لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 14 از 15 نخستنخست ... 4101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 105 تا 112 , از مجموع 114

موضوع: اماکن تاریخی ایران

  1. Top | #105
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تاریخچه باغ شاهزاده ماهان در کرمان

    تاریخچه باغ شاهزاده ماهان در کرمان

    پارسیان (شاپرزفا)باغ شاهزاده ماهان توسط عبدالحمید میرزا ناصر الدوله فرمانفرما در دورهٔ قاجار احداث گردید.
    وی یازده سال متوالی حكومت كرمان و بلوچستان را داشت و وفات وی به تاریخ ۱۳۰۹ قمری اتفاق افتاد. دربارهٔ چگونگی به حكومت رسیدن و زندگی وی دردوران حكومت، در كتاب تاریخ كرمان تألیف احمد علی خان وزیری كرمانی نوشتاری در دست است كه در زیر آورده می‌شود:
    ● حكومت عبد الحمید میرزا (ناصرالدوله)
    پس از یكسال و نیم اقامت كرمان، درسنهٔ هزار و دویست نودوهشت، بر حسب استدعای خود شاهزاده نصرت الدوله فرمانفرما، حكومت كرمان به شاهزاده سلطان حمید میرزای ناصرالدوله خلف اكبر معزی الیه تفویض گردید و شاهزاده ناصر الدوله به كرمان روانه و فرمانفرما هم از كرمان عازم دارلخلافه شد. در عرض راه طهران در منزل اناركه اول خاك كرمان است ناصرالدوله به خدمت پدر بزرگوار شرفیابی حاصل نموده شاهزاده فرمانفرما
    مهمات لازمهٔ وضع مملكت كرمان را با ایشان حالی فرمود. بعد از یكی دو روز ملاقات و دیدن دو شاهزاده اعظم، پدر طریق طهران و پسر راه كرمان پیش گرفتند.
    الحاصل كفایت و شجاعت ناصرالدوله همانا مشهور ایران بلكه در ممالك خارجه هم اشتهار داشت. پس از ورود كرمان انواع مهربانی و سلوك را با اعالی و ادانی فراخور حال و حالت هر كس به عمل آورده هر جا و هر كس كه مقتضی ---------- و نكال بود معمول فرموده و همه روزه از بام تا شام مشغول انجام امور ایالت و نظم مملكت و وصول و ایصال مالیات و اقساط دیوانی وتربیت و تعلیم افواج كرمانی و اصلاح امور رعیت و قشونی بود. بعد از دو سال و كسری كه شاهزاده نصرت الدوله فرمانفرما در طهران به رحمت یزدان پیوست ، لقب جلیل فرمانفرمایی هم حسب الارث والاستحقاق به شاهزاده ناصر الدوله مرحمت شد.
    مدت ایالت شاهزاده در كرمان یازده سال كشید. شش سفر به بلوچستان فرمود . تمام محالات آنجا را به حیطهٔ نظم درآورد. در حكمرانی ناصرالدوله فرمانفرما سه چهار فقره فتنه از بلوچیه در بلوچستان رخ داد، همه به كفایت و توجه شاهزاده به اسهل وجهی اصلاح شد، یك دفعهٔ آن، طایفهٔ رودباری كه ضدیتی با طایفه شهدوست خان بامری بلوچ داشته و مالی از آنها به غارت برده بودند، شهدوست خان مزبور و پسر بزرگش نواب خان با جمعیت زیاد بر سر آن طایفهٔ رودباری ریخته نزاع و جدال و قتال كردند و چند روز از طرفین بنای محاربه و زدوخورد داشتند وماده غلیظ شده بود. به محض این كه به عرض شاهزاده رسید، شخصاً با استعداد قشونی و غیره بقدر لزوم از شهر كرمان نهضت فرموده و به بلوكات حوالی رودبار، كه محل منازعه و مجادله حضرات بو د، نزول نمود.
    شهدوست خان و سایر روسای طرفین را با استمالت و عتاب و خطاب احضار نموده اطفاء نایرهٔ فساد و اصلاح ذات البین شد و هر یك به محل ومكان خویش رفتند و شاهزاده به كرمان مراجعت كرد. یك مرتبهٔ دیگر در حكومت ابولفتح خان سرتیپ قزاق به بلوچستان ، اهالی آنجا شورش كرده باو خروج نمودند و او را در قلعهٔ فهرج بلوچستان محصور كردند. فرمانفرما از شهر اردویی لایق این غائله ترتیب داده ، به سرداری محمد حسین میرزای حشمت السلطنه به حوالی بلوچستان فرستاد و خود فرمانفرما به جیرفت و رودبار ، كه نزدیك بلوچستان وارد و هر دوبود، تشریف برده و حشمت السلطنه را حاكم بلوچستان مقرر فرمود و بلوچان را به معرض عتاب و استمالت حاضر اورده از جهتی آنها را بوعده و وعید امیدوار و از جهت دیگر از اندیشه و بیم ---------- و مواخذه سخت هر یك را از كرده نادم فرمود و به اندك توجهی فتنهٔ به این بزرگی را مفطفی ساخت . و ابراهیم خان سرهنگ بمی و زین العابدین خان سرتیپ برادر او را كه سالهاست مسبوق به عمل بلوچستان هستند و در دفع و رفع این فتنه مساعی جمیله مبذول داشته بودند و لوازم خدمتگزاری را به عمل آورده، مورد الطاف شاهزاده گشته ابراهیم خان به منصب سرتیپی توپخانه و زین العابدین خان به درجهٔ سرتیپی اول رسید و نیز حكومت بلوچستان را به دو برادر تفویض فرمود و رفع فساد گردید.
    یكدفعه دیگر كه سفر ششم بلوچستان بود ، دلاور خان بلوچ كه ظاهراً و باطناً از عفریت های روزگار بود ] هركس قیافه و هیكل اورا دیده مصداق عرض مولف را می دهد و الحق [ در مراتب جهل دلاور بود، و شهدوست خان ثانی و حسینخان بلوچ را گرفته مغلولا به شهر اورده به حبس ابدی مقرر داشت. خلاصه از انجایی كه روزگار غدار ناپایدار كاری جز بد عهدی و مخاصمت مردان نامدار ندارد، در دو سال آخر درد گلوی معروف كه بعضی از اطباء او را نوعی از طاعون شمرده اند سه چهار پسر و دختر شاهزاده را از حیات عاری ساخت، لهذا شاهزاده را كسالت و غم فرا گرفت. پیوسته اوقات در حزن آن نونهال های خانوادهٔ شوكت بسر بردی و هیچ روز و شب نیارمیدی. در اوایل سال یازدهم حكومت درماه مبارك رمضان لوی ئیل هزار و سیصد ونه دو سه روز قبل از ناخوشی خواب دیده بود كه شاه نعمت الله مشهور به شاه ولی كه درماهان مدفون است و حالات آنجناب از ابتدا تا انتهی سابقاً عرض شده، در بالای كوهی رفیع منزل داشته و شاهزاده در آنجا از او دیدن وزیارت نموده، این خواب را مكرراً مذاكره نمود. تعبیر آن را از هر كس می خواستند .
    بعد از دو سه روز مبتلای به ناخوشی آنفولنزا كه زكام مسری باشد و آن سال درتمام ایران بروز كرده بود و در كرمان نیز سرایت نموده بود شده، پس از چند روز منجر به چند مرض متضاد مثل محرقه و مطبقه و اسهال و زهیر گردید و در عشر آخر رمضان داعی حق را لبیك اجابت فرمود. نعش آن شاهزاده را با كوكبه وجلال در مزار مشهور به قبر آقا در خارج شهر كرمان امانت سپردند.`
    هم حاجیه هماخانم و هم ناصرالدوله به شاه نعمت الله ولی ارادتی كامل داشته‌اند. تعمیرات و آثاری نیز ازین دو در صحن جنوبی مزار شاه ولی هنوز برجاست.`
    ● در جای دیگر گفته شده :
    ... فیروز میرزا در ۱۲۹۶ نیز مجدداً به كرمان آمد و پس از او پسرش عبدالحمید میرزا ناصرالدوله حكومت كرمان یافت و با لقب فرمانفرما مدت ها حاكم كرمان بودو سفرهای او به بلوچستان و قلع و قمع بلوچ مشهور است. باغ شاهزاده در ماهان از محدثات اوست و پدرم، مرحوم حاج آخوند پاریزی در وصف این باغ گفته :
    حضرت والا چو زماهان خرید
    خوب و پسندیده و ارزان خرید
    خواست در آن قریهٔ عنبر سرشت
    باغی بر پای كند چون بهشت
    یاد بساتین معلق كنند
    زنده زنو قصر خورنق كنند
    باغ همان است ولی مال كیست؟
    بر ستم و ظلم بباید گریست`
    ● در مورد اتمام كار بنایی باغ شاهزاده گفته شده :
    ... كانه همان بنایی كه وقتی خبر مرگ ناصرالدوله را شنید ، آخرین تغار گچ را بر سر در عمارت باغ شاهزاده ماهان ( كه مشغول بنایی ان بود) كوفت و از چوب بست فرود آمد و بقیه بنا ناتمام ماند ...
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. Top | #106
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تاریخچه باغ فین کاشان

    تاریخچه باغ فین کاشان

    پارسیان (شاپرزفا)به نظر میرسد در دوران بارانی بین آخرین دورههای یخچالی دوران چهارم Plistocem در نجد ایران دریاچه پهناوری گسترده بوده است. این دریا با شروع عهد خشكسالی به تدریج خشك شده و اكنون در محل آن كویر بزرگ مركزی برجاست. در اواخر هزاره ششم در سرزمین حاصلخیز رسوبی در جوار كوهستان و حاشیه كویر مركزی اولین استقرارها در ناحیه سیلك شناسایی شده است. یكی از مهمترین عوامل این امر كه موجب استقرار طولانی در این ناحیه گردیده را میتوان وجود چشمه فین در ۲ كیلومتری این ناحیه ذكر كرد.
    در واقع مهمترین عامل شكلگیری تمدنها از قدیمیترین دورانها در این ناحیه، وجود آب سرشار و دائمی در سرچشمه فین است، كه باعث جذب انسان به این منطقه شده و در شكلگیری و پیشرفت تمدن در این ناحیه نقش اساسی ایفا نموده است.
    از دوران هخامنشی این ناحیه مطلب خاصی نمیدانیم، تنها در روستای مرق مجموعهای از سكههای داریوش سوم به همراه تعدادی سكههای سلوكی یافت شده است.
    وجود آتشكده نیاسر بجای مانده از زمان ساسانیان در حومه كاشان نشان از آبادانی و معمور بودن ناحیه در آن دوران دارد، به حدی كه طبق گزارشهای اعثمكوفی در جنگ نهاوند، دلاوری از ناحیه كاشان (آذرگرد) با بیش از بیست هزار سوار در این نبرد شركت داشته كه رویاروی لشكر اعراب ایستاده اند. و دست آخر اینكه حمدا. . . مستوفی در نزهته القلوب بنای شهر كاشان را در دوره اسلامیبه زبیده خاتون همسر هارون الرشید نسبت داده است.
    ● ناحیه فین
    «فین قصبهای است در بخش مركزی شهرستان كاشان كه دارای دو قسمت جداگانه فین بزرگ و فین كوچك است، و بعضی آن را فینین نامند. فین در شش هزار گزی باختر كاشان قرار گرفته است و به واسطه كثرت اشجار و آب و هوای خوب یكی از تفرجگاههای اطراف كاشان است، آب آن از چشمه معروف سلیمانیه و سفیدآب تأمین میشود و . . . (لغتنامه دهخدا). طبق نوشته دونالد ویلبر در كتاب باغهای ایرانی و كوشكهای آن: «وقتی مسافر به شهر تاریخی كاشان نزدیك میگردد میتواند در سمت راست جاده، باغ فین را با سروهای زیبایش مشاهده كند، با بازدید از این نقطه میتوان گفت كه مهمترین نقطه این شهر را دیده است.»
    قدیمیترین منبعی كه در مورد تاریخ فین و آبهای آن اشاراتی دارد، كتاب تاریخ قم (تألیف سال ۳۷۸ هجری قمری) است كه البته مانند بسیاری از مناطق دیگر پایهگذاری آن را با شخصیتهای اساطیری آمیخته چنین مینویسد: «فین آن را بشتاسب بنا كرد و در آن وقت كه با ارجاسف ملك ترك كارزار كرد و كاریزهای آن دیه را با اشارت ملك جم بیرون آورده و بسیار آبند»
    فین كوچك كه باغ فین نیز در آن واقع است، دارای ۱۷ محله میباشد، این محلات عبارتند از: محله سرپایین، محله پشت باغ، محله مصلی، محله ملتی، محله رودخانه، محله باغكهنه، محله سازمان آب، محله ملاقطب، محله انار، محله توتستان، محله زیارت، محله شاهزاده ابراهیم، محله گذر، محله پنجروزه، محله حیدری، محله تنبیلی، زبان مردم فین فارسی است، ولی زبان محلی كه ریشههای فرس قدیم دارد در این قسمت رایج است. مذهب مردم فین شیعه اثنی عشری است.
    مفضل بن سعد مافروخی در كتاب محاسن اصفهان چنین آورده است كه: «و به دیه ابروز كاشان كاریزی هست اسفذاب نام مشرب اهل آن دیه و صحراها و دیه هایی چند كه در آن حوالی واقع است و به دیه پین غایض میشود» از این نوشته چنین استناد میشود كه نام قدیمی فین «پین» بوده است و بعدها بر اثر استعمال لغت به فین تبدیل شده است و نیز اینكه یكی از منابع تأمین آب فین سفیدآب است. در ادامه كتاب از حضور عمروبنلیث صفاری در كنار این رودخانه، و شگفتی او از این آب و جستجوی او برای یافتن سرچشمه آن كه بینتیجه مانده است، صحبت به میان آمده است.
    ● چشمه سلیمانیه
    در جنوب باغ فین چشمه آبی موسوم به چشمه سلیمانیه، با قریب به دوازده سنگ آب وجود دارد. آب آن فوق العاده صاف است ولی به واسطه داشتن بعضی املاح برای آشامیدن مناسب نیست. آب چشمه فین به واسطه كیفیتهای خاص خود مانند صافی و پاكی و روشنایی كمنظیر و همچنین كیفیت ثابت و تغییر ناپذیرش همواره مشهور و ضربالمثل بوده است و طبق نوشته فلاندن «مردم برای این آب عقاید موهوم دارند و میگویند خاصیت طبی دارد» این چشمه از بن صخرههایی به نام كوه دندانه و شكاف تخته سنگهای معدن گچ و آهك واقع در شش كیلومتری غرب كاشان از زمین میجوشد.
    ● در وجه تسمیه این چشمه دو روایت نقل میشود:
    ▪ كاشان یكی از مراكز یهودی نشین ایران بوده كه طبق آمارگیری كه در دوران شاه عباس دوم انجام شده است بیش از ۱۰۰۰ خانوار یهودی در این شهر سكونت داشتهاند و در آن دوران با حضور چند تن از علمای یهود در این شهر لقب اورشلیم دوم به آن اطلاق شده است. یهودیان ساكن در این شهر برای این آب قداست خاصی قائل بودهاند زیرا معتقد بودند كه این چشمه از معجزات سلیمان نبی است، از همین روی آن را به نام چشمه سلیمانیه نامیده اند.
    ▪ برخی نیز اعتقاد دارند در دوران شاه سلیمان صفوی در اطراف این چشمه صفه یا بنایی ساخته شده است، به این سبب آن را به نام سلیمان صفوی چشمه سلیمانیه خوانند.
    یك نظر حیدرصفدر به سلیمان شاه كرد آب سرچشمه فین را ز عصا پیدا كرد كه البته هر دو، روایتهایی شفاهی هستند كه برای آن سند مكتوبی موجود نیست اما در فرهنگ عامه مورد قبول واقع گردیده اند.
    ● باغ كهنه
    وجود باغ فین به دوران آلبویه منسوب است كه از این دوران شواهدی در دست نیست و اثبات این مطلب نیاز به تحقیقات و كاوشهای باستانشناسی دارد. بعد از این دوران نیز وجود باغ فین را به دوران ایلخانی منسوب كردهاند، یاقوتحموی (قرن هشتم) نیز از گشت و گزار مردم كاشان در اطراف باغات فین یاد كرده است.
    در دوران آغازین حكومت شاهاسماعیل صفوی (۹۰۹ هجری قمری) مردم كاشان كه از رسمیشدن مذهب شیعه به شوق آمده بودند، مشتاقانه در انتظار دیدار شاه محبوب خود به آذینبندی كوچه و خیابان شهر پرداختند. شاهاسماعیل به كاشان آمد، در باغ فین جلوس كرد، و در سرچشمه فین بار عام داد. همه اقشار مردم ـ در این جشن و سرور شركت كردند و پس از مراسم تشریفات به طعام دعوت شدند. شاه از آن همه احساسات و پذیراییهای بسیار شادمان شد و در پایان دستور برپایی جشن خلعت داد. (شاهاسماعیل دو بار باغ فین آمد و در آنجا جشن و سرور برپا كرده است.)
    ● كاشان در دوران صفوی اهمیت فراوانی مییابد كه دلایل زیر را میتواند برای آن برشمرد.
    ▪ توجه پادشاهان صفوی به مذهب شیعه و شهرهایی كه مركز شیعیان و علمای شیعه بودند، موجب اهمیت یافتن كاشان گردید.
    ▪ اهمیتی كه پادشاهان صفوی برای صنایع دستی و هنر قائل بودند؛ با وجود هنرمندان و صنعتگران مختلف (كاشیكاری، قالی بافی، ابریشمبافی. . .) در این شهر، بر اهمیت آن افزوده گردید.
    ▪ اهمیت یافتن اصفهان و پایتخت شدن آن موجب گردید كه شهرهای پیرامون آن از جمله كاشان كه بر سر راههای ری و خراسان قرار داشت آباد گردیده و صنایع و بازرگانی آن رونق گیرد.
    ▪ قرار گرفتن كاشان بر سر راه تجاری بندرعباس.
    این عوامل باعث شد كه كاشان در دوران صفوی از نظر مذهب، وسعت، ثروت و زیبایی دومین شهر ایران به شمار رفته و بازارهای آن پر از اجناس و كالاهای مختلف و مساجد و اماكن مذهبی، پر رونق و مركز علمی و فرهنگیاش فعال گردد. به نقل از سفرنامه فیگوئروآ: «شهر كاشان همواره مورد توجه پادشاهان ایران بوده است، نخست از این جهت كه اهالی آن بسیار صدیق و خوشمشربند، و دو دیگر بخاطر آنكه مركز تولید پارچههای ابریشمی و به خصوص قالیهای بسیار ظریف و مرغوبی است كه در سراسر جهان نظیر ندارد و از این طریق ثروت سرشاری را جلب میكند.»● باغ فین
    ▪ در اواخر دوران شاهطهماسب زلزله مهیبی در شهر كاشان روی داد. كانون آن در منطقه فین بوده و در آنجا آسیب فراوانی به بناها وارد كرده است. پس از شاهطهماسب تا به حكومت رسیدن شاهعباس اول دو تن از خاندان صفوی به حكومت رسیدند. (شاه اسماعیل دوم، و محمد خدابنده پدر شاه عباس) در تمامیاین دوران حكومت مركزی ضعیف بوده و چندین سال حكومت كاشان در دست تركمنان افتاده است كه در آن دوران خرابیهای بسیاری به بار آوردهاند.
    ▪ در عهد شاهعباس پس از رفع فتنه تركمنها، شاه صفوی اوامری جهت عمران و آبادانی كاشان و تدارك وسایل توسعه و ترقی صنایع محلی و بهبود اوضاع عمومی آنجا صادر كرد و آقا خضرنهاوندی حاكم كاشان مأمور اجرای آن شد. حسن نراقی در كتاب آثار تاریخی شهرستانهای كاشان و نطنز آورده است:
    «شاه عباس چون بنای سالخورده و ویران گشته فین را خور همسری با چشمه سلیمانیه و همت والای خود نمیدید، از این رو طرح كاخ جدیدی بدینگونه پی افكنده شد. مظهر آب روان چشمه را قریب۵۰۰ متر بالاتر از باغ قدیم یعنی در مكان چشمه كنونی قرار داد و باغشاه جدید را در محدوده زمینهای نوگیر به ابعاد ۱۵۷ متر طول شرقی و غربی در ۱۴۲ متر عرض شمالی و جنوبی حصار بندی كرد و در چهارگوشه آن برجهای گرد و مرتفعی بنا كرد و. . .»
    شاهعباس برای رفع خطر سیل در حدود یك كیلومتری جنوب باغ سدی مستحكم با سنگ و ساروج ساخت كه هنوز هم پا برجاست.
    خضرنهاوندی سالها در كاشان حكومت كرد و در طی این دوران بر قدرت خود افزود، تا جایی كه قدرتش به حدی رسید كه شاه عباس از نفوذ او احساس خطر كرد.
    در سال ۱۰۱۶ هجری قمری به هنگام حضور شاه عباس (احتمالاً در باغ فین) كلهپزی با كارد به او حمله كرد و وی را از پای در آورد از آنجایی كه برادر وی ملاعبدالباقی نهاوندی صاحب كتاب «مآثر رحیمی» پس از قتل برادر به هندوستان فرار كرده و بر طبق نوشتههای او، این نتیجه دور از ذهن نیست كه این قتل، قتلی ---------- بوده و به فرمان شاه اجرا شده است.
    در اینباره حتی اسكندربیگ منشی نیز سكوت كرده است و مطلبی در كتاب عالم آرای عباسی ننوشته است. شاه صفی پس از مرگ شاه عباس به حكومت رسید. او نیز مانند پدر خود برای عمران و آبادی این باغ كوشید و طبقه فوقانی بنای شترگلوی صفوی با چوب و آهن در زمان او ساخته شد (سال ۱۰۵۰ هجری قمری) تا وی بتواند مناظر اطراف را از بلندترین نقطه مشاهده كند. شاهصفی نیز چندین بار به كاشان و باغ فین آمده است و در آخرین سفر خود در عمارت دولتخانه كه از ابنیه دوران شاهعباس است بر اثر افراط در خوردن شراب از پای درآمد و فرزندش عباس دوم در سن ۱۰ سالگی در آنجا تاجگذاری كرد.
    لكهارت مینویسد: «شاه سلیمان و شاه سلطانحسین نیز حین عبور از كاشان مدتی در عمارتهای دولتخانه و باغ فین با تشریفات توقف و كامرانی مینمودهاند.»
    پس از شاه سلطان حسین و حمله افغانها كاشان مورد بی مهری واقع شد و بسیاری از عمارتهای آن رو به ویرانی گذاشتند.
    در سال ۱۱۷۵ هجری قمری هنگامیكه شهریار زند در آذربایجان بود زكیخان در اصفهان علم طغیان و سركشی بر افراشته كاظمخان بختیاری را با گروهی به حكومت كاشان فرستاد، عبدالرزاق كه از طرف كریمخان وكیلالرعایای آن شهر بود از مشاهده بیدادگریها به خشم آمده و نیمه شبی بر آنها تاخت و كاظمخان را دستگیر نمود. زكیخان پس از این حادثه گروه دیگری را به سركردگی علیمحمدخان به كاشان فرستاد. آنها در عمارت دولتخانه پناه گرفتند، منتهی عبدالرزاقخان آنجا را تصرف كرد و علیمحمدخان به باغ كه برج و باروهای مستحكمیداشت پناه برد. كریمخان كه عازم بازگشت به اصفهان بود دستهای را روانه كاشان نمود آنها نیز بی درنگ به باغشاه حمله بردند و از آنها شكست خوردند. علی محمدخان كه از رسیدن كریمخان بیمناك شده بود سرهای كشتهها را جدا كرد و به اصفهان گریخت.
    در دوران حكومت عبدالرزاقخان زلزله شدیدی در كاشان به وقع پیوست كه خانههای آن شهر را ویران كرد. پس از این جریان، وی با فرمان كریمخان شروع به تعمیرات در كاشان و باغ فین نمود و عمارت جدیدی نیز به ابنیه این باغ افزود كه به خلوت كریمخانی موسوم است.
    در عهد كریمخان شه ملك قباد با سعی سلیم حاكم پاك نهاد
    تعمیر چو یافت باغ فین آذر گفت آباد شده عمارت فین آباد
    ابیات بلا قطعه شعری است كه آذر بیگدلی سروده است و بیت آخر آن به حروف ابجد سال ۱۱۷۶ هجری قمری را نشان میدهد.
    پس از كریمخان نسیم امیدی كه به سوی باغ وزیده بود برای مدتی از حركت باز ایستاد. اما با به قدرت رسیدن فتحعلیشاه و نظر توجهی كه این پادشاه به آنجا كرد، باغ دوباره اهمیت خود را باز یافت.
    فتحعلیشاه بر اثر دلبستگی هایی كه به صفای باغ و زیباییهای چشمه فین داشت به حاجی حسینخان صدراعظم اصفهانی سرپرست حوزه حكمرانی كاشان دستور داد تا همزمان با ساختن مدرسه سلطانی خرابیهای باغ را مرمت نموده آنجا را زیب و آرایشی شاهانه بدهند. در مدتی كه این مكان در حال تعمیرات و نوسازی بود خود شخصاً برای سركشی و تفرج در باغ حاضر میشد تا در سال ۱۲۲۶ هجری قمری كار ساخت آن به پایان رسید.
    ● افزودههای دوران فتحعلیشاه به باغ فین عبارتند از:
    ▪ نقاشیهایی كه در شترگلوی صفوی به بنا افزوده شده است، كه عبارت بودند از تصویر دربار رسمی فتحعلیشاه:
    تمثال شهنشاه فلك و جاه است این یا پیكر مهر و طلعت ماه است این
    هركس كه به او نظر كند میگوید سلطان جهان فتحعلیشاه است این
    ▪ تصویر دیگری در همین بنا در حال شكار
    ▪ ساخت حمام بزرگ و یا حمام سلطنتی
    ▪ ساخت شتر گلوی قاجار (فتحعلیشاهی) در سمت جنوب غربی باغ.
    ▪ ایجاد خلوت نظام الدوله (حرمسرا) توسط دامادش علی محمد خان نظام الدوله.
    فتحعلیشاه در سالهای ۱۲۲۴،۱۲۲۵،۱۲۲۶ و ۱۲۳۴ هجری قمری در باغ فین اقامت كرد. آخرین دیدارش از باغ در سال ۱۲۴۹ هجری قمری هنگام عزیمت به سوی اصفهان انجام گرفت.
    در سال ۱۲۵۶ هجری قمری محمدشاه در راه مسافرت به اصفهان مدت دو هفته در باغ فین اقامت كرد و دستورهای مؤكدی برای مرمت و نگهداری آن صادر نمود. در سال ۱۲۵۸ نیز وی مدتی در باغشاه اقامت داشته است. در دوران مقارن سلطنت وی عمارت شاهنشین و حوض جوش مقابلش ساخته شده است.
    در ماه ذیقعده ۱۲۶۷ هجری قمری هنگام بازگشت ناصرالدینشاه از اصفهان به پایتخت وی به اتفاق میرزا تقیخانامیركبیر یك هفته در این باغ به سر برد. امیركبیر در آنجا به شاه اصرار كرد كه میرزا علیخان پیشخدمت خاصه شاه را كه محرم اسرار او بود از درگاه سلطنتی اخراج و به گروس تبعید كند و ناصرالدین شاه با تمام ناگواری به این خواسته امیر تن داد و این گواه بر قدرت امیر در آن زمان بود. اما این قدرت دیری نپایید، چند ماهی از این واقعه نگذشته بود كه در سال ۱۲۶۸ هجری قمری امیركبیر به كاشان تبعید شد، و پس از چهل روز در ۱۸ ربیع الاول ۱۲۶۸ هجری قمری بر اثر سعایت بدخواهان در حمام كوچك باغ (حمام صفوی) به قتل رسید و باغ فین را در ماتم و اندوهی ابدی فرو برد. . ..
    در دوران محمدعلیشاه (دوران مشروطه خواهی) نایب حسین كاشی و پسرانش در حدود ۱۴ سال در اطراف كاشان و حتی در نواحی یزد بنای یاغیگری گذاشتند و در این دوران آسیب فراوانی به باغ و اشیاء و درختان آن وارد كردند. پس از این مدت سرانجام دولت مركزی توانست كه این شورش را كنترل كند و نایبحسین و پسرش ماشاءا . . . خان دستگیر شدند؛ دیوان حربی در مورخه ۵ سنبله ۱۲۹۸ خورشیدی مطابق با ۱۳۳۷ هجری قمری در باغ تشكیل شد و حكم اعدام یاغیان را صادر كرد پس از آن به مرور باغ مورد توجه قرار گرفت و برخی از خرابیها مرمت گردید، تا اینكه سرانجام در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۱۴ خورشیدی به شماره ۲۳۸ در فهرست آثار ملی ثبت گردید.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  3. Top | #107
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تاریخچه باغ نیاوران

    تاریخچه باغ نیاوران

    پارسیان (شاپرزفا)حكومت پادشاهان قاجار كه تا سال ۱۹۲۵م به طول انجام و سبب رونق یافتن تهران كه تا آن زمان دهكده در دامنه كوههای البرز بود، گردید. تا آن زمان در تهران جز باغ‌های بزرگ با انواع مختلف و متعدد درختان بخصوص درختان چنار، چیزی یافت نمی‌شد.
    با آغاز حكومت قاجارها، آقا محمد خان قاجار بنیانگذار حكومت قاجار و فتحعلی شاه كه بعدا جانشین او شد، باعث دگرگونی شهر تهران شدند. شهر تهران زیر نظر فتحعلی شاه (۱۸۳۴-۱۷۹۷) دوباره احیاء شد. او اقامتگاه سلطنتی را تزیین كرد و دستور ساخت محل سكونتی به نام بادگیر و اندرونیش را در آنجا داد.
    گستردگی شهر تهران از قرن نوزدهم آغاز شد. فتحعلی شاه و جانشینانش تعدادی باغ در شمال تهران بر دامنه‌های رشته كوه البرز بنا كردند كه بعدها منطقه ییلاقی شمال تهران را تشكیل داد. یكی از این كاخ‌های سلطنتی كوهپایه‌ای كاخ نیاوران است كه گذار زمانی طولانی به درازای یكصد و شصت سال در دوران پرفراز و نشیب تاریخ معاصر ایران، وقوع حوادث گوناگون و برگزاری مجالس، مراسم و مناسبت‌های بسیار در عرصه كاخ باشكوه “صاحبقرانیه“، این عمارت عظیم ییلاقی پادشاهان قاجاری را به مثابه فضایی شاخص در صحنه وقایع ---------- دو قرن اخیر در ایران مطرح می‌نماید.
    قصر نیاوران در باغی در دهكده نیاوران ساخته‌شد، فتحعلی شاه و محمدشاه هریك منزلگاه ییلاقی در این مكان ساخته‌بودند و ناصرالدین شاه با تخریب آن، خود قصر نیاوران را ساخت. در سی‌امین سال حكومت ناصرالدین شاه، قصر نیاوران به قصر صاحبقرانیه تغییر نام داد.
    اولین بنای قصر نیاوران در سال ۱۲۶۷ هـ . ق آغاز شد. این قصر در سال‌های بعد، بار دیگر ساخته‌شد و یا در شكل ظاهری آن تغییرات عمده‌ای لحاظ گردید. همانگونه كه ذكر شد، در سال ۱۲۶۷ هـ . ق ناصرالدین شاه دستور داد عمارت جدید سلطانی را در قصبه نیاوران بنا كنند و بازاری مشتمل بر یكصد باب دكان در نیاوران بسازند.
    در سال ۱۲۶۸ هـ . ق ناصرالدین شاه دستور عزل ایرزا تقی خان امیركبیر از صدارت را داد و و به جای وی میرزا آقاخان اعتمادالدوله به صدارت نشست. در همین سال در قصر نیاوران مراسم سلام عید فطر به طور رسمی صورت گرفت و تشریفات رسمی نظام انجام شد و برای اولین بار در این قصر هیئت‌های خارجی به حضور ناصرالدین شاه رسیدند. با برگزاری این مراسم با شكوه، قصر نیاوران در كنار قصرهای دیگر ناصری قرار گرفت. بدین ترتیب این قصر درست در سالی كه مدرسه دارالفنون افتتاح گردید، مورد استفاده ناصرالدین شاه قرار گرفت. هرچند قبل از اتمام كارهای ساختمانی آن، ناصرالدین شاه بارها در آن بیتوته كرده بود.
    بنا بر گفته‌ها، در سال ۱۲۷۶ هـ . ق اعتمادالسلطنه از قصری كه باشكوهش می‌نامیدند و از آن به عنوان یكی از «قصور رفیع‌البنا و با روح و صفا» یاد می‌كردند، ایراد گرفت و در پس آن، بعد از گذشت چندی قصر سلطنت آبادساخته می‌شود. به احتمال فراوان در این دوره زمانی تا سال ۱۲۹۷ هـ . ق كه تحولی كلی در عمارت نیاوران صورت می‌گیرد، شاه و نزدیكانش برای تجدید بنا در شكل ساختمانی قصر نیاوران، رایزنی‌های فراوان داشتند.
    در زمان مظفرالدین شاه، دیواری از شرق به غرب در قسمت شمالی صاحبقرانیه كشیدند. در زمان احمد شاه هم دیواری در شمال قصر جهان نما كشیدند و قصر و دیوانخانه را از محل حرم جدا كردند. در زمان پهلوی اول مقداری از دیوار میان دیوانخانه و حرم‌سرا را كه به دستور مظفرالدین شاه كشیده‌شده‌بود، خراب كردند تا ساختمان جهان‌نما با خوابگاه اندرون و سایر ساختمان‌ها ارتباط پیدا كند.
    متأسفانه از معمار قصر نیاوران اطلاعی در دست نیست. در متون به نام برخی از معمارباشی‌های سلطنتی كه همزمان با آغاز ساخت و ساز نیاوران مشغول به كار بودند برمی‌خوریم. یكی از آنان محمد تقی خان معمار باشی است. محمد تقی خان معمار باشی، معمار مدرسه دارالفنون هم بوده‌است و به احتمال فراوان، معمار قصر نیاوران در سال ۱۲۶۸ هـ . ق نیز هم او بوده‌است.
    شاعرانه‌ترین كاخ دوران قاجار با خصوصیات منحصر بفرد و جاذبه و آراستگی، كاخ احمد شاهی است كه متأسفانه فاقد تاریخچه‌ای در زمینه ساخت و ساز و دوران بهره‌برداری است و شاید تنها اشاره به لفظ احمد شاهی آن را نسبت به آخرین پادشاه قاجاریه و تاریخ ساخت آن به دوران اقتدار كوتاه مدت این شاه جوان مرتبط می‌سازد.
    بنابر برخی نقل قولها، كاخ مذكور را احمد شاه برای همسر گرجی خود بنا نموده‌بود. چنانكه از تاریخ دوران پهلوی برمی‌آید، عمارت مذكور در دوران پهلوی اول جه اقامت ولیعهد و همسر نخستین وی سامان یافته و از آن هنگام در مقاطعی از زمان توسط این خاندان مورد استفاده قرار گرفته است.
    در دوره كوتاهی كاخ احمد شاهی به صورت دفتر كار محمدرضا پهلوی عملكردی اداری یافت و سپس با اعمال آخرین تغییرات معماری داخلی در دوران حكومت پهلوی دوم در آن، به عنوان اقامتگاه اصلی ولیعهد وی مجددا به بهره‌برداری رسید و تا سال ۱۳۵۷ خورشیدی، محل اقامت و دفتر وی محسوب می‌گردیده‌است.
    آخرین كاخی كه تاریخچه آن مطرح می‌شود كاخ نیاوران در ضلع شمال شرقی مجموعه است. این كاخ توسط مهندس محسن فروغی طراحی گردیده و مهندسین مشاور ناظر بر اجرا، شركت مهندسین مشاور عبدالعزیز فرمانفرماییان و همكاران و سازنده بنا شركت ساختمانی ماپ بوده‌اند. در ابتدا این كاخ را بعنوان محلی برای پذیرایی و اقامت رؤسای كشورها و میهمانان عالیرتبه دربار طراحی و منظور نموده‌بودند، اما در حین عملیات اجرائی با اعمال تغییرات در كاربری، به محل سكونت پهلوی دوم و خانواده وی برای ایام مختلف سال به غیر از فصل تابستان اختصاص یافت.
    این كاخ نهایتا از سال ۱۳۴۶ خورشیدی مورد بهره‌برداری پهلوی دوم و خانواده او در ایران قرار گرفت و تا سال ۱۳۵۷ نیز محل سكونت آنها محسوب گردیده‌است.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  4. Top | #108
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تاریخچه تبریز

    تاریخچه تبریز

    پارسیان (شاپرزفا)شاردن در قرن هفدهم میلادی نوشته است که " در تمام عالم من شهری نمی شناسم که درباره بنا و پیدایش و نام اولیه آن نویسندگان جدید این قدر زیاد بحث و جدل کرده باشند۱ ".
    بسیاری از جهانگردان اروپایی که در قرن هفدهم و حتی هجدهم و نوزدهم از تبریز گذشته اند ، تبریز را همان اکباتان قدیم پنداشته اند . تاورنیه که پیش از شاردن از تبریز دیدار کرده ، می نویسد که " عقیده بعضی این است که تبریز همان اکباتان قدیم ، پایتخت مملکت مداست ۲." اولئاریوس که در نیمه نخست قرن هفدهم از تبریز گذشته ، به هنگام سخن گفتن از پایتخت های شاهان قدیم ایران ، اظهار نظر می کند که " آن ها در تابستان به اکباتان – که امروز آن جا را تبریز می نامند – نقل مکان می کردند . . .۳ " لابولای لو گوز هم که در اواسط قرن هفدهم مدت ها در ایران گذرانده ، براین باور بوده است که تبریز " در قدیم اکباتان نامیده می شده ، جایی که کتابخانه شاهان ماد بوده ۴". گاسیار در وویل که در نخستین سال های قرن نوزدهم در تبریز بوده ، با تردید می نویسد که " تبریز که تصور می کنند اکباتان باستان باشد – گرچه بعضی از مورخین همدان را اکباتان می دانند . . . ۵" و بالاخره در روزگار ما سید اسمعیل وکیلی است که قله اخی سعدالدین را که ولیان (بیلان) کوه نیز نامیده می شود و تپه ای است در شمال شرقی تبریز ، جای شهر اکباتان می پندارد
    در زمانی که سارگن دوم در آشور فرمان می راند ، بر بخشی از سرزمین آذربایجان فعلی ، دولت ماننا و بر بخش دیگر آن دولت اورارتو حکومت می کرده اند . ناحیه ای که تبریز در آن قرار گرفته ، در میان قلمرو دو دولت مذکور از استقلال نسبی برخوردار بود و قبیله دالیان بر این ناحیه تسلط داشتند و گاهی به فرمانبرداری از یکی از دو قدرت یاد شده تن در می دادند ، چنان که به هنگام لشکر کشی سارگن دوم احتمالا" تحت فرمان اورارتو بوده اند .
    در این زمان سارگن با استفاده از هرج و مرج داخلی ناشی از مرگ ایرانو فرمانروای ماننا ، در سال ۷۱۴ ق . م . از طریق همین سرزمین به اورارتو لشکرکشی کرده و در سر راه خود از محلی که تبریز در آن بنا گردیده ، گذشته و دژهای آن جا را به تصرف در آورده و با خاک یکسان کرده است . وصف یکی از دژهای این ناحیه که به نظر ا . م . دیاکونوف در جایگاه تبریز قرار داشته ، در کتیبه از این قرار است :
    " تارماکیس دارای استحکامات مهم بود . سدهای ساخته شده در این جا محکم بود . همین سدها را خندق های ژرفی احاطه کرده بود . نیروهای احتیاطی قشون های دولت در این جا مستقر بودند . اسب های آن ها نیز در این جا نگهداری می شد . ساکنان بخش های اطراف از ترس من (سارگن) در این جا پناه گرفته بودند . هنگام لشکرکشی من به این جا ، اهالی برای نجات جان خویش ناگزیر از ترک این جا و فرار به دشت های بی آب شدند . من این محال را به تصرف درآوردم و درمیان سکونتگاه هایی که تبدیل به استحکامات تدافعی شده بودند ، جنگیدم . باروهای همین قلاع را با خاک یکسان کردم ، به اماکن داخل قلعه آتش زدم و مقدار زیادی از آزوقه ساکنان قلعه را به آتش کشیدم . درهای انبارهای بزرگ را که مملو از جو بودند ، گشوده ، بین لشکریان بیشمار خود تقسیم کردم . سی دهکده اطراف همین قلعه را نیز طعمه آتش کردم . دود این دهات به آسمان رفت ۴۲."
    هرتسفلد در اثر خود تحت عنوان تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی که در سال ۱۹۳۶ م . منتشر کرده ، درباره کتیبه مذکور و اطلاعات به دست آمده از آن در رابطه با موضوع مورد نظر ما چنین می نویسد :
    ". . . تعدادی از اماکن را که در آن کتیبه نام برده شده است ، اکنون هنوز می توان تشخیص داد و محل آن ها را معلوم نمود . جریان آن جنگ های اولیه در اطراف دریاچه ارومیه حتی تا داخل خاک آذربایجان به خوبی روشن است. . .از جمله آن ها شهر اوشکایا را وصف می کند که حصاری به ضخامت هشت ذراع داشته و نیز شهر دیگری را به نام انیاس تانیا (در تاریخ ماد آنیاشتانیا ۴۳) که در محلی واقع بین اوشکایا و شهر تارواکیسا۴۴ (در تاریخ ماد تارماکیس ) بوده ، دارای دو حصار و خندق و خود شهر تواریر۴۵(در تاریخ ماد تاروئی ) نیز یک خندق و دو حصار داشته است .
    آشکار است که براساس برداشت هرتسفلد تارواکسیا و تواریر دو شهر جداگانه بوده اند؛ درحالی که دیاکونوف این دو اسم را به صورت تاروئی _ تارماکیس نوشته و آنها را یک دژ مضاعف قلمداد کرده است . از گزارش سارگن که در بالا بخشی از آن نقل گردید ، چنین استنباط می شود که مردم تارماکیس در برابر نیروهای استیلاگر مقاومت کرده ، کوچه به کوچه با آنها جنگیده اند . پناهنده شدن اهالی اطراف در تاروئی _ تارماکیس و وجود انبارهای غلات _ که به عنوان مالیات و خراج از ساکنان دژ و نواحی اطراف گردآوری شده بود _ و اصطبل ها و نیز عمارت هایی که سقفشان از درخت سدر بوده ، و استحکامات و موقعیت استراتژیکی آنجا و اهمیتی که در گزارش به آن داده شده ، همه حاکی از وجود شهری قابل توجه است . سید آقا عون اللهی با توجه به اطلاعات داده شده در متأسفانه تا کنون در تبریز و اطرافش کندو کاو باستان شناسی نشده است ، اما نتایج به دست آمده از کاوش های محل های مجاور چون زیویه ، واقع در نزدیکی سقز و حسنلو ، واقع در ۱۲ کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه و ۹ کیلومتری شمال شرقی شهرستان نقده _ را هر دو جزو قلمرو دولت ماننا بوده اند ، تا حدودی می توان به این ناحیه نیز تعمیم داد . این ناحیه بنا به استنتاج دیاکونوف از اطلاعات موجود ، از لحاظ اقتصادی پیشرفته تر از نواحی دیگر مجاور بود . در حدود سده ۸ ق . م . زراعت و دامداری در این ناحیه رشد کرده و صنعت از کشاورزان جدا شده بود . فلزکاری با مفرغ رایج بود و استفاده از آهن نیز به تدریج متداول می شد. فرهنگ و تمدن آشوری و اورارتویی در شئون مختلف زندگی اجتماعی تأثیر کم و بیش داشت و جامعه در دوره مورد بحث در آستانه استقرار مناسبات طبقاتی قرار داشت .
    در هر صورت نخستین بار در اواسط قرن حاضر میلادی بود که در پرتو تحقیق در پیرامون گزارش لشکرکشی هشتم سارگن دوم و تعیین خط سیر او نظریاتی در ابن یاره که تارویی _ تارماکیس در محل تبریز کنونی قرار داشته ، از طرف بعضی از پژوهندگان تاریخ باستان خاورمیانه ابراز گردید و این نظر با گذشت زمان طرفداران زیادی پیدا کرد . از آن جمله مینورسکی که پیش تر ماده تبریز انسیکلوپدی اسلامی را براساس منابع و مآخذ دست اول تألیف کرده بود ، همان نظر را پذیرفت و طی نامه ای که در سال ۱۳۴۵ ش . به عبدالعلی کارنگ ، مترجم همان مقاله به زبان فارسی فرستاد ، چنین نوشت :
    "همان طوری که می دانید ، قدیمی ترین ذکر از اسم تبریز یحتمل در کتیبه پادشاه آشور (سارغن) پیدا می شود . سارغن (سارگن)ثانی در سال ۷۱۴ قبل از میلاد سفری به ضد ممالک اورارتو کرد و فتح های خود را به اله (خدای) مملکت خود ذکر کرد . او از ناحیه سلمانیه حالیه (در کردستان عراق) داخل کردستان مکری شد و ناحیت های جنوبی دریاچه ارومیه را استیلا کرد . محل پارسوا که به عقیده این جانب آن را نزدیک قلعه خراب پسوه باید جست . از آن جا سفرش از طرف شرقی دریاچه بود . بعد از رسیدن به اوشکایا (که به نظرم اسکویه حالیه باشد)از آن پس در میان فتح های قلعه های سدیدالبنا ، تاروی۴۹ و ترماکسیو۵۰ را ذکر می کند . دور نیست که یکی از این دو نام اسم جایی بوده که بعد از ورود ایرانی ها به صورت ایرانی مبدل شد و آخر کار تبریز حالیه گشته است . . .۵۱ ).
    عبدالله فاضلی به ضرس قاطع اظهار نظر می کند که : "در این که تارماکیس مذکور در کتیبه سارگون همان تبریز معاصر است ، جای هیچ تردیدی نیست . از طرف دیگر هم منشاء بودن واژه های اوشکایای قید شده در کتیبه یاد شده و اوسکویه و نیز نزدیکی فاصله این دو قلعه به هم مؤید ادعای مذکور است ۵۲."
    سارگن دوم در کتیبه خود از ۲۱ شهر در این منطقه نام برده است که نشان دهنده رشد شهرسازی در نواحی اطراف دریاچه ارومیه در هزاره اول پیش از میلاد است .
    تعیین تاریخ دقیق پیدایش زندگی شهرنشینی در دشتی که تبریز در آن قرار گرفته ، دشوار است . همین قدر می توان گفت که شرایط این دشت حاصل خیز که مهران رود و آجی چای مشروبش می کنند و دارای اقلیمی معتدل است و راه هایی شمالی _ جنوبی و غربی _ شرقی از آن می گذرند و وجود منابع زیرزمینی غنی در آن و موقعیت مناسب استراتژیکی اش و . . . همه و همه زمینه مساعدی برای تکوین و توسعه زندگی شهری عرضه می دارند . شهر تارویی یا تارماکیس و یا تارویی _ تارماکیس که وصفش گذشت ، معلوم نیست که درچه تاریخی پدید آمده است . اما در هر صورت یک شهر ، یک شبه چون قارچ از زمین نمی روید و ای بسا که شکل گرفتن و راه یافتنش به صفحات تاریخ دهه ها و حتی سده ها طول بکشد .
    در جریان کاوش هایی که به توسط هیأت باستان شناسی انگلیسی به رهبری چارلزبورنی در قراتپه (یانیق تپه) واقع در حدود ۳۰ کیلومتری جنوب غربی تبریز صورت گرفته ، به طوری که پیش از این دیدم ، به خانه های دایره ای شکلی که از آجر خام و چینه ساخته شده اند و به اواخر هزاره ۳ و اوایل هزاره ۲ ق . م اواخر دوره عصر سنگ _ مس و اوایل دوران مفرغ _ تعلق دارند ، برخورد شده است . در این خانه ها سنگ آسیاها ، استخوان حیوانات ، نقش های هندسی شکل ، ظروف سفالی مزین به تصاویر پرندگان و حیوانات و انبارهای آذوقه و کارگاه نیز کشف گردیده است . از این کشفیات چنین استنباط می گردد که در آن هنگام در حوالی تبریز فعلی گروهی از مردم به امر پیشه وری اشتغال داشته اند و صورت گرفتن تقسیم کار زمینه مساعدی برای ایجاد زندگی شهری و شهرها پدید آورده بوده است .به هرروی ، قدیمی ترین سند دایر بر وجود تبریز (تارویی _تارماکیس)کتیبه سارگن دوم متعلق به اواخر سده هشتم ق . م . است . به احتمال قوی شهر در جریان حمله نیروهای ویرانگر آشور منهدم می گردد و دیگر ، چنان که گذشت ، تا قرن های سوم و چهارم بعد از میلاد ، نام و نشانی از آن در میان نیست ، تا آن که مورخان ارمنی از شهری تاورژ نام سخن می گویند و قراینی دایر به وجود شهری در جایگاه تبریز در دوران ساسانی به دست می آید . می توان حدس زد که در جای و یا جوار شهر ویران شده تارویی _ تارماکیس و مجموعه دهکده هایی که در آن حدود پراکنده بوده اند و در کتیبه سارگن از آن ها سخن رفته ، دیگرباره شهری جان می گیرد و روی به آبادی و توسعه می گذارد . سپس حالا به هر علت ، شهر باز راه زوال می پیماید . چنان که در اواخر دوران ساسانی و در جریان یورش و فتوحات تازیان و تا نیمه اول قرن دوم هجری نامی از آن نمی رود ؛ و وقتی نخستین بار ، و این بار به نام تبریز پدیدار می گردد ، ابتدا قلعه ای بیش نیست ؛ قلعه ای که بعدها تبدیل به شهری بزرگ می گردد . شهری که در طی عمر دراز دوازده _سیزده سده اخیر خود نامی ترین شهر آذربایجان و غالبا" مرکز این سرزمین و پایتخت چندین سلسله قدرتمند۶ بوده است و گاهی نیز در نتیجه پیشامدهای سوء طبیعی و یا تاریخی گرفتار فترت شده ، رونق و جمعیت از دست می داده و تبدیل به نیمه ویرانه ای می شده است تا دیگر باره ققنوس وار از میان خاکسترها سررآورد و رونق و توسعه گیرد .
    ● آثارتاریخی شهر تاریخی تبریز
    ▪ مسجد جامع تبریز
    مسجد جامع تبریز که به مسجد جمعه نیز معروف است، در ظلع جنوبی صحن مدرسه طالبیه و بین مسجد حجت الاسلام و مسجد میرزا اسماعیل خاله اوغلی واقع است و یکی از قدیمی ترین ابنیه تاریخی این شهر به شمار می آید. تاریخ بنا و نام بانی اولیه معلوم نیست، عده ای آن را از مساجد صدر اسلام می دانند، پاره ای دیگر بنای قدیمی را به دوره سلجوقیان نسبت می دهند. در کتاب مر زبان نامه به جامع تبریز اشاراتی که موید آبادانی و شکوه آن در سنوات ۶۰۷-۶۲۲ در عصر اتابک ازبک ابن محمد بن ایلدیگز بوده است. مسجد فعلی با طاقهای رفیع و پایه های استوارش بعد از زلزله تبریز در سال ۱۱۹۳ هجری قمری که چند طاق آن شکست و فرو ریخت توسط احمد خان و پسرش حسنقلی خان دنبلی مرمت گردیده است.
    مسجد جمعه دارای دو ورودی یکی در جانب شمال می باشد که از طریق صحن مسجد می توان به آن راه یافت و در دیگر از طرف جنوب به کوجه مجاور بازار باز می شود. طول مسجد که از جنوب به شمال امتداد دارد حدود ۶۲ متر و در قسمت وسط آن که دارای طاق بلند و بزرگی است، ۱۵ متر عرض دارد. پایه های این طاق بسیار مستحکم و قطور است. طول مسجد به دو قسمت تقسیم می شود، قسمت اول که قدری کم عرض است به طول ۲۸ متر از بخش جنوبی که به طول ۳۲ متر است، به وسیله دو جرز عریض مجزا می شود. در انتهای این قسمت محرابی از سنگ مرمر سفید ساده با طره های مارپیچی تزئینی به شیوه صفری به چشم می خورد. در پشت دیوار شرقی این قسمت، مسجد مخروبه ای با پایه ها و طاقهای ضربی آجری به نام آلچاق مسجد وجود دارد که به مسجد زمستانی معروف است. این قسمت در سالهای اخیر تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی به فرم اولیه باز سازی شده است. مجموعه مسجد بسیار ساده و بی تکلف و عاری از هر گونه کاشیکاری است، فقط در بالای طاق محراب کتیبه گچبری به خط کوفی از دوره ایلخانان مغول باقی مانده است. مسجد جامع دارای سنگ نبشته به شرح ذیل می باشد
    کتیبه ی اول که قدیمی ترین آنها نیز به شمار می رود و از جنس مرمر می باشد بر دیوار پایه غربی طاق میانی مسجد جامع نصب شده و مشتمل است بر رویای شاه طهماسب صفوی که حضرت ولی عصر (عج) را دیده و آن حضرت وی را به لغو احسان و گذشت درباره مردم امر فرموده اند. این کتیبه در سال ۹۷۲ هجری قمری به خط ثلث شیوا به قلم علاالدین محمد تبریزی خوشنویس معروف دربار صفوی به رشته تحریر در آمده است. کتیبه دوم از سنگ مرمر می باشد که در بالای در شمالی مسجد جامع نصب شده و مشتمل بر فرمانی ازشاه سلطان حسین صفوی به خط محمد مومن تبریز است. این کتیبه مورخ به سال ۱۱۰۶ هجری قمری و به خط ثلث عالی است که در آن فرمان شاه صفوی به رستم خان سالار سپه و بیگلر بیگی آذربایجان صادر شده که قمار خانه ها و روسپی خانه ها و چرسی فرئش ها را ببندند و هر کس مرتکب این اعمال شود حد شرعی در حق آنان جاری گردد و اهالی و اوباش را از کبوتر پرانی، گرگ دوانی، قوچ و گاو بازی که باعث خصومت و فساد است منع کرده و مرتکب را مجازات نماید.
    ▪ مجموعه بازار تبریزمجموعه بازار تبریز
    شهر بزرگ تبریز بنا به مقتضیات جغرافیایی، وسعت، قدمت و اهمیتی که دارد دارای یکی از زیباترین و بزرگترین مجموعه بازارهای ایران می باشد. سبک معماری، کثرت سراها و تیمچه ها و وجود تعدادی مدرسه و مسجد نیز به این مجموعه اهمیت و امتیازی خاص داده اند. از تاریخ بنای اولیه مجموعه بازار تبریز اطلاعی در دست نیست لیکن اکثر مورخین و جغرافی نویسان و جهانگردان اسلامی و خارجی که از قرن چهارم هجری تا عهد قاجار از تبریز دیدن نموده اند اسناد مهم و مدارک ارزنده ای را درباره ی بازار و وضع بازرگانی تبریز ارائه داده اند.
    از مقدسی، یاقوت، مارکوپولو، ابن بطوطه، حمداله مستوفی، کلاویخو، جان کارت رایت انگلیسی، شاردن، جملی کارری جهانگرد ایتالیایی و دهها سیاح و مورخ دیگر مطالب جالب توجهی به جای مانده که دال بر اهمیت مجموعه بازار در دوره های مختلف بوده است. وجود مدارس و مساجد تاریخی مهم و معروفی چون مسجد جامع مدرسه حاج صفر علی مدرسه طالبیه و مدرسه صادقیه در این مجموعه بنا می باشد.
    بازار کنونی تبریز مربوط به اواخر زندیه ( یعنی از زلزله ای که در سال ۱۱۹۳ هجری ق روی داد ) و عصر قاجار می باشد. در زمان عباسی میرزا که تبریز ولیعهد نشین ودارالسلطنه کشور گردید سراها و تیمچه ها و بازارهای عالی تازه ای احداث شد و از هر سوی کشور، بازرگانان با کالاهای مختلف به سوی تبریز روی نهادند. بازار تبریز با طاقها و گنبدهای بلند آجری شامل امیر ، بازار حلاجان ، بازار سرجان ، راسته کهنه ، بازار حاج محمد حسین ، بازار مشیر، بازارچه صفی ، بازار میر ابولحسن و چند بازار دیگر است. در مجموعه این بازار تیمچه ها و چهار سوهایی هست که حجرات و مغازه های آنها مرکز عمده فروش اجناس گوناگون داخلی و خارجی است. سراها و تیمچه های معروف دیگر تبریز عبارتند از : سرای رسول، سرای حاج میرزا علی، تیمچه و سرای شیخ کاظم، تیمچه حاج صفر علی، تیمچه و دالان میرزا شفیع ، تیمچه ملک و تیمچه میرزا رحیم ، تیمچه جلیل، سه تیمچه حاج شیخ و دهها سرا و تیمچه دیگر که با اختصار به چند اثر جالب توجه آن اشاره می شود.
    ▪ تیمچه امیر
    تیمچه امیر یکی از شاهکارهای جالب معماری و با شکوهترین تیمچه های مجموعه بازار تبریز به حساب می آید . بنای تیمچه را به میرزا محمد خان نظام زنگنه نسبت می دهند که در زمان نائب السلطنه عباس ولیعهد فتحعلی به مقام امیر نظامی رسیده است. این بنا در مجاورت میدان شهدا و اول بازار تبریز قرار گرفته و دارای طرحی هشت ضلعی با حجرات دو طبقه می باشد . بر فراز این تیمچه بزرگترین گنبد آجری موجود در بازار استوار شده که دارای پاطقهای مقرنس و کاربندی های زیبایی است. سرای امیر نیز در جنب تیمچه واقع، دارای فضای وسیع و درختکاری شده و حجرات متعدد است.
    ▪ تیمچه حاج صفر علی
    بنایی است که بانی آن حاج صفر علی خوئی بازرگان معروف معاصر فتحعلیشاه قاجار می باشد.
    ▪ تیمچه مظفریه
    تیمچه مظفریه نیز یکی از زیباترین بخشهای بازار است که حاج شیخ جعفر قزوینی تاجر سرشناس دوره ناصرالدین شاه آنرا در سال ۱۳۰۵ ساخته و به مناسبت حضور مظفرالدین میرزا ولیعهد وقت در این تیمچه به نام مظفریه نام گذاری کرد.
    ▪ بازار صادقیه
    مجموعه بازار و چهار سو و یخچال صادقیه را میرزا محمد صادق فرزند صدرالدین محمد مستوفی در سال ۱۰۶۸ ه . ق برای وقف به مسجد و مدرسه صادقیه احداث نمود. این بازار در زمان فتحعلیشاه ویران و خرابه بوده که نائب السلطنه عباس میرزا حکمران وقت تبریز به بازسازی گماشت.
    ▪ سرا تیمچه و بازار میر ابولحسن
    بانی آن حاج میر ابوالحسن فرزند میرزا محمد که به خاطر احداث این مجموعه مورد لطف ناصرالدین شاه قرار گرفت.
    ▪ سرای حاج حسین سرای نو و سرای میانه
    از آثار حاج سید حسین حسینی است که در زمان حکومت عباس میرزا ساخته شده است.
    ▪ خانه کوزه کنانی
    خانه مرحوم حاج میرزا مهدی کوزه کنانی در جنب مجموعه بازار بزرگ تبریز و در کنار خیابان جدید الاحداث استاد مطهری واقع شده و در زمان مشروطیت و پس از آن محل تجمع سران و بازماندگان صدر مشروطیت از جمله ستارخان ، باقرخان، ثقه الاسلام، حاج میرزا آقا فرشی ، حاج میرزا حسین واعظ و اکثر مشروطه خواهان بوده است. خانه مزبور در سال ۱۲۴۷ هجری شمسی به دست حاج ولی معمار تبریزی که درسالیان متمادی در روسیه زندگی می کرده ساخته شده و در سال ۱۳۴۴ توسط مالکان جدید آن مرمت گردیده است.
    مساحت خانه بیش از ۹۳۰ متر مربع است و قسمت اعظم آن را زیر بنای خانه مشتمل بر حوضخانه سرسرا و دو طبقه بنا ، تشکیل می دهد. حیاط مشجر و با صفای خانه کوزه کنانی به مجموعه طراوت و زیبایی بخشیده است. نورگیر سرسرا بر روی چهار ستون بلند با سر ستونهای گچبری استوار شده داخل آن با آئینه و شیشه های رنگی به طرز جالب توجهی زینت یافته است. در طبقه اول ۶ اتاق و سر سرا و در طبقه دوم یک سالن بزرگ ( طنبی ) به ابعاد ۶×۹ متر و ۶ اتاق در سرسرا وجود دارد .
    دارای جالبترین قسمت بنا سرسرا و اتاق وشرف به حیاط در طبقه دوم است که در آن در و پنجره های مشبک با شیشه الوان به کار رفته است. این در و پنجره توسط هنرمندان محلی ساخته و تعبیه گردیده است. اتاقهای جانبی ( گوشوار ) دارای سقفی چوبی با تزئینات برجسته ی هشت ضلعی است و درهای چوبی با طرحهای برجسته اسلیمی و گل و برگ زینت داده شده است. مصالح به کار رفته در ساختمان سنگ و آجر و خشت می باشد.
    ▪ موزه آذربایجان
    موزه آذربایجان در خیابان امام شهر تبریز و در جوار مسجد کبود واقع گردیده است. این موزه در حال حاضر با برخورداری از سه سالن نمایش به ابعاد ۱۲×۳۷ و چند اطاق اداری و کتابخانه یکی از بزرگترین موزه های کشور محسوب می شود. کل زیر بنای موزه آذربایجان ۲۴۰۰ متر مربع می باشد.
    از سه سالن موجود موزه آذربایجان شامل: زیرزمین، طبقه اول و دوم به عناوین نمایشگاهی دائمی آثار هنری ، باستان شناسی، مردم شناسی و مشروطیت بهره برداری می شود. در سالن طبقه ی اول که مهمترین سمت موزه محسوب می شود سالینه های متنوع و آثار مفروغی از هزاره پنجم قبل از میلاد در ویترین های متعددی به طریقه علمی و توالی زمانی چیده شده است . در غرفه اسلامی این سالن اشیائی از قرون چهارم تا یازدهم هجری به نمایش گذاشته شده که قفل رمزی به دست آمده از روستای بازار لوی عجبشیر از مهمترین آنها به شمار می رود. بخش سکه موزه ی آذربایجان نیز که در قسمت غربی این سالن قرار گرفته است حاوی سکه هائی از دوره های مختلف تاریخی است که قدیمی ترین آنها متعلق به سلوکوس فیکاتور جانشین اسکندر مقدونی در ایران می باشد. در سالن طبقه ی دوم یادگاریهائی از نهضت مشروطیت و سران آن و اشیائی از مردم شناسی کشور به نمایش در آمده است. بیشتر فضای این سالن که به عنوان محل دائمی نمایشگاه از آن استفاده می شود، فعلا" به مجسمه های دست ساز آقای احد حسینی پر غم مجسمه ساز تبریزی اختصاص یافته که عموما" بیانگر درد و رنج جوامع بشری و تبعیض های ناروای آن است.▪ برج خلعت پوشان
    در ده کیلومتری تبریز و یک کیلومتری شمال جاده تبریز – تهران ، در روستای گرگه برج بلندی وجود دارد که به برج خلعت پوشان معروف است. بنای مزبور که از آثار اواخر دوره صفویه می باشد.
    در دوره قاجاریه در این بنا خلعت اعطائی پادشاهان بر دوش حاکمان آذربایجان انداخته می شد . برج به صورت کثیرالاضلاع شانزده ضلعی و سه طبقه است. اضلاع شرقی ، غربی، شمالی و جنوبی بزرگتر و دارای درگاههای بلند باز هستند و دوازده ضلع دیگر دارای طاقنماهای تزئینی می باشد.
    ▪ عمارت شهرداری
    این بنا در سال ۲۱۳۱ هجری شمسی و به دست مهندسان آلمانی در کوی نوبر تبریز ساخته شد. این ساختمان دارای ساعت بزرگ در بلندترین نقطه آنست که هر ربع ساعت یکبار به صدا در می آید. نمای ساختمان از سنگ تراش خورده می باشد و کل ساختمان به شکل عقاب می باشد.این بنا در مرکز شهرواقع شده است و هم اینک شورای اسلامی شهر و شهرداری شهر در آن مشغول به کار می باشند.
    ▪ کلیسای سر کیس مقدس
    سر کیس مقدس نام کلیسایی است که در سال ۱۸۲۱ میلادی به وسیله ی شخصی به نام پطروسیان در محله بارون آواک تبریز ساخته شده است. بنا در سال ۱۸۴۵ تجدید یافته و سبک معماری آن ارمنی است . این کلیسا نیز به شکل صلیب ساخته شده و سه درب از سوی شمال ، شرق و جنوب به آن باز می شود. در مدخل شرقی آن قبری وجود دارد که متعلق به کشیشی به نام هاکوپ قاراپتیان می باشد. بنای کلیسا سنگی و گنبد های آن آجری است . در داخل کلیسا چهار ستون آجری با پایه های عریض سنگی ، علاوه بر اینکه گنبد بزرگ وسطی و طاقهای متعدد سقف را نگهداشته اند ، محراب و نماز گاه های فرعی را نیز از تالار اجتماعات جدا کرده اند. در بیرون کلیسا در پای دیوار شرقی حیاط، یک بنای یادبود سنگی ساخته شده است. این بنا برای یاد بود کشته شدگان ارمنی ساخته شده است و طرح و حجاری بدیعی دارد . در کنار این یادبود سنگ نبشته های مرمرین متعددی در پای همان دیوار پهلویی نهاده شده استا که همه متعلق به قبور کشتگان و بزرگانی از ارامنه است که اغلب آنها در قرن ۱۹ در گذشته و در حیاط این کلیسا مدفون گشته اند.
    ▪ عمارت ائل گولی
    این پارک بزرگ در جنوب شرقی تبریز بر دامنه تپه ای سر سبز قرار دارد . علت نام گذاری آن به شاه گولی و بعدا" ائل گولی وجود استخر بزرگ در محوطه پارک است . ساختمان زیبائی در مرکز استخر قرار دارد که تاریخ بنای آن مشخص نمی باشد. وجود درختان سرسبز در محوطه پارک و گل کاریهای انجام شده زیبائی پارک را دو چندان می کند. فضای دل نشین پارک آن را به تفرجگاه عمومی شهر در تمامی فصول سال تبدیل کرده است.
    ▪ بقعه صاحب الامر و مدرسه اکبریه
    بقعه صاحب الامر در کنار خیابان مدرس قرار دارد و از آثار زمان شاه طهماسب صفوی می باشد. این بنا در سال ۱۰۴۵ توسط سپاهیان سلطان مراد چهارم تخریب شد که در زمان شاه سلطان حسین صفوی، و از طرف میرزا محمد ابراهیم وزیر آذربایجان مرمت گردید .
    این بقعه در سال ۱۱۹۳ هجری قمری بر اثر زلزله شدید ویران گردید و در سال ۱۲۰۸ به وسیله جعفر قلی خان دینبلی تجدید بنا یافته و در سال ۱۲۶۶ میرزا علی اکبر خان ، قسمتی از بقعه و دهلیز را آئینه کاری کرد. این مدرسه که اکبریه نام داشت در سال ۱۳۴۵ جهت احداث ادامه خیابان دارائی ویران شد و در سالهای اخیر تعمیر این بنای تاریخی مورد توجه قرار گرفت و از طرف سازمان میراث فرهنگی نسبت به مرمت آن اقدام گردید . بقعه صاحب الامر دارای حرم و منار بلند در گوشه بنا می باشد .
    در مدخل دهلیز و درون بقعه دو طاق مرمرین از زمان شاه طهماسب باقی است که دارای حجاریهای زیبایی شامل گل و بوته اسلیمی و ختائی است.
    ▪ ربع رشیدی
    ربع رشیدی که امروزه فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل ۲۴ کاروانسرای وسیع و ۱۵۰۰ دکان و ۳۰۰۰۰ خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظایر آن بوده است. ۲۰۰قاری از کوفه و بصره و شام دایما" و به نوبت در این تاسیسات قرآن را تلاوت می کرده اند و ۴۰۰ فقیه و ۱۰۰ فقیه و ۱۰۰۰ طلبه در مدارس آن سکونت داشته و به کسب علم مشغول بوده اند . ۵۰ پزشک حاذق از کشورهای مختلف در دارلشفای آن به معالجه بیماران اشتغال داشته اند. به این ترتیب معلوم می شود كه ربع رشیدی در زمان خود یك شهر علمی با كتابخانه ای حاوی هزاران جلد از كتب معروف زمان و آزمایشگاه های متعدد کشاورزی بوده که در این آزمایشگاهها انواع گیاهان دارویی کشت و تکثیر و آزمایش می شده است. پس از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله که در سال ۷۱۸ هجری ق اتفاق افتاد دشمنان او هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام تاسیساتش ویران کرده و همه چیز را به غارت بردند. چهار پایه برج ویک پشته خاک و سنگ به جای مانده کنونی از آثار ربع رشیدی نیستند، بلکه پایه های برجهای قلعه ای هستند که در سال ۱۰۲۰ هجری قمری به امر شاه عباس، با تخریب و حمل مصالح ساختمانی بناهای عظیمی چون شنب غازان ، بقایای ربع رشیدی، قلعه ها و سراهای رومیان و قبور شعرا و عرفا و امرای مدفون در مقبره الشعرای سرخاب و دمشقیه آنها را بنا کرده اند.
    ▪ ارک علیشاه
    یکی از ابنیه کهن و عظیم تبریز که بی شک در زمره شاهکارهای معماری اسلامی به شمار می رود ، ارک علیشاه یا مسجد علیشاه است. در مورد تاریخ بنای ارک مورخین و سیاحان، از دوره ایلخانی تا به امروز متفق القولند که ساختمان آن بوسیله ی تاج الدین علیشاه جیلانی وزیر سلطان ابو سعید ایلخانی در سال ۷۱۶ شروع شده، ولی به دلیل مرگ بانی بنا ناتمام مانده تا اینکه بازماندگان وی ساختمان آن را در سال ۷۲۴ به اتمام رساندند.
    چنانچه از توصیف این بنای عظیم در اغلب سفر نامه ها و تواریخ بر می آید، مسجد علیشاه در زمان آبادانی مزین به کاشی، ازاره سنگی و ستونهای مرمر و کتیبه و گچبری بوده است. ایوان مسجد را طاق بلندی می پوشانده که به علت تعجیل در اتمام آن طاق شکسته و فرو ریخته است. بنای مزبور در زمان قاجاریه، در درگیریهای تبریز و انقلاب مشروطیت یکی از انبارهای مهمات و مخزن غلات قشون گردید و حصاری نیز دور آن کشیده شده و نام ارگ به خود گرفت. مسجد علیشاه در ظلع جنوبی خیابان امام خمینی واقع است. هر چند بنا در طول سالیان دراز خسارت زیادی دیده و ویرانی بسیار بدان را یافته لیکن بنای مانده خود موید شکوه روزگار آبادانی آن بوده است. قسمتی که هم اکنون به صورت سه دیوار بلند قطور جنوبی و شرقی و غربی به صورت ایوان به چشم می خورد، دارای ۳۰.۱۵ متر عرض می باشد و بلندی دیوارهای سه گانه تقریبا" ۲۶ متر و عرض هر دیوار به ۱۰.۴۰ متر می رسد. محراب بزرگی مسجد در انتهای ایوان و در بین دو نورگیر قرار گرفته است. در دوره قاجار در سمت شرقی ایوان پلکانی برای صعود به بام تعبیه کرده بودند که در سالهای اخیر به کلی این قسمت از بنا را از بین برده اند. در ضلع جنوبی بنا و در نمای خارجی، برج مدور عظیمی به چشم می خورد که پشتیبانی برای طاق و دیوار به حساب می آمده است.
    ▪ مسجد کبود
    مسجد کبود تبریز یکی از ابنیه زمان جهانشاه قره قویونلو و متعلق به نیمه دوم قرن نهم هجری است که بوسیله جان بیگم خاتون همسر جهانشاه بنا شده و توسط دختر او صالحه خاتون در زمان حکومت سلطان یعقوب اق قویونلو مرمت گردیده است. بنای مسجد که بیشتر از نظر کاشیکاری و آمیزش رنگها و داشتن انواع خطوط عالی و اشکال است.
    سر در رو به شمال واقع شده و دارای ابعاد طرحهای بدیع، مورد نظر ارباب ذوق و معماری است، دارای سر در، دو مناره و شبستان و مقبره است. سر در رو به شمال واقع شده و دارای ابعاد ۵×۷ متر می باشد و از سطح کوچه مجاور، به اندازه ۵ پله سنگی که هر یک به درازای ۳ متر و به ارتفاع ۲۰ سانتی متر می باشند قرار دارد.
    ارتفاع طاق باقی مانده سر در زیادتر از ۸.۵ متر است که تماما" از کاشیهای معرق پر آب و رنگ پوشیده شده است. سطح پایه های دو طرف با طرح ها و اشکال مرکب از گل و بوته و کاشیهای معرق الوان پوشیده شده بود که بر روی کتیبه های این پایه عبارات مختلفی با آیات قرآنی نوشته شده است. کتیبه ی قسمت بالای طاق سر در تماما" ریخته و اثری باقی نمانده است.
    بر روی پایه سمت راست کتیبه ای به خط رقاع در متن لاجوردی نصب شده که از عالی ترین مظاهر معرق کاری دوره اسلامی محسوب می شود. از مفاد این کتیبه معلوم می شود که بنای مسجد در ربیع الاول سال ۸۷۰ هجری قمری به پایان رسیده است.
    منبع:شهرداری تبریز
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  5. Top | #109
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تاریخچه شیراز

    تاریخچه شیراز

    پارسیان (شاپرزفا)● شیراز، نامی خیال انگیز
    در افسانه ها آمده است كه شیراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پیشدادیان) شهر شیراز را تأسیس كرد و نام خود را بدان بخشید. به روایتی دیگر، نام این دیار، "شهرراز" بوده كه به اختصار شهر از و شیراز خوانده شده است.
    در حالی كه بر اساس تحقیقات "تدسكو" شیراز به معنای مركز انگور خوب است، "ابن حوقل"، جغرافی دان مسلمان قرن چهارم هجری، علت نامگذاری شیراز شباهت این سرزمین به اندرون شیر می داند، چرا كه به قول او عموما" خواربار نواحی دیگر بدانجا حمل می شد و از آنجا چیزی به جایی نمی بردند. و بالاخره بنا به نوشته كتاب "صورالاقالیم"، از جهت وجود دام های بسیار در دشت شیراز، آنجا را "شیرساز" نامیده اند.
    باری، بیش از هر چیز نام زیبا و سحرانگیز شیراز كه واژه ای فارسی است، بهترین گواه بر این باور است كه برخلاف پندار پاره ای از جغرافی دانان مسلمان، تأسیس این شهر به قرن ها قبل از ورود اسلام به ایران باز می گردد، شیراز، هم اكنون نیز در محل تقاطع مهمترین راه های ارتباطی شمال به جنوب و شرق به غرب كشور است و این موقعیت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا كه در عهد هخامنشیان، شیراز بر سر راه شوش (پایتخت هخامنشی) به تخت جمشید و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانیان راه ارتباطی شهرهای بسیار مهمی چون بیشابور و گور با استخر، از جلگه شیراز می گذشت. در نتیجه مسلم است كه چنین محل حاصلخیز و خوش آب و هوایی كه در تقاطع مسیرهای مهمی كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالی از آبادی و سكنه نبوده است. وجود آثار قدیمی مانند قصر ابونصر در حوالی شیراز كه قدمت آن به دوره اشكانیان می رسد و نقوش برجسته برم دلك، (در چندكیلومتری شرق قصر ابونصر) كه از آثار دوره ساسانی است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهندژ) در سمت شرق تنگ سعدی و چند نقش برجسته در دهكده گویم در چهار فرسنگی شمال غرب شیراز و همچنین پیدا شدن سكه هایی در ضمن حفاری های قصر ابونصر، كه بر آنها با خط پهلوی نام شیراز نقش بسته است، جملگی بر وجود شهر یا بلوكی به نام شیراز، در همین محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.
    علاوه بر آنچه گفته شد، كاوش های باستان شناسی در تخت جمشید، به سرپرستی كامرون در سال ۱۳۱۴ ه.ش، به پیدایش خشت نبشته هایی انجامید كه بر روی چند فقره از آنها نام شیراز مشخص بود. بدین ترتیب می توان احتمال داد، این وادی كه در عهد رونق تخت جمشید، آبادی كوچكی بیش نبوده است، بعد از انهدام پایتخت هخامنشیان، سمندروار از دل خاكستر آن دیار برپا خاسته است.
    آخرین كلام این كه در اشعاری از شاهنامه فردوسی، استاد حماسه سرای طوسی، به مناسبت هایی از شیراز یاد شده، مثلاً راجع به شیراز در عهد كیانیان آمده است:
    دوهفته در این نیز بخشید مرد
    سوم هفته آهنگ شیراز كرد
    هیونان فرستاد چندی ز ری
    سوی پارس، نزدیك كاوس كی
    و در مورد شیراز، در روزگار اشكانیان، چنین مطالبی ذكر شده است:
    چو بنشست بهرام زاشكانیان
    ببخشید گنجی به ارزانیان
    ... ورا بود شیراز تا اصفهان
    كه داننده ای خواندش مرزمهان
    و بالاخره اینكه در عهد پیروز و قباد ساسانی، سپهبد ایران، "سوفرای" از اهالی شهر شیراز بود
    ... بدان كار شایسته شه "سوفرای"
    یكی پایه ور بود و پاكیزه رای
    جهان دیده از شهر شیراز بود
    سپهبد دل و گردن افراز بود
    استخری در كتاب مسالك و ممالك كه در نیمه اول قرن چهارم هجری تألیف شده است، راجع به آثار و بقایای فرهنگی قبل از اسلام، در شیراز می گوید: شیراز قلعه ای به نام شاه موبد دارد. وی همچنین از دو آتشكده به نام های كارستان و هرمز در آن سرزمین یاد می كند.
    باری در مجموع گفتار استخری كه شیراز سیزده ناحیه (طسوج) دارد كه در هر كدام از آنها قراء و كشتزارهایی موجود است كه متصل به هم قرار گرفته اند. و نیز نظر ابن بلخی كه در روزگار ملوك فرس، شیراز ناحیتی بود و حصاری چند بر زمین، می تواند روشنگر قدمت شیراز، به عنوان یك سرزمین مسكون آباد (و نه یك شهر بزرگ) باشد...
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  6. Top | #110
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تالار اشرف

    تالار اشرف

    پارسیان (شاپرزفا)این تالار در مغرب خیابان صوراسرافیل اصفهان چند قدیم پائین‏ تر از تالار تیموری و باغ كاج و عمارت محل سكونت استانداری اصفهان واقع و محل سكونت اداره كل آموزش و پرورش استان اصفهان است.
    اصل ساختمان این تالار از احداثات شاه عباس دوم است و شاه سلیمان در آن در سال ۱۰۸۸ه.ق تاجگذاری كرده است.
    در وجه تسمیه آن به تالار اشرف وجوهی ذكر كرده ‏اند بعضی گفته ‏اند كه این تالار را اشرف افغان ساخته و برخی پنداشته ‏اند كه چون اشرف در آن اقامت داشته بنام او معروف گردیده است و كسانی هم گفته اند چون عمارت این تالار متصل به تالار طویله و اشرف بر سایر عمارات بوده باین نامش نامیده اند ولی بنظر نگارنده هیچ كدام از این وجوه درست نیست.
    ممكن است گفت این تالار از قصراشرف مازندران اقتباس شده یعنی از لحاظ ساختمان مناسبتی داشته و لذا بنام تالار اشرف معروف شده است یا اینكه چون در زمان شاه عباس بشاه خطاب اشرف می كردند و شاید چون جای او و یا جانشینان بوده و باین نام خوانده اند راجع بوضع ساختمان و بنای این تالار شرحی را كه مولف تاریخچه ابنیه تاریخی اصفهان نوشته عیناً نقل می شود:
    این عمارت مشتمل بر سه قسمت و رو به طرف جنوب ساخته شده و تالار اصلی به مساحت ۱۴*۱۴ متر و بارتفاع ۱۱ متر دارای سقف های ضربی و نقوش طلائی و گچبری ها و گل و بوته ‏های لاجورد و زیبا است در چهار طرف تالار چهار شاه نشین و بالاخانه‏ های كوچك به اطراف دارد، سقفش دارای مقرنس كاری‏ های رنگین و مخصوصی است كه در هیچ یك از ابنیه دوره صفوی نظیر ندارد و در طرفین تالار دو اطاق مجلل دیگری است كه سقفشان طلاكاری و دیوارهای اطراف منقش به نقوش نقاشی های دل چسب و قشنگ است كه بی اندازه جلب توجه می نماید. این كاخ نیز خرابی بسیار دید مدتی انبار علوفه و زمانی رضا شاه فقید این نقاشی ها و از نقاشی های نفیس آن از بین رفته آورده شد و بطرز پسندیده ‏ای تعمیر و در پنجره هائی به سبك قدیم بر آن نصب گردید. در وسط این عمارت حوضی مستطیل شكل بزرگی است كه در چهار طرف آن چهارباغچه مشجر احداث شده و در زوایای عمارت ساختمان های جدید برای نیازمندی های اداره فرهنگ استان دهم در سنوات به عمل آمده است.
    در شمال غربی عمارت زمین مسطح وسیعی است كه باقیمانده عمارت صدریه و متصل به باغ چهلستون می باشد . این عمارت از طرف مشرق بوسیله طارمی های چوبی به خیابان صور اسرافیل متصل است.
    دانشمند محترم جناب آقای مصطفوی رئیس اداره كل باستان‏ شناسی شرح مفصلی راجع به ابنیه تاریخی و این عمارت مرقوم فرموده و تحویل آنرا باداره فرهنگ در ۲۳ خرداد سنه ۱۳۰۶ ذكر فرموده اند.
    نگارنده در حدود سال های ۱۳۰۸ و ۱۳۰۹ شمسی بخاطر دارم كه هنگامی خرابی و تعمیر محل كنونی اداره آموزش و پرورش استان اصفهان طلاكاری هائی از زیر گچ بیرون آمد و روی همین گچ اطاق های دیگر را نیز برداشتند تا نقاشی های طلائی خارج گردید. مولف دانشمند گنجینه آثار تاریخی اصفهان چنین نوشته است:
    این بنا مجموعه ‏ای از اطاق های و تالارهای مزین و طلاكاری است و به منظور سكونت پادشاه و حرم سلطنتی از آن استفاده می شده است. خوشبختانه تالار مركزی این كاخ و یكی از اطاقهای بزرگ آن بر جای مانده است و عمده تزیینات آنها باقی مانده و در تالار دیگری نیز قسمت های كمی از تزیینات باقی است. اطلاق و تالار اصلی بسیار مجلل است و گچبری های برجسته لاجوردی و طلاكاری دارد. طاقهای آن بلند و از مقرنس های زیبای طلاكاری پوشیده شده است. زیر مقرنس های هم با صفحات بزرگ گچبری و طلاكاری تزیین شده و در تالار مركزی ترنج اطاق كه طلای خالص است جلب توجه می كند كلیه درها و پنجره‏ های این عمارت بسمت جنوب باز می شده ولی با كمال تاسف حتی نمونه ‏ای از آنها باقی نمانده است.
    حاج‏میراز حسنخان جابری انصاری در تاریخ اصفهان و ری چنین نوشته است.
    عمارت اشرف نیز دستگاهی و نقش هائی شگرف داشت چند اتاق سمت مغرب و اطاق های قبلی و ۱۳۰۸ كه ظل السلطان میرزا حبیب الله خان مشیرالملك انصاری را چند ماهی در آنجا محبوس داشت شرحش را در آگهی شهان نوشته ‏ام.
    دو ماهی هر روز بنده تماشای نقاشی استادانه اطاق ها را می كردم و نقاشان استاد می آمدند از روی آن نقاشی ها نقشه بر می ‏داشتند و باصطلاح خود گرته می گرفتند از گچبری های ممتاز بی انبازش بشكل درختان و مرغان. امروزه درب آن عمارت در خیابات تقاطعی میان خیابان دوازه دولت و خورشید باز می شود. و بعضی، عمارت اشرف را می گویند همان زمان صفویه كه ساختند این نام گذاردند از چند اطاق كه پس از عزل ظل السلطان در عمارت اشرف كه باقی بود میرزا محمد و دستجردی نظام الاسلام آقای حاج آقا نورالله را اغفال كرد و آویزان نمود بعد جلو گرفتند.
    در جای دیگر آن كتاب در وجه انتساب این عمارت به اشرف چنین گفته كه چون اشرف در این كاخ جلوس می كرده بنام او معروف شده مانند عمارت صدری كه مربوط بدوره صفویه بوده و در اثر اقامت صدر اصفهان در آن به دیوانخانه صدری معروف گردید است. خرابی عمارت اشرف در ۳۱۷ ه.ق اتفاق افتاد و فقط قسمتی از آن باقی ماند كه شرح آن داده شد. این اثر باستانی زیر شماره ۱۰۶ به ثبت تاریخی رسیده است.
    ● تالار تیموری = عمارت تیموری
    در طرف جنوب خیابان صوراسرافیل كه به خیابان استانداری نیز شهرت دارد عمارت تیموری واقع گردیده و معروف اینستكه این تالار و عمارت یا از احداثات تیمورلنگ و یا از عماراتی است كه در آن جلوس كرده است و در هر حال بنای آن مربوط بدوره تیموریان است.
    این تالار دارای سقف های آجری مقرنس است كه با رنگهای لاجوردی و طلائی ساخته شده و آثار گچبری های جالب و خیره كننده در آن باقی است و پس از اینكه مقر باشگاه افسران قرار گرفت از روی مینیاتورهای كاخ چهلستون تابلوهائی در آن اضافه گردیده است.
    مولف تاریخچه ابنیه اصفهان راجع باین تالار تاریخی شرح مختصر و جامع نوشته كه عیناً درج میگردد.
    این بنا از آثار زمان تیمورلنگ است كه پس از قشون كشی بایران و قتل و غارتی كه نمود كه از لحاظ ذوق هنری كه داشت ساختمان این بنای رفیع را در مجاورت باغ نقش جهان كه از آثار سلاجقه باقی بوده داده و به دستور او و سرپرستی و سعی شاهرخ بن تیمور این بنا به صورت بسیار زیبائی ساختمان گردید.
    این بنا در حال حاضر دارای دو اطاق بزرگ (سالن) وسیعی است كه جلو آنرا ایوان وسیع و مرتفعی فرا گرفته. در اطراف آن چندین اطاق تو درتو متصل به یكدیگر می باشد.
    این اطاقها و ایوان های اطراف كه حالا جلو ایوان جنوبی آن بسته شده دارای سقف های مقرنس آجری است كه با رنگ های لاجورد و طلائین ساخته شده بود و در قسمت های باگچبری های بوده كه اكنون نیز آثارش نمایان است این عمارت پنجره‏ های گچبری بسیار ریز و قشنگی داشته است.
    در جلو این تالا و بطرف مشرق حوض های آبی وجود داشته در دوره صفویه بنام چهار حوض مشهور بوده و در سنوات اخیر خراب و قسمتی از آن جز خیابان و بانك ملی شده این بنای تاریخی قبل از دوران پهلوی بایر و خرابی های بسیاریند و مدتی نیز كتابخانه و قرائت خانه شهرداری و محل انجمن شهر بوده است.
    در ابتدای سلطنت رضا شاه فقید سلطان كه سرلشكر فیروز در اصفهان بود تعمیراتی این عمارت و چهلستون بعمل آورد سپس در سال ۱۳۲۷ سرلشكر معتضدی فرمانده لشكر اصفهان با همكاری مالی عده ‏ای از مدیران كارخانجات و تجار و هنرمندان و مهندسین اصفهان تعمیرات شایان و قابل توجهی در این عمارت نموده و آنرا محل باشگاه افسران قرارداد و در موقع تشریف فرمائی اعلیحضرت همایونی به اصفهان جهت كلنگ زدن تونل كوهرنگ این باشگاه نیز بدست شاهانه در مهر ماه ۱۳۲۷ شمسی رسماً افتتاح گردید. سپس سرلشگر معتضدی از سال ۱۳۳۰ با یك عشق و علاقه خاص و ذوق سرشاری بر زیبائی و تكمیل این عمارت تاریخی افزود در پشت آن موجب استحكام و استواری بنای قدیم تشریف فرمائی اعلیحضرت همایونی به اصفهان در مهر ماه ۱۳۳۲ باشگاه از هر حیث با وسائل شایسته و شاهانه چطوری آراسته و مجهز بود كه در تمام مدت این كاخ بسر بردند. بر بدنه دیوار، ایوان شرقی عمارت بر سنگ لوح مرمری نوشته شده است.
    در عهد سلطنت اعلیحضرت محمد رضا شاه پهلوی و مساعی تیمسار سرلشكر نصرت الله معتضدی فرمانده لشكر اصفهان عمارت باستانی تیموری تعمیر و باشگاه افسران تاسیس گردید مهر ۱۳۲۷.
    در جنوب عمارت سنگابی است كه در اطراف آن این اشعار نقش شده است:
    یافت توفیق ز رب متعال باغبان شه دارین كمال
    كرد آراسته جامی ز رخام كه شود بهره ور از كوثر و جام
    تا خورد آب از او تشنه لبی گردد آمرزش او را سببی
    چون شد از آب بقا مالامال باغبان گشت سنه جام كمال
    در كتاب تاریخچه ابنیه تاریخی اصفهان فرد آخر اشعار نوشته شده باغبان گشت بسر حد كمال و بدیهی است كه اشتباه خوانده شده است بعلاوه كلمه باغبان به حروف جمل مساوی ۱۰۵۶ است در صورتیكه در كتاب مزبور ۱۰۵۹ ثبت شده است. این اثر باستانی در جریان ثبت تاریخی است.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  7. Top | #111
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تالار ها

    تالار ها

    پارسیان (شاپرزفا)● تالار اشرف
    این تالار در مغرب خیابان صوراسرافیل اصفهان چند قدیم پائین‏ تر از تالار تیموری و باغ كاج و عمارت محل سكونت استانداری اصفهان واقع و محل سكونت اداره كل آموزش و پرورش استان اصفهان است.
    اصل ساختمان این تالار از احداثات شاه عباس دوم است و شاه سلیمان در آن در سال ۱۰۸۸ه.ق تاجگذاری كرده است.
    در وجه تسمیه آن به تالار اشرف وجوهی ذكر كرده ‏اند بعضی گفته ‏اند كه این تالار را اشرف افغان ساخته و برخی پنداشته ‏اند كه چون اشرف در آن اقامت داشته بنام او معروف گردیده است و كسانی هم گفته اند چون عمارت این تالار متصل به تالار طویله و اشرف بر سایر عمارات بوده باین نامش نامیده اند ولی بنظر نگارنده هیچ كدام از این وجوه درست نیست.
    ممكن است گفت این تالار از قصراشرف مازندران اقتباس شده یعنی از لحاظ ساختمان مناسبتی داشته و لذا بنام تالار اشرف معروف شده است یا اینكه چون در زمان شاه عباس بشاه خطاب اشرف می كردند و شاید چون جای او و یا جانشینان بوده و باین نام خوانده اند راجع بوضع ساختمان و بنای این تالار شرحی را كه مولف تاریخچه ابنیه تاریخی اصفهان نوشته عیناً نقل می شود:
    این عمارت مشتمل بر سه قسمت و رو به طرف جنوب ساخته شده و تالار اصلی به مساحت ۱۴*۱۴ متر و بارتفاع ۱۱ متر دارای سقف های ضربی و نقوش طلائی و گچبری ها و گل و بوته ‏های لاجورد و زیبا است در چهار طرف تالار چهار شاه نشین و بالاخانه‏ های كوچك به اطراف دارد، سقفش دارای مقرنس كاری‏ های رنگین و مخصوصی است كه در هیچ یك از ابنیه دوره صفوی نظیر ندارد و در طرفین تالار دو اطاق مجلل دیگری است كه سقفشان طلاكاری و دیوارهای اطراف منقش به نقوش نقاشی های دل چسب و قشنگ است كه بی اندازه جلب توجه می نماید. این كاخ نیز خرابی بسیار دید مدتی انبار علوفه و زمانی رضا شاه فقید این نقاشی ها و از نقاشی های نفیس آن از بین رفته آورده شد و بطرز پسندیده ‏ای تعمیر و در پنجره هائی به سبك قدیم بر آن نصب گردید. در وسط این عمارت حوضی مستطیل شكل بزرگی است كه در چهار طرف آن چهارباغچه مشجر احداث شده و در زوایای عمارت ساختمان های جدید برای نیازمندی های اداره فرهنگ استان دهم در سنوات به عمل آمده است.
    در شمال غربی عمارت زمین مسطح وسیعی است كه باقیمانده عمارت صدریه و متصل به باغ چهلستون می باشد . این عمارت از طرف مشرق بوسیله طارمی های چوبی به خیابان صور اسرافیل متصل است.
    دانشمند محترم جناب آقای مصطفوی رئیس اداره كل باستان‏ شناسی شرح مفصلی راجع به ابنیه تاریخی و این عمارت مرقوم فرموده و تحویل آنرا باداره فرهنگ در ۲۳ خرداد سنه ۱۳۰۶ ذكر فرموده اند.
    نگارنده در حدود سال های ۱۳۰۸ و ۱۳۰۹ شمسی بخاطر دارم كه هنگامی خرابی و تعمیر محل كنونی اداره آموزش و پرورش استان اصفهان طلاكاری هائی از زیر گچ بیرون آمد و روی همین گچ اطاق های دیگر را نیز برداشتند تا نقاشی های طلائی خارج گردید. مولف دانشمند گنجینه آثار تاریخی اصفهان چنین نوشته است:
    این بنا مجموعه ‏ای از اطاق های و تالارهای مزین و طلاكاری است و به منظور سكونت پادشاه و حرم سلطنتی از آن استفاده می شده است. خوشبختانه تالار مركزی این كاخ و یكی از اطاقهای بزرگ آن بر جای مانده است و عمده تزیینات آنها باقی مانده و در تالار دیگری نیز قسمت های كمی از تزیینات باقی است. اطلاق و تالار اصلی بسیار مجلل است و گچبری های برجسته لاجوردی و طلاكاری دارد. طاقهای آن بلند و از مقرنس های زیبای طلاكاری پوشیده شده است. زیر مقرنس های هم با صفحات بزرگ گچبری و طلاكاری تزیین شده و در تالار مركزی ترنج اطاق كه طلای خالص است جلب توجه می كند كلیه درها و پنجره‏ های این عمارت بسمت جنوب باز می شده ولی با كمال تاسف حتی نمونه ‏ای از آنها باقی نمانده است.
    حاج‏میراز حسنخان جابری انصاری در تاریخ اصفهان و ری چنین نوشته است. عمارت اشرف نیز دستگاهی و نقش هائی شگرف داشت چند اتاق سمت مغرب و اطاق های قبلی و ۱۳۰۸ كه ظل السلطان میرزا حبیب الله خان مشیرالملك انصاری را چند ماهی در آنجا محبوس داشت شرحش را در آگهی شهان نوشته ‏ام.
    دو ماهی هر روز بنده تماشای نقاشی استادانه اطاق ها را می كردم و نقاشان استاد می آمدند از روی آن نقاشی ها نقشه بر می ‏داشتند و باصطلاح خود گرته می گرفتند از گچبری های ممتاز بی انبازش بشكل درختان و مرغان. امروزه درب آن عمارت در خیابات تقاطعی میان خیابان دوازه دولت و خورشید باز می شود. و بعضی، عمارت اشرف را می گویند همان زمان صفویه كه ساختند این نام گذاردند از چند اطاق كه پس از عزل ظل السلطان در عمارت اشرف كه باقی بود میرزا محمد و دستجردی نظام الاسلام آقای حاج آقا نورالله را اغفال كرد و آویزان نمود بعد جلو گرفتند.
    در جای دیگر آن كتاب در وجه انتساب این عمارت به اشرف چنین گفته كه چون اشرف در این كاخ جلوس می كرده بنام او معروف شده مانند عمارت صدری كه مربوط بدوره صفویه بوده و در اثر اقامت صدر اصفهان در آن به دیوانخانه صدری معروف گردید است. خرابی عمارت اشرف در ۳۱۷ ه.ق اتفاق افتاد و فقط قسمتی از آن باقی ماند كه شرح آن داده شد. این اثر باستانی زیر شماره ۱۰۶ به ثبت تاریخی رسیده است.
    ● تالار تیموری = عمارت تیموری
    در طرف جنوب خیابان صوراسرافیل كه به خیابان استانداری نیز شهرت دارد عمارت تیموری واقع گردیده و معروف اینستكه این تالار و عمارت یا از احداثات تیمورلنگ و یا از عماراتی است كه در آن جلوس كرده است و در هر حال بنای آن مربوط بدوره تیموریان است.
    این تالار دارای سقف های آجری مقرنس است كه با رنگهای لاجوردی و طلائی ساخته شده و آثار گچبری های جالب و خیره كننده در آن باقی است و پس از اینكه مقر باشگاه افسران قرار گرفت از روی مینیاتورهای كاخ چهلستون تابلوهائی در آن اضافه گردیده است.
    مولف تاریخچه ابنیه اصفهان راجع باین تالار تاریخی شرح مختصر و جامع نوشته كه این بنا از آثار زمان تیمورلنگ است كه پس از قشون كشی بایران و قتل و غارتی كه نمود كه از لحاظ ذوق هنری كه داشت ساختمان این بنای رفیع را در مجاورت باغ نقش جهان كه از آثار سلاجقه باقی بوده داده و به دستور او و سرپرستی و سعی شاهرخ بن تیمور این بنا به صورت بسیار زیبائی ساختمان گردید.
    این بنا در حال حاضر دارای دو اطاق بزرگ (سالن) وسیعی است كه جلو آنرا ایوان وسیع و مرتفعی فرا گرفته. در اطراف آن چندین اطاق تو درتو متصل به یكدیگر می باشد.
    این اطاقها و ایوان های اطراف كه حالا جلو ایوان جنوبی آن بسته شده دارای سقف های مقرنس آجری است كه با رنگ های لاجورد و طلائین ساخته شده بود و در قسمت های باگچبری های بوده كه اكنون نیز آثارش نمایان است این عمارت پنجره‏ های گچبری بسیار ریز و قشنگی داشته است.
    در جلو این تالا و بطرف مشرق حوض های آبی وجود داشته در دوره صفویه بنام چهار حوض مشهور بوده و در سنوات اخیر خراب و قسمتی از آن جز خیابان و بانك ملی شده این بنای تاریخی قبل از دوران پهلوی بایر و خرابی های بسیاریند و مدتی نیز كتابخانه و قرائت خانه شهرداری و محل انجمن شهر بوده است.
    در ابتدای سلطنت رضا شاه فقید سلطان كه سرلشكر فیروز در اصفهان بود تعمیراتی این عمارت و چهلستون بعمل آورد سپس در سال ۱۳۲۷ سرلشكر معتضدی فرمانده لشكر اصفهان با همكاری مالی عده ‏ای از مدیران كارخانجات و تجار و هنرمندان و مهندسین اصفهان تعمیرات شایان و قابل توجهی در این عمارت نموده و آنرا محل باشگاه افسران قرارداد و در موقع تشریف فرمائی اعلیحضرت همایونی به اصفهان جهت كلنگ زدن تونل كوهرنگ این باشگاه نیز بدست شاهانه در مهر ماه ۱۳۲۷ شمسی رسماً افتتاح گردید. سپس سرلشگر معتضدی از سال ۱۳۳۰ با یك عشق و علاقه خاص و ذوق سرشاری بر زیبائی و تكمیل این عمارت تاریخی افزود در پشت آن موجب استحكام و استواری بنای قدیم تشریف فرمائی اعلیحضرت همایونی به اصفهان در مهر ماه ۱۳۳۲ باشگاه از هر حیث با وسائل شایسته و شاهانه چطوری آراسته و مجهز بود كه در تمام مدت این كاخ بسر بردند. بر بدنه دیوار، ایوان شرقی عمارت بر سنگ لوح مرمری نوشته شده است.
    در عهد سلطنت اعلیحضرت محمد رضا شاه پهلوی و مساعی تیمسار سرلشكر نصرت الله معتضدی فرمانده لشكر اصفهان عمارت باستانی تیموری تعمیر و باشگاه افسران تاسیس گردید مهر ۱۳۲۷.
    ▪ در جنوب عمارت سنگابی است كه در اطراف آن این اشعار نقش شده است:
    یافت توفیق ز رب متعال باغبان شه دارین كمال
    كرد آراسته جامی ز رخام كه شود بهره ور از كوثر و جام
    تا خورد آب از او تشنه لبی گردد آمرزش او را سببی
    چون شد از آب بقا مالامال باغبان گشت سنه جام كمال
    در كتاب تاریخچه ابنیه تاریخی اصفهان فرد آخر اشعار نوشته شده باغبان گشت بسر حد كمال و بدیهی است كه اشتباه خوانده شده است بعلاوه كلمه باغبان به حروف جمل مساوی ۱۰۵۶ است در صورتیكه در كتاب مزبور ۱۰۵۹ ثبت شده است. این اثر باستانی در جریان ثبت تاریخی است.
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  8. Top | #112
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض تحقیقی در باب معبد شمی در مالمیر

    تحقیقی در باب معبد شمی در مالمیر

    پارسیان (شاپرزفا)اگر سیری در شرق جغرافیای کهن منطقه امپراطوری عیلام نمائیم شهر خودیمری عهدباستان همان شهر خور(لار) است چه در یک کتیبه مربوط شوتروک ناخوته پادشاه معروف عیلامی بعد از تصرف لیان (بوشهر) بلافاصله از تصرف شهری به نام خودیمری صحبت شده است که لابد در نزدیکی آن قرارداشته است و در این حوالی شهر خور-لار لارستان که زمانی مرکز سرتاسرایالت بین بوشهر تا بندرعباس بوده است. در عهد ویرانی عیلام توسط آشور بانیپال از این ناحیه به همراه پارسواش (پارس) به رهبری چیش پیش دوم و کورش دوم نام برده شده است که از آشوربانیپال اظهار اطاعت نموده اند. مرکز این ناحیه یعنی خودیمری که با شهر خور مطابقت می نماید با توجه تواریخ یونانی و همچنین زبان و لهجه محلی کنونی این ناحیه ازلران (کاسیان) و کردان (کرداکها) تشکیل شده بودند. پادشاهان کاسی ایزد ایمیریا (سرور دانا) به عنوان ایزد خاندان پادشاهی و ایزد مرگ و میر را پرستش مینموده اند که بعدا به صورت جمشید (شاه مؤبد) و همچنین به صورت اهورامزدا (سرور دانا) تبدیل به خدای خاندان پادشاهی هخامنشیان شاخه داریوش گردیده است. احتمال انطباق خودیمری با شهر خورموج (محل برخورد امواج) با توجه به موقعیت و اسم به ظاهر جدید آن کمتر محتمل است.
    نوشته های کهن بابلی نخستین پادشاهان اساطیری عیلام را پدر و پسری تحت نامهای شیمبی ایش خوک (گیاه معطر دوردست) و کوریبو شا شوشیناک (شاه و موبد کوهستانی سرزمین خوب) ذکر نموده اند. مسلم به نظر میرسد نام این پدر و پسر در پیدایی نامهای سیامک/سامک (کناری، دوردست) و پسرش هوشنگ (دارای اراضی خوب) در شجره نامه پیشدادیان دخیل بوده اند. مسلم به نظر نام اوستایی فرذاخشت خومبیگان (هومبان بسیار پایدار=خدای آسمان عیلامی، جاودانی کنار رود سیلابی=رنگها، کارون) و همچنین اسطوره شاهنامه ای منیژه (زاده خیال) و بیژن (دانای درخشان دوردست) که به مأموریتهای دور دست از جمله دفع گرازان ویرانگر در مرزهای آرمانیان (لران بختیاری) اعزام میگردد، همان الهه عیلامی منزیت و همسرش شیموت (قاصد نیرومند خدایان) باشد که عنوان خدای عیلام را بر خود داشته است و برای او نظیر ایزد مهر گاو نری در مراسم عید قربان وی ذبح میشده است. در کتیبه های عیلامی به پرستش شیموت و همسرش منزیت (نین اعلی= الهه شهر) در سمت آیاپیر (ایذه/مالمیر) تصریح شده است. خود الهه منزیت معبدی در شهر هوپشن (دزفول) داشته است.
    مسلم به نظر میرسد که نام منطقه شمی در منطقه مالمیر بختیاری که در معبد مجلل ویران گردیده آن مجسمه های با شکوهی از اشکانیان و خدایان و الهه های قدیم به دست آمده است با نام همین ایزد عیلامی معروف یعنی شیموت مربوط بوده است. این بدان معنی است که در عهد قدرت امپراطوری عیلامیان این پرستشگاه بدین ایزد جنگ و میانجی اختصاص داشته است و چون اینها همچنین از ویژگیهای ایزد قبیله ای بزرگ اشکانیان میثره (مهر) نیز به شمار می رفتند؛ لذا اشکانیان به رونق و آبادانی این معبد کهن عیلامی همت گماشته اند:
    برای اطلاع بیشتر در باب معبد شمی تحقیقات و نظریات باستانشنانه پیشنیان را از هفت نامه ندا در اینجا قید می نمائیم:
    ● شمی قدیمی ترین نیایشگـاه دودمان پـارتی
    ▪ قباد باقری
    سر اورل استین (Stin ـSir Aurel ) انگلیسی که در سال ۱۳۱۴ هجری شمسی، آثار تاریخی شمی ایذه را مورد بررسی و حفاری قرار داده، کم و کیف این کاوشگاه را به رشته تحریر درآورده که خلاصه ی آن چنین است: »۳۰ سال (۱) پیش توسط مردم محل که مشغول پی کنی ساختمان مسکونی بودند به مجسمه ای برنزی تمام قد که فاقد دو دست بود به طور اتفاقی برخورد نمودند«. وی قامت این مجسمه را ۹ فوت و ۵ اینچ و عرض آن را ۲ فوت و ۵- اینچ ذکر کرده است. همچنین به هنگام حفاری یک مجسمه کوچک به طول نیم متر، در حالی که پا افزاری چکمه گونه در پاها، طناب و یا شالی بر دوش که دست خود را به آن گرفته بود، از زیر خاک بیرون آمد. همچنین دو سر انسان از سنگ مرمر، که به نظر می رسید یکی از آنها یونانی و شاید سَرِ »آفرودیتا« باشد و دیگری پارتی است.
    در ادامه ی این کاوش ها، دو دست از سنگ مرمر یافت گردید که یکی از آنها کوچکتر و شاید از آن کودکی باشد. ضمنا دو قطعه سنگ مربع مستطیل شکل به دست آمد که جای پای مجسمه بر روی آنها مشهود بود. استین، محل حفاری شده را در پلات فرم و یا »سایتی« به عرض ۲۹ فوت و ۶- اینچ و طول ۳۰ فوت و ۶- اینچ، در حالی که گرداگردش را هم ترانشه هایی که به منظور گمانه زنی حفر کرده بودند، نیز بیان کرده است.
    در این عملیات علاوه بر اشیای باستانی، سنگ های بسیار زیاد و آجرهایی که ضخامت آنها معادل چهار آجر معمولی بود از زیر خاک بیرون آورده شدند، تراکم آجرها به حدی بود که کوره ی آجرپزی را تداعی می کرد همچنین به راه آب آجری بزرگی« Aque - DUC» نیز، اشاره نموده است. در آن حوالی، گورستانی وسیع، مانند گورستان های دوره ساسانی آشکار شد که به نظر می رسید از مدتی قبل به منظور یافتن اشیای باستانی آنها را مورد تعرض قرار داده بودند.
    در محل کاوشگاه و بر سطح زمین لایه ای قرمز رنگ و به ضخامت دو سانتیمتر همرنگ تالار صدستون تخت جمشید و شوش نیز مشهود بود. استین اعتقاد داشت که اولین لایه ساختمان موجود ممکن است متعلق به دودمان ساسانی باشد. اما سطح زیرین آن قطعا از قدمت بیشتری برخوردار بوده و مربوط به دوره اشکانی است و به اشیای زیاد شکسته و مجسمه های خرد شده مانند بازو، پنجه، انگشت، آهن و ظروف سفالی، شمعدان، میخ های تزئینی گِلی یا فلزی رنگی، خنجر و لگام اسب و صورت هایی از آهن و مفرغ اشاره دارد که در آن محل پیدا شده اند.
    استین با حدس غالب می گوید: این مکان باید بتخانه باشد، زیرا بعد از اسکندر، بیشتر آداب و عادات ایرانی ها با یونانی ها، مخلوط گردیده و ایرانی ها به تقلید از یونانی ها، با اصنام احترام می گذاردند و این بتخانه را باید با همکاری هم ساخته باشند. ولی در زمان ساسانیان به آتش کشیده و خراب شده است. پیرامون این بتخانه، شهرکی مسکونی بنا گردیده بود و مردم به نیت تبرک در آن خانه ها سکونت داشتند. این فرضیه را می توان از وجود گورستان های اطراف به درستی استنباط کرد و این اولین باری است که بتخانه ای با این عظمت در شمی یافت شده است. پیرامون محل را تا شعاع معین ظاهرا حصاری در بر گرفته بود، که قسمت هایی از آن تا زمان حضور هیئت مذکور باقی مانده بود. در وسط بنا، قبری و پلکانی از آجر بسیار زیبا از زیر خاک سر برآورده بود. (۱-۲)
    آثار تاریخی شمی که خود به تنهایی موزه ای است از تمدن کمیاب دودمان پارتی، این آثار در دره ای خشک و در دامنه ی شمالی کوه بیلوا قرار گرفته است. غنای اشیای برنزی، سنگی، مخصوصا مجسمه ها و قطعات سایر ملزومات حکایت از آن دارد که شمی در زمان اشکانیان از موقعیت و جایگاه بسیار رفیعی برخوردار بوده است. مهمترین این اشیا، مجسمه ای است برنزی به ارتفاع ۱/۹۴ متر که یک دست آن مفقود گردیده و هم اکنون در موزه ملی تهران نگهداری می شود، با این توصیف نوع، لباس، حالت سبیل و ریش، موهای پرپشت، در حالی که نواری پهن بر روی آنها بسته شده - که شاید دیهیم شاهی باشد - و نگاه از مقابل، بنابراین همه ی مختصات همانند مردان اشکانی است.
    همچنین مجسمه برنزی دیگری به دست آمد که دامن آن به سبک تن پوش یونانی و شلواری همچون پارت ها بر تن داشت. سر اورل استین انگلیسی که خود کاوش های این محل را بر عهده داشته، چندین مجسمه و قطعات برنزی زیادی را به دست آورده است، از جمله سر مجسمه ای کوچک به سبک یونان باستان و همانند سر مرمرین »رب النوع آفرودیت« که پیش از آن در ناحیه پارس یافت شده بود، در ادامه کاوش ها، بقایای معبدی مستطیل شکل به ابعاد ۱۴*۲۳ متر سر برآورد و با توجه به قطعات شکسته مجسمه ها و دیگر وسایل و ابزار، معلوم شد که این معبد بر اثر آتش سوزی تخریب گردیده بود و محتمل است که این اتفاق در عصر ساسانیان به وقوع پیوسته باشد. زیرا در آن زمان، حضور موبد بزرگ »کَرِتیر« بر تخت سلطنت سایه افکنده بود و با پیروان دیگر ادیان برخورد جدی می شد و معابد آنان نیز تخریب می گردید.
    در میان این معبد، قربانگاهی که با آجر احداث گردیده بود نمایان گردید، همچنین وجود ۱۲ پایه سنگی نشانگر آن است که در زمان شکوفایی معبد، ۱۲ مجسمه بر روی آنها استوار بوده است. در این سلسله کاوش ها، یک مجسمه کوچک و سر یک مجسمه شکسته شده ی دیگر که به »آنتیوکوس« چهارم به دودمان سلوکی نسبت داده شده، به دست آمد. همچنین در قبری که احتمالا از آنِ زنی بوده، مقداری صدف منقوش یافت گردید که شاید بر روی جعبه ای زنانه تعبیه گردیده بودند. مضافا ضمن وجود دیواری حجیم در شرق معبد، در آن حوالی گورستانی از دوره پارتی نیز کشف گردید. شایان ذکر است که همه دستاوردهای این کاوشگاه »شمی« مربوط به قرن اول و یا دوم پیش از میلاد و متعلق به دوره ی اشکانیان می باشند.
    علی اکبر سرافراز و بهمن فیروزمندی در مورد آثار تاریخی شمی و کشف مجسمه برنزی از آن محل می نویسند: . .... در بختیاری ناحیه مال امیر خوزستان (ایذه) مجسمه ای برنزی از ناحیه ای به نام شمی به دست آمده است که در موزه ایران باستان تهران نگهداری می شود و نمونه ای از کارهای زیبای این عصر ‍[اشکانی] به حساب می آید و احتمالا متعلق به حدود ۵۰ ق. م تا ۱۰۰ م است. این مجسمه برنزی که از آن یکی از بزرگان محلی بوده است او را در جامه اشکانی نشان می دهد. وی طوقی بر گردن دارد و دیهیمی که برسر او است تقلیدی از دیهیم شاهان اشکانی است. (۳)
    دیتر اِمان شمی را معبدی بزرگ از دودمان پارت ها دانسته که متاثر از معماری یونانی و اشکانی است و می نویسد: «طبق نظریه ی اشتاین (۱۹۶۹، ص ۱۴۱) معبد مقدس پارت ها(شاهی) با نشانه هایی از معماری یونانی در کوهستان های شمال غربی «مال امیر» قرار دارد. به گمان اشتاین، شامی به اقامتگاه تابستانی پارت ها گفته می شد» (۴)
    ۱) تاریخ چاپ کتاب که تنها قسمتی از آن در دست است به درستی معلوم نیست.
    ۱-۲ ) برداشتی از کتاب راههای غرب ایران، سر اورل استین، ترجمه دکتر بهمن کریمی، صص ۲۵۰-۲۵۷
    ۲-۲) به گمان نگارنده قبر و پلکان مورد نظر استین همان قربانگاهی است که در وسط معبد و از آجر ساخته شده بود، می باشد.
    ۳) باستان شناسی و هنر دوران تاریخی، ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی تالیف علی اکبر سرافراز، بهمن فیروزمندی، انتشارات مارلیک ۱۳۸۵، ص ۲۱۳-۲۱۴ تماس تلفنی مورخ ۸۶/۸/۳ با آقای محسنی مدیر انتشارات، به منظور اجازه برداشت «موردی» از متن کتاب.
    ۴) بختیاری ها عشایر کوه نشین ایرانی در پویه ی تاریخ، دیتر امان ص ۵۸
    علی مفرد
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

صفحه 14 از 15 نخستنخست ... 4101112131415 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •