لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 16 از 57 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 128 , از مجموع 451

موضوع: بانک مقالات معماری و مهندسی شهرسازی

  1. Top | #121
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض خصوصیات کالبدی میدان در معماری ایرانی

    خصوصیات کالبدی میدان در معماری ایرانی


    میدان یا فضای عمومی شهر و محله از همان آغاز ، از عهد باستان گرفته تا به امروز ، نقش جمع کردن خانه ها یا عناصر شهری و محله ای را داشته است . در واقع گردآمدن حول یک فضاست که میدان را شکل می دهد .












    پارسیان (شاپرزفا)











    ۱ ) موقعیت میدان نسبت به راه های منتهی به آن
    الف ) میدان در محل تقاطع راه ها
    بسیاری از میدان های عمومی، محله ای ، ارتباطی و برخی از سایر میدان ها در محل تقاطع راه های شهری ، ناحیه ای و محله ای پدید می آمدند . نقش و کارکرد اولیه و مهم این نوع میدان ها ، جنبه ارتباطی داشت . در حالتی که میدان پیش از یک طرح فکر شده ، در محل تقاطع راه ها پدید می آمد ، معمولاً ترکیب هندسی محل های اتصال راه ها به میدان ، تابع نظم و الگوی سازمان یافته ای نبود . اما در صورتی که یک میدان را که نخست طراحی و سپس احداث می کردند ، اگر امکان سامان دادن محل ورود همه راه ها به میدان وجود نداشت ، سعی می کردند که محل ورود حداقل یک یا چند راه مهم را در مکان های هندسی خاص و نقاط عطف میدان قرار دهند . میدان نقش جهان اصفهان چنین وضعی دارد ، به این ترتیب که دهانه بازار را روی محور طولی و در وسط شمالی میدان و رو به روی مسجد جامع عباسی طراحی و احداث کرده اند ، در حالی که بقیه راه ها در مکان های فرعی تر به میدان متصل شده اند .
    ب ) میدان در کنار راه
    برخی از میدان ها در کنار راه های مهم شهری پدید می آمدند . در این صورت سه حالت وجود داشت . نخست اینکه میدان در جبهه متصل به راه دارای یک حصار بود که فضای آن را از فضای راه متمایز می کرد و تنها توسط یک یا چند فضای ورودی ، امکان دسترسی به آن وجود داشت ، مانند میدان مشق تهران که در کنار خیابان سپه ( امام خمینی ) قرار داشت . دوم حالتی بود که میدان توسط عناصری غیر معمارانه یا معمارانه از راه متمایز می شد ، اما در طول راه امکان دید به آن کم و بیش وجود داشت و دسترسی به آن نیز از نقاط مختلف و متعدد مسیر بود ، مانند میدان گنجعلی خان کرمان که فضای آن توسط جرزها و طاق های متعدد از فضای بازار کنار آن متمایز شده است . در حالت سوم ، راه از درون فضای میدان عبور می کرد و فضای آن ، جزیی از فضای میدان محسوب می شد . بسیاری از میدانچه های محله ای ( مانند میدانچه یا حسینیه سنگ در نایین ) و بعضی از سایر انواع میدان ها چنین وضعی داشتند .
    ج ) میدان در امتداد راه
    بسیاری از انواع میدان ها به گونه ای در امتداد مسیر راه ها قرار داشتند که راه مکانی واقع در یکی از اضلاع میدان به آن منتهی و از مکانی واقع در ضلعی دیگر از آن منشعب می شد . نحوه اتصال و انشعاب را به میدان نسبت به اضلاع و محورهای آن دارای دو حالت بود . در حالت اول ، راه در امتداد محوری مستقیم که به موازات دو ضلع و عمود بر اضلاع دیگر از میدان عبور می کرد . در بعضی موارد این محور از وسط اضلاع میدان می گذشت ، مانند میدان ارگ در تهران قدیم که راهی در امتداد محور شمالی _ جنوبی از وسط آن می گذشت . در حالت دوم ، راه در امتداد محوری که با هیچ کدام از اضلاع میدان موازی نبود ، یعنی به صورت مورب ، از میدان عبور می کرد .
    ۲ ) شکل زمین
    الف ) شکلهای منظم
    بسیاری از میدان های حکومتی ، نظامی و محله ای و بعضی از میدان های تجاری درون شهری دارای زمینی هندسی شکل بودند که بیشتر آنها مستطیل و در مواردی مربع بود . قابل ذکر است که همه میدان هایی که ابتدا طراحی و سپس احداث می شدند کم و بیش دارای زمینی هندسی شکل و منظم بوده اند . همچنین بسیاری از میدان هایی که به تدریج ساخته می شدند ، از شکلی کم و بیش منظم و هندسی برخوردار می شدند شکل دایره که امروزه برای بیشتر میدان های ارتباطی شهرها مورد استفاده قرار می گیرد ، ناشی از نحوه کارکرد و حرکت اتومبیل است و در گذشته بندرت برای میدان کاربر می یافت .
    ب ) شکلهای غیر منظم
    بعضی از انواع میدان ها مانند میدان های تجاری و به خصوص میدان های برون شهری مانند میدان های اسب و کاه و غیره فاقد زمینی هندسی شکل و حتی گاه فاقد ابعاد معین بودند . در بعضی از موارد یک یا چند جبهه از این گونه میدان ها توسط عوارض و پدیده های طبیعی یا فضاهای ساخته شده از میدان محدود می شد .
    ۳ ) خصوصیات حجمی فضای باز
    الف ) محصور
    بیشتر میدان های شهری توسط فضاها ، عناصر و احجامی که در پیرامونشان قرار داشتند ، محصور می شدند . البته حد محصور بودن و تناسبات فضایی انواع آنها با یکدیگر متفاوت بود چنان که میدان های عمومی ، حکومتی و نظامی بسیار وسیع و دارای یک مقیاس اجتماعی و متناسب با تجمع افراد زیاد بودند ، در حالی که میدان های ناحیه ای و محله ای کوچکتر و فضای آنها محصورتر بود ( در بعضی از موارد به علت ابعاد کوچک این میدان ها ، آنها را میدانچه می نامیدند . )
    ب ) نیمه محصور
    بعضی از میدان های شهری که به تدیج شکل گرفته بودند غالباً در مراحل نخستین شکل گیری خود در یک یا چند جبهه فاقد بدنه یا فضاهای جانبی بودند . همچنین برخی از میدان های نظامی و میدان های ورزشی به خصوص میدان های نظامی و ورزشی تنها در یک یا دو جبهه دارای حجم یا بدنه ساخته شده و در نتیجه نیمه محصور بودند .
    ج ) نامحصور
    بیشتر میدان های برون شهری از جمله میدان های تجاری فاقد حصار و سطوح جانبی ساخته شده بودند . میدان گل فروش ها در حوالی میدان خراسان تهران که اکنون نیز دایر است ، نمونه خوبی از این گونه میدان هاست . البته این مکان در گذشته خارج از محدوده شهر قرار داشته و محوطه آن تاکنون استعداد کافی برای پذیرش سایر عملکردهای شهری را نداشته است ، هر چند که در اثر تحولاتی که درآن نواحی پدید آمده ، ممکن است در آینده نزدیک فعالیت های دیگری در آنجا جایگزین فعالیت کنونی آن شود .
    ۴ ) خصوصیات فضاهای ساخته شده پیرامون میدان
    الف ) وابسته و متعلق به میدان
    پیرامون همه میدان هایی که پس از طراحی ساخته می شدند ، کم و بیش بناها و فضاهایی با کارکردی متناسب با نقش کارکردی میدان و همزمان با آن ساخته می شد و به این ترتیب پیرامون میدان بناهایی قرار می گرفت که از نظر کارکردی و کالبدی وابسته و متعلق به میدان بود . میدان نقش جهان اصفهان ، میدان گنجعلیخان کرمان و میدان توپخانه تهران ( با خصوصیات کالبدی دوره قاجار ) از این نوع میدان ها به شمار می آیند .
    ب ) مستقل از میدان
    چنان که گفته شد بیشتر میدان های برون شهری حصار یا فضای ساخته شده طراحی شده و معمارانه نداشتند . علاوه بر این ، بعضی از میدان ها و از جمله میدانچه های شهری فاقد فضای ساخته شده ای بودند که وابسته و متعلق به میدان باشد ، بلکه فضای باز این میدان ها توسط بناها و فضاهای متعدد و مستقل پیرامونشان که در زمان های مختلف ساخته شده بودند احاطه شده بود ، میدان کهنه ( سبز میدان ) اصفهان و برخی دیگر از سبزه میدان ها در سایر شهرها و بسیاری از میدانچه های محله ای در بیشتر شهرهای قدیمی از این گونه بوده اند.
    ۵ ) خصوصیات معماری سطوح جانبی
    الف ) طراحی شده
    همه میدان هایی که فضاهای ساخته شده پیرامون آنها همزمان با فضای باز و در پیوند با آن طراحی و سپس ساخته می شدند ، دارای سطوح جانبی طراحی شده بودند . زیرا همواره همه سطوحی را که به سمت فضای باز میدان قرار داشتند هماهنگ و متناسب با هم طراحی می کردند . در نتیجه چهار جبهه فضای باز این گونه میدان ها را سطوح طراحی شده و هماهنگ با یکدیگر فراگرفته بود .
    سطوح جانبی برخی از میدان های فاقد فضای طراحی شده وابسته به میدان آن را توسط پوسته ای معمارانه به گونه ای می پوشاندند که میدان دارای سطوح جانبی طراحی شده می گردند و به این ترتیب نمای خارجی فضاهای مستقل پیرامون میان را با یکدیگر هماهنگ می کردند . این پوسته و بدنه در مواردی تنها شامل یک دیوار و سطح طراحی شده ، و سایر موارد شامل یک فضای کم عمق طراحی شده مانند یک ردیف رواق و ایوان می شد که پیرامون فضای باز را فرا می گرفت .
    بسیاری از میدانچه های محله ای دارای چنین خصوصیتی بودند ، زیرا بیشتر آنها در یک یا چند جبهه توسط فضاهای متعلق به واحدهای مسکونی ، که فاقد نمای خارجی طراحی شده بودند ، محصور می شدند .
    ب ) طراحی نشده
    سطوح جانبی میدانچه ها که فضای باز آنها بین واحدها و فضاهای کالبدی متعدد و مستقل از یکدیگر محصور شده بود ، متشکل از نماهایی ناهماهنگ و طراحی نشده می گردید ، زیرا بیشتر واحدهای معماری و شهری در بسیاری از شهرهای تاریخی و بافتهای قدیمی ، فاقد نماهای طراحی شده در همه سطوح خارجی بودند .
    ۶) پوشش
    الف ) باز
    بیشتر میدان های شهری ، ناحیه ای و محله ای سرباز و بدون پوشش ( سقف ) بودند اما برخی از فعالیت های واقع در این میدان ها که به فضای سرپوشیده نیاز داشتند مانند بعضی از خرده فروشی هایی که کالای خود را در یک فضای موقت اما سرپوشیده عرضه می کردند ، با بر پا کردن چادر یا سایر سازه های سبک ، فضایی سرپوشیده برای خود ایجاد می کردند . علاوه براین در هنگام برگزاری بعضی از مراسم و تشریفات عمومی و رسمی در میدان های بزرگ ، بخشی از فضای میدان را که محل استقرار بزرگان بود ، توسط چادر و سایر سازه ها سرپوشیده می کردند . همچنین بالای معدودی از میدانچه های محله ای موسوم به حسینیه یا تکیه را نیز در هنگام برگزاری مراسم عزاداری و تعزیه در ماه مبارک رمضان و ماه محرم با چادر و مانند آن می پوشاندند .
    ب ) سرپوشیده
    برخی از میدانچه ها را که در امتداد مسیر بازار یا راه های پرتردد قرار داشتند ، مانند تکیه ( میدانچه ) تجریش ، تکیه پهنه سمنان ، سرپوشیده می ساختند . فضای باز بعضی از این گونه میدانچه ها ، محل استقرار فروشندگان دوره گرد و خرده فروشان می شد و در صورتی که حجره هایی پیرامون آنها وجود داشت ، به فضاهای تجاری تبدیل می گردید .
    ج ) دارای فضاهای سرپوشیده
    بعضی از میدان ها به خصوص میدانچه های محله ای در پیرامون فضای باز دارای فضاهای سرپوشیده ای بودند که در موقع برگزاری مراسم ، مردم در آن ها مستقر می شدند و به تماشای مراسم می پرداختند . بیشتر این فضاها به صورت ایوان هایی بودند که پیرامون فضای باز میدان ساخته می شدند . در برخی موارد در امتداد محورهای تقارن فضای باز میدان ، ایوان و شاه نشین هایی که می ساختند که محل استقرار بزرگان شهر یا محله بود فضای ساخته شده پیرامون بعضی از این میدان ها دو طبقه بودند . در این حالت ، معمولاً در طبقه دوم رواقهایی می ساختند که در هنگام تجمع ، محل استقرار زنان بود .

