لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 2 از 82 نخستنخست 1234561252 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 9 تا 16 , از مجموع 649

موضوع: نوزادان و کودکان

  1. Top | #9
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    کودکانمان را همانگونه که هستند باور کنيم

    همه مادرها با آرزوهای قشنگ به استقبال كودكی می ‏روند كه در درون خویش می پرورند. هنگامی كه كودك پا به عرصه زندگی می گذارد، بجز عوامل ارثی و مادرزادی، عوامل دیگری مستقیم و غیر مستقیم در شكل گیری شخصیت وی اثر دارند تا مجموعه ‏ای از رفتارها، استعدادها و عملكردهای مختلف را ارايه نمایند و از او انسانی با ویژگی‌های منحصر به فرد بسازند.
    آری فرزند شما كسی است كه از نظر خصوصیات ، استعدادها و توانایی‏ها مختص به خود است و از اینجاست كه طبیعتا" هيچ بچه ای هم قابل مقایسه با بچه ديگر نیست. اغلب اوقات ما مادرها خودآگاه یا ناخودآگاه ویژگی‌هایی از فرزند ایده‏آلمان را در ذهن خویش می پرور‏انیم، مثلا" میل داریم فرزندان ما علاقه زیادی به مسايل علمی داشته باشند، آرام و با ادب باشند، حرف شنو و منطقی باشند و . . . نهایت اینكه دوست داریم فرزندانمان آن خصوصیاتی را در خود داشته باشند كه مطلوب ما باشد و آنگونه باشند كه ما می پسندیم.
    اما همیشه نمی ‏توان انتظار داشت كه كودكان ما درست مانند آرمان های ذهنی ما رفتار كنند. نمی ‏توان توقع داشت آنان از دريچه چشم ما جهان را ببینند و همچون ما بیندیشند. وقتی كودك بزرگتر می‏ شود ممكن است خصوصیاتی متفاوت از آنچه مورد نظر مادر ، پدر یا سایر اعضای خانواده است داشته باشد، اما آیا باید این را به حساب بد بودن یا ناتوانی او گذاشت؟ مثلا" مادر دوست دارد پسرش اهل پرداختن به موضوع های علمی باشد، اما فرزند طبعی شاعرانه دارد و به داستان های تخیلی علاقمند است، یا اینكه مادر انتظار دارد فرزندش در هفت سالگی آنچنان منطقی بیندیشد كه كمتر به سراغ بازی برود و بیشتر اوقاتش را صرف درس و فعالیت‌هایی كند كه به نظر او ثمر بخش ‏تر هستند، و یا دوست دارد فرزندش‏ علاقمند به ورزش ‏ها مخصوصا" شنا باشد (با این استدلال كه دانستن شنا به هر حال برای انسان لازم است) لیكن فرزند هشت ساله او از آب می‏ ترسد و ابدا" تمایلی به یادگیری شنا ندارد.
    در خانواده ‏ها معمولا" نقطه شروع تعارض ها و نقطه آغاز فشارآوردن به فرزند كه در نهایت به جدال پنهانی با فرزند می ‏انجامد و موجب بروز واكنش پس زننده از سوی فرزند می‏ شود، همین جاست. اما آیا جدا" به این مساله اندیشیده‏ اید كه فرزند شما نیز حق دارد علايق و تمایلات و استعدادهای خاص خود را داشته باشد؟ آیا در دل خود به او حق داده ‏اید كه فعالیت‌ها، تفریحات و سرگرمی‏ هایی را برگزیند كه خود به آن ها علاقه دارد؟ آیا به او حق داده اید كه نخواهد درست مانند الگوی ذهنی شما عمل كند؟ آیا اصولا" به او حق انتخاب می‏ دهید؟
    والدین محترم ! بیایید فرزندانمان را آنگونه كه هستند و آنگونه كه می‏ خواهند باشند بپذیریم و آن ها را در چهارچوب های گریز ناپذیر آرمان‌ها و ایده ‏آل‌های مشخص خودمان گرفتار نسازیم. خلاصه اینكه فرزندانمان را همانگونه كه هستند بخواهیم و باورشان كنیم و تلاش كنیم كه علايق و استعدادهای موجودشان را بارور سازیم.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. Top | #10
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    آیا کودکان ما باهوش تر شده اند ؟


    فيليدا براون می گويد بچه ها ... آنها تمام وقت خود را با بازيهای ويديوئی و رد و بدل نمودن نوشته برای يکديگر صرف می کنند آيا می توان به پای آنها رسید ؟
    يک جمله تکراری ، ممکن است ، ولی بايد بپذيريد که اين موضوع واقعيت دارد. بیشتر بچه ها در برنامه ريزی ويديو و set up کردن کامپيوتر ، از پدر و مادرخود بسیار بهتر هستند. آنها می توانند پدر و مادر خود را در بازيهای ويديوئی شکست دهند و احتمالا فکر می کنند که از پدرو مادر خود باهوشترند. اما باعث شگفتی است که اين بچه ها ممکن است راست بگويند . اگر از تست های IQ چيزی دستگيرمان شود ، نشان می دهد که جوانان امروزی واقعا" با هوشتر از پدر و مادر خود هستند. مطالعات انجام شده در کشورهای متعددی نشان می دهد که نمرات IQ لااقل از دهه 1950 ميلادی ، درحال افزايش است ، بدين ترتيب اگر فردی دارای IQ متوسط آن دوره باشد ، امروز کم هوش درنظر گرفته می شود. بنظر می رسد که باگذشت هرنسل ، انسانها با هوشتر و با هوشتر می شوند ، ولی نه به اين سرعت.
    هوش یک مفهوم بی ثبات و وابسته به زمان می باشد و بين روانشناسان ، جدالهای جدی ای برسر اين مسئله که چه چیزی بعنوان افزايش ميزان IQ درنظر گرفته شود، وجود دارد برخی از محققان بر اين باورند که ما اصلا" باهوشتر نمی شویم ، بلکه فقط در حل برخی از مسائل خاص ، مهارت می يابيم. با اين وجود، ديگران می گويند که ، آنها بازتاب افزايش ميزان IQ را در دنيای واقعی سنجش هوش ديده اند و برای مغشوش تر ساختن امور، توصيه هايی وجود دارد و زمان آن رسيده که به آنها خاتمه دهيم.
    ما بايد با اينها چه کار کنيم ؟ برای پرسش دراين زمينه ، بايد از شخصيت بارزی چون James Flynn ، استاد علوم سياسی دانشگاه Otago درDunedin نيوزيلند استفاده نمود.
    وی ابتدا نشان داد که ميزان IQ در اواسط دهه 1980 ميلادی افزايش يافته است. اين روش با توجه به القابی که ديگران به آن داده اند، تحت عنوان اثر فلين شناخته شده است ، يافته ها ، سئوالات جديدی را در اين مورد برانگيخت که آيا تست های IQ قادر به بازگو نمودن یکسری از مسائل هستند يا خير . در رويداد بزرگی که در سال 1987 ميلادی در روزنامه ها بچاپ رسيد ، Flynn بکمک تست های قدرت استدلال افراد ، مقايسه هايی را با جزئيات کامل در 14 کشور انجام داد. اين اطلاعات ازکشورهايی مانند بلژيک و هلند که خدمت سربازی تا سال 1980 ميلادی در آنها جريان داشت ، بدست آمد . ضرورتا" ، هرمرد جوانی ( و در برخی از کشورها ، هر زن جوانی ) مجبور به انجام تست هايی بودند که بر اساس طرحهايی تعيين شده بود ، و از اين رو ، نتايج شاخصی برای آن جمعيت محسوب می شد.
    نتايج ، از کشوری به کشور ديگر متفاوت بود ، ولی نتايج آنها را می توان به ميزان IQ تبديل نمود تا بتوان آنها را با يکديگر مقايسه کرد. در کشورهای ديگر ، می بايستی فلين به اطلاعات تست IQ اعتماد نمايد بطور کلی نتايجی را که او در( Psychology Bulletin( p171 ,vol 101 به چاپ رسانيد ، رشد واقعی را در امتيازات ، تا 25 امتياز در يک نسل نشان داد.
    با اين وجود ، هنوز نمرات خام کلی ، مطالب زيادی را برای فلين آشکار نساخت . برای افزايش يافته ها ، او به امتيازاتی توجه کرد که هر تست IQ منطقی برای سنجش قدرت کلام ، شمارش و ديد فضايی انجام شده بود . این گروه آخر ، معمولا" ماتريس های Raven را نيز شامل ميشود. اشکال متسلسل که يک قسمت آن گم شده بود. داوطلب می بايستی از بين متغيرها ، يکی را انتخاب کرد. مثلا" اينکه کدام شکل را بايد در ناحيه خالی قرار داد . زمانی که فلين به امتيازات بيشتر دقت نمود ، طرح کلی ، کاملا" واضح بود بيشترين افزايش امتيازات تقريبا" در هرمورد ، مربوط به ماتريس Raven و تست های مشابه به آن بود ، در حاليکه امتيازات شمارشی و کلامی ، افزايش ناچيزی را نشان می داد. از زمان تحقيق نوشته شده در سال 1987 ميلادی فلين ،بيشتر کشورها ، بعلاوه اسرائيل و اخيرا" آرژانتين را مورد توجه قرار داده بود . وی سمت گيری رو به افزايش مشابهی را بدست آورد که علت بيشتر اين افزايشها مهارتهای ديدن فضايی و خيالی بوده است.
    فلين از پر معنا بودن اثری که بنام وی نامگذاری شده مطمئن است ولی ، به اين مسئله که ما به مغزهای متفکر تبديل می شويم اعتماد ندارد. او می گويد که اجداد ما از ما عقب نمانده بودند و ما هم نابغه نيستيم . احتمالا" ما ، فقط مهارتها و عادات ذهنی خود را که سبب حل شدن مسائل ذهنی می شود را افزايش داده ايم. مهمتر آنکه اين مسائل را جدی تر می گيريم.
    فلين می گويد : انسانها برای حل يکسری از مهارتها پيشرفت نموده اند . دلیل او اين است که با گذشت زمان جامعه ما ، مردم را وادار به فراگرفتن اين مهارتهای ذهنی نموده است . زمانيکه اجداد ما بزرگ می شدند ، مردم مهارتهای ذهنی ديگری چون محاسبات ذهنی یا حفظ کردن لغات متعدد را مهم می دانستند . عکس العمل آنها در برابر برخی از اين مسائل که ما اکنون آنها را جدی می گيريم می توانست اين باشد که حالا فايده آن چيست ؟
    فيلن بر اين باور است که در جوامعی که تست هوش بعنوان يک نگرانی در نظر گرفته می شود ، مهارتهايی چون حل مشکلات بطريقه ذهنی ، سريعتر از مهارتهای ديگر رشد می کند. همچنين نياز به توانايی های ديدن فضايی ( سه بعدی ) به اين علت رشد يافته که ما نياز به استفاده از کامپيوتر ، تلويزيون و رانندگی کردن داريم . پس ، انتظار می رود که نسلهای موفق مهارتهای فردی را ، در اين جهت بيشتر از جهات ديگر رشد دهند. او می گويد : تصور نمی کنم که هوش يکباره افزايش يابد. بيشتر روانشناسان پذيرفته اند که ميزان IQ افزايش پيدا کرده ولی در مورد اينکه چه مقدار افزايش يافته است ، نظرات مختلفی وجود دارد. برخی مانند ، Robert-Howard روانشناس تجربی دانشگاه New South Wales سيدنی به اين موضوع اشاره می کند که هوش عمومی ما ، بر اثر تغذيه بهتر ، خانواده های کوچکتر ، تحصيلات بالاتر و ديگر تغييرات محيطی بالا رفته است. John Rust از کالج Goldsmiths دانشگاه لندن ، براین عقيده است که فقط جبر در انجام فعاليتهای ديد فضايی سبب افزايش ميزان IQ نمی گردد. در بين عوامل فراوانی که وجود دارد ، او معتقد است که با پيچيده تر شدن جامعه ، مردم بايستی بر روی تمام مسائل فکر کنند . همچنين وی اشاره می کند که اگر يک انسان پيشرفته مانند آينشتاين که تئوری نسبيت را کشف نمود ، مفهومی را کشف نمايد برای ما راحتر خواهد بود تا بطريقی ماهرانه تر انديشه نماييم.
    بطور کلی ما بايستی ياد بگيريم تا با ايده های پيچيده تر سروکار داشته باشيم. ولی برخی از محققان در تست های IQ به فراسوی جلوه گری انسان می نگرند و به تحقيق در مورد شواهدی در دنيای واقعی پرداخته اند که بيانگر باهوشتر شدن انسانها می باشد.
    در مطالعه ای که در سال گذشته به انجام رسيد ، Howard مجموعه ای از شاخصهايی که شامل ميزان بهره وری علمی و حضور در بازيهای فکری نظير شطرنج ، بريج و شطرنج ژاپنی بود را تجزيه و تحليل نمود. وی بطور آزمايشی دريافت که حقيقتا" مردم ، بطور فزاينده ای باهوشتر شده اند. بعنوان مثال ، سن جوانترين و ماهرترين بازيکن شطرنج از سال 1991 ميلادی چهار برابر کاهش يافته است درحاليکه از سال 1950 ميلادی تا آن زمان تغيير ايجاد نشده بود. بايد پذيرفت که هيچکدام از معيارها به تنهايی يک شاهد مجاب کننده برای افزايش هوش نمی باشد. مثلا" افزايش ميزان بهره وری علمی ، بسادگی بيانگر اين حقيقت است که دانشمندان همواره تحت فشار فزاينده ای قرار دارند تا مقالات تحقيقی خود را بچاپ برسانند و تعدادی از اندازه گیری ها ، مانند امتيازات انحصاری ، روند آشکاری را نشان نداده است. با وجود این محدوديتها، Howard تشخيص داد که که واقعيتی به وقوع پيوسته است ، بويژه در مورد مهارتهای ديد فضايی ، که بازيکنان شطرنج ماهر بدان نیاز دارند.
    وی می گويد : کودکان از لحاظ ديداری باهوشتر می شوند ، چرا که آنها همواره با موضوعات ديداری سروکار دارند و همانند فلين بر این باوراست که اين امر ، سبب افزايش IQ آنها می گردد. علت زمينه ای هرچه باشد ، بنظر می رسد که اثر فلين حقيقت دارد. زمانيکه مجبور به حل مشکلی باشيد یا موضوع مهارتهای ديد فضايی مطرح باشد ، شما از پدر و مادر خود باهوشتر و از پدربزرگ و مادر بزرگ خود بسيار باهوشتر هستيد ، اما آيا همواره می تواند اينگونه باشد؟ آيا کسی باهوش متوسط امروزی ، در سال 2050 ميلادی بمانند يک کودن است ؟ احتمالا" نه تحقيقات اخير ، Howard را به مسير تحقيقاتی متفاوتی هدايت کرده است. برعکس ، اکنون وی بر این باور است که افزايش هوش ، احتمالا" در کشورهای صنعتی به اوج خود رسيده است . بخشی از نتايج وی از بررسی هايی که بکمک معلمان مدارس صورت گرفته ، بدست آمده است . او می گويد : اگر هوش در حال افزايش باشد ، معلمان بايستی آنرا گزارش دهند.
    هیچکس اين مسئله را بطور سيستماتيک از آنها بازخواست نکرده است . به همين خاطر Howard به کمک معلمان دبيرستان های سيدنی که از سال 1979 ميلادی در آنجا کار می کرده اند ، بررسی های را به عمل آورده است . بيشتر آنهايی که به اين سئوال جواب داده اند ، اظهار داشته اند که هوش عمومی افزايش نيافته است . سپس Howard همين پرسشنامه را به معلمان با تجربه در مدارس ابتدايی استراليا ، سنگاپور و کره جنوبی داد. تفاوتها بسيار چشمگير بود . معلمان دبستانی در استراليا اظهار داشته اند چندين سال است که بچه ها باهوشتر نشده اند . ولی معلمان دبستانهای سنگاپور و کره جنوبی به وضوح اظهار داشته اند که در آنجا ، بچه ها باهوشتر شده اند. Howard می گويد: کاملا" بديهی است که بچه های امروزی باهوشتر از بچه های قبل هستند. او معتقد است که اين مسئله در قياس با نظرات معلمان استراليايی ساختگی نيست . " تعبير من اين است که افزايش هوش عمومی درکشورهای صنعتی ساليان سال است که متوقف شده است " . او حدس می زند که در جوامع صنعتی ، تغييرات اجتماعی ای که سبب تحريک افزايش هوش عمومی می شوند، اکنون کاملا" پايدار و مشخص شده است ، فقط مهارت های ديداری ، فضايی رو به بهبود است. بر عکس ، اقتصاد بسيار روبه رشد آسيايی ، در طی 40 سال ، آن جوامع را به جوامع پيشرفته تبديل کرده است و تغييرات سريع ادامه دارد. بعنوان مثال Howard برای حمايت از اين نظريه ، اطلاعات بدست آمده از دانمارک را بيان می کند. هنوز ارتش دانمارک ، مردان جوان را برای خدمت سربازی ضروری احضار می کند ، با اين وجود، تعداد کمی از افراد ، بايستی خدمت سربازی را بر خلاف ميل خود انجام دهند. از سال 1957 ميلادی همه اشخاص 17 ساله ، تست هوش دقيقا" مشابهی را انجام دادند. که تست های مشابه ماتريس Raven را شامل می شود. همچنين داوطلبان بايستی بتوانند اشکال هندسی اصلی که در بوجود آمدن اشکال پيچيده تر نقش دارند را شناسايی کنند. سئوالات شفاهی نيز دارد. مانند آيا خورشيد همانند ماه برای روز است ؟ و سئوالاتی در مورد سری اعداد مانند 8532 ؟ نتايج اين آزمون ها توسط Tomas Teasdale نوروپاتوبيولوژيست دانشگاه کپنهاک و David Owen که اکنون در دانشگاه نيويورک می باشد ، به دقت بررسی گرديد . در طی دهه های 1960 و 1970 ميلادی ، نمراتی که بر پايه يک معيار مشخص سنجيده شده بود در کشورهای ديگر نيز افزايش يافته بود. اما در طی دهه 1990 ميلادی ميزان رو به بهبود IQ به اندازه یک واحد کاهش يافت(telligence, vol.28 p.115 ) بعلاوه ، امتيازات فقط در ارتباط با سئوالات ديداری . فضايی بهبود یافته بود. اعمال شفاهی و شمارش، اهميت خود را از دست داده اند. همه چيز به اينجا ختم نمی شد. اخيرا" Teasdale گزارش داده است که نمرات از سال 1999 ميلادی به بعد يک کاهش عمومی را نشان می دهد. وی می افزايد که سال 1999 ميلادی ، اولين سالی است که در آن تعداد نوجوانان دانمارکی ای که پس از 16 سالگی به تحصيلات دانشگاهی می پردازند ، کاهش يافته است . چرا اين مسئله اتفاق افتاده است ؟ يکی از علل آن می تواند آن باشد که برای سنجش ميزان توانايی افراد در اين تست ها ، محدوديت هايی وجود دارد و اکنون نوجوانان دانمارکی در حال رسيدن به آن هستند. ممکن است که يک حداکثر مطلقی برای تواناييهای افرادجهت انجام اين اعمال وجود داشته باشد بدون توجه به اين مطلب که فرهنگ رايج تا چه اندازه آن را مورد تشويق قرار می دهد. ولی بر اساس گفته های Tesadale جواب مسئله اين نيست . اين موضوع روشن نمی سازد که چرا نمرات روند روبه کاهش را پيدا کرده اند. اگر به آن حداکثر نرسيده باشيم ، نتايج تست بايستی آن را تحت فشار قرار دهد ، نه آنکه آن را کاهش دهد.
    ترازکننده بزرگ
    Howard براين باور است که ترازکننده نمرات IQ در دانمارک ، بدلیل مشکل انگيزه ، پايين می باشد . او از تحقيقات معلمان مدرسه در استراليا يک علامت هشدار دهنده ای را بدست آورد . بيشتر معلمان تصور می کردند که دانش آموزان آنها باهوشتر يا کودن تر از قبل نشده اند. ولی اکثريت قريب به اتفاق از اين مسئله شکايت می کردند که دانش آموزان نسبت به مدرسه علاقه کمتری نشان می دهند. Teasdale با هيپکدام از اين نظريات متقاعد نگرديد. نظر معلمان فقط نمونه ای از تمايل بزرگسالان نسبت به اين مسئله است که جوانان بدترينند. مسئله اين است که حتی در کره جنوبی که معلمان بر اين باور بودند که انگيزه دانش آموزان نسبت به گذشته کاهش يافته است . با این وجود ، بزرگترين و بدترين بخش گمشده در اين معما، نتايج ترک تحصيل کنندگان دوره دانشگاهی است. در سراسر جهان ، نتايج ، درحال بهبود يافتن يا بهتر شدن است يا آنکه به همان ترتيب باقی مانده است ؟ متاسفانه جواب دادن به این سئوال مشکل است . آزمونها در طی سال ها تغيير يافته اند. و به همين ترتيب تعيين اين که داوطلبان اين تست ها را با چه دقتی انجام می دهند نیز مشکل است. و اين مسئله که دريابيم بهترين حدس در اين مورد آن است که اگر روند کلی درحال کاهش نباشد ، تغييری نکرده است.
    در ايالات متحده آمریکا ، که تست ترک تحصيل کنندگان نسبتا" بدون تغيير مانده است ، نتايج از دهه 1950 ميلادی بهترين حالت ثبات را نشان می دهد. در بريتانيا تعداد دانش آموزانی که نمرات بالايی را در سن 18 سالگی می گرفتند از سال 1990 بشدت افزايش یافته است . ولی Rust بر اين باور است که اين مسئله بيانگر افول استانداردهای آزمونها برای ورود افراد بيشتری به تحصيلات عالی می باشد . اگر بخواهيد ميزان راهيابی را از 5 به 3% برسانيد ، تنها راه ممکن اين است که استانداردهای ورودی را پايين بياوريم.
    فلين شخصا" ازنزديک بر اين يافته ها نظارت دارد. وی در نتيجه گيری شتاب نمی کند بلکه منتظر می ماند تا نتايج بيشتری را از کشورهای ديگر بدست آورد. ولی او از خود سئوال می کند که آیا ما به جايی رسيده ايم که دانش آموزان ، ديگر دوست ندارند ، بيشتر از اين به آنها فشار وارد شود. آيا شرايطی که سبب چنين پيشرفت سرسام آوری در توانايی افراد شده است با رشد و غنی شدن هر چه بيشتر جامعه از بين می رود؟ وی اظهار می دارد که درتاريخ بشريت ، غنی شدن باعث نابودی می شود . به آنچه که بر سر رومی ها آمد نگاهی بيافکنيد : آنها تنبل شدند و يونانی ها را به خدمت گرفتند تا بجای آنها فکر کنند. تا به امروز دلیلی بر صحت اين مطلب وجود ندارد که ما فکر کنيم جوامع صنعتی شده بدين راه کشيده شوند. اما شايد ، فقط شايد بايستی کمی نگران باشيم !
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  3. Top | #11
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    شخصیّت شناسی کودکان

    پارسیان (شاپرزفا)
    هر پدر و مادری خواهان داشتن فرزندی بااستعدادهای درخشان ، مستقل و درعین حال انعطاف پذیر است و ازاینکه نحوة تربیت آنان نتواند درشکل دهی مؤثّر و مفید به شخصیّت این فرزندان اثرگذار باشد ، ابراز نگرانی می کند .


    هر پدر و مادری خواهان داشتن فرزندی بااستعدادهای درخشان ، مستقل و درعین حال انعطاف پذیر است و ازاینکه نحوة تربیت آنان نتواند درشکل دهی مؤثّر و مفید به شخصیّت این فرزندان اثرگذار باشد ، ابراز نگرانی می کند . برخی از روانپزشکان معتقدند که اگر چه ویژگیهای زیستی افراد نقش بسزایی درشکل دهی شخصیّت آنان ایفا می کند ، لیکن بسیاری از والدین قادرند با درک نوع شخصیّت آنان طبیعت انان را تربیت نمایند. لذا براین باورند که والدین قادرند ازهمان ابتدا نوع شخصیّت فرزندان خود را تشخیص دهند و ازاین شناخت بعنوان وسیله ای در راستای کمک به آنان استفاده نموده ، این کودکان را بعنوان افرادی خلّاق و یا بعبارتی به نمونه ای سالم در نوع شخصیّتی خود مبدّل سازند . انـواع شخصیّت الف ) حسّاس : این نوزادان ، کودکان ویا حتّی بزرگسالان بسیار حسّاسی هستند و فطرتا گرایش زیادی به ترسو یا مضطرب بودن دارند . این افراد مصداق کاملی ازانسانهای ترسو ، و خجالتی نیستند ،چرا که درخانه بر خلاف محیط های اجتماعی از رفتار خوبی برخوردارند . به بیانی دیگر ظرفیّت آنان محدود است. در نتیجه با این کودکان لازم است بگونه ای آرامش بخش رفتار کرده و برای آموزش رفتارهای مطلوب به آنها ، گام به گام پیش رفت . اگر ما به یک چنین کودکی ، ازطریق ایجاد محیط پرورشی صحیح و امن کمک کنیم ، پیشرفت زیادی نشان می دهد و اعتماد بنفس و شهامت لازم را کسب می نماید. ولی در مقابل اگر ما دربرابر آنان تسلیم شویم ، از آنها افرادی ترسو و مضطرب با گرایش زیاد به افسردگی ساخته ایم . ب ) جسور و فعّال : این کودکان نسبت به کسب درون دادهای حسی تمایل و اشتیاق زیادی نشان می دهند و با گشتن درمحیط اطراف خود سعی در دستیابی به نکات جدید دارند . این افراد از نظر شخصیّتی می توانند دارای نگرشی منفی با روحیّه ای ضدّ اجتماعی باشند و یا درمقابل قادرند رشد و پیشرفت نموده به افرادی با روحیّة رهبری و کوشا در ایجاد شرایط جدید و یا سیاستمداری موفّق تبدیل گردند . آنان در برابر محرّکهای محیطی حسّاسیّت بسیار کمتری نشان می دهند امّا باید توجّه کرد که این امر بدلیل نیاز به دریافت مقادیر زیادی از محرّکات است نه بدلیل بی تفاوتی نسبت به تحقیر و یا داشتن روحی پست . بااین تفاسیر ممکن است کودکان مذکور به اشتباه پرخاشگر شناخته شوند و اگر به جای درمان فقط بر آرام نمودن او پافشاری گردد ، قطعا با گذر زمان به فردی پرخاشگر تبدیل خواهند شد . دربرخورد بااین گروه لازم است تعدادی دستور العمل را آماده نموده ، در اختیار او قراردهیم تا بداندانتظارات ما از او چیست و باید به این نکته توجّه شود که از تنبیه و کنار کشیدن او ازجمع خودداری نماییم ، ضروری است تا با ایجاد محیطی بالنده و مناسب به پرورش او بپردازیم . ج ) در خود فرو رفته / کم واکنش : این کودکان توانایی بروز احساسات خود را ندارند و مایلند در خود فرورفته به رؤیاپردازی مشغول شوند. بعلاوه دربعضی از آنان هماهنگی کمی در اندامهای حرکتی دیده شده اصطلاحا به تنش عضلانی کم مبتلا هستند . برای جلب توجّه او لازم است با صدای کاملا بلند صحبت کرده و فعّالیّتها و حرکات بدنی زیادی ضمن صحبت با او از خود نشان داد . این گروه از کودکان در گوشه ای نشسته ، چنین وانمود می کنند که با خود مشغول بازی هستند و تمایل زیادی نسبت به تنها ماندن و بازی های انفرادی نشان می دهند. لذا چنانچه بتوانیم آنان را از عالم درونیشان بیرون بکشیم و در برخورد با دیگران فرصت فرار به آنها ندهیم ، قادر خواهیم بود افرادی بسیار خلّاق ، گرم ، دوست داشتنی و بعبارتی پرورش یافته به اجتماع تحویل دهیم . د ) لجوج و مخالف ( عناد ورز ) : فردی با چنین ویژگی ، نسبت به هر چیز دیدی مخالف و منفی داشته ، هر محرّکی که به گیرنده های حسی او مانند لامسه ، شنوایی و ... وارد می آید در ذهن او یک تصویر بزرگ و واضحی جهت بررسی وتحلیل بوجود می آورد ، او بعنوان یک تحلیلگر به بررسی هرچیز در پیرامون خود می پردازد و تلاش زیادی برای کنترل محیط اطراف نموده ، سعی می کند که خودش هیچگاه تحت کنترل دیگران قرار نگیرد. و اگر نتواند بر محیط پیرامون خود تسلّط لازم را پیدا کند احساس ترس و اضطراب بسیاری به او دست می دهد.برای ریشه یابی این ویژگی ، باید توجّه داشت که علّت اصلی این کوششها صرفا حفظ آرامش خود است و با درنظرگیری این نکته قادر خواهیم بود به او کمک کنیم تا انعطاف پذیرتر بوده با دیگران همکاری بیشتری نشان دهد و در این رابطه تنها نکتة کلیدی آن است که بهیچ وجه با او برخوردی تند وخصمانه نداشته باشیم . کودکان شخصّیتی خالص و یکدست نداشته بلکه دارای مخلوطی از انواع شخصیّتها هستند. امّا چنانچه بتوانیم این الگوها را درک کنیم ، قادر خواهیم بود تا برخی از راه حلها را با هم ترکیب و ملحق نماییم . ه ) بی دقت : این کودکان بسیار حواسپرت هستند بطوری که حتّی در بعضی موارد راه همیشگی خود را هم گم می کنند، ازطرفی بسیاری از آنان بعنوان فردی با اختلال کمبود توجّه و تمرکز شناخته می شوند. این گروه از کودکان در تواناییهایی همچون طرح ریزی و انجام فعّالیّتهای متوالی مانند به خاطر آوردن محلّ قرار گرفتن اشیا مشکل دارند و درسنین بزرگسالی هم هیچگاه نمی توان روی آنها بعنوان یک دستیار یا همکار خوب و دقیق حساب کرد ، چرا که مسیرهای رسیدن به یک هدف را به خوبی دنبال نمی کنند. برای رفع مشکل این افراد ، برخی از متخصّصین امر توصیه می کنند که : «ما می توانیم با افزایش توانایی انجام فعّالیّتهای متوالی ازطریق اجرای یک سری تمرینهای ویژه و بدون مصرف دارو ، به آنها کمک کنیم و در نهایت چنانچه احساس نیاز همچنان وجود داشت می توان درکودکان بزرگتر ازدارو درمانی تحت نظارت متخصّص مربوطه ، استفاده نمود ». بیش از نیمی از والدین ، متخصّصین و مربّیان هنوز بر این باورند که کودکان باید تابع آنان باشند بعبارتی تمامی تلاشهایی را که در راستای تربیت آنها بکار می برند درجهت سازگار نمودن آنان با اصول اجتماع نیست ، بلکه کودکان را بنا برسلیقه و الگوهای شخصی خودشان پرورش داده ، برهمین اصل اجتماعی می نمایند . بهر ترتیب باید توجّه داشت که تربیت همة کودکان با یک شیوة مشابه امکان پذیر نخواهد بود و لازم است شیوة تربیتی متناسب با نوع شخصیّت هر کودک را اتّخاذ نماییم .
    منبع: کودکان استثنایی
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. Top | #12
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    نحوه برخورد با کودکان خجالتی

    برای راهنمائی پدر و مادرها در رویاروئی با خجالت و کمروئی کودکان، آنچه را که باید کرد و آنچه را نباید کرد، در زیر به‌صورت فشرده شرح می‌دهیم:
    آنچه باید کرد:
    - از همان وقتی که متوجه شدید بچهٔ شما خجالتی است، از میان همسالان او همبازی‌های مناسبی برایش انتخاب کنید. بهتر است این همبازی‌‌ها کمی کوچکتر باشند تا بچهٔ خجالتی شما نسبت به آن‌ها احساس برتری کند و احساس حقارت و عدم اعتماد به‌نفس در او ریشه‌کن شود.
    - نارسائی‌های جسمانی او را در نظرش کم‌اهمیت و کوچک جلوه دهید و در مقابل صفات خوب و استعدادهایش را بستائید و تشویقش کنید.
    - در صورت امکان او را به مهد کودک بفرستید تا معاشرت با بچه‌های همسال تاحدودی از حجت و کمروئی او بکاهد. وقتی که کمی بزرگتر شد، او را به انجام ورزش‌هائی در خور سن وسال و مورد علاقه و توجهش تشویق کنید.
    - وادارش کنید که گاهی خریدهای کوچک روزانه را او انجام دهد و به‌تدریج انجام وظایف و کارهای مهم‌تری را از او بخواهید. فراموش نکنید که ریشه کمروئی او به علت عدم اعتماد به‌نفس است، بنابراین در هر موقعیتی لیاقت او را به خودش بقبولانید تا به شایستگی‌اش اطمینان یابد.
    - در هر فرصتی با او گفتگو و بحث کنید تا بتواند حرف بزند و اندیشه‌هایش را ابراز کند و به دفاع از عقاید و تصوراتش بپردازد.
    - از بچگی عادتش دهید که شعر یا قصه‌ها و لطیفه‌های جالب را از بر کند و در حضور شما و دیگران بیان دارد. وقتی‌که به مدرسه رفت و خواندن و نوشتن آموخت، تشویقش کنید که قطعات جالب کتابی را با صدای بلند بخواند و با دقت گوش دهید تا مطمئن شود که مورد توجه قرار دارد.
    آنچه نباید کرد:
    - حجب و خجالت فرزندتان را به‌صورت نقطه ضعفی به رخ او نکشید و مدام به‌خاطر اینکه خجالتی و دست و پا چلفتی است، او را مورد ایراد و انتقاد و سرکوفت قرار ندهید.
    - اگر از سلام و خوش و بش با افراد غریبه روگردان است، اهمیتی ندهید. همین بی‌توجهی پس از چندی سبب می‌شود که خودش برای جلب توجه در رفتارش تجدید نظر کند.
    - در حضور دوستان و همسالانش او را مورد سرزنش و تحقیر قرار ندهید و به او تلقین نکنید که با این خجالت وکمروئی هرگز در زندگی موفق نمی‌شود.
    - لباس‌هائی برایش انتخاب نکنید که از نظر زیبائی یا گرانی قیمت تک و انگشت‌نما باشد و توجه و حسادت بچه‌های دیگر را جلب کند. به‌عکس این مورد هم توجه داشته باشید تا به‌خاطر سر و وضع نامناسب در جمع همسالان به احساس حقارت دچار نشود.
    - از او شکایت نداشته باشید که چرا با میهمان‌ها نمی‌جوشد و غریبی می‌کند یا در موقع مورد خطاب واقع شدن زود سرخ می‌شود. این‌گونه واکنش‌ها که در بعضی از کودکان وجود دارد، در معاشرت‌های بیشتر و عادت کردن به زندگی اجتماعی به‌تدریج برطرف خواهد شد.

    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  5. Top | #13
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    حتما عکس یک کودک را در کیف پول خود بگذارید!
    روانشناسان با انجام آزمایشی جالب توجه دریافتند کیفهایی که عکس یک کودک در آن قرار گرفته باشد پس از مفقود شدن به سرعت توسط افراد یابنده به صاحبان اصلی باز می گردند.
    به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان و روانکاوان طی آزمایشی جالب اعلام کردند احتمال بازگردانده شدن کیف پولهایی که دارای عکس یک کودک باشد نسبت به بازگردانده شدن کیفهای دیگر بسیار زیادتر است.
    محققان سال گذشته با انجام آزمایشی جالب توجه 240 کیف پول را در مکانهای مختلف خیابانهای ادینبرگ قرار دادند تا بتوانند تعداد کیفهای بازگردانده شده را محاسبه کنند. برخی از این کیف پولها حاوی قطعه عکسی از یک کودک، یک خانواده و یا یک زوج مسن بودند. برخی از کیفها دارای کارتهایی بودند که نشان می داد صاحب کیف اخیرا در فعالیتهای خیرخواهانه شرکت داشته است و بقیه کیفها از مدارک و کارتهای معمولی انباشته بودند.
    ریچارد وایزمن روانشناس دانشگاه هرتفورد شایر که این آزمایشها را به انجام رسانده است اعلام کرد 42 درصد از کل کیفها بازگردانده شدند که از این میان آنهایی که حاوی عکس کودک یا نوزادی بودند بیشتر مورد عکس العمل درستکارانه یابنده کیف قرار گرفته بودند به طوریکه 88 درصد از کیفهایی که عکس کودک در آنها قرار گرفته شده بود بازگردانده شدند.
    تنها 48 درصد از کیفها با عکسهای خانوادگی و 28 درصد از کیفها با عکس زوجی مسن توسط یابنده بازگشت داده شدند. وایزمن دلیل این آمار متفاوت را اینگونه توجیه می کند: "تصویر نوزاد یا کودک احساس نیاز به حمایت را در افراد زنده می سازد که از دیدگاه تکاملی امری شگفت انگیز به شمار نمی رود. نکته شگفت انگیز این آزمایشها تعداد کیفهایی است که تنها به واسطه یک عکس بازگردانده شدند."
    بر اساس گزارش تلگراف، کیفهای پول طی این آزمایش به صورت اتفاقی در فاصله های یک چهارم مایل از یکدیگر قرار داشته و حاوی تصاویر مختلفی بوده اند. همچنین هیچ پولی درون کیفها قرار نداشته است.


    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. Top | #14
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    آموزش علوم و تاثير آن بر خلاقيت كودك


    جام جم آنلاين: امروزه روانشناسان بر اين عقيده اند که در رشد و يادگيري انسان مراحل زماني حساسي وجود دارد بطوريکه تمرين و آموزش بايد در يك زمان معين و مشخص صورت گيرد.
    در غير اين صورت عادات يادگيري نادرست پديد مي آيد که خود سبب ضعف و کندي در کسب مهارتهاي بعدي مي‌شود. بنابراين تقويت و يا محروميت در اين سالها بويژه در رشد بعدي کودک اثر گذار خواهد بود . از اين رو بايد سعي کرد که کودک را دقيقا در زمان مناسب يعني در زماني که عوامل محيطي بيشترين تاثير را در شکوفايي استعدادهاي ذاتي کودک مي گذارند، آموزش داد.
    با توجه به اينكه 80 درصد شخصيت کودک در 6 سال حيات اوليه او شکل مي گيرد اهميت آموزش و پرورش پيش دبستاني آشكار مي شود. در اين دوره كودك براي اولين بار بطور وسيع از تحرك و استقلال خويش بهره مي‌گيرد و نقش نهاد خارج از محيط خانواده در رشد و پرورش و يادگيري كودك اهميت مي يابد. بديهي است كه مهمترين وظيفه اين مراكز ايجاد محيطي امن، سالم، مطلوب و مامني همچون كانون گرم خانواده براي كودكان است. براي رشد و شكوفايي استعدادهاي اين نونهالان فعاليتهاي آموزش و پرورش پيش از دبستان بايد بر برنامه‌اي استوار باشد كه محيطي مناسب براي رشد هوشي، كلامي، اجتماعي، عاطفي و جسمي كودك فراهم آورد و توانايي حل مسائل خلاق را در كودكان تقويت كند. نظام آموزش و پرورش، بويژه آموزش پيش از دبستان، در پرورش نيروي انساني خلاق، جايگاه خاصي دارد.

    براي ايجاد خلاقيت در کودکان بايد اين سوال را از خود پرسيد که آيا مي توان خلاقيت را در کودکان پرورش داد؟
    خلاقيت يكي از شگفت انگيزترين ويژگيهايي است كه ما بعنوان يك شخصيت انساني آن را تعريف مي كنيم. اين ويژگي، نه تنها براي افراد با استعداد قابل دسترس است بلكه براي همه افراد مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. يك عمل خلاق، اگر چه ممكن است منحصر به فرد نباشد ولي براي شخصي كه مي خواهد انجام دهد، تازه و نو مي باشد. در حقيقت ابتكار شخصي، شكلي از خلاقيت است كه باعث لذت بردن فرد از ارائه ي يک ايده نو و ساختن چيزهاي جديد مي شود. خلاقيت مي‌تواند در همه انواع فعاليتهاي بشري از آشپزي گرفته تا علوم اتفاق بيفتد كه لازمه آن ابتكار، حس كنجكاوي، خطر كردن و تفكر است. هنر مي تواند يك نقش قوي در پيشرفت خلاقيت در بچه‌ها داشته باشد. بچه‌ها مي توانند از طريق هنر، فرصتهايي را براي پيشرفت، جستجو و اكتشاف در آزمايش، سوال پرسيدن و تمرين انواع مختلف ارتباط، بين جنبه هاي گوناگون از رفتار خلاق را به دست آورند.
    آيا شما مي توانيد بگوييد كه فرزند دلبندتان خلاق است؟ در اين صورت شما بايد ويژگيهايي مثل آنچه در ادامه بحث مي شود را در او جستجو نماييد: افراد خلاق درباره چيزهاي جزئي كنجكاوي زيادي نشان مي دهند، تعداد زيادي راه حلهاي غير معمول، منحصر به فرد و پاسخهاي زيركانه را براي حل سوالات پيشنهاد مي كنند، سرسخت و سمج هستند ، از آنچه كه در شگفت مي شوند با صداي بلند بروز مي دهند، شوخ طبع هستند و اين شوخ طبعيها ممكن است گاهي عجيب و غريب و حتي نسبت به ديگران باشد بي ادبانه ، هيجاني هستند، بطور انفرادي تصميم مي گيرند و ترس و وحشتي از قرارگرفتن در طبقه اي متمايز، ندارند و اظهار نظرهاي ديگران را بدون خودآزمايي قبول نمي‌كنند.
    آيا شما مي دانيد خواسته و ناخواسته سبب از بين بردن خلاقيت در كودكانتان مي شويد؟ عواملي كه در ذيل به آن اشاره مي شود باعث مي شود خلاقيت را از بين ببرد:
    مشاهدات زير چشمي به بچه ها، اين احساس را در آنها به وجود مي آورد كه آنها مدام در هنگام كار كردن زير نظر قرار مي گيرند و اين امر انگيزه خلاقيت را كم مي‌كند؛ ارزيابي كردن پيوسته، بچه ها را دچار اضطراب مي كند و باعث مي شود كه آنها نتوانند به درستي از معلوماتشان براي انجام كار استفاده كنند؛ افراط در جايزه، بچه ها را از لذت دروني يك فعاليت خلاق، باز مي دارد؛رقابت نيز از جمله عواملي است كه باعث از بين رفتن خلاقيت مي گردد؛ استفاده مداوم از حرفهايي مانند اينكه كارشان اشتباه است ؛ به بچه ها گفته شود فقط در فعاليتهايي مي توانند درگير شوند كه به آنها اجازه داده شده است و بزرگنمايي كردن يك كار، اغلب بيزاري و نفرت را ايجاد مي كند. اغلب فشار آوردن به بچه ها براي انجام كاري كه طبق مقررات براي آنها تعيين شده است و ترساندن از دوباره انجام دادن كار، از عواملي هستند كه باعث از بين بردن خلاقيت در آنها مي گردد.
    به نظر شما فرزند باهوشتان قطعا خلاق است؟ اين مهم است كه ما بين سه ويژگي هوش، خلاقيت و درجات علمي تمايز قايل شويم. درواقع هوش، توانايي در يادگيري و فكر كردن است. خلاقيت، توانايي معرفي كارهاي جديد يا دانش جديد است و درجات علمي هر آن چيزي است كه شخص در طول سال ها در كلاسهاي درس و گذراندن دروس دانشگاهي كسب مي كند، امتحان مي دهد و نمرات لازم را به دست مي آورد. در مقايسه اين ويژگيها، بيشتر افرادي كه خلاقند با هوش هم هستند. دانش آموزاني كه هم باهوشند و هم خلاق، در مدرسه در حد وسط قرار مي گيرند.
    يافته هاي تحقيقي نشان داده است بچه هايي که در کودکستان تجربه هاي علمي بدست آورده اند، در کلاس اول سريع تر از بچه هايي که فاقد اين فرصتهاي علمي بوده اند، در فراگيري خواندن پيشرفت مي کنند. علوم را مي توان در سالهاي اوليه و دوران ابتدايي به کودکان آموزش داد. مطالب علمي و موضوعات علوم را مي توان به طريقي بازسازي و دوباره سازي کرد که حتي کودکان در کودکستانها، بتوانند با مفاهيم علمي و به صورتي ساده آشنا شوند. در اين مورد، گنجاندن علوم در برنامه درسي اوليه، ضروري به نظر مي رسد. بهترين طريق کمک به بچه ها، براي آنکه جهاني را که در اختيار دارند بشناسند، اين است که موادي را در دسترسشان قرار دهيم تا از طريق بکار بستن، تجربه کردن و استدلال، درباره آنها اطلاعاتي کشف کنند. اين امر به بچه ها کمک مي کند تا خلاقانه بينديشند.
    در حقيقت يک آموزش خوب علوم، براي هر کودکي مهم است . به اين خاطر که علوم در همه جا هست و درک اينکه بخشي از زندگي روزمره ما است، مي تواند کودکان را به موفقيتهاي بزرگي در زندگي برساند. امروزه مفهوم اينکه علوم تنها براي دانشمندان و مهندسان لازم است منسوخ شده است. يک آموزش خوب علوم براي کودکان در همه پيش زمينه‌ها، استعدادها، علايق و تواناييها ضروري است. همه کودکان نياز دارند دانش و مهارتهايي را که ما تحت عنوان سواد علمي مي‌شناسيم، به دست آورند. علوم به کودکان کمک مي‌کند که چطور ياد بگيرند، مشاهده کنند، اطلاعات را جمع‌آوري کنند، نتايج را تفسير کنند و تفکرشان را درباره ايده‌ها و اتفاقاتي که آنها در زندگيشان با آن روبرو مي شوند، بازگو نمايند.
    والدين عناصر اصلي آموزش به بچه ها هستند. بنابراين آنها نياز دارند که از نظر اطلاعات به روز باشند. برخي از اين اطلاعات مهم روزانه شامل آگاهي از اهداف يادگيري، موضوعات نشريات، آزمونهاي استاندارد و ... مي باشد که روي آموزش بچه ها موثرند .
    در حقيقت بهترين شكل آموزش علوم در بچه ها مي تواند منجر به نتايج مطلوب براي جامعه شود. آموزش خوب علوم به دانش آموزان کمک مي‌کند تا ميزان درک و فهمشان را گسترش دهند و آنها را به همکاري انديشمندانه با شهروندان، تشويق و ترغيب نمايد.
    علوم به کودکان کمک مي کند تا بتوانند بهتردرک کنند. وقتي بچه ها درباره دنياي پيرامونشان کشف ميکنند و ياد مي گيرند، در حقيقت آنها درک بهتري را از وابستگي زندگي خود با محيط به دست مي آورند؛ علوم، قدرت تفکر انتقادي را در بچه ها بالا مي برد. کودک با سوال پرسيدن در مورد اشيا و توجه به ديدگاههاي جديد، مانند يک دانشمند کوچک است که مي تواند مهارتهاي تفکري مستقل را به دست آورد و تبديل به مصرف کننده اي دانا ، عاقل و شهروندي که مي تواند تصميم هاي آگاهانه بگيرد، نمايد؛ علوم مهارتهاي ارتباطي قوي را ترقي مي دهد و در مورد همکاري ها و مديريت هاي ناسازگار درس مي‌دهد. اين قابليت هاي همکاري مي تواند خلاقيت را پرورش دهد و بچه ها را با جزئيات نقطه نظرهاي متضاد، کارهاي مستقل و گروهي آشنا سازد؛ علوم، مهارتهاي تحقيق را درس مي دهد. از طريق علوم بچه ها درباره فرضيه دادن، جمع آوري اطلاعات، امتحان فرضيه، نوشتن يک تحقيق اوليه، جستجو براي نمونه، صحبت کردن با ديگران در مورد يافته هايشان، نوشتن مقاله و ارائه آنها ياد مي گيرند. اين مهارتها براي موفق شدن در مدرسه و محيط کار ضروري هستند.
    علوم، همه ي پيرامون کودکان است. حيات خلوت، آشپزخانه و همه جاي خانه او، مي تواند آزمايشگاهي طبيعي براي کودکان باشد. بچه ها کنجکاوند و با کشفيات علوم مي‌توانند سرگرم شوند، در حاليکه در مورد خودشان و دنياي پيرامونشان درسهاي بزرگي مي گيرند. براي انجام فعاليتهاي علوم دو نکته را بايد در نظر بگيريد: آموزش و ايمني.
    در كنار سرگرم کننده و جالب بودن آزمايش هاي علمي، بايستي آنها بر اساس استانداردهاي آموزشي قوي و دانش و مهارتهايي که مطابق با سن کودک است، آماده شوند. فعاليت هاي طراحي شده بايد داراي اهداف يادگيري واضح و روشن براي همه کودکان باشند و مجالي را براي تفكر براي كودكان فراهم آورند. ضمنا بايستي به اين نکته توجه داشت که حتي برخي فعاليتهاي ساده ممکن است مضر و خطرناک باشند.
    لذا در اين راستا پ‍ژوهشي در دوره كارشناسي ارشد آموزش شيمي در دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي با عنوان " بررسي تاثير فعاليتهاي علوم بر پرورش خلاقيت کودکان پيش دبستاني" انجام شد. براي اين منظور براي گروه آزمودني، تعداد 10 فعاليت ساده شيمي در مدت 5 هفته انجام شد. پس از طي اين دورة آموزشي، گروه آزمودني و كنترل مجددا با آزمون اندازه گيري خلاقيت تورنس ارزيابي شدند. آزمون تورنس ، يكي از ابزارهاي استاندارد براي سنجش خلاقيت مي باشد كه توسط محققان از دوره پيش دبستاني تا بزرگسالي مورد استفاده قرار مي گيرد. تورنس معتقد است خلاقيت عبارت است از حساسيت به مسائل، كمبودها، مشكلات و خلاءهاي موجود در دانش، حدس زدن و تشكيل فرضيه‌هايي درباره اين كمبودها، ارزشيابي و آزمايش اين حدسها و فرضيه‌ها و احتمالاً اصلاح و آزمون مجددآنها و در نهايت نتيجه‌گيري از آنهاست. در پژوهش انجام گرفته، خلاقيت از طريق تعداد و نوع پاسخ‌هايي كه کودک براي عناصر تشکيل دهنده"آزمون تفكر خلاق تورنس" ارائه مي كند و شامل چهار عنصر است، حاصل مي گردد:
    الف) سيالي: تعداد ايده هاي مختلفي که مي تواند بوجود آيد
    ب) بديع بودن: غير معمول بودن ايده هاي ارائه شده مي باشد.
    ج) انعطاف پذيري: متنوع بودن ايده هاي بيان شده مي باشد.
    د)بسط:جزئيات ارائه شده در ايده هاي يک محصول است.
    براي انجام آزمايش هاي علوم توسط كودكان از شيوه بارش مغزي استفاده شد. بارش مغزي ، يك تكنيك گروهي است كه فراگيران در آن مي کوشند تا تمام ايده هاي ممكن را براي حل يک مساله خاص ، ارايه كنند. بارش مغزي يكي از راهبردهاي مناسب براي به عينيت درآوردن استعدادهاي بالقوه انسان است.
    نتايج مطالعات ما نشان داد كه ارائه فعاليتهاي علوم به كودكان به شيوه بارش مغزي سبب افزايش خلاقيت آنها در چهار زمينه اصلي خلاقيت يعني : سيالي، انعطاف پذيري، ابتكار و بسط گرديد.
    رسول عبداله ميرزائي (استاديار دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي)
    اشرف اناركي (كارشناس ارشد آموزش شيمي)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  7. Top | #15
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    وسواس از کودکي آغاز مي‌شود

    چندي پيش ايميل جالبي از آقاي «هـ. ش.» به دستمان رسيد که در آن از مشکل وسواس همسرشان گله کرده بودند و با ابراز نگراني از اينکه فرزند سه ساله‌شان هم به خاطر اين رفتارهاي مادر، در معرض وسواسي شدن است تقاضاي مشاوره داشتند. اينک آقاي «ش» براي ما ايميل زدند و درخواست راهنمايي و مشاوره کارشناسانه داشتند. خوب است قبل از هر چيز به زوجين يادآوري کنم که مسايل و مشکلات شخصي و خانوادگي خود را ترجيحا با کساني که قوم و خويش و آشنا هستند مطرح نکنيد و ابتدا به‌صورت منطقي با همسرتان و يا خانواده‌اش مشورت کنيد.
    و سپس به کارشناسان مربوطه مراجعه کنيد. وسواس به عملي يا حالتي گفته مي‌شود که در آن، فرد به اجبار کاري را ناخودآگاه و مکرر انجام مي‌دهد و خودش مي‌داند که تکرار کارش اشتباه است اما قادر نيست جلوي آن را بگيرد و مکرر در مکرر يک عمل خاص يا فکر وسواسي خاص را تکرار مي‌کند. پس همواره خود او در آزار است و حتما بايد براي درمانش اقدام کنيد...

    شما در تسريع درمان او مي‌توانيد بسيار مفيد و پررنگ عمل کنيد. گذشته از اهميت درمان وسواس همسرتان، حتما بايد به خاطر کودک سه ساله خود که در معرض ابتلا به وسواس است، سريع‌تر اقدام کنيد. از علل مهم وسواس عامل ژنتيکي است و صد البته طرز تربيت هم در بروز اين بيماري نقش دارد. سخت‌گيري‌هاي بي‌جا، بچه را دچار دوگانگي مي‌کند و او بين بچگي کردن که اقتضاي سن اوست و اصول اخلاقي سخت‌گيرانه له مي‌شود. هسته آغازين بيماري وسواس فکري در کودکي شکل مي‌گيرد؛ مثلا وقتي او را در آموزش آداب توالت، با تکرار صدباره «پاهاتو بشور، دستت رو به ديوار نزن و...» بترسانيد و يا به دليل وسواس مادرش، زودتر از اينکه او فهم و درک توالت رفتن را بياموزد، او را وادار به انجام اين کار ‌کنيد، در واقع با اين اتفاق ناخوشايند، اين طرز فکر را در ذهن کوچک او ايجاد و تثبيت مي‌کنيد و کمک مي‌کنيد تا وسواسي بودن را تعليم ببيند. کودکان مادران يا پدران وسواسي قطعا بايد مورد عنايت قرار بگيرند تا مبادا زمينه‌هاي وسواس در آنها شکل بگيرد و رشد کند.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. Top | #16
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    شخصیّت شناسی کودکان

    هر پدر و مادری خواهان داشتن فرزندی بااستعدادهای درخشان ، مستقل و درعین حال انعطاف پذیر است و ازاینکه نحوة تربیت آنان نتواند درشکل دهی مؤثّر و مفید به شخصیّت این فرزندان اثرگذار باشد ، ابراز نگرانی می کند . برخی از روانپزشکان معتقدند که اگر چه ویژگیهای زیستی افراد نقش بسزایی درشکل دهی شخصیّت آنان ایفا می کند ، لیکن بسیاری از والدین قادرند با درک نوع شخصیّت آنان طبیعت انان را تربیت نمایند. لذا براین باورند که والدین قادرند ازهمان ابتدا نوع شخصیّت فرزندان خود را تشخیص دهند و ازاین شناخت بعنوان وسیله ای در راستای کمک به آنان استفاده نموده ، این کودکان را بعنوان افرادی خلّاق و یا بعبارتی به نمونه ای سالم در نوع شخصیّتی خود مبدّل سازند . انـواع شخصیّت الف ) حسّاس : این نوزادان ، کودکان ویا حتّی بزرگسالان بسیار حسّاسی هستند و فطرتا گرایش زیادی به ترسو یا مضطرب بودن دارند . این افراد مصداق کاملی ازانسانهای ترسو ، و خجالتی نیستند ،چرا که درخانه بر خلاف محیط های اجتماعی از رفتار خوبی برخوردارند . به بیانی دیگر ظرفیّت آنان محدود است. در نتیجه با این کودکان لازم است بگونه ای آرامش بخش رفتار کرده و برای آموزش رفتارهای مطلوب به آنها ، گام به گام پیش رفت . اگر ما به یک چنین کودکی ، ازطریق ایجاد محیط پرورشی صحیح و امن کمک کنیم ، پیشرفت زیادی نشان می دهد و اعتماد بنفس و شهامت لازم را کسب می نماید. ولی در مقابل اگر ما دربرابر آنان تسلیم شویم ، از آنها افرادی ترسو و مضطرب با گرایش زیاد به افسردگی ساخته ایم . ب ) جسور و فعّال : این کودکان نسبت به کسب درون دادهای حسی تمایل و اشتیاق زیادی نشان می دهند و با گشتن درمحیط اطراف خود سعی در دستیابی به نکات جدید دارند . این افراد از نظر شخصیّتی می توانند دارای نگرشی منفی با روحیّه ای ضدّ اجتماعی باشند و یا درمقابل قادرند رشد و پیشرفت نموده به افرادی با روحیّة رهبری و کوشا در ایجاد شرایط جدید و یا سیاستمداری موفّق تبدیل گردند . آنان در برابر محرّکهای محیطی حسّاسیّت بسیار کمتری نشان می دهند امّا باید توجّه کرد که این امر بدلیل نیاز به دریافت مقادیر زیادی از محرّکات است نه بدلیل بی تفاوتی نسبت به تحقیر و یا داشتن روحی پست . بااین تفاسیر ممکن است کودکان مذکور به اشتباه پرخاشگر شناخته شوند و اگر به جای درمان فقط بر آرام نمودن او پافشاری گردد ، قطعا با گذر زمان به فردی پرخاشگر تبدیل خواهند شد . دربرخورد بااین گروه لازم است تعدادی دستور العمل را آماده نموده ، در اختیار او قراردهیم تا بداندانتظارات ما از او چیست و باید به این نکته توجّه شود که از تنبیه و کنار کشیدن او ازجمع خودداری نماییم ، ضروری است تا با ایجاد محیطی بالنده و مناسب به پرورش او بپردازیم . ج ) در خود فرو رفته / کم واکنش : این کودکان توانایی بروز احساسات خود را ندارند و مایلند در خود فرورفته به رؤیاپردازی مشغول شوند. بعلاوه دربعضی از آنان هماهنگی کمی در اندامهای حرکتی دیده شده اصطلاحا به تنش عضلانی کم مبتلا هستند . برای جلب توجّه او لازم است با صدای کاملا بلند صحبت کرده و فعّالیّتها و حرکات بدنی زیادی ضمن صحبت با او از خود نشان داد . این گروه از کودکان در گوشه ای نشسته ، چنین وانمود می کنند که با خود مشغول بازی هستند و تمایل زیادی نسبت به تنها ماندن و بازی های انفرادی نشان می دهند. لذا چنانچه بتوانیم آنان را از عالم درونیشان بیرون بکشیم و در برخورد با دیگران فرصت فرار به آنها ندهیم ، قادر خواهیم بود افرادی بسیار خلّاق ، گرم ، دوست داشتنی و بعبارتی پرورش یافته به اجتماع تحویل دهیم . د ) لجوج و مخالف ( عناد ورز ) : فردی با چنین ویژگی ، نسبت به هر چیز دیدی مخالف و منفی داشته ، هر محرّکی که به گیرنده های حسی او مانند لامسه ، شنوایی و ... وارد می آید در ذهن او یک تصویر بزرگ و واضحی جهت بررسی وتحلیل بوجود می آورد ، او بعنوان یک تحلیلگر به بررسی هرچیز در پیرامون خود می پردازد و تلاش زیادی برای کنترل محیط اطراف نموده ، سعی می کند که خودش هیچگاه تحت کنترل دیگران قرار نگیرد. و اگر نتواند بر محیط پیرامون خود تسلّط لازم را پیدا کند احساس ترس و اضطراب بسیاری به او دست می دهد.برای ریشه یابی این ویژگی ، باید توجّه داشت که علّت اصلی این کوششها صرفا حفظ آرامش خود است و با درنظرگیری این نکته قادر خواهیم بود به او کمک کنیم تا انعطاف پذیرتر بوده با دیگران همکاری بیشتری نشان دهد و در این رابطه تنها نکتة کلیدی آن است که بهیچ وجه با او برخوردی تند وخصمانه نداشته باشیم . کودکان شخصّیتی خالص و یکدست نداشته بلکه دارای مخلوطی از انواع شخصیّتها هستند. امّا چنانچه بتوانیم این الگوها را درک کنیم ، قادر خواهیم بود تا برخی از راه حلها را با هم ترکیب و ملحق نماییم . ه ) بی دقت : این کودکان بسیار حواسپرت هستند بطوری که حتّی در بعضی موارد راه همیشگی خود را هم گم می کنند، ازطرفی بسیاری از آنان بعنوان فردی با اختلال کمبود توجّه و تمرکز شناخته می شوند. این گروه از کودکان در تواناییهایی همچون طرح ریزی و انجام فعّالیّتهای متوالی مانند به خاطر آوردن محلّ قرار گرفتن اشیا مشکل دارند و درسنین بزرگسالی هم هیچگاه نمی توان روی آنها بعنوان یک دستیار یا همکار خوب و دقیق حساب کرد ، چرا که مسیرهای رسیدن به یک هدف را به خوبی دنبال نمی کنند. برای رفع مشکل این افراد ، برخی از متخصّصین امر توصیه می کنند که : «ما می توانیم با افزایش توانایی انجام فعّالیّتهای متوالی ازطریق اجرای یک سری تمرینهای ویژه و بدون مصرف دارو ، به آنها کمک کنیم و در نهایت چنانچه احساس نیاز همچنان وجود داشت می توان درکودکان بزرگتر ازدارو درمانی تحت نظارت متخصّص مربوطه ، استفاده نمود ». بیش از نیمی از والدین ، متخصّصین و مربّیان هنوز بر این باورند که کودکان باید تابع آنان باشند بعبارتی تمامی تلاشهایی را که در راستای تربیت آنها بکار می برند درجهت سازگار نمودن آنان با اصول اجتماع نیست ، بلکه کودکان را بنا برسلیقه و الگوهای شخصی خودشان پرورش داده ، برهمین اصل اجتماعی می نمایند . بهر ترتیب باید توجّه داشت که تربیت همة کودکان با یک شیوة مشابه امکان پذیر نخواهد بود و لازم است شیوة تربیتی متناسب با نوع شخصیّت هر کودک را اتّخاذ نماییم .
    منبع: کودکان استثنایی
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

صفحه 2 از 82 نخستنخست 1234561252 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
پارسیان (شاپرزفا)
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...