مشاهده مي كنيد نمونه آبي است كه از سد فوجي وارا برداشته و سپس منجمد شده است .
    همانطور كه مشاهده مي كنيد ساختار اين آب تاريك / نامنظم و بدون شكل بلوري است .
    پارسیان (شاپرزفا)پس از برداشتن يك نمونه از آب اين سد و مشاهده شكل بلور آن پس از منجمد شدن / كاهن اعظم معبد به مدت يكساعت در كنار سد مشغول خواندن دعا و نيايش شد. پس از اتمام مراسم دعا /نمونه تازه اي از آب سد برداشته شد وپس از منجمد كردن آن / از اين نمونه عكسبرداري شد. نتيجه حيرت آور بود . همانطور كه در عكس مشاهده مي كنيدتغييري شگفت آور در بلور پديد آمده است .
    آن حباب زشت و بي شكل اكنون به صورت يك شش ضلعي منظم /روشن / و بلورين در آمده است .
    تصوير زير نيز از نمونه آب همين سد پس از اتمام مراسم يكساعته دعا گرفته شده است .
    پارسیان (شاپرزفا)
    آقاي ايموتو اظهار مي دارد كه در ميان 10000نمونه اي كه از اين آب گرفته است / چنين شكلي را مشاهده نكرده است .
    اين تصوير در واقع يك بلور هفت ضلعي منظم را نشان مي دهد .
    پارسیان (شاپرزفا)اين تصوير در واقع از نمونه آب مقطري گرفته شده كه تحت تاثير هيچكدام از عواملي كه قبلا ذكرشد قرار نگرفته است .
    { عواملي چونان كلام / احساس / موسيقي و ... }
    نمونه هاي مختلف از آب مقطر نشان ميدهد كه اين نوع آب داراي اشكال مختلف است ولي هيچكدام به صورت بلور در نمي آيند.
    سپس براي همين نوع آب (مقطر ) نام انسان و برخي واژگان خوانده مي شود و يا براي همان آب موسيقي پخش مي شود ويا حتي نزديك عطر گل و گياه قرار داده مي شود.نتيجه حيرت آور و باور نكردني است !
    يكي از اين نتايج جالب نشان مي دهد كه حتي نوع زبان نيز تاثير متفاوتي بر روي بلورهاي آب دارد. به عنوان مثال شكل بلوري كه با پخش صوت (thank you)ايجاد مي شود كاملا با واژه هم عرض معناييش در زبان ژاپني فرق مي كند .
    تصاويري را كه مشاهده مي كنيد/ مواردي هستند كه آقاي ايموتو ادعا كرده در طي تحقيقاتش به آنها دست يافته است :
    پارسیان (شاپرزفا)
    1-بلورهايي كه از آب مناطق پاكيزه و بدور
    از آلودگي تشكيل مي شوند به مراتب زيباتر و شكيلتر از بلور هايي هستند كه از منجمد كردن آبهاي مناطق آلوده و يا آبهاي راكد بدست مي آيند.
    بلور تشكيل شده از آبهاي راكد و يا آلوده اساسا بي شكل و نا منظم هستند.
    پارسیان (شاپرزفا)
    تصويري كه از آب آلوده گرفته شده است
    پارسیان (شاپرزفا)
    تصويري بلوري كه از آب پاك چشمه اي گرفته شده است
    2- هنگامي كه واژه (thank you)براي يك بطري آب مقطر خوانده مي شود / بلورهايي كه پس از منجمد كردن اين آب بدست مي آيد مشابه بلور همان آبي بود كه برايش موسيقي باخ را پخش كرده بودند .
    3- هنگامي كه آهنگ
    heart break hotel)الويس پريسلي براي آب نواخته مي شود/ بلورهاي حاصله به دو نيم مي شوند.
    4-هنگامي كه براي آب موسيقي هوي متال يا واژگان منفي پخش مي شود و يا حتي در معرض افكار و احساسات منفي قرار مي گيرد پس از منجمد كردن آب نه تنها بلور تشكيل نمي شود بله ساختاري كاملا در هم و بر هم پيدا مي كند .
    5- هنگامي كه آب در معرض روغن گلهاي معطر قرار مي گيرد / بلور هاي تشكيل شده پس از انجماد بسيار / نزديك به شكل گلهايي است كه عطر و يا روغن آنها در كنار آب قرار داده شده بود .
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)پارسیان (شاپرزفا)
    6- مطلب قابل توجه اينكه هنگامي كه آب در معرض واژه هاي منفي و يا افكار منفي قرار مي گرفت مانند بيان كلمه (آدولف هيتلر )نتيجه حاصله تصويري است كه نياز به هيچگونه تفسيري ندارد.
    جسم ما در هنگام تولد از 70% آب تشكيل شده است . اين ميزان آب در طول حياتمان همچنان در جسم ما باقي مي ماند. كره زمين نيز از 70% آب تشكيل شده است .
    با مطالبي كه در بالا ذكر شد / پر وا ضح است كه اكنون ثابت شده كه آب ديگر يك پديده فاقد حيات نيست / بلكه كاملا زنده و داراي شعور است .
    شايد با مشاهده اين فرآيند به اين نكته بسيار قابل توجه پي مي بريم كه ما انسانها چه قدرت عظيمي را در خود نهفته داريم كه با انتخاب درست و افكار مثبت مي توانيم در معالجه خود و دنياي اطرافمان بسيار مؤثر باشيم البته اگر اين مساله را باور داشته باشيم .
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  10. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    bisahab (Thursday 1 December 2011-1), sayman (Wednesday 21 September 2011-1)

  11. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض فـــيـزيـــــك نـــور(Optics)

    فـــيـزيـــــك نـــور(Optics)

    ليزر مخفف عبارت light amplification by stimulated emission of radiation می باشد و به معنای تقويت نور توسط تشعشع تحريک شدهاست.اولين ليزر جهان توسط تئودور مايمن اختراع گرديد و از ياقوت در ان استفاده شدهبود. در سال 1962 پروفسورعلی جوان اولين ليزر گازی را به جهانيان معرفی نمود وبعدها نوع سوم وچهارم ليزرها که ليزرهای مايع و نيمه رسانا بودند اختراع شدند.درسال 1967 فرانسويان توسط اشعه ليزر ايستگاههای زمينی شان دو ماهواره خود را در فضاتعقيب کردند, بدين ترتيب ليزر بسيار کار بردی به نظر آمد.نوری که توسط ليزر گسيل میگردد در يک سو و بسيار پر انرژی و درخشنده است که قدرت نفوذ بالايی نيز داردبطوريکه در الماس فرو ميرود . امروزه استفاده از ليزر در صنعت بعنوان جوش اورندهفلزات و بعنوان چاقوی جراحی بدون درد در پزشکی بسيار متداول است.
    ليزرها سه قسمت اصلیدارند:
    ۱-پمپ انرژی يا چشمهانرژی:که ممکن است اين پمپ اپتيکی يا شيميايی و ياحتی يک ليزر ديگرباشد
    ۲-ماده پايه وزفعال که نامگذاری ليزر بواسطه ماده فعال صورت ميگيرد
    ۳-مشدد کننده اپتيکی : شامل دو اينه بازتابنده کلی و جزئی میباشد
    طرز کار يک ليزرياقوتی:
    پمپ انرژی در اين ليزر از نوع اپتيکی ميباشد ويک لامپمارپيچی تخليه است(flash tube) که بدور کريستال ياقوت مدادی شکلی پيچيده شده(ruby) کريستال ياقوت ناخالص است و ماده فعال ان اکسيد برم و ماده پايه ان اکسيد الومينماست.
    بعد از فعال شدن اين پمپ انرژی کريستال يا قوت نور باران می شودو بعضی ازاتمها رادر اثرجذب القايی-stimulated absorption برانگيخته کرده وبه ترازهای بالاترمی برد.
    پديده جذب القايی: اتم برانگيخته = اتم+فوتون
    با ادامه تشعشع پمپ تعداد اتمهای برانگيخته بيشتر از اتمهایبا انرژی کم ميشود به اصطلاح وارونی جمعيت رخ می دهد طبق قانون جذب و صدور انرژیپلانک اتمهای برانگيخته توان نگهداری انرژی زيادتر را نداشته وبه تراز با انرژی کمبر ميگردند وانرژی اضافی را به صورت فوتون ازاد می کنند که به اين فرايند گسيلخودبخودی گفته می شود ولی از انجايی که پمپ اپتيکی
    مرتب به اتمها فوتون میتاباند پديده ديگري زودتر اتفاق می افتد که به ان گسيل القايی-stimulated emission گفته می شود .وقتی يک فوتون به اتم برانگيخته بتابد ان را تحريک کرده و زودتر بهحالت پايه خود بر می گرداند.
    گسيل القايی: اتم+دو فوتون = اتم برانگيخته+ فوتون
    اين فوتونها دوباره بعضی از اتمها را بر انگيخته ميکنند وواکنش زنجير وار تکرار می شود.
    بخشی از نور ها درون کريستال به حرکت در می ايندکه توسط مشددهای اپتيکی درون کريستال برگرداننده می شوند واين نورها در همان راستاینور اوليه هستد بتدرج با افزايش شدت نور لحظه ای می رسد که نور ليزر از جفتگر خروجیبا روشنايی زياد بطور مستقيم خارج می شود .
    ليزر CO2
    ليزرهاي گازي نوع خاصي از ليزر است كه در آن گازي داخل يك لوله ي شفاف مثل لامپمهتابي مي رود. عبور جريان از اين لوله باعث رفت و آمد ِفوتون مي شود. اولين نوعِاين ليزرها هليم نئون بود. يعني همين ليزرهاي خانگي و مدارس. اين ليزر ِايمن توسطيك ايراني در مؤسسه ي بل به نام دكتر علي جوان اختراع شد. نوع ديگر ليزر ليزر CO2 است. البته در محفظه ي آن هليوم و مقداري نيتروژن هم هست. كاز نيتروژن انرژيِالكترودها را ذخيره مي كند. پس از برخورد مولكولهاي نيتروژن به مولكول CO2 اينانرژي انتقال مي يابد. مولكولهاي CO2 برانگيخته مي شوند. گاز هليوم به انتقالِانرژي كمك مي كند. همچنين كمك مي كند تا مولكولهاي دي اكسيد كربن زودتر به ترازهايانرژي عادي يا حالت عادي خود برگردند. اين ليزرها بازده خوبي دارند.
    كاربردهاي ليزر :
    تمام نگاري
    تمام نگاري ( هولوگرافي) يك تكنيك انقلابي است كه عكسبرداريسه بعدي (يعني كامل ) از يك جسم و يا يك صحنه را ممكن مي كند. اين تكنيك در سال 1948 توسط گابور ابداع شد ( در آن زمان به منظور بهتر كرده توان تفكيك ميكروسكوپالكتروني پيشنهاد شد) و به صورت يك پيشنهاد عملي در آمدو اما قابليت واقعي اينتكنيك پس از اختراع ليزر نشان داده شد.
    اساس تمام نگاري به اين صورت است كهباريكه ليزر بوسيله آينه كه قسمتي از نور را عبور مي دهد به دو باريكه ( بازتابيدهو عبوري) تقسيم مي شوند. باريكه بازتابيده مستقيما به صفحه حساس به نور برخورد ميكند در حالي كه باريكه عبوري جسمي را كه بايد تمام نگاري شود روشن مي كند. به اينترتيب قسمتي از نوري كه از جسم پراكنده شده هم روي صفحه حساس ( فيلم ) مي افتد. بهعلت همدوس بودن باريكه ها يك نقش تداخلي از تركيب دو باريكه روي صفحه تشكيل مي شودحالا اگر اين فيلم ظاهر شود و تحت بزرگنمايي كافي بررسي شود مي توان اين فريزهايتداخلي را مشاهده كرد. فاصله بين دو فريز تاريك متوالي معمولا حدود 1 ميكرومتر است. اين نقش تداخلي پيچيده است و هنگامي كه صفحه را به وسيله چشم بررسي مي كنيم به نظرنمي رسد كه حامل تصوير مشابه با جسم اوليه باشد اما اين فريزهاي تداخلي در واقعحامل ضبط كاملي از جسم اوليه است.
    حال فرض كنيد كه صفحه ظاهر شده را دوباره به محلي كه درمعرض نور قرار داشت بازگردانيم و جسم تحت مطالعه را برداربم باريكه بازتابيده اكنونبا فريزهاي روي صفحه برهمكنش مي كنند و دوباره در پشت صفحه يك باريكه پراشيده ايجادمي كندبنابراين ناظري كه به صفحه نگاه مي كند جسم را در پشت صفحه مي بيند طوري كهانگار هنوز هم جسم در آنجاست.
    يكي از جالبترين خصوصيات تمام نگاري اين است كه جسم بازسازيشده رفتار سه بعدي نشان مي دهد بنابراين با حركت دادن چشم از محل تماشا مي توان طرفديگر جسم را مشاهده كرد. توجه كنيد كه براي ضبط تمام نگار بايد سه شرط اصلي رابراورد: الف) درجه همدوسي نور ليزر بايد به اندازه كافي باشد تا فريزهاي تداخلي درروي صفحه تشكيل شود. ب) وضعيت نسبي جسم - صفحه و باريكه ليزر نبايد در هنگامتاباندن نور به صفحه كه حدود چند ثانيه طول مي شكد تغيير كند در واقع تغيير محلنسبي بايد كمتر از نصف طول موج ليزر باشد تا از درهم شدن نقش تداخلي جلوگيري كند. ج) قدرت تفكيك صفحه عكاسي بايد به اندازه كافي زياد باشد تا بتواند فريزهاي تداخليرا ضبط كند.
    تمام نگاري به عنوان يكتكنيك ضبط و بازسازي تصوير سه بعدي بيشترينموفقيت را تاكنون در كاربردهاي هنري داشته است تا در كاربردهاي علمي . اما بر اساستمام نگاري از يك تكنيك تداخل سنجي تمام نگاشتي در كاربردهاي علمي به عنوان وسيلهاي براي ضبط و اندازه گيري واكنشها و ارتعاشات اجسام سه بعدي استفاده شدهاست.

    اندازه گيري و بازرسي
    خصوصيات جهتمندي درخشايي و تكفامي ليزر باعث كاربردهاي مفيدزيادي براي اندازه گيري و بازرسي در رشته مهندسي سازه و فرايندهاي صنعتي كنترلابزار ماشيني شده است. در اين بخش تعيين فاصله بين دو نقطه و بررسي آلودگي را نيزمد نظر قرار مي دهيم
    يكي از معمولترين استفاده هاي صنعتي ليزر هم محور كردن است. براي اينكه يك خط مرجع مستقيم براي هم محور كردن ماشين آلات در ساخت هواپيما و نيزدر مهندسي سازه براي ساخت بناها پلها و يا تونلها داشته باشيم استفاده از جهتمنديليزر سودمند است. در اين زمينه ليزر به خوبي جاي وسايل نوري مانند كليماتور وتلسكوپ را گرفته است. معمولا از يك ليزر هليم - نئون با توان كم استفاده مي شود وهم محور كردن عموما به كمك آشكارسازهاي حالت جامد به شكل ربع دايره اي انجام ميشود. محل برخورد باريكه ليزر روي گيرنده با مقدار جريان نوري روي هر ربع دايره معينمي شود. در نتيجه هم محور شدن بستگي به يك اندازه گيري الكتريكي دارد و در نتيجهنيازي به قضاوت بصري آزمايشگر نيست. در عمل دقت رديف شدن از حدود 5µm تا حدود 25µm به دست آمده است.
    از ليزر براي اندازه گيري مسافت هم استفاده شده است. روشاستفاده از ليزر بستگي به بزرگي طول مورد نظر دارد . براي مسافتهاي كوتاه تا 50 مترروشهاي تداخل سنجي به كار گرفته مي شوند كه در آن ها از يك ليزر هليم - نئون پايدارشده فركانسي به عنوان منبع نور استفاده مي شود. براي مسافتهاي متوسط تا حدود 1كيلومتر روشهاي تله متري شامل مدوله سازي دامنه به كار گرفته مي شود. براي مسافتهاي طولاني تر مي توان زمان در راه بودن تپ نوري را كه از ليزر گسيل شده است و ازجسمي بازتابيده مي شود اندازه گيري كرد.
    در اندازه گيري تداخل سنجي مسافت از تداخل سنج مايكلسوناستفاده مي شود. باريكه ليزر به وسيله يك تقسيم كننده نور به يك باريكه اندازه گيريو يك باريكه مرجع تقسيم مي شود باريكه مرجع با يك آينه ثابت بازتابيده مي شود درحالي كه باريكه اندازه گيري از آينه اي كه به جسم مورد اندازه گيري متصل شده استبازتاب پيدا مي كند. سپس دو باريكه بازتابيده مجددا با يكديگر تركيب مي شوند بهطوري كه با هم تداخل مي كنند و دامنه تركيبي آن ها با يك آشكار ساز اندازه گيري ميشود. هنگامي كه محل جسم در جهت باريكه به اندازه نصف طول موج ليزر تغيير كند سيگنالتداخل از يك ماكزيموم به يك مينيموم مي رسد و سپس دوباره ماكزيموم مي شود. بنابراينيك سيستم الكترونيكي شمارش فريزها مي تواند اطلاعات مربوط به جابجايي جسم را به دستدهد. اين روش اندازه گيري معمولا در كارگاههاي ماشين تراش دقيق مورد استفاده قرارمي گيرد و امكان اندازه گيري طول با دقت يك در ميليون را مي دهد. بايد يادآوري كردكه در اين روش فقط مي توان فاصله را نسبت به يك مبدا اندازه گيري كرد. برتري اينروش در سرعت دقت و انطباق با سيستم هاي كنترل خودكار است.
    براي فاصله هاي بزرگتر از روش تله متري مدوله سازي دامنهاستفاده مي شود و فاصله روي اختلاف فاز بين دو باريكه ليزر مدوله مي شود و فاصله ازروي اختلاف فار بين دو باريكه گسيل شده و بازتابيده معين مي شود. باز هم دقت يك درميليون است. از اين روش در مساحي زمين و نقشه كشي استفاده مي شود. براي فواصلطولاني تر از 1 كيلومتر فاصله با اندازه گيري زمان پرواز يك تپ كوتاه ليزري گسيلشده از ليزر ياقوت و يا ليزر CO2 انجام مي گيرد. اين كاربردها اغلب اهميت نظاميدارند و در بخشي جداگانه بحث خواهد شد كاربردهاي غير نظامي مانند اندازه گيري فاصلهبين ماه و زمين با دقتي حدود 20 سانتي متر و تعيين برد ماهواره ها هم قابل ذكراست.
    درجه بالاي تكفامي ليزر امكان استفاده از آن را براي اندازهگيري سرعت مايعات و جامدات به روش سرعت سنجي دوپلري فراهم مي سازد. در مورد مايعاتمي توان باريكه ليزر را به مايع تابانده و سپس نور پراكنده شده از آن را بررسي كرد. چون مايع روان است فركانس نور پراكنده شده به خاطر اثر دوپلر كمي با فركانس نورفرودي تفاوت دارد. اين تغيير فركانس متناسب با سرعت مايع است. بنابراين با مشاهدهسيگنال زنش بين دو پرتو نور پراكنده شده و نور فرودي در يك آشكار ساز مي توان سرعتمايع را اندازه گيري بدون تماس انجام مي شود. و نيز به خاطر تكفامي بالاي نور ليزربراي برد وسيعي از سرعتها خيلي دقيق است.
    يكي از سرعت سنجهاي خاص ليزر اندازه گيري سرعت زاويه اياست. وسيله اي كه براي اين منظور طراحي شده است ژيروسكوپ ليزريناميده مي شود و شاملليزري است كه كاواك آن به شكل حلقه اي است كه از سه آينه به جاي دو آينه معمولاستفاده مي شود. اين ليزر مي تواند نوسان مربوط به انتشار نور را هم در جهت عقربهساعت و هم در خلاف آن به دور حلقه تامين كند. فركانسهاي تشديدي مربوط به هر دو جهتانتشار را مي توان با استفاده از اين شرط كه طول تشديد كننده ( حلقه اي ) برابرمضرب صحيحي از طول موج باشد به دست آورد. اگر حلقه در حال چرخش باشد در مدت زمانيكه لازم است نور يك دور كامل بزند زاويه آينه هاي تشديد كننده به اندازه يك مقدارخيلي كوچك ولي محدود حركت خواهد كرد. طول موثر براي باريكه اي در همان جهت چرخشتشديد كننده مي چرخد كمي بيشتر از باريكه اي است كه در جهت عكس مي چرخد. در نتيجهفركانس هاي دو باريكه اي كه در خلاف جهت يكديگر مي چرخند كمي تفاوت دارد و اختلافاين فركانسهاي متناسب با سرعت زاويه اي تشديد كننده است . با ايجاد تپش بين دوباريكه مي توان سرعت زاويه اي را اندازه گيري كرد. ژيروسكوپ ليزري امكان اندازهگيري با دقتي را فراهم مي كند كه قابل مقايسه با دقت پيچيده ترين و گرانترينژيروسكوپ هاي معمولي است.
    كاربرد مصرفي ديگر و يا به عبارت بهتر كاربرد مصرفي واقعيعبارت از ديسك ويدئويي و ديسك صوتي است. يك ديسك ويدئو حامل يك برنامه ويدئويي ضبطشده است كه مي توان آن را بر روي دستگاه تلويزيون معمولي نمايش داد. سازندگان ديسكويدئويي اطلاعات را با استفاده از يك سابنده روي آن ضبط مي كنند كه اين اطلاعات بهوسيله ليزر خوانده مي شود. يك روش معمول ضبط شامل برشهاي شياري با طول ها و فاصلههاي مختلف است عمق اين شيارها 4/1 طول موج ليزري است كه از آن در فرايند خواندناستفاده مي شود. در موقع خواندن باريكه ليزر طوري كانوني مي شود كه فقط بر روي يكشيار بيفتد. هنگامي كه شيار در مسير لكه باريكه ليزر واقغ شود بازتاب به خاطر تداخلويرانگر بين نور بازتابيده از ديوارهاي شيار و به آن كاهش پيدا مي كند. به عكسنبودن شيار باعث يك بازتاب قوي مي شود. بدين طريق مي توان اطلاعات تلويزيوني را بهصورت رقمي ضبط كرد.
    كاربرد ديگر ليزرها نوشتن و خواندن اطلاعات در حافظه نوريدر كامپيوترهاست لطف اي حافظه نوري هم در توان دسترسي به چگالي اطلاعات حدود مرتبهطول موج است. تكنيك ضبط عبارت است از ايجاد سوراخ هاي كوچكي در يك ماده مات يا نوعيتغيير خصوصيت عبور و بازتاب ماده زير لايه كه با استفاده از ليزرهاي با توان كافيحاصل مي شود. و حتي مي تواند فيلم عكاسي باشد. اما هيچ يك از اين زير لايه ها رانمي توان پاك كرد. حلقه هاي قابل پاك كردن بر اساس گرما مغناطيسي فروالكتريك وفوتوكروميك ساخته شده اند. همچنين حافظه هاي نوري با استفاده از تكنيك تمام نگارينيز طراحي شده اند. نتيجتا اگر چه از لحاظ فني امكان ساخت حافظه هاي نوري به وجودآمده است ولي ارزش اقتصادي آن ها هنوز جاي بحث دارد.
    آخرين كاربردي كه در اين بخش اشاره مي كنيم گرافيك ليزرياست. در اين تكنيك ابتدا باريكه ليزر بوسيله يك سيستم مناسب روبشگر بر روي يك صفحهحساس به نور كانوني مي شود و در حالي كه شدت ليزر به طور همزمان با روبش از نظردامنه مدوله مي شود به طوري كه بتوان آن را بوسيله كامپيوتر توليد كرد.( مانندسيستم هاي چاپ كامپيوتري بدون تماس ) و يا آنها را به صورت سيگنال الكتريكي از يكايستگاه دور دريافت كرد( مانند پست تصويري). در مورد اخير مي توان سيگنال را بهوسيله يك يك سيستم خواننده مناسب با كمك ليزر توليد كرد. وسيله خواندن در ايستگاهدور شامل ليزر با توان كم است كه باريكه كانوني شده آن صفحه اي را كه بايد خواندهشود مي روبد. يك آشكارساز نوري باريكه پراكنده از نواحي تاريك و روشن روي صفحه راكنترل مي كند و آن را به سيگنال الكتريكي تبديل مي كند. سيستم هاي ليزري رونوشتاكنون به طور وسيعي توسط بسياري از ناشران روزنامه ها براي انتقال رونوشت صفحاتروزنامه به كار برده مي شود.

    ارتباط نوري
    استفاده از باريكه ليزر براي ارتباط در جو به خاطر دو مزيتمهم اشتياق زيادي برانگيخت :
    الف)اولينعلت دسترسي به پهناي نوار نوساني بزرگ ليزر است. زيرا مقدار اطلاعات قابل انتقالروي يك موج حامل متناسب با پهناي نوار آن است. فركانس موج حامل از ناحيه ميكروموجبخ ناحيه نور مرئي به اندازه 104 برابر افزايش مي يابد و در نتيجه امكان استفاده ازيك پهناي بزرگتر را به ما مي دهد.
    ب)علت دومطول موج كوتاه تابش است. چون طول موج ليزر نوعا حدود 104 مرتبه كوچكتر از امواجميكرو موج است با قطر روزنه يكسان D واگرايي امواج نوري به اندازه 104 مرتبه نسبتبه واگرايي امواج ميكرو موج كوچكتر است. بنابراين براي دستيابي به اين واگرايي آنتنيك سيستم اپتيكي مي تواند به مراتب كوچكتر باشد. اما اين دو امتياز مهم با اينواقعيت خنثي مي شوند كه باريكه نوري تحت شرايط ديد ضعيف در جو به شدت تضعيف مي شود. در نتيجه استفاده از ليزرها در ارتباطات فضاي باز ( هدايت نشده ) فقط در مورد اينموارد توسعه يافته اند :
    الف)ارتباطاتفضايي بين دو ماهواره و يا بين يك ماهواره و يك ايستگاه زميني كه در يك شرايط جويمطلوب قرار گرفته است. ليزرهايي كه در اين مورد استفاده مي شوند عبارتند از :
    Nd:YAG ( با آهنگ انتقال 109 بيت در ثانيه ) و يا CO2 باآهنگ انتقال 3*108 بيت در ثانيه ). گرچه CO2 نسبت به Nd: YAG داراي بازدهي بالاترياست و لي داراي اين اشكال است كه نياز به سيستم آشكارسازي پيچيده تري دارد و طولموج آن هم به اندازه 10 مرتبه بزرگتر از طول موج Nd : YAG است.
    ب)ارتباطاتبين دو نقطه در يك مسافت كوتاه مثلا انتقال اطلاعات درون يك ساختمان. براي اينمنظور از ليزرهاي نيمرسانا استفاده مي شود.
    اما زمينه اصلي مورد توجه در ارتباطات نوري مبتني بر انتقالاز طريق تارهاي نوري است. انتقال هدايت شده نور در تارهاي نوري پديده اي است كه ازسالها پيش شناخته شده است اما تارهاي نوري اوليه فقط در مسافت هاي خيلي كوتاه مورداستفاده قرار مي گرفتند مثلا كاربرد متعارف آن ها در وسايل پزشكي براي اندوسكوپياست. بنابراين در اواخر سال 1960 تضعيف در بهترين شيشه هاي نوري در حدود 1000 دسيبل بر كيلومتر بود. از آن زمان پيشرفت تكنيكي شيشه و كوارتز باعث تغيير شگفت انگيزدر اين عدد شده است به طوري كه اين تضعيف براي كوارتز به 5/0 دسي بل بر كيلومتررسيده است. اين تضعيف فوق العاده كوچك آينده مهمي را براي كاربرد تارهاي نوري درارتباطات راه دور نويد مي دهد
    سيستم ارتباطات تارهاي نوري نوعا شامل يك چشمه نور يك جفتكننده نوري مناسب براي تزريق نور به تارها و درانتها يك فوتوديود است كه باز هم بهتار متصل شده است. تكرار كننده شامل يك گيرنده و يك گسيلنده جديد است. چشمه نورسيستم اغلب ليزرهاي نيمرساناي نا هم پيوندي دوگانه است. اخيرا طول عمر اين ليزرهاتا حدود 106 ساعت رسيده است. گرچه تا كنون اغلب از ليزر گاليم ارسنيد GaAs استفادهشده است ولي روش بهتر استفاده از ليزرهاي نا هم پيوندي است كه در آنها لايه فعالتركيبي از آلياژ چهارگانه به صورت In1-x Gax Asy P1-y است. در اين حالت لبه هاي P ,n پيوندگاه از تركيب دوگانه InP تشكيل شده است و با استفاده از تركيب y=2v2x ميتوان ترتيبي داد كه چهار آلياژ چهارگانه شبكه اي كه با InP جور شود با انتخاب صحيح x طول موج تابش را طوري تنظيم كرد كه در اطراف µm 3/1 و يا اطراف 6/1 µm واقع شودكه به ترتيب مربوط به دو مينيموم جذب در تار كوارتز هستند. بسته به قطر d هستهمركزي تار ممكن است از نوع تك مدباشد براي آهنگ انتقال متداول فعلي حدود 50 مگابيتدر ثانيه معمولا از تارهاي چند مدي استفاده مي شود. براي آهنگ انتقال هاي بيشترتارهاي تك مدي مناسبتر به نظر مي رسند. گيرنده معمولا يك فوتوديود بهمني است اگر چهممكن است از يك ديود PIN و يك ديود تقويت كننده حالت جامد مناسب نيز استفادهكرد.

    ليزر در فيزيك و شيمي
    اختراع ليزر و تكامل آن وابسته به معلومات پايه اي است كهدر درجه اول از رشته فيزيك و بعد از شيمي گرفته شده اند. بنابراين طبيعي است كهاستفاده از ليزر در فيزيك و شيمي از اولين كاربردهاي ليزر باشند
    رشته ديگري كه در آن ليزر نه تنها امكانات موجود را افزايشداده بلكه مفاهيم كاملا جديدي را عرضه كرده است طيف نمايي است. اكنون با بعضي ازليزرها مي توان پهناي خط نوساني را تا چند ده كيلوهرتز باريك كرد ( هم در ناحيهمرئي و هم در ناحيه فروسرخ ) و با اين كار اندازه گيري هاي مربوط به طيف نمايي باتوان تفكيك چند مرتبه بزرگي ( 3 تا 6) بالاتر از روش هاي معمولي طيف نمايي امكانپذير مي شوند. ليزر همچنين باعث ابداع رشته جديد طيف نمايي غير خطي شد كه در آنتفكيك طيف نمايي خيلي بالاتر از حدي است كه معمولا با اثرهاي پهن شدگي دوپلر اعمالمي شود. اين عمل منجر به بررسيهاي دقيقتري از خصوصيات ماده شده است.
    در زمينه شيمي از ليزر هم براي تشخيص و هم براي ايجادتغييرات شيميايي برگشت ناپذير استفاده شده است. ( فوتو شيمي ليزري) به ويژه در فونتشخيص بايد از روش هاي (پراكندگي تشديدي رامان ) و ( پراكندگي پاد استوكس همدوسرامان ) (CARS) نام ببريم. به وسيله اين روشها مي توان اطلاعات قابل ملاحظه ايدرباره خصوصيات مولكولهاي چند اتمي به دست آورد ( يعني فركانس ارتعاشي فعال رامن - ثابتهاي چرخشي و ناهماهنگ بودن فركانس). روش CARS همچنين براي اندازه گيري غلظت ودماي يك نمونه مولكولي در يك ناحيه محدود از فضا به كار مي رود. از اين تواناييبراي بررسي جزئيات فرايند احتراق شعله و پلاسما ( تخليه الكتريكي) بهره برداري شدهاست.
    شايد جالبتري كاربرد شيميايي ( دست كم بالقوه ) ليزر درزيمنه فوتو شيمي باشد. اما بايد در نظر داشته باشيم به خاطر بهاي زياد فوتونهايليزري بهره برداري تجاري از فوتوشيمي ليزري تنها هنگامي موجه است كه ارزش محصولنهايي خيلي زياد باشد. يكي از اين موارد جداسازي ايزوتوپها است
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  12. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    sayman (Wednesday 21 September 2011-1)

  13. Top | #7
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض فیزیک هسته ای

    فیزیک هسته ای


    در جهان همه چیز از اتم ساختهشده است. اتمهای مختلف در کنار هم قرار می گیرند و مولکولهای مختلف را تشکیل میدهند. هر اتمی که در طبیعت پیدا می شود، یکی از 92 نوع اتمی است که به نام عناصرطبیعی شناخته شده اند؛ پس هر چه روی زمین وجود دارد، از فلز، پلاستیک،لباس، شیشهگرفته تا مو و غیره، همه ترکیباتی از 92 عنصر طبیعی هستند. جدول تناوبی عناصر،فهرست عناصری است که می توان در طبیعت پیدا کرد به اضافه عناصری که به دست بشرساخته شده است.


    درون هر اتم می توان سه ذره ریزپیدا کرد: پروتون، نوترون و الکترون.
    پروتونها در کنار هم قرار می گیرند و هسته اتم راتشکیل می دهند، در حالی که الکترونها به دور هسته می چرخند. پروتون بار الکتریکیمثبت و الکترون بار الکتریکی منفی دارد و از آنجا که بارهای مخالف ، یکدیگر را جذبمی کنند، پروتون و الکترون هم یکدیگر را جذب می کنند و همین نیرو، سبب پایدار ماندنالکترونها در حرکت به دور هسته می گردد. در اغلب حالت ها تعداد پروتونها والکترونهای درون اتم یکسان است، بنابراین اتم درحالت عادی و طبیعی خنثیاست.
    نوترون، بار خنثی دارد و وظیفه اش در هسته، کنار همنگاه داشتن پروتونهای هم بار است.می دانیم که ذرات با بار یکسان یکدیگر را دفع میکنند .در نتیجه وظیفه نوترونها این است که با فراهم آوردن شرایط بهتر، پروتونها راکنار هم نگاه دارند. ( این کار توسط نیروی هسته ای قوی صورت می گیرد )


    تعداد پروتونهایهسته نوع اتم را مشخص می کند. برای مثال اگر 13 پروتون و 14 نوترون، یک هسته راتشکیل دهند و 13 الکترون هم به دور آن بچرخند، یک اتم آلومینیوم خواهید داشت و اگریک میلیون میلیارد میلیارد اتم آلومینیوم را در کنار هم قرار دهید، آنگاه نزدیک بهپنجاه گرم آلومینیوم خواهید داشت! همه آلومینیوم هایی که در طبیعت یافت می شوند، al27 یا آلومینیوم 27 نامیده می شوند. عدد 27 نشان دهنده جرم اتمی است که مجموعتعداد پروتونها و نوترونهای هسته را نشان می دهد.
    اگر یک اتمآلومینیوم را درون یک بطری قرار دهید و میلیونها سال بعد برگردید، باز هم همان اتمآلومینیوم را خواهید یافت. بنابراین آلومینیوم 27 یک اتم پایدار نامیده میشود.
    بسیاری از اتمها در شکل های مختلفی وجود دارند. مثلاًمس دو شکل دارد: مس 63 که 70 درصد کل مس موجود در طبیعت است و مس 65 که 30 درصدبقیه را تشکیل می دهد. شکل های مختلف اتم، ایزوتوپ نامیده می شوند. هر دو اتم مس 63و مس 65 دارای 29 پروتون هستند، ولی مس 63 دارای 34 نوترون و مس 65 دارای 36 نوتروناست. هر دو ایزوتوپ خصوصیات یکسانی دارند و هر دو هم پایدارند.

    اتمهای ناپایدار
    تا اوایل قرنبیستم، تصور می شد تمامی اتم ها پایدار هستند، اما با کشف خاصیت پرتوزایی اورانیومتوسط بکرل مشخص شد برخی عناصر خاص دارای ایزوتوپ های رادیواکتیو هستند و برخی دیگر،تمام ایزوتوپ هایشان رادیواکتیو است. رادیواکتیو بدان معنی است که هسته اتم از خودتشعشع ساطع می کند.

    هیدورژن مثال خوبیاز عنصری است که ایزوتوپ های متعددی دارد و فقط یکی از آنها رادیو اکتیو است. هیدروژن طبیعی ( همان هیدروژنی که ما می شناسیم) در هسته خود دارای یک پروتون است وهیچ نوترونی ندارد. ( البته چون فقط یک پروتون درهسته وجود دارد نیازی به نوتروننیست ) ایزوتوپ دیگر هیدروژن، هیدروژن 2 یا دو تریوم است که یک پروتون و يک نوتروندر هسته خود جای داده است. دوتریوم، فقط 015/0 درصد کل هیدروژن را تشکیل می دهد ودر طبیعت بسیار کمیاب است، با این حال مانند هیدورژن طبیعی رفتار می کند. البته ازیک جهت با آن تفاوت دارد و آن، سمی بودن دوتریوم در غلظت های بالاست. دوتریوم همایزوتوپ پایداری است، ولی ایزوتوپ بعدی که تریتیوم خوانده می شود، ناپایدار است. تریتیوم که هیدروژن 3 نیز خوانده می شود، در هسته خود یک پروتون و دو نوترون دارد وطی یک واپاشی رادیواکتیو به هلیوم 3 تبدیل می شود. این بدان معنی است که اگر ظرفیپر از تریتیوم داشته باشید و آن را بگذارید و یک میلیون سال بعد برگردید، ظرف شماپر از هلیوم 3 است. هلیوم 3 از 2 پروتون و یک نوترون ساخته شده وعنصری پایدار است ).


    در برخی عناصرمشخص، به طور طبیعی همه ایزوتوپ ها رادیواکتیو هستند. اورانیوم بهترین مثال برایچنین عناصری است که علاوه بر رادیواکتیویته زیاد سنگین ترین عنصر رادیواکتیو هم هستکه به طور طبیعی یافت می شود. علاوه بر آن، هشت عنصر رادیواکتیو طبیعی هم وجوددارند که عبارتند از پولوتونیوم، استاتین، رادون، فرانسیم، رادیوم، اکتینیوم، توریمو پروتاکتسینانیوم. عناصر سنگین تر از اورانیوم که به دست بشر در آزمایشگاه ساختهشده اند، همگی رادیواکتیو هستند.

    واپاشی رادیو اکتیو
    وحشت نکنيد بر خلافاسمش این فرایند بسیار ساده است! اتم یک ایزوتوپ رادیواکتیو طی یک واکنش خودبخودیبه یک عنصر دیگر تبدیل می شود. این واپاشی معمولاً از سه راه زیر انجام میشود:
    1-
    واپاشی آلفا
    2-
    واپاشی بتا
    3-
    شکافت خودبهخودی

    توضيح تفاوت این سه راه کمی مشکل است اما بدون اینکهبدانیداین سه راه چه فرقی با هم می کنند هم می توانيد از ادامه مطلب سر در آورید!! اگر خیلی هم علاقمندید بدانید اينجا را کليک کنید.

    در این فرآیندها چهار نوع تابشرادیواکتیو مختلف تولید می شود:
    1-
    پرتو آلفا
    2-
    پرتو بتا
    3-
    پرتو گاما
    4-
    پرتوهاینوترون


    تابش های طبیعی خطرناک
    درست است که واپاشیرادیواکتیو، یک فرآیند طبیعی است و عناصر رادیواکتیو هم بخشی از طبیعت هستند، ولیاین تابش های رادیواکتیو برای موجودات زنده زیان بار هستند. ذرات پر انرژی آلفا،بتا، نوترونها، پرتوهای گاما و پرتوهای کیهانی، همگی به تابش های یون ساز معروفند،بدین معنی که بر همکنش آنها با اتم ها منجر به جداسازی الکترون ها از لایه ظرفیتشانمی شود. از دست دادن الکترونها، مشکلات زیادی از جمله مرگ سلول ها و جهش های ژنتیکیرا برای موجودات زنده به دنبال دارد. جالب است بدانید جهش ژنتيکي عامل بروز سرطاناست.
    درات آلفا، اندازه بزرگتری دارند و از این رو توانایینفوذ زیادی در مواد ندارند، مثلاً حتی نمی توانند از یک ورق کاغذ عبور کنند. از اینرو تا زمانی که در خارج بدن هستند تأثیری روی افراد ندارند. ولی اگر مواد غذاییآلوده به مواد تابنده ذرات آلفا بخورید، این ذرات می توانند آسیب مختصری درون بدنایجاد کنند.

    ذرات بتا توانایی نفوذ بیشتری دارند که البته آن همخیلی زیاد نیست، ولی در صورت خورده شدن خطر بسیار بیشتری دارند. ذرات بتا را میتوان با یک ورقه فویل آلومینویم یا پلکسی گلاس متوقف کرد.
    پرتوهای گاماهمانند اشعه x فقط با لایه های ضخیم سربی متوقف می شوند. نوترونها هم به دلیلی بییار بودن، قدرت نفوذ بسیار بالایی دارند و فقط با لایه های بسیار ضخیم بتن یامایعاتی چون آب و نفت متوقف می شوند. پرتوهای گاما و پرتوهای نوترون به دلیل همینقدرت نفوذ بالا می توانند اثرات بسیار وخیمی بر سلول های موجودات زنده بگذارند،تأثیراتی که گاه تا چند نسل ادامه خواهد داشت
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  14. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    sayman (Wednesday 21 September 2011-1)

  15. Top | #8
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض جدال فیزیک و متافیزیک

    جدال فیزیک و متافیزیک


    اغلب در زندگي روزمره خود ملاحظه مي‌كنيم كه در اثر وجود يك ناسازگاري بين ذهن ما و جهان خارج ، نظريات عجيب و غريبي اظهار مي‌كنيم. اين نظريه پردازي از سرشت مبهم و ناموزون ما ناشي مي‌شود. البته بايد توجه داشته باشيم كه نظريه پردازي علمي چيزي كاملا متفاوت از اين موردي است كه اشاره شد. در نظريه پردازي علمي ، انسان به صورت مستقيم با جهان خارج درگير مي‌شود و ذهن در مواجهه مستقيم با آن آزاد است و لذا جهان در حكم فاعل و ذهن در حكم منفعل مي‌باشد. اما در نظريه پردازي كه ما اشاره كرديم، جاي اين دو عوض مي‌شود. در علم فلسفه از اين نوع نظريه پردازيها عموما تحت عنوان متافيزيك ياد مي‌شود...
    اگر تاريخ علم را مرور كنيم، ملاحظه مي‌كنيم كه همواره از روزگارهاي قديم رابطه بين علم و فلسفه ، خصوصا بين فيزيك و متافيزيك در نوسان بوده است. به عنوان مثال در زمان گاليله به دليل حكومت افكار ارسطويي ، دانشمندان در ارائه نظريات علمي با مشكلات بسياري مواجه بوده‌اند. اما تاريخ فلسفه ، مخصوصا بعد از دكارت تحولاتي در اين زمينه پديدار شد. فلسفه بعد از دكارت فلسفه‌اي است كه نقش علوم تجربي ، خصوصا فيزيك را در براندازي نظامهاي فلسفي مهم مي‌داند. مثلا نظريه‌هايي در باب زمان و مكان و حركت كه توسط نيوتون ارائه گرديد، در فلسفه نيز تاثير گذار بودند. به همين ترتيب در اوايل قرن بيستم نظريه نسبيت عام انيشتين طلوع كرد كه برداشتي بديع و متفاوت از زمان و مكان و حركت ارائه داد و تاثيرات ديگري را در حوزه فلسفه به همراه داشت.
    در اين دوران فيلسوف ذهن خود را در برابر جهان خارج و تاثيرات آن منعطف مي‌گرداند. بنابراين متافيزيك نيز جنبه‌هاي واقع بينانه انديشيدن را مد نظر قرار مي‌دهد. پس در اين دوران فيلسوف شخصي واقع گرا است كه ذهن خود را از دام وسوسه‌هاي تخيل رهانيده و به جهان مانند يك پديده عيني و نه ذهني نگاه مي‌كند و لذا تعجب او و طرح پرسشهايش راهگشاي علوم تجربي است و ديگر علم تجربي را كفر و عالم تجربي را كافر نمي‌پندارد.
    رابطه فيزيك و متافيزيك در قرن بيستم
    پس از اينكه آراء اعضاي حلقه وين ، همچون پتكي سخت و سنگين بر سر متافيزيك رايج فرود آمد و آن را بي‌معني اعلام داشت، حريف ديرينه و سر سخت حلقه وين ، كارل ريموند پوپر بر آن شد تا متافيزيك را دوباره احيا نمايد. در قرن بيستم ما شاهد تحديد ميان علم خصوصا فيزيك و متافيزيك هستيم. علم گزينه با معناي فعاليتهاي دانشمندان تجربي بوده و متافيزيك امري نظري و بي‌معنا است كه سرگرمي عمده فلاسفه مدرسي است. اين تحديد همواره به صورتهاي گوناگون مطرح شده است. حتي مي‌توان در نظريات ويتگنشتاين نيز رد پاهاي آن را يافت.
    او در رساله خود گزاره‌هاي متافيزيكي را بي‌معني دانسته و در پژوهشهاي فلسفي كه خود ردي است بر رساله منطقي- فلسفي جانب معنا را گرفته و باز راي پيشين خود را حفظ مي‌كند. اما از نظر دانالد گيليس در كتاب فلسفه علم در قرن بيستم ، ويتگنشتاين مرتكب اشتباهي فاحش شده است. او از رياضيات محض مثال مي‌زند كه در يك فعاليت و پژوهش كاملا نظري و فارغ از تجربه شكل مي‌گيرد و بعد در فيزيك بكاربرده مي‌شود و پس از آنكه فرضيه‌اي ارائه شد، در عمل مورد آزمون واقع مي‌شود و اگر از آزمون به سلامت بيرون آمد ثبت مي‌گردد. آيا مفاهيم و يافته‌هاي رياضيات محض قبل از اينكه در فيزيك الهام گر فرضيه‌اي جديد باشند، بي‌معني هستند؟ حال و روز گزاره‌هاي متافيزيكي نيز اين چنين است.
    پوپر در كتاب منطق اكتشاف علمي ، فصلي را به رابطه ميان علم و متافيزيك اختصاص داده است. او مثالهاي فراواني را در دفاع از متافيزيك ارائه مي‌كند. به عنوان مثال نظريه اتمي در زمان متفكران قبل از سقراط مثل لوكيپوس و ذيمقراطيس يك مورد كاملا متافيزيكي بود. اما همين نظريه كه جنبه متافيزيكي داشت، در ابتداي قرن نوزدهم توسط دالتون براي حل برخي مسائل در شيمي بكار گرفته شد. پس از آن در اواسط قرن نوزدهم ، ماكسول آن را در نظريه جنبشي گازها وارد رياضي فيزيك كرد. اين مثال خود دليل محكمي بر معني‌دار بودن گزاره‌هاي متافيزيكي است.
    عقيده پوزيتيويسم
    اساس پيدايش پوزيتيويسم منطقي به قرن بيستم و به حلقه وين و اعضاي فعال و انقلابي آن بر مي‌گردد. حلقه وين عبا رت از جلسات هفتگي عده‌اي فيزيكدان و رياضيدان بود كه راجع به مسائل فلسفي به بحث و تبادل نظر مي‌پرداختند. از جمله اين افراد مي‌توان به شليك ، نويرات ، وايزمن ، هانس هان ، هربرت فايگل و برخي ديگر اشاره كرد. پس از اينكه آرا و عقايد اعضاي حلقه انتشار يافت، دانشمندان و فلاسفه ديگري از جمله كارناپ و گودل نيز بدان گرويدند.
    كارناپ بعدها در سال ۱۹۲۶ يكي از تاثير گذارترين پوزيتيويست‌هاي منطقي شد. نشريه شناخت ، مجموعه‌اي بود كه مقالات پوزتيويست‌ها را منتشر مي‌ساخت. پوزيتيويسم منطقي بر پايه سه اصل عقيدتي عمده قرار دارد كه شامل تمايز ميان تحليل و تركيب ، اصل تحقيق پذيري ، برنهاد فرو كاستي و نقش مشاهده است.
    سخن آخر
    البته آنچه ارائه شد مجومه‌اي از مطالبي است كه افراد گوناگون در باب فيزيك و متافيزيك ارائه دادند. شايد كم نباشند تعداد فيزيكداناني كه مسائل متافيزيكي كاملا پذيرفته و به آن اعتقاد دارند. اما آنچه مهم است، ياد آوري اين دو مطلب است كه اولا اظهار نظر قطعي در اين باب مستلزم داشتن اطلاعات بسيار وسيع و گسترده از هر دو مورد مي‌باشد. و شخص بايد هم در زمينه فيزيك و هم در زمينه متافيزيك صاحب نظر باشد تا بتواند نظري قاطع و راسخ در اين باب داشته باشد.
    نكته ديگر اين كه اگر ذهن و علم ما قادر به توجيه برخي رويدادها نيست، دليلي براي رد آن وجود ندارد. چه بسا در تاريخ علم موارد متعددي وجود داشته است كه در زمان مطرح شدن به دليل ناقص بودن علم بشري ، دانشمندان قادر به قبول آنها نبوده‌اند. اما پيشرفت علم در زمانهاي بعد اين مورد را به اثبات رسانده است.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  16. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    bisahab (Thursday 1 December 2011-1), sayman (Wednesday 21 September 2011-1)

صفحه 1 از 47 1234511 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
پارسیان (شاپرزفا)
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...