    پارسیان (شاپرزفا)









    علی اکبری
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. Top | #122
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بازارهای ایرانی

    بازارهای ایرانی


    واژه بازار بسیار کهن است و به معنی محل خرید و فروش و عرضه کالاست. بازار در فارسی میانه به صورت "وازار" و با ترکیب هایی مانند وازارگ (بازاری) و وازارگان (بازرگان) به کار می رفته؛ ...












    پارسیان (شاپرزفا)











    واژه بازار بسیار کهن است و به معنی محل خرید و فروش و عرضه کالاست. بازار در فارسی میانه به صورت "وازار" و با ترکیب هایی مانند وازارگ (بازاری) و وازارگان (بازرگان) به کار می رفته؛ ...
    این واژه ایرانی به زبان برخی از سرزمین هایی که با ایران تبادلات بازرگانی داشتند، مانند سرزمین های عربی، ترکی، عثمانی و برخی از کشورهای اروپایی، راه یافته است.
    در زبان فارسی بازار به عنوان اسم مکان به معنی محل خرید و فروش کالاست و با وجود آنکه این واژه امروزه بیشتر درباره بازارهای دائمی، اصلی و قدیمی شهرهای کهن و تاریخی به کار می رود، در گذشته گاه به صورت ساده و گاه با پیشوند یا پسوندهایی به معنی مکان خرید و فروش به طور مطلق بوده است. واژه بازار در ادبیات فارسی مفهومی وسیع و گسترده دارد و به معنی محل شلوغ و پرازدحام، اعتبار و اهمیت اشخاص و غیره به کار می رفته است.
    ● عناصر و فضاهای شهری و ارتباطی
    ▪ راسته اصلی
    از آن جا که بازارهای اصلی ایران غالبا به شکل خطی و در امتداد مهمترین معبر شهری شکل می گرفته است، مهم ترین بخش و عنصر اصلی یک بازار، راسته اصلی آن است. یک راسته بازار در ساده ترین شکل با دکان های واقع در دو سوی آن شکل می گرفت.
    در امتداد یک راسته اصلی، اصناف گوناگونی مستقر می شدند، به این ترتیب که هر صنف در بخشی از راسته اصلی جا می گرفت. در بعضی از شهرهای بزرگ دو یا چند راسته اصلی به صورت موازی یا متقاطع پدید می آمد.
    ▪ راسته فرعی
    بازارهای شهر های بسیار کوچک تنها یک راسته اصلی داشت، اما در شهرهای متوسط و بزرگ، علاوه بر راسته اصلی، تعدادی راسته فرعی به صورت موازی یا عمود بر راسته اصلی پدید می آمد.
    ▪ دالان
    دالان یک فضای ارتباطی است که غالبا در فضاهای معماری و به شکل خطی نقش رابط بین فضای بیرونی با فضای درونی ساختمان، یا تنها بین فضاهای درونی بنا را دارد. در بازارهای بزرگ نیز، دالان یک فضای ارتباطی است و غالبا به صورت کوچه یا راسته ای کوچک و فرعی است که از یک سو به راسته ای دیگر و از سوی دیگر به یک کاروانسرا مربوط است و معمولا در دو سوی آن تعدادی حجره و دکان وجود دارد. در بازار تهران شمار زیادی دالان وجود دارد.
    ▪ بازار سمنان چهارسو
    محل تقاطع دو راسته اصلی و مهم بازار را چهارسو می نامند. در بعضی از موارد در محل برخورد دو راسته طراحی شده بازار، غالبا فضایی به صورت چهارسو می ساختند که به سبب موقعیت ارتباطی آن ارزشمند به شمار می آمد. چهار سوی بازار اصفهان، بازار لار، بازار تهران، بازار کرمان و چهارسوی بازار بخارا از نمونه های خوب باقیمانده، به شمار می آیند. در برخی از دوره های تاریخی به پیروی از واژه عربی "سوق" به معنی بازار، به جای چهارسو از واژه "چهارسوق" استفاده می کردند.
    ▪ میدان
    در کنار یا امتداد بعضی از بازارهای مهم در شهرهای بزرگ، یک میدان شهری یا ناحیه ای وجود داشت، زیرا بازار مهمترین معبر شهر بود و در بیشتر موارد با یک میدان شهری مرتبط بود. بازار بزرگ اصفهان با دو میدان: سبزه میدان (میدان کهنه) و میدان امام (نقش جهان) مرتبط است. در کنار قسمتی از بازار کرمان، میدان گنجعلی خان قرار دارد. سبزه میدان در کنار بخشی از بازار تهران بوده و هنوز هم قسمتی از فضای آن باقی مانده است. گاه در امتداد بازار یک یا چند میدانچه وجود داشت که در مواردی در قرن های اخیر بعضی از این نوع میدانچه ها را تکیه یا حسینیه نیز می نامیدند. نمونه هایی از آن را هنوز در بازار سمنان و بازار تجریش تهران می توان دید.
    ▪ جلوخان
    جلوخان به عنوان یک فضای شهری، عبارت از فضایی ارتباطی به شکل یک میدانچه است که از چهار یا سه طرف محصور و دارای فضای ساخته شده ای است که به عنوان یک فضای ورودی، مکث و تجمع مورد استفاده قرار می گرفت.
    ● عناصر و فضاهای معماری بازار
    حجره پارچه فورشی - مغازه یا همان دکان پارچه فروشی حجره (دکان) حجره یا دکان را می توان ساده ترین و کوچکترین، اما مهمترین عنصر و فضای بازار دانست. مساحت حجره ها بسیار متفاوت و به طور متوسط از ده تا بیست و پنج متر مربع بوده است. حجره های واقع در طبقه همکف و هم تراز با سطح معبر به طور معمول نقش یک مغازه یا دکان را داشت، که کالاهایی در آن عرضه می شد، در حالی که حجره های واقع در طبقه فوقانی بازارهای دو طبقه بیشتر به عنوان دفتر کار و فضای اداری یک تجارتخانه مورد بهره برداری قرار می گرفت. بعضی از حجره های واقع در طبقه فوقانی بازارها نیز به عنوان کارگاه استفاده می شد.
    بعضی از حجره های بازار کمی (در حدود پنجاه تا هفتاد سانتی متر) از سطح معبر بالاتر بودند، در این حالت در برخی موارد در زیر هر حجره یک انبار می ساختند. بعضی از حجره ها افزون بر فضای اصلی، بخشی به صورت صندوقخانه داشتند. صندوقخانه فضایی واقع در انتهای حجره بود که با دیواری جدا کننده از فضای اصلی حجره متمایز می شد.
    حجره نام عمومی فضای شکل دهنده به کاروانسراها هم هست. حجره های کاروانسراها نیز گاه در دو طبقه ساخته می شدند که حجره های طبقه همکف بیشتر جنبه تجاری یا کارگاهی و حجره های طبقه فوقانی اغلب جنبه دفتری و اداری و گاه کارگاهی داشت.
    ● کاروانسرا (سرا)
    کاروانسراها را می توان مهمترین فضای معماری طراحی شده در بازارها و تقریبا همانند پاساژهای امروزی دانست. احتمالا یکی ازعلل پیدایش کاروانسراها، محدود بودن طول راسته های بازار بوده، همانگونه که امروزه اگر یک خیابان تجاری بسیار پر رونق شود به گونه ای که تمام دکان های واقع در امتداد آن، پاسخ گوی نیاز موجود به فضاهای تجاری نباشد، به تدریج پاساژهایی در پشت دکان ها ساخته می شود و تنها ورودی آن ها را در خیابان قرار می دهند و به این ترتیب به ظرفیت فضاهای تجاری یک خیابان افزوده می شود. در گذشته هم اگر بازار اصلی یک شهر توسعه می یافت، تعدادی کاروانسرا در پشت راسته اصلی و گاه در کنار راسته های فرعی ساخته می شد.
    از ابتدای قرن حاضر به تدریج در بازارها به جای واژه "کاروانسرا"، واژه "سرا" را به کار می برند. پس از این که نقش کاروان ها در حمل و نقل ضعیف شد و از کالسکه، درشکه و سپس وسایل نقلیه موتوری استفاده شد، پیشوند "کاروان" از کلمه کاروانسرا حذف شد، و به کاروانسرای شهری، سرا گفته شد. واژه سرا در گذشته به معنی خانه بوده است. کاروانسراها فضاهایی درون گرا و دارای یک حیاط مرکزی بودند که حجره هایی در چهار سمت آن در یک یا دو طبقه ساخته می شد.
    ▪ تیمچه
    واژه "تیم" به معنی کاروانسرا بوده است، چنان که ناصرخسرو در سفرنامه خود از این واژه استفاده کرده است و تیمچه به معنی تیم کوچک یا کاروانسرای کوچک بوده است. اما در دوره معاصر به کاروانسراها یا سراهای کوچک و سرپوشیده، تیمچه می گویند، مانند تیمچه امین الدوله در کاشان. این خصوصیت کالبدی تیمچه ها، یعنی سرپوشیده بودن آنها، فضای مناسبی برای عرضه کالاهای گرانبها مانند فرش، دور از آسیب باد و باران و آفتاب پدید می آورد. به همین سبب فضای تیمچه ها، غالبا نسبت به کاروانسراها از لحاظ اقتصادی گران تر بوده و برای عرضه اجناس ارزان قیمت استفاده نمی شده است.
    در دوره قاجاریه طرح های متنوعی از ترکیب تیمچه و کاروانسرا پدید آمد، سراچه و تیمچه امیر در تبریز و سرا و تیمچه حاج رضا در قزوین از نمونه های این نوع بناها هستند. v قیصیریه لار - لارستان قیصریه
    واژه قیصریه از کلمه لاتینی "کایسارئا" به معنی بازار شاهی مشتق شده است. در بعضی از منابع اشاره شده که واژه قیصریه با کلمه "قیصر" یا "سزار" مربوط بوده است. در ایران به فضایی قیصریه گفته می شد که از لحاظ خصوصیات معماری به یک راسته فرعی، دالان یا تیمچه و در موارد معدودی به یک سرا شبیه بود، اما از لحاظ کارکردی غالبا به عرضه کالاهای لوکس و گرانبها، به ویژه انواع منسوجات عالی اختصاص داشت، به همین سبب فضای قیصریه ها یک یا چند در ورودی داشت، که در هنگام شب آن را می بستند. در اصفهان نمونه هایی از این نوع قیصریه ها وجود داشت.
    در بعضی از بازارهای عثمانی در شهرهای تاریخی ترکیه امروز، و نیز در سوریه و الجزایر، فضایی به نام "بدستان" وجود داشت که برخی محققان اظهار داشتند که نام آن از واژه بده بستان فارسی گرفته شده است. کارکرد بدستان کاملا مشابه کارکرد قیصریه بود و به عرضه کالاهای گرانبها و به خصوص منسوجات نفیس اختصاص داشت.

    پارسیان (شاپرزفا)









    irandeserts




    گیگاپارس
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  3. Top | #123
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تاج محل ، مروارید هند

    تاج محل ، مروارید هند


    در ایران، ساختن مزار یکی از شیوه های معمول برای بزرگداشت بزرگان مذهبی یا رجال و افراد مهم اجتماعی یا کشوری بود که به ویژه از دوره ایلخانی به بعد بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفت. در دوره گورکانیان هند که آنان را می توان در برخی زمینه ها وارث تیموریان دانست، به ساختن مزار برای بزرگان به صورت بارزی توجه شد.












    پارسیان (شاپرزفا)











    در ایران، ساختن مزار یکی از شیوه های معمول برای بزرگداشت بزرگان مذهبی یا رجال و افراد مهم اجتماعی یا کشوری بود که به ویژه از دوره ایلخانی به بعد بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفت. در دوره گورکانیان هند که آنان را می توان در برخی زمینه ها وارث تیموریان دانست، به ساختن مزار برای بزرگان به صورت بارزی توجه شد. در واقع، فرهنگ ساختن مزار و مقبره برای درگذشتگان توسط مسلمین به هند راه یافته است. زیرا پیش از ورود مسلمانان به هند، بسیاری از هندی ها اجساد مردگان را می سوزاندند و شیوه ای برای تجلیل بزرگان خود نداشتند. در این دوران، شماری مزار نیز برای بانوان دربار ساخته شد که تاج محل یکی از آن ها به شمار می آید.
    تاج محل آرامگاه ارجمند بانو ملقب به ممتاز محل، همسر محبوب پنجمین پادشاه گورکانی موسوم به شاه جهان است. ممتاز محل در ۱۰۴۰ ه.ق. درگذشت و آرامگاه او میان سالهای ۱۰۴۹ تا ۱۰۶۵ هجری قمری برپا شد. امپراتور جایگاهی را در کنار رود جمنا برگزید. وی قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر رود و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید بود، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و امپراتور در کنار همسرش آرام گیرد.
    هنگامی که ممتاز محل درگذشت، امپراتور داغدیده طراحان ، مهندسان و استادکاران را از هند ، ایران و آسیای مرکزی گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری مغولان اعظم گردید. در آرامگاه تاج محل جملگی سنت های معماری آسیای مرکزی، ایران و هند به طور هماهنگ و موزون تلفیق یافته و بیشترین تأکید بر تناسبات هندسی عمارت شده است. این اثر دارای پیشینه های چندی از آرامگاه همایون بوده است. وی که دومین امپراتور گورکانی هند بود به ایران تبعید شد. او در بازگشت به هند، گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به همراه برد. بنا بر این شگفت انگیز نیست که تاج محل از الگوهای ایرانی و میراث معماری هندو بهره گرفته باشد.
    بنای آرامگاه برروی دو صفه روی هم قرار گرفته است. صفه اول ۳۷۴ *۱۴۱ و صفه دوم ۱۲۰ *۱۲۰
    ذراع است. ساختمان مزار با طرح هشت بهشت طراحی و ساخته شده است. هشت بهشت یا هشت جنة نام نوعی طرح معماری است که بر اساس آن به طور معمول در وسط نقشه بنا یک فضای مرکزی غالبا گنبدی شکل وجود دارد که از مرکز آن چهار محور تقارن عبور می کند.
    در دو طرف شرقی و غربی عمارت مزار، دو ساختمان کاملا همانند به صورت متقارن ساخته شده است . بنایی که در سمت غرب عمارت قرار گرفته، مسجدی است که از سه گنبدخانه و سه ایوان ترکیب شده است. در جبهه شرقی مزار بنایی مشابه مسجد ساخته شده که مهمانخانه مجموعه است و در همه خصوصیات کالبدی مانند مسجد است به جز آنکه محراب ندارد و بر روی سنگفرش آن شکل جانماز ایجاد نشده است.
    در بالای عمارت تاج محل، گنبد امرودی (گلابی) شکل قرار دارد که دو پوسته است. ارتفاع گنبد اصلی از روی صفه بیش از ۵۰ متر است. در چهار طرف گنبد اصلی، چهار عدد طاقی با گنبد کوچک قرار دارد. وجود چهار گنبد کوچک در چهار سوی گنبد اصلی، سنت و شیوه ای است که آن را در مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا می توان ملاحظه کرد. بنا بر این، خصوصیت مزبور را می توان از ویژگی های معماری ایرانی دانست.
    چهار منار در چهارگوشه صفه عمارت مزار وجود دارد. این خصوصیت را باید به معماری گورکانی نسبت داد. ساختن چهار منار در چهارگوشه یک عمارت در دوره تیموری رایج شد و در دوره گورکانی و به ویژه در تاج محل، آنها را به صورت مستقل از ساختمان، در چهار گوشه صفه ساختند. وجود چهار منار در گوشه های صفه موجب شکل گیری فضایی بصری - روانی شد که عمارت مزار در میان آن اهمیت ویژه ای یافته است، زیرا افزون بر خصوصیات حجمی یگانه و ممتاز آن، تمام سطح آن را با سنگ مرمر سفید پوشانده اند، در حالی که سطح صفه اول و نیز مهمانخانه و مسجد واقع در دو سوی آن را با سنگ سرخ پوشانیده اند. در جلوی عمارت آرامگاه، باغی مربع شکل ساخته شده است. مربع یکی از شکل های کامل و به ویژه یکی از شکل های مهم و مقدس در فرهنگ طراحی معماری و شهری در ایران است. عرصه باغ نیز با طرح چهارباغ که یکی از مهمترین الگوهای طراحی باغ ایرانی است، ساخته شده است. در این شیوه، عرصه باغ توسط دو معبر متقاطع به چهار قسمت تقسیم می شد. هر یک از این چهار عرصه نیز دوباره به چهار قسمت تقسیم می شد و این روند تا جای ممکن ادامه می یافت و فضای هر سطح با درختان و گلهای متنوع پوشانده می شد.
    دروازه با شکوه ورودی باغ و مزار با نام جلوخان ، در وسط جبهه متصل به باغ قرار گرفته است و طرحی تقریبا مانند هشت بهشت اما به شکلی ساده دارد. جلوخان نوعی فضای شهری به حساب می آید که غالبا به عنوان فضایی رابط میان یک فضای معماری و یک فضای شهری مانند بازار، معبر یا میدان مورد استفاده قرار می گرفته است. در طراحی مجموعه تاج محل، اصل سلسله مراتب (توجه به نحوه ترتیب، تنظیم و استقرار عناصر بر اساس اهمیت معنوی و نمادین فضاها) مورد توجه بوده است.
    در این مجموعه، حرکت شخص از دنیوی ترین نماد (بازار) آغاز می شود و به اخروی ترین نماد مجموعه (مزار) منتهی می شود. در این بین، میدان جلوخان فضایی رابط و برزخ گونه بین بازار و مزار (دنیا و آخرت) است. حضور مزار در باغ را نیز می توان استعاره ای از حضور انسان در بهشت دانست. توجه به اصول تقارن، مرکزیت و ریتم نیز از دیگر ویژگی های این مجموعه است که آن را این چنین ارزشمند ساخته است.
    در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشده است اما در برخی از متن های متأخر، از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عده ای وی را اهل استانبول دانسته اند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کرده اند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و «امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شده است. علاوه بر این، در برخی از متون به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شده است. هرچند که وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاج محل به معنی فقدان یک یا چند معمار ایرانی نیست. زیرا می توان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعه عظیم و با شکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفته است و به احتمال زیاد چند نفر معمار و عده کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشته اند.

    پارسیان (شاپرزفا)








    گیگاپارس
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. Top | #124
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض ارتقای صنعت ساختمان و ضرورت آموزش نیروی انسانی

    ارتقای صنعت ساختمان و ضرورت آموزش نیروی انسانی


    کمبود شدید فضاهای مسکونی و به دنبال آن تامین فضاهای خدماتی مورد نیاز متناسب با توسعه فضاهای مسکونی، استفاده از تکنولوژی های نوین و صنعتی در تولید ساختمان را الزامی کرده است.












    پارسیان (شاپرزفا)











    حرکت به سوی صنعتی سازی تولید ساختمان موضوع اصلی گفتمان مهندسی و مدیریتی در جامعه است. کمبود شدید فضاهای مسکونی و به دنبال آن تامین فضاهای خدماتی مورد نیاز متناسب با توسعه فضاهای مسکونی، استفاده از تکنولوژی های نوین و صنعتی در تولید ساختمان را الزامی کرده است. خوشبختانه طی یک سال گذشته دگرگونی عمیقی در ساختار تفکر مدیریتی حوزه ساختمان سازی به وجود آمده است و حمایت و پشتیبانی حرکت به سمت تشویق و ترویج استفاده از فناوری های نوین در عرصه ساخت وساز و تولید صنعتی ساختمان به طور عام و مسکن به طور خاص توسط نهادهای دولتی، دانشگاهی و بخش خصوصی انجام می گیرد.
    برای به ثمر رسیدن این تلا ش، هماهنگی لا زم بین حوزه های مختلف دخیل در این عرصه باید انجام گیرد. ارتقای سطح آموزش های علمی، فنی و حرفه ای برای دست اندرکاران تولید صنعتی ساختمان به منظور دستیابی به اهداف تعیین شده در تولید فضاهای ساختمانی از نکات کلیدی در این فرآیند است. نگاهی به وضعیت امروز مهارت های فنی موجود در عرصه ساخت وساز، اهمیت توجه به این موضوع را مشخص می کند. یکی از انتقادهای بسیار جدی به ساخت وسازهای رایج در کشور، نازل بودن کیفیت اجرا است. پایین بودن سطح کیفی اجرا، حتی در اجرای ساختمان های مجلل خصوصی و بناهای شاخص دولتی نیز ملا حظه می شود. کیفیت پایین اجرای ساختمان دلا یل متعددی دارد که یکی از مهم ترین آنها، فقدان مهارت های فنی و حرفه ای لا زم در نزد عوامل اجرایی است. در حال حاضر در فرآیند اجرای ساختمان و در قله هرم آن، مهندسان معمار و سپس کارشناسان سایر تخصص های ذیربط قرار دارند که سطح آموزش ها و مهارت های علمی و فنی ایشان در حد بسیار خوبی است. در قاعده این هرم نیز نیروی کارگری ساده که عمدتا مهاجران فصلی روستایی و حاشیه نشین های شهری فاقد مهارت های فنی هستند قرار گرفته اند. یک طبقه بالا تر از قاعده هرم، همین نیروی کارگری ساده است که صرفا با مدت کمی تجربه کار، خود را استادکار معرفی کرده و جایگاه خود را از قاعده به یک طبقه بالا تر ارتقا می دهند. در حدفاصل راس و قاعده با خلا نیروی متخصص مواجه هستیم. از آنجایی که به دلا یل متعدد خارج از حوصله این نوشتار، در مرحله اجرا، راس هرم حضور اندکی در کارگاه دارد، امور اجرایی توسط همان نیروهای قاعده هرم انجام می گیرد و از آنجایی که این گروه فاقد آموزش های فنی لا زم بوده و صرفا براساس تجربه کاری، آن هم در شرایط معمولا غیرفنی، به فعالیت می پردازند، کیفیت اجرا به پایین ترین حد خود نزول می یابد. علی رغم تلا ش گسترده برای آموزش نیروهای کاردان فنی در بخش ساختمان، که پرکننده قله هرم تا قاعده آن هستند، عموما این نیروها خود را به قله هرم نزدیک کرده و از انجام کارهای آموخته خود پرهیز می کنند. در کارگاه هایی که سلسله مراتب فنی و افراد دارای مهارت های فنی ذی صلا ح حضور دارند، شاهد کیفیت خوب اجرا هستیم. نحوه اجرای سنتی ساختمان ها به گونه ای است که با حداقل مهارت های فنی امکان اجرای بنا وجود دارد و نظارت و کنترل بر آنها هم تقریبا صورت نمی گیرد. در چنین ساختار اجرایی، نیاز به فراگیری مهارت های فنی و اخذ گواهینامه های مربوطه وجود ندارد، در نتیجه شاهد وضع موجود خواهیم بود.
    نظام تولید صنعتی ساختمان نیاز به نیروهای فنی ماهر ویژه خود را دارد. از مرحله طراحی تا مونتاژ و نصب قطعات، کارشناس ویژه خود را می طلبد، اگر چه طراحی صنعتی ساختمان ها، با وجود سابقه طولا نی حضور صنایع ساختمان پیش ساخته در کشور، با محدودیت کمی نیروهای متخصص مواجه است، ولی طراحان و محاسبین حاضر که دارای تخصص و تجربه کافی هستند، از آنجا که تولید صنعتی ساختمان در کارخانه یا کارگاه های ویژه انجام می پذیرد، نیروی انسانی آن دیگر نمی تواند کارگر ساده فصلی روستایی باشد بلکه باید آموزش های لا زم را فرا گرفته و پس از طی دوره های کارآموزی لا زم، به کار در کارخانه بپردازد. نصب قطعات در محل کارگاه ساختمانی نیز معمولا نیاز به مهارت های فراتر از کارگران ساده داشته و باید آموزش های لا زم کسب شود. این نیروهای کاری آموزش دیده، برخلا ف کارگران فصلی و موقت، دارای هویت فنی و تخصصی بوده و از جایگاه و شأن حرفه ای بالا تری برخوردار هستند. بنابراین این گروه ثبات حرفه ای بیشتری خواهند داشت. کنترل کیفیت اجرا در سیستم تولید صنعتی ساختمان خودبه خود عوامل اجرایی با توان فنی و حرفه ای مناسب را جذب و حفظ می کند و نتیجه همه این عوامل، کیفیت مناسب تولید و اجرای ساختمان است. در این صورت می توان امید داشت که با تربیت و ارائه آموزش ها و مهارت های فنی و حرفه ای لا زم برای دست اندرکاران اجرایی صنعت ساختمان، می توان الگوسازی مناسبی جهت تشویق و ترویج استفاده از نیروی انسانی ماهر در کارگاه های متعارف ساختمانی ایجاد کرد

    پارسیان (شاپرزفا)









    شهریار یقینی
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  5. Top | #125
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض شگفتی های جهان معماری

    شگفتی های جهان معماری


    ساخت بزرگ ترین هتل جهان، هتل <ریوگی یانگ> در پایتخت کره شمالی، پیونگیانگ، با برآوردهای متفاوت، بین ۷۵۰ میلیون تا دو میلیارد دلا ر هزینه خواهد داشت












    پارسیان (شاپرزفا)











    ● بزرگ ترین هتل دنیا
    ساخت بزرگ ترین هتل جهان، هتل <ریوگی یانگ> در پایتخت کره شمالی، پیونگیانگ، با برآوردهای متفاوت، بین ۷۵۰ میلیون تا دو میلیارد دلا ر هزینه خواهد داشت. ساخت این هتل ۱۰۵ طبقه در سال ۱۹۸۷ شروع شد. از سال ۱۹۹۲، به دلیل قطع شدن تحویل مواد و مصالح، کار متوقف شده است. با این حال، این هتل نمادی از کره شمالی شد و تصویرهای آن روی تمبرهای پستی چاپ شد. در دایره المعارف بزرگ <ویکی پدیا> هم صفحه خاصی برای این هتل اختصاص داده شد.
    هنوز معلوم نیست برای تکمیل این هتل چند سال دیگر وقت لا زم است. به هر حال، اگر تکمیل شود، هتلی خواهد بود با مساحت ۳۶۰ هزار مترمربع و ارتفاع ۳۳۰ متر که ۳۳۰۰ اتاق خواهد داشت و۷ رستوران با چشم اندازی از شهر.
    هتل قرار بود درسال ۱۹۹۸ افتتاح شود. اگر هزینه ساخت هتل را ۷۵۰ میلیون دلا ر در نظر بگیریم، می شود دو درصد از تولید ناخالص ملی کره شمالی.
    ● معماری جاه طلبی های بزرگ
    بالا رفتن قیمت نفت چنان کیسه دولت کویت را پر کرده که آن کشور تصمیم گرفته با صرف ۱۳۲ میلیارد دلا ر جاه طلبانه ترین پروژه شهرسازی، <مدینه الحریر> را در دهانه خلیج فارس بسازد. اعداد و ارقام این شهر- آسمانخراش ۱۰۰۱ متری، زون طبیعت و خانه و آپارتمان برای ۷۰۰ هزار نفر- تکمیل کننده پروژه ساخت ریل آهنی است که قرار است دمشق، بغداد، ایران و چین را به هم بپیوندد.
    توسعه اغواکننده دبی، معماران کویت را بر آن داشته است که <مدینه الحریر> را به مثابه مرکز بازرگانی در چهارراه جهان عرب طراحی کنند. <وقتی صحبت از سرمایه گذاری ۱۳۲ میلیارد دلا ری است، پس ما فانتزی توخالی نمی سازیم.> اینها حرف های سامی الفرج، رئیس موسسه تحقیقات استراتژیک است که نقش مشاور شورای همکاری کشورهای خلیج فارس را دارد که از شش کشور ساحلی عموما نفتی تشکیل شده است. او در گفت وگویی با خبرنگار رویتر در لندن، در حاشیه مراسم معرفی این پروژه اعلا م می کند که <ما پلا ن واقعی را کار می کنیم. نمی توانیم مثل دیگران عمل کنیم. ما پروژه ای را دست گرفته ایم که ممکن است غیرقابل تحقق قلمداد شود. ما می خواهیم فراتر از همه آنهایی باشیم که به مقولا ت اقتصادی با الگو و کاتاگوری های کهنه شده نگاه می کنند.> یکی از اهداف پروژه احتمالا بهبود رابطه با اسرائیل است.
    دفتر معماری <اریک آرکونه و شرکا> که دفتر مرکزی اش در لندن قرار دارد، پلا ن شهر را کار کرده است، ولی اذعان دارد که نمی دانسته هزینه و بودجه شهر به این سرعت توسعه یافته است. اوایل امسال، هزینه ساخت شهر فقط ۸۶ میلیارد برآورد می شد. دفتر، منتظر تصمیم حکومت کویت برای شروع کار اجرایی شهر است که طبق برنامه باید در سال ۲۰۲۳ به پایان برسد. نام شهر (شهر ابریشم) یادآور جاده پرخیر و برکت ابریشم در دوران طلا یی تجاری است که اروپا را از طریق خاورمیانه به چین وصل می کرد. حکومت قصد دارد مدینه الحریر را با راه آهن به دمشق، بغداد، ایران و چین وصل کند. <این همان جایی است که ما پول می گذاریم. ما این خط آهن را تا چین ادامه می دهیم. الفرج، مشاور امنیت حکومت کویت، با اعلا م جمله فوق و با تاکید بر این نکته که مذاکرات با ایران و دیگر کشورهای ذی نفع در سال ۱۹۹۸ انجام گرفته، تمایلا ت اسرائیلی خود را چنین می نمایاند: <اگر ما نفت و پول خود را استفاده نکنیم و نفوذ خود را توسعه ندهیم، خیلی ساده باید گفت که وجود نخواهیم داشت. مردم ساکن در منطقه خلیج فارس به اندازه کافی فکور و عاقل هستند که بفهمند تکنولوژی چه تاثیری در توسعه آنها دارد و نیز می دانند این تکنولوژی فعلا در اختیار اسرائیل است. اگر ما هنوز به تابو های گذشته آویخته ایم، پس صحبت کردن بی فایده است.>
    ● ورزشگاه قابل حمل!
    هر ناظر کنجکاو وقایع عمده همیشه می تواند این سوال را مطرح کند که آیا راهی برای کاهش هزینه ها و مخارج ورزشگاه های کلا س بالا وجود دارد؟
    جالب است بدانیم که سازمان دهندگان بازی های المپیک ۲۰۱۲ نقشه جالبی کشیده اند که این امکان را فراهم می آورد که هزینه های ساخت ورزشگاه را با استفاده مجدد از استراکچر، تا حدودی برگرداند. در حال حاضر این امکان وجود دارد که حدود ۷۰ درصد از ورزشگاه المپیک ۲۰۱۲ را پیاده کرده و بسته بندی کنند و به میزبان بازی های المپیک ۲۰۱۶ بسپارند. سازه چنین ورزشگاهی کاملا آماده است.
    ایده چنین طرحی از نگاه نوین به بازی های المپیک حاصل شده است. به جای اینکه هر چهار سال یکبار ورزشگاهی را از صفر بسازند، می توان تمام اجزای فنی و سازه ای ورزشگاه را در هر شهری ساخت و هر ۴ سال یکبار آن را در هر شهری برای بازی ها سوار کرد و پس از بازی ها بازش کرد و برد جای دیگر و روی ورزشگاه موجود سوار کرد. در ابتدای امر، چنین موقعیتی در لندن به وجود آمده است. شرکت معماری اچ اوکی اسپورت ورزشگاهی طراحی کرده که می توان اجزایش را پیاده کرد و به هر مشتری داوطلب فروخت. ورزشگاه المپیک لندن برای ۲۵ هزار نفر ساخته شده است، به اضافه جا برای ۵۵ هزار نفر در ردیف های بالا یی آن که در موقع مسابقات نصب می شود. درست همین بخش را می شود به تمامی باز کرد و در هرشهر و مکان دیگری نصب کرد.
    این روزها، صحبت از شیکاگو است، ولی سازمان دهندگان لندنی انتظار دارند پیشنهادشان مقبول تمام شهرهایی باشد که امتیاز برگزاری مسابقات المپیک را به دست می آورند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، اولین جابه جایی و انتقال چنین حجم مصنوع بزرگ از جایی به جای دیگر خواهد بود؛ نخستین انتقال و جابه جایی ورزشگاه از شهری به شهر دیگر.

    پارسیان (شاپرزفا)









    ترجمه: جلا ل الدین بهروزی




    روزنامه اعتماد ملی
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. Top | #126
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض معماری، محیط و استرس

    معماری، محیط و استرس


    در میان نظریه های مختلف محیط بیشتر به عنوان عاملی تاثیرگذار بر رفتار انسان فرض می شود. با پیشرفت دانش روانشناسی محیطی دیگر انسان و رفتار او متاثر از محیط نیستند بلکه بر روند شکل گیری محیط اثر متقابل دارند.












    پارسیان (شاپرزفا)











    در میان نظریه های مختلف محیط بیشتر به عنوان عاملی تاثیرگذار بر رفتار انسان فرض می شود. با پیشرفت دانش روانشناسی محیطی دیگر انسان و رفتار او متاثر از محیط نیستند بلکه بر روند شکل گیری محیط اثر متقابل دارند. درزمینه تاثیر محیط و معماری بر رفتار می توان به ۳ دیدگاه اشاره کرد:
    ۱) جبری نگری معماری: از این دیدگاه معماری و محیط اطراف دلیل بروز رفتار در فرد خواهند بود.
    ۲) اختیاری نگری محیطی: در این دیدگاه انتخاب فرد باعث بروز رفتار خواهد بود.
    ۳) احتمالی نگری محیطی: این نگرش حد وسطی از دو دیدگاه قبل است.
    استرس زاهای محیطی عواملی هستند که به دلیل نقش تحدید کننده ای که دارند باعث بروز استرس در فرد خواهند شد. از جمله این موارد می توان به سر و صدا، گرما و رطوبت هوا و احساس ازدحام اشاره کرد. در مورد محیط هایی که موجب استرس در انسان می شوند تحقیقات مستقل انجام نشده است. در مورد این دسته از محیط ها باید به نقش فرآیند ادراک در ایجاد احساس استرس در افراد اشاره کرد.
    ● استرس
    استرس واکنش روانی و فیزیولوژیکی است و زمانی رخ می دهد که فرد حس می کند در موقعیت و شرایط تهدید کننده ای قرار گرفته است. استرس غالبا به صورت احساس اضطراب تجربه می شود. هنگامی که فرد احساس می کند در معرض خطر و تهدید قرار گرفته است سیستم اعصاب سمپاتیکش او را آماده فرار از خطر یا مقابله با آن می کند و در عین حال در درون فرد پاره ای واکنش های فیزیولوژیکی نظیر تپش قلب، تعریق، دلشوره و افزایش ترشح آدرنالین و مواد شیمیایی دیگر رخ می دهد.
    سه دیدگاه عمده در رابطه با استرس عبارتند از:
    الف) نظریه استرس عینی: در این تئوری عامل محرک باعث ایجاد برانگیختگی بدن می شود، این واکنش فرد را برای نشان دادن عکس العمل در مقابل شرایط استرس زا آماده می کند اما این حالت تا مدت زمانی کوتاه کاراست، اگر طول مدت استرس زیاد شود به مرور باعث ایجاد احساس «گیجی، دگرگونی در ادراک، کاهش سطح تمرکز و یادآوری» می شود. در نهایت استرس باعث اختلا ل کامل در تصمیم گیری و هوشیاری فرد خواهد شد.
    ب) نظریه زمینه قبلی: بر طبق این نظریه برخی افراد به واسطه سابقه ژنتیکی و زمینه مساعد شرایط فردی در لحظه استرس، مقابل یک نوع محرک نسبت به سایرین واکنش شدیدتری نشان می دهند.
    ج) نظریه های الگوی شخصیت: در این دیدگاه الگوی شخصیتی افراد در نحوه واکنش به استرس دارای اهمیت است. افراد بسته به الگوی شخصیتی خود نسبت به استرس واکنش های متفاوتی بروز می دهند البته این نکته باید در نظر گرفته شود که استرس به خودی خود یکی از واکنش های طبیعی است که جهت ادامه حیات گونه های مختلف، لا زم و ضروری است.
    ● محیط
    محیط را به شکل ضمنی هر آنچه در اطراف ما است، چه ساخته شده چه طبیعی، می توان نامید. با این وجود تعریف ما از محیط بسته به نوع برداشت و استفاده ما از محیط متفاوت است: «جغرافی دانان زمین آب و هوا، روان شناسان مردم و شخصیت فردی آنها، جامعه شناسان سازمان های اجتماعی و فرآیندها و معماران ساختمان ها و محیط های باز و منظر را محیط تعریف می کنند.»
    بسیاری از عوامل غیرفیزیکی موجود در محیط می توانند محیط را متاثر کنند. محیط های طبیعی اغلب به عنوان عواملی که از فشار روحی می کاهند در نظر گرفته می شوند اما گاهی در شمار موارد استرس زا قرار می گیرند.
    محیط را می توان به طرق مختلف برحسب موارد گوناگون دسته بندی کرد. از جمله دسته بندی هایی که در مورد محیط انجام شده تقسیم بندی جان لنگ است وی محیط را در زیر گروه های محیط کالبدی، محیط اجتماعی، محیط روانشناختی و محیط رفتاری تقسیم بندی می کند:
    محیط کالبدی شامل محیط های زمینی و جغرافیایی، محیط اجتماعی شامل نهادهای متشکل از افراد و گروه ها، محیط روانشناختی شامل تصاویر ذهنی مردم و محیط رفتاری مجموعه عواملی است که فرد به آن واکنش نشان می دهد.
    در زمینه دیدگاه های ارائه شده در باب تاثیر محیط و معماری بر رفتار می توان به سه دیدگاه عمده اشاره کرد:
    ▪ جبری نگری معماری: این دیدگاه از نخستین دیدگاه ها در مورد تاثیر معماری بر رفتار انسان بوده است. لنگ در ابتدای کتاب آفرینش، نظریه معماری بیان می کند که بیشتر نظریه های معماری بر این اعتقاد و اساس بوده است که محیط ساخته شده، یکی از عوامل تعیین کننده رفتار اجتماعی انسان بوده است. این دیدگاه در گفتار آلتمن قابل مشاهده است: «محیط و رفتار آن قدر در هم تنیده شده اند که به سختی می توان آنها را از هم تفکیک کرد. رفتار را نمی توان مستقل از رابطه درونی آن با محیط درک کرد و رفتار را باید در بستری محیطی تعریف کرد.» اما این دیدگاه در واقع نوعی «اعتقاد به جبریت معماری» است.
    لنگ دلیل این اشتباه در تاریخ نظری معماری را بنیان گذاری نظریه های «معماری براساس مدل ساده انگارانه انگیزش - پاسخ» می داند. به این شکل محیط ساخته شده یا طبیعی محرک و رفتار انسان ها پاسخگوی محرک در نظر گرفته می شود. در واقع ایرادهای دیگری هم بر این دیدگاه وجود دارد: «نخست اینکه با وجود اهمیت عواملی اجتماعی و فرهنگی، این دیدگاه در اهمیت محیط فیزیکی مبالغه می کند. دوم اینکه جبری نگری تاثیرات غیرمستقیم محیطی و تعامل معماری متغیرهای محیطی را که به صورت ترکیبی عمل می کند نادیده می گیرد و بالا خره این که جبری نگری، تعامل میان فرد و محیط را نادیده می گیرد و فرد را منفعل می پندارد...» نکته ای که مد نظر لنگ است در روانشناسی محیطی از تاریخ ۱۹۸۰ میلا دی مورد توجه قرار گرفت، رابطه انسان - محیط رابطه ای دوسویه است. هر دو به نوعی بر هم تاثیر گذارده و از هم متاثر می شوند. بنابراین نمی توان صرفا وجوه کالبدی محیط را دلیل بروز رفتارها در انسان دانست. باید همواره این نکته را مدنظر داشت که جز ویژگی های محیطی، عواملی متعدد در شکل گیری رفتار انسان ها در محیط های مختلف وجود دارد. البته ممکن است در طول تاریخ معماری به مواردی برخورد کرد که در یک محیط، آنقدر ناهنجاری اجتماعی اتفاق افتاده باشد که سرانجام مسوولا ن تصمیم به تخریب آن مکان گرفته اند، اما این نکته همیشه صادق نیست.
    ▪ اختیاری نگری محیطی: بل ضمن بیان این نگرش به محیط عنوان می کند که جبری نگری به شکل مطلق و ناب باوری مبالغه آمیز است. اختیاری نگری در واقع شکل تعدیل شده ای از جبری نگری است. مطابق این دیدگاه: «محیط عرضه کننده فرصت های رفتاری و نیز عامل ایجاد محدودیت های بالقوه است» از این دیدگاه محیط معمولا باعث بروز رفتار نمی شود، در این نگرش انتخاب ماست که نقش مشخص کننده را دارد: «اختیاری نگری محیطی، محیط را تنها تعیین کننده رفتار نمی داند، بلکه آن را زمینه ای برای وقوع رفتار می داند.»
    ▪ احتمالی نگری محیطی: این دیدگاه در واقع حد وسط دیدگاه های جبری نگری و اختیاری نگری است. در این دیدگاه فرض بر این است که: «هر ارگانیسمی در هر موقعیت محیطی ممکن است پاسخ های گوناگونی برگزیند.» البته هر رفتاری واجد درجه ای از احتمال است که این درجات احتمال ناشی از تاثیر عوامل غیرمعماری و هم ناشی از تاثیر عوامل معماری و طراحی است. با این فرض می توان بروز بعضی از رفتارها را در برخی از محیط ها محتمل تر دانست.
    افراد در مقابل کلمه محیط کالبدی، از واژه محیط فرهنگی نیز نام می برند. این نامیدن اشاره به کافی نبودن جنبه کالبدی محیط برای افراد دارد. لنگ اعتقاد دارد: «زندگی انسان در محیط فرهنگی جریان دارد» محیط های ساخته شده، بخشی از محیط های فرهنگی، زمینی یا جغرافیایی است در واقع مجموعه ای از انطباق پذیری ها را شامل می شود که انسان با آن محیط ها ایجاد می کند.
    محیط معماری را می توان به این شکل تعریف کرد: «محیط شامل مجموعه ای قرارگاه های رفتاری است که درون یکدیگر قرار گرفته و با هم فصول مشترکی دارند.» عناصر اصلی این قرارگاه های رفتاری، یک الگوی شاخص رفتار و یک محیط فیزیکی می باشد. این نظر شباهت با دیدگاه کریستوفر الکساندر دارد.
    الکساندر پس از اشاره به «کیفیتی بی نام» که موجب زنده ماندن بناها و شهرها می شود چنین عنوان می دارد که: «برای تعریف این کیفیت در بناها و شهرها، باید کار را با درک این مطالب شروع کنیم که هویت هر فضا از تکرار مستمر الگوهای خاصی از رویدادها در آن مکان حاصل می شود.»
    در کتاب «معماری و راز جاودانگی»، پس از آنکه وجود الگو در رویدادها را در فصل قبل مشخص کرده، چنین عنوان می کند که در واقع الگویی فضایی هم وجود دارد که با الگوی رویدادهایی که در آن فضا اتفاق می افتد نسبت مکمل دارد. از ترکیب این هر دو الگو، «الگویی جامع» به وجود می آید که «عنصر متعلق به فرهنگ انسان ها است.»
    وی متذکر می شود که گرچه «هرالگوی فضایی الگویی رویدادی دارد که با آن ملا زم است» اما «الگوی فضایی علت الگوی رویدادها نیست و بالعکس».
    محیط فیزیکی را می توان همان ساختار کالبدی دانست که از ترکیب سطوح مختلف در الگوهایی که فضاهای باز و بسته و ساختمان ها را شکل می دهند تشکیل شده است.
    قابلیت های محیط بر دو دسته مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می شود، قابلیت های مستقیم آن دسته از فعالیت ها است که قابل تامین توسط محیط هستند، اما قابلیت های غیرمستقیم «شامل چیزهایی چون معانی نمادین می باشد که به همبستگی الگوها با یک مرجع و سودمندی یک الگو بستگی دارد.»
    ● استرس زاهای محیطی
    «استرس زای محیطی عبارت از یک عنصر محیط فیزیکی است که به علت تهدیدآمیز بودن، واکنش عاطفی منفی ایجاد می کند.»
    عوامل استرس زای محیطی، عواملی هستند که با ایجاد استرس در فرد در طولا نی مدت باعث افت قابلیت های فرد خواهند شد.
    برخی از این عوامل مانند سر و صدا تاثیر سریع و آنی بر کارآیی فرد دارند، اما برخی دیگر مانند آلودگی هوا اثرشان در درازمدت پدیدار خواهد شد.
    سر و صدا: امروز با گسترش صنایع و شهرها، افزایش جمعیت و تراکم زیاد، حضور اتومبیل و سایر وسایل حمل و نقل عمومی، حتی «رادیو و تلویزیون» و در نتیجه صدای بیشتری که تولید می کنند، همگی باعث شده اند سر و صدا به عنوان «استرس زای محیطی جهانی» مطرح شود. به تمامی عواملی که باعث ایجاد استرس ناشی از سر و صدا می شوند باید موسیقی تند را هم اضافه کرد. تاثیر آلودگی صوتی بر رفتار اجتماعی مردم قابل رویت است: «خطرات پرخاش، متناسب با شدت و حدت سر و صدا افزایش می یابد.» دومین اثر سو» سر و صدا این است: عملکرد افرادی که در محیط پر سر و صدا کار می کنند بسیار کاهش می یابد. «آزمایش ها نشان می دهند که سر و صدای قابل پیش بینی کمتر از سر و صدای غیرقابل پیش بینی استرس زاست.»
    سومین تاثیر سر و صدای زیاد بی تفاوت شدن افراد نسبت به شاخص های اجتماعی است.
    ▪ گرما و رطوبت هوا: هر دو عامل گرما و رطوبت زیاد، مانند سر و صدا باعث ایجاد واکنش های منفی در فرد می شوند با این تفاوت که چون دامنه نفوذ فرد بر آنها کمتر است و قابلیت کنترل کمتری بر آنها وجود دارد باعث رفتارهای پرخاشگرانه تری می شوند. نکته قابل توجه این است که در صورت ایجاد کنترل بر این عوامل می توان از تاثیرات نامطلوب آنها جلوگیری کرد یا از شدت آنها کاست. بخشی از این تمهیدات را می توان با تصمیم گیری درست در هنگام طراحی اجرا کرد مثل در نظر گرفتن فضای سبز مورد نیاز در شهرها.
    ▪ ازدحام: امروزه افزایش جمعیت و تراکم بالا ی شهرها خود زمینه ساز ایجاد احساس ازدحام است، ازدحام مخصوصا در مراکز شهرهای بزرگ از جمله عوامل استرس زای محیطی است. ازدحام حالتی است ذهنی که بسته به عوامل فردی بین افراد، متفاوت درک می شود. در کنار واژه ازدحام معمولا از کلمه تراکم هم استفاده می شود. در اینجا باید تفاوت میان ازدحام وتراکم را یادآور شد. استاکولز تراکم را منحصرا دارای معنای فیزیکی می داند حال آنکه ازدحام دارای وجهی روانشناختی است.
    در واقع تراکم با تقسیم تعداد ساکنان یک منطقه بر مساحت زمین به دست می آید، در حالی که ازدحام همان گونه که گفته شد بسته به هر فرد متفاوت است. از آن جهت ازدحام را می توان به عنوان عاملی استرس زا دانست که باعث تحدید رفتار قلمروی انسان می شود. قلمرو علا وه بر «فضایی محدود شده» یا «تلا ش بر نظارت بر مکان» در مورد انسان «مجموعه ای گسترده از امور را در بر می گیرد.»
    هال اعتقاد دارد که استرس ناشی از احساس ازدحام «ابزارهایی کارآمد در خدمت روند تکامل بودند.» وی با بیان نظریاتی درباره نحوه تکامل انسان چنین باور دارد که «اثرات هر دو نوع فشار رقابتی» در تکامل انسان قابل مشاهده است.
    ● محیط های استرس زا
    استرس زاهای محیطی نسبت به محیط های استرس زا دارای وجوه معین تر و بررسی شده تری هستند. عواملی که موجب می شود محیط به نظر انسان استرس زا باشد دو دسته هستند:
    ۱) عواملی که در میان همه افراد تقریبا مشابه هستند فضاهایی که در آنها فرد با کمبود اطلا عات دریافتی یا افزایش بیش از حد اطلا عات رسیده به سیستم عصبی روبه رو می شود و در نتیجه اختلا ل در فرآیند ادراک به وجود می آید.
    عدم شناخت از محیط اطراف باعث ایجاد استرس خواهد شد، یا به تجربه ثابت شده هرگاه انسان در موقعیتی قرار بگیرد که احساس کند توانایی کنترل بر آن را ندارد، یا حتی این قابلیت را که بتواند آن را پیش بینی کند از دست داده، دچار استرس خواهد شد.
    ۲) عواملی که بین افراد مختلف متفاوتند: این عوامل نتیجه تفاوت در شخصیت انسان ها هستند.
    این دسته از موارد به علت شخصی بودن، کمتر مورد مطالعه وبررسی قرار گرفته اند و کمتر می توان به شکل استاندارد شده و در قالبی معین و مشخص طبقه بندی کرد و برای بررسی دسته دوم عوامل ایجاد استرس در افراد باید به نقش ادراک اشاره کرد.
    ▪ ادراک محیط: «انسان بودن یعنی تلا ش دائمی برای درک...».
    می توان گفت اصلی ترین نقش در فهم انسان از محیط را ادراک محیط داراست. «ادراک به طور اعم، به معنای علم و آگاهی انسان از جهان بیرون و دنیای درون اوست و از دیرباز به عنوان اساس شناخت و شناسایی انسان، موضوع بحث فلا سفه بوده است.»
    احساس استرس در یک محیط بسیار وابسته به شکل ادراک فرد از محیط می باشد. به شکل خلا صه می توان ادراک را فرآیندی دانست که طی آن فرد اطلا عات را از محیط پیرامون، توسط حواس خود، دریافت کرده و پس از آن به وسیله مغز تجزیه و تحلیل و ارزیابی می کند، سه عامل تاثیرگذار بر ادراک نقش بسیار مهمی دارند:
    الف) وضع روحی انسان در آن لحظه و حال و هوای محیط در زمان ادراک
    ب ) خلق و خوی شخصی که چیزی است نقش گرفته و ساخته شده از تمامی تجربیات و وقایع گذشته شخص بیننده.
    پ) عوامل موروثی و زمینه اجتماعی، روانی یعنی عواملی که نه از طریق یاد گرفتن به وجود آمده اند و نه از راه تجربه.» این تفاوت ها در افراد سبب می شود که افراد تجربه هایی متفاوت از ادراک یک فضا را داشته باشند، «ادراکات محیطی ممکن است متفاوت از یکدیگر، باشند» از سویی رابرت گیفورد هم چند عامل را برای توجیه دلیل تفاوت ادراک بیان می کند:
    الف) عوامل شخصی: مانند تجربه های شخصی، سن، جنس، تعلیم و تربیت
    ب) عوامل فرهنگی
    ج ) عوامل فیزیکی
    در مورد استرس بیان شد که بر طبق یک دیدگاه، الگوی شخصیت تاثیر زیادی در تاثیر عامل محرک بر فرد دارد. از سویی دیگر شخصیت عامل مهمی در نحوه ادراک محیط نیز به شمار می رود. «شخصیت الگوی رفتاری ویژه یک شخص واحد است» یا شخصیت عبارت از مجموعه ویژگی هایی است که باعث تفاوت یا تشابه فرد از دیگران می شود. گیفورد پنج ارتباط بین محیط و شخصیت برمی شمرد:
    ۱) در برخی تئوری های رفتاری که حتی گمان می رود نقش محیط نادیده گرفته شده به برخی از فاکتورهای ارتباط بین محیط شخصیت توجه شده مانند خصوصیاتی که باعث درونگرایی یا برونگرایی فرد می شود، هر دو این تقسیم بندی ها به گونه ای به رابطه فرد با محیط اطراف می پردازند.
    ۲) شناخت خصوصیات فردی موجب می شود که رفتارهای آشکار محیطی را حدس بزنیم.
    ۳) جدا از رفتارهایی که توسط تئوریسین های سنتی روانشناسی ارائه شده برخی رفتارها نتیجه بارز محیط است.
    ۴) بسیاری از رفتارها نتیجه قابلیت تطابق فرد - محیط است، مانند سازگار شدن با سر و صدای محیط.
    ۵) بسیاری از روش ها و رویکردهایی را که در طول ماهها توسط روانشناسان شخصیتی برای فهم انسان ها کامل یافته است می توان با تغییرات چندین جهت شناخت محیط به کار برد.» (گیفورد ۱۳۷۸، ۳۴-۳۵).
    ● جمع بندی
    تقریبا برای هر فردی تجربه کلا فه شدن بر اثر سر و صدا، گرما یا رطوبت و شرجی هوا پیش آمده است. از سویی دیگر گاهی اتفاق افتاده که با ورود به فضا یا مکانی بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشد احساس دلهره و اضطراب کند. در روانشناسی محیط مورد نخست با عنوان استرس زاهای محیطی شناخته می شود، عوامل استرس زای محیطی، عواملی هستند که معمولا به علت تهدیدآمیز بودن «ایجاد واکنش عاطفی منفی می کنند». شدت این واکنش در افراد مختلف متفاوت است. ادراک محیط نقش زیادی در ایجاد احساس استرس دارد. بخشی از عوامل موثر بر ادراک شخصی است مانند تجارب، ژنتیک و... جدا از عوامل شخصی که بر نحوه ادراک فرد از محیط به عنوان فضایی استرس زا نقش دارد، برخی عوامل ادراکی هستند که ممکن است افراد را درباره محیط اطراف دچار اضطراب کنند.
    آزمایشات نشان داده اند که انسان در صورتی که در حالت بی خبری مطلق از محیط اطراف باشد یا اطلا عات رسیده به فرد از محیط اطراف به حدی کم باشد که وی قادر نباشد شناخت از محیط اطراف خود را گسترش دهد، یا از سویی دیگر حجم اطلا عات رسیده به فرد به حدی زیاد باشد که دیگر قادر به تجزیه و تحلیل و پرداخت اطلا عات نباشد دچار حالا ت روانی نامطلوب مانند احساس کسالت، وحشت بی اساس و کابوس بینی و... خواهد شد. (گروتر ۱۳۷۵، ۱۱).

    پارسیان (شاپرزفا)











    نویسنده : دکتر سیدحمید آتش پور
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  7. Top | #127
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض هویت در معماری

    هویت در معماری


    هویت را می توان تجلی فرهنگ در محیط دانست زیرا مکانها از انسان معنا می گیرند و انسان نیز مجموعه ای از باورها و اندیشه ها است که فرهنگ او را شکل می دهد و نمود و تجلی از فرهنگ انسان را در مکان و محیط می توان مشاهده نمود که همان هویت اوست.












    پارسیان (شاپرزفا)











    ما چو ناییم و نوا در ما ز توست.
    امروز محیط اجتماعی شهر کمتر قابل درک است. شهر امروزدیگر الهام بخش هنرمندان نیست. شهر مدرن امکانات کافی برای زندگی را فراهم نمی آورد. خیابان ها و میدان ها دیگر جایی برای اجتماع مردم نیستند بلکه صرفاً وسیله ای برای ارتباط اند. امروز کاشانه ، شهرو کشور آنچه را نزد انسان ارزش های برترند ، به او نمی بخشد یعنی همان تعلقات اجتماعی و محصولات فرهنگی . شاید فضا دیگر خنثی است و ارتباط خود را با خوشحالی و غم گسسته است و فضا هم برای ما زنده نیست زیرا به نظامی از مکان های با معنا بدل نگردیده است. گوته این مسئله را این گونه بیان می کند:« مزرعه، جنگل و باغ برای من صرفاً فضا بودند تا اینکه تو عشق من، آنها را به مکان تبدیل کردی.» حال اینها چه ارتباطی با معماری و شهرسازی دارند؟ مکان یعنی جایی که ما به آن تعلق داریم تنها با حضور من انسان با معنا می شود و انسان نیز تنها با داشتن مکان با معنا خواهد شد و این میان حلقه اتصالی وجود دارد که به آن هویت گویند پس هم انسان به مکان هویت می بخشد و هم مکان به انسان و محیط های ما تنها در صورتی به محیط های اجتماعی با معنایی بدل می شوند که امکانات غنی در تعیین هویت به ما ارزانی کنند و این همان هویت کالبدی (معماری بومی) است که به مکان معنای خودی می دهد و انسان را با مکان پیوند می زند و مکان و انسان دو جزء جدایی ناپذیر از هم می شوند.
    ● هویت و معماری بومی:
    برای برقراری ارتباط میان هویت و معماری از سخنی از نوربرگ شولتز بهره می برم. شولتز در کتاب «معماری: حضور، زبان و مکان» از امر کیفی در زندگی سخن می گوید و آن را سویه مشترک هستی شناسانه ی میان ما انسانها تعریف می کند و هنر مکان (معماری) را همان چیزی می خواند که ما را به این امر کیفی نزدیک می کند. هنر مکان را می توان همان هویت مکانی و معماری بومی دانست که حضور و وحدت اندیشه و احساس را در آن می توان یافت. همان وحدت میان امر عملی (کارکرد) و امر بیانگر (زیبایی) که لوکوربوزیه آن را از اصول معماری مدرن شمرده است. شولتز در آثار و اندیشه های خود از هایدیگر متأثر بوده است، زیرا هایدیگر انسان را با واژه دازاین (Dasein) یا «هستی آنجا» با تأکید بر حضور تعریف کرد و گسست میان اندیشه و احساس را که از زمان دکارت بر سرتاسر جهان سایه انداخته بود از میان برداشت و انسان را از ناظر صرف بودن رهایی بخشید و در جهان هستی مشارکت داد و این اصل را تثبیت کرد که در معماری، وحدت میان اندیشه و احساس وجود دارد و اثر هنریِ به راستی کارکردی همواره احساس و عواطفمان را کامیاب می سازد و این نادرست نخواهد بود که بگوییم آنچه که کارکردی است زیبا نیز است. می توان گفت معماری بومی صورت ویژه ای از تصویر جهان است؛ تصویری که محیطی که زندگی در آن روی می دهد را نه به شکل انتزاعی بلکه در پیکربندی شاعرانه و قابل دریافتی حاضر می سازد. معماری بومی، آشکارسازی تصویری از اینجای زندگی است و به تعبیری بیانگر مفهوم نزدیکی به مکان است و به نوعی ما را هر چه بیشتر به یکی از مؤلفه ها و مشخصه های هویت بخش و معنابخش انسان نزدیک می کند.
    ● کلام آخر(نگاهی دیگر به به هویت) :
    هویت را می توان تجلی فرهنگ در محیط دانست زیرا مکانها از انسان معنا می گیرند و انسان نیز مجموعه ای از باورها و اندیشه ها است که فرهنگ او را شکل می دهد و نمود و تجلی از فرهنگ انسان را در مکان و محیط می توان مشاهده نمود که همان هویت اوست. شخصیتهایی مانند شولتز سعی در ملموس کردن این مفاهیم بلند انسانی (هویت و فرهنگ) داشته اند. حال ما سعی خواهیم کرد اندکی این مفاهیم را ژرف کنیم و نگاهی عمیق تر به فرهنگ بیندازیم. «فر» به معنای شکوهِ نور ایزدی می شود و «هنگ» (آهنگ) هم به معنای قصب است و فرهنگ نیز به معنای قصب نور ایزدی (حرکت به سمت آن نور) و حرکت به سمت آن تکامل انسانی خواهد شد. (معمارها می گویند نور دختر خداست، بگذارید در همه جای معماری حضور یابد.) پس در نهایت می توان گفت که هویت انسانها نمودی از هویت متعالی و الهی شده است زیرا هویت را تجلی فرهنگ در محیط خواندیم و فرهنگ را هم قصب آن نور ایزدی، پس هویت نیز به نوعی با آن فرهنگ که قصب نور ایزدی است پیوند خواهد خورد. حال این هویتِ انسانها را در خود انسان و مکان می توان یافت (یکی از مشکلات معماری امروز دوری از این هویت متعالی و یگانه و تکیه بر هویتهای فردی است.)
    حال برای تثبیت این مطلب بسیار مهم که هویت متعالی و الهی را در خود انسان و مکان می توان یافت؛ به سخنان برخی از بزرگان استناد می کنیم:
    ـ خداوند نور است برای کسانی که در ظلمتند و خداوند چهره ای انسانی است برای کسانی که در نوراند.
    «ویلیام بلک»
    ـ برق و فروغ سنگ را گویند از خرشید است اما از سنگ و صخره است که روشنی روز، گردون آسمان و ظلمت شب رخ می نماید. «هایدیگر»
    ـ خلق را چو آب دان صاف و زلا ل□□□ اندر او تابان صفات ذوالجلال
    پادشاهان مظهر شاهی حق □□□ عارفان مرآت آگاهی حق
    خوبرویان مظهر خوبی او □□□ ناز ایشان عکس محبوبی او
    گر به خاک افتیم مستان وی ایم □□□ گر به بیداری به دستان وی ایم
    ما که ایم اندر جهان پیچ به پیچ □□□ چون الف از خود چه دارد هیچ هیچ
    «مولانا»

    پارسیان (شاپرزفا)









    یاسر پهلوان شش پلی ـ دانشجوی معماری
    علی اکبری
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. Top | #128
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.45
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,855 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض معیارهای زیبایی شناسی و سیمای نابهنجار شهری

    معیارهای زیبایی شناسی و سیمای نابهنجار شهری


    هنگامی که صحبت از سیمای شهر به میان می آید آنچه از شهرهای امروزی در ذهن تداعی می شود ملغمه ای است از طرح ها و رنگ ها و فرم هایی که بی هیچ محتوایی عمیق، زشتی و نابهنجاری را با چشم و ذهن شهروندان عجین ساخته است.












    پارسیان (شاپرزفا)











    هنگامی که صحبت از سیمای شهر به میان می آید آنچه از شهرهای امروزی در ذهن تداعی می شود ملغمه ای است از طرح ها و رنگ ها و فرم هایی که بی هیچ محتوایی عمیق، زشتی و نابهنجاری را با چشم و ذهن شهروندان عجین ساخته است.
    بی شک این نابهنجاری نتیجه افول ارزش های زیبایی شناسی در بستر فرهنگی جامعه ایرانی معاصر است. بجاست تا پس از بررسی معیارهای زیبایی شناسانه خلق هنر و معماری به بررسی این مقوله در مورد معماری امروز ایران بپردازیم.
    معیارهای زیبایی شناسی در طول تاریخ بی شک نشات گرفته از دو سرچشمه اند:
    ۱) بنیان های معرفت شناسی و نوع نگرش به هستی
    ۲) آبشخورهای فرهنگی
    اینکه تبلور فرهنگ و جهان بینی هر دوره در زیبایی شناسی هنر و معماری بروز می کند و زمینه ایجاد تمدن می شود. اگر تمدن را تبلور بیرونی فرهنگ بدانیم و آن را گویای هویت مردمان هر سرزمین برشمریم آنگاه واضح است که به چه دلیل معماری هر سرزمین متجلی کننده هویت آنهاست. ایران امروز را با برج آزادی می شناسند، ایفل سمبل پاریس است و یا اپرای یرن اتزن نماد سیدنی و استرالیا است. دلیل همه اینها که برشمردیم اینست که بیان زیبایی شناسانه معماری، فرهنگ و اندیشه یک ملت را در خود جای می دهد و آن را ساری و جاری می کند.
    با مروری گذرا بر معیارهای زیبایی شناسی پیشامدرن و مدرن می توان به راحتی تاثیر نوع نگرش به طبیعت و محیط پیرامون بر معیارهای زیبایی شناسی را دریافت. در اندیشه پیشا مدرن چه در اروپا و چه در ایران، زیبایی بر پایه الگویی بنیادین در عرصه هنر به معرض بروز می رسید که می توان وجود این الگو را به واسطه بستر شناخت شناسی تعبیر و تفسیر کرد. در اندیشه پیشا مدرن، هستی حقیقتی متعالی فرض شده بود که انسان می بایست با فعال کردن ذهن، خود را به دریافتی از آن حقیقت والا نزدیک کند. نگاه انسان پیشا مدرن به طبیعت، کلیتی با نظم متقارن بود و انطباق ذهنیت با محیط پیرامون چنان تاثیری در عرصه زیبایی شناسی گذارد که تقارن، وضوح و خوانایی معیارهای زیبایی شناسی شدند. پالادیو در رنسانس به این مساله معترف است و می گوید آنچه در طبیعت و هستی پیرامون ما خلق شده متقارن است و کالبد فیزیکی انسان ها نیز متقارن خلق شده پس تقارن کمال است و بایست در هنر و معماری به عنوان یک الگو متجلی شود.
    در معماری سنتی ایران نیز زیبایی شناسی بر مبنای همین اصل سامان می یافت؛ آنچه در کالبد بناهای برجای مانده از گذشته هویداست تقارن، وضوح و شفافیت است که استفاده از هندسه اقلیدسی نیز به پیشبرد آن کمک شایان توجهی کرده است.
    اما در معرفت شناسی اندیشه مدرن و پسامدرن، ذهن در مرتبه ای بالاتر از هستی قرار گرفت و شروع این نگرش را می توان با دکارت رقم زد که گفت: من می اندیشم، پس هستم. و لذا هستی بر مبنای ذهن انسان است که شکل می گیرد و هیچ حقیقت واحد و الگوی واحدی وجود ندارد و هستی بر ذهن انسان منطبق است ، نه ذهن انسان بر هستی. نقطه عطف این بنیان فکری در زیبایی شناسی بدین گونه بروز می کند که معیارهای زیبایی شناسی نیز ذهنی می شوند و سلیقه، احساس و ادراک در اهم مسایل زیباشناسی جای می گیرند و وجود الگو، چه در معرفت شناسی و چه در زیبایی شناسی حذف می شود. زیبایی شناسی مدرن و پسامدرن با اولویت قرار دادن ذهن چه در خلق اثر و چه در ادراک آن راه خود را پیش می گیرد. بنابر این معیارهای زیبایی شناسی عصر حاضر را می توان با ابهام، ایهام، عدم تقارن و ... برشمرد.
    با توجه به مسایل گفته شده پیرامون فرهنگ و اندیشه های جهان هستی در می یابیم که بی شک بنیان های فکری و فرهنگی و جهان شناختی توده مردم هنگامی که از صافی ارزش های جمعی عبور کند اساس خلق آفرینش معماری را پایه ریزی خواهد کرد.
    حال این سوال پیش می آید که معیارهای زیبایی شناسی معماری معاصر ایران از کجا نشات می گیرند که نابهنجاری را در بطن کوچه ها و خیابان ها و شهر ها به معرض دید عموم گذارده اند؟
    سیمای شهرهای امروز ایران به واسطه معیارهایی سامان می یابند که نه برگرفته از آبشخورهای فرهنگی است و نه بر مبنای جهان بینی و اندیشه عمیق .
    می توان زیبایی شناسی معماری امروز ایران را همانند زیبایی شناسی معماری دوره ناصرالدین شاه البته در بناهای دولتی مثل شمس العماره کارت پستالی نامید. اگر در دوره ناصرالدین شاه سران حکومتی با دیدن تصویری از یک بنا در غرب معماران را به ساخت بناهایی به همان فرم دیده شده در کارت پستال واداشتند و سنتوری ها و سرستون های کورنتین نمای ساختمان های ایران را شکل داد، در معماری امروز نیز معماری با کپی برداری از فرم هایی خلق می شود که از طریق کتاب ها، مجلات، اینترنت و یا سایر رسانه ها با آنها آشنا شده ایم. بنابر این زیبایی شناسی با معیارهایی بسیار سطحی و به دور از سرچشمه های فکری و فرهنگی در بستر کالبدی شهر های ما غالب شده است.
    همین است که نمای رومی نئوکلاسیک غرب در طراحی تعداد بسیار زیادی از منازل مسکونی تهران دیده می شود. البته معماران ما این نکته را نباید فراموش کنند که بقول واگنر هنرمند باید آنچه را که عامه باید دوست بدارند بیافریند و نه آنچه را که عامه دوست دارند.

    پارسیان (شاپرزفا)









    مهناز محمودی




    پایگاه اطلاع رسانی آرونا
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...