لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 2 از 54 نخستنخست 1234561252 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 9 تا 16 , از مجموع 425

موضوع: بانک مقالات زیست شناسی

  1. Top | #9
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چگونگی اندازه‌گیری مقدار هورمون‌ها

    ·
    چگونگی اندازه‌گیری مقدار هورمون‌ها

    در بیماری‌های مختلف مقدار هورمون‌ها در خون افزایش یا کاهش می‌یابد. پزشک می‌تواند این گونه بیماری‌ها را با دانستن مقدار یک هورمون در خون تشخیص دهد. از این رو، پس از معاینه‌ی بیمار اگر برخی از نشانه‌های بیماری هورمونی را در او تشخیص دهد، بررسی هورمونی را به بیمار پیشنهاد می‌کند.


    · در بیماری‌های مختلف مقدار هورمون‌ها در خون افزایش یا کاهش می‌یابد. پزشک می‌تواند این گونه بیماری‌ها را با دانستن مقدار یک هورمون در خون تشخیص دهد. از این رو، پس از معاینه‌ی بیمار اگر برخی از نشانه‌های بیماری هورمونی را در او تشخیص دهد، بررسی هورمونی را به بیمار پیشنهاد می‌کند. بیمار به آزمایشگاه تشخیص طبی مراجعه می‌کند و در بخش هورمون‌شناسی از او مقداری خون می‌گیرند و با کمک ابزارها و روش‌های زیست‌شیمیایی میزان هورمون‌ها در خون وی اندازه گیری می‌شود.
    به طور معمول مقدار هورمون‌ها در خون بسیار پایین است. بنابراین، برای اندازه‌گیری هورمون‌ها باید از ابزارهای بسیار حساسی کمک گرفت تا بتوان مقدار عادی و غیر عادی را از هم تشخیص داد. در همه‌ی روش‌های اندازه‌گیری هورمون‌ها، پادتن‌ها(آنتی‌بادی‌ها) نقش بنیادی دارند. پادتن‌ها مولکول‌های پروتئینی هستند که دستگاه ایمنی در برابر مولکول‌های بیگانه تولید و ترشح می‌کند. هر نوع پادتن فقط به یک نوع مولکول خارجی متصل می‌شود. بنابراین می‌توان با تزریق تک تک هورمون‌ها به جانورانی مانند خرگوش دستگاه ایمنی آن‌ها را به ساختن پادتن‌های ویژه‌ی هر هورمون وادار کرد. برای مثال، با تزریق انسولین انسانی به خرگوش، دستگاه ایمنی جانور که این مولکول را بیگانه تلقی می‌کند به تولید پادتنی می‌پردازد که فقط به انسولین انسانی متصل می‌شود. این پادتن‌ها را می‌توان از خون جانور جدا و برای اندازه گیری هورمون‌ها به کار برد.
    ● سنجش رادیوایمنی:
    اصول سنجش رادیوایمنی از این قرار است:
    ۱) مقدار زیادی پادتن برای هورمون مورد نظر تهیه می‌شود.
    ۲) مقداری هورمون خالص با ایزوتوپ رادیو اکتیو نشان‌دار می‌شود.
    ۳) مقداری از پلاسمای خون فرد مورد نظر با پادتن هورمون و مقدار مشخصی هورمون نشان‌دار مخلوط می‌شود.
    در این مخلوط، هورمون موجود در پلاسما با هورمون نشان‌دار بر سر اتصال به پادتن با هم رقابت می‌کنند. در این رقابت مقدار هر کدام از هورمون‌ها(غیر نشاندار و نشاندار) با غلظت آن‌ها متناسب است. اما مقدار پادتن باید کمتر از آن باشد که تمام هورمون نشاندار و هورمون غیر نشان‌دار به آن متصل شوند.
    ۴) پس از آن‌که رقابت به پایان رسید، مجتمع "هورمون‌پادتن" از بقیه‌ی مخلوط جدا و مقدار هورمون رادیواکتیو با دستگاه رادیو اکتیوسنج اندازه‌گیری می‌شود.
    اگر مقدار رادیواکتیو سنجش‌شده بالا باشد، نشان می‌دهد مقدار زیادی هورمون نشان‌دار به پادتن‌ها متصل شده است. بنابراین مقدار اندکی هورمون غیر نشاندار با هورمون نشان‌دار رقابت کرده و بنابراین غلظت هورمون غیر نشان‌دار در پلاسمای مورد سنجش کم بوده است.
    اگر مقدار رادیواکتیو سنجش شده پایین باشد، نشان می‌دهد مقدار اندکی هورمون نشان‌دار به پادتن‌ها متصل شده است. بنابراین مقدار زیادی هورمون غیر نشان‌دار با هورمون نشان‌دار رقابت کرده و بنابراین غلظت هورمون غیر نشان‌دار در پلاسمای مورد سنجش زیاد بوده است.
    ۵) برای این که اندازه‌گیری از حالت کیفی به حالت کمی (مقداری) تبدیل شود، رادیو ایمنی با غلظت‌های مختلف اما مشخصی از هورمون غیر نشان‌دار انجام می‌شود. آنگاه منحنی استانداردی تهیه می‌شود که با داشتن آن می‌توان غلظت یک هورمون را به طور دقیق مشخص کرد.
    امروزه همه‌ی مواد لازم برای انجام رادیوایمنی جهت سنجش هورمون‌ها در بسته‌بندی‌های ویژه‌ای به نام "کیت" در اختیار آزمایشگاه‌ها قرار می‌گیرد. چگونگی بهره‌گیری از کیت و در واقع چگونگی انجام رادیوایمنی در دفترچه‌ی راهنمای آن آمده است.
    ۱) پادتن هورمون مورد نظر به ته لوله‌های ویژه متصل است.
    ۲) هورمون نشان‌دار و هورمون غیر نشان‌دار به لوله‌ها افزوده می‌شوند.
    ۳) دو هورمون برای اتصال به پادتن رقابت می‌کنند. هورمون‌هایی که متصل نشده‌اند شسته می‌شوند.
    ۴) مقدار هورمون نشاندار با دستگاه تعیین و غلظت هورمون غیر نشان‌دار بر پایه‌ی آن محاسبه می‌شود.
    ● سنجش ایمنی‌آنزیم: ELISA
    این روش تفاوت بنیادی با سنجش رادیوایمنی ندارد. فقط در این روش به جای ماده‌ی رادیواکتیو از فعالیت آنزیمی بهره گرفته می‌شود. به عبارت دیگر، به جای هورمون نشان‌دار ، هورمونی به کار می‌رود که به آنزیم پراکسیداز متصل است. در صورتی که سوبسترا(ماده واکنشگر)ی این آنزیم در محیط باشد، این آنزیم آن را به فرآورده‌ی رنگینی تبدیل می‌کند. با روش رنگ‌سنجی می‌توان مقدار فرآورده‌ی تولید شده و به عبارتی میزان هورمون نشان‌دار را تعیین کرد. در سنجش ایمنی‌آنزیم نیز تعیین مقدار هورمون در نمونه‌ی پلاسما به کمک منحنی استاندارد انجام می‌شود.
    توجه: در این جا اصول کلی سنجش هورمون‌ها بیان شد. جزپیات این کار بر پایه‌ی نوع هورمون یا شیوه‌ی ابداعی شرکتی که کیت را تولید می‌کند ، ممکن است اندکی تفاوت داشته باشد.
    ● مقدار هورمونها و علتشناسی بیماریها
    در این‌جا با یک مثال می‌خواهیم شرح دهیم که دانستن مقدار هورمون‌ها چگونه به ‍پزشک در تشخیص علت بیماری کمک می‌کند.
    همان گونه که می‌دانید غده هیپوفیز فعالیت بیشتر غده‌های هورمونی را تنظیم می‌کند. این غده با رهایی هورمون‌هایی به نام هورمون‌های تحریک‌کننده به درون خون باعث ترشح هورمون‌های دیگری از سایر غده‌ها می‌شود. برای مثال، هورمون تیروئیدی TSH با اثر بر غده‌ی تیروئید باعث افزایش ترشح هورمون‌های تیروییدی( T۳ و T۴ ) از این غده می‌شود. از سوی دیگر، فعالیت ترشحی خود غده هیپوفیز در نظارت بخشی از مغز به نام هیپوتالاموس است. هیپوتالاموس با رهایی هورمون‌هایی به نام هورمون‌های آزادکننده یا بازدارنده باعث ترشح یا مانع ترشح هورمون‌های تحریک‌کننده از هیپیوفیز می‌شود. برای مثال، هورمون هیپوتالاموسی TRH باعث رهایی TSH از هیپوفیز می‌شود. سپس TSH با اثر بر غده‌ی تیروئید بر ترشح T۳ و T۴ از این غده می‌افزاید. در حالت عادی وقتی میزان T۳ و T۴ در خون افزایش می‌یابد این هورمون‌ها با اثر روی هیپوفیز و هیپوتالاموس از میزان ترشح TSH و TRH از غده‌های مربوط، می‌کاهند و به طور غیرمستقیم مانع افزایش بیش از اندازه‌ی خود می‌شوند.
    حال بیماری را در نظر بگیرید که نشانه‌های پرکاری تیروئید در او دیده شده است. آیا این بیمار به علت اختلال در کارکرد غده‌ی تیروئید به این عارضه دچار شده یا بیماری او به علت افزایش ترشح TSH از غده‌ی هیپوفیز است؟ اندازه‌گیری هورمون‌های تیروئید( T۳ و T۴ ) و TSH می‌تواند به علت‌شناسی بیماری کمک کند.
    ـ اگر مقدار هورمون‌های تیروئیدی(T۳ و T۴) در خون بالا باشد و مقدار TSH پایین باشد، نشان‌دهنده‌ی این است که پرکاری تیروئید به علت اختلال در خود تیروئید رخ داده است. برای مثال، در بیماری گریوز(Graves) که مهم‌ترین عامل پرکاری تیروئید است، به علت واکنش‌های خودایمنی پادتنی علیه‌ی گیرنده TSH (در سطح سلول‌های غده‌ی تیروئید) ساخته می‌شود. این پادتن باعث تحریک این گیرنده و افزایش تولید و ترشح هورمون‌های تیروئید می‌شود. با افزایش هورمون‌های تیروئیدی مقدار TSH کاهش می‌یابد. از این رو، در این بیماران مقدار T۳ و T۴ بالا و مقدار TSH پایین است. تعیین مقدار پادتن ضد گیرنده‌ی TSH علت‌شناسی را اصمینان‌بخش‌تر می‌کند.
    ـ اگر مقدار هورمون‌های تیروئیدی و مقدار TSH نیز بالا باشد، ممکن است پرکاری تیروئید به علت اختلال در هیپوفیز رخ داده باشد. سرطانی‌شدن هیپوفیز یا مقاومت آن به هورمون‌های تیروئیدی باعث افزایش ترشح TSH می‌شود. TSH با تحریک غده‌ی تیروئید مقدار ترشح T۳ و T۴ را افزایش می‌دهد.(منظور از مقاومت هیپوفیز به هورمون‌های تیروئید این است که این غده در پاسخ به افزایش T۳ و T۴ مقدار ترشح TSH را کاهش نمی‌دهد.)
    ▪ یک مثال واقعی
    خانمی ۱۶ ساله به علت پوسته پوسته شدن پوست، رکود رشد موها، خستگی و خواب‌آلودگی شدید و اندکی گرفتگی صدا به پزشک مراجعه کرد.
    معاینه‌ی پزشک:
    ۱) کاهش تعداد ضربان قلب واضح است.
    ۲) همیشه احساس سرما دارد.
    ۳) زیر چشم‌ها پف‌آلود است.
    ۴) برون‌ده قلب و حجم خون کاهش یافته است‌.
    بررسی آزمایشگاه :
    ۱) T۳ و T۴ ، بالا
    ۲) TSH ، بالا
    ۳) TRH ، پایین
    ۴) بررسی هیپوفیز، طبیعی
    چون مقدار هورمون‌های تیروئید در این بیمار بالاست، وی باید نشانه‌های پرکاری تیروئید(از جمله افزایش ضربان و برون‌ده قلب و احساس گرما و تعرق زیاد) را نشان دهد، اما برعکس نشانه‌های کاهش فعالیت تیروئید را نشان می‌دهد.
    به نظر می‌رسد در این بیمار سلول‌های بدن به دلایل ژنتیکی یا عارضه‌ای به هورمون‌های تیروئیدی پاسخ نمی‌دهند. در نتیجه در این بیمار با وجود بالا بودن T۳ و T۴ نشانه‌های کم‌کاری تیروئید دیده می‌شود. چون مقدار هورمون‌های تیروئیدی بالاست، انتظار می‌رود مقدار TSH پایین باشد اما به نظر می‌رسد مقدار TSH به علت مقاومت هیپوفیز به هورمون‌های تیروئیدی افزایش یافته است.
    · · نویسنده: آقای حسن سالاری
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    moderator (Friday 12 March 2010-1)

  3. Top | #10
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض اوکاپی

    ·
    اوکاپی

    اوکاپی ها حیواناتی کمیاب از خانواده زرافه ها هستند. از نظر ظاهری بسیار شبیه به اسبها هستند اما از نظر رفتاری به زرافه ها شبیهند.آنها در جنگلهای گرمسیری انبوه در کنگو و در ارتفاعات ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ متر زندگی می کنند.


