لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 1 از 57 123451151 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 451

موضوع: بانک مقالات معماری و مهندسی شهرسازی

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بانک مقالات معماری و مهندسی شهرسازی

    بانک مقالات مهندسی شهرسازی


    پارسیان (شاپرزفا)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    sayman (Saturday 23 July 2011-1)

  3. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض جهان شهری در سال 2050

    جهان شهری در سال 2050 [ مهدي علاقبند ]
    پارسیان (شاپرزفا)
    با توجه به معیارهای امروزی، شهرها در جوامع سنتی اغلب بسیار کوچک بودند. مثلا شهر بابل یکی از بزرگ ترین شهرهای باستانی خاور نزدیک شاید در دوران اوج خود جمعیتی بیش از 15 یا 20 هزار نفر نداشت. نخستین شهرهای جهان حدود 3500 سال پیش از میلاد، در دره های رودنیل، دجله و فرات و سند در پاکستان امروزی پدیدار شدند.

    در بیشتر شهرهای جهان باستان با وجود گوناگونی تمدن هایشان، برخی ویژگی های مشترک یافت می شود. شهرها معمولا دارای دیوار بودند. این دیوارها که اساسا با اهداف نظامی و به منظور دفاع از شهر در برابر حمله دشمنان برپا می شد، بر جدایی اجتماع شهری از روستا تاکید می کرد. ناحیه مرکزی شهر که اغلب شامل فضای عمومی بزرگی بود، گاه در درون دیوار داخلی دومی احاطه می شد. مرکز شهر اگرچه معمولا دارای بازار بود اما با نواحی تجاری که در هسته شهرهای امروزی یافت می شوند کاملا فرق داشت.

    ساختمان های اصلی تقریبا همیشه مذهبی و ---------- بودند، مانند معابد و کاخ ها یا دربار که در مرکز شهر یا نزدیک مرکز قرار داشتند؛ در حالی که طبقات غیرممتاز نزدیک به کناره های شهر و یا برخی بیرون از دیواره شهر می زیستند.

    مطالعات شهرهای امروزی نشان می دهد که آنها دگرگونی های اساسی نسبت به شهرهای قدیمی- چه از لحاظ ساخت و طراحی و چه از لحاظ روابط اجتماعی- پیدا کرده اند. زیرا صنعتی شدن شهرها زندگی جدیدی را برای انسان ها تعریف کرده است. شهری شدن در قرن بیستم فرآیندی جهانی است که جهان سوم به گونه فزآینده ای به سمت آن گرایش دارد. قبل از سال 1900 رشد شهرها تقریبا به تمامی مربوط به شهرهای غرب بود ولی بعد از 50 سال، افزایش در رشد شهرها در جهان سوم نیز اتفاق افتاد. از نگاه آنتونی گیدنز ، دوره اصلی رشد شهرها در طول چهل و چند سال گذشته بوده است.

    روی هم رفته، رشد جمعیت شهری بسیار سریع تر از رشد جمعیت جهانی است:

    39درصد جمعیت جهان در سال 1975 در نقاط شهری زندگی می کردند؛ طبق برآوردهای سازمان ملل این رقم در سال 2000 به 50 درصد رسید و در سال 2025 به 63 درصد می رسد. (جامعه شناسی، آنتونی گیدنز، ص 603 و 604)

    صفحه خبری بی.بی.سی در مصاحبه با شش کارشناس مسائل شهری به بررسی شهرها و ابعاد آنها در سال 2050 پرداخته است. بنابر پیش بینی ها تا 50 سال آینده جهان به سرعت در حال رسیدن به مرحله ای
    است که در آن دو سوم جامعه بشری در شهرها زندگی خواهند کرد. شش کارشناس دیدگاه های خود را درباره جهان شهری در سال2050 اینگونه بیان کردند:

    «هاتک دیتمار» کارشناس حمل و نقل در آمریکاست. وی امیدوارست در سال 2050 شهرهایی را ببینیم که در آنها رابطه صمیمانه تری میان شهرها و فضاهای غیرشهری اطراف آنها برقرار باشد؛ چه از نظر استفاده از مصالح محلی و چه به لحاظ بهره گیری از معماری سنتی و بومی. به اعتقاد او باید به سمت شهرهایی برویم که محور آنها به جای اتومبیلرانی، پیاده روی باشد و براساس بودجه غذا و انرژی مان طراحی شده باشند.

    سرپرست بنیاد «پرینس برای فضاهای شهری» می گوید: به این منظور یکی از راهکارهای موجود، حرکت به سوی الگوهای بی زمان است یعنی ساختمان هایی که به جای آنکه صرفا شگفت انگیز باشند، برای مصارف مختلف ساخته شده باشند. باید به فکر آن باشیم که محل کارمان به محل زندگی مان نزدیک باشد. به این ترتیب از شدت ترافیک کاسته می شود. آن وقت شهرها به جای یک مرکز، چند مرکز خواهند داشت.

    بیشترین نگرانی هاتک دیتمار از آن است که در آینده، اگر انرژی بیش از حدگران و کمیاب شود، جمعیت به دو بخش محروم و برخوردار از انرژی تقسیم شود. این وضعیت می تواند بی ثباتی بیشتری را پدید آورد، چون بیشتر شهرها با نوعی کشاورزی وابسته به نفت تغذیه می شوند و چنان وضعیتی بیش از حد هراس انگیز خواهد بود.بنیاد «پرینس برای فضاهای شهری» توسط پرنس چارلز (ولیعهد بریتانیا) برای ترویج طرح های ساختمانی سنتی بنیان گذاشته شده است.

    «مایکل دیر» استاد رشته جغرافیایی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی معتقد است: یکی از تاثیرات سرمایه داری جهانی، ایجاد جهانی است که بیش از پیش قطبی شده است. از یک طرف شما چیزی دارید که همکارم «مایک دیویس» آن را سیاره حلبی آبادها می نامد و از سوی دیگر با پدیده شهرهای زرین روبه رویید.

    نویسنده کتاب «وضعیت شهری پسامدرن» می گوید: این قطبی بودن در داخل شهرها وضعیتی را ایجاد می کند که می توان آن را شهرنشینی پسامدرن نامید و تا سال 2050 شاهد گسترش این پدید خواهیم بود. در این شرایط شهرها بیش از یک مرکز خواهند داشت. اگر به شهرهای جنوب کالیفرنیا یا به شهر بارسلون اسپانیا دقت کنید این پدیده را خواهید دید. این شهرها یک هسته مرکزی ندارند. برای مثال، لس آنجلس 20 یا 30 مرکز دارد. الگوی سفر بامدادی به مرکز شهر در آنجا وجود ندارد. در ضمن، این وضعیت به معنای آن است که مدیریت شهری هم متمرکز نیست.

    در این روش، شهرها حول یک مرکز شکل نمی گیرند بلکه بعد از ساخته شدن شهر، مراکز متعددی برای آن در نظر گرفته می شود. به این ترتیب شما یک شهر چند پاره خواهید داشت. مثلا لس آنجلس در مساحتی حدود 14 هزار مایل مربع پراکنده است.
    این موضوع موقعیت هایی را برای خودمختاری محله ها فراهم می کند. داراها و ندارها هر یک محله و فضای حیاتی خود را دارند. محله های خودمختار در محدوده ابرشهرها پدید می آیند.

    «نایجل تریفت» معاون رئیس دانشگاه واریک انگلستان حدس می زند که تا سال 2050 موضوع پایداری انرژی در شهرهای بزرگ جهان توسعه یافته به شکل عمده ای تبدیل شود و می افزاید: در آن شرایط گسترش شهرها آنگونه که در آمریکا دیده ایم، به ناچار متوقف خواهد شد. در اروپا باید اوضاع بهتر باشد چون در مجموع شهرهای اروپایی جمع و جورترند. حتی اگر به لندن نگاه کنید، در مقایسه با شهرهای آمریکا، شهر چندان گسترده ای نیست.

    به نظر وی مسئله اصلی این است که آیا گرم تر شدن آب و هوای زمین، تاثیر نامساعدی بر شهرها می گذارد یا نه. در مورد شهرهای نزدیک به آب مانند لندن، آب گرفتگی و سیلاب می تواند خطرساز باشد. در واقع این وضعیت از هم اکنون نیز آغاز شده است.

    این دانشمند علوم اجتماعی و جغرافیایی انسانی اعتقاد دارد که این به معنای یک وضعیت شوم و وخیم نیست، اما برای مقابله با آن دولت باید بی سروصدا دست به اقدامات اساسی بزند.

    به نظر می رسد تاکنون تنها نیمی از چاره جویی لازم برای این وضعیت شده باشد. بعضی از شیوه های حمل و نقل در آینده مشکل ساز خواهند بود. تا 10 یا 15 سال آینده صنعت مسافرت هوایی رفته رفته رو به زوال خواهد گذاشت. وضعیت در دیگر نقاط جهان به منطقه بستگی دارد. بعضی از نقاط آسیا و آفریقا بدترین وضعیت آب و هوا را خواهند داشت. برخی شهرها به شدت آسیب پذیر خواهند بود. برای جلوگیری از این مشکلات اقدام جهانی لازم است. به نظر نایجل تریفت بهتر است به فکر یک بودجه عمومی جهانی برای شهرهای مختلف در اطراف و اکناف جهان باشیم. «استیفن گراهام» استاد جغرافیای انسانی دانشگاه دارام انگلستان و سردبیر نشریه سایبر سیتیز ریدر معتقد است: در 30 یا 40 سال گذشته این نظر وجود داشت که هر چه فناوری و به خصوص فناوری اطلاعاتی پیشرفته تری داشته باشید، نیاز کمتری به جابه جایی و حمل و نقل و ارتباط رویارو با دیگران خواهید داشت و به طور کلی کمتر به شهر متکی خواهید بود. فرض بر این بود که با افزایش پهنای باند ارتباطات، مردم منزوی تر می شوند، اما شواهد حاکی ا ز آن است که اوضاع درست برعکس از آب درآمده است. گرچه این حرف تناقض آمیزی است، اما شواهد حاکی از آن است که هر چه اقتصادها، ارتباطات اجتماعی و فرهنگ ها بیشتر به فناوری پیشرفته متکی می شوند، شهرها هم بیشتر رشد می کنند. تقاضا برای دیدار رویارو صرف نظر از گسترش فناوری وجود دارد. در هند، چین و آفریقا قضیه دو قطبی تر است. تنها بخش کوچکی از جامعه به فناوری پیشرفته دسترسی دارند. با این حال یک روند افراطی گرایش به دموکراسی در این زمینه مشاهده می شود. هزینه استفاده از ارتباط بی سیم به شدت رو به کاهش است.

    فکر می کنم براساس
    همین روند بسیار سریع دموکراتیزه شدن، جای زیادی برای خوش بینی وجود دارد.

    «والدن بلو» استاد جامعه شناسی دانشگاه فیلیپین می گوید: اگر روندهای کنونی ادامه بیابد قدر مسلم تا 50 سال آینده یک کابوس شهری ما را به کام خود خواهد کشید. در جنوب، رشد جمعیت شهری دو برابر میزان رشد جمعیت کشورهاست. کشاورزی دیگر جاذبه ای ندارد و مردم دسته دسته روستاها را ترک می کنند. در عین حال، روند صنعت زدایی، ظرفیت صنایع موجود برای جذب سیل مهاجران را به شدت کاهش داده است. تولیدکنندگان بومی، کسب و کار خود را در نتیجه واردات ارزان از دست می دهند و سرمایه گذاران خارجی این منطقه را به مقصد چین ترک می کنند تا از نیروی کار ارزان چینی بهره بگیرند.

    مدیرعامل «انستیتوی پژوهش و ---------- گذاری تمرکز بر جنوب جهانی» واقع در بانکوک، یکی از نتایج این مهاجرت بدون امکان جذب کارگران مهاجر را ایجاد حلبی آبادهای عظیم در اطراف شهرها می داند. 30 تا 40 درصد جمعیت مانیل، جاری تا، مکزیکوسیتی و لاگوس در چنین جاهایی زندگی می کنند. در شمال نیز چنین شهرک هایی وجود دارد. حتی در درون شهرهای بزرگ، مناطق فقیرنشین پرجمعیت وجود دارد. از جمله واشنگتن پایتخت آمریکا که بیشتر جمعیت آن سیاهپوستند و اقلیت سفیدپوستی که در آن کار می کنند شب ها این شهر را به مقصد حومه های ویرجینیا و مریلند ترک می کنند. شاید تنها هنگامی که داراها دریابند امتیازات خود را به قیمت تیره روزی دیگران به دست آورده اند، هراس از نابودی این سیاره این بار موجب یک دگرگونی نسبتا صلح آمیز شود.

    خانم «ساسکیا ساسن» از نگره پردازان برجسته در زمینه تاثیر جهانی بر شهرهاست. وی که نویسنده کتاب «قلمرو، اقتدار و حقوق از قرون وسطی تا مجتمع های جهانی» است، اعتقاد دارد: در 50 سال آینده دورنمای شهری در همه جای دنیا با امروز تفاوت خواهد داشت؛ به خصوص در شهرک های بزرگ و مراکز قدرتمند اقتصادی.

    تجربه شهرهای امروز اروپا در آینده نادر خواهد بود .شهرهای اروپا بیشتر به شهرهای جهانی جنوب شبیه خواهند شد. اروپا شاهد مهاجرت بیشتری خواهد بود و شهرهای بزرگ حالت شهرهای مرزی را خواهند داشت. در برخی از این شهرها وضعیت های دردناکی خواهیم داشت. شاهد افزایش فقر و تنازعات متعدد خواهیم بود. ما درست در آغاز راه آینده هستیم، اما آن را خوب نمی بینیم. مفهوم ---------- بودن بازتولید خواهد شد. مفهوم حق به مفهوم حق شهری بدل می شود که معنای آن حق خانه داشتن و برخورداری از آب خواهد بود. اینجا در لندن شما حس می کنید که شهر دارد اداره می شود، اما وقتی به نیویورک، مکزیکوسیتی و سائوپولو می روید، این احساس کمتر و کمتر می شود. به نظر من، ما داریم به این سمت می رویم؛ ابتکارها بیشتر می شود و وضعیت ---------- تازه، به حاشیه نشینان توانایی مطالبه حقوق خود را از شهر خواهد داد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. 2 کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    maryyam (Tuesday 28 September 2010-1), sayman (Saturday 23 July 2011-1)

  5. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض مونوگرافي محله پروازتهران

    مونوگرافي محله پروازتهران [ افسانه خان‌محمدي ]
    افسانه خان‌محمدي، مريم سراج، سميه قادري، فاطمه موسوي

    حد و مرز محله :
    منطه 5 شامل 7 ناحيه و 29 محله است كه تحقيق حاضر در ارتباط با ناحيه 4 آن است، كه شامل محله هاي پرواز، سازمان برنامه شمالي-جنوبي، سازمان آب و كوي ارم مي شود.
    محله ی پرواز، از جنوب به آزاد راه تهران- کرج و از شمال که از شمال غرب به بزرگراه رسالت و محله ی سازمان برنامه شمالی و از شمال شرق به خیابان آیت الله کاشانی و محله کوی شاهین منتهی شده است،همچنین این محله از سمت غرب به محله ی سازمان برنامه جنوبی و از سمت شرق نیز به بزرگراه امیر لشکر ستاری محله فردوس منتهی می شود.


    تاریخچه محله پرواز:
    در سال 1358و یکسال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، محله ی پرواز در یک طرح ایجاد تعاونی مسکن پس از طراحی و تهیه نقشه به پرسنل هواپیمایی نیروی زمینی( هوانیروز) و نیروی هوایی جمهوری اسلامی به طور مشترک واگذار شد.
    از سال 1360ساخت وساز واحدهای مسکونی به صورت ویلایی و در یک طبقه آغاز شد که مساحت این منازل در هر کوچه که 14 واحد مسکونی وجود داشت، 5 قطعه اول 210متر و 9 قطعه دوم هم 240 متر بود.
    در حدود سال 1375ساخت وساز آپارتمانی آغاز وبافت منازل ویلایی به آپارتمانهایی با متراژهای پائین و متوسط 8 واحد تبدیل شد.
    نکته قابل توجه این است که به جز چند مورد نادر،بقیه منازل ویلایی به صورت مشارکتی با بساز بفروشان تبدیل به مجتمع های مسکونی آپارتمانی شدند،که پر واضح است که این بساز بفروشان هم علم کافی از مقاوم سازی سازه های آپارتمانی نداشته که این مورد را نگارنده به خوبی با زندگی در این محله مشاهده ودرک نموده است- در نتیجه آپارتمانهایی تنها با ظاهری زیبا ساخته اند، که این مورد نه تنها در اینجا بلکه در تمام شهر از بزرگترین معضلات جامعه شهری است.
    در ضلع شمال شرقی این محله- تقاطع دو بزرگراه آیت الله کاشانی و بزرگراه رسالت – در سال 1373 میدانی به نام«نور» تأسیس شدکه این میدان توسط سازمان حمل ونقل و ترافیک طراحی شده بود.با فوت علامه محمد تقی جعفری نام این میدان به میدان «علامه جعفری» تغییر نمودکه روی دیواریکی از ساختمانهای جنب میدان، واقع در خیابان آیت الله کاشانی، عکس بزرگی از ایشان نقاشی شده که هنوز هم موجود می باشد.
    بزرگراه رسالت ، اتوبانی بود که از این میدان وارد محله‌ی پرواز می شد واکنون پس از ایجاد تحولاتی اساسی ودر طی 2 سال اخیر، این میدان به « پل نور» تغییر شکل داد که پیمانکاری این پل هم بر عهده شرکت « جنرال مکانیک»بود که هم اکنون شامل زیر گذر آیت الله کاشانی و روگذر اتوبان رسالت می باشدکه با حضور آقای قالیباف ، شهردار افتتاح شد.

    تحولات محله از لحاظ کالبدی، اقتصادی واجتماعی:
    با توجه به آنچه که در تاریخچه محله گفته شد، از سال 1358که به نوعی می‌توان آ ن را تاریخ تأسیس این محله دانست ، تا کنون تحولات زیادی در این محله به وجود آمد ه است.
    از جمله می توان به تحولات مربوط به تغییر ساختار منازل مسکونی این محله که در سال 1360 به صورت ویلایی بودند و به مجتمع های آپارتمانی چند طبقه در سال 1375 شده اند.
    همچنین می توان به تأسیس میدان نور در شمال شرق این محله در سال 1373 واحداث بزرگراه رسالت اشاره نمودکه این محله را به سمت غرب تهران متصل می کرد.که بعدها و در سالهای 1383تا1385به پل نور ( زیر گذز آیت الله کاشانی و روگذر رسالت)تبدیل شد.
    با توجه به تغییرات بوجود آمده می توان گفت که در وضعیت پارک اتومبیلها، چگونگی خدمات رسانی همتغییراتی به وجود آمد که در متن تحقیق به تفضیل به ان اشاره شده است.
    به لحاظ اقتصادی هم می توان به افزایش یافتن قیمت منازل مسکونی با پیدا کردن موقعیت تجاری منشعب شده از احداث پل و اتوبان ها اشاره نمود.
    البته می توان به معضلی که حاصل همین تغییرات فیزیکی در این محله است اشاره نمود که آن در آلوده شدن هوا چرا که در قدیم به علت نبود اتوبانها،تردد خودروها کمتر بوداما در حال حاضر با وجود تردد زیاد خودروها نه تنها آلودگی هوا بیشتر شده، بلکه باعث به وجود آمدن آلودگی صوتی عجیبی هم برای ساکنان این محله بخصوص آن دسته که در نزدیک اتوبانها خانه دار شده‌اند.

    ترکیب فعلی محله از نظر جمعیت:
    جمعیت ناحیه چهار منطقه 5 شهرداری تهران بیش از 000/100 نفر می باشدکه اگر این عداد را به 4تقسیم کنیم، می تواتنیم بگوئیم که به طور تقریبی چیزی حدود25000خانوار در این ناحیه سکونت دارند.محله ی پرواز هم چیزی حدود 20 هزار نفر جمعیت یعنی5000 خانوار را در خود جای داده است.این محله مساحتی حدود 7/34 کیلومتر مربع دارد.

    وضع درآمد ومنزلت اجتماعی ساکنان:
    ساکنان محله ی پروازف طبق آنچه که در تاریخچه محله گفته شد، عموماً پرسنل هواپیمایی نیروی زمینی( هوانیروز) و نیروی هوایی جمهوری اسلامی می باشند که در حال حاضر اکثریت آنها بازنشسته شده اندو از مزایا و حقوق بازنشستگی خود استفاده می کنند.
    با مشاهدات که از محله به عمل آمدو مصاحباتی که با بازنشستگان محله شده است، می توان گفت که اکثر این بازنشستگان بعد از ساخت مجدد خانه ها وتبدیل خانه های ویلایی خود به مجتمع های مسکونی آپارتمانی هم اکنون اجاره بهای آپارتمانهای خود نیز استفاده کرده وبه نوعی این اجاره خانه ها کمک مالی بزرگی برای انها به حساب می آید.
    عده ای از ساکنان هم بعد از بازنشستگی به مشاغل آزاد دیگری روی آورده اند که در این راستا توانسته اند زندگی مرفه ای را برای خود ایجاد کنند که عمدتاً از قدیمیان محله هستند.
    می توان گفت که اکثریت ساکنان این محله از طبقه متوسط روبه بالا و گاهاً مرفه ای نیز هستند.

    وضعيت محله از لحاظ خدمات واسباب آسایش شهری:
    به نظر می رسد که در محله پرواز در حال حاضر از لحاظ ارائه خدماتی مانند آب، برق و گاز شهری و تلفن رضایت وجود دارد البته سیستم گاز رسانی در سال 1382 در اين محله ايجاد شد كه به نظر اهالي اين زمان بسيار دير بود، چرا كه در سال هاي قبل تر محله هاي اطراف از اين نعمت برخوردار بودن در ضمن تا قبل از سال 1372 اين محله آب لوله كشي شهري نداشت و تا قبل از تاريخ ، اهالي از آب منبع هايي كه در هر خانه تعبيه شده بود استفاده مي‌كردند. فقط سيستم فاضلاب در اين محله وجود ندارد و از چاه هاي اختصاصي كه در هر خانه اي وجود دارد ، استفاده مي كند.
    گرداوري زباله كه در گذشته به صورت سنتي بوده كه رفتگران زباله ها را از درب خانه تحويل مي گرفتند و گاهي هم در ازاي اين خدمت از اهالي مزدي دريافت مي كردند اما امروزه بر اساس مشاهدات، سيستم جمع آري زباله ها به صورت مكانيزه شده و اين محله هم از طرح مكانيزه جمع آوري زباله ها بي‌نصيب نمانده است تنها مشكلي كه در اين مورد به نظر مي رسد اين است كه سطل هاي بزرگ زباله كه سر كوچه ها گذاشته شده اند گاهاً جايگاهي براي تجمع حيوانات و حشرات موذي شده اند كه گاه منظره ي بدو به دور از موازين بهداشتي را در كنار سطل هاي بزرگ زباله شاهده بوده ايم كه البته به نظر مي‌رسد كه اين مشكل با همياري اهالي در استفاده ي درست از سطل هاي زباله و به خصوص بستن درب آنها قابل حمل مي باشد البته به نظر نگارنده بهتر است كه معاونت فرهنگي شهرداري تهران پيش از هر اقدامي، در جهت اموزش و فرهنگ سازي و اماده سازي بستر مناسب براي استفاده بهتر از امكانات كند كه البته عدم وجود اين فرهنگ سازي چيزي است كه تحت عنوان «واپسماندگي فرهنگي» در كشورهاي جهان سومي به وفور ديده مي شود.
    به لحاظ وجود فضاي سبز و پارك مي توان به سه پارك با وسعت هاي مختلف اشاره نمود كه پارك «پرواز» كه بزرگ ترين پارك اين محله مي باشد، داراي زمين هاي ورزشي فوتبال بسكتبال و واليبال و ميزهاي مخصوص تنيس روي ميز وشطرنج مي باشد.
    در اين پارك مدرسه فوتبالي هم وجود دارد همچنين فضايي بسيار زيبا كه هرماه با آبشارهاي موجود به اهالي آرامشي مي دهد تا دقايقي را به دور از مشغله هاي زندگي شهري سر كند از ديگر پارك هاي اين محله مي توان به پارك «سپيدار» كه البته وسعت زيادي ندارد اما وجودش خالي از لطف نيست و پارك نونهالان كه در خيابان ايت الله كاشاني و روبروي مهد كودكي ايجاد شده، اشاره كرد كه فضايي براي بازي كودكان – بخصوص كودكان همين مهد كودك مي باشد در ضمن با توجه به مشاهدات انجام شد تعداد زيادي از بازنشستگان اين محله رادر پاركها و در هنگام عصر و در كنار هم مشغول به صحبت در اين پاركها ديديم كه در كل به نظر مي رسد كه اين محله وضعيت خوبي از لحاظ فضاي سبز و پارك دارد.
    در اين محله، فرهنگسرايي به نام «فرهنگسراي نور»وجود دارد كه به قطع از بزرگترين اميازات اين محله مي باشد ، چرا كه فضايي فرهنگي را در قالب كلاس هاي هنري و پرورشي براي رشد خلاقيت و استعدادها به خصوص براري كودكان همين طور بزرگسالان فراهم اورده در ضمن در اين فرهنسگرا، كتابخانه اي به نام «كتابخانه ي شيخ فضل الله نوري» وجود دارد كه به گفته اهالي بسياري از آنها به عضويت اين كتابخانه درآمده اند و به نظر مي رسد كه رضايت زيادي از اين مكان دارند به گفته اهالي در اين فرهنسگرا پايگاه هاي براي واكسيناسيون آموزش كمك هاي اولهي و سمينارهاي روانشناسي ساده و نمايشگاه هاي هنري و.. هم برپا مي شود كه به نظر مي رسد اين مسئله هم در رضايت اهالي از اين مكان و پر كردن اوقات فراغت آنها به نحو مفيد نقش مهمي را ايفامي كند.
    از ديگر امتيازات اين محل، وجود كتابفروشي بزرگي به نام «شهر كتاب» است كه منبعي بزرگ از انواع كتابهاست به نظر مي رسد وجود چنين مركزي در رشد فرهنگ كتابخواني اهالي مفيد واقع شده است مسئولان فروش كتاب در اين كتاب فروشي معتقدند كه فروش كتاب و استقبال مردم از اين مركز، هر سال افزايش يافته و هم اكنون قابل مقايسه با سال اول و آغاز به كار اين مركز نيست در كنار همين مركز فروش كتاب حلقه اي از خود اشتغالان وجود دارد كه كارهاي دستي خود را البته تحت نظر شهرداري و فرهنگسراي نور – به فروش مي رسانند به گفته اهالي در قديم اين غرفه هاي فروش هر جمعه برپا مي شدند و لي هم اكنون به صورت روزانه ودر 7 روز هفته وجود دارند كه به نظر مي رسد اين مكان فروش مورد علاقه و توجه اهالي اين محله واقع شده است.
    لازم به ذكر است كه سينمايي خانوادگي در حد فاصل 2 محله پرواز و فردوس وجود دارد كه دسترسي به آن ساده و مفيد در گذراندن اوقات فراغت اهالي مي‌باشد.
    در اين محله تنها يك بانك وجود دارد – بانك مسكن- و افراد براي استفاده از خدمات بانكهاي ديگر بايد به محله هاي اطراف كه البته زياد هم دور نيستند مراجعه نمايند.
    به گفته ي كارشناس ترافيك شهرداري اين منطقه، در محله ي پرواز ،‌6 پل عابر پياده وجود دارد، اما طبق مشاهدات به عمل آمده به نظر مي رسد كه تمامي اهالي به خصوص سالمنداني كه از درد پا رنج مي برند نمي توانند از اين پلها به راحتي استفاده كنند، چرا كه هيچ كدام از اين پل هاي عابر مجهز به پله برقي نيستند در ضمن چندين سرعت گير هم در اين محله نصب شده و خطوط خط كشي عابر پياده هم وجود دارد اما برخي بسيار كمرنگ و حتي محو شده اند – تا ضريب امنيت به هنگام حركت در محله را بالاتر برند.
    ازد گير اسباب آسايش شهري در اين محله مي توان به دسترسي به اتوبوس‌هاي شهري، مترو، تاكسي هاي خطي- تلفني و شخصي هاي از اين نوع اسباب شهري در ميان اهالي رضايتي نسبي وجود دارد چرا كه از خيابان آيت الله كاشاني، اتوبوس هاي مسير كن، شهر زيبا،‌شهران و جنت آباد شمالي –جنوبي به مترو(صادقيه) گذر مي كنند ، درست است كه تعدادشان كم نيست ، اما اهالي معتقدند كه در صبح و عمدتاً در فصل سرما خدمات دهي اين اتوبوسها كند تر مي شود كه البته مي توان آن را وابسته به عالم ترافيك دانست . با وجود گذر اين اتوبوسها، دسترسي به مترو و هم از طريق آنها و همين طور از طريق تاكسي هاي موجود كه عمدتاً‌شخصي هستند - سهل و آسان گشته است. البته اهالي اين محله مي توانند از طريق خيابان فردوس و گذر از محل فردوس در مدت زمان كمتري به مترو دسترسي پيدا كنند. به لحاظ دسترسي به مراكز مهم شهر هم در حدود 5 دقيقه با تاكسي مي توان به فلكه دوم صادقيه كه مركزي براي حركت به مقصدهاي مختلف است رسيد و از همين راه هم به دانشگاه تحصيل ما رسيد كه در مسير ابتدايي و پس از رسيدن به اين فلكه بايد از ماشين هاي «سيد خندان» استفاده نمود در اين محله چندين مركز تاكسي سرويس و تاكسي تلفني به چشم مي خورد و همين طور تعداد پاركبان كه در خيابان آيت الله كاشاني مشغول خدمت هستند و وضعيت پارك اتومبيل‌هار ا بررسي مي كنند . دسترسي به دو اتوبان همت و حكيم(رسالت) در اين محله در كمترين زمان امكان پذير است.
    در محله پرواز‌، در ايام سوگواري(ماه محرم) تكيه ها و حسينيه هايي چادري برپا مي شوند كه البته طبق گفته اهالي در قديم هيئتي بزرگ وجود داشته كه متولي آن فردي به نام «حاج آقا اسفندياري»س بود و كه هم اكنون خانه ويلايي دو طبقه او كه روزگاري با مشاركت مردم در ايام سوگواري، هيئتي در آنجا برپا مي شد ،‌به آپارتماني با واحدهاي كوچك و متعدد تبديل شده است كه امروزه در آنجا شعبات بيمه هاي گوناگون از جمله بيمه آسيا و ايران و دفاتر خدماتي مختلف را مي توان مشاهده كرد تنها يك مسجد در اين محله وجود دارد كه در جنوب محله واقع شده است كه البته در حال حاضر در دست تعمير است ونزديك ترين مسجد به اين محله مسجد نظام مافي است كه در محله شهر زيبا (ناحيه يك) واقع شد است.
    نانوايي ها ، سوپرماركتها وسبزي فروشي ها و ميوه فروشي هاي متعددي در قسمت هاي مختلف اين محله وجود دارد كه برخي سرويس رايگان به درب منازل را هم دارند ، اما ميدان ميوه و تره بار درا ين محله وجود ندارد و اهالي براي خريد از ميدان ميوه و تره بار بايد به محله اي اطراف مراجعه نمايند كه شايد بتوان اين مورد از كم و كاستي اين محله دانست.
    طبق گفته هاي اهالي: متأسفانه چندي است كه دراين محله افراد معتادي به چشم مي خورند كه اسباب نارضايتي و به خطر افتادن امنيت اهالي را فراهم نموده اند كه در اين راستا با طلاع به كلانتري محله شهر زيبا – به علت نبود كلانتري در اين محله- و پليس 110،‌ با ازدياد گشت هاي انتظامي سعي در جمع آوري اين معتادين و اراذل و اوباش شده است.
    همچنين طبق صحبت هاي مأمورني كلانتري شهر زيبا اكثر دزدي هاي اين محله(پرواز) شامل سرقت ضبط هاي اتومبيل اي و مشعلهاي موتورخانه ها مي‌باشد، كه البته هم اكنون با وجود اين معتادين و مسئولين پخش مواد جرم ديگري نيز در اين محله به چشم مي خورد، كه اميد است با كمك نيروي پليس اين محله پاكسازي شود چرا كه در اكثر مصاحبات به عمل آمده با اهالي شكايت از اين مسئله وجود داشت:
    طبق مشاهدات و مصاحبات به عمل آمده با اهالي ، در خيابان اصلي اين محله (خيابان آيت الله كاشاني) چندين مطب پزشكي و مركز سونگروافي و راديولوژي وجود دارد همچنين دو درمانگاه كه يكي از آنها شبانه روزي است و سه داروخانه كه باز هم يي از آنها شبانه روي است وجود دارد در ضمن بيمارستاني به نام «ابن سينا» هم در نزديكي اين محله، در محله مهران ونزديك به فلكه دوم صادقيه وجود دارد كه بيمارستان نسبتاً بزرگ و مجهزي است.
    در آخر هم مي توان به وجود مدارس در مقاطع مختلف تحصيلي به علاوه يك هنرستان و سه مهد كودك و پيش دبستاني و يك دفتر ثبت اسناد وچند دفتر وكالت و در دسترس بودن مركز ثبت اسناد كَن(در جنوب اين محله) و همچنين دو دفتر ازدواج و طلاق و سه گل فروشي و دو قنادي اشاره نمود كه هر يك در رفع نيازهاي اهالي نقش مهمي را بازي مي كنند كه به نظر مي رسد اهالي از خدمات اين مراكز رضايت دارند.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    sayman (Saturday 23 July 2011-1)

  7. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض موزه ها، آئینه تاریخی شهرها

    موزه ها، آئینه تاریخی شهرها [ ايمان علمدار ]
    ايمان علمدار _ كارشناس ارشد برنامه ريزي اجتماعي

    مقدمه:
    نقش حياتي موزه ها در جوامع بشري نقشي بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاي فرهنگي است. موزه ها از معدود مراكز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يك از اين اشيا در عين بي زباني به هزار زبان سخن مي گويند زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مي دهند. موزه كلمه اي يوناني است كه از " موزه يون " به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است. به طور كلي موزه به مجموعه اي از آثار و اشيايي اتلاق مي شود كه در محل يا عمارتي نگه داري و در معرض نمايش گذاشته شوند. تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاي گرانبهايي كه باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو كرد. ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان گاهي گنجينه هاي گرانبهايي مانند كلوزر، كلماكره و مجموعه سفال ئ آبگينه گرگان را درون چاه ها و حفره ها پنهان مي كردند.


    پارسیان (شاپرزفا)
    هر ساله۱۸ می مطابق با 28اردیبهشت ماه را، ‌روز جهانی موزه و میراث فرهنگی ‏ می نامند.[1] به این بهانه نگاهی گذرا بر این مقوله و تاثیراتی که بر میزان تقاضای گردشگری خواهد داشت، می اندازیم. امروزه موزه ها، بویژه موزه های ملی هر کشوری به عنوان سمبل انسجام بخش و مایه افتخار و غرور ملی هر کشوری تجلی یافته است. به نحویکه گزارش های مربوطه حاکی از آن است که در کشورهای توریست پذیر که فرهنگ گردشگری در آنجا نهادینه شده است، مردم آن کشور دست کم یکبار در طول زندگی خود از موزه های ملی و منطقه ای کشور متبوع خود دیدن نموده اند، به گونه ای که گاهاً این امر به عنوان یک عمل ملی و وظیفه هر فرد مقیم آن کشور تلقی می گردد. این امر تا آنجا ادامه می یابد که بعضی اوقات گردشگران برخی از شهرها و گاهاً کشورها را با شهرت موزه های آن شهر یا کشور می شناسند. اما متاسفانه در کشور ما سرانه بازدید از موزه ها برای هر ایرانی از میانگین جهانی بسیار پایین تر است.
    بر اساس آخرین آمار اراده شده توسط معاون فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگري در ایام نوروز سال گذشته 3 میلیون و 935 هزار و 977 نفر از موزه‌های سراسر کشور بازدید کردند. امسال نیز 6 میلیون و 391 هزار برگ بلیت به بازدید کننده ها فروخته شد که ارزش ریالی این تعداد بلیت بالغ بر 23 میلیارد و 625 میلیون ریال می باشد. در همین راستا، بر اساس آمار اداره کل موزه‌ها، استان فارس با 2 میلیون و 165 هزار برگ بلیت، اصفهان با یک میلیون و 755 هزار و خراسان رضوی با 660 هزار بیشترین آمار فروش فروش بلیت را از آن خود کرده‌اند. این مقام مسئول بیان می دارد که، استان همدان با 250 هزار بلیت، تهران با 242 هزار برگ بلیت و کرمان با 219 هزاربلیت در رده‌های بعدی قرار گرفته‌اند. در نهایت با نگاهی تحلیل به آمار ارائه شده به روشنی می بینیم که علی رغم افزایش در میزان بازدید از موزه های کشور، اما این میزان همچنان با نرم های جهانی فاصله بسیار زیادی دارد.
    موزه در ایران2
    بيشترين جلوه تاريخ موزه داري ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو كرد. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يكي از موزه هاي مادر دنيا محسوب مي شود كه به سال 1316 خورشيدي افتتاح گرديد. طراحي ساختمان اين موزه به عهده " آندره گدار " فرانسوي بود و شكل ظاهري ساختمان الهام گرفته از طاق كسري انوشيروان ساساني است.
    اين موزه در برگيرنده آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش در آمده است. آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه آيينه تمام نمايي ازفرهنگ، هنر،‌آداب و روسوم،‌باورها و اعتقادات گذشتگان و نياكان ماست و آن را تنها پل ارتباطي بين گذشته،‌حال و آينده مي توان به شمار آورد.
    موزه را نبايستي مكاني دانست كه در آنجا صرفا" آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد، بلكه تمامي نمايشكاه هاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانه ها، كتابخانه ها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيئي و اثر به نمايش گذاشته شده در موزه يا نمايشگاه زبان حالي دارد و با بيننده اش ارتباط برقرار مي كند با تعمق و تفكر مي توان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاه هاي مختلف آن را بررسي نمود. يكي از مهمترين وظايف يك موزه برقرار كردن ارتباط فرهنگي بازديد كننده با شيئي به نمايش در آمده است. در حقيقت بايد كوشيد تا همان ارتباط وحسي را كه بين خالق يك اثر و خود وجود داشته به نوعي ديگر به بازديدكنندگان منتقل نمود كه اين امري دور از دسترس نيست. آمار نشان مي دهد كه در قرن نوزدهم فقط عده خاصي از موزه ها بازديد كرده اند. كنفرانس عمومي يونسكو در نهمين جلسه خود در دهلي ( 1956 م ) تاكيد نموده استكه بازديد ازموزه ها به ويژه براي طبقه كارگران آسان تر شود و به راه هايي كه به منظور پربار شدن و غني شدن موزه ها پيشنهاد مي شود، توجه گردد.

    انواع موزه ها
    موزه ها را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند، موزه هاي تاريخ و باستان شناسي، موزه هاي فضاي باز، موزه هاي مردم شناسي، كاخ موزه ها، موزه هاي علوم و تاريخي طبيعي، موزه هاي منطقه اي ( محلي )، موزه هاي سيار ( گردشي ) ، پارك موزه ها، موزه هاي سلاح ( نظامي )، موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان )
    موزه تاريخي و باستان شناسي: ديد تاريخي دارند و بيانگر سلسله و دوره هاي تاريخي هستند . بيشتر اين آثار بر اثر كاوش هاي باستان شناسي به دست آمده اند و بيانگر فرهنگ و تمدون گذشته و تلفيق كننده علم، هنر و دانش يك ملت يا يك قوم هستند. چنين موزه هايي مادر نيز ناميده مي شوند. موزه ملي ايران ( ايران باستان )، موزه ملي ورساي در فرانسه و موزه تاريخ در واشينگتن از اين نوع هستند.
    موزه فضاي باز: با ايجاد اين نوع موزه ها مي توان به معرفي يافته ها و داده هاي مهم باستان شناسي كمك بزرگي نمود. زمان يكه يك كاوش علمي باستان شناسي منجر به نتايج مطلوب و كشف آثار ارزشمند غير منقول مي شود و قابل انتقال به موزه ها نيست، با فراهم آوردن شرايط و امكانات لازم، مكان مورد نظر را جهت باز ديد عموم مهيا مي نمايند. اين امر در اصطلاح به موزه فضاي باز مشهور است. از جمله اين موزه ها مي توان به تخت جمشيد در شيراز و محوطه تاريخي هگمتانه در همدان اشاره نمود. اين موزه ها در ديگر كشور ها مانند چين، يونان و برخي از كشور هاي اورپايي نيز معمول است. در استان خراسان محوطه تاريخ " بنديان " در گز كه داراي گچ بري هاي بسيار زيبايي از دوره ساسانيان است و همچنين محوطه تاريخي " شا ياخ " نيشابور مي توانند مكان مناسبي براي اين امر باشند. موزه هاي مردم شناسي: فرهنگ، آداب و رسوم،‌ اعتقادات، پوشاك و سنن اجتماعي حاكم بر جامعه را نشان مي دهند. موزه مردم شناسي تهران و حمام گنجعلي خان كرمان از اين نوع هستند.
    كاخ موزه ها: بنا يا اثر تاريخي هستند كه از گذشتگان به دست ما رسيده و بيانگر و ضعيت و نحوه زندگي صاحبان آن است. ممكن است در اين بنا اشياي تاريخي و نيز آثار هنري از جمله نقاشي روي ديوار،‌گچ كاري و .... وجود داشته باشد. كاخ موزه ها معمولا" در مراكز حكومتي به وجود مي آيند. هدف از تاسيس اين موزه ها به نمايش گذاشتن اثر و بناي تاريخي و نيز عبرت آموزي است. مجموعه كاخ هاي سعد آباد تهران و باغ ملك آباد مشهد از اين نوع موزه ها هستند.
    موزه هاي هنري : انواع هنرهاي تجسمي و تزييني كه از زيبايي شناسي بالايي برخوردارند، را به نمايش در مي آورند و معمولا" بازديد كنندگان زيادي نيز دارند. موزه هنرهاي زيبا در تهران و موزه هنرهاي تزييني در اصفهان از اين نوع هستند.
    موزه علوم و تارخ طبيعي: تجربه هاي علمي بر اساس شواهد و وسايل كاري و تاريخي طبيعي كه در بر گيرنده گونه هاي مختلف گياهي به ويژه جانوان است را به نمايش مي گذارند. موزه تاريخي طبيعي اصفهان و موزه علوم و تاريخ طبيعي مشهد از اين نوع هستند.
    موزه هاي محلي يا منطقه اي: بيانگر و نمودار فرهنگ يك منطقه و يا يك محله خاص هستند و صرفا" آثار و اشياي تاريخي همان منطقه را به نمايش مي گذارند. موزه شوش، تخت جمشيد و موزه توس در خراسان ازاين نوع هستند.
    موزه هاي سيار : براي پيشبرد سريع اهداف فرهنگي و به دليل عدم امكانات موجود در مناطق و شهرهاي محروم شكل مي گيرند. اين موزه هاي فرهنگ هاي گوناگون را در مكان هاي مختلف در معرض ديد عموم مي گذارند. اگر به اين نوع موزه ها توجه كافي شود، بسيار تاثير گذار خواهند بود.
    پارك موزه ها : به دليل داشتن ابغاد گوناگون علمي و فرهنگي و جاذبه هاي تفريحي و آموزشي و نيز تفريحي از اهميت زياد برخورد دارند، چرا كه مسايل زيستي و طبيعي را از نزديك براي مردم به نمايش مي گذارند. ويژگي مهم اين موزه ها اين است كه عموم مردم مي توانند از ديدن آنها بهرمند شوند. در ايران ايجاد پارك موزه سابقه ندارد ولي در كشورهايي مانند چين و كره شمالي مرسوم است.
    مكان هاي فرهنگي، ملي و تاريخي چون آرامگاه فردوسي در مشهد، آرامگاه عطار و خيام در نيشابور مي توانند مكان مناسبي به اين منظور باشند.
    موزه هاي نظامي : روند تاريخي انواع سلاح هاي نظامي و جنگي را در معرض ديد همگان قرار مي دهند. اين نوع اشيا شامل لباس هاي نظامي رزمي، اسلحه و ديگر وسايل رزمي نيز هستند.
    موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان ) براي ارج نهادن به هنرمندان، نويسندگان، مخترعان و مفاخر جامعه، معمولا" پس از در گذشتشان در خانه شخصيشان پديد مي آيد و در بر گيرنده وسايل شخصي، وسايل كار و آثار ايشان است. اين موزه ها بيشتر د ركشورهاي اروپايي مرسوم است.
    خانه شكسپير نويسنده مشهور انگليسي و اديسون مخترع برق در امريكا از اين نوع است. در ايران هم خانه بزرگ مرد موسيقي " استاد ابوالحسن صبا " تبديل به موزه شده و در برگيرنده تابلوهاي نقاشي، تاليفات و اموال شخصي وي است.

    چگونگی بهره مندی از گردشگری
    گردشگری و استفاده از اوقات فراغت به عنوان ابزاری روحیه ساز و مفرح در جهت رضایت انسان امروز به منظور افزایش کیفیت زندگی و توجه به نیازهای ثانویه نوع بشر شناخته می شود. اوقات فراغت یعنی زمانی که انسان پس از انجام فعالیت های روزانه می تواند هر گونه که بخواهد نسبت به استفاده از آن برنامه ریزی نماید. در واقع فراغت بخشی از زمان شبانه روز انسان است که می توان با برنامه ریزی تنش های فیزیکی، روحی و روانی را برطرف نمود و به کسب انرژی یا تامین نیروی حیاتی مجدد پرداخت. این موضوع از زوایه دیگر و از بعد اقتصادی نیز قابل بررسی و تامل است، چراکه ورود گردشگران به یک منطقه نتایج و ثمرات متعددی به بار خواهند آورد که یکی از این موارد بهبود شرایط اقتصادی مردم منطقه توریست پذیر می باشد. لیکن ورود همین گردشگر به یک منطقه نیازمند فرآهم سازی مقدماتی است که اسباب آسایش و رضایتمندی وی را فرآهم سازد. در کنار این موضوع جاذبه های متعدد و مختلف گردشگری که می تواند سبب ساز حضور و جذب گردشگران گردد نکته ای است که هرگز نباید از آن غافل شد. در خصوص تنوع جاذبه ها گستردگی به حدی است که نمی توان در این مقال به همه آنها پرداخت، بنابراین با توجه به موضوع مورد بحث، به نقش و جایگاه موزه ها، در جذب و جلب گردشگران و لزوم توجه بیشتر به آنان از نگاه یکی از کارشناسان این حوزه پرداخته خواهد شد.

    موزه ها را دریابیم3
    هر کوچه و خیابان‌ایران، تاریخ و فرهنگ خاص خود را دارد و با توجه به وسعتی که این کشور دارد، می‌تواند از نظر تاریخی و فرهنگی جاذبه بسیاری برای گردشگران خارجی داشته باشد.
    جهانگردان و افرادی که ایران را از نزدیک دیده‌اند بر این باورند که ایران خود یک موزه بزرگ است که می‌تواند به روشنی دستاوردهای تمدنی خود را به نمایش بگذارد. مروری بر نوشته‌ها و یادبودهایی که جهانگردان و حتی سیاستمداران و دانشمندان پس از بازدید ایران از خود به جای گذاشته‌اند مؤید آن است که جذابیت‌های ایران جهانشمول بوده و هیچ کس را یارای انکار این زیبایی‌ها نیست. رایزن فرهنگی لبنان در تهران که برخی شهرها را از نزدیک دیده، ایران را موزه‌ای بزرگ و بی‌نظیر با میلیونها اثر تاریخی، هزاران یادگار کهن و تپه‌های باستانی می‌داند.
    سفیر قرقیزستان نیز تاکید دارد که ایران یک موزه زنده است و می‌گوید: هر کوچه و خیابان‌ایران، تاریخ و فرهنگ خاص خود را دارد و با توجه به وسعتی که این کشور دارد، می‌تواند از نظر تاریخی و فرهنگی جاذبه بسیاری برای گردشگران کشور قرقیزستان داشته باشد.4
    طبیعی است که در این شرایط صحبت از موزه و موزه داری در چنین کشوری با مختصات خاص گردشگری کمی قابل تامل باشد. قابل تامل از آن رو که متاسفانه همپا با داشته‌های تمدنی و فرهنگی موزه‌هایی در حد و اندازه موزه‌های بزرگ جهان در ایران شکل نگرفته‌اند. اگر به این مشکل، عدم برخورداری جامعه از فرهنگ موزه پذیری نیز اضافه گردد در می‌یابیم که در حوزه نظام برنامه ریزی فرهنگی با یک مشکل جدی مواجه شده ایم، .هر چند که درباره موزه و موزه داری بسیار شنیده و یا بسیار خوانده ایم، اما واقعیت آن است که اطلا‌عات بسیاری از مردم در خصوص موزه چیزی فراتر از مباحث تئوریک و داده‌های عمومی‌را در بر نمی‌گیرد. منهای اینکه به دلیل عدم تبیین کارکردهای عمومی‌و تخصصی، جامعه کنونی ما هنوز نتوانسته تا از ظرفیت موزه‌های خود برای فرهنگ سازی و توسعه مبانی اقتصاد، استفاده درستی به عمل آورد.
    شاید نخستین مشکل در این خصوص، عدم اعتقاد به توان فرهنگی موزه‌ها باشد به عبارت دیگر مفهوم موزه و اهمیت آن برای بسیاری از ایرانی‌ها شناخته شده نیست. حال آنکه نقش حیاتی موزه‌ها در جوامع بشری نقشی بدیع، ماندگار و مروج ناب‌ترین پدیده‌های فرهنگی است. موزه‌ها از معدود مراکز حافظ یادگاران نسل گذشته و در حقیقت فرزندان هنر و تاریخ هستند. هر یک از این اشیا در عین بی زبانی به هزار زبان سخن می‌گویند زیرا اسناد معتبری از هنر، فرهنگ و تاریخ را ارایه می‌دهند. طبق اساسنامه شورای بین المللی موزه‌ها (ایکوم) موزه یک مؤسسه دائمی و غیرانتقاعی است که در خدمت جامعه و توسعه آن می‌باشد و ورود به آن برای افرادی که به منظور مطالعه، آموزش و بهره گیری از شواهد مادی و محیط زیست مردم، محافظت، تحقیق، ارتباط و نمایش به عمل می‌آورند، آزاد است.
    موزه ها اینک به یک «پدیده مفهومی» تبدیل شده اند که این پدیده باید از سوی دستگاه‌های آموزشی و اجرایی مورد بحث و بررسی و در نهایت به یک سمت و سوی خاص جهات فرهنگ سازی سوق داده شود. شواهد موجود نشان می‌دهد که اولین بار به دستور ناصرالدین شاه قاجار در داخل کاخ سلطنتی گلستان، تالا‌ری به موزه اختصاص یافت که همین مکان پس از چندی با ملحقاتی غنی‌تر شد و به نام موزه «همایونی» گشایش یافت. روزنامه شرف در توصیف این موزه می‌نویسد: «موزه همایونی به طول چهل و سه زرع و عرض هیجده زرع مشتمل بر بیست اتاق است. این موزه خزینه ای است مشحون به ظواهر جواهر گرانبها و ظرایف و نفایس اشیا و آثار جلیله علمیه و مهمات حربیه قدیمه، آلا‌ت، ادوات متنوعه و مصنوعات ازمنه سابقه و نتایج خیالا‌ت حکمای بزرگوار و تماثیل و تصاویر نگارنده‌های بی مثل و مانند روزگار و پرده‌های نقاشی کار نقاش‌های مشهور و حاصل صناعی کارخانه‌های معروف و ظروف چینی بسیار و ممتاز کار چین و روسیه و انگلیس در بلورآلا‌ت، کارخانه‌های ساکس و نیز کارخانه‌های معتبر».با این حال باید ورود رسمی موزه به نظام میراث فرهنگی کشور را با تاسیس موزه ایران باستان مصادف دانست. این موزه تقریبا ۷۰ سال پیش توسط آندره گدار فرانسوی و برای پاسخ به نیازهای ۱۰ سال باستان شناسی ایران تاسیس شد و در سال ۱۳۱۶ به طور رسمی گشایش یافت. موزه ملی امروزه از نظر دارایی اشیای تاریخی و غنی بودن جزو ۴ موزه بزرگ جهان محسوب می‌شود که طرح توسعه آن اکنون به یکی از برنامه‌های اولویت دار سازمان تبدیل شده است.
    برخی موزه‌های ایران همچون کاخ موزه‌های سعدآباد، نیاوران و موزه فرش نیز نظر به جایگاه خاص و ممتاز خود از آوازه خوبی در سطح جهان برخوردارند و در صورت تدوین طرح توسعه می‌توان چشم‌انداز مناسبی را برای آنها شاهد بود.تلخ‌ترین مسئله ممکن در حوزه موزه داری نهادینه نشدن فرهنگ بازدید از موزه‌ها در میان خانوارهای ایرانی است که این مسئله در دو حوزه آموزش و فرهنگ جای بحث و برسی دارد.«محمدرضا کارگر» در این باره می‌گوید: فرهنگ موزه داری و بازدید از موزه‌ها هنوز به طور کامل نهادینه نشده است که این مسئله دو دلیل عمده دارد:
    ▪ اول اینکه ساختار ذهنی ما شرقی‌ها خیلی ذهنیت گراست تا عینیت گرا. یعنی بیشتر با ذهن خودمان به مباحثی می‌پردازیم که ممکن است در جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، نتوانیم آنها را به شکل عینی لمس کرده و ببینیم، این درحالی است که موزه یک موضوع عینیت گراست و البته آموزش‌های لا‌زم هم در این زمینه وجود ندارد.
    ▪ دوم بحث خود موزه‌هاست، یعنی موزه‌ها تاکنون در کشورمان نتوانسته‌اند براساس نیاز جامعه امروز پیش بروند و حتی از امکانات رفاهی همچون آسانسور، پله‌های برقی، حمل ونقل، پارکینگ، بوفه‌های مطمئن با قیمت‌های مناسب، ویترین و دکوراسیون عالی، اطلا‌ع رسانی خوب و... بی بهره‌اند همه این موارد در راضی نگه داشتن مخاطب نقش موثری دارد و در جذب توریسم و گردشگر هم بسیار مهم است.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    sayman (Saturday 23 July 2011-1)

  9. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض ترافيك و مقوله شهروندي

    ترافيك و مقوله شهروندي [ دكتر عباس كاظمي ]
    گزارشگر: كامران جوادي ، سميرا شاه اسماعيلي

    مصاحبه مجله الكترونيكي علوم اجتماعي فصل نو با دكتر عباس كاظمي ، جامعه شناس و عضو هيات علمي دانشگاه تهران پيرامون مبحث ترافيك و تاثيرات اجتماعي آن بر زندگي روزمره ما تهراني ها.

    پارسیان (شاپرزفا)
    س: به نظر شما مسئله ترافیک در شهر تهران تا چه حد تحت تعین تعیین اخلاق شهروندی است ؟

    پ: اخلاق شهروندي مناسباتي پچيده‏ با مسئله ترافيك و رانندگي در شهر تهران پيدا كرده‏است، چرا كه فرهنگ رانندگي به نمودي برجسته از رفتار شهروندي بدل شده‏است. شهر تهران پراست از آدمهائي كه از عدم رعايت قوانين رانندگي در بين ديگران انتقاد مي‏كنند در عين حال خود هماره يا گاهي خلاف رويه هاي قانوني عمل مي‏كنند. در اينجاست كه مي‏بينيم تهران به عنوان شهري تقريبا مدرن گرفتار پديده‏اي شده‏است كه جامعه‏شناسان عمدتا با نوعي اخلاق فردگرايانه خودمدارانه از آن ياد مي‏كنند. اگوئيسم و خودمداري را در همين عبور مرور در خيابان مي‏توان به وضوح ديد. مي‏دانيم كه در اخلاق شهروندی عنصر فردگرائی وجود دارد اما فردگرائی در چارچوب قانون و منافع جمعی معنا دارد ،اما متاسفانه در شهر تهران فردگرائی خودخواهانه و خودمحور حاکم است . بنابراين ترافيك في‏نفسه ، مسئله نیست بلکه مسئله اصلی خودخواهی و فردگرائی است که در تمام ابعاد زندگی اجتماعی ما موجود است. نكته‏اي كه بايد بر آن تاكيد كنم اين است كه مسئله ترافيك اگرچه با اخلاق شهروندي پيوند دارد اما به اين معنا نيست كه فقدان شكل گيري اخلاق شهروندي را صرفا نتيجه اهمال مردم بدانيم.

    س: رانندگان و افرادی که در سطح شهر با مسئله ترافیک درگیرند به لحاظ خصوصیات فردی متفاوت از یکدیگرند .شمار زیادی از این افراد در روابط روزمره و اخلاق فردی خود،مقید به حفظ و رعایت حقوق دیگران هستند اما هنگامیکه همین افراد برای ساعتها پشت چراغ قرمز و صف های طویل و بی پایان ماشینها می مانند،فقط به دنبال راه گریزی از مهلکه اند و به هر قیمتی می خواهند خود را از ترافیک برهانند حتی به قیمت تعدی به حقوق دیگران . آیا به این معنا می توان خود ترافیک را به واسطه روح جمعی که بر افراد حاکم می کند،موجده ترافیک دانست یعنی ترافیک خود ایجاد ترافیک بیشتر میکند ؟

    پ: به نکته خوبی اشاره کردید، ترافيك امروزه روح خود را برشهر حاكم كرده‏است. بی نظمی در رانندگی یا اخلاق در رانندگی را در تهران می‏توان از زوایای مختلف بررسی کرد. یکي نگاه فردی و روانشناختی به موضوع است که به آدمهایی که رانندگی می کنند متمركز مي شود. مثلا اينكه آيا آدمها آگاهی کافی دارند یا آموزش لازم را ديده‏اند یا غیره. اما نگاهی دیگر،نگاه مدیریت شهری است. اگر به لحاظ ساختاري و مديريت شهري به تهران نگاه كنيم مي‏بينيم كه شهر ما اساسأ آدم منظم را هم به آدم بی نظم تبدیل می کند، در شهر ساختاری وجود دارد که آدمهای خاص خودش را تولید می‏کند . وقتی حجم بالای خودرو در خیابان وجود دارد،آستانه تحریک عصبی افراد را پائین می آورد و نگرانی برای دیر رسیدن به مقصد برای افراد ایجاد می شود و افراد ناخودآگاه مضطرب و در تلاش و تکاپو برای زودتر رسیدن خواهند بود .حال آنکه اگر این افراد بدانند که به موقع به مقصدشان خواهند رسید آرام و بدون نیاز به سرعت در حرکت خود در مسیرشان خواهند رفت،اما با علم به اینکه مسیر کوتاهی را باید با چراغهای طولانی و توقفهای بلند مدت طی کنند سعی می کنند از ماشینهای دیگر سبقت بگیرند و راه خود را باز کنند نه برای اینکه حقوق دیگران را ضایع کنند بلکه برای اینکه به حق خود دست یابند. در اينجا نوعي كنش عقلاني رخ مي‏دهد. افراد بهترين راه موجود را انتخاب مي‏كنند.
    ترافيك تبديل به پديده‏اي كنترل ناپذيرشده‏است. سال‏هاست كه ما با ترافيك سرمي‏كنيم و اكنون گويا به پديده‏اي عادي در زندگي شهري تهران بدل شده‏است. مردم ما تنها استعدادهاي خود را بكار مي‏بندند كه در ميان شلوغي راه خود را بگشايند. بنابراين ترافيك عينيتي يافته است كه جامعه شناسان با پديده شيء وارگي از آن ياد مي‏كنند. موجوديتي فراتر از اختيار ما كه گاهي ساعتها زمان ما را به خود اختصاص مي‏دهد. هويتي غول آسا كه گويا ما را گريزي از همزيستي با آن نيست.

    س: آیا راه حلهای شدنی و کاربردی برای مسئله ترافیک که تا این حد به فرهنگ مردم وابسته است،وجود دارد ؟


    پ: ابتدا اجازه دهيد به نكته‏اي اشاره كنم. مسئله اخلاق شهروندي ارتباط نزديك با اين موضوع دارد كه نظام شهري در تهران تا چه اندازه شهروند پرور است. تا چه اندازه تلاش شده‏است به افراد و مردماني كه در تهران زندگي مي‏كنند شخصيت بدهيم. من مي‏خواهم بگويم كه مردم كمتردر شهر قدر نمي‏بينند بلكه غالبا شخصيت و كرامت آنها خدشه دار مي شود. كودك بودن شهروندان ما برمي‏گردد به سيستمي كه چنين كودكاني را بار مي‏آورد. يكي از جاهائي كه شخصيت مردم ما خدشه دار مي‏شود ايستگاههاي اتوبوس يا كنار خيابانهاست. مردمي كه ساعتها بايد منتظر بايستند، يا در داخل اتوبوس و مترو به نحو عجيبي قرار گيرند نبايد از آنها نتظار داشت آرام و با شخصيت باشند. فضاهاي شهري ما به گونه‏اي است كه شخصيتهاي پرخاشگر، خودخواه و عصبي پرورش مي‏دهد. بنابراين ساختار شهري، فضاهاي شهري و امكانات شهري نقش زيادي در فرايند شهروندي دارند. اما این مشکل به‏ظاهر بزرگ راه حلهای آسان اما پرهزینه دارد و آنهم استفاده مردم از حمل و نقل عمومی در سطح شهر است. تهران از ماشين اشباع شده‏است جداي از هوس راندن اتومبيل و مصرف نمايشي آن، اتومبيل در تهران يك ضرورت است براي كسي كه از نعمت ماشين برخوردار است اين نكته مبرهن است كه عدم استفاده از ماشين شخصي به معناي ساعتها معطلي و لطمه ديدن شخصيت فردي است. جداي از اين مسئله تهراني‏ها، شخصيتي خانواده‏گرا دارند به‏گونه‏اي كه ماشين را به عنوان ابزاري براي آسايش خانواده درنظر مي‏گيرند. تصور كنيد شما يكبار در زير آفتاب يا باران و زير لگدهاي ديگر مسافرين همراه با خانواده تجربه تلخي داشته باشيد، تجربه‏اي كه بسياري از شهروندان از نعمت آن برخوردار بوده‏‏اند. اولين چيزي كه به ذهن شما مي‏آيد خريد يك دستگاه اتومبيل است. من برخلاف اين تفسير كه هجوم مردم به خريد اتومبيل را با مصرف نمايشي تحليل مي‏كند، معتقدم كه اتومبيل شخصي براي شهري كه فاقد وسيله حمل و نقل عمومي مطمئن، سالم و درخور شهروندان است، يك ضرورت است. ما در وضعیت فعلی حمل و نقل عمومی بسامانی مناسبی نداریم . بنابر این حمل و نقل عمومی موجود جوابگوی تقاضای سفر مردم نیست. در چنین موقعیتی وسیله نقلیه عمومی اندکی که در تهران وجود دارد تجربه ای ناخوشایند از سفر را برای شهروندان ما به ارمغان می آورد.

    تهران به عنوان كلانشهر بايد مسئله دسترسي آسان و متنوع را به وسايل حمل و نقل عمومي براي شهروندان حل كند. شهروندان ما راههاي متعدد و متنوعي براي استفاده از وسايل حمل و نقل ندارند و اي بسا بهترين راه و كم هزينه ترين راه در شرايط فعلي استفاده از اتومبيل شخصي باشد. در حالي كه سياست دولت بايد اين باشد كه استفاده از اتومبيل شخصي را پرهزينه و دسترسي به وسايل نقليه عمومي را آسان كند. در تهران روندي معكوس اتفاق افتاده است. رانندگی در شهر باید به راننده هاي نقليه عمومي سپرده شود و قرار نیست که همه مردم راننده باشند در این‏صورت آموزش و نظارت و بازخواست از رانندگان محدود وسایل نقلیه عمومی امکان پذیر خواهد بود. درحال حاضر پليس نمی تواند میلیونها راننده را در سطح شهر نظارت کند و آموزش دهد.

    مشکل اینجاست که ما به شهروندان ،حقوق شهروندی نمی دهیم اما توقع داریم قوانین را رعایت کنند و منضبط باشند. فكر مي‏كنم به جاي صرف هزينه هنگفت براي آموزش شهروندان بايد ابتدا مسائل فني تردد را حل كرد.

    س: در شهر تهران طیف بسیار گسترده ای از اقشار مختلف مردم در کنار هم زندگی می کنند طبقات مختلف به لحاظ اقتصادی و سبک و شیوه زندگی با اختلافات چشمگیری در یک شهر گرد آ مده اند ،آیا به نظر شما می توان پدیده ترافیک را تعیین طبقانی کرد ؟

    پ: در ایران نوع ماشین نشانه منزلت است ، طبقات بالاتر ماشین های مدل بالا و به تعداد دارند این طبقه به دلیل قیمت بالای ماشین و مدل آن بیشتر مراقب وسیله خود هستند در تردد خود آرام تر و قانونمند تر رفتارمی کند ضمن اینکه به لحاظ اخلاقی هم پایبندی بیشتری به حفظ قوانین دارند . اما در طبقات پائین معمولأ ماشینها مدلهای بسیار قدیمی و بسیار کهنه اند،راننده این ماشین نگرانی برای تصادف کردن آن ندارد و ضمنأ جریمه ای هم برای آن پرداخت نمی کند چون وسیله او قابل فروش نیست این وضعیت بی انضباطی در رانندگی را در جنوب شهر افزایش داده است وقتی این افراد بالای شهر هم می‏آیند،رانندگی آنان مشهود است بی باکانه و بی توجه به قوانین می رانند. البته شیوه رانندگی در ایران در نهایت با مفهوم طبقه نیز قابل تحلیل نیست. چرا که شیوه رانندگی در کلیت خود از ساختار همگونی برخوردار است بنابراین حتی گروههای با منزلت اقتصادی بالاتر گاها رفتار مشابهی با گروههای پایین تر از خود بروز می دهند.
    بايد به‏گونه‏اي مصرف ماشين در تهران كاهش يابد. يكي از بهترين راهكارها افزايش قيمت بنزين است كه استفاده از ماشين شخصي را پرهزينه مي‏سازد.دولت به جاي توجه به عدالت در استفاده از ماشين شخصي بايد به فكر عدالت در دسترسي به وسايل حمل و نقل عمومي باشد.
    البته افزایش قیمت بنزین نیز باید همزمان با بالا بردن ظرفیت حمل و نقل شهری رخ دهد. این شبكه حمل و نقل عمومی است که ابتدا بايد اصلاح گردد.

    بنزین سهمیه بندی شده است و قیمت آزاد آن هم اعلام شده است اما عمده سفرهای درون شهری ما به واسطه همین ماشینهای شخصی انجام می شود. این امر نشان می دهد که سهمیه بندی یا افزایش قیمت بنزین به تنهایی نمی تواند متغیری تاثیرگذار باشد. تلاشهای زیادی در جهت فرهنگ سازی در استفاده از وسایل نقلیه عمومی توسط رسانه ها شده است اما نکته مهمتر از فرهنگ سازی افزایش وسایل نقلیه عمومی و دسترسی آسان و سریع تر آن است.

    اگر بخواهم جکع بندی کنم بايد بگويم كه عقلانيت خاصي در شهر تهران وجود دارد كه با مسئله ترافيك شهري گره خورده است. مردم به‏گونه‏اي معضلات ترافيك را براي خود حل كرده‏اند. البته اين راه حل كاملا فردي و خودمدارانه است و تا وقتي كه سياستي جدي براي حل حمل و نقل فراگير شهري به وجود نيايد راه حل‏هاي فردي بر راه حل‏هاي جمعي غلبه خواهد داشت. بدين ترتيب چيزي به نام ميثاق شهروندي در تهران پديد نخواهد آمد.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  10. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    sayman (Saturday 23 July 2011-1)

  11. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض شهر و شهرداری - عکس

    شهر و شهرداری - عکس [ سارا جعفری ]
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    پارسیان (شاپرزفا)
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  12. Top | #7
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض دایره زنگي اجاره نشیني

    دایره زنگي اجاره نشیني [ آرزو آقايي ]
    بعد از یک ساعت و اندی که فیلم تموم شد مثل اغلب تماشاچیها دچار یه جور آشفتگی بودم! فیلم یه ژانر اجتماعی داشت که به مسائل و دغدغه های روز شاره می کرد و محور اصلی اون طرز تفکر و نگاه افراد به ماهواره و نقش این دایره زنگی تو خانواده ها بود، بعد از اتمام فیلم به این فکر می کردم که ما هنوز اندر خم یه پس کوچه ایم!!

    دنیای امروز در دریای بی کران علم و دانش با سرعت سرسام آوری در حال حرکت و پیشرفت است، ولی ما هنوز با گذشت نزدیک به دو دهه، چالش های عمده ای با ساختمانهای عمودی یا همان آپارتمان و نحوه همزیستی مسالمت آمیز در قالب این پدیده دنیای مدرن را داریم. حدوداً دو دهه پیش هنرمندان عرصه سینمای آن روز جامعه ،که به تازگی شاهد معضلات زندگی های درهم تنیده شهری بودند یا به عبارتی دیگری شکل های جدیدی از مدنیت و پدیده های تبعی آن را تجربه می کردند، اقدام به تولید آثار سینمایی در این حوزه نمودند، که سمبل آن در فیلم آپارتمان نشینها ساخته داریوش مهرجویی متجلی گشت. فیلمی که ساختار فرهنگی و اجتماعی یک آپارتمان که در واقع آئینه جامعه خود بود را به تصویر می کشید.
    پارسیان (شاپرزفا)

    با این مقدمه می توان بررسی دقیقتری از فیلم دایره زنگی یا به قولی آپارتمان نشین های دهه 80 ارائه داد. دايره زنگي در گروه فيلم هاي است كه در ظاهر يك جلوه عوامانه و همه نوع پسند دارد . اما اگر بیننده از مسائل روز جامعه، به صورت عمقي و با نوع تفكر تيم نرم افزاری فيلم مرکب از پريسا بخت آور و اصغر فرهادي، آشنا نباشد بعد از گذشت 45 دقيقه از دیدن فيلم ممكن است خسته و دلزده گردد. .اما فيلم ذائقه مخاطب عام را به خوبی مي شناسد چراکه هم از موسيقي نسبتا خوب و طنز گفتاري و رفتاري و ستاره گان نسبتا معروف سينما، مانند محمد رضا شريفي نيا ، باران كوثري، مهران مديري، حامد بهداد، بهاره رهنما، امين حيايي و گوهر خير انديش و كاراكترهای به خوبی حلاجي شده دیگر، به نحو مقتضی استفاده شده و هم آلبوم نمکینی از مسائل روزمره جامعه ما که ترکیبی از اشکها و لبخندها، ارائه شده است.
    بعضي از شخصيت ها مانند مهران مديري ، باران كوثري ، در اين فيلم به خوبي شخصيت پردازي شده اند و به قول معروف در نقش جا افتاده اند . مثلا در شخصيت مهران مديري همان خونسردي و ساده گي نقش اش به بيننده القا مي شد .

    دراين فيلم ترس و شادي و اميد و ياس در كنار هم قرار دارد، در حقیقت این فیلم توانسته به خوبی مسائلی را که برای ما فرم عادی و یکنواخت پیدا کرده است به تصویر کشد. از جمله این مسائل می توان به جا نیافتادن فرهنگ آپارتمان نشینی در جامعه ما حتی در نقاط بالای شهر یا تصور افراد مختلف، که داشتن ماهواره را رد یا تایید و گاهاً آنقدر زشت و قبیح می دانند که داشتن این وسیله را مقارن با داشتن عذاب آخرت می دانند، اشاره نمود.
    از جمله نکات بسیار مهم دیگری که در این فیلم نمود دارد، عدم توان پاسخگویی والدین به فرزندانشان در خصوص برخی مسائل بزرگسالان است، که شکل کاملاً تابویی به خود می گیرد، مثلاً وقتی دخترک از مادرش در مورد اصطلاح "زن خراب" می پرسد مادر هیچ جواب درست و وقانع کننده ای برای فرزند خردسال خود ندارد، یا در صحنه ای که والدین این کودک رسیور ماهواره را به عنوان هدیه به یکی از اقوام میدهند دختر از مادرش می خواهد که این کار را انجام ندهند چراکه " ماهواره کارتون های قشنگی پخش می کند" لیکن مادر در جواب از بد بودن این وسیله خبر می دهد و دخترک پاسخ مادر را به خود وی بر می گرداند، با این مضمون که اگر ماهواره بد است چرا آن را کادو می دهید؟! و باز هم پدر و مادر بهت زده بدون اینکه جوابی داشته باشن فقط یکدیگر را نگاه می کنند.
    همه گفتگوهای رد و بدل شده مذکور حاکی از تضاد و دوگانگی حاکم بر اعمال امروز افراد جامعه ماست، از یکسو خطوط قرمز عرفی یا ارزشی مرسوم و از سوی دیگر تنوع و تلذذ سمعی و بصری این دایره جادویی چالشی گسترده در وجود مردم ایجاد نموده است. با دیدن این فیلم باردیگر مخاطب به این فکر فرو می رود که آیا نگاه تدافعی و بازدارنده و گاهاً تخریبی می تواند راهگشای ما در مواجهه با پدیده های دنیای مدرن باشد.
    در هر حال در این فیلم ذهن مخاطب مورد هجمه وسیعی از تعارضات اجتماعی قرار می گیرد به نحوی که دچار نوعی آشفتگی ذهنی گردیده و در ناخودآگاه ضمیر خود در آرزوی ترسیم وجوه بهتری از این تضادها می گردد، به نحوی که در اثنای فیلم روح تماشاگر ایرانی دوستار پایان خوب Happy end در تمنای ختم به خیر شدن امورات جاری است.

    براستی چرا چرا دايره زنگي ماكتي از آشفتگي اجتماعي ما ايرانيان است؟ دراين فيلم ما با مفاهيم مختلفی از قبیل: زنان بزهكار،فرهنگ رياکاری ، رابطه جنس مخالف ، ماهواره ، اعتياد ، فقر ، تضاد نسلي و از همه مهمترعدم اعتماد اجتماعي مواجه هستيم. اين آسيب هاي كه در فيلم بيان شد تماما آسيبهاي اجتماعي هستند که فارغ از هرگونه شعار و تعارفات مرسوم متاسفانه دامن گير بخشی زیادی از افراد جامعه ماست. اما در خصوص مفهوم عدم اعتماد اجتماعي، این فيلم با ظرافت خاصي آن را به تصویر کشیده است. مثلا در دقايق اوليه فيلم مردي كه ماشينش را مي دزدند و مرد در تکاپوی دستگیری سارق است و با امين حيايي مواجه می شود تا دزد را تعقيب نماید به وضوح . همسرش با ديد حيرت و اضطراب به مرد نگاه نموده و به دنبال بهانه ای برای خلاص شدن از این موضوع هستند و در ميان راه مرد را پياده مي كنند، چون از مرد واهمه دارند كه نكند دزد يا زور گير باشد . جالب است كه امين حيايي بهانه اي كه نمي تواند با سرعت زياد براي تعقيب دزد ماشين برود اين است كه "ماشين ام را تازه خريدم ، هنوز آب بندي نشده و نمي تونم تند برم" است ، حال انکه همین فرد در جايي كه يك پسر به اصطلاح"سوسول" سربه سرش می گذارد چنان با شتاب به تعقيب او مي پردازد كه بيننده با پارادوكسي خنده دار مواجه مي شود. يا در صحنه هايي از فيلم مشاهده مي كنيم كه همسايه ديوار به ديوار به همديگر اعتماد ندارند كه هيچ حتي نمي دانند چه كسي درهمسايگي و يا مجتمع آنها زندگي مي كند . مجتمع هایي که افراد ساکن در آن صرفاً بواسطه اجبار یکدیگر را تحمل می کنند و به مانند موزائيك هاي ناهمگون به هم چسبانيده شده اند .
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  13. Top | #8
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.50
    حالت مـن:
    Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,850 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض مونوگرافي محله شمس آْباد تهران

    مونوگرافي محله شمس آْباد تهران [ آزاده عابدين ]
    آزاده عابدين ، سعيده غلامعلي ،حميدرضا اسلامپور

    مقدمه
    محله‌ها بطور سنتي كاركردهاي اجتماعي مهمي داشته‌اند. هويت‌يابي (احساس تمايز) تداوم و ثبات، احساس تعلق جمعي، مشاركت‌يابي و بسيج داوطلبانه منابع و امكانات انساني و مالي ... از جمله اين كاركردها به شمار مي‌روند، بگونه‌اي كه محله به مثابه يك واحد اجتماعي بزرگتر از خانواده تلقي مي‌شود. در گذشته ساخت كالبدي محله باعث تقويت اين كاركردها مي‌شد زيرا معابر، ميدان عمومي، بازار و مسجد محلي و ... همه بگونه‌اي طراحي شده بودند كه امكان ملاقات و گفتگوي دائمي، حمايت‌ مالي، پاتوق، همه انديشي تعاون را فراهم مي‌كرد و هر محله يك مجموعه زيستي كامل به شمار مي‌رفت.
    اما در ساخت جديد شهرها محله‌ها فاقد معنا، ساختار و كاركرد سنتي خود هستند. معابر بيشتر براي تردد خودروها طراحي شده‌اند. محله‌ها هويت و تشخص ويژه‌اي ندارند و محله‌ها فاقد مراكز و نهادهاي تشكل مالي و تعلق جمعي و توليد و اشاعه فرهنگي‌اند از سوي ديگر اين نيازها و تنوع كالاها و خدمات موردنياز خانوارها آنقدر گسترش يافته كه امكان تأمين و تدارك آنها در محله وجود ندارد و تلاش براي كسب آنها، مشكلات عديده‌اي چون افزايش ترافيك، حمل و نقل درون شهري و آلودگي‌هاي زيست‌محيطي را در پي دارد.

    حد و مرز محله
    محله‌ي شمس‌آباد در محدوده‌ي شرقي تهران در منطقه‌ي 4 شهرداري واقع شده است. اين محله از شرق به دره دارآباد از شمال به حاشيه‌ي جنوبي تپه‌هاي لويزان و از جنوب به مجيديه‌ي شمالي و از غرب به كاظم‌آباد محدود مي‌شود. اما بطور دقيقتر محدوده‌ي آنرا مي‌توان از جنوب، ميدان بهشتي و خيابان نهاندست و از غرب، استاد حسن بنا و از شرق، بزرگراه امام علي و از شمال، بزرگراه زين‌الدين (همت شرق) دانست.

    تاريخ تأسيس و پيدايش محله
    بر اساس گفته‌هاي برخي از آژانسهاي مسكن سابقه‌دار در محله اولين ساخت و سازها در اين محل بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و با توسعه مهاجرت روستائيان به شهرها و تبديل زمينهاي كشاورزي به واحدهاي مسكوني آغاز شده است. لذا مي‌توان گفت كه اين محل در مقايسه با محله‌هاي سنتي تهران(همچون مبارك‌آباد، دولاب، بهارستان و ...) محله‌اي نوپا با سابقه‌اي حداكثر 30 ساله است. همچنين قيمت آپارتمان در اين محله بين متري900000 تومان تا 1200000 تومان در نوسان است.

    تركيب فعلي محله از لحاظ جمعيت
    جمعيت محله با استناد به آمار موجود در شهرداري 27665 نفر و وسعت محله را حدوداً 1000000 مترمربع و فضاي سبز موجود در محله را 508462 مترمربع اعلام كرده‌اند.

    تحولات محله از لحاظ كالبدي، اقتصادي و اجتماعي و پيش‌بيني آينده
    1- اين محله بطور كامل بر اساس اصول جديد شهرسازي ساخته شده است. خيابان اصلي (شمالي- جنوبي) خيابان ريحاني بصورت محوري‌ گذر اصلي محله را تشكيل مي‌دهد و دو سوي آن كوچه‌هاي زيادي به موازات هم بر اين خيابان بصورت شرقي- غربي عمود مي‌شوند. عرض كوچه‌ها يكسان نيست برخي 8 متري و برخي 12 متري‌اند تعدادي كوچه باريك هم در اين ميان وجود دارد.
    گذر اصلي محله 2 كاركرد اصلي دارد اول عبور و مرور خودروها و وسايل نقليه، دوم خريد و تأمين مايحتاج زندگي. خيابان ريحاني را مي‌توان تا حدي راسته ميوه‌فروشي‌ها در ميان چند ناحيه همجوار دانست زيرا 3 ميوه‌فروشي بزرگ در اين خيابان واقع شده كه محل مراجعه و خريد بسياري از ساكنين ساير محله‌ها هم هست و خود عامل مهمي در افزايش تردد و رفت و آمد و توقف خودروها شده است.
    از سوي ديگر گذر اصلي محله يكي از مسيرهاي اصلي براي عبور از شمال شرق (پاسداران، مبارك‌آباد...) به رسالت است كه خود زمينه تردد خودروهاي عبوري از جمله برخي تاكسي‌ها و مسافركش‌ها شده است اما از سوي ديگر رفت و آمد ساكنين محله به ميدان رسالت و يا پاسداران را بسيار تسهيل كرده است.
    حدود و مرز اين محله با دقت موردانتظار همچون بسياري از محلات ديگر مشخص نيست. به همين دليل شايد بتوان با تعيين محدوده تقريبي آن كه در ابتداي اين نوشته آمد جمعيت محله را تقريباً برآورد كرد.
    با توجه به ساخت و سازهاي فراوان و قيمت نسبتاً مناسب و دسترسي به راههاي اصلي شهر پيش‌بيني مي‌شود در آينده محله با رشد جمعيت روبرو شود.

    ويژگي‌هاي افراد ساكن محله
    افراد ساكن در اين محله ويژگي خاص يا تعلق به مذهب ديگري كه آنها را از بقيه متمايز كند ندارند.
    ساكنين اين محله را دو گروه اصلي تشكيل مي‌دهند:
    - ساكنين قديمي كه از حدود 30 سال بيشتر در اراضي كشاورزي اين محله ساختمان‌سازي كرده و ساكن شده‌اند.
    - ساكنين جديد كه عمدتاً طي 8 سال اخير با رونق بخش ساختمان و تبديل واحدهاي مسكوني 2 طبقه قديمي به آپارتمانهاي 4 يا 5 طبقه، واحد مسكوني خريداري كرده و در آن ساكن شده‌اند.
    در اغلب موارد در آپارتمانها 1، 2 يا 3 واحد مسكوني در اختيار مالك اوليه و يا فرزندان قرار دارد و بقيه به خانواده‌هاي جديد فروخته شده است. لذا در هر كوچه‌اي تعداد محدودي خانوار هستند كه سالهاي زيادي است همديگر را مي‌شناسند و تعلق محله‌اي و همسايگي دارند و تعداد زيادي خانوارهايي كه هيچ آشنايي با يكديگر در درون يا برون آپارتمان خود ندارند.

    وضع درآمد و منزلت اجتماعي ساكنان
    ساكنين اين محله اغلب كارمندان اداري دولتي و خصوصي و صاحبان حرف و مشاغل آزاد و كسب و كارهاي كوچك هستند. به همين دليل مي‌توان آنها را از گروه متوسطي دانست كه مالك يك آپارتمان (80-100) متري و يك خودرو متوسط (50 تا 100 ميليون ريالي) هستند. البته در اين ميان تعداد كمي نيز از طبقه‌ي بالا يا متوسط رو به بالا به لحاظ مالي وجود دارد. از نظر منزلت اجتماعي اگر شاخص اصلي منزلت اجتماعي را تحصيلات بالا تلقي كنيم سطح افراد به لحاظ تحصيلات نيز متوسط است.

    وضعيت محله از لحاظ خدمات و اسباب آسايش شهري
    همه خدمات شهري موردنياز در اين محله وجود دارد. آب، برق، گاز و فاضلاب و تلفن در دسترس است. خط تلفن با حدود 3 ماه انتظار قابل خريد است و امكان برخورداري از خطوط دوم و سوم تلفن براي ساير خدمات (مانند اينترنت و ...) وجود دارد. آب و برق با مشكلاتي از قبيل قطع دائمي، تركيدگي، كمبود فشار و ... مواجه نيست. زباله‌هاي بطور منظم و هر شب جمع‌آوري مي‌شوند و شبكه ارتباطي مناسب(كوچه‌هاي نسبتاً عريض فقدان كوچه‌هاي بن‌بست و...) جمع‌آوري زباله را تسهيل‌‌كرده است و اخيراً همراه با ساير محله‌ها به سيستم مكانيزه تبديل شده است. جلوه‌هاي نامناسب انباشت زباله، فاضلاب روان، گرفتگي جويها و ... در محله ديده نمي‌شود. محله تميز است و هم در كوچه‌ها و هم در گذر اصلي درختان با نظم مناسبي قرار گرفته‌اند.
    تقريباً همه كالاها و خدمات موردنياز در اين محله در دسترس و با قيمت مناسبي قابل خريداري است. اما گروههايي كه تمايل به فضاي بازاري متنوع، بزرگ و كالاهايي با كيفيت يا زيبايي خاص هستند به ساير مراكز چون مراكز خريد پاسداران، پاساژ گلستان در ميدان هروي، فروشگاه شهروند در ميدان آرژانتين يا بازار ميدان هفت حوض مراجعه مي‌كنند كه هم فال است و هم تماشا.
    فضاي اجتماعي حاكم در اين محله ايجاب مي‌كند كه به كودكان و سالمندان به عنوان شهروند اجتماعي كم‌توان‌تر احترام گذارده شود و به گفته‌ي اهالي محله جوانترها در عبور از كوچه و خيابان ملاحظه‌‌ي سالمندان را مي‌كنند و به حقوق كودكان نيز احترام مي‌گذارند. بطور كلي فضاي اجتماعي حاكم فضاي سالمي است. همچنين پارك ملت واقع در كوچه‌ي صباح شرقي پاركي است كه سالمندان زيادي در آن حضور دارند.

    امكانات گذران اوقات فراغت
    در اين محله هيچ مركز توليد و اشاعه فرهنگي مدرن (خانه فرهنگ، فرهنگسرا، باشگاه فرهنگي) وجود ندارد اما به تازگي چند مركز كوچك بدنسازي بانوان (ايروبيك) در محله تأسيس شده است. از جمله يكي از آنها در جوار استخر عمومي روبازي است كه در تابستانها نسبتاً رونق دارد و در ضلع شمال شرقي محله قرار گرفته است. (كوچه صباح شرقي كه پارك ملت هم در آن واقع است)
    مدارس ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان دخترانه و پسرانه (عمدتاً دولتي) در محله در دسترس خانواده‌هاست اما برخي كه از سطح مالي بهتر و بالاتري برخوردارند فرزندان خود را در مدارس غيرانتفاعي ساير محله‌ها(پاسداران، احتشاميه و ...) ثبت‌نام كرده‌اند.
    2 يا 3 ويدئوكلوپ در محله وجود دارد 2 مركز گيم‌نت و كافي‌نت هم در ميدان ملت وجود دارد. زمين‌هاي فوتبال يا واليبال محله‌اي وجود ندارد. تنها مركز تفريحي محله پارك ملت در ضلع شمال شرقي محله و در جوار استخر عمومي روباز (كوچه صباح شرقي) است كه وسايلي براي بازي‌ كودكان و جايي براي قدم‌زدن و تفريح سالمندان دارد. پارك ديگري هم در ضلع جنوب غربي ميدان ملت واقع است. لذا عموماً مردم فضاي تفريح و سرگرمي خود را خارج از محله جستجو مي‌كنند به ويژه كه در ضلع شمالي محله و در جوار مبارك‌آباد، پارك صدف، فرهنگسراي صدف در دسترس آنهاست.
    آپارتمانهاي ساخته‌شده در سطحي متوسط رو به پائين از حيث كيفيت مصالح به نماي ظاهري و امكانات دروني است. اغلب آنها با كمبود جدي پاركينگ مواجه‌اند كه خود منجر به اشغال بخش زيادي از سطح كوچه با پارك خودروهاي همسايه‌ها شده و تردد را در روزها و ساعات شلوغ با مشكلاتي مواجه مي‌كند.
    از سوي ديگر قيمت نسبتاً مناسب آپارتمان و دسترسي سريع و مناسب به مركز شهر جاذبه‌‌هاي زيادي را در اين محله ايجاد كرده كه با بازشدن بزرگراه همت در شمال اين محله و بزرگراه دارآباد (امام علي) در شرق و بزرگراه صياد شيرازي در نزديكي ضلع غربي اين دسترسيها بسيار بهتر و آسان‌تر شده است. به همين دليل خريد و فروش و اجاره آپارتمان و نيز ساخت و ساز و نوسازي ساختمانهاي قديمي طي سالهاي اخير از رونق بسيار زيادي در اين محله برخوردار است و حدود 10 بنگاه معاملاتي پررونق(با ساختار سنتي) در محله فعال هستند. اندازه قطعات متفاوت است. در واحدهاي جنوبي و جنوب كوچه‌ها كه اغلب بطور متوسط 90 متري است اما در واحدهاي شمالي ممكن است تا 120 مترمربع هم برسد. واحدهاي آپارتماني بزرگ و بزرگتر از 150 مترمربع..
    به ندرت در اين محله يافت مي‌شود ولي واحدهايي با ساخت 70-100 متر فراواني بسياري در اين محله دارند.
    فضاي فرهنگي و اجتماعي محله بسيار آرام، كم‌تنش و بدور از افراط و تفريطهاي معمول در ساير محله‌هاست. رفتارها و تظاهرات فرهنگي شبه‌غربي كه در محله‌هايي مثل شهرك غرب و پاسداران و ... وجود دارد در اين محله ديده نمي‌شود.

    فعاليتهاي مذهبي
    مسجد الهادي به عنوان تنها و اصلي‌ترين مركز فعاليت مذهبي از مساجد پررونق و فعال‌ تهران است كه در مناسبتهاي مذهبي مهم با برنامه‌هاي ويژه خود بسياري از ساكنين محل و افراد ساير محله‌ها را پذيرا مي‌شود. همچنين هيئت ثاراله كه تنها هيئت مذهبي وابسته به مسجد الهادي است و فعاليت گسترده‌اي در برپايي مراسم مذهبي در ايام خاص مذهبي دارد. مسجد كوچك ديگري در انتهاي خيابان نهاندست وجود دارد و اين دو مسجد تنها مساجد محل مي‌باشند.

    دسترسي به وسائط نقليه
    در مورد سهولت رفت و آمد به ديگر نقاط شهر در ميدان ملت ايستگاه ابتداي خط اتوبوس وجود دارد كه براي دسترسي به چندين نقطه مركزي در شهر اتوبوس دارد و در همين ميدان تاكسي‌هاي خطي و شخصي‌هاي مسافركش زيادي براي ميدان رسالت و پل سيدخندان وجود دارد همچنين براي رفتن به قسمتهاي شمال شهر شخصي‌هاي مسافركش براي ميدان هروي و چهارراه پاسداران وجود دارد نزديكترين و در دسترس‌ترين ايستگاه مترو ايستگاه مصلي يا ايستگاه ميرداماد مي‌باشد با توجه به اينكه تاكسي‌هاي تلفني با قيمتهاي خوب و مناسب هم در محل وجود دارد. بطور كلي اين منطقه به لحاظ نزديكي به دو بزرگراه رسالت و همت شرق دسترسي آسان و سريعي به ديگر نقاط شهر دارد.
    امنيت در اين منطقه طي گفتگو با اهالي محل از وضع خوبي برخوردار است و يكي از اهالي محل معتقد است نزديك‌بودن كلانتري به ميدان بهشتي امنيت اين محله را افزايش داده است همچنين سطح فرهنگي غالب افراديكه در اين محله ساكن هستند بر امينت محله بي‌تأثير نيست.

    راههاي ارتباط با مراكز مهم شهر
    بزرگراه رسالت و بزرگراه همت اصلي‌ترين راهها براي رسيدن به مراكز شهر است با توجه به اينكه در اين محل دسترسي به همت بسيار آسان و ساده امكان‌پذير است. همچنين بزرگراه امام علي(ع) و صياد شيرازي نيز در شرق و غرب محله وجود دارند و مي‌توان گفت محله از چهار طرف با چهار بزرگراه احاطه شده است.

    آسيب‌شناسي و جرم‌شناسي
    ضمن مصاحبه با يكي از افراد قديمي محل كه خود عضو هيأت علمي دانشگاه هستند در ارتباط با وجود جرم‌ خاصي در محل ايشان اظهار داشتند خوشبختانه افراد محل با اينكه اكثريت بيشتري از آنان را مهاجرين از محلهاي ديگر تهران يا شهرهاي ديگر كشور تشكيل مي‌‌دهد ولي از قشر سالم و اهل كار و كوشش مي‌باشند حتي بخش زيادي از مهاجرين را افراد تحصيلكرده تشكيل مي‌دهند و در آپارتمان ما كه 15 واحد است دو خانواده عضو هيأت علمي دانشگاه هستند (با توجه به اين نكته كه طي مشاهده و مصاحبه در محله با چند هيأت علمي ديگر نيز به گفتگو پرداختيم كه از اهالي محل بودند) و همسران و فرزندان آنها نيز تحصيل كرده‌اند. بيشتر افراد محل در مراسم مذهبي شركت مي‌كنند و طبعاً اعتقادات محكم مانع انجام جرم مي‌شود و در اين محل كمتر مشاهده مي‌شود كه بين افراد ناهنجاري رفتاري ديده شود. بين خانمهاي نسل اول بيشتر وقار و متانت و حجاب ديده مي‌شود و طبيعتاً مادر و پدري كه تربيت صحيح داشته باشند فرزندان آنها هم (نسل دوم و سوم) به لحاظ فكري سالمترند. مي‌توان گفت اصلاً دسته يا باند خلاف كار در محل ديده نمي‌شود. همچنين جلوه‌اي از تكدي‌گري در پياده‌روها و معابر اصلي به چشم نمي‌خورد.

    مراكز بهداشتي و درماني محله
    در اين محله مركز بهداشت و بيمارستان وجود ندارد و ساكنان براي برخي از خدمات درماني مثل واكسيناسيون اطفال و استفاده از پزشك عمومي از مركز بهداشت ارشاد كه در بلوار بيژن (مجيديه‌ي شمالي) است استفاده مي‌كنند يك آزمايشگاه در ضلع غربي ميدان ملت وجود دارد و حدوداً 5 داروخانه در فواصل متعدد در محله وجود دارد. در ضلع غربي ميدان ملت يك مركز سونوگرافي و راديولوژي نيز وجود دارد و در نقاط ديگر محله پزشكان با تخصصهاي ديگر نيز ديده مي‌شود.

    ويژگي‌هاي خاص فرهنگي و منشأ قومي
    ويژگي خاص فرهنگي، منشأ قومي خاص يا مذهب ويژه‌اي در محله ديده نمي‌شود كه اين محله را از محله‌هاي ديگر تفكيك كند و فضاي اجتماعي حاكم بر محله سالم و آرام و بدور از تنش و مبتني بر انسان‌دوستي است
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  14. کاربر مقابل از Bauokstoney عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    sayman (Saturday 23 July 2011-1)

صفحه 1 از 57 123451151 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات جذب مدیر
پارسیان (شاپرزفا)
مختصری از ما انجمن پارسیان در حال تغییرات اساسی در روند فعالیت خود می باشد و امید داریم تا دوباره با حضور گرم شما کاربران محترم بتوانیم پارسیان فروم را به جایگاه واقعی خود برسانیم.منتظر خبرهای جدیدی از طرف ما باشید...