لطفا قبل از ايجاد تاپيک در انجمن پارسیان ، با استفاده از کادر رو به رو جست و جو نماييد
فاکس فان دی ال دیتا
صفحه 1 از 13 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 98

موضوع: بانک مقالات باستان شناسی

  1. Top | #1
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض بانک مقالات باستان شناسی

    بانک مقالات باستان شناسی
    «« در جهان هیچ چیز بهتر از راستی نیست »»

  2. Top | #2
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چگونه در باستان شناسی موفق شوید بی آنکه واقعاً تلاش کنید (1)

    چگونه در باستان شناسی موفق شوید بی آنکه واقعاً تلاش کنید (1)


    مری لیکی، باستان شناس، همسر باستان شناس و مادر باستان شناس، گفته بود: «در باستان شناسی تقریباً هیچ گاه آنچه را که قصد پیدا کردنش را دارید، نمی یابید.» واقعاً هم بسیاری از اکتشافات مشهور باستان شناختی به دست کسانی صورت گرفته اند که هیچ قصد یافتن اشیای تاریخی را نداشته اند – یعنی بر اثر بخت آنها را کشف کرده اند. این اکتشافات اطلاعاتی را در باره ی تمدنهایی باستانی همچون امپراتوری روم (در هرکولانئوم و پمپئی) و نخستین امپراتوری چین در اختیار گذارده اند؛ مطالبی در باره ی فرهنگهای ماقبل تاریخ روشن کرده اند که در نقاشیهای غارهای لاسکائو و آئورینیاک در فرانسه و کشتیهای عصر برنز که در اعماق دریای مدیترانه یافت شدند، نمایان است؛ مسایلی درباره ی انسانهای باستانی و ماقبل تاریخ مثل انسان تولدند در دانمارک، انسان نئاندرتال در آلمان، و کودک تائونگ در افریقای جنوبی حل کرده اند؛ و اطلاعاتی درباره ی تاریخ و اسناد مذهبی روشن کرده اند که طومارهای بحرالمیت نمونه ای از آنهاست.
    حفاریهایی که نتایجی نامنتظره به بار آوردند
    هرکولانئوم و پمپئی. در سال 79 بعد از میلاد، آتشفشان وزوو شروع به فوران کرد و شهرهای هرکولانئوم و پمپئی را مدفون ساخت. گدازه و خاکستر، چنان سریع و سنگین بر زمین باریدن گرفت که بی درنگ مردم و ساختمانهای این دو شهر مجاور را دفن کرد. در سال 1709، یک روستایی که در کشتزارهای روی هرکولانئم چاهی حفر می کرد، قطعاتی از سنگ مرمر تراشیده شده از زیر خاک بیرون کشید. شاهزاده ای ایتالیایی از این مسئله اطلاع پیدا کرد، زمین را خرید و کارگرانی اجیر کرد تا مجرای عمودی را توسعه دهند و سپس در جهت افقی حفاری کنند. آنان مجسمه های سالم چندین زن را پیدا کردند، مجرا وارد تئاتر هرکولانئم شده بود. خبر کشف شهرهای مدفون پخش شد، و شارل سوم پادشاه ایتالیا، یک مهندس اسپانیایی را مأمور کرد تا هر گنجی را که قابل انتقال بود از زیر خاک بیرون آورد و به موزه ی شخصی اش منتقل کند. در حین جنگهای ناپلئونی اوایل سده ی نوزدهم، حفاریهای بی دقت دولت فرانسه مثل حفاریهای ایتالیاییان پیش از آنها ناشیانه بود: نقاشیها و مجسمه ها از معابد برداشته شدند و بناهای عریان در معرض فرسایش قرار گرفتند. وقتی شاه ویکتور امانوئل در 1860 بر تخت سلطنت ایتالیا نشست، با شناختی که از گذشته ی با شکوه روم داشت دتور داد در پمپئی حفاریهای دقیقی زیر نظر جوزپه فیورلی، که استادی آشنا به تاریخ پمپئی بود، انجام شود. فیورلی روش مبتکرانه ای برای تهیه ی قالبهای گچی از قربانیانی که اجسادشان در گدازه محبوس شده، اما پس از گذشت قرنها پوسیده و قالبهایی میان تهی بر جای گذاشته بودند، ابداع کرد. کارگران پس از آنکه قالبها را با گچ پر کردند و گذاشتند سخت شود، با دقت «قالب» های سنگ و خاکستر را تراشیدند و مجسمه های واقع نمایی از قربانیان را، که وضعی را که به هنگام مرگ داشتند نشان می داد، خارج کردند.
    در حال حاضر سه چهارم مساحت پمپئی از جمله دو تئاتر و مجلس شهر از زیر خاک خارج و پاکسازی شده است. بقیه ی شهر هنوز در زیر خانه ها و باغچه های دهکده ی ایتالیایی فعلی مدفون است. هنوز هم گهگاه دودی از آتشفشان خاموش مجاور بر می خیزد؛ آخرین آتشفشانی عمده ی آن در سال 1944 اتفاق افتاد.
    معبد کین در چین. در سال 1974، چاه کنهایی در جمهوری خلق چین فرهنگ باستانی دیگری کشف کردند. روستاییان در نزدیکی مقبره ی کین شی هوانگ دی که در سال 221 قبل از میلاد خود را نخستین امپراتور چین متحد خواند، قسمتهایی از مجسمه های سفالینی که به بزرگی انسانهای واقعی بودند از زیر خاک بیرون آوردند. دیوار بزرگ چین به دستور کین ساخته شد تا سرحدات شمالی امپراتوری اش را از مغولها مصون دارد. با حفاری های بیشتری که در محل چاه انجام گرفت، مجموعه ای از محوطه های زیرزمینی آشکار شد که به یکی از خیره کننده ترین یافته های باستان شناسی تبدیل شد. در گودال اول، که تقریباً 6/1 هکتار مساحت داشت، 6000 سرباز سفالین تمام قد و شش ارابه چهار اسب در 11 ردیف قرار گرفته بودند. دو سال بعد محوطه یا گودال دومی یافت شد، که حدود یک هکتار مساحت داشت و مجسمه 1400 اسب و سرباز در آن بود. تقریباً در همان زمان گودال کوچکتر سومی آشکار شد؛ در آن 73 سرباز بودند که از فرماندهانی که سوار ارابه بودند محافظت می کردند. این جنگجویان سفالین در یک خط تولید ساخته نشده بودند؛ هر مجسمه چهره ی متفاوتی داشت و حکایت از آن می کرد که بر اساس شخصیتهای حقیقی قالبریزی شده بودند. ویژگیهای بدنی متفاوت سربازان، که مشخصه ی اقلیتهای ملّی از نواحی مختلف امپراتوری بودف بیانگر تعداد زیاد مشمولانی بود که در ارتش امپراتور اول خدمت می کردند. لباسهای رزمی و سلاحها نیز اطلاعات زیادی را درباره ی نحوه ی جنگ در آن زمان در اختیار گذاشت.
    بر روی بزرگترین گودال، موزه ی سرپوشیده ای ساخته شده است. در آنجا بازدیدکنندگان از پشت نرده هایی در زیر پای خود جنگجویان 2200 سال پیش را می بینند که با آرایش نظامی بر زمین گودال که 6 متر پایین تر از سطح زمین است صف کشیده اند.
    مدتی پس از آنکه این ارتش سفالین برای نخستین بار به نمایش گذاشته شد، بسیاری از سربازان و اسبان به دلیل در فروریختن سقف آسیب دیدند، اما تعمیر و بازسازی مجسمه هنوز هم ادامه دارد.
    کودک تائونگ. در سال 1924، کارگرانی در غار تائونگ در نزدیکی ژوهانسبورگ افریقای جنوبی برای استخراج آهک مشغول حفاری بودند، که ناگهان یکی از آنها در میان سنگها چیزی بدید که به قالبی از یک مغز کوچک شباهت داشت. آن را به دفتر معدن برد و از آنجا پیغامی برای پروفسور ریموند دارت، رئیس بخش کالبدشناسی دانشگاه ویتواترسند، فرستاده شد. چندی نگذشت که دارت، در مجله ی انگلیسی نیچر کشف جمجمه تقریباً کامل کودکی را که از محیط آهکی غار تائونگ جدا کرده بود، اعلام کرد. این کودک نمایانگر کهنترین نیای انسان بود که تا آن هنگام شناخته شده بود – و بیش از یک میلیون سال قدمت داشت (تصویر خیره کننده ای از جمجمه ی کودک تائونگ بر جلد شماره ی نوامبر 1985 مجله نشنالجیو گرفیک نقش بسته است).
    احتمالا بعضیها تصور می کردند که وقتی جمجمه ی تائونگ به دست دارت افتاد، به فرد نامناسبی داده شده است. هر چه باشد دارت جوان بد(31 ساله)، تجربه ی زیادی نداشت و کمی در زمینه های علمی تند می رفت. اما بعدها معلوم شد که او بهترین کسی بود که می توانست یافته ای تصادفی را به کشف علمی مهمی تبدیل کند. او بصیرت، یا حتی بگوییم پیش آگاهی لازم برای شناختن این نوجوان باستانی به عنوان آن چیزی که برخی «حلقه ی گمشده» میان اجداد حیوان و انسان می دانستند، دارا بود. دارت بر اساس زاویه ی حمل سر، که از شکل قاعده ی جمجمه استنتاج می شد، ادعا کرد که کودک تائونگ بر دو پا راه می رفت. این عقاید و عقاید دیگر دارت، غوغایی از اختلافات را برانگیخت – حتی عده ای به اینکه این فسیل باستانی در افریقا کشف شده باشد شک داشتند، چون تصور نمی شد افریقا جایگاه کهنترین اجداد انسان باشد. اما پژوهشهایی که گروهی از باستان شناسان ممتاز (خانواده ی لیکی، دونالد ژوهانسن و دیگران) بعدها انجام دادند، اکثر ادعاهی دارت را تأیید کرد.
    انسان نئاندرتال. در سال 1857 معدنچیانی که در غاری در نزدیکی نئاندرتال آلمان حفاری می کردند، «انسان» بحث انگیزی را کشف کردند. «انسان نئاندرتال» در واقع مجموعه ای از استخوانهای قهوه ای رنگ، از جمله یک جمجمه بود. چندی نگذشت که داروینمنشأ گونه ها (1895) را منتشر ساخت و توماس هاکسلی ادعا کرد که تکامل از راه انتخاب طبیعی چارچوب نظری تاریخ اولیه ی انسان بوده است. برخی از دانشمندان جمجمه ی نئاندرتال را به منزله ی اینکه جمجمه ی یک عقب افتاده بوده است رد کردند، اما هاکسلی خاطرنشان کرد که ویژگیهای میمون مانندی داشت که به رابطه ای بین انسان و میمون اشاره می کرد. در سال 1886 این نظر که جمجمه ی نئاندرتال نمایانگر یکی از انسانهای اولیه است با کشف استخوانهای مشابهی همراه با ابزارهای سنگی تراشیده شده و استخوانهای جانوران منقرض شده ی گونه های نواحی مجاور شمالگان در غاری در اسپای بلژیک، تقویت شد. اکنون باور عمومی آن است که انسان نئاندرتال بیش از 100000 سال قدمت دارد.
    انسان تولوند. در سال 1950 دو نفر که برای یافتن تورب در باتلاق تولوند دانمارک حفاری می کردند، جسد نسبتاً سالم مردی را پیدا کردند که تنها کمربند و کلاهی چرمی بر تنش بود و با وجود طناب چرمی محکمی که به دور گردنش پیچیده شده بود، حالت آرامی بر چهره داشت. باستان شناسان نتیجه گرفتند که این مرد، که به انسان تولوند معروف شد، احتمالاً به عنوان یک قربانی مذهبی اعدام شده است. باستان شناسان، کالبد شناسان و گیاه شناسان همه چیز را از کلاهش گرفته تا آخرین غذایی که خورده بود مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. بدنش آن قدر خوب حفظ شده بود که موهای سرش نسبتاً سالم بود و هنوز ته ریشی دیده می شد (باتلاقهای تورب حاوی اسید تانیک هستند، که به عنوان ماده ی محافظی عمل می کند، و تورب چنان شیء را می پوشاند که اکسیژن را، که در حالات دیگر باعث فساد آن می شود، دورنگه می دارد) احتمالاً وقتی این مرد حوالی 2200 سال پیش مرده بود، حدود 30 سال داشت.
    انسان لیندو. در اوت سال1984 تورب تراشی که در نزدیکی فرودگاه منچستر انگلستان کار می کرد، خواست دسته ای تورب را به درون دستگاه برش بیندازد که ناگهان قسمتی از خزه ای که به تورب چسبیده بود کنار افتاد و پای انسانی نمایان شد. باستان شناسانی که در محل حاضر شدند یکی از سالمترین اجسادی را که از انسانهای باستان یافت شده بود کشف کردند.
    بررسیها نشان داد این مرد که انسان لیندو نامیده شد، از سلتها بوده که به طبقه ی حاکم موسوم به دروئیدها تعلق داشته است. ظاهراً او نیز مانند انسان تولدند حدود 2200 سال پیش در نتیجه ی باختن یک مسابقه ی مخوف بخت آزمایی در یک مراسم مذهبی قربانی شده است. چهره اش حالتی آرام داشت، که نشان می داد با رضایت خاطر به سوی مرگ رفته و به اعدام بی رحمانه ای که از غرق کردن، بریدن گلو، خرد کردن نای با تسمه ی چرمی و کوبیدن چماق بر سرش تشکیل می شد، تن داده است.
    در پی تحلیل شیمیایی محتویات معده و روده هایش کیک نیمه هضم شده و بسیار سوخته ای یافت شد. دکتر آن راس، باستان شناس متخصص تاریخ سلتها، نتیجه گرفت ک این کیک سوخته «بلیت بخت آزمایی» با زنده ای بوده که انسان لیندو با انتخاب آن، سرنوشت خود را به عنوان قربانی خدایان دروئیده ها تعیین کرد. به نظر راس این کیک سوخته قسمتی از یک کیک آرد جو بود که در مراسم دروئید به کار می رفت و در آن قسمتی از این کیک نازک و پهن را می سوزاندند. آنگاه کاهنان کیک را به قطعاتی تقسیم می کردند، آنها را در کیسه ای چرمی می گذاشتند و کیسه را در جمع خود می گرداندند. هر نفر قطعه ای بر می داشت و مرد بخت برگشته ای که قطعه سوخته را انتخاب می کرد قربانی می شد. باستان شناسان اشاره کرده اند که یافتن این سلتی در انگلستان در تاریخ باستانی اروپا حایز اهمیت بسیار است. آنان عقیده دارند که سلتها احتمالاً بیش از آنچه تصور می شد بر اروپا حاکمیت داشتند و اینکه در سده های دوم و سوم قبل از میلاد سلتها بر اسکاندیناوی حکمرانی می کردند، نه آلمانیها.
    صفحه ی آزتک مکزیکوسیتی. در سال 1978، کارگران یک شرکت برق در مکزیکوسیتی مشغول حفر مجرایی برای کابلهای برق بودند که به صفحه ی سنگی بزرگی برخوردند. آنان حکاکیهای روی صفحه را به عنوان تصاویری از اندامهای بریده ی الهه ی ماه آزتک شناسایی کردند که طبق اساطیر به دست برادرش، خدای جنگ آزتکها، کشته شد. کابل برق به کناری گذاشته شد و باستان شناسان برای حفاری وارد صحنه شدند. چهار قرن بود که این شهرک آزتک زیر مکزیکوسیتی مدفون مانده بود. اما اکنون خرابه های معبد هویتزیلوپوکتلی یافت شده بود. در این معبد نمونه هایی از بیش از یکصد پیشکش مذهبی، از جمله چاقوهای وقفی، هدایای سپاسگزاری و در یکی از گودالهای سنگفرش شده، جمجمه های 34 کودک سه ماه تا هشت ساله که برای تلالوک خدای باران قربانی شده بودند، وجود داشت.
    ماموتها در بَلک هیلز. در سال 1974، در حین حفاری برای ساخت یک مجتمع مسکونی جدید در حومه ی هات اسپرینگز، که منطقه ای در نزدیکی بلک هیلز داکوتای جنوبی امریکاست، جورج هنسن، راننده ی یک ماشین خاکبرداری، مجموعه ای از استخوانها را که حدود 6 متر زیر سطح زمین قرار داشت کشف کرد. پسر هنسن این اکتشاف را به استاد قبلی اش، لَری آگنبرود، اطلاع داد و او آنها را به عنوان استخوانهای ماموتهای کلمبیایی شناسایی کرد. این جانوران 26000 سال قبل در چاله ای گرفتار شده بودند. در حال حاضر بنایی در محل کشف آنها ساخته شده است تا بازدید کنندگان بتوانند استخوانهای فسیل شده را به همان وضعی که آن جانوران درشت جثه ی ماقبل تاریخ به هنگام مرگ داشتند، ببینند. هنوز هم در آنجا سالی یک ماه حفاری انجام می شود.
    ماستودونها در آوستین. در ژانویه ی سال 1985، کارگری که در حین حفاری پی ساختمان دفتری 22 طبقه ای در آوستین تگزاس مشغول کار با یک کج بی بود، عاج نسبتاً سالمی از زیر خاک بیرون آورد. آلتون بریگز، باستان شناسی که کارفرما او را برای حضور در محل حفاری استخدا کرده بود (کار عجیبی نبود، چون اشیای باستان شناختی غالباً در ضمن حفاریها یافت می شوند) عاج را متعلق به یک ماستودون، از جانوران ماقبل تاریخ شبیه ماموت که با فیل قرابت دارد دانست. فسیلهای ماستودون از فسیلهای ماموتها نادرترند؛ د رمقابل بیش از 3000 ماموتی که از زیر خاک بیرن کشیده اند، تنها چند صد ماستودون یافت شده اند. عاج سه ماستودون و نیز یک دنده، قسمتی از آرواره ی فوقانی چپ با دو دندان درشت سالم، چند استخوان مهره ای، یک استخوان ران، و یک استخوان پا یافت شد. یکی از دو دندان که آسیا بدو، آن قدر خوب مانده بود که پس از شستن برق می زد.
    دیرین شناسی از دانشگاه تکزاس به نام ارنست لاندلیوس، که پس از کشف استخوانها با بریگز کار می کرد گفت که یافتن این مجموعه چیز عجیبی بود: «به ندرت اتفاق می افتد که این همه قطعه از این جانور در چنین اوضاعی کشف شود، به نحوی که بتوان منشأ آن را تعیین کرد. معمولاً استخوانهای ماستودون ضمن لایروبی بستر نهرها به دست می آیند، چون احتمالاً پس از شسته شدن در جریان رودخانه از آنجا سر در می آورند». باستان شناسان احتمال می دادند که این محل بستر برکه ای در کنار جلگه ی رودکالورادو، که از میان آوستین عبور می کند باشد. تاریخگذاری لایه های زیر و روی محل کشف استخوانها با کربن پرتوزا نشان داد که قدمت آنها در حدود 15000 سال است.
    مجسمه ی ملکه ای در اخمیم. در سال 1982 ضمن یک سفر علمی مجسمه ی زیبای محبوبترین همسر فرعون، رامسس دوم (که از 1304 تا 1237 قبل از میلاد حکمرانی می کرد) را در اخمیم، شهری بر کرانه ی نیل در مصر علیا دیدم. کارگران تازه آن را ضمن حفاری پی ساختمان جدیدی کشف کرده بودند. این مجسمه 32 قرن در خرابه های معبد ناشناخته ای مدفون مانده بود، اما با این حال سرخی لبان و رنگ آبی سایه چشمانش هنوز بر سح صاف مرمر آن دیده می شد!
    منبع : سرگذشت اكتشافات تصادفی در علم
    نوشته : رویستون رابرتس - مترجم: محی الدین غفرانی