    · ـ اوکاپی
    ـ نام انگلیسی:okapi
    ـ نام علمی:okapia johnstoni
    اوکاپی ها حیواناتی کمیاب از خانواده زرافه ها هستند. از نظر ظاهری بسیار شبیه به اسبها هستند اما از نظر رفتاری به زرافه ها شبیهند.آنها در جنگلهای گرمسیری انبوه در کنگو و در ارتفاعات ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ متر زندگی می کنند.
    طول بدن ۵/۲ متر و ارتفاع از شانه ها ۵/۱ متر است. وزن بدن ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم می باشد. گردن این حیوان به نسبت سایر نشخوارکنندگان بلند است. گوشها بلند و قابل انعطاف می باشد. بدن به رنگ قهوه ای سوخته با خطهای افقی سفید- کرم در پاها تا زانو و بعد تا قوزک پا به رنگ سفید می باشد. گونه ها، گلو و قفسه سینه به رنگ خاکستری- سفید یا برنزه است. رنگ منحصر بفرد اوکاپی به او اجازه می دهد که در انبوهی از گیاهان و برگها قابل دیدن نباشد. اوکاپی نر دارای شاخهای کوچکی مانند زرافه روی سر می باشد که از موهای تنیده شده با هم می باشد و از ۱۵ سانتیمتر تجاوز نمی کند. این شاخها در استخوان پیشانی می باشد. ماده ها ممکن است کمی قرمز رنگ باشند، بدون شاخ و حدود ۲/۴ سانتیمتر بلند تر از نرها. هر دو نر و ماده دارای غده عرقی در بین شکاف بین سمها هستند.مانند زرافه دارای زبان بلند و سیاهی هستند که از آن برای گلچین کردن شکوفه ها، جوانه ها و شاخ و برگهای درختان و درختچه ها و بوته ها استفاده می کنند و همچنین برای تمیز کردن خود از آن استفاده می کنند.علاوه بر آن اوکاپیها در راه رفتن و یورتمه رفتن کاملا شبیه رزافه ها هستند و دقیقا مانند آنها و در یک زمان گام برمی دارند.
    در حیات وحش اوکاپی ها تنها هستند و اصولا فقط در هنگام جفت گیری با هم هستند.اظهارعشق و مراسم جفت گیری آنها فقط در اسارت و باغ وحشها مشاهده شده است.دو شریک(نرو ماده) جفت گیری را با دویدن در کنار هم، بوکشیدن هم و لیسیدن هم آغاز می شود و سرانجام نر سلطه گریش را با دراز کردن گردن و بالا انداختن سر و ضربه به زمین ثابت می کند. بعد از جفت گیری نرو ماده از هم جدا می شوند و ماده برای گذراندن دوره بارداری و زایمان به انزوا درجنگلهای انبوه می روند. دوره بارداری ۴۴۰ روز است و در پایان دوره ۱ بچه بدنیا می آید. اوکاپی های تازه به دنیا آمده در هنگام تولد ۱۴ تا ۳۰ کیلوگرم هستند.آنها در هنگان تولد دارای استقلال هستند و بعد از یک مراقبت ۳۰ دقیقه ای قادر به ایستادن روی پاهای خود هستند. بچه ها ۱ تا ۲ روز اول زندگی خود را با مادر صرف می کنند و با مادر به کاوش و شناخت محیط اطراف می پردازند.بعد از آن یک مکان مخفی و مناسب پیدا کرده و آن را به عنوان لانه خود بر می گزینند. برای دو ماه آنها ۸۰% زمان خود را در آن لانه صرف می کنند.این رفتار پنهانی برای رشد سریعتر بچه و محافظت در مقابل شکارچیان می باشد.در طول این مرحله پنهان اوکاپی جوان پرستاری و ممارست می شود و نسبتا کم مدفوع می کند.این استراتژی کمک می کند که آنها بوسیله شکارچیان شناسایی نشوند.پایان شیر دهی در ۶ ماهگیست اگرچه ممکن است اوکاپی های جوان تا بیش از یکماهگی به شیر خوردن ادامه دهند.در نرها شاخها در یکساگی شروع به رشد می کند و هر دو نروماده در حدود ۲ سالگی به بلوغ جنسی و در ۴ تا ۵ ساگلی به رشد کامل می رسند. عمر اوکاپی ها در اسارت ۳۰ سال گزارش شده آمار در حیات وحش آماری در دسترس نیست.
    اوکاپیها یا تنها یا به صورت زوج مادر- فرزند هستند.آنها در قلمروشان همپوشانی مساوی دارند و نوعا در فاصله حدود ۶۰ متری از هم هستند. اگرچه آنها حیواناتی اجتماعی نیستند اما همدیگر رو در حیات وحش تحمل می کنند و ممکن است حتی در گرو ههای کوچک به چرا بپردازند.نرها با ادرار قلمرو خود را نشانه گذاری می کنند و همچنین هر دو نروماده با مالیدن گردنشان در درختان نشانه گذاری می کنند.اوکاپی ها چندین رفتار پرخاشگرانه شامل لگد زدن و انداختن سر به بالا دارند.در اسارت حیوانات حاکم گردنشان را مستقیم نگه می دارند و سر را بالاتر از زیردستان نگه می دارند.در اصل جای سر و گردن علامت واضح اطاعت است.به علاوه تمیز کردن اجتماعی و رفتار های بازی در جوانان و نو جوانان مشترک بنظر می رسد.روابط صوتی در بسیاری در تعاملات و ارتباطات اجتماعی اسارت شامل اتصال مادروفرزند، فریادهای درماندگی و رفتارهای عاشقانه بسیار مهم است.
    اوکاپی ها حیواناتی روز فعالند و اصولا از برگ ها، جوانه ها،شکوفه ها و بیشتر از ۱۰۰ گونه مختلف از گیاهان جنگلی تغذیه می کنند. بسیاری از گونه های گیاهی که توسط اوکاپی ها استفاده می شود بوسیله انسانها سمی شناخته شده است.بعلاوه اوکاپی ها از سبزه ها، میوه ها، سرخس ها و قارچ ها هم تغذیه می کنند. آزمایشات مدفوع اوکاپی ها آشکار می کند که آنها از ذغال چوب درختانی که بوسیله رعد و برق سوخته اند نیز استفاده می کنند.
    این حیوان در لیست IUCN درلیست Lower Risk – Near Threatened است.
    · · نیما میراحدی
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    moderator (Friday 12 March 2010-1)

  5. Top | #11
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض سلول در سه سوت

    ·
    سلول در سه سوت

    حیات ـ یا دست‌کم حیاتی که ما می‌شناسیم ــ ظاهرا تنها یک بار روی زمین پدید آمده است. برای مثال تقریبا تمام جانداران برای رمزگذاری اطلاعات ژنتیکی‌شان از DNA دورشته‌ای استفاده می‌کنند، ژن‌هایشان را به شکل RNA کپی می‌کنند و سپس RNA را به پروتئین ترجمه می‌کنند.


    · یک آمازون کلمه از قلم چارلز داروین جاری شد. کتاب‌هایش گستره‌ای به پهنای کشتی‌چسب‌ها تا ارکیده‌ها و از زمین‌شناسی تا اهلی‌سازی را دربرگرفته‌اند. در همان زمان کتابچه‌های یادداشت را با تاملات خویش پر می‌کرد و هزاران نامه را با خط خود نوشته است که پر از مشاهدات و نظرپردازی‌های درباره طبیعت هستند. با این همه داروین فقط چند کلمه از سیل لغوی عظیم‌اش را به یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌ها در کل زیست‌شناسی اختصاص داد: حیات چگونه آغاز شد؟ تنها کلماتی که او در این‌باره در کتابی به چاپ رساند نزدیک به انتهای «اصل انواع» ظاهر می‌شوند: «احتمالا موجودات زنده‌ای که تاکنون روی این زمین زیسته‌اند از یک شکل اولیه نسب گرفته‌اند که حیات نخستین‌بار در آن دمیده شد.»
    داروین بر این باور بود که حیات احتمالا خودبه‌خود از همان مواد شیمیایی که امروزه از آنها تشکیل می‌شود، مانند کربن، نیتروژن و فسفر پدید آمده است. اما این اندیشه‌هایش را منتشر نکرد. طبیعیدان انگلیسی استدلال‌اش به نفع تکامل را عمدتا بر فرایندهایی استوار کرده بود که می‌توانست در اطراف خویش آنها را مشاهده کند. او گمان نمی‌کرد مشاهده پیدایش حیات اکنون امکان‌پذیر باشد زیرا حیاتی که هم‌اکنون موجود است مانع پیدایش آن خواهد شد. در سال ۱۸۷۱ در نامه‌ای به دوست‌اش جوزف هوکر (J.Hooker) گیاه‌شناس، به‌‌طور خلاصه به این مساله می‌پردازد و می‌نویسد: «اما اگر (و آه! چه اگر بزرگی!) بتوانیم تصور کنیم در چشمه آب گرم کوچکی که تمام انواع آمونیاک و نمک‌های فسفر، نور، حرارت، الکتریسیته و... در آن وجود دارد، ترکیبی پروتئینی که به طریق شیمیایی ساخته شده آماده تغییرات پیچیده‌تری باشد، امروزه روز چنین ماده‌ای فورا بلعیده یا جذب خواهد شد، اما تا پیش از اینکه موجودات زنده شکل بگیرند اوضاع از این قرار نبوده است.»
    امروزه دانشمندانی که پیدایش حیات را بررسی می‌کنند در این بدبینی درباره توانایی ما در بازسازی این لحظه‌های اولیه با داروین هم‌عقیده نیستند. جان سادرلند (J.Sutherland)، شیمیدان دانشگاه منچستر در انگلستان، می‌گوید «اکنون زمان مناسبی برای انجام این پژوهش است، زیرا انتظار موفقیت از هر زمانی در گذشته بیشتر است.» او و دیگران دارند تک‌تک مراحلی که این گذار به حیات شامل می‌شود را بررسی می‌کنند: مواد خام از کجا آمدند، مولکول‌های آلی پیچیده نظیر RNA چگونه شکل گرفتند و نخستین سلول‌ها چگونه پیدا شدند. ضمن انجام این کار آنها ذره‌ذره به ساخت حیات از صفر نزدیک می‌شوند. هندرسون جیمز کلیوز (H.J.Cleaves) از انستیتو علم کارنگی در واشنگتن دی‌سی می‌گوید «وقتی دانشجو بودم، آنجه همه فکر می‌کردند تحقیق درباره پیدایش حیات کاری است که دانشمندان سالخورده در پایان دوران کار حرفه‌ای‌شان انجام می‌دهند، یعنی در زمانی که می‌توانند روی یک صندلی دسته‌دار بنشینند و به حدس و گمان بپردازند. اما اکنون دیگر ساخت یک سلول مصنوعی خیلی شبیه داستان‌های علمی _ تخیلی به نظر نمی‌آید. پژوهشی کاملا معقول است.»
    ● مواد خام
    حیات ـ یا دست‌کم حیاتی که ما می‌شناسیم ــ ظاهرا تنها یک بار روی زمین پدید آمده است. برای مثال تقریبا تمام جانداران برای رمزگذاری اطلاعات ژنتیکی‌شان از DNA دورشته‌ای استفاده می‌کنند، ژن‌هایشان را به شکل RNA کپی می‌کنند و سپس RNA را به پروتئین ترجمه می‌کنند. همه آنها چه شترمرغ استرالیایی (ایمیو) باشند و چه کپک نان، از رمز ژنتیکی یکسانی برای ترجمه DNA به پروتئین‌ها استفاده می‌کنند. ساده‌ترین تبیین برای این زیست‌شناسی مشترک آن است که تمام موجودات زنده آن را از یک نیای مشترک به ارث برده‌اند ـ یعنی از میکروب‌های DNAداری که بیش از ۵/۳ میلیارد سال پیش می‌زیستند. اما آن نیای مشترک خود نسبتا پیچیده بود و بسیاری از دانشمندان در این اندیشه‌اند که چگونه ممکن است از موجود قبلی ساده‌تری تکامل یافته باشد. بعضی از آنها اکنون می‌گویند سلول‌های غشاداری که درون‌شان فقط RNA بود، هم از DNA قدیمی‌ترند و هم از پروتئین‌ها. بعدها ممکن است در حیات RNA بنیاد توانایی مونتاژ کردن اسیدهای آمینه به شکل پروتئین‌ها تکامل یافته باشد. از اینجا به بعد تکامل DNA از RNA به لحاظ زیست‌شیمیایی گام کوچکی بیش نبود. در سلول‌های امروزی RNA به طرز چشمگیری همه‌فن‌حریف است. برای مثال می‌تواند مقدار ترکیبات گوناگون درون سلول را حس کند و برای تنظیم غلظت آنها ژن‌ها را روشن و خاموش کند. علاوه بر این می‌تواند اسیدهای آمینه را به هم متصل کند که اجزای سازنده پروتئین‌ها هستند. بنابراین سلول‌های نخستین ممکن است برای تمام کارهایی که حیات وابسته به آنهاست RNA را به دام انداخته باشند. پژوهشگران به مدت ۶۰ سال مشغول پرداخت نظریه‌هایی درباره منشا اسیدهای آمینه و واحدهای سازنده RNA بودند. با گذشت زمان آنها ناگزیر شدند ایده‌هایشان را طوری اصلاح کنند که درکی هرچه روشن‌تر از شرایط زمین اولیه را نیز در نظر بگیرد. در یک آزمایش کلاسیک در سال ۱۹۵۳، استنلی میلر (S.Miller) که در آن زمان در دانشگاه شیکاگو کار می‌کرد، در اتاقکی پر از آمونیاک، متان و گازهای دیگر، جرقه‌ای برافروخت. این جرقه ماده لزجی پر از اسیدهای آمینه به وجود آورد و میلر بر اساس نتایجی که به دست آورده بود پیشنهاد کرد که آذرخش روی زمین اولیه می‌توانست ترکیبات بسیاری پدید آورد که بعدا روی هم سوار شوند و به شکل موجودات زنده درآیند.
    اما تا دهه ۱۹۹۰ شواهد انباشته شده نشان دادند که زمین اولیه آکنده از دی‌اکسیدکربن همراه با اندکی نیتروژن بود ــ دو گازی که در مخزن آزمایشی میلر پیدا نمی‌شدند. هنگامی که دانشمندان تلاش کردند آزمایش‌های میلر را این بار با افزودن دی‌اکسیدکربن تکرار کنند، جرقه‌هایشان تقریبا هیچ اسید آمینه‌ای پدید نیاورد. از این رو نتیجه گرفتند که مواد خام حیات باید از جای دیگری آمده باشد. اما در سال ۲۰۰۸ آذرخش بار دیگر امیدوارکننده شد. کلیوز و همکاران‌اش دریافتند که آزمایش‌های شکست‌خورده ایراد داشتند زیرا جرقه‌ها احتمالا ترکیباتی نیتروژنی تولید می‌کردند که هر اسید آمینه تازه‌ تشکیل ‌شده‌ای را نابود می‌کردند. وقتی به مخلوط مواد شیمیایی بافری اضافه کردند که می‌توانست این ترکیبات شیمیایی را جذب کند، مقدار اسید آمینه‌ای که در این آزمایش‌ها تولید شد صدها برابر چیزی بود که دانشمندان پیش از این یافته بودند.
    کلیوز گمان می‌کند که آذرخش تنها یکی از چند راهی بود که در آن ترکیبات آلی روی زمین ساخته شدند. شهاب‌سنگ‌هایی که روی زمین می‌افتند حاوی اسیدهای آمینه و مولکول‌های کربن‌دار آلی نظیر فرم‌آلدئید هستند. دریچه‌های زمین‌گرمایی ترکیبات دیگری را بیرون می‌ریزند که می‌توانستند در نخستین اشکال حیاتی گنجانده شوند. بنابراین مشکل کمبود مواد خام وجود نداشت، او می‌گوید «مانع واقعی آن است که ترکیبات آلی را چگونه کنار هم بگذارید تا یک سیستم زنده ایجاد شود.»
    ▪ مرحله ۱: ساخت RNA
    مولکول RNA زنجیره‌ای از نوکلئوتیدهای به‌هم‌پیوسته است. هر نوکلئوتید به نوبه خود از سه بخش تشکیل می‌شود: یک باز (که به عنوان یک «حرف» در دستورعمل ژن عمل می‌کند)، یک مولکول قند و خوشه‌ای از اتم‌های فسفر و اکسیژن که مولکول‌های قند را به همدیگر متصل می‌کنند. پژوهشگران سال‌ها بیهوده تلاش کرده‌اند که با تولید قند و باز، اتصال آنها به همدیگر و سپس افزودن فسفات، RNA بسازند. سادرلند می‌گوید: «اصلا کار نمی‌کند.»
    این شکست دانشمندان را واداشته است دو فرضیه دیگر را در مورد چگونگی پیدایش RNA در نظر بگیرند. کلیوز و دیگران فکر می‌کنند شاید حیات RNA بنیاد از جاندارانی تکامل یافته باشد که از ماده ژنتیکی دیگری استفاده می‌کردند ــ چیزی که دیگر در طبیعت یافته نمی‌شود. شیمیدانان توانسته‌اند برای ساخت ستون فقرات نوکلئوتیدها از ترکیبات دیگری استفاده کنند. آنها اکنون در این‌باره تحقیق می‌کنند که آیا ممکن است این مولکول‌های ژنتیکی انسان‌ساخت با نام‌های PNA و TNA روی زمین اولیه آسان‌تر از RNA خودبه‌خود پدید آمده باشند یا خیر. بر اساس این فرضیه، RNA بعدها تکامل یافت و جانشین مولکول پیش از خود شد. اما این امکان هم وجود دارد که RNA آنطور که دانشمندان گمان کرده‌اند مونتاژ نشده باشد. سادرلند می‌گوید: «اگر بخواهید از بوستون به نیویورک بروید راه سرراستی وجود دارد. اما اگر نتوانید از این مسیر خودتان را به آنجا برسانید راه‌های دیگری هم هستند که می‌توانید بروید.» او و همکاران‌اش تلاش کرده‌اند از ترکیبات آلی ساده مانند فرم‌آلدئید که پیش از پیدایش حیات روی زمین وجود داشتند، RNA بسازند. آنها دریافته‌اند که اگر به جای آنکه ابتدا بازها و قندهای کامل جداگانه ساخته شوند اجزای سازنده قندها و اجزای سازنده بازها را با هم مخلوط کنیم، پیشرفت بهتری در راه ساخت RNA حاصل خواهد شد. در طول چند سال گذشته آنها مسیر تقریبا کاملی را از مولکول‌های پیش‌زیستی به RNA مشخص کرده‌اند و دارند جزئیات بیشتری از موفقیت‌شان را آماده چاپ می‌کنند. کشف این واکنش‌های جدید سادرلند را به این نتیجه رسانده که پیدایش مستقیم RNA از یک سوپ آلی احتمالا چندان هم دشوار نبوده است. او می‌گوید «ما این مولکول‌ها را در دیدرس آورده‌ایم.» سادرلند نمی‌تواند با اطمینان بگوید این واکنش‌ها روی زمین کجا اتفاق افتادند، اما اشاره می‌کند که آنها در دماها و اسیدیته‌ای که در چشمه‌ها یافته می‌شود به خوبی عمل می‌کنند. اگر آن چشمه‌ها موقتا خشک شوند، بر غلظت نوکلئوتیدهایشان افزوده می‌شود و این شرایط را برای حیات از پیش هم مطلوب‌تر می‌سازد. آیا اینها همان چشمه‌های آب گرم داروین هستند؟ سادرلند می‌گوید: «شاید بتوان گفت که او خیلی دور نبوده است.»
    ▪ مرحله ۲: سلول
    اگر حیات تنها با RNA آغاز شده بود، آن RNA باید می‌توانست بدون کمک پروتئین‌ها از خودش نسخه‌هایی بسازد. تریسی لینکلن (T.Lincoln) و جرالد جویس (G.Joyce) از پژوهشگاه اسکریپس در سن‌دیه‌گو در کالیفرنیا، این هفته روی سایت ژورنال «ساینس» نشان داده‌اند که چگونه چنین چیزی می‌تواند امکان‌پذیر باشد. آنها یک جفت مولکول RNA طراحی کردند که به همدیگر متصل می‌شوند و نوکلئوتیدهای سرگردان را متناظر با جفت خود مونتاژ می‌کنند. وقتی همانندسازی کامل شد، مولکول‌های RNA قدیمی و جدید از هم جدا و به جفت‌های جدیدی متصل می‌شوند تا RNA جدید بسازند. لینکلن و جویس دریافتند که جمعیتی از مولکول‌های RNA ظرف ۳۰ ساعت می‌توانند ۱۰۰ میلیون بار بزرگ‌تر شوند. لینکلن و جویس مولکول‌های RNAشان را در بشر آزمایشگاه نگه داشتند. اما روی زمین اولیه RNA همانندساز احتمالا در سلول‌های نخستین بسته‌بندی می‌شد. جک ژوستاک (J.Szostak) و همکاران‌اش در دانشکده پزشکی هاروارد در بوستون در این‌باره تحقیق کرده‌اند که اسیدهای چرب و مولکول‌های دیگر چگونه ممکن است روی زمین اولیه RNA را به دام انداخته و نخستین پیش‌سلول‌ها را به وجود آورده باشند. ژوستاک می‌گوید: «هدف داشتن چیزی است که بتواند خودش فقط با استفاده از شیمی همانندسازی کند.»
    او و همکاران‌اش پس از دو دهه به مولکول‌های RNAای دست یافته‌اند که می‌توانند از دیگر مولکول‌های RNA کوتاه کپی‌هایی بسازند. آنها توانسته‌اند RNA و اسیدهای چرب را طوری با هم مخلوط کنند که RNA در حباب‌هایی به دام افتد. این حباب‌ها می‌توانند به غشا خود اسید چرب اضافه کرده و رشد کنند. در ژوئیه ۲۰۰۸ ژوستاک گزارش داد که دریافته است پیش‌سلول‌ها چگونه می‌توانند «تغذیه» کنند و برای ساخت RNA نوکلئوتیدها را به درون بیاورند. همه سلول‌های زنده برای عبور دادن نوکلئوتیدها از غشا خود به کانال‌های پیچیده‌ای وابسته‌اند. پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که غشا یک پیش‌سلول ابتدایی چگونه این مولکول‌ها را به درون می‌آورد. ژوستاک و همکاران‌اش با انجام آزمایش‌هایی با دستورعمل‌های مختلف برای ساخت غشا، به پیش‌سلول‌هایی رسیده‌اند که آنقدر نشتی دارند که اسیدهای نوکلئیک را به درون راه می‌دهند تا در آنجا بتوانند به شکل RNA روی هم سوار شوند، اما نه با سوراخ‌هایی آنقدر بزرگ که مولکول‌های درشت RNA بتوانند خارج شوند. از این گذشته آزمایش‌های آنها نشان داد که این حباب‌ها در گستره حرارتی بیش از ۱۰۰ درجه سانتیگراد هم زنده می‌مانند. ژوستاک دریافته است که پیش‌سلول‌ها در دماهای بالا، نوکلئوتیدها را به سرعت به درون می‌کشند و در دماهای پایین‌تر مولکول‌های RNA را سریع‌تر می‌سازند. به عقیده او چرخه‌های دمایی منظم ممکن است به بقای پیش‌سلول‌ها روی زمین اولیه کمک کرده باشند. می‌توانستند هرگاه گرم بودند نوکلئوتیدها را به درون بکشند و هرگاه دما افت می‌کرد از آنها برای ساخت RNA استفاده کنند. در پیش‌سلول‌های ژوستاک، نوکلئوتیدها در امتداد الگویی از جنس RNA چیده می‌شوند. در دماهای پایین رشته‌های RNA تمایل دارند به همدیگر بچسبند. وقتی پیش‌سلول دوباره گرم می‌شود، این حرارت ممکن است سبب شود که دو رشته از هم جدا شوند و به این ترتیب به مولکول جدید RNA امکان فعالیت دهد. اکنون ژوستاک مشغول انجام آزمایش‌هایی است تا پیش‌سلول‌هایش را به حیات نزدیک‌تر کند. او دارد اشکال جدیدی از RNA می‌سازد که ممکن است بتوانند مولکول‌های درازتر را سریع‌تر همانندسازی کنند. از نظر او آزمون حقیقی آزمایش‌هایش آن خواهد بود که آیا پیش‌سلول‌هایش علاوه بر رشد و تولیدمثل، تکامل هم می‌یابند یا خیر. ژوستاک می‌گوید: «از نظر من پیدایش حیات و پیدایش تکامل داروینی اساسا یکی هستند.» و اگر داروین امروز زنده بود، به احتمال زیاد مشتاق بود که خیلی بیشتر درباره چگونگی آغاز حیات بنویسد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    moderator (Friday 12 March 2010-1)

  7. Top | #12
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض دستگاه گوارش طیور

    ·
    دستگاه گوارش طیور

    دستگاه گوارش در پرندگان همانند دیگر حیوانات از لوله گوارشی وغدد ضمیمه تشکیل شده است . لوله گوارشی شامل دهان ، مری ، چینه دان ، پیش معده ، سنگدان لوله کوچک ، روده های کور ، روده بزرگ وکولوآک و معقد میباشد .


    · دستگاه گوارش در پرندگان همانند دیگر حیوانات از لوله گوارشی وغدد ضمیمه تشکیل شده است . لوله گوارشی شامل دهان ، مری ، چینه دان ، پیش معده ، سنگدان لوله کوچک ، روده های کور ، روده بزرگ وکولوآک و معقد میباشد .
    در واقع دستگاه گوارش در پرندگان از نوک (BILL) شروع وبه معقد ختم میشود .
    طول دستگاه گوارش طیور نسبت به طول این دستگاه در سایر حیوانات اهلی دیگر متراکم تر ( کم حجم تر است ) .
    به طوریکه نسبت طول دستگاه گوارش به طول بدن در این حیوانات یک به چهار است این در حالی است که همین نسبت در گوسفند یک به بیست و هفت است . همچنین میزان ترشحات آنزیمی و اسیدی در لوله گوارشی طیور بیشتر از سایر حیوانات اهلی است . به طوریکه کلیه قسمت های لوله گوارش طیور تقریباً اسیدی است . به عنوان مثال pH سنگدان حدود ۶/۲ و pH قسمت انتهایی روده کوچک ۳/۶ تا ۴/۶ میباشد .
    ● بررسی قسمت های مختلف دتگاه گوارش طیور :
    ▪ دهان MOUTD :
    اولین قسمت و محل ورود غذا به لوله گوارشی است . دهان در طیور فاقد لب ، دندان ، کام نرم ، گونه است .
    حفره دهانی این حیوان توسط منقار از محیط بیرون جدا می شود .در اطراف دهان تعدادی غدد بزاقی وجود دارد که در روز حدود ۱۲تا ۱۵ ml بزاق ترشح می کنند .
    ▪ کام سخت :
    در سقف و وسط حفره دهانی شکافی طولی وجود دارد که به مجاری بینی باز می شود .
    ▪ زبان :
    زبان در طیور به صورت حنجری شکل بوده و دارای تیغه هایی در طرفین می باشد این تیغه در حرکت غذا به طرف حلق و مری نقش مهمی دارد . با توجه به اینکه طیور فاقد قدرت مکش در دهان خود هستند این حالت زبان در تغذیه آنها موثراست . زبان در طیور حدود ۲۴ مکان چشایی دارد . این تعداد در مقایسه با زبان انسان که ۹۰۰۰ عدد جوانه چشایی دارد نشان دهنده قدرت چشایی طیور است .
    ▪ مری ESUPHAGUS :
    لوله ای است قابل انعطاف و عضلانی که از هر حلق تا پیش معده ادامه دارد . مری به ترتیب ازبیرون به داخل دارای لایه های زیرمیباشد :
    لایه سروزی – لایه عضلانی (طولی –حلقوی ) –لوله مخاطی . ماهیچه های طولی و حلقوی در انتقال غذا به چینه دان و پیش معده نقش بسیار مهمی دارند .
    طیور در دهان خود فاقد عضلات حلقی –زبانی و کام نرم هستند . به همین دلیل عمل عبور غذا از دهان یک عمل سریع و ناگهانی است . به این صورت که غذا از دهان عبور کرده و وارد مری می شود . پس از آن دهانه مری بسته می شود . سپس غذا توسط امواج پریستالتیک به چینه دان یا معده منتقل می شود .سرعت این حرکات در ماه حدود ۵/۱ سانتی متر در ثانیه است .
    ▪ چینه دان CROP :
    مکان چینه دان در اواسط مهره های گردن ( مهره پنجم ) قرار دارد . pH محتویات چینه دان اسیدی و حدوداً برابر ۵ است . چینه دان از اتصال یک طرفه مری به وجود می آید .
    همچنین چینه دان توسط یکی از شاخه های اعصاب حرکتی عصب واگ تامین می شود . این عصب سرعت و کیفت و میزان غذای عبور داده شده به مری را کنترل می کند .
    چینه دان مکان ذخیره غذای خورده شده توسط حیوان است و تاحدودی باعث نرم و مرطوب شدن غذا می شود . در چینه دان عملیات هضمی بسیار کمی وجود دارد که آن هم توسط آمیلاز موجود دربراق انجام می شود . همچنین میکروارگانیسم های موجوددر چینه دان هم موجب پاره ای تغییرات هضمی غذا در چینه دان می شود . چینه دان در کبوتر منشا یک شیره سفید ، تند و خوشبویی است که به جوجه های خود می دهد .
    ▪ حفره شکمی THE BODYCORRITY:
    پرندگان به مانند پستانداران دارای دیافراگم واقعی نیستند . حفره های بدن تا بخش خلفی کلوواک گسترش دارد . غشای سروزی مانند پستانداران در حفره شکمی پرندگان وجود ندارد . اما هفت کیسه غشایی که ارتباطی بهسروز ندارند و اندامهای حفره بدن را می پوشانند .تعدادی کیسه غشایی شامل : دو کیسه جنب که شش هارا می پوشاند ، یک کیسه پشت کبدی ، و دو کیسه کبدی که کبد را می پوشاند و یک کیسه سفاقی که همه حفره شکم به استثنای کلیه ها را می پوشاند .
    ▪ معده THE STOMACHE :
    معده در اغلب پرندگان به دو بخش تقسیم می شود پیش معده یا معده غده ای PROVENTERICALUS که دارای دیواره نازک و دوکی شکل است و در سمت چپ حفره بدن قرار دارد .
    کار اصلی دیگر حیوانات را در طیور پیش معده انجام می دهد ( ترشح آنزیم واسید ) .
    محل اصلی اتصال پیش معده به مری مشخص نیست . در سطح داخلی پیش معده طیور برجستگی هایی ( پاپیلا ) وجود دارند این برجستگی ها غدد ترشحی هستند که از طریق مجرایی ترشحات خودرا به داخل پیش معده می ریزند . در طیور اسید کلریدریک و پپسین از سلولهای اصلی معده ترشح می شوند .در صورتیکه در سایر حیوانات پپسین از سلولهای اصلی و اسید کلریدریک از سلولهای جانبی ترشح می شود .
    عبور مواد غذایی از پیش معده به سرعت انجام می شود به طوریکه بعد از ورود غذا و ترشح آنزیم و اسید غذابه میزان ناچیزی هضم شده واز پیش معده خارج می شود و در واقع هنگامیکه مواد غذایی به همراه ترشحات پیشمعده بهسنگدان می رسد هضم اصلی شروع می شود .
    حرکات موجی بخش پیش معده ای در مرغهای گرسنه حدود یک حرکت در دقیقه می باشد .
    معده طیور فاقد اسنفکترهای کاردیا و پاپیلا می باشد .
    ▪ سنگدان GIZZARD :
    به این قسمت معده ماهیچه ای یا معده حقیقی نیز میگویند اندام سفت و به شکل عدسی محدب الطرفین میباشد که در زیر استخوان خواجی قرار دارد . کهدارای دیواره ذخیم ماهیچه ایاست . جنس این عضلات از پروتئینمی به نام کراتین است .
    این بخش دارای دو جفت عضله قوی که نیرویی بسیار زیادی تولید می کند محل اتصال معده ماهیچهای به پیشمعده نایحه بینابینی ( ایستموس ) قرار دارد . سطح داخلی ایستموس هیچگونه غدد ترشحیی و جین خوردگی ندارد .
    ازبخش عضلانی کائولین (KOALIN) صورت می گیرد که غشائی زرد یا قهوه ای مانند بالشتکی ( مخاطی ) که از تماس مستقیم اسید و آنزیم و مواد غذایی با عضلات جلوگیری می کند .
    سطح این مخاط به طور دائم در اثر تماس با اسیدها و آنزیم های گوارشی و در اثر حرکات قبلی سنگدان پوسیده و کنده می شود ولی دوباره ترمیم می شود .
    ▪ روده کوچک SMALL INTESTINE :
    در یک مرغ بالغ متوسط حدود ۵/۱ متر طول دارد روده کوچک در حفره شکمی به وسیله پرئده سروزی ( سفاقی ) به نام روده بند ( مزانتر ) به حالت آویزان نگه داشتهمیشود و شامل قسمت های زیر است :
    ـ دوازدهه DEUDENUM :
    دوازده اولین بخش رودهباریک است که دو مجرای لوزه المعده ترشحات خود را به درون آن می ریزند . دوازده به شکل حلقه ای است که غده لوزه المعده در وسطحلقهقرار دارد . وبه این حلقه اساساً LOOP OF DEADENUM می گویند .
    ـ ژژنوم JEJENUM :
    به صورت قیفی اتصال یافته است که در انتهای دوازده قرار دارد ودر بیضشتر پرندگان اهلی یک بخش اتصال یافته جنینی به نام دیورتیکول نکلMEKELS DIVERTICALUM در انتهای ژژنوم قرار دارد این ساختمان در جوجه ۶۰ درصد ، اردک ۸۰ درصد و غاز ۹۰ درصد قابل مشاهده است . این ساختمان ناشی از تحلیل کیسه زرده YOULK SAC می باشد . نقش این ساختمانبه عنوان یک اندام لنفی است .
    ـ ایلئوم ILEUM :
    به طور مجاور و موازی به حلقه دوازده قرار دارد و به منفذ سکومی اتصال مییابد . سلول های جدار داخلی این قسمت توانایی تولید یک سری از آنزیم ها را دارد بنابراین آنزیم های مربوط به روده کوچکدر این قسمت ترشح می شود .
    ـ روده های کور CECAE :
    بین روده کوچک و بزرگ دو زائده کور وجود دارد که روده کور نامیده میشود و طولی حدود ۱۴ تا ۲۳ سانتی متر دارد و در دو طرفراست روده قرار گرفته است . این دو زائده محل اتصال روده کوچک به روده فراخ است . سوم قسمت انتهایی دستگاه گوارش از نظر هضم بوده و نقش کمی در جذب دارد و ازبافت ها و فلکولهای لنفاوی که به آنها لوزه های سکومی CECA TOMSIL نیز می گویند پوشیده شده است . سوم با دریچه های سکومی از روده کوچک جدا می شود و در قسمت انتهایی و قدامی بدن قرار دارد .
    ـ روده های بزرگ LARG INTESTINE :
    عبارت است از یک روده راست و نسبتاً کوتاه که در یک مرغبالغ حدود ۱۰ سانتی متر طول دارد . قطر آن دو برابر قطر روده کوچک است و انتهای روده کوچک شروع شده و تا کلواک ادامه دارد . طیور به مانند پستانداران کلون ندارند و روده بزرگ محل جذب آب است .
    ▪ کلواک CLOACA :
    توسط دو چین به سه قسمت تقسیم می شود که عبارتند از:
    ۱) COPERODEUM
    ۲) PROCYUDEUM
    ۳) URODEUM
    ۱) کپرودئوم یکساختمان آمپول مانند بوده و از یک طرف به رکتوم و از طرف دیگر توسطاولین چین کولواک به URODEUM متصل می گردد . URODEUM توسطیک غشای مخاطی مفروش شده است و میزنای با دو منفذ در بخش پشتی ان باز میشود در مجاورت این دو برجستگی درخروس مجرای ترشحی کانال دفران ودر مرغ منفد واژن قرار دارد .
    در قسمت خلفی URODEUM دومین چین کلواک قرار گرفته است که شروع پروکتودئوم را نشان می دهد . در سقف پروکتودئوم یک شکاف عرضی وجود دارد کهبه درون بورس فابریسیوس باز می شود PROSTODEUM در سوراخ مخرج یا VENT اختتام می یابد که توسط دو اسفنکتر محافظت می شود . اسفنکتر خارجی از نوع ارادی و از نوع عضله مختطت و اسنفکتر داخلی غیر ارادی و از نوع عضله صاف می باشد .
    ● غدد ضمیمه دستگاه گوارش :
    ▪ کبد LIVER :
    یکی از غدد ضمیمه دستگاه گوارش بوده و وظیفه آن تولید صفر است و از لبهای چپ و راست تشکیل شده است لب چپ منشور شکل بوده و از لب راست کوچتر است . قسمت خلفی ان توسط شیاری به دو قسمت خلفی پشتی و خلفی شکمی تبدیل می شود . لب راست قلبی شکل است.
    دو مجرا صفرا را از کبد به روده منتقل می کند . مجرای سمت راست در مسیر خود بزرگ شده و کیسه صفرا را می سازد .
    صفرا یک مایع نسبتاً چسبناک و زرد متمایل به سبز بوده و حاوی نمک های صفراوی است و کاملا قلیایی است . صفرا آنزیم گوارشی ندارد . نمک های صفراوی شامل سدیم ، پتاسیم ، تارکولات سدیم ، پتاسیم گیلیکو کولات می شود .
    ▪ بورس فابیرسیوس BURSA OF FABRICIUS :
    بورس فابیرسیوس یک اندام لنفاوی است و از یک لایه دیواره ای شامل ماهیچه های صاف و بافت مخاطی که غده ای و لنفاوی می باشد تشکیل می شود . این غده از نظر فیزیولوژیکی قبل از زمان بلوغ جنسی رفته رفته تحلیل می رود ساختمان این اندام به اندازه یک نخودبوده و در انواع پرندگان یافت می شود و در همه ی آنها یکسان است .
    · · آرین یزدانمهر
    منابع :
    تشریح و فیزیولوژی طیور – دکتر عباس بزرگ نیا
    تشریح و فیزیولوژی فنی و حرفه ای رشته امور دامی
    راهنمای کامل پرورش طیور – ترجمه دکتر محسن فرخوی، مهندس تقی خلیقی سیگارودی ، فریدون نیک نفس
    اصول علمی عملی پرورش طیور – تالیف : دکتر جوا پور رضا
    ·
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    moderator (Friday 12 March 2010-1)

  9. Top | #13
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض آشنایی انواع سلول های بنیادی

    ·
    آشنایی انواع سلول های بنیادی

    نوشتار زیر به صورت مختصر و مفید شما را با انواع سلولهای بنیادی و ویژگیهای آنها آشنا می سازد. با هم این مطلب را می خوانیم.


    · نوشتار زیر به صورت مختصر و مفید شما را با انواع سلولهای بنیادی و ویژگیهای آنها آشنا می سازد. با هم این مطلب را می خوانیم.
    ۱)سلول های بنیادی بالغین
    سلول های بنیادی بالغین یک سری سلولهای غیر تمایز یافته هستند که در داخل بافت ها و اندام های مختلف و در کنار سلول های تخصصی و تمایز یافته قرار گرفته اند.
    این سلول ها مانند سایر سلول های توانایی خود سازی را دارند به این معنی که می توانند تقسیم شوند و سلول هایی شبیه به خود را به وجود می اورند.هم چنین این سلول ها توانایی تبدیل شدن به سلول های بالغ و تمایز یافته در ان بافت یا اندام مورد نظر را دارند.بنابراین دانشمندان نقش این سلول ها را در پدیده حفظ و ترمیم بافت های بزرگسالان مهم ارزیابی می کنند. و در پاره ای از موارد به جای لفظ " سلول های بنیادی بالغین " از لفظ "سلول های بنیادی پیکری " استفاده می کنند.
    بر خلاف سلول های بنیادی جنینی که منشا ان ها کاملا مشخص است (INNER CELL MASS ) اما سلول های بنیادی بالغین منشا مشخصی ندارند.
    تحقیقات در زمینه سلول های بنیادی بالغین در چند سال اخیر موفقیت های زیادی کسب کرده است. در واقع دانشمندان به این یافته دست پیدا کرده اند که تعداد بافت هایی که حاوی این سلول ها هستند بسیار بیشتر از چیزی است که قبلا تصور می کردند. از جمله این بافت ها بافت سیستم عصبی مرکزی یعنی مغزو طناب نخاعی است که در گذشته تصور می شد که فاقد هرگونه سلول بنیادی است اما امروزه مکان های مشخصی از این اندام ها شناسایی شده اند که این سلول ها را در خود جای داده اند (در این زمینه در اینده مطالب کامل تری را منتشر می کنیم)
    این واقعیت ها منجر به این شد که دانشمندان از خود بپرسند ایا ممکن است بتوان از این سلول ها در فرایند سلول درمانی استفاده کرد.
    در واقع سلول های خونساز مغز استخوان از سال ها پیش برای این منظوردر حال استفاده هستند.و عمر این طرح به بیش از ۳۰ سال میرسد.
    انواع خاصی از سلول های بنیادی توانایی تبدیل شدن به انواع مختلف سلول ها را دارند و این امر امیدهای تازه ای را برای درمان بر پایه سلولهای بنیادی در دانشمندان به وجود آورده است.حال اگر بتوان یک محیط کنترل شده به منظور کنترل و هدایت این توانایی سلول ها در تبدیل شدن به نوع خاصی از سلول های تمایز یافته را به وجود اورد بقش اعظمی از راه را طی کرده ایم.واین خود می تواند پایه ای برای درمان بسیاری از بیماری های جدی شایع بشر شود.
    در واقع تاریخچه درمان به وسیله این سلول ها به حدود ۴۰ سال پیش و به دهه۱۹۶۰ می رسد. در ان زمان دانشمندان توانستند سلول های خاصی را در مغز استخوان کشف کنند که توانایی تبدیل شدن به سلول های خونی را داشتند به این سلول ها در اصطلاح سلولهای بنیادی خونساز و یا HEMATOPOITIC STEM CELLS گفته می شود.
    بعدها نوع دیگری از سلول های بنیادی در مغز استخوان کشف شد که به ان BONEMARROW STROMAL CELLS گفته شد. در واقع این ها مجمو عه ای از سلول هایی هستند که توانایی تبدیل شدن به انواع سلول های استخوانی ، غضروفی، چربی و بافت پیوندی را دارا میباشند.
    در دهه ۱۹۶۰ دانشمندانی که بر روی موش های صحرایی تحقیق می کردندکشف کردند که دو منطقه در مغز این موش ها وجود دارند که شامل سلول های در حال تقسیمی بودند که توانایی تبدیل شدن به سلول عصبی را داشتند.علی رغم این گزارشات بسیاری از دانشمندان بر این باور بودند که پدیده تولید نورون های جدید د رمغز بزرگسالان اتفاق نمی افتد.سرانجام در دهه ۱۹۹۰ دانشمندان به این توافق دست یافتند که که مغز بزرگسالان نیز حاوی یک سری سلول های بنیادی است که توانایی تولید ۳ سلول اصلی این بافت یعنی ASTROCYTE , OLIGIDENDEROCYTE و نورون ها را دارا می باشند.
    ● سلول های بنیادی بالغین در چه جاهایی یافت می شوند؟
    این سلول ها در تعداد زیادی از بافت های بدن انسان وجود دارند.اما نکته مهم در مورد ان ها این است که تعداد انها در بافت های مختلف بسیار کم است. در حالت عادی این سلول ها وضعیت استراحت و بدون تقسیم شدنی را طی می کنند و این وضعیت ادامه پیدا می کند تازمانی که این سلول ها در اثز اسیب دیدگی و یا یک بیماری تحریک شوند و شروع به تقسیم شدن بکنند.در واقع این نوع مکانیسم دفاعی به منظور ترمیم ضایعات وارد شده به اندام های مختلف است. لیست اندام هایی که این سلول ها در ان کشف شده اندهر روز در حال طولانی شدن است. از مهمترین این اندام ها که در این لیست نام ان ها به چشم می خورد، می توان کبد، مغز، مغز استخوان ، خون محیطی، عروق خونی و عضلات اسکلتی را نام برد.
    امروز تمام سعی دانشمندان به این نکته متمرکز شده است که ایا می توان این سلول ها را در محیط ازمایشگاه کشت داد و سپس ان ها را وادار به تقسیم شدن وتبدیل شدن به سلول های موجود در بافت بالغین کرد.در واقع در این زمینه کارهای بسیاری انجام گرفته است و موفقیت های زیادی نیز به دست امده است اما راه زیادی همچنان درپیش رو داریم که با پیمودن ان به افق های تازه ای در درمان بیماری های مختلف بر پایه پیوند سلول های بنیادی دست می یابیم.
    از پتانسیل های درمانی این سلول ها در بیماری های مختلفی می توان استفاده کرد. برای مثال تولید سلول های سازنده دوپامین به منظور درمان بیماران مبتلا به پارکینسون، تولید سلول های سازنده انسولین در بیماران مبتلا به دیابت نوع۱، ویا ترمیم ضایعات وارده بر عضلات قلب به دنبال یک حمله قلبی با کمک این سلول ها.
    آزمایشات مورد استفاده به منظور شناخت سلول های بنیادی در بزرگسالان:
    به منظور اثبات اینکه ایا یک سلول مشخص ، سلول بنیادی است یا خیر هنوز ازمایش و یا روش دیگری که مورد توافق همه باشد وجود ندارد.در واقع ۳ راه اصلی وجود دارد که خصوصیات سلول های مورد نظر را می توان سنجید وبا خصوصیات سلول های بنیادی انطباق داد.
    این ازمایشات شامل موارد زیر است:
    ۱) نشانه گذاری سلول هادر داخل بدن به روش های گوناگون و سپس ردیابی این سلول ها . این روش به ما این اجازه را میدهد تا بتوانیم مشخص کنیم که یک سلول کاندید STEM CELL توانایی تبدیل شدن به چه نوع سلولی هایی را دارند.و یا میزان بقا و زنده ماندن آن را در داخل بدن موجود زنده بسنجیم راههای گوناگونی به منظور نشانه گذاری کردن این سلول ها وجود دارد از جمله استفاده از ویروس ها و یا برخی از مواد مخصوص
    ۲) گرفتن سلول های مورد نظر از بافت زنده و سپس نشانه دار کردن ان ها در داخل ازمایشگاه و سر انجام پیوند زدن این سلول ها به موجود دیگر.
    ۳) جداکردن و گرفتن این سلول ها از حیوان و سپس بررسی پدیده توانایی تقسیم شدن و تمایز این سلول ها به سلول های بالغ. این کار نیز از طریق اضافه کردن فاکتورهای رشد مختلف به محیط کشت و یا از وارد کردن یک ژن جدید به سلول های مورد نظر، جهت هدایت ان در یک مسیر تمایزی مشخص انجام میگیرد.
    ۲)سلول های بنیادی جنینی
    ▪ کدام مرحله از زندگی رویانی برای تولید Stem Cell(SC) مهم است؟
    سلول های بنیادی جنینی همان طور که از اسمشان مشخص است از جنین گرفته می شوند.در واقع این سلول ها از جنین های گرفته می شوند که از طریق لقاح مصنوعی((IVF در آزمایشگاه و با اطلاع اهداکنندگان اسپرم و تخمک به دست آمده اند.هیچگاه این سلول ها در یک رویان که از بدن مادر گرفته شده استخراج نمی شوند.جنینی که از آن سلول های بنیادی گرفته می شود به طور طبیعی حدود سن چهار یا پنج روزگی را دارد و به شکل یک توده گرد است که آن را بلاستوسیست ((blastocyst می نامند.
    در واقع blastocyst ساختار مخصوصی هست که از۳ بخش تشکیل شده است :
    ۱) trophoblayt که لایه سلول های احاطه کننده blastocyst هستند.
    ۲) blastocoel که در واقع یک حفره در داخل blastocyst است.
    ۳) inner cell mas : گروهی متشکل از تقریبا ۳۰ سلول که در یک انتهای blastocyst دیده می شود.
    ▪ چگونه سلول های بنیادی در آزمایشگاه کشت داده می شوند؟
    رشد سلول های بنیادی در محیط آزمایشگاه را اصطلاحا "کشت سلولی " یا "cell culture " می نامند.در واقع جدا کردن سلول های بنیادی جنینی از طریق انتقال inner cell masis به یک ظرف کشت آزمایشگاهی پلاستیکی که شامل یک بستر تغذیه ای به نام "محیط کشت " یا "culture medium " می باشد انجام می گیرد.تقسیم و ازدیاد سلول ها بر روی سطح این ظرف انجام می گیرد. سطح داخلی این ظرف به صورت typical به وسیله سلول های پوست جنین موش پوشیده شده است. این سلول ها قادر به تقسیم شدن نیستند. به این لایه پوشاننده سلولی در اصطلاح feeder layer گفته می شود.دلیل استفاده از این سلول ها فراهم آوردن یک سطح طبیعی به منظور چسپیدن سلول های inner cell mass به آن و عدم جداشدنشان است. در واقع این عمل به منظور حمایت فیزیکی از سلول هایمان انجام می گیرد.
    در ضمن سلول های این لایه مواد مغذی را به داخل محیط کشت رها می کنند.
    اخیرا دانشمندان راه های جدیدی را به منظور کشت سلولهای بنیادی جنین بدون استفاده از feeder layer را فراهم کرده اند.این روش به عنوان نقطه عطفی در فرایند کشت سلولی به حساب می آید.زیرا ریسک انتقال برخی مواد مضر و اسیب رسان از سلول های موشی به سلول های انسانی را به حداقل می رساند.(این مواد مضر شاملMacromulecules مثل Viruses می باشد)
    پس از چند روز سلول های کشت داده شده شروع به رشد و تقسیم شدن (proliferation) در این محیط می کنند.
    هنگامی که این عمل انجام گرفت سلول های کشت داه شده که الان زیاد شده اند را از این محیط برداشته و به محیطهای تازه کشت منتقل می دهند.
    پروسه کشت مجدد سلول ها بارها و بارها برای چندین مرتبه و به مدت چندین ماه تکرار می شود. این عمل را اصطلاحا subculturing می نامند. هر کدام از سیکل های subcultring را در اصطلاح پاساژ(passage)
    می نامند. بعد از ۶ ماه یا بیشتر ۳۰ سلول اولیه که در غالب inner cell mass استفاده کردیم تبدیل به هزاران میلیون "سلول بنیادی جنینی " می شوند. سلول هایی را که در این دوره ۶ ماه و در این محیط کشت مخصوص تقسیم شده و در عین حال تماییز نیابند را چند ظرفیتی (pluripoten) می نامند. حال اگر این سلول ها از نظر ظاهر ژنتیک نیز طبیعی باشند آن ها را embryonic stem cel line می نامند.
    یک cell line را می توانیم تثبیت کنیم (البته این عمل در مراحل قبل هم قابل انجام است) و آن ها را فریز کرده و به آزمایشگاه های دیگر به منظور کشت بیشتر و آزمایشات فراتر منتقل کنیم.
    ▪ تست های آزمایشگاهی انجام شده به منظور تشخیص سلول های بنیادی جنینی کدامند؟
    در مراحل مختلف کشت سلول، دانشمندان سلول ها را مورد آزمایش قرار می دهند و تا ببینند آیا سلول های مذکور توانایی ها و ویژگی های سلول بنیادی را دارند یا خیر.به این فرایند در اصطلاح characterization گفته می شود.
    تا کنون دانشمندان بر روی این قضیه که کدام تست می تواند به عنوان تست استاندارد به منظور تشخیص و اندازه گیری خواص این سلول ها به کار رود توافق نکرده اند. هر چند بسیاری از این تست ها که مورد استفاده قرار می گیرند نمی توانند ویژگی های این سلول ها به طور کامل مورد بررسی قرار بدهند.به همین دلیل دانشمندان به منظور بررسی این سلول ها از چندین تست به طور هم زمان استفاده می کنند.
    این تست ها شامل موارد ذیل است :
    ۱) رشد و subcultring سلول ها به مدت چند ماه : این تست ما را مطمئن می سازد که سلول ها قدرت و توانائی نوسازی خود برای مدت طولانی (long-term self-renewal) دارند.دانشمندان سلول های حاصل از این عمل را در زیر میکروسکوپ بررسی می کنند تا مطمئن شوند که سلول ها ظاهری ساده دارند و در ضمن تمایز هم پیدا نکرده اند (undifferentiated).
    ۲) استفاده از تکنیک های مخصوص جهت تعیین حضور مارکرهای سلولی خاص بر روی سطح این سلول ها که فقط در سلول های تمایز نیافته دیده می شوند.
    ۳) یک تست دیگر که مورد استفاده قرار می گیرد بررسی حضور پروتئین مخصوصی به نام oct-۴است که فقط در سلول های غیر تمایز یافته (undifferentiated) دیده می شود.
    این پروتئین در واقع یک فاکتور رو نویسی است که موجب تغییر حالت ژن بین دو حالت روشن و خاموش در زمان مناسب می شود. پدیده ای که به منظور تمایز سلول ها و هم جنین توسعه جنین یک امر ضروری است.
    ۴) بررسی کروموزوم ها زیر میکروسکوپ : روشی است که به ما کمک می کند تا ببینیم آیا کروموزوم ها، آسیب دیده اند یا خیر و هم چنین می توانیم از نظر سالم بودن تعداد آن ها نیز این عمل را انجام بدهیم. البته این آزمایش مشخص نمی کند که آیا در سلول های مذکور جهش اتفاق افتاده است یا خیر.
    ۵) تعیین اینکه آیا سلول های مذکور بعد از فریز شدن مجددا قادر به تقسیم و کشت دادن هستند یا خیر.
    ۶) به منظور تعیین قدرت سلول ها در تبدیل شدن به سلول های تخصصی ، می توان ۳ تست را روی آن ها انجام داد.
    ـ اجازه دادن به سلول که در میحط کشت به طور هم زمان تمایز نیز پیداکنند.
    ـ دستکاری سلول ها که این اجازه را به آن ها می دهد تا به سلول ها تخصصی تمایز پیدا کنند.
    ـ تزریق سلول های مذکور به موش به منظور بررسی توانائی تولید موتورهای خوش خیم به نام تراتوما (tratoma) [تومورهایی متشکل از سلول هایی تمایز یافته و یا تا حدودی تمایز یلفته است که مشخص کننده این توانائی در سلول های بنیادی جنینی است که اینها قادر به تبدیل شدن و تمایز به انواع متعددی از سلول ها می باشند]
    ▪ چگونه سلول های بنیادی جنینی را به سمت تمایز تحریک می کنند؟
    تا زمانی که سلول های ما در یک محیط کشت معین و تحت شرایط خاص کشت قرار داشته باشد قادربه تبدیل شدن به سلول های تخصصی نیستند. اما اگر این شرایط را تغییر بدهیم به گونه ای که سلول ها بتوانند در کنار هم قراربگیرند و تشکیل اجسام شبیه رویانی را بدهند سلول های مذکور شروع به تمایز می کنند.
    این سلول ها می توانند به سلول های عضلانی ، سلول عصبی و بسیاری از انواع سلول های دیگر تبدیل شوند. اگرچه تمایز هم زمان به عنوان نشانه ای در اثبات سالم بودن محیط های کشت سلولی می باشد اما یک راه موثر برای تولید کشت هایی از انواع سلولی نمی باشد.
    به منظور فائق آمدن به این مشکل دانشمندان زیادی توجه خود را بد سمت تمایز سلول ها به یک سلول تخصصی خاص معطوف کردند.برای رسیدن به این هدف آن ها اقدام به تغییر در ترکیبات شیمیائی محیط های کشت، تغییر سطح ظروف کشت و تغییرات ژنتیکی به وسیله وارد کردن یک ژن خاص در سلول ها کردند و در طی این سالها اصول خاص را به منظور تمایز سلول ها به انواع تخصصی را پایه گذاری کردند که تحت عنوان اصول تمایز مستقیم (DD) شناخته می شوند.
    اگر دانشمندان بتوانند روش قابل اطمینانی را به منظور DD پیدا کنند امیدهای تازه ای را برای درمان برخی بیماریهای خاص در انسان با کمک سلول های بنیادی را به وجود می آورند.
    بیماریهای که پتانسیل های درمان با این سلول هارا دارند شامل پارکینسون ، دیابت ، آسیب های نخاعی ، تخریب سلول های پورگینژ، دیستروفی عضلانی دوشن ، بیماریهای قلبی و بیماریهای مربوط به ناتوانی یا کم توانی در قدرت دیدن یا شنیدن و بسیاری دیگر از بیماری ها می باشند.
    ۳)سلولهای بنیادی خون بند ناف
    خون بندناف خونی است که پس از تولد در بند ناف و جفت باقیمانده و دور ریخته می شود. این خون غنی از سلولهای بنیادی است.
    سلولهای بنیادی خون بند ناف همانند سلولهای بنیادی خونساز مغز استخوان تقسیم می شوند تا به تولید:
    ـ سلولهای قرمز، که اکسیژن را به تمام بدن حمل می کنند.
    ـ سلولهای سفید، که در سیستم ایمنی فعالانه شرکت دارند.
    ـ پلاکتها که به انعقاد خون کمک می کنندبپردازند
    همچنین قادر به ساخت انواع سلولهای دیگر و ترمیم و نگهداری سلولها در هنگام جراحت می باشند.
    ۴)سلولهای بنیادی خونساز
    بدون شک یکی از مهم ترین دستاوردهای علم پزشکی در نیمه ی دوم قرن بیستم ، Hematopoitic stem cell therapy یا درمان با استفاده از سلول های بنیادی خونساز است.جایزه نوبل ۱۹۹۰در فیزیولوژی یا پزشکی، به علت کشف پیوند سلول و ارگان ها در درمان بیماری به Joseph E.murray & E.donnall Thomas اهدا شد.این جایزه نه فقط به خاطر قدر دانی از کمک بزرگی بود که در زمینه پیوند ارگان و سلول های بنیادی خونساز شد، بلکه همچنین به علت اهمیت تکنولوژی پیوند در کار بالینی بود.
    پیوند سلول های بنیادی خون ساز،باعث درمان بعضی از انواع سرطان ها،از کار افتادن مغز استخوان ، اختلالات ارثی متابولیسم و نقص ایمنی مادرزادی شدید می شود، که همگی کشنده هستند.(۷)
    درمان با سلولهای نبیادی خونساز ،همان چیزی است که ما قبلا "پیوند مغز استخوان می نامیدیم . در طول سه دهه گذشته ،دانشهای تجربی فراوانی رویهم جمع شده اند و اطلاعات عمیقی را فراهم آورده اند که امکان استفاده بهینه از این فرایند را در درمان سرطانهای خون ، به ویژه Acute Myelogenic Leukemia، بیماری هوچیکن و لنفوم های دیگر و اخیرا " Multiple Myeloma فراهم اورده است. این فرایند می تواند همچنین در درمان بعضی تومورهای غیر خونی یعنی solid tumor ها به ویژه سرطان پستان بکار رود. درمان با استفاده از سلول های بنیادی خون ساز می تواند امیدی برای درمان تالاسمی،کم خونی سلول داسی شکل،multiple Scerosis ،Systemic Scleroderma ،sever systemic lupuserythmatous و آرتریت روماتوئیدهایی که پیش آگهی بدی دارند ، نیز باشد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  10. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    moderator (Friday 12 March 2010-1)

  11. Top | #14
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض از رویانا تا حنا

    ·
    از رویانا تا حنا

    آشنایی با دانش شبیه سازی


    · وقتی دکتر نصر اصفهانی خبر تولد اولین بز شبیه‌سازی‌شده (حنا) را در کشور داد، چشم‌انداز پیشبرد تحقیقات در زمینه شبیه‌سازی و به دنبال آن تولید حیوانات تراریخت با برخورداری از ژن tpa در شیرشان در کشورمان روشن‌تر شد.
    اغلب ما گوسفند دالی را به عنوان اولین حیوان شبیه‌سازی‌شده می‌شناسیم، اما این گوسفند سومین موجود کلون شده در جهان و اولین پستانداری است که به طور مصنوعی تولید شده است. جالب است بدانید اولین و دومین حیوانات شبیه‌سازی‌شده قورباغه و ماهی کپور بودند و پس از دالی حیوانات دیگری هم از جمله خوک، گاو، موش، اسب و سگ با تکنیک‌های شبیه‌سازی متولد شدند. اما همه اینها یک طرف، تولد رویانا به عنوان اولین گوسفند شبیه‌سازی‌شده در خاورمیانه که به همت محققان پژوهشکده رویان متولد شد یک طرف. جالب‌تر آن‌که اماراتی‌ها هم طی ۳ سال اخیر بیکار ننشستند و شتر را شبیه‌سازی کردند. با این حال محققان رویان بار دیگر توانایی خود را در پیشبرد تحقیقات در عرصه شبیه‌سازی ثابت کردند و در اولین ساعات بامداد ۲۶ فروردین امسال موفق به تولید اولین بز شبیه‌سازی‌شده در کشور پس از عمل سزارین شدند.
    اولین گوسفند شبیه‌سازی‌شده ایران ۱۱ مرداد ۸۵ در پایگاه تحقیقاتی رویان اصفهان متولد شد ولی متاسفانه علی‌رغم تلاش‌های فراوان دامپزشکی به دلیل عوارض زایمانی و مشکلات تنفسی نتوانست بیش از چند دقیقه زنده بماند. دومین گوسفند شبیه‌سازی‌شده ایرانی به نام رویانا مهر همان سال در پایگاه تحقیقاتی پژوهشکده رویان به دنیا آمد و زنده ماند و با تولدش، ایران را به جمع ۸ کشوری افزود که دارای توانایی شبیه‌سازی گوسفند هستند.
    کلون موجودی است که با ترکیب ژنتیک همسان از یک موجود واحد مشتق شده باشد و واژه شبیه‌سازی با تولد اولین گوسفند (دالی) که با استفاده از سلول‌های حیوانی شبیه‌سازی‌شده بود، ابداع شد.
    سلول بنیادی در پستانداران به سلولی گفته می‌شود که قابلیت تقسیم و تبدیل به سلول‌های تخصص یافته و تمایز یافته را داشته باشد. تخمک لقاح یافته این توانایی را در حد بالایی داراست، زیرا بالقوه می‌تواند تقسیم شود و به صورت یک موجود زنده کامل تکوین یابد. تخمک لقاح یافته چند ظرفیتی است بدین معنی که از هر نظر توانایی رشد و تکامل دارد. این توانایی پس از تقسیم شدن تخمک به یک یا حتی ۴ سلول به قوت خود باقی بوده به گونه‌ای که هر کدام از سلول‌ها پس از جدا شدن قادر به رشد و تبدیل به یک جنین کامل هستند. مسلما می‌دانید که منشاء سلول‌های بنیادی در انسان، سلول‌های بند ناف و سلول‌های بنیادی در مغز استخوان هستند که می‌توانند بالقوه به صورت هر یک از ۲۱۰ نوع سلولی که جسم یک انسان را تشکیل می‌دهد، رشد یابند.
    شاید برایتان جالب باشد که بدانید از مزایای شبیه‌سازی حیوانات یکی تولید حیوانات تراریخت است. به این معنی که یک گونه حامل ژن‌هایی از گونه‌های دیگر باشد. گاوها، گوسفندان و بزها می‌توانند به این طریق شیرهایی حاوی فاکتور انعقاد برای درمان هموفیلی، انسولین برای درمان دیابت و مهم‌تر از همه پروتئین ( tpaعامل تولید داروی کمک‌کننده برای مبتلایان به سکته قلبی و مغزی) تولید کنند.
    ● شبیه‌سازی‌ شده یا تراریخت
    شاید این روزها خیلی‌ها مفهوم واژه تراریخت را با شبیه‌سازی‌شده یکسان تلقی کنند، اما این دو با هم تفاوت‌هایی دارند.
    دکتر محمد نصر اصفهانی، رئیس پایگاه تحقیقاتی رویان در اصفهان در این ارتباط در گفتگویی با «جام‌جم» می‌گوید: سلولی از گوش یک حیوان در هر دو فرآیند برداشته می‌شود. سلول‌های فیبروبلاست استخراج و بعد تکثیر می‌یابند و به این ترتیب برای تولید حیوانات تراریخت استفاده می‌شوند. مساله اینجاست که این سلول‌ها باید به گونه‌ای دستکاری شوند که علاوه بر ژن خودشان، ژنی بر سر راه شیردهی‌شان اضافه شود. حیوانات دارای ژن اضافه تراریخت هستند، ولی در شبیه‌سازی ما تنها جابه‌جایی هسته را انجام می‌دهیم. هدف غایی در تولید حیوانات تراریخت تولید داروهاست که ما هم برای تولید این حیوانات می‌توانیم از دو شیوه شبیه‌سازی و تزریق ژن به داخل هسته تخمک لقاح یافته کمک بگیریم. جالب‌تر آن‌که در فرآیند شبیه‌سازی اهداف دیگری چون حفظ حیوانات در حال انقراض، افزایش علوم سلولی و شناخت بیماری‌ها و دستکاری‌های ژنتیکی و نیز کسب اطلاعاتی در مورد رفتارها و تاثیر ژن در محیط پیگیری می‌شود.
    ● دومین حیوان شبیه‌سازی ‌شده ایرانی
    وقتی دو هفته پیش دکتر نصر اصفهانی خبر تولد اولین بز شبیه‌سازی‌شده (حنا) را در کشور داد، چشم‌انداز پیشبرد تحقیقات در زمینه شبیه‌سازی و به دنبال آن تولید حیوانات تراریخت با برخورداری از ژن tpa در شیرشان در کشورمان روشن‌تر شد. این بز زیبای حنایی سفید دو‌رگه، دوران آبستنی ۱۴۷ روزه خود را در رحم مادر رضاعی سیاهرنگ بختیاری خود گذرانده است.
    به این ترتیب در پروژه تولید حیوانات تراریخت نیز که همگام با تحقیقات شبیه‌سازی پیش می‌رود، ژن مورد نظر پس از جداسازی از ژنوم انسانی و تغییر ساختار ژنتیکی، وارد این سلول شده به طوری که در شیر آن حیوان، ژن مورد نظر تولید می‌شود. البته در تکمیل پروژه تولید حیوانات تراریخت، سلول‌های تراریخت در پژوهشکده رویان با موفقیت تولید شده و تا رسیدن به تولید داروهای نوترکیب در درمان بیماری‌هایی همچون سکته قلبی یک یا ۲ سال زمان نیاز است. گفتنی است؛ تحقیقات شبیه‌سازی درخصوص گاو هنوز به تولد زنده منجر نشده است و در مرحله بعدی، شبیه‌سازی و تولد گاو در دستور کار محققان این پژوهشکده قرار دارد. در حالی که کشورهای صنعتی با وضع قوانین سفت و سختی به انحصار تکنولوژیک در جهان روی آورده‌اند، کشورهای در حال توسعه تمام توان خود را متمرکز کرده‌اند تا از این سدهای پولا‌دین، گذر کنند و مرز بندی ناعادلا‌نه علمی جهان را درهم بشکنند. در این میان، ایران توانسته است نقش ویژه‌ای را در این عملیات علمی به‌عهده بگیرد.
    ● از جنین‌های آزمایشگاهی تا تراریخت
    مراحل شبیه‌سازی و تراریخت تولید یک حیوان، به این شکل است که در اولین مرحله که همان تولید جنین‌های آزمایشگاهی پستانداران با تکنیک‌های لقاح خارج رحمی است، تخمک‌های نابالغ از تخمدان‌های کشتارگاهی در آ‌زمایشگاه بالغ و پس از انجام لقاح با اسپرم و طی عملی موسوم به لقاح آزمایشگاهی به تولید جنین‌هایی منتهی می‌شود که پس از انتقال به رحم حیوانات گیرنده به تولد حیوانات حاصل از لقاح خارج رحمی منجر می‌گردد.
    پس از آن هم جنین‌های شبیه‌سازی‌شده تولید می‌شوند که برای این کار، هسته تخمک‌های حاصل از تخمدان‌های کشتارگاهی پس از بلوغ آزمایشگاهی خارج می‌شود، سپس هسته سلول پوستی حاصل از یک حیوان مورد نظر جایگزین آن می‌شود. جنین‌های حاصل از این عمل پس از طی دوره ۷ روزه کشت آزمایشگاهی به درون رحم حیوانات گیرنده انتقال می‌یابد.
    در مرحله بعد که همان هدف نهایی از این پروژه یعنی تولید رده‌های سلولی تراریخت حاوی ژن است، ژن tpa‌ پس از جداسازی از ژنوم انسانی و تغییر ساختاری ژنتیکی درون سلول موردنظر وارد می‌شود؛ به گونه‌ای که ژن مورد نظر در ارائه ژن‌های دخیل در شیرواری قرار گیرند و پس از طی مراحل شبیه‌سازی، جنین‌های تراریختی به وجود می‌آید که قابل انتقال به رحم حیوانات گیرنده جهت تولید حیوانات شبیه‌سازی‌شده تراریخت با توان تولید داروی ضدسکته قلبی در شیر است.
    ● خداحافظی با شبیه‌سازی درمانی
    شبیه‌سازی درمانی با توجه به تغییراتی که در روند تحقیقات در این زمینه در دنیا رخ داده، منتفی شده است؛ یعنی هم روند تحقیقات تغییر کرده و هم دیگر مقرون به صرفه نیست. این تغییرات به دنبال موفقیت پژوهشگران ژاپنی در سال ۲۰۰۷ با ابداع روش دیگری برای تولید سلول‌های بنیادی به دنیا عرضه شد که البته همزمان از سوی محققان رویان نیز در پژوهشکده پیگیری شد. در این روش از سلول‌های پوست بیمار، سلول‌های بنیادی القایی به دست آمد. در واقع با پیدایش روشی به نام IPS یعنی تولید سلول‌های بنیادی القایی از منبعی به غیر از جنین، دیگر نیازی به شبیه‌سازی درمانی نداریم و می‌توانیم از طریق شبیه‌سازی تولیدمثلی به سلول‌های بنیادی دست یابیم. این دانش می‌رود تا در روند تولید حیوانات شبیه‌سازی‌ و دستکاری شده ژنتیکی تحولات شگرف‌تری را به وجود آورد. امید داریم محققان ما بتوانند با حمایت‌های متولیان امر، از این قافله تندرو عقب نمانند.
    · · نویسنده:پونه شیرازی
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  12. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    moderator (Friday 12 March 2010-1)

  13. Top | #15
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض · نقش میکروارگانیسم‌ها در فساد مواد غذایی

    ·
    نقش میکروارگانیسم‌ها در فساد مواد غذایی

    میکروارگانیسم‌ها (باکتری‌ها) در زندگی ما انسان‌ها نقش مهمی را ایفا می‌کنند. همان‌گونه که در تولید مواد مفید و حیاتی از جمله فرایند تخمیر، تولید مواد شیمیایی بخصوص در صنایع داروسازی مورداستفاده قرار می‌گیرند از نقطه‌نظر دیگری به عنوان عامل مخرب و بیماری‌زا محسوب می‌شوند.


    · میکروارگانیسم‌ها (باکتری‌ها) در زندگی ما انسان‌ها نقش مهمی را ایفا می‌کنند. همان‌گونه که در تولید مواد مفید و حیاتی از جمله فرایند تخمیر، تولید مواد شیمیایی بخصوص در صنایع داروسازی مورداستفاده قرار می‌گیرند از نقطه‌نظر دیگری به عنوان عامل مخرب و بیماری‌زا محسوب می‌شوند. همین دو عملکرد مخالف میکروارگانیسم‌ها باعث شده است که افرادی در زمینه‌های علمی میکروبیولوژی و بیوتکنولوژی آنها را به عنوان موجوداتی حیاتبخش و درخور اهمیت به شمار آورند.
    فساد مواد غذایی و آلوده شدن به میکروارگانیسم‌های مخرب به شکل‌های مختلفی صورت می‌گیرد.
    گاهی با علائم و نشانه‌هایی همراه است مانند، کپک نان که باکتری حاوی رنگدانه در سطح آن قابل مشاهده است.
    گاهی نیز فساد ردی از خود به جا نمی‌گذارد اما به مرور تغییر در رنگ، شکل و بو پدید می‌آید، مثل ترش شدن شیر و نانی که تند و بیات شود.
    در نوع دیگر آلوده شدن مادة غذایی به باکتری‌هایی نظیر سالمونلا، استافیلوکوکوس اورئوس و کلوستریدیوم بوتولینم و... که هیچگونه علائم خارجی ندارند و زمانی فساد تشخیص داده می‌شود که غذا مصرف شود و با بروز علائم مسمومیت به رشد میکروب در درون غذا و تولید سمّ توسط آن پی می‌بریم.
    خطرناک‌ترین میکروارگانیسم کلوستریدیوم بوتولیم است که سمّ بوتولیسم را تولید می‌کند. این نوع مسمومیت بر اثر استفاده از غذاهای کنسروی بوجود می‌آید. خوشبختانه میزان این مسمومیت به علت پیشرفت در شناسایی این باکتری و تهیه آنتی‌توکسین۱ آن و دقت در نگهداری مواد غذایی به نحو قابل‌ملاحظه‌ای کاهش یافته است. این میکروارگانیسم در آب یا خاک زندگی می‌کند. هاگ۲ این باکتری ممکن است مواد غذایی خام را به گونه‌ای آلوده کند که اگر این مواد غذایی به حد کافی حرارت ببینند رفع خواهد شد ولی در صورتی که هاگ زنده بماند به سلول رویشی تبدیل و ترشح مقدار بسیار کمی از سم آن سبب مسموم کردن غذا می‌شود که اگر این غذا خام مصرف شود کمترین مقدار این سم با ورود به بدن بر سلسله اعصاب بدن حمله کرده و اختلال شدیدی در بینایی و شنوایی ایجاد می‌کند و در صورتی که آنتی توکسین به بیمار داده نشود سبب مرگ بیمار می‌شود. بنابراین غذایی که پخته شود اگر هم حاوی این سم باشد با حرارت از بین می‌رود و جای نگرانی نیست. در جریان فرایند کنسروسازی محصولات در معرض دمای بسیار بالا قرار می‌گیرند ولی باکتری بی‌هوازی جنس کلوستریدیوم به‌خصوص هاگ‌هایی که دارند نسبت به دما مقاوم هستند و زمانی که گاز ۲CO۲H تولید می‌کنند با باد کردن قوطی کنسرو اثر خود را نشان می‌دهند و می‌توان به وجود مسمومیت در کنسرو پی برد.
    گوشت، محصولات گوشتی، پرندگان، تخم‌مرغ، انواع سوسیس و شیر و غیره می‌توانند آلوده به باکتری سالمونلا باشند. گوشت محیط کاملی برای رشد گروه بزرگی از میکروارگانیسم‌ها است زیرا دارای رطوبت بالا و سرشار از مواد غذایی نیتروژن‌دار و به اندازة کافی مواد معدنی و کربوهیدرات‌های قابل تخمیر است. وجود این نوع میکروارگانیسم (سالمونلا) که منبع اصلی آن رودة انسان و جانوران خونگرم است و معمولاً بوسیلة غذاهایی که منشأ حیوانی دارند یا توسط تماس با دست به مواد غذایی دیگر منتقل می‌شوند. فرآورده‌های گوشتی اگر به صورت خام مصرف گردند با رشد این باکتری در روده توأم شده و سبب بروز عفونت سالمونلایی می‌شود. بیماری با تب، سردرد، شکم‌درد، اسهال و استفراغ همراه است با رعایت اصول بهداشتی در آشپزخانه و دور نگهداشتن مواد خام و پخته از یکدیگر، همچنین نگهداری این مواد خوراکی در یخچال زمانی که به آنها نیازی نداریم از تکثیر این باکتری می‌توان جلوگیری نمود. از نشانه‌هایی که می‌توان پی به فساد گوشت برد تغییر رنگ، تغییر بو، لزج و چسبندگی گوشت است. همچنین گاهی در سطح گوشت کپک‌هایی مشاهده می‌شود که اغلب این کپک‌ها سطح چندانی را دربر نمی‌گیرد و با جدا کردن آن از بخش سالم می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. اما زمانی این فساد کل گوشت را دربر می‌گیرد و باعث نفوذ به درون گوشت نیز می‌گردد و می‌بایست از خوردن آن صرف‌نظر کرد چرا که آلوده به باکتری شده و غیرقابل استفاده است.
    ماهی سریعتر و آسانتر از گوشت قرمز فاسد می‌شود و موجوداتی که در سیستم گوارشی ماهی وجود دارند بعد از مرگ ماهی به امعاء و احشای آن حمله می‌کنند. ماهی دارای درصد بالایی مواد نیتروژن‌دار غیرپروتئینی است که تحت یک واکنش شیمیایی باعث آزاد شدن مواد نیتروژن‌داری مانند اسیدهای امینه، امینها و قندها می‌شود که همه محیطی مناسب برای رشد میکروبی است. فساد ماهی از رنگ و بوی آن قابل تشخیص است. این تغییر رنگ در ماهی به صورت سبز متمایل به زرد، قرمز یا زرد تیره نمایان است و در گوشت قرمز رنگدانه‌ها به صورت آبی ـ زرد، قهوه‌ای و قهوه‌ای متمایل به سیاه و سبز آبی ظاهر می‌شود. نوع دیگر مسمومیت غذایی توسط میکروارگانیسم استافیلوکوکی که رایجترین نوع مسمومیت‌های غذایی است و عامل آن‌گونه‌های مختلف استافیلوکوکوس اورئوس است. این میکرب سم آنتروتوکسین تولید می‌کند که از مادة غذایی آلوده شده بوسیلة آن منتشر می‌شود.
    بعد از مصرف چنین غذای آلوده‌ای با گذشت چند ساعت واکنش شدیدی مانند اسهال و استفراغ بروز می‌دهد. اغلب مواد غذایی حاوی این میکرب شیرینی‌های کرم‌دار، گوشت، محصولات گوشتی پرندگان، آبگوشت، تخم‌مرغ، انواع پودینگ‌ها و سالادهای کرم‌دار است. چنین مواد غذایی‌ای باید بعد از آماده شدن در یخچال نگهداری شوند چرا که سرمای یخچال مانع رشد این میکروب است. مسمومیت استافیلوکوکی اکثراً از خوردن غذاهای نگهداری شده در هوای گرم آشپزخانه، یا در ظروف گرم در مسافرت یا پیک‌نیک پدید می‌آید.
    گاهی بر روی مواد غذایی خانواده غلات و برخی دانه‌های روغنی قارچی تکثیر می‌شود که نوعی ماده شیمیایی به نام میکوتوکسین از خود ترشح می‌کند که برای انسان سمی است و سبب بروز بیماری‌هایی چون، بیماری‌های خونی، اختلال در دستگاه عصبی، عوارض کبدی، اختلال کلیوی، اختلال در هورمون‌ها و سرطان می‌گردد. مهمترین بیماری که با میکوتوکسین ایجاد می‌شود سرطان کبد است. قارچی که حاوی میکوتوکسین است بر روی مواد غذایی و غلات رشد می‌کند و کلنی را ایجاد می‌کند که قابل رویت نیستند. در مناطقی که شرایط جوی مناسب است آلودگی به این قارچ زیاد نیست. برای جلوگیری از رشد این قارچ باید غلات و سایر مواد غذایی حساس را در شرایط مناسب نگهداری کرد. سبزی‌ها و میوه‌ها نیز در معرض حمله میکروارگانیسم‌های مضر هستند. له‌شدگی یا زخمی شدن میوه‌ها و سبزی‌ها محل مناسبی برای تکثیر باکتری‌ها و میکروب‌هاست و این روند در میوه‌ها و سبزی‌های سالم در تماس با سبزیجات فاسد سریع پیشروی می‌کند.سبزی‌هایی که محتوی اسید بالایی هستند کمتر در معرض فساد قرار دارند و سبزی‌هایی که محتویات اسیدی بالایی ندارند مانند هویج، کرفس و سیب‌زمینی مستعد پرورش چنین میکروارگانیسمی می‌باشند. گاهی در اثر وجود کپک این مواد غذایی دچار پوسیدگی می‌شوند و عامل گندیدگی نرم در میوه‌هایی (به غیر از گونه‌های مرکبات) مثل گوجه‌فرنگی، سیب‌زمینی، هویج و کلم را بوجود می‌آورند. برای جلوگیری از فساد و ضایعات در میوه‌ها و سبزی‌ها می‌بایست در هنگام کشت محصول، بسته‌بندی و حمل و فروش آنها نهایت دقت را کرد.در پخت غلاتی مانند نان، میکروارگانیسم‌ها در خمیر وجود دارند و در دمای بالا کشته می‌شوند ولی هاگ‌های آنها ممکن است زنده بمانند و به هنگام برش نان، بسته‌بندی یا حمل و نقل باعث آلودگی‌های بعدی گردد. اگر نان بلافاصله بعد از پخت بدون اینکه فرصت خنک شدن به آن داده شود بسته‌بندی شود، به علت تراکم ذرات آب در بسته‌بندی رشد میکروب‌ها تسریع می‌یابد و نگهداشتن آن در شرایط گرم و مرطوب تجزیه و فساد آن را تشدید می‌کند.
    در فرآورده‌های قندی و فرآورده‌های تخمیری چون زیتون‌ها، انواع شور و کمپوت‌ها نیز ممکن است فساد صورت بگیرد. البته در محصولات قندی به علت بالا بودن غلظت اسمزی آنها فساد کمتر صورت می‌گیرد و باید توجه داشت که کمپوت‌ها و مرباها اگر در مدت طولانی در معرض هوا قرار بگیرند رشد کپک می‌تواند روی سطح شربت درون بطری یا ظرف را احاطه کند. در فرآورده‌های تخمیری نیز بوی نامطبوع و شناور شدن در محیط خود مثل خیارشور و... گاز درون ظرف حاکی از تولید باکتری‌های کپسول‌دار در محصول و لغزندگی آنها را در درون ظرف باعث می‌شود.
    محصولات لبنی نیز در معرض فساد باکتری استریتوکوکوس‌ها قرار دارند. ترشیدگی شیر و پیدایش گاز در پنیر از جمله این فساد است. این قبیل فرآورده‌ها را باید در یخچال نگهداری کرد و از گذاشتن آنها در محیط گرم و به مدت طولانی در دمای اتاق جداً خودداری شود. کپک پنیر که از نوع کپک هوازی است با خارج کردن هوا از بسته‌بندی‌ها در جلوگیری از رشد آنها بر روی سطح پنیر مؤثر است.
    نگهداری و مراقبت از مواد غذایی از جمله کارهایی است که می‌توان سطح آلودگی مواد غذایی را پایین آورد و به صفر رساند. درجه حرارت مهمترین عامل است هرچه درجه حرارت پایین‌تر باشد فساد نیز کمتر است در مناطق سرد درجه حرارت طبیعی به اندازه‌ای است که می‌توان غذا را بدون گذاشتن در یخچال تا مدتی نگهداری کرد. اما در مناطق گرم غذاهایی که در خارج از یخچال نگهداری می‌شوند در مدت چند ساعت یا چند روز فاسد می‌گردند. غذاهای حساس مانند گوشت، شیر عامل مهم هوا در فساد آنها مؤثر است پس باید در یخچال و در دماهای مناسب نگهداری شوند. غذاهای کنسروی در شرایط بی‌هوازی قرار گرفته‌اند و از همه میکروارگانیسم‌ها در امان هستند و در محل مناسب تا مدتی قابل نگهداری هستند.
    علاوه بر موارد گفته شده مسمومیت بوسیله میکروارگانیسم‌ها عدة دیگری نیز از این موجودات هستند که به صور مختلف وارد غذا و مواد غذایی شده و تولید بیماری و سایر التهابات دستگاه گوارشی در انسان را ایجاد می‌کنند. رعایت نکات بهداشتی مناسب و آگاهی از چگونگی مراقبت و نگهداری مواد غذایی سبب کاهش این آلودگی‌ها می‌شود.
    · · پی‌نوشت‌ها:
    ۱. آنتی توکسین: ترکیبات شیمیایی که توسط میکروارگانیسم‌ها تولید شده و بر روی موجودات دیگر دارای اثر سمی بوده و باعث مرگ یا جلوگیری از رشد آنها می‌شوند.
    ۲. هاگ (Spore): اندام تولیدمثلی یک سلولی یا چندسلولی که از موجود پایه جدا شده و بطور مستقیم یا غیرمستقیم فرد تازه‌ای را بوجود می‌آورد که توسط بسیاری از گیاهان، باکتری‌ها، قارچ‌ها و تک‌سلولی‌ها تولید می‌شوند.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  14. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    moderator (Friday 12 March 2010-1)

  15. Top | #16
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.46
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض هزار راز در هزار پا

    ·
    هزار راز در هزار پا

    هزارپایان تقریباً در اکثر نواحی اعم از خانه‌ها، باغ‌ها، پارک‌ها حتی در برج‌های مسکونی یافت می‌شوند. این بندپایان به واسطه وجود پاهای متعدد و بدنی کشیده مورد توجه اغلب افراد قرار می‌گیرد و بسیاری نیز از این بندپا تنفر و یا وحشت دارند چرا که برخی از گونه‌ها طویل و درشت‌جثه هستند و ظاهری ترسناک دارند.


    · هزارپایان تقریباً در اکثر نواحی اعم از خانه‌ها، باغ‌ها، پارک‌ها حتی در برج‌های مسکونی یافت می‌شوند. این بندپایان به واسطه وجود پاهای متعدد و بدنی کشیده مورد توجه اغلب افراد قرار می‌گیرد و بسیاری نیز از این بندپا تنفر و یا وحشت دارند چرا که برخی از گونه‌ها طویل و درشت‌جثه هستند و ظاهری ترسناک دارند. حتی انواع کوچک آنها نیز همین ویژگی را در نظر انسان دارند. اکثر افراد در هنگام شب و یا پس از بارش باران متوجه حضور هزارپا در محل زندگی خود می‌شوند که حالت ترس و نگرانی در آنها به دلیل وجود هزارپا پدید می‌آید. حال چگونه و از کجا این هزارپا وارد خانه شده و یا در طبقه دهم یک آپارتمان آمده است، سؤالی است که ذهن انسان را مشغول می‌کند. با وجود تنوع گونه‌های رده هزارپایان در ایران، کمترین منبع فارسی را می‌توان یافت که درباره این جانور سخن به میان آورده باشد و اگر هم باشد جز چند سطر و یا چند پاراگراف بیشتر نیست. بسیاری از افراد تمایل دارند که درباره زندگی و خصوصیات هزارپا شناختی پیدا کنند ولی منبعی که بتوانند بوسیله آن پاسخ پرسش‌های خود را بدست آورند به طور کامل پیدا نمی‌کنند و ا گر پیدا شود بسیار تخصصی است. هزارپا جانورانی شب فعال هستند و بطور مخفیانه زندگی می‌کنند و به همین جهت اسرار زندگی آنها هنوز بطور کامل ناشناخته است و بسیاری از گونه‌ها نیز هنوز کشف نشده‌اند و از همه مهمتر نگهداری و تکثیر آنها در شرایط آزمایشگاهی غیرممکن است تا بتوان بررسی و مطالعه شوند.
    هزارپایان در طبقه‌بندی جانوران متعلق به شاخه‌ بندپایان و در ردة هزارپایان (‌Myriapoda) هستند. تاکنون حدود ۱۵ هزارگونه از این بندپایان شناسایی شده که این رقم شاید کمتر از نیمی از کل گونه‌هایی باشد که هنوز کشف نشده‌اند.
    به این دلیل که هرگروه از هزارپایان در طبقه‌بندی آنها دارای ویژگی‌ها و زندگی متفاوت هستند، به تفکیک شرح داده می‌شوند.
    ● رده هزارپایان، بندپایانی شگفت‌انگیز و متفاوت
    نام علمی این رده از بندپایان Myriapoda است (به یونانی Myriad به معنی ده هزار و podo به معنی پا) که بدن آنها به طور مشخص از ۲ ناحیه جداگانه سر و تنه تشکیل می‌شود. تنه کم یا بیش کشیده و شامل چندین بند که هر بند مجهز به یک یا دو جفت پا است. وجود این بدن کشیده و پاهای متعدد از ویژگی‌های مشخص است که از دیگر بندپایان متمایز می‌شوند. برخلاف نام آنها که به هزارپا یا ده‌هزار پا مشهورند، تعداد پاهای آنها از ۱۰ تا ۷۵۰ عدد است. این بندپایان یک جفت شاخک یا آنتن و چشمانی ساده۱ دارند، تمام آنها بر روی زمین و خشکی زیست می‌کنند. مشخصه عمده هزارپایان در این است که دارای زندگی پنهان هستند که روزها درون خاک، زیر برگ‌های افتاده، لابلای درز و شکاف دیوارها، زیر سنگ‌ها و غیره مخفی می‌شوند و تنها هنگام شب یا پس از باران‌های شدید به مدت کوتاهی به صورت مخفیانه ظاهر می‌گردند. این‌ها از مکان‌های خشک و در معرض تابش مستقیم نور خورشید یا روشنایی اجتناب می‌کنند. هزارپایان در جنگل‌های مرطوب بسیار فراوان و متنوع هستند. گونه‌هایی نیز در علفزارها، نواحی مسکونی، باغ‌ها، خانه‌های متروکه و نواحی بیابانی خشک زندگی می‌کنند.
    اکثریت آنها گیاهخوارند ولی بعضی از آنها همچون گونه‌های صدپایان شکارچی هستند و از دیگر جانوران تغذیه می‌کنند. طول بدن هزارپایان از ۵/۰ میلیمتر تا ۵۰ سانتیمتر است. گروه‌های مختلف هزارپایان از نظر ساختار اجزاء داخلی (فیزیولوژی) باهم بسیار تفاوت دارند. از نظر طبقه‌بندی رده هزارپایان به ۴زیررده تقسیم می‌گردندکه هر کدام از آنها به راسته‌های مختلف دیگر مجزا می‌شوند که در ادامه به منظور درک بهتر و شناخت بیشتر انواع گوناگون هزارپا به شرح دو زیرده مهم از آنها می‌پردازیم:
    ● دوصدپایان، هزارپایانی بدبو
    این زیررده از هزارپایان را به این دلیل دوصدپا گویند که در هر بند از بدنشان ۲ جفت پا دارند. بطورحتم اغلب افراد انواع این گروه از هزارپایان را به دلیل بزرگی جثه بسیار دیده‌اند و با آنها آشنا هستند. دوصدپایان که در زبان علمی Diplopoda نامیده می‌شوند. در اکثر گونه‌های دوصدپایان بدن را زره‌بندهایی پوشانده است که بندهای بدن را جفت‌جفت به هم متصل ساخته‌اند.
    تاکنون حدود ۱۰ هزار گونه از صدپایان شناسایی و نامگذاری شده‌اند. دوصدپایان دارای بدنی استوانه‌ای یا پهن و یک جفت شاخک کوتاه بر روی سر هستند. سر دارای دو جفت آرواره‌های دهانی ضعیف است و نیز چشم‌های جانبی دارند.
    بدن بسیاری از دوصدپایان از زره‌های محکم محتوی کربنات کلسیم پوشیده شده است که این وسیله هزارپایان را از دشمنان مصون می‌دارد همچنین این زره مانع تبخیر سریع آب بدن می‌گردد. دوصدپایان جانورانی هستند که نسبت به خشکی بسیار حساس هستند و به همین جهت در نواحی مرطوب زندگی می‌کنند. از نور مستقیم خورشید گریزان که به این دلیل باعث شده که دارای زندگی پنهان باشند. این بندپایان در تمام جنگل‌ها و در زیر برگ‌های ریخته شده از درختان دیده می‌شوند. بسیاری از آنها در محیط‌های کاملاً مرطوب خاک‌های پوسیده در دشت‌ها، باغچه‌ها، گلدان‌ها و منازل مسکونی زیست می‌کنند. به آسانی می‌توان آنها را در زیر سنگ‌ها، کنده درختان و برگ‌های پوسیده یافت. دوصدپایان بطور عمده از مواد گندیده و پوسیده درون خاک و بقایای گیاهان شامل برگ‌های پوسیده، چوب‌های در حال فساد و غیره تغذیه می‌کنند. به وسیلة پاهای نازک و ضعیف خود به آهستگی حرکت می‌کنند هرچند که هر پا به طور جداگانه سریع حرکت می‌کند. نمایش حرکات ردیف پاها به صورت موجی است. انقباض ماهیچه‌ پا موجی شکل است که از پاهای جلویی به پاهای عقبی امتداد می‌یابد که اگر از پهلو به هزار پای در حال حرکت نگاه کنیم حرکت آنها به صورت خزیدن است که موج چین خمیده‌ای را در سرتاسر پاها بوجود می‌آورد. دوصدپایان به‌وسیله پاهای خود نه تنها می‌توانند بر روی سطح خاک برگ‌های نرم حرکت کنند بلکه در عمق درزها و شکاف‌های لایه‌های سطحی نسبتاً خشک خاک می‌توانند به راحتی جستجو کنند. دوصدپایان به دلیل داشتن بدنی استوانه‌ای همانند کرم‌های خاکی در برش مقطع عرضی مدور هستند. همچنین در بسیاری از دوصدپایان زره‌پشتی بسیار قوی وجود دارد و بخش زیادی از بدن آنها را دربر می‌گیرد. برخی از این دوصدپایان هنگام خطر درخشندگی ضعیفی تولید می‌کنند طوری که سر و دست و پای آنها در زیر زره محافظ پشتی بدن پدیدار می‌شود. بیشتر دوصدپایان برای دفاع از خود در مقابل دشمنان ماده بسیار بدبویی از خود ترشح می‌کنند که بوی برخی از آنها را حتی می‌توان از چند متری استشمام کرد. این ماده بدبو تقریباً در اکثر دوصدپایان ترشح می‌شود. گونه‌هایی از آنها نیز وجود دارند که ماده‌ای ترشح می‌کنند که در برخورد با دست انسان آن را به رنگ بنفش – قرمز درمی‌آورد و تا مدتی اثر آن باقی می‌ماند. گونه‌ای از دوصدپایان نیز ماده‌ای در هنگام خطر ترشح می‌کنند که دارای بوی بادام است و این نشان می‌دهد که این ماده از اسید سینیلیک تشکیل شده است. اما یکی از ویژگی‌های این گروه از هزارپایان ترشح مواد سمّی است. مواد سمّی مترشحه از هزارپایان بزرگ مناطق گرمسیر ابتدا پوست را سیاه می‌کند سپس زخم می‌شود. اگر قطره‌ای از این مایع در چشم ریخته شود حتی ممکن است باعث کوری موقت چشم شود. ماده سمّی ترشح شده از دوصدپایان به قدری سمی است که سرخ‌پوستان ناحیه مرکزی مکزیک از آن برای سمّی کردن نیزه‌های خود استفاده می‌کنند. اغلب ماده سمّی دوصدپایان به صورت قطره‌ای از آنها ترشح می‌شود. اما در گونه‌ای که در جزایر هایتی دیده می‌شود، مایع سمّی را طوری می‌پاشد که بوی منتشر شده از آن تا فاصله ۷۵ سانتیمتر از هر طرف استشمام می‌شود. باید خاطرنشان کرد که این مواد سمّی زمانی توسط دوصدپایان ترشح می‌شود که این جانور بر اثر ترس تحریک شده باشد که در مقابل دشمن ترشح می‌کنند. با وجود این همچنین دیده شده است که وزغ، قورباغه و پرندگان از این هزارپایان تغذیه می‌کنند که حتی نیمی از جیره غذایی آنها را در برخی موارد تشکیل می‌دهند.
    دوصدپایان دارای ۱۱۵ خانواده از ۱۳ راسته هستند که انتشار وسیعی را در سرتاسر جهان به ویژه در مناطق گرمسیری دارند. این جانوران تنها نواحی مرطوب را ترجیح می‌دهند و از جاهای خشک اجتناب می‌کنند هرچند که در زبان‌های مختلف آن را هزارپا می‌گویند ولی تعداد پاهای آنها تا ۷۵۰ عدد می‌رسد. در بند اولی بدن پا وجود ندارد و در روی بندهای دوم و سوم بدن تنها یک جفت پا وجود دارد اما در بندهای دیگر بدن دو جفت پا دیده می‌شود.
    عمل لقاح در دوصدپایان داخلی است. جانور نر اسپرم را بوسیله پاها به طرف عقب بدن به سمت پای مخصوص تغییر یافته‌ای می‌راند که این پا وسیله‌ای است که به کمک آن اسپرم را در منفذ مربوط به دستگاه تولید مثلی ماده قرار می‌دهد. ماده های لقاح یافته توده‌ای از تخم‌ها را در زمین می‌گذارند که شبیه کلوخ است و لایه مخاطی که بر روی آن است و نیز وجود خاک مطلوب مانع از خشک شدن توده تخم می‌شود. برخی از گونه‌های دوصد پایان تخم‌ها را در لانه‌ای قرار می‌دهند که خودشان توسط تارهای ترشحی می‌سازند. از تخم‌ها نوزاد (لارو) خارج می‌شود که اغلب ۳ تا ۴ جفت پا دارد که به تدریج و در مراحل بعدی رشد به تعداد پاها افزوده می‌شود. اندازه دوصد پایان از ۲/۰ میلیمتر تا ۴ سانتیمتر متغیر است.
    در ایران دوصد پایان گوناگونی وجود دارد که تنوع بیشتر آنها در جنگل های شمالی کشور است. گونه‌هایی از آنها نیز در باغ‌ها و گلدان‌های خانگی دیده می‌شود. برخی از گونه‌‌ها نیز در درون غارها زیست می‌کنند.
    ● صدپایان، شکارچیان کوچک
    برخلاف گروه‌های دیگر از رده‌ هزارپایان که درباره آنها بحث شد و دارای رژیم گیاهخواری بودند، این گروه از هزارپایان گوشتخوارند و از انواع مختلف بی‌مهرگان و حتی مهره‌دارانی کوچک تغذیه می‌کنند. صدپایان که به آنها لب پایان نیز می‌گویند در زبان علمی آنها را chilopodaمی‌نامند. همچون دیگر گروه‌های هزارپایان، صدپایان به واسطه گریزان بودن آنها از نور دارای زندگی پنهان هستند. شب فعال‌اند و بیشتر اوقات در درون خاک، حفره‌ها، زیر سنگ‌ها، زیر برگ‌های کف جنگل، درز و شکاف صخره‌ها و شکاف دیوارها مخفی می‌شوند. اکثر نواحی همچون جنگل‌ها، باغ‌ها، پارک ها، منازل، خرابه‌ها، دامنه‌های کوهستانی و غیره زندگی می‌کنند.
    صدپایان دارای بدنی پهن و ستبر هستند. بندهای بدن کم و بیش یکسان هستند و درهر یک از بندهای بدن یک جفت پا دارند. در حاشیه جلوی سر دارای یک جفت شاخک‌های تسبیحی شکل کم و بیش طویل هستند. در کناره‌های سر چشم‌های ریز دارند که گاهی به صورت مجتمع و شبیه به چشم مرکب هستند. انواعی که درون خاک زیست می‌کنند چشم ندارند. از ویژگی‌های منحصر به فرد این گروه از هزارپایان وجود یک جفت پا در بند اول بدن است که به عضو گیرنده اشیاء شبیه داس تغییر شکل داده و منتهی به چنگال است که صد پا به کمک آن غذا را می‌گیرد. دارای یک جفت عضو انبرک مانند تو خالی در قاعده سر هستند که در قاعده دارای غده سمی است که صد پا به کمک آن بدن قربانی را زخم کرده و سم را تزریق می‌کند. ترزیق سم موجب می‌شود که طعمه به سرعت کشته شود. همینطور از این عضو جهت دفاع از خود در برابر حیوانات بزرگ استفاده می‌کند. سم برخی از صدپایان برای انسان مشکل‌‌آفرین است. پاهای دیگر برای حرکات بکار می‌روند. جفت آخر پاها طویل‌تر از بقیه هستند و به طرف عقب برگشته و پاهای مویی نامیده می‌شوند.
    اندازه صدپایان از ۱ سانتیمتر تا ۵۰ سانتیمتر متغیر است. هزارپاهایی که در خانه‌ها به فراوانی دیده می‌شوند در درز و شکاف دیوارها، درون چوب‌ها، زیر فرش‌ها، زیر کاشی‌ها، درون باغچه‌ها و سایر جاهای مرطوب و تاریک پنهان می‌شوند و در هنگام شب‌های مرطوب برای شکار بیرون می‌آیند و از حشرات ، کرم‌های خاکی و حلزون‌ها تغذیه می‌کنند. همچنین صدپاهای خانگی پس از باران‌های شدید بیرون می‌‌آیند. در خانه‌های قدیمی به فراوانی یافت می‌شوند. آنها می‌توانند به راحتی از دیوارها بالا بروند و به همین جهت در آپارتمان‌های نوساز نیز دیده می‌شوند. برخلاف باور غلط عموم که این نوع از هزارپاها به درون گوش می‌روند، هرگز وارد گوش نمی‌شوند تنها خطری که آنها دارند گزش آنهاست که باعث سوزش و درد برای چند ساعت یا چند روز می‌شوند. در ایران در تمام نقاط و در اکثر خانه‌ها از این صدپایان یافت می‌شوند که نام علمی جنس آنها Scolopendra است. این بندپایان در آغاز فصل بهار بسیار فعال هستند. راسته‌ای از این گروه از هزارپاها نیز وجود دارد که دارای پاهایی بلند هستند که به آنها هزارپاهای مگس‌گیر نیز می‌گویند که اکثر آنها ۱۵ جفت پا دارند. آنها خود را با شرایط ‌آب و هوایی خشک نیز می‌توانند سازگار کنند. هزارپاهای مگس‌گیر در منازل روستایی ایران بسیار دیده می‌شوند. آنها اغلب در سقف زیر‌زمین‌ها، داخل دستشویی‌ها و زیر شیروانی‌ها همچون عنکبوت‌ها به دیوار سقف می‌چسبند. گروهی دیگر از صدپایان هستند که بدنی بسیار طویل و باریک با پاهای زیاد دارند که تعداد آنها تا ۱۸۱ جفت نیز می‌رسد. پاها و بدن باریک است و با چسبیدن به طعمه خود آنها را شکار کرده و مایعات بدن آنها را می‌مکند. این صدپایان در ایران در جنگل‌های شمال کشور به فراوانی در زیر سنگ‌ها یافت می‌شوند.
    · · پی نوشت:
    ۱ـ چشم ساده: در حشرات چشم های دارای یک عدسی را چشم ساده گویند و چشم‌های دارای چند عدسی را چشم مرکب گویند.
    · ·
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

صفحه 2 از 54 نخستنخست 1234561252 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
پارسیان (شاپرزفا)
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...