لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 23 از 29 نخستنخست ... 13192021222324252627 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 177 تا 184 , از مجموع 225

موضوع: بانک مقالات علم اطلاعات و دانش شناسی

  1. Top | #177
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آشنایی با شیوه های تحلیل گزارش فرایند داد و گرفت (تعامل) در نظامهای اطلاعات الکترونیکی

    آشنایی با شیوه های تحلیل گزارش فرایند داد و گرفت (تعامل) در نظامهای اطلاعات الکترونیکی


    تهیه آمارهای استفاده کاربران از منابع اطلاعاتی، همیشه مدنظر کتابداران و مدیران کتابخانه ها بوده است.












    پارسیان (شاپرزفا)











    تهیه آمارهای استفاده کاربران از منابع اطلاعاتی، همیشه مدنظر کتابداران و مدیران کتابخانه ها بوده است. با وجود فناوریهای نوین و تغییر در الگوی استفاده از منابع، آمارهای استفاده به صورت دیگری نیز تهیه می شود که با تجزیه و تحلیل تعاملهای کاربران، قابل انجام است. این روش، که از رفتار کاربران در استفاده از منابع و نظامهای اطلاعاتی به دست می آید، تحلیل گزارش تعاملات (TLA) نامیده می شود. در این روش، کلیه فعالیتهای کاربران مورد پیگیری قرار گرفته تا الگوی استفاده از منابع اطلاعاتی کشف و ترسیم شود. به منظور سنجش رضایت کاربران منابع، از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده و برای بررسی میزان و نحوه استفاده از منابع، از روش تحلیل گزارش تراکنش استفاده می شود. این دو روش به عنوان مکملی برای شناخت جامعه استفاده کننده از منابع به کار گرفته می شوند. ترکیبی از این دو روش باعث می شود از کاربران شناخت بیشتری حاصل شده و بررسی رویکرد آنان در محیط الکترونیکی، به بهبود خدمات اطلاعاتی منجر شود. در این مقاله، سعی شده به جنبه های عملی و نظری تحلیل گزارش پرداخته شود تا شناخت بیشتری از این روش حاصل گردد و مورد مطالعه کاربران قرار گیرد.
    ● مقدمه
    کتابخانه ها در جمع آوری داده های آماری در مورد خدمات و استفاده از منابع اطلاعاتی، تاریخچه درازی دارند. از لحظه پیدایش کتابخانه های معاصر تا قرن حاضر، علاقه شدیدی وجود داشته تا میزان مراجعه کنندگان و داده های مربوط به امانت و گردش کتاب، میانگین سنی کتابهای موجود در مجموعه، میزان جلدها، تعداد سؤالهای مرجع و جهت نما که پرسیده شده، تعداد پاسخهای صحیح و غلط کتابداران مرجع و... سنجیده شود. امروزه نیز با ظهور منابع الکترونیکی و افزایش سرعت خدمات اطلاعاتی و همچنین میزان کاربران کتابخانه، نیاز به جمع آوری داده های آماری شدت یافته است. این افزایش سرعت خدمات اطلاعاتی و میزان استفاده، تنها بخشی از تغییرات در محیط کتابخانه است. کاربران کتابخانه به لحاظ فیزیکی در کتابخانه ها ظاهر نمی شوند. با وجود این تغییرات در فناوری، الگوی استفاده از کتابخانه نیز تغییر کرده است. این تغییر باعث شده راه حل پیگیری کاربران منابع الکترونیکی مطرح شود. تحلیل گزارش تراکنش[۳](TLA) از جمله روشهایی است که برای پیگیری و ردیابی کاربران به کار گرفته می شود. در این روش، با استفاده از ثبت و بررسی گزارشهایی که از استفاده کاربران به دست می آید، رفتار اطلاعاتی کاربران مورد بررسی قرار می گیرد. افرادی چون جونز از TLA به عنوان «باستان شناسی مجازی» نام می برند و «گوتزمن» آن را به «گنجینه اطلاعات ارزشمند» تشبیه می کند (زوارقی،۱۳۸۴). این روش بررسی منابع، بسیار مفصل بوده و دارای جزئیات فراوانی است. بررسی استفاده از منابع الکترونیکی که یکی از جلوه های مهم نشر الکترونیکی است، باعث می شود شناخت بیشتری در مورد جامعه استفاده کننده از آنها حاصل شود تا در مورد این منابع مهم، تصمیم گیری مبتنی بر شناخت انجام شود. این امر در نهایت به سود کاربران و مدیران منابع الکترونیکی خواهد بود.
    ● تاریخچه
    TLA بیش از ۲۵ سال پیش مطرح شد تا عملکرد پایگاههای داده مورد ارزیابی قرار گیرد و مشکلات، نقایص و موفقیتهای این پایگاهها، بررسی گردد. برای مدیران منابع الکترونیکی، TLA این امکان را فراهم می آورد تا بدون سروصدا به مطالعه تعاملهای بین سیستمهای اطلاعاتی دسترسی پیوسته و کاربران نهایی پرداخته شود و از رفتار اطلاع یابی کاربران، بینش خاصی فراهم گردد و ارزیابی رابطهای پرس و جو نیز صورت پذیرد (پیترز و کانوی، ۲۰۰۲ ).
    «پیترز»[۴] TLA را این گونه تعریف می کند:
    «مطالعه و بررسی دقیق تعاملهای الکترونیکی ثبت شده بین سیستمهای پیوسته بازیابی اطلاعات و افرادی که به جستجوی اطلاعات بازیابی شده در آن سیستمها مبادرت می ورزند، تحلیل گزارش تراکنش(TLA) گفته می شود». در این روش، ردپای بازدید کنندگان از یک وب سایت مورد بررسی قرار می گیرد و کاربر تا آن جا دنبال می شود تا به سرمنزل کشف رفتار اطلاع یابی و الگوی رفتار اطلاعاتی وی منجر شود.
    گسترش TLA را می توان به سه مرحله تقسیم بندی نمود (گریفیت، ۲۰۰۲):
    ۱) اواسط دهه ۱۹۶۰ تا اواسط دهه ۱۹۷۰: تأکید بیشتر بر روی ارزیابی عملکرد سیستم بود تا تأکید بر روی رفتار یا عملکرد کاربر. میستر و سولیوان[۵] (۱۹۶۷) با ارزیابی واکنشهای کاربران، نخستین کسانی بودند که از تحلیل گزارش تراکنش استفاده کردند.
    ۲) اواخر دهه ۱۹۷۰ تا اواسط دهه ۱۹۸۰ : اولین اجرای TLA برای مطالعه سیستمهای پیوسته فهرستها انجام و توجه برابری در نحوه مورد استفاده قرار گرفتن سیستم و رفتار جستجوی کاربر نهایی، صورت داده شد.
    ۳) اواخر دهه ۱۹۸۰ تا کنون: گوناگونی اجرای TLA مشاهده می شود که معمولاً بر روی استفاده کاربران نهایی از سیستمهای عملیاتی، بازیابی اطلاعات انجام شد.
    با به کارگیری TLA، بررسی استفاده از یک سیستم اطلاعاتی که توسط میلیونها نفر در سراسر جهان مورد استفاده واقع شده، امکان پذیر می شود. گزارشهای TLA با همه افرادی که با یک نظام اطلاعاتی تعامل دارند، سروکار دارد. در TLA نیازی به نمونه گیری نیست، بلکه کل تراکنشهای صورت پذیرفته، مورد بررسی قرار می گیرند و اگر محققی قصد محدود کردن حجم گزارشها را داشته باشد، زمان ثبت گزارش را کوتاه تر در نظر گرفته و با این کار به کاهش حجم داده ها مبادرت می ورزد.
    با استفاده از TLAدر یک دانشگاه یا مرکز اطلاعاتی، حجم بسیاری از تراکنشهای استفاده از منابع الکترونیکی، ثبت می شود. مزیت گزارشهای تراکنش، اندازه و حجم داده های آن نیست، بلکه غنی بودن و تکرارناپذیری آنهاست؛ بویژه اینکه پیشینه هایی بدون واسطه در دسترس محقق گذاشته شده و حقایق خامی را که درباره استفاده از منابع الکترونیکی است، در دسترس محقق قرار می دهد. این روش، همانند دیگر ابزارهای پژوهش مثل مصاحبه و پرسشنامه، آنچه کاربران می گویند، یا ممکن است بگویند، یا خواهند گفت و یا آنچه فکر می کنند که انجام داده اند، نیست بلکه داده ها بدون این که تحت تأثیر یک واسط (مثلاً کاربر یا محقق) قرار گیرند، به دست می آیند و ممکن است با یافته های حاصل از این ابزارهای تحقیق متفاوت باشند. البته، چنین امری به معنی کامل بودن گزارشها نیست. مثلاً در پرسشنامه ای که درباره میزان استفاده از منابع از کاربر سؤال می شود، تعداد دفعات، زمان، تعداد جلسات[۶] بازدید و تعداد کلیک های وی قابل اندازه گیری نیست و در گزارشها نیز، جای مؤلفه های توضیحی دیگری مثل «رضایت»، «تأثیر» و «نظرخواهی» خالی خواهد بود که صرفاً با پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده قابل استخراج است. در بهترین حالت می توان ترکیبی از ابزارهای تحقیق (پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده) و تحلیل گزارش را برای استفاده کاربران به کار گرفت تا راه گشای شناسایی کامل کاربران باشد. در چنین حالتی، نتیجه گیری کامل تری حاصل خواهد شد. چنین عملکردی، دیدی کامل تر و جامع تر از کاربران را در اختیار مدیران و کتابداران قرار می دهد تا بررسی دقیق کاربران را صورت بخشند.
    برای اینکه رضایت کاربران یک سیستم اطلاعاتی مورد بررسی قرار گیرد، لازم است از آنها نظرخواهی شود و چنانچه لازم است میزان استفاده از یک سیستم اطلاعاتی به طور دقیق مشخص شود، TLA گزینه مناسبی است. «دلون»[۷] و «مک لین»[۸] در مدل موفقیت یک سیستم اطلاعاتی، دو روش زیر را پیشنهاد می کنند؛ بررسی «استفاده از سیستم» و بررسی «رضایت از سیستم». در مورد شیوه اول، «داده های استفاده» مورد بررسی قرار می گیرد و در مورد شیوه دوم، «داده های کاربران» ارزیابی می شود. از آن جا که موفقیت یک سیستم اطلاعاتی، سازه ای چند بعدی است، ممکن است از چندین جایگزین برای سنجش موفقیت یک سیستم اطلاعاتی استفاده شود. دو روش «استفاده از سیستم» و «رضایت از سیستم»، به عنوان جایگزینی برای بررسی موفقیت یک سیستم اطلاعاتی مورد استفاده قرار می گیرند. در پژوهشی فراتحلیلی که «بوخاری»[۹] (۲۰۰۵) انجام داد، رابطه بین داده های رضایت کاربران و داده های استفاده از سیستم، مورد بررسی واقع شد. در این پژوهش، بین داده های رضایت کاربران و داده های استفاده از سیستم، همبستگی نه چندان قوی به دست آمد. چنین امری مؤید مکمل بودن دو روش TLA (استفاده از سیستم) و پژوهش مبتنی بر پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده (رضایت از سیستم) است. در مطالعه کاربران منابع الکترونیکی در دانشگاه استانفورد نیز از هر دو روش TLA و پرسشنامه، نیازهای اطلاعاتی کاربران کشف و بررسی شده است.
    ● اهمیت و ضرورت TLA
    با وجود اینکه در همه کشورها، دانشگاهها و مراکز اطلاعاتی مبالغ بسیار زیادی برای منابع الکترونیکی صرف می کنند، بررسی میزان استفاده از منابع الکترونیکی کمتر صورت می پذیرد. چنین امری در دانشگاهها و مراکز اطلاعاتی ایران نیز صادق است. این که هزینه ـ سودمندی این منابع در ایران چگونه تعیین می شود، مسئله ای است که باید مورد بررسی واقع شود. با وجود این که کارگزاران، اطلاعات مربوط به استفاده از منابع اطلاعاتی را در صورت تمایل و اقدام مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی در اختیار این مراکز قرار می دهند، اطلاعات کارگزاران مشکلات خاص خود را دارد. برای نمونه، می توان گفت یک مرکز تحقیقاتی ممکن است از چند کارگزار، خدمات اطلاعاتی دریافت نماید که تفسیر آنها، چالشها و مشکلات مربوط به خود را خواهد داشت.
    ● هدف از TLA
    هدف از TLA، درک بهتر روش و رویکرد محققان هنگام دسترسی به مجلات الکترونیکی مورد علاقه خود می باشد تا در نهایت الگوی استفاده از منابع الکترونیکی به طور اخص و سیستمهای اطلاعاتی به طور اعم، طراحی شود. چنانچه آمارهای استفاده از منابع که توسط کارگزاران یا محققان استخراج می شوند، استاندارد بوده و با داده های پیشین قابلیت مقایسه پذیری داشته باشند، این آمارها به کتابداران و مدیریت کتابخانه کمک می کند تا فرایند مجموعه سازی، بهتر صورت پذیرد؛ در تصمیم گیری درباره اختصاص بودجه و مذاکره مطلوب آن و در نهایت به ارتقای کل مجموعه کمک خواهد کرد. «پیترز» انواع استفاده از TLA را این گونه بر می شمرد:
    ۱) بهبود یک سیستم بازیابی اطلاعات انجام می شود.
    ۲) بهبود استفاده انسان از سیستم انجام می پذیرد.
    ۳) بهبود درک انسان (و سیستم) از این که چگونه سیستم توسط جستجوکنندگان اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرد.
    ۴) شناسایی چگونگی مورد استفاده قرار گرفتن یک سیستم توسط کاربر نهایی، صورت می پذیرد.
    ۵) مطالعه سیستمهای پیش نمون یا اصلاح سیستم به صورت بالقوه انجام می شود (گریفیت، ۲۰۰۲).
    درصورت موفقیت در دستیابی به این اهداف، بسیاری از مشکلاتی که با ظهور منابع الکترونیکی بروز یافته مرتفع و نظام اطلاعاتی سودمندتری به وجود خواهد آمد.
    TLA در دنیای تجارت الکترونیکی، به صاحبان تجارت کمک می کند تا کارایی تبلیغات اینترنتی را در میزان جلب توجه کاربران شبکه محاسبه کنند. در کتابخانه ها نیز TLA به کتابداران و مدیران کمک می کند تا مقاله خاصی را به عنوان برترین مقاله، مجله و ... ارائه نموده و آن را با جمعیت شناسی کاربران تطبیق دهند. در بعضی از مطالعات که در حوزه سنجش وب[۱۰] صورت می گیرد، وقتی دو مقاله در یک جلسه و به طور متناوب و از یک مجله یا پایگاه اطلاعاتی بازیابی و بارگذاری می شود، پیش فرض این است که هردو مقاله به یک نیاز اطلاعاتی مربوط می شوند. این پیش فرض به عنوان «پیش فرض وابستگی یا ارتباط بازیابی»[۱۱] شناخته می شود.
    اطلاعات و داده های TLA آنها برای کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی مناسب نیستند، بلکه برای ناشران و کارگزارانی که به تهیه این منابع اطلاعاتی مبادرت می ورزند، نیز حایز اهمیت بوده و در تعیین قیمت و بررسی گرایش بازار خریداران بسته های اطلاعاتی، به آنان یاری می بخشد. در TLA بسامد و ترتیب استفاده، زمان پاسخ دهی نظام، میزان بازیافت ها[۱۲]، میزان خطاها، واکنشهای کاربران برای اصلاح خطاها و مدت زمان جلسات، به طور مؤثر مطالعه می شود.
    ● پیشینه تحقیقات مرتبط با کاربرد TLA
    تحقیقات صورت گرفته در زمینه TLA، تقریباً همگی بر روی سه نوع سیستم اطلاعاتی صورت پذیرفته است. این سه محیط عبارتند از: موتورهای جستجو، اپک ها و منابع الکترونیکی. تحقیقات صورت پذیرفته در زمینه TLA بیشتر بر روی اپک ها و سیستمهای سنتی بازیابی اطلاعات تمرکز داشته اند؛ هرچند مواردی نیز می توان یافت که وب سایت روزنامه نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است (نیکلاس و دیگران، ۲۰۰۰).
    «اسپینک»[۱۳] و دیگران (۱۹۹۸) طبیعت، تجلی و رفتار جستجوهای متوالی کاربران را از طریق TLA در محیط الکترونیکی مورد بررسی قرار دادند تا طراحی رابطها و سیستمهای بازیابی اطلاعات را تحلیل و فنون دسترسی و جستجوی مناسب و همچنین راحتی کاربران در نحوه استفاده از این سیستمها را نیز بررسی کنند.
    « ژانگ»[۱۴] (۱۹۹۹) نیز درباره ارزیابی مجلات الکترونیکی و بررسی الگوی استفاده از آنها از فایلهای گزارش وب مطالعه ای را انجام داد. «ایسون»[۱۵] و دیگران (۲۰۰۰) مجلات موجود در طرح سوپر ژورنال و داده های مربوط به ۲۲ماه گزارش تعامل را مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق، کاربران به ۸ گروه «جستجوگر، مشتاق، منظم متمرکز، متخصص ضمنی، محدود، گمشده، مقدماتی و توریست تقسیم بندی شده و رفتار اطلاع یابی آنها مورد بررسی قرار گرفت.
    «مورس و کلینت ورث»[۱۶] (۲۰۰۰) گزارشهای تعامل پایگاه داده اوید[۱۷] را در ۱۹۴ مجله ـ که هم به صورت چاپی و هم به صورت الکترونیکی در دسترس کاربران قرار داشتندـ در یک دوره زمانی ۶ ماهه بررسی کردند که در نهایت الگوی استفاده از این دو نوع منبع اطلاعاتی با هم مقایسه شد. مقایسه آنها تنها به بارگذاری مقالات محدود بود. یافته های تحقیق نشان داد، کاربران، دسترسی به منابع الکترونیکی را بویژه زمانی که می توانستند مستقیماً از پایگاه داده به تمام متن مقالات بروند، به استفاده از منابع چاپی بسیار بیشتر ترجیح می دهند.
    «جونز»[۱۸] و دیگران (۲۰۰۰) TLA فعالیت کاربران را در رابطه با الگوی پرس وجو و مرور مطالعه نمودند. «کی»[۱۹] و دیگران (۲۰۰۲) نیز TLAمجلات پایگاه «ساینس دایرکت»[۲۰] در کشور تایوان را بررسی نمودند تا با استفاده از نتایج این تحقیق، الگوی استفاده و رفتار اطلاع یابی کاربران نهایی را پیگیری نمایند.
    «گارگیلو»[۲۱] (۲۰۰۳) نیز از تأیید هویت[۲۲] برای شناسایی کاربران استفاده نمود. وی در این پژوهش از TLA برای استخراج داده های استفاده از منابع اطلاعاتی به منظور ارزیابی روش اشتراک عمده بهره گرفت. در این روش، ناشر یا کارگزار، همه محصولات اطلاعاتی خود را به صورت بسته اطلاعاتی و با قیمتی مشخص ارائه می نماید. در این پژوهش، تجزیه و تحلیل میزان بارگذاری مقالات در طول زمان (ماه و ساعت) و میزان بارگذاری در هر عنوان، انجام پذیرفت.
    «دیوید و سولا»[۲۳] (۲۰۰۳) ارزش ۳ماه استفاده از اطلاعات را در ۲۹ مجلة علمی انجمن شیمی آمریکا در دانشگاه کورنل، بررسی کردند. تجزیه و تحلیل بر اساس نشانیهای IP و میزان بارگذاری مقالات تمام متن صورت پذیرفت. در این تحقیق، کاربر به عنوان یک نشانی IP واحد مورد مطالعه قرار گرفت و تجزیه وتحلیل عمده ای بر اساس میزان بارگذاری در هر مجله و IP انجام پذیرفت. به علاوه، آنها از ------------ سرور کتابخانه به عنوان وسیله ای که انطباق IPها را با بخشهای علمی انجام می داد، استفاده کردند.
    «یی»[۲۴] و دیگران (۲۰۰۶) رفتار اطلاع یابی کاربران سیستمهای بازیابی اطلاعات را با استفاده از گزارشهای پرس وجوی کاربران پایگاههای داده سای اینفو و چکیده تاریخی و آمریکا در یک حوزة موضوعی معیّن، بررسی نمودند. در این تحقیق، طبیعت جامعه شناختی نیاز اطلاعاتی، و جستجو در دو رشته تاریخ و روانشناسی باهم مقایسه گردید. آنها دریافتند که پرس وجوی چندواژگانی، مؤثرترین تصویرفوری[۲۵] رفتار اطلاع یابی کاربران را برای طبقه بندی پرس وجو تشکیل می دهد.
    «نیکلاس»[۲۶] و دیگران (۲۰۰۶) تجزیه و تحلیل گزارش عمیق[۲۷] استفاده از مجلات در پایگاه داده اوهایو لینک[۲۸] حاوی ۶۰ هزار مجله الکترونیکی مورد استفاده توسط بیش از ۶۰۰ هزار کاربر ایالت اوهایو را مورد بررسی قرار دادند. در این پژوهش، داده های خام یک سرور وب در دوره زمانی ۷ ماهه، بررسی شد. علاوه بر این، به بررسی رفتار جستجوی اطلاعات در کاربران پرداخته شده و ارزیابی کارآیی خرید یکباره، و خرید عمده در مجلات الکترونیکی، تجزیه و تحلیل گردید.
    ● مزایای استفاده از TLA
    TLA به کتابخانه ها، مدیران و کتابداران کمک می کند تا:
    ▪ تصمیمات خود را درباره منابع الکترونیکی، مبتنی بر داده های آماری صورت دهند.
    ▪ ارزیابی و ارتقای سودمندی برای خدمات الکترونیکی انجام دهند.
    ▪ جامعه کاربران را شناسایی کنند.
    ▪ الگوی استفاده از منابع الکترونیکی را طراحی نمایند.
    ▪ از بازطراحی و پیشرفت وب سایت کتابخانه و مرکز اطلاعاتی آگاهی حاصل نمایند.
    ▪ نیازهای آتی خدمات و مجموعه را برنامه ریزی کنند.
    ▪ به ارزیابی اختصاص منابع انسانی و اقتصادی برای منابع الکترونیک بپردازند.
    ● نحوه تهیه TLA
    اطلاعات ثبت شده، در یک فایل الکترونیکی که به عنوان گزارش تعامل معرفی می شود، پیکر بندی می شود. داده های TLA درک بهتری از چگونگی عمل کاربران در جستجوی سیستمهای اطلاعاتی پیوسته یا وب سایتها ارائه می دهند تا طراحی و کاربردپذیری محتوا را بهبود بخشیده، نیازها و انتظارهای کاربران را برآورده سازیم.
    نیکلاس و دیگران (۲۰۰۵) مراحل عمده ای را که در تهیه و اجرای TLA به کار گرفته می شود، این گونه ذکر می کنند:
    ۱) جمع آوری: فرایند جمع آوری داده های تعامل، برای یک دوره زمانی مشخص صورت می گیرد. داده هایی که باید جمع آوری شوند، از قبل به وسیله خواسته های محقق مشخص می گردند. جمع آوری داده ها، در فرایند جستجوی کاربران هیچ گونه تداخلی را به وجود نمی آورد. شاید حتی کاربر نداند رویکرد وی زیر ذره بین قرار گرفته است. برای جمع آوری داده ها، قالب خاصی را باید مدنظر داشت. این قالب چنانکه از نامش پیداست، قالب متداول فایل گزارش[۲۹] می باشد که شامل مؤلفه های زیر است:
    ـ نشانی IP کاربران
    ـ اطلاعات مربوط به تأیید هویت[۳۰]
    ـ ثبت زمان[۳۱] گزارش
    ـ وضعیت موفقیت انتقال مدارک
    ـ تعداد انتقال مدارک
    ـ پیوندهای ارجاع دهنده[۳۲]
    ـ رایانه های مرورکننده و سیستم عامل آنها. (وایت، ۲۰۰۶)
    اهمیت ثبت زمان و تاریخ در TLA بدان جهت است که روزهایی از هفته و ماه که استفاده یا بارگذاری از منابع بیشتر و روزهایی که استفاده از منابع کمتر است، مشخص شود. در این صورت، می توان سرور وب را زمانی که استفاده از منابع کمتر است، به منظور جنبه های حفظ و نگهداری خاموش کرد و همچنین تغییرات مربوط به وب سایت اصلی کتابخانه را نیز در این ساعات انجام داد.
    ۲) آماده سازی: فرایند پاک سازی و آماده سازی داده های TLA برای انجام مرحله تجزیه و تحلیل صورت می پذیرد. در این مرحله، داده ها به یک پایگاه داده رابطه ای یا دیگر نرم افزارهای تجزیه و تحلیل منتقل می شود تا پاک سازی داده ها صورت پذیرد. این کار به سبب اشتباهاتی که در طول فرایند گزارش دهی داده ها رخ می دهد، صورت می پذیرد. به علاوه، بعضی از داده ها ممکن است به دلیل این که مورد نظر محقق نبوده است، به کار نیاید. می توان به طول واژه های جستجو شده به عنوان نمونه ای از این نوع داده ها اشاره کرد.
    ۳) تجزیه و تحلیل: پس از مرحله آماده سازی، نوبت به تجزیه و تحلیل داده ها می رسد که با نرم افزارهای موجود، مثل نرم افزار آماری علوم اجتماعی صورت می پذیرد. در این مرحله فرایند تجزیه و تحلیل داده هایی که برای TLA تدارک دیده شده، صورت می پذیرد و گزارش نهایی تجزیه و تحلیل گزارش نیز به صورت نمودار و جدولها آماری ارائه می شود.
    هنگام کار با TLA با چند واژه کلیدی مواجه می شویم که باید به آنها توجه نمود. این واژه های کلیدی عبارتند از :
    بازدید، مشاهده صفحه، نتایج، روش کلیکی[۳۳]و میزان کلیک ها[۳۴] . بررسی و تعریف این واژه های کلیدی در TLA به صورت زیر می باشد:
    ▪ بازدید: درخواستی مجازی است که توسط یک فرد و در یک دوره زمانی مشخص صورت پذیرفته تا اطلاعات و محتوای مورد نظر، توسط کاربر مورد مشاهده قرار گیرد.
    ▪ مشاهده صفحه: عملی است که هربار توسط یک بازدید کننده وب انجام می شود و صفحه کاملی از یک وب سایت مورد مشاهده قرار می گیرد. مشاهده صفحات در محیط مجازی الکترونیکی، با محاسبه ورود کاربران (gate count) به یک بخش در محیط واقعی کتابخانه برابر است.
    ▪ نتایج: این واژه برگرفته از مشاهده یک صفحه است. این مشاهده می تواند شامل چندین نتیجه یا نتایج باشد. در حالی که محاسبه میزان نتایج، نقطه شروعی برای سنجش ترافیک یک وب سایت محسوب می شود، این مؤلفه جزء مؤلفه های کم ارزش (فقیر) ترافیک وب سایت به شمار می رود. مورد مشابه این مؤلفه، میزان مراجعه به کتابخانه است که معیار سنجش استفاده از منابع کتابخانه، تنها ورود فیزیکی به کتابخانه است. در این مؤلفه، عملکرد کاربر مورد بررسی قرار نمی گیرد. برای اینکه رفتار مراجعه کننده بررسی شود، باید نتایج را به صفحات مشاهده شده تبدیل کرد تا به عنوان بازدیدهایی در نظر گرفته شود که به گونه ای نیازمند تعقیب اند.
    ▪ روش کلیکی: در دنیای تجارت الکترونیک، رفتار مشتری از طریق روش کلیکی بررسی می شود؛ روشی که ارائه دهندگان خدمات وب برای قیمت گذاری هزینه تبلیغات و میزان رؤیت صفحات توسط کاربران ارائه می کنند. این روش فهرستی از وب سایتهاست که توسط بازدید کنندگان مشاهده شده و از طریق وب سایتی که این محصول معرفی شده و توسط کاربرنهایی مورد بررسی قرار گرفته، قابل ارزیابی است. این روش با کلیک کردن بر روی پیوند، تصویر و یا تابلو[۳۵]، محاسبه می گردد که با قراردادن واژه click.php در برچسب[۳۶] یک پیوند، تصویر، تابلو و ... در سرور یک وب سایت، قابل انجام است. پس از افزودن واژه بالا به همه برچسبها، تمامی کلیک هایی که روی یک پیوند انجام می شود، در یک پایگاه داده ثبت خواهد شد. این نرم افزار برای اشخاص و مؤسسات غیرانتفاعی و دانشگاهی رایگان و قابل بارگذاری است[۳۷]. این روش زمانی مناسب تر خواهد بود که کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی خواستار بررسی میزان بازدیدها و استفاده کاربران راه دور[۳۸] می باشند. در این روش، بازدیدکنندگان راه دور از بازدیدکنندگان داخل محوطه سازمان[۳۹] جدا شده و میزان استفاده مجزایی از آنها ارائه می شود؛ هرچند در این روش، مکان یابی[۴۰] منابع توسط کاربران باعث می شود کاربر به طور مستقیم به منابع رفته و برای رؤیت منابع از کلیک استفاده نکند. این مورد جزء نقاط ضعف این روش است.
    ▪ میزان کلیک ها: در عالم تجارت الکترونیکی، تعداد کلیک هایی به حساب می آید که بر روی هر جزء یک صفحه انجام می پذیرد و مشتری را به محصول خاصی رهنمون می سازد. این میزان، در محیط کتابخانه نیز به صورت میزان کلیک ها در یک پایگاه داده قابل بررسی است.
    تجزیه و تحلیل ترکیبی از مشاهده صفحه، نتایج، روش کلیکی و میزان کلیک ها، در نهایت الگوی استفاده از یک وب سایت و کارکردپذیری آن را مشخص خواهد کرد.
    ● انواع روشها و داده های TLA
    «فلاهرتی»[۴۱] سیستمهای TLA را به دو دسته تقسیم بندی می کند:
    ۱) سیستمهایی که تراکنش ها را به محض اینکه اتفاق می افتند، محاسبه می کنند.
    ۲) سیستمهایی که متن تراکنش ها را ذخیره می کنند (گریفیت، ۲۰۰۲). (EZproxy نرم افزاری است که چنین داده هایی را فراهم می سازد).
    درحالی که سیستمهای نوع اول ممکن است اطلاعات مدیریتی مفیدی را به صورت نمودار و گزارش برای کتابداران و مدیران فراهم سازند، سیستمهای نوع دوم هستند که داده های مفیدتری برای محققان فراهم می سازند. بعضی از سیستمها علاوه بر این، اطلاعاتی دربارة پاسخ بازگشت داده شده سیستم را نیز ثبت می کنند.
    دو نوع روش سنجش استفاده کاربران منابع اطلاعاتی توسط کارگزاران ارائه می شود. این دو روش عبارتند از:
    ۱) جلسات جستجو: این رویکرد تحلیل گزارش که به نفوذ سایت[۴۲] معروف شده، بدین صورت است که به هر جلسه، شماره ای اختصاص می یابد که جلسة یک کاربر یا یک IP را مشخص می نماید. در واقع، هر جلسه، تعاملی بین کاربر و یک پایگاه داده شمرده می شود که برای به ثمر رساندن یک نیاز اطلاعاتی انجام می گردد. این کار کمک می کند تا میزان زمانی که کاربر برای به دست آوردن منبع اطلاعاتی صرف می کند (به طور معمول بین ۲۵ تا ۳۰ دقیقه محاسبه شود. می توان گفت، جستجوهایی که در یک جلسه روی می دهد، به یک نیاز اطلاعاتی خاص مربوط می شود. محاسبه میزان جلسات، مشکل شمارش کاذب میزان جستجوها را مرتفع می سازد.
    ۲) موارد مشاهده شده یا درخواست شده: این روش شامل فهرستی از مجلات، فهرست مندرجات مجلات، چکیده ها و تمام متن مقالات به صورت اچ.تی.ام.ال. و پی.دی.اف. می باشد.
    برای پی بردن به چگونگی دستیابی کاربران به منابع اطلاعاتی و طی مسیر دستیابی به این منابع الکترونیکی، روشی به نام «پیوندهای ارجاع دهنده» وجود دارد که شامل پیگیری DOI[۴۳]، OpenURL و Cross Ref است.
    این پیوندها در روشهای مختلفی تقسیم بندی می شوند که عبارتند از:
    ۱) درگاه های طراحی شده برای کتابخانه
    ۲) پیوندهای برقرار شده به وسیله دیگر مجلات
    ۳) سازمان مادر که وب سایت فعلی زیر نظر آن قرار دارد
    ۴) پیوندهای درونی(خودپیوندهای معادل با خوداستنادی در محیط چاپی)
    ۵) موتورهای جستجو (دستیابی به فهرست مندرجات از طریق یک موتور جستجو)؛ (موکداد و لارج، ۲۰۰۱).
    علاوه بر تقسیمهای ذکر شده در مورد نوع داده ها، می توان دو نوع فایل گزارش را معرفی کرد: سمت- سرور[۴۴] و سمت-کاربر[۴۵]. شناسایی ویژگیهای هریک از این دو روش از جنبه های هزینه، امور خصوصی، ظرفیت پژوهشی و همچنین توانایی جمع آوری داده ها در معیاری خاص، اهمیت می یابد.
    داده هایی که از سمت ـ سرور به دست می آید، فایل گزارش سرور وب معینی است که داده های دسترسی کاربر را قابل استحصال می سازد. این روش، مزایای چندی دارد؛ نخست اینکه هزینه زیادی ندارد و تنها لازم است برنامه ای که داده های سرور را جمع آوری می کند، نصب شده باشد. بعضی از نرم افزارها مثلEZproxy[۴۶]، فایلهای غنی وکاملی از داده ها را در قالبهای مختلف فراهم می نمایند. به علاوه، این روش به نیروی انسانی زیادی برای جمع آوری داده ها نیاز ندارد که از بُعد اقتصادی نیز مناسب است. دوم اینکه دغدغه های اخلاقی مربوط به امور خصوصی کاربر را نیز مرتفع می سازد، زیرا در این روش به فرد کاری ندارند و صرفاً میزان استفاده با IP مشخص می شود. در بعضی موارد، مثل IPهای پویا[۴۷]، ردیابی کاربران به صورت فردی دشوار خواهد شد. در عوض، در این روش جمع آوری داده های سمت-کاربر در مورد سنجش اطلاعات شخصی، دقیق تر است؛ زیرا این روش نیازمند نصب برنامه ای در رایانه های کاربر است. دقیق تر بودن اطلاعات استفاده شده، به قیمت دغدغه های امور خصوصی کاربر تمام خواهد شد. با وجود این، مشکلات حافظه پنهان[۴۸] و کوکی[۴۹] ها که در داده های سمت ـ سرور وجود دارد، مرتفع می شود، در این روش دایره وسیعی از فعالیت و رفتار کاربر (حتی حرکات صفحه کلید و موشواره) قابل بررسی است. «یون»[۵۰] و دیگران (۲۰۰۶) درباره صحّت گزارشهای سمت ـ کاربر و سمت ـ سرور چنین نتیجه می گیرند که محاسبه زمان جلسات در روش سمت- سرور با محاسبه زمان در روش سمت ـ کاربر، به طور چشمگیری همبستگی دارد؛ بنابراین داده های این روش قابل اعتمادند.
    ● محدودیتهای TLA
    با درنظر گرفتن این نکته که در TLA رضایت، تأثیر و نظرخواهی قابل اندازه گیری و سنجش نیست، بعضی از محدودیتهایی که برای TLA ارائه می شود، عبارتند از:
    ۱) نبود امکان درک روابط علی برای برخی از نتایج
    ۲) احتمال استنباط نادرست از این روش به عنوان مبنای ارزشگذاری منابع
    ۳) احتمال بروز استنباطهای غلط از داده ها به منظور تفسیر داده ها (ستوده، ۱۳۸۲).
    علاوه براین، می توان این نکته را نیز به موارد بالا افزود که همه سیستمها تسهیلات گزارش دهی ندارند. همچنین، شناسایی جلسات فردی جستجوها در TLA مشکل است. به علاوه، زمان بر بودن استخراج داده ها و میزان انبوه داده های تولید شده را می توان به عنوان مشکل تهیه TLA ذکر کرد.
    ● چرا به داده های محلی TLA نیازمندیم؟
    با وجود این که بیشتر ناشران آمارهای استفاده از منابع را در دسترس کتابداران و مدیران قرار می دهند، بعضی از ناشران از ارائه آمار استفاده منابع به مراکز اطلاعاتی، پشتیبانی نمی کنند (یانسن، ۲۰۰۶). به علاوه، ناشران و کارگزاران از استاندارد خاصی پیروی نمی کنند. بنابراین، معیارهای خاصی را که ممکن است تنها مورد نظر آنها باشد، مورد سنجش قرار می دهند و به نیازهای محلی مراکز اطلاعاتی توجهی ندارند. همچنین ناشران، هرکدام تعاریف گوناگونی برای سنجش معیارهای خود در نظر می گیرند. با وجود آنکه می توان استفاده از عنوانی واحد را از یک ناشر یا کارگزار مقایسه نمود، ولی ترکیب نمودن این آمارها، ممکن نیست. مثلاً نمی توان دیدی کلی درباره یک حوزه موضوعی یا رشته خاصی را مورد توجه قرار داد و آن را بررسی کرد. علاوه بر این، شناخت نداشتن ناشران از ویژگیهای جمعیت شناختی موجود در بخشهای مختلف، چرایی و چگونگی تفسیر این داده ها را با مشکل مواجه می سازد. با وجود همه این مشکلات، همه کارگزاران گزارش استفاده از منابع الکترونیکی را تهیه نمی کنند و همة این گزارشها نیز با [۵۱]COUNTER سازگار نیست. حال، اگر فرض بر این باشد که کتابخانه ای با چندین کارگزار و ناشر در ارتباط است (که معمولاً چنین است)، تهیه گزارشی واحد از همه ناشران و کارگزاران بسیار مشکل خواهد بود. چنین امری زمانی مشکل تر خواهد شد که درباره حوزه موضوعی خاصی تصمیم گیری شود. علاوه براین، کتابخانه همیشه به آمارهای کارگزاران و ناشران وابسته خواهد بود و استقلال خود را نسبت به این آمارها از دست خواهد داد. شاید بتوان گفت، مهم ترین نقیصه گزارشهای کارگزاران، پایین بودن سطح جزئیات داده ها و تنوع نداشتن ارائه داده ها در قالبهای مورد توافق است(یانسن، ۲۰۰۶). این نقیصه در گزارشهایی که توسط خود کتابخانه و به صورت محلی تهیه می شود، جبران می گردد.
    گاهی کتابخانه ها از طریق کنسرسیوم که بعضاً به کنسرسیوم باز شهرت دارد، به پایگاهها دسترسی داشته و به شکل مستقیم به کارگزاری خاص و معیّن دسترسی ندارند. بنابراین، نمی توان آمارهای استفاده از منابع را در این گونه موارد تهیه نمود. گاهی نیز کارگزاران از یکی از دو روش جستجو ها و جلسات برای سنجش آمارها استفاده می کنند که با یکدیگر قابل مقایسه نیستند. بنابراین، تهیه آمارهای یکدست و یکپارچه از استفاده که معمولاً برای نتیجه گیری کلی مورد استفاده قرار می گیرد، با مشکل مواجه می شود. در هر صورت، برون سپاری[۵۲] جمع آوری و تجزیه و تحلیل گزارشهای کتابخانه نیز به دلیل مشکلات مربوط به امور خصوصی[۵۳] کتابخانه، امری دور از انتظار خواهد بود. این کار به هیچ کتابخانه ای در ابعاد بزرگ و کوچک، پیشنهاد نمی شود. این نکته را نیز باید در نظر داشت که برخی از کارگزاران مثل «الزویر»[۵۴]، «اوید»[۵۵]، «سیلورپلاتر»[۵۶] و «کلوور»[۵۷] برای تهیه گزارشها از شرکتهای خارجی استفاده می کنند (وایت، ۲۰۰۶).
    ● آمارهای استفاده برای کارگزاران و کتابخانه ها
    فراهم کنندگان اطلاعات باید داده های استفاده از منابع الکترونیکی را به منظور درک بهتر بازار و برای بررسی خدمات خود مورد بررسی قرار دهند تا قیمتها مبتنی بر خریدار تعیین شود. از طرف دیگر، کتابخانه ها نیز تمایل دارند استفاده از منابع خود را ارزیابی کنند. لذا این علاقه دوطرفه با تعریف و ایجاد مجموعه متداولی از نیازمندیهای اطلاعاتی ممکن می شود. برای این کار، ائتلاف بین المللی کنسرسیوم کتابخانه[۵۸]، راهنمایی را برای معیارهای آماری استفاده از منابع اطلاعاتی تدارک دیده است که در این راهنما، عناصر داده ای مورد نظر آنها آورده شده و عبارتند از:
    ۱) تعداد جلسات
    ۲) تعداد پرس وجوها
    ۳) تعداد انتخاب از فهرستها و منوها
    ۴) تعداد واحدهای تمام متن.
    در این راهنما، حداقل زمان برای درخواست آمارهای استفاده برای کتابخانه ها ۱۵ روز ذکر شده است. همچنین ANSI/NISO Z۳۹.۷۰ نیز داده های آماری پایه ای را برای کتابخانه ارائه می نماید. در این استاندارد، واژه نامه ای برای خدمات و استفاده از اطلاعات به صورت سنجشها و آمارهای کتابخانه و فراهم کنندگان اطلاعات فراهم شده است. کتابخانه های تحقیقاتی آمریکا[۵۹] ، OCLC و بسیاری از سازمانهای بین المللی، از این استانداردها پشتیبانی می کنند.
    ● نتیجه گیری
    از آنجا که داده های آماری استفاده، مزایای زیادی را نصیب کتابخانه ها می سازند، استمرار استخراج این داده ها نیز بسیار ضروری است. ویژگی داده های آماری استفاده از منابع الکترونیکی کتابخانه ایجاب می کند تا تجزیه و تحلیل داده ها به صورت مستمر و پیگیر صورت پذیرد. در غیر این صورت، اطلاعات به دست آمده از TLA به صورت الگوی استفاده در طول سالیان متمادی قابل نتیجه گیری نخواهد بود و روند استفاده از منابع الکترونیکی، سنجیده نخواهد شد. برای درک چگونگی ارزیابی منابع، لازم است کارمندان با نحوه و بافت ارزیابی و آمارهای استفاده از منابع آشنا باشند تا بتوانند از این آمارها به نحوی مطلوب استفاده نمایند. در ضمن، کارمندان باید در خصوص نحوه تهیه گزارشها و آمارها نیز به صورت پیوسته آموزش ببینند تا علاوه بر این که تجربیات گذشته در جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها سودمند باشد، دیدی جامع و گذشته نگر را برای فعالیتها و اهداف کتابخانه ای شاهد باشیم. فناوری و زیرساخت کتابخانه ها در بررسی استفاده از منابع و خدمات اطلاعاتی بسیار تعیین کننده است، زیرا هرچه زیرساخت کتابخانه پیشرفته تر باشد، می توان آمارهای استفاده از منابع را به صورت پیشرفته تری پیگیری کرد. نرم افزارهای مورد نیاز برای تهیه این گزارشها نیز با توجه به فناوری و زیرساخت فنی کتابخانه تعیین می شود.
    در پایان، آنچه در مورد پایگاههای اطلاعاتی باید گفت این است که ارزش منابع اطلاعاتی به نحوه و میزان استفاده از آنها بستگی دارد نه به اعتبار مجلات درون پایگاهها. چه بسا منابع اطلاعاتی ارزشمندی وجود داشته باشد که استفاده مناسبی از آنها گزارش نمی شود؛ بنابراین برای جامعه مورد بررسی فاقد ارزش لازم است. بررسی میزان استفاده از منابع نیز در اینجا مشخص می شود.

    پارسیان (شاپرزفا)









    رضا رجبعلی بگلو
    منابع
    زوارقی، رسول (۱۳۸۴). تحلیل گزارشهای وب، روشی نوین برای ارزیابی عملکرد وب سایتها: مطالعه موردی: وب سایت مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران. اطلاع شناسی، جلد دوم، شماره۳و۴، ص۱۱۶- ۸۸ .
    ستوده، هاجر (۱۳۸۲). روش تحلیل گزارشهای وب (وب لاگ). اطلاع شناسی، شماره ۱، ص۶۹-۸۴.
    Ahmed, Taha (۲۰۰۴). Wired research: Transaction log analysis of e-journal databases to assess the research activities and trends in UAE universities. Nord I&D, knowledge and change. [Online]: < http://www۲.db.dk/NIOD/taha.pdf>
    ANSI/NISO Z۳۹.۷ (۲۰۰۴). Information services and use: Metrics & statistics for libraries and information providers –data dictionary. [Online]: < http://www.niso.org/committees/committee _ay.html>
    Bokhari, Rahat H (۲۰۰۵). The relationship between system usage and user satisfaction: a meta-analysis. The Journal of Enterprise Information management, Vol. ۱۸ No. ۲, pp. ۲۱۱-۲۳۴. [Online]: < DOI ۱۰.۱۱۰۸/۱۷۴۱۰۳۹۰۵۱۰۵۷۹۹۲۷>
    Bollen, Johan et al (۲۰۰۳).Usage Analysis for the Identification of Research Trends in Digital Libraries. D-Lib Magazine. V.۹ N.۵. [Online]:< DOI: ۱۰.۱۰۴۵/may۲۰۰۳-bollen> Click through tracking. [Online]: http://www.maxprog.scripts/click/index.html
    Covey, D (۲۰۰۲). Usage and usability assessment: library practices and concerns. Washington, DC: Digital Library Federation and Council on Library and Information Resources. Council on Library and Information Resources. [Online]:http://www.clir.org/ pubs/reports/pub۱۰۵/contents.html
    E-Journal User Study Report of First Survey March ۲۰۰۲. [Online]: < http://ejust.stanford.edu/findings/report_survey۱.html>
    EZproxy – Overview. [Online]: http://www.lavasoftware.net/ en/content/ezproxy/overview.htm
    Griffiths, Jillian R (۲۰۰۲). An improved method of studying user-system interaction by combining transaction log analysis and protocol analysis. Information Research, Vol. ۷ No. ۴, ICOLC: International Coalition of Library Consortia. [Online]: www.icolc. org/
    Jamali, Hamid R., David Nicholas and Paul Huntington. (۲۰۰۵). The use and users of scholarly e-journals: a review of log analysis studies. Aslib Proceedings: New Information Perspectives Vol. ۵۷ No.۶, ۲۰۰۵ pp. ۵۵۴-۵۷۱. [Online]: <DOI ۱۰.۱۱۰۸/۰۰۰۱۲۵۳۰۵ ۱۰۶۳۴۲۷۱>
    Jansen, Bernard J (۲۰۰۶). Search log analysis: what it is, what’s been done, how to do it. Library & Information science research. N.۲۸, Pp.۴۰۷-۴۳۲. [Online]: <DOI:۱۰.۱۰۱۹/j.lisr.۲۰۰۶. ۰۶.۰۰۵>
    Kidd, Tony (۲۰۰۲). Electronic journal usage statistics: present practice and future progress. [Online]: < http://www.lboro.ac.uk/ departments/ls//lisu/downloads/statsinpractice-pdfs/kidd.pdf>
    Ke, Hao-Ren et al (۲۰۰۲). Exploring behavior of E-journal users in science and technology: transaction log analysis of Elsevier’s Science Direct onsite in Taiwan. Library & Information Science Research. N.۲۴, Pp. ۲۶۵-۲۹۱.
    Luther, Judy (۲۰۰۱). White paper on electronic journal usage statistics. Council on Library and Information Resources, [Online]: < http://www.clir.org/pubs/reports/pub۹۴/pub۹۴.pdf>
    Moukdad, Haidar & Andrew Large (۲۰۰۱). User’s Perceptions of the web as revealed by transaction log analysis. Online Information Review, V.۲۵, N.۶. Pp.۳۴۹-۳۵۸.
    Nicholas, David et al (۲۰۰۶). What deep log analysis tells us about the impact of big deals: case study Ohio link. Journal of documentation, V.۶۲, N.۴ Pp. ۴۸۲-۵۰۸.
    Nicholas, David et al (۲۰۰۰). Evaluating consumer website logs: a case study of The Times/The Sunday Times website. Journal of Information Science, V, ۲۶: pp. ۳۹۹ - ۴۱۱.
    Peters, Thomas A (۲۰۰۲). What’s the use? The value of e-resource usage statistics. New library world, V.۱۰۳, N.۱۱۷۲/۱۱۷۳, pp.۳۹-۴۷. [Online]: <DOI:۱۰.۱۱۰۸/۰۳۰۷۴۸۰۰۲۱۰۴۱۵۰۵۰>
    White, Andrew & Eric Djiva kamal (۲۰۰۶). E-Metrics for library and information professionals. London: Facet publication.
    Yi, Kwan (۲۰۰۶). User search behavior of domain- specific information retrieval systems: an analysis of the query logs from psycINFO and ABC-Clio’s Historical Abstracts/America: history and life. Journal of American society for information science and technology, N.۵۷(۷), Pp.۱۲۰۸-۱۲۲۰.
    Yun Gi Woong et al (۲۰۰۶). On the validity of client-side Vs server-side web log data analysis. Internet Research, V.۱۶ N.۵. Pp.۵۳۷-۵۵۲.
    ۱. Transaction Log Analysis.تعامل
    ۲. کارشناس ارشد رشته علوم کتابداری واطلاع رسانی:reza.beglou@gmail.com
    ۱. از این پس، به جای تحلیل گزارش تراکنش، از TLA استفاده می شود.
    ۱. Peters.
    ۲. Meister & Sullivan.
    ۱. Sessions views.
    ۱. Delone.
    ۲. McLean.
    ۳. Bokhari.
    ۱. Web metrics.
    ۲. Retrieval coherence assumption.
    ۳. Hits.
    ۱. Spink.
    ۲. Zhang.
    ۳. Eason.
    ۴. Morse & Clint worth.
    ۵. Ovid.
    ۶. Jones.
    ۷. Ke.
    ۸. Science Direct.
    ۱. Garguilo.
    ۲. Authentication.
    ۳. David & Solla.
    ۴. Yi , Kwan.
    ۵. Snap shot.

  2. Top | #178
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض نظریه برچسب گذاری و برچسبهای موضوعی در سازماندهی اطلاعات: نگاهی تطبیقی از زاویه ارتباطهای متقاعدگرانه

    نظریه برچسب گذاری و برچسبهای موضوعی در سازماندهی اطلاعات: نگاهی تطبیقی از زاویه ارتباطهای متقاعدگرانه


    مدتهاست متخصصان حوزه اطلاع رسانی برای سازماندهی موضوعی مدارک به منظور بازنمون موضوعیت آنها در تسهیل مصالحه میان زبان کاربر و نظام بازیابی اطلاعات، از برچسبهای موضوعی استفاده می کنند.







    پارسیان (شاپرزفا) پارسیان (شاپرزفا) پارسیان (شاپرزفا)
    ۲
    ۱
    پارسیان (شاپرزفا) پارسیان (شاپرزفا) پارسیان (شاپرزفا)




    پارسیان (شاپرزفا)











    مدتهاست متخصصان حوزه اطلاع رسانی برای سازماندهی موضوعی مدارک به منظور بازنمون موضوعیت آنها در تسهیل مصالحه میان زبان کاربر و نظام بازیابی اطلاعات، از برچسبهای موضوعی استفاده می کنند. نظرهای صاحب نظران در این حوزه عمدتاً منحصر به بحث عملکردی ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات است، حال آنکه صرف استفاده از برچسب گذاری به منظور اطلاع رسانی، می تواند ریشه های نظری قوی تری نیز داشته باشد. بحث متقاعد سازی در حوزه ارتباطها و نیز نظریه برچسب گذاری در دو حوزه علوم اجتماعی و روانشناسی، از جمله مباحثی است که انگاره های بنیادین مشترک بسیاری با برچسب گذاری موضوعی مطرح در سازماندهی اطلاعات دارد و به صورتی کاملاً ضمنی مورد استفاده متخصصان حوزه واقع شده است. مقالة حاضر با نگرشی تطبیقی، در پی تبیین روشن تر این روابط نظری و معرفی زمینه های نظری جدید در مطالعة مسائل مربوط به انتخاب اصطلاحهای موضوعی برای مدارک است.
    ● مقدمه
    یکی از خاستگاه های تکامل نظریه ها در متقاعدسازی یا اقناع، «تبلیغ» است. در این حوزه، ارتباط به منظور تأثیرگذاری مطرح می شود. در جریان ارتباط، اطلاعات به صورتی سازمان یافته در قالب پیام منتقل می گردد. همان گونه که هیچ ارتباطی بدون انتقال اطلاعات صورت نمی پذیرد، هیچ فرایند متقاعدسازی نیز بدون انتقال اطلاعات امکان پذیر نخواهد بود؛ با این تفاوت که اطلاعات منتقل شده، باید ویژگیهای متقاعدکننده داشته باشد.
    «حکیم آرا» (۱۳۸۴) پنج فعالیت اصلی را به منزلة فعالیتهای همجوار با تبلیغ در نظر می گیرد که کنش متقاعدگرانه دارند. این فعالیتها عبارتند از:
    ۱) اطلاع رسانی: آماده سازی اطلاعات و در معرض استفاده قراردادن آنها برای هر نوع بهره برداری.
    ۲) خبر و خبرگزاری: یکی از اشکال اطلاع رسانی است که طی آن اخبار جمع آوری، تدوین، تنظیم و منتشر می شوند.
    ۳) آموزش: هدف آن انتقال اطلاعات درباره اصول، حقایق و واقعیتهای معیّن است.
    ۴) مشاوره: این شکل از ارتباط متقاعدگرانه مستلزم تعامل دو طرف درگیر است که از طریق ارتقای بهداشت روانی یک فرد، کل جامعه سود خواهد برد.
    ۵) سخن پراکنی یا «پروپاگاند»: طرح یکجانبه عقاید و دیدگاه ها به نحوی است که مخاطب را به صورت داوطلبانه به پذیرش آنها بطلبد. این روش درواقع راهی برای جهت دهی به افکار عمومی است.
    یکی از فعالیتهایی که در امر سخن پراکنی مطرح می شود، بحث برچسب گذاری است. «حکیم آرا» (۱۳۸۴) از برچسب زنی به منزلة یکی از فعالیتهای مطرح در جنگ روانی یاد می کند. این در حالی است که برچسب زنی پشتوانه نظری قوی تری نیز دارد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد. برچسب، حاوی اطلاعات است و در روانشناسی از آن با نام «میانبر شناختی»[۵] نیز یاد می شود. در حوزه علوم اجتماعی، برچسبها به افراد یا گروه های اجتماعی زده می شود. این بسته های اطلاعاتی کوچک، مخاطب را بدون نیاز به اطلاعات زیاد و تفکر موشکافانه، به سرعت به ارزیابی و نتیجه گیری می رسانند و این نتیجه معمولاً با نظر نهاد یا فرد برچسب گذارنده موازی خواهد بود. با چنین رویکردی، برچسب می تواند سوگیری ارزشی مثبت یا منفی داشته باشد. یکی از دلایل رواج این گرایش در متقاعدسازی، آن است که تحلیل اطلاعات کار چندان راحتی نیست، زمان زیادی می برد و این در حالی است که اغلب افراد یا صبر و حوصله چنین کاری را ندارند و یا زمان انجام این کار برای آنها فراهم نیست. در چنین شرایطی، استفاده از برچسبها زحمت توصیف و تحلیل موشکافانه را کم و به صورت مستقیم بار اطلاعاتی ـ ارزشی مصداق متناظر با برچسب را ارائه می کند.
    هر برچسب یک بسته فشرده اطلاعاتی است که ارزیابی ها و داوریها، پیشتر بر روی آن صورت پذیرفته و می تواند بر جهت دهی، تغییر و یا تشکیل نگرش فرد تأثیر زیادی داشته باشد.
    این در حالی است که یکی از فعالیتهای اساسی کتابداران واطلاع رسانان در بحث سازماندهی اطلاعات نیز همین برچسب گذاری است. از برچسب گذاری و برچسبها (مقادیر و اصطلاحهایی که به منزله موضوع به هر مدرک اختصاص می یابد) در این حوزه نیز به منزله میانبرهای شناختی برای آشنایی بیشتر با مدارک و در یک کلام، برای بازنمون محتوای موضوعی مدارک[۶]، استفاده می شود. ویژگیهای محوری و اساسی برچسبها به طور کلی عبارت است از:
    ▪ فشرده بودن
    ▪ حاوی ارزیابیها و داوریهای قبلی
    ▪ قابلیت اختصاص دادن به یک یا گروهی از مصادیق
    ▪ عمل به عنوان میانبر شناختی
    ▪ تأثیرگذار بر نگرش (جهت دهی، تغییر و یا تشکیل).
    با این تفاسیر، کلیدواژه ها یا اصطلاحهایی که به منزله شناساگر و یا توصیفگر مدارک درکلیه خدمات نمایه سازی و چکیده نویسی کاربرد دارد، همراه با سرعنوانهای موضوعی و یا فراداده های موضوعی اختصاص یافته به مدارک تحت وب ، همگی شرایط برچسب بودن را دار هستند. البته، نباید فراموش کرد که برچسبهای موضوعی، فاقد سوگیری ارزشی مثبت یا منفی برای مدارک بوده و در نهایت ارزشگذاری مدارک توسط هر کاربر و با توجه به ربط شخصی وی، متفاوت خواهد بود. بنابراین، به نظر می رسد در حوزه توصیف موضوعی و بازیابی، علاوه بر نظریه های بازیابی اطلاعات، زیربناهای فکری عمیق تر اجتماعی همچون ارتباط، اقناع و البته نظریه برچسب گذاری، به صورت ضمنی، ایفای نقش می کند.
    مقاله حاضر در پی تبیین واضح تر رابطه نظری و وجوه مشترک برچسب گذاری موضوعی در خدمات اطلاع رسانی و سازماندهی اطلاعات با نظریه برچسب گذاری و فرایندهای ارتباطی ـ اقناعی است.
    ● متقاعدسازی
    طرح هر پیام به قصد شکل دادن، تقویت یا تغییر پاسخهای شناختی، عاطفی و رفتاری افراد، گونه ای از ارتباط متقاعدگرانه محسوب می شود. به عبارت دیگر، هرگونه تلاش درجهت تأثیرگذاری بر دیگری، حاصلی جز تشکیل یا تغییر نگرش نخواهد داشت. در یک کلام، اصطلاح «متقاعدگرانه» صفت هر ارتباطی است که با هدف نفوذ و تأثیرگذاری بر دیگران طراحی شده باشد. به گفته «پتی و کاکیوپو»،[۷] متقاعدسازی کوششی به منظور تغییر باورها، نگرشها و رفتار آدمی است و با مطالعه چگونگی تشکیل و تغییر نگرشها سروکار داشته و به طور دقیق تر به مطالعه متغیرها وفرایندهایی اختصاص دارد که به چنین تحولی می انجامد (Cialdini, Petty & Cacioppo, ۱۹۸۱) . «پرلوف»[۸] نکته مهم دیگری را نیز بر این شالوده اضافه می نماید و آن شرایط متقاعدسازی است. وی متقاعدسازی را تنها طی شرایطی صادق می داند که مخاطب حداقل از درجاتی از آزادی انتخاب برخوردار باشد.
    ارتباطهای متقاعدگرانه شامل دو فرایند کاملاً متمایز است؛ اول کوشش در جهت متقاعدسازی که به کلیه فرایندها و فعالیتهایی که متقاعدکننده برای متقاعدساختن مخاطب انجام می دهد، مربوط است. در حالی که طی فرایند دوم یا متقاعد شدن، متقاعد شونده به دنبال پردازش درونی اطلاعات است. حاصل این فرایند، تغییر و یا ایجاد نگرش جدید (اقناع) در مخاطب پیام می باشد (حکیم آرا، ۱۳۸۴).
    جستجوی موضوعی در پایگاه های اطلاعاتی به واسطة برچسبهای موضوعی اختصاص یافته، اعم از کلیدواژه ها و یا توصیفگرها، صورت می پذیرد. به نظر فرد جستجوکننده، مدارک بازیابی شده در مرحله اول با حوزه موضوعی مورد جستجو مرتبط خواهد بود. وی با مطالعه کلیدواژه ها، توصیفگرها و یا سرعنوانهای موضوعی اختصاص یافته به هر مدرک، تشخیص می دهد که مدرک مورد نظر در کدام حوزه موضوعی جای می گیرد وآیا این همان حوزه مورد نظر خود اوست. مجموعه برچسبهای موضوعی در کنار یکدیگر، در واقع بدون آنکه به مطالعه عمیق تر چکیده و یا حتی متن اصلی اثر نیاز باشد، این امکان را برای فرد فراهم می کند تا دیدی کلی نسبت به اثر به دست آورد. به عنوان نمونه، اگر کلیدواژه اختصاص یافته به پایان نامه ای، «رضایت شغلی»، «کارگران شبکار» و »کارخانه قند» باشد، بدون نیاز به مطالعه چکیدة مدرک می توان دریافت که حوزه کلی موضوعی پایان نامه چیست. پیام حاوی اطلاعات از طریق این کلیدواژه ها انتقال یافته و نگرش را درباره کلیت موضوعی مدرک مورد نظر در ذهن به وجود آورده است. بنابراین، کلیدواژه ها توانایی برآورده سازی یکی از شروط اصلی متقاعدسازی را دارا بوده و در این مثال اولاً این نگرش را در جستجوکننده ایجاد می کند که مدرک به حوزه رضایت شغلی کارگران مربوط است و در درجه دوم احتمالاً می تواند با موضوع مورد نظر فرد مرتبط باشد. بنابراین، به نگرش او این جهت را می دهد تا به مطالعه دقیق تر چکیده و یا حتی متن اثر بپردازد. همین مسئله به نوعی دیگر در مورد فراداده های اختصاص یافته به مدارک مختلف در سطح وب نیز صدق می کند. در این وضعیت، کاربر پس از کاوش، با فهرستی از نتایج موتور جستجو روبه رو می شود که بخشی از آنها به واسطه فراداده های توصیفی (توصیف کننده موضوع) اختصاص یافته به مدارک، به منزله نوعی برچسب موضوعی، بازیابی شده اند.
    اما جهت دهی و تشکیل نگرش به واسطه برچسبهای موضوعی، در مورد جستجو کننده ای که به کلیدواژه های مدارک بازیابی شده توجه نمی کند نیز صادق است. از آنجا که جستجو به واسطه کلیدواژه های موضوعی صورت گرفته است، به صورت غیرمستقیم این نگرش در فرد به وجود می آید که مسلماً مدارکی که ذیل موضوع «رضایت شغلی» بازیابی می شود، ربط قوی با بحث «رضایت شغلی» دارد، زیرا در غیر این صورت چنین کلیدواژه یا توصیفگری به مدرک اختصاص نمی یافت. در این جا نیز استفاده از برچسبهای موضوعی ابتدا این نگرش را به وجود می آورد که مدرک بازیابی شده با حوزه موضوعی کلی مرتبط بوده و سپس به نگرش فرد این جهت داده می شود که باید به مطالعه دقیق تر مدرک پرداخت تا میزان ربط شخصی موضوعی آن برای فرد آشکار شود.
    توجه به برچسبهای موضوعی پس از بازیابی پیشینه ها و با در نظر گرفتن پیشفرض مرتبط بودن مدارک بازیابی شده برای برچسبهای مورد جستجو را می توان به نوعی در پیوند با پردازش اطلاعات از سوی مخاطب در بحث اقناع دانست.
    این در حالی است که در مرحله برچسب گذاری نیز پردازش اطلاعات چه به صورت دستی (با دخالت انسان) و چه به صورت خودکار (مانند نمایه سازی استخراجی) صورت پذیرفته است. بنابراین، یکی دیگر از ویژگیهای برچسبها که از پیش داوری شدن است نیز در مورد برچسبهای موضوعی صورت می پذیرد.
    با این تفسیر، به نظر ریشه و ذهنیت زیربنایی این دسته از نظریه های روانشناختی با مسئله بازنمون اطلاعات در نظامهای اطلاع رسانی مشترک بوده و با وجود اینکه تا کنون در متون هیچ یک از دو حوزه به صورت مستقیم به این ریشه مشترک اشاره نشده است، اما به نظر می رسد به صورت ناخودآگاه و ضمنی کلیه ویژگیهای مطرح در نظریه ها، در بحث بازنمون اطلاعات نیز لحاظ گردیده است.
    ▪ پردازش اطلاعات
    در فرایند ارتباط، پردازش اطلاعات در واقع مبیّن کوششی شناختی است. حال هرچه این فرایند یا کوشش عمیق تر باشد، اعتبار تحلیل یا پردازش بیشتر خواهد بود. به عقیده بسیاری از صاحب نظران، روند پردازش ممکن است تحت تأثیر سوگیری ارزشی و یا مهمتر از آن حجم و آرایش اطلاعات منتقل شده به واسطه پیام باشد (Pierro, et al. ۲۰۰۴). حال از آنجا که در حوزه برچسب گذاری موضوعی در کار سازماندهی اطلاعات، برچسبها فاقد سوگیری ارزشی مثبت یا منفی هستند، وضوح و حجم اطلاعات منتقل شده توسط آنها اهمیتی دو چندان می یابد. دامنه تفکر با این ویژگی ارتباط مستقیم دارد.
    پردازش اطلاعات را می توان انگارة غالب در متقاعدسازی به شمار آورد. چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، این پردازش در دو مرحله صورت می پذیرد؛ مرحله اول توسط منبع ارسال و دوم توسط مخاطب (حکیم آرا، ۱۳۸۴).
    در پیوند با سازماندهی موضوعی، پردازش اطلاعات بسیار موشکافانه و دقیق از جانب نمایه ساز، فهرست نویس (به صورت غیر خودکار) و یا به واسطه پردازش دقیق و جامع رایانه ای (به صورت خودکار) صورت می پذیرد تا برچسبهای انتخابی حامل بیشترین بار محتوایی مرتبط با مدرک باشد. چنین کاری در نهایت بار پردازش عمیق اطلاعات را از دوش مخاطب برمی دارد، زیرا چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، برچسبها حاوی ارزشها و اطلاعات از پیش تجزیه وتحلیل شده است تا کار تصمیم گیری و تشکیل نگرش را در مخاطب ساده تر سازد.
    مدل استشهادی، یکی از مدلهایی است که بر مبنای پردازش اطلاعات استوار بوده و درباره چگونگی توجه افراد به پیامهای متقاعدگرانه است. این مدل توسط «چایکن و ایگلی»[۹] ارائه شده و دو اصل «کمترین کوشش» و «کفایت» از بنیانهای نظری آن محسوب می شود. بر پایه این مدل، مخاطب به واسطه سرشت انسانی، در پی کمتر کار کردن و در عین حال رسیدن به نتیجه است (اصل «کمترین کوشش») (دیانی، ۱۳۷۶؛ قریشی، ۱۳۸۳) لذا هر زمان فرد به نتیجه برسد و یا احساس کند درباره موضوعی اطمینان حاصل شده است، پردازش را متوقف می سازد (اصل «کفایت»).
    در مدل استشهادی، مخاطب برای پردازش اطلاعات از اطلاعات فوری و در اختیار، استفاده و تصمیم گیری می کند. در واقع، استشهادها، طرحها یا گزینه های شناختی بر داوری افراد تأثیرگذار است. استشهادها، همان میانبرهای شناختی اند که در حوزه سازماندهی موضوعی اطلاعات با نام «برچسبهای موضوعی» نیز شناخته می شوند.
    پردازش استشهادی روشی برای تخفیف اطلاعات به منظور استنباط و ارزیابی سریع و راحت است. استفاده از میانبرهای شناختی در زمان پردازش اطلاعات صرفه جویی می کند (حکیم آرا، ۱۳۸۴). هنگامی که فرد به جستجوی موضوعی خاص می پردازد، چنانچه مدارکی بازیابی شود، کاربر در درجه اول به این نتیجه می رسد که به عنوان مثال، در ۲۰ مورد مدرک بازیابی شده برای «ربط» و «مدل برداری» حتماً و الزاماً به گونه ای به ارتباط میان «مدل برداری» و تأثیر آن بر رتبه بندی و در نتیجه «ربط» پرداخته شده است. در مرحله دیگر چنانچه کلیدواژه ها و یا توصیفگرهای اختصاص یافته به مدرک ها را مرور نماید، متوجه می شود که برخی از این مدارک در کلیدواژه های خود «مدل مجموعه های فازی» و «مدل بولی» را نیز دارد و تمام این اطلاعات حاصل استفاده از همین کلیدواژه ها یا برچسبهای موضوعی اختصاص یافته به مدارک به منزله میانبرهای شناختی است. البته، در این مرحله عنوان مدارک نیز به منزلة یک میانبر شناختی عمل می کند، اما بسیاری از اصطلاحها نه تنها در عنوان ذکر نمی شود، بلکه گاه تنها از طریق اصطلاحهای اختصاص یافته به مدارک قابل دسترسی است؛ بخصوص در مورد متون حوزه های علوم انسانی و اجتماعی که محتوانمایی عنوان در آنها کمتر است. منطق نهفته در این تحلیلها در نهایت به شکل گیری نگرش جستجو کننده نسبت به ارتباط موضوعی و یا موضوعیت مدرک، منجر می شود. این نتایج سپس این جهت را در نگرش جستجو کننده ایجاد می کند که به منظور قضاوت دقیق تر در مورد ربط، تحلیل و دقت بیشتری مورد نیاز است، لذا باید به مطالعه چکیده و یا حداقل بخشهایی از متن اصلی اثر پرداخت. پردازش استشهادی چیزی شبیه به «مدل پیرامونی»[۱۰] پردازش اطلاعات «پتی و کاکیوپو» است(Petty, Weeler & Bizer, ۲۰۰۰) . این دو نظریه پرداز درست بودن قضاوت فرد یا تغییر نگرش را منوط به پردازش اطلاعات به صورت مرکزی یا پیرامونی (جانبی) می دانند. با استفاده از روش مرکزی یا کانونی، تغییر نگرش، تغییری دائمی بوده و بر رفتار نهایی فرد تأثیر می گذارد، درحالی که حاصل پردازش پیرامونی، در نهایت چندان باثبات نیست. با وجود این، از آنجا که حاصل کار پردازش (تفسیر) در واقع عاملی متغیر است و ارتباط مستقیم با بحث ربط شخصی پیدا می کند، مسلم است که در تمام مراحل پردازش اطلاعات، مخاطب از هر دو روش کانونی و پیرامونی استفاده می کند (لیتل جان، ۱۳۸۱).
    در بحث برچسب گذاری و پردازش اطلاعات، تحلیل ابتدایی از برچسبهای موضوعی در قالب پردازش پیرامونی است که می تواند تحت تأثیر عوامل نامربوط نیز قرار گیرد (Petty, Weeler & Bizer, ۲۰۰۰). در حوزه بازیابی اطلاعات و برچسب گذاری موضوعی، اطلاعات نامربوط می تواند خطای نمایه ساز، خطای ماشین و در حوزه ربط از آن با عنوان «افت اطلاعاتی» یاد می شود. مهم آن است که پردازش پیرامونی اطلاعات روی برچسبهای موضوعی در نهایت این نگرش یا انگیزه را در فرد به وجود آورد تا به پردازش کانونی، که همان مطالعه دقیق تر مدرک و یا چکیده آن است، اقدام نماید.
    انگیزه ای که جستجوکننده را به سمت پردازش کانونی یا دقت بیشتر درباره مدارک بازیابی شده سوق می دهد، در واقع همان مسئله ربط شخصی است که در حوزه روانشناسی و ارتباطات توسط «پتی و کاکیوپو»[۱۱] (۱۹۸۱)، «سولسو» (۱۳۸۱) و بسیاری دیگر از نظریه پردازان مطرح می شود و در حوزه اطلاع رسانی، «ساراسویک»[۱۲] (۱۳۸۱)، «میزارو»[۱۳] (۱۹۹۸)، «حرّی» (۱۳۸۳) و بسیاری دیگر به صورت مبسوط به آن می پردازند.
    ▪ نگرش و برچسب گذاری
    نگرش یکی از مباحث عمده تحقیقاتی در حوزه علوم روانشناسی به شمار می آید. نگرشها به واسطه تأثیرگذاری بر ادراک و تصمیم گیری، در نهایت به بروز رفتارهای خاص منجر می شوند و از آنجا که ایجاد، تغییر و یا جهت دهی به نگرش هدف فرایند متقاعدسازی است، به صورتی غیر مستقیم بر رفتار اثرگذار خواهند بود. در واقع، همان گونه که حکیم آرا (۱۳۸۴) اشاره می کند، تغییر یا ایجاد نگرش و متقاعدشدن، فرایندهای مستقلی به شمار نمی آیند. در حوزه نگرش، دو مسئله بیشتر خودنمایی می کند، که عبارتند از: «شکل گیری نگرش» و «ربط شخصی».
    «شکل گیری نگرش» مستلزم برخورد واقعی (عملی) یا مواجهه نمادین (تصور ذهنی) با موضوع نگرش است. هر نگرش مشتمل بر اطلاعاتی است که در قالب عناصر یا سازه های ذهنی مختلف انباشته می شود. این اطلاعات یا از نوع داده هایی هستند که در تجزیه و تحلیل برای رسیدن به نتیجه درباره موضوع دخیل است ویا اطلاعاتی است که مستقیماً از راه برانگیختن احساس به تشکیل نگرش کمک می کند. اما مسلم آن است که نگرش همواره شامل سه دسته مؤلفه می باشد (Petty, Wegener, Fabrigar, ۱۹۹۷):
    ـ مؤلفه های شناختی (باورها)؛ شامل آگاهی، فهم و دانش
    ـ مؤلفه های عاطفی؛ شامل ارزیابی و ترجیح
    ـ مؤلفه های رفتاری؛ شامل میل و قصد انتخاب و آزمایش پدیده.
    در شرایط مختلف، وزن هر یک از این مؤلفه ها می تواند بسته به نوع نگرش متغیر باشد. یکی از مزایای چنین رویکردی به نگرشها، ارزیابی و در نهایت پیش بینی عوامل مؤثر بر تغییر یا تشکیل نگرشهای مختلف است. مسلماً برای آن دسته از نگرشهایی که عنصر شناختی آنها بیشترین وزن را به خود اختصاص می دهد، راهبردهای شناختی و غنی از اطلاعات، بیشترین کارایی را نشان خواهد داد.
    پیشتر نیز اشاره شد که در حوزه سازماندهی و بازیابی اطلاعات، برچسبهای موضوعی فاقد هرگونه سوگیری ارزشی هستند. لذا غنای اطلاعاتی هر برچسب می تواند عنصر مهمی در تشکیل و جهت دهی به نگرش باشد. نکته اساسی اینجاست که غنا و صحت اطلاعات این بسته های فشرده اطلاعاتی (برچسبهای موضوعی) بر آنچه «پتی و کاکیوپو» از آن با نام «صحت قضاوت» یاد می کنند، اثرگذار است نه بر فرایند پردازش پیرامونی یا کانونی اطلاعات(لیتل جان، ۱۳۸۴).

    پارسیان (شاپرزفا)









    شعله ارسطوپور[۳]
    دکتر اسدالله آزاد[۴]
    منابع
    ـ باکلند، مایکل (۱۳۸۲). خدمات کتابخانه درنظریه و عمل. ترجمه مرتضی کوکبی. تهران: چاپار.
    ـ جرافسکی، دانیل و جیمز مارتین (۱۳۸۴). «معناشناسی واژگانی». در معنا شناسی و بازیابی اطلاعات: هفت گفتار. ترجمه جعفر مهراد و محمدرضا فلاحت فومنی. شیراز: کتابخانه رایانه ای یا کتابخانه منطقه علوم و تکنولوژی. صفحه: ۱۰۲ – ۴۱.
    ـ حری، عباس (۱۳۸۳). «زنجیره داوری ربط در فرایند انتقال اطلاعات». اطلاع شناسی. سال دوم، شماره ۱. صفحه: ۱۹۳ – ۱۷۸.
    ـ حکیم آرا، محمدعلی (۱۳۸۴). ارتباطات متقاعد گرانه و تبلیغ. تهران: سمت.
    ـ دیانی، محمدحسین (۱۳۷۶). «نظرات بنیانی درباره کتابخوانی». کتابداری و اطلاع رسانی. دوره اول، شماره ۲. صفحه۱۳ – ۱۰.
    ـ ساراسویک، تفکو (۱۳۸۱). «علم اطلاع رسانی». مبانی، تاریخچه و فلسفه علم اطلاع رسانی (گزیده مقالات). گردآوری علیرضا بهمن آبادی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران. صفحه: ۸۴ – ۴۹.
    ـ سولسو، رابرت (۱۳۸۱). روانشناسی شناختی. ترجمه فرهاد ماهر. ویرایش ۲. تهران: نشر رشد.
    ـ صفوی، کورش (۱۳۸۰). «نگاهی به مسئله شمول معنایی». گفتارهایی در زبانشناسی . تهران: هرمس. صفحه: ۱۹۸ – ۱۹۱.
    ـ فاگمن، رابرت (۱۳۷۴). تحلیل موضوعی و نمایه سازی: مبانی نظری و توصیه های عملی. ترجمه علی مزینانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
    ـ فتاحی، رحمت الله (۱۳۸۳). «تحلیل عوامل مؤثر بر نسبی بودن ربط در نظامهای بازیابی اطلاعات». اطلاع شناسی. سال دوم، شماره ۱. صفحه: ۲۲ – ۷.
    ـ فلبر، هلموت (۱۳۸۱). مبانی اصطلاح شناسی. ترجمه محسن عزیزی. تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران.
    ـ قریشی، زهره (۱۳۸۳). «بررسی نظر دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد درباره خواندن به قصد یادگیری، خواندن به قصد لذت، خواندن به قصد تصمیم گیری و دو اصل معقول اندیشی و کمترین کوشش». کتابداری و اطلاع رسانی. دوره هفتم. شماره ۴. صفحه ۴۳.
    ـ کریمی، یوسف (۱۳۷۹). نگرش و تغییر. تهران: نشر ویرایش.
    ـ لیتل جان، استیفن (۱۳۸۴). نظریه های ارتباطات. ترجمه مرتضی نوربخش و اکبر میرحسنی. تهران: جنگل.
    ـ نشاط، نرگس (۱۳۸۲). «هرمنوتیک و بازیابی اطلاعات». اطلاع شناسی. سال اول، شماره ۲. صفحه ۴۶ – ۳۳.
    - Capurro, R. (۲۰۰۰). “Hermeneutics and the Phenomenon of Information”. Metaphysics, Epistemology, and Technology. Research in Philosophy and Technology. Vol. ۱۹. P. ۷۹-۸۵. Available at: http://www.capurro.de/ny۸۶.htm
    - Cialdini, R; Petty, R. & Cacioppo, J. (۱۹۸۱). “Attitude and Attitude Change”. Annual Review of Psychology. No. ۳۲. P. ۳۵۷ – ۴۰۴.
    - Clark, J.; Wegener, D. & Fabrigar, L. (۲۰۰۶). “Attitude accessibility and message processing: The moderating role of message position”. Journal of Experimental Social Psychology. (IN Press).
    - Crystal, D. (۱۹۸۷). “Semantics”. In The Cambridge Encyclopedia of Language. London: Cambridge Press. P. ۱۰۰ – ۱۰۷.
    - Downs, William R. (۱۹۹۷). “Control theory, labeling theory, and the delivery of services for drug abuse to adolescents”. Adolescence, Spring. Available at: http://www.findarticles. com/p/articles/mi_m۲۲۴۸/is_n۱۲۵_v۳۲/ai_۱۹۴۱۷۳۱۳
    - Mizzaro, S. (۱۹۹۸). “How Many Relevances in Information Retrieval”. Interacting with computers. Vol. ۱۰(۳). P. ۳۰۵—۳۲۲. Available at: http://www.dimi.uniud.it/~mizzaro/research/papers/IwC. pdf
    - Petty, R.; Weeler, C. & Bizer, G. (۲۰۰۰). “Is There One Persuasion Process or More?Lumping Versus Splitting in Attitude Change Theories” Psychological Inquery. P. ۱۵۶ – ۱۶۳. Accessed from: EBSCO. On: ۲۰۰۷-۰۱-۱۴.
    - Petty, R.; Wegener, D. & Fabrigar, L. (۱۹۹۷). “Attitudes and Attitude Change”. Annual Review of Psychology. No. ۴۸. P. ۶۰۹ – ۶۴۷.
    - Pierro, A. et al. (۲۰۰۵). “Informational length and order of presentation as determinants of persuasion”. Journal of Experimental Social Psychology. No. ۴۱. P. ۴۵۸–۴۶۹.
    - Tormala, Z. & Petty, R. (۲۰۰۷). "Contextual Contrast and Perceived Knowledge: Exploring the Implications for Persuasion”. Journal of Experimental Social Psychology. No. ۴۳ P. ۱۷ – ۳۰.
    - Woelfel, J. & Fink, E. (۱۹۸۰). The Measurement of Communication Process: Galileo Theory and Methods. NewYork: Academic Press.
    ۱. Labeling Theory.برچسب گذاری
    ۲. Persuasive Communication. ارتباطهای متقاعدگرانه
    ۳. دانشجوی دکتری کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه فردوسی مشهد (arastoopoor@yahoo.com)
    ۴. دانشیار گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه فردوسی مشهد.
    ۱. Cognitive Shortcut.
    ۱. لازم به توضیح است، سایر نقاط دسترسی به هر مدرک را می توان برچسبهایی برای مدارک دانست، اما مقاله حاضر دامنه تمرکز خود را تنها به برچسبهای موضوعی که انتخاب آنها در شکل گیری نگرش جستجوکنندگان و قضاوت ربط، اهمیت بسزایی دارد، محدود ساخته است.
    ۱. Petty & Cacioppo.
    ۲. Perloff.
    ۱. Chaiken & Eagly.
    ۱. Peripheral Model.
    ۲. Petty & Cacioppo.
    ۳. Talko Saracevic
    ۴. Mizzaro.
    ۱. Clark, Wegener & Fabrigar.
    ۲. چارچوب ارجاعی (Reference Frame) در هر زمان مفروض شامل تمامی عوامل درونی و بیرونی است که رفتار را تحت نفوذ خود قرار می دهد و هر شخص با توجه به چارچوب ارجاعی خود درک متفاوتی از پدیده ها خواهد داشت (Woelfel & Fink, ۱۹۸۰).
    ۱. Howard Becker.
    ۱. Downs.
    ۱. Jurafsky & Martin.
    ۱. Super Ordinate.
    ۲. Cohyponym / Subordinate.
    ۱. Michal K. Bukland
    ۱. Felber

  3. Top | #179
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض پر کردن شکاف دیجیتال:تأملی بر نقش کتابداران و اطلاع­رسانان در هزاره سوم

    پر کردن شکاف دیجیتال:تأملی بر نقش کتابداران و اطلاع­رسانان در هزاره سوم


    مقاله حاضر مبتنی بر دیدگاه نویسنده بوده و به برخی ابعاد شکاف دیجیتال که با خدمات و مسئولیت کتابخانه­ها و کتابداران در ارتباطند می­پردازد و تأکید می­کند بخش اطلاعات که در آن کتابداران و اطلاع رسانان، ایفاگر نقشهای قابل توجهی در راستای تحقق جامعه دموکراتیک و پویا هستند، می­تواند به پر کردن یا دست کم، کاهش شکاف دیجیتال و شکاف اطلاعاتی موجود کمک کند.












    پارسیان (شاپرزفا)











    مقاله حاضر مبتنی بر دیدگاه نویسنده بوده و به برخی ابعاد شکاف دیجیتال که با خدمات و مسئولیت کتابخانه­ها و کتابداران در ارتباطند می­پردازد و تأکید می­کند بخش اطلاعات که در آن کتابداران و اطلاع رسانان، ایفاگر نقشهای قابل توجهی در راستای تحقق جامعه دموکراتیک و پویا هستند، می­تواند به پر کردن یا دست کم، کاهش شکاف دیجیتال و شکاف اطلاعاتی موجود کمک کند. در این میان، برای پشتیبانی از ایده اصلی مقاله، از متون مرتبط موجود استفاده شده و در پایان، به مهارتهای مورد نیاز کتابداران و نیز، برخی راهکارهای دوگانه خطاب به حرفه­مندان بخش اطلاعات و سیاستگذاران، اشاره شده است.
    ● مقدمه
    فناوری اطلاعات و ارتباطات به منزلة سلاحی مهم در جنگ علیه چالشهای جهان گستر قلمداد می­شود. اگر از این فناوری به طور مؤثر بهره­برداری شود، تا حد زیادی می­توان مسایل موجود در کشورهای کم­برخوردار و در حال توسعه و چه بسا جهان مترقی غرب را کاهش داد و به نوعی، با رواج و تسهیل جریان اطلاعات، تحقق جامعه اطلاعاتی واقعی را به نظاره نشست. اما شکاف دیجیتال، استفاده بهینه از فناوری اطلاعات و ارتباطات و منافع تابعی آن را دشوار ساخته است. شکاف دیجیتال یک استعاره متداول شده است که ریشه در عبارات قبلی «داراها و ندارهای اطلاعاتی» و «غنی و فقیر اطلاعاتی» دارد. چنانکه «رائو»[۴] (۲۰۰۵) خاطرنشان می­سازد «شکاف دیجیتال را نمی­توان به طور مجرد بلکه باید چندبعدی و چندمتغیره مد نظر قرار داد»، مقاله حاضر به برخی ابعاد آن که با خدمات و مسئولیت کتابخانه­ها در ارتباطند، می­پردازد.
    در اجلاس جهانی سران جامعه اطلاعاتی[۵] (WSIS) پارسیان (شاپرزفا) WSIS, ۲۰۰۳ and ۲۰۰۵ نقل شده در Rosalia et al., ۲۰۰۶) مقرر شد که چالش جهانی هزاره سوم، ساختن جامعه­ای است که در آن همگان توان دسترسی و اشتراک اطلاعات را داشته باشند. همچنین، تحقق آرمانهایی مثل جامعه دانش­مبنا[۶]، توسعه پایدار و نظایر آنها، بستگی معنا داری به تأمین مناسب و عادلانه فناوری اطلاعات و ارتباطات دارد که به تبع آن، شکاف دیجیتال، که زمانی شکاف دانش[۷] (Hüsing and Selhofer, ۲۰۰۲) نامیده می شد، پر شده یا تقلیل می­یابد. در این راستا، آشنایی با تعریف شکاف دیجیتال به رویارویی با این پدیده و نیز بسط دیدگاه اصلی مقاله حاضر که به طور عمده بر نقش کتابداران و اطلاع­رسانان در پر کردن شکاف دیجیتال متمرکز است، کمک می­کند.
    ● تعریف شکاف دیجیتال
    با توجه به کثرت تعاریف ارایه شده برای شکاف دیجیتال، در اینجا به سه نمونه مرتبط با بحث مقاله بسنده می­شود:
    ـ کمبود دسترسی بخشهایی از جامعه به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات (Scrutiny of acts …, ۲۰۰۵).
    ـ شکاف بین توان دستیابی به اطلاعات و استفادة مؤثر از فناوری اطلاعات برای افراد و جوامع مختلف[۸].
    ـ شکاف فزاینده بین کشورهایی که از طریق فناوری، به دانش، اطلاعات، ایده ها و آثار اطلاعاتی دسترسی آسان دارند و کشورهایی که ندارند. (Deschamps, ۲۰۰۱، نقل شده در Mphidi, ۲۰۰۴).
    انجمن کتابداران آمریکا[۹] از این مفهوم برای تبیین تفاوتهای موجود در دسترسی به اطلاعات از طریق اینترنت و سایر فناوریها و خدمات اطلاع­رسانی استفاده می­کند و به نقش دانش، مهارتها و توانمندیهای استفاده از اطلاعات در شکل­گیری این تفاوتها تأکید می ورزد.
    با توجه به تعاریف بالا، محور بحث شکاف دیجیتال، از یک سو، دسترسی به اطلاعات، منابع اطلاعاتی و فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و از سوی دیگر، داشتن دانش و مهارتهای کافی برای استفاده بهینه از این امکانات است.
    به باور نویسنده و با استناد به برخی متون مرتبط ، کتابداران می­توانند با ارائه خدمات مرجع، مجموعه­سازی (Salinas, ۲۰۰۳)، امانت بین کتابخانه­ای (Adeogun, ۲۰۰۳، نقل شده در Mphidi, ۲۰۰۴)، اشاعه گزینشی اطلاعات، خدمات آگاهی­رسانی جاری، یادگیری مادام­العمر (Cullen, ۲۰۰۳)، راه اندازی کتابخانه­های دیجیتال و همچنین، برنامه­های آموزشی استفاده مؤثر از منابع مرجع و ابزارهای جستجوی وب، آموزش سواد اطلاعاتی پارسیان (شاپرزفا) Cullen, ۲۰۰۳; Bradley, ۲۰۰۱ نقل شده در Mutula, ۲۰۰۵) و حتی آشناسازی کاربران با مباحث اخلاقی عصر دیجیتال[۱۰]، در دسترس پذیرسازی بیشتر اطلاعات نقش اساسی داشته باشند.
    ● نگاهی اجمالی به شکاف دیجیتال در متون
    به نظر «مان چو و جانگ کیل»[۱۱] (۲۰۰۱) نابرابری اطلاعاتی[۱۲] از دهه ???? به بعد، رنگ جدّی به خود گرفته است. وقتی اینترنت به طور روزافزون مورد استفاده قرار گرفت، سران سازمانهای بین­المللی مثل بانک جهانی، اتحادیه اروپا، سازمان ملل متحد و همچنین صاحبنظران، پرداختن به عوامل مؤثر بر شکاف اطلاعاتی ]و دیجیتال[ را لازم دانستند. در این راستا، «نوریس»[۱۳] (۲۰۰۱) جنبه­های اقتصادی و ---------- ماهیت شکاف دیجیتال را در سه سطح مورد توجه قرار داد: سطح کلان، یعنی منابع فناورانه و اقتصادی موجود و توزیع آنها؛ سطح میانی، یعنی نقش ایفا شده توسط مؤسسات سیاسی؛ و سطح خرد، یعنی منابع اطلاعاتی و انگیزه افراد در استفاده از این منابع. به گونه­ای مشابه، «کامپین»[۱۴] نیز علاوه بر عامل اقتصاد، بر عوامل فناورانه و ---------- اشاره می­کند. همچنین، «کوتان و پیترز»[۱۵] (۲۰۰۳) شکاف دیجیتال را مسئله­ ای فناورانه می­دانند که با آموزش استفاده از فناوری اطلاعات، رایانه­های شخصی و دسترسی به اینترنت باندگسترده، سروکار دارد.
    «فولجر»[۱۶] (۲۰۰۱) با تأکید بر اینکه شکاف دیجیتال متأثر از دغدغه­های روانشناختی و اجتماعی و نه صرفاً اقتصادی است، اعلام می­دارد:
    «برخی افراد از منابع دیجیتال بسیار استفاده می­کنند؛ عده­ای تمایل چندانی به استفاده از این منابع نوظهور نشان نمی­دهند. اما، بیشتر افراد در این بین حداکثر و حداقل قرار می­گیرند... افراد چندمهارته[۱۷] ]یا به تعبیری، باسواد اطلاعاتی[ می­توانند به گونه­ای مؤثرتر، با منابع دیجیتال کار کنند و در واقع، دچار هراس فناورانه[۱۸] کمتری هستند».
    در پیمایشی که توسط «مان چو و جانگ کیل» (۲۰۰۱) صورت گرفت، سه مرحله برای شکاف دیجیتال تعریف شد:
    ۱) دسترس­پذیری اطلاعات- دسترسی به اطلاعات از نظر فرصت دیجیتال[۱۹]
    ۲) کاربرد اطلاعات- ایجاد ارزش افزوده در استفاده از اطلاعات
    ۳) پذیرندگی[۲۰] اطلاعات- استفاده از اطلاعات در افزایش کیفیت زندگی.
    مطابق گفته های فوق می توان گفت تمرکز شکاف دیجیتال، به مقوله کمیّت و کیفیّت استفاده از اطلاعات تأکید دارد. بر این اساس، هرگاه زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات به طور نسبی مهیا شده باشد، کتابداران می­توانند در افزایش میزان استفاده شهروندان از اطلاعات ایفای نقش کنند. مثلاً، کتابداران می­توانند به کاربران کمک کنند تا صمیمانه­تر و کارآمدتر، با فناوریهای اطلاعاتی نوین تعامل برقرار نمایند، منابع اطلاعاتی و خود اطلاعات را مکان یابی، پردازش، سازماندهی، خلق، دستکاری، بازتولید و اشاعه دهند.
    «روزالیا و دیگران»[۲۱] (۲۰۰۶)، با مقوله­بندی ابعاد چندگانه شکاف دیجیتال که عبارتند از: زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده، هزینه و دسترس­پذیری خدمات عمومی پیوسته، از این ایده حمایت می­کنند که کتابداران، دست کم، می­توانند در دو مقوله از چهار مقوله پیشنهادی آنها، یعنی استفاده و دسترس­پذیری خدمات عمومی پیوسته، ایفای نقش کنند.
    حاصل مطلب اینکه، کتابداران می­توانند در سطح خرد پیشنهادی «نوریس» (۲۰۰۱) فعالانه عمل کنند، مسایل فناورانه مد نظر «کامپین» (۲۰۰۱) و «کوتان و پیترز» (۲۰۰۳) را کاهش دهند و بویژه، مراحل اول و دوم مشخص شده توسط «مان چو و جانگ کیل» را به اجرا در آورند.
    ● شکاف دیجیتال در پرتو تعداد کاربران اینترنت
    بنا بر نظر WSIS (????)، عبارتهایی مانند «کاربران اینترنت در ایالات متحده، هشت برابر کاربران در قاره آفریقا هستند»، «کاربران اینترنت در ژاپن، سه برابر کاربران در قاره آفریقا هستند»، «کاربران اینترنت در آلمان، دو برابر کاربران در قاره آفریقا هستند»، «قاره آفریقا، کاربران کمتری نسبت به کشور فرانسه دارد»، «شهر لندن به تنهایی نسبت به کل پاکستان، کاربران بیشتری دارد» دربردارنده اشارات­ معنا­داری هستند. مثلاً، افزون بر تعداد خطوط تلفن ثابت و مشترکان تلفن همراه، تعداد کاربران اینترنت نیز بر گستره شکاف دیجیتال تأثیرگذار است. می­توان ادعا کرد، در شرایط برابر و به لحاظ زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، در صورت ارائه آموزشهای مرتبط، کاربران اینترنت، افزایش خواهد یافت. چنانکه پیشتر یاد شد، نقشی که کتابداران در این مورد می­توانند ایفا کنند و ایفا خواهند کرد، چشمگیر و قابل اعتناست.
    به نظر سازمان «بریجز»[۲۲] (۲۰۰۱)، اتحادیه بین المللی مخابرات (ITU[۲۳], ۲۰۰۳)، «چن و ولمن»[۲۴] (۲۰۰۳) و «بارزیلی- نیهون[۲۵] و دیگران» (۲۰۰۴)، برخی از شاخصهای سنجش شکاف دیجیتال در ارتباط با کاربران اینترنت، عبارتند از: استفاده، که خود شامل زیرمقولاتی همچون بسامد، زمان پیوسته (آنلاین) بودن، کیفیت استفاده، آموزش و دانش (سواد بزرگسالی و سواد اطلاعاتی). نگارنده برآن است که کتابداران می­توانند بر افزایش استفاده­پذیری اینترنت، کیفیت آموزش و مدیریت شاخص دانش از طریق اصول مدیریت دانش، به کاهش شکاف دیجیتال کمک مؤثری کنند. به علاوه، کتابداران می توانند محتوای مرتبط[۲۶] را که یکی دیگر از شاخصهای سنجش شکاف دیجیتال است، با استفاده از معیارهای ارزیابی منابع اطلاعاتی، به لحاظ کیفیت و افزایش میزان ربط محتوای منابع، تأمین و مهار نمایند. همچنین، آنها به واسطه «مدیریت محتوا»[۲۷]، «حفاظت دیجیتال»[۲۸]، «سازماندهی اطلاعات»[۲۹]، «ممیزی اطلاعات»[۳۰] و نظایر آنها، نه تنها می­توانند به تحقّق برخی از شاخصهای بالا کمک کنند، بلکه قادرند در افزایش تعداد کاربران اینترنت و اقبال آنها به استفاده از اطلاعات موجود در منابع اطلاعاتی و به تبع آن، کاهش شکاف دیجیتال، نقش ممتازی ایفا کنند.
    «کولن»[۳۱] (۲۰۰۱) و «پیترز»[۳۲] (۲۰۰۳) برای کاهش شکاف دیجیتال، به راه حلهای زیر اشاره می­کنند: در کشورهای توسعه یافته، « تأمین اعتبار برای آموزش استفاده مؤثر از فناوری اطلاعات برای تمام معلمان ]و مدرسان[» و در کشورهای کمتربرخوردار، «ارتقای استفاده نوآورانه از فناوری». در این راستا، «پیترز» با مطرح ساختن این پرسش «به چه چیزی، بیشتر نیاز است؟» و پاسخ «دسترسی واقعی»، خاطرنشان می­سازد که تأمین دسترسی به فناوری، مهم است، اما اهمیت آن، چیزی فراتر از صرفاً دسترسی فیزیکی می­باشد. اگر از فناوری آن طور که باید به طور مؤثر استفاده نشود، افراد با چگونگی استفاده از فناوری آشنا نباشند و از خود تمایلی به استفاده از آن بروز ندهند، رایانه­ها و اتصالها، ناکافی خواهند بود
    «اونو و زاودنی»[۳۳] (۲۰۰۶) قویاً از نگرش پیترز که اعلام می­دارد «دسترسی به فناوری اطلاعات، الزاماً، به استفاده نمی­انجامد» دفاع می­کنند. بنابراین، مسئولیت برجسته و ممتاز کتابداران در افزایش ایجاد شرایط برای افزایش استفاده کیفی و منتقدانه از اینترنت و تسهیلات فناورانه موجود، آشکارتر می­شود.
    ● گامی دیگر به جلو در نظریه و عمل
    الف) در نظریه
    کتابخانه­ها از ابزارهای اجتماعی عمده­ای هستند که می­توانند شکاف دیجیتال موجود را کاهش دهند و به تحقق جامعه دموکراتیک یاری رسانند (دیانی، ۱۳۸۶). بر اساس این نظریه است که ایفلا در هفتاد و پنجمین نشست سالانه خود در گلاسکو، اسکاتلند (????)، بیانیه زیر را تصویب کرد (Anon, ۲۰۰۲؛ نقل شده در Williams and Poh-Sze, ۲۰۰۳):
    ـ کتابخانه­ها می­توانند با احترام به برابری، کیفیت عمومی زندگی برای همگان و محیط طبیعی، خدمات خود را تضمین نمایند.
    ـ خدمات کتابخانه­ای و اطلاع­رسانی، دسترسی به اطلاعات، ایده­ها و آثار موجود در فرمتهای گوناگون را تأمین می­کنند، به طوری که از پیشرفت شخصی تمام گروه­های سنی و مشارکت فعال در جامعه و فرآیند تصمیم­گیری، پشتیبانی می نمایند.
    ـ خدمات کتابخانه­ای و اطلاع­رسانی از یادگیری مادام­العمر، تصمیم­گیری مستقل و پیشرفت فرهنگی برای همه، حمایت می­کنند.
    ـ خدمات کتابخانه­ای و اطلاع­رسانی، به توسعة آزادی اندیشه و صیانت از آن کمک کرده و از ارزشهای اساسی دموکراتیک و حقوق مدنیت جهانی دفاع می­کنند. آنها به هویت، انتخاب مستقل، تصمیم­گیری و محرم بودن کاربرانشان احترام می­گذارند، بی آنکه هیچ گونه تبعیضی قایل شوند.
    ـ بدین منظور، خدمات کتابخانه­ای و اطلاع­رسانی، منابع گوناگون را فراهم­آوری و نگهداری کرده و بدون تبعیض، در دسترس تمام کاربران قرار می­دهند.
    ـ خدمات کتابخانه­ای و اطلاع­رسانی، در حال رفع نابرابریهای اطلاعاتی ناشی از شکاف اطلاعاتی فزاینده و شکاف دیجیتال هستند. از طریق شبکه خدمات کتابخانه­ها، اطلاعات پژوهشی و نوآوری، اشاعه می­یابد و تحقق توسعه پایدار و رفاه جهانی به واقعیت نزدیک­تر می­شود.
    ب) در عمل
    به منظور تحقق نقشهای یاد شده، کارکردن مؤثر در کتابخانه­های دیجیتال ]و کمک به پرکردن شکاف دیجیتال[، توجه به پنج حوزه پیشنهادی «اورز»[۳۴] (۲۰۰۲) که کتابداران و حرفه­مندان اطلاع­رسانی باید در آنها ماهر شوند و مهارتها و دانش مورد نیاز هر یک را فراگیرند تا بتوانند مؤثرتر، به کاربران کمک کنند و در عینیت­بخشی به نظریه بالا ثمربخش باشند، سودمند به نظر می­رسد
    با توجه به پیدایش کتابخانه­های دیجیتال و گوناگونی خدمات کتابخانه­ای فناوری مبنا، کتابداران باید بر حوزه­های «فرآیندهای افزایش ارزش» و «فناوری اطلاعات» اشاره شده در جدول ?، بیشتر تأکید داشته باشند.
    ● ملاحظات پایانی
    سازمان شکاف دیجیتال (, ۲۰۰۶[۴۱]DDO)، بر این باور است که کاهش شکاف دیجیتال، پیش شرط کاهش فقر، کاهش تروریسم و تحقق بازارهای پایدار جهانی است. از این رو، تأکید می­شود که در مسیر کاهش شکاف دیجیتال، کتابخانه­ها و کتابداران باید با دانش و مهارتهای خود، با منعطف بودن و تغییر نگرش خویش نسبت به محیط جدید، بیش از پیش، به تقویت خود بپردازند. در این خصوص، «یامازاکی»[۴۲] (۲۰۰۷) اعلام می­کند:
    «ما ]کتابداران[ باید فهرست خدماتمان را بر اساس تفکر کارکردی، بازطراحی کنیم. تحت شرایط کنونی که در آن، اینترنت مجرای متداولی برای هر کس جهت دستیابی به اطلاعات شده است، تمرکز بر خدماتی که صرفا توسط کتابخانه­ها یا حرفه مندان اطلاع­رسانی قابل ارائه باشد، حایز اهمیت است. اکنون، هماهنگ­سازی خدمات اطلاعاتی تجاری، پایگاه­های اطلاعاتی، مجلات الکترونیکی و کاربردهای فناوری اطلاعات به منظور تولید محصولات و خدمات جدید از ناحیه کتابخانه­ها عملی است. بدین منظور، باید ابزارهای فناورانه گوناگون و خدمات اطلاع­رسانی موجود را بازنگری و بررسی نماییم تا دریابیم برای ارائه خدمات کتابخانه­ای مؤثر، کدام یک باید به کار گرفته شود». همچنین، سیاستگذاران باید به نقش حیاتی که کتابداران می­توانند در تحقق جامعه دانش محور و توسعه پایدار ایفا نمایند، توجه کنند. بنابراین، انتظار می­رود جایگاه بخش اطلاعات و خدمات کتابخانه­ها و همچنین، کتابداران یعنی کسانی که این خدمات را شدنی و عملیاتی می کنند، در کنار سایر حرفه­مندان بخشهای تأثیرگذار جامعه مثل صنعت و کشاورزی، مورد توجه قرار گیرد و در قبال این واسطان بین انسانها و منابع دانش، نگاهی رو به آینده و رویکردی هوشیارانه اختیار کنند.
    در خاتمه، تأکید می­شود، فارغ از نقش کتابخانه­ها، کتابداران و اطلاع­رسانان، همکاری و همگرایی بین تمام نهادهای وابسته ـ اعم از ملی و بین­المللی ـ کلید کاهش موانع موجود بر سر راه دسترسی به اطلاعات و تخفیف شکاف آموزشی و اطلاعاتی و در نهایت، شکاف دیجیتال هر کشور خواهد بود. در عین حال، نباید از جنبه­های ضروری یاد شده در مرور متون ـ یعنی جنبه­­های اقتصادی، اجتماعی، ---------- و فرهنگی ـ غافل شد زیرا افزون بر نقش برجسته بخش اطلاعات ـ که در این مجال به آن پرداخته شد ـ توجه به این ملزومات، به فایق آمدن بر شکاف دیجیتال و به دنبال آن، تحقق دسترسی برابر به اطلاعات، کمک خواهد کرد.

    پارسیان (شاپرزفا)









    علیرضا اسفندیاری مقدم[۳]
    منابع
    ـ دیانی، م.ح (۱۳۸۶). افزایش کیفیت مشارکت مدنی. کتابداری و اطلاع­رسانی، فصلنامه کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد آستان قدس رضوی. جلد نهم، شماره اول.
    - Barzilai-Nahon et al. (۲۰۰۴), "Measuring gaps in cyberspace: A comprehensive digital divide index", available at: research.yale. edu/isp/a۲k/a۲kresources/kbarzilai.pdf (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - Bridges.org. (۲۰۰۱), "Spanning the digital divide: Understanding and tackling the issues", available at: http://www. bridges.org/spanning/download.html (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - Chen, W., and Wellman, B. (۲۰۰۳), "Charting and bridging digital divides: Comparing socio-economic, gender, life stage and rural-urban internet access and use in eight countries", AMD Global Consumer Advisory Board (GSAB).
    - Compaine, B. M. (۲۰۰۱), The digital divide: facing a crisis or creating a myth?, Cambridge, MA: MIT Press.
    - Cullen, R. (۲۰۰۱), "Addressing the digital divide", Online Information Review, Vol. ۲۵. No. ۵, pp. ۳۱۱-۳۲۰.
    - Cullen, R. (۲۰۰۳), "The digital divide: A global and national call to action", The Electronic Library, Vol. ۲۱. No. ۳, pp. ۲۴۷-۲۵۷.
    - Digital Divide Organization. (۲۰۰۶), "Digital divide: What it is and why it matters", available at: http://www.digitaldivide.org/dd/ digitaldivide.html (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - Foulger, D. (۲۰۰۱), "The cliff and the continuum: defining the digital divide", Discuss IAMCR & ICA Symposium on Digital Divide: November, ۲۰۰۱. Available at: http://pages.prodigy.net/davis-foulger/articles/cliffAndContinuum.htm (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - Hashim et al. (۲۰۰۴), "Trends and issues in preparing new era librarians and information professionals", Knowledge Management Section. IFLA Newsletter.
    - Henczel, S. (۲۰۰۰), "The information audit as a first step towards effective knowledge management: An opportunity for the special librarian", INSPEL, Vol. ۳۴, No. ۳/۴, pp. ۲۱۰-۲۲۶.
    - Hüsing, T. and Selhofer, H. (۲۰۰۲), "The digital divide index- A measure of social inequalities in the adoption of ICT", the paper presented in ECIS, June ۶–۸, Gda?sk, Poland.
    - ITU (۲۰۰۳), "ITU digital access index: World&#۰۳۹;s first global ICT ranking", available at: http://www.itu.int/newsarchive/press-releases/۲۰۰۳/۳۰.html (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - Kuttan, A. and Peters, L. (۲۰۰۳), From digital divide to digital opportunity, Boston: A Scarecrow Press.
    - Mphidi, H. (۲۰۰۴), "Digital divide or digital exclusion? The role of librarians in bridging the digital divide", presented at LIASA seven annual conference, held in Pholokwane, South Africa, also available at: www.liasa.org.za/conferences/conference۲۰۰۴/papers /LIASA-Conference_۲۰۰۴_Mphidi.pdf (accessed ۲۸ April ۲۰۰۷)
    - Mutula, S. M. (۲۰۰۵), "Bridging the digital divide through e-governance: A proposal for Africa’s libraries and information centres", The Electronic Library, Vol. ۲۳. No. ۵, pp. ۵۹۱-۶۰۲.
    - Mun-cho, K. and Jong-Kil, K. (۲۰۰۱), "Digital divide: conceptual discussions and prospect", in the human society and the internet: internet related socio-economic issues, first international conference, Seoul, Korea: proceedings / Won Kim ... [et al.], (Eds.) New York: Springer.
    - Norris, P. (۲۰۰۱), Digital divide: Civic engagement, information poverty, and the Internet worldwide, Cambridge, UK: Cambridge University Press.
    - Ono, H. and Zavodny, M. (۲۰۰۶), "Digital inequality: A five country comparison using microdata", Social Science Research, XXX-XXX.
    - Peters, T. (۲۰۰۳), "Bridging the digital divide", available at: http://usinfo.state.gov/journals/itgic/۱۱۰۳/ijge/gj۰۸.htm (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - Rao, S.S. (۲۰۰۵), "Bridging digital divide: Efforts in India", Telematics and Informatics, Vol. ۲۲, pp. ۳۶۱-۳۷۵.
    - Rosalia, M. et al. (۲۰۰۶), "A multivariate framework for the analysis of the digital divide: Evidence for the European Union-۱۵", Information & Management, Vol. ۴۳, pp. ۷۵۶–۷۶۶.
    - Salinas, R. (۲۰۰۳), "Addressing the digital divide through collection development", Collection Building, Vol. ۲۲. No. ۳, pp. ۱۳۱-۱۳۶.
    - Scrutiny of acts and regulations committee. (۲۰۰۵), "Digital divide", available at: http://www.parliament.vic.gov.au/sarc/E-Democracy/Final-Report/Glossary.htm (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - Urs, S. R. (۲۰۰۲),"Redefining, reinventing and repositioning the information professionals and digital libraries in the new information landscape", available at: http://mail.asis.org/pipermail/ asis-l/۲۰۰۲-July/۰۰۰۱۷۷.html (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - Williams, M. and Poh-Sze, C. (۲۰۰۳), "Digital divide: your role in bridging the gap in aquatic library services for the disconnected", available at: www.iamslic.org/proceedings-papers/proc۰۲۰۱۹.pdf (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - WSIS. (۲۰۰۵), "The digital divide at a glance", available at: http://www.itu.int/wsis/tunis/newsroom/stats/ (accessed ۱۳ March ۲۰۰۷)
    - Yamazaki, H. (۲۰۰۷), "Changing society, role of information professional and strategy for libraries", IFLA Journal, Vol. ۳۳. No ۱, pp. ۵۰-۵۸.
    ۱. Digital divide. پر کردن شکاف دیجیتال[۱]
    تأملی بر نقش کتابداران و اطلاع­رسانان در هزاره سوم[۲]
    ۲. با ابراز تشکر از استاد فرزانه جناب آقای دکتر دیانی بابت رهنمودهای نگارشی ایشان.
    ۳. دانشجوی دکتری کتابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، عضو هیئت علمی گروه کتابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان ali.isfandyari@gmail.com
    ۱. Rao.
    ۲. World Summit on the Information Society.
    ۳. Knowledge-based society.
    ۴. Knowledge gap.
    ۱. www.mountainpartnership.org/glossary.html (Viewed on ۲۰۰۷-۰۳-۰۷).
    ۲. www.ala.org/oitp/digitaldivide/index.html (Viewed on ۲۰۰۷-۰۳-۰۷).
    ۱. برای مطالعه بیشتر در این باره و آشنایی با برخی راهکارها رجوع شود به:
    Isfandyari Moghaddam, Alireza (۲۰۰۶). "Some considerations on ethical and unethical issues originating from information technology revolution", presented in ۲nd Conference on Ethics and Information Technology, ITRC, ۱۳-۱۴ Dec. Tehran, Iran. http://www.itrc.ac.ir/eit/program.php
    ۲. Mun-Cho and Jong-Kil
    ۳. Information inequality.
    ۴. Norris.
    ۵. Compaine.
    ۶. Kuttan and Peters.
    ۷. Foulger.
    ۱. Multi-skillful.
    ۲. Technophobia.
    ۳. Digital opportunity.
    ۴. Receptiveness.
    ۵. Rosalia.
    ۱. Bridges.
    ۲. International Telecommunication Union.
    ۳. Chen and Wellman.
    ۴. Barzilai-Nahon.
    ۱. Relevant content.
    ۲. در این خصوص، کتابداران می­توانند کیفیت محتوا، سازماندهی آن و افزایش ضریب دسترس پذیری محتوای گنجانده شده در منابع را تضمین کنند، نگاه کنید به:
    (www.analog.com/Jobs/CDA/Internet/Jobs_Description/۰,۱۸۹۴,۱۱۰۱۹۶,۰۰.html)
    ۳. در باره حفاظت دیجیتال (digital preservation)، کتابداران می­توانند افزون بر تأثیرگذاری در تدوین خط مشی اطلاعاتی (information policy)، کیفیت محتوایی دارایی­های دیجیتال (digital assets) را تأمین کنند. نگاه کنید به: www.gwla.org/digpres-KU.ppt
    ۴. در این رابطه، هاشیم و دیگران (Hashim et al., ۲۰۰۴)، براین باورند که با توجه به افزایش روزافزون اطلاعات و انفجار اطلاعات، کتابداران می­توانند با استفاده از مهارتهای خود بویژه در زمینه مدیریت دانش، آموزش کاربران، راه اندازی کتابخانه های دیجیتال و اینترانت­ها، آشفتگی اطلاعات را تعدیل کنند.
    ۵. بنا به تعریف، ممیزی اطلاعات (information audit) عبارت است از شناسایی نیازهای اطلاعاتی یک سازمان و انطباق آن با منابع و خدمات اطلاعاتی موجود. به نظر کارشناسان، ممیزی اطلاعات نخستین قدم در راستای مدیریت دانش قلمداد می­شود؛ نقشی که از کتابداران و اطلاع­رسانان انتظار می­رود (Henczel, ۲۰۰۰).
    ۶. Cullen.
    ۷. Peters.
    ۱. Ono and Zavodny.
    ۱. Urs.
    ۲. Meta sources.
    ۱. Value addition.
    ۲. Hypermedia.
    ۳. Data conversion.
    ۱. Decision Support Systems.
    ۲. Total Quality Management.
    ۳. Digital Divide Organization.
    ۴. Yamazaki

  4. Top | #180
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض استفاده از اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی

    استفاده از اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی


    اینترانت، به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای نوین مدیریت دانش ظهور کرده است.












    پارسیان (شاپرزفا)











    اینترانت، به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای نوین مدیریت دانش ظهور کرده است. مقاله حاضر، میزان استفاده ۳ کتابخانه دانشگاهی آفریقای جنوبی از اینترانت را به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش گزارش می دهد. این کتابخانه ها با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و بر اساس یافته های متون پژوهشی، به طور مختصر، مدیریت دانش و اینترانت تعریف می شوند. مزایای اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش و محتوای آن مورد بحث قرار می گیرد. عقاید این ۳ کتابخانه درباره مدیریت دانش و استفاده از اینترانت با یافته های متون، مقایسه می شود. از شواهد چنین بر می آید که اهمیت مدیریت دانش و ارزش اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش بر این کتابخانه های دانشگاهی پوشیده نیست. در عین حال، از اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش آنطور که باید، استفاده نشده است.
    ● مقدمه
    اینترانت و مدیریت دانش، مفاهیم جدیدی نیستند. بسیاری از سازمانها از اینترانت برای پیشرفت کارمندان خود بهره می برند. اینترانت باعث ارتقای امتیاز رقابتی سازمان، تقویت روحیه کارمندان و بهبود ارتباط میان مراجعان و کارگزاران می شود (Yen and chou, ۲۰۰۱, p. ۸۰). اینترانت روشهای جدیدی برای مدیریت داده ها، اطلاعات و دانش ارائه می دهد (Kim, ۲۰۰۳, p.۶۶). مرور نوشتار انجام گرفته در این مورد نشان می دهد که از اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش استفاده شده است؛ به عنوان مثال، در سازمانهای حقوقی و محیطهای تجاری (Robinson, ۱۹۹۹, p.۹۵; Du Rand, ۲۰۰۰, p.۱). تحقیقات کمی در مورد استفاده از شبکه اینترانت در کتابخانه های دانشگاهی بویژه در آفریقای جنوبی انجام شده است. بنابراین، هدف مقاله حاضر این است که نشان دهد تا چه میزان کتابخانه های دانشگاهی موجود در آفریقای جنوبی از اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش استفاده می کنند. از نتایج به دست آمده از سازمانهای دیگر مثل سازمانهای تجاری به عنوان پیشینه این پژوهش استفاده شده است. در متون گوناگون، تعاریفی از اینترانت ومدیریت دانش و نیز سودمندی آن به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش ارائه شده است. در نهایت، نظرات به دست آمده درباره مدیریت دانش و استفاده از اینترانت در کتابخانه های دانشگاهی آفریقای جنوبی، با نتایج مطرح شده در متون مقایسه شده است.
    این مقاله، بویژه بر سه کتابخانه دانشگاهی آفریقای جنوبی که با روش نمونه گیری هدفمند[۴] انتخاب شده اند، تمرکز دارد. بخاطر محرمانه بودن نام آنها به عنوان کتابخانه های B, A و C معرفی می شوند. در روش نمونه گیری هدفمند، پژوهشگر ترجیح می دهد که نمونه را بر اساس شناخت خود از افراد و اهداف پژوهش انتخاب کند (Powell, ۱۹۹۷, p. ۶۹). زمانی که هدف، بررسی کتابخانه های دانشگاهی بزرگ که از اینترانت استفاده می کنند باشد، ساده ترین روش برای نمونه گیری، انتخاب کتابخانه هایی است که از اینترانت استفاده می کنند و همچنین، مایل به شرکت در پژوهش هستند. نمونه ای که با این فرض انتخاب می شود، باید دربرگیرنده تمام ویژگیهای کتابخانه هایی باشد که از اینترانت استفاده می کنند. همچنین، درطول انجام پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختار یافته ای با نمایندگان کتابخانه ها صورت گرفته است.
    ● اهمیت مدیریت دانش برای کتابخانه های دانشگاهی
    گارتنر (Gartner Group, ۲۰۰۰, p.۱) مدیریت دانش را به عنوان رشته ای تعریف می کند که باعث پیشرفت یک رویکرد یکپارچه برای شناسایی، فراهم آوری، ارزیابی، بازیابی و اشتراک همه دارایی های اطلاعاتی[۵] یک سازمان می شود. بالکامب (Balcombe, ۱۹۹۹, p.۱) مدیریت دانش را فراهم آوری، اشتراک، استفاده وخلق نظام مند دانش که به سازمان اهمیت و ارزش می دهد، تعریف می کند. شانهونگ (Shanhong, ۲۰۰۰, p.۱۳)، مدیریت دانش را شناسایی، فراهم آوری، توسعه، تحلیل، استفاده، ذخیره و اشتراک مؤثر دانش به منظور ایجاد رویکردی جهت تبدیل دانش ذهنی[۶] به دانش عینی[۷]، تعریف می کند.
    بنابر هدف این مقاله وتعاریف یاد شده، مدیریت دانش به عنوان فرایند شناسایی، فراهم آوری، اشتراک واستفاده از دانش ذهنی و عینی تعریف می شود. به منظور تبیین اهمیت اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش در سه کتابخانه دانشگاهی، ابتدا باید به مفهومی که این سه کتابخانه از مدیریت دانش دارند، بپردازیم.
    مدیریت دانش، امری ضروری است. در متون، پژوهشگران تأکید می کنند که اهمیت مدیریت دانش عبارت است از سازماندهی دانش به منظور توانمند سازی افراد و خود سازمان در انجام مؤثر فعالیتها (Wiig نقل شده در Jants, ۲۰۰۱, p.۳۴). شوارزوالدر (Schwarzwalder, ۱۹۹۹, p. ۶۵) اظهار می دارد که مدیریت دانش به سازمانها کمک می کند تا بتوانند از داناییهای خود استفاده نموده، خردمندانه تر و سریعتر کار کنند و سرمایه بیشتری به دست آورند.
    مدیریت دانش شامل فراهم آوری دانش، خرد و تجربیات دارای ارزش افزوده افراد درون سازمان است، به طوری که بازیابی و استفاده از دانش را تسهیل نموده و از آن به عنوان دارایی سازمان صیانت می کند (Perez, ۱۹۹۹, p.۷۵). مدیریت دانش، منابع و توانمندیهای دانش سازمان را به گونه ای مهیا می کند که سازمان، شرایط را درک کند و خود را با تغییرات محیط سازگار نماید. مدیریت دانش فرآیندهای یادگیری مداوم را تسهیل می کند، فراموشکاریها[۸] را کاهش می دهد و ضرورت ایجاد تغییرات اساسی از بالا به پایین را در سازمان به حداقل می رساند (Malhotra, ۱۹۹۸, p.۱).
    اگر کتابخانه ها از دانش استفاده کنند وآن را به اشتراک گذارند، خدماتشان بهبود خواهد یافت (Jantz, ۲۰۰۱, p.۳۴). بنا بر نظرمالوترا (Malhotra, ۲۰۰۰, p. ۵۴)، مدیریت دانش، سازماندهی کتابخانه ها را به همراه دارد و آنها می توانند به منابع ناملموسی[۹] دست یابند که به کتابداران و مدیران در انجام بهینه وظایفشان کمک می کند. شانهونگ (Shanhong, ۲۰۰۰, p. ۷) معتقد است که مدیریت دانش، خون تازه ای در فرهنگ کتابخانه تزریق می کند که به اعتماد متقابل، تبادل باز[۱۰]، پژوهش، به اشتراک گذاشتن اندیشه ها و تعالی ساز وکار عملکرد دانش کتابخانه ها می انجامد. دیلون (Dillon, ۱۹۹۹, p. ۳) نیز اظهار می دارد مدیریت دانش عنصر مهمی است که می تواند از فناوری بهره برداری نماید و باعث شود که محیطهای پردازش اطلاعات، حایز اهمیت شوند. این امر بویژه برای دانشگاهها و کتابخانه ها صادق است.
    چنانچه مدیریت دانش در کتابخانه ها اجرا شود، دانش هر فردی به دانش سازمانی تبدیل می شود و افراد هر یک قادر خواهند بود دانش خود را در سطح گسترده، به اشتراک بگذارند. مدیریت دانش، به کارمندان مجال تولید بروندادهایی را می دهد که ریشه در تواناییها، افکار و عقاید آنها دارد. این امر، تصمیم گیری درباره مباحث راهبردی، رقبا، مشتریان، کانالهای توزیع، تولیدات و خدمات را بهبود می بخشد. همچنین، کتابخانه های دانشگاهی به عنوان سازمانهای یادگیرنده، محسوب می شوند. اگر مدیریت دانش در این نوع کتابخانه ها عملی شود، می تواند نقش مهمی در ایجاد و حفظ فرهنگ یادگیری داشته باشد. به علاوه، مدیریت دانش، نقش مهمی در ارتباطهای درونی (درون سازمانی) ایفا می کند؛ در حالی که کارمندان، تخصص خود را با یکدیگر به اشتراک می گذارند و همزمان، از هم یاد می گیرند که چگونه نیازهای مراجعاتشان را برآورده کنند.
    ● تعریف و اهمیت اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش
    به منظور ترغیب افراد جهت اشتراک دانش، باید انگیزه و ابزارهای لازم فراهم شود. اگر راهنمایی و ابزارهای صحیح فراهم شود، تک تک افراد قادر خواهند بود فرآیند اشتراک دانش را به طور کارآمد انجام دهند. امروزه، اینترانت یکی از مؤثرترین روشهای اشتراک دانش و اطلاعات در سازمانها محسوب می شود. اینترانت مانند سیستمهای عصبی و گردش خون برای سازمان عمل می کند و فرایندهای تجاری و جریان اطلاعات را مورد حمایت و پشتیبانی قرار می دهد (Kim, ۲۰۰۳, p. ۶۶). بنابراین، باید مفهوم و اهمیت اینترانت را به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش تعریف نماییم.
    پارکس (نقل شده در Yen and Chou, ۲۰۰۱, p. ۸) اینترانت را به عنوان شبکه رایانه ای خصوصی[۱۱] تعریف می کند که مبتنی بر استانداردهای ارتباطهای داده ای و فناوریهای اینترنت عمومی[۱۲] می باشد. کوری و استانسیچ (Curry and Stancich, ۲۰۰۰, p. ۲۵۰) اینترانت را به عنوان شبکه رایانه ای خصوصی تعریف می کنند که درون سازمانی بوده و تنها، امکان دسترسی را برای کاربران مجاز فراهم می سازد.
    بلکمور (Blackmore, ۱۹۹۷, p. ۶۷) اینترانت را ابزار استفاده از فناوریهای اینترنت در یک محیط سازمانی رایانه ای توصیف می کند که باعث پیشرفت جستجوی یکپارچه منابع آموزشی اینترنتی و درون سازمانی می شود.
    از تعریفهای بالا این گونه بر می آید که اینترانت، شبکه ای است که از مفاهیم اینترنت و فناوریهای درون یک سازمان استفاده می کند تا امکان اشتراک دانش را برای کارمندان سازمان، به ارمغان آورد. همچنین، چنین دانشی به طور الکترونیکی ذخیره می شود و به طور معمول، دسترسی به آن به وسیله کلمه رمز کنترل می گردد.
    مهم ترین مزایای اینترانت، به شرح زیراست:
    ▪ یکپارچگی:[۱۳] دانش عینی واحدی توسط تمام کارمندان سازمان قابل رؤیت است. با وجود اینترانت، نگرانی در مورد چرخش اطلاعات منسوخ و نا روزآمد در سازمان وجود ندارد. مادامی که شبکه به صورت پیوسته[۱۴] است، اینترانت دسترس پذیر می باشد (Stevens, ۱۹۹۶, p. ۷۶; Mears, ۱۹۹۹, p. ۲۷).
    ▪ تعاملی:[۱۵] پیدایش ابزارهای توسعه وب مانند Java و Shockwave، باعث تقویت دامنه وب سایتها شده است. با وجود این ، به راحتی می توان گروههای بحث، آزمونهای درک مطلب[۱۶] و ارتباطهای دوسویه (تعاملی) ترتیب داد (Stevens, ۱۹۹۶, p.۷۶; Kim, ۲۰۰۳, p. ۶۶).
    ▪ سادگی و حداقل هزینه برای روزآمدسازی آن: با کمک اینترانت می توان به آسانی و با حداقل هزینه، انتشارات پیوسته را روزآمد کرد. این عمل، تا زمانی که مورد نیاز باشد، امکان پذیر بوده و محدودیتی ندارد (Stevens, ۱۹۹۶, p. ۷۶; Intracs, ۲۰۰۲, p. ۱).
    ▪ رابط کاربر پسند: به طور معمول، اینترانت از یک رابط استفاده می کند که در حقیقت، نقش دروازه و راهنمایی به مکان اصلی اطلاعات را ایفا می کند. اگر کارمندان بتوانند اطلاعات مورد نیاز خود را به سهولت به دست آورند، به احتمال قوی، بیشتر به جستجوی اطلاعات مورد نیاز خود مبادرت می ورزند. (Stevens, ۱۹۹۶, p. ۷۶; Intracs, ۲۰۰۲, p. ۱).
    ▪ تمرکز:[۱۷] کارمندان می توانند فارغ از محدودیتهای زمانی و مکانی، به اطلاعات مورد نیاز از طریق یک پایگاه مرکزی دسترسی داشته باشند.
    ▪ سادگی در ایجاد و نگهداری آن: شبکه اینترانت را می توان در یک سازمان با حداقل مهارت برنامه نویسی، ایجاد و نگهداری کرد. اما، باید متذکر شد که مهمترین بخش آن، ایجاد مکانی است که کارمندان پشتیبان، بتوانند به راحتی اطلاعات را روز آمد کنند (Stevens, ۱۹۹۶, p. ۷۶; Fichter, ۲۰۰۱, p.۷۴; Intracs, ۲۰۰۲, p.۱).
    ▪ همگامی با نیروی کار:[۱۸] به موازات اینکه کارمندان جدید و جوان به عنوان نیروی انسانی، وارد سازمان می شوند، همگامی با فناوری جدید مهمتر جلوه می کند. کارمندان تمایل چندانی ندارند که اطلاعات آموزشی مورد نیاز خود را از طریق اسلایدها یا به صورت چاپی دریافت کنند، زیرا به لحاظ روانی، تحت تأثیر رسانه های الکترونیکی قرار گرفته اند.کارمندان می توانند با اینترانت مطالبی را از هم یاد بگیرند (Greenberg, ۱۹۹۸, p.۲).
    ▪ انعطاف پذیری: اینترانت، امکان دسترسی به پایگاههای سازمان را برای کارمندان فراهم می کند، به گونه ای که هر فردی می تواند به راحتی، از اتاق کار خود به دانش دسترسی داشته باشد (Choo and Deltor نقل شده در Van Brakel, ۲۰۰۳).
    ▪ بهبود خدمات: استفاده از اینترانت ،روش ارائه خدمات را بهبود می بخشد (Fichter, ۲۰۰۱, p.۷۴).
    ▪ سرعت بیشتر: تا وقتی که شبکه در جریان است، دانش به راحتی و به سرعت، دسترس پذیر است (Curry and Stancich, ۲۰۰۰, p. ۲۵۹; Fichter, ۲۰۰۱, p.۷۴).
    ▪ استفاده آسان برای دسترسی و انتشار اطلاعات: با کمک این ابزار، هر فردی می تواند پژوهشهای انجام شده خود را در اختیار دیگران قرار دهد (Mears, ۱۹۹۹, p. ۲۷; Intracs, ۲۰۰۲, p. ۱).
    ▪ به موقع بودن:[۱۹] در صورت استفاده از اینترانت، پیامها با وجود مشکلات فنی جدی، به موقع ارسال خواهند شد (Stevens, ۱۹۹۶, p. ۷۵; Yen and Chou, ۲۰۰۱, p. ۸۲).
    ▪ صحت اطلاعات: هیچ گونه تغییری در داده ها و اطلاعات ارائه شده توسط افراد به وجود نمی آید و به همان شکل، برای کاربران قابل دسترسی است (Mears, ۱۹۹۹, p.۲۷; Fichter, ۲۰۰۱, p. ۷۴).
    ▪ نجات درختان: بهره گیری از اینترانت، گام مهمی است به سوی نزدیک شدن به محیط کاری بدون کاغذ، زیرا هر چه اینترانت بیشتر توسعه یابد، به همان اندازه، از کاغذ کمتر استفاده می شود (Mears, ۱۹۹۹, p.۲۷).
    ▪ اثربخشی و کارآمدی: به منظور بهره گیری بهتر از اینترانت، سازمان باید روشهای کاری خود را مورد بازبینی و ارزیابی قرار دهد، زیرا این امر نقش مهمی در بهره وری آن دارد (Robinson, ۱۹۹۹, p. ۲۷; Curry and Stancich, ۲۰۰۰, p. ۲۵۹).
    از موارد یاد شده، چنین برمی آید که اگر از اینترانت به صورت بهینه بهره برداری شود، می توان از آن به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش جهت تسهیل ارتباطها و اشتراک دانش در سازمانهایی مانند کتابخانه های دانشگاهی استفاده کرد. اینترانتهای وب پایه باعث ایجاد شبکه های تعاملی و گسترده می شوند که به گروههای کاری امکان ارتباط، اشتراک اطلاعات، برنامه ریزی و پیگیری کارها و مدیریت طرحهای پیچیده را می دهند. این امر، باعث می شود کارمندان برای تصمیم گیری بهتر و سریعتر در ارتباط با مسائل کاری، آگاهتر و توانمندتر شوند. همچنین، اینترانت دربردارنده اطلاعات و دانش روزآمد است، به شکلی که به سهولت، قابلیت دسترسی، روزآمدسازی، اشاعه و جستجو دارند. استفاده از اینترانتها، گام مهمی به سوی سازمانهای بدون کاغذ است به گونه ای که کارمندان می توانند راحت تر از دیوان سالاریهای کاغذ مدار سنتی که کُند و پرهزینه اند، به اطلاعات الکترونیکی دسترسی داشته باشند.
    بررسی سه کتابخانه دانشگاهی، نشان داد که آنها اینترانت را به عنوان ابزار مهمی برای مدیریت دانش تشخیص دادند و معتقدند اینترانت به عنوان مخزن دانش عینی در کتابخانه هایشان خدمت کرده است، زیرا مدارک دست اول می توانند در اینترانت ذخیره شوند، به طوری که کارمندان سازمان قادرند اطلاعات یکسانی را در اختیار داشته باشند. کتابخانه A اشاره داشت که استفاده از اینترانت حایز اهمیت است، زیرا ارتباطهای درون سازمانی را تسهیل می کند و کاربرد کاغذ را کاهش می دهد. کتابخانه C معتقد بود که اینترانت ارزشمند است، زیرا اشتراک دانش را که عملکرد کارمندان را بهبود می بخشد، تشویق می کند. در هر صورت، برای اینکه اینترانت بتواند به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش به کار رود، محتویات آن باید مرتبط، صحیح، جامع و روزآمد باشد.
    ● محتویات اینترانت
    محتوای اینترانت، موتوری است که اینترانت را به عنوان ابزار مدیریت دانش، هدایت می کند. برای اینکه اینترانت برای یک سازمان ارزشمند باشد، باید برای کارمندان روزآمد و سودمند باشد. بنا به نظر کیم(Kim, ۲۰۰۳, p.۶۷)، یکی از بزرگترین اشتباهاتی که سازمانها مرتکب می شوند آن است که متأسفانه، دست اندرکاران اجرایی اینترانت، سایتی را طراحی می کنند که محتویات آن از دیدگاه خودشان تعریف می شود و به آنچه از دیدگاه کارمندان سودمند به نظر می رسد، توجهی نمی کنند. محتوای اینترانت به نیازهای کارمندان بستگی دارد و به همین خاطر، این نیازها از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت است. در عین حال، رابینسون (Robinson, ۱۹۹۹, p. ۹۶) تأکید می کند با توجه به اینکه اینترانت رسانه مهمی برای اشتراک دانش است، باید دست کم، دارای تریبونهای بحث[۲۰] و تابلوهای اعلانات[۲۱] باشد. وی اضافه می کند که محتوای اینترانت باید با دقت مدیریت شود تا همیشه روزآمد و جدید باشد و بر اشتراک بهترین فعالیتها و روشها تأکید کند.
    جسیلینن (Jussilainen, ۱۹۹۹, p. ۱۱۳) نیز متذکر می شود مهمترین نکته ای که باید درباره اینترانت مورد توجه قرار گیرد، روزآمدی و اعتبار اطلاعات آن است.
    تعدادی از نویسندگان (Jussialainen, ۱۹۹۹; Mears, ۱۹۹۹; Robinson, ۱۹۹۹, p. ۹۶,…)، متفق القول هستند که اطلاعات ذیل باید از طریق اینترانت در دسترس قرار گیرد:
    ▪ اخبار: شامل موضوعات مربوط به کارمندان.
    ▪ راهنماها: سیاهه ای از جزئیات تماس با کارمندان (آدرس پست الکترونیکی، شماره تلفن و...).
    ▪ بودجه سالانه: بودجه سالانه فعالیتها که به وسیله سازمان مادر تأمین می شود.
    ▪ گزارشها: بازخورد فعالیتها، جلسات، فعالیتها و سمینارها.
    ▪ توافق نامه ها: به عنوان مثال، بین سازمان و کارگزاران یا شرکا.
    ▪ آرشیو: مخزن اطلاعات ذخیره شده و سازماندهی شده برای بازیابی آسان.
    ▪ خط مشی ها: اصول اجرای فعالیتها که توسط سازمان پذیرفته و یا پیشنهاد شده است.
    ▪ شابلن های نامه ها: [۲۲] که به طور متمرکز نگهداری و تکمیل می شوند و می توان از طریق آنها اطلاعات را فرستاد و یا یک برونداد چاپی[۲۳] تهیه کرد.
    ▪ اطلاعات مدیریتی: پیامهای مدیران ارشد را می توان از طریق اینترانت، در اختیار کارمندان قرار داد.
    ▪ منابع آموزشی: منابع آموزشی و خط مشی ها را که از مدارک الکترونیکی بهره می برند، می توان به هم پیوند داد.
    ▪ مجله های الکترونیکی: شامل مجلاتی است که به طور پیوسته، در دسترس است و یا به شکل الکترونیکی، ذخیره می شود.
    ▪ فرمها: شامل فرمهای درخواست استخدام، آموزش تجربی، شرکت و یا عدم شرکت در کنفرانسها.
    ▪ تریبونهای بحث: ابزارهایی هستند که ارتباطهای تعاملی را از طریق اینترانت تسهیل می کنند و به کاربران امکان عرضه دانش خود را می دهند.
    ▪ تابلوهای اعلانات: منابع اطلاعاتی هستند که به واسطه آنها، می توان اطلاعیه ها، اعلامیه ها، اخبار کوتاه و آگهی ها را اشاعه داد.
    ▪ نکات سودمند:[۲۴] شامل پیشنهادها، اظهار نظرها، راهکارها و هر موضوعی است که به پیشرفت کارکنان مربوط می شود.
    مقوله های اطلاعاتی یاد شده، باید در اینترانت گنجانده شوند زیرا به آن عمق می دهند.
    افزون بر آن، آنها به اشتراک دانش کمک می کنند. پیشینه های مهم را می توان در آرشیو ذخیره کرد و در زمان نیاز آنها را بازیابی نمود. دسترس پذیری به چنین اطلاعاتی، باعث صرفه جویی در وقت و بهبود بهره وری می شود، زیرا به عنوان مثال، کارمندان برای دستیابی به اطلاعات مورد نیاز، مجبور به ترک اتاقهایشان نیستند و به راحتی، می توانند فرمهای مورد نظر خود را به رایانه منتقل کنند. همچنین، اینترانت به کارمندان فرصت می دهد تا دیدگاههایشان را با سایر همتاهای خود به اشتراک گذارند.
    طبق بحثهای مطرح شده، سعی شد عوامل زیر در مقایسه محتویات اینترانت سه کتابخانه دانشگاهی مورد مطالعه، مد نظر قرار گیرد:
    ▪ تا چه میزان، محتوای اینترانت این کتابخانه ها با مقوله های شناسایی شده در متون، انطباق دارد؟
    ▪ تا چه میزان، محتوای فعلی با نیازهای کاربران این اینترانتها مرتبط است؟
    ▪ محتوای اینترانت، چگونه روزآمد می شود؟
    طی مصاحبه های صورت گرفته، آشکار شد که محتوای اینترانت کتابخانه های A و B، به صورت هفتگی، روزآمد می شوند حال آنکه محتوای اینترانت کتابخانه C روزآمد نبوده و اطلاعات آن به سه ماه قبل مربوط است.
    از تجزیه وتحلیل محتوای اینترانت کتابخانه های A و B، فراوانی روزآمدسازی و دفعات مراجعه کارمندان به آن، چنین استنباط می شود که در عمل، این دو کتابخانه از اینترانت نسبتاً مؤثرتری برخوردارند. مراجعه پی در پی به اینترانت، نشان دهنده میزان ارتباط محتوای آن با نیاز های مهم کارمندان است، به طوری که این ارتباط از طریق روزآمد سازی منظم محتوا، بیشتر تقویت می شود. محتوای اینترانت کتابخانه C به دلیل محدودیت محتوا و روزآمد نبودن، برای کارمندان جذاب و مرتبط نبود. بنابراین، نمی توان آن را به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش قلمداد کرد.
    ● استفاده از اینترانت توسط کارمندان در راستای اشتراک دانش سازمانی
    اینترانت را می توان بسته به نوع کتابخانه و بنا به اهداف گوناگون، مورد استفاده قرار داد.
    وینر (Weiner, ۱۹۹۹, p. ۶۶) بحث می کند که کتابخانه ها ممکن است بنا به دلایل زیر، از اینترانت استفاده کنند: تأمین پشتیبانی از ارتباطها و اطلاعات اختصاصی جهت استفاده کاربران زیر پوشش خود.
    نایت (Knight, ۲۰۰۲, p. ۱) بیان می کند که اینترانت در کتابخانه ها به عنوان ابزاری جهت بهبود ارتباطات و اشاعه اطلاعات، به کار می رود.
    همچنین، به گمان استیونز (Stevens, ۱۹۹۶, p. ۷۶)، اینترانت باید تعاملی باشد؛ یعنی کارمندان بتوانند دانش خود را به این شبکه اضافه کنند. افزون بر آن، تمام کارمندان مجاز و دارای اعتبار نه تنها باید بتوانند دانش خود را به اینترانت بیفزایند، بلکه باید به کل شبکه از هر رایانه دلخواه دسترسی داشته باشند (Mears, ۱۹۹۹, p. ۲۷).
    همان طور که خاطر نشان شد، هر سه کتابخانه یاد شده از اینترانت استفاده کردند. اما، میزان استفاده از اینترانت در آنها متفاوت بود، به گونه ای که کارمندان کتابخانه A از اینترانت برای اهداف زیر استفاده کردند:
    ـ دستیابی به اطلاعاتی درباره سایر بخشهای کتابخانه.
    ـ دسترسی به اطلاعات مهم مثل جدول نوبت کاری آخر هفته، اطلاعیه های کنفرانسها، اخبار بازاریابی و منابع آموزشی.
    ـ دسترسی به پایگاههای اطلاعاتی از طریق اینترانت.
    ـ دسترسی به آخرین اخبار درباره کارمندان.
    ـ انتقال[۲۶] (و دسترسی به) دستنامه های فهرست نویسی و رده بندی.
    ـ آگاه شدن از برخی خط مشی ها مثل خط مشی فراهم آوری.
    ـ انتقال (و دسترسی به) فرمهای درخواست شرکت در کنفرانسها.
    در کتابخانه B، اهداف به صورت زیر است:
    ـ دستیابی به اطلاعات روزانه مثل رویه های انجام کارهای معین (مثل چگونگی ثبت نام دانشجویان سازمانهای دیگر).
    ـ دسترسی به دستورجلسه و صورت جلسات نشستهای گذشته.
    ـ انتقال دستنامه ها (مثل دستنامه های فهرست نویسی).
    ـ دسترسی به کلمات رمز پایگاههای اطلاعاتی مختلف.
    ـ بازیابی گزارشهای سالانه درباره موضوعات خاص (مثل گزارش مالی)
    همان گونه که پیشتر ذکر شد، کتابخانه C استفادة شایانی از اینترانت نکرده است. این کتابخانه صرفاً به منظور دسترسی به پایگاههای اطلاعاتی، مجلات الکترونیکی و دسترسی به خط مشی کتابخانه، از اینترانت استفاده کرد.
    با توجه به مباحث یادشده، آشکار است که میزان مراجعه به اینترانت، به نوع اطلاعاتی که شبکه فراهم می کند بستگی دارد؛ به گونه ای که اطلاعات موجود، میزان استفاده از اینترانت را تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین، می توان چنین نتیجه گرفت که اگر محتویات گنجانده شده در اینترانت مطابق با محتویات ذکر شده در متون باشد، میزان استفاده از آن گسترش می یابد.
    اینترانتهای هر سه کتابخانه از طریق رایانه های متصل به شبکه، در دسترس کارمندان بود. در عین حال، تمام کارمندان نمی توانستند دانش خود را به اینترانت اضافه نمایند. کارمندان مسؤول اینترانت، تنها کسانی بودند که می توانستند اطلاعاتی به اینترانت بیفزایند و یا از آن حذف نمایند. این امر، تأثیر منفی بر عملکرد تریبونها، تابلوهای اعلانات و روند اشاعه اطلاعات در بین کارمندان داشت.
    ● نتیجه گیری و پیشنهادها
    مدیریت و اشتراک دانش، نقش مهمی در بهبود کیفیت خدمات، خلق وحفظ فرهنگ یادگیری در کتابخانه ها ایفا می کند. اینترانتها یکی از مؤثرترین شیوه های نوین اشتراک اطلاعات در سازمانها را به وجود آورده اند.
    اینترانتها به عنوان ابزار مدیریت دانش، به افراد فرصت می دهند تا آگاهتر شوند و بتوانند بهتر و سریع تر، تصمیم گیری نمایند. هدف این مقاله را می توان ارائه گزارشی در مورد میزان استفاده سه کتابخانه دانشگاهی آفریقای جنوبی از اینترانت به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش قلمداد کرد. اگرچه، این سه کتابخانه را نمی توان به عنوان نماینده کتابخانه های آفریقای جنوبی در نظر گرفت، اما این بررسی اهمیت مدیریت دانش و ارزش اینترانت را مشخص می سازد.
    افزون بر آن، اگرچه محتوا و کاربرد شبکه اینترانت از کتابخانه ای به کتابخانه دیگر متفاوت بود، اما باید اذعان داشت که این امر ریشه در عدم استفاده کامل و بهینه از امکانات بالقوه اینترانت توسط کتابخانه های دانشگاهی و پژوهشی دارد.
    محتوای اینترانت، موتوری است که هدایت اینترانت را به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش بر عهده دارد. برای اینکه ارزش اینترانت حفظ شود، محتوای آن باید روزآمد، مفید و برطرف کننده نیازهای اطلاعاتی کارمندان سازمان باشد.
    از مقایسه محتویات اینترانت و میزان استفاده از آن در سه کتابخانه مزبور با محتوای پیشنهاد شده در متو ن، چنین بر می آید که این سه کتابخانه باید برای داشتن یک اینترانت کیفی، بیش از پیش وقت بگذارند و در حال حاضر، با شرایط آرمانی فاصله دارند. در مجموع، با توجه به محتوای پیشنهاد شده، مزایای اینترانت، میزان علاقه کاربران و تنوع نیازهای ایشان، مشهود است که اینترانت می تواند در کتابخانه های دانشگاهی به عنوان یک ابزار ارزشمند برای مدیریت و اشتراک دانش، مورد توجه قرار گرفته و توسعه یابد.

    پارسیان (شاپرزفا)









    ریتاسنیمان و هامیلتون مفیدی [۱]
    ترجمه: علیرضا اسفندیاری مقدم[۲] و فاطمه ذاکری فرد[۳]
    منابع
    - Balcombe, J., ۱۹۹۹, "Getting out of the box: the role of the information professional in knowledge management", The Law Librarian, ۳۱, ۲, ۹۱-۴.
    - Blackmore, P., ۱۹۹۷, "The development of an intranet within a college of further and higher education", ASLIB Proceedings, ۴۹, ۳, ۶۷-۷۲.
    - Curry, A., Stancich, L., ۲۰۰۰, "The intranet: an intrinsic component of strategic information management?", International Journal of Information Management, ۲۰, ۲۴۹-۶۸.
    - Dillon, M., ۱۹۹۹, "Knowledge management opportunities for libraries and universities", Library and Information Science Annual, ۷, ۳-۱۱.
    - Du Rand, A., ۲۰۰۰, "How the corporate intranet can be utilised to support the knowledge management activities of an enterprise", South African Journal of Information Management, ۲, ۱, ۱-۱۶.
    - Fichter, D., ۲۰۰۱, "The intranet of your dreams and nightmares", Online, ۲۵, ۵, ۳, ۷۴.
    - Gartner Group, ۲۰۰۰, "Knowledge management", available at: www.stevedenning.com/what_is_knowledge_management.html.
    - Greenberg, I., ۱۹۹۸, "Knowledge sharing via intranet", Information week, ۱۰, ۷۰۳, ۱-۱۴.
    - Intracs, ۲۰۰۲, "Combining intranet business value with portal accessibility", available at: www.intracs.net/.
    - Jantz, R., ۲۰۰۱, "Knowledge management in academic libraries: special tools and processes to support information professionals", Reference Service Review, ۲۹, ۱, ۳۳-۹.
    - Jussilainen, M., ۱۹۹۹, "Intranet as a tool for knowledge management: the case of the Council of State in Finland", International Online Information Meeting, ۲۳, ۱۱۱-۱۶.
    - Kim, G., ۲۰۰۳, "Ten steps to intranet success", Online, ۲۷, ۱, ۶۶-۹.
    - Knight, J., ۲۰۰۲, "Intranets and libraries", available at: www.ariadne.ac.uk/issue۶/intranets/ .
    - Malhotra, Y., ۱۹۹۸, "Knowledge management, knowledge organizations and knowledge workers: a view from the front lines", available at: www.brint.com/interview/maeil.htm.
    - Malhotra, Y., ۲۰۰۰, "Becoming knowledge powered: planning the transformation: an interview with Dave Pollard, Chief Knowledge Officer at Ernst & Young Canada", Information Resource Journal, January-March, ۵۴-۶۳.
    - Mears, A., ۱۹۹۹, "The use of the intranet within the SANDF", African Armed Forces, ۲, ۱, ۲۴-۸.
    - Perez, E., ۱۹۹۹, "Knowledge management in the library", Database Magazine, ۲۲, ۲, ۷۵.
    - Powell, R.R., ۱۹۹۷, Basic Research Methods for Librarian, Ablex, Greenwich, CT.
    - Robinson, H., ۱۹۹۹, "The development of an intranet as a knowledge management tool", The Law Librarian, ۳۰, ۲, ۹۵-۷.
    - Schwarzwalder, R., ۱۹۹۹, "Librarians as knowledge management agents", Econtent, ۲۲, ۲, ۶۳-۵.
    - Shanhong, T., ۲۰۰۰, "Knowledge management in libraries in the ۲۱st century", ۶۶th IFLA Council and General Conference, Jerusalem, Israel, available at: http://ifla.inist.fr/IV/ifla۶۶/papers/۰۵۷-۱۱۰e.htm.
    - Stevens, L., ۱۹۹۶, "The intranet: your newest training tool", Personnel Journal, ۷۵, ۷, ۶-۲۶.
    - Van Brakel, P., ۲۰۰۳, "Information portals: a strategy for importing external content", The Electronic Library, ۲۱, ۶, ۵۹۱-۶۰۰.
    - Weiner, S.T., ۱۹۹۹, "The university intranet", Econtent, ۲۲, ۲, ۶۶-۹.
    - Yen, D.C., Chou, D.C., ۲۰۰۱, "Intranets for organisational innovation", Information Management & Computer Security,۹,۲,۸۰-۷
    Hamilton Mphidi و ۱. Retha Snyman
    ۲. دانشجوی دوره دکتری علوم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران.
    ۳. دانشجوی کارشناسی کتابداری دانشگاه فردوسی
    ۱. Purposiv
    ۱. Information assets
    ۲. Tacit knowledge
    ۳. Explicit Knowledge
    ۱. Unlearning
    ۲. Intangible resources
    ۱. Open exchange
    ۱. Private computer network
    ۲. Public Internet
    ۱. Consistency
    ۲. Online
    ۳. Interactivity
    ۴. Comprehension tests
    ۵. Centralisation
    ۱. Workforce
    ۲. Timeouness
    ۱. Discussion forums
    ۲. Bulletin boards
    ۱. Templates of letters
    ۲. Printout
    ۱. Points of interest
    ۱. Frequently asked questions (FAQs)
    ۱. Download

  5. Top | #181
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض خزنده و ساختواره وب

    خزنده و ساختواره وب


    وب به عنوان بستر فعالیت موتورهای جستجو، ساختاری نموداری دارد. این ساختار حرکت خزنده ها در موتورهای جستجو را به روشهایی منطبق بر خود محدود می سازد












    پارسیان (شاپرزفا)











    وب به عنوان بستر فعالیت موتورهای جستجو، ساختاری نموداری دارد. این ساختار حرکت خزنده ها در موتورهای جستجو را به روشهایی منطبق بر خود محدود می سازد. مقاله حاضر، به بررسی تأثیر ساختار وب بر چگونگی حرکت خزنده ها و فعالیت نمایه سازها در موتورهای جستجو می پردازد. پس از بحثی مقدماتی در باب نمودارهای جهت دار و فرایند کار خزنده، عمده ترین روشهای حرکت خزنده در سطح وب شامل حرکت «عمق ـ شروع»، «توزیع ـ شروع» و «بهترین ـ شروع» مطرح شده و سپس واحد سازه یابی و چگونگی تشکیل درختهای سازه یابی از قالب HTML مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
    ● مقدمه
    وب، مجموعه ای عظیم از مدارک است که هر یک برای پاسخگویی به یک نیاز بالقوه ایجاد و در بستر اینترنت منتشر گردیده است. حجم عظیم صفحات و اطلاعات موجود در وب و لزوم وجود ابزارهایی جهت سازماندهیِ دست کم گوشه ای از این مجموعه تاکنون به حد کفایت مورد بحث قرار گرفته است و اینکه موتورهای جستجو با تمام کاستیهای خود از عمده ترین ابزارهای دسترسی به محتوای مدارک پیش گفته هستند، اصلی پذیرفته شده میان بسیاری از کاربران اینترنتی است. وب، میلیاردها صفحه الکترونیکی را از طریق شبکه ای از اتصالها با یکدیگر مرتبط می سازد و از آنجا که ساختار آن هیچ محدودیتی بر چگونگی نشر صفحات، قالب انتشار، و یا چگونگی برقراری اتصالها و تعداد صفحات وب اعمال نمی نماید، گسترش چشمگیری یافته است. اما این مسئله هرگز بدین معنا نیست که وب بدون ساختار است. بسیاری از پژوهشها بیانگر وجود روابطی مشخص و منطقی در ساختار وب هستند.
    (Barabasi & Albert, ۱۹۹۹; Kleinberg etal., ۱۹۹۹; Albert etal., ۱۹۹۹).
    هر یک از این تحقیقات به نوبه خود به نتایج متفاوتی رسیده اند. فصل مشترک آنها مسئله ناهماهنگی توزیع صفحات وب است به گونه ای که آلبرت و دیگران[۲] (۱۹۹۹) از وب به عنوان یک شبکه جهانی کوچک یاد می کنند در حالی که برادر و همکاران[۳] (۲۰۰۰) توزیع وب را پاپیونی شکل توصیف می کنند. بر این اساس، وب از یک هسته که بیشترین اتصالها به آن برقرار شده و دو بال که با توجه به جهت اتصالها، توزیع متفاوتی از صفحات را در بر می گیرد، تشکیل شده است. کلیه پژوهش های انجام شده و تمام نتایج یک مسئله را اساس کار خود قرار داده اند و آن نموداری بودن ساختار وب[۴] است. با توجه به دستاوردهای پژوهشها، ساختار وب را به یقین می توان به صورت یک نمودار عظیم ترسیم نمود؛ نموداری که در برگیرندة گره ها و اتصالهای متعدد است.
    (Albert et al., ۱۹۹۹; Thelwall, ۲۰۰۲; Evans& Walker, ۲۰۰۴; Yu & Meng, ۲۰۰۴; Coathy, ۲۰۰۴) .
    بنابراین وب نه تنها بدون ساختار نیست بلکه می توان آن را به صورت یک ساختواره نموداری نیز ترسیم نمود. این ساختواره خواسته یا ناخواسته بر چگونگی گردآوری صفحات و نمایه سازی آنها توسط موتورهای جستجو تأثیرگذار بوده و در نهایت نتایج جستجو و میزان ربط آنها را رقم می زند.
    ● نمودارهای جهت دار[۵]
    نمودار در واقع مجموعه ای از گره ها و خطوط است که آن را به صورت ریاضیِ G (V, E) نشان می دهند. هر E حتماً دو گره را به یکدیگر متصل می کند. نمودار جهت دار، نموداری است که بتوان در آن جهت حرکت از هر گره به گره دیگر را به راحتی تشخیص داد.
    پیشتر بیان شد که هر صفحه از وب دارای تعدادی اتصال است. این اتصالها یا از صفحه هسته[۶] به سایر صفحات و یا از سایر صفحات به صفحه موردنظر برقرار شده است. بنابراین، تمام ویژگیهای پیش گفته، در باب صفحات وب و لینکهای آنها نیز صدق می کند. با توجه به جهت برقراری لینکها، می توان وب را نیز به صورت یک نمودار جهت دار ترسیم نمود.
    ● خزنده
    تقریباً تمام خزنده ها در موتورهای جستجو دارای چهار بخش گردآورنده[۷]، واحد کنترل[۸]، واحد سازه یابی[۹] و واحد کار[۱۰] هستند. گردآورنده تحت نظارت واحد کنترل، به صفحات هسته (گره های مختلف) رفته و مدارک را به واحد جداسازی لینکها می فرستد. پس از جداسازی، لینکهای مناسب به واحد کار ارسال شده و در فهرست دستور کار بعدی گردآورنده قرار می گیرند. واحد سازه یابی در واقع از دو بخش جداسازی لینکها[۱۱] و نمایه سازی تشکیل شده است.
    آنچه نهایتاً در پایگاه ذخیره می شود در واقع حاصل فرایند نمایه سازی است که تحت قالب تعریف شده در الگوریتم موتور جستجو به صورت واژگان و عبارات مختل پایگاه نمایه
    ▪ واحد کار
    ▪ واحد جداسازی لینکها
    ▪ نمایه ساز
    ▪ واحد کنترل
    ▪ گردآورنده وب
    در آمده است (Cothey, ۲۰۰۴).
    پیشتر اشاره شد که ساختار وب همچون نموداری جهت دار است، لذا خزنده نیز برای حرکت روی این ساختواره، چاره ای جز تبعیت از ویژگیها و جهت های از پیش تعیین شده ندارد. از نظر جبری، حرکت روی نمودارهای جهت دار را می توان به صورت ماتریسهای حرکتی[۱۲] ساده کرد. در موتورهای جستجو نیز، با توجه به شباهت ساختاری، استفاده از قواعد ریاضی حاکم بر این ماتریسها، تحلیل و مقایسه را آسان می نماید.
    به طور کلی، سه روش برای حرکت خزنده در شبکه لینکهای وب وجود دارد. این سه روش عبارتند از حرکت عمق ـ شروع[۱۳]، توزیع ـ شروع[۱۴]، و بهترین ـ شروع[۱۵].
    ● حرکت عمق ـ شروع
    در این حرکت، واحد کنترل خزنده یک صفحه را به عنوان صفحه هسته برای گردآورنده مشخص می سازد. پس از جداسازی لینکها، واحد کنترل یکی از لینکهای خارجی صفحه را انتخاب و گره مقصد را به گردآورنده معرفی می کند. این فرایند تا زمانی که برای واحد کنترل تعریف شده باشد، ادامه پیدا می کند.
    از آنجا که تقریباً تمام صفحه های وب لینکهایی به سایر صفحات برقرار می کنند، چنانچه سطح عمق برای واحد کنترل تعریف شده نباشد، حرکت به عمق آن قدر ادامه خواهد یافت که به مرور زمان، عملاً پایگاه نمایه موتور جستجو را از مطالب بی کیفیت خواهد انباشت. به همین دلیل، در بیشتر موتورهای جستجو، سطح عمق برای واحد کنترل تعریف می شود. در تصویر۴، چنانچه سطح عمق تعریف شده ۲ باشد، ترتیب حرکت گردآورنده ۱، ۲، ۵، ۶و۷ بوده و عملاً صفحه های ۳ و ۴ مورد بررسی قرار نخواهند گرفت.
    ● حرکت توزیع ـ شروع
    در این حرکت، واحد کنترل پس از تعیین صفحه هسته، کلیه گره های هم عمق با یکدیگر را تعیین و به ترتیب به گردآورنده معرفی می کند. پس از رجوع به کلیه صفحات مشخص شده در آن سطح، واحد کنترل سطح دوم را مورد بررسی قرار می دهد. به عنوان نمونه، ترتیب حرکت گردآورنده تحت نظارت واحد کنترل و با استفاده از الگوریتم توزیع ـ شروع در صفحه های مختلف.
    روش حرکت توزیع ـ شروع مورد علاقه بسیاری از طراحان برنامه های خزنده در موتورهای جستجوست، زیرا طراحی و اجرای آن به صورت رایانه ای بسیار ساده تر از روش حرکت عمق ـ شروع بوده و در صورت تعیین ---------- دقیق، به لحاظ محدود بودن دامنه لینکهای هر صفحه به عنوان صفحه هسته، حجم پایگاه موتور جستجو بیهوده افزایش نخواهد یافت(Chakrabarti et al., ۲۰۰۲).
    حال، چنانچه صفحه هسته به یک مطلب خاص بپردازد، با توجه به آنکه گردآورنده تمام لینکهای موجود در صفحه و یا صفحات بعد را دنبال نمی کند، حرکت خزنده تأثیر بسیار زیادی بر نمایه سازی و در نهایت بازیابی اطلاعات خواهد داشت.
    در حرکت عمق ـ شروع، با انتخاب هر لینک و رفتن به صفحه بعدی و ادامه این کار، یک مطلب خاص (حوزه موضوعی مربوط به سطح عمق اول حرکت) به صورت اختصاصی دنبال شده و از آنجا که گرایش واحد کنترل نسبت به حرکت عمقی گردآورنده بیشتر از حرکت در سطح است، در نهایت صفحاتی که برای نمایه ساز فرستاده می شوند به احتمال، اغلب حول یک مطلب یا موضوع خواهند بود. در حالی که در حرکت توزیع ـ شروع گرایش واحد کنترل به حرکت در سطح است و لذا گردآورنده ابتدا به گره های تعیین شده در سطح سرکشی خواهد کرد. در چنین شرایطی صفحاتی برای واحد نمایه ساز ارسال می شوند که در کل دیدی عامتر دارند (مانند آنچه در صفحه هسته آمده است). این مسئله، ناشی از آن است که معمولاً لینکهایی که از هر صفحه برقرار می شوند، به بخشی از مطلب مطرح شده در صفحه هسته مربوط می شوند.
    بنابراین، با حرکت از سطح به عمق، دید نمایه ساز خواه نا خواه جزء نگر بوده و با حرکت در سطح دید نمایه سازی در حول یک مطلب با گستره ای وسیع تر و جامع تر متمرکز خواهد بود (Herrman, ۲۰۰۳).
    با توجه به مطالعات دهه ۱۹۹۰، استفاده از هر یک از این روشها برای حرکت روی ساختواره وب با توجه به حجم عظیم صفحات و مطالب هر یک، در نهایت تفاوت چندانی در بازیابی بهتر موتورهای جستجوی مختلف در سطح وب نداشت.
    تصمیم گیری در باب انتخاب هر یک از این دو روش و تردیدهای موجود، روش سومی را پیش پای طراحان و برنامه نویسان قرار داد و آن، حرکت «بهترین ـ شروع» بود.
    ● حرکت بهترین ـ شروع
    بهترین در حوزه حرکت خزنده روی ساختواره وب، در واقع معانی متفاوتی دارد. الگوریتمهای مختلفی برای حرکت بهترین ـ شروع وجود دارند که بر اساس فرمول محاسبه بهترین صفحه بعدی، اسامی متفاوت دارند. از این بین می توان به خزنده متمرکز[۱۶]، جستجوی کوسه ای[۱۷]، عنکبوتهای اطلاعاتی[۱۸] و... اشاره کرد.
    در ساده ترین حالت، از سیاستهای رتبه بندی همچون "رتبه بندی صفحات"[۱۹] به عنوان معیار بهترین بودن استفاده می شود. در این روش واحد کنترل با توجه به رتبه هر صفحه میان سایر صفحات، گردآورنده را به صفحه بعدی می فرستد.
    حرکت بهترین ـ شروع، بر این اصل مبتنی است که پدیدآورنده هر صفحه زمانی از صفحه خود (A) به صفحه دیگری (B) لینک برقرار می کند که B از نظر پدیدآور A ارزشمند باشد. در بحث رتبه بندی صفحات چنین عملی برای B یک امتیاز مثبت محسوب می شود. بنابراین، در ساختار خزنده ها الگوریتم رتبه بندی صفحات در واقع برنامه ای است که اهمیت نسبی هر صفحه را بر اساس لینکهای برقرار شده به آن مشخص می سازد. بر این پایه در خزنده هایی که برای حرکت خود از روش بهترین ـ شروع استفاده می کنند در واقع از سه اصل پیروی می شود:
    ▪ صفحاتی که لینکهای بیشتری به آنها برقرار شده است، اهمیت بیشتری دارند. تعداد بیشتر لینکها به نوعی نشانگر شهرت و یا محبوبیت صفحه مذکور در سطح وب است.
    ▪ چنانچه این لینکها از صفحات معتبرتری برقرار شده باشند، اعتبار صفحه مورد مطالعه افزایش خواهد یافت.
    ▪ از طرفی، هرچه تعداد لینکهایی که از صفحه مورد مطالعه به سایر صفحات برقرار می شود بیشتر باشد، ارزش آن صفحات کمتر خواهد بود.
    بر این اساس، در اکثر خزنده ها چنانچه U صفحه اصلی، Fu نشانگر صفحاتی که از U به آنها لینک برقرار شده[۲۰] و Bu نشانگر صفحاتی باشد که به U لینک برقرار کرده اند[۲۱] رتبه صفحه از طریق فرمول حاضر و یا فرمولهایی با عناصر اصلی مشابه، قابل سنجش خواهد بود.
    در این فرمول، علامت جمع به معنای وجود رابطه مثبت میان تعداد لینکهای برقرار شده به U و رتبه U است. R(V) یا رتبه صفحات برقرار کننده لینک به U نیز چون در صورت کسر قرار گرفته اند، رابطه مثبت با رتبه U دارند، در حالی که وجود |FU| در مخرج، نشانگر وجود رابطه معکوس رتبه U و تعداد لینکهایی است که به صفحات دیگر بر قرار کرده است[۲۲].
    این مسئله در نظر کاملاً منطقی است، اما ناجورک و وینر[۲۳] (۲۰۰۱) در عمل ثابت می کنند که با توجه به هزینه بالا و زمان بر بودن فرایند رتبه بندی صفحات، استفاده از روش توزیع - شروع به نسبت توجیه پذیرتر می نماید. آنها برمبنای دستاوردهای خود بیان می دارند که با توجه به امکانات فعلی فناوری، روش رتبه بندی صفحات بسیار هزینه بر بوده، زمان زیادی را می طلبد و از طرف دیگر با توجه به عدم ثبات رتبه صفحات در طول زمان بایگانی نگهداری رتبه های صفحات را به سرعت باید روزآمدسازی نمود. این در حالی است که توجه به حرکت عمق ـ شروع به عنوان یک گزینه مطرح، کمتر صورت می پذیرد.
    ● واحد سازه یابی
    واحد نمایه ساز موتورهای جستجو باید صفحات حاوی اطلاعات را از گردآورنده دریافت کند و عبارات و واژگان آنها را استخراج و در پایگاه خود ذخیره سازی نمایند. بنابراین، چنانچه هر صفحه در مقام خود یک واحد کلی باشد، نمایه ساز آن را به اجزای کوچکتر از قبیل واژه و یا عبارت تبدیل کرده و در پایگاه خود ذخیره می سازد. نرم افزاری که توانایی انجام این عمل را داشته باشد، «سازه یاب» نام دارد. در فرایند سازه یابی، اولین کار تشخیص زبان رشته نشانه های ورودی[۲۴] است. پس از آن، بر اساس دستور آن زبان خاص، سازه یاب به تعیین ساختار ترکیبی آن رشته می پردازد[۲۵].
    با این توصیف برنامه سازه یاب در ساختار یک موتور جستجو کار جداسازی و یکسان سازی آدرسهای اینترنتی موجود در مدرک، نگهداری فهرست واژگان غیر مجاز و تهیه درخت سازه یابی را انجام می دهد. از آنجا که سازه یاب براساس دستور زبان از قبل تعریف شده به هدف دستیابی به محتوای مشخصی عمل می کند، تقسیم بندی واژگان استخراج شده و وزن دهی به آنها کار ساده ای خواهد بود(Fischer, ۲۰۰۵)
    زبان HTML زبان غالب در سطح وب به شمار می آید، لذا کلیه موتورهای جستجو دارای نرم افزارهای سازه یابی سازگار با HTML برای زبانهای مختلف هستند. به واسطه این نرم افزارها، برچسبهای HTML و ارزش آنها به سرعت شناسایی می شوند.
    برای جداسازی و یکسان نمودن آدرسهای موجود در یک صفحه، از سازه یابها به منظور شناسایی برچسبهای مختلف و ارزش آنها استفاده می شود. این کار معمولاً به منظور کمک به واحد کنترل جهت هدایت گردآورنده انجام می شود. اما کار معرفی آدرسها به گردآورنده، اغلب مشکل تر از این است. گاه لازم است بسیاری از آدرسهای ذکر شده در صفحه یکدست و تصحیح شوند. به منظور یکسان سازی آدرسهای اینترنتی دستورالعملهایی برای تبدیل حروف بزرگ آدرسها به حروف کوچک، برداشتن انشعابهای اضافی از دنباله آدرس، تصحیح و یا تکمیل برخی از آدرسها و ...، برای سازه یابهای مختلف تعریف می شود(Pant, Sirinivan & Meczer, ۲۰۰۴) .
    سازه یابهای مختلف ممکن است سیاهه واژگان غیر مجاز متفاوتی داشته باشند و یا اصولاً فاقد ویژگی حذف واژگان بدون بار معنایی در طول فرایند نمایه سازی باشند. در سطوح بالاتر، برخی از سازه یابها با توجه به دستور زبان از پیش تعریف شده، توانایی تشخیص ریشه کلمات و ذخیره کلیه واژگان هم ریشه را در یک محل دارند.
    در نهایت، وظیفه هر سازه یاب ایجاد درخت سازه یابی[۲۶] است. در این مرحله، واحد سازه یابی آدرس و یا واژه موجود در صفحه را با کمک محتوا و محل برچسب ارزیابی کرده، درختواره ای از ساختار صفحه تشکیل می دهد. نمونه ای از این درخت و قالب HTML متناظر با آن.
    تشکیل این درخت، کار وزن دهی به هر متن و واژه و عبارت استخراج شده از آن را ساده می نماید. رتبه متون در قسمتهای مختلف صفحه با توجه به الگوریتم رتبه بندی خاص هر موتور متفاوت است. واژگان وزن دهی شده را می توان به راحتی در قالب یک مقیاس عددی ریخته و برای الگوریتم رتبه بندی موتور جستجو، امکان سنجش و مقایسه سؤال کاربر و واژگان موجود پایگاه را فراهم آورد.
    ● جمع بندی
    با وجود ماهیت متغیر وب، باز هم ساختار وب بر نحوة سازماندهی آن تأثیرگذار خواهد بود. با توجه به اینکه هم اکنون موتورهای جستجو از مهمترین سازمان دهندگان به شمار می روند و از طرفی با در نظرگرفتن اینکه ساختار وب روشهای متفاوت و نه متعدد گردآوری اطلاعات را به طراحان نرم افزارهای خزنده دیکته می کند، می توان بیان داشت که ساختواره جهت دار وب بی تأثیر بر بازیابی های مفید و یا بی حاصل تأثیر خواهد داشت. آنچه در این زمان مورد توجه بیشتر محققان حوزه قرار گرفته، چگونگی بهینه سازی استفاده از امکاناتی است که وب در اختیار طراحان قرار می دهد. تصمیم گیری در باب انتخاب شیوه حرکت خزنده ـ اعم از حرکت به عمق یا حرکت در سطح و یا انتخاب هر صفحه بسته به کیفیت آن ـ یکی از مباحث مورد توجه علاقه مندان به این حوزه است. مطالعه در باب بازدهی هر روش در طول زمان و یا امکان سنجی استفاده از یک روش در حال حاضر از مطالعات مطرح در این حوزه به شمار می آید.
    این در حالی است که از زاویه ای دیگر، اعمال از پیش تعریف شده برای هر سازه یاب ـ چه کوتاه و مختصر (سازه یاب های ساده) و چه پیچیده (سازه یابهای سطح بالا) ـ نیز به بهینه سازی استفاده از امکانات وب توجه می کند. با تعریف جزئیات بیشتر، نمایه سازی دقیق تر شده و در نهایت بازیابی بهتری حاصل خواهد شد.
    مدارک به واسطة شیوه حرکت در سطح وب گردآوری شده اند و نمایه سازی روی ساختار ساختمند وب به اجرا در آمده است؛ ساختاری که حتی زبان نگارش آن را می توان در قالب نمودار ترسیم نمود. الگوریتمهای مختلف رتبه بندی بر اساس این ساختار و اجزای آن کار خود را انجام می دهند، پس ساختار وب به صورتی غیر مستقیم اما با قدرتی بسیار بر آنچه بازیابی می شود تأثیر خواهد داشت.

    پارسیان (شاپرزفا)









    شعله ارسطوپور[۱]
    منابع
    - Albert, R., Jeoung, H.& Barabasi, A. (۱۹۹۹). "The Diameter of the Wold Wide Web". Nature . Vol. ۴۰۱, P. ۱۳۰ Available online: www۱۰.org/cdrom/papers/۲۰۸ [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Barabasi A.L. & Albert, R. (۱۹۹۹). "Emergence of Scaling in random Networks". Science. Vol. ۲۸۶, P ۵۰۹ - ۵۱۲. Available online: http://www.nd.edu/~networks [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Broder, A., Kumar, R., Maghoul, F., Raghavan, P., Rajagopalan, s., Stata, R., (۲۰۰۰). "Graph Structure in the Web". Computer Networks. Vol. ۳۳, P. ۳۰۹ - ۳۲۰. Available online: http://www۹.org/w۹cdrom/۱۶۰/۱۶۰.html [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Chakrabarti, s. , Joshi, M.M., Punera, K. & Pennock, D.M. (۲۰۰۲). "The Structure of Broad Topics On the Web". Proceedings of the ۱۱th World Wide Web Conference (p.۵۰۸ – ۵۱۰). Honolulu, Hawaii, May ۷- ۱۱ . New York: ACM. Available online: http://http.cs.berkeley.edu/~soumen/doc/www۲۰۰۲t/p۳۳۸-chakrabarti.pdf [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Cothey, Viv (۲۰۰۴). "Web Crawling reliability". Journal of the American Society for Information Science and Technology. ۵۵(۱۴). P. ۱۲۲۸ – ۱۲۳۸.
    - Evans, Michael P. & Walker, Andrew (۲۰۰۴). "Using The Web Graph to Influence Application Behavior". Internet Research. ۱۴(۵). P. ۳۷۲ – ۳۷۸.
    - Fischer, Hendrik (۲۰۰۵). Decisions To Go: An Intelligent Mobile Decision Support System[Dissertation]. Georgia: The University of Georgia. Available online: http://graduate.gradsch.uga. edu/etdarchive/summer۲۰۰۵/fischer-hendrik-۲۰۰۵۰۸-ms.pdf [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Herrmann, Frank (۲۰۰۳). Web search engines. Available online: http://graduate.gradsch.uga.edu/etdarchive/summer۲۰۰۵/ fischer-hendrik-۲۰۰۵۰۸-ms.pdf [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Kleinberg, J., Kumar, R., Raghava, P., Rajagopalan, S., & Tomkins, A. (۱۹۹۹). "The Web as a Graph: Measurements, Models, and Methods". Proceedings of the International Conference on Combinatorics and Computing , Tokyo , Japan, July ۲۶ – ۲۸. London: Springer, P. ۱ - ۱۷. Available online: http://www.tomkinshome.com/papers/archive/cocoon۹۹.pdf [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Najork,M. & Wiener, J.L. (۲۰۰۱). "Breadth – First Crawling Yields High Quality Pages". Proceedings of the ۱۰th World Wide Web Conference (p.۱۱۴ - ۱۱۸). Hongkong. May ۱ - ۵ . New York: ACM. Available online: http://www۱۰.org/cdrom/papers/۲۰۸/ [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Pant, G., Srinivasan, p. Menczer,F. (۲۰۰۴). "Crawling the Web". Web Dynamics. Springer. Availableonline: http://mia.ece.uic.edu/~papers/MediaBot/pdf۰۰۰۰۱.pdf [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Thelwal, Mike (۲۰۰۲). "Methodologies for Crawler Based Web Surveys". Internet Research. ۱۲(۲), P. ۱۲۴ – ۱۳۸. Available online: www.scms.rgu.ac.uk/staff/fh/CM۱۰۰۸/documents/lecture۳.pdf [Accessed on Oct. ۲۰۰۵]
    - Yu, Clement & Meng, Weiyi (۲۰۰۴). "Web Search Technology". The Internet Encyclopedia. Hoboken, NJ: Wiley. P ۷۳۸ – ۷۵۳
    ۱. دانشجوی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه فردوسی مشهد
    ۱. Albert etal.
    ۲. Broder etal.
    ۳. Web&#۰۳۹;s Graph Structure
    ۱. Directed Graph
    ۲. Seed Page
    ۱. Fetcher
    ۲. Controller
    ۳. Parsing Unit
    ۴. Workload Unit
    ۵. Link Extracting
    ۶. Traversal Matrix
    ۱. Depth - First
    ۲. Breadth - First
    ۳. Best - First
    ۱. Focused Crawler
    ۲. Shark Search
    ۳. Info Spiders
    ۴. Page Rank
    ۵. Forward Links
    ۶. Back Links
    ۱. این مسئله تابع این اصل است که هرچه تعداد صفحات زیرمجموعه صفحه هسته (Child pages) بیشتر باشد، ارزش و رتبه صفحه هسته بین این صفحات تقسیم می شود (Yu & Meng, ۲۰۰۴).
    ۱. Najork & Wiener
    ۲. Input Symbols&#۰۳۹; String
    ۳. پاکروان، امیرحسین (۱۳۷۶)، فرهنگ کامپیوتر یادواره "انگلیسی- فارسی"، (تهران: یادواره اسدی؛ فرهنگستان یادواره).
    ۱. Parse Tree

  6. Top | #182
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تحلیل کارکردهای عناصر اطلاعاتی در پیشینه کتابشناختی: رویکردی نو به سازماندهی چند منظوره اطلاعات در فهرستهای رایانه ای

    تحلیل کارکردهای عناصر اطلاعاتی در پیشینه کتابشناختی: رویکردی نو به سازماندهی چند منظوره اطلاعات در فهرستهای رایانه ای


    پیشینه های کتابشناختی، کارکردهای گوناگونی در نظامهای رایانه ای کتابخانه ها دارند.







    پارسیان (شاپرزفا) پارسیان (شاپرزفا) پارسیان (شاپرزفا)
    ۲
    ۱
    پارسیان (شاپرزفا) پارسیان (شاپرزفا) پارسیان (شاپرزفا)




    پارسیان (شاپرزفا)











    پیشینه های کتابشناختی، کارکردهای گوناگونی در نظامهای رایانه ای کتابخانه ها دارند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی، ماهیت و کارکردهای چندگانه هر یک از عناصر داده ای (فیلدهای موجود) در استانداردهای مرتبط با پیشینه های کتابشناختی (قواعد انگلو ـ امریکن، آی اس بی دی، مارک، و فراداده دوبلین کور) را با توجه به تأثیر احتمالی محیط رایانه ای پیوسته بر آنها بررسی می کند. نتایج تحلیل نشان می دهد، پیشینه کتابشناختی در قالب الکترونیکی کارکردهای متنوعی در پاسخ به نیازهای گوناگون در محیط رایانه ای (در حوزه کاری ناشران، کتابفروشان، کتابخانه ها، و کاربران) دارد. این کارکردها در پنج مقولة «بازیابی اطلاعات»، «شناسایی مدارک اطلاعاتی»، «مکان یابی مدارک»، «برقراری پیوند میان مدارک مرتبط به هم»، و «مدیریت پایگاه» دسته بندی شده است. مقاله حاضر در پی توجیه نیاز به سطح هماهنگ تر و کامل تری از توصیف، یعنی افزودن داده های بیشتر و استانداردتر به پیشینه های کتابشناختی در محیط پیوسته است. این رویکرد به منظور توسعه انواع قابلیتهای فهرستهای رایانه ای و نیز بهسازی شیوه میانکنش آنها در شبکه وب است.
    ● مقدمه
    پیشینه ها (رکوردها) مبنای اصلی ذخیره و بازیابی در هر پایگاه اطلاعاتی به شمار می روند. در پیشینه های یک پایگاه کتابشناختی (نظیر فهرست رایانه ای یا پایگاه کتابهای ناشران و کتابفروشان)، عناصر داده ای[۳] گوناگونی بر اساس نیاز و مطابق با استانداردهای مربوط ذخیره می شود. بخش عمده ای از این عناصر داده ای از خود موجودیت (خود اثر یا منبع اطلاعاتی) استخراج می گردند و بخشی نیز در مرحله تکمیل اطلاعات پایگاه به پیشینه افزوده می شوند. نکته قابل توجه در این زمینه آن است که، هرچند در طول یک قرن اخیر بویژه پس از توسعه فهرستهای رایانه ای و فرمت مارک (فهرستنویسی ماشین خوان)، بر تعداد و تنوع عناصر داده ای در پیشینه ها افزوده شده است، اما فهرستهای رایانه ای هنوز در برآوردن نیازهای گوناگون کاربران مشکلاتی دارند که ناشی از عدم تعریف کامل کارکردهای هر یک از عناصر داده ای است. شناسایی و تحلیل کارکردی انواع عناصر داده ای در پیشینه کتابشناختی، به شناسایی چگونگی عملکرد آن در سازماندهی اطلاعات یاری می رساند. این مقاله تلاش دارد تا بر اساس عناصر اطلاعاتی (داده های کتابشناختی) که در مرحله فهرستنویسی توصیفی و ورود اطلاعات در پایگاه به پیشینه های کتابشناختی افزوده می شود و با توجه به نیازهای گوناگون، به تحلیل محتوا و کارکرد این پیشینه ها بپردازد. بدین منظور، پیشینه کتابشناختی به عناصر داده ای تشکیل دهنده آن (فیلدها و فیلدهای فرعی) تجزیه شده تا بتوان ماهیت، نقش و کارکرد هر عنصر را با توجه به ملزومات یک پایگاه اطلاعاتی در نمایه سازی، ذخیره، پردازش و برونداد اطلاعات شناسایی و دسته بندی کرد. در این تحلیل، عناصر اطلاعاتی در قواعد انگلو ـ امریکن، آی اس بی دی، قرارداده دوبلین کور، و استاندارد Z۳۹.۵۰ مورد توجه قرار گرفته است.
    ● سابقه این مفهوم و پژوهشهای پیرامون آن
    با وجود اهمیت این موضوع، پژوهشهای اندکی در مورد شناسایی و تحلیل کارکردی عناصر داده ای پیشینه های کتابشناختی صورت گرفته است. به نظر برگزیس (Bregzis, ۱۹۷۰) در اوایل دهه ۱۹۶۰، حتی فهرستی نظام مند از کلیه عناصر داده ای که به منزله اجزای ساختاری پیشینه کتابشناختی عمل کنند نیز وجود نداشته است. در عین حال، سه پژوهش عمده در این زمینه انجام شده است: اولین پژوهش توسط «کران و آورام»[۴] (۱۹۷۶) اجرا شد. در این تحقیق که برای کمیته فعالیتهای کتابخانه ای و دبیزش[۵] (Z-۳۹) مربوط به مؤسسه استاندارد ایالات متحده آمریکا انجام گرفت، بر اهمیت و نیاز به شناسایی تک تک عناصر داده ای قابل استفاده در ساختار پیشینه کتابشناختی تأکید شده است. دستاوردهای این پژوهش به منزله مبنایی برای تعریف ساختار مارک II توسط کتابخانه کنگره و نیز کتابشناسی ملی بریتانیا به کار رفت. پژوهش دوم، که یکی از مهمترین پژوهشها در حوزه شناسایی عناصر داده ای اصلی در پیشینه های کتابشناختی بود، طرح تحقیقاتی «سیل، برایانت و هال»[۶] (۱۹۸۲) برای مرکز مدیریت کتابشناختی دانشگاه «بث»[۷] بود. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی آن دسته از عناصر داده ای بود که به منظور بازیابی و مکان یابی مدارک بیشتر مورد استفاده کاربران فهرست، بخصوص دانشجویان، قرار می گرفت.
    پژوهش دیگری توسط گروه مطالعاتی ایفلا در حوزه ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی[۸] اجرا شده است. این گروه با توجه به پیشنهادهای سمینار پیشینه های کتابشناختی در سال ۱۹۹۰ در استکهلم، کار خود را درباره شناسایی ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی با توجه به نیازهای کاربران و انواع رسانه آغاز کرد (Bourne, ۱۹۹۳: ۱۴۵). هدف این کار تحقیقاتی، بیان دقیق و روشن کارکردهای پیشینه کتابشناختی با توجه به رسانه های متفاوت، کاربردهای متعدد و نیازهای مختلف بود(Functional Requirements, ۱۹۹۸: ۲). از رویکرد گروه تحقیقاتی ایفلا، می توان این گونه برداشت کرد که بخشی از این رویکرد مبتنی بر تعیین حداقل داده های لازم در کتابشناسیهای ملی و بخشی دیگر مبتنی بر تعریف سطحی پایه از کارکردهای مربوط به موجودیتها (منابع اطلاعاتی) بود. پژوهش این گروه مدت هفت سال به طول انجامید و سرانجام، در سال ۱۹۹۷ کارکردهای پیشینه های کتابشناختی در چهار مقوله «بازیابی»[۹]، «شناسایی»[۱۰]، «انتخاب»[۱۱] و «دسترسی»[۱۲] گروه بندی و معرفی شد. لازم به توضیح است، که این گروه بندی بر مبنای گستره نیازهای کاربران طراحی شده و کلیه کارکردهای هر پیشینه کتابشناختی را از نظر کاربر نهایی شامل می شود. از زمان تصویب این طرح توسط ایفلا بررسیهای بسیاری در زمینه های مختلف به منظور تشخیص نقاط ضعف و قوت این مدل در سطح کلان و خرد انجام شده و بخصوص از جنبه های اجرایی انتقادهایی نیز به آن وارد گردیده است.[۱۳] برخی از این انتقادها در بخش بعد مورد توجه قرار گرفته است.
    فتاحی (۱۹۹۷a) در پایان نامه دکترای خود، کارکردهای پیشینه های کتابشناختی را در پنج گروه «بازیابی»، «شناسایی»، «پیوند دهی»، «مکان یابی»، و «سازماندهی/ ردیف سازی/ محدودسازی»[۱۴] مورد بررسی و تحلیل قرار داد. وی در همایش بین المللی اصول و قواعد فهرستنویسی انگلو ـ امریکن (Fattahi, ۱۹۹۷b) کارکرد دیگری را تحت عنوان «مدیریت» به کارکردهای قبلی افزود.
    در سال ۲۰۰۲ گروه کاری «ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی»، طرحی را به منظور پشتیبانی و توسعه یک مدل مفهومی آغاز کرد؛ اما از سال ۲۰۰۳ نام این گروه به «گروه بازنگری در ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی»[۱۵] تغییر یافت که یکی از فعالیتهای آن روزآمدسازی و اعمال برخی تغییرات در مدل ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی است.
    ● کارکردهای پیشینه کتابشناختی
    اگرچه برای نخستین بار، کارکردهای پیشینه کتابشناختی توسط «کاتر» به صورت مدوّن و در دل کارکردهای فهرست کتابخانه (برگه دان) مطرح شد، اما فهرست رایانه ای که در واقع یک پایگاه الکترونیکی به شمار می رود، مستلزم نگاهی جدید به کارکردهای پیشینه کتابشناختی است. پیشینه ابزار اصلی کنترل کتابشناختی و مدیریت اطلاعات، در فعالیتهای اطلاعاتی است. در حوزه کتابخانه ها و با توجه به هدفهای فهرست کتابخانه، کارکردهای اساسی پیشینه کتابشناختی عبارتند از:
    ۱) توصیف مدرک در سطحی خودبسنده، به صورتی که ماهیت، محتوا و دامنه فکری ـ هنری اثر از طریق داده های توصیفی (اطلاعات کتابشناختی) به خواننده ارائه شود.
    ۲) ایجاد قابلیت تمایز میان موجودیتهای کتابشناختی خاص، به شکلی که تفاوتهای میان چاپها و ویرایشهای مختلف یک اثر از یکدیگر تشخیص داده شود.
    ۳) ایجاد قابلیت نشان دادن ارتباط میان آثار و مدارک مرتبط؛ بدین معنا که روابط میان موجودیتهای مختلف کتابشناختی نشان داده شوند (به عنوان مثال، رابطه میان یک اثر معروف با آثار وابسته به آن مانند برگزیده ها، اقتباسها، ترجمه ها، نقدها، تفسیرها و ...).
    ۴) ایجاد قابلیت بازیابی آثار و یا موجودیتهای کتابشناختی خاص، به صورتی که بتوان هر اثر را با داشتن حداقل اطلاعات (حد اقل شناسه ها) بازیابی کرد.
    ۵) ایجاد قابلیت مکان یابی مدرک جهت دسترسی فیزیکی، که به طور معمول از طریق شماره راهنما، شماره ثبت، شماره شابک و مانند آنها حاصل می شود.
    ۶) ارائه اطلاعات کلی برای اهداف استنادی (مأخذ دادن در مقاله ها، پایان نامه ها، کتابها و ...) که با ارائه برخی اطلاعات کتابشناختی اصلی تحقق می یابد.
    ۷) ارائه اطلاعاتی در بارة چگونگی ایجاد، نگهداری، و انتقال هر پیشینه به منظور مدیریت و پشتیبانی پایگاه (به عبارت دیگر، حفظ نظم و مدیریت) که از طریق افزودن برخی داده ها و اطلاعات به پیشینه ها (مانند تاریخ ایجاد رکورد، نام فهرستنویس، منبع انتقال پیشینه، تغییرات خود کتابخانه در پیشینه های کپی شده و ...) حاصل می شود.
    گروه مطالعاتی ایفلا در حوزه ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی، حداقل عناصر لازم را به دو گروه کلی «عناصر توصیفگر»[۱۶] و «عناصر سازمان دهنده»[۱۷] دسته بندی می کند (Maddison, ۱۹۹۸). هدف از تنظیم این عناصر به دو گروه، تعیین کارکردهای هر یک و تبیین نقش آنها در فرایند انطباق فهرستهای پیوسته کنونی بر مدل ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی است. با تعیین عناصر اصلی سازمان دهنده در پیشینه های کتابشناختی، آن دسته از عناصر داده ای که می توانند به سازماندهی نتایج جستجو و دسته بندی آنها در جهت افزایش اثربخشی نمایش نتایج جستجو کمک نمایند، شناسایی شده اند. این گروه حداقل کارکردهای پیشینه را به این صورت تعریف کرده است (Functional Requirements …, ۱۹۹۸: ۹۷ - ۱۱۱):
    ۱) بازیابی کلیه موجودیتهای کتابشناختی شامل:
    ـ آثاری که یک فرد یا یک تنالگان مسئول انتشار آن است.
    ـ برداشتهای مختلف از یک اثر
    ـ آثار دارای یک موضوع واحد
    ـ آثار دارای یک فروست واحد
    ۲) بازیابی یک موجودیت کتابشناختی خاص:
    ـ هنگامی که نام فرد یا تنالگان مسوول تدوین آن معین باشد
    ـ زمانی که عنوان آن مشخص باشد
    ـ زمانی که شناسه های خاصی از آن در دسترس باشند
    ۳) شناسایی یک اثر
    ۴) شناسایی برداشتی خاص از یک اثر
    ۵) شناسایی یک موجودیت کتابشناختی خاص
    ۶) انتخاب یک اثر
    ۷) انتخاب اقتباسی خاص از یک اثر
    ۸) انتخاب یک موجودیت کتابشناختی
    ۹) دسترسی به آن موجودیت کتابشناختی.
    هدف اصلی مدل ملزومات کارکردی ایفلا، ارائه چارچوبی روشن و دقیق از علت وجودی هر عنصر اطلاعاتی در پیشینه کتابشناختی است. با وجود این، برخی بر این عقیده اند که دسته بندی کارکردی این مدل چندان کامل به نظر نمی رسد. در مواردی، به برخی عناصر اطلاعاتی اهمیت کافی داده نشده و نمی توان انتظار داشت برخی کارکردها به طور کامل محقق شود. از دیدگاه کویل[۱۸] (۲۰۰۴)، در مدل ایفلا تنها به کارکردهای سنتی پیشینه های کتابشناختی مانند «بازیابی»، «شناسایی»، «انتخاب» و «دسترسی» توجه شده و سایر کارکردها نیز بر مبنای این مقوله ها دسته بندی شده اند. این در حالی است که محیط الکترونیکی جدید ویژگیهایی دارد که خواه ناخواه به افزایش کارکردهای پیشینه های کتابشناختی فراتر از موارد مطرح شده در مدل مذکور منجر می شود. وی در ادامه می افزاید: کارکردهای مطرح شده در این مدل باید با کارکردهای نظامهای کتابخانه ای همراستا باشد. وی در این زمینه به کارکردهایی اشاره می کند که برخی از آنها در مدل ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی لحاظ نشده اند:
    ۱) توصیف[۱۹]
    ۲) کشف[۲۰]
    ۳) مکان یابی[۲۱]
    ۴) خرید[۲۲]
    ۵) نگهداری[۲۳]
    ۶) تبلیغ[۲۴].
    با وجود اینکه کویل به ویژگیهای محیط جدید و پیامدهای آن اشاره می کند، اما به طور مشخص به مسائل مدیریتی پیشینه های کتابشناختی در نظامهای رایانه ای کتابخانه اشاره نکرده است.
    همان گونه که پیشتر اشاره شد، در زمینه افزودن کارکردهای دیگر به این مدل، تاکنون پیشنهادهایی از سوی افراد مختلف ارائه شده است. فتاحی(۱۹۹۷a, ۱۹۹۷b) کارکرد «سازماندهی/ ردیف سازی/ محدودسازی و مدیریت»[۲۵] را نیز به سایر کارکردها افزوده و بر این باور است که هر پیشینه کتابشناختی، افزون بر کارکردهایی که مورد نظر کاربران نهایی است، داده هایی دارد که در مدیریت پایگاه مورد استفاده قرار می گیرند. وی به فیلدهای گوناگونی که در مارک آمریکا و سایر مارکها وجود دارد تا کارکردهای گوناگون پیشینه ها عملیاتی شود، اشاره می کند. دلیل در نظر گرفته نشدن این مسئله در مدل ارائه شده توسط ایفلا، رویکرد کاربرگرای مدل مذکور است. این مدل به کارکردها از دیدگاه نظام گرا نمی پردازد. از این رو، عناصر داده ای مرتبط با مدیریت پایگاه مورد اغماض قرار گرفته است.
    سونونیوس[۲۶] (۲۰۰۰) افزودن کارکرد «مرور»[۲۷] و گروه کاری[۲۸] FRANAR افزودن «زمینه نمایی»[۲۹] و «توجیه»[۳۰] را به گروه تجدید نظر ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی، پیشنهاد نموده اند. همچنین تیلت[۳۱] (۲۰۰۵) افزودن کارکردهای «ارتباط دهی»، «نگهداری» و «اختصاص حقوق» را به این گروه پیشنهاد داده است.
    از دیگر انتقادهایی که نسبت به این مدل صورت گرفته، پاسخگو نبودن آن نسبت به موجودیتهای کتابشناختی با ویژگی پیایندی (مانند مجله ها)ست (Jones, ۲۰۰۵; Sorrell & Urrizola, ۲۰۰۵; Gushrowski et al., ۲۰۰۵) .
    نگاه کلی مدل ایفلا به پیشینه های کتابشناختی، بیشتر دربرگیرنده کلیة شیوه های نظم دهی به آثار است (Smirglia, ۲۰۰۲). از آنجا که عناصر سازمان دهنده تعیین شده در مدل ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی در عملی ساختن این مدل مفهومی اهمیت ویژه ای دارند و مدل مذکور آنها را به تفصیل مورد بررسی قرار نداده بود، از سال ۱۹۹۹ گروه کاری خاصی برای تبیین ملزومات کارکردی و شماره گذاری پیشینه های مستند[۳۲] آغاز به کار نمود.
    موضوع نیز یکی از عناصر مهم در یک پیشینه و یکی از راه های دسترسی محتوایی به آثار در فهرستها و پایگاههاست. گروه کاری ایفلا در حوزه ملزومات کارکردی پیشینه های مستند موضوعی و با هدف تدوین مدلی مفهومی از گروه سوم موجودیتهای مطرح شده در مدل ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی به منظور پرداختن به موضوعیت[۳۳] آثار در سال ۲۰۰۵ تشکیل شد. از دیگر اهداف این مدل، ایجاد چارچوبی برای برقراری ارتباط داده های پیشینه های مستند موضوعی با نیازهای کاربران و همچنین بررسی قابلیت به اشتراک گذاری و استفاده از داده های مستند موضوعی در سطح بین المللی در کتابخانه و فراتر از آن است (FRSAR, ۲۰۰۶). مدل ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی و ملزومات کارکردی پیشینه های مستند، تاحدی به موضوع آثار می پردازند، اما هیچ یک از آنها برای تحلیل مفهومی آثار کفایت نمی کنند. «دلسی»[۳۴] (۲۰۰۵) در این راستا توجه به سه نکته را پیشنهاد می کند: ۱ـ کلیه موجودیتهای داده ای مطرح شده در دو مدل پیش گفته، باید پاسخگوی تمام برداشتهای یک کاربر از موضوع باشد. ۲ـ در صورت تدوین و یا تکمیل مدلهای کنونی، کلیه ویژگیها و جنبه های مطرح در طراحی و ساخت نقاط دسترسی موضوعی، در مدل جدید در نظر گرفته شوند. ۳ـ مدل مطرح شده بازنمونی عملی از روابط میان شناسه های موضوعی فراهم کند.
    بازیابی، شناسایی، انتخاب، دسترسی و کاوش و بررسی[۳۵] هسته اساسی فعالیتهای کاربران را در این مدل تشکیل می دهد. موجودیتهای موضوعی در این مدل شامل شیء[۳۶]، مفهوم[۳۷] و واقعه[۳۸] است (Zeng, Salaba, Zumer, ۲۰۰۶). روابط دقیق میان این موجودیتها هنوز تبیین نشده است؛ اما پیشتر با توجه به مدل ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی، «بویتزا و گورینی»[۳۹] (۲۰۰۲) با تعریف دو موجودیت موضوع و مفهوم سه نوع رابطه را میان این موجودیتهای موضوعی تعریف می کنند. ۱ـ روابط اولیه[۴۰] ۲ـ روابط درون موضوعی[۴۱] و ۳ـ روابط فراموضوعی[۴۲]. آنها با افزودن فرایند راهبری[۴۳] به فعالیتهای کاربران، بیان می دارند که از میان انواع این روابط، روابط فراموضوعی که در واقع دربرگیرنده روابط کل ـ جزء، سلسله مراتبی، متضاد، مترادف و مرتبط می باشد، برای کارکرد راهبری، حیاتی است. کارکرد راهبری در واقع به راهنمایی کاربر به موضوعات مرتبط با موضوع مورد جستجو پرداخته و در نهایت به بازیابی آثاری با موضوعات نزدیک به موضوع مورد نظر کاربر منجر می شود. چنین کارکردی می تواند در واقع به تنظیم پیشینه های بازیابی شده بر اساس موضوع، به گونه ای متفاوت کمک کند.
    مزیت توجه به مدل ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی تنها ایجاد ساختار سلسله مراتبی برای انواع موجودیتهای کتابشناختی نیست، بلکه تبیین دقیق روابط حاکم بر این موجودیتهای کتابشناختی است که در نهایت به فهرست رایانه ای این امکان را می دهد تا ساختار مسطح خود را به ساختاری چند لایه تبدیل کرده و در واقع به یک گونه هستی شناسی[۴۴] تبدیل و رفته رفته به ساختار فرامتنی وب نزدیکتر شوند (Le Boeuf, ۲۰۰۵). تغییر شیوه نمایش نتایج جستجو، گام نخست در این راستا خواهد بود. چنین کاری، نیازمند رویکرد عملی به مدل مفهومی ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی است. شیوه های مختلف پیشنهادی برای نمایش اعم از نمایش سرشناسه ای، نمایش برچسبی (برچسبهایی که دسته های مختلف موجودیتها را تبیین می کنند)، فرانمایش بر مبنای اثر مادر و آثار وابسته به آن (فتاحی، ۱۳۷۹؛ (Fattahi, ۱۹۹۶, ۱۹۹۷a, ۱۹۹۷b و یا استفاده از سرعنوانهای موضوعی برای نمایش موضوعهای کلی (Yee & Layne, ۱۹۹۸)، استفاده از سرعنوانهای موضوعی فعلی برای نمایش آثار و برقراری ارتباط آنها با مدارک و یا ویرایشهای مختلف (Tillett, ۲۰۰۵) ، استفاده از روش خوشه بندی نتایج (Carlyle & Summerlin, ۲۰۰۲) و استفاده از ارجاعهای مطرح در پیشینه های مستند، به منظور برقراری ارتباط مؤثر میان موجودیتها (Patton, ۲۰۰۵) نشانگر رویکرد عملی به مدلهای ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی، پیشینه های مستند و پیشینه های مستند موضوعی است.
    ● عناصر داده ای در محیط الکترونیکی: شناسایی و تحلیل کارکردها
    فناوری رایانه ای، کارکردهای پیشینه کتابشناختی را به گونه های متفاوتی تحت تأثیر قرار داده است:
    ۱) امکان یکپارچه سازی کارکردها و راهبردهای مجزای فراهم شده و پیشینه کتابشناختی به شکلی ایجاد می شود که برای فعالیتهای مختلف در نظام مدیریت پایگاه قابل استفاده باشد. بنابراین، باید پیشینه کتابشناختی نیازهای ناشران، کتابفروشان، کتابداران بخشهای فراهم آوری، فهرستنویسی، مرجع، امانت بین کتابخانه ای، و مهمتر از همه نیازهای کاربران نهایی را در محیط شبکه ای برآورده سازد.
    ۲) کار تبادل پیشینه های کتابشناختی میان بخشهای مختلف یک نظام و نیز میان چند نظام با استفاده از استانداردهای تبادل داده مانند (ISO۲۷۰۹) و انواع فرمتهای مارک تسهیل شده است.
    ۳) با امکان غنی سازی پیشینه ها[۴۵] از طریق افزودن اطلاعاتی از قبیل فهرست مندرجات، خلاصه، نقدها، نمایه های پایانی کتاب و حتی متن کامل به شکل الکترونیکی، شناسایی بیشتر و دسترسی بهتر به موجودیتهای کتابشناختی تسهیل شده است.
    ۴) امکان افزودن داده های دیگر (غیرکتابشناختی، از قبیل تاریخ ایجاد رکورد، اصلاح رکورد، نام فهرستنویس یا وارد کننده اطلاعات، استانداردها و قواعد مورد استفاده و مواردی از این دست) در پیشینه ها به منظور مدیریت بهتر پایگاه اطلاعاتی فراهم شده است.
    ۵) کنترل کتابشناختی، با استفاده از پایگاهها و فایلهای جانبی، به گونه ای دقیق تر امکان پذیر شده است، کاری که در محیط دستی بسیار دشوار و وقت گیر بود.
    ۶) استفاده از انواع پایگاهها و فایلهای جانبی و رابطه ای برای ورود داده ها و نیز مستندسازی داده ها در پیشینه ها امکان پذیر شده است.
    ۷) ویرایش و بازآرایی پیشینه ها، مثلاً اصلاح سراسری[۴۶] داده های برخی فیلدها در پایگاه برای اهداف مختلف در محیطهای متفاوت امکان پذیر شده است.
    ۸) امکان بازیابی یک اثر خاص و حتی یک نسخه مشخص از یک اثر با استفاده از ترکیب کلیدواژه ای (ترکیب بولی) چند عنصر داده ای (چند شناسه مجزا) فراهم شده است.
    نظامهای رایانه ای ساختار ویژه ای را برای پیشینه ها ایجاب می کنند که با نظامهای دستی تفاوت دارد؛ ساختاری که قابل تجزیه به فیلد ها، فیلدهای فرعی و سایر عناصرداده ای است. این ساختار و شناسایی و برچسب گذاری عناصر داده ای به صورت مجزا، به کارگیری، حذف و یا هر تغییری را در فرایند سازماندهی، ذخیره، پردازش، بازآرایی و نمایش انعطاف پذیر ممکن می سازد. چنین راهبردی، از ملزومات نظامهای یکپارچه است؛ نظامهایی که از یک پیشینه پایه برای فعالیتهای متفاوت (گزینش، سفارش، فهرستنویسی، امانت) استفاده می کنند.
    در این مقاله، به منظور شناسایی، دسته بندی، و کدگذاری عناصر داده ای به صورت مجزا، از چارچوب مارک آمریکا استفاده شده است. به منظور بررسی محتوا و کارکردهای پیشینه های کتابشناختی در ارتباط با جستجو و بازیابی در محیط پیوسته، به موارد مرتبط دراستاندارد جستجو و بازیابی Z۳۹.۵۰ نیز اشاره خواهد شد. در ادامه، با استفاده از رویکردی تحلیلی (بررسی هر یک از فیلدها در پیشینه کتابشناختی)، تلاش شده است تا عناصر داده ای مهم برای کارکردهای متفاوت شناسایی شده و از دیدگاههای مفهومی و رایانه ای تحلیل شود. بدین منظور، با برخی تعدیلات در نام فیلدهای مارک آمریکا، مناطق اصلی مورد بررسی عبارت خواهند بود از:
    ▪ فیلد ۰۰۸:عناصر داده ای با طول ثابت
    ▪ فیلدهای ۰۱X – ۰۹X: کدها و شماره های استاندارد
    ▪ فیلدهای ۰۴۱، ۵۰۰، ۵۴۶، و همچنین ۳۵ – ۳۷/ ۰۰۸:زبان مدرک
    ▪ فیلدهای ۱۱۰، ۱۱۱و ۱۳۰: سرشناسه
    ▪ فیلدهای ۱۳۰، ۲۱X-۲۴X، ۴۴۰، ۴۹۰، ۷۳۰، ۷۴۰، ۸۴۰: عنوان و شرح پدیدآور
    ▪ فیلد ۲۵۰: شرح ویرایش
    ▪ فیلد ۲۶۰: وضعیت نشر و توزیع
    ▪ فیلدهای ۳۰۰ و ۵۳۳: ناحیه مشخصات ظاهری
    ▪ فیلدهای ۴۰۰، ۴۱۰، ۴۱۱، ۴۴۰، ۴۹۰، ۸۳۰: شرح فروست
    ▪ فیلدهای ۵۰۰ تا ۵۹۰: یادداشتها
    ▪ فیلدهای ۶۰۰ تا ۶۵۵: موضوع
    ▪ فیلدهای ۷۰۰ تا ۸۳۰: شناسه های افزوده
    ▪ فیلد ۸۵۶: نشانی الکترونیکی منبع
    ▪ فیلدهای ۹XX: داده های محلی
    ● عناصر داده ای با طول ثابت (مناطق کنترلی)
    ▪ (۰۰۸؛ مقادیر۵۶- ۵۲[۴۷] در استاندارد Z۳۹.۵۰، بدون معادل در دوبلین کور)
    فیلد ۰۰۸ در مارک آمریکا دربرگیرنده اطلاعات رمزگذاری شده درباره پیشینه به عنوان یک کلیت و نیز در مورد "ماهیت مدرک" در دست فهرستنویسی است. عناصر داده ای رمزگذاری شده در فیلد ۰۰۸ به صورت بالقوه برای بازیابی و اهداف مدیریتی داده ها مناسب هستند (USMARC Bibliographic Format, ۲۰۰۶).
    برای کتابها، این فیلد دربرگیرنده داده های متفاوتی از قبیل: تصاویر، مخاطبان، شکل مدرک، ماهیت محتوا، انتشارات دولتی، مجموعه مقالات کنفرانس، یادنامه ها، نمایه ها، داستان و سرگذشتنامه است. برخی از نظامهای رایانه ای (مانند فهرست MELVYL در دانشگاه کالیفرنیا) از اطلاعات آنها بخصوص تاریخ، زبان و کد کشورها برای محدود سازی دامنه جستجو و یا مثلاً تهیه فهرست کلیه مدارک منتشر شده در یک کشور با یک قالب خاص و در یک سال مشخص، استفاده می کنند. همین اطلاعات برای مقاصد مدیریتی پایگاه (نگهداری) مانند حذف پیشینه های تکراری، نیز کاربرد زیادی دارد. نوع انتشار (مثلاً انتشارات دولتی، گزارش فنی، پروانه ثبت اختراع، مجموعه مقالات کنفرانس، یادنامه ها، داستان، سرگذشتنامه، پایان نامه) نمایشگر ماهیت هر موجودیت است. چنین اطلاعاتی، برای کاربران مختلف از جمله کتابداران، ناشران، کارگزاران کتابخانه ها و استفاده کنندگان کتابخانه اهمیت روزافزون می یابد. این عنصر داده ای، به جستجوگر در انتخاب یک قالب انتشار از میان سایرین کمک می نماید.
    ● کدها و شماره های استاندارد
    ▪ (۰۱X – ۰۹X و بعضاً ۵۰۰، مقادیر ۷ – ۲۰ در استاندارد Z۳۹.۵۰، بدون معادل در دوبلین کور)
    شماره های استاندارد از جمله مشخصه هایی هستند که معمولاً به اکثر موجودیتهای کتابشناختی در هنگام انتشار (سطح تولید) و هنگام فهرستنویسی (سطح توصیف) افزوده می شوند. این شماره ها در سطح ملی و بین المللی قبول عام یافته، از عناصر داده ای پرکاربرد در زنجیره کتابشناختی بوده و توسط سازمانهای بین المللی مربوط به موجودیتها اختصاص می یابند. ناشران، کتابفروشان، کارگزاران کتابخانه ای و همچنین کتابداران، از این شماره ها در فعالیتهای مختلف خود به منظور شناسایی و اشاره به برخی انتشارات خاص استفاده زیادی می کنند. همانندISBN و ISSN ، شماره های کنترلی و رده بندی، هم در مارک آمریکا و هم در استاندارد Z۳۹.۵۰ ، به منظور شناسایی، بازیابی و مکان یابی مورد استفاده قرار می گیرند.
    ● زبان مدرک
    ▪ (۰۴۱، ۵۰۰، ۵۴۶، و همچنین ۳۵ – ۳۷/ ۰۰۸ در مارک آمریکا؛ مقدار ۵۴ در استاندارد Z۳۹.۵۰ ، عنصر DC-Language در دوبلین کور)
    زبان ویژگی مهمی از یک اثر به شمار می آید و عنصری اصلی در کنترل کتابشناختی به منظور شناسایی مدارک و یا محدودسازی نتایج جستجوست. اکثر ناشران، کارگزاران، و کتابخانه ها، عنصر زبان را در طراحی پیشینه برای پایگاههای خود لحاظ می کنند. برخی از فهرستهای رایانه ای و اکثر پایگاههای کتابشناختی، بخصوص پایگاههای مقالات نشریه های ادواری، برای محدودسازی نتایج جستجو و همچنین بازیابی مدارک خاص تر، امکان ترکیب زبان را با سایر عناصر داده ای فراهم می سازند. به همین خاطر، زبان یکی از ویژگیهایی است که در استاندارد Z۳۹.۵۰ هنگام جستجوی پایگاههای کتابشناختی راه دور، جزء عناصر با قابلیتهای بالا به شمار می آید.

    پارسیان (شاپرزفا)









    دکتر رحمت الله فتاحی[۱]
    شعله ارسطوپور[۲]
    منابع
    ـ شاپوری، سودابه (۱۳۷۹). بررسی مشکلات موضوعی استفاده کنندگان در فهرست رایانه ای کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی. پایان نامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی، دانشگاه فردوسی مشهد.
    ـ فتاحی، رحمت الله (۱۳۷۹). رویکرد های نو به ساختار پیشینه های کتابشناختی و نمایش آثار در فهرستهای گرافیکی با استفاده از فناوری فرامتن. در: فهرستهای رایانه ای: کاربرد و توسعه؛ مجموعه مقالات همایش کاربرد و توسعه فهرستهای رایانه ای در کتابخانه های ایران، ۲۷ و ۲۸ آبان ۱۳۷۸، مشهد. ـ مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد؛ تهران:مرکز اطلاع رسانی و خدمات علمی جهاد سازندگی، ۲۵۳ـ۲۶۸.
    - Bourne, Ross (۱۹۹۳). MARC: strait-jacket or opportunity. In AACR, DDC, MARC and Friends: the role of CIG in bibliographic control. edited by J. Byford, Keith V. Trickey and Susi Woodhouse, ۷۷-۸۸. London: Library Association.
    - Bregzis, Ritvars. (۱۹۷۰). "Machine readable bibliographic records: criteria and creation". ERIC/CLIS Review Series No. ۴; reprinted in Keenan, Stella, ed. ۱۹۷۳. Key Papers on the Use of Computer-based Bibliographic Services, ۵۷-۷۰. Washington: American Society for Information Science: National Federation of Abstracting and Indexing Services.
    - Buizza, P. & Guerrini, M (۲۰۰۲). "A Conceptual Model for the New Soggetario: Subject Indexing in the Light of FRBR". Cataloging & Classification Quarterly. Vol ۳۴(۴). P. ۳۱ – ۴۵.
    -Carlyle , A. & Summerlin, J (۲۰۰۲). "Transforming Catalog Displays: Record Clustering for Wors of Fiction". Cataloging & Classification Quarterly. Vol ۳۳(۳/۴). P. ۱۳ – ۲۵.
    - Coyle, Karen (۲۰۰۴). “Future Considerations: The Functional Library Systems Record”. Library Hi Tech, Vol ۲۲(۲). PP. ۱۶۶ – ۱۷۴.
    - Curran, A. T., and Henriette Avram (۱۹۶۷). The Identification of Data Elements in Bibliographic records: final report of the special project on data elements for the Subcommittee on Machine Input Records (Sc-۲) of the Sectional Committee on Library Work and Documentation (Z-۳۹) of the United States of America Standard Institute. New York: United States of America Standard Institute.
    - Delsey, Tom (۲۰۰۵). "Modeling Subject Access: Extending the FRBR and FRANAR Conceptual Models". Cataloging & Classification Quarterly. Vol ۳۹(۳/۴). P. ۴۹ – ۶۱.
    - Drabenstott, K. M (۱۹۹۶). "Enhancing a New Design for subject access to online catalogs". Library Hi Tec. Vol ۱۴ (۱). P. ۸۷ – ۱۰۹.
    - Duke, John K (۱۹۸۹). Access and automation: the catalog record in the age of automation. In The Conceptual Foundations of Descriptive Cataloging, edited by Elaine Svenonius, ۱۱۷-۲۸. New York: Academic press.
    - Fattahi, Rahmatollah (۱۹۹۶). "Super Records: An approach towards the Description of Works Appearing in Various Manifestations", Library Review, vol. ۴۵, no. ۴: ۱۹-۲۹
    - Fattahi, Rahmatollah (۱۹۹۷a). The Relevance of Cataloguing Principles to the Online Environment: An Historical and Analytical Study. PhD thesis, University of New South Wales, Sydney, Australia.
    - Fattahi, Rahmatollah. (۱۹۹۷b). "AACR۲ and Catalogue Production Technology: relevance of cataloguing principles to the online environment" in The Principles and Future Development of AACR: Proceedings of the International Conference on the principles and Future Development of AACR, Toronto, ۲۳-۲۵ October ۱۹۹۷. Edited by Jean Weihs.-- Chicago: ALA, Canadian Library Association, Library Association, ۱۹۹۸: ۱۷-۴۳.
    - Functional Requirements for Authority Records: A Conceptual Model [Draft] (۲۰۰۵). IFLA UBCIM Working Group on Functional Requirements and Numbering of Authority Records (FRANAR). Available at: <http://www.ifla.org/VII/d۴/FRANAR-Conceptual-M-Draft-e.pdf>
    - Functional Requirements for bibliographic Record [Final Report]. ۱۹۹۸. IFLA Study Group on the Functional Requirements for Bibliographic Records. Available at: http://www.ifla.org/VII/s۱۳ /frbr/frbr.htm
    - Functional Requirements for Subject Authority Records (۲۰۰۶). IFLA Working Group on Functional Requirements for Subject Authority Records (FRSAR). Available at: <www.ifla.org/VII/s۲۹ /wgfrsar.htm>
    - Gross, Tina andTaylor, Arlene G (۲۰۰۵). "What Have We Got to Lose? The Effects of Controlled Vocabulary on Keyword Searching Results." College & Research Libraries ۶۶, no. ۳. pp. ۲۱۲-۲۳۰.
    - Gushrowski, B. et. Al (۲۰۰۵). "۱۴th North Carolina Serials Conference: Serials Services in the Eye of the Information Storm". Library Hi Tech News, No. ۵. PP. ۹ – ۱۲
    - Hagler, R (۱۹۹۷). "Access points for works". In a Paper presented in International Conference on the Principles and Future Development of AACR. Toronto, Canada. Available online: <http://epe.lac-bac.gc.ca/۱۰۰/۲۰۰/۳۰۰/jsc_aacr/access/r-access.pdf>
    -Hagler, Ronald (۱۹۹۱). The Bibliographic Record and Information Technology; ۲nd ed. Chicago: American Library Association.
    -Hufford, Jon R (۱۹۹۱). "Elements of the bibliographic record used by reference staff members at three ARL academic libraries". College and Research Libraries ۵۲ (۱): ۵۴-۶۴.
    International Federation of Library Associations and Institutions (۲۰۰۵). Functional Requirements for bibliographic Records. Review Group. Availble at: http://www.ifla.org/VII/s۱۳/wgfrbr/wgfrbr.htm
    -Jones, E. (۲۰۰۵). “The FRBR Model as Applied to Continuing Resources”. Library Resources and Technical Services, ۴۹ (۴): ۲۲۷-۲۴۲.
    -Le Boeuf, Patrick. (۲۰۰۵). "FRBR: Hype or Cure All? Introduction". Cataloging & Classification Quarterly. Vol ۳۹(۳/۴). P. ۱- ۱۳.
    -Madison, Olivia M.A. (۱۹۹۸). "The IFLA Functional Requrements for Bibliographic Records: International Standard for Universal Bibliographic Control". Library Resources and Technical Services. Vol ۴۴ (۳). P. ۱۵۳ – ۱۵۹.
    -Meador, Ray, and Glenn R. Wittig. (۱۹۹۱). "AACR۲ rules used in assigning access points for books in two subjects: implications for automatic cataloging expert systems". Library Resources and Technical Services ۳۵ (۲): ۱۳۵-۱۴۰.
    -Miller, P. (۲۰۰۰). “Interoperability: What it is and why should I want it.” Ariadne, ۲۴. Available URL: <http://www.ariadne.ac.uk/ issue۲۴/interoperability/intro.html>
    -Moen, W.E. and Benardino, P (۲۰۰۳). “Assessing metadata utilization: An analysis of MARC content designation use.” In ۲۰۰۳ Dublin Core Conference: Supporting Communities of Discourse and Practice – Metadata Research and Application. Seattle, WA, September ۲۸-October ۲, ۲۰۰۳. Seattle: Information School of the University of Washington. Available at: http://www.unt.edu/wmoen/ publications/MARCPaper_Final۲۰۰۳.pdf
    -Moen, W.E. et al (۲۰۰۵). “An Extensible Approach to Interoperability Testing: The Use of Special Diagnostic Records in the Context of Z۳۹.۵۰ and Online Library Catalogs” In a Presentation at the ۲۰۰۵ ASIST Meeting. Oct ۲۸- Nov ۲, ۲۰۰۵. Charlotte, North Carolina. Availabe at: http://eprints.rclis.org/archive/۰۰۰۰۵۲۳۳/۰۱ /Moen_Extensible.pdf
    -Patton, Glenn E (۲۰۰۵). "Extending FRBR to Authorities". Cataloging & Classification Quarterly. Vol ۳۹(۳/۴). P. ۳۹ – ۴۸.
    -Rowley, Jennifer E (۱۹۸۹). "Towards AACR۳: a review of the implications of OPACs for cataloguing codes and practices". Library Review, ۳۸ (۳): ۷-۱۸.
    -Seal, Allan, Phillip Bryant, and Carolyn Hall (۱۹۸۲). Full and Short Entry Catalogues: Library Needs and Users. Aldershot: Gower.
    -Siegfried, S., M. J. Bates and D. N. Wilde (۱۹۹۳). "A Profile of end-user searching behavior by scholars: the Getty Online Searching Project Report No. ۲". Journal of the American Society for Information Science ۴۴: ۲۷۳-۲۹۱.
    -Smirglia, Richard P (۲۰۰۲). "Further Reflections on the Nature of "a Work": An Introduction". Cataloging & Classification Quarterly. Vol ۳۳(۳/۴). P. ۱ -۱۱.
    -Sorrell, Eva and Urrizola, Manuel (۲۰۰۵). "North American Serials Interest Gprou (NASIG): ۲۰th Annual Conference – Highlights". Library Hi Tech News, No. ۸. pp. ۱۹- ۲۳.
    -Svenonius, Elaine (۱۹۹۰). "Bibliographical control". In Academic Libraries: Research Perspectives, edited by Mary Jo Lynch and Arthur Young, ۳۸-۶۶. Chicago: ALA.
    -Svenonius, Elaine (۱۹۹۲.) "Bibliographic entities and their use". In Seminar on Bibliographic Records; Proceedings of the Seminar Held in Stockholm, ۱۵-۱۶ August ۱۹۹۰, and Sponsored by the IFLA UBCIM Programme and the IFLA Division of Bibliographic Control, edited by Ross Bourne, ۳-۱۸. London: K G. Saur.
    -Taylor, Arlene G. (۱۹۹۲). "Variations in personal name access points in OCLC bibliographic records". Library Resources and Technical Services ۳۶ (۲): ۲۲۴-۲۴۱.
    -Tillett, Barbara B. (۲۰۰۵). "FRBR and Cataloging for the Future". Cataloging & Classification Quarterly. Vol ۳۹(۳/۴). P. ۱۹۷ – ۲۰۵.
    -Tillett, Barbara B. (۱۹۹۲). "Bibliographic relationships: an empirical study of the LC machine-readable records". Library Resources and Technical Services ۳۶ (۲): ۱۶۲-۱۸۸.
    USMARC Format for Bibliographic Data: Including Guidelines for Content Designation, prepared by Network Development and MARC Standard Office. Washington, D. C.: Cataloging Distribution Service, Library of Congress, ۲۰۰۶- . Available at:
    http://www.loc. gov/marc/bibliographic/ecbdhome.html
    -Yee, M. & Layne S. (۱۹۹۸). Improving Online Public Access Catalogs. Chicago: ALA.
    -Zeng, M. L.; Salaba, A. & Zumer, M. (۲۰۰۶). "Functional Requirements for Subject Authority Records (FRSAR)". Presented in World Library and Information Congress: ۷۲nd IFLA General Conference and Council, Seoul, Korea. Available
    ۱. دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد: fattahi@ferdowsi.um.ac.ir
    ۲. دانشجوی دکترای کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه فردوسی مشهد: arastoopoor@yahoo.com
    ۱. Data elements.
    ۱. Curran & Avram.
    ۲. Sectional Committee on Library Work and Documentation.
    ۳. Seal, Bryan & Hall.
    ۴. University of Bath Centre for Bibliographic Management.
    ۵.IFLA Study Group on the Functional Requirements of the Bibliographic Record (FRBR).
    ۱. Find.
    ۲. Identify.
    ۳. Select.
    ۴. Obtain.
    ۵. مجموعه نوشتارهای این حوزه در قالب چندین کتابشناسی جامع توسط ایفلا منتشر گردیده است. این کتابشناسی همچنان به صورت مداوم به روز آوری می شود و با آدرس زیر در وب قابل دسترسی است:
    < http://infoserv.inist.fr/wwsympa.fcgi/d_read/frbr/FRBR_bibliography.rtf >
    ۶. Organizing/sorting/limiting.
    ۷. Functional Requirements for bibliographic Records. Review Group, ۲۰۰۵.
    ۱. Descriptive Elements.
    ۲. Organizing Elements.
    ۱. Coyle.
    ۲. Description.
    ۳. Discovery.
    ۴. Location.
    ۵. Purchase.
    ۶. Preservation.
    ۷. Promotion.
    ۱. Management or housekeeping.
    ۲. Svenonius.
    ۳. Navigate.
    ۴. گروه کاری مذکور از گروه کاری ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی اشتقاق یافته است که تنها بر موجودیتها و اسامی افراد و تنالگانهای این مدل تمرکز دارد. کار بررسی مسائل مربوط به موضوعات و مفاهیم، به گروه کاری FRSAR واگذار گردیده است.
    ۵. Contextualize.
    ۶. Justify.
    ۷. Tillet
    ۱. FRAR: Functional Requirements for Authority Records. (FRANAR).
    ۲. Aboutness.
    ۳. Delsey.
    ۴. Explore.
    ۵. Object.
    ۱. Concept.
    ۲. Event.
    ۳. Buizza & Guerrini.
    ۴. Primary Relations.
    ۵. Intra-subject Relations.
    ۶. Extra-subject Relations.
    ۷. Lead.
    ۸. Ontology.
    ۱. Record enrichment.
    ۲. Global change.
    ۱. مقادیر استاندارد Z۳۹.۵۰ در قالب مقادیر جفتی هستند. تمام مقادیری که در بحث حاضر مطرح شده اند، تنها به گروه استفاده (Use) مربوط است که با مقدار ۱ در استاندارد مشخص می شود. از آنجا که این مقدار برای تمام جفت مقادیر مورد نظر در مقاله حاضر یکسان بوده ، از آوردن آنها اجتناب شده است.
    ۱. Sorting.
    ۱. Association of Research Libraries.
    ۲. Browsable index.
    ۱. Whole-part relationship.
    ۱. Duke.
    ۲. Gross & Taylor.
    ۱. Moen.

  7. Top | #183
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تجربة پروژه های یادگیری الکترونیکی چگونه بوده است؟

    تجربة پروژه های یادگیری الکترونیکی چگونه بوده است؟


    چالشهای پیش روی در پروژه های یادگیری الکترونیکی












    پارسیان (شاپرزفا)











    با ظهور شبکة جهان گستر، عبارات و اصطلاحات جدیدی وارد ادبیات علوم تربیتی بخصوص رشتة «فناوری آموزشی» شد که یادگیری الکترونیکی، از آن جمله است. با وجود گستردگی این پدیده هنوز تعریف مشترکی از آن که مورد قبول همه باشد، در دست نیست. تعریفی که «رامیزوفسکی» ارایه کرده است، تا حدودی از دیگر تعاریف موجود جامع تر است. در این تعریف، اشاره شده که یادگیری الکترونیکی، هم می تواند فعالیتی انفرادی باشد و هم فعالیتی گروهی. از سوی دیگر، یادگیری الکترونیکی می تواند به صورت پیوسته یا گسسته صورت گیرد. از اواسط دهة ۹۰ شاهد گستردگی روبه رشد دوره ها و پروژه های یادگیری الکترونیکی بوده ایم، با وجود این، پژوهشهای جدید حاکی از ناکامی بسیاری از پروژه های بزرگ ومعروف در دستیابی به هدفهای خود است. میزان افت تحصیلی در دوره های الکترونیکی نسبت به دوره های حضوری بسیار زیاد بوده است. علاوه بر این، بسیاری از افرادی که در دوره های الکترونیکی ثبت نام کرده بودند، دوره ها را ناتمام رها کرده اند. در سالهای اخیر شاهد افزایش نوشتارهای مربوط به شکست پروژه های یادگیری الکترونیکی بوده ایم که بابررسی آنها می توان دلایل شکست پروژه ها را در رویکردهایی همچون: رویکرد مدیریتی، رویکرد مبتنی بر نیازها، رویکرد الکترونیکی و رویکرد مبتنی بر یادگیری، دسته بندی کرد. هر یک از این رویکردها بر جنبه ای از علل شکست تأکید دارند، اما در رویکرد سیستمی تلفیقی بر تمامی ابعاد تأکید می شود و بر این اساس است که منابع شکست از ۳ سطح ناشی می شوند: سطح فرآورده، سطح یادگیرنده(زمینة درونی) و سطح سازمانی(زمینة بیرونی).
    کاهش هزینه های سرسام آور آموزش، همیشه در دستورکار همة مسئوولان و متصدیان امور آموزشی بوده است. همگام با رشد فزایندة فناوری، مسئولان آموزشی همواره کوشیده اند نقش فناوری رسانه ها را در آموزش پررنگ تر سازند و از این طریق، از مخارج زیاد تربیت معلم بکاهند. هر وقت فناوری جدیدی ظهور کرده تلاش برآن بوده که از آن به جای معلم استفاده شود. این موضوع هنگام ظهور فیلمهای آموزشی، تلویزیونی آموزشی و رایانه مطرح بوده است. بر همین اساس، مقایسة رسانه ها با یکدیگر و بخصوص با معلم، تقریباً کار همیشگی پژوهشگران حوزه فناوری آموزشی بوده است (شری و اینسمینگر[۵]،۲۰۰۱).
    با گسترش شبکة جهان گستر (www). عبارات و اصطلاحات جدیدی در ادبیات علوم آموزشی و بویژه رشتة فناوری آموزشی رایج گشته است؛ اصطلاحاتی همچون کارآموزی مبتنی بر فناوری[۶]، کارآموزی مبتنی بر تکنولوژی[۷]، یادگیری/آموزش پیوسته[۸] و...، اما با ظهور و فراگیرشدن اصطلاح «یادگیری الکترونیکی» تقریباً تمام این اصطلاحات و عبارات در آن تلفیق شده اند (www.Learn.activity.com).
    طبق گزارشها، در چند سال اخیر، یادگیری الکترونیکی به صنعتی رو به رشد در آموزش وپرورش، صنعت و تجارت تبدیل شده است. درسال ۲۰۰۰ تنها در ایالات متحده، شرکتها ۲/۱ میلیارد دلار در یادگیری الکترونیکی هزینه کرده اند. اما طبق برآوردهای کمیسیون تکنولوژی و یادگیری بزرگسال، انتظار می رود تا سال ۲۰۰۵، این مقدار به ۲۳ میلیارد دلار افزایش یابد (زنگر،۲۰۰۱). در آموزش عالی نیز در سالهای اخیر یادگیری الکترونیکی رشد فزاینده ای داشته، بوده است و آمارها حاکی از آن است که ۵۸% دانشگاههای آمریکا درسال ۱۹۹۸ به ارائة دوره های ۲و ۴ ساله به صورت الکترونیکی پرداخته اند. این آمار در سال ۲۰۰۲ به ۸۴% رسیده است. «ویلیام آدریوز» از «شبکة منابع یادگیری» ـ گروهی در زمینة صنعت یادگیری از راه دورـ پیش بینی کرده که در طی ۲۰ سال، کلاسهای پیوسته با بیش از ۱۰۰۰ دانشجو جای کلاسهای سنتی را خواهند گرفت(کارنویل،۱۹۹۹). در ایران نیز اگر چه صرفاً در حیطة آموزش عالی بوده، پدیدة یادگیری الکترونیکی، جایگاهی در آموزش عالی پیدا کرده است و مدتی است که برخی دانشگاهها در رشته هایی محدود دوره های الکترونیکی ارائه کرده اند.
    با وجود این همه گستردگی، هنوز تعریف واحدی از این پدیده که مورد توافق همة متخصصان این حیطه باشد، وجود ندارد. یادگیری الکترونیکی در ادبیات این رشته تقریباً ۲۰ تعریف متفاوت دارد؛ مثلاً «انجمن کیفیت یادگیری باز و از راه دور»[۹]یادگیری الکترونیکی رابدین صورت تعریف کرده است:
    «یادگیری الکترونیکی، فرآیند یادگیری مؤثری است متشکل از محتوایی که به صورت دیجیتالی ارائه می شود، حمایت و دیگر خدمات یادگیری». کمیسیون تکنولوژی و یادگیری بزرگسال(۲۰۰۱) یادگیری الکترونیکی را شامل تمام تجارب یادگیری و آموزشی می داند که از طریق فناوری الکترونیکی همچون اینترنت، نوارهای دیداری و شنیداری، پخش ماهواره ای، تلویزیون تعاملی و لوحهای فشرده (CD) ارائه می شوند. چنین تعاریفی در ادبیات این حیطه فراوانند. تعریفی که «الکساندر رامیزوفسکی»[۱۰] ارائه کرده است، تا حدی جامع تر از بقیه است
    ● آیا تجربة یادگیری الکترونیکی موفقیت آمیز بوده است؟
    صحبت از ناکامی و بن بست در یادگیری الکترونیکی برای اکثر خوانندگان ممکن است تاحدودی عجیب باشد؛ دلیل آن هم عمر کوتاه این فناوری است. هنوز برای خیلی از افراد درگیر در مسایل آموزشی مفهوم و ابعاد این نوع یادگیری به صورت کامل روشن نیست؛ البته برای خیلی ها هم هنوز یادگیری الکترونیکی، ابزاری برای دستیابی به آرمانهای آموزشی از قبیل تساوی فرصتهای آموزشی، آموزش باکیفیت، امکان دسترسی فراگیر، یادگیری مادام العمر و ... است. «برودبنت»[۱۴](۲۰۰۱) در مقاله ای شورانگیز با عنوان «چگونه یادگیری الکترونیکی با شکست مواجه می شود؟» بحث خود را بدین صورت آغاز می کند: «در گذشته کالاهای فناوری جدید کارآموزی، بازاری نداشت؛ نوارهای کاست شنیداری هرگز بازار خوبی نداشت؛ کارآموزی مبتنی بر ویدئو جهان را تحت تاثیر قرار نداده بود و آموزش برنامه ای در نهایت به پناهگاه مطلوب دنیای کارآموزی تبدیل شد» ... «در اقتصاد نوین، جواهر امروز، فردا به کالایی بی ارزش تبدیل می شود، اما یادگیری الکترونیکی پایدار می ماند. اینترنت همه چیز را تغییر می دهد ...». اظهار نظرهای این چنینی در دهة گذشته در ادبیات فناوری آموزشی، بسیار زیاد بوده است، با وجود این، واقعیت آن است که پروژه های یادگیری الکترونیکی به همان سرعتی که اوج گرفته و گسترش یافتند، با شکست مواجه شدند و بسیاری از پروژه های معروف و گسترده که پیشگام نیز بوده اند دچار ورشکستگی شده اند و بر متون پژوهشی دربارة شکست یادگیری الکترونیکی بیش از پیش افزوده می شود (وودیل۲۰۰۴). بد نیست به برخی پژوهشها در این زمینه اشاره کنیم:
    گروه «فورستر» با بررسی دو هزار نفر از کسانی که در دوره های یادگیری الکترونیکی چهل شرکت مختلف شرکت کرده بودند، دریافتند به غیر از افرادی که مجبور بودند دوره را طی کنند، ۶۸% کارکنان تمایلی به ثبت نام در دوره های پیوسته نداشتند. حتی۳۰% از کارکنانی که مجبور بودند دوره را طی کنند، از ثبت نام خودداری کردند (گرین ایجل،۲۰۰۲). نتایج پژوهشی دیگر، حاکی از این است که ۵۰ تا ۸۰% افرادی که در دوره های پیوسته ثبت نام کرده بودند، هرگز موفق نشدند دوره را تمام کنند. «گرین ایجل»[۱۵] میزان افت تحصیلی را در دوره های الکترونیکی بسیار بالاتر از دوره های حضوری گزارش کرده است. میزان افت تحصیلی در دوره های پیوسته ۷۰% است؛ حال آنکه در دوره های حضوری، تنها ۱۵% است. وی می گوید که یادگیری الکترونیکی همگام با رشد فزایندة پایگاههای ارائة آموزش انفرادی تجویزی غنی نبوده است، زیرا تجربة یادگیری الکترونیکی، اغلب اوقات، بسیار نا امیدکننده، خام و دارای تأثیر مبهم و مشکوک بوده است.
    سابقة ارائة دوره های الکترونیکی در ایران نسبت به کشورهای پیشگام کمتر است، اما حتی در همین مدت اندک هم مشکلات خود را نشان داده است. بنابر برخی گزارشها و اظهارنظرهای افراد مسئول و دست اندرکار، این گونه پروژه ها قرار است به علت برخی مشکلات، به دوره های نیمه حضوری تبدیل شوند (هفته نامه عصر ارتباط،۱۳۸۳). آنها از این موضوع غافلند که الحاق آموزش سنتی(آموزش مبتنی بر سخنرانی وسبک استاد محور) به دوره های الکترونیکی، مثل نصب باله و موتور جت روی ارابة حمل بار است (راشک،۲۰۰۳). اینکه پس از مدتی، دوره های سنتی را به دوره های الکترونیکی اضافه کنیم، حاکی از عقبگردی است که از مشکلات پیش روی ناشی می شود.
    ● چرا پروژه های یادگیری الکترونیکی با مشکل مواجه می شوند؟
    مرور اولین موج انقلاب یادگیری الکترونیکی چشم انداز جالبی ارائه نمی کند. منظرة موج اول یادگیری الکتریکی، پر است از فرآورده های ضعیف و یادگیرندگانی که تازه از توهم خارج شده اند ...، همچنین حاوی درسهایی عبرت انگیز برای سرمایه گذاران نرم افزاری است که کنترل تولید درس افزارهای[۱۶] چندرسانه ای پررنگ ولعاب، تعاملی و بسیار پر هزینه را دست تهیه کنندگان شیفتة فناوری سپردند که محصولات آنها بدون اینکه چیزی به دانش فرد بیفزایند، صرفاً چشم را خیره می کند. در نهایت، چشم انداز درس افزارهای یادگیری الکترونیکی، چیزی جز روند روبه رشد نمایشهای پاورپوینتی که روی شبکه قرار دارند، نیست. تهیة آنها برای تولیدکننده، هم ارزان است، هم آسان، اما خریدار برای آنها هزینة بسیار زیاد اتلاف وقت کارکنان را پرداخت می کند (بونیس،۲۰۰۳).
    واقعیت آن است، صنعت روبه رشدی که در چند سال اخیر سروصدای زیادی به پاکرده، بیش از آنکه یادگیری الکترونیکی باشد «تجارت الکترونیکی»[۱۷] بوده است. به عبارت بهتر، تهیه کنندگان پروژه های یادگیری الکترونیکی، به جای بهینه سازی فرآیند یادگیری، بازگشت سرمایه را محور کار خود قرار داده اند. تهیه کنندگان چنین پروژه هایی، عموماً با فرایند آموزش و یادگیری آشنایی ندارند و با هزینة ظاهری پایین تهیة مواد دوره های الکترونیکی مواجه می شوند که آنها را به جهت جلب و جذب مشتری بیشتر ترغیب می کند. این موضوع در کشورهایی که تقاضا برای آموزش عالی بیشتر است، رقابت بیشتر و سود بیشتری را برای آنها در پی دارد. «هانا»[۱۸] (۱۹۹۸) در مقاله ای پژوهشی در مجلة شبکه های یادگیری ناهمزمان می نویسد:
    «... تلفیق عواملی همچون تقاضای دسترسی و دستیابی به آموزش، هزینه ها، کاربرد، یادگیری در محیطهای کار، فناوریهای نوین و دیگر عوامل به صورتی فزاینده در حال تغییر محیط آموزش عالی هستند. این عوامل، شرایط را برای حضور سازمانهای جدید که با یکدیگر و با دانشگاههای سنتی در جذب دانشجو و یادگیرنده رقابت مستقیم دارند، فراهم می سازد.
    علاوه بر موضوع بازگشت سرمایه که تقریباً موضوع غالب اکثر پروژه های یادگیری الکترونیکی است، بررسی نمونه هایی از متون مربوط به شکست یادگیری الکترونیکی، حاکی از آن است که نگاه به دلایل شکست پروژه های یادگیری الکترونیکی، عمدتاً بر محور ۴ رویکرد متمرکز است که عبارتند از:
    ▪ رویکرد الکترونیکی[۱۹]
    در این رویکرد، عموماً جنبه های فناورانه در طراحی، تولید و ارائة مواد بیشتر، مد نظر قرار می گیرند. یکی از کسانی که جنبة فناورانه در کارش غالب است «کلارک» است. وی مراحل تهیة یک پروژة یادگیری الکترونیکی را به صورت زیر بیان می کند:
    ۱) گام اول: طراحی فراوردة یادگیری الکترونیکی. در این مرحله، ابتدا یک سیستم مدیریت یادگیری الکترونیکی قوی ایجاد می شود، سپس یک سیستم انتقال محتوا و در نهایت، محتوا به سه صورت: مختلف ایستا (HTML)، چند رسانه ای (ویدیو، شبیه سازی) و محتوای مبتنی بر عملکرد (آزمایشگاههای عملی) تبدیل می شود.
    ۲) گام دوم: ایجاد شالودة محتوا و شیوة ارسال. این مرحله با طراحی آموزشی مناسب آغاز و سپس محتوا تهیه می گردد.
    ۳) گام سوم: ایجاد و تهیة یک نظام حمایت جامع اداری ـ خدماتی برای دانش آموز. در این مرحله طراح(یا طراحان) ابزارها و شیوه هایی تهیه می کنند که مشکلات مختلف پیش روی دانش آموز (از قبیل مشکلات اداری،علمی و فنی) را حل نماید.
    ۴) گام چهارم: فروش پروژه.
    این نمونه ای است که تأکید اولیه اش بر جنبة الکترونیکی پروژه هاست. ابتدا تکنولوژی را انتخاب کنید، سپس محتوا را؛ احتمالاً به این دلیل که در این رویکرد مرحلة۴ (مرحلة فروش) خیلی مورد توجه بوده است.
    بیشتر کسانی که اعتقاد شدیدی به فناوری دارند و به نوعی فناوری محور هستند، بهترین راه فروش و گسترش محصولات و دوره های الکترونیکی را تأکید بر جنبه های سخت افزاری و کاربرد جدیدترین ابزارها می دانند.
    ▪ رویکرد مدیریتی[۲۰]
    در این رویکرد عموماً بر مدیریت پروژة یادگیری الکترونیکی تأکید بسیار می شود و ابعاد دیگر پروژه در مراحل بعدی قرار می گیرند. ازجمله افرادی که بر مدیریت پروژه بسیار تأکید دارند «شیکلفورد» و «آلیکسون»[۲۱] هستند. آنها برخی علل شکست پروژه های یادگیری الکترونیکی را ذکر کرده اند. با اندکی تأمل می توان پی برد که رویکرد آنها مبتنی بر مدیریت است:
    ـ نبود حمایت مستمر مدیر پروژه،
    ـ توجه نکردن به ایجاد یک راهبرد یادگیری الکترونیکی که دربرگیرندة اکثر نیازهایی باشد که ناشی از فشار بازار رقابتی هستند.
    ـ عدم ایجاد زمینه ای سازمانی برای یادگیری الکترونیکی.
    ـ ناکامی در جلب مشتریان وعدم ایجاد تعهد ودرگیر نکردن سرمایه گذاران پروژه.
    ـ نبود برنامه ای برای پودمانی کردن و کاربرد مجدد دوره های یادگیری الکترونیکی.
    ـ نبود مدیریت کافی حیطه، خطرپذیری پروژه، نیازهای متغیر و کل پروژة یادگیری الکترونیکی.
    ـ عدم بازنگری هدفمند برای تضمین بهبود مستمر فرایند.
    کاملاً روشن است که مؤلفان منسوب به این رویکرد، علل اصلی شکست پروژه های یادگیری الکترونیکی را در فعالیتهای مدیریتی می بینند.
    ▪ رویکرد مبتنی بر نیازها[۲۲]
    در این رویکرد، نیازهای سازمانی، فردی و بازرگانی در درجة اول اهمیت قرار دارند و عموماً در طراحی وتهیة دوره های آموزشی به این عوامل، توجه اساسی می شود. «مک گراو»[۲۳](۲۰۰۱) از جمله افرادی است که بر نیازهای سازمانی، فردی و تجاری در برنامه ریزی و اجرای پروژه های یادگیری الکترونیکی تأکید زیادی می کند: «نوآوری موفق در یادگیری الکترونیکی می بایست در طول زمان، هزینه ها را کاهش دهد، عملکرد افراد و کارآیی شرکت را بهبود ببخشد، به حفظ قابلیتهای اساسی کمک کند و به سازمان این امکان را بدهد که به فشارهای ناشی از بازار رقابتی و نیازهای آن پاسخ دهد. بنابراین راهبرد یادگیری الکترونیکی باید به افراد انگیزه بدهد، بهره وری را بهبود بخشد، رشد مهارتها را امکان پذیر سازد و کمک کند توانایی یادداری درطی کار حفظ شود. این نتایج گسترده اند و به توجه از سر اندیشه به فواید و محدودیتهای فناوری یادگیری و نگاهی جامع به فناوری، تجارت و نیازهای یادگیری نیازمند هستند». همان طور که مشخص است، در اینجا به برنامه ریزی مبتنی بر نیازها توجهی اساسی شده است. مک گراو در جایی دیگر اشاره می کند: «از یک سازمان در مورد راهبرد یادگیری الکترونیکی اش سؤال کنید؛ احتمالاً پاسخ آنها شامل دو مورد است: محتوا و شیوة ارائه. اگرچه محتوا و شیوة ارائه اهمیت دارند، اما به تنهایی تضمین کنندة موفقیت پروژه های یادگیری الکترونیکی نیستند. تأکید صرف بر محتوا و شیوة ارائه ممکن است باعث نگاهی کوته بینانه به یادگیری الکترونیکی شود. به شالوده توجه کنید» ... «شالوده مبنا و اساسی پایدار است که یادگیری الکترونیکی بر بنیاد آن شکل می گیرد» ... «می بایست به فرهنگ موجود، اصول مدیریت، فرایند و ساختار سازمان که در موفقیت یا شکست یادگیری الکترونیکی تأثیر دارند، توجه کرد». (همان جا).
    از نظر مک گراو، عناصر اساسی شالوده یا اجزای تشکیل دهنده عبارتند از:
    ـ ساختار و راهبرد قبلی یک شرکت
    ـ ساختار فنی(برای ارائه، انتقال و مدیریت یادگیری)
    ـ راهبردهای یادگیری (که شامل تجارب و دانشی است که یادگیرندگان از قبل کسب کرده اند)
    ـ ویژگیها، نیازها و مسایل یادگیرنده.
    ▪ رویکرد مبتنی بر یادگیری[۲۴]
    در غالب دوره های یادگیری الکترونیکی، آنچه نبودش توجه هر متخصص تیزبین فناوری آموزشی را به خود جلب می کند، یادگیری است. این موضوع تقریباً در تمامی پژوهشهای اندکی که درباره شکست یادگیری الکترونیکی انجام شده به عنوان یکی از عمده ترین علل شکست، ذکر شده است. گرین ایجل(۲۰۰۲) معتقد است بسیاری از پروژه های یادگیری الکترونیکی به یک یا چند دلیل از دلایل زیر با شکست مواجه می شوند، یا عملکرد ضعیفی دارند:
    ۱) به نظر می رسد تهیه کنندگان پروژه های یادگیری الکترونیکی از چگونگی یادگیری افراد آگاهی ندارند؛ در نتیجه از الگوهای آموزشی نادرست استفاده می کنند؛ بویژه الگوهای نمایش دیداری/شنیداری و برنامه های پاورپوینتی. حقیقت آن است که یادگیرندگان تنها برخی مواد را از طریق الگوهای نمایش دیداری/شنیداری محتوا یاد می گیرند.
    ۲) تهیه کنندگان به جای اینکه مقیاسهای معتبر و اثربخش مبتنی بر تجزیه و تحلیل هدفهای سازمانی و عملکرد فردی را اساس کار خود قرار دهند، از الگوی ناقص هزینه اثربخشی بر مبنای بازگشت سرمایه در فناوری و تهیة درس افزار استفاده می کنند. درحقیقت، بیش از آنکه به یادگیری توجه نشان دهند، نگران هزینه های بخش آموزش هستند.
    ۳) تهیه کنندگان پروژه ها عمدتاً درک ناقصی از نقش فناوری آموزشی دارند، و عموماً بر مبنای فناوری، هدفهای استراتژیک آموزش را انتخاب می کنند، حال آنکه می بایست بر عکس باشد و هدفهای آموزشی، مشخص کنندة نوع فناوری باشند.
    ۴) تهیه کنندگان، ارزش خیلی زیادی به راه حلهای فناورانه برای برنامه ریزی آموزشی قایل هستند. این طراحان، تصور می کنند هر طور شده باید فناوری بویژه الگوهایی همچون [۲۵]SCORM و یا [۲۶] IMSرا برای ارائة محتوای خود به کار ببرند، حال آنکه استفاده از این الگوها تضمین کنندة دستیابی به هدفهای یادگیری نیست. این الگو ها کمک می کنند فناوری یادگیری، قابل استفادة مجدد، عملی، پایدار و در دسترس باشد.
    ۵) تهیه کنندگان پروژه های یادگیری الکترونیکی نمی دانند که تجارب یادگیری مؤثری که یادگیرندگان برای دستیابی به هدفهای پیچیده انجام می دهند، به ندرت سنجش پذیر هستند. در واقع، آنچه در یک شیوة شناخته شده و پیش بینی پذیر در مقیاس کوچک ومحدود عمل می کند، ممکن است در یک مقیاس خیلی بزرگتر، متفاوت عمل کند و یا حتی ممکن است اصلاً عمل نکند. این موضوع که « اثر مقیاس»[۲۷] نامیده می شود، عموماً نزد مهندسان، اقتصاددانان، زیست شناسان و بسیاری دیگر از متخصصان کاملاً شناخته شده است.
    ۶) معمولاً سنخیت و سازگاری اندکی بین فناوری به کار رفته با سبکهای یادگیری بزرگسال وجود دارد.
    در طراحی دوره های الکترونیکی باید توجه کردکه:
    ▪ افراد دارای سبکهای یادگیری متفاوتی هستند.
    ▪ میزان سختی ذهنی مواد درسی برای یک کارآموز، سبک یادگیری وی را تحت تاثیر قرار می دهد.
    ▪ هنگام مطالعة عناوین و موضوعات پیچیده(مثل موضوعات قضاوتی) افراد باید از قبل، آرامش خود را حفظ کرده و تمرکز خود را معطوف به موضوع سازند.
    ▪ درک و فهم یک مطلب، الزاماً به شیوة خطی و با تجزیة هدف ـ تکلیف به اجزاء ساده حاصل نمی شود.
    ▪ یادگیری اغلب فرایندی تدریجی است که از طریق یک سری فعالیتهای شکل دهی انجام می شود که همیشه مطلوب مربی نیستند.
    ▪ اگر انتظار داریم مهارتهای دانش آموز در طی نیمسال تحصیلی، بدون تمرکز آشکار بر آنها رشد یابد، باید دوره های آزمایشگاهی زیادی طراحی کنیم.
    ▪ بدین ترتیب، کار محیطهای یادگیری علاوه بر بعد شناختی یادگیری، اجتماعی نیز هست.
    ▪ دانش آموزان اطلاعات و دانشی را که از مربیان دریافت می کنند، از طریق گروههای بحث و گفتگو، جلسات دوستانه و دیگر فعالیتها به دانش معنادار تبدیل می نماید.
    در اینجا نقش روان شناس/ متخصص فناوری آموزشی بیشتر مشخص می شود و متوجه می شویم در پروژه های یادگیری الکترونیکی، متخصصان فناوریهای آموزشی هم نقشی دارند. «ویلیامز»[۲۸] (۲۰۰۲) از دیگر کسانی است که در پروژه های یادگیری الکترونیکی رویکردی مبتنی بر یادگیری دارد و فقدان توجه به آن را عامل شکست پروژه ها می داند: «با وجود اینکه در سازمانهای آموزشی بزرگسال، توجه ما بر فواید آموزش و کارآموزی مبتنی بر شبکه برای یادگیرندگان بزرگسال متمرکز بوده، ولی در طراحی آموزشی برای آموزش/کارآموزی مبتنی بر شبکه، عناصر یادگیری بزرگسال، مدنظر قرار نگرفته است. حذف این عامل محوری می تواند مانع ارائة موفق آموزش از طریق اینترنت شود و درنتیجه کارآموزی کارایی نداشته باشد».
    در یکی از معدود پژوهشهای منظم، ویلیامز (همان جا) اصول یادگیری بزرگسال را برای طراحی آموزش مبتنی بر شبکه بررسی کرده است. وی یک فهرست ۳۶ موردی از اصول طراحی آموزشی تهیه کرده و معتقد است باید در طراحی آموزش مبتنی بر شبکه آنها را مد نظر قرار داد. خلاصه ای از این فهرست را می توان این گونه نشان داد:
    ▪ روشها و محتوای دوره ها باید بر مبنای هدفها، دانش، مهارتها و ترجیحات ورودی یادگیرنده(دانش و مهارتهایی که محتوایی مشخص دارند و همچنین مهارتها، سبکها و ترجیحات یادگیری عمومی) و همچنین بر مبنای هدفهای کلی وجزیی سازمان باشند.
    ▪ ساختار، توالی و روشهای دوره می بایست بر مبنای دانش موجود با توجه به یادگیری بزرگسال از جمله انتخاب اشکال مناسب تعامل با همسالان و معلمان، انتخاب مثالهای معنی دار، کاربرد تصویرها و موقعیتهای مرتبط، استفاده از راهنمای مطالعه جهت خودرهبری و مبادلة تجربة فردی و... طراحی شوند.
    ▪ باید در دوره موقعیتهایی گنجانیده شود که در آنها مطالعة موردی و فعالیتهای شبیه سازی مناسب، بر اساس زمینه ها و مشکلات زندگی واقعی باشند.
    ▪ باید روشها و ابزارهای بازخوردی مختلف برای ارزشیابی از خود، ارزشیابی توسط همسالان و فرصتها و اشکالی دیگر برای بازنگری بازآموزی فراهم کرد.
    ▪ باید فرصتها و روشهای مختلفی جهت تعامل با همسالان و معلمان خصوصی یا هیئت علمی ایجاد کرد.
    ▪ در طراحی دوره ها باید سنین، مراحل زندگی، حرفه ها، نظامهای ارزشی، تجارب زندگی، هدفها و انگیزه های احتمالی مختلف بزرگسال را در نظر گرفت.
    ● رویکرد سیستمی تلفیقی[۲۹]
    تاکنون جامع ترین تجزیه و تحلیل عوامل شکست پروژه های یادگیری الکترونیکی را، «فیلیپس»[۳۰] (۲۰۰۲) انجام داده است، وی معتقد است عوامل شکست پروژه ها همیشه در سه سطح واقعند: سطح فراورده(طراحی ضعیف دوره، زیربنای فناوری ناکافی)، سطح یادگیرنده (آمادگی اندک یادگیرندگان، عدم انگیزش، نبود وقت) و سطح سازمانی (پشتیبانی مدیریتی کم، نبود ساختار پاداش دهی).
    بهتر است این سطوح را بیشتر بررسی کنیم.
    ۱) سطح فرآورده[۳۱]
    ـ طراحی ضعیف دوره (مجموعه ای از نظریه ها وحقایق بدون توجه کافی به کاربرد در زندگی واقعی)
    ـ طراحی ضعیف کلاس الکترونیکی(مسیر یابی پیچیده ،اتاقهای معیوب chat، تعاملهای ناخوشایند)
    ـ کارایی ضعیف فناوری (صدای ضعیف ، تصویر ناصاف ، فروخوانی داده های خراب و ...)
    ـ مدیریت ضعیف تعاملهای اجتماعی دوره (گردانندگان ناآگاه یا بی تجربة دورة پیوسته)
    ـ کندی تعامل کند بین مربی/شاگرد.
    ۲) سطح یادگیرنده (زمینه درونی)[۳۲]
    ـ نبود زمان
    ـ علاقة اندک به موضوع درس
    ـ انگیزش کم یادگیرندگان
    ـ ضعف مهارتهای مطالعه فردی
    ـ ضعف مهارتهای مدیریت زمان
    ـ اختلال در تداوم زندگی (طلاق، تغییر شرایط، وظایف والدینی)
    ـ نبود مهارتهای الکترونیکی ضروری(فروخوانی فایلها، اشتراک با فهرست نامه های الکترونیکی)
    ـ مقاومت روانی در برابر ازدست دادن مزایای یادگیری رو در رو ( مثل برقراری تماس اجتماعی، مسافرت،صرف غذا)
    ۳) سطح سازمانی(زمینة بیرونی)[۳۳]
    ـ بازاریابی داخلی ضعیف دوره ها
    ـ نبود ساختار شفاف پاداش
    ـ عدم ایجاد محیط یادگیری با کیفیت
    ـ تهیه نکردن تجهیزات مطلوب یادگیری
    ـ نبود بازخورد و پشتیبانی مدیریتی از یادگیری
    ـ تعیین نکردن زمان کافی برای کارآموزی ضمن خدمت
    ـ نبود همکاری گسترده برای کمک به ایجاد فرهنگ یادگیری
    ـ اینکه عموم مردم از یادگیری جدید که پدیده ای جدید است، توقع حذف همه روشهای دیگر را دارند.
    ـ ناکامی در تطبیق کارآموزی اینترنتی با مناسبترین هدفهایش.
    این تنها تجزیه و تحلیلی است که به تمامی چهار کانون شکست (الکترونیکی، یادگیری، مدیریت و نیازها) توجه کرده است.
    ● بحث و نتیجه گیری
    بدون تردید، ظهور فناوریهای نوین به ما نوید فراهم کردن فرصتهای آموزشی برابر برای همه و در همه جا، توان وقابلیت ارائة دروس به صورت متنوع تر و پیوسته را داده است، اما این به تنهایی باعث ایجاد یادگیری مؤثر و عمیق نمی شود. در حقیقت، بدون در نظر گرفتن مؤلفه های اساسی یادگیری آدمی، کاربرد پیشرفته ترین و جدیدترین فناوریها کاری بیهوده است و صرفاً استفاده های تبلیغاتی خواهد داشت تا آموزشی. بنابراین، برای طراحی و تهیة دوره های الکترونیکی مؤثر، علاوه بر توجه به تمامی عوامل مؤثر در شکست پروژه های قبلی، باید رویکردی متمرکز بر مبنای یادگیری آدمی و نه صرفاً بر مدیریت، نیازهای سازمانی و یا ابزارهای نوین الکترونیکی داشت.

    پارسیان (شاپرزفا)









    غلامحسین رحیمی دوست[۱]
    منابع
    ـ هفته نامة عصر ارتباط، آموزش مجازی نیمه حضوری می شود. (۱۳۸۳)، سال سوم، شمارة ۱۰۲.
    - Broadbent, B, (۲۰۰۱, Jan.). How to fail at e-learning, E-learning magazine; http://www.e- learninghub.com/articles/ How_to_fail_elearning.html
    - Bunis, Donald, (۲۰۰۳). Commentary. College and University, fall, v.۷۸, n.۲.
    - Carnevale, D. (۱۹۹۹, December ۲). online courses of ۱,۰۰۰ students will become common, industry group says. The Chronicle of Education; http://www.chronicle.com/free/۹۹/۱۲/۹۹۱۲۰۲۰lu.htm Higher.
    - Clarke, D. J. (۲۰۰۲). E-learning: Big bang or steady evolution? Learning Technologies; http://www.logilent.com/company/ bigbang.pdf
    - Commission on Technology and Adult Learning. A Vision of E-Learning for America&#۰۳۹;s Workforce
    - Alexandria, VA: American Society for Training and Development; Washington, DC: National Governors. Association, ۲۰۰۱. (ED).
    - Delio, Michelle. (۲۰۰۰). Report: Online Training ‘Boring’. Wired News, located at www.wired.com/news/business/۰ ,۱۳۶۷ ,۳۸۵۰۴,۰۰.html
    - Dublin, L., and Cross, J. (۲۰۰۳). Implementing eLearning: getting the most from your elearning investment Presentation at the ASTD International Conference, May ۲۰۰۳.
    - Greenagel, F. L.The Illusion of e-Learning: Why We Are Missing Out on the Promise of Technology.
    Phoenix, AZ: League for Innovation in the Community College, ۲۰۰۲. http://www.league.org/ publication/Whitepapers/۰۸۰۲.html.
    - Hanna, D. E. (۱۹۹۸, March). Higher education in an era of digital competition: Emerging organizational models. Journal of Asynchronous Learning Systems, ۲(۱); http://www.aln.org/publications/jaln/v۲n۱/v۲n۱_hanna.asp
    - Mc Graw, K.L. (۲۰۰۱, June). E-learning strategy equals infrastructure. Learning Circuits, ASTD; http://www.learningcircuits.org/۲۰۰۱/jun۲۰۰۱/mcgraw.html
    - Mayberry, E. (۲۰۰۲, June). from e-learning failure to e-learning redemption. Learning Circuits,ASTD:http://www.lerningcircuits.com/۲۰۰۲/jun۲۰۰۱/mcgraw.html
    - Open and distance Learning Quality council. (۲۰۰۱). A Definition for E- learning. http://www.odlqc.org.uk/odlqe/n۱۹-e.html
    - Phillips, V. (۲۰۰۲, June). Why does corporate e-learning fail? Virtual University Gazette; http://www.geteducated.com/ vug/june۰۲/vug۰۶۰۲.htm
    - Raschke, Carl. (۲۰۰۳). The Digital Revolution and the Coming of the Postmodern University, London:Routledge Falmer.
    - Romiszowski, A.J. (۲۰۰۴). How is the E-learning Baby? Educational Technology, January- February, V۴۴, N۱, (pp۵-۲۷).
    - Shackelford, B.A, SCORM Odyssey. T+D ۵۶, no. ۸ (August ۲۰۰۲), (pp ۳۰-۳۵).
    - Surry, D.W, Ensminger D. (۲۰۰۱).What is wrong with media comparison studies? Educational Technology, July-August (pp۳۲-۳۵).
    - Tavangarian Djamshid et al. (۲۰۰۴). Is e-Learning the Solution for Individual Learning? Electronic Journal of e-Learning, V۲.Issue۴ ۲۰۰۴(pp ۲۷۳-۲۸۰).
    - Weaver, P.Preventing E-Learning Failure. T+D ۵۶, no. ۸. (August۲۰۰۲): (pp۴۵-۵۰).
    - Williams, S. W. Instructional Design Factors and the Effectiveness of Web-based Training/Instruction.In Cyril O. Houle Scholars Global Research Perspectives, vol. ۲, May ۲۰۰۲, http://www.coe.uga.edu/hsp/monographs۲/williams.pdf
    - Woodill.G. (۲۰۰۴). Where is the Learning in e-Learning? A critical analysis of the e-Learning industry. www.operitel.com
    - Zenger, J., & Uehlein, C. (۲۰۰۱). Why blended will win, T + D Journal, ۵۵(۸), (pp۵۴–۶۰).
    ۱. عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز rahimidoost@gmail.com))
    ۱.Electronic Learning.
    ۲.Projects Failure.
    ۳. Instructional technology.
    ۴. Surry & Ensminger.
    ۵.Web- based training.
    ۶. Technology –based training.
    ۷. Online Learning/ instruction.
    ۱. Open and distance learning quality council.
    ۲. Romiszowski.
    ۱. Online.
    ۲. Offline.
    ۳. Download.
    ۱. Broadbent.
    ۲. Greenagle.
    ۱. Course ware.
    ۲. E-business.
    ۱. Hanna.
    ۲. Electronic approach.
    ۱. Managerial approach.
    ۲. Shackelford & aleckson.
    ۱. Needs approach.
    ۲. McGraw.
    ۱. Learning approach.
    ۱. Sharable Course Object Reference Model.
    ۲. Instructional Management System.
    ۳. Scale effect.
    ۱. Williams.
    ۱. Integrated system approach.
    ۲. Phillips.
    ۳. Product level.
    ۴. Learner level.
    ۱. Organizational level.

  8. Top | #184
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اصطلاح نامه چیست؟

    اصطلاح نامه چیست؟


    اصطلاحنامه مجموعه ای از واژگان کنترل شده و منظم است. واژگان کنترل شده زیرمجموعه ای از زبان اصلی است مشتمل بر اصطلاحات خاص. اما همانگونه که در تعریف بیان شد این واژگان کنترل شده هستند. کنترل واژگان با ایجاد روابط مختلف بین آنها انجام می گیرد که درباره آن توضیح داده خواهد شد.












    پارسیان (شاپرزفا)











    اصطلاحنامه مجموعه ای از واژگان کنترل شده و منظم است. واژگان کنترل شده زیرمجموعه ای از زبان اصلی است مشتمل بر اصطلاحات خاص. اما همانگونه که در تعریف بیان شد این واژگان کنترل شده هستند. کنترل واژگان با ایجاد روابط مختلف بین آنها انجام می گیرد که درباره آن توضیح داده خواهد شد.
    هدف اصطلاحنامه ایجاد یکدستی در نمایه سازی اسناد و سهولت در کاوش اطلاعات می باشد. منظور از یکدستی ایجاد معیارهایی برای انتخاب واحد از بین چند انتخاب است.
    وظیفه اصطلاحنامه تهیه نقاط دسترسی مؤثری است که از طریق آن نقاط موضوع موردنظر بازیابی می شود. بین هدف و وظیفه اصطلاحنامه رابطه نزدیکی وجود دارد؛ اصطلاحنامه زمانی می تواند به هدف خود برسد که وظیفه خود را به نحو مؤثر انجام دهد. در غیر این صورت وجود «نقاط مؤثر دسترسی» مفهومی نخواهد داشت.
    اصطلاحنامه وسیله ای اساسی است برای نمایه ساز که در هنگام نمایه سازی در دسترس اوست. نمایه ساز برای انتخاب واژه های کلیدی مدارکی که نمایه سازی می کند باید اصولی را رعایت کند که این اصول فقط با وجود ابزار کار یعنی اصطلاحنامه رعایت می شود. آیا جستجوگر قادر نخواهد بود موضوع جستجو را با ترکیب اصطلاحاتی که نمایه ساز انتخاب کرده است، پیدا کند؟ آیا اصطلاح انتخاب شده دارای جامعیت و مانعیت کافی است؟ آیا اصطلاح انتخاب شده تأکید کننده موضوع مدرک می باشد؟ رعایت این اصول و سایر اصول نمایه سازی منوط به وجود ابزاری مناسب می باشد که همان اصطلاحنامه است.
    همچنین اصطلاحنامه یک ابزار اساسی است برای بازیابی اطلاعات. کاوشگر برای رسیدن به موضوع مورد کاوش خود نیز باید قواعدی را به کار ببرد. جستجوی نظام یافته مسلماً دسترسی سریع و صحیحی را به مدارک موردنیاز به وجود خواهد آورد. اصطلاحنامه به کاوشگر کمک می کند تا بتواند صحیح ترین اصطلاح را برای بازیابی مدارک موردنیاز خود به کار ببرد تا گرفتار جامعیت و مانعیت ناخواسته نشود.
    ● ساختار اصطلاحنامه
    ▪ آشنایی با اصطلاحات
    ـ توصیفگر: اصطلاح ارائه دهنده مفاهیم
    ـ اصطلاح برگزیده: اصطلاح انتخاب شده برای بیان موضوع
    ـ اصطلاح نابرگزیده: اصطلاح انتخاب نشده
    ـ یادداشت دامنه: تعریف، توضیح و یا توصیف اصطلاح
    ـ اصطلاح اعم: اصطلاح عام تر
    ـ اصطلاح اخص: اصطلاح خاص تر
    ـ اصطلاح وابسته: اصطلاحی که به اصطلاح برگزیده به نوعی ارتباط دارد
    ـ اصطلاح به کار ببرید: ارجاع از اصطلاح نابرگزیده به برگزیده
    ـ اصطلاح به کار ببرید به جای: ارجاع به اصطلاح نابرگزیده که با اصطلاح برگزیده مترادف است. (برای اطلاع از اصطلاح نابرگزیده)
    ـ توصیفگرها: توصیفگرها اصطلاحاتی هستند که در اصطلاحنامه وجود دارند و مفاهیم را ارائه می دهند. توصیفگرها چه برگزیده باشند و چه نابرگزیده در ردیف الفبائی خود قرار می گیرند.
    ● یادداشت دامنه
    معمول ترین نوع راهنمایی برای به کار بردن اصطلاحات در اصطلاحنامه ها یادداشت دامنه است. اطلاعاتی که در یادداشت دامنه ارائه می شود باید هم برای نمایه سازان و هم برای کاوشگران مفید باشد. یادداشت دامنه چند وظیفه مهم را به عهده دارد.
    ▪ شرح دامنه یک اصطلاح:
    یادداشت دامنه حوزه و وسعت کاربرد اصطلاح موردنظر را باید بیان نماید. این تحدید ممکن است در دامنه اصطلاح باشد و یا خارج از دامنه اصطلاح. برای مثال:
    احزاب
    ی.د. فقط احزاب ----------
    که از نوع اول است و محدودیت استفاده از توصیفگر را با محدود کردن دامنه اصطلاح بیان نموده است.
    ـ بازیابی اطلاعات
    ی.د. روش های دستی را شامل نمی شود.
    که از نوع دوم است و محدودیت استفاده از توصیفگر «بازیابی اطلاعات» را با اشاره به مفهومی که از دامنه موضوع خارج است، بیان نموده است.
    ▪ از بین بردن شک و ابهام در مفهوم یک اصطلاح:
    در صورتی که مفهوم اصطلاح به کار برده شده متضمن شک و ابهام باشد برای از بین بردن آن از یادداشت دامنه استفاده می شود. برای مثال:
    نوزادان
    ی.د. کودکان تا سن ۴ هفته.
    ▪ ارائه تعریف
    یادداشت دامنه ممکن است برای بیان مفهوم دربرگیرنده یک اصطلاح، آنرا تعریف کند. به عبارت دیگر یک اصطلاح در اصطلاحنامه باید به یک مفهوم مفرد اشاره داشته باشد. برای مثال:
    ـ اطلاع رسانی
    ی.د. جمع آوری، سازماندهی، بازیابی و اشاعه اطلاعات
    اما یادداشت دامنه زیر که دربرگیرنده تعریف اصطلاح «فهرست نویسی» است صحیح نیست زیرا دو معنای متفاوت از «فهرست نویسی» ارائه داده است.
    ـ فهرست نویسی
    ی.د. توصیف مشخصات فیزیکی و تحلیل محتوای کتاب؛ بیان مشخصات کتاب در قالب کلمات کلیدی.
    هدف یادداشت دامنه از تعریف یک اصطلاح آگاهی بخشی است. بنابراین ارائه یک تعریف ساده با تکرار خود اصطلاح برای مدخل نامفهوم مفید نخواهد بود.
    ▪ یادداشت دامنه
    ممکن است دستورالعمل های اضافی به نمایه سازان بدهد و سایر انواع اصطلاحاتی را که می توانند تخصیص دهند، یادآوری کند. برای مثال:
    ـ آماده سازی
    ی.د. در صورت امکان برای آماده سازی مواد و منابع خاص اصطلاحات دیگری را به کار ببرید این یادداشت دامنه به نمایه ساز پیشنهاد می دهد که در صورتی که ماده خاصی را آماده سازی می کند، اصطلاح خاص آن نوع آماده سازی را به کار ببرد. برای مثال؛ «مونتاژ».
    از آنجا که یادداشت دامنه وظیفه مهم آگاهی بخشی به نمایه ساز و یا کاوشگر را دارد باید به خوبی شکل داده شود. عاری از غلط های املایی باشد، دستور زبان و خط کاملاً در آن رعایت شود و حتی الامکان از عبارت های اسمی استفاده گردد. برای مثال:
    ـ نمایه سازی
    ی.د. اختصاص دادن اصطلاحات زبان طبیعی به اسناد
    این یادداشت دامنه از عبارت فعلی استفاده کرده است که بهتر است از عبارت اسمی استفاده گردد و در نتیجه یادداشت دامنه به صورت زیر تغییر می کند.
    ـ نمایه سازی
    ی.د. تخصیص اصطلاحات زبان طبیعی به اسناد
    ادامه بررسی ساختار اصطلاحنامه را ضمن بیان روابط در اصطلاحنامه دنبال می کنیم.
    ● روابط در اصطلاحنامه
    اصطلاحنامه با وجود روابط معین بین اصطلاحات است که معنا پیدا می کند و می تواند به هدف خود برسد و وظایف خود را انجام دهد. در واقع مهمترین مبحث در اصطلاحنامه ها مشخص بودن روابط دقیق و تعریف شده بین اصطلاحات است. باید تمام روابط منطقی و مرتبط با اصطلاح را در اصطلاحنامه به کار برد. اصطلاح ممکن است فقط دارای یک ارجاع باشد. برای مثال:
    تعلیم و تربیت
    بک آموزش و پرورش
    و یا ممکن است بیشتر از یک ارجاع داشته باشد. برای مثال:
    پزشکی
    بج طب
    ا.ع. علوم عملی
    ا.خ. پزشکی کودکان
    ا.و. روانشناسی
    روابط در اصطلاحنامه به سه دسته تقسیم می شوند:
    ۱) روابط هم ارز
    ۲) روابط سلسله مراتبی
    ۳) روابط مصداقی
    هر کدام از این سه رابطه به نوبه خود به روابط فرعی تقسیم می شود.
    ▪ روابط هم ارز
    روابطی هستند که بین اصطلاحات مترادف و یا شبه مترادف برقرار می شود. این روابط همچنین بین اصطلاحاتی که هم ارز تعریف شده اند برقرار است. نشانه رسمی بین دو اصطلاح هم ارز «بک» و «بج» است. برای مثال:
    تعلیم و تربیت
    بک آموزش و پرورش
    آموزش و پرورش
    بج تعلیم و تربیت
    جدول شماره ۱. اختصارات فارسی و معادل لاتین آن را نشان داده است.
    پارسیان (شاپرزفا)
    جدول شماره ۱. اختصارات فارسی و معادل لاتین آنها

    روابط هم ارز روابطی دوسویه است. که بین دو اصطلاح برگزیده و نابرگزیده برقرار می باشد. به این معنا که وقتی بین اصطلاح نابرگزیده و اصطلاح برگزیده از طریق «بک» رابطه برقرار می شود لازم است که بین همان اصطلاح برگزیده و نابرگزیده از طریق «بج» نیز رابطه برقرار گردد و بتوان به هر دو اصطلاح در ردیف الفبایی خود دسترسی داشت.
    اصطلاحات مترادف۱۳ اصطلاحاتی هستند که در قالب املایی متفاوت، معنای یکسانی را ارائه می دهند، مانند پزشک و طبیب؛ رده بندی و طبقه بندی. اصطلاحات مترادف هرچند از نظر املایی با یکدیگر متفاوتند اما به یک مفهوم اشاره می کنند که از میان آنها یکی به عنوان اصطلاح برگزیده انتخاب می شود.
    اصطلاح مترادف در قالب های متفاوتی قرار می گیرد. از جمله:
    - یک کلمه که چند املاء دارد. مانند: تهران و طهران.
    - دو کلمه که با املای متفاوت دارای معنی یکسان هستند. اینگونه مترادفها ممکن است مشتق از یک زبان طبیعی باشند مانند پژواک صوت و بازتاب صورت و یا ممکن است مشتق از دو زبان طبیعی باشند مانند نمابر و فاکس، هواپیما و طیاره
    - نام های عام و نام های علمی مانند نمک و هیدرات سدیم
    اصطلاحات شبه مترادف۱۴ به چند دسته تقسیم می شود.
    ۱) اصطلاحاتی که همپوشانی معنایی دارند مانند تیزهوش و زیرک.
    ۲) اصطلاحاتی که یکی دیگری را دربرمی گیرد مانند فلز و استیل.
    ۳) اصطلاحاتی که هرچند دارای معنای متضاد هستند اما به عنوان دو اصطلاح هم ارز محسوب می شوند. زیرا مفهوم موجود در یکی هم ارز با پرسش ها برای دیگری است. مانند خوردگی و ضدخوردگی.
    ۴) اصطلاح اسمی و فعلی. مانند فهرست نویسی و فهرست نویسی کردن.
    انتخاب یک اصطلاح برگزیده از بین دو یا چند مترادف بستگی به نوع، هدف، وظیفه و کاربرد اصطلاحنامه دارد. آیا اصطلاحنامه علمی است یا عمومی؟ آیا اصطلاحنامه حوزه خاصی از یک رشته علمی را دربر می گیرد و یا نسبت به آن رشته علمی عام است؟ برای مثال: اصطلاحنامه پزشکی و یا حوزه خاصی از پزشکی مثلاً دندانپزشکی.
    از آنجا که یکی از مهمترین روش های کنترل واژگان در یک اصطلاحنامه استفاده از اصطلاحات برگزیده است، در انتخاب آنها دقت لازم باید اعمال شود. در اینجا بعضی از اصول انتخاب اصطلاح برگزیده از میان چند مترادف بیان می شود.
    ۱) کاربرد. مثال: رده بندی بجای رده بندی کردن
    ۲) وسعت. مثال: پلاستیک ها بجای پولی اتیلن
    ۳) عدم ابهام. مثال: هواپیمای ملی ایران بجای هما (هما ممکن است برای مفاهیم دیگری به کار رود)
    ۴) نزدیکی. مثال: ایستگاه راه آهن بجای ایستگاه قطار
    ۵) اجمال(به کاربردن یک کلمه بجای دو یا چند کلمه). مثال: یونسکو بجای «سازمان علمی- فرهنگی ملل متحد»
    ۶) جمع اصطلاحات قابل شمارش. مثال: کتابها بجای کتاب
    ۷) وحد داخلی. یکدستی و پیوستگی در انتخاب و کاربرد قواعد در اصطلاحنامه. برای مثال در جمع کلمات
    ۸) وحدت خارجی. هماهنگی با سایر اصطلاحنامه ها
    گفتیم که رابطه بین اصطلاح برگزیده و نابرگزیده یک رابطه دوسویه است. یعنی زمانی که اصطلاح برگزیده را با اختصار «بج» بجای یک اصطلاح نابرگزیده به کار می بریم. از طرف دیگر اصطلاح نابرگزیده را نیز با اختصار «بک» به اصطلاح برگزیده مرتبط می کنیم. این رابطه دوسویه را از این جهت در اصطلاحنامه به کار می بریم تا به کاربر کمک کنیم تا اصطلاح برگزیده مناسب را پیدا کند و از طرف دیگر دامنه اصطلاح برگزیده را تشخیص دهد.
    ▪ روابط سلسله مراتبی
    روابطی است که بین دو اصطلاح برقرار می گردد تا عام تر یا خاص تر بودن آن دو اصطلاح را نسبت به یکدیگر مشخص کند. به کاربردن رابطه سلسله مراتبی از این جهت اهمیت دارد که چنانچه در یک موضوع اصطلاحات متعددی داشته باشیم و تمام آن اصطلاحات را با یک اصطلاح برگزیده بیان کنیم، آن اصطلاح برگزیده دربرگیرنده فهرست بزرگی از آن موضوع خواهد بود و چنین اصطلاح برگزیده ای برای کاوش مناسب و مفید نیست. بنابراین برای بیان موضوعات تحت پوشش موضوع اصلی باید از اصطلاحات خاص تری سود برد. در این حالت از ارجاع سلسله مراتبی عام و خاص استفاده می کنیم. برای مثال پرندگان زیرمجموعه بزرگی را دربر دارد و چنانچه بخواهیم تمام آن زیرمجموعه را تحت اصطلاح برگزیده پرندگان وارد کنیم در هنگام جستجوی پرندگان خاص مثل عقاب، گنجشک، پرستو جستجوی ما از جامعیت زیادی برخوردار است که جوابگو نخواهد بود. بنابراین برای مفید بودن کاوش برای کاوشگر از اصطلاحات برگزیده خاص تر استفاده می کنیم.
    نکته ای که در به کار بردن اصطلاح اخص مهم است این است که اصطلاح اخص باید حالت خاصی از اصطلاح اعم باشد و قادر باشد خصوصیات اصطلاح اعم را به ارث ببرد. برای مثال درست نیست که «اتوبوس ها» را مانند یک اصطلاح اخص تحت اصطلاح «وسایل نقلیه دیزلی» آورد؛ هرچند بعضی از اتوبوس ها دیزلی هستند.
    برای نشان دادن رابطه اعم و اخص بین اصطلاحات از اختصارات «ا.ع» به معنای «اصطلاح عام تر» و «ا.خ» به معنای «اصطلاح اخص تر» استفاده می کنیم. برای مثال:
    پرندگان
    ا.خ. عقاب
    پرستو
    قناری
    و
    عقاب
    ا.ع. پرندگان
    قناری
    ا.ع. پرندگان
    که هرکدام در ردیف الفبایی خود قرار می گیرد.
    ارتباط بین «ا.ع.» و «ا.خ.» یک رابطه معکوس است. به عبارت دیگر اگر «الف» اصطلاح اعم «ب» باشد، پس «ب» اصطلاح اخص «الف» است. یعنی
    الف
    ا.خ. ب
    و
    ب
    ا.ع.الف
    برای مثال:
    نوشت افزار
    ا.خ. مدادها
    و در اینجا کاوشگر انتظار دارد که مدخل زیر را نیز در اصطلاحنامه بیابد:
    مدادها
    ا.ع. نوشت افزار
    سه نوع رابطه سلسله مراتبی وجود دارد که عبارت است از:
    ـ رابطه و جنس و نوع
    ـ رابطه کل و جزء
    ـ رابطه مصداقی
    ۱) رابطه جنس و نوع
    این رابطه میان یک جنس و انواع آن به کار برده می شود. برای مثال:
    گربه سانان
    ا.خ. ببرها
    اصطلاح «الف» در صورتی نسبت به اصطلاح «ب» عام تر است (و برعکس) در صورتی که تمام عناصر مشتمل در «ب» در «الف» موجود باشد. به عبارت دیگر «ب» زیرمجموعه الف است. (شکل ۱)
    در مثال بالا تمام ببرها زیرمجموعه گربه سانان هستند و نه بعضی از آنها.
    پارسیان (شاپرزفا)
    شکل شماره ۱

    در بعضی از اصطلاحنامه ها رابطه سلسله مراتبی جنس و نوع را با علائم اختصاری «ا.ع.ج.» و «ا.خ.ج.» نشان می دهند. برای مثال:
    خزندگان
    ا.خ.ج. مارها
    و
    مارها
    ا.ع.ج. خزندگان
    برای تشخیص این مطلب که آیا رابطه سلسله مراتبی بین دو اصطلاح از نوع «جنس و نوع» است یا نه می توان سئوال «آیا ... است؟» را به صورت زیر آزمایش نمود:
    آیا .... نوعی از .... است؟ برای مثال:
    آیا فیل نوعی از حیوانات عظیم الجثه است؟ چنانچه جواب مثبت است رابطه سلسله مراتبی بین «فیل» و «حیوانات عظیم الجثه» رابطه جنس و نوع می باشد.
    ۲) رابطه کل و جزء
    در این رابطه جزء قسمتی از کل است. اصطلاح «الف» نسبت به اصطلاح «ب» کل است (و برعکس) در صورتی که عناصر مشتمل در «ب» جزئی از «الف» باشد. برای مثال: «چشم» جزئی از «سر» است.
    در این نوع رابطه نیز اصطلاح جزء باید در زیرمجموعه اصطلاح کل قرار گیرد (شکل ۱). بنابراین اصطلاح «جنگل ها» اصطلاح کلی «درخت ها» نیست. زیرا هر درختی جزئی از جنگل نیست. برای تشخیص این مطلب که آیا رابطه سلسله مراتبی بین دو اصطلاح رابطه کل و جزء است یا نه از پرسش آیا ... بخشی از .... است؟ استفاده می کنیم. برای مثال:
    آیا بینی بخشی از سر است؟
    آیا انگشت بخشی از دست است؟
    چنانچه جواب به این سئوال مثبت باشد رابطه بین دو اصطلاح رابطه کل و جزء است. رابطه کل و جزء تنها مرتبط با اعضای بدن نیست، بلکه حوزه های دیگر را نیز دربر می گیرد. از جمله مناطق جغرافیایی. برای مثال ایران جزئی از خاورمیانه است و خاورمیانه کلی ایران است.
    ایران
    ا.ع. خاورمیانه
    و
    خاورمیانه
    ا.خ. ایران
    اما از طرف دیگر ایران اصطلاح عام تر دریای کاسپین نیست. زیرا تنها بخشی از دریای کاسپین جزء ایران است.
    ۳) روابط مصداقی (موردی)
    در این رابطه اصطلاح خاص مصداقی و موردی از عام است. برای مثال:
    کوهها
    ا.خ. کوه الوند
    در یک رابطه مصداقی کل تنها دارای جز است و نه بیشتر.
    برای تشخیص این مطلب که آیا رابطه سلسله مراتبی دو اصطلاح از نوع مصداقی است یا نه از پرسش آیا .... مصداقی از ... است؟ استفاده می کنیم. برای مثال:
    آیا خیابان ولیعصر مصداقی از خیابان ها است؟ چنانچه جواب به این سئوال مثبت باشد رابطه سلسله مراتبی از نوع مصداقی است.
    یک اصطلاح ممکن است دارای چندین اصطلاح اعم باشد و این بدان معناست که یک اصطلاحنامه ممکن است چند سلسله مراتبی۲۶ باشد. برای مثال:
    روانشناسی اجتماعی
    ا.ع. روانشناسی
    جامعه شناسی
    چند سلسله مراتبی متضمن دو برداشت است. یکی اینکه سلسله مراتب ها همه در یک سطح هستند دیگر اینکه سلسله مراتب ها در بیشتر از یک سطح قرار دارند. در مثال بالا و اصطلاح عام تر نسبت به یکدیگر در یک سطح قرار دارند. اما در مثال:
    کبوترها
    ا.ع. پرندگان
    جانوران
    دو اصطلاح عام نسبت به یکدیگر در دو سطح قرار دارند.
    تعیین یک سطحی بودن و یا چند سطحی بودن سلسله مراتب ها بستگی به خط مشی تهیه کنندگان اصطلاحنامه دارد.
    در یک اصطلاحنامه ممکن است اصطلاحی وجود داشته باشد که اصطلاح عام نداشته باشد. چنین اصطلاحی ارجاع «ا.ع.» ندارد. برای مثال اصطلاح «ورزش» در یک اصطلاحنامه ورزشی. به چنین اصطلاحی«اصطلاح راس۲۷» گفته می شود.
    روابط وابسته
    این رابطه اصطلاحاتی را دربر می گیرد که همپوشانی معنایی دارند. این اصطلاحات هیچ گونه رابطه سلسله مراتبی و موردی با یکدیگر ندارند، اما از نظر مفهومی وابسته به یکدیگرند. به این معنا که وقتی یکی از آن دو اصطلاح بیان می شود، دیگری نیز به یاد آورده می شود. برای مثال: زمانی که از «پرندگان» صحبت می شود اصطلاح «پرواز» نیز به ذهن خطور می کند. و هر چند اصطلاح «پرواز» و «پرندگان» هیچ گونه رابطه سلسله مراتبی و مصداقی با یکدیگر ندارند اما وابسته هستند. یعنی:
    پرندگان
    ا.و. پرواز
    رابطه دو اصطلاح وابسته رابطه ای است دو جانبه. یعنی اگر «الف» اصطلاح وابسته «ب» باشد، «ب» نیز اصطلاح وابسته «الف» است. برای مثال:
    خوشنویسی
    ا.و. مدادها
    و
    مدادها
    ا.و. خوشنویسی
    برای نشان دادن وابستگی بین دو اصطلاح از اختصار «ا.و.» یعنی اصطلاح وابسته استفاده می کنند.
    تشخیص و تصمیم در مورد اینکه رابطه وابستگی بین دو اصطلاح وجود دارد یا نه با آزمایش زیر مشخص می شود: وقتی که نمایه ساز یا کاوشگر اصطلاح «الف» را به کار می برد آیا اصطلاح «ب» به ذهن وی خطور می کند؟
    چنانچه پاسخ به سئوال بالا مثبت بود رابطه وابستگی بین دو اصطلاح «الف» و «ب» وجود دارد. و چنانچه جواب منفی بود رابطه وابستگی بین دو اصطلاح «الف» و «ب» وجود ندارد.
    مقوله های معنایی متعددی تحت پوشش وابستگی قرار می گیرند. بعضی از این مقوله ها عبارتند از:
    ۱) زمان. مثال: مطالعه در اوقات فراغت
    ا.و. اوقات فراغت
    ۲) مکان. مثال: زبان های خارجی
    ا.و. آزمایشگاههای زبان
    ۳) محصول. مثال: کشتی سازی
    ا.و. کشتی ها
    ۴) علت. مثال: جنگ خلیج فارس
    ا.و. نفت
    ۵) عامل. مثال: مربیگری
    ا.و. مربی
    ۶) وسیله. مثال: نقاشی
    ا.و. قلم موها
    ۷) کاربرد. مثال: رایانه
    ا.و. واژه پردازی
    ۸) مکمل. مثال: والدین
    ا.و. فرزندان
    ● دستور زبان و خط اصطلاحنامه
    به دلیل اینکه هدف و منظور این مقوله آشنایی با ساختار اصطلاحنامه است و نه اصول تولید اصطلاحنامه لذا در این بخش از تفصیل کلام احتراز کرده و به قدر نیاز بحث می شود.
    از نظر دستور زبان و دستور خط، اصطلاحات باید از ویژگیهای خاصی برخوردار باشد. این ویژگیها از قواعد مدون شده هر زبان مشتق می شود. بیان کامل این قواعد خارج از بحث این مقاله است اما بعضی از این اصول که به طریق اولی آگاهی از آنها ضرورت دارد، بیان می شود.
    تا آنجا که ممکن است توصیفگر باید اسم و یا عبارت اسمی باشد و از به کار برده شدن فعل و عبارت فعلی و صفت خودداری شده باشد. برای مثال «کشتی سازی» و نه «کشتی ساختن» یا «ریسندگی» و نه «ریسیدن»
    توصیفگرهای قابل شمارش به صورت جمع به کار برده شده باشد. مثل: کتاب ها؛ عقاب ها.
    اسم جمع را به صورت جمع به کار نبرده باشد. مثل: انسان؛ گله و نه انسان ها و گله ها
    فرآیندها، خواص و شرایط به صورت مفرد باشد. مثل: جلوگیری از حادثه، وزن، قدرت.
    توصیفگرها به صورت مقلوب به کار برده نشده باشد. برای مثال: «مدیریت دانشکده» و نه «دانشکده، مدیریت»
    برای بیان مفاهیم که با یک واژه قابل بیان نیست چگونه عمل شده است؟ مثلاً مفاهیم «موتورهای دیزلی»، «مدیریت کتابخانه»، «شترمرغ» اصطلاحات مرکبی هستند که برای بیان موضوعها به کار برده می شود. اصطلاح «مدیریت کتابخانه» را به همین صورت مرکب وارد اصطلاحنامه کنیم؟ و یا اینکه آن را به عوامل تشکیل دهنده آن یعنی «مدیریت» و «کتابخانه» تجزیه کنیم؟
    از نظر دستور زبان فارسی از آنجا که کلمات مرکب مفاهیم جدیدی را مستقل از عوامل بسیط خود ایجاد می کنند باید به صورت ترکیبی به کار برده شوند. مثلاً ترکیب اضافه «مدیریت کتابخانه» از دو اصطلاح «مدیریت» و «کتابخانه» تشکیل شده است که هیچ کدام به تنهایی مفهوم «مدیریت کتابخانه» را دربر ندارد. اما به کار بردن این اصطلاح مرکب به صورت دو کلمه بسیط از نظر قواعد اصطلاحنامه ای بستگی به خط مشی اولیه ای دارد که تدوین کنندگان اصطلاحنامه مشخص می کنند.
    از نظر دستور خط نیز قواعدی بر اصطلاحنامه حاکم است که براساس آن قواعد املایی توصیفگرها مشخص می شود. در اینجا به طور اختصار بعضی از این قواعد بیان می شود.
    در صورتی که علامت جمع «ها» صورت مفرد کلمه را گنگ می کند بهتر است جدا نوشته شود. کلمه مرکبی که در حالت ترکیب با یک پسوند ساخته شده است و اتصال آن دو صورت ظاهر کلمه را نامانوس می کند باید جدا نوشته شده باشد. برای مثال: «زیستشناسی» که بهتر است به صورت «زیست شناسی» نوشته شود. پیشوند به کلمات مرکب نمی چسبد.
    ● نمایش اصطلاحنامه
    نمایش اصطلاحات در اصطلاحنامه از نظر ترکیب و از نظر شکل حائز اهمیت می باشد. اصطلاحنامه در هنگام نمایش باید تمام روابط بین اصطلاحات را نمایان سازد. این روابط ممکن است فقط یک رابطه باشد. مانند:
    تعلیم و تربیت
    بک آموزش و پرورش
    و یا ممکن است چندین رابطه باشد. مانند:
    اطلاع رسانی
    ا.ج. جمع اوری اطلاعات
    سازماندهی
    اشاعه اطلاعات
    ا.و. توسعه
    پژوهش
    در بعضی از اصطلاحنامه ها برای نشان دادن ارجاعات یک توصیفگر از نقطه استفاده می کنند. برای مثال:
    .. جانداران
    . گیاهان
    گل ها
    . گل سرخ
    . گل ناز
    بعضی از اصطلاحنامه ها برای نشان دادن اصطلاحات نابرگزیده روش های خاصی را به کار می برند. برای مثال ممکن است اصطلاح نابرگزیده را با حروف کج بنویسند و یا از حروف کم رنگ تر استفاده کنند. که این یک روش مکمل است برای نمایش اصطلاحات.
    معمولاً در نمایش اصطلاحات ارجاعات به اندازه چند فاصله به داخل برده می شوند.
    برای مثال:
    خوردگی
    ا .ع. شیمی
    ا.خ. خوردگی در آب دریا
    ا.و. جلوگیری از خوردگی
    از نظر ترتیبی اصطلاحات به سه طریق در اصطلاحنامه قرار می گیرند. بعضی از اصطلاحنامه ها ممکن است فقط یکی از این سه حالت را داشته باشد و بعضی دیگر ممکن است هر سه روش را اعمال کند. این سه روش عبارت است از: الفبایی، نظام یافته و ترسیمی
    ۱) الفبایی:
    در این روش اصطلاحات مدخل به صورت الفبایی قرار می گیرد و ارجاعات در زیر آنها نمایش داده می شود. هر ارجاعی نیز به نوبه خود در ردیف الفبایی قرار می گیرد.
    ۲) نظام یافته:
    در این روش حوزه ها مشخص می شوند و اصطلاحات همراه با روابط آنها در زیر مربوطه قرار می گیرد. این نوع ترتیب باید دارای یک نمایه الفبایی نیز باشد و ارتباط این نمایه با بخش نظام یافته به طریقی مشخص شود تا دسترسی به اصطلاحات آسان بشود.
    ۳) نمایش ترسیمی:
    این نوع نمایش معمولاً همراه با یکی از دو روش بالا می آید و حالت مکمل را دارد. در این روش توصیفگر و ارجاعات مرتبط با آن از طریق نشانه روها مشخص شده اند.
    ● ویرایش اصطلاحنامه
    اصطلاحنامه پایانی ندارد. اکتشافات و اختراعات جدید، تفاسیر جدید و دوباره آنچه قبلاً شناخته شده، همپوشانی علوم همه و همه بیانگر این است که اصطلاحات جدید متولد می شوند و این اصطلاحات باید به اصطلاحنامه اضافه شوند، اصطلاحات موجود تغییر یابند و توضیح داده شوند و حتی حذف شوند. با توجه به این موضوع اصطلاحنامه ای که به طور دوره ای مورد ویرایش قرار نگیرد یک اصطلاحنامه مرده است.
    اصطلاحات در حالات زیر مورد حک و اصلاح قرار می گیرند.
    - تعریف معنی اصطلاح و دامنه آن
    - اضافه شدن یادداشت توضیحی
    - تبدیل شدن به یک اصطلاح برگزیده
    - نیاز به حذف
    - تغییر املای اصطلاح
    - هماهنگی با ویرایش قبلی
    ● مدیریت اصطلاحنامه
    برای مدیریت و نگهداری اصطلاحنامه شخص یا اشخاصی باید مسئول باشند. اصطلاحنامه بعد از ایجاد نیاز به مدیریت دارد. مدیر اصطلاحنامه دارای وظایفی به شرح زیر می باشد:
    ۱) دوره ویرایش اصطلاحنامه را مشخص کند.
    ۲) هماهنگ نمودن طراحی اصطلاحنامه با اصول نوین اطلاع رسانی
    ۳) رد یا قبول اصطلاحات جدید پیشنهادی نمایه سازان
    ۴) انتشار تکمله ها در دوره های زمانی مشخص
    ۵) درهم کردن متن اصلی و تکمله ها در پایان هر سال
    ۶) تقسیم اصطلاحات با ارجاعات طولانی به اصطلاحات اخص تر
    مدیریت تخصصی و خوب اصطلاحنامه این اطمینان را ایجاد می کند که اصطلاحنامه در طول زمان متناسب و قابل استفاده باشد. همچنین مدیریت صحیح اصطلاحنامه باعث تداوم ساختار ساده اصطلاحنامه بوده و برای نمایه ساز و کاوشگر رضایتمند و قابل استفاده می باشد.
    ● نتیجه گیری
    اصطلاحنامه مجموعه ای از سرعنوانهای موضوعی با ارتباطات سازماندهی شده است.
    اصطلاحنامه تسبیحی است زرین از واژه های انتخاب شده که به سه گروه از متخصصین کمک های شایانی می کند. اول به نمایه سازان برای سرعت و دقت در نمایه سازی مدارک و انتخاب سرعنوان های موضوعی مناسب و صحیح. دوم به کاوشگران به منظور تدارک راهبرد صحیح و دقیق کاوش و دسترسی جامع و خاص به موضوع موردنظر. سوم به نویسندگان به منظور بیان دقیق تر پیامهای خود.
    اصطلاحنامه وظایف خود را با ایجاد روابط معنایی هم ارز، سلسله مراتبی و وابسته میان توصیفگرها، انجام می دهد.
    رعایت قواعد دستوری و املایی نه تنها در شکیل بودن و یکدستی اصطلاحنامه موثر است، بلکه دسترسی موضوعی را نیز تسهیل می کند.
    برای رسیدن به اهداف اصطلاحنامه دو اصل باید بر آن حاکم باشد.
    ۱) ویرایش اصطلاحنامه در طول زمان
    ۲) مدیریت تخصصی
    ویرایش دائم اصطلاحنامه تازگی و همگامی آن را با دانش روز بیمه می کند و مدیریت تخصصی و صحیح هماهنگی اصطلاحنامه و طراحی آن را با اصول نوین اطلاع رسانی تحقق می بخشد.

    پارسیان (شاپرزفا)









    تهیه و تنظیم : اصغر موسایی (کارشناسی ارشد کتابداری)

صفحه 23 از 29 نخستنخست ... 13192021222324252627 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •