لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 2 از 57 نخستنخست 1234561252 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 9 تا 16 , از مجموع 451

موضوع: بانک مقالات معماری و مهندسی شهرسازی

  1. Top | #9
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض شهر ايراني از نگاه دكتر پيران

    شهر ايراني از نگاه دكتر پيران [ مطهر اميري ]
    پارسیان (شاپرزفا)زماني كه نگاه نگران و انديشه ي لرزان انسان ايراني در پي سركردگي شهر فرنگ ، معطوف پاي تا زانو در گل از راه پيشرفت مانده و عامل عقب ماندگي خود شد، دست به گرداندن كليد در قفل معما گونه اي برد و در دروازه اي را گشود و به جبر پاي در راهي نهاد، كه آن، همانا مداقه در تبار و پيچ در پيچي تاريخ سرزمين و انديشه خود بود، كه در كدامين يك از تنگه هاي خطير تاريخ ، به خطا رفته و اينك ، مانده از راه درازي است كه فرنگيان پيش تر به سر سلامتي از سر گذرانده اند و او مانده ؟
    مطالعه ي تاريخ نه انتخاب كه اجباري اساسي است در شناخت و كشف چگونگي پيچ و تاب هاي تاريخي در انعكاس وضع موجود و واکاوی شعور جمعي در پس نظام باورها و ريشه يابي آن در نيروهاي اجتماعي موثر و استنتاج قوانين و تحولات تاريخي اين محدوده ي تاريخي معين براي ترسيم اجزاي به هم پيوسته ي ساختار تاريخ اجتماعي كه به درك ذهن و ناخوآگاه فرهنگي ايراني مي انجامد.
    نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران، كه مباني و مقدمات نظري خود را از دل تاريخ ايران مي جويد، ابتدا در واكنشي به ديگر نظريات تبيين كننده ي تاريخ جامعه ي ايران و در نگاهي انتقادي به آنها ساخته و پرداخته شد. و با روش شناسي متاثر از مكتب تاريخ نگاري آنال فرانسه[1]، در همپوشاني علم و فلسفه و تاريخ و در يك تحليل سه سطحي، سعي در دست يابي به ابعاد زندگي انسان ايراني دارد و در ضمن ميكوشد از آفت تاريخ نويسي ايراني كه همانا درباري بودن آن است فاصله بگيرد و تصويري مطابق با واقعيت ارائه دهد.، در همپوشاني علم و فلسفه و تاريخ و در يك تحليل سه سطحي، سعي در دست يابي به ابعاد زندگي انسان ايراني دارد و در ضمن ميكوشد از آفت تاريخ نويسي ايراني كه همانا درباري بودن آن است فاصله بگيرد و تصويري مطابق با واقعيت ارائه دهد.
    دكتر پرويز پيران[2]، بر پايه ي شناخت پيشينه ي شهر در ايران، پژوهشي به نام (شهر شناسي در ايران، تحليل محتواي ممنابع و متون گذشته ) را آغاز كردند كه از دل آنها سه نظريه ي مهم فراهم آمد[3]:::، بر پايه ي شناخت پيشينه ي شهر در ايران، پژوهشي به نام (شهر شناسي در ايران، تحليل محتواي ممنابع و متون گذشته ) را آغاز كردند كه از دل آنها سه نظريه ي مهم فراهم آمد:
    _نظريه راهبرد و سياست سرزميني جامعه ي ايران
    _ضرورت تاكيد بر نظريه ي آبادي به جاي شهر در ايران، خاور ميانه و دنياي اسلام
    _ضرورت تفكيك مقياس شهري و مقياس ابنيه ي منفرد و رابطه ي اين دو با وجود شهروند، عرصه ي عمومي يا مشاع شهروندي و فقدان آن
    چهارچوب نظري تدقيق شده از تحليل محتواي اين سيصد متن تاريخي، در تقابل با ديگر نظريات تحليل كننده تاريخ ايران- همچون پاتريمونياليزم، استبداد شرقي، شيوه ي توليد آسيايي، نظريه ي دوره بندي اروپاي قاره اي و ... - علاوه بر پذيرفتن بعضي از مقدمات نظري آنها ، با در پيش گرفتن نگاهي انتقادي به ابهامات و علامت سوال هايي جواب ميدهد كه نظريات پيشين از پاسخ بدان ها وامانده و يا در تقابل با ديدگاه هاي جديد قدرت نوزایی خود در جواب به آنها را از دست داده اند و يا اينكه اساسا در تحليل خود به خطا رفته اند. « نظريه ي پاتريمونياليزم ( پدرشاهي) كه به نظر من اصلا در مورد ايران موضوعيت ندارد. دوستان و كساني كه اين نظريه را براي ايران به كار بستند، توجه نكردند كه اساسا پاتريمونياليزم بر پايه ي دو جريان حقوقي بين آزادان شهروند شکل گرفته ... . بحث رابطه ي كفيل و مورد كفالت است. اما در مورد ايران ، درست است كه رابطه ي حاكم و محكوم از جهتي شبيه رابطه ي كفالتي است ، اما پايه هاي حقوقي روم و پروسي در ايران ديده نميشود.[4] » وي در مورد شيوه ي توليد آسيايي به مرحوم بهار استناد ميكند و استدلال ميكند كه « در ايران مبناي شكل گيري نظام متمركز وجود ندارد و جز يكي دو مورد- آن هم در حاشيه - كشاورزي ايران متكي بر دیم بوده است. از طرف ديگر ، متاثر از الگوهاي غربي، كشاورزي - در مقابل تجارت - پر اهميت تر جلوه داده شده است، غافل از آن كه تجارت يكي از مهمترين بنيان هاي زندگي در ايران بوده است.»[5] » وي در مورد شيوه ي توليد آسيايي به مرحوم بهار استناد ميكند و استدلال ميكند كه « در ايران مبناي شكل گيري نظام متمركز وجود ندارد و جز يكي دو مورد- آن هم در حاشيه - كشاورزي ايران متكي بر دیم بوده است. از طرف ديگر ، متاثر از الگوهاي غربي، كشاورزي - در مقابل تجارت - پر اهميت تر جلوه داده شده است، غافل از آن كه تجارت يكي از مهمترين بنيان هاي زندگي در ايران بوده است.»
    پيران به سه بنيان اساسي در تاريخ ايران اشاره ميكند: يك جانشيني، يك جا نانشيني ، موقعيت ژئواستراتژيك فلات ايران.« جامعه ي ايلي كه جامعه اي بسيار منسجم و در ستيز با طبيعت در خشك سالي ادواري با نابودي مواجه ميشود. چنين جامعه اي با عصبیت ابن خلدوني- يعني انسجام دروني- و پيروي محض افراد ايل از نظام خانواري با روابط خوني و رهبري ايل، اولين كاري كه براي حفظ خود انجام ميدهند اين است كه دائما بر مناطق يك جانشيني حمله ميكنند.»[6]
    محدوديت منابع آب در فلات ايران باعث پخشايش جمعيت در فضاهاي جغرافيايي شده كه باعث پيدايي دهها هزار روستاي پراكنده ، كم عده ، ناتوان در نظام معيشتي و ... ميشود و به اين ترتيب مناطق روستايي كه به علت پخشايش، قدرت دفاعي خود را از دست داده اند، در تقابل با ايلات در معرض ناامني و نابودي قرار مي گيرند . موقعيت ژئواستراتژيك فلات ايران كه پيوند دهنده ي شرق به غرب بوده است و سه شاه راه حياتي روزگار- تا قبل از كشف آمريكا- از ايران مي گذشته نيز عامل عمده اي براي برانگيختن اقوام مهاجم براي بدست گرفتن اين منطقه بوده است؛ كه در اين ميان ، حكومت هاي محلي را وا ميداشته تا به زور شمشير و عوايد كمر شكن ماليات، امنيت راه هاي تجاري را بر قرار سازند... از اين رو « عامل ناامني ، نيروهاي تغيير آفرين اجتماعي[7] را به اين موضوع ميكشانده است كه از تمايل منطقي افراد به گذر از قدرت اقتصادي به كسب قدرت سياسي ، چشم پوشي كنند. لذا در تحليل نهايي تجار شهري ترجيح ميدهند كه استبداد را بپذيرند به شرط آنكه امنيت راه ها برقرار شود و تجارت ادامه داشته باشد.... اين سه نيرو [ ايلات، روستا، تجارت] با يك توافق نانوشته ، نظام استبدادي را بازتوليد ميكنند.»[8] به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، ‌رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.»[9] به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، ‌رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.» به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، ‌رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.» را به اين موضوع ميكشانده است كه از تمايل منطقي افراد به گذر از قدرت اقتصادي به كسب قدرت سياسي ، چشم پوشي كنند. لذا در تحليل نهايي تجار شهري ترجيح ميدهند كه استبداد را بپذيرند به شرط آنكه امنيت راه ها برقرار شود و تجارت ادامه داشته باشد.... اين سه نيرو [ ايلات، روستا، تجارت] با يك توافق نانوشته ، نظام استبدادي را بازتوليد ميكنند.» به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، ‌رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.»
    اين دوگانه ي متضاد زندگي ايراني در كنار فرهنگ هاي قومي و قبيله اي و آن سه عامل پايه اي در تحليل ساختار اجتماعي ايران، برآمد فرهنگ ايراني را شكل ميدهد. اين چنين فرهنگي مردم ايران را وا مي داشته تا در قالب شورش ها ، قيام ها ، انقلاب ها و جنبش هاي اجتماعي و در بزنگاه پيروزي ،‌براي امنيت خود و راه هاي حياتي سرزمين اش به باز توليد همان الگوهاي حكومتي پيشين - استبداد- دست بزند. اين باز توليد نظام حكومتي استبدادي ، علي رغم اين كه امنيت را براي آنان به ارمغان مي آورده ، اما خود نيز عاملي ميشد براي سركوب دائمي آزادي و قدرت خلاقانه ي انديشه ي مردم و معلق نگه داشتن آنها در ترس و اضطرابي - نه ويرانگر بلكه- دائمي. از اين رو هنگام مطالعه ي سه عرصه ي زير بنايي در مفهوم شهر، آشكارا ميبينيم كه عرصه ي حكومتي در تزايد دائم، عرصه ي عمومي را تحليل ميبرد و عرصه ي خصوصي را به حداقل خود فرو مي كاهد. از اين رو شاهد تبديل سه عرصه ي خصوصي ، عمومي و حكومتي به عرصه ي امن و عرصه ي خصم خواهيم بود. نيز ، آن دوگانگي الگوي فرهنگي در اين جا به صورت مشاركت جويي و نامشاركت جويي بروز مي يابد. «در عرصه ي خانوادگي ، عشيره اي ، قبيله اي و مذهبي بسيار مشاركت جو بوده اما در عرصه هاي نظامي ، مدني ، رسمي و عمومي، شديدا نامشاركت جو و خودخواه هستند.
    در اين جامعه البته كسي صاحب حقوق به دنيا نمي آيد ، هويت از دريچه ي فرد تعريف نميشود. از دريچه ي روابط قومي-خوني تعريف ميشود. شهروند به وجود نميآيد.»[10] تحت چنين شرايطي انسان ايراني سر از تداوم آشوب و التهاب خصم و حكومت به اندرون و چهار ديواري امن خود فرو ميكند و اين ميشود كه فقدان احساس تعلق به عرصه ي عمومي در كنار هويتي كه در آن زندگي خارج از خانواده ، عشيره و ايل، معنايي ندارد؛ مشاركت و مشاركت آزادانه، آنچنان كه از ملزومات كاميونيتي ميباشد ،در زندگي او وجود پيدا نكند و فضاي زندگي او به شهر تبديل نشود. «هويت او در ماي خانوادگي ، کلان ، عشيره و قبيله مستحيل ميشود و جز به عنوان ايمان آورنده و عضوي از اعضاي امت، موجوديتي قائم به خود پيدا نميكند»[11]... تحت چنين شرايطي انسان ايراني سر از تداوم آشوب و التهاب خصم و حكومت به اندرون و چهار ديواري امن خود فرو ميكند و اين ميشود كه فقدان احساس تعلق به عرصه ي عمومي در كنار هويتي كه در آن زندگي خارج از خانواده ، عشيره و ايل، معنايي ندارد؛ مشاركت و مشاركت آزادانه، آنچنان كه از ملزومات كاميونيتي ميباشد ،در زندگي او وجود پيدا نكند و فضاي زندگي او به شهر تبديل نشود. «هويت او در ماي خانوادگي ، کلان ، عشيره و قبيله مستحيل ميشود و جز به عنوان ايمان آورنده و عضوي از اعضاي امت، موجوديتي قائم به خود پيدا نميكند».
    دوگانگي شاه و رعيت، در كنار مشاركت درون گروهي( و نه بدون گروهي) اقوام، ايلات، و گروه هاي فرقه اي (كه البته فاقد تصور كيفيتي كالبدي، فضايي از مكان ميباشد) نيز مانع پيدايي مفهومي حتي نظير كاميونيتي در پيشينه ي مفهومي ذهن ايراني ميشود. شاهد مثال آنكه حتي « در تحليل نهايي [ اين] قدرت سياسي- نظامي متمركز، كه عمدتا ماهيتي ايلاتي دارد [است كه] پادزهر شرايطي بر مراتب استفبار تر محسوب ميشده و اين، رمز درك ديالكتيك تمركز و عدم تمركز و باز توليد زورمداري براي قرن ها در ايران است.»[12]
    بدين گونه است كه مفهوم كاميونيتي به عنوان مبناي نظريه شهر در تاريخ جامعه ي ايران واقعيت عيني پيدا نميكند.« از طرف ديگر، مقياس شهري بنا بر متون و منابع طراحي و برنامه ريزي شده زماني حاكم ميشود كه كليت شهر به عنوان كلي وحدت يافته ، يكجا ديده ميشود و در اين ميان، از نظر كالبدي سه عرصه ي حكومتي، عرصه ي مشاع متعلق به ساكنان و عرصه ي خصوصي يا خانه ي مسكوني در اين كل وحدت يافته از قواعد خاص خود تبعيت ميكنند.»[13] البته بماند كه اين مقايسه اي نارواست ميان تجربه ي متفاوت شرق در فضاهاي زيستي- اجتماعي با ساختار فضايي شهر آنچنان كه در غرب تعريف شده است. اما نكته اينجاست ،عواملي كه وجود نظريه ي شهر، آنچنان كه شهر غربي وابسته به آن ميباشد، در فلات ايران موجوديت پيدا نكرد. عواملي كه در ذهنيت شهروند غربي ، دركي متفاوت از فضاي جغرافيايي مي آفريند و براي كاميونيتي هويتي مستقل و متفاوت از محدوده ي خصوصي و حكومتي مي آفريند و آن را بر پايه اي از احساس تعلق به آن بنا مينهد. البته بماند كه اين مقايسه اي نارواست ميان تجربه ي متفاوت شرق در فضاهاي زيستي- اجتماعي با ساختار فضايي شهر آنچنان كه در غرب تعريف شده است. اما نكته اينجاست ،عواملي كه وجود نظريه ي شهر، آنچنان كه شهر غربي وابسته به آن ميباشد، در فلات ايران موجوديت پيدا نكرد. عواملي كه در ذهنيت شهروند غربي ، دركي متفاوت از فضاي جغرافيايي مي آفريند و براي كاميونيتي هويتي مستقل و متفاوت از محدوده ي خصوصي و حكومتي مي آفريند و آن را بر پايه اي از احساس تعلق به آن بنا مينهد.
    ديالكتيك دائمي بين آزادي و استبداد و به طبع آن بين تمركز و عدم تمركز ، فرايندي بود كه تجسم فضاي كاميونيتي در تاريخ ايران را غير ممكن ميساخته است و چنان هويتي را شكل و انساجم نمي بخشيد. چنان كه پژوهش ها نشان ميدهند، معياري نظامي- سياسي يعني همان عامل موجده شهر ، مبناي تقسيم بندي شهر از ناشهر ميباشد. عاملي كه همواره نقض كننده ي مشاركت آزاد و تحليل برنده ي فضاي عمومي جامعه است. « و بنابر اين مفهوم پوليس در تاريخ ما موضوعيت ندارد....از سوي ديگر هيچ مقوله ي جوهري ديگري ليكن متفاوت از مفهوم كاميونيتي نيز نمي يابيم كه جوهري شهر باشد و بنياد تدوين نظريه ي شهر به حساب آيد . بلكه ... آنچه جوهري است و پژوهش شهر شناسي نشان ميدهد، وجود طيفي است كه بدان طيف آبادي نام مينهيم ، تمام سكونتگاه ها به اين طريق در جايي آرميده اند و آباد را در مقابل ناآباد ، معطل و رها شده مطرح ميسازد.»
    [14]
    از اين رو آنچه اهميت جوهري مي يابد ، آباد در مقابل نا آباد است و اين عامل كه اساس زندگي در گستره ي جغرافيايي ايران مي شود، ديگر وجوه متمايز كننده ي شهر از نا شهر را كمرنگ و عرضي مي سازد. و تمامي امور را به حكومت وامي گذارد . و اينچنين تناقضي مشهود در درون كالبد شهر ايراني ، متاثر از و به سياق همان دوگانگي هستي ايراني ، هويدا مي شود.« ساختمان هاي حكومتي، ديني ، نظامي كه معمولا بر پايه ي معيار هاي زمان خود و در عالم مقايسه آراسته نگهداري شده و تا حدودي مستحكم اند. و ساير ساختمان ها كه بخش اعظم آنها مسكوني اند، نامستحكم، تنگ و باريك بنا شده از خشت و زمخت و نا زيبا و گاه بيغوله مانند اند. »[15] ساختمان ها و بنا هاي حكومتي منحصر به فرد نظامي يا ديني كه اگر از گستره ي فضايي شهر ها حذف شوند، آن شهر ها هيچ تفاوت اساسي از روستاها ي اطرافش نخواهد داشت. اين گونه است كه شاهد تك بناهايي از لحاظ استحكام و معماري عالي خواهيم بود كه بر پيكره ي روستايي بي غواره و نا موزون روييده اند و حذف آنها از بافت شهري تشخيص تمايز شهر از روستا را مشكل مي سازد. اينجاست كه « مي توان از دو مقياس در كنار هم ياد كرد. مقياس شهري و مقياس تك بنا يا ابنيه ي منفرد. مقياس دوم ، مقياس حاكم بر سكونتگاه هاي سرزمين ما بوده است. مقياسي كه وجه تمايز ريخت شناسانه ي شهر در جهان اسلام از يك سو و غرب از سويي ديگر است... چنين مقياسي محصول شرايط جامعه اي است كه بر ناامني نهادي شده روييده است و در مقاطعي با قدرتي استبدادي به امنيت- در مقابل نيروهاي بيگانه- رسيده ليكن به دليل استبداد ، با اضطرابي دائمي روزگار مي گذراند. ... از اين رو در مقياس تك بنا بر خلاف نظريه ي شهر شاهد مجموعه اي از حصار هاي پيراموني شهر و پيچ در پيچي بافت شهر هستيم كه سر به درون دارند و الگويي درون گرا كه محصول فشار رو به تزايد عرصه ي عمومي و تقليل عرصه ي خصوصي مي باشد را به تدريج شكل مي دهد.»
    [16] ساختمان ها و بنا هاي حكومتي منحصر به فرد نظامي يا ديني كه اگر از گستره ي فضايي شهر ها حذف شوند، آن شهر ها هيچ تفاوت اساسي از روستاها ي اطرافش نخواهد داشت. اين گونه است كه شاهد تك بناهايي از لحاظ استحكام و معماري عالي خواهيم بود كه بر پيكره ي روستايي بي غواره و نا موزون روييده اند و حذف آنها از بافت شهري تشخيص تمايز شهر از روستا را مشكل مي سازد. اينجاست كه « مي توان از دو مقياس در كنار هم ياد كرد. مقياس شهري و مقياس تك بنا يا ابنيه ي منفرد. مقياس دوم ، مقياس حاكم بر سكونتگاه هاي سرزمين ما بوده است. مقياسي كه وجه تمايز ريخت شناسانه ي شهر در جهان اسلام از يك سو و غرب از سويي ديگر است... چنين مقياسي محصول شرايط جامعه اي است كه بر ناامني نهادي شده روييده است و در مقاطعي با قدرتي استبدادي به امنيت- در مقابل نيروهاي بيگانه- رسيده ليكن به دليل استبداد ، با اضطرابي دائمي روزگار مي گذراند. ... از اين رو در مقياس تك بنا بر خلاف نظريه ي شهر شاهد مجموعه اي از حصار هاي پيراموني شهر و پيچ در پيچي بافت شهر هستيم كه سر به درون دارند و الگويي درون گرا كه محصول فشار رو به تزايد عرصه ي عمومي و تقليل عرصه ي خصوصي مي باشد را به تدريج شكل مي دهد.»

    مقدمات و مواد تاريخي كه تا به حال ذكر آنها رفت، نتيجه ي بيست سال تحقيق و پژوهش و تحليل محتواي بيش از سيصد متن تاريخي است.(حال اينكه نگارنده ي اين نوشتار، در توصيف و بيان جنبه اي از چنان پژوهشي چقدر موفق بوده و آيا توانسته حق مطلب را ادا كند، حرف و سخني ديگر است... .) نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران ، نظريه ي آبادي جانشين شهر و نظريه ي مقياس تك بنا يا ابنيه ي منفرد به عنوان وجه تمايز ريخت شناسانه ي شهر در جهان اسلام به ويژه در ايران برآمد مطالعه ي تطبيقي- تاريخي در بستر جغرافيايي انساني است . پژوهشي كه بر اساس سه سطح تحليل كلان ، ميانه و خرد، به مطالعه ي كليت ساختار اجتماعي ، نهادها و ساختارهاي مياني و روانشناسي مردم ايران در طول تاريخ مي پردازد. نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران علاوه بر همپوشاني با ديگر نظريات در زمينه ي تاريخ ايران و بر جسته ساختن نقاط قوت آنها به طرح مسائلي مي پردازد كه در سايه ي غفلت ديگر نظريات، مانده يا در مواجه با آنها توانايي پاسخ گويي نداشتند و در تحليل خود به خطا رفته اند. نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران كه به عنوان برآمدي از ديگر نظريات تاريخ ايران محسوب مي شود، در سه سطح تحليل به واكاوي جنبه ها ي متفاوتي از زندگي فرد ايراني مي پردازد.( در اين نوشتار البته مهلت اشاره اي هرچند گذرا به سطح تحليلي خرد و روانشناسي جمعي ذهن ايراني نشد. براي مطالعه ي بيشتر در اين زمينه مراجعه كنيد به فصلنامه ي انديشه ي ايرانشهر سال دوم شماره ي ششم. زمستان 1384 .) شايان ذكر است اگرچه در چهارچوب مفهومي نظريه ، تحليل نهادهايي چون آموزش ، هنر و مذهب امكان پذير مي شود، اما جاي هنوز خالي مانده ي آنها مشهود است. لكن بايد پذيرفت اين كه اين پژوهش هنوز به پايان خود نزديك نشده است و اگر زمان و مكان و عاجل ِ حاضر، اجازت دهد، دكتر پرويز پيران و شاگردانش به تفضيل بدانها خواهند رسيد.


    ---------------------------------------------
    [1].(Annual)آنال نام مجله اي بود كه در سال 1929 در فرانسه آغاز به كار كرد . ديدگاه اين مجله كه بعد ها به نام مكتب آنال معروف شود ، تلاش براي دست يابي به مرحله اي پيشرو يعني مرحله ي تركيبي يا سنتز ِ وحدت نظريه و روش در كارعلمي بود. نگاه آنها متوجه نارسايي هاي مخربي بود كه حاصل از جدايي بين تاريخ نگاري و علوم اجتماعي و تفرقه بين مورخين با تخصص هاي گوناگون ايجاد شده بود. هانري بر ، مارك بلاك(بلاخ) ، فرنان برودل از سردمداران اين مكتب محسوب مي شوند. براي مطالعه ي بيشتر رجوع كنيد به كتاب سرمايه داري و حيات مادي اثر فرنان برودل و مقدمه ي پرويز پيران بر آن كتاب. (اين كتاب توسط آقاي بهزاد دهباشي ترجمه شده و نشر ني آن را در سال 1372 به چاپ رسانده است.)
    [2] parviz
    [3]. پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 - "حرف و حديث شكل گيري پژوهش شهر شناسي ايران " – ص 15
    [4]. مريم ياسري- جستارهاي شهر سازي ، شماره ي دوازده " نظريه شهر در ايران، سخنراني دكتر پرويز پيران در خانه ي هنرمندان " - ص 118
    [5]. همان. ص 119
    [6]. نشريه ي جامعه ي نو، شماره ي 19 " به كجا ميرويم؟ گفت و گو با پرويز پيران "
    [7] پيران از عبارت نيروهاي تغيير آفرين اجتماعي به جاي مفهوم طبقه در تاريخ ايران صحبت مي كند . و استدلال ميكند كه به دليل باز توليد نظام استبدادي ، انكشاف طبقاتي در تاريخ ايران اتفاق نيافتادست.
    [8]. همان
    [9]. چشم انداز ايران ،آبان و آذر85 - "هويت ملي جامعه ي ايران گفت و گو با پرويز پيران" ص 15
    [10].نشريه ي جامعه ي نو، شماره ي 19 " به كجا ميرويم؟ گفت و گو با پرويز پيران "
    [11].پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 - " نظريه آبادي جانشين نظريه شهر" ص 85
    [12].همان ،ص 83
    [13]. پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 –" نظريه راهبرد و سياست سرزميني جامعه ي ايران
    [14]. پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 - " نظريه آبادي جانشين نظريه شهر" ص 78
    [15]. همان ص 86
    [16]. همان ص 90

    مفاهيم به كار رفته در اين نوشتار:
    شهر،آبادي ،هويت دوگانه ،ايلات ،قوم مداري ،زورمندمداري ،شهروند مداري ،امنيت ،استبداد ،كاميونيتي
    (Community)،ابنيه منفرد،ژئوپولتيك (Geopolitics) ، ژئواستراتژيك (Geostrategic )
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Wednesday 31 March 2010-1), moderator (Sunday 4 April 2010-1)

  3. Top | #10
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض واقعيتهاي يك شهر به نام تهران

    واقعيتهاي يك شهر به نام تهران [ فرين مهرنگ ]
    فرين مهرنگ _ كارشناس ارشد علوم ارتباطات

    توی ترافیک سردر گم خیابونهای تهران برای کار روزانه حرکت می کردم که یکدفعه چندتا بچه آمدند جلو یکی گفت: خانم از من یک فال بخرید ، ترا خدا بخرید . یکی دیگه اون زد کنار و گفت نه از من گل بخرید بدید به دوستون که خوشحال بشه یکی دیگه اومد و اون زد کنار و گفت آدامس می خری فال هم دارم دیگه چی می خوای ؟ بگو ! من نگاهی به دور و برم انداختم و دیدم فقط جندتا بچه هستند ولی انگار چند تا آدم بزرگ برای فروش کالاهای خودشون دارند به هم می پرند تا بتونند چیزی بفروشند. از هیچکدوم چیزی نخریدم فقط نگاه کردم . کمی جلوتر که رفتم به یک پارک رسیدم . توی پارک چند تا دختر را دیدم که کاملا" چهره غمگین به ظاهر شاد و خیابونی که معلوم بود از خونه و خودشو زندگی فرار کرده بودند ، حالا چرایی فرار بماند ولی پناه اون شده بود یک گوشه صندلی توی پارک . یکی شون آنقدر خسته بود و درمانده که فقط اشک می ریخت نمی دونم برای خودش یا برای زندگی یا برای آیندگان اشک می ریخت . غم تمام وجودم را گرفت . به راهم ادامه دادم نزدیکی محل کارم که رسیدم کنار جوی آب یک جوان که شاید اگر در دام اعتیاد نیفتاده بود الان او هم باید از حق زندگی راحت خودش استفاده می کرد و ادامه زندگی می داد نه اینکه از بس که مواد مخدر کشیده بود، توی جوی آب خیابون می افتاد و نمی توانست خودش رو بالا بکشد . دیگه نمی تونستم چیکار کنم . از طرفی بخاطر باران شب گذشته جوی آب خیابون لبریز از آب شده بود و بخشی از خیابون را آب فرا گرفته بود . دلم به درد اومده بود توی این شهر قشنگ توی این شهر هزار رنگ معضلات بیداد می کند . سبزی رنگ زندگی شهری داره تبدیل به یک رنگ خاکستری تیره می شود . شهر تهران دیگه آن شادابی را ندارد.وراد محل کارم شدم رادیو روشن بود و مطالب گوناگون از وضعیت شهر را اعلام می کرد مثلا" در مورد وضعیت ترافیک در سطح شهر ، جیره بندی بنزین ، افزایش قیمت تاکسی ها و مواد غذایی و هزاران موضوع دیگه که جایی برای گفتن نیست و همه به خوبی از آن مطلع هستیم . نشستم پشت میز کارم و کار رو شروع کردم چند ساعتی گذشت که صدای هیاهوی بچه های مدرسه و بوق ماشین های توی خیابون و خانواده هایی که برای بردن بچه ها آمده بودن فضا را پر کرد . جلوی پنجره رفتم و نگاهی به بیرون انداختم واهی خدای من عجب ترافیک عجیبی شده بود انگار یک کلاف سردرگم توی خیابون رها شده بود و هیچکس نمی تونست آن را باز کند حتی پلیس راهنمایی و رانندگی هر چه سعی کرد نتونست خیلی سریع مشکل ترافیک آن لحظه را برطرف کند . از طرفی هم مردم ما فکر می کنند که با بوق ممتد زدن راه های تردد باز می شود دستاشون رو گذاشته بودن روی بوق و برنمی داشتند. اعصاب همه بهم ریخته بود . رشته نوشتاری من از ذهنم خارج شده بود باید دوباره افکارم رو جمع و جور می کردم تا بتونم مطلب مورد نظرم را بنویسم . پیش خودم گفتم تا کی باید همه چیز را به مردم یاد داد .هر چند که سازمان راهنمایی و رانندگی با تهیه انیمیشن های تبلیغاتی سعی در فرهنگ سازی برای مردم دارد ولی باز مشکل پشت مشکل پیش می آید. بالاخره با گذشت ساعت ها پشت سر هم و صداهای ناهنجار از گوشه و خیابون و دست فروشان وماشین هایی که اجناس دست دوم می خرند وغیره تونستم مطلب خود را بنویسم و کار روزانه را انجام بدم . ساعت تقریبا" به پنج بعد از ظهر نزدیک شده بود و طبق معمول هر روز محل کارم را ترک کردم و روانه خیابون شلوغ پر از هیاهو شدم . ترافیک بیداد می کرد . ادارات تعطیل شده بود و همه می خواستند از یک روز کاری خسته کننده به طرف خانه هایشان بروند اما ترافیک شلوغ خیابون ها باعث می شود تا مردم حداقل دو تا سه ساعت توی ترافیک قفل شده بمانند و خسته تر از کار روزانه به خانه برسند که اون هم مشکلات خواست خودش را دارد . حالا اگر بخواهی که خرید خانه هم انجام بدهید .
    پارسیان (شاپرزفا)
    دیگه بدتر مسیر هر روز را کمی تغییر و خرید اجناس روزمره خونه که در حال حاضر قیمتش از خون توی بدن آدمها بیشتر است باید خریداری کند تا بتونه غذای خودشو بچه هارو آماده کند. حالا فکر کنید که شخص هم ماشین شخصی داشته باشد و نخواهد از وسائل عمومی استفاده کند. از یک مسیری که همیشه تردد می کرده وارد آن مسیر می شه و می بیند که ای داد بیداد راهنمایی و رانندگی برای حل معضل ترافیک خیابون دو طرفه را یک طرفه کرد ه و تابلو ها را هم عوض کرده حالا تازه جریمه هم می شود و باید این جریمه گران را هم بر روی بقیه هزینه های سرسام آور زندگی پرداخت کند. شهر های بزرگ مشکلات بزرگی را هم با خود بهمراه دارند و تا کی این شهر روز به روز بزرگتر شده و حاشیه هایش محل سکونت خواهد بود . تهران پایتخت ایران سرسبز که گاهی آدم وقتی توی بعضی از خیابونهایش توی بهار قدم می زنه بوی قدیم و گذشته را احساس می کنه اما یکسری از آدم ها اومدن و برای ساختمان های آسمان خراش خودشون و بردن سود زیاد درختان را قطع و خشک می کنند حتی یادم می آید که در یکی از محله های قلهک چند سال پیش برای ساختن یک برج می خواستند محل یک باغ قدیمی را استفاده کنند و اومدن با اجازه شهرداری درختان آن را خشک کردن و برج را ساختن هرچند که مردم شکایت کردند ولی پو حلال مشکلات است . پول دادند و مجوز گرفتند. واقعا" برای ساختن شهری زیبا و عالی و توسعه یافته چه باید کرد. با تمام این تفاسیر ریز و درشتی که گفته شد ، اما مسئولین همه در صدد رفع اینگونه معضلات هستند. اما جرا اینقدر آرام آرام پیش می روند باید پرسید. واقعا" برای توسعه اجتماعی و مهندسی اجتماعی چه کار کرده اند؟ این نمونه ای از معضلاتی است که روزانه با آن همه به نوعی مواجه هستند.
    همانطور که می دانید شهر از بهم پیوستن چندین واحد مسکونی تک واحدی و پیوست واحد های دیگر به آنها هسته اولیه بوجود می آید . در دنیای امروز در اکثر شهرها می توان رد پایی از وقایع و رویدادهای تاریخی که در آن شهر سپری شده مشاهده کرد. محله ها ، بافت های یک شهر از امکانات و عوامل رشد مساوی در طول زمان برخوردار نبوده و نیستند و همین مسئله موجب پدید آمدن تفاوت های آشکار در سیمای شهرها شده است .این تفاوت ها باعث بروز انگیزه توسعه و تجددگرایی در بین اقشار مختلف ایجاد شده است ..امروزه در جهان توسعه خواهی تبدیل به یک جنبش فراگیر و جهانی شده است . اکثر قریب به اتفاق دولتها و ملت ها و شهروندان خواهان توسعه و پیشرفت هستند. دولت ها براساس اهداف و برنامه های آنان تعاریف گوناگونی از توسعه ارائه می دهند . در یک تعریف کلی و ناظر بر توسعه برنامه ریزی شده از سوی آنها با تلاش های انجام شده می توان چنین مصداقی ارائه کرد: " حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب " . شهرها محیطی اجتماعی هستند که از فضاها ی شهری مختلفی تشکیل شده اند . درون این شهرها تمامی فعالیت های تجاری ، فرهنگی ، ارتباطی، و هزاران هزار نوع دیگر در این فضاها صورت می گیرد. افزایش جمعیت ، توسعه شتابان شهرنشینی ، تغییرات ، امکانات و کیفیت توسعه جدید ، از جمله عوامل عمده ای هستند که شرایط متفاوت بین بافت های موجود و بافت های توسعه جدید دوران متاخر را بوجود آوردند.
    تهران به عنوان پایتخت ایران و یکی از شهرهای بزرگ جهان دارای امکانات و مشکلات مختلفی است که اکثر شهرهای بزرگ دچار این معضلات است . همچنین همانند سایر کشورها نیز دولت و مردم خواهان توسعه و رسیدن به وضع مطلوب زندگی شهری هستند. شهرداری تهران و شورای شهر که افراد آن به عوان نمایندگان منتخب مردم برای سامان دهی شهر انتخاب شده اند توانسته اند تا حدودی نسبت به تغییرات ظاهری در شهر و موضوعات فرهنگی و اجتماعی حرکت هایی را انجام دهند . اما با تمام این تفاسیر برای رسیدن به یک شهر مطلوب با امکانات شهری استاندارد در جهان فاصله زیادی است . یکی از مسائلی که می توان به آن اشاره داشت مسئله عدم هماهنگی شهرداری با سازمانها و نهادهای دولتی همانند سازمان بهزیستی ، راهنمایی و رانندگی ، آموزش و پرورش ، وزارت کشور ودیگر سازمانها که در موضوعات شهری مخصوصا" مشکلات و معضلات اجتماعی شهر بزرگ تهران است فعالیت می کنند . به عنوان مثال جمع آوری و اسکان کودکان و افراد بی خانمان است که در سطح شهر بصورت پراکنده دیده می شوند. این مسئله از طرفی موجب بروز مشکلات شهری عدیده ای شده است. شهرداری و سازمان بهزیستی کل کشورو کمیته امداد امام خمینی در بعضی از موارد در ایجاد مراکز نگهداری این افراد در یک راستا اقدام می کنند و در بعضی مواقع بر علیه یکدیگر اقداماتی از قبیل تعطیلی آن مرکز انجام می دهند. هر زمان برای اینکه اطلاع پیدا کنیم که مسئولیت جمع آوری این افراد در سطح شهر به عهده چه سازمانی است ، شهرداری و سازمان بهزیستی هرکدام عنوان می کنند که به عهده طرف مقابل است . اینگونه عدم هماهنگی ها در اداره شهرها موجب ایجاد سدی بزرگ برای توسعه شهری می شود . هر چند که شهردار و اداره تحت نظارت وی در ارائه خدمات شهری تلاش بسیاردارند ولی هنوز شرایط به مطلوبیت مورد نظر نرسیده است . شورای شهر و شهرداری باید در اقدامی مسئولانه نسبت به هماهنگی با سایر سازمانها اقدام کنند تا مشکلات اجتماعی و شهری به نحو احسن برطرف شود . وجود برخی از آسیبها و مشکلات اجتماعی – فرهنگی در شهرهای ما در حدی بالاتر ازاستاندادهای جهانی ( مشکلات ترافیکی، برخی از انحرافات اجتماعی ، بیکاری ، فقر،.مسکن .........) است . شهردار تهران بزرگ دکتر قالیباف در یکی از مصاحبه های خود اظهار داشت : سخت بودن زندگي در تهران و مشكلات را ناشي از انباشتگي آنها در زمانهاي گذشته بوده است . وي گفت: عقب ماندگي زياد است و مردم در تهران زندگي را تحمل مي كنند و اين عقب ماندگي در ايام طولاني كه بر اين شهر گذشته باعث شده معضلات ريشه اي و جدي شود. وي چهار معضل اساسي تهران را زيست محيطي، حمل ونقل، آسيب هاي اجتماعي و شكاف بين فقير و غني برشمرد. وي افزود: بايد بدانيم شهر موجود زنده است و بايد روابط ارگانيك واجتماعي آن را شناخت.
    وي نگاه راهبردي و استراتژيك خود را نهادينه كردن شهروند مداري در ابعاد مختلف به جاي شهرداري براي بهبود زندگي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي شهروندان تهراني عنوان كرد.
    وي گفت: اساس كار من اين است كه در هر تصميم دقت شود كه چه اثري براي مردم دارد با توجه كه شوراي شهر نهاد مدني است اولين وظيفه شورا و شهردار كه منتخب مردم هستند اين است كه مشاركت مردم را معني دار كند.
    بنابراین با توجه به نقطه نظر دکتر قالیباف نسبت به اهمیت در حل مشکلات و معضلات اجتماعی و اقدامات فرهنگی هنوز جامعه دچار مشکلات عدیده اجتماعی است . یکی دیگر از نقطه نظرات ایشان در خصوص شهروند مداری است که می تواند با کمک NGO ها و مردم در مراکز مردمی نسبت به حل مشکلات اقدام نمایند . اما گاهی اوقات قوانین و مصوباتی که از سوی سازمانها و نهادها ارائه می شود به جای اینکه معضلی را حل کند آن را تشدید می کند. به عنوان مثال چندی پیش مرکز نگهداری زنان خیابانی یا مرکز نگهداری دختران فراری در جنوب شهر تهران را به دلیل هایی که امکان حل آن به راحتی امکان پذیر بود تعطیل و همه افرادی که در آن مرکز اسکان داشتند در خیابان رها کردند. حال آیا چنین عملی صحیح و منطقی است ؟ آیا هنگامی که شهردار تهران خواهان رفع معضلات اجتماعی است بروز چنین مسائلی خود موجب رشد و افزایش آن در جامعه نمی شود؟ واقعا" این معضلات تا چه زمان و توسط چه گروههایی باید برطرف شود؟ به نظر باید ---------- گذاری کلانی برای شهرهای یزرگ در نظر گرفته شود و از نیروها و سازمانهای دولتی ، خصوصی و NGO ها با تمام قوا برای رفع معضلات استفاده شود و به جای اینکه به معضلات و افراد مبتلا به آن همانند گوی پرتاپ شوند و نداند که مسئول واقعی رفع آن چه سازمانی است همت کنید و با همفکری و جذب نظرات کارشناسان اجتماعی ، طراحی مهندسی اجتماعی صحیح و منطقی نسبت به رفع معضلات انجام دهید. زیرا آیندگان نیاز به برنامه های حاضر ما دارند تا بتوانند در جامعه ای با ثبات و بدور از معضل یا حتی الامکان کمترین معضلات به زندگی شهری بپردازند و شاهد توسعه اجتماعی و فرهنگی در سطح زندگی شهری و کشورمان باشند.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. 3 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Admin (Wednesday 31 March 2010-1), archi_girl (Monday 16 May 2011-1), moderator (Sunday 4 April 2010-1)

  5. Top | #11
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض شهرداري تهران در فرآيند اجتماعي شدن

    شهرداري تهران در فرآيند اجتماعي شدن [ دکتر ناصر فكوهي ]

    گزارشگر: فرين مهرنگ ، مرسده آزاده

    تا چند سال پيش اكثر شهردارها كه بر سر كار مي آمدند به شهر و شهرداري تهران نگاهي خدماتي و فني داشتند ، چطور خيابان ، بزرگراه ، مترو ،پاساژ بسازد . و كم توجهي آنها به ساكنين اين كلانشهرمشهود بود . هيچگاه توجه نمي شد كه مردم در كنار فعاليتهاي عمراني مهمترين توجه شان به شهرشان توجه به زيبا سازي و امنيت و پاسخگويي مي باشد . نمي گوييم اين كارها انجام نشده اما در حد خيلي ضعيفي صورت گرفت.
    حال از زماني كه دكتر قاليباف به شهرداري تهران منصوب شده است نگاه شهرداري به مسائل اجتماعي و حوزه اجتماعي بيشتر شده است . قاليباف مهمترين شعارش اين است كه شهرداري از يك حوزه خدماتي به يك نهاد اجتماعي كه مانند نهادهاي ديگر جامعه همچون مدرسه ، رسانه ، خانواده جريان ساز هستند تبديل كند.
    دكتر ناصر فكوهي ، انسان شناس، مدير گروه انسان شناسي دانشگاه تهران در گفتگو با مجله الكترونيكي علوم اجتماعي «فصل نو »، به تشريح شهر و شهرداري در تهران پرداخته است .

    پارسیان (شاپرزفا)
    س:آيا تهران از لحاظ فرهنگي شهر است يا يك روستا بزرگ؟


    پ:تشبیه تهران به یک روستای بزرگ درست نیست. زیرا هیچ روستایی نمی تواند با جمعیت میلیونی وجود داشته باشد، شمار و عدد آدم ها ولو آنکه کمترین و مساله سازترین مشکلات را در زیست جمعی با یکدیگر داشته باشند بدون حداقلی از هماهنگی شهری امکان پذیر نیست، کالبدها در شهر خواهی نخواهی از روابط کنترل شده ای تبعیت می کنند که آنها را نسبت به زندگی روستایی متفاوت می کند. شهر مجموعه بزرگی از زمان ها، مکان ها، نشانه ها، روابط، نماد ها ، واقعیت های دائما متغییر است که هر گز نمی توان در روستا آنها را حتی بازسازی کرد. اما اینکه تفکر «روستایی» یا نوع دیگری از زندگی ممکن است در شهر ها برای مثال در تهران، البته به شکل جزیره ای، وجود داشته باشد، در این جای شکی نیست. جماعت گرایی های شهری که در تهران شاهدش هستیم نوعی تداوم زندگی روستایی است. اما اصولا بهتر است برای خود این را روشن کنیم که در این پرسش نوعی تحقیر زندگی روستایی به چشم می خورد که امروز قابل دفاع نیست، مشکلات کنونی شهرهای ما به دلیل آن نیست که شهر نشینان باید فرهنگی داشته باشند که از فرهنگ روستایی بالاتر باشد و یا اصولا ما با یک سلسله مراتب در رفتارها روبروئیم که روستاها را در سطح پایین تر و شهرها را در سطح بالاتری قرار می دهد. بلکه ناشی از عدم توازن و تعادل در فرایند شهری شدن است که به ایجاد موقعیت ها و نهادهای کاملا جدیدی دامن زده است که موقعیت هایی مخرب و زیان بار هستند و باید با آنها مقابله کرد. به عبارت دیگر فکر می کنم بهتر است هر چه زودتر این نوع از استدلال ها را که مردم ما چون روستایی بوده اند نمی توانند شهری شوند از ذهن خود دور کنیم. در روستاهای ما بهترین نمونه های همیاری و همبستگی و همکاری وجود داشته است در حالی که در شهرهای ما کمتر اثری از این گونه اشکال است و این را نمی توان به حساب «روستایی ماندن» شهرها گذاشت. غیر انسانی شدن روابط انسانی در شهرها از جمله در شهر تهران ربطی به منشاء روستایی ساکنانش ندارد. بلکه حاصل عدم توانایی سازوکارهای اجتماعی است که باید یک شهر را تولید و بازتولید کنند.


    س: آيا شکل فضايي شهرها مي تواند بر روابط دروني فضاها تاثير بگذارد؟

    پ: بدون هیچ شک و تردیدی چنین است. اشکال غیر انسانی روابط غیر انسانی به وجود می آورد این تجربه ای است که جهان در طول قرن بیستم به دست آورد، شهرهای برگ صنعتی به عنوان مثال با ایجاد فضاهای بزرگ مسکونی یعنی مجتمع های بسیار عظیم که فضای زیست را به فضای حوابگاهی تقلیل می دادند، سبب شدند که شهرهایی هیولا مانند رشد کنند و تعداد بی شماری انسان در ساختار هایی انباشت شوند که فاقد هر گونه روح انسانی و روابط همبستگی و فرهنگی میان آنها بود و این کار بیست سال بعد شورش هایی را در همه این شهرک ها به وجود آورد. شهر می تواند با ایجاد فضاهایی که انسان بودن انسان را در نظر بگیرد و به آن اولویت ببخشد سبب بهبود روابط میان انسان ها شود و بر عکس می تواند به سوی غیر انسانی کردن و حتی بهتر است بگوئیم ضد انسانی کردن روابط میان آنها پیش رود. یک شهر ماشینی شده و یا ابزاری شده چنین شهری است ما در ادبیات شهرشناسی، پیشینه شهرهای هیولا مانند که به آنها نام «دش شهر» (دیستوپیا) داده شده را داریم که نویسندگان برجسته ای چون جرج اورول، ترسیمشان کرده اند، اگر رمان «1984» اورول را در نظر بگیرید می بینید که استدلال او بیش از هر چیز در جهنمی که ترسیم می کند، استدلالی شکلی است که شکل ها محتواها را به ناچار به سوی تخریب و جهنمی شدن می برند. البته اورول تاکید خودش را به دلایلی خاص بر سطح زبان گذاشته است ، اما تحلیل او کاملا بر سطح اشکال شهری و فضاهای اجتماعی قابل تعمیم است و در همان رمان نیز این کار را تا اندازه ای انجام داده است.



    س: آیا المانهای موجود در سطح شهر اضطراب و استرس را از شهروندان دور می کند؟

    پ: باید ببینیم از کدام شهر صحبت می کنید. در شهرهای بزرگ اروپایی امروز تلاش می شود که این عناصر شهری تا حد ممکن شهر را جذاب و زندگی را برای شهروندانش مطبوع کنند. تجربه پایتخت ها و کلان شهرهای بزرگ بیشتر گویای آن است: لندن، پاریس، نیویورک، برلین و حتی مسکو و میلان و رم در چند دهه اخیر به سوی استفاده از عناصر شهری ای رفته اند که شهرها را هر چه بیشتر جذاب و زندگی در آنها را هر چه لذت بخش تر کند همین هم یکی از دلایل آن است که چنین تقاضای بالایی برای زندگی در این شهرها وجود دارد. اما اگر منظورتان تهران باشد متاسفانه باید بگوئیم هنوز برغم تلاش های زیادی که انجام شده ما با موقعیت آرمانی فاصله بیش از اندازه قابل تصوری داریم. عنصر شهری و اصولا ساخت شهر و نحوه توسعه آن بیشتر به یک کابوس شباهت دارد تا به یک برنامه ریزی شهری. و همین امر نیز طبعا برای بسیاری از افراد زندگی آسوده در این شهر را ناممکن می کند. البته شاید به همین دلیل نیز بوده( و این نکته مثبتی است) که برخی دیگر از کلان شهرهای ایران نظیر اصفهان یا تبریز و شیراز موفقیت زیادی در جذب جمعیت داشته اند و امروز بر خلاف چند دهه قبل بسیاری از ساکنان این شرها ابدا تمایلی به کوچ کردن به تهران ندارند


    س:آیا از نظر شما ، شهرداری توانسته است به وظایف خود به نحو احسن در خصوص نیاز شهروندان انجام وظیفه نماید؟

    پ: شهرداری به نظر من با توجه به مشکلاتی که در مجموعه ساختاری کشور وجود داشته و دارد تا اندازه زیادی توانسته است به امور سازماندهی کند و در مجموع می توان بیلان کار آن را مثبت ارزیابی کرد اما این مثبت ارزیابی کردن به معنای آن نیست که ما با موقعیت آرمانی فاصله بی نهایتی نداشته باشیم. شاید یکی از مشکلات در رابطه با شهرداری آن بوده است که پیوند بیش از حدی میان روابط شهرداری و مدیریت های شهری در ایران با حوزه ---------- وجود داشته است ، در حالی که ما باید به طرف آن برویم که هر چه بیشتر این پیوند را کاهش داده و شهرداری را تبدیل به نوعی حکومت مستقیم و محلی و نوعی دموکراسی مشارکتی بکنیم. به گمان من شهردار جدید تهران با تجربه مثبتی که در نیروی انتظامی داشت شاید بتواند این کار را بکند. اما بهر تقدیر این ---------- زدگی نکته ای بسیار منفی است که باید تا حد ممکن کنار گذاشته شود. در عین حال شهرداری تهران باید متوجه باشد که تهران یکی از شهرهای بزرگ جهان است و باید همچون یک شهر بزرگ دنیا اداره و سازماندهی شود. و معنی این حرف صرفا در ساخت و سازهای شهری نیست بلکه باید به مجموعه ای از سازوکارهای شهری و همچنین به مجموعه ای از نماد ها و نشانه ها و رفتارهای شهری انتقال یابد و این نه کار ساده ای است و نه می توان آن را در حدود اختیارات و امکانات شهرداری محدود کرد.



    س:شهر تهران جزء شهرهای بزرگ دنیاست ، آیا شهرداری توانسته است مسئله حاشیه نشینی آن را به نحوی سامان دهی کند؟

    پ: در اینکه تهران جزء شهرای بزرگ جهان است جای شکی نیست، اما امروزه جز شهرهای بزرگ توسعه یافته تقریبا هیچ یک از شهرهای بزرگ کشورهای در حال توسعه نتوانسته این مشکل حاشیه نشینی را حل کنند و اصولا مفهوم شهر بزرگ هر چه بیشتر در حال تبدیل شدن به مشکلی جهان سومی است زیرا کشورهای توسعه یافته با استفاده از ابزارهای بی شماری مانع از آن می شوند که رشد و انباشت جمعیت بزرگی در شهرها اتفاق بیافد و بنابراین به اشکال حاشیه نشینی دامن بزند. اما کشورهای در حال توسعه نتوانسته اند چنین کنند و حاشیه های آنها به زاغه نشینی و زایش حلبی آبادهایی به بدترین معنای کلمه دامن زده است. در ایران و در تهران به دلیل وجود درآمد سرشار نفتی این پدیده تا اندازه با وخامت کمتری نسبت به بدترین نمونه ها ( برای مقال مکزیکو سیتی یا بمبئی و کلکته و غیره) دیده می شود اما در همین حد نیز باید با آن مقابله کرد و هر جه زودتر بافت های فرسوده و اسکانهای غیر رسمی را سامان داد در غیر این صورت خطر شورش های شهری تهران را نیز همچون همه کلان شهرهای دیگر تهدید خواهد کرد. گمان من آن است که نگاه اجتماعی تر شهرداری در سال های اخیر به مساله شهر و شهرنشینی در این زمینه بسیار مثبت بوده است یعنی سبب شده است که در کنار کارشناسان فنی و شهرساز گروهی از کارشناسان اجتماعی نیز وارد روابط مدیرتی شوند و همین خط باید حفظ شده و تا حد ممکن ادامه یابد و اگر چنین شود بی شک ما در آینده موقعیت بهتری را در این زمینه تجربه خواهیم کرد.



    س: به نظر شما مردم ما چقدر با حقوق شهروندی خود آشنا هستند؟ در صورت عدم آشنایی با این حقوق بهترین راه برای تبلیغ این حقوق در بین شهروندان چیست؟

    پ: مساله آشنایی با حقوق شهروندی نیست، آشنایی می تواند به سادگی از طریق ابزارهای تبلیغی و رسانه ای به مردنم داده شود و این کاری است که نهادهای مختلف تقریبا همه انجام می دهند و گاه حتی بیش از اندازه انجام می دهند، چون از این فکر حرکت می کنند که اگر شهروندان همچون شهروندانی واقعی عمل نمی کنند دلیلش آن است که نمی دانند چگونه باید رفتار کنند. البته ممکن است در مورد برخی از شهروندان واقعا چنین باشد اما در اکثر موارد رفتارهای اجتماعی نه به دلیل ندانستن بلکه به دلیل نیاز های ساختاری و روابط اجتماعی ای انجام می گیرد که آن رفتارهای را ناگزیر می کنند و برای تصحیح و تغییر آنها باید این موقعیت ها را در نظر داشت. صرفا از طریق نصیحت و شعارهای اخلاقی دادن می توان کنش های اجتماعی را تغییر داد. بنابراین فکر می کنم اصولا ما نیاز به اصلاحی در این زمینه و تغییر رویکرد ازیک رویکرد تبلیغی به یک رویکرد مشارکتی عملی داریم که برای آن نیاز به برنامه ریزی وجود دارد. دموکراسی مشارکتی یکی از بهترین روش ها در این زمینه است یعنی تفویض اختیار به نهادی های غیر متمرکز فرودستی که کار مدیریت را در سطح شهر زیر نظارت نهادهای بالاتر بر عهده بگیرند. این رویکرد بسیار کم و به شیوه هایی بسیار متفاوت از ابزارهای تبلیغاتی استفاده می کند اما استفاده آن کارا و موثر است.


    س:به نظر شما آیا در ایران مقوله ای تحت عنوان شهروند مداری وجود دارد؟

    پ: شهروند مداری نیاز به رسیدن به سطح بالایی از مردم سالاری دارد. کشور ما فاقد پیشینه ای دراز مدت در مردم سالاری است زیرا از دورانی تاریخی و بسیار طولانی از اشکال مختلف سیستم های آمرانه بیرون آمده است در حالی که اکثر شهرهای توسعه یافته جهان دارای پیشینه های مردم سالاری بیش از دوفرن هستند. اما حتی در این شهرها رسیدن به موقعیت شهروند مداری تنها در برخی از پیشرفته ترینشان ممکن شده است بنابراین فکر می کنم این یک وقعیت آرمانی است که برای ما صرفا تامل نظری و حرکت بسیار آرام به سوی آن در حال حاضر مطرح باشد.



    س:یکی از مقوله هایی که تازگی ها به آن اشاره می شود رویکرد اجتماعی شهرداری است ،آیا به نظر شما چه مقدار شهرداری توانسته است در اجرای این رویکرد موفقیت کسب کند؟

    پ: فکر می کنم پاسخ این سئوال را دادم . خوشبختانه از چند سال پیش به این سو این رویکرد به شدت در شهرداری تقویت شده است و ما امروز در زمینه ای مختلف با سازمان های شهرداری همکاری می کنیم. مراکز همچون سازمان فرهنگی هنری شهر تهران در این زمینه رویکردی کاملا اجتماعی داشته اند و حتی بحث محله محوری را که چندین سال پیش برای نخستین بار مطرح شده بود امروز به صورت یک بحث جا افتاده می توانم در شهرداری ببینیم. از سوی دیگر در رابطه با بافت های فرسوده و حاشیه نشینی شهری رفته رفته با سرعتی کم اما به هر حال به صورتی متداوم شاهد تغییر رویه و تغییر رویکردهای شهرداری به طرف اجتماعی شدن هستیم که باید از این امر استقبال کرد و امیدوار بود که ادامه یابد چه در غیر این صورت عدم تداوم می تواند به صورت یک تجربه بسیار نفی کارهای انجام شده را نیز به زیرسئوال ببرد.




    س: آیا وجود فرهنگسراها در سطح شهر توانسته اند مسائل شهری و فرهنگ شهرنشینی را در بین اقشار مردم گسترش داده است؟

    پ: بحث فرهنگسراها همچون بسیاری دیگر از اقداماتی که در طول بیست سال اخیر در تهران انجام شده است به نظر من بیش از اندازه شتاب زده بوده و نه پیش از ساختن آنها به اندازه کافی درباره رسالت و اهدافشان و سازوکارهایی که باید آنها را هدایت کنند اندیشیده شده است و نه پس از تاسیس و فعالیتشان چندان توجهی به مطالعه بر بیلان کار آنها شده است و از این لحاظ ما با یک خلاء اطلاعاتی بزرگ روبرو هستیم. بنابراین هر چند نفس این کار بسیار مثبت بوده است و باید از آن دفاع کرد ، تدامش نیاز به مطالعاتی دارد که باید هر چه زودتر انجام بگیرد تا این نهاد ها خود نسبت به کار خویش و همچنین دیگران نسبت به کار آنها آگاهی بیشتری پیدا کرده و در صورت نیاز تلاش کنند که آن را بهتر و کاراتر کنند.





    س:به نظر شما مي توان از يک مدل خاص شهري براي شهرهاي ايران صحبت کرد؟

    پ: چنین مدلی اگر به صور بسیار پویا و انعطاف پذیر ساخته شود، می توان کم و بیش قابل تصور باشد. اما تنها در خطوط کلی اش می توان انتظار داشت که موقعیت های بسیار متفاوت شهرهای ایرانی را که در آن واحد اقلیمی ، قومی، سیاسی، اجتماعی و ... هستند را پوشش دهد. من بیشتر معتقد به یک مدل چند گانه و پیچیده هستم که هر بار بنا بر مقتضیات محلی تغییر کرده و بتواند بهترین وضعیت را نسبت به مکان خاصی که به اجرا در می آید ایجاد کند. چنین کاری باز هم نیاز به مطالعات اولیه ای دارد که بتوانند شهرهای ایران را از لحاظ این واقعیت های متفاوت شناخته و تحلیل کنند. این شناخت و تحلیل در حال حاضر وجود ندارند، مطالعاتی که درچارچوب طرح های جامع و امثالهم انجام شده برای این منظور کاملا ناکافی و کاملا غیر کاربردی و غیر کارا هستند و اگر مصرفی داشه باشند صرفا در بخش ساخت و سازهای شهری است.




    س: با توجه به اين که رشد شهرنشيني در ايران با نقايصي همراه بوده به نظر شما ايران در حوزه ي شهر نشيني و توسعه ي شهري با چه مشکلاتي رو به رو بوده و روبه رو خواهد شد ؟

    پ: این بحثی بسیار طولانی است که در اینجا نمی توانم به آن بپردازم.اما نظر من به طورکلی این است که ما با شتابی بیش از اندازه شهری شده ایم و دلیل اصلی این امر نیز وجود منابعی طبیعی (درآمد نفتی ) بوده است که خود، کاری برای به دست آوردنش نکرده ایم. بنابراین تزریق درآمدهای نفتی شهرهای ما را ساخته اند، اما ساخته شدن شهر به معنی ساخته شدن شهروند و حتی شهرنشین نیست. این تناقض اصلی است که ما با آن روبروئیم یعنی شهرهایی داریم که ساکنانش تنها به شکل صوری شهرنشین هستند در حالی که هویت های پیشین خود را از دست داده اند ولی هنوز هویت جدیدی نیز به دست نیاورده اند و اغلب از زندگی در شهر ناتوانند زیرا برای به دست آوردن این توانایی نیازی به تجربه ای زیست شده وجود داشته است که آنها از آن محرومند.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    moderator (Sunday 4 April 2010-1)

  7. Top | #12
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تکليف مونوريل سال 83 روشن شد

    چمران در جمع خبرنگاران:
    تکليف مونوريل سال 83 روشن شد
    رئيس شوراي اسلامي شهر تهران گفت: پروژه مونوريل صادقيه که توسط شوراي شهر در سال 83 به تصويب رسيده بود ، توسط وزارت کشور وقت لغو و پذيرفته نشد به همين دليل شوراي شهر در همان زمان لغو مصوبه و توقف کار را ابلاغ کرد و تکليف اين پروژه از همان موقع روشن بود.
    پارسیان (شاپرزفا)
    به گزارش مهر ، مهدي چمران در حاشيه جلسه غير علني شوراي شهر که صبح امروز برگزار شد در جمع خبرنگاران با بيان اين مطلب اظهار داشت: با لغو مصوبه پروژه مونوريل صادقيه و توقف کار، شهرداري از مدت ها پيش مي توانست نسبت به جمع آوري پايه هاي اين پروژه اقدام کند و تکليف اين پروژه که نيمه کاره مانده کاملا روشن بوده است.
    وي در پاسخ به اين سوال که تکليف هزينه هايي که صرف احداث اين پروژه شده چه مي شود، گفت: مطالعاتي که براي اين پروژه صورت گرفته مي تواند در موارد بعدي مورد بهره برداري قرار گيرد.

    رئيس شوراي شهر تهران در مورد نرخ بليت اتوبوس و مترو که مورد اعتراض از سوي فرمانداري قرار گرفته است، خاطر نشان کرد: سال گذشته به صورت مفصل و منطقي براي تعيين نرخ بليت و کرايه ها بحث و بررسي شده است و نتايج آن را هم اعلام کرديم و اکنون موضوع را دنبال مي کنيم تا به اميد خدا بتوانيم مصوبه را به همان صورت اجرايي کنيم.

    وي افزود: فرمانداري مسائل و مشکلاتي را در اين زمينه طرح کرده است که امروز هم در اين مورد جلسه اي داشته ايم و با فرماندار موضوعات را مطرح کرديم و در مسير حل مشکلات قرار داريم و اميدواريم به نتايج مثبتي برسيم.

    چمران در پاسخ به اين سوال که با توجه به وضعيت کنوني آيا نرخ هاي جديد براساس مصوبه شوراي شهر از امروز 15 فروردين ماه قابل اجرا خواهد بود يا نه ، گفت: براي اجراي مصوبه ها بايد تا زمان رفع اعتراض فرمانداري صبر کرد ولي چون تدارک هاي لازم ديده شده احتمالا شهرداري نرخ هاي جديد را به اجرا مي گذارد و اگر مشکلي بود مي توانيم مشکلات را اصلاح کنيم.

    وي در مورد ساير مصوبه هاي امروز جلسه شوراي شهر گفت: يکي از مصوبات امروز شورا بحث تابلوهاي تبليغاتي بر روي عرشه هاي پل ها بود که گاه به صورت نامناسب و ناهنجار هستند به همين دليل با هماهنگي سازمان زيبا سازي آيين نامه اي براي نحوه و شرايط نصب اين تابلوها تصويب شد که بر اساس آن همه مشخصات اين تابلوها از اندازه، نور، تميزي و نحوه نصب مشخص خواهد بود.

    رئيس شوراي اسلامي شهر تهران حسابرسي بودجه سال 86 شوراي شهر، احداث يک جايگاه سوخت چند منظوره در حريم شهر و زمينه سازي براي ايجاد مسيرهاي دوچرخه سواري را از ديگر موضوعات مطرح شده در جلسه امروز شورا عنوان کرد و گفت: مقرر شد تا منطقه 8 که مسيرهاي ويژه دوچرخه سواري را راه اندازي کرده و نتايج اجراي اين پروژه را اعلام کند تا براساس نتايج به دست آمده بتوانيم براي توسعه مسيرهاي دوچرخه سواري در ساير نقاط شهر برنامه ريزي کنيم.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    moderator (Sunday 4 April 2010-1), sayman (Saturday 23 July 2011-1)

  9. Top | #13
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض شهرنشيني و سلامت

    در سال 2007 جمعيت شهرنشين در جهان براي نخستين بار از مرز 50 درصد فراتر رفته است؛ يعني از هر دو نفر يكي در شهرها ساكن است و نسبت شهرنشيني همچنان روند فزاينده‌اي را طي مي‌كند.
    شايد شهرنشيني در تئوري بتواند با فراهم آوردن امكانات اقتصادي، اجتماعي و سياسي، شرايط بهتر سلامت را براي شهرنشينان همراه داشته باشد، اما در عمل شهرنشيني برنامه‌ريزي نشده، اثراتي منفي براي سلامت افراد و جامعه پديد آورده است.
    توجه به سلامت در سطح شهرها و پرداختن به عوامل موثر بر آن بويژه با مدنظر قرار دادن اين واقعيت اهميت مي‌يابد كه سلامت انسان‌ها تا حد زيادي تحت تاثير وضعيت اجتماعي و اقتصادي آنهاست و با صرف پيشگيري و درمان بيماري‌ها سلامت جامعه بهبود نمي‌يابد. شهرنشيني به عنوان يكي از عوامل مهم تاثيرگذار بر سلامت، امسال در كانون توجه جهاني قرار گرفته است.
    براساس نتايج آخرين سرشماري ملي در سال 1385 طي نيم قرن گذشته، نسبت شهرنشيني در ايران از 31 درصد در سال 1335 به 61 درصد يعني 2 برابر در سال 1375 افزايش يافته و اين رقم به حدود 70 درصد در سال 85 رسيده است كه اين روند همچنان ادامه دارد. هم‌اكنون نزديك به 50 ميليون نفر از جمعيت ايران در شهرها زندگي مي‌كنند كه پيش‌بيني مي‌شود اين تعداد در سال 1404 به حدود 90 ميليون نفر افزايش يابد. تعداد شهرهاي ايران از 160 شهر (با جمعيت بيش از 5000 نفر) در سال 35 به 1050 شهر در سال 85 افزايش يافته است و مهم‌تر آن كه حدود 50 درصد از كل جمعيت شهري ايران در 7 كلانشهر تهران، مشهد، اصفهان، تبريز، شيراز، كرج و اهواز استقرار دارند.
    شهر تهران با جمعيتي بيش از 8 ميليون نفر به تنهايي 20 درصد جمعيت كل و حدود 30 درصد جمعيت شهرهاي كشور را در خود جاي داده است.
    اين شهر بزرگ كه يك‌چهارم توليد ناخالص داخلي ايران را در بردارد، امروز به نمادي از مسائل پيچيده اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي شهرهاي بزرگ تبديل شده است. افزايش نسبت شهرنشيني ناشي از 2 عامل تبديل سكونتگاه‌هاي روستايي به شهر از يك‌سو و مهاجرت روستاييان به شهرها از سوي ديگر است. اقتصاد تك‌محصولي متكي به نفت و اختلاط اقتصاد ايران با اقتصاد سرمايه‌داري جهاني بويژه از زمان سلطنت پهلوي دوم و به تبع آن پيشرفت فنون، موجب آزاد شدن بخش قابل توجهي از نيروي كار در روستاها شد و روستاييان براي كسب معاش روانه شهرها شدند كه پيامد آن شهرنشيني شتابان و مواجه شدن شهرهاي بزرگ با مشكلات عديده بوده است. شهرنشيني شتابان در دهه‌هاي اخير، خاص كشور ايران نيست و در كشورهاي همجوار نيز ـ كه عمدتا كشورهايي با اقتصاد تك محصولي هستند ـ همين اتفاق افتاده است.

    هواي آلوده
    يكي از مهم‌ترين دلايل آن كه براي ما بسيار ملموس است، آلودگي هواست. در حال حاضر بيش از يك ميليارد نفر از جمعيت جهان در هواي آلوده و ناسالم تنفس مي‌كنند كه شهروندان تهراني نيز جزو آنان هستند. براساس شاخص‌هاي جهاني، آلودگي هوا موجب مرگ بيش از 800 هزار نفر در دنيا شده و اين مقدار حدود 7 ميليون و 900 هزار سال عمر از دست رفته است. آلودگي هوا امروز يك مساله جهاني است و بيش از 130 كشور جهان كه عمدتا از كشورهاي در حال توسعه هستند، با آن و پيامدهايش به صورت جدي دست به گريبان هستند. براساس اعلام شركت كنترل كيفيت هوا، سالانه حدود يك ميليون و 645 هزار تن انواع آلاينده‌ها تنها از منابع متحرك به هواي تهران وارد مي‌شود كه از اين رقم حدود يك ميليون و 354 هزار تن آلاينده منواكسيدكربن، حدود 19هزار تن آلاينده ذرات معلق، بيش از 109هزار تن اكسيدهاي ازت و 156هزار تن هيدروكربن است. از تهران كه بگذريم اصفهان، تبريز، شيراز، مشهد، اهواز، اراك و كرج از ديگر شهرهاي آلوده ايران هستند. براساس گزارش بانك جهاني، خسارت سالانه آلودگي هوا در ايران تا 10 سال آينده از رقم 8 ميليارد دلار كنوني به حدود 16 ميليارد دلار در سال2016ميلادي مي‌رسد.

    روان‌هاي آزرده
    ساعت‌ها در ترافيك ماندن، تحمل بوق گوشخراش خودرو و صداي اگزوز موتور و سرانجام شب را با صداي گوشخراش خالي شدن كاميون تيرآهن يا گودبرداري منزل مجاور گذراندن براي كسي اعصاب نمي‌گذارد، اما اين تمام استرس شهرنشينان نيست با توجه به منابع محدود و فضاي اندكي كه در شهرهاي بزرگ وجود دارد، رقابت براي به دست آوردن فرصت‌هاي شغلي مناسب، شديد و دشوار است و اين موضوع فشار بزرگي بر اعصاب شهرنشينان مي‌آورد. اين موضوع را حتي در به دست آوردن محلي براي پارك خودرو نيز مي‌توان مشاهده كرد.
    شهر تهران با جمعيتي بيش از 8 ميليون نفر به تنهايي 20 درصد جمعيت كل و حدود 30 درصد جمعيت شهرهاي كشور را در خود جاي داده است افزايش تراكم جمعيت ساكن در شهرهاي بزرگ نيز خود موجبي براي افزايش اين فشار است. حاصل تمامي اين فشارها بروز اختلالات رواني چون اضطراب و افسردگي است مشكلاتي كه در جوامع روستايي كمتر از شهري مشاهده مي‌شود.

    سرعت و غذاي آماده
    در شهرهاي بزرگ همه چيز سريع اتفاق مي‌افتد و در اين سرعت ديگر كسي وقت و حوصله غذا درست كردن ندارد. اينجاست كه پاي غذاهاي آماده به ميان مي‌آيد. هجوم مردم به سمت غذاهاي آماده مانند ساندويچ، پيتزا و كنسرو يكي از مشكلات اصلي در سلامت شهرنشينان است. اين غذاها كه اغلب با نمك و روغن فراوان درست مي‌شوند و نوشابه كه معمولا به همراه اين غذاها نوشيده مي‌شود، باعث مي‌گردد شهرنشينان بيشتر به بيماري‌هاي گوارشي، ديابت و چاقي مبتلا شوند.

    شهر و آسيب‌هاي اجتماعي
    فقر، حاشيه‌نشيني، نابرابري‌هاي اجتماعي، اعتياد و... ازجمله مسائل اجتماعي در حوزه سلامت شهري هستند كه جامعه ما همچون بسياري از جوامع دنيا با آن روبه‌روست و بر سلامت افراد تاثير مي‌گذارد. آسيب‌هاي اجتماعي در دنياي امروز با پيچيده شدن نياز به راهكارهاي تازه‌اي نيز دارند يكي از اين راه‌حل‌ها كارهاي داوطلبانه و سازماندهي آنها در قالب سازمان‌هاي غيردولتي است. افراد در قالب اين گروه‌ها علاوه بر ياري رساندن به نيازمندان (معتادان، بزهكاران، سالخوردگان، بازنشستگان و...)، خود ياد مي‌گيرند بكوشند تا به ديگران كمك كنند. اين كنش علاوه‌بر اين كه مي‌تواند براي جامعه سودآور باشد، به آنها هويتي جديد نيز مي‌بخشد.

    شهرسازي و سلامت
    از مساله آلودگي هوا كه بگذريم، بسياري از خصوصيات محله و شهر مي‌تواند در ارتقاي سلامت و حتي پيشگيري از بيماري‌ها موثر باشد. به بيان ديگر نحوه شهرسازي نيز روي سطح سلامت افراد موثر است.
    مطالعه محققان نشان داده كه برخي عوامل شهري مانند دسترسي به پارك‌ها و سالن‌هاي ورزشي، همچنين وجود فروشگاه‌هايي كه بتوان براحتي از آنها ميوه و سبزيجات تازه و مناسب خريداري كرد، باعث مي‌شود كه شهروندان ساكن آن محله، كمتر از سايران به ديابت نوع مبتلا شوند.
    همچنين ميزان دسترسي به حمل و نقل عمومي نيز بر سلامت موثر است و مشخص شده اين عامل نيز مي‌تواند افراد را از وضعيت پيش ديابتي، دور نگه دارد؛ چرا كه باعث مي‌شود مردم كمتر از وسيله نقليه شخصي استفاده كنند و همين احتمالا موجب مي‌گردد مقداري پياده‌روي كنند.
    فضاهاي سبز بيشتر در محله‌ها نيز علاوه بر نقشي كه در تلطيف و پاكيزه كردن هوا دارند، در ميزان فعاليت، پياده‌روي و ورزش‌هاي گروهي مردم موثر هستند.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  10. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    sayman (Saturday 23 July 2011-1)

  11. Top | #14
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض طراحی داخلی سنتی ایران

    معماری داخلی به عنوان طراحی هدفمند فضاهای داخلی و ساماندهی آنها به منظور استفاده بهینه کاربران، از زمان‌های دور با آدمی‌همراه بوده‌است…. مصریان باستان همواره توجه ویژه‌ای به‌ارایه بندی فضاهای داخلی داشته‌اند و با استفاده‌از نقاشی و تندیس‌ها بر غنای فضای داخلی معابد و مقابر خود می‌افزودند.‌ از دوران رنسانس نیز که معماران همراه و همگام با سایر هنرمندان به دنبال تولید فضاهای معماری متفاوت بودند، توجه به فضاهای داخلی اهمیتی کم‌تر از کلیت بنا نداشته‌است.‌ نقاشی‌های میکل آنژ مانند آنچه در سینسیناتی دیده‌می‌شود از این ‌قبیل طراحی‌های داخلی است که هنرمندی نفاش سعی بر فضا سازی داخلی کرده‌است.‌ در ایران نیز توجه به فضاهای داخلی جدای از نماهای خارجی همواره مورد توجه معماران قرار داشته‌است.در مجموعه عظیم تخت جمشید که برای ساخت آن تمام هنرمندان و صنعتگران خبره دنیا به‌ایران آورده شدند، حجاری‌ها، جزئی تحکیم کننده در فضاهای داخلی است.‌ کاخ‌های بزرگ هخامنشی در پاسارگاد، تخت جمشید و شوش علاوه بر اینکه شاهکار معماری هستند از نظر هنرهای تزیینی اهمیت فوق‌العاده دارند. حجاری این کاخ‌ها در کمال دقت و ظرافت انجام گرفته و کلیه جزییات بر روی سنگ حجاری شده‌است. برای نمونه باید از نقش داریوش بزرگ و خشایارشا بر دیوار بنای خزانه داریوش در تخت جمشید نام برد.این نقش، داریوش را در حالیکه بر تخت نشسته و گل نیلوفر در دست و دو بخور‌دان در جلو او قرار دارد نشان می‌دهد. در مقابل داریوش مردی با لباس مادی ایستاده و دست خود را جلو دهان گرفته‌است. پشت سر داریوش، خشایارشا ولیعهد او ایستاده و در پشت خشایارشا به ترتیب یک سردار پارسی و اسلحه دار مخصوص شاه و بالاخره دو سرباز گارد شاهی ایستاده‌اند. علاوه بر حجاری از کاشی مینایی نیز در تزیین کاخ‌ها استفاده شده‌است که نمونه‌ آنها نقش سربازان جاوید در شوش است.‌ ستون‌های بلند و سرستون‌های عظیم هخامنشی نیز کاملاً جنبه تزیینی داشته‌اند. قسمت جالب حجاری، نقش خنجری است که به کمر اسلحه دار مخصوص شاه بسته شده‌است غلاف این خنجر بهترین معرف هنر تزیینی در ایران عهد هخامنشی است.
    در مساجد ایران نیز توجه به تمام جزئیات فضای داخلی مثل رنگ، آرایه و میزان نور به دقت مورد توجه بوده‌است.‌ طراحی هر فضا به تناسب عملکرد فضا صورت می‌گرفته‌است. شبستان‌های جنوبی با ارتفاعی معمولا کمتر و طراحی متفاوت از سایر شبستان‌ها بوده‌اند و ایوان‌ها و ورودی‌ها معمولا با دقت کاشی‌کاری می‌شدند. کاربرد آجر در معماری دوره سلجوقی بسیار رواج پیدا کرد و از انواع طرح‌های هندسی در آجر استفاده می‌شد. هنر آجرتراشی و تزیینی بنا با آجرهای تراشیده، از قرن پنجم قمری در ایران معمول بوده‌است. در کنار این تزیینات بسیار زیبای آجری، کتیبه‌ها و خطوط تزیینی،‌ با استفاده‌از آجر تراشیده، یکی از ویژگی‌های معماری سلجوقیان است. شیشه‌های دوره‌اسلامی‌که‌ آغاز آن (قرن هفتم و هشتم میلادی) قرن اول قمری است، از آمیختگی میان تمدن‌های امپراتوری روم شرقی (بیزانس) و پارت و ساسانی،‌ در ایران حاصل شده‌است. با توجه به‌اشیاء شیشه‌ای کشف شده، این هنر در سمرقند،‌ شهر ری،‌ جرجان و نیشابور رونق بسزایی داشته‌است. وجود اشیاء متعلق به سده پنجم تا اوایل سده هفتم قمری حکایت از رونق صنعت شیشه‌گری در دوره سلجوقی می‌کند و با کشف اشیای شیشه در جرجان ونیشابور می‌توان نواحی خراسان و گرگان را از جمله مراکزساخت اشیای شیشه‌ای دانست. در اوایل دوران اسلامی ‌کاربرد گچ در تزئینات معماری، از جایگاه والایی برخوردار بود بطوریکه‌ اغلب سطوح بناها را با آن اندود می‌کردند و روی آن را گچ‌بری رنگی تزئین می‌کردند.

    در قرن پنجم هجری قمری، تغییراتی در ظاهر گچ بریها پدیدار گشت که محصول خلاقیت و ابتکار بود. در این دوره گچ بری از نظر تنوع اجراء به مرتبه حیرت انگیزی دست باقتو در اغلب موارد و در نحوه‌استفاده‌از گچبری نیز تغییراتی پیدا شد به گونه‌ای که کم کم بطور موقت، گچ بری جای خود را به رشد عظیم آجر کاری دوره سلجوقی داد. اما این بدان معنا نبود که گچ بری جایگاه والای خود را بطور کلی از دست بدهد چرا که وجود گچ بریهای بسیار غنی همچون گنبد علویان همدان موید این نکته‌است که گچ بری به موازات آجر کاری به پیشرفت و تکامل خود ادامه داد.‌

    در دوره صفوی، تزیینات چوبی در بناهای غیرمذهبی دارای نقش اصلی بود و در آنها میزان بیشتری ازتذهیب‌کاری و نقاشیهای لاکی استفاده می‌شد. طرحهای آنها با هنر مینیاتور دارای رابطه نزدیکی بود. کنده‌کاری و خراطی به ویژه در درها و سقفها خود هنر خاصی دراین دوره بوده‌است. نقاشی‌های دیواری (فرسک) در کاخ عالی‌قاپو، قصر اشرف و چهلستون و همچنین آیینه‌کاری به عنوان نوعی تزیین جدید دربناها، مانند آیینه خانه، مورد استفاده قرار گرفته‌است. هنر کاشیکاری و همچنین شاهکارهای درخشان و پرجاذبه هنر گچبری پس از اسلام در ایران که‌از بناهای دوره سلجوقیان و ایلخانیان رواج یافت، در دوره صفویه به‌اخرین حد زیبایی وتکامل رسید. سه قسم کاشیکاری مهم در تزیین بناهای این دوره چشمگیر هستند: کاشی یکرنگ، کاشی موزاییک یا معرق و کاشی هفت رنگ. بناهای دوره صفوی که با این نوع کاشیکاری آرایش شده‌اند، در هیچ جای دنیا نظیر ندارند. نکته قابل توجه در تزئینات داخلی و خارجی بناهای سنتی ایران این است، که تزئینات جزئی از بنا بوده و هیچ گاه به صورت بزک و عنصری اضافی نبوده‌است حتی در دوره‌ای سفت کاری و تزئینات هم زمان اجرا می‌شد.‌ این میزان توجه به‌ارایه و تزئینات سبب ارتقای کیفیت فضاهای مورد استفاده بوده‌است.‌ معماری کویری ایران به ویژه در خانه‌ها، به علت ماهیت درونگرای آن سرشار از نمونه‌های بدیع و زیبای طراحی داخلی است که در آن ایجاد فضایی در تضاد با محیط کویری و القای حس زندگی و سرسبزی درون بنا از مهمترین اهداف معماران سنتی در طراحی داخلی بوده‌است. استفاده‌از شیشه، آئینه، گچ کاری و هنرهای ظریفه دیگر در تزئین و آرایه بندی فضا، تمام ملاحضات زیبایی شناسی، اقلیمی‌و حتی شرعی را نیز شامل می‌شده‌است به عنوان مثال شکل‌گیری آیینه‌کاری به عواملی چند بستگی داشته‌است.

    این عوامل عبارتند از:
    1 ـ نیاز به روشنایی موجب شد تا از آیینه برای تزئین استفاده شود. زیرا در این صورت با حداقل نور می‌توان روشنایی زیادی ایجاد کرد.
    2 ـ چون طبق دستورات دینی هنگام عبادت نباید چهره خود را در آیینه دید، آیینه‌ها به حال شکسته قرار گرفتند به نحوی که‌اگرچه در مقابل آن قرار گیرید نمی‌توانید چهره خود را ببینید.
    3ـ علاقه به تزئین زیارتگاه‌ها موجب شد تلاش برای تزیین بکار رود.
    4- چون بکارگیری تصاویر موجودات زنده‌اعم از انسان و حیوان در محل عبادت در اسلام در مقابل نمازگزار مجاز نیست تزئینات شکل هندسی بخود گرفت. این ویژگی‌ها آثار هنری آیینه‌کاری را در ایران بوجود آورد.
    در دوران قاجاریه که به سبب تعاملات فرهنگی و مراودات سیاسی، معماری اروپایی به جای معماری ایران در ساختمانهای دولتی و برخی کاخها الگو قرار گرفت، توجه به هنرهای ظریفه‌افزون شد.‌ نمونه‌های زیبایی از پنجره‌های رنگی، گچ کاری و آئینه کاری را می‌توان در خانه‌های به جامانده‌از دوران قاجار به ویژه در کاشان یافت.‌ خانه بروجردیهی به عنوان یکی از بهترین آثار معماری ایران سرشار از خلاقیت‌های هنرمندان سنتی ایران است.

    منابع
    ـ پُرادا، ایدت، هنر ایران باستان «تمدنهای پیش ازاسلام»، ترجمه یوسف مجیدزاده، تهران، 1357.
    ـ پوپ، آرتور اپهام،‌ معماری ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران، 1366.
    ـ کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، 1334.
    - گدار، آندره، هنرایران، ترجمه بهروز حبیبی، دانشگاه ملی، تهران، 1358.
    ـ گدار، آندره، آثار ایران، ترجمه سروقد مقدم، مشهد، 1367.
    ـ گیرشمن،‌ رمان، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران، 1336.
    ـ گیرشمن، رمان، هنر ایران «ماد و هخامنشی»، ترجمه عیسی بهنام، تهران، 1371.
    ـ گیرشمن، رمان، هنر ایرانی «اشکانی و ساسانی»، ترجمه بهرام فره‌وشی، تهران، 1370.
    ـ ویلسن،‌ کریستی، تاریخ صنایع ایران، ترجمه عبدالله فریار، چاپ دوم، تهران، 1366
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  12. Top | #15
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض طرح اجرائی در معماری داخلیfolding

    معماری فولدینگ یکی از سبک های مطرح در دهه پایانی قرن گذشته بود . فلسفه فولدینگ برای نخستین بار توسط فیلسوف فقید فرانسوی ، ژیل دلوز مطرح شد . وی همچون ژاک دریدا از جمله فلاسفه مکتب پسا ساختارگرایی محسوب می شود . دلوز نیز مانند دریدا اساس اندیشه خود را بر زیر سوال بردن بینش مدرن و مکتب ساختارگرایی قرار داد .
    فلسفه دلوز ، یک فلسفه افلاطون ستیز و دکارت ستیز است . به عبارت دیگر می توان بیان نمود که فولدینگ یک طرح ضد دکارتی است . از نظر دلوز ، هستی از زیر بناهای عقل ریاضی استخراج نشده است . وی در کتاب معروف خود ، ضد ادیپ سرمایه داری و اسکیزوفرنی ( 1972) خرد مدرن را مورد پرسش قرار داد . از نظر دلوز ، خرد هر جایی است .
    پارسیان (شاپرزفا)
    فولد یعنی چین و لایه های هزار تو ، یعنی هر لایه در کنار لایه دیگر ، همه چیز در کنار هم است ، هیچ اندیشه ای بر دیگری ارجحیت ندارد ، تفسیری بالاتر و فراتر از دیگری نیست ، همه چیز افقی است . به عبارت دیگر فولدینگ می خواهد منطق دو ارزشی را دیکانستراکت کند و کثرت و تباین را جایگزین آن کند . فولدینگ هم مانند دیکانستراکشن در پی از بین بردن مبناهای فکری تمدن غرب و بالاخص منطق مطلق و ریاضی گونه مدرن است .
    معماری فولدینگ یکی از سبک های مطرح در دهه پایانی قرن گذشته بود . فلسفه فولدینگ برای نخستین بار توسط فیلسوف فقید فرانسوی ، ژیل دلوز مطرح شد . وی همچون ژاک دریدا از جمله فلاسفه مکتب پسا ساختارگرایی محسوب می شود . دلوز نیز مانند دریدا اساس اندیشه خود را بر زیر سوال بردن بینش مدرن و مکتب ساختارگرایی قرار داد .
    فلسفه دلوز ، یک فلسفه افلاطون ستیز و دکارت ستیز است . به عبارت دیگر می توان بیان نمود که فولدینگ یک طرح ضد دکارتی است . از نظر دلوز ، هستی از زیر بناهای عقل ریاضی استخراج نشده است . وی در کتاب معروف خود ، ضد ادیپ سرمایه داری و اسکیزوفرنی ( 1972) خرد مدرن را مورد پرسش قرار داد . از نظر دلوز ، خرد هر جایی است .

    پارسیان (شاپرزفا)
    فولد یعنی چین و لایه های هزار تو ، یعنی هر لایه در کنار لایه دیگر ، همه چیز در کنار هم است ، هیچ اندیشه ای بر دیگری ارجحیت ندارد ، تفسیری بالاتر و فراتر از دیگری نیست ، همه چیز افقی است . به عبارت دیگر فولدینگ می خواهد منطق دو ارزشی را دیکانستراکت کند و کثرت و تباین را جایگزین آن کند . فولدینگ هم مانند دیکانستراکشن در پی از بین بردن مبناهای فکری تمدن غرب و بالاخص منطق مطلق و ریاضی گونه مدرن است .
    فولدینگ ، عمودگرایی ، طبقه بندی و سلسله مراتب مردود می داند و به جای آن افقی گرایی را مطرح می کند . از نظر فولدینگ همه چیز همسطح یکدیگر است . دلوز در کتاب خود به نام ، فولد ، لایبنیتز و باروک ( 1982 ) جهان را چنین تبیین می کند : " جهان به عنوان کالبدی از فولدها و سطوح بی نهایت که از طریق فضا ، زمان فشرده شده ، در هم پیچ و تاب خورده و پیچیده شده است . " دلوز هستی و اجزاء آن را همواره در حال شدن می بیند .
    یکی از موارد کلیدی در مباحث مطرح شده توسط دلوز ، افقی گرایی است . دلوز به همراه یار همفکر خود ، فیلیکس گاتاری ، مقاله ای به نام " ریزوم " در سال 1976 در پاریس منتشر کرد . این موضوع در کتاب هزار سطح صاف ( 1980) به صورت کامل تر توسط این دو مطرح گردید . رزیوم گیاهی است بر خلاف سایر گیاهان ، ساقه آن به صورت افقی و در زیر خاک رشد می کند . برگ های آن خارج از خاک است . با قطع بخشی از ساقه آن ، این گیاه از بین نمی رود ، بلکه از همانجا در زیر خاک گسترش می یابد و جوانه های تازه ایجاد می کند .
    این دو متفکر با مطرح نمودن بحث ریزوم ، سعی در بنیان فکنی اندیشه غرب کردند و اصول اولیه آن را زیر سوال بردند . از نظر آنها ، عقلانیت غرب به صورت سلسله مراتب عمودوار ، درخت گونه و مرکز مدار است .
    بحث فولدینگ در معماری از اوایل دهه 1990 مطرح شد و به تدریج اکثر معماران نامدار سبک دیکانستراکشن مانند پیتر آیزنمن ، فرانک گهری ، زاها حدید و حتی معماران مدرنیست فیلیپ جانسون به این سمت گرایش پیدا کردند . از دیگر معماران و نظریه پردازان سبک فولدینگ می توان از بهرام شیردل ، جفری کیپینز ، گرگ لین و چارلز جنکز نام برد . همانند دیکانستراکشن ، خواستگاه فلسفه فولدینگ در فرانسه و معماری فولدینگ در آمریکا بوده است.

    این معماران در کارهای جدید خود پیچیدگی را با وحدت یا تقابل نشان نمی دهند بلکه به صورت نرم و انعطاف پذیر ، پیچیدگی ها و گوناگونی های مختلف را در هم می آمیزند . این کار باعث از بین بردن تفاوت ها نمی شود . باعث ایجاد یک پدیده همگون یکپارچه نیز نمی گردد ، بلکه این عوامل و نیروها به صورت نرم و انعطاف پذیر در هم می آمیزد . هویت و خصوصیت هر یک از این عوامل در نهایت حفظ می شود مانند لایه های درونی زمین که تحت فشارهای خارجی تغییر شکل می دهند ، در عین این که خصوصیات خود را حفظ می کنند .
    نظریه دیکانستراکشن جهان را به عنوان زمینه هایی از تفاوت ها می دید و این تضاد ها را در معماری شکل می داد . این منطق تضاد گونه در حال نرم شدن است تا خصوصیات بافت شهری و فرهنگی را به گونه ای بهتر مورد استفاده قرار دهد .
    دیکانستراکشنیست ها عدم هماهنگی های درون پروژه را در ساختمان و سایت نمایش می دادند و این نقطه آغاز پروژه آنها بود . ولی آنها هم اکنون این تفاوت ها را در تقابل نشان نمی دهند ، بلکه آنها را به صورت انعطاف پذیری در هم می آمیزند و یک منطق سیال و مرتبط را دنبال می کنند . اگر در گذشته پیچیدگی ها و تضاد از دل تقابل های درونی پروژه بیرون می آمد ، در حال حاضر خصوصیات مکانی ، مصالح و برنامه به صورت انعطاف پذیری روی همدیگر تا می شوند ، در حالی که هویت هر یک حفظ می شوند . معماری فولدینگ در مقیاس شهری در جایی بین زمینه گرایی و بیان گرایی قرار دارد . فرم های انعطاف پذیر نه به صورت کامل هندسی هستند و نه به شکل دلبخواهی . در مقیاس شهر ، این لایه های تا شده و انعطاف پذیر نه نسبت به بافت مجاور خود بی تفاوت اند و نه مطابق با آنند ، بلکه از شرایط محیطی بهره می جویند و آنها را در منطق پیچ خورده و منحنی خود جای می دهند .

    گرگ لین در تعریف معماری فولدینگ می گوید : " فولدینگ یعنی تلفیق نمودن عوامل نامربوط در یک مخلوط به هم پیوسته . " در این رابطه می توان لایه های رسوبی در کوه ها را مثال زد که در اثر فشارهای درونی زمین روی یکدیگر خم شده و پیچ و تاب خورده اند . در عین این که هر لایه خصوصیات درونی خود را حفظ کرده است ، ولی با لایه مجاور خود درگیر شده و لایه ها به صورت انعطاف پذیری در کنار یکدیگر انحناء پیدا کرده اند .
    معماری فولدینگ معماری نئو باروک نیز نامیده می شود . در معماری باروک ، سبک های یونانی ، رومی ، شرقی ، رومانسک ، گوتیک و کلاسیک روی یکدیگر تا می شوند و کالبد بنا و سطوح مواج دیوارها نسبت به شرایط انعطاف پذیرند . همانگونه که در معماری فولدینگ انعطاف پذیری احجام و سطوح مختلف توسط تکنولوژی جدید ، که همان رایانه است ، انجام می شود . تکنولوژی رایانه قادر است بین دو شکل ، شکل های میانی را برای انتقال نرم یکی به دیگری انجام دهد . این انتقال نرم مدت ها است که در فیلم های تبلیغاتی ، فیلم های ویدیویی و فیلم های سینمایی انجام می شود . در فیلم ویدیویی مایکل جکسون به نام سیاه و سفید ، تصویر صورت چند فرد مختلف که از نژادها ، رنگ ها ، جنسیت و سنین مختلف بودند گرفته شده بود و در مقابل چشمان حیرت زده تماشاگران تلویزیون ، تصویر یکی به دیگری تبدیل می شد ، بدون اینکه بیننده احساس کند که این لایه های بین دو صورت کاملا متفاوت به صورت تصنعی و یا ناهمگون به یکدیگر تبدیل می شوند .
    در فیلم پایان گر 2 ( Terminator 2 ) نیز هنر پیشه ای که نقش منفی داشت می توانست کالبد خود را به صورت جیوه در بیاورد و همانند جیوه در هر شرایطی تغییر حالت دهد . در روی کف زمین به صورت یک کف پوش پهن شود و سپس از روی کف بلند شده و به صورت انسان و یا حالت های دیگر در آید . امروزه با استفاده از رایانه ، این انتقال و تغییر شکل به راحتی قابل اجرا است و معماران فولدینگ سعی می کنند که معماری را با علم روز همگون و همسو سازند .
    در این رابطه بهرام شیردل در مصاحبه خود در مجله آبادی می گوید : " فکر من و همکارانم در معماری و شهر سازی ، قابل انعطاف کردن فضاها است به گونه ای که جوابگوی تفاوت های بی شماری باشد ،... همیشه معتقد بوده ام باید معماری جدیدی به وجود آید که با افکار و زندگی زمان خود انطباق داشته باشد و فرهنگ و تمدن موجود را غنی تر کند ... انسان با گذشت زمان افکار و خصوصیاتش تغییر می کند - بر عکس سایر جانداران - معماری هم باید تبع آن تغییر کند . "
    پیتر آیزنمن به عنوان بانی طرح فلسفه فولدینگ در حوزه معماری واژه " Weak Form " یا " فرم ضعیف " را مطرح کرده است . فرمی که قابل انعطاف است و خود را با شرایط محیطی وفق دهد .همانطور که ژله با شکل ظرف خود تطبیق می یابد . لذا فرم ها یا لایه های معماری فولدینگ ، در مجاور و همتراز یکدیگر به صورت انعطاف پذیر و در انطباق با شرایط کالبدی ، اجتماعی و تاریخی محیط در سایت قرار می گیرند
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  13. Top | #16
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض

    تاثیرات رنگ در طراحی

    استفاده زیاد از رنگ استخوانی در این مورد باعث یین شدن بیش از حد فضا و سرد شدن روابط بین افراد خانواده میشود
    چند وقت پیش یک موردی برام پیش اومد که موجب شد کار یک گروه از طراحهای داخلی رو ببینم . البته این گروه یکی از گروههای خیلی معروف تو زمینه طراحی داخلی هستند که هم هزینه کارهاشون خیلی بالاست و هم کلیه امکانات و ابزار کارهاشون رو خودشون تولید می کنن .
    نکته جالبی که تو طراحی کارهاشون میشه دید پیروی از سبک خاصی هست که مخصوص خودشونه البته من ترجیحا توضیح زیادی نمیدم چون در واقع منظورم از بیان این مطالب اون گروه خاص نیست و این فقط مثالی بود برای مطلبی که قصد طرح آن رو دارم، چیزی که مد نظرم قرار داره بنوعی کارهایی از این قبیل هست که انجام میشه .


    پارسیان (شاپرزفا)

    استفاده زیاد از رنگ استخوانی در این مورد باعث یین شدن بیش از حد فضا و سرد شدن روابط بین افراد خانواده میشود

    چند وقت پیش یک موردی برام پیش اومد که موجب شد کار یک گروه از طراحهای داخلی رو ببینم . البته این گروه یکی از گروههای خیلی معروف تو زمینه طراحی داخلی هستند که هم هزینه کارهاشون خیلی بالاست و هم کلیه امکانات و ابزار کارهاشون رو خودشون تولید می کنن .

    نکته جالبی که تو طراحی کارهاشون میشه دید پیروی از سبک خاصی هست که مخصوص خودشونه البته من ترجیحا توضیح زیادی نمیدم چون در واقع منظورم از بیان این مطالب اون گروه خاص نیست و این فقط مثالی بود برای مطلبی که قصد طرح آن رو دارم، چیزی که مد نظرم قرار داره بنوعی کارهایی از این قبیل هست که انجام میشه .

    این برام خیلی عجیب و ناراحت کننده است که میبینم کسانی هزینه های هنگفتی برای دکوراسیون منزل خود صرف میکنند اما نه تنها منزل آنها از زیبایی بی بهره میشه بلکه از نظر روحی نیز لطمه زننده خواهد بود.

    استفاده از قواعد فنگ شوئی در دکوراسیون منزل یکی از بهترین شیوه های تبدیل محل زندگی به فضایی مطلوب و دلنشین است. این امر را به دو دلیل عنوان می کنم اول اینکه این سبک بر اساس اصل تعادل حاکم است و دوم اینکه این سبک به روح و روان انسان توجه بیشتری دارد که البته در سبکهای شرقی امری معمول است . در صورتی که در سبکهای غربی نوع نگرش و توجه به اسباب و فضاها به گونه ای دیگر است. البته در اینجا قصد تشریح سبکها و اشکالات آنها رو از باب فنگ شوئی ندارم اما به عقیده من اگراین سبک بدرستی با سبکهای مختلف دکوراسیون داخلی ترکیب شود میتواند یک نتیجه مطلوب و با ارزش از لحاظ بصری و روانی باقی بگذارد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

صفحه 2 از 57 نخستنخست 1234561252 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...