  3. Top | #3
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض چگونه در باستان شناسی موفق شوید بی آنکه واقعاً تلاش کنید (2)

    دریاچه هایی که خشک شدند

    چگونه در باستان شناسی موفق شوید بی آنکه واقعاً تلاش کنید (2)


    در مقاله ی پیش خواندیم که ...
    دهکده ی بیسکوپین. در سال 1933 در لهستان، آموزگاری که شاگردان کلاسش را به گردش علمی برده بود متوجه تیرکهای چوبینی شد که با فواصل منظم از دریاچه ای بیرون زده بودند، و کنجکاوی اش درباره ی آنها برانگیخته شد. تحقیقاتش منجر به کشف دهکده ی بیسکوپین شد، که بیش از 2300 سال قبل در جزیره ای در وسط دریاچه ساخته شده بود.
    ساکنان این دهکده آن را به سبب وضع نامطلوب کشاورزی و تهاجمهای نظامی ترک کردند، و جزیره به تدریج در زیر آب دریاچه که در حال بالا آمدن بود پنهان شد. وقتی لایروبی رودخانه های آن ناحیه سطح دریاچه را در دهه ی 1930 پایین کشید، جزیره ی مزبور با دهکده ی باستانی اش مجدداً نمایان شد.
    حفاریهایی که در سال 1934 آغاز شد، دهکده ای را با طرحی حساب شده آشکار ساخت که در حدود 5/2 هکتار مساحت داشت و در دیوارها و پشته ای از تنه ی درختان محصور بود. در میان بقایای به جا مانده از دهکده، سلاحها، ابزارها و ظروف سفالین یافت شد؛ باستان شناسان توانستند قسمت اعظم دهکده را، از جمله مجموعه ای از خانه ها که با سقف مشترکی پوشانده شده بودند، بازسازی کنند. تیزبینی آموزگاری که توانست بقایای دهکده ای را که از دریاچه سر بر می آورد ببیند، باعث شد مرکز ارزشمندی برای مطالعه ی یکی از فرهنگهای گمنام به وجود آید.
    جمجمه های تیتوسویل. در سال 1985 ، تخلیه ی عمدی برکه ای در تیتوسویل فلوریدا نتایج غیر مترقبه ای به بار آورد. در تورب کف برکه چندین جمجمه ی 7000 ساله ی انسان یافت شد، که در دو جمجمه ی مغزهای نسبتاً سالمی وجود داشت. دانشمندان، dnaیکی از مغزها را جدا کردند و امیدوارند بتوانند با بررسیهای خود اطلاعات بیشتری درباره ی تغییرات تکاملی به وجود آمده در ساختار ژنتیکی انسانها به دست آورند.
    چیزهایی که خود به خود پیدا شدند
    برخی از اشیای باستانی کم و بیش به تصادف بر سطح زمین آمده اند و مشاهده گران هوشیار متوجه آنها شده اند.
    غار آئورینیاک. در سال 1852 یک کارگر جاده سازی استخوان انسانی را از لانه ی خرگوشی در نزدیکی دهکده ی آئورینیاک در دامنه ی کوههای پیرنه فرانسه بیرون کشید. کارگر کنجکاو حفره را بازتر کرد و غاری یافت که استخوانهای 17 نفر، صفحه های صدفی سوراخ شده و دندانهای پستانداران در آن بود. سرکارگر جاده برخی از محتویات غار را برای مطالعات دیرین شناسی جمع آوری کرد و این اشیا توجه ادواردلارته را به خود جلب کرد. لارته وکیلی بد که برای سرگرمی استخوانهای فسیلی جمع می کرد. چند سال بعد لارته از آئورینیاک دیدن کرد؛ با حفاریهای بیشتری که در اطراف غار انجام داد، ابزارهایی از سنگ چخماق و شاخ گوزن و نیز استخوانهای جانوران منقرض شده ای را کشف کرد. با توجه به نبود اشیای فلزی، این یافته ها او را متقاعد کرد که مردم آئورینیاک در اوایل عصر حجر زندگی می کرده اند.
    اشیای بن چَنگ. در سال 1966، استیون یانگ در جریان انجام پژوهشهای جامعه شناختی در تایلند، از جاده ی مالرویی عبور می کرد که از تپه ای در دهکده ی بن چنگ می گذشت؛ ناگهان پایش در ریشه ای گیر کرد و با صورت بر کوزه ای که از زمین بیرون زده بود افتاد. در کناره های جاده کوزه های متعدد دیگری نیز دید. چون کوزه ها لعاب نداشتند، حدس زد که بسیار قدیمی باشند. گرچه روستائیان محلی منطقه ی اطراف را کاملاً غارت کردند، اما چستر گورمن، باستان شناسی از دانشگاه پنسیلوانیا، چند سال بعد به دهکده آمد و زیر یکی از خیابانهای مجاور دهکده را حفاری کرد، 18 تُن اشیای مختلف برای مطالعات برداشت. او به نظریه ی جدیدی درباره ی دوران ماقبل تاریخ این بخش از آسیای جنوب شرقی دست یافت، چون توانست قدمت سرنیزه ها و جواهرات برنز را به حدود 2000 سال قبل از میلاد تخمین زند. مطابق نظریه ی قدیمی، فلزکاری نخستین بار در 500 سال قبل از میلاد در خاور نزدیک ظهور یافت و بعد به آسیای جنوب شرقی گسترش یافت.
    بقایای سرخپوستان در فولسوم. در پاییز سال 1908، گاوچرانی به نام جورج مک جانکین در نزدیکی دهکده ی فولسوم نیومکزیکو سواره از آبگذری عبور می کرد، که استخوانی در دیواره ی آن دید. وقتی آن را کشید، استخوان درشتی بیرون آمد؛ مک جانکین متوجه شد که به هیچ یک از استخوانهای گاو یا بوفالویی که می شناخت، شباهت ندارد. سالها بعد جسی فیگینز از موزه ی تاریخ طبیعی کالورادو از فولسوم دیدن کرد و نتیجه گرفت که استخوانها احتمالا ً متعلق به گونه ای از گاو وحشی اند که تصور می شد از اواخر عصر یخبندان منقرض باشند. آنچه بیشتر باعث هیجانش شد این بود که در کنار این استخوانها سرنیزه هایی فلزی نیز پیدا کرد، که برخی به وضوح در استخوانهای حیوانات فرو رفته بودند. فرانک رابرتس از انتیتو اسمیتسونین این اشیا را بررسی کرد، و نظریه ی فیگینز را درباره ی سکونت انسان در این قسمتهای امریکا دراواخر عصر یخبندان، یعنی حدود 10000 سال پیش، تصدیق کرد. این تاریخ 5000 سال قبل از آن چیزی بود که پیش از کشف استخوانهای آن گاو وحشی منقرض شده تصور می شد.
    سنگ روزتا. شاید مهمترین کشف باستان شناختی که از شیئی که به تصادف پیدا شده به ارمغان آمده است، سنگ روزتا باشد؛ یعنی کلیدی که قفل تاریخ مصر باستان را گشود. یکی از سربازان فرانسوی ارتش ناپلئون این سنگ را به هنگام تعمیر قلعه سن ژولین در نزدیکی دهکده ی روزتا، بر کرانه ی یکی از انشعابات غربی رود نیل در ناحیه ی دلتا که چند کیلومتری از دریا فاصله داشت و در حدود 50 کیلومتی غرب اسکندریه واقع بود، کشف کرد. کارول اندروز از موزه ی بریتانیایی که سنگ را هم اکنون در آنجا نگهداری می کنند، کشف آن را چنین نقل می کند
    بسیاری به کشف رمز هیروگلیفها کمک کردند، اما ژان فرانسوا شامپولیون بود که با بررسی سنگ روزتا، اساس آنچه را که اطلاعات امروز ما در باره ی زبان مصریان باستان بر آن مبتنی است، پایه گذاری کرد. با کشف شدن رمز هیروگلیفهای سنگ روزتا، از نوشته ایی که در بناها «همه جا را گرفته بودند» اطلاعاتی به دست آمد که تصویری کامل و خیره کننده از تمدنی که قرنها بر کرانه های نیل نشو و نما یافته بود، در اختیار گذاشت.
    منبع : سرگذشت اكتشافات تصادفی در علم
    نوشته : رویستون رابرتس - مترجم: محی الدین غفرانی

  4. Top | #4
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض سرپل ذهاب

    سرپل ذهاب

    پارسیان (شاپرزفا)
    میان کل سرپل ذهابنقش برجسته آنوبانی نی: در این صحنه تصویر آنوبانی نی پادشاه مقتدر لولوبی به حالت ایستاده در سمت راست حجاری شده است. آنوبانی نی دارای ریش بلند و صورتی نیم رخ است و کلاه مدوری بر سر، گردن بندی بر گردن و کمربندی به کمر دارد. لباس او کوتاه و مطبق و کفش هایش از نوع صندل است. در دست راست وی سلاح و در درست چپش کمانی دیده می شود. در زیر پای آنوبانی نی دشمن شکست خورده ای حجاری شده است. در مقابل شاه الهه نی نی ایستاده است. او نیز کلاهی بلند و منگوله دار و پیراهنی پشمی – تا مچ پا – بر تن دارد. الهه نی نی تیردانی پر از تیر در پشت دارد و با دست راست حلقه سلطنتی را به طرف آنوبانی نی دراز کرده، در دست چپش سر طنابی با هشت اسبی دیده می شود. از این هشت اسیر دو نفر در قسمت بالای نقش، پشت سر الهه نی نی و شش نفر دیگر در صف زیرین قرار دارند. اسیران همگی برهنه اند و دست هایشان از عقب بسته شده است.
    در بالای نقش، در بین سر شاه و الهه نی نی، دایره ای نقش شده که داخل آن ستاره ای چهار پر قرار دارد. در زیر پای الهه و دو اسیر پشت سر وی کتیبه ای به زبان اکدی بدنی مضمون نوشته شده است:
    «آنوبانی نی پادشاه لولو بوم تصویر خویش و تصویر نی نی را بر کوه با دیر نقش کرد. آن کس که این لوح را محو کند به نفرین و لعنت آنو، آنونوم، بل، بلیت، رامان، ایشتار، سین و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد». این نقش برجسته و کتیبه احتمالاً د ر2200 ق.م حجاری شده است.
    نقش برجسته ای دیگر از آنوبانی نی: تقریباً در بیست متری نقش برجسته آنوبانی نی، نقش برجسته دیگری از دوره لولویی ها بر صخره میان کل بر جای مانده است. متأسفانه این نقش برجسته در اثر عوامل طبیعی از بین رفته و تنها بخش های کمی از آن در شرایط نوری خاص قابل رویت است.
    در این نقش برجسته نیز تصویر دو نفر دیده می شود. نفر سمت چپ مردی را با مشخصات آنوبانی نی به حالت ایستاده و به صورت نیم رخ نشان می دهد. وی کلاه نمدی بر سر، لباس کوتاه مطبقی بر تن، سلاحی در دست راست و کمانی در دست چپ دارد و پای چپ خود را بر روی سینه اسیری نهاده است.
    در مقابل او نیز رب النوعی به حالت ایستاده حجاری شده است. این الهل نیز کلاه بزرگی بر سر و پیراهنی تا مچ پا بر تن دارد. وی در حال اهداء حلقه سلطنتی به شخصیت مقابل خود است. در حدفاصل این دو شخصیت، دایره ای نقش شده که در داخل آن ستاره ای چهار پر دیده می شود.
    نقش برجسته ای دیگر از لولویی ها: در ارتفاع ده متری کوه «کل گارا» نقش برجسته دیگری از لولوبی ها بر جای مانده است. در این نقش برجسته نیز صحنه پیروزی یکی از حاکمان لولویی حجاری شده است. در سمت چپ تصویر مردی به حالت ایستاده با صورتی نیم رخ، کلاه مدوری بر سر و پیراهن کوتاهی بر تن دیده می شود. در دست راست او اسلحه ای شبیه تبر و در دست چپ کمانی وجود دارد.
    این مرد نیز پای چپ خود را بر روی سینه اسیری نهاده است. در مقابل او نیز تصویرالهه ای حجاری شده که در حال اهداء حلقه سلطنتی به شاه است. در بالا و وسط این نقش برجسته، تصویر هلال ماه و خورشید دیده می شود.
    نقش برجسته کتیبه دار: این نقش برجسته در سمت راست رودخانه «حلوان» بر روی صخره های کوه «کل گارا» حجاری شده است. این نقش برجسته تصویر شخصیتی را به حالت ایستاده و نیم رخ نشان می دهد. در دت راست او سلاحی شبیه به تبر و در دست چپش کمانی دیده می شود.
    این شخص نیز پای چپ خود را بر روی سینه دشمن شکست خورده ای گذاشته است. در سمت راست و بالای نقش، تصویر هلال ماه و خورشید و در زیر این نقش برجسته، کتیبه ای به خط اکدی نقر شده است. متأسفانه بخش های زیادی از این کتیه در اثر عوامل طبیعی از بین رفته است.
    نقش برجسته گودرز شاه: در پایین نقش برجسته آنوبانی نی، نقش برجسته یکی از حاکمان اشکانی سوار بر اسب دیده می شود. شاه اشکانی با بدنی نیم رخ و صورتی تمام رخ حجاری شده است. وی کلاهی شرابه دار بر سر دارد و گوشه های بلند آن بر روی شانه هایش افتاده است. پیِراهن او کوتاه - تا بالای ران – و شلوارش گشاد است. سوار با دست راست افسار اسب را گرفته است. در جلوی او مردی از بزرگان به حالت ایستاده، در حال اهدای گل به شاه، حجاری شده است. در گوشه چپ این نقش، کتیبه ای به خط پهلوی به این مضمون نوشته شده است: «این پیکر خودگودرزشاه بزرگ پسر گیو».
    همچنین در گوشه سمت راست این نق برجسته، کتیبه دیگری با مضمون «این پیکر خود S روان دژ دار حلوان» نقر شده است.
    منبع: سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاهتهیه و تنظیم: زهره پری نوش

  5. Top | #5
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض معبد آناهیتا و هرسین

    معبد آناهیتا و هرسین

    معرفی محوطه های باستان شناختی استان کرمانشاه



    پارسیان (شاپرزفا)
    بنای معروف به معبد آناهیتا در مرکز شهر کنگاور بر سر راه همدان به کرمانشاه قرار دارد. این بنا بر روی تپه ای طبیعی با حداکثر ارتفاع سی و دو متر نسبت به سطح زمین های اطراف ساخته شده است. نقشه این بنا چهار ضلعی، به ابعاد 224×209 متر و هر ضلع آن به شکل صفه ای به قطر هجده متر است. این صفه ها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند و نمای بیرونی آنها به وسیله سنگ های بزرگ تراشیده شده، به صورت خشکه چین پوشش داده شده است. در مواردی برای اتصال برخی از بلوک ها، از بست های آهنی و سربی استفاده شده است.
    در قسمت جنوبی بنا، پلکان دو طرفه ای به درازای یک صد و پنجاه و چهار متر وجود دارد. هر دو تا پنج پله، در یک بلوک سنگی ایجاد شده است. در حال حاضر تعداد سنگ پله ها در پلکان شرقی بیست و شش پله و در پلکان غربی بیست و یک پله است.
    پارسیان (شاپرزفا)
    با توجه به ارتفاع دیوار که 20/8 متر از آن باقی مانده، به طور یقین تعداد پله ها بیشتر از این بوده است. در بخش شمال شرقی بنا نیز دو ردیف موازی سنگ های تراشیده به کار رفته که نشان از ورودی به عرض دو متر در این بخش از بنا است. در مرکز بنا، صفه ای با جهت شرقی – غربی ساخته شده که نود و سه متر درازا و 30/9 متر پهنا و بین سه تا پنج متر ارتفاع دارد. بر روی صفه های چهارگانه این بنا به جز فاصله بین دو رشته پلکان جنوبی، یک ردیف ستون قرار گرفته است. این ستون ها کوتاه و قطور هستند.
    پارسیان (شاپرزفا)
    برخی از مورخین این بنا را معبدی برای الهه آناهیتا دانسته اند. آناهیتا ایزد بانوی آب های روان، زیبایی، فراوانی و برکت در دوران پیش از اسلام بوده است. برخی دیگر از محققین به تبعیت از نوشته های مورخین ایرانی و عرب سده سوم ه.ق به بعد، این بنا را کاخی ناتمام برای خسرو پرویز معرفی کرده اند. عده ای نیز زمان ساخت آن را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم ق.م و عده دیگر آن را به سده اول ق.م نسبت می دهند. سیف الله کامبخش فرد – کاوشگر بنا – آن را به سه دوره هخامنشی، اشکانی و ساسانی نسبت می دهد و مسعود آذرنوش کاوشگر دیگر بنا، آن را کاخ ناتمامی از خسرو پرویز در اواخر دوره ساسانی می داند.
    هرسین

    در داخل پارک شهر هرسین بقایایی از آثار دوره ساسانی وجود دارد که از جمله آن صفحه تراشیده ای است که در دامنه کوه ایجاد شده است. این صفحه به طول 52/46 متر و ارتفاع 25/12 متر است. این صفحه تراشیده به سه بخش تقسیم شده است: بخش اول آن به طول 22/31 متر است و صفه ای در جلوی آن تراشیده شده است. این صفه به نهر آبی مشرف است. قسم دوم به طول 50/10 متر و قسمت سوم به طول 25/5 متر است. در جلوی قسم دوم و سوم نیز صفه ای به عرض 15/8 متر دیده می شود.
    در قسمت جنوب شرقی این صفحه تراشیده، حوض دایره شکلی از سنگ ایجاد شده است. قطر دهانه این حض 86/3 متر و عمق آن 66 سانتیمتر است. در وسط حوض، مخروط ناقص فواره مانندی به ارتفاع 66 متر وجود دارد که محیط تحتانی 24/2 متر است. قسمت تحتانی این مخروط ناقص، به شکل دوازده ضلعی نامنظم است.
    سطح فوقانی فواره، به صورت دایره ای است که در وسط یک صفحه دوازده ضلعی قرار دارد. در قسمت شمالی حوض، پیش رفتگی مستطیل شکلی به ابعاد 40×20 سانتیمتر وجود دارد. همچنین در نزدیکی این حوض سنگی، طاقی از یک سنگ یک پارچه دیده می شود که دارای قوسی گهواره ای است. در قسمت تحتانی طاق، تخته سنگی به شکل مکعب مستطیل وجود دارد، احتمالاً طاق بر روی این تخته سنگ قرار گرفته است. در کنار این طاق نیز بخشی از یک پلکان سنگی سه پله ای وجود دارد. در جنوب این مجموعه و در اطراف میدان شهر، بقایای یک بنای سنگی از دوره ساسانی به چشم می خورد. این مکان امروزه تبدیل به پارک شده و بخش زیادی از آن به دلیل ساخت و سازهای جدید از بین رفته است. مصالح به بکار رفته در این بنا شامل لاشه سنگ و ملاط گچ است و در بعضی از قسمت ها روکار دیوار با بلوک های سنگی مکعب مستطیل چیده شده است.
    منبع: سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه

    تهیه و تنظیم: زهره پری نوش

  6. Top | #6
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض قصر شیرین

    قصر شیرین

    معرفی محوطه های باستان شناختی استان کرمانشاه

    پارسیان (شاپرزفا)
    کاخ خسرو:

    در حاشیه شمالی شهر کنونی قصر شیرین و در نزدیکی آتشکده چهار قابی، ویرانه های قصر خسرو پرویز دیده می شود. این بنا در جهت شرقی – غربی و به ابعاد 285×98 متر بر روی مصطبه ای به ارتفاع هشت متر ساخته شده است. راه ورد به داخل بنا از طریق پلکان صورت می گرفت. در قسمت شرقی بنا، تالار ستون دارد مستطیل شکلی دیده می شود و سقف آن به وسیله طاق های آجری پوشش داده شده است. در پشت این تالار، اتاق گنبددار بزرگی قرار دارد و راه ورود به آن از طریق درگاهی که در قسمت غربی تالار ایجاد شده است، صورت می گیرد. در شمال و جنوب اتاق گنبدار، اتاق های مستطیل شکلی وجود دارد که از طریق اتاق گنبدار قابل دسترسی بوده اند. همچنین در پشت اتاق گنبددار، حیاط مربع شکلی به ابعاد 27×27 متر با رواق ستون دار قرار دارد.
    اطراف این حیاط را اتاق های متعددی فرا گرفته است. در قسمت غربی حیاط نیز ایوانی ساخته شده است که از طریق درگاهی به حیاط دیگر کاخ منتهی می شود. در اطراف این حیاط ها نیز مجموعه اتاق ها و اصطبل ها قرار دارند. در قسمت شمالی تراس، چند خانه به صورت یک مجموعه دیده می شود. ظاهراً خانه هایی که در قسمت مرکزی قرار دارند، حرم پادشاه و خانه های اطراف مکانی برای پذیرایی از میهمانان بوده است.
    در مورد این کاخ، مورخین و جغرافی نویسان ایرانی و عرب مطالب فراوانی نوشته اند. آنها بر این اعتقادند که این کاخ توسط خسو پرویز در میان باغ وسیعی ساخته شد و حیوانات وحشی با آزادی تمام در این مکان می زیستند و آب فراوانی از رودخانه الوند در این باغ جریان داشت. یاقوت حموی این کاخ را جزء عجایب جهان به شمار می آورد که در سال 628 م توسط «هراکلیوس» ویران شد.
    پارسیان (شاپرزفا)
    آتشکده چهار قاپی:

    «چهار قاپو» یا «چهار قاپی» به معنی «چهار در»، از جمله آتشکده های دوره ساسانی در شهر مرزی قصر شیرین است. این آتشکده از نوع آتشکده هایی است که دارای دالان طواف بوده و به مرور زمان رواق آن فرو ریخته است و تنها در برخی از قسمت ها، آثاری از آن دیده می شود. این آتشکده اتاقی مربع شکل به ابعاد 25×25 متر است و سقفی گنبدی شکل به قطر شانزده متر داشت که متأسفانه اکنون اثری از آن باقی نمانده است و تنها بقایای گوشواره ها در چهار گوشه آن دیده می شود. این اتاق مربع شکل دارای چهار درگاه ورودی است که به رواق اطراف فضای مرکزی منتهی می شوند. در اطراف این بنا مجموعه اتاق ها و فضاهایی وجود دارد که بخش هایی از آن در نتیجه کاوش های باستان شناختی سال های اخیر شناسایی شده است. این بنا با استفاده از مصالح محلی از قبیل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و گنبد آن آجری بوده است.
    طاق گرا

    بنای مستطیل شکل طاق گرا به ابعاد 7/7× 86/4 متر در گردنه پاتاق، بر سر راه کرمانشاه به سر پل ذهاب و در کنار راه باستانی سنگ فرش شده ای قرار دارد که فلات ایران را به بین النهرین ارتباط می داد. به علت تغییر مسیر، این راه و بنای طاق گرا اکنون در شیب های پایین جاده آسفالته قرار گرفته است.
    از نظر معماری، بنای طاق گرا، فضای ایوان مانندی است که تماماً از سنگ ساخته شده است. ورودی آن به طرف جنوب و مشرف بر جاده سنگ فرش باستانی است و با بلوک های سنگی که به صورت مکعب مستطیل تراشیده شده اند، ساخته شده است. مصالح داخلی دیوارها نیز از لاشه سنگ و ملاط گچ است. دیوارهای بنا تا حدودی بلندتر ساخته شده اند تا بتوانند سقف طاق را کاملاً مسطح نمایند. در بالاترین بخش بر روی لبه بام بنا، یک ردیف کنگره به ارتفاع نود و دو سانتیمتر قرار گرفته است.
    بنا بر این ارتفاع بنا از سطح زمین تا بالاترین نقطه 7/11 متر است. همچنین عرض دهانه طاق 10/4 متر و عمق آن 10/3 متر است. دیوارهای داخلی بنا با نقوش هندسی حجاری شده است.
    درباره قدمت این بنا اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی آن رابه دوره اشکانی و برخی دیگر آن را به دوره ساسانی نسبت می دهند. همچنین برای این بنا کارکردهای متفاوتی چون راه کاروان رو، توقف گاه موکب شاهی، اریکه سلطنتی، پاسگاه مرزی، بنای یادبود یک پیروزی و ... ذکر شده است.
    منبع: سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه

    تهیه و تنظیم: زهره پری نوش



  7. Top | #7
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض كالبد هخامنشیان بر سینه كوه

    كالبد هخامنشیان بر سینه كوه


    از دشت‌ها و كوه‌ها كه بگذری و به سوی مركز ایران بروی، آن سوی یك دشت سه،چهاركیلومتری، در شمال كوه مهر(رحمت)، دنباله غربی حسین‌كوه از دور نمایان است. اندكی نزدیك‌تر، نقش چند صلیب بزرگ بر دیواره عمودی حسین‌كوه پدیدار می‌شود و سرانجام از بالای تپه‌ای در جلوه كوه، «نقش رستم» رخ می‌نماید. سینه جنوبی حسین‌كوه در اینجا به‌طور طبیعی به ‌صورت یك پرده بزرگ نمایشی به بلندی 70متر و پهنای 200متر درآمده است.در سمت راست این دیواره با زاویه‌ای، پرده نمایش دیگری به پهنای 30متر قرار دارد. دو سلسله هخامنشی و ساسانی به‌خوبی متوجه نمای خاص این تكه كوه شده و به نحو شایسته‌ای از آن استفاده كرده‌اند.
    هر یك از سه نقش بزرگ صلیب‌شكل روبه‌رو و یك نقش در سمت راست زاویه‌ كوه، آرامگاه یكی از شا‌هان هخامنشی است. كمی پایین‌تر از سطح سه آرامگاه روبه‌رو، شاهان ساسانی نقش‌های برجسته‌ای از خود باقی گذاشته‌اند.
    در سمت چپ و اندكی جلوتر از دیواره كوه، برج سنگی مربع‌شكلی نمایان است كه گویی نیمی از آن در خاك فرورفته. اینجا «كعبه زرتشت» خوانده شده و از آثار مسلم هخامنشی است. در آخر سینه كوه كه دیده نمی‌شود، یكی،دو نقش دیگر ساسانی وجود دارد.
    كف زمین اینجا در جلو دیواره كوه 10متر بالاتر از كف واقعی آن در زمان گذشته است. بر اثر جمع‌شدن خاك و خاشاك و سنگ، سطح این مكان بالا آمده است. كف حقیقی زمین، پایه «كعبه زرتشت» است.
    پارسیان (شاپرزفا)
    آرامگاه «كورش» ساختمان كاملاً مشخص و جداافتاده‌ای در جلگه «پاسارگاد» در چهل كیلومتری «تخت جمشید» است. جایگزین‌كردن آرامگاه شاه در سینه كوه، یكی از ابتكارات «داریوش» بود. شاه‌های بعدی سلسله هخامنشی به پیروی از او آرامگاه خود را به همان شكل و ابعاد در سینه كوه‌ها ساختند.
    شاید ملكه یا افراد بسیار نزدیك به شاه هم در همان آرامگاه جا داده می‌شدند، زیرا در داخل هر یك از آرامگاه‌ها بیش از یك تابوت سنگی وجود دارد. شاید اشیای گرانمایه یا سلاح شخصی شاه هم در كنار او گذاشته می‌شد كه البته هم اكنون چیزی از دستبرد دزدان در امان نمانده است.
    امروزه آرامگاه هر یک از شاهان هخامنشی در نقش رستم شناسایی شده كه از سمت راست به چپ، به این ترتیب است.
    آرامگاه تكی در دیواره راست زاویه، از آنِ خشایارشاه (456 – 468 پ. م) است. نقش‌های برجسته‌ این آرامگاه از لحاظ هنر سنگتراشی از ظرافت خاصی برخوردار است زیرا در زمان این شاه، هنر هخامنشی به اوج تكامل خود رسیده بود.
    اولین آرامگاه بر دیوار روبه‌رویی كوه متعلق به داریوش است(486- 522پ. م). آرامگاه بعدی در سمت چپ آن متعلق به اردشیر اول (424-465 پ.م) است كه پس از خشایارشاه بر تخت نشست. سومین یا آخرین آرامگاه در سمت چپ بر دیوار روبه‌رو هم متعلق به داریوش دوم (404- 423 پ.م) است.
    پس از داریوش دوم، دیگر در نقش رستم جا نبود و به‌ناچار دو شاه بعدی، اردشیر دوم (359 – 404 پ. م) و اردشیر سوم (338 – 358 پ.م)، آرامگاه‌های خود را در دامنه كوه مهر مشرف به سكوی تخت جمشید ساختند.
    داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی (336 – 330 پ. م) به دست یكی از سردارانش به نام بسوس(Bessus) در نزدیكی دریای مازندران از پای درآمد.
    پارسیان (شاپرزفا)
    پلوتارك (Plutarch) می‌نویسد كه یكی از سربازان اسكندر، به هنگام مرگ شاه فرارسید. داریوش از او آب خواست. پس از نوشیدن آب و پیش از جان‌سپردن، داریوش اظهار تأسف می‌كند كه در موقعیتی نیست كه بتواند به نحوی شایسته از آن مرد تشكر كند. ساختمان آرامگاه هر شاه در دوران شاهی او شروع می‌شد. داریوش سوم نگون‌بخت فرصت نیافت ساختمان آرامگاه خود را تمام كند. آرامگاه او امروزه در گوشه جنوبی و كمی دورتر از سكوی تخت جمشید به همان حالت نیمه‌تمام، باقی مانده است.
    به این ترتیب جز آرامگاه کمبوجیه، جانشین كورش بزرگ كه سرنوشت جنازه‌اش پس از بازگشت از مصر معلوم نشد، آرامگاه یكایك پادشاهان هخامنشی شناسایی شده است.
    نمای جلویی هر یك از آرامگاه‌ها، چه در نقش رستم و چه در تخت جمشید، سه بخش افقی دارد؛ بخش بالایی به نمایش یك صحنه از مراسم دینی و درباری اختصاص یافته است. بخش مستطیل شكل میانی كه حالت صلیب بزرگی به تمامی نما داده ورودی آرامگاه است. بخش پایینی نیز صاف و خالی از نقش است.
    در بخش بالایی، نقش شاه دیده می‌‌شود كه در لباس «پارسی» در سمت چپ صحنه روی یك سكوی سه پله‌ای ایستاده و به شعله‌های آتشی می‌نگرد كه از یك آتشدان زبانه می‌كشد. او در دست چپ كمان گرفته و دست راستش را با كف باز به سوی آتش بلند كرده است. در گوشه بالای سمت راست صحنه، نشان گردی است با خط منحنی كه شاید مظهر خورشید و هلال ماه باشد. در بالای همان نقش، انسان بال‌دار («فر ‎ْشاهی» بنابر نظریه استاد شهبازی) دیده می‌شود که حلقه‌ای در یك دست گرفته و دست دیگر را به نشان تبرك بلند كرده است. شماری از افسران «پارسی» و «مادی» یا بزرگ‌زادگان ایرانی در كنار ایستاده‌اند.
    پارسیان (شاپرزفا)
    هم شاه و هم آتشدان جلو او روی یك تخت روان به شكل كرسی قرار دارند كه 28 نماینده كشورهای تابعه به عنوان «تخت­رانان» آن را روی دست‌های خود بلند كرده‌اند.
    در آرامگاه داریوش بزرگ، كتیبه‌ای پشت نقش شاه و همچنین میان دو نیمه‌ستون مركزی دیده می‌شود كه در آن از یكایك «تخت‌رانان» نام برده شده كه كمك شایانی به شناسایی دقیق این افراد كرده است. در همین كتیبه، داریوش بزرگ خود را معرفی كرده و سپس می‌گوید:
    «...آن‌كه دوست من بوده است، او را ثروتمندانه پاداش داده‌ام. به خواست اهورامزدا، اینها هستند كشورهایی كه من تسخیر كردم، بیرون از كشور پارس. بر آنها حكومت كردم، آنها هدیه آوردند و آنچه من دستور دادم انجام گرفت. قانون من محكم بود. اگر تو فكر كنی [بپرسی] كشورهایی كه داریوش‌شاه داشت كدامند، بنگر به آنان كه تخت مرا بلند كرده‌اند و آنها را خواهی شناخت... آن‌گاه خواهی دانست كه نیزه مرد پارسی دور رفته است، آن‌گاه خواهی دانست كه مرد پارسی دور از ایران نبرد كرده است».
    با كمی دقت می‌توان دید كه پایه‌های كرسی شاه، چندانگشتی از زمین بلند شده؛ یعنی به حركت درآمده است. چون «تخت‌رانان» زیر كرسی دید كافی نداشتند، فرد دیگری باید یكی از پایه‌های كرسی را از بیرون می‌گرفت، در حالی كه فرد دیگری پایه دیگر كرسی را گرفته آن را می‌كشید. این فرد دومی در سمت راست كرسی قرار گرفته، اما دست‌هایش را به‌طور غیرطبیعی به سمت عقب برده است.
    پارسیان (شاپرزفا)
    بخش مربع‌شكل میانی نمای آرامگاه كه باز هم برای تمام آرامگاه‌ها یكسان است، بنای جلویی یك ایوان كاخ هخامنشی را نشان می‌دهد. این ایوان چهار نیمه‌ستون با سرستون‌های گاو دوسر دارد كه تیر چوبی زیر سقف را بر دوش خود نگه‌داشته‌اند. لبه سقف با دندانه مزین شده است. درگاهی میان دو ستون وسطی كه به داخل آرامگاه راه دارد به چهار تكه افقی تقسیم شده است. سه تكه بالایی، كاملا سنگی بوده، تكه پایینی به عرض 5/1متر از دو لنگه در تشكیل شده كه بر پاشنه در می‌گشتند. بی‌شك هدف این بود كه پس از دفن شاه، آرامگاه برای ابد بسته بماند اما با گذشت زمان و شاید اندكی پس از انقراض شاهنشاهی هخامنشی، آرامگاه‌ها یكی پس از دیگری شكافته شد و هرچه از اشیای گرانبها در آن بود به تاراج رفت.
    معضل خط آهن:
    این روزها اجرای طرح راه‌آهن شیراز ـ اصفهان كه مطالعات آن در سال1373 آغاز شده، با سرعت بیشتری درحال پی‌گیری است. بر اساس این طرح، خط‌ آهن از نزدیكی نقش رستم می‌گذرد.
    از سوی دیگر كارشناسان بنیاد پارسه ـ پاسارگاد كه سرگرم ثبت نقش رستم در فهرست آثار جهانی هستند،‌ معتقدند كه این راه‌آهن به مجموعه باستانی نقش رستم آسیب رسانده و از ثبت جهانی آن جلوگیری می‌كند.
    آنها معتقدند راه‌آهن هم‌اكنون از فاصله 359متری نقش رستم می‌گذرد كه این فاصله باید تا 900متر افزایش یابد. در نشستی كه روز 13آذرماه با هدف بررسی مسائل طرح‌شده میان وزارت راه و ترابری و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد، ضمن تاكید بر اهمیت حفظ و صیانت از میراث فرهنگی، پروژه راه‌آهن به‌مدت یك‌ماه برای گرفتن تصمیم و انتخاب بهترین مسیر كه در حریم شهر استخر واقع نشود، متوقف شد.

    نویسنده: اعظم السادات راستی

  8. Top | #8
    پارسیان (شاپرزفا)
    Bauokstoney آنلاین نیست.
    ورود به پروفایل ایشان

    عنوان کاربر
    ناظـر ســایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    72,809
    میانگین پست در روز
    4.44
    حالت من : Asabani
    تشکر ها
    1,464
    از این کاربر 18,856 بار در 14,692 ارسال تشکر شده است.

    موضوع پیش فرض محوطه های باستان شناختی استان قزوین

    محوطه های باستان شناختی استان قزوین


    دردشت قزوین تاكنون بیش از دو هزار محوطه باستان شناختی شناسایی شده است كه قدمت برخی از آنها به بیش از هشت هزار سال می رسد.
    تپه های پیش از تاریخ دشت قزوین

    دشت قزوین از دیر باز محل تردد و مهاجرت گروه های انسانی بوده است .
    تپه های پیش از تاریخ ( تپه زاغه ، تپه قبرستان و قره تپه ) واقع در جنوب این دشت ، مُعّرف قدیم ترین دوران استقرار در این منطقه است .
    تپه زاغه : این تپه با وسعت حدود بیست هزار متر مربع در هشت كیلومتری شمال شرق دهستان " سگزآباد " از توابع شهرستان بویین زهرا قرار دارد . این تپه تقریباً گرد ، و رأس آن كمتر از یك متر از سطح زمین های اطراف بالاتر است.
    در بررسی های اولیه این تپه ، بقایای یكی از اولین اجتماعات كشاورزی به دست آمده كه معرف یكی از مكان های اولیه اسقرار در ایران است . تاریخ تقریبی استقرار در زاغه به اواخر هزاره ششم ق . م برمی گردد و بعد ازآن ، این محل به كلی متروك شد و اهالی آن به مكانی دیگر مهاجرت كردند. به نظر می رسد تپه زاغه ، قدیمی ترین بقایای باستانی را در بر دارد و پس از متروكه شدن آن ، استقرار در تپه " قبرستان " آغاز شده است . معماری بناهای زاغه اكثراً با چینه و خشت بوده و برای پوشش سقف آنها از تیرهای چوبی استفاده شده است . برای پخت و پز نیز از انواع اجاق در اتاق ها بهره می جستند . سفال های تپه زاغه به رنگ قرمز یا نخودی با سطحی صیقل یافته است و اكثراً توسط سفالگران محلی در خارج از روستا پخته می شد. برخی از سفال های این تپه ی منقوش ، عمدتاً هندسی شكل است. سایر اشیای به دست آمده از این تپه عبارت اند از : ریتون(1) های كره ای ، مخروطی و استوانه ای ، مُهر ، پیكرك ( مجسمه ی كوچك ) حیوان و انسان، تیغه و آثار سنگی و استخوانی .از سال 1349 حفاری های باستان شناسی توسط دانشگاه تهران در این مكان انجام شده است .
    تپه قبرستان : این تپه با ارتفاع بسیار كم ، در فاصله سیصد متری غرب تپه سگزآباد ( قره تپه ) قرار دارد و بیشتر بقایای باستانی آن در زیر لایه های شن و ماسه ی سیلاب مدفون شده است . سفال های به دست آمده از این تپه به صورت ظریف و منقوش است و نقوش هندسی ، حیوانی وانسانی بر سفال منقوش دیده می شود.
    آثار معماری به دست آمده نیز شامل بخش هایی از دیوار خانه ها ، كوچه و نمونه كوزه فلزكاری است . براساس شواهد باستان شناسی چنین به نظر می رسد كه این تپه به تناوب یا مورد سكونت قرار گرفته و یا به عنوان قبرستان در طول هزاره پنجم تا اول ق . م مورد استفاده بوده است .
    قره تپه : این تپه در پنجاه و پنج كیلومتری دهستان سگزآباد ، از توابع شهرستان بویین زهرا ، قرار دارد . طول تقریبی این تپه از شمال به جنوب 345 متر و از شرق به غرب 300 متر است . اطراف این تپه زمین های كشاورزی قرار دارد. تپه زاغه در شمال شرق این تپه و تپه قبرستان در جنوب غرب آن قرار گرفته است .
    آثار و اشیای به دست آمده از حفاری های متعدد در قره تپه عبارت اند از: آثار معماری خشتی و چینه ای به صورت دیوار با پایه سنگی ، اجاق های سنگی به شكل مدور ، اشیای سفالین چون : ظروف پایه دار ساده یا پایه دكمه یا سه پایه ، ظروف ساده و منقوش به رنگ نخودی، خاكستری و قرمز ، پیكره و مجسمه انسانی و حیوانی ، مهره های سفالین و سنگی ، تیغه های سنگی و ....
    1 ) ریتون : جام هایی كه سر آن به شكل سر حیوانات درست شده است
    منبع: کتاب میراث فرهنگی استان قزوینتهیه و تنظیم: زهره پری نوش

صفحه 1 از 13 1234511 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

پارسیان (شاپرزفا) